توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : @ تاپيك مسايل هواداران وتماشاگران فوتبال@
zamara
11-01-2008, 04:59 PM
http://64.130.220.65/Thumbnails/pics/1384/3/Photo/wh120-1006.jpg (http://www.isna.ir/ISNA/PicView.aspx?Pic=Pic-1223528-1&Lang=P)
در تحقيقي بررسي شد؛
حضور تماشاچيان زن در ورزشگاهها سبب ايجاد انگيزه در قهرمانان، ايجاد شور و نشاط، تلطيف فرهنگي ورزشگاهها و توسعهي فرهنگ ورزش كردن در خانوادهها ميشود.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، رضا قراخانلو و فريده نيسيان در تحقيقي نگرش اقشار مختلف جامعه را درباره حضور تماشاچيان زن در ميدان و رقابتهاي ورزشي مردان مورد بررسي قرار دادند.
در اين تحقيق آمده است:
"ورزش به عنوان پديدهاي اجتماعي از مسايل مختلف جامعه تاثير ميپذيرد و گروههاي مختلفي را با عنوان ورزشكار و تماشاچي زير پوشش قرار ميدهد.
در جامعهي كنوني، ورزش به عنوان امري انساني – تربيتي مورد توجه بوده و در بين همهي اقشار جامعه به سرعت در حال گسترش است.
همچنين متاسفانه قشر عظيمي از افراد اجتماع يعني جوانان، به دلايل گوناگون به مسايل مخرب از جمله اعتياد روي آوردهاند، زنان نيز از اين قاعده مستثني نيستند و ميتوان گفت نداشتن امكانات كافي ورزشي و برنامهي مناسب براي پر كردن اوقات فراغت، دامنگير آنان نيز شده است.
با نگاهي گذرا به مسابقات مردان كه امكان حضور زنان در آن فراهم بوده است، به نظر ميرسد در هر مكاني كه زنان به عنوان تماشاچي حضور داشتهاند، نزاكت و انضباط بيشتري در ميان ورزشكاران و هواداران حاكم بوده است.
حال با توجه به تاثير تماشاچيان در نشان دادن احساس غرور و ايجاد انگيزه در ورزشكاران، به نظر ميرسد حضور تماشاچيان زن در ميدانهاي ورزشي، تاثير مثبتي بر ورزشكاران و تماشاچيان خواهد داشت. ايمنسازي محيطهاي ورزشي از راه جلوگيري از رفتارهاي پرخاشگرانه، خشونتآميز و ونداليستي، ايجاد رفتارهاي اجتماعي و تربيتي منطبق با اصول و سنتهاي پسنديدهي اسلامي و ملي و فرهنگسازي در ورزشگاهها، افزايش انگيزش عمومي فرد بر اثر حضور تماشاچي علاقهمند، زنده كردن روح ورزش، فرهنگسازي و يافتن الگوهاي ورزشي مناسب و تقويت ورزش زنان از راه ديدن مسابقات برتر، عواملي براي بررسي امكان حضور زنان به عنوان تماشاچي در ميدانها و رقابتهاي ورزشي مردان است.
به نظر ميرسد با حضور بانوان و خانوادهها در ورزشگاهها براي تماشاي ديدارهاي ورزشي، ميتوان نظارت و كنترل اجتماعي را در ورزشگاه تا حد زيادي افزايش داد، زيرا خرده فرهنگ اوباشگري در مقابله با فرهنگ ناموسپرستي، فرصت ابراز وجود و آلودهسازي محيط ورزشگاه را نخواهد يافت.
در نگاهي كلي به نتايج بدست آمده حاصل از اين تحقيق بايد گفت بيشتر پاسخگويان به ورزش علاقهمندند و ورزش ميكنند و دلايل ارزشمندي را براي لزوم حضور زنان در ورزشگاهها ارايه ميدهند.
اين دلايل هم به لحاظ فرهنگي و هم از نظر فني قابل تامل است،
زيرا به نظر پاسخگويان، حضور تماشاچيان زن سبب ايجاد انگيزه در قهرمانان، ايجاد شور و نشاط، تلطيف فرهنگي ورزشگاهها و توسعهي فرهنگ ورزش كردن در خانوادهها ميشود.
در فرهنگ ملي ايران، بسياري از گفتارها و رفتارهايي كه در زمان عدم حضور زنان عادي قلمداد ميشود، در جمعي كه زنان حاضر باشند، با احتياط و حتي خودداري افراد همراه ميشود. حجب و حياي مردان در حضور زنان، ويژگي عرفي – ملي ايرانيان است كه از آن ميتوان با عنوان شرم فرهنگي و ارزشي نام برد.
يافتههاي تحقيق حاضر حكايت از اين مساله دارد كه حضور زنان در جايگاه تماشاچيان – به احتمال بسيار- مانع از بروز برخي رفتارها و گفتارهاي غير اخلاقي مردان خواهد شد.
اگرچه آزمايش اين نظريه دشوار به نظر ميرسد، گذشتن از آن نيز آسان نيست. متاسفانه امروزه در برخي از مسابقات – به ويژه در فوتبال- استفاده از كلمات بسيار زشت و ناسزاهاي ركيك، عادي و معمولي شده است، به نحوي كه گاهي چند هزار تماشاچي، حتي براي مدتي بيش از چند دقيقه مستهجنترين كلمات را به كار ميبرند.
آيا اين رفتار در حضور چند هزار خانم نيز تكرار خواهد شد؟ آيا اگر از قبل به تماشاچيان تذكر داده شود كه خانوادهها و بانوان نيز حضور دارند، باز هم با همين شدت به اين رفتارهاي ناپسند و غير اخلاقي ادامه داده خواهد شد؟
در اين مسير موانعي نيز وجود دارند كه بايد برطرف شوند. مهمترين مانع را مناسب نبودن زمان حاضر ميدانند.
شايد بتوان گفت براي حضور تماشاچيان زن در ورزشگاهها، به زمان بيشتري نياز داريم.
به نظر ميرسد اين زمان بايد مصرف رشد فرهنگي – اجتماعي مردم شود تا به مرتبهاي برسند كه فضاي ورزشگاهها از نظر فرهنگي براي زنان امن باشد.
براي رفع مشكلات حضور تماشاچيان زن بايد توسط مديران ورزشي و مسوولان ورزشگاهها برنامهريزي شود.
براي مثال بسياري از پاسخگويان به جداسازي محل استقرار زنان و مردان و روشهايي مانند آن اشاره كردهاند.
تماشاي نوبتي مسابقات نيز درصد زيادي از نظرها را به خود جلب كرده است. توقع پاسخگويان از رسانهها براي آمادهسازي شرايط براي احقاق حق زنان بسيار منطقي است و بايد مورد نظر رسانهها باشد.
اين كار چه بسا از نظر اقتصادي براي خود رسانهها نيز سودمند باشد.
هم از منظر اجتماعي و هم از منظر منطق هزينه – فايده، مديران بايد به اين موضوع توجه جدي داشته باشند كه با پاك كردن صورت مساله و به تاخير انداختن موضوع، جامعه متضرر خواهد شد، چرا كه نيمي از جامعه – يعني زنان- با اين احساس زندگي ميكنند كه عدم اجازه به آنان براي تماشاي مسابقات مردان، دليل ديگري از پايمان شدن حقوق زنان در ايران است و اين احساس بيگمان، هزينهي سنگيني را در پي دارد.
براساس يافتهها، افراد مورد بررسي در بيشتر استانها ديدن مسابقات رشتههاي فوتبال، واليبال، بسكتبال، وزنهبرداري، ورزشهاي رزمي، تنيس روي ميز، بدمينتون، تنيس، قايقراني و ورزشهاي بومي و محلي را مجاز ميدانند، از اين رو سرمايهگذاري در ايجاد شرايط و زمينههاي مناسب به منظور تماشاي اين مسابقات براي زنان با نگاهي به موارد زير بايد در دستور كار مسوولان قرار گيرد.
ايجاد انگيزه ويژه استقرار زنان و خانوادهها در ميدانهاي ورزشي، فراهم ساختن امكانات و تسهيلات رفاهي ويژهي تماشاچيان زن از جمله تهيهي بليت در نقاط مركزي شهر، وسيله آمد و شد ويژه زنان و خانوادهها، امكانات ويژهي ورود و خروج از ورزشگاهها، كاهش نرخ بليت تماشاي مسابقات براي خانوادهها و سازماندهي هواداران رشتههاي ورزشي از راه تاسيس كانون هواداران در همهي فدراسيونها نيز كار مهم و موثري است.
تقويت مظاهر فرهنگي از سوي تماشاچيان و ورزشكاران مرد نيز ضروري است.
براي مثال پوشش خاص يا برهنه بودن بالاتنهي مردان تماشاچي شايد در ورزشگاههاي جهان از نظر عرفي پذيرفته باشد، ولي اين كار ممكن است مانع حضور زنان در ورزشگاهها باشد.
به عنوان مثال ديگر بايد برخي رفتارهاي عرفي ورزشكاران با يكديگر و با تماشاچيان نيز اصلاح شود كه اين موارد را ميتوان به هنگام تشويق يكديگر، به هنگام شادي ناشي از رسيدن به گل در فوتبال مشاهده كرد.
حمل كردن شعارهاي مكتوب و تصويري و بيان كلمات دو پهلو كه يادآور مسايل غير اخلاقي، جنسي و شبيه آن است نيز بايد اصلاح شود.
رفع عوامل ايجاد نارضايتي و رعايت حقوق تماشاچيان مرد نيز زمينهي لازم براي حضور شايسته زنان را فراهم خواهد كرد.
zamara
11-01-2008, 05:05 PM
من فكر ميكنم چنانچه زنان نيز در استاديوم هاي فوتبال حضور داشته باشند ، ميتواند بسيار مفيد واقع شود .
هم به لحاظ اخلاقي و هم به لحاظ كيفيت بازي بازيكنان نتيجه بسيار مثبتي خواهد داشت .
اين مسئله شدني است و ميتوان قسمت مجزايي را به بانوان عزيز اختصاص داد .
در اينصورت جوانان عزيز ما وقتي متوجه شوند كه بانوان نيز حضور دارند از الفاظ بهتر و ادبيات خوبي استفاده خواهند كرد .
