توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : @بررسي مسايل فوتبال ملي ايران@
Rainyboy
06-21-2010, 01:00 PM
در بيخبري از قطبي باشگاهها میخواهند اردوی اتریش لغو شود! ترابیان میگوید تیم ملی در اردوی اروپاییاش دیدار دوستانه نخواهد داشت
فدراسیون فوتبال زیربار نمیرود
http://pic-ups.com/images/1kik.png
اگرچه مسؤولان فدراسیون فوتبال واکنشی به درخواست مصطفی آجرلو برای لغو اردوی تیم ملی در اتریش ندادند و با زبان بیزبانی به مدیر بنفشپوشان تهرانی نشان دادند که عمل کردن به این درخواست با توجه به شرایط تیم ملی ناممکن است اما علی کفاشیان پس از تکرار این درخواست این بار از زبان محمدرضا ساکت و باشگاه فولاد سپاهان سریع واکنش نشان داد و گفت که «اولویت» با تیم ملی است و این باشگاهها هستند که باید خودشان را با برنامههای تیم ملی «هماهنگ» کنند. آجرلو که سابقه چنین درخواستهایی را پیش از این در مقام مدیر باشگاه پاس سابق داشته است، از کفاشیان خواسته بود که اردوی اتریش را «تعطیل» کند. در بخشی از نامه مدیرباشگاه استیلآذین آمده بود: «از آنجایی که از دهه سوم خردادماه تا پایان تیرماه سال جاری همه تیمهای لیگ حرفهای در دوره بدنسازی بسر میبرند، انجام این امر (لغو یا تغییر تاریخ اردوی اتریش) به منظور کسب آمادگی لازم جسمانی و تاکتیکی اجتنابناپذیر است». البته نه کفاشیان و نه قطبی پاسخی به این درخواست ندادند تا اینکه دیروز چنین درخواستی از سوی محمدرضا ساکت که رفاقت دیرینهای با آجرلو دارد، تکرار شد؛ درخواستی که برخلاف مشی و خلق و خوی علی کفاشیان با پاسخ قاطع او همراه شد: «در جلسه یکشنبه کمیته فنی برنامه رقابتهای فصل آتی لیگ برتر بررسی شد و ما برنامههای تیم ملی را بر اساس این برنامه تنظیم خواهیم کرد اما باید بگویم امکان لغو اردوی اتریش وجود ندارد. رئیس سازمان لیگ تقویمی را از رقابتهای فصل آتی ارائه کرد که پس از تصویب این برنامه در هیات رئیسه سازمان لیگ لازمالاجرا خواهد بود. اگر این برنامه به تایید هیات رئیسه برسد تا آخر، بر اساس این برنامه پیش خواهیم رفت و باشگاهها هم باید خودشان را با این برنامه هماهنگ کنند». البته غیر از کفاشیان که سفت و سخت مقابل درخواست سپاهان و استیلآذین و احتمالا درخواستهای مشابه چند روز آینده ایستاد، فریدون معینی که چند صباحی است به عنوان رئیس کمیته تیمهای ملی نقش سابق مهدی تاج را برعهده گرفته است هم به این درخواست واکنش نشان داد: «همه جا اولویت با تیم ملی است که همه باید یکدل به تیم ملی کمک کنیم تا این تیم موفق شود چرا که موفقیت این تیم نتیجه زحمات همه عرصههای فوتبال ایران از جمله باشگاههاست. این باشگاهها رسما از ما خواستهاند که بازیکنان ملیشان را در اختیارشان بگذاریم که این تقاضای بسیار سختی است. اولویت در همه جای دنیا با تیم ملی است و منطقی نیست که به خاطر باشگاهها برنامههای تیم ملی را تعطیل کنیم. تنها راهکاری که وجود دارد این است که در صورت موافقت قطبی از مدت زمان اردوی اتریش کم کنیم. با این حال کمیته فنی از قطبی خواسته که هرچه سریعتر فهرست 25 نفرهاش را اعلام کند تا باشگاهها بدانند که چه بازیکنانی را در اختیار ندارند، ضمن اینکه قطبی پیش از این برنامهاش را اعلام کرده بود و باشگاهها باید تعمق بیشتری روی برنامههای قطبی میداشتند تا از شدت مشکلاتشان کمتر شود».
آتش زیر خاکستر یا پایان اختلاف؟
البته نباید فکر کنیم که با این موضع فدراسیون فوتبال، باشگاهها تا پایان فصل آتی ساکت خواهند نشست. فوتبال ملی ایران در سال 89 تقویم شلوغی دارد؛ حضور در رقابتهای قهرمانی جوانان آسیا، شرکت تیم امید در بازیهای آسیایی، حضور این تیم در بازیهای انتخابی المپیک 2012 لندن و شرکت تیم ملی بزرگسالان ایران در رقابتهای جام ملتهای آسیا تقویم شلوغی را برای فوتبال ملی ایران رقم میزند، اتفاقی که قطعا باعث اختلاف روزافزون باشگاهها با فدراسیون فوتبال میشود و از حالا باید منتظر روزهایی بود که باشگاهها و فدراسیون برای هم شمشیر را از رو ببندند. با این حال اگر این را هم به یاد بیاوریم که سال قبل هم فدراسیون تعهد داد که تنها در روزهای فیفا، اردوی تیم ملی را تشکیل میدهد و به غیر از این، بازیکنان در دیگر اوقات در خدمت باشگاههایشان خواهند بود، باید به آنها هم حق داد که علیه اردوی اتریش موضع بگیرند.
سفر اتریش؛ زیر پا گذاشتن آشکار تعهدات
تعمق در نامه باشگاه سپاهان به فدراسيون فوتبال ميتواند واقعيت بيشتري را درباره اختلاف باشگاهها و فدراسيون فوتبال آشكار كند. در بخشي از اين نامه آمده است: دهمین دوره مسابقات لیگ حرفهای ایران در هفته اول مردادماه 1389 آغاز خواهد شد و تیم ملی فوتبال کشورمان در دهه سوم تیرماه برای چند مسابقه قصد عزیمت به کشور اتریش را دارد. چنین برنامهای برای تیم ملی آن هم در غیر از روزهای فیفا و در شرایطی که برنامهای برای تیمهای ملی هیچ کشوری طراحی نشده قابل تامل و سوالبرانگیز است. ضمن اینکه یادآور میشویم در برنامه قبلی تیم ملی در خارج از روزهای فیفا که سال گذشته برای تورنمنت قطر صورت گرفت مسؤولان آن فدراسیون و کمیته تیمهای ملی صراحتا بر تعهد خود نسبت به انجام برنامههای تیم ملی در روزهای فیفا پس از تورنمنت قطر تاکید کرده بودند و برنامه احتمالی تیم ملی در اتریش فراموشی و زیر پا گذاشتن آشکار این تعهدات است.
تیم ملی در اتریش چه خواهد کرد؟
اما نکتهای که اهمیت دارد، این است که مگر قرار است تیم ملی در اردوی اتریش چه کند که برپایی این اردو اینچنین محل اختلاف فدراسیون و باشگاهها شده است. در پاسخ به این سوال باید حرفهای عباس ترابیان را بخوانید که چندی پیش گفته بود: «با توجه به اینکه در زمان برپایی اردوی ایران در اتریش، تیمهای ملی از جام جهانی بازگشتهاند و امکان بازی با این تیمها وجود ندارد، ضمن اینکه باشگاههای بزرگ هم در حال بدنسازی هستند و نمیتوانیم با آنها بازی کنیم، بنابراین تیمهایی که میتوانیم با آنها بازی کنیم باشگاههایی مثل کلن آلمان، ویگان انگلیس و پالرموی ایتالیا هستند که باید قطبی نظرش را بگوید». البته اینها، حرفهای 2هفته پیش ترابیان بود و گویا قطبی نظرش را به او گفته که او در تازهترین اظهارنظرش اینچنین میگوید: «برای تیم ملی تدارک 3 بازی دوستانه مقابل تیمهای باشگاهی ویگان انگلیس، پالرموي ایتالیا و کلن آلمان را در این اردو دیده بودیم اما سرمربی تیم ملی تمایلی به رویارویی با این تیمها ندارند و میخواهند مقابل تیمهای مطرح باشگاهی صف آرایی کنند. از آنجایی که در آن مقطع زمانی 11 تا 24 ژوئیه 2010 شاید تیم مطرحی در اتریش اردو نداشته باشد، فعلا امکان تدارک دیدن بازی جدید نیست».
قطبی کجاست؟
تنها خبرنگار ایرانی حاضر در جام جهانی که از سوی یکی از خبرگزاریها در آفریقای جنوبی حاضر شده انواع و اقسام مصاحبهها را از لنارت یوهانسون سوئدی گرفته تا میشل پلاتینی فرانسوی به تهران مخابره کرده اما همین که این خبرنگار نتوانسته گفتوگویی را با افشین قطبی که به بهانه تماشای بازیهای کرهشمالی به آفریقای جنوبی رفته، ترتیب دهد بر ابهامات حضور قطبی در آفریقا افزوده است. این مساله را بگذارید کنار اظهار نظر کفاشیان که گفته قطبی را در آفریقای جنوبی ندیده تا کمی نگران سرمربی تیم ملی شوید. فریدون معینی، رئیس کمیته تیمهای ملی که مافوق قطبی به حساب میآید هم دیروز در گفتوگو با «وطن امروز» در پاسخ به این سوال که قطبی چه زمانی به ایران بازمیگردد به گفتن «نمیدانم» بسنده کرد تا ابهامات، اطراف قطبی بیشتر شود.
Ahmad.taj
06-22-2010, 05:00 PM
http://www.free2upload.com/images/18251464909631757966.jpg
1) گزارشگر محترم واحد مركزي خبر در انگلستان، با خوشحالي زايد الوصفي ميكروفون به دست گرفته و در خيابانهاي لندن قدم ميزند. او كه نه ميتواند و نه ميخواهد شادياش را پنهان كند، سرمست از توقف تيم فوتبال كشوري كه در آن كار ميكند برابر الجزاير، سراغ شهروندان انگليسي ميرود تا با آنان حرف بزند.بيشتر مردم حاضر به گفتگو با فلاح نميشوند و اين گزارشگر تلويزيون، از چنين اتفاقي با عنوان «عصبانيت انگليسيها» ياد كرده و آن را به فال نيك ميگيرد. شادي آزادانه الجزاير تبارها در قلب لندن هم البته قاب زيبايي براي آقاي فلاح ميسازد تا او گزارش اختصاصياش را در چنين بك گراندي به پايان برساند. مشهورترين تيم فوتبال «بريتانيا» برابر «الجزاير» مساوي كرده و اين موضوع به دستاويزي براي فخرفروشي تبديل شده است. واقعا چرا؟
2) به نظر ميرسد مسوولان و دستاندركاران فوتبال ايران استعداد شگفتانگيزي براي «پزدادن» دارند و ميتوانند موفقيت يا شكست هركس ديگري روي كره زمين را به خودشان بگيرند و مايه مباهات و افتخارشان قلمداد كنند. كره شمالي يقه برزيل را ميگيرد، افشين قطبي يادش ميآيد كه بايد منت تساوي با اين تيم در پيونگيانگ را با تاخير يك ساله به سر ملت بگذارد، كره جنوبي نيجريه را از پيشرو برميدارد، دوستان پز بالا رفتن سطح فوتبال در آسيا را ميدهند، تازه وقتي همين آسياييها طعم شكست را ميچشند، آقايان دوره ميافتند كه «ديديد جاي ما در جام جهاني خالي است» يا «ديدي ناحق حذف شده بوديم» ...! از همه حيرتآورتر اما، همين صيغه اخير است كه تلويزيون كشورمان دريافته ما حتي اين اجازه را داريم كه به متوقف شدن تم ها بزرگ مقابل تم ها کوچک هم افتخار كنيم. آفرين به اين خوشفكري و درايت!
3) شايد لازم باشد دست به باز تعريف مفهوم «منافع ملي» براي برخي از دوستاني بزنيم كه همچنان گمان ميكنند موفقيت الجزاير، موفقيت ايران است و هرگلي كره شمالي به سر خودش بزند، انگار به سر ما زده! نه آقايان؛ نام كشور ما «ايران» است و مصالح مليمان در اولويت اول، با كاميابيها و ناكاميهاي خودمان تعريف ميشود. چگونه ميتوانيم به نمايشهاي كره جنوبي و ژاپن فخر بفروشيم، در حالي كه خودمان بين ده تيم حاضر در مرحله مقدماتي همين جامجهاني، نهم شدهايم؟ سه مربي عوض كرديم كه همين امروز غرامت اخراج يكيشان، 450 ميليون تومان ناقابل «بيتالمال» مردم را دوشيده است، كلي هاي وهوي راه انداختيم و پول اردو و مسابقه داديم و تازه همين تلويزيون در كسوت يار دوازدهم پشت سر فوتبال ملي ايران ايستاد تا در نهايت، بين همه تيمهاي حاضر در دوره مقدماتي، فقط بتوانيم بالاتر از امارات بايستيم؛ آن هم اماراتي كه امروز همه لژيونرهايمان را يك به يك از فوتبالش بيرون ميكند! آيا در چنين اوضاع اسفباري، جايي براي پزدادن باقي ميماند؟ آن هم افتخار كردن به اينكه مثلا فلان تيم آسيايي در آفريقاي جنوبي خوش درخشيده،يا الجزاير گمنام يقه انگلستان را گرفته! حقيقتا آيا بهتر نيست به جاي اين شادمانيهاي كودكانه، زانوي غم بغل بگيريم كه چگونه فاصله تيمهاي درجه چندمي با قدرتهاي برتر جهان اين اندازه كاهش پيدا كرده، در حالي كه فوتبال ما حتي در همين غرب عقب افتاده آسيا هم ديگر محلي از اعراب ندارد؟
* * *
رسول بهروش
«روزنامه گل»
pesarjonoob
06-26-2010, 12:04 PM
ترکیب تیم اعزامی ایران به کانادا کامل شد با برگزاری یک دیدار انتخابی در اردوی تیم منتخب نیروهای مسلح، ترکیب این تیم برای حضور در رقابتهای قهرمانی جهان مشخص شد.
منبع:خبرگزاري مهر به گزارش خبرنگار مهر، نوزدهمین دوره رقابتهای تکواندو قهرمانی ارتش های جهان 23 تا 30 تیرماه به میزبانی کانادا در کبک برگزار خواهد شد و تیم منتخب نیروهای مسلح ایران به عنوان نایب قهرمان دوره قبل راهی این مسابقات می شود.
این تیم که در همدان اردو زده بود در روز پایانی این اردو یک دیدار انتخابی در وزن پنجم برگزار کرد. در این وزن بهزاد ایلخانی و پیام قبادی برای پوشیدن هوگوی تیم منتخب نیروهای مسلح به مصاف هم رفتند و در نهایت ایلخانی موفق شد با نتیجه 2 بر صفر به برتری رسیده و جواز سفر به کانادا را دریافت کند.
بدین ترتیب علی شاکری، مسلم دائی چی، سعید امیری، فرشاد فروغی کیا، مسعود حجی زواره، بهزاد ایلخانی ، افشین ساکت و جلال خدامی به هدایت محمدرضا زوار(سرمربی)، آشورزاده، سلطانی و چروکی(مربیان) و سرپرستی علی خلیلی(رئیس هیئت تکواندو نیروهای مسلح) هجدهم تیرماه راهی کانادا می شوند تا در رقابتهای ارتش های جهان شرکت کنند.
این دومین میزبانی کانادا در این مسابقات است. کینگزتاون در سال 1993 نیز میزبان این مسابقات بود که تیم ایران در همان مسابقات عنوان نایب قهرمانی را به خود اختصاص داد.
Ahmad.taj
07-03-2010, 01:25 PM
http://www.free2upload.com/images/20687916848560190695.jpg
1- "باید به صورت قانونی با هر کس که مایه شرمساری فوتبال فرانسه شده برخورد کرد. " این صحبت "رامایادو" وزیر ورزش فرانسه است. کسی که نفر اول ورزش این کشور تلقی میشود و حرفهایش را باید جدی گرفت.
سارکوزی رئیسجمهور پوپولیست فرانسه هم بلافاصله پس از برکناری از جامجهانی خود را ملزم به تشکیل جلسه در این مورد میداند و با "تیری آنری" جلسه اختصاصی میگذارد تا از وقایع رخ داده در رختکن تیم ملی باخبر شود.
سیاستمداران عوام فریب فرانسوی حتی از حذف تیم ملی خود نیز "رأی" صید میکنند و میکوشند تا برای خود محبوبیتی دست و پا نمایند. این قانون سیاست است.
2- بحران اقتصادی فرانسه را نیز در برگرفته. یونان تنها کشور ورشکسته اروپا نیست. در فرانسه نیز کارگران بیکار شدهاند، قیمتها بالا رفته و مردم رفاه گذشته را ندارند. این وسط سارکوزی آنقدر زرنگ هست که با در نظر گرفتن بحران اقتصادی حاکم بر کشور، دستور میدهد تا پاداش صعود به جامجهانی از اعضای تیم پس گرفته شود.
به زیرکی او توجه کنید. در ایامی که مردم مشکل اقتصادی دارند سارکوزی از محرومیت بازیکنان یا برکناری کادر فنی سخن نمیگوید بلکه از پس گرفتن پاداش صعود حرف میزند. او میداند که با گفتن کدام جملات میتوانند دل مردم را نرم کند.
3- فرانسه با بحرانی مواجه است که ما در ایران تجربهاش نکردیم. با وجود تمام ناکامیهای فوتبال ما در سالهای اخیر هیچوقت چنین بحرانی را تجربه نکردهایم. فرانسه حتی از گروه خود بالا نرفته و با تحمل 2 شکست مقابل مکزیک و آفریقای جنوبی در قعر جدول جای گرفته. با این حال سارکوزی نمیگوید که برای حل مشکل فوتبال خودش باید وارد عمل شود. وزیر ورزش فرانسه هم نمیگوید کافی است تا 20 درصد توانش را برای حل مشکلات فوتبال "صرف" کند. این وسط مربیانی مثل امهژاکه یا ژاک سانتینی هم ادعا نمیکنند که میتوانستند همین فرانسه را چشم بسته قهرمان جامجهانی کنند!
فرانسویها حتی در زمان سنگینترین و تلخترین بحران فوتبال نیز حرفهای عجیب و غریب نمیزنند، وعده نمیدهند و وارد میدانی که تخصصشان نیست نمیشوند.
جالب اینجاست که رئیس فدراسیون فوتبال فرانسه هم با منتقدان پیشنهاد نمیکند که گل گاوزبان بخورند. او حذف از جامجهانی را فاجعه میداند و مثل برخی از رؤسای فدراسیونهای فوتبال دنیا نیست که بگوید: باختیم که باختیم! نرفتیم که نرفتیم! جنایت که نکردیم!
4- جالب است. فرانسه از جامجهانی حذف شده و تمام مسئولان، کاپیتان، سرمربی تیم، رئیس فدراسیون فوتبال، سرپرست تیم ملی، وزیر ورزش و رئیسجمهور به دلیل این ناکامی یا استعفا دادهاند یا عذرخواهی کردهاند و یا واکنش نشان دادهاند.
در برخی کشورها اما پس از عدم صعود به جامجهانی حتی یک "کوپن گل گاوزبان" اعلام نشد تا بلکه مردم بروند و دریافت کنند و دم کنند و بخورند تا اعصابشان آرام شود!
* * *
جعفری
«ایپنا»
Ahmad.taj
07-06-2010, 07:49 PM
http://www.free2upload.com/images/39896454635824218283.jpg
عذرخواهی کردن شهامت میخواهد. اینکه پذیرای شکست باشی و مسئولیت ناکامیها را برعهده بگیری مسألهای است که این روزها در تلاطم جامجهانی بارها شاهد آن بودیم و به عینه دیدیم که حتی بزرگترین مربیان دنیا هم از آن شانه خالی نکردند و متأسفانه این شهامت و شجاعت همان چیزی است که بسیاری از مسئولان ورزش و مربیان ما فاقد آن هستند.
فابیو کاپلو سرمربی تیم فوتبال کشوری است که مدعی ابداع فوتبال مدرنی است و امروز 3 میلیارد نفر را به خود مشغول کرده است پس از شکست تحقیرآمیز تیمش مقابل آلمان در پشت تریبون قرار گرفت تقصیرات را گردن گرفت و از مردم انگلستان عذرخواهی کرد. سرمربی ایتالیایی تیم ملی انگلیس با وجودی که میتوانست از روشی همچون رویه مربیان وطنی خودمان استفاده کند و زمین و زمان و همچنین اشتباهات مسلم داوری را مقصر تیمش قلمداد کند اما چنین نکرد، مرد و مردانه ایستاد و عذرخواهی کرد که مقابل آلمانی حذف شده است که همه مردم جهان میدانند که یکی از مقتدرترین تیمهای حاضر در جامجهانی و مدعی قهرمانی است. تیم مقتدری که ماشین جنگی آرژانتینی را با دندیگو مارادونای پرادعایش با 4 گل حذف کرد و نشان داد که بسیار قدرتمند است.
دومنک هم در اقدامی مشابه چنین رویهای پیش گرفت. فرانسه مدافع عنوان نایب قهرمانی به گونهای تحقیرآمیز در همان ابتدای راه از ادامه جامجهانی جا ماند و سرمربی بزرگ تیمش با شهامت و در حالی که خوب میدانست که انگشت اتهام یک ملت به سمتش نشانه رفته است مسئولیت شکست را گردن گرفت و از مردمش عذرخواهی کرد و این کاری بود که لیپی ایتالیایی هم انجام داد.
اینها جزء 10 مربی برتر دنیا بودند اما بدون هیچ ادعایی پس از ناکامی پشت تریبونها قرار گرفتند و شجاعانه عذرخواهی کردند و این رویهای است که در همه جای دنیا مربیان بزرگ آن را در پیش میگیرند اما اینجا در ایران تقریبا هیچ کدام از مربیان ما هیچگاه عمیقا چنین کاری را نکردهاند. وقتی در پایان یک تورنمنت تیمی نتیجه نمیگیرد زمین و زمان از داور گرفته تا بازیکنان و برگزارکنندگان تورنمنت مقصر شناخته میشوند اما هیچ مربی ایرانی این شهامت را به خرج نمیدهد که برای یکبار هم که شده تقصیرات را گردن بگیرد.
کوچک و بزرگ ندارد. از مربیان بزرگ داخلی تا آنها که تازه به این جرگه پیوستهاند هیچکدام هیچگاه این جسارت را به خرج ندادهاند و ملت ایران در هیچ برهه از زمان حتی پس از بزرگترین ناکامیها هیچ عذرخواهی را از جانب مربیان و مسئولان تیم به شکل جدی و رسمی به خاطر ندارند.
امیر قلعهنویی پس از ناکامی در جام ملتهای آسیا در سال 2007 هرگز اشتباهاتش را به صورت واقعی نپذیرفت و هنوز هم معتقد است که اگر با همان تیم باقی میماند امروز موفق بود و چنان میکرد و چنین میشد. علی دایی هم همینطور، اگرچه پس از اولین شکستش از تیم ملی کنار گذاشته شد اما خودش هم خوب میدانست که به هر حال یکی از مقصران نرسیدن به جامجهانی بود اما هیچگاه حاضر نشد این تقصیر را هر چند کوچک بود گردن بگیرد. پیش از اینها علی پروینها و ناصر حجازیها هم چنین بودند و هرگز هیچکس عذرخواهی پس از شکست را از این مربیان بزرگ به خاطر ندارد.
افشین قطبی، امپراتور سابق فوتبال ایران با وجودی که ادعا میکرد 2 کره را همچون کف دستش میشناسد و با حرفهای زیبا و صحبتهای منحصربه فرد، قاطعانه قول صعود به جامجهانی را داد پس از آن حذف ناباورانه و حتی شکستهای تحقیرآمیز مقابل بحرین و قطر و... هرگز حاضر نشد پشت تریبون قرار گیرد و از ملتش عذرخواهی کند در حالی که به زعم بسیاری از کارشناسان او خود یکی از مقصران اصلی این شکست بود.
ای کاش به جامجهانی تنها به شکل یک تورنمنت جذاب و گذرا نگاه کنیم چه خوب است مسئولان ورزش و مربیان نگاهی موشکافانهتر و دقیقتر به ماجرا داشته باشند و از این تورنمنت جهانی درس بگیرند. مربیان ما باید بدانند که مربیان بزرگ دنیا حتی کاپلویی که همیشه زبانزد است و وقتی میخواهند بگویند فلان مربی علمی فوقالعادهای دارد به او لقب کاپلو را میدهند، مقابل شکست تقصیرات را گردن میگیرد و عذرخواهی میکند و با این موضوع نه تنها آنها ضعیف قلمداد نمیشوند بلکه شجاعت و جسارتشان بیش از پیش بر همگان آشکار خواهد شد.
* * *
حسینینژاد
«ایپنا»
Rainyboy
07-07-2010, 09:36 PM
تحليل جرزينهو ازفوتبال ايران ؛
چرا اين همه عقب افتاده ايد؟
http://www.qudsdaily.com/archive/1389/html/4/1389-04-16/picture%5C3-18.jpg
بازيکن پيشين تيم ملي فوتبال برزيل، تيم ملي ايران را موفقترين و باهوش ترين تيم آسيا خواند و در عين حال از اينکه فوتبال ايران از سطح اول دنيا عقب افتاده است، ابراز تعجب کرد.
جرزينهو در نشستي با نمايندگان رسانه هاي گروهي و مطبوعات به سووالات آنها پاسخ گفت. او در ابتداي اين نشست گفت: اين اولين ملاقات من با خبرنگاران ايراني است و اميدوارم بار ديگر به ايران آمده و در خصوص فوتبال با شما گفتگو کنم و همه چيز را از نزديک ببينم.
اين اسطوره فوتبال برزيل در خصوص استعداد و توانايي جوان هاي ايراني براي پرداختن به فوتبال گفت: من در ايران مردمي را ديدم که فطرتا ورزشکار هستند، مردمي که علاوه بر هوش بالا توانايي بدني و فيزيکي خوبي دارند. زماني که در عربستان مربيگري مي کردم با فوتبال آسيا و ايران آشنا شدم و متوجه شدم فوتبال در اين قاره و کشور شما چقدر پيشرفت کرده است. نظر من در مورد فوتبال ايران مثبت است و اعتقاد دارم فوتبال شما در آسيا موفق ترين و باهوش ترين است.
جرزينهو به رشد فوتبال ايران اشاره کرد و گفت: اميدوارم ايران بتواند با تلاش و کمک مسؤولان ورزش و فدراسيون فوتبال به جام جهاني 2014 راه پيدا کند. اين ديگر به تلاش دست اندرکاران فوتبال ايران بستگي دارد که چطور برنامه ريزي کرده و آن را به اجرا در آورند.
وي به علاقه مردم ايران به فوتبال برزيل اشاره کرد و با ابراز تاسف از وداع زودهنگام اين تيم با جام جهاني 2010 گفت: متاسفانه کادر فني تيم ملي برزيل راهکار مناسبي را براي حضور در جام جهاني در پيش نگرفته بود و همين مساله باعث ناکامي تيم دونگا شد که اميدوارم ديگر تکرار نشود.
اين بازيکن تاريخي فوتبال برزيل که در جام جهاني 1970 در 6 مسابقه هفت گل به ثمر رسانده است، افزود: مي دانم در فوتبال ايران يک گرايش خاصي به فوتبال برزيل وجود دارد. من هم مانند شما از شکست برزيل ناراحت و آزرده شدم. در شگفتم که مردم ايران اين طور نگران فوتبال هستند. اين براي من خيلي جالب است که مردم ايران تا اين اندازه به فوتبال اهميت مي دهند. وي از برقراري ارتباط با مردم ايران ابراز خرسندي کرد و با ابراز اميدواري از تداوم اين ارتباط در پاسخ به دلايل ناکامي تيمهاي بزرگ و مدعي در نوزدهمين دوره جام جهاني گفت: خيلي مسائل دست به دست هم داد تا اين نتايج رقم بخورد، مسائلي دنباله دار که ريشه در گذشته دارد.
جرزينهو برزيل را کارخانه بازيکن سازي خواند و گفت: در دنيا بازيکنان برزيلي زيادي حضور دارند که از همين ماشين بازيکن سازي بيرون آمده اند. در کشور شما هم با يکي از اين بازيکنان آشنا شدم.(منظور جرزينهو جانواريو بود)
اين اسطوره فوتبال برزيل در ادامه با اين ادعا که تيم کشورش در جام جهاني 2010 هدفش قهرماني نبوده و به همين خاطر با حذف در مرحله يک چهارم نهايي مجازات شده است، افزود: واقعيت زندگي اين است، يکي بايد اشتباه کند و ديگري از آن بهره لازم را ببرد. برزيل در اين جام جهاني مرتکب اشتباه شد و حريفان از آن استفاده لازم را بردند.
"مردم برزيل طاقت شکست را ندارند " ، جرزينهو اين را گفت و افزود: مردم برزيل طاقت ندارند که تيم محبوب شان هشت سال بدون جام باشد. کار ما براي چهار سال آينده که ميزبان جام جهاني خواهيم بود، دشوار است.
وي در خصوص اختلاف نظر و جدال رسانه اي پله و مارادونا نيز گفت: من نمي دانم بين آنها چه ميگذرد و نمي توانم در اين خصوص اظهارنظر کنم. اما اين را مي دانم که اين اختلاف نظر و جر و بحث را خود پله و مارادونا به وجود آورده اند. اما اين را لازم است بگويم که در برزيل هر پسربچه اي دوست دارد، فوتباليست شود و بالاتر از پسربچه هاي آرژانتيني بايستد، همين احساس هم بين بچه هاي آرژانتيني وجود دارد و آنها نيز مي خواهند بالاتر از برزيلي ها باشند.
جرزينهو در ادامه به تعريف و تمجيد از فوتبال ايران پرداخت و گفت: آن چيزي که نظر مرا به خود جلب کرد، فيزيک و هوش بازيکنان ايراني است. در فوتبال اگر هوش و ذکاوت نباشد، تکنيک و تاکتيک راه به جايي نمي برد. من اين را در فوتبال شما مي بينم اما نمي دانم چرا در 20 سال گذشته اينقدر از فوتبال روز دنيا عقب افتاده ايد؟ در گذشته کشوري مانند عربستان جايگاهي در فوتبال آسيا نداشت اما امروز اين کشور در فوتبال از ايران پيشي گرفته است، چرا؟
وي تيم ملي برزيل در دهه 70 را بهترين تيم تاريخ فوتبال اين کشور و حتي جهان عنوان کرد و گفت: در آن تيم پنج بازيکن شماره 10 به نامهاي پله، جرزينهو، جلسون، ريوينيو و توستيتائو حضور داشتد و ماريو زاگالو پنج بازيکن را در خط حمله گذاشته بود. آن تيم تکنيکي ترين و بهترين بازيکنان را داشت.
وي با بيان اينکه در جام جهاني 2010 برخي ستاره ها به فکر ساق پاهاي خود بودند، افزود: بزرگان فوتبال برزيل به اروپا رفتند و در فوتبال اين کشور تغييرات مثبتي را ايجاد کردند. ديگر فوتبال اروپا خشک و شديد نيست و تکنيک برزيلي وارد فوتبال کشورهاي اين منطقه شده است.
Rainyboy
07-15-2010, 02:23 PM
شرافت از دست رفته فوتبال ایران!
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/01/14/100934840702.jpg
نباید صرفا به فوتبال کشور نگاه ناامیدانه داشته باشیم. نكته اساسي اين است كه براي ارتقاي فوتبال هر كس بايد در هر جايگاهي كه قرار دارد كار را از خودش شروع كند. فوتبال ايران به افراد شريف نياز دارد تا به وضعیت خود سر و سامانی بدهد. افرادي كه در فوتبال ميآيند بايد در هر سمتي كه هستند « نه» گفتن را بلد باشند و جايي كه با اصول اخلاقيشان در تضاد است ترک مسئولیت کنند. فوتبال يك پازل است كه اگر يك تكهاش شكل نگيرد كار به خوبي انجام نميشود، پس بايد كاري كرد که همه اعضاي فوتبال به درستي كارشان را انجام دهند. در سال يكروز به نام روز پدر داريم اما وقتي كه جام جهاني برگزار ميشود من احساس ميكنم كه 30 روز پدر دارم. در عين حال كه از شرايط حاكم بر فوتبال دردمند هستم هيچ زور یا مقام و ثروتي ندارم كه بتوانم اين شرايط را تغيير دهم. من فقط يك معلم ساده هستم كه كمي قدرت حرف زدن دارد. متاسفانه در فوتبال ایران هنوز آمادگي پذيرش آموزههاي جام جهاني وجود ندارد چرا كه ما هنوز آن شرافت لازم را در ميان افراد حاضر در فوتبال نميبينيم. واقعيت اين است كه ما قواعد ديالوگ را بلد نيستيم. نمونهاش همين مليپوشان سابقي كه اكنون مربي شدند و مرتب با هم بحث و جدل ميكنند و مثلا دليل برتريشان را بازيهاي ملي بيشتر خود عنوان ميكنند. همين امر نشان ميدهد كه فوتبال ما بافرهنگ نيست. به عقيده من خيلي چيزها در فوتبال ما گم شده است. مربياني كه به ليگ برتر ميآيند بايد به جهت اخلاقي، علمي و پايگاه اجتماعي حداقلها را دارا باشند. تنها افراد توانمند باید در ليگ برتر ما حضور داشته باشند، اما متاسفانه ميبينيم كه وضعيت اينگونه نيست و افراد براساس توانمندي شان در پستها حضور ندارند. امروزه دنيا به سمتي پيش ميرود كه افراد توانمند را در بهترین جایگاهها می نشانند اما ما ايرانيها در حال حاضر به دلايل عديده هنوز ناتوانيم. به نظر من نسلي كه ميخواهد وارد چرخه فوتبال كشور شود بايد يكسري اخلاقيات را رعايت كند و اين نكته را همواره به ياد داشته باشد كه تنها انسان شريف است كه ميتواند خدمت كند. افراد جديدي كه قرار است به فوتبال ايران بيايند بايد مسلح باشند و سلاح آنها آگاهي آنهاست. من شخصا يك مربي كم دانش و باشخصيت را به يك مربي بادانش و بيشخصيت ترجيح ميدهم. چرا كه فردي كه باشخصيت است اصول خود را زيرپا نميگذارد و از ارزشهاي خود عدول نميكند. يك روز وقتي 12 ساله بودم در همسايگيمان حسن حبيبي را ديدم كه آن زمان 18 سال داشت و به او سلام كردم، او جواب سلام مرا داد و آن شب من به خاطر اين اتفاق تا صبح نخوابيدم اما امروز شاهديم كه حسن حبيبي در فوتبال ايران جايي ندارد. متاسفانه جامعه ما اين افراد را فراموش كرده است و به نوعي فوتبال ما از معلمها خالي شده است. اميدوارم همه افرادي كه در فوتبال حضور دارند به شرافت آن كمك كنند تا وضعمان از اين بهتر شود.
امیر حاج رضایی
کارشناس فوتبال
Rainyboy
07-15-2010, 03:44 PM
سهم بازیکن و باشگاه بیش از قطبی است
شکمهای برآمده، بدنهای ناآماده
http://www.ipna.ir/upload/picture/REZA1803%20copy0.8015665.jpg
1- تیم ملی در فصل آمادهسازی کلیدیترین نفرات لیگ را با خود به اروپا برده تا سرمربی تیم ملی بتواند افکار خود را در زمین مسابقه پیاده کند.
عکسها اما کمی نگرانکننده هستند. شکمهای برآمده علی کریمی و محمد نصرتی را باید دید و جدی گرفت. این 2 بدنی ناآمادهتر از دیگران دارند، ضمن اینکه از نظر سنی نیز از بقیه مسنتر به حساب میآیند. این وسط ما باید برای اضافه وزن 2 بازیکن باتجربه تیم و برخی دیگر فکری کنیم.
2- هر چند افشین قطبی بسیار مورد نقد رسانههاست و تحلیلگران ایپنا نیز به کرات نظرات خود را به رشته تحریر درآوردهاند با اینحال در بحث اضافه وزن 2 بازیکن اصلی تیم ملی نمیتوان خیلی به قطبی خرده گرفت.
اول اینکه فصل مسابقات تمام شده و روی بازیکنان نظارتی نبوده. حداقل وظیفه نظارت به قطبی مربوط نمی شود بلکه باشگاهها باید این نفرات را در فرم نگه میداشتند. نصرتی هنوز تیم ندارد و بیشتر انفرادی تمرین کرده و کریمی هم از آخرین نفراتی بوده که به تمرینات تیم خود ملحق شده، به این ترتیب شکمهای برآمده حاصل ناپرهیزی بازیکنانی است که دیر تمرین کردهاند و آنقدر که باید در تمرینات انفرادی به خود فشار نیاوردهاند.
3- اینکه قطبی 10 بازیکن را الکی به تیم ملی دعوت کرد تا به قول علی دایی پول ملی شدن آنها را باشگاهها پرداخت کنند بحث جداگانهای است. قطبی 20 روز ایران نبود و بلافاصله هم پس از بازگشت به ایران دوباره به اتریش برگشت تا با تیم ملی باشد. به هزار چیز قطبی میتوان ایراد گرفت اما اینکه بازیکنی در فصل بدنسازی یا حتی پس از پایان آن با اضافه وزن در اردوی تیم ملی باشد نکتهای است که نه میشد پیشبینیاش کرد و نه میشود از آن چشم پوشید.
4- ناز ستارهها را خریدار بودن گاهی به اینجا میرسد. به اینجا که محمد نصرتی یکماه تیمهای مختلف لیگ برتری را با مذاکره سر میدواند و بعد با تراکتور تمام میکند و روز آخر نقل و انتقالات به دلیل یک قانون ساده که مانع از تراکتوری شدن او میگردد خیلی راحت با بدن ناآماده خود به استیلآذین خواهد پیوست!
این فوتبال ایرانی است که همچنان دارد خودش را تکرار میکند و هر بار ناکام تر از همیشه!
Ahmad.taj
07-15-2010, 08:54 PM
عصر ايران ورزشي؛ اردلان مجد- در ايران هميشه هر تكنولوژي جديدي كه مي آيد، ما نه تنها از آن استفاده بهينه نمي كنيم بلكه فرهنگ بد و نادرست آن را به كار مي گيريم.
ما هميشه عادت داريم كه آن چيزي را كه به سود خودمان است را انجام دهيم، عادتمان است بيشتراز كاري كه انجام مي دهيم مزد طلب كنيم و... .
اين امر در مورد فوتبالمان هم بسيار زياد صدق مي كند. به فرض مثال يك بازيكن معمولي و زير استاندارد ايراني با ديدن ستارگاني نظير كريس رونالدو و مسي اصطلاحاً جو گير شده و رفتارهايي نا به هنجار را از خود بروز مي دهد. و يا مربيان ضعيفي كه با ديدن و مثلاً آناليز بازي هاي جام جهاني به زعم خود قوي مي شوند و پول هاي هنگفتي را از باشگاه هاي زبان بسته طلب مي كنند.
فوتبال ما در آستانه حرفه اي شدن، در كمال غير حرفه اي بودن است و اين چيزي است كه درد عمده اين ورزش پرطرفدار در ايران است. در فوتبال ما هركس كه زورش بيشتر باشد و بيشتراز بقيه فحش و ناسزا بلد باشد تيمش بهتر نتيجه مي گيرد. اينجا و در فوتبال اين ديار هيچ كس از مكتب فوتبال حرفه اي پيروي نمي كند بلكه همگي بايد پيرو مكتب لمپنيسم باشند كه اين روزها نه كشور ايران را بلكه دنيا را قبضه كرده است.
پول حرف اول را مي زند، آنكه پولش بيش، زورش بيشتر!
آري اينجا چيزي به نام علم معنايي ندارد، مربياني كه هنوز تاكتيك هاي عهد بوق را به كار مي گيرند در فوتبال ايران بيشتر خريدار دارند. فوتبالي كه در آن خون تازه اي تزريق نمي شود، جايي كه رابطه نقش اول تمام سريال هاي فوتبال را ايفا مي كند.
مي شد پيش بيني كرد فوتبال مملكتي كه تيم ملي اش به بزرگترين رويداد فوتبال جهان نمي رود در خلسه فرو رود و دچار ركود شود. اما اين قابل تصور و پيش بيني نبود كه اين اتفاقات عجيب در دل اين فوتبال رخ دهد.
تيم ملي ايران در مسير جام جهاني2010 دو مربي گران قيمت را بر كرسي سرمربيگري نشاند.
اولي علي دايي است كه فدراسيون هنوزهم كه مدت ها از بركناري دايي مي گذرد دارد تاوان اشتباه خود را پس مي دهد و هزينه مي كند.
و ديگري افشين قطبي است كه قيمت نجومي وي كه همانا 800000 دلار است، روي دومنك ها و تابارز ها و... را سفيد كرده است.
ما برخي اوقات چنان يك ضرب المثل را جدي مي گيريم كه تا سرمان به سنگ نخورد به قول معروف بي خيالش نمي شويم. ما درگير ضرب المثل " هرچه پول بدي، آش مي خوري " شده ايم و با اين پول بي زباني كه به امثال دايي و قطبي مي دهيم انتظار آش هم داريم. فارغ از اينكه كاملاً در اشتباهيم؛ تيم ملي ما به لطف آشي كه دوستان گرانقيمت برايمان پختند به جام جهاني نرفت و اين امر اتفاقات ناگواري را براي فوتبالمان رقم زد.
پس ازجام جهاني 98 و 2006 عده اي از بازيكنان ملي پوش ايراني به تيم هاي اروپايي لژيونر شدند و اين خود مي توانست باعث پيشرفت بدنه فوتبال ايران باشد. ولي با نرفتن به جام جهاني 2010 ما نه تنها لژيونر نداشتيم بلكه لژيونر هايمان هم يكي يكي دارند ديپورت مي شوند و به ايران باز مي گردند. حتي كارمان به جايي كشيده است كه عرب ها هم ديگر تحويلمان نمي گيرند و بازيكنان پول پرست كشورمان را بيرون مي اندازند.
آري وضعيت اسفناك است، بايد خود را براي اتفاقات ناگوارتري آماده سازيم، بايد از امروز طاقتمان را براي صعود نكردن از گروهمان در جام ملت هاي آسيا بالا ببريم. بايد غم فردا را امروز بخوريم تا لااقل فردا را خوش باشيم! جوانان ايراني با اين وضعيت روز به روز از فوتبال ايراني! دلزده تر مي شوند و جذب فوتبال با نظم اروپا مي شوند. بايد از آن روز ترسيد كه بارسلونا و رئال مادريد در ايران بيشتر از پرسپوليس و استقلال طرفدار داشته باشند. اين اتفاق در حال افتادن است و همه ي حواس ها جاي ديگري است. جايي جداي اين فوتبال؛ كجا معلوم نيست!
Ahmad.taj
07-16-2010, 04:11 PM
1) اين روزها تب دلبوسكه، حسابي محافل فوتبالي كشورمان را داغ كرده است. اصولا بسياري از ما ايرانيها، استاد «تئوريزه» كردن شرايط موجود هستيم و براساس همين قابليت استثنايي، سعي ميكنيم افكار و عقايدمان را براساس رنكينگ و نتايج به دست آمده تنظيم كنيم. امروز بهبه و چهچه اكثر كارشناسان ايراني بابت عملكرد فني سرمربي اسپانيا به هوا برخاسته، در حالي كه شايد اگر ساختار قدرتمند دفاعي هلند تنها سه دقيقه ديگر دوام ميآورد و اسير اشتباه فان درفات در آفسايدگيري نميشد و شايد اگر كمك داور بازي ماتادورها مقابل پرتغال ميتوانست خطاي آفسايد داويد ويا را تشخيص بدهد و شايد اگر پاراگوئهايها ميتوانستند بعد از گل كردن همه پنالتيهايشان برابر ژاپن، آن ضربه سرنوشتساز را هم به تور دروازه كاسياس بدوزند و شايد اگر دروازهبان شيلي در بدترين نمايش اسپانيا، مرتكب آن اشتباه مرگبار نميشد، امروز خيلي از تحليلها تفاوت پيدا ميكرد، دوستان كارشناس در فوتبال ايران روي گزينههاي ديگري به عنوان «بهترين مربي» مانور ميدادند و كل ملت را از تفسيرهاي ارزشمندشان در مورد «علل ناكامي دلبوسكه» به فيض ميرساندند! با اين همه اما، فعلا آقايان كماكان به توجيه جهت وزش باد مشغولند و دل بوسكهاي را تبليغ ميكنند كه تيمش با آن همه پز تهاجمي، در هفت مسابقه فقط هشت گل زد و با ضعيفترين خط حمله ممكن جام را فتح كرد!
2) سليقه همه فوتبالدوستاني كه امروز باور دارند دل بوسكه بهترين مربي دنياست، كاملا محترم است. آنچه اكنون موجبات نگراني ما را فراهم ميكند، نسخه غلطي است كه توسط برخي از منتقدان و كارشناسان براي فوتبال ايران پيچيده ميشود. تنها 48 ساعت بعد از قهرماني اسپانيا، اين صداي علي پروين بود كه با لحني حق به جانب به گوش ميرسيد: «ما از اولش هم گفته بوديم اين دلبوسكه از همه بهتره.» حق با سلطان است، هنوز از ياد نبردهايم كه هم او، روزي ميگفت فقط وقتي حاضر است قيد كار فني را بزند و به قول خودش «بالا» بنشيند، كه ويسنته دلبوسكه سرمربي پرسپوليس باشد! حالا عليآقا قهرماني مربي محبوبش در جام جهاني را سند مطلوب بودن راهكارش براي فوتبال كشورمان تلقي ميكند و اتفاقا خيليهاي ديگر هم با او هم عقيدهاند، در حالي كه اعتقاد داريم نه دلبوسكه و نه هيچكدام ديگر از مربيان هم سبك او دواي درد امروز فوتبال ما نيستند!
3) فوتبال اسپانيا مشهور است به بازي روان، تاكتيكي، تكضرب و هدفمند. قرار هم همين است كه فوتبال خوب، به خلق موقعيتهاي گل فراوان و سرانجام گلهاي بيشمار منتهي شود، مگر آن كه «تيكي تاكاشناسان» كشورمان اين اصل قديمي را قبول نداشته باشند! با اين اوصاف، وقتي به گلهاي كم تعداد به ثمر رسيده توسط اسپانيا در جام نوزدهم برميگرديم، به يك نكته جالب توجه ميرسيم؛ تقريبا هيچكدام از گلهاي اسپانيا محصول كار تركيبي و تاكتيكي چند نفره نبوده است! در واقع به جز گل سرنوشتساز و يا به پرتغال كه در موقعيت آفسايد به ثمر رسيد، در بقيه گلهاي اين تيم اثر چنداني از كار گروهي به چشم نميخورد و بررسي آنها نشان ميدهد اين ستارهها بودهاند كه روي نبوغ خارقالعاده خودشان گره كار را به سود اسپانيا باز كردهاند. ميتوانيد يك بار ديگر گلهاي زيبا و انفرادي داويد ويا را در ذهنتان مرور كنيد، يا به دو گل ماتادورها در بازي با پاراگوئه و هلند كه در اثر خلاقيت مثالزدني اينيستا به ثمر رسيد برگرديد. واقعيت اين است كه بالاترين هنر دلبوسكه، جمع كردن تعداد زيادي ستاره در كنار هم و استفاده مطلوب از آنها بوده است، وگرنه بيگمان از نقطه نظر فني و تاكتيكي، عملكرد مرداني مثل مارچلو بيلسا، اسكار تابارز، يواخيملو، جراردو مارتينو و تاكاشي اوكادا در تيمهاي شيلي، اروگوئه، آلمان، پاراگوئه و ژاپن به مراتب قابل ستايشتر بوده است. قصد زير سوال بردن فوتبال اسپانيا را نداريم؛ چه اينكه هيچكس در دنيا نميتواند اين كار را بكند. آنها در حال حاضر از نسل طلايي فوتبال كشورشان سود ميبرند و كاميابيهاي پياپي تيمهايي مثل بارسلونا، رئالمادريد، سويا و همين اتلتيكومادريدي كه دو ماه پيش قهرمان جام اروپا شد، ذهنيت قهرماني و پيروزي را در كالبد فوتبال اين كشور دميده است، اما همه سخن فقط اين است كه شايد دلبوسكه «ستاره باز»ي كه بعد از يك دهه فترت، حالا تيمش را قهرمان دنيا ميكند، نسخه كارگشايي براي فوتبال «بيستاره» امروز ايران نباشد!
4) نقطه نظرات همه آدمهاي دنيا در همه زمينهها كاملا قابل احترام است، اما وقتي كار به جايي ميرسد كه بعضي از كارشناسان با تكيه بر ايدههاي نامناسبشان براي آينده فوتبال ملي يك مملكت نسخه ميپيچند، اوضاع خراب ميشود و نياز به بحث و كالبدشكافي بيشتري به وجود ميآيد. مهمترين فاز انتخاب مربي براي يك تيمملي، تعيين سبك و ساختار متناسب است و با توجه به اين نكته، گمان نميكنيم مربياني مثل دلبوسكه – كه تخصص همكاري با انبوهي از ستارهها را در رئال مادريد و اسپانيا به اثبات رسانده – مناسب فوتبال ما باشند. احتمالا بهتر اين است كه دوستان مستقر در فدراسيون فوتبال و مراجع ذيصلاح بالاتر(!) اگر سرانجام روزي از دل شير و قلب پلنگ به ستوه آمدند، سراغ مرداني از جنس تابارز و بيلسا بروند كه عادت دارند از سربازها يك تيم خوب بسازند. بيگمان چنين مرداني براي فوتبال ايران كه سالهاي استيلاي ستارههاي خودجوشي مثل دايي، باقري، عزيزي و كريمي را هم سپري كرده و اكنون آسماني ابري و خالي از ستاره به شمار ميرود، سزاوارترند تا يكي مثل دلبوسكه كه بعد از كهكشان مادريد، هيچ تيمي را تا رسيدن به ستاره باران اسپانيا قبول نكرد!
* * *
رسول بهروش
«روزنامه گل»
Ahmad.taj
07-17-2010, 04:37 PM
http://www.jpeghoster.com/images/pviu2lxh4yv877ylrc7.jpg
آمادهسازي تيمها قبل از ورود به هر تورنمنتي از اهميت بسياري برخوردار است. تيمها چه در سطح باشگاهي و چه سطح ملي همواره سعي ميكنند قبل از ورود به كوران مسابقات خود را به شكل مطلوبي آماده كنند، كاري كه تيمهاي باشگاهي كشورمان هم انجام ميدهند و هر تيم بر اساس نوع تفكرات مربي خود سعي ميكند بهترين راه براي آمادهسازي را طي كند.
در تيم ملي هم هميشه سعي شده بر اساس تفكرات سرمربي دوران آمادهسازي سپري شود. هر چند كه همواره در راه برآورده ساختن انتظارات سرمربي مشكلاتي هم وجود داشته اما سعي شده بخش اعظمي از خواستههاي سرمربي تيمها برآورده شود. برگزاري اردوي تداركاتي ملي در اتريش هم يكي از آن برنامههايي بود كه افشين قطبي حدود 6 ماه مانده به جام ملتها درخواست كرد و با اصرار و پا فشاري خود تيم ملي را به اتريش برد.
قطبي سعي ميكند مثل همه همتايان خود با برگزاري اين اردوها اهميت آمادهسازي را با برگزاري اردوها و بازيهاي تداركاتي به استحضار اهالي فوتبال برساند اما حضور تيم ملي در اتريش با انتقادهاي بسياري از سوي مربيان باشگاهي همراه بود و اين بار نيز مربيان تيم ملي در جبهه مخالف با سرمربي تيم ملي برخواستند. علت مخالفت مربيان تيمهاي باشگاهي هم كاملا پيدا است براي مثال پرويز مظلومي و علي دايي بارها از احتمال مصدوميت بازيكنان خود ابراز نگراني كردند. در عين حال دور شدن بازيكنان از تمرينهاي باشگاهي سبب كند شدن روند هماهنگي ميان بازيكنان هم خواهد شد و طبيعي است اين وسط بازيكناني كه در تيم ملي حضور دارند در تركيب اصلي تيمهاي باشگاهي خود هم قرار ميگيرند، كه غيبت آنها در تمرينها كار را براي ديگر بازيكنان هم دشوار ميكند.
البته همه نگراني مربيان تيمهاي باشگاهي و كارشناسان فوتبال اين نيست. متاسفانه تيم ملي باز هم توجهي به برگزاري بازيهاي تداركاتي در خور شأن خود ندارد. همين دو روز پيش تيم ملي كشورمان مقابل تيمي قرار گرفت كه افتخاراتش در سطح قاره به 20 سال پيش برميگردد و در حال حاضر حتي تيم درجه 3 هم به حساب نميآيد. بارها گفته شده كه تيم ملي نبايد با برگزاري بازيهاي تداركاتي با تيمهاي باشگاهي ارزش و اعتبار خود را زير سوال ببرد. صرف نظر از اينكه گفته ميشود تيم قطبي مقابل همين تيم درجه 3 هم بسيار ضعيف بازي كرد تا نگرانيها افزايش يابد اما بايد توجه داشت تيم ملي ايران در هر حال تيم ملي ايران است و بايد مقابل تيمهايي قرار بگيرد كه شخصيت ملياش زير سوال نرود. پيشتر- منظور 20-15 سال پيش- تيم ملي ايران سعي ميكرد در هر حال با تيمهاي ملي جهان بازي كند اما چند سالي است بازي با تيمهاي باشگاهي ضعيف باب شده است و در عين حال تيم ملي كمتر با تيمهاي ملي صاحبنامي بازي كرده. سير تكامل در اين راه چنان با شتاب طي ميشود كه تيم ملي پس از كوئيزپارك رنجرز و چندين و چند تيم باشگاهي از كشورهاي شرق اروپا حالا به ستاره سرخ بلگراد رسيده است! ترس از اين است كه رويه موجود ما را به سمت و سويي ببرد كه بعدها به بازي با تيمهاي باشگاهي آسيايي هم تن بدهيم و از بازي با تيمهاي ملي جهان غافل شويم.
فوتبال ما تا آغاز جام ملتهاي آسياميتواند با رايزنيهاي جديتر حريفان قدرتري براي فوتبال ايران برگزيند و تيمهاي ملي هر چند كوچك را براي بازي با تيم ملي كشورمان انتخاب كند و لااقل با تيمهاي مطرح باشگاهي مصاف دهد. البته بارها و بارها به اين موضوع اشاره شده اما برنامه ريزان تيم ملي فوتبال هيچ توجهي به انتقادها نداشته و حريفاني را براي محك زدن تيم ملي انتخاب كردهاند كه از نظر فني نميتوانند دستاوردي را براي فوتبال ما به همراه داشته باشند. نتيجه اين رويه هم كاملا مشخص است. وقتي با ستاره سرخ و امثالهم بازي ميكنيم نبايد از مليپوشانمان توقع داشته باشيم مقابل تيمهاي كره جنوبي و شمالي، ژاپن و استراليا نتيجه مطلوبي بگيرند. اين فرمول قطع به يقين سبب قهرماني ما در جام ملتها- وعدهاي كه قطبي ميدهد- نخواهد شد.
* * *
حمیدرضا عرب
«ایران ورزشی»
Rainyboy
07-19-2010, 12:47 PM
فدراسیونی که ۸۰۰ میلیون در ۵ ماه به باد داد
بی کفایتی از در و دیوار فدراسیون فوتبال می ریزد!
http://www.aftab.ir/articles/sport/sport-organization/images/01be654f93eed5a2cc2fd4b1a8ec7694.jpg
حدود پنج ماه از اتمام قرارداد شرکت سایپا با فدراسیون فوتبال می گذرد و در طول این مدت تیم ملی فوتبال ایران بدون اینکه اسپانسری داشته باشد به فعالیت خود ادامه می دهد. شرکت سایپا اوایل اسفند ماه سال گذشته عطای اسپانسری فدراسیون فوتبال را به لقایش بخشید و حتی کار به شکایت و شکایت کشی هم کشید. حذف تیم ملی از مسابقات جام جهانی یکی از دلایل اصلی مسوولان شرکت سایپا بود تا دیگر اسپانسر فدراسیون فوتبال باقی نماند.
این در حالی است که مسوولان فدراسیون فوتبال چند ماه پیش از اتمام قرارداد، رایزنی های خود را آغاز کردند تا سایپایی ها را راضی به ادامه همکاری کنند اما حذف تیم ملی از مسابقات جام جهانی آنقدر تبعات منفی داشت که مسوولان شرکت سایپا حتی حاضر به فکر کردن در این خصوص هم نشدند.
شرکت خودروسازی دولتی به دلیل روابط دوستانه علی آبادی معاون وقت رییس جمهور با بذرپاش مدیرعامل جوان سایپا پذیرفت که اسپانسر فدراسیون فوتبال شود و امیدوار بود با صعود تیم ملی به جام جهانی به اهداف تبلیغاتی خود برسد که این اتفاق با بی کفایتی مدیران فدراسیون و در راس آن کفاشیان، نیفتاد. در هر حال طی چند ماه گذشته این وظیفه بر گردن کمیته بازاریابی فدراسیون فوتبال بود که هرچه زودتر جایگزینی برای شرکت سایپا بیابد و اسپانسر جدید فدراسیون را معرفی کند.
در این شرایط کمیته بازاریابی فدراسیون فوتبال با هر شرکت و کارخانه ای که می توانست وارد مذاکره شد اما به نظر می رسد دیگر شخصی به نام علی آبادی نبود که بخواهد با استفاده از روابط خود کار را به اتمام برساند. از طرفی مساله اسپانسرینگ آن طور که باید در فوتبال ایران نهادینه نشده و شرکت ها معتقدند برآیند مناسبی از اسپانسری فدراسیون عایدشان نخواهد شد.
طی چند سال اخیر تنها شرکت ایرانول بوده که به خوبی توانسته از اسپانسری تیم ملی فوتبال استفاده کند و البته در این راه صعود تیم ملی به جام جهانی هم مزید بر علت شد. ایرانول غیر از پولی که فدراسیون وقت می داد، بودجه هنگفتی هم صرف استفاده از عنوان «تنها حامی تیم ملی فوتبال» کرد که این کار حرفه ای توسط شرکت سایپا انجام نشد و البته در صورت انجام هم به دلیل حذف تیم ملی بازگشت منفی داشت.
نکته حایز اهمیت در این شرایط این است که فدراسیون فوتبال با جذب اسپانسر در حال «فروش زمان» است. فدراسیونی که همواره دم از بی پولی می زند و دست خود را به سوی نهادهای مختلف دراز کرد. در این مدت نتوانسته اسپانسری برای خود پیدا کند و به طور میانگین حدود ۸۰۰ میلیون تومان از کف داده است. (مبلغ حداقلی درآمد در پنج ماه اخیر)
اما مساله اینجاست که خبردار شدیم از اواخر سال قبل یک مشتری دست به نقد پیدا شد و این شرکت خصوصی حاضر بود در ازای پرداخت مبلغ هفت میلیارد تومان قراردادی چهار ساله با فدراسیون فوتبال ببندد. این در حالی است که گفته می شود فدراسیون فوتبال به دلایلی نامعلوم این شرکت را تا خرداد ماه معطل کرده و در نهایت قید آن را زده است تا سراغ یک بانک برود.
در راستای معطل گذاشتن این شرکت خصوصی، از اواسط خرداد ماه خبری منتشر شد مبنی بر اینکه فدراسیون فوتبال با یکی از بانک های خصوصی که بعدها مشخص شد بانک صادرات است به توافق رسیده و به زودی این بانک اسپانسر این فدراسیون خواهد شد. در این بین علی کفاشیان، رییس فدراسیون فوتبال طی پنج هفته گذشته بارها مدعی شده که قرارداد با بانک صادرات به زودی نهایی خواهد شد که البته این جمله تکراری و همیشگی او است و تاکنون که چنین اتفاقی نیفتاده است.
با این اوصاف طبیعی است که به دنبال مقصر در عدم جذب اسپانسر برای فدراسیون فوتبال باشیم. منابع آگاه خبر داده اند که اگر قرارداد با بانک صادرات نهایی شود، این بانک برای مدت زمان یک سال مبلغ یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان پرداخت خواهد کرد. این قرارداد مشابه همان مبلغی است که شرکت خصوصی در ابتدای سال حاضر به پرداخت آن بود. در این شرایط می توان به سراغ کمیته بازاریابی فدراسیون فوتبال رفت و در این خصوص از شخص ارشد آن پاسخ خواست؛ همان شخصی که از چند ماه پیش مدیرعامل شرکت فارابی شده و به نظر می رسد وقت چندانی برای رسیدگی به امور بازاریابی فدراسیون فوتبال ندارد و به جای درآمدزایی، درآمدزدایی کرده است.
rahim
07-19-2010, 01:37 PM
اين اقايون اگر كفايت داشتند كه الان مسئول نبودند ..
كفايت ودرايت اين اقايونه كه بيش از 30 ساله المپيك رو نديدم كم كم نسل اخري كه المپيك رفتند وديدند دارند منقرض ميشن..
از جام ملتها وجام جهاني كه حرفي نميزنم ....
بقيه مسائل ورزشي هم به همين نحو...گ
ديگه عادت كرديم وعجيب نيست ...
روزي كه همه مسائل رو ورال عادي خودش باشه وبا برنامه پيش بره اون رو ز بايد شوكه ومتعجب بشيم ..
babak red
07-19-2010, 09:29 PM
چقدر هزینه کردن ورفتن اتریش چقدر تبلیغات کردن واسه این تیم
فدراسیونی ها همه خوشحالند چون اونا برد داشتن
برد درمقابل تیم چهاردهم لیگ مجازستان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
افرین بابا.کارتون حرف نداره.مامیتونیم امیدوار باشیم تا 10 سال اینده تیم اول مجارستان رو هم ببریم
lionel messi 10
07-19-2010, 09:58 PM
آفرین چه عجب یک 14 جدولی درو پیتو تونستن ببرن!!حتما قهرمان آسیا میشیم.:4:
AM1NR3Z4
07-19-2010, 10:05 PM
با اين اوصاف ما سال ديگه حتما يه مدال ميگيريم!
خدايي زمين بازيشون با ستاره سرخ بلگراد رو ديدين؟!
فك كنم زمين چمن استانداري كرمان خيلي اوضاعش بهتره.( قابل توجهتون بگم اين زمين 3 عدد نورافكن داره وهمچنين زمين تمرين تيم هاي پايه ي باشگاه ها هست. خوشبختانه اين زمين خاكش خيلي قويه و اگه شب بخوابين صبح پاشين ميبينين وسط زمين يه چنار سبز شده!)
Karim
07-19-2010, 11:07 PM
جدا از مسائلی چون ضعف مدیریتی،سیاسی بازی و...
2روز پیش که داشتم رادیو فردا گوش میدادم در مورد انتقاد کریمی از اردوی اتریش و محل اقامت و...صحبت میشد.مدیر هتلی که توش هستند مصاحبه کرده بود گفته بود این هتل 100 سال پیش ساخته شده.
lionel messi 10
07-20-2010, 04:55 AM
خوبه رو سرشون خراب نشده.:24:
Rainyboy
07-20-2010, 01:46 PM
همه امیدواریها و مثبت اندیشیهای افشین قطبی
پیش به سوی تیکی تاکای اسپانیا
http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1388/10/Photo/638.jpg
افشين قطبي اين روزها به شدت زير ذرهبين است. كافي است كوچكترين حرف، انتقاد يا عكسالعملي از سرمربي تيمملي ديده شود تا به سرعت مورد موشكافي قرار بگيرد. بسياري از نزديكان قطبي معتقدند آنهايي كه اين روزها نسبت به حرفها و حركات او واكنش نشان ميدهند، به يك بيماري مبتلا شدهاند و اين بيماري ناشي از كينهتوزيهاي شخصيشان با قطبي است. اما نگاهي كوتاه به سرنوشت ساير مربيان تيمملي ثابت می کند كه قطبي نسبت به برخي از آنها شرايط رسانه ای بهتري را تجربه ميكند. نيمكت تيمملي ايران با مايليكهن، ايويچ، بلاژويچ، ايوانكوويچ و علي دايي چه معامله ای کرد؟ آيا حقيقت ندارد كه رسانهها در آن زمان حتي خيلي بيشتر از قطبي نسبت به سرمربي وقت تيمملي حساس شده بودند؟
پیش از هر چیز باید به اين موضوع پرداخته شود كه دليل حساسيت رسانهها به افشین قطبی چيست؟ به نظر ميرسد در مورد قطبي ماجرا به انتظاراتي بازميگردد كه هيچگاه از سوي او برآورده نشد. قطبي تنها يك سلاح با خود به تيمملي آورد و آن، ادبيات متفاوتش بود اما امروز اثري از همان ادبيات هم باقي نمانده است. مصاحبههاي او گاهي پر است از تناقض، گاهي آمیخته با جو زدگي و گاهي سرشار از خوشبيني يا بدبيني مفرط. تازهترين مصاحبه تفصيلي افشین قطبی هم دقيقا چنين ويژگيهايي دارد. حرفهاي او با تمجيد از اردوي اتريش آغاز ميشود.
از اینترنت تا کولر
«پيگير مطالب حاشيهاي نيستم اما متاسفانه برخياشخاص نسبت به پرچم و تيم ملي كشورشان كملطفي ميكنند و نميخواهند تيم ملي به موفقيت برسد. در اردوي اتريش هيچ مشكلي وجود ندارد. كمپي كه در آن حضور داريم يكي از بهترين مكانها براي برپايي اردو در اروپاست. قبل از جامجهاني حدود 10 تيم در همين كمپ اردو برگزار كردند و به دليل وضعيت آب و هوايي مناسب، اينجا به تمرين پرداختند. در مورد کمبود كولر در هتل، وجود گاوداري و كارخانه چوببري در حاشيه تمرين تيمملي، نامناسب بودن كمپ، اختلاف با علي كريمي هم پاسخهاي قانع كنندهاي وجود دارد. هواي اتريش در اكثر اوقات سرد است و در بيشتر هتلها و خانههاي اين كشور كولر وجود ندارد. خوشبختانه در دو روز گذشته هوا خنكتر هم شده و بازيكنان گرمي هوا را احساس نميكنند. علي كريمي هم بهترين تمرينات را انجام داده و هيچ اعتراضي به شرايط كنوني ندارد. اين صحبتها را افرادي مطرح ميكنند كه به دنبال تخريب هستند.» صحبتهاي افشين قطبي را در سال دوم حضورش در پرسپوليس را به خاطر ميآوريم. او پس از آنكه از ايران رفت در مصاحبهاي مفصل با شبکه تلویزیونی بيبيسي فارسی از کمبود امكانات در اين تيم باشگاهي گفت. جملاتي مثل اينكه او در خانهاش اينترنت نداشته، فاصله دوش تا زمين تمرين زياد بوده و بازيكنان گاهي اوقات مجبور ميشدند با شلنگ آب بخورند را فراموش نكردهايم. در روزگاري كه حتي دورافتادهترين هتلهاي جهان هم كولر دارند، عجيب است كه در كشوري مثل اتريش بتوان كمپ چهار ستارهاي پيدا كرد كه كولر نداشته باشد و حقيقت اين است كه اين مشكل، درآينده ميتواند دستاويز بهتري نسبت به نداشتن اينترنت در خانه براي توجيه ناكاميهاي سرمربي تيمملي باشد. واضح است كه كسي مشكلي با كولرنداشتن كمپ تيمملي ندارد، چون اين موضوع اساسا به خود اعضاي تيم مربوط ميشود اما واهمه اصلی از این است كه قطبي مانند روزهاي خوب و گل و بلبل ابتدايياش در پرسپوليس روي همه ايرادها سرپوش بگذارد و هنگام ناكاميهاي احتمالي از آنها به عنوان معضلاتي كه باعث نتيجه نگرفتن تيمملي شد ياد كند. او امروز در جبهه فدراسيون است اما هيچ تضميني وجود ندارد كه فردا هم به حضور در همين جبهه پايبند نباشد.
پیش به سوی تیکی تاکا
« ديدارهاي دوستانه ما در اين اردو باعث شده بازيكنان به آمادگي قابل قبولي برسند و براي جام ملتهاي آسيا هماهنگي خوبي را به دست آورند. تلاش كرديم فوتبال چرخشي و حرفهاي ارائه بدهيم و بازيكنان هم با تمركز و انگيزه بالا از تمام نقاط زمين استفاده كردند و به صورت مثلثي با يكديگر به پاسكاري پرداختند. ما در نيمه دوم بازي با واشاش مجارستان يك بازي جذاب و ديدني را به نمايش گذاشتيم كه مردم بايد آن را ميديدند. بازيكنان من در صحنههايي بيش از 20 پاس رد و بدل كردند. در صحنهاي با پنج پاس به دروازه واشاش رسيديم اما متاسفانه با بدشانسي توپ به تير دروازه اصابت كرد.»
سرمربي تيمملي در ادامه از احتمال اينكه تيمملي بتواند فوتبال مشابه تيكيتاكاي اسپانياييها را به نمايش بگذارد هم ميگويد:« ما دوست داريم مثل اسپانيا و بارسلونا جذاب بازي كنيم. اين روزها بازيكنان ايران در حمله توپ را با سرعت پيش ميبرند و زماني كه توپ را از دست ميدهند با پرسكردن اجازه فعاليت به تيم حريف را نميدهند و اين نشان دهنده جذابيت فوتبال ايران است. تلاش ميكنيم در تمرينات از حركات جديد و مدرن استفاده كنيم تا بازيكنان از لحاظ جسمي و روحي در شرايط ايدهآل قرار داشته باشند. هدف ما تنها كسب نتيجه نيست بلكه به دنبال برگزاري بازيهاي زيبا و جذاب هم هستيم، چون فقط در اين حالت است كه تماشاگر از ديدن فوتبال لذت ميبرد و راضي خواهد بود. من معتقدم در صورت دور شدن از مسائل حاشيهاي ميتوانيم مثل اسپانيا علاوه بر انجام بازيهاي زيبا، شانس قهرماني در جام ملتهاي آسيا را هم داشته باشيم. هميشه معتقد بودهام كه اگر 70 درصد تواناييمان را صرف فوتبال كنيم، ميتوانيم در همه تورنمنتها سربلند باشيم اما متاسفانه ما بيشتر توان خود را روي تخريب ميگذاريم و اجازه پيشرفت نميدهيم. اسپانيا زماني توانست به اين همه موفقيت برسد كه خود را از حواشي دور نگه داشت و فقط بازياش را انجام داد. بعد از قهرماني اسپانيا ديگر نام بارسلونا يا رئال مادريد مطرح نبود، بلكه مهمترين نام اسپانيا بود كه بر بام فوتبال دنيا قرار گرفت.»
چند روز قبل تيمملي نوجوانان يك ديدار دوستانه با فولاد خوزستان در كمپ تيمهاي ملي انجام داد. بازي فوقالعاده جذابي كه نشان داد بچههاي 15،16 ساله تيم نوجوانان در همين سن و سال از خيلي از بازيكنان تيم افشين قطبي درك تاكتيكي بهتري دارند. مربیان در آن بازي مدام از بازيكنان ميخواستند در فضاهاي كوچك مثلث و لوزي درست کنند و هركس موفق به انجام اين كار نميشد، به شدت مورد مواخذه قرار ميگرفت. سرمربي تيمملي بزرگسالان ايران از اينكه بازيكنانش ميتوانند در بازي خود از عرض زمين استفاده كنند و به قول او مثلث بسازند، با پنج پاس به دروازه حريف برسند يا 20 پاس متوالي به هم بدهند هيجانزده ميشود. جالب اينجاست كه او اين تحليلها را در راه رسيدن به فوتبال تيكيتاكاي اسپانيا موثر ميداند. آمار نشان ميدهد كه اسپانيا در هفت بازي خود در جامجهاني 3803 پاس رد و بدل كرد كه ميانگين تقريبي 550 پاس در هر بازي را به ثبت ميرساند. در آن سو نيوزلندي قرار داشت كه بازيكنانش در سه بازي 663 پاس به يكديگر داده بودند تا ميانگين 221 پاس در هر بازي برايشان ثبت شود اما آمار پاسهاي رد و بدل شده در بازيهاي تيمملي ما به زحمت به آمار نيوزلند ميرسد. در اينكه ضعف تاكتيكي تيمملي ايران موضوعي است كه در بستر زمان ايجاد شده و به شخص قطبي مربوط نميشود شكي نيست اما اينكه او با اين تحليلهاي پيش پا افتاده سعي در نشان دادن پيشرفت در تيمملي دارد هم چندان منطقي به نظر نميرسد.
قطبی در بخش ديگري از صحبتهايش به اينكه هيچ حاشيهاي در اردوي تيمملي اسپانيا در راه قهرماني وجود نداشتهاشاره ميكند و اينكه بعد از اين قهرماني هم هيچكس نام رئالمادريد يا بارسلونا را به زبان نياورده است. اسپانياييها اتفاقا دراين جام پراز حاشيه بودند. حملات لوئيس آراگونس به تيم دلبوسكه اتفاقي بود كه در طول جام ادامه داشت اما سياستمداري سرمربي آرام تيم قهرمان به خوبي جلوي رسانهاي شدن مشكلات را ميگرفت. آراگونس مدام تاكيد ميكرد كه دلبوسكه اسپانياي زيباي او را نابود كرده اما دلبوسكه در پاسخ تنها به گفتن اين جمله كه روي حرف آراگونس حرفي نميزند اكتفا ميكرد. بعد از پايان جام هم كارلس پويول از تيمملي خداحافظي كرد و با يك جمله نشان داد كه هنوز هم در تيمملي اين كشور خبري از اتحاد نيست:« من فقط از حضوردر تيمملي اسپانيا خداحافظي كردهام،نه همه تيمهاي ملي. دوست دارم از اين به بعد براي تيمملي كاتالونيا بازي كنم.» دل بوسکه اسپانیا را در چنین جوی به قهرمانی جهان رساند.
بيزار از حواشی!
« حيف است با حاشيهسازيها اجازه ندهيم تيمملي پس از 35 سال قهرمان آسيا شود.اشخاصي كه فضاي منفي را براي تيم ملي درست ميكنند به دنبال اهداف خود هستند، اين در حالي است كه درون تيم فضاي بسيار مثبت و خوبي حاكم است. چرا هيچ شخصي به اين موضوع نميپردازد كه تيم ملي در مدت شش ماه اخير پنج ديدار دوستانه انجام داده و هيچ شكستي را تجربه نكرده است؟ شما ميگوييد من در آفريقاي جنوبي نبودهام، چون هيچ دوربيني مرا نشان نداده و عكسي از من نديدهايد اما باور كنيد دوربينهاي تلويزيوني به دنبال ستارههايهاليوود و سياستمداران و چهرههاي بزرگ است. دليلي وجود ندارد كه من دروغ بگويم. اين موضوع مرا ناراحت ميكند كه عدهاي مرا متهم ميكنند در آفريقاي جنوبي نبودهام. در جريان همين مسابقات بارها از اين كشور با مسئولان فدراسيون ارتباط داشتم و آنها ميتوانند ناگفتهها را در اين زمينه بيان كنند. يا مثلا ماجراي فاكتور 43 هزاردلاري كه من بعد از بازگشتم از آفريقا به فدراسيون دادهام. اين هم يكي از موارد حاشيه سازي عليه قطبي است. مبلغ پرداختي فدراسيون به اين اندازه نبوده و بسيار كمتر از اين ميزان است.» مهدی تاج چند روز قبل در مصاحبهاي رسمي گفته بود كه خودش فاكتور 34 هزاردلاري قطبي را درفدارسيون ديده است و....
افشین قطبي اين روزها بيش از حد طبيعي زير ذرهبين است، چون اساسا روي نيمكتي نسشته كه حساسيتها روي آن بالاست. صحبتهاي قطبي آرامآرام اين موضوع را كاملا ثابت ميكند كه او كشش اين همه فشار را ندارد. سرمربي تيمملي به يك محيط آرام براي كار نياز دارد اما قطبي مدتهاست كه از داشتن چنين فضايي محروم است. دليل آن هم به همين اظهارنظرهاي پرتناقض گاه و بيگاهش باز ميگردد. شاید او براي تزريق آرامش به تيم بايد از خودش شروع كند؛ از اصلاح كردن حرفهايش و جلوگيري از تناقضهاي پی در پی.
بهنام کیا
تهران امروز
Rainyboy
07-25-2010, 09:34 PM
چرا برانکو حقش را بگیرد اما دایی از حقش بگذرد؟
قوانین فوتبال و فیفا نژادپرستی ندارد
http://www.ipna.ir/upload/picture/P_Ivankovic_Daei.jpg
متأسفانه مدرک معتبری از قرارداد علی دایی از جانب او یا فدراسیون فوتبال هیچگاه منتشر نشده و در اختیار رسانه قرار نگرفته است تا ما با استناد به آن و ارائه مدرک به یک وکیل و کارشناس بتوانیم در پی یک اقدام حرفهای ژورنالیستی به یک نتیجهگیری درست رسیم اما صحبتهای ارائه شده از جانب سرمربی سابق تیم ملی و همچنین رئیس فدراسیون فوتبال حاوی نکاتی است که میتواند به نتیجهگیری و قضاوت در مورد قضیه پیش آمده میان دایی و فدراسیون فوتبال بیانجامد.
در این میان نتیجه گیریهای ما به گفتههای طرفین است که یکی از آن حرفها این است: گویا کمیته انضباطی گفته است که به استناد به عقد قرارداد دایی (9 ماه پس از اخراج از سمت سرمربیگری تیم ملی با باشگاه پرسپولیس) وی نمیتواند مدعی کل قراردادش با فدراسیون فوتبال باشد!
در حالی که واقعیت طبق قانون این است که دایی چه 9 ماه بعد چه یک روز بعد از اخراج، با هر تیمی قرارداد بسته باشد خللی در اصل ماجرا ایجاد نمیکند. دایی با فدراسیون فوتبال قرارداد داشته است این قرارداد نه با استعفای دایی بلکه به صورت یکطرفه از جانب فدراسیون فوتبال فسخ شده است.
هرجای دنیا هم چنین اتفاقی رقم بخورد بدون در نظر گرفتن نژاد و ملیت طرف فسخکننده موظف به پرداخت تمامی حق و حقوق مربی است حالا چرا مسأله به این سادگی منجر به بروز اختلافات جدی میان سرمربی سابق تیم ملی و فدراسیون فوتبال شده است و کار را به جایی رسانده است که دایی تصمیم بگیرد دست به دامان فیفا شود جای بسی تعجب دارد!
نکته جالب توجه آنجاست که وقتی مسأله برانکو و مشکلات مشابهش با دایی به میان میآید فدراسیون اعلام میکند که برانکو خارجی است و ما باید قرارداد او را تمام و کمال پرداخت میکردیم! حال آنکه قوانین حرفهای فوتبال حد و مرز نمیشناسد داخلی و خارجی هم ندارد و در همه جای دنیا یکسان است و اینکه برانکو یک مربی غیروطنی بوده است پس باید حقش را تا قران آخر بگیرد اما دایی چون مربی داخلی است باید از حقش بگذرد هیچ دلیل موجهی بر عدم پرداخت قرارداد دایی نیست.
البته در اینکه اصولا ما اینجا در ایران غریبه پرستیم هیچ شکی نیست همه چیز از کفش و لباس و مواد غذایی گرفته تا استاد و دانشمند و مربی فوتبالش وقتی مارک خارجی داشته باشد مترادف با کیفیت برتر است نکتهای که مربوط به امروز و دیروز باشد و ریشه در تکفرات ما دارد.
اما قوانین فوتبال در مورد برانکو و دایی هیچ تفاوتی ندارد اگر برانکو را اخراج کردیم و تمام قراردادش را هم پرداخت کردیم باید حق و حقوق دایی را هم تمام و کمال بپردازیم و مطمئنا اگر این قضیه به فیفا برسد هم نتیجهای غیر از این نخواهد داشت با این تفاوت که ممکن است همین قضیه ساده منجر به بروز مشکلاتی برای فوتبال ما شود و برایمان گران تمام شود...
پس بیایید به علی دایی به چشم یک مربی حرفهای فوتبال نگاه کنیم نه به چشم یک مربی داخلی که چون وطنی است باید از حق و حقوقش بگذرد دم برنیاورد و بله قربانگو باشد.
Ahmad.taj
08-07-2010, 02:33 PM
ايران ورزشي - مربي تيم ملي نماد فوتبال يك كشور است، همان گونه كه بازيكنان تيم، ويترين فوتبال و تجلي پيشرفت يا پسرفت آن هستند؛ بنابراين از يك مربي ملي بيش از هر فرد ديگري انتظار چهرهاي موقر و جذبكننده ميرود و به همان ميزان، رفتارهاي غريبشان ما را بيشتر به شگفت ميآورد.
به هر حال مربي هم آدم است و در تب و تاب حوادث پرهيجان، ممكن است مرتكب خطا شود ولي گاهي اين رفتارها بسيار تاثيرگذارند و گاه به يادماندني. اين مقايسهاي است به برخي رفتارهاي عجيب مارادونا-كه اين اواخر در تيم ملي آرژانتين جنجال درست كرد-و افشين قطبي، مربي تيم ملي خودمان. شايد كارهايشان به نظر شما عجيب بياييد، شايد نه؛ شايد قابل توجيه باشد، شايد نه. شايد برايتان جذاب و لذتبخش باشد، شايد قابل ملامت... هرچه هست، قضاوت با خودتان.
مربياني كه در سطح ملي مسووليت فني يك تيم را برعهده ميگيرند كاملا زير ذرهبين هستند و به تناسب شهرت و جايگاهي كه در جهان فوتبال دارند رفتار و گفتارشان بيشتر مورد توجه قرار دارد.
افشين قطبي هم چنين وضعيتي دارد و بعضا براي سكوتهايش هم حرف و حديث مطرح ميشود. در اين مطلب به 10 مورد از رفتارها و صحبتهايش اشاره خواهيم كرد.
1- بازي با سنگاپور در مرحله مقدماتي جام ملتها، مسابقهاي كه از پيش برندهاش قابل پيشبيني بود در واقع سطح فوتبال ما با كشوري كه وسعتش به اندازه تهران نيست آنقدر زياد هست كه از همين الان ميتوان شانس پيروزي تيم كشورمان را در رويارويي دوباره با اين تيم در سالهاي آينده هم زياد دانست اما برابر همين تيم وقتي به گل ميرسيم، سرمربي تيم ملي به گونهاي شادي ميكند كه انگار به برزيل گل زدهايم. واكنش او باعث ميشود تا مهرزاد معدنچي بعد از گلي كه ميزند سجده شكر كند.
2- تيكي تاكا، واژهاي كه به فوتبال اسپانيا نسبت داده ميشود و شايد مردم كشور ماتادورها با داشتن ستارههايي مثل ژاوي، اينيستا، پويول، داويدويا، راموس و... حق داشته باشند كه چنين سبكي را از تيم ملي كشورشان انتظار بكشند. آن هم در شرايطي كه با چنين روشي فوتبال را آموختهاند، حالا قطبي هم چنين ادعايي دارد كه فقط بايد منتظر بود و ديد.
3- مارادونا، قبل از جام جهاني زانتي را خط زد و اوتامندي را جايگزينش كرد كه با زانتي بسيار فاصله داشت. حالا قطبي، كريمي را دعوت نميكند، آن هم در حالي كه اين بازيكن در اردوي اتريش يك بار با گلش تيم ملي را از شكست رهايي داد و يك بار هم با گل او به پيروزي رسيد. حالا اگر قطبي، كريمي را براي جام ملتها دعوت نكند بايد ديد جايگزينش تا چه اندازه موفق خواهد بود.
4- قرار بود دستياران او مسابقات ليگ را از نزديك ببينند كه ميبينند، قرار بود چند چهره جديد معرفي كنند كه در ليست مدعوين براي بازي با ارمنستان نام جديدي ديده نشد.
5- مسافرتهاي قطبي هم خالي از حرف و حديث نبوده است. هنوز و پس از گذشت حدود يك ماه از جام جهاني مشخص نشد كه قطبي به آفريقاي جنوبي رفته يا نه، اردوي تيم ملي هم كه در اتريش تمام شد او به تهران نيامد و كسي هم متوجه نشد كه بالاخره او به هلند رفته يا در آمريكا بوده است.
6- هيچ مربي قول قهرماني نميدهد البته انگيزه قهرماني داشتن بسيار خوب است. قطبي وقتي سرمربي تيم ملي شد قول قهرماني در جام ملتها را داد اما بعدها منكر آن شد!
7- مارادونا ادعا داشت كه اگر قهرمان جام جهاني شود در شهر بوينسآيرس از خوشحالي ميدود، حالا بايد ديد قطبي كه به خاطر گلزني به سنگاپور اينطور شادي ميكند در صورت قهرماني در جام ملتها چهكار خواهد كرد.
8- هر مربي تيم ملي منتقداني داشته كه قطبي هم از اين قاعده مستثني نيست البته او بعضا جواب آنها را هم داده و حتي مدعي هم شده بعضيها دنبال صندلياش هستند. رسول كربكندي اميدوار است او بعد از جام ملتها و زمان پاسخگويي سوار هواپيما نباشد.
9- مرتضي محصص در زمان برگزاري جام جهاني در خصوص رفتار مارادونا مدعي شد: «مربياني كه شاگردان خود را بغل ميكنند قهرمان نميشوند» آن روز و با توجه به بازيهاي آرژانتين خيليها از او ايراد گرفتند اما اين اتفاق پس از باخت صفر-4 برابر آلمان و حذف تيم مارادونا رخ داد، اميدواريم قطبي در جام ملتها اين صحبت محصص را گوش كند.
10- وقتي تيم ملي براي برگزاري اردو به خارج از كشور ميرود بايد تمام امكانات در شأن تيم ملي باشد. بعضيها ايراد گرفتند كه لباسهاي تمرين تيم ملي هيچ نشاني از ايران كه روي آن حك شده باشد را نداشته و حالا كه اردو تمام شده مليپوشان يكي يكي از كمبود امكانات ميگويند، جالب اينكه حال ميشنويم برخي از مليپوشان مدعي شدهاند تيم واشاش كه دومين حريف ايران در اردوي اتريش بود با تيم هنرمندان ما بازي كرده است، زمين بازي هم كه بماند.
* * * * *
درباره ديگو مارادونا چه ميشود گفت؟ در جام جهاني 2010 كه خيلي از بازيكنان از كيفيت توپهاي «جابولاني» ميناليدند، مارادوناي 49 ساله ضربه ايستگاهي پشت ضربه ايستگاهي بود كه در تمرينهاي آرژانتين گل ميكرد.
او نابغه فوتبال بود- و هست- ولي از حاشيه هم كم نميآورد و هنوز هم كه هنوز است، مدام سر و صدا به پا ميكند. نمونهاش سخنراني كوتاهي است كه چند روز پيش انجام داد و بعد از اينكه قراردادش را به عنوان مربي آرژانتين تمديد نكردند، رييس فدراسيون را «دروغگو» و كارلوس بيلاردو، مربي خودش در جامهاي 86 و 90 و مدير فعلي تيم ملي آرژانتين را «خائن» خواند. اينها نمونهاي است از رفتارها و سخنان ديوانهوار نابغه فوتبال.
1- وقتي خاوير زانتي، ركورددار بازيهاي ملي در آرژانتين كه در اينتر فصل درخشاني را گذرانده بود، دعوت نشد، خيليها ناراحت شدند. در عوض مارادونا يكي مثل آريل گارسه، بازيكن كهنهكار اما كمتر شناخته شده «كلون» را با خودش به آفريقاي جنوبي برد. گفته ميشود او خواب ديده تيمش قهرمان ميشود و تنها بازيكني كه از آن خواب يادش ميآمده، گارسه بوده است.
2- در اوايل جام جهاني، مارادونا از خجالت ميشل پلاتيني، رييس يوفا درآمد. او در يك نشست خبري از پلاتيني خواست كه خودش توپ جنجالي آديداس را كه كيفيت بالايي ندارد، امتحان كند. مارادونا گفت: «... از حرفهاي او غافلگير نشدم چون رابطهمان هميشه دورادور بوده. سلام، خداحافظ! همهمان ميدانيم فرانسويها چطور هستند و پلاتيني هم فرانسوي است و فكر ميكند از بقيه بهتر است.»
3- باستين شواين اشتايگر پيش از ديدار آلمان و آرژانتين در يك چهارم نهايي گفته بود: «وقتي بازيهاي آرژانتين را ميبيني و اينكه چطور تلاش ميكنند روي داور اثر بگذارند... اين بياحترامي است ولي اين چيزي است كه آرژانتينيها دوست دارند. بايد آماده اين مساله باشيم، فقط اميدوارم داور روز خوبي داشته باشد.» مارادونا هم نتوانست ساكت بماند و جواب داد: «براي فكر كردن به باستين شواين اشتايگر وقت نداريم؛ بچهها دارند به حضور در زمين و تكرار بازي 2006 فكر ميكنند. بنابراين آنچه او درباره پنالتيها، خطاها و اينكه ما ظرفيت باخت نداريم، ميگويد، براي من جذاب نيست...» همه چيز عادي پيش ميرفت تا اينكه مارادونا صورتش را به سمت دوربين برگرداند و از لهجه آلماني تقليد كرد: «شواين اشتايگر چي شده؟ عصبي شدهاي؟»
4- مارادونا روزي كه اسم 23 بازيكن نهايياش را اعلام كرد، به اندازه كافي دغدغه داشت؛ با اين حال اين مراسم خيلي جنجاليتر شد چون آقاي مربي با ماشين از روي يك فيلمبردار رد شد! او با يك «ميني» (ماشين كوچك) به نشست خبري آمد و در حالي كه خبرنگاران احاطهاش كردهبودند، با ماشين از روي پاي يك فيلمبردار رد شد ولي بعد هم آمد و شروع كرد به سرزنش قربانياش و توهين به او كه اول تو باعث تصادف شدهاي. شاهدان شنيدهاند كه مارادونا گفت: «عجب عوضي (يك كلمه بدتر) هستي. چطور ميتواني پايت را جايي بگذاري كه ممكن است از رويش رد شوند؟»
5- او قول داده بود كه اگر تيمش قهرمان شود، لباسهايش را در بياورد و در بوينسآيرس بدود.
6- مارادونا در جريان يك جلسه تمرين در پرتوريا، بازيكنان را 2 دسته كرد و يك بازي تمريني گذاشت. بعد بازندهها را فرستاد توي دروازه و خودش هم رفت كنارشان و به برندهها گفت آنها را با توپ بزنند.
7- او در جام جهاني با چهرهاي متفاوت از قبل ظاهر شد. سگ چيني مارادونا موقعي كه خواسته بود او را ببوسد، گازش گرفته بود و او هم پس از جراحي پلاستيك، براي پوشاندن جاي زخم، ريش گذاشته بود: «ريش گذاشتم چون سگم تقريبا تمام دهانم را خورده بود و يك زخم بزرگ به جايش گذاشته بود.»
8-جنگ لفظي بين پله و مارادونا هم كه چيز تازهاي نيست. بعد از اينكه پله، او را متهم كرد كه چون پول لازم داشته، مربي آرژانتين شده، جواب داد كه اين آدم نحس بايد به موزه برگردد. مارادونا پيشتر پله را متهم كرده بود كه از ميزباني آفريقاي جنوبي حمايت نكرده: «وقتي قبل از جام ملتهاي آفريقا آن تراژدي براي تيم توگو اتفاق افتاد، يك آقاي محترم رنگين پوست كه با شماره 10 بازي ميكرد، به اين اعتقاد نداشت كه ممكن است جام جهاني در اينجا برگزار شود ولي امروز آفريقاي جنوبي به او جواب داد: بله، ميشود...»
9- آرژانتين در مسابقه يكي مانده به آخر در دور مقدماتي ميزبان پرو بود و محتاج برد. آنها زير باران يك-صفر جلو افتاده بودند كه پرو در دقيقه 89 گل تساوي را زد. اميد آرژانتين براي صعود كمرنگ شد كه ناگهان مارتين پالرمو در وقتهاي اضافه گل زد و اميدها را زنده كرد. اين پايان مهيج، مارادونا را از خود بيخود كرد تا در كنار زمين بدود و بعد يك شيرجه نمايشي برود و روي زمين خيس ليز بخورد.
10- الديگو در دور مقدماتي زير فشار زيادي قرار داشت ولي سرانجام با پيروزي يك-صفر در زمين اروگوئه در آخرين ديدار مرحله مقدماتي، صعود تيمش به جامجهاني قطعي شد. او در نشست خبري بعد از بازي يكي دو جمله بسيار ركيك به زبان آورد-كه به خاطرش 2 ماه محروم شد- و گفت: «اين (برد و صعود) براي همه آرژانتينيها است به جز خبرنگاران.»
* * *
منبع: Com.Goal
«ایران ورزشی»
Rainyboy
08-08-2010, 11:28 AM
همه مدارك حضور افشين قطبي در آفريقاي جنوبي
چند عكس مبهم و تعدادي ته بليت
http://pic-ups.com/images/1lvl.png
علي كفاشيان، رئيس فدراسيون فوتبال صبح جمعه در گفتوگو با خبرگزاري ايسنا اعلام كرد مدارك و مستندات سفر افشين قطبي به آفريقاي جنوبي به هيچ عنوان منتشر نخواهد شد و فدراسيون برنامهاي براي پاسخگويي به منتقداني كه معتقدند سرمربي تيم ملي ايران اصلا به آفريقاي جنوبي سفر نكرده، ندارد. چند ساعت پس از اين اظهارنظر قطبي به اين نتيجه رسيد كه براي ادامه حضور روي نيمكت تيم ملي ايران بايد مدارك حضور در جامجهاني را در يك برنامه زنده تلويزيوني رو كند. او كه طي روزهاي اخير از سوي افكار عمومي و برخي رجال سياسي تحت فشار بود چارهاي جز اين نداشت و در حالي با تعدادي عكس و بليت ورزشگاههاي آفريقاي جنوبي به برنامه ورزش از نگاه دو رفت كه پيش از اين اعلام كرده بود به هيچ عنوان خودش را موظف به ارائه اسناد حضور در آفريقاي جنوبي نميداند.
افشين قطبي پس از پايان اردوي تيم ملي در اتريش و در ميان هجمه اعتراض جامعه فوتبال به برنامهاي كه براي آمادهسازي ملي پوشان در نظر گرفته بود، راهي آمريكا شد تا دامنه انتقادها از او به اوج برسد. قطبي پس از بازگشت از آمريكا مدعي شد به دليل تصادف فرزندش به اجبار به اين كشور رفته اما حتي اين دليل او هم براي تعدادي از منتقدان بلند پايهاش قانع كننده نبود و آنها اين بار شديدتر از قبل سرمربي تيم ملي را براي ارائه اسناد حضورش در جامجهاني تحت فشار گذاشتند. تعدادي از نمايندگان مجلس به همراه مديران سازمان تربيت بدني روي اين مسئله پافشاري كردند و سرانجام ظهر پنج شنبه قطبي در گفت و گو با مديربرنامه هايش به اين نتيجه رسيد كه چارهاي غير از اثبات حضورش در آفريقاي جنوبي ندارد. مرور اتفاقات روزهاي اخير فوتبال ايران مخاطب حرفهاي فوتبال را به اين نتيجه ميرساند كه قطبي از سوي بالادستيها تحت فشار است و شايد حتي در جام ملتهاي آسيا هم روي نيمكت تيم ملي ننشيند. چه آنكه رئيس سازمان تربيت بدني هشدار داده بود قطبي بايد به جامعه فوتبال پاسخگو باشد و رئيس كميته تربيت بدني مجلس شوراي اسلامي هم در اين مدت بارها صلاحيت افشين قطبي را براي هدايت تيم ملي فوتبال ايران زير سوال برده بود. آنچه دوشنبه شب گذشته در برنامه 90 اتفاق افتاد فشارها را عليه قطبي بيشتر كرد. در اين برنامه با تعدادي از خبرنگاران ايراني حاضر در آفريقاي جنوبي گفت و گو شد و همه آنها اذعان كردند به رغم مسافرتهاي پياپي بين شهرهاي مختلف آفريقاي جنوبي هرگز افشين قطبي را در ورزشگاه ها، فرودگاهها يا هتلهاي اين كشور نديده اند. سرمربي تيم ملي براي كاستن از فشار انتقادها از برگزاري يك كنفرانس مطبوعاتي خبر داد اما حتي اين وعده هم بالادستيها را راضي نكرد و سرانجام جهانگير كوثري در آخرين دقايق روز جمعه افشين قطبي را به عنوان مهمان ويژه برنامهاش معرفي كرد.
تنها برنامه ورزشي شبكه 2 محل مناسبي بود براي تطهير سرمربي تيم ملي كه موافقان زيادي را دور و بر خودش نميديد. حضور در برنامه چالشي 90 با اما و اگرهاي زيادي همراه ميبود. عادل فردوسيپور بدون ترديد مثل مجري ورزش از نگاه دو برنامهاش را در اختيار قطبي نميگذاشت و چالشهاي زيادي را مطرح ميكرد. اين يك توافق دو طرفه كاملا سودمند براي طرفين بود. از يكسو حضور قطبي در ورزش از نگاه دو سرها را به سمت برنامهاي كه مدتهاست جاذبهاي ندارد ميچرخاند و از سويي ديگر قطبي ميتوانست در فضايي پاستوريزه و به دور از سوال و جوابهاي دردسرساز از خودش دفاع كند. جالب اينكه ورزش از نگاه دو در گذشتهاي نزديك منتقد سرسخت افشين قطبي بود و مجري اين برنامه كه علاقه ويژهاي به مونولوگهاي طولاني دارد بارها به بيرحمانه ترين شكل ممكن به او تاخت. آنچه گويا بيش از آنكه به نقاط ضعف و قوت فني ارتباط داشته باشد به عدم حضور قطبي در اين برنامه مربوط ميشد و با حضور او همه دشمنيها به دوستي و مهرباني تبديل شدند! ورزش از نگاه دو با به نمايش درآوردن تصاويري از حضور افشين قطبي در كنار مربياني مثل ادووكات و پيم وربيك كوشيد او را يك مربي بزرگ و صاحب سبك معرفي كند و قطبي هم با اطلاع از ماهيت برنامه و قرارهايي كه از قبل گذاشته شده بود رزومه كارياش را به استوديو آورده بود و با زمان قابل توجهي كه در اختيار داشت آن را تمام و كمال براي مخاطبان خواند. افشين قطبي در اين برنامه هرگز نتوانست پاسخ قانعكنندهاي به مربياني كه به برنامهريزي او ايراد ميگرفتند بدهد و به استفاده از جملاتي مثل: «بايد به همديگر كمك كنيم، تيم ملي ايران متعلق به همه مردم ايران است» اكتفا كرد. او در بخشي از اين برنامه اسناد و مدارك حضورش در آفريقاي جنوبي را كه به چهار عدد عكس و تعدادي بليت ورزشگاههاي آفريقاي جنوبي كه نام افشين قطبي روي آنها درج شده بود محدود ميشد را ارائه كرد. عكسهاي مورد اشاره، قطبي را در ميان تعدادي از تماشاگران نشان ميداد و او در تمام عكسها سرش را به سمت دوربين چرخانده بود. يكي از تصاوير طوري كراپ شده بود كه در پس زمينه آن نشاني از يك استاديوم فوتبال وجود نداشت و قطبي درباره آن اينطور توضيح ميداد كه اين فلان بازي جامجهاني است و من هم آنجا حضور داشتم. يكي ديگر از عكسها افرادي را داخل يك اتاق نشان ميداد كه چند فرد سيه چرده هم در ميان آنها حضور داشتند و اين لابد يعني افشي قطبي در آفريقا حضور داشته است. كساني كه شائبههايي را در خصوص حضور قطبي در آفريقاي جنوبي مطرح ميكنند اكنون با ابهامات بيشتري مواجه هستند و نميتوان بهطور قطع با نظريه عدهاي كه از عكسهاي مونتاژ شده و فتوشاپي صحبت ميكنند مخالفت كرد. يحيي زاده، رئيس كميته ورزش مجلس شوراي اسلامي كه ايرادات زيادي را به اين ماجرا وارد كرده بود فعلا ترجيح ميدهد اظهارنظر جديدي نداشته باشد و ميگويد مدارك ارائه شده توسط قطبي بايد بيشتر بررسي شود. جالب اينكه سرمربي تيم ملي پس از ارائه اين تصاوير با چهرهاي حق به جانب رو به دوربين كرد و گفت:« متاسفم كه سرمربي تيم ملي را مجبور ميكنيم براي ادعاهايش مدرك بياورد.» اين در حالي است كه قاعدتا اگر قرار بود مدرك محكمه پسندي ارائه شود و حرف و حديثي باقي نماند بهتر بود قطبي پاسپورتش را مقابل دوربينهاي تلويزيوني نشان بدهد و به چند عكس پر از ابهام بسنده نكند.
اكنون نه تنها از تعداد منتقدان سرمربي تيم ملي كم نشده كه استقلال راي او هم مخدوش تر از هميشه به نظر ميرسد. قطبي بارها اعلام كرده بود علاقهاي به ارائه مدارك حضورش در آفريقاي جنوبي ندارد اما باز هم نفوذ بالادستيها باعث شد از موضعش كوتاه بيايد و با چند عكس و چند ته بليت در يك برنامه تلويزيوني حاضر شود. آيا در تاريخ فوتبال جهان ميتوان مربي ملي ديگري را يافت كه براي حفظ پستش تن به چنين حركاتي داده باشد؟ كنفرانس مطبوعاتي امروز افشين قطبي بيشك آبستن حوادث بسياري خواهد بود.
Rainyboy
08-08-2010, 11:36 AM
وقتی باشگاهها برای عدم همکاری با تیم ملی متحد میشوند
واقعیت از پشت نقاب شعار
http://pic-ups.com/images/1dqd.png
پرسپولیس، استقلال و سپاهان تنها در یک چیز میتوانند به توافق برسند و پای یک نامه را امضا کنند و آن چیزی نیست جز مخالفت با برنامه افشین قطبی و حضور بازیکنانشان در تیم ملی. اینک سرمربی تیم ملی فوتبال با برنامهریزیاش موجب شده است که این 3 باشگاه که غالبا در اکثر فصل با یکدیگر جدل دارند، دور یک میز بنشینند و توافقاتی را با یکدیگر انجام دهند. قبل از آنکه این نامه به فدراسیون فوتبال برسد یکی از خبرگزاریها راس ساعت 12 و نیم روز گذشته خبری را مخابره کرد که در آن آمده بود 3 باشگاه استقلال، پرسپولیس و سپاهان در نامهای مشترک قصد دارند از سازمان لیگ برتر بخواهند بازیهای هفته چهارم به تعویق بیفتد. تیم ملی کشورمان روز چهارشنبه در ایروان برابر تیم ملی ارمنستان صفآرایی میکند و به فاصله 48 ساعت بعد بازیکنان دو تیم استقلال و سپاهان میباید در لیگ برتر حاضر شوند و این حکایت برای پرسپولیس به عدد 72 ساعت میرسد چون آنها روز شنبه باید در آبادان برابر تیم صدرنشین لیگ حاضر شوند. قبل از آنکه این نامه ارسال شود، توسط خبرگزاری فارس، رسانهای شد و این به آن معناست که مدیران 3 باشگاه فوق حتیالمقدور سعی داشتند قبل از اینکه خواسته آنها به دست علی کفاشیان برسد، رئیس فدراسیون فوتبال را آماده مجاب کردن عزیز محمدی کنند. البته اعتراض مدیران و مربیان این 3 تیم که بیشترین ملی پوش را در مجموعه قطبی دارند،پر بیراه نیست. قلعهنویی میگوید طبق قانون فیفا بازیکنان من باید 48 ساعت قبل از بازی رسمی در اختیارمان باشند اما با توجه به برنامه هفته چهارم آنها 2 روز قبل از بازی سپاهان باید کیلومترها دورتر از کشورمان و در خاک ارمنستان بازی کنند. خستگی ناشی از انجام 90 دقیقه بازی یک طرف و طی این مصافت طولانی هم از سوی دیگر موجب میشود که رسما تیمهای فوق بیش از نیمی از توان خود را در هفته چهارم نداشته باشند. این اتفاق در حالی رخ میدهد که سپاهان و استقلال در3 هفته ابتدایی نتوانستهاند نمایش امیدوارکنندهای را ارائه دهند و با توجه به مدعی بودنشان شاید از دستدادن امتیازات در این هفتهها به بهای از دست دادن قهرمانی منجر شود. وقتی در لیگ برتر به مربی قهرمان، میلیونها تومان پاداش داده میشود و مهمتر از آن مبلغ قراردادشان پس از موفقیت به صورت قارچی صعود هندسی دارد، آن وقت موفقیت تیم باشگاهی یعنی تضمین مالی زندگی پیش روی آنها. این همه واقعیتی است که در هر تیمی و در همه جای جهان جاری است و کسی نمیتواند بگوید من جزو این دسته از مربیان نیستم!
سابقه مردان معترض
پیش از این افشین قطبی در لیگ برتر دوره هفتم که به قهرمانی پرسپولیس منجر شد، چنین مشکلاتی را با دایی سرمربی وقت تیم ملی داشت و حالا تنها جای این2 عوض شده است. اما نگاهی به گذشته نشان میدهد که اگر هر یک از 3 مربی پرسپولیس، استقلال و سپاهان سرمربی تیم ملی بودند دقیقا همان کاری را میکردند که امروز افشین قطبی میکند. امیر قلعهنویی که پس از خروج برانکو و بنا به رای تاریخی خرد جمعی با سرکردگی داریوش مصطفوی، سکان هدایت تیم ملی را عهدهدار شده بود،کاری کرد که لیگ ششم با یکماه تاخیر شروع شود. قلعهنویی که به هر قیمتی خواهان موفقیت ایران در جام ملتهای پیش رو بود خواستهاش را با تاخیر یک ماهه لیگ با موافقت مصطفوی عملیاتی کرد و همین موجب شد که لیگ ششم با فشردگی خاصی دنبال شود. بنا به آرشیو رسانهها سرمربی وقت تیم ملی بارها از مربیان لیگ برتری خواست تا با برنامههای او و فدراسیون فوتبال موافقت کنند تا ما پس از سالها در جام ملتها موفق باشیم. اما نتیجه چیزی نبود جز حذف ایران برابر کرهجنوبی در مرحله یک هشتم و اخراج بیدرنگ امیر قلعهنویی. بعد از قلعهنویی این علی دایی بود که به تیم ملی آمد و همین سناریو بارها توسط او تکرار شد؛ اصطکاک با مربیان لیگ برتری و سر دادن شعار ارجحیت با تیم ملی است! پرویز مظلومی تنها افتخار سرمربیگری تیم ملی ب در بازیهای غرب آسیا را داشت اما اگر در تیم ملی بود همان کاری را میکرد که پیش از او دایی و امیر کرده بودند. بنابراین آنچه برای مربیان ارجحیت دارد موفقیت تیم متبوعشان است که رابطه مستقیمی دارد با مبلغ قرارداد آنها برای فصل بعد.
