توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : فیلم وسینما
RED STORM
11-10-2009, 08:47 PM
آسيب شناسي سريال هاي دنباله دار در ايران
http://www.img98.com/images/u9dtxrync344sh5l23lm.jpg
شايد هيچ ساحتي به اندازه هنر تحت تاثير و گاه هژموني مخاطبان خود نباشد؛ به اين معني كه مخاطبان اين حوزه نقش سازنده اي در خلق و آفرينش هنري دارند و در واقع نسبت ميان هنرمند و مخاطب ، صورت و سيرت يك پديده و توليد هنري را به موازات هم شكل مي دهد و تكامل مي بخشد . بديهي است در اين پروسه ، چگونگي رويارويي و استقبال مخاطبان از يك اثر هنري مي تواند در بازتوليد يا تكميل و تداوم آن موثر باشد. به عنوان مثال در عرصه نوشتاري ، استقبال از يك كتاب و فروش خوب آن، به چاپ مجددش منجر مي شود و اين بازخورد مي تواند تا ده ها بار چاپ مجدد را رقم زند. اما اين فرايند در عرصه سينما و تلويزيون به گونه ديگري تحقق مي يابد و كارگردان و تهيه كنندگان يك فيلم يا سريال وقتي با استقبال گسترده مخاطبان مواجه مي شوند، به ساخت قسمت هاي دوم و سوم آن مجموعه مي پردازند. البته اين اتفاق در حوزه كتاب به ويژه ادبيات داستاني نيز رخ مي دهد و نويسنده پس از موفقيت چشمگير اثرش در ميان مخاطبان ،به ادامه داستان خود در موقعيتي جديد مي پردازد . نمونه بارز آن را مي توان در سري كتاب هاي "هري پاتر" جست وجو كرد كه در سال هاي اخير شهرت جهاني يافته است. بسياري از فيلم ها و به ويژه سريال ها و مجموعه هاي مختلف تلويزيوني در سطح جهان نيز به دليل موفقيت در جذب مخاطب به اين موقعيت دست يافته اند كه شايد نمونه موفق آن براي مخاطبان ايراني، مجموعه "پرستاران " و "هشدار براي كبري 11"باشد ؛ مجموعه هايي كه با وجود تقدير سريالي شان همچنان جذابيت و كيفيت خود را حفظ كرده اند و اين استمرار با كاهش استقبال از سوي مخاطبان مواجه نشده است. اين تجربه اما در كشور ما اغلب نتيجه عكس داده يعني موفقيت يك مجموعه اگرچه در برخي مواقع به ساخت قسمت هاي دوم و سوم انجاميده است اما نتوانسته همان موفقيت را كسب كند و با افت كيفي و بالطبع كاهش مخاطب همراه شده است. شايد موفقيت " اخراجي هاي 2 " را در اين ميان بايد يك استثنا دانست كه البته اين اتفاق بيش از آن كه برآمده از سطح كيفي فيلم باشد، برساخته عوامل خارج از متن سينماي آن است و به جامعه شناسي و روان شناسي مخاطب ايراني در نسبت با اين فيلم برمي گردد كه خود بحث مفصلي را مي طلبد و در حوصله اين يادداشت نمي گنجد.
در بررسي موفقيت يا شكست برخي فيلم ها و مجموعه هايي كه به ساخت سريالي مي رسند هم مي توان تحليلي ايجابي داشت و هم نگرشي سلبي اما از آنجا كه نگارنده معتقد است بيشتر آثار ايراني از اين منظر با شكست مواجه شده اند، سعي مي كند نگاه آسيب شناسانه به اين موضوع داشته باشد و برخي عوامل و عناصر موثر در اين باره را برشمرد . از عوامل مهمي كه در تكرار يك مجموعه سريالي در كشورمان با آن مواجه ايم ،عدم خلاقيت و نوآوري در داستان پردازي ، كاراكترسازي و خلق موقعيت هاي جديد است كه در نهايت ساختار داستاني و روايي مجموعه را دچار يکنواختي و تكرار مي کند. اين موضوع به ويژه در مولفه شخصيت پردازي بيش از عناصر ديگر به چشم مي خورد. به عنوان مثال در خلق شخصيتي كميك در يك مجموعه طنز تلويزيوني كه گاه بيش از داستان و روايت پردازي مورد استقبال مخاطبان قرار مي گيرد و همين نکته نيزعوامل مجموعه را به تداوم و ساخت مجدد آن ترغيب مي كند، تكيه كارگردان به موفقيت كاراكتر مجازي كه خلق كرده است موجب مي شود وي بدون هيچ نوآوري و تغيير ساختاري در اثر و تنها با بسط تصويري و فيزيكي آن شخصيت، به تكرار موفقيتش در جذب مخاطب دل بسپارد ؛ اشتباهي كه به نظر نگارنده ، مهران غفوريان در مجموعه سوم "زير آسمان شهر" تكرار كرد و با فربه كردن شخصيت خشايار مستوفي هم از جذابيت اين كاراكتر كاست و هم نتوانست موفقيت طنز تلويزيوني مذکور در دوره هاي قبلي را تكرار كند. شايد نوعي كنش قهرمان سازي در فرهنگ جامعه ايراني موجب شده است " قهرمان هاي سينمايي" هم نزد مخاطبان وطني جايگاه ويژه اي پيدا كنند و اتوريته و جذابيت شخصيتي آنها بيش از كليت اثر و عناصر سازنده ديگر آن در جذب مخاطب موثر افتد . از اين منظر شخصيت هاي اصلي داستان و جايگاهي كه نزد مخاطبان پيدا مي كنند ، نقش مهمي در ساخت مجدد و سريالي يك مجموعه تلويزيوني يا سينمايي دارد و همين ريسك پذيري گاه به ضرر دست اندركاران آن است و به شكست مجموعه هاي بعدي منتهي مي شود . گويي مخاطب ايراني مثل تيم ملي فوتبال ما غير قابل پيش بيني اند ؛ گاهي يك كاراكتر معمولي را به يك قهرمان مجازي بدل مي كنند و گاه همان قهرمان را با مخ بر زمين مي كوبند . به هرحال جاذبه شخصيت هاي تصويري يكي از عوامل مهمي است كه انگيزه هاي لازم را براي تداوم يك اثر هنري فراهم مي كند. شايد ساخت مجدد "كارآگاه علوي" را پس از سالها هم بتوان با همين رويكرد ، معني كرد . شخصيت جذاب يك كارآگاه ايراني كه حتي نام مجموعه نيز برگرفته از اوست ، در دوره اول اين سريال در حافظه هنري مخاطبان حك شد اما اين جذابيت در توليد بعدي تكرار نشد. بديهي است تمام عوامل عدم موفقيت مجدد يك مجموعه پرمخاطب را نمي توان به شخصيت پردازي نقش آفرينان آن مجموعه تقليل داد و به يقين علل ديگري در اين اتفاق موثر است . به عنوان مثال نوروز امسال بار ديگر مخاطبان به ويژه كودكان شاهد مجموعه جديدي از "كلاه قرمزي و پسرخاله" بودند كه با وجود گذشت سال ها از پخش اولين مجموعه آن ، با اضافه كردن عناصري جديد مثل مهمانان هنرمندي كه براي مخاطبان جاذبه دارند، توانست با نوآوري و خلاقيت بار ديگر از كاراكترهاي عروسكي خود برنامه موفقي بسازد . يكي از ضعف هايي که در آثار سريالي داخلي به چشم مي خورد همين است ، يعني از عناصر و مولفه هاي تازه در كليت مجموعه استفاده نمي شود و آدم هاي قصه و موقعيت داستاني آنها بر دايره تكرار بازتوليد مي شوند. يكي از عوامل موفقيت مهران مديري در مجموعه هاي طنز 90 شبي ايجاد كاراكترهاي جديد در هر بخش و تغيير موقعيت جغرافيايي و تاريخي آنها بود كه موجب مي شد مخاطب در هر سري از اين مجموعه ها آنها را در موقعيت هاي تازه و در قالب شخصيت هاي جديد بيابد و از پيش نتواند فضاي قصه را پيش بيني كند . كافي است نگاهي اجمالي به شخصيت پردازي رضا شفيعي جم در مجموعه هاي طنز مديري بيندازيد تا تنوع و تعدد كاراكترهايي را وي در اين سال ها بازي كرده است، به ياد آوريد.اتفاقا مديري براي اولين بار در "مرد دوهزار چهره " به ساخت مجدد يك طنز تلويزيوني پرداخت كه به دليل تكراري بودن شخصيت اصلي داستان و تشابه موقعيت داستاني آن با مجموعه اول ، چندان موفقيت آميز نبود. يكي از رموز موفقيت اين کارگردان در طنزهاي تلويزيوني را مي توان خلق زبان كميك و طنازانه وي در مجموعه هاي "شب هاي برره" و "پاورچين" دانست كه هويتي ويژه به كارهاي وي مي دهد و او را از طنزپردازان ديگر متمايز مي کند. همين قياس را مي توان به برنامه هاي گاه موازي و مشابه در تلويزيون نيز تعميم داد . به عنوان مثال "عمو پورنگ" و "برنامه ورزشي 90" به دليل بهره گيري از نوآوري و ايجاد جذابيت در فضاي برنامه، نسبت به برنامه هاي مشابه در حوزه كودك و ورزش موفق تر بوده اند . پخش مجدد "عموپورنگ" پس از هفت سال توليد مستمر به دليل استفاده از آيتم هاي جديد باز هم توانست موفقيت گذشته را تكرار كند و اين نشان مي دهد مخاطب شناسي و توجه به نيازهاي وي متناسب با گفتمان زمانه نقش بسيار مهمي در تكرار موفقيت يك مجموعه ايفا مي كند.
