zamara
09-23-2009, 09:48 AM
http://www.sarmayeh.net/NewsImage/87120222370316-1.jpg
پرسپوليس و سرمايه هايى كه در اين تيم مى سوزند
پرسپوليس پيش از شروع ليگ هفتم روزهاى خوبى را باوجود ادعاى مسئولانش پشت سر نگذاشت.
آن روزها كه پرسپوليس سرمربى نداشت و مدير و كميته به اصطلاح فنى اين تيم در كار جذب بازيكنان مورد نياز فعال بودند.
گروهى كه هرگز انتخاب هايش از روى نياز نبود و همين شد كه حالا پرسپوليس با كوهى از بازيكن و كوهى از مشكلات لاينحل روبرو شده است.
در روزهايى كه خيلى ها دلشان براى پرسپوليس و آينده اش مى سوخت، مسئولان اين تيم پرطرفدار سرمست از جذب اين و آن بازيكن خود را فاتح بازار نقل و انتقالات مى دانستند و مدعى بودند كه در اين فصل بسيار موفق عمل كرده اند.
جذب بازيكنانى چون شيث رضايى، مهدى شيرى، جلال اكبرى، ميثم بائو، مجتبى زارع، تياگو فراگا، اشپيتيم آرفى، محمد پروين، وستلى برازيليا، عادل كلاه كج، هوارمحمد و غيره عاملى بود كه مديران اين تيم بر خود ببالند كه توانسته اند يك تيم بسيار خوب را در فصل نقل و انتقالات را جذب تيم خود كنند اما وقتى منطقى به اين فهرست نگاه مى شود و كارآيى آنها در تيمى چون پرسپوليس مورد ارزيابى قرار مى گيرد، متوجه اين واقعيت مى شويم كه بازيكنانى كه جذب تيم پرطرفدار پرسپوليس شده اند، از روى نياز نبوده است.
در اين بين شيث رضايى كه حضور دوباره اش در پرسپوليس با سروصداى بسيارى همراه بود از مجموع ۶۳۰ دقيقه بازى تنها ۲۲۵ دقيقه براى پرسپوليس بازى كرد و در بقيه زمانها از روى نيمكت تماشاگر بازى همتيمى هايش بود.
مهدى شيرى بازيكن شيرازى و تكنيكى فوتبال ايران هم به اين نيت به پرسپوليس آورده شد تا بلكه بتواند جاى خالى على كريمى را پر كند اما او هم تنها ۱۳۰ دقيقه از مجموع ۶۳۰ دقيقه براى سرخپوشان به ميدان رفت تا از اين بابت سرخپوشان فشار بسيارى را متحمل شوند.
ديگر بازيكنى كه از سپاهان به پرسپوليس آمد تا بلكه بتواند به استحكام خط دفاعى اين تيم كمك كند جلال اكبرى بود، بازيكنى كه بيشتر از۲ بازيكن قبلى براى پرسپوليس بازى كرد اما به خاطر يك اشتباه بچه گانه ۲ هفته را از دست داد تا او هم ۱۸۰ دقيقه بازى براى سرخپوشان را از دست داده باشد.
ميثم بائو كه در تيم هايى چون استقلال، راه آهن و ابومسلم در زمره بازيكنان خوب و گلزن اين تيم ها به حساب مى آمد، در پرسپوليس هرگز آن توفيق موردنظر را نداشت و از مجموع ۶۳۰ دقيقه تنها ۵۳۰ دقيقه براى سرخپوشان به ميدان رفت و در همين دقايق هم هرگز نتوانست انتظارات به حق طرفداران تيم پرسپوليس را برآورده نمايد.
مجتبى زارع كه در تيم راه آهن و در خط حمله اين تيم براى خودش يك سوپر مهاجم بود، در پرسپوليس هرگز آن كارآيى لازم را نداشت. او تنها ۴۵۴ دقيقه براى سرخپوشان در ۷ بازى گذشته بازى كرده است اما نكته جالب توجه درباره او اين بود كه در اكثر بازى ها به عنوان بازيكن ذخيره يا به بازى رفت يا در اواسط كار از زمين بازى خارج شد.
تياگو فراگا از برزيل هم بازيكن ديگرى بود كه سرخپوشان بر روى كمك او در اين فصل حساب ويژه اى را باز كرده بودند اما او تنها در ۳ بازى از مجموع ۷ بازى و آن هم به صورت بازيكن ذخيره براى سرخپوشان بازى كرد تا مجموع ۱۶۲ دقيقه بازى براى تيم پرسپوليس را از خود به نمايش گذاشته باشد اما ديگر هموطن فراگا، يعنى وستلى برازيليا وضعيتى به مراتب بهتر از او داشت.
