PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : هک شدن زیر نویس شبکه ی خبر!!!!


selma72322
06-12-2009, 02:14 AM
عکس زیرو ببینین چه طوره نظر هم بدین:
http://rkm7232.persiangig.ir/Optimized.2nizite11062009.jpg

selma72322
06-12-2009, 02:15 AM
خط ابی یکی به اخر رو نگاه کنین...خیلی خوبه بهش تبریک میگم

Amir_Beckham
06-12-2009, 02:25 AM
اگه حقیقت داشته باشه ایول داره حسابی
\m/:-j

morypory
06-12-2009, 11:48 AM
كاشكي يك قسمت از تار موش بوديم اي وال

redlove
06-12-2009, 12:09 PM
موسوی پرچم ایران منو پس بگیر

رهایی
06-12-2009, 04:40 PM
خیلی عالی بود
اگه حقیقت داشته باشه ایول داره

redlove
06-12-2009, 07:57 PM
میم الف نون (1) و تو چه می‌دانی از محمود (2) که این محمود از سه رئیس جمهور قبل خود برتر است(3) او را از خاندانی شایسته مبعوث کردیم که تمام باجناق‌ها و داماد باجناق‌هایش جملگی از صالحین‌اند(4) و چون شتر خز شد در محمود تعقل کنید(5) او هر چه که بگوید حناق نگیرد و این نشانی است برای اهل تفکر (6) در چهارسال دولت او نشانه‌هایی برای مومنین قرار دادیم(6) همانا به موسی ید بیضا دادیم و به او هاله نور(8) که از آن بهتر است و کم مصرف‌تر و ما خیلی خفنیم(9) قسم به زمانی که درصد تورم به عرش ما نزدیک شد(10) پس سوار بر نمودار تورم شد و به معراج آمد(11) ای محمود ما بشارت ده ایمان آورندگان به خود را به پخش سیب زمینی مفتی در هر جمعه (12) و بر ایشان مبارک باد بهشتی که در آن درخت هست و در کفش خطوط بی‌.‌آر.‌تی جارییست(13) پس گروهی به طغیان پرداختند و خود را سبز کردند به آنها بگو که علف هرز هم سبز است بدرستی که ما حالگیر و حاضر جوابیم(14) بر تو باد دوست داشتن و گاهی دلسوزی بر آنها و بیادشان آوردن که اطلاعات اشتباه گرفته‌اند که اکثرشان نمی‌دانند (15) و حتی رسوا کردن همسرانشان که آنها در جهنم در حالی که کیف گلگلی بر دوش دارند بر آتش همسرانشان هیزم می‌گذارند(16) و قبل از ان از آنها سه مرتبه اجازه بگیر و بگو: بگم؟ بگم؟ نه بگم؟(17) همانا که در انتخابات اجباری نیست(18) پس هشدار ده به آنان که اگر از ظلمات خارج شدند و بسوی هاله نور آمدند ما ایشان را دوست خواهیم داشت و اگر همچنان به طاغوت بازی خود ادامه دهند در آتش دوزخ جاودانند(19)