بخشي از شكست و مخاطب گريزي مجموعه هاي سريالي در تلويزيون را بايد درعوامل خارج ازمتن جست و جو كرد. از منظر جامعه شناسي هنري ، صرفا ماهيت خود اثر هنري نيست كه در درخشش يا شكست آن تاثير مي گذارد بلکه دراين ارزيابي بايد به بستر تاريخي و اجتماعي يك اثر هنري نيز التفات داشت ؛ چه بسا خلق يك اثر هنري- فرهنگي متناسب با شرايط و مقتضيات تاريخي خود مي تواند موفق باشد و توليد و پخش آن در زمانه اي ديگر چندان با استقبال مخاطبان همراه نشود . از سوي ديگر وقوع برخي اتفاقات پيرامون يك اثر هنري نيز مي تواند به عنوان يك عامل فرامتني در مخاطب گستري يا مخاطب گريزي آن نقش داشته باشد؛ تاثير مرگ پوپك گل دره در افزايش مخاطبان سريال "نرگس" را مي توان در ذيل اين عامل معني كرد، يا به فرض زماني كه تعداد شبكه هاي تلويزيون از 2 شبكه تجاوز نمي كرد و فضاي سياسي _ فرهنگي زمان جنگ ، شرايط رواني خاصي را در جامعه پديد آورده بود ، برخي سريال ها و برنامه ها (مثل "ديدني ها" ) طرفداران بيشتري داشت كه شايد پخش مجددشان در حال حاضر نتواند موفقيت آنها را تکرار کند. توجه به ظرفيت هاي تاريخي ، گفتمان فرهنگي – اجتماعي حاكم و الگوهاي زيست – جهان آدميان در هر دوره از جمله عوامل مهمي است كه ذائقه مخاطبان را تغيير مي دهد و بي توجهي به آن ، زمينه هاي شكست اثر را فراهم مي آورد.
از سوي ديگر و در حوزه عوامل فرامتني بايد به تغيير و تحولات اجتماعي – فرهنگي در بستر تاريخي يك کار هنري نيز توجه داشت. تغييرات وسيع و سريع فرهنگي جامعه ايراني به واسطه گسترش مدرنيته در کشور و توسعه شهرنشيني باعث شده است مخاطب مانند گذشته وقت و حوصله و توان پيگيري سريال هاي طولاني را نداشته باشد . به طورقطع در چنين وضعيت تاريخي ( كه مخاطب اروپايي در آن قرار ندارد ) چندان نمي توان به موفقيت تكرار يك مجموعه سريالي اميدوار بود . شايد يكي از علل گرايش صدا و سيما به توليد تله فيلم در سال هاي اخير برخاسته از همين شرايط باشد. توجه به اين واقعيت اجتماعي ايجاب مي كند كه مجموعه هاي سريالي به جاي اين كه يك داستان را در فرايند تعليق پذيري در يك خط داستاني روايت كنند ، در هر قسمت يك داستان را به تصوير بكشند تا مخاطب مجبور نباشد براي درك فيلم همه قسمت ها را دنبال كند . يكي از عوامل پرمخاطب بودن سريال "پرستاران" را مي توان در اين شكل از روايت جست و جو کرد كه در هر قسمت، داستاني مستقل را به تصوير مي كشد.
وقتي يك پروژه سينماي يا تلويزيوني به توليد دوم مي رسد، بيش از هر چيز آمار مخاطبان و بينندگان آن است كه مجوز تداوم کار را صادر مي كند . اگرچه اين عامل يكي از دلايل منطقي و عقلاني بازتوليد مجموعه است اما تمام علت آن نيست و چه بسا به معناي خوب بودن اثر هم نباشد اما دست كم در كشور ما اين مخاطبان هستند كه بيش از هر عامل ديگري در ميزان عمر هنري يك اثر نقش دارند بنابراين شكست يا موفقيت يك فيلم يا سريال تلويزيوني در ايران را بايد در نسبت با مخاطبان آن رديابي كرد. از اين رو شناخت و آسيب شناسي برنامه هاي تلويزيوني بيش از هر چيز نيازمند مخاطب شناسي علمي و روشمند است كه مراكز تحقيقاتي در دانشگاه ها و سازمان هاي مرتبط به ويژه مراكز پژوهشي صدا و سيما مي توانند در اين زمينه پيش قراول باشند.
pesarjonoob
11-10-2009, 08:53 PM
http://www.sisiric.com/up/uploads/cf2cbc03cb.jpg
بیوگرافی آماندا باینس
نام کامل : آماندا لورا باینس
قد : 1.73 متر
نام مستعار : Chicky
آماندا در 3 آپریل سال 1986 در ایالت کالیفرنیا آمریکا به دنیا آمد.او کوچکترین در بین 3 فرزند خانواده از همه کوچکتر بود. او از سه سالگی وقتی دیالوگ های خواهرش را با او تمرین می کرد به اجرای نمایش علاقه مند شد و خانواده و دوستانش از همان زمان پی بردند که او در آینده به یک ستاره ی سینما تبدیل خواهد شد. بازیگری از سال 1996 با بازی در فیلم ((همه ی آن)) آغاز شد. او در آن فیلم نقش دختری را بازی می کرد که هر وقت عصبانی می شد به یک ستون تکیه داده و شروع به خواندن نامه های قدیمیش می کرد. او با بازی در این فیلم تبدیل به یکی از پرطرفدارترین بازیگران شد. در 1999 آماندای 13 ساله نمایش خود را با عنوان ((آماندا نمایش می دهد)) به اجرا درآورد. در سال 2001 او بازیگری را با بازی در فیلم ((درغگوی چاق بزرگ)) با شرکت فرانکی مونیز ادامه داد. در آن فیلم او نقش دوست جیسون را داشت و به او کمک می کرد تا به پدر جیسون ثابت کند که مقاله ی دروغگوی چاق بزرگ (که اسم داستان برگرفته از آن است) را خود جیسون نوشته است. او همچنین برنده ی جایزه ای در رابطه با نقش های طنز و مهیج شد.
در سال 2002 او بازی مشترک خود را با جنی گارت شروع کرد و در نقش دختر 16 ساله ای ظاهر شد که با خواهر و پدرش به ژاپن حرکت می کنند. او تصدیق رانندگیش را در 3 آپریل 2002 نیز گرفت.
او در سال 2003 برنده ی دو جایزه ی با ارزش به خاطر بازی در فیلم ((خواست یک دختر)) شد.
او یک بازیگر زن با استعداد است که قول داده است تا آخر فقط در زمینه ی بازیگری فعالیت کند
pesarjonoob
11-10-2009, 08:55 PM
http://www.filmpackage.ir/up/adrien%20brody.jpg
آدرین برودی (به انگلیسی: Adrien Brody) (زادهٔ ۴ آوریل ۱۹۷۳) یک بازیگر برندهٔ جایزه اسکار آمریکایی است.
او این جایزه را در سال ۲۰۰۲ بهخاطر بازی در فیلم پیانیست ساخته رومن پولانسکی بهدست آورد.
نکته در خور توجه در مورد برودی، این است که او جوانترین بازیگری است که تاکنون جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را کسب کرده است
آدرین برودی در وودهاون کوئینز به دنیا آمد. مادر او سیلویا پلاچی یک عکاس روزنامهنگار و پدرش الیوت برودی پروفسوربازنشسته تاریخ و نقاش هستند.
پدر برودی یک یهودی و مادرش زاده بوداپست و فرزند پدری کاتولیک و مادری یهودی است
عمده شهرت برودی به خاطر بازی در فیلم پیانیست (۲۰۰۲) و دریافت جایزه اسکار در همان سال بوده است.
او برای ارائه بهترین بازی در نقش کسی که تمام داشتههایش را از دست داده، در طول ۶ هفته نزدیک به ۱۴ کیلوگرم وزن کم کرده بود.
برودی در طول مدت ساخت فیلم بسیاری از اموال شخصیاش (شامل آپارتمان و ماشیناش) را رها کرده
و خود را از خانواده و دوستانش جدا نموده بود
pesarjonoob
11-10-2009, 08:59 PM
امیدوارم خوشتون امده باشه اگه باز خواستی خبر بدین در خدمتم.