اميدوارم روزي فرا برسد كه شاهد حضور بانوان و خانواده هاي عزيز نيز در ورزشگاهها باشيم .
omidperspolisi
11-03-2008, 01:03 AM
من بر خلاف نظر شما اصلا موافق نیستم زنان به استادیوم بیان و همین شرایط ترجیح میدممن اصلا با فضایی که تو استایوم هست کاری ندارم هدفم از اینکه میگم مخالفم اینکه جامعه ما هنوز به آن حدی نرسیده که وجود یه دختر تو یه جمع به راحتی قبول کنه ببینید تو سالن های بسکتبال که بعضی موقع ها خانوم ها هستند جو استادیوم یه جوری هستند و نوع تشویق ها هم یه حالت خاصی داره و زیاد جالب به نظر نمیرسه این تشویق ها بعد اگه دخترها تو ورزشگاه باشن حواس همه میره به آن سمت بازیکنان هم یادشون میره دارن فوتبال بازی میکنندر کل من مخالفم و یقین هم دارم که حالا حالا زن ها به استادیوم نمیان
zamara
11-06-2008, 04:04 PM
http://64.130.220.65/Thumbnails/pics/1386/10/Sport/wh120-104.jpg (http://www.isna.ir/ISNA/PicView.aspx?Pic=Pic-1228471-1&Lang=P)
علت آشوبگري تماشاگران فوتبال چيست؟
نتايج يك تحقيق نشان داد بهبود عوامل محيطي ورزشگاه مانند سازوكار تهيهي بليت، سرويسهاي رفت و آمد، امكانات رفاهي و بهداشتي ورزشگاه، نحوهي قضاوت داور و عملكرد بازيكنان، مربيان و نيروي انتظامي بر گرايش و بروز رفتار خشونتآميز تماشاگران اثر بازدارندهي بسزايي خواهد داشت.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در تحقيقي كه توسط محمدرضا كاظمي، محمود شيخ، مهدي شهبازي و نازنين راسخ انجام شد علل آشوب تماشاگران فوتبال پس از شهرآورد بزرگ ايران (ديدار استقلال و پرسپوليس) مورد بررسي قرار گرفت.
خشونت در ورزش خاص فوتبال نيست و خشونت فوتبال نيز به منطقهي جغرافيايي خاص يا فرهنگي ويژهاي محدود نميشود، اما از آنجا كه خشونت و پرخاشگري، پديدههاي رواني – اجتماعي هستند كه در محيطهاي جمعي هيجانآور، امكان تجلي پيدا ميكنند و فوتبال نيز بيش از ديگر ورزشها زمينهساز چنين محيطي به شمار ميرود، خشونت در فوتبال بيش از رشتههاي ورزشي ديگر تجلي يافته و به آن توجه شده است.
پديدهي خشونت در سه سطح قابل تحليل است: سطح اول مربوط به خشونت و پرخاشگري تماشاگران و طرفداران مسابقات فوتبال است كه در قالب هواداري از تيمهاي محبوبشان عليه يكديگر و گاه درمورد اموال و داراييهاي عمومي انجام ميپذيرد؛ سطح دوم خشونت و پرخاشگري عليه بازيكنان است و سطح سوم خشونتي است كه بين بازيكنان در زمين مسابقه روي ميدهد.
در بين سطوح سه گانه برشمرده، سطح اول به دليل دامنه و عواقب وسيعتر، در پژوهشهاي گذشته بيشتر مورد توجه قرار گرفته است.
"دال لاگو" (1994) با تاكيد بر ويژگيهاي ورزش فوتبال سه عامل را محرك رفتارهاي خاص طرفداران آن معرفي كرد: نخست اينكه فوتبال به طرفدارانش اجازه ميدهد كه عميقترين احساسات خود را نسبت به بعضي نمادها و قراردادهاي زباني نشان دهند كه اين موضوع زمينهاي براي ايجاد تقسيمات اجتماعي و از جمله تقسيم طرفداران به گروههاي دوست و دشمن ميشود.
دوم اينكه فوتبال مسابقهاي ساده بين دو تيم نيست، بلكه از ديد طرفداران، مسابقهي فوتبال فرصتي براي نبردي تشريفاتي است. چنين تشريفات و رسومي ممكن است در موقعيتهاي خاص و پيشبيني نشدهاي به زد و خوردهاي بدني مبدل شود.
علت سوم به نظر لاگو اين است كه ورزشگاه مكاني است براي بازي، نه حضور افراد؛ در حالي كه از ديدگاه طرفداران بازي، ميدان مسابقه نماديني است كه در آن نبردهايي بين گروه دوست و دشمن انجام ميگيرد.
براساس نظريهي نقش، پايگاه اقتصادي – اجتماعي افراد در تبيين نقشي كه افراد در موقعيتهاي مختلف به عهده ميگيرند، موثر است. به بيان ديگر، بسته به موقعيت اجتماعي و وضعيتي كه هر فرد از لحاظ شغلي و اجتماعي دارد، اهميت نقش او در بعضي مواقع بيشتر يا كمتر ميشود.
بر اين اساس انتظار واكنش خشونتآميز از افرادي كه پايگاه اقتصادي – اجتماعي ضعيف يا تحصيلات كم يا شغل نامناسب دارند، بيشتر است. در عين حال بعضي از ديدگاههاي زيست شناختي و تبيينهاي غريزي نيز مويد اين عقيدهاند كه افراد مجرد، پتانسيل خشونت را بيش از ديگران دارا هستند، زيرا انرژي نهفته شدهي ناشي از قويترين غريزه، يعني غريزهي جنسي را در روان و ناخودآگاه خود ذخيره دارند و در مواردي كه ترس از مجازات كاهش يابد، مانند محيط داخل ورزشگاهها، ممكن است اين انرژي نهفته به صورت رفتار خشونتآميز تجلي پيدا كند.
همچنين براساس نظريههاي روانشناسي، دوران جواني، دوران هيجان جويي و تنوع طلبي است كه به بروز رفتارهاي پرخطر و بيباكانه منجر ميشود. جوانان به دليل برخورداري از انرژي سرشار جسماني و رواني، آمادگي بسيار زيادي براي دست زدن به كارهاي عجيب و نامعقول دارند. آنان ميكوشند با پرداختن به كارهاي هيجانانگيز و شگفتآور ضمن ارضاي هيجان جويي خويش، توجه ديگران را به خود جلب كنند.
حس تنوع طلبي و احساسات نيز در دوران جواني بسيار قوي است و عقل محاسبهگر در اين دوران تحت تاثير احساسات قرار ميگيرد.
نتايج به دست آمده از اين پژوهش حاكي از آن است كه آن دسته از پاسخگويان كه گرايش آنان به خشونت و رفتار خشونت آميز در حد "زياد و خيلي زياد" ارزيابي شده است، اغلب مجردند، كمتر از 25 سال دارند و تحصيلاتشان كمتر از ديپلم است. همچنين بيشترشان پايگاه اقتصادي – اجتماعي ضعيفتري دارند. تحصيلات والدين اين دسته از پاسخگويان در بيشتر موارد كمتر از ديپلم است.
يافتههاي پژوهش نشان ميدهد كه بين وضعيت تاهل پاسخگويان و شغل آنان با رفتار خشونتآميز رابطهي معنيداري وجود دارد. همچنين بين سن و تحصيلات پاسخگويان و گرايش و رفتار خشونتآميز آنان رابطهي معكوس معناداري مشاهده ميشود.
در نظريهي يادگيري اجتماعي اشاره ميشود كه انسان ذاتا پرخاشجو نيست، بلكه پرخاشگري رفتاري اجتماعي است كه از راه تجربهي مستقيم يا مشاهدهي رفتار ديگران آموخته ميشود. نظريه پردازان در تحليل رفتارهاي خشونت آميز و پرخاشجويانه توجه خاصي به رسانههاي همگاني دارند.
در ميان رسانهها، نشريات ورزشي به طور خاص با ارايه مطالب تحريكآميز سبب ايجاد پتانسيل خشونت در بين تماشاگران ميشوند.
براساس نظريهي محروميت – تهاجم، محدوديتها به عنوان محركهايي براي بروز رفتارهاي تهاجمي عمل ميكنند. بنابراين محدوديت در امكانات رفاهي و بهداشتي، محدوديت سرويسهاي رفت و آمد، محدوديتهاي ايجاد شده توسط نيروي انتظامي و مسوولان ورزشگاهها و... انگيزهي افراد را براي نشان دادن به خشونت و رفتارهاي تهاجمي افزايش ميدهد. براساس اين نظريه، افراد به واسطهي نيروهاي محدود كنندهي بيروني و نه انگيزههاي ذاتي و دروني براي توسل به خشونت تحريك ميشوند.
يافتههاي پژوهش در اين بخش حاكي از از رابطهي معنادار و مستقيم عوامل محيطي ورزشگاه با گرايش به خشونت و رفتار خشونتآميز تماشاگران است، به طوري كه هرچه نارسايي عوامل محيطي بيشتر شود، گرايش پاسخگويان به خشونت و بروز واكنشهاي خشونتآميز در رفتار آنان نيز افزايش مييابد.
براساس نظريهي تاثير گروهي و رفتار و هيجان جمعي، خصوصيات رفتاري تماشاگران فوتبال تابع قوانين حاكم بر رفتارهاي جمعي است كه ناگهاني بودن، نقض رفتارهاي ساختار يافتهي اجتماعي و هنجار ستيزي از مشخصههاي چنين رفتارهايي است. تحت تاثير چنين جوي، تماشاگران ممكن است واكنشي نشان دهند كه در محيطهاي ديگر راضي به نشان دادن آن نيستند. چنين واكنشي به اين تصور برميگردد كه محيط ورزشگاه به دليل تجمع جمعيتي بسيار، محيطي ناآشناست كه در آن افراد همديگر را نميشناسند و رفتارشان كنترل نميشود. براين اساس، هرچه تلقي فرد از جو ورزشگاه به فضاي گفته شده نزديكتر باشد، راحتتر تحت تاثير رفتارهاي جمعي قرار ميگيرد.
