توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دانستيهاي فوتبال
rahim
09-09-2009, 06:52 PM
دانستنیهای فوتبال
آیا میداند که ورزشگاه آزادی در چه تاریخی افتتاح شد؟
27 اسفند 1350
تولد ورزشگاه آزادي
از روزي که امجديه ساخته شد، قلب فوتبال ايران در خيابان مفتح امروزي مي تپيد. فکر ساخت يک ورزشگاه يکصدهزارنفري براي پايتخت از المپيک 1964 توکيو به ذهن فوتبال ايران افتاد. کلنگ ها در سال 47 به زمين زده شد. نوادگان فرمانفرماي بزرگ، پيمانکار ورزشگاه آزادي بودند.
ورزشگاه در اسفند 1350 به طور نسبي آماده بهره برداري شد اما به طور رسمي اين ورزشگاه در سال 1353 و در جريان بازي هاي آسيايي افتتاح شد. در اولين بازي برگزار شده در ورزشگاه آزادي، پرسپوليس 2-4 به کروزيروي برزيل باخت.
rahim
09-09-2009, 06:54 PM
سه سال بحراني در پرسپوليس/ سرگذشت تبعيد از بولينگ به داووديه
--------------------------------------------------------------------------------
داستان بعد از انقلاب پرسپوليس، حکايت هاي جالبي را در دل خود دارد. پرسپوليس بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، براي آنکه سرپا بايستد، دردسرهاي زيادي را تحمل کرد، در دوره سه ساله يي که بين دوران پيروزي انقلاب تا آغاز دومين سال دهه 60 به وجود آمد، پرسپوليس با مشکلاتي دست و پنجه نرم کرد که عمده آن تبعيد تيم از تشکيلات بولينگ عبده به تپه هاي داووديه بود. دفتر باشگاه پرسپوليس در اين سال ها از جاده قديم شميران، جنب پل رومي به بنگاه اتومبيل علي پروين در خيابان عارف تهران نقل مکان کرد که به زحمت دو اتومبيل در آن جا مي شد.
در همان سال انقلاب، بولينگ عبده آتش گرفت. همان وقت گفته مي شد سهامداران، بولينگ را تعمداً آتش زده اند تا خسارت آن را از بيمه بگيرند و سپس راهي خارج از کشور شوند. خيلي ها آتش سوزي در بولينگ را به فاطمه پهلوي خواهر کوچک محمدرضا پهلوي نسبت دادند که همسرش ارتشبد محمد خاتمي بود. ارتشبدي که در سال 54 بر اثر سانحه سقوط با کايت فوت شد. اين اتفاق در مرداد سال 57، زماني رخ داد که هنوز شعله هاي انقلاب، آنقدرها اوج نگرفته بود. در واقع بايد گفت محور درگيري هاي خياباني و مصاديق انقلابي از روز جمعه 17 شهريور 57 آغاز شد و از آن پس بود که کشور به سوي نيمه تعطيلي و دگرگوني پيش رفت. حتي جالب است بدانيد که دو روز قبل از 17 شهريور يعني روز 15 شهريور، تيم ملي فوتبال ايران در ورزشگاه آزادي با تيم ملي شوروي سابق بازي کرد. بازي انجام شد اما حتي يک قطره خون هم از دماغ کسي نريخت،
بعد از پيروزي انقلاب، پرسپوليسي ها با همان ياران سابق خود، حداکثر بدون اسماعيل حاج رحيمي پور و اصغر اديبي در مسابقات فوتبال جام شهيد مهدي اسپندي به عنوان قهرماني رسيدند. مرداد سال 58، همان روزهايي که پرسپوليس قهرماني را جشن مي گرفت، علي عبده آخرين روزهاي زندگي را در امريکا سپري مي کرد.
بولينگ اما همچنان در اختيار پرسپوليس بود. پرسپوليسي ها رفته رفته نغمه دو گروهي بودن را سر دادند. گروهي از جوانان انقلابي اين تيم که زمزمه هاي ضدارزشي را در مجموعه برنمي تابيدند، شوق حرکت هاي انقلابي را به دنبال گذشت يک سال بعد از انقلاب هنوز در سر داشتند. محمدحسين دادکان، محمدرضا زادمهر، محمد صادقي، محمد پنجعلي، محمد مايلي کهن، رمضان جعفري و... به هم نزديک شدند. در همين زمان، تيم بدون مدير اين زمان پرسپوليس، تصميم گرفت يک نماينده را براي ارتباط با مسوولان ورزش انتخاب کند. اعضاي باشگاه دور هم جمع شدند. جواد الله وردي گفت: امروز مدير و مربي باشگاه بايد بدانند که عملکرد عضله 2 سر و 3 سر چيست، پروين ناگهان خروشيد که «مگه حشمت فرق عضله 2 سر و 10 سر، را مي دانست که تيم ملي را به جام جهاني برد؟»
بعد از اين حرف و حديث ها راي گيري انجام شد. جواد الله وردي بيشتر از همه راي آورد اما او قصد داشت براي ادامه معالجه روي دو زانوي آسيب ديده اش به خارج از کشور برود. بعد از او محمدحسين دادکان 24 ساله که 23 سال بعد رئيس فدراسيون شد نماينده پرسپوليسي ها بود. با اين حال پروين خودش را محور همه تصميم ها در پرسپوليس قرار داد. همين امر باعث شد که جوان هاي انقلابي، يعني همان ها که نام شان را برديم، از تشکيلات پرسپوليس جدا شده و مستقل شوند. آنها قصد داشتند تيمي به نام پرسپوليس آزاد تشکيل دهند و بلافاصله با اين نام جديد به جامعه القا کنند اين پرسپوليس، پرسپوليس آزاد است و با استفاده از احساسات تند انقلابي اوايل پيروزي انقلاب به جامعه بقبولانند که آن پرسپوليس، پرسپوليس دربند و طاغوتي است و هنوز آزاد نشده است،
پرسپوليس نيمه دوم سال 58 و نيمه اول سال 59 هم اسير درگيري ها بود. در دوراني که دادگاه هاي انقلاب، شروع به بررسي پرونده هاي برخي از ورزشکاران کرد و ناگهان چند نفر از آنهادر خانه ها مخفي شدند، پرسپوليس آزاد هم نتوانست پروبال تازه يي بگيرد و در نيمه دوم سال 59، محمد پنجعلي و محمد مايلي کهن به پرسپوليس برگشتند. در سال 59، بنياد تازه تاسيس مستضعفان، اموال باشگاه پرسپوليس در محل بولينگ عبده را که به علي عبده تعلق داشت، مصادره کرد و هيچ کدام از سهامداران و وراث آنها شکايتي نکردند. در خردادماه سال 60، دکتر چمران، آزاد مرد سنگر علم و دانش در منطقه دهلاويه به شهادت رسيد. مسوولان سازمان تربيت بدني که حالامتولي پرسپوليس شده بودند اقدام به تغيير نام پرسپوليس به شهيد چمران کردند. پرسپوليسي ها ضمن احترام بسياري که براي شهيد چمران بزرگوار قائل بودند، اين امر را نپذيرفتند و در بازي با هما، وارد زمين نشدند. اين بازي را تيم فوتبال هما، با راي کميته انضباطي 3بر صفر برد.
پرسپوليس بي سر پناه در مسابقات سال 1360 نايب قهرمان تهران شد. بعد از اين قهرماني بود که محمدحسين دادکان از دوران غيبت خود خارج شد و به پرسپوليس برگشت. او در اولين تمرين، وقتي ديد مرحوم شاهرخي، بر سر تمرين و در حال اداره تمرين پرسپوليس با سوت است از هيبت انقلابي خود استفاده کرد و سوت را از محراب گرفت و به علي پروين داد و پروين رسماً سرمربي شد. دادکان 8 ماه بعد از فوتبال در 27 سالگي خداحافظي کرد، از آن پس براي پرسپوليس يک علي ماند و يک حوض بزرگ. از آن پس، پرسپوليس در تپه هاي داووديه دنبال قهرماني مي گشت....
rahim
09-09-2009, 06:55 PM
شیوه 4- 2 - 4
---------------------
در این شیوه ، دروازه بان ، چهار مدافع شامل دو مدافع کنار و دو مدافع وسط ، دو هافبک ، چهار مهاجم شامل دو مهاجم کنار و دو مهاجم وسط وجود دارند .
ترکیبی جدید که به فوتبالی روان همراه با زیرکی تاکتیکی بازیکنان اهمیت می دهد . شش بازیکن ستون مرکزی این شیوه را تشکیل می دهند : دو مدافع وسط ، دو هافبک و دو مهاجم وسط . در کنار این بازیکنان ، دیگران نقش مکمل داشته و متناسب با نیاز به دفاع یا تهاجم به آنها اضافه می شوند . در مقایسه با شیوه wm عنوان بازیکنان تغییر می کند : برای شیوه 4 – 2 - 4 صحبت از مدافعان کنار راست و چپ ، مدافعان وسط راست و چپ ، هافبک ها ، مهاجمان کنار راست و چپ . مهاجمان وسط راست و چپ به میان می آید .
نقش هافبک ها در شیوه 4 – 2 - 4 مهم است . آنها نه تنها باید شکاف های موجود را پر کنند ، بلکه باید بازی را نیز هدایت کرده و توپ را به سمت چهار بازیکن مهاجم بفرستند . در شیوه 4 - 2 - 4 ، تنها در شرایط استثنائی باید دریبل زد ، زیرا حرکت روان بازی را که مورد نظر تیم است ، کند می کند . در این شیوه استفاده از پاس های بلند عاقلانه تر است . مهاجمین باید مرتبا حرکت کرده و تقاضای توپ کنند تا بهتر در معرض دید دو هافبک قرار بگیرند . آنها برای دریافت توپ باید عقب تر بیایند و فاصله خود را با هافبک ها کمتر کنند . در دفاع هیچگونه عمل غیر معمول نباید انجام بگیرد و مدافعین باید اقدام به یار گیری شدید کنند .
برای اینکه شیوه 4- 2 – 4 موثر باشد ، اصلی اساسی که همانا روحیه همبستگی است باید رعایت شود .: وقتی تیم صاحب توپ است ، همه بازیکنان مهاجم ، و زمانی که تیم بدنبال توپ است همه مدافع می باشند این اصل اساسی شیوه 4 - 2 – 4 تکنیک بازی گروهی را به ما گوشزد می کند ، که بعدا این موضوع را مورد بررسی قرار خواهیم داد .
مزایای شیوه 4 – 2 - 4
مدافعین کنار امکان بیشتری برای نفوذ از گوش های زمین خواهند یافت .
پیشرفت کار تیمی بهتر می شود .
هر بازیکن مسئولیت منطقه خود را بعهده می گیرد و نیروی خود را صرف آن می کند . بنابراین بازده کار بیشتر است . شیوه 4 - 2 - 4 از سرگردانی بازیکنان در زمین جلوگیری می کند .
بازیکنان تیم از لحاظ تعداد به حریف برتری خواهند داشت ، البته در صورتی که هافبک های عقب به اندازه کافی توانائی بدنی و تکنیکی داشته باشند.
در شیوه 4 - 2 - 4 بازی دو نفره و سه نفره ضرورت دارد . در نتیجه ، روحیه کار گروهی بسیار خوبی در تیم ایجاد می شود .
معایب شیوه 4 - 2 – 4
چنانچه می خواهید بازی شما موثر باشد ، ناچار هستید از دریبل زدن و اتلاف وقت خودداری کنید.
اگر آزادی عمل هافبک ها را مدود ا کم کنید ، به طوری که نتوانند توپ را به سوی جلو توزیع کنند ، نظم بازی بهم خواهد ریخت .
------------------------------------------------------------
سیستم2 – 5 – 3
------------------
این جدیدترین شیوه بازی فوتبال است . در این شیوه دروازه بان ، سه مدافع شامل یک مدافع وسط و دو مدافع کنار ، پنج هافبک و دو مهاجم وجود دارند .
فوتبال نوین اهمیت زیادی به بازیکنان خط میانی و تقویت وسط زمین می دهد. بنابراین تیم ها پنج هافبک در زمین قرار می دهند . وظیفه این پنج هافبک بسیار مهم است . آنها باید در دفاع و نیز در حمله شرکت کنند . در این میان وظیفه هافبک های کنار پر کردن گوش های زمین در هنگام حمله یا دفاع است .
امروزه اکثر تیم های بزرگ دنیا از این شیوه استفاده می کنند . برتری این شیوه نسبت به شیوه های دیگر این است که تیم درهنگام دفاع یا حمله مرتبا از هشت بازیکن استفاده می کند .
دفاع در شیوه 2 – 5 - 3
هنگامی که تیم حریف صاحب توپ می شود ، پنج هافبک با اعمال فشار بر حریف و با انجام یار گیری فردی ، منطقه ای یا مختلط ، دفاع از تیم را از میانه زمین آغاز می کنند . آنها با مدافعین نزدیک بهم بازی کرده و از یکدیگر حمایت می کنند . هافبک های کنار وظیفه دفاع از گوش های زمین را بعهده گرفته و مدافعین کنار پشت سر آنها قرار می گیرند و از آنها حمایت می کنند . در صورت عبور حریف از مدافعین ، مدافع وسط وارد عمل می شود و با استفاده از تکل ، قطع توپ و غیره حمله حریف را خنثی می کند . با عقب آمدن پنج هافبک و پیوستن آنها به مدافعین ، تعداد بازکنان در منطقه دفاع به هشت می رسد و دیوار دفاعی مستحکمی در برابر حریف ایجاد می کنند . در این شیوه ، نقش مدافعین بسیار مهم است . در صورتی که آنها هوشیار عمل کنند و به مردان میانی زمین توپ برسانند ، نه تنها حمله حریف را دفع می کنند ، بلکه می توانند ضد حمله ای را نیز آغاز کنند . هنگام دفاع ، دو مهاجم نزدیک به یکدیگر در وسط زمین قرار می گیرند و با هوشیاری آماده دریافت توپ و آغاز حمله می باشند .
هجوم در شیوه 2 - 5 – 3
هنگامی که تیم توپ را تصاحب می کند ، بازی گروهی تیم اهمیت بیشتری می یابد . در این زمان مدافعین باید با هافبک ها همکاری کنند و توپ را برای آنها بفرستند .
مهاجمین در شیوه 2 – 5 – 3 باید از آمادگی کامل برخوردار باشند و با سرعت عمل خود در دفاع حریف نفوذ کرده و خطر ایجاد کنند . در صورتی که آنها گرفتار یارگیری حریف شوند ، باید اقدام به بازی سازی کرده و با انجام حرکات یک – دو ، بازی دو نفره یا سه نفره هافبک ها را در امر پیشروی یاری کنند . هافبک های کنار نیز باید با دور زدن مدالعان کناری حریف و با انجام سانتر ، توپ را به مهاجمین برسانند تا آنها با استفاده از پا یا سر به آن ضربه بزنند . در این لحظه ، هافبک های دیگر باید آماده باشند تا در صورت برگشت توپ ، آن را شوت کنند .
زمانی که تیم حمله می کند و حریف را در زمین خودش تحت فشار قرار می دهد، یکی از سه مدافعین نیز در حمله شرکت کرده و تعداد بازیکنان را به هشت می رساند تا فشار وارده بر حریف بیشتر شود . هافبک ها همواره باید هوشیار باشند.
آنها نباید نامنظم پیشروی کنند ، بلکه باید نزدیک بازی کرده و یکدیگر را پوشش دهند تا گرفتار ضد حمله ناگهانی حریف نشوند .
شیوه 2- 5 – 3 ظاهرا بهترین شیوه بازی برای نمایش شیوه بازی برای نمایش فوتبالی روان و پر تحرک است . با وجود این ، نکته مهمی را باید مورد توجه قرار داد:
تیمی که این شیوه را انتخاب می کند باید بازیکنانش (خصوصا هافبک هایش) شرایط بدنی عالی داشته باشند . آنها باید با دوندگی خود در حمله و دفاع شرکت کنند . در صورتی که آمادگی بدنی آنها خوب نباشد ، نه تنها تیم نمی تواند خوب گل بزند ، بلکه در کار دفاع نیز با اشکال مواجه شده و در نهایت باعث شکست تیم می شوند .