برگرفته از:وبلاگ اسپایدرمرد

افشیر
06-13-2009, 01:03 AM
هرکی بوده خیلی بارش بوده

sami86
06-13-2009, 08:42 AM
باز محمود
با کنایه
اندکی قدّ و یه هاله
سر خوش از وضع زمانه
نفت شصت و نه دلاری
سال 60 ملیارد دلاری
با سفرهای فراوان
ساخته از خود فسانه
می برد پول از خزانه
می دهد دائم حواله
می خورد از مال مردم
می پَرد بر دوش مردم
می دهد دائم شعارِ
مهرورزی ، عدل خواهی!
خلق ثروت ، محو نکبت !
دین پناهی ، سادگی ، بی قید و بندی!
چون به جدّ ، می نگری ، امّا تمامی :
تندخویی ، جنگ خواهی!
پخش فقر و بی نوایی !
لودگی ، مردم فریبی ، بی خیالی!
هسته ای این طبل خالی!
نامه هایی کودکانه ، سر گشاده ، احمقانه
مملو از پند و عتاب و ادّعا ، پر از کنایه
می نویسد او برای حاکمان این زمانه !
آخر ای مجنون سر مست
هیچ آیا تا کنون امّا
مروری کرده ای بر وضع و حال این کرانه ؟
هیچ اندیشیده ای آیا
که از روی محبت
گر یکی از آن اجانب
نامه ای بهرِ تو و این دولتِ جل الخلایق
در بیان درد و رنج و حال و روزِ مردمِ بس مفلسِ این سرزمینِ پر بلا و
مشکلِ خاور میانه
با همان سبک و سیاقِ هادیانه
پر غرور و پر اِفاده ، پر زِ ایراد و کنایه
انشا کند ، پخشش کند
در خیلِ انبوه رسانه ، ماهواره ، روزنامه
پاسخی داری برایش ؟
آسمان امروز دیگر نیست نیلی
یادم آمد از فلسطین
از بلندی های جولان
از دلار و پول نفت و نقشِ ایران
اندرون جیب و در کاشانة آن جیره خواران
از هولوکاست وحماس و نقشه بی صهیونیستِ گوشة خاور میانه
حرف های قلدرانه ، احمقانه ، خود سرانه
پر هزینه ، پر ضرر ، بی فایده ، بَس ناشیانه
از رجاییِ زمانه ،
باورش گشته که هست او :
یک پدیده ! معجزه در این هزاره !
یک دو سه مزدورِ پرگو
در کنارش نیز، هر دم
می روند این سو و آن سو
می کنند از او ستایش ، همچو ناجیّ ِ زمانه
لیک امّا
اندرون مملکت آنچه نمایان
سایه شوم فساد و نکبت و فقر و فغانِ بینوایان
با دو پای کودکانه می دویدم همچو آهو
گه به این سو گه به آن سو
دور می گشتم زخانه
در میان مدح و روضه
اندرون بحث و شورا و کلاس و مدرسه واندر رسانه
می شنیدم دم به دم
از هر فکور و صاحب اندیشه و جزئی اراده
داستانهای مخوفی بهر این ملک فِتاده
می شنیدم
از لب شیرین پیران خردمند
مستمر این برترین و بهترین پند :
آه ای خوش باوران کم سوادِ پر افاده
این چنین بی فکر و تدبیر و درایه
مرز و بوم و مملکت کردن اداره
آخر ای مستان قدرت ، این روش تا کی ادامه؟
اندک اندک رفته رفته
تیرگی ، افسردگی ، بیچارگی،درماندگی
بر پهنه این کشتی در گل نشسته ،
گشته چیره
حیف امّا کز سر خیره سری ، خود محوری ، کوته خیالی
در نگاه این جماعت
جملگی اندیشمندان زمانه
یا که مزدورِ اجانب ، عامل و بوق بیگانه
یا که اهل پول و مایه، مافیای مسکن و بانک و قاچاق ، تحت الحمایه
هر که باشند ، از برای خیرخواهی
هرچه گویند و نویسند
غیر مسموع و زیاده !
ای دریغ از یک جواب صادقانه! عالمانه!
آری اینک
جهل او چون تیغِ برّان
می زند از بن
نهالِ جاودانِ اقتصاد و علم و تحصیل و اراده
می شنیدم اندر این دوران پر رنجی که دانی
رازهای تلخی از آینده این خاکِ پاکِ باستانی
بشنو از من ، کودکِ من
از زبان مامِ میهن :
مرز و بوم پاک ایران
پرگهر مهد دلیران
خطة یکتاپرستان
سرزمین مهر و ایمان
یک رئیس جمهور نادان
کـــرد ویـــــران ! کـــرد ویـــــران ! کـــرد ویـــــران