توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : طنز فوتبالي !!!
zamara
10-29-2008, 11:01 PM
زوج خياباني و ديكارمو!
درست است كه وظيفه يك مهاجم در وهله اول گلزني است، اما بعضي از مهاجمان با اينكه گل نميزنند اين موقعيت را براي ديگر بازيكنان تيم خود فراهم ميكنند تا آنها گل بزنند.
بهطور مثال ديكارمو اگرچه گلزن نيست و موقعيت گلزني هم براي ياران خود مهيا نميكند، اما اگر در كنار زوج خود يعني جواد خياباني قرار بگيرد براي هر تيمي خطرناك است!
نميدانيم جواد خياباني فوتبال را زيادي خوب ميفهمد يا زاويه ديد او در ورزشگاه جوري است كه ديكارمو را بازيكني موثر نشان ميدهد؛ اما متاسفانه كيفيت پايين تصاوير تلويزيوني يك جوري بازي را نشان ميدهد كه آدم احساس ميكند هرچه توپ به اين بازيكن ميرسد، او ميزند توي در و ديوار و پنجره همسايه! شايد هم منظور آقا جواد اين باشد كه ديكارمو پسر خوبي است كه اين موضوع بحث متفاوتي دارد، اما در مورد بازيكن خوب بايد به صورت خصوصي با خياباني يك صحبتهايي بشود!
zamara
10-29-2008, 11:02 PM
به علي دايي حق ميدهيم كه به دليل كمبود وقت و آشتيكنان نامناسب نتوانسته باشد جملهسازي قابل قبولي داشته باشد.
دايي كه متوجه شده بود كريمي ديگر به تيمملي نخواهد آمد ترتيب اخراج جملهاي از زبانش را داد كه ميتواند تا مدتها سوژه خوبي براي ما باشد.
خان دايي گفت: «همونجوري كه كريمي تصميم گرفت نياد تيمملي، من هم تصميم گرفتم تيم را ببرم جامجهاني!!!»
پيرو چنين تصميماتي، ما هم تصميم گرفتيم كه از اين ستون به آن ستون فرج است!... ها؟ اگر به جملات بيربط باشد كه مطمئنا كسي به گرد پاي ما هم نميرسد؛ البته تصميم ما همانقدر به تصميم كريمي ربط دارد كه تصميم دايي دارد.
با خودت لج نكن خان دايي. يك موقع تيمملي را ميبري جامجهاني ميگويند دايي عصباني شده بود و از روي عصبانيت اين تيم را گرفت.
اصلا برويم جامجهاني كه چي؟ هيچجا مملكت خود آدم نميشود! اصلا بياييد حالا كه كريمي تصميم گرفته به تيمملي نيايد، يك سال بهار دسته جمعي برويم زيارت! قبول خان دايي؟!
zamara
10-29-2008, 11:03 PM
رضارجبی آنالیزورباشگاه استقلال که برای پیداکردن مهاجم به برزیل سفرکرده بود طی تماسی باامیرقلعه نویی اعلام کردکه:
امیرجون اینجاباخیلی باشگاه ها صحبت کردم اماهمشون میگن یه مهاجم خوب داشتیم که اونم یکی دوماهه فروختیمش به همشهریهای خودتون.گفتن باید18- 19 سال دیگه صبرکنیم تادوباره یه همچین استعدادی (دی کارمو)ظهورکنه...!
zamara
10-29-2008, 11:05 PM
خدا به همه شما سلامتي بدهد، به گزارشگر خوب و پر انرژي اهوازي يك كمي بيشتر سلامتي بدهد.
بنده خدا از بس ميخواهد شاداب گزارش كند، گاهي سلامتي خودش را نيز با فريادهاي مكرر (گل، گل، گل،...) به خطر مياندازد.
نري موسي آنقدر پس از به ثمر رسيدن يك گل آن را تكرار ميكند تا مطمئن شود تك تك كساني كه در خانه به تماشاي بازي نشستهاند،
آنهايي كه عجالتا رفتهاند دست به آب و حتي آنهايي كه براي كار مهمي تا سر كوچه رفتهاند و برگشتند متوجه به ثمر رسيدن گل شوند.
-«گل ، گل، گل، گل. گل براي فولاد، گل براي آقا پسرها، گل براي دخترخانمها، گل دارم آقا گل دارم خانوم... يه دونه بخر... آقا واسه نامزدت يه گل بخر... خانومي دست خالي نرو خونه... گل،گل، گل، گل...!»
اينها البته تنها قسمتهايي از ديالوگهاي گزارشگر اهوازي پس از به ثمر رسيدن هر گل فولاد است؛
متن كامل حتما در قالب كتابي به چاپ خواهد رسيد!
zamara
10-29-2008, 11:10 PM
-«سلام آقاي مصطفوي، نظرتون در مورد بازي سپاهان چيه؟»
-«من واقعا از نيروهاي محترم انتظامي تشكر ميكنم!» لطف مي كنيد اگه ممكنه در مورد بازي نظرتونو بگيد -
«سوال خوبي پرسيدين آقاي فردوسيپور... جا داره يك بار ديگه از نيروهاي زحمت كش انتظامي تشكر كنم!»
-«ادامه بدين لطفا» -«چي رو؟ تشكر از نيروي انتظامي رو؟!» -«خوب شد گفتين آقاي مصطفوي، شما با سردار بابايي مشكل دارين؟»
-«من؟...من؟... من با شما شوخي دارم آقاي فردوسيپور؟ از سن و سال من خجالت بكش لااقل... هر چي تشكر كردم پريد با اين حرفت چه مشكل ميتونم داشته باشم؟
بردهاي ما حاصل تلاش نيروي انتظامي و در راس اونها سردار باباييه، چرا بيخودي واسه من دردسر درست ميكني؟
ميخواي دوباره از نيروي انتظامي تشكر كنم حالت جا بياد؟ همين شماها هستين ميرين ورزشگاهها فحش ميدين، نارنجك ميندازين، نيروي انتظامي رو توي زحمت ميندازين ديگه... زشت، بيريخت، (شكلك!)...»
zamara
10-29-2008, 11:14 PM
ما در دلتنگي ابراهيم توره كم كم دارد براي داريوش خان دردسرساز ميشود؛
چرا كه او مجبور است براي توضيح از مثالهايي استفاده كند كه ممكن است پايان بندي خوبي نداشته باشد و اصلا به صلاح هم نباشد! داريوش خان را با هم مرور ميكنيم...:«
ببينيد، مثلا شما بچه تون رو ميذارين مدرسه، به اين اميد كه اين بچه ميره مدرسه...» و اما آنچه داريوش خان دوست داشت بگويد...
-«شما بچه رو ميذارين مدرسه، به اين اميد كه بچه بره مدرسه درس بخونه، حالا اگر اين پدرسوخته از مدرسه فرار كنه ميره اونجا (!) تقصير شماست؟! پدرسوخته چرا از مدرسه فرار ميكني؟ مگه من واست چي كم گذاشتم؟... چرا درس نميخوني آبروي منو ميبري پيش در و همسايه؟ها؟
-«داريوش خان حالتون خوبه؟ داشتين مثال ميزدينها!» -« اوه، آره يه لحظه زيادي با مثال ارتباط برقرار كردم توش غرق شدم. مگه اين بچه واسه آدم حواس ميذاره؟ راستي؛ كدوم بچه؟ من كه بچه مدرسهاي ندارم، هر چي گفتم رو تكذيب ميكنم!!»
zamara
10-29-2008, 11:16 PM
اگر وضع به همين منوال پيش برود، به زودي اتفاقات خوشايندي در فوتبال ما خواهد افتاد؛ البته نه در خود فوتبال، در قسمت دامداري فوتبال كه قبلا تا حدودي شما را با آن آشنا كرده بوديم.
همانطور كه در برنامه نود نشان داده شد، نه تنها در ورزشگاه سعادت شهر، بلكه در تعدادي ديگر از ورزشگاههاي كشور دامداري رواج پيدا كرده است و به رغم نارضايتي تعدادي از گوسفندان عزيز از وضعيت چمن ورزشگاههاي مربوطه، آنها چارهاي جز چريدن در اين زمينهاي نامطلوب ندارند.
اتفاق خوشايندي هم كه در ابتدا خدمتتان عرض كرديم شوخي نبود؛ ما ميتوانيم به عنوان اولين كشوري كه به اين تكنولوژي، يعني آسفات كردن زمين چمن با گوسفند(!)، دست يافتهايم، آن را در دانشگاهها تدريس كنيم تا همه كشورهاي دنيا براي يادگيري اين علم به ايران سفر كنند.
اين كار علاوه بر فخرفروشي به كشورهاي همسايه، در جذب توريست هم ميتواند كمكهاي شاياني به ما بكند!
zamara
11-02-2008, 10:03 AM
معجزه خندههاي ما!
بيا و خوبي كن. تقصير ماست كه قلب رئوفي داريم و بيخودي به افراد ميخنديم تا آقاي گل شوند، آن وقت بيايند يكجوري وانمود كنند كه انگار كار بدي
كرديم.
پارسالاش را يادش رفته بيمعرفت.
كم به تو خنديديم؟ چرا ميگويي بلايي كه سر من آورديد، بر سر ديكارمو نياوريد؟ مگر اين بچه دل ندارد؟ مگر او نبايد نان بخورد؟
ما براي خودتان ميخنديم، وگرنه به حال ما چه فرقي ميكند گل بزنيد يا نزنيد. بد است سال ديگر تيتر بزنيم: «ديكارمو بهت ميگم دوست دارم!»؟
فعلا داريم روي اين بچه كار ميكنيم. شما هم بهتر است به فكر خودتان باشيد و در كار ما دخالت نكنيد. درست است كه الان اين تيتر غيرممكن به نظر ميرسد،
اما دوست داشتن امسال تو هم پارسال همينجوري به نظر ميرسيد ها!
ما فقط به زمان نياز داريم. هنوز به يك جاهايياش خوب نخنديديم، كارمان كه تمام شد معجزه خندههاي ما را خواهيد ديد؛ كاش يكي بود به ما ميخنديد، شايد سال بعد يكي هم پيدا ميشد به ما ميگفت: «دوست دارم!»
zamara
11-02-2008, 10:03 AM
زير 18 سال نخواند!
از افراد زير 18 سال، افراد باردار و كساني كه مشكلات قلبي، عروقي، روحي، رواني دارند خواهشمنديم از خواندن اين مطلب جدا خودداري فرمايند؛ چون ميخواهيم نقل قولي از مسعود عنايت را برايتان بنويسيم كه كلي آلت قتاله و واژههاي خشن و ترسناك در آن به كار رفته است؛
از ما گفتن بود.
مسعود عنايت ميگويد:
«مغرضين ميخواهند تيشه به ريشه داوري بزنند!» ديديد چه جمله خشني بود؟
از عنايت با آن همه عاطفه و مهر و محبت انتظار نداشتيم از اين حرفهاي بد بد بزند...
كدام تيشه مسعود خان؟ كدام ريشه برادر من؟ اين داوري كه نيازي به اين همه دم و دستگاه ندارد، كاري هم كه به كارش نداشته باشي خودش خشك ميشود و ميافتد!
براي اين داوري عكس تيشه هم كفايت ميكند،
اما در خصوص ريشه بايد بيشتر با هم صحبت كنيم.
به ريشه اعتقاد داري مسعود خان؟!
zamara
11-02-2008, 10:06 AM
پيدا شده!
نگرديد، پيدا شد.
ميبينيد اينجا آگهي بدهيد چقدر زود جواب ميگيريد؟!
مطلب چاپ نشده، رضا رجبي را برايمان پيدا كردند، آن هم با يك خبر بسيار بد كه اميدواريم صحت نداشته باشد و آقا رضا با ما شوخي كرده باشد.
رضا رجبي كه با خودش فكر كرده خبر خوشي دارد ميدهد، گفت:
«بازيكني ميآورم كه مثل ديكارمو نباشد!»
اينجوري كه نميشود، پس ما به چه چيز اين برزيلي كه ميخواهي بياوري بخنديم؟
ببين ديكارمو آمد چقدر روحيهمان عوض شد؟
چقدر سوژه براي نوشتن داريم، چقدر حرف براي گفتن هست.
فكر نكنيد اينكه ما به كسي بخنديم كار بدي است ها؛ امسال به هر كه بخنديم، سال بعد هتتريك ميكند و آقاي گل ميشود!
باور نميكنيد آقاي گل امسال را ببينيد؛ حالا ما مردانگي ميكنيم و بدون دستمزد بهشان ميخنديم ديگر برميگردد به مرام و معرفت ما!
مثل يك مرد سرت را بالا بگير و بگو نميتوانم مثل ديكارمو بازيكن پيدا كنم؛ حق هم داري،
همين يكي بود كه قطبي زودتر پيدا كرد و آورد، الباقي واقعا بازيكن هستند!
zamara
11-02-2008, 10:09 AM
گمشده!
صاحب عكس فوق نه دچار فراموشي شده است، نه هيچ مشكل خاصي دارد، نه در صورتي كه او را پيدا كنيد جايزهاي در كار خواهد بود.
اين مرد، رضا رجبي است و اگر خودش نخواسته باشد فراموشي بگيرد، مشكل خاصي ندارد.
تنها مشكل صاحب عكس فوق اين است كه قرار بود راس يك هفته به همراه دو برزيلي به ميهن بازگردد كه برزيليها آمدند و قراردادشان تمام شد و به كشورشان برگشتند، اما رجبي هنوز دنبال اين دو برزيلي ميگردد!
يك مقدار زيادي غلو كرديم، قبول، اما رجبي هم يك مقدار كه دير كرد! دست خودمان هم كه نيست، نگرانيم؛ مادر نشدهايد كه بدانيد ما چه ميكشيم!
رضا بزرگ كردهايم كه برود برزيل برايمان بازيكن بياورد، نه اينكه برود برايمان بازيكن نياورد...
هي، رضا جان، چي ميكشي توي آن مملكت غريب؟ چه ميخوري؟ چي...؟ ها؟ چي؟!
zamara
11-05-2008, 10:50 PM
هميشه همينطور است حاج كاظم؛ يكسري اصلا ارزش كار آدم را درك نميكنند و ما از همان دستهايم!
فحش نمك فوتبال ماست و فوتبال ما اين روزها زيادي با نمك شده است؛ آنقدر كه هر كسي آن را ميبيند از خنده روده بر ميشود. ظاهرا اين فقط منشور اخلاقي فدراسيون فوتبال نيست كه ارشادي است، بعضا فحش و ناسزا هم حالت ارشادي پيدا ميكند و حاج كاظم هم نشان داد ارشاد كردنش حرف ندارد! هرچند بعدها از كردهاش پشيمان شد و گفت:
«آنجا (در اهواز) نبايد كار ارشادي ميكردم.»
ارشاد ميكرد مثل هلو. (هلو صرفا يك نوع ميوه است، نه هيچ چيز ديگري!) فقط يك مقداري ارشاد كردنش كشدار شد،كه نبايد ميشد؛ خلاصه و تيتروار ميگفت هم بهتر بود، هم مجبور نبوديم كل صحنه درگيري را لبخواني كنيم.
البته حرف بدي هم نزدها، فقط از يكسري نسبتهاي فاميلي پردهبرداري كرد! اينجوري كه از لبهاي حاج كاظم ميشد فهميد، در آن بازي همه با هم فاميل بودند!
zamara
11-05-2008, 10:54 PM
ببينيد دوست داشتن با آدم چكار ميكند.
اصلا بحث عشق برتر است يا دوست داشتن، مطرح نيست؛ اما كفاشيان اعتراف كرده است: «چون نيكوليچ را دوست داشتم رفتم عربستان!»
خدا وكيلي يك لحظه جدي باشيد.
ميماند ايران چكار ميكرد؟ ها؟
خب بنده خدا حوصلهاش سر ميرود ديگر.
يك اتاق به او دادند و گفتند تو رييس، هيچ توضيحي هم ندادند كه يك رييس چه كارهايي ميكند، آن وقت توقع دارند خودش بداند چكار كند!
كفاشيان از بچگي شيفته نيكوليچ بود و اين راز كفاشيان را همه ميدانند.
شماها يادتان نميآيد، بچگيهاي كفاشيان را نميگويمها، دوستداشتن نيكوليچ را ميگويم؛ هي نيكوليچ را دوست داشت، هي او را دوست داشت، اين آخرها ديگر هرچه او را دوست داشت سير نميشد.
ميگفت بايد يك كار ديگر بكنم... ما كه نفهميديم منظورش چه كاري بود!!
zamara
11-05-2008, 10:58 PM
باور كنيد خودمان هم اصلا دوست نداشتيم تا مدتي در مورد قطبي بنويسيم، اما حرفهايي ميزند كه وظيفه ميدانيم توضيحاتي به او بدهيم تا هرچه زودتر با فرهنگ ما آشنا شود.
قطبي ميگويد:
«در مورد ديكارمو خوب ميهماننوازي نشده است!»
اتفاقا آقاي قطبي اگر در مورد يك نفر فقط ميهماننوازي خوبي انجام شده باشد، بدون شك همين ديكارمو است؛ چرا؟
اولا كه اينجا رسم است ميهمان جايي ميرود كادو ببرد، نه اينكه چهارصد، پونصد ميليون پول هم بگيرد.
دوما؛ ميهماني يك روز، دو روز، يك ماه، دو ماه، وقتي ميهمان قصد رفتن ندارد، معلوم است حسابي به او خوش گذشته است.
سوما؛ چه كسي به ديكارمو گفته ما اينجا ميهماني داريم؟! اينجا پرسپوليس است افشينخان، مثل اينكه خودت هم يادت رفتهها!
چهارما؛ تو به ديكارمو بگو بهعنوان بازيكن برود، بهعنوان ميهمان بيايد، اگر از او انتقادي كرديم تو حق داري؛ الان تو حق نداري!
zamara
11-05-2008, 11:05 PM
هرچند از پشت خط تلفن نميشد قيافهاش را ديد، اما ميشد حدس زد خيلي حق به جانب است.
با همان قيافه از بينندهها ميخواست به او راي بدهند و اعلام كرد:
«اصلا مقصر تمام مشكلات پرسپوليس من هستم!»
نه پس، من هستم!
يكجوري در مايههاي جهنم و ضرر اين حرف را زد كه گويي مقصر حبيب كاشاني است كه فصل گذشته با آن همه بدبختي تيم را قهرمان كرد؛ شايد هم مقصر فتحا...زاده است كه از سمت خود در باشگاه استقلال بركنار شد تا پرسپوليس نتيجه نگيرد! ها؟
اگر واقعا ميداني كه مقصري پس چرا استعفا نميدهي؟
اگر نميداني،بايد بداني! اصلا چرا در برنامه نود اين هفته از سردار بابايي تشكر نكردي؟ معلوم است يك مشكلاتي با هم داريدها، عادل حق داشت خدا وكيلي...!
ميدانيم خيلي خوشحالي از اينكه توي گزينهها بودي، اما باور كن آدم هرجايي گزينه باشد هم خوب نيست؛
مثل گزينه مديرعاملي يك باشگاه پرطرفدار!
-----------------------------------
منبع چهار مطلب : ارشاد از اين لحاظ! - دوست داشتن به سبك رييس! - آداب ميهماننوازي! - جهنم و ضرر؛ هستم! ::: سايت روزنامه گل
zamara
11-08-2008, 09:18 PM
يك چيزي بايد روشن ميشد
جلوي آيينه ايستاد، به موهايش كه سفيد شده بودند نگاهي از سر بيتفاوتي انداخت و آخرين دگمه پيراهنش را كه يادش رفته بود ببندد، بست. ميخواست سيگارش را روشن كند كه يادش آمد سيگاري نيست، پس روشن نكرد، اما يادش ميآمد كه بايد يك چيزي را روشن ميكرد؛ سماور را، زير قابلمه غذا را، خودش را...؟ ايراد از سن و سال بود يا جاي ديگرش، نميدانست، مثل چيزي را كه بايد روشن ميكرد و يادش نميآمد. به آخرين باخت تيمش ميخواست فكر كند كه ذهنش ياري نميكرد، پس سعي كرد كه متوجه نشود كه به چه چيزي ميخواست فكر كند.
«داريوش؟ چرا نميري؟»
الان ميرم... ببينم، تو نميدوني من كجا ميخواستم برم؟!»
«وا، پناه بر خدا، مگر نميخواستي بري باشگاه؟»
«ها؟ باشگاه؟ آهان، آره، باشگاه... ميخواستم ببيينم حواست هست هنوز يا پير شدي!»
... هواي بيرون سرد بود؛ به قول بچهها: «سوز گداكشي داشت.» يك سيگار ديگر روشن نكرد، چون اصلا سيگاري نبود؛ پس آن لعنتي چه بود كه بايد روشن ميكرد؟
توي ماشين نشست. همه ذهنش را متمركز كرد تا اتفاقات اخير را به ياد بياورد. قرار نبود انيجوري بشود، آن هم با اين همه ستارهاي كه برايش خريده بودند. قرار بود سر پيري قهرمان شود، اما نشده بود.
يادش آمد كه توي يك برنامه تلويزيوني همه تقصيرات را به گردن گرفته بود كه ناگهان درد شديدي را از ناحيه گردن احساس كرد.
تقصيرات را جوري كه كسي نبيند از گردنش برداشت و گذاشت زير صندلي ماشين، گردنش اما هنوز درد ميكرد.
اهل استعفا دادن هم نبود و اين يكي ديگر به سن و سالش ربطي نداشت:
مديريت را دوست داشت، قهرمان شدن را و تقريبا مثل همه ما بود. ماشين را توي دنده گذاشت تا راه بيفتد،
اما ماشين از جايش تكان نميخورد. مطمئن نبود كه اين يكي ديگر ربطي به سن و سالش نداشته باشد، پس دوباره خودش را در آيينه بغل ماشين ورانداز كرد؛ موهايش را كه سپيد شده بودند را ديد، دكمهاي كه دوباره باز شده بود را و راهي كه تيمش داشت ميرفت را كه از آيينه بغل ماشين به خوبي ديده ميشد. ...
يك بار ديگر دنده را عوض كرد، دوباره حركت نكرد. چند بار ديگر امتحان كرد، او نتيجه نميگرفت،
درست مثل تيمش و او همچنان يادش نميآمد كه ماشينش را بايد روشن ميكرد!
----------------------------------
منبع : سايت روزنامه گل (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=92)
zamara
11-08-2008, 09:19 PM
علي كريمي را هم به جمع كساني اضافه كنيد كه به دليل چند سال دوري از كشور با مسايل و اتفاقات روي داده در اين كشور زياد آشنايي ندارند و به همين دليل ميگويد: «مسوولان فدراسيون تمركز تيم ملي را به هم نزنند!»
يك دفعه بگو ميخواهي آنها را خانهنشين كني ديگر! تمركز تيم ملي را به هم نزنند پس چه كار كنند؛ ها؟ سيگار كه نكشند، سينما كه نروند، روي نيمكت تيم ملي جوانان كه ننشينند، لابد فردا ميگويي هر جا انتخابات بود هم شركت نكنند! ها؟
خيلي زرنگي؟ آنها تمركز تيم ملي را به هم نزنند كه تو بزني؟! ميخواستي صبح يك كمي زودتر از خواب بيدار شوي و در انتخابات شركت كني تا خودت تمركز تيم ملي را به هم بزني، فعلا كه افراد ديگري زودتر بيدار شدند!
البته فقط همان يك روز بودها، باقي روزها را ميتواني تخت بگيري بخوابي؛ هيچ جايي براي خوابيدن، فدراسيون خود آدم نميشود. باور نميكني؟ از خودشان بپرس!
----------------------------------
منبع : سايت روزنامه گل (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=92)
zamara
11-08-2008, 09:26 PM
كجايي حاجي فتحا... كه دلمان برايت يك ذره شده بود؟
باور كن از وقتي كه نيستي اين ستون ديگر آن حال و هواي سابق را ندارد، پر شده از كفاشيان و قطبي و دي كارمو!
نميدانم اگر كفاشيان خداي ناكرده، زبانم لال، استعفا بدهد يا استعفايش بدهند(!)، آن وقت چه خاكي توي سرم بريزم؟
حاجي فتحا... قول بده حتي اگر تيم نداري مصاحبه كني.
اينجا يك نفر دلش هميشه براي حرفهاي تو تنگ ميشود!
شنيدهايم گفتهاي: «حاضرم دي كارمو را به پرسپوليس خوي ترانسفر كنم!»
حاجي آدم كه به زادگاهش خيانت نميكند!
چون اسم تيم رقيب روي تيم شهرت هست كه دليل نميشود به آنها ضربه بزني.
حاجي با بچههاي پرسپوليس خوي كه تماس گرفتيم قول دادند ديگر بچههاي خوبي باشند و تكاليفشان را به موقع انجام دهند،
حتي حاضر شدند به والدين خود نيكي بيشتري كنند، اما تو اين بلا را سرشان نياوري!
حاجي؛ اين دفعه را ببخش، اگر باز هم شيطنت كردند، آن وقت دي كارمو را ببر آنجا!
----------------------------------
منبع : سايت روزنامه گل (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=92)
zamara
11-08-2008, 09:32 PM
درك كردن علي عليزاده اصلا كار سختي نيست،
فقط كافي است شما هم مثل ما كمي كمبود محبت داشته باشيد تا به راحتي حس او را نسبت به فرهاد مجيدي درك كنيد.
عليزاده ميگويد:
«وقتي هواداران مجيدي را تشويق ميكنند با نفرت به زمين ميروم!»
حتما ميدانيد كسي كه با نفرت وارد زمين ميشود از نفرين كردن غافل نميماند و مثل افرادي كه در يك سن خاص به قرزدن زيرلب شهرت دارند سعي خواهد كرد ابتدا خود را تخليه كرده و بعد وارد زمين شود...
- «الهي جزجگر بگيري فرهاد، الهي خير از جوونيت نبيني، الهي به زمين گرم بخوري، الهي عاشق زاري نباشه!...»
- «چي داري ميگي زير لب؟ برو توي زمين ديگه...»
- «الان ميرم اميرخان. عادت دارم قبل از بازي واسه فرهاد دعا كنم! يه كمي مونده، اينا رو بگم رفتم...
الهي تب كني شايد پرستارت من باشم، اونوقت ميدونم باهات چيكار كنم... بچه سوسول، بچه خوشگل، هوادار تحريك كن!... آخيش، خدايا به اميد تو!»
----------------------------------
منبع : سايت روزنامه گل (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=92)
zamara
11-11-2008, 10:58 AM
خدا ناكرده، زبانم لال، گوش شيطان كر، فكرش را بكنيد يك برنامهاي درست كنند كه اين سه نفر با هم آن را اجرا كنند؛ شفيع، كوثري و البته خياباني! چه برنامهاي بشود خداوكيلي...
خياباني كه معمولا غير از تشكر و تقدير از ديگران عرض ديگري ندارد، مگر اينكه گهگداري براي اين ورزش بخواهد پدري انتخاب كند!
اما تقابل شفيع و كوثري حتما ديدني خواهد بود. از آنجايي كه هر دو بزرگوار اجازه حرف زدن به ميهمانان را در برنامه نميدهند و ترجيح ميدهند ميهمانان از فرمايشات آنها بهرهمند شوند، شما فكر ميكنيد در مصاف تن به تن، كدام يك بيشتر از ديگري حرف خواهد زد؟!
خيلي سادهايد اگر فكر كنيد شفيع به كوثري اجازه هنرنمايي ميدهد و خيلي بيشتر سادهايد اگر فكر كنيد كوثري منتظر اجازه شفيع ميماند! اصلا همين كه داريد به اين سوال فكر ميكنيد نشان ميدهد كه شما آدم سادهاي هستيد، چرا كه دو پادشاه و خياباني به هيچ وجه در يك اقليم نميگنجند؛ يعني ما هنوز گنجايش اين همه خوشي را نداريم!
----------------------------
منبع : سايت روزنامه گل
zamara
11-13-2008, 05:47 PM
اگر خانم ها برن استادیوم...
اگر هر کدام از عکس ها باز نشدند روی آن عکس
رایت کلیک کنید و گزینه Show Picture را انتخاب نمایید.
*************************************************
http://www.3jokes.com/images/2008/Data50/football_comic/3Jokes_Football_comic%20(1).jpeg (http://www.3jokes.com/)
http://www.3jokes.com/images/2008/Data50/football_comic/3Jokes_Football_comic%20(2).jpeg (http://www.3jokes.com/)
http://www.3jokes.com/images/2008/Data50/football_comic/3Jokes_Football_comic%20(3).jpeg (http://www.3jokes.com/)
http://www.3jokes.com/images/2008/Data50/football_comic/3Jokes_Football_comic%20(4).jpeg (http://www.3jokes.com/)
http://www.3jokes.com/images/2008/Data50/football_comic/3Jokes_Football_comic%20(5).jpeg (http://www.3jokes.com/)
http://www.3jokes.com/images/2008/Data50/football_comic/3Jokes_Football_comic%20(6).jpeg (http://www.3jokes.com/)
http://www.3jokes.com/images/2008/Data50/football_comic/3Jokes_Football_comic%20(7).jpeg (http://www.3jokes.com/)
--------------------------------------------
منبع : 3Jokes . com (http://http://www.3jokes.com/images/2008/11/football_comic.htm)
zamara
11-13-2008, 09:29 PM
حالا مثلا در ايران اين همه بازيكن با كيفيت داريم چه گلي به سر ما زدهاند؟
همين عليرضا نيكبخت واحدي را ببينيد؛ ساكش رفته قطر، خودش در تهران جا مانده بدون ساك!
ظاهرا داستان از اين قرار است كه نيكبخت و ساكش، هر دو به تيم ملي دعوت شدند، اما چون ساكش آمادهتر بود او را به قطر بردند و براي نيكبخت آرزوي موفقيت كردند و او را به خانهاش فرستادند.
براي نيكبخت زندگي بدون ساك خيلي سخت است؛ هنوز علت دعوت از او و كشاندنش به فرودگاه و نبردن او به قطر مشخص نشده است؛
اينكه دلشان براي نيكي تنگ شده بود كه ميخواستند او را در فرودگاه ببينند يا ميخواستند دلش را بسوزانند كه ما ميرويم خارج، تو نميتواني بيايي، براي كسي روشن نشده است؛
حتي اينكه چرا ساكش را با خودشان بردهاند هم مشخص نيست،
اما هرچه هست اميدواريم خير باشد! دعا كنيد حالا كه نيكي خودش نيست در قطر ساكش را نزنند، نيكي خيلي به اين ساك وابسته بود... خيلي...! آقايان بايد جوابگو باشند!
zamara
11-13-2008, 09:33 PM
هزار بار گفتيم سر به سر اين بچه نگذاريد.
گفتيم اين بچه اعصاب درست و حسابي ندارد. گفتيم ، نگفتيم؟
نگفتيم او اينترنت باز است و دستش با مافياي جهاني اينترنت توي كاسه است؟ فكر ميكنيد الكي توي تمرينات استقلال و پرسپوليس عليه عادل فردوسي پور شعار ميدهند و ميگويند او پولكي است؟!
نخير ، او حتي گاهي اوقات به اينترنت پول ميدهد تا به اهداف شومش برسد.
ديديد از دي كارمو چه اطلاعات صوتي و تصويري غلطي به مردم داد؟
تا هفته قبل كه يك كمي پول گرفته بود ميگفت دي كارمو در دسته سه بازي ميكرد ، اين هفته همان يك كمي را هم به او ندادند گفت:
« ليگي كه دي كارمو توي برزيل بازي ميكرد حتي از دسته سه هم پايينتر بود!»
بهتر است آقاياني كه ادعا ميكردند فردوسي پور اطلاعات غلط به مردم ميدهد هر چه زودتر با گل و شيريني خدمتش برسند و از او عذرخواهي كنند تا او با سند و مدرك برزيلي بودن دي كارمو را هم زير سوال نبرد.اي اينترنت باز نالوتي؛ از جان مصطفوي چه ميخواهي؟!
----------------------------
منبع : سايت روزنامه گل
zamara
11-13-2008, 09:41 PM
ماركو هم پس از ديدن امكانات ناقص و باشگاههاي آماتور ما پا به فرار گذاشته است.
همه مربيهاي حرفهاي و بزرگ دنيا همينجورياند؛
اول قرارداد ميبندند، بعد ميآيند ببينند اينجا چه امكاناتي دارد!
ماركو كوسا ، رفيق گرمابه و گلستان افشين قطبي – البته اگر در برزيل گرمابه موجود باشد! – پس از رفتن از ايران گفت:
« از ايران رفتم كه مسخرهام نكنند!»
زرشك صد دانه ياقوت! آمدي اينجا ما را مسخره كردي و رفتي ، فكر كردي ما بلد نيستيم مسخره كنيم ،ها؟
اين يكي را ديگر واقعا كور خواندي! مسخره كردن ديگران حال ميدهد؟
اگر ميخواستي مسخره ات نكنند رفتن فكر خوبي نبود ، نيامدن درست بود.
اگر مسخره نكنيم هم كه ديگر اين سوزشهايي كه از ناحيه چشم ، پا، دست ،دهان و... به سراغمان آمده ، نابودمان ميكرد ، تجويز دكتر است؛
گفته روزي سه بار مسخره كنيم تا سوزشها كم شود ، اما به جان ماركو كه ميخواهيم زنده نباشد مگر كم ميشود؟
هي ميسوزد ، هي ميسوزد ، خدا كند مال تو هم بسوزد تا حال ما را بهتر بفهمي .
----------------------------------
منبع : سايت روزنامه گل
zamara
11-13-2008, 09:48 PM
عزيز محمدي، رييس سازمان ليگ هم گاهي اوقات حرفهايي ميزندها؛
البته هميشه حرفهايي ميزند، فقط گاهي اوقات از آن حرفها ميزند. مثلا ميگويد:
«بازيكن خارجي بيكيفيت نخريد!»
دوست داريم ميخريم.
پول بيتالمال است به هيچكس هم ربطي ندارد كه چطور خرج ميكنيم!
مگر بازيكن بيكيفيت دل ندارد؟
زندگي كه همهاش در كيفيت خلاصه نميشود،
پس مرام و معرفت چه ميشود؟
پس دستگيري از مستمندان، كمك به افراد بيبضاعت، گرداندن چرخه اقتصادي كشور دوست و همسايه- برزيل -چه ميشود؟
بازيكن بيكيفيت ميخريم، جرم كه نميكنيم.
برويم سيگار بكشيم بهتر است؟
پدر و مادر اين بازيكنهاي بيكيفيت با هزار اميد و آرزو آنها را بزرگ ميكنند كه روزي در ليگ ايران بازي كنند،
آن وقت تو ميگويي آنها را نخريد؟
هي روزگار، روزگار، روزگار؛ با عزيزمحمدي چه كردي كه غرق در كيفيت و روزمرگي شده است؟
آدمي كه خودش پدر و برادر دارد، نبايد چشمش دنبال كيفيت پسر مردم باشد آقاي عزيز محمدي!
---------------------------
منبع : سايت روزنامه گل
zamara
11-16-2008, 12:22 AM
داستان همیشه جذاب مجریان!
امروزمیخواهیم مجری های برنامه های ورزشی سیماراخدمت تان معرفی وعملکردآنهاراباهم مرورکنیم؛ازبهرام شفیع گرفته که باشاه اسماعیل صفوی یکی،دوساعت اختلاف سنی داد،تاعادل فردوسی پورکه پول قیافه اش رامیخورد؛باماهمراه باشید...
مردهمیشه این شکلی!
مابچه بودیم بهرام شفیع همین شکلی بود.مابچه نبودیم شفیع همین شکلی بود.بزرگ شدیم شفیع همان شکلی است،ماپیرمیشویم،بهرام خان همان شکلی میماند...آخراین چه زندگی است که ماداریم؟آدم این قدراین شکلی میشود؟!
شفیع باکمترین تغییرات ممکن طی این همه قرون،هنوزهم اجازه حرف زدن به میهمانان برنامه رانمیدهدوصلاح میداندمیهمانان ازفرمایشات اوبهره مند شوند.
شاعردروصف بهرام شفیع میگوید...نه،چیزی نمیگوید؛یعنی میخواست بگویدامابهرام شفیع اجازه حرف زدن به شاعرراندادوخودش دروصف شاعرگفت:«خودگویی وخودخندی؟عجب مردهنرمندی»!
مرداخلاق:«کدخداجهانگیر»!
بدون شک مرداخلاق مجری های تلویزیونی کسی نیست جزجهانگیرخان کوثری که حتی اگردرساخت برنامه ورزشی اش موفقیتی کسب نکرده باشد،آخرت خودرابیمه کرده است؛آن هم باجملاتی ساده چون:«باهم دوست باشین بچه ها،دعواکاربچه های بده.هرکی حرف بدبزنه عمودعواش میکنه و...»
کدخدامنشی کوثری دردعواهای اهالی فوتبال واصرارعجیب اومبنی براین که هیچ کس باکسی مشکلی نداردبی ارتباط باسن اونیست.همانطورکه حتمامیدانیدسن که میرسدبه پنجاه،اخلاق خوب میشودوالباقی زیادمهم نیستند!حالابماندکه استادکوثری چندتاازاین پنجاه هاروپشت سرگذاشته وخم به ابرو نیاورده است.
جوادخیابانی؛همین!
جوادخیابانی شایدتنهاجوادحاضردرصداوسیم انباشد،اماشک نکنید که معروفترین آن هااست.
تخصص جوادآقا-سعی کنیدیادهیچ هنرپیشه ای نیفتید!-درپیداکردن پدرورزش ودیگرقوم وخویش های گم شده آن است.اواولین کسی است که کشف کرد علی آبادی پدرورزش ایران است وباعنوان کردن آن خانواده ای راازنگرانی نجات داد!جست وجوی جوادآقادرپیداکردن دیگراعضای خانواده کماکان ادامه داردوبدون شک این جست وجوها بدون مژدگانی نیست!
توصیه میکنیم حتماگزارش های جوادآقارا،مخصوصاازساعت12شب به بعدازدست ندهید.دراین ساعات اوآن قدراحت گزارش میکند که احساس میکنید باروب دشامبرمشغول گزارش است!
مجری دوگانه سوز
عادل فردوسی پور ابتداقراربودنان قیافه اش رانخوردکه به خاطر همین نزدیک بودازگشنگی هلاک شود!سپس دریک اقدام عاقلانه تصمیم گرفت چوب قیافه اش رابخوردکه انصافا خوب داردمیخورد.
این مجری توانمندوخوش ذوق صداوسیما به خاطردوگانگی ای که درچهره اش دیده می شود،همیشه متهم به استقلالی-پرسپولیسی بودن بوده است وهواداران هردوتیم شک ندارندکه اوطرفدارتیم رقیب است؛که البته هست!اودرحال حاضرتنهامجری دوگانه سوزصداوسیماست که صبح تاظهربه حمایت ازاستقلال وظهرتاعصربه حمایت ازپرسپولیس متهم است که همه این هادلیل نمیشودبه همکاران برنامه خوبش خسته نباشید نگوییم.
همشهری مسافر-سازمخالف
zamara
11-16-2008, 12:22 AM
نيكبخت و شاهدش!
صدالبته نيكبخت شاهد هم دارد:
«نشان به آن نشان كه دايي صندلي رديف اول نشسته بود، من حتي توي اتوبوس تيم ملي هم رفتم!»
باز خوب شد اين موضوع يادش مانده،چون از كسي كه وقتي موبايلش خاموش شد هيچ شمارهاي يادش نمانده بود كه تماس بگيرد و وضعيت وخيم خود را گزارش كند، اصلا توقع نداريم حتي دايي را كه نميشود اصولا نديد را ببينيد!
-«شماره خونهتون هم يادت نبود؟»
-«نه به خدا، وا... من تو اين شهر غريبم!»
-«چه ربطي داره؟ چرا ننه من غريبم در مياري؟ چرا زنگ نزدي خونه خودتون؟»
-«من از خونه خودمون خوشم نميياد زنگ بزنم!»
-«خب، دليلت منطقي بود، قانع شديم! دروغ كه نميگي!»
-«خدا مرگم بده الهي، حرف بد زدي؟ واي، واي، واي... دروغ ... چه كار خطرناكي!»
------------------------------
منبع : سايت روزنامه گل
zamara
11-16-2008, 12:23 AM
بدرقه يا كار ديگر؟!
شيوا فاضلي، يكي از گلزنهاي تيم ملي فوتبال جوانان از عدم بدرقه و استقبال مسوولان فدراسيون شاكي است و گله كرد:
«كسي براي بدرقه و استقبال ما به فرودگاه نيامد!»
احتمالا پخش زنده نبود يا دوربينهاي تلويزيوني نبودند كه مسوولان نيامدند، وگرنه محال ممكن است كه جايي دوربين باشد اما مسوول نباشد! دوربين هنديكم يا حتي اگر دوربين موبايل هم باشد براي عدهاي از مسوولان فدراسيون كفايت ميكند، فقط كافي است فلاش بزند و برق فلاش دوربين با برق چشمهاي مسوولان عزيز رابطه مستقيم داشته باشد. البته زمان ميبرد تا بروبچههاي تيم ملي بانوان به اين اخلاقها عادت كنند و ياد بگيرند از مسوولان محترم به اندازه توانشان انتظار داشته باشند؛ واقعا وقتي دوربيني نيست كه لبخند اين عزيزان و افتادن آنها از پله برقيهاي فرودگاه را به نمايش بگذارد، چرا بايد آنها در فرودگاه براي بدرقه يا هر كار ديگري حضور يابند؟!
zamara
11-16-2008, 12:24 AM
علي دايي طي يك اظهار نظر كاملا رسمي اعلام كرد:
«فعلا به عليرضا فكر نميكنم!»
- «به چي فكر ميكني؟»
- «به يك زندگي ايدهآل؟»
- «البته فكر خوبيه، اما سوال من تا اون حد هم جدي نبود.»
- «من كاري به سوال تو ندارم، از طرز فكر خودم حرف ميزنم!»
- «آخه مگه ميشه به عليرضا فكر نكرد؟»
- «سخته، ولي ممكنه!»
- «الان به چي فكر ميكني؟»
- «به اينكه چطوري ميتونم به عليرضا فكر نكنم!»
- «حالا بيخيال نيكي، خودت چطوري؟»
- «نيكي خوب باشه منم خوبم، نباشه هم كه حال و روزمون معلومه؛ هر چند من اصلا به نيكي فكر هم نميكنم چه برسه به عمل!»
zamara
11-16-2008, 12:26 AM
بزرگي از ماست!
هواداران پرسپوليس آسوده بخوابند، چرا كه مجيد فرخزادي اعلام كرد:
«نگران نيستم، وضعيت بحراني نيست!»مرد باران ديده به فرخزادي ميگويند ديگر، آنقدر باران ديده است كه حتي از توفان هم نميترسد و آن را بحراني نميداند؛ البته خداوكيلي وضعيت آنقدرها هم كه ما اغراق ميكنيم بحراني نيست. هنوز كه اتفاقي نيفتاده است.
تا پرسپوليس شانس بقا در ليگ برتر را دارد يعني اينكه وضعيت هنوز بحراني نيست و هواداران نبايد نگران باشند؛
البته نگراني هواداران زياد هم مهم نيست،
همين كه اعضاي هيات مديره نگران نباشند، كفايت ميكند!
سلامتي اعضاي هيات مديره براي ما از هر چيزي مهمتر است و همين كه ميشنويم آنها نگران نيستند در پوست خود و آنها نميگنجيم!
هنوز كه اتفاقي نيفتاده است ما بيخودي بزرگش ميكنيم، ما عادت داشتيم از قديم بدون هيچ دليلي هر موضوعي را بزرگ كنيم؛ شما به كوچكي خودتان ببخشيد!
zamara
11-19-2008, 11:44 AM
سردبیر محترم ایراد گرفته بود که بیش از پیش اخمهایم پایین است و باید کمی بیشتر طنز بنویسم .
حالا هم می گویم این مقاله جنبه طنز دارد پس اگر عده ای از عشق امپراطور خواستند آنها را بخوانند کمی با دیده شوخ خود به آن بنگرند و اگر از آن نخندیدند به بزرگی خود و بی مزگی من ببخشند .
بهرحال خبرنگار عزیز این مصاحبه به شیوه نوستالژیک مصاحبه را شروع می کند و از امپراطور عزیز یک سوالی می کند که تا به حال شاید هزاران بار پرسیده شده باشد گوئی او در این دنیای پر از مصاحبه امپراطوری هیچگاه زحمت خواندن یکی از آنها را نکشیده که از دوران تولد امپراطور تا 13 سالگی را پرسیده است و جالب اینجا است که خبرنگار عزیز علاوه بر نقش خبرنگاری خود رل دیگری نظیر راهنمای نقشه جدید تهران را هم بر عهده داشته است وگرنه چرا باید بلافاصله جمله امپراطور را که گفته بود من در خیابان ژاله بدنیا آمده ام را با یک پرانتز ژاله (شهدا) اصلاح کند .
راستی لزومی داشت ما بدانیم خیابان ژاله همان شهدا است ؟ از این راهنمائی خبرنگار محترم که بگذریم به یک واقعیت بزرگ در خلال اولین سوالات خبرنگار محترم از جناب امپراطور می رسیم ما تا به حال نمی دانستیم نام افشین قطبی باید در کتاب گینس چاپ شود زیرا به طور حتم هیچ فوتبالیستی چون او از 3 سالگی فوتبال بازی نمی کرده است اما داریم فکر می کنیم خیلی باید سخت باشد که 22 بازیکن 3 ساله پیدا کنیم تا یک بازی فوتبال انجام گیرد !! و این بچه ها در چه زمینی فوتبال بازی می کردند ؟ داورشان چند ساله بوده است ؟ مربیشان چی ؟ مگر آن که امپراطور چند تا لگد به توپ افشین قند عسل کوچولو را فوتبال نامیده باشد که اگر این طور است پس همه ما در هنگام کودکی بازی دالی که می کردیم آغاز حرکات جایگیری و حضور در نقاط کور دفاع حریف باید به آن می گفتیم و یا پرتاب توپ پارچه ای خود در دوران کودکی را اولین حرکات و استعدادهای نهفته ما در هندبال و بسکتبال و والیبال بنامیم بعد از این کشف به سراغ افشین و نصایح زیبای او می رویم که می گوید مرتبا از درس فرار می کرده است و بعد به یک باره بچه خوبی شده و فهمیده یک پسر خوب باید هم شبها مسواک بزند و هم قبل از غذا خوردن دستهایش را بشورد و هم درس بخواند چه خوب است حالا که قطبی سفرهای خود به دوبی را کم کرده و اوقات فراقت زیادی دارد هر هفته او را به مدرسه های مختلف ببرند تا او با خواندن شعر معروف " داشت عباسقلی خان پسر بی هنری ...." و یا شعر " هر کی درس نخونه خله ...." به پسرهای پرسپولیسی درس اخلاق و تربیت دهد و امیدواریم که پسرهای آبی دوست بخاطر این نصیحت مربی قرمزها قید درس خواند ن را نزنند .