--------------------------------------------------------
شیوه 2 – 4 - 4
-----------------
اگر شیوه 3- 3 – 4 تعبیر دفاعی دفاعی 4 – 2 - 4 است ، روش 2 – 4 – 4 حالت دفاعی تر 3 – 3 – 4 می باشد . فوتبال در چند سال گذشته دائما در حال تحول بوده است . تنها یک تفاوت میان شیوه 4 – 2 - 4 و 2 – 4 - 4 وجود دارد : عقب آمدن دو مهاجم و قرار گرفتن آنها در میانه زمین . هنگام انجام مسابقات غیر خانگی ، این شیوه بازی بسیار مرسوم است . در این شیوه یکی از سه مهاجم ، میانه زمین را تقویت می کند و هدف این است که تیم گلی دریافت نکند .
دو مهاجم باید به فضای وسیعی تسلط یافته و دریبل زدن ، صرف وقت و بازی دو نفره را نیز خوب بدانند . مهاجمی که تنها به دفاع حریف حمله کند به دام آنها می افتد و غالبا بی اثر می شود .
تاکتیک 2 – 4 - 4 امکان پوشش هافبک ، حمایت از مدافعین کنار و انجام جمله با تیمی از قدرت واقعی تیم را فراهم می کند . مسلما پیشروی یک یا دو هافبک به سمت دروازه ، با همکاری دو مهاجم ، بخت بسیار زیادی را برای انجام حرکتی موفق بوجود خواهد آورد . اما توجه داشته باشید که قواعد این شیوه خشک نیستند ، به شرطی که آنها را به معنای واقعی خود بکار ببریم ، نه در قالب فرمولی که متاسفانه جدیدا مرسوم شده است . بدین معنی که تیم ها بجای بازی سازی ، اقدام به یارگیری فردی و منطقه ای می کنند .
--------------------------------------
شیوه دفاع سوئیسی
------------
این شیوه نیز مانند شیوه دیوار بتنی از روش wm سرچشمه می گیرد .
شیوه دفاع سوئیسی ، گروهی تر از شیوه دیوار بتنی است . اصولا هافبک های عقب مسئو لیت مهاجمین کنار حریف را به عهده می گیرند و بدین ترتیب به مدافعان کنار اجازه استفاده از وسط زمین را می دهند . هافبک های عقب با اجرای یارگیری روی مهاجمان کنار حریف یکی از مدافعین را ( اصولا مدافع وسط ) که در عقب دفاع می کند ، آزاد می کنند . او از نقطه حساس خود در دفاع تیم را هدایت می کند . اگر او مسئولیت مراقبت از بازیکنی را بعهده نداشته باشد می تواند نفوذ کند . بازگشت هافبک های عقب نیز یکی از بازیکنان جلو را وادار می کند که به عقب بیاید ، اما بمحض اینکه تیم حرکتی تهاجمی را آغاز کرد ، او فورا به جای اصلی خود باز می گردد .
کار آیی این روش تا حد زیادی بستگی به سرعت مهاجم جلو دارد که باید در رفت و آمد باشد . بدون او و هافبک های عقب دیگر بازیکنان جلو تنها می شوند . به همراه او ، و با پیشروی هافبک های عقب است که تو پ تدریجا به جلو هدایت شده و حرکت گروهی تیم کامل می شود . این شیوه دفاعی به آمادگی کامل بدن نیاز دارد .
تفاوت این شیوه با روش دیوار بتنی این است که مدافع آخر یارگیری منطقه ای انجام می دهد ( در روش دیوار بتنی مدافع آخر تنها دفاع فردی انجام می دهد ) . اشکال این روش معلوم است : اگر تیمی بخواهد حفظ نتیجه کند ، این روش نسبتا فشرده است ( همیشه دو دفاع در وسط وجود دارد که مدافع آخر میان توپ و دروازه عمل می کند ) ، بنابراین بر خلاف فوتبالی روان و موثر ، فوتبالی روان و موثر ، فوتبالی بی تحرک ارائه می دهد .
شیوه دفاع سوئیسی، مانند شیوه دیوار بتنی ، موجب تسلط حریف بر بازی می شود . چنانچه این شیوه را آگاهانه اجرا کنید ، می توانید برای خود فضا ایجاد کنید ، اما اگر از آن ضرورتا برای مقاومت در مقابل حریف استفاده کنید ، در این صورت موقعیت شما نسبتا نا پایدار خواهد بود .
-------------------------------------------------------------------------------------
شیوه wm در فوتبال
------------------
ترتیب آن در زمین عبارت است از : یک دروازه بان ، سه مدافع شامل دو مدافع کنار و یک مدافع وسط ، دو هافبک عقب ، دو هافبک جلو ، سه مهاجم شامل دو مهاجم کنار و یک مهاجم وسط .
در این شیوه بازی سه بازیکن پر قدرت ، یعنی دروازه بان ، مدافع میانی و مهاجم وسط اهمیت زیادی دارند . این سه بازیکن ستون های شیوه wm هستند .
وضعیت بدنی آنها باید بهتر از تکنیکشان باشد . آنها با حضور خود ، جای یارانشان را در زمین مشخص می کنند . فوتبالیست هائی که در کنار آنها قرار می گیرند، مسئولیت تکنیکی بازی را بعهده می گیرند ( هافبک های عقب و جلو ) .
نقش آنها بازی سازی و هدایت توپ است ، به طوری که با اصول شیوه wm تناقضی نداشته باشد .
این شیوه که بیشتر گروهی است تا فردی ، نیاز به کوششی همه جانبه از سوی بازیکنان دارد . از کار انداختن حریف با یارگیری شدید فردی ( برعکس شیوه معمول امروزی که غالبا یارگیری به صورت منطقه ای انجام می گیرد ) صورت می گیرد . هر چند که این شیوه بسیار ساده است ، اما با گذشت زمان ، ارزش زیادی به تیم می دهد .
شیوه wm به حالت های مختلف در می آید . ویژگی آن به اندازه ای تعدیل می شود که آزادی عمل بسیار زیادی در انجام حرکات به بازیکنان می دهد . بجز مدافعین ، بازیکنان دیگر استقلال خواهند داشت . Wm شیوه ای است که شیوه های دیگری را نیز به وجود آورده است ، زیرا اصول آن در جاگیری و بکار گیری بازیکنان در زمین ( که تعادلی میان حمله و دفاع ایجاد می کند ) به گونه ای است که می تواند به عنوان شیوه ای نمونه مورد استفاده قرار گیرد ، حتی می توان آن را با شیوه روز کمابیش تطبیق داد .
Wm و وظیفه بازیکنان
در هنگام حمله ، مهاجمین کنار و مهاجم آزاد وسط نیروی ضربتی تیم را تشکیل می دهند . هافبک های جلو درست در پشت آنها ، به عنوان حامیان هافبک های عقب و مهاجمین عمل می کنند . هافبک های عقب در مقایسه با هافبک های امروزی نقش کمتری دارند.
در آن زمان دو بازیکن 4 و 6 تنها یک وظیفه داشتند : پر کردن تمام شکاف های میانه زمین ، بدون شرکت در بازی سازی . این هافبک های عقب رابطی میان هافبک های جلو و مدافعین بودند . در جلو دروازه بان ، مدافعین کنار و مدافع وسط از گوشه های زمین حفاظت می کردند .
شیوه wm مدتها بحث های زیادی را برانگیخت . این شیوه دقیقا به چه دلیل مورد سرزنش قرار می گرفت ؟ بخاطر اینکه سطح کیفی فوتبال را پائین می آورد ، بازی را بیش از حد منطقی می کرد ، یا خلاصه اینکه روح تفکر و خلاقیت را از بین می برد.
این مطالب غالبا پایه و اساسی نداشتند ، زیرا هنگامی که دو تیم خوب مقابل هم قرار می گرفتند ، شیوه wm جلوه ای زیبا در زمین داشت . هنگامی که از این شیوه بد استفاده می شد ، یعن فقط حالت دفاعی آن اجرا می شد ، آهنگ بازی بهم می ریخت . اما اساس این شیوه نه تنها اطاعت تاکتیکی تمام بازیکنان را طلب نمی کرد ، بلکه کاملا برعکس بود .
تیم های بزرگ تغییراتی در این شیوه بوجود آوردند . گاهی اوقات هافبک جلو جانشین هافبک عقب می شد و بالعکس . مهاجم غالبا برای دستیابی به آزادی عمل بیشتر ، از طریق شکاف موجود به عقب می آمد . روش wm همانند شیوه های دیگر ، زمانی که با شرایط واقعی زمین تطبیق داده نشود ، خطر ایجاد می کند .
جا به جائی مهره ها در تابلو ، یا تشریح بازی روی تخته سیاه ، هیچ گاه پاسخگوی ظرافت های توپ گرد نیست . این اصول یک شیوه بازی است که اهمیت دارد.
شیوه بازی متناسب با ویژگی های تیم و بازیکنان قابل تغییر است . اما به تحول فوتبال نیز باید توجه کرد ، شیوه های بازی بدین دلیل بوجو می آیند که شیوه های دیگر را رد کنند . هر چه در قبال شیوه بازی مستقل تر عمل کنید ، کنترل توانائی های شما برای حریف دشوارتر خواهد بود .
شیوه wm به مرور زمان تغییراتی کرده است . اما این دو شیوه اخیر ( شیوه های دیوار بتنی و دفاع سوئیسی ) تنها یک هدف داشته اند : مخالفت با ابراز وجود و شکوفائی روش wm ، و بدین وسیله حرکت ضد wm بوجود آمد .
------------------------------------------------------------
شیوه 3- 3 – 4
-------------
این شیوه تعبیر دفاعی تر شیوه 4 – 2 – 4 است و مهاجم نوک غالبا به وسط زمین بر می گردد. در این شیوه ، دروازه بان ، مدافع آزاد و منطقه های دفاعی درست و در جلو او ، مرکب از دو مدافع کنار و یک مدافع جلو وجود دارند . سه هافبک و سه مهاجم نیز ترتیب تیم را کامل می کنند .
بجز مدافع آزاد ، هر بازیکن حریف مستقیمی در زمین دارد . فوتبال امروز اکثرا از این شیوه استفاده می کنند ، زیرا این روش برای ایجاد تعادل میان دفاع و حمله مناسب تر به نظر می رسد سه بازیکن میانی زمین نقش مهمی ایفا م کنند این سه هافبک باید خصوصیاتی داشته باشند که بتوانند مکمل بازیکنان دیگر باشند ( بازیگردان ، هافبک تهاجمی و هافبک دفاعی ) .
بنابراین هر بازیکن در منطقه خود فعالیت می کند . در عین حال گاهی اوقات آنها جای یاران خود را گرفته و به دفاع تیم کمک می کنند یا در ضد حمله شرکت می کنند . مزیت بازی فوتبال با استفاده از سه هافبک این است که امکان اجرای سبک های متعدد را فراهم می کند ، بازیکنان تیم متناسب با حرکت بازی گردان خود ، هافبک دور زننده دفاع یا هافبک دفاعی سبک خود را که شباهتی به دگر سبک ها ندارد ، انتخاب خواهند کرد . در دفاع ، دو مدافع کنار گوش های زمین را مسدود می کنند و مانع پیشروی مهاجمین حریف می شوند . زمانی که مدافع جلو از مهاجم وسط حریف مراقبت می کند ، مدافع آزاد کمی عقب تر جا گرفته و شکاف های دفاع را پر می کند . او به عنوان سکوی پرتاب توپ یا آغازگر ضد حمله نقش مهمی ایفا می کند .
مهاجم نوک همیشه باید در محدوده خط آفساید حریف بازی کند و سعی کند دفاع وسط حریف را با خود بکشاند . او توپ های خود را از دفاع و به وسیله هافبک دریافت می کند . در فوتبال جدید و خصوصا در شیوه 3 - 3 - 4 ، جا عوض کردن بازیکن ها غالبا مستلزم آن است که بتوانند وظایف متعددی بر دوش بگیرند . مهاجم وسط که گرفتار مدافعین حریف است ، می تواند جانشن مهاجم کنار شده و این یکی در وسط قرار بگیرد . اگر این جا به جائی مرتبا تکرار شود ، می تواند نظم دفاعی حریف را بهم بزند.
ظهور شیوه 3 – 3 - 4 وظایف مدافعین کنار را بیشتر کرده است . با وجود سه هافبک ، فضای کنار زمین غالبا برای پیشروی مدافع کنار خالی است .
تاکتیک با بازیکنان بیشتر ، سبک ها و حالات تهاجمی تیم را تغییر می دهد . با وجود این رعایت یک نکته ضروری است :
چنانچه می خواهید در تعویض جای بازیکنان و پیشروی مدافعین کنار موفق باشید ، تیم شما باید یکپارچه و متحد باشد .
----------------------------------------------------------------------
انواع دیگر شیوه های بازی
--------------------
شیوه های بازی دیگری وجود دارند که شهرت کمتری دارند و کمابیش در بعضی موقعیت های بازی مورد استفاده قرار می گیرند . اگر آنها هر کدام شیوه بازی مستقلی ، مانند شیوه 3- 3 – 4 نیستند ، بیشتر به نوعی تاکتیک شبیه هستند.
بازی جمعی
انجام این بازی احتمال خطر دارد .
مدافعین از کمترین حالت به وجود آمده استفاده کرده و به طور اصولی پیشروی می کنند تا تعداد بازیکنان را در حمله زیاد کنند . در این لحظه مهاجمین جای مدافعین را می گیرند .
این شیوه که آمادگی بدنی زیادی را طلب می کند ، موجب انجام بازی پر تحرک خواهد شد . در دقایق آخر بازی ، و در شرایطی که تیم بازنده شده است ، بسیاری تیم ها به منظور دستیابی به گل ، حمله ای گروهی انجام می دهند .
بازی جمعی که غالبا با عنوان همه برای حمله ، همه برای دفاع مطرح می شود ، نه تنها نیاز به زیرکی و پیشدستی بازیکن بر حریف در جاگیری ها دارد ، بلکه تکامل و تعدد وظایف فوتبالیست را نیز طلب می کند .
دفاع منطقه ای ، فردی و مختلط
دفاع منطقه ای
هر بازیکن مسئول منطقه خود است و به محض اینکه توپ وارد منطقه او می شود دفاع خود را بدون درگیری با حریف آغاز می کند . تسلط دفاعی مدافعین این امکان را برای آنها بوجود می آورد که در مجموع بدون انجام یارگیری فردی ، حریف را کنترل کنند .
دفاع فردی
هر مدافع مسئولیت یکی از مهاجمان حریف را به عهده می گیرد . هدف ساده است : جلوگیری از قدرت نمائی حریف.
دفاع مختلط
ترکیبی از دفاع فردی و منطقه ای می باشد . مدافع در حالی که یارگیری فردی انجام می دهد ، از منطقه خود نیز حفاظت می کند .
شیوه های بازی تحول یافته و خواهند یافت . تا زمانی که فوتبال زنده است ، شیوه های بازی هم وجود دارند . اگر آنها را خوب درک کرده و اجرا کنیم ، تمام تاکتیک های آنها موثر خواهند بود .
rahim
09-09-2009, 06:56 PM
ارقام جادویی و رکوردهای طلایی پرسپولیس در تاریخ لیگ را بخوانید.
1
پرسپولیس تنها تیم حاضر در همه ادوار لیگ است که از سال 49 در ایران اغاز شده است. سرخپوشان در همه 27 دوره لیگ حضور داشته اند.
3
بازیکنان پرسپولیس در طول تاریخ لیگ موفق به ثبت 12 هت تریک شده اند که فرشاد پیوس گلزن افسانه ای سرخپوشان با انجام 3 هت تریک رکوردار است.
5
بهروز رهبری فرد و افشین پیروانی با کسب 5 مقام قهرمانی لیگ همراه پرسپولیس، پرافتخارترین بازیکنان پرسپولیس در تاریخ لیگ هستند.
9
پرافتخارترین تیم تاریخ لیگ پرسپولیس است که در 9 دوره موفق به کسب عنوان قهرمانی شده است. پرسپولیس اولین تیم قهرمان لیگ برتر بود و اولین تیمی شد که قهرمانی خود را تکرار کرد.