عذرخواهی قطبی و درک همکاران
وضعیت بهوجود آمده برای افشین قطبی کمی دشوار است. طبق همان رسم دیرینه انتقاد از سرمربی تیم ملی، حالا اکثر رسانهها انواع انتقادات را متوجه او میکنند تا جایی که او مجبور میشود برای اثبات حضورش در آفریقایجنوبی در یک اقدام نادر، تصاویر بلیتش را در تلویزیون نشان دهد! رسانهها که به قطبی و گفتههایش شک داشتند حالا میتوانند قبول کنند که سرمربی تیم ملیشان در جام جهانی بوده است. وقتی بازی ایران و آنگولا در جام جهانی 2006 به پایان رسید، گزارشگر اعزامی سیما که به مثابه اکثر رسانههای ما انتظار صعود به مرحله بالاتر را داشت، پس از حذف ایران آنقدر عجولانه درباره عملکرد تیم ملی و سرمربیاش قضاوت کرد که گویی قرار بود برانکو ایران را قهرمان کند و ما ناباورانه برابر پرتغال و مکزیک حذف شدیم. جمله معروف فردوسی پور که گفت خداحافظ جام جهانی و خداحافظ برانکو زمانی ناعادلانه بودنش را نشان داد که قلعهنویی همان تیم را در جام ملتهای آسیا حذف کرد و دایی و قطبی 4 سال بعدش حتی توان رساندن تیم ملی به مسابقات جام جهانی را هم نداشتند. گویی این عادت برخی از رسانههای ورزشی ماست که با قدرت هرچه تمامتر سرمربی تیم ملی (حالا هر که میخواهد باشد) را نقد میکنند تا پس از اخراج او به خواسته نامعلومشان برسند. در چنین وضعیتی قطبی موضوع را درک کرده است از این رو برخلاف دیگر مربیان که همواره از موضع بالا حرف میزدند، میگوید: «من مربی باشگاهی بودم و درک میکنم که مربیان باشگاهها چه میگویند.آنها هدفشان موفقیت تیمها است ولی در این خصوص صحبت دارم».
تهدید کفاشیان: بازیکن ندهید محروم میشوید
در چنین وضعیتی رئیس فدراسیون فوتبال میگوید:« اگر باشگاهی از دادن بازیکنان خود به تیم ملی امتناع کند طبق قانون با آن برخورد خواهد شد». علی کفاشیان روز گذشته در گفتوگویی، درباره انتقادات صورت گرفته از تیم ملی فوتبال عنوان کرد: «برنامهها را از قبل طراحی میکنیم و بر اساس روزهای فیفا این مسائل را انجام میدهیم، اما مربیان یک هفته مانده به این برنامهها اعتراضات خود را اعلام میکنند. اگر مربی نتیجه بگیرد مشکلی وجود ندارد، اما در صورت عدم نتیجهگیری، فدراسیون فوتبال مقصر شناخته خواهد شد. برنامهریزیهای فدراسیون تا پایان سال مشخص است و مربیان باشگاهها از هماکنون میتوانند با مشاهده این برنامه اعتراض خود را اعلام کنند، ولی همیشه باید دید ملی را در نظر داشت». کفاشیان درباره اعتراض باشگاه استقلال خاطرنشان کرد: «فتحاللهزاده همیشه دید ملی داشته و تاکید میکند که بازیکنان استقلال در اختیار تیم ملی هستند. مظلومی نیز تاکید کرده که نظر من با نظر مدیرعامل تطابق دارد». کفاشیان درباره اینکه قلعهنویی اعلام کرده 48 ساعت قبل از بازی، بازیکنان را در اختیار باشگاهها قرار دهند، یادآور شد:«باید با سازمان لیگ صحبت کنم که آنها زمان برگزاری رقابتها را تغییر دهند تا بازیکنان پس از پیوستن به باشگاهها استراحت داشته باشند. ما تلاش میکنیم بازیکنان تیم ملی با پروازی که اعزام میشوند بازگردند تا هر چه سریعتر در اختیار باشگاهها قرار گیرند. اگر باشگاهی از دادن بازیکن امتناع کند طبق قانون با آن برخورد خواهد شد».
باربد بهراد
max2009
08-08-2010, 12:41 PM
فوتبال ایران هر روز ابستن مسایل حاشیه ای هست که تو هیچ جایی از این کره خاکی که فوتبال دارند مشاهده نشده
از توهین کردن به علی دایی در ازادب بعد از بازی با عربستان که هنوز سه بازی دیگه داشتیم و مطمین هستم که اگه دایی میموند تیم رو به جام جهانی میبرد که بعد از اون بازی طوری که کسی متوجه نشد بنده خدا رو ناک اوت کردن و تا جایی که تا ماهها خانه نشین شد
بعد از اون جناب قطبی که کره ها رو مثل دو کف دستش میشناخت رو جایگزین کردن تا با شناخت کاملی که از دو کره داشت کاری کرد که اونها برن جام جهانی و ما هم جام جهانی رو همراه تیم ملی کشورمون تو تلویزیون خونه هامون ببینیم
بی برنامکی سازمان هم از یه طرف در روزهای فیفا دی که همه تیمها بازیهای تدارکاتی دارن تیم ملی ما تو خونه هاشون دارن بازیهای تدارکاتی دنییا رو میبینند بعد از این همه بازی تازه تیم ما باید بره اردو اونم بغل یه گاو داری که هتل 5 ستاره بدون کولر ش سر و صدای همه رو در میاره
35 بازیکن دعوت میکنند به تیم بدون حتی یه بازی تدارکاتی 10 تا رو خط میزنند
و تا امروز که بیان بیانیه بدهند و بخواهند بازیها رو به تعویق بیندازند یا نه اصلبا نخواهند به تیم ملی بازیکن بدهند
همه اینها همراه با جنگ و دعوای سازمان و فدراسیون با علی دایی و توهین جناب اقا ترابیان به بازیکنان تیم ملی همراه با خانواده هاشون
همه اینها و این حوادث ناشی از بی برنامگی فدراسیون و سازمان و بی مدیریتی مدیرانش هست
حالا تیم ایران حتی جرات نمیکنه بازی تدارکاتی با کره زابن عربستان بحرین استرالیا بزاره از ترس خوردن
Ahmad.taj
08-09-2010, 02:31 PM
پرويز مظلومى چه مى گويد؟
على دايى و محمد مايلى كهن و على كريمى و سايرين نسبت به چى معترض هستند؟
كى گفته حق با همه است؟
كى گفته وقتى جمع كثيرى از اقشار مختلف يك جامعه به يك نتيجه واحد مى رسند الزاماً حرف شان درست است و جاى تعمق و تامل دارد؟!
بله آقاى مظلومى اين ها را نوشتيم تا برسيم به فرمايشات جنابعالى در مورد افشين قطبى و تيم تحت فرمانش.
كى گفته افشين خان(!) بى برنامه است و همين طورى تصميم مى گيرد تا تيم ملى را به مصاف اين و آن ببرد؟
آقاى مظلومى! مثل اينكه شما هم دلت منشور مى خواهد؟! آخر آدم حسابى! مگر نمى بينى همه چى در اين فوتبال سرجاى خودش است؟ مگر متوجه نيستى كه ما با فكر و برنامه جام جهانى نرفتيم؟ مگر يادت نيست كه همين جماعت اهل فكر داشتند دستى دستى فوتبال ايران را معلق مى كردند؟
از انديشه اى كه مى گويد «فيفا هيچ غلطى نمى تواند بكند كه نبايد بيشتر از حد توانش انتظار داشت».
يادت رفته كه با كلمنته چه كردند؟ يادت نيست كه برانكو چگونه رفت؟ به خاطر ندارى كه قرارداد دايى را به چه شكل بستند؟ نمى دانى امير قلعه نويى با چه شيوه اى در تيم ملى پست گرفت و همه به ريش خرد جمعى خنديديم؟
ما همه چيزمان روى حساب و كتاب و براساس برنامه است و به همين خاطر است كه براى نيمكت تيم ملى به سراغ يك آناليزور رفته ايم و در كنارش يك ايجنت هلندى را نشانده ايم.
آقاى مظلومى! حرفهاى ترابيان را نشنيدى؟ چى كار دارى به اينكه بازى با ارمنستان و واشاش و ستاره سرخ به درد تيم ملى مى خورد يا نه؟ به ما چه ربطى دارد كه محل اردوى ستارگان فوتبال كشورمان كنار دسته ملخ ها و پشگل گاوها باشد يا در هونولولو و هاوايى.
اصلاً به جز تاييد آقايان چيز ديگرى به ما و شما مربوط نيست كه فكر مى كنيد شما و ساير مربيان ليگى حق داريد تا چپ و راست از كرده هاى قطبى ايراد بگيريد.
اينجا ما يك رئيس فدراسيون داريم كه هميشه مى خندد. يك نايب رئيس داريم كه اگر چه هميشه «مخالف» رئيسش است اما به شكل عجيبى ترجيح داده تا در اين اوضاع و احوال باقى بماند و كار كند.
اينجا يك كميته داوران داريم كه هيچ انتقادى را قبول ندارد و يك منشور اخلاقى بى مسما كه حتى زعماى فوتبال هم از محتوا و فلسفه اش بى اطلاعند، پس وقتى جمع مان جمع است چرا منتظريد تا تيم ملى عاقلانه پيش برود؟
بگذاريد ليگ تعطيل شود. بگذاريد ۹۸ درصد مردم در نظرسنجى ها از عملكرد مجموعه فوتبال گله كنند. بگذاريد گند بزنند به هيكل ليگ و مربيانش. بگذاريد آنقدر با حريفان درجه ۵ و ۶ بازى كنند تا كارنامه شان درخشان تر از اسپانيا و هلند و آلمان شود. بگذاريد بگويند اوكراين و بعد با ارمنستان بازى كنند.
وقتى «فكر و برنامه اى» در كار نيست چرا توقع داريد تا كارها را از روى فكر و برنامه انجام دهند؟
با اين رويه باد ما را با خود به هر كجا كه بخواهد مى برد و يك وقت ديديد دل باد به حالمان سوخت و دستى دستى با همين آناليزور «گريز از وطن» در جام ملت هاى آسيا از گروهمان بالا آمديم و شگفتى ساز شديم.
تكمله
بله با اين تيم بالا آمدن از دور مقدماتى هم به منزله ايجاد شگفتى است.
* * *
امیررضا امیرشاهی
«ابرار»
Rainyboy
08-10-2010, 01:55 PM
تيم ملي 160 روز است كه در آزادي بازي نكرده است
سوت و كورترين تيم ملي تاريخ فوتبال ايران!
http://pic-ups.com/images/1ldl.png
كمپ تمريني تيم ملي فوتبال ايران سوت و كور است. افشين قطبي دستهايش را پشت كمر حلقه كرده و آرام آرام قدم ميزند و دسته ملي پوشان نرم دور زمين ميدوند. سكوت كمپ به قدري مهيب است كه صداي فرود آمدن گامهاي بازيكنان روي زمين چمن شنيده ميشود. روي سكوها به ندرت آدميزاد ديده ميشود. تعدادي از كارگراني كه در نزديكي محل كمپ مشغول كار هستند روي سكوها استراحت ميكنند و بقيه هم خبرنگاراني هستند كه وظيفه تهيه خبر از تمرينات را بر عهده دارند. اينجا كمپ تيم ملي ايران است، جايي كه در گذشتهاي نزديك مقابل استقبال تماشاگران از تمرينات تيم ملي شرمنده ميشد و به اجبار بسياري از آنها را از مقابل در ورودي كمپ بازمي گرداند.
حالا نگهبان جلوي در راحت و آسوده زير سايه دكه كوچكش پا روي پا انداخته و همراه با تماشاي تلويزيون بيسكويت داخل چاي كمرنگ ميخيساند. در ورودي كمپ چهارطاق باز است اما رفت و آمدي در كار نيست. حتي ترفند استفاده از تعدادي نوآموز مدارس فوتبال تهران براي شكستن سكوت تمرين تيم ملي هم كارساز نميشود و شعارهاي كودكانه آنها بيش از آنكه روحيه بخش و هيجانانگيز باشد روي اعصاب بازيكنان است. تماشاي تمرينات تيم ملي فوتبال ايران ديگر جايي در فهرست تفريحات هيجانانگيز فوتبال دوستان پايتخت ندارد و به نظر ميرسد حتي براي تماشاي بازيهاي رسمي و دوستانه تيم ملي در ورزشگاه آزادي هم انرژي و تمايلي وجود ندارد. تيم ملي فوتبال ايران در ماههاي گذشته بازي در حضور پنج و حتي سه هزار تماشاگر را هم تجربه كرد، آنچه از سوي مسئولان به سرخوردگي تماشاگران از عدم صعود تيم ملي ايران به جامجهاني ربط داده ميشود اما قديميترهاي فوتبال خوب به ياد ميآورند كه در گذشته، زماني كه دست تيم ملي سالها از رسيدن به جامجهاني كوتاه مانده بود ورزشگاه آزادي حتي در بازيهاي دوستانه هم مملو از تماشاگر ميشد.
استقبال بسيار ضعيف از بازيهاي تيم ملي در ورزشگاه آزادي، احتمالا اصليترين دليل تمايل برنامهريزان فدراسيون فوتبال به برگزاري بازيهاي دوستانه ملي در خارج از كشور است. سكوهاي خالي ورزشگاه غول پيكر پايتخت به سوژهاي بكر براي رسانههاي داخلي و خارجي تبديل شد و بعضا همان اندك تماشاگراني كه به ورزشگاه ميآمدند هم با سر دادن شعارهايي هماهنگ انتقادات تندي را از سرمربي تيم ملي و مسئولاني كه او را انتخاب كردند، سر ميدادند. افشين قطبي از روزي كه در ميانههاي راه بازيهاي مقدماتي جامجهاني 2010 هدايت تيم ملي ايران را در دست گرفت حدود 19 بازي دوستانه و رسمي را برگزار كرده كه از اين عدد فقط پنج بازي در تهران برگزار شده است. از اين پنج بازي، سه مسابقه در مراحل مقدماتي جامجهاني و جام ملتهاي آسيا برگزار شده كه چارهاي غير از ميزباني ايران در آنها وجود نداشته. فدراسيون فوتبال گويا تنها به آن دسته از مسابقات دوستانه پاسخ مثبت ميدهد كه تيم مقابل ميزباني بازي را برعهده بگيرد.
اين رويكرد در روزهاي پرتب و تاب پس از انتخابات سال گذشته رياستجمهوري توجيه پذير بود اما فدراسيون كماكان به ادامه اين سياست اصرار دارد و بازي در ورزشگاه خانگي خالي از تماشاگر را برنمي تابد. تيم ملي ايران آخرين بار روز چهارشنبه 12 اسفند 1388 در مرحله مقدماتي جام ملتهاي آسيا مقابل تايلند در ورزشگاه آزادي به ميدان رفت و پس از آن از حدود 160 روز قبل تا امروز ديگر رنگ اين ورزشگاه را نديده است. در واقع همه چيز پس از دو بازي دوستانه تيم ملي مقابل ايسلند و مقدونيه كه در روزهاي 19 و 27 آبان 1388 برگزار شد، كليد خورد.
در آن دو بازي ضعيفترين استقبال تاريخ از بازيهاي تيم ملي به عمل آمد و معدود تماشاگران حاضر در ورزشگاه عصبانيت خود را به رخ افشين قطبي و مسئولان فدراسيون فوتبال كشيدند. چهار روز پس از بازي با مقدونيه، تيم ملي به زحمت با يك گل اردن را در ورزشگاه آزادي شكست داد و همين نتيجه با گل دقيقه 90 جواد نكونام در بازي با تايلند هم در ورزشگاه آزادي بهدست آمد. تيم ملي ايران با اين پيروزي به عنوان سرگروه به جام ملتهاي آسيا صعود كرد اما تماشاگراني كه 90 دقيقه در حسرت گل بازي نااميدكننده ملي پوشان را تحمل كرده بودند اينبار مصرانهتر و مصممتر از هميشه خواهان ايجاد تغييرات در تيم ملي و فدراسيون فوتبال شدند.
غيبت طولاني مدت تيم ملي ايران در ورزشگاه آزادي مسلما يك اتفاق عادي و پيشبيني نشده نيست، به خصوص اينكه به نظر ميرسد برنامهريزان فدراسيون تدابيري را براي ادامه اين روند در بازيهاي دوستانه تيم ملي تا قبل از سوت آغاز جام ملتهاي آسيا در دستور كار دارند.
تيم ملي ايران 20 مرداد در ايروان به مصاف ارمنستان ميرود و روزهاي سيزدهم و هفدهم شهريور در چين و كره جنوبي با تيمهاي ملي اين دو كشور بازي ميكند. از اوايل مهرماه بازيهاي غرب آسيا در اردن آغاز ميشود و تيم ملي بازهم خارج از ايران رودرروي تيمهايي مثل عمان و بحرين ميايستد. بعد از بازيهاي غرب آسيا تنها شانس برگزاري سه بازي تداركاتي در روزهاي 17 و 21 مهر و 26 آبان وجود دارد كه احتمالا در اين بازيها هم تيم ملي خارج از ايران به ميدان ميرود تا به احتمال زياد سال جاري را بدون برگزاري حتي يك بازي در ورزشگاه آزادي به پايان برساند. تيم افشين قطبي پيش از اين هم با تيمهاي ملي چين، بوسني، بحرين، قطر، مالي و كره شمالي هم بيرون از ايران بازي تداركاتي برگزار كرده بود و در اين زمينه در ميان تمام تيمهاي ملي تاريخ ايران ركورددار است.
به اين فهرست ميتوان بازي با تيمهاي باشگاهي واشاش مجارستان، ستاره سرخ بلگراد و لاتزيو را هم اضافه كرد. تعدادي از اعضاي هيات رئيسه فدراسيون فوتبال پس از استقبال ضعيف از بازيهاي تيم ملي در ورزشگاه آزادي و صداي اعتراضهايي كه از گوشه و كنار اين ورزشگاه شنيده ميشد پيشنهاد برگزاري بازيهاي دوستانه تيم ملي در ورزشگاه يادگار امام تبريز را مطرح كردند اما ضعف امكانات اين ورزشگاه از يك سو و تماشاگران غير قابل پيش بيني تبريزي كه از غيبت ستارههاي تراكتورسازي در تيم ملي دلخور بودند هم از سويي ديگر باعث شد اين پيشنهاد راه به جايي نبرد. نبايد فراموش كرد كه در بازيهاي دوستانه معمولا خرج سفر و اقامت تيم مهمان برعهده تيم ميزبان است و اين نكته به ظاهر كم اهميت هم در برگزاري بازيهاي دوستانه خارج از خانه تيم ملي ايران بيتاثير نيست.
مربيان بزرگ تيمهاي ملي معمولا بين بازيهاي دوستانه داخل و خارج از خانه بالانس متوازني ايجاد ميكنند تا بازيكن بازي در هر دو محيط را تجربه كند اما به هر حال افشين قطبي ترجيح ميدهد تيمش را به دور از چشم هواداران فوتبال در ايران آماده كند. او در آخرين كنفرانس مطبوعاتي خود مدعي شد مردم ايران دوست دارند افشين قطبي سرمربي تيم ملي ايران باشد اما استقبال ضعيف سكونشينان در كنار تمايل قطبي به پنهان شدن از انظار عمومي حكايت ديگري را بازگو ميكند. تاريخ ميگويد تيم ملي ايران حتي در دوران منفورترين مربيانش هم اين همه منزوي و سوت و كور نبوده است.
امير جاملو
Rainyboy
08-10-2010, 02:19 PM
از اکران عمومي بليت تا پنهان کردن تيم ملي؛
ديوار بلند بي اعتمادي
http://www.mobin-group.com/image/reg/images/4394A68MWN_resize_2.jpg
ديوار بي اعتمادي در فوتبال ايران بسيار بلند است. آنقدر بلند که سرمربي تيم ملي براي اثبات حضور خود در جام جهاني مجبور است بليت هواپيماي خود به مقصد آفريقاي جنوبي را در يک برنامه تلويزيوني به نمايش عمومي بگذارد. اما بليت را هم مي توان از هر آژانس هواپيمايي تهيه کرد، پس او بايد در کنار مردم سياهي که فضاي ژوهانسبورگ را تداعي کنند عکس بياورد. عکس هم اما کافي نيست، زيرا مي توان هر جاي دنيا عکس يادگاري انداخت، پس بايد کپي پاسپورت سرمربي به دفتر جرايد فاکس شود تا بلکه با رويت مهر ورود و خروج به کشور آفريقاي جنوبي رضايت دهند و پرونده جنجالي حضور او در جام جهاني اي که اصلاً تيم ايران در آن نقشي نداشته است بسته شود.
ديوار بي اعتمادي در فوتبال ايران بلند است. بسيار بلند. آنقدر بلند که هيچ خبرنگاري نمي تواند از روي آن پريده و تيم ملي اش را از نزديک تماشا کند. اين گونه است که سرمربي، دست تيمش را مي گيرد و به کوه و کمرهاي اروپا فرار مي کند تا بلکه از گزند نگاه بهانه جوي خبرنگاران در امان باشد. خبرنگاري که او هم البته سرمربي تيم ملي را در بناي اين ديوار رفيع گناهکار مي داند.
پرونده دي کارمو را پيش رو دارد.همان که زماني به علي کريمي ترجيح داده شد همان که خبر رسيد بعد از بازگشت به برزيل به شغل اصلي اش «کفتر فروشي» بازگشته است. يا آن دستيار برزيلي که معلوم نشد کي آمد و کي رفت. آيا آنها مي توانند به سرمربي اي که ناگهان پرسپوليس را رها کرد و رفت اعتماد کنند. اگر بار ديگري داستانهاي گذشته تکرار شود و اين بار قافيه در تيم ملي به تنگ آيد چه؟ امپراتور باز هم شبانه ايران را ترک کرده و چله نشين همسايه هاي خبري خواهد شد؟
آيا به سرعت اينترنت در ايران مي توان اطمينان کرد. که نکند ناگهان نفسش به شماره افتد و اسباب رنجش سرمربي تيم ملي را فراهم کند.
افشين قطبي براي فوتبال ايران متأسف است، زيرا در آن مجبور است به خاطر اثبات حقانيت خود بليت هواپيماي خود را اکران کند اما چه نيازي به انجام اين کار بود، اگر به زعم ايشان 80 ميليون ايراني طرفدار ماندن او در پست سرمربيگري تيم ملي هستند. راستي اين روزها به آمارها مي توان اعتماد کرد؟ عدد و رقمها تا چه حد مورد اطمينان و وثوق ما هستند. آمارهاي رسمي طلاق چه مي گويند و آنچه در جامعه ديده مي شود، گواه کدام حقيقت است، تعداد مبتلايان به ايدز چقدر است؟ آمارها از سقوط قيمت مرغ در آستانه ماه رمضان خبر مي دهند، اما سفره ما آن را تأييد مي کند؟
کدام مرکز آمار مطمئن و معتبر چنين حکمي را از سرشماري خود در خصوص ميزان محبوبيت افشين قطبي به او اطلاع داده است.
ديوار بي اعتمادي در فوتبال ايران بلند است. آنقدر بلند که حتي در داخل فدراسيوني که بايد حامي سرمربي اش باشد شبهاتي در توانايي او براي انجام مأموريتش وجود دارد. که اگر اعتماد و اعتقادي به قدرت و ميزان توانايي او وجود داشت در فاصله کمتر از يکسال مانده به شروع مسابقات جام ملتهاي آسيا فدراسيوني که خودش او را گزينش کرده است، خبر از مذاکره با گزينه هاي جايگزين نمي داد.
ديوار بي اعتمادي در فوتبال ايران بلند است و نه تنها هيچ تلاشي براي فرو ريختن آن از سوي هيچکدام از اهالي فوتبال صورت نمي گيرد که هر روز و با هر رفتار و گفتاري که بر پايه همين بي اعتمادي است رديفي از آجرهاي يأس و نااميدي به بلنداي آن چيده مي شود تا لحظه لحظه بر ارتفاع آن افزوده شود. ديوار بلندي که بناي سست آن به آواري وحشتناک در همين جام ملتهاي پيش رو تبديل خواهد شد.
رضا خوشنويس
Rainyboy
08-11-2010, 12:03 AM
«سيد» افشين و تاجگذاري يك چشمها در سرزمين كورها
ذائقه مردم خراب شده آقاي قطبي!
http://parsfootball.com/old/files/afshin-ghotbi-3.JPG
1- «بيشتر مردم ايران دوست دارند من سرمربي تيمملي كشورشان باشم»؛ اين آخرين دفاعيه افشين قطبي است و به اين ترتيب مرد اول نيمكت تيمملي نيز بهسان خيليهاي ديگر، وقتي عرصه را تنگ ديد، به مفهوم مجهول «مردم» چنگ انداخت تا دوام پايههاي لرزان صندلياش را چند صباحي بيشتر تضمين كند. همين سير حركتي آقاي امپراتور از مانور دادن روي رزومه و تواناييهايش تا معامله سر «محبوبيت»، به اندازه كافي نشاندهنده بنبستي كه قطبي در آن گرفتار شده، هست. او كه از بدو ورودش به ايران در تلاش بود تا دائما از موضع يك مربي بينالمللي با ديگران برخورد كند و داشتههاي فنياش را به رخ بكشد، حالا و با باز شدن تدريجي مشتهاي خالياش تنها ميتواند پشت توهم پايگاه عمومياش جبهه بگيرد و دست تكان دادنهاي عوامالناس در خيابان را به عنوان سند بقايش پيش بكشد. چنين پسرفت تاملبرانگيزي، به خودي خود اوضاع فعلي سرمربي تيمملي را روشن ميكند، هر چند كه در باب همين مايه گذاشتن از «مردم» هم شائبههاي فراواني وجود دارد.
2- شايد «سيد» افشين قطبي كه حالا بعد از سالهاي طولاني زندگي در آمريكا، براي مقابله با خيل منتقدانش ترجيح داده از انرژي اهورايي «سيادت» خودش سود ببرد(!) هم راههاي مدرن عوامفريبي را آموخته است. توسل به مفاهيم كيفي و غيرقابل سنجش، ديري است كه براي برخي در كشورمان تبديل به يك فاكتور مشروعيتزا شده است كه يكي از مهمترين آنها همين مقبوليت نزد «مردم» است؛ پارامتري كه هرگز نميتوان از كم و كيف و صحت و سقم آن آگاه شد. در حالي كه حتي پيرامون آمار رسمي ارايه شده توسط برخي از نهادها هم حرف و حديثهايي وجود دارد و در جامعهاي كه جايگاه «افكارسنجي» مدون و قانونمدار در آن چندان روشن نيست، طبيعي است كه هر كسي به خودش اجازه بدهد از چنين مفاهيم موهومي استفاده كند.
امروز در حالي افشين قطبي به محبوبيت خودش بين مردم استناد ميكند كه پيش از او امثال علي پروين، ناصر حجازي، امير قلعهنويي، احمدرضا عابدزاده و حتي جواد خياباني هم به چنين حربهاي متوسل شده بودند و البته در مورد هيچكدام آنها، راهي براي بررسي ادعاهايشان وجود نداشته است. با اين وصف اگر دلگرمي آقاي قطبي به برخي نظرسنجيهاي پيامكي در برنامههايي همچون «نود» است، بد نيست توجه جناب سرمربي را به سرنوشت علي دايي جلب كنيم كه روزي 80 درصد ملت به او راي اعتماد دادند و روزي ديگر - كمتر از يك سال بعد - همين عده براي واداشتن مسوولان به اخراج شهريار، از هم سبقت گرفتند!
3- سخن ديگري هم اما، در اين ميان هست. شايد در مورد علاقه «بخشي» از مردم ايران كه هنوز دل در گرو افشين قطبي دارند، حق با اين مربي باشد، اما اشكال بزرگ كار اينجاست كه برخي ذائقه اين مردم را خراب كردند و به ابتذال كشاندند. اگر هنوز برخي از فوتبالدوستان افشين قطبي را ترجيح ميدهند، اين مساله بيشتر از آنچه معلول تواناييها و صلاحيت سرمربي تيمملي باشد، مرهون فقر بزرگي است كه در فوتبال ايران وجود دارد؛ فوتبالي كه غالب مربيان و بازيكنانش آنقدر بيمبالات و بددهان بودند كه ادبيات ساختگي و عادي يك غريبه براي مخاطبانش تبديل به يك غنيمت كمنظير و جذاب شد و فوتبالي كه متوليانش چنان سهلانگار بودند كه در غياب نامهاي بزرگ و كارهاي بزرگ، مردم را براي هواداري و دل بستن بين داييها، قلعهنوييها، ميثاقيانها و فيروز كريميها مخير گذاشتند تا باد در پرچم متوسط تمام عيار فرنگديدهاي مثل افشين قطبي بيفتد. بله آقاي امپراتور؛ اگر هنوز عدهاي را هواخواه خودت ميبيني، قبل از آنكه به دانستهها و توانستههايت غره شوي، حكايت قديمي مرد يك چشمي را در ذهنت مرور كن كه در ديار نابيناها، پادشاهش كردند!
4- و چه رنج بزرگي است «مردم» بودن؛ كه دستت به جايي نرسد و به نامت آدم بالا و پايين ببرند و بياورند، حكم بزنند، عزل و نصب كنند، ببرند، بدوزند، بپوشند و هنوز دستت به جايي نرسد!
رسول بهروش
Masoud
08-12-2010, 12:06 AM
ارمنستان رو 3-1 بردیم.
بازی رم ندیدم که راجبش نظر خاصی بدم ولی به نظرتون تیم ملی ما انقدر حقیر شده از اینجا پاشه بره ارمنستان با اونها بازی کنه ؟
Rainyboy
08-12-2010, 01:00 PM
علی کریمی و تیم ملی همیشه با هم مشکل دارند!
جادوگر، آتش زیر خاکستر
http://www.ipna.ir/upload/picture/ali-karimi-gajamoo.jpg
برگزاری اردوی اتریش حرف و حدیثهایی را به وجود آورده بود که به اندازه کافی راجع به آنها صحبت شد. مربیان و بازیکنان حرفهایشان را گفتند و مسئولان فدراسیون و سرمربی تیم ملی هم دلایل خودشان را ذکر کردند اما مسأله علی کریمی مثل همیشه مسأله خاصی بود.
نکته اول
خبر این بود: علی کریمی اردوی تیم ملی را ترک کرد. کریمی جزو اولین نفراتی بود که در میانه راه اردوی اتریش را رها کرد و به تهران بازگشت. حرفهای او در مورد نحوه برگزاری اردو و محل آن و شرایط موجود مهر تأییدی بود بر اخباری که از اتریش به گوش میرسید اگرچه مصدومیت جادوگر دلیل ذکر شده از جانب سرمربی و مسئولان تیم ملی و البته پس از خود علی کریمی برای ترک اردو بود اما نارضایتی علی کریمی از اردوی اتریش و البته به زبان آوردن این نارضایتی شبهاتی را به وجود آورد که طبق روال معمول از جانب مسئولان امر تکذیب شد و رسما هم اعلام شد که بازگشت کریمی به تهران فقط و فقط به دلیل مصدومیت او بوده است و دیگر هیچ!
نکته دوم
خبر این بود: علی کریمی از تیم ملی خط خورد. هیچکس تعجب نکرد چون همه منتظر این واکنش از جانب سرمربی تیم ملی بودند چرا که اهالی فوتبال هیچگاه به این باور قلبی نرسیده بودند که علی کریمی فقط و فقط به دلیل مصدومیت اردوی اتریش را ترک کرده باشد و انتظار این میرفت که به واسطه صحبتهایی که این بازیکن در مورد اردو به زبان آورده بود و حرف و حدیثهایی که پس از آن به وجود آمد با عکسالعملی از جانب قطبی و مسئولان فدراسیون مواجه شود و عدم دعوت علی کریمی از جانب قطبی و تأیید این کار توسط کفاشیان همان عکسالعمل بود و مؤید این مسأله که این عدم دعوت زیاد هم فنی نبوده است. اگر چه اخباری که هر روز و هر روز توسط اهالی خبر از اتریش مخابره میشد از جانب مسئولان تکذیب شد و دوستان رسانهای باز هم مورد هجوم قرار گرفتند و محکوم شدند به حاشیهسازی و نشر اکاذیب!! در حالی که زمان همه چیز را ثابت کرد.
آنجا که بازیکنان تیم ملی هر کدام به طریقی بر حرفهای علی کریمی صحه گذاشتند و دوربین 90 همه چیز را به عینه نشان داد امروز هم که قطبی نام علی کریمی را از لیست خود خط زد تا از قدرتی که دارد استفاده کرده و به همگان نشان دهد که بعضی حرفها نباید زده میشد و بعضی عکسالعملها نباید صورت میگرفت. حرکت امروز قطبی در واقع مهر تأییدی بود بر همه شبهات به وجود آمده در مورد تیم ملی و ترک زودهنگام اردو توسط علی کریمی...
نکته سوم
فلش بکی به گذشته بزنید از زمان بلاژویچ و پس از او برانکو تا قلعهنویی و دایی و حالا هم قطبی. اینها مربیان کریمی در تیم ملی بودند، باشگاهها را فاکتور بگیرید. زمانی را به خاطر بیاورید که جادوگر فوتبال ما دورهای آرام و بیحرف و حدیث را به تیمهایش سپری کرده باشد؟!
به راستی این چه خاصیتی است که جادوگر دارد؟! چرا در عین تواناییهای فوقالعاده فنی و مهارت خارقالعادهاش هیچگاه نتوانسته است رابطهای خوب با مربیان علیالخصوص مربیان تیم ملی برقرار کند.
علی کریمی از سالها پیش زمانی که بلاژویچ و برانکو سرمربی تیم ملی بودند مشکلاتی را با مربیان و مسئولان تیمش داشت تا به امروز که توسط افشین قطبی از تیم ملی کنار گذاشته شد. کریمی اگرچه دوران نوجوانی و جوانی را در فوتبالش پشت سر گذاشته و امروز به مرز پختگی رسیده است اما هنوز نتوانسته است این خصوصیت اخلاقیاش را تغییر دهد و همچنان در این مورد خاص در خانه اول است.
از گوشه و کنار خبرهایی به گوش میرسد مبنی بر اینکه علی کریمی این روزها در استیلآذین هم به مشکلاتی برخورده است. جادوگر آتش زیر خاکستر است و رضایت در چشمانش دیده نمیشود.
مخصوصا اگر کسی بخواهد جادوگر را به خط دفاع تبعیدش کند. او طاقتش زیاد نیست. پس از سالها حالا دیگر همه کریمی را خوب شناختهاند. او بازیکنی نیست که بتواند همه چیز را با هم تحمل کند. خط خوردنش از تیم ملی مطمئنا آنقدر برایش اهمیت داشته است که تبعیدش به خط حمله و مشکلات گاه و بیگاهش در استیلآذین هم مزید بر علت شود برای تبدیل شدن به آتشی که البته هنوز در زیر خاکستر است.
امیدواریم همه چیز برای علی کریمی ختم به خیر شود، امیدواریم...
Ahmad.taj
08-14-2010, 06:09 PM
برتری بر تیم نود و ششم جهان آن قدر برای قطبی و همکارانش بزرگ بود که پس از کسب برتری مقابل تیم ملی ارمنستان همه اعضای کادر فنی وسط زمین ریختند و یکدیگر را در آغوش کشیدند. اگر نمیدانستی که یک بازی تدارکاتی به پایان رسیده با تماشای این صحنههای خارقالعاده تصور میکردی تیم ایران فاتح مسابقات آسیایی شده و یا به جام جهانی فوتبال صعود کرده است.
صحنهها آن قدر دردآور بود که وصفش ساده نیست!سیمای علیرضا منصوریان با آن روز که تیم ملی ایران توانست تیم ملی فوتبال آمریکا را در جام جهانی فوتبال شکست بدهد و موجی از شور و شادی میان اهالی فوتبال به راه بیندازد تفاوتی نمیکرد!
وقتی داور سوت پایان بازی را به صدا درآورد ناگهان در آغوش بیوتر پرید _همان مربی که گفته میشود در کار نقل و انتقالات بازیکنان روزگاری دستی بر آتش داشته_فریاد میکشید ،صورتش از شادی سرخ شده بود، کم مانده بود مثل آن بازی تاریخی دستهایش را به سوی آسمان بلند کند و خدا را هم شکر کند.حماسه بود یا معجزه؟!
چگونه میتوان این حرکات را توجیه کرد؟ افشین قطبی نمیدانست چه کار کند با تمام وجود وسط زمین رفت و هادی عقیلی را در آغوش کشید.گو اینکه فرشته نجاتش را یافته است.بازیکنان صم بکم به حرکات قطبی و دستیارانش نگاه میکردند و برای اینکه با مربی خود هم نوا باشند و احیانا مورد غضبش قرار نگیرند لبخند میزدند و خود را شاد و شنگول نشان میدادند.لحظاتی این شادی ادامه داشت تا اینکه کادر فنی به خود آمد و تازه متوجه شد یک بازی تدارکاتی را پیروز شده است .خیلیها نگران شدند که مبادا این شادی به بیرون ورزشگاه هم کشیده شود و در شهر ایروان هم ادامه داشته باشد.سر انجام اما شادی قطبی و گروهش به پایان رسیده و او به همراه دستیارانش راهی رختکن شدند ...
****
این شرح حالی بود مختصر از آنچه چهارشنبه شب روی پرده تلویزیون آمد و بار دیگر ما را نگران کرد.امروز میتوانیم دوباره این سوال را در برابرخود قرار دهیم که با مختصات ذهنی قطبی و گروهش که بر تیم ملی سایه افکنده آینده این تیم را چگونه رقم خواهد زد؟
افشین قطبی در آستانه جام ملتهای آسیا حرف از فتح این جام میزند در حالی که رفتارش چیز دیگری را نشان میدهد.او پس از برتری مقابل تیم ملی ارمنستان که در رنکینگ جهانی در جایگاهی نازل قرار دارد چنان شگفتزده میشود که انگار فاتح جامی بزرگ شده است.آیا با این کوچک بینی میتوان امیدی به آینده تیم ملی داشت؟تاوان کدام اشتباهمان را پس میدهیم که امروز این گونه باید شاهد شادی شادمانی کادر فنی تیم ملی کشورمان مقابل یک تیم درجه 3 باشیم.
آن هم تیمی که به لحاظ فنی در تمام دقایق بازی برتر از فوتبال ما بود و نتیجهای که در پایان بازی رقم خورد واقعیتهای این بازی نبود.نگرانی ما پس از برتری مقابل ارمنستان و رفتاری که از قطبی و همکارانش مشاهده بیشتر شده است.آیا افشین قطبی که اینگونه سر به آسمان میساید چشم بر اشکالهای آشکار تیمش خواهد بست و با همین اشکالهای آشکار و پنهان قدم در مسابقات جام ملتهای آسیا خواهد گذاشت؟
تردیدی نداریم که این گونه خواهد شد و تیم قطبی بیآنکه اشکالهای خود را در بازیهای تدارکاتی بیابد رهسپار جام ملتها میشود.
****
حس نتیجهگرایی افشین قطبی و گروهش به شدت تیم ملی را تهدید میکند .این رویهای است که به شکل کاملا ملموس از ابتدای مربیگری افشین قطبی و همکارانش بر روح و جسم تیم ملی رخنه کرده.از آن روز که قطبی قدم به محیط تیم ملی گذاشت تا به امروز او دربازیهای تدارکاتی _چه کوچک و چه بزرگ_از همه داشتههای خود بهره گرفته تا میدان را با برتری ترک کند و احیانا در صورت باخت با هجمه عظیمی از انتقادها رو به رو نشود.او با چنان سیاستی این کار را انجام میدهد که این امر بر مسئولان فدراسیون فوتبال هم مشتبه شود که در همه بازیهای دوستانه باید از نهایت پتانسیل موجود بهره گرفت و کمترین توجهی به بازیکنان دیگر که میتوانند جانشین بازیکنانی باشند که امروز به مرز پایان رسیدند ،نداشت.
قطبی ما را اینگونه به مسیری که میخواهد رهسپار میکند.او در فکر حفظ جایگاه خود تا جام ملتهای آسیا است و البته برتری در بازیهای تدارکاتی میتواند تعداد روزهای حضور او بر روی نیمکت تیم ملی را بیشتر کند...
* * *
حمیدرضا عرب
«شبکه ایران»
Rainyboy
08-15-2010, 12:30 AM
دروغپردازي رسانه در حمايت از افشين قطبي
ارمنستان استثنايي و اعجوبهاي بهنام فابيو بالا!
http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:-SO9mKasyBYrAM:http://www.footballiran.ir/Images/News/larg_Pic/20-3-1388%5CIMAGE633802543426250000.JPG&t=1
افشين قطبي پس از مدتها هفته قبل قبول كرد كه چند ساعتي كنار جهانگير كوثري بنشيند. همين حضور ساده كافي بود تا اين برنامه كه پيش از اين از هر فرصتي براي حمله به سرمربي تيمملي استفاده ميكرد، در تغيير موضعي عجيب، ناگهان به وكيل مدافع شماره يك قطبي تبديل شود و با نشان دادن عكسها و بليتهاي او تمام تلاشش را براي اثبات حضور سرمربي تيمملي در آفريقاي جنوبي انجام بدهد. كوثري در برنامه اين هفته خود در واكنش به انتقاداتي كه نسبت به ضعيف بودن تيمملي ارمنستان و حتي حضور نداشتن بخش عمدهاي از بازيكنان اصلي اين تيم مطرح بود، دست به ايراد دفاعياتي زد كه شايد حتي خود قطبي هم جرات گفتن آنها را نداشت! تعريفهاي كوثري از تكتك آنها خيليها را ياد ماجراي فابيو بالاي برزيلي انداخت. بازيكن مصدومي كه قبل از امضاي قرارداد با استقلال به استوديوي ورزش از نگاه دو رفت و آقاي مجري از او به عنوان اعجوبه فوتبال برزيل نام برد. اين بازيكن اما هيچوقت براي استقلال بازي نكرد و با دريافت مبلغ 30 ميليون تومان به تيم شهرداري بندرعباس برود كه درنهايت شهرداري هم حاضر به پرداخت اين مبلغ به او نشد. مجري و تهيه کننده برنامه تلويزيوني ورزش از نگاه دو با سابقه طولاني در عرصه رسانه احتمالا نميداند كه ميتوان به راحتي و با چند ساعت گشتوگذار در وبسايتهاي مختلف خبري، اظهارنظرهايش را به راحتي تكذيب كرد. كوثري در مورد تيمملي ارمنستان و بازيكنانش گاهي اوقات از چنين واژههايي استفاده ميكرد: «اين بازيکن كه هميشه در تركيب ثابت ارمنيها بوده، آقاي X را هم مگر كسي هست كه نشناسد؟! آنهايي كه ميگويند ارمنستان با تيمملي اصلياش نيامده بود واقعا چطور چنين فكري كردهاند؟ تمامي اين بازيكنان از نفرات ثابت و استثنايي ارمنستان هستند و تيمملي ما رقيب قدرتمندي را برده است.» ارمنستان يك تيم درجه چهارم اروپايي است. تيمي كه اگر در آسيا بود به زحمت همرديف تيمهايي مثل قطر و امارات قرار ميگرفت. ارمنستان پيش از رويارويي با ايران دو بازي دوستانه مقابل بلاروس و ازبكستان برگزار كرده بود. قبل از آن هم چهار بازي رسمي در رقابتهاي مقدماتي جامجهاني 2010 در برابر بوسني، بلژيك، اسپانيا و تركيه انجام داده بود. مرور تركيب اصلي و همينطور ذخيرههاي اين شش بازي ميتواند به راحتي پاسخ اين سوال را كه «آيا ارمنستان واقعا با نفرات اصلياش به مصاف ايران آمده بود يا نه» در اختتيار مخاطب قرار دهد. 1) چهار بازيكن از تركيب 11 نفره ارمنستان در برابر ايران را نفرات اصلي و هميشگي اين تيم تشكيل ميدادند. سرگئي هوسپيان كاپيتان اين تيم، روبرت آرزومانيان، آغوان مگرچيان و آرتور يديگاريان چهار بازيكني هستند كه در اكثر بازيهاي مهم تيمملي ارمنستان در دوسال اخير حضوري ثابت داشتهاند. 2) سه بازيكن از تركيب 11 نفره ارمنستان به نامهاي آرارات آراكليان، ساموئل ملكونيان و لئون ياچانيان، بازيكناني هستند كه در بازيهاي دوستانه حضور داشتهاند اما در بازيهاي مهم حتي در ليست 18 نفره تيمشان هم جايي نداشتهاند. 3) شايد اين جالبترين بخش ماجرا باشد. چهار بازيكن از تركيب اصلي ارمنستان مقابل ايران را نفراتي تشكيل ميدادند كه كمتر از پنج بازي ملي را تجربه كردهاند و در بازيهاي رسمي هم هيچگاه فرصتي براي حضور در تركيب تيمملي كشورشان نداشتند. استبان غازاريان، دروازهبان سوم اين تيم كه در برابر ايران دومين بازي ملي خود را انجام داد، ديويد مانويان كه چهارمين بازي ملياش را پشت سر گذاشت و مارك بيزلي آمريكاييالاصل و همينطور يورا موسيسيان كه اولين بازي ملي خود را سپري ميكرد. بازيكنان ذخيره اين تيم مثل جان هاماردوزيان و آرتاك داشايان هم از تيمملي زير
21 سال آمده بودند تا به ترتيب اولين و سومين بازي ملي خود را پشت سر بگذارند. ارمنستان در خوشبينانهترين حالت با 50 درصد تركيب اصلياش به مصاف ايران آمد و تيم شكست ناپذيري نبود. آيا در صداوسيما هيچ نظارتي روي اطلاعاتي که از طريق برنامههاي مختلف در اختيار مخاطبان گذاشته ميشود وجود ندارد يا اساسا کسي متوجه نميشود فلان برنامه چشم بسته و بدون ادله و اطلاعات کافي از يک جريان خاص حمايت ميکند؟ دروغپردازي در برنامههاي تلويزيوني اتفاقي است که آرام آرام وارد فرهنگ برنامههاي ورزشي ميشود و باعث تاسف است که تشکيلاتي مثل تيم ملي هم براي توجيه خودش با اين جريان همراه ميشود.
بهنام کيا
Rainyboy
08-16-2010, 11:57 PM
چرا سرمربي تيم ملي غلامي را نديده است؟
قطبي باچشماني بسته!
http://www.hurrahsport.com/upload_folder/mehr/250510104515.bmp
افشين قطبي بهتر است كلاهش را كمي بالاتر بگذارد تا بلكه ببيند در ليگ ايران چه خبر است. او كه همواره ادعا ميكند توجه ويژهاي به ليگ برتر داشته و هر بازيكني كه شايسته بوده را به تيم ملي دعوت كرده، در تمام اين روزها چگونه محمد غلامي را نديده است؟ مهاجمي كه پارسال و امسال، در تيم استيلآذين يكي از 11 بازيكن ثابت بوده و هست و از همه جالبتر اينكه سرمربي تيم ملي همواره بازيهاي اين تيم را به دليل برگزاري در جاي خوب شهر و در دست بودن، بسيار زياد از نزديك تماشا كرده است. آيا افشين قطبي در تمام اين هفتهها – از ليگ پيش تا امروز – نديده كه استيلآذين مهاجمي خوش قد و قواره، سريع، باهوش و دونده دارد كه از تمام مهاجمان ايران اگر بهتر نباشد، ضعيفتر هم نيست؟ آيا او نديده و نفهميده كه محمد غلامي پتانسيل دعوت شدن به تيم ملي را دارد؟ يعني سرمربي تيم ملي هم بايد مثل ما صبر كند تا يك بازيكن در مسابقهاي پخش زنده بدرخشد و بعد روزنامهها رويش مانور كنند و آن وقت به تيم ملي دعوت شود؟
محمد غلامي مقابل استقلال نشان داد كه ميتواند يكي از بهترين مهاجمان فوتبال ايران باشد. نمايش فوقالعاده او در خط حمله استيل- نه به خاطر 2 گلي كه زد- بابت حركاتي كه داشت، قدرتي كه از خود به نمايش گذاشت و تاثيري كه بر جريان بازي داشت، توجه ما را به خود جلب كرد. او آنقدر آماده و سرحال است كه محسن خليلي و مهرزاد معدنچي را به يك بازيكن نيمكتنشين تبديل كرده و حالا معلوم ميشود كه چرا خليلي و معدنچي در تركيب اصلي استيلآذين به ميدان نميآيند. دور ماندن همه اينها از چشم سرمربي تيم ملي يك طرف و در مقابل دعوت شدن بازيكني به نام مهرزاد معدنچي از همين تيم به تيم ملي نشان ميدهد كه افشين قطبي با دقت لازم ليگ را زيرنظر نگرفته و هستند بازيكناني كه سرمربي تيم ملي به سادگي از كنارشان گذشته است. وظيفه افشين قطبي فقط رفتن به ورزشگاه و تماشاي ليگ نيست. او بايد با نگاهي متفاوت نسبت به يك تماشاگر معمولي و حتي يك روزنامهنگار ليگ را زير ذرهبين بگيرد و دست روي دست نگذارد تا يك بازيكن كه توسط همه اهالي فوتبال ديده شد، آن وقت تازه به تيم ملي برسد. او بايد نگاهي عميقتر و فنيتر به بازيكنان داشته باشد و فارغ از نامها و اسمها، بازيكنان را به تيم ملي دعوت كند. اگر محمد غلامي سال گذشته به تيم ملي دعوت شده بود، شايد امروز شرايط به مراتب بهتري داشت و تيم ملي هم ديگر دغدغه نداشت كه هادي عقيلي و مدافعان، بهترين گلزنان آن باشند.
Rainyboy
08-21-2010, 03:28 PM
http://pic-ups.com/images/1lrl.png
حالا همه از او به عنوان متخصص دربي اصفهان نام ميبرند، منصور ابراهيمزاده خود اين مطلب را قبول ندارد اما كارنامه او در اين مدت كوتاه باعث شده در اصفهان همه از او و پيروزيهايش مقابل طلاييپوشان حرف بزنند، از پنج مسابقهاي كه با ذوبآهن مقابل سپاهان اصفهان قرار گرفته چهار پيروزي و يك تساوي در كارنامهاش به ثبت رسيده، كسب 13 امتياز از مجموع 15 امتياز دربيهاي اصفهان نشان دهنده اين واقعيت است كه او مرد دربي است. وقتي همه به او توجه ميكنند احساس نگراني ميكند، دوست ندارد همه او را زير ذرهبين قرار دهند چون بر اين باور است وقتي نگاهها به او ختم شود كار سخت ميشود و تفكراتش ديگر پنهان نميماند. حالا با او كمي بيتعارف وارد گفتوگو ميشويم تا از زبان خودش بشنويم چگونه به يكباره مرد دربي اصفهان لقب گرفت.
يك طيف از كارشناسان فوتبال ايران بر اين باورند كه برتري چندين باره ذوبآهن با سرمربيگري منصور ابراهيم زاده مقابل سپاهان كه هدايت آن به دست امير قلعهنويي است، داراي پيام خاصي است.
بستگي به اين مسأله دارد كه شما از چه زاويهاي به اين اتفاق نگاه كنيد، از نظر من اينگونه نيست چرا كه هر وقت ما شايستگي و لياقت داشته باشيم مزد تلاش خود را به دست ميآوريم، از قديم هم گفتهاند نابرده رنج گنج ميسر نميشود، مطمئن باشيد كه اگر روزي ما فاكتورهايي كه همين الان در اختيار داريم را از دست بدهيم ديگر صاحب برتري نيستيم.
از رسيدن به گنج گفتيد، اين هدف اصلي همه تيمها است اما در نهايت يك تيم به اين مهم ميرسد، آيا منصور ابراهيمزاده نسخه جديدي براي رسيدن به گنج در فوتبال ايران پيدا كرده كه تيمش در دو فصل گذشته اينگونه نتيجه گرفته و در ليگ جديد هم جزو مدعيان به حساب ميآيد؟
نميتوانم منكر اين مسأله شوم چرا كه من، منصور ابراهيمزاده كارهايي كه بلد هستم را به شاگردانم منتقل ميكنم، شايد اين كارها را فرد ديگري بلد نباشد، عدهاي ميگويند رمز و رازي در كار است كه ذوبآهن به اين شكل نتيجه ميگيرد، براي اين عده بايد بگويم، بله فوت و فن موفقيت من و تيم ذوبآهن نظم و انضباطي است كه در تمرين هاي ما حاكم است. اصلا قصد تظاهر و بزرگنمايي ندارم ولي اگر سر تمرينهاي ما حاضر شويد متوجه خواهيد شد كه چرا ميگويم نظم و انضباط در ذوبآهن حرف اول را ميزند. مديريت در فوتبال شايد براي بعضيها شعار باشد اما در مجموعه باشگاه ذوبآهن همه چيز سر جاي خودش است؛ مديرعامل كار خود را انجام ميدهد، مربي و بازيكن وظيفه خود را انجام ميدهند، هوادار هم رسالت خود را اجرا ميكند مطمئنا چنين شيوهاي موفقيتهايي بزرگ را در پي دارد.
با اين حال يك فرضيه ديگر هم وجود دارد، ميگويند منصور ابراهيمزاده هميشه مقابل تيمهاي بزرگ به دنبال برتري است چرا كه ميخواهد با اين اتفاق تفكر منحصر به فرد خود را گسترش دهد.
براي كساني كه اين فرضيه را مطرح ميكنند احترام قائلم اما من در فوتبال ايران تنها به دنبال اين هستم كه در كارم موفق باشم، نه به سراغ حاشيه رفتم نه دنبال مسائل غير فوتبالي، اگر غير از اين بود ديگر نميتوانستم به بازيكنانم توصيه كنم كه به فكر موفقيت در فوتبال باشند، اين مسأله در دين ما هم آمده كه اگر معلم خوبي باشي شاگردان خوبي تربيت ميكني، من خوب نيستم اما تلاش ميكنم خوب باشم تا شاگردانم هم خوب باشند.
همين رفتار باعث شده امروز همه از منصور ابراهيمزاده به نيكي ياد كنند، به عنوان مثال علي پروين درباره شما و ذوبآهن معتقد است كه تيمي منسجم، با كلاس و ايدهآل ساختهايد كه هر فصل حرف براي گفتن دارد.
حالا كه به اين نكته اشاره كرديد بهتر است دو مورد را مطرح كنم؛ نخست اينكه پروين براي من هميشه به عنوان يك بزرگتر قابل احترام بود و حرفش كليدي براي رسيدن به موفقيت، حالا كه او چنين تعريفي از من و تيم ذوبآهن كرده ترديد نكنيد كه كار ما نسبت به قبل سختتر ميشود. به همين دليل بايد خيلي تلاش كنم تا با به روز كردن اطلاعاتم به هدفي بزرگ دست پيدا كنم، نكته دوم اينكه نبايد تمام اين موفقيتها را به حساب من نوشت. لازمه به دست آوردن چنين جايگاهي داشتن يك چرخه مديريتي ايدهآل است اصلا قصد بازي با كلمات را ندارم اما امروز كه تيم ما در صدر جدول قرار دارد مرهون تلاش آن كارگري است كه پاي كوره در حال فعاليت است، اگر آن فرد تلاش نكند من هرگز منصور ابراهيمزاده و تيم ذوبآهن هرگز چنين تيم مدعي نميشود. اگر ما عادت كنيم در فوتبال ايران كمي قدرشناس باشيم شرايط حاكم به فوتبالمان به مرز ايدهآل نزديك خواهد شد. مشكل ما در فوتبال اين است كه هرگز با واقعيتها زندگي نميكنيم چون تصور ميكنيم اگر موفقيتي به دست ميآيد، اگر همه چيز به ميل ما است تا آخر همين گونه خواهد بود اما بايد باور كنيم شرايط هميشه ثابت نيست.
قبول داريد زماني كه توجهها به ذوبآهن بيشتر ميشود و همه از ابراهيمزاده و شاگردانش به خوبي حرف ميزنند كار براي شما سخت تر ميشود و ممكن است اين اتفاق ايجاد مشكل كند؟
كاملا موافقم، وقتي كسي از ذوبآهن تعريف ميكند هر چند انرژي ميگيرم اما لحظهاي اين دلهره را احساس ميكنم كه نكند بازيكن من مغرور شود، واقعيت ماجرا اين است كه روزي كه ما مورد تعريف و تمجيد قرار ميگيريم درصد آسيبپذيري بالاتري داريم، شايد باورش سخت باشد اما اولين فصلي كه من به همراه ذوبآهن كارم را در ليگ شروع كردم از اين مسأله ترس داشتم كه در صورت موفقيت، با اين معضلات چگونه كنار بيايم. روز آخر كه به عنوان نايب قهرمان ليگ برتر و نايب قهرمان جام حذفي انتخاب شديم فقط از خدا خواستم آستانه ظرفيت ما را بالاتر ببرد چون غرور در زندگي باعث شكست ميشود. امروز هم ميگويم كه اگر دچار غرور شويم همه چيز را از دست ميدهيم و ديگر نميتوانيم به آينده اميدوار باشيم.»
بعضي كارشناسان ميگويند جايگاه فعلي ذوبآهن شايد در هفتههاي آينده تغيير كند چرا كه هنوز بازيهاي سخت ذوبآهن فرا نرسيده؛ آيا اين حرف را قبول داريد؟
چرا بايد اين جمله را قبول نكنم، من خودم هم بارها گفتهام روزي بايد با خيال راحت از ذوبآهن و جايگاهش حرف بزنيم كه بازيها تمام شده باشد، هنوز پنج بازي انجام شده و 29 هفته ديگر باقي مانده، ذوبآهن راه صعبالعبوري پيشرو دارد. هر بازي به اندازه يك بازي تك حذفي داراي اهميت است، اگر ما با انديشهاي جز اين به مصاف حريفان خود برويم به مشكل ميخوريم. از اين رو من هم با منتقدانم همعقيدهام كه هنوز بازيهاي سخت ذوبآهن فرا نرسيده اما اينكه ما تا هفته پنجم 13 امتياز از 15 امتياز را به دست آورديم اتفاق مباركي است كه بايد به خاطر آن از خداوند سپاسگزار باشيم.
اين روزها همه مربيان ليگ از فشردگي مسابقات گلايه دارند و معتقدند ليگ ايران با سرعت عجيب و غريبي در حال برگزاري است، شايد اين فشار بيشتر از همه روي ذوبآهن بيايد چرا كه تمام مدعيان براي سه جام در حال فعاليت هستند اما شما بايد در چهار ميدان بجنگيد. اين عامل باعث تحليل رفتن ذوبآهن نميشود؟
بايد براي موفقيت سختي كشيد، حرف شما را قبول دارم اما فكر ميكنيد چارهاي جز اين وجود دارد. ما بايد با شرايط كنار بياييم البته قرار است فدراسيون فوتبال با باشگاه ذوبآهن تعامل خوبي داشته باشد و با نگاهي ملي با ما همكاري كند، ما هم اميدواريم و تلاش خود را به گونهاي عقلاني انجام ميدهيم تا همه چيز طبق برنامهريزي اوليه كادر فني پيش برود. من و همكارانم پيش از شروع فصل براي تمام روزهايي كه قرار است كنار هم باشيم برنامهريزي كردهايم تا به واسطه آن و اجراي تمامي بندهاي آن، هدف بزرگي كه همه در باشگاه ذوبآهن به دنبال رسيدن به آن هستند محقق شود. در فوتبال ما بايد اين مسأله به يك عادت تبديل شود كه براي رسيدن به موفقيت در سطح ملي همه بايد دست به دست هم دهيم تا كارهاي سخت آسان شود و به راحتي به سكوهاي افتخار دست پيدا كنيم. مهم اين است كه ما ميتوانيم اما به دلايل كوچك و پيشپا افتاده حاضر نيستيم براي همديگر قدمي برداريم. همه ما بايد در درجه اول احترام به يكديگر را سرلوحه خود قرار دهيم بعد به دنبال ساير موارد برويم، اگر اين آرزو در فوتبال تبديل به يك اصل شود آن وقت ميتوانيم در فوتبال ايران شاهد پيشرفت و موفقيت باشيم.
دوباره به مسأله دربي اصفهان برميگردم، بسياري از هواداران فوتبال اصفهان معتقدند ريخت و پاش در فصل نقل و انتقالات تنها دليل موفقيت نيست، آنها ميگويند ذوبآهن عليرغم اينكه ستاره زيادي نخريد، به مراتب از تيم پرستاره سپاهان موفقتر بوده است؟
اين ذهنيت درستي نيست، هر باشگاهي طبق آنچه مورد نيازش باشد در فصل نقل و انتقالات عمل ميكند، من اين حرف را قبول ندارم كه ما ستاره نخريديم، ما به اندازه نيازمان بازيكنان طراز اول فوتبال ايران را جذب كرديم، من علاقهاي ندارم در خصوص رقم قرارداد بازيكنان جديد ذوبآهن حرف بزنم و اصلا وظيفه من نيست در اين حوزه ورود پيدا كنم و مسائل مالي مربوط به مديريت ارشد باشگاه است و كس ديگري حق پرداختن به آن را ندارد اما به دليل اينكه از من سوال كرديد ميگويم كه باشگاه ذوبآهن در فصل نقل و انتقالات هر آنچه بازيكن نياز داشت جذب كرد و بازيكناني كه در ليست من قرار داشتند داراي توانمنديهاي بسياري هستند. درباره سپاهان هم من نميتوانم حرف بزنم، شما بايد اين سوال را از سرمربي سپاهان بپرسيد چرا كه همانطور كه من از وضعيت تيم به خوبي خبر دارم كادر فني سپاهان هم از نيازهاي خود مطلع است و ميتواند اين مساله را روشن كند كه آيا ستاره خريده يا ...
قبل از بازي مصاحبهاي از شما خواندم كه گفته بوديد «بايد فكري براي ستارههاي سپاهان بكنم» آيا موفق شديد در اين بازي آنها را به خوبي مهار كنيد؟
پاسخ را بايد با يك توضيح كوچك بدهم، خبرنگار از من پرسيد سپاهان ستارههاي زيادي در اختيار دارد، آيا براي آنها برنامهاي داريد؟ من در جواب گفتم فوتبال حرفهاي يعني بازي با برنامه، تيم ما براي هر بازي برنامهاي خاص دارد كه مهار بازيكنان تيم حريف يكي از اصول اوليه ماموريت است. درباره سوال شما درخصوص دستيابي به هدفمان هم بايد بگويم نتيجه نهايي بازي با سپاهان اين نكته را روشن ميكند كه ما موفق بوديم يا خير، بايد بپذيريد كه ما در مهار ستارههاي سپاهان موفق عمل كرديم و توانستيم برنده از ميدان خارج شويم و سه امتياز اين بازي را به مجموع امتيازات خود اضافه كنيم.
در كنفرانس مطبوعاتي بازي مقابل سپاهان از نشست تخصصي با افشين قطبي خبر دادهايد و گفتهايد براي موفقيت در ليگ قهرمانان آسيا قصد داريد با سرمربي تيم ملي مشورت كنيد؟
مشورت گرفتن از افراد هيچگاه بد نبوده و من هميشه از همه مشورت ميگرفتم، اگر مشورت بد بود هرگز بزرگان دين به انجام آن توصيه نميكردند، وقتي قرار است نگاهها به تيم ذوبآهن در اين مرحله از رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا به صورت ملي باشد چه اشكالي دارد كه من از افشين قطبي كمك بگيرم. من بر اين باورم كه افشين قطبي شناخت خوبي از پوهانگ استيلرز دارد پس چه كسي بهتر از او كه من به سراغش بروم. اين تيم شخصيت قهرماني دارد و مطمئنا براي نشان دادن شخصيت قهرماني خود برابر ما حاضر ميشود. وقتي آنها از هر ابزاري براي رسيدن به موفقيت استفاده ميكنند من چرا از اين امكان كه در دسترسم است استفاده نكنم. ما بايد براي موفقيت به هر وسيلهاي رجوع كنيم تا بتوانيم تفكر و هدف خود را در همه جا ترويج دهيم، فوتبال حرفهاي يعني اينكه با همه تعامل داشته باشي و به همه احترام بگذاري.
اين همكاري متقابل است يا يكطرفه؟
هيچ همكاري و ارتباطي يكطرفه نيست، همانطور كه من با افشين قطبي همكاري ميكنم، به او مشورت ميدهم و به دفعات با او حرف ميزنم او هم در صورت نياز به من كمك خواهد كرد، مشكل بعضي از ما اين است كه هميشه عادت داريم ارتباط يكطرفه باشد، اين اتفاق هرگز روي نميدهد چون احترام، احترام ميآورد. من هميشه بر اين باورم كه اتوبان يكطرفه هميشه بنبست است اما اتوباني كه دوطرفه باشد هرگز بنبست نيست و رفت و آمد در آن جريان دارد.
چند روز پيش اتفاق عجيبي در فوتبال ايران روي داد، ماجرا به روزه گرفتن يا نگرفتن يك بازيكن ارتباط داشت، فارغ از اينكه به اسم بازيكنان توجه كنيم چنين برخوردهايي را ميپسنديد؟
روزه گرفتن وظيفه شرعي هر فردي است و اينكه كسي روزه ميگيرد و يا نميگيرد نه به عهده من است و نه به عهده كسي ديگر اما بايد همه ما يكسري اصول اساسي در جامعه كه در شأن نظام جمهوري اسلامي و آيين اسلامي است را رعايت كنيم. در قوانين اسلامي راهكارهاي مختلفي را براي شكستن روزه ارائه دادهاند. بازيكنان من توانايي روزه گرفتن را ندارند از اين رو آنها مسافتي را به بيرون شهر رفتند و بدين شكل مشكل شرعي خود را برطرف كردند. اين كه من روزه ميگيرم يا خير به هيچكسي ارتباط ندارد! با اين حال به شخصه اعتقاد دارم بهترين زمان تمرين در ماه مبارك رمضان قبل از افطار دقيقا نزديك به زمان افطار است. يعني كادر فني تيمها بايد به صورتي تمرينهاي خود را آغاز كنند كه چند دقيقه مانده به اذان تمرين به پايان برسد تا بازيكنان بتوانند انرژي از دست رفته خود را با خوردن ويتامينها، آب ميوهها و آب معدني بهدست آورند.
در جريان بازي سپاهان- ذوبآهن عدهاي از تماشاگران عليه امير قلعهنويي شعار دادند اما شما سريع به اين مساله واكنش نشان داديد.
انتظار نداشتيد كه براي آنها كف بزنم، من همان كاري را كردم كه اگر امير قلعهنويي هم بود انجام ميداد. هواداران اصفهان بايد بدانند كه سپاهان و ذوبآهن با ارائه بازيهاي ايدهآل، سطح فني فوتبال اصفهان را به شكل قابل توجهي افزايش دادند و اين اتفاق براي فوتبال اصفهان يك افتخار بزرگ بهحساب ميآيد، از اين رو نبايد با اين حركتهاي كودكانه و زشت، شيريني اين اتفاق را به كام هم تلخ كنيم.
Rainyboy
08-21-2010, 11:36 PM
با این حریفان تدارکاتی قهرمان آسیا نمیشویم
زیر هشت!
http://www.khabaronline.ir/images/2010/7/9_copy.jpg
بعضی دوست دارند هیچگاه واقعیتها را نبینند و تنها آن بینند که دوست دارند! شاید به همین دلیل هم باشد که همیشه در قبال انتقادهای خبرنگاران برخی مسئولان که اتفاقا چنین دیدگاهی هم دارند آن انتقادها را برنمیتابند و حرفهایی تکرار به میان میآورند و مدام به این و آن بند میکنند!
این چند خط را نوشتیم تا برسیم به یک انتقاد تکراری که پاسخش هم البته تکراری است و آن انتقاد این است:
"چرا تیم ملی ایران برای تقویت خود با تیمهای قدرتمند تنه به تنه نمیشود؟ و چرا سالهای سال است که از رویارویی با تیمهای قدر فرار میکند؟ و باز چرا در پی این فرار و به دلیل دیدار با تیمهای ضعیف کارنامهاش را به رخ میکشد و به آن افتخار میکند؟"
فدراسیون فوتبال چند روز قبل در سایت رسمیاش هشتمین برد افشین قطبی را به رخ کشید؛ این در حالی است که آن کارنامه به راستی ارزش زیادی ندارد چراکه تیم ملی ایران تقریبا در تمامی دیدارهای روزها و ماههای گذشته با حریفانی درگیر شده که جملگی در رنکینگ فیفا پایینتر از خودش بودهاند و حالا در پی این پروسه به آن کارنامه که 8 برد، 5 باخت و 4 تساوی را به خود میبیند افتخار هم میکند و در پی این افتخار لابد به منتقدینی که حریفان منتخب را در شأن نام فوتبال ایران نمیبینند و نسبت به آن انتقاد دارند "اخم" هم میکند که چرا میگویید این حریفان جملگی ضعیف بودند و آن کارنامه و به همین دلیل کارنامه استانداری محسوب نمیشود!
و لابد جمله بعدی آن مسئولان در قبال این منتقدها این است: "شما همیشه نیمه خالی لیوان را میبینید و سعی دارید کارهای ما را بیارزش کنید!"
***
دانشآموزی را در نظر بگیرید که در دوره پیشدانشگاهی تلمذ میکند و برای او امتحانی از دوره راهنمایی برگزار میکنیم و بعد در صورت قبولیاش در مقابل سوالهایی که چندین سال قبل آن را طی کرده برایش کف میزنیم و جشن میگیریم!
آیا این حرکت برای آن دانشآموز منطقی است؟ آیا آن کارنامه، کارنامهای باارزش محسوب میشود؟
پاسخ ما منفی است، پاسخ هر انسان عاقلی نیز ایضا!
طبیعتا آن کارنامه مایه افتخار نیست.
پیروزی بر امارات، بوسنی، ایسلند، اردن، کره شمالی، سنگاپور، تایلند و ارمنستان هم چیزی شبیه به آن است که دانشآموز دوره دبیرستان در امتحانهای دوره راهنمایی شرکت کند و قبول شود!
در دنیایی که ژاپن با انگلستان بازی میکند و عربستان به مصاف تیمهای مطرح و قدر دنیا میرود و کرهجنوبی از مرحله اول جامجهانی صعود میکند قطعا پیروزی بر امثال تایلند، سنگاپور، ارمنستان و ... مایه افتخار نیست و آزمون قابل اعتنایی هم محسوب نمیشود.
تیم ملی ایران برای نیل به اهدافی که مردم و مسئولینی چون سعیدلو انتظار دارند و آن انتظار قهرمانی در آسیاست باید حریفانی به مراتب جدیتر، قویتر و معتبرتر را برای سر شاخ شدن انتخاب کنند نه حریفانی که در رنکینگ فیفا پایینتر از خودش هستند!
در واقع این دیدارها تنها به سود حریفان ما بوده تا خودمان!
برای پیشرفت باید مقابل حریفانی قرار بگیریم که هم به ما فشار آورند، هم تاکتیکها و تکنیکهایشان برای ما جالب باشد نه حریفانی ضعیف و نحیف که هیچ چیز به ما یاد نمیدهند.
در چنین شرایطی است که آن 8 پیروزی تیم ملی با افشین قطبی ارزش واقعی خود را از دست میدهد و لازم است که نسبت به آن در دنیای ژورنالیسم انتقادهایی صورت بگیرد.
به هر حال این مسأله جای بحث فراوانی دارد و قطعا مسئولان فوتبال کشورمان هم چنین تفکری دارند و حتما محدودیتهایی نیز وجود دارد اما اگر با این پروسه به طور واقعی برخورد نکنیم نتیجهای که از آن میگیریم نتیجه صحیحی نیست و طبیعتا به کار ما هم نمیآید.
به هرحال با این پروسه ما قهرمان آسیا نمیشویم چراکه آنجا در آسیا حریفان ما از ما پیشی گرفتهاند و یکی از دلایل پیشی گرفتن آنها از ما شرکت در دیدارهای به مراتب قدرتمندتر و صحیحتر و پرفشارتر از دیدارهایی است که ما برگزار میکنیم.
آنجا در آسیا حریفان ما ژاپن، کرهجنوبی، استرالیا، عربستان، عراق، چین، کرهشمالی و... هستند و آنها مثل تایلند و امارات در مقابل ما دست و پا بسته نیستند و اگر شرایط مشابه آن را برای خودمان مهیا نکنیم نتیجهای نخواهیم گرفت.
ایپنا
Rainyboy
08-22-2010, 01:12 PM
رازي که پس از 81 ماه افشا شد
شب بيداري دو ملي پوش در امارات
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/06/369083_orig.jpg
در برنامه 90 هفته گذشته سواي مسائلي كه علي دايي در رابطه با بحث شكايتش از فدراسيون فوتبال مطرح كرد، نكات مبهم و جالب ديگري هم عنوان شد. يكي از آنها اشاره به برخي از دلايل ناکامي تيم ملي در مسابقات مقدماتي جامجهاني توسط دايي بود:«در بازيهاي دور مقدماتي هر دو تيم گروه ما که به جامجهاني صعود کردند امارات را رفت و برگشت شکست دادند اما ما به دليلي که نميتوانم آن را بيان کنم و براي هميشه پيش خودم نگهاش ميدارم، نتوانستيم امارات را ببريم.» ماجراي اين اتفاق، خبري بود که همان زمان رسانهاي شد و البته خيلي زود از سوي فدراسيون تکذيب شد. 18 ماه بعد دايي با زبان بيزباني بر آن اتفاق تلخ مهر تائيد زد. ماجرا از اين قرار است كه شب قبل از بازي با امارات و در حالي که دو بازيکن مليپوش ايران اردوي تيم را ترک کرده بودند، دايي متوجه اين قضيه شد. آنها تا صبح روز بعد به هتل برنگشتند و دايي هم همانجا در لابي هتل نشست تا ببيند اين دو بازيكن چه ساعتي به هتل
بر ميگردند. آن دو بازيکن که هر دو سابقه حضور در ليگ امارات و زندگي در اين کشوررا داشتند، شب را به خانه مجرديشان رفتند و ساعت 9 صبح روز بعد به هتل برگشتند. اين اتفاق در حالي افتاد که وقتي آنها به هتل بر گشتند دايي حرفي به آنها نزد و فقط براي اينکه ثابت کند مچ آنها را گرفته نگاه معناداري به آنها كرد. در اين ميان مقامات فدراسيون از جمله علي کفاشيان هم تاکيد كردند كه دايي چشمش را روي اين قضيه ببندد و به خاطر منافع ملي، به همان اخم و کنايه پس از رويت آنها در لابي هتل بسنده کند. عجيب اينكه دايي فرداي همان روز از هردوبازيكن خاطي در ديدار مقابل امارات استفاده كرد!
Rainyboy
08-22-2010, 01:12 PM
رازي که پس از 81 ماه افشا شد
شب بيداري دو ملي پوش در امارات
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/06/369083_orig.jpg
در برنامه 90 هفته گذشته سواي مسائلي كه علي دايي در رابطه با بحث شكايتش از فدراسيون فوتبال مطرح كرد، نكات مبهم و جالب ديگري هم عنوان شد. يكي از آنها اشاره به برخي از دلايل ناکامي تيم ملي در مسابقات مقدماتي جامجهاني توسط دايي بود:«در بازيهاي دور مقدماتي هر دو تيم گروه ما که به جامجهاني صعود کردند امارات را رفت و برگشت شکست دادند اما ما به دليلي که نميتوانم آن را بيان کنم و براي هميشه پيش خودم نگهاش ميدارم، نتوانستيم امارات را ببريم.» ماجراي اين اتفاق، خبري بود که همان زمان رسانهاي شد و البته خيلي زود از سوي فدراسيون تکذيب شد. 18 ماه بعد دايي با زبان بيزباني بر آن اتفاق تلخ مهر تائيد زد. ماجرا از اين قرار است كه شب قبل از بازي با امارات و در حالي که دو بازيکن مليپوش ايران اردوي تيم را ترک کرده بودند، دايي متوجه اين قضيه شد. آنها تا صبح روز بعد به هتل برنگشتند و دايي هم همانجا در لابي هتل نشست تا ببيند اين دو بازيكن چه ساعتي به هتل
بر ميگردند. آن دو بازيکن که هر دو سابقه حضور در ليگ امارات و زندگي در اين کشوررا داشتند، شب را به خانه مجرديشان رفتند و ساعت 9 صبح روز بعد به هتل برگشتند. اين اتفاق در حالي افتاد که وقتي آنها به هتل بر گشتند دايي حرفي به آنها نزد و فقط براي اينکه ثابت کند مچ آنها را گرفته نگاه معناداري به آنها كرد. در اين ميان مقامات فدراسيون از جمله علي کفاشيان هم تاکيد كردند كه دايي چشمش را روي اين قضيه ببندد و به خاطر منافع ملي، به همان اخم و کنايه پس از رويت آنها در لابي هتل بسنده کند. عجيب اينكه دايي فرداي همان روز از هردوبازيكن خاطي در ديدار مقابل امارات استفاده كرد!
Rainyboy
08-23-2010, 03:15 PM
قطبي، برنده پنهان اخراج کريمي از استيل آذين!
http://www.footballiran.ir/Images/News/Larg_Pic/11-12-1386/IMAGE633399749709062500.jpg
کمدي اخراج علي کريمي و داستانهايي که حول محور اين اخراج در فوتبال ما طي چند روز اخير ايجاد شده بيش از هر کسي خوشايند افشين قطبي است چرا که او از اين آب گل آلود دو ماهي درشت صيد خواهد نمود.اولين ماهي درشت افتاده در تور قطبي اين است که او از ادامه اصطکاکي که از اردوي اتريش با کريمي پيدا کرده بود جان سالم به در خواهد برد و ديگر اين که در اين آشفته بازار او توضيحي درباره خط زدن جادوگر از تيم ملي به احدي نخواهد داد. به هر حال در اين شلوغي بازار مکاره فوتبال نه کريمي پيگير اين خط خوردن غير متعارف خواهد شد و نه خبرنگاران پاپيچ قطبي که چرا جادوگر را خط زدي.اما دومين ماهي بزرگ افتاده در تور سرمربي تيم ملي رفتن وي به حاشيه امنيت براي مدتي مديد است. مساله قطبي و سفرهايش با اين اوضاع فعلاً فراموش ميشود و حتي قلقلک فردوسيپور در برنامه نود در خصوص فتوشاپي بودن عکسهاي سفرش به آفريقاي جنوبي هم خيلي نميتواند سوژهاي داغتر از اخراج کريمي باشد. از طرفي ديگر وي با اعلام نتيجه نهايي کميته استيناف واقعا نفس راحتي کشيد که فعلا منتقدان فوتبال ايران به دنبال پرونده اخراج کريمي و دعواي دايي با فدراسيون فوتبال هستند و کسي کاري با او ندارد!
شايد همين هم هست که قطبي در يک اقدام عجيب البته با کمک کميته فني فدراسيون فوتبال امروز به اصفهان سفر کرده تا داربي زاينده رود را از نزديک ديد بزند. سوال کليدي امروز اين است که سرمربي تيم ملي به اصفهان رفته که چه چيزي ببيند؟
او ميخواهد بازي ملي پوشانش را که تا همين يکي دو روز پيش بيخ دل خودش بود را زير نظر بگيرد که چي بشود؟ مربيان تيمهاي ملي دنيا معمولا از سفرهايشان براي نمايش بازيهاي ليگ کشورشان دنبال اين هستند تا پديدهها را شناسايي کنند و بازيکناني را که کمتر در تيررس هستند اما کيفيت بازي بالايي دارند به اردوي تيم ملي فرا خوانند.
حالا قطبي به اصفهان رفته تا از بين دو تيمي که بيشترين مليپوش را در بين تيمهاي ليگ برتري دارند بازيکن جديدي را انتخاب کند! اين هم از آن کارهايي هست که فقط از قطبي ميتواند سربزند و بس.
از سوي ديگر معمولا حضور سرمربي تيم ملي باعث بالا رفتن انگيزه بازيکنان و افزايش حساسيت و هيجان بازيها ميشود.داربي اصفهان به راستي به کدام يک از اينها نياز دارد.اين نبرد به خودي خود هم جذاب است و هم حساس.
بهتر نبود امپراتور به بازيهاي شهرستانهاي ديگر ميرفت تا با يک تير چند هدف بزند؟ هم به آن بازيها هيجان دهد و هم بازيکنان جوياي نام و باانگيزه را که به دليل پخش مستقيم نشدن بازيها به چشم نميآيند را زيرذره بين ببرد؟به هر حال قطبي که مدام شعار تغيير نسل در تيم ملي را ميدهد بايد در عمل هم نشان دهد که دنبال پديدههاي جديد است نه اينکه همچنان به ساقهاي عقيلي، حسيني، خلعتبري و رحمتي چشم بدوزد.
آنها به دليل مليپوش بودنشان آمادهاند و مدام در چشم هستند. اما بازيکنان نفت آبادان، مس کرمان، شهرداري تبريز و ملوان کي بايد زير
ذره بين سرمربي تيم ملي روند؟روحا... عرب، سجاد مشکلپور، اميد ابوالحسني، پويا سيفپناهي، حميد کاظمي، بختيار رحماني، سجاد فيضاللهي چه زماني بايد به چشم سرمربي تيم ملي بيايند جناب امپراتور؟
Rainyboy
08-25-2010, 11:07 AM
درباره جديدترين غربال افشين قطبي در تيم ملي
جايي براي منتقدان نيست؟!
http://matil.files.wordpress.com/2009/06/afshin-ghotbi-karobi.jpg
ازسوي افشين قطبي، براي دو بازي دوستانه مقابل تيمهاي ملي چين و كره جنوبي، ۲۵ بازيكن به اردوي تيم ملي دعوت شدند. قرار است از بين اين 25 بازيكن در نهايت 23 بازيكن عازم چين و كره جنوبي شوند: سيد مهدي رحمتي، ابراهيم ميرزاپور، عليرضا حقيقي، خسرو حيدري، هاشم بيگزاده، هادي عقيلي، محمد نصرتي، سيدجلال حسيني، حنيف عمران زاده، احسان حاج صفي، حسن اشجاري، آندرانيك تيموريان، جواد نكونام، مسعود شجاعي، پژمان نوري، فرزاد آشوبي، ايمان مبعلي، محمد نوري، ميلاد زنيدپور، محمدرضا خلعتبري، غلامرضا رضايي، هادي نوروزي، كريم انصاريفرد، محمد غلامي و مهرداد اولادي. در آخرين فهرست افشين قطبي مطابق انتظار ابهاماتي به چشم ميخورد كه پرسشهاي متعددي را در ذهن اهالي فوتبال ايجاد ميكند. صرف نظر از حذف دوباره علي كريمي، درميان دعوت شدگان اثري از نام ميلاد ميداوودي، مهاجم تيم استقلال ديده نميشود. او آخرين بار به بهانه مصدوميت از ناحيه دست اردوي تيم ملي را ترك كرد و با تيم ملي به ارمنستان نرفت اما بهطور ناگهاني در تركيب ثابت استقلال مقابل استيلآذين به ميدان رفت. بعد از اين اتفاقات به نظر ميرسد نام ميداوودي هم به سياهه بازيكنان مورد غضب گرفته قطبي اضافه شده بهويژه اينكه ميداوودي يكي از بازيكناني بود كه صراحتا از امكانات اردوي تيم ملي در اتريش انتقاد كرد. مهرزاد معدنچي هم يكي از بازيكناني است كه نامش در آخرين فهرست قطبي به چشم نميخورد.
گفته ميشود او كه به همراه علي كريمي به بهانه مصدوميت در آخرين روزهاي اردوي اتريش از تيم ملي جدا شد تا اطلاع ثانوي جايي در اردوي تيم ملي نخواهد داشت. معدنچي چند بازي اخير استيل آذين را هم به دليل مصدوميت از دست داده است. دعوت شدن كريم انصاري فرد به اردوي تيم ملي يكي ديگر از ابهامات فهرست جديد سرمربي تيم ملي است. مهاجم جوان سايپا با گذشت شش هفته از ليگ برتر هنوز در حسرت زدن گل به سر ميبرد و پس از ماجراهاي بازي سايپا و پرسپوليس كه به تبعيد او روي سكوها انجاميد وضعيت روحي چندان مناسبي ندارد. دعوت كردن از آندرانيك تيموريان كه پس از رد شدن در تست فني باشگاه بلكبرن عملا تحت قرارداد هيچ باشگاهي نيست هم جاي سوال دارد. او شايد تنها فوتباليست دنيا باشد كه با تمرينات انفرادي به اردوي تيم ملي كشورش دعوت ميشود. دعوت از ابراهيم ميرزاپور آن هم در حضور دروازهبانهاي آماده ليگ برتر مثل شهاب گردان يا محمد محمدي هم تعجب برانگيز است بهويژه اينكه ميرزاپور دو هفته پيش با اشتباهات عجيبش يك تنه سند شكست سنگين پيكان مقابل استقلال را امضا كرد. ايراد اساسي آخرين فهرست تيم ملي شايد انتخاب شش بازيكن از سپاهان باشد. قطبي اسكلت تيمش را روي بازيكنان تيم بحران زدهاي متمركز كرده كه اكنون در ميانههاي جدول به سر ميبرد و بازيكنانش وضعيت روحي مناسبي ندارند. در ميان بازيكنان دعوت شده نام دو بازيكن تازه وارد به چشم ميخورد. بيگزاده پس از حضور گاه و بيگاه در تركيب سپاهان بهطور ناگهاني سر از اردوي تيم ملي درآورده و جانشين مهرزاد معدنچي شده است و قطبي پس از كشيدن قلم قرمز روي نام ميلاد ميداوودي، محمد غلامي را جانشين او كرده است.
بازگشت شجاعي
آخرين حضور مسعود شجاعي در اردوي تيم ملي به حدود چهار ماه پيش برمي گردد. شجاعي پس از آنكه در آخرين بازي تيم ملي در مسابقات مقدماتي جام ملتهاي آسيا مقابل تايلند تعويض شد با حضور در استوديوي يكي از برنامههاي ورزشي تلويزيون عليه قطبي موضع گرفت. بازيكن ايراني تيم اوساسوناي اسپانيا كه يقين داشت سخنانش در رسانههاي نوشتاري ايران به شكل خاصي بازتاب خواهد داشت تلاش كرد با مقايسه تفكرات سرمربي فعلي با علي دايي برتري فني سرمربي سابق تيم ملي را نسبت به افشين قطبي نشان دهد.
مسعود شجاعي با كنايهاي مستقيم به سرمربي تيم ملي وي را به ناتواني در اداره كادر فني تيم ملي محكوم كرد وخطاب به مجري برنامه گفت: «علي دايي هر زمان كه وعده ميداد به آن عمل ميكرد اما در حال حاضر چنين رفتاري در تيم ملي وجود ندارد!» شجاعي در حالي پس از چند ماه به اردوي تيم ملي بازگشته كه قطبي ناچارا از دعوت علي كريمي معذور است.
zamara
08-25-2010, 08:32 PM
تصور كردنش سخت است!
تلاش براي نشاندن مربيان ملي و باشگاهي كنار هم
كميته فني فدراسيون فوتبال قصد كرده به حاشيهها نپردازد و از اين به بعد تعبير درستي باشد براي نامي كه يدك ميكشد.
اين تصميم نتيجه آخرين جلسهاي است كه اعضا برگزار كردهاند اما انگار بعضي از اعضا در جريان نيستند كه فدراسيون به واسطه همين كميته فني كه اين روزها خيلي بستهتر از قبل عمل ميكند، دچار مشكل شده و براي رهايي از تقويت اين مشكل است كه رييس فدراسيون فوتبال، مربيان باشگاهي را دعوت كرده تا در جلسهها حاضر شوند، دعوتي كه گويا برخلاف ميل باطني رييس و فقط در رسانهها انجام شده و مربيان باشگاهي يا از آن بياطلاعاند، يا تصميم دارند خيلي جدياش نگيرند. اعتراضهاي پي در پي كه مربيان باشگاهي نسبت به تصميمهاي افشين قطبي دارند، علي كفاشيان را وادار كرد تا در يكي از مصاحبههايش اعلام كند درهاي كميته فني باز است و مربيان باشگاهي ميتوانند در جلسهها حاضر باشند.اين تصميم كفاشيان در شرايطي رسانهاي شد كه پذيرش دعوت رييس از سوي مربيان باشگاهي زير سوال بود تا اينكه دو جلسه گذشت؛ جلسههايي كه بدون حضور معترضان برگزار شد و نشان داد كه چنين تمايلي نه در فدراسيون فوتبال و نه در بين مربيان باشگاهي وجود ندارد. مسوولان فدراسيون، به اين خاطر كه نميخواهند حاشيه جديدي به كميته فني وارد شود، قلبا تمايلي به اين كار ندارند و مربيان باشگاهي (البته تعداد زيادي از آنها) هم بنا به دلايل مختلف ترجيح ميدهند اعتراضشان را در رسانهها مطرح كنند تا اينكه در نشستهاي كميته فني حاضر شوند و چشم در چشم قطبي بگويند با برنامههايش مشكل دارند! چند روز بعد از اينكه علي كفاشيان، مربيان باشگاهي را دعوت كرد تا در جلسههاي كميته فني حاضر شوند، با تعدادي از مربيان تماس گرفتيم و پرسيديم كه آيا از اين دعوت مطلعاند يا خير، كه اعلام كردند، بيخبرند. حتي محمود ياوري كه روزي عضو همين كميته بود و بيشتر حاشيههاي كميته فني نيز از اختلاف او و قطبي شروع شد، در رابطه با اين موضوع ميگويد: «من بياطلاعم.» او كه انگار نميخواهد درباره كميته فني توضيح بدهد، طوري جواب ميدهد كه معلوم ميشود علاقهاي به حضور ندارد، مثل بقيه مربيان كه اولويت آنها تيمهاي باشگاهيشان است و حاضر نيستند در خلال برنامههاي فشرده، وقتي را براي كميته فني اختصاص دهند.
***
البته فريدون معيني، سرپرست كميته تيمهاي ملي و سخنگوي كميته فني اين موضوع كه دو طرف تمايلي براي همنشيني ندارند را رد ميكند و ميگويد: «ما ميخواهيم كه نظر همه را بشنويم. فدراسيون هم اعلام كرده كه در كميته فني باز است. اگر هم ميبينيم در اين دو جلسه مربيان شركت نكردهاند، به اين خاطر است كه درگير برنامههاي آمادهسازي تيمشان براي ليگ هستند.» معيني در پاسخ به اين سوال كه به خاطر جلوگيري از حاشيههاي احتمالي فدراسيون نميخواهد مربيان رو در روي قطبي قرار بگيرند، نيز اينطور جواب ميدهد: «من چنين برداشتي ندارم. ما اگر مسائل را در كميته فني مطرح كنيم، خيلي بهتر است از اينكه بخواهيم شاهد طرح نظرات در رسانهها باشيم.»
***
درست است كه سخنگوي كميته فني از ابراز علاقه مديران فدراسيون ميگويد و علي كفاشيان هم اعتقاد دارد شرايط براي حضور مربيان فراهم است اما نگاه به تمام آنچه از ابتداي تشكيل كميته فني تا به امروز اتفاق افتاده، نشان ميدهد شرايط آنقدرها كه مسوولان فدراسيون ميگويند، فراهم نيست.
قطبي همان طور كه به زبان آورده، اعتقاد دارد مربيان باشگاهي دنبال جايگاه او هستند و در مقابل، آنها نيز با انتقادهاي فراوان نسبت به سرمربي تيم ملي، معتقدند او بيحساب و كتاب برنامه ميچيند و به فكر باشگاهها نيست، ضمن اينكه عدهاي از آنها نيز ميگويند قطبي فاكتورهاي لازم را براي نشستن روي نيمكت تيم ملي ندارد، پس با اين حساب نميتوان انتظار داشت اين دو گروه روبروي هم بنشينند و با هم راه حل پيدا كنند.
در كنار تعامل قطبي با مربيان باشگاهي كه بعيد به نظر ميرسد، كنار هم قرار گرفتن مربيان باشگاهي و اظهار نظرشان درباره يك موضوع نيز عجيب و غير قابل باور به نظر ميرسد. تصور كنيد در يكي از جلسههاي كميته فني مربيان باشگاهي حاضر شوند، آيا ميتوانيد مايليكهن، قلعهنويي، جلالي، محمودياوري، فراز كمالوند و... را كنار هم تصور كنيد، آن هم در شرايطي كه نشستهاند و درباره تيم ملي حرف ميزنند و دنبال راه حلي براي ارتقاي سطح فني اين تيم هستند؛ تيمي كه زير نظر قطبي اداره ميشود؟ آيا ميتوان متصور شد كه اين مربيان سر يك موضوع واحد صحبت كنند بدون اينكه آن محفل به جنجال كشيده شود؟!
Rainyboy
08-28-2010, 03:46 PM
به بهانه سفر تداركاتي تيم ملي ايران به شرق آسيا
غولهايي در مسير قهرماني
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/03/19/100909017421.jpg
كمتر از پنج ماه ديگر مسابقات جامملتهاي آسيا در كشور قطر آغاز خواهد شد و تيم ملي فوتبال ايران به مانند تمامي ادوار قبلي از مدعيان كسب عنوان قهرماني به شمار ميرود. مرور اردوهاي تداركاتي و شيوه آمادهسازي رقباي ايران در اين رقابتها اتوماتيك وار مشخص ميكند تيم افشين قطبي از چه ميزان شانسي براي بالاي سر بردن جام قهرماني برخوردار خواهد بود.
ايران در گروه چهارم رقابتها با تيمهاي كرهشمالي،عراق و امارات متحده عربي هم گروه است. هر چند در سالهاي اخير هر سه كشور (بهويژه عراق) پيشرفت قابل توجهي در عرصه فوتبال داشتهاند اما هيچ گاه اين سه كشور رقباي اصلي ايران در راه قهرماني به حساب نيامده اند.
ايران: تيمي كه امروز در رتبه 64 رنكينگ فيفا قرار دارد، پنج سال قبل در رتبه پانزدهم حضور داشت. فوتبال ايران پس از جامجهاني 2006 در سراشيبي سقوط قرار گرفت. در جامملتهاي 2007 در مقابل يكي از ضعيفترين تيمهاي تاريخ كرهجنوبي حذف شد،
بهجامجهاني 2010 راه نيافت و اگر قرعه ساده در مقدماتي جامملتها نبود بعيد نبود امروز در جام ملتها هم حاضر نباشد. ايران كه زماني در هر چهار ليگ برتر اروپا لژيونر فيكس داشت امروز تنها نكونام و شجاعي را در اوساسونا دارد و حتي امارات هم ديگر پذيراي بازيكنان ايراني نيست. ايران پيش از آغاز جامملتها با چين و كرهجنوبي در بازيهاي دوستانه و عمان و بحرين در جام كنفدراسيون غرب آسيا روبهرو ميشود.
امارات متحده: اگر بحث انتخاب موفق ترين فدراسيونهاي فوتبال آسيا در 10 سال اخير باشد به سادگي نميتوان از كنار امارات متحده گذشت. سالها قبل آنها در خانه خود هم در مقابل ايران حرفي براي گفتن نداشتند اما امروز به سطحي از كيفيت رسيدهاند كه به قصد كسب امتياز مقابل ايران پا به ميدان ميگذارند. ستاره آنها در حال حاضر اسماعيل مطر
تكستاره ساليان اخير كشور كم ستاره است. سوبيد خاطر هم در ضربات آزاد از نگاه اعراب در سطح جونينيو است! هر قدر هم فوتبال ايران ضعيف باشد بعيد است كه در مقابل عربستان به مشكل بر بخورد. تيم ملي امارات در اولين ديدار تداركاتي خود 16 شهريور به مصاف تيم ملي كويت ميرود، پس از آن يك ديدار را با سوريه انجام خواهد داد. حضور در مسابقات جام كشورهاي حوزه خليج فارس و بازي با تيمهاي عمان، عراق و قطر، برنامه بعدي اين تيم است و پس از آن ديدار با استراليا و يكي، دو تيم ملي ديگر هم از برنامه اماراتيها براي حضور در جامملتهاي آسياست.
عراق: قدرت پنهان قاره آسيا. سال 2007 عراق قهرمان جامملتهاي آسيا شد اما هنوز كسي آنها را جدي نميگيرد. سال گذشته آنها در مسابقات جام كنفدراسيونها در مقابل آفريقاي جنوبي و اسپانيا بازيهاي خوبي به نمايش گذاشتند و با بد شانسي از دور رقابتها حذف شدند. ستارگان حال حاضر فوتبال عراق هوار محمد و نشاط اكرم هستند كه فعلا در هيچ تيم باشگاهي مشغول نيستند. بر خلاف ساليان دور ديگر عراقيها از ايران نميترسند. بيش از 10 بازيكن عراقي در ساليان اخير در ليگ ايران بازي كردند. اگر اتفاق خاصي نيفتد عراق احتمالا از اين گروه صعود ميكند و با كمي خوش شانسي ميتواند به كسب مقام هم اميدوار باشد. مربي عراق ولفگانگ سيدكاي آلماني است كه مشهورترين سرمربي در ميان تيمهاي گروه چهارم جامملتهاي آسيا محسوب ميشود.
كرهشمالي: برنده تمشك طلايي جامجهاني 2010. آنها با كمترين موفقيت، بيشترين شهرت را كسب كردند. كرهشمالي غيرقابل پيش بينيترين تيم جامملتهاست. آنها هم ميتوانند برزيل را جان به لب كنند و هم ميتوانند ظرف نيم ساعت در مقابل پرتغال كيسه گل شوند. يونگ تائه سه، مهاجم بوخوم ستاره حال حاضر فوتبال كرهشمالي است. او در فصل جديد بوندس ليگا در دو بازي براي بوخوم دو گل به ثمر رسانده است. يكي از نقاط قوت كرهشمالي بازي اكثر بازيكنان اين تيم در باشگاه 25آوريل است. باشگاهي كه حتي از وردربرمن و سه ويا هم نمايندگان بيشتري در جامجهاني داشت. علاوه بر اين كرهشمالي جوان ترين تيم جامجهاني 2010 بود. منتظر يك تيم عجيب باشيد. كيم يونگ هون مربي اين تيم در حال حاضر مشغول كار رايگان در ساختمانهاي در حال ساخت به جبران نتايج ضعيف در جامجهاني 2010 است و كره ايها ظاهرا برنامه تداركاتي خاصي براي حضور در جامملتها در نظر نگرفته اند.
فوتبال آسيا همواره مدعيان سنتي ثابتي دارد كه ايران براي عملي شدن وعده افشين قطبي بيترديد به سد آنها برخورد خواهد كرد. عربستان، ژاپن، كرهجنوبي و استراليا. به اين جمع قطر ميزبان را هم ميشود اضافه كرد كه در كشور خودي از حمايتهاي خارج از ميدان بهره مند خواهد شد.
عربستان سعودي: تنها تيم غرب آسيا كه شانس قابل قبولي براي قهرماني در جامملتهاي آسيا دارد. عربستان بيشك در كشور همسايه غريبه نخواهد بود. پس از ناكامي در صعود به جامجهاني كه براي اولين بار از سال 1990 به بعد نصيب عربستان شد آنها عزم خود را جزم كردهاند تا با قهرماني جامملتها مرحمي بر زخمهاي خود بگذارند. قبل از آغاز جامجهاني، عربستان در يك بازي دوستانه به سختي 3بر2 مقابل اسپانيا قهرمان جهان مغلوب شد. مربي حال حاضر آنها خوزه پسيرو يكي از بادوام ترين مربيان روي كم طاقت ترين نيمكت جهان است. ياسر القحطاني، محمد نور، احمد الفريدي و محمد الشهوب ستارگان حال حاضر عربستان هستند. به اين فهرست ميتوان حسين عبد الغني با تجربه را هم اضافه كرد. تنها نقطه ضعف عربستان درون دروازه است كه وليد عبدالله هر از گاهي با سوتيهاي خود دست عربستان را لاي پوست گردو ميگذارد.
ژاپن: كيسوكه هوندا ستاره حال حاضر ژاپن در فصل نقل و انتقالات تابستاني فاصله زيادي با آرسنال و ميلان نداشت. هوندا هم به مانند شونسكه ناكامورا
كاشتهزن صاحب سبكي است و دروازهبانهايي مانند پالوپ و سورنسن مزه ضربات وي را چشيده اند. غير از اندو، هاسبه و اوچيدا از لژيونرها و اوكازاكي از بازيكنان داخلي اميدهاي ژاپن در جامملتها هستند. آنها در حال حاضر مربي ندارند اما فوتبال ژاپن وابستگي خاصي به افراد ندارد. بازيهاي دوستانه با آرژانتين و پاراگوئه نشانگر برنامهريزي ويژه آنها روي جامملتهاست.
كرهجنوبي: سال 1990 كرهجنوبي حضور خوبي در جامجهاني داشت اما پس از آن جامملتهاي 1992 را چندان جدي نگرفت. شايد اين بار هم چنين اتفاقي حادث شود. كره در جامجهاني 2002 هم حضوري موفق داشت و جامملتهاي 2004 را جدي نگرفت. احتمال اينكه امسال هم آنها سرسري بازي كنند كم نيست. كره كمي فراتر از مرزهاي آسيا فكر ميكند. با احتساب خداحافظي پارك از بازيهاي ملي، كي سئونگ يونگ ملقب به جرارد آسيا ستاره اين تيم خواهد بود. پس از هو جونگ مو، چو وانگ رائه سكان هدايت اين تيم را به عهده گرفت. در پنج دوره اخير جامملتها ايران و كرهجنوبي در دور يك چهارم با هم رو به رو ميشدند كه به صورت يكي در ميان يك تيم برنده ميشد. اين بار احتمالا نوبت ايران است!
استراليا: پر لژيونرترين تيم حال حاضر آسيا. استراليا را ميتوان تيم اروپايي جامملتها ناميد. آنها در جامجهاني به دليل ناداوري موفق به صعود از گروه خود نشدند. در ليست بازيكناني كه بهطور معمول به استراليا دعوت ميشوند تنها دو بازيكن در ليگ اين كشور حضور دارند كه يكي از آنها جيسون كولينا ستاره سالهاي نه چندان دور آيندهوون است. استراليا، دوره قبلي جامملتها را جدي نگرفت و اين بار براي اولين حضور جدي وارد رقابتها ميشوند. مشكل بعدي آنها تعداد بالاي لژيونرهاست. بايد ديد آيا مربيان اين تيم در ماه ژانويه ميتوانند شواترز و كاهيل را از باشگاههايشان به امانت بگيرند يا نه. هولگر اوسيك مربي سابق اوراواردز كه با اين تيم قهرمان جام باشگاههاي آسيا هم شد مربي فعلي استرالياست. بايد منتظر نمايش قدرتمندانه استراليا در جامملتها بود.
Rainyboy
08-28-2010, 04:07 PM
پيغام محرمانه فدراسيون فوتبال به علي دايي
شكايت نكن، پولت را ميدهيم !
http://khabar.khabaronline.ir/images/position1/2009/3/09-3-29-723371162.jpg
باز شدن پرونده علي دايي در محكمه فيفا و بازتاب قابل توجهي كه اين اقدام در پي خواهد داشت، مديران فدراسيون فوتبال را به تكاپو انداخته تا به هر قيمت ممكن رضايت سرمربي سابق تيم ملي را قبل از باز شدن پاي مراجع قضايي بينالمللي به اين ماجرا جلب كنند. حضور ناگهاني تاجيك، مديركل حراست سازمان تربيتبدني در تمرينات بعد از ظهر پرسپوليس و
گفتوگوي پنهاني او با علي دايي اولين گام دستگاه ورزش براي پايان دادن به مناقشهاي بود كه با ارجاع به مراجع قضايي فيفا تصوير تشكيلات ورزشي ايران را مخدوش ميكند. دايي اما سعي دارد گفت و گو با فرستاده سازمان تربيتبدني را يك ملاقات دوستانه جلوه دهد: «آقاي تاجيك از دوستان خيلي خوب من است. ايشان روز پنجشنبه به تمرين ما آمد و با هم صحبت كرديم. اين چيز جديدي نيست؛ با آقاي تاجيك خيلي جلسه ميگذاريم اما در اين جلسات راجع به شكايتم به فيفا حرفي به ميان نيامد.» دايي كه با سياست مرعوب كردن مسئولان فدراسيون فوتبال و جلب حمايت افكار عمومي اكنون از موضع قدرت در مورد وصول مطالبتش صحبت ميكند انصراف از بردن شكايت به فيفا را تكذيب ميكند:«متاسفانه برخي مسائل را پيش آوردند كه مجبور شدم چنين كاري انجام دهم، من هيچ وقت نگفتم از شكايتم صرف نظر ميكنم. از كجا ميدانيد شايد از قبل كارهايم را كرده باشم و تا همين امروز شكايتم را به فيفا فرستاده باشم. از كجا ميدانيد كه اين كار را نكردهام؟ روزي كه چنين موضوعي در ايران مطرح شد، ميدانستم نهادهاي وابسته به فدراسيون سنگاندازي ميكنند و به همين دليل كار شكايت به فيفا را تا حدودي انجام داده بودم. اينطور نيست كه آقايان پرونده مرا نگه دارند، راي ناعادلانه بدهند و من هم بيكار باشم. باز هم به مردم عزيز ايران ميگويم كه يك ريال از اين پولها بهرغم اينكه حق طبيعي من است وارد زندگيام نخواهد شد.» با اينكه ماجراي ارجاع پرونده شكايت دايي به فيفا هنوز مبهم به نظر ميرسد علي كفاشيان كه تا چندي پيش مدعي بود دايي با طرح شكايتش در فيفا به جايي نخواهد رسيد، امروز خواسته يا نا خواسته از موضع قبلياش كوتاه آمده و پيشنهاد تازهاي را به سرمربي سابق تيم ملي ارائه ميدهد. رئيس فدراسيون فوتبال پس از چند ماه مجادله رسانهاي با دايي اكنون معتقد است تنها راهكار براي پايان اين ماجرا مصالحه با دايي است:«ما حاضريم حكمكميته انضباطي را بپذيريم تا اين پرونده به فيفا كشيده نشود. يك مذاكراتي هم انجام دادهايم و اگر عدهاي به اين زخم نمك نپاشند با دايي به توافق ميرسيم. چنانچه دايي به فيفا شكايت نكند، 400 ميليون او را ميدهيم. مشكل ما اين بود كه چك را با واسطه به علي دايي داديم. اين چك را به آقاي ابراهيمي سرپرست تيم ملي داديم كه به علي دايي بدهد. او چك را داد اما امضاي دايي را نگرفته بود. من هم كه اصلا عادت ندارم سر كسي داد بزنم، سر او داد زدم و گفتم چرا چك را دادهاي اما امضا نگرفتهاي؟» با اينكه دايي از طرح نصفه و نيمه شكايتش به فيفا ميگويد عسگري پيش بين، وكيل او از انجام شدن مراحل نهايي اين كار خبر ميدهد:«موكل من در شكايت به فيفا عجله نخواهد كرد. اغلب مدارك اين پرونده به زبان انگليسي برگردانده شده . بعد از راي شوراي استيناف ما مدارك خود را جمع بندي كرديم و هر زمان كه آقاي دايي تصميم بگيرد آنها را به كميته قضايي فيفا ارسال خواهيم كرد. منتهي او فعلا دست نگه داشته و ميخواهد بيشتر روي اين موضوع فكر كند. بعضي پيشكسوتان فوتبال با او تماس گرفتهاند تا شكايت خود را پس بگيرد. حتي تعدادي از مقامات سياسي به دايي توصيه كردهاند مشكل را در داخل كشور حل كند. خود او دوست دارد كار به فيفا نكشد اما تا الان مسئولان فدراسيون فوتبال در اين زمينه حركت مثبتي انجام ندادهاند.» نگاه افكار عمومي و محافل خبري به مديران فدراسيون فوتبال است و به نظر ميرسد نقش حبيب كاشاني براي حل اين ماجرا ناديده گرفته ميشود. كاشاني كه رفاقت ديرينهاي هم با رئيس سازمان تربيتبدني دارد در مقام سرپرست موقت باشگاه پرسپوليس و عضو هيات رئيسه فدراسيون فوتبال از نكوهش طرفين دعوا معذور است و تاكيد كرده كاري ميكند تا اين پرونده به خارج از كشور كشيده نشود. كارت سبزي كه از سوي سعيدلو به كاشاني داده شده شايد كليد حل اين ماجرا باشد. هزينههاي منصرف كردن دايي از بردن شكايت به فيفا هم از منابعي غير از فدراسيون فوتبال تامين ميشود.