نازنين
11-11-2009, 01:27 AM
دمت گرم عالي بود محمد جان...... چه خوب كه تو هم به جمع علاقمندان سينما اضاف شدي!!!!!
pesarjonoob
11-11-2009, 11:12 AM
بیوگرافی مستر بین * Mr.been* ( کمدین بزرگ )
http://vako07.ucoz.com/_nw/1/39833.jpg
(روان آتكينسون) معروف به (مستربين) كمدين معروفي كه سالهاست خنده را بر لبان مردم دنيا مينشاند، در 6 ژانويه 1955 در (نيوكاسل) انگليس در منطقه (تينه) متولد شد. پدرش (اريك آتكينسون) و مادرش (الا مي) نام داشت. او دو برادر بزرگتر به نامهاي (روبرت) و (رودني) دارد. پدرش يك مزرعهدار ساده بود. (روان) بعد از اتمام تحصيلات ابتدايي و دبيرستان در دانشگاه (نيوكاسل) در رشته مهندسي برق مشغول به تحصيل شد. مدتي بعد دانشگاهش را به
(آكسفورد) منتقل كرد و تحصيلاتش را در همان رشته در دانشگاه (آكسفورد) به پايان رساند.
او از نوجواني به بازي در نقشهاي كمدي علاقه فراواني داشت. او در اين زمينه از استعداد خاصي برخوردار بود. (روان) در دانشگاه (آكسفورد) با فيلمنامهنويس طنز معروف (ريچارد كورتس) آشنا شد و فعاليتهايش را در زمينه بازيگري كمدي زيرنظر اين فيلمنامهنويس آغاز كرد. او در چند نمايش كوتاه طنز كه در سالن آمفي تئاتر دانشگاه اجرا شد ايفاي نقش كرد و بسيار مورد توجه تماشاچيان قرار گرفت. (روان) كار حرفهاي خود را در اين زمينه در سن 23 سالگي و در سال 1978 با ايفاي نقش در يك نمايش كمدي با نام oclock news شروع كرد.
اين نمايش يك تقليد خبر طنزآميز بود كه از شبكه BBC انگليس پخش ميشد. اين نمايش كمدي كه پخش آن مدت چهار سال ادامه داشت موفقيت چشمگيري به دست آورد و در اين مدت چهار سال (روان) جوايز ملي و بينالمللي فراواني را از اتحاديههاي مختلف از آن خود كرد. (روان) كه با بازي در اين سريال محبوبيت خاصي در انگليس پيدا كرده بود در سال 1980 به اين ترتيب عنوان بازيگر سال BBC را از آن خود كرد و مورد تقدير قرار گرفت. (روان) در سال 1981 در يك نمايش تك نفره طنز در تئاتر (وست اندلندن) بازي كرد و بعد از اتمام يك فصل كامل بازي جايزه بازيگر كمدي سال اتحاديه تئاتر (وست اندلندن) را از آن خود كرد. او جوانترين فردي بود كه تا آن زمان تئاتر تك نفره طنز بازي كرده بود. دومين نمايش تك نفره او در سال 1988 نه فقط در لندن بلكه در نيويورك، استراليا، نيوزلند و خاورميانه بسيار موفقيتآميز بود و مورد استقبال قرار گرفت.او در سال 1983 با همكاري فيلمنامهنويس (ريچارد كورتيس) نمايش طنز( )Black Adder(افعي سياه) را براي BBC ساخت كه اين سريال نيز برنده جوايز فراواني در سطح بينالمللي شد و (روان) به واسطه بازي در نقش اول اين سري نمايشها براي دومين بار عنوان بهترين بازيگر سال BBC را از آن خود كرد. اين سريال در چهار دوره متوالي پخش شد.
_ _ _
معروفترين كار تلويزيوني بزرگ او در سال 1989 ساخته شد. اين سريال كمدي صامت، مجموعه نمايشهاي (مستربين) بود كه براي شبكههاي ITV و HBO توسط شركت (تايگر اسپكت) ساخته شد. در اين مجموعه نمايشهاي طنز، (روان) نقش يك شهروند انگليسي دست و پا چلفتي را بازي ميكرد كه بدون كلام و بيشتر با شكلكهاي صورت و حركات خندهدار، خنده را بر لبان تماشاگران مينشاند. اين سريال برنده جوايز بينالمللي فراواني از جمله (رز طلايي مونترايكس) شد و در سال 1995 نيز عنوان بهترين نمايش كمدي را از آن خود كرد.
اين سريال از شروع ساختش بسيار مورد توجه كشورهاي مختلف دنيا قرار گرفت و در بيش از دويست كشور مهم دنيا فروخته شد و از آن به بعد (روان) به عنوان (مستربين) در سطح بينالملل معروف شد. اين مجموعه نمايشها از لحاظ اقتصادي براي تلويزيون انگليس پرفروشترين سريال دهه نود به شمار ميرفت. اين مجموعه از سال 1989 تا 1995 در تلويزيون بريتانيا ساخته و پخش ميشد. در سال ( 1997روان) يك فيلم سينمايي را نيز با اين نقش بازي كرد كه (بين، نمايش واقعه ناگوار) نام داشت و در سطح جهان موفقيتهاي فراواني را از آن خود كرد...
يك نويسنده
(روان آتكينسون) نه تنها يك بازيگر بلكه يك نويسنده، تهيهكننده و دوبلر معروف فيلمهاي كمدي در اروپا به شمار ميرود وي ميگويد: يك فيلم كمدي خوب علاوه بر بازي خوب يك كمدين نياز به يك موسيقي زيبا، يك كارگرداني خوب و يك فيلمنامه زيبا دارد.
او در مورد مجموعه (مستربين) ميگويد: من هرگز دوست ندارم از مستربين كه با آن در سطح دنيا شناخته شدهام جدا شوم. من از بازي در اين نقش لذت فراواني ميبرم.(روان) علاوه بر اين مجموعههاي تلويزيوني، فيلمهاي سينمايي بسيار موفقي را هم در كارنامه هنري خود دارد.
(روان) در سال 2006 ساخت دومين مجموعه مستربين را آغاز كرده است كه در 29 مارس 2007 به سينماها آمد. اين مجموعه تعطيلات مستربين نام دارد.
ازدواج مستربين
روان در فوريه 1990 با (سانتراسايستي) ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج دو فرزند به نامهاي (بنيامين) و (ليلي) ميباشد. قابل ذكر است كه مستربين عاشق ماشينهاي سريعالسير از جمله (استون مارتين) است. وي در خصوص ماشينهاي تندرو مقالاتي را در مجلات ماشين منتشر كرده است.
pesarjonoob
11-11-2009, 11:18 AM
بیوگرافی ژان رنو (کامل)
نام کامل: ژان مورنو هررا جیمنز Juan Moreno y Herrera Jiménez
شهرت : ژان رنو
تاریخ تولد: 30 /جولای/ 1948
محل تولد : کازابلانکا / مراکش(مغرب)
اصلیت : اسپانیائی(پدر)- فرانسوی(مادر)
شغل : بازیگر
محل زندگی: در پاریس بهمراه همسر و فرزندانش
ژان در ۳۰ جولای ۱۹۴۸ در كازابلانكا از والدین اسپانیایی - فرانسوی به دنیا آمد.والدینش برای فرار از جنگ حكومت فاشیستی فرانسیسكو فرانكو به مراكش مهاجرت كردند. عدهای از اعضای خانواده آنان در جنگ كشته شدند، لذا آنان برای نجات از جنگ به مراكش رفتند. در آن هنگام مادر ژان باردار بود و ژان در مراكش به دنیا آمد.
ژان زیرنظر مادرش زبان فرانسه و تحت تعلیمات پدرش زبان اسپانیایی را آموخت. علاوه بر این در مدرسه نیز به آموزش زبان انگلیسی پرداخت.)ژان> دوران دبستان را در مراكش به پایان رساند. او به توصیه مادرش به سوی فرانسه عزیمت كرد تا در آنجا بتواند پلههای ترقی را یكی پس از دیگری طی كند.
در ۱۲ سالگی به فرانسه مهاجرت كرد و برای دریافت تابعیت فرانسه به اجبار وارد ارتش شد. او در آنجا احساس كرد كه به بازیگری در تئاتر علاقمند است، لذا در بخش نمایشی ارتش مشغول به اجرای نمایشهای متعدد شد و روز به روز علاقهاش به بازیگری فزونی پیدا كرد. او توانست تجربیات زیادی در زمینه نمایش در ارتش مارسی فرانسه كسب كند.