10
بیشترین گل زده پرسپولیس در یک مسابقه لیگ است که در فصل 73 مقابل شاهین بوشهر ثبت شد. پیروزی 10-1 مقابل شاهین برترین نتیجه در تاریخ لیگ محسوب می شود.
12
علی پروین و علی انصاریان با گل کردن 12 ضربه پنالتی بهترین پنالتی زنان پرسپولیس در تاریخ لیگ هستند.
19
تعدا بازیکنان خارجی که در لیگ برای پرسپولیس به میدان رفته اند، 19 بازیکن است. البته 3 بازیکن خارجی دیگر پرسپولیس نیز در لیگ فرصت بازی پیدا نکردند.
20
بیشترین گل به ثمر رسیده در یک فصل توسط بازیکنان پرسپولیس در فصل 73 بود که فرشاد پیوس 20 گل به ثمر رساند.
21
بیشترین پیروزی سرخپوشان مقابل یک تیم در لیگ 21 برد است که در مقابل تیمهای پاس و برق شیراز بدست امده است.
22
تیم پرسپولیس در طول تاریخ حضور در لیگ از 22 سرمربی استفاده کرده است و کرانچار نفر بیست و سوم در این عرصه است.
27
سهراب انتظاری با به ثمر رساندن 27 گل بهترین گلزن پرسپولیس در تاریخ لیگ برتر است. محسن خلیلی احتمالا در این فصل رکورد وی را می شکند.
52
فرشاد پیوس بهترین گلزن پرسپولیس در تاریخ لیگ است که رکورد وی تا سالها شکستنی نخواهد بود.
56
پرسپولیس در فصل 77 لیگ آزادگان در 30 بازی موفق به زدن 56 گل شد که بهترین رکورد گلزنی سرخپوشان طی یک فصل در تاریخ لیگ به شمار می رود.
65
بیشترین امتیاز کسب شده توسط پرسپولیس در یک فصل است که در لیگ ازادگان 77 رقم خورد. پرسپولیس از هر بازی بطور متوسط بیش از 2 امتیاز کسب کرد.
66
تعداد کارتهای قرمز دریافتی بازیکنان پرسپولیس در طول تاریخ لیگ است که علی انصاریان با 4 کارت قرمز رکوردار است.
86
افشین پیروانی در 86 بازی پرسپولیس در لیگ کاپیتان این تیم بوده است که کریم باقری در هفته سوم لیگ برتر رکورد وی را خواهد شکست.
89
تیم پرسپولیس 89 گل خود را در تاریخ لیگ از ضربات پنالتی به ثمر رسانده است. البته تعداد ضربات زیادی را هم هدر داده است.
118
تعدا بازیکنانی است که در تاریخ لیگ برای سرخپوشان گلزنی کرده اند.
203
افشین پیروانی کاپیتان اسبق سرخپوشان با انجام 203 بازی در لیگ رکوردار بیشترین بازی برای سرخپوشان در تاریخ لیگ است. رکورد پیروانی فعلا شکستنی نخواهد بود.
215
پرسپولیس در طول تاریخ لیگ 215 بار در خارج از تهران به مصاف حریفان رفته است و 81 برد و 48 باخت کسب کرده است.
220
علی پروین رکوردار بیشترین حضور روی نیمکت سرخپوشان به عنوان سرمربی است. این مربی در 220 بازی موفق به کسب 115 برد و 30 باخت شده است.
240
پرسپولیس در طی ادوار مختلف حضور در لیگ از 240 بازیکن استفاده کرده است که در این فصل نیزتعداد زیادی از بازیکنان برای اولین بار پیراهن پرسپولیس را برتن خواهند کرد.
392
پرسپولیس در 8 دوره گذشته لیگ برتر موفق به کسب 392 امتیاز شده است و بدین ترتیب تا قبل از هفته پنجم احتمالا به امتیاز 400 خواهد رسید. البته 6 امتیاز پرسپولیس نیز کسر شده است.
657
پرسپولیس در تاریخ لیگ 657 بازی انجام داده است که بالاترین تعداد بازی را در بین همه تیمهای لیگ دارد. سرخپوشان در تاریخ لیگ 334 برد و 101 باخت بدست اورده اند.
1028
تعداد گلهای به ثمر رسیده پرسپولیس در تاریخ لیگ است که بالاترین رکورد در بین همه تیمهای تاریخ لیگ است.
rahim
09-09-2009, 06:56 PM
آیا میدانید مروارید سیاه لقب کدام بازیکن تیم ملی در ایران بود...؟
علف هاي هرز پيش پاي مرواريد سياه
روز 12 بهمن 1371 محراب شاهرخي فوتباليست سابق تيم ملي و باشگاه هاي شاهين، دارايي، کلوب شناي اهواز، پرسپوليس و شهباز در 49 سالگي به دليل سکته مغزي درگذشت. محراب سمبل مظلوميتي است که گريبان بسياري از مردان نسل او را گرفت.
1- درگيري هاي بسيار و فشار زندگي باعث شد که محراب در سال 1346 اقدام به خودکشي کند؛ همان سالي که زنده ياد غلامرضا تختي هم در بستر مرگ آرميد. محراب را از مرگ حتمي نجات دادند. جوان 24 ساله خوزستاني زنده ماند اما تقدير چنان بود که 25 سال بعد در کنج منزل تنهايي، مرگ را تجربه کند. يادش گرامي باد.
2- همايون بهزادي مي گويد؛ بامعرفت تر از محراب در فوتبال پايتخت پيدا نمي شد. سر کوچه يي که خانه محراب در آن قرار داشت، يک کبابي بود که به عشق محراب و آوازه مرام و معرفت او به نام کبابي محراب معروف بود. محراب بسيار گشاده دست و ميهمان نواز بود و نشان به آن نشان که تمام کباب هاي کباب سراي محراب را خودش هر شب براي ميهمانان خود مي خريد. ميهمان هايي که خانه باصفاي محراب را تبديل به پاتوق بامحبت بروبچه هاي فوتباليست پايتخت کرده بودند.
3- جواد الله وردي روايت تلخي از زندگي محراب شاهرخي دارد. او مي گويد؛ سال 53، زماني که تازه به پرسپوليس رفته بودم، به باشگاه سر زدم. محراب را نامه به دست ديدم. تلخ و گرفته بود. گفتم چه شده عمو؟ گفت؛ هيچ. باشگاه از من و هادي طاووسي و هنريک سرکيسيان و بيوک وطنخواه خواسته است از فوتبال خداحافظي کنيم يا از باشگاه برويم. نامه را نگاه کردم نوشته بود؛ «آقاي محراب شاهرخي، فوتباليست ارزنده پرسپوليس، با تشکر از زحمات بسياري که براي تيم کشيده ايد، به اطلاعتان مي رسانيم که از اين به بعد مي توانيد فوتبال را هرکجا که مي خواهيد ادامه دهيد.»
اشک در چشم هاي عمو محراب حلقه زده بود، با بغض گفت؛ لااقل دعوتي نکردند و يک چاي تلخ و بيسکويت جلويمان نگذاشتند تا بعد از آن همه زحمتي که کشيديم، با احترام بيشتري بيرونمان کنند...
الله وردي ادامه مي دهد که از آن به بعد انگيزه هاي قهرماني در وجود من به ناگهان فروکش کرد و صداي محراب هميشه در گوشم اين زمزمه تلخ را طنين مي انداخت که؛ پسر، بدان که آخر فوتبال ما اين است که محراب شاهرخي شوي و تو را از باشگاهي که ساخته يي بيرونت کنند،
4- از پرسپوليس به شهباز رفت و آنجا فوتبال را ادامه داد. سال 55 بود. فرزان دلجو قصد داشت فيلم جديد خود را بسازد. دعوت از يک فوتباليست براي بازي در اين فيلم در دستور کار دلجو بود. تجربه حضور ورزشکاراني مثل ايلوش خوشابه اميرارسلانف، محمدعلي فردين، سعيد راد، رضا بيک ايمانوردي، حبيب الله بلور، امامعلي حبيبي ببر مازندران و... در سينما کاملاً موفق بود اما فوتباليست ها مثل همايون بهزادي قبل از آن به سينما روي خوش نشان نداده بودند. محراب در فيلم «علف هاي هرز» نقش دوست بامعرفت بازيگر نقش اول فيلم را بازي مي کرد. بازيگري که درگير يک عشق ريشه دار و يک بيماري مهلک بود و بر اثر اين بيماري در فيلم مورد نظر «مرد» و بعد از 16 سال بود که مرگ دوم محراب در زندگي به واقعيت بدل شد.
خيلي ها از مرگ تلخ محراب شاهرخي در فيلم علف هاي هرز از ته دل گريستند.
5- پرسپوليس در سال 56 اوضاع و احوال خوبي نداشت. بيوک وطنخواه، کونوف و منصور امير آصفي ظرف مدت کوتاهي پرسپوليس را ترک کرده بودند. علي عبده مردي را که سه سال قبل از باشگاه بيرون کرده بود با سلام و صلوات به تيم برگرداند. محراب سرمربي پرسپوليس شد و چهار سال هدايت اين تيم را برعهده داشت. در اين مدت براي جلوگيري از به هم ريختن پرسپوليس خيلي چيزها را تحمل کرد از جمله بي ادبي و فحاشي يکي، دو بازيکني که چند بار در حضور همه بازيکنان اتفاق افتاد. محراب با پرسپوليس در ليگ سال 56 دوم و در مسابقات جام اسپندي قهرمان شد و در فوتبال سال 1360 باشگاه هاي تهران به عنوان قهرماني رسيد.
6- کناره گيري او از پرسپوليس در زمستان سال 1360 اتفاق افتاد. يکي، دو نفر با حضور او در پرسپوليس و ادامه همکاري او مخالف بودند. يکي علي پروين و ديگري محمد دادکان. البته در راي گيري جواد الله وردي اول و دادکان دوم شده بودند اما چون الله وردي تمايل به مسووليت گرفتن و ادامه فوتبال نداشت دادکان نماينده شد. دادکان اعتقاد داشت که رفتار محراب با جو انقلابي و ارزش حاکم بر جامعه نوين ايراني تضاد دارد. اينگونه بود که در يکي از تمرين ها بهانه يي فراهم شد. بهانه يي که مرورش گفتني نيست اما براي اينکه دادکان زورمندانه سوت را از محراب گرفته و به علي پروين بدهد کافي بود. سير حرکت پروين به سوي «همه کاره شدن» در پرسپوليس مترتب شده بود اما دادکان اين حرکت را سرعت بخشيد.
7- زندگي محراب پر از درد و رنج بود. آنقدر در وجودش درد داشت که براي کاستن آلام خود راه هاي تلخي را پيدا کرد. مثل انداختن قالب بزرگ يخ در حوضچه سونا و خوابيدن زير قالب يخ. او سال 63، مدت کوتاهي به فوتبال برگشت و سرمربي تيم فوتبال شاهين تهران شد. بعد از آن تا سال 71 دور از فوتبال بود. يازدهم بهمن سال 71، در يک تمرين دوستانه فوتبال دچار درد شد و همان شب در منزل خود در اوج تنهايي سکته مغزي کرد. محراب روز تولد خود به رحمت خدا رفت. 13 سال بعد اين اتفاق تلخ در مورد مجيد سبزي تکرار شد. مجيد سبزي هم در روز تولد خود از دنيا رفت. پيکر مرحوم محراب شاهرخي روز 13 بهمن سال 71 در ورزشگاه امجديه سابق تشييع شد و در ضلع جنوب شرقي قطعه 20 بهشت زهرا کنار قبر مرحوم پرويز دهداري که 69 روز قبل از آن به رحمت خدا رفته بود دفن شد. در فوتبال ايران، محراب به مرواريد سياه معروف بود.
rahim
09-09-2009, 06:57 PM
آیا میدانید اولین سفر خارجی یک تیم ایرانی به کدام کشور بود؟
اولین سفر خارجی تیم تاج در سال 1329 به كشور افغانستان بود كه این تیم توانست در یك بازی دوستانه تیم ملی افغانستان را 3-2 شكست دهد.
از نكات بسیار جالب در این سفر، خوابیدن نوبتی بازیكنان بر روی سقف اتوبوس بود، كه ( هشیار نژاد) بازیكن تاج از روی سقف اتوبوس به زمین افتاد ، اما بعد از 20 كیلومتر كه نوبت به تغییر خواب بازیكنان بر روی سقف اتوبوس شد، بازیكنان و راننده متوجه این اتفاق شدند. آنها در بازگشت این بازیكن را سالم در كنار جاده در حالی كه به خواب رفته بود ، دیدند . خاطره دیگر در این مسافرت، خرابی اتوبوس تیم تاج در دشت( دل آرام) افغانستان وگرسنگی بازیكنان این تیم دراولین سفر خارجیشان بود.
rahim
09-09-2009, 06:59 PM
آیا مردی را که بطور همزمان در دو تیم ملی فوتبال و بسکتبال عضو بود می شناسید....؟
آیا عامل انحلال باشگاه شاهین را میشناسید
سرهنگ حسين سرودي
قهرمان فوتبال، قهرمان بسکتبال
سرهنگ حسين سرودي نهمين رئيس فدراسيون فوتبال بود که دوازدهمين فدراسيون تاريخ فوتبال ايران را اداره کرد. حسين سرودي در ضمن بعد از مرداني چون محسن حداد، تيمسار حسين سياسي، دکتر علي کني و حسين مبشر، پنجمين مردي بود که براي دومين بار رئيس فدراسيون فوتبال مي شد. حسين سرودي در تابستان سال 1340 بعد از استعفاي ذبيح الله خبيري فوتباليست سابق باشگاه دارايي از مسووليت رياست فدراسيون صاحب اين مسووليت شد و تقدير چنان بود که يک دارايي چي ديگر رئيس فدراسيون فوتبال شود. سرودي يک سال بعد از مسووليت رياست فدراسيون فوتبال کناره گيري کرد و جالب آنکه بدانيد بعد از او يک دارايي چي ديگر يعني حسين مبشر مسووليت اداره فدراسيون فوتبال را براي دومين بار بر عهده گرفت.
قهرمان فوتبال - قهرمان بسکتبال
حسين سرودي در دوران قهرماني، توان بازي در دو رشته فوتبال و بسکتبال را داشت و در هر دو رشته آنقدر خوب بود که تا حد حضور در تيم ملي رسيد. جالب آنکه در مسابقات آسيايي 1951 دهلي نو او به طور همزمان در دو تيم ملي بسکتبال و فوتبال کشورمان حاضر شد که اين اتفاق يکي از تاريخي ترين و بکرترين اتفاق هاي تاريخ فوتبال کشورمان بوده است. تيم ملي فوتبال با حضور حسين سرودي در خط دفاعش موفق شد به عنوان دوم بازي هاي آسيايي دهلي دست يابد. در ورزش هاي تيمي تا به حال در تاريخ ورزش کشورمان سابقه نداشته است که يک قهرمان در دو رشته مختلف براي تيم هاي ملي کشورمان در يک مقطع به ميدان رفته باشد.
رياست دو فدراسيون
جالب آنکه مرحوم حسين سرودي علاوه بر آنکه قهرمان دو رشته فوتبال و بسکتبال بود مديريت در هر دو رشته را در سطوح بسيار بالا تجربه کرده است. قبل از آنکه در سال 1340 او براي اولين بار رئيس فدراسيون فوتبال شود مسووليت رياست فدراسيون بسکتبال را هم بر عهده داشت و بعد از کناره گيري از فدراسيون فوتبال در سال 1341 مدتي را هم به فدراسيون بسکتبال کشورمان برگشت.
دوست نزديک آقاي فکري
حسين سرودي علاقه بسياري به حسين فکري و عملکرد او داشت. سرودي و فکري در بازي هاي آسيايي 1951 دهلي نو با هم هم بازي و از رفقاي نزديک يکديگر بودند. به محض حضور در فدراسيون فوتبال سرودي، حسين فکري را به مسووليت سرمربي تيم ملي گمارد. حسين فکري در تيم ملي تحول دوباره يي را به وجود آورد. در دوم خردادماه سال 1341 تيم ملي عراق براي انجام دو ديدار دوستانه به ايران آمد و طي روزهاي 11 و 13 خرداد دو بازي برابر ايران برگزار کرد. ديدار اول با تساوي يک - يک به پايان رسيد و در ديدار دوم اين تيم ملي عراق بود که تيم ملي ايران را در خانه با شکست مواجه کرد. جالب است بدانيد که در اين دو بازي دوستانه دو تاريخ ساز بزرگ فوتبال ملي ايران يعني عزيز اصلي و همايون بهزادي براي اولين بار پيراهن تيم ملي فوتبال کشورمان را بر تن خود کرده و به طور رسمي به تاريخ فوتبال پيوستند.