Rainyboy
08-31-2010, 12:28 PM
کنکاشي در آخرين اظهارات افشين قطبي ؛
عطش تيم ملي، براي خود سرمربي لازم نيست؟!
http://media.farsnews.com/Media/8906/ImageReports/8906071592/9_8906071592_L600.jpg
1 ) «بازيکناني را به تيم ملي دعوت مي کنم که تشنه و گرسنه پوشيدن اين پيراهن باشند.» اينها را افشين قطبي در کنفرانس مطبوعاتي خلوتي مي گويد که لابد استارت خوردن آن با خبرنگاران کمتر از تعداد انگشتان يک دست، مي تواند بيانگر خيلي چيزها باشد! اشاره سرمربي تيم ملي به دعوت نشدن ميلاد ميداودي است؛ ستاره اين روزهاي استقلال و فوتبال بي حوصله ايراني که «ناروا» از پيراهن تيم اول مملکت دور مانده. ترديدي نيست که «امپراطور» در فاصله کوتاه بازي استقلال و سپاهان تا کنفرانس آرام خبري اش، براي يافتن اين جمله حکيمانه و فلسفي، خيلي تلاش کرده است.
2 ) جمله قطبي به خودي خود غلط نيست. بي گمان يکي از مهمترين مولفه هاي لازم براي فراخواندن يک بازيکن به تيم ملي - انگار يک سرباز زير پرچم ميهن- علاقه و تعصب او به اين مجموعه است که اگر وجود نداشته باشد، خيلي چيزها به هم مي ريزد. با اين حال يکي از هزار سؤ تفاهم اين روزهاي ما به آقاي سرمربي از آنجا شروع مي شود که نمي دانيم ايشان چطور به يکباره متوجه فقدان انگيزه و عطش کافي در وجود بازيکناني شده اند که حالا به تيم ملي دعوت نمي شوند. قطبي از کجا فهميد ميداودي علاقه کافي به پيراهن تيم ملي کشورش ندارد، يا حکايت معدنچي و کعبي و کريمي از اين قرار است؟ آيا اگر بنا باشد جريان افول ميل و رغبت ستاره هاي ايراني به تيم ملي را تأييد کنيم، شتاب اين فرآيند اينقدر بالا است که از زمان حضور قطبي در کشورمان، چيزي حدود 20 بازيکن گوناگون عطاي اين تيم را به لقايش ببخشند و بنا به دلايل گوناگون حاضر به همراهي تيم ملي نشوند؟ ستاره هاي ما آقاي قطبي، چگونه اين اندازه دفعي و ناگهاني تصميم گرفتند به تيم ملي پشت کنند که در طول يک سال گذشته، شاهد وداع انواع بازيکنان با انواع فرهنگ ها و شخصيتها از اين تيم بوديم و خودمان به چشم خودمان ديديم چطور از محمد محمدي و شهاب گردان و ستار و مازيار زارع و فرزاد آشوبي گرفته تا ميلاد ميداودي و حسين کعبي و علي کريمي گذاشتند و رفتند؟ آيا بهتر نيست اين همه قهر، شکاف و از هم گسيختگي را به جاي ربط دادن به عرق و تعصب ملي، از مجراي ديگري پيگيري کنيم؟ مثلاً از بهانه مشترک بيشتر آنها با شخص افشين قطبي؟ !
3 ) به نظر نمي رسد آخرين توجيهات افشين خان هم چندان مقبول محضر عقل و انديشه قرار بگيرد. اين فقط پيراهن تيم ملي نيست که مي تواند سوپراستارها را جذب کند، بلکه عوامل ديگري از قبيل کم و کيف امور مديريتي، اجرايي و فني هم در اين فرآيند دخيل هستند. با اين شرح، وقتي تعداد بسيار زيادي از بازيکنان به طور بريده بريده تصميم مي گيرند تيم ملي را ترک کنند و هر يک به نوعي مراتب نارضايتي شان را علني مي کنند، تلاش براي ارتباط دادن موضوع به داستان تعصب و وفاداري، بيهوده و انحراف آميز است. به نظر مي رسد آنچه اکنون باعث وقوع چنين شکاف بزرگي شده، نابه ساماني هاي جاري در وضعيت تيم ملي است؛ آنجا که پشت فهرستهاي اين تيم منطق محکمي به چشم نمي خورد و پايه هاي برخي از فهرست ها چنان متزلزل است که بعضاً بدون حتي يک جلسه تمرين، کلي از نفرات دعوت شده خط مي خورند(! )،
اينها در کنار انبوه نابخردي هاي مديريتي که فقط يک نمونه اش در نحوه سخنان غير مسؤولانه و دفع کننده ترابيان درباره خانواده بازيکنان تيم ملي قابل مشاهده است، احتمالاً اصلي ترين دلايل تشنه نبودن بازيکنان براي حضور در اين تيم ملي هستند. آقاي قطبي، نکند از ياد برده ايد عطش شاگردي تان را خودتان بايد در ستاره ها ايجاد کنيد؟ !
4 ) پرسش ديگري هم هست. از قطبي که اين قدر دلش شور تشنه بودن بازيکنان براي ملي پوش شدن را مي زند، مي پرسيم آيا اين قاعده «عطش»، شامل حال کادر فني هم مي شود؟ آيا سرمربي تيم ملي نبايد علاقه عملي اش به همکاري با اين مجموعه را نشان بدهد؟ آيا تشنگي خوب است، اما فقط براي کريمي و ميداودي؟ با اين مقدمات، کافي است آقاي امپراطور از خودش بپرسد در 4 ماه اخير، چند روز در تهران به سر برده است؛ پاسخ اين پرسش، شايد خيلي چيزها را روشن کند !
رسول بهروش
Jupiter
09-02-2010, 01:06 PM
پكن - تيم ملي فوتبال ايران براي انجام يك ديدار دوستانه با تيم ملي فوتبال چين سه شنبه شب وارد شهر جنجو مركز استان خه نن در چين شد. جواد نكونام و مسعود شجاعي كه پس از بازي هفته نخست فصل جديد لاليگا برابر آلمريا در يكشنبه شب به سمت چين پرواز كرده بودند، زودتر از ساير نفرات به جنجو رسيدند و در هتل مستقر شده بودند و هنگام ورود ساير اعضاي تيم به استقبال انها امدند.
اعضاي تيم ملي فوتبال كشورمان صبح امروز به استراحت پرداختند و عصر امروز ( چهارشنبه) وپنجشنبه تمرين ميكنند و روز جمعه در ورزشگاه اصلي شهر جنجو در برابر تيم ملي چين ديدار دوستانهاي خواهند داشت .
افشين قطبي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران پيش از اين گفته بود ديدارهاي دوستانه تيم ملي فوتبال ايران برابر چين و كره جبوبي بسيار سودمند است.
وي گفت : تيم ملي فوتبال ايران براي موفقيت در جام ملتها اهدافي دارد كه اميدوارم با سفر به كره جنوبي و چين به آن دست يابيم.
تيم ملي فوتبال ايران در روزهاي دوازدهم و شانزدهم شهريورماه جاري به ترتيب مقابل تيمهاي ملي چين و كره جنوبي ميرود.
ياداور ميشودرقابتهاي فوتبال جام ملتهاي آسيا اواخر دي ماه امسال آغاز ميشود كه تيم ملي ايران در گروه چهارم با تيمهاي عراق، كره شمالي و امارات همگروه است.
استان خه نن كه مركز آن شهر جنجو است در جمهوري خلق چين و نزديك درياي چين شرقي قرار دارد.
وسعت اين استان ۱۶۷هزار كيلومتر مربع و جمعيت آن براساس آخرين سرشماري در سال ۲۰۰۷بالغ بر ۹۴ميليون و ۲۹۰هزار نفر است.
جنجو مركز اين ايالت پرجمعيتترين شهر اين استان است و از ديگر شهرهاي قابل ذكر هنان ميتوان به كاي فنگ، لويانگ، شين شيانگ، آنيانگ، لو هه و شوچانگ اشاره كرد. هواي شهر جنجو نسبتا گرم و شرجي و در حال حاضر (ظهر روز چهارشنبه) ابري است.
Jupiter
09-02-2010, 01:07 PM
پكن - افشين قطبي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران بار ديگر بر جوانگرايي در تيم ملي و ساختن يك تيم قوي براي شركت در جام ملتهاي آسيا تاكيد كرد و گفت : هدف كادر فني ، قهرماني در آسيا پس از ۳۵سال است. به گزارش ايرنا، سرمربي تيم ملي فوتبال كشورمان كه پس از نخستين جلسه تمرين تيم ملي درچين به پرسشهاي خبرنگاران چيني پاسخ ميداد ضمن ابراز خوشحالي از حضور در چين و بازي با تيم ملي اين كشور، ديدار روز جمعه را در راه آمادگي تيم ايران براي حضور پرقدرت در جام ملتهاي آسيا بسيار مهم شمرد .
جواد نكونام نيز در اين مصاحبه ، بازيهاي پيش روي تيم ملي با تيمهاي چين و كره جنوبي را براي آماده شدن تيم كشورمان با اهميت ذكر كرد و گفت :
خوشحال است كه توانسته در اين اردو به كمك تيم كشورش بيايد.
وي اظهار اميدواري كرد كه با انجام اين ديدارهاي تداركاتي و حمايت مردم، مسوولان و رسانهها تيم ايران بتواند مقام شامخي در مسابقات قطر در سال ۲۰۱۱بدست آورد.
تيم ملي فوتبال ايران براي انجام يك ديدار دوستانه و تداركاتي با تيم ملي فوتبال چين، از سه شنبه گذشته در شهر جنجو مركز استان خه نن در چين بسر ميبرد.
اين تيم روز ۱۲شهريورماه جاري به ديدار تيم ملي چين ميرود و چهار روز بعد در سئول به مصاف تيم ملي كره جنوبي خواهد رفت.
يادآور ميشود رقابتهاي فوتبال جام ملتهاي آسيا اواخر دي ماه امسال در قطر آغاز ميشود كه تيم ملي ايران در گروه چهارم با تيمهاي عراق، كره شمالي و امارات همگروه است.
riftaina
09-02-2010, 02:24 PM
من خیلی دوست دارم ایران موفق بشه ولی باید تیم خیلی هماهنگ باشه تا موفق شد بازیکنان وقت زیادی برای هماهنگ شدن ندارند
باید برای تیم ملی یه فکر اساسی کرد به خاطر این موضوع من خیلی ناراحتم :sweet:
Masoud
09-03-2010, 06:08 PM
بازی با چین رو بردیم ولی من بازی رو ندیدم.
فقط وسط نیمه حرفهای یوسفی رو شنیدم که میگفت چین خیلی ضعیف بود !
بازی سه شنبه جلوی کره فکر میکنم 80% عیار تیم ملی و قطبی رو نشون بده.
امیدوارم تو جام ملتها موفق باشیم ولی زیاد چشمم اب نمیخوره.
راستی به نظر شما موفقیت به چیه ؟
از گروهمون صعود کنیم مطمئنم خیلی از طرفدارهای قطبی سینه سپر میکنن.درسته ؟
Rainyboy
09-03-2010, 06:43 PM
خدمت شما عرض کنم من اکثر بازی رو دیدم
همچنان بچه ها ناهماهنگ هستن ،عدم یارگیری شدید(پرسینگ) ویا چندتا پاس پشت سر هم ، چند تا کار ترکیبی و ... دیده نمیشه. اگرچه زمین بازی فاجعه آمیز بود بطوریکه خود چینی ها هم باهاش شدید مشکل داشتن.
بیشتر کارهای هجومی همچنان رو کارهای انفرادی رضایی یا خلعتبری میچرخید ضمن اینکه غلامی واقعا با انگیزه بود وحسابی داشت اون قضیه " تشنه تیم ملی! " رو معنی میکرد.
در کار دفاعی برعکس اینکه فکر میکردم این ممدنصرتی باز سوتی بازار راه میندازه خوب کار کرد ولی اون ور حیدری اکثرا تو فشارهای نیمه دوم کم آورد و نشون داد هنوز که هنوزه با این پست مشکل داره و ساخته شده برای بال راست نه دفاع نفوذی راست (و این برتری کعبی نسبت به حیدریه)
خیلی شانس آوردیم که دو سه تا سوتی های حیدری و حسینی بدل به گل نشدن !
در خط میانی نکونام همچنان سنگین و کم تحرکه (امیدوارم بخاطر تمرینات بدنسازی سنگین باشگاهی باشه که تازه تموم شده!) و بقیه متوسط بودن. نمیدونم چرا از اول با سه تا هافبک دفاعی بازی رو شروع کردیم و چرا تا آخر کار هیچ بازیکن دیگه ای در این پست امتحان نشد؟!
در کل به نظرم با این بازی نتیجه عادلانه یک - یک یا دو - دو مساوی بود.
فقط یه چیزی که برام خیلی جالب بود لباسهای دو تیم بود: در حالیکه لباسهای بچه های ما از یک برند معروف ایتالیایی(legea) بود و روش بصورت های لایت و خیلی نامحسوس اسم تیم حک شده بود لباس اونها که آرم آیداس رو یدک میکشید اصل چینی بود:4: و شماره هاشون رو انگار با ماژیک نوشته بودن:24:
---------------------
اما در مورد صعود این جور حرفا ، به نظرم صعود از گروه امکان پذیره و نباید اینطوری بیش از حد تیم رو کوبید همین کره شمالی ای که الان برامون یه غولیه به نظر من تو هیچکدوم از بازیهای رفت و برگشت مقدماتی جام جهانی سر تر از ما نبود ... اصولا تو تورنمت ها اسمها (چه اسم تیمی مثل ایران ، چه بازیکنهای اسمی مون ) حداقل یک بازی کار خودشون رو میکنن
من مخالف اینطور نظرات انتقادی شدید به کادر تیم هستم و نتیجه گیری تیم بیشتر برام مهمه تا اینکه سینه چاکها چه میکنن و چه میگن ...
در صورت صعود احتمالی از گروهمون چیزی که مهمه نحوه برخورد تیمها تو مرحله بعد هستش (که خودم هنوز ندیدم) ولی اگه بدشانس نباشیم امیدوارم ... واقعا امیدوارم جزء چهارتا باشیم.
riftaina
09-03-2010, 07:31 PM
نیمه دوم بازی رو دیدم اگه بخوان این جوری بازی کنن کلاشون پسه معرکس
دلشون رو به بازی های ساده خوش میکنن بی برنامه کار میکنن :10:
Masoud
09-03-2010, 08:24 PM
منم واقعا اگه جز 4 تا باشیم مطمئنن میگم تیم خوب نتیجه گرفته.
ولی اینطوریایی که من دیده بودم و الان میشنوم به نظرم باید شانس مساوی بین ایران و کره و عراق واسه حذف شدن دونست تو گروه !
ایشالله که بیایم بالا.
ولی این حرف رینی رو هم قبول دارم تو تورنومنت بزرگ ایران دیگه مثل این بازیها نیست.
ولی بازم میگم عیار تیم ملی جلوی کره معلوم میشه که اگه ببازیم مطمئنن قطبی فقط و فقط بحث خستگی و دو بازی در 4 روز و پرواز رو مطرح میکنه.
Karim
09-03-2010, 08:29 PM
مسعود جان کره که تیم اصلیش نیست!درست مثل چین امروزه.اگر نبره باید تعجب کرد
Masoud
09-03-2010, 08:32 PM
مطمئنی ؟
من فکر کردم چون فیفا دی هست و تیمهای اروپایی درگیر مسابقاتشون و باشگاهها تعطیلیه لابد با تیم اصلی میان.
پس این قطبی هم میخواد با گذاشتن رقیبهای دست و پا بسته تا جام ملتها مردم رو خوشحال نگه داره.........
Rainyboy
09-04-2010, 01:09 PM
خط حمله خوب، دفاع متزلزل
http://www.persianfootball.com/live/images/stories/tm-train-09-2.jpg
زمين بازي، ميزان اهميت ميزبان را به ديدار بعدازظهر جمعه نشان ميداد. کيفيت نامطلوب چمن در کشور پهناوري مانند چين که ميزبان المپيک و بازيهاي آسيايي بوده، چه موضوعي را ثابت ميکند؟ چيزي غير از اينکه آنها اهميت خاصي براي اين ديدار دوستانه به ظاهر بزرگ براي ايران و چين، قائل نبودند؟! با هر شوت، هر تکل و هر استارتي چمن به استوک بازيکنان ميچسبيد. وقتي دوربين به زمين چمن نزديکتر ميشد فاجعهاي به نام ورزشگاه ژنگژو بيشتر نمايان ميشد. آيا ديدار با چين که بعد از مدتها به عنوان بازي تدارکاتي با يک تيم بزرگ برگزار شد، در حد همان بازيهاي قبلي نبود؟!
نتيجه مناسب بود؛ 2 - صفر. سهم ايران در هر نيمه يک گل بود. نيمه اول آندرانيک تيموريان و در نيمه دوم محمد غلامي. معزل بزرگ ايران در ماههاي گذشته، غيبت مهاجمان تمامکننده در نوک بود. نيمه اول، اين موضوع به چشم آمد ولي در نيمه دوم محمد غلامي گل زد تا افشين قطبي کمي آرام بگيرد. تيم ملي به گلزني هافبکها و به ويژه مدافعان عادت کرده بود که مهاجم استيلآذين اين عادت را شکست ولي معماي بازي چين، معماي خط حمله نبود. به همان جايي برميگشت که از نظر افشين قطبي نقطه قوت تيمش بوده؛ خط دفاعي. در واقع خط دفاعي سپاهان در تيم ملي با بدي هرچه تمامتر بازي را به پايان رساند. محمد نصرتي غريبه اين خط، نتوانست بر استحکام آن بيفزايد تا خسرو حيدري، سيدجلال حسيني و هادي عقيلي بارها جا بمانند. چين به ويژه از جناح حيدري بارها به دل دروازه زد، اما دلشير خوششانس بود چون تنها يک توپ آنها به گل رفت که آفسايد بود. بيشک، دغدغه هميشگي قطبي اين بار دغدغه سرمربي چين بود؛ وقتي بازيکنانش موقعيتهاي عالي را از دست ميدادند. ترکيب ايران براي جام ملتها رونمايي شد. سيدمهدي رحمتي، خسرو حيدري، سيدجلال حسيني، هادي عقيلي، جواد نکونام، محمدرضا خلعتبري، آندو تيموريان، پژمان نوري، محمد نصرتي، غلامرضا رضايي و محمد غلامي ترکيب اوليه ايران براي بازي ديروز بود. معماي مسعود شجاعي هم با توجه به نيمکتنشيني و حضور يکنيمهاي کاملا روشن شد. قطبي يکبار ديگر نشان داد تمايل چنداني به استفاده از او ندارد؛ آيا اين به مسائل فني باز ميگردد يا به مشکلات شخصي شجاعي و قطبي؟
Rainyboy
09-04-2010, 04:34 PM
بردن یا چگونه بردن :مساله این است؟!
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2010/09/569318_orig.jpg
نمی دانم چرا هیچ کدام مان روی یک جمله پیش پا افتاده اما کلیدی از مربیان فوتبال تامل نمی کنیم.آنجا که می گویند در بازی تدارکاتی «نتیجه»در پایین ترین درجه اولویت قرار دارد و همه آنها ازاین قبیل بازیها دنبال اهداف دور تری می گردند
۱-همه می گویند تیم ملی امیدوار کننده بود.راست می گویند.بردن از تیمی که همین ۱۵ ماه پیش راحت تر از حد تصور شکستمان داده بود آن هم مقابل آن همه تماشاگر چشم تنگ کار ساده ای نبود.
بالاخره بردن حالا با هر کیفیتی هم که باشد ارزش دارد:حداقلش این است که تیترها علیه ات نیستند،حاشیه ها چماق نمی شوند تا بالای سرت باشند،کسی ایراد های همیشگی فوتبالت را نمی بیند ، رنکینگ هم روی خوش به تو نشان می دهد و عنوان شیر و ببر دوباره حد اقل برای مد تی هم که شده برازنده ات می شود.
این طبیعت رسانه های ماست که خبر برد را آب و تاب می دهند و موقع شکست دنباله پالس های منفی را می گیرند.اینکه بازی تدارکاتی است یا جدی براشان تفاوتی ندارد،اینکه کجای پروسه ساختن تیم ملی مان هم هستیم زیاد مهم نیست، فقط نتیجه را عشق است.
۲-بردن برای همه ما شیرین است، همه دوست داریم آخر مسابقه این دست ما باشد که بالا می رود،چون قیافه طرف شکست خورده و سیاهی اش بد جوری ته ذهن مان می ماند.اینکه کنار پرچم ما روی اسکوربورد عدد بیشتری نسبت به حریفمان خورده همه ما را سرکیف می آورد اما چه خوب بود چگونه بردن برای ما از خود بردن ارزشمندتر ودوست داشتنی تر می شد.
نمی خواهم بحث کهنه مقایسه فوتبال زیبا و نتیجه گرا را پیش بکشم چرا که یقین دارم حتی با انجام بزرگترین نظر سنجی ها نیز طرفداران هر یک از دو طیف ،برنده واقعی و قطعی نخواهند بود.اینجا بحث تغییر دیدگاه مردم در میان است.باز تاکید کنم جسارت حمله به آنچه هوادار عامی فوتبال می پسندد را ندارم و نخواهم داشت بلکه این توصیه ای است برای حرکت به سوی مثبت اندیشی درباره تیم ملی:تیمی که هیچ گاه نمی توان دوستش نداشت.
نمی دانم چرا هیچ کدام مان روی یک جمله پیش پا افتاده اما کلیدی از مربیان فوتبال تامل نمی کنیم.آنجا که می گویند در بازی تدارکاتی «نتیجه»در پایین ترین درجه اولویت قرار دارد و همه آنها ازاین قبیل بازیها دنبال اهداف دور تری می گردند.شاید هوادار عامی حق خود بداند که از بازی با حریف همسطح تیمش حال چه خارج خانه باشد چه داخل،چه بی ستاره باشد چه با ستاره، برد بخواهد و برایش سخت باشد که خودش را جای مربی قرار دهد اما ای کاش روزی برسد که ته ذهن فوتبال پسند ما بردن برای ما بر چگونه بردن پیشی نگیرد و حتی چند پله ای عقب تر بیا فتد.آن روز قطعا انتقاد کردن از افشین قطبی یا هر که جای او باشد دشوارتر اما هدفمند تر وراهگشاتراست.در واقع امروز چیزی که تیم ملی در ارتباط با رسانه بدان نیاز دارد همین است نه تراشیدن القابی احساستی برای مربی وشاگردانش تا بعدتر نتوان به آنها تشر زد که «آهای این خود ما بودیم که بادتان کردیم.»
图文-[热身赛]中国队۰-۲负伊朗队杨昊带球突破
۳-این بار خوشحال شدیم چون غرور از دست رفته مان مقابل چینی ها نزدمان برگشت .خوشحال شدیم چون نشانه هایی از پیشرفت را در تیم ملی مان می دیدیم.پرس کردن مان خوب شده بود،یک نوک قابل اتکا پیدا کرده بودیم تا کابوس تیره روزی فوتبال ملی مان بدون مهاجم خوب تا حدودی از بین برود.اتفاقات خوبی در تیم مان افتاده بود تاکمی سر حال بیاییم:بعد از بازی اوضاع کمی بهتر شده بود تا جایی که نجواهایی در باره تکرار قهرمانی آسیا آن هم پس از ۳۴ سال شنیده می شد. نجواها البته که ضعیف و بیشتراز سر ستیزه جویی با مخالفان افشین قطبی و تیمش بود اما همین جرقه کوچک ما را به فکر فرو برد چگونه می توان دوباره بر فوتبال آسیا آقایی کرد و اصلا می توان این مهم را به مخیله مان راه داد و درباره پیش زمینه هایش نظر داد یا خیر؟
۴-بردن در هر مسابقه ای شیرین است بخصوص اینکه اتفاقات خوبی هم در تیم ملی مان افتاده باشد اما هرگز نباید ضعف ها را ندید:اینکه دفاع تیمی مان مشکل دارد، اینکه مدافعان میانی مان با وجود ۴ سال بازی کنار هم هنوز زیر توپ می زنند و قدر موقعیت خود را نمی دانند ، اینکه با استفده از نصرتی در دفاع چپ ۴ قدم به عقب بر داشته ایم و......اینها و تداوم شان خوب نیست اما باز هم فرصت داریم تا در روز های پیش رو از بهتر شدنمان بیشتر حرف بزنیم. چه خوب می شد اگر از همین امروز تا جام ملت های رودررویمان کمی ایده آلیست می شدیم تا جایی که روز بردن در یک بازی دستگرمی دنبال پر وبال دادن احساسی به شیر هایمان که اتفاقا اعتقادی به شیر بودنشان نداریم ،نمی افتادیم.ای کاش در برجسته کردن حاشیه های ژورنالیستی مان و باد کردن این آن کمی تعادل داشتیم.اگر آن روز برسد...
حاتم ایرانی
09-04-2010, 05:08 PM
که آن روز نرسد
طبع ما اینطوریه
فقط به فکر نتیجه هستیمو بس حتی اگه بد بازی کنیم
بعدا وقتی همون نتیجه رو به خاطر بد بازی کردن هم به دست نیاریم صدامون درمیاد
برای موفقیت تیم ملی باید متحد شویم
http://www.shahinbushehr.ir/picnews2/estili_001.jpg
سرمربي تيم فوتبال شاهين بوشهر گفت: براي موفقيت تيم ملي در جام ملتهاي آسيا ايجاد همدلي و اتحاد در فوتبال ايران ضروري است
- حميد استيلي درباره ديدار تيم ملي ايران برابر چين اظهار كرد: نتيجه خيلي خوبي در چين ثبت شد. پيروزي دو بر صفر در خاک چين پيروزي خوبي بود اما نحوه و روش بازي تيم ملي بايد بهتر شود. بيشتر پاسهاي ما مستقيم بود و در بیست دقيقه پاياني تحت فشار قرار گرفتيم و بازيكنان چين دفاعهاي كناري ما را براحتي دور ميزدند. وي افزود: اين بازي توانست ضعفهاي ما را بخوبي نشان بدهد و قطعاً قطبي هم متوجه اين كمبودها شده است. با اين حال چين نميتواند ملاک خوبي براي ارزيابي از وضعيت تيم ملي باشد. استيلي با بيان اينكه براي رفع كمبودها زمان كافي در اختيار داريم افزود: ميتوانيم تا چند ماه باقيمانده نقاط ضعفمان را برطرف كنيم. مربيان تيم ملي هم بايد روي مدافعان و هم روي دفاع تيمي كار كنند. وي در پاسخ به اين سئوال كه فكر نميكنيد بار تجربه خط حمله تيم ملي پائين است گفت: بازيكنان تيم ملي در خط حمله با وجود جواني باتجربه هستند. محمدرضا خلعتبري و غلامرضا رضايي دو بازيكني بسيار خوبي هستند و محمد غلامي هم مهاجم بسيار خوبي است كه بايد خيلي زودتر از اينها به تيم ملي دعوت ميشد. فكر ميكنم اين خط حمله بتواند به تيم ملي كمک زيادي كند. استيلي با بيان اينكه بايد از تيم ملي و كادر فنياش حمايت كرد گفت: بايد از تيم ملي و مربيان حمايت كرد تا آنها بتوانند با خيال راحت به فكر كارهاي فني باشند. وظيفه رسانهها هم نسبت به گذشته بسيار سنگينتر شده است. متاسفانه در تهران تيم ملي هم تحت فشار است و هم اينكه استقبال خوبي از بازيهاي تيم ملي صورت نميگيرد. به همين خاطر است كه تيم ملي ترجيح ميدهد كه خارج از ايران بازي كند. رسانهها ميتوانند با فراهم كردن فضايي حمايتي شرايط را براي تيم ملي آماده كنند. اگر وضعيت مناسبي پيش بيايد كه تيم ملي در تهران آرامش داشته باشد بازي خانگي در ايران ميتواند باعث بالا رفتن اعتماد به نفس در تيم ملي شود. استيلي بار ديگر بر لزوم اتحاد و همدلي بين تمامي اعضاي جامعه فوتبال ايران تاكيد كرد اما در عين حال گفت: اين حمايت دليل نميشود كه بخواهيم چشممان را روي نقاط ضعف ببنديم. بايد بدون حب و بغض نقاط ضعف را گوشزد كرد. بايد اين كمبودها منعكس شود تا كادر فني بتواند بهتر اين نقاط ضعف را پوشش دهد
دیگر وقت انتقاد بسر آمده است
http://www.shahinbushehr.ir/picnews2/mohajerani_001.jpg
سرمربي تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني هفتاد و هشت گفت: موفقيت تيم ملي در جام ملتهاي آسيا موفقيت همه ماست به همين خاطر بايد براي موفقيت تيم ملي همدل شويم و از بازيكنان و كادر فنياش حمايت كنيم
حشمت الله مهاجراني اظهار كرد: در يک ماه گذشته تيم ملي دو ديدار دوستانه برگزار كرده اما تفاوت بين بازي با ارمنستان و ديدار با چين بسيار بود. تيم ملي در بازي با چين عملكرد به مراتب بهتري در مقايسه با بازي مقابل ارمنستان داشت. در ديدار با ارمنستان تيم ملي نقاط ضعف زيادي داشت اما در بازي با چين اين نقاط ضعف كمتر شده بود. تيم ملي در ديدار با ارمنستان در ضد حمله مشكل داشت اما در بازي با چين فاصله خطوط تيم ملي كمتر شده بود. اين نمايش خيلي اميدوار كننده بود. با اين حال در نيمه دوم تحت فشار قرار گرفتيم و اين براي تيم ملي خوب بود. وي با بيان اينكه بايد شرايط را براي انجام بازيهاي دوستانه تيم ملي در ايران فراهم كنيم گفت: به چه دليل تصميم گرفته شده كه تيم ملي در تهران بازي دوستانه نداشته باشد را نميدانم اما بايد شرايطي فراهم شود كه تيم ملي تا پيش از جام ملتهاي آسيا در ايران ديداري تداركاتي برگزار كند. رسانهها هم براي حمايت از تيم ملي بزرگترين نقش را دارند. كارشناسان و مربيان هم بايد تنها به موفقيت تيم ملي فكر كنند. مهاجراني افزود: موفقيت تيم ملي موفقيت فوتبال ايران است و همه در آن شريک خواهيم بود و اگر خدايي ناكرده در جام ملتها شكست بخوريم تاثير اين شكست بر روي كل فوتبال ايران خواهد بود. بايد همه براي موفقيت تيم ملي دست به دست هم بدهيم. قطبي به هر حال ناخداي كشتي فوتبال ملي ايران است و بايد تيم ملي را به ساحل ببرد و ما هم بايد همه به او كمک كنيم. ديگر وقت انتقاد نيست. زمان همكاري و مساعدت فرا رسيده و اگر نقطه ضعفي ديديم بايد بدون غرض آن را مطرح كنيم. وي افزود: تيم ملي فوتبال ايران پتانسيل بسيار خوبي دارد و اگر براي زمان باقيمانده برنامهريزي خوبي داشته باشيم و بازيهاي دوستانه مناسبي برگزار كنيم موفقيت تيم ملي در دسترس خواهد بود
Rainyboy
09-05-2010, 02:18 PM
تيمي كه فرانسه را برد و به ايران باخت
چين، فقط با سه بازيكن اصلي!
این چيني بنجلی ....
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2010/09/569320_orig.jpg
جو تيمملي پس از يك پيروزي بسيارخوب برابر چين به بهترين شرايط خود در ماههاي اخير رسيده است. رسانههاي منتقد نسبت به اين نمايش قابل قبول واكنشهاي اغلب مثبتي داشتهاند و كارشناساني مثل حشمت مهاجراني كه تا چند هفته قبل شديدترين انتقادات را خطاب به افشين قطبي و تيم تحت هدايتش انجام ميدادند، با ديدن آخرين بازي تيمملي اميدواري بيشتري به آينده پيدا كردهاند و درخواست توقف انتقادات و همدلي با كادرفني و اعضاي اين تيم را مطرح ميكنند. اين آرامش، دقيقا همان چيزي است كه به نظر ميرسد سرمربي تيمملي هم نياز ويژهاي به آن دارد. اين روزها فرصت خوبي است كه قطبي فارغ از تمام حرف و حديثها به فكر برطرف كردن نقاط ضعف تيمش باشد و اندك فاصله باقيمانده تا آغاز جام ملتهاي آسيا را به بهترين شكل ممكن بگذراند اما به نظر ميرسد هيجانزدگي مفرط او در اين راه دردسرهاي فراواني برايش بهوجود خواهد آورد. سرمربي تيمملي در كنفرانس مطبوعاتي پس از پايان مسابقه بازهم جملات عجيب و غريبي را به زبان آورد كه براي تكتك آنها پاسخهاي مفصلي وجود دارد. اولين اظهارنظر او، اشاره به قدرت تيمي بود كه ايران آن را شكست داد. در باارزش بودن پيروزي در خاك چين مقابل تيمملي اين كشور ترديدي وجود ندارد اما افشين قطبي دوست دارد طبق عادت تكتك بردهاي تيمش را حماسي جلوه بدهد:« ما امروز تيمي را شكست داديم كه با همين نفرات فرانسه را با يك گل شكست داده بود.» جهانگير كوثري، دوست صميمي و تازه افشين قطبي پس از بازي دوستانه مقابل ارمنستان از بازيكنان آن تيم به عنوان سوپراستارهايي ياد كرد كه تمام دنيا آنها را ميشناسند و اسپانيا، قهرمان جهان به زحمت 2 بر يك شكستشان داده است. حالا قطبي در ادامه همان روند قصد دارد ثابت كند اين تيم چين، همان تيمي است كه فرانسه بحرانزده را ( فرانسه در آخرين بازياش با يك گل به بلاروس هم باخت) شكست داده اما بازهم يك جستوجوي كوتاه ميتواند ميزان صحت اين اظهارنظر سرمربي تيمملي را مشخص كند. حاصل اين جستوجو، يافتن نام سه بازيكن مشترك در تركيب اصلي چين در ديدار مقابل فرانسه و ايران است. «دنگ ژوژيانگ»، «وي دو» و «هائو رانگ» سه بازيكني هستند كه در برابر تيمملي ايران به ميدان رفتند و 90 دقيقه حضور مقابل تيم قدرتمند فرانسه را هم تجربه كردند. «كو بو» هم كه در ديدار مقابل ايران به عنوان بازيكن تعويضي به ميدان آمد، مقابل فرانسه بازي كرده بود اما هشت بازيكن ديگر چينيها كه چيزي حدود 72 درصد تركيب اصلي اين تيم را تشكيل ميدادند، بازيكناني بودند كه در ديدار مقابل فرانسه حتي در ميان بازيكنان ذخيره هم جايي نداشتند. هفت بازيكن از 16 بازيكني كه در برابر ايران به ميدان رفتند، كمتر از 10 بازي ملي را در كارنامه خود داشتند و شش بازيكن ديگر هم بين 11 تا 20 بازي ملي براي تيمملي كشورشان انجام داده بودند. به عبارت بهتر 13 بازيكن از 16 بازيكن چينيها كساني بودند كه كمتر از 20 بازي ملي انجام دادهاند. سه بازيكن ديگر هم 21، 38 و 51 بازي ملي را به نام خود ثبت كردهاند. در اين شرايط نگاه چينيها به اين مسابقه كاملا واضح به نظر ميرسد. اين موضوع از آن جهت توجيه دارد كه بدانيم تيمملي اين كشور دقيقا دو روز ديگر يك بازي دوستانه بسيار مهم برابر پاراگوئه را در پيش دارد و احتمالا به همين دليل سرمربي اين تيم ترجيح داده به بخش عمدهاي از بازيكنان اصلياش در برابر ايران استراحت بدهد. شايد حتي بتوان از كيفيت چمن ورزشگاه محل برگزاري مسابقه ايران و چين هم متوجه شد كه اين مسابقه تا چه حد براي مسئولان فوتبال اين كشور اهميت داشته است.
پيروزي مقابل چين و به خصوص پيشرفت تاكتيكي تيمملي در اين مسابقه نسبت به بازيهاي قبلي بسيار با ارزش بود اما شايد بهتر باشد خود قطبي هم دست از خارقالعاده نشان دادن كارهايي كه تيمش انجام ميدهد بردارد و كمي مدبرانهتر با مسائل برخورد كند. او پس از پايان مسابقه آنقدر هيجانزده بود كه ابراز اميدواري كرد ايران و چين در فينال جام ملتهاي پيش رو به مصاف يكديگر بروند اما سرمربي چينيها پس از پايان مسابقه تنها به گفتن اين جملات اكتفا كرد:« ما جايي در ميان قدرتهاي فوتبال آسيا نداريم. بايد اين را بپذيريم و براي پيشرفت بيشتر تلاش كنيم.»
Ahmad.taj
09-07-2010, 02:03 AM
http://zata1.persiangig.com/Teammelli/026.jpg
«بازيكن تيم ملي بايد شخصيت داشته باشد.» افشين قطبي اين جمله را در كنفرانس مطبوعاتي اخيرش و اكثر مصاحبههاي جسته و گريختهاي كه داشته به زبان آورده. استراتژي او انتخاب يك تيم باشخصيت براي جام ملتهاست و چه بهتر از اين كه سرمربي تيم ملي به جاي انتخاب فلهاي و باري به هر جهت بازيكنان استراتژي مشخصي براي بستن ليست نهايي تيمش داشته باشد.
پيش از قطبي مربياني مثل جلال طالبي و برانكو ايوانكوويچ تاكيد ويژهاي روي شخصيت بازيكنان ملي پوش داشتند اما در نهايت فوتباليستهايي كه اصطلاحا ياغي خطاب ميشوند نسخه آنها را پيچيدند. نگراني اصلي از تعريفي است كه افشين قطبي از بازيكن باشخصيت و بيشخصيت براي خودش دارد و در اين قالب خوب و بد را از هم جدا ميكند.
بيشخصيتها به زعم سرمربي تيم ملي آنهايي هستند كه سابقه و كارنامه روشني دارند و به تبع پيشينه شان در فوتبال ايران، اعتبار و احترام جداگانهاي را ميطلبند. همه جاي دنيا مربيان در مواجهه با اين دست بازيكنان در قياس با تازه واردها جزييات رفتاري متفاوتي را بروز ميدهند و منزلت ويژهاي را براي آنها در نظر ميگيرند. بزرگترهاي تيم تافته جدا بافته نيستند اما برخورد كارد فني با آنها به گونهاي است كه كل تيم شأن والاتري را برايشان در نظر ميگيرند.
در تيم ملي ايران بازيكناني مثل علي كريمي، فرهاد مجيدي و ميلاد ميداودي حضور ندارند و اولين قربانيان پروسه با شخصيت سازي تيم ملي به شمار ميروند. قطبي پيش از اين در پرسپوليس هم با بزرگترهاي تيمش به مشكل برخورد و آنها را به ياغياني غير قابل مهار تبديل كرد. ماجراي شيث رضايي و نيكبخت واحدي پرسپوليس قطبي – كه امروز در پرسپوليس دايي و صباي محمود ياوري روي نيمكت مينشينند و دم نميزنند – حالا در مورد علي كريمي و فرهاد مجيدي تكرار ميشود و سوال كليدي اين است كه بازيكنان بزرگ و تاثيرگذار باشگاهها چگونه در تيم ملي رودرروي قطبي ميايستند و حتي به او فحاشي ميكنند؟
ساختن يك تيم با شخصيت البته در فوتبال ايران ماموريت طاقت فرسايي است اما حذف بهترينهايي كه روحيه متفاوتي دارند به اين بهانه، لاپوشاني كردن نقطه ضعف بزرگي است كه در بعد روحي و رفتاري مربيگري افشين قطبي جلب نظر ميكند.
براي ساختن يك تيم با شخصيت شايد بهتر باشد ابتدا از خودمان شروع كنيم. بازيكن قبل از هرچيز به مربياش نگاه ميكند. چطور ميتوان از شخصيت دم زد زماني كه بازيكن به خاطر ميآورد ماجراي دروغهايي كه درباره دي كارمو گفته شد و وقتي لو رفت دفاعيهاي وجود نداشت. تيم باشخصيت را نميشود با خاطرات دستياري به نام ماركو كه كمتر از يك ماه در تمرينات پرسپوليس آفتابي شد و به اندازه كريم باقري پول گرفت، ساخت.
قهر شبانه از يك تيم پرطرفدار و پس از آن مصاحبه درباره امكانات ضعيف تيمي كه 900 ميليون تومان براي امضا قرارداد روي ميز گذاشته بود و در نهايت تن دادن به برخي خواستههاي سياسي براي رسيدن به نيمكت تيم ملي هم در همين قاب ميگنجد.
حتي اگر بپذيريم تعريف افشين قطبي از باشخصيت و بيشخصيت صحيح است و او براي خلاصي از شر بازيكنان مدعي تفسير به راي نميكند، باز هم ساختن تيم باشخصيت براي او كار سختي است. بازيكن اول از همه به مربياش نگاه ميكند.
* * *
امير وفايي
«تهران امروز»
Rainyboy
09-07-2010, 02:53 PM
ايران – كرهجنوبي، عيارسنجي در ورد كاپ سئول
شير پير و يوزپلنگ جوان
http://img.tebyan.net/big/1386/05/2302372005819422591105216358120925262225.jpg
تيم ملي ايران عصر امروز در شرايطي از ساعت15:30 به وقت تهران رودرروي كرهجنوبي ميايستد كه نگاه قريب به اتفاق منتقدان سرمربي تيم ملي به اين بازي دوستانه و در عين حال حيثيتي دوخته شده است. اگر چه پيروزي مقابل تيم ملي چين باعث شد هجمه انتقادها عليه افشين قطبي فروكش كند اما ترديدهايي كه در مورد نفرات تركيب اصلي آخرين حريف تداركاتي تيم ملي مطرح شده، سنجيدن عيار واقعي تيم قطبي را تا بازي امروز مقابل كرهجنوبي به تاخير انداخته است. در فاصله حدود چهار ماه مانده به آغاز جامملتهاي آسيا، پيروزي يا دستكم ارائه يك بازي هدفمند و آبرومندانه مقابل كرهجنوبي، فضا را براي افشين قطبي تلطيف ميكند و سرمربي تيم ملي را در موقعيت محكم تري قرار ميدهد.
ديالوگهاي مهربانانه
27 خرداد 1388 تيم ملي ايران با هزار اميد و آرزو در ورزشگاه جامجهاني سئول به مصاف كرهجنوبي رفت تا شايد با شكست اين تيم جواز صعود به جامجهاني 2010 را بهدست آورد. در آن بازي پرحاشيه، تيم ملي ايران تا دقيقه 81 مسافر جامجهاني بود اما گل تساوي پارك جي سونگ كه پاسخي براي گل دقيقه 51 مسعود شجاعي بود، روياي فوتبالدوستان ايراني براي حضور در آفريقاي جنوبي را به باد داد. پس از گذشت 447 روز تيمهاي ايران و كرهجنوبي اين بار در قالب يك بازي دوستانه به مصاف هم ميروند و سرمربي تيم ملي ايران هم ظاهرا خاطره تلخ آن بازي را از ذهنش پاك كرده است. افشين قطبي پس از آخرين تمرين تيم ملي ايران در سئول در دايره خبرنگاران حاضر شد و هدفش از انجام اين بازي را فراتر از نشان دادن حس انتقام جويياش ترسيم كرد: «كرهجنوبي يكي از بهترين تيمهاي آسياست. ما به قصد برگزاري يك ديدار تداركاتي خوب مقابل اين تيم به سئول آمده ايم نه براي انتقام گيري.» قطبي البته در مواجهه با خبرنگاران كره اي، از آنها خواست تيم از هم گسيختهاي كه از راهيابي به جامجهاني 2010 بازماند را فراموش كنند: «بار قبل كه ما با كره بازي كرديم من تازه سرمربي ايران شده بودم و فرصت كمي براي آماده سازي داشتيم اما اكنون تيم ما با سال گذشته بسيار تفاوت كرده و تيمي منسجم تر و آماده تر را در اختيار داريم.»از اظهارات سرمربيان دو تيم بوي يك بازي مهيج و انتقامجويانه به مشام نميرسد. چو كوانگ رائه، سرمربي تيم ملي فوتبال كرهجنوبي در آخرين جلسه تمريني اين تيم بازي دوستانه امروز را صرفا پيش درآمدي براي جامملتهاي آسيا دانست: «اين ديداري تداركاتي براي جامملتهاي آسياست و ما تلاش ميكنيم تماشاگران بازي زيبايي را در استاديوم جامجهاني سئول ببينند. بايد تا شروع جامملتهاي آسيا تاكتيكهاي مختلفي را امتحان كنيم. مشخص است كه تكيه به يك روش بازي براي رفتن به جامملتهاي آسيا كافي نخواهد بود.»
در حاليكه تيم ملي كرهجنوبي براي دومين بار بعد از جامجهاني به ميدان ميرود، سرمربي اين تيم قهرماني در جامملتهاي آسيا را تنها هدف تيمش ميداند:«جامملتها مهمترين رقابت فوتبال قاره است و جاي تاسف دارد كه ما طي سالهاي اخير در اين جام موفق نبودهايم. تا شروع جامملتهاي آسيا زمان زيادي براي آماده كردن تيم نداريم اما شرايط همين است و بايد آن را بپذيريم. » در دو بازي رفت و برگشت ايران و كرهجنوبي در انتخابي جامجهاني 2010 كه با نتيجه مساوي يك بر يك به پايان رسيد پارك جي سونگ، گل مساوي را براي تيمش به ثمر رساند و يك تنه تيم ملي ايران را ناكام گذاشت. مهاجم تيم منچستريونايتد پيش بيني ميكند بازي امروز فاقد حساسيت است و نتيجه آن را ملاك معتبري براي ارزيابي دو تيم نميداند: «بازي با ايران فرصت خوبي براي آماده شدن ما قبل از جامملتهاي آسيا خواهد بود. از بازي با ايران ميتوانيم روحيه بگيريم و اعتماد به نفس لازم را به دست آوريم. هميشه نبايد انتظار برد داشت. تيمي وجود ندارد كه هميشه برنده باشد. اين بازيها نه براي
نتيجه گيري كه براي پيدا كردن نقاط ضعف و قدرت تيم است.» كرهجنوبي در بازيهاي دوستانه بعدي با بحرين و ژاپن ديدار ميكند. آنها در جامملتهاي آسيا در گروه C در كنار هند، بحرين و استراليا قرار دارند.
طلسم 39 ساله
بازي دوستانه تيمهاي ملي ايران و كرهجنوبي در ورزشگاه وردكاپ سئول برگزار ميشود. اين ورزشگاه در سال 2001 مورد بهره برداري قرار گرفته است و ظرفيت 68 هزار تماشاگر را دارد. تيم ملي ايران تاكنون 3 بار در اين ورزشگاه به مصاف كرهجنوبي رفته است كه يك باخت
2 بر صفر و دو تساوي 1-1 حاصل آن بوده است. اين ورزشگاه در 3 بازي گذشته ايران و كرهجنوبي پر از تماشاگر بوده و انتظار ميرود در بازي امروز نيز بيش از 60 هزار تماشاگر به تماشاي بازي ايران و كرهجنوبي بنشينند. تيمهاي ملي ايران و كرهجنوبي فردا شب براي بيست و چهارمين بار در طول تاريخ به مصاف هم ميروند. نتايج حاصل شده در بازيهاي قبلي نشان ميدهد كه رقابت 52 ساله دو قدرت سنتي فوتبال آسيا كاملا متعادل بوده است. ايران و كرهجنوبي اولين بار در بازيهاي آسيايي 1958 توكيو باهم روبهرو شدند كه ايران در يك بازي عجيب 5 بر صفر به كرهجنوبي باخت. در 23 بازي قبلي، هر تيم موفق به كسب 8 پيروزي شده و 7 بازي دو تيم نيز با تساوي خاتمه يافته است. ايران موفق به ثمر رساندن 27 گل شده و در مقابل 30 گل نيز دريافت كرده است. البته تيم ملي در بازيهاي آسيايي 1986 و جامملتهاي 2007 پس از تساوي با كرهجنوبي در ضربات پنالتي به اين تيم باخت كه نتيجه اين بازيها در وقت قانوني مورد توجه است و به عنوان مساوي محسوب شده است. علي دايي بهترين گلزن ايران در مقابل كرهجنوبي است. دايي در بازي يك چهارم نهايي جامملتهاي آسيا 1996 در پيروزي تاريخي 6 بر 2 موفق به ثمر رساندن 4 گل شد. علي كريمي نيز در جامملتهاي 2004 در پيروزي 4 بر 3 مقابل اين تيم 3 گل ايران را به ثمر رساند. پس از اين دو بازيكن، غلامحسين مظلومي، حسن روشن و كريم باقري هر كدام 2 گل به ثمر رسانده اند. بهترين برد كرهجنوبي مقابل ايران پيروزي 5 بر صفر در اولين ديدار تاريخ دو تيم بوده است كه اين نتيجه سنگين ترين شكست ايران از يك تيم آسيايي نيزبوده است. بهترين برد ايران پيروزي 6 بر 2 در جامملتهاي 1996 آسياست كه يكي از بردهاي تاريخي تيم ملي به حساب ميآيد.
ايران، تيم بدون باخت 2010
تيم ملي ايران فردا در حالي به مصاف كرهجنوبي ميرود كه در بازيهاي خود در سال 2010 بدون باخت بوده است و بايد ديد آيا ركورد شكست ناپذيري خود را مقابل كرهجنوبي ميتواند حفظ كند يا خير. تيم ملي در سال 2010 در 5 بازي رسمي به ميدان رفته است كه در هر پنج بازي پيروز شده است. اولين بازي ايران در تورنمنت قطر مقابل كره شمالي بود كه يك بر صفر پيروز شد. دو برد متوالي مقابل سنگاپور و تايلند در مقدماتي جامملتهاي آسيا و سپس دو برد مقابل ارمنستان و چين در بازيهاي دوستانه ديگر نتايج تيم ملي در سال ميلادي جاري بوده است. كيفيت حريفان تداركاتي تيم ملي ايران در سال 2010 البته محل مناقشه بين منتقدان و سرمربي تيم ملي است. حفظ اين ركورد با پيروزي مقابل تيم ملي كرهجنوبي قطعا اعتبار بيشتري پيدا ميكند.
Masoud
09-07-2010, 11:24 PM
نتیجه امروز فوق العاده و عالی بود.
من فقط 20-25 دقیقه نیمه اول رو دیدم و خوابیدم.
زیاد خوب نبودیم تو اون دقایق دیگه از بعدش خبری ندارم.
فکر میکنم کره هم تقریبا با تیم کاملش بود.
ولی هر طوری که بوده نتیجه عالی بوده و امیدوارم تو جام ملتها هم بتونیم نتیجه بگیریم هرچند صد در صد با قطبی مخالفم و میگم نباید سرمربی تیم ملی میشد ولی الان فقط موفیت تیم ملی رو میخوام.
Rainyboy
09-08-2010, 12:56 PM
بيداري روياها
http://img.irna.ir/1389/13890617/264878/264878-402594.jpg
پيروزي تيم ملي فوتبال ايران مقابل کرهجنوبي در سئول اتفاقي بود که با توجه به پيشينه تيم افشين قطبي در ماههاي اخير دور از ذهن مينمود و وقتي سرمربي تيم ملي کره براي اين بازي قريب به اتفاق بازيکنان مشهورش را به اردو فرا خواند حتي کسب نتيجه مساوي هم براي تيم ملي ايران آبرومندانه به نظر ميرسيد. ايران بعدازظهر ديروز تيمي را شکست داد که در جامجهاني آفريقاي جنوبي فاصلهاي با حضور در مرحله يک چهارم نهايي نداشت و از مدتها قبل باختن در خانه را فراموش کرده بود. عکسالعملهاي سرمربي جديد کرهجنوبي در کنار زمين و افسوس او از اندک موقعيتهاي از دست رفته تيمش نشان از اهميت نتيجه اين بازي دوستانه براي تيم ميزبان داشت و اين پيروزي بدون ترديد مهمترين دستاورد تيم ملي ايران در بازيهاي دوستانه و رسمي سالهاي اخير محسوب ميشود. تيم ملي در کنار کسب پيروزي کاملا هدفمند و با برنامه بازي کرد و پس از آنکه در دقايق پاياني نيمه اول به گل رسيد در اداره بازي عملکردي موفق و هوشمندانه را ارائه داد. دوندگي بازيکنان ايران در اين بازي فراتر از حد تصور بود و مهمتر اينکه بازيکنان پس از به گل رسيدن در خانه حريف به دفاع صرف مشغول نشدند و پرس توپ و فضا را از زمين حريف آغاز کردند. سه هافبک مياني تيم ايران – نکونام، تيموريان و پژمان نوري – کاملا جريان بازي را در اختيار داشتند و با ارائه يک بازي فيزيکي عمليات توپرساني خط مياني کره به مهاجمان اين تيم را مختل کردند. بازيکنان تازهوارد تيم ملي آرام آرام فرصت ابراز تواناييهايشان را بدست ميآورند و حالا افشين قطبي ميتواند در جام ملتهاي آسيا روي بازيکناني مثل حاجصفي، خلعتبري، غلامي، انصاري فر، اولادي و غلامرضا رضايي حساب ويژهاي باز کند. پيروزي بر کرهجنوبي در سئول بر خلاف برخي از پيروزيهاي اخير تيم ملي که به واسطه کيفيت فني پايين رقبا صرفا جنبه تبليغاتي داشتند نکات و اتفاقاتي را در بر داشت که بيننده را به آينده تيم ملي ايران در جام ملتهاي آسيا اميدوار ميکرد. بازيکنان افشين قطبي مقابل حريف قدرتمندي که شکست در خانه را باور نداشت در فازهاي مختلف تاکتيکي و به خصوص در برنامههاي دفاعي بسيار موفق بودند و دروازه تيم ملي در دقايقي که کره براي جبران گل خورده تلاش ميکرد بيش از دو بار به شکل جدي تهديد نشد. خط دفاعي ايران هوشيارانه و بدون اشتباه ظاهر شد و تحرک خط حمله دوران اوج تيم ملي در اواخر دهه نود ميلادي را تداعي ميکرد. مهم تر از همه اينکه تيم ملي ايران با اين پيروزي خودباوري از دست رفته را بازيافت و از اين پس ميتوان جدي تر به وعده بزرگ افشين قطبي که قول بالاي سر بردن جام قهرماني آسيا را داده بود، فکر کرد. شرايط اردوي تيم ملي ايران پس از اين پيروزي مطمئنا تفاوت قابل اعتنايي با گذشته خواهد داشت و منتقدان با اعتماد بيشتري فعاليتها و استراتژيهاي افشين قطبي را تعقيب خواهند کرد. پس از سوت پايان بازي ديروز سرها دوباره به سمت تيم ملي ايران چرخيد و شايد هواداراني که مدتها بود از اين تيم قطع اميد کرده بودند و دور و بر آن آفتابي نميشدند در آيندهاي نزديک به ورزشگاه آزادي بازگردند.
Rainyboy
09-08-2010, 12:59 PM
تيم ملي طلسم 39ساله را شكست
بازگشت « دل شير»
http://pic-ups.com/images/1joj.png
مخاطبان تلويزيوني كه از چند روز پيش براي تماشاي جديترين بازي تداركاتي تيمملي در چند ماه اخير آمادگي ذهني پيدا كرده بودند، بهرغم رله بودن تمام مسائل فني براي پخش زنده بازي ايران و كرهجنوبي، بنا به دلايل مبهم و نامعلومي تماشاي چند دقيقه ابتدايي بازي را از كف دادند.
گزارشگر بازي كه قبل از روي آنتن رفتن تصاوير، بازي را در سكوت استوديوي شبكه سوم تماشا كرده بود، برتري محسوس كرهجنوبي در 20 دقيقه اوليه بازي را روايت كرد. ترديدهايي كه در مورد تركيب تيمملي چين مقابل ايران شكل گرفته بود جستوجوي اهالي فوتبال براي پي بردن به نام و سابقه بازيكنان كرهجنوبي در همان دقايق ابتدايي بازي را در پي داشت.
حريف اما اين بار با شش بازيكن اصلي و پنج بازيكن جديدي كه پس از مسابقات جامجهاني 2010 به تيمملي كره فراخوانده شدهاند، رو در روي تيمملي ايران ايستاد. در تركيب تيم كره نام بازيكنان سرشناسي مثل لييونگ پيو و پاركجيسونگ به چشم ميخورد. ضمن اينكه دروازهبان كره در جامجهاني 2010 در چارچوب ايستاده بود. در مقابل تيمملي ايران با دو تغيير نسبت به بازي قبلي وارد ميدان شد.
احسان حاجصفي و مسعود شجاعي يك بار ديگر به تركيب اصلي رسيده بودند و محمدرضا خلعتبري و خسرو حيدري از روي نيمكت نبرد كلاسيك دو رقيب سنتي را تماشا ميكردند. با اين حساب خط دفاعي با محمد نصرتي در دفاع راست، حاجصفي در دفاع چپ و عقيلي و سيدجلال حسيني در دفاع مياني آرايش پيدا كرد. نكونام، تيموريان و نوري مثلث خط مياني را تشكيل دادند و مسعود شجاعي، محمد غلامي و غلامرضا رضايي تركيب ايدهآل و متوازن خط حمله بودند؛ محمد غلامي البته به دليل نامعلومي در اواسط نيمه اول جايش را به كريم انصاريفرد داد.
دوندگي عالي
دوندگي بيامان و پرس در يك سوم تيم حريف ويژگي قابل اشاره خط حمله تيمملي بود كه در تمام لحظات نيمه اول به عنوان استراتژي افشين قطبي براي جلوگيري از فشار بيامان تيمملي كره مقابل انبوه تماشاگران خودي به كار گرفته شد.
پس از فروكش كردن حملات گاه و بيگاه كره نقطه عطف بازي در دقيقه 34 و بر اثر اشتباه مهلك لييونگ پيو، مدافع سابق تاتنهام و آيندهوون رقم خورد. توپي كه با اشتباه ناشيانه لييونگ پيو نصيب پژمان نوري شد و او با يك بغل پاي ساده و در عين حال دقيق توپ را به مسعود شجاعي رساند و مهاجم اوساسونا با يك ضربه چيپ، دروازه كرهجنوبي را باز كرد. قبل از اين گل پارك جيسونگ يكي از معدود موقعيتهاي كره را هدر داده بود و ضربه او پس از برخورد به پشت پاي سيدجلال حسيني به بيرون رفت. حسيني به شكلي كاملا غريزي جديترين موقعيت نيمه اول را از پاركجيسونگ گرفت. بعد از گلي كه برخلاف جريان بازي و در پي بازي منطقي و هوشمندانه تيمملي در زمين حريف به ثمر رسيد بازي با حملات گاه و بيگاه تيمملي ايران دنبال شد. چنانكه دو دقيقه بعد ضربه پاي چپ جواد نكونام پس از برخورد به نوك استوكهاي مدافع كره به كرنر تبديل شد.
با تجربهها
سرمربي تيمملي كره كه قبل از اين بازي از مرور تاكتيكهاي مختلف مقابل تيمملي ايران خبر داده، پس از يك نيمه به اين نتيجه رسيد كه براي اعاده حيثيت مقابل تماشاگران خودي و فرار از يك شكست خانگي مقابل حريف سنتي، بازيكنان باتجربهتري را به تركيب اين تيم اضافه كند. دائه با اين استراتژي نيمه دوم را با اعمال چند تغيير در تركيب تيمش آغاز كرد. اين تلاشها البته به فرجام نرسيد و تيمملي كره مقابل تماشاگران خودي تا اواسط نيمه دوم موقعيت خطرناكي روي دروازه ايران ايجاد نكرد.
دوندگي بيامان و پرس كردن بازيكنان حملهور كره كه قدرت بدني بالايي را ميطلبد همه راههاي نفوذ را مسدود كرد. تسلط تيمملي ايران به حريف سنتي وقتي ملموستر شد كه سيدمهدي رحمتي به عنوان بيكارترين بازيكن نيمه دوم، در دقيقه 70 براي اولينبار توپ را لمس كرد.
ورود چادوري بازيكن سرشناس كرهجنوبي، دامنه حملات اين تيم در 20 دقيقه پاياني را بيشتر كرد. با پاس حساب شده پاركجيسونگ با ضربه نوك پاي ليچونگ سو جديترين موقعيت كره جنوبي در دقيقه 75 رقم خورد اما مهدي رحمتي در مصاف تك به تك دروازه ايران را نجات داد.
اگر چه لحظه به لحظه بر شدت حملات كره در 10 دقيقه پاياني افزوده ميشد اما افشين قطبي با فرستادن مهرداد اولادي و محمدرضا خلعتبري به جاي كريم انصاريفرد و غلامرضا رضايي، نشان داد با مهاجمان تازهنفس به دنبال ايجاد موقعيت در ضدحملات است.
تعويض پژمان نوري با حنيف عمرانزاده هم به استحكام خط دفاعي كمك كرد.
پرس هافبكها و مهاجمان تيمملي ايران تا آخرين لحظات بازي به عنوان حربه كارساز قطبي ادامه داشت و انواع كارهاي تركيبي بازيكنان كره براي فرار از عمق خط دفاع ايران كارساز شد. در دقيقه 94 بازي يكي از معدود موقعيتهاي تيمملي كره جنوبي پشت محوطه جريمه ايران ايجاد شد كه ضربه سركش بازيكن كره در چارچوب نبود.
قبل از اين بازي افشين قطبي در دايره خبرنگاران كرهاي ادعا كرده بود نسبت به يكسال پيش تيم بهتري را در اختيار دارد.
قطبي راست ميگفت. بازيكنان تيمملي اكنون آموختهاند كه چگونه با دوندگي بيامان، فضا را از تيم حريف بگيرند و با بازي تكضرب لحظات پرت بازي تيمملي را به حداقل رساندهاند. پرس در يك سوم دفاعي حريف به بهترين شكل ممكن انجام ميشود و محافظت از گل پيروزي بخش بازي به ويژگي تيمي كه رفته رفته در قامت مدعي قهرماني در جام ملتها ظاهرا ميشود تبديل شده است.
به نظر ميرسد آرايش تيمملي مقابل كرهجنوبي، تركيب اصلي افشين قطبي براي حضور در جام ملتهاي آسيا باشد. تيمي كه به طلسم 39 ساله شكست ناپذيري كرهجنوبي مقال ايران در بازيهاي خانگي خاتمه داد، مطمئنا دستخوش تغييرات اساسي نخواهد شد. بردن كرهجنوبي در ورزشگاه خانگي اين تيم موقعيت سرمربي تيمملي مقابل منتقدان پرتعدادش را يقينا مستحكمتر ميكند. بازي قابل اعتنا و پيروزي يك بر صفر تيمملي مقابل كرهجنوبي يك پيام ويژه را براي منتقدان قطبي مخابره ميكند؛ اينكه از اين پس، انتقاد از افشين قطبي «دلشير» ميخواهد.
Karim
09-09-2010, 12:02 AM
سر کار بودم یه همسایه گفت که تیم ملی برده کره رو و تیم اصلیش بوده و...
خیلی خوشحال شدم و تو شوک بودم تا حدودی.چون میدونستم ایران کره رو تو خونه نبرده در زندگانی من!
سرمربی کره گفته بود که جوونا رو بازی میده و...شاید پلیتیک زده...
دم همشون گرم به امید موفقیت در بازیهای آینده
Rainyboy
09-09-2010, 04:02 PM
تيمي كه فرانسه را برد و به ايران باخت
چين، فقط با سه بازيكن اصلي!
این چيني بنجلی ....
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2010/09/569320_orig.jpg
چین یک - پاراگوئه یک
چین اصلی ترمز پاراگوئه را کشید
http://www.inn.ir/iran_media/image/2010/06/527470610_orig.jpg
در حالی که تیم چین در دیدار دوستانه قبلی خود مقابل ایران با بازیکنان ذخیره خود با نتیجه دو بر صفر شکست خورده بود.تیم چین با بازیکنان اصلی خود موفق شد در ورزشگاه نانجینگ مقابل تیم ملی پاراگوئه، یکی از هشت تیم برتر جام جهانی به تساوی دست یابد و قدرت خود را به هوادارانش نشان دهد.
لوکاس باریوس در اوایل دیدار روی ضربه سر روکه سانتاکروس که به تیر دروازه برخورد کرد، در برگشت گل پاراگوئه را زد. اما چین در دقیقه 34 روی سانتر فنگ رنلیانگ و با ضربه سر دقیق گائو لین بازی را به تساوی کشاند.
چین در آخرین دقایق دیدار هم فرصتی طلایی را از دست داد و بازیکن این تیم نتوانست خود را به توپ برساند و دروازه خالی پاراگوئه را باز کند.
پاراگوئه در جام جهانی در گروه ایتالیا اول شده بود و توانسته بود با بردن ژاپن به مرحله یکچهارم نهایی جام راه یابد. آنها در این مرحله در دیدار مقابل اسپانیا – که سرانجام قهرمان جام شد – با گل دقایق پایانی داوید ویا یک بر صفر شکست خوردند، در حالی که در آن بازی هر دو تیم یک ضربه پنالتی را از دست دادند.
تیم چین در حالی به این موفقیت دست پیدا کرد که 8 بازیکن اصلی خود را در دیدار مقابل ایران روی نیمکت داشت تا بتوانند اماده بازی با پاراگوئه شوند.
Rainyboy
09-09-2010, 04:56 PM
مردي كه از امكانات عادي بهرهبرداري ويژه ميكند
قطبي و اثرانگشت يك مربي
http://pic-ups.com/images/1ctc.png
بدون تعارف، قطبي تواناييهايي دارد كه در فوتبال ما اگرچه زياد نيست اما به چشم هم نميآيد؛ شايد به مذاق مربيان داخلي خوش نيايد اما قطبي را نميتوان مربي داخلي ناميد، چون همه داشتههايش از بيرون است. فوتبال و چم و خمهاي حرفهاياش را خوب ميفهمد، چون بذر اصلاح شده فوتبال را مربيان صاحب فوتبال در ضميرش كاشتهاند. اگرچه رزومهاش لاغراست اما طوري آموخته كه از همه داشتههايش بهره برداري كند و همه تواناييهايش را به رخ بكشد. اين، همان تفاوت بزرگ او با مربيان داخلي است كه بعضا در دانششان شكي نيست. اين را الان نميگويم، الان كه چين و كره را در زمين خودشان برده است. اين را در زماني كه پرسپوليس را از بحرانهاي اصفهان و اهواز و كرمان و.... بيرون كشيد و در مقابل سپاهان تا چند ثانيه قبل ازسوت پايان هم ايستاد تا قهرمان شود، گفته و نوشته بودم. اگرچه روي نيمكت تيم ملي ما جاي مربيان بزرگتري هم ميتواند باشد اما قطبي هم نشان داده جسارت حفظ اين صندلي را دارد. او از جمله مربياني است كه اثرانگشت و ويژگياش قابل تشخيص است. يكي از اين ويژگيها كه خيلي هم مهم است، حفظ كردن تماشاگر تا آخر بازي و همراه كردن آنان با خود و تيم است.
زماني كه شيث روي سكوها تبعيد شد تا دفاع تيم مدعي قهرماني به آرامش برسد، يا در زماني كه تيم قطبي از حريف عقب ميافتاد و او با بيرون كشيدن مدافعانش، حريف را با 6 يا 7 مهاجم آنقدر تحت فشار ميگذاشت كه پيروز از ميدان بيرون بيايد، ميشد حدس زد كه اين مربي ايراني، با همه تفاوت دارد. تفاوتي كه او با روش حرف زدنش به ليگ ما آورد تا بسياري از مربيان داخلي وحتي مدعي ما پس از آن به زبان او صحبت كنند. در اين روش، او پس از باخت تيمش به راهآهن در ورزشگاه آزادي و درست هنگامي كه تماشاگران و هواداران پرسپوليس به خيال خودشان در دفاع ازقطبي عليه ميثاقيان وروش دفاعي تيمش شعار «اكبرضد فوتبال» سرداده بودند، كنار زمين مصاحبه كرد و تماشاگران پرسپوليس را به دوربين تلويزيون نشان داد و گفت: «من نميدانم هواداران ما چرا چنين شعاري ميدهند؛ تيم راهآهن خيلي خوب بازي كرد و روش دفاعي مقابل تيم بزرگي مثل پرسپوليس نشان از درايت مربي اين تيم دارد.» اينها را مقايسه كنيد با حرفهاي مربيان ديگر ليگ كه در چنين شرايطي با تحريك تماشاگران، مقابل دوربينها ژست ميگيرند كه «ببينيد، تماشاگران هم ميفهمند كه تيم حريف ضدفوتبال كرد.»
قطبي آنچنان محبوبيت داشت كه عليرغم بحراني شدن آسمان تيمش و شنيدن صداي رعد و برق اختلافات، اجازه نداد اين صدا به سكوها برسد، سكوهايي كه به دليل رفتار و منش او، هرگز به خود اجازه ندادند عليه او شعار دهند. اگرچه باختهاي بد و كمرشكني نصيب پرسپوليس شد. قطبي بارها تا آستانه بحران رفت اما بحران را اداره كرد و به آرامش رسيد و سرانجام، شيريني اين كار، هم در سكوها چشيده شد و هم در تيم پرسپوليس. قطبي- مثل همه آدمهاي بزرگ- يك اشتباه بزرگ كرد. نازكردن براي تيمي كه قهرمانش كرده بود و بدتر از آن، رفتن به دبي براي .... (به تعبير بعضيها براي بالابردن قيمت و به تعبير بعضيها براي گرم كردن فضاي پشت صحنه تيم ملي و به تعبير خيليها سكوي پرشي براي مربيگري در تيمهاي عربي.) شايد همه اينها بود اما قطبي اشتباه بزرگي كرد كه گمان برد همه طرفداران تيم ملي، همان پرسپوليسيها هستند؛ او نميدانست كه زخم خوردههاي ليگ، به اين سادگيها دست از سر او و تيمش بر نميدارند. صندلي مربيگري تيم ملي را پر از سوزن ميكنند. بلايي را سر او و تيمش- هرچند تيم ملي باشد- ميآورند كه ....
جرات و جسارت و مهمتر از آن، دانش قطبي فراتر از ليگ ما بود؛ اين را به عنوان يك حقيقت بايد پذيرفت اما براي نشستن روي صندلي تيم ملي، كمي زود بود. قطبي به سادگي كه نه اما با همان جسارت و شيردلياش كه خود را به كام تيم ملي انداخت، ميتوانست ما را به جام جهاني ببرد. به ياد داشته باشيم كه اگرچه برد اخير قطبي در سئول را به دليل دوستانه بودن، كساني بخواهند كم رنگ جلوه دهند اما همين قطبي، همين تيم را در همان كشور و در اوج آمادگي كره و حساسيت بازيها، با همين نتيجه تا 9 دقيقه قبل از پايان بازي برده بود. يعني، اين برد اتفاقي نيست. اضافه كنيم به همه مسائل، هجوم بيسابقه و ناجوانمردانه زخم خوردگان ليگ، مصاحبهها و حرمت شكني مدعياني كه براي مربيگري تيم ملي لباسشان را اتو زده بودند، رسانهها و قلم به دستاني كه اساساً درك درستي از فوتبال و مربيگري ندارند و تغيير روش بازي پرسپوليس و حالا تيم ملي را نه ديدند و نه تشخيص دادند و بدتر از همه، كساني كه آرزوي شان باخت تيم ملي است چون غيرت ملي ندارند، چون نميدانند كه تيم ملي را تحت هيچ شرايطي هو نميكنند؛ مربياش- هر كس باشد- بايد تقويت شود تا غرور ملي حفظ شود. كساني كه اساسا فرق واژه «ملي» را با ساير واژهها تشخيص نميدهند. كساني كه در تشويق تيم ملي، برايشان فرق ميكند چه كسي رييس فدراسيون باشد يا چه كسي رييس سازمان تربيت بدني!
حالا قطبي، هم كره را شكست داده، هم بعضي از كرويها را. كرويهايي كه در فوتبال ما زيادند و قل ميخورند تا هرجايي كه شرايط نق زدن فراهم باشد. فعلاً سرمربي تيم ملي كه متاسفانه بعضي از روحيات مربيان ليگي و منشوري را از خودش- البته گاه به گاه- بروز ميدهد، بايد به خود بيايد. به تيمش و هواداران واقعي ايران اعتماد كند. به همين دليل، باور كند كه فعلا ممكن است دست از سر او برداشته شود اما پرچم مخالفان به علامت عزاداريشان در شكست طرحهايشان نيمه افراشته است. پرچمي كه هر آن ممكن است به اهتزاز درآيد. قطبي به همين دلايل بايد سفت و سخت به پرچم سه رنگ و پرطرفدار ايران اعتماد كند و كساني كه برايش حاضرند فداكارانه در هر جا فداكاري كنند. زمين بازي يا روي صندلي مربيگري.
zamara
09-09-2010, 06:31 PM
http://s3.aks98.com/images/63351758949420165738.jpg
امپراطور و سيزيف
نتايج اخير تيم ملي در مسابقات دوستانه علاوه بر ايجاد موجي از اميدواري درميان جامعه غالبا نگران فوتبالي، اين نکته را هم نشان مي دهد که قطبي دارد سنگ بزرگ تيم ملي را خوب به سمت قله هدايت مي کند.
تنها نگراني اکنون اين است که نکند قطبي هم سنگ بزرگ تيم ملي را همانند سيزيف افسانه يوناني در نزديکي قله رها کند و سنگ باز به پايين بغلطد. مي خواهم بگويم از اين نگرانيم که اين دو پيروزي مهيج تيم ملي را در باد غرور بخواباند و آنجايي که بايد نتيجه بگيريم باز به دليل عدم توجه به ضعف ها تسليم شويم و ....
شکل بازي تيم ملي نسبت به گذشته خيلي بهتر شده است. همه کارشناسان اين را اعتراف مي کنند و تأکيد دارند روح جاه طلبي به کالبد تيم ملي دميده شده و بازيکنان هدفمند و با انگيزه نبرد مي کنند. حتي جلالي که هميشه يکي از منتقدان سخت قطبي بوده اعتراف مي کند که نمي داند سرمربي تيم ملي از چه ترفندي براي ايجاد دگرديسي روحي و رواني در تيم ملي استفاده کرده است.
اتفاقاً نبرد سئول هم نشان داد که هدف گذاري ها در تيم ملي اصولي شده و سربازان قطبي نيک دريافته اند که در طول بازي بايد دنبال چه هدفي باشند. مقاومت جانانه 30 دقيقه اي برابر چين و کره جنوبي همين را نشان مي دهد.
با اين حال در همين دو پيروزي هم مي شد گوشه هايي از ضعف هاي مفرط را در پوشش هاي دفاعي به خوبي ديد. تيم ملي در بازي با چين و کره جنوبي به شدت از سمت راست و قلب خط دفاعي آسيب پذير نشان داد.
اينکه مهدي رحمتي در دو بازي بهترين بازيکن زمين مي شود هم مويد همين نکته است که هنوز ساختار دفاعي تيم ملي با چالش هاي جدي رو به رو است.
خط دفاعي سپاهان عجيب است که به رغم سالها بازي در کنار يکديگر هنوز در پوشش ها دچار مشکل است و هنوز بين حسيني و عقيلي ناهمگوني ديده مي شود.
شايد اگر رحمتي در اين دو ديدار بهترين بازيکن زمين نبود ضعف هاي دفاعي هم مغفول نمي شد و قطبي توجه بيشتري به اين نقطه معطوف مي داشت.
اگرچه با شرايطي که دفاع ها در ليگ برتر دارند به نظر بهترين آرايش همين آرايش زردرنگي است که امپراطور براي حفاظت از سنگر تيم ملي در نظر گرفته است.
جز اين، نکته جالبي هم در اين دو ديدار تدارکاتي و حيثيتي اتفاق افتاد که جاي سوال و تعجب دارد. دو گل حساس تيم ملي را مقابل چين و کره جنوبي دو بازيکني به ثمر رساندند که در طول ماههاي گذشته در هيچ نبرد سنگيني حاضر نبودند. تيموريان که اصلاً تيمي براي بازي ندارد و شجاعي هم که در اوساسونا به بازي گرفته نشده است.
آيا اين دو بازيکن در جام ملتها با اين وضعيت مي توانند گره گشاي تيم ملي باشند و يا آنجا به دليل جديت بيشتر تيم ها کاري از پيش نخواهند برد؟ مساله اساسي هم اتفاقاً همين است که شکست چين و کره مقابل تيم ملي آنها را از خواب پراند و نقاط ضعف شان را براي مربيانشان رو کرد. اين اما هدف برگزاري تمام مسابقات تدارکاتي است.
قطعا اين دو تيم از همين امروز با بررسي چند باره بازي برابر ايران نقاط ضعف شان را برطرف خواهند کرد و اين که حالا ما در باد غرور اين دو پيروزي بخوابيم و به شکست طلسم 39 ساله مان در سئول دلخوش باشيم عين شکست است.
باورمان اين است که اين دو پيروزي اتفاقاً کار قطبي را براي بازي هاي سنگين پيش رو سخت تر کرد. به خصوص پيروزي در سئول که همانند شمشير دو لب مي تواند در صورت بي احتياطي قطبي کف دستش! را زخمي کند.
او بايد مراقب نقطه جوش غرور سربازانش باشد و به آنها ياد آوري کند اين دو پيروزي ارزشمند هنوز اولين گامها براي رساندن سنگ بزرگ به قله قهرماني هستند نه آخرين گامها.
Ahmad.taj
09-12-2010, 03:13 PM
http://zata1.persiangig.com/Teammelli/042.jpg
1) اتفاقاتي كه اين هفته در چين و كره جنوبي رخ داد، روابط حاميان و منتقدان قطبي را وارد فاز تازهاي كرد. همسنگران سرمربي تيم ملي كه مدتهاست برگ برندهاي براي دفاع از چهره مقبولشان ندارند و عمده انرژيشان صرف تقبيح اتهام «فتوشاپي بودن» عكسهاي قطبي از آفريقاي جنوبي يا دفاع از پيشينه آناليزوري او ميشده است، حالا مجالي يافتهاند براي نكوداشت مردي كه گمان ميكنند ميتواند فوتبال ما را رستگار كند. بابت وقوع اين اتفاق خوشحاليم. فضايي كه حالا بعد از پيروزي قابل توجه تيم ملي برابر كره در سئول به وجود آمده، اتمسفر حقيقي «تضارب آرا» است كه ميتواند به مطرح شدن ايدههاي گوناگون كمك كند. براي مدتهاي طولاني، فضاي نقد صرفا در اختيار مخالفان قطبي بود و حالا ضربه زيباي مسعود شجاعي اين «تكصدايي» را به هم ميريزد. بيش از هر زمان ديگري مشتاقيم عقيده موافقان خاموش آقاي امپراتور را هم بشنويم، اما انتظار نداريم كسي به خاطر پيروزي در دو بازي دوستانه – دقت كنيد، «دوستانه» - توقع توبه كردن و ابراز ندامت از منتقدان سرمربي تيم ملي را داشته باشد.
2) پيروزي افشين قطبي به كرهجنوبي در زمين پر از تماشاگر حريف، اتفاق بسيار خوب و مهمي است، حتي اگر هنوز بزرگترين ستاره تيم ملي ما مهدي رحمتي باشد كه در هر بازي چند موقعيت صددرصد گل حريف را مهار ميكند، حتي اگر سرمربي كره براي اولين بار نشستن روي اين نيمكت داغ را تجربه كرده باشد و حتي اگر تنها موقعيتهاي گل ايران در اين مسابقه، دو فرصت خوب ناشي از دو اشتباه فردي عجيب و نادر از سوي مدافعان كرهاي بوده باشد كه يكي از آنها منجر به تك گل بازي هم شد، شكستن يك طلسم 39 ساله، حتي در يك مصاف تداركاتي و غيررسمي هم شيريني خاص خودش را دارد، اما اين حلاوت باعث نخواهد شد چشم بر كاستيهاي آزاردهنده تيم قطبي و سبك كار او ببنديم و مستمعين سراپا خاموش كساني بمانيم كه حالا از فرط ذوقزدگي در قبال پيروزيهاي اخير، از «انقلاب تاكتيكي قطبي» در تيم ملي حرف ميزنند و خب شايد «شوخي» ميكنند!
3) توبه نمي كنيم آقاي قطبي! دست شما درد نكند كه كره را با يك سال و نيم تاخير برايمان برديد، اما حتي اگر قهرمان همه مسابقات دوستانه سراسر جهان هم بشويد، باز نخواهيم پذيرفت كه يكي از 11 بازيكن اصلي تيم ملي ما هافبكي باشد كه دو سال است بازي نكرده و در حال حاضر مدتهاست تيم باشگاهي ندارد، نخواهيم پذيرفت مديريت سرمربي تيم مليمان طوري باشد كه نصف بازيكنان دعوت شده توسط خودش در يك سال گذشته را فراري بدهد، نخواهيم پذيرفت كه نفر اول كادر فني ايران عملا يك مربي پروازي باشد كه در سكوت خبري، خيلي بيسر و صدا جهانگردي ميكند و با اصرار رسانهها حاضر ميشود گاهي به تماشاي ليگ بنشيند، نخواهيم پذيرفت فهرست بازيكنان دعوت شده به تيم ملي بدون حتي يك جلسه تمرين غربال شود و تنها پيامد اين اتفاق افزايش «مشكوك» قيمت برخي از بازيكنان در كمركش فصل نقلوانتقالات باشد،نخواهيم پذيرفت دروازهبان تيم صدرنشين ليگبرتر به رغم شايستگيهايش و به دلايل واهي از تيم ملي كنار برود تا جايش را گلري بگيرد كه اشتباهاتش زبانزد خاص و عام است و هواداران تيم حريف در بازيهاي ليگي از او بابت حضورش قدرداني ميكنند! ما از «اصول» حرف ميزنيم آقاي قطبي؛ اصولي كه زبان بينالمللي فوتبالاند و اگر به درستي اعمال شوند ميتوانند در بازيهاي رسمي و جدي بينالمللي، گليم تيم ملي ما را از آب در بياورند. هرگز قصد كمرنگ كردن پيروزيهاي اخير را نداريم؛ چه اينكه بردن كره حتي دوستانهاش هم لذت دارد،اما قبول كنيد اگر قرار باشد اين موفقيتهاي تشريفاتي پروسه نقد و به چالش كشيدن اتفاقات تيم ملي را متوقف كند و خوش خيالي حاد به وجود بياورد، آنگاه كار برايمان دشوار ميشود؛ آن هم در مسابقاتي كه كسي با ما تعارف ندارد. چقدر دوست داشتيم در نبرد رسمي احتمالي در يك چهارم نهايي جام ملتهاي آسيا هم ميتوانستيم كره را شكست بدهيم!
4) به نظر ميرسد اساسا تحليل درستي در مورد جريان نقد در جامعه فوتبال ايران وجود ندارد. گواه اين ادعا هم همين رويكرد تازه اطرافيان سرمربي تيم ملي است كه گمان ميكنند دو پيروزي دوستانه اخير، پيروزي فاتحانه قطبي بر منتقدانش است؛ حال آنكه اساسا فلسفه نقد، رفع معايب و تلاش براي رسيدن به شرايط مطلوبتر است و بنابراين در حصول موفقيتها، شايد منتقد بسيار بيشتر از خيليهاي ديگر نقش داشته باشد.
* * *
رسول بهروش
«روزنامه گل»
Rainyboy
09-13-2010, 08:54 PM
نگرانی مشاوران قطبی از نبود پاسور در تیم ملی
پروژه دعوت جباری و نويد كيا در اتاق فكر قطبی
http://www.footballiran.ir/Images/News/Smal_Pic/17-5-1389/IMAGE634169484573750000.jpghttp://www.footballiran.ir/Images/News/Smal_Pic/31-3-1389/IMAGE634127445876406250.jpg
تیم ملی آرام آرام باید خود را آماده مسابقات جام ملتهای آسیا كند و به نبرد تیمهای قدرتمند قاره برود. پس از آنكه تقریبا حضور افشین قطبی در تیم ملی برای شركت در این مسابقات قطعی شده - البته پس از شكست دادن چین و كره جنوبی - او حالا با فراغ بال بیشتری نسبت به گذشته در حال جمع آوری اطلاعات درباره میزان قدرت تیم خود است.
قطبی توانسته به واسطه ارزیابیهایی كه دوستان و مشاورانش در قبال این تیم انجام دادهاند به برخی اشكالهای تیمش پی ببرد و از همین حالا در پی رفع این اشكالها باشد. اگر چه ضعف نداشتن یك گلزن تمام عیار هنوز هم درتیم ملی احساس میشود و اغلب كارشناسان معتقدند این ضعف با آمدن میلاد میداودی و حتی فرهاد مجیدی میتواند از بین برود و ترمیم شود اما بزرگترین نگرانی افشین قطبي به میانه میدان مربوط میشود؛جایی كه تیم او از داشتن یك بازیكن طراح بیبهره است و هنوز پاسور خود را نمیشناسد.
جواد نكونام با وجود تواناییهایی كه در این پست دارد اما تا كنون نتوانسته یك پاسور خوب برای تیم ملی باشد. او از همان روز كه بهعنوان یك جوان جویای نام خود را به فوتبال ایران معرفی كرد هم همواره با این ضعف دست و پنجه نرم میكرد. حتی حضور نكونام در فوتبال اسپانیا هم باعث نشد تا او ضعفهاي بازیسازی خود را برطرف كند. اگر چه نكونام در اضافه شدن به خط حمله، تخریب بازی حریف، نگه داشتن توپ و خیلی فاكتورهای دیگر بازیكن متبحری نشان میدهد اما او هنوز نتوانسته یك پاسور تمام عیار باشد.
قطبی با شناسایی این ضعفها در واقع قصد دارد تا قبل از حضور در جام ملتهای آسیا این مشكل را ترمیم كند. پس از بازگشت تیم ملی از شرق آسیا طرح بازگرداندن مجتبی جباری به تیم دوباره شكل گرفته و حتی افشین قطبی هم از این پیشنهاد استقبال كرده اما دعوت از جباری منوط بر آن است كههافبك طراح استقلال بتواند خود را تا جام ملتهای آسیا آماده نگه دارد و حداقل مصدوم نشود. مشاوران قطبی این موضوع را به اطلاع بازیكن استقلال هم رساندهاند و جباری خود از این ماجرا غافل نیست كه اگر تا جام ملتهای آسیا بتواند در فرم بدنی مطلوب قرار داشته باشد همراه با تیم ملی راهی جام ملتها خواهد شد.
البته بحث بازگرداندن جباری به تیم ملی چندان هم با شرایطی كه ایمان مبعلی این روزها با آن دست به گریبان است نامرتبط نیست. قطبی تصورمیكرد میتواند از ایمان یكهافبك طراح برای تیم ملی بسازد؛هافبكی كه بتواند در مركز زمین آقایی كرده وموقعیتهای ایدهآلی برای مهاجمان خلق كند.
ایمان اما در دو بازی كه تیم ملی در شرق آسیا انجام داد هرگز به میدان نرفت تاروشن شود تنها این پرویز مظلومی نیست كه ایمان را در شرایط فعلی بازیكنی نا آماده و دور از روزهای اوج میداند.
قطبی هم پس از نیمكت نشینی ایمان در استقلال به این نتیجه رسید كههافبك استقلال نمیتواند در برهه كنونی نیاز او را برطرف كند برای همین طرح بازگرداندن دیگرهافبك استقلال از سوی مشاوران قطبی كه جالب است بدانید استقلالی هم هست! مطرح شده و مورد قبول آقای قطبی هم قرار گرفته است. گفته میشود به غیر از مجتبی جباری همین آقای مشاور كه از محبوبیت زیادی هم میان هواداران استقلال برخوردار است، طرح بازگرداندن محرم نویدكیا را هم مطرح كرده است كه ماجرای بازگشت نوید كیا به تیم ملی هم در شرایطی امكان پذیر خواهد بود كه این بازیكن هم مانند جباری بتواند خود را تا آغاز جام ملتهای آسیا در شرایط مطلوب بدنی نگه دارد.
به هر حال باید منتظر ماند و دید كه آیا این طرح از سوی افشین قطبی به سرانجام خواهد رسید یا او تصمیم دیگری خواهد گرفت.
Rainyboy
09-14-2010, 12:19 PM
http://pic-ups.com/images/1xhx.png
« تيم جوان شده، تيم جوان شده!»؛ گزارشگر شبكه مشهور راي اسپورت ايتاليا با هيجان زايدالوصفي مشغول تحليل ديدار دوستانه تيمملي كشورش در برابر ساحل عاج است. ايتالياي درون زمين را تماشاگران زيادي نميشناسند. اغلب جوانان 23،24 ساله و پرجنب و جوش سري A وارد تركيب اصلي تيم شدهاند و نفراتي كه در جامجهاني 2010 ارمغاني جز سرافكندگي براي مردم ايتاليا به همراه نداشتند، ديگر حق پوشيدن پيراهن لاجوردي رنگ و با ارزش كشورشان ندارند. يك مربي با انرژي كه مورد اعتماد كامل مردم كشورش هست هم جانشين مارچلو ليپي باتجربه شده است. چزاره پراندلي 53 ساله در حال آزمون و خطاست. او در شرايط حساسي هدايت تيمملي كشورش را به دست گرفته است. يعني درست در روزهايي كه اين تيم نياز به يك جوانگرايي اساسي و تغييرنسل درست و درمان در تركيبش دارد. سيريگوي 21 ساله، بوناچي 23 ساله، كيهليني 25 ساله، ماركو موتاي 24 ساله، موليناروي 25 ساله، دهروسي 26 ساله، پالومبوي 30 ساله، كاسانوي 28 ساله، بالوتلي 19 ساله، سيمونه پهپه 27 ساله و آمائوري 30 ساله، 11 بازيكن اصلي پراندلي در برابر ساحل عاج بودند. 6 بازيكن از 11 بازيكن تركيب ابتدايي ايتالياييها را بازيكنان زير 25 سال تشكيل ميدادند. در ادامه بازي تعويضهايي انجام شد كه ميانگين سني تيمملي ايتاليا پايينتر هم آورد. در تيم فعلي ديگر خبري از كاناوارو، زامبروتا، كامورانزي و گتوسو نيست. از نسل گذشته تنها بوفون و پيرلويي ماندهاند كه احتمالا در يورو 2012 براي آخرين بار با پيراهن تيمملي كشورشان به ميدان خواهند رفت. پراندلي خوب ميداند كه براي چه به تيمملي آمده و برهمين اساس مشغول پيريزي يك تيمملي جديد است. او براي اينكار علاوه بر كادرفني مجربي كه در كنار خود دارد، دو متفكر و پروفسور فوتبالي را هم بالاي سر تيمهاي پايهاش ميبيند. آريگو ساچي و ديميتريو آلبرتيني حدود دوماه قبل از سوي فدراسيون فوتبال ايتاليا مامور نظارت بر نحوه فعاليت تيمهاي ملي پايه اين كشور شدند. آن تيمها هم درحال انجام بازيهاي دوستانه هستند و تحت نظارت دقيق و كامل چزاره پراندلي. بازيكناني مثل فدريكو ماچهدا، اوكاكا، مانون و اسكلوتو هرلحظه ممكن است به تيمملي بزرگسالان دعوت شوند.
« اگر در جنگجهاني دوم هم به مانند بازي ديشب از كشور در برابر آلمانها دفاع ميکرديم، امروز تماممان در حال صحبتكردن به زبان آلماني بوديم.» چارلز ليتل جان، نويسنده بخش سياسي روزنامه ديليميل فرداي روز بازي انگلستان- آلمان در جامجهاني 2010 كه با شكست مفتضحانه 4-1 شاگردان فابيو كاپلو به پايان رسيد، اين جمله بلندبالا و تاريخي را بهعنوان تيتر نخست روزنامه مشهور كشورش انتخاب كرد تا ثابت شود در انگلستان هم به مانند ايتاليا شرايط تيمملي به حالت هشدار رسيده است. بحثها در ابتدا پيرامون ابقا يا بركناري فابيو كاپلو از سمتش مطرح ميشد. حتي از نامهايي مثل آلن شيرر جوان هم بهعنوان بخت اصلي جانشيني كاپلو نام برده شد اما اتحاديه فوتبال انگلستان به عنوان متولي اصلي فوتبال بريتانيا در جلسات چند نوبته و طولاني مدت خود به سرعت طراحي هدف كرد و بر اساس آن هدف، راي به ابقاي كاپلو در سمتش داد. آن هدف چه بود؟ «اعمال پروسه تغييرنسل در تركيب تيمملي انگلستان».
از فرداي آن روز مسير بحثها تغيير كرد. رسانهها مامور بررسي شرايط پيش رو و راهي كه كاپلو و تيمش براي رساندن يك انگلستان جوان به يورو 2012 در پيش خواهند داشت شدند و كارشناسان و مربيان انگليسي هم در ميزگردها و بحثهاي فني خود از ايدهآلها و ابزاري كه براي دستيابي به اين هدف نياز بود ميگفتند:« بهجز نزديکترين هدف که قهرماني در يورو 2012 است، هدف اصلي و بعدي به چهار سال آينده و جامجهاني برزيل بازخواهد گشت. از امروز برنامهريزي براي آن رقابتها آغاز شده و كار بسيار دشواري در پيش داريم. چهار سال بعد تنها بازيکنان تيم فعلي كه هنوز به 30 سالگي نرسيدهاند جو هارت، گلن جانسون، جيمز ميلنر، آرون لنون و وين روني هستند و به احتمال زياد بسياري از بازيکنان فعلي بازنشسته خواهند شد.حالا کاپلو بايد به فکر پيدا کردن بازيکنان جايگزين براي بازيکنان پا به سن گذاشته فعلي باشد.» اين گونه بود كه اين پروسه در تيمملي انگلستان هم كليد خورد و پس از آن بازيكناني مثل جك ويلشر 18 ساله، آدام جانسون 23 ساله، جك رادول 19 ساله و كانور ويكهام 17 ساله وارد چرخه بازيكنان مدنظر كاپلو شدند. آنها در چهار سال پيش رو به آرامي خود را براي حضور در ليست 23 نفره تيمملي انگلستان براي حضور در جامجهاني برزيل آماده خواهند كرد.
شرايط امروز فوتبال ايران، شباهت عجيبي به انگلستان و ايتاليا دارد. شايد بتوان به بحران خوردن دو مولف فوتبال در جهان را يك فرصت ايدهآل براي كشورهايي مثل ايران قلمداد كرد كه مسئولان فوتبال اين كشورها به اين وسيله بتوانند با الگوبرداري از عملكرد فدراسيونهاي اين كشورهاي پيشرفته، مسير خودشان را پيدا كنند. آنچه ميتوان از اقدامات فدراسيونهاي فوتبال انگلستان و ايتاليا برداشت كرد و به ذهن سپرد، توجه بسيار دقيق به تيمهاي ردههاي پايه اين كشورهاست.
اين تيمها قبل از جامجهاني هم كار خودشان را ميكردند و تمرينات و بازيهايشان را براساس برنامهريزي دقيقي كه همواره برايشان وجود داشته انجام ميدادند اما در شرايط بحراني فعلي تيمملي بزرگسالان بيش از گذشته به آنها احساس نياز ميكند و به همين دليل حضور پروفسورهايي مثل آريگو ساچي بالاي سر كادرفني اين تيمها ميتواند به روند توليدات محصول اين آكادميها سرعت و كيفيت بهتري ببخشد. اقدام دوم هم انتخاب مربياي است كه توانايي اعمال پروسه تغييرنسل در تيمملي اين كشورها را دارد.
پراندلي و كاپلو دقيقا به خاطر توانايي ويژه در همين آيتم پراهميت «تيمسازي» در اين جايگاه قرار گرفتهاند، چون آنها با مختصات فوتبال كشور تحت هدايتشان به خوبي آشنا هستند و ميدانند كه بايد براي حضور موفق در جام ملتهاي اروپا و جامجهاني چهار سال آينده از چه مسيري عبور كنند. كاري كه لورن بلان هم به دلايلي ديگر در تيمملي فرانسه انجام خواهد داد.
در فوتبال ايران تغييرنسل، صرفا به تغيير مهرهها تعبير ميشود. اينكه حسن اشجاري برود و احسان حاجصفي به عنوان مدافع چپ به كار گرفته شود، به زعم سرمربي تيمملي تغييرنسل است. اينكه سيدجلال حسيني و هادي عقيلي جانشين نصرتي و رضايي شوند هم همينطور؛ مهرهها تغيير ميكنند اما فرم فوتبال، همان چيزي است كه قبلا ديده شده و به بنبست رسيده است. در اين ميان تنها چيزي كه ساخته نميشود، يك تيم جديد است.
جلال چراغپور مدتهاست كه در انتقادات خود از افشين قطبي به تيمساز نبودن او اشاره ميكند. او در اشارهاي كاملا درست اعلام ميكند كه فوتبال ايران در شرايط فعلي به يك مربي معمار نياز دارد. مربي معمار كيست؟ يكي مثل مارچلو بيلسا. يكي مثل ونگر، كاپلو، پكرمن و حتي ميلان ماچالا. فوتبال ايران قلبش مشكل دارد و اين مربيان جراح قلب هستند. ممكن است قطبي چشم پزشك خوبي باشد اما به درد بيماري كه سكته قلبي كرده و روي زمين افتاده نميخورد.
مسئولان فدراسيون فوتبال هيچگاه اين موضوع را درك نكردند و حتي موقعي كه قصد دور زدن قطبي را هم داشتند، با مذاكره با امثال تريم و والتر نوولينو نشان دادند كه قدرت تشخيص بيماري فوتبال ايران را ندارند.
بهنام مددي
Rainyboy
09-14-2010, 01:30 PM
http://pic-ups.com/images/1eje.png
وقتی جلسه علی دایی و مهدی تاج به اواسط خود رسید، صحبتهایی به میان آمد که بدون تردید در صورت عملی شدن آن، شمایل نیمکت تیم ملی دچار تحول میشود. ترجیع بند اکثر انتقاداتی که در این مدت چند ماهه متوجه سرمربی تیم ملی بوده، به دستیاران او بر میگردد. محمد احمد زاده خیلی زود کمپ تیم ملی را ترک کرد تا دایی تنها تر از آنی شود که تصورش میرفت. شاید هومن افاضلی هیچگاه باورش نمیشد به این سرعت به معتبرترین نیمکت مربیگری ایران نقل مکان کند، اما همه این اتفاقات دست در دست هم نهاد تا آنالیزور برانکو به عنوان مرد شماره 2 تیم ملی شناخته شود. جوان بودن افاضلی از یک سو و کم تجربگی دایی از سوی دیگر خالق فضایی شد که اعتماد در روزهای سخت به کمترین حد ممکن برسد. گرچه سر مربی تیم ملی چندان با این تئوری موافق نیست، اما در جلسه شنبه شب او در کمیته تیمهای ملی، نه خبری از خبرنگاران بود و نه جنگ رسانهای که دایی بخواهد مرغش را یک پا، به دیگران عرضه کند. بحث اصلی پیرامون ورود روته مولر میچرخید. مدرس آلمانی فیفا تا پایان سال جاری میلادی- که بیشتر از 30 روز به پایانش نمانده است - با فدراسیون ژرمنها قرارداد دارد و بعد از آن میتواند به جمع مردان تیم ملی ما اضافه شود. میل روته مولر برای همکاری با ایران و اعتقاد راسخ دایی به او به معنای ورود حتمی مولر است، اما اضافه شدن او تنها تغییر تیم ملی نخواهد بود. شاید اگر مردان فدراسیوننشین از روز نخست میدانستند قرار است افاضلی به عنوان مرد شماره 2 فعالیت کند برای تغییر دادن نظر دایی تلاش بیشتری را به خرج میدادند اما با این وجود، اضافه شدن مولر فرصت خوبی را برای فدراسیون فوتبال پدید آورده تا آنها به نوعی خواستار خروج افاضلی از نیمکت تیم ملی شوند. علی کفاشیان غالبا صحبتهای رک خود را منوط به قضیه نیکبخت و مسائلی به همین نازلی میکند و هنگامی که قرار است درباره چنین قضایایی شفافسازی کند، ترجیح میدهد سیاست مزاح را پیش بگیرد. بنابراین نباید انتظار داشت رئیس فدراسیون فوتبال ظرف امروز و فردا خبری را دال بر تغییرات دستیاران دایی رسانهای کند، اما در جلسه دو نفره دایی و تاج که قبل از سفر سرمربی تیم ملی به خانه خدا شکل گرفته بود صحبتهایی به میان آمد که گمانه خروج قریبالوقوع افاضلی را تقویت میکند.
علی دایی 2 روز قبل تهران را به مقصد مکه مکرمه و ادای حج تمتع ترک کرد؛ اتفاقی که واجب ترین واجبات است، اما او بر خلاف دیگر حجاج قادر به حضور یک ماهه در سرزمین وحی نیست، چرا که نبود جانشین مناسب برای وی و در پیش رو بودن تورنمنت عمان و اسپانیا حکم میکند جناب سرمربی زودتر از موعد مقرر از عربستان بازگردد. بحث اصلی کمیته تیمهای ملی امروز این است ؛ آیا هومن افاضلی برای جانشینی دایی مناسب است؟ بهطور حتم بعد از ورود به فصل برف، نیمکت تیم ملی هم شکل جدیدی را به خود میگیرد ؛ حضور روته مولر، چهره بیموی دایی و احتمالا سایهنشینی دستیاری که خیلی زود در قلب آفتاب جلوس کرد.
C D E M
09-16-2010, 09:41 AM
در بعضی تاپیک ها یه نظراتی رو خوندم که برام جالب بود! اگر با اینکه دایی نباید هر کاری دلش خواست بکنه چون پول پرسپولیس بیت الماله و حروم میشه موافقین،پس آقای قطبی چی؟ ایشون هم خب هر کاری دلش میخواد می کنه و به تشخیص من که پول بیت المال حتی یه کمیش هم که باشه غلطه باید با این هم موافق باشین اگر پیشکسوت های پرسپولیس نگران این تیم هستن خب پیشکسوت های کل تیم ملی هم نگران تیم ملی هستن حرف هم که می زنن می گیم حسودیشون میشه اگر مخالف این حرف هستین پس در باره ی دایی هم بی انصافی شده!
Rainyboy
09-18-2010, 01:09 PM
تلاش سرمربي تيم ملي براي آشتي ملي قبل از جام ملتهاي آسيا
بازگشت بازيكنان محبوب منتقدان قطبي
http://fcesteghlal.ir/Images/Original/a421f567-d50e-46cb-8f40-1a0d82f4cdec.jpg
بهرغم درخواستهاي ملتسمانه تعدادي از مربيان ليگ برتري براي اعزام تيم ملي اميد به مسابقات غرب آسيا، افشين قطبي كه پس از پيروزيهاي تيم ملي مقابل چين و كره جنوبي موقعيت محكمتري پيدا كرده با رد چنين درخواستي فهرست تازه بازيكنان تيم ملي براي شركت در اين مسابقات را اعلام كرد. فهرستي كه به نظر منتقدان معقول تر از گذشته است و نشان ميدهد سرمربي تيم ملي به فاصله حدود چهار ماه مانده به آغاز جام ملتهاي آسيا از تسويه حساب با بازيكناني كه از اردوي تيم ملي در اتريش انتقاد كرده بودند صرف نظر كرده است. اسامي بازيكنان دعوت شده به شرح زير است:
سيد مهدي رحمتي، ابراهيم ميرزاپور، عليرضا حقيقي، خسرو حيدري، هاشم بيك زاده، هادي عقيلي، محمد نصرتي، سيد جلال حسيني، حنيف عمران زاده، احسان حاج صفي، آندرانيك تيموريان، فرزاد آشوبي، پژمان نوري، محمد نوري، ايمان مبعلي، غلامرضا رضايي، ميلاد ميداودي، ميلاد زنيدپور، هادي نوروزي، كريم انصاري فرد، محمدغلامي، مهرداداولادي و فرهاد مجيدي.