● ورود به سینما
بعد از اتمام خدمت سربازی به پاریس رفت و در سال ۱۹۷۰ نقشهای كوچكی در تئاتر و تلویزیون در دست گرفت. چند كارگردان تلویزیونی به استعداد وی پی بردند و او را تشویق به تحصیل در زمینه بازیگری كردند. ژان روزها در استودیوی تلویزیون كار میكرد و عصرها به كلاس آموزش بازیگری میرفت، تا سرانجام در سال ۱۹۷۱ با ایفای نقش كوچكی در فیلمی كوتاه به دنیای سینما راه یافت. این نقش كوتاه و پیش پا افتاده سبب ایجاد اعتماد به نفس در وی شد. از سویی دیگر شانس به او روی آورد و )لوك بسون> یكی از كارگردانان و بازیگران معروف آن دوران با وی دوست شد و(ژان) را در فیلمهایش قرار داد. فیلم (گربهها)، (زیرزمین) یا (مترو) را در سال ۱۹۸۵ با همكاری لوكبسون بازی كرد و ستایش فراوانی را برای خود به همراه داشت. در سال ۱۹۸۸ بار دیگر (بسون) در فیلم
(آبی بزرگ) ژان رنو را به كار میگیرد. در واقع این اولین نقش بزرگ رنو محسوب میشد.
رنو به شهرت رسید. بعد از بازی در (آبی بزرگ) دیگر كارگردانان گویی رنو را كشف كرده باشند به او چند پیشنهاد دادند. وی در سال ۱۹۹۰ فیلم (نیكیتا) را بازی كرد. به دنبال آن در فیلم (صدا) به سال ۱۹۹۲ و (پرواز از محكمه) هنر خود را نشان داد.
● موفقیت بزرگ
فیلم(لئون) در سال ۱۹۹۴ موفقیت بزرگی را به دنبال داشت. این فیلم یكی از موفقترین و پرفروشترین فیلمها در تاریخ سینمای فرانسه محسوب میشد. البته این فیلم طیف خشونت را به دنبال داشت و ۲۳ دقیقه از فیلم حذف شد تا خشونت آن كم شود.
رنو در سال ۱۹۹۵ با بازی در فیلم (ماموریت غیرممكن) مورد نقد منتقدان زیادی قرار گرفت اما موفقیت فیلم در نظر مردم چشمگیر بود.
● بسوی هالیوود
رنو در سال ۱۹۹۷ به سوی هالیوود راه افتاد و سعی كرد تا تماشاگران آمریكایی را با ذوق و استعداد خود در زمینههای فیلمهای كمدی جلب كند. اما تماشاگران او را در نقشهای اكشن میپذیرفتند.از این رو در سال ۱۹۹۸ با بازی در (گودزیلا) علاقه همگان را به خود جلب كرد، یكی از شانسهایی كه در هالیوود آورد همكاری با رابرت دنیرو در فیلم )رونین بود.
او دوباره به فرانسه بازگشت ولی هالیوود به دنبالش بود، بدین ترتیب در سال ۲۰۰۰ فیلم (رودخانه ارغوانی) را در هالیوود بازی كرد.
رنو میخواست استعداد خود را در نقشهای كمدی بیازماید. او در سال ۲۰۰۲ در كنار (ژرار دیاردیو) اسطوره بازیگری در سینمای امروز فرانسه قرار گرفت و حاصل آن یكی از بهترین كمدیهای فرانسوی به نام )روبی و كوئنتین> بود. این فیلم نه تنها در فرانسه، بلكه در آمریكا مانند بمب صدا كرد و جزو پرفروشترین فیلمهای دنیا قرار گرفت.
یكی از فیلمهای جدید (رنو) را میتوان )پلنگ صورتی> نامید. همچنین او با بازی در فیلم (كد داوینچی) در نقش بازرس بزوفاچی براساس كتاب جنجالبرانگیز(دن براون) امسال به نمایش در آمد، او در این فیلم همبازی (تام هنكس) خواهد بود.از فیلمهای اخیر )ژان رنو> كه به نمایش در آمد (امپراطوری گرگها) در سال گذشته بود، رنو برای بازی در آن یك و نیم میلیون یورو دستمزد گرفت.گفتنی است یكی از بهترین فیلمهای رنو بازی در فیلم (ببر و برف) به كارگردانی (روبرتو بنینی) كه كمدین معروف ایتالیایی نیز در آن حضور داشته بود. همچنین وی اخیرا موافقتش را برای ایفای نقش در فیلم (پسران پرواز) اعلام كرده است. بودجه این فیلم ۱۰ میلیون دلار است و در زمان جنگ دوم جهانی اتفاق افتاده است.
او چهار فرزند دارد.
(ژان رنو) دو بار ازدواج كرد و ثمره هر ازدواج او دو فرزند است ...
اولین ازدواجش در سال ۱۹۷۶ با (جنویو) بود كه در سال ۱۹۷۸ صاحب یك دختر به نام ساندرا و یك پسر به نام مایكل در سال ۱۹۸۰ شد.این ازدواج پایان خوشی به همراه نداشت. مسافرتهای متعدد (ژان رنو) به ایتالیا و فرانسه شكایت همسرش را در پی داشت، لذا این ازدواج به جدایی ختم شد.ژان در سال ۱۹۹۴ با (ناتالی دیسكیویز) مدل ایتالیایی ازدواج كرد و در سال ۱۹۹۶ پسرش (تام) و دو سال بعد دخترش (سرنا) به دنیا آمد.ژان یك خانه مجلل و باشكوه در پاریس و یك خانه در بهترین نقطه لسآنجلس دارد.
http://www.einsiders.com/iscoop/cutenews/data/upimages/reno.jpg
چندی پیش لسآنجلس تایمز گفتگویی با وی انجام داد كه در ذیل خواهید خواند.
● نظر شما درباره نقشهای اكشن چیست؟
رنو: من شخصا انسانی رومانتیك هستم و روحیهای طنزگونه دارم. حتی همیشه ترجیح میدهم در فیلمهای كمدی ایفای نقش كنم. به نظرم بازی در فیلمهای كمدی مشكلتر از بازی در فیلمهای اكشن است اما این روزها فیلمهای اكشن طرفدار بیشتری میان مردم دارد به ویژه آمریكاییها، فیلمهای اكشن را بهتر میپسندند. من هم یك هنرپیشه هستم و باید طبق دیالوگها عمل كنم.
حتی از دست زدن به اسلحه هم خوشم نمیآید. البته باید بگویم كه تیراندازی و هدف گرفتنم بسیار خوب است، زیرا در ارتش چندین دوره را گذراندهام اما نه از اسلحه خوشم میآید و نه از شكار كردن.
● آیا حقیقت دارد كه در فیلم ماتریكس نقش پیشنهادی را نپذیرفتید...
رنو: بله، زیرا برای فیلمبرداری مجبور بودم، همراه چهار فرزندم به استرالیا بروم و مدتی را در آنجا زندگی كنم كه این برایم غیرممكن بود. لذا بازی در نقش مامور مخفی در فیلم ماتریكس را نپذیرفتم.
● نظرتان درباره بازی با تام كروز و رابرت دنیرو چیست؟
رنو: من از رابرت دنیرو آموختههای زیادی یاد گرفتم و تجربیات زیادی كسب كردم. وقتی یك بازیگر ناشی با عدهای ماهر و حرفهای بازی كند واقعا لذت میبرد و كار به سرعت و با موفقیت به پایان میرسد. بازی در فیلم با عدهای هنرمند حرفهای همچون بازی در میدان تنیس است. اگر بازیكن طرف مقابل خوب و حرفهای باشد، آن بازی برای تماشاگران دلچسب خواهد شد.
● نظرتان درباره مطالعه چیست؟
رنو: مطالعه كتب در زمینههای مختلف بستگی به ذائقه و معلومات فرد دارد، به نظر من مطالعه كتاب، انسان را به بالاترین مقامها خواهد رساند. همین كه با علم روز آشنا شوی بهترین و والاترین ارزش را دارد.كتاب میتواند رسانه مكتوب خوبی باشد و سینما و تئاتر نیز میتواند یك رسانه تصویری مفید، به شرطی كه مفهوم و متن كتاب و یا فیلمنامه غیراخلاقی نباشد.
● قدم بعدی در زندگی شما چیست؟
رنو: میخواهم از بازیگری كنار بكشم چون به اندازه كافی پول دارم. میخواهم بقیه عمر خود را در كنار خانوادهام باشم. امروزه سیل پیشنهادها به سوی من سرازیر است از هالیوود، فرانسه و ایتالیاا اما خسته شدهام میخواهم به استراحت بپردازم. شاید مدتی بعد از استراحت و فارغ بودن از كار بار دیگر خواهان فعالیت در عرصه سینما شوم اما اكنون نیاز به استراحت دارم.