او به دليل تكنيك نابش توانست خودش را به پرسپوليس تحميل كند اما حيف كه از او كم استفاده شد و تنها از مجموع ۶۳۰ دقيقه بازى تنها توانست ۱۴۶ دقيقه براى پرسپوليس بازى كند.وستلى كه دوست و دشمن بر روى تكنيك ناب او صحه مى گذارند، در تيمى مانند پرسپوليس كمتر از حقش به بازى گرفته شد تا فشارهايى هم از اين بابت به سرمربى سرخپوشان يعنى زلاتكو كرانچار وارد شود.
ديگر بازيكنى كه حضورش در پرسپوليس همراه با سروصداى بسيارى انجام شد، اشپيتيم آرفى بود.
بازيكنى كه بازى هاى خوبش در تيم پيام مشهد و در فصل گذشته ليگ باعث شد تا مشتريان بسيارى پيش از شروع ليگ هفتم داشته باشد اما پيشنهاد سرخپوشان و اصرار آنها در جذب اين بازيكن باعث شد كه او از بين پيشنهاداتش پرسپوليس را انتخاب كند تا استعدادهايش را در اين تيم بيشتر نشان دهد اما او هم مثل خيلى هاى ديگر در پرسپوليس كمتر ديده شد و هرگز براساس سرمايه اى كه پرسپوليس براى جذب او متحمل شده بود براى سرخپوشان به ميدان نرفت. ۱۴۶ دقيقه بازى، همه زمان هايى بود كه آرفى براى سرخپوشان در ۷ هفته اخير انجام داد.
زمان هايى كه به هيچ وجه در حد و اندازه بازيكنى چون آرفى نبود.اشپيتيم در بازى آخر پرسپوليس با راه آهن كه از ابتدا در تركيب تيم قرار گرفت،
نسبت به بقيه بازيكنان بازى بهترى را نشان داد و ثابت كرد كه او بازيكن نيمكت نشين نيست.
محمد پروين نيز دوباره به پرسپوليس برگشت، برگشتى كه دليل آن هيچ گاه به درستى مشخص نشد. او نيز تنها ۲۲۱ دقيقه براى پرسپوليسى ها به ميدان رفت.
بازيكنى كه بيشتر از اينكه فوتبالش براى سرخپوشان مفيد بيفتد ضربات آزادش براى اين تيم موثر واقع شد. عادل كلاه كج با هزاران دردسر از صباى قم به پرسپوليس آورده شد. او آمد تا خط هافبك پرسپوليس حركت روان ترى به خود بگيرد اما هرگز اين اتفاق تا به امروز نيفتاده است.
كلاه كج اگرچه از هفته پنجم به مجموعه پرسپوليس اضافه شد و توانست ۲۰۸ دقيقه براى اين تيم به ميدان برود اما فوتبال او به گونه اى نبود كه به چشم بيايد و او نيز در تاكتيك كرانچار گم شد تا مشخص شود پرسپوليس در بارور ساختن استعدادها نيز با مشكل مواجه است.
ديگر بازيكن موردنظر پرسپوليس هوارمحمد بازيكن عراقى اين تيم بود. بازيكنى كه تا به امروز اصلاً براى اين تيم پرطرفدار به ميدان نرفته است و دليل آن هم اصلاً مشخص نيست.
هوار به گفته مربيان پرسپوليس يك بازيكن خوب و موثر است اما چرا از سوى كرانچار به بازى گرفته نمى شود، اين علامت سوال بزرگى است كه اين روزها مقابل زلاتكو كرانچار قرار داده شده است.
هوارمحمد عراقى كه به قصد كمك به پرسپوليس آورده شد تا به امروز بيشتر از اينكه به پرسپوليسى ها كمك كرده باشد به دليل دريافت بخشى از پولش به فروش كمك كرده است كه اين مسأله به هيچ وجه قابل توجيه نيست اما سرخپوشان به جز اين بازيكن بازيكنان جوان ديگرى را هم به خدمت گرفتند كه تا اين جاى كار آنها اين فرصت را پيدا نكرده اند كه براى پرسپوليس در ليگ بازى كنند اما اسمى هاى پرسپوليس همان هايى بودند كه نامشان و سابقه بازيشان در پرسپوليس در اين مطلب آورده شد.
مطلبى كه بيانگر اين واقعيت بود كه پرسپوليس قدر بازيكنانش را نمى داند و يانمى داند كه چگونه بايد از آنها بازى بگيرد.
گناهى كه اين روزها متوجه مديران و كادرفنى پرسپوليس خصوصاً زلاتكو كرانچار شده است و او نيز بايد هر چه سريع تر پاسخى براى اين معضل بزرگ به هواداران بدهد.
