توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : "در باره شب يلدا" (بچه هاي گلم يلداتون مبارك)
zamara
12-20-2008, 12:12 PM
تاریخچه شب یلدا
http://img.tebyan.net/big/1384/09/39186149052236208107134711381551376622143.jpg
شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به 3 هزار سال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.
مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد.
جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت كلیسا، كریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.
آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.
پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می كرد.
فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:
كه ما را ز دین بهی ننگ نیست
به گیتی، به از دین هوشنگ نیست
همه راه داد است و آیین مهر
نظر كردن اندر شمار سپهر
آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.
واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله (?? روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده می شود?
خور روز (دی گان)- یكم دی ماه:
در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.
zamara
12-20-2008, 12:24 PM
شب يلدا (شب چله) ، پيشينه و ريشه آن
شب يَلدا يا شب چِله آخرين شب آذرماه، شب پيش از نخستين روز زمستان و درازترين شب سال است. ايرانيان و بسياري از ديگر اقوام آن را مبارك ميدارند و اين شب را جشن ميگيرند.
اين شب در نيمكره شمالي با انقلاب زمستاني مصادف است و به همين دليل از آن شب به بعد طول روز بيشتر و طول شب كوتاهتر ميشود.
ايرانيان باستان با اين باور كه فرداي شب يلدا با دميدن خورشيد، روزها بلندتر ميشوند و تابش نور ايزدي افزوني مييابد، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد ميخواندند و براي آن جشن بزرگي بر پا ميكردند.
پبشينهٔ جشن
يلدا و جشنهايي كه در اين شب برگزار ميشود، يك سنت باستاني است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار ميكردهاند. در اين باور يلدا روز تولد خورشيد و بعدها تولد ميترا يا مهر است. بسياري بر اين باورند كه ريشهٔ پاسداشت شب چله ميراث قوم كاسپيان است. كاسپها از اولين اقوام آريايي هستند كه وارد ايران شدند.انها مردماني با چشمهاي كبودرنگ و موهاي بور بودند كه ابتدا در گيلان امروزي سكني گزيدند و پس از چندي به نقاط ديگر ايران مهاجرت كردند. كاسپها قوم نيرومندي بودند و تمدن توانمندي را پايهگذاري كردند. از جمله تمدنهاي آبي (Hydraulic Civilizations) كه ميتوان از زيگورات چغازنبيل، آسيابها و قناتهاي دزفول و شوشتر بهعنوان آثار باقيمانده از تمدن كاسپها نام برد. همچنين پلهاي بسياري با نام آناهيتا در سراسر ايران ساختند و با ساخت چهارتاقيهايي توانستند انحراف ۲۳ درجهٔ مدار زمين در گردش به دور خورشيد را اندازهگيري كنند. كاسپها با استفاده از اين ابزار به تقويمي دقيق دست يافتند و دريافتند كه پس از آخرين شب پاييز بر طول روزها اندكاندك افزوده شده و از طول شبهاي سرد كاسته ميشود. اين جشن در ماه پارسي «دي» (تولد دوباره خورشيد) قرار دارد كه نام آفريننده در زمان پيش از زرتشتيان بودهاست كه بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد. واژهٔ روز (DAY) در زبان انگليسي (كه همريشه با زبانهاي كهن آريايي است) نيز از نام اين ماه برگرفته شدهاست. نور، روز و روشنايي خورشيد، نشانههايي از آفريدگار بود در حالي كه شب، تاريكي و سرما نشانههايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود كه شب و روز يا روشنايي و تاريكي در يك جنگ هميشگي به سر ميبرند.
روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود، در حالي كه روزهاي كوتاهتر نشانهاي از غلبهٔ تاريكي و اهريمن بر زمين. هنگام توسعهٔ آيين مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زايش مهر و نور و راستي با شكوه تمام برگزار ميشدهاست و پس از استيلاي مسيحيت در اروپا، آداب و رسوم آيين مهر كه در زندگي مردم و بهخصوص در ميان روميان نفوذ كرده بود همچنان باقي ماند اما با آمدن دين جديد رنگ نباخت . تا سال ٣۵٠ ميلادي تمام فرقههاي مختلف مسيحيت متفقالقول روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح ميدانستند وليكن نفوذ آيين مهر كليساي روم را بر آن داشت تا روز تولد عيسي مسيح را مطابق با تولد مهر يا ميترا قرار دهد تا از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتري بر زندگي مردم داشته باشد و بزرگترين جشن آيين مهر را در خود حل كنند. با قدرتمند شدن كليساي رم و پس از گذشت زمان، فرقههاي ديگر مسيحيت به اين سمت و سو گرويدند.
ليكن هنوز كليساي ارمني و ارتدوكس شرقي روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح ميدانند. آنچه از نظر پژوهشگران مسلم است اين است كه ٢١ يا ٢۵ دسامبر با توجه به اشارههاي انجيل به فصل زراعت و اعتدال هوا و همچنين تاريخ دوران اوليهي مسيحيت ، روز ميلاد عيسي مسيح نيست و نفوذ آيين مهر در رسوم كليسا نيز غيرقابلانكار است. نخستين مايههاي جشن كريسمس وايلانوت ميراث و هديهي ايران كهن به جهانيان است كه خود تا به امروز در زندهنگهداشتن آن كوشيدهاست. . ايرانيان باستان اين شب را شب تولد الهه مهر «ميترا» ميپنداشتند، و به همين دليل اين شب را جشن ميگرفتند و گرد آتش جمع ميشدند و شادمانه رقص و پايكوبي ميكردند.آن گاه خواني الوان ميگستردند و «ميزد» نثار ميكردند. «ميزد» نذري يا وليمهاي بود غير نوشيدني، مانند گوشت و نان و شيريني و حلوا، و در آيينهاي ايران باستان براي هر مراسم جشن و سرور آييني، خواني ميگستردند كه بر آن افزون بر آلات و ادوات نيايش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غيره، برآوردهها و فرآوردههاي خوردني فصل و خوراكهاي گوناگون، از جمله خوراك مقدس و آييني ويژهاي كه آن را «ميزد» ميناميدند، بر سفره جشن مينهادند.
ايرانيان گاه شب يلدا را تا دميدن پرتو پگاه در دامنهٔ كوههاي البرز به انتظار باززاييدهشدن خورشيد مينشستند. برخي در مهرابهها (نيايشگاههاي پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول ميشدند تا پيروزي مهر و شكست اهريمن را از خداوند طلب كنند و شبهنگام دعايي به نام «ني يد» را ميخوانند كه دعاي شكرانه نعمت بودهاست. روز پس از شب يلدا (يكم دي ماه) را خورروز (روز خورشيد) و دي گان؛ ميخواندند و به استراحت ميپرداختند و تعطيل عمومي بود (خرمدينان , اين روز را خرم روز يا خره روز ميناميدند). در اين روز عمدتاً به اين لحاظ از كار دست ميكشيدند كه نميخواستند احياناً مرتكب بدي كردن شوند كه ميترائيسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشيد گناهي بسيار بزرگ ميشمرد.
ريشه واژه يلدا
واژه «يلدا» واژه ايست برگرفته از زبان سرياني (كه از لهجه هاي متداول زبان «آرامي» است) به معناي تولد. زبان «آرامي» يكي از زبان هاي رايج در منطقه خاورميانه و زبان اصلي نگارش كتب عهد جديد مسيحيان بوده است. (برخي بر اين عقيده اند كه اين واژه در زمان ساسانيان كه خطوط الفبا از راست به چپ نوشته مي شده , وارد زبان پارسي شده است).