http://m.blog.hu/he/hell/image/pics3/reno.jpg
1. On ne choisit pas sa famille (2009) (pre-production)
2. Cendrillon (2008) (pre-production)
3. Pink Panther 2 (2009) (filming) .... Ponton
4. Cash (2008) (post-production)
5. Margaret (2007) .... Ramon
6. Grandes occasions, Les (2006) (TV) .... Antoine
7. Flushed Away (2006) (voice) .... Le Frog
8. Flyboys (2006) .... Capt. Thenault
9. The Da Vinci Code (2006) .... Captain Bezu Fache
10. The Pink Panther (2006) .... Ponton
11. Tigre e la neve, La (2005) .... Fuad
... aka The Tiger and the Snow (USA: literal English title)
12. Empire des loups, L' (2005) .... Jean-Louis Schiffer
... aka Empire of the Wolves (UK: DVD title) (USA: DVD title)
... aka The Empire of Wolves (International: English title)
13. Enquête Corse, L' (2004) .... Ange Leoni
... aka The Corsican File (USA)
14. Hotel Rwanda (2004) (uncredited) .... Sabena Airlines President, Mr. Tillens
15. Onimusha 3 (2004) (VG) (voice) .... Jacques Blanc (French)
... aka Onimusha 3: Demon Siege (USA)
16. Rivières pourpres II - Les anges de l'apocalypse, Les (2004) .... Pierre Niemans
... aka Crimson Rivers 2: Angels of the Apocalypse (International: English title)
... aka Fiumi di porpora II - Gli angeli dell'apocalisse, I (Italy)
17. Tais-toi! (2003) .... Ruby
... aka Ruby & Quentin (France: working title) (USA)
... aka Shut Up! (UK)
18. Décalage horaire (2002) .... Félix
... aka Jet Lag (Canada: English title) (International: English title)
19. Rollerball (2002) .... Alexis Petrovich
... aka Rollerball (Germany)
20. Wasabi (2001) .... Hubert Fiorentini
... aka Petite moutarde qui monte au nez, La (France: subtitle)
... aka Wasabi - The Japanese Dip That Kicks Like a Mule (France)
21. Just Visiting (2001) .... Count Thibault of Malfete
... aka Visiteurs en Amérique, Les (France)
22. Rivières pourpres, Les (2000) .... Pierre Niemans
... aka The Crimson Rivers (UK) (USA)
23. Ronin (1998) .... Vincent
24. Godzilla (1998) .... Philippe Roaché
25. Couloirs du temps: Les visiteurs 2, Les (1998) .... Comte Godefroy de Montmirail, dit Godefroy le Hardi
... aka Couloirs du temps, Les
... aka The Corridors of Time (Singapore: English title: festival title)
... aka The Corridors of Time: The Visitors II
26. Soeurs Soleil, Les (1997) .... Un spectateur
27. Un amour de sorcière (1997) .... Molok
... aka Witch Way Love
28. Roseanna's Grave (1997) .... Marcello
... aka For Roseanna (USA: festival title)
... aka For the Love of Roseanna
29. Jaguar, Le (1996) .... Jean Campana
30. Mission: Impossible (1996) .... Franz Krieger
... aka Mission Impossible
31. Al di là delle nuvole (1995) .... Carlo
... aka Al di là delle nuvole (Italy)
... aka Beyond the Clouds (USA)
... aka Jenseits der Wolken (Germany)
... aka Par-delà les nuages (France)
32. French Kiss (1995) .... Inspector Jean-Paul Cardon
... aka Paris Match
33. Truffes, Les (1995) .... Patrick
34. Léon (1994) .... Leon
... aka Leon (UK)
... aka The Cleaner
... aka The Professional (USA)
35. Visiteurs, Les (1993) .... Godefroy de Papincourt, Comte de Montmirail
... aka The Visitors
... aka Visiteurs - Ils ne sont pas nés d'hier, Les (France)
36. Flight from Justice (1993) (TV) .... Charlie Bert
... aka Aventuriers d'Eden River, Les (France)
... aka Aventuriers..., Les (France)
... aka Justice à Eden River
37. Paranoïa (1993)
38. Vis, La (1993) .... Monsieur K
... aka The Screw
39. Kurenai no buta (1992) (voice) .... Porco Rosso (French version)
... aka Porco rosso (Australia) (Europe: English title) (International: English title) (UK) (USA)
... aka Crimson Pig (literal English title)
40. Opération Corned-Beef, L' (1991) .... Squale
41. Homme au masque d'or, L' (1991) .... Father Victorio Gaetano
... aka The Man in the Golden Mask
... aka The Man with the Golden Mask
42. Loulou Graffiti (1991) .... Pique la Lune
43. Nikita (1990) .... Victor nettoyeur
... aka La Femme Nikita (USA)
... aka Nikita (UK)
44. Grand bleu, Le (1988) .... Enzo Molinari
... aka The Big Blue (Philippines: English title) (UK) (USA)
... aka Grand bleu, version intégrale, Le (France: director's cut)
... aka Grand bleu, version longue, Le (France: director's cut)
45. Monsieur Benjamin (1987) (TV) .... Rommin
46. I Love You (1986) .... Dentist
47. Zone rouge (1986) .... Leccia
... aka Zone Red (International: English title)
48. "Série noire" .... Christiani (1 episode, 1985)
- Pour venger Pépère (1985) TV Episode .... Christiani
49. "Tender Is the Night" (1985) (mini) TV Series .... Dr. Dangen
50. Strictement personnel (1985) .... Detective Villechaize
51. Subway (1985) .... The Drummer
52. Un homme comblé (1985) (TV) .... Joël
53. Téléphone sonne toujours deux fois, Le (1985) .... L'homme de confiance de Marraine
... aka The Telephone Always Rings Twice (International: English title)
54. "Allô Béatrice" .... Le directeur des Trépassés (1 episode, 1984)
- Charmant week-end (1984) TV Episode .... Le directeur des Trépassés
55. Notre histoire (1984) .... A neighbour
... aka Our Story
... aka Separate Rooms
56. Alea (1984)
57. Et demain viendra le jour (1984) (TV)
58. Ne quittez pas (1984)
59. Signes extérieurs de richesse (1983) .... Marc Letellier
60. Dernier combat, Le (1983) .... The Brute
... aka The Final Combat
... aka The Last Battle
... aka The Last Combat (UK)
61. "Quelques hommes de bonne volonté" (1983) (mini) TV Series
62. Ballade sanglante (1983)
63. Passante du Sans-Souci, La (1982)
... aka Passante, La
... aka Spaziergängerin von Sans-Souci, Die (West Germany)
... aka The Passerby
64. Bidasses aux grandes manoeuvres, Les (1981) .... Lieutenant Zag
65. On n'est pas des anges... elles non plus (1981) (uncredited)
66. Avant dernier, L' (1981)
67. "Aéropostale, courrier du ciel, L'" (1980) (mini) TV Series .... Moraglia
68. Voulez-vous un bébé Nobel? (1980) .... Bernier
69. Clair de femme (1979)
... aka Chiaro di donna (Italy)
... aka Liebe einer Frau, Die
... aka Womanlight (USA)
Hypothèse du tableau volé, L' (1979)
... aka The Hypothesis of the Stolen Painting
pesarjonoob
11-11-2009, 11:20 AM
بیوگرافی راسل کرو
نام اصلي :راسل آيرا كرو "
متولد هفتم آوريل 1964 " اهل ويلينگتون نيوزلند .
همسر راسل دانيله اسپنسر " Danielle epencer داراي دو فرزند پسر به نام هاي Charlie و Tennyson
در سال 1997 راسل كرو توجه تماشاگران كارگردانان و تهيه كنندگان آمريكا و جهان را به خود جلب كرد و نويد ظهور يك بازيگر با استعداد را داد و به عنوان مل گينسون جوان مطرح شد
چرا كه هر دو از يك ديار (استراليا ) بودند .و اين در حالي بود كه راسل كرو به عنوان يك نو بازيگر به تنها در آمريكا بلكه در خود استراليا مطرح مي شد . كرو اولين مزه موفقيت را با فيلم اثبات چشيد . با فيلم romper stomper بيشتر به نظر آمذ . سال 1995 بود كه ديگر او پايش به هاليوود رسيد و بلافاصله در فيلمهاي سرعت " مرگ و جادوي خشونت بانامزدي اسكار به خاطر بازي در فيلم insider به كارگرداني ماكل مان به عنوان بازيگري تآثير گذار و محبوب امروزين مطرح شد . او اين اقبال را داشت كه با " آل پاچينو " همبازي شد. او مي گويد : وقتي فيلم نامه را مي خوانم با اتفاقي كه در دلم مي افتد احساس مي كنم نقش مناسبم بوده يا نه . او بعد از درخشش در " گلادياتور " و لمس تنديس اسكار
بار ديگر به خاطر " مرد سيندرلايي " بامزد دريافت اسكار شد .در اين مجال مي خواهيم اين فيلم را از
نظر ببينيم
نقش كرو در فيلم مشت زني به نام " جيم برادوك " بود .اوجيوا بازنشسته شده و هر كاري را كه براي امرار معاش برايش پيش آمد انجام مي داد اما چندان رضايت بخش نبود .
تا اينكه معجزه اي رخ مي دهد و آن اينكه جوگلد رئيس و برنامه ريزش براي آخرين بار او را به اينگ مي فرستد . كرو خود مي گويد : فيلم قصه اي ساده و سرراستي داشت قصه مردي سخت كوش كه براي اداره زندگي خانواده اش به بدبختي و تنگ دستي مرد افكني مي افتد شكوه كار براداك اين بود كه كه وي نه براي قهرماني و نام آوردن در آينده بلكه فقط براي معيشت خانواده اش وارد رينگ مي شود . من براي اينكه به لحاظ تكنيكي و فيزيكي به نقش مورد نظرم كه قهرمان سنگين وزن مشت زني بود برسم خيلي سخت كوشي كردم تا جائي كه الآن مي توانم ادعا كنم كه يك مشت زن حرفه اي ام .