پرسپوليس و سرمايه هايى كه در اين تيم مى سوزند
پرسپوليس پيش از شروع ليگ هفتم روزهاى خوبى را باوجود ادعاى مسئولانش پشت سر نگذاشت.
آن روزها كه پرسپوليس سرمربى نداشت و مدير و كميته به اصطلاح فنى اين تيم در كار جذب بازيكنان مورد نياز فعال بودند.
گروهى كه هرگز انتخاب هايش از روى نياز نبود و همين شد كه حالا پرسپوليس با كوهى از بازيكن و كوهى از مشكلات لاينحل روبرو شده است.
در روزهايى كه خيلى ها دلشان براى پرسپوليس و آينده اش مى سوخت، مسئولان اين تيم پرطرفدار سرمست از جذب اين و آن بازيكن خود را فاتح بازار نقل و انتقالات مى دانستند و مدعى بودند كه در اين فصل بسيار موفق عمل كرده اند.
جذب بازيكنانى چون شيث رضايى، مهدى شيرى، جلال اكبرى، ميثم بائو، مجتبى زارع، تياگو فراگا، اشپيتيم آرفى، محمد پروين، وستلى برازيليا، عادل كلاه كج، هوارمحمد و غيره عاملى بود كه مديران اين تيم بر خود ببالند كه توانسته اند يك تيم بسيار خوب را در فصل نقل و انتقالات را جذب تيم خود كنند اما وقتى منطقى به اين فهرست نگاه مى شود و كارآيى آنها در تيمى چون پرسپوليس مورد ارزيابى قرار مى گيرد، متوجه اين واقعيت مى شويم كه بازيكنانى كه جذب تيم پرطرفدار پرسپوليس شده اند، از روى نياز نبوده است.
در اين بين شيث رضايى كه حضور دوباره اش در پرسپوليس با سروصداى بسيارى همراه بود از مجموع ۶۳۰ دقيقه بازى تنها ۲۲۵ دقيقه براى پرسپوليس بازى كرد و در بقيه زمانها از روى نيمكت تماشاگر بازى همتيمى هايش بود.
مهدى شيرى بازيكن شيرازى و تكنيكى فوتبال ايران هم به اين نيت به پرسپوليس آورده شد تا بلكه بتواند جاى خالى على كريمى را پر كند اما او هم تنها ۱۳۰ دقيقه از مجموع ۶۳۰ دقيقه براى سرخپوشان به ميدان رفت تا از اين بابت سرخپوشان فشار بسيارى را متحمل شوند.
ديگر بازيكنى كه از سپاهان به پرسپوليس آمد تا بلكه بتواند به استحكام خط دفاعى اين تيم كمك كند جلال اكبرى بود، بازيكنى كه بيشتر از۲ بازيكن قبلى براى پرسپوليس بازى كرد اما به خاطر يك اشتباه بچه گانه ۲ هفته را از دست داد تا او هم ۱۸۰ دقيقه بازى براى سرخپوشان را از دست داده باشد.
ميثم بائو كه در تيم هايى چون استقلال، راه آهن و ابومسلم در زمره بازيكنان خوب و گلزن اين تيم ها به حساب مى آمد، در پرسپوليس هرگز آن توفيق موردنظر را نداشت و از مجموع ۶۳۰ دقيقه تنها ۵۳۰ دقيقه براى سرخپوشان به ميدان رفت و در همين دقايق هم هرگز نتوانست انتظارات به حق طرفداران تيم پرسپوليس را برآورده نمايد.
مجتبى زارع كه در تيم راه آهن و در خط حمله اين تيم براى خودش يك سوپر مهاجم بود، در پرسپوليس هرگز آن كارآيى لازم را نداشت. او تنها ۴۵۴ دقيقه براى سرخپوشان در ۷ بازى گذشته بازى كرده است اما نكته جالب توجه درباره او اين بود كه در اكثر بازى ها به عنوان بازيكن ذخيره يا به بازى رفت يا در اواسط كار از زمين بازى خارج شد.
تياگو فراگا از برزيل هم بازيكن ديگرى بود كه سرخپوشان بر روى كمك او در اين فصل حساب ويژه اى را باز كرده بودند اما او تنها در ۳ بازى از مجموع ۷ بازى و آن هم به صورت بازيكن ذخيره براى سرخپوشان بازى كرد تا مجموع ۱۶۲ دقيقه بازى براى تيم پرسپوليس را از خود به نمايش گذاشته باشد اما ديگر هموطن فراگا، يعنى وستلى برازيليا وضعيتى به مراتب بهتر از او داشت.