به احترام سرودي
حسين مبشر رئيس بعدي فدراسيون فوتبال علاقه زيادي به استخدام مربي خارجي داشت اما وقتي در سال 41 جاي حسين سرودي را گرفت به احترام تصميم او حسين فکري را در مسووليت سرمربي تيم ملي فوتبال کشورمان ابقا کرد. با حسين فکري تيم ملي فوتبال به المپيک 1964 توکيو صعود کرد اما رفته رفته مبشر تصميم خود را عملي کرد و در بازي هاي آسيايي 1966 بانکوک يک خارجي معروف به اسم گئورگي سوچ را براي اداره امور تيم ملي فوتبال کشورمان به ايران آورد.
بازگشت سرودي و فکري
در سال 1345 حسين سرودي باز هم به فدراسيون فوتبال برگشت و براي دومين بار رئيس فدراسيون فوتبال کشورمان شد. اين بار او بار ديگر اقدام به برگرداندن حسين فکري به عنوان سرمربي تيم ملي کرد که نشان دهد تا چه اندازه به فکري اعتقاد دارد. تيم ملي اين بار با هدايت فکري در مسابقات فوتبال جام عمران منطقه يي در داکا شرکت کرد.
عامل انحلال شاهين
حسين سرودي رئيس وقت فدراسيون در روز 16 تيرماه سال 1346 با خواجه نوري سرپرست باشگاه شاهين در جريان بازي شاهين- تهران جوان از هفته دهم مسابقات فوتبال باشگاه هاي تهران درگير شد بعد از اين بازي که طي آن شاهين سه- يک برنده شد و ياران اين تيم بار ديگر جنجال کردند و به حکم رياست وقت سازمان تربيت بدني يعني منوچهر قراگزلو، باشگاه شاهين به دليل انجام رفتار منافي با روحيه و اخلاق ورزشي براي هميشه منحل اعلام شد.
پايان کار
بعد از آنکه در زمستان سال 1346 منوچهر قراگزلو از مسووليت رياست سازمان تربيت بدني برکنار شد و جاي او را سپهبد خسرواني گرفت، در دستگاه اجرايي فوتبال هم تغييرات مهمي به وجود آمد و مصطفي مکري به جاي حسين سرودي رئيس فدراسيون فوتبال شد و اين مسووليت را براي دومين بار بر عهده گرفت. حسين سرودي در سال 1371 درگذشت.
rahim
09-09-2009, 07:00 PM
نگاهي به حضور خارجيها در فوتبال ايران
از پسر متدين ليورپول تا كارگر شاكي پرسپوليس
مهدي حدادپورـ مستشار در لغت به كسي اطلاق مي شود كه «مورد مشورت قرار مي گيرد و از تواناييهاي ذهني او بهره برداري مي شود.» اما در تاريخ 96ساله حضور مستشاران خارجي در ايران، كلمه مورد نظر به كارشناسان امور نظامي، اداري و مالي و سياسي اطلاق شده است. از كلنل لياخوف تا مورگان شوستر و...
اما اولين مستشار ورزشي ايران، «جانهاكر» بود كه بسياري از اصول تيم داري در فوتبال را به مردان متقدم اين ورزش مثل مرحوم عباس اكرامي موسس باشگاه شاهين آموخت.هاكر در سالهاي پاياني حكومت 16ساله پهلوي اول در ايران خدمت كرد. او كه كارشناس نفت و در صنعت نفت آبادان مشغول فعاليت بود، از همان جا، كارش را در فوتبال ايران آغاز كرد.
در ورزش دنيا، فرانسويها مبدع بيشتر ايدههاي
خلاق و مهم بوده اند، تفكر پيدايش المپيك با تلاش فرانسويها شكل گرفت. بارون پيردو كوبرتن موجد نهضت المپيك نوين بود و ژول ريمه به همراه هنري دولونته جام جهاني را پايه گذاشتند. فدراسيونهاي ورزشي بين المللي نيز با تلاش مردان اين سرزمين تاسيس شدند اما در ايران، پيدايش تمام ورزشها مرهون حضور انگليسيها در ايران بود. اگر شناسنامه فوتبال ايران از سال 1809 با حضور سرهارد فورد جونز فرستاده ملكه بريتانيا در كاخ فتحعلي شاه صادر شد، اولين كارشناس رسمي فوتبال جانهاكر و اولين مربي رسمي فوتبال دان گيبل در ايران هم انگليسي بودند.
هرچند بعد از كودتاي 28 مرداد 1332 رنگ ردپاي انگليسيها در سياست، نظام و ساير امور كمرنگ شد اما تاثير گذاري ادامه داشت. از حضور آلن راجرز سرمربي انگليسي پرسپوليس كه كارش را در تيم پيكان اتومبيل ملي اما تمام انگليسي دهه 40 آغاز كرد تا حضور بازيكنان خارجي در ايران كه بازماندههاي مستشارهاي خارجي در ايران بودند
علي عبده عاشق حرفه اي گري بود. او كه برادر جلال الممالك عبده حاكم سيرالئون و مسئول دادگاههاي معروف ابتداي دهه 20 و محاكمه خائنين دوره پهلوي اول بود، از لحاظ سياسي قدرت بسيار داشت اما برخلاف پرويز خسرواني كه عاشق حضور در سطوح درجه اول مثل فرماندهي ژاندارمري و رياست سازمان تربيت بدني بود او ترجيح مي داد در پشت پرده قدرت، به زد و بند با سياستمداران درجه اول بپردازد. عبده در سال 51 پرسپوليس را حرفه اي كرد و تيمهاي بزرگي مثلهامبورگ، كريستال پالاس، كروزيرو، چلسي و... را به ايران آورد.
اما وقتي رقباي بد جنس او همراهي اش نكردند و ترسيدند كه نام او به عنوان پيشگام حرفه اي گري ثبت شود، حرفه اي گري تعطيل شد. با اين حال روحيات حرفه اي گري از سر عبده كه در واشينگتن مسئول فدراسيون واليبال اين ايالت بود دور نشد. بر اين اساس در سال 1355 او 2 بازيكن انگليسي را به ايران آورد.
در سال 55 ويليام مك لوري بازيكن 21ساله
اسكاتلندي كه متعلق به يك خانواده مذهبي اسكاتلندي بود و در تيم آماتورهاي ليورپول بازي مي كرد به ايران آمد. او 2 بازي در اين سال براي پرسپوليس انجام داد و يك گل زد و رفت. مك لوري در اندازههاي حضور ثابت در كنار پروين، قليچ خاني، اديبي، وطنخواه، خوردبين و... نبود. بلافاصله بعد از او آلن ويتل به ايران آمد. ويتل متولد روز 10 مارس سال 1950 در بندر ليورپول و زمان حضور در ايران 27ساله بود. او فوتبال را به صورت كارآموز در ليورپول آغاز كرد و سپس به كريستال پالاس رفت. ليتون اورينت تيم بعدي او بود. ويتل از اين تيم به پرسپوليس آمد. در پرسپوليس، ويتل دوران خوبي را سپري كرد و مكمل خوبي براي خوردبين، ايرانپاك و زادمهر در خط حمله سالهاي 55 تا 57 پرسپوليس شد. اما به دنبال پيروزي انقلاب و تعطيلي فوتبال و اوج گيري احساسات توده ا ي ضد انگليسي و آمريكايي ويتل به انگلستان برگشت و بعد از مدت كوتاهي حضور در تيم پورتسموث انگلستان فوتبالش را در استراليا به پايان برد. ويتل در سال 1972، وقتي 22 ساله بود، توسط سر الف رمزي به تيم ملي انگلستان دعوت شد. او در حال حاضر جزء مراجعين دائمي و پروپا قرص سايت تيم فوتبال اورتون انگلستان است.
حضور خارجيها در فوتبال ايران بعد از انقلاب
2 سال بعد از پايان جنگ در بهار سال 1369 آغاز شد. حضور مردان 5 سال اول، بيشتر اجباري و آماتورمآبانه بود. جان اسكات پيكاك كه سال 69 براي پيام مشهد بازي مي كرد، براي تجارت به ايران آمده بود. به جز اين اسكاتلندي، سعيد آگين ساينا كه در سالهاي 70 تا 73 براي تيمهاي پورا و بانك تجارت بازي مي كرد، فرزند يكي از كارمندان سفارت نيجريه در ايران بود. واسيلي گوجا كه كارشناس كارخانه تراكتورسازي روماني بود، سرمربي تيم تراكتورسازي تبريز شد. اما يكي از اولين انتقالهاي حرفه اي در دل فوتبال آماتور ايران حضور بازيكن روس ذوب آهن در سال 73 بود. سرگئي پاناماريف در اين سال توسط يوگني ليادين سرمربي وقت ذوب آهن به ايران آمد و چند بازي نه چندان خوب را براي تيم فوتبال ذوب آهن انجام داد. در سال 1374، آراراتيها وقتي در آستانه سقوط به ليگ دسته دوم بودند با يك پيشنهاد جدي مواجه شدند. استفاده از بازيكنان غيرارمني اما آنها تسليم نشدند و براي پر كردن خلاء بازيكنان درجه اول ارمني به ارمنستان رفتند و 3 بازيكن اهل اين كشور يعني آراد نيگويان، لئون استپانيان و سواد آرزو مانيان را به ايران آوردند. اين سه نتوانستند آرارات را نجات دهند ولي راه حضور ارمنيها را در فوتبال ايران باز كردند. طي سالهاي بعد، مرداني چون آرمناك پطروسيان كه دروازه بان تيم ملي ارمنستان بود به ايران آمدند.
monji
09-09-2009, 08:03 PM
القابى براى هميشه
مرد دوست داشتنى و تير چراغ برق
هيجان ناشى از تماشاى مسابقات فوتبال به حدى بالا و وصف ناپذير است كه گاهى نتايج جالب و در عين حال غير منتظره اى را به همراه دارد.
يكى از اولين پيامدهاى اين تب و تاب به وجود آمدن القاب و عناوين تازه براى بازيكنان و مربيان است. وقتى تماشاگران حاضر در يك ورزشگاه براى اولين بار نام بازيكن مورد علاقه خود را با نام هايى چون «زيزو» يا «يوپى» صدا كردند، شايد خودشان هم نمى دانستند كه اين نام ممكن است براى هميشه براى اين بازيكن بماند و به جاى نام واقعى او مورد استفاده قرار گيرد! از سوى ديگر هنگامى كه طرفداران تيم مقابل براى نخستين مرتبه با عناوينى چون لاشخور يا روانى از بازيكنان حريف ياد كردند و نام آنها را با صداى بلند در ورزشگاه فرياد زدند، آنها نيز به احتمال فراوان نمى دانستند شايد اين عناوين در شناسنامه بازيكنان ثبت شود!
در ادامه بررسى نام هاى مستعار در فوتبال جهان به برخى از عناوين و القاب مورد استفاده در فوتبال اروپا اشاره مى كنيم.
آلمان
شاه اتو: اتو رى هاگل
تونى: هارالد شوماخر
فرشته بلوند: برند شوستر
قيصر (امپراتور): فرانتس بكن باوئر
سوپرمن: ماريو باسلر
چنگيز خان: اوليور كان
كلينزى: يورگن كلينزمن
كلانتر: برنيو لاباديا
چاقالو (بمب افكن): گرد مولر
ديدى: ديتمار هامان
مكس ديوانه: مارتين مكس
گاو نر: فرانتس روث
برتى: برتى فوگتس
سگ شكارى: هوبرت فوگتس
فرانسه
شاهزاده كوچك: دانيل براوو
شاه اريك: اريك كانتونا
حيوان، صخره: مارسل دزايى
جادوگر سفيد: فيليپ تروسيه
زيزو: زين الدين زيدان
فيلسوف: ليليان تورام
فرشته سبز: دومينيك روشتو
اسپانيا
لاشخور: اميليو بوتراگئنو
بوداى كوچك: ايوان دلاپنا
موش صحرايى كوچك: ميگوئل پاردزا
چاپى: آلبرت فرر
قصاب: آندونى گوى گوچه آ
مرواريد: خولين گوئررو
مرد سياه: فرناندو مورينتس
كشيش: ريكاردو زامورا
هلند
لاله سياه: رود گوليت
ژنرال: رينوس ميشل
يوپى: يوهان كرايف
قوى اوترخت: ماركو فان باستن
جاروبرقى: وان در كركوف
آدم خوار: خالد بولاهروز
هلندى بدون پر: دنيس بركمپ
ماهى مبارز: ادگار داويدز
گيره كاغذ: ارنست فابر
ناخن: ويلهلم يونك
شبح: روى ماكاى
گاو نر: يوهان نيسكنز
مرد چلاق: ويم فان هاناگم
آقاى آرنج: يان ووترز
اوكراين
باد شرقى، رونالدو سفيد: آندرى شوچنكو
پرتغال
سنگ قيمتى: پائولو فوتره
پلنگ سياه: اوزه بيو
شير شاه: لوييز فيگو
مرد يخى: خوزه مورينيو
ولز
جادوگر: رايان گيگز
رومانى
مارادوناى بالكان: گئورگى هاجى
مار كبرا: آدريان ايلى
دانمارك
دانماركى بزرگ: ميشل لادروپ
صربستان
رمبو : دژان پتكوويچ
نابغه: دژان ساويسوويچ
مقدونيه
مار كبرا: داركو پانچف
جمهورى چك
توپ چكى: پاول ندود
تير چراغ برق: يان كولر
كرواسى
پروفسور: آليوشا آسانوويچ
مرد شكرى: داور سوكر
اسكاتلند
شاه كنى: كنى دالگليش
بلژيك
مرد دوست داشتنى: ژان مارى فاف
بوسنى و هرزگوين
آقاى كوچك: حسن صالح حميدزيچ
روسيه
عنكبوت سياه: لئو ياشين
گوزن: ديميترى آلينيچف
نروژ
فلونالدو: توره آندره فلو
سوئد
بوفالو: گونار نوردال
تركيه
گاو نر بسفر: هاكان شوكور
Karim
09-10-2009, 03:06 AM
مي دانيد اولين بازيكني كه در ليگ اروپا بازي كرد چه كسي بود .
بیوک جدی کار
جدیکار هم از جمله بازیکنان نسل اول تاج می باشد.جدیکار در زمان خودش سلطان جناح چپ ایران بود و تا مدت ها رقیبی برای او در گوشه چپ شناخته نمی شد.وی در سال 1336زمانیکه ستاره فوتبال ایران بود مورد توجه آلمانیها قرار گرفت و با تیم ویکتوریای آلمان به مدت 3 سال قرارداد بست تیم ویکتوریا یکی از تیم های قدرتند آلمان بود.اما عمر جدکار در این تیم کم بود و پس از 9 ماه به دلیل تشکیل تیم ملی ایران برای بازیهای آسیایی 1958 به وطن بازگشت.
Las Galaxias
09-11-2009, 12:07 AM
کلنگ ها در سال 47 به زمين زده شد. نوادگان فرمانفرماي بزرگ، پيمانکار ورزشگاه آزادي بودند.
ورزشگاه در اسفند 1350 به طور نسبي آماده بهره برداري شد
خیلی جالبه که توی 3 سال ورزشگاه بزرگی ساختند که الان بزرگترین ورزشگاه و البته بهترین ورزشگاه ایرانه و از بغلش چه پولایی که به جیب زده نمیشه
پس نوشت : امروز توی اخبار می گفت ورزشگاه نقش جهان این پروژه عظیم ملی پس از 19 سال امسال هم به مرحله بهره برداری نمیرسه !!!!!!!!!!!
rahim
09-11-2009, 12:28 AM
يادمه يك جايي خوندم كه وقتي تيم كره جنوبي براي بازيهاي مقدماتي جام جهاني اومده بود ورزشگاه ازادي از ابهت ورزشگاه ترسيدند چون اون زمان تو اسيا ومنطقه تك بود . استراليا هم مبهوت ورزشگاه ماند .