از اين گذشته پدر بودنم و پدر شدنم نيز كمك بزرگي به ايفاي نقش كرد . احساس عجيبي است پدر بودن نمي توان با كلمات آن را توصيف كرد .وقتي محاسبه مي كنم مي بينم كه اگر زن و بچه ام نبودند نمي توانسم زندگي ام را سپري كنم . وقتي آنها نيستند آدمي احساس خلآ بزرگي مي كند . به اندازه اي كه انگيزه كار و تلاش و حركت براي توفيق مهم از وي سلب مي شود
كرو در نقشهاي مختلف :
اگر چه در اوايل ورود و حتي تا چند سال بعد از آن به خاطر ايفاي نقش آدم هاي گردن كلفتي مانند كاراكترش در " رمپر استار " "1993" يا پليسهاي كله شقي مانند فيلم " لس آنجلس محرمانه " و حتي بازيگر مناسب نقش هاي حماسي مانند " گلادياتور " مي شناختند اما با بازي در فيلمهائي مانند " مدرك " و " بعضي از ما " نشان داد كه مي تواند نقشهاي ملايم تري را نيز ايفا كند
و حتي به عنوان يك جنتلمن شناخته شود .مهم نيست كه او را در قالب چه كاراكتري مي بينيم مهم اين است كه او كاريزماي مخلوط از توانائي " هوش " زيبائي " و استعداد را با هم دارد كه مي تواند نقش هايش را به ياد ماندني كند .تا جائي كه شارون استون درباره او گفته " فكر نمي كنم كسي از كار كردن با او روي گردان باشد." عكس از فيلم برنده و بازنده با بازي راسل كرو " شارون استون " جين هاكمن و لئوناردو دي كاپريو "
وي از اوايل 4 سالگي در استراليا بزرگ شد . پدر و مادرش در كار سينما بودند و زندگي راسل كوچك در ميان صحنه هاي فيلم برداري شكل گرفت . آنها اغلب او را با خود به سر كار مي بردند و از همان جا بود كه عشق به بازيگري در وجودش ريشه كرد . اولين حضور حرفه اي اش را در اپيزودي از " نيروي جاسوس " در حالي ارائه داد كه تنها شش سال داشت او از دوازده سالگي به صورت جدي و حرفه اي آموزش بازيگري را آغاز كرد و آن را تا 18 سالگي ادامه داد .
اولين نقش هاي مهمش در درام هائي مانند " تقاطع " "1990" و " مدرك " شكل گرفت كه به خاطرش جايزه ي ويژه اي از مؤسسه فيلم استراليا دريافت كرد .بعد از آن كاراكتري از يك نژاد پرست رواني در ساخته جنجالي " جو فري رايت " با نام "رمپر استار " به چهره جهاني بدل شد كه باز هم جايزه ديگري برايش به ارمغان آورد .اين شارون استون بود كه به او كمك كرد تا به هاليوود بيايد .و او در ساخته اي از " سام ريمي " در فيلم " برنده و بازنده " " 1995 " به درخواست استون كه خود نيز در آن حضور داشت اولين كار هاليوودي را بازي مي كند . فيلم در گيشه موفقيت چنداني كسب نمي كند اما درهاي هاليوود با لبخند به رويش گشوده مي شود و از آن پس كارش را ميان آمريكا و استراليا تقسيم كرد . سال 97 موفقيت عظيمي را با نقش يك پليس به نام "bud " در " محرمانه لس آنجلس " به دست مي آورد
به دنبالش با دريافت تحسين هاي فراوان به عنوان يك بازيگر هاليوودي تثبيت مي شود .
او جداي از كارهاي سينمائي فعاليت موسقي خود را به صورت حرفه اي دنبال كرد و توانست در آن عرصه نيز به موفقيت هائي دست يابد . سال 2000 اما سالي بود كه چهره راسل كرو به خوبي نمايان شد و سراسر دنيا نام او را به زبان آورد . او با بازي در حماسه سال هاي دور رم در فيلم " گلادياتور " به يك چهره بين المللي تبديل شد تا جائي كه بسياري شروع به ديدن كارهاي قبلي او كردند( مثل خود من )
سال 2001 با نقش برنده جايزه نوبل كه به بيماري شيزوفرني مبتلاست و در واقع بر گرفته از يك زندگي حقيقي بود در فيلم يك " ذهن زيبا " شاهكاري ديدني مي آفريند
كرو در سال 2000 در فيلم ديگري به نام دليل زندگي در مقابل " مگ رايان " " meg ryan " به ايفاي نقش پرداخت .كه مصادف شدن زمان اكران فيلم با تعطيلات فصلي سبب شد بار ديگر توجهات به سمت وي بازگردد .همگام با شهرت وي شايعات مختلفي در بين مردم زبان به زبان مي گشت و عده اي نيز از اين فرصت به نفع خود استفاده مي كردند .
(عكس از فيلم دليل زندگي)
http://gallery.iranproud.com/files/6/6/7/2/8/proofoflife_dvd.jpg
كرو در سال 2000 بعد از بازي در مقابل مگ رايان شيفته وي شد . بعد از آن مگ كه قبلا ازدواج كرده بود با دنيس كوئيد از وي جدا شد و بسياري عامل جدائي مگ از همسرش را راسل مي دانستند " اما بعدها خود "مگ رايان " در بسياري از مجلات و رسانه ها اعلام كرد كه راسل به هيج وجهه عامل جدائي آنها نبوده و اختلافاتي بين او و همسرش وجود داشته كه سبب اي جدائي گرديده .
بد نيست بدانيد كه راسل با همسر خود از زماني كه فقط 20 سال داشت آشنا بود زماني كه او در مقابل همسر خود در فيلمي به نام " crossing" به ايفاي نقش پرداخت
اين فيلم باعث علاقه مندي آنها به همديگر شد و هم اكنون بعد از گذشت سالها آنها با هم ازدواج كردند و حاصل اين ازدواج دو پسر مي باشد .
راسل بسيار به همسر و فرزندان خود علاقه مند است . شايد بتوان گفت كه او از اين نظر با بسياري از هاليوودي ها تفاوت دارد .
كرو مردي است بسيار پايبند به خانواده " شايد بتوانم بگويم كه اين يكي از دلايل مهمي است كه از خصوصيات اخلاقي وي برايم خيلي جالب است .
او بسيار زود عصباني مي شود ولي ذاتنآ آدم مهرباني است . شايد بيشتر شما قضيه پرتاب گوشي (كه نزديك بود كرو به خاطرش به 7 سال زندان متهم شود ) يا قضيه برخورد با بعضي خبرنگاران را شنيده باشيد .
ولي در برخورد با او احساس خواهيد كرد كه او بسيار مهربان است . اضافه مي كنم او بسيار مهربان در دادن امضا يا گرفتن عكس با دوستاران خود است .
pesarjonoob
11-11-2009, 08:11 PM
عکس های فیلم محاکمه در خیابان
کارگردان: مسعود كيميايي
بازيگران: نيكي كريمي، پولاد كيميايي، حميد افشار، نگار فروزنده، ارژنگ اميرفضلي، شاهرخ نورمحمدي، علياصغر طبسي و شاهپور كلهر - با معرفي شبنم درويش و محمد مويد و با حضور حامد بهداد و شقايق فراهاني - هنرجويان كارگاه آزاد بازيگري: شبنم درويش، محمد مويد، كارينا نظرآوا، پرهام كريمي، صدف بابازاده، سيد محمد نبوي، سياوش ايزدي ،محمدرضا اكبري، اشكان پايا، محمدعلي سلطان محمدي، رسول محفوظي، مجيد سهرابي، امير صادقين، مجيد عليزاده و سامان حسيني - بازيگر خردسال: آريا تنها
برای دیدن عکس ها در سایز اصلی روی آنها کلیک کنید
امیدوارم خوشتون بیاد
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5022%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5022%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5839%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5839%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5277%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5277%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5755%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5755%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5858%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5858%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5596%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5596%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5868%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5868%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5243%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5243%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_6211%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_6211%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__TOB_3852%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__TOB_3852%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_6103%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_6103%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__TOB_3962%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__TOB_3962%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4337%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4337%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4336%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4336%5Bw750h506mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4397%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4397%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4390%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4390%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4870%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4870%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__TOB_4985%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__TOB_4985%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
pesarjonoob
11-11-2009, 08:12 PM
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__855583IMG_4237%5Bw150h150mresizeByMi nSize_cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__855583IMG_4237%5Bw750h476mresizeByMa xSize_watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__62298IMG_4532%5Bw150h150mresizeByMin Size_cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__62298IMG_4532%5Bw750h550mresizeByMax Size_watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4709%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4709%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4811%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4811%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4906%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4906%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__959189IMG_4524%5Bw150h150mresizeByMi nSize_cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__959189IMG_4524%5Bw750h550mresizeByMa xSize_watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__TOB_4922%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__TOB_4922%5Bw750h548mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4718%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4718%5Bw750h501mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__TOB_4755%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__TOB_4755%5Bw750h536mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__TOB_5609%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__TOB_5609%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__TOB_5965%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__TOB_5965%5Bw750h536mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__TOB_5010%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__TOB_5010%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5333%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5333%5Bw750h531mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__TOB_4997%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__TOB_4997%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4532%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4532%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_0540%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_0540%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5144%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5144%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_0217%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_0217%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
pesarjonoob
11-11-2009, 08:13 PM
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4237%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4237%5Bw750h476mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__f%5Bw150h150mresizeByMinSize_cropToS ize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__f%5Bw750h550mresizeByMaxSize_waterma rk%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_0625%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_0625%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4160%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4160%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_0186%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_0186%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4524%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4524%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_4292%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_4292%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__TOB_3880%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__TOB_3880%5Bw750h529mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5125%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5125%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__BID_0022%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__BID_0022%5Bw750h513mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__IMG_5601%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__IMG_5601%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__TOB_4438%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__TOB_4438%5Bw750h542mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__DSC_0149%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__DSC_0149%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__DSC_0090%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__DSC_0090%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg) http://www.babakpix.com//files/cache/files_photos__DSC_0157%5Bw150h150mresizeByMinSize_ cropToSize%5D.jpg (http://www.babakpix.com/sn/photoGalleries/catId/files/cache/files_photos__DSC_0157%5Bw750h550mresizeByMaxSize_ watermark%5D.jpg)
خیلی عکس بود اگر مابقی خاستید بگید
pesarjonoob
11-12-2009, 11:16 AM
پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي جهان در قالب نسخه 3بعدي عرضه خواهد شد.