تأثير يلدا در جشنهاي ديگر اقوام
♦ برخي مورخان معتقدند كه بيشتر رسوم دين مسيحيت از مهرپرستي(خورشيد پرستي) و يا ميتراييسم برگرفته شدهاست. مانند تولد مسيح در يك آغل كه كه به گفته آنها برگرفته شده از تولد ميترا در غار است و همچنين شب ميلاد مسيح كه مصادف با يلدا ميباشد , و همچنين درخت سرو و كاج كه در آيين مهر با ستارهاي بر فرازش تزيين ميشد. (ستاره نشانه ايست كه بازرگانان را راهنمايي ميكند تا به ميترا در غار برسند - درخت سرو را از اين روي دوست داشتند كه نماد آزادگي و مقاومت در برابر تاريكي بود كه آثارش را در ادبيات فارسي ميتوانيم به وفور بيابيم - درخت كاج از اين روي در كشورهاي اروپايي مرسوم شد كه محيط طبيعي آنها براي رويش كاج بهتر بود). مورد ديگر شباهت كلاه بابانوئل با كلاهي شبيه كلاه موبدان آيين مهر است.
البته آن طور كه از متون مقدس مسيحيان (كتاب مقدس : عهد جديد) برمي آيد، تولد عيساي مسيح در يكي از اعتدالين (اعتدال بهاري يا پاييزي) صورت گرفته است و نه در زمستان.(چنانكه در «انجيل» آمده است كه در زمان تولد مسيح «چوپانان گله هاي خود را به چرا مي بردند») همانگونه كه مورخين قرون اوليه انتشار مسيحيت روايت مي كنند، تغيير تاريخ جشن ميلاد مسيح(كريسمس) و انطباق آن بر سالروز تولد ميترا، توسط كنستانتين كبير و به مشاورت كليسا، به منظور جايگزين نمودن آن با جشن انقلاب زمستاني يا زادروز خورشيد بوده است.
♦ در حدود ۴۰۰۰ سال پيش در مصر باستان جشن «باززاييدهشدن خورشيد»، مصادف با شب چله، برگزار ميشدهاست. مصريان در اين هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشيدي، به جشن و پايكوبي ميپرداختند و پيروزي نور بر تاريكي را گرامي ميداشتند. همچنين از ۱۲ برگ نخل براي تزيين مكان برگزاري جشن استفاده مينمودند كه نشانهٔ پايان سال و آغاز سال نو بودهاست.
♦ در يونان قديم نيز , اولين روز زمستان روز بزرگداشت خداوند خورشيد بودهاست و آن را خورشيد شكست ناپذير، ناتاليس انويكتوس، ميناميدند(كه از ريشهٔ كلمهٔ ناتال كه در بالا اشاره شد برگرفته شدهاست و معني اش , ميلاد و تولد است). ريشههاي يلدا در جشن ديگر مرسوم در يونان نيز باقي ماندهاست از مهمترين اين جشنهاي ميتوان به جشن ساتورن اشاره كرد.
♦ در قسمتهايي از روسيهي جنوبي , هماكنون جشنهاي مشابهي بهمناسبت چله برگزار ميكنند. اين آيينها شباهت بسياري با مراسم شب چله دارد. پختن نان شيريني محلي به صورت موجودات زنده، بازيهاي محلي گوناگون، كشت و بذر پاشي به صورت تمثيلي و باز سازي مراسم كشت، پوشانيدن سطح كلبه با چربي، گذاشتن پوستين روي هره پنجرهها، آويختن پشم از سقف، پاشيدن گندم به محوطه حياط، ترانه خواني و رقص و آواز و مهم تر از همه قرباني كردن جانوران از آيينهاي ويژه اين جشن بوده و هست. يكي ديگر از آيينهاي شبهاي جشن، فالگيري بود و پيشگويي رويدادهاي احتمالي سال آينده. همين آيينها در روستاهاي ايران نيز كم و بيش به چشم ميخورند كه نشان از همانندي جشن يلدا در ايران و روسيه دارند.
♦ يهوديان نيز در اين شب جشني با نام «ايلانوت» (جشن درخت) برگزار ميكنند و با روشنكردن شمع به نيايش ميپردازند.
♦ آشوريان نيز در شب يلدا آجيل مشكل گشا ميخورند و تا پاسي از شب را به شب نشيني و بگو بخند ميگذرانند و در خانوادههاي تحصيل كرده آشوري تفال با ديوان حافظ نيز رواج دارد.