بر همين اساس خسرو واليزاده، مدير امور رسانهاي تيم ملي در مورد نحوه دعوت بازيكنان به اردوي آمادگي براي حضور در مسابقات غرب آسيا ميگويد: «از سوي كادر فني تيم ملي پيش از اين اسامي 30 بازيكن به كنفدراسيون فوتبال غرب آسيا اعلام شده و بر اساس مقررات اين كنفدراسيون هرتيم بايد با 20 نفر(سهدروازه بان و 17 بازيكن) به اردن سفر كند. بر همين اساس 23 بازيكن از جمع آن 30 نفر به اردو دعوت شدند.البته از آنجا كه امكان ادامه آسيب ديدگي محمد غلامي وجود دارد و چند بازيكن سرباز نيز با مشكل خروج از كشور مواجه هستند واز سوي ديگر هفته نهم رقابتهاي ليگ برتر هم روزهاي جمعه و شنبه برگزار ميشود،در صورت ضرورت امكان جابهجايي بازيكنان در فهرست نهايي 20 نفره اعزامي به اردن وجود دارد.» مهمترين نكته در فهرست جديد قطبي بازگشت ميلاد ميداوودي و فرهاد مجيدي به كمپ تيمهاي ملي است.
پس از مدتها كش و قوس بين افشين قطبي و مربيان استقلال، سرانجام سرمربي تيم ملي كه قبل از بازي دوستانه با چين و كره جنوبي براي بازگشت بازيكنان معترض و كنار گذاشته شده تيم ملي چراغ سبز نشان داده بود در اولين اقدام دو بازيكن تاثيرگذار استقلال در اين فصل را به اردوي تيم ملي فراخواند. ميداوودي يكي از چند بازيكن تيم ملي است كه پس از بازگشت اردوي اتريش از امكانات محدود كمپ لئونارد هارد انتقاد كرده بود خوشحالياش را از اين اتفاق پنهان نميكند:« ميلاد ميداوودي در پاسخ به اين سوال كه آيا فكر ميكرد بار ديگر به تيم ملي دعوت شود، توضيح داد: «حدس ميزدم كه جزو دعوت شدهها باشم و اكنون با تمام وجود براي تيم ملي بازي ميكنم تا سوء تفاهمات قبلي را از بين ببرم. دوست دارم تولدم را در جام ملتها جشن بگيرم. مسابقات اواخر دي ماه شروع مى شود و اميدوارم سي ام دى ماه كه سالروز تولد من و دخترم است، در جام ملتهاي آسيا باشم.» فرهاد مجيدي هم كه قبلا از رو در رو شدن با سرمربي تيم ملي در ورزشگاه آزادي خودداري كرده بود پس از عذرخواهي رسمي بابت اتفاقات گذشته به تيم ملي دعوت شده است. منتقدان البته دلايل ديگري را براي بازگشت ناگهاني مجيدي و ميداوودي به تيم ملي جستوجو ميكنند. منقدان ميگويند نمايش نا اميدكننده كريم انصاري فرد مقابل چين و كره جنوبي و تجربه اندك محمد غلامي براي حضور در تورنمنت سنگيني مثل جام ملتهاي آسيا قطبي را به صرافت انداخته تا براي برطرف شدن ضعف در نوك خط حمله تيم ملي در سيستم 3 - 3 - 4 آماده ترين مهاجمان ليگ برتر را محك بزند. با اين حساب چنانچه ابراهيم ميرزاپوردر يكي از بازيهاي دوستانه تيم ملي به ميدان برود بازگشت شهاب گردان به تيم ملي هم بعيد به نظر نميرسد.گمانه زني پس از اعلام فهرست تازه تيم ملي اين است كه افشين قطبي بر حسب نياز دايره بازيكنان مورد غضب را كوچك ميكند. بر اساس برنامه اعلام شده تيم ملي دوشنبه تا چهارشنبه اين هفته چهار جلسه تمرين در محل كمپ تيمهاي ملي خواهد داشت و عصر روز چهارشنبه عازم اردن خواهد شد. روز پنج شنبه نيز يك جلسه تمرين در امان برگزار ميشود تا خود را براي انجام نخستين بازي برابر بحرين در روز جمعه دوم مهرماه آماده كند. قطبي ساعت 15 روز دوشنبه در اولين روز تشكيل اردوي تيم ملي جهت شركت در مسابقات غرب آسيا در محل هتل آكادمي با خبرنگاران به گفتوگو خواهد نشست.
Rainyboy
09-19-2010, 05:26 PM
قطر يك وجبي و ما ...
http://www.hurrahsport.com/upload_folder/mehr/110410085218.jpg
عبرت از تجربههاي تلخ فرهنگي
امروز قرار است نشستي تحت عنوان «همانديشي فرهنگي جهت برنامهريزي در جام ملتهاي آسيا» در فدراسيون فوتبال برگزار شود. در اين جلسه قرار است مسوولان كميته فرهنگي فدراسيون در كنار دستاندركاران حوزه فرهنگي (حالا بماند از كدام نهاد و دستگاه) به بحث و تبادلنظر بپردازند تا راهكاري براي سازماندهي تماشاگران و مشوقين تيم ملي پيدا كنند. اين نشست گويا مهمانان ويژهاي هم خواهد داشت. اين مدعوين، مسوولان فرهنگي فدراسيون فوتبال در جامجهاني 2006 آلمان هستند(!) همانهايي كه با كارنامه طلايي خود بارها سوژه مطبوعات و رسانههاي گروهي شدند و هنوز معلوم نيست بودجه ميلياردي پنج سال پيش را چگونه هزينه كردهاند و به چه كيفيتي خدمات و كالاهاي فرهنگي را به دست هموطنان و هواداران پرشمار تيم ملي در جامجهاني هجدهم رساندهاند. پروندهاي كه شائبههاي بسيارش به كميسيون فرهنگي مجلس هم راه پيدا كرد و پوشه قطوري از تخلفات و اشتباهات تشكيل داد. اتفاقا بايد از دعوت چنين مسوولاني هم خوشحال شد، چرا كه مرور تجربيات تلخ گذشته و بررسي دلايل شكست پروژه فرهنگي در بزرگترين رويداد و نمايشگاه فوتبال دنيا، ميتواند درس عبرتي براي جلوگيري از تكرار آن باشد. مثلا بد نيست مسوولان حال حاضر اين كميته بدانند كه چگونه پرچمهاي خريداري شده در ايران مقابل استاديومهاي فرانكفورت، نورنبرگ و لايپزيك به بهاي گزاف و با دريافت دلارها و يوروهاي خوشرنگ به هموطنان بيچاره فروخته شد. خجالت ندارد كه پرونده دستگيري چند سر گروه (ليدر) تماشاگران در فرودگاه بازگشايي شود و عيبي ندارد كه نحوه خرج كردن ريال به ريال بودجه فرهنگي فوتبال در جامجهاني 2006 بازخواني شود. عيب اين است كه همه اينها را با فيلم و سند در دسترس داشته باشيم و دوباره تكرارش كنيم. عاقل از يك سوراخ دوبار گزيده نميشود آقايان!
قطر يك وجبي و ما
نسل جوان ايران كه بعد از انقلاب چشم به دنيا گشود احتمالا آخرين ميزباني فوتبال كشورمان در قاره آسيا را به خاطر نميآورد هر چند شايد در روزنامهها و مجلات و ويژهنامهها خوانده باشد كه پدرانشان طي سالهاي 1968 و 1976 دوبار جام ملتهاي آسيا را در تهران فتح كردند و براي 12 سال اجازه نفس كشيدن به هيچ قدرتي در فوتبال قاره كهن را ندادند.
قدرت ايران تا آنجا پيش رفت كه در آخرين حلقه از هتتريك قهرمانيهايش، حتي يك گل هم از حريفان دريافت نكرد. حالا بيخ گوش ما كشور يك وجبي و تازه تاسيس قطر اعلام ميكند كه چهار ميليارد دلار براي ساخت 9 استاديوم فوق مدرن در راه ميزباني جامجهاني 2022 كنار گذاشته و زينالدين زيدان ستاره مسلمان فوتبال دنيا در دهه گذشته را به عنوان سفير و نماينده تبليغاتي خود در فيفا برگزيده است. قطيها براي به چنگ آوردن ميزباني جامجهاني كه به احتمال زياد به خاورميانه سپرده ميشود، حتي بر مدافع طبيعي مثل گرماي طاقتفرساي هواي تابستان در اين شيخنشين غلبه كردهاند و با طرحي 100 ميليون دلاري ميخواهند دماي اين شهر را طي روزهاي برگزاري جام از حدود 50درجه به 25 درجه كاهش دهند!
آيا متوليان ورزش در ايران با شنيدن اين اخبار از روزمرگي دست ميكشند و بالاخره به فكر ساخت يك استاديوم (و فقط يك استاديوم) آبرومند براي فوتبال ميافتند كه اگر زبانمان لال روزي ورزشگاه آزادي عمرش را داد به شما و كلنگي شد،بتوانيم از ميهمانان فوتبال در يك تالار فاخر پذيرايي كنيم؟ فكر ميكنيم استاديومهاي 15هزار نفري غير استاندارد ناتمام به اندازه كافي داريم. حالا ميزباني مسابقاتي مثل جام ملتها پيشكش كه گويا ديگر به عمر ما قد نميدهد.
Rainyboy
09-23-2010, 08:15 PM
درباره دايره محدود خبرنگار معتمد فدراسيون فوتبال
مسافرت خارجي در ازاي گزارش كار!
http://xx12lg.blu.livefilestore.com/y1pcHbSkMwLjpwoOoquxJQ2txW3oh4DkvPe8MHvD0VN2rRWF7O TKrT7gIuIY1e19ZL5-CPvc_4bVYmJeBk201TGJQ/186-%2813%29.jpg?psid=1
افشاي وضعيت بغرنج اردوي تيمملي در اتريش و برملا شدن امكانات محدود كمپ لئونارد هارد توسط معدود خبرنگاراني كه هر روز خبرها و تصاوير نگرانكنندهاي به ايران مخابره ميكردند، سياستهاي فدراسيون فوتبال براي اعزام خبرنگاران به سفرهاي تيمملي را دستخوش تغييرات اساسي كرده است. خبر مجاورت اردوي تيمملي با كارخانه چوببري و مشاهده جانوران در نزديكيهاي هتل محل استقرار بازيكنان، فدراسيون فوتبال را در بحران عميقي فرو برد تا جايي كه پس از بازگشت تيمملي از اردوي اتريش، علي كفاشيان صراحتا اعلام كرد، فدراسيون فوتبال از اين پس هيچ خبرنگاري را همراه تيمملي به اردوهاي خارجي اعزام نخواهد كرد. چنانكه اغلب خبرنگاران نشريات ورزشي پس از دست به سر شدن توسط فدراسيون فوتبال براي پوشش وضعيت تيمملي در دو بازي دوستانه با چين و كره شخصا اقدام به اخذ ويزا كردند و عدهاي ديگر كه از تمكن مالي برخوردار نبودند قيد سفر به چين و كرهجنوبي را زدند. در اين كش و قوس البته فدراسيون فوتبال امتياز ويژهاي براي عكاسان و خبرنگاران سايتها و نشريات دولتي قائل شد. در آستانه مسابقات فوتبال غرب آسيا، سازوكار تازه فدراسيون فوتبال براي اعزام خبرنگاران به خارج از كشور، خبرنگاراني را كه تقاضاي اعزام به اين مسابقات دارند با بلاتكليفي مواجه كرده است. حسيني، مدير روابط عمومي فدراسيون فوتبال عدم تعامل و همكاري خبرنگاران ورزشي با فدراسيون فوتبال را عمدهترين دليل اعزام نشدن خبرنگاران به مسابقات غرب آسيا ميداند: «متاسفانه بازتاب منفي خبر و گزارشهاي خبرنگاراني كه در اردوي اتريش حضور داشتند، ماهيت اين اردو را در سايه قرار داد و تمام اثرات مفيد چنين اردويي نزد افكار عمومي پنهان ماند. با اين حال فدراسيون فوتبال به هيچ عنوان از اعزام خبرنگار به اردوهاي تيمملي امتناع نميكند و مقصر اصلي ماجراي اخير خود خبرنگاران هستند. روال معمول براي اخذ ويزاي شينگن اين است كه متقاضيان بايد از 30 روز قبل درخواست كتبيشان را ضميمه كپي پاسپورت كرده و به فدراسيون ارسال كنند. اخذ ويزا براي متقاضيان عادي هم در بازه زماني مشابهي امكانپذير است اما متاسفانه خبرنگاراني كه ميخواستند به مسابقات غرب آسيا اعزام شوند، پنج روز پيش مداركشان را ارسال كردند. واقعيت اين است كه به دليل مشكلات سياسي و ديپلماتيك بين ايران و اردن در فرصت پنج روزه اخذ ويزا از سفارت اين كشور به هيچ عنوان امكانپذير نيست.» روابط عمومي فدراسيون در حالي عدم اعزام خبرنگاران به مسابقات غرب آسيا را توجيه ميكند كه قبلا يك مهلت چند روزه براي ارسال مدارك كفايت ميكرد. يكي ديگر از پيششرطهاي فدراسيون فوتبال براي اعزام خبرنگاران متقاضي كه پس از عبور از مسيرهاي صعبالعبور آماده اعزام شدهاند، ارسال گزارش كار و نتيجه همراهي چند روزهشان با تيمملي به فدراسيون فوتبال است. عجيب اينكه خبرنگار تحت قرارداد با سايتها و نشريات ورزشي بايد تحت فرمان فدراسيوني باشد كه برحسب وظيفه اقدام به اخذ رواديد و پرداخت هزينه خبرنگاران اعزامي كرده است. مدير روابط عمومي فدراسيون فوتبال تجربه تلخ اردوي اتريش را عامل اتخاذ چنين تصميمي ميداند: «فدراسيون فوتبال از يك سوراخ دو بار گزيده نميشود. خبرنگاراني كه با مساعدت و هزينه فدراسيون به اردوهاي خارج از كشور اعزام ميشوند قبل از هر چيز بايد به تشكيلات فدراسيون متعهد و پاسخگو باشند و بلافاصله پس از بازگشت گزارش كار خود را به ما ارائه بدهند.» از گوشه و كنار خبر ميرسد فدراسيون فوتبال برنامههاي مفصلي براي بهحاشيه راندن خبرنگاراني دارد كه از همين حالا در تب و تاب حضور در جام ملتهاي آسيا به سر ميبرند. صرفنظر از خبرنگاران رسانههاي دولتي كه دغدغه خاصي براي اعزام به قطر ندارند، اغلب خبرنگاران ورزشي شأني بالاتر از بالا و پايين رفتن از پلههاي فدراسيون فوتبال را براي خود قائل هستند. دايره تحريم خبرنگاران ورزشي وقتي بزرگتر ميشود كه رئيس سازمان تربيتبدني در آخرين اظهارنظر رسمياش از محدوديت دستگاه ورزش براي اعزام خبرنگاران به مسابقات برون مرزي خبر ميدهد. به اعتقاد علي سعيدلو، هر اندازه خبرنگاران از فوتبال حمايت كنند، مديران فدراسيون فوتبال هم با آنها همكاري ميكنند و خبرنگاران بايد به حاشيههاي شيرين ورزش بپردازند.
Rainyboy
09-26-2010, 06:18 PM
اميدواري به تيمي كه عجيبترين بازيهاي دوستانه را برگزار ميكند
انشاالله كه بحرين بود ... !!!
http://pic-ups.com/images/1pwp.png
حالا منتقدان پرتعداد تيم ملي و افشين قطبي عينكهاي دودي را از چشم برداشتهاند و نگاه شفاف تري به تيمي كه روي نوار موفقيت گام برمي دارد، دارند. تيم ملي ايران پس از دو پيروزي اميدوار كننده در شرق آسيا، مسابقات غرب آسيا را هم با پيروزي قاطع سه بر صفر مقابل بحرين آغاز كرد تا عملا بهترين روند خود طي چهار سال اخير را در پيش گرفته باشد. تازه واردهاي تيم ملي نشانههاي اميدواركنندهاي را بروز ميدهند و به نظر ميرسد ديگر دليلي براي حسرت خوردن بابت به پايان خط رسيدن بازيكناني مثل علي دايي، مهدي مهدوي كيا و علي كريمي وجود ندارد. تا چند ماه قبل وقتي افشين قطبي درباره قهرماني ايران در جام ملتهاي آسيا حرف ميزد خيليها او را به فريب افكار عمومي براي دوام بيشتر روي نيمكت تيمملي متهم ميكردند اما امروز حداقل ميتوان نگاه جديتري به اين آرزو داشت و مثل افشين قطبي كمي هم نيمه پر ليوان را ديد. پيروزي مقابل تيم ملي بحرين – تيمي كه اخيرا در دو بازي دوستانه پياپي مقابل ايران پيروز شده بود – خوشبينيها را نسبت به آنچه در دي ماه و در جامملتهاي آسيا انتظار ايران را ميكشد افزايش ميدهد؛ حتي اگر مثل هميشه پس از اين پيروزي هم اخبار ناخوشايندي مثل اينكه بحرينيها تيم اصلي خود را به غرب آسيا نياوردهاند، منتشر شود.
ركورد ويژه ايران در سال 2010
به اعتقاد افشين قطبي اين تازه آغاز راه موفقيتآميز تيم ملي ايران در عرصه مسابقات بينالمللي است. به نظر ميرسد او به خوبي توانسته روحيه مثبت انديش خودش را به تيم ملي تزريق كند و در حال حاضر اوضاع كاملا بر وفق مراد سرمربي تيم ملي است: «بسيار خوشحالم كه اين مسابقات را با قدرت و با كسب يك نتيجه خوب آغاز كرديم و به بازيكنانم افتخار ميكنم كه اينگونه با قدرت و شهامت برابر حريف بازي كردند. ما درحال ساختن تيمي هستيم كه هدفش قهرماني در جام ملتهاي آسياست و اين بازيكنان نشان دادند تا چه اندازه استعداد و قدرت يادگيري دارند. چون جام ملتهاي آسيا در يك كشور عربي برگزار ميشود، حضور تيم ما در مسابقات غرب آسيا در اردن و اينكه تمام حريفان در اين مسابقات از كشورهاي عربي هستند، ميتواند كمك زيادي به ما كند. در جام ملتهاي آسيا با دو تيم آسياي ميانه همگروه هستيم و بازي در اين رقابتها تمرين بسيار خوبي است كه خودمان را براي حضور در جام ملتهاي آسيا آماده كنيم. اكنون هفت بازي پشتسرهم را با پيروزي به پايان بردهايم و اين آمار قابل توجهي است.»
تيم ملي فوتبال ايران در سال 2010 در تمامي هفت بازي رسمي خود برنده شده و با 14 گل زده و 2 گل خورده در 9 ماه ابتدايي سال 2010 عملكرد بسيار خوبي را از خود به جاي گذاشته است. سرمربي تيم ملي ايران اميدوار است تيمش در جام ملتهاي آسيا به اوج روند صعودي خود رسيده باشد و تمام قدرتهاي آسيا را غافلگير كند: «خوشبختانه تيم هم درون زمين و هم خارج از شرايط مسابقه ذهنيت بسيار خوبي پيدا كرده و من مطمئنم ميتوانيم علاوه بر قهرماني در رقابتهاي غرب آسيا در جام ملتها هم موفق ظاهر شويم. ما مقابل بحرين چهره يك تيم قهرمان را داشتيم. اميدوارم هر بازي نسبت به گذشته قويتر ظاهر شويم تا روند موفقيتآميز تيم ملي در سال 2010 همچنان ادامه پيدا كند.»
مهاجراني: عمان خطرناك است
حشمت مهاجراني كه سابقهاي طولاني در كار كردن با تيمهاي عربي دارد بازي روز سهشنبه ايران مقابل عمان را به مراتب دشوارتر از بازي با بحرين ميداند: «پيروزي بسيار خوب و روحيه بخشي بود. ما كاري نداريم كه اين تيم واقعي بحرين بود يا خير؛ مهم اين است كه اين مسابقه آزمايش خوبي براي مليپوشان بود و ديديم كه آنها به خصوص در نيمه دوم همكاري لازم را با يكديگر داشتند. تيم ملي ما در خط دفاعي كماكان آسيبپذير است و بايد نقاط ضعفش را تا پيش از جام ملتها ترميم كند. معتقدم بازي سهشنبه اين هفته برابر تيم ملي عمان محك جديتري نسبت به بازي با بحرين براي ما خواهد بود. من در تيم عمان كار كردم و ميدانم آنها تيم بسيار خطرناكي هستند. در هر صورت هيچ كدام از تيمهاي غرب آسيا مدعي فتح جام ملتها نخواهند بود. آنها تنها حريفان مشكلسازي براي تيمهاي آسيايي بوده و هستند. ملي پوشان ما بايد تا شروع جام ملتها بيشتر با هم كار كنند و در اوج هماهنگي به مصاف تيمهاي قدرتمند آسيايي بروند.» اشاره مهاجراني به كيفيت تيم ملي بحرين ميتواند منشأ بحث بسياري طي روزهاي آينده باشد. پيش از اين گفته ميشد تمام تيمها با تركيب اصلي در بازيهاي غرب آسيا حاضر خواهند شد اما بحرين عملا نشاني از تيمي كه در دو بازي دوستانه پياپي ايران را شكست داده بود، نداشت.
در جستوجوي تيم اصلي بحرين
فدراسيون فوتبال ايران مدعي شده بود تمام تيمها بر اساس توافقي كه صورت گرفته با تركيب اصلي خود به اردن خواهند آمد اما بحرين عملا بدون هشت لژيونر تاثيرگذار خود در اين مسابقات شركت كرده است. جالب اينكه سايت فدراسيون فوتبال خبر پيروزي تيم ايران مقابل تيم اصلي بحرين را منتشر كرده اما مروري ساده در تركيب اين تيم ثابت ميكند اكثر مهرههاي شناخته شده بحرين در اردن غايب هستند. از ابتدا مشخص بود به دليل عدم مطابقت زمان برگزاري مسابقات فوتبال غرب آسيا با روزهاي فيفا، بازيكنان بحريني شاغل در اروپا و حتي ليگ ستارگان قطر در اردن حاضر نميشوند. افشين قطبي در كنفرانس مطبوعاتي بعد از بازي در پاسخ به خبرنگاري كه به غيبت تعداد زيادي از بازيكنان اصلي بحرين اشاره كرد، گفت:« اين مسابقات بينالمللي است. همه ما مسئوليت داريم با تمام قوا در آن شركت كنيم و اين اصلا مهم نيست كه چند بازيكن آنها نبودند. اگر اينگونه باشد تيم ما هم درغياب چند بازيكن خود از تيمهاي پرسپوليس و ذوبآهن و همچنين چند بازيكن آسيب ديده گام به اين مسابقات گذاشته اما ما هيچگاه اين مسئله را بهانه نميكنيم زيرا مسئوليت داريم. تيم ايران نشان داد كه درغياب چند بازيكن اصلياش هم خوب و زيبا بازي ميكند و اين مسئله نشان دهنده ساختار تيم و حضور بازيكناني است كه همه در يك سطح هستند.» عبدالله عمر (نوشاتل زاماكس سوئيس) عبدالله بابا (نوشاتل زاماكس سوئيس) جيسي جان (اسكي شهير تركيه) محمدحسين (ام صلال قطر) سلمان عيسي (العربي قطر) سيد محمد عدنان (الخور قطر) فوزي عايش (السيليه قطر) و محمد سالمين (الظفره امارات) هشت ملي پوش لژيونر بحريني بودند كه سايت رسمي فدراسيون فوتبال ايران نام آنها را در فهرست 20 نفره بحرين براي رقابتهاي غرب آسيا قرار داده بود و اين در حالي است كه هيچ كدام از نفرات مذكور به كشور اردن سفر نكرده اند! در واقع بحرينيها در برابر تيم ملي ايران با اسكلتي متشكل از بازيكنان دو تيم معروف آن كشور يعني المحرق و الرفاع به ميدان رفت و دو بازيكن از باشگاههاي النجمه و الاهلي بحرين نيز در تركيب اين تيم حضور داشتند. بازيهاي تداركاتي ضعيف ميتواند روند رو به رشد تيم ملي ايران را متوقف كند و به نظر ميرسد فدراسيون فوتبال با علم به اين واقعيت سعي دارد تيمهاي درجه دو را به جاي تيمهاي قدرتمند جا بزند تا اتهام ضعف در ترتيب دادن بازيهاي تداركاتي را از خودش سلب كند. تيم ملي ايران در سال 2010 آمار قابل توجهي را در بازيهاي رسمي و دوستانه از خود به جاي گذاشته اما سوال كليدي اين است كه چند درصد از مسابقاتي كه در آنها به ميدان رفتهايم محك مناسبي براي تعيين عيار واقعي تيم ملي ايران بودهاند؟
Rainyboy
09-27-2010, 11:03 PM
خرگوش چاق در كلاه جادويي فدراسيون فوتبال
ملاقات با روبينيو و دني آلوس در ابوظبي
http://www.worldcupiran.com/www/photogallery/iran_mexi_t_6.jpg
خبر ابتدا تنها در حد يك شوخي تلقي شد. وقتي خبرگزاري شينهوا چين گزارش داد تيمهاي ملي ايران و برزيل براي برگزاري يك بازي دوستانه به توافق رسيده اند، خبرنگاران داخلي حتي زحمت پيگيري خبر را هم متحمل نشدند و چند ساعت بعد عباس ترابيان، رئيس كميته بينالملل فدراسيون فوتبال مطابق معمول همه چيز را تكذيب كرد.
براي تيمي كه طي ماههاي اخير تنها بازي دوستانه قابل اعتنايش مقابل كرهجنوبي برگزار شده و به رويارويي با تيمهاي درجه چندم و يا تيمهاي دوم و سوم كشورهاي مختلف عادت كرده، رويارويي ناگهاني با برزيل چيزي فراتر از يك روياست اما فدراسيون غيرقابل پيشبيني فوتبال ايران ناگهان خرگوشي بسيار چاق را از كلاه جادويياش بيرون آورد و خبر بازي با برزيل را تاييد كرد. آنچه بدون ترديد ميتواند مهمترين بازي دوستانه همه دوران تيم ملي را در تاريخ به ثبت برساند و در صدر افتخارات سازمان تربيتبدني و فدراسيون فوتبال فعلي قرار بگيرد.
عباس ترابيان كه طي ماههاي گذشته معمولا خبر بازيهاي دوستانه تيم ايران مقابل تيمهاي قدرتمند را تكذيب كرده، اين بار تكذيب روز گذشتهاش را پس ميگيرد و با اجازه مديران بالادست خبر بازي تداركاتي ايران و برزيل در كشور امارات و شهر ابوظبي را تاييد ميكند: «حضور تيمي مانند برزيل در ايران به سه ميليارد تومان پول نياز داشت. اگر برزيل حاضر شده در ابوظبي با ايران بازي كند به خاطر اين است كه بخش عمدهاي از عوايد برگزاري اين بازي از طريق حق پخش تلويزيوني به اسپانسر تيم ملي اين كشور تعلق ميگيرد، اما مگر ميشود از تلويزيون ايران بابت حق پخش تلويزيوني پولي گرفت؟! با توافقي كه از طرف مدير برنامههايمان با فدراسيون فوتبال برزيل داشتيم قرار شد اسپانسر تيم ملي برزيل در توافقي كه با اسپانسر موجود در ابوظبي انجام داده تمامي هزينههاي سفر تيم ملي ايران به امارات و اقامت در اين كشور را تحت پوشش قرار دهد و از آن سو تمامي درآمدهاي حاصل از اين بازي به اين اسپانسر تعلق ميگيرد. به هر حال پس از پيروزيهاي اخير تيم ملي و صعود چند پلهاي ايران درردهبندي فيفا ما از اين مسئله كمال استفاده را برديم و با كشورهاي مختلفي گفتوگو كرديم. ابتدا قرار بود با كامرون بازي كنيم، اما به دليل مانع تراشيهاي كلمنته و دولت كامرون كه تحت نفوذ فرانسه است اين بازي برگزار نشد. سپس بحث بازي با برزيل پيش آمد. ما براي اين بازي كشور تركيه را پيشنهاد كرديم اما برزيل كشورهاي ديگر اروپايي را پيشنهاد داد كه به خاطر حضور تيم ايران در مسابقات غربآسيا و خستگي احتمالي بازيكنان ما اين پيشنهاد را نپذيرفتيم و در نهايت قرار شد اين بازي در ابوظبي برگزار شود.» روابط سياسي حسنه ايران و برزيل در بطن ماجراي تولد خلقالساعه اين بازي تداركاتي، ملموس است. در روزهايي كه سر باز زدن بسياري از كشورهاي اروپايي براي رويارويي با تيم ملي ايران ابعاد خبري ويژهاي پيدا كرده بود، سياستمداران عزمشان را براي خواباندن مچ رقبا در عرصه فوتبال جزم كردند و ناگهان پس از عمان و بحرين نام برزيل به عنوان حريف تداركاتي آينده ايران سر زبانها افتاد.
كفاشيان: چه اشكالي دارد برزيل را ببريم؟
علي كفاشيان از مذاكرات دامنهدار فدراسيون فوتبال براي نهايي شدن بازي با برزيل خبر ميدهد. مذاكراتي كه البته در سكوت خبري پيش رفته تا مبادا خبرنگاران كار را خراب كنند و برزيليها منصرف شوند. رئيس فدراسيون فوتبال خوب ميداند بازي با برزيل اتهام بزرگ او كه ناتواني در ترتيب دادن بازيهاي دوستانه آبرومندانه عنوان ميشد را پوشش خواهد داد و تا مدتها مقابل منتقدان بيمه ميشود: «مدتهاست به دنبال اين هستيم كه تيم ملي ديدارهاي بزرگي را برگزار كند. يكشنبه شب پس از آنكه توافق نهايي حاصل شد تصميم گرفتيم اين ديدار در كشور ثالثي برگزار شود. ابتدا قرار بود اين بازي در كشوري اروپايي برگزار شود، اما روز يكشنبه نهايي شد كه اين بازي در ابوظبي انجام شود. برزيل با تيم اصلياش رودرروي ما قرار ميگيرد و تيم ما هم پس از بازگشت از مسابقات غرب آسيا تكميل ميشود تا آماده ديدار با برزيل شود. به هر حال تيمهاي بزرگ شرايط مالي خاصي دارند. ما در اين چند وقت سفت و سخت دنبال اين بوديم كه ديدار بزرگي را براي تيم ملي برگزار كنيم. چيزي كه اهميت دارد اين است كه بايد اين تيمهاي بزرگ را به ايران بياوريم.» مسابقه ايران و برزيل ميتوانست پس از مدتها ورزشگاه آزادي را لبريز از تماشاگر كند اما فدراسيون بنا به دلايلي خاص اين بازي را به كشور امارات منتقل كرده است.
كفاشيان درباره دلايل اين اتفاق ميگويد:« بحثهاي درآمدزايي براي اين ديدار در اولويت قرار دارد تا از منبع درآمدش پول برزيل را پرداخت كنيم، چرا كه برزيل براي اين ديدار دوستانه پول بالايي را از ما ميگيرد كه اين رقم به بيش از 2ميليون دلار ميرسد. اين اسپانسر در ايران نميتوانست از لحاظ پخش تلويزيوني و... برخي شرايط را فراهم كند، اما در ابوظبي اين امر براي آنها شدني بود.
مبلغ درآمدزايي اين ديدار را به صورت دقيق نميدانم، اما اسپانسر بازي قطعا مسئوليت اين گونه برنامهها را پذيرفته و آن را انجام ميدهد و آنها حتي حاضرند هزينههاي ما را هم متقبل شوند.» به اعتقاد رئيس فدراسيون فوتبال، تيم ملي ايران مقابل برزيل از پيش باخته نيست و حتي ميتواند با دست پر از ميدان خارج شود:« ما برای آنکه بتوانیم خود را به فوتبال روز دنیا نزدیک کنیم باید برگزاری بازی با تیم های بزرگ را در دستور کارمان قرار دهیم.
طبیعتا در دیدارهای تدارکاتی برد و باخت خیلی مهم نیست اما تیم ملی ما نباید خودش را از پیش بازنده بداند. اگر ما مثل دیدار برابر کره جنوبی بازی کنیم می توانیم عملکرد خوبی برابر برزیل داشته باشیم. بازیکنان ما برای ارائه یک بازی خوب و تماشاگر پسند به مصاف برزیل خواهند رفت و تلاش می کنند نتیجه خوبی بگیرند. اصلا چه اشکالی دارد که ما خوب بازی کنیم و برزیل را هم ببریم؟ فوتبال ما پتانسیل بالایی دارد و باید تلاش کنیم بازی آبرومندی را به نمایش بگذاریم.»
تاريخ داربي تغيير نميكند
15 مهر به عنوان تاريخ رويارويي ملي پوشان دو كشور در نظر گرفته شده اما احتمال دارد اين تاريخ با توجه به محدوديتهاي دو كشور يكي، دو روز جابهجا شود. در حال حاضر تيم ملي ايران در بازيهاي غرب آسيا حضور دارد و در صورت راهيابي بسيار محتمل به مراحل نهايي اين بازيها در خوشبينانه ترين حالت 12 مهر به ايران ميرسد. در اين صورت ملي پوشان بلافاصله بايد به مقصد امارات شال و كلاه كنند و مسلما اين بازي براي فدراسيون فوتبال و مردم ايران آن قدر مهم هست كه تيم ملي حتي مستقيما از اردن راهي ابوظبي شود. ترابيان درباره تاريخ دقيق رويارويي ايران و برزيل ميگويد: «بهاحتمال قريب به يقين 15 مهر بازي ميكنيم. اما اگر بنا به دلايلي اين تاريخ تغيير كند در روز 17 مهرماه دو تيم به مصاف هم خواهند رفت. 99 درصد بازي در همان تاريخ 15 مهر برگزار خواهد شد.» اين در حالي است كه پانزدهم مهرماه روز بازيهاي دوستانه دو تيم محسوب نميشود و احتمالا دو تيم در غياب بازيكنان شاخص خود به امارات سفر ميكنند. ترابيان اما اين موضوع را دليل قانع كنندهاي براي غيبت بازيكنان شناخته شده فوتبال برزيل مقابل ايران نميداند:« در بازي برابر چين هم تيم ايران در روز غيرفيفا به ميدان رفت. براي ديدار ايران با برزيل اسامي بازيكنان برزيل اعلام شده كه در آن ليست بازيكناني مانند پاتو و روبينيو حضور دارند.» سرمربی تیم ملي برزیل اسامی 23 بازیکن دعوت شده به تیم ملی اين كشور برای دو بازی دوستانه در ماه اکتبر را اعلام کرده که فقط نام 6 بازیکن از تیم جام جهانی در بین آنها دیده می شود. اولین بازی دوستانه برزیل روز 7 اکتبر مقابل ایران است و نام حریف بازی دوم هنوز اعلام نشده است. بازيكنان دعوت شده به اردو عبارتند از:
دروازه بانان: ویکتور لئوناردو( گرمیو)، جفرسون دی اولیویرا(بوتافوگو) و نتو( اتلتیکو پاراننزه)
مدافعان: دنی آلوس (بارسلونا)، الکس(چلسی)، آندره سانتوس(فنرباغچه)، تیاگو سیلوا(میلان)، آدریانو(بارسلونا)، دیوید لوئیس(بنفیکا)، ریور آلوس(اتلتیکو منیرو) و ماریانو فیلهو(فلومیننزه)
هافبک ها: رامیرز(چلسی)، لوکاس(لیورپول)، کارلوس ادواردو(روبین کازان)، ساندرو رانیهری(تاتنهام) ، الیاس مندز(کورینتیانس)، وسلی لوپز(وردربرمن) ، گیولیانیو(اینترناسیونال) و فیلیپه کوتینو(اینترمیلان)
مهاجمان: روبینیو(میلان)، نیلمار(ویارئال)، الکساندرو پاتو(میلان) و آندره (دینامو کیف)
به اين ترتيب با توجه به غيرمنتظره بودن بازي با برزيل برنامه هفته دهم ليگ برتر فوتبال ايران هم با تغييراتي مواجه خواهد شد اما رئيس سازمان ليگ اطمينان ميدهد كه داربي تهران در هفته يازدهم و در همان تاريخ قبلي يعني 23 مهر ماه برگزار خواهد شد: «اگر قرار باشد ديداري اين چنين بزرگ برگزار شود، ما بايد همه كار انجام دهيم. فكر نميكنم تغيير يكي، دو روزه در بازيهاي هفته دهم اعتراضي را ايجاد كند. به همين خاطر بازيهاي هفته دهم با يكي، دو روز تاخير برگزار ميشود. احتمال دارد در بازيهاي هفته يازدهم هم تغييري ايجاد شود اما بازي استقلال- پرسپوليس در همان روز اعلام شده يعني 23 مهر برگزار خواهد شد.» آنچه مسلم است با توجه به برنامهريزي جديد تيمهاي استقلال و پرسپوليس بين بازيهاي هفتههاي دهم و يازدهم زمان زيادي براي آماده سازي خود ندارند و اين موضوع ميتواند در آيندهاي نزديك اعتراض مديران و مربيان دو تيم را به دنبال داشته باشد.
اول برزيل، بعد اسپانيا و تركيه
علاوه بر ديدار دوستانهاي كه قرار است 15 مهر بين تيمهاي ملي ايران و برزيل در امارات برگزار شود، فدراسيون فوتبال ايران با ارائه درخواست به تيمهاي تركيه و مصر از آنها براي حضور در ايران و رويارويي با تيم ملي دعوت كرده و اميدوار است يكي از اين دو تيم روز 26آبان در تهران حاضر شود.
كفاشيان كه گويا تصميم گرفته همه اخبار سكرت فدراسيون را يكجا افشا كند درباره روند مذاكرات با اين تيمها ميگويد: «درخواست خود را به فدراسيونهاي فوتبال تركيه و مصر ارسال كردهايم. اين هفته منتظر پاسخ نهايي تركها هستيم تا عوايد اين ديدار كه قرار است در ورزشگاه آزادي برگزار شود به سيل زدگان پاكستاني تعلق گيرد. تاريخ دقيق اين ديدارها هنوز مشخص نيست و بايد توافقات نهايي صورت گيرد. دنبال بازي با اسپانيا هم هستيم و قصد داريم قبل و بعد از جام ملتها به بازي با تيمهاي بزرگ ادامه دهيم. انتظار ميرود براي برگزاري اين مسابقات به لحاظ مالي مشكلي نداشته باشيم چرا كه آقاي سعيدلو بارها اعلام كرده هر تيم بزرگي را به ايران بياوريم، بخشي از هزينههايش را سازمان ميدهد. البته تيمهاي بزرگ هزينههاي زيادي دارند و براي اين كار بايد اسپانسرها وارد عمل شوند. در اين زمينه با توجه به بازيهاي خوب تيم ملي ايران، اسپانسرها راغب شدهاند براي ايران بازيهاي خوبي برگزار كنند.»
كمتر از 10 روز ديگر ايران و برزيل براي ثبت در تاريخ رودرروي يكديگر ميايستند. تحليل حشمت مهاجراني، مرد سرد و گرم چشيده فوتبال ايران از اين خبر ميتواند بهترين پايان براي اين مطلب باشد:« تا سوت بازي با برزيل زده نشود باور نميکنم چون ترابيان يک روز تاييد ميکندو يک روز تکذيب. اگر اين کار انجام شود موفقيت بزرگي براي فدراسيون خواهد بود.»
lionel messi 10
09-28-2010, 01:40 AM
ترابيان: برزيل مي آمد ايران، مگر مي شد از تلويزيون پول گرفت!
http://www.arteshesorkh.com/module_images/news/tumb/Multimedia_u_pics_u_1389_u_2_u_Sport_u_359_14786.j pg (http://www.arteshesorkh.com/module_images/news/Multimedia_u_pics_u_1389_u_2_u_Sport_u_359_14786.j pg) ارتش دات کام: سرپرست كميته ي بين الملل فدراسيون فوتبال گفت: ديدار با برزيل هيچ تعهد مالي براي ايران ايجاد نكرده و تمامي هزينه سفر به امارات و اقامت در اين كشور برعهده اسپانسر تيم ملي برزيل است.
عباس ترابيان درباره ي ديدار تيم ملي ايران برابر برزيل در پاسخ به اين سوال كه اين بازي چقدر براي فدراسيون فوتبال هزينه در پي داشته است؟ گفت: با توافقي كه از طرف مدير برنامه هايمان با فدراسيون فوتبال برزيل داشتيم قرار شد كه اسپانسر تيم ملي برزيل در توافقي كه با اسپانسر موجود در ابوظبي انجام داده تمامي هزينه هاي سفر تيم ملي ايران به امارات و اقامت در اين كشور را تحت پوشش قرار دهد و از آن سو تمامي درآمدهاي حاصل از اين بازي به اين اسپانسر تعلق مي گيرد.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا نمي شد تيم ملي برزيل در ايران به مصاف تيم ملي كشورمان برود؟ گفت: اين مسئله شدني بود، اما حضور تيمي مانند برزيل در ايران به سه ميليارد تومان پول نياز داشت. اگر برزيل حاضر شده در ابوظبي با ايران بازي كند به خاطر اين است كه بخش عمده اي از برگزاري اين بازي از طريق حق پخش تلويزيوني به اسپانسر تيم ملي كشور تعلق مي گيرد، اما مگر مي شود از تلويزيون ايران بابت حق پخش تلويزيوني پولي گرفت.
ترابيان افزود: پس از پيروزي هاي اخير تيم ملي و صعود چند پله اي ايران دررده بندي فيفا ما از اين مسئله كمال استفاده را برديم و با كشورهاي مختلفي گفت وگو كرديم. ابتدا قرار بود با كامرون بازي كنيم، اما به دليل مانع تراشي هاي كلمنته و دولت كامرون كه تحت نفوذ فرانسه است اين بازي برگزار نشد. سپس بحث بازي با برزيل پيش آمد ما براي اين بازي كشور تركيه را پيشنهاد مي كرديم، اما برزيل كشورهاي ديگر اروپايي را پيشنهاد داد كه به خاطر حضور تيم ايران در مسابقات غرب آسيا و خستگي احتمالي بازيكنان ما اين پيشنهاد را نپذيرفتيم و در نهايت قرار شد اين بازي در ابوظبي برگزار شود.
وي درباره ي بازيكنان برزيل هم گفت: در خط دفاع برزيل با بازيكنان شاخصي همچون آدريانو و آلوز از بارسلونا، الكس از چلسي، تياگو از ميلان، در خط مياني لوكاس از ليورپول، كوتينيو از اينترميلان، راميرس از چلسي، ساندرو از تاتنهام، وسلي از وردربرمن و در خط حمله الكساندر پاتو و روبينيو از ميلان، آندري از ديناموكيف و نيمار از ويارئال به مصاف تيم ملي ايران خواهند رفت.
ترابيان در پايان از قطعي شدن ديدار دوستانه تيم اميد ايران برابر آفريقاي جنوبي خبر داد و گفت: 9 اكتبر (17 مهر) تيم اميد در تهران با لهستان بازي خواهد داشت و دو روز بعد در تهران تيم اميد ايران رودر روي تيم اميد آفريقاي جنوبي قرار خواهد گرفت.
pesarjonoob
09-28-2010, 03:55 PM
قطبی: دیدار با برزیل نشان میدهد چقدر پیشرفت کردهایم
سرمربی تیم ملی فوتبال ایران گفت: دیدار با برزیل برای ما بسیار مفید است و نشان خواهد داد چقدر پیشرفت کردهایم.
افشین قطبی ضمن استقبال از برگزاری دیدار تدارکاتی با تیم ملی برزیل گفت: این بازی برای ما بسیار جذاب و مفید است زیرا همیشه خواستهایم با بهترین تیمهای جهان بازی کنیم. این بازی نشان خواهد داد که بازیکنان و تیم ما تا چه اندازه پیشرفت کردهاند و ما میتوانیم متوجه شویم در سطح بین المللی در چه جایگاهی قرار داریم. من از این بازی بسیار استقبال میکنم و مطمئن هستم که مردم ایران و همه ایرانیها در سراسر جهان شاهد بازی خوبی از سوی تیم کشورشان خواهند بود.
وی تصریح کرد: تمرکز ما فعلا بر روی مسابقات غرب آسیا و بازی فردا با عمان است زیرا فعلا قصد داریم از این رقابتها با دست پر بازگردیم
Rainyboy
09-28-2010, 07:01 PM
به بهانه گلزنيهاي هادي عقيلي
مدافعاني كه تاريخساز ميشوند
http://www.worldcupiran.com/www/photogallery/iran_mexi_1.jpg
بازي ايران – بحرين به جز برتري قاطع ايران يك برنده و چهره واقعي داشت و او كسي نبود جز هادي عقيلي. مردي كه با به ثمر رساندن دو گل در كمتر از دو دقيقه پايهريزي شكست سنگين بحرين، اين رقيب موذي و همواره دردسرساز عربي را فراهم كرد.
به بهانه دو گل عقيلي كه او را در رديف گلزنترين مدافعان ملي قرار داد، سراغ مدافعاني ميرويم كه با وجود بازي در مركز خط دفاعي با گلهاي خود در فوتبال ايراني تاريخساز شدهاند. مدافعان گلزن كم نداشتهايم ولي شاخصترينهاي اين گروه را به صورت اجمالي مورد بررسي قرار ميدهيم.
1- اكبر كارگرجم: در مسابقات مقدماتي جامجهاني 1974 آلمان مقابل سوريه در تهران، وقتي كار تيمملي گره خورده بود كارگرجم در دقيقه 80 با يك ضربه محكم و تماشايي بازي را به نفع ايران برگرداند.
2- مجيد حلوايي: گل تاريخي او را كه قطعا قديميها به ياد دارند. در بازي ايران و برزيل كه در مسابقات المپيك 1972 مونيخ برگزار شد، ايران با گل به يادماندني حلوايي توانست بازي را به سود خود خاتمه دهد تا تنها برتري رسمي ايران مقابل برزيل در تاريخ فوتبال ما شكل بگيرد.
3- مهدي هاشمينسب: او گلزنترين مدافع تاريخ داربي است. هاشمينسب چهار بار با پيراهن پرسپوليس دروازه استقلال را گشود و يك بار برعكس عمل كرد و براين اساس با زدن پنج گل در اين مسابقه ويژه به تاريخ فوتبال ايران پيوست. هاشمينسب از اين حيث يك استثناي بزرگ است.
4- پيروز قرباني: داربي اسفند 83 استقلال و پرسپوليس يك برنده بزرگ داشت. به جز استقلال نام اين برنده بزرگ پيروز قرباني بود كه در دقيقه 93 براي آبيها گل زد. اين گل را ميتواند ديرهنگامترين گل داربي ناميد، هيچ كدام از بازيهاي گذشته پرسپوليس و استقلال، گلي را در دقايق مورد اشاره نداشته است.
5- رحمان رضايي و محمد نصرتي: هر دو مردي كه گلهايشان ايران را به مسابقات جامجهاني 2006 برد، مدافع وسط بودند. رحمان رضايي در بازي روز 13 خرداد 84 برابر تيمملي كرهشمالي و محمد نصرتي در بازي روز 18 خرداد 84 برابر تيمملي بحرين دروازه حريفان را گشودند. ايران در اين دو بازي با نتيجه يك بر صفر برنده شد و با اين دو پيروزي به جامجهاني 2006 صعود كرديم.
6- يحيي گلمحمدي و سهراب بختياريزاده: هر دو گلزن فوتبال ايران در جامجهاني 2006 آلمان، مدافع وسط بودند. اتفاقي كه در نوع خود قابل توجه و البته باورنكردني است. در بازي ايران – مكزيك در حالي كه بازي يك بر صفر به سود مكزيك بود، بازي با گل يحيي گلمحمدي، يك بر يك مساوي تمام شد و البته در بازي ايران و آنگولا هم گل سهراب بختياريزاده بود كه مساوي را براي فوتبال كشورمان رقم زد و از يك شكست ديگر نجات يافتيم.
7- افشين پيرواني: فينال مسابقات جامحذفي 1377 را كه به ياد داريد؟ فينالي كه در روز 20 تير ماه سال 78 انجام شد و طي آن، پايان رافت در دقيقه 87 با سانتري زيبا زمينه را براي سرزني افشين پيرواني فراهم كرد و پيرواني با يك ضربه سر زيبا توانست گل دوم پرسپوليس را وارد دروازه استقلال كند تا سرخپوشان قهرمان جامحذفي شوند.
مهدي حدادپور
Rainyboy
09-28-2010, 07:07 PM
ملاقاتهاي عجيب به بهانه ايران – برزيل
محمد نصرتي – روبينيو؛ چه شود؟!
http://www.footballiran.ir/Images/News/Larg_Pic/22-4-1389%5CIMAGE634146428768437500.jpghttp://news.priceperhead.com/wp-content/uploads/2010/06/Robinho-wants-to-help-Brazil-even-more-in-order-to-win-cup-1033.jpg
براي نخستين بار در طول تاريخ قرار است با تيم ملي برزيل بازي كنيم. البته قبلا دو بار با تيمهاي المپيك و آماتور برزيل روبهرو شدهايم كه حاصل آن يك پيروزي يك – صفر در المپيك مونيخ با گل مجيد حلوايي و يك تساوي 2-2 در شيراز بوده است.
ولي حالا كه هفت پله در رنكينگ فيفا صعود كردهايم، برزيليها قرار است در ابوظبي با ما يك ديدار دوستانه برگزار كنند. هر چند در فهرست نفراتشان اثري از جوليو سزار، مايكون، لوسيو، ميشل باستوس، فيليپه ملو و لوئيز فابيانو ديده نميشود ولي به هر حال مانو منهزس سرمربي تيم ملي اين كشور 23 بازيكن را براي اين مسابقه دعوت كرده كه چهرههاي سرشناسي چون دنيآلوز، راميرز، آلكس، روبينيو، نيلمار، پاتو و... در بين آنها ديده ميشوند.
افشين قطبي كه خيلي از تيمها را مثل كف دستش ميشناسد اعلام كرده كه با توجه به تغييرات اعمال شده در برزيل بعد از جامجهاني، شناختش از اين تيم زياد نيست ولي به هر حال او با قلب شير و تيم پرانگيزهاش كه قصد دارد قهرمان جام ملتهاي 2011 آسيا شود، از رويارويي با برزيل هم استقبال ميكند.
از همين حالا تصور كنيد وقتي اين برزيليهاي پرمدعا با ستارههاي تيمملي ما روبهرو شوند، چه بلايي سرشان ميآيد.
با توجه به شناخت نسبي كه از وضعيت برزيليهاي دعوت شده به تيم ملي كشورشان داريم و همچنين به خاطر اسم و رسم نفرات آنها به نظر ميرسد ويكتور دروازهبان اين تيم باشد. دني آلوز (راست)، آلكس و تياگوسيلوا (وسط) و آدريانو (چپ) خط دفاعي زردپوشان را شكل ميدهند كه آلكس و تياگو بايد با مهرداد اولادي انرژيك ما بجنگند، دني آلوز با زنيدپور روبهرو ميشود و آدريانو هم بايد جلوي فرارهاي سريع و سانترهاي خسرو حيدري را بگيرد. لوكاس ليوا بازيكن ليورپول هافبك دفاعي برزيل است كه مجبور خواهد بود با مهندس ما يعني ايمان مبعلي مصاف دهد، راميرز در سمت چپ خط مياني با هافبك دفاعي سمت راست ما يعني آندرانيك تيموريان روبهرو خواهد شد واگر جواد نكونام بتواند مجوز باشگاه اوساسونا را بگيرد بد به حال وسليلوپز كه مجبور خواهد شد با كاپيتان ما دوئل كند، البته اگر نكونام نيايد هم پژمان نوري مثل شير آماده است تا حساب هافبك راست وردربرمن آلمان را كف دستش بگذارد.
لطفا روي پاتو حساب نكنيد چون يحتمل سيدجلال حسيني و هادي عقيلي به او اجازه نفس كشيدن را نخواهند داد، روبينيو هم اگر تمام تكنيك خود را به كار گيرد و در فرم ايدهآلش باشد شايد بتواند از محمد نصرتي يكي – دو بار رد شود چون به هر حال دفاع راست پست تخصصي كاپيتان تراكتورسازي نيست. در واقع تنها نگراني ما به سمت چپ دفاعمان برميگردد چون احسان حاجصفي خيلي تهاجمي و رو به جلو بازي ميكند و ممكن است برزيليها از فضاي پشت سر او با نيلمار دردسرساز شوند.
البته فراموش نكنيم كه ما سيدمهدي رحمتي را درون دروازه داريم كه از تمام سنگربانان دعوت شده به تيم ملي برزيل گران قيمتتر است و اگر مردان سرزمين قهوه هوس نكنند كه دوباره پاي سامبا و ژوگو بونيتو را وسط بكشند و شروع به كارهاي محيرالعقول نكنند خود رحمتي يك تنه همه برزيليها را حريف است. مردي كه يك تنه تمام منافذ و معابر دفاعي تيم ملي را با هنرنماييهاي خود طي دو سال اخير پوشش داده، ميتواند مقابل برزيليها ثابت كند براي اين همه پول كه در فوتبال ما ميگيرد، لياقت دارد! از همين حالا نگران اين برزيليهاي بيچاره هستيم. منهزس كلي زحمت كشيده كه تيم مضمحل بعد از جام جهاني را بازسازي كند به خيال خودش حريف آساني انتخاب كرده كه سر و شكلي به تيمش بدهد ولي نميداند كه 11 شير و كلي قلب شير در ابوظبي چه بلايي ميخواهند سرش بياورند.
پندار پويان
Rainyboy
09-29-2010, 10:26 PM
حاكميت جريان زورگويي در فوتبال
http://img40.picoodle.com/img/img40/9/8/14/f_526597374c6m_bab4670.jpg
آنهايي كه ميگويند فوتبال ما هنوز پاك است بايد براي حرف خود دليل بياورند. واكنش مردم نسبت به فوتبال و بهخصوص تيم ملي همه چيز را به ما ثابت ميكند. آيا غير از اين است كه مردم ما از فوتبال دلزده شدهاند. تلويزيون كه نگاه ميكنند خسته ميشوند. چرا؟ چون يا دعوا ميبينند يا توهين. روزنامهها را كه نگاه ميكنند سرشان را به نشانه تاسف تكان ميدهند. من به اين رفتارها دقت ميكنم. ديگر از اصل فوتبال خبري نيست. زماني كه ما بازي ميكرديم وقتي تيم ملي بازي داشت هيچ كس را در خيابانها پيدا نميكرديد. مردم عاشق تيم ملي بودند. چون تيم ملي زيبا بازي ميكرد و نتايج خوبي هم ميگرفت. اما حالا همان مردم عدهاي را ميبينند كه فقط به فكر منافع خودشان هستند. آدمهايي كه تبر به دست به جان فوتبال افتادهاند و نميخواهند قبول كنند كه بايد از فوتبال بروند. ما درست در نقطه پايان و مرگ فوتبال ايستادهايم. آيندهاي كه خيلي وقت پيش، آدمهاي دلسوز فوتبالي دربارهاش هشدار داده بودند حالا فرا رسيده است. همه ميدانيم ايران مدتهاست ديگر قدرت اول آسيا نيست. ما ديگر قدرت پنجم آسيا هم نيستيم. ما اصلا قدرت نيستيم. بايد قبول كنيم بحران داريم. آقايان هنوز در اين توهم به سر ميبرند كه فوتبال ما يكي از قدرتهاي آسياست. من هيچ وقت منتقد بازيكنان تيم ملي نبودهام اما از شخص افشين قطبي انتقاد داشتهام. من ميگويم او شناسنامه كاري قابل دفاعي ندارد. به نظرم پيروزي يا حتي شكست در يك بازي دوستانه نميتواند معيار خوبي براي قضاوت باشد اما نرفتن به جامجهاني معيار خوبي براي به چالش كشيدن افراد است. تيم ملي در جام ملتهاي آسيا نتيجه نميگيرد، سرمربي تيم ملي به آمريكا فرار ميكند و بقيه آقايان هم طبق عادت چند سال اخير مدتي خود را مخفي ميكنند تا آبها از آسياب بيفتد. به اعتقاد من تيمملي از دور مقدماتي هم صعود نخواهد كرد و حتي نميتواند امارات را شكست بدهد. اگر فرگوسن ادعاي قهرماني كند همه باور ميكنند. چون 30 سال است كه تيمهايش جامهاي قهرماني را بالاي سر بردهاند. اما واقعا نميدانم قطبي با چه كارنامه درخشاني چنين ادعاهايي را مطرح ميكند. اگر با قطبي روبهرو شوم به او ميگويم بنده خدا تو از علي دايي بزرگتر نيستي. اميدوارم آنهايي كه قطبي را انتخاب كردند فردا در صورت ناكامي همه تقصيرها را به گردن او نيندازند. يك جريان مخرب در فوتبال ما به وجود آمده كه من اسمش را گذاشتهام «زورگويي». اين جريان به آدمها زور ميگويد و هيچ اعتراضي را برنميتابند. در همين فضا يكي از آقايان به خودش اجازه ميدهد حتي به خانواده بازيكنان تيم ملي هم بياحترامي كند. مگر كسي جرات داشت به خانواده من، دايي، باقري و عابدزاده توهين كند. كاري ميكرديم كه از كرده خود پشيمان شود اما آقايان اين نسل را خوب شناختهاند. فوتبال ما به دايرهاي تبديل شده كه عدهاي حتي با وجود ناكامي باز هم ميتوانند از آن درآمدهاي كلان به جيب بزنند.
Rainyboy
09-29-2010, 10:30 PM
اسپانسر بازي ايران و برزيل مانع پخش زنده تلويزيوني
بازي شش ميليارد توماني!
http://2.bp.blogspot.com/_FvFaZ1QkMrk/TGGZSEqS5MI/AAAAAAAACJ8/_avOpDvZt8g/s1600/Iran.jpg
خبر بازي دوستانه تيم ملي ايران مقابل برزيل به حدي غافلگير كننده بود كه با گذشت 24 ساعت از انتشار آن هنوز حجم قابل توجهي از اخبار رسانههاي داخلي را شامل ميشود. گمانهزني در مورد ساز و كار ترتيب دادن اين بازي دوستانه در صدر مباحث مطرح شده است. عدهاي معتقدند مناسبات سياسي و روابط ديپلماتيك مناسب دو كشور نقش پررنگي در برقراري ارتباط بين فدراسيونهاي دو كشور داشته. فرضيه دوم اين است كه نمايش قابل اعتناي تيم ملي مقابل چين و كرهجنوبي نگاه ويژه تيمهاي بزرگ دنيا را به سمت فوتبال ايران چرخانده و بازتاب پيروزيهاي تيم ملي مقابل تيمهاي درجه يك آسيا بستر بازي بزرگ مقابل تيم ملي برزيل را مهيا كرده است. عباس ترابيان، سرپرست كميته روابط بينالملل فدراسيون فوتبال در گروه كساني قرار دارد كه نقش مناسبات سياسي در ترتيب دادن اين بازي را رد ميكنند: «برگزاري اين بازي هيچ ربطي به مناسبات سياسي ندارد. از رسانهها ميخواهم شيريني اين اتفاق را از بين نبرند. اين بحثي بوده كه بين دو ايجنت، يكي به نمايندگي از فدراسيون فوتبال ايران و يكي هم به نمايندگي از فوتبال برزيل انجام گرفته است. ما در مذاكراتمان بر روي نتايج اخير تيم ملي و جهش هفت پلهاي در ردهبندي فيفا تاكيد داشتيم و همين مسئله باعث شد طرف مقابل بپذيرد كه با تيم ايران بازي كند.» ترابيان در حالي ديپلماسي قوي فدراسيون فوتبال را عامل بزرگ برگزاري بازي دوستانه با برزيل ميداند كه حدود دو ماه پيش فدراسيون فوتبال اوكراين، هلند را جايگزين تيم ملي ايران كرد و چند روز قبل هم پاسخ كامرون به درخواست فدراسيون فوتبال ايران براي برگزاري يك بازي دوستانه منفي بود.صرف نظر از هيجان اهالي فوتبال براي تماشاي بازي تيم ملي مقابل برزيل، هزينههايي كه معمولا براي بازي با تيمي مثل برزيل بايد پرداخت شود يا عوايدي كه از محل آگهي بازرگاني و تبليغات نصيب فدراسيون فوتبال ميشود محل مناقشه بين فدراسيون فوتبال و كساني است كه مسائل پشت پرده اين بازي را جستوجو ميكنند. تابهحال بيش از 100 كشور، براي خريد امتياز پخش تلويزيوني بازي ايران و برزيل ابراز تمايل كردهاند و گفته ميشود رقم حق پخش ديدار ايران برابر برزيل 6 ميليارد تومان است. اگر صداوسيماي ايران قصد پخش اين ديدار به صورت مستقيم را داشته باشد بايد اين مبلغ را به اسپانسر تيم ملي برزيل پرداخت كند. اين در حالي است كه صداوسيماي ايران براي در اختيار گرفتن حق پخش كل رقابتهاي جامجهاني 2010 مبلغ هفت ميليارد تومان پرداخت كرده بود. از سوي ديگر تلويزيون دولتي امارات هم اعلام كرده اين ديدار را به صورت زنده روي آنتن نخواهد برد. بهرغم اينكه بازي ايران و برزيل در ابوظبي درآمد هنگفتي نصيب برگزاركنندگان اين مسابقه خواهد كرد عباس ترابيان از ابهام در مورد پخش زنده اين بازي در صورت عدم پرداخت حق پخش تلويزيوني توسط صداوسيما خبر ميدهد: « فدراسيون ايران در برگزاري و سودآوري اين ديدار هيچ نقشي ندارد. ما حتي يك بليت مسابقه را هم نخواهيم داشت. در واقع فدراسيون ايران نه پولي براي اين بازي پرداخت ميكند و نه پولي ميگيرد. قطعا تلويزيون ايران براي پخش اين بازي بايد پولي را بپردازد كه من درباره رقمش چيزي نميدانم اما ارقام منتشر شده صحيح نيست.»در حالي كه خبر برگزاري ديدار دوستانه ايران و برزيل در ابوظبي از سوي مسئولان فدراسيون فوتبال ايران تاييد شده و سايتهاي خبري خبرهاي متعددي از اين بازي منتشر كردهاند، سايت رسمي فدراسيون فوتبال ايران هيچ خبري در اين زمينه منتشر نكرده و فقط به انتشار يك مصاحبه از افشين قطبي اكتفا كرده است. اين در حالي است كه سايت كنفدراسيون فوتبال برزيل نيز تاكنون خبري در اين باره منتشر نكرده اما سايت فيفا اين بازي را در تقويم بازيهاي ملي رسمي قرار داده است. ترابيان در مورد دليل سكوت سايت فدراسيون ايران و برزيل در قبال چنين خبر مهمي ميگويد: «مسئول سايت فدراسيون فوتبال در سفر است و كسي نبود كه اين خبر را به او بدهيم. تصور شخصي من اين است كه ساير دستاندركاران اين سايت هم از اينكه خبر به اين مهمي را به سايت فدراسيون ندادهام دلخورند اما شك نكنيد اين خبر درست است.» پس از تاكيد افشين قطبي به حضور جواد نكونام و مسعود شجاعي در بازي مقابل برزيل، فدراسيون فوتبال مكاتبه با باشگاه اوساسونا براي در اختيار گرفتن اين دو بازيكن در تاريخ 15 مهرماه را آغاز كرد. اين در حالي است كه روز
14 مهر، تيمهاي اروپايي درگير رقابتهاي انتخابي يورو 2012 هستند و بازيكنان باشگاهي بدون هيچ منعي بايد در اختيار تيمهاي ملي قرار بگيرند. سرمربي تيم ملي معتقد است بازي با تيم مطرح برزيل ميزان پيشرفت واقعي تيمش را نشان ميدهد: «اين بازي براي ما بسيار جذاب است زيرا هميشه خواستهايم با بهترين تيمهاي جهان بازي كنيم. بازي با برزيل نشان خواهد داد كه بازيكنان و تيم ما تا چه اندازه پيشرفت كردهاند و ما ميتوانيم متوجه شويم در سطح بينالمللي در چه جايگاهي قرار داريم.»
Rainyboy
09-29-2010, 10:51 PM
تحليل تايمز از بازي تاريخي 15 مهر
ايران ـ برزيل پاسخي به تحريمها
http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:O_rXeZh4Alt3oM:http://www.football3.ir/thumbnail.php?file=zuma_492961783.jpg&size=article_medium&t=1
سايت اينترنتي روزنامه تایمز دیدار برابر برزیل را پاسخی به تحریمها و نشاندهنده خروج موفق فوتبال ایران از زیر فشارهای سیاسی دانست. تايمز در گزارشي نوشت: فوتبال ملی ایران در آستانه دیدار با تیمی است که 5 قهرمانی در جهان را یدک میکشد. این دیدار در حالی برگزار میشود که گفته میشود ایران به عنوان میهمان، هزینهای برای آن پرداخت نکرده و از امکانات اقامت و حمل و نقل و پذیرایی میزبان یعنی کشور امارات نیز بهرهمند خواهد بود. به علت مسائل سیاسی و تحریمهایی که حتی در پیکره فوتبال نیز اعمال میشود، مدتهاست بسیاری از تیمها از بازی با تیم ملی ایران صرف نظر میکنند.
این مساله بویژه پس از اظهارات رئیسجمهوری اسلامی ایران، درباره رژیم صهیونیستی و مساله هولوکاست شدت گرفت. البته فیفا هم با وجود ادعای خود مبنیبر پاک بودن فوتبال از سیاست، بشدت تحت تاثیر فشارهای سیاسی کشورهای مقابل ایران قرار گرفت. ایران پس از آن، برای بازی با تیمهای بزرگ و در شان فوتبال خود دچار مشکل شد. پس از دیدار بزرگ سال 2004 برابر آلمان که در تهران برگزار شد، دیگر بازی بزرگی برای این تیم شکل نگرفت. این اتفاق در حالی افتاده که به گفته کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال ایران، برزیل نمیخواسته در اوایل ماه نوامبر 2 بازی دوستانه برگزار کند. او میگوید: «ترجیح آنها بازی با یک تیم آسیایی و تیمی اروپایی بوده است. البته آنها میخواستند این بازی در اروپا برگزار شود. قرار انجام این مسابقه را در ابتدا برای برگزاری در هلند گذاشتیم اما دولت هلند گفت نمیگذارد ما در این کشور بازی کنیم». کفاشیان که برای اولین بار است این حرفها را به زبان میآورد در ادامه میگوید: «بعد از هلند نوبت به آلمانها رسید. آنها اول موافقت کردند اما بعد پشیمان شدند،حالا نمیدانم دلیلش چه بوده است. بازی داشت کنسل میشد که سرانجام برای برگزاری مسابقه در ابوظبی توافق کردیم».
تايمز در اين مورد مينويسد:دیدار دوستانه با برزیل پاسخی است به موج تحریمها و نشاندهنده خروج موفق فوتبال ایران از زیر فشارهای سیاسی دشمنان این کشور. منبع خبری منتشرکننده این گزارش، موفقیت در برگزاری بازی ایران و برزیل را بیارتباط با روابط معقول و پایاپای محمود احمدینژاد و همتای برزیلی خود نمیداند. لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا، یکی از رهبران و مهرههای سیاسی در جهان است که حامی ایران در برنامههای صلحآمیز هستهای این کشور به حساب میآید.
C D E M
09-30-2010, 11:44 AM
به نظرم فوتبال جالبی می شه البته اگر به پای این اظهارات نذاریمش!
Jupiter
09-30-2010, 11:58 AM
به نظرم فوتبال جالبی می شه البته اگر به پای این اظهارات نذاریمش!
خب کلا تحت هر شرایطی جالب میشه
چون 50 درصد بازی شایدم بیشتر تیم برزیله
که اون احتیاجی به چیزی نداره برای جذابیت
چون پر افتخارترین تیم ملی خود به خود همراه خودش جذابیت میاره
C D E M
09-30-2010, 12:02 PM
خب کلا تحت هر شرایطی جالب میشه
چون 50 درصد بازی شایدم بیشتر تیم برزیله
که اون احتیاجی به چیزی نداره برای جذابیت
چون پر افتخارترین تیم ملی خود به خود همراه خودش جذابیت میاره
موافقم برزیل با خودش افتخارات زیادی یدک می کشه اما من منظورم اینه که نباید قضیه رو سیاسیش کنیم!
Rainyboy
10-01-2010, 06:36 PM
كشمكش بر سر تصاحب صندليهاي تماشاي بازي ايران و برزيل
بازار تورهاي مسافرتي به امارات داغ شد
http://www.yadmantravel.com/farsi/images/SpaM/dobai/visa/2.jpg
کمتر از يك هفته تا برگزاري بازي دوستانه ايران و برزيل در شهر ابوظبي امارات باقي مانده و طبيعتا در اين فاصله كم، اكثر اخبار رسانههاي ورزشي داخلي ايران حول محور اين بازي تاريخي سير ميكند. هيجان رويارويي با ستارههاي فوتبال برزيل تا آنجا پيش رفته كه برخي از نزديكان تيم ملي ايران تساوي با عمان در تورنمنت غرب آسيا را محصول لحظه شماري ملي پوشان براي مصاف با برزيل و عدم تمركز آنها روي بازيهاي غرب آسيا ميدانند. اين در حاليست كه از امارات اخبار ضد و نقيضي درباره برگزاري يا لغو بازي ايران و برزيل به گوش ميرسد. محمد خلفان الرميثي، رئيس فدراسيون فوتبال امارات با تاييد رويارويي ايران و امارت در ابوظبي در تاريخ پانزدهم مهرماه ميگويد:« با توافقاتي که صورت گرفته ديدار دوستانه بين تيمهاي ايران و برزيل در روز هفتم اکتبر در باشگاه «مدينهزايد» در شهر ابوظبي برگزار خواهد شد.» اين مسابقه در نشريات اماراتي هم بازتاب قابل توجهي داشته و به نظر ميرسد اماراتيها هم انگيزه زيادي براي تماشاي از نزديك مصاف ايران و برزيل دارند. روزنامه تايمز امارات در اين خصوص مينويسد «در حالي كه سه ماه تا آغاز رقابتهاي جام باشگاههاي جهان در امارات باقي مانده، هواداران اماراتي ميتوانند شاهد ديدار برزيل و ايران باشند.» اما دبيركل فدراسيون فوتبال امارات در گفتوگو با تايمز ابهاماتي را در خصوص برگزاري بازي ايران و برزيل مطرح كرده است: «ما از سوي فدراسيون فوتبال ايران نامهاي دريافت كرديم كه در اين نامه آنها از ما خواسته بودند ديدار دوستانهاي را برابر برزيل در ابوظبي برگزار كنند. با اين حال ما هنوز جزئيات برنامه اين بازي را دريافت نكرده و چيزي را تاييد نكرده ايم. مسائل زيادي نظير اقدامات لجستيكي و امنيتي وجود دارد كه بايد در زماني كوتاه براي آنها برنامهريزي كنيم اما قبل از آن به تاييديه شوراي ورزش شهر ابوظبي نياز است.»
در نقطه مقابل اين اظهارنظرعباس ترابيان، سرپرست كميته بينالملل فدراسيون فوتبال ميگويد نبايد به حاشيهسازيهاي كساني كه از رويارويي فوتبال ايران و برزيل ناراحت هستند، توجه كرد:« ما بهطور رسمي به فدراسيون فوتبال امارات نامه زدهايم و آنها هم رسما مجوز برگزاري اين بازي را به ما دادهاند.اتفاقا نامه موافقت فدراسيون امارات را هم داريم. در واقع بايد بگويم همكاري امارات با ما قبل تحسين بود.»
استقبال از بازي مجدد در ورزشگاه آزادي
تيم ملي برزيل بدون توجه به اين حرف و حديثها خودش را براي مسابقه با ايران آماده ميكند و سرمربي جديد اين تيم كه بازيهاي تداركاتي برزيل را با وسواس زيادي انتخاب كرده اميدوار است در اولين روزهاي حضورش روي نيمكت پرافتخارترين تيم جهان نتايج خوبي بهدست بياورد. رودريگو پايوا، مدير رسانهاي تيمهاي ملي فوتبال برزيل اوضاع و احوال اين تيم را قبل از بازي با ايران ايدهآل توصيف ميكند: «مانو منسز سرمربي برزيل تلاش كرده ستارهها را به تيم دعوت كند. البته برخي باشگاهها با حضور ملي پوشان در اردو مخالفت كردند و بازيكني مانند كاكا هم به علت مصدوميت مقابل ايران مصدوم خواهد بود.» پايوا درباره شكل گيري روند اين بازي و موافقت برزيل براي رويارويي با ايران ميگويد: «به عنوان مدير رسانهاي تيم برزيل اطلاعات خوبي از ايران داشتم و كادر فني نيز پس از مشخص شدن اين ديدار، فوتبال ايران را در چند سال اخير مورد بررسي قرار داد. كادر فني برزيل معتقد است قبل از رويارويي با آرژانتين در دسامبر (آذر ماه) يكي از بازيهاي خوب و دوستانه، همين ديدار خواهد بود. منسز از پيشنهاد ايران بسيار خوشحال شد و اين بازي را جذاب دانست. اين مسابقه از سوي يك آژانس برنامهريزي شد و اين موضوع در دنياي حرفهاي فوتبال، طبيعي است. پس از دريافت اين پيشنهاد كادر فني و فدراسيون برزيل بررسيهاي خود را انجام دادند و با اين پيشنهاد موافقت كردند. ميدانيم ايران بازيكنان با استعدادي دارد و از توانايي بالايي در فوتبال آسيا برخوردار است. هرچند ايران به جامجهاني صعود نكرد، اما نسبت به گذشته پيشرفت خوبي داشته است.» مدير رسانهاي تيم ملي برزيل از احتمال رويارويي مجدد تيم ملي اين كشور با ايران در ورزشگاه آزادي استقبال ميكند:« دعوتنامهاي از سوي ايران براي برگزاري ديدار در تهران دريافت نكرديم اما ميتوانيم پس از برگزاري اين ديدار، همكاريهاي خود را افزايش دهيم تا برزيل با تمام ستارههاي خود در ايران حضور يابد و بازي جذابي با حضور تماشاگران پرشور برگزار شود. ما هم دوست داشتيم در جوي بازي كنيم كه پرشورتر باشد. ميدانيم مردم ايران علاقه زيادي به فوتبال دارند و استقبال از اين ورزش بسيار زياد است. »
500 هزار تومان براي تماشاي مسابقه
تقاضاي ايرانيها براي حضور در ابوظبي و تماشاي بازي تيمهاي ايران و برزيل اين روزها به شدت افزايش پيدا كرده و آژانسهاي مسافرتي داخلي را واداشته تورهاي ويژه يك يا دو روزهاي را براي سفر ايرانيها به امارات تدارك ببينند. حجم بالاي استقبال كنندگان به حدي است كه قيمت اين تورها روز به روز افزايش پيدا ميكند و در حال حاضر به مرز 500هزار تومان رسيده است. سرپرست كميته بينالملل فدراسيون فوتبال به همين دليل درباره ظرفيت محدود ورزشگاه محل برگزاري مسابقه هشدار ميدهد:«چون اين ورزشگاه ظرفیت بالایی ندارد به تماشاگرانی که میخواهند از ایران برای دیدن این مسابقه به امارات بروند توصیه میکنیم اول به فکر بلیت ورزشگاه باشند، بعد بلیت هواپیما.» با توجه به اینکه تیم ملی برزیل طرفداران زیادی دارد و پرافتخارترین تیم فوتبال جهان است، پیشبینی میشود اکثریت تماشاگران مسابقه ایران و برزیل را افرادی تشکیل دهند که از ایران به امارات میروند. از سويي ایرانیهای زیادی هم در امارات هستند که به احتمال زیاد درصد زیادی از تماشاگران این مسابقه را تشکیل خواهند داد و البته اماراتيها هم براي حضور در ورزشگاه شيخ زايد براي خود حق آب و گل قائلند. مشكل اصلي حال حاضر تورهاي مسافرتي اين است كه اخبار متناقضي درباره زمان برگزاري بازي يا احتمال لغو آن منتشر ميشود و همين باعث شده آنها نتوانند پاسخ روشني به مراجعه كنندگان پرتعداد خود بدهند. برخی از آژانسهای مسافرتی تدارک دیدن تورهای 24 و 48 ساعته برای دیدن مسابقه ایران و برزیل را ریسک بزرگی برای خود میدانند. چه آنكه اگر اين بازي لغو شود آنها مجبورند پول بلیتهای هواپیما و هتلهای رزرو شده را به عنوان خسارت پرداخت کنند. اين تورها هيچ تعهدي را بابت تهيه بليت ورزشگاه برعهده نميگيرند و به همين دليل بسياري از علاقمندان از فدراسيون فوتبال سراغ بليت بازي ايران و امارات را ميگيرند. ترابيان در پاسخ به اين سوال كه بليت فروشي چگونه خواهد بود، ميگويد:«بليت فروشي دست شركت برگزار كننده بازي است و ربطي به ما ندارد. ما از آنها خواستيم امكان خريد اينترنتي بليت در ايران را فراهم كنند اما پاسخشان منفي بود. ظاهرا بليت فروشي فقط در ورزشگاه انجام ميشود.» گفته ميشود مسئولان اماراتي برگزاركننده مسابقه قصد دارند بليتهاي محدودي را در اختيار تماشاگران ايراني بگذارند و به شرطي زير بار برگزاري بازي خواهند رفت كه بتوانند از ابزار تبليغاتي به سود كشور خودشان استفاده كنند.
Rainyboy
10-01-2010, 06:40 PM
برزيل، فوتبال و سياست
http://hamedhaghparast.files.wordpress.com/2009/12/ist2_4015660-brazil-flag-football1.jpg
درباره بازي هيجانانگيز ايران و برزيل كه قرار است يك هفته ديگر در ابوظبي برگزار شود حرف و حديث بسيار است اما شخصا تصور ميكنم اين بازي را بايد از دو منظر سياست و فوتبال نگاه كرد. از دريچه سياست اگر بخواهيم اين بازي را تحليل كنيم بايد بگويم سياست، استفاده و سوءاستفاده خودش را از كل محيطي كه آن را در برميگيرد ميكند. طي چند روز گذشته در سايتهاي مختلف خبري خواندهام كه در نهايت اين سياستمداران ايران بودهاند كه بستر مهمترين بازي تاريخ فوتبال ايران را مهيا كردهاند. از آنجايي كه سياستمداران را ميشناسم و چندان از عالم سياست دور نيستم، ميدانم كه سياست دلش به حال فوتبال نسوخته و در پس اين بازي بزرگ اهداف خودش را دنبال ميكند. بازي ايران و برزيل يك اهرم قوي براي سياست است. چه آنكه در گيرودار امتناع كشورهاي صاحب فوتبال از انجام بازي دوستانه با تيمملي ايران، اين بازي دوستانه نشان ميدهد كه در حوزه فوتبال برزيل بزرگ با ما آشتي است. فوتبال يك سيستم اجتماعي مستقل است كه ارتباط نزديكي با عرصههاي ديگر دارد. ما فوتباليها البته براي سياست بازي نميكنيم و براي ما بازي با برزيل بزرگ يك خبر خوش و هيجانانگيز است. واقعيت اين است كه عموم اهالي فوتبال در جستوجوي بازيهاي پشت پرده اين بازي بزرگ نيستند. اين بازي براي فوتباليها فقط يك بازي است چون ما بازيگر هستيم؛ بازيگر فوتبال. از نظر فني هم اين بازي دستاوردهاي بزرگي براي فوتبال ايران خواهد داشت. تصور ميكنم از لحظه لحظه بازي 90 دقيقهاي با برزيل ميتوان چيزهاي زيادي آموخت. وقتي از برزيل و فوتبال پيشرفته دنيا صحبت ميكنيم فقط يك ذهنيت است اما زماني كه پيراهن بازيكنان ما به پيراهن ستارههاي برزيل ميخورد اين ذهنيت در زمين فوتبال عينيت پيدا ميكند. اين بازي يك فرصت طلايي براي بازيكن ايراني است تا از نزديك ببيند فوتباليست تاپ و مدرن برزيل چگونه در حين حركت توپ را كنترل ميكند، چرخش، شدت پاسهاي ارسالي، تعداد پاسها، حركتهاي بدون توپ، سرعت در بازي و اينكه بازيكني در سطح تيمملي برزيل پس از ارسال پاس در چه فضايي حركت ميكند، يك كلاس آموزشي ارزشمند به شمار ميرود. هفته گذشته در محافل خبري آلمان آمده بود كه شوان اشتايگر در جريان بازي با هوفنهايم 142 بار صاحب توپ شده.
اين خبر براي فوتباليست ايراني در حد يك ذهنيت در مورد اين بازيكن است اما اگر فوتباليست ايراني مقابل شوان اشتايگر بازي كند عينيت پيدا ميكند. در مقطع فعلي اكثر بازيكنان دنيا درگير مسابقات باشگاهي هستند و به همين دليل بازيهاي دوستانه ملي براي بسياري از تيمها اهميت چنداني ندارد. با اين حال اگر برزيليها تنها 40 درصد از تواناييهايشان را بروز بدهند به مثابه يك كلاس آموزشي تمامعيار براي فوتبال ايران به حساب ميآيد. در بازي بزرگ 7اكتبر چيزي كه مهم نيست، نتيجه است.
بهمن فروتن
كارشناس فوتبال
lionel messi 10
10-02-2010, 12:00 AM
حمله عراقي ها به منصوريان و تقديم پيروزي به ملت ايران
http://www.arteshesorkh.com/module_images/news/tumb/untitled_57652.jpg (http://www.arteshesorkh.com/module_images/news/untitled_57652.jpg) ارتش دات کام: كادرفني تيم ملي فوتبال ايران پيروزي مقابل عراق را به ملت ايران تقديم كرد. كادرفني تيم ملي پس از پايان بازي، پيروزي 2 بر يك مقابل عراق را به ملت ايران تقديم كرد.
اين بازي عصر امروز از مرحله نيمه نهايي مسابقات غرب آسيا برگزار شد و تيم ملي ايران در ديداري حساس عراق را شكست داد تا به فينال اين رقابت ها راه پيدا كند.
* به دليل بي احترامي هواداران عراقي به پرچم و سرود ملي ايران، عليرضا منصوريان، مربي تيم ملي پس از پيروزي ايران به سمت آنها رفت و بوسه اي به پرچم ايران زد. اين موضوع باعث شد هواداران خشمگين عراقي كه از شكست تيمشان به شدت ناراحت بودند به سمت منصوريان حمله كنند كه اين موضوع با وساطت مأموران حاضر در ورزشگاه خاتمه پيدا كرد.
*بازيكنان تيم ملي پس از اين ديدار با سرعت راهي هتل شدند تا به استراحت بپردازند. بازيكنان صبح فردا را به استراحت مي پردازند و بعدازظهر تمريني سبك را برگزار مي كنند.
*كادرفني تيم ملي با تماشاي ديدار كويت و يمن، ضمن بررسي اين ديدار، فردا نقاط قوت و ضعف تيم فيناليست را براي بازيكنان تيم ملي آناليز خواهند كرد.
ديدار تيم هاي يمن و كويت از مرحله نيمه نهايي مسابقات فوتبال غرب آسيا، دومين فينالست و حريف ايران را مشخص خواهد كرد.
فينال اين پيكارها يكشنبه برگزار مي شود
Rainyboy
10-02-2010, 09:11 PM
لحظهشماري مليپوشان ايران براي رويارويي با برزيل
نميترسيم، آنها آدمخوار نيستند!
http://www.fifa.com/mm/photo/tournament/competition/01/12/72/83/1127283_large.jpg....http://www.footballiran.ir/Images/News/Larg_Pic/19-5-1389%5CIMAGE634170488927343750.jpg
ساخت مستند بازي ايران و بريل توسط يك گروه سينمايي و با هدف ثبت حواشي و اتفاقات اين بازي در تاريخ فوتبال ايران به تنهايي گوياي جذابيتها و تفاوتهاي اين بازي هست. در فاصله پنج روز مانده به برگزاري اين مسابقه تب فوتبال ملي داغ تر از هميشه شده و ميتوان مدعي شد فوتبال ملي ايران از مدتها قبل چنين فضايي را تجربه نكرده است.
گفته ميشود بليتهاي بازي ايران و برزيل در سه قيمت متفاوت و به ارزش 50، 100 و 150 درهم فروخته ميشود. هر درهم امارات معادل 300 تومان است كه با اين حساب بليتهاي بازي ايران و برزيل به ترتيب با قيمت 15، 30 و 45 هزار تومان فروخته خواهد شد. فدراسيون فوتبال امارات روز پنجشنبه محل برگزاري اين بازي را به ورزشگاه اسپرت سيتي كه گنجايش
44 هزار تماشاگر را دارد منتقل كرد تا اندكي از اين نگراني كاسته شود. عباس ترابيان، سرپرست كميته روابط بينالملل فدراسيون فوتبال درباره آخرين جزئيات توزيع بليت اين مسابقه ميگويد:« فكر ميكنم بليت فروشي از روز شنبه يا يكشنبه آغاز ميشود و خود من يكشنبه براي پيگيري كارهاي مربوط به اين موضوع به امارات ميروم.» شبکه تلويزيوني ابوظبي اسپرت پخش انحصاري ديدار تيمهاي ايران ـ برزيل را در اختيار خواهد داشت. روزنامه الاتحاد در چاپ روز پنجشنبه خود از برنده شدن شبکه تلويزيوني ابوظبي اسپرت در اخذ حق پخش تلويزيوني ديدار تدارکاتي ايران و برزيل در ابوظبي خبر داد. به موازات اين خبر شايعه عدم پخش مستقيم مسابقه توسط تلويزيون ايران به سرعت تكذيب شد و تلويزيون ساعت برگزاري اين بازي را در فهرست پخش مستقيمهاي خود گنجاند.
باشگاه اوساسونا بهطور رسمي اعلام كرد اجازه حضور دو بازيكن ايرانياش را در بازي برابر برزيل صادر كرده است. بر اساس اعلام سايت باشگاه اوساسونا پس از بازي اين هفته اوساسونا در لاليگا كه برابر لوانته برگزار ميشود، مسعود شجاعي و جواد نكونام براي همراهي تيم ملي ايران در ديدار برابر برزيل از اردوي اين تيم جدا خواهند شد. اين دو بازيكن دوشنبه هفته آتي اسپانيا را ترك ميكنند تا بتوانند در دو جلسه تمرين در كنار ساير بازيكنان ايران حاضر باشند.
سيد مهدي رحمتي به عنوان يكي از تاثيرگذارترين بازيكنان حال حاضر تيم ملي ايران درباره جو تيم ملي قبل از برگزاري اين بازي ميگويد: «ما با برزيل بازي داريم و هيچ استرسي هم در بچهها وجود ندارد. مگر با آدمخوارها بازي ميكنيم كه بخواهيم بترسيم؟ هيچ كس از تيم ملي توقع ندارد كه برزيل را شكست دهد ولي اگر آنها بد نتيجه بگيرند، زير فشار انتقادات قرار خواهند گرفت. ما از اينكه با اختلاف گل زياد بازي را واگذار كنيم نميترسيم. بازيكنان ايران بيتجربه نيستند كه در زمين بايستند تا برزيل پشت سر هم گل بزند. بازيكنان ايران نهايت تلاش خود را به خرج خواهند داد تا نتيجه خوبي مقابل اين تيم بگيرند.»
پس از سالها فرصتي فراهم آمده كه تيم ملي ايران به مصاف تيمي قدرتمند برود. بنابراين بايد سرمربي تيم از اين فرصت براي آماده كردن تيم جهت حضور در جام ملتهاي آسيا استفاده كند. البته اين بازي ربطي به پيشرفت فوتبال ما ندارد. زماني هم كه ما بازي ميكرديم ديداري با تيم ملي آلمان انجام داديم كه توانست خيلي به ما كمك كند و اميدوارم اين بازي به تيم ملي در آستانه جام ملتهاي آسيا كمك كند.» پيش از اين گفته ميشد فدراسيون فوتبال قصد دارد با دعوت از مهدي مهدويكيا مقدمات رسمي خداحافظي او از تيم ملي را در بازي با برزيل فراهم كند.
به نظر ميرسد مديران سابق فدراسيون فوتبال كه همواره به حضور تيم ملي آلمان در ايران ميبالند دلخوشي از رويارويي ايران و برزيل ندارند. غلامحسين زمان آبادي سخنگوي سابق فدراسيون اظهارات عجيبي را در خصوص بازي دوستانه ايران و برزيل به زبان ميآورد:« در زمان رياست آقاي دادكان برزيليها به امارات آمدند و به فدارسيون فوتبال ايران پيشنهاد يك بازي دوستانه را دادند. آقاي دادكان اين پيشنهاد را رد كرد چون او معتقد بود كه اين مسابقه دو حالت بيشتر ندارد، يا اينكه ما با اختلاف زياد گل به برزيل ميباختيم و اين شخصيت تيم ملي را پايين ميآورد يا اينكه آنها يك بازي نمايشي را به نمايش ميگذاشتند و از لحاظ فني هم چيزي عايد ما نميشد. آن زمان برزيل براي انجام اين بازي یک ونیم ميليون از ايران ميخواست اما فدراسيون راضي نبود كه چنين پولي را به برزيل بدهد.»
zamara
10-03-2010, 06:43 AM
http://www.arteshesorkh.com/module_images/news/برزيل_75163.jpg
برزيل را زياد جدي نگيريم؛ پوست موز از ريودوژانيرو مي رسد؟
1) درحالي رفته رفته به زمان برگزاري ديدار دوستانه تيم هاي ملي ايران و برزيل در ابوظبي نزديک مي شويم که تحقق ناگهاني يک رؤياي قديمي، هنوز براي بسياري از فوتبالدوستان کشورمان قابل درک نيست. اين که فدراسيون فوتبال کشورمان چگونه توانست اندکي پس از آن که از سوي اوکراين و کامرون در مسير برگزاري يک بازي دوستانه مورد بي اعتنايي قرار گرفت، مسابقه با برزيل را جفت و جور کند، پرسش مهمي است که در گوشه ذهن بسياري از علاقه مندان اين حوزه جا خوش کرده است. با اين حال شواهد و قراين نشان مي دهد بايد با اين موضوع کنار بياييم و خودمان را آماده مصاف با تيم پنج ستاره جهان کنيم؛ آنچه اگر به درک درست و کاملي از آن دست پيدا نکنيم، مي تواند در کنار سودهايش، آفت هايي را نيز براي تيم ملي ما به دنبال بياورد.
2) ديدار نزديک و نفسگير تيم ملي کشورمان در مقابل عراق در مرحله نيمه نهايي بازي هاي غرب آسيا، تلنگر مهمي بود براي مديران و مسؤولان فوتبال ما که اگر در باد موفقيت هاي فني و اداري اخير بخوابند، با مشکلات زيادي مواجه خواهند شد. پس از قطعي شدن بازي دوستانه با برزيل، شاگردان قطبي دو مسابقه برگزار کرده اند که هيچکدام از آنها پيام هاي خوشايندي براي مان نداشته است. توقف در برابر تيم دوم عمان و نيز پيروزي نزديک بر عراقي که هم گروه ما در جام ملتهاي آسياست و اتفاقاً تا زماني که يازده نفره بود، خيلي ايران را آزار داد، مي تواند تأييد دوباره اي بر اين فرضيه باشد که اصولاً هموطنان ما استعداد غريبي در «جوگير» شدن دارند و مي توانند خيلي زود کنترل خودشان را در اختيار احساسات قرار بدهند. اينگونه، اگر قرار باشد برگزاري بازي با برزيل و حتي کسب نتيجه اي نزديک در برابر سلسائو، به در خواب رفتن ملي پوشان بينجامد، بايد فاتحه تيم اعزامي به جام ملتها را از همين حالا خواند!
3) بازي با برزيل خوب است، خيلي خوب است، اما به شرط آنکه برخورد با آن، منطقي و خردمندانه باشد. از ياد نبريم در آستانه جام جهاني آفريقاي جنوبي، تيم ملي اسپانيا با تمام نفرات اصلي اش در يک مسابقه دوستانه به مصاف عربستان رفت و با گل دير هنگام يورنته به سختي توانست با نتيجه سه بر دو بر اين حريف آسيايي اش غلبه کند، چنانکه همين تيم اندکي پس از جام نوزدهم با چهار گل مقهور آرژانتين شد. با اين همه، ماتادورها در مسابقات اصلي و همانجايي که بايد موفق باشند، موفق شدند و توانستند جام جهاني را به خانه ببرند و در خيابانهاي مادريد با آن جشن بگيرند. بازي هاي دوستانه و تدارکاتي، هميشه فضاي خاص خودشان را دارند و به ندرت مي شود آنها را با مصاف هاي مهم و رسمي قياس گرفت. تجربه تاريخي هم نشان داده که هر زمان تيم ملي کشورمان در مسابقات آماده سازي و کم اهميت نتايج ضعيف تري گرفته، براي تورنمنت هاي مهم تر با آمادگي بيشتر عازم شده است. درست مثل تيم برانکو که در 6 دوره بازيهاي غرب آسيا، ايران تنها در زمان او صاحب عنوان قهرماني نشد، اما حضوري درخشان در جام ملتهاي آسيا داشت و به راحتي راهي جام جهاني آلمان شد. يادمان بماند، برزيل هم با همه اسمش يک بازي دوستانه است و نبايد برايش اعتباري بيش از اين قائل شد.
4) اسير يأس شدن پس از شکست سنگين احتمالي و يا سرمست غرور ماندن بعد از کسب نتيجه نزديک برابر برزيل، هر دو خطرناکند. ما به مصاف قهرمان سنتي و عضو هميشه حاضر فيفا در جام جهاني مي رويم، اما صرفاً در يک مسابقه «دوستانه» که اگر قرار باشد برايمان توهم درست کند، پوست موز ليزي را مي ماند که از ريودوژانيرو برايمان آمده و «قطعاً» به سرنگوني تيم ملي خواهد انجاميد!
-----------------
منبع : ارتش سرخ دات كام
C D E M
10-04-2010, 02:20 PM
برزیل همون تیمه که پرافتخارترینه و سابقش درخشانه و قهرمانه و هزارتاووووووو اما تو این جام جهانی رسما حرفی برای گفتن نداشت چرا؟ چون سوار شده بود رو چندتا ستاره مطمئن باشید ایران با ساختار منطقی می تونه برزیل رو غافلگیر کنه!
Rainyboy
10-06-2010, 10:00 PM
برزيل با چه كيفيتي رودرروي ايران ميايستد؟
غنيمت ملاقات با زرد كمرنگ
http://pic-ups.com/images/1mum.png
پس از شش سال بالاخره تيم ملي ايران رودرروي يك تيم نامدار و در كلاس جهاني ميايستد. سال 2004 تيم ملي آلمان با هدف كمك به زلزلهزدگان بم با تركيب اصلي خود راهي تهران شد و در حضور بيش از 100 هزار تماشاگر، تيم ملي ايران را 2 بر صفر شكست داد. از آن پس كرواسي و مكزيك مهمترين رقباي ايران در بازيهاي تداركاتي بودهاند. كرواسي چند هفته پس از بازي با ايران نمايش قابل قبولي در جامجهاني 2006 داشت و با بدشانسي از دور رقابتها كنار رفت. مكزيك هم يك ماه پس از پيروزي 4 بر صفر مقابل ايران نايب قهرمان كاپ طلايي شد و در كوپا آمريكا 2007 هم به مقام سوم رسيد و حتي برزيل را هم در دور گروهي شكست داد. با اين وجود فاصله زياد رقباي تداركاتي ايران و ساير كشورهاي آسيايي همواره آزاردهنده بوده و هست. در اين شش سال كرهجنوبي و ژاپن حد اقل 10 بار با تيمهايي بازي دوستانه برگزار كردند كه در رنكينگ فيفا جزو 20 تيم اول هستند.
برگزاري بازي دوستانه با پر آوازه ترين تيم فوتبال جهان كه تا چند ماه ديگر رقابتهاي كوپا آمريكا 2011 را در پيش دارد و نگاهي فراتر از اتلاف وقت به اين گونه بازيها دارد به خودي خود نكته مثبتي محسوب ميشود ولو اينكه اين اتفاق را به حساب نزديك شدن روابط سياسي دو كشور در ماههاي اخير بگذاريم. تنها نكته آزار دهنده اين بازي ليست تيم ملي برزيل است كه نام تعدادي از بازيكنان اصلي در آن به چشم نميخورد.
1 - سزار در درون دروازه، مايكون، لوسيو، خوان و باستوس در خط دفاعي، الانو، گيلبرتو، ملو، روبينيو و كاكا در خط هافبك و لوئيس فابيانو بهعنوان تك مهاجم. اين تركيبي است كه برزيل در اكثر بازيهاي يك سال اخير خود با آن به ميدان رفته بود. حتي در برابر تيم بسيار ضعيف زيمبابوه هم 9 نفر از بازيكنان نام برده بازي كردند. از اين جمع تنها روبينيو براي بازي با ايران دعوت شده است.
2 - تنها پنج بازيكن از برزيليهاي حاضر در جامجهاني 2010 مقابل ايران به ميدان ميروند. از اين پنج نفر تياگو سيلوا اصلا در جامجهاني بازي نكرد، نيلمار 130 دقيقه بازي كرد كه 90 دقيقه آن شامل بازي بسيار ضعيف مقابل پرتغال ميشد و راميرس و دني آلوس هم فقط در زمان مصدوميت الانو به بازي گرفته شدند.
3 - برزيل پس از جامجهاني 2010 در دو بازي تداركاتي مقابل ايالات متحده و تيم رزرو بارسلونا به ميدان رفته و در اين دو بازي از بازيكنان مطرح تري نسبت به تيمي كه برابر ايران قرار خواهد گرفت استفاده كرده است. تيم دوم بارسلونا، تيمي متشكل از جوانان 17 تا 21 سال است كه در دسته سوم اسپانيا معمولا در ميانههاي جدول جاي دارد. برزيل براي بازي با چنين تيمي هم امثال گومز، مارسلو، هرنانس و هالك را به اردو برد اما در بازي با ايران هيچكدام از آنها جايي در سلسائو ندارند.
4 - 12بازيكن از 23 نفر بازيكن فراخوانده شده به تيم ملي برزيل حتي يك بازي ملي هم در كارنامه خود ندارند و اين بازي همانطور كه در ذهن بازيكنان ايران خواهد ماند در ذهن اين جمع نيز جاودانه خواهد شد! در كل فهرست سلسائو هم فقط و فقط پنج بازيكن بيش از 10 بار براي تيم ملي برزيل بازي كرده اند. با اين وضع احتمالا روبينيو بازوبند كاپيتاني برزيل را بر بازو ميبندد.
5 - براي بازي با ايران سه دروازه بان با نامهاي ويكتور، جفرسون و نتو به تيم ملي برزيل دعوت شدند. اين در حالي است كه جفرسون و نتو حتي در زمره برترين دروازهبانهاي ليگ برزيل هم نيستند. جفرسون براي تعدادي از بازيكنان ايران ناآشنا نيست.
در بازي دوستانه چند سال قبل استقلال و قونيا اسپور او دروازه بان تيم تركيهاي بود و دو بار تسليم برهاني و بياتي نيا شد. ويكتور كه احتمالا دروازه بان اول برزيل خواهد بود در گرميو بازي ميكند و در دو فصل اخير جايزه برترين دروازه بان ليگ برزيل را از آن خود كرده است. با اين وجود از نظر اكثر تماشاگران ليگ برزيل، سني و كاريني نسبت به ويكتور مطمئن تر هستند. نتو دروازهبان سوم برزيل هم 21 سال دارد و بعيد بهنظر ميرسد برابر ايران فرصت بازي پيدا كند. نتو در باشگاه خودش هم دروازه بان اول نيست.
6 - در خط دفاع فقط دني آلوس و تياگو از جامجهاني 2010 در اين بازي حضور خواهند داشت. احتمالا چهار مدافع برزيل در شروع بازي دني آلوس، تياگو، الكس و آندره سانتوس خواهند بود. اينها تقريبا نفرات رزرو بازيكنان اصلي هستند كه البته از سطح كيفي قابل قبولي هم برخوردارند و براي محك زدن مهاجمان ايران كافي به نظر ميرسند. مارينو كه به عنوان مدافع راست ذخيره روي نيمكت برزيل مينشيند در حال حاضر در فلوميننسه ذخيره جوليانو بلتي 35 ساله است. رور ديگر بازيكن ذخيره از ابتداي سال 2010 در هيچ بازي رسمي به ميدان نرفته است. داويد لوئيس بازيكن بنفيكا مطمئن ترين مدافع ذخيره برزيل در اين بازي خواهد بود كه احتمال دارد اولين بازي ملي خود را انجام دهد.
7 - به استثناي آدريانو (كه شايد در خط دفاع به بازي گرفته شود)، باقي هافبكهاي برزيل در تيمهاي خود مهرههاي ثابتي نيستند. راميرس و كوتينهو كه حتي در بين ذخيرههاي تيم باشگاهي خود هم گزينه اول نيستند، لوكاس كم به بازي گرفته ميشود و در همان اندك دقايق پيادهروي مفصلي روي اعصاب هواداران ليورپول انجام ميدهد، ساندرو و وسلي هم هنوز در اين فصل براي باشگاههاي خود به ميدان نرفتهاند و معيار دعوت آنها به تيم ملي نامشخص است.
كارلوس ادواردو هم مورد اعتماد برديف سرمربي رابين كازان نبوده و در اين فصل چندان به بازي گرفته نشده است. البته در اندك دقايقي كه بازي كرده بد بازي نكرده است.
از بين بازيكناني كه از ليگ برزيل به تيم ملي دعوت شدهاند الياس در كورينتيانس در پست هافبك تدافعي بازي ميكند و بازيكن چندان سرشناسي (حتي براي خود برزيليها) نيست. جوليانو را شايد بتوان قابلاعتناترين هافبك برزيل در اين بازي دانست. با وجود سن كم، او يكي از اركان اينترناسيونال بوده است و سهم عمدهاي در قهرماني آنها در ليبرتادورس 2010 داشت. او در بازي فينال يكي از گلهاي اينترناسيونال را به چيواس زد.
8 - روبينيو، نيلمار، پاتو و آندره. در جمع مهاجمان برزيل تنها نيلمار در اين فصل خوب كار كرده است. او در شش بازي براي ويارئال شش گل بهثمر رسانده است و سهم عمدهاي در قرار گرفتن اين تيم در پله دوم لاليگا داشته. آندره در ديناموكييف ذخيره شوچنكو و ميلفسكي است، پاتو پس از مصدوميت در اولين بازي فصل تنها چند دقيقه مقابل پارما براي ميلان به ميدان رفته است.
مهدي احمدي
Rainyboy
10-06-2010, 11:24 PM
شگفتيهاي فوتبال ايران در بازي با برزيل
متفاوتيم! حتي به قيمت نديدن بازي قرن!
http://www.persianv.com/uc/out.php/i12701_208906071700L600.jpg
ايران ورزشي- فروش تنها هزار قطعه بليت براي بازي تاريخي ايران- برزيل، آن هم بعد از گذشت 48 ساعت از شروع زمان بليت فروشي به هيچ عنوان آمار خوبي به حساب نميآيد! به ويژه اينكه شور و هيجان حاصل از اين بازي، هواداران فوتبال را چنان تحت تاثير خود قرار داده بود كه پيش از شروع بليتفروشي مسابقه انتظار ميرفت بيش از نيمي از بليتهاي در نظر گرفته شده براي هواداران تا دوشنبه شب به فروش برسد. به هر حال اما براساس گزارشي كه دوشنبه شب از سوي مسوولان برگزاري اين بازي اعلام شد، حدود 41 هزار قطعه بليت اين بازي فروش نرفته باقي مانده بود تا اين احتمال به وجود آيد كه اگر بليتفروشي بازي همين طور ادامه يابد ورزشگاه بنزايد ابوظبي در اين مسابقه جايگاههاي خالي زيادي داشته باشد. بر همين اساس مسوولان برگزاري مسابقه ايران- برزيل فروش بليت را همچنان به دو صورت آنلاين و حضوري در مكانهايي كه از سوي فدراسيون فوتبال امارات اعلام شده، ادامه ميدهند. از سوي ديگر عباس ترابيان هم كه اين روزها به امارات سفر كرده تا تمامي امور را از نزديك زير نظر بگيرد بر بليتفروشي مسابقه نيز نظارت دارد تا مقدمات حضور هواداران در ورزشگاه بنزايد ابوظبي را فراهم كند. او نتيجه مشاهدات خود در اين بازديد را اينگونه توصيف ميكند: «از قسمتهاي مختلف اين ورزشگاه از جمله رختكنها بازديد كرديم و به نظر ميرسد شرايط براي برگزاري يك بازي تاريخي آماده باشد. ضمن اينكه جا براي همه افرادي كه تمايل دارند اين مسابقه را از نزديك ببينند وجود دارد و حتي روز برگزاري مسابقه هم بليتفروشي ادامه خواهد داشت و در صورت تمام نشدن بليتها، آن روز 10 باجه براي فروش بليت داير ميشود. علاوه بر تمامي اين اقدامات، ليست خبرنگاران را به مسوولان برگزاري ارائه كردهايم كه آي دي كارت آنها در روز مسابقه صادر و به اين افراد تحويل داده ميشود.» مطابق با همين موضوع و در راستاي مهيا شدن مقدمات اين بازي مشخص شد كه هواداران تيم ملي ايران در روز مسابقه ميتوانند از درهاي شماره 4 تا 26 وارد ورزشگاه شوند. درهاي شماره 26 تا 53 نيز بر همين اساس به هواداران برزيلي اختصاص يافته است تا تماشاگران اين دو تيم بتواند به راحتي وارد ورزشگاه شوند. همچنين آن دسته از تماشاگراني كه با اتومبيل خود به ورزشگاه بيايند بايد از درهاي شماره 5، 6، 8، 12، 13 و 16 وارد شهرك ورزشي بنزايد ابوظبي شوند تا با مشكلي روبرو نشوند.
C D E M
10-07-2010, 11:24 PM
اهدای منشور کوروش به سید مهدی رحمتی بعد از بازی با برزیل به عنوان بهترین بازیکن زمین یه سوال چرا؟درکل اصلا نظرتون در باره ی این حرکت چیه؟
lionel messi 10
10-08-2010, 02:18 AM
تيم ملي فوتبال ايران با 3 گل مقابل برزيل شكست خورد:
تهران IranSport.Net - تيم ملي فوتبال ايران در ديداري دوستانه با نتيجه 3 بر صفر مغلوب برزيل شد. ديدار تيمهاي ايران و برزيل در ورزشگاه بنزايد برگزار شد. ديدار تيم هاي ملي فوتبال ايران و برزيل در ورزشگاه شيخ زايد ابوظبي برگزار شد. تيم برزيل با گل هاي دني آلوز در دقيقه 13، پاتو دقيقه 68 و نيلمار دقيقه 90 توانست تيم ايران را از پيش رو بردارد. محمد غلامي ملي پوش كشورمان در دقيقه 4 بازي دروازه برزيل را گشود كه كمك داور اين ديدار آن را مردود اعلام كرد.