از دیگر اتفاقات جالب این است که قطبی در 14 سالگی سرمربی یک تیم فوتبال شده است و آن تیم را قهرمان کالیفرنیا کرده است و بعد در 19 سالگی تیم فوتبال زنان دانشگاه را قهرمان نموده حالا چرا همین مربی زود شروع به کار باید سالها طول بکشد تا به عنوان سرمربی یک تیم که اعضای آن نه کودک و نه زنان هستند یعنی یک تیم فوتبال مردان انتخاب شود سوالی است که متاسفانه خبرنگار عزیر نپرسیده است از دیگر نکات برجسته این مصاحبه این بود که فهمیدیم گاس هیدینگ خجالتی است و خیلی هم کلک است زیرا اگر این طور نبود به فدراسیون کره کلک نمی زد و یک کمک مربی به اسم قطبی را به جای آنالیزور تیم جا نمی زد تا این کره ای ها گیج و نادان سالها نفهمند که این آنالیزور که کار کمک مربی را حتما می کرده کمک مربی است !! راستی می دانستید این آقای استیو سمپسون همان مربی تیم ملی آمریکا افتضاح جام جهانی فرانسه بعد از بازیهای جام جهانی 1998 از تیم اخراج نشده بلکه به قول امپراطور آنها جملگی استعفا داده شده اند ( جل الخالق ) اما از دیگر نکات مصاحبه امپراطور این است که او برای ورود به ایران فقط عشق داشته است و یک درخواست کوچک حقوق بالاتر از تیم ملی کره جنوبی و یک عنوان بی مقدار سرمربیگری و حال فکر می کنیم چه خوشبخت هستند ساکنین کره ماه که افشین خان اعلام آمادگی برای حضور در آنجا کرده است زیرا فکر نمی کنم هیچ کجا بی پول تر از فوتبال ایران باشد پس به احتمال فراوان رئیس فدراسیون کره ماه دستمزد بهتری به قطبی عزیز می دهد و چون کشورهای امارات و هلند افشین را سر کار نمی گذارند و از سوی دیگر همه می دانیم در کره ما دیگر نه استیلی و نه هیچ کمک مربی دیگری یافت می شود و قطبی می تواند مارکو و دی کارمو را به لیگ کره ماه ببرد و آبروی کره ماه هم نمی رود .
یک خبر جالب دیگر این است که ما نمی دانستیم که فوتبال در ایران محبوب تر از برزیل قهرمان 5 گانه جام جهانی است و از آن مهم تر این است که قطبی محبوب تر از پله می باشد خدا را شکر که اینجا از فوتبال برزیل پیشی گرفتیم اما این که قطبی دل رحم است واقعه بزرگی است او می گوید عکس العمل من همیشه با مهربانی بوده است . آخی راست می گوید چون قطبی آنقدر مهربان بود که در هنگام بازگشت فقط با حبیب کاشانی و عزیزیان و مرزبان و استیلی و آقائی و کعبی و مامانی و شیث و فراز فاطمی و ماته و جرج آراندا ... قهر و آنها را از تیم اخراج و نیکبخت را تا حد یک پسر بچه حرف گوش کن کوچک کرد وگرنه با همه مهربان بود حتی با توره که قرار بود توی ( داگ هاوس ) رحل اقامت به خواسته افشین کند و تازه همه دانستیم اگر کسی انگشت تو چشم قطبی نماید او فقط اشک می ریزد . چه خوب شد قطبی این را گفت و گرنه ممکن بود یک بنده خدائی انگشت توی یک جای دیگر مثلا بینی کند آن وقت اگر عکس العمل قطبی چون انگشت در چشم باشد چه بد می شد
قطبی می گوید روزنامه فروشی و باغبانی کرده است تا خرج خود را درآمریکا بیاورد اما می پرسیم " بی وفا با ما چرا ؟" تو که خرجت را زمانی با روزنامه فروشی در میآوردی تو که از آموزش حرف می زنی چرا حالا روزنامه نمی خونی اما مصاحبه می کنی ؟ اگر آن زمانها که تو روزنامه می فروختی همه مثل تو فکر می کردند خرج یک لقمه نون و بوقلمون تو چطور در می آمد ؟ اما در مورد باغبانی می پرسیم تو که باغبانی دوست داری چه زجری می کشی توی یک کشور بی آب و علف و خشکی مثل امارات باید گاهگاهی سر بزنی دلمان کباب شد چه رنجی می کشی آخی
----------------------------
منبع : سايت ارتش سرخ (http://www.arteshesorkh.com/index.php)
نویسنده : تورج عاطف
zamara
11-25-2008, 10:06 AM
به سلامتي و ميمنت، مديران استقلال ظهر ديروز به جاي خوردن ناهار با شيريني قرارداد مهاجم برزيلي شكم خود را سير كردند و دور از چشم رفقاي قلعهنويي(!)، دلي از عزا در آوردند.
مبارك است اما از آنجا كه تصميم گرفتهايم بعد از افتضاح خريد دي كارمو پرونده همه بازيكنان خارجي مخصوصا برزيليها را چاپ كنيم، سراغ اينترنت رفتيم كه چشمتان روز بد نبيند... به حقايقي رسيديم كه نگفتنش موجب پشيماني است چون اگر ما نگوييم عادل دو هفته ديگر آن را در تلويزيون هوار ميزند و آبروي اين بنده خدا و آن رجبي كه او را آورده ميبرد.
حقيقت اين است كه اسم واقعي فابيو بالا، «فابيو بلا» بوده كه به دليل گمراه كردن تيمهاي حريف فاش نشده... اگر ديديد اين گلزن بلا با اون پاهاي طلا از جدول گلزنان ليگ رفت بالا تعجب نكنيد و به گيرندههاي خود دست نزنيد. اشكال از فرستنده ماست!
zamara
11-25-2008, 10:08 AM
امان از دست اين علي كفاشيان... خداوكيلي آدم به اين باحالي در تمام زندگيتان نخواهيد ديد؛ البته اگر خداي ناكرده روشندل باشيد! رييس ميگويد: «نبي عوض نميشود اما ديگر كاري به كار كميته ندارد!» اصلا چرا بايد عوض شود؟ مگر نبي چقدر جا ميگيرد؟ ها؟ كاري به كار كسي ندارد كه. يك گوشه مينشيند و صدايش هم در نميآيد... البته بعدها صدايش در ميآيد كه هيچ... كه هيچ، بماند كه صداي چه چيزهاي ديگري مثلا با حذف تيم ملي جوانان در ميآيد.
نبي كه نه عاشق شهرت است، نه براي رانت خواري آمده، مثل ما به اين بنده خدا هم تكليف شد آمد، تكليف شد ماند، تكليف شود برود هم نهايت يك روز تكاليفش را انجام نميدهد ديگر! يعني براي خودتان پيش نيامده يك روز تكاليفتان را انجام ندهيد؟
كمي منصفانه قضاوت كنيد. اگر نبي عشق شهرت داشت و حاضر نبود به هيچ عنوان استعفا بدهد خوب بود؟!
------------------------
منبع:سايت روزنامه گل
zamara
11-25-2008, 10:11 AM
وينكو بگوويچ در طول زندگي در ايران نكاتي را خيلي خوب ياد گرفته است.
همين چند وقت پيش بود كه وينكو نتايج ضعيف پاس را به جدايي 12 بازيكن از اين تيم نسبت داد اما امروز با در نظر گرفتن تورم، ترافيك(!) و ديگر مسايلي كه فقط در ذهن اين مربي ميگذرد، ميگويد:
«جدايي 26 بازيكن از پاس به اين تيم ضربه زده است!!»
با در نظر گرفتن جدايي فرامرز ظلي، همايون شاهرخي، ابراهيم قاسمپور، علي جانملكي، جواد نكونام و هم دورههاي اينها هم كه حساب كنيم باز هم 26 بازيكن از اين تيم جدا نشدهاند(!)، حالا اين مربي چطور ميتواند با جدايي 26 بازيكن حتي ببازد هم در نوع خود جالب است.
احتمالا وينكو بازيكنان را به ريال حساب كرده و منظورش 6/2 بازيكن بوده است كه باز هم چون يك بازيكن ناقص از آب در ميآيد كارش منطقي نيست و خدا را خوش نميآيد! نميدانيم چرا وينكو سعي نميكند ويژگيهاي مثبت ما ايرانيها را ياد بگيرد!
تازه ما حشمتخان مهاجراني، محمود ياوري، محمد رنجبر و ديگران را حساب نكرديم كه وينكو ناراحت نشود.
------------------------
منبع:سايت روزنامه گل
zamara
11-25-2008, 10:13 AM
هر كسي بتواند موضوعي را پيداكند كه علي كفاشيان در خصوص آن نظري نداشته باشد جايزه دارد!
از قيمت پياز و سيبزميني گرفته تا پارالمپيك و قيمت مسواك دسته دوم در بازار سيداسماعيل(!) و راي كميته انضباطي، فرهنگ استفاده از ماشينهاي شخصي و... هر موضوعي كه به ذهن بشر خطور ميكند رييس نظر دارد.
آقا ما يا كميته انضباطي داريم، كه داريم، يا نداريم كه داريم! وقتي چنين كميتهاي با وظايف تشريح شده وجود دارد كه در خصوص مسايل انضباطي نظر بدهد، چه لزومي دارد رييس فدراسيون كه صد البته نظر شخصياش محترم است(!)، بگويد: «نيكبخت بايد از پرسپوليس هم اخراج شود؟!»
گفتي؟ نظر دادي؟ سبك شدي؟ خيالت راحت شد؟ حالا برو به زندگيات برس.
برو و اجازه بده بقيه هم به كارشان برسند.
اين قدر توي دست و پا نباش رييس، به خدا براي خودت ميگوييم. خوبيت ندارد رييس يك فدراسيون اين قدر توي دست و پا باشد! اينقدر گفتي كه نيكي دو تا پنالتي را مثل هلو خراب كرد و پرسپوليسيها هم تصميم به اخراج او گرفتند.
------------------------
منبع:سايت روزنامه گل
zamara
11-29-2008, 07:51 PM
http://www.shansi.ir/pictures/70ce71a6-c247-4be8-9d80-c1691aaefa33.jpg
http://www.shansi.ir/pictures/49bf7bf2-c59e-47c6-a67c-eac675e9fe55.jpg
http://www.shansi.ir/pictures/9d0a0eb2-49a1-453b-bb67-56056b355d06.jpg
http://www.shansi.ir/pictures/d42cd40c-5f86-4008-b9cf-1f3dabfaeb84.jpg
http://www.shansi.ir/pictures/football-women.jpg
=======================
منبع: سايت پارسي كينگ (http://forum.parsiking.com/showthread.php?t=9486&page=2)
zamara
12-03-2008, 10:51 PM
حركت عجيب مهاجم كامروني تيم ابومسلم
مهاجم كامروني تيم فوتبال ابومسلم امروز مرتكب يك عمل عجيب شد كه باعث تعجب حاضران در ورزشگاه شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، ديدار اين دو تيم از ساعت 14 امروز در ورزشگاه ثامن الائمه شهر مشهد برگزار شد.
حدود 150 تماشاگر در ورزشگاه حضور دارند.
جان نگودي، مهاجم كامروني تيم فوتبال ابومسلم در جريان مسابقه مرتكب يك حركت ضد اخلاقي شد.
اين مهاجم در دقيقه 20 مسابقه از شاهين حاج بابايي داور مسابقه درخواست مي كند به بيرون از ميدان برود. داور هم به تصور اينكه دچار مصدوميت است، به او اجازه ميدهد از ميدان خارج شود.
نگودي پس از خروج از ميدان به پشت نيمكت تيمش مي رود و در آنجا در حضور تماشاگران ادرار مي كند و سپس بدون هيچ دغدغه اي، به ميدان باز مي گردد.
اين حركت ضد اخلاقي مهاجم افريقايي موجب حيرت تماشاگران و حاضران در ورزشگاه شد.
zamara
12-06-2008, 09:20 PM
ظاهرا اين فقط جواد خياباني نيست كه قادر است براي ورزش پدر پيدا كند و مژدگاني بگيرد، چرا كه امير قلعهنويي هم زده توي كار پدريابي(!) و اعلام كرده: «واعظ، پدر استقلال است!»
به نظر ميرسد تعريف پدر دستخوش تغييراتي شده است و اين روزها پدر به كسي اطلاق ميشود كه پول آدم را سر وقت بدهد.
قبل از واعظ، پدر استقلال علي فتحا...زاده بود كه انصافا جزو پدران زحمتكش اين تيم بود و البته پدران ديگري هم اين تيم داشته و دارد، كه تراكم پدر را در اين تيم پرطرفدار نشان ميدهد.
مثلا مرحوم علي داناييفرد كه پيش اين پدرهاي جديد، به ناپدري تبديل شده!
بعد از چند شغله بودن كه يكي از معضلات اين روزهاي ورزش ماست، به چند پدره بودن برخوردهايم كه خودش معضل كوچكي نيست!
درست است كه وجود پدر در هر خانوادهاي لازم و روشني بخش منزل است، اما براي روشنايي بيشتر به جاي اضافه كردن پدر، ميتوان از لامپهاي كممصرف هم استفاده كرد!
-----------------------------
منبع (http://goaldaily.ir/Template1/News.aspx?NID=4756)
zamara
12-06-2008, 09:26 PM
طبق يك رسم ديرين ايراني، ما عادت كردهايم كه وقتي بخواهيم يك نفر را بزرگ كنيم او را به عرش ميرسانيم و اگر بخواهيم طرف را بكوبيم، ميكوبيم و به جايش آپارتمان ميسازيم!
حكايت داريوش مصطفوي و نكات مثبتي كه او از قطبي ارايه ميدهد نيز طبق همان عادت است كه تركش باعث بروز يكسري امراض ميشود!
مثلا همين كه داريوشخان ميگويد: «علي كريمي را قطبي كريمي كرد!» را غير از يك ايراني چه كسي ميتوانست بر زبان بياورد؟
والله تا آنجا كه ما به ياد داريم كريمي هيچوقت كوهستاني، پيربرناش، ميرشاهولد و يا حتي رستمنمدي نبوده و از اول كريمي بوده و تكنيكي؛ هرچند داريوشخان بعضا خاطراتي دارد كه در آنها بهرام شفيع كودكي بيش نبوده است و با اين حساب حفظ احترام ايشان حتي بر خودش هم واجب است،
اما اين دليل نميشود ايشان از كم سن و سالي ما سوءاستفاده كند و به ما بقبولاند كريمي پس از جدا شدن از بايرنمونيخ تازه بازيكن شده است و مشهور!
zamara
12-06-2008, 09:28 PM
افشارزاده در بدو ورود متوجه ايرادات و اشكالات مديران قبلي شده است و به گفته خودش ميخواهد يك خارجي گردنكلفت براي اميدها بياورد!
اختلافات كفاشيان و افشارزاده نيز از همينجا شروع ميشود؛ جايي كه كفاشيان ميخواهد يك داخلي گردننازك بياورد و افشارزاده يك خارجي گردنكلفت را مدنظر دارد.
به نظر ميرسد حق با افشارزاده باشد. بالاي سر اين بازيكنان بايد زور باشد تا بروند المپيك! حالا كه به اين نتيجه رسيديد توصيه ميكنيم آرنولد را بياوريد.
درست است كه كمي پا به سن گذاشته، اما خداوكيلي گردنش خيلي كلفت است؛ هر كي ديده، پسنديده!
كاري كه يك خارجي گردنكلفت براي تيم اميد ميكند را ننه براي نوه(!) نميكند. آنقدر بايد اين بازيكنان را كتك زد كه تا خود المپيك خون بالا بياورند.
اگر به حرف حساب بود در اين 30 سال بايد متوجه ميشدند يك ملت منتظر هستند تا اينها بروند المپيك!
zamara
12-07-2008, 10:25 PM
دومين روز كاري(1)
دوباره دومين روز كاري و باز هم علي كفاشيان.
اميدواريم علي كفاشيان سالهاي سال در اين مملكت پست و مقام داشته باشد و پيرو مصاحبههاي ايشان، ما هم يك لقمه نان حلال به خانه ببريم.
يقينا شما هم علي كفاشيان را ميشناسيد، هم خردجمعي را؛ حالا فكرش را بكنيد قرار باشد اين دو با هم مخلوط شوند. نه، حتي فكرش را هم نكنيد، چون خيلي تركيب خطرناكي ميشود، فكر خودتان را اذيت نكنيد!
علي كفاشيان قبلا هم از اين خردجمعي به نحواحسن استفاده كرده بود و هنگامي كه همه روي مربي ايراني اتفاق نظر داشتند، پاي ميز مذاكره با كلمنته نشست و آن اتفاقات ناخوشايندي كه نزديك بود براي شفق در پلههاي فرودگاه، هنگام گرفتن عكس يادگاري با كلمنته رخ بدهد را قطعا فراموش نخواهيم كرد.
كفاشيان اين بار قول داده است اگر همه گفتند مربي داخلي، خارجياش را نياورد؛ حالا قول را كي داده، كي گرفته! بياييد روز دوم هفته را به مسايل مهمتري بپردازيم؛
مثلا اينكه امروز حالتان چطور است؟!
دومين روز كاري(2)
دوباره دومين روز كاري و باز هم «ورزش از نگاه دو».
خدا به جهانگيرخان كوثري عمر با عزت بدهد و به اميد گلمكاني هم آنقدري عمر بدهد كه بتواند دو تا جمله را بدون تودهني روي زبان بياورد.
- «من خيلي خوشحالم...»
- «اميدجان تو ساكت باش، بزرگتر داره حرف ميزنه.»
- «من فقط ميخواستم بگم...»
- «اميدجان ببند!»
- «به خدا بستم، نگاه!»
- «نه، دهنتو ميگم... لطفا ساكت شو و مثل ابوفاضلي صدات در نياد.
ببين چه پسر خوبيه. مياد دو، سه ساعت ميشينه، برنامه رو حضوري تماشا ميكنه و ميره خونشون، تماشاگر نمونه كه ميگيم همينه ديگه!»
- «من بايد حرفمو بزنم. من خوشحالم توي برنامهاي كار ميكنم كه كسي نميتوانه خط و مشي براش مشخص كنه... من...»
- «ببر صداتو... كي گفته كسي نميتونه خط مشي برامون تعيين كنه؟ نگفتم بدون مشورت با من حرف نزن؟!»
دومين روز كاري(3)
دوباره دومين روز كاري و باز هم داريوش مصطفوي.
حالا كه دعاي روز دوم هفته شده آرزوي عمر پربركت براي عزيزاني كه در طول هفته بارها مزاحمشان ميشويم، چارهاي نداريم جز اينكه براي داريوشخان هم آرزوي عمر پربركت كنيم؛
البته تا منظور از عمر چه باشد كه بتوان آن را در خصوص داريوش خان، با اين سن و سالش به كار برد.
يكي از حسنهاي داريوش مصطفوي چرخش 360 درجهاي اين عزيز در مراحل دشوار زندگي است.
حتما به ياد داريد كه داريوشخان پس از اولين ديدار با عليآبادي چه گفت؟
مگر ميشود آدم فراموش كند عمو داريوش با يك دستمال توي دستش كه ظاهرا براي منزل خريده بود، گفت:
«در اين پنج دقيقه به اندازه 50 سال از عليآبادي چيز ياد گرفتم!»
حالا اين چيز، چي بود را به خدا ما هم نميدانيم، اما ميدانيم همين آقا در خصوص سعيدلو به اظهارنظر افتاده است و گفته:
«من كارمند سعيدلو هستم!»
اين تغيير شغلهاي ناگهاني به شدت آدم را شوكه ميكند؛
واقعا كه دست به كارمند شدن مصطفوي در نوع خودش شگفتانگيز است!
------------------------
منبع (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=119)
zamara
12-13-2008, 10:56 AM
در احوال شیخنا علی کفاشیان رییس فدراسیون فوتبالنا
آن شیخ الشیوخ الکبیر، آن شادی عالمگیر، آن میوه دل سازمان، آن عصاره فوتبال ایران، آن نگران حق پخش، آن عاشق ضعف و غش، آن دبیر کمیته ملی المپیک، آن نامزد انتخابات المپیک، آن مرد شادان، آن نماینده پدر ورزش ایران، آن دو و میدانی کار سابق، آن رئیس فدراسیون فوتبال حاذق، شیخنا و استادنا و مرادنا، علی کفاشیان ملقب به علی شادان، صاحب کرامت بود و خنده بسیار.
نقل است چون زاده شد هیچ نگفت و بانگ بر نیاورد تا موعد بریدن نافش فرا رسد و چون ناف بُر را بدید که خنده بر لب آماده بریدن است و نیز بانگ خنده اطرافیان را بشنید، او نیز بخندید و اینچنین شد که خنده از لبانش دور نگشتی تا بحال.
در روایت است از روز سوم قهقهه سر دادی و این نام مدام بر لبانش بود تا مدتی: علی آبادی.
از شیخ علی کرامات فراوان نقل است. گویند در هرجلسه مهمی در فدراسیون از ابتدا تا انتها مدام لبخند بر لب داشتی و هرچه دیگران بگفتند تصدیق کردی و چون در جلسه پرداخت حق پخش راه به جایی نبردی نامه ای به علی آبادی نوشتی و خنده ای به همراه ریش و قیچی ضمیمه نامه کردی و در نامه ذکر کردی که: ما هرچه زور زدیم نشد که نشد! این شما و این ریش و قیچی!
شیخ چیا فوادی از همکاران تحریریه مکتب پارس فوتبال گوید: در تحقیقی زیرزمینی و کاملا خفیه، تنها در یک مورد به عصبانیت شیخ علی رسیدم و آن همان است که از آن به چرک کف دست تعبیر کنند.
گویند چنان بر سر مسائل مالی و پولی عصبانی شدی و کف بر دهان آوردی که گویی قیامت در شرف وقوع است.
نقل است آنچنان در قناعت دست داشتی که راضی به تدارکات برای تیم های پایه نشدی آنچنان که در شبهای صیف، بازیکنان پایه از فرط گرما و رفع بیخوابی و رعایت موارد ایمنی امنیتی به پشت بام برفتی و ستاره شمردی تا خسبیدن کردی.
منبع (http://www.parsfootball.com/Articles/1557.html)
zamara
12-15-2008, 10:22 PM
مشاغل سخت مثل مديرعاملي!
استراحت كردن پشت ميزهاي مديرعاملي جزو مشاغل سخت و طاقتفرسا محسوب ميشود كه البته در كشور ما مديران چون به كارهاي سخت عادت دارند، بندههاي خدا صدايشان از اينهمه استراحت در نميآيد!
اين مديران آنقدر سخت استراحت ميكنند كه صداي محمد احمدزاده را هم درآوردهاند و او كه اصلا نميتواند زجر كشيدن مديران را ببيند گفت: «رفتم تا مديران ملوان پشت ميزهايشان استراحت كنند!»
البته همين كه مديران ملوان با وجود اين همه مشكلات مالي هنوز ميزي براي نشستن پشت آن دارند خود حكايت از علاقه وافر اين عزيزان به ميز و صندلي دارد كه واقعا قابل تحسين است.
اگر ذرهاي از علاقهاي كه عدهاي از مديران كشورمان به ميز و صندليهاي مديرعاملي دارند، به ميز و صندليهاي دوران تحصيل خود داشتند، لااقل ديپلم خود را گرفته بودند و حالا بقيه هم از ديدن آنها پشت ميزهاي مديرعاملي دچار سوزش از ناحيه چشم(!) نميشدند!
*********************
اخلاقمداري!
بدون شك جان نگودي يكي از خارجيترين خارجيهاي ليگبرتر فوتبال كشورمان است كه احساس راحتي و اخوت عجيبي با هواداران ايراني ميكند! پيش از اين تصور ميشد اگر بازيكني بخواهد خيلي با ما راحت باشد نهايتا با پيژامه بازي كند،
اما جان نگودي، بازيكن اخلاق مدار تيم ابومسلم كه از بچگي،سنگيني در هيچ ناحيهاي از بدنش را نميتوانست تحمل كند،
با عملي كه پشت نيمكت تيمش انجام داد نشان داد فوتبال حتي مرزهاي راحتي را شكسته است و اگر بازيكني دردي در دلش داشته باشد ميتواند آن را به صورت شفاهي يا كتبي، جامد يا مايع(!)، نشسته يا ايستاده بيان كند و خودش را سبك كند! از آنجا كه اين بازيكن اعصاب درست و حسابي ندارد و حركات بعدي او قابل پيشبيني نيست به بازيكنان تيم حريف حق بدهيد به جاي درگيري فيزيكي بر سر تصاحب توپ، مذاكرات منطقي و صحبتهاي دوستانه را مدنظر قرار داده و از او خواهش كنند بدون اينكه آسيبي به لباس كسي برساند توپ را تحويل بدهد!
*******************
مرد هميشه متعجب!
داريوش مصطفوي گرچه به دليل كهولت سن قادر نيست خيلي از امور تيم را بهخوبي انجام بدهد، اما هنوز هم در اين سن و سال بهخوبي ميتواند تعجب كند! تعجب كردنهاي داريوشخان ميتواند هر بهانهاي داشته باشد؛ زمين كج باشد او تعجب ميكند، راست باشد تعجب ميكند، تشويقش كنند تعجب ميكند، فحاشي كنند تعجب ميكند... و به طور كلي ميتوان داريوش مصطفوي را متعجبترين مديرعامل حال حاضر دنيا لقب داد كه از هر فرصت كوچكي براي تعجب كردن استفاده ميكند!
آخرين تعجب داريوشخان از اين قرار بود: «از بعضي اتفاقات تعجب ميكنم، چون بازيكنان در زمين گل نميزنند اما عليه من شعار ميدهند!» به اميد روزي كه به جاي تعجب، تفكر كنيم و يادمان نرود در برنامههاي مقصريابي صدا و سيما از مردم خواهش كرده بوديم كه ما را بهعنوان دكمه مقصر مورد نظر فشار بدهند. حالا ديگر بلند شويد برويم، داريوشخان ميخواهند تعجب كنند!
********************
كمترين حق مايلي!
انتظارها به پايان رسيد و محمد مايليكهن مجددا به صحنه ورزش بازگشت. البته بايد اصلاح كنيم كه اين ورزش اصلا صحنه ندارد، چرا كه در اين صورت عمرا پاي حاجي به اينجور جاها باز نميشد و مطبوعات از حضور ايشان در صحنه مذكور محروم ميماندند.
اينبار برخلاف دفعات قبل مايليكهن حداقل حق خود از اين ورزش بيصحنه را هم مشخص كرده است، كه طي يك حساب سرانگشتي ميشود رياست سازمان تربيتبدني!
حاجي مايلي كه معلوم نيست با سر كدام انگشت خود اين حساب را انجام داده و پا را روي صحنه گذاشته است ميگويد:
«با توجه به تحصيلاتم كه مرتبط با اين رشته است، رياست سازمان تربيتبدني كمترين حق من است!»
خدا را شكر ميكنيم كه حاجي آدم كمتوقعي است و هميشه به كمترينها قانع است؛ ظاهرا مايلي در دانشگاه «رياست سازمان تربيتبدني» درس خوانده است كه در اين صورت واقعا حق او است كه پشت اين ميز بنشيند... البته كمترين حق او!
--------------------------------------
منبع: سايت روزنامه گل
zamara
12-21-2008, 10:05 AM
هواپيماي مهرباني!
در دنيا هيچ چيزي بهتر از رفاقت نيست. آدم اين دكتر، مهندسها را ميبيند كه توي هواپيما با هم آشتي ميكنند روحش تازه ميشود؛ البته به شرطي كه آدم به روح اعتقاد داشته باشد!
مهندس واعظ آشتياني و دكتر علي فتحا...زاده در راه تركيه، آن هم توي هواپيما كه ميتواند جاي خطرناكي باشد به شدت با يكديگر آشتي كردند و ماچ و بوسه و باقي قضايا هم كه ديگر نيازي به گفتن ندارد.
هر چقدر ما ديپلمهها آبروي يكديگر را در رسانهها ميبريم و دست هم را پيش مردم رو ميكنيم و از مديريت هم ايراد ميگيريم، اين دكتر، مهندسهاي تحصيل كرده هي با هم آشتي ميكنند و هيچكدام از كارهاي ما ديپلمهها را انجام نميدهند.
هيچ جايي براي آشتي كردن هواپيماي عازم تركيه نميشود! نه اينكه آدم ميخواهد برود آب و هوا عوض كند، اخلاق آدم هم عوض ميشود،
آدم خودش هم عوض ميشود؛ لاكردار اين تركيه هم چيز آدم را عوض ميكند، فقط خدا كند بليت برگشتشان با هم نباشد!
----------------------------------------
تيمهاي نابالغ!
تعداد تيمهايي كه حاضر به بازي برابر تيمملي كشورمان نيستند روز به روز در حال افزايش است؛ حتي تيمملي باسك - كه البته خودشان اصرار دارند تيمملي هستند - نيز حاضر به بازي برابر تيمملي كشورمان نشد تا ما خيلي جديتر از قبل به وضعيت ظاهري خود نگاه كنيم و ببينيم چه ايرادي داريم كه كسي با ما بازي نميكند؛ روي سياه، ناخن دراز، صورت كثيف، واه واه واه!
اصولا همه فدراسيونهاي برتر همينجوري هستند! يعني همه آنها با پيدا كردن تيمي براي بازي دوستانه مشكل دارند و نهايت تلاش آنها پيدا كردن تيمهاي نوجوانان و جوانان اكوادور، زامبيا و البته گريمي مناسب براي آبروريزي كمتر است!
دست خودشان هم نيستها،
نميخواهند غرور خود را بشكنند و به فدراسيونهاي نابالغ برزيل و آرژانتين رو بزنند، وگرنه خودشان هم قبول دارند كه اين تيمها مقداري از زامبيا و اكوادور قويتر هستند!
------------------------------------------
بيحساب و كتاب!
مسوولان باشگاه پرسپوليس حق دارند كه اجازه ندهند هدايتي از اين تيم جدا شود؛ يعني هر آدم عاقلي اجازه نميدهد چنين موجود نازنيني از مجموعهاش جدا شود.
پول كه علف خرس نيست، ميدانيد براي اين پولهايي كه هدايتي خرج ميكند چقدر بايد عرق ريخته شود و با سازمان چه نامهنگاريهايي شود و چه منتهايي كشيده شود؟!
باور كنيد ما اگر به جاي مسوولان باشگاه پرسپوليس بوديم جلوي در خروجي دراز ميكشيديم تا هدايتي اگر هم ميخواهد از باشگاه برود ابتدا از روي نعش ما رد شود!
حالا واقعا هدايتي كجا ميخواهد برود؟ هستي همينجا خرج ميكني و دور هم خوش ميگذرد ديگر، وقتي مصطفوي از پول خرج كردن تو گلايهاي ندارد، تو چرا اعتراض ميكني؟!
پول ما و شما ندارد كه، تو خرج ميكني انگار ما خرج كرديم! باور نميكني؟ حق داري! خداوكيلي اگر هدايتي از اين تيم جدا شود كار خيلي سخت ميشود، چون در آن صورت پول مفت نميشود به هر كسي داد و مديريت باشگاه مجبور ميشود به ناچار حساب كتاب پس بدهد!
------------------------------------------
جرمي به نام خداداد!
ظاهرا به بازيكنان تيم پيام دستور داده شده كه از اين به بعد از عكس خداداد عزيزي و نام او استفاده نكنند، چرا كه اين كار جرم محسوب ميشود!
شايد مسوولان پيام ترجيح ميدهند از عكس برادپيت يا آنجلينا جولي روي پيراهن بازيكنان استفاده شود كه نه تنها از خداداد زيباتر هستند، بلكه خارجي نيز هستند.
اين خارجي بودن خيلي مهم است، البته براي عدهاي از مسوولان خيلي مهم است، وگرنه ديكارمو هم يك خارجي بود و نيازي به تفسير ندارد!
-«فيلم، cd، پاسور، dvd،wc،glx داريم. فيلمهاي روي پرده، دستهاي پشت پرده، داريم...»
-«آقا پوستر خداداد عزيزي رو نداري؟»
-«خيلي بي تربيتي! مگه من خلافكارم؟! دفعه آخرت باشه مياي اينجا الفاظ ركيك به كار ميبريها. من هم سن و سال تو كه بودم سيگار هم نميكشيدم، چه برسه بخوام پوستر هميني كه گفتي رو جمع كنم!»
-------------------
منبع : سايت گل
Karim
12-21-2008, 01:23 PM
خبرهای ضد و نقیض درباره سرنوشت حکم خداداد عزیزی؛ از محو کامل تا مشاوره دولت!
تازه تریk خبرهای تایید نشده حاکی از آن است که پس از كشمكش هاي طولاني راي كميته انضباطي در مورد درگيري اخير خداداد عزيزي و خبرنگار شيرازي صادر شده و بر پايه اين حكم و همانطور كه كيومرث هاشمي وعده اش را داده بود، خداداد عزيزي از صحنه ورزش ایران محو خواهد شد. اما در حالی که خبر محو خداداد عزیزی در رسانه های ایرانی پیچیده است یک پایگاه خبری نزدیک به دولت نهم خبر داده است که بهزودی حکم مشاورت ورزشی خداداد عزیزی در دولت نهم منتشر خواهد شد.
تازره تریت خبرهای تایید نشده حاکی از آن است که پس از كشمكش هاي طولاني راي كميته انضباطي در مورد درگيري اخير خداداد عزيزي و خبرنگار شيرازي صادر شده و بر پايه اين حكم و همانطور كه كيومرث هاشمي وعده اش را داده بود، خداداد عزيزي از صحنه ورزش ایران محو خواهد شد.
به گزارش ایکنا و به نقل ار ایپنا، كيومرث هاشمي ضمن رد وجود هر گونه مافيا در ورزش كشور، از راي داده شده توسط كميته انضباطي تمجيد كرد و گفت: ورزش كشور جاي افراد لمپن و لات و لوت و بی ادب و بی پدر مادر و (...) نيست. وي راي داده شده توسط كميته انضباطي را يك عيدي بزرگ به ملت بزرگ ایران دانست و گفت: راي داده شده ثابت كرد بر خلاف جو سازي هايي كه انجام شد كميته انضباطي مستقل بوده و تحت تاثير مافياي ورزش قرار نمي گيرد یا دست کم این دفعه قرار نگرفت.
خداداد عزيزي نیز در گفتگویی با خبرنگار واحد فرهنگ و هنر گردان یکم خبرگزاری فارس ضمن ناعادلانه دانستن اين راي گفت: زيدان آن حركت زشت را در جلوي آن همه دوربين انجام داد اما در فرانسه از او تقدير شد، حتي برخي از نمايندگان مجلس از اين حركت او دفاع كردند، من که به استراليا گل زدم! خداداد عزيزي افزود: به ديوان عدالت اداري شكايت خواهم كرد و اگر آنجا هم كاري نكند مسئله را به خارج از مرزهاي ايران و AFC خواهم كشاند؛ بالاخره یک بیشرف (...)ی پیدا خواهد شد که به حرف من رسیدگی کند خداداد عزيزي ادامه داد: در صورتي كه اين راي در شوراي استيناف هم تاييد شود با توجه به پيشنهادهایی كه از طرف يك باشگاه اماراتي دارم براي مربي گري تيم جودوي الشباب به كشور امارات خواهم رفت.
حواشی محو خداداد از ورزش ایران
هنگامي كه خبرنگاران از عادل فردوسي پور خواستند نظر خود را در مورد راي داده شده عنوان كند، به طعنه گفت: «چه مي كنه اين كميته انضباطي!» ، يكي از اعضاي كميته انضباطي توضيح داد در صورتي كه جمله اي آقاي فردوسي پور خبري باشد و سئوالي نباشد ايشان را هم از ورزش محو مي كنيم.
برخي شنيده ها نيز حكايت از آن دارد كه برخي از انجمن هاي فعال در زمينه حقوق بشر راي داده شده توسط كميته انضباطي را بسيار نادر و بسيار ناعادلانه دانستند، يكي از فعالان حقوق بشر كه نخواست نامش فاش شود گفت: آقايان در كميته انضباطي تحت تاثير جو سازي هاي ساخته شده قرار گرفتند، به فرض اينكه عزيزي لگد هم زده باشد، خب شما هم يك لگد، نهایتا دو لگد، فوق فوقش سه لگد و دو پس گردنی به او بزنيد، چرا مي خواهيد محوش كنيد؟!
در همين زمينه يكي از دانشمندان علوم هسته اي مستقر در سازمان تربیت بدنی ایران با ممكن خواندن اجراي راي داده شده توسط كميته انضباطي گفت: علاوه بر انساني بودن اين حكم، اجرای اين حكم گام دیگری در راه موفقیت های هسته ای نخبه گان کشور ماست! زيرا كه دنیا هنوز به اين تكنولوژي دست پيدا نكرده است كه بتواند يك انسان را به اتم هاي مجزا از هم تبديل كند و بدين گونه او را محو نمايد اما می کنیم! این دانشمند 16 ساله سپس با لحن عادل فردوسی پور گفت: "چه می کنن این دانشمندای هسته ای!"
خداداد عزیزی، مشاور ورزشی دولت میشود؟
در حالی که خبر محو خداداد عزیزی در رسانه های ایرانی پیچیده است یک پایگاه خبری نزدیک به دولت نهم خبر داده است که بهزودی حکم مشاورت ورزشی خداداد عزیزی در دولت نهم منتشر خواهد شد.
بهگزارش برخی سایتهای خبری ظاهرا این حکم پس از حواشی مظلومیت خداداد در تیم پیام مشهد و بهادعای این سایت حامی دولت، قبل از حاشیههای اتهام اخیر به وی امضا شده است.
گویا برخی از مشاوران دولت توصیه کردهاند تا با حمایت از خداداد عزیزی، حکم مشاورت او با هدف تجلیل از سوابق ورزشی وی و نیز فشار افکار عمومی بر طرفداران قالیباف و اصلاحطلبان ـ که در ماجراهای اخیر تیم پیام مشهد و حتی اتهام ضارب بودن خداداد سکوت کردهاند ـ رقبای سیاسی دولت خدمتگزار در عملی انجامشده قرار گیرند. پیش از این نیز شایعات قوی دربارهی دعوت از خداداد به ستادهای انتخاباتی پویش دعوت از خاتمی و پویش دعوت به بیخیال شدن کروبی منتشر شده بود که خداداد در این باره اظهارنظری نکرد.
این سایت همچنین معتقد است جریان رقیب احمدینژاد که از انتشار این حکم باخبر بوده، با وارد نمودن اتهام بیپایه به خداداد در صدد مخدوش کردن تصمیم دولت است و البته کمیتهی انضباطی هم به بیاساس بودن این حکم رای داده است. هنوز گزارش تکمیلی دربارهی ارتباط حکم مشاورهی ورزشی خداداد عزیزی و سازمان تربیتبدنی منتشر نشده است.
گفتنی است در صورت صحت این خبر که به معنای اعلان جنگ بخشی از طرفداران دولت به بقیه است، احتمالا برای سی و چهارمین بار بین بدنه و موتور دولت نهم انشقاق صورت خواهد گرفت.
zamara
12-22-2008, 09:12 AM
غرورآفريني درالمپيك چهارجانبه عمان
سكندر: بعضي ها همش نق مي زنن جمع كنين بساط اين فوتبالو كه يكسره داريم درجا مي زنيم، اما ديدي به كوري چشم حسودا سوم شديم؟
صفدر: تو خون خودتو كثيف نكن سكندرجان، چه مي شه كرد وقتي بعضي ها اين غرورآفريني ها رو نمي بينن، حالا بگو ببينم وقتي خبر سوم شدن تو المپيك چهارجانبه عمانو شنيدي موقع اسپند دودكردن گفتي الهي بتركه چشم حسودا؟
سكندر: به جان شما از بس كه هيجان زده شدم، حتي ٤نفري نتونستن احساساتمو كنترل كنن، همه احساساتم هدر رفت، شما چيكار كردي اوستا؟
صفدر: وقتي شنيدم از اكوادور شكست خورديم، تا صبح گريستم ولي صبح بعد از خوردن صبحانه شروع كردم با بروبچه ها به تشويق تيم، گمون كنم همين تشويقاي ما بود كه به تيم روحيه داد و اونا چينو دو بر صفر بردن.
سكندر: حالا ارزش اين برد چقدره؟
صفدر: ارزشش از اين لحاظه كه تا به حال تو جام هاي معتبر فقط اول و دوم و سومي مال برزيل و اسپانيا، آلمان و ايتاليا بود ولي اين دفعه با درايت مربيان، ذكاوت بازيكنان و مهارت توپ فوتبال، ما يك پنالتي گرفتيم و يك گل بدون اخذ پنالتي زديم. از منظر ديگه هم برد برابر چين كه در مقدماتي بازي هاي جام جهاني حذف شده و ما كه حذف نشديم نشونه اينه كه ما چيني ترك خورده رو شكستيم، ما نماينده فوتبال حدود ٥/١ ميليارد نفر رو شكست داديم و اين يعني وقتي ما تونستيم نيمي از جمعيت جهانو در فوتبال شكست بديم با ٤ تا بازي تداركاتي و در برگشت از اردوي اسپانيا در صورت تداوم اسپند دود كني و تخم مرغ شكني مي تونيم نمايندگان نيمي ديگه از فوتبال جهانو هم شكست بديم.
سكندر: ولي موقع مسابقه ايران و اكوادور مي گن پرنده تو خيابونا پر نمي زد.
صفدر: آره تا به حال مردم به اين شدت شيفته تلويزيون نشده بودن. خدا اين شيفتگي رو از ما نگيره.
----------------------
منبع : روزنامه خراسان
سرخ پوش
12-24-2008, 09:22 PM
كارهاي نكرده!
علي كفاشيان فقط يك مقداري اشتباهي به دنيا آمده است!
او قرار بود در عصري به دنيا بيايد كه بامزهتر از او وجود نداشته باشد. قرار بود در عصر يخبندان به دنيا بيايد كه قطعا آدمهاي سرد و بيمزهاي در آن زندگي ميكردند و او ميتوانست بامزهترين آدم روي زمين باشد.
حيف كه همه كارها روي روال پيش نرفت و او در اين عصر به دنيا آمد! رييس در عصري كه نبايد به دنيا ميآمد گفت: «ما ميخواستيم غرامت بگيريم، آنها ندادند!»
وا... با اين شناختي كه ما از شما داريم رييسجان، شك داريم اگر آنها ميخواستند بدهند هم شما ميگرفتيد!
نه اينكه بگوييم نميدانيد چه كار كنيدها، نه، داريم از مرام و معرفت شما تعريف ميكنيم!
رييس البته كارهاي ديگري هم غير از غرامت نگرفتن كرده است؛ ميخواسته بازي تداركاتي برگزار كند، آنها نيامدند.
ميخواسته مربي بزرگ خارجي بياورد، او نيامد. ميخواسته اسپانسر بگير، اينها هم نيامدند!
كفاشيان همه اين كارها را با دست خودش نكرده است!
zamara
01-02-2009, 09:45 PM
بازم فرهاد مجيدي...!
فوتبال ما كم مشكل داشت، فرهاد مجيدي هم توي اين اوضاع و احوال به امارات سفر كرد تا گير بيفتد!
خب معلوم است كه نميگذارند از كشورشان خارج شود. كدام آدم عاقلي اجازه ميدهد فرهاد از كشورش خارج شود؟ شوخي كه نيست، فرهاد است، آن هم فرهاد مجيدي!
اگر ميديديد كه دفعات قبلي به او راحت اجازه خروج ميدادند، تنها به اين دليل بود كه ميدانستند برميگردد، وگرنه هر كس ديگري هم جاي آنها بود به او اجازه خروج نميداد؛ مثل ما كه فكر ميكرديم برميگردد و اجازه داديم برود و زود برگردد! وجود فرهاد مجيدي براي فوتبال هر كشوري غنيمت است؛ به خصوص براي عربها كه زياد بازيكن تكنيكي ندارند و اكثر بازيكنانشان قدرتي هستند و تو دل نرو! اينها تمام جذابيت فوتبالشان به امثال فرهاد مجيدي است كه با تكنيك خود و يك سري حركات خاص آنها را به وجد بياورند و باعث شوند ورزشگاهشان پر شود؛ شما بوديد به چنين بازيكني اجازه خروج ميداديد؟!
********************
اين يكي نشد، اون يكي!
براي فرهاد مجيدي كه مشتري كم نيست، النصر نشد، الوصل كه نمرده! حالا كه آنها براي خروج فرهاد از كشورشان مشكل درست كردند، فرهاد هم به آنها تخفيف نميدهد تا آنها از گشنگي بميرند!
-«اين فرهادها چند؟»
-«يك ميليون دلار!»
-«تخفيف بده مشتري باشيم، سيد اسماعيل همينو داشتن 500 تا!»
-«به جون داداش راه نداره، اون حتما تقلبي بوده، اما اين اصله. دست بزني خودت ميفهمي!»
-«چه فرقي ميكنه(؟)فرهاد، فرهاده ديگه... اصل و فرع نداره كه.»
-«فرق نميكنه؟ اين حرفو جاي ديگه نزنيها. اين كنار يه خانم دكتر بوده، فقط باهاش ميرفته تا مطب و برميگشته! ما قيمتهامون مقطوعه. گارانتي داره. ببر، اگر رنگ پس داد، اگه پاره شد، اگر خوشت نيومند بيار واست عوضش ميكنيم!»
-«ميشه دست بزنم ببينم؟»
-«نه ديگه، اول بخر، بعد هر چقدر دلت خواست دست بزن!»
********************
مدير استقلالي ميخوايم، ميخوايم!