به نظر ميرسد آموزش تماشاگران يا به قول رسانهها "فرهنگ سازي" و نيز بهبود عوامل محيطي موثر بر خشونت و پرخاشگري، از جمله راهكارهاي اساسي كنترل اين پديدهي اجتماعي به شمار ميرود.
ramin.red
11-23-2008, 06:32 PM
متاسفانه برخي تماشاگر نماها جنبه ي ديدن بازي رو ندارن و فرصت ميخوان تا با ابروي يك تيم بازي كنن
البته اين به فرهنگ اون كشور برميگردي ولي بعضي مواقع بايد به اونها حق داد مثل اشتباهات فاحش داوري كه اون ها به اين صورت اعتراض ميكنن
ramin.red
11-23-2008, 06:34 PM
اگه زن به استاديم بياد ديگه كسي بازي نگاه نميكنه و فقط شماره ميده
شكور ما هنوز به اون حد نرسيده و فعلا بايد با حضور زن مخالفت بشه
omidperspolisi
11-23-2008, 07:55 PM
علتش بیشتر فشار و استرس بالایی هست که روی تماشاگر وجود داره به خاطر نتیجه گیری تیم مخصوصا اگه تماشاگرانش عشق و علاقه زیادی به تیم خودشون داشته باشند
Karim
12-10-2008, 12:11 AM
علتش بیشتر فشار و استرس بالایی هست که روی تماشاگر وجود داره به خاطر نتیجه گیری تیم مخصوصا اگه تماشاگرانش عشق و علاقه زیادی به تیم خودشون داشته باشند
درموردورزشگاه آزادی عواملی مانندبرخورد بدماموران انتظامی،سرمای شدید،آفتاب شدید،عدم وجودسرویس بهداشتی مناسب و...روهم اضافه میکردی دیگه داش امید 34 زلزله!
Karim
12-10-2008, 12:13 AM
بایدیه چیزی حدود10سال بسترسازی کنن به طرق مختلف!بعدبه خانومااجازه ورودبه استادیوم هاروبدن
zamara
12-29-2008, 09:52 AM
دست اندركاران موضوع فرهنگ و تربيت در ورزش ايران نتواسته اند معيارهاى اخلاقى را آموزش داده و در بين افراد اين جامعه نهادينه كنند.
اين موضوع به علاوه بر نبود ملاك هاى اخلاقى و معيارهاى ارزشى قابل دسترس و توجه نكردن به فلسفه رفتارها، باعث شده تا جريان هاى حاكم بر جامعه ورزش، سمت و سوى نادرستى پيدا كرده و فضاى مناسبى از لحاظ اخلاقى، فرهنگى و تربيتى در اين جامعه وجود نداشته نباشد.
از آنجا كه كمتر به اين مقوله پرداخته شده، بد نيست كه عميق و موشكافانه مسأله فرهنگ و تربيت در ورزش را بررسى كنيم.
۱) ديدگاه نخست
ما در واقع بايد بدانيم اخلاق چيست. براى فهم آن هم بايد با مقدمات فلسفه آشنايى داشته باشيم. در يك تقسيم بندى ساده، فلسفه از شش جزء تشكيل مى شود. مابعدالطبيعه، معرفت شناسى، ارزش شناسى، اخلاق، زيباشناسى و منطق. امر مهم فرهنگ با تمامى اين اجزا در ارتباط است. اگر فرهنگ را آن چيزى بدانيم كه بر رفتار ما حاكم است، اين شش جزء نقش زيادى در شكل گيرى اين رفتارها در طول زمان دارند.
در اين زمينه من اعتقاد دارم، اگر مسائل فرهنگى يا بهتر بگويم مسائل اخلاقى و ارزشى به خوبى رعايت نمى شود يا در حد مطلوبى نيست، علتش كمبود توجه و برخورد مناسب با فلسفه در آموزش اجتماعى است.
براى اينكه اين مطلب را بهتر درك كنيم، بايد بدانيم كه ارزش ها و اخلاقيات ما چه چيزهايى هستند به صورت طبيعى اين مسائل برگرفته از موارد مختلفى همچون دين، عرف و علم است اما نكته مهم در اين ميان اين است كه هرچه قدر در سطح كلان ارزش ها و اخلاقيات را روشن و دست يافتنى تر كنيم، مى توانيم توقع داشته باشيم كه در سطح وسيع ترى آنها رعايت شوند.
۲) علت تفاوت در گفتار و رفتار ورزشكاران
در وهله اول بايد تعريفى از اخلاق و ارزش داشته باشيم. در حقيقت ارزش، خوب و بدهايى است كه در سطح كلان يك جامعه مطرح مى شود و اخلاق، خوب و بدهايى است كه ما براى يك فرد مشخص مى كنيم. در اين رابطه يكى از اصلى ترين معيارهاى اين خوب و بدها در سطح خود فرد و وجدان آن فرد است.
اكنون يك سؤال به وجود مى آيد. چرا در عين حال كه برخى افراد (حتى ورزشكاران) به خوبى در زبان مسائل خوب و بد را مطرح مى كنند اما باز هم در عمل به اين موارد عمل نمى كنند براى اين مورد چند دليل وجود دارد.
اول اين كه ما نتوانسته ايم اين معيارها و خوب و بدها را به خوبى به جامعه آموزش دهيم و آنها را در جامعه نهادينه كنيم. در اين بخش مهمترين سازمان ها و نهادهايى كه در بخش ورزش به نقد كشيده مى شوند، وزارت آموزش و پرورش، آموزش عالى، متوليان رسانه هاى گروهى، سازمان تربيت بدنى و باشگاه ها هستند كه نقش تربيتى خود را در اين رابطه به خوبى ايفا نكرده اند و در اين زمينه كوتاهى هاى زيادى دارند.
دليل دوم اين است كه اين ارزش ها و ملاك هاى اخلاقى به گونه اى تبيين و تدوين نشده اند كه افراد حاضر در ورزش آنها را بشناسند و احساس كنند قادر يا ملزم به رعايت آنها هستند.
در اين گام معماران فرهنگى و ارزشى بايد به تجديدنظر و ساده سازى اين ارزش ها بپردازند تا بتوان توقع داشت اين ارزش ها در سطح جامعه ورزش، قابل حصول هستند و رعايت آنها داراى ارزش هاى زيادى است.
3) توجه نكردن به مبانى فلسفه در رويكردهاى آموزشى.
بى شك توسعه دانش و معرفت شناسى هاى هدفمند، افراد جامعه و به طور مشخص جامعه ورزش را توانمند خواهد كرد تا به رعايت ارزش ها و اخلاقيات پذيرفته شده در راستاى پيشرفت سلامت جامعه خود بپردازند. توسعه منطق هاى مستدل در سطح جامعه، گام ديگرى در همين راستا است. متاسفانه در سطح ورزش اكثريت اجتماع در سطح هيجانى و غير منطقى نسبت به امور قضاوت يا واكنش نشان مى دهند.
در اين رابطه پروفسور برادى معتقد است: « افراد در ورزش در چهار سطح نسبت به امور قضاوت مى كنند يا واكنش نشان مى دهند. نخستين سطح، سطح هيجانى است كه عقل و منطق در آن سهم زيادى ندارند. دومين سطح، سطح اسنادى است كه فرد براى رد يا پذيرش يا قضاوت خوب و بد به سند، مدرك و آمار و ارقام نياز دارد. سومين سطح، سطح نظرى است. در اين سطح بسيارى از رويدادها از طريق نظريه ها يا فرضيه هاى اثبات شده به تحليل و قضاوت گذارده مى شود. سطح چهارم نيز به سطح فلسفى معروف است. زمانى كه مدارك و نظريه هاى كافى براى پاسخ به برخى امور وجود ندارد، اين گام هاى منطقى و مستدل افرادى است كه با احاطه به مدارك و نظريه ها، به قضاوت امور مى پردازند.»
نكته ديگر تلاش براى دست يابى به باور عمومى در رابطه با معيارهاى اخلاقى است. اين باور عمومى زمانى شكل واقعى و اثربخش پيدا مى كند كه هر كس ولو به قيمت از دست دادن منافع خود، آن را رعايت كند و فقدان توجه به آن ها با طرد يا برخورد ساير افراد جامعه همراه شود.
و اينك راهكارهاى اجرايى
من احساس مى كنم اگر ما در جامعه ورزش، سطح علمى و منطقى افراد را بالاتر ببريم و خوب و بدهاى رفتارى را در حوزه ورزش براى مربى، داور، ورزشكار، اهالى رسانه و تماشاگر تدوين كنيم و بتوانيم بيانيه هاى اجرايى اخلاقى تهيه كنيم، گام مهمى را برداشته ايم. من اعتقاد خاصى به انتشار بيانيه هاى اخلاقى دارم اما اينها به دو ضمانت اجرايى نياز دارد. اول موضوع وجدان است. وجدان موضوعى است كه فرد براساس نيروى درونى خودش، اخلاق را رعايت مى كند. اين موضوع به سياست گذارى هاى كلان و گذشت زمان نياز دارد كه افراد جامعه وجدان را ملاك اصلى رفتارهايشان كنند. به عنوان نمونه ايستادن خودروها در پشت چراغ قرمز در خيابان هاى خلوت در نيمه هاى شب در شهر، خب در نيمه هاى شب در خيابان ها پليس نيست. خيابان هم خلوت است. پس تنها عاملى كه راننده را پشت چراغ قرمز نگاه مى دارد، نهادينه شدن معيارهاى اخلاقى و استفاده از وجدان است. موضوع دوم حقوق و مبانى حقوقى و قوانين و مقرراتى در سطح جامعه است كه با عدول كنندگان برخورد كند. اين جنبه راهكارهاى اجرايى كردن اخلاق و تربيت زود بازده تر است. اگر ما با ضابطه هاى حقوقى و قدرتمند و دقيق، ضمانت اجراى بسيارى از امور اخلاقى را فراهم كنيم، احتمال رعايت بسيارى از اين ملاك ها افزايش پيدا مى كند. اما ما براى رفع عميق تر و اساسى تر مشكلات فرهنگى مان بايد وجدان را در جامعه ورزشى و به طور كلى جامعه مان تقويت كنيم. در اين رابطه هم هرچه فرهنگ جامعه را تقويت كنيم، معيارهاى اخلاقى و وجدان هم بهتر مى توانند در جامعه خود را نشان داده و فضاى سالم ترى را داشته باشيم. در اين رابطه براى هر معيارى كه تعيين مى شود همه نهادهاى تربيتى و آموزشى بايد به طور مشخصى در آموزش و نهادينه كردن آنها مسؤوليت پذير باشند.
------------------------------------------------
*كارشناس مديريت ورزش: دكتر حميد قاسمى*
zamara
12-29-2008, 10:43 AM
http://aftab.ir/articles/sport/sport_knowing/images/2dd0d851b3ab7850b26e9b0378379cd8.jpg
مدیریت و برنامه، عامل اصلی بروز بحران
علل اصلی بروز بحران های ورزشی چیست آیا می توان مانع از بروز رفتارهای پرخاشگرانه در صحنه رقابت های ورزشی شد مدیریت ورزشی ایران آیا توانسته است با برنامه ریزی صحیح بروز بحران های ورزشی را کاهش دهد عزت الله شاه منصوری و دکتر سید امیر احمد مظفری در تحقیق خود به این پرسش ها پاسخ داده اند.