ولي به قول جنابعالي ما هنوز داريم نون همون ورزشگاه را مي خوريم كره جنوبي وژاپن خودشان جام جهاني را برگزار كردند وما هنوز تو همون غرور مانديم .
اينه دليل نرفتن ما به جام جهاني وحسرت 30ساله ي المپيك وكسب قهرماني اسيا .
rahim
09-11-2009, 11:57 PM
تاریخچه فوتبال
-----------------------------------
اگر چه اطلاعاتی در مورد ریشه اصلی و حقیقی این ورزش در دست نیست ولی از مطالب جالب و شخصی در مورد تاریخچه آن اطلاع داریم ، فوتبال امروزی به تدریج رشد کرده است ولی گفته می شود که نوعی از آن ، قبل از حضرت مسیح علیه السلام بازی می شد . در چین نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال در 2500 سال قبل از میلاد مسیح وجود داشت .
عکس های مصریان نیز نوعی بازی شبیه به فوتبال را نشان می دهد ولی در یونان یک بازی به نام اسپیشکیروز به طرز جالبی به فوتبال امروزی شبیه است . فوتبال در سال 1894 از کشور برزیل شروع شد . این ورزش به وسیله ی چارلز میلر برزیلی که اجداد او انگلیسی بودند به مردم برزیل معرفی شد .
در سال 1970 مسابقه ای بین ایتالیا و برزیل برگزار شد . هیچ کس تصور نمی کرد که 800 میلیون نفر از مردم جهان ناظر بر اجرای مسابقه باشند . امروزه اکثر مردم جهان به فوتبال بیشتر از سایر ورزش ها می پردازند . فوتبال مدرن از کشور انگلستان سرچشمه گرفته است .
در ابتدااختلافات عقیده ای بسیاری میان علاقه مندان راگبی و فوتبال وجود داشت زیرا راگبی با دست و فوتبال با پا اجرا می شد . این مسئله در سال 2863 زمانی که طرفداران فوتبال شروع به اجرای این ورزش توسط پاها کردند اتفاق افتاد . گروه دیگر انجمن راگبی را تاسیس کردند و بالاخره در سال 1871 این دو رشته ی ورزشی کاملا از یکدیگر جدا شدند . از آن زمان به بعد هر دو رشته پیشرفت های شایانی نموده و طرفداران بسیاری پیدا کردند . فدراسیون بین المللی فوتبال در سال 1904 بنیان گزاری شد . این فدراسیون وظیفه دارد که به نحوه ی اجرای مسابقات نظارت داشته باشد . قوانین فوتبال بدون موافقت و تصویب سایر کشورهای عضو فدراسیون تغییر نمی کند . در سال 1920 بازیکنان فوتبال در مسابقات المپیک بلژیک شرکت کردند و در سال 1930 اولین جام جهانی در کشور اروگوئه برگزار شد .
فوتبال در دنیا مقابل چشمان مثل جرقه می ماند . در هر جای دنیا این واژه انگلیسی در زبان های بین المللی به سادگی رسوخ کرده . برای این امر دلیل خوبی است چرا که فوتبال مدرن به وسیله انگلیسی ها اختراع شد . ولی وقتی در آمریکا فوتبال گفته می شود . آمریکائی ها فوتبال خشونت بار آمریکایی را استنباط می کنند . به هر جهت این لغت باعث اشتباه در درک معنای واقعی آن میان آمریکائی ها شده است .
در تاریخ ریشه این ورزش بدین گونه بوده است :
سربازان چینی در حدود 2000 سال پیش ورزشی می کردند که آن را تسوچو (tsuchu) می نامیدند . تسو یعنی ضربه زدن با پا و چو یعنی توپ یا هر شی گوی مانند .
در روز تولد امپراطور در مقابل کاخ امپراطوری دو تیم در زمین مسابقه ای که گلی به ارتفاع 90 سانتی متر داشت بازی می کردند که بازیکنان برای سرگرمی امپراطور و دوستان و مهمانان به بازی می پرداختند . یکی از امپراطوران به حدی این بازی را دوست داشت که یکی از اعضای شورای قضایی وقتی از بازی انتقاد کرد دستور داد سرش را از تنش جدا کنند .
600 سال بعد هم ژاپنی ها یک ورزشی شبیه به فوتبال داشتند که آن را کماری ( kemari) می نامیدند . البته بازی کماری تدافعی تر از تسوچو چینی بوده است . حتی قبل از چینی ها یونانی ها ورزشی اختراع کرده بودند که آن ها را هارپاستون ( harpaston) می نامیدند . البته بازی آن با توپی بود کهدرونش ماسه و یا شن بوده است . وقتی انگلیسی ها به یونان رفتند ورزشی اوردند به نام هارپاستیوم( hatpastium) که آن هم با توپ بازی می شد و این زمینه ای بود تا فوتبال در انگلیس به مدرنی امروز برسد .
هیچکس دقیقا زمان شروع فوتبال را نمی داند و مورخان تا آنجایی که نوشته اند در روستاهای انگلیسی حدود 1000 سال قبل بازی با توپ وجود داشته است و بعد از مدتی تیم های مختلف روستایی شروع به مسابقه با هم دادند و ظاهرا شیوه بازی طوری بوده است که تیم ها سعی بر این داشتند توپ را ( غالبا از سر تو خالی گاو یا چیزهای شبیه به آن بوده است ) به منطقه دفاعی حریف برسانند .
( در انگلیس بیش از 200 سال قبل مردم در خیابان ها فوتبال بازی می کردند )
در قرن 14 این بازی به قدری محبوب شد که پادشاه انگلیس آن را غیر قانونی خواند ولی مردم هیچ توجهی به آن نکردند و جذابیت این بازی به حدی بود که با توجه به غیر قانونی بودنش به خصوص میان روستاییان بازی می شد و مقامات مسئول در سال 1572 مجبور به تسلیم در مقابل خواسته مردم شدند و فوتبال را قانونی اعلام کردند .
250 سال بعد طبقه اشراف رفته رفته به این ورزش روی آوردند و از دیدن و بازی کردن فوتبال لذت می بردند و بالاخره به خاطر نفوذی که در طبقه حاکم داشتند و علاقه و تمایلشان به فوتبال باعث شد که تصمیمی برای پیاده کردن یک شیوه کلاسیک در قوانین فوتبال اتخاذ نمایند .
در دهه 1800 میلادی مدرسه های معروف انگلیس این ورزش را به عنوان تفریح محصلین در برنامه درسی گنجانیدند ولی تمامی مدارس از یک قانون خاص در فوتبال پیروی نمی کردند . هر مدرسه قانون مخصوص به خود داشت . سپس در سال 1823 فوتبال به صورت معمول رسمیت یافت و در سال های 1848 و 1862 فوتبال در سطح انگلستان یکپارچه شد و حتی کتابی به نام ( ساده ترین ورزش ) نوشته شد که مشتمل بر قوانین اصولی فوتبال آن زمان بود .
در سال 1850 فوتبال به دوردست ترین شهرهای دنیا از قبیل مانیلا در فیلیپین و سایر کشورها رسید .
--------------------------------------------------------------------------
تاريخچه فوتبال جهان
بازي با توپ تاريخچه اي چند هزار ساله دارد و گر چه به درستي معلوم نيست كه نخستين بار ورزش فوتبال در كدامين نقطه از كره زمين متداول شده و چه كساني آن را ابداع كرده اند اما مدارك تاريخي ثابت مي كند كه لگد زدن به توپ يا چيز هاي مدور و گرد در گوشه و كنار گيتي به شكلهاي مختلف رواج داشته است .
چين :
نزديك به دو هزار سال پيش يكي از امپراطور هاي چيني به نام امپراطور هوانگ تين كه به تقويت جسم و روح سربازان خود بسيار علاقمند بود بازي جالب و سرگرم كننده اي را ابداع كرد و نظاميان را واداشت كه در اوقات فراغت به آن بپردازند .اين بازي تسو- كوه ناميده شد و ترتيب ان چنين بود كه دو گروه بدون استفاده از دست و فقط با ضربه هاي پا توپ را مي بردند تا از زمين حريف عبور دهند. تسو در زبان چيني به معني لگد زدن و كوه به معني توپ است تو پي كه براي بازي تسو- كوه بكار مي رفت از هشت قطعه چرم به هم دو خته تشكيل مي شد كه درون آن را با پر مرغ يا پشم مي انبا شتند.
ژاپن:
در اواخر قرن ششم ميلادي بازي تسو- كوه از چين به ژاپن راه يافت اما شكلي ديگر به خود گرفت. ژاپني ها فوتبال خود را گو ماري نام نها دند و آن را با آداب و تشر يفاتي با شكوه در معبد ها بر گزار كردند و رنگي مذ هبي- عبادي به گو ماري بخشيد ند.
بيش از هر مسا بقه كو ماري كاهن بزرگ توپ را به دست مي گرفت ودعا هاي مخصو صي بر آن مي خواند. آنگاه توپ به زير پاي باز يكنان دو گروه مي افتد و بازي مدتها ادامه مي يافت.
در اسپارت هم توپ بازي با پا رواج داشت كه به شكلي بسيار خشن اجرا مي شد و قوانين و مجازات هاي سختي نيز بر آن حاكم بود فوتبال وايكتينگها نوعي توپ چرمي پر از كاه و گاه با جمجمه حيوانات صورت مي گرفت. در نزد اقوام متمدن آزتك بازي با اجسام كروي شكل و لگد زدن به گوي متداول بوده است.
رم و يونان باستان:
انواع توپ بازي با پا در يونان و رم باستان به اجرا در مي آمد .تصور بر اين است كه رميها بازي با توپ را از يونانيها ياد گرفته باشند .اما قيصر آگوستوس امپراطور رم فوتبال را در سرباز خانه ها ممنوع اعلام كرد. چرا كه معتقد بود اين بازي براي سربازان و جنگاوران رمي بسيار ملايم و سبك است .فوتبال يونانيها اپيگرو ناميده مي شد و در آن دو تيم در دو طرف يك زمين بزرگ صف آرايي مي كردند و با شروع بازي هر تيم مي كوشيد توپ را از ياران حريف عبور دهدو به آن سر ميدان برساند .
در ميان روميان بعدها نوعي توپ بازي با پا متداول شد. به نام هارپاستوم به معني( من ميگيرم) بازي هارپاستوم بسيار خشن هيجان انگيز بود به همين جهت سربازان و جنگجويان بيشتر به آن مي پرداختند تا قدرت بدني خود را افزايش دهند. توپ بازي ديگري كه رميها داشتندبا توپي از جنس چرم نرم اجرا مي شد. اين توپ فوليس نام داشت.
از روي هار پاستوم يونانيها نوعي بازي دسته جمعي پديد آوردند كه اسفروناثيا خوانده مي شد .
انگلستان:
وقتي امپراطور رم كلاوديوس اول در سال 43ميلادي انگلستان را فتح كرد سربازان رمي بازي هار پاستوم را در انگلستان رواج دادند.
اهالي دربي انگلستان ادعا مي كنند كه در سال 217ميلادي توانسته اند يك دسته از سربازان رمي را شكست دهند از آن به بعد به افتخار فراري دادن دشمن هر سال در همان روز جشن با شكوهي مي گرفتندو در اين روز به بازي فوتبال مي پرداختند.
بازي فوتبال رفته رفته چنان در قلب جوانان انگليسي جاي گرفت كه هر چه زمان مي گذشت گروه بيشتري مايل به بازي و تماشاي آن مي شدندو به اين ترتيب چنان گسترش در اين كشور يافت كه انگلستان تبديل به مهد فوتبال شد.
قرون وسطي:
توپ بازي با پا در قرون وسطي در مناطق مختلف اروپا رواج داشت كه چون قوانين يكسان و معيني براي آن موجود نبود به شكلي پر هياهو و بسيار خشونت آميز همراه با مشت و لگد و پشت پا زدن انجام مي شد. به همين دليل حكمرانان محلي و پادشاهان تصميم گر فتند مانع از اجراي آن در شهر ها و روستاها شو ند.
در فرانسه در قرن چهاردهم ميلادي بازي فوتبال چندين بار از سوي پادشاهان كشور ممنوع اعلام شد.
پادشاهان انگلستان در قرنهاي 14و 15فوتبال را به عنوان اينكه كاري ناشايست و زيانبار استيك عمل شيطاني دانستند و اعلاميه هاي در ممنوعيت آن انتشار دادند.ممنوعيت فوتبال درانگلستان همچنان در اواخر قرن 18ادامه داشت اما اين قبيل سختگير ها هرگز نتوانست عملا مانع از توپ بازي با پا شود و فوتبال به شكلهاي گوناگون در گوشه و كنار اروپا به ويژه در انگلستان گسترش مي يافت و حتي در مدرسه ها و دانشگا هها اجرا مي شد.
در سال 1863دانشگاه كمبريج انگلستان بازي فوتبال را رسما پذيرفت و قوانين خاصي براي آن به وجود آورد كه به مقررات كميريج معروف شد.اين قوانين را تيمهاي آزاد هم پذيرفتند و در بازيهاي خود اجرا كردند.
آغاز تحول:
در تاريخ 26اكتبر سال 1863نمايندگان هفت باشگاه و دسته آزاد در لندن جمع شدندوفدراسين فوتبال انگلستان را تاسيس كردند. از اين پس با مسابقات منظمي كه در ميان تيمها برگزار مي شد شمار طرفداران فوتبال نيز در انگلستان رو به فزوني مي نهاد و از طرف ديگر انگليسها به هر نقطه از جهان كه قدم مي نهادند بازي فوتبال را معرفي و منتشر مي كردند. در اواخر قرن نوزدهم فوتبال به قدري توسعه يافته بود كه در بسياري از كشورهاي اروپاي و برخي از كشورهاي آمريكاي لاتين مسابقات فوتبال به صورتي منظم جريان داشت. در سال 1904 فدراسيون بين المللي فوتبال {فيفا}با مشاركت هفت كشور فرانسه هلند بلژيك سوئيس اسپانيا دانمارك و سوئد تاسيس شد. انگلستان در ابتدا از پيوستن به اين هفت كشور خوداري كرد اما سر انجام در سال 1946به آنها پيوست.
در سال 1908همزمان با برگزاري چهارمين دوره بازيهاي المپيك فوتبال در برنامه المپيادها قرار گرفت و از سال 1930مسابقات جام جهاني فوتبال راه اندازي شد. در حال حاضر 165كشور جهان عضو فيفا هستند و فوتبال بي ترديد ورزش اول دنيا محسوب مي شود چرا كه فوتبال تركيب كاملي است از فن مهارت قدرت و كوشش جمعي يك تيم.
كشورهاي صاحب فوتبال جهان عبارتند از :برزيل انگلستان آلمان آرژانتين ايتاليا فرانسه هلند اسپانيا بلژيك و اروگوئه.
از ميان بهترين بازيكنان تاريخ فوتبال نيز مي توان به اين اسامي اشاره كرد:
په له {برزيل}اوزه بيو{پرتقال}كرايف {هلند}ياشين{شوروي}بكن بائر {آلمان}مارادونا{آرژانتين}و پلاتيني{فرانسه}پيدايش فوتبال در ايران
ورزش و بازيهاي نوين مانند فوتبال كه بازيهاي اروپايي خوانده مي شود در بيست سال پاياني قرن سيزدهم هجري شمسي حدود سالهاي {1280-1300}توسط اروپايها بويژه انگلستان در ايران رواج يافتند. اصطلاح فوتبال را دانشجويان اعزامي به اروپا وارد زبان فارسي كردند.
اولين بار فوتبال توسط انگليسيها مقيم ايران در تهران و ملوانان خارجي در بنادر كشور به راه انداخته شد در سال 1907{1286}هجري شمسي وزير مختار انگليس در ايران به منظور ايجاد حس رقابت در بازيكنانو جنبه رسمي دادن به بازيها يك جام {كاپ}براي فوتبال تهيه كرد و اولين دوره رسمي مسابقه فوتبال در همان سال انجام شد.در بازيهاي تيمهاي انگليسي هيچ ايراني شركت نداشت. كريم زندي اولين ايراني بود كه در سالهاي1287تادر 1295در آن تيمها بازي كرد .