روبينيهو در دقيقه 19 با ضربه اي توپ را به تيرك دروازه مهدي رحمتي زد كه جواد نكونام نيز متقابلا در دقيقه 48 اين حركت را جبران كرد.
مهدي رحمتي در نيمه دوم اين بازي بار ها با عكس العمل هاي زيباي خود مانع ورود توپ به دروازه تيم ملي فوتبال كشورمان شد.
كريم انصاري فرد در دقيقه 55 جايگزين محمد غلامي شد، ميلاد زنيد پور در دقيقه 59 جاي خود را به ايمان مبعلي داد و كريم باقري و ميلاد ميداوودي بترتيب در دقايق 72 و 86 جايگزين مسعود شجاعي و پژمان نوري شدند.
'گفتني است كريم باقري در اين ديدار براي هميشه از ميادين ملي خداحافظي كرد.
تيم ملي فوتبال برزيل در سال هاي 1958، 1962، 1970، 1994 و 2002 قهرمان جام جهاني شد.
نخستين ديدار رسمي اين دو تيم در بازي هاي المپيك 1972 مونيخ رقم خورد كه در جريان آن تيم كشورمان با تك گل مجيد حلوايي بر برزيل غلبه كرده بود.
مهدي رحمتي در اين ديدار نمايش بسيار خوبي را از خود نشان داد و در دقيقه 85 بار ديگر ضربه نيلمار را با دست مخالف خود دفع كرد.
البته ميلاد ميداودي در دقيقه 94 نتوانست از فرصت خوبي كه داشت استفاده كند تا همان نتيجه 3 بر صفر پا برجا بماند.
فريد علي از امارات قضاوت اين ديدار را برعهده داشت.
تركيب ايران:
سيد مهدي رحمتي، محمد نصرتي، سيدجلال حسيني، احسان حاجصفي، پژمان نوري (ميلاد ميداودي-87)، مسعود شجاعي، جواد نكونام، آندرانيك تيموريان، خسرو حيدري (كريم باقري- 73)، ميلاد زنيدپور (ايمان مبعلي-60) و محمد غلامي (كريم انصاريفرد-55).
سرمربي: افشين قطبي
تركيب برزيل:
ويكتور، دني آلوس، تياگو سيلوا (رويو-78)، آندره سانتوس، لوكاس (ديويد لوييز-81)، راميرس (ساندرو-67)، كارلوس ادواردو (جيوليانو-64)، فيليپه كوتينو (الياس-46)، روبينيو (نيلمار-68)، آندره، آلكساندر پاتو.
سرمربي: منسز
Rainyboy
10-12-2010, 11:00 PM
نگاهی شتابزده به بازی بزرگ؛
این آخرین شکست ما بود؟
http://cache.bordobakht.com/images/site/news/0244/24441_58375fa1b0ffb4ce7be8413b9eab11242d71df88.jpg
۱. بازندهی سربلند از آن عبارات متناقض و درکنشدنیست. تیمی که سه گل خورده و گلی نزده، بازی را باخته و در همهی اینها سربلندیای وجود ندارد. سربلندی فقط مال کسانیست که در یک بازی عادلانه، با رعایت موازین و قوانین بازی، به پیروزی برسند. پس ما امشب یک تیم بازنده بودیم و دیگر واقعا فرقی ندارد که رقیبمان پرافتخارترین تیم دنیا بوده یا کم افتخارترین.
۲.عادل فردوسیپور معتقد بود که ما میتوانستیم بهتر بازی کنیم. از این بهتر بازی کردنها، در مقابل تیمهای بزرگ، در حافظهی نگارنده لااقل چیزی پیدا نمیشود جز لگدی بر صورت فیگو، دفاع یازده نفره جلو دانمارک، دریافت پنج گل مقابل اتریش و آثرم، و در بهترین خاطره موجود خوردن دو از آلمان و دریبلهای کریمی در آن بازی.
۳.اما در تیم بازندهی امشب هم نکات مثبتی بود. مهدی رحمتی نشان داد که دروازهبان قابل اتکاییست حتا اگر سه گل بخورد. حاجصفی مقابل بازیکنان بزرگ دنیا، با اعتماد به نفس به توپ ضربه میزد. محمد غلامی مهاجمیست که از کوچکترین فرصتها برای گل زدن استفاده میکند. تیم ایران برعکس گذشته که جلو تیمهای بزرگ با ترس زیر توپ میزد، در این بازی، با ترس حفظ توپ میکرد. ترس همچنان در اغلب بازیکنان دیده میشود اما با ترس حفظ توپ کردن، یک قدم جلوتر از با ترس زیر توپ زدن است.
۴.مجلهی همشهری جوان قبل از این دیدار، در بازی «فیفا وردکاپ»، ایران و برزیل را به مصاف هم فرستاده بود. نتیجه در بازی کامپیوتری یک بر صفر به سود برزیل تمام شده بود. خب ما در بازی واقعی دو گل بیشتر خوردیم اما نکتهی جالب در این است که در بازی کامپیوتری، میلاد میداوودی در دقیقهی ۹۰، موقعیت گل تک به تک را به اوت میزند. انگار دیگر بازیهای تیم ملی ایران خیلی هم غیرقابل پیشبینی نیست. این اصلن اتفاق بدی نیست حتا اگر پیشبینیپذیر بودنمان در خراب شدن موقعیت تک به تک توسط مهاجممان باشد!
۵.خوب است که توقع ما از تیم ملیمان بالاست. اما همین توقع بالا، در هر زمینه، وقتی خیلی دور از واقعیت باشد، موجب سرخوردهگی و افسردهگی میشود. هنوز درک نکردهایم که چرا چهار سال پیش توقع داشتیم که پرتقال را شکست بدهیم، رسیدهایم به جایی که دوست داریم برزیل را هم ببریم. شرایط ما جوریست که هنوز بزرگترین تیمهایمان استادیوم اختصاصی ندارند. مربیای داریم به نام فیروز کریمی که اعتقاد دارد مردم دیدن بازی تیم فعلی او را به دیدن بازی ایران-برزیل ترجیح میدهند. فقط دو بازیکن در لیگهای اروپایی داریم. مصطفی دنیزلی آخرین مربی بزرگ خارجی بوده که به ایران آمده و از آن موقع نزدیک به چهار سال میگذرد. تیم جوانانمان در دو بازی پنج گل میخورد و گلی نمیزند. تیم امیدمان با ویتنام یک-یک مساوی میکند و بین چهار تیم، دوم میشود. این شرایط ماست. واقعن با بودن در چنین موقعیتی توقع داریم که برزیل را شکست بدهیم؟
۶.گرسنهگی و تشنهگی اگر توام با استعداد و توانایی باشد، معیار بدی برای حضور در تیم ملی نیست. اما واقعن باید بپذیریم که بازیکنی مثل کریم انصاریفر، گرسنهتر و تشنهتر از میلاد میداوودی است؟ دیگر دربارهی استعداد و توانایی این دو نفر، بحث و مقایسه نمیکنیم.
۷.همهی بازیکنان برزیل نبودند. البته منظورمان از تمام بازیکنان با نگاه خیابانیوار نیست که بگوییم روماریو و رونالدو و رونالدینیو نبودند. برزیل هم مسلمن مثل یک بازی رسمی، انرژی نگذاشت اما یک چیز را فراموش نکنید. برزیل نیامده بود جوری بازی کند که جلو ما بارها توپها را تحت فشار از دست بدهد و ما تیر دروازهاش را به لرزه دربیاوریم و گل بزنیم و بخشی از بازی را با پاسکاریهای در عرضمان در اختیار بگیریم و ریتم بازیاش را بشکنیم. ما در مقابل همین برزیل نه خیلی کامل، بعضی مواقع خوب بازی کردیم و تیم حریف را تحت تاثیر قرار دادیم.
۸. کریم بافری هم بالاخره در خداحافظی هتتریک کرد و از تیمملی برای همیشه کنار رفت. بد نیست حالا یادی هم از دیگر بازیکنان آن نسل بکنیم. آن نسل دو دفاع داشت به نامهای پیروانی و اکبر استاداسدی که همیشه توپ را از زمین خودی شوت میکردند در زمین حریف و معمولن هدفشان هم مشخص نبود. وقتی این چیزها را به یاد میآوریم، واقعن باید تلاش نصرتی و حسینی را ستود که سعی میکردند بازی سازی را از دفاع شروع کنند. البته اینکه چهقدر موفق بودند، بماند. اما مهم این است که لااقل تلاششان را میکردند.
۹. همه میگفتند جای علی کریمی در این بازی خالیست. واقعن خالی بود اما با شناختی که از کریمی داریم، هیچ بعید نبود در اوج بیانگیزهگی بازیکنان برزیل را دریبل کند و بعد توپ را بزند توی اوت. کاش در فوتبال ایران میشد یک موجود فرانکشتاینی درست کرد که روحیهی عابدزاده را داشته باشد، تکنیک و استعداد کریمی را به اضافهی جاهطلبی دایی و سیستمپذیر بودن نکونام. اما خب هیچ انسانی کامل نیست. برای همین روحیهی خوب شجاعی که میخواست برزیلیها را دریبل بزند، هرگز با استعداد و تکنیکی همپای کریمی جمع نخورد و برای همین هم بازیکنان برزیل تمام توپهای شجاعی را گرفتند.
۱۰.اگر حافظهای قوی نداشته باشید اما باز حتمن بازی ایران-استرالیا را به خاطر دارید. در آن بازی که فخر ایرانیان است، ما تمام مدت زیر توپ میزدیم، استرالیا موقعیتهای بیشماری داشت اما ما فقط با داشتن دو فرصت گل، بازی را مساوی و به جامجهانی صعود کردیم. برای همین آن بازی در حافظهی همه مانده است. نتیجه. نتیجه گرفتن خیلی مهم است. وگرنه زدن به تیر دروازهی برزیل و خراب کردن تک به تک و حتا گل سالم اما مردود شده توسط داور، وقتی همراه با نتیجه نباشد، به هیچ دردی نمیخورد و نمیشود با آن به کشورهای بیفوتبالی مثل مالدیو هم فحر فروخت؛ چه برسد به فخرفروشی جهانی. پس بهتر است تمام موقعیتهای از دست رفته و تیر دروازه و اشتباه داور را فراموش کنیم و یک چیز را به خاطر بسپاریم. ما سه بر صفر به برزیل باختیم. ای.
C D E M
10-15-2010, 02:09 PM
بازی با برزیل پلی باشه به بازی با تیم های بزرگتر البته نه اینکه فقط بازی مهم باشه نتیجه هم مهمه!
Jupiter
10-15-2010, 02:58 PM
بازی با برزیل پلی باشه به بازی با تیم های بزرگتر البته نه اینکه فقط بازی مهم باشه نتیجه هم مهمه!
874596187459618745961874596187459618745961 درسته اگر متفکرانه بخوایم نگاه کنیم87459618745961874596187459618745961:4:
C D E M
10-15-2010, 09:11 PM
باشه متفکرانه هم فکر کنیم بازهم به همین حرف می رسیم اما خدایی اینجور که من می بینم تیم بعدی یا اسپانیاست یا آرژانتین:24:
zamara
10-26-2010, 09:20 AM
http://s5.aks98.com/images/34016342331522734310.jpg
منصور ابراهيم زاده با آماري خيره کننده ؛
عجيب است، نسخه تکراري- که البته نسخه اي شفابخش هم نبوده است- يکبار ديگر تجويز مي شود:
«منصور ابراهيم زاده سرمربي تيم ملي شود.»
واضعان اين نظريه موفقيت آسيايي او را گواه دانشي مي دانند که به باور ايشان «فرامرزي» است.
يعني درست آنچه امير قلعه نويي از آن بي بهره بود و هر گاه که پايش را از مرزهاي ايران بيرون مي گذاشت حاصلش جز ناکامي و شکست نبود.
منصور ابراهيم زاده آمار خيره کننده اي دارد.
او در فصل پيش از 34 بازي 61 امتياز گرفت و فصل پيش از آن هم از 34 بازي 66 امتياز جمع کرد.
اگر يازده بازي امسال و 24 امتياز جمع شده در آن هم به اين آمار اضافه شود بايد اعتراف کنيم در تاريخ ليگ ايران اين آمار بي نظير بوده است. اگر امتيازهاي جمع شده توسط تيم او در جام حذفي و ليگ قهرمانان آسيا را هم لحاظ کنيم مي توان نام منصور ابراهيم زاده را به عنوان يک رکورد دار در سطح قاره به کتاب تاريخ و آمار فيفا معرفي کرد.
اگر چه در کارنامه او قهرماني ديده نمي شود و مي تواند اين کاستي را کمتر از 20 روز ديگر در ژاپن رفع کند، اما اين آمار دندانگير براي جوگير کردن برخي منتقدان و اهالي ورزش کفايت مي کند.
کساني که پيش تر تحت تأثير قهرماني هاي قلعه نويي با استقلال و علي دايي با سايپا قرار گرفتند و آنها را به قربانگاه تيم ملي فرستادند.
تمجيد از مربي قهرمان اگر چه دور از انصاف نيست، اما تاريخ ثبت کرده پيشنهاد ايشان براي تيم ملي يعني مقدمه چيني براي حذفشان.
فراموش نکنيد همين منصور ابراهيم زاده حتي دو مسابقه را هم به عنوان سرمربي روي نيکمت نشست، اما ذائقه حساس ايراني برنتافت که يک مربي بي عنوان بر اين مسند تکيه زند و ابراهيم زاده با دانش تنها به همين گناه از تيم ملي رانده شد.
رفت تا استعدادش در ذوب آهن شکوفا شود و دوست و دشمن به صرافت کار بلدي او افتند. اما چه بسا با آمدن ابراهيم زاده، آنچه بر قلعه نويي و دايي گذشت تکرار شود و او هم به سرعت قطبي دل افکار عمومي فوتبال ايران را بزند.
آن وقت گناه نابود شدن مردي ديگر از تبار مردان با دانش فوتبال ايران، که خيلي زودتر از موعد مقرر بليت خود را سوزانده اند، برگردن چه کسي خواهد بود؟
همين ديروز بود که خبر رسيد در رنکينگ مربيان برتر جهان نام ميروسلاو بلاژويچ و برانکو ايوانکوويچ سرمربيان اسبق تيم ملي ايران ديده مي شود و البته غيبت مربيان وطني در اين فهرست بسيار معنادار برانگيز است.
آيا صرف اين موفقيتهاي گاه و بي گاه و موسمي براي سپردن کليد مهمترين و حساس ترين تيم کشور به دست مربيان کفايت مي کند؟ متوجه باشيد که در فرآيند نابودي قلعه نويي و دايي تيم ملي هم متضرر شد و تاوان کم تجربگي ايشان را داد پس چه بهتر آنها که امروز «ابراهيم زاده» را براي تيم ملي تجويز مي کنند اگر دلشان به حال خود او نمي سوزد به تيم ملي رحم کنند.
Rainyboy
10-26-2010, 07:44 PM
ماجراي پول بلوكه شده فوتبال ايران در بانك آمريكايي
نهادهاي دولتي وارد ميشوند
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/06/09/100947778783.jpg
«حسابهاي شما مسدود است و ما اين پول را به حسابتان واريز نميكنيم. حتي اگر ارقام ديگري هم برايتان واريز شود، مسدود خواهد شد.» اين پاسخ چارترز بانك آمريكا بود به درخواست فدراسيون ايران براي بازپس دادن يك ميليون دلاري كه از حساب AFC كم شده تا به فدراسيون ايران پرداخت شود. علي كفاشيان اين اتفاق را بخشي از اعمال تحريمها عليه ايران ميداند كه آمريكاييها انجام دادهاند. واريز هرگونه ارزي به حسابهاي ايران از سوي آمريكا تحريم است و فدراسيونيها به همين دليل بيش از يك ميليون و هفتصد هزار دلار از پولهايي كه بايد از فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا ميگرفتند را دريافت نكردهاند.
تيم ملي ايران به ازاي 8 بازي مرحله مقدماتي جامجهاني كه با علي دايي و افشين قطبي برگزار كرد رقمي را از كنفدراسيون آسيا طلب دارد. رقمي نزديك به 125 هزار دلار براي هر مسابقه. AFC حق پخش اين بازيها را به فدراسيونهاي ملي واگذار نكرده بود و همه درآمدهاي ناشي از تبليغات محيطي و پخش تلويزيونياش به آنها ميرسيد و به ازاي آن براي هر بازي مبلغ 125 هزار دلار به فدراسيونها سوبسيد ميداد تا هزينههايشان را تامين كنند. پولي كه از يك سال قبل آنها براي تحويل به ايران در حسابهايشان داشتند اما ايران براي دريافتش بايد راهحلي را انتخاب ميكرد. درست در حوالي مقر كنفدراسيون بانكي ايراني، مالزيايي است كه فدراسيون فوتبال تصميم گرفت از اين طريق پولهايش را از AFC بگيرد. فدراسيون حسابي ارزي را در اين بانك باز كرده بود تا پول هايش را از طريق بانك ملت دريافت كند. از سويي كنفدراسيون هم كه پولهايش را در بانك آمريكايي استاندارد چارترز نگه ميدارد و نقل و انتقال ميان اين دو بانك بايد انجام ميشد.
كنفدراسيون پول را به حساب فدراسيون ايران واريز ميكند. رقم ميليون دلاري پول اين مشكل را داشته كه بايد با شعبه مركزي استاندارد چارتز كه يكي از معروفترين بانكهاي دنياست چك ميشده و به محض اطلاع بانك از واريز پول به حساب يكي از نهادهاي ايراني پول مسدود ميشود و اين گونه بيش از 5 ماه است پول مذكور به فدراسيون ملي ايران تحويل نميشود. اين احتمالا همان اتفاقي است كه براي كمكهاي فيفا به ايران كه رقمي نزديك به 700 هزار دلار است، رخ داده.
سوال اساسي اين است كه چه سرنوشتي براي پولهاي ضبط شده فوتبال ايران رخ خواهد داد؟ علي كفاشيان در پاسخ به اين سوال ميگويد:«ما از طريق پيگيريهاي يك نهاد دولتي اميدوار هستيم بهزودي پولهاي فيفا را بگيريم و سهممان از كنفدراسيون هم بعد از مدتي به دستمان برسد.» اين پرسش را علي سعيدلو رئيس سازمان ورزش به اين شكل پاسخ ميدهد:«مكانيسمي كه براي انتقال پول در نظر گرفته شده بود، مشكلساز شده اما سازمان پيگير ماجرا شده و انشاءالله اين پول خيلي زود به حساب فدراسيون واريز ميشود.»
zamara
11-08-2010, 08:41 AM
ليست عجيب و غريب افشين قطبى
۱- حسن رودباريان در بين دروازه بانهاى دعوت شده به تيم ملى، اولين علامت تعجب را در ذهن اهالى فوتبال ايجاد مى كند. دروازه بانى كه با روزهاى اوجش فاصله بسيار بعيدى دارد، از ديد افشين قطبى لايق و شايسته پوشيدن پيراهن تيم ملى است. منتقدان اما با حضور رودباريان در تيم ملى مخالفند.
محمد محمدى از استقلال همچنان در ليست سياه افشين قطبى است. گردان هم به بهانه همراهى تيم ذوب آهن از ليست تيم ملى خط خورده كه اگر ذوب آهن به فينال ليگ قهرمانان هم نرفته بود، قطبى تمايلى براى دعوت از گردان نداشت.
۲- در بين مدافعان دعوت شده به تيم ملى نام ۲ بازيكن بيشتر از همه منتقدان را وسوسه مى كند تا به قطبى بتازند. ابوذر رحيمى مدافع تيم راه آهن و محمد برجلو مدافع چپ استيل آذين كه عملاً در ليگ برتر چند بازى براى استيل آذين ته جدولى انجام داده به تيم ملى دعوت شده اند تا بابت حضور اين دو، بيشترين حجم انتقادات از كادر فنى تيم ملى انجام بگيرد. اين ۲ مدافع چپ در حالى به تيم ملى دعوت شده اند كه عليرضا لطيفى از سايپا و مرتضى اسدى از تراكتورسازى شايستگى زيادى براى حضور در تيم ملى را داشتند.
۳- بهادر عبدى يكى از هافبك - مهاجمانى است كه نامش در ليست جديد افشين قطبى بشدت توى ذوق مى زند.
عبدى در زمان حضور افشين قطبى در باشگاه پرسپوليس يك نيمكت نشين محض بود و حالا قطبى چگونه به اين نتيجه رسيده كه آن بازيكن نيمكت نشين مى تواند به تيم ملى كمك كند. عبدى در حالى به تيم ملى دعوت شده كه اميرحسين فشنگچى هافبك - مهاجم تيم پرسپوليس كه در بازيهاى اخير براى اين تيم عالى كار كرده، جايى در ليست افشين قطبى ندارد. عباس محمد رضايى مهاجم جوان سايپا و محمد نزهتى از ملوان نيز گزينه هايى هستند كه مى توانند پيراهن تيم ملى را بپوشند.
۴- حضور ۳ بازيكن از تيم راه آهن در ليست جديد افشين قطبى، بدان معناست كه قطبى بازى تيمى را كه بيشتر ديده، بيشتر مشتاق بازيكنانش شده است.
اين جمله بدان معناست كه اگر جاى راه آهن در تهران با شاهين در بوشهر عوض مى شد، شايد حالا ۳ بازيكن از شاهين در ليست مدعوين به تيم ملى بودند. پس نتيجه مى گيريم كه «قطبى راحت طلب» دوست دارد بيشتر در تهران باشد و از پايتخت خارج نشود و در ادامه اين گونه مى شود كه حق بازيكنان «محق» براى حضور در تيم ملى تضييع مى شود.
C D E M
11-12-2010, 02:41 PM
لیست نیست که بابا مهمونی گرفته این ها هم مهموناش هستن!:24:
Rainyboy
11-15-2010, 11:07 PM
رونمايي از تيم بزرگي كه قرار بود 26 آبان به تهران بيايد
نيجريه نميآيد، ايران به مصاف ايران ميرود!
http://pic-ups.com/images/1khk.png
آنچه مسلم است مسئولان روابط بينالملل فدراسيون فوتبال براي پيدا كردن يك حريف تداركاتي براي تيم ملي كار دشواري را پيشرو دارند. در حال حاضر اين امكان وجود دارد كه ايران پيش از جام ملتها در دوبي يا ابوظبي با تيم ميلان بازي كند، اما در اين شرايط ويژه برگزاري اين بازي دوستانه هم بسيار بعيد بهنظر ميرسد. ترديدي وجود ندارد كه مسائل سياسي در لغو ناگهاني بازي دوستانه با نيجريه دخيل بوده همانطور كه عليرضا منصوريان برخلاف مديران فدراسيون فوتبال از نقش مسائل كلان كشور در لغو اين بازي خبر ميدهد
ادامه از صفحه اول: دبير كل فدراسيون فوتبال كه سالهاست تبحر ويژهاش در ترتيب دادن بازيهاي دوستانه براي تيمهاي ملي را به رخ كشيده از تلاش فدراسيون فوتبال براي پيدا كردن تيمي كه جايگزين مناسبي باشد خبر داد:« اردو لغو نشده است. در اين فرصت باقي مانده دنبال اين هستيم كه اگر شد يك تيم خارجي ديگري را جايگزين نيجريه كنيم و اگر هم نشد اردو تعطيل نميشود. شايد يك تيم خارجي را براي روز چهارشنبه جايگزين نيجريه كنيم. ضمن اينكه روابط بينالملل با توجه به قراردادي كه بسته شده اين مورد را پيگيري ميكند.»
از جمع مديران فدراسيون فوتبال علي كفاشيان آخرين نفري بود كه از ماجرا با خبر شد. رئيس فدراسيون فوتبال ادعا كرد قرارداد با فدراسيون فوتبال نيجريه كاملا رسمي بوده و فدراسيون فوتبال ايران با شكايت به مراجع رسمي به دنبال دريافت خسارت است.
لغو بازي دوستانه با نيجريه برنامههاي فدراسيون فوتبال براي آماده كردن تيم ملي در آستانه جام ملتهاي آسيا را مختل كرده است. صرف نظر از سفر طولاني و بينتيجه مسعود شجاعي و جواد نكونام به ايران، هفته پانزدهم ليگ برتر به دليل در پيش بودن اين بازي به تعويق افتاد. عزيزمحمدي، رئيس سازمان ليگ هم از امكان ناپذير نبودن برگزاري بازيهاي اين هفته در فاصله محدود 48 ساعته خبر داد. طبق اعلام سازمان ليگ، با لغو اين بازي ديگر زمان كافي براي ابلاغ به باشگاهها و برگزاري مسابقات هفته پانزدهم نيست و تيمها بعد از يك استراحت اجباري بايد خود را براي هفته آينده آماده كنند.
قابل پيش بيني است كه اين ماجرا به همين جا ختم نخواهد شد و صداي مربيان ليگ برتري در اعتراض به فقدان برنامهريزي در فدراسيون فوتبال و وقفه اجباري در ليگ برتر به گوش خواهد رسيد.
قطبي: با خودمان بازي ميكنيم
لحظاتي بعد از اين خبر، افشين قطبي كه از لغو چند باره بازيهاي دوستانه تيم ملي كلافه به نظر ميرسيد رودرروي خبرنگاران حاضر در كنفرانس مطبوعاتي از راهكار تازهاش براي حل اين معضل رونمايي كرد:« دوست داشتم مقابل هوادارانمان با نيجريه بازي ميكرديم. تمام بازيكنان هم انگيزه داشتند كه در اين مسابقه بازي كنند و 100 هزار تماشاگر را در ورزشگاه آزادي ببينيم. از لغو بازي با نيجريه ناراحت و غمگين هستم اما بايد در بهترين شرايط بهترين تصميم را بگيرم و چاره ديگري ندارم. در زندگي آموختهام كه بلافاصله مشكلات را كنار بگذارم و سريع برنامهريزي منظمي انجام دهم. قصد داريم تمرين امروز را ساعت 16 برگزار كنيم و فردا بين تيم خودمان يك ديدار دوستانه انجام دهيم.» افشين قطبي در حالي براي آماده سازي تيمش به چنين ترفندي متوسل شده كه مديران فدراسيون فوتبال طي چند ماه گذشته دائما از برگزاري بازي دوستانه با يكي از تيمهاي بزرگ دنيا ميگفتند و جالب اينكه محافل خبري هم هرازگاهي نام يكي از تيمهاي حاضر در جامجهاني را بهعنوان حريف بزرگ تيم ملي در بازي روز 26 آبان مطرح ميكردند. با تصميم قطبي تيم ملي فردا به دو دسته تقسيم ميشود و در ورزشگاه آزادي با هم بازي ميكنند. سرمربي تيم ملي از تماشاگران هم ميخواهد فردا به ورزشگاه بروند و تيم ملي را تنها نگذارند.
نقش پررنگ مسائل سياسي
دليل لغو بازي دوستانه با نيجريه، آن هم به فاصله 48 ساعت مانده به اين بازي را ميتوان در مناسبات سياسي دو كشور كه طي چند روز گذشته دستخوش تنش شده جستوجو كرد اما مشخص نيست چرا مديران فدراسيون فوتبال از تشريح ماجراي واقعي امتناع ميكنند. يك منبع آگاه در فدراسيون گزارش داد: « ديروز فدراسيون فوتبال نيجريه در نامهاي رسمي به فدراسيون فوتبال ايران ادعا كرده است بهدليل ناهماهنگيهاي موجود در فدراسيون فوتبل نيجريه، صلاح نميداند كه بازي بين ايران و نيجريه برگزار شود.» اين در حالي است كه دو فدراسيون براي انجام اين بازي با هم قرارداد بسته بودند و اعلام اين خبر دو روز قبل از انجام اين بازي عجيب به نظر ميرسد. گفته ميشود علت لغو اين بازي نه غيبت بازيكنان لژيونر نيجريه است كه تنشهاي سياسياي است كه بين دو كشور ايجاد شده. در حال حاضر، خبرگزاريهاي خارجي مانور بيش از اندازهاي روي ماجراي سياسي بين دو كشور ميدهند و تحولات سياسي در حد روابط بين دو كشور را به شدت زير نظر دارند. در روزهاي گذشته حتي منوچهرمتكي، وزير امورخارجه ايران سفري به نيجريه داشته تا مسئله را حل كند، اما ظاهرا تنش روي روابط دو كشور سايه انداخته است.
آنچه مسلم است مسئولان روابط بينالملل فدراسيون فوتبال براي پيدا كردن يك حريف تداركاتي براي تيم ملي كار دشواري را پيشرو دارند. در حال حاضر اين امكان وجود دارد كه ايران پيش از جام ملتها در دوبي يا ابوظبي با تيم ميلان بازي كند، اما در اين شرايط ويژه برگزاري اين بازي دوستانه هم بسيار بعيد بهنظر ميرسد. ترديدي وجود ندارد كه مسائل سياسي در لغو ناگهاني بازي دوستانه با نيجريه دخيل بوده همانطور كه عليرضا منصوريان برخلاف مديران فدراسيون فوتبال از نقش مسائل كلان كشور در لغو اين بازي خبر ميدهد.
Rainyboy
11-20-2010, 08:13 PM
«ايران – نيجريه»، غرامت ناخواسته «ايران – برزيل»؟
وقتي «چيز» طلبش را از فوتبال ميگيرد!
http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1388/3/photo/3939.jpg
1)در شرايطي كه قرار بود ايران و نيجريه چهارشنبه گذشته به مصاف هم بروند و در يك «فيفادي» شلوغ، برگزار كننده يكي از دهها مسابقه دوستانه سراسر جهان باشند، اين ديدار به شكل بسيار عجيبي 48 ساعت قبل از آغاز لغو شد تا در شرايطي كه دستاندركاران فوتبال ايران منتظر خود نيجريه بودند، «نامه انصراف» آنها از راه برسد و دست تيم ملي كشورمان كاملا در پوست گردو بماند. لغو بازي ايران و نيجريه به نامتعارفترين شكل ممكن و به شيوهاي كاملا كم نظير در دنياي فوتبال، باعث شد در اتفاقي تحقيرآميز، افشين قطبي شاگردانش را به دو گروه تقسيم كند و به مصاف هم بفرستد؛ آنچه قطعا در شان تيم ملي هيچ كشوري در جهان نيست و بيشتر به نوعي تمرين متداول ميماند تا مسابقه آمادهسازي! از همين حالا بايد آماده شنيدن اشارههاي كنايهآميز قطبي به اين مسابقه درون تيمي تاريخي، در صورت ناكامي احتمالي اين مربي در جام ملتها باشيم. با اين وجود، پرسش اصلي كماكان اين است كه چرا نيجريه به ايران نيامد؟ با گذشت پنج روز از اعلام انصراف طرف آفريقايي، هنوز توضيح روشني در اين مورد از سوي مسوولان ذيربط ارايه نشده و اين، يعني آنكه مثل هميشه بايد اصالت را به حدس و گمانها، ظن و سوءظنها و شايعات جور واجور بدهيم!
به گفته عل منصوران اينكه يك عامل غيرفوتبالي، برنامهاي فوتبالي در كشور ما را به هم بزند يا تحتالشعاع قرار بدهد، اتفاق عجب نيست و پيش از اين، بارها آن را تجربه كردهايم. با اين وجود آنچه باعث ميشود اين مرتبه حساسيت بيشتري نسبت به اين موضوع نشان بدهيم، تفاخر و مباهاتي است كه حدود دو ماه پيش، برخي از مسوولان ورزش و حتي سياست ما در مورد جور شدن ديدار ايران و برزيل از خودشان نشان ميدادند. يادتان هست آن روزها را؟ روزهايي را كه هر كس سعي ميكرد با سينهاي سپر شدهتر از ديگري فراهم شدن امكان مسابقه با برزيل را به روابط سياسي حسنه تهران و ريودوژانيرو ربط بدهد؟ همان ايام گفتيم و نوشتيم كه رابطه نيكوي سياسي با همه دنيا خوب است، اما براي خود عالم سياست. در فوتبال، مديران فوتبالي كارآمدي مورد نياز هستند كه خودشان بدون نياز به حوزههاي ديگر بتوانند بازي دوستانه – حتي با بزرگان جهان – جور كنند و در خدمت رشد ورزش كشور باشند. كنسل شدن بازي ايران و نيجريه – كه باور داريم در مورد آن گناه چنداني متوجه مديران فدراسيون نيست – پيام روشني دارد براي مردان اين فوتبال كه بدانند و بفهمند كه بايد روي پاي خودشان بايستند و نان بازوي خودشان را بخورند.
2 ) مسوولان فدراسيون فوتبال ترجيح ميدهند مفاد نامه ارسالي از نيجريه را باور كنند و به خودشان دلداري بدهند كه واقعا عدم امكان استفاده از لژيونرها باعث كنارهگيري نيجريه شده است، حال اينكه اساسا در روزهاي فيفا، هيچگونه منعي براي فراخواندن لژيونرها از سوي تيمهاي ملي وجود ندارد و گذشته از آن، طي اين سالها بيش از 70 درصد تيمهايي كه در مسابقات دوستانه مقابل ايران قرار گرفتهاند، بسياري از مهرههاي اصليشان را به همراه نداشتند كه نيجريه هم به راحتي ميتوانست يكي از آنها باشد و با حضور در تهران، ضمن معاف كردن خودش از يك انصراف تاريخي و بدنام كننده، درگير كميته حقوقي فيفا هم نشود. همه اينها يعني آنكه احتمالا بايد ادعاي صريح عليرضا منصوريان – عضو كادر فني تيم ملي – را در مورد غيرفوتبالي بودن دلايل لغو اين مسابقه تداركاتي باور كنيم و در حوزههاي ديگري دنبال علت ماجرا بگرديم.
3) فضاي كدر و غيرشفاف، از نقطه نظر تاريخي هميشه به پرورش زبان «استعاره» انجاميده است و درست به همين دليل است كه عادل فردوسيپور با استفاده از تعبير تامل برانگيز «چيز» براي توصيف جنس عوامل بر هم زننده ديدار ايران و نيجريه، در يكي از راكدترين و كم هيجانترين برهههاي پخش برنامه نود در 10 سال گذشته، ميدرخشد و بينندگانش را يك بار ديگر شگفتزده ميكند. حق ظاهرا با اوست. احتمالا اين «چيز» که ظاهرا خيلي هم «جيز» است(!) باز ما با نجره را به هم زده است.
رسول بهروش
C D E M
11-20-2010, 10:42 PM
) فضاي كدر و غيرشفاف، از نقطه نظر تاريخي هميشه به پرورش زبان «استعاره» انجاميده است و درست به همين دليل است كه عادل فردوسيپور با استفاده از تعبير تامل برانگيز «چيز» براي توصيف جنس عوامل بر هم زننده ديدار ايران و نيجريه، در يكي از راكدترين و كم هيجانترين برهههاي پخش برنامه نود در 10 سال گذشته، ميدرخشد و بينندگانش را يك بار ديگر شگفتزده ميكند. حق ظاهرا با اوست. احتمالا اين «چيز» که ظاهرا خيلي هم «جيز» است(!) باز ما با نجره را به هم زده است.
ها اینی که گفتی یعنییییییییییییییییی چه؟987654321
Masoud
11-25-2010, 02:00 PM
ماشالله به این امیدهای ایران.
تموم امیدمون رو نا امید کردن.
دو تا بازی سخت داشتن جفتشم باختن و نشون دادن اصلا خوب نیستن.
حتی با 3 تا بازیکن بزرگ و در اختیار داشتن همه اون کسایی که میخواستن.
شانس اوردن رشته های دیگه خوب نتیجه گرفتن شاید زیاد مانور داده نشه رو قضیه فوتبال !!!
ولی افتضاح بود.
C D E M
12-02-2010, 10:53 PM
ولی باهم بد کار نکردن هااااااا! من تشویقشون می کنم!
Rainyboy
12-05-2010, 09:06 PM
20 بهمن ايران- روسيه، باز هم در امارات
اگر يك روز زودتر لغو نشود...
http://pic-ups.com/images/1pup.png
نام روسيه در چند روز اخير و به واسطه كسب ميزباني جامجهاني 2018 بيش از هر زمان ديگري به گوش ميرسد. ميزبانياي كه با كنار زدن يك رقيب قدرتمند مثل انگلستان به دست آمد و كشور سردسير اروپايي را در راس كانون توجهات محافل ورزشي قرار داد. اما حالا خبر تازه تري از سوي اهالي فوتبال اين كشور منتشر شده كه بهطور قطع براي ايرانيها مهم تر و جذاب تر از خبر ميزباني آنها از جامجهاني 2018 خواهد بود. خبر قطعي شدن انجام يك بازي دوستانه ميان تيم سيزدهم رنكينگ جهاني با ايران كه قرار است بيستم بهمن ماه در دبي انجام شود.
تجربه تلخ لغو ناگهاني ديدار دوستانه مقابل نيجريه، نخستين عاملي بود كه باعث بوجود آمدن ترديدها در رابطه با قطعيت انجام اين ديدار ميشد. عباس ترابيان، رئيس كميته روابط بينالملل فدراسيون فوتبال اولين كسي بود كه در قالب جملاتي كوتاه انجام اين مسابقه پراهميت را تاييد كرد و در رابطه با اين ماجرا توضيحاتي داد؛ هرچند اين توضيحات بيش از حد انتظار تلگرافي و كوتاه به نظر ميرسيد: «به دليل اين كه اصلا دوست نداريم تاريخهاي فيفا را از دست بدهيم، بلافاصله پس از آن كه متوجه شديم تيم ملي روسيه بهمن ماه اردويي را در دبي برپا خواهد كرد، مذاكرات مان را با مسئولان فدراسيون فوتبال اين كشور آغاز كرديم و بر سر برگزاري يك ديدار تداركاتي در بيستم بهمن ماه به توافق رسيديم. علاوه بر اين موضوع توافق كرديم كه تيمهاي اميد دو كشور هم يك روز پس ازانجام اين بازي در دوبي باهم رو به رو شوند.» او توضيحات بيشتري در مورد اين بازي نداد اما تاييد وب سايت رسمي فيفا و قرار گرفتن اين مسابقه دوستانه در تقويم فدراسيون فوتبال دو كشور موضوع را كاملا قطعي ميكرد.
تاخير خبري در ايران
مراجعه به وب سايت رسمي فدراسيون فوتبال روسيه نتايج جالبي به همراه دارد. اولين نكتهاي كه پس از ورود به اين وب سايت توجه را جلب ميكند، انعكاس خبر قطعي انجام بازي مقابل ايران در صفحه اصلي با اين متن كوتاه بود: «تيم ديك ادووكات در نخستين مسابقه خود در سال 2011، در ماه فوريه و در شهر دبي به مصاف تيم ملي ايران خواهد رفت.» اما نكته مهم تر، تاريخ انتشار اين خبر روي وب سايت روسها بود. بيست و نهم نوامبر، يعني 6 روز قبل و 5 روز پيش از آن كه اين خبر در ايران درز پيدا كند، روسها به صورت رسمي خبر قطعي شدن اين مسابقه را مخابره كردهاند اما در طرف مقابل مسئولان فدراسيون فوتبال ايران ترجيح دادهاند اين خبر را چند روز ديگر مخابره كنند. دليل اين اقدام هنوز دقيقا مشخص و اعلام نشده اما ميشود حدس زد كه اتفاقات لغو بازي با نتجريه فدراسيون نشينان را به اين نتيجه رسانده كه بهتر است تا لحظه قطعي شدن اين بازي، خبري در ايران منتشر نشود. ترابيان در توضيح اين اتفاق ميگويد: «ما نميخواستيم به اين زودي خبر برگزاري ديدار با روسيه را اعلام كنيم اما به خاطر اينكه روسها خبر را روي سايت فيفا منتشر كردند، ناچار شديم اين موضوع را در رسانههاي ايران نيز مطرح كنيم.»
تكرار روياي يورو 2008
سايت فدراسيون فوتبال روسيه ديدار دوستانه تيم ملي اين كشور با ايران را اولين مسابقه شاگردان ادووكات در سال جديد ميلادي معرفي كرده است اما تيم ملي اين كشور در سال 2010 هم تقويم چندان شلوغي نداشت. آنها پس از آنكه جامجهاني 2010 را به شكل عجيبي از دست دادند و در دو مسابقه رفت و برگشت از پس اسلواكي برنيامدند، تنها به انجام 3 بازي دوستانه در كل سال قناعت كردند و بقيه سال را با رقابتهاي مقدماتي يورو 2012 پشت سر گذاشتند. بازيهاي دوستانهاي كه با مجارستان، بلغارستان و بلژيك انجام شد و حاصل آن يك پيروزي مقابل بلغارستان، يك تساوي مقابل مجارستان و يك شكست مقابل بلژيك بود. آنها اما در بازيهاي مقدماتي يورو 2012 شرايط خوبي را تجربه ميكنند و در گروهي كه ايرلند، اسلواكي، مقدونيه، آندورا و ارمنستان هم حضور دارند تا به اينجا در صدر جدول ايستاده اند. انتظارها براين است كه روسها پس از عملكرد درخشان اين تيم در يورو 2008 و كسب رتبه سوم آن تورنمنت پرهيجان، در جام ملتهاي پيش رو هم عملكرد درخشاني داشته باشند و بازي دوستانه با تيمهايي مثل ايران احتمالا در همين راستا پيشبيني شده است!
ستاره ها
از سال 2006 و پس از حضور گاس هيدينك در روسيه، عمليات تغييرنسل در فوتبال اين كشور با سرعت و كيفيت قابل ملاحظهاي آغاز شد و خيلي زودتر از حد تصور و در يورو 2008 به بازدهي فوق العادهاي رسيد. بازيكنان آن تيم با طراوت، امروز ستارههاي اصلي فوتبال روسيه محسوب ميشوند. ستارههاي با كيفيتي مثل آندري آرشاوين، رومن پاوليوچنكو، دنيس كولودين، يوري ژيركوف، سرگي سماك، ايگور آكينفيف، دينيار بيليالتدينوف و پاول پوگربنياك، احتمالا در ايران مشهورترين بازيكنان روسيهاي محسوب ميشوند. در مورد احتمال حضور اين ستارهها در برابر ايران هم ميتوان به اين موضوع توجه كرد كه روسيه در حال حاضر 5 لژيونر بيشتر ندارد و در زمان برگزاري بازي با ايران هم ليگ اين كشور تعطيل است. ليگي كه چند هفته قبل با قهرماني زنيت سن پطرزبورگ به پايان رسيد و چند ماهي تعطيل خواهد بود. به اين ترتيب تنها 5 لژيونر روسها يعني آرشاوين (آرسنال)، پاوليوچنكو (تاتنهام)، بيليالتدينوف (اورتون)، پوگربنياك (اشتوتگارت) و ژيركوف (چلسي) بايد براي حضور در ديدار مقابل ايران با باشگاه هايشان هماهنگ باشند كه به نظر ميرسد چون اين مسابقه در روز فيفا انجام خواهد شد، مشكلي از اين بابت بوجود نخواهد آمد.
خداحافظي بد موقع قطبي
شايد افشين قطبي هيچ وقت فكرش را نميكرد كه به فاصله چند روز پس از اعلام رسمي جدايياش از تيم ملي ايران، خبر قطعي شدن بازي مقابل روسيه منتشر شود. مسابقهاي كه بدون كوچكترين ترديدي براي قطبي اهميت ويژهاي دارد. به اين دليل كه او ميتوانست در آن با تيم يكي از دوستان صميمياش مواجه شود و نزديكياش با ادووكات را بيش از هر زمان ديگري به ايرانيها نشان بدهد اما از بد حادثه اين بازي نخستين مسابقه ايران بعد از جدايي قطبي خواهد بود. اين مسابقه در روزي برگزار خواهد شد كه جام ملتهاي آسيا به پايان رسيده و قطبي سرنوشتش را در تيم ديگري جست و جو ميكند.
باز هم در امارات
نكته آخر اينكه به نظر ميرسد فدراسيون فوتبال بهطور كامل راه برگزاري بازي با تيمهاي بزرگ را خيلي خوب ياد گرفته است. مسئولان كميته روابط بينالملل فدراسيون موفق شدند در سكوت خبري كامل يك ديدار دوستانه باارزش با كشوري صاحب فوتبال و كاملا روي بورس را تدارك ببينند و آن را به ميزباني اماراتيها به انجام برسانند. كشوري كه در آن امكان برگزاري يك مسابقه بينالمللي سطح بالا براساس تمام قواعد بينالمللي وجود دارد و رقبا تمام آشكاري به حضور در آن نشان ميدهند.
بهنام مددي
Rainyboy
12-07-2010, 08:38 PM
درباره موفقيتهاي پياپي مربيان خارجي ناكام فوتبال ايران
خوشبختي در آن سوي مرزها
http://pic-ups.com/images/1ovo.png
آيا ناكاميهاي جسته و گريخته مربيان خارجي در فوتبال ايران براي ارزيابي ميزان تواناييهاي آنها ملاك مناسبي است؟ خارجيهاي نامدار و گمنامي كه طي سالهاي اخير در هياهوي شماتت هواداران عصباني، تيمهاي ملي و باشگاهي ايران ترك كردند، چندي بعد افتخارات بزرگي را در كشورهاي ديگر بهدست آوردند تا اين سوال ايجاد شود كه چرا آنها در ايران به هر دري كه زدند نتوانستند موفقيت را در آغوش بگيرند؟ آنچه مسلم است ابزارهاي موفقيت در فوتبال ايران با آنچه در عرصه بينالمللي تعريف شده، متفاوت است و مربيان خارجي در فضاي نامتعارف فوتبال ايران مجالي براي پياده كردن ايدههاي خود نمييابند. مروري بر اسامي و عملكرد اين مربيان ثابت ميكند كه در فوتبال ما در اغلب اوقات مربيان نقش تعيين كنندهاي در نتايجي كه رقم ميخورد، ندارند.
برانکو ايوانكوويچ
همين چند هفته قبل بود كه تصاوير قهرماني شاندونگ در ليگ چين و به بالا پرتاب شدن سرمربي اسبق تيم ملي ايران در ميان هواداران پرشمار اين تيم در وبسايتهاي خبري كشور چين منتشر شد. او شاندونگ را علاوه بر قهرماني در ليگ، به قهرماني در سوپركاپ اين كشور هم رسانده بود. برانكو كارش در فوتبال ايران را با دستياري ميروسلاو بلاژويچ آغاز كرد و وقتي به همراه استادش در رساندن تيمملي به جامجهاني 2002 ناكام ماند، بهعنوان سرمربي تيم ملي اميد انتخاب شد. تيم او قهرماني بازيهاي آسيايي بوسان را به دست آورد تا برانكو اين بار حضور روي نيمكت تيم ملي بزرگسالان را تجربه كند. او اين تيم را به راحتي به جامجهاني 2006 برد اما عملكردش به همراه ايران در اين جام يك ناكامي مطلق تلقي شد! برانكو پس از اين اتفاق ايران را با خاطراتي تلخ ترك كرد و هدايت ديناموزاگرب، يكي از تيمهاي مشهور كشورش را برعهده گرفت. حاصل حضور او در اين تيم دو قهرماني در ليگ كرواسي و يك قهرماني در جام حذفي بود. او در فصل اولش حضورش در پرطرفدارترين تيم كرواسي فقط يك شكست را تجربه كرد. برانكو پس از اين موفقيتها به چين رفت و امروز يكي از موفقترين مربيان ليگ اين كشور محسوب ميشود.
میروسلاو بلاژویچ
مربی افسانه ای تیم ملی کرواسی به عنوان یک ناجی به فوتبال ایران آمد اما او و دستیارش برانکو در رساندن ایران به جام جهانی 2002 ناموفق بودند. چیرو مدتی پس از کناره گیری از سرمربیگری ایران به باشگاه اوسیک در کشورش رفت و این تیم متوسط را به رتبه هشتم لیگ کرواسی رساند، در جام حذفی تا مرحله نیمه نهایی صعود كرد و در جام یوفا هم موفق به صعود از مرحله گروهی شد. او بلافاصله به دینامو زاگرب رفت و با این تیم قهرمان لیگ کرواسی در فصل 2002-2003 شد. بلاژ در سال های 2003 تا 2005 در تیم واراژین بود و همراه با این تیم نایب قهرمان جام حذفی در فصل 2004 شد و دست آخر با تیم ملی بوسنی در آستانه صعود به جام جهانی 2010 قرار داشت اما در دو بازی رفت و برگشت پلي آف مغلوب پرتغال شد تا مربی تیم سوم جام جهانی 1998 رنگ جام 2010 را نبیند.
ميودراك یشیچ
سرمربي تيمهاي هميشه بحرانزده پگاه و شيرينفراز، پس از ترك ايران بلافاصله هدايت تيم مطرح زسكاصوفيه بلغارستان را به دست گرفت. او با اين تيم يك قهرماني در جام حذفي را تجربه كرد و در رقابتهاي جام يوفا هم حضور قابل توجهي داشت. تيم يشيچ در مرحله مقدماتي اين مسابقات در سال 2005، ليورپول را شكست داد و باير لوركوزن را هم حذف كرد تا همان سال عنوان باارزش برترين مربي فوتبال بلغارستان را به دست بياورد. يشيچ پس از كسب اين افتخار به تيم تقريبا بينام و نشان ليتكس لاوخ بلغارستان نقل مكان كرد و اين تيم را هم به نايب قهرماني جام حذفي رساند! دو نايب قهرماني در سوپركاپ بلغارستان و در نهايت قهرماني با تيم الاتحاد در ليگ ليبي و در فصل 2009، بخشي ديگر از افتخارات يشيچ پس از ترك فوتبال ايران محسوب ميشوند.
زلاتكو كرانچار
پس از آنكه كرانچار، پرسپوليس را در رده سوم جدول ردهبندي و به منظور رسيدن اين تيم به عنوان قهرماني تحويل حبيب كاشاني و علي دايي داد، مونتهنگرو در اقدامي ظاهرا ناعاقلانه هدايت تيمملي كشورش را به او سپرد. او در حال حاضر همچنان هدايت اين تيم را برعهده دارد و براي صعود به يورو 2012 تلاش ميكند. جالب است كه آنها تا پايان دور چهارم در گروهي كه انگلستان، سوئيس، بلغارستان و ولز هم حضور دارند با 10 امتياز و بدون گل خورده صدرنشين هستند! دو امتياز از دست رفته تيم هم به بازي مقابل تيمملي انگلستان در ورزشگاه ويمبلي بازميگردد! كرانچار در صورت حفظ اين روند و رساندن اين كشور به يورو 2012 به اسطوره فوتبال مونتهنگرو تبديل خواهد شد.
یورگن گده
يورگن گده اولين بار در سال 1374 به عنوان سرمربي پرسپوليس به فوتبال ايران آمد و پس از كسب نتايج ضعيف قبل از فرا رسيدن نيم فصل جايش را به استانكو داد. او بعدها در بازيهاي آسيايي بانكوك به عنوان دستيار منصور پورحيدري در تيم ملي مشغول به كار شد. گده پس از ترك فوتبال ايران به عنوان سرمربي تيم ملي ازبكستان انتخاب شد و تيم نسبتا خوبي را مهياي حضور در جام ملتهاي آسيا 2004 كرد. تيم او تا مرحله يكچهارم نهايي بالا آمد اما در ضربات پنالتي مغلوب اردن شد و تورنمنت را ترك كرد. گده پس از عملكرد قابل دفاع در اين تيم، راهي فوتبال ايران شد و هدايت شهيد قندي يزد را برعهده گرفت و تيم را در رتبه آخر جدول ردهبندي تحويل مجيد جلالي داد.
مصطفي دنیزلی
يكي از مشهورترين و بهترين مربيان خارجي شاغل در تاريخ فوتبال ايران كه طي دو فصل و نيم حضورش در دو تيم بزرگ پاس و پرسپوليس به مقامي بهتر از نايب قهرماني ليگ دست پيدا نكرد. او اما پس از ترك پرسپوليس و فوتبال ايران، بلافاصله هدايت يكي از سه تيم بزرگ كشورش يعني بشيكتاش را برعهده گرفت و در اولين فصل حضورش در اين تيم موفق به فتح ليگ و جام حذفي شد. دنيزلي در فصل 2010 به دليل بيماري مشكلات زيادي را تجربه كرد و بشيكتاش را به مقام ضعيف چهارمي ليگ رساند اما در ليگ قهرمانان اروپا حضور پيدا كرد و در يك بازي به ياد ماندني منچستريونايتد را با يك گل در اولدترافورد شكست داد. دنيزلي در حال حاضر به دليل بيماري ديگر مربيگري نميكند و يك مربي بزرگ ديگر به نام برند شوستر راه او را در بشيكتاش ادامه ميدهد.
راينر سوبل
سوبل در بدو ورود به فوتبال ايران چندان جدي گرفته نشد اما پس از آنكه تيمملي آلمان براي انجام يك بازي دوستانه به ايران آمد و خيليها برخورد صميمانه اعضاي آن تيم با سوبل را ديدند، بيش از گذشته روي اين مربي حساب بازشد!
هرچند كار او آنقدر تحتالشعاع مداخلههاي گاه و بيگاه علي پروين بود كه به هيچوجه نتوانست تواناييهايش را در فوتبال ايران به نمايش بگذارد. سوبل پس از جدايي از فوتبال ايران به مصر رفت و اين اواخر هم در ليگ آفريقاي جنوبي جام اتحاديه اين كشور را با تيم موروكا اسوالووز بالاي سر برد.
نلو وینگادا
وينگادا چيزي جز يك مربي متوسط براي پرسپوليسيها نبود اما همين ديروز خبر آمد كه افسي سئول كرهجنوبي با اين مربي پس از 10 سال قهرماني كيليگ را به دست آورده و جام اتحاديه اين كشور را هم برده است! او پس از جدايي از پرسپوليس و پيش از عملكرد موفق در كرهجنوبي با الاهلي مصر ليگ و سوپركاپ اين كشور را هم فتح كرده بود؛ هرچند با ويتوريا گيمارش بهعنوان قابل توجهي دست پيدا نكرد.
رنه سیموئز
سیموئز سپر بلای ناکامی تیم ملی در بازی های آسیایی دوحه بود. او یکی از مربیان نسبتا صاحبنام برزیل محسوب می شد و حتی با تیم ملی زنان این کشور مدال نقره فوتبال المپیک آتن را هم به دست آورده بود اما در فوتبال ایران چیزی جز یک ناکام مطلق نبود. سیموئز پس از جدايي از تیم ملی امید ایران، باشگاه کوریتیبا را از دسته 2 برزیل به دسته اول آورد اما درست مثل بلاژویچ در گام آخر صعود به جام جهانی 2010 ناکام ماند و اروگوئه راه جام جهانی را بر کاستاریکای تحت هدایت او بست. سیموئز در فلومیننزه دوران موفقی نداشت اما تیاگو سیلوا، یکی از بهترین مدافعان حال حاضر برزیل و باشگاه میلان را پرورش داد.
زوران جورجوویچ
جورجوویچ جوانانی را به فوتبال اصفهان معرفی کرد که کماکان در تیم های رده های پایه ایران بازی می کنند اما ویژگی های رفتاری خاص او باعث شد در فوتبال ایران به یک ناکام تبدیل شود. جورجوویچ پس از ذوب آهن مربیگری تیم الرمس را در دسته دو امارات قبول کرد. تیمی که قبل از آمدن او و در نیم فصل اول یک مساوی و 14 باخت به دست آورده بود و با همان یک امتیاز در قعر جدول قرار داشت اما در نیم فصل دوم 17 امتیاز کسب کرد که شامل پیروزی 4-3 برابر عجمان (تیم اول جدول) هم می شد. او پس از آنکه در هدایت بنگلادش توفیقی کسب نکرد، همراه با تیم برادران چرچیل هند موفق به صعود به ای اف سی کاپ 2010 شد.
ورنر لورانت
مربیگری در ایران اصلا برای این آلمانی خوش یمن نبود. لورانت پیش از پذیرفتن سرمربیگری سایپا، 10 سال مربی مونیخ 1860 بود و حتی مدتی هم در فنرباغچه مربیگری کرده بود.او که امروز برنامهریز باشگاه بوروسیا برلین است پس از مربیگری سایپا در باشگاه های مطرحی مربیگری نکرده است. شاید دی استرادا مشهورترین آنها باشد. بهشاد یاورزاده هم مدتی در این باشگاه شاگرد او بوده است.
آری هان
مربی دلالها لقب مناسبی برای هان است. کسی که زمانی از بهترین مدافعین هلند بود در اوایل دوران مربیگری همراه با اندرلخت و بروژ در لیگ بلژیک قهرمان شده بود. در فاینورد هم کارنامه قابل قبولی داشت اما با ورود به باندهای دلالی لکه های سیاهی را وارد پرونده خود کرد. چند روز پس از قطع همکاری با پرسپولیس او با یک قرارداد دو ساله راهی تیم ملی کامرون شد. در کامرون الونگ را با شماره9 برای چند بازی به میدان فرستاد. 9 ماه بعد به دلیل غیبشدنهای بیش از اندازه کامرونیها عطای کار با او را به لقایش بخشیدند. هان تا امروز هم کماکان در تیم های متوسط کار می کند.
بهنام مددي
Rainyboy
12-07-2010, 11:36 PM
مارادونا سرمربي تيم ملي ايران؟
انشاالله كه جدي است!
http://mehrdadclub.com/wp-content/uploads/2010/11/maradona.jpg
خدا آن روز را نياورد كه يك آدم معتاد و بياخلاق مثل ديهگو مارادونا كه فرزند نامشروع دارد و تفريحات شبانهاش نقل محافل است سرمربي تيم ملي ايران شود. آن وقت تكليف ارزشها و اعتقادات ما چه ميشود؟
آن وقت چطور ميتوانيم جلوي اين همه فوتباليست و مربي و مدير پاك فوتبال ايران سر بلند كنيم و جوابگوي لوح شفاف روحشان باشيم؟
رئيسجمهور در مراسم تجليل از مدال آوران حضور مارادونا در ايران و احتمال سرمربيگري او در تيم ملي را با علامت سر تاييد كرد و منتقدان نگرانند كه اين انسان بياخلاق، قوانين اجتماعي نظام را زير سوال ببرد. چنين واهمهاي در شرايطي توليد شده كه مارادونا هرگز مربيگري در تيم ملي ايران را تاييد نكرده و زماني كه در چين به سر ميبرد به شايعه حضور روي نيمكت تيمهاي آسيايي خنديد. پس به قول معروف فقط 50 درصد ماجرا حل است و مارادونا در حالي رد صلاحيت ميشود كه روحش از مربيگري در ايران خبر ندارد.
فوتبال چشم و گوش بسته ايران كه با قوانين خاص خودش زندگي ميكند جاي مارادونا نيست. اينكه ماجراي منشور اخلاقي هم يكسال و اندي است از صدر اخبار فوتبال پايين نيامده هم شيطنت رسانه هاست و فوتبال ايران به هيچ وجه با فوجي از مربيان منشوري كه به دليل زدوبند، رشوه گيري، مشكل اخلاقي و بزهكاري دوران تعليق را سپري ميكنند مواجه نيست.
حتي در بگير و ببندهاي منشور اخلاقي هم خبر ميرسد جمعي از مشهورترين فوتباليستها در پارتي شبانه به دام افتادهاند و يكي از آنها در حين فرار خودش را از پشت بام روي سقف ماشين پرتاب كرده. فرو رفتن در اين مرداب متعفن ثمره همين سانسور ناهنجاريهاي خوديها و در بوق كردن كوچكترين كج رويهاي ديگران است.
مارادونا و تفريحات شبانهاش كدام بياخلاقي جديد را ميتوانند به جامعه فوتبال ايران تزريق كنند كه قبلا تجربه نشده و مخاطبان فوتبال را در حيرت فرو نبرده باشند؟ آيا ماجراي فرزند نامشروع اتفاق جديدي است و آيا قبلا افرادي با همين رزومه اخلاقي روي نيمكت تيم ملي ايران ننشستهاند؟
تظاهر به پاكدامني هولناك تر از سقوط به ورطه بياخلاقي است و فوتبال ايران اكنون در چنين برزخ خودساختهاي دست و پا ميزند. حتي اسم ديه گو مارادونا هم هويت و اعتباري دست نيافتني به فوتبال ايران ميبخشد و حضور يكي مثل او روي نيمكت تيم ملي ما بيشتر به رويايي بلندپروازانه شبيه است.
اما به هر حال ميتوان فرياد وامصيبتا سر داد و ورود اين مرد بياخلاق به سلاله پاكان را محكوم كرد. او با تمام حواشي و بياخلاقيهاي فاششدهاش هنوز ديه گو آرماندو مارادوناست و حضورش در فوتبالي كه پر شده از اسامي مستعار ع- ن، ا- پ، ر- ش، ح- ك، م- م و... غنيمتي است.
امير وفايي
Rainyboy
12-08-2010, 12:01 AM
بازتاب احتمال حضور مارادونا روي نيمكت ايران در خبرگزاريهاي معتبر جهان
همپيمان كاسترو و چاوز پاي ميزمذاكره با احمدينژاد
http://s.alriyadh.com/2005/03/31/img/313257.jpg
تائيد تلويحي رئيسجمهوردرمواجهه با خبرنگاراني كه در مراسم تجليل از مدال آوران بازيهاي آسيايي صحت يا رد خبرمذاكره با مارادونا را جستوجو ميكردند كافي بود تا گمانه زنيها در مورد سفر قريب الوقوع اسطوره جنجالي فوتبال جهان وارد فاز جدي تري شود. حتي اگر پاسخ مارادونا به شايعه مربيگرياش در تيم ملي ايران يك لبخند تلخ باشد چيزي ازعلاقه رجال سياسي ايران براي ملاقات با مردي كه نفرتش از قدرتهاي استعمارگر بر كسي پوشيده نيست كم نميشود. بعد تبليغاتي سفر ناگهاني مارادونا به ايران و احتمال مربيگري او درتيم ملي به حدي وسيع است كه فرداي روز مراسم تجليل از مدال آوران گوانگژو اظهارنظر كوتاه و البته رسمي رئيسجمهور روي جلد نشريات ورزشي و سياسي خودنمايي ميكرد. بازتاب اين خبر در سايتهاي خارجي هم قابل مشاهده است. خبرگزاري ورزش آلمان كه معمولا خبرهاي كوتاه و در عين حال مهم را روي خروجياش قرار ميدهد، روز گذشته از تشديد احتمال جلوس مارادونا روي نيمكت تيم ملي ايران خبر داد. در بخشي از خبر DPA آمده است: «احتمال زيادي دارد كه ديگو مارادونا اسطوره فوتبال جهان، شغل تازهاي نزد ايرانيان بيابد. او كه در نقش سرمربي، تيم آرژانتين را در جامجهاني 2010 هدايت كرد و در مرحله يك چهارم نهايي مقابل آلمان 4 بر صفر شكست خورد و حذف شد، اكنون گزينه جدي مربيگري ايران است.» صرف نظر از بازتاب قابل توجه سفر احتمالي مارادونا به ايران، سازو كار مذاكره با او و طيشدن مسيري كه قرار است درنهايت به مربيگري مارادونا در تيم ملي ايران ميانجامد محل مناقشه منتقدان و مديران فدراسيون فوتبال است. به نظرمي رسد بيش از آنكه مديران ورزشي نقش پررنگي در ماجراي سفر مارادونا به تهران داشته باشند اين سياسيون هستند كه در تب و تاب نشاندن مرد محبوبشان پاي ميز مذاكره به سر ميبرند. چه آنكه علي سعيدلو، لحظاتي بعد از اظهارات احمدينژاد در مورد احتمال سفر مارادونا به ايران، سياست سازمان متبوعش در قبال اين ماجرا را تسليم در برابر خواست رئيسجمهوري عنوان كرد. در همين قاب سايت خبري «لاتين» خبراحتمال مربيگري مارادونا در تيم ملي ايران را با تيتر كنايه آميزي به اطلاع مخاطبانش رسانده است. سايت لاتين با انتخاب تيتر «دست خدا به كشور اسلامي و خداطلب ايران ميرود» نوشت:« پرزيدنت احمدينژاد نيز تاييد كرد فوقستاره فوتبال آرژانتين بزودي به ايران سفر خواهد كرد.» در مهم ترين بخش اين خبر كه نوعي رمزگشايي از دلايل ملاقات قريب الوقوع مارادونا با سياستمداران ايراني محسوب ميشود به تدارك فدراسيون فوتبال ايران براي استقبال از سرمربي سابق آرژانتين اشاره شده است: «در ماههاي گذشته شايعات زيادي در مورد اعجوبه فوتبال جهان بهگوش رسيده. مارادونا كه به عنوان سرمربي آرژانتين در جامجهاني 2010 برابر آلمان شكست 4 بر صفر را پذيرفت، طرفدار جدي رهبران كوبا و ونزوئلا و دوست نزديك رهبر بوليوي،همپيمان ايران است. او در گذشته بارها شور و علاقه خود را نسبت به احمدينژاد ابراز داشته است. براساس اخبار منابع غيررسمي در فدراسيون فوتبال ايران برنامههاي جدي براي استقبال و مذاكره با احمدينژاد در نظر گرفته شده است» بر اساس فضايي كه در داخل كشور ملموس است و آنچه در سايتهاي خارجي نيز به آن اشاره شده، نقش فدراسيون فوتبال ايران در اين ماجرا به مديريت تداركات استقبال از مارادونا محدود است. با اين حال علي كفاشيان كه طي چند روز گذشته در پي ملاقات با رئيس سازمان تربيتبدني براي كسب تكليف در مورد مربيان تيم ملي اميد به سرانجام نرسيده در يك اظهارنظر عجيب و ضدو نقيض از پيش شرطهاي فدراسيون فوتبال قبل از آغاز مذاكره رسمي با مارادونا خبر ميدهد:« ما مكاتباتي با مارادونا داشتيم تا به ايران بيايد اما نه براي مربيگري تيم ملي. مارادونا ابتدا بايد به ايران بيايد تا در مورد مربيگري در تيم ملي با او صحبت كنيم. در مرحله بعد از او برنامه ميخواهيم.» از گفت و گوي سعيد فائقي با خبرنگار تهرانامروز زمان زيادي نگذشته. معاون اسبق رئيس سازمان تربيت بدني و مرد شماره يك ورزش ايران در دهه هفتاد صراحتا به سازوكار نامتعارف انتخاب سرمربي تيم ملي فوتبال در ايران اشاره كرد. به گفته فائقي بر اساس مصوبه شوراي عالي ورزش، سه گزينه نهايي سرمربيگري تيم ملي به رئيس سازمان تربيت بدني تقديم ميشود و از بين آنها يك نفر به عنوان سرمربي تيم ملي از كانال فدراسيون فوتبال معرفي ميشود.
Rainyboy
12-16-2010, 01:46 PM
عبور آرام افشين قطبي از كنار فوتبال ايران
با موهاي آب و شانه كرده
http://tehranpic.net/images/b2cce9771mu811nravo.png
اكشن كارتونهاي پاستوريزه زمان كودكي ما معمولا اين طور بود كه در صحنههاي زد و خورد گرد و غبار زيادي به آسمان بلند ميشد و ما هر چندثانيه يك بار سر، پا يا ساير اعضاي بدن طرفين درگيري كه نشان ميداد الان دقيقا چه كسي در دعوا برتري دارد را براي چند لحظه كوتاه خارج از غبار ميديديم. به اين ترتيب هم داستان روند خودش را طي ميكرد و هم لابد گرد و غباري كه صفحه تلويزيون را ميپوشاند از هرگونه بدآموزي جلوگيري ميكرد. دعوا معمولا سر يك كيسه گنج، يك ظرف غذا يا چيزي مثل يك تكه استخوان بود كه دست آخر از محدوده گرد و غبار بيرون ميافتاد و نفر سومي در حالي كه ديگران همچنان مشغول زد و خورد بودند از راه ميرسيد و آن را صاحب ميشد.
افشين قطبي شايد اگر سالهاي سال دستيار گاس هيدينك و ديكادووكات ميماند از قامت يك دستيار فراتر نميرفت و نميتوانست به اندازه دو سال و اندي كه در ايران كار كرد صاحب موقعيت و اسم و رسم شود. سالهاست چهرههايي تكراري را كنار دست اوتمار هيتسفلد و آلكسفرگوسن ميبينيم كه گفته ميشود بخش مهمي از موفقيتهاي تيمهاي اين مربيان از دانش آنها نشات ميگيرد اما اين چهرههاي تكراري به ندرت از دستياري مربيان بزرگ فراتر ميروند و شايد هم مناسبات خطكشي شده فوتبال اروپا اين اجازه را به آنها نميدهد.
دستيار گاس هيدينك و ادووكات بسيار هوشمندانه نهايت استفاده را از قواعد نامتعارف حاكم بر فوتبال ايران برد و اكنون پيش از سوت آغاز جامملتهاي آسيا قرارداد سرمربيگري شيميزو اسپالس ژاپن را در جيب دارد. در گرد و غبار عظيم برخاسته از جدلها و يقه گيريهاي بيمعني فوتبال ايران افشين قطبي با موهاي آب و شانه كرده قدم زنان از كنار ما عبور كرد و
هرآنچه براي به چنگ آوردنش قداره كشيده بوديم را در جيب گذاشت.
سند نوآوري كاشاني در فوتبال
قطبي در روزهايي وارد ايران شد كه پرسپوليس با مصطفي دنيزلي بهرغم ارائه فوتبالي قابل دفاع يك فصل بدون جام را پشت سر گذاشته بود و هواداران بيش از آنكه از نتايج بدست آمده عصباني باشند از جلوس ناگهاني يك چهره سياسي بنام حبيب كاشاني بر صندلي مديريت باشگاه شوكه بودند. آنها در آخرين روزهاي ششمين دوره ليگ حرفهاي شعارهاي تند و تيزي عليه كاشاني سر دادند و در مجادلات بين او و انصاري فرد – مديرعامل وقت باشگاه – طرف مديري را كه سابقه پوشيدن پيراهن قرمز را داشت، گرفتند. يكه به دوهاي كاشاني و انصاري فرد باعث شد كاشاني تمايلي به تمديد قرارداد دنيزلي نشان ندهد و مذاكره با چهرهاي را آغاز كند كه ميتوانست حكم برگ برنده او را داشته باشد. آن روزها جامملتهاي آسيا 2007 تازه به پايان رسيده بود و هواداران پرسپوليس با چهره قطبي به عنوان يكي از دستياران پيم وربيك در تيم ملي كره جنوبي آشنا بودند. كاشاني با اين انتخاب تلاش كرد اثبات كند علي رغم ظاهر سخت و انعطاف ناپذيرش به دنبال نوآوري در فوتبال است و به اين ترتيب بخشي از جامعه فوتبال را با خودش همراه كرد. مثلث مجادله كاشاني، انصاريفرد و هواداران در نهايت به سود افشين قطبي تمام شد و او روي نيمكت پرسپوليس نشست.
عبور از بحران استيلي - مرزبان
جدي ترين شايعه آن روزها اين بود كه كاشاني پس از عبور از بحران روزهاي ابتداي فصل قطبي را قرباني ميكند و دوست قديمياش، حميداستيلي را كه دستيار قطبي بود به جاي او مينشاند. رابطه قطبي و كاشاني به تدريج به واسطه قالب رفتاري اين مربي كه چهره يك ايراني – آمريكايي علاقهمند به كار، اما بيپناه و آسيب پذير را به تصوير ميكشيد، صميمانه شد و حبيب كاشاني رل حامي تنها اما صبور و مقاوم اين مربي را برعهده گرفت. آرام آرام حميد استيلي كه عدهاي نقش او را در درك كردن مربياني مثل پروين و دنيزلي پررنگ ميدانستند در حاشيه قرار گرفت و حتي با همكاري عليرضا مرزبان و مثلث نيكبخت، ماماني و شيث رضايي هم نتوانست حريف جديد را از ميدان به در كند. كاشاني بعدها مدعي شد در حاشيههاي پرسپوليس در ليگ هفتم طرف مظلوم را گرفته و به همين دليل در نهايت پرسپوليس جام قهرماني را بالاي سر برده است. او البته اندكي بعد به جمع دشمنان قطبي پيوست و به حضور اين مربي روي نيمكت تيم ملي راي مخالف داد. كاشاني كماكان سعي ميكند با پيگيري ماجراي ماليات قطبي در پرسپوليس ضربهاي كاري به او بزند اما سرمربي تيم ملي ايران خوب ميداند حبيب كاشاني ديگر نقشي كليدي را در آينده او ايفا نميكند و وقعي به تقلاهاي او نمينهد. افشين قطبي زيركانه دعواي بين خودش و ساير اعضاي كادر فني آن زمان پرسپوليس را به سمت كاشاني سوق داد و از معركه گريخت.
بازگشت از كانال علي آبادي
سال پس از قهرماني اختلاف دامنه داري بين محمد علي آبادي – رئيس وقت سازمان تربيت بدني – و حبيب كاشاني در گرفت و آقاي مديرعامل استعفا داد. قطبي ظاهرا قصد تمديد قرارداد با پرسپوليس را نداشت اما دعواي علي آبادي، كاشاني و حسين هدايتي كه به عنوان رئيس هيات مديره مشغول به كار شده بود باعث شد علي آبادي و هدايتي براي بازگرداندن قطبي به ايران آستينها را بالا بزنند تا اين طور وانمود كنند كه مديرعامل سابق عرضه نگه داشتن سرمربي تيم قهرمان را نداشته. قطبي با قراردادي كه مفادش شباهت زيادي به قرارداد مربيان تاپ دنيا داشت به پرسپوليس بازگشت و يك ميليارد و صدميليون تومان به حسابش واريز شد. افشين قطبي اما اين بار مديري با ويژگيهاي رفتاري و احساسي كاشاني در پرسپوليس نيافت تا در روزهاي بحراني فشار را به سمت او هدايت كند و لاجرم قيد هدف بلندمدتش كه رسيدن به نيمكت تيم ملي بود را زد و شبانه ايران را ترك كرد. او هرچند مصاحبههايي درباره شرايط وخيم مديريتي پرسپوليس انجام داد اما باز هم وجهه مظلوم و ادبيات صلح طلبانهاش را حفظ كرد و راه بازگشت را باز گذاشت.
.... و نيمكت تيم ملي
هدفگذاري افشين قطبي نيمكت تيم ملي ايران بود و او يك بار در اواسط ليگ هفتم تا آستانه رسيدن به آن پيش رفت اما با اينكه ناگهان نام عليدايي از قوطي سازمان تربيت بدني بيرون آمد بليتش را با اظهارنظرهاي خصمانه نسوزاند و منتظر آينده نشست. پس از شكست هشت فروردين 88 تيم ملي مقابل عربستان اوضاع تيم ملي قمر در عقرب شد و مديران ارشد ورزش كشور براي يافتن جانشين علي دايي دست به كار شدند. درگيري شبه فيزيكي دايي و فدراسيون، بيانيههاي سخيف مايلي كهن و قلعه نويي عليه يكديگر، كليد خوردن دنباله دعواي دايي و مايلي كهن و مخالفت پنهان كفاشيان با انتخاب مايلي كهن به عنوان سرمربي تيم ملي، دوباره همه را به اين جمع بندي رساند كه درشرايط فعلي افشين قطبي بهترين گزينه است. مردي كه هنوز از موضع يك دوست با فدراسيون ناكام صحبت ميكرد و انتقاد كردن را به منتقدان سپرده بود. او به پيشرفت فكر ميكرد و چون خوب ميدانست با تيم ملي ايران به اينهدف ميرسد با قراردادي متوسط همكارياش را با تيم ملي آغاز كرد.
سرعت پيشرفت افشين قطبي در فوتبال ايران چند برابر شد. اگر قرار بود او در مكتب امثال هيدينك به جايگاه سرمربي يك تيم ملي يا يكي از تيمهاي جي ليگ برسد بايد در اين راه مو سپيد ميكرد اما راه و رسمغريب فوتبال ايران و رفتار زيركانهاي كه قطبي در پيش گرفت او را به همه چيز رساند. آن هم در روزهايي كه همه برايش غصه ميخورديم كه چه ميكشد از دست عادتهاي عجيب و غريب ما و فوتبالمان. براي بالاتر رفتن هميشه لازم نيست عربده بكشيم، حداقل اين را از افشين قطبي ياد بگيريم قبل از آنكه به توكيو پرواز كند.
امير وفايي
Rainyboy
12-18-2010, 07:40 PM
چرخش ناگهاني اشكان دژآگه در آستانه ورود به تيم ملي ايران
شايد وقتي ديگر!
http://tehranpic.net/images/ii7exfj6aycllxfr01ip.png
در تعطيلات تاسوعا و عاشوراي حسيني و بيخبري چند روزه از اتفاقات ورزشي، درخشش ورزشكاران معلول ايراني در بازيهاي پاراآسيايي گوانگژو در كنار خبر انصراف اشكان دژآگه از حضور در تيم ملي ايران، به مهمترين اخبار ورزشي اين روزهاي اغلب پرخبر و البته كم حاشيه تبديل شد. در اين ميان پاسخ منفي ستاره دورگه ولفسبورگ به افشين قطبي بازتاب خبري بيشتري داشت.
پروسه دعوت دژآگه به تيم ملي ايران از سه سال قبل كليد خورد. روزهايي كه ستاره جوان ايراني- آلماني در هرتابرلين ميدرخشيد و يكي از پديدههاي فوتبال آلمان محسوب ميشد. كاپيتان تيم ملي جوانان آلمان آنقدر فوقالعاده بود كه نظر علي دايي، سرمربي وقت تيم ملي ايران را هم به خود جلب كرد اما او روياي حضور در تيم ملي بزرگسالان آلمان و كاركردن كنار يوآخيم لو را درسر داشت.
بهويژه آنكه اين مربي با به بازي گرفتن از ستارههاي جواني مانند جروم بواتنگ، مسعوت اوزيل و سامي خديرا ثابت كرده بود كه در مسير دعوت كردن از يك بازيكن، به مليت و دورگه بودنش توجهي ندارد اما در نهايت اين شانس هيچ گاه در اختيار دژآگه قرار نگرفت. اين درحالي بود كه لو چند بار ادعا كرده بود به اين بازيكن ايراني الاصل توجه ويژهاي دارد و ممكن است در آيندهاي نزديك اشكان هم به اردوها دعوت شود اما اين بازيكن نه در يورو 2008 و نه در جامجهاني 2010 جايي در نفرات منتخب او نداشت. دژآگه يك بار از بازي مقابل تيم ملي رژيم صهيونيستي امتناع كرد تا بختش براي حضور در تيم ملي بزرگسالان ژرمنها براي هميشه از دست رفته به نظر برسد. اشكان دژاگه مشكل بزرگ ديگري هم داشت. او در اكثر ردههاي سني براي آلمانها به ميدان رفته بود و سابقه انجام چهار بازي براي تيم ملي زير 17 سال، 15 بازي و هفت گل زده براي تيم زير 19 سال و 20 بازي و چهار گل زده براي تيم ملي زير 21 سال مانع بزرگي در راه پوشيدن پيراهن تيم ملي ايران محسوب ميشد. اين بازيكن براساس قوانين فيفا تا 22 سالگي يكي از دو مليت اصلياش را براي بازي ملي انتخاب نكرده بود و يك بازيكن آلماني محسوب ميشد و بايد براي اين تيم به ميدان ميرفت.
او براي حضور در تيم ملي ايران نياز به مجوز فيفا داشت و زماني كه افشين قطبي به صورت رسمي و در ديدار با خانواده اشكان در تهران از علاقهاش براي حضور اين بازيكن در جام ملتهاي آسيا قرار داد، نياز به دريافت چنين مجوزي يك بار ديگر احساس شد. دژآگه اين بار مورد توجه كادرفني تيم ملي بزرگسالان آلمان هم قرار نداشت و فرصت حضور در تيم ملي ايران، اتفاق مثبت و تازهاي در زندگي حرفهاي او محسوب ميشد. به همين دليل بود كه علي كفاشيان به نمايندگي از ساير اعضاي فدراسيون فوتبال خيلي سريع پيگيريهاي لازم براي صدور اين مجوز را انجام داد:« ما با فيفا مكاتبه كرديم و شرايط را توضيح داديم. آنها هم بعد از مطالعه مدارك مربوط به اين بازيكن، مجوزش را براي حضور در اردوي تيم ملي ايران صادر كردند.»
مجوزي كه حالا و تنها چند روز پس از صدورش به يك كاغذ باطله بيارزش بيشتر شباهت ندارد!
همه چيز براي حضور در تيم ملي ايران آماده به نظر ميرسيد و قطبي شخصا عازم آلمان شده بود تا تمرينات دژآگه را زير نظر بگيرد اما اين بار نوبت استيو مك كلارن، سرمربي مشهور ولفسبورگ بود كه در مقابل اين اتفاق بايستد و مشكلات تازهاي را در مسير حضور دژآگه در تيم ملي ايران ايجاد كند. دژاگه كه آخرين سال قراردادش با ولفسبورگ را سپري ميكند، پس از سپري شدن نيمي از بازيهاي اين فصل بوندسليگا تنها در سه بازي از ابتدا براي تيمش به ميدان رفته است. او با اين مشكل روبهروست كه مك كلارن حاضر نيست در نيم فصل دوم روي بازيكني حساب كند كه قرار است يك ماه در ژانويه تمرينات تيم را ترك كند.
اين مربي درحالي كه قطبي براي ديدن اشكان و با هماهنگي تيم آلماني راهي ولفسبورگ شده بود، در بازي با دورتموند حتي چند ثانيه هم به دژآگه بازي نداد تا سرمربي تيم ملي ايران در سفر تقريبا طولاني مدتش فقط بتواند دوجلسه از تمرينات اشكان را ببيند. البته اين مشكلي است كه ماكوتو هاسبه، بازيكن ژاپني هم ولفسبورگ هم با آن دست به گريبان است. چون او هم مثل دژآگه بايد براي جام ملتهاي آسيا از ولفسبورگ جدا شود.
نيم فصل دوم مسابقات فوتبال بوندسليگا از 24 ديماه آغاز ميشود و اين در حاليست كه تيمهاي آسيايي در آن برهه زماني درگير مسابقات جام ملتهاي 2011 هستند كه از روز 17 دي ماه تا 9 بهمن ماه در قطر برگزار ميشود. به همين دليل هم بود كه عصر پنجشنبه و پس از آخرين حضور افشين قطبي در تمرين تيم آلماني، وبسايت معتبر كيكر مصاحبه دژاگه را در صفحه نخست خود قرار داد. مصاحبهاي كه خبر انصراف اين بازيكن از حضور در تيم ملي ايران بهصورت رسمي در آن منتشر شده بود: «نميتوانم در جام ملتهاي آسيا همراه تيمملي ايران باشم. من نيم فصل خوبي را در تيمم پشت سر نگذاشتهام و ميخواهم در دور برگشت به يكي از بازيكنان اصلي تيمم تبديل شوم. در اين شرايط اگر يكماه از تمرينات ولفسبورگ جدا شوم، شانسم را در ادامه فصل بهطور كامل از دست خواهم داد چون باشگاهم با اين جدايي موافق نيست فكر ميكنم بهتر است در زماني ديگر به تيم ملي ايران فكر كنم.»
اگر اشكان در جام ملتها شركت كند، نه فقط تمرينات آمادهسازي زمستاني تيم كه سه هفته از بازيهاي دور برگشت را هم از دست خواهد داد. او در اينباره ميگويد:«خيلي سخت است كه دوباره بتوانم شرايطم را در تيم تثبيت كنم و به همين دليل شايد بهتر باشد در زماني مناسبتر به فكر بازي در تيم ملي ايران باشم نه در شرايطي كه باشگاه مايل به اين اتفاق نيست.» دژآگه در مصاحبه با وب سايت رسمي باشگاهش هم اين خبر را تاييد و اعلام كرد كه با توجه به شرايط بهوجود آمده، عاقلانه ترين كار ممكن را انجام داده است.
به اين ترتيب و با توجه به كناره گيري افشين قطبي از هدايت تيم ملي ايران در پايان جام ملت ها، اين احتمال كه پرونده دعوت از دژاگه براي حضور در تيم ملي ايران هم براي هميشه بسته شود وجود دارد.
121 بازي و 14 گل زده در بوندس ليگا وسابقه حضور در هرتابرلين، ولفسبورگ و تمام تيمهاي ملي ردههاي پايه آلمان در كنار توانايي بازي در پستي كليدي مثل هافبك تهاجمي كه تيم ملي ايران در آن ضعفهاي عمدهاي دارد، فاكتورهايي است كه باعث شده قطبي تصميم بگيرد تحت هرشرايطي تمام تلاشش را براي حضور قطبي در تيم ملي ايران انجام بدهد. او با وجود مصاحبه رسمي دژآگه و انتشار همه جانبه آن، همچنان به تلاش هايش ادامه ميدهد.
جلسه خصوصي او با مك كلارن و مديران ارشد باشگاه ولفسبورگ، آخرين تلاشهاي سرمربي تيم ملي ايران در اين زمينه خواهد بود.قطبي روز گذشته در مصاحبه رسمياش با سايت فيفا اعلام كرده بود كه فوتبال ايران براي قهرماني در جام ملتهاي آسيا به قهرمانان جديدي نياز دارد اما به نظر ميرسد حالا يكي از قهرمانانش را از دست داده است.
Rainyboy
12-19-2010, 08:41 PM
رخوت معنيدارفوتبال در آستانه جام ملتها
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2010/04/532326_orig.jpg
روزشمار جام ملتهاي آسيا چند روزي است كه در بعضي از روزنامهها و رسانهها به كار افتاده و حالا فقط 19روز به آغاز اين مسابقات در قطر باقيمانده است اما يك ملاحظه سردستي و معمولي به فضاي موجود در فوتبال ايران حكايت از فقدان شور و حرارت لازم در آستانه چنين مسابقاتي دارد.
فوتبال ايران با سه عنوان قهرماني در رقابتهاي جام ملتهاي آسيا، حالا 34 سال است كه از دستيابي به سكوي نخست بازمانده و اين حسرت بزرگ در سه دهه اخير همواره بر ذهن طرفداران فوتبال سنگيني كرده است. گرچه شور و شوق فوتبال ايران براي بازپس گرفتن قهرماني آسيا در دورههاي گذشته عاملي براي توجه بيشتر رسانهها به دوران آمادهسازي تيم ملي بود و اردوها با هجوم هواداران فوتبال ملي مواجه ميشد اما به نظر ميرسد اين انگيزه در آستانه مسابقات قطر تا حد زيادي رنگ باخته يا به سستي بزرگي مبتلا شده است.
اين روزها دغدغه فوتبال ايران بيش از آنكه معطوف به فهرست نهايي بازيكنان در جام ملتها يا شرايط حريفان آماده تيم ملي باشد متوجه ماجراهايي چون تعطيلي ليگ برتر يا غيبت قابل پيشبيني هوار ملا محمد در تمرينات استقلال است. طرفداران پا به سن گذاشته بازيهاي تيم ملي ايران در دورههاي گذشته حتما به ياد ميآورند كه پيش از آغاز رقابتهاي جام ملتهاي آسيا در سالهاي 1988 يا 1996 چه شور و حالي پيرامون فوتبال ايران شكل ميگرفت. دعوت از 100 بازيكن براي تيم ملي يا معرفي يك چهره كاملا گمنام از فوتبال ايران از سوي مربيان سابق يا ميدان دادن به يك نسل جديد از بازيكنان در چنين تورنمنت مهمي معمولا از چالشهاي ويژه روزهاي قبل از شروع مسابقات بود. هنوز حس و حال گفتوگوي گزارشگر تلويزيون با شادروان پرويز دهداري در آخرين اردوي تيم ملي قبل از سفر به قطر در سال 1988 در ذهن هواداران قديمي وجود دارد.
روزهايي كه با وجود مشكلات مالي بسيار در بدنه فوتبال و نبود قراردادهاي ميليوني بازيكنان، دل طرفداران فوتبال براي تماشاي بازيكناني چون عابدزاده، پنجعلي، محرمي، نامجو مطلق و...ميتپيد. شايد برگزاري جامجهاني ، بازيهاي آسيايي و تراكم مسابقات باشگاهي داخلي و آسيايي در سال 89 ذهن اعضاي جامعه فوتبال ايران را آكنده كرده و آستانه برانگيختگي آنها را بالا برده باشد. شايد هم سير نزولي فوتبال ايران در پهنه آسيا از شور و شوق بيپايان هواداران كاسته است اما هر چه هست فضاي موجود چندان مساعد و مناسب نيست و ممكن است عواقب جبران ناپذيري براي فوتبال ايران به همراه داشته باشد.
بيشك قهرماني تيم ملي ايران در جام ملتهاي آسيا را ميتوان نقطه عطف و آغازگر فصل جديدي در تاريخ آن تصور كرد، موفقيتي كه قطعا نقطه پاياني بر ناكاميهاي پرشمار باشگاهها در عرصه جام باشگاههاي آسيا و عدم صعود به جام جهاني خواهد شد اما آيا با بيميلي و رخوت فعلي ميتوان به چنين آرزوي بزرگي دل بست؟
علی تیفوسی
12-20-2010, 01:22 PM
حمایت از "ایران" اولویت باشد/20 روز تا جام ملتهای آسیا و فراموشی تیم ملی/ فضای فوتبال "ملی" نیست
http://mehrnews.com/mehr_media/image/2010/10/579248_orig.jpg
خبرگزاری مهر - گروه ورزشی: در شرایطی که تنها 20 روز تا آغاز پانزدهمین دوره رقابتهای فوتبال جام ملتهای آسیا در قطر باقیمانده است، فضای حاکم بر فوتبال ایران "ملی" نیست و در حالی که باید حمایت از تیم ملی فوتبال در اولویت قرار گیرد، مسائل دیگری جایگزین شده است.به گزارش خبرنگار مهر، این اتفاق در حالی رخ می دهد که تیم ملی فوتبال متعلق به شخص یا گروه خاصی نیست و یک " ملت " در آرزوی موفقیت این تیم در پانزدهمین دوره رقابتهای جام ملت های آسیا هستند اما فضایی که این روزها و در این فاصله زمانی کوتاه تا جام ملت ها بر فوتبال ایران سایه انداخته، به هیچ وجه "ملی" نیست.
هر چند بپذیریم برخی اهالی فوتبال با کادر فنی و سلیقه افشین قطبی اختلاف نظر دارند و یا او را به عنوان سرمربی تیم ملی قبول ندارند و یا هر بهانه دیگری، واقعیت این است که حالا تیم ملی فوتبال در آستانه اعزام به بزرگترین رویداد فوتبالی قاره آسیا نیاز به حمایت معنوی دارد و این مهم باید فارغ از هررنگ و سلیقه ای اعمال شود.
حمایت از تیم ملی فوتبال ایران که میلیون ها هوادار را به دنبال خود دارد و میلیون ها ایرانی چشم به موفقیت آن در رقابتهای جام ملت های آسیا دارند باید سرلوحه کار همه رسانه ها، مسئولان ، کارشناسان ، مربیان و بازیکنان قرار گیرد و همه دست در دست هم دهند تا فضای فوتبال ایران در فاصله 20 روز مانده تا آغاز رقابتهای قطر کاملا " ایرانی " شود.
تیم ملی متعلق به شخص یا گروه خاصی نیست که افرادی بخواهند از آن حمایت کنند و برخی دیگر به دنبال تخریب و حاشیه سازی برای مجموعه آن باشند. تیم ملی متعلق به بیش از 70 میلیون ایرانی در داخل کشور و میلیون ها ایرانی در خارج از کشور است که باید تمام دست اندرکاران و عوامل درگیر با فوتبال به آن کمک کنند.
زمان برای حمایت از تیم ملی و ساختن تیمی که بتواند در جام ملت های آسیا از نام و اعتبار فوتبال ایران دفاع کند بسیار اندک است. باید پذیرفت که در کار مجموعه تیم ملی نقایصی وجود دارد که حتی می تواند به این تیم لطمات جبران ناپذیری هم بزند اما واقعیت این است که در این فاصله کوتاه مانده تا جام ملت ها باید تمام این نقایص و مشکلات را فراموش کرد و تنها به بالا رفتن روحیه و توان روحی بازیکنان و کادر فنی تیم ملی کمک کرد.
رسانه ها که در تمام دوره های گذشته اینچنینی از آنها به عنوان یاردوازدهم یاد شده است، این بار هم باید فضا را برای موفقیت تیم ملی فوتبال ایران فراهم کنند. هر کس با هر خط و گرایشی باید نام ایران برایش مهم باشد و در فاصله باقیمانده تا جام ملتهای آسیا برای موفقیت تیم ملی هر کمکی از دستش بر می آید کوتاهی نکند.
زمان انتقاد از تیم ملی و کادر فنی به پایان رسیده و ما چاره ای جز این نداریم که با همین "داشته" به قطر برویم و با حریفانی که مسلح تر از ما هستند رقابت کنیم. بنابراین باید از تمام توان و پتانسیلی که داریم برای موفقیت تیم ملی استفاده کنیم و شرایط را به گونه ای پیش ببریم که بعد از جام ملت ها بهانه ای دست کسی نباشد.
پانزدهمین دوره رقابتهای فوتبال جام ملت های آسیا از روز 17 دیماه تا 9 بهمن ماه سالجاری به میزبانی قطر برگزار می شود که تیم ملی فوتبال ایران در گروه چهارم این دوره از بازیها با تیم های ملی عراق ، کره شمالی و امارات قرار دارد و روز 21 دیماه در نخستین دیدار به مصاف عراق خواهد رفت.
alibother
12-22-2010, 04:37 PM
http://khabar.khabaronline.ir/images/position28/2010/12/10-12-22-1146159.jpg
اصغر شرفی مربی اسبق تیم ملی فوتبال ایران به ایسنا گفت: «روزگاری تیم های عربی می گفتند مگر ممکن است ما ایران را شکست دهیم؟ این نکته را در کنار ماجراهای این روزهای فوتبالمان بگذارید تا بدانید مراسم تشییع وتدفین آن را برگزار کرده ایم و بوی حلوایمان تمام منطقه را پرکرده، اما خودمان جشن گرفته ایم وفکر می کنیم تازه به دنیا آمده ایم و جشن تولدمان است!»
او ادامه داد: «استقلال و پرسپولیس به عنوان دوقطب فوتبال آسیا کارشان به جایی رسیده که برسر حوار ملامحمد دعوا می کنند و هرکس می گوید او متعلق به تیم ماست. خاک بر سر این فوتبال. مخاطبم مسئولین این دوتیم نیستند. بحثم بر سر فوتبالی است که در سطح پایه ها سازندگی را از یاد برده و کارش به جایی رسیده که یک بازیکن عراقی برایش گربه را هفتاد جور به رقص در می آورد و عجبا که خودمان هم برایش دست می زنیم و ساز و دهل می نوازیم. انگار فرق عزا و عروسی را هم از یاد برده ایم.»
شرفی در مورد علی دایی هم گفت: «به نظر شما مشکل پرسپولیس علی دایی است؟ دایی یک اسطوره است اما بلد نیست شان ومرتبه خودش را حفظ کند. یک بار بلیتش را در تیم ملی سوزاند و باردیگر در پرسپولیس. حالا هم می گوید می روم و کاری به قبول یا رد استعفایم ندارم اما نرفته برمی گردد. این برای دایی خوب نیست. از این بعد می خواهد چه کار کند؟ مگر او یک شبه علی دایی شده؟ من بازی با کلمات را بلد نیستم و راحت حرفم را می زنم. دایی راهم به عنوان شناسنامه بین المللی فوتبال مملکتم دوست دارم اما او با خودش جنگ دارد و هیچ کس به اندازه او به دایی ضربه نزده.»
مربی تیم ملی در جام جهانی 1978تصریح کرد: «تیم ملی نوجوانان را داده اند دست یک مجری تلویزیونی. شان آدم ها قابل احترام است اما آیا شان پرچم یک مملکت مهم نیست واحترام ندارد؟ اگر من اصغر شرفی بروم بشوم مجری یک برنامه تلویزیونی عالم وآدم به من نمی خندند؟ تخصص پس چه می شود؟ فردوسی پور برسر انتقال نفت تهران به اراک یک کلمه می گوید جوری با او صحبت می کنند که من تصور کردم او سلمان رشدی است. من فردا چگونه ایرانجوان را برای صعود ترغیب کنم؟ از کجا معلوم نگویند بوشهر یک تیم دارد کافی است؟ اگر کسی حرف فوتبالی می زند بگذارید حرفش را بزند. چهار تا آدم فوتبالی هم پیدا می شوند که درست یا غلط بودن آن را مشخص کنند.»
alibother
12-27-2010, 02:15 PM
زمان ما فوتبال در آسیا آقایی می کرد/جعفر کاشانی:بچه های بالا گفته بودند باید به تایلند ببازیم!
http://khabar.khabaronline.ir/images/position28/2010/12/image634284547387511250.jpg
بازیکن سابق تیم شاهین خاطراتش را مرور می کند و همراه با آن از وضعیت کنونی فوتبال ایران انتقاد.
قهرمانی در بازیهای جام ملت های آسیا در سال 1972 یکی از خاطرات شیرین دوران ورزشی جعفر کاشانی به حساب می آید.خاطراتی که او در خط دفاع در کنار ابراهیم آشتیانی و مجید حلوایی روزهای طلایی خاصی را برای همه رقم زدند.کاشانی هنوز هم از آن خاطرات شیرین یاد می کند و می گوید:«آن دوره فوتبال ایران در اوج بود.به عقیده من آن روزها دیگر تکرار نمی شود.فوتبال ایران در آسیا به معنای واقعی آقایی می کرد.شاید خیلی از جوان های امروز شاید به خاطر نداشته باشند که در فوتبال ایران چه بازیکنانی پیراهن تیم ملی را بر تن می کردند اما بازگو کردن خاطرات آن دوران می تواند برای آنها جالب باشد.»
کاشانی این را می گوید تا با نارضایتی از شرایط کنونی فوتبال ایران ادامه بدهد:«واقعا انسان نمی تواند در برابر برخی از رفتارها سکوت کند.باور کنید در آن زمان کسی جرات نداشت با صدای بلند مقابل بزرگتر حرف بزند و به پیراهن تیم ملی بی احترامی کند.اما واقعا امروز این اتفاقات رعایت نمی شود.من قصد بی احترامی ندارم اما باید گفت موفقیت تیم ملی زمانی به وجود می آید که همدلی،تعصب و احترام در تیم فراگیر شود.»
کاشانی فلاش بکی به بازی های آسیایی 1972 و حاشیه هایی که قبل از بازی با تایلند به وجود آمد می زند و می گوید:«در مرحله گروهی امتیازها به گونه ای بود که میزبان برای صعود به دور بعد نیاز به امتیاز داشت.آخرین بازی آنها مقابل ایران بود.همین اتفاق باعث شد تا حساسیت ها زیاد شود.فراموش نمی کنم شب قبل از بازی تیمسار مکری رییس وقت فدراسیون فوتبال به همراه مرحوم رنجبر در اتاق من جلسه گذاشتند.در آن جلسه مکری اعلام کرد که باید بازی را به تایلندی ها واگذار کنیم تا این تیم به دور بعد صعود کند.او گفت دستور از بالا رسیده است و گفته اند تایلند باید بازی را ببرد.اما فردای آن شب غیرت و انگیزه بازیکنان ایران اجازه چنین کاری را نداد.همان روز علی جباری سه گل به تایلند زد و آنها از دور مسابقات حذف شدند.پس از مدتی رییس فدراسیون را عزل کردند و مرحوم رنجبر هم از کار برکنار شد.به هر حال ما باج ندادیم و تایلند را شکست دادیم.»
alibother
01-01-2011, 12:13 PM
تيم ايران خلق موقعيت بلد نيست
به تيم منفعل ودفاعي قطبي اميد ببنديم؟
تيم ملي ايران در فاصله دو هفته تا اولين بازياش در جام ملتهاي آسيا، در ديداري دوستانه مقابل قطر به تساوي صفر – صفر دست يافت. مسابقهاي كه گرچه نتيجهاش به خاطر دوستانه و تداركاتي بودن بازي از اهميت چنداني برخوردار نيست ولي كيفيت بازي مليپوشان در اين مسابقه چيزي نبود كه قابل چشمپوشي باشد و به خاطر اشكالات عديدهاي كه در اين تيم مشاهده ميشود در كمال تاسف نميتوانيم به جز شانس و اتفاقات، چشمانداز اميدواركنندهاي براي تيم ملي متصور شويم؛
1 - اتوبان خط دفاعي
افشين قطبي و كادر فني تيم ملي در مورد دلايل تساوي معتقدند كه مليپوشان بيش از 2 ماه در كنار هم نبودند ولي گويا آنها فراموش كردهاند كه در نيمه نخست تنها عنصر غيرسپاهاني دروازه و خط دفاع تيم ملي محمد نصرتي بود كه او هم در نيمه دوم جايش را به خسرو حيدري داد. يعني مجموعهاي كه طي 6 ماه گذشته علاوه بر انجام حدود 10 مسابقه تحت هدايت قطبي، در تيم باشگاهي هم كنار هم بودهاند و اين مجموعه اجازه ميدهند كه تيم قطر صاحب 6 موقعيت صددرصد گلزني شود.
توجه كنيد كه شاگردان متسو از اين تعداد فرصت، 4 موقعيت را به صورت تك به تك در مواجهه با سيدمهدي رحمتي صاحب شدهاند، آيا با اين دفاع ميتوانيم به آينده تيم ملي اميدوار باشيم.
2 - انبوه هافبكهاي دفاعي
در تركيب اوليه ايران جدا از 4 مدافع، 3 هافبك با ويژگيهاي تدافعي حضور داشتند. اگر قرار بود سيستم 1-3-2-4 باشد با توجه به حضور خلعتبري و شجاعي در جناحين خط مياني، بايد حداديفر جلوتر از نكونام و تيموريان و در راس مثلث مركز ميدان قرار ميگرفت و به جناحين هم سركشي ميكرد ولي حداديفر در سمت چپ و تيموريان در سمت راست نكونام حضور داشتند و هرگز يكي از آنها را در سمت مخالف نديديم. تاسفبار اينجاست كه جانشين حداديفر يعني پژمان نوري هم هافبكي جنگنده و درگير است كه مثل حداديفر در تيم باشگاهي خود هم در مركز ميدان و نه در نقش هافبك تهاجمي ايفاي نقش ميكند. آيا قرار است در جام ملتهاي آسيا هم با 3 هافبك دفاعي وارد ميدان شويم؟
3 - مشخص نبودن طراح و بازيساز
در تيمهايي كه با تك مهاجم بازي ميكنند حضور يك هافبك تهاجمي و طراح الزامي و اجتنابناپذير است. فردي كه به سرعت بتواند به تك مهاجم تيم اضافه شود و به خوبي هم بتواند هافبكها و مدافعان كناري را تغذيه كند. نقشي كه مسوت اوزيل در آلمان، ژاوي در اسپانيا، كاكا در برزيل، هوندا در ژاپن و اشنايدر در هلند ايفا ميكنند و در همين تيمهاي باشگاهي خودمان هم در تيمهايي كه با تك مهاجم بازي ميكنند چنين هافبكي حتما ديده ميشود. اي كاش جناب قطبي كه خود آناليزور قابلي است، توضيح ميداد كه اين نقش را در تيم ملي ايران چه كسي ايفا ميكند؟ما هرچه به بازي نگاه كرديم چنين هافبكي در تيم ملي نديديم و اگر هم ديدههاي ما درست بوده چرا چنين خلأيي در تيم ملي ايران وجود داشت؟
4 - عدم توانايي طراحي حمله
پيش از بازيهاي غرب آسيا هشدار داده بوديم كه تيم تحت هدايت افشين قطبي مجموعهاي منفعل است كه توانايي حمله و طراحي آن روي دروازه حريفان را ندارد و براي گل زدن فقط چشم به اشتباه طرف مقابل و ضربات ايستگاهي دارد. مقابل قطر هم فقط صاحب دو موقعيت شديم كه در نيمه نخست با اشتباه دروازهبان قطر در دفع يك سانتر بيهدف، تيموريان در مقابل دروازه خالي حريف به يك موقعيت طلايي رسيد و شوتي هم كه پژمان نوري در نيمه دوم به تير افقي دروازه قطر كوبيد ماحصل دفع ناقص مدافع حريف روي يك ارسال ايستگاهي بود. آيا به راستي از تيمي كه در ديدار تداركاتي مقابل قطر و در جريان عادي بازي نميتواند حتي موقعيت سالم روي دروازه حريف خلق كند، ميتوان انتظار موفقيت در جام ملتهاي آسيا را داشت؟
zamara
01-06-2011, 08:41 AM
تيم شيران ايران را در يابيم
بايد بگوئيم كه اين بحث كاملا فني است !! و اين سوالها به هيچ عنوان نه دشمني است و نه سونيت و نه هيچ كلام ديگري كه در طي اين ماهها و شايد سالها كه مي نگاريم بارها با آن مواجه شده و به نظر مي ِآيد با اين فرهنگ غير نقد پذير ادامه خواهد داشت
از دير باز رسم ناخوشايندي بوده است كه هر گاه از تيم ملي در نزديكي بازيهاي مهم به خلاف نظر مسئولين آن سخن گفته مي شد سخن از عدم حمايت و بي توجهي و حتي خيانت شده است اما به گفته حافظ استناد كنم كه مي گويد:
من اگر نيكم و اگر بد تو برو خود را باش / هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت
افشين قطبي تنها 6 روز ديگر فرصت دارد كه تيم ملي ما را به گونه اي جمع و جور كند 6 روزي كه متاسفانه 2 روز آن صرف ديد و باز و سفر به تهران و بازگشت دو باره به قطر خواهد شد و اين دو روز مر بوط به سفر بي دليل تيم ملي به ايران است كه هيچ كس نمي داند بنا بر چه ادله حرفه اي يا نيمه حرفه اي و يا آماتور بوده است و يا لا اقل از چه ريشه عقلاني بهره گرفته مي شده است ؟ كه به نظر مي رسد كمترين دانش تيم داري مي داند كه:
1/تيم را نبايد به شرايط آب و هوائي مسابقات برد و سه بازي فشرده بازي كرد و بعد دو باره به شرايط آب و هوائي كاملا متفاوت از بعد دما و ارتفاع از سطح دريا باز گرداند و باز دو باره به آن شرايط آب و هوائي در سطح دريا و گرم باز فرستاد و تازه پيام رئيس كميته پزشكي فدراسيون را بدرقه داشت كه سرما نخوريد.