از آنجا كه خواسته مردم براي مسوولان و مديران ورزش كشور اهميت زيادي دارد، به ناچار استعفاي داريوش مصطفوي را نپذيرفتند تا هواداران پرسپوليس هنوز هم از بركات و حسنات داريوش خان استفاده كنند!به غير از آن 60-50 هزار نفري كه توي استاديوم فرياد ميزدند:«مدير استقلالي نميخوايم، نميخوايم!» و آن 20، 30 ميليون نفر تماشاگرنمايي(!) كه از منزل با آنها همنوا شده بودند، الباقي پرسپوليسيها كه تعدادشان هم كم نيست و قريب 500 الي هزار نفر ميشوند مصرانه خواستار ادامه حضور مصطفوي در راس مديريت پرسپوليس هستند و خوشبختانه سازمان تربيتبدني گول فريادهاي تماشاگرنماهاي توي ورزشگاه و منازل را نميخورد و از داريوش خان خواسته تا به خاطر آن پانصد هوادار واقعي پرسپوليس در اين تيم بماند! چون به هر حال خواسته مردم بر هر خواسته ديگري ارجحيت دارد و نميتوان آن را ناديده گرفت! حالا استعفاي اين دفعه كه شوخي بود، اما اگر يك بار ديگر تماشاگرنماها اعتراض كنند، مصطفوي جدي جدي استعفا ميدهدها!
*******************
كار كميتههاي مختلف!
با توجه به اينكه ملامحمد، رييس كميته فرهنگي سازمان اعلام كرد:«كار ما پيشگيري است و كار كميته انضباطي واكسيناسيون!» بد نيست كار كميتههاي ديگر را هم به استحضار شما برسانيم تا فكر نكنيد كميتههاي ما كار نميكنند و بيكار نشستهاند و نسكافه ميخورند! حالا بماند كه واكسيناسيون خودش يكجور پيشگيري است!
كار كميته بازاريابي: كار در منزل، مراقبت از افراد سالخورده و كودكان زير پنج سال، يا به طور كلي كنوانسيون!
كار روابط بينالملل: بماند (!)
كار كميته استيناف: همسانسازي يا «تا منو داري غم نداري!»
كار كميته ورزشي: آمپول بازي يا همان تزريقاتچي سابق!
كار مشترك كميتهها: كاپيتولاسيون يا به عبارتي واكسيناسيون، يا همان پيشگيري خودمان، يعني كنوانسيون، اپيتولاسيون، همسان سازي، آمپول بازي، گردو بازي، تفريحات سالم، منچ و مارپله، هفت سنگ، هشت سنگ، خلاصه اينكه با كار مشترك اين كميتهها سنگ روي سنگ بند نميشود!
------------------------------
منبع: روزنامه گل
Karim
01-02-2009, 11:47 PM
به نقل ازایران ساکر
با خودش میگفت؛ چه خوب شد که این دختره ی چشم بادومی برای تعطیلات آخر سال رفت پیش ننه باباش. خداوکیلی عینهو سیریش میمونه. حالا میتونم یه نفس راحت بکشم. همینجور که داشت با خودش حرف میزد, دید که نا خود آگاه نشسته پشت کامپیوتر و رفته توی کار اینترنت و چت و آره واینا.رفت توی چت روما. چند تا پیام گذاشت, ( یه دخترخانوم ناز18تا20ساله از ایران یا کره هست برای فرند شیپ؟). چند بار تکرار کرد. کسی تحویل نگرفت. یهو یکی پیام داد,
جعفر زیگیل آندرلاین قزوین- دینگ , دینگ, زن من میشی؟
افشین آندر لاین دودره- برو گم شو مرتیکه ی چشم چرون. من خودم آخرشم.
دوباره یه پیام داد؛( یه دختر خانوم................) باز کسی تحویل نگرفت.
همینجوری که داشت توی چت روم چرخ میزد یه دفعه چشمش به یه آیدی افتاد.( نیکی آندرلاین خوش دماغ). خوشش اومد. بی اختیار رفت روی آیدی مورد نظر .
افشین آندرلاین دو دره- دینگ, دینگ دوباره دینگ, دینگ
نیکی آندرلاین خوش دماغ- واه چه خبرته مرتیکه. مگه از پشت کوه اومدی. وقتی جوابتو نمیدم یعنی دارم با چند نفر دیگه میچتم, یا اینکه از استیل تو خوشم نیومده اصلا".
افشین آندرلاین دو دره-خواهش میکنم. التماس میکنم. خیلی ازت خوشم اومده
نیکی آندرلاین خوش دماغ- واه, خدامرگم بده . از چی چی من خوشت اومده مرتیکه. تو که از من چیزی ندیدی.
افشین آندرلاین دودره –عجب آیدیِ نازی داری. آدم حالی به حالی میشه.
نیکی آندرلاین خوش دماغ-راست میگی؟ آیدیِ تو هم قشنگه جیگر. راستش منو یاد یه نفر میندازه.
افشین آندرلاین دو دره- اتفاقا" آیدیِ تو هم منو یاد یه نفر میندازه. یادش بخیر. چقدر اذیتش میکردم.
افشین آندرلاین دودره- اصل پلیز
نیکی آندرلاین خوش دماغ- ----------------------
افشین آندرلاین دودره- دینگ, دینگ, دینگ
نیکی آندرلاین خوش دماغ- زهر مارو دینگ. گفتم که سرم شلوغه.
افشین آندرلاین دودره- چرا با من این کارو میکنی. چرا به احساسات من توجه نمیکنی. کاری که تو با من میکنی, حیوون با حیوون نمیکنه.
نیکی آندرلاین خوش دماغ- واه واه واه, چقدر نازک نارنجی
افشین آندرلاین دودره- آخه میدونی من خیلی احساساتی و رمانتیکم. الان یه شعر یادم اومد؛
( صدبار بدی کردی و دیدی ثمرش را------ نیکی چه بدی داشت که یکبار نکردی!!!)
نیکی آندر لاین خوش دماغ- خوب منم شعر بلدم؛
( اگه تو شاعری من فوتبالیستم --------- ولی جون خودم دوپینگی نیستم)
افشین آندرلاین دودره- حس میکنم خیلی به تونزدیکم. تورو خدا بقیه رو بیخیال شو. هر چی بخوای برات میخرم. من تازگیا یه عالمه دلار از ایران آوردم.
نیکی آندرلاین خوش دماغ- راست میگی. من میمیرم واسه مانی, واسه دلار.
افشین آندرلاین دودره- یعنی اگه بهت دلار بدم اونارو بیخیال میشی.
نیکی آندرلاین خوش دماغ- چرا نمیشم. خوبم میشم. من عاشق پولای قلمبه ام. راستش چند وقت پیش بخاطر اسکناس, خیلی چیزامو فروختم. از پیرهنم گرفته تا خاطرات 8-9 ساله و چیزای دیگه.
افشین آندرلاین دودره- kiss
نیکی آندرلاین دودره-منم kiss
افشین آندرلاین دودره- حالا اصل پلیز.
نیکی آندرلاین خوش دماغ- خودت اصل پلیز.
افشین آندرلاین دودره- من افشین 25 ساله دبی
نیکی آندر لاین خوش دماغ- منم نیکی 18 ساله جردن
افشین آندر لاین دودره – lool
نیکی آندر لاین خوش دماغ- منم lool
افشین آندرلاین دو دره- جردن دیگه کجاست؟
نیکی آندرلاین خوش دماغ- واه, توی تهرونه دیگه
افشین آندرلاین دودره- اوه, مای گاد. من تا چند ماه پیش تهرون بودم. تهرون تهرون که میگن جای قشنگیه, ولی اینترنتش مزخرفه. تا وقتی بودم بی عرضه ها نتونستن یه اینترنت برام جور کنن. این دختره ی چشم بادومی هم عینهو کنه چسبیده بود به من. دلم یه ذره شده بود واسه ی چت با یه تیکه ی مامانی
نیکی آندرلاین خوش دماغ- واه واه واه, چقدر حرف میزنی, حالا بگو چه جوری واسم دلار میفرستی؟
افشین آندرلاین دو دره-شماره حساب بده.
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- kiss خیلی دوستت دارم
- افشین آندرلاین دودره - راست میگی نیکی جون kiss – laugh-kiss
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- نیشتو ببند مرتیکه ی بی جنبه
- افشین آندرلاین دودره - میتونی بیای این ور آب. چند روز باهم بریم صفا. ؟ خرجش با من. من دلار دارم.
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- مثلا" کجا بریم
- افشین آندرلاین دودره - همین کشورای ( حاشیه ی خلیج فارس)
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- آخ جون. من میمیرم واسه (حاشیه). ولی یه مشکل دارم.
- افشین آندرلاین دودره - چی؟
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- مشکلم مربوط میشه به یه سوراخ مزاحم.
- افشین آندرلاین دودره - سولاخ؟؟؟؟ من میتونم مشکلتو حل کنم؟!
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- نه بابا . گردن کلفت تر از تو نتونستن. تو که دهنت بوی شیر میده.
- افشین آندرلاین دودره - این دیگه چه سولاخیه؟
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- منظورم سولاخ پاسپورتمه. نمیدونی چی به روزم آورده.
- افشین آندرلاین دودره - اینکه چیزی نیست. منو قبلا" آدم حساب نمیکردن. ببخشید , ایرونی حساب نمیکردن. ولی در عرض 24 ساعت هم شناسنامه هم پاسپورت هم کارت پایان خدمت واسم ردیف شد. من آشنا دارم. مشکلتو حل میکنم. یه سولاخ که چیزی نیست.
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- خیلی دوستت دارم افشینkiss
- افشین آندرلاین دودره - منم.. kiss... عزیزم میشه عکستو واسم سند کنی
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- روی سیستم دوتا عکس بیشتر ندارم. کدومشو میخوای؟ ( قبل از عمل یا بعد از عمل )؟
- افشین آندرلاین دودره - قبل از عمل رو بفرست تا ببینم چه پخی بودی؟
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- خاک عالم, مرتیکه ی بی تربیت
- افشین آندرلاین دودره - منظور بدی نداشتم. پخ که حرف بدی نیست. خارجکیها بهش میگن pm.
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- داری سرمو گول میمالی؟
- افشین آندرلاین دودره - نه به جون یوروم.
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- می بخشمت, به شرطیکه دلار یادت نره.
- افشین آندرلاین دودره -......اکی. ببینم راست راستکی دماغت قشنگه؟
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- آره جیگر. تا بحال 4-5 بار عمل زیبایی کردم. این دفعه که دماغمو ختنه کردم , دعوتت میکنم بیای ختنه سورون.
- افشین آندرلاین دودره - منم میخوام عمل کنم. میدونی چیه. تیپم حرف نداره. ولی دماغم توی آفسایده. واسه همین فوتبالو گذاشتم کنار. از کنار نگاه میکنم.
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- ... Lool مگه تو هم فوتبال دوست داری؟
- افشین آندرلاین دودره - آره جیگر. ولی دلار رو خیلی بیشتر دوست دارم.
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- من خودم فوتبالیستم. حتما" منو توی تی وی دیدی.
- افشین آندرلاین دودره - منو سر کار نذار خوشگله. فکر کردی من crazyهستم. توی ایران که تی وی فوتبال زنا رو نشون نمیده.
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- زن کدومه مرتیکه. مگه من گفتم زنم؟؟
- افشین آندرلاین دودره - نه, ولی آیدیت یه جورایی زنونه س.
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- خاک عالم, من توی تیم ملی مردان خوشگلترین بودم
- افشین آندرلاین دودره - خاک عالم به خودت. منم محبوبترین مربی توی ایرون بودم. به من میگفتن امپراطور.
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- خوب مگه چیه. به منم میگن ( واحدیِ........)
- افشین آندرلاین دودره - اوه, مای گاد.یعنی تو همونی؟
- نیکی آندرلاین خوش دماغ- واه, خاک عالم بر سرم. بازم تویی دارو گر. نه ببخشید بازم تویی افشین؟ مرتیکه اینجا هم دست از سرم بر نمیداری؟ الهی جز جیگر بزنی.اگه به یوروم نگفتم؟off
- افشین آندرلاین دودره - اگه به یوروم بگی منم به شاه حسینی , نه ببخشید به شریفی میگم.off
دلـــتا
zamara
01-04-2009, 10:59 AM
تعريف منافع ملي!
گاهي اوقات ميشنيديم ميگويند:«منافع ملي» اما دقيقا نميدانستيم منظورشان چيست و اين منافع ملي چي هست،
تا اينكه يك روز يك آقاي نسبتا قد بلندي كه قيافهاش شبيه كفاشيانها بود برايمان توضيحاتي داد كه خلاصهاش ميشود اينكه تيم ذوبآهن بايد برود كويت و در يك بازي خيلي مهم دوستانه شركت كند و ليگ ما به خاطر اين منافع ملي به طور كلي دچار نوساناتي بشود!
البته منافع ملي كلا همين موضوع نيست و بنا به يافتههاي ما از صحبتهاي رييس، ديدار دوستانه تيم ملي كشورمان با منتخب « داداش سيا!» نيز ميتواند مصداق ذهني(!) حفظ منافع ملي باشد!
با اينكه منافع ملي در نگاه اول خيلي مهمتر از اين مسايل پيش پا افتاده به نظر ميرسد، اما رييس كه گويا با منافع ملي خيلي صميميتر از اين حرفهاست به ما ثابت كرد كه كلا هيچ چيز مهمي در دنيا وجود ندارد و تقريبا همه چيز شوخي است، مگر اينكه خلافش ثابت شود، كه البته اين يكي هم يك شوخي ديگر است!
***********************
عجله كار شيطونه!
رييس براي اينكه ثابت كند عجله كار شيطان است و او به هيچ عنوان قصد ندارد از كار افراد پليد پيروي كند اعلام كرد:«سرمربي تيم ملي اميد را يا اين هفته معرفي ميكنيم ، يا هفته بعد، يا ... ! ما براي اين كار عجله اي نداريم و اين رسانهها هستند كه عجله دارند!»
بعضي از كلمات با اينكه به قيافه شان نميخورد نقش تعيين كننده اي در ورزش ما دارند، نمونهاش همين كلمه «يا» است، كه كلي حرف توي خودش دارد! يا اين هفته ، يا هفته بعد، يا يكي از هفتهها بالاخره سرمربي تيم ملي اميد معرفي خواهد شد و ظاهرا ميخواهند آرام آرام، يكجوري كه از شنيدن نام سرمربي تيم ملي شوكه نشويم اسمش را به ما بگويند كه خداي ناكرده پس نيفتيم!
احتمالا نام سرمربي آينده يك چيزي در مايههاي «كروكوديل »،«گيدورا وارد ميشود!»، «خون آشام» يا «اره» است كه نميخواهند يكهويي به ما بگويند؛ وگرنه آنها غير از خير و صلاح ما كه چيزي نميخواهند! حالا چه عجلهاي است، هنوز سه سال ديگر وقت داريم كه باز هم نرويم المپيك ميرويم يك موقع توي مملكت غريب كم ميشويم، به آبروريزياش نميارزد، همين جا دور هم هستيم ديگر!
****************************
شوخي ميكند، نبينيد!
نميدانيم اين كفاشيان چه گيري داده است به ما! اينهمه ميگوييم باشگاهها فقط به خودشان نگاه كنند، سرشان پايين باشد كه نگاهشان به نگاه نامحرم نيفتد، آن وقت رييس با يك جمله همه نقشههاي ما را نقش بر آب ميكند!
رييس ميگويد:«باشگاهها فقط به خودشان نگاه نكنند!»
هزار دفعه گفتيم ميخواهي حرف بزني با ما هماهنگ كن. خب همينطور بدون اجازه حرف ميزني همين ميشود ديگر. به خودشان نگاه نكنند به تو نگاه كنند؟! خيلي خوشگلي، خوشتيپي، خوش استيلي، خوب تار ميزني، چرا بايد به تو نگاه كنند؟!
اينهمه كاغذ مصرف كرديم و منشور اخلاقي درست كرديم تا تيمها يك مقداري سربه زيرتر شوند و به ديگران كمتر نگاه كنند، آن وقت اين آقا خوشخيالي ميزند به سرش و همه را هوايي ميكند!
به ملوان ميگويند قوي سپيد، يكي به آنها بد نگاه كنند، تو جوابش را ميدهي؟ روي قوي مردم اسم بگذارند، تو خرجش را ميدهي؟ رييس روشنفكر داشتن همين بدبختيها را هم دارد ديگر. همين مانده باشگاههاي ديگر بيايند به قوي سپيد شماره بدهند و ما هم هيچي نگوييم؛ پس غيرتمان چه ميشود؟!
---------------------------------------
منبع : روزنامه گل (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=140)
نويسنده : احسان پيربرناش
zamara
01-06-2009, 10:41 PM
فدراسيون و برنامهريزي؟!
در اين گيرودار كه عدهاي ترجيح ميدهند از استعفا صحبت نكنند و عدهاي هم به زور ميخواهند در روابط خصوصي ديگران دخالت كنند و به زور آنها را با هم آشتي بدهند،
عدهاي هم پيدا ميشوند كه حرفهاي ضدونقيض ميزنند و به طور مثال ميگويند:«برنامهريزي فدراسيون به نفع سپاهان است!»
فدراسيون و برنامهريزي؟ برنامهريزي و فدراسيون؟ شوخي هم حدي دارد آقاي نفريه!
بزن توي گوشمان، اما از اين شوخيها با ما نكن! نميگويي يك نفر از اينجا رد شود و فكر كند ما توي فوتبالمان واقعا برنامهريزي داريم، چه آبروريزياي ميشود؟
فدراسيون فوتبال ما برنامهريزي نميكند، نميكند، نميكند، اگر هم بخواهد بكند... نه، همان نميكند.
حالا ديگر اگر خيلي مجبور باشد و بخواهد به اصطلاح كلاس بگذارد، يكجوري برنامهريزي ميكند كه خيرش به هيچ باشگاهي نرسد! همين شماها هستيد كه براي فدراسيون نازنين ما حرف در ميآوريد ديگر.
afc هم از همه جا بيخبر فكر ميكند اينجا واقعا خبري از برنامهريزي است، دوباره فدراسيون فوتبال ما را ميكند فدراسيون برتر آسيا! لطفا مراقب حرف زدنتان باشيد!
*****************************
مراسم حال به همزن!
نميدانيم عدهاي از آشتي دادن اين و آن چه چيزي گيرشان ميآيد كه ميخواهند به زور همه را با هم آشتي بدهند!
خب وقتي دايي و مايلي با هم قهر هستند و هر روز عليه يكديگر مصاحبه ميكنند چه ايرادي دارد كه به زور ميخواهيد آنها را با هم آشتي بدهيد؟
ما نبايد نان بخوريم؟! مگر آنها روي دوش شما با هم قهر هستند؟!
اگر نيت شما از آشتي دادن اينها خوردن شيريني است، كه ما حاضريم با كمال ميل، هر روز سهميه شيرينيتان را كنار بگذاريم، اما شما دست از اين كارتان برداريد.
همين حداقل هيجان فوتبال ما را ميخواهيد از ما بگيريد؟
اصلا ببينم، شماها كار و زندگي نداريد كه دايم توي اين مراسمهاي آشتيكنان حضور داريد؟
كار كردن كه عار نيست، يك شغل آبرومندانهتر براي خودتان پيدا كنيد، عرق بريزيد هم به خدا اشكالي نداردها!
نميتوانيد تصور كنيد چقدر بدمان ميآيد از اين مراسم هاي تصنعي، دو طرف با اكراه همديگر را ميبوسند، توي نگاهشان كلي حرفهاي بالاي 18سال ديده ميشود و آخر سر هم يكسري بيخود و بيجهت دست ميزنند.
نكنيد آقايان، شما را به خدا اين كارها را نكنيد!
Karim
01-21-2009, 04:17 AM
http://imilad.com/wp-content/uploads/2009/01/karikator-tabligh.jpg
تبلیغات روی پیراهن تیم ملی فوتبال از گذشته تا... (کاریکاتور) (http://www.wf-news.com/post-360.aspx)
zamara
01-21-2009, 10:43 AM
برگرد دي كارمو!
چقدر گفتيم اين دي كارمو را اذيت نكنيد، جوان است، شايد آينده نداشته باشد، اما دل كه دارد. يك لقمه كمتر ميخوريم، اما با هم ميخوريم، حالا دلتان خنك شد اين بنده خدا را فرستاديد برزيل تا باز هم گرسنگي بكشد؟!
آخرين اظهار نظر دي كارمو از آن سوي آبها اين بود:« ايران كه بودم، اذيتم كردند. ديگر برنمي گردم!»
نه، كارمو! تو به پدر قول دادي! اين كار را با ما نكن، ما گناه داريم. خب تقصير خودت بود. آخر برج آمدي كه همان دويست ميليون ته جيبمان باقي مانده بود، چقدر گفتيم تا سربرج صبر كن، به خرجت نرفت كه نرفت... به جهنم كه نرفت!
اگر كارهاي ما با تو، اسمش اذيت كردن بود، ببين كارهاي تو با ما چي بود! بچه نشو دي كارمو برگرد. هيچ جاي دنيا مملكت خود آدم نميشود. فقط سر برج بيا كه مثل دفعه قبلي شرمنده ات نشويم. به هر حال اين پولها بايد يك جوري خرج بشود ديگر، كي بگيرد بهتر از تو؟! خوشگل نبودي كه نبودي، بازيكن نبودي كه نبودي، گل زن نبودي كه نبودي، شايد خوب تار ميزدي و ما خبر نداشتيم؛ها؟!
**************************
چند سكرت؟!
حالا كه از وضعيت خصوصي بازي استقلال و پرسپوليس و همچنين تكليف حضور لوكا در پرسپوليس به صورت كامل سر درآورديد، بد نيست اطلاعاتي نيز در خصوص اسپانسر تيم ملي و نحوه قرارداد آن بهتان بدهيم. اسپانسر تيم ملي، شركت سايپاست و مبلغ قرارداد آن سكرت است! راستش را بخواهيد ما هم دقيقا نميدانيم «سكرت» چقدر است، اما هر چه هست، خيلي زياد است! فكر كنم از ميليارد و تيليارد هم بالاتر باشد، فقطاي كاش ميگفتند:« چند سركت است؟!»
البته نبايد ناشكري كرد. همين كه ما را غريبه فرض نميكنند و به ما ميگويند سكرت است جاي شكرش باقي است، حالا چه فرقي ميكند كه «يك سكرت» باشد يا « 10 سكرت»؟! ظاهرا دوران پنهانسازي و نامحرم بودن مردم و مخفي نگه داشتن قراردادها به پايان رسيده است و از اين به بعد ما در جريان ريز مسايل نيز قرار خواهيم گرفت. حالا برويم فكر كنيم ببينيم با اين «چند سكرت» چه كارهايي ميشود انجام داد!
**************************
خصوصيسازي دولتي!
خدا را شكر مشكل خصوصيسازي هم حل شد و به گفته واعظ تا پايان سال 87 اين دو باشگاه واگذار خواهند شد؛ البته بد نيست بدانيد پدر ورزش ايران كه براي اين ورزش بيپدرومادر، هم پدر است، هم مادر، اعلام كرده است: «واگذاري دو باشگاه در حد حرف است» باز هم خدا را شكر كه لااقل در حد حرف استقلال و پرسپوليس خصوصي شدند. به عليآبادي حق بدهيد. استقلال و پرسپوليس حكم بچههاي ورزش را دارند. درست است كه رييس آنها را از پرورشگاه تحويل گرفته و براي بزرگ كردن آنها تلاشي نكرده است، اما ظاهرا بدجوري مهر اين دو تا بچه چشم سرخابي توي دلش نشسته است و جدايي از آنها برايش ممكن نيست. عليآبادي براي اين دو بچه چه نقشهها كه نكشيده است؛ ميخواهد آنها را بفرستد دانشگاه دولتي(!)، برايشان همسري انتخاب كند كه كار دولتي داشته باشد، آنها را توي لباس دامادي دولتي ببيند و اسم بچههاي آنها را هم بگذارد «خصوصي!»؛ كه هم خصوصيسازي صورت گرفته باشد، هم اين مساله خصوصي به كسي مربوط نباشد!
**************************
لوكا قطعي شد!
بالاخره تكليف حضور لوكا در ايران مشخص شد؛ لوكا قطعا يا به ايران ميآيد، يا قطعا به ايران نميآيد!
باور كنيد از اين دو حالت خارج نيست. اگر فكر ميكنيد مديران باشگاه پرسپوليس چيزي بيشتر از اين ميدانند و نميخواهند به ما بگويند سخت در اشتباه هستيد. اينجوري كه ما فهميدهايم، از صبح تا ظهر لوكا قرار است حتما به ايران بيايد، از ظهر تا عصر، حتما به ايران نميآيد و از عصر تا شب هم كه همانطور كه اطلاع داريد ساعت تكذيب مصاحبههاي مديران است و مديران عزيز وقت سر خاراندن را هم ندارند. خيالمان راحت شد. يكي از دغدغههاي ما بحث حضور لوكا در پرسپوليس بود كه با شفافسازي آقايان حل شد. همين كه حالا ميدانيم لوكا يا ميآيد، يا نميآيد، يا شايد بيايد، شايد هم نيايد، خيلي خوشحاليم. از شما چه پنهان قبل از اينكه به اين نتيجه برسيم فكرهاي ناجوري توي سرمان بود. فرق ما با آن موقع، اين است كه آن وقتها نميدانستيم لوكا ميآيد يا نميآيد، اما حالا ميدانيم يا ميآيد، يا نميآيد!
-------------------
منبع: سايت روزنامه گل (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=151)
نويسنده : احسان پير برناش
zamara
01-25-2009, 11:02 AM
لذت نفهميدن
ابلاغيهاي كه براي عدم حضور مسوولان كميتهها و فدراسيون فوتبال در برنامه نود فرستاده شد، صرفا براي حفظ انضباط و وحدت رويه در انعكاس اخبار بود كه جاي خالياش كاملا به صورت ناگهاني در فدراسيون فوتبال به چشم خورد و همانطور كه اطلاع داريد؛ فدراسيون كشورمان شبانه اين مشكل را حل كرد!
زحمت كشان فدراسيون اجازه نميدهند لااقل يك مشكل تا صبح در فدراسيون وجود داشته باشد؛ با ابلاغ، با دستور، با خواهش، با زانو(!)، با هر وسيلهاي كه بتوانند شبانه مشكلات را حل ميكنند. چرا به اين موضوع اينقدر مشكوك نگاه ميكنيد؟ وقتي اين همه آدم به صورت ناگهاني تصميم ميگيرند به برنامه مورد علاقهشان اساماس ندهند و هيچ جاي تعجبي ندارد،چرا فرستادن ابلاغيه به صورت شبانه تا اين حد برايتان عجيب است؟!
خدا را شكر كه ما خيلي از مسايل را نميفهميم. لذتي كه در نفهميدن است، حتي در عفو هم نيست و اتفاقا اينجوري زندگي كردن هم راحتتر است!
حال نكرديم بديم!
«عادل كه همه عمر سوژه ميگرفت، ديدي كه چگونه سوژه، عادل بگرفت؟» اين عادل خان؛ كسي كه سالها به خاموش بودن موبايل اين و آن گير ميداد و برنامههايش را پيش ميبرد، حالا چه شده كه خودش خاموش شده است؟!
فكر كنم تجربه بدي نبوده باشد. حالا راحتتر ميتواني با مساله خاموشي كنار بيايي. خدا وكيلي وقتي ديگران را سوژه ميكردي، فكر ميكردي يك روز سوژه خاص و عام شوي؟
عجب روزگار نامردي شده! واقعا كه راست ميگويند:« كوزهگر از كوزه شكسته آب ميخورد!»... درست است كه هيچ ربطي به اين مطلب ندارد، اما به هر حال ميگويند ديگر! راستي، قضيه را پيگيري كرديم. نه سازمان مقصر بود، نه مخابرات، نه صدا و سيما، نه فدراسيون. مردم آن شب به صورت كاملا اتفاقي، همه با هم حال نكردند به نود اساماس بدهند! ما اينجور آدمي هستيم؛ بخواهيم حال كنيم با هم حال ميكنيم، نخواهيم حال كنيم هم با هم نميخواهيم...ها؟ چيه؟ با حال كردن ما حال نميكني؟!
صبح بخير رييس...!
سلام آقاي كفاشيان؛ صبح عالي بخير...
... و اما صورتكهاي امروز؛ صفايي فراهاني كه پيش از اين فكر ميكرديم آدم زرنگي است، در يك جمله، ساده بودن خود را نمايان كرد. صفايي كه ظاهرا شناخت كاملي از كفاشيان و خصوصيات اخلاقي او ندارد، ميگويد:« اگر من نبودم، كفاشيان در afc صندلي نميگرفت!» رييس هر ايرادي داشته باشد(كه دارد)خوشبختانه دنبال اين ميز و صندليها نيست و ايستاده هم ميتواند كارش را انجام بدهد. همانطور كه حتما اطلاع داريد؛ كار رييس خنديدن به روي مشكلات است كه تا اينجا هم جواب داده و مشكلات از رو رفتهاند. صندلي ندهند، روي ميز مينشيند. ميز ندهند، روي ميز نمينشيند. اما هيچ احدي نميتواند خللي در خنديدن رييس به وجود بياورد. كفاشيان و تعدادي ديگر از دوستان در كشور خودمان آنقدر صندلي دارند كه نيازي به صندلي نماهاي afc ندارند؛ هر چند، رييس فدراسيون كشورمان در afc پست و مقام دارد و نايب رييس كميته فوتبال معلولان آسياست!
RedHuman
01-26-2009, 04:41 AM
سلام. امين اومد تا اين تاپيك رو خنده سرا كنه.
اينو داشته باشيد فعلا":
اولي: يه بازيكن بگو كه يه درجه از رونالدو بالاتر باشه؟
دومي: رونالسه
Karim
01-26-2009, 12:03 PM
فردوسی پور و مادر ورزش ایران!
http://ayandenews.com/files/fa/news/1387/11/3/2027_624.jpg
قربانش بروم، جامع الاطراف شده این دولت نهم. چپ میروی میخوری به دولت، راست میروی می خوری به دولت، وسط هم بخواهی بروی بهت می خورند! حتی ورزشی هم بخواهی کار کنی با دولت کریمه سروکارت میافتد. مثل این عادل فردوسیپور بیچاره که سازمان تربیت بدنی تحریمش کرده.
البته با شناختی که ما از اعوان و انصار دولت نهم و اعتماد به نفس مثال زندنیشان داریم هیچ بعید نیست حضرت حاج محمد علی آبادی، قلم، میرزای شیرازیوار در دوات زده و مرقوم فرمودهباشند: «بسم الله الرحمن الرحيم . اليوم مشارکت در برنامه نود و اختلاط با کافر حربی مسمی بعادل فردوسی پور بايّ نحوِ كان، در حكم محاربه با امام زمان (صلوات الله وسلام عليه) است. حرّره الاَقل محمد علی آبادی»
ولی راستش را بخواهید من سر درنمیآورم چطور یک سازمان دولتی میتواند یک رسانه یا یک خبرنگار را تحریم کند. چون رسانهها مثلا قرار بوده از طرف مردم، ناظر و منتقد سازمانها و اشخاص باشند و نه بله قربانگوی آنها که اگر کمکاری کردند، مدیران و سازمانهای دولتی تحریم و تنبیهشان کنند. به خصوص دولت پاسخگویی که هر سال به دست مبارک ریاست جمهوریاش جایزه بهترین منتقدان را به آقای شریعتمداری و خبرنگاران فارس و ایران و جوان می دهد که بروند حالش را ببرند. آه راستی حرف حال و حول شد یاد آقای جواد خیابانی افتادم. حال جوادآقامان چطوره؟ همان مجری مسلطی که آقای علی آبادی را پدر ورزش ایران نامید. من خودم از ورزش ایران پرسیدم. روابط خودش و آقای علی آبادی را قبول داشت ...!
zamara
01-26-2009, 11:06 PM
براي محكم كاري!
حكايت بازي تيم بانوان استقلال با يك مشت پسر بچه 10، 12، 20، 30 ساله(!)، در پشت درهاي مرغوبكار به جاهاي جالبي رسيده است.
اولا كه اصلا چنين بازياي در مرغوبكار انجام نشده است.
دوما كه اصلا در بسته نبود. سوما، حالا گيريم در بسته بود، چهار تا پسر بچه كه ديگر اينهمه حرف و حديث ندارد. جاي خواهر و برادر هم بودند، گفتند يك پايي هم به توپ بزنند.
مربي تيم بانوان استقلال در خصوص همين بازي كه قطعا انجام نشده است ميگويد:«براي اين بازي مجوز داشتيم!»
عجب آدمهاي جالبي پيدا ميشوند. براي محكم كاري حتي براي بازيهايي كه نميخواهند برگزار كنند هم مجوز ميگيرند. ميگوييم امور فوتبال را به دست بانوان بسپاريد براي همين كارهاست ديگر. نظم و انضباط را حال ميكنيد؟ فكرش را بكنيد اگر ميخواستند بازي كنند چه مجوزهايي ميگرفتند!
-------------------------------
سفيد خواني!
پورسيف، مدير شهير مرغوبكار اما كمي روشنفكرانهتر با اين قضيه برخورد ميكند و ميگويد:«قبلا كارهايي به مراتب بدتر از اين هم اينجا صورت گرفته است!»
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
شرمندهايم كه نميتوانيم بيشتر از اين در اين خصوص توضيح بدهيم. فكر ميكنيم مطلب فوق خودش گوياست!
---------------------------------
يك روز و چند اتفاق!
البته مربي تيم نوجوانان پسر بچهها به سن بلوغ نرسيده(!) خيال ما را بابت هرگونه مسالهاي راحت ميكند و از خوبيهاي اين مسابقه حرف ميزند: «خوبياش اين است كه كسي نديد!» قبول نيست آقاي اردستاني، تو ديدي! باز بگوييد اين قبيل مسابقات هيچ حسني ندارد. ديديد اردستاني چطور خوبي اين كار را از كل ماجرا جدا كرد؟ما كه نديديم، اما آنهايي كه ديدند ميگويند: «ما از اين در رفتيم توي ورزشگاه، اونا از يه در ديگه اومدن. ما تا ديديم اونا اومدن، رفتيم بيرون!» خيلي كار خوبي كرديد، خوبيت نداشت خدا وكيلي. يك موقع با هم ميرفتيد توي ورزشگاه، هوس ميكرديد با هم يك بازي دوستانه هم برگزار كنيد، آن موقع ديگر نميشد اين ننگ را جمعاش كرد! البته اين موضوع 24 ساعت بعد به: «ما اصلا اونارو نديديم!» تعديل شد تا در يك روز اينهمه اتفاق افتاده باشد؛ هم با هم بازي كردند. هم يكديگر را نديدند. هم مجوز داشتند. هم با هم بازي نكردند!
--------------------------------------------
گسترش آكادمي استقلال!
واعظ آشتياني كه از شنيدن اين خبر بسيار ناراحت شده بود، آن را كتمان نكرد و در يك اظهار نظر رسمي اعلام كرد: «خيلي ناراحت شديم!»، تا حرف نگفتهاي با مردم باقي نمانده باشد! خوب كه فكر ميكنيم ميبينيم واعظ همين چند وقت پيش اعلام كرده بود ميخواهد آكادمي استقلال را به ديگر استانها گسترش دهد! اتفاقا مورد استقبال هم قرار ميگيرد! اگر تا به امروز هم مورد استقبال قرار نميگرفت، از اين به بعد حتما جوانترها براي حضور در اين آكادمي سر و دست ميشكنند. چه كاري بهتر از جلب رضايت جوانان؟! ديگر حتي نيازي به تبليغات هم ندارد اين آكادمي؛ تازه، بايد يك فكري هم به حال هجوم مردم ورزشدوست به محل آكادمي استقلال در شهرستانها كرد. به نظر ميرسد بايد شوراي امنيت استانها را براي حضور ميليوني مردم آماده كرد تا يك وقت مشكل حادتري در اين تجمعات به وجود نيايد! ظاهرا ورود بانوان به ورزشگاهها بد جوري دارد آزاد ميشود!
-------------------------
منبع : روزنامه گل
نويسنده : احسان پيربرناش
zamara
01-28-2009, 11:32 PM
ديدن پسرهاي بالغ!
از اينجا به بعد ماجرا به ما هيچ ربطي ندارد و ما دخالت نميكنيم.
كمكم كار دارد به جاهاي باريك ميكشد و چون قرار گرفتن در جاهاي باريك هم ممكن است مثل قرار گرفتن در پشت درهاي بسته جرم باشد، ما از همين تريبون اعلام ميكنيم كه هيچ علاقهاي به پيگيري داستان بازي كردن پسرها و دخترهاي استقلال نداريم و اصلا هم به ما ربطي ندارد كه پسرها بالغ بودند يا نابالغ!
اما ظاهرا اين قضيه براي عدهاي خيلي مهم است و يك وكيل دادگستري اعلام كرده: «بايد ديد پسرها بالغ بودند يا نه!»
آقاي وكيل! ما به شما اعتماد داريم. شما ببين و نتيجهاش را به ما اعلام كن! همينمان مانده بود كه برويم ببينيم كي به سن بلوغ رسيده، كي نرسيده. به ما چه مربوط است؟ بازياش را عدهاي ديگر ميكنند، تشخيصش را ما بايد بدهيم؟!
هر كي خربزه خورده، خودش هم برود ببيند! ما را وارد اين بازيها نكنيد. اگر هم خيلي ضروري است؛ يك نفر ببيند و براي بقيه تعريف كند!
**************************
زمان قطعي خصوصيسازي!
چون خوانندههاي خوبي هستيد و در طول هفته ما را تحمل ميكنيد، امروز ميخواهيم يك خبر خوب و قطعي ديگر به شما بدهيم. طبق صحبتهاي رييس سازمان خصوصيسازي، پرسپوليس تا آخر سال 87 يا تا آخر سال 88 به بخش خصوصي واگذار ميشود.
البته نيازي به گفتن نيست كه «يا» در فوتبال ما يك نقش كليدي دارد و اتفاقي نيست كه در آن اين كلمه كوچولو به ايفاي نقش نپردازد.
يا 87، يا 88، يا 89، يا صاحب صبر! خودت به ما عمر طولاني و پر بركت عطا كن كه بتوانيم از نزديك اين معجزه را ببينيم.
امسال نشد؛ سال ديگر. نشد؛ يك سال ديگر. نشد؛ به جهنم كه نشد، يك سال ديگر. سال كه قحط نيست! پرسپوليس قطعا يك روزي خصوصي ميشود. اگر نشد هر چه دلتان خواست به سردبير ما بگوييد.
اگر شد هم هر چه دلتان خواست به سردبير ما بگوييد... عجله نكنيد و از روي احساسات تصميم نگيريد.
چيزي كه زياد داريم، وقت است براي خصوصيسازي.
يك سال ديگر هم از جيب دولت بخوريم، يك سال است. به هر حال اين پولها بايد يك جوري خرج شود ديگر!
**************************
كل كل مالي؟!
هر چه ميخواهيم شكسته نفسي كنيم و مال و منال خود را به رخ كسي نكشيم، نميگذارند كه. هي ما هيچي نميگوييم، حسين هدايتي فكر كرده فقط خودش پول دارد و ميتواند در مزايده شركت كند. از بس هم كه پول نديده است مثل اين بچههايي كه شكلات دارند و به كسي نميدهند، ميگويد: «با جيب پر از پول در مزايده شركت ميكنم!» فكر كردي ما با جيب خالي شركت ميكنيم؟ اگر ميبيني هنوز مصاحبه و اعلام آمادگي نكردهايم تنها به اين دليل است كه هنوز حقوقهاي اين ماه را ندادهاند، وگرنه مگر ما بد شركت ميكنيم؟ اگر جرات داري تا چند روز ديگر صبر كن تا به تو نشان بدهيم جيب پر از پول يعني چه. پيش خبرنگار جماعت صحبت پول ميكني؟!
اي كلك! هنوز حقوقها را ندادهاند، تو اين همه پول را از كجا ميخواهي جور كني؟ ديدي مچت را گرفتيم؟ يك دستي زده بودي، نه؟ خيلي ناقلايي شيطون! حيف كه ميخواهيم در مناقصه شركت كنيم و تا سوار اتوبوس شويم و به مزايده برسيم دير ميشود، وگرنه خيلي چيزها را به تو ثابت ميكرديم آقاي هدايتي!
**************************
سوالهاي نامربوط!
مسعود عنايت راست ميگويد؛ او كه لَه لِه داوران نيست. او رييس است ويك رييس خوب بايد در سفر باشد، تا پخته شود خامي!
انصاف نيست كه از عنايت در خصوص وضعيت داوري در كشورمان و سوتيها و اضافه وزنهايشان سوال كنيم، چون اين بنده خدا زياد خودش را در بند جاذبه زمين و اينجور مسايل پيش پا افتاده نميكند ومعمولا روي هواست!
اگر راست ميگوييد و هدفتان از سوال كردن؛ نتيجهگيري براي حل مشكلات است، از عنايت در خصوص آخرين وضعيت ستارهها، مشكلات فضانوردان، آخرين اطلاعات از وضعيت زندگي در سيارههاي ديگر و آخرين وضعيت لايه ازن بپرسيد تا او جوابتان را بدهد.
اگر جرات داريد؛ بپرسيد. حالا يك نفر پيدا شده كه بهرغم تمام مشكلات برايتان سفر ميكند.
ناشكري نكنيد ديگر. به جاي اينكه بگوييد آقاي عنايت! خسته نباشي! سفر بي خطر!
چه عجب از اين طرفها! و... مثلا ميپرسيد چرا داوران چاق شدند؟ همين سوالها را ميپرسيد كه عنايت قهر ميكند و ميرود مسافرت ديگر!
--------------------
منبع : سايت روزنامه گل
RedHuman
01-30-2009, 05:38 AM
بيا اينم بعدي:
اولي: چرا قديما همه شهرا دروازه داشتن؟
دومي: آخه اونموقع همه فوتباليست بودن...
zamara
02-02-2009, 08:42 PM
هر وقت مهندس شدي حرف بزن!
با سلام؛ باري، اگر احوالات اين فوتبال حقير سراپا تقصير را جويا باشي، بايد خدمت جنابعالي عرض كنيم كه به شما هيچ ربطي ندارد كه حال ما چطور است.
به فرض كه حال ما خراب باشد؛ تو دكتري؟ مهندسي؟ سرداري؟ حاجي يا مديري كه درباره فوتبال اظهار نظر ميكني؟
شكر خدا فقط در پرسپوليس بازي ميكني و توي تيم ملي هم راهت نميدهند كه حداقل دلمان خوش باشد دو شغلهاي و حذف دوشغلهها به قول رئيس محترم سازمان، به ورزش لطمه ميزند.
اصلا تو چرا خودت را نخود هر آشي ميكني؟
اين همه خودي و نخودي تو اين ورزش ريختند و لاكردارها آنقدر هم ديرپز هستند كه حالا حالاها بايد توي ديگ ورزش قل بخورند تا جا بيفتند. تو ديگر حرف حسابت چيست؟ خوشگلي؟ خوب تار ميزني؟ مدرك مهندسي داري؟ توي كوچه صدايت ميكنند حاجي؟
حالا چهارتا روپايي مي زني و چند نفر را روي يك دستمال دريبل مي كني، فكر كردي شدي صاحب نظر؟ تا حالا مثل داداش بعضي ها به عنوان كارشناس فوتبال به تلويزيون دعوت شدي؟
تا به حال شده كه رئيس فدراسيون فوتبال بشوي و بعد از دو سال تازه از فوتبال خوشت بيايد؟
شرط مي بنديم عمراً مثل بعضيها و درحالي كه رياست يك جايي را در اختيار داري، نتواني با 20 درصد خودت فدراسيون فوتبال را اداره كني.
علي كريمي هستي، باش، براي خودت هستي. اين كه دليل نمي شود تا حالا چك برگشتي داشتي كه درباره مديريت اظهارنظر ميكني؟
علي كريمي هستي كه هستي. ما هم يك همسايه داريم كه وانت دارد؛ پس ما هم بياييم درباره مديريت ورزش نظر بدهيم؟!
سابقه بازي ملي داري كه داري؛ به كسي چه مربوط؟ با آن همه سابقه ملي چند كيلو ماست ميدهند كه بروي يك گوشه بنشيني نان وماست ات را بخوري؟
بنده خداها اين مديران زحمتكش ورزش ما اين همه ماستمالي مي كنند صدایشان در نميآيد؛
بعدا تو هم نوبرش را آوردي با چهار تا دريبل؟ تا حالا لگد به دم گربه زدي؟ مردم 4 بار بيشتر تور دروازه مالديو را پاره كردهاند، آنقدر تواضع دارند كه هيچ وقت حاضر نمي شوند بگويند بالاي چشم مديريت فدراسيون و باشگاه پرسپوليس ابرويي هم هست.
به قول آقاي مديرعامل، تو بهتر است "به بازي خودت" بپردازي و به بازي هاي مديريتي كاري نداشته باشي.
ما كه خود فوتبال باشيم از اين شرايط گله اي نداريم؛ تو چه كارهاي كه انتقاد مي كني؟
به فرض كه يك نفر هم اين وسط بخواهد پورسانت مربي خارجي را بگذارد توي جيب اش. تو بخيلي؟ از ارث پدري ات كم مي شود؟ عقده "خود كم و كيل و وصي مردم بيني" داري؟ كسي به تو گفت حرف بزن؟
مگر آقايان مسئول مرده باشند و از روي جنازه بعضي ها بخواهي حرف بزني. اصلا حرف باد هواست نمي گويي حرف مي زني باد توي هوا مي پيچد، درختان كج ميشوند، لايه اوزن سوراخ ميشود؟
پس ما مدير انتخاب كرديم كه تو بيايي حرف بزني؟ مگر مدير ما اينجوري است كه فرصت اظهارنظر به امثال تو برسد؟ همين الان مي روي دهانت را آب مي كشي و هم مصاحبههايت را مثل يك آدم شجاع تكذيب مي كني.
تا اطلاع ثانوي هم حق حرف زدن نداري. از گل به آقايان كمتر بگويي هم ناراحت ميشويم.
فعلا تو راهم مثل آن يكي از صحنه خودمان( فوتبال) حذف مي كنيم تا براي بقيه درس عبرتي باشد.
كاري نكن سيستم sms موبايلت دچار كابل برگردان شود، اوكي؟!
---------------------------
منبع : ايپنا
بقلم : محمدرضا نصيري
zamara
02-03-2009, 10:36 AM
چند سوالي!