طي سال 1299ه.ش فوتبال به صورتي پراكنده و كاملا ابتدايي در زمين هاي حاشيه تهران بازي مي شد.در سال 1300انجمن ترقي و ترويج فوتبال در تهران تاسيس شد و برگزاري مسابقات فوتبال را بر عهده گرفت. اولين بار مدرسه آمريكايي البرز فعلي آموزش فوتبال را به دانش آموزان آغاز كرد.
در سال 1308اولين مسابقه خارجي فوتبال با تيم باد كوبه {شوروي}در تهران برگزار شد كه در آن شكست خورد.سال 1312را به حق مي توان {سال پيشرفت تشكيلات ورزش}در مدارس و فوتبال در ايران دانست.
در سال1313{انجمن ملي تربيت بدني و پيشاهنگي}تشكيل شد تا متصدي اداره امور تربيت بدني و ورزش در خارج از مدارس باشد.
تعداد تيمها در سال 1315و 367تيم در 29استان و شهرستان بود كه در مقايسه با سال 1314كه 152تيم فوتبال وجود داشت قابل توجه مي باشد.
در سال 1316حسين صد قياني پس از بازگشت از اروپا به ايران مسئول آموزشو گسترش فوتبال شد از كارهاي صد قياني تشكيل تيم ملي و اعزام آن به افغانستان بود.سال 1318 را ميتوان يكي از نقاط عطف ورزشي بويژه فوتبال در ايران دانست.
ورزشگاه امجديه در اين سال تكميل شد و به شكلي در آمد كه امروز وجود دارد.در 12اسفند سال 1325نخستين فدراسيون فوتبال ايران به وجود آمد و سال بعد در 30دي ماه1326اين فدراسيون به عضويت فيفا پذيرفته شد.
تيم ملي ايران از ابتدا تا سال 1326:
دوره اول:1314-1305
اولين تيم ملي فوتبال ايران در سال 1305به سرپرستي مير مهدي ورزنده براي سفر به باد كوبه {شوروي}تشكيل شدو براي انجام چند مسابقه به آذر بايجان شوروي سفر كرد. از بازيكنان اين تيم كه در حقيقت ستارگان فوتبال ايران در سالهاي 1305تا1314بودند مي توان از خان سردار پل هراند شكوه رضا كلانتري حسين سردار احمد سردار حسين صد قياني علي امير اصلاني {معروف به گيوه اي}حسن مفتاح و رضا هدايتي نام برد.
دوره دوم :1320-1314
دوره دوم تشكيل تيم ملي فوتبال از سال 1314با اشغال نظامي ايران توسط ارتشهاي متفقين پايان يافت.در اين دوره تيم ملي ايران دومين سفر خارجي خود را به افغانستان انجام داد. اين تيم به سر پرستي حسين صد قياني از بازيكنان باشگاههاي معروف تهران همچون طوفان تدين نيك نام و تهران تشكيل شد. مهمترين اين بازيكنان عبارت بودند از :
مصطفي بهار مست اكبر حيدري عبدالله كوهستاني احمد خطيبي محمد بلور فروشان گلبو ناصر انشا حسن گوشه جعفر اخوان گيلانشاه و عباس فرزانگان.
دورهسوم:1330-1321
از سال 1321مقارن با اشغال ايران فوتبال شكل تازهاي به خود گرفت.در اين دوره تيم ملي ايران در مسابقه اي با تيم ارتش انگلستان كه از بازيكنان ملي پوش به نامهاي (منين،ميگر،بيك)استفاده ميكرد در امجديه مسابقه داد كه جهت تماشاي آن براي اولين بار بطور رسمي بليط فروخته شده .
بازيكنان تيم ايران در اين دوره كه توسط حسين صدقياني سرپرستي مي شدند عبارتند از : مين باشيان،حاجيان، عباس غريب،عزيز فرزانگان، ملك شاهي ،عباس تنيده گرو... كه سرپرستي تيم ملي ايران را در سه دوره گذشته بعهده داشت درباره تيم ملي ايران در دوره سوم گفته است:به عقده من در اين دوران تيم ملي ايران از نظر بنيه و قدرت در تاريخ فوتبال ايران بينظير بود
در سالهاي 1327تا مسابقات فوتبال جام جهاني 1998فرانسه (1377)فوتبال ايران فراز و نشيب بسياري را پشت سر گذاشته است مسابقات سراسري {ليگ}در اين دوران آغاز شد و از دهه 1350با عنوان جام تخت جمشيد با نظم و انسجام تداوم يافت. با آغاز جام ملتهاي آسيا تيم ملي فوتبال ايران در اين مسابقه شركت كرد و در سالهاي 1345تا1355در اوج فوتبال آسيا قرار و دوران طلا يي خود را آغاز كرد.تيم ايران در مسابقات مقدماتي جام جهاني 1978شركت كرد و براي اولين بار به اين دوره از مسابقات راه يافت.
با پيروزي انقلاب اسلامي فوتبال ايران حدود يك دهه در اثر مشكلات ناشي از جنگ دچار ركود نسبي شد اما با پايان جنگ و آغاز عصر سازندگي فوتبال ايران بار ديگر سير صعودي خود را آغاز كرد و توانست در جام جهاني 1998 فرانسه شايسته ترين نماينده قاره آسيا باشد.
سیر تکوینی فوتبال
از قرنهای اولیه پس از میلاد تا قرن هجدهم میلادی، ورزش فوتبال به شکل قانونی و غیرقانونی به اشکال مختلفی در کشورهای گوناگون انجام گرفت. بازی دسته جمعی با توپ، هرچند در دوره هایی توأم با خشونت بود و گاه به تعطیلی آن در برخی کشورها انجامید؛ ولی علاقه مردم به آن کم نگردید. در سالهای 1130 تا 1180، بازی فوتبال با نام «لاسول» در فرانسه رایج شد و در میان شاهان فرانسه، لوئی هفتم که از 1140 تا 1173 فرمانروایی نمود؛ به گسترش این ورزش همت گمارد. او جوانان بسیاری را به این ورزش تشویق نمود و تیمهای فراوانی را بوجود آورد. در طی سالیان پس از آن، این بازی خشن که گاهی با مرگ بازیکنان هم همراه بود، توسط بریتانیایی ها شامل قوانین و مقرراتی گردید. در حقیقت، منشاء فوتبال امروزی، مناطقی از بریتانیا بوده است که برای این بازی قوانینی وضع نمودند و تلاش کردند ضمن کاستن خشونت از آن، جاذبه های آن را افزایش دهند.
در سال 1681، در لندن بازی فوتبال با قوانین و مقررات خاصی دنبال می شد و حتی مسابقاتی هم در حضور پادشاه انگلستان برگزار گردید. تا سال 1832، بازی یی که به عنوان فوتبال در سراسر انگلستان رواج داشت، هیچ محدودیتی در استفاده از سر و پا و دست برای آن در نظر گرفته نشده بود و بیشتر شبیه راگبی امروزی بود. اما از این سال به بعد، فوتبال به سمت جدایی از راگبی پیش رفت و درنهایت در سال1841، مقرر گردید که فوتبال بازی یی با پا و راگبی با دست و پا باشد. در نیمه دوم سال 1846، شاگردان سابق مدرسه «شرزبوری واتون» که دانشجویان دانشگاه کمبریج شده بودند، نخستین باشگاه فوتبال را تأسیس کردند و دو سال بعد، نخستین قوانین فوتبال را با همکاری سایر تیمهای دانشگاهی بنیان نهادند.
درسال 1862، باشگاه فاتس کانتی در شهر ناتینگهام تأسیس شد که به عنوان قدیمی ترین باشگاه فوتبال در لیگ باشگاههای انگلیس، هنوز هم حضور دارد و امروزه با نام «ناتینگهام فارست» شناخته می شود.
جام انگلیس (FACup)، قدیمی ترین مسابقات فوتبال جهان است که در سال 1871 پایه ریزی شده است. در روز بیستم جولای 1871، هفت عضو اتحادیه فوتبال انگلیس به دفتر مجله « اسپورت من» وارد شدند که یک هفته نامه ورزشی بود و به دبیرآن پیشنهاد نمودند تا اعلامیه مسابقات فوتبال میان باشگاههای لندن را منتشر کند و مسئولیت آن را برعهده گیرد. براساس این اعلامیه، هر تیمی با یک شکست حذف می شد و هر تیمی که خواهان شرکت بود، باید «یک گنی» (واحد پول انگلستان در آن زمان که اندکی بیشتر از یک پوند بود) می پرداخت. این مسابقات به سرعت شکل گرفت و فاتح آن، تیم فوتبال واندرز لندن بود که با نتیجه یک بر صفر، تیم سلطنتی مهندسان را شکست داد.
نخستین مسابقه بین المللی فوتبال، در روز شنبه 30 نوامبر 1872 بین دو تیم انگلیس و اسکاتلند در گلاسکو برگزار شد که با نتیجه بدون گل به پایان رسید.
منابع
http://www.parssport.ir/football/history/history.htm
http://hamshahrionline.ir/hamnews/1382/821109/Irshahr/darmansh.htm
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=5193
http://www.schoolnet.ir/~hedayat/docs/Members/Graduated-Students/members/79/members79/lak/history%20of%20football.htm (http://www.schoolnet.ir/%7Ehedayat/docs/Members/Graduated-Students/members/79/members79/lak/history%20of%20football.htm)
rahim
09-25-2009, 03:57 PM
سیر تکاملی فوتبال در ایران
------------------------------------
نفت و فوتبال در کشور ما دو یار همنشین هستند، از همان روزهایی که طلای سیاه در این سرزمین فوران زد فوتبال هم آمد و در پوست و خون مردم جنوب کشور جاری شد.
فوتبال ورزش کم خرج و کم هزینه ای بود که اولین بار توسط انگلیسی ها در سال 1287 هجری شمسی به ایران آمد. انگلیسی ها از طریق بندر بوشهر برای دستیابی به ذخایر نفتی ما وارد ایران شدند و نخستین توپ فوتبال در بوشهر به زمین خورد . اما پس از توقف کوتاهی در بوشهر در مسجد سلیمان که مهد نفت ایران و خاورمیانه بود، مستقر شدند و از بدو استقرار خود بساط فوتبال را در مسجد سلیمان – ایران گستردند.
بی تردید می توان گفت که نخستین زمین رسمی فوتبال در مسجد سلیمان بنا شد. نخستین مسابقه های رسمی فوتبال مسجد سلیمان که اولین مسابقه های رسمی ایران بوده بین واحدهای کارگاههای مستقر در مسجد سلیمان، برگزار شد که در این تیمها بازیکنان ایرانی، انگلیسی، هندی، و ارمنی با توجه به موقعیت شغلی خود شرکت داشتند، که بازیها با نظم و ترتیب ویژه توسط داوران انگلیسی و هندی اداره و برگزار می شد. http://i6.tinypic.com/14t7ibk.jpg
اولين تيم فوتبال در ایران ........
در پايان دوره قاجاريه(1919) براي قدرداني از کوشش هاي برادران سردارخان که تحصيل کرده بلژيک بودند و درامر بسط و گسترش فوتبال نقش داشتند، يک تيم تشکيل شد. بازيکنان معروف آن تيم" برادران مفتاح"،" اکبر توفان"،" پان اسدالله"، "رضا والي کلانتري"، "هراند گالوستيان" و" گاليک هاراتونيان" بودند.
نخستين رقابت هاي داخلي.......
"ابوالفضل صدري" رئيس سازمان وقت ورزش، تشکيل تيم هاي آزاد در تهران را تشويق و ترغيب کرد و حتي براي برندگان رقابت هاي داخلي جوايزي تعيين نمود. تيمي به نام تهران که اعضاي آن از بازيکنان رشته هاي ورزشي مختلف جمع آوري شده بودند، موفق به فتح نخستين دوره رقابت هاي داخلي فوتبال شد، با بازيکناني چون" برادران سردارخان"، "اکبر توفان "، "حيدري"،" کريم زند" و" مفتاح".
چندي بعد" حسين صديقاني" که براي ادامه تحصيلات عاليه به ترکيه رفته بود، به تيم فنر باغچه اين کشور وسپس" راپيدوين اتريش" ملحق شد. او پس از بازگشت به ايران، موسس يک تيم در شهر مقدس مشهد شد . صديقاني از جمله اولين کساني بود که دراروپا با فوتبال مدرن و نوين آشنا شده بود. حضور او در فوتبال ايران مصادف شد با انتقال تجربه و دانش روز فوتبال جهان به جوانان علاقمندي که تشنه يادگيري صحيح اين رشته ورزشي بودند.
http://i5.tinypic.com/14t7kfl.jpg
نخستین فوتبال باشگاهی در ایران......
فوتبال باشگاهی در تهران هم از سال1300 شمسی راه اندازی شد و اولین تیم باشگاهی «کلوپ ایران» نام داشت. در همان سال تیم منتخب تهران، که در حقیقت همان تیم ملی بود، با تیم «کلنی» انگلیسی های مقیم تهران در یک دیدار جدی به پیروزی رسید.
اولين ديدار برون مرزي........
تيم منتخب اتحاديه کارگران تحت عنوان تيم تهران اولين سفر برون مرزي که جنبه غير رسمي داشت را به" بادکوبه" انجام داد. البته حاصل 3 بازي فوتباليست هاي آن موقع کشورمان، 3 شکست پياپي با نتايج 4 بر يک ، 3 بر صفرو 2 بر صفر بود.
در سال 1304 تیم شوری سابق (روسیه) از تیم منتخب ایران دعوت کرد تا سه دیدار در بادکوبه برگزار کند.
تیم ملی متشکل از سه باشگاه: «توفان، اسپرت ارامنه و کلوپ تهران (کلوپ ایران)» که از تیمهای مطرح آن دوره بودند، با نام «منتخب تهران» عازم بادکوبه شدند.
در واقع در ترکیب اولین تیم ملی فوتبال که در کشورمان تشکیل شد، بازیکنانی چون حسینعلی خان سردار (کاپیتان – دروازه بان)، حسین صدقیانی، علی کنی، محمدعی شکوه، احمدعلی خان سردار، حسن مفتاح، امیر اصلانی، عزیز اقتدار، اکبر حیدری، هراند گالوستیان، ناصر انشاء، کریم زندی، رضا قلی کلانتر، عزیزالله افخمی، محمد علی خان سردار، و اخویها حضور داشتند.
حسینعلی خان سردار و حسین صدقیانی از جمله بازیکنانی بودند که در تیمهای مشهور سوئیس و بلژیک نیز توپ می زدند. حسینعلی خان سردار عضو تیم مشهور «سروت» ژنو بود که یکبار نیز پیراهن تیم ملی سوئیس را به تن کرده است. حسین صدقیانی هم عضو تیم «شارلروا» بلژیک بود.
نتیجه سفر تیم ملی به بادکوبه، دو شکست و یک تساوی بود.
و ادامه مسابقات.........
درسپتامبر1941، تيم ملي فوتبال ايران اولين بازي رسمي خود را در برابر افغانستان و در کابل برگزار کرد، مسابقه اي که به تساوي بدون گل انجاميد. اساس تشکيل نخستين تيم ملي رسمي کشورمان به سال 1940 باز مي گردد. بين سالهاي تشکيل نخستين تيم ملي رسمي کشورمان به سال 1941و 1963 ، ملي پوشان کشورمان فقط در سال 1951( بازي هاي آسيايي دهلي نو) به مرحله فينال دور نخست رقابت ها راه يافتند و اين تنها موفقيت تيم ملي در طول اين سالها محسوب مي شد.
ازسال 1960 اولين دوره مسابقات باشگاهي ايران شکل گرفت و در طي سالهاي 1962 تا 1970، تدريجاً فوتبال ايران قوي تر شد و در صحنه هاي بين المللي چهره موفق تري از خود نشان داد. حضور در مرحله يک چهارم نهايي المپيک توکيو(1964)، قهرماني در بازي هاي آسيايي( 1968) فتح جام باشگاه هاي آسيا توسط استقلال تهران(1970) از جمله مواردي بود که رشد توانايي هاي فوتبال ايراني را تاييد مي کرد.