2/ قطبي در مورد تنها بازي كه در جلوي ديدگان تماشاچيان بوده يعني بازي ايران با قطر گفته بود تيم خسته است اما جالب اينجا است كه همين تيم خسته سه بازي متوالي در زمان كم انجام مي دهد و باز سر مربي تيم ملي مي گويد علت عدم هماهنگي تيم نداشتن بازي تداركاتي به مدت طولاني بوده كه باز كسي نمي پرسد چرا آنگولا كه قرار بود به ايران بيايد و در مقابل تماشاچيان بازي كند با مخالفت او رو به رو مي شود اما به يك باره در برابر همان تيم كه به زعم سر مربي تيم ملي ضعيف بوده دو باره بازي مي كند و تبديل به تيم فوق العاده مي شود.
3/ و نكته آخر حكايت ابوذر رحيمي است هيچ كس نمي داند اگر مي شد چون ابوذر رحيمي ليست بازيكنان را تا امروز هم اعلام نكرد پس چرا بازيكناني در قطر خط مي خورند و آن جنجال پيش مي آيد و فضاي نا امني و عدم صداقت در تيم به وجود مي آيد و يا اين كه اگر ابوذر رحيمي بازيكن ضعيفي بوده است چرا پژمان منتظري جاي او خط مي خورد ؟ و اگر محسن بنگر بازيكن خوبي است چرا به تيم ملي دعوت نشد ؟ محسن بنگر در ليست اعزامي بازيكنان به قطر نبود و به جاي او منتظري و رحيمي به اين بازيها اعزام شدند سوال اول اين است كه اگر بنگر از منتظري بهتر بود چرا او به قطر نرفت ؟
بنگر اين روزها كه پس از چند روز تعطيلي به تمرينات برگشته آماده تر است يا بنگر در بازي سپاهان و فولاد در دور برگشت بازيها كه آن گونه مي درخشيد ؟ آيا نبايد بگوئيم كه اين روش انتخاب بازيكن هم چون دعوت ميرزاپور بجاي هوري و… است
آقاي قطبي ! چند روز ديگر به بازيها نمانده است و در طي اين مدت انواع و اقسام كارهاي غير حرفه اي از شما سر زده است روزگاري اگر اين كار را با پرسپوليس مي كرديد و آن گونه حركات رواني سينوسي و يا بالا و پايين و تصميم هاي شوك آور و غير عرف داشتيد و امپالسيو ( ناگهاني ) تصميم مي گرفتيد ايرادي هم اگر بود جنبه باشگاهي داشت اما اينجا تيم ملي ايران است و ديگر فرصت جبران نداريد و اين مهم نيست كه بخواهيد بعدا كجا برويد و يا چه بكنيد و گله از چه كساني نمائيد اما اكنون وقت تفكر جدي و تصميم هاي حرفه اي و عاقلانه است پس لطفا كمي منطقي تر عمل كنيد و باور داشته باشيد هر حركت و اقدام عجيب را نمي توان به قلب شير چون بنياد شير و رفقاي هنر پيشه شيري شما ربط داد كمي حرفه اي تر باشد كه اين تيم بايد تيم شيران ايران باشد
Rainyboy
01-07-2011, 08:20 PM
آخرين شعبده افشين...
تيم ملي ايران با پنج دفاع وسط و دو مدافع كناري به دوحه ميرود
http://www.donya-e-eqtesad.com/News/1537/24-05.jpg
شعبده تازه افشين قطبي در قامت سرمربي تيمملي و جايگزين كردن يك مدافع مياني به جاي يك دفاع كناري در آستانه آغاز جام ملتهاي آسيا حرف و حديثهاي زيادي را ايجاد كرده است. جنجالي كه دليل آن، نه خط خوردن ابوذر رحيمي و اضافه شدن محسن بنگر به ليست 23 نفره كه علني شدن سردرگمي سرمربي تيم ملي ايران در فاصله چندروز مانده به شروع جام ملت هاست. او در شرايطي تصميم گرفت نام مدافع راه آهن را در آخرين لحظات از فهرست منتخبش خارج كند كه رحيمي مصدوم نبود و جدا شدن او و آمدن بازيكني مثل بنگر كه به احتمال فراوان فرصتي براي حضور در بازيهاي تيم ملي را پيدا نخواهد كرد، تيم قطبي را در مسير قهرماني قرار نخواهد داد.
در شرايط فعلي ابهام بزرگ ايجاد شده اين است كه آيا سرمربي تيم ملي اصلا برنامهريزي خاصي براي تنظيم ليستي كه در آن نيازهاي تمام پستها برآورد. شده باشد داشته؟ ليست قطبي با خروج رحيمي تنها با دو مدافع كناري بنامهاي خسرو حيدري و احسان حاج صفي بسته شده و با اين شرايط اين ترديد به وجود ميآيد كه در صورت مصدوم شدن هركدام از اين بازيكنان، كداميك از مدافعان مياني پرشمار تيم ملي به عنوان مدافع كناري به كار گرفته خواهند شد. مهدي تارتار، سرمربي راه آهن با عصبانيت به اين موضوع اشاره ميكند:« در خط خوردن بازيكن تيم ما و جايگزين شدن يك سپاهاني شك و شبهات زيادي وجود دارد. ابوذر رحيمي در پستي بازي ميكند كه تيم ملي در آن فقط يك بازيكن دارد. اين درشرايطي است كه قطبي تا قبل از آمدن بنگر هم چهار مدافع وسط داشت. اگر يك مدافع چپ به جاي رحيمي به تيم ملي دعوت ميشد، من حرفي نميزدم اما حالا معتقدم در تيم ملي افراد ديگري غير از مربيان تصميم ميگيرند. متاسفم كه بگويم شرايط رحيمي به گونهاي شده كه ما بايد براي بازگرداندن اين بازيكن به حالت عادي، يك روانشناس استخدام كنيم. در ليست منتخب آقاي قطبي شش مهاجم نوك به تيم ملي دعوت شدهاند در حالي كه تيم ما يك مدافع چپ و يك مدافع راست بيشتر ندارد. پنج مدافع مياني هم داريم. يكي بگويد اين تصميمها بر اساس چه منطقي گرفته شده است؟»
شايد در اين ميان توجيهات بينظير افشين قطبي در مكالمه خصوصياش با رحيمي بتواند بخش ديگري از اين ماجراي عجيب را به تصوير بكشد. مدافع خط خورده راه آهن ميگويد قطبي براي دلداري دادن به او از چنين توجيهاتي استفاده كرده است: «آقاي قطبي با من تماس گرفت و پس از نيم ساعت دلداري دادن گفت تو بازيكن خوبي هستي اما من نگران مصدوم شدن عقيلي و نصرتي در مسابقات هستم. چون آنها يك آسيبديدگي جزئي هم دارند و به همين دليل مجبورم بنگر را جايگزين تو كنم. البته اين حرفي بود كه قطبي ميزد و من مصدوميتي در اين بازيكنان نديدم. نصرتي تا آخرين روز با ما تمرين كرد و عقيلي هم در آخرين مسابقه تداركاتي تيم ملي بهطور كامل بازي كرد. واقعا نميدانم؛ شايد هم چيزي بوده كه من در اين مدت نديده ام.» قطبي در شرايطي نگران مصدوميت مدافعان ميانياش است كه به نظر ميرسد از نظر او هيچ نگراني خاصي براي مصدوميت احتمالي حيدري و حاج صفي وجود ندارد! قراردادن اين موضوع در كنار اينكه بنگر باوجود انتقادات هميشگي و شديد الحنش به ليست نهايي تيم ملي راه پيدا كرده، موضوع را پيچيده تر هم ميكند. به گواه تاريخ، قطبي پيش از بنگر، قيد استفاده از بازيكنان بزرگتري مانند علي كريمي و حسين كعبي را دقيقا به دليل همين حاشيه سازيها زده بود اما انگار ماجراي بنگر با بقيه مخالفان سرمربي تيم ملي متفاوت است. مدافع مياني تازه وارد تيم ملي چند هفته قبل در مصاحبهاي اعلام كرده بود كه ليست افشين قطبي از شش ماه قبل مشخص شده و با اين تفاسيراحتمالا خودش هم متعجب است كه چطور توانسته در آخرين روز معرفي ليست، ناگهان نامش را در ليست شش ماه قبل ديده است!
Rainyboy
01-09-2011, 06:31 PM
در انتظار رونمايي از بومي ترين تيم ملي دهه اخير فوتبال ايران
لژيونر نداريم، لطفا سوال نفرماييد!
http://tehranpic.net/images/8rfe6g1jrqb99jm11ej.png
سايت فيفا در توصيف مدعيان قهرماني جام ملتهاي آسيا از ژاپن، كره جنوبي و استراليا نام ميبرد و تنها در گوشهاي از گزارش بلند بالايش درباره فوتبال ايران مينويسد:
«از ايران و عربستان هم به عنوان تيمهاي مطرح قديمي قاره آسيا نبايد غافل شد.» فيفا به قحطي افتخارات فوتبال ايران در دهه اخير استناد ميكند و بر خلاف سالهاي گذشته در ميان لژيونرهاي شاخص آسيايي هم اثر چنداني از نام فوتباليستهاي ايراني نمييابد. فوتبال ملي ايران در سالهايي كه گذشت ناكاميهاي متعددي در تورنمنتهاي بزرگ را زير سايه هنرمندي بازيكنان انگشت نماي خود كه راه فوتبال اروپا را در پيش گرفتند پنهان كرد اما قبل از سوت آغاز جام ملتهاي آسيا 2011 در فهرست نهايي افشين قطبي نشاني از نامهاي هراس آوري مثل مهدي مهدوي كيا، كريم باقري، خداداد عزيزي، علي كريمي، علي دايي و وحيد هاشميان نبود و تنها جواد نكونام و مسعود شجاعي در عضويت يك باشگاه نه چندان مطرح اروپايي هستند. با اين اوصاف ريختن ترس تيمهايي كه همواره در مصاف با ايران دغدغه مهار ستارهها را داشتند اتفاقي كاملا طبيعي است. رجزخواني قبل از آغاز تورنمنتهاي مهم معمولا با اشاره به بازيكنان شاخص تيمها آغاز ميشود و اين بار ايران براي تاخت و تاز در اين ميدان چيزي در چنته نداشت. كره جنوبي، ژاپن و استراليا با اتكا بر فهرستي پر و پيمان از بازيكنان بينالمللي، فيفا را مجاب كردهاند كه ساير تيمها توان رقابت با آنها را نخواهند داشت. فوتبال ايران اكنون در حوزه معرفي لژيونر به فوتبال اروپا آرام آرام با كشورهايي مثل ازبكستان، سوريه و اردن وارد رقابت شده است. از سال 1998 ميلادي به بعد هرگز اتفاق نيفتاده بود كه تيم ملي ايران با 21 بازيكن از ليگ داخلي عازم يك تورنمنت شود و تنها دو لژيونر داشته باشد. اين در حالياست كه ساير مدعيان قهرماني با تركيبي از بازيكناني كه ميادين بينالمللي پرتعدادي را تجربه كردهاند به دوحه آمدهاند و بيترديد با اعتماد به نفس بيشتري براي بالاي سر بردن جام قهرماني تلاش ميكنند. افشين قطبي ميخواهد با بوميترين تيم دهه اخير فوتبال ايران جام ملتهاي آسيا را پس از 35 سال به تهران بياورد و احتمالا ميداند كه اكنون پس از مدتها نام ايران از فهرست مدعيان قهرماني جام ملتها حذف شده است.
مثلث قدرت استراليا، ژاپن و كره جنوبي
استراليا به لحاظ در اختيار داشتن بازيكنان شاغل در ليگهاي مطرح اروپايي تفاوتي با تيمهاي شناخته شده فوتبال اروپا ندارد. در فهرست 23 نفره اين تيم تنها نام چهار بازيكن از ليگ داخلي استراليا ديده ميشود و به غير از ساشا اوگننفسكي و ماتئو اسپيرانويچ كه در تيمهاي سئونگنام كره جنوبي و اوراوا ردز ژاپن حضور دارند مابقي بازيكنان در تيمهاي اروپايي بازي ميكنند. استراليا هشت بازيكن در تيمهاي مطرح انگلستان دارد كه در بين آنها ميتوان به مارك شوارتزر (فولام) ديويد كارني (بلك پول) تيم كاهيل (اورتون) برت امرتون (بلكبرن) و نيل كيل كني (ليدزيونايتد) اشاره كرد. هري كيل و لوكاس نيل، دو ملي پوش با سابقه تيم ملي استراليا با پيراهن گالاتاسراي بازي ميكنند و بازيكناني از دينامو مسكو و آاك آتن هم در تركيب استراليا حضور دارند. ژاپن با پرلژيونرترين تيم سالهاي اخير خود به دوحه آمده است و نام 9 لژيونر اروپايي در تركيب اين تيم جلب نظر ميكند. در ميان اين اسامي يوگو ناگاتومو(چزنا) آتسوتو اوچيدا (شالكه) شينجي كاگاوا ( بوروسيا دورتموند) ماكوتو هاسبه (ولفسبورگ) و كيسوكه هوندا(زسكا مسكو) در باشگاههاي شاخص تري حضور دارند و آلبرتو زاكه روني با اين مجموعه به عنواني غير از قهرماني فكر نميكند.
در تركيب 23 نفره كره جنوبي تنها 12 بازيكن از «كي ليگ» شانس حضور پيدا كردهاند و تقريبا نيمي از بازيكنان در ليگهاي ساير كشورها مشغولند. سه بازيكن باكيفيت كره جنوبي كه پيشنهادهاي اروپايي مناسبي داشتند بر خلاف ژاپنيها مقابل مبالغ اغوا كننده تيمهاي عربي تاب نياوردند و چون تجربه بازي در خاورميانه را دارند، ميتوانند در دوحه عصاي دست اين تيم باشند. چو يونگ هيونگ در السد قطر بازي ميكند، لي يونگ پيو پيراهن الهلال را ميپوشد و لي جونگ سو هم تجربه بازي در السد قطر دارد. سه لژيونر ديگر كره جنوبي در ليگ ژاپن حضور دارند و پنج لژيونر اروپايي اين تيم در منچستر يونايتد، سلتيك (دو بازيكن) بولتون و هامبورگ بازي ميكنند كه پارك جي سونگ و چا دو ري از شاخصترين آنها محسوب ميشوند. استراليا، كره و ژاپن در مجموع 31 لژيونر اروپايي را در تركيب خود دارند و بيجهت نيست كه سايت فيفا از آنها به عنوان مدعيان اصلي فتح جام ملتها نام ميبرد.
ايران پشت سر ازبكستان و كره شمالي!
كويت، عربستان و امارات تنها تيمهايي هستند كه بدون لژيونر وارد جام ملتها شدهاند و تمام بازيكنان آنها در ليگ داخلي توپ ميزنند. جالب اينكه فوتبال ايران در زمينه صادر كردن فوتباليست به آن سوي مرزها حتي از تعدادي از قدرتهاي درجه چندم قاره هم عقب افتاده. تيم ملي ازبكستان با يك بازيكن شاغل در ليگ كره جنوبي، سه بازيكن شاغل در ليگ روسيه، يك بازيكن در ليگ اوكراين و يك بازيكن در ليگ جمهوري چك به دوحه آمده و هرچند تيمهاي اروپايي مورد اشاره در زمره تيمهاي مطرح اين كشورها نيستند اما به هر حال در كلاس كشورهاي صاحب فوتبال اروپا مسابقه ميدهند. تيم ملي سوريه مثل ايران دو لژيونر اروپايي دارد كه البته در تيمهاي مطرحي حضور ندارند.
سن هريب براي لوكرن بلژيك بازي ميكند و لوآي چنكو در آلبورگ دانمارك عضويت دارد.
عبدالله عمر و عبدالله بابا فتادي از بحرين با تيم زاماكس سوئيس قرارداد دارند و جايس جان كه براي اسكاياسپور تركيه بازي ميكند سومين لژيونر اروپايي اين تيم محسوب ميشود. بسيم عباس، بازيكن تيم كونا اسپور تركيه تنها لژيونر اروپايي تيم ملي عراق است و تعداد زيادي از بازيكنان اين تيم هم در ساير ليگهاي آسيايي مشغول هستند. شش بازيكن در ليگ قطر، دو بازيكن در ليگ ايران و دو بازيكن در ليگ اندونزي. در اين سالها حتي كره شمالي هم بيش از ايران در كانون توجه تيمهاي اروپايي بوده. در حال حاضر دو بازيكن تيم ملي كره شمالي به نامهاي چا جونگ هيوك و كين كوك جين در تيم «ويل» سوئيس بازي ميكنند. يونگ تائه سه در بوخوم آلمان حضور دارد، هونگ يانگ جو پيراهن روستوف روسيه را به تن دارد و به اين جمع ميتوان دو بازيكني كه در «كي ليگ» ژاپن حضور دارند را هم اضافه كرد.
قطر(ياسر عبدالرحمان – الزمالك مصر)، چين (هائو جون مين- شالكه آلمان)، اردن(عدي السيفي – لارناكا قبرس) و حتي هندوستان(سونيل چتري – كانزاس سيتي آمريكا) هم هركدام يك لژيونر را در تركيب خود دارند. تيم ايران هم با دو لژيونر عضو اوساسونا اسپانيا به دوحه سفر كرده و جالب اينكه هيچكدام از تيمهاي حاضر در اين رقابتها در لاليگا بازيكن ندارند. انشاء الله كه خير است!
پارسومش
01-12-2011, 02:21 PM
ايرانول دوباره اسپانسر فدراسيون فوتبال شد/ ۲۴ ماه ، ۴ ميليارد تومان
http://www.arteshesorkh.com/module_images/news/tumb/12_u_big_24345.jpg (http://www.arteshesorkh.com/module_images/news/12_u_big_24345.jpg) به زودى وضعيت مالى فدراسيون فوتبال بهبود خواهد يافت و پول اسپانسر به حساب فدراسيون واريز مى شود.در اين هفته قرارداد نهايى شركت نفتى ايرانول به عنوان اسپانسر فدراسيون فوتبال امضا شد و از حالا به بعد اين شركت نفتى حامى فدراسيون و تيمهاى ملى فوتبال كشورمان از پايه تا بزرگسالان خواهد بود.براساس اين گزارش شركت نفتى ايرانول به مدت
۲۴ ماه و تا دى ماه سال ۱۳۹۱ اسپانسر خواهد بود و بابت اين ۲ سال مبلغ ۲ ميليارد تومان به فدراسيون پرداخت خواهد كرد.لازم به ذكر است؛ قرار است قسط اول اين مبلغ طى روزهاى آينده به حساب فدراسيون واريز شود. با اين حساب و با حمايت مالى ايرانول مشكلات مالى فدراسيون به حداقل خواهد رسيد تا على كفاشيان راحت تر از گذشته به كارهاى خود بپردازد.ناگفته نماند كه شركت نفتى ايرانول در گذشته و در زمان رياست محمد دادكان در فدراسيون فوتبال اسپانسر فدراسيون بود.
پارسومش
01-12-2011, 02:21 PM
كفاشيان: بازيكنان ۱۰ هزار دلار پاداش مى گيرند
http://www.arteshesorkh.com/module_images/news/tumb/علي_كفاشيان_24469.jpg (http://www.arteshesorkh.com/module_images/news/علي_كفاشيان_24469.jpg) على كفاشيان گفت: پيش از بازى هم انتظار برد تيم را داشتم و براى همين در جريان بازى استرس نداشتم. رئيس فدراسيون فوتبال پس از پيروزى ۲ بر يك تيم ملى ايران برابر عراق در نخستين ديدارش در پانزدهمين دوره جام ملتهاى آسيا گفت: همه بازيكنان خوب بودند و بازى خوبى را هم ارائه دادند. آنها روحيه خوبى داشتند و مصمم هستند كه بازيها را ببرند. كفاشيان ادامه داد: بازيكنان در اين بازى، عملكرد خوبى ارائه كردند و انتظار داشتم كه مسابقه را ببريم. من در تمام طول بازى حتى زمانى كه از حريف عقب بوديم، خونسرد بودم و مى دانستم كه بازى را خواهيم برد. او درباره كره شمالى حريف بعدى تيم ملى ايران هم گفت: با اين برد بازيكنان ما روحيه بهترى دارند و مطمئن هستم كه در بازى بعد با كره شمالى بهتر بازى خواهند كرد. كفاشيان همچنين گفت: پاداشى كه از قبل براى برد تعيين شده است به بازيكنان تعلق خواهد گرفت.
پارسومش
01-12-2011, 02:23 PM
رضا وطنخواه: نبود نماينده AFC تبعات زيادى براى فوتبال ما دارد
http://www.arteshesorkh.com/module_images/news/tumb/رضا_وطنخواه_24770.jpg (http://www.arteshesorkh.com/module_images/news/رضا_وطنخواه_24770.jpg) در خصوص شكست ايران در انتخابات AFC بايد بگويم اگر ما در هر رشته اى قوى باشيم اما نماينده اى در قاره يا در جهان نداشته باشيم به طور قطع با مشكل مواجه خواهيم شد چرا كه نفرى را در اختيار نداريم تا از حق و حقوقمان دفاع كند و همين امر باعث مى شود در هر رشته اى كه حضور داشته باشد با ناداورى و خيلى از مسائل ديگر روبه رو شود و نتواند از حق خود دفاع كند.سوالى كه در اين جا براى همگان مطرح است، اين بود كه چرا كفاشيان از انتخابات كنار كشيد؟ پس حق مردم ايران و فوتبال چه مى شود؟ به عقيده من ايشان منتظر نتيجه جام ملت هاست تا ببيند كه آيا ايران نتيجه خواهد گرفت يا خير و ايشان در مسند خود باقى مى ماند؟ اما اين كار و اين فكر اشتباه نادرستى بود چرا كه شما اطمينان داشته باشيد با نداشتن نماينده در AFC به طور قطع در اين بازى ها نيز با مشكل مواجه خواهيم شد ناگفته نماند كه ما همواره خودمان، ارج وو قربمان را از بين مى بريم به طور مثال على دايى در جوانان FIFA حضور دارد اما اتفاقاتى پيش مى آيد كه ارج و قرب او را زير سوال مى برد و اسطوره اى مانند او را دچار حاشيه و... مى كند سوالى ديگر كه به ذهنم آمد حضور بن همام قطرى در كنفدراسيون آسياست به راستى قطر تا چه اندازه است كه رئيس كنفدراسيون از آن ها انتخاب مى شود؟ اما ايران هيچ نماينده اى در AFC ندارد، كفاشيان كنار مى كشد و از آن سو على سعيدلو انتخاب نمى شود به راستى چه برسد فوتبال ايران آمده؟ زمانى در جام ملت هاى آسيا و حتى در جام جهانى داورانى داشتيم اما اكنون حتى از دانش داور هم محروم هستيم، قطعاً تمام اين مسائل به ضرر تيم ايران در جام ملت هاى آسياست. وقتى نماينده اى در كنفدراسيون آسيا نداشته باشيم پس به طور قطع نفرى براى اعمال نفوذ نداريم و به راحتى حق و حقوقمان پايمان خواهد شد اين قضيه تنها مربوط به رشته فوتبال نمى شود بلكه به همه رشته ها مربوط است اگر در رشته هاى مختلف و در پست هاى مختلف نماينده نداشته باشيم با مشكل مواجه خواهيم شد اما به هرحال با تمام اين صحبت ها براى تيم ايران در اين مسابقات آرزوى موفقيت دارم و اميدوارم مقامى در خود ايران به دست آورند.
علی تیفوسی
01-14-2011, 12:36 AM
ایران 2 – عراق 1 : زنده باد فوتبال دو قطبی ..
چه قدر کارشناسان فوتبال در حق دو تیم پایتخت جفا کردند ...
چه قدر تیم های شهرستانی را باد کردند ...
چه قدر از قرمز و آبی خط زدند...
آقای قطبی دیر به اشتباهت پی بردی ، تو هم تازه فهمیدی عصای دست تو همین قرمز و آبی اند...
علی تیفوسی
01-14-2011, 12:38 AM
حق انتقاد ندارید تا تیم ملی حذف شود!
معمولا در همه جای جهان پیش از آنکه اتفاق ناگواری در فوتبال ملی یک کشور رخ دهد مسئولین امر از آراء و نظرات کارشناسان بهره می جویند تا به کمک خرد جمعی بهترین تصمیم را اتخاذ کنند . انتقادات را می پذیرند و به رفع مشکلات می پردازند. کاری که آلمان ها در دو دوره ی قبل ، انتخابی جام ملت ها پیش از بازی با اوکراین انجام دادند و به بهترین شکل ممکن از آن نتیجه گرفتند . اما در ایران قضیه فرق می کند ؛
برنامه ی 90 را تا پایان جام ملت ها بایکوت می کنند...
عادل فردوسی پور را هم از گزارش بازی های ملی منع می کنند :
تا مبادا مردم در یک نظرسنجی ساده نظر خود را درباره ی وضعیت تیم ملی اعلام کنند ؛
تا مبادا در طول برنامه یا طی گزارش فوتبال ، فردوسی پور از کسی انتقاد کند ؛
تا مبادا کسی بفهمد که ابوذر رحیمی چگونه خط خورد و بنگر جانشین او شد ؛
تا مبادا کسی به انتخاب بازیکنان خرده بگیردِ؛
و هزار مساله ی مبادای دیگر ، از مالیات قطبی گرفته تا قهر شجاعی و درگیری نکونام و اعتصاب ملی پوشان و سمت باقری و ...
مبادا هایی که پس از حذف تیم ملی هر کدام مثل یک چاه دهان باز می کند و ورطه های هولناکی در فوتبال این کشور ایجاد می کند. آنجاست که خواهیم فهمید حذف انتقاد یعنی حذف خرد ، حذف تفکر .. عقل گرایی که می توانست راه گشا باشد .
به راستی چرا همه ی مربیان کنونی لیگ تنها برای موفقیت تیم ملی دعا می کنند!
zamara
01-16-2011, 08:52 AM
http://www.iran-bax.com/up/uploads/12951569621.jpg (http://forum.havadaresorkh.com/newreply.php?do=postreply&t=41)
صعود پاداش روزهی سکوت ِ قطبی
نه خداداد را دعوت به روزهی سکوت میکنیم نه علیرضا مرزبان را دعوت به انصاف. بازیهای تیمملیمان را دنبال میکنیم؛ تیم و مربیای که تمام فشارها را تحمل کردند،توسط کارشناسان وطنی و روزنامهنگاران تحقیر شدند اما به کارشان ادامه دادند
1-.به رسم همیشهگی اگر قرار باشد بنویسم باید بگوییم ما بر اشتباهات داوری، سرماخوردهگی بازیکنانمان و مخالفانی که از هیچ کاری برای بازنده بودن این تیم کوتاهی نکردند، غلبه کردیم. مثلا
میشود این نتایج را بولد و بزرگ کرد و جلو مخالفان گرفت و آنها را به سکوت دعوت کرد. یکی از مخالفان کلاسیک این تیمملی یعنی خداداد عزیزی خودش وعده داده بود اگر به دور بعد صعود کردیم، روزهی سکوت میگیرد. اما این رسم و روش درستی نمیتواند باشد. 2.فوتبال را با دیدهگاه عامیانه دیدن کار آنهاییست که هر موفقیت و برد یا هر شکست و باختی را به جاهایی به جز زمین فوتبال ربط میدهند. «شانس آوردیم» یا «دستهای پشت پرده سر ما را برید»؛ اینها حرفهای فوتبالی نیستند. همین امروز یکی از مجلات در ضد گزارش بازی ایران-عراق سرمربی تیمملی ایران را رسوای خدایی معرفی کرده بود و برد مقابل را به علاقهی کسی به ما در آن بالا ربط داده بود.
3.این تیم در طول بازی هیجانانگیز نیست. مثل تیم سال 96 زمین را به آتش نمیکشد. آرامش دارد و در تمام طول بازی کارهای تاکتیکی تمرین شده را انجام میدهد. گاهی به درستی و در مواقعی با اشتباه. اما سعی میکند جای اینکه به شکل قبیلهای و غریزی به مواضع دشمن حمله کند و با ابزار غیرت و مردانهگی پیروز بشود، کارهای تاکتیکیاش را در آرامش انجام بدهد و در فرصتی که به دست میآید، ضربه را به تیم حریف بزند؛ این تیم هیجانش را وقتی به تماشاگران منتقل میکند که بازی تمام شده و تمام آن حرکات آرام و گاها حوصله سربر اما تمرین شده، به بار نشسته است.
4.این تیم همین حالا هم برنده است. چون توانسته یا لااقل سعی کرده است که دیدهگاه جواد خیابانیوار ما را تصحیح کند. آدم هیجانطلب و غریزهمحوری مثل خیابانی بعد از گل ایران، نه طالب گلهای بیشتر و هجوم همهجانبه شد، نه تیم حریف را به تحقیر روستایی خطاب کرد. خیابانی تاثیر گرفته از تیم فعلی، خواستار آرامش و تمرکز شد تا این نتیجه پابرجا بماند و هیجان بعد از پایان بازی آغاز بشود.
5. در سرزمین ما که تمام اتفاقات در هیجانات آنی میافتد و معمولا به نتیجه منتهی نمیشود و آخرش برایمان چیزی جز پشیمانی به همراه نمیآورد، اینکه یک تیم فوتبال لااقل سعی میکند طبق یک اصول حرکت کند و به نتیجه برسد، اتفاق فرخندهایست. میتوان امیدوار بود در صورت قهرمانی این تیم، چنین شیوهای که پیش از این توسط تیمی مثل ذوب آهن هم تست شده است، تبدیل به رویهی عمومی فوتبالمان بشود تا شاید کمکم دکان مربیان جوکگو و پرخاشگر و قلدر که عموما در فوتبال بیسواد هستند، تخته بشود و آدمهایی نظیر ابراهیمزاده و جلالی بتوانند ایدههایش را داخل زمین اجرا کنند و چیزی از فوتبال به خارج از زمین کشیده نشود.
6. پس رسم همیشهگی را کنار میگذاریم. نه خداداد را دعوت به روزهی سکوت میکنیم نه علیرضا مرزبان را دعوت به انصاف. بازیهای تیمملیمان را دنبال میکنیم؛ تیم و مربیای که تمام فشارها را تحمل کردند،توسط کارشناسان وطنی و روزنامهنگاران تحقیر شدند اما به کارشان ادامه دادند. حالا باید منتظر نتیجهی نهایی بمانیم که اگر حاصل بشود آن وقت خود به خود کسانی که از فوتبال سررشته ندارند اما نانش را میخورند و ادعای مالکیتش را دارند، کنار میروند و جا برای کسانی که میخواهند در آرامش و به دور از هیجانها و حاشیههای کشنده کار کنند، باز میشود.
mitra*
01-17-2011, 01:10 AM
همه رکودهای جام ملتها برای ایران مرور تاریخ جام ملتهای آسیا نشان می دهد که علیرغم حسرت 35 ساله تیم ملی برای قهرمانی در این رقابت ها اما هنوز هم به یمن درخشش در سه دوره پیاپی این رقابت ها در سالهای 1968، 1972 و 1976 که منجر به رقم خوردن اولین و آخرین توالی سه باره قهرمانی در جام ملتها شده همه رکوردهای اصلی این بازیها در اختیار ایران است.
بیشترین تعداد حضور با 11 دوره البته با شراکت کره جنوبی، بیشترین تعداد بازی در این رقابت ها با 54 بازی که تیم دوم کره جنوبی است با 50 بازی، بیشترین تعداد پیروزی در این رقابت ها با 31 برد که تیم دوم کره جنوبی است با تنها 23 پیروزی، بیشترین گل زده با 106 گل که تنها تیم قاره است که بیش از 100 گل به ثمر رسانده و تعداد گلهای زده اش سه رقمی است و فاصله ای وحشتناک با تیم دوم یعنی کره جنوبی دارد که فقط 79 گل زده است.
بهترین تفاضل گل با عدد 66 که نسبت به تیم دوم یعنی ژاپن با فقط تفاضل گل 23 فاصله ای زیاد و تقریبا جبران ناپذیر است. بیشترین تعداد قهرمانی با سه بار بالای سر بردن جام به اندازه عربستان و ژاپن و در نهایت هشت بار حضور در نیمه نهایی که البته در این رکورد ژاپن هم شریک ایران است.
zamara
01-17-2011, 07:48 AM
http://www.iran-bax.com/up/uploads/12952390521.jpg (http://forum.havadaresorkh.com/forum.php)
مسئولان فدراسيون فوتبال ايران: تروسيه را نميخواهيم
جادوگر سفيد به تيم ملي ميآيد؟
چند هفته به آغاز جامملتهاي آسيا در قطر باقي نمانده بود که مسئولان فدراسيون فوتبال از تلاش و رايزني براي انتخاب يک مربي سرشناس خارجي براي تيم ملي بزرگسالان خبر دادند و مشخص شد جامملتها آخرين نقطه همکاري فدراسيون فوتبال با افشين قطبي سرمربي کنوني تيم ملي است. واکنشها به اين خبر متفاوت و جالب بود، عدهاي از آن استقبال کردند و بعضي با حمايت از قطبي اين تصميم فدراسيون را نسنجيده و نادرست خواندند و معتقد بودند قطبي مربي موفقي بوده و بايد حفظ شود. عدهاي هم با اينکه موافق استخدام مربي بزرگ و خارجي بودند اما طرح اين موضوع را در آستانه جامملتها نادرست و غير منطقي قلمداد کردند. با اين حال گمانهزنيها براي انتخاب سرمربي جديد تيم ملي آغاز شد و باز هم مثل گذشته ليستي بلند و بالا از مربيان نامدار فوتبال دنيا آماده شد. برخي از مربيان مانند گوران اريکسون سوئدي، فرانک رايکارد و رونالد کومان هلندي، فيليپه اسکولاري و دونگاي برزيلي، يورگن کلينزمن و لوتار ماتئوس آلماني و فيليپ تروسيه فرانسوي براي سرمربيگري ايران کانديد شدند که برخي نامها توسط مسئولان فدراسيون تأييد شد و برخي ديگر تکذيب!
سردرگمي فوتبالدوستان با تناقضگويي مسئولان
در فاصله دو روز مانده به آغاز پانزدهمين دوره جامملتها در قطر، ترابيان سرپرست کميته روابط بينالملل فدراسيون فوتبال از نهايي شدن پروسه انتخاب سرمربي جديد تيم ملي خبر داد و تأکيد کرد مقدمات گزينش جانشين قطبي انجام شده و منتظر بازگشت علي کفاشيان از قطر هستند تا حتي قبل از پايان جامملتها سرمربي جديد تيم ملي را انتخاب و معرفي کنند. در واکنش به اظهارات ترابيان، رئيس فدراسيون فوتبال در قطر مصاحبه کرد و گفت: «انتخاب سرمربي در کوران برگزاري مسابقههاي جامملتها و يا پايان آن امکانپذير نيست و فدراسيون هنوز روي گزينه خاصي به توافق نظر نرسيده است! با وجود اظهارات ضد و نقيض مسئولان فدراسيون فوتبال، منابع غير رسمي اما نزديک به فدراسيون از مذاکرات جدي و رسمي با چند مربي خارجي خبر دادند که در اين ميان ظاهرا شانس فيليپ تروسيه مربي سرشناس فرانسوي و سرمربي سابق ژاپن که به جادوگر سفيد معروف است از ساير گزينهها بيشتر است. البته اختلاف نظر مسئولان فدراسيون فوتبال در قبال اين مسئله، اينبار به توافقنظر تبديل شد تا سردرگمي اهالي فوتبال و فوتبالدوستان به شکل ديگري ادامه پيدا کند.
کفاشيان: تروسيه شانسي براي مربيگري تيم ملي ايران ندارد
در حالي که حضور فيليپ تروسيه در هتل محل اقامت بازيکنان تيم ملي و حضورش در ديدار ايران برابر کره شمالي در ورزشگاه قطراسپورت گمانهزنيهايي را بهوجود آورده بود، علي کفاشيان حضور اين مربي در تيم ملي را منتفي ميداند. رئيس فدراسيون فوتبال ايران پس از ديدار ايران برابر کره شمالي با تأکيد بر اينکه تروسيه شانسي براي هدايت تيم ملي ندارد، گفت: «شايد ايشان آرزو داشته باشد که سرمربي تيم ملي فوتبال ايران شود اما ما هيچ مذاکرهاي با تروسيه نداشتهايم و از نظر من ايشان شانسي براي جانشيني افشين قطبي ندارد. ضمن اينکه سرمربي تيم ملي پس از جامملتها انتخاب ميشود.»
ترابيان: تروسيه به درد ايران نميخورد!
عباس ترابيان سرپرست کميته روابط بينالملل فدراسيون فوتبال اينبار به جاي تناقضگويي به تأييد صحبتهاي کفاشيان پرداخت و مذاکره با تروسيه را تکذيب کرد و گفت: «شايد خيلي از مربيان باشند که دوست داشته باشند سرمربي تيم ملي شوند اما کارهاي خود را براي انتخاب گزينههاي موردنظرمان انجام دادهايم.» وي افزود: «فقط مربياني در فهرست گزينههاي سرمربيگري تيم ملي ميگنجند که شرايط مورد نظرمان را داشته باشند. امثال بورا ميلوتينوويچ و تروسيه به درد ايران نميخورند. تروسيه در بين گزينههاي موردنظرمان براي سرمربيگري ايران نيست و در اين فهرست جايي ندارد. اگر هم گفته ميشود تماسهايي با او گرفته شده قطعا از سوي مسئولان ايراني نبوده است.»
معيني: تروسيه گزينه سرمربيگري ايران است
فريدون معيني سرپرست کميته تيمهاي ملي برخلاف کفاشيان و ترابيان فيليپ تروسيه را يکي از گزينههاي سرمربيگري تيمملي عنوان ميکند و ميگويد: «مذاکره با بسياري از مربيان بزرگ در جريان است. شايد خيلي از مربيان خوب تمايل دارند، هدايت تيم ملي ايران را برعهده بگيرند. تروسيه هم شايد تمايل داشته باشد. او يکي از مربيان خوب و مفيد است که ميشود با او مذاکره کرد. اين مربي بين گزينههاي ما قرار دارد اما مذاکرهها نهايي نشده است.»
Rainyboy
01-20-2011, 08:36 PM
خون سرخ تر، عزای سیاه تر!
http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1389%5C9%5CPhoto%5C3923.jpg
1) طي هفته هاي اخير تحليل هاي فراواني در مورد چرايي شکست نماينده ايران در انتخابات AFC ارايه شده و هر کارشناس، منتقد و هوادار دلسوزي که دغدغه اش ضريب نفوذ مديريتي کشورمان در تشکيلات فوتبال آسيا بوده، از نگاه خودش موضوع را مورد بررسي قرار داده است. باخت عجيب سعيدلو به حريف نپالي، به ويژه زماني حيرت انگيزتر به نظر مي رسيد که حضور بن همام در ايران و اوجگيري لابي ها و رايزني ها با او را به ياد مي آورديم. چگونه مردي که در کنفرانس مطبوعاتي اش در تهران مقابل ديدگان ما نشسته بود و به گرمي لبخند مي زد، عملا پشت نمايندگان کشورمان را در انتخابات کنفدراسيون فوتبال قاره خالي کرد تا ايران تک صندلي اش در AFC را نيز از دست بدهد؟ پاسخ اين سؤال، شايد همان هفته اول آغاز تورنمنت جام ملتهاي آسيا به روشني داده شد، اما ظاهراً هيچ کس به آن توجهي نکرد!
2) موضوع تحقير مديريتي فوتبال ايران در جام پانزدهم، به همان روزهاي آغازين مسابقات دوحه بر مي گردد؛ آنجام که بچه هاي تيم ملي ايران در اقدامي ستايش برانگيز و قابل احترام، تصميم گرفتند با نصب پارچه هاي سياه روي پيراهن شان، ياد و خاطره هموطنان از دست رفته در اثر سانحه هوايي اروميه را گرامي نگه دارند و به احترام آنان، با بازماندگان شان همدردي کنند. در اين شرايط مسؤولان کاروان ايران و در رأس آنها علي کفاشيان که در دوحه حضور دارد، موضوع را با دست اندرکاران برگزاري مسابقات مطرح کردند و در کمال شگفتي، با پاسخ منفي آنان مواجه شدند. در شرايطي که چنين کاري در تمام جهان يک عرف و رسم متداول به شمار مي رود، AFC به دلايلي مبهم و نامعلوم با تقاضاي طبيعي فوتبال ايران موافقت نکرد و تنها اجازده داد بازيکنان دو تيم، قبل از آغاز مسابقه يک دقيقه سکوت کنند؛ آنچه حتی همان نيز با سر و صداي دور از ادب مشتي تماشاگر عراقي تحت تأثير قرار گرفت و جوي را ساخت که حتي از تلويزيون کشورمان قابل پخش نبود. موضوع اما به همين جا ختم نشد و غافلگيري بزرگتري از راه رسيد. هيچکدام از آناني که با پاسخ «نه» AFC به درخواست ايران شوکه شده بودند، حتي براي يک لحظه هم نمي توانستند تصور کنند دو روز بعد از اين ماجرا، همين مجموعه در قبال درخواست کاملاً مشابه کشور تازه به آسيا پيوسته استراليا کرنش نشان داده و به مسؤولان تيم زردپوش اجازه بدهد به حرمت جان باختگان سيل استراليا، پارچه سياه روي پيراهن بازيکنان اين تيم نصب کنند. اما اين اتفاق رخ داد تا ديپلماسي بين المللي مديريت فوتبال ايران، يک بار ديگر با تمام وجود طعم تلخ تحقير را بچشد.
3) از نقطه نظر انساني، فرقي بين عزيزان ما که از بين مان رفتند و هموطنان بازيکنان تيم ملي استراليا که در سانحه سيل جان باختند وجود ندارد و هر دو ضايعه به يک اندازه دردناک و تأثر برانگيز است، با اين وجود آنچه ما را برخلاف حريف، حتي از امکان يک سوگواري ساده نيز باز مي دارد، ضعف مديريتي مردان فوتبال مان، در سطوح بين المللي است. در شرايطي که آقايان طي اين سالها مدام ادعا مي کردند از نزديکان بن همام محسوب مي شوند و اصلاً امپراتور کنوني فوتبال آسيا، با رأي مستقيم آنان بر مسند کارش در AFC تکیه زده، عملا ديديم که ما حتي قدرت سهم خواهي به اندازه تعدادي پارچه کوچک سياه را هم از مسابقاتي که زير نظر اين آقا و دست بر قضا در کشور خود او برگزار مي شود نداريم و حتي نمي توانيم به اندازه استرالياي تازه وارد نزد دوستان ارج و قرب داشته باشيم! با این اوصاف آیا، رویای دوستان برای تصاحب پستی به بزرگی نایب رییسی کنفدراسیون فوتبال آسیا، بیش از اندازه رویایی و گزاف به نظر نمی رسد؟!
4) نه خون استراليايي هاي از ميان رفته در سيل از خون ايرانيان کشته شده در اروميه سرخ تر است و نه عزاي آنها از ماتم ما سياه تر. آنچه در اين ميان «کمرنگ» به نظر مي رسد، حناي رنگ باخته دست اندرکاران فوتبال ايران در مجامع بين المللي است که توانش در مقابل آرزوهاي گوناگون، از گرفتن کرسي در AFC تا دريافت مجوز نصب پارچه سياه روي لباس ملي پوشان، تقريباً به يک اندازه به نظر مي رسد؛ صفر!
zamara
01-25-2011, 06:11 PM
علی تیفوسی
01-26-2011, 04:17 PM
نقد کارشناسان بر شکست تیم ملی/
آغاز رویایی، پایان دراماتیک/ تصمیمات اشتباه ایران را به خانه بازگرداند
تیم ملی فوتبال ایران در حالی با عنوان بهترین تیم مرحله مقدماتی جام ملتهای آسیا را به پایان رساند که به دلیل انتخاب ترکیب نامناسب و اشتباهات بازیکنان باتجربه با باخت برابر کرهجنوبی وداع تلخی با جام پانزدهم داشت.
به گزارش خبرنگار مهر، تیم ملی فوتبال ایران که بابرنامهها و تدابیر مناسب کادر فنی مرحله گروهی جام پانزدهم را با سه پیروزیدرخشان برابر عراق، کرهشمالی و امارات به پایان رساند، در دیدار حساس مرحله یکچهارم نهایی برابر کرهجنوبی با توجه به آرایش نامناسب و اشتباهات فراوان بازیکنانخصوصا در خط میانی، از صعود به مراحل پایانی جام بازماند.
درحالیکه افشین قطبی در سه بازی مرحله گروهی با در نظرگرفتن ترکیبهای مناسب و تعویضهای تاثیرگذارش زمینهساز پیروزی ایران شده بود، دربازی با کرهجنوبی بازیکنانی را به میدان فرستاد که نه تنها در اجرای خواستههایفنیاش موفق نبودند، بلکه استفاده همزمان از سه مهاجم دستهای سرمربی تیم ملی رابرای انجام تعویضهای موثر بسته بود.
در بازی با عراق خلعتبری و انصاریفرد در نیمه دوم با ورودبه زمین مسابقه شرایط را به سود ایران تغییر دادند، غلامرضا رضایی در بازی باکرهشمالی ذخیره تاثیرگذار بود و در دیدار با امارات هم این بازیکن با ورود بهمیدان شرایط را در نیمه دوم به سود ایران تغییر داد اما در بازی با کرهجنوبی، قطبی نتوانست از این اسلحه پنهان خود بهره ببرد.
مجید جهانپور ضمن اشاره به این مسئله گفت: استفاده ازخلعتبری، رضایی و انصاریفرد از ابتدای بازی سبب شد تا گزینههای مان برای تعویض کم شود و برخلاف بازیهای قبلی در نیمه دوم هم تعویضهای ایران موفقیتی در پی نداشته باشد.
این کارشناس فوتبال بازی محتاطانه و فیزیکی را هم یکی ازدلایل ناکامی ایران برشمرده و افزود: بازیکنان خط میانی کرهجنوبی توانستند خطمیانی ما را خنثی کنند و اشکال پنهان تیم ملی ایران ضعف در انتقال توپ از دفاع به حمله بود.
منصور ابراهیمزاده هم از بعد فنی عملکرد قطبی و همکارانش را به چالش کشید: "در آغاز نیمه دوم تیم ملی باید تغییرشیوه میداد زیرا در نیمه نخست به اهدافش نرسید. هدف تیم ملی در نیمه نخست ابتدادفاع منطقی و سپس استفاده از پشت دفاع حریف با فرارهای مهاجمان سرعتی مانندخلعتبری، رضایی و انصاریفرد بود که تاکتیکی کاملا مشهود بود. البته در این شرایط خط دفاعی کره تا حدودی عقبتر بازی میکرد و مانع از نتیجهگیری تیم ملی از این برنامه شده بود".
وی اضافه کرد: در این شرایط فضایی بین خط هافبک و خط دفاع تیم کره ایجاد شده بود اما نتوانستیم از این فضا استفاده کنیم، خصوصا زمانی که حیدری و شجاعی به میدان آمدند باید بازیکنان جلوتر میرفتند واز این فضا برای رسیدن به گل سود میبردند اما تیم باز هم با همان سبک ارسالهای بلند به بازی ادامه داد که باعث شد توپهای تیم ما به راحتی از دست برود و مهاجمان به خوبی تغذیه نشوند.
استفاده همزمان از جواد نکونام،آندرانیک تیموریان و پژمان نوری که زمینهساز بازی محتاطانه یا به قول محمد پنجعلیهمراه با ترس ایران در بازی با کرهجنوبی شده بود، فرصت تغذیه مناسب مهاجمان را ازتیم ایران گرفته بود: "معتقدم ترس بازیکنان سبب شد اعتماد آنها نسبت به یکدیگر ازبین برود. همچنین بازی بسته ما باعث شد تا مهاجمانمان در خط حمله تنها بمانند وکاری از پیش نبرند".
کاپیتان پیشین تیم ملی کشورمان اضافه کرد: "در نیمه دوم انتظار داشتیم تا با تغییرات روند تیم بهتر شود اما ایناتفاق رخ نداد و روند تیم در نیمه دوم هم بهبود نیافت. در نهایت و در حالیکه نبایدکنارهها را در اختیار حریف می گذاشتیم اما دقیقا از همین ناحیه ضربه خوردیم".
در این میان ابراهیم میرزاپوردروازهبان سوم ایران در این جام بصورت سربسته به مسئله مهم دیگری اشاره میکند که مهر تاییدی بر صحبتهای پنجعلی است: "متاسفانه بعضی از بازیکنان ما امروز در حد واندازههای خود نبودند و نتوانستند تمام توانایی خود را نشاندهند".
علی پروین سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال کشورمان هم اشتباهات بازیکنان خصوصا چهار بازیکن که در حد و اندازه خود دراین بازی ظاهر نشدند را یکی از عوامل شکست ایران برشمرد.
این همان مشکلی بود که باعث شد تیمایران در اکثر دقایق مسابقه در حفظ توپ یا ارسال پاسهای صحیح مشکل داشته و فرصتهارا به راحتی از دست بدهد. بازیکنان باتجربه هم نتوانستند شرایط را به سود تیم ملی تغییر دهند و حتی اشتباهات آنها در لحظات حساس به ضرر تیم ملی شد. حمید علیدوستی بهاین مسئله اینگونه اشاره میکند: "معتقدم تیم ملی بیشتر به دلیل بیتجربگی این بازیرا باخت و بیش از آنکه کره جنوبی قوی باشد ما بد بازی کردیم".
در این بین استفاده از سه هافبک دفاعی پشت سر سه مهاجم تیم ملی که برای باز کردن دروازه تیم کرهجنوبی نیاز به تغذیه شدن داشتند، یکی از مسائلی بود که فرصتهای گلزنی شاگردان قطبی را در ایندیدار تحت الشعاع قرار داده بود. محمدحسن انصاریفرد با اشاره به این مسئله گفت: درنیمه دوم نیاز بود که یک هافبک بازیساز مانند ایمان مبعلی یا محمد نوری به میدان بروند اما این اتفاق نیفتاد تا کارایی مهاجمان ما در این دیدار کاهش یابد.
با تکیه بر نظر کارشناسان مشخص میشود تیم ملی فوتبال ایران در حالی که با بازیهای قابل تقدیر مرحله گروهی را به پایان رسانده بود، در بازی با کره جنوبی با اشتباه کادرفنی در انتخاب نفرات یاتعویضهای مناسب که با اشتباهات فردی بازیکنان کامل شد، نتوانست راه موفقیت آمیزش را ادامه داده و در نهایت دست خالی به خانه بازگشت.
در روزی که تیم ملی ایران میتوانست با عملکردی بهتر برابر کرهجنوبی به پیروزی دست یافته و پس از هفت سال مجددا در جمع 4 تیم برتر آسیا قرار بگیرد، برای دومین مرتبه متوالی در مرحله یک چهارم نهایی برابر این تیم مطرح شرق آسیا تن به شکست داد تا پانزدهمین دوره جامملتهای آسیا را هم با ناکامی به پایان برساند.
خبرگزاری مهر
Masoud
02-06-2011, 06:27 PM
با دوست که کارمند فدرایسونه صحبت میکردم گفت با کارلس کویرش تموم کردن و سرمربی تیم ملیه هست و میاد ایران که قرارداد رو ببنده.
بازم به نظرم اگه اون باشه صاحب سبک نیست و درسته بزرگه ولی ریشه ای نمیتونه کار کنه.
Ahmad.taj
02-09-2011, 05:25 PM
http://zata1.persiangig.com/image/file_09/295.jpg
1)شايعه نزديك به واقعيت انتخاب كارلوس كرش به عنوان سرمربي جديد تيم ملي كشورمان، واكنشهاي متفاوتي را در سطح محافل ورزشي برانگيخته است. برخي از كارشناسان به استقبال از اين مربي رفتهاند و البته بعضي ديگر انتقاداتي را به اين انتخاب وارد كردهاند كه البته در نوع خودش قابل احترام و تامل برانگيز است. با اين حال، آنچه در اين زمينه آزاردهنده مينمايد، استارت خوردن برخي موضعگيريهاي كليشهاي و كليگوييهاي تكراري و منفي بافانه است كه نه تا به حال كمك چنداني به فوتبال ايران كرده و نه از اين به بعد انتظار ميرود مشكلي را حل كند. به طور مشخصتر، از ابراز عقيده ناصرخان حجازي حرف ميزنيم كه ديروز گفت: «اگر كرش مربي خوبي بود، به ايران نميآمد!» فوتبال ما – متاسفانه – با چنين جهتگيريهاي غيراصولي و مملو از ابهام غريبه نيست و اين مرتبه، انگار نوبت كارلوس كرش است كه قرباني اين قبيل مسايل كور و دور از منطق شود.
2) جايگاه انتقاد، هميشه و تحت هر شرايطي در سراسر جهان محفوظ است. برخلاف ادعاي برخي از مسوولان «نقد گريز» فوتبال ايران كه از ترس به خطر افتادن منافع يا جايگاهشان، هر انتقادي را با انگهاي مذمومي مثل كوبيدن، تفرقه انداختن، ترور شخصيتي، وارد كردن فشار رواني يا دشمني طرد ميكنند و پس ميزنند، جايگاه منتقدان در تمام دنيا ارزشمند شمرده ميشود. كافي است دوستان محترم اندكي اهل پيگيري اخبار روزانه فوتبال جهان باشند تا ببينند و بدانند كه حتي از مربياني مثل گوارديولا، مورينيو، دلبوسكه، ونگر، آنچلوتي و ماگات هم انتقاد ميشود و حتي سوپر مربي اسم و رسمداري مثل الكس فرگوسن به خاطر درگيري با رسانه سرشناس بريتانيا – بيبيسي – سالهاست با اين مجموعه گفتوگو نميكند. در شرايطي كه آقايان اينجا سخت تلاش ميكنند هيچكدام از شاهكارهايشان با هيچ نوع اعتراض و مخالفتي روبهرو نشود، هم مربيان تراز اول فوتبال جهان به طور مستمر در مظان انتقاد قرار دارند و هم اين رويه شامل حال مديران فوتبال كشورهاي سرشناس دنيا مثل انگلستان، اسپانيا و حتي آلمان ميشود. همه اينها يعني آنكه علي دايي و افشين قطبي (!) و كارلوس كرش كه هيچ، حتي اگر اسكولاري و كاپلو هم به ايران بيايند، باز «بايد» فضا براي نقد كاستيها فراهم باشد و كسي نميتواند زبانها را براي انتقاد منصفانه قيچي كند. با اين وجود، روي سخنمان حالا با مرداني مثل ناصر حجازي است كه نديده و نشناخته و كاملا «چشمبسته» به انتخاب جديد فدراسيون فوتبال حمله ميكنند و كارلوس كرش را مثلا به اين بهانه كه به ايران آمده، مربي كوچكي ميپندارند!
3) اي كاش «كرش كشون» را از حالا شروع نكنيم و اجازه بدهيم او كارش را بدون آنكه قرباني قالبهاي سنتي ذهني ما شود، در ايران آغاز كند و سپس به نقد كم و كاستيهاي احتمالي وي بپردازيم. برخلاف آنچه تصور ميشود، فوتبال ايران هنوز جذابيتهاي خاص خودش را براي مربيان خارجي دارد و اگر مذاكرات مطلوبي با آنها انجام شود، حتما ميتوان از حضورشان در كشور استفاده كرد. ما هنوز ستارههاي خوبي در سطح تيم ملي داريم كه متاسفانه طي سالهاي اخير استفاده مناسبي از آنها نشده و فرصت مطلوبي نيز تا آغاز مسابقات مقدماتي جام جهاني وجود دارد كه با توجه به مسير آسان صعود از آسيا، ميتواند نظر هر مربي خوبي را جلب كند. كارلوس كرش مربي بزرگي است، اما شرايط ما هنوز آنقدر مساعد هست كه بتوانيم حتي پاي مربيان معتبرتر از او را هم به كشورمان بازكنيم، چنانچه طي اين سالها، امثال دنيزلي و آريهان به ايران آمدند و كار هم كردند. او پرورش دهنده استعدادهاي بزرگي مثل كاستا و رونالدو در فوتبال پرتغال بوده و تا همين چند ماه پيش، تيم ملي اين كشور را در بزرگترين تورنمنت فوتبالي دنيا – جام جهاني – هدايت ميكرده است. آيا با توجه به سوابق قابل اعتناي او و قرارداد مالي مناسبي كه «گفته ميشود» با او بسته شده، نبايد از اين گزينش خوشحال بود و به مرد معتمد فرگوسن، اطمينان كرد؟!
4) كرش را از همين ساعات قبل از ورودش به ايران بمباران نكنيد لطفا؛ او نه وابسته طاغوت است، نه براي فرگوسن مانع ميچيده و نه قصد دارد مطابق قوانين سوئيس (!) با فدراسيون فوتبال قرارداد ببندد. خوشبختانه برخلاف سرمربي قبلي، قرار هم نيست روزمه خالياش را با حربه قلابي «ادبيات شيك» جبران كند. بعد از مدتها يك چهره معتبر به تيم ملي ايران نزديك شده و شايد براي همهمان بهتر باشد اگر به او اعتماد كنيم.
* * *
رسول بهروش
«روزنامه گل»
Rainyboy
02-10-2011, 06:15 PM
رفتار آماتوری تا کی؟...
چلوكباب چطور بود آقاي كرش؟!
http://www.aftab.ir/news/2011/feb/01/images/405bed5a42a2457564c6a90e597c8b40.jpg
شايد براي حفظ ظاهر و رعايت نزاكت بود كه كارلوس كرش در اولين كنفرانس مطبوعاتياش اعلام كرد از آنچه در ايران ديده خوشش آمده اما جواب نهايي را پس از ديدار مقابل روسيه خواهد داد. وقتي اتفاقاتي كه در حين بازديد از كمپ تيمهاي ملي براي او رخ داد را مرور ميكنيم، به اين نتيجه ميرسيم كه برخي خبرنگاران حاضر در كمپ با رفتارهاي آماتور خود آنقدر وجهه بدي از جامعه خبري ايران به جا گذاشتند كه احتمالا كرش در صورت همكاري با تيم ملي ايران ديگر علاقهاي براي سر و كله زدن با اين جماعت نخواهد داشت. به عنوان مثال خبرنگار روزنامه ورزشي گل با تقلاي فراوان موفق شد خودش را به سرمربي سابق رئال مادريد و تيمملي پرتغال برساند. او پس از تلاش بسيار براي راضي كردن ترابيان، اين سوال را از كرش پرسيد: «نظرتان راجع به چلوكباب ايراني چيست؟» كرش هم با بيتفاوتي تمام گفت نظر خاصي ندارد و اين هم يك غذاي عادي، مثل بقيه غذاهاست! همين خبرنگار در ادامه تلاش كرد تلفن همراهش را به كرش بدهد تا سردبير روزنامه مطبوعش به كرش بابت حضور در ايران تبريك بگويد! اقدامي كه با واكنش جدي ترابيان مواجه شد و او خطاب به خبرنگار اين روزنامه ورزشي گفت: «مگر كريسمس است كه شما ميخواهيد به آقاي كرش تبريك بگوييد؟!» سوال كليدي پيش آمده در ميان تمامي اين اقدامات اينجاست كه آيا كرش با ديدن چنين هيجانات كودكانهاي ميتواند به يك همكاري حرفهاي با فوتبال ايران اميدوار باشد؟ وقتي خبرنگار روزنامه نود از اين مربي مشهور درخواست امضا ميكند و برگهاي كه روي آن جمله I love you نوشته شده را نشانش ميدهد، كرش و مربياني مثل او چه برداشتي از خبرنگاران ايراني خواهند داشت؟ شايد از ابتدا حق با عباس ترابيان بود كه دوست نداشت هيچ خبرنگاري با اين مربي رودررو شود.
Aznasleaftab
02-11-2011, 02:38 PM
من هم با دوست عزیزم موافقم؛
واقعا برخی رفتارها و صحبت های خبرنگاران و مجریان رسانه های کشورمان جای سؤال و تعجب فراوان دارد؟
یادم میاد زمانی که ماگات به همراه بایرن برای یک بازی دوستانه با پرسپولیس به تهران آمده بود، جاودانی که به شدت از نزدیک دیدن این مربی ذوق زده و هیجانی شده بود، از ماگات پرسید آیا فردوسی پور را می شناسد!؟
سئوالی که حتی خود عادل هم که آنجا بود را شرمنده کرد!!
و متأسفانه بعد از هر ناکامی تیم ملی، همین افراد میایند و به عنوان کارشناس نظر می دهند!!!
rahim
02-11-2011, 02:52 PM
البته همه كه اينجوري نيستند ولي قبول دارم ما در خيلي مسائل فقر داريم ..فقر مديريت .فقر سواد وووووو
خيلي مسائل دست به دست هم ميده تا اينجور وقايع به وجود ميان..
زماني مجلات ورزشي مثل كيهان ودنياي ورزش داشتيم كه واقعا نويسنده ها وخبرنگاران چيره دستي داشت ...
اماحالا .تمام صفحات روزنامه ورزشي يا خبره ويا عكي دريغ از يك تفسير وتحليل درست وحسابي .
چون كه كار دست كاردان نيست ..وقتي جواني كه همه عمر ش بازيهاي داخلي وبازيكنان داخلي رو ديده بايد بعد از ديدن چهر ههاي معروف ومشهور در كنار خودش دست پاچه بشه وسولات ورزشي رو با قسمت اشپزي اشتباه جابجا بپرسه..
Ahmad.taj
02-12-2011, 07:42 PM
http://zata1.persiangig.com/image/file_09/309.jpg
1 - تيم ملي فوتبال كشورمان چهارشنبه شب گذشته در «غربت» كامل موفق شد تيم دوازدهم رنكينگ فيفا را با شايستگي تمام از پيش رو بردارد و با تك گل ديرهنگام محمدرضا خلعتبري بر روسيه غلبه كند. در شبي كه قرار بود يكي از مهمترين بازيهاي دوستانه تاريخ فوتبال كشورمان برگزار شود، برادران مستقر در صداوسيماي دولتي ايران كه به نظر ميرسد كماكان در تشخيص ذايقه مخاطب با اشكالاتي جدي روبهرو هستند، قيد پخش زنده اين مسابقه را زدند تا تكرار يك سريال قديمي را روي آنتن ببرند! آنچه اما اوضاع را براي تيم ما غريبانهتر ميكرد، عدم حضور سرمربي روي نيمكت تيم ملي بود كه باعث ميشد نبرد ايرانيهاي زخمخورده از «فاجعه دوحه» با تزارهاي روس كه ستارگاني مثل آرشاوين،پاوليو چنكو، كرژاكوف و آكنفيف را در اختيار داشتند هر چه «نابرابرتر» به نظر برسد. با تمام اينها اما، انگار همه پتانسيل فوتبال ملي ايران كه پيش از اين در محاق تفكرات محافظكارانه كادرفني قبلي اسير مانده بود، ناگهان آزاد شد تا بچههايي كه اين بار به جاي عنوان نمادين و تعارفي «شاهزادگان پارسي» بيشتر شبيه «سربازان ايراني» شده بودند، شكستي دردناك را به رقيب قدرتمندشان تحميل كنند؛ باختي كه حالا بحران را به فضاي اطراف تيم ملي روسيه حاكم كرده و فشارها را به ديك ادووكات، افزايش داده است.
2 - ابتدا بايد تكليفمان را با «نتيجه» به دست آمده در اين بازي روشن كنيم و به ياد بياوريم كه اصولا كم اهميتترين وجه هر مسابقه دوستانه را نتيجه حك شده روي اسكوربورد آن تشكيل ميدهد بنابراين كسب اين پيروزي قرار نيست به كشف ناگهاني يك استعداد خفته و جهاني سرمربيگري مثل عليرضا منصوريان بينجامد و البته قرار هم نيست امر را بر ما مشتبه كند كه مثلا فاصلهاي بين فوتبال ما و روسيه وجود ندارد. آنچه در ابوظبي جريان يافت، صرفا يك بازي «تداركاتي» به شمار ميآمد كه براي آمادهسازي دو تيم در يكي از روزهاي فيفا ترتيب داده شده بود. با اين حال نبرد بچههاي تيم ملي با تزارها، ميتواند نتايج جالب و قابل استنادي براي فوتبال ما داشته باشد كه نبايد از آنها غافل شد. اين برتري – در «نوع» بازي و نه صرفا «نتيجه» آن- در درجه اول پاسخ قانعكننده و ويژهاي بود براي طرز تفكري كه بعد از باخت ايران به كره ميدانداري ميكرد و عقيدهاش اين بود كه «چون زير ساختهاي ما از كره ضعيفتر است، اين باخت طبيعي بود!» و حالا با اين استدلال، لابد بايد نتيجه بگيريم بازي سزاوارانه تيم ملي مقابل روسها، كه 30 حمله حريف را با 29 حمله و 12 شوت آنان را به وسيله 12 شوت متقابل پاسخ دادند، نشان ميدهد زيرساختها و فن فوتبال ما از وارثان شوروي بزرگ چيزي كم ندارد! چنين چيزي در كار نيست. بازي ما با روسيه، مثل بازيهاي نزديكي كه قبلا به صورت رسمي يا دوستانه مقابل بزرگاني از قبيل آلمان، كرواسي، يوگسلاوي و حتي آمريكا انجام داده بوديم، دوباره نشان داد با وجود ارزشهاي غيرقابل كتمان مسايل زيرساختي و با وجود كمبود در اين حوزهها نيز ميتوان بهواسطه پيشه كردن شجاعت و اتخاذ تصميمات مدبرانه – كه به استفاده «حداكثري» از حداقلها منجر شود- پنجه در پنجه بزرگان انداخت و از نيروهاي موجود به نحو احسن استفاده كرد.
3 - پيروزي مردانه تيم ملي ايران برابر روسيه اما، نتيجه ديگري هم داشت. نوع نمايش بچههاي ما در اين مسابقه نه تنها ثابت كرد تيم ايران در جام ملتها بيش از هر چيز ديگري قرباني «ترس» سرمربياش شده بود، بلكه نشان داد «خودكامگي فني» را هم بايد به سياهه اشكالات افشين قطبي بيفزايم. كريم باقري تنها اندكي پس از حذف تيم ملي يادآوري كرد كه در كسوت «مشاور سرمربي» بارها به قطبي گفته بود بهتر است با آرايش تهاجميتري به مصاف كره برويم و البته عليرضا منصوريان هم كه برابر روسيه عملا نشان داد چه ديدگاهي راجع به تواناييهاي بالقوه مليپوشان دارد، از فقدان عناصر تهاجمي به عنوان مشكل اصلي تيم ملي برابر كره ياد كرده بود؛ آنچه ظاهرا بيانش از طرف او نيز با بيمحلي امپراتور مواجه شد. آيا اگر در روز آچمز شدن انديشههاي فني قطبي و سكوت مرگبار يك «دلال –مربي» به نام پيت بيوتر روي نيمكت، سرمربي تيم ملي دستكم به مشاوران سرخ و آبياش كه شخصا برگزيده بود گوش ميداد، حالا سرنوشت ديگري براي تيم ما رقم نخورده بود؟!
4 - و حالا اين ماييم، اين پيروزي روحيهبخش بر روسيه بزرگ و آن هم كارلوس كرشي كه اميدواريم پتانسيل بالاي بچههاي ايران، او را براي ماندن در كشور و دل دادن به كاري بزرگ و جدي هر چه بيشتر ترغيب كند؛ گرچه طولاني شدن مذاكرات و زمزمه پيشنهادات خارجي او، كمكم دارد ما را ميترساند!
* * *
رسول بهروش
«روزنامه گل»
Rainyboy
02-14-2011, 07:51 PM
ايران و عربستان در تعقيب يكديگر! كدام تيمها بيشترين تغيير را روي نيمكت تيم ملي دارند؟
http://tehranpic.net/images/ku4v9o0ihw5gjoxvx7mm.png
اخراج سرمربي تيمهايي مثل عربستان، امارات يا قطر كاملا به يك اتفاق عادي تبديل شده و تعجب كسي را برنمي انگيزد. عربستانيها در 10 سال اخير، 12 مربي مختلف را به عنوان سرمربي تيم ملي خود معرفي كرده اند، در حالي كه آلمان در تاريخ 103 ساله خود فقط 10 مربي داشته! شايد براي آلمانيها آمار اخراج مربيان تيمي مثل عربستان خنده دار و تعجب آور باشد اما اين در ايران نميتواند اتفاق حيرت انگيزي باشد. اين روزها در حالي ماجراي امضاي قرارداد كارلوس كرش با فدراسيون فوتبال ايران به مراحل پاياني خود نزديك ميشود كه فوتبال ايران از نظر تغيير مربي در عرصه ملي، آماري حيرت انگيزتر از تيمهاي عربي را از خود به جاي گذاشته است. مقايسه ميزان جابه جايي مربيان در تيمهاي اروپايي و تيمهاي حاشيه خليج فارس به خوبي تفاوت تفكر حرفهاي و آماتور را در فوتبال بهتصوير ميكشيد.
آلمان (4 مربي)
دهه گذشته از نظر تغيير و تحول روي نيمكت براي ژرمنها كمي خجالتآور بود! آنها تا قبل از سال 2000 بهطور ميانگين و در هر 10 سال يك مربي عوض ميكردند اما در اين يك دهه، 4 بار مربيان خود را تغيير دادند. ابتدا اريش ريبك به دليل نتايج ضعيف در يورو 2000 بر كنار شد و جاي خود را به رودي فولر داد. فولر هم به دليل اتفاقي مشابه در سال 2004 جاي خود را به كلينزمن داد و كلينزمن پس از سوم كردن تيم تحت هدايتش در جامجهاني 2006، جاي خود را به دستيارش يواخيم لو سپرد. آلمان در اين مدت به دو عنوان سومي جامجهاني، يك نايب قهرماني جهان و يك نايب قهرماني يورو بسنده كرده است. اين درحالي است كه يك دهه قبل، يعني زمانيكه ثبات بيشتري بر كادر فني آنها حاكم بود و فقط دو مربي در اين يك دهه هدايت آلمانها را بر عهده داشت، اين تيم توانست يك بار قهرمان جهان، يك بار قهرمان يورو و يك بار هم نايب قهرمان يورو شود. تنها در مدتي كه يواخيم لو سر مربي آلمان بوده، ايران شش سرمربي عوض كرده كه به احتمال فراوان هفتمين مربي هم در راه است.
فرانسه (4 مربي)
فرانسويها زماني كه فوتبال قدرتمندي نداشتند دست به تعويض مربيشان خوب بود اما از عصر ميشل هيدالگو به بعد، آنها هم فلسفه فرصت دادن به مربي را آرامآرام آموختند. نتايج بد اين تيم در جامجهاني 2002 باعث شد ژاك سانتيني جايگزين روژه لومه، مربي قهرمان يورو 2000 شود. سانتيني در تمام دو سالي كه سرمربي فرانسويها بود، 78 درصد بازي هايش را برد كه بهترين ركورد در بين مربيان تاريخ اين تيم است و تنها 4 تساوي و 2 شكست را تجربه كرد. او در نهايت استعفا داد و از تيمملي رفت و ريموند دومنك جايگزينش شد. دوره شش ساله حضور دومنك در اردوگاه خروسها اما تنها يك نايب قهرماني جامجهاني و كوهي از آبروريزي را براي مردم اين كشور به ارمغان آورد تا پيش از آغاز جامجهاني 2010 و قبل از علني شدن افتضاحات اين مربي، فرانسويها كه به هيچ وجه اميدي به اين تورنمنت نداشتند، لوران بلان جوان و آيندهدار را به عنوان جايگزين دومنك تعيين كردند.
اسپانيا (4 مربي)
ثبات در كارنامه نيمكت قهرمان يورو 2008، جامجهاني 2010 و صاحب فوتبال نوين هم ديده ميشود. آبروريزي تاريخي اسپانيا در جامجهاني 1998 باعث شد خوزه آنتونيو كاماچو هدايت اين تيم را بر عهده بگيرد. اسپانيا تحت هدايت اين مربي با پنالتي هدر رفته رائول از يورو 2000 حذف شد و در جامجهاني 2002 هم به دليل اشتباهات مرموز داوري با شكست در ضربات پنالتي مقابل كرهجنوبي حذف شد. اين اتفاقات كاماچو را وادار به استعفا كرد تا ايناكي سائز، جايگزين او شود اما سائز هم در يورو 2004 يك تورنمنت افتضاح ديگر را با اسپانيا پشتسر گذاشت. تيمي كه استخوانبندي آن را بازيكنان رئال مادريد تشكيل ميدادند، در همان مرحله گروهي حذف شد. پس از اين اتفاقات لوئيس آراگونس سرمربي اسپانيا شد. اسپانيا در جامجهاني 2006 در همان دور دوم حذف شد اما فرصتي كه سياستگذاران فوتبال اين كشور به آراگونس دادند، باعث شد اسپانيا با يك فوتبال مسحور كننده، يورو 2008 را ببرد. آراگونس پس از اين تورنمنت مأموريت خود را پايان يافته ديد و استعفا داد تا ويسنته دل بوسكه به عنوان جانشين و ادامه دهنده فلسفه فوتبال او اسپانيا را به عنوان قهرماني جامجهاني 2010 برساند.
هلند (5 مربي)
فرانك رايكارد پس از حذف هلند از يورو 2000 در خانه كنار رفت و لوئيس فانخال جايگزين او شد. شاهكار تاريخي فانخال و نرساندن هلند به جامجهاني 2002 عرصه را بر او تنگ كرد تا ديك ادووكات جايگزين او شود اما مشكل اينجا بود كه كرويف به حضور ادووكات در تيم ملي هم علاقهاي نداشت و حذف در مرحله نيمهنهايي يورو 2004 كه با شكست مقابل تيم ميزبان شكل گرفت، كافي بود تا ادووكات جاي خود را به گزينه مورد تاييد اسطوره هلنديها بدهد. ماركو فانباستن براي اين پروسه بهترين گزينه بهنظر ميرسيد؛ هلنديها تصميم گرفته بودند به او فرصت كافي را براي اجراي برنامههايش بدهند. به همين دليل هم بود كه وقتي هلند از جامجهاني 2006 حذف شد هيچ اتفاق غير مترقبهاي در اين كشور رخ نداد اما حذف از يورو 2008 كمي قابل تأمل بود. پس از اين اتفاق فانباستن هم رفت تا برت فانمارويك بيايد و با يك تغيير اساسي، نارنجيها را تا فينال جامجهاني 2010 هم پيش ببرد.
عربستان سعودي (12 مربي)
عربستانيها هم مثل ايران در تعويض مربي ماهرند با اين تفاوت كه از اين 12 تغيير، 5 بار ناصر الجوهر روي نيمكت اين تيم ظاهر شده است! نام بردن از تك تك مربيان عربستان و ذكر آبروريزيهاي آنها و اينكه چرا الجوهر جايگزينشان شد يك سناريوي مشابه و تكراري است و تنها ميتوان به ذكر اسامي اكتفا كرد. در اين 10 سال علاوه بر الجوهر، ميلان ماچالا، اسلوبودان سانتراچ، جرارد فاندر لم، خوزه، هليو دوس آنخوس و خوزه پسيرو مدتي در اين كاروانسرا توقف داشتند.
امارات (11 مربي)
وضع اماراتيها هم در اين 10 سال بيشباهت به ايران و عربستان نبود اما آنها بالاخره به اين نتيجه رسيدند كه بايد به مربيان فرصت داد و نگاه به فوتبال را كمي عوض كرد. در اين 10 سال و تا قبل از كاتانچ، عبد الله مسفر، هنري ميشل، تيني رويس، عبدالله سقر، جوبونفرر، روي هاجسون، اد دي موس، ديك ادووكات، برونو متسو و دومنك باتيني روي نيمكت امارات حضور داشتهاند. جالب است كه اماراتيها فقط در سال 2001، 4 بار مربي عوض كردند اما با گذشت زمان كمي عاقلانهتر تصميم گرفتند و امروز كار به جايي رسيده كه آنها به مربياني كه ميآورند، فرصت هم ميدهند!
بحرين (12 مربي)
بحرينيها از حيث در اختيارداشتن استعداد در فوتبال، يكي از سطح پايينترين كشورهاي خاورميانه محسوب ميشوند. بر خلاف عربستان كه مربيان خارجي خود را اكثرا از كشورهايي با فوتبال تكنيكي مثل برزيل و پرتغال انتخاب ميكرد، بحرينيها از آلمان، چك، برزيل، اتريش، كرواسي و فرانسه مربي ميآوردند و دست آخر هم ترجيح دادند از مربيان داخلي مثل سلمان شريدا استفاده كنند.
نكته قابل توجه اينكه عربستان معمولا پس از ناكامي در تورنمنتهايي مانند جامجهاني و جام ملتها مربي عوض ميكند اما در مورد بحرين با توجه به اينكه نرسيدن آنها به جامجهاني يا عدم صعود از دور گروهي در جام ملتها ناكامي تلقي نميشد به اين نتيجه رسيدهاند كه هر وقت صلاح دانستند سرمربي عوض كنند.
ايران (12 مربي)
تيم ملي ايران از سال 2000 تا پايان سال 2010، 12 مربي مختلف را روي نيمكتش ديده. در سال 2000 جلال طالبي پس از جامملتهاي آسياي پر حاشيهاي كه سپري كرد، از سمت خود بركنار شد تا ادمار براگاي گمنام و برزيلي براي 3 بازي روي نيمكت تيم ملي بنشيند. پس از براگا، ميروسلاو بلاژويچ مشهور به مدت كمتر از يك سال هدايت تيمملي را برعهده گرفت. برانكو ايوانكوويچ، دستيار بلاژ براي 10 بازي پس از حضور او روي نيمكت تيم ملي نشست و محمد دادكان به دليل عملكرد موفق او در اين مدت، به محض ورود به فدراسيون و در بهار 1383 او را به عنوان سرمربي تيمملي انتخاب كرد. در مدتي كه برانكو رفت و برگشت هم همايون شاهرخي در 5 مسابقه سرمربي تيمملي بود و هدايت اين تيم در برابر رقباي قدرتمندي مثل كامرون و اروگوئه را بر عهده گرفت. پس از برانكو، در مدت 4 سال، تيم ملي 6 مربي ديگر عوض كرد.
امير قلعهنويي به مدت يك سال، علي دايي براي دو سال، افشين قطبي به مدت يك سال و نيم، منصور ابراهيمزاده تنها براي سه بازي، اريش روته مولر در يك بازي و در نهايت محمد مايلي كهن بدون حتي يك بازي دوستانه و رسمي يا حتي يك جلسه تمريني از سمت مربيگري تيم ملي فوتبال ايران كنار رفتند. بدون در نظر گرفتن روتهمولر و ابراهيمزاده كه شباهت زيادي به سرمربي تيمملي نداشتند، ميانگين عمر هر سرمربي در تيمملي ايران مدتزماني حدود يك سال بوده كه آمار وحشتناكي محسوب ميشود. نكته قابل توجه اينكه بازيهاي تيم ملي «ب» با مربيگري پرويز مظلومي در تورنمنت غرب آسياي سال 2007 و بازي تيم اميد ايران و بوتسوانا هم از نظر فيفا بازي رسمي محسوب شده است و با لحاظ كردن اين بازيها، تيمملي در يك دهه اخير 14 مربي مختلف را به خود ديده است!
مهدي احمدي
rahim
02-14-2011, 08:07 PM
البته ميشه نام منصوريان رو هم به مربيان ايران اضافه كرد به هر حال تيم ايران رو در مقابل روسيه او ارنج كرد ..
پس با اين نتيجه ايران 13 مربي رو داشته ونحسي رو يدك ميكشه ..258147963
Ahmad.taj
02-16-2011, 05:30 PM
http://zata1.persiangig.com/image/file_10/321.jpg
كرش نيامد كه نيامد. فداى سر فوتبال ايران. اينكه كرش با اين همه گشاده دستى به ايران آمد و وقت گذاشت و فهرست دستياران خود را اعلام كرد و بعد ما را ول كرد به امان خدا، اصلاً مهم نيست. فداى سر فوتبال ايران.
فقط چند تا سوال ته دلمان مانده كه مى پرسيم و البته كسى هم جواب نمى دهد؛ اين هم فداى سر فوتبال ايران.
۱- چرا مذاكرات ما بايد محدود شود به ۲ مربى مثل كرش و پسيرو كه هر دو هم به فاصله ۴۸ ساعت ما را قال بگذارند؟ چرا نبايد مذاكرات به گونه اى پيش برود كه پس از يك هفته كلاس گذاشتن مسئول محترم روابط بين الملل براى مطبوعات، دست آخر دست فوتبال ايران كاملاً خالى بماند. البته فداى سر فوتبال ايران!
۲- چرا هنگام مذاكرات، همه چيز خوب بود، بعد يكدفعه با مغز خورديم زمين؟ مگر نه اينكه جناب مسئول بين الملل تمام مخفى كارى ها را انجام دادند و سر رسانه ها را به تاق كوبيدند و دلال ها را دست به سر كردند، پس چه شد كه قصه آن طورى كه بايد پيش نرفت؟! البته فداى سر فوتبال ايران!
۳- با اين تبليغى كه براى كارلوس كرش كرديم و اين همه در رسانه هاى مختلف او را توى بوق و كرنا دميديم، چيزى هم گير فوتبال ايران آمد يا فقط استاد بين الملل يك هفته رفتند روى جلد و آقاى كرش كمى تبليغات اضافه گيرشان آمد؟ البته فداى سر فوتبال ايران!
۴- چرا بعد از يك هفته حلوا حلوا كردن مربيان خارجى، يكدفعه آقاى كفاشيان زد روى ترمز و دوباره برگشت سر مربى ايرانى؟ البته فداى سر فوتبال ايران!
۵- يك سوال بى مزه تر! چرا رئيس فدراسيون و رئيس كميته بين الملل در يك روز و روى يك خبرگزارى دو مصاحبه متضاد انجام مى دهند؟ در كجاى دنيا رئيس فدراسيون مى گويد مى رويم سمت مربى بومى و بعد رئيس كميته بين الملل لطف مى كنند و اعلام مى دارند كه مربى بومى دانش اداره تيم ملى را ندارد؟ البته باز هم فداى سر فوتبال ايران!
* * *
«ابرار»
Ahmad.taj
02-17-2011, 04:08 PM
http://zata1.persiangig.com/image/file_10/322.jpg
سالهاست که انتخاب سرمربی تیم ملی پس از هر ناکامی به یکی از داستانهای تکراری و البته ملالآور فوتبال ایران تبدیل شده و معمولا سرانجام خوبی نیز نداشته است.
اینبار و پس از ناکامی تیم ملی در پانزدهمین دوره رقابتهای جام ملتهای آسیا باز هم این داستان تکرار شد. این در حالی است که سفر کارلوس کرش به ایران و دیدن بازی تیم ملی مقابل روسیه از نزدیک که به سود ما رقم خورد، موجی از امیدواری را در فوتبالدوستان به وجود آورد.
فضای فوتبال ایران پس از جام ملتها آمیخته از بیم و امید بود و با وجود اینکه صحبت از حضور یک سرمربی بزرگ خارجی میشد اما کمتر کسی به رقم خوردن این اتفاق خوشبین بود. با این حال اظهارات مثبت کارلوس کرش پس از سفر به ایران شرایط را تغییر داد و رنگ سیاه فوتبال ایران به سمت سفیدی متمایل شد. نظرسنجی برنامه هفته گذشته 90 مؤید این بود که اکثر مردم موافق حضور سرمربی بزرگ خارجی هستند و کارلوس کرش مورد تایید آنها بود. گرچه در این بین تعداد معدودی از کارشناسان فوتبال تاکید داشتند کرش مربی تاپ جهانی نیست اما همین طیف هم معتقد بودند این مربی پرتغالی گزینه مناسبی میتواند باشد.
در این شرایط صحبتهای مثبت کارلوس کرش که اکثر آنها از زبان مسؤولان فدراسیون انعکاس مییافت و روزانه رسانهها هم آنها را منتشر میکردند، پالسهای مثبتی در دل خود داشت که مورد استقبال هواداران فوتبال هم قرار گرفته بود. کرش هنوز نیامده توانسته بود از جایگاهی قابل اتکا بین مردم برخوردار شود. تشکیل چنین اتمسفری در فضای غبارآلود فوتبال ایران، جای بسی خوشحالی و امیدواری داشت. مردم با آرای خود در نظرسنجی نشان دادند که حداقل برای شروع کار کرش، شرایط مهیاست.ارتباط ذهنی فوتبالدوستان با کرش و پذیرش او به عنوان کسی که چند سالی منتظرش بودیم، جاده موفقیت این مربی پرتغالی را تا حدودی هموار کرده بود.
در این شرایط کرش در روز ولنتاین به این نتیجه رسید که خانواده و مشکلات خانوادگیاش برای او از درجه اعتبار و اهمیت بیشتری برخوردار است! این مربی پرتغالی که ایمیل ارسالی خود به علی کفاشیان را با امضای «پروفسور کارلوس کرش» به اتمام رسانده بود تا پیش از این از مشکلات خانوادگی خود خبر نداشته است. جناب پروفسور احتمالا دوشنبه شب که مصادف بود با 14 فوریه (روز ولنتاین) ذوب در فضای رمانتیک خانه خود شده و به یکباره به همه مذاکرات 2 ماه گذشتهاش پشت کرده است!
گرچه با نیامدن کرش به ایران دنیا به آخر نمیرسد، اما واقعیت این است که جامعه فوتبال با شنیدن این خبر بهت زده شد و شاید تصمیم این پرتغالی تبعات نه چندان مثبتی روی گزینههای احتمالی دیگر مسوولان داشته باشد. حالا که کرش به یکباره احساساتی شد و بین دنیای حرفهای فوتبال و خانوادهاش، دومی را انتخاب کرد به نظر میرسد جامعه فوتبال باید از این موضوع درس بگیرد و خیلی زود به یک مربی دل نبندد؛ چون ممکن است عاقبت آن شکست عشقی باشد!
* * *
مهدی ملکی
«وطن امروز»
zamara
02-22-2011, 07:57 AM
http://www.pic.iran-forum.ir/images/0ewj38ydj5byvs3xhy5c.jpg
خود شکن، آينه شکستن خطاست
اين مردان را چگونه سرمربي تيم ملي کنيم؟
مي گويند ليگ آينه تمام قدي است براي فوتبال ايران. سالها از دل همين ليگ، براي تيمهاي ملي مان فقط به دنبال بازيکن گشتيم و البته شايد اين بزرگترين اشتباهي بود که از تک بعدي کردن نگاه مان مرتکب شديم.
به ليگ بايد با نگاهي دقيق تر خيره شد. اتفاقاتي که طي هر هفته مي افتد شايد براي ما بازگو کننده اين واقعيت باشد که بازيکنان ما در چه بستري براي تيم ملي ساخته و پرداخته مي شوند و البته محصولي هستند از دست مربيان و مديران خود.
ليگ را مي توان به عنوان بستري ديد که تيم ملي را مي سازد. از دلش گاهي هم مربياني براي تيمهاي ملي بيرون مي آيند و البته سرنوشتي را براي فوتبال ملي کشورمان رقم مي زنند که طي چهار سال اخير به آن مبتلا شده ايم. روندي کاملا نزولي و سقوطي و رو به افول!
به اتفاقي که در فولادشهر افتاد بايد نگاهي دقيق تر داشت. منصور ابراهيم زاده (مردي که اين روزها از او به عنوان گزينه مربيگري داخلي تيم ملي ياد مي شود) در بازي برابر نفت تصميم گرفت محمدرضا خلعتبري را تعويض کند، اما مهاجم اول تيمش مانند بسياري از بازيهاي ديگر که در زمان تعويض رفتاري توأم با ناهنجاري را بروز داده، بار ديگر از بيرون آمدن امتناع مي کند.
اين بار داخل زمين اعتراضش را به شکلي علني تر بروز مي دهد و فرياد مي کشد و با پرتاب دست، نشان مي دهد حاضر به بيرون رفتن از زمين نيست!
اعتراض نامتعارف خلعتبري ما را باز هم وارد يک دنياي خيالي مي کند و از خود مي پرسيم اگر روزي روزگاري، با تصميم اين فدراسيون فوتبال - که اول به دنبال کلمنته رفت و سپس دايي را مربي تيم ملي کرد و بعد به دنبال کرش رفت و نام قلعه نويي و ابراهيم زاده را به عنوان نامزد سرمربيگري تيم ملي مطرح کرد،- ابراهيم زاده روي نيمکت تيم ملي بنشيند، چگونه از پس بازيکناني مانند نکونام و شجاعي و حتي رحمتي و عقيلي برخواهد آمد؟
آيا ابراهيم زاده که امروز بازيکني نوپا و تازه به اسم و رسم و دوران رسيده را نمي تواند تأديب کند، توانايي کنترل ستاره ها را خواهد داشت؟
ليگ را آينه اي تمام قد مي بينيم. امروز رفتار خلعتبري باز هم با واکنش سرد مسؤولان ذوب و مربي اش که نتيجه گرايي را در اولويت قرار داده روبه رو خواهد شد و البته همين بازيکن فردايي نه چندان دور، رو در روي مربي ديگري در تيم ملي مي ايستد!
نمونه هاي ديگري هم هست. امير قلعه نويي روند پيروزيهاي تيمش را حفظ کرد و خود را در کورس قهرماني نگه داشت، اما چگونگي پيروزي سپاهان باز هم از نظرها دور مي ماند. کسي از گل مردود پاس همدان حرفي نمي زند تا باز هم قلعه نويي به عنوان يک مربي موفق، شانسي زياد براي تصدي پست سرمربيگري تيم ملي داشته باشد.
آيا قلعه نويي مي تواند در بازي هاي برون مرزي هم چنين اقبالهايي داشته باشد؟ پاسخ اين پرسش را مي توان به راحتي يافت. به عملکرد او وقتي روي نيمکت استقلال و سپاهان به باشگاه هاي آسيا رفت نگاهي بيندازيد.
فدراسيون فوتبال بدون در نظر گرفتن جوانب، به دنبال برداشتن يک بار از روي شانه هايش است. باري به نام سرمربي تيم ملي! فردا که يکي از همين گزينه ها روي نيمکت ما نشست بهتر از قبل چشم هاي مان به روي ضعف هاي مشهود باز خواهد شد.
---------------------
منبع : هوادار سرخ (http://forum.havadaresorkh.com/showthread.php?2659-خود-شکن،-آينه-شکستن-خطاست&p=7953#post7953)
Ahmad.taj
02-22-2011, 06:21 PM
http://zata1.persiangig.com/image/file_10/340.jpg
1- «شنبه موعود» هم بيآنكه معجزهاي براي فوتبال رخوتزده ايران به همراه داشته باشد، آمد و رفت. جلسه كميته فني فدراسيون تشكيل شد، براي دو بازي نه چندان دشوار پليآف با قرقيزستان به هومن افاضلي به عنوان نفر اول اميدها اعتماد كردند تا فضا براي حضور احتمالي جلالي يا استيلي در آيندهاي نزديك فراهم شود. در مورد تيم ملي بزرگسالان اما، كه بيشترين انتظار براي شنيدن اخبار جديد در موردش وجود داشت، چيزي غير از همان كليگوييها، تناقضات و ابهامسازيهاي متداول فدراسيون كفاشيان در كار نبود. بدون هيچ ترديدي اين فقط «ايران» است كه در آن رييس فدراسيون ميتواند از مشخص شدن سرنوشت سرمربي تيم ملي تا دو هفته آينده خبر بدهد و نايب او، «وعده خوبان» را به سال آينده موكول كند! حالا اين سوال را دوباره مرور ميكنيم، شايد به پاسخي واقعيتر برسيم؛ چرا كارلوس كرش هم مثل خاوير كلمنته به ايران نيامد؟ واقعا چرا؟!
2- اوضاع در فدراسيون فوتبال چنان در هم ريخته است كه ميتوان حدس زد سرمربي بعدي تيم ملي، هر مليت، سن و يا حتي جنسي(!) داشته باشد. دوستان از مربيان ايراني برنامه خواستهاند و در حال مذاكره با مربيان خارجي هستند! بدتر از همه اينها اما، ادعاهاي ريز و درشتي است كه اين روزها مطرح ميشود؛ يك دلال معروف مدعي است ظرف يك روز ميتواند كومان و فانباستن را به ايران بكشاند و البته علي فتحا...زاده هم ادعاي مشابهي دارد. يك طرف فدراسيون از سنول گونش و فاتح تريم حرف ميزند و در طرف ديگر، يكي ميخواهد دوباره پاي مربيان بلوك شرق را به كشور باز كند. اين همه جنب و جوش و حرارت براي جذب مربي خارجي، احتمالا هيچ ربطي به قصه شيرين «پورسانت» ندارد و با تلاش براي رسيدن به شهرت مضاعف هم نميتواند در رابطه باشد! اينجا، همه عاشق وطناند و درست به همين خاطر است كه دلمان ميخواهد از دوستان عشق ايران بپرسيم چه تضميني براي موفقيت مربياني دارند كه مدعياند ظرف 48 ساعت ميتوانند آنها را روي نيمكت تيم ملي بنشانند؟ آيا صرف آوردن يك نام خارجي به ايران كافي است، يا ضرورت دارد به مسايلي مثل سوابق و تواناييهاي فني او، مكتب و خاستگاه مربيگرياش و نيز شرايط فرهنگياش توجه شود؟ نامهايي مثل فولر يا كومان، با چه پشتوانه منطقي و در چه چارچوبي مطرح ميشوند؟ آيا اگر مقصود، آرام كردن افكارعمومي و رفع تكليف است، نميشود همين ديگو مارادوناي بزرگ را كه سرنخواستنش دعواست، به تهران آورد و همه تيمهاي ملي را دربست به او داد؟ آيا هنوز هم به «تخصص» به چشم عنصري زايد و تجملاتي در كشور ما نگاه ميشود؟!
3) عجيب است، امروز فتحا...زادهاي از هنرش در جذب سرمربي خارجي براي تيم ملي سخن ميگويد و مدعي است بايد كار به او سپرده شود كه در كارنامه مديريتياش يك شاهكار بيبديل به نام «رولند كخ» ديده ميشود (!) يا ناصرخان شفقي از موفقيتهاي فوتبال ايران با خاوير كلمنته حماسهسرايي ميكند كه اين گزينه مطلوب و مقبول او، پس از رد پيشنهاد فدراسيون فوتبال ما، هركجا رفت فاجعه بار آورد و اخراج شد! برخلاف آنچه دوستان تصور ميكنند، استخدام سرمربي براي بزرگترين تيم هر مملكت كه «تيم ملي» آنجاست، به دورانديشي، برنامهريزي و مهارتي نياز دارد كه نزد هر كسي موجود نيست. به ويژه در كشور ما كه ركورددار واردات بازيكن و مربي بنجل است، پرهيز از سپردن كار به اين بزرگي به افراد غير متخصص يك اصل اساسي و بنيادين تلقي ميشود. كساني كه دستاندركار چنين پروژهاي لقب ميگيرند، ضرورتا بايد يك گام از احساسات عمومي جلوتر باشند و موشكافانهتر و مسوولانهتر تصميم بگيرند. شايد بشود به قول دوستان، ظرف چند روز يك اسم پر آب و تاب را به ايران كشاند و اتفاقا افكار عمومي را ارضا هم كرد، اما يافتن گزينههايي كه دواي درد اين بيمار رنجور باشند به اين آسانيها نيست. اي كاش شلوغ كاريها و ادعاجات را كنار بگذاريم و اجازه بدهيم دور از منافع فردي و جمعيمان، راه گزينههايي به سمت ايران هموار شود كه بتوانند نفعي به آن برسانند، نه آنكه باري ديگر روي انبوه مصائبش باشد.
4) مربي 24 ساعته، تاريخ اعتبار و مصرفي بالاتر از همان 24 ساعت ندارد. آنچه باعث ميشود كره و ژاپن در سطح قاره بدرخشند، انتخابهاي اصولي آنها در سالهاي مختلف مثل هيدينك و زاكهروني است، وگرنه قطعا آنها با جامعه آرام و مترقيشان، در معرض انتخاب چند دقيقهاي دهها مربي سفارشي و دلالپسند قرار داشتهاند!
* * *
بهروز رسايلی
«روزنامه گل»
zamara
03-09-2011, 06:31 PM
http://www.pic.iran-forum.ir/images/n1lnixre86dm120xf89z.jpg
درد اين فوتبال اين است كه ...
گوينده خبر با نگاهي پر استفهام و لحني طعنه آميز مي گويد
واليبال از فوتبال جلو افتاد
و در ادامه از عقد قرار داد با سر مربي شهير آرژانتيني تيم ملي واليبال سخن مي گويد سر مربي كه آخري پستش سر مربيگري تيم ملي اسپانيا بوده است .
و باز در اين ميان فوتبال دوست پر بغض مي نگرد . شايد بتوان تمامي تقصير ها را به گردن كادر ناكار آمد فدراسيون فوتبال نهاد مي توان اعلام كرد در جائي كه مديرانش جز در پي بهانه جوئي كاررائي ديگري ندارند نبايد هم انتظار موفقيت داشت مي توان از آقاياني صحبت كرد كه بدون هيچ كاررائي و تخصص پاي به ميدان فوتبال گذاشته اند اما براستي همه ماجرا اين است ؟ بايد گفت در صحت اين مسئله كه فوتبال با مديران ما بسيار بدتر از فوتبال بدون مدير اداره مي شود شكي نداريم و در ادامه بايد از كيفيت پايين امكانات و شرايط بد تيمهاي پايه و باشگاهها سخن گفت مي توان اعلام كرد وقتي كسي چون هومن افاضلي سر مربي تيم اميد مي شود و بازي با قرقيزستان براي اميد هاي ما تبديل به بازي حساس مي شود بايد هم فوتبال براي سر مربيگري بجاي امثال كوئيرش و لومه به دنبال امثال قلعه نوئي و كمك مربيگري كمالوند برود اما براستي بقيه اجزاي فوتبال صحيح است ؟ در واليبال مبحثي به نام مدير سياسي تا اين حد معضل شده است ؟ در واليبال فساد و ارتشا و ضد فرهنگ در اوج است ؟ در واليبال كميته انضباطي اين گونه سينمائي جريمه مي كند ؟ در واليبال رفتار مربيان چون رفتارهاي مربيان ليگ ما است ؟ در واليبال شاهد اين هستيم كه بوقچي كه نامش را ليدر گذاشته اند مشت به صورت سر مربي تيمي بكوبد و تازه از حمايتهاي پشت پرده عالي جنابان فوتبال بهره مند شود ؟ در واليبال اين همه پول دلالي صرف مي شود ؟آيا نتايج تيمهاي پايه واليبال چون تيمهاي پايه فوتبال است ؟در واليبال اين همه شعار و تبليغات پوچ است ؟ در واليبال كنفدراسيون هاي بين المللي اين گونه خالي از ايرانيان چون كنفدراسيون فوتبال است ؟ در واليبال تا اين اندازه به حرفها بها مي دهند و هر شخصي با لهجه من در آوردي را بين المللي مي دانند ؟ در واليبال تماشاچي تا اين اندازه سر خورده است ؟ در واليبال و در مسابقات جهاني تيم ملي ما آن گونه در برابر قدرتهاي دنيا نظير ايتاليا مي ايستد اما در فوتبال آسان ترين گروه جام ملتهاي ُآسيا را گروه مرگ مي نامند در واليبال هم چون فوتبال به مربي نا كار آمدي چون قطبي جايزه بخشودگي ماليات داده مي شود ؟در واليبال بازيكن دوپينگي به اين راحتي به استخدام در مي آيد ؟ در واليبال كميته فني به مضحكي فوتبال دارد ؟ در تيم نوجوانان واليبال هم شومن ها سر مربي مي شوند ؟ در تيم واليبال هم مربي نا كار آمد جوانان را سر مربي نوجوانان اعلام مي كنند و تازه با او قرار داد نمي بندند ؟ در واليبال اين همه خريد و فروش امتياز تيمها رواج دارد كه نتيجه اش افتضاحاتي چون تيم پاس همدان و پيكان قزوين و صبا قم و راه آهن شهر ري شود ؟ در واليبال هم هر كسي خاني و حكومتي دارد ؟ واليبال در اين سالها چند بار ميزبان بزرگ رقابتهاي جهاني و آسيائي شده و فوتبال ما در اين باره چه كرده است و....
آري فوتبال بايد هم از واليبال عقب بيافتد وقتي فوتبال ايران با آن همه هزينه و قدمت اين اعتبار نداشته جهاني را داشته باشد و واليبال بي سرو صدا آن گونه در جهان بدر خشد بايد هم سر مربي تيم واليبال ما آن سر مربي مشهور شود و ما براي تيم هاي ملي به استقبال امثال قلعه نوئي و كمالوند و افاضلي و..برويم ا آري فوتبال پر بغض است و بايد عقب بيافتد حتي از رشته هائي چون كبدي و ووشو و تير اندازي كه در بازيهاي گوآنجو آن گونه ما را سر افراز كردند اما فوتبال ما علي رغم آن نتايج شرم آور تازه بدهكار آقايان هم چون مسئولين نتايج تيمهاي بزرگسالان و نوجوانان و جوانان بود ....افسوس
zamara
03-09-2011, 06:39 PM
http://www.hfbaneh.com/IMG/football1_5.jpg
آيا فوتبال بهتر، نتيجه دموكراسي بيشتر است؟!
اين مطلب فتوا صادر تمي كند، نظريه هم نمي دهد. فقط به بهانه شرايط سياسي روز دنيا و با در نظر گرفتن بعضي از شواهد و قراين، به بررسي «فرضيه» رابطه مستقيم كيفيت فوتبال و كميت دموكراسي در جوامع مختلف مي پردازد.
يك- اپيدمي اعتراض و التهاب، كماكان در غرب آسيا و آفريقا از كشوري به كشور ديگر سرايت ميكند و پهنه وسيعتري را به اشغال خودش درميآورد. مدتهاست كه اين مناطق شاهد فريادهاي اصلاحطلبانه و ساختارشكنانه مردماني است كه از ظلم و ستم به ستوه آمدهاند و قصد كردهاند تا با مشتهاي گره كردهشان، طرحي نو دراندازند و عليه استبداد سياه حاكم بر كشورهايشان طغيان كنند. مطالبات معترضين در منطقه، طيف وسيعي از اهداف، اعم از سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را دربر ميگيرد و در سبك به بنبست رسيده زندگيشان، ميتوان نقاط مشترك بيشماري رصد كرد؛ سطح رفاهي حيات آنان تنزل يافته، خواستههايشان براي مشاركت در اداره كشور جدي گرفته نميشود و انتقادات و اعتراضات آنها با «سركوب» مورد استقبال قرار ميگيرد. فرياد انقلابخواهي چندين و چند كشور به طور همزمان و اپيدميك در آسيا و آفريقا، پديدهاي بينظير در تاريخ بشر به شمار ميآيد كه اين روزها تبديل به يك سوژه تحليلي ناب در بسياري از رسانههاي بينالمللي شده است. با اين وجود، شايد خالي از لطف نباشد اگر در نگاهي متفاوت به تحولات اخير مشرقزمين، ديكتاتوري هاي درگير تنش و تشنج را از نقطه نظر «فوتبالي» مورد بررسي قرار بدهيم و از خودمان بپرسيم «آيا فوتبال بهتر، نتيجه دموكراسي بيشتر است»؟
دو- عراق، مصر، تونس و ليبي؛ اولي چند سالي هست كه از چنگال ديكتاتور بدسگال تاريخش نجات يافته، اما هنوز شرايط ايدهآل و با ثبات خودش را به طور كامل پيدا نكرده است، دومي و سومي چند ماه است كه سايه سنگين استبداد را از سر خودشان كنار زدهاند و آخري فاصله چنداني تا نجات و رهايي ندارد. هر چهار كشور طي سالهاي طولاني شاهد حكومت حكامي علاقهمند به فوتبال بودهاند كه با توجه به همين انگيزه، در اداره امور اين رشته ورزشي نيز دست داشتهاند. صدام حسين از فرزندانش براي كنترل فوتبال سود ميبرد، در تونس برادر همسر «زينالعابدين بيعلي» نقش پررنگي در اداره اين حوزه جذاب داشت و البته رياست فدراسيون فوتبال ليبي نيز براي مدتها در اختيار فرزند معمر قذافي، يعني سعدي قذافي بود كه سهامدار باشگاه يوونتوس ايتاليا محسوب ميشد و سابقه عضويت در سري A ايتاليا را نيز داشت. اين كشورها كه از رهگذر صادرات منابع طبيعي و نيز جذب گردشگر، وضعيت اقتصادي نسبتا مناسبي هم داشتند و ميتوانستند از معجون «پول و علاقه»، فوتبالي قدرتمند داشته باشند، البته هرگز در اين رشته ورزشي به توفيقي آنچناني دست نيافتند تا بلكه معلوم شود آب فوتبال و خودكامگي، در يك جوي نميرود! به اين سياهه ميتوانيد كشورهاي استبدادزده ديگري را هم اضافه كنيد كه اين روزها در معرض فريادهاي آزاديخواهي مردمانشان قرار گرفتهاند؛ بحرين، عمان و يمن، با سابقه مفصل استبداد سياسي و البته حايز رتبههاي نازل 93، 110 و 125 در رنكينگ فيفا! حالا دوباره بايد پرسيد؛ «آيا فوتبال بهتر، نتيجه دموكراسي بيشتر است»؟
سه- حقيقت اين است كه شيوه دموكراتيك اداره جامعه، اجازه ميدهد با استيلاي شايستهسالاري، توزيع قدرت مطابق عقايد، علايق و سلايق اكثريت صورت بگيرد و به اين ترتيب «گردش نخبگان» حرف اول را در مديريت هر كشوري بزند. با اين رويه، دانش، صنعت، هنر و فرهنگ هم مجال بهتري براي پرورش پيدا ميكنند و طبيعي است كه در چنين شرايطي «فوتبال» هم به عنوان يك صنعت بسيار مهم و تخصصي، ميتواند تحت اداره افرادي صاحب فن و با مهارت، به روزهاي خوب و آفتابي نزديك شود. در نقطه مقابل اما، تمركز نامشروع قدرت در يك ناحيه كه خود كامگي و استبداد را توليد ميكند، قطعا منجر به ظهور فساد مالي و مديريتي در حوزههاي مختلف خواهد شد كه طبيعتا فوتبال هم از اين قاعده مسثتني نيست؛ چنانكه تا به حال از شكنجه شدن فوتباليستهاي عراقي بعد از هر ناكامي توسط خانواده صدام افسانهها ساخته شده و يا بازيگري و مديريت همزمان سعدي قذافي در فوتبال ليبي، دستمايه طنزهاي مختلف قرار گرفته است. نتيجه اما چه بوده؟ نه شلاق مستبد عراقي به كار آمده و نه قدرت ديكتاتور ليبايي! فوتبال را فقط اهلش ميتوانند به پيش ببرند، درست مثل اقتصاد يا ادب و هنر
چهار- قرار نيست «رنكينگ فيفا»، نسبت جريان دموكراسي را در كشورهاي مختلف براي ما روشن كند. رشد و شكوفايي فوتبال به علل و عوامل پرشمار ديگري از قبيل ثروت، علاقه و استعداد عمومي، مديريت باثبات و مستقل و دهها پيش شرط ديگر هم بستگي دارد، اما اين واقعيت را نيز نميتوان ناديده گرفت كه «معمولا» استقرار دموكراسي كه به پراكنش منطقي قدرت در جامعه ميانجامد، به پشرفت فوتبال هم كمك ميكند؛ چنانچه امروز صدر جدول ردهبندي جهاني فوتبال در تسخير كشورهاي دموكراتيكي از قبيل اسپانيا، آلمان، ايتاليا و برزيل است و قعر آن، در تصرف انبوهي از خودكامههاي ريز و درشت جهان سومي به سر ميبرد.