http://jahan.cinemaema.com/parameters/jahan/images/cache/b3ca4ea7cb4e8c57f97371c0b6fbf545.jpg
پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي جهان در قالب نسخه 3بعدي عرضه خواهد شد
«تایتانیک» سه بعدی روی پرده سینماهای جهان می رود
سینمای ما- پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي جهان در قالب نسخه 3بعدي عرضه خواهد شد. كمپاني فيلم «لايت استورم» هاليوود اعلام كرد، ظرف كمتر از يكسال آينده، نسخه 3بعدي فيلم «تايتانيك» ساخته و عرضه خواهد شد.
بهنظر ميرسد پس از ساخت و نمايش نسخه 3بعدي فيلم «داستان اسباببازيها» در جشنواره ونيز و استقبالي كه از آن شد، كمپانيهاي فيلم هاليوود تمايل زيادي به ساخت نسخه 3بعدي فيلمهاي سرشناس سينما پيدا كردهاند.
به گزارش خبرگزاري رويترز، كمپاني «لايت استورم» اخيرا نسخه آزمايشي دو فيلم موفق «جيمز كامرون» يعني «تايتانيك» و «ترميناتور 2» را تهيه كرده است.
«تايتانيك» به کارگرداني «جيمز کامرون» و نقشآفريني «كيت وينسلت» و «لئوناردو ديكاپريو» محصول سال 1997، پرفروشترين و پرهزينهترين فيلم تاريخ سينما است.
اين فيلم مانند «بن هور» و «ارباب حلقهها» بيشترين تعداد جوايز اسکار، يعني 11 جايزه را کسب کرد.
منبع : ایسنا
pesarjonoob
11-12-2009, 11:22 AM
Wings بالها 1928
The Broadway Melody of نواي برادوي 1929
All Quiet on the Western Front در جبهه غرب خبري نيست 1930
by Lewis Milestone
Cimarron سيمارون 1931
by Wesley Ruggles
Grand Hotel گراند هتل 1932
Cavalcade رژه 1933
by Frank Lloyd
It Happened One Night در يک شب اتفاق افتاد 1934
by Frank Capra
Mutiny on the Bounty شورش در کشتي بونتي 1935
The Great Ziegfeld زيگفلد بزرگ 1936
The Life of Emile Zola زندگي اميل زولا 1937
by William Dieterle
You Can't Take It With You نميتواني اين را با خودت ببري 1938
by Frank Capra
Gone with the Wind بربادرفته 1939
by Victor Fleming
Rebecca - Criterion Collection ربهکا 1940
How Green Was My Valley دره من چه سبز بود 1941
by John Ford
Mrs. Miniver خانم مينيور 1942
by William Wyler
Casablanca کازابلانکا 1943
by Michael Curtiz
Going My Way چهارديواري، اختياري 1944
by Leo McCarey
The Lost Weekend تعطيلي از دسترفته 1945
The Best Years of Our Lives بهترين سالهاي زندگي ما 1946
Gentleman's Agreement قرارداد شرافتمندانه 1947
Hamlet - Criterion Collection هملت 1948
All the King's Men مرد برتر از همه 1949
All About Eve همه چيز درباره ايو 1950
An American in Paris يک آمريکايي در پاريس 1951
The Greatest Show on Earth بزرگترين نمايش روي زمين 1952
From Here to Eternity از اينجا تا ابديت 1953
On the Waterfront در بارانداز 1954
Marty مارتي 1955
by Delbert Mann
Around the World in 80 Days دور دنيا در هشتاد روز 1956
The Bridge on the River Kwai پل رودخانه کواي 1957
Gigi ژيژي 1958
by Charles Walters
Ben-Hur بن هور 1959
by William Wyler
The Apartment آپارتمان 1960
West Side Story داستان وستسايد 1961
by Jerome Robbins
Lawrence of Arabia لورنس عربستان 1962
Tom Jones تام جونز 1963
by Tony Richardson
My Fair Lady بانوي زيباي من 1964
by George Cukor
The Sound of Music اشکها و لبخندها 1965
by Robert Wise
A Man for All Seasons مردي براي تمام فصول 1966
by Fred Zinnemann
In the Heat of the Night در گرماي شب 1967
by Norman Jewison
Oliver! اليور 1968
by Carol Reed
Midnight Cowboy کابوي نيمه شب 1969
by John Schlesinger
Patton ژنرال پاتون 1970
by Franklin J. Schaffner
The French Connection ارتباط فرانسوي 1971
by William Friedkin
The Godfather پدرخوانده 1972
by Francis Ford Coppola
The Sting نيش 1973
by George Roy Hill
The Godfather, Part II پدرخوانده: قسمت دوم 1974
by Francis Ford Coppola
One Flew Over the Cuckoo's Nest پرواز بر فراز آشيانه فاخته 1975
by Milos Forman
Rocky راکي 1976
Annie Hall آني هال 1977
The Deer Hunter شکارچي گوزن 1978
by Michael Cimino
Kramer vs. Kramer کرامر عليه کرامر 1979
by Robert Benton
Ordinary People مردم معمولي 1980
by Robert Redford
Chariots of Fire ارابههاي آتش 1981
by Hugh Hudson
Gandhi گاندي 1982
by Richard Attenborough
Terms of Endearment دوران مهرورزي 1983
by James L. Brooks
Amadeus - Director's Cut آمادئوس 1984
by Milos Forman
Out of Africa از درون آفريقا 1985
by Sydney Pollack
Platoon جوخه 1986
The Last Emperor - Director's Cut آخرين امپراطور 1987
by Bernardo Bertolucci
Rain Man مرد باراني 1988
Driving Miss Daisy رانندگي براي خانم ديزي 1989
by Bruce Beresford
Dances with Wolves - Extended Cut با گرگها ميرقصد 1990
The Silence of the Lambs - Criterion Collection سکوت برهها 1991
by Jonathan Demme
Unforgiven نابخشوده 1992
Schindler's List فهرست شيندلر 1993
Forrest Gump فارست گامپ 1994
Braveheart شجاعدل 1995
The English Patient بيمار انگليسي 1996
by Anthony Minghella
Titanic تايتانيک 1997
Shakespeare in Love شکسپير عاشق 1998
by John Madden
American Beauty زيباي آمريکايي 1999
Gladiator گلادياتور 2000
A Beautiful Mind يک ذهن زيبا 2001
Chicago شيکاگو 2002
The Lord of the Rings - The Return of the King بازگشت پادشاه 2003
Million Dollar Baby دختر ميليون دلاري 2004
Crash تصادف 2005
by Paul Haggis
The Departed رفتگان 2006
by Martin Scorsese
No Country for Old Men پيرمردها کشوري ندارند 2007
by Ethan Coen
pesarjonoob
11-12-2009, 11:26 AM
نقد فيلم District 9
http://www.horrorsociety.com/wp-content/uploads/2009/07/poster_district_nine_ver14.jpg
نقد فيلم
( بيگانه اي موفق در سينما هاي هاليوود)