بحران به معنای عام آن عبارتست از نقطه چرخش در رویدادها و کنش ها که پیامدهای غیر منتظره ای به دنبال می آورد و مدیریت بحران نیز دربرگیرنده هر تمهیدی برای پرهیز از بحران، جست و جوی اندیشمندانه علل بحران، خاتمه و مهار بحران در راستای تأمین منافع سازمان است. بحران هایی که در زمینه ورزش به وجود می آیند، اغلب دلایل گوناگونی دارند.
محققان عوامل زیر را جزو مهمترین عوامل بحران زا در میادین ورزشی می دانند:
۱) عدم توجه به طراحی مجموعه ورزشی در تأمین ایمنی راهروها، پلکان ها، جایگاه تماشاگران، ورودی ها، خروجی ها.
۲) عدم برنامه ریزی مناسب در واگذاری بلیت، ارائه خدمات بهداشتی، حمل و نقل و فقدان فروشگاه مواد غذایی.
۳) عدم برنامه ریزی مناسب و فقدان نظارت بر اجرای دستورالعمل ها و رویه های امنیتی و ایمنی و نداشتن طرح و برنامه مدیریت بحران.
۴) برخورد نامناسب نیروی انتظامی با تماشاگران و روشن نبودن شرح وظایف کارکنان و مسؤولان اجرایی در مواجه با بحران.
۵) بی توجهی به ارز ش ها، نگرش ها، نیازهای رفاهی تماشاگران، مشکلات اقتصادی، اجتماعی و بیکاری برخی از آنها.
۶) عملکرد رسانه ها و نقش آنها در پررنگ کردن حواشی مسابقات و ایجاد هیجان و التهاب در بین تماشاگران و ورزشکاران.
با جمع بندی موارد فوق به نظر می رسد عوامل بروز بحران در حوزه های سخت افزار، نرم افزار، جان افزار و رسانه ها قابل شناسایی و تفکیک است، از این رو هدف این پژوهش، شناخت عوامل بحران زا و راهکارهای پیشگیری از بحران در حوزه های سخت افزار (تأسیسات اماکن)، نرم افزار (مدیریت)، جان افزار (عوامل اجتماعی و روانی حاکم بر رفتار کاربران ورزش) و رسانه ها از دیدگاه تماشاگران، ورزشکاران، مربیان، داوران و خبرنگاران ورزشی و ارائه الگوی استراتژی مدیریت بحران بود.
در این پژوهش ۴۰۰ نفر تماشاگر، ۷۷۰ نفر ورزشکار از بین ۲۵۱۲ نفر، ۷۰ مربی از بین ۲۲۲ نفر، ۱۳۲ داور از بین ۱۵۰ نفر و ۲۱۷ خبرنگار ورزشی از بین ۵۰۰ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند.
با توجه به میانگین کلی دیدگاه آزمودنی ها درخصوص عوامل بحران زا، آنها به ترتیب موارد زیر را به عنوان عوامل بحران زا قلمداد کرده بودند: اولویت اول نرم افزار (مدیریت)، اولویت دوم سخت افزار و جان افزار (به طور مشترک)، اولویت سوم رسانه ها و در خصوص راهکارهای پیشگیری از بحران به ترتیب اولویت عوامل، نرم افزار، سخت افزار، جان افزار و رسانه ها انتخاب شده بودند، هر کدام از عوامل فوق نیز به ترتیب اولویت در ایجاد بحران و پیشگیری از بحران دارای زیر شاخه هایی بودند.
نتایج پژوهش نشان داد که هم در زمینه ایجاد بحران و هم پیشگیری از بحران همه عوامل ذکر شده به نحوی دخالت دارند و یک ارتباط دو سویه و زنجیروار بین حوزه های مختلف وجود دارد اما نکته مهمی که در دیدگاه آزمودنی ها وجود داشت این بود که آنها ضعف مدیریت و عدم برنامه ریزی صحیح را قبل از مسابقه و حین مسابقه بارزتر از سایر عوامل تلقی کرده بودند و از سوی دیگر توجه به مدیریت اصولی و صحیح را نیز عامل مهمی در پیشگیری از بحران قلمداد کرده بودند، با مطالعه علل حوادث به وجود آمده در ایران و سایر کشورها، دیدگاه آزمودنی ها و مبانی نظری تحقیق به نظر می رسد برای شناخت عوامل بحران زا و پیشگیری از آن به دلیل گستردگی عوامل نیاز به طرحی جامع و همه جانبه تحت عنوان طرح استراتژیک مدیریت بحران است.
این طرح به دو شاخه اصلی استراتژی بازدارنده و استراتژی واکنشی مدیریت بحران تقسیم می شود، استراتژی بازدارنده به وضعیت عادی و قبل از بحران مربوط می شود که در آن روی حیطه های شناختی، آموزشی، فرهنگی و طراحی سازه، نظارت، حفظ و نگهداری اماکن ورزشی کار می شود و استراتژی واکنشی به هنگام بحران و پس از بحران مربوط می شود که در این حیطه روی عملیات امداد، نجات، اطفای حریق، کنترل ترافیک، شناسایی عوامل آشوب گر، کنترل بحران، جبران خسارت و مدیریت رسانه ها کار می شود.
--------------------------
منبع : سايت آفتاب (http://aftab.ir/articles/sport/sport_knowing/c6c1227703923_exercise_p1.php)
hayaho
09-30-2009, 08:35 PM
فشارها و استرس
babak red
11-12-2009, 11:37 AM
منم میگم فشارزیاد به هواداران و استرس
zamara
11-13-2009, 08:53 PM
اطلاعيه جمعيت حاميان هواداران فوتبال خطاب به تماشاگران:
به ياري تيم ملي بشتابيد
تيم ملي فوتبال ايران در نخستين ديدار مرحله مقدماتي جام ملتهاي آسيا 2011 ساعت 18 روز شنبه به مصاف اردن ميرود.
جمعيت حاميان هواداران فوتبال از تمامي اعضاي خود و هواداران مشتاق و صميمي فوتبال درخواست كرد تا شنبه با حضور در ورزشگاه آزادي سكوهاي 21، 22 و 23 روبهروي جايگاه را مملو از جمعيت كرده و با حمايت شايسته خويش به ياري تيم ملي ايران بشتابند.
اين جمعيت هماهنگ با كميته فرهنگي فدراسيون فوتبال جهت رفاه حال تماشاگران، ضمن پذيرايي، طي قراردادي با شركت بيمه گردشگري تماشاگران را در مقابل حوادث احتمالي به مدت 24 ساعت بيمه ميكند.
رفت و برگشت تماشاگران شهرستانهاي اطراف تهران نظير كرج، شهريار، ساوجبلاغ، رباط كريم، پاكدشت، طالقان، شميرانات و ري توسط 20 دستگاه اتوبوس مستقر در اين محلها صورت ميپذيرد.
تماشاگران علاقهمند فوتبال در تهران نيز ميتوانند از ساعت 15 تا 15 و 30 دقيقه شنبه در ورزشگاه شهيد كبكانيان واقع در مقابل مجموعه ورزشي شهيد شيروزي حضور يابند.
red girl
11-13-2009, 08:57 PM
به به اقا اسماعیل
دمت گرم که هوای همه جارو داری...
ممنون قربان..
آره والا تو رو خدا برید استادیوم آبروی ایرانو بخرید.
من خودم شخصا از تیم ملی خیلی خوشم نمیاد اما دلم میسوزه وقتی میبینم ورزشگاه خلوت باشه.دیگه اسم ایرانه....
هوادارای پرسپولیس باید با غیرت ایرانی-پرسپولیسی خودشون برن واسه تشویق.
شایان تو هم بجای درس خوندن بی زحمت تشریف برن تشویق کن.
:4:
من یه ایرانیم ونفسم خاک منه .. همه دار و ندارو همه عشقم وطنه....
http://karafarini.sharif.ir/images/Gallery/7.gif
shayan love red
11-13-2009, 09:08 PM
من از تشویق پرسپولیس چه سودی بردم جز ضدحال و حال گیری !!!
که حالا بخوام برم تیم ملی رو تشویق کنم !!!:shamshir:
اما به توصیه ایمنی زیر توجه کنید :
تو 90% مواقعی که از تیم حمایت 99% بشه تیم برنده میشه ! پس همگی برید ورزشگاه :khalal:
اون یک درصدی هم که نمیاد من هستم !! :4:
------------
اما جدا از شوخی
بعد از صعود نکردن به جام جهانی 2010 و قبل از اون عدم نتیجه گیری در جام جهانی 2006
خیلی روحیه تیم ملی رو پایین اورد ! و با مشکلات عدیده مواجه کرد تیم رو !
اما الان برای بازگشت به تیمی که همیشه حرفی برای گفتن داشت تو قاره کهن
کره و ژاپن و عربستان و ....... که از ایران ترس داشتند !
برای برگشت به اون روزها فقط نیاز به حمایت داره !
حمایت حمایت حمایت
http://i32.tinypic.com/2lxuj9h.jpg
babak red
01-05-2010, 01:19 PM
به نظرمن زنا بیان استادیوم بهتره چون تماشاگراهم سعی میکنن فحشای بد ندن دیگه
mohsen.8
01-05-2010, 03:55 PM
زنا بیان ورزشگاه دیگه خالی نمیشه
مخصوصا زنا بیشتر طرفداره پرسپولیسن
red girl
01-05-2010, 06:47 PM
اولا که زنا نه و خانمها :4:
دوما ...
به نظر من اصلا مشکلی نداره که خانمها بخوان بیان ! و این نیومدن یه کار بیخوده ..
بعضی ها میگن خانمها نیان چون تو ورزشگاه زیاد فحش میدن!!!!!!
خوب مگه فحش فقط توی ورزشگاه هست؟!!!
خانمها دیگه اونقدر هم قدیسه نیستند که با شنیدن یه فحش حرمتشون زیر سوال بره .
ما توی خیابون راه میریم , توی دانشگاه راه میریم هر جا هرجا بالاخره فحش رو میشنویم .. پس این یه فحش به جایی بر نمیخوره ...
یه صحبت دیگه هم هست که میگن مثلا اونجا دعوا میشه بعد واسه خانما مشکل ساز میشه!!
به نظر من دعوا که میشه واسه همه مشکل سازه , واسه آقایون هم دردسر داره , اونها هم صدمه میبینند , خانمها احیانا تافته جدا بافته که نیستند , ضمن اینکه توی همه مکانهای عمومی خانمها و حتی همه از این نظر در معرض خطر هستند . و دعوا مختص ورزشگاه نیست .