حالا واقعا «آيا فوتبال بهتر، نتيجه دموكراسي بيشتر است»؟!
------------------
رسول بهروش
zamara
03-09-2011, 10:31 PM
http://www.pic.iran-forum.ir/images/pst49hnu6ir1u18lfux1.jpg
امن براي واليبال، ناامن براي فوتبال!
اصلا منكر فاصله فوتبال ايران با واليبال و بسكتبالش نيستم، اما معتقدم اگه واليبالي ها مي تونن نفر اول مربيگري دنيا رو به تهران بيارن، پس فوتبال ما هم بايد زورش برسه دست كم يكي از پنجاه مربي اول جهان رو جذب كنه.
(1در شرايطي كه افكار عمومي مدتها است در انتظار معرفي سرمربي تيم ملي «فوتبال» كشورمان به سر ميبرد، اواسط هفته جاري، اين گزينش كادر فني تيم ملي «واليبال» ايران بود كه ناگهان در صدر اخبار رسانهها مطرح شد و توجهات را به خودش جلب كرد. محمدرضا داورزني و همكارانش در فدراسيون واليبال، با انتشار خبر سپردن سكان هدايت تيم ملي به «خوليو ولاسكو» بسياري از هواداران و مخاطبان ورزش ايران را شوكه كردند. ولاسكو ممتازترين سرمربي واليبال حال حاضر جهان است كه با 4 عنوان قهرماني در ليگ جهاني، يك قهرماني در جام جهاني و يك نايب قهرماني در مسابقات المپيك، خودش را به عنوان نفر اول اين حوزه تثبيت كرده است. او حالا در شرايطي به تهران آمده تا روي نيمكت ايران بنشيند كه اهالي فدراسيون فوتبال، ماهها است براي برگزيدن يك مربي مطلوب خارجي، اندرخم يك كوچه باقي ماندهاند و به انواع و اقسام بهانهها چنگ مياندازند تا ناتواني خودشان در اين زمينه را توجيه كنند.
(2 هنوز صداي توجيه آقايان بعد از منتفي شدن حضور كارلوس كرش در ايران، توي گوشمان خاموش نشده است: «انصراف او به توانايي فدراسيون فوتبال ربطي نداشت»، «ما تلاش خودمان را كرديم، اما مسايل غيرفوتبالي باعث شد او نيايد» و «همه مقدمات جذب او به درستي پيش رفت، اما در نهايت عواملي كه در اختيار ما نبود كار را خراب كرد» پس از آنكه بعد از ماهها بحث، بررسي و رايزني، گزينه مورد اعتماد فدراسيون فوتبال به ايران آمد، قاليچهاش را هديه گرفت، چلوكبابش را خورد و اعلام كنارهگيري كرد و رفت، آقايان با بزرگنمايي مسايل جانبي كوشيدند تا گناه اهمال و كم تواني خودشان را در شكست خوردن اين پروژه كمرنگ كنند. موضوع حتي به همين جا هم ختم نشد و برخي از صاحبمنصبان فدراسيون فوتبال، با اعلام اينكه «مشخص شد مربي بزرگ خارجي به ايران نميآيد»، تلاش زيرزمينيشان براي نشاندن مربي ايراني – مشخصا امير قلعهنويي – روي نيمكت تيم ملي را آغاز كردند. با اين وجود اما، به نظر ميرسد اتفاقات اخير رخ داده در فدراسيون واليبال، پرده از ناتواني دوستان برداشته و نشان داده است كه در صورت وجود كفايت و كارآمدي، حتي پاي بزرگترين مربيان دنيا را هم ميتوان به كشور باز كرد. اي كاش دوستاني كه روي پلههاي برقي فرودگاه از سروكول خاوير كلمنته بالا ميرفتند يا در كنفرانس مطبوعاتي كرش به او لبخندهاي آنچناني تحويل ميدادند، كمي دقيقتر به استراتژي فدراسيون واليبال در جذب يكي از دو مربي بزرگ دنيا نگاه ميكردند؛ آنجا كه آنها همزمان با مذاكره با ولاسكو، سيلوانا پرندي را نيز با رزومه 2 دوره قهرماني در ليگ جهاني واليبال به تهران كشاندند و پس از بررسي شرايطشان، حق انتخاب از بين اين 2 نفر را براي «خودشان» محفوظ دانستند و در نهايت راي به استخدام مرد آرژانتيني دادند!
(3اينجا «تهران» است؛ همان شهري كه بزرگترين مربيان واليبال جهان براي حضور در آن داوطلب ميشوند و تست ميدهند، همان شهري كه همين حالا سرمربي سرشناسي مثل وسلين ماتيچ صربستاني در آن كار ميكند و موفق است و همان شهري كه روزگاري نه چندان دور، نيمكتهاي فوتبالياش هم در تسخير مرداني از جنس دنيزلي و بلاژويچ بود، اما معلوم نيست چه اتفاقي رخ ميدهد كه تا نوبت به فوتبال ميرسد و قرار ميشود مردم دستپخت مديران مدبر(!) تشكيلات اين رشته ورزشي را بچشند، يكي نوهاش را بهانه ميكند و ميرود و ديگري دلتنگ خانوادهاش ميشود! نه آقايان؛ همه مشكلات فقط به شرايط و عوامل محيطي بر نميگردد و گاهي كم و كاستيهاي كار مديراني كه يا قدرت كافي براي رتق و فتق امور را ندارند و يا دلشان شور «پورسانت» خودشان را ميزند، اوضاع را به هم ميريزد. شايد اگر كار دست كاردان باشد، آسمان امن تهران، فرقي ميان فوتبال با واليبال و بسكتبال نگذارد و پاي مربيان اسم و رسمدار اين حوزه نيز به كشورمان باز شود.
(4كسي چه ميداند؟ شايد خوليو ولاسكو در نوانخانه دولتي بوينسآيرس بزرگ شده و كس و كاري ندارد كه به بهانه آنها پاگير آب و خاكش شود و به ايران نيايد، شايد هم اجاق سيلوانا پرندي كور بوده و نوه و نتيجهاي ندارد كه بهانه قاقاليلي بگيرند و نگذارند بابابزرگشان تا يك قدمي نيمكت تيم ملي واليبال ايران پيش بيايد! اي كاش تعدادي از اين مربيان بزرگ بيفك و فاميل هم گير فوتبالمان ميآمد تا ما هم مثل اهالي توپ و تور، مجبور نشويم سراغ قلعهنوييمان برويم!
محمدکرمی
04-08-2011, 04:58 PM
بالا خره بعد از کلی صبر و تحمل کارلوس کروش سرمربی ایران شد. اولین جلسه فنی هم برگزار شد. خلاصه این جلسه اینه:
کروشhttp://www.arteshesorkh.com/forum/images/icons/icon6.gif: خوشحالم که بزرگان فوتبال ایران رو میبینم. از اینکه تشریف آوردید تا به فوتبال ایران کمک کنید خوشحالم.
ژنرال:gamm:: خدارا شاکریم، خدارا شاکریم که جلسه امروز کاملا خودجوشه.بزرگوار.
مظلومی987654321: البته شما را زیاد گنده کرده اند اما ما هم شاکریم.
اکبر اوتی:sweet:: کروش خان میخای یک شوک بهش بدم تا یک بادمجون پای چشمش دربیاد در حد بادمجون علی دایی؟
دایی8745961: ببخشیدا. اصلا و ابدا نمیشه. شما چه جوری تونستی بدون لابی مربی بشی.
کروش: اجازه بدید در مورد تیم ملی صحبت کنیم.
سلطانhttp://www.arteshesorkh.com/forum/images/icons/king.gif:شوما یادت باشه که حق این ممد365498716 مارو تو تیم نخوری.
ژنرالhttp://www.arteshesorkh.com/forum/images/icons/jhj.gif: صحبت صحبت خوبی بود. این بچه365498716 6ماه کل یوم رفت هالیدی اونهم بدون هواپیمای اختصاصی. به آقای ساکت میگم که در یک حرکت خودجوش یکی باسش بخره.
ادامه دارد....
Rainyboy
04-08-2011, 08:21 PM
وقتی جذب کرش، جنبه پهلوانی پیدا می کند!
چرا فقط به قول «پرتغالی» تان وفادارید آقای سعیدلو؟
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/04/633717_orig.jpg
1- نهایی شدن حضور کارلوس کرش پرتغالی در ایران، گذشته از ابعاد تکنیکی و فنی اش باعث شد تا شاهد برخی ژست های مدیریتی فاتحانه نیز در کشورمان باشیم. برخی ها حضور همزمان کرش و ولاسکو در تهران را نشانه موفقیت دیپلماسی ورزش ایران تلقی کردند و کوشیدند تا از سفره این رخدادها، سهمی در خور توجه برای دنیای سیاست به غنیمت ببرند و عده ای دیگر نیز داستان مجاب شدن کرش برای نشستن روی نیمکت ایران را به قدرت جادویی «لابی» خودشان نسبت دادند تا همزمان با چندین و چند سمت فوتبالی و غیرفوتبالی شان، بتوانند فعلا پست سرپرستی تیم ملی را نیز در اختیار بگیرند! به هر حال از قدیم معروف بوده که شکست یتیم است، اما پیروزی هزاران پدر و مادر دارد. همانطور که تا دیروز هیچکس در ماجرای عدم همکاری مربیان نامدار دنیا با فدراسیون فوتبال کشورمان خودش را مقصر نمی دانست و هیچ مشکلی را گردن نمی گرفت، امروز هم عجیب نیست که کوچک و بزرگ به دنبال سهم خواهی از ورود کارلوس کرش به ایران باشند و بکوشند تا بخش بزرگتری از این افتخار تاریخی را به نام خودشان سند بزنند. در این میانه اما، گریزی از این اعتراف تلخ نمی یابیم که سخنان هیچکس به اندازه دکتر علی سعیدلو ما را شگفت زده نکرد: «برای ما جنبه های پهلوانی ورزش، مثل وفادار ماندن به قول و قرارها بیشترین اهمیت را دارد. به همین خاطر چون به مردم قول داده بودیم یک مربی بزرگ خارجی بیاوریم، کرش را آوردیم و هزینه اش را هم هر چقدر باشد می پردازیم!» و به این سان، عقد قرارداد با سرمربی پرتغالی، مترادف با پایبندی سران ورزش ایران به مرام پهلوانی تلقی شد؛ مبارک باشد!
2- بدون آنکه بخواهیم بپرسیم چرا پول مربی خارجی تیم ملی فوتبال را باید رییس سازمان ورزش بدهد و باز بدون آنکه بخواهیم بفهمیم چرا باید قرارداد چنین کاراکتری در دفتر معاون رییس دولت امضا شود، از علی سعیدلو سپاسگذاری می کنیم که به قول و قرارهای مدیریتی اش این اندازه وفادار است و برای مان مربی اسم و رسم دار اروپایی آورد. با این وجود دوست داریم از نفر اول ورزش ایران بپرسیم آیا عمل به هر وعده و وعیدی، التزام به خوی «پهلوانی» محسوب می شود یا فقط این عملیاتی کردن قول و قرارهای چشم رنگی و خوش تیپ خارجی است که جنبه جوانمردانه پیدا می کند و روح انسان را صیقل می دهد؟! پرسش اساسی این است که آیا ایشان بقیه وعده های شان از زمان حضور در سازمان تربیت بدنی را که هنوز معطل و بلاتکلیف مانده اند به یاد دارند و آیا اجرای این دسته از مطالبات خاک خورده و غبار گرفته مردم را هم پهلوانانه می دانند یا خیر؟ بعید است مسوولی چنین واقف و حساس به اهمیت عمل کردن به قول و قرارها، با آن همه معاون و مشاور باهوش و زبده وعده های خودش را از یاد برده باشد، اما از باب احتیاط بد نیست ما هم به چند نمونه مختصر از قول های فراموش شده اشاره کنیم تا شاید ریاست سازمان با کلید زدن مراحل اجرایی آنها، بیش از گذشته ارادتش را به ابعاد پهلوانی ورزش نشان بدهد!
3- از خصوصی سازی پرسپولیس و استقلال چه خبر آقای سعیدلوی عزیز؟ مگر از ابتدای تشکیل دولت دهم، یکی از جذاب ترین شعارهای ورزشی شما و همکاران تان واگذاری سرخابی های تهرانی به خود مردم نبود؟ مگر مدعی نبودید که حداکثر تا پایان سال 89، تکلیف این پروژه یکسره خواهد شد؟ پس چه شد عمل به این وعده های دلبرانه آقای رییس؟ در این مورد چه توضیحی برای مردم ملول از مدیریت دولتی این دو تیم دارید قربان؟ اصلا آیا مقدماتی ترین قدم ها را برای تحقق این قول مهم برداشته اید؟ خصوصی سازی پیشکش آقای سعیدلوی گرامی؛ چه خبر از معرفی هیات مدیره پرسپولیس و استقلال؟ این یکی که نه به بورس و فرابورس مربوط می شود و نه دخلی به سهام و سرمایه و سود و زیان دارد، فقط انتخاب و اعلام چند تا اسم پرطمطراق است که شامل عده ای دکتر و مهندس و وکیل چند شغله و گرفتار می شود که مثل همیشه فقط در جلسات هیات مدیره حاضر می شوند و میوه نوش جان می کنند. اینها را چرا به رغم آن همه قول و قرارهای تان معرفی نمی کنید تا دست کم این هواداران بخت برگشته بدانند با چه کسانی به عنوان مدیران باشگاه های محبوب شان طرف هستند؟ آقای رییس؛ هیچ می دانید فدراسیون فوتبال مدتهاست به خاطر این بدقولی شما، به «دروغ» اسامی هیات مدیره های سابق سرخابی ها را برای کنفدراسیون فوتبال آسیا می فرستد تا مشکل قانونی پیش نیاید و هیچ می دانید «راست نگفتن»، اصلا کار پهلوانانه ای نیست؟! راستی از بازگشت قیمت بلیت استادیوم ها به همان نرخ سابق که بارها قولش را دادید چه خبر آقای سعیدلو؟ امیدواریم در جریان باشید که به رغم انبوه وعده های سازمان در این مورد، در نهایت فدراسیون فوتبال بهای بلیت ها را به شکل سابق بازنگرداند و تنها با درصدی کاهش، سر و ته فرمان شما را هم آورد. آیا تازگی ها چرایی خالی بودن سکوهای ورزشگاه ها کنجکاوی تان را تحریک نکرده است؟!
4- می بیند آقای سعیدلوی عزیز؛ برای اعلام وفاداری به مرام و مسلک پهلوانی در ورزش، راه های نزدیک تری هم وجود دارد و می شود با عمل کردن به خیلی از این قبیل قول ها، هم جوانمرد ماند و هم گام های اساسی برای اعتلای ورزش کشور برداشت. با این وجود سر در نمی آوریم چرا برای دستیابی به این هدف، بعضی ها راه شان را تا پرتغال دور می کنند و میلیاردها تومان خرج استخدام آدمی می کنند که اصولا جذبش به وظایف سازمانی آنها مربوط نمی شود!
Rainyboy
07-08-2011, 12:20 AM
رایکارد درعربستان،كرش در ايران
چشم به راه الكلاسيكوي خاورميانه
http://www.unosaficionados.com/imglinks/img_953.jpg
یکی از اعضای کادر فنی عربستان سعودی که در حال تماشای تیمملی در آستانه یکچهارم نهایی جامملتهای آسیای 2007 بود از روند حرکت تیم چنین مینالید: «مشکل از بازیکنان ما است.» او که سرش را با نشانه افسوس در جهت حرکت عرق ریختن بازیکنان در گرما و رطوبت عصرگاهی جاکارتا تکان میداد، میگفت: «آنها بهقدر کافی گرسنه رسیدن به اوج نیستند. فنی و بدنی مشکل ندارند ولی ذهنی ...»اما اگر کمبود بازیکنان سعودی، اشتیاق برای رقابت با بهترینهای جهان باشد، درباره فدراسیون آنها نمیتوان چنین چیزی گفت، چون آنها با امضای قرارداد با مربی دانهدرشتی مثل فرانک رایکارد حاضر نیستند به هیچ قیمتی از «باشگاه قدرتهای آسیا» بیرون بروند. با نگاهی به رکوردهای گذشته سرمربی هلندی جدید سعودیها، سرمایهگذاری 3/9 میلیون پوندی روی او طی 3 سال گذشته منطقی به نظر میرسد. لئوبین هاکر آخرین مربی بزرگ هلندی که روی نیمکت آنها نشست نه تنها عربستان را به نخستین جامجهانیاش (1994 آمریکا) برد بلکه تیم را از مرحله گروهی عبور داد. اما 10 سال بعد در جام ملتهای 2004 چین و تحت هدایت جرارد فاندرلم (دستیار سرمربی آژاکس در دوره دوم فوتبال رایکارد در آژاکس و هنگام قهرمانی لیگ قهرمانان 1995)، بازهای سبز صحرا با یک امتیاز ناقابل در قعر گروهشان قرار گرفتند. این شوکی بود پس از 6 حضور متوالی در فینال جام ملتهای آسیا. همچنین یک افت بزرگ بود چون طی 2 فصل الاتحاد (2004 و 2005) لیگ قهرمانان آسیا را قبضه کرده بود. صعود درخشان به جامجهانی 2006 و بعد رسیدن به فینال جام ملتهای آسیای 2007 به معنای رشد دوباره عربها بود. از آن پس اما اخبار واصله از سبزها چه برای هواداران و چه فدراسیون ناامیدکننده بوده است. کرهجنوبی و ژاپن در عوض تیمهایی بودهاند که تمام آنچه را که سعودیها از انجامش ناتوان بودهاند به بهترین شکل انجام دادهاند؛ فرستادن بازیکنان به لیگهای بزرگ، قبضه فوتبال باشگاهی آسیا، توسعه استعدادهای پایه و راهیابی به مراحل حذفی جامهای جهانی. تماشای این دستاوردها برای عربستان سعودی واقعا دشوار است. پس از سال 1994، 3 حضور پیاپی در جامجهانی چنین تعبیر میشد که آنها نماینده ثابت خاورمیانه در عرصههای جهانی هستند. حتی در ژوئن 2009، آنها در هر لحظه مسابقه خانگی با کرهشمالی این بخت را داشتند که به آفریقایجنوبی 2010 بروند ولی در حسرت یک گل که صعود مستقیمشان به پنجمین جامجهانی متوالی را تضمین کند سوختند. در ورزشگاه بینالمللی شاه فهد جشن شادی کمونیستهای کرهای در رختکن غرق در ماتم سعودیها دفن شد. آن شب با هرکسی در اردوی سعودیها صحبت میکردم میگفتند بازیکنان شرق آسیایی کم استعداد بودهاند ولی از روحیهای جنگنده برخوردارند که هیچکس حریفش نمیشود. در بازی پلیآف هم در آخرین دقیقه، بحرین، همسایه کوچک عربستان، آنها را تحقیر کرد. بعد فدراسیونی که به آسانی عبور لیونل مسی از مدافعان، مربی عوض میکرد (34 سرمربی در 25 سال) در اقدامی غیرمعمول اعتمادش را از ژوزه پسیرو سلب نکرد و گذاشت مربی پرتغالی بماند. اما به محض باخت در نخستین بازی جام ملتهای آسیای 2011، مقامات فدراسیون روی فرم بازگشتند و سرمربی اسبق پاناتینایکوس را بیرون انداختند.
بلافاصله ناصر الجوهر نسخه سیبیلوی تونی پارکر در خاورمیانه گزینه همیشگی آنها برای جایگزینی سرمربیان اخراجی در چنین مواقعی، برای پنجمینبار سرمربی موقت تیم ملی شد اما اینبار در مرحله گروهی جام 2011 این حربه کارگر نیفتاد و عربستان پس از یک شکست و یک تساوی، با باخت خردکننده 5 بر صفر به ژاپن حذف شد و متعاقب آن عربستان تا رتبه نود و دوم رنکینگ فیفا سقوط کرد در حالی که ماه مه 2004 آنها تا بیست و سومین پله بالا آمده بودند. این افتضاحات به قیمت شغل شاهزاده سعودی و رئیس فدراسیون فوتبال عربستانسعودی، سلطان بن فهد بن عبدالعزیز تمام شد. رئیس جدید شاهزاده نواف بن فیصل، برای شروع حرکت، زمان لازم را داشت و پس از اختلافنظر آشکار با ریکاردو گومز برزیلی، تصمیم گرفت با دست گذاشتن روی یک نام واقعا بزرگ هواداران و رسانهها را خوشحال کند. حالا اصلا بعید نیست که عربستانسعودی با هدایت سرمربی اسبق بارسلونا با ایرانی ملاقات کند که سرمربی اسبق رئالمادرید، کارلوس کرش روی نیمکتش مینشیند، مردی که پسیرو، سرمربی پیشین عربها دستیارش در رئالمادرید بود. اگر این اتفاق در مقدماتی جامجهانی آینده بیفتد یک تقابل منطقهای خواهد بود با طعمی ویژه. البته این اتفاق هنوز مسجل نشده است. نخستین گام رایکارد در جاده برزیل 2014 گامی مطبوع است در اواخر همین ماه (جولای) و 2 بازی رفت و برگشت مقابل هنگکنگ. این باید یک معرفی آبرومندانه برای رایکارد باشد و دروازهای آسان روی نخستین مرحله گروهی که سرنوشت صعودکنندگان آسیایی به برزیل را مشخص میکند. سرمربی قهرمان لیگ قهرمانان 2006 اروپا تازه دارد DVD شاگردان جدیدش را مرور میکند تا بعد ظرف چند روز آینده این فرصت پیش بیاید که با چشمهای خودش آنها را برانداز کند. او بریده فیلمهای بازیکنان با استعداد عرب را هم خواهد دید و شاید از اینکه چرا تا به حال آنها را نمیشناخته شگفتزده شود. فقدان ستارههای آنطرف آبی به عنوان یکی از دلایل مرتبط با افول عربستان مقابل ژاپن و کرهجنوبی مطرح میشود. بازیکنان در عربستان سعودی و سایر کشورهای عربی منطقه از اینکه در کشورشان بمانند راضی هستند و تمایلی به انتقال از خانه و کاشانه راحتشان ندارند. «یاسر القحطانی» به صورت توأمان سمبل قوتها و ضعفهای بازیکنان پادشاهی عرب محسوب میشود. از قبل از جامجهانی 2006 او یکی از بهترین مهاجمان آسیا شناخته میشود بیآنکه بتواند به حداکثر ظرفیت خود برسد چرا که گفته میشود میهمانی رفتن را بیشتر از بازی کردن دوست دارد. تنها اقدام او به سمت فوتبال اروپا هم در سال 2007 ناکام ماند و شهرت بدی در منچسترسیتی برای او به جا گذاشت، همین و تمام. اگر گزارشهای روزنامههای عامهپسند انگلیسی را باور کنیم ریچارد دان با یک تكل سنگین در همان روز اول جلوی تماشاگران سیتی طوری به قحطانی خوشآمد گفت که او مثل کیسه شن بر زمین افتاد و اشکش درآمد اما شخصیت آسانگیر رایکارد که ترجیح میدهد دست دور گردن بازیکنانش بیندازد تا اینکه انگشتش را جلوی صورتشان بگیرد و تهدیدشان کند درست همان چیزی است که القحطانی به آن نیاز دارد. در این صورت شاید عربستان کمی به برزیل نزدیک شود. ستاره جدید خط حمله «نایف حظاظی» هنوز پس از اتفاقات سال 2009 خود را باز نیافته، زمانی که او با عربستان هنوز جولان میداد و تا پلیآف جامجهانی هم پیش رفت اما مقابل بحرین رباط پایش کشیده شد و دیگر به حالت عادی بازنگشت.این گلزن غریزی الاتحاد یکی از معدود استعدادهایی بوده که هواداران عرب را به وجد آورده است. فقدان سرمایهگذاری در فوتبال جوانان و پایه مشکل قدیمی و پابرجای فوتبالی است که به طرز احمقانهای تحت تسلط شیوخی ثروتمند است که اصلا نمیتوانند برای موفقیت صبر کنند. اما اینبار آن همه پولی که به پای تازهوارد هلندی ریخته شده است حتما روی راس هرم فوتبال صحرا نیز اثر میگذارد چون در کشوری که برنامه فراگیر فوتبال جوانان وجود دارد، آینده فوتبال در دست باشگاههایی است که ترجیح میدهند به محض چند نتیجه بد مربیشان را عوض کنند تا اینکه به دور دستها بنگرند. فشارهای مثبتی در باشگاه النصر وجود دارد که آنها برنامه توسعه جوانان را جدی گرفتهاند ولی هنوز باید صبر کرد تا این کار تبدیل به یک روند شود.فدراسیون سعودی میتواند از طرق دیگر روی تیم ملی تمرکز کند که البته این روشها بیشتر خاص فوتبال باشگاهی هستند. در عربستان اغلب بر این باورند که دلیل بازگرداندن الجوهر در مواقعی که اوضاع خوب پیش نمیرود صرفا پذیراتر بودن یک مربی بومی در مقابل پیشنهادات بالادستی است. اما بعید است رایکارد چنین دردسرهایی داشته باشد چون با نگاهی به قرارداد کلان او و نام بزرگش کمتر کسی به خود جرات میدهد توصیهای به او بکند. مردی که چه به عنوان بازیکن و چه به عنوان مربی لیگ قهرمانان اروپا را برده است به سختی در مقابل خواستههای غیرمنطقی شیوخ کوتاه میآید. اتفاقا این شرایط باعث ثبات بیشتر او روی نیمکت در مقایسه با مربیان خارجی پیشین در عربستان میشود و در ضمن چشمانداز کار او را هم طولانیتر میسازد چرا که با چنین شرایطی دیگر او را با چند نتیجه ضعیف عوض نمیکنند.
اما شاید هم اینها فقط خوشبینیهای زودهنگام باشد چون هیچ کس نمیداند در آینده در کویر چه خواهد شد و رایکارد 2 سال دیگر کنار خط هنوز هم دلش میخواهد دست دور گردن شاگردان و روسایش بیندازد یا خیر؟
جان دوئردن
منبع: Soccernet
Rainyboy
07-14-2011, 04:12 PM
آيا دلالها در انتخاب فهرست تيم ملي تاثيرگذارند؟
ملخها در حوالي مزرعه تيم ملي
http://shahrdaryfans.com/wp-content/uploads/264732_130686037016208_122470194504459_232462_1987 408_n1.jpg
هشدارهاي گاه و بيگاه كميته نظارت، بازرسي و ارزشيابي سازمان ليگ و ممانعت از همكاري باشگاههاي ليگ برتري با دلالهاي شناخته شده، تكاپوي مديران فدراسيون فوتبال را براي تطهير كردن فضاي فعلي نشان ميدهد. سازمان ليگ با فهرست كردن اسامي دلالها، از باشگاههاي ليگ برتري خواسته با اين افراد دادوستد نكنند يا دستكم ازهمكاري علني با آنها امتناع كنند. در چنين شرايطي فضاي كار كردن در ليگ برتر براي دلالها به شدت محدود شده و آنها ناخودآگاه به مسير تازهاي رانده شدهاند.
فضاي تيم ملي بهواسطه حضور يك سرمربي بزرگ و اسم و رسم دار خارجي به شكلي است كه معمولا مورد ظن عموم قرار نميگيرد و از اين حيث يك پايگاه امن و ويژه براي دلالها محسوب ميشود. اينكه به فلان بازيكن بگويند اگر فلان مبلغ را بدهي در فهرست اوليه تيم ملي قرار ميگيري و اگر مبلغ بيشتري بدهي جزو بازيكنان نهايي خواهي بود ماجراي تازهاي نيست.
پيشنهادهايي از اين دست البته در رشد قيمت بازيكنان تاثير گذار است. چنان كه در بحبوحه بازار نقل و انتقالات ليگ برتر حضور در فهرست سي نفره سرمربي تيم ملي به دغدغه اصلي بازيكناني تبديل شده بود كه با قواعد دريافت دستمزد بيشتر در فوتبال ايران آشنا هستند. مطمئنا زماني كه بازيكن با باشگاه پاي ميز مذاكره مينشيند اگر در فهرست تيم ملي حضور داشته باشد دستمزد بيشتري را مطالبه ميكند و طبيعي است كه براي دريافت صد ميليون تومان بيشتر 20 تا 30 ميليون تومان هزينه كنند تا به تيم ملي برسند.
عباس ترابيان، سرپرست تيم ملي كه پس از چند ماه حضور در كنار كارلوس كرش با فضاي اطراف تيم ملي آشنا شده، شأني بالاتر از چشمپوشي از پرسه زدن دلالها اطراف تيم ملي را براي سرمربي پرتغالي تيم ملي قائل است و ميگويد: «كرش مثل مربيان كوچك نيست كه براي رسيدن به منافع شخصي دست به هر كاري بزند. او تيم ملي را به خانه بيدر و پيكري تشبيه ميكند كه بازيكن به راحتي وارد آن ميشود و به همان راحتي به بيرون هدايت ميشود.»
ترديدي وجود ندارد كه كارلوس كرش يك مربي معتبر و حرفهاي است و اعتبار او بسيار فراتر از همزيستي با دلالهاي خرده پا ارزش دارد. در اين فضا طبيعي است كه دلالها به دنبال برقراري رابطه با اطرافيان كرش باشند تا بلكه بهوسيله آنها بتوانند به طورغيرمستقيم روي ذهن سرمربي تيم ملي تاثير بگذارند. در ميان حدس و گمانهايي كه در مورد هويت اصلي اطرافيان سرمربي تيم ملي مطرح است، علي فتحاللهزاده سرپرست باشگاه استقلال بعد از اعلام فهرست 24 نفره تيم ملي اولين تلنگر را به كادر فني تيم ملي وارد كرد.
او در توصيف دلايل خط خوردن پژمان منتظري از فهرست تيم ملي بدون پرده پوشي به نقش اطرافيان كرش اشاره ميكند و ميگويد: «احساس ميكنم عدهاي روي كارلوس كرش تاثير گذاشتهاند. پژمان منتظري تنها دفاعي بودي كه براي تيم ملي گل زد و خط خوردنش شك برانگيز است. اميدوارم من اشتباه كرده باشم.» در اين ميان ميثاق معمارزاده، يكي از دروازهبانهاي دعوت شده به تيم ملي كه پس از اردوي اتريش خط خورد هم مسائل غير فني را در قرار نگرفتن نامش در فهرست نهايي كرش دخيل ميداند و به شائبههايي از اين دست دامن ميزند.
وقتي صحبت از اطرافيان كرش به ميان ميآيد، اغلب نگاهها به سمت عباس ترابيان كه بهواسطه دوستي با كرش نفوذ قابل توجهي روي سرمربي تيم ملي دارد، ميچرخد. سرپرست تيم ملي اما حاضر نيست به شائبههايي كه در مورد رابطهاش با كارلوس كرش مطرح شده پاسخ بدهد: «انتخاب بازيكن يك بحث كاملا فني است و من كمترين نقشي در مسائل فني تيم ملي ندارم. كرش طي اقامت چند ماههاش در فوتبال ايران شخصا تمام برنامههاي تيم ملي از طراحي تمرين گرفته تا انتخاب بازيكن و تعيين زمان اردو را انجام ميدهد. متاسفم كه بعضي از دوستان رسانهاي تصور ميكنند من جاسوس تيم ملي هستم و دائما در مورد رابطه سرمربي تيم ملي و اطرافيانش از من سوال ميكنند.»
اهميت انتخاب كادر فني تيم ملي كه طي چند سال گذشته محل مناقشه منتقدان و مديران فدراسيون فوتبال بوده در همين مسائل نهفته است. فدراسيون فوتبال زماني كه نام دستياران كرش را اعلام كرد با هجمه رسانهاي مواجه شد. منتقدان با ادله مختلف به شك و شبهه در مورد صلاحيت مربيان انتخاب شده دامن ميزدند. آنها ميگفتند دستياراني كه پيشينه قابل اعتنايي در عرصه مربيگري ندارند و از اين راه كسب تجربه و درآمد نكردهاند، وقتي به فضاي پرسرو صداي تيم ملي وارد ميشوند مطمئنا در تيررس افراد سودجو قرار خواهند گرفت. در چنين اوضاع و احوالي طبعا دلالها به سمت اين افراد كشيده ميشوند و بستر براي كسب درآمد بيشتر براي دو طرف مهيا ميشود.
در مواردي ديده شده كه حتي مترجم تيمهاي ملي هم در ادوار مختلف از اين بده بستانهاي رايج منتفع شده و نقش پررنگي در عبور و مرورهاي اطراف اردوي تيم ملي داشته است. عباس ترابيان اما مشورت كرش با اطرافيانش را به حوزه مسائل فني تعميم ميدهد و ميگويد: «واقعيت اين است كه كرش بيشتر به عنوان يك تمرين دهنده حرفهاي شناخته ميشود تا يك كوچ قوي. او شايد تنها مربي بزرگ خارجي باشد كه در ظل گرما وسط زمين ميايستد و نوع استقرار بازيكن در زمين را به او گوشزد ميكند. كرش به اين دليل پس از اردوي اتريش فهرست تيم ملي را اعلام نكرد كه ميخواست بازيكنانش را در آخرين لحظات و پس از تماشاي بازي مالديو و هند انتخاب كند. ما بايد به اين تفكر احترام بگذاريم و روش مربيان سابق تيم ملي كه به خاطر ترس از تماشاگران به طور مساوي از استقلال و پرسپوليس بازيكن دعوت ميكرد را فراموش كنيم. من تعجب ميكنم از كساني كه فكر ميكنند هر كسي سرمربي تيم ملي ميشود بايد از آنها بپرسد كدام بازيكن را انتخاب كند. ما براي آوردن كرش به ايران زحمت كشيده ايم و بايد به او اعتماد كنيم.»
فضاي كار كردن در تيم ملي فوتبال ايران به شكلي است كه به همين راحتي نميتوان به كادر فني تيم ملي اعتماد كرد. فراموش نكنيم كه در گذشته سابقه داشته كه سرمربي تيم ملي قبل از اعلام رسمي، چراغ سبز را به دلالها نشان بدهد. آنچه باعث شد كار حتي به حراست سازمان تربيت بدني كشيده شود.
مهرداد رسولي
zamara
07-18-2011, 07:38 AM
http://havadaresorkh.com/wp-content/uploads/2011/07/61.jpg
دشواری های قضاوت بعد از 90 دقیقه:آیا می توانیم صبور باشیم؟
مربي تيم ملي در آغاز راه است و براي اينكه در اين فوتبال اثر گذار باشد، بايد خيلي بيشتر از عرف معمول ايرانيان، «صبور» بود. عنصري كه اين روزها در فوتبال ايران، كمياب تر از هميشه است
اگر فقط «رزومه» را ملاك قرار دهيم، كارلوس كي روش بزرگترين مربي خارجي تاريخ فوتبال ايران است. از سال 1327 كه «آلفرد گيبل» انگليسي به فوتبال ايران آمد، هيچ مربي اي نبوده كه در كارنامه اش هدايت تيم ملي پرتغال و باشگاه بزرگي مثل رئال مادريد ديده شود و همين «كارنامه درخشان» است كه باعث شده جامعه رسانه اي ايران در اين ماه ها با او مماشات كند. چه، اگر مربي ديگري جز كي روش، دستيار دوم استيل آذين را به تيم ملي مي برد، يا 5 بازيكن را بدون يك جلسه تمريني خط مي زد و يا قبل از آغاز ليگ، تيم ملي را به اتريش مي برد تا بدنسازي كنند، موج سهمگين انتقادها به سوي او روانه مي شد. اما نام و اعتبار او، فعلاً مانع از آن شده كه كسي به كي روش از گل نازك تر بگويد. رسانه هاي ورزشي هم خوب مي دانند اگر بناي انتقاد از اين مربي را آغاز كنند، در فدراسيون كفاشيان هيچ بعيد نيست كه جانشين كي روش، اميد نمازي باشد!
در اينكه ماه عسل كي روش و رسانه هايي كه به افكار عمومي «جهت» مي دهند، تا كي ادامه دارد نمي توان خيلي خوش بين بود. ما اغلب عادت داريم همه مسائل را صرفاً «سفيد» و يا «سياه» ببينيم و دير نيست روزي كه كارلوس كي روش عامل همه بدبختي هاي فوتبال ايران معرفي شود. همانطور كه پيش از اين، افشين قطبي، علي دايي، برانكو، بلاژويچ، ايويچ و.... بهانه اي شدند تا درست و غلط، همه ناكامي هايمان را به آن ها نسبت دهيم.
http://havadaresorkh.com/wp-content/uploads/2011/07/126.jpg
*كارلوس در آغاز راه
برخلاف آنچه كه گفته مي شد، كارلوس كي روش پيش از ورود به ايران شناخت جامعي از فوتبال ما داشته، بازي تيم ملي با ماداگاسكار نشان داد كه اطلاعات اين مربي پرتغالي از بازيكنان ايراني «ناقص» و «ابتدايي» است. اين را مي شد از تركيب اوليه تيم ملي و وظايفي كه به عهده علي كريمي، ميثم بائو و كريم انصاري فرد گذاشته شده بود، فهميد. ايران در اين بازي، مقابل تيمي درجه 3 بازي مي كرد كه بازيكنانش حتي توانايي سانتر كردن و شوت زدن را نداشتند و ميانگين قامت آن ها به زحمت از 160 سانت عبور مي كرد اما چيدمان (ارنج) پر ايراد تيم ملي ايران، فقط يك پيروزي خفيف به همراه داشت و ديگر هيچ!
تيم ملي در اين بازي همان نقص هاي هميشگي را با خود به زمين آورده بود. هنوز مدافعان ما براي اينكه توپ را به هافبك ها منتقل كنند، بايد 10 پاس عرضي بيهوده رد و بدل كنند. هنوز هافبك هاي ما وقتي توپ را به پشت محوطه هجده قدم حريف مي آورند، نمي دانند با آن چه كنند و چشم بسته روي دروازه مي فرستند. هنوز هيچ برنامه روشني در ضربه هاي ايستگاهي ديده نمي شود و البته منصفانه نيست كه انتظار داشته باشيم ايرادهاي اساسي فوتبال ايران ( كه تقريباً بين همه تيم هاي باشگاهي ما مشترك است) با چند جلسه تمرين رفع شود.
در واقع هنوز مربي تيم ملي در آغاز راه است و براي اينكه در اين فوتبال اثر گذار باشد، بايد خيلي بيشتر از عرف معمول ايرانيان، «صبور» بود. عنصري كه اين روزها در فوتبال ايران، كمياب تر از هميشه است....
* گل سنتي با مربي مدرن
در فوتبالي كه هنوز نيمي از مربيان باشگاهي اش به دنبال بازيكناني هستند كه اوت دستي را بلندتر از بقيه پرتاب كنند، ساده انگارانه است كه تصور كنيم كي روش به تنهايي مي تواند اين فوتبال را متحول كند. خانه اين فوتبال كه جز يكي دو نفر، سال هاست فقط «بازيكنان متوسط» توليد مي كند، از پاي بست ويران است و طعنه آميز اينكه اولين گل تيم ملي در زمان اين مربي كه قرار است نماينده فوتبال مدرن در ايران باشد، با همين اوت دستي به ثمر مي رسد!
علی تیفوسی
07-18-2011, 01:03 PM
به بهانه درگيري خبرنگاران مقابل چشمان كيروش
با "سكوت " نشست خبري فنيتر ميشود
http://media.farsnews.com/Media/9004/ImageReports/9004220906/37_9004220906_L600.jpg
با توجه به اتفاقهاي رخ داده در پايان مسابقه ايران و ماداگاسكار، به نظر ميرسد با عدم طرح سئوال در كنفرانس خبري، فضاي فني بيشتر تقويت خواهد شد.
با توجه به تخصصي شدن حوزه هاي مختلف اعم از اقتصادي، فرهنگي، سياسي، ورزشي و غيره ديگر مانند گذشته نيست كه يك خبرنگار بتواند همه رشته ها را به راحتي بازتاب داده و به صورت فني موارد را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد.
خبرنگار ورزشي نيز از اين قاعده مستثني نيست و هر فردي با ورود در اين حوزه خبري بايد اشراف كاملي بر مباحث حوزه خبري خود باشد و بتواند به عنوان يك منتقد ناگفته هاي فني را بيان كند.
فوتبال حرفه اي نوين از جمله رشته هاي ورزشي است كه يك خبرنگار عمومي به راحتي نمي تواند مسايل را مورد آناليز قرار داده و بحث هاي تخصصي و تحليل آن را به رشته تحرير درآورد، بنابراين براي فعاليت رسانه اي در فوتبال بايد متخصص بود و علوم و فنون آن را به درستي شناخت.
بي دليل نيست كه در نشست هاي خبري مديران و بازيكنان بزرگ فوتبال جهان، از خبرنگاران به عنوان يك متخصص و اهل فن ياد مي شود و هر مسئول فوتبالي پس از رويارويي با خبرنگاران فوتبالي منتظر نقد و چالش هاي فني است. هر چه دانش بيشتر باشد، مشروعيت پاسخ ها و مباحث افزايش پيدا مي كند و مورد تائيد كارشناسي مطلوب تري قرار مي گيرد.
متاسفانه در نشست هاي خبرهاي و در برنامه هاي ورزشي داخل كشور اتفاق هايي رخ مي دهد كه گاهي اوقات باعث سلب مشروعيت شده و ماهيت يك نشست را به طور كامل زير سوال مي برد و فضايي كه قرار بوده نقد و پرسش هاي فني در آن مطرح شود جاي خود را به حاشيه مي دهد و درك مفاهيم اصولي كم رنگ مي شود.
شايد به خاطر همين مسائل است كه بيرون از فضاي ورزشي گفته مي شود گفتمان هاي ورزشي عميق نيستند و نقدهاي فني كم تر به چشم مي خورد. حال سوال اصلي اين است كه چرا سطح نگري به عنوان اولويت اول در حوزه ورزش پر رنگ شده و بيشتر مطالب حاشيه هستند و مباحث اصولي در اولويت هاي بعدي قرار گرفته اند؟
اين سطحي نگري را مي توان در كنفرانس خبري پايان مسابقه تيم هاي ملي ايران و ماداگاسكار را هم به وضوح شاهد بود.
از دقيقه 80 مسابقه تيم ملي ايران مقابل ماداگاسكار بازي سرد و كسلكننده تيم ملي و يا به قول كارلوس كيروش "روند كند و خسته كننده " مليپوشان، عاملي شد كه دوباره سكوها رنگ و بوي حاشيه به خود بگيرد و شعار "عليه رئيس فدراسيون "، "تشويق ماداگاسكار "، "تشويق علي دايي و تراكتورسازي " و ...از سوي هواداران سر داده شود. شرايط مسابقه به حدي انتقادآميز بود كه چند هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه آزادي را آزرد و كاري كرد كه رشته كلاف از دست شان خارج شود و تا جايي كه مي شد از شعارهاي هواداران چنين استباط كرد كه خودشان هم نمي دانستند از اين بازي چه مي خواهند و انتقادها و شعارها براي چيست! از ماداگاسكار و دايي گرفته تا تراكتورسازي همه تشويق شدند الا تيم ملي و شاگردان كارلوس كيروش.
*شعار هوادار عليه رئيس و حاشيه سازي از روي سكوها گويي روي خبرنگاران نيز تاثيرگذار شد چرا كه كنفرانس خبري آخر مسابقه نيز حواشي جالب و تامل برانگيزي داشت.
سؤالهاي غيرفني، مطرح كردن مسائل حاشيهاي، تعجب موسي، سرمربي ماداگاسكار از سؤال هاي مطرح شده، لبخندهاي معنيدار كيروش هنگام پاسخ دادن به سؤالات، سرخ شدن چهره عباس ترابيان با شنيدن برخي سؤالها و اختلاف نظر خبرنگاران حاضر در اتاق كنفرانس و درگيري فيزيكي دوستان رسانه اي در راهرو ورزشگاهي آزادي، گواهي ميدهد كه فضا اصلا خوب نبود و حاشيه جاي متن را گرفته بود تا اين زنجيره به خوبي به هم گره بخورند.
نقد كردن، آن هم از نوع فني يكي از اصليترين وظايف رسانهاي است و بدون اين مقوله ماهيت اصلي يك رسانه بسيار كم رنگ خواهد شد. با نقد است كه بسياري از مشكلات و معضلات فوتبالي را مي توان حل كرد تا به كم تر شدن آن كمك كرد. با نقد است كه توسعه و پيشرفت حاصل ميشود و با نقد است كه علت و معلولها پيدا ميشوند و هر حوزه كاري سير منطقي به خود ميگيرد، اما با توجه به شرايط مشمئزكنندهاي كه در يك نشست خبري حاصل ميشود چگونه ميتوان به فوتبال ملي كمك كرد و در مسير فني گام برداشت؟
نقد اتفاقي كه روز گذشته در داخل و بيرون اتاق كنفرانس خبري افتاد، كار راحتي نيست چون اين بار همكاران رسانه اي عامل آن بودند. در اين مواقع چگونه بايد درباره كسي نوشت كه خودش قلم به دست دارد و كارش تحليل فني ديگران است؟ چگونه بايد از دوستاني نوشت كه رسانه دارند و همواره خطابههايشان نقد است؟ بنابراين طوري بايد اين مطلب را نوشت كه دوستان رسانه اي مان كم تر دل آزرده و رنجوده خاطر شوند.
بايد اعتراف كرد كه نگارنده مطلب هم خودش در همين جوي در حركت بوده و به نوعي كه دوست دارد با اين انتشار اين مطلب خودش را هم نقد كند چرا كه تصوير زشتي از كنفرانس خبري روز گذشته ترسيم شده كه نبايد نسبت به آن بي اعتنا بود.
چه طور است كه در پايان يك بازي ملي در كنفرانس خبري از سرمربي تيم ملي ماداگاسكار سؤال ميشود كه نظرتان در مورد شعار هواداران عليه علي كفاشيان چيست؟
واقعا موسي، سرمربي آفريقايي در اين باره براي پاسخ چه دارد جز اينكه با مطرح شدن اين سؤال قبل از آنكه پاسخي بخواهد بدهد، به ماهيت خبرنگار و رسانه ايراني به فكر فرو برود!
به دور از هر گونه بزرگ نمايي، خواسته يا ناخواسته، كارلوس كيروش تجارب بينالمللي متعددي در كارنامه دارد. اين مربي با بازيكنان بزرگي كار كرده و در فضاي بزرگ و حرفهاي فوتبال با اصحاب رسانههاي بينالمللي و حرفه اي متعددي در كشورهاي پرتغالي، اسپانيا، انگليس و غيره نيز روبهرو بوده است. پس بايد پذيرفت كه مربي پرتغالي خيلي زود به ماهيت خبرنگاران داخلي پي برده و راههاي پاسخگويي را نيز بهتر از هر كسي ميداند.
وقتي در پايان بازي تعداد تعويضها از سوي برخي خبرنگاران به اشتباه ذكر ميشود و در مورد سقف قرارداد، تشويق علي دايي، شعار عليه كفاشيان و ديگر سؤال هاي حاشيه در اولويت دوستان رسانه اي قرار مي گيرد و كيروش هنگام پاسخ دادن لبخند ميزند و سخنش را بيان ميكند، اين چه معنايي دارد؟ آيا كيروش به سؤال لبخند ميزند يا به ماهيت پرسش مطرح شده؟ آيا واقعا در نشست پايان مسابقه، سرمربي موظف است در مورد مسايل فني پاسخ دهد يا در مورد تشويق شدن تراكتورسازي، دايي يا شعار دادن هواداران عليه كفاشيان؟
حاشيه يكي از جذابيتهاي خاص و لاينفك فوتبال است اما زماني كه حاشيه به اصل تبديل شد، نتيجه آن فوتبالي ميشود كه شاهدش هستيم. نتيجهاش اين ميشود كه در ليگمان براي خريد بازيكنان عراقي و بعضي از بازيكنان درجه چند آفريقايي بين تيم ها دعوا ميشود! نتيجهاش اين ميشود كه هوادار طوري گمراه شود كه در يك بازي ملي، حريف آفريقايي را مورد تشويق قرار ميدهد! نتيجهاش اين ميشود كه در نشست خبري پايان مسابقه فوتبال از آمار طلاق، مشكلات ترافيك و آلودگي هوا و غيره صحبت ميشود به غير از مسائل فني فوتبال! نتيجهاش اين ميشود كه سرمربي تيم در مواجه با سؤالات به جاي پاسخگويي، لبخند ميزند و با يك جمله سؤال كننده را دنبال چيزي مي فرستند كه شأن يك خبرنگار نيست!
به هر حال مشكلات نشستهاي خبري فقط به اين بازي ختم نميشود بلكه مدتهاست با دوري برخي از خبرنگاران قديمي و با تجربه، اين سبك و سياق و از اين دست پرسش ها در سالن هاي كنفرانس افزايش يافته و بازي به بازي هم بيشتر مي شود.
گاهي سكوت بهترين راهكار است و اگر خبرنگاري سؤال فني ندارد مي تواند با سكوتش راه نجاتي پيدا كند كه اگر سخن مي گفت همه راهها به بن بست ختم مي شد. فرهنگ سكوت در برخي از نشست هاي خبري مي تواند كارآمدتر از هر سخني باشد. چه خوب است وقتي در كنفرانسي حرف فني براي بيان كردن نداريم، سكوت اختيار كنيم تا از بروز تبسم هاي كنايه وار، درگيري هاي لفظي، رعايت نشدن جايگاه خبرنگاران و غيره جلوگيري شود. اميد است كه با تامل و درايت دوستان رسانهاي اين مشكل هر چه زودتر برطرف شود.
خبرگزاري فارس
علی تیفوسی
07-18-2011, 01:15 PM
مذاكره بازيكن با باشگاه براي كسب اجازه!
معماي نكونام در تيم كيروش
از زمان حضور كارلوس كيروش در تيم ملي حضور جواد نكون
ام در اردوهاي تيم ملي به يك معما تبديل شده است.
http://media.farsnews.com/Media/9004/Images/jpg/A0109/A1094689.jpg
در چند باري كه از كيروش بابت غيبت هاي جواد نكونام در اردوي هاي تيم ملي سوال شد وي پاسخ داد كه اين بازيكن طبق هماهنگي براي حضور در تورهاي تابستانه اوساسونا، در اردوها حضور ندارد و اعلام شد براي بازي با مالديو به تمرينات مي آيد.
در حالي كه تيم ملي در اردوي اتريش بود جواد نكونام در تهران در كمپ تيم هاي ملي تمرين انفرادي انجام مي داد تا شبهات در خصوص عدم حضور وي در اردوي اتريش بيشتر شود. زماني كه تيم ملي به ايران بازگشت تا تمرينات خود را براي بازي دوستانه با ماداگاسكار ادامه دهد جواد نكونام در اردوي تيم ملي ديده شد اما نام اين بازيكن در بازي با ماداگاسكار ديده نشد تا علامت تعجب ها بابت اين غيبت بيشتر شود و حتي تصور خط خوردن نام بازيكن اوساسونا براي بازي دوستانه به وجود آيد.
عباس ترابيان سرپرست تيم ملي در گفت و گو با خبرنگار ورزشي فارس در خصوص دليل غيبت نكونام در بازي دوستانه ديروز اظهار داشت: نكونام بازيكني نيست كه بخواهد خط بخورد. او براي حضور در باشگاه اوساسونا و مذاكره با اين باشگاه براي حضور در بازي با مالديو به اسپانيا رفت.
وي در پاسخ به اين سؤال كه بازي با مالديو در تاريخ فيفا است و چرا بايد يك بازيكن براي چنين مسابقه اي بايد با باشگاه مذاكره كند، گفت: باشگاه اوساسونا هنوز بحثي براي عدم اجازه به نكونام مطرح نكرده اما او رفته تا به آنها بگويد كه ايران با مالديو بازي دارد. اگر باشگاه اوساسونا مخالف حضور نكونام باشد مجبوريم از طريق فيفا وارد عمل شويم.
اعزام نكونام به اسپانيا براي مذاكره با باشگاهش در شرايطي كه ديدار تيم ايران با مالديو در تقويم فيفا ثبت شده نمونه ديگري از ابهامات فدراسيون فوتبال است. اگر قرار بر مذاكره براي حضور يك بازيكن در تيم ملي باشد مگر نه اينكه اين مكاتبه بايد از طريق فدراسيون با باشگاه مورد نظر باشد؟ بر چه اساسي يك بازيكن خودش بايد با باشگاهش براي حضور در بازي تيم ملي كشور آن هم مسابقه اي كه زير نظر فيفا است، مذاكره كند؟
منبع:فارس
RED STORM
07-18-2011, 01:17 PM
خب یکی از بچه ها تو یه فروم دیگه اینو نوشته بود به نظرم عالیه ...
امروز شاهد این بودیم که تو بازی تیم ملی علی دایی تشویق میشه... ماداگاسکار تشویق میشه... و مطمئناً این اتفاق تو بازی های این فصل پرسپولیس هم رخ میده ! ولی همین الآن به همه ی این آدما میگم که اگر میخواید علی دایی رو تشویق کنین ورزشگاه رو اشتباه نیاین ! برید تو ورزشگاه راه آهن و این مسخره بازیا رو اونجا انجام بدین ! اگرم فکر میکنین که علاقه ی خیلی زیادی به دایی دارید میتونین برید طرفدار راه آهن بشید و دور هم صفا کنید کل فصلو ...
Rainyboy
07-19-2011, 05:29 PM
مدير پريشان، تماشاگر كلافه
http://media.farsnews.com/Media/8412/Images/jpg/A0176/A0176079.jpg
ديگرحتي از آن قهقهههاي گاه و بيگاه علي كفاشيان هم خبري نيست. رئيس فدراسيون فوتبال كه زماني، اوج ناكاميهاي فوتبال ايران هم خنده را از پهناي صورت او محو نميكرد و با اولين تماس تلفني روي خط برنامهها يا مصاحبههاي انتقادي ميآمد تصميم گرفته كمتر مصاحبه كند و دم به تله خبرنگار جماعت بدهد. كفاشيان از فضاي مسمومي صحبت ميكند كه در آن حتي قويترين مدير جهان هم احساس تنگينفس خواهد كرد و آنطرفتر، روي سكوهاي ورزشگاه نيز جماعتي سرگشته قرار گرفتهاند كه ظاهرا طاقت از كف داده و ديگر اميدي به درخشش مجدد فوتبال ايران در صحنه بينالمللي ندارند.
رئيس نه چندان خندان فدراسيون فوتبال از صدا و سيما گلايه ميكند و فضاي فعلي را زاييده رفتار و عملكرد مغرضانه آنها ميداند غافل از آنكهاش فوتبال ايران آنقدر شور شده كه داد همه را درآمده است. بعضي از رسانهها از حوصله اندك هواداران انتقاد كردهاند و رئيس كميته جوانان فدراسيون يعني فريدون خان معيني هم شعار «حيا كن، رها كن» را عامل گرفتاريهاي فوتبال ايران ميداند. يكي نيست از فريدون معيني بپرسد كه تماشاگر بايد چند سال صبر كند؟ چند سال است كه فوتبال ايران يك عنوان آبرومند و قابل احترام به دست نياورده و در اين مدت چه كساني با سوء مديريتشان تيشه به ريشه فوتبال زدهاند. عصبانيت هواداران فوتبال از برد خفيف در مقابل ماداگاسكار كه مربوط به همين چند روز اخير نيست. حاميان فوتبال از سريال اشتباهات و خطاهاي مديران ورزش و فوتبال در چند ساله اخير كلافه شدهاند. آخرين دستهگل حضرات هم ماجرايي بود كه بر تيم ملي المپيك ايران رفت و فريدون معيني و شركا آن را به آب دادند.
سقوط فوتبال ايران در همه عرصهها آنقدر واضح و روشن است كه دريافت آن نياز به هوش و ذكاوت سرشار يا تحقيق و پژوهش ندارد. اينچنين است كه داد هواداران فوتبال حتي در روز به دست آوردن پيروزي هم به آسمان ميرود و علي دايي كه خود روزي مورد خطاب شعار «حيا كن، رها كن» قرار گرفته بود مورد تشويق قرار ميگيرد.اي كاش ميشد با يك نمايش خيرهكننده و حتي موقت، اين همه هوادار احساساتي را براي چند هفته هم كه شده دلخوش نگه داشت. هواداران فوتبال ايران از كم توقعترين طرفداران دنيا هستند. اين بندگان خدا اما در ماههاي گذشته و اساسا در چند سال اخير يك خبر مسرت بخش نشنيده يا يك نتيجه عالي و بدون نقص مثل آن نتيجه رويايي6 بر2 در برابر كره جنوبي را به چشم خود نديدهاند. چطور بايد از آنها توقع داشت كه باز هم چهار سال ديگر صبر كنند تا شايد ايران سرآمد فوتبال آسيا شود و حتي در دنيا بدرخشد. هواداران فوتبال اين روزها در اوج سرگشتگياند و تكليف خود را با تيم ملي به درستي نميدانند. شايد به همين خاطر است كه براي لجبازي هم كه شده ماداگاسكار را تشويق ميكنند و هيچ قافيهاي نيز براي آن نمييابند مگر آنها از اين تيم ملي و فدراسيون چه حظي بردهاند؟
ماني راهبر
Rainyboy
07-19-2011, 05:31 PM
استقبال تحقيرآميز از تيم ملي پس از يكسال و اندي جدايي...
كسي سفيدها را دوست ندارد
http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1390/4/Photo/2527.JPG
زمانيكه قرار شد تيم ملي فوتبال ايران بعد از حدود يك سال و نيم دوري از خانه، در يك بازي رسمي مقابل ماداگاسكار به ميدان برود، انتظار ميرفت تماشاگران كه آرام آرام خاطره تلخ ناكامي در جام ملتهاي آسيا را از ذهن شان پاك كردهاند استقبال نسبتا خوبي از اين بازي به عمل آورند. بر خلاف انتظارها اما اين بازي دوستانه تحت تاثير اتفاقات عجيب و تاملبرانگيزي قرار گرفت كه حيرت سرمربي پرتغالي تيم ملي را به همراه داشت.
تيم ملي در شرايطي به مصاف ماداگاسكار رفت كه دوران بدنسازي و تمرينات سخت اردوي اتريش را پشت سرگذاشته بود و طبيعي بود كه بازيكنان در فرم ايدهال خود نباشند. با اين حال از آنجايي كه تيم ملي بايد روز اول مردادماه به مصاف مالديو برود، انتخاب يك حريف تداركاتي نه چندان قدرتمند منطقي و قابل دفاع به نظر ميرسيد. اگر چه كارلوس كرش صرفا براي اينكه بازيكنانش را در شرايط مسابقه قرار دهد آنها را به ميدان فرستاده بود اما نمايش دور از انتظار تيم ملي واكنش تند و تيز تماشاگران را برانگيخت و چند هزار تماشاگري كه در ورزشگاه حضور داشتند با سر دادن شعارهاي تند و تيز عليه علي كفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال عصبانيت خود را بروز دادند. دايره اعتراض تماشاگران عصباني زماني بزرگتر شد كه آنها در دقايق پاياني بازي تيم ماداگاسكار را تشويق ميكردند و كارلوس كرش هم با حيرت اين صحنهها را تماشا ميكرد. حاشيههاي عجيب بازي دوستانه و كم اهميت با ماداگاسكار به همين جا ختم نشد و نزاع و درگيري فيزيكي، سورپرايز ويژه خبرنگاران حاضر در نشست مطبوعاتي، براي سرمربي تيم ملي بود. تعدادي از خبرنگاران كه براي اولين بار كارلوس كرش را از نزديك ديده بودند، ذوقزدگيشان را با طرح سوالهاي عجيب و نامتعارف نشان دادند. برخي در مورد دليل تشويق علي دايي يا سقف قرارداد بازيكنان و دلايل شعار دادن عليه كفاشيان از كرش پرسيدند و سرمربي تيم ملي هم مات و مبهوت به آنها نگاه ميكرد. تاسف بارتر اينكه خبرنگاري از سرمربي تيم ملي ماداگاسكار كه براي اولين بار به ايران آمده بود و كمترين شناختي از فوتبال ايران نداشت، در مورد دلايل شعار تماشاگران عليه علي كفاشيان سوال كرد!همين سوالات بيربط با اعتراض تعداد ديگري از خبرنگاران حاضر در نشست مطبوعاتي پس از بازي همراه شد. لحظاتي بعد جر وبحثها بالا گرفت و كار حتي به درگيري فيزيكي هم كشيده شد. سرمربي تيم ملي در حالي با حيرت نشست مطبوعاتي را ترك كرد كه چند خبرنگارمشغول كتك كاري بودند و فضاي اتاق كنفرانس به شدت متشنج بود.
24 ساعت پس از بازي دوستانه مقابل ماداگاسكار دامنه اعتراضها و دعوا بر سر سبك بازي تيم ملي در يك بازي كم اهميت به اهالي فوتبال هم سرايت كرد و علي پروين با مورد خطاب قرار دادن كارلوس كرش اولين چراغ را روشن كرد: «بازي تيم ملي با ماداگاسكار را ديدم تا اولين حضور كرش در تيم ملي را زير نظر بگيرم اما متأسفانه اين بازي خوب از آب درنيامد. دليلش را نميدانم اما ميخواهم بگويم، آقاي كرش! تيم ملي بد بود و بايد مراقب باشي. سوال من اين است كه بايد مقابل تيم صدوسي و هشتم دنيا اينطوري بازي كنيم؟» علي پروين در حالي مستقيما از سرمربي تيم ملي انتقاد ميكند كه كرش در كنفرانس مطبوعاتي پس از بازي با ماداگاسكار اهالي فوتبال را به خويشتن داري دعوت كرده بود و از تماشاگران خواسته بود درك كنند كه تيم ملي در حال پشت سر گذاشتن دوران سخت بدنسازي است. در اين گيرودار واكنش تعدادي از بازيكنان تيم ملي به اعتراضهاي بيمورد و قضاوت زودهنگام در مورد شيوه بازي تيم ملي مقابل ماداگاسكار به حرف و حديثهاي اين بازي دامن زده است. هادي عقيلي با انتقاد از شعارهاي ضد و نقيض تماشاگران ميگويد: «يادم هست كه در بازي ايران و عربستان همين تماشاگران عليه ما و همچنين علي دايي شعار دادند اما مقابل ماداگاسكار علي دايي تشويق شد. سوال من اين است مگر تيمهاي بزرگي مثل برزيل و آرژانتين حذف نشدند و مگر فوتبال برد و باخت ندارد؟» مهرداد اولادي هم فضاي ورزشگاه آزادي در يك بازي دوستانه را عجيب توصيف ميكند: «وقتي شعارهاي تماشاگران را شنيدم فكر كردم پنج بر صفر از حريف عقب هستيم. واقعا دليل اين شعارها را نميدانم.»
اين تازه آغاز كار كارلوس كرش در فوتبال ايران است. او آرام آرام با دشواريهاي كار در فضاي جديدي كه انتخاب كرده است، آشنا ميشود.
Rainyboy
07-19-2011, 05:39 PM
ماداگاسکار هم برایمان بس است!
کی روش امتحان داد، «ما» مردود شدیم
http://u.goal.com/136800/136857hp2.jpg
1 – سرانجام کارلوس کی روش پرتغالی در جریان دیدار دوستانه کشورمان مقابل ماداگاسکار در ورزشگاه آزادی، روی نیمکت ایران نشست تا اولین تجربه رسمی اش در هدایت این تیم را بیازماید. در شرایطی که بسیاری از علاقه مندان به فوتبال در کشورمان انتظار این مسابقه را می کشیدند تا پس از پنچ ماه حرف و حدیث و شایعه از تیم ملی جدید ایران رونمایی شود، بازی تدارکاتی با ماداگاسکار در نهایت حاشیه های تلخی را به همراه آورد که طبق معمول زورشان از خود متن بیشتر بود و حسابی «دیده» شدند. در واقع گویا رویارویی با همین حریف رده صد و سی هشتمی رنکینگ فیفا هم برای عناصر فوتبال ایرانی کافی بود تا یک بار دیگر عمق خلق و خوی آماتور خودشان را به نمایش بگذارند و همگی –اعم از فدراسیون و تماشاگران و خبرنگاران- نشان بدهند تا کجا از اصول اولیه حرفه ای گری فاصله دارند. به تعبیری دیگر، اولین ماده امتحانی کارلوس کی روش در تیم ملی ایران، به جای آنکه محملی برای ارزیابی توانایی های فنی آقای پرتغالی از کار دربیاید، بستری شد برای نمایش دوباره کج رفتاری ها و تنگ خلقی های ما؛ ما که فیل تماشاگران مان از همان بازی اول کی روش، یاد علی دایی می کند و حتی از تشویق تیم رقیب هم حذر نمی کنند و ما که نماینده های رسانه های فرهنگی مان جلوی چشم سرمربی تیم ملی، زد و خورد راه می اندازند. بله؛ یکشنبه، شبی بود که کارلوس کی روش امتحان داد، اما «ما» مردود شدیم!
2- دیدار دوستانه ایران و ماداگاسکار، در حالی انجام شد که فدراسیون فوتبال کشورمان یک بار دیگر نشان داد علاقه چندانی به رعایت کردن آداب و رسوم متداول برگزاری این قبیل مسابقات بین المللی ندارد. در شرایطی که در اکثر نقاط جهان سعی می شود برای قضاوت مسابقات دوستانه و تدارکاتی نیز از داوران بی طرف خارجی استفاده شود، فدراسیون فوتبال کشورمان همچنان روی سنت غلط خودش باقی ماند و باز هم از داوران داخلی برای این دیدار سود برد تا ثابت کند کماکان اندیشه صرف اندکی انرژی و هزینه برای تکمیل شئونات آبرومندانه برگزاری چنین مسابقاتی را در سر ندارد. با این تفاسیر، بعید است فریادهای خشم آلود هزاران تماشاگر بازی ایران و ماداگاسکار علیه زعمای فدراسیون، در اعتراض به نادیده گرفته شدن این قبیل ریزه کاری های تشریفاتی از سوی آنها بوده باشد! مردم علی کفاشیان را هدف حملات تند کلامی خودشان قرار دادند، چون حس می کردند تصمیم شان برای وقت گذاشتن و تماشای این بازی کسل کننده از نزدیک درست نبوده و باید عصبانیت خودشان را بر سر یک نفر خالی کنند. همین استدلال غلط، زمینه ساز سرایش نامربوط ترین آواز «حیاکن، رهاکن» سال شد تا در حالی فضای حاکم بر اولین بازی رسمی کی روش با تیم ملی آغشته به سم تهدید و اعتراض شود که انصافا درمورد کیفیت بد بازی ایران و ماداگاسکار، گناهی متوجه علی کفاشیان نبوده است. در واقع آقای رییس از همه جا بی خبر، این بار داشت تاوان پژمان نوری را پس می داد که تک به تک خراب می کرد و نیز به جای کریم انصاری فر مواخذه می شد که جرمش عدم پیوستن به پرسپولیس و استقلال و نیز از دست دادن چند فرصت گلزنی بود. علی کفاشیان، در حالی یکشنبه شب مورد نوازش(!) تماشاگران عاصی قرار گرفت که با همه کاستی هایش توانسته یک مربی بزرگ را روی نیمکت تیم ملی بنشاند و همین تازگی ها هم ترتیب برگزاری یک اردوی کم نظیر اروپایی را برای این مجموعه داده بود؛ اردویی که همزمان توانسته رضایت کی روش استاندارد و کریمی همیشه معترض را فراهم کند. آیا سزای این خدمت، ارائه پیشنهاد باز کردن «سبزی فروشی» از روی سکوها بود؟!
3- در فستیوال رفتارهای آماتورگونه و حیرت انگیز یکشنبه اما، از همه شرم آورتر ماجرای منازعه فیزیکی خبرنگاران در کنفرانس مطبوعاتی پایان مسابقه بود. آیا دوستان آن زمان که به خاطر مساله سخیف و مبتذلی مثل ترتیب سوال پرسیدن از کی روش به جان هم افتادند، یک لحظه به این فکر کردند که سرمربی اروپایی تیم ملی مملکت راجع به آنها و کشورشان چگونه فکر خواهد کرد؟ آیا او حق ندارد از خودش بپرسد اینجا کجاست که در آن حتی نمایندگان رسانه های گروهی که بر اساس خصلت های ذاتی شان باید مبلغ و مروج فرهنگ مدارا باشند هم نمی توانند در یک نشست رسمی همدیگر را فقط برای چند دقیقه تحمل کنند؟ راستی آخرین باری که مرد پرتغالی یک کتک کاری خیابانی را از نزدیک دیده کی بوده؟ و آیا در آن زمان حتی به دورترین زوایای ذهنش نیز خطور می کرده که دفعه بعد چنین نمایش حزن انگیزی را در کنفرانس خبری کشوری که برای کار به آنجا می رود خواهد دید؟ اگر وضع خبرنگاران ما این باشد، از تماشاگران و البته قشر همیشه در صحنه تماشاگرنماها چه توقعی می توان داشت؟!
4- «شیطان همیشه پشت در است»؛ کارلوس کی روش هفته قبل با این تعبیر متفاوت، ایرانی ها را از سهل انگاری و آسان گیری برحذر داشت، اما شاید هرچه بیشتر به پیش برویم، آقای سرمربی نیز بیشتر به این واقعیت پی ببرد که شیطان، مدتهاست از دروازه فوتبال ما عبور کرده و حالا به بخشی از بدنه و محتوای آن تبدیل شده است. حقیقت آن است که در این چند ماه، از نظر حرفه ای میزبانان چندان خوبی برای کی روش نبوده ایم و بیش از هرچیز دیگری او را شگفت زده کرده ایم؛ یک روز با فراهم کردن مقدمات «حذف اداری» تیم امید، یک روز با کند و کاو در مورد چلوکبابی که میل کرده و یک روز هم با نمایش زنده بزن بزن در نشست خبری اش. فقط ای کاش آزاد کردن این همه پتانسیل آماتورپیشگی را به موعد رویارویی با یک حریف قدرتمندتر وامی گذاشتیم، اما افسوس که انگار همین ماداگاسکار هم برای کوفتن بر طبل رسوایی فوتبال به اصطلاح حرفه ای ایران کافی است!
Rainyboy
07-20-2011, 10:36 PM
ترابيان: فدراسیونی ها علیه کفاشیان شعار می دهند
طرح انتقال تيمملي به شهرستان!
http://img.irna.ir/1390/13900426/30480440/T30480440-1449366.jpg
از هشتم فروردین ماه 88 که تماشاگران عصبانی پس از شکست خانگی تیم ملی مقابل عربستان با حالتي قهرآمیز ورزشگاه آزادی را ترک کردند، دغدغه اصلی اهالی فوتبال این بوده که تماشاگران يا علیه تیم ملی شعار می دهند یا اساسا به ورزشگاه نمیروند. بعد از دوری یک سال و نیمه تیم ملی از ورزشگاه آزادی که در نوع خودش یک رکورد جهانی محسوب میشود، تماشاگران فوتبال هنوز هم روی خوشی به تیم ملی نشان نمیدهند و از هر بهانهای برای اعتراض به وضعیت موجود استفاده می کنند. طی این بازه زمانی نسبتا طولانی، عدهای عدم استقبال تماشاگران را با مسائل سیاسی مرتبط میدانستند اما حالا که فضای سیاسی هم تلطیف شده بهنظر می رسد موج نارضایتی عمومی از فوتبال فروکش نکرده است و تماشاگران با سر دادن شعارهای تند و تیزدر جریان بازی با ماداگاسکار، تیم ملی را به سخره گرفتند. در چنین فضایی عباس ترابیان، سرپرست تیم ملی و کسی که مدتی است در تقسیمبندی مدیران فدراسیون در جبهه علی کفاشیان حضور دارد ،ماجرای شعار دادن علیه تیم ملی و شخص رئیس فدراسیون فوتبال را به جریانی که تلاش میکند خودش را از جمع مدیران فعلی فدراسیون جدا کند، ربط می دهد:« تعداد محدودي از تماشاگران که به آنها خط داده شده بود به ورزشگاه آمده بودند و با آمادگي قبلي شروع به سر دادن شعار کردند. متاسفانه عدهاي هم به صورت ناخواسته و ندانسته با آنها همکاري کردند. به نظرم کسانی که شعار می دادند تماشاگر عادی نبودند و از سوی عده ای اجیر شده بودند. متاسفانه در فوتبال ما باب شده که هر کس می خواهد به پست بالاتری برسد از سکوها شروع میکند. من می دانم که این عده از کجا و چه کسی خط گرفته بودند اما ترجیح می دهم این مسائل را بازگو نکنم چون دوست ندارم تیم ملی در مقطع فعلی به حاشیه برود. فقط در همین حد بگویم که این مسائل حاصل تحرکات جریان انحرافی فوتبال است.» با توجه به اتفاقات و جبهه بندی های سیاسی، تردیدی وجود ندارد که منظور ترابیان از جریان انحرافی، گروهی از مدیران فعلی فدراسیون فوتبال است که راهشان را از کفاشیان جدا کرده اند و به طیفی که شانس بیشتری در انتخابات آتی فدراسیون دارند پیوسته اند. صحبتهای سرپرست تیم ملی ناخودآگاه اذهان را به سمت مهدی تاج که گفته می شود برای تصاحب صندلی کفاشیان تلاش می کند سوق میدهد اما نایب رئیس فدراسیون فوتبال با اظهارات سیاستمدارانه اش تمایلي برای نشستن بر مسند ریاست فدراسیون فوتبال از خود بروز نمی دهد:« باید پذیرفت که بازیکنان تیم ملی پس از پایان لیگ و اردوی تدارکاتی سنگین در اتریش مقابل ماداگاسکارشادابی لازم را نداشتند اما مطمئنا کیفیت بازی این تیم بالاتر خواهد رفت. به نظرم نباید مسائل فنی داخل زمین به بهانه ای برای توهین به رئیس فدراسیون تبدیل شود. خود آقای کفاشیان می داند که من علاقه ای به ریاست فدراسیون نداشته و نخواهم داشت. فکر نمی کنم ایشان هم من را رقیب خودش بداند.» تاج از ابتدای حضورش در فدراسیون فوتبال رابطه دوستانه ای با کانون هواداران فدراسیون فوتبال برقرار کرده و طبیعی است که منافع بوقچیهای منتسب به فدراسیون ایجاب می کند که او با ارتقای پست روی صندلی ریاست بنشیند. در این میان علی کفاشیان و متحدانش هم بیکار ننشسته اند و برای ایستادن مقابل جریان انحرافی فوتبال طرح انتقال بازیهای تیم ملی به شهرستانها را بررسی میکنند. عباس ترابیان تهدید میکند چنانچه شعارها علیه رئیس فدراسیون فوتبال ریشه یابی نشود تیم ملی دیگر در ورزشگاه آزادی به میدان نخواهد رفت:«اگر مسئولان در زمان مقتضي وارد عمل نشوند و فضا عوض نشود، با توجه به اينکه تيمملي متعلق به همه ايران است اگر فضا تغيير نکند ما در آينده از فيفا و کنفدراسيون فوتبال آسيا درخواست خواهيم کرد تا بازيهاي تيمملي در شهر ديگري برگزار شود. شاید این کار عملا امکان پذیر نباشد اما کمترین حسن مطرح کردن چنین بحث هایی این است که آقایان حساب کارشان را خواهند کرد.» مدتهاست که لیدرها نقش پررنگی در عبور و مرورهای مکرر در اتاق مدیرعاملی دو باشگاه بزرگ پایتخت ایفا می کنند و این روش اکنون به فدراسیون فوتبال هم تسری پیدا کرده است. اینبار تیم ملی تاوان جنگ قدرت بین مدیران فدراسیون فوتبال را پس می دهد.
babak red
07-22-2011, 09:42 AM
همه رکوردهاي ايران در مقدماتي جام جهاني
علي دايي با زدن 35 گل در مقدماتي جام جهاني، در تاريخ مسابقات جام جهاني رکوردار است و اين تنها رکورد جام جهاني است که به نام ايران ثبت شده است.
http://www.varzesh3.com/admin/asp/Picture/00002210.jpg
دایی در مقدماتی جام جهانی 94 موفق به زدن 7 گل و در جام جهامی 98 نیز 9 گل زد. او در دو دوره بعدی نیز به ترتیب 10 و 9 گل زد و با مجموع 35 گل رکوردار گلزنی در تاریخ مسابقات مقدماتی جام جهانی محسوب می شود.
بیشترین بازی : علی دایی (51 بازی)/ کاپیتان اسبق تیم ملی ایران در چهار دوره حضور در مسابقات مقدماتی جام جهانی 51 بازی انجام داد. تیم ملی در این چهار دوره 54 بازی انجام داد که دایی فقط در 3 بازی آن غایب بود: بازی مقابل امارات در پلی اف 2002 و بازی مقابل قطر و کره شمالی در مقدماتی جام 2006.
بیشترین گل در یک بازی: کریم باقری (7 گل ) مقابل مالدیو/ رکورد منحصر بفرد کریم باقری هنوز در تاریخ فوتبال ایران شکسته نشده و بعید است که به این زودی نیز شکسته شود. کریم البته یک بار تا آستانه شکستن رکوردش پیش رفت: در بازی مقابل گوام در مقدماتی 2002 نیز با 6 گل .
بهترین گلزن در یک دوره : کریم باقری (19 گل) – 1998/ با اینکه دایی و خداداد مهاجمان تیم ملی در مقدماتی 1998 بودند، اما کریم باقری بهترین گلزن شد و رکورد جالبی بر جای گذاشت. کریم از این 19 گل، 9 گلش را در دو بازی رفت و برگشت به مالدیو زد، اما مهم ترین گل او نیز در بازی مقابل استرالیا در ملبورن بود.
بهترین پیروزی : 19- صفر مقابل گوام (2002)
بدترین شکست: 3- صفر مقابل استرالیا (1974) و کره جنوبی ( 1994)
Rainyboy
07-28-2011, 07:48 PM
اوجگيري رقابت به چنگ آوردن صندلي بن همام در كنفدراسيون فوتبال آسيا
راي ايران در صندوق شاهزاده اردني
http://worldcup.footballblog.co.uk/files/2009/06/afc.jpg
رقابت پشت پرده براي جانشيني محمد بن همام و به چنگ آوردن كرسي رياست كنفدراسيون فوتبال آسيا، اوج گرفته است. دو عرب براي صندلي بن همام دورخيز كردهاند و البته يك چيني كاربلد هم در كنار آنها حضور دارد. فوتبال ايران در جنگ قدرت تازه در گرفته در فوتبال آسيا كجا ايستاده است؟ از قرار معلوم علي كفاشيان و همراهانش در فدراسيون فوتبال اين بار پشت سر علي بن حسين اردني خواهند ايستاد. اما سوال كليدي اين است كه آنها براي همراهي او چه خواستهاي را از مرد شماره يك آتي فوتبال آسيا طلب كرده اند؟ پس از بركناري محمد بن همام از سوي فدراسيون جهاني فوتبال اكنون بايد چشم به راه رخ دادن زمين لرزهاي شديد در فوتبال آسيا بود. بن همام 62 ساله تا همين سه ماه پيش سوداي پادشاهي بر فوتبال جهان را در سر داشت اما پس از آن كه با سپ بلاتر، دوست قديمي و رقيب آتياش بر سر كرسي رياست فيفا وارد كارزار شد از صحنه فوتبال جهان محو شد و اكنون بايد به فكر آبروي از دست رفتهاش باشد. بن همام براي 15 سال يكي از 24 عضو كميته اجرايي فيفا بود تا سرانجام كميته اخلاقي بزرگترين نهاد فوتبال جهان عذرش را خواست و مرد قطري را براي تمام عمر از هر سمت فوتبالي محروم كرد. فدراسيون جهاني فوتبال پس از محروميت بن همام، فوتبال آسيا را به دست ژانگ جي لونگ چيني سپرد. اين چيني 52 ساله از ابتداي هزاره رياست كميته مالي كنفدراسيون فوتبال آسيا را عهدهدار شد و كماكان اين سمت را در دست دارد. جي لونگ در سال 2002 از سوي بن همام به عنوان يكي از نواب رئيس AFC برگزيده شد و از سال 2007 نيز به عنوان نايب رئيس اول اين كنفدراسيون به فعاليت ميپردازد. جي لونگ يكي از گزينههاي جانشيني بن همام شمرده ميشود ولي بدون ترديد گزينه اصلي نخواهد بود. او كه محروميت بن همام را روزي «غمانگيز» براي فوتبال آسيا خوانده بود، وعده داد AFC در روزهاي مديريتش در نهايت شفافيت و عدالت و يكپارچگي عمل كند. كشورهاي شرق آسيا اميدوارند جي لونگ بتواند رياست موقت خود را دائمي كند و در اين جايگاه باقي بماند. انتخاب رئيس بعدي از غرب آسيا ميتواند باعث شود تا مقر كنفدراسيون فوتبال آسيا از خاور به باختر قاره كهن انتقال يابد. زمزمه اين جا به جايي از زمان رياست بن همام قطري به راه افتاده بود. رقيب جدي جي لونگ از اردن ميآيد؛ علي بن حسين، شاهزاده جاه طلب اردني كه ميخواهد راهي را كه بن همام در چند سال پيمود، يك شبه برود. شاهزاده علي بن حسين 23 دسامبر 1975 در اردن به دنيا آمده و پسر چهارم حسين، شاه فقيد اردن است. وي از 6 ژانويه 2011 نايب رئيس فدراسيون جهاني فوتبال است. او تحصيلات ابتدايي را از مدرسهاي اسلامي در امان آغاز كرد و در انگليس و آمريكا به دانشگاه رفت. شيفتگي فوتبال در او به اندازهاي است كه كنفدراسيون فوتبال غرب آسيا را تاسيس كرد. شعار كمپين او براي رفتن به جمع سران فدراسيون جهاني فوتبال اين بود: «ما آسيا هستيم، جايگاهمان را به ما بازگردانيد.» بن حسين با تكيه زدن به صندلي رياست AFC ميتواند برنامههايش از جمله گسترش فوتبال جوانان و قدرت بخشيدن به فوتبال زنان در قاره و همچنين پشتيباني از اين رشته را جديتر و قدرتمندانهتر دنبال كند. مسلمان و عرب بودن كمك بزرگي به اين شاهزاده اردني براي رياست كنفدراسيون فوتبال آسيا خواهد كرد. علي كفاشيان، رئيس فدراسيون فوتبال ايران بخت بن حسين را بيش از دو نامزد ديگر ميداند و از راي مثبت فوتبال ايران به اين شاهزاده اردني خبر ميدهد.
جي لونگ و بن حسين براي رياست بر فوتبال آسيا رقيب ديگري را هم در كنار خود ميبينند؛ يوسف يعقوب السركال از امارات متحده عربي، سومين نامزد احتمالي رياست كنفدراسيون فوتبال آسيا به شمار ميرود. او هماكنون يكي از نواب رئيس AFC و همچنين عضو كميته اجرايي اين كنفدراسيون است.
يوسف السركال تبليغات انتخاباتياش را از حالا آغاز كرده است! او گفته است، امارات متحده عربي سالهاست از اعراب پشتيباني كرده و اين بار نوبت آنهاست كه از وي پشتيباني كنند.
السركال كه در فاصله سالهاي 2004 تا 2008 رئيس فدراسيون فوتبال امارات بود، با وجود موفقيت تيم ملي فوتبال كشورش در رقابتهاي فوتبال كشورهاي عرب حوزه خليج فارس از اين سمت كناره گرفت و براي ادامه كار در اين سمت از خود تمايلي نشان نداد.
رئيس پيشين كميته داوران كنفدراسيون فوتبال آسيا يك بار در هجمه اعراب به فوتبال ايران در رقابتهاي آسيايي به پشتيباني از باشگاه استقلال پرداخته و گفته بود، توهيني را از ايرانيها شاهد نبوده است. السركال براي نشستن روي صندلي بن همام چندان هم كم شانس به نظر نميرسد. فرناندو، رئيس فدراسيون فوتبال سريلانكا عنوان كرده كه 12 راي از كشورهاي منطقه مركزي آسيا از آن اين مدير اماراتي است. مهمتر آن كه دكتر چانگ، رئيس فدراسيون فوتبال كره جنوبي نيز از احتمال پشتيباني كشورش از نامزدي السركال خبر داده است. از سويي نبايد شگفتزده شد كه فدراسيون فوتبال امارات از همتاي عربستانياش بخواهد به پشتيباني از السركال بپردازد. به نظر ميرسد پاشنه آشيل السركال، نزديكي رابطه او با رئيس بركنار شده كنفدراسيون فوتبال آسيا باشد.
بدون ترديد فوتبال ايران براي پيشرفت در فوتبال قاره و جهان نيازمند برخي پشتيبانيها و برخي كرسيهاست كه بدون لابيهاي خاص به آساني به دست نخواهند آمد. راي چشم بسته در نتيجه بسنده كردن به برخي عوامل كلي كمكي به فوتبال ايران در ساليان پيش رو نخواهد كرد. كفاشيان و همراهانش براي ايستادن پشت سر حسين بن علي بايد از او امتيازهاي بزرگ تري نسبت به بن همام طلب كنند. جايگاه فوتبال ايران در گذشته اين اجازه را به سردمداران فوتبال ايران ميدهدكه خواسته بزرگي را از فوتبال قاره كهن طلب كنند. كنفدراسيون فوتبال آسيا تا چندي ديگر شاهد انتخاب دهمين رئيس خود خواهد بود.
خداروشكر كه همين نيمه اول يه گل زديم
وگرنه خيلي بد ميشد نتونيم به مالديو تو يه نيمه گل نزنيم
تو نيمه اول كه بازي چندان دلچسبي ارائه ندادن
تا ببينيم نيمه دوم چي ميشه
AM1NR3Z4
07-28-2011, 11:02 PM
مالدیو رو 1-0 بردیم اما بنظرم زیاد نتیجه ی دلچسبی نیست. نیمه اول رو ندیدم اما نیمه دوم تیم خیلیم خوب کار نمیکرد.
نمیدونم چرا همش دوس دارن بازی رو روی هوا بیارن و سانتر کنن در صورتی که مهاجممامون خیلیم سرزن نیستن !
خدا کنه این تیم منسجم تر بشه وگرنه با این شرایط بهتر از همون ایران جام ملت های امسال نمیشیم .
الماس سرخ
07-28-2011, 11:12 PM
یه زمانی ایران به همین تیم مالدیو 17تا گل میزد نمیدونم اونا قوی شدن یا ما ضعیف شدیم:4:
منم این بردا به دلم نمیچسبه
zamara
07-28-2011, 11:32 PM
یه زمانی ایران به همین تیم مالدیو 19تا گل میزد نمیدونم اونا قوی شدن یا ما ضعیف شدیم:4:
منم این بردا به دلم نمیچسبه
اون زمان شرایط با الان خیلی فرق داشت ، مالدیو در اون زمان اصلا فوتبال نداشت ولی بعد از اون مسابقه تازه یادشون افتاد که باید فوتبال رو یاد بگیرند و همین باعث شد که حتی همون موقع دیگه بیشتر از 4 تا گل نخورند . در ضمن ایران هیچ زمان 19 تا گل به مالدیو نزده و بیشترین تعداد گلی که ایران زده 17 گل بوده .
اشتباه اکثر ما اینه که انتظار داریم تا ابد باید با 17 و یا بیشتر از اینها مالدیو رو ببریم !!!
الان مالدیو هم مثل سایر تیم هاست و باید فقط به این فکر کنیم که برنده بازی با این تیم باشیم نه اینکه حتما با 20 گل ببریمش.
بازی خیلی بسته بود و من احساس کردم بچه ها سنگین شدند و نمیتونند توانایی های خودشون رو نشون بدند حالا چرا اینجوری شده بود نمیدونم !
حتما مربیان تیم بهتر و بیشتر از ما دلیل افت تیم رو می بینند و حتما برای رفع اون تلاش خودشون رو میکنند.
انشاالله که تیم ملی کشورمون هر روز بهتر و بهتر بشه و رضایت خاطر همه ما رو فراهم بکنه .
karimi-8
07-29-2011, 09:13 AM
بازی خیلی بد تیم ملی یه طرف ..گزارش اسف بار و افتضاح و اعصاب خورد کن خیابانی بی رمق افسرده طرف دیگه ... تو کل 90 دقیقه رو اعصاب بود ... .
در مرود پیروزی 17 هیچ که باید بگیم فقط یک اتفاق بود چرا که بازی برگشت همون مسابقه با 9 یا 8 گل تموم شد.... سال 1379 هم تو آزادی با 3 گل مالدیوو رو شکست دادیم .... تو 2008 این مالدیوو با کره جنوبی صفر بر صفر مساوی کرد .....
البته از همه اینا که بگذریم نباید پیشرفت فوتبال مالدیوو و رشد فیزیکی بدنی بازیکنانش رو در نظر نگیریم و مهمتر از همه شرایط آب و هوایی و شرجی و ارتفاعی که نسبت به دریا داره
آرژانیتن با تمام بزرگانش از جمله مسی 6 گل از بولیوئی دریافت کرد فقط به خاطر ارتفاع بولیوی نسبت به دریا ... از همه اینا که بگذریم از بازی بد بچه ها و ترسو بودن کیروش وبازی تدافعیش اونم برابر مالدیوو نباید بگذریم ...کیروش اون جسارت لازم رو حداقل تو این بازی نداشت
babak red
07-29-2011, 09:30 AM
اون زمان شرایط با الان خیلی فرق داشت ، مالدیو در اون زمان اصلا فوتبال نداشت ولی بعد از اون مسابقه تازه یادشون افتاد که باید فوتبال رو یاد بگیرند و همین باعث شد که حتی همون موقع دیگه بیشتر از 4 تا گل نخورند . در ضمن ایران هیچ زمان 19 تا گل به مالدیو نزده و بیشترین تعداد گلی که ایران زده 17 گل بوده .
اشتباه اکثر ما اینه که انتظار داریم تا ابد باید با 17 و یا بیشتر از اینها مالدیو رو ببریم !!!
الان مالدیو هم مثل سایر تیم هاست و باید فقط به این فکر کنیم که برنده بازی با این تیم باشیم نه اینکه حتما با 20 گل ببریمش.
بازی خیلی بسته بود و من احساس کردم بچه ها سنگین شدند و نمیتونند توانایی های خودشون رو نشون بدند حالا چرا اینجوری شده بود نمیدونم !
حتما مربیان تیم بهتر و بیشتر از ما دلیل افت تیم رو می بینند و حتما برای رفع اون تلاش خودشون رو میکنند.
انشاالله که تیم ملی کشورمون هر روز بهتر و بهتر بشه و رضایت خاطر همه ما رو فراهم بکنه .
اقا اسماعیل حرفتون درست که مالدیو پیشرفت کرده ولی آیا ما هم پیشرفت کردیم؟ما هم اگه اندازه مالدیو پیشرفت می کردیم الان باید 17 تا میزدیم.قبول دارین ما پسرفت کردیم؟حداقل آمار اینو میگه.ما یه زمانی تو آسیا بهترین بودیم و اگه جامی برگزار می شد بیشتریا رای به بردن جام توسط ایران می دادن ولی الان ایران رو در زمره یک قهرمان نمیدونن.من دلیل این نتیجه ضعیف رو یکی پیشرفت مالدیو یکی پسرفت ایران ویکی بازیکنا میدونم.قبول دارین بازیکنای اون زمان بهتر بودن؟بعدشم اون زمان بازیکنای ملی ثباتشون بیشتر بود.هر مربی که میومد همون بازیکنای قبلی رو انتخاب می کرد به اضافه چند تا تغییر کوچولو وبیشتر بازیکنا از هم شناخت داشتن.تو این چند سال لیست اسامی تیم ملی خیلی فرق داشته.جام جهانی 98 رو اگه یادتون باشه خیلی بازیکنای خوبی داشتیم که سه تاشون در زمانهای مختلف بهترین بازیکن اسیا شدن وترانسفری بازیکنان ما به طور جدی از اون زمان شروع شد.در 2006 هم خوب بودیم .من می ترسم کشورهای قویتر دیگه رو چطوری شکست بدیم.مالدیو که اینقدر پیشرفت کرده کره و عربستان و ژاپن وچین و استرالیا چقدر پیشرفت کردن جلو اونا چی باید بگیم؟
karimi-8
07-29-2011, 11:23 AM
اقا اسماعیل حرفتون درست که مالدیو پیشرفت کرده ولی آیا ما هم پیشرفت کردیم؟ما هم اگه اندازه مالدیو پیشرفت می کردیم الان باید 17 تا میزدیم.قبول دارین ما پسرفت کردیم؟حداقل آمار اینو میگه.ما یه زمانی تو آسیا بهترین بودیم و اگه جامی برگزار می شد بیشتریا رای به بردن جام توسط ایران می دادن ولی الان ایران رو در زمره یک قهرمان نمیدونن.من دلیل این نتیجه ضعیف رو یکی پیشرفت مالدیو یکی پسرفت ایران ویکی بازیکنا میدونم.قبول دارین بازیکنای اون زمان بهتر بودن؟بعدشم اون زمان بازیکنای ملی ثباتشون بیشتر بود.هر مربی که میومد همون بازیکنای قبلی رو انتخاب می کرد به اضافه چند تا تغییر کوچولو وبیشتر بازیکنا از هم شناخت داشتن.تو این چند سال لیست اسامی تیم ملی خیلی فرق داشته.جام جهانی 98 رو اگه یادتون باشه خیلی بازیکنای خوبی داشتیم که سه تاشون در زمانهای مختلف بهترین بازیکن اسیا شدن وترانسفری بازیکنان ما به طور جدی از اون زمان شروع شد.در 2006 هم خوب بودیم .من می ترسم کشورهای قویتر دیگه رو چطوری شکست بدیم.مالدیو که اینقدر پیشرفت کرده کره و عربستان و ژاپن وچین و استرالیا چقدر پیشرفت کردن جلو اونا چی باید بگیم؟
این تیم همون تیمی بود که تو تهران به مالدیوو 4 تا زد و بالای بیست موقعیت مسلم گلزنی داشت .. اما میبینیم بازی برگشت این میشه و تیم ملی فقط یه بخت گلزنی پیدا میکنه اونم روی اشتباه حریف!!
تو این بین بیشترین نقش رو کیروش داره که روی به بازی تدافعی اورده بود ...کشیدن کریمی به یه خط عقب تر و تعویض های کیروش مخصوصاً اوردن نصرتی و در واقع تعویض های تدافعیش این رو میرسونه که بیشترین نقش تو این پیروزی کمرنگ متوجه تدابیر تدافعی کیروش بوده
پ.ن: همون تیم ملی قوی مد نظر شما سال 1379 با زحمت 3 گل به همین مالدیوو زد ...............
hamid3
07-29-2011, 11:56 AM
البته مالدیو پیشرفت کرده وما هم با این کفاشیان درجا می زنیم ولی تیم درحال بدنسازی بوده و مسافرتهای پی درپی و استراحت نکردن ملی پوشان باعث شد که تیم اینجوری بازی کنه :red boy2:
Rainyboy
07-29-2011, 02:28 PM
اقا اسماعیل حرفتون درست که مالدیو پیشرفت کرده ولی آیا ما هم پیشرفت کردیم؟ما هم اگه اندازه مالدیو پیشرفت می کردیم الان باید 17 تا میزدیم.قبول دارین ما پسرفت کردیم؟حداقل آمار اینو میگه.ما یه زمانی تو آسیا بهترین بودیم و اگه جامی برگزار می شد بیشتریا رای به بردن جام توسط ایران می دادن ولی الان ایران رو در زمره یک قهرمان نمیدونن.من دلیل این نتیجه ضعیف رو یکی پیشرفت مالدیو یکی پسرفت ایران ویکی بازیکنا میدونم.قبول دارین بازیکنای اون زمان بهتر بودن؟بعدشم اون زمان بازیکنای ملی ثباتشون بیشتر بود.هر مربی که میومد همون بازیکنای قبلی رو انتخاب می کرد به اضافه چند تا تغییر کوچولو وبیشتر بازیکنا از هم شناخت داشتن.تو این چند سال لیست اسامی تیم ملی خیلی فرق داشته.جام جهانی 98 رو اگه یادتون باشه خیلی بازیکنای خوبی داشتیم که سه تاشون در زمانهای مختلف بهترین بازیکن اسیا شدن وترانسفری بازیکنان ما به طور جدی از اون زمان شروع شد.در 2006 هم خوب بودیم .من می ترسم کشورهای قویتر دیگه رو چطوری شکست بدیم.مالدیو که اینقدر پیشرفت کرده کره و عربستان و ژاپن وچین و استرالیا چقدر پیشرفت کردن جلو اونا چی باید بگیم؟
من حرفت رو قبول ندارم بابک جان!
یه مثال کنکوری میزنم برات!:4:
- ببین اون بچه هایی که دنبال درس خوندن نیستن آمار نشون میده همه حدود 80 تا 25 هزار میارن. ولی اگه سال بعد به خودشون بیان و یکمی برن دنبال درس به راحتی میتونن خودشون رو به حدود 10 هزار بیارن. ولی آیا تلاش این فرد برای رسوندن رتبه مثلا 40 هزار به 10 هزار بیشتر از زحمت یک نفری هست که سال قبل شبانه فلان دانشگاه قبول میشد ولی داره میخونه تا روزانه اون رشته قبول شه؟! اگه آماری نگاه کنی نفر اول 30 هزار نفر رتبش جابجا شده و نفر دوم مثالم تنها 3حدود هزار نفر! ولی آیا میشه گفت کمتر تلاش کرده. مسلما رقابت در بین بزرگان سخت تر و شونه به شونه تره! 258147963
حالا تو فوتبال هم همین قاعده پابرجاست. نمیدونم چرا مردم ما تا ابد که اسم مالدیو میشنون میخوان تیم ملی کمه کم دیگه 10 تا رو بزنه بهش!987654321 همه کشورها از جمله ما داریم رشد میکنیم ولی خط کشی که باهاش این رشد رو اندازه میگیرن یکی نیست!
- در مورد ثابت بودن نفرات تیم ملی های قبلی باید بگم به نظر من این مسئله تا حدی بد بوده! چرا؟! چون اولا پویایی رو از تیم ملی میگرفته و ثانیا بازیکنی مثل دایی انتظار داشته تا 70 سالگی هم کسی به عنوان رقیب براش وجود نداشته باشه و ثابت تیم باشه!!! اینه که ما الان گیره یه نوک حمله حسابی هستیم!
- در مورد ترانسفر تا حدی باهات موافقم که هم گام با رشد فوتبال در جهان داریم پیش نمیریم شاید اون زمان بازیکنای ما تاحدی به کیفیت فوتبال اروپا میرسیدن ولی الان که سطح بازی اونها بالا رفته هم زمان باهاش کیفیت کار بازیکنای ما بالا نرفته! اما در این مسئله(کم شدن لژیونرها) نباید مسائل سیاسی رو هم نا دیده گرفت (مثل عدم امکان بازیهای دوستانه با تیمهای بزرگ جهان به علت مسائل سیاسی)
karimi-8
07-29-2011, 03:17 PM
نکاتی از بازی مالدیو - ایران؛این همه خشونت برای چی؟
http://www.parsfootball.com/anjoman/images/statusicon/wol_error.gifThis image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 570x355.http://u.goal.com/137600/137663hp2.jpg
سایت گل - همان طور که پیش بینی می شد تیم فوتبال کشورمان با شکست دادن تیم مالدیو به راحتی به دور بعد مسابقات انتخابی جام جهانی 2014 برزیل راه یافت. وقتی در بازی دور رفت همگان به اتفاق از این صحبت می کردند که نباید مالدیو را دست کم گرفت، این تصمیم کاملاً سنجیده و منطقی بود. به خاطر همین هم تیم ملی توانست خیلی زود به گل اول دست یابد و همچنین با نتیجه ای خوب و با خیالی راحت بازی را به اتمام برساند.
خشن های بی انگیزه
در بازی برگشت خیلی چیزها در بازی بازیکنان تیم ملی کشورمان واضح و مشخص بود. بی حوصلگی از بازی کردن مقابل بازیکنان تیمی مثل مالدیو، ترس از مصدومیت (که حق هم داشتند. مالدیوی ها چنان آماتور خطا می کردند که بعضی مواقع برای سلامتی بازیکنانمان بسیار خطرناک بود.)، تکروی هم در چنین بازی هایی به نظر طبیعی باشد و ... برعکس حضور تیم اصلی و بازیکنان سرشناس ما بمب انگیزه ای برای میزبان همیشه بازنده بود. آنها این بار با حداقل ممکن باختند تا شاید در آینده برایمان دردسرساز شوند .
دلیل اینگونه بازی کردن به راحتی قابل دیدن بود. نفرات اصلی ، ثابت و با ارزشی که در اکثر بازی های تیم ملی حضور دارند، در این دیدار نه چندان مهم، باز هم در ترکیب اصلی بودند. بازیکنان با تجربه ای که اینقدر خیالشان از مالدیوی ها راحت بود که بیشتر دقایق بازی بی حال و بی خیال بازی می کردند که گاهی به همین دلیل به راحتی هم دریبل می خوردند و یا جا می ماندند وشاید برای جبران همین بی خیالی ها و جا ماندن ها بازیکنانمان با خطا کردن چند کارت زرد گرفتند.
رحمتی و دیگران
رحمتی بدون شک دروازبان بسیار خوب و با ارزش و همچنین مهره ای تاثیر گذار است. اما آیا اگر مالدیو هم اینقدر ترسناک باشد که امثال گردان و حقیقی در بازی های رسمی تا این حد ساده هم فرصت حضور نداشته باشند پس دروازبان ذخیره تیم ملی به چه امیدی در تمرینات بدرخشد. پس آنها کی تجربه ی بازی ملی رسمی را به دست بیاورند؟
اگر بهانه بازی ندادن هم پستان رحمتی، ثابت بودن پست دروازبانی در فوتبال است، دلیل حضور ثابت و همیشگی سید جلال و عقیلی در قلب دفاع و خسرو حیدری در سمت راست چیست؟ عقیلی و حسینی که سال ها کنار هم بازی کرده اند پس بهانه هماهنگ شدنشان را هم نداریم. آیا آنها نیاز به جانشین ندارند. آیا بازیکنان ایرانی که در این پست ها بازی می کنند باید قید بازی در تیم ملی را بزنند؟ پس جوانگرایی و به فکر آینده بودن کجا معنی پیدا می کند؟ کی باید به دیگران فرصت داد؟
علی کریمی
جالب ترین نکته بازی زیر توپ زدن های بی هدف ملی پوشان کشورمان بود که شاید بتوان همان بی انگیزگی را بهانه کرد.
در این بین کریمی همچنان بازیکن درخشان فوتبال ایران است ولی حواسمان باشد سن کریمی در جام جهانی 2014 به چند سال می رسد! (نزدیک به 36!) اگر همچنان به اینگونه بازیکنانمان دل ببندیم و در فکر جایگزینی برایشان نباشیم باز هم مجبور خواهیم شد در مراحل سخت دست به دامان امثال مهدوی کیا و هاشمیان شویم. با علم به اینکه سنی از آنها گذشته باشد. او در بازی مقابل مالدیو بد و البته خیلی خشن بازی کرد و از نمایش دلپذیرش در بازی رفت خبری نبود. او البته با حضور در پرسپولیس به امید احیاست.
نکته : مدافعین ایرانی ذاتاً در بازیسازی شرکت چندانی ندارند. شاید هم این را وظیفه خود نمی دانند. این مشکلیست که با آمدن کی روش به رفعش بسیار امیدوار بودیم و البته هنوز هم هستیم ...
AM1NR3Z4
07-29-2011, 05:58 PM
این انتظار واقعا بی جاست که بخوایم 15-16 تا گل به مالدیو بزنیم !
بهتره به تیم ملی فرصت بدیم. خودم از اونایی هستم که از بازی دیروز خیلی خوشم نیومد ولی این مورد رو هم در نظر داشته باشیم کی روش تازه با تیم ملی شروع کرده. اگر تو تعویضاش دقت کنیم این موضوع کاملا مشخصه که هنوز روی بعضی بازیکنا شناخت اجمالی داره ! حتی دعوت بازیکنش هم به همین نحوه. کاش فدراسیون به یه مربی اجازه میداد حداقل 2 - 3 سال با تیم باشه نه اینکه سه سوته برش دارن یکی دیگه رو انتخاب کنن بگن این یکی کارش خیلی درست تره ! خداوکیلی کلاه خودمون رو قاضی کنیم : مارو ببرن سره یه کلاس بگن تو یک ساعت با این دانش اموزا درس کار کن بعدش بگو کدوم یکی شاگرد بهتریه ! خب معلومه با یک ساعت نمیشه فهمید کی بهتره. تیم ملی هم مثه یه کلاسه ولی در سطح گسترده تر. بهتره به تیم فرصت بدیم. انتقاد خوبه اما از همین اولشم زیاد مناسب نیست. کی روش مربی بدی نیست. البته میدونم با این حرفم ممکنه بعضیا بگن برانکو هم مربی بدی نبود ، قطبی هم مربی بدی نبود. ولی خب دوستان این نکته رو هم مدنظر داشته باشید اینا مربیای خیلی خفنی نبودن ! قطبی گنده افتخارش قهرمان کردن پرسپولیس یا نمیدونم آنالیزور کره بود ! برانکو رو که دیگه کلا بیخیال ! 258147963
بهتره فرصت بدیم به تیم. قبول دارم بازی دیروز خیلی راکد بود. اما باید صبر کنیم ببینیم در بلند مدت چه اتفاقاتی میفته.