دومين دوره مسابقات ليگ سراسري کشورمان در سال 1968 شروع و 11 سال ادامه داشت( تا سال 1978) .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 و تغييراتي که در ساختار اجرايي و اموراداري فدراسيون فوتبال رخ داد، براي مدتي رقابت هاي باشگاهي سراسري به تعويق افتاد. اين امر تا شروع ليگ قدس که در آن تيم هاي منتخب استان هاي کشور حضور داشتند، ادامه يافت. از سال 1989 دوباره بازي هاي باشگاهي و اين بار تحت عنوان ليگ آزادگان راه اندازي شد و اين براي کشوري که هشت سال (1980 تا 1988) درگير جنگ با عراق بود يک افتخار بزرگ به حساب مي آمد.
مسابقات مقدماتی <1978آرژانتین>..
جام جهانی 1978 دومین حضور تیم ملی فوتبال ایران در دوره مقدماتی این بازیها بود.
از 20 تیم شرکت کننده در این مسابقات تنها یک تیم حق ورود به آرژانتین را داشت. این رقابتها ابتدا در 5 گروه برگزار شد. ایران در گروه سوم و با عربستان، سوریه و عراق هم گروه شد که تیم عراق خود را کنار کشید و مسابقات به صورت رفت و برگشت انجام شد.
اولین دیدار ما در برابر تیم ملی عربستان بود که در ریاض برگزار شد و عربستان در خانه خود با سه گل بازی را واگذار کرد. ستاره این میدان غلامحسین مظلومی بود که ضمن به ثمر رساندن دو گل با پاس زیبای خود حسن روشن را نیز در موقعیت گل سوم قرار داد. دومین دیدار مقابل تیم ملی سوریه پر از انتقاد بود و تیم ایران تنها به لطف یک حادثه به گل دست یافت. در دقیقه 80 روی محمد صادقی خطا شد که ضربه خطا را علی پروین به زیبایی در زاویه سمت چپ دروازه سوریه جا داد. پس از این پیروزی تیم سوریه از دیدار برگشت در تهران عذر خواست. ایران در بازی با عربستان به دلیل تشریفاتی بودن آن با تیم امید خود به میدان رفت و با گلهای یوسفی و شریفی به برتری دست یافت. تیمهای هنگ کنگ، کره جنوبی، کویت و استرالیا نیز فاتحین سایر گروهها بودند. مقرر شد این پنج تیم به صورت رفت و برگشت نماینده آسیا- اقیانوسیه را معرفی کنند. تیم ایران در نخستین گام با گلهای حسین کازرانی و غفور جهانی هنگ کنگ را در خانه شکست داد. ایران سپس راهی "پوسان" شد تا با کره جنوبی دیدار کند. دیداری که 75 دقیقه آن با دفاع مطلق تیم ملی ایران همراه بود و در نهایت یک امتیاز با ارزش به همراه داشت.
حساس ترین دیدار رفت ما با استرالیا بود. ایران در حالی به این پیکار می رفت که خاطره خوبی از شکست 3 بر صفر خود در دوره مقدماتی جام جهانی 1974 مونیخ از این تیم نداشت. در دقیقه 71، 25 هزار تماشاگر استرالیایی شاهد گل پیروزی ایران بودند. پایه گذار این گل محمد صادقی بود که پاس او را حسن روشن به زیبایی به تور دروازه دوخت تا زحمات ناصر حجازی که در این دیدار خوش درخشیده بود، بی ثمر نماند.
آخرین دیدار دور رفت با تیم کویت در تهران برگزار شد. کویتی ها با وجود جدیت و تحمل زحمات فراوان سرانجام در دقیقه 48دروازه خود را به غفور جهانی واگذار کردند.
دیدار دور برگشت با بازی ایران و کره در تهران برگزار شد. تیم ما دو نیمه متفاوت را پشت سرگذاشت. کره جنوبی نیمه اول را با یک گل شادمان به رختکن رفت اما در نیمه دوم حسن روشن با دو گل دیدنی ایران را از حریف چشم بادامی اش پیش انداخت. اما بازیکن کره ای در دقیقه 89 دروازه حجازی را گشود تا تساوی 2-2 شکل بگیرد.
در دیدار ایران و هنگ کنگ، ملی پوشان ما در نیمه اول با گلهای غفور جهانی (2گل) و کازرانی کار را تمام کردند و به سه امتیاز دست یافتند.
بهترین بازی ایران در دور برگشت با استرالیا بود که غفور جهانی با گشودن دروازه میهمان یک صد هزار تماشاگر را به وجد آورد. با توجه به آنکه پس از این پیروزی، صعود ما قطعی شد در دیدار آخر با کویت با بازیکنان جوانتر بازی تشریفاتی را 2 بر صفر بردیم و بدین ترتیب برای نخستین بار راهی جام جهانی شدیم.
http://i6.tinypic.com/14t7orq.jpg
اولین حضور ستارگان پارسی در بزرگترین رویداد فوتبال..
حضور در آرژانتین..
مرحله نهایی جام جهانی 1978...
ایران در گروه چهارم، با تیمهای هلند، اسکاتلند و پرو همگروه بود. هلند عنوان نایب قهرمانی جهان را در کارنامه داشت و اسکاتلند با پشت سرگذاشتن انگلستان به این میدان آمده بود پرو هم یکی از سه تیم برتر فوتبال مستحکم امریکای جنوبی محسوب می شد. در چنین موقعیتی تیم ایران وارد ورزشگاه "مندوزا" آرژانتین شد تا در برابر تیم پرآوازه ای همچون هلند روبرو شود. 38 دقیقه مقابل هلند بی هدف به توپ ضربه زدیم و دفاع کردیم تا اینکه هلندی ها صاحب ضربه پنالتی شدند و "رنسن برینگ" از آن گل ساخت. گل دوم هلندی ها بار دیگر توسط "رنسن برینگ" با یک پرش بلند از روی مدافع و دروازه بان ما با ضربه سرمحکم به ثمر رسید و گل سوم نیز نظیر گل اول بود که با خطای مدافعان ما از ضربه پنالتی به دست آمد.
دومین دیدار تیم ملی ایران در"کوردوبا" مقابل تیم اسکاتلند انجام شد. در حالیکه نیمه اول می رفت تا بدون گل خاتمه یابد توپ اسکندریان به اشتباه وارد دروازه ما شد. در دقیقه 60 ایرج دانایی فر پس از عبور از دفاع و در زاویه ای کاملاً بسته توپ را به تور دروازه اسکاتلند دوخت. اسکاتلند که انتظار این گل را نداشت دست به حملات شدیدی تا پایان روی دروازه ایران زد اما با وجود آنکه توپ تا روی خط دروازه ما هم پیش آمد، هرگز از آن عبور نکرد.
در دیدار ایران و پرو "کوبیلاس" مهاجم مشهور پرویی مرد اول میدان بود که سه گل از چهار گل پرو را به ثمر رساند. تک گل ایران هم توسط حسن روشن وارد دروازه این تیم آمریکای جنوبی شد. بدین ترتیب پرونده تنها حضور ایران در جام جهانی بسته شد و پس از آن فوتبال ایران غیبتی 12 ساله در عرصه رقابتهای بین المللی را تحمل کرد.
rahim
10-21-2009, 11:18 PM
عکسهای قدیمی ورزشگاه آزادی(آریامهر) (http://jaber20000.blogfa.com/post-200.aspx)
عکسهای قدیمی و جدید از ورزشگاه آزادی(آریامهر)
عکس قدیمی ورزشگاه آزادی که عکسهای شاه و خانواده ی شاه در آن نمایان است
http://bp2.blogger.com/_bJ2-Fkmokr0/R2vPljajacI/AAAAAAAAAqc/0LJlq8wmZTw/s400/Estadium4.jpg (http://bp2.blogger.com/_bJ2-Fkmokr0/R2vPljajacI/AAAAAAAAAqc/0LJlq8wmZTw/s1600-h/Estadium4.jpg)
ایران بازیهای خانگی خود را در ورزشگاه غولپیکر آریامهر، برگزار میکند. اگر چه آزادی را استادیوم صد هزار نفری مینامند، گنجایش آن ۹۰۰۰۰ نفر است. ورزشگاه آزادی که تا پیش از انقلاب آریامهر نامیده میشد در آغاز برای میزبانی بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ ساخته شد. در قسمت شمالی ورزشگاه اسکوربورد رنگی نصب شده است که بیش از ۱۰۴ متر مربع مساحت دارد و یکی از بزرگترین صفحههای نمایش جهان به شمار میرود.تا پیش از ساخته شدن آریامهر، بازیهای تیم ملی در استادیوم امجدیه برگزار میشد.
عکس قدیمی استادیوم آزادی (آریامهر )
http://bp3.blogger.com/_al-CF7snPrw/R2vHsRiFQII/AAAAAAAAAUY/T0HKLNi6UGo/s400/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%85+% D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B11.jpg (http://bp3.blogger.com/_al-CF7snPrw/R2vHsRiFQII/AAAAAAAAAUY/T0HKLNi6UGo/s1600-h/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88%D9%85+% D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B11.jpg)
http://1.bp.blogspot.com/_v59kbqIwIPY/SSA8kcQVSwI/AAAAAAAABuE/0y2DCi_Tp68/s400/studiom-ariamehr.jpg
عکسهای جدید ورزشگاه آزادی
http://bp3.blogger.com/_al-CF7snPrw/R2vEPRiFQFI/AAAAAAAAAUA/WW5JT90lDQE/s400/teheran.jpg (http://bp3.blogger.com/_al-CF7snPrw/R2vEPRiFQFI/AAAAAAAAAUA/WW5JT90lDQE/s1600-h/teheran.jpg)
http://bp2.blogger.com/_al-CF7snPrw/R2vEBBiFQEI/AAAAAAAAAT4/OAlyjE1NM9s/s400/Persepolis-Esteqlal1.jpg
این که ورزشگاه آزادی در قدیم به ورزشگاه آریامهر معروف بوده به خاطر این که شاه این ورزشگاه رو ساخته و اسم ورزشگاه رو آریامهر گذاشته اند اما بعد از انقلاب سال ۵۷ که شاه از ایران رفت وجمهوری اسلامی سر کار اومد ورزشگاه آریامهر تبدیل به ورزشگاه آزادی شد.
RED STORM
11-26-2009, 05:44 PM
Momentum؛ عامل ناشناخته فوتبال
آنچه فراتر از ضربه زدن به توپ است ،
نقش تماشاگران در عملكرد يك تيم فوتبال چيست؟
http://www.img98.com/images/luvrfxgxywvq7gmv0w34.jpg
همه ما آن را مي شناسيم. مي دانيم که تيم ها با کمک گرفتن از آن به پيروزي مي رسند، براي راهيابي به دسته هاي بالاتر ليگ رقابت کرده و حتي در جام هاي جهاني به قهرماني دست مي يابند. اما براستي Momentum چگونه در فوتبال عمل مي کند؟ و هواداران چه نقشي در جابجايي آن ايفا مي کنند؟
*تعريف و معناي واژه Momentum چيست؟
پيش از هر چيز بايد به شرح توضيح واژه Momentum که در اين مقاله بارها از آن استفاده شده است پرداخت. واژه Momentum در فيزيک به معناي نيروي حرکت است و براي محاسبه آن بايد وزن جسم را ضربدر سرعت آن کرد.
دکتر رضواني يکي از اساتيد بزرگ زبان انگليسي دراين باره مي گويد: «واژه Momentum از جمله واژگاني است که ترجمه آن خارج از متن مقدور نيست. بهترين مثال براي توصيف كلي اين واژه سنگي است که آن را از بالاي کوه به پايين سرازير مي کنيم. سنگ در ابتدا به آرامي حرکت مي کند و خيلي زود دور برداشته و سپس مهار و متوقف ساختن آن ناممکن مي شود. به اين اصطلاح To gather momentum و يا To gain momentum مي گوييم. يك اتومبيل هم زماني كه Momentum خود را بدست مي آورد با سرعت زيادي حرکت مي کند. واژه Momentum در سياست و به معناي figurative يا مجازي آن هم به کار مي رود. زماني که حرکت هاي انقلابي صورت مي گيرد مردم از همين Momentum استفاده مي کنند که مي توان آن را به عنوان جنبش انقلابي نيز توصيف کرد. اگر بخواهيم در فوتبال اين کلمه را ترجمه کنيم جنبش واژه مناسبي نيست و به نوعي نمي توان واژه اي که مفهوم Momentum را در فوتبال کاملاً توصيف کند پيدا کرد؛ اما واژه "تکانه" به معناي آنچه تيم ها را از نظر روحي دچار تکان و تحول مي سازد مي تواند تا حدودي بيانگر معنا و مفهوم Momentum در فوتبال باشد.»
به اين ترتيب در اكثر قسمت هاي مقاله اي كه مي خوانيد خود واژه Momentum به كار برده شده است.
*مقدمه
ژانويه 2009 و به دنبال پيروزي 5 بر صفر منچستر يونايتد برابر وست برومويچ "ريو فرديناند" مدافع يونايتدها که از بابت اين پيروزي جان تازه اي گرفته بود تاکيد کرد که منچستر يونايتد براي بدست آوردن امتيازهاي بيشتر به حفظ Momentum نياز دارد.
اشاره کردن به يکي از قوانين فيزيک به عنوان يکي از هسته هاي اصلي موفقيت در کسب عناوين براستي عجيب است، اما اين روزها فوتبالي نمي بينيد که در آن هيچکس حرف از Momentum نزند. گزارشگران از جابجايي آن صحبت مي کنند، مربيان درباره اهميت حفظ آن صحبت مي کنند و همه ما هم به خوبي مي دانيم که حرف آنها چيست.
وقتي "مارتين اونيل" از آنچه آمريکايي ها آن را The Big Mo يا همان "تکانه بزرگ" مي نامند به عنوان کليد موفقيت تيمش براي قرار گرفتن در جمع چهار تيم بالاي جدول ياد کرد، عادلانه است که بگوييم شما نتوانستيد هيچگونه منطق و معادله اي براي درک اين گفته "مارتين اونيل" پيدا کنيد و اگر قصد اين کار را داريد بايد انبوه تماشاگران را ضربدر سرعت بازي کنيد.
ما Momentum را به عنوان X-Factor يا عامل ناشناخته فوتبال مي شناسيم که قادر به سوق دادن تيم ها به خلق نتايج غيرممکن و معاوضه شکست با پيروزي است؛ اما Momentum در واقع چگونه عمل مي کند؟ به عنوان هواداران يک تيم، ما چگونه مي توانيم به تشديد آن کمک کنيم؟ و در نهايت اينکه Momentum چگونه به تيم ها در راستاي کسب عناوين کمک مي کند؟
*Momentum در جريان بازي
در سال 2001 "پل رايداوت" با ترس از اينکه ممکن بود تيمش در يکي از بزرگترين فينال هاي تاريخ جام حذفي انگليس با شکست روبرو شود پس از پايان نيمه نخست قدم زنان از زمين "پرنتون پارک" خارج شد. تيم دسته اولي ترانمير با نتيجه 3 بر صفر از حريف خود ساوتهمپتون عقب بود و به نظر مي رسيد هيچ راهي براي بازگشت به بازي وجود ندارد. "رايداوت" در اين باره مي گويد: «تيم حريف در حال نابود کردن ما بود. جريان بازي بر ضد ما پيش مي رفت و کم کردن سرعت آن دشوار بود. به عنوان يک بازيکن در چنين شرايطي شما تنها آرزو مي کنيد که اي کاش نتيجه بازي از کارنامه تيم محو شود.»
با اين حال، ملامت هاي بين دو نيمه از سوي "جان آلدريج" مربي تيم که به بازيکنانش گفته بود مي تواند برتري حريف را تحمل کند اما کم کاري بازيکنان برايش قابل قبول نيست، با ورود "استوارت بارلوف" باتجربه به زمين و از کار انداختن ستاره ساوتهمپتون يعني "ماريان پاهارس" باعث شد تا همه چيز تغيير پيدا کند.
"رايداوت" مي گويد: «به محض اينکه گل نخست را به ثمر رسانديم احساس کرديم که قادر به کسب پيروزي هستيم.»