ببينيد كار به كجا كشيده كه صداي جادوگر آرام و خونسرد فوتبال ما هم درآمده است. علي كريمي معمولا سكوت ميكند، اما همان هر از گاهي كه سكوت نميكند به اندازه همه آدمهاي پرحرف فوتبالمان حرف ميزند؛ البته مختصرتر و مفيدتر. هدايتي كه جاي خودش را دارد و احترامش بر همه، حتي جادوگر، واجب است، اما ديگر مديران پرسپوليس از شر شفافسازي جادوگر در امان نماندند.
كريمي ميگويد:«آقايان دنبال مربي خارجي هستند كه كميسيونش بيشتر باشد!»
-كاملا درست حدس زديد آقاي كريمي، اگر اجازه بدهيد با شما ميرويم سراغ جدول؛
- «حبيب كاشاني چرا و چگونه بركنار شد؟»
- «بعدي!»
- «پسوند مربي بعدي باشگاه پرسپوليس چيست؟ 1- ويچ 2- ايش 3- هيچ!»
- «بعدي!»
- «نميخواهيد به سوالات جواب بدهيد؟»
- «نه، بعدي!»
*********************
طعم خوش فحش!
خوبي محسن قهرماني اين است كه آدم حسودي نيست و دوست دارد طعمي را كه خودش بارها چشيده، ديگران هم بچشند و آن طعم فحش خوردن است. فحشها هم براي خودشان داراي شخصيت، طعم رنگ و بو هستند. بعضي از آنها حتي شغل هستند و بنا به دلايلي مصلحت ديديم آنها را فحش معرفي كنيم. فوتبال ما از اين طعمها كم نداشته است. اين فحشها ادويه فوتبال است. چه فوتبالي به خورد ما ميدهند دسته جمعي!
قهرماني در گوشهاي ديگر از مصاحبهاش به يك واقعيت تلخ اشاره ميكند و ميگويد:« من كه ناموسم را از سر راه نياوردهام!» بالاخره يك نقطه مشترك بين خودمان و محسن قهرماني پيدا كرديم. اصولا هيچ آدمي ناموسش را از سر راه پيدا نميكند، مگر اينكه ناموسش را سر راه گم كرده باشد و يهو آن را سر راهش پيدا كند! بد است فوتبالي داريم كه به لطف تماشاگران نماها(!) افراد يك خانواده يكديگر را سر راه پيدا ميكنند و از ديدن هم بعد از سالها خشنود ميشوند؟!
*********************
بازبيني كرديم، برديم!
مجيد غلامنژاد اطمينان دارد كه اگر منتقدان تيم ملي يك بار ديگر بازي ايران و تايلند را ببينند، تيم ملي كشورمان با يك نتيجه پرگل به پيروزي ميرسد، چرا كه از همه هموطنان عزيز دعوت ميكند و ميگويد:« منتقدان تيم ملي بروند يك بار ديگر بازي را ببينند!» مجيد جان! دلبندم! تضمين ميكني اگر يك بار ديگر فيلم را ببينيم، برنده شويم؟ اگر قول ميدهي با دفعه اول يك فرقي داشته باشد، چشم! حرفي نيست. چشممان كور، ميرويم دو بار ديگر ميبينيم، اما با كدام تضمين؟... اصلا اجازه بده اول يك بار ديگر فيلم را ببينيم بعد حرف بزنيم... حق با تو بود مجيدجان؛ تو كه بار دوم اينقدر خوب بازي ميكني، چرا از همان اول اين كار را نميكني؟ واقعا شرمنده شديم. به ما حق بدهيد ديگر، بچه شهرستانيم و خارج نرفته! بازي كه تمام ميشود مثل اين نديدبديدها شروع ميكنيم به نوشتن انتقاد و انگار نه انگار كه اين بازي با چنين نتيجهاي به پايان رسيده. تو هم سعي كن از اين به بعد فقط در بازبيني فيلمها بازي كني؛ ظاهرا در هنگام پخش مستقيم بازيها به خاطر حضور دوربين يك مقداري خودت نيستي!
--------------------------
منبع : سايت روزنامه گل (http://goaldaily.ir/Template1/News.aspx?NID=6360)
Karim
02-04-2009, 03:42 AM
http://f.imagehost.org/0839/s.jpg
بیسکویت مادر
علی کفاشیان درمصاحبه با26خبرگزاری وسایت رسمی وغیررسمی اعلام کرد :تیم ملی درجام جهانی 2014 باتبلیغ بیسکویت مادر به میدان میرود.وی درمورد دلایل این تصمیم بزرگ وحماسی گفت:همه مابایدبه مادرانمان احترام بگذاریم وقدرآنهارابدانیم ضمن اینکه به نظرمن بیسکویت مادرخیلی خوشمزه است!
zamara
02-04-2009, 10:19 AM
قتل بازي!
پس از آنكه مدير ورزشگاه مرغوبكار گفت:«اينجا اتفاقات خيلي بدتر هم افتاده است.»و ما دلمان هزار راه نرفته را رفت، بالاخره آقاي مدير مجبور شد توضيحاتي در خصوص اين اتفاقات خيلي بدتر به ما بدهد و به ما بقبولاند اين اتفاقات تقصير فتحا...زاده بوده است!
آقاي مدير ميگويد:
« در زمان مديريت مديران قبلي اينجا قتل هم صورت گرفته است!» لابد كار فرهاد مجيدي بوده است؛ نه؟
اين بچه عاشق كشتن ديگران است و چپ و راست همه را ميكشد. او در چندين نوبت حتي تعدادي از صميميترين دوستان ما را كشته است كه ما به دليل پارهاي از مسايل از خون آنها گذشت كرديم؛ كه البته آنها خودشان اينطور خواسته بودند و توصيه كردند با فرهاد كاري نداشته باشيم.
البته بعيد ميدانيم قتل خيلي بدتر از اتفاقات اخير ورزشگاه مرغوبكار بوده باشد؛ چون قتل هر روز بارها و بارها اتفاق ميافتد، اما بازي دخترها و پسرها، آن هم پشت درهاي بسته، عاشق دل شكسته، داره هواي خوندن، با تو عزيز خسته...!
******************
اين يك مورد طنز ورزشي است!!
به خاطر نيم امتياز؟!
اگر ميخواستي بيايي ميهماني، خب از اول ميگفتي برايت گاوي، گوسفندي، بيشعوري، نفهمي... ببخشيد، يك لحظه عصباني شدم، كنترلم از دستم در رفت...
داشتم ميگفتم، ميگفتي گاوي، گوسفندي برايت قرباني ميكرديم و ميخوردي و ميرفتي روسيه؛ ما كه اينجا ميليارد، ميليارد خرج آفتابه و لحيم ميكنيم و قرباني كردن گاو هم كه ديگر خوراكمان است!
اين همه راه از روسيه آمدي اينجا با قائم مقامي مساوي كني، نيم امتياز بگيري و برگردي؟!
يعني ما باور كنيم تو فقط به خاطر نيم امتياز اين همه راه آمدي؟ اينجا سه امتياز، سه امتياز را مثل هلو تقسيم ميكنند كسي به خودش زحمت گرفتنش را نميدهد، آن وقت تو به خاطر نيم امتياز از فكرت اين همه كار ميكشي؟!
واقعا كه جاي تاسف دارد. اين نيم امتياز را كه با صحبت كردن هم ميشود از طرف مقابل گرفت، ديگر چرا بازي را بهانه ميكنيد و يك ملت را علاف خودتان ؟!
******************
روي ديگر عنايتي!
از رضا عنايتي خواهش ميكنيم النصريها را به ما ببخشد. اينها كه زدن ندارند، يك مشت بدبخت، بيچاره مايهدار براي تفريح بازيكن ايراني ميخرند تا دور هم باشند و درد فقيري را فراموش كنند. آدم اينها را تهديد ميكند آخر؟
رضا عنايتي با اينكه ذاتا آدم خشني نيست، اعلام كرد: «رضايتنامهام را ندهند ميدانم با آنها چه كار كنم!»
بيخيال شو رضاجان؛ تو همينجوري هم آنها را كشتهاي! مگر نديدي فرهاد وقتي آنها را كشت او را ممنوعالخروج كردند؟ بيا از خير اين كار بگذر. يك موقع تو را ممنوعالخروج نميكنند ضايع ميشويها!
رضايتنامه را از قديم والدين آدم ميدادند، حالا چرا به اين بدبختها پيله كردهاي؟ اصلا ميداني چيست؛ اينها گول ظاهر مهربان تو را خوردهاند. فكر كردهاند باطنت هم به زيبايي ظاهرت است، نميدانند كه تو اگر عصباني شوي، چه ميشوي! خدا نصيب گرگ بيابان نكند؛ البته آن رويت را ميگوييمها!
---------------
منبع : روزنامه گل (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=163)
zamara
02-05-2009, 10:30 AM
چه فكري كردي؟!
نميدانيم چرا عدهاي فكر ميكنند مشكل تيم ملي ايران كمبود آدم فكور توي اين مملكت است. اگر قرار بر فكر كردن باشد كه بار اين مهم را كفاشيان مدتهاست به تنهايي به دوش ميكشد و شكر خدا هيچ كمبودي هم از اين بابت احساس نميكنيم، اما فعلا قرار بر فكر نكردن است!
در اين اوضاع و احوال ايوان پتروويچ فقط بنا به درخواست ديگران حاضر ميشود از فكر خود استفاده كند و ميگويد:«اگر دايي بخواهد در مورد تيم ملي ايران فكر خواهم كرد!»
در مورد تيم ملي ما فكر بد نكنيها. فكر نكن ميتواني درهاي ورزشگاه را ببندي و با تيم ملي ما بازي كني. درست است كه در تيم ملي ما اتفاقات خيلي بدتري هم افتاده است، اما هر چه بود به خارجيها اجازه دخالت نداديم و علي دايي به نمايندگي از همه ايران مشكلات را حل كرد. واقعا چرا فكر كردي كه دايي اجازه ميدهد تا خودش هست كسي به تيم ملي فكر كند؟!
*******************
الف – الف شناسايي شد
معلوم نيست توي فوتبال اين مملكت چه خبر است. از يك طرف گير ميدهند به تيم ملي كه چرا جادوگر استخدام كرده، از يك طرف ديگر هم ندارد! اين همه سال جادوگر توي تيم ملي بازي ميكرد، تازه يادتان افتاده كه جادوگر چيز بدي است؟ مگر وقتي دايي، علي كريمي را به خاطر جادوگر بودنش از تيم ملي بيرون كرد! همين شماها نبوديد كه انتقاد ميكرديد؟ اين بنده خدا آقاي «الف – الف» هم كه ميگويند جادوگر است، اكبر استاد اسدي بود كه براي ديدن علي دايي به تيم ملي رفته بود و براي چند تا بازيكن هم فال شيرقهوه گرفت و البته چند بار هم ورد خواند و توي صورت بازيكنان تيم ملي فوت كرد. لازم به ذكر است كه استاد اسدي همان بازيكني است كه مجيد نامجومطلق در بازي ايران – امارات توپ را بد استپ سينه كرد و انداخت جلوي پاي اسماعيل مطر و نزديك بود تيم ملي گل بخورد. اين بنده خدا اگر جادوجمبل بلد بود كه ميرفت قيافهاش را شبيه نيكبخت ميكرد تا به جاي تماشاي تمرين پرسپوليس يكراست برود توي تركيب اين تيم. نه، اين وصلهها به نامجومطلق(!) نميچسبد.
*******************
برگرد افشين!
افشين پيرواني حسابي از دست مسوولان اين باشگاه دلخور است كه چرا بعد از اينكه قهر كرد، كسي با او تماس نگرفت كه برگرد!
پيرواني از اينكه كسي به او چنين حرفي نزد عصباني است؛ خب اگر خيلي دوست داري برگردي ديگر چرا منتظر حرف اين و آن ميماني، خودت برگرد ديگر!
-«افشين جان برگرد...»
-«اومدم، همين الان يه آژانس ميگيرم و برميگردم، جايي نرينها...»
-«چي داري ميگي افشين؟ ميگم برگرد، آژانس نميخواد كه...»
-«چرا ديگه، اينهمه راه تا باشگاه رو كه نميتونم پياده بيام... اصلا به فكر پول آژانس نباشيد، خودم از جيب ميدم، ممنون كه گفتين برگرد.»
-«افشين جان، منم؛ پشت سرتو نگاه كن... يه لحظه برگرد خب ديگه!
يه ساعته دارم صدات ميكنم برنميگردي... اصلا ديگه باهات قهرم، نميخوام برگردي!»
--------------------------
منبع : سايت روزنامه گل
Karim
02-07-2009, 01:59 AM
فوتبال مختلط دختر و پسرها و ماه عسل مادر ورزش ایران!
در هفتهای که گذشت یکی از بزرگترین اتفاقات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و غیره در کشور به وقوع پیوست. ارزش این اتفاق تا آنجا بود که چند ثانیه پس از وقوع در رسانهها انعکاس یافت و از همان لحظه، روند باز انتشار آن در سایر رسانه شدت گرفت و پس لرزههای آن تا همین الان ادامه یافته است.
قاعدتا با این اوصاف تا به اینجای کار و به خصوص با توجه به اینکه این خبر مورد توجه تک تک مردم و مسئولان کشور ما قرار گرفت، حدس زدهاید که این خبر در ردیف موارد بی ارزشی مثل گم شدن سیصد میلیارد تومان در زمان شهردار قبلی تهران، افزایش 25 درصدی هزینههای جاری دولت، بحران اقتصاد جهانی، انحلال سازمان آمار و برنامهریزی و از این قبیل نبوده و مربوط به حوزهی حیاتی ورزش است.
متاسفانه باز هم درست حدس زدید. فاجعه ملی و انسانی عظیمی این هفته در کشور ما روی داد و بر طبق هزاران خبر و گزارش موثق، تیم نوجوانان پسر باشگاه ورزشی استقلال چند لحظهای در هنگام ورود به زمین ورزشی، با تیم بانوان این باشگاه روبرو شده و با نهایت تاسف و تالم و تحصر و بدبختی گویا چند عدد پاس هم بین آنها رد و بدل شدهاست.
من که از شنیدن این خبر نزدیک بود سنکوپ کنم. واحسرتا... وامصیبتا... وا ورزشا... وا ناموسا... وا چند تا چیز دیگرا...
آدم این دردها را به کی بگوید؟ تا کی صبر؟ تا کی مدارا؟ کو گوش شنوایی که آدم دردش را فریاد بزند؟ کو فریادرسی؟
یک نویسندهی غیرتمند ارزشی در کیهان: ساکت عمو... خانواده نشستن اینجا ها... چرا عربده میکشی؟... یه غلطی کردن، خودمون ادبشون میکنیم... اگه راست میگی به جای این حرفا به این فکر کن که این روشنفکرا و هنرمندا چه آدمای بی غیرتی هستن... همین دختره گلشیفته فراهانی... مگه وقتی رفت آمریکا ما نگفتیم قاچاق جنسی شده؟... مگه دائما نمیگیم این روشنفکرا دارن با هم کارای بی ناموسی می کنن؟ ... وقتی بی بی سی فارسی راه افتاد نگفتیم این همون کانال کروبیه؟
یک عضو حزب اعتماد ملی: البته آقای کروبی از این حسن ظن شما به شبکه شون متشکرند... ولی اینها دلیل نمیشه که علیآبادی که معاون احمدینژاده دختر پسرای مردم رو بفرسته توی زمین که به بهانه فوتبال بی ناموسی کنن. ان شاالله آقای کروبی که رئیس جمهور بشن نه تنها توی زمینای فوتبال دیگه بی ناموسی نمیشه بلکه توی اماکن ویژهی بی ناموسی هم مردم با هم فوتبال بازی میکنند!
یکی از نزدیکان خاتمی: بی ناموسی چیه آقاجان؟ دختر پسرن دیگه. دل دارن. اصلا اینا توی این سن باید دل بدن قلوه بگیرن. حالا ایندفعه دل و قوه رو پاس دادن به هم! مسالهای نیستش که. منتها حرف ما اینه که چطور شد این کارا زمان آقای خاتمی اشکال داشت اما حالا نداره؟! ما ضمن اینکه با این کارا مشکل نداریم از احمدی نژاد میخوایم که اگه راست میگه و واقعا کاراش سیاسیکاری نیستن همهی اعضای اون تیم رو شلاق بزنه. البته بگیم ها... ما طرفدار آزادی بیان و کرامت انسانها هستیم؛ ولی اینجوری که نمیشه... باید یا شلاقشون بزنه یا قبول کنه که خاتمی سرور همهس!
یک عضو موتلفه از ته بازار سلففروشها: خب وقتی ما میگیم دختر باید بمونه توی خانه و سیزده چهارده سالگی بره خانهی بخت و هفت تا بچه بیاره بیخود که نمیگیم. حکمتی تو کارمونه. حالا انشالله با همت حاجآقا عسکراولادی و بادامچیان و حبیبی که جمهوریت نظام رو حذف کردیم و حکومت رو یکدست "حکومت" کردیم، این مسائل هم حل میشه. عجالتا خطبه عقد بین آن دخترها و پسرها که با هم فوتبال کردهاند را بخوانید تا دیر نشده. جهازیهشان هم با موتلفه. به شرطی که توی تلویزیون اعلام بشه.
یک عضو نهضت آزادی: مرگ بر ارتجاع. زنده باد دموکراسی. زنده باد فوتبال. زنده باد فوتبال دخترها با پسرها. زنده باد نهضت آزادی. ما از جنبش مدنی استقلال حمایت میکنیم. مرحوم بازرگان هم نظر خاصی در مورد استقلال داشتند. به امید روزی که تیم بانوان همهی باشگاهها در اعتراض به دولت احمدینژاد با تیم نوجوانان پسر آن باشگاهها بازی کنند. البته تکرار میکنیم با ملایمت؛ ما با خونریزی مخالفیم!
یک فاطمی رجبی اصل: خاک تو سرشون کنن. همون وقتی که داشتن منو از آموزش و پرورش اخراج میکردن به اون خانم مدیر مزدور جاسوس رانت خور که داشت جیغ میکشید "گیسومو ول کن خانم رجبی" گفتم که با این کارای خاتمی و هاشمی یه روزی میاد که دختر و پسرا جلوی چشم همه با هم کارای بد بکنن. بفرما، کدوم کاری بدتر از فوتبال بازی؟ اینا ثمرهی کارای اوناست. والا این معجزهی هزاره سوم من کجا به دخترا گفته که با پسرا فوتبال بازی کنن؟ ولی اون خائنها کارشون این بود که به اسم رئیس جمهوری، هی راه بیفتن توی خیابونا به دخترا بگن که زود باشین برین با پسرا فوتبال کنین. به مدیرای مدرسهها هم بگن که منو از مدرسه اخراج کنن. اینه که خاتمی باید خلع لباس بشه. هاشمی باید خلع ید بشه. اصلا غیر معجزه هزاره سوم من، همه باید از یک چیزی خلع بشن... خاک تو سرا... از همتون بدم میاد... بمیرین الهی... آخ قلبم... غلومی یه قندداغی چیزی بیار...
یک مدیر ارشد شهرداری تهران: خب همیه دیگه... میان به اسم اصولگرایی دخترای استقلال ر میبرن با پسراشان فوتبال بازی کنن... اینا آبروی اصولگرایی ر بردن آقاجان... ئو سال هم برداشتن پرسپولیس ر دادن به حبیب آقای کاشانی که ئو بیاد تو شورای شهر حال دکتر قالیباف ما ر بیگیره... حالا ایشالا به حق جدم که ئی آقا دایی باقر ما رئیس جمهور بره، تلافی میکنِم... اصلا مِرِم به عوض ئی کارشان تیم نوجوونای پسر پرسپولیس ر مجبور مکنم با تیم بانوان پرسپولیس فوتفال بازی کنه... ها، پس چی خیال کردن؟ اگه اونا آبین ما قرمزیم؛ ما کم بیاریم؟ عمرا!
یک مقام نزدیک به پورمحمدی در سازمان بازرسی کل کشور: به دستور حاج آقا پورمحمدی که نامزدی قطعی خودشان را در انتخابات سال آینده اعلام کردند، علاوه بر سهمیهی 40 درصدی دانشگاهها، 40 درصد از سهمیهی اعضای تمام تیمهای فوتبال باید به بسیجیان اختصاص یابد. ضمنا ایشون که برای سال آینده کاندیدای ریاست جمهوریاند اعلام کردند که به خاطر این تخلف، 205124 پروند از اعضای تیمهای استقلال، مسئولان این باشگاه، هواداران استقلال، مسئولان سازمان تربیت بدنی، علی آبادی، جد و آباء علی آبادی و تمام کارکنان ریاست جمهوری در سازمان بازرسی کل کشور باز شده. ضمنا ایشون شایعهی انصراف خودشون از نامزدی ریاست جمهوری رو تکذیب کردن.
یکی از معاونان ضرغامی: دسیسهی استعمار پیر در اختلاط دختران و پسران عضو شبکه فارسی بی بی سی در قالب اعضای یک تیم داخلی، هیچ تاثیری بر برنامهسازی ما در سیما ندارد. ضرغامی میمیمیرد، تاثیر نمیپذیرد... فرجالله سلحشور برو جلو!
دبیرخانه سازمان تربیت بدنی: بدینوسیله به کلیهی رسانهها و روزنامه ها و برنامه ها و همهی چیزهای ورزشی اعلام می شود که بنا به اطلاعات رسیده از واحد اطلاعات و امنیت سازمان تربیت بدنی، اعضای باندی اسرائیلی که با بازی در قالب دو تیم بانوان و نوجوانان پسر استقلال قصد داشتند تا به آبروی پدر ورزش ایران لطمه بزنند دستگیر و تحویل مقامات قضایی شدند. بنابراین این موضوع خاتمه یافته تلقی شده و به همگان یافته تلقی شده و به همگان هشدار داده میشود که هر گونه دخالت و فضولی در این باره در حکم دخالت در امور داخلی سازمان تربیت بدنی و نیز کنجکاوی در مسائل پدر ورزش ایران که با مادر ورزش ایران در ماه عسل به سر میبرند محسوب میشود. و السلام. نامه تمام.
zamara
02-07-2009, 01:21 PM
ايرانيها چه نشستهايد؟!
مصريهاي از خدا بيخبر بدجوري پررو شدهاند. تا حالا رسم بر اين بوده كه هر جا نظرسنجي اينترنتي بود، ايرانيها اول ميشدند؛ اما حالا چند وقت است مصريها به سركردگي حسني مبارك و انور سادات معدوم روي دست ما بلند شدهاند. نيكبخت ما در اين رايگيري از مسي و بكام هم محبوبتر است، فقط با اين تفاوت كه هيچ كس توي دنيا او را نميشناسد! بعدا يك مصري ميآيد 7 پله بالاتر از اين براد پيت دوران، لقب محبوبترين بازيكن جهان را از آن خود ميكند. در نظرسنجي بهترين دروازهبانهاي تاريخ هم دو دروازهبان مصري جزو شش تاي برتر دنيا شدند. يادش به خير تا همين پارسال توي نظرسنجي بهترين بازيگر هاليوود هم ايرانيها اول ميشدند. نه كه اينترنت فقط نزد ايرانيان است و بس؛ هر جا كه اينترنت هست ايراني جماعت اول ميشوند. حالا حساب كنيد اگر ايران صاحب كم سرعتترين اينترنت جهان نبود، بچههاي ما چقدر هفتم ميشدند!
*********************
منظور يك نود ديگر بود
صدا و سيما و سازمان تربيت بدني بدجوري روي دور تعامل افتادهاند. تعاملشان هم به اين شكل است كه به نوبت توي كار هم ميگذارند. از اين طرف، برنامه نود به بعضيها كه چند شغل دارند توصيه ميكند شماره افرادي را كه به برنامه اساماس دادهاند چك كنند؛ از آن طرف هم رييس سازمان بدون آنكه اشارهاي به اين برنامه بكند با عدد «90» جمله ميسازد:«90 نفري كه سهل است، اگر 900 نفري هم حمله كنند، با آنها مقابله ميكنيم.» اين جمله آخر تعامل و تفاهم و «بچهها با هم دوست باشيد است» و هيچ كاركرد ديگري ندارد. حالا اينكه چرا رييس از عدد 90 استفاده كرده، بماند. اصلا چرا بماند؟ شما كه غريبه نيستيد. دليل استفاده از اين عدد اين است كه 90 خيلي عدد رندي است و خوب توي دهان ميچرخد و مخرج اداي آن هم خيلي دمدست است، وگرنه رييس موقع اداي اين جمله اصلا به فردوسيپور و برنامه مزخرف او فكر نميكرد و اتفاقا داشت به مارادونا فكر ميكرد كه ناگهان گفت:«بايد رونالدو (داداش مارادونا) را ول كنيم و غضنفر را بچسبيم.»
*********************
با مينياتور؟!
خيلي عجيب است كه استقلاليها ميخواهند با مينياتور به آسيا بروند. يك بار هم كه اسامي بازيكنان را به موقع ارسال كردهاند، هوا برشان داشته است كه با خودروي ملي عازم آسيا شوند تا در طول سفر مينياتور را آببندي كنند. اول از همه بايد براي دريافت مينياتور ثبتنام كنند، طبق معمول چند ماهي طول ميكشد تا خودروها را تحويل بگيرند، سپس پلاك كردن و دريافت كارت ماشين و... حالا بماند كه اين خودرو هنوز خط توليد ندارد و از مينياتور تنها يك اسم توليد شده است. اشكالي ندارد، بازيكنان استقلال اگر يك مدت فوتبال را كنار بگذارند و بروند توي خط كار كنند، هم ميتوانند به جاي دستان لطيف با دستاني كاملا مردانه در مسابقات شركت كنند، هم اينكه خودشان بالا سر ماشين خود بايستند و ببينند چي دارند درميآورند. بازيكنان استقلال بهتر است به جاي مينياتور، با پاي پياده دستان يكديگر را بگيرند و بروند كه هم توي شهر غريب گم نشوند و هم با زمخت شدن دستها و حركت در فضايي كه درهاي آن از پشت بسته نشده كسي مشكلي ندارد!
------------------------
منبع: سايت روزنامه گل (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=165)
zamara
02-09-2009, 12:25 AM
هفته محرك!
داوريهاي هفته بيست و پنجم ليگ برتر فوتبال كشورمان حسهاي مختلفي را در مسوولان ورزش ما برانگيخت، از يك طرف عزيزمحمدي را براي حضور داوران ايراني مصممتر كرد، از طرفي ديگر تاج را نااميد كرد!
اختلاف سليقه به همين چيزها ميگويند ديگر. اتفاقا آزادي انديشه هم به همين چيزها ميگويند، برحسب تصادف اختلاف نظر و ناهماهنگي هم به همين چيزها ميگويند.
به اين چيزها هرچه كه دلتان بخواهد ميگويند!
البته اين حسها فقط مشتي از خروار است و بايد ديد در بقيه افراد چه حسهايي را ايجاد كرد؛ قطعا كفاشيان را خنداند، عنايت را افسرده كرد تا از خجالت يك مسافرت ديگر دربيايد، عليآبادي را وادار به شركت در انتخابات كميته داوران كرد و خلاصه كسي را بدون حس رها نكرد!
اين همان ورزش است كه مردم انتظارش را داشتند؛ يعني يك ورزش محرك و احساساتي!
***************
پوشاك آرامش
بخش مجيد! برداشت عدهاي از دوستان ما اين است كه در حالي كه اسپانسر تيم استقلال آل اشپورت است، امير قلعهنويي تنها به نشانه اعتراض از پوشاك مجيد استفاده ميكند! به اين ميگويند يك اعتراض پست مدرن.
حتما كه نبايد با اين سن و سال با اكليل و سرنج نارنجك درست كند و ماشين واعظ را هدف بگيرد، همين كه از پوشاك مجيد استفاده ميكند يعني اعتراض دارد!
اصلا خوب كه دقت كنيد هر كسي كه به هر نحوي اعتراضي دارد از پوشاك مجيد استفاده كند؛ خداداد عزيزي، امير قلعهنويي، نيكبخت واحدي و...
به اين شيوه از اعتراضات، تظاهرات آرام گفته ميشود كه نيازي به پلاكارد هم ندارد.
همين كه لباسي با آرم مجيد داشته باشيد نشان ميدهد شما كلا آدم معترضي هستيد و حتي به تولد خودتان هم اعتراض داريد! از هموطنان عزيز خواهش ميكنيم اگر عصباني شدند سيگار نكشند، يك گرمكن مجيد يا حتي يك شورت مجيد نيز ميتواند آرامش را به شما بازگرداند.
***************
خيلي نگران بوديم!
نميدانيم چه كسي به حسين كاظمي گفته است ما نگران او هستيم كه جواب داد: «نگران نباشيد، به داربي ميرسم!»
قبول داريم نامردي است، اما خداوكيلي ما اصلا نگران تو نبوديم. خودمان آنقدر گرفتاري داريم كه حتي به داربي هم فكر نميكنيم، چه برسد به اينكه بخواهيم نگران رسيدن يا نرسيدن تو باشيم.
اگر رسيدي كه توي زمين ميبينيمت، اگر نرسيدي هم نگران ما نباش، ما حالمان خوب است. درست است كه دوريات يك مقداري سخت است، اما چاره چيست، تحمل ميكنيم!
فقط اگر يك موقع خداي ناكرده، زبانمان لال، نرسيدي، يك جوري اين خبر را به جامعه ورزشي بده كه كسي هول نكند.
خدا را شكر كه تنها نگراني زندگيمان هم برطرف شد و حالا ميتوانيم بدون هيچ ترس و نگراني به زندگي ادامه بدهيم. ممنون حسين جان كه اينقدر به فكر ما هستي!
***************
گر حكم دهند...
علي حنطه كه ظاهرا تعريف درستي از وظايف شاغلام ندارد، پس از فحاشي تماشاگران شيراز به تيمش گفت: «انتظار نداشتم به ما فحش بدهند و شاغلام چيزي نگويد!»
انتظار داشتي شاغلام هم فحش بدهد، يا بنشيند براي تماشاگران شعر بخواند كه ديگر فحاشي نكنند؟
شايد هم انتظار داشتي شاغلام لباسش را در بياورد و با قمه بيفتد به جان تكتك تماشاگران! شاغلام نهايت ميتواند اظهار تاسف كند، كه معمولا هم ميكند.
ما از طرف شاغلام قول ميدهيم كه تماشاگرنماها را حسابي ادب كند. قول ميدهيم دفعه بعد كارنامهشان را به آنها ندهيم تا والدينشان را بياورند...ها؟ چطور است؟
- «شاغلام يه چيزي بگو ديگه، بدجوري دارن فحاشي ميكنن.»
- «چي بگم كاكو... گر حكم دهند كه مست گيرند، اينهايي كه فحش ميدهند همه دستگيرند... اين كه گفتن نداره كاكو!»
---------------------------
منبع :گل (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=167)
نويسنده: احسان پير برناش
zamara
02-14-2009, 11:16 AM
جواد پاركبان!
پارك جيسونگ وقتي داشت وارد زمين ميشد، در حالي كه خودش را آماده كرده بود كه خودش را ببازد وقتي ديد 100 هزار تماشاگر به ورزشگاه نيامدهاند خودش را برد.
نكونام براي بازيكن كره كري خوانده بود كه جلوي 100 هزار تماشاگر ايراني خودش را حتما ميبازد. ايراد از حرف نكونام نبود، ايراد از مردم است كه فكر ميكردند پارك جيسونگ، داور خارجي داربي است و قرار است روز جمعه با پر كردن ورزشگاه 100 هزار نفري يك كاري بكنند كه او خودش را ببازد.
تقصير اطلاعرساني ناقص فدراسيون بود كه زودتر نگفت داور داربي ايراني است و پارك جيسونگ، بازيكن كرهجنوبي است، يعني همان تيمي كه روز چهارشنبه قرار بود به مصاف ايران بيايد و ايرانيها هم براي «خودش را باختن» اين بازيكن سنگتمام بگذارند و پارك هم براي هميشه يادش بيايد ورزشگاه آزادي، همان جهنم نوكمپ است و پارك هم جاي معتادان و انگلهاي اجتماع نيست.
**********************
هديه هدايتي
اين همه هديه روز ولنتاين كه عمو هدايتي زحمتش را براي هواداران كشيد يك پيرمرد نخراشيده و نتراشيده را كادو كرده و فرستاده براي هواداران پرسپوليس. حالا سعي كنيد از اين مربي خوشتان بيايد.
اين هدايتي هم همش دنبال بهانهاي ميگردد تا براي طرفداران پرسپوليس هديه بخرد.
خب، دارندگي و برازندگي. در اين مملكت هم تا دلتان بخواهد مناسبتهاي عشقي و عاطفي وجود دارد كه جان ميدهد براي هديه دادن و هديه گرفتن.
«تقديم با عشق» اين عبارتي بود كه روي كاپشن وينگادا در اولين حضورش در تمرين پرسپوليس نوشته شده بود.
آخر به چه زباني به شما بگويد دوستتان دارد لامصبها؟ ويكتوريا و ديويد بكام را براي نيمكت پرسپوليس كادو كند، راضي ميشويد؟
اين همه كادوي عشقي ميدهد، اما دريغ از يك پاپاسي سهام باشگاه. بيچشم و رويي هم حدي دارد؛ بله را بگوييد شرش را كم كنيد ديگر.
**********************
متري يا كيلويي؟!
برخلاف كفاشيان كه كمكم دارد با فضاي حاكم بر فوتبال آشنا ميشود و از فوتبال خوشش ميآيد، واعظ آشتياني ظاهرا قصد ندارد به فوتبال رو بدهد و همچنان با اخم و تخم به دنبال ثابت كردن خودش است.
واعظ يك چيزهايي شنيده كه آدم بايد جذبه داشته باشد و مرد بايد هميشه سگرمههايش در هم باشد، اما نشنيده كه اگر اينجا حواست به حرفهايت نباشد پشيماني هيچ سودي ندارد.
مديرعامل استقلال ميگويد:« به هيچ تيمي، حتي پرسپوليس ترحم نخواهيم كرد!»
واعظ جان؛ چرا به زور ميخواهي اداي آدمهاي خشن را در بياوري؟ ترحم نخواهيم كرد و نفلهشون ميكنيم و بريد كنار بذارين باد بياد و اينها درشان و شخصيت كت و شلوار شما نيستها!
اين خرده كاريها را اجازه بدهيد ما انجام بدهيم كه دستمان گرم شود. راستي شما متري حساب كرديد يا كيلويي كه فكر ميكنيد بايد به پرسپوليس ترحم ميكرديد؟!
**********************
نگو داربي، بگو مساوي!
با توجه به اينكه محسن خليلي و روانخواه در داربي حضور ندارند و به همين دليل شايد نتوانند براي تيمهايشان گلزني كنند، اين بازي قطعا با گلهاي اشخاص ديگري يك بر يك مساوي خواهد شد!
اي كاش به جاي الاف كردن اين همه تماشاگر و بيننده تلويزيوني، با ذكر يك صلوات به هر تيم يك امتياز ميداديم تا بي خودي وقت داوري كه ديرتر از همه ميداند اين بازي مساوي خواهد شد را نگيريم.
بي معرفتها لااقل دو بر دو هم مساوي نميكنند كه آدم دلش خوش باشد اين بازي با قبليها يك فرقي دارد.
براي تنوع هم كه شده شما را به خدا يك تغييري توي نتيجه اين بازيها بدهيد.
هنوز آنقدر وقيح نشدهايم كه بگوييم يك تيم حتما ببرد، اما توقع زيادي نيست كه بخواهيم داربي را با نتيجه ديگري مساوي تمام كنيد!
از شما خواهش ميكنيم روي ما را كم كنيد، چون ما فكر ميكنيم اين بازي باز هم مساوي تمام خواهد شد.
ميخواهيد خودمان رويمان را كم كنيم برويم؟
--------------------
منبع (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=170)
zamara
02-15-2009, 10:19 AM
ما مسخرهايم!
امير قلعهنويي كه در كنفرانس مطبوعاتي يادش رفته بود نبايد داستان مساوي شدن اختياري را لو بدهد، گفت:
«به هرحال ما بعد از گلي كه زديم موفق شديم بازي رو به تساوي بكشونيم!»
اين موفقيت را به شما و ديگر عزيزاني كه شبانهروز در تلاش هستند تا داربي مساوي شود تبريك عرض ميكنيم و صادقانه اعتراف ميكنيم كه ما مسخره شما هستيم!
مسخره كه شاخ و دم ندارد.
به قيافه ما نگاه كنيد، آدم از اين مسخرهتر ديده بوديد كه 90 دقيقه با هيجان به تماشاي بازي بنشيند كه مطمئن است يك بر يك تمام ميشود؟!
اداهاي ميليوني ما در قبال صحنههاي خطرناك بازي ديدن دارد.
با اينكه شك نداريم تيم حريف نبايد بيش از يك گل بزند، چنان با شور و اشتياق اداي آدمهاي هيجان زده را در ميآوريم كه اگر كسي ببيند خداي ناكرده فكر ميكند يكي از دو تيم قرار است ببرد!
*********************
نيكي مال تو!
همين ميشود كه يك بازيكن از تركيب اصلي بيرون ميماند. كسي كه چشمش دنبال بازيكن تيم رقيب باشد، معلوم است نميتواند بازي معمولي خود را انجام بدهد و براي جلب توجه او دست به حركات عجيب ميزند.
هادي شكوري كه پيش از داربي اعلام كرده بود: «نيكبخت مال من است!» حتي در تركيب هم قرار نگرفت تا نيكي مال شخص ديگري شود.
بازار رقابتي به همين ميگويند ديگر، هركسي بهتر باشد در تركيب قرار ميگيرد و اولويت انتخاب با اوست!
اين نيكبختي كه ما ديديم مال خودش بود.
نه نيازي به مهار داشت، نه خطري داشت، نه كار بدي كرد، مثل يك پسر خوب به هيچكس اجازه نداد دنبالش راه بيفتد و بخواهند او را مال خودشان كنند!
ارث و ميراث كه تقسيم نميكنيد، ميگوييد نيكي مال من، فرهاد مال تو، كريم مال هيچكي؛ هركسي به خانوادهاش تعلق دارد، يحتمل!
********************
ديگه چي نيستي؟!
وينگادا در بدو ورود نشان داد حرف تازهاي براي گفتن ندارد، چرا كه ميگويد: «من كه جادوگر نيستم!»
اتفاقا تنها كسي كه ما خوب ميشناسيم همين جادوگر است وينگادا جان، كه البته حالا ديگر تو هم او را ميشناسي.
ما كه نپرسيديم تو كي نيستي، پرسيديم كي هستي؟ ميدانيم ژنرال نيستي، امپراتور نيستي، سلطان نيستي، عقاب هم نيستي. پس ديگر با نفي اين سمتها وقت ما را تلف نكن.
جادوگري كه در تيم تو بازي ميكند تنها يكي از جادوگرهاي فوتبال ايران است، حالا كمكم در كم و كيف جادوگرهاي ما قرار خواهي گرفت.
غير از اين يكي كه همه ميدانند علي كريمي است، بقيه را به «الف - الف»، «م - ن - ي» و حروفي از اين دست ميشناسيم.
تو جادوگر نيستي، يعني نميتواني كه باشي، لااقل سعي كن وينگاداي خوبي باشي.
توقع زيادي كه نيست، هست؟!
---------------------------
منبع (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=171)
Karim
02-15-2009, 03:01 PM
گل گفتی!
وینگادا: رحمان رفته بود به صورتش آب بزند - فکر کردیم رحمان رفته بود گل بچینه.
- علیزاده: پرسپولیسیها خطا کردند.
- نه داداش, استقلالیه خطا کردند, بخاطر اعتماد به جنابعالی.
-
- عنایت: ترکی از اسپانیایی ها بهتر بود.
- آخه اسپانیاییها نمیدانند فوتبال دولتی یعنی چی؟
قلعه نویی: آنقدر که از اکبرپور ناراحتم, از علیزاده نیستم.
ما هم آنقدر که از شما ناراحتیم, از اکبرپور نیستیم.
-
- پروین: گفته بودم مساوی میشود.
- قبول نیست, شما دیدی.
-
- علیزاده: مراببخشید.
- بخشیدیم, نصف تهران مال تو.
-
- وینگادا: من هم در این تساوی سهم دارم.
- خوب , نصف دیگه ی تهران هم مال تو.
-
- ترکی: تمام داوران ایرانی, بهتر از من قضاوت میکردند.
- خودت هم فهمیدی باید حقیقی را اخراج میکردی؟
-
- مایلی کهن: از ابراهیم زاده عذر خواهی میکنم.
- شما گریه زاری نکن, هر کار دیگه خواستی بکن.
-
- قلعه نویی : به سیاوش هزار بار گفتم بغل پا بزن.
- ما هم به شما هزار بار گفتیم توی دربی جا نزن.
-
- نیکبخت : وظیفه ی من گل ساختن است نه گل زدن.
- اختیار دارید, گل ساختن که وظیفه ی علیزاده بود.
-
- قلعه نویی : قسم میخورم این تساوی سیاسی نبود.
- دم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس رو؟
-
- پیروانی: در روز بدمان از استقلال بهتر بودیم.
- عجب توهمی؟؟؟!!!
-
- کفاشیان: این تساوی ربطی به سیاست نداشت.
- احتمالا" سیاست به این تساوی ربط داشت.
-
- قلعه نویی: حرکت علیزاده سوالات زیادی را در ذهن من ایجاد کرد.
- تعویضهای طلایی شما هم سوالات زیادی را در ذهن ما ایجاد کرد.
-
- زارع: تا به حال پایم به چنین جاهایی باز نشده.
- خدا رحمتت کند قایقران.
-
- وینگادا: پرسپولیس بهتر از استقلال بود.
- یک نفر به این بابا بگه قرمزها پرسپولیس بودند نه آبیها!
-
- کریمی: مساوی که خوشحالی ندارد.
- حرف دلت رو بزن داداش.
-
- نیکبخت: مگر میشود نیکی 10 هفته گل نزند.
- این که طبیعیه. ولی مگر میشود نیکی 2 روز ژل نزند؟
-
- وینگادا: بازیکنان پرسپولیس بهترین بازیکنان جهان هستند.
- خدا پدر و مادر علیزاده رو بیامرزه.
-
- زارع: اگر غافلگیر نمیشدیم , استقلال تا صبح هم گل نمیزد!
- خدا پدر و مادر علیزاده رو بیامرزه, دوباره.
اسی دلـــتا
به نقل ازایران ساکر
zamara
02-17-2009, 10:29 AM
نارفيق!
معلوم نيست كدام از خدا بيخبري فكر كرده بود شارژ عليزاده تمام شده است كه او را از پشت شارژ كرد. اين از خدا بيخبر حتي در تصاوير تلويزيوني هم رويت نميشود و به خاطر همين است كه بيشتر مردم فكر ميكنند دور و بر عليزاده تا نزديكيهاي دهكده المپيك كسي حضور نداشت.
عليزاده كه هنوز نميتواند روزهاي خوبي كه با خورزو خان داشته است را فراموش كند، هر از گاهي به ياد آن دوران زندگي ميكند و در جديدترين اظهارنظر ميگويد:
«يكي از پشت شارژم كرد، دستم خورد به توپ!»
از خدا بيخبرها هميشه همينجوري بودهاند. هي از پشت آدم را اينجوري شارژ ميكنند، هول ميشود، دستش ميخورد به توپ، پنالتي ميشود و مردم فكر ميكنند بازيكن نميداند كه نبايد توي آن موقعيت با دست توپ را برگرداند.
آدمي كه جرات ندارد توي تصاوير تلويزيوني خودش را نشان بدهد، حتما آنقدر پست و رذل هست كه بازيكني را از پشت وادار كند با مشت بزند توي دهن توپ و خودش فرار كند!
***************
تمدن 90 ساله !!
خدا آن روز را نياورد كه امير قلعهنويي بخواهد اطلاعات خود را به رخ ديگران بكشد.
از فرق برد و مساوي كه يك امتياز است، بگذريم، به تمدن كشورمان ميرسيم كه بيش از 90 سال است!
چقدر تمدن! ژنرال با گفتن اين جمله موفق شد به تنهايي تمدن 7000 ساله كشورمان را جمع و جور كند، تا هم از چشم بد در امان باشيم و هم تمدنمان قابل باورتر باشد.
قبول كنيد كه 7000 سال خيلي زياد است! احتمالا قلعهنويي تمدن را از آن زماني حساب كرده كه اولين جاده خاكي، آسفالت شده است، وگرنه 90 سال كه سن پدربزرگ ماست.
فعلا در حد فرضيه است، اما اگر ژنرال بتواند آنرا به نظريه تبديل كند، ميپذيريم كه فرق بين برد و مساوي هم تنها يك امتياز است!
حالا ما ماندهايم و تمدني 90 ساله كه وظايفمان را به مراتب سختتر از قبل ميكند.
خدا را شكر كه قلعهنويي مربي كشتي نيست، وگرنه حتما فكر ميكرد تمدن ما سه تا دو سال است!
***************
فوتبال هنري!
هواداران استقلال فكر كردهاند اينجا خانه خاله است كه پس از تساوي تيمشان فرياد ميزدند:
«فوتبال سياسي نميخوايم، نميخوايم!»
نميخواين،نميخواين؟ تعارف ميكنيد؟! اولا كه فوتبال ما سياسي نيست، دوما كه سياسي نيست، سوما سياسي نيست، خب دنبال چي ميگرديد اينجا؟
ميگوييم سياسي نيست ديگر. فكر كرديد مينويسيم چهارما كه سياسي هست؟! كور خوانديد، نمينويسيم!
اگر فوتبال سياسي ميخواهيد كه بفرماييد در خدمتتان باشيم، اگر هم نميخواهيد بفرماييد بيرون، اجازه بدهيد آنهايي كه ميخواهند بيايند ورزشگاه.
ما كه نميتوانيم به خاطر چند ميليون هوادار ناقابل (!) فوتبال هنري به خورد مردم بدهيم. تازه همين فوتبال يك جاهايي هنري هم ميشود.
مثلا همين صحنه كه عليزاده هنرمندانه با توپ گيتار زد؛ فكر كرديد در آن شرايط گيتار زدن كار راحتي است؟
آن هم وقتي به زور از تو بخواهند گيتار بزني كه روحيه مردم عوض شود!
***************
تداوم مساويها؟!