به نظر من سران بالا دست ما حوصله مدیریت این مسئله رو ندارن و با آوردن بهانه سعی میکنند از زیر بارش شونه خالی کنند.وگرنه ورود خانمها و آقایون در کنار هم با یه مدیریت صحیح امکان پذیره .
مگه هر استادیومی 2 طبقه نیست؟! میشه طبقه بالا خانما پایین اقایون و یا برعکس .
مثلا بازی استق و پرسپولیس که دیگه شدید حساس هستش و .... , جایگاه بالا رو دو قسمت میکنن و میدن به خانما . بینشون هم نیروی حفاظت که نپرن به جون هم که این کار کلا بین جمع خانما زیاد پیش نمیاد مخصوصا زمانی که نیروی حفاظت ما بینشون باشه.
آقایون هم به همین ترتیب . همینطور که دارن بازیهای اس تق و پرسپولیس رو کنترل میکنن اون موقع هم میتونند.
حاتم ایرانی
01-05-2010, 06:53 PM
اگه بعضی از مردا و زنا(خانم ها) جنبه داشته باشن
خیلی خوب میشه
چون تعداد تماشاگرا بیشتر میشه
مگه الان استادیوم های تمام عالم زن (خانم)نمیاد مگه چیزی شده
ولی باید مردا عادت کنن
red girl
01-05-2010, 07:05 PM
هم جنبه هم مدیریت صحیح .
red girl
03-02-2010, 12:45 PM
توپ گردو چمن سبز باز یه افتخار تازه
من یه ایرانی ام و ایرانی هیچوقت نمیبازه
نمیبازم نمیبازم توی این مسابقه
میدونیم اونی برندست که همیشه عاشقه
اگرم روزی ببازم سهم من غم نمیشه
من یه ایرانی ام و هیچکی حریفم نمیشه
http://www.microrayaneh.com/Articles/Aimages/flag1.jpg
zamara
03-09-2010, 08:29 AM
http://free2upload.com/images/49777608878913616440.jpg
مجلس شبيه در رثاى جناب تماشاچى!
تماشاچى كه مى گويند شده چوب دوسر طلا توى اين فوتبال! سنگش مال پاى لنگ تماشاچى است، جنگش سر هرچه كه باشد دست آخر ننگش مى ماند براى تماشاچى و همين طور بگير، برو تا ته اين حكايت كه شده مجلس شبيه در رثاى جناب تماشاچى، فوتبال «آفتابه، لگن هفت دست» ما، شام و ناهارش اما چه؟ آن از جام جهانى نرفتنمان، اين از رده شصت وهفتم رنكينگ، ششم آسيا بعد از بحرين و دست آخر يك مشت خاك، يك سنگ سرد و خلاص!
•••
تماشاچى كه مى گويند، سنگ زيرآسياب است توى اين فوتبال! گندمش را سرما، گرما نديده ها آرد مى كنند، نانش را از ما بهتران مى خورند اما خب اين وسط زورش را بايد تماشاچى بزند. مى گويند توى فوتبال ما
سالى چند صد ميليارد تومان ناقابل جابجا مى شود اين وسط ها مثل هلو، آب هم از آب تكان نمى خورد كه هيچ، بعضى رفقا همچنان گرسنه مى مانند، انگار نه انگار كه نشسته اند بالاى سفره و نيششان باز است تا بناگوش!
تماشاچى اما حد وسط توى يك فصل آمد و شدش به ورزشگاه چندصد هزار تومانى از جيب مباركش مايه مى گذارد كه هيچ، دست آخر گردنش را هم بايد كج بگيرد، باز گلى به گوشه جمالش!
•••
تماشاچى كه مى گويند مرغ عروسى و عزاست توى اين فوتبال! اسمش هميشه پهن است روى زبان فلان و بهمان مسئول اما خب رسمش فراموش مى شود آن وقتى كه بايد براى خاطر نازك تر از گلش كمر همت بست. تماشاچى آنقدر كه روى زبان آقايان مى چرخد اگر به دلشان نشسته بود، حالا ما هم مسافر آفريقاى جنوبى بوديم. نه اينكه توى فوتبال برد و باخت و سقوط و صعود نباشد، نه اين به جاى خود اما خب اينكه با چه كيفيتى و به دست باكفايت(!)چه عناصرى سقوط را با صعود عوض كنى را تماشاچى مى فهمد كه اگر نمى فهميد در دل پايتخت حريف تايلندى تيم ملى را تشويق نمى كرد. اينها را مى فهمد و مى سوزد كه اين طور اعتراضش را نشان مى دهد.
•••
تماشاچى كه مى گويند آب كف جوى است توى اين فوتبال! جارى و روان است، زلال و بى غل و غش اما خب كم نيستند كسانى كه سر اين جوى را كج كرده اند سمت زمين خودشان و به خرمى رسيده اند از رود خروشان تماشاچى، گل آلودش كرده اند و از آن طرف فرستاده اند پى كارش! كم نيستند كسانى كه ماهى ها گرفته اند از دل اين درياى جوشان و دلى از عزا درآورده اند، بعد راهشان را گرفته اند و رفته اند پى دغدغه هاى خودشان، بى خيال تماشاچى!
•••
تماشاچى كه مى گويند شمع شب تار است توى اين فوتبال! چراغى اگر روشن است از كََرَم وجود تماشاچى ا ست. اگر غير از اين بود خيلى وقت پيش بايد تخته مى كرديم در دكان فوتبالمان را. فوتبالى كه همين حالا هم هيچ ندارد، جز ميليون ها تماشاچى عاشق. اگر هنوز فوتباليست جماعت قرارداد چندصدميليونى مى بندد و مى رود وسط ميدان از صدقه سر تماشاچى است. رونق اين خانه از اوست، از او كه چشمداشتى جز سربلندى فوتبال كشور ندارد. از جانش، از مالش مايه مى گذارد و هيچ نمى خواهد جز موفقيت!
•••
اين تماشاچى را مدت هاست كه سوهان به اعصابش مى كشند، خش مى اندازند روى طبع سرشارش، خون به دلش مى كنند از سربى كفايتى! دلش خوش بود به طلوع دوباره خورشيد قهرمانى در جام ملت ها كه آن طور حذف شديم. چشم دوخت به پلكان صعود به جام جهانى كه آن طور بال و پرمان شكست و آفريقاى جنوبى برايمان شد رؤيا.
حالا اين تماشاچى همه عشقش شده مسابقات باشگاهى داخلى كه آن هم شده سنگ بزرگ بر سر اين فوتبال! سازمان ليگ برترش هر روز يك بار برنامه ريزى مسابقات را تغيير مى دهد، اسير مى كند بيش از ۱۰ هزار تماشاچى عاشق تبريزى را كه بكوبند،بروند ورزشگاه ببينند خبرى از بازى تيم محبوبشان نيست، فردا هم كه بازى برگزار مى شود، مى بينيم صد رحمت به برگزار نشدنش. داور است كه خون به دل تماشاچى مى كند و مى فرستدش خانه. رئيس كميته داوران رخت وكالت پوشيده، شده مدافع تمام اشتباهات پرشمار داوران. آخرِ حرف هاى كارشناسانه حضرات اين است كه در فوتبال با برنامه و اصولى اروپا هم از اين اشتباهات ديده مى شود. با الفاظ بازى مى كنند جنابانشان. ما هم ديده ايم اشتباهاتى كه آقايان مى گويند در فوتبال اروپا رخ مى دهد را، با اين تفاوت كه در اروپا به طور متوسط هر ۱۰ بازى يك اشتباه تأثيرگذار مى بينيم اما در فوتبال خودمان اگر در هر بازى ۱۰ اشتباه داورى نبينيم ،۳ ۴ شاهكار روى شاخش است! سؤال اينجاست كه تا كى مى خواهيم پشت الفاظى مثل «داور هم انسان است و اشتباه مى كند» پنهان شويم؟ پس كى قرار است كيفيت داورى ها افزايش يابد؟
همين يكى، دو روز پيش در جلسه كميته فنى فيفا طرح استفاده از تكنولوژى در داورى رد شد چراكه اعضا معتقد بودند سطح كيفى داورى آنقدر استاندارد هست كه نياز نباشد با ورود تكنولوژى از ميزان طبيعى بودن فوتبال كاسته شود، حال اگر مبناى فيفا در آن جلسه فوتبال ايران بود، شك نكنيد كه همه اعضا رأى به استفاده از پيشرفته ترين تكنولوژى ها براى تشخيص يك پنالتى ساده مى دادند.در هر صورت اين مطلب هشدارى است به مسئولانى كه خود را به «همه چيزدانى» زده اند، گوششان را بسته اند و فقط دهانشان باز است. آنها كه با اعصاب و روان تماشاچى بازى مى كنند، بدانند كه اين «سردربرف كردن» آنها روزى تماشاچى را از فوتبال باشگاهى هم فرارى خواهد داد، همان طوركه از فوتبال ملى فرارى داده است!
zamara
04-07-2010, 06:22 PM
http://free2upload.com/images/79338369361814490227.jpg
رابطهٔ هوادار و موفقيت
شور و هيجان بيش از اندازه تماشاگران فوتبال سبب شد تا يك محقق انگليسي حدود 20 سال قبل ماهها وقت خود را صرف پيدا كردن علت اين اتفاق كند.
اين كه چه چيز باعث شده تا اين همه آدم دنبال فوتبال باشند و مهمتر از آن فوتبال به دنبال اين همه آدم كه نامشان شده است هوادار.
او در نهايت به يك نتيجه رسيد. تماشاگران فوتبال يكي از عوامل ناشناخته موفقيت تيمهاي فوتبال هستند كه كمتر كسي از اهميت آن آگاه است.
با گذشت زمان و پيشرفت اين رشته ورزشي و در واقع گستردهتر شدن ابعاد آن در جوامع مختلف، اهميت حضور تماشاگر براي پيشبرد اهداف تيمها بيش از پيش روشن شد، به طوري كه باشگاهها و به دنبال آن فدراسيونهاي فوتبال درصدد ساماندهي هواداران خود در راستاي نيل به اهدافشان برآمدند و در مقابل حمايت و تشويقهاي آنها امكانات مختلفي را فراهم آوردند.
به اين ترتيب ارزش حضور تماشاگر براي تحريك و تقويت انگيزه ورزشكار روشن شد و هر تيم فوتبالي براي افزايش تعداد هواداران خود راهكارهايي را در پيش گرفت. حالا در كشورهاي صاحب نام در فوتبال تيمهاي موفق اغلب پرطرفدار هستند و بخش اعظمي از موفقيت خود را كه بعضا سال به سال تكرار ميشود، مديون حضور تماشاگران ميدانند.