♦ نخستين روز زمستان در نزد خرمديناني كه پيرو مزدك هستند نيز سخت گرامي و بزرگ دانسته ميشود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) ياد ميگردد و آيينهايي ويژه در آن روز برگذار ميشود. اين مراسم و نيز سالشماري آغاز زمستان هنوز در ميان برخي اقوام ديده ميشود كه نمونه آن تقويم محلي پامير و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجيكستان) است.
جشن يلدا و عادات مرسوم در ايران
♦ در آيين كهن , بنابر يك سنت ديرينه آيين مهر شاهان ايراني در روز اول ديماه تاج و تخت شاهي را بر زمين ميگذاشتند و با جامهاي سپيد به صحرا ميرفتند و بر فرشي سپيد مينشستند. دربانها و نگهبانان كاخ شاهي و همهٔ بردهها و خدمتكاران در سطح شهر آزاد شده و بهسان ديگران زندگي ميكردند. رئيس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگي يكسان بودند(صحت اين امر موكد نيست , شايد تنها افسانه باشد). جشن يلدا در ايران امروز نيز با گرد هم آمدن و شبنشيني اعضاي خانواده و اقوام در كنار يكديگر برگزار ميشود.
متل گويي كه نوعي شعرخواني و داستان خواني است در قديم اجرا ميشدهاست به اين صورت كه خانوادهها در اين شب گرد ميآمدند و پيرترها براي همه قصه تعريف ميكردند. آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص، هندوانه، انار و شيريني و ميوههاي گوناگون است كه همه جنبهٔ نمادي دارند و نشانهٔ بركت، تندرستي، فراواني و شادكامي هستند , اين ميوهها كه اكثراً كثير الدانه هستند , نوعي جادوي سرايتي محسوب ميشوند كه انسانها با توسل به بركت خيزي و پر دانه بودن آنها , خودشان را نيز مانند آنها بركت خيز ميكنند و نيروي باروي را در خويش افزايش ميدهند و همچنين انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمايندگاني از خورشيدند در شب. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از كتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شكستن گردو از روي پوكي و يا پُري آن، آيندهگويي ميكنند.
♦ در خطهٔ شمال و آذربايجان رسم بر اين است كه در اين شب خوانچهاي تزيين شده به خانهٔ تازهعروس يا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربايجان در سيني خود هندوانهها را تزئين ميكنند و شالهاي قرمزي را اطرافش ميگذارند. درحالي كه مردم شمال يك ماهي بزرگ را تزئين ميكنند و به خانهٔ عروس ميبرند.
♦ سفرهٔ مردم شيراز مثل سفرهٔ نوروز رنگين است. مركبات و هندوانه براي سرد مزاجها و خرما و رنگينك براي گرم مزاجها موجود است. حافظخواني جزو جدانشدني مراسم اين شب براي شيرازيهاست. البته خواندن حافظ در اين شب نه تنها در شيراز مرسوم است، بلكه رسم كلي چلهنشينان شدهاست.
♦ همدانيها فالي ميگيرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق مينشينند و پيرزني به طور پياپي شعر ميخواند. دختر بچهاي پس از اتمام هر شعر بر يك پارچه نبريده و آب نديده سوزن ميزند و مهمانها بنا به ترتيبي كه نشستهاند شعرهاي پيرزن را فال خود ميدانند. همچنين در مناطق ديگر همدان تنقلاتي كه مناسب با آب و هواي آن منطقهاست در اين شب خورده ميشود. در تويسركان و ملاير , گردو و كشمش و مِيز نيز خورده ميشود كه از معمولترين خوراكيهاي موجود در ابن استان هاست.
♦ در شهرهاي خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسي در اين شب مرسوم است.
* در اردبيل رسم است كه مردم، چله بزرگ را قسم ميدهند كه زياد سخت نگيرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچي و كشمش ميخورند.