او به دليل تكنيك نابش توانست خودش را به پرسپوليس تحميل كند اما حيف كه از او كم استفاده شد و تنها از مجموع ۶۳۰ دقيقه بازى تنها توانست ۱۴۶ دقيقه براى پرسپوليس بازى كند.وستلى كه دوست و دشمن بر روى تكنيك ناب او صحه مى گذارند، در تيمى مانند پرسپوليس كمتر از حقش به بازى گرفته شد تا فشارهايى هم از اين بابت به سرمربى سرخپوشان يعنى زلاتكو كرانچار وارد شود.
ديگر بازيكنى كه حضورش در پرسپوليس همراه با سروصداى بسيارى انجام شد، اشپيتيم آرفى بود.
بازيكنى كه بازى هاى خوبش در تيم پيام مشهد و در فصل گذشته ليگ باعث شد تا مشتريان بسيارى پيش از شروع ليگ هفتم داشته باشد اما پيشنهاد سرخپوشان و اصرار آنها در جذب اين بازيكن باعث شد كه او از بين پيشنهاداتش پرسپوليس را انتخاب كند تا استعدادهايش را در اين تيم بيشتر نشان دهد اما او هم مثل خيلى هاى ديگر در پرسپوليس كمتر ديده شد و هرگز براساس سرمايه اى كه پرسپوليس براى جذب او متحمل شده بود براى سرخپوشان به ميدان نرفت. ۱۴۶ دقيقه بازى، همه زمان هايى بود كه آرفى براى سرخپوشان در ۷ هفته اخير انجام داد.
زمان هايى كه به هيچ وجه در حد و اندازه بازيكنى چون آرفى نبود.اشپيتيم در بازى آخر پرسپوليس با راه آهن كه از ابتدا در تركيب تيم قرار گرفت،
نسبت به بقيه بازيكنان بازى بهترى را نشان داد و ثابت كرد كه او بازيكن نيمكت نشين نيست.
محمد پروين نيز دوباره به پرسپوليس برگشت، برگشتى كه دليل آن هيچ گاه به درستى مشخص نشد. او نيز تنها ۲۲۱ دقيقه براى پرسپوليسى ها به ميدان رفت.
بازيكنى كه بيشتر از اينكه فوتبالش براى سرخپوشان مفيد بيفتد ضربات آزادش براى اين تيم موثر واقع شد. عادل كلاه كج با هزاران دردسر از صباى قم به پرسپوليس آورده شد. او آمد تا خط هافبك پرسپوليس حركت روان ترى به خود بگيرد اما هرگز اين اتفاق تا به امروز نيفتاده است.
كلاه كج اگرچه از هفته پنجم به مجموعه پرسپوليس اضافه شد و توانست ۲۰۸ دقيقه براى اين تيم به ميدان برود اما فوتبال او به گونه اى نبود كه به چشم بيايد و او نيز در تاكتيك كرانچار گم شد تا مشخص شود پرسپوليس در بارور ساختن استعدادها نيز با مشكل مواجه است.
ديگر بازيكن موردنظر پرسپوليس هوارمحمد بازيكن عراقى اين تيم بود. بازيكنى كه تا به امروز اصلاً براى اين تيم پرطرفدار به ميدان نرفته است و دليل آن هم اصلاً مشخص نيست.
هوار به گفته مربيان پرسپوليس يك بازيكن خوب و موثر است اما چرا از سوى كرانچار به بازى گرفته نمى شود، اين علامت سوال بزرگى است كه اين روزها مقابل زلاتكو كرانچار قرار داده شده است.
هوارمحمد عراقى كه به قصد كمك به پرسپوليس آورده شد تا به امروز بيشتر از اينكه به پرسپوليسى ها كمك كرده باشد به دليل دريافت بخشى از پولش به فروش كمك كرده است كه اين مسأله به هيچ وجه قابل توجيه نيست اما سرخپوشان به جز اين بازيكن بازيكنان جوان ديگرى را هم به خدمت گرفتند كه تا اين جاى كار آنها اين فرصت را پيدا نكرده اند كه براى پرسپوليس در ليگ بازى كنند اما اسمى هاى پرسپوليس همان هايى بودند كه نامشان و سابقه بازيشان در پرسپوليس در اين مطلب آورده شد.
مطلبى كه بيانگر اين واقعيت بود كه پرسپوليس قدر بازيكنانش را نمى داند و يانمى داند كه چگونه بايد از آنها بازى بگيرد.
گناهى كه اين روزها متوجه مديران و كادرفنى پرسپوليس خصوصاً زلاتكو كرانچار شده است و او نيز بايد هر چه سريع تر پاسخى براى اين معضل بزرگ به هواداران بدهد.