***
فوتبال در ايران نيز از گذشته تاكنون از نظر تعداد تماشاگر و ميزان علاقهمندي همواره بين چند كشور نخست دنيا بوده است. پرسپوليس، استقلال و چند تيم ريشهدار تهراني و شهرستاني با طرفداران ويژه و پرتعداد خود رونقبخش اصلي فوتبال در كشور بوده و هستند.
گرچه اين موج هميشه در حمايت از تيم ملي فوتبال كشورمان كارساز بوده است، اما آيا در فوتبال ايران با اين ميزان مخاطب اقداماتي براي بهره بردن از اين سرمايه پنهان صورت گرفته است؟
اگر اين مقوله را موشكافانه بررسي كنيم، به اين نتيجه ميرسيم كه در فوتبال ما حضور ارزشمند تماشاگران كه ركن اصلي ايجاد پويايي اين رشته ورزشي هستند به شكل عادتي ديرينه درآمده كه ظاهرا خيليها از اهميت آن غافل هستند. در حالي كه اگر از اين برگ برنده به نحو احسن بهره برده شود، تماشاگر مهمترين اهرم براي هدايت تيمهاي ملي و باشگاهي ما به سمت موفقيت است.
در اين گزارش بر آنيم تا نقش تماشاگر را در ميزان موفقيت يك تيم فوتبال بررسي كنيم. جالب اين كه اگر به ميزان اهميت چنين حضور پرشور و جنجالي پي برده شود، با تدابيري ويژه ميتوان جنبههاي منفي طرفداري از يك تيم خاص را به سمتي هدايت كرد كه آن باشگاه يا حتي تيم ملي از موجهاي منفي اثرات مثبتي را بپذيرد. با ما همراه باشيد.
تماشاگر، انتقال احساسات
پرسپوليس و استقلال از زمان تاسيس تاكنون همواره از حضور هواداران ويژهاي برخوردار بودند كه يكي از عوامل برتريشان مقابل تيم حريف محسوب ميشده است. در هيچ مقطعي از زمان نميتوان كسي را پيدا كرد كه به نوعي منتسب به اين 2 باشگاه باشد، اما در طول دوران حضورش به هواداران و نقش آنها اشاره نكرده باشد و بيشتر با اين جمله كه هواداران قرمز و آبي در سرما و گرما يار و ياور تيمشان هستند و بايد انتظاراتشان برآورده شود در مورد حاميان خود اظهارنظر كرده و ميكنند.
گاهي هم قضيه آنقدر احساسي ميشود كه همين موج شور و هيجان طرفداران را چند برابر ميكند.
راه دور نميرويم. صمد مرفاوي از حضور پرتعداد هواداران استقلال پس از چند هفته ناكامي برابر تراكتورسازي شگفتزده ميشود و حتي اشك شوق ميريزد و حبيب كاشاني پس از شركت 51 درصدي هواداران پرسپوليس در نظرسنجي 90 خطاب به طرفداران تيمش نامهاي مينويسد و ميپرسد «اين همه وفاداري را در كدام مكتب آموختهاند؟»، از اين نمونهها در پرسپوليس و استقلال بسيار است، اما يك پرسش جدي همواره مطرح است كه اگر تيم ديگري در آسيا اين همه طرفدار داشت، اينقدر در عرصه فوتبال قاره كهن ناكام ميماند؟ درست است كه ويترين افتخارات استقلال در آسيا كاملتر از پرسپوليس است، اما اين همه سرمايه به عقيده كارشناساني كه از ارزش حضور محركي به نام تماشاگر آگاه هستند ميتوانست تاكنون زمينهساز موفقيتهاي بزرگتري براي 2 تيم بزرگ پايتخت شود در نظر بگيريد كه استقلال و پرسپوليس درچند فصل اخير حتي در فوتبال داخلي ايران نتوانستند رضايت تماشاگران خود را جلب كنند و در عرصههاي بينالمللي به مراتب كار سختتري خواهند داشت.
تماشاگر، اثر مثبت و منفي
ناصر ابراهيمي در گفتگو با جامجم در مورد نقش تماشاگر در ميزان موفقيت يك تيم تصريح ميكند: اين نقش غيرقابل انكار است. همين الان اگر پرسپوليس اين طرفداران را نداشت معلوم نبود چه جايگاهي پيدا ميكرد.
وي ادامه ميدهد: فوتبال بدون تماشاچي يعني هيچ، حتي در محلات و مسابقههاي محلي كه قديم بيشتر برگزار ميشد اگر اهل محل نبودند بازي به بازيكن نميچسبيد. الان دغدغه اصلي فيفا انجام اقداماتي است كه به زياد شدن تماشاگر در استاديومها بينجامد چون از اين راه علاوه بر درآمدزايي جذابيت فوتبال نيز بيشتر ميشود. ماهيت حضور تماشاگر مفيد و موثر است، اما اگر فرهنگسازيهاي لازم صورت نگيرد، اثرات منفي هم خواهد داشت ابراهيمي با توضيح بيشتر درخصوص ابعاد منفي حضور تماشاگر ميگويد: متاسفانه در سالهاي اخير با حاكم شدن فضايي خاص در ورزشگاهها گاهي حضور هواداران تبعات منفي پيدا ميكند، مثلا خود من به خاطر همين اتفاق از ايرانجوان بوشهر جدا شدم. واقعا برايم تعجبآور است، بعد از 15 ماه خدمت صادقانه و تشكيل اين تيم وقتي يك بازيكن 39 ساله را خط زدم، به يكباره موجي در استاديوم راه افتاد كه از سمپاشي يك عده عليه من ناشي ميشد. فكر ميكنم اين فضا به خاطر اهميت دادن بيش از حد به ليدرها باب شد.
تماشاگر، سرعت خروج از بحران
عبدالعلي چنگيز، وجه تمايز تيمهاي پرطرفدار و كمطرفدار را مدت زمان خروج تيمها از بحران احتمالي عنوان ميكند و ميافزايد: وقتي تيمي طرفدار ندارد، چنانچه چند نتيجه دور از انتظار بگيرد وارد بحران ميشود. اين اتفاق براي تيمهاي پرطرفدار هم رخ ميدهد، اما انتظار تماشاگر از تيمي كه طرفدار دارد سبب ميشود تا مسوولان آن باشگاه، مربي و بازيكن زودتر به فكر چاره بيفتند. البته اين سكه روي ديگري هم دارد و آن فشار تماشاگر است، اگر مربي مهارت داشته باشد ميتواند بازيكنانش را هم كنترل كند تا به جاي روي آوردن به بازي احساسي، منطقي باشند و مقابل هواداران احساس راحتي كنند.
تماشاگر، كمبود امكانات و ضعف خدمات
اما در همين ليگ خودمان تيمهايي هم هستند كه به مراتب طرفداران كمتري نسبت به تيمهاي پرطرفدار دارند، اما موفقيتشان چشمگير است. سپاهان و حتي ذوبآهن نمونههاي بارز اين موفقيت هستند.
هرچند كه دو نماينده اصفهان در ليگ برتر،در استان اصفهان نسبت به سالهاي گذشته طرفداران بيشتري دارند اما مثلا سپاهان در تمام ايران به اندازه يك تيم صدرنشين و قهرمان طرفدار ندارد، اگر سپاهان مثلا به اندازه تيمهاي پرطرفدار ليگ هوادار داشت، آيا وضعيتي بهتر از اين پيدا نميكرد؟ يا اصلا همين شرايط و آرامش نسبي حاكم بر مجموعه، به دليل فشار كمتر از افكار عمومي عامل موفقيت سپاهان بوده است؟
مجيد بصيرت كه خودش سالها براي سپاهان بازي كرده و حالا به عنوان سرپرست روي نيمكت اين تيم مينشيند، درخصوص نقش تماشاگر در موفقيت تيمي مثل سپاهان به «جامجم» ميگويد: سپاهان برخلاف تصور همگان تيم كمطرفداري نيست و نقش تماشاگر در موفقيتهاي تيم ما صددرصد بوده است. مشكل سپاهان نداشتن استاديوم است. اگر ما در اصفهان يك ورزشگاه صدهزاري نفري داشيم، از طرفدار لبريز ميشد و فكر ميكنم امكانات خوبي را براي تماشاگران فراهم نكردهايم.
راهكارهاي جذب تماشاگر
اما شرايط تيمهاي باشگاهي در كشور ما با هم فرق ميكند. بعضي تيمها در هر شرايطي، چه برد و چه باخت طرفداران خاص خود را دارند و از اين نظر هيچ كمبودي احساس نميكنند. به عنوان مثال صنعت نفت آبادان حتي در ليگ دسته اول هم هواداران خودش را دارد. براي بعضي تيمها كسب پيروزي، بالاي جدول بودن و حتي قهرماني، تماشاگر جلب ميكند و تعدادي ديگر از راهكارهاي ديگر نظير استخدام مربي و بازيكنان نامدار بهره ميبرند.
اما حفظ اين هواداران كار راحتي نيست. مجيد بصيرت ميگويد: سپاهان يك تيم مردمي و ريشهدار است. من 20 سال پيش هم كه براي اين تيم بازي ميكردم، استاديوم تختي اصفهان براي سپاهان پر ميشد، بنابراين اين تصور كه قهرمانيهاي ما يا صدرنشيني سبب شده تا تعدادي هوادار پيدا كنيم، اشتباه است.
نقش هوادار در موفقيت تيم فوتبال
از نظر رواني حضور تماشاگر كه به نوعي روح فوتبال به شمار ميآيد، چه تاثيري در عملكرد بازيكنان دارد؟ مهدي آقاپور، رئيس انجمن جامعهشناسي ورزش ايران در گفتگو با «جامجم»، موضوع را از دو جنبه مورد بررسي قرار ميدهد و ميگويد: در اين زمينه كارهاي علمي خوبي انجام شده است. اولين بار روانشناسي به نام تريپلت در رشته دوچرخهسواري، تاثير تماشاگر را مورد بررسي قرار ميدهد و به نتايج خوبي ميرسد كه مهمترين آن اين است: «حضور تماشاگر، در ورزشكار انگيزه و در پي آن مهارت را افزايش ميدهد.»
اما رويكرد ديگري هم در اين زمينه وجود دارد كه اثر حضور تماشاگر را در دو بعد مثبت و منفي مورد ارزيابي قرار ميدهد. آقاپور دراينباره ميافزايد: در اين رويكرد، اثر منفي هم مورد توجه قرار ميگيرد مثلا اعتراض، هو كردن يا حرفهاي نامناسب تماشاگران هيجان ورزشكار را بالا ميبرد و هيجان بالا، مهارت را كاهش ميدهد. البته از نظر روانشناسي، تاثيري كه ورزشكار از تماشاگر ميپذيرد، بستگي به شخصيت فرد دارد.