او که طي پيروزي 4 بر 3 تاريخي تيمش در آن ديدار موفق به هت تريک کردن شده بود همچنين مي گويد: «آنها عقب نشستند. ما هيچ چيز به جز غرور براي از دست دادن نداشتيم و ايماني که هواداران در آن زمان به ما داشتند محسوس بود. اين مساله نشانگر دو روي سکه Momentum در فوتبال بوده و نشان مي دهد اگر اين انرژي بر ضد شما باشد چقدر ناخوشايند و در صورتي که به نفع شما باشد چقدر مهار آن دشوار است.»
همه ما مي توانيم گفته هاي "رايداوت" را درک کنيم و همين که گزارشگر مسابقه حين گزارش به شما مي گويد يک نيروي دروني باعث تغيير جريان بازي شده خود کافي است، اما براستي چه اتفاقي در اين بين رخ مي دهد؟
دکتر "کريس هاروود" مدرس ارشد در زمينه روانشناسي ورزش در دانشگاه Loughborough که يکي از نويسندگان کتاب "Momentum در فوتبال است" و به عنوان مشاور آکادمي باشگاه ناتينگهام فارست نيز انجام وظيفه مي کند، مي گويد: «در فيزيک، Momentum نوعي انرژي است که رو به جلو حرکت مي کند و در فوتبال مقياسي براي درک انرژي در حال حرکت به شمار مي رود.»
وي ادامه مي دهد: «به عبارت ساده تر وقتي در مورد Momentum در فوتبال صحبت مي کنيم اشاره ما به راهي براي درک روند جريان مسابقه است.»
به اين ترتيب مي توان گفت که Momentum يک پديده روحي رواني است. پس چگونه است که گاهي مي توانيم اين تغيير را احساس کرده و يا به چشم ببينيم؟
هاروود مي گويد: «Momentum تنها تا حدودي روحي رواني است. اگر در پنج دقيقه نخست پس از آنکه حريف موفق به گلزني شده است متوجه بازي تدافعي آنها شويد اين مساله به موقعيتي تبديل مي شود که به ذات تغييرپذير عملکرد بازيکنان اشاره دارد.»
*کنترل "Big Mo" يا "تکانه بزرگ"
واژه نامه علوم ورزشي آکسفورد، Momentum روحي را نوعي تغيير مثبت يا منفي در تشخيص، احساس، فيزيولوژي و رفتار تعريف مي کند که در اثر يک رخداد يا سلسله اي از رخدادها به وجود مي آيد. اين رخدادها در اثر احساس بازيکنان حريف، کيفيت بازي و يا نتيجه مسابقات به وجود مي آيند. به عبارت ديگر اتفاقاتي که در طول جريان بازي رخ مي دهد باعث تغيير Momentum و درک بازيکنان از اينکه نتيجه در حال عوض شدن است مي شود.
اين مساله مي تواند تاثيرهاي دراماتيکي در نتيجه بازي داشته باشد، همانطوري که در ديدار نهايي ليگ قهرمانان اروپا در سال 2005 در مورد ليورپول برابر ميلان شاهد آن بوديم و يا تيم هاي منچستر يونايتد و منچستر سيتي که به ترتيب در سال هاي 2001 و 2004 پس از آن که 3 بر صفر از حريف خود تاتنهام عقب بودند موفق به شکست اين تيم شدند.
چه چيزي باعث مي شود تا يک نيروي تکان دهنده بزرگ بين تيم ها جا به جا شود؟
"هاروود" دراين باره مي گويد: «هرچيزي مانند تعويض و يا خطاها مي تواند باعث تخريب جريان يک بازي شود، اما بيش از همه به ثمر رسيدن گل ها هستند که سبب اين مساله مي شوند. اگر شما 3 بر صفر از حريف پيش باشيد و تيم حريف موفق به گلزني شود اين مساله انرژي تازه اي به آنها بخشيده و اگر آنها دوباره موفق به گلزني شوند شما نگران عواقب از دست دادن برتري سه بر صفر خود خواهيد شد. اين مساله روي تصميم گيري هاي شما تاثير مي گذارد. تماشاگران هم نقش بسيار عمده اي در اين بين ايفا مي کنند.»
بله! تماشاگران. شايد همه ما گمان کنيم که انتقاد از يک تيم هنگامي که عملکرد خوبي از خود نشان نمي دهد راهي برجسته و هوشمندانه بوده و تماشاگران بايد به سبب درآمد بالاي بازيکنان هر چيزي که مي خواهند به آنها بگويند؛ اما به گفته دکتر هاروود اين مساله مي تواند تاثيرهاي فاجعه واري داشته باشد.
هاروود مي گويد: «هواداران نقش عمده اي در Momentum يک مسابقه فوتبال ايفا مي کنند. آنها به خوبي قادر به درک جريان بازي هستند، اما گاهي بايد آگاهي بيشتري نسبت به قواعد رفتارهاي انساني پيدا کنند. بازيکنان حساسيت بسياري نسبت به واکنش تماشاگران نشان مي دهند. اگر تماشاگران از آنها حمايت کنند اين مساله باعث درک بهتر آنها از شرايط بازي مي شود. هواداران بايد اعتماد بنفس و باور را به ويژه زماني که جريان بازي بر ضد تيم آنها پيش مي رود به تيم القا کنند.»
شش عاملي که به وسيله آنها مي توان Momentum را در فوتبال کنترل کرد:
*تعهد
شما به بازيکناني نياز داريد که نسبت به آرمان و اهداف تيم انگيزه و تعهد نشان دهند.
*ارتباطات
هر بازيکني براي بالا بردن روحيه هم تيمي هاي خود بايد قادر به برقراري ارتباط با آنها باشد.
*انسجام
بازيکنان به اين احساس نياز دارند که متعلق به تيم بوده و براي رويارويي با موقعيت هاي مختلف بايد برنامه هاي مشخصي داشته و به طور متحد هدفي يکسان را دنبال کنند.
*تمرکز
تماشاگران بايد در زمان مناسب بر روي مسائل بجا تمرکز کرده و به خود اجازه ندهند به سبب اتفاقاتي که در جريان بازي رخ مي دهد دچار پريشاني شوند.
*کنترل
شما بايد در وضعيت هاي مختلف در زمين مسابقه قادر به کنترل احساسات خود باشيد. کارت هاي زرد بسياري مواقع براي تيم ها گران تمام مي شوند.
*اعتماد بنفس
آميخته اي از 5 عامل قبلي؛ هر بازيکني نياز به باور توانايي هاي خود و اعتماد بنفس براي دست زدن به کارهاي بزرگ در زمين دارد.
عوامل بالا در کتاب دکتر هاروود با عنوان "Momentum در فوتبال" نوشته شده اند.
*نوار پيروزي
اگر اخبار فوتبال را دنبال کرده باشيد مربياني همچون "ميک مک کارتي"، "سايمون گرايسون" و "مارتين اونيل" را ديده ايد که ازMomentum به عنوان عامل مهمي در روند رو به رشد تيم هاي خود ياد کرده اند، اما Momentum چگونه در اين مقوله عمل مي کند؟
در واژه نامه علوم ورزشي آکسفورد آمده است که Momentum مثبت با مدت زمان مسابقات و مسائلي همچون پيروزيهاي متوالي که در اين زمان همه چيز به ظاهر درست پيش مي رود آميخته شده است. در تورنمنت ها، کشورها با حفظ اين نيروي مثبت در جريان بازي و در مجموع رقابت ها سعي در خلق نوار پيروزي هاي خود دارند.
"ينس لمان" دروازه بان تيم ملي فوتبال آلمان در جريان رقابت هاي يورو 2008 گفت: «شش روز استراحت باعث از دست دادن مقام قهرماني مي شود. هرتيمي که پنج يا شش روز (پيش از مرحله يک چهارم نهايي) استراحت داشته از دور رقابتها کنار رفته است. ما احساس کرديم که اين استراحت واقعاً هماهنگي تيمي را به هم مي زند.»
در واقع، هيچ تيمي 6 روز استراحت نداشت، اما سه تيم از جمع چهار تيم پاياني کوتاه ترين زمان استراحت بين بازيها را داشتند.
قاعده مشابه در طول فصول ليگ ها صدق مي کند. در دهه 90 تيم هاي ساوتند، کمبريج و گريمبسي با حفظ Momentum توانستند دو فصل پياپي به دسته بالاتر راه پيدا کنند؛ اين در حالي بود که ويکومبه، يئوويل، دانکستر و کارلسي براي راهيابي به دسته سوم ليگ فوتبال انگليس دست و پا مي زدند.
با وجود تفاوت بسيار زياد بين ليگ برتر و رقابت هاي دسته يک، تيم هاي ايپسويچ، ردينگ، ويگان و هال سيتي همگي Momentum خود در دسته دوم را براي برآورده کردن انتظارها در ليگ برتر به کار گرفتند، اما آنها به پاي ويمبلدون که اوايل دهه 80 طي پنج فصل از رقابت هاي دسته چهارم به ليگ برتر راه يافت نمي رسند.
"گراهام تيلور" مربي آن زمان ويمبلدون که اکنون به عنوان يکي از کارشناسان و صاحب نظران Radio Five Live در اين راديو کار مي کند، مي گويد: «Momentum نقش بسيار عمده اي در موفقيت ما ايفا کرد. ما در آن زمان سه تيم مختلف به وجود آورديم، اما Momentum خود را در همه آنها حفظ کرديم. همواره پيروزي نيست که اهميت دارد. هميشه پيروز شدن غيرممکن است. مهم اين است که حتي در هنگام شکست خوردن اعتماد بنفس خود را تا حد زيادي حفظ کنيد.»
تيلور يکي از نخستين مربياني بود که در دهه 70 از روان شناسي در فوتبال استفاده کرد. او همچنين مي گويد: «اگر قرار بود اکنون به فوتبال بازگردم و به جز دستيار و پزشک تيم تنها اجازه استخدام يک نفر ديگر را در کادر فني خود داشتم از يک روانشناس کمک مي گرفتم. يک مربي بايد تا حدودي از ويژگي هاي يک روان شناس براي خلق Momentum و حفظ آن بهره مند باشد. Body language يا زبان بدني و اينکه چگونه با بازيکنان برخورد مي کنيد از اهميت زيادي برخوردار است. بايد باعث شويم که بازيکنان به تيم ايمان داشته و تک تک آنها را به خلق جوي شاد که تيم را دچار افت نمي کند تشويق کنيم.»
*استراحت در مقابل Momentum
راه هاي بسياري براي از دست رفتن Momentum وجود دارد. ديدن کاپيتان تيم در حالي که سر خود را به شکلي اعتراض آميز پايين انداخته يکي از آنها است. اعلام علاقه سرمربي تيم مبني بر بازنشستگي هم يکي ديگر از آنهاست. "تيلور" در اين باره مي گويد: «"الکس فرگوسن" استاد حفظ Momentum است. او تنها يک بار مرتکب اشتباه شد و آن هم زماني بود که از قصد خود براي استعفا کردن خبر داد. در آن زمان بود که بازيکنان مورد نظر فرگوسن خريداري نمي شدند و منچستر يونايتد چندين سال از رقابت براي قهرماني خارج بود.»
يکي ديگر از راه هايي که بي ترديد منجر به از دست رفتن Momentum مي شود اين است که به بازيکنان کليدي تيم خود استراحت بدهيد؛ همانطوري که "آريگو ساچي" در جريان رقابت هاي يورو 1996 دست به اين کار زد. "ساچي" پس از پيروزي 2 بر يک برابر روسيه در ديدار نخست که با همکاري خوب "جيانفرانکو زولا" و "پير لوئيجي کازيراگي" در خط حمله همراه شد براي ديدار برابر جمهوري چک که به شکست 2 بر يک لاجوردي پوشان منجر شد به مهاجمان خود استراحت داد. سپس آنها با تساوي بدون گل برابر آلمان از دور رقابت ها کنار رفتند.
"زولا" بازيکن خوش آتيه فوتبال ايتاليا در آن زمان طي گفت و گويي با مجلهFour Four Two در اين باره گفت: «"ساچي" به هيچ وجه با اين کار فرصت درخشش در رقابت ها را از من نگرفت.» اين گفته زولا درباره رقابت هاي يورو 1996 بود، گرچه بسياري نظر متفاوتي داشتند.
چرا برخي در مورد تعادل ميان استراحت و Momentum دست به خطر مي زنند؟
تيلور در اين باره توضيح مي دهد: «با استراحت دادن به بازيکنان، شما احتمال آسيب ديدن آنها را پايين مي آوريد. اگر بازيکني دچار آسيب ديدگي ساده شود اين مساله مي تواند باعث دوري او از يک بازي شود، اما اگر يک بازيکن دچار آسيب ديدگي شديدي شود ممکن است تمامي ديدارهاي يک تورنمنت را از دست بدهد. در صورتي که شما بهترين ترکيب خود را به ميدان بفرستيد در مورد احتمال آسيب ديدن بازيکنان خود خطر مي کنيد، اما من بر اين باورم که بايد در تمامي ديدارها براي پيروز شدن تلاش کرد چرا که پيروزي با خود اعتماد بنفس به ارمغان مي آورد.»
در فوتبال باشگاهي مربيان در راستاي حفظ Momentum امکان استراحت دادن بيش از حد به بازيکنان خود را ندارند، البته در تيم هاي بالاي جدول که براي قهرماني در چهار جبهه تلاش مي کنند، شرکت در چندين رقابت مختلف مانع از حضور هر بازيکن در تمامي ديدارها مي شود؛ اما در سطح ملي استفاده از سيستم چرخشي مي تواند عواقب وخيمي در زمينه Momentum تيمي داشته باشد.
دو فصل پیش آرسنال تا پيش از شکست تحقير آميز برابر تاتنهام در جام اتحاديه باشگاه هاي انگليس در مسير کسب چهاردهمين عنوان قهرماني خود در ليگ برتر قرار داشت و درست پيش از آسيب ديدگي وحشتناک "ادواردو" در بيرمنگام، آنها برابر منچستر يونايتد به بازيکنان کليدي خود استراحت داده بودند.
چند روز پس از شکست برابر يونايتدها آرسنال از کورس رقابت براي قهرماني در ليگ برتر و همچنين ليگ قهرمانان اروپا کنار رفت و روزنامه Times در اين باره نوشت: «شايد نقطه زوال آرسنال شکست 4 بر صفر برابر منچستر يونايتد در دور پنجم جام اتحاديه در اولدترافورد بود. تحليل ناگهاني Momentum آرسنال، بزرگي اين تيم را به کانون توجه تبديل کرد.»
"رابين فان پرسي" بعدها در اين باره اعتراف کرد: «ما در يک برهه به عنوان مثال برابر بيرمنگام Momentum خود را تا حدودي از دست داديم. در آن زمان طي ماه هاي فوريه و مارس بود که ما نيروي خود را از دست رفته ديديم. مدت زمان کوتاهي بود، اما مرز بين پيروزي و شکست را به يک تار مو رساند.»
اين حاشيه هاي بسيار کوچک و مبالغ هنگفت هزينه شده در فوتبال دو نيروي اصلي و عامل رشد روانشناسي در اين رشته طي يک دهه اخير بوده اند. گذشت دوران مربيان تمسخرآميز فوتبال انگليس كه تنها از اعتقاد به عنوان راهي براي التيام بخشيدن به بازيکنان خود استفاده مي کردند. اين روزها اکثر تيم هاي حاضر در ليگ برتر همانند بلکبرن که در ماه فوريه اقدام به استخدام يک روانشناس کرد، براي کمک به بحث رواني بازيکنان دست به اين کار زده اند.
تيلور دراين باره مي گويد: «روانشناسي همواره قسمتي از فوتبال بوده است، اما طي 15 سال اخير بيش از پيش به قسمت قابل قبولي از اين رشته ورزشي تبديل شده است. اعضاي کادر فني در قسمت هاي مختلف براي حل مسائل گوناگون در باشگاه هاي فوتبال حضور دارند. چه کسي مي داند؟ شايد روزي بيايد كه شاهد روي کار آمدن يک مربي از نوع تکان دهنده باشيم.»
تهيه و ترجمه: رشيد سعدلو - خبرنگار ورزشي ايسنا
منبع: مجله Four Four Two
*کمی قدیمی و طولانی؛ اما مقاله ای هست که کاملا ارزش خوندن داره.
vBulletin v3.8.4, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.