علي كفاشيان به روشي نه چندان غيرمستقيم اعلام كرد كه دو تيم استقلال و پرسپوليس لياقت برد نداشتند.
كفاشيان گفت:«هر تيمي لايقتر باشد، ميبرد.»
رييس مردمي به كفاشيان ميگويند كه با شادي مردم شاد ميشود، با ناراحتي مردم شاد ميشود، با مساوي شاد ميشود و كلا دنبال بهانه ميگردد كه شاد شود.
از كفاشيان پرسيدند:
«از نتيجه بازي راضي هستيد؟»
رييس ميخواست جواب بدهد:
«خدا راضي باشد، ما چكارهايم»
اما گفت:
«بله، چون مردم همه خوشحال به خانههايشان رفتند!»
به نظر ميرسد براي تداوم شادي مردم در راه منزل، تا پايان دوران رياست كفاشيان اين ديدار با نتايج مساوي به پايان خواهد رسيد.
البته اين نتايج هيچگاه از قبل تعيين نميشود، اما اين دليل نميشود كه ندانيم مساوي ميشود.
به قسمت اعتقاد داريد؟ به روح چي؟ اگر تيمي زبانمان لال ببرد، روح فوتبال آزرده خاطر ميشود!
---------------------------
منبع (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=172)
zamara
02-18-2009, 09:49 AM
مدافع مقامات!
كفاشيان اگر بخواهد به مطبوعات خوراك برساند، كاري به اين ندارد كه روز تعطيل است و طبيعتا ميتواند حرف نزند، يا روز غيرتعطيل؛ بلكه تمام تلاش خود را ميكند تا هيچ روزنامهاي بدون تيتر جذاب روي كيوسك نرود.
اين بار كفاشيان در مقام دفاع از مقامات برميآيد و شجاعانه از مردم و رسانهها ميخواهد كه:
«نام مقاماتي را كه داربي را مساوي كردند، افشا كنيد!»
اتفاقا همين كه بنويسيم «مقامات»، خيلي بهتر است.
اينطوري هر كسي به هر مقامي كه دلش خواست شك ميكند و ما هم ديگر مجبور نيستيم اسامي تك تك آنها را بنويسيم.
مقامات ديگر؛ از اين واضحتر بگويند؟ دكتر نه، مهندس نه، معلم نه؛ «مقامات!» ما افشا كنيم، شما هم لابد استراحت كنيد؛ ها؟
اصلا ما كي باشيم كه بخواهيم نام مقامات را افشا كنيم؟
آنها اگر تا اين حد ساده بودند كه ما نامشان را بفهميم كه ديگر مقام نميآوردند، نهايتا چهارم ميشدند كه آن وقت افشا كردن نامشان، هم راحتتر بود، هم به درد كسي نميخورد!
***************
انصافت كجاست؟!
پاي شكستهنفسي كه در ميان باشد، نيكبخت تا مرز خودزني پيش ميرود.
نيكي تعارف ميكند كه ميگويد:
«من اضافه وزن ندارم!»
وگرنه اگر تا اين حد خجالتي نبود و با اين سرعتي كه دارد ميتوانست منكر هر گونه عضوي در بدن كه جلب توجه ميكند و گرد است و هميشه يك گام از خودش جلوتر است، بشود و زير بار شكمش نرود.
اصلا به ما چه ربطي دارد، هر كسي اين شكم را بالا آورده، خودش هم آن را پايين بياورد، مگر موقع خوشگذرانياش كسي به ما تعارف زد؟ خوردنيها را خودشان ميخورند، شكمشان را جلوي ما مياندازند!
شكسته نفسي نيكي پايان ندارد و در جايي ديگر ميگويد:
«آقاي گزارشگر با خودش ترازو بياورد و مرا وزن كند!»
خجالتمان نده ديگر نيكي جان؛ اين هيكل را بايد روي باسكول گذاشت، نه ترازو!
مگر يك ترازو چقدر تحمل دارد؟ درد ميداني يعني چي؟ ترازو دردش ميآيد بيانصاف!
پول باسكول را ميهمان ما باش، اما به ترازو رحم كن نيكي!
***************
وظايف يك نيكي!
پس از جمله تاريخي نيكبخت واحدي كه گفته بود: «وظيفه من در پرسپوليس گلزني نيست!»، به نظر شما وظيفه نيكبخت در پرسپوليس چيست؟
1- وظيفهاي ندارد، لطف ميكند كه حضور دارد.
2- هر روز صبح دو تا سنگك داغ بگيرد.
3- بچهها را بخنداند، ناخنهايشان را نگاه كند، آنها را ماچ كند!
4- وزن تيم را بالا ببرد!
5- شكم خود را بالا ببرد!
6- براي جبران برآمدگيهاي شمارههاي چهار و پنج تيم را پايين برد.
برادر خودتان هم بود اين همه وظيفه ميريختيد روي سرش؟ نميگوييد ميريزيد روي سرش، موهايش خراب ميشود؟! پس تقسيم كار چه ميشود؟ فكر ميكنيد كار راحتي است كه يك فوتباليست شكم خود را به اين حال و روز در بياورد تا فقط وفقط وزن تيمش در داخل زمين كمي بالاتر برود؟ اينجوري به قضيه نگاه نكنيد... اصلا هيچ جوري به اين قضيه نگاه نكنيد، سرتان را بيندازيد پايين لطفا!
-----------------------------
منبع (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=173)
zamara
02-19-2009, 09:37 AM
اكبرآقا لپه خورده؟!
ميثاقيان تمركز نميكند، نميكند، وقتي هم بخواهد بكند ميداند روي چه كسي بكند. معمولا ديگران سعي ميكنند بعضي از مسايل را لو ندهند و آن را به عنوان يك راز پيش خودشان نگه دارند، اما اكبر اوتي ابايي ندارد كه عنوان كند:«روي داور بازي تمركز كرده بوديم!!!»
بهترين كار را كردي اكبرجان.
عدهاي به تصور اينكه همه كاره زمين، فلان بازيكن تيم حريف است، وقت خود را با مذاكره با آن بازيكن و وعده وعيدهاي «فصل بعدي پيش خودموني!» تلف ميكنند، اما از خدا كه پنهان نيست، از خلق خدا هم نباشد، كاري كه داور يك ديدار ميتواند به تنهايي انجام دهد، از عهده 22 بازيكن توي زمين هم خارج است؛ پس چه بهتر كه آدم بداند سرمايه تمركزياش را كجا خرج ميكند؛ البته همانطور كه اشاره كرديم معمولا اين حرفها را در مجالس خصوصيتر عنوان ميكنند، نه جلوي دوربينهاي تلويزيوني؛ حالا اين سوال مهم مطرح خواهد شد كه آيا «اكبر آقا لپه خورده؟!»؛ يعني ميثاقيان حواسش نبوده كه نبايد تمركزش را لو بدهد؟!
***************
اكبرآقا ماست خورده!
ديده بوديم بازيكن به پيراهن باشگاهش تعصب داشته باشد.
شنيده بوديم يك مربي به يك رنگ خاص اظهار علاقه كند، اما نه شنيده بوديم، نه ديده بوديم كه انساني، اعم از مربي، بازيكن، مديرعامل، رييس هيات فوتبال شهر يا استان يا هر مقام مسوول ديگري به چمن ورزشگاه تيمش تعصب داشته باشد و از آن تا اين حد دفاع كند! چه حدي؟
اكبر ميثاقيان دردفاع از زمين چمن ورزشگاه اهواز، كه البته در بعضي از نقاط آن، «زيرزمين چمن» واژه مناسبتري است، اعلام كرد:
«زمين اين ورزشگاه هيچ موردي نداره و حتي از سر ما هم كمتر چاله چوله داره!»
به نظر ميرسد سر اكبرآقا را در اسرع وقت بايد به يك متخصص نشان بدهيم، چون به هرحال سلامتي ايشان براي ما از هر چيزي مهمتر است.
سري كه بيش از اين ورزشگاه چاله چوله داشته باشد را كه دستمال نميبندند، ميبرند و در دروازه شهر آويزان ميكنند تا لااقل يك كاربردي داشته باشد!
سرت سلامت اكبر اوتي؛ از اين عضو هم شانس نياوردي، حالا خدا را شكر آنقدر محسنات در چهرهات داري كه اين چاله چولهها اصلا به چشم نميآيند!
***************
علي آقا شيريني خورده! ...
و باز هم علي كفاشيان! نه، لطفا زود قضاوت نكنيد. بنده خدا رييس اين بار چيزي نگفته است.
اتفاقا به همين دليل هم هست كه از دستش دلخوريم. حرفي هم كه براي گفتن نداشته باشي، لااقل يك سلام و احوالپرسي كه ميتواني با مردم بكني.
مطمئن هستيم در همين سلام و عليك هم تو كار خودت را خواهي كرد و روحيه مردم بالكل عوض خواهد شد. راستي اين دفعه از پيشرفت برنامه كاريات هم برايمان حرف بزن.
چند ماه قبل كه گفته بودي كمكم دارد از فوتبال خوشم ميآيد، جديدا هم كه صادقانه اعتراف كردي كمكم دارم با فضاي فوتبال كشور آشنا ميشوم، طي اين چند روز كمكم اتفاق جديدي براي علاقهمنديهايت رخ نداده است؟
نميخواهي بعد از آشنايي اوليه و ابراز علاقهات به فوتبال، به فكر يك مراسم مختصر باشي؟!
اسمش زياد مهم نيست، همين كه رسمياش كنيد، خيال همه راحت خواهد شد.
مطمئن باشيم كه قصدت ازدواج است ديگر؛ها؟ خداي ناكرده، زبانمان لال، رويمان به ديوار، گوش شيطانكر، هدفتان فريب دادن فوتبال جوان و چشم و گوش بسته ما كه نيست؟
نكند اسم بگذاري روي اين بچه و فرار كني؟!
---------------------
منبع (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=174)
zamara
03-02-2009, 10:44 AM
لهجه شمالي!
خوب شد براي تيمهاي خودمان يكي مثل كاپلو را به ايران نياورديم، چرا كه سرمربي تيم ملي انگليس اعلام كرده است:
«هنوز هم متوجه لهجه شمالي بازيكنان نميشوم!»
ظاهرا فقط در ايران نيست كه حق بازيكنان شهرستاني توسط مربيان خورده ميشود و امثال كاپلو هم با همه ادعاهايشان دنبال بازيكني با لهجه تهراني هستند!
متوجه نميشوي، چهار روز برو شمال، نگران هزينهاش هم نباش، ما حساب ميكنيم، اما حق بازيكنان شمالي را به اين بهانه نخور.لهجه دارند، ايدز كه ندارند.
بازيكنان شمالي كه نميتوانند به خاطردعوت شدن به تيم ملي با لهجه جنوبي حرف برنند.
يك حرفي بزن كه با عقل جور در بيايد.
چه ميدانيم، بگو بازيكناني كه لهجه شمالي دارند توي پازل تاكتيكي من جايي ندارند، وگرنه لهجه كه با عمل كردن هم حل ميشود.
اصلا اگر مشكلت فقط يادگيري لهجه است، بيا از همين امروز با هم تمرين ميكنيم.
بگو «تيجان قربان»... بگو تا برويم سراغ جمله بعدي!
***************
تعريف جنتلمن!
علي حنطه كه تا همين هفته قبل قصد داشت مثل جنتلمنها باختها را گردن بگيرد، به علت گردن درد يا هر درد ديگري كه داشت، به داور حملهور شد تا احتمالا به او بگويد:
«حقش نبود با يك جنتلمن اينجوري برخورد كني!»
حالا حساب كنيد جنتلمن فوتبال ما علي حنطه است كه با مشت و لگد به داور حملهور ميشود، اراذل و اوباش ما چه كار ميكنند؟
البته شكر خدا فوتبال ما اراذل و اوباشي ندارد كه نگران كارهايشان باشيم!
فوتبال ما غير از دكتر و مهندس و جنتلمن، هيچ چيز ديگري ندارد؛ هرچند عدهاي از بازيكنان، داخل زمين سعي ميكنند يك سري شغلها را به هم نسبت بدهند، اما با كمي تخفيف ميتوان آنها را فحش هم تلقي كرد، تا آن دوستان نيز از جمله بچههاي جنتلمن فوتبال ما محسوب شوند.
حالا بايد ببينيم تعريف ما از جنتلمن چيست و چه خواستههايي از اينگونه افراد داريم.
اگر به شخصيت و اينجور قرتيبازيها باشد، كه اصلا حرفش را هم نزنيد، ما نخواستيم جنتلمن باشيم!
***************
توپ خورده؟!
اين يكي را ديگر كجاي دلمان بگذاريم؟
شوت كيانوش رحمتي شكم محسن قهرماني را مصدوم كرد!
مرد حسابي، با شكم مردم چكار داشتي؟ خواهش ميكنيم شوخي شكمي را ديگر مد نكنيد.
امروز از شكم شروع ميكنيد، فردا لابد با محتويات آن هم كار داريد!
اگر خداي ناكرده، زبانمان لال ،به جاي محسن قهرماني، توپ به شكم علي نيكبخت مي خورد چي؟
ضررو زيانش را شما مي داديد؟
-«آي شكمم … آي دلم … يكي به دادم برسه.»
-«چي شده؟ وقتشه؟!»
-«نه بابا، توپ خورده.»
-«خب حالا، فكر كردم چي شده… جاش خيلي درد ميكنه؟»
-«نه بابا ، توش خيلي درد مي كنه. هضم نميشه، لعنتي!»
-«چي ميگي تو؟ توپ خوردي؟!»
-«نه عزيز دلم، توپ نشسته خوردم. ميفهمي ؟ اون دفعهاي توپ خوردم از مزهاش خوشم نيومد، ايندفعه، از مزهاش خوشم اومد!»
-------------------------
منبع (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=180)
zamara
03-03-2009, 11:07 AM
تعويض كهنه با نو!
با نزديك شدن به تعطيلات ايام نوروز، پزشك تيم استقلال از هميشه سرش شلوغتر شده است و ظاهرا بازيكنان اين تيم ديگر به تعويض لباس در آستانه سال نو راضي نيستند و تصميم گرفتهاند اعضاي جديد را جايگزين عضوهاي قديمي بدن خود بكنند.
طبق آخرين اخبار جانواريو ميخواهد همسترينگ خود را عوض كند، سياوش از مچش راضي نيست، بيگزاده از خودش راضي نيست و مشكل عليزاده كه از همه اينها حادتر است، اين است كه از خودش راضي است!
اين وسطها ظاهرا يك رباط صليبي هم از اعضاي بدن يكي از بازيكنان اضافه آمده است كه قرار است آن را بدهند به يك مستحق تا او هم دم عيدي طعم خوش رباط صليبي پاره را بچشد و اگر خدا قسمت كند، سفري به آلمان داشته باشد.
معلوم نيست محسن خليلي از آلمان، كجاهايش را براي بازيكنان ما تعريف كرده است، كه بازيكنان جان ميدهند براي پاره كردن رباط صليبي و در اين راه از هيچ كوششي فروگذار نميكنند.
حالا ما كه به پاره شدن رباط صليبي عادت كردهايم، اما خداوكيلي مراقب ديگر اعضاي بدنتان باشيد كه پارگي بعضي از عضوها جبرانپذير نيست!
***************
واعظان كاين جلوه...
اصلا به قيافهاش نميخورد كه اينجور آدمي باشد، اما ظاهرا اينجور آدمي هست. واعظ آشتياني را ميگوييم كه اعتراف ميكند:
«رابطه پشت پردهام با قلعهنويي بهتر است!»
چقدر دلمان را خوش كرده بوديم كه اگر يك نفر در اين دنيا باشد كه اهل پشت پرده بازي نباشد، بدون شك همين واعظ آشتياني است، اما ظاهرا فوتبال او را هم به پشتش علاقهمند كرده است.
البته واعظ نميتوانست حقيقت را برملا نكند، چرا كه خيلي پيشتر از تولدش، دستش براي همه رو شده بود؛ همانجا كه حضرت حافظ ميگويد:
«واعظان كاين جلوه در محراب و منبر ميكنند، چون به خلوت ميروند آن كار ديگر ميكنند!»
با ما روراست باش واعظ جان! پشت پرده ميروي با قلعهنويي چه كار ديگري ميكني؟
ميتواني سكوت كني، چون پرده خودتان است و به هيچكس هم ربطي ندارد، اما آخرش كه چي؟
اين پرده هم بالاخره يك روزي كنار زده ميشود و معلوم ميشود «چون به خلوت ميرويد، جز صفا و صميميت و مهر و عطوفت و مردانگي(!)، خبر ديگري نيست!»
غير از اين است؟!
***************
زينگ... آنجلينا؟!
عباس انصاريفرد آدم روراست و سالمي است و قصد هيچ نوع پنهانكاري و مخفيكاري را ندارد؛ البته ناگفته نماند كه گاهي اوقات پنهانكاري به صلاح مردم است و يا به عبارتي ديگر، نميتوان راستش را گفت، وگرنه مديران ورزش ما كي از مردم چيزي را پنهان كردند كه اين يكي، دومياش باشد؟! بگذريم...
عباس آقا ميگويد:
«اگر اسم بازيكن جديد را بگويم، همه ميافتند دنبالش!» اي شيطون، تو ديگر چرا با اين سن و سال؟!
خب لااقل اسم مستعار برايش انتخاب كنيد كه كسي متوجه نشود آنجلينا جولي را ميخواهيد بخريد! بنده خدا حق داردها، نه اينكه طرفدار زياد دارد و هنرپيشه خوبي هم هست و به چشم مادري، خوب مانده است، نميتوان جلوي هر كس و ناكس اسمش را آورد.
خوب شد اسمش را نگفتي، وگرنه زندگيهاي زيادي از هم ميپاشيد و آمار طلاق به شدت افزايش مييافت. وا...، دم عيدي مگر به اين راحتيها شوهر پيدا ميشود؟
هنوز شوهر كساني را كه پارسال ثبتنام كرده بودند تحويل ندادهاند، چه برسد به آنهايي كه پس از شنيدن نام بازيكن جديد قرار است طلاق بگيرند و...
اصلا به ما چه ربطي دارد؟ خب دلش نميخواهد اسمش را بگويد ديگر!
***************
دو كبوتر در مراسم شام!
اين همه آدم صبحها صبحانه ميخورند، ظهرها ناهار ميخورند، شبها شام ميخورند، حتي بعضيها پا را از گليمشان درازتر ميكنند و عصرها نسكافه ميخورند با يكديگر، كسي صدايش درنميآيد، اما تا علي دايي و علي كريمي با هم شام خوردند، همه متوجه شدند.
حالا خوب شد كار ديگري نكردند!
ظاهرا مسالهاي كه اين شام خوردن را حساستر كرده است، اين بوده كه پول شام را چه كسي حساب كرده است.
چون علي دايي كه معمولا آنقدر اينجور مواقع فكرش مشغول است و حواسش نيست، كه كسي انتظار ندارد او حساب كند، ميمانند علي كريمي و...
اگر گفتيد حسين هدايتي جايزه داريد! بله، كاملا درست حدس زديد. پول شام را حسين هدايتي حساب كرد تا اين دو كبوتر عاشق، بر سر يك سفره حرف دلشان را بزنند و اگر قسمت بود و خدا خواست، كريمي قبول كند كه به تيمملي دعوت شود!
آخرين خبرها حاكي از آن است كه كريمي وقت خواسته تا فكرهايش را بكند و ببيند اين دعوت، به درس و دانشگاهش لطمه خواهد زد يا خير، وگرنه به قول يكي از كبوترها، تيمملي كه فكر كردن ندارد!
يعني تمام اين قهر و آشتيها بهخاطر يك وعده غذاي گرم بود؟!
------------------------
منبع (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=181)
zamara
03-07-2009, 09:56 AM
فراخوان مراجعه به پزشك!
فرهاد مجيدي با نزديك شدن به ايام نوروز به ياد بيماران كشور افتاده است و از آنها درخواست كرده است براي سلامتي خود به پزشك مراجعه كنند.
فرهادجون ميگويد: «كساني كه به قهرماني استقلال شك دارند به دكتر مراجعه كنند!»
اگر اين حرف را هر كسي غير از فرهاد مجيدي ميزد، ميشد پشت گوش انداخت و نرفت، اما مگر ميشود آدم روي فرهادش را زمين بزند؟
با توجه به اينكه در نظرسنجي اساماس برنامه نود 37 درصد به برد ذوبآهن راي داده بودند و 11 درصد آدم مريض هم فكر ميكردند اين بازي مساوي به اتمام خواهد رسيد و به اين ترتيب شك خود نسبت به قهرماني استقلال را اعلام كرده بودند و با توجه به تعداد شركت كنندگان، چيزي در حدود 700 الي 800 هزار آدم مريض در كشور وجود دارد كه طبق اين فراخوان بايد به پزشك مراجعه كنند.
همين كه يك قشر از مردم كشورمان دم عيدي به نان و نوايي ميرسند براي ما جاي بسي خوشحالي است، از فرهاد مجيدي خواهش ميكنيم يك فكري هم به حال روزنامهنگاران بكند و يك مقداري هم هواي مالي ما را داشته باشد؛ به هر حال كمتر كسي است كه اين همه طرفدار سينهچاك داشته باشد.
***************
روند تنبيهات!
مجتبي شريفي پس از توهين هواداران تيم سپاهان به سپهر حيدري، اين تيم را فعلا توبيخ كرده است، در صورت ادامه اين روند به باشگاه تذكر خواهد داد و اگر باز هم تكرار كردند شدت تنبيهات را افزايش خواهد داد.
احتمالا در صورت ادامه فحاشيها، هواداران خاطي را به گوشهاي فرا ميخواند و يك جوري كه از دستش دلگير نشوند به آنها خواهد گفت:
«ديگه دارين بچه بدي ميشينها!»
و اگر خيلي زياد تكرار كنند، از آنها ميخواهد والدين خود را به استاديوم بياورند تا با آنها در مورد وضعيت فرزندشان صحبت كند.
هواداران تيم سپاهان خيالشان راحت باشد كه با وضعيت موجود ميتوانند با خيالي راحت تا پايان عمر فوتبالي سپهر حيدري به او فحاشي كنند، چرا كه شدت تنبيهات نهايتا تا «باز هم كه فحاشي كردين!» پيش خواهد رفت و كار به جريمه و محروميت نخواهد رسيد.
از شريفي انتظار نداشتيم تا اين حد با هواداران يك تيم پرهوادار(!) خشن برخورد كند! آنها كه چشم سرباز كور نكردند.
***************
تحصيلكرده
جهانبازي راست ميگويد كه داوران همگي تحصيلكرده هستند، وگرنه چرا به جاي مسعود مرادي به ذهن ما نرسيد كه مربيان هم مثل داوران اشتباه ميكنند؟!
شايد اين داور تحصيلكرده نميداند اشتباه يك مربي اولين ضرر را به خود مربي ميرساند و بعد به تيمي كه زير دست او است، اما اشتباه يك داور باز هم اولين ضرر را به همان مربي و تيمش ميزند و احتمال بركناري او را به شدت افزايش ميدهد.
مهم نيست، مگر فقط همين مورد است كه مرادي نميداند؟ اگر اين آقايان تحصيلكرده وقتي را كه صرف آموختن شيمي(2) و ديفرانسيل(8) كردهاند كمي هم صرف يادگيري نكات داوري، از جمله « اينكه پنالتي آوانتاژ ندارد »ميكردند،
وضعيت داوري به مراتب بهتر از حالا بود و احيانا كمتر ميشنيديم كه: «اشتباهات داوري جزئي از فوتبال است.»
فيروز كريمي ركورد به كار بردن اين جمله را در يك مصاحبه سه دقيقهاي شكست اما داوران تحصيلكرده ما اعتقادي به اشتباه ندارند.
***************
تمام نكن
عباس انصاريفرد بالاخره سكوت مديريتياش را شكست و توان مديريتياش را براي اولين بار به نمايش گذاشت. عباس آقاي قصه ما ميگويد:
«به كادرفني گفتم كه فصل را بدون جام تمام نكنند!»
بهترين كار را كردي عباس آقا. نميگفتي فكر ميكردند خبري است.
تو هم اينقدر به خودت فشار نياور، باور كن براي سلامتيات خوب نيستها. به هر حال اينها همه انرژي است كه دارد صرف ميشود، به جاي اين جمله ميرفتي يك دوش ميگرفتي بهتر نبود؟
تو كه ميخواستي با گفتن اين جمله خودت را سبك كني، با دوش گرفتن اين كار را ميكردي ديگر.
حالا اگر بدون جام هم تمام كردند زياد بهشان گير نده، قول ميدهند فصل بعد حتما جام بياورند.
مگر سالي چقدر هزينه ميشود كه اينجوري كادرفني را در مخمصه قرار ميدهي؟
فوتبال است ديگر، يك طرف باخت است، يك طرف ديگر هم باخت؛ عمري باشد طعم برد را هم ميچشي...
اتوبوس جهانگردي پلنگ صورتي كه يادت هست؟!
zamara
03-08-2009, 10:26 AM
لطف ناخواسته!
ظاهرا خبرنگاراني كه براي تهيه گزارش ديدار تيمهاي استقلال و ذوبآهن به اصفهان رفته بودند، با ممانعت ماموران زحمتكش و هميشه در صحنه نيروي انتظامي مواجه شدند.
به اين ترتيب، خبرنگاراني كه كارت سازمان تربيت بدني را دارند و آنهايي كه سازمان دوست ندارد كارت داشته باشند، فرق چنداني با هم ندارند؛ تنها فرقشان اين است كه ما را نميشناسند و راه نميدهند، دوستان ما را ميشناسند و راه نميدهند.
البته ما نسبت به اين دوستانمان يك حسنهايي هم داريم، به طور مثال ما هر روز از عابدزاده كتك نميخوريم، اما اين عمل به لطف ارايه كارت سازمان و مشخص شدن شغل شريف خبرنگاري توسط عقاب آسيا روي دوستان همكار ما صورت ميگيرد.
خدا را شكر كه سازمان تربيت بدني ناخواسته لطفش شامل حال ما شده است، وگرنه كي حوصله داشت توي صف كتك خوردن بايستد! دم عيد است، عابدزاده خودش هم كلي كار دارد.
به خدا اصلا راضي نيستيم از كار و زندگياش بزند و به جايش ما را بزند!
***************
امان از عصبانيت داوران!
پيروز قرباني معتقد است اخراجش عجولانه بوده است و داور بازي ميتوانست او را اخراج نكند.
-«شما اخراجي.»
-«شما الان عصبي هستي، ميخواي آروم كه شدي در موردش با هم صحبت كنيم.» -«نه عزيز دلم، بفرماييد بيرون.»
-«قربونت برم، مرسي. هستم فعلا!»
-«آقا برو بيرون، وقت ما رو نگير.»
-«يه دفعه ديگه بهت اخطار ميكنم عجولانه تصميم نگير. من برم بيرون برنميگردمها. هر چقدر هم كه خواهش كني هيچ فايدهاي نداره! حالا خود داني، ميخواي ميرم بيرون.»
-«بله آقا، ميخوام. تشريف ببرين بيرون.»
-«اصلا بگو ببينم، كي عصبانيتت فروكش ميكند؟ نميخوام توي اين شرايط روحي تنهات بذارم.ها؟ بگو كي؟!
***************
از پيش تعيين نشده!
يك بار هم كه كسي به تساوي بين دو تيم شك نكرد و دستهاي پشت پرده را در به دست آوردن اين نتيجه دخيل ندانست، عدهاي قصد دارند به زور ما را به شك وادارند.
برهمين اساس، عزيزمحمدي، رييس سازمان ليگ قاطعانه اعلام كرد: «تساوي ذوبآهن و استقلال از پيش تعيين شده نبود!»
خداوكيلي ما بايد چه عكسالعملي نشان بدهيم؟
اگر از شك كردن ما لذت ميبريد، كه ديگر نيازي به اين مصاحبهها نيست.
باور كنيد ما بدون شنيدن اين جملهها هم همينجوري كلي به شما شك داريم!
حالا ما بايد بابت اين قضيه چه كار كنيم؟ از شما تشكر كنيم كه نتيجه را از پيش تعيين نكرديد؟
يعني فقط همين يك بازي بود كه نتيجهاش از پيش تعيين نشده بود؟! فقط نميدانيم چرا تمام بازيهايي كه نتيجهاش از قبل تعيين نميشود، يك – يك تمام ميشود!
برحسب تصادف، داربي ملوان و داماش هم از پيش تعيين شده نبود؛ نه؟!
مرحمت كنيد و از اين به بعد از پيش تعيين كنيد كه وقت مردم لااقل گرفته نشود!
Hojat
03-08-2009, 11:54 AM
نویسنده: احسان مصلحی- سایت ورد پرس
گزیده ای از بهترین!!! گزارشگران فوتبال
بهرام شفیع: از اون دسته افرادی که ثابت کرده برای گزارشگری فوتبال اساسآ نیازی به اطلاعات ورزشی نیست، اگه توی بازی یک هشتم نهایی جام جهانی تصویر روی یه بازیکن زوم بشه و گزارشگر بگه اجازه بدین بازیکن برگرده تا من شمارهشو ببینم تا اسمشو بهتون بگم چه حسی بهتون دست میده؟ این دقیقآ همون حسی بود که بهرام شفیع توی جام جهانی 2002 وقتی تصویر بستهی جونینیو پخش میشد به بینندهها منتقل کرد. ابداع کنندهی اصطلاح میریم که داشته باشیم، جدیدآ توی یه مصاحبه به این موضوع افتخار کرده، و گفته اصطلاح من درآری دیگهش یعنی اسوقس دار از استوار و قرص میاد و از یه کفاش توی پامنار این کلمه رو یادگرفته. اگه اولین بار باشه که گزارششو میشنوین حین بازی براش نگران میشین که نکنه مرده چون یهو پنج دقیقه اصلآ هیچ حرفی نمیزنه.
علیرضا علیفر: خدا نکنه بازی یکی از دو تیم استقلال و پرسپولیسو بدن به جناب سرهنگ! لحن گزارشش دقیقآ مثل وقتیه که یه گزارشگر ایرانی داره بازی ایران و نعوذباللّه اسرائیلو گزارش میکنه. به طور کلی نقش گزارشگر، کارشناس داوری و کارشناس مربیگریو در کنار هم طی یک بازی در هم ایفا میکنه. از اون دسته گزارشگرایی که به واژههای من درآوردی خودش یعنی تیر نزدیکتر و تیر دورتر اکتفا نکرده و روی اصطلاحات اوپن سورس بقیه هم کار کرده و کاربر پسندترشون کرده مثلآ ورژن جدید کوله باری از تجربه تحت عنوان چمدانی از تجربه به نام آقای علیفر به ثبت رسیده. امکان نداره بازی به وقتای تلف شده برسه و استاد کلاس درشونو شروع نکنن که((این دقایق را نباید با نود دقیقهی بازی جمع کرد و به کاربردن دقیقهی نودوسه به طور کلی مکروه میباشد و عبارت دقیقهی سوم از وقتهای تلف شده عبارتی بی اشکال است.))
گزارشگر دوم شهر اهواز: فاجعهی جامعهی گزارشگری فوتبال! احتمالآ یه بار توی اخبار ورزشی زیر صدای گوینده، طرز اعلام گل گزارشگرای امریکای جنوبیو شنیده و دقیقآ وقتی تیمای اهوازی گل میزنن حنجرهشو جر میده. اما وقتی تیم شهرش گل بخوره بعیده که اصلآ اون گلو اعلام بکنه. مدل ((گل گل گل گُُُُُُُُُل برای تیم استقلال اهواز)) گفتناش فقط جون میده برای زمانی که ساعت یک نصفه شب سر برنامهی نود صدای تلویزیونو تا ته بسته باشی تا کسی بیدار نشه اما لامصب معلوم نیست چه جوری گل گل میکنه که یا همه بیدار میشنو فُشِت میدن یا تلویزیونو کلآ باید خاموش بکنی.
جواد خیابانی: کارشناسان امر فوتبال بینی تنها راه دیدن بازیایی که جوادخان گزارش میکنه رو بستن کامل صدای تلویزیون عنوان کردند. استاد امر سوتی دادن علاوه بر افتخار جاری کردن خطبهی عقد محمد علی آبادی با مادر ورزش ایران، افتخار برادر کردن حسین خطیبی و غلامحسین دین محمدی رو هم توی کارنامهش میبینه.
علیخانی گزارشگر اصفهان: هنوز کسی علت انتخاب این بشرو به عنوان بهترین گزارشگر مراکز استانها از طرف سازمان صدا وسیما نفهمیده. فعلآ مدتیه با ظهور سه پدیدهی جدید گزارشگری فوتبال در اصفهان بیخیال گزارش کردن فوتبال شده اما کماکان به گزارشگری هندبال، بسکتبال، پینگ پنگ، کشتی و … مشغوله، احتمالآ اگه همین طور پشتکار داشته باشه چند سال دیگه به عنوان تنها گزارشگر مسابقات موتای در کشور شناخته میشه. بیشتر صداش به درد سوهان کردن روح حسن گلاب میخوره تا گزارش فوتبال.
گزارشگر آبادان: آبادان دو تا گزارشگر داره اما یکیشون سطح سواد فوتبالیش فقط در حد بازیکنای تیم صنعت نفته و بازیکنای بقیهی تیما رو به اسم تیمشون صدا میزنه مثلآ فرض بگیرین داره بازی پرسپولیس و صنعت نفتو گزارش میکنه(خب تیم پیروزی تهران بازی رو شروع میکنه حالا پیروزی تهران توپ رو به چپ میاره، صابر میرقربانی رو پای پیروزی تهران تکل میزنه اما موفق نمیشه خب پیروزی تهران یک و دو میکنه و حالا پیروزی تهران یک سانتر میکنه و خب گل برای تیم پیروزی تهران!))
Hojat
03-08-2009, 11:56 AM
http://www.dehcadeh.com/upload/images/3x5d25vab5x7ji452iof.jpg
Hojat
03-08-2009, 11:59 AM
http://www.p30download.com/links/go.php?url=3581,,2006,06
شیوه جدید برای حفظ سلامت ملی پوشان هنگام بازگشت به ایران.
جعبه گوجه فرنگی رو نیگا !!!
Hojat
03-08-2009, 12:01 PM
**فیروز کریمی پس از بازی با برق شیراز:
-ما خودمون پنالتی دادیم به بازیکنای با برق تا بازی تموم شه و به شب نخوریم و برگردیم تهران.
-یکی از بازیکنای برق مثل شوالیه ها چند کیلومتر پاشو بالا نگه داشته بود تا بزنه به ساق پای بازیکنای ما.
-استرس داور بیشتر از بازیکنا بود.
**افشین پیروانی پس از بازی با ملوان:
-دو نیمه متفاوت داشتیم و دیگر هیچ!!
** امیر قلعه نویی پس از بازی با سپاهان:
-دو نیمه متفاوت داشتیم!!( همه که دارن همین جمله رو میگن)
-من نمیخوام نه راجع به رحیمی مقدم صحبت کنم و نه راجع به برنامه های تیم ملی. ولی آقای رحیمی مقدم یه پنالتی صد در صد ما رو نگرفت و روند بازی رو عوض کرد.و اگر اون پنالتی رو میگرفت حتما روند بازی عوض میشد.همچنین نمیخوام راجع به برنامه های تیم ملی هم صحبت کنم، چون اصلا برنامه ندارن که من راجع بهش صحبت کنم.
Hojat
03-08-2009, 12:05 PM
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1386/9/24/2667_987.jpg
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1386/9/24/2658_743.jpg
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1386/9/24/2660_905.jpg
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1386/9/24/2663_207.jpg
Hojat
03-08-2009, 12:13 PM
http://www.toonpool.com/user/739/files/fc_barcelona_2008_215895.jpg
کاریکاتور از: xavier almondo
Hojat
03-08-2009, 12:15 PM
http://www.toonpool.com/user/317/files/football_1_25345.jpg
http://www.toonpool.com/user/317/files/football_8_25465.jpg
http://www.toonpool.com/user/317/files/football_7_25445.jpg
http://www.toonpool.com/user/317/avatar/avatarK.jpg
کاریکاتورها از: PENAPI
Hojat
03-08-2009, 12:22 PM
http://img.villagephotos.com/p/2008-10/1326047/092.jpg
http://img.villagephotos.com/p/2008-10/1326047/102.jpg
طنز های کلامی فردوسی پور هنگام گزارش بازی ها!
اكراين: 1 تونس: 0
گزارشگر اين بازي كه تا به حال او را نديده بوديم (يعني صدايش را نشنيده بوديم) خيلي اصرار داشت به بازي هيجان بدهد طوري كه مثلاً وقتي تونسيها در زمين خودشان توپ را به هم پاس ميدادند، انرژي، حرارت و تن صدايش دقيقاً به اندازهاي بود كه انگار تونسيها توپ را در محوطه جريمه اكراين پاس ميدهند. اين دو جمله قصار هم از تراوشات ذهني ايشان است:
1- حالا توپ از «دهانه دروازه» تونس بيرون ميآد !
2- اين بازيكن اكرايني هم قدرت حمل توپ رو داره!
اسپانيا:1 - عربستان صعودي: 0
آراگونس (سرمربي اسپانيا) در يك اقدام جالب به جاي 11 بازيكن اصلي، بازيكنان ذخيرهاش را به زمين مسابقه فرستاد و كاپيتان تيم ملي اسپانيا حتي يك دقيقه هم بازي نكرد.
در شهر شايعه شده كه برانكو پس از مشاهده اين بازي و حوادث رخ داده در ابتداي همين متني كه خوانديد با تعجب گفت: «نه... مگه ميشه؟» و تا همين الان هم كه شما اين مطلب را ميخوانيد دنيا را از پشت يك لايه كف ميبيند!
راستي يكي از جرايد درباره اين بازي نوشت: «اسپانياييها هر كاري خواستند با ياران پاكيتا (سرمربي عربستان) كردند!» سوءتفاهم نشود منظور آنها از هر كاري همان دريبل و تو سر توپ زدن و يه پا دو پا كردن و گل زدن بوده!
ایتالیا 2 – جمهوری چک 0
ایتالیا در یک بازی جذاب جمهوری چک را که در بازی اولش شایستگیهای زیادی از خود به نمایش گذاشتهبود، از جام جهانی 2006 حذف کرد.
گزارشگر این بازی هم مثل بیشتر گزارشگرهای این دوره از رقابتها، با طنزهای کلامیاش نشان داد که علاوه بر برخی از سیاستمداران، صنف گزارشگرها هم پس از تعطیلی هفتهنامه گلآقا سعی میکنند اوقات مردم ایران را شیرین کنند!
مثلاً:
1- وقتی بازیکن ایتالیا گلزنی کرد و هم تیمیهایش ریختند سرش، گزارشگر بازی گفت: حالا اونجا بازیکنی که گل زده را میزنند... معلوم نیست اگر گل نمیزد چه کارش میکردند!
جواب: هیچی! در بازی بعدی هم فیکس بود تا رکورد بازیهای ملیاش را افزایش دهد!
2- پس از آنکه داور یکی از بازیکنان چک را اخراج کرد، گزارشگر که کمی هم تمایلات جمهوریچک خواهانه داشت، اعتراض کرد که داورها رحم و مروت ندارند و خیلی زود کارت میدهند!
3- وقتی چکها گل دوم را خوردند، آقای گزاشگر گفت: قبل از شروع بازیها بعضی از کامپیوترها پیش بینی کردهبودند جمهوری چک حتی تا پای قهرمانی هم بالا میآید. مثل اینکه چکها هم از همان کامپیوترهایی استفاده کردند که مسئولان فدراسیون فوتبال ما قبل از بازیهای جام جهانی از آنها استفاده میکردند!
ایران 1 – آنگولا 1
تیم ملی کشورمان با کسب بهترین نتیجه حضورش در جام جهانی از این رقابتها خداحافظی کرد. جا دارد به خاطر همین مساوی که شده به تمدید قرارداد با برانکو فکر کنیم!
گزارشگر این بازی فردوسیپور بود که خداوکیلی طنزهای کلامیاش جگر بسیاری از ایرانیان را خنک میکند!
از جمله اینکه:
1- آنگولاییها خوب ضرباتشان را از کنار دروازه ما بیرون میزنند!
2- واقعا کسی از تعویضهای برانکو سر در نمیآورد!
3- برهانی با نوک بینی توپ را کنترل میکند!
4- حالا دایی توپی را که به او میرسد با سر از جلوی دروازه آنگولا دور میکند!
5- در این لحظه پدیده جام ] شجاعی[ اجباراً وارد زمین میشود!
6- دایی خیلی دوست دارد در این بازی گل بزند!
و اما حواشی بازی:
1- یک بازیکن آنگولایی روی کعبی چنان خطایی کرد که قطعا فیگو در اولین فرصت او را یک ماچ آبدار میکند!
2- انگار عادل بازی را به وسیله بیسیم جنگی گزارش میکرد، از بس که خشخش و صداهای مزاحم به گوش میرسید، و البته گاهی هم خط رو خط میشد!
3- وقتی توپ آنگولاییها در یک حمله از کنار دروازه بیرون رفت، برانکو زد روی زانویش و سرش را به چپ و راست تکان داد!
نکته:
بد نیست بدانید قبل از بازی برانکو گفتهبود شکست آنگولا کار آسانی نیست. میرزاپور هم گفتهبود در جام جهانی همه تیمها انگیزه دارند. واقعا ای کاش ما هم جزو«همه تیمها» بودیم!
راستی! شاهرودی قبل از این بازی در یک گفتگوی مطبوعاتی گفتهبود: جای کریمی بودم برانکو را میزدم!
ما ایرانیها ملت عجیبی هستیم. یک روز تصمیم میگیریم از یک نفر تحت هیچ شرایطی انتقاد هم نکنیم، روز دیگر اگر گیرمان بیاید زیر کتک لهش میکنیم!
... و ما چه آسان مردیم/ خسرو نقیبی
حذف شديم كه شديم. / لولیان/ نگار مفید
تيم ملی فوتبال ايران، اعتبار ملی را در جهان نابود کرده است/ ماري مهرمند
ایران-آنگولا: شکایت از روزگار، هوا و دیگر قضایا/ سولوژن
يادداشتهاي فوتبالي اميد معماريان: درهر سه بازی تیم ملی فوتبال، آنچه به نظرم خیلی عذاب دهنده بود، این کمبود اعتماد به نفس بود واین عصبانیت.
خداحافظ آلمان!/ سرزمين رويايي
ایران خیال مکزیک را راحت کرد/ سي نت مگ/ احمد شاهوند
ياغي ( درباره علي كريمي) / وبلاگ بي بي سي فارسي/ سينا مطلبي
كودكانه هاي تيم ملي/ مازيار ناظمي
رحمان رضایی: تیم ما در حد جام جهانی نبود / بین بازیکنان اختلاف وجود داشت/ مهر
کریمی: افراد دیگری برای برانکو تصمیم می گیرند / از من نخواستند بازی کنم/ مهر
و برانکو : ما شایسته پیروزی بودیم / کریمی خودش نخواست بازی کند/ مهر
علي كريمي در واكنش به اظهار نظر برانكو ايوانكوييچ: هنگام گرم كردن احساس درد كردم، گفتم كه بازيكن جواني جانشين من شود/ ايسنا
دادکان برکنار شد، تربیت بدنی از طرف فدراسیون از مردم عذرخواست، جانشین شنبه اعلام می شود/ مهر
گزارش تصو یری/ خداحافظی تماشاگران ایرانی با جام جهانی/ مهر
علی دایی: شايد در جام جهاني 2010 حضور داشته باشم!/ انتخاب
سهراب بختياري زاده: خوشحالم گل زدم ، از تمام تماشاگران ايراني متشكرم/ ايسنا
مهدي مهدويكيا: ايوانكوويچ مقصر اصلي شكستها نيست/ ايسنا
نگاهي به سه دوره حضور ايران در جامجهاني/ ايسنا
انگلیس 2 – سوئد 2
انگلیس باز هم در مقابل زردپوشان سوئدی بدشانسی آورد و متوقف شد؛ اما توانست از گروهش صعود کند. (خوش به حالشان!)
امشب به جای گزارش بازی برای کارشناسی صحنههای حساس در خدمت ممد آقا ( یکی از اساتید این رشته که میوه فروشی دارد و به صورت پاره وقت کارشناس فوتبال هم هست) هستیم:
ممدآقا در این صحنه که بازیکن سوئدی روی پای بازیکن انگلیسی تکل رفت، ایا خطایی صورت گرفت؟
خیر آقا... بازیکن سوئدی یک ضربه خیلی یواش به قلم پای بازیکن انگلیسی زد و اگر ما این حرکت را خطا بدانیم، لگد کعبی به فیگو میشود اقدام به قتل غیرعمد!
ممد جان، اینجا که توپ به تیر دروازه خورد، آیا از خط دروازه هم رد شد؟
البته از آنجایی که من روی مبل لم دادم و نسکافهام را میخورم، نمیشود به دقت نظر داد، ولی در مجموع میتوان قضاوت داور را کمی تا قسمتی مثل گلابی لک دار دانست که باید کمپوت شود و گرنه روی دست فیفا باد میکند!
در ضمن به نظرم اگر تیرک دروازه ما هم به کلفتی مال انگلیسیها بود، چه بسا الان رفته بودیم دور بعد!
مرسی ممد جان! به امید اینکه در جام 2010 بچهها باز هم حماسه خلق کنند و تو هم اجازه بدهی از این به بعد میوههایم را سوا کنم، بگو ببینم ایا این صحنه که وین رونی پس از تعویض با مشت به نیمکت ذخیرههاشان زد، کارت زرد نداشت؟
به نظر من رونی با این کار میخواست ادای بعضی از بازیکنان ما را دربیاورد که البته این جور هنرها فقط نزد ایرانیان است و بس!
مرسی ممد جون! تحلیلت هم مثل پرتقالهایت حرف ندارد!
اوکراین 4 – عربستان 0
در ادامه(!) قصد داریم حواشی بازی بدون آفساید عربستان و اوکراین را در صفحه آفساید بررسی کنیم. در این دیدارعربستان با دریافت 4 گل حداقل ما را به نتایج تیم ملیمان امیدوار کرد. خلاصه عربستان مرد تا ما به تب راضی شویم!
خوشبختانه گزارشگر بازی به اندازه کافی سوژه برای مطلب فراهم کرد، از جمله اینکه:
1- در صحنهای که شوچنکو چند مدافع عربستانی را جا گذاشت گفت: شوچنکو از شکاف مدافعان عربستان عبور کرد!