ورزشكاران نخبه كساني هستند كه تشويق يا حتي اعتراض را بتوانند به درجهاي برسانند كه دچار هيجان كاذب و پرخاشگري نشوند و اين موج را به نفع خود دروني كرده و از آن بهره ببرند در مجموع حضور تماشاگر در بازي فوتبال شور و هيجان ايجاد ميكند و اگر مهارت بهره بردن از اين نيرو وجود داشته باشد بازيكن بهتر شوت ميزند، دريبل ميكند، موقعيت خلق ميكند، گل ميزند و در نهايت تيم نتيجه بهتري ميگيرد.
دغدغه يك تيم كمطرفدار
اما شنيدن صحبتهاي مربي كه در دوران بازي از تشويق تماشاگران پرسپوليس بهرهمند بوده و حالا در پيكان اين كمبود را احساس ميكند، خالي از لطف نيست. حميد درخشان درباره اين موضوع به «جامجم» ميگويد: هيچ وقت فراموش نميكنم كه ما در زمان بازي فقط به عشق تماشاگر تمرين ميكرديم. آن موقع پول تا اين حد تعيينكننده نبود.
تنها محرك، تشويق هواداران بود، حالا هم اين حضور نقش غيرقابل انكاري دارد. فقط كسي كه با تيمي بدون تماشاگر يا كمطرفدار كار كرده باشد، ميتواند درباره اين كمبود صحبت كند، به نظر من اثر مثبت طرفدار بيشتر از نقش منفي آن است، اگر در اين زمينه فرهنگسازي شود نكات تاريك هم روشن ميشود. باشگاهها بايد همگان با فيفا اقداماتي را در پيش بگيرند كه تماشاگر را جلب كنند و روز به روز بر تعداد آنها بيفزايند، چون واقعا با حضور تماشاگر انرژي بازيكن و مربي چند برابر
ميشود.
تماشاگر هدف و برنامه ميخواهد
تماشاگر فوتبال در كشور ما هميشه بوده، هست و خواهد بود. براي آنها امكانات و خدمات كمتر اهميت دارند، بدون دعوت به ورزشگاهها ميآيند، فرياد ميزنند شور و هيجان ميآفرينند و در اين ميان تلخي و شيرينيهاي زيادي خلق ميكنند، اما حالا كه ميتوانند تا اين حد در موفقيت تيم ملي و نمايندههاي باشگاهي فوتبال كشورمان ايفاي نقش كنند، چرا اين حضور با برنامه و هدف نباشد. به دور از رفتارهاي ناشايست و برخوردها و تقابلهاي نامتعارف اين سرمايه پنهان را بايد با چشم ديگري ديد و از آن به نحو احسن بهره برد.
Rainyboy
08-31-2010, 01:17 PM
تا «يار دوازدهم» بهترين باشد
از تماشاگر تا هوادار
http://www.iribnews.ir/UserFiles/Image/azadi-f-taheri-555.jpg
1-یار دوازدهم؛ مشخص نیست نخستینبار چه کسی و چه زمانی این لقب را برای هواداران فوتبال انتخاب کرد اما ذهن ورزشی جامعه ما در عصر فعلی، نخستینبار در مسابقات مقدماتی جامجهانی 2006 بود که با این واژه مانوس شد. آن روزها تلویزیون وظیفه داشت تماشاگران فوتبال را تهییج کند تا در دل تعطیلات نوروز به ورزشگاه آزادی بروند و شاگردان برانکو را تشویق کنند. سیما آنقدر تیزر رفت و برنامه گذاشت که یک ساعت مانده بود به آغاز بازی، ورزشگاه یکصد هزار نفری بیش از 120 هزار نفر را در دل خود جا داد. با وجود پیروزی ایران برابر ژاپن متاسفانه تنی چند از تماشاگران ایرانی به دلیل آنچه ازدحام جمعیت مقابل در خروجی خوانده شد، جان خود را از دست دادند. مقصر چه کسی بود هنوز هم چندان شفاف نیست. مراد از اشاره به موضوع به آن دلیل بود که نقش رسانهها بویژه سیما، در تهییج یار دوازدهم یادآوری شود اما مطلب مورد بحث نه آن حادثه است و نه کالبدشکافی این موضوع که چه کسی موجب آن واقعه شد.
2-بدون تردید نمیتوان از اهمیت فوتبال حرف زد و به مهم بودن نقش هوادار اشاره نکرد. فوتبال به مثابه هر کالای دیگر خارجی خیلی سال قبل وارد ایران شد و بالطبع باید فرهنگ برخورد با آن هم همراه پدیده مزبور به ایران میآمد اما متاسفانه هرگز چنین نشد و فوتبال از جنس ایرانی، فرهنگی در روی سکوها پیدا کرد که تکه پارهشدهای بود از فرهنگ مردم عام در جامعه. ناشکیبایی مهمترین خصیصهای است که روی سکوها یافت میشود. تماشاگران ایرانی قبل از شروع بازی بیشترین انرژی را صرف تشویق تیم مورد علاقه خود میکنند و درست در لحظاتی که بازی آغاز شده و بازیکنان محتاج تشویقند تا جان بگیرند بعضا با انتقاداتی مواجه میشوند که به خودی خود برای نابود کردن هر مجموعهای کافی است. شاید مکانیزم بلیتفروشی گیشهای موجب ورود هواداران در ساعات ابتدایی روز و طبیعتا خسته شدن آنها هنگام بازی باشد اما میتوان به بازیهای متعددی اشاره داشت که هواداران ساعات زیادی در ورزشگاه معطل نشدهاند اما با این وجود از دقیقه 70 به بعد به گونهای شعار دادهاند که گویی بازی تمام شده و تیم محبوبشان6 گل دریافت کرده است.
3- 9سال قبل در یکی از روزهای پاییزی تیم ملی ایران محتاج یک پیروزی2 بر صفر برابر ایرلند جنوبی بود تا با كشاندن بازي به وقت اضافه يا ضربات پنالتي، به جام جهانی 2002 صعود کند. ورزشگاه آزادی لبریز از تماشاگر بود و همه امید داشتند که شاگردان چیرو به این خواسته جامه عمل بپوشانند اما در شبی که ملیپوشان ایران بیشتر از هر زمان دیگری تشنه تزریق روحیه بودند از دقیقه 70 به بعد تقریبا نسخه بلاژویچ برای همیشه در این فوتبال پیچیده شد. سوتهای ممتد و ترک ورزشگاه از سوی همانهایی که یار دوازدهم خوانده میشدند، شرنگی بود که در رگ تیم ملی جان دواند. تازه ثانیهای پس از گل دقیقه 90 یحیی بود که فهمیدیم اگر صبوری به خرج میدادیم شاید باز هم مسیر معجزه به بلاد این فوتبال کمصبر میافتاد. سالها بعد یکی از همان بازیکنان ملی پوش در صحبتهای خودمانی در تحریریه یک روزنامه ورزشی گفت؛ برخورد هواداران طوری بود که آرزو میکردیم همان 20 دقیقه پایانی داور سوت پایان را بزند تا از زیر آن همه نگاه سنگین و سوت ممتد راحت شویم. جامجهانی دیگر پیشکش.از این دست برخوردها در فوتبال ما فراوان است که میتوان همه آنها را در یک کتاب قطور گردآوری کرد. البته بیصبری، ویروسی نیست که تنها روی سکوها باشد، نوع مدیریت مدیران که همه چیز را زود بازده میخواهند هم نشانه دیگری است از اپیدمی شدن این معضل.
4- یک هفته قبل در شب بازی سپاهان و پاس همدان،هواداران زرد دوست نصف جهان، شعارهای تندی را علیه رضا عنایتی و بعضا امیر قلعهنویی سر دادند. نتیجه بازی یک بر یک بود و آنها هیچ امیدی به برتری تیمشان نداشتند اما درست برخلاف جو حاضر در سکوها، این شاگردان قلعهنویی بودند که گل برتری را به ثمر رساندند. چند روز پس از این حادثه سپاهان در تهران با 3 گل عقب افتاد و تنها خوشبختیاش این بود که تمام ورزشگاه آبی بودند؛ اگرنه با تکرار جو بازی قبل که در فولادشهر برگزار میشد، محال ممکن بود زردها هر 3 گل خورده را جبران کنند. اگرچه سپاهان در مجموع بازنده آن مصاف شد اما شاگردان قلعهنویی نشان دادند اگر از سوی هوادارانشان حمایت شوند پتانسیل جبران هر نتیجهای را دارند اما متاسفانه هواداران سپاهان جواب قهرمانی فصل قبل قلعهنویی را در این فصل با بیصبریشان میدهند.
5-قدرت نهفته هر تیمی نسبت مستقیمی دارد با قوای یار دوازدهمش. از این روست که لیورپولیها در بیشتر بازیهای خانگیشان پیروز هستند. در آنفیلد دست از تشویق کشیدن و از دقیقه 70 به بعد محو بازی شدن معنایی ندارد. ورزشگاهی که ظرفیتش به 40 هزار نفر هم نمیرسد همواره سختترین مکان برای رقباست چون در آنفیلد مهم نیست لیورپول چند گل عقب باشد یا دقیقه چند بازی است؛ تماشاگران آنفیلد به مثابه یکی از بازیکنان لیورپول هستند که تا شنیدن سوت پایان بازی تنها برای یک هدف تلاش میکنند. نمونه دمدستتر این خصیصه شاید همین تماشاگران تراکتورسازی باشند که دوری 8 ساله از لیگ برتر به آنها آموخته چگونه از تیم اول شهرشان حمایت کنند. در تبریز بعد از هر گلی که تراکتور میخورد تنها شعار «عیبی یوخ» است که سر داده میشود.
6- دست از حمایت کورکورانه برداریم و دیگر روی جمله دستمالی شده «ما بهترین هواداران فوتبال دنیا را داریم»، مانور ندهیم. بیصبری و کمطاقتی روز به روز بیشتر روی سکوهای ما رواج پیدا میکند و مشخص نیست کی و کجا قرار است فرهنگ ایرانی که مبتنی بر تامل و شکیبایی است را به فوتبال وارداتیمان تزریق کنیم. آیا مدیرانی که خود نگران صندلیهای لرزانشان هستند قادرند این مهم را به انجام برسانند؟ خوشخیالی محض است.
zamara
09-15-2010, 09:20 AM
http://s7.aks98.com/images/13452309371252904906.jpg
گزارشي از قانون افزايش قيمت بليت كه هر جا به شكلي اجرا مي شود
سازمان ليگ حرفه اي به عنوان متولي و برگزاركننده رقابت هاي ليگ برتر فوتبال باشگاه هاي ايران در اقدامي ناگهاني، عجيب و بحث برانگيز قيمت بليت بازي هاي ليگ برتر را در فصل جديد (90-89) دو برابر گرانتر كرد.