Masoud
07-29-2011, 06:02 PM
من اصلا هیچ کاری به اینکه تیم ما قبلا به مالدیو 17 تا زده و الان یکی زده ندارم.
ولی مطمئنم تیم ما کمالا بعد از سال 2002 و با شدت خیلی خیلی بیشتر بعد از جام جهانی 2006 فوتبال ما به خاطر عوامل کثیفی که توش فعالیت دارن مثل یه ماشینی میمونه که تو سرپایینی دره هست و ترمز هم بریده و هی هم داره تندتر میشه !
فوتبالمون افتاده دسته کسایی که یا سیا-سی هستن و یا دنبال اینن که شیکم هفت پشتشون رو سر نگه دارن و همین باعث شده همه چیزمون ضعیف شه.
از باشگاه ها بگیرید تا تیم ملی کشورمون.
این وسط منه هوادار هم به شدت دارم زده میشم و استادیوم ها خالیتر از قبل و کیفیت بازیها هم پایین تر از قبل.
در هر صورت من اصلا به اینده این فوتبال خوشبین نیستم و روزهای خیلی بدتری هم براش میبینم.
اینکه هنوز 4ام اسیا هستیم هم فقط به خاطر استعداد ذاتی فوتبال بازیکنهامونه وگرنه مطمئنم 10 ساله دیگه تو اسیا تو سید دوم هم با کلی بدبختی قرار میگیریم !
AM1NR3Z4
07-29-2011, 06:10 PM
مسعود همه چیز رو به 30یاست ربط دادن درست نیست. قبول دارم خیلی اتفاقات میفته که این موضوع 100 درصد دخیله ولی خب دیگه همه چی رو هم نباید بهش ربط بدیم. ما فوتبالمون از پایه مشکل داره. این سراشیبی که تو میگی ممکنه هر لحظه برعکس بشه و ما به بالا بریم اما با شرایط فعلی اره همش میریم پایین !
تیمای پایمون پر از بازیکنای سرحال و تکنیکی و حرفه ایه اما حیف که وقتی سنشون از 17 - 18 میگذره دیگه کسی نیست زیر بال و پرشون رو بگیره همه میرن دنبال کارای دیگه.
مشکل اینه که فوتبال ما به زیربناش توجه نمیشه. همش میخوایم تیم بزرگسالمون رو قوی کنیم ولی این موضوع درست نمیشه تا اینکه تیمای پایه رو درست کنیم.
Rainyboy
07-29-2011, 09:59 PM
مقابل مالدیو شگفت زده شدیم
یک نفر تاریخ فوتبال ایران را برای کوئیروش تعریف کند
http://www.ipna.ir/upload/picture/10.9708826.jpg
تیم ملی در دیدار برگشت مقابل مالدیو با نتیجه یک بر صفر پیروز شد تا به مرحله گروهی مسابقات مقدماتی جام جهانی 2014 برزیل صعود کند.
پیروزی یک بر صفر مقابل تیمی مثل مالدیو هر چند که در خانه حریف باشد باب میل هواداران فوتبال ایران نیست. مالدیو تیم درجه 3 آسیا محسوب می شود و بدتر اینکه نمایش بازیکنان تیم ملی در دیدار برگشت خیلی ضعیف تر از حد انتظار بود و به همین دلیل عملکرد کارلوس کوئیروش و شاگردان جای بحث و انتقاد زیادی دارد اما آنچه مسلم است سرمربی تیم ملی نقش تعیین کننده در نمایش تیمش داشته و نتوانسته شاگردانش را به لحاظ روحی و روانی آماده این دیدار کند.
حرفهای مرد پرتغالی قبل از انجام این دیدار نشان می دهد که کوئیروش روحیه بازیکنان تیم ملی را بشدت پایین آورده است آنجا که سرمربی تیم ملی گفته بود: "شاید مالدیو ما را شگفت زده کند نمی خواهم مقابل این تیم اخراج شوم." بله سینیور کوئیروش، مالدیو را شگفت زده کرد و در بهت و حیرت این نتیجه ضعیف و عملکرد دور از ذهن شاگردان شما هستیم. مالدیو مقابل تیم شما بهترین نتیجه تاریخ فوتبالش را کسب کرد و توانست تنها با تفاضل یک گل شکست بخورد. تیمی که در بهترین شرایط خودش کمتر از 3 گل مقابل ایران نخورده بود حالا موفق شده با تفاضل یک گل به ما ببازد و این نتیجه همه را شگفت زده کرده است. بدون تردید کوئیروش از این نتیجه راضی و خشنود است چراکه مقابل مالدیو بازی را برده و حداقل اخراج نشده است اما آنچه که مسلم است اینکه ضعیف ترین نتیجه تاریخ بازیهای ایران و مالدیو با هدایت این پرتغالی رقم خورد و شاید خوش شانس هم بودیم چراکه در روزی که تیم ملی ایران بد بود حداقل با یک گل به پیروزی رسید تا ناکامی جدیدی برای فوتبال ما رقم نخورد.
کوئیروش اگرچه یک مربی حرفه ای است و در سطح بالای فوتبال جهان کار کرده اما هنوز با با روحیات ایرانیان آشنا نیست. کارلوس نمی داند که مردم ایران فوتبال هجومی را دوست دارند و همواره به برتری مطلق مقابل حریفان خود می اندیشند. او چون روحیه ایرانی ها را نمی داند قبل از مسابقه ای معمولی با مالدیو با اظهارنظر دور از ذهن خود روحیه تیم ملی را خراب می کند و به همین دلیل شاهد نمایش ضعیف تیم و نتیجه ای غیرقابل هضم مقابل یک تیم درجه 3 آسیا هستیم. اینکه مالدیو ممکن است ما را شگفت زده کند چه معنی و مفهومی دارد؟ اینکه کوئیروش از احتمال برکناری اش پس از این دیدار صحبت می کند ما را به این فکر وامی دارد که مرد پرتغالی به شکست بیش از 4 گل هم مقابل مالدیو فکر کرده و به همین دلیل حتی از احتمال برکناری اش صحبت می کند چراکه در غیر اینصورت لزومی نداشته او از کارش برکنار شود.
امروز که تیم ملی ایران صاحب یک مربی نامدار و بزرگ شده بهتر است مدیران فدراسیون فوتبال کشورمان یک مشاور قوی و کارکشته فرهنگی در کنار این مرد پرتغالی قرار دهند تا او فرهنگ و روحیات ملت ایران کاملا آشنا شود. یک نفر باید تاریخ این مملک و گذشته فوتبال ایران را برای کوئیروش تعریف کند تا او بداند و بفهمد که ما کجای کار بودیم اما به دلیل اعمال سلیقه های غلط، به چنین جایگاهی در فوتبال آسیا رسیده ایم. یک نفر باید به مرد پرتغالی بگوید که ما روزگاری آقای فوتبال قاره کهن بوده ایم و در روزهایی که تنها یک تیم از این قاره بزرگ به جام جهانی صعود می کرد آن تیم ایران بود و با اقتدار به بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان راه پیدا می کرد. اینکه کوئیروش نمی داند و هنوز درک نکرده با چه ملتی سر و کار دارد ایراد او نیست بلکه ایراد از مدیران فوتبال کشورمان است که در کنار او کسی را قرار نداده اند تا مرد پرتغالی را توجیه کند.
*مهدی نوری
Rainyboy
08-28-2011, 09:59 AM
کارلوس! تو هم داری مثل ما میشوی
http://www.mihancamp.com/wp-content/uploads/2011/03/515115.jpg
کارلوس کرش، مرد اول تیم ملی فوتبال در یکی از روزهای ابتدایی دوران کاریاش در ایران با یک وعده به سراغ اهالی فوتبال آمد: «من نمیخواهم مثل شما بشوم بلکه میخواهم شما را مانند خودم کنم.» در اصل کرش وعده داد فرهنگ حرفهای را با خود به فوتبال آماتوری ما بیاورد اما در روز یکم شهریور وقتی شمایل مرد پرتغالی را دوباره ورانداز کردیم و فهرست بازیکنان دعوت شدهاش را خواندیم، مشخص شد که باید از این به بعد وعدههای کرش را نیز با تردید نگاه کنیم. حرفهای مرد پرتغالی بعد از بازگشت نشان میداد که او هم کمکم به بینظمی تن میدهد. اولا کرش در زمانی که حریفان ما سرگرم بازیهای تدارکاتی بودند و البته در ایران لیگ برتر آغاز شده بود، راهی مرخصی 15 روزه شد و در این مدت مسؤولان فدراسیون فوتبال بویژه عباس ترابیان، مسؤول کمیته روابط بینالملل فدراسیون و سرپرست تیم ملی فوتبال ادعا داشتند که ریزترین اخبار فوتبال ایران هم در دوران تعطیلات به دست کرش میرسد. این جمله از آن آقای سرپرست بود که گفت: «کرش در تعطیلاتش هم آنقدر پیگیر اخبار فوتبال ایران است که پدر ما را در آورده است.» اما همینکه پای کرش به ایران رسید، معلوم شد که داستان چیز دیگری است. دیدن فیلمهای بازیهای لیگ برتر که هیچ، مشخص شد حتی خواسته کرش برای ترجمه روزنامههای ورزشی ایران هم بیجواب مانده است. همین موضوع سبب شد تا او بشدت به عباس ترابیان انتقاد کند. کرش همچنین روز جمعه در نشست خبریاش صادقانه اذعان کرد که در تعطیلات به استراحت مشغول بوده است. در واقع کرش وقتی میبیند مسؤولان فوتبال ما به جای پیگیری مسائل تیم ملی و سایر وظایف خود در حال تشکیل لابی برای انتخابات فدراسیون هستند، حق هم دارد که به جای مشغول کردن خود به مسائل کاری، تعطیلاتش را در آرامش سپری کند؛ اینجاست که او هم مانند ما بیتفاوت شدهاست. او نتوانسته ترابیان و دیگر مسؤولان فوتبال ما را به آیین حرفهایگری دربیاورد. ثانیا وقتی فهرست اسامی تیم ملی از سوی کرش اعلام شد باز هم میشد وعدههای فراموش شده آقای سرمربی را در آن پیدا کرد. در واقع تنها استدلالی که میتوان برای دعوت از بازیکنانی مانند علیرضا حقیقی، غلامرضا رضایی یا آرش افشین با توجه به عملکردشان در هفتههای گذشته از لیگ برتر پیدا کرد این است که او به دلیل کمبود اطلاعات از لیگبرتر ترجیح داده همان بازیکنان قبلی حاضر در اردو را به همراه یکی، دو انتخاب جدید مانند فرهاد مجیدی به تیم ملی دعوت کند و با همین نفرات هم به مصاف اندونزی و قطر برود. اکنون باید از کرش پرسید آیا هنوز بر وعدهاش برای تغییر در ماهیت بینظم فوتبال ایران پابرجاست یا او هم تن به این هژمونی بینظمی داده است. از کرش باید پرسید که مگر شما نگفتید بازیکنان تیم ملی را از نظر اخلاقی هم زیر نظر دارید؟ از او باید پرسید مگر شما نگفتید بازیکنانی که در لیگ برتر بیانضباطی کنند را به تیم ملی دعوت نمیکنید؟ پس نام مجتبی جباری که تمرین تیمش را تحریم کرد، مازیار زارع که بر ضد سرمربی تیمش مصاحبه کرد یا محمد قاضی که باشگاهش 10 جلسه او را محروم کرده در این فهرست چه میکند؟ آیا این وعدهها پوچ بود؟ مسلما کرش حتی از رفتار این بازیکنان هم خبر نداشته است. در اینکه مسؤولان فوتبال ما از جمله افرادی چون عباس ترابیان هم در جایگاه مسؤول روابط بینالملل و هم سرپرست تیم ملی به همراه خسرو والیزاده، مسؤول رسانهای تیم در بعضی وظایف خود کوتاهی کردهاند، حرفی نیست اما اگر کرش به همان جمله روزهای نخستش اعتقاد داشت حداقل در این موضوع بسیار جدیتر عمل میکرد و به جای غرزدنهای کوچک انقلاب پرتغالیاش را از هماکنون برای نظم بخشیدن به این اوضاع آشفته کلید میزد. اکنون برای قطع امید از کرش زود است اما باید بگوییم آقای کارلوس! مواظب باش، چون تو هم داری مثل ما میشوی.
میلاد حجتالاسلامی
babak red
09-01-2011, 06:26 PM
اندونزی تیم همیشه بازنده!
ایران - اندونزی از نگاه آمار (http://www.tabnak.ir/fa/news/187552/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1)
تیمهای ملی فوتبال ایران و اندونزی از 45 سال پیش تا به امروز چهار بار با هم بازی کردهاند که طی آن اندونزیاییها هیچ وقت موفق به شکست ملی پوشان فوتبال کشورمان نشدهاند.
مهر، تیمهای ملی فوتبال ایران و اندونزی نخستین بار در تاریخ 16 دسامبر سال 1966 طی دیداری در چارچوب مسابقات فوتبال بازیهای آسیایی تایلند باهم روبهرو شدند که در آن بازی تیم کشورمان با تک گل دقیقه 27 همایون بهزادی مقابل اندونزی به برتری رسید.
از آن تاریخ تا به امروز تیمهای ملی فوتبال ایران و اندونزی چهار بار باهم بازی کردهاند که طی آن تیم کشورمان صاحب سه پیروزی شده و تنها یکبار به نتیجه تساوی رضایت داده است. در چهار دیدار اخیر تیمهای ایران و اندونزی، تیم کشورمان نه گل به ثمر رسانده و تنها دو گل دریافت کرده است. در زیر اشاره ای گذرا به دیدارهای ایران و اندونزی خواهیم داشت:
* بازی شماره یک : اندونزی صفر - ایران یک (بازیهای آسیایی تایلند - 16/12/1966)
گل: همایون بهزادی (27)
بازی شماره 2: اندونزی 2 - ایران 2 (بازیهای آسیایی تایلند - 10/12/1970)
گلها: سوجیپتو (60) و آسه وادی (83) برای اندونزی و ابراهیم آشتیانی (37) و اصغر شرفی (77) برای ایران
بازی شماره 3: اندونزی صفر - ایران یک (مرحله انتخابی جام ملتهای آسیا - 13/8/1984)
گل: ناصر محمدخانی (78)
بازی شماره 4: ایران 5 - اندونزی صفر (دیدار دوستانه - 26/5/2011 - ورزشگاه انقلاب کرج)
گلها: فریدون زندی (54 و 89)، اندرو سیوانتو (20- گل به خودی)،آرش برهانی (67) و محمدرضا خلعتبری (72)
بازی شماره 5: ایران ؟ - اندونزی ؟ (مقدماتی جام جهانی 2014 - 2/9/2011 - ورزشگاه آزادی)
http://www.tabnak.ir/client/themes/fa/main/img/share_to.gif (http://www.tabnak.ir/fa/news/187552/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1#)
babak red
09-02-2011, 11:34 AM
گزارش ویژه :کریمی برای اولین پشت سر نکونام
بازی ایران اندونزی یک حادثه مهم در بطن خود دارد. این اولین باری است که در حضور علی کریمی بازوبند کاپیتانی به جوادنکونام می رسد
http://u.goal.com/142800/142878hp2.jpg
سایت گل- کارلوس کی روش در کنفرانس مطبوعاتی امروز به همه ابهامات در مورد کاپیتانی تیم ملی پاسخ داد و رسماً جواد نکونام را به عنوان کاپیتان تیم ملی اعلام کرد. این در حالیست که انتظار می رفت با توجه به سابقه و محبوبیت علی کریمی در بین هواداران، این بازیکن بازوبند کاپیتانی را بر بازو ببندد.
در تاریخ تیم ملی ایران، کاپیتان همیشه بر اساس سابقه ملی انتخاب می شد و شاید تنها استثنای سال های اخیر در این مورد علی دایی بود که با وجود سابقه بیشتر استیلی، در حضور این بازیکن کاپیتان بود. این برای اولین بار است که در یک بازی ملی که جواد نکونام و علی کریمی حضور دارند، کریمی پشت سر نکونام وارد زمین خواهد شد. اما مروری بر سابقه و افتخارات این دو بازیکن:
کریمی 115 بازی و 14 سال سابقه ملی
علی کریمی: متولد آبان 1357 و تا دو ماه دیگر 33 ساله می شود. کریمی در مهرماه 1377 به تیم ملی دعوت شد و اولین بازی ملی اش را نیز در همان زمان و مقابل کویت انجام داد. علی کریمی اولین گل ملی خود را در فینال بازیهای آسیایی 1998 به کویت زد و در بازی دوستانه 19 مرداد 81 مقابل آذربایجان در تبریز، برای اولین بار بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بر بازو بست. کریمی تاکنون 115 بازی ملی انجام داده و 37 گل ملی نیز به ثمر رسانده است که از هر دو جنبه بازی و گل ملی در رده سوم رکورداران تاریخ تیم ملی است. کریمی 13 بار نیز کاپیتان تیم ملی بوده است. البته او اگر در چندین مقطع از تیم ملی دور نمی ماند، اکنون می توانست رکوردار بازی ملی شود.
کریمی یک بار جام جهانی را تجربه کرده است ویک قهرمانی در بازیهای آسیایی نیز در کارنامه دارد. یک مقام سومی در جام ملتهای آسیا و یک قهرمانی در جام بین قاره ای به همراه یک قهرمانی در غرب آسیا از دیگر افتخارات جادوگر است.
نکونام 114 بازی و 13 سال سابقه ملی
جواد نکونام: متولد شهریور 1359 و تا یک هفته دیگر 31 ساله می شود. نکونام برای اولین بار در دی ماه 1378 در بازی دوستانه مقابل اکوادور به میدان رفت و در سال 81 در بازی مقابل تیم منتخب لیگ دانمارک در جام کارلزبرگ هنگ کنگ اولین گلش را برای تیم ملی به ثمر رساند. نکونام اولین بار در بهمن ماه 85 و بازی دوستانه مقابل بلاروس بازویند کاپیتانی را بر بازو بست و تاکنون در 21 بازی ملی کاپیتان بوده است. جواد نکونام 114 بازی ملی و 26 گل ملی در کارنامه دارد که از هر دو لحاظ پشت سر علی کریمی و در رده چهارم رکورداران ملی قرار دارد.
نکونام علاوه بر یک دوره حضور در جام جهانی، یک مدال طلای بازیهای آسیایی و یک مقام سومی در جام ملتهای آسیا را در کارنامه دارد. این بازیکن سابقه قهرمانی در جام بین قاره ای و یک قهرمانی در جام غرب آسیا را نیز دارد.
babak red
09-02-2011, 11:38 AM
آخه از لحاظ سابقه هم کریمی بیشتره که. بازوبند به دست نکونام سنگینی می کنه در حضور کریمی و مجیدی.یک جور دل خوش کنیه برای نکونام.
خوشبختانه کریمی براش مهم نیست این چیزا ولی ضربه بدی میخوره کی روش که نکونام رو گذاشته کاپیتان.تو تیم ملی الان فقط کریمی و مجیدی میتونن به تیم کمک کنن.از نکونام خیری ندیدیم ما
Rainyboy
09-04-2011, 07:19 PM
تفاوت بزرگ تيم برانكو و تيم كرش
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/09/687953_orig.jpg
شرايط تيم ملي همواره با وضعيت باشگاهها متفاوت است. كادر فني در تيم ملي زمان كافي را براي رساندن تيم به حد استاندارد در اختيار ندارد و اين باشگاهها هستند كه بايد شرايط را براي تيم ملي آماده كنند. حتي در باشگاهها ميبينيم كه مربيان ميگويند تيمشان پس از هفته پنجم و ششم شكل واقعي پيدا ميكند. اكنون ما در راس تيم ملي ايران سرمربياي را ميبينيم كه ايدههاي ذهنياش با آنچه در سالهاي گذشته در ذهن بازيكنان ايراني شكل گرفته متفاوت است. او از فرهنگ فوتبالي ديگري به ايران آمده و اين باعث ميشود توليد تيم برايش زمان بر باشد. اين را هم نبايد فراموش كنيم كه برخلاف تيم برانكو، تيم فعلي بازيكنان كمي دارد كه سابقه حضور در اروپا را داشته باشند و اين كار را براي كرش سختتر ميكند. در مجموع فرآيندي كه در چند ماه اخير در تيم ملي طي شده رو به رشد بوده است و اين جاي اميدواري دارد اما نبايد يادمان برود كه بخشي از مشكلات تيم ملي محصول ليگ است و اين ارتباطي به كرش ندارد. ظرفيت تيم ملي بايد در ليگ تشكيل شود و مربي تيم ملي با سه، چهار روز يا يك هفته تمرين نميتواند تيم را به استاندارد نزديك كند. وقتي ميبينيم كه تيم ملي سرعت پاييني دارد، ريشهاش به باشگاهها بر ميگردد. ريتم تيمهاي ايراني هميشه كند بوده است و مربيان در باشگاهها به ندرت تلاشي براي رفع اين نقيصه انجام دادهاند. رشد فوتبال بايد همه جانبه باشد و نميتوانيم از كرش انتظار كارهاي عجيب و غريب داشته باشيم. فكر ميكنم تيم ملي جاي بهترينهاست و فرقي نميكند كه اين بازيكنان چند ساله هستند. اگر مجبوريم هنوز از كريمي و مجيدي استفاده كنيم، جدا از استعداد و توانايي اين دو، بايد اين انتقاد را به باشگاهها وارد كنيم كه چرا نتوانستند بازيكنان با كيفيتي همچون كريمي و مجيدي را تحويل تيم ملي دهند. حدود 20 سال پيش و قبلتر از آن، تيم ملي اردوهاي دو ماهه و سه ماهه برگزار ميكرد و اكنون هم برخي منتقدان فكر ميكنند تيم ملي در آن شرايط بازي ميكند. متاسفانه هنوز كساني هستند كه مانند گذشته فكر ميكنند، در حالي كه نبايد فراموش كنيم در هيچ جاي دنيا تيم ملي نميتواند مشكل فوتبال كشورها را حل كند. اگر ميخواهيم فوتبالمان همچنان مدعي باشد و به بزرگتر از آسيا فكر ميكنيم بايد به فوتبال باشگاهي به لحاظ سختافزاري و نرمافزاري و همچنين مديريت و مربيگري نگاه تازهتري داشته باشيم. فكر ميكنم مهمترين مشكل تيم ملي در بازي پيش رو با قطر شرايط آب و هوايي باشد. وقتي مربي تيم ملي بودم و با قطر بازي داشتيم يا پيشتر از آن با برانكو در قطر بازي كرديم و آن بازي معروف را سه بر دو برديم، بزرگترين مشكل ما در آنجا آب و هوا بود. اگر تيم ملي خودش را با آن شرايط تطبيق دهد، ترديد نداشته باشيد كه تيم ملي ما بهتر از قطر خواهد بود و ميتوانيم با شش امتياز در صدر جدول گروه قرار بگيريم.
هومن افاضلي
مربي فوتبال
Rainyboy
09-04-2011, 07:19 PM
تفاوت بزرگ تيم برانكو و تيم كرش
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/09/687953_orig.jpg
شرايط تيم ملي همواره با وضعيت باشگاهها متفاوت است. كادر فني در تيم ملي زمان كافي را براي رساندن تيم به حد استاندارد در اختيار ندارد و اين باشگاهها هستند كه بايد شرايط را براي تيم ملي آماده كنند. حتي در باشگاهها ميبينيم كه مربيان ميگويند تيمشان پس از هفته پنجم و ششم شكل واقعي پيدا ميكند. اكنون ما در راس تيم ملي ايران سرمربياي را ميبينيم كه ايدههاي ذهنياش با آنچه در سالهاي گذشته در ذهن بازيكنان ايراني شكل گرفته متفاوت است. او از فرهنگ فوتبالي ديگري به ايران آمده و اين باعث ميشود توليد تيم برايش زمان بر باشد. اين را هم نبايد فراموش كنيم كه برخلاف تيم برانكو، تيم فعلي بازيكنان كمي دارد كه سابقه حضور در اروپا را داشته باشند و اين كار را براي كرش سختتر ميكند. در مجموع فرآيندي كه در چند ماه اخير در تيم ملي طي شده رو به رشد بوده است و اين جاي اميدواري دارد اما نبايد يادمان برود كه بخشي از مشكلات تيم ملي محصول ليگ است و اين ارتباطي به كرش ندارد. ظرفيت تيم ملي بايد در ليگ تشكيل شود و مربي تيم ملي با سه، چهار روز يا يك هفته تمرين نميتواند تيم را به استاندارد نزديك كند. وقتي ميبينيم كه تيم ملي سرعت پاييني دارد، ريشهاش به باشگاهها بر ميگردد. ريتم تيمهاي ايراني هميشه كند بوده است و مربيان در باشگاهها به ندرت تلاشي براي رفع اين نقيصه انجام دادهاند. رشد فوتبال بايد همه جانبه باشد و نميتوانيم از كرش انتظار كارهاي عجيب و غريب داشته باشيم. فكر ميكنم تيم ملي جاي بهترينهاست و فرقي نميكند كه اين بازيكنان چند ساله هستند. اگر مجبوريم هنوز از كريمي و مجيدي استفاده كنيم، جدا از استعداد و توانايي اين دو، بايد اين انتقاد را به باشگاهها وارد كنيم كه چرا نتوانستند بازيكنان با كيفيتي همچون كريمي و مجيدي را تحويل تيم ملي دهند. حدود 20 سال پيش و قبلتر از آن، تيم ملي اردوهاي دو ماهه و سه ماهه برگزار ميكرد و اكنون هم برخي منتقدان فكر ميكنند تيم ملي در آن شرايط بازي ميكند. متاسفانه هنوز كساني هستند كه مانند گذشته فكر ميكنند، در حالي كه نبايد فراموش كنيم در هيچ جاي دنيا تيم ملي نميتواند مشكل فوتبال كشورها را حل كند. اگر ميخواهيم فوتبالمان همچنان مدعي باشد و به بزرگتر از آسيا فكر ميكنيم بايد به فوتبال باشگاهي به لحاظ سختافزاري و نرمافزاري و همچنين مديريت و مربيگري نگاه تازهتري داشته باشيم. فكر ميكنم مهمترين مشكل تيم ملي در بازي پيش رو با قطر شرايط آب و هوايي باشد. وقتي مربي تيم ملي بودم و با قطر بازي داشتيم يا پيشتر از آن با برانكو در قطر بازي كرديم و آن بازي معروف را سه بر دو برديم، بزرگترين مشكل ما در آنجا آب و هوا بود. اگر تيم ملي خودش را با آن شرايط تطبيق دهد، ترديد نداشته باشيد كه تيم ملي ما بهتر از قطر خواهد بود و ميتوانيم با شش امتياز در صدر جدول گروه قرار بگيريم.
هومن افاضلي
مربي فوتبال
Rainyboy
09-07-2011, 03:57 PM
از سرباز معلمها تا مربيان متجاوز
آسانترين شرايط، براي حساسترين مشاغل
http://messport.com/content/images/stories/rafsanjan/img_2954.jpg
1) افشاگريهاي تكاندهنده يك مربي قديمي شاغل در فوتبال تهران، باعث شد تا يك بار ديگر بحث تخلفات رخ داده در سطح فوتبال پايه كشورمان مطرح شود و اين موضوع مهم، اينبار از جنبه ديگري به دنياي رسانهها راه پيدا كند. اگر چند هفته پيش اظهارات صريح و بيسابقه حسن روشن در مورد وقوع رشوهگيري در آكادمي باشگاه استقلال، بحث مفاسد «اقتصادي» واقع در اين حوزه را در مقياسي گسترده مطرح كرد، امروز اوضاع جنبههاي فجيعتري پيدا كرده است؛ به طوري كه ادعاهاي ناصر فرياد شيران، فساد «اخلاقي» موجود در مدارس فوتبال را هدف گرفته و اين بار پردهها را از ماجرای جنايت شرمآور و هولناكي مثل تجاوز به كودكان معصوم در برخي از اين آموزشگاهها برداشته است. در واقع آنچه مدتهاست بسياري از اهالي فوتبال از آن باخبرند، اما هرگز مجال طرح و بررسي نيافته، امروز در حالي براي اولين بار راه به فضاي رسانهاي فوتبال ايران ميبرد كه لازم است به شدت مورد توجه قرار بگيرد. بعيد ميدانيم دوستان سياستگذار در حوزههاي مختلف اجتماعي، قضايي و ورزشي كشورمان، ندانند و درك نكنند كه قرار گرفتن تعداد انبوهي از كودكان بيپناه در معرض آزار و اذيتهاي جنسي در مدارس فوتبال، چه آفتهاي خوفناكي ميتواند براي سلامتي روح و روان جامعه به دنبال داشته باشد. پس كاش اين بحث مهم، به سرنوشت داستان ارتشا در آكادمي باشگاه استقلال مبتلا نشود و مشتي مسوول «دلسوز» به معناي واقعي كلمه، پي كار را بگيرند تا سايه اين ظلم بزرگ از سر آيندهسازان ايران برداشته شود. كاش مديران اين مملكت، لحظهاي تصور كنند اين كودكان خود آنان هستند كه در چنين مراكزي، در معرض خطرند.
2)چرا چنين اتفاقاتي رخ ميدهد؟ چطور آموزشگاههايي كه قرار است به كودكان مستعد و علاقهمند، شوت و دريبل و شيرجه و هد ياد بدهند و از آنها قهرماناني تازه نفس بسازند، تبديل ميشوند به خانه وحشت بچههاي مردم و مراكز فرمانروايي سياهي و تباهي لقب ميگيرند؟ شايد بخشي از ناهنجاريهاي كابوسوار مورد اشاره در «برخي» از مدارس فوتبال، ريشه در اضمحلال تدريجي اخلاق در جامعه ما داشته باشد؛ جايي كه انتشار خبرهايي تكان دهنده از رسواييهاي اخلاقي، شيبي صعودي و تند به خودشان گرفتهاند و البته كه دايره اين قبيل سوء رفتارها، ميتواند شامل مراكزي مثل آموزشگاههاي ورزشي هم بشود. با اين وجود، فجايع افشا شده اخير، يك حقيقت مهم ديگر را هم به ذهن فراموشكار متوليان جامعه ايراني يادآوري ميكند و آن هم اين كه انگار همه ما هنوز از درك حساسيت و اهميت شغل «معلمي» غافليم و با سهلانگاري و آسانگيري، آموزش و پرورش كودكان كشورمان را به دست آدمهايي ميسپاريم كه اگرچه خيليهايشان شريف و كار بلدند، اما در ميانشان به وفور نيز ميتوان نمونههايي پيدا كرد كه از سر بيكاري و بيپولي به سمت اين حرفه مقدس و سرنوشتساز آمدهاند. باورنكردني است؛ اما ما در كشورمان، اصطلاحي موسوم به «سرباز معلم» داريم كه اشارهاش به جواناني است كه خدمت اجباري سربازيشان را با تدريس در مدرسهها سپري ميكنند. آيا كليد رستگاري نسل آينده، ميتواند در جيب پسراني باشد كه نيمكت و تخته سياه را به چشم زاغه و برجك پادگان ميبينند؟!
3) در مهمترين و بهترين كشورهاي دنيا، متقاضيان شغل معلمي بايد از دشوارترين آزمونهاي ممكن عبور كنند و خيلي خوششانس باشند كه بتوانند وارد اين حرفه مهم شوند. بعد از استخدام نيز آنقدر از نظر مالي تقويت ميشوند كه همه تمركزشان را صرف هرچه بهتر تربيت كردن كودكان كنند و هيچ دغدغه ديگري نداشته باشند. در ايران اما، انگار دستيابي به چنين شغلي، آسانترين كار دنياست. وقتي مكانيزم جذب معلم و مربي در كشور ما اين اندازه ساده و غيرمسوولانه است و پرورش خردسالان با كمترين سختگيري و نظارت ممكن به افراد واجد يا فاقد صلاحيت سپرده ميشود، تعجب چنداني ندارد كه پربينندهترين فيلمهاي ايراني اينترنت، مربوط به صحنههاي ضرب و شتم وحشيانه دانشآموزان در كلاس درس باشد و پركليكترين اخبار سايتهاي رسمي داخلي را، افشاگريهاي يك مربي قديمي در مورد آزار كودكان در مدارس فوتبال تشكيل بدهد. چطور بايد منتظر شنيدن خبرهاي خوش از چنين مراكزي باشيم، وقتي تشكيل مدرسه فوتبال، سادهترين و رايجترين ممر معاش فوتباليستهاي بازنشسته و مربيان ناموفقي است كه صلاحيتهاي فني و اخلاقي خيلي از آنها و همكارانشان، هرگز احراز نميشود؟
4) سخن آخر هم با مسوولان فدراسيون فوتبال و به ويژه مخترعان منشور كذايي اخلاقي است. اميدواريم دوستان عزيز، پس از آنكه پروژه خطير كوتاهسازي موهاي ميلاد ميداوودي را با پيروزي و سرافرازي به پايان رساندند و سربلند از اين امتحان اخلاقي بزرگ بيرون آمدند، سركي هم به گزارشات واصله از مدارس فوتبال بكشند و جلوي مفاسدي را بگيرند كه آينده يك انسان را به زوال ميكشاند و كيست كه نداند آينده جامعه، در گرو آتيه همين تك انسانهاست؟
رسول بهروش
Rainyboy
09-09-2011, 05:16 PM
2 نیمه یک سیب
تحسین کوئیروش، تردید کوئیروش
http://www.ipna.ir/PicNews/News/mainPic_52748.jpeg
دیدن بازیها از پای تلویزیون، بدون استرس و با زوایای مختلف خیلی کار را برای نقد کردن و حرف زدن ساده میکند، جایی که منتقد حتی میتواند عملکرد کوئیروش بزرگ را هم زیر سوال ببرد!
با این حال این مقاله را از زیر سوال بردن شروع نمیکنیم بلکه از تحسین در مورد شکل و نوع بازی تیم ملی ایران شروع میکنیم که نسبت به بازی قطر یک دیدار فوقالعاده بهتر را به نمایش گذاشت و کارهای ترکیبی و حفظ توپ فوقالعادهای را از خود نشان داد تا جایی که در لحظاتی از بازی تعداد پاسهای ملیپوشان به عدد 16 هم رسید که این برای تیمی که با کوئیروش تنها 5 بازی انجام داده فوقالعاده عالی است.
به بازی با قطر دوباره نگاه کنید؛ قطریها در کل بازی شاید یک یا 2 فرصت مسلم گلزنی بدست آوردند اما در نوک حمله تیم ملی ایران بیش از 7 موقعیت مسلم گلزنی را از دست داد که در نگاه خوشبینانه باید گفت این اتفاق، اتفاقات بسیار خوبی بود و همین که تیم ملی ایران به چنان قدرتی از نظر روحی و تاکتیکی دست پیدا کند که در خانه قطر این تیم را کاملا زمینگیر کند اتفاق بسیار خوبی است که ما را بر آن میداد که حتما از عملکرد کوئیروش و ملیپوشان تقدیر کنیم هر چند عدم استفاده از موقعیتهای گلزنی و یکی دو مورد که جای تعجب داشت باقی میماند.
نگاهمان را عوض میکنیم و پرسشی را مطرح میکنیم که ذهنمان را به خودش مشغول کرده است و آن پرسش این است:
خلعتبری چرا تعویض شد؟ و چرا انصاریفرد عوض نشد؟ و چرا فرهاد مجیدی فیکس نبود؟
انصاریفرد موقعیتهای گل را یکی پس از دیگری از دست میداد و اصول میگفت کافی است فرهاد به جای کریم انصاریفرد وارد میدان شود و دقیقا در نوک حمله قرار گیرد تا خسرو از راست و خلعتبری از چپ به او اضافه شوند اما...
انصاریفرد ماند! و خلعتبری که خوب بازی میکرد و کاملا خطرناک نشان میداد جای خود را در سمت چپ به مجیدی بدهد!
پاسخ این پرسش را فقط اینگونه توجیه کردیم:
کوئیروش مثل لوطیها و بامعرفتهای قدیمی ایرانی به فکر آینده انصاریفرد بود که اگر او را تعویض میکرد آن هم در شرایطی که متهم به عدم گلزنی بود شاید کریم جوان با مشکلات روحی و انتقادی بسیار زیادی مواجه میشد!
اما آیا کوئیروش اینگونه فکر کرد و تیم ملی ایران را در حالی که هر 3 امتیاز در مشتش بود فدای یک احساس و یک دورنگری برای یک بازیکن کرد؟
اندکی بعید میدانیم اما از کنار این مسأله میگذریم و به فرهاد مجیدی میرسیم. اگر کوئیروش تفکر فرصت دادن به اندازه کافی را به انصاریفرد داشته است چرا این تفکر را برای مجیدی پیاده نکرد و او را از ابتدا در میدان نگذاشت؟
از دروازه حریف دور کرده بود تا جایی که بارها او در منطقهای دور از دروازه حریف صاحب توپ شد اما به دلیل همان دوری عملا کاری نتوانست انجام دهد و تصور میکنیم خلعتبری در آن منطقه بهتر از مجیدی بازی کرد چراکه مجیدی یک سوپراستار اما در نوک حمله است و در مناطق دیگر کار فوقالعادهای نمیکند.
این تعویضها پرسشهایی است از کوئیروش که جوابش را نمیدانیم و معتقدیم که او حتما دلایلی برای این مسأله داشته که سعی میکنیم طی روزهای آتی دلایلش را بپرسیم.
*حسینینژاد
Rainyboy
09-21-2011, 08:59 PM
درخواست كارلوس كيروش از مربيان ليگ برتري
به يك يا چند بازيكن سرعتي نيازمنديم!
http://u.goal.com/141800/141816hp2.jpg
ميني كمپ دو روزه تيم ملي فوتبال، ظهر روز گذشته به پايان رسيد و كارلوس كيروش بعد از پشت سر گذاشتن دو روز پرسروصدا براي پاسخ دادن به ابهاماتي كه در مورد آخرين فهرست تيم ملي شكل گرفته بود رودرروي خبرنگاران نشست. بعد از حضور 9 بازيكن پرسپوليس در آخرين اردوي تيم ملي كه وضعيت اين تيم را براي بازي اين هفته مقابل فجرسپاسي وخيمتر كرد، حميد استيلي سرمربي تيم ملي را به باد انتقاد گرفت و در گفتوگو با سايتهاي خبري او را به ناديده گرفتن شرايط تمريني باشگاهها متهم كرد. بعد از او پرويز مظلومي هم به بهانه مشورت نكردن كيروش با مربيان ليگ برتري از سرمربي تيم ملي انتقاد كرد. كيروش در واكنش به حرف و حديثهايي از اين دست به خبرنگاران گفت: «ترجيح ميدهم به اين اظهارنظرها پاسخ ندهم اما رسانهها، مربيان و بازيكنان بايد بدانند شغل من آماده كردن تيم ملي براي صعود به جام جهاني است. شغل من صحبت با رسانهها نيست، اگر هم صحبتي انجام ميدهم در مورد وظايف خودم است. دوست ندارم از طريق رسانهها با مربيان صحبت كنم و همچنين دوست ندارم آنها از طريق رسانهها با ما صحبت كنند. موبايلم روشن است و ميتوانيم مستقيما با هم صحبت كنيم. اگر ضرورت داشته باشد جلسهاي با مربيان ليگ برتري برگزار خواهم كرد. يك بار ميخواستيم اين كار را انجام بدهيم اما به دليل در دسترس نبودن مربيان شرايط مهيا نشد.»
سرمربي تيم ملي با دعوت از بازيكنان جوان و پديدههاي ليگ برتر به اردوي دو روزه تيم ملي پروسه فعاليت بلند مدت در فوتبال ايران را دنبال ميكند اما هجمه انتقاد مربياني كه در بحبوحه بازيهاي ليگ برتر بازيكنان خود را در اختيار ندارند يكي از دغدغههاي اصلي كيروش محسوب ميشود. او آشنايي بازيكنان جوان و مستعد ليگ برتر با فضاي اردوهاي تيم ملي را يكي از برنامههاي بلند مدتش در فوتبال ايران ميداند و ميگويد: «من بازيكنان اميد را دعوت كردم تا به اردوي تيم ملي بيايند تا با شرايط آشنا شوند. وقتي بازيكن جواني كه حضور در اردوي تيم ملي برايش يك رويا بوده براي اولين بار در چنين فضايي قرار ميگيرد، استرس زيادي دارد. براي همين ما از جوانها دعوت كرديم تا از حضور در اردوي تيم ملي واهمه نداشته باشند. بايد به اين عده از بازيكنان تفهيم كنيم كه تيم ملي مثل خانه آنهاست.» حضور خلق الساعه بازيكنان متوسط ليگ برتري دراردوي تيم ملي و محك زدن بازيكناني كه در تيمهاي باشگاهي شان كيفيت قابل ملاحظهاي را از خود بروز ندادهاند، با اعتراض خفيف اهالي فوتبال و افكار عمومي همراه شده اما كارلوس كيروش معتقد است بالا بردن آمادگي ذهني اين دسته از بازيكنان، آنها را به سطح بالاتري خواهد رساند: «براي من مهم اين نيست كه چه بازيكني در تيمش خوب عمل كرده و چه بازيكني بد، مهم اين است كه آنها مرا ببينند تا بتوانند با آرامش بيشتري در اردوهاي بعدي حاضر شوند. آمادگي ذهني بازيكن مسئله مهمي است و ادامه اين روند آنها را به بازيكنان با تجربه تبديل ميكند. يكي از هدفهاي من اين است كه چهرههاي جديد را معرفي كنم تا بتوانيم در آينده از آنها در تركيب تيم ملي استفاده كنيم.»
در حالي كه بيست روز به بازي تيم ملي ايران مقابل بحرين فرصت باقي مانده و كارلوس كيروش با زير نظر گرفتن بازيهاي بحرين به اين نتيجه رسيده كه كليد عبور از بحرين در دست بازيكنان سرعتي تيم ملي ايران است. او طي دو روز گذشته عملكرد بازيكناني كه از سرعت قابل اعتنايي بهره ميبرند را زير ذره بين برده و از مربيان باشگاهي هم درخواست ميكند چنانچه بازيكنان تند وتيزي سراغ دارند كه در دايره بازيكنان دعوت شده قرار نگرفته، آنها را به مربيان تيم ملي معرفي كنند: «من نيازمند حمايت مربيان هستم و اگر بازيكناني را ميشناسند كه ميتواند به تيم ملي كمك كند با من تماس بگيرند. هيچ مشكلي در اين زمينه وجود ندارد. من بازيكني ميخواهم كه هم سرعتي و هم قدرتي باشد. اگر بازيكني را ميشناسيد كه سرعتي است و ميتواند به تيم ملي كمك كند به من معرفي كنيد.بازيكني كه سرعت خوبي داشته باشد و بتوانند به راحتي بازيكن مستقيم را پشتسر بگذارد شانس دعوت شدنش بيشتر است.»
(http://www.hypermedia.ir/)
babak red
10-06-2011, 08:41 AM
عکس دسته جمعي تيم ملي(عکس)
http://u.goal.com/147900/147948hp2.jpg
تیم ملی ایران در بازی دوستانه مقابل فلسطین با چهره دگرگون شده به میدان رفت. در نیمه اول 3 بازیکن پرسپولیس و 3 بازیکن استقلال در ترکیب اصلی قرار داشتند و ذوب آهن نیز 2 سهمیه در ترکیب ثابت داشت.در نیمه دوم نیز 3 پرسپولیسی و 2 استقلالی در ترکیب قرار داشتند. علیرضا حقیقی و محسن مسلمان اولین بازی ملی خود را مقابل فلسطین انجام دادند و محمد قاضی و پژمان منتظری نیز اولین بار برای تیم ملی گلزنی کردند.
Rainyboy
10-07-2011, 03:58 PM
فلسطین، کاچی بهتر از هیچی!
[/URL][URL="http://www.ipna.ir/PicNews/News/mainPic_54229.jpeg"]http://www.ipna.ir/PicNews/News/mainPic_54229.jpeg (http://www.ipna.ir/PicNews/News/mainPic_54229.jpeg)
تیم ملی در بازی دوستانه خود مقابل فلسطین موفق شد 7 بر صفر پیروز شود تا شاگردان کارلوس کوئیروش با روحیه و اعتماد به نفس بیشتری به مصاف بحرین در چارچوب مسابقات مقدماتی جام جهانی بروند اما... تیم ملی در بازی دوستانه خود مقابل فلسطین موفق شد 7 بر صفر پیروز شود تا شاگردان کارلوس کوئیروش با روحیه و اعتماد به نفس بیشتری به مصاف بحرین در چارچوب مسابقات مقدماتی جام جهانی بروند اما آنچه که مسلم است بازی با تیمهایی در سطح فلسطین تنها برای پر کردن تقویم بازیهای ملی است و به لحاظ فنی دستاوردی برای ملی پوشان ایرانی ندارد.
فلسطین تنها به این دلیل حریف ما شد که تیم دیگری را پیدا نکردیم تا در این مقطع با آن بازی کنیم یا بهتر است بگوییم تیمی حاضر به رویارویی با تیم کوئیروش نشد. در واقع فلسطین در این مقطع برای ما همان حکم کاچی را داشت که بهتر از هیچی بود اما نباید به چنین دیدارهای سطح پایینی دلخوش کنیم چراکه فلسطین حتی از تیمهای لیگ ایران هم ضعیف تر بود و نتوانست حریف دندان گیری برای ما باشد.
اشاره به این نکته که دیدارهای تدارکاتی برای رسیدن به هماهنگی بیشتر است ضرورت دارد. در چنین بازیهایی نتیجه هیچ اهمیتی نداشته و تیمها برای رسیدن به آمادگی بیشتر به مصاف یکدیگر می روند اما به این مسأله هم باید اشاره کنیم که یکی از اهداف بازیهای تدارکاتی شناخت نقاط ضعف تیم است. در واقع ما باید با تیمی بازی کنیم که قدرت لازم را برای وارد کردن فشار روی تیم ما داشته باشد تا نقاط ضعف ملی پوشان مشخص شده و در تمرینات برطرف شود تا در بازیهای رسمی با قدرت بیشتری ظاهر شویم.
امروز می توانیم خوشحال باشیم که از سد فلسطین گذشته ایم و شاید مقابل بحرین هم نتیجه بگیریم اما آنچه که اهمیت دارد دور بعدی بازیها است جایی که تیمها بسیار قوی تر از اندونزی، قطر و بحرین هستند و عیار تیم کوئیروش را مشخص می کنند. تیم ملی امروز می تواند مقابل فلسطین 7 گل بزند و هوادارانش را راضی نگه دارد اما ادامه این روند نمی تواند ما را به آینده خوش بین سازد چراکه شاگردان مرد پرتغالی هنوز به طور جدی محک نخورده اند و معلوم نیست در مواجهه با حریفان قدرتمند خود در سطح قاره کهن چگونه ظاهر شوند.
تیم ملی نیاز به بازیهای تدارکاتی سطح بالاتری دارد. شاگردان کارلوس کوئیروش باید تحت فشار قرار بگیرند تا عملکرد آنها در شرایط سخت بررسی شده و روی نقاط ضعف این تیم کار شود و با قدرت و هماهنگی کامل در مسابقات آتی حاضر شوند. تیم ملی نباید به بازی با تیمهایی در سطح فلسطین دلخوش باشد چراکه عیار تیم شاگردان کوئیروش هنوز مشخص نشد و نمی توان با این روند دورنمای روشنی برای تیم ملی متصور شود.
babak red
10-08-2011, 12:35 PM
بهترین پیروزی تیم ملی در چهار سال اخیر
بعد از پیروزی 8-1 مقابل جامائیکا در سال 86، این بهترین پیروزی تیم ملی در سال های اخیر بود.
http://u.goal.com/142900/142998hp2.jpg
سایت گل- تیم ملی ایران در یک بازی دوستانه 7- صفر مقابل فلسطین به پیروزی رسید. این بازی چهارشنبه شب در آزادی برگزار شد. پیروزی 7 گله مقابل فلسطین بهترین برد تیم ملی در چهار سال اخیر بود. آخرین باری که تیم ملی در یک بازی بیش از 6 گل زده بود، به 11 تیر 1386 برمی گردد که تیم ملی در تهران مقابل جامائیکا 8-1 پیروز شد. در آن بازی امیر قلعه نوعی سرمربی تیم ملی بود و بورا میلوتینوویچ نیز سرمربی جامائیکا بود. تیم ملی در دوره مربیگری دایی نیز دو برد 6-1 مقبال قطر و 6- صفر مقابل سنگاپور داشت.
babak red
10-08-2011, 12:36 PM
سال پیش در چنین روزی: تیم ملی قهرمان بازیهای آسیایی شد(عکس)
http://u.goal.com/147900/147997hp2.jpg iran 1990
سایت گل- 21 سال پیش در چنین روزی (14 مهر 1369) تیم ملی ایران در بازی های آسیایی 1990 پکن به مقام قهرمانی رسید.در فینال این مسابقات ایران و کره شمالی در حضور 70 هزار تماشاگر در ورزشگاه کارگران مقابل هم قرار گرفتند و داور چینی سوت آغاز بازی را به صدا درآورد. ایران با دو برد مقابل مالزی و کره شمالی به مرحله یک چهارم نهایی رسیده بود و پس از برد 1- صفر ژاپن در مرحله یک چهارم، در یک بازی سخت مرحله نیمه نهایی مقابل تیم قدرتمند کره جنوبی و با تک گل دقیقه 107 قایقران پیروز شده بود تا به فینال برسد.
بازی فینال نیز پس از 120 دقیقه با تساوی بدون گل به پایان رسید تا نوبت به ضربات پنالتی برسد. سیروس قایقران، محمدحسن انصاری فرد، سید علی افتخاری و مجید نامجو مطلق 4 ضربه پنالتی ایران را گل کردند و در آن سو احمدرضا عابدزاده دروازه بان تیم ملی ایران دوضربه پنالتی کیم جونگ سو و پانگ گوانگ چول را مهار کرد تا ایران 4-1 پیروز شده و به مقام قهرمانی دست یابد. این اولین موفقیت تیم ملی ایران پس از انقلاب بود و فوتبال ایران پس از دو دهه بار دیگر بر قله آسیا ایستاد.
این عکس ترکیب تیم ملی قبل از آغاز بازی فینال را نشان می دهد
ایستاده از راست: احمدرضا عابدزاده – مهدی فنونی زاده – رضا حسن زاده – شاهرخ بیانی – سید مهدی ابطحی – محمدحسن انصاری فر
نشسته از راست: سیروس قایقران – فرشاد پیوس – محمد پنجعلی – مجید نامجو مطلق – جواد زرینچه
از 11 بازیکن حاضر در این عکس؛ سیروس قایقران سال هاست که چهره در نقاب خاک کشیده است، محمد پنجعلی و جواد زرینچه عضو هیات مدیره دو باشگاه بزرگ ایران شده اند، محمدحسن انصاری فر مدیرعامل باشگاه راه آهن است،مهدی ابطحی در فوتسال مربیگری می کند، شاهرخ بیانی آنالیزور تیم استقلال شده و سایرین نیز همچنان در کنار فوتبال حضور دارند
babak red
10-11-2011, 08:48 AM
مرحله مقدماتی جام جهانی 2014 - برزیل
کامل ترین تاریخچه بازیهای ایران و بحرین (http://www.tabnak.ir/fa/news/195994/%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%86)
فردا مرحله مقدماتی جام جهانی 2014 برزیل در قاره آسیا پیگیری می شود و در گروه پنجم تیم ملی ایران در ورزشگاه آزادی میزبان تیم ملی بحرین است. ایران در حالی با هدایت کارلوس کرش پرتغالی از بحرین پذیرایی می کند که این دیدار برای فوتبالدوستان کشورمان از اهمیت زیادی برخوردار است. تیم ملی بحرین به خاطر این که در برخی مواقع حساس مانع موفقیت ایران شده، به گربه سیاه تیم ملی معروف است و فردا این رویارویی در آزادی می تواند جنبه انتقامی هم داشته باشد .
سرویس ورزشی «تابناک» ـ تیمهای ملی ایران و بحرین تاکنون 13 بار باهم روبرو شده اند که ایران 6 بار و بحرین نیز 4 بار پیروز شده و 3 بازی نیز به تساوی انجامیده است. تیم ملی در این بازی ها 23 گل به بحرین زده و 11 گل نیز دریافت کرده است. در ضمن دو تیم 4 بار سابقه رویارویی در مقدماتی جام جهانی را دارند، اگرچه در مقدماتی 2002 با شکست مقابل بحرین از راهیابی به جام جهانی بازماندیم، اما در مقدماتی 2006 با پیروزی بر بحرین به جام جهانی صعود کردیم. آخرین رویارویی دو تیم در جام ملتهای غرب آسیا در سال گذشته بود که ایران 3- صفر پیروز شد.
شناسنامه اولین بازی دوتیم
اولین بازی دوتیم در تاریخ 16 شهریور 1353(7/9/1974 ) در تهران- در چارچوب بازیهای آسیایی 1974) انجام شد که تیم ملی کشورمان تیم ملی بحرین را شش تایی کرد و در هم کوبید ، در آن دیدار غفور جهانی 25، پرویز قلیچ خانی32 ،محمود اعتمادی41، محمد دستجردی46 ، کارو حق وردیان73 و دورازی، مدافع حریف28) برای ایران گلزنی کردند .
در آن بازی که با قضاوت اعظم داور هندی انجام شد و فرانک اوفارل هدایت تیم ملی کشورمان را برعهده داشت تیم ملی ایران با این ترکیب مقابل بحرین به میدان رفت :
منصور رشیدی ، محسن هوشنگی،مسیح مسیح نیا ، پرویز قلیچ خانی(46 علی پروین )،اکبر کارگرجم ،محمود اعتمادی(57 علی جباری )،جعفرکاشانی ، محمد دستجردی ، کارو حق وردیان،حسن روشن و غفور جهانی .
سرمربی : فرانک اوفارل
در ضمن علی دایی با 4 گل زده به بحرین بهترین گلزن ایران مقابل حریف است .
تاریخچه بازیهای ایران و بحرین
16 شهریور 1353( تهران- بازیهای آسیایی 1974): ایران 6- بحرین صفر( گل ها: غفور جهانی، پرویز قلیچ خانی،محمود اعتمادی، محمد دستجردی، کارو حق وردیان، مدافع حریف)
29 مرداد 1354( تهران- مقدماتی المپیک 1976): ایران 3- بحرین صفر( گل ها: غلامحسین مظلومی(2)، علی پروین)
11مهر 1373( هیروشیما- بازیهای آسیایی 1994): ایران صفر- بحرین صفر
16 فروردین 1379( حلب- مقدماتی جام ملتهای 2000 آسیا): ایران صفر- بحرین 1
21 فروردین 1379(تهران- مقدماتی جام ملتهای 2000 آسیا): ایران 3- بحرین صفر( گل ها: محمود فکری، علی کریمی، علی دایی)
23 شهریور 1380(تهران- مقدماتی جام جهانی 2002): ایران صفر- بحرین صفر
29 مهر 1380( منامه- مقدماتی جام جهانی 2002): ایران 1- بحرین 3 ( گل: علی دایی)
16 مرداد 1383( پکن- رده بندی جام ملتهای 2004 آسیا): ایران 4- بحرین 2 (گل ها: علی دایی(2)، جواد نکونام، علی کریمی)
21 بهمن 1383( منامه- مقدماتی جام جهانی 2006): ایران صفر- بحرین صفر
18 خرداد 1384( تهران- مقدماتی جام جهانی 2006): ایران 1- بحرین صفر (گل: محمد نصرتی)
2 فروردین 1387( منامه- دوستانه): ایران صفر- بحرین 1 گل:(محمد حسین61 برای بحرین )
9 شهریور 1388( منامه- دوستانه): ایران 2- بحرین 4 (گل ها: فریدون زندی-2 گل)
2 مهر 1389( امان- جام غرب آسیا): ایران 3- بحرین صفر (گل ها: هادی عقیلی(2)، مهرداد اولادی)
ضمنا آخرین رویارویی ایران و بحرین در ورزشگاه آزادی به 18 خرداد 1384 برمی گردد که تیم ملی در مرحله مقدماتی جام جهانی 2006 با تک گل محمد نصرتی مقابل این تیم پیروز و راهی جام جهانی شد.
در حاشیه بدترین شکست ایران مقابل بحرین
شكست سه بر يك تيم ملي ايران مقابل بحرين كه در نهايت به محروميت ما از حضور در جام جهاني آسياييها انجاميد. يكشنبه 29 مهر 80 برگزار شد. درست در چنين ماهي بود كه بحرين وارد تاريخ فوتبال ايران شد. بحرين و البته خاطرات فراوان ديگري از آن شب تلخ...
تيم بلاژويچ در حالي با يك شكست غيرمنتظره از صعود مستقيم به جام جهاني كره و ژاپن باز ماند كه از ديدار رفت در تهران به تساوي بدون گل با بحرين رضايت داده بود.تيم ملي اما در شب فاجعهآميز ميزاپور، رحمانرضايي، نيكبخت، پيرواني، دايي و كريمي و .... با سه گل به بحرين باخت تا اعضاي اين تيم با پرچم عربستان پايكوبي كنند!
سنگین ترین شکست ایران
در سال 88 تیم ملی فوتبال ایران در ورزشگاه ملی منامه رودرروی بحرین قرار گرفت و با نتیجه ی سنگین چهار بر دو برابر میزبان شکست خورد. دو گل ایران را در این بازی فریدون زندی به ثمر رساند.
در شرایطی تیم ملی چنین شکست سنگینی را متقبل شد که داور بوسنیایی قضاوت یک طرفانه ای را ارایه داد و این مساله بارها با اعتراض شدید بازیکنان تیم ملی ایران روبه رو شد که در برخی مواقع برخورد فیزیکی بین بازیکنان ایران و داور به وجود آمد.
این سنگین ترین شکست ایران برابر یک تیم حاشیه ی خلیج فارس است. پیش از این تیم بحرین در رقابت های انتخابی جام جهانی 2002 در همین ورزشگاه با نتیجه ی سه بر یک ایران را از پیش رو برداشته بود.
هم چنین این شکست سنگین ترین شکست تیم ملی در چند سال اخیر بوده است.
babak red
11-10-2011, 08:56 AM
حسرت برانگیزترین صحنه فوتبال ایران : تک به تک با حسرت !
صحنه همه چیز را فریاد می زند . علی کریمی است . جادوی نافرجام آقای جادوگر است . تک به تک با حسرت ! نه یک مرتبه که دو یا سه مرتبه . تک به تک با واقعیت : ایرلند - ایران / 19 آبان 1380
http://u.goal.com/153100/153154hp2.jpg
سایت گل - .... علی کریمی ی ی ی میتونه دروازه ایرلند رو باز کنه ... تک به تک ... شی گیون ... گللللل ...نه ، نه ، نع ! / باز هم کریمی و دروازه ایرلند . تک به تک هست کریمی . بزن علی ی ی ی . وای . باز هم شی گیون .....
یکشنبه 19 آبان 1380 ، مرحله پلی اف جام جهانی 200 ژاپن - کره ، بازی رفت ، ورزشگاه دوبلین ، ایرلند 2 - ایران صفر
10 سال می گذرد و بچه هایی که آن روزها نهایت اول دبستان بودند به یاد ندارند که قصه این مسابقه فقط یک مشت آمار و ارقام نیست که از آن به جا مانده !
صحنه همه چیز را فریاد می زند . علی کریمی است . جادوی نافرجام آقای جادوگر است . تک به تک با حسرت ! نه یک مرتبه که دو یا سه مرتبه . تک به تک با واقعیت ، چیزی که عقل گراها فریاد می زدند : مک کارتی ، روی کین و شی گیون و منتخب لیگ برتر انگلیس به تیمی که از بحرین سه گل می خورد ، نمی بازد !
صحنه همه چیز را فریاد می زند . شماره 8 ایران است . تک به تک با همه ادله های منطقی فوتبال ! تک به تک با سرخوردگی های نسل اش که اهل اصلاح بود و ادای گفتمان داشت . تک به تک با معجزه و حماسه که هر دو سه بار را شی گیون این گونه پیروز شد . از دروازه بیرون آمد و یک مشت حسرت را به ما تقدیم کرد .
تصویری که مشاهده می کنید تک به تک خاطره انگیز کریمی در بازی رفت پلی اف جام جهانی مقابل ایرلند در دوبلین بود . شبی که اگر یکی از آن فرصتها را کریمی گل می کرد ما با گل یحیی در بازی برگشت به جام جهانی می رفتیم اما سرنوشت جور دیگری بود .
همان روزها نوشتیم : « نبوغ فوتبالی خداداد تنها تک به تک با بوسنیچ در ملبورن را به گل بدل کرد و کریمی اینجا نتوانست »
آن روزها گمان می کردیم تفاوت مردان بزرگ در همین فرصت سنجی هاست اما علی کریمی بعدها آنقدر تاریخی عمل کرد که امروز محبوبیتش کم نظیر است
شما هم اگر خاطره ای از این شب دارید ، همین جا بنویسید
Sorkh/rag
11-10-2011, 11:10 AM
كيروش تيم خوبي به هم زده..بازيكناي دعوت شده بنظر من جز تعداد معدودي خوبن..
ميبريم ايشالا..
البته كه من بازياي تيم ملي رو بيشتر به عشق علي كريمي ميديدم!
NAKHODA_707
11-10-2011, 09:42 PM
خب از اونجاییکه گفتین خاطره از اون دوران بگین
میخوام یه خاطره درباره بازی برگشتمون با ایرلند تو اون سال رو بگم....
از اونجاییکه تو اون زمون بنده تازه به جرگه عزیزان معلول پیوسته بودم بازم با کلی سختی خودمو به ورزشگاه آزادی رسوندم یادمه که با پلاتینی که دکترا واسم تو قسمت کمر کار گذاشته بودن و کلی هم اذیتم میکرد از بندر تا تهرونو با ماشین پیکان:4:با دوستام اومدیم شبو تو اون سرما کنار ورزشگاه گذروندیم و صبح زودم رفتیم تو ، تا شب که بازی شروع شد
تو اون بازی هیچوخ اون واکنشی رو که رو ویلچر از خودم نشون دادم سر اون پنالتی اول بازی رو که روی نیکبخت کردن و خودشو ننداخت زمین یادم نمیره اگه اون پنالتی میشد حتما میبردیم بازی رو..
آخر بازیم که یحیی با اون گریه ای که میکرد درست از روبروم رد شد خیلی غصه خوردم از اینکه نشد بریم جام جهانی ..
با اونهمه سختی که کشیدم و اون شایستگی که تو اون سال داشت تیممون خیلی حیف شد الانم دارم با حرص مینویسم .. هنوزم افسوسش واسم مونده@};-
چه خاطره مزخرفی بود نه:4:....؟؟
ولی واسه خودم مزخرف نبود..مرسی که تا آخر پستمو خوندین:8:
ebi***redboy
11-10-2011, 10:25 PM
اتفاقا خاطره جالبی بود
اگه درباره بازی ایران والمان هم خاطره داری بگو:ghah:
اگه بخوایم اینطوری بازی کنیم، بعید میدونم صعود کنیم، همون 1امیتیاز امروزی رو هم شانسی گرفتیم!
به امید موفقیت تیم ملی
الماس سرخ
11-11-2011, 10:31 PM
بازی خوبی به نظر اومد هرچن اون نتیجه دیدار رفت خیلی توقعات رو از تیم ما آورده بود بالا ولی خب یادمون نره که تیم ما همیشه اونجا با بحرین مشکل داشته حتی با بهترین بازیکنا هم خوب نتیجه نمیگیره ..
در کل مساوی هم نتیجه خوبی بود.. رحمتی میتونست اون توپ رو مشت کنه اشتباه بدی رو انجام داد.
به امید رفتن ایران به مهد فوتبال جهان ....برزیــــــــــل
NAKHODA_707
11-11-2011, 10:55 PM
با این بازی که بچه ها امشب کردن خدا رو شکر که تونستیم مساوی رو بگیریم...
گلی که خوردیم هم بد موقع بود همم با اشتباه رحمتی بود که میتونست بجای جمع کردنش خیلی راحت توپ رو دفع کنه..ولی ضربه رو هم خوب زد انصافا..
ولی تو نیمه دوم کلا بازی رو در اختیار داشتیم اگه یکم خوش شانس بودیم میشد ببریم ..
تعویض کیروش هم خوب بود ..ازمربی بزرگی مثه کارلوسم همین انتظار میرفت....
بازم خدا رو شکر نباختیم به این عربا.....
ebi***redboy
11-11-2011, 11:49 PM
من قبلا هم گفتم این ترکیب کاملا دفاعی بود..دلیل این حرفمم اینه که مدافعان کناری هر دو از بازیکنانی هستند که کلا کمتر نفوذ میکنند دلیل بعدی هم اینه که با وجود نکونام که یک هافبک کاملا دفاعییه بازی
کردن تیموریان با شعاع حرکتی کم نشانه یک تیمیه که فقط به دفاع کردن فکر میکنه وگرنه ما چیزی از تیم
بحرین ندیدیم
babak red
11-12-2011, 05:37 PM
فهرست تيم پيشکسوتان ايران اعلام شد
31 بازيکن به اردوي تيم ملي فوتبال پيشکسوتان کشورمان دعوت شدند تا اين تيم را در ديدار دوستانه تيم ملي پيشکسوتان لهستان همراهي کنند.
http://www.varzesh3.com/admin/asp/Picture/00027942.jpg
اسامی بازیکنان دعوت شده به اردوی تیم ملی فوتبال پیشکسوتان کشورمان به شرح زیر است:
علی پروین، علی دایی، احمدرضا عابدزاده، نیما نکیسا، محمد پنجعلی، امیر قلعه نویی، کریم باقری، یحیی گل محمدی، سیروس دین محمدی، خداداد عزیزی، مهدی هاشمی نسب، حمید درخشان، علیرضا اکبرپور، بهروز رهبریفرد، پژمان جمشیدی، عبدالعلی چنگیز، علیرضا منصوریان، محمدحسن انصاریفرد، ادموند بزیک، فرشاد پیوس، مجید نامجومطلق، نادر محمدخانی، جواد زرینچه، مجتبی محرمی، مهدی پاشازاده، حمیدرضا استیلی، ستار همدانی، حسن روشن، محمد مایلی کهن، مرتضی فنونیزاده و رضا رجبی
این بازیکنان می بایست راس ساعت 18 روز یکشنبه 22 آبانماه خود را به کادر فنی تیم ملی پیشکسوتان فوتبال ایران در زمین ورزشی غدیر واقع در اتوبان کردستان، یاسمین شرقی معرفی کنند.
دیدار تیم ملی پیشکسوتان ایران و لهستان روز سه شنبه مورخ 24/8/90 راس ساعت 11 صبح در ورزشگاه غدیر برگزار خواهد شد.
NAKHODA_707
11-15-2011, 06:07 PM
پيروزي پيشكسوتان ايران با درخشش علي دايي
http://www.varzesh3.com/admin/asp/Picture/00015192.jpg
تيم پيشکسوتان ايران در يک بازي جذاب و تماشايي با نتيجه 5 بر 2 بر تيم پيرمردهاي لهستان غلبه کرد.
تيمي که البته مشخص نيست چند مليپوش قديمي دارد يا ندارد اما حريف مناسبي براي پا به سن گذاشتههاي تماشايي ايران محسوب ميشد.
در اين بازي که با حضور ستارههاي بزرگ و استثنايياي مثل عابدزاده، باقري، پروين، دايي، پنجعلي و ... برگزار ميشد. علي دايي بهترين بود و با زدن 4گل پيروزي تيمش را رقم زد. دايي گلزنيهاي خود را بعد از 2گل لهستانيها آغاز کرد و يکبار در نيمه اول و سه بار در نيمه دوم به حريف گل زد.
دایی در این مسابقه مانند دوران بازیگری خود عطش زیادی برای گلزنی داشت. در یکی از صحنه های بازی ادموند بزیک موقعیت بسیار مناسبی برای بازکردن دروازه حریف داشت که البته بزیک این موقعیت را در اختیار دایی گذاشت و او هم گل چهارم ایران را به ثمر رساند.
گل آخر ايران هم توسط سيروس دينمحمدي به ثمر رسيد. اين بازي در ورزشگاه غدير برگزار شد و حال و هواي خاصي داشت.
گفتنی است، در این مسابقه احمدرضا عابدزاده دروازه بان بزرگ سال های گذشته فوتبال کشورمان وظیفه سنگربانی تیم ایران را بر عهده داشت و مانند دوران اوج خود با لبخندی همیشگی درون دروازه ایستاد.عابدزاده پس از دریافت دو گل در نیمه نخست این مسابقه هم مثل همیشه می خندید.
تیم پیشکسوتان ایران : احمدرضا عابدزاده، محمد پنجعلی، یحیی گل محمدی، مرتضی فنونی زاده، کریم باقری، علی پروین، حمید درخشان، مجید نامجو مطلق، محمد حسن انصاری فرد، حمید استیلی و علی دایی
تعویضها:پژمان جمشیدی، نیما نکیسا، سیروس دین محمدی، بهروز رهبری فرد، ادموند بزیک و محمد مومنی /رضا حسن زاده و رضا رجبی دو پیشکسوت استقلال و تیم ملی در این بازی فرصتی برای حضور در مسابقه را پیدا نکردند
Red Shark
11-15-2011, 06:16 PM
برد تیم ملی در برابر اندونزی رو به تمامی دوستان ارتش سرخ تبریک میگم.
babak red
11-17-2011, 11:36 AM
نکته روز/ آمار می گوید: ایران هجومی ترین تیم آسیا
هافبک های تیم ملی در گلزنی موفق تر از سایر خطوط بوده اند و مجموعاً 8 گل را بازیکنان خط میانی به ثمر رسانده اند
http://u.goal.com/154000/154081hp2.jpg
سایت گل- تیم ملی ایران اگرچه در 25 دقیقه اول بازی با اندونزی، برد خود را قطعی کرد اما گل نیمه دوم جواد نکونام که از روی نقطه پنالتی به ثمر رسید، ایران را به تنهایی به عنوان هجومی ترین تیم آسیا در مرحله اول مقدماتی جام جهانی 2014 معرفی کرد. تیم ملی در 5 بازی گذشته، 15 گل زده و میانگین 3 گل زده برای هر بازی، حتی در مقابل تیم های درجه دوم آسیا، آماری ایده آل است.
بعد از ایران، ژاپن با 14 گل زده صاحب بهترین خط حمله است و جالب است بدانید 12 گل تیم سرزمین آفتاب تابان در دو بازی مقابل تیم بسیار ضعیف تاجیکستان به ثبت رسیده.
برای تیم ایران در 5 گذشته این بازیکنان گلزنی کرده اند:
*مجتبی جباری و جواد نکونام: 3 گل
* هادی عقیلی، آندرانیک تیموریان و غلامرضا رضایی: 2 گل
* سیدجلال حسینی، میلاد میداوودی و کریم انصاری فر: یک گل
به تفکیک پست ها، هافبک های تیم ملی در گلزنی موفق تر از سایر خطوط بوده اند و مجموعاً 8 گل را بازیکنان خط میانی به ثمر رسانده اند. مهاجمان 4 گل و مدافعان نیز 3 گل برای تیم ملی در راه جام جهانی 2014 زده اند.
به تفکیک تیم های باشگاهی، استقلالی ها با 6 گل زده آمار بهتری نسبت به سایرین داشته اند، دو لژیونر تیم ملی 5 گل زده اند، غلامرضا رضایی دو سهمیه پرسپولیس در آمار گلزنی تیم ملی را ثبت کرده و ملی پوشان سپاهان و سایپا هم هر کدام یک بار برای تیم ملی گل زده اند.
Red Shark
11-17-2011, 04:03 PM
واقعا از وقتی کیروش اومده تیم ملی جوندار و تهاجمی بازی میکنه.
Rainyboy
12-23-2011, 05:50 PM
نگاهي به کارنامه تيم ملي فوتبال ايران در سال 2011
http://navad.net/GalleryPic/PhotoGallery/large/1390/7/14/7056193.jpg
نگاهي به نتايج تيم ملي فوتبال کشورمان در سال 2011 ميلادي نشان مي دهد عملکرد اين تيم در حد قابل قبولي بوده است.
ايران در اين سال در مجموع 15 بازي انجام داد که حاصل آن 12 برد، 2 تساوي و تنها يک شکست بود. جالب اينجاست که تنها شکست ايران در مسابقات جام ملت هاي آسيا برابر کره و در وقت هاي اضافه رقم خورد.
اما از حيث رقبا نيز 12 بازي ايران با تيم هاي آسيايي، 2 بازي با تيم هاي آفريقايي و تنها يک مسابقه در برابر حريفي اروپايي بوده است. همچنين از نظر ميزباني نيز ايران در 5 بازي ميزبان بوده، 4 بازي در خانه حريفان انجام داده و مابقي مسابقات خود را در يک کشور بي طرف برگزار کرده است. 4 ديدار از اين 15 ديدار دوستانه بوده و بقيه در چارچوب رقابت هاي رسمي (جام ملت هاي آسيا و مقدماتي جام جهاني) صورت گرفتند.
تيم ملي کشورمان موفق شد در اين سال، تيم هاي آنگولا، عراق، کره شمالي، امارات، روسيه، ماداگاسکار، مالديو (2 بار)، اندونزي (2 بار)، فلسطين و بحرين را شکست دهد و مقابل تيم هاي قطر و بحرين (هر دو در زمين حريفان) به تساوي دست يافت. البته ايران بعد از شکست روسيه در ابوظبي امارات، به مدت 5 ماه و 8 روز هيچ مسابقه اي نداشت تا اينکه در آزادي با ماداگاسکار روبرو شد.
بهترين برد ايران، پيروزي 0-7 برابر فلسطين در يک بازي دوستانه در ورزشگاه آزادي بود، گرچه در بازي هاي رسمي، برد 0-6 ايران برابر بحرين از همه درخشان تر بوده است. در خارج از خانه نيز بهترين نتيجه ايران به برد 4-1 در مقابل اندونزي برمي گردد، مسابقه اي که آخرين بازي ايران در سال 2011 نيز محسوب مي شد.
جواد نکونام با 4 گل زده برترين گلزن ايران بود. جالب اينجاست که ايران تنها در همان تک بازي که برابر کره شکست خورد موفق به گلزني نشد. همچنين هيچ بازيکني از ايران در بازي هاي امسال موفق به هت تريک نشد.
اما اگر نگاهي به رتبه ايران در رده بندي تيم هاي ملي که هر ماه از سوي فيفامنتشر مي شود بيندازيم ميبينيم که بهترين رتبه ايران در سال جاري، رتبه 42 جهان بوده که در ماه اکتبر و دقيقا يک هفته بعد از برد 0-6 برابر بحرين بدست آمد. بدترين رتبه ايران نيز رتبه اي بود که در ابتداي سال، يعني ژانويه اعلام شد و بر طبق آن، ايران در جايگاه 65 جهان قرار گرفت.
جايگاه ايران در جدول فيفا در دوازده ماه اخير بدين شکل بود (از راست به چپ):
65 ، 44 ، 43، 46 ، 47 ، 50 ، 54 ، 53 ، 50 ، 42 ، 45 و 45
همان طور که مشاهده مي شود بيشترين ميزان صعود ايران در ماه فوريه بوده که از رتبه 65 به 44 رسيد. همين طور رتبه ايران در ماه جولاي نسبت به ماه قبلي 4 پله تنزل يافت که بدترين سقوط ايران بود.
اما در بين آسيايي ها، ايران همواره بعد از 3 تيم ژاپن، استراليا و کره جنوبي در رده چهارم قرار داشت و اين ترکيب از ماه فوريه به بعد که ژاپن بالاتر از استراليا جاي گرفت دست نخورده باقي ماند.
Rainyboy
01-30-2012, 10:41 AM
ما زبان «ثانيه ها»را نميفهميم آقاي كرش!
سختكوشي مربيان تيم ملي در سايه
http://img.irna.ir/1390/13900703/30580302/30580302-1671229.jpg
1- كارلوس كرش دو روز قبل جلسات جداگانه و مفصلي با برخي از اصحاب رسانهها داشت كه اخبار و حاشيههاي مثبتي از آنها به بيرون درز كرد. در واقع آنچه سرمربي پرتغالي تيم ملي كشورمان در گفتوگوهايش با خبرنگاران به زبان آورده، باعث اميدواري و حتي در پارهاي از مواقع شگفتزدگي آنها شده است. اطلاعات مفصل و توام با جزئيات كرش از بازيكنان، توجه فراوان او به ريزهكاريها و برنامههاي دقيقش براي فردا، رگههايي از اميد به آينده تيم ملي را در دل شنوندگان پديد آورد. به ويژه آناليز فني كرش از چگونگي شكست ايران برابر كرهجنوبي در جام ملتهاي آسيا، به شدت در نوع خودش جالب بود و باعث شد تا بعد از حدود يك سال، از بخشي از حقايق آن شكست دردناك و تحقيرآميز رمزگشايي شود. كرش از مفهوم مهم و نويني به نام «ريكاوري ثانيه اي» سخن گفت و به استناد پژوهشهاي علمي گروهش نشان داد تاخير قابل توجه ايرانيها در بازيابي آني و فوري خودشان در زمين مسابقه، عملا باعث شده بود كره با دو بازيكن بيشتر در مقابل ايران بجنگد. اين، چيزي شبيه همان اسراري است كه مربيان بزرگ از آن سر در ميآورند، اما همكاران كوچكترشان ترجيح ميدهند به جاي تامل در آنها، از بدشانسي و بيغيرتي بازيكنان حرف بزنند!
2- سرمربي سابق رئال مادريد عزمش را جزم كرده تا هرطور شده تجربه موفقيتآميزي از دوران حضورش در ايران به جا بگذارد. او به صراحت ادعا كرده هدفش صرفا رسيدن به مرحله نهايي جامجهاني نيست و اگر ايرانيها فقط به دنبال چنين مقصودي بودند، ميتوانستند با يك مربي ارزانتر از وي به توافق برسند. كرش آرزوهاي بزرگي در سر دارد و واقعا آستينها را بالا زده تا به روياهايش برسد، اما شايد يكي از دردسرهاي او در چنين مسيري اين باشد كه زبانش، دغدغههايش و حال و هوايش با فضاي حاكم بر فوتبال ايران تفاوتهاي اساسي دارد. او در حالي با جديت تمام و با رگهاي متورم گردن از ارزش صدمثانيهها حرف ميزند كه اينجا،در قالب فوتبال ايران «زمان» كمترين ارزش ممكن را دارد. چرخش عقربهها براي ما همانقدر ميارزد كه ناگهان فينال جام حذفي را چند ماه عقب بيندازيم يا بدون اعلام قبلي، مسابقات مختلف را در روز برگزاريشان عقب و جلو بكشيم و مردم را سر كار بگذاريم. بيترديد اگر مفهومي مثل «زمان» براي اهالي فوتبال ايران ارزش و اهميت داشت، دو باشگاه پرسپوليس و استقلال براي مدتها بدون هياتمديره اداره نميشدند، خصوصيسازي سرخابيها سال به سال عقب نميافتاد و نماينده ايران در آسيا، به خاطر تعلل در ارسال مدارك به AFC از ليگ قهرمانان كنار نميرفت! كارلوس كرش در حالي از دنياي ثانيهها سخن ميگويد كه گرانترين مربيان ايران افتخارشان آن است كه هر مسابقه فوتبال را به دو قسمت كلي تقسيم كنند و مدام بگويند «بازي دو نيمه متفاوت داشت!»
3- در شرايطي كه همه نگاهها متوجه برگزاري فشرده و سريع ليگ است، كارلوس كرش و همكارانش گامهاي مثبتي براي پيشرفت فوتبال ايران برميدارند. دستياران او – كه برخلاف كمكمربيان پيشين تيم ملي هيچگونه سابقه دلالي هم در رزومهشان ندارند! – واقعا درگير كار هستند و از مهارت واقعيشان سود ميبرند. آنها حتي برنامههاي ويژهاي را براي آمادهسازي هرچه بيشتر بازيكنان مليپوش تنظيم كردهاند و به آنان دادهاند تا در دوران فعاليتشان در باشگاه از شرايط مطلوب و مورد نظر مربي پرتغالي دور نمانند. در اين مدت، فشارهاي كرش حتي باعث شده تا كمپ تيمهاي ملي هم سر و سامان قابل توجهي بگيرد و حالا شنيده ميشود او براي تكميل برخي از تحقيقاتش در مورد شرايط فيزيكي بازيكنان ايران در مسابقات قبلي، دست نياز به سمت يكي از دانشگاههاي صنعتي معتبر كشور دراز كرده است. در ميان مربيان ريز و درشتي كه در اين سالها وارد ايران شدهاند، كارلوس كرش بيترديد علميترين نگاه را به فوتبال دارد و دقيقا به همين خاطر است كه بايد تا حد امكان نيازهايش را برآورده كرد و از در همكاري با او درآمد. در اين پروسه، بيگمان لجاجتهاي كودكانه و بخل و حسدهاي مغرضانه عدهاي از آقايان محلي از اعراب نداشته و كمكي به موفقيت كرش و تيم ملي نخواهد كرد.
4- يكي مثل پرويز مظلومي مختار است خودش را از سرمربي سابق رئالمادريد و تيم ملي پرتغال بالاتر بداند يا نه، اما سابقه آدمها، كارنامهشان، دلمشغوليهايشان و ديدگاهي كه در مورد فوتبال دارند ميتواند خيلي چيزها را روشن كند؛ البته مشروط بر اينكه در اين غائله، شعوري نيز براي مخاطبان متصور باشيم!
رسول بهروش
babak red
02-04-2012, 01:37 PM
فيفا رده تيمها را براي سيدبندي لحاظ ميکند
ايران در سيد دوم مقدماتي جام جهاني
فيفا قصد دارد جديدترين ردهبندي تيمهاي ملي فوتبال جهان را در تاريخ 7 مارچ (17 اسفند) اعلام کند تا نتايج بازيهاي آخر تيمهاي آسيايي در رقابتهاي انتخابي جام جهاني 2014 برزيل در اين ردهبندي لحاظ شود.
http://www2.varzesh3.com/admin/asp/Picture/00024498.jpg کنفدراسيون فوتبال آسيا در وبسايت خود اعلام کرد که جديدترين ردهبندي تيمهاي ملي جهان که هر ماه از سوي فيفا اعلام ميشود، در تاريخ 7 مارچ (17 اسفند) منتشر خواهد شد تا نتايج بازيهاي آخر تيمهاي آسيايي در رقابتهاي انتخابي جام جهاني 2014 برزيل در آن لحاظ شود.
بنا به اعلام سايت کنفدراسيون فوتبال آسيا، در قرعهکشي مرحله نهايي رقابتهاي انتخابي جام جهاني براي مشخص کردن سيدها از رنکينگ فيفا استفاده خواهد شد.
بازيهاي آخر تيمها در پنج گروه مقدماتي جام جهاني 2014 برزيل روز 29 فوريه (10 اسفند) برگزار ميشود و دو تيم برتر هر گروه به مرحله بعد راه پيدا ميکنند تا در دو گروه پنج تيمي به رقابت خود براي صعود به جام جهاني ادامه دهند. در نهايت دو تيم برتر از دو گروه به صورت مستقيم مسافر برزيل ميشوند و تيمهاي سوم گروهها با يکديگر دو مسابقه رفت و برگشت پلي آف برگزار ميکنند و در نهايت تيم برنده به مصاف نماينده آمريکاي جنوبي خواهد رفت.
با توجه به اينکه فيفا اعلام کرده در اين دوره رده تيمها در سيدبندي رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 2014 لحاظ خواهد شد، تيم ملي ايران به طور قطع در سيدبندي آتي در سيد دوم قرار ميگيرد. با اين شرايط ايران در گروهي قرار ميگيرد که يا ژاپن در راس آن قرار دارد يا استراليا اما به طور قطع ايران در مرحله گروهي با کرهجنوبي روبهرو نخواهد شد.
تيم ملي ايران در آخرين ردهبندي برترين تيمهاي ملي فوتبال جهان با 623 امتياز پس از تيمهاي ژاپن، استراليا و کرهجنوبي در رده چهارم ايستاده و پس از ايران، تيم ازبکستان با 495 امتياز در جايگاه پنجم ايستاده است.
babak red
03-01-2012, 10:56 AM
ر پايان مرحله مقدماتي انتخابي جام جهاني
ايران هجوميترين تيم قاره کهن
با پايان مرحله اول گروهي مقدمايت جام جهاني 2014 برزيل در منطقه آسيا بهترين خط حمله به مليپوشان کشورمان رسيد.
http://www2.varzesh3.com/admin/asp/Picture/00024497.jpg به گزارش خبرگزاری فارس، با به پایان رسیدن مرحله اول گروهی مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل در قاره آسیا تکلیف 10 تیم صعود کننده به دور دوم گروهی مشخص شد تا از لحاظ آمار و ارقام بتوان تیمهای حاضر در رقابتها را بهتر مورد ارزیابی قرار داد.
با برگزاری این دیدارها تیمهای ملی عراق، کرهجنوبی، ازبکستان، استرالیا، ایران اردن، لبنان، ژاپن، عمان و قطر به عنوان 10 تیم صعود کننده به مرحله بعدی رقابتها معرفی شدند اما در این میان نکته قابل توجه رسیدن عنوان هجومیترین تیم به تیم ملی کشورمان با 17 گل است تا فوتبال هجومی ایران که زمانی زبانزد قاره کهن بود پس از سالها دوباره با اندیشههای سرمربی پرتغالی متولد شود، ضمن اینکه تیم ملی کشورمان در حالی به دور بعدی صعود کرد که در مرحله اول گروهی هرگز شکستی را تجربه نکرد.
در زیر نگاهی میاندازیم به ترینهای قاره آسیا پس از پایان مرحله اول گروهی مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل:
مقتدرترین تیم:
ازبکستان: صعود با 16 امتیاز
بدترین تیم:
سنگاپور و اندونزی: حذف بدون کسب امتیاز
بیشترین برد:
عراق، ازبکستان و استرالیا: 5 برد
کمترین برد:
سنگاپور، تاجیکستان و اندونزی: بدون برد
بیشترین تساوی:
قطر: 4 تساوی
کمترین تساوی:
عراق، اردن، چین و سنگاپور (تیمهای گروه اول) همراه با امارات، استرالیا و اندونزی: بدون تساوی
بیشترین شکست:
سنگاپور و اندونزی: 6 شکست
کمترین شکست:
ایران، قطر و ازبکستان: بدون شکست
بهترین خط حمله (هجومیترین تیم):
تیم ملی ایران: 17 گل زده
بدترین خط حمله:
تاجیکستان: یک گل زده
بهترین خط دفاع (دفاعی ترین تیم):
ازبکستان: یک گل خورده
در این بخش پس از ژاپن و کره با 4 گل خورده، تیم ملی ایران با 5 گل خورده به عنوان سومین خط دفاعی برتر آسیا معرفی شد.
بدترین خط دفاع:
اندونزی: 26 گل خورده
بهترین تفاضل گل:
ایران: 12+
بدترین تفاضل گل:
اندونزی: 23-
*نکونام و جباری آقای گلهای تیم ملی/ 8 گل سهم سرخابیها
تیم ملی ایران در این رقابتها 6 مسابقه را به شرح زیر برگزار کرد:
ایران 3 – اندونزی صفر
قطر یک – ایران یک
ایران 6 – بحرین صفر
بحرین یک – ایران یک
اندونزی یک – ایران 4
ایران 2 – قطر 2
گلزنان ایران در مرحله اول گروهی به شرح زیر هستند:
جواد نکونام (3 گل)
مجتبی جباری (3 گل)
آندرانیک تیموریان (2 گل)
هادی عقیلی (2 گل)
غلامرضا رضایی (2 گل)
اشکان دژاگه (2 گل)
سید جلال حسینی، یک گل
کریم انصاریفرد، یک گل
میلاد میداودی، یک گل
جواد نکونام و مجتبی جباری با 3 گل بهترین گلزن تیم ملی در مرحله اول گروهی مقدماتی جام جهانی انتخاب شدند.
در زیر نگاهی کامل به نحوه صعود تیمها به مرحله بعد میاندازیم:
**گروه اول:
عراق با گلزنی کرار و هوار صدرنشین شد/چین ناکام بزرگ
نخستین دیدار هفته پایانی مرحله اول گروهی مقدماتی جام جهانی 2014 برزیل از منطقه آسیا بین تیمهای چین و اردن به میزبانی چینیها برگزار شد که در نهایت با برد بی فایده 3 بر یک میزبان همراه شد.
تیم ملی چین که پیش از این از دور رقابتهای مقدماتی جام جهانی 2014 برزیل حذف شده بود بیشتر برای اعاده حیثیت به مصاف صدرنشین گروه اول رقابتها رفت و در نهایت نیز با گلهای جونمین هائو (2 گل) و دابائو در مقابل گل موید سلیم موفق به برتری مقابل اردن شد.
در دیگر دیدار این گروه تیمهای ملی عراق و سنگاپور به مصاف هم رفتند که در نهایت تیم فوتبال عراق که در ورزشگاه خانگی خود میزبان سنگاپور بود با نتیجه پرگل 7 بر یک به پیروزی رسید.
دو گل از 7 گل عراق را در این دیدار هوار محمد و جاسم کرار، بازیکنان عراقی و البته بی انضباط حاضر در لیگ برتر ایران به ثمر رساندند.
عراق با این برد 15 امتیازی شد و با توجه به شکست اردن مقابل چین به عنوان تیم اول راهی مرحله بعد شد.
از این گروه تیم ملی چین ناکام بزرگ رقابتها لقب گرفت تا وداعی تلخ با جام جهانی 2014 داشته باشد.
*جدول ردهبندی گروه اول:
1- عراق 15 امتیاز
2- اردن 12 امتیاز
3- چین 9 امتیاز
4- سنگاپور بدون امتیاز
**گروه دوم:
شانس نصیب کره شد/ امارات عقدهگشایی کرد
در ادامه این رقابتها شب گذشته با توجه به حساسیت کار در گروه دوم دو دیدار همزمان در این گروه برگزار شد.
در نخستین دیدار تیم فوتبال کرهجنوبی میزبان کویت بود و موفق شد با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی برسد. دو تیم برای صعود به هر 3 امتیاز این دیدار نیاز داشتند که در نهایت با برد خانگی کرهایها، 3 امتیاز و در نهایت قرعه صعود به نام تیم مطرح کرهجنوبی افتاد تا آبیپوشان حاشیهنشین خلیج فارس با رقابتها وداع کنند.
کرهایها با این پیروزی 13 امتیازی شدند و به عنوان صدرنشین راهی مرحله بعد شدند.
در دیداری دیگر از این گروه امارات پذیرای لبنان بود که در این بازی اماراتیها با نتیجه 4 بر 2 پیروزی بیثمری را کسب کردند. اماراتی که تا پیش از هیچ امتیازی کسب نکرده بودند با 4 گلی که به تیم صعود کننده لبنان در خانه زدند علاوه بر اعاده حیثیت، نخستین 3 امیتازشان را در این رقابتها کسب کردند.
*جدول رده بندی گروه دوم:
1- کرهجنوبی 13 امتیاز
2- لبنان 10 امتیاز
3- کویت 8 امتیاز
4- امارات 3 امتیاز
**گروه سوم:
ژاپن در گام آخر کم آورد/ کرهشمالی هم رنگ دور دوم را ندید
در ادامه هفته پایانی دیدارهای مرحله اول گروهی مقدماتی جام جهانی 2014 برزیل در منطقه آسیا در حساسترین دیدار گروه سوم ازبکستان مقابل ژاپن به پیروزی رسید.
در این دیدار تشریفاتی که به منظور مشخص شدن تیمهای اول و دوم صعود کننده از گروه سوم به مرحله دوم گروهی و به میزبانی ژاپن برگزار شد، ازبکها با تک گل شادرین در دقیقه 54 مقابل حریف قدرتمند خود به برتری رسیدند تا با 16 امتیاز و با اقتدار تمام به عنوان تیم اول راهی مرحله بعدی رقابتها شوند. ژاپن نیز با 10 امتیاز به عنوان تیم دوم به مرحله دوم گروهی مقدماتی جام جهانی 2014 برزیل صعود کرد.
به این ترتیب ژاپن قدرتمند در گام آخر و در خانه مقابل حریف آسیای میانه خود کم آورد تا متزلزلانه به دور بعدی صعود کند.
دیگر دیدار این گروه را تاجیکستان و کرهشمالی برگزار کردند که این دیدار با نتیجه تساوی یک بر یک به پایان رسید.
دو تیم پیش از این از دور رقابتها حذف شده بودند و این دیدار نیز جنبه تشریفاتی داشت.
کرهشمالی که دوره گذشته به جام جهانی رسیده بود در رقابتهای امسال حتی رنگ دور دوم مرحله گروهی را هم ندید و زودهنگام از مسابقات مقدماتی جام جهانی کنار رفت.
*جدول ردهبندی گروه سوم:
1-ازبکستان 16 امتیاز
2-ژاپن 10 امتیاز
3-کرهشمالی 7 امتیاز
4-تاجیکستان یک امتیاز
**گروه چهارم:
عمان به جای عربستان صعود کرد/ استرالیا به سعودیها رحم نکرد
در ادامه رقابتها دو دیدار از گروه چهارم به طور همزمان برگزار شد که طی آن عربستان از رسیدن به مرحله بعدی (10 تیم برتر) بازماند و شانس حضور در جام جهانی 2014 برزیل را از دست داد.
در حساس ترین دیدار این گروه استرالیا در خانه با نتیجه 4 بر 2 مقابل عربستان به برتری رسید و به عنوان تیم اول راهی مرحله دوم گروهی شد و عمان نیز 2 بر صفر تایلند را از پیش رو برداشت و به عنوان تیم دوم به مرحله بعد رسید.
به این ترتیب عربستان که به استثنای جام جهانی 2010 در 4 جام جهانی قبلتر همواره پای ثابت این رقابتها بود با مربیگری ریکارد از رسیدن به جام جهانی 2014 برزیل محروم شد تا فوتبال ملی عربستان هم پس از حذف الاتفاق از لیگ قهرمانان آسیا به سرنوشت فوتبال باشگاهی این کشور دچار شود.
*جدول ردهبندی گروه چهارم:
1-استرالیا 15 امتیاز
2-عمان 8 امتیاز
3-عربستان 6 امتیاز
4-تایلند 4 امتیاز
**گروه پنجم:
دژاگه با گل آمد/ بحرین رفت کنار دست عربستان
دیدار تیم ملی ایران و قطر از ساعت ۱۷ عصر روز گذشته در ورزشگاه آزادی و در حضور ۵۱ هزار و سیصد تماشاگر( طبق اعلام بلندگوی ورزشگاه) برگزار شد و تیم ملی ایران با نتیجه 2 بر 2 برابر قطر متوقف شد.
اشکان دژاگه در اولین بازیاش برای تیم ملی در دقایق ۵ و ۵۵ گلهای ایران را به ثمر رساند و خلفان ابراهیم در دقیقه ۹ از روی نقطه پنالتی و محمد کازولا در دقیقه ۸۷ برای قطر گلزنی کرد.
به این ترتیب ایران با ۱۲ امتیاز به عنوان تیم صدرنشین به مرحله بعدی مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۴ صعود کرد و قطر هم با ۱۰ امتیاز به عنوان تیم دوم به مرحله بعد راه یافت.
بحرین هم با وجود برتری 10 بر صفر برابر اندونزی در دیدار همزمان نتوانست به مرحله بعدی صعود کند و با 9 امتیاز از گردونه رقابتها حذف شد. اندونزی هم بدون امتیاز در مکان آخر جدول قرار گرفت.
بحرین با حذف از مقدماتی جام جهانی به سرنوشت عربستان در این رقابتها دچار شد و رفت کنار دست سعودیها.
*جدول ردهبندی گروه پنجم:
1-ایران 12 امتیاز
2-قطر 10 امتیاز
3-بحرین 9 امتیاز
4-اندونزی بدون امتیاز
مرحله بعدی مقدماتی جام جهانی 2014 در دو گروه ۵ تیمی برگزار میشود. قرعه کشی این مرحله 19 اسفند برگزار خواهد شد و دو تیم اول هر گروه به طور مستقیم به جام جهانی صعود میکنند.
دليل دلخوري کروش از مسئولان فدراسيون
کارلوس کروش که چند روز پيش گفت و گوي تندي را عليه مسئولان فدراسيون فوتبال انجام داد اين روزها دلخوري هايش بيشتر شده و اين از رفتارش کاملا پيداست.کروش بر اين عقيده است که در فوتبال ايران يک عده اي به فکر نيستند و براي فوتبال دل نمي سوزانند.
http://www2.varzesh3.com/admin/asp/Picture/00029548.jpg
به گزارش خبرآنلاین: ماجرا از این قرار است که پس از بازگشت تیم ملی از امارات وقتی ملی پوشان به فردوگاه امام خمینی (ره) می رسند اتوبوسی هماهنگ نشده بوده تا آنها را به شهر بیاورد! این اتفاق در حالی افتاد که پس از پیگیری های متعدد مشخص شد که به دلیل ناهمانگی ها به وجود آمده اتوبوسی که قرار بوده دنبال ملی پوشان یک روز زودتر به فرودگاه رفته بوده است.
حاشیه های این اتفاق با گرفتن آژانس برای ملی پوشان ختم به خیر شد اما به نظر کارلوس کروش دیگر آن کروش همیشگی نیست.
او تا قبل از بازی با قطر به اردوی تیم ملی نرفته است و حتی محل اقامتش هم با آنها در یک هتل نبوده است. کروش تنها به محل تمرینات می رفته و پس از زیر نظر گرفتن تمرینات بلافاصله به محل اقامتش بر می گشته است و نسبت به اتفاقات درون تیمش بی تفاوت بوده است.
او در واقع می خواسته با این حرکت به آنهایی که بی تفاوت خطابشان کرده است بفهماند فقط مربی است مثل سابق پیگیرکارهای حاشیه ای را نمی کند.
Rainyboy
04-02-2012, 11:17 AM
ادامه جست و جوي كي روش در كشورهاي اروپايي
دو رگه ها رصد مي شوند
http://tik.ir/wp-content/uploads/2012/03/20120314142400_ashkan.jpg
با نزديك شدن به شروع مسابقات مقدماتي جام جهاني، سفرهاي كارلوس كي روش براي آشنايي با وضعيت حريفان تيم ملي كليد خورده و سرمربي پرتغالي تيم ملي اين روزها در حال سفر به كشورهاي مختلف آسيايي و اروپايي به سر مي برد. کي روش كه چهارشنبه هفته گذشته براي آگاهي از وضعيت محمدرضا خلعتبري، بازيكن تيم الوصل به امارات سفر كرده بود، بعد از ملاقات با مارادونا، امارات را به مقصد لبنان ترك كرد تا بازي تداركاتي تيم ملي اين كشور را مقابل مصر تماشا كند.
كي روش عصر روز جمعه و بعد از تماشاي چند بازي از ليگ فوتبال لبنان كه يكي از حريفان تيم ملي ايران در مسابقات مقدماتي جام جهاني محسوب مي شود، راهي اروپا شد تا بازيكنان دو رگه ايراني را زير نظر بگيرد. سرمربي تيم ملي ابتدا عازم فرانكفورت شد تا يك بازيكن گمنام ايراني را كه در ليگ دسته دوم آلمان توپ ميزند زير نظر بگيرد. بعد از سفر به فرانكفورت، كي روش راهي بلژيك مي شود تا با رضا قوچاني نژاد، بازيكن ايرانيالاصل باشگاه سنت ترويدن را ملاقات كند. قوچاني نژاد، بازيكن دورگه ايراني، هلندي است كه مثل اشكان دژاگه مشكل سربازي دارد اما قرار است کيروش نگرانيهاي اين بازيكن را برطرف كند تا بعد از اشكان دژاگه، قوچاني نژاد كه در فوتبال هلند به گوچي معروف است دومين بازيكن دورگه اي باشد كه در فهرست بازيكنان مورد علاقه كي روش قرار ميگيرد. كي روش بعد از ملاقات با گوچي به هلند مي رود تا بازي حميد زرباف، يكي ديگر از بازيكنان دورگه ايراني را كه در ليگ اين كشور توپ ميزند زير نظر بگيرد. دغدغه اصلي كي روش اما زير نظر گرفتن سه بازيكن دو رگه ايراني است كه از شانس بيشتري براي دعوت شدن به اردوي تيم ملي ايران برخوردارند. يكي از اين بازيكنان آرش بيات است كه هافبك تيم آسيريسکاي سوئداست كه در سال 1362 در تهران متولد شده و اكنون در ليگ فوتبال سوئد به عنوان يك بازيكن سرشناس و تاثيرگذار شناخته مي شود. او از سال 2001 تاکنون با پيراهن شش تيم سوئدي به ميدان رفته و در ليگ سوئد 218 بازي انجام داده و 40 گل به ثمر رسانده است. بيات درحال حاضر به عنوان بازيکن – مربي در تيم آسيريسکاي مشغول است. بيات از سال 1999 تا 2001، 37 بازي براي تيمهاي زير 16 و زير 18 سال سوئد انجام داد و 16 گل هم به ثمر رسانده.
كي روش در جريان حضور در كشور سوئد امين نظري، يكي ديگر از بايكنان ايراني شاغل در ليگ فوتبال اين كشور را زير نظر خواهد گرفت. نظري در سال 1372 در مالمو سوئد به دنيا آمده و در حال حاضر با پيراهن تيم مالمو بازي ميکند.
اين بازيکن جوان كه پدري ايراني و مادري فيليپيني دارد، در سوئد به دنيا آمده و به همين دليل مي تواند در تيم هاي ملي ايران، سوئد و فيليپين بازي كند. نظري بازي کردن براي تيم ملي سوئد را منطقي ترين تصميم دانسته، هرچند به نظر مي رسد راه يافتن به تيم اصلي بزرگسالان سوئد کار چندان آساني نباشد. با اين حال نظري تاکنون 18 بازي براي تيمهاي زير 17 و زير 19 سال سوئد انجام داده و سه گل براي هر کدام از اين تيمها به ثمر رسانده است. بهرنگ صفري مدافع 27 ساله تيمهاي مالمو، بازل سوئيس و اندرلشت بلژيك كه با تيم بازل در ليگ قهرمانان اروپا هم به ميدان رفته سومين بازيكن مورد نظر كي روش است كه اكنون در ليگ بلژيك بازي مي كند.
صفري اولين بار در سال 2008 به تيم ملي سوئد دعوت شد و تا کنون 23 بازي براي تيم ملي سوئد انجام داده است. بازي كردن با پيراهن تيم ملي سوئد بزرگترين مانع حضور بهرنگ صفري در اردوي تيم ملي ايران محسوب ميشود اما كي روش همچنان چشم به تجربه اي كه اين بازيكنان در ليگ هاي معتبر اروپايي كسب كرده دوخته است.
حميدرضا رسولي
rahim
04-02-2012, 06:33 PM
تجربه بازی در لیگهای اروپایی خوبه ..امادلیلی بر کیفیت بازیکنان نیست .... چه بسا خیلی از بازیکنان داخلی خودمون که جایی در لیست تیم ملی ندارن اگر در اروپا متولد میشدند الان در لیگهای اروپایی بازی میکردند ...
لیگهایی مثل بلژیک ؛ سوئد وحتی دسته دو المان وتیمهای سطح پایین هلند جایی برای بازیکنان تاپ نیست ..
همین شاپور زاده که الان در استیل اذینه همگی سطح بازیش رو دیدیم ..
به نظرم تو بازیکنان دو گه زندی و اشکان جز استثنا بودند ..
علی تیفوسی
04-29-2012, 07:35 PM
تو اخبار اومد که کره جنوبی رقیب ما در انتخابی جام جهانی برزیل 2014 با اسپانیا بازی تدارکاتی گذاشته بعد نگاه کنین ببینیم ما با کیا داریم بازی می کنیم موزامبیک اون یکی دیگه چی بود اسمش که در اون ته مهای رده بندی فیفا هست و . . .
علی تیفوسی
05-15-2012, 10:49 AM
آشنایی با کشف جدید کیروش
امید نظری، مردی از مالمو/ یک بازیکن با 3 گذرنامه!
امید نظری که از سوی کیروش به تیم ملی فوتبال ایران دعوت شده، در شهر مالموی سوئد به دنیا آمده است.
http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/02/26/13910226000019_PhotoA.jpg
به گزارش خبرگزاری فارس، کارلوس کیروش مدتی است که به دنبال بازیکنان ایرانیالاصلی است که در خارج از کشور بازی میکنند. سرمربی تیم ملی ابتدا سراغ اشکان دژاگه رفت و با وجود مشکلاتی که این بازیکن از نظر خدمت سربازی داشت، سرانجام موفق شد مقدمات حضور او را در ایران فراهم کند. اینگونه بود که دژاگه سال گذشته اولین بازیاش را برای تیم ملی مقابل قطر انجام داد.
پس از این موضوع کیروش سراغ نفرات دیگری رفت و در این میان اسامی زیادی مطرح شد تا اینکه سرمربی تیم ملی روز گذشته از دعوت از یک بازیکن دورگه خبر داد. امید نظری بازیکنی است که به تازگی به تیم ملی دعوت شده و همه منتظر هستند تا ببینند او چه عملکردی خواهد داشت.
امید نظری از پدری ایرانی و مادری فیلیپینی در سال 1991 در مالمو سوئد متولد شده است. او اکنون در لیگ سوئد و تیم آنجلهولمز بازی میکند و پیشینه بازی در تیم مالمو را نیز دارد.
پست اصلی نظری هافبک است. او بازی خود را از مالمو آغاز کرد و در سال 2011، چهار بازی برای این تیم انجام داد و سپس به باشگاه آنجلهولمز که در دسته دوم سوئد حضور دارد قرض داده شد. نظری در این تیم 7 بازی انجام داد و یک گل نیز به ثمر رساند و نظر سران این تیم را به خود جلب کرد. در پایان فصل روسای باشگاه خواستار دائمی کردن قرارداد او شدند و به شکل دائم او را از مالمو به آنجلهولمز منتقل کردند.
امید نظری به دلیل داشتن 3 پاسپورت، میتواند برای 3 تیم ملی ایران، سوئد و فیلیپین به میدان برود.
به نظر میرسد نظری آخرین دورگهای نیست که به تیم ملی دعوت میشود چرا که کیروش در سفرهای مختلف بازیکنان دیگر را هم زیر نظر گرفته است.
vBulletin v3.8.4, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.