ولی ما هر چه گشتیم در هیچ کدام از مدافعان عربستانی نه تنها هیچ شکاف بلکه حتی یک ترک هم پیدا نکردیم!
2- وقتی یکی از بازیکنان عربستان وارد زمین شد، آقای گزارشگر از تماشاگران اجازه گرفت که او را مالک صدا کند!
3- با استفاده از معلومات بیکران گزارشگر بود که فهمیدیم در اکراین به سرگئی میگویند سرهه ئی! البته گویا منظور ایشان دورگههای اوکراینی- هندی بوده!
4- در صحنهای استثنایی دروازهبان عربستان کله یکی از مهاجمان اکراینی را به جای توپ مشت کرد!
اسپانیا 3 – تونس 1
بازی سرعتی که میگویند این بود؟ یا تلویزیون ما روی دور تند نشان میداد؟
کره جنوبی 1 – فرانسه 1
چشم بادامیها با تساوی مقابل فرانسه ما را متوجه این واقعیت کردند که چه زود از جام جهانی خداحافظی کردیم. به قول گزارشگر بازی، فرانسویها هم با این تیم و این بازی به جای جام باید به فکر سابیدن کشک باشند!
و اما حواشی بازی:
1- در جریان بازی گزارشگر گفت: مسلما زیدان با چند سال پیش متفاوته، ولی هنوز محبوب کشورشه.
گرفتید که گزارشگر میخواست به کجا بزند؟
2- اسامی نود درصد بازیکنان کرهای مشتقاتی از کین، جین و لی بود!
3- احتمالا گزارشگر بازی برای دلداری هموطنانش که تیمشان زود از جام جهانی حذف شده، مرتب از بازی کرهایها ایرادهای بنی اسرائیلی میگرفت!
4- بین دو نیمه بازار تبلیغات سیدیهای ارائه شده توسط شرکتهای وابسته به صدا و سیما داغ بود و ما شاهد قرعهکشیهایی با جوایز کلان و جایزه بده بیچارهکن( در حدود ده دوازده هزار تومان) بودیم. آن وقت ما به جای در آوردن بستههای فرهنگی در حمایت از تیم ملی، جام جهانی و خودمان، نصفه شبی نشستهایم آفساید مینویسیم!
5- در طول بازی زیدان مرتب با بازوبندش ور میرفت و گزارشگر ضمن گیر دادن به او معتقد بود که زیدان انرژی زیادی صرف صاف و صوف کردن بازوبندش میکند!
پرتغال 2 – ایران 0
حتی عدم حضور علی دایی در تیم ملی و بازی با انگیزه بقیه بچهها هم نتوانست به حذف نشدن ایران از جامجهانی کمکی کند! میرزاپور چند بار توپهای مهاجمان پرتغالی را گرفت و در صحنه گل اول توپ را با کمال توجه و نگاه بهتآور تا تور دروازه مان هدایت کرد.
نکته: دروازهبان ما تا دلت بخواد به توپهایی که داره میره تو گل توجه میکنه!
در هر حال تیم ملی ایران بدون اینکه از نیروهای جوان و تازه نفسش استفاده بهینهای کرده باشد، از جام جهانی خداحافظی کرد. علی دایی هم میتواند در بازی با آنگولا حضور پیدا کند تا رکورد بازیهای ملیاش بهبود یابد. (بلکه با حصول بهبودی کامل بیخیال تیم ملی شود!) و اما حواشی بازی:
1- عادل فردوسیپور بدجوری به مانیش گیر دادهبود. اول اینکه روی ش آن تشدید میگذاشت و دوم آنکه ده دقیقه بعد از اینکه این بازیکن از زمین خارج شده بود، باز میگفت توپ رسید به مانیش!
2- پس از تعویض علی کریمی حتی صدای عادل هم درآمد و هرچند دقیقه یکبار مراتب تعجبش از این تعویض را اعلام و جای علی کریمی را در صحنههای حساس خالی میکرد!
3- کعبی با استوکاش روی لپ فیگو یادگاری حک کرد تا این بازیکن پرتغالی بتواند پز جای استوک کعبی را به بچهمحلهایش بدهد!
4- تیم ما تا گل نخورد به فکرحمله نمیافتد، برانکو هیچ کس را تعویض نمیکند، بچهها غیرتی بازی نمیکنند و پاسها به هدف نمیرسند. پس آقایان تیمهای حریف، لطفا دقیقه 2 به ما گل بزنید، مرسی!
5- وقتی سوت پایان بازی به صدا درآمد، عادل خان با جام جهانی و برانکو خداحافظی کرد. حیف که داشتیم دسته جمعی بازی را تماشا میکردیم و نفهمیدم با کس دیگری هم خداحافظی کرد یا نه!
6- این گلنسا از اول بازی گفت اگر خطیبی و زندی وارد بازی شوند و کریمی و مهدویکیا روی دروازه حریف توپ بفرستند، تیم ما تهاجمیتر میشود. با اتفاقاتی که بعد از تعویض افتاد، ما همه تصمیم گرفتیم گلنسا را به عنوان مربی تیم ملی به فدراسیون پیشنهاد کنیم؛ اول اینکه شاید تیم ما چهار سال دیگر بهتر در جام جهانی بدرخشد(!)، دوم اینکه آن وقت ما بعد از بازی به جای اینکه آفساید بنویسیم، می رویم خانه استراحت میکنیم و خوانندگان هم یک نفس راحت میکشند!
بعدالتحریر: تیم ایران حذف شد. از همین الان بازگشت ظفرمندانه اعضای تیم، فراموشی فدراسیون، انتخاب مربی ایرانی برای دو سال، حذف تیم ملی در جام ملتهای آسیا، آوردن یک مربی درجه هشت ( احتمالا ز کشور کرواسی) و صعود تیم ملی به جام جهانی 4 سال بعد با بیست خروار اما و اگر را تبریک و تسلیت عرض مینماییم!
هلند 2- ساحل عاج 1
باز هم یک تیم آفریقایی ثابت کرد تیمهای این قاره در جام هجدهم حرفها و گلهای بیشتری برای زدن دارند تا تیمهای آسیایی.
و اما حواشی بازی که منجر به حذف تیم ساحل عاج ( با توجه به نتایج سایر بازیها) شد:
1- به احتمال زیاد تیم مورد علاقه استاد کیمیایی ساحل عاج و بازیکن محبوبش هم دروازهبان این تیم با نام خانوادگی تیزی است!
2- گزارشگر محترم بازی برای شرح صحنه خطای بازیکنان یکی از دو تیم از این اصطلاح استفاده کرد:«حالا در آن قسمت زمین فعل و انفعالاتی صورت میگیرد!» خلاصه اگر کسی این گزارش را از رادیو میشنید، فکر میکرد گزارش مستقیم انجام یک آزمایش شیمی پیچیده است!
3- اصطلاح « کارتی زرد برای هلندیها شکل گرفت» هم توسط گزارشگر این بازی ابداع شد تا معلوم شود کارت زرد هم مثل کهکشان راه شیری و کلا جهان هستی طی فرایندی اعجابآور و عظیم شکل میگیرد و به این راحتیها از جیب داور در نمیآید!
4- گزارشکر بازی در پیشبینی نوستراداموسواری گفت که هلند به فکر بازی با تیم اول یا دوم گروه ایران و روبهرو شدن با یکی از دو تیم مکزیک و پرتغال است. البته این پیشبینی در راستای حمایت از تیم ملی بود. از چه جهتی؟ توضیحاً عرض شود که در زمینههای حمایتی، جهت و نحوه بیان مهم نیست، بلکه نیت گوینده مهم است!
5- این را هم بگویم که لال از دنیا نروم! در خبرها آمدهبود که برانکو اعلام کرده تیم ملی در بازی با پرتغال با همان ترکیب بازی با مکزیک به زمین میرود، علی دایی گفته مردم از او توقعات بیجا دارند که در هر بازی گل بزند( که البته ما فکر می کنیم ایشان شکسته نفسی کرده اند، ای بابا چه توقعی! ) و سرمربی تیم ملی به میرزاپور به خاطر اینکه در طول سالهایی که دروازهبان ایران بوده فقط چندبار اشتباه کرده، تبریک گفته. با این حساب از همه مطبوعات، صداوسیما، مردم همیشه در صحنه و... میخواهیم بیش از این تیم ملی انتقاد نکنند چون این انتقادها در عزیزان تیم ملی که تاثیری ندارد، گویا تنها نتیجهاش صرف انرژی، فونت، کاغذ، آدرنالین و به هم ریختن اعصاب خودمان است!
پس بیایید حداقل با خودمان مهربانتر باشیم!
انگلیس 2 – ترینیداد و توباگو 0
چیزی نماندهبود که انگلیس قربانی بازی تدافعی ترینیداد وغیره شود که تعویضهای اریکسون ( برخلاف تعویضهای برانکوی عزیز) جواب داد و شاگردان اریکسون با دو گل این تیم سرسخت آفریقایی را شکست دادند.
و اما حواشی بازی:
1- کراوچ، بازیکن قدبلند تیم ملی انگلیس، با وجود اشتباهات مکررش و میزان تعصب تماشاگران انگلیسی، اگر گل اول را برای تیمش به ثمر نمیرساند، علاوه بر قد و قواره از جنبههای دیگر هم شبیه علی دایی خودمان میشد.
2- فردوسیپور میزان دقیق ثروت بکهام را اعلام کرد: 100 میلیون یورو! خلاصه این فوتبالیستها اگر بتوانند ماموران مالیات را هم با زیرکی بپیچانند، از پس فردوسیپور برنمیآیند!
3- زمانی که تیم ملی انگلیس هنوز به گل نرسیدهبود، فردوسیپور با لحن دلسوزانهای درباره اریکسون گفت:« اون میدونه اگه تیمش نبره چه فشاری رو باید تحمل کنه!»
بیت:
فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی
غصهات میگیره وقتی میدونی و میبینی!
اسپانیا 4 – اکراین 0
این بازی را به جرأت میتوان جذابترین بازی جامجهانی لقب داد. البته آدم با دیدن این بازی نسبت به توزیع ناعادلانه گل در جامجهانی شاکی می شود و با خوش میگوید چرا باید یک تیم چهار تا چهار تا گل بزند و ما در حسرت گل خودخوری و ناخنخوری کنیم!
و اما حواشی بازی:
1- نمیدانم باید در حق فردوسیپور دعا کرد یا... نکرد که تخم لق آمارهای خفن از بازیکنان و تیمها را در دهان گزارشگران صداوسیما شکست! نمونهاش هم گزارشگر همین بازی که برای عقب نماندن از ارائه آمار ریز اعلام کرد آبجی یکی از بازیکنان اکراین که گویا دخترخانم معقول و متینی هم هست، کاپیتان تیم بسکتبال اکراین است! در ضمن کاشف به عمل آمد عروسی یکی از بازیکنان هم به بعد از جام جهانی موکول شده!
2- قبلا با دیدن صحنههای تکراری گلهای قبلی میفهمیدیم باز دوربین آلمانیها روی یک مورد خاص زوم کرده، ولی در این بازی گویا برادران صداوسیما دیر جنبیدند و قبل از انداختن صحنه گل قبلی اسپانیا روی خانم مورد زوم واقع شده، به قاعده چند صدم ثانیه ما ایشان را دیدیم؛ که ای کاش نمیدیدیم و در همین بیخبری و جهل مرکب میماندیم!
3- این هم از جملات قصار گزارشگر بازی: « تیم اسپانیا نیمکت خوبی هم داره!»
4- گزارشگر بازی گفت تمبر شوچنکو در اکراین چاپ شده؛ حتی فکر اینکه تمبر آدم هم مرتب توسط کاربران پستی تف مالی شود، یک جوری است، نه؟
فرانسه 0 – سوئیس 0
دیدار این دو تیم از کسلکنندهترین بازیهای جامجهانی بود و امیدواریم گزارش ما به خنکی بازی نباشد. ( خلاصه درجه برودتش یا بیشتر باشد، یا کمتر!)
چون در جریان بازی اتفاق خاصی نیفتاد، بنابراین مجبوریم به گزارشگر محترم کمی گیر بدهیم:
1- ایشان درباره یکی از بازیکنان سوئیس گفت: او مغز متفکر مرکز زمین سوئیس است.
این خارجیها از بس به مقصد کشورشان فرار مغزها شده، برای هر تکه از زمینشان مغز متفکر دارند، وای به حال بقیه جاهایشان!
2- در صحنه دیگری از بازی که داور به فاصله چند دقیقه به دو بازیکن سوئیس کارت زرد داد، گزارشگر گفت: داور تا به حال دست به کارت نشده بود اما از این به بعد دارد راهبه راه کارت میدهد. ببینید گنجینه فرهنگ لغات نسل سوم تا کجا رفته!
3- ترزگه کنار زمین خودش را گرم می کرد که گزارشگر گفت: ترزگه هم گوشه زمین دارد تقلا میکند! با این حساب حتما بقیه بازیکنها هم طفلکیها وسط زمین جان میکندند!
4- بین دو نیمه مجری داخل استودیو با فردوسی پور که در آلمان حضور دارد تماس گرفت و ما فهمیدیم حال همه بروبچ تیم ملی خوب است. بله مثل اینکه برانکو بعد از باخت جوگیر شده و گفته دایی مصدوم شده. چون مصدوم( آن هم در ناحیه کمر) که تمرین نمیکند، زرده تخم مرغ میبندد به کمرش، یک گوشه میخوابد تا بازی با پرتقال!
در شهر خبري هست!
پس از باخت اون جوري تيم ملي فوتبال كشورمان از مكزيك در شهرهاي مختلف ايران و آلمان اتفاقهاي عجيب و غريب و حرفهاي عجيب و غريبتري رخ داد و رد و بدل شد كه در ادامه برخي از آنها را به نقل از جرايد بررسي ميكنيم:
برانكو گفت: «يك فرصت عالي در اختيار تيم مكزيك قرار داديم و آنها هم از اين فرصت استفاده كردند.»
- به اين ميگويند مربي درجه يك! چون اول فرصت در اختيار تيم حريف قرار ميدهد بعد هم ميآيد در جمع خبرنگاران پزش را ميدهد!
فيفا از لاولپه (مربي مكزيك) خواست روي نيمكت اين تيم سيگار نكشد.
- اگر لاولپه كه تيمش سه بر يك برده سيگار ميكشد پس برانكو ديگر نبايد به كمتر از قليان خوانسار رضايت بدهد!
فوتبال فروش سينماها را نصف كرد.
- عوضش حرص و جوش خوردنهاي ما را چهاربرابر كرد!
ايرانيان خشمگين مقابل هتل استقرار تيم ملي تجمع كردند و عليه دايي شعار دادند.
- و علي دايي هم براي ديدن اين صحنهها از بالكن اتاقش خم شده بود كه يك دفعه كمرش گرفت و ...
برانكو اعلام كرد دايي از ناحيه كمر مصدوم شده و احتمالاً به بازي با پرتغال نميرسد.
- آدم اين روزها كه برانكو را ميبيند ياد پدر پسرشجاع ميافتد!
جوانان خرمشهري براي بازنشستگي دايي دعا كردند...
- چون فهميدند براي تعويض دايي فقط بايد منتظر اقدامات غيبي بود!
باشگاه پرسپوليس از خريد ميرزاپور منصرف شد.
- با اين حساب در فصل آينده، ميرزاپور فيكس تيم ملي است!
كارشناسان سازمان تربيتبدني پيشبيني كرده بودند ايران با نتيجه سه بر يك از مكزيك ميبازد.
- لطفاً نتيجه كارشناسي بقيه بازيهاي تيم ملي را هم بفرماييد ببينيم بايد خودمان را براي حركات موزون روغنكاري كنيم يا قرص اعصاب بخريم!
چک 3- آمریکا 0
فبل از پرداختن به حواشی بازی توجه به یک نکته الزامی است:
پس از پیروزی جمهوری چک شایعه شدهاست جرج بوش برنامه حمله به این جمهوری را روی میز کارش قرار داهده، تا ندود و بقیه بازیکنان چک باشند که این طوری ابرقدرت جهان را سوراخ نکنند!
و حالا میپردازیم به حواشی بازی:
1- گزارشگر بازی از جمهوری چک به عنوان یک تیم باطراوت نام برد و در ادامه هم میخواست درباره خوشبو، لطیف و نرم و نازک بودن این تیم هم حرف بزند که خوب، وقت نشد.
2- وقتی یکی از بازیکنان چک مصدوم شد، گزارشگر بازی گفت: به عنوان یک بازیکن مصدوم شده برایش آرزوی سلامتی میکنیم.
واقعا بدون توضیح گزارشگر محترم، معلوم نبود ما بینندگان با این آی کیو اندک، با چه عنوانی میخواستیم برایش آرزوی سلامتی کنیم!
3- مربی چک شصت و هشت سال و چند ماهش بود. قابل توجه کسانی که میگویند فقط تا 8-37 سالگی میتواند در عالم فوتبال حضور داشت.
ایران 1 - مکزیک 3
چندین ماه همه مردم ایران، از بقال و سیرابی فروش و روزنامهنگار و اسفندی سر چهارراه گرفته تا مدیر و خانم خانهدار، دست به دست هم دادند و در راستای تقویت تیم ملی، هرکاری کردند تا سه بر یک به مکزیک ببازیم، آن هم چه باختنی!
خداوکیلی اگر این همه حمایت از نویسنده این مطلب میشد، چه بسا ممکن بود برود جام جهانی را به شیوه تام کروز در ماموریتهای غیر ممکنش بیاورد ایران!
و اما در حاشیه بازی یکشنبه شب:
1- طفلکی فردوسیپور نیمه اول بعد از گلی که گلمحمدی زد از خوشحالی صدایش گرفتهبود و نیمه دوم هم بعد از گلهایی که خوردیم، به همان حالت دچار شد.
2- فردوسیپور بعد از کارت زردی که تورنادو ( بازیکن مکزیک) گرفت، گفت بچهها می توانند به این بازیکن کمک کنند که کارت قرمز هم بگيرد.
علی دایی تیم ملی ایران را ناک اوت کرد / کاپیتان به تیمش فکر نمی کند/ مهر
رونالدو تعويض شد اما دايي... پريرا درس فوتبال و شهامت داد / ایلنا
گفتوگوي مفصل ايوانكوويچ با خبرنگاران: به اشتباهات فردي باختيم؛ علي دايي مقصر نيست ، ميرزاپور دروازهبان خوبياست/ ایسنا
برانکو:بازیکنان پرتغال آدم های فضایی نیستند / میرزاپور دومین اشتباهش را در پنج سال گذشته مرتکب شد
آندرانیک تیموریان: تیم ملی از روحیه بالایی برخوردار است / بازی با مکزیک را جبران می کنیم
مهرزاد معدنچي با تكل علي كريمي مصدوم شد
آلمان 4 - كاستاريكا2
1- وقتی لمان گل میخورد، الیور کان نیمکتنشین خیلی سعی میکرد قیافهاش ناراحت و غمگین به نظر برسد!
2- گزارشگر بازی آنقدر زد تو سر کاستاریکا که بازیکنان این تیم به رگ غیرتشان بر خورد و دو تا گل به آلمانها زدند.
البته غیرت ایرانی کجا غیرت کاستاریکایی کجا!
3-هر بازیکنی که گل زد گزارشگر محترم پته اش را ریخت رو آب و هفتاد میلیون ایرانی را در جریان آخرین اخبار زندگیاش گذاشت!
4- در پایان ازهمکاری تماشاچیان متعهد به خاطر رعایت حجاب لازم و کافی که باعث شد برادران صدا و سیما کمتر دست به قیچی شوند تشکر میکنیم!
پيروزي پرگل آلمان مقابل كاستاريكا/ مهر
پيروزي روحيه بخش آلمان/ ايسنا
انگلیس 1- پاراگوئه 0
1- این همه از خرافاتی بودن مکزیکیها که جادوگر آوردند جامجهانی انتقاد کردیم، آن وقت گزارشگر بازی گفت این بازیکن انگلیس خیلی خوش قدم است، هر وقت آمده توی بازی، انگلیس گل زده!
2- بازیکنان پاراگوئه آنقدر خطا کردند که سروصدای تماشاچیان عضو گروه فشار پای گیرندهها هم در آمد!
3- استیون جرارد با زانو کوبید به پیشانی یک بازیکن پاراگوئه، بعد زانویش را گرفت و افتاد زمین. بازیکن پاراگوئهای هم در کمال صحت و سلامت برایش دکتر صدا کرد!
4- آقای گزارشگر در یک اظهار نظر جانانه که کلیه متکلمان و سفسطهگران تاریخ را حیران کرد، گفت بکهام به جز سانترها و شوتها و کارهای تکنیکی خوبش در بقیه موارد بازیکن خارقالعادهای نیست!
5- علاوه بر زیرنویس و پیامهای بازرگانی اول و آخر و میان برنامه، حتی از تلویزیونهای داخل استودیویی که در آن درفاصله بین دو نیمه مفسران بازی را تحلیل میکردند هم آگهی تبلیغ سس و رب گوجهفرنگی و آب گرمکن پخش میشد!
آرژانتین 2- ساحل عاج 1
1- گزارشگر بازي وقتي حملههاي متعدد ساحل عاجيها روي دروازه آرژانتين را گزارش كرد ناگهان گفت: «اين تيم داره آرژانتين رو اذيت ميكنه و احتمالاً بقيه تيمهاي گروه هشتم آزار ميده!» و به اين ترتيب پس از پديدههاي مردم آزاري، همسرآزاري، كودك آزاري و ... چشممان به پديده تيم آزاري هم روشن شد!
2- ديگو مارادوناي افسانهاي توپ توپ بود و با شور و شوق فراوان و چرخاندن پيراهن تيم ملي آرژانتين از روي سكوها تيم ملي كشورش را تشويق ميكرد كه: «يالا با دست گل بزنيد!»
3- روزنامههاي ورزشي به تيم ساحل عاج ميگويند تيم فيلها... اين اولين بار در طول تاريخ فوتبال و جام جهاني است كه يك تيم براساس گونه غالب جانوري كشورش نامگذاري ميشود!
zamara
03-24-2009, 10:45 AM
اندر حکایت تیم ملی بانوان (ویژه عید)
اولین مسئله در مورد فوتبال بانوان این است که نباید بازیکنان را مجبور به پوشیدن لباس یک شکل بکنیم. چون زیر بار نمی روند!!
آنها دوست دارند حتی بین دو نیمه لباس هایشان را عوض کنند! بنا بر این بهتر است نیمه اول و دوم بازی را (مثل بعضی ها که عقد و عروسی را یکی می کنند) یک جا و در 45 دقیقه بر گزار کنیم!!
مسئله دیگر این است که بر خلاف آقایان، خانم ها بیشتر دوست دارند روی نیمکت بنشینند تا این که درون زمین بازی کنند!!
http://www.parsfootball.com/gallery/generators/preview.php?imageid=665 (http://www.parsfootball.com/gallery/generators/preview.php?imageid=665)
البته ناگفته نماند که اگر می خواهیم در این زمینه هم مثل انرژی هسته ای !! به توفیقاتی دست یابیم ؛ باید فوتبال بانوانمان هم مثل فوتبال آقایان، به سمت حرفه ای شدن گام بردارد و بازیکن ها تنها مشغله ذهنی و فکری شان فوتبال باشد و بس!!
http://www.parsfootball.com/gallery/generators/preview.php?imageid=668
البته باید فکری هم به حال پدیده گزارشگری در فوتبال بانوان کرد!! چون مطمئنا فردوسی پور بانوان خیلی فردوسی پورتر از فردوسی پور آقایان خواهد بوووود!!!(با لهجه عادل خوانده شود)
http://www.parsfootball.com/gallery/generators/preview.php?imageid=670
http://www.parsfootball.com/gallery/generators/preview.php?imageid=666
اما دیگر مسئله مهم مسئله تماشاگران است. در مورد تماشاگران خانم که اصلا نگران نباشید، جای هیچگونه نگرانی نیست!! مطمئنا حضور خانم ها گرما بخش محفل زندگی است حتی در استادیوم ها!!
http://www.parsfootball.com/gallery/generators/preview.php?imageid=669
اما دردسر اصلی؛تماشاچی های آقا هستند،که هم به فوتبال خیلی علاقمندند هم به بانوان!!!
http://www.parsfootball.com/gallery/generators/preview.php?imageid=671
در مور داوری هم که هیچ حرفی نزنیم بهتر است ، چون می ترسیم کمیته انضباطی محروممان کند!!
http://www.parsfootball.com/gallery/generators/preview.php?imageid=667
http://www.parsfootball.com/gallery/generators/preview.php?imageid=672
منبع (http://www.parsfootball.com/PhotoCaricature/5249.html)
zamara
03-25-2009, 10:35 AM
علی دایی : آقاي ببخشيد سال
فكر ميكنيد اگر كلمه «ببخشيد» را از دايره واژگان علي دايي حذف كنيد چه اتفاقي ميافتد؟
استفاده از «ببخشيد» براي دايي مثل استفاده يك راننده از فرمان براي رانندگي است. اگر نباشد، هيچي نميماند.
- تاريخ نگاري:
دايي در لحظاتي بعد از به دنيا آمدن: اووه، اوووه، ... ببخشيد، اوووه
- دايي در زمان مدرسه رفتن: ببخشيد خانوم معلم، اين پسره نيمكت اول جاي من نشسته، ببخشيد يا بهش بگين بلند بشه يا ببخشيد ببخشيد بعدا كه سرمربي تيم ملي شدم بچهاش رو دعوت نميكنم.
-دايي هنگام فوتبال بازي كردن سركوچه: برو بابا، پنالتي بود، ببخشيد اين چماق كه نيست. كله است. اومدم ببخشيد كله بزنم اين پسره سرش رو كوبوند توي كله من. ببخشيدا، به من چه كه ضربه مغزي شد. پنالتي بايد بگيري داور. اگه نه من ميرم مربي تيم ملي ميشم.
- دايي زماني كه توي اردوي دانشجويي با بقيه در حال غذاخوردن است: ببخشيد، رامين، اون نون رو سانتركن اين طرف سفره، ببخشيدا، هيشكي قبل من شروع به خوردن نكند. من يه تاكتيكي دارم كه بعدا بهتون ميگم.
- دايي هنگام خريد اولين شلوار راسته زندگياش: ببخشيد آقاي فروشنده، اين خيلي راستهاس. شلوار 6پيله خمرهاي راسته ندارين. ...چي؟ خب ببخشيد، ببخشيد، خيلي ببخشيد همين رو ميبرم. چقدر ميشد؟
- دايي در زمان سرمربيگري تيم ملي: خيلي ببخشيدا، خيلي هم تيم ملي با مردم خوب ارتباط برقرار كرده و در ضمن ببخشيد خيلي هم خوب بازي، ببخشيد، ميكنيم.
- آخر قصه: ببخشيدا، آخرش رو خودتون حدس بزنيد.
***************
اکبر میثاقیان : پشم و پيلي سال
اينكه اكبر ميثاقيان با چه اعتماد به نفسي يقه پيراهنش را هميشه باز ميگذارد تا آن چمنزار سياه فرفري توي قاب دوربينها بنشيند معلوم نيست. احتمالا اكبر اوتي گمان ميكند زيباترين قسمت بدنش همانجاست.
اخراج او از استقلال اهواز اتفاق ويژهاي است. آخر حالا چطور بدون تماشاي آن پشم و پيليها و كاپشني كه آستينش را بالا ميزند سر كنيم؟ چطور دوري مردي را كه در سرماي هزار درجه زير صفر هم آستينكوتاه ميپوشد تحمل كنيم. فوتبال ما بدون ميثاقيان مثل گاو ماده بدون شیر است.
***************
جان دینگودی : دستشويي سال
آقا اين چه وضعش است؟ بچه كه بوديم ميگفتند توي شلوارت ادرار نكن, زشته. براي همين توي كوچه چيز ميكرديم. باز هم گير دادند كه «تو بزرگ شدي. خجالت داره!»
ما نميفهميديم چرا وقتي آدمهاي بزرگ ميشوند خجالت داره كه بخواهند دستشويي كنند؟ يك بار هم پشت حياط مدرسه كه هيچكس نبود اينكار را كرديم يك نفر ديد و معلممان را خبركرد. او هم ما را در حالي كه مدرك جرم روي زمين كنارمان پخش و پلا بود دستگيرمان كرد. سعي كرديم مدرك جرم را قايم كنيم ولي لامصب مدرك فوق خيلي گسترده بود. سالها بعد آمديم ايران، وسط بازي بود كه ناگهان چيزمان گرفت. مثانهمان داشت زارزار گريه ميكرد. رفتيم پشت دروازه و به قضاي حاجت مشغول شديم. گفتيم تماشاچيان حواسشان به بازي است. ناگهان ديديم همه دارند با سوت و دست ما را به هم نشان ميدهند و خوشحال هستند. از خوشحالي طرفداران خوشحال شديم و با تلاش بيشتري به قضاي حاجت پرداختيم. حتي يك لحظه جوگير شديم تا براي رضايت هواداران دستشويي گنده هم انجام دهيم كه متاسفانه اتفاق نيفتاد. حالا بعد از اين همه شادي بخشي به ورزشگاه كلي ما را توبيخ كردند. از بچگي تا حالا نفهميديم كه بالاخره قضاي حاجت براي آدم بزرگها خوب است يا بد.
پي نوشت: برگرفته از خاطرات چاپ نشده و نوشته نشده جاندينگودي، بازيكن آفريقايي ابومسلم خراسان.
***************
علی واحدی نیکبخت : نوبل پيچاندن سال
اين لباسهاي اصل كه توي بازار تهران هست هيچكدام اصل نيستن براي همين دوستام از ايتاليا و فرانسه برام لباس مييارن.
اين عين جملات نيكبخت واحدي در يك نشريه ويژه نوروزي است. مردي كه كلا هميشه مرد سال هست ولي بعضي وقتها ميتواند مرد ضدسال هم باشد.
رفت دم اتوبوس تيمملي بعدش گفت واي گذرنامهام رو نياوردم. كلي همه را علاف كرد؛«گذرنامهام توي باشگاه هست.»
خب برويم باشگاه.
باشگاه بسته است.
زنگ بزن باز كنن.
تلفنم خرابه.
اينطوري بود كه نيكي محروم شد و از او به عنوان نسل جديد دودرهبازهاي سال ياد ميشود. مردي كه بتواند دايي را بپيچاند حتما بايد نوبل پيچاندن بگيرد.
--------------------
منبع (http://www.parsfootball.com/Articles/5277.html)
zamara
03-26-2009, 10:16 AM
http://www.parsfootball.com/thumbnail.php?file=ghale_326883123.jpg&size=article_medium
آن اردشیر دوران بچگی، آن امیر زمان بازیگری، آن دارای فراوان جاذبه و دافعه ، آن نقش اول سالاردره و زعفرانیه، آن اهل رفاقت خنجری، آن مبدع نیمکت شلوغ و اروپایی، آن داغ دیده از تیم ملی، آن ارادتمند درجه یک صفایی فراهانی، آن رفیق حاجی فتح اله زاده، آن مچ شده با واعظ، آن دوستدار پدر ورزش ایران، آن طعنه زننده به رئیس کمیته داوران، آن سلطان آپ دیت شده فوتبال ایران، آن ژنرال استقلال تهران، آن بکار برنده "کل یوم" بجای "کلهم"، آن یاد دهنده تربیت به خبرنگاران مسئله دار بوسیله "علی"، آن مشابه با حاجی مایلی، مولانا و ژنرالنا، امیر قلعه نوعی از اوتاد مربیان ایرانی بود و عاشق "روزهای FIFA DAY".
نقل است آنچنان تعجیل برای پیشرفت داشتی که شش ماهه به دنیا آمدی و این است راز کوتاهی قدش و آنچنان سریع و جدی بودی که در سالاردره برنامه ها چیدی برای سرگروهی و کاپیتانی در جام باشگاههای آسیای وقت و این نشانه احساس مسئولیت فراوانش بودی برای موفقیت تیم.
ژنرال را ورزشهای دیگر نیز خوش آمدی و در ایام فراغت بعد از تمرین مانند بعضی ها اوقات فراغت را به بطالت نگذراندی و به محلی رفتی زعفرانیه نام که دارای سونایی بود و ژنرال آنجا هم چربی های اضافه را آب می کردی و گفتمان ها می کردی بر مبنای برنامه ریزی برای آینده شخص شخیص خویش و این از آینده نگری او بود.
ژنرال را در قطع ایادی آنها که استقلال را ارث و مایملک خود به حساب آوردی ید طولایی باشد. آنچنان که منصور و ناصر به طرفة العینی از تیم دور کردی تا مبادا که آمال میلیونها انسان بر باد برود و این از تعصبش بودی به رنگ آبی.
گویند در اولین دوره لیگ برتر، آبی ها را در مصاف با ملوان باختی پدید آمد مشکوک، تا قرمزها را که در دوران جنگهای ژوراسیک مدیریتی بودند، قهرمان شدی و راز راه رفتن بازیکنان آبی در آن بازی بر هیچ کس مسجل نشدی تا اینکه ژنرال در گفتگویی از تهمتهای منتسب به او گله کردی و این اوج مظلومیتش بودی که وقتی در تیم هم نبودی به او اتهام کودتا بستندی هرچند بعدها گویند شب قبل از بازی بازیکنان مانند تیم ملی در بحرین کشک و بادمجان خوردی و در شنای کنار دریا، آب دریا زیاد خوردی و این بود راز راه رفتن بعضی ها در بازی با ملوانان.
ژنرال در دستگیری از پائین دستان نیز از هیچ گونه کوششی فروگذار نکردی و به رسم جوانمردان، پنهانی به آنها که نیاز داشتند وجهی دادی تا اموراتشان بگذرد و آنان نیز به رسم تشکر و قدردانی در همه مسابقات استقلال چه ژنرال مربی اش بودی و چه نبودی(بالاخص در این چند ساله) حضور یافتی و هم او را تشویق نمودی و هم با اشعار نغز خود دشمنان ژنرال را براندی از مهلکه.
گویند بعد از ظهور پدیده ای به نام قطبی، ژنرال را تحولی بس شگرف و بزرگ در گفتار پدید آمدی چنانکه در هر مصاحبه و گزارشی از واژه های از تمامی عوامل مرتبط و غیر مرتبط تشکر کردی و دوست گرامی و بزرگوار و ... از زبانش نیفتادی.
به حق که ژنرال را باید " نوستالژ " قرن حاضر دانست. در جائیکه همگان 2-5-3 را فرستاده اند لابلای باقالی ها، ژنرال را رجعتی پدید آمده به این سیستم و این است راز بزرگ نوستالژی.
ژنرال بر قیامت و وجود خدا و ملکوت نیز تاکید بسیار داشتی چندانکه از فرط این موارد آنچنان غرق در مراقبه و محاسبه گشتی که در مرتبه ای، ضجه ای سوزناک از اندرونی دل کشیدی و تا مدتها به بی هوشی فرو رفتی و این از خوفش بود نسبت به قیامت و محاسبه اعمال و در دل این آرزو کردی که شاید بواسطه این سوگند نامه ها، ناصرخان کاپلو را سوء ظن نسبت به او رفع گردیدندی .
ژنرال را در راستگویی همتا نبودی و اگر سرش بر دار شدی، او از درستی و راستی ذره ای عدول نکردی و باری در لابلای یکی از مصاحبه هایش پرده از راز زخم های پشتش برداشتی که:
"بنده همیشه معتقد بوده و هستم که انسان باید حقیقت رو بگه.چوب این راستگویی رو هم در بسیاری از مراحل زندگیم خوردم."
گفته می شود که او را دشمن زیاد باشد و اصلی ترین آنها کسانی هستند به اسم "داور" نام، که چه در بازی های داخله و چه بازی های خارجه با دمیدن های عجیبشان در وسیله ای به نام سوت، بر اعصاب ژنرال راه رفتندی و اگر تیم های تحت امر ژنرال نتیجه نمی گیرند نه تعویض ها و ترکیبهای ژنرال که این داوران بخیل و حسودند که او را می آزارند.
ژنرال را در پس هر ناکامی، فوبیایی بود(همان توهم بود در دایره لغات خودمان) توطئه نام با این واگویه که"دست های پشت پرده نمی خواهند من موفق شوم". از قضا اندکی قبل از بازی های تیم تحت امرش(آبی پوشان) در آسیا، دم برآوردی:
"در آسیا دیگر دست های پشت پرده وجود ندارد".
اما برق از آنجایمان پرید که به طرفه العینی پس از شکست برابر الاتحاد، خطابه ای جدید اعراض کردی مبنی بر تائید وجود دست های پشت پرده از نوع اینترنشنال و اینچنین عالمی را در پارادوکسی عظیم فرو کردی.
------------------
منبع (http://www.parsfootball.com/Journalists/bastani/5283.html)
zamara
03-26-2009, 10:40 AM
http://www.parsfootball.com/thumbnail.php?file=parvin_475906973.jpg&size=article_medium
آن بچه محل خیابان عارف، آن از مسافرت با هواپیما خائف،آن چشم تیله ای تپلی ، آن به همه کس داده دست یاعلی ، آن عاشق کباب کوبیده، آن یک تیم در صندوق عقب پیکان جای داده، آن عاشق نان خامه ای، آن زوج همیشگی ناصر ابراهیمی، آن ارادتمند به متعلقین بازیکنان، آن سرمربی سابق تیم ملی ایران، آن تهییج کننده غیرت بازیکنان، آن گیرنده حکم ریاست پرسپولیس از سعید فائقی، آن مبلغ عبداله جاسبی در انتخابات ریاست جمهوری، .... مولانا و سلطاننا علی پروین از بزرگان بود و سلطان بیشه قرمزها.
نقل است که:
سلطان را آنقدر در طفولیت انرژی زیاد بودی که زودتر از همگان به تاتی تاتی افتادی و شیطنت آغاز کردی و چنان می دویدی که بن جانسون را حسادت عارض آمد و تا مدتها به مرض افسردگی مبتلا.
گویند بر لب جوی های قدیم با دوچرخه های عهد قلقله میرزا چنان تک چرخ زدی و ژانگولر بازی درآوردی که عابرین را انگشت به اقصی نقاط بدن شدی حیرت زده، در حالیکه هیچگاه در جوی نیفتادی.
از نوجوانی اش چندان اطلاعی در دست نیست اما گویند روزی با رحمان نامی درافتاد و از آن به بعد در آغاز هر مصاحبه،"بسم الله الرحیم" بر زبان راندی و این از شیرینی ذاتی سلطان بود طول عمرش دهاد خداوند.
سلطان را در پرسپولیس حکایت هایی بس عظیم باشد. از جای دادن تیم در صندوق عقب ماشین تا نقل و انتقالات در سورتمه و مانتوسرا!
گویند انقدر فی سبیل الله برای پرسپولیس زحمت کشیدی و همین طور در راه رضای خدا و " مفتکی "عرق جبین ریختی که تنها پس از اینکه " اکبر غمخوار " نامی در رابطه با رقم های دریافتی وی از پرسپولیس آن هم در تمام سالهای بی پولی باشگاه دست به افشاگری زدی , سلطان داستان ما به واسطه بیش از ده رقمی شدن صفرهای مالیات بر درآمدش که از سوی اداره مالیات اعلام شد , ممنوع الخروج گردیده شدندی.
سلطان را با آنان که خواسته و ناخواسته به مرز سلطانیش نزدیک گشتی خیلی روابط حسنه برقرار نبودی.
به روزی عابدزاده و شاهرودی را در عید نوروز به خانه هایشان فرستادی برای کمک در امر خطیر خانه تکانی به همسرانشان و به روزی دیگر هاشمی نسب نامی را به حاجی فتح الله زاده هبه کردی و این از مرام فردینی سلطان بود نسبت به تیم های رقیب.
سلطان را دامادی بود آرش نام که روزگاری در پرسپولیس نقش دیلماج داشتی و در عین ترجمه، امورات دیگری را نیز مدیریت می کردی چون زیر و رو کردن حرفهای سوبل(به قول سلطان زوبل) در نود و این از امانتداری مفرطش بود.
گویند مشتی جوجه خبرنگار،آنقدر سر به سرش گذاشتندی و خونش به جوش آوردندی که سلطان را کف بر لب آمد و تیلیفون برداشتی و به آن جریده تماس برقرار نمودی و با همان لحن ملکوکانه فرمودی:
" سه شنبه راس ساعت شیش با بچه ها می ریزیم اونجا و دفتر دستکتونو جمع می کنیم."
سلطان را مبدع درصدهای جدید به لحاظ آمادگی بازیکن و تیم می دانند چه آنکه در مصاحبه ای در اشاره با آمادگی بازیکنانش گفت:
"بچه ها 80% آماده هستند که ایشالا تو چن روز دیگه اون 40% بقیه رو هم می گیرن" و این از ابتکارات سلطان بود در عرصه ریاضیات جدید.
وارستگی و عدم تمایل به ریاست را ویژگی دیگر سلطان دانند چنانکه هرکس به مدیریت پرسپولیس رسیدی از او دعوت به همکاری کردی و هرچه هواداران هم اصرار بر ماندنش داشتی تصمیمش را گرفت و بالاخره از پرسپولیس رفت و با دو تیم هم شروعی دوباره نمود و خواست تیمداری یاد آقایان بدهد که بادمجان دور قاب چینان نگذاشتند و چنین شد که سلطان فی الحال ترک فوتبال کردی و سکوت و بی خبری بسر بردی.
آخرین شاهکار سلطان را به ارادت خالصانه و خاضعانه اش به داریوش نامی نسبت دهند که در مراسم ختمی جلویش را گرفت و صورت مصطفوی را غرق بوسه کرد و یاد گذشتگانش را زنده ساخت و از اینکه "ممد شون" را به پرسپولیس نیاورد و راهی سایپا کرد تشکری کرد آشکارا همراه با کلماتی به وسعت کدو تنبل نثار خانواده آن رییس بالاجبار مستعفی شده!!
---------------------
منبع (http://www.parsfootball.com/Journalists/bastani/5282.html)
zamara
03-26-2009, 10:53 AM
http://www.parsfootball.com/thumbnail.php?file=adi_691930144.jpg&size=article_medium
آن مرد خدمتگزار در ورزش، آن عشق ساخت و ساز در ورزش، آن چند شغله خستگی ناپذیر، آن مرد توصیه ناپذیر، آن علاقمند به فوتبال، آن مشاور اعظم فدراسیون فوتبال، آن تغییر دهنده نام پرسپولیس به پیروزی، آن جلوه دهنده شکست در المپیک به پیروزی، آن پدر ورزش ایران، آن مبرز با روزنامه نگاران دلال، آن در افتاده با سازمان بازرسی، آن طرفدار مدیریت چند شغلی، مولانا و مدیرنا و رئیسنا محمد علی آبادی از بزرگان بود و صاحب مناصب و عناوین بسیار.
انتخابات آزاد
نقل است آنچنان دارای عظمت و شوکت بودی که کس را یارای مقابله با آن نبود و در کسب مناصب و پیروزی در انتخابات ورزشی چنان دموکراسی را رعایت کردی که او را مظهر آزادی و عدم توصیه در انتخابات قرار دادند و اینچنین شد که نماینده مجامع بین المللی ورزشی در سایر بلاد گشتی به جهت تائید انتخاباتی آزاد.
بلدیه
راویان شکرشکن پشت پرده ای گویند: مهندس را پست ریاست بلدیه تهران خوش آمدی و چنین بود که مقرر گردید تا مهندس رئیس بلدیه شوی و حاج حبیب مدیر پرسپولیس و چون اولی مقدر نشد و دومی شد، مهندس را خوش نیامد و فی الفور بر حاج حبیب غضب نمودی و حاجی را شرایط به گونه ای فراهم آمدی که فرار را بر قرار ترجیح دادی و تیم قهرمان را به مهندس سپردی الخ...
داریوش مصطفوی
گویند در جلسه ای نیم ساعته با داریوشی از تبار مصطفوی ها، به اندازه 30 سال از تجربه داریوش بهره ها بردی فراوان و اینچنین شد که برای خدمت به فوتبال و نیز تجربه اندوزی بیشترش، داریوش را مدیرعامل پرسپولیس کردی و بعد از گذشت چند ماه داریوش را امر مشتبه شدی مبنی بر تجربه اندوزی تمام و کممال مهندس، و اینچنین شد که داریوش نیز از مدیریت کنار رفتی.
ارتباط نسیم و شقیقه
مهندس را در ارتباط دادن نسیم به شقیقه تبحر بسیار بودی آنچنان که ساخت و ساز را موفقیت در ورزش دانستی و نتایج درخشان المپیک پکن را به هیچ انگاشتی و این چنین بود که سالنی را در حومه مرکز به 30 روز به سقف و بهره برداری رساندی که چون آوازه این هنر به آن سوی مرزها رسیدی، اجانب مدتها به دنبالش بودی تا او را بربایند و از محضر شریفش استفاده کنند در راه آماده سازی مسابقات جهانی.
استقلال پیروزی جمهوری اسلامی
مهندس را شبی رویای صادقه دست داد که به ریاست مجمع دو تیم آبی و قرمز خواهد رسید و بدینسان در تظاهرات علیه طاغوت وقتی همگان شعار" استقلال آزادی جمهوری اسلامی" سر می دادند،او می گفت: "استقلال پیروزی جمهوری اسلامی" وچنین شد که بعد از تحقق رویای صادقه اش و جلوس ملوکانه اش بر صندلی ریاست مجمع سرخابی پایتخت در تریبون رسانه های مختلف اینگونه نطق برآوردی که مردم در زمان انقلاب شعار دادندی اینگونه: "استقلال پیروزی جمهوری اسلامی".
پدر ورزش ایران
به مصداق آنکه اعتیاد پدر سلامتی است، ظریفی، مهندس را پدر ورزش ایران نامید و این لقب مهندس را چنان خوش امدی که عزم جزم نمودی برای تربیت فرزند ورزشی اش(فوتبال) و بدینسان و از فرط علاقه به فرزند، خود را به چاه ویل انتخاباتی بس عظیم افکندی ولی چه سود که این مظهر عدالت و آزادی را یارای مقابله با خوارجی چون صفایی فراهانی و نهادی بنام فیفا نبود و چنین شد که به توصیه رئیس الوزرا از این انتخابات بیرون کشیدی و خار در چشم و استخوان در گلو سکوت کردی تا روزی در همایشی داد سخن از مهم بودن غضنفر نسبت به رونالدو سر دادی و نبود عنصری بنام آنالیز در فوتبال باشگاهی.