♦ در گيلان هندوانه را حتما فراهم ميكنند و معتقدند كه هر كس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگي نميكند و در زمستان سرما را حس نخواهد كرد. «آوكونوس» يكي ديگر از خوردني هايي است كه در اين منطقه در شب يلدا رواج دارد و به روش خاصي تهيه ميشود. در فصل پاييز، ازگيل خام را در خمره ميريزند، خمره را پر از آب ميكنند و كمي نمك هم به آن ميافزايند و در خم را ميبندند و در گوشهاي خارج از هواي گرم اطاق ميگذارند. ازگيل سفت و خام، پس از مدتي پخته و آبدار و خوشمزه ميشود. آوكونوس در اغلب خانههاي گيلان تا بهار آينده يافت ميشود و هر وقت هوس كنند ازگيل تر و تازه و پخته و رسيده و خوشمزه را از خم بيرون ميآورند و آن را با گلپر و نمك در سينه كش آفتاب ميخورند.(آو= آب و كونوس = ازگيل)۸۹/۲۲۱/۸۹/۲۵۰ ۱۶ دسامبر ۲۰۰۸، ساعت ۱۳:۱۰ (UTC)
♦ مردم كرمان تا سحر انتظار ميكشند تا از قارون افسانهاي استقبال كنند. قارون در لباس هيزم شكن براي خانوادههاي فقير تكههاي چوب ميآورد. اين چوبها به طلا تبديل ميشوند و براي آن خانواده، ثروت و بركت به همراه ميآورند.
zamara
12-20-2008, 12:25 PM
http://i42.tinypic.com/20psoeu.jpg
ايرانيان قديم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني مي پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا و سنت هاي ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايي از بيدادگري و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزي نيكي بر بدي و روشنايي بر تاريكي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.
شب يلدا نيز يكي از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكي و تباهي و وحشت بوده و اغلب سعي مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدي و تباهي در آن راه نيابد. شب يلدا طولاني ترين شب ها است. يعني تسلط تاريكي بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايي مي كاهد. و چون فرداي اين شب روشنايي بر ظلمت غالب و روز طولاني مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايي است جشن مي گيرند.
در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزي را كه نام روز با نام ماه يكي باشد، جشن مي گرفتند .
دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزي كه نام ماه و نام روز يكي بود. و در اين سي روز ماه، سه روز آن «دي» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن مي گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعني آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.
يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .
واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا ) و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير ) نامند
*******************
مهر رخشا نکوترین چهر است ************ شب یلدا تولد مهر است
این همایون شب خیال انگیز ************ هست درآخرین شب پاییز
بیخ وبن در حماسه گستردست ************ در نهادش حماسه پرور دست
لفظ یلدا اگر چه سریانیست ************ شب مهرآفرین ایرانی ست
zamara
12-20-2008, 12:26 PM
http://i7.tinypic.com/6wqle8o.jpg
صداي پاي يلدا آرام آرام به گوش مي رسد .
پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوي براي ديدار بزرگان خانواده بي قرارند .
برگزاري مراسم يلدا ، آييني خانوادگي است و گردهمايي ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود .
ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند
آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادي دارند و نشانه برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند
يكي ديگر از رسم هاي شب يلدا، «فال حافظ گرفتن» است اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.
شاهنامه خواني و قصه گويي پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسي براي كوچكترها نيز از آيين هاي يلدا است كه خاطرات شيريني براي بزرگسالي آنها فراهم مي آورد
zamara
12-20-2008, 12:28 PM
شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی
دیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می*دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام*ها و انگیزه*های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین*های هم*فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می*برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال*ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی*ام آذرماه و بامداد یكم دی*ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند كه مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می*شود؛ اما می*دانیم كه در باورهای كهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی*شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین*های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.
خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین*ترین نقطه افق جنوب شرقی می*رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می*شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می*گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش*ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندكی پایین*تر از محل پیشین خود در افق طلوع می*كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین*ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی*های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می**گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال*شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می*شد و آنرا گرامی و فرخنده می*داشتند.
در گذشته، آیین*هایی در این هنگام برگزار می*شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه*های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی*های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.
بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میترا (و بعدها با نام كیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می*آمده است و امروزه كاركرد خود را در تقویم میلادی كه ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه می*دهد. فرقه*های گوناگون عیسوی، با تفاوت*هایی، زادروز مسیح را در یكی از روزهای نزدیك به انقلاب زمستانی می*دانند و همچنین جشن سال نو و كریسمس را همچون تقویم كهن سیستانی در همین هنگام برگزار می*كنند. به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم كهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینكه نام نخستین ماه سال آنان نیز «كریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می*گردد و پیش از آن، آنگونه كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل كرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار/خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می*گیرد.
نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی كه پیرو مزدك، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده*اند (كه هنوز هم حامیان سرمایه*داری لجام گسیخته اندیشه*های عدالت*جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می*دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می*شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می*كرده و آیین*هایی ویژه داشته*اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می*شود كه نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیكستان) است. همچنین در تقویم كهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است كه با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.
هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز می*كوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار كنند. البته در شبه تقویم نوظهوری كه برخی زرتشتیان از آن استفاده می*كتتد و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف می*شود كه نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی كه از شب چله با نام «عید نود روز» یاد می*كند. از آنرو كه فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.
امروزه می*توان تولد خورشید را آنگونه كه پیشینیان ما به نظاره می*نشسته*اند، تماشا كرد: در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته می*شده كه یكی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر كاشان است كه فعلاً تنها بنای سالم باقی*مانده در این زمینه در ایران است. پژوهش*های نگارنده كه در سال 1380 منتشر شد (نظام گاهشماری در چارتاقی*های ایران)، نشان می*دهد كه این بنا بگونه*ای طراحی و ساخته شده است كه می*توان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است كه تولد خورشید بگونه*ای ملموس و قابل تماشا در آن دیده می*شود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیكی روستای رباط سفید، نیز دارا است كه البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید میشود.
هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر، و بررسی نظریه نگارنده، با حضور دوستداران باستان*ستاره*شناسی ایرانی و دیگر علاقه*مندان، در شهر نیاسر كاشان برگزار میشود.
http://i4.tinypic.com/815uskj.jpg
zamara
12-20-2008, 03:43 PM
عزيزان يلدا مباركباد
http://aycu18.webshots.com/image/37377/2005122990452917950_fs.jpg
http://forum.parsiking.com/images/smilies/rose.gifhttp://forum.parsiking.com/images/smilies/rose.gifشب يلداي تمام بچه هاي گل انجمن عزيزمون مباركhttp://forum.parsiking.com/images/smilies/rose.gifhttp://forum.parsiking.com/images/smilies/rose.gif
http://aftab.ir/e_card/photos/ce66cfde20cd2728c0545dc261357416.jpg
http://goonagoon.nasseh.ir/images/0019_watermelonEgg/2VCA2T7E5DCAD0SLW0CAMLGNJ7CAW5MUBFCA9DOETLCA680K2M CAWDA796CA3RKT5ACAA6RN2OCAYG838GCAP5BTPJCA6JU8I3CA 0ZIAEZCA3JGSZPCARPYY3VCA377P2RCA2JVF75CACHEL1BCAM9 O8KB.jpg
انشاءالله كه براي همه عزيزان شبي خوش و خاطره انگيز باشه.
با تشكر زامارا
zamara
12-20-2008, 03:50 PM
شب يلدا براي محرومان چگونه خواهد گذشت !!!؟
بياييم و به فكر اين عزيزان هم باشيم
http://zavie.blogspot.googlepages.com/firoozehmozafari-1.jpg
http://zavie.blogspot.googlepages.com/AlirezaKarimiMoghadam-1.jpg
خیلی حرف واسه گفتن داره اين عكس ها!!!
ولي...؟؟؟
شايد به نگاه اول طنز به نظر بياد ولي واقعيت تلخه
به ياد ديگران هم باشيم
omidperspolisi
12-21-2008, 02:37 AM
امیدوارم شب یلدای خوبی رو سپری کرده باشید فکر کنم دیگه این شب هم تموم شد به هرحال این روز هم گذشت حالا چه خوب چه بد دیگه تموم شد شب یلداتون مبارک
Karim
12-21-2008, 05:13 AM
1سال منتظرش بودیم که هنونه اش سفید وبی مزه ازآب دربیاد؟فلسفه شب یلدا همینه؟!
vBulletin v3.8.4, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.