اين افزايش قيمت در ابتداي فصل با واكنش هاي متفاوت مواجه شد و بايد اذعان كرد اكثر اهالي فوتبال با اين افزايش ناگهاني آن هم دو برابر مخالف بود چرا كه مخالفان معتقد بودند كه باعث فرار تماشاگران از ورزشگاه ها مي شود خصوصا اينكه اكثر هواداران و حاضرين در ورزشگاه ها را قشر دانش آموز، دانشجو و كم درآمد و متوسط جامعه تشكيل مي دهند.
با شروع ليگ برتر و عدم استقبال تماشاگران و مقايسه آمار حضور هواداران در ورزشگاه در سال گذشته با امسال بيشتر به عوارض ناشي از گراني بليت ها پي مي بريم اما بحث اصلي محور ما روي گراني نيست بلكه مشكل به جايي برمي گردد كه هيچ قانون مدوني در خصوص اين گران كردن وجود ندارد.
سازمان ليگ براي اثبات حرفش به ليگ هاي اروپايي استناد مي كند، در صورتي كه در همين ليگ نصفه نيمه خودمان نتوانسته يك ثبات قيمت به وجود بياورد و بايد به صراحت گفت در هر استان و هر ورزشگاهي قانون همانجا اجرا مي شود!
در تهران بليت ها به قيمت دو، چهار و هشت هزار تومان، اهواز- يك، دو، چهار هزار تومان- تبريز -دو هزار تومان، اصفهان- دو، چهار هزار تومان- انزلي- دوهزار تومان و كرمان و .... اين عدم ثبات قيمت و تفاوت قايل شدن ميان هواداران و بازي هاي مختلف باعث حرف و حديث هاي فراوان شده است.
به طور مثال در اصفهان بليت هاي بازي هاي معمولي دوهزار تومان به فروش مي رسد ولي اگر تيم هاي اصفهاني با استقلال و پرسپوليس بازي داشته باشند همان بليت به دو برابر قيمت يعني چهار هزار تومان به فروش مي رسد! ابرقويي، رييس هيات فوتبال اصفهان اين مساله را تاييد مي كند و مي گويد:«اين افزايش قيمت شامل استان ما نمي شود بلكه فقط براي تهران است!»
مساله وقتي جالب تر مي شود كه ششگلاني، رييس هيات فوتبال استان آذربايجان شرقي مي گويد:
«ما افزايش قيمت نداشته ايم و خودمان به علت شرايط استان براي قيمت بليت تصميم گيري مي كنيم!»
ششگلاني شرايط معيشتي و وضعيت سوق الجيشي استانش را علت گران نشدن بليت در فصل جاري مي داند. البته روساي هيات هاي فوتبال شهرها و استان هاي ديگر هم از همين قانون تبعيت مي كنند.
مدير روابط عمومي باشگاه ملوان انزلي افزايش قيمت بليت را زياد محسوس نمي داند ولي مي گويد همان اندازه كم هم باعث شده بود كه هفته هاي اول با كمبود حضور تماشاگران مواجه باشيم ولي رفته رفته مردم انزلي عادت كردند ولي باز هم مثل سال گذشته استقبال نمي كنند.
خبر افزايش قيمت بليت از هزار تومان به دو هزار تومان حكايت دارد. اهواز هم همين شرايط را دارد آنجا هم بليت دو هزار تومان به فروش مي رسد و حتي در يك ديدار هيات فوتبال بليت هزار توماني فروخته است!
وقتي از روساي اين هيات ها مي پرسيم مگر شما جايگاه ويژه نداريد كه بليت هشت هزار توماني بفروشيد متفق القول مي گويند:
«ما از اين دنگ و فنگ هاي ورزشگاه آزادي نداريم و همه ورزشگاه يك شكل است و يك قيمت بيشتر ندارد! با اين شرايط به اين نتيجه مي رسيم كه ورزشگاه هاي ايران هنوز به شرايط استاندارد نرسيده اند و تنها ورزشگاهي كه به لحاظ جايگاه تفكيك شده است، ورزشگاه آزادي تهران است كه براي هر قسمت آن يك قيمت وجود دارد! همين مساله باعث فراري شدن مردم از ورزشگاه هاي تهران شده و به جرات مي توان گفت پرسپوليس و استقلال هنوز نتوانسته اند تماشاگرانشان را به ورزشگاه بكشانند با اين اوصاف تكليف تيم هاي ديگر مثل استيل آذين
، راه آهن، نفت و سايپا كه جاي خود دارد.
براي روشن تر شدن موضوع و دليل اين تفاوت قيمت در تهران و شهرستانها با رييس سازمان ليگ متولي اصلي اين جريان صحبت كرديم كه او صحبت هاي روساي هيات ها را نه تاييد كرد و نه تكذيب بلكه براي روشن شدن اين قضيه به دلايل خودش اكتفا كرد.
عزيزا... محمدي تفاوت قيمت ها را تاييد كرد اما مدعي شد كه چون هزينه ورزشگاه و تيمداري در تهران گران تر و پرهزينه تر است براي همين بليت ها هم گرانتر است به طور مثال اجاره ورزشگاه آزادي را براي تيم هاي تهراني 20 ميليون تومان ذكر كرد ولي اجاره ورزشگاه براي تيم هاي شهرستاني را پنج ميليون تومان عنوان مي كند و همين مساله را يكي از علل گراني بليت و تفاوت قيمت تهران و شهرستان مي داند از سوي ديگر او مي گويد قيمت طبقه بالاي ورزشگاه آزادي با ساير استان ها يكي است و فرقي نمي كند! اما چون طبقه پايين صندلي دارد و داراي جايگاه ويژه است قيمت بليت متفاوت مي شود.
او در ادامه صحبت هايش مي گويد:«در هر بازي احتمال تغيير قيمت بليت در شهرستان ها وجود دارد و آنها اين اختيار را به هيات هاي فوتبال داده اند كه با نظارت سازمان ليگ براساس شرايط بازي نرخ بليت را تعيين كنند!» عزيزمحمدي براي اينكه گراني بليت را دوباره توجيه كند باز هم باشگاه هاي اروپايي را مثال مي زند و مي گويد:
«تيم هاي پرطرفداري مثل ليورپول، منچستر يونايتد، آرسنال و چلسي بليت بازي هايشان گرانتر از تيم هاي رده پايين و كم تماشاگر است براي همين در آينده كه فوتبال خصوصي شود در ايران هم همين سيستم اعمال مي شود و تيم هاي پرطرفدار و پرهزينه تر بليت بازي هايشان گران تر از تيم هاي كم طرفدار خواهد بود.
عزيزمحمدي در بخش ديگري از صحبت هايش حرف رييس هيات فوتبال استان آذربايجان شرقي را تكذيب مي كند و مدعي مي شود كه در بازي آخر تراكتور با ذوب آهن بليت هاي چهار هزار توماني هم فروش رفته است اما گزارش مكتوب به دستش نرسيده است براي همين آنجا هم نوسان قيمت بليت وجود دارد.
حتي براي محكم تر شدن حرفش به اهواز اشاره مي كند كه در يك بازي بليت هزار توماني فروخته شده كه هيات فوتبال را جريمه كرده اند.
با توجه به دلايل رييس سازمان ليگ نوسان قيمت امري عادي است اما به واقع چرا بايد در فوتبال حرفه اي اين همه تناقض وجود داشته باشد و هر استان و هر ورزشگاهي ساز خودش را بزند و طبقه بالاي ورزشگاه آزادي را با ضوابط استان هاي ديگر يكي دانست اما طبقه پايين آن يك قانون ديگر دارد!
-----------------------------
منبع : ارتش سرخ
zamara
11-08-2010, 06:29 PM
فارس منتشر كرد
تصاوير جديد چاقوكشي تماشاگران در ورزشگاه تختي آبادان
در حالي كه باشگاه نفت آبادان و مسئولان اين شهر چاقوكشي تماشاگران در ديدار با استقلال را انكار ميكنند خبرگزاري فارس تصاوير جديدي از اين اتفاق تلخ را منتشر كرد.
http://media.farsnews.com/Media/8908/Images/jpg/A0946/A0946275.jpg
در پي انتشار عكسهاي چاقوكشي در جريان ديدار نفت آبادان و استقلال از سوي شماري از هواداران آباداني در ورزشگاه تختي اين شهر در خبرگزاري فارس به تازگي عكسهاي جديدي به دستمان رسيده است.
اين تصاوير و همچنين عكسهاي قبلي گوياي اين است كه درگيري رخ داده مربوط به تماشاگران آباداني در ورزشگاه تختي است. در چند عكس چاقو مشخص نيست و تصاوير، درگيري را نشان ميدهند كه در آنها چاقو در پشت فردي كه مقابل دوربين ايستاده پنهان شده اما مربوط به همان صحنههاي درگيري است.
http://media.farsnews.com/Media/8908/ImageNews/890817/10_890817_L600.jpg
اين در شرايطي است كه باشگاه صنعت نفت اعلام كرده اتفاق رخ داده در ورزشگاه تختي هنوز برايشان محرز نشده و فرمانده انتظامي آبادان نيز در اظهار نظري عجيب گفته اين عكسها ساختگي است اما به گفته شاهدان عيني و شواهد موجود كاملا مشخص است كه اين درگيري با چاقو در جريان بازي نفت و استقلال رخ داده است. ضمن اينكه زمان دقيق و روزي كه عكس گرفته ميشود ثبت شده و غير قابل تغيير است. بدين ترتيب هيچ دليل منطقي وجود ندارد كه عكسهاي چند سال پيش، امروز منتشر شود و ساختگي باشد و تنها كساني اين اظهار نظر را ميكنند كه چندان با كار رسانه آشنايي ندارند.
http://media.farsnews.com/Media/8908/ImageNews/890817/9_890817_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8908/ImageNews/890817/6_890817_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8908/ImageNews/890817/5_890817_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8908/ImageNews/890817/3_890817_L600.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8908/ImageNews/890817/4_890817_L600.jpg
vBulletin v3.8.4, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.