عشق خدمت
مهندس چنان عشق به خدمت، وجودش را فرا گرفتی که به نامه های فدایت شوم سازمان بازرسی مبنی بر رعایت حال و احوالش وقعی ننهادی و ترک پستهای متعدد ننمودی و تاکید نمودی که مرا از این شغلها درآمدی نباشد و تنها به خدمت می اندیشم و بس. و این از عدم شیفتگی اش به قدرت بودی و عشق مفرط در طریق خدمت به خلق.از بهرام افشارزاده که کعروف است به کار کردن زیاد نقل است که:"من به گرد پای مهندس نمی رسم در کار". خب برادر جان! شما هم اگر تمام کار روسا را زیر نظر بگیری و در عین حال مشاوره رایگان ریاستی هم بدهی، وقت کم می آوری.
----------------
منبع (http://www.parsfootball.com/Journalists/bastani/5281.html)
zamara
03-28-2009, 09:22 AM
پرواز چارتر...؟!
ظاهرا افراد پولدار اعصاب درست حسابي ندارند. يكي از اين افراد كه در بدو ورود قصد دارد از رفيق گرمابه و گلستان خود، حسن هدايتي، زهر چشم بگيرد، مهندس پرهام است كه همانطور كه خدمتتان عرض كرديم، به تازگي باشگاه نساجي قائمشهر را خريده است. بازيكنان تيم نساجي كه تا همين چند روز قبل بيشتر بازيها را با پاي پياده تا محل مسابقه به شهرهاي دور و نزديك ميرفتند، در آخرين ديدار خود با پرواز چارتر راهي لرستان شدند!! تا ميتوانيد تعجب كنيد كه ديگر از اين سوژهها براي تعجب كردن گير نميآيد.
همين مانده كه براي بازيكنان نساجي سانديس و كيك هم بخرند و آنها را به سينما و كافي شاب هم دعوت كنند؛ مهندس پرهام طبيعتا آدم باهوشي است كه مهندس شده است و براي همين با نگاهي به وضعيت نساجي در جدول به بازيكنان اين تيم قول داده است كه در صورت صعود به ليگ برتر يك دستگاه خودروي زانتيا به آنها هديه بدهد؛ چون شنيده است زانتيا بعد از صعود خيلي ميچسبد و حتي از سيگار هم بيشتر حال ميدهد!
***************
به چشم خواهري!
برهاني نژاد، مديرعامل جوان و موفق مس كرمان در سفر به ايتاليا با دو تيم آ. اس رم و فيورنتينا قرارداد خواهر خواندگي امضا كرد معلوم شد برهاني نژاد آدم خوشسليقهاي است، چرا كه اين دو تيم به چشم خواهري، خوب تيمهايي هستند؛ حتي براي ازدواج هم سوژههاي خوبي هستند، اما حيف كه مديرعامل باشگاه مس، كمي عجله كرد و حالا ديگر نميتوانيم به ازدواج فكر كنيم.
آ. اس رم و فيورنتينا كه مفت از دستمان پريدند، اما از مديران ديگر تيمها خواهش ميكنيم ابتدا براي ازدواج پيشقدم شوند، اگر جواب رد دادند، آن وقت بحث خواهر، برادري و مادر، فرزندي را پيش بكشند.
حيف نيست آدم اين همه راه ميرود تا ايتاليا با خودش خواهر سوغاتي بياورد؟ آن هم براي اين تماشاگراني كه به شدت با نسبتهاي فاميلي آدم مشكل دارند و هزار جور حرف و حديث برايش درست ميكنند! تا دير نشده اين پيمان را به برادرخواندگي تغيير دهيد، دودش توي چشم اين خواهرها ميرودها!
***************
شخصيت چند منظوره!
ژاك روگ هر شخصيتي كه داشته باشد، يا حتي نداشته باشد، از ورزش ما خيلي خوشش آمده است. شايد هم قيافهاش جوري به نظر ميرسد كه دوستان ما برداشتهاي مختلفي از شخصيت او ميكنند؛ چرا كه در وهله اول مهندس عليآبادي از قيافهاش متوجه شد كه او از پيشرفت ما در ورزش شگفتزده شده است و در ادامه و در وهله اول افشارزاده متوجه شده است كه او قصد دارد بگويد:«ايران سمبل همبستگي در ورزش است!»
حالا ايراد از قيافه ژاك روگ است كه اينگونه به نظر ميرسد يا ايراد از جاي ديگر ژاك روگ است بماند براي بعد، چون اصولا و حقيقتا و واقعا مديران ما هيچ ايرادي ندارند و هر ايرادي كه هست از همين ژاك روگ است!
هيچ بعيد نبود كه اگر رييس كميته بينالمللي المپيك كمي بيشتر در ايران ميماند، با كشف جد ورزش، شاهد درگيري فيزيكي او و جواد خياباني باشيم. باز هم اين طرفها بيا ژاك روگ، دلمان براي كشفهايت تنگ ميشود قطعا!
------------------
منبع (http://goaldaily.ir/Template1/Home.aspx?VID=191)
zamara
03-31-2009, 10:53 AM
هديه و عيدي دايي به ملت ايران !!!!!
ببینید نامردا تو آزادی چه خوشحالی میکنند
اهلا" و سهلا" مرحبا
http://www.footballmedia.net/images/1540/167.jpg
استادیومِ خوش نما اهلا" و سهلا" مرحبا
با صدهزارتا باوفا - اهلا" و سهلا" مرحبا
.... ( دایی) و .... - اهلا" و سهلا" مرحبا
وحید و کعبی و کیا - اهلا" و سهلا" مرحبا
ستاره های آسیا - اهلا" و سهلا" مرحبا
جلوی (صاحب منصبا) - اهلا" و سهلا" مرحبا
شدیم خوراکِ عربا - اهلا" و سهلا" مرحبا
این عربا در عجبا - اهلا" و سهلا" مرحبا
قِر میدادن لا مصبا - اهلا" و سهلا" مرحبا
دفاعِ ناز و خوش ادا - اهلا" و سهلا" مرحبا
مهاجمِ بی اشتها - اهلا" و سهلا" مرحبا
ما همه شاکریم خدا - اهلا" و سهلا" مرحبا
که باز نشد , دوتا, سه تا - اهلا" و سهلا" مرحبا
داورِ خوش رقص و بلا - اهلا" و سهلا" مرحبا
چه حالی داد اینجا به ما - اهلا" و سهلا" مرحبا
چاییِ داغ و باقلوا - اهلا" و سهلا" مرحبا
داییِ چاق و پر ادا - اهلا" و سهلا" مرحبا
رییسِ شوخ و ناقلا - اهلا" و سهلا" مرحبا
خان داییِ پر ادعا - اهلا" و سهلا" مرحبا
لابی و پول و اختفا - اهلا" و سهلا" مرحبا
کو غیرت و شرم و حیا - اهلا" و سهلا" مرحبا
جامِ جهانی رو هوا - اهلا" و سهلا" مرحبا
عطا شو دادیم به لقا اهلا" و سهلا" مرحبا
---------------
منبع: تاپ گل
zamara
04-28-2009, 06:59 PM
نامه محرمانه اوباما به كفاشيان در حمايت از قطبي
مايلي كهن پس از آنكه دعوايش با علي دايي باعث به دادگاه كشانده شدن هر دو و ايضا ممنوع المصاحبه شدن وي گرديد، و بيانيه هايش بر عليه قلعه نويي منجر به استعفا (شما بخوانيد اخراجش) از سرمربي گري تيم ملي شد، در هفته انتهايي ليگ برتر نيز به فيروز كريمي گفت دلقك(!)، در انتهاي اين بازي براي آنكه قطبي ابراز گلايه نكند كه چرا مايلي كهن او را از بيانات خود مستفيض ننموده است ، به قطبي هم گير داد.
بر اساس شنيده ها مايلي كهن در حين بازي به داور معترض شده است كه چرا فيروز كريمي به جاي استفاده از كلماتي همچون "گنده باقالي"، "گروهبان قندلي" و "كوتوله" بازيكنان خودش را با الفاظ ديگري صدا مي كرده است، كه در نتيجه داور مسابقه هر دو مربي را از زمين بازي اخراج كرده است!
مايلي كهن پس از بازي تيمش در برابر صبا باطري گفت:
"كريمي دلقك است ... من نام همه را افشا ميكنم چند نفر ديگر هم در فوتبال ايران هستند كه نام آنها را هم افشا خواهم كرد."
البته آقاي مايلي كهن تا قبل از اين نام گروهبان قندلي و گنده باقالي و ايضا شعبان بي مخ و كوتوله را افشا نموده است، يك دلقك در فوتبال كم داشتيم كه آن را هم كشف كردند، با توجه به نوع ادبيات مایلي احتمال مي رود چند نفر ديگري كه مي خواهند افشا كنند بدين شرح باشد:
خداداد.ع: اراذل و اوباش ،
اكبر.م: ماموت،
غلامحسين.پ: مفلس،
عادل.ف: ژانگولر ،
علي.ك: مترسك و ...
مايلي كهن همچنان گفت: "پارتي قطبي، اوباما است و طرفدارانش تامكروز ، رفيق من احمدينژاد است وهر روز هم ارادتم بيشتر ميشود دلتان بسوزد."
شنيده مي شود پس از گفته شدن اين جملات توسط مايلي كهن، محل كنفرانس خبري دچار آتش سوزي شد كه كارشناسان آتش نشاني گفتند اين آتش سوزي در اثر سوختن دل خبرنگاران و عكاسان و در نتيجه سرايت آتش از دل اين افراد به اتاق كنفرانس خبري بوده است!
گفته مي شود در همين راستا اخيرا نامه اي از طرف اوباما خطاب به فدراسيون فوتبال كشف شده است كه پارتي بازي در انتخاب سرمربي جديد تيم ملي را تاييد مي كند،
نامه ي مذكور به شرح زير است:
Hello MR Kafashian
I am obama, ghotbi is a nice boy because he is pesar khaleye man!, ghotbi sazmandarish good hast and he have dele shir!
He love dare sarmorabi Iran beshe, if ghotbi ro sar morabi kunin, I ejaze midam oraniyom ghani konin!!!
Dar zemn you are very happy, and I love “her her” khandidan e you!
Gole zard and write and arghavani, remember me ta mitavani!
گفتني است كفاشيان نيز جواب نامه ي مذكور را بدين گونه داده است:
هلو اوباما
هاو آر يو؟ گود هست حالت؟!
آي ام نُ تصميم گيرنده، آي ام جاست امضا آندر حكم هاي سرمربي ها!
پليز سند ايميل فور منيجر علي آبادي!
تنكيو وري ماچ! آي تالك ماچ! رممبر وي ن ُ عيد ديدني!
قوري ز پنسيل، پنسيل زقوري، آي لاو يو، گوگولي مگولي!
توضيح ضروري:
البته هنوز فدراسيون فوتبال در مورد افشاي نامه هاي فوق اظهار نظري نكرده و آنها تاييد و يا تكذيب ننموده است!
يكي از كارشناسان كه خيلي دوست داشت نامش را فاش كنيم اما ما براي گرفتن حالش اين كار را نمي كنيم دليل صحبت هاي اخير مايلي كهن را اينگونه شرح داد:
از آنجا كه صندوق بين المللي پول گفته است ايران بالاترين نرخ تورم را در خاورميانه دارد و در نتيجه هزينه هاي زندگي بالا رفته است، مايلي كهن چون مي خواهد به نوعي به اقتصاد اقشار متوسط جامعه كمك كند و شنيده است كه شريفي (رئيس كميته انضباطي) حقوقش كم است، قصد دارد با اينگونه صحبت هايش باعث اضافه كاري شريفي و در نتيجه بالا رفتن حقوق ايشان بشود.
اين كارشناس در حالي كه اشك در چشمهايش حلقه زده بود ادامه داد:
مايلي كهن خودش را فدا مي كند تا اقشار كم درآمد جامعه زير بار تورم له نشوند!
جناب مايلي كهن همچنين در انتهاي اين ديدار گفتند:
"تنها هدف من سالم سازي فوتبال است."، يكي از آگاهان گفت:
همين سالم سازي فوتبال از نوع مايلي كهني منجر به سقوط تيم پيام شد، زيرا ايشان به گفته ي خودش در بازي با استقلال اهواز از دروازبان چهارم و ايضا بسياري از نيمكت نشينانش استفاده كرد و به طور سالم به استقلال اهواز باخت!!
در انتهاي اين متن توجه شما را به سه تست چهار گزينه اي جلب مي كنيم:
1- مايلي كهن:
من به داور چهارم گفتم ورزشگاه ..... است اينجا .... نيست كه اين ... چنين ميگويد و به همين خاطر از زمين مسابقه اخراج شدم.
الف. باغ وحش – مكان مقدس – معلم ادبيات
ب. مكان مقدس- بيانيه – گنده باقالي
ج. گنده – جاي شعبان بي مخ ها - كوتوله
د. مكان مقدسي - باغ وحش – آقا
2- منظور آقاي مايلي كهن از كلمه "ايشان" در جمله زير چه كسي است؟
"ايشان" حتي وقتي در ايران بودند همه خبرنگاران را ديوانه و بازيكنان خود را حيوان خطاب كرده بودند.
الف. خواجه حافظ شيرازي
ب. ابوريحان بيروني
ج. پرفسور بالتازار
د. افشين قطبي
3- مايلي كهن:
به قاطعیت ميگويم فيروز كريمي بازيكنان خود را .... به زمين ميفرستد و يكي از عاملان ... است.
الف. از ترس آمپول- توزيع پرتقال هاي اسرائيلي(!)
ب. از كره ي مريخ – بالا رفتن ترافيك مسافرت هاي بين كره اي!
ج. به زور جك و لطيفه – اس ام اس هاي تخريبي بر عليه دولت
د. به زور آمپول- دوپينگ
*پاسخ صحيح هر سه سئوال گزينه "د" بود.
- جمله پاياني:
تعجب نكنيد اگر در روزهايي نه چندان دور شاهد صدور چنين بيانيه اي از طرف يكي از مربيان بر عليه قطبي بوديد:
"اي سوسول منچ باز، من كه مي دونم توي كره هميشه مار پله بازي مي كردي، تو جومونگ هم نيستي چه برسه به امپراطور ... "
---------------------
منبع (http://forum.niksalehi.com/showpost.php?p=572749&postcount=174)
rahim
05-14-2009, 10:48 PM
عجب حال وهوايي داره فوتبال
----------------------------------------
عجب حال وهوايي داره فوتبال
زمين با صفايي داره فوتبال
وجالبناك اين كه در سياست
هميشه رد پايي داره فوتبال
تماشاچيش خيلي با شعوره
نمك داره ماشاالله شوره شوره
وگاهي مثل لات چاله ميدون
طرف دار چماق و حرف زوره
يكي با مهربوني واسه داور
حواله مي ده صد شير سماور
يكي هم شعر هاي بند تنبون
واسه تيم حريفش داره از بر
يكي شون چون چمن مي بينه با ناز
لگد ميندازه و مي خونه آواز
و چون جو گير شد با نعره اي تند
ميگيره از بغل دستي خود گاز
همه بازيكنان شير نر هستن
ز برزيلي و آلماني سر هستن
ولي هنگام (فول ) وكارت اخطار
به فكر مشت و مال داور هستن
يكي هد (hed) ميزنه تو هند (hand) هافبك
يكي لگ ( leg) مي زنه تو چونهء بك
يكي با مشت هاي مهربونش
به نرمي مي كنه فوروارد را دك
سبد هاي پر از گل را رقيبا
كنن تقديم تيم ملي ما
ولي بي معرفتها در جوابش
نميدن شاخه اي گل دست آن ها
بنازم سر مربي هاي پر شور
كه هر روزي يكيشون ميشه مامور
سر شب حكم ژنرال مي شه امضاء
سحر جاشو ميدن به امپراطور
شنيدم تازگي ها سرمربا
نوشته نامه اي خوش خط و زيبا
ادب مي ريزه از هر سطر نامه ش
خجل فرموده گنده باقالي ها
مي ترسم در چنين اوضاع و احوال
كه هركاري شده باري به هر حال
بشه « جاويد» روزي سر مربي
بخونه فاتحه بر هرچه فوتبال
--------------------------
شاعر: محمد جاوید
rahim
05-25-2009, 09:43 PM
یک شیوه ی جالب برای حذف کره و رسیدن به جام جهانی
------------------------------------------
http://www.hurrahsport.com/userfiles/image/behtarin%20shive.jpg
zamara
05-29-2009, 09:35 AM
http://www.snn.ir/NewsImage/D8707/M108800024114.jpg
شوخي هاي جدي آدل خان
اولادي و مشكل شخصي/ پروين و انتخابات/ شكايت چلنگر/ جهنم آزادي/ آمريكاي مجاني/ دورزدن قلعه نوعي/ ادعاي خوردبين/بيانيه نيكبخت/ ...
خليلي: ريوالدو! به جهم آزادي خوش آمدي.
* ولي اين جهنم، تبديل به بهشت شد !!
جواد نكونام: هم قلبم مي گويد بارسلونا مي برد هم مغزم.
* كاش براي بازي كره شمالي هم همچين نظري داشتي!!
اولادي: مشكل شخصي داشتم در امارات مي مانم.
تيتر تكراريه فوتبال ايران
عابديني: سعي كردم اوضاع پرسپوليس را آرام كنم.
* چقدر شما دلسوز پرسپوليس هستيد؟
بيادي: فضاي انتخاباتي شرايط بازگشت پروين را مهيا كرده است.
* تا باشه از اين انتخابات ها
شيري: در باند هيچ كس نيستم.
باند فرودگاه چي!؟
واعظي آشتياني: قرار نيست سرمربي در جلسه هيئت مديره مشخص شود.
* دقيقاً كجا بايد مشخص شه؟
يك هفته بعد از رفتن قلعه نوعي، عنايتي با استقلال به توافق رسيد.
* پس مشكل به توافق نرسيدن عنايتي با استقلال، قلعه نوعي بود!؟
شفيعي زاده: بايد در صدا و سيما به شريفي اتاق بدهند.
* مثل اينكه دلت، هوس محروميت چند ساله كرده.
مرفاي- روته مولر، سكانداران استقلال.
* چه شود...
ابراهيم زاده: وقتي همه گفتند ذوب آهن قهرمان است، كار خراب شد.
* پس دليل قهرمان نشدنتون اين بود!!
عنايت: اگر با داور متخلف برخورد نكنيم، شريك جرم هستيم.
* مگر ما داور متخلف هم داريم؟
چلنگر: از نبي، شريف و هاشميان شكايت مي كنم.
* علي آبادي را از قلم انداختي ها
كفاشيان: آمريكا را به خاطر مجاني بودن انتخاب كرديم!
* يعني آمريكا اينقدر ارزون شده؟!
قطبي: صداي ليدرهاي ايران بايد در آسيا بپيچد.
* آخه ديگه ليدري نمونده، همه محروم شدند.
خليلي: ريوالدو فقط اسم و رسم دارد.
* شما چي داريد؟
بيات: از محتويات آمپول هاي تزريقي مطلع نبودم.
* اينو كه راست مي گي؟!
پرويز كماسي: مجبور شدم جدا شوم.
* مجبور شدي يا مجبورت كردن؟
مرفاوي: فقط به عنوان سرمربي در استقلال كار مي كنم.
* ماشاء الله به اعتماد به نفس.
پورحيدي: اينجا همه چيز خوب است.
* من نمي دونم، با اين خوب بودن، چرا همه دارن از تيم مي رن
امير آبادي: هيچ وقت به خاطر پول بحث نمي كنم.
راست نمي گي؟
جباري: بعد از گرفتن طلبم و معرفي سرمربي در مورد استقلال تصميم مي گيرم
* خوب قربان، ديگه چي مي خواي؟
در صورت جذب بازيكنان مورد نظرم، قلعه نوعي: قول مي دهم سپاهان را قهرمان كنم.
* قول قهرماني آسيارو هم داده بودي؟ ولي...
عنايتي: به واعظ پيغام دادم با كمال ميل مي آيم.
* شما به واعظ پيغام داديد يا واعظ به شما.
كريمي: خوردبين بايد ادعايش را ثابت كند.
* تو ايران فقط ادعا مي كنن ولي ثابتش نمي كنن
نيكبخت بعد از بازي افشاگري مي كند!
* پس منتظر بيانيه مي مونيم.
انصاريان: از هواداران پرسپوليس عذرخواهي مي كنم.
* چقدر زود
عنايتي، قلعه نوعي را دور زد.
* تو فوتبال، همه همديگر رو دور مي زنند.
فتح الله زاده: نبايد حق كسي ضايع شود.
* تا حالا كه ضايع نشده؟!
اميرآبادي: اول استقلال بعد تيم هاي ديگر.
يعني مي خواي بگي، از تيم هاي ديگر هم دعوت نامه داشتي!؟
--------------------------
منبع : شبكه خبر دانشجو
zamara
06-23-2009, 10:54 PM
http://www.parsfootball.com/thumbnail.php?file=Caricature_Football_302453180_2 42774079.jpg&size=article_medium
البته واضح و مبرهن است که حضور در جام جهانی خیلی خوب است.
نن جون یکی همیشه می گوید:
دوست دارم یه جام جهانی دیگه ببینم بعدش سر بزارم زمین و بمیرم.
اما رفتن به جام جهانی برای خودش مراحلی دارد. حساب و کتاب دارد. همینطوری نمی شود به جام جهانی رفت.
خونه خاله که نیست؟!
اولین اصل برای رفتن به جام حهانی این است که برنامه ای نداشته باشید.
هرچه برنامه شما بیشتر باشد شانس رفتنتان به جام جهانی کمتر است.
برای این بی برنامگی بهتر است رئیسی داشته باشید که وقتی دنیا را آب می برد ایشان را خواب ببرد و البته اگر خوابش نمی برد سعی کنید به ریش هر کس و هرچیزی بخندد.
اصولا خنده یکی از مدیریت های استراتژیکی و مهم در این زمینه ها می باشد.
سعی کنید در برنامه لیگتان خواهر و مادر سلامتی بازیکنان و اعصاب مربیان و مدیران عامل باشگاه را پیوند دهید.
وقتی بازی های لیگتان را به هر بهانه ای بفرستید لابلای باقالی ها مهمترین قدم را در زمینه رفتن به جام جهانی برداشته اید.
فقط مراقب باشید که قدمتان خیلی گنده نباشد که در آنصورت ممکن است بعضی از نواحی مهم شلوارتان جر بخورد.
در این میان هیچگاه از کویت عزیز غافل نباشید.
کویت نقش مهمی در این بی برنامگی می تواند ایفا کند.
آویزان نگه داشته 17 تیم باشگاهی برای یک دیدار با کویت خود هنریست.
انتخاب کسانی که در عمرشان به خان دایی گربه لگد نزده اند برای تصدی پست نائب رئیسی از اوجب واجبات است.
در انتخاب سرمربی برای تیم ملی حتما از نظریات پدران خصوصا کسانی که پدر ورزش هستند استفاده کافی و وافی را ببرید. اگر گزینه پدر ورزش در کسب نتایج، رنگین بازی به خرج داد ضمن خاموش نمودن موبایل های خود حکم برکناری این سرمربی را امضا کنید.
توجه داشته باشید که تا می توانید از لجن مال کردن شخصیت این مربی که می تواند اسطوره فوتبال شما باشد برای حفظ موقعیت خود کوتاهی نکنید.
الباقی مربیان را هم خدا به جیب دلالان برکت بدهد.
استفاده از مربیان بیکار خصوصا آنها که در تیم های سابق باشگاهی سفر به دوبی را برای صله رحم خیلی می پسندند، بسیار تاثیر گذار است.
انجام بازی های تدارکاتی قوی مثل بازی با تیم دوم اندونزی ، چین و تیم های درجه یک کلا بر روند آماده سازی بسیار تاثیر گذار است.
سعی کنید از بازی با تیم هایی مثل هلند که هیچ جایگاهی در فوتبال جهان ندارند و از همه مهمتر بازی با آنها برایمان هدفی ندارد جدا پرهیز کنید.
تا می توانید سر فیفا را کلاه بگذارید. این نهاد که در ظاهر به فکر پیشرفت فوتبال در کشور های تحت زیر مجموعه اش می باشد ، در واقع سعی در تضعیف فوتبال ما دارد بنابراین تا می توانید سر این نهاد را کلاه گذاشته و از مردان سیاسی در امور فوتبالی به نحو احسن استفاده کنید.
در این میان استقلال و پرسولیس و تیم ملی در اولویت قرار دارند.
ضمنا در تیم ملی خودتان از دلهای انواع جانوران و حیوانات جهت روحیه دادن استفاده کنید و اگر این اتفاق نیفتاد ، برای بازیکنانی که دعوت کرده اید سعی کنید شرایطی فراهم کنید که خودشان با پای خودشان از تیم ملی خارج شوند.
اگر با اجرای تمامی این موارد نتوانستید به جام جهانی بروید هیچ ترسی به دلتان راه ندهید. حضور یک رئیس مامانی خنده رو برای همین مواقع است دیگر. بر صفحه تلویزیون ظاهر شده و در حالیکه لبخند ژکوند بر لب دارد عنوان می کند:
" حضور در جام حهانی خیلی هم مهم نیست انشااله چهار سال دیگر."
نتیجه:
واضح است که بلافاصله کمیته های علت یابی شکست تشکیل شود و دوستان با شکستن تخمه و نوشیدن چای و میل نمودن میوه ضمن تجدید خاطره های جلسات گذشته برنامه جلسات آینده را پی ریزی نمایند.
rahim
07-05-2009, 05:00 PM
انصاري فرد:
اين يك دو سه روزه حال من محزون شد چون رشته كار زدست من بيرون شد
.
ديروز به دعوت از فلورسانس گذشت آن هفته دلم زبحث با مولر خون شد
.
از بسكه خريدم تحفه هاي عالي
.
در تيتر جرايد چو ببستم خالي
.
زين پس نكنم نام مربي را فاش
.
تا مي شنوند، همه شوند جنجالي
.
اين علي كريمي پسر نيكي هست
.
البته بري ز آن علي نيكي هست
.
او گل بزند و ما دهيم پز بسيار
.
با ماندن او جاي تبريكي هست
واعظ:
.
.از بسكه نموده ناز برام جباري
.
سرسام گرفته ايم من و انصاري
.
يك روز زند لاف ليون ومارسي
.
گفتم تو برو هرجا كه طالب داري
هوداران استقلال:
.
.واعظ كه نمود گرمكن آبي بر تن
.
زد لاف مديريت به كوي و برزن
.
گفتم نكند به ليگ چند باخت دهي
.
قايم بشوي چوموش به گوش رختكن
فيروز كريمي:
.
فيروز كريمي شكر پاره سخن
.
گفتا به شريفي زچه محرومم من
.
گفتا كه زدست تو به تنگ آمده ايم
.
از بس كه نموده اي تو آتش روشن
كفاشيان:
.
من تابعم و بغير دستور نكنم
.
هي نيش نزنيد به نيش زنبور نكنم
.
تا هست همين رئيس ورزش سركار
.
من ترك اتاق و ميز با زور نكنم
.
قطبي:
تا ورزش اين ملك چنين داغان است
.
هرگوشه ي آن چو بي سرو سامان است
.
تا داغ بود تنور ، بيا نان بپزيم
.
پورسانت دهيم مايه خميرنان است
.
كارنامه من بود سراسر خالي
.
هرگز نبدم مربي فوتبالي
.
جزورزش اين ملك نبودم طالب
.
هرگند كه ميزنم كنند ماستمالي
zamara
07-19-2009, 11:13 AM
همه مربيان حاج عباس ليست انصارى فرد «لو» رفت
با عنايت به اينكه عباس انصارى فرد مديرعامل باشگاه پرسپوليس تأكيد ويژه اى دارد كه نام سرمربى پرسپوليس را اعلام نكند و بعد از عقد قرارداد قضيه را «رو» كند، همه عالم و آدم كارشان را گذاشته اند كنار كه ببينند انصارى فرد با كدام شير پاك خورده اى قرارداد مى بندد.
در همين رابطه با تلاش هاى فراوان يك ليست پر و پيمان از مربيان خارجى در دفتر «حاج عباس» كشف شد كه احتمالاً امروز از اين ليست سرمربى را انتخاب مى كنند.بيش از اين شما را معطل نمى كنيم و گزينه هاى حاج عباس را معرفى مى نماييم.
•••
1- كارلوس آلبرتو قرى يه را
كارلوس پيش از اين در چند تيم پايه در محلشان كار كرده اما هيچ مقام قهرمانى خاصى به دست نياورده! او همچنين در ليگ ۳ برزيل هم قصد مربيگرى داشت اما ۵۰ درصد مدير باشگاه حل نشد و ايشان بيرون ماند! او همچنين در يكى از كلاس هاى مربيگرى كه بكن باوئر در آن حضور داشت، ثبت نام كرد اما مداركش كامل نبود و در كلاس پذيرفته نشد!
2- فليپ سمبوسيه
اين مربى فرانسوى كارنامه بسيار درخشانى دارد. او در ليگ پلى استيشن تاكنون بارها و بارها فاتح تورنمنت هاى جهانى شده است. او حتى در يك بازى مهيج موفق شد برزيل را ۹ نفره و در لول حرفه اى در پلى استيشن ۲ متوقف كند. او خود بعد از اين بازى در كنفرانس مطبوعاتى گفت كه اگر داور بازيكنان او را اخراج نمى كرد، بدون ترديد اين بازى را مى برد!
3- خوزه مولرينيو
اين مربى پرتغالى به مدت ۲۰ سال، يكى از اصلى ترين تماشاگران ليگ قهرمانان اروپا به حساب مى آيد. شما خودتان حساب كنيد اگر او از هر بازى يك نكته فنى ياد گرفته باشد تا به حال چقدر بر علمش بالا رفته! مولرينيو تأكيد كرده كه با پرسپوليس قهرمان ۳ جام خواهد شد. اين در حالى است كه پرسپوليس امسال تنها در ۲ جام به ميدان مى رود!
4- زيگولو
مربى نامدار برزيلى كه سابقه تماشا كردن فينال جام جهانى به صورت زنده را دارد، يكى از اصلى ترين برگ هايى است كه توسط «حاج عباس» رو خواهد شد. زيگولو سابقه كار در مدرسه فوتبال باشگاه معتبر سانتوز برزيل (به عنوان نگهبان دم در) را دارد. انصارى فرد در مورد او در محفلى خصوصى گفته او درهاى پيشرفت را به روى بازيكنان زيادى باز كرده است!
5- سوباسا اوزارا
فوتباليست نامدار ژاپنى پس از خداحافظى از ميادين رسمى فوتبال و شركت در كلاس هاى مربيگرى، امسال قصد دارد تا با حضور در پرسپوليس بخت و اقبال خود را در دنياى مربيگرى نيز امتحان كند. سوباسا يكى از اصلى ترين گزينه هاى مربيگرى پرسپوليس است.
6- مرحوم هلينو هررا
مربى صاحب نام ايتاليايى و سازنده مكتب دفاعى كاتاناچيو يا دفاع فشرده ايتاليايى نيز از طريق يك واسطه احضار روح به حاج عباس معرفى شده است كه در صورت موافقت كميته فنى سكان هدايت پرسپوليس به او سپرده خواهد شد.تلاش خبرنگاران ابرار ورزشى براى يافتن اين مربى متوفى به هيچ جايى نرسيد.
--------------------------
منبع: ابرار ورزشي
rahim
11-12-2009, 05:18 PM
اهلِ کاشانم http://www.iransoccer.ir/themes/iCGstation/forums/images/spacer.gif http://www.iransoccer.ir/images/topics/perspolis_logo.gif (http://www.iransoccer.ir/article-topic-2.html)http://up.iranblog.com/3/1257828794.jpg
اهل کاشانم/روزگارم بد نیست/
تکه نانی دارم/سر سوزن رویی/
من مسلمانم/قبله ام پرچم سرخ/
روی پیشانی من داغِ صلاتِ ظهر است
داغِ پررنگِ نماز و مُهر است
پدرم وقتی مُرد!/پاسبانها همه تاجی بودند
رَپی و خوشگل و( باربی) کم بود
مانکن ها همه باجی بودند
عصرِ هیپی ها بود!
شهرمان بی مترو, کوچه هامان تنگ بود در کجای این شهر, این همه بوی حشیش و بنگ بود؟
پدرم وقتی بود/ عصرِ دلگیرِ ستمشاهی بود/کاغذِ کاهی بود/تاج, شش تایی بود!
عصرِ آبدوغ و سیراب شیردان بود
جگرک ارزان بود
انقلاب و خبر ِ خوبِ کشاورزان بود!
مرد, دنبالِ سَر و همسر بود
عصرِ (فردین) و غمِ (قیصر) بود
قصه ی گمشده ی عاشقی و معشوقی
جامِ آرژانتین و (ممد بوقی)
تویِ فوتبال , بسی یَِل بودیم
با عربها کجا درپیِ کَل کَل بودیم؟
سرِمان بر تنمان می ارزید
عرب و زرد از این نامِ گران می لرزید
عصرِ سرخاب و سفیداب و مش و ماتیک بود
عشقها آنتیک بود
رازها بود میانِ دلمان
آبروداریِ مردم, خودش تاکتیک بود
داریوش و غم و بویِ گندم
گوگوش و هلهله هایِ مردم
عصرِ آوازکِ کوچه باغی
عصرِ مردانِ سیبیل چخماقی
جاهلی, الواتی
مستی و عربده جویی و پُزِ عشاقی
درکِ مردم کم بود!!!!
بی وفایی سَم بود
غمِ همسایه, غمِ بیگانه
دغدغه ها و غمِ عالم بود
(شهرِنو) بود و طرفدارانش
(شعرِنو)آمدو حامیانش
عصرِ اشرافی و بی دردان بود!!
نفتمان ارزان بود!
صحبت از داغ و شکنجه, خطر و زندان بود!
پدرم وقتی مُرد
تاج, شیش تا میخورد/آسیا را می برد!
داورِ بد, هدفِ شیرِ سماور می شد
لایقِ اِگزوزِ دردآورِ خاور می شد!
صحبت از تانک نبود, فشفشه در کار نبود
باختِ فرمایشی و توصیه در کار نبود
این همه زندان و کمپِ تازه تاسیس نبود
اینهمه قاچاق و درد و رنجِ ترخیص نبود
آبِ کشمش همه جا بود و گِلاس و شامپاین
عرقِ سگی و قلابی و ساندیس نبود
ماهرویان همه جا , اما ماهواره نبود
صحبت از (اِل سی دی) و دیسکت و موشواره نبود
انتقادِ بیخودی اینهمه آزاد نبود!
شهر, ویرانه سرا, دهکده, آباد نبود
حلب آباد شده بود خودش شهره ی شهر
تونلِ مترونبود و برجِ میلاد نبود
(قُل قُلی)آمدو جورِ سیخ و وافور کشید
شیشه و پایپ نبود, اینهمه معتاد نبود
شبِ جمعه ها برای قلیون و تلخکِ ناب
اینهمه وِلوِله در کویِ فرحزاد نبود
چاپیدن بود و بخور بخور برای رفقا
اسکله و قاچاق و منطقه آزاد نبود
اهل کاشانم
من همان مردِ امینِ شهرم
با دورنگی قهرم
پدرم وقتی مُرد
آرزوهایش را
با غم و حسرت بُرد
نتوانست ببیند پسرِ خندانش/قاریِ قرآنش/ تیمِ قهرمانش/ امپراطورو همه مردانش
شهرِ تهران و شورا و خردمندانش!/ این کلانشهر و شبِ تابانش
ازدحام و همه (راه بندانش)
رَجُلِ با نمک و خندانش/ اِوین و زندانش/
تره بار و (وَنک) و میدانش/صفِ بیکارانش
برجِ آزادی و مهمانانش/شب و ولگردانش/عابرانِ گُم و سرگردانش
تیمِ فوتبال ِ هنرمندانش
پرسپولیس و همه ی یارانش/ دوستدارانِ علی سلطانش
تیم آبی و هوادارانش
ژنرال و کت و شلوارهای ناصرخانش...
پدرم وقتی بود, پاسبانها همه شاعربودند
پدرم وقتی رفت, پاسبانها همه تاجر بودند
اهل کاشانم
اما,,, بچه یِ تهرانم
روزگارم بد نیست.
zamara
05-07-2010, 10:17 PM
جبران غيبت! مشاعره
مشاعره واعظ آشتياني و امير قلعهنويي به مراحل حساس خود نزديك ميشود. اين دو گل نوشكفته كه دوران شيرين نوجواني را ظاهرا سپري كردهاند، پس از پشت سر گذاشتن ديگر رقبا به مراحل پاياني مشاعره رسيدهاند. امير قلعهنويي در بند اول گفت: «اسم اين ليگ رو بذاريد پاكستان.» و واعظ جواب داد: «چرا پاكستان؟ هندوستان!»
قلعهنويي: «يك زن كردي بستان.»
واعظ: نون و پنير آورديم، دخترتون رو برديم.»
قلعهنويي: ماه در بياد كه چي بشه، ميخواد اسير كي بشه؟»
واعظ: هوار هوار، يا هوار، يارم ميآيه...»
قلعهنويي: حبيبي نورالعين... حبيبي...»
واعظ: آقاي داور اشتباه خوندن، بايد با او «ح» ميخوند.
داور: به نظر شما اين تنها ايراد اين آهنگ بود؟
واعظ: خب... چي بگم وا...؛ آهان، نورنش هم زياد بود. اين آقا داره اسراف ميكنه!»
جبران غيبت!
رضا شاهرودي، بازيكن محبوب پرسپوليسيها به جبران چند سال غيبت در فوتبال ايران كه با غيبت توام وي روي جلد روزنامهها همراه بود، شيوه جديدي را براي لباس مربيگرياش انتخاب كرده است. شاهرودي ابتدا قصد تاديب و فلك كردن حسين عبدي، كاپيتان سالهاي نه چندان دور خودش و پرسپوليس را داشت كه چون سرش شلوغ بود، اين كار پيش پا افتاده را به دايي سپرد.
شاهرودي سپس به عبدي يادآوري كرد كه عكسهايش در روزنامهها چقدر ريز چاپ ميشد و چقدر بدبخت بوده و داشته معتاد ميشده و او عبدي را از توي پاركها جمع كرد و فوتباليست كرد!
رضا مالديني حتما قبول ميكند كه اگر حسين عبدي يك مقداري بيشتر مو داشت، كمتر از او روي جلد نميرفت. از ديگر افشاگريهاي شاهرودي، ركوردداري هو شدن توسط علي دايي بود كه گويا از اين موضوع به نفع خودش استفاده كرده است و قصد داشته دايي را ضايع كند، فارغ از اينكه دايي از هر نوع ركوردي كه به نام او ثبت شود استقبال ميكند و آن را مغتنم ميشمارد.
آن مرد رفت!
آن مرد رفت. آن مرد زير آفتاب رفت. آن مرد از شيلات هم رفت. آن مرد از كجاها كه نرفت! محمد عليآبادي پس از ناكام ماندن در رسيدن به وزارتخانه، در كسب سمتي چون رياست دفتر احمدينژاد هم توفيقي به دست نياورد، تا رييس دولت مجبور شود براي عليآبادي يك دفتر چهل برگ بخرد تا بتواند بر آن رياست كند. عليآبادي نااميد نشد و سپس به دنبال كار سر از شيلات درآورد. در شيلات پس از گرفتن يك سري تصميمات از كار مستعفي شد؛ گويا دستور داده بود در دريا ساخت و ساز شود كه اين تصميم ظاهرا با آسفالت كردن دريا همراه شد و ماهيها خيلي براي ادامه حيات راحت نبودند. در ادامه، ماكيان و ماهيها طي طوماري خواستار بيپدري شدند! علي آبادي قصد دارد طي روزهاي آينده با مطالعه نيازمنديهاي همشهري بخت خود را براي تصديگري يك شغل آبرومند امتحان كند. از مشكلاتي كه در اين بين وجود دارد ميتوان به عدم تسلط عليآبادي به زبان انگليسي، تايپ و همچنين مذكر بودن اشاره كرد، كه البته حل اين مشكلات نياز به كمي ممارست دارد!
Ahmad.taj
06-14-2010, 03:45 PM
http://www.free2upload.com/images/34566022562372164806.jpg
ارغوان رضایی تنیسور زن که اسم اش خوب و قابل پخش است اما تصویرش از تلویزیون خودمان قابل پخش نیست، در مصاحبه ای گفته است :" وقتی که 11 ساله بودم و تیم ملی ایران برای شرکت در رقابت های جام جهانی به ایسن ژو آمده بود، هر روز با پدرم مسافتی 45 کیلومتر را طی می کردیم تا خودمان را به کمپ تیم ملی برسانیم. از آنجایی که علاقه زیادی به تیم ملی ایران داشتم تک تک جام های خود را به علی دایی، خداداد عزیزی و کریم باقری به عنوان نمایندگان مردم ایران هدیه کردم."
ما در اینجا ضمن تشکر از خواهر رضایی ( اینجوری قابل پخش است، هم اسمش هم خودش کلاً!) می خواستیم بگوئیم شما که اینقدر عاشق نماینده های مردم ایران هستید خب تشریف بیارید ایران، برای تیم ملی خودمان بازی کنید، این عشق های از راه دور که خرج ندارد، بیائید اینجا خیلی حال میده ها!
محض استحضار شما عرض شود که استقلال تهران یک بازیکن دارد به اسم امیر آبادی که مرد می باشد و به زور ریش و سبیل در 26 سالگی 18 ساله نشان می دهد، همین بنده خدا به جرم داشتن چند تار مو روی صورتش اش یا موتور سواری رسماً پوست اش را کندند و تویش کاه ریختند و تاکسیدرمی اش را گذاشتند توی موزه فدراسیون برای عبرت باقی دوستان! چرا؟ چون اینجا خیلی حال میده ها!!
خواهر رضایی! شما همان فرانسه بمانید و حال اش را ببرید،اینجا بیائید با آن اخلاق فرانسوی تان شاید باید سبیل بذارید و تنیس بازی کنید! عرق ملی و حرص و جوش و ناخن جویدن و اعصاب خردکنی اینجا را بگذارید برای ما، شما یه وقت از این همه وطن پرستی خدای نکرده اذیت می شید ها!
* * *
احسان محمدی
«تکل سوم»
Ahmad.taj
06-16-2010, 02:11 PM
http://www.free2upload.com/images/39744088279739368603.jpg
آرش برهانی مهاجمی که بعضی اوقات به چشم و چراغ دروازه بان ها و تیم های حریف تبدیل می شود! قرادادش را با استقلال تمدید کرد، این در حالیست که گفته می شد او قرار است به ترکیه برود( آنتالیا نه!) فکر می کنید چرا آرش به فوتبال خارج از کشور نرفت؟
1- فتح الله زاده( بمب افکن سابق) تا آرش رو دیده گفته: آرش بی تو سردمه ای عشق من! .... آرش تو مال منی ای عشق من!
2- کجا بهتر از اینجا؟ گل نمی زنی، پولت رو کامل می گیری بعد از رو سکوها هم صدات می زنن آرش آقای گل!!
3- پرسپولیسی ها و سپاهانی ها زیرآب زنی کردن که آرش بمونه تو استقلال و جایی نره!
4- نه خدا وکیلی کجا بهتر از اینجا؟!
با همه این حرف ها من آرش برهانی را دوست دارم، بلا مرده حد وسط ندارد، یا می زند می ترکاند از اساس، یا یکپایش را می گذارد این ور اعصاب آدم، یکپایش را آنور اعصاب آدم و کلاً دیگه...!! یادش به خیر زمانی که تازه توی پاس چهره شده بود، مقابل پرسپولیس آنقدر علی انصاریان را دریبل زد که انصاریان مغزش رگ به رگ شد و با لگد گذاشت توی شکم بچه ام آرش!
ضرب المثل مربوطه: طرف رو تو تیم ملی مالدیو راه نمی دادن می گفت مگه مورینیو بیفته به پام برم رئال!
* * *
«تکل سوم»
Ahmad.taj
06-18-2010, 10:15 PM
این روزها بعد از دیدن هر بازی از جام جهانی تا چند ساعت آدم فکر می کند یک خرمگس گنده که تازه از روی یک چیز بدبو بلند شده رفته و توی جمجمه ات دارد تمرین پرواز می کند! این چیزی نیست جز صدای نکره آن شیپورهای ضدحال آفریقایی که اسم ضایع شان ووزلا است!
اعصاب همه را خراب کرده است، این آفریقایی ها کارهای عجیبی می کنند مثلاً طرف بر می دارد یک حلقه بسکتبال را از دماغش آویزان می کند بعد به شدت هم احساس خودخوشگل بینی بهش دست می دهد!
بهرحال ما خیلی با خودش فکر کرد که این ووزلا تفاوت اش با شیر سماور و اگزوز خاور که دو قطعه ای هستند که در ورزشگاه های ما به شدت از آنها استفاده می شود چیست؟
- شیر سماور کوتاه است، اما ووزلا دراز است درست مثل اگزوز خاور!
- شیر سماور و اگزوز خاور استفاده موردی دارند ولی ووزلا کلاً استفاده می شود!
- شیر سماور و اگزوز خاور مشمول منشور اخلاقی می شوند اما فیفا هم ووزلا را تائید کرد!
- صدای ووزلا را می شود کم کرد اما شیر سماور و اگزوز خاور سایزشان ثابت است!
- ووزلا باعث می شود گوش شما درد بگیرد، اما شیر سماور و اگزوز خاور باعث می شود .....بله! بله! باز هم گوش شما درد بگیرد!!!
- توی ووزلا فوت می کنند اما با شیر سماور و اگزوز خاور یک کار دیگر می کنند!
- با فرهنگ سازی می شود به جای استفاده از شیر سماور و اگزوز خاور گفت : "عزیزم!دقت کن، دقت کن"! اما با ووزلا هیچ کاری نمی شود کرد!
- وووزلا و شیر سماور و اگزوز خاور هر سه جانسوزند اما این کجا و آن کجا!!
* * *
احسان محمدی
«تکل سوم»
Ahmad.taj
07-06-2010, 02:14 PM
حسین کعبی یک اعجوبه است، او در سی سالگی هنوز شناسنامه اش می گوید حسین ما شانزده سالش است، کار خدا را می بینید؟!
کعبی که یکی از پیشکسوتان عرصه با دس پس می زنی با پا پیش می کشی، دل دیوونه رو به آتیش میکشی است، گفته است؛ استقلالی ها با من صحبت کردند، نمی توانم دروغ بگویم. من و خانواده ام همیشه طرفدار استقلال بوده ایم، در فوتبال حرفه ای این صحبت ها جایی ندارد و هر جا که پول بهتری بدهد بازیکن همان تیم را انتخاب می کند.
به زبان دیگر اگر شما به اندازه کافی پول داشته باشید می توانید به حسین کعبی بدهید، او برایتان خرید می کند، بچه تان را می برد مهد کودک، راننده شخصی تان هم می شود، خب مگه چیش از سالوادر کمتره؟!
می گویند خبرنگاری با هیجان از یک بنده خدایی که همراه یک گروه کوهنوردی اورست را فتح کرده بود پرسید: انگیزه شما از فتح اورست چه بود؟ مرد گفت:
- من انگیزه منگیزه حالیم نیست، هر جا بار بخوره می رم!
حالا حسین کعبی که هر سال در یک باشگاه بازی می کند صادقانه حرف آن مرد را تائید کرد، شما به جای "بار" بخوانید؛ "پول"!
یادش به خیر همین کعبی بعد از بازی پرسپولیس مقابل سپاهان و قهرمانی قرمزها در لیگ، رفته بود روی تیر دروازه و حرکات موزون می کرد هر چه به او می گفتن حسین! بیا پائین یه وقت می افتی اخ می شی! می گفت ولم کنید! من پرسپولیسی متعصبم!! افتادم که افتادم، به شست پام که افتادم، من عاشق پرسپولیسم، بذارید بیفتم همه بدونن خونم قرمزه!
در راستای همین تعصب قرمزانه، فصل بعد کعبی از پرسپولیس رفت و مسئولان این تیم را به خاطر تاخیر در پرداخت مبلغی از قرارداد به دادگاه کشاند، باز خوب شد کعبی فقط شکایت کرد و اسید نپاشید رو پرسپولیس!!
* * *
احسان محمدی
«تکل سوم»
Karim
07-06-2010, 06:37 PM
اهلِ کاشانم http://www.iransoccer.ir/themes/icgstation/forums/images/spacer.gif http://www.iransoccer.ir/images/topics/perspolis_logo.gif (http://www.iransoccer.ir/article-topic-2.html)http://up.iranblog.com/3/1257828794.jpg
اهل کاشانم/روزگارم بد نیست/
تکه نانی دارم/سر سوزن رویی/
من مسلمانم/قبله ام پرچم سرخ/
روی پیشانی من داغِ صلاتِ ظهر است
داغِ پررنگِ نماز و مُهر است
پدرم وقتی مُرد!/پاسبانها همه تاجی بودند
رَپی و خوشگل و( باربی) کم بود
مانکن ها همه باجی بودند
عصرِ هیپی ها بود!
شهرمان بی مترو, کوچه هامان تنگ بود در کجای این شهر, این همه بوی حشیش و بنگ بود؟
پدرم وقتی بود/ عصرِ دلگیرِ ستمشاهی بود/کاغذِ کاهی بود/تاج, شش تایی بود!
عصرِ آبدوغ و سیراب شیردان بود
جگرک ارزان بود
انقلاب و خبر ِ خوبِ کشاورزان بود!
مرد, دنبالِ سَر و همسر بود
عصرِ (فردین) و غمِ (قیصر) بود
قصه ی گمشده ی عاشقی و معشوقی
جامِ آرژانتین و (ممد بوقی)
تویِ فوتبال , بسی یَِل بودیم
با عربها کجا درپیِ کَل کَل بودیم؟
سرِمان بر تنمان می ارزید
عرب و زرد از این نامِ گران می لرزید
عصرِ سرخاب و سفیداب و مش و ماتیک بود
عشقها آنتیک بود
رازها بود میانِ دلمان
آبروداریِ مردم, خودش تاکتیک بود
داریوش و غم و بویِ گندم
گوگوش و هلهله هایِ مردم
عصرِ آوازکِ کوچه باغی
عصرِ مردانِ سیبیل چخماقی
جاهلی, الواتی
مستی و عربده جویی و پُزِ عشاقی
درکِ مردم کم بود!!!!
بی وفایی سَم بود
غمِ همسایه, غمِ بیگانه
دغدغه ها و غمِ عالم بود
(شهرِنو) بود و طرفدارانش
(شعرِنو)آمدو حامیانش
عصرِ اشرافی و بی دردان بود!!
نفتمان ارزان بود!
صحبت از داغ و شکنجه, خطر و زندان بود!
پدرم وقتی مُرد
تاج, شیش تا میخورد/آسیا را می برد!
داورِ بد, هدفِ شیرِ سماور می شد
لایقِ اِگزوزِ دردآورِ خاور می شد!
صحبت از تانک نبود, فشفشه در کار نبود
باختِ فرمایشی و توصیه در کار نبود
این همه زندان و کمپِ تازه تاسیس نبود
اینهمه قاچاق و درد و رنجِ ترخیص نبود
آبِ کشمش همه جا بود و گِلاس و شامپاین
عرقِ سگی و قلابی و ساندیس نبود
ماهرویان همه جا , اما ماهواره نبود
صحبت از (اِل سی دی) و دیسکت و موشواره نبود
انتقادِ بیخودی اینهمه آزاد نبود!
شهر, ویرانه سرا, دهکده, آباد نبود
حلب آباد شده بود خودش شهره ی شهر
تونلِ مترونبود و برجِ میلاد نبود
(قُل قُلی)آمدو جورِ سیخ و وافور کشید
شیشه و پایپ نبود, اینهمه معتاد نبود
شبِ جمعه ها برای قلیون و تلخکِ ناب
اینهمه وِلوِله در کویِ فرحزاد نبود
چاپیدن بود و بخور بخور برای رفقا
اسکله و قاچاق و منطقه آزاد نبود
اهل کاشانم
من همان مردِ امینِ شهرم
با دورنگی قهرم
پدرم وقتی مُرد
آرزوهایش را
با غم و حسرت بُرد
نتوانست ببیند پسرِ خندانش/قاریِ قرآنش/ تیمِ قهرمانش/ امپراطورو همه مردانش
شهرِ تهران و شورا و خردمندانش!/ این کلانشهر و شبِ تابانش
ازدحام و همه (راه بندانش)
رَجُلِ با نمک و خندانش/ اِوین و زندانش/
تره بار و (وَنک) و میدانش/صفِ بیکارانش
برجِ آزادی و مهمانانش/شب و ولگردانش/عابرانِ گُم و سرگردانش
تیمِ فوتبال ِ هنرمندانش
پرسپولیس و همه ی یارانش/ دوستدارانِ علی سلطانش
تیم آبی و هوادارانش
ژنرال و کت و شلوارهای ناصرخانش...
پدرم وقتی بود, پاسبانها همه شاعربودند
پدرم وقتی رفت, پاسبانها همه تاجر بودند
اهل کاشانم
اما,,, بچه یِ تهرانم
روزگارم بد نیست.
بد نیست دوستان بدونند شاعر این شعر 2بار برای چنین نوشته هایی به بازداشتگاه اوین تشریف بردند.
Ahmad.taj
07-07-2010, 02:41 PM
http://www.free2upload.com/images/76453904241763651283.jpg
این روزها یک هشت پا رسماً دنیا را با پیش بینی هایش سرکار گذاشته است، یعنی جوری شده که مربیان و بازیکن ها به جای آنالیز بازی رقیبان و کارهای تاکتیکی از هم می پرسند: هشت پا چی گفته؟ نظر ایشان چه می باشد؟! تمرین کنیم چه فایده داره؟!!
حالا تصور کنید این هشت پا بخواهد بازی ها لیگ ایران را پیش بینی کند:
* بازی پرسپولیس - استقلال:
هشت پا می رود توی جعبه پرسپولیس، ولی بازی مساوی می شود.
بازی بعد می رود توی جعبه استقلال، ولی بازی مساوی می شود.
بازی بعد شش تا پایش را می گذارد توی جعبه استقلال، دو پایش توی جعبه پرسپولیس ولی بازی مساوی می شود.
بازی بعد هشت پا رسماً کم می آورد و می میرد، ولی بازی مساوی می شود!
*بازی استیل آذین با هر تیم دیگر!
هشت پا می رود توی جعبه تیم رقیب ولی استیل آذین برنده می شود.
هشت پا این بار گوشی دست اش است،نگاهی به جیب هدایتی می اندازد، از آن به
بعد همه پیش بینی هایش درست می شود!
*بازی سپاهان – استقلال
هشت پا ترجیح می دهد بمیرد ولی این بازی را پیش بینی نکند!
* * *
احسان محمدی
«تکل سوم»
Ahmad.taj
07-13-2010, 03:39 PM
اصولاً هر کدام از ما در زندگی اش در مورد اینکه فضولی چیز بدی است و ممکن است در صورت حضور در یک شهر مشهور چیز بدی هم نثار آدم فضول کنند حرف زده ایم، اما لذتی که در فضولی هست در عفو نیست!
بعد از اینکه آندریاس اینیستا در دقیقه 116 گل قهرمانی تیم ملی اسپانیا در جام جهانی 2010 را به ثمر رساند پیراهن اش را بالا زد، ما خیلی سعی کردیم بفهمیم آنجا چی نوشته ولی از آنجائیکه اسپانیایی حرف زدن ما در حد چینی صحبت کردن شماست، چیزی نفهمیدیم.
حالا تصور کنید که در لیگ ما هم بعضی بازیکنان بعد از گلزنی بخواهند مثل اینیستا چیزی که زیر لباسشان نوشته شده را نشان دهند:
- حسن سر رات یه دبه ماست بگیر ببر بده دست ننه ات!
- آقای مدیرعامل! چک ام نقد نشه، دهنت سرویسه!
- حسن شلغم! گُل رو حال کردی؟!
- شهر ما خانه ما! ( سر ساعت نه زباله ها رو بذارید دم در! )
- فرنگیس! تولدت مبارک! ذلیلتم!
- همه چی آرومه، من چقد خوشحالم..!
- حراج با سی درصد تخفیف! لباس زیر بچه موجود است!
توضیح با کلاس: روی لباس اینیستا نوشته بود Dani Jarque siempre con nosotros " که به این معنی است: "دنی خارکه همیشه با ماست. " خارکه، مدافع تیم اسپانیول قبل از یک بازی پیش از فصل در ایتالیا در سال 2009 بر اثر حمله قلبی جان باخت. او هرگز هم باشگاهی اینیستا نبود اما هر 2 در یک سال در آستانه ورود به تیم ملی اسپانیا بودند.
* * *
احسان محمدی
«تکل سوم»
Ahmad.taj
07-18-2010, 05:29 PM
مظلومی: برهانی مشکل روحی دارد!
اصولاً این روزها دو جور شرایط بد است، یکی شرایط بحرانی، یکی شرایط برهانی! حالا اینکه شرایط برهانی بحرانی شده، داستان مبارک است که خوشگل بود آبله هم گرفت!!
آرش برهانی در نوع خودش یک سوژه تمام عیار است، از یکطرف می شود فیلمی از گل هایی که او نزد و در نتیجه پاس و استقلال را به خاک سیاه نشاند پخش کرد و دو بامبی توی سرکوبید که آخه این مملکته داریم که آرش برهانی بشه ستاره اش؟ از یک طرف دیگر می شود فیلمی از گل هایی که او زد و در نتیجه پاس و استقلال قهرمان لیگ برتر شدند را پخش کرد و بشکن زد که ساقه و برگ و ریشه هیچکی برهانی نمیشه!
حالا هم دکتر پرویز مظلومی بعد از ویزیت آرش گفته او مشکل روحی دارد! یعنی چی اونوقت؟ مگه شواین اشتاینگره که مشکل روحی داشته باشه؟ این آرش برهانیه که یه بار جوری علی انصاریان رو دریبل زد که مغز انصاریان رگ به رگ شد
! حالا یعنی آرش زده به سیم آخر؟ دیوونه شد دیوونه؟
بی ربط: تیم ملی ایران با تیم وا...شاش! ببخشید! واشاش مجارستان بازی دوستانه کرد، قحط تیم بود با این اسم ضایعش؟! جام جهانی 2002 هم تیم ملی ترکیه یه حسن داشت که گزارشگرها شش تا نقطه فامیلی اش رو برداشتند شد حسن ساس! خب اسم این تیم رو هم می ذاشتن واساس!
* * *
احسان محمدی
«تکل سوم»
Ahmad.taj
07-21-2010, 02:48 PM
محسن خلیلی که به مدت 24 ساعت بازیکن تیم صنعت نفت آبادان بود با یک چشمک ناقابل به استیل آذین پیوست.
یکی از مدیران تیم آبادانی گفت: خلیلی گفت آبادان خیلی گرم است!
یعنی آقا محسن ما انتظار داشته در این فصل سال از آسمان آبادان فالوده بستنی بریزد پائین؟ از کرامات شیخ ما این است که شیره را خوردند و فرمودند شیرین است! تازه آبادان این همه خوبی داشت محسن ندید و گیر سه پیچ آنگولایی داد به گرمای هوا؟ آبادان شهر وفا! آبادان برزیلته!
محسن خلیلی چه بی قراره، عاشق شده و خبر نداره! این همه مدرک کافی نیست؟ قربانش بروم جوری حرف می زند انگار همین دیشب از ونکوور کانادا یییهو پرت شده وسط ایران! آخه وقتی شاعر می فرماید آبادان، اهواز، مسجد سلیمان، کجایی یار بندر! معلوم است که اشاره مستقیم به محسن خلیلی دارد، او جای بدی نیست، همین که استیل آذینی ها به او چشمک زدند و هدایتی را دید گفت: وای چه آقای مهربونی! بپرم تو بغلش! و پرید خلاص!
جوک مربوطه : داروخانه، آقا میخ دارید! ای... تو داروخانه ای که میخ نداره!
حرف اضافه : داداش! می خوای بری استیل آذین کارت رو بکن، دیگه بهانه نیار!
* * *
احسان محمدی
«تکل سوم»
Hojat
07-30-2010, 09:38 PM
وقتی یک ایرانی سرمربی تیم ملی اسپانیا می شود!
تیم ملی اسپانیا مقابل سوئیس باخت، قطعاً دل بوسکه که سبیل هایش خیلی باحال است دلایلی برای این شکست دارد
تكل سوم - ولی اگر یک مربی ایرانی روی نیمکت تیم اسپانیا بود بعد از شکست چه می گفت:
* امیر قلعه نوئی: پازل تاکتیکی ما خوب بود، در نیمه دوم روی ساختار دفاعی کار کردم و کل یوم تیم را 360 درجه تغییر دادم بینی بین اللهی آنالیزرامون بازی اونا رو قبلاً آنالیزور کرده بودن، ولی اونا رو یه حمله نصفه نیمه گل زدن، فوتبال همینه دیگه! البته یه دستایی تو کار بود که ما شکست بخوریم ولی من همه رو واگذار می کنم به اون بالایی که جای حق نشسته!
* علی دائی: خیلی ببخشید...عذر می خوام شما به این می گید فوتبال؟! نه عزیزم... ببخشید ...خیلی عذر می خوام، ما نباختیم، سوئیس بُرد، به کسی هم ربطی نداره!
* فیروز کریمی: من امروز کت شانسم رو نپوشیدم، مربی سوئیس هم اسمش هیتسفیلده، میتسفیلده، این اصالتاً بچه محل ماست، با هم تیله بازی می کردیم تو بچگی، قبل از بازی گفت فیروز روت رو کم می کنم، بهش گفتم برو جلو بوق بزن! ولی به جاش دنده عقب اومد از رو ما رد شد باختیم، به نظرم باید فیفا ایشون رو بفرسته کلاس راهنمایی رانندگی! من حیث المجموع ما باختیم!
* غلامحسین پیروانی: بضاعت تیم ما در همین حده، بودجه نداریم، امکانات نداریم، مهرزاد معدنچی نداریم، تیم جوونه، من خواستم علیزاده رو بکنم تو، دیدم اصلاً تو لیست 18 نفره نیست! اما خدا وکیلی سوئیس هم خوب بازی کرد، ما هم می تونستیم ببریم، اونا هم می تونستن ببرن که بُردن، مبارکشون باشه! شاعر در این مورد می گوید:
سعدیا مرد نفوذ دار نمیرد هرگز مُرده آن است که حرفش به ریالی نخرند!
* افشین قطبی: ما محشر بودیم، با قلب شیر اومدیم تو زمین، چهار دقیقه بین المللی بازی کردیم. وقتی تورس از داگ هوس اومد بیرون من فکر می کردم می تونه نتیجه رو چینج کنه ولی نشد، من داشتم کریزی می شدم، شما چی بهش می گین؟ اوه! بله! دیوونه دیوونه! دیوونه شو، دیوونه!!
* اکبر میثاقیان: چیزی نمی گفت، به جایش با بطری آب معدنی کاسیاس و پیکه را توی زمین دنبال می کرد که کتکشان بزند و شوک وارد کند برای بازی های بعد!
zamara
09-06-2010, 09:52 PM
توقعات بيجا!
روزگار بدي شده؛ در حالي كه تيمهاي ليگبرتري انگليس به پوند براي آندرانيك تيموريان پول ميدادند تا فقط اسمش بالا سر تيم باشد و غريبهها بدانند اين تيم مرد دارد، حالا اينجا از او توقع دارند در ليگ -رويمان به ديوار- برتر خودمان بازي هم بكند! يك عمر آندو روي سكوهاي ورزشگاههاي انگليس مثل شاهزادهها خورد و خوابيد و از آنجا براي ساير بازيكنان تيمش آرزوي موفقيت كرد، حالا بايد براي شما بدود با اين حالش؟! آن هم با چه مبلغي؟ 800ميليون تومان براي ادامه فصل! اين پول كفاف تا آخر فصل تابستان آندو را هم نميدهد، چه برسد به يك فصل فوتبالي.
تيموريان پس از اينكه اين پيشنهاد را شنيد، روزي را به مسئولان باشگاه يادآوري كرد كه براي آخرين بار پيشنهاد بازي كردن را شنيده بود. آندو غروب همان روز از كشور متواري شده و در خارج بهصورت كنترات وظيفه مراقبت و محافظت از سكوها را بهعهده گرفت.
كميته انضباطي آنلاين
با افتتاح وبسايت شخصي قاضي شريفي اولين كميته انضباطي آنلاين جهان آغاز به كار كرد و شما ميتوانيد مثلا وقتي مشكلي در خانوادهتان پيش ميآيد و نميدانيد چه مجازاتي بايد براي متخلف درنظر بگيريد، بلافاصله به اين وبسايت مراجعه و با مطرح كردن موضوع، راي كميته انضباطي را در حداقل زمان دريافت كنيد. مثلا پدري براي قاضي شريفي نوشته: «روز گذشته بهرغم حال مزاجي نابساماني كه داشتم قبل از بازگشت پسرم از دانشگاه به خانه مقداري دمپختك درست كردم تا او جاي خالي مادر خدابيامرزش را احساس نكند. پسرم پس از رسيدن به خانه نگاهي به محتويات قابلمه انداخت و بعد به اتاقش رفت و در را از پشت قفل كرد. هر چه براي ناهار صدايش كردم، نيامد. متاسفانه عصباني شدم و با لگد در را شكستم. باور كنيد خيلي براي آن دمپختك زحمت كشيده بودم. پسرم با بغض گفت: «من دمپختك نميخورم». گفتم: «بيجا ميكني». گفت: «آخه كدوم آدم عاقلي توي دمپختك لوبيا قرمز ميريزه». عصباني شدم و به سمتش رفتم، اما او مرا هل داد...» و اما حكم آنلاين كميته انضباطي: «پسر بهدليل بدخلقي و بياحترامي به پدر و دمپختك 250هزار تومان جريمه به علاوه 6ماه محروميت از خوردن باقاليپلو با ماهيچه. پدر بهدليل تحريف مواد تشكيلدهنده دمپختك محكوم به خوردن تمام غذاي تهيه شده به علاوه درج در پرونده». اين پدر دلشكسته از راي كميته انضباطي به كميته استيناف شكايت كرده است.
کبد به دست
بازيكنان استفلال تقريبا هيچوقت اينقدر گوش به فرمان و تحت امر علي فتحا...زاده نبودند. سرپرست باشگاه قبل از بازي با سپاهان گفته بود بازيكن استقلال بايد داخل زمين خون بالا بياورد و آرش برهاني هم كه اولين بار با اصرار فتحا...زاده كنار پيراهن آبي عكس يادگاري انداخت بلافاصله درخواست حاجي را اجابت كرد. فقط ايراد كار اينجا بود كه برهاني بد موقعي خون بالا آورد. قبل از گل چهارم استقلال، درست زماني كه توپ روي خط دروازه سپاهان جلوي پاي برهاني افتاد او ناگهان خون بالا آورد و بايد خدا را شكر كند كه رضا عنايتي دستمال به دست در صحنه حاضر شد و آثار اين صحنه مشمئزكننده را پاك كرد. البته در صحنههاي آهسته از زواياي مختلف اثري از خون ديده نشد اما اساسا بشر وقتي نميتواند توپ را از روي خط گل وارد دروازه كند خون بالا ميآورد و دليل ديگري وجود ندارد. هر چه كه بود درخواست علي فتحا...زاده اجابت شد و او حالا ميتواند به تيمش افتخار كند. حاجي چنان در قلب استقلاليها نفوذ كرده كه اگر همين امروز در مصاحبهاي بگويد: «بازيكن استقلال بايد سرطان كبد داشته باشد»، فردا همه بازيكنان كبد به دست جلوي در باشگاه صف ميكشند.
Ahmad.taj
09-14-2010, 08:59 PM
http://zata1.persiangig.com/Mokhtalef/044.jpg
مطبوعات دیوار کوتاهی دارند، یعنی حتی بچهگربهها هم میتوانند از روی آن بپرند، با آنکه قلم توی دست ماست اما زور در بازوی دیگران است!
آقای x : مطبوعات نباید در مورد مشکلات حاشیهای و اختلافات داخلی تیمها بنویسند.
آقای y : مطبوعات نباید قبل از مسابقه به نقد تیمها بپردازند چون باعث افت روحیه بازیکنان میشود.
آقای z : مطبوعات حق اظهارنظر فنی ندارند این امر تنها در حیطه اختیارات سرمربی تیم است.
آقای w : پرداختن به مشکلات مالی باشگاهها کاری شایسته رسانهها نیست.
آقای k : رسانهها و مطبوعات نباید از تیم ما تعریف کنند چون باعث غرور بازیکنان میشود و توقعات غیرواقعی ایجاد میشود.
آقایn : اینکه بازیکن ما فلان خبرنگار را قیمه قیمه کرده است نباید تیتر روزنامهها شود چون موضوع خصوصی است.
آقای h : مطبوعات نباید باخت تیم ما را بزرگ کنند، باختیم که باختیم به... که باختیم!
آقای r : تغییر و تحول فلهای مدیران باشگاهها ربطی به مطبوعات ندارد، فقط به من و مامانم اینا ربط دارد!
آقای p : مطبوعات .....
نتیجهگیری سرخپوستی: «روزنامه خوب، روزنامه مُرده است!»
* * *
احسان محمدی
«تکل سوم»
zamara
11-21-2010, 08:22 AM
چه خبر از سونا
ملاقات محرمانه علي فتحا... زاده و امير قلعهنويي همه را نگران كرده است؛ البته اين ملاقات تا پيش از اظهار نظر سرمربي حال حاضر باشگاه سپاهان، يك خبر معمولي و دسته چندم محسوب ميشد اما وقتي اميرخان ميگويد: «موضوع خاصي نبود، حاجي دعوت كرد بروم سونا!».
اين داستان تا حدودي رنگ و بوي مذاکره را به خود گرفت. ميخواهند بروند سونا، آنوقت ميگويند موضوع مهمي نيست.
يك جوري ميگويند موضوع مهمي نيست كه انگار ما تا حالا سونا نرفتهايم. «؟؟ جكوزي موضوع مهمي است؛ ها؟ همه خستگي آدم را همين سونا رفع ميكند، توي همين سوناست كه قرداد ها نهايي مشود، آنوقت سونا مهم نيست؟
لااقل اين حرفها را پيش چهارتا سونا نرفته بزنيد كه ندانند در سونا چه قرار مدار ها ميگذارند، ما خودمان اينكارهايم!
بيچاره پرويز مظلومي که از ان سونا خبر نداشت،ماراهم به ان سونا دعوت کرده بودند مگر ول ميکردند.
بگذريم حالا موضوع بحث ... بيخيال، از اين همه بگذريم!
تقسم سخت
افشين قطبي بازي تيم ملي كشورمان با خودمان (!) را مفيد ارزيابي كرد و اميدوار است در آينده بازهم شاهد چنين رويدادهاي باشكوهي باشد.
اين ديدار كه با پيروزي تيم ملي كشورمان مقابل ديگر تيم كشورمان برگزار شد، در نهايت باعث شد تا، 5 پله ديگر در رنكينگ جهاني فيفا سقوط كنيم.
آدم نميتواند ديگر حتي خودش را هم شكست بدهد. اصلاً چرا به آن تيممان كه در اين ديدار پيروز شد توجه نكرديد؟
ناسلامتي ما در اين ديدار برد هم داشتيمها، كور ميشويد آن را ميديديد؟
بشكند دست افشين قطبي كه نمك ندارد؛ مال پدرمان كه نيست بگذارند بشكند. بدكاري كرد طي يك عمليات انتحاري بازيكنان را به دو قسمت مساوي تقسيم كرد و ثابت كرد اگر بخواهد ميتواند به زبان فارسي بازيكنان را به دو قسم مساوي تقسيم كند؟!
اين تقسيم كردن قطعاً سختترين كاري بود كه قطبي طي مدت حضورش در ايران انجام داده، اما كيست كه قدر بداند؟
بشكند دستت كه نمك ندارد افشين جان... قطع شود...!
محتوا و مفهوم
ايميل ارسالي از سوي فدراسيون نيجريه براي لغو بازي دوستانه با تيم ملي فوتبال كشورمان حاوي پيامهاي مختلفي بود؛ با اينكه آنها تنها نوشتند:
«ما نميآييم. همينه كه هست.»
اما برداشتهاي مختلفي از جملات آنها در كشورمان صورت گرفت. يک مقام مسئول كه بهتر از هركسي از دل اين خارجي خبر دارد گفته:
«منظور نيجريهايها اين بوده كه ما افتخار نداشتيم خدمت برسيم و غلامي شما را بكنيم، شما به بزرگي خودتان ما را ببخشيد. ما اصلاً در حد شما نيستيم بزرگوار؛ بازي با شما سعادتي بود كه ممكنه تا مدتها نصيب ما نشه و ....»،
همان مقام مسئول ادامه داد:
«حتي اين بندههاي خدا گفتند ما دسته جمعي غلط كرديم كه لغو كرديم اما ما سير نشديم و گفتيم شما غلط كرديد.
آنها جواب دادند ما هم كه همين را گفتيم، بعد ديديم حرفشان منطقي است و پربيراه نميگويند، براي همين هم به بزرگي خودمان بخشيديمشان.
حتي اگر دقت كرده باشيد آنها يك جايي در خلال حرفهايشان گفتند همينه كه هست؛ اين جمله در زبان آنها يعني: حالا از اين به بعد با چه رويي توي صورت شما نگاه كنيم؟»
C D E M
11-22-2010, 01:09 AM
هه هه خیییییییییییلی قشنگ بود عمو مرسی!
misagh27
11-24-2010, 01:22 PM
ای ول ایول خیلی باحال بود
zamara
12-14-2010, 09:20 AM
حالا كو تا 2022
با تلاش و كوشش فراوان مسوولين ورزشي و غير ورزشي كشورمان، قطر ميزبان رقابتهاي فوتبال جامجهاني 2022 شد! در حالي كه به دليل كمبود امكانات ورزشي به ما حتي اجازه برگزاري تورنمنتهاي دوستانه و چهارجانبه را در كشورمان نميدهند، نيمچه كشوري چون قطر اين خفت را پذيرفت كه مسابقات معلومالحالي چون جامجهاني در اين كشور برگزار شود.
واقعا اين قطريها چي فكر كردند كه پذيرفتند يك مشت اجنبي با آن حالشان(!) در كشورشان حضور پيدا كنند و اسمشان همه جا بپيچد؟
اگر برگزاري چنين رقابتهايي خوب بود كه ما ميپذيرفتيم، اما متاسفانه به ما اطلاع دادند كه خوب نيست. دليلش هم به هيچكس ربطي ندارد.
اگر باور نميكنيد از آن استاد تاريخ معروف و هميشه حاضر در تلويزيون بپرسيد كه كشورهايي كه تن به چنين ننگي دادند حالا به چه حال و روزي افتادهاند.
باور كنيد خيليهايشان حتي سرما هم خوردند و چند روزي خانهنشين شدند. اصلا از كجا معلوم دنيا تا سال 2022 ادامه داشته باشد؟
اگر قبل از اين تاريخ دنيا به پايان رسيد، آن دنيا با چه رويي توي صورت مردمتان نگاه ميكنيد و اعتراف ميكنيد كه گول خورديد؟
فكر كرديد پول داريد هر چيزي كه دلتان خواست ميتوانيد بخوريد؟ كارد بخوريد كه جلوي چشم ما هر گولي ميخوريد؛ نميگوييد يكي ميبيند، دلش گول ميخواهد؟
پنالتي در شطرنج!
بهرغم انتقاداتي كه از مديريت باشگاه پرسپوليس و تيمهاي مختلف تحت حمايت اين باشگاه ميشود، تيم شطرنج پرسپوليس صدرنشين ليگ اين رشته متفكرانه ورزشي است.
شايد اين موضوع بهخودي خود جالب نباشد اما وقتي ميبينيم شطرنج از معدود رشتههاي ورزشي است كه داور در آن نقش تعيين كنندهاي ندارد و طرفين روي تواناييهاي خود بايد بازي را به پايان ببرند، آنوقت است كه باز هم اين قضيه هيچ جذابيتي ندارد!
البته، هيچ بعيد نيست اين موضوع كه از چشم بعضي از مديران ورزشي پنهان مانده بود مورد مخالفت شديد عنايت و دار و دستهاش قرار بگيرد و آنها اعتراض خود را به چنين روشي كه توانايي داوران در آن ناديده گرفته ميشود، اعلام كنند.
فكرش را بكنيد چقدر مسخره ميشود كه يك نفر بيايد روي توانايياش نتيجه بگيرد. براي همين است كه شطرنج طرفدار ندارد ديگر، وگرنه فكر كردن كه كاري ندارد! تعجب نكنيد اگر مسعود عنايت در يكي از معدود فرودهايش به زمين، با بررسي ابعاد زمين بازي شطرنج، قانون آفسايد، پنالتي و كرنر را براي اين رشته وضع كرد؛ بالاخره اين جذابيتها بايد از يك كانالي ايجاد شود ديگر، پس چه كانالي بهتر از مسعود عنايت؟!
ماشاءا... براي خودش چند تا كانال است، به شرط اينكه بتوانيد او را روي زمين بند كنيد و انگيزهاي برايش ايجاد كنيد، وگرنه از قانون جاذبه و اينجور سوسولبازيها كاري ساخته نيست!
Karim
02-05-2011, 03:27 PM
شوتبال
http://www.irupload.ir/images/00506535190184516887.jpg
- مجری: این درست که تیم ما از این بازیها حذف شد, اما مهمترین دستاورد برای فوتبال ما اینه که مثل 30-40سال پیش از این بازیها درس بگیریم.
حالا تا شروع مسابقه امشب دوست داریم از نظرات کارشناسان محترم برنامه استفاده کنیم. لطفا" بفرمایید,
- کارشناس1: صحبتم رو با این جمله از کارلوس بیلاردو شروع میکنم که بعد از جام جهانی 78آرژانتین به خبرنگاران گفت؛(خیلی خوشحالم)!
- مجری: خوب چه ربطی داره؟
- کارشناس1: شما عجله نکن, من ربطش میدم جیگر!.... برای نسل ما که (امجدیه رو) بودیم مهم این نیست که فوتبال ما الان در چه سطحی قرار داره, برای ما مهم حال و هوای اون روزاست, چه حالی داد 6تایِ 52... البته من اصلا" از رنگِ خاصی حمایت نمیکنم...
- مجری: بَس کن بابا, مخم هنگ کرد...حالا ببینیم نظر مهمان دیگه برنامه چیه؟
- کارشناس2: قبل از هرچیز میخوام بگم که من برای آقای قطبی احترام زیادی قائلم و شخصیت و توانایی فنی ایشون برای من محرز شده و در اون شکی ندارم. و اگر اینجا مطلبی مطرح میشه فقط نظرات کارشناسیه و خدای ناکرده قصد زیراب زدن نداریم... فقط دنبالِ تیم میگردیم, چون میدونیم بعضی تیمها دنبال مربی میگردند... اینو اضافه کنم که فقط بعنوان نفر اول کار میکنم.... در ضمن شیرینی برو بچزِ شبکه سه هم محفوظه.
- مجری: ما که تا الان چیزی از این حرفا گیرمون نیومد. توی این فرصت اندک تا شروع بازی از کارشناسان یه سوال دارم؛ خیلیها معتقدند نباید به قطبی ایراد گرفت. ما به کره باختیم , چون باید قبول کنیم فاصله مون با کُره زیاده... نظر شما چیه؟
- کارشناس1: من هم قبول دارم که با کُره خیلی فاصله داریم. فکر کنم اقلا" 7-8ساعت طول بکشه با طیاره بریم.... با کِشتی که دیگه نگو....
- مجری: خداوکیلی خیلی کارشناسی....... بازی داره شروع میشه...فقط یادتون نره توی مسابقه (اِس اِم اِس)شرکت کنید... جوکِ جدیدِ ترکی, رشتی, اصفهانی, قزوینی و... خلاصه هرچی که فکر میکنید فاز میده برای ما ارسال کنید... دیگه میکروفن رو در اختیار همکار گزارشگرمون قرار میدم....
- گزارشگر: خیلی حیف شد که تیم ما توی این مرحله نیست. .. حالا که تیم ما نتونست به این مرحله بیاد کاش داورمون توی این مرحله بود ودَهن مَهنِ این حریفای آسیایی رو آسفالت میکرد.
بازی تا اینجای کار چنگی به دل نزده... فقط 3-4تا گل داشته, 7-8تا صحنه خطرناک روی دروازه ها دیدیم و 2-3بار هم توپ به تیردروازه خورده... آقای کارشناس نظر شما در رابطه با این نیم ساعت که از بازی گذشته چیه؟
- کارشناس1: یک مربی بزرگِ خارجکی در دهه هفتاد میگه؛(تیمی برنده بازی میشه که بیشتر گل بزنه).
گزارشگر: داداش با شما نبودم... با اون یکی کارشناس بودم.
- کارشناس2: ببینید همون اشکال همیشگی دیده میشه. ما توی لیگِ خودمون همیشه 3 نفر پشتِ تک مهاجم داریم ولی توی تیم ملی اینجوری نیست و یک نفر پشتِ 3مهاجم داریم و این باعث خیلی از مشکلات میشه.
- گزارشگر: کجایی عمو؟ ایران که حذف شده. درباره این بازی حرف بزن... لااقل یه نگاه به اِل سی دی بکن و بعد دهنتو بازکن.
- کارشناس2: مگه ایران حذف شده؟
- کارشناس1: اینجا به حرف قطبی میرسیم که میگه ما همیشه یک ثانیه دیر میرسیم.
- گزارشگر: داداش کسی چیزی از شما پرسید؟..... بیخیالِ کارشناسی , بریم سراغِ بازی... خوب همینجا سوت نیمه اول زده میشه, ...
- مجری: یه سر به پخش میزنیم, بعد از پیام بازرگانی در خدمت شماییم.
.................................................. ............
- گزارشگر:خوب, بعلت تغییرات توی کنداکتور! برنامه های شبکه 3, فرصت نداریم تا 15 دقیقه استراحت بین دو نیمه رو براتون پخش کنیم و یه راست میریم سراغ پخش مستقیم نیمه دوم... به هر حال توی پخش مستقیم این مشکلات پیش میاد و مجبوریم نیمه دوم رو 15 دقیقه زودتر از قطر شروع کنیم.....
خوب, بالاخره یک صحنه داوری هم توی این بازی میبینیم. جناب کارشناس داوری, نظر شما درباره این پنالتی چیه؟
- کارشناس داوری: کدوم پنالتی؟
- گزارشگر: همین پنالتی که این داور اعلام کرد؟
- کارشناس داوری: کدوم داور؟!...................
- گزارشگر: نظرت رو میگی یا بکوبم توی اون مُخت.....
- کارشناس داوری:این داور, پارسال که نه پیرارسال وارد لیست فیفا شد... از یک خانواده ضعیف , و از متوسط به بالا اومده...... به پول داوری نیازی نداره... حرفه اصلیش وکالته... قبل از سهمیه بندی بنزین, مسافرکشی هم میکرده... بچه باحالیه... از قدو بالای خوبی برخورداره... قد 158 سانتی متر یا 185 سانتی متر... موهای بغلش جوگندمیه, وسطش طاسه... چشم و ابرو مشکی... چشماش خماره... یه جورایی خیلی مَشتیه.....
- گزارشگر: هِی عمو, گفتم نظرت رو درباره پنالتی بگو....
- کارشناس داوری: کدوم پنالتی؟!!.... آهان....به نظرمن این صحنه اصلا" نمیتونه پنالتی باشه... یک برخورد معمولی توی فوتباله/
گزارشگر: صحنه معمولی چیه مَشتی؟... از این زاویه نگاه کن...دهن یارو سرویس شد!!!
- کارشناس داوری: اگه من کارشناسم , تو ببند.....درسته , از این زاویه چیزای دیگه هم مشخص میشه... درسته که با دست راست گردن یارو رو گرفته و با دست چپش پیرهنشو در میاره... و درسته که با زانو میزنه تویِ ما تحتِ یارو... ولی به نظر من یه برخورد معمولیه و پنالتی نیست... این یک نمره منفی توی کارنامه داوره و باید به فکر بلیط برگشت باشه!
- گزارشگر: توی لیگِ خودمون همینجوری داوری میکنید که دهن همه آسفالت شده دیگه...
خوب جناب کارشناس به نظر میرسه, این تیم از نظر (روحی) افت کرده.
- کارشناس1: جان اشتاین بَک در کتاب معروفش(باغ آلبالو) اشاره میکنه که فوتبال یک نبرد است با یازده بازیکن...
- گزارشگر: داداش با شما نبودم, با اون یکی بودم.
- کارشناس2: سوالتون چی بود؟
- گزارشگر: در مورد مشکلات روحی روانی این تیم سوال کردم
- کارشناس2: کدوم تیم؟ اونکه 3تا زده, یا اونکه 2تا خورده؟
- گزارشگر: بابا دهن منو سرویس کردی... یه جمله درباره مشکلات روحی روانی بگو... خلاص........
- کارشناس2: به نظر من استفاده از واژه(مشکلات روحی) اشتباه است. چون روح چیزیست که فقط بین انسان و خدای خودش وجود داره و ربطی به فوتبال و این قِرطی بازیها نداره... روح هر شخص مربوط به خود اون شخص میشه و یک امر خصوصیه و نباید زیاد کلید کرد...
- گزارشگر: نمودارِ ما رو رسم کردی با این کارشناسی کردنت............
خوب فوتبال نود دقیقه ست و هر لحظه ممکنه این نتیجه برگرده ... ولی همکارام توی گوشی به من میگن که دیگه عمرا" گلی رد و بدل بشه... برای همین به استودیو بر میگردیم تا از نظرات ارزشمند کارشناسان استفاده کنیم... اگر هم گلی رد و بدل شد توی بخشهای بعدی خبربه سمع و نظرتان خواهد رسید.
استودیو:
- مجری: خوب آقای کارشناس, عجب مسابقه ای بود امشب , خیلی فاز داد.
- کارشناس1: ولی همکارتون میگفت بازی سردی بود...
- مجری: منکه مسابقه فوتبال رو نمیگم آیکیو!!!... مسابقه (اس ام اس) رو میگم... عجب پیامکای توپی بود... از کلیه حاضران در استودیو میخوام که بلوتوث ها رو روشن کنن... به پاس قدردانی از تشریف فرماییتون, چند تا جوکِ توپِ دست اول براتون گذاشتیم کنار.... قبل از بلوتوث بازی از همکارام خواهش میکنم که بگن امشب بازیِ کی با کی بود؟...
توی این فاصله هم از نظرات کارشناسی استفاده میکنیم... آقای کارشناس داوری, توی صحنه های ارسالی از طریق ماهواره نداشتیم, ولی انگار یه پنالتی جنجالیِ دیگه هم اعلام شده..که حالا تصاویرش رو میبینیم...نظر شما چیه؟
- کارشناس داوری: این زاویه زیاد فاز نمیده... اگه بشه اون زاویه رو بریم خیلی حال دادین!!
- مجری: کدوم زاویه؟
- کارشناس داوری: همون زاویه که دخترای چشم بادومی روی سکوها رو نشون میده..
- مجری: مرد حسابی از اون سن و سالت خجالت بکش....
- کارشناس داوری: ما اینجا فقط قصد آموزش داریم... ببینید توی این صحنه, باز همون بحث همیشگی دست به توپ یا توپ به دست مطرح میشه...همونطور که همیشه گفتیم این صحنه نمیتونه پنالتی باشه, چون عمدی توی کار نیست...
- مجری: عمدی نیست؟!... چشماتو بازکن
- کارشناس داوری: دقت کنید, مدافع میاد با دست چپ , توپ رو از زمین بر میداره و میخواد توپ رو بده دست راستش که توپ لیز میخوره و از دستش میفته... این دفعه دو دستی توپ رو بر میداره و از زمین میندازه بیرون... این صحنه به هیچ وجه نمیتونه پنالتی باشه... چون عمدی توی کار نبوده و دست به توپ نخورده و توپ به دست خورده!!!.. توی این صحنه اعلام کرنر بهترین تصمیم بوده که داور نگرفته... داور اشتباه کرده و باید فکر تهیه بلیط برگشت باشه!!
- مجری: پس شما میگی عمدی نبوده؟
- کارشناس: نبوده!
- مجری: یعنی نبوده دیگه...؟
- کارشناس: به هیچ وجه... هیچ رقمه راه نداشت جون داداش
- مجری: از داوری میگذریم و نظر کارشناسمون رو درباره بازی میپرسم..
- کارشناس1: به نظر من این بازی تقابل تاریخ و فلسفه........
- مجری: داداش با شما نبودم....
- کارشناس2: به نظر من بازی رو میشه به دو نیمه تقسیم کرد؛ نیمه اول... و نیمه دوم!!!
- مجری: با تشکر از این نظرات ارزشمند.... حالا قصد داریم تا بحث جذاب ( ستاره ها) که شبهای پیش شروع شد رو دوباره پی بگیریم.
- کارشناس1: همونطور که شبهای پیش گفتم؛ این ستاره ها هستند که سرنوشت بازی رو تعیین میکنند, فوتبال بدون ستاره ها یعنی پــشـم!!!
- کارشناس2: عُـــمــــرا"
- مجری: نظر شما چیه؟
- کارشناس2: به نظر من واژه (ستاره) توسط صهیونیستها وارد فرهنگ فوتبال شده, در فوتبال ستاره وجود خارجی نداره و بازیکنان کلیدی هستند که سرنوشت بازی رو تعیین میکنند... بعبارت دیگه این بازیکنان کلیدی همون ستاره ها هستند ولی نباید فراموش کنیم که ستاره نیستند!!
- مجری: بالاخره به ستاره ها اعتقاد داری یا نداری؟
- کارشناس2: نَه که ندارم, خوبم دارم!!! در فوتبال امروز ستاره معنی نداره... بازیکنان کلیدی هستند که سرنوشت سازند و ستاره اند!!
- مجری: من که گوگیجه گرفتم امشب!!
- کارشناس1: من یه سوال دارم, به نظر شما توی بارسا, مِسی چیه؟ پَشمه یا ستاره؟؟
- کارشناس2: خوب معلومه, ستاره
-کارشناس1: رونالدو توی رئال چی؟
- کارشناس2: خوب معلومه ستاره....
- کارشناس1: من جوابمو گرفتم. پس به ستاره ها اعتقاد داری...
- کارشناس2: معلومه که اعتقاد دارم ولی قبول ندارم!!! فوتبال بدون ستاره جذابیتی نداره و در واقع اینها ستاره نیستند و بازیکن کلیدی هستند جیگر!
- مجری: آقا بیخیال... برای بستن این بحث, یک سوال هم از حاضران در استودیو میپرسم... آقا شما که از وسط نیمه دوم دستت توی دماغته....
-یکی از حضار: منو میگی؟؟
-مجری: نه, اون یکی
حضار اولی: آخه منم دستم توی دماغم بود....
مجری: ولی همکارانم اون یکی رو انتخاب کردند... انشالله در برنامه های بعدی در خدمت شما هم هستیم... حالا از اون آقا میخوام نظرش رو بلند بِگه
-حضار دومی: درباره چی؟
-مجری: درموردِ (ستاره)
حضار دومی: راستش توی محل یه ستاره داشتیم , دختر صُغرا خانوم... پارسال شوهر کرد... بَد مالی نبود... من شخصا" به ستاره ها اعتقاد دارم, خیلی هم علاقه دارم از بچگی!!
-مجری: خوب, تیتراژ برنامه هم رفت روی آنتن... حرفای آخر کارشناسای برنامه:
- کارشناس1 : اشکال نداره!!!!
- کارشناس2: باز هم تکرار میکنم که برای شخصیت اخلاقی و فنی آقای قطبی خیلی ارزش قائلم و قطبی رو جزو بهترین مربیان آسیا میدونم... اما راستش مربی اینقدر خالی بند و ترسو ندیده بودم... از فوتبال هم هیچی حالیش نبود... آخه این ارنج بود گذاشته بود جلوی کُره؟؟؟... باز هم میگم قطبی یکی از بهترینهاست, ولی اگه توی ژاپن قهرمان بشه من اینارو میتراشم و بجاش, چیز میمالم!!
در آخر میخوام بگم که من حاضرم حتی توی لیگِ یِک هم مربیگری کنم, تخفیف هم میدم!
( اسی دلتا)
vBulletin v3.8.4, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.