داستان 30 سال پيش شروع ميشود، وقتي كه يك بيگانه نخستين تماسش با زمين برقرار ميكند و يك كشتي عظيم فضايي در آسمان ژوهانسبورگ، افريقاي جنوبي، ظاهر ميشود. انسان ها خود را آماده دو چيز مي كنند، يك جنگ عظيم يا يك پيشرفت فوق العاده اما هيچ كدام عايد بشر نمي شود، چون كه بيگانه ها براي پناهندگي به زمين روي آورده بودند چرا كه آخرين باز مانده گان از نسل خود بودند.آنها در منطقه اي واقع در آفريقاي جنوبي به نام District 9 (حوزه 9) مستقر شدند. ملل مختلف از سراسر دنيا جمع شدند تا در مورد آنها و اينكه با آنها بايد چه بايد كرد، بحث كنند.سال ها ميگذرد و زمان حال فرا ميرسد، صبر و شكيبايي در باره آنها به پايان ميرسد چرا كه هزينه نگهداري آنها بالا بوده و نياز هاي مردم روز به روز افزايش مي يابد، كنترل آنها كه به دست يك شركت چند مليتي (MNU) بود پايان مي پذيرد، حوزه 9 پر از خشونت، فحشا شده و سوء استفاده از مواد مخدر آنجا را فرا مي گيرد.يك شركت محلي هم مسئول آنها را بر عهده ميگيرد، اين شركت بدون توجه به رفاه آنها به اين باور است كه اگر از سيستم دفاعي بدن آنها در كارگاه هاي اسلحه سازي خود استفاده كند و DNA آنها را روي سلاح هايشان پياده سازي كنند، سود كلاني را عايد خود خواهند كرد، اما پس از تلاش هاي زياد آنها شكست مي خورند.تنش ها بين انسان ها و بيگانه ها زياد ميشود تا اينكه محقق شركت MNU كه شخصي به نامWikus van der Merwe با ويروس اسرا آميزي برخورد مي كند كه در اثر تحقيقاتش روي اين ويروس خود به آن مبتلا ميشود. تغييرات خيلي زود آغاز مي شود و بدن Wikus شروع به عوض شدن ميكند، Wikus به سرعت تبديل به شكار گر ترين مرد روي زمين ميشود و خوي حيواني پيدا ميكند.حال او كليديست براي پي بردن به يك راز، رازتكنولوژي بيگانگان در حالي كه تنها يك مكان براي مخفي شدن دارد و آن هم District 9 است
.District 9 در اين فيلم هيچ شخصيت نامداري حضور ندارد چرا كه متعلق به كشور آ فريقاي جنوبي است و كارگردان ژوهانسبورگي اين فيلم Neill Blomkamp دست به انتخاب بازيگران كشور خودش زده كه با اين كارش موفقيت خود را دراين فيلم موفق، در آفريقاي جنوبي هم چندين برابر كرده. ظاهرا آفريقاي جنوبي از در آمد سرشاري كه از الماس دارد پس از جام جهاني اين بار دست به ساخت يك فيلم در سطح هاليوود گرفته تا هر چه بيشتر نامش در محافل بيان شود.
District 9 يك فيلم فوق العاده خشن و خونين از ژانر علمي تخيلي است كه كلمات كليدي موضوعش عبارتند از پرواز، نيمه شب ، فرار ، لشكر كشتي فضايي و بيگانه ها.با كمك تهيه كننده Peter Jackson و حرفه اي هاي جلوه هاي ويژه همراهش و همچنين با استفاده از افكت هاي CGI كه در طول فيلم احساسات تماشاجي را بر مي انگيزد، كارگردان Blomkamp توانسته يك فيلم خوش ساخت را تحويل دهد.
يك ايرادي كه منتقدان به فيلم گرفته اند استفاده از خم طنز است كه احتمالا اين كار عمداً از طرف سازندگان صورت گرفته.بهترين صحنه فيلم هنگامي است كه Wikus در حال نبرد است و يك انفجار هولناك رخ ميدهد كه باعث قتل و عام يك عده شده و تركش هايش پر از اندام هاي قطع شده است كه به تماشاچيان جوان يك حال اساسي ميدهد.
به گفته تهيه كننده جكسون هزينه ساخت فيلم 30 ميليون دلار بوده كه يك هزينه پايين براي ساخت فيلم هاي اكشن امروزي است و در مقاسه با فيلم G.I. Joe: The Rise of Cobra كه 175 ميليون خرج داشته موفقتر بوده و با فروش 37 ميليون دلار تا به حال و با قرار گرفتن در صدر جدول و بالاتر از G.I. Joe بسيار موفق ظاهر شده.
از بين 12011 راي اين فيلم توانسته نمره بسيار خوب 8.9 را به خود اختصاص دهد.
صحنه هاي اكشن: 8.5
كارگرداني: 9
داستان پردازي:
9.5صحنه پردازي: 8
امتياز كل: 9
pesarjonoob
11-12-2009, 06:01 PM
جام جم آنلاين: طولانيترين فيلم تاريخ سينما با زماني حدود 150 ساعت که توليد آن بيش از 30 سال طول کشيده، تا چند روز ديگر در آوينيون فرانسه روي پرده ميرود.
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/07/01/100918164058.jpg
ديلي تلگراف اعلام کرد: توليد "سينماتن" از سال 1978 آغاز شده و هر بخش آن شامل سه دقيقه و 25 ثانيه تصوير از چهرههاي سرشناس، هنرمندان، فيلسوفان، روزنامهنگاران و البته کودکان و نوجوانان است. تصاوير فيلم را ژرار کورنا ضبط کرده که ميخواست فکر دوستان هنرمند خود را به تصوير بکشد.
تمام آنها که مقابل دوربين کورنا قرار گرفتهاند، فقط 205 ثانيه فرصت داشتند هر کاري که دوست دارند انجام بدهند. توليد اين فيلم طولاني همچنان ادامه دارد و قرار است تا چند روز آينده در آوينيون و ژانويه سال آينده در پاريس به نمايش درآيد. کن لوچ، روبرتو بنيني، ساموئل فولر، جوئل لوتيه قهرمان شطرنج و تري گيليام از سرشناسترين چهرههاي حاضر در "سينماتن" هستند.
گيليام سال 1985 و در جريان برگزاري جشنواره فيلم دووي در فرانسه مقابل دوربين کورنا قرار گرفت. او درباره اين تجربه به اينديپندنت گفت: گيليام مقابل يکي از دوربينها قرار گرفت، با قاب تصوير بازي کرد، بيرون رفت و داخل شد، يک اسکناس 100 فرانکي را خورد و آن را تبديل يک توپ کوچولو کرد.
کورنا ابتدا قصد داشت فقط از 100 نفر به اندازه سه دقيقه و 25 ثانيه فيلم بگيرد و در نهايت آنها را در قالب يک فيلم تدوين کند. اما چنان از اين کار لذت برد که آن را ادامه داد. يکي از بهترين طرحهاي او ضبط تصاوير يک کودک هفت ماهه بود: آن تصاوير شامل مجموع تمام احساسات انساني است که در کمتر از چهار دقيقه به تصوير درآمده است
pesarjonoob
11-13-2009, 03:37 PM
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/04/28/L00944081626.jpg
بهروز بقايي بازيگر و كارگردان صاحب نام سينما ، تئاتر و تلويزيون شب گذشته قبل از حضور در اجراي نمايش هاملت با سالاد فصل دچار عارضه قلبي شد و در بيمارستان بستري شد . به گزارش خبرنگار ايلنا ، اين بازيگر شب گذشته قبل از ورود به تماشاخانه سنگلج دچار سكته قلبي و مغزي شد كه بلافاصله بعد از اين اتفاق به بيمارستان شماره 2 انتقال داده شد . اما به دليل كمبود امكانات بيمارستان به بيمارستان جم انتقال داده شد . هادي مرزبان در گفت و گو با خبرنگار ايلنا افزود : متاسفانه با تمام تلاشي كه از سوي پزشكان انجام گرفته حال عمومي بهروز بقايي چندان رضايت بخش نيست و ما اميدواريم تا ساعاتي ديگر حال عمومي وي به حالت عادي بازگردد. گفتني است به دليل بروز اين حادثه هادي مرزبان كاگردان نمايش هاملت با سالاد فصل نقش بقايي را بازي كرد .
بابدست آوردن هوشياري كامل
وضعيت جسماني بهروز بقايي رو به بهبودي است
بهروز بقايي هم اكنون در هوشياري كامل به سر مي برد و و توانايي تكلم دارد و از بخش icuبه بخشccu منتقل شده است .
http://www.ilna.ir/SmartPicture.aspx?f=uploads/1388-8-19/39.jpg&w=150&h=1
ايلنا:وضعيت جسماني بهروز بقايي رو به بهبودي است و وي توانايي تكلم خود را باز يافته است
به گزارش خبرنگار ايلنا ، او ضاع جسماني بهروز بقايي كه چندي پيش به دليل عارضه مغزي در بخش مراقبت هاي ويژه بيمارستان بستري شده بود رو به بهبودي است
به گفته مسئول مراقبت از بقايي در بيمارستان بهروز بقايي هم اكنون در هوشياري كامل به سر مي برد و و توانايي تكلم دارد و از بخش icuبه بخشccu منتقل شده است .
گفتني است بيژن بيرنگ تهيه كننده و كار گردان سينما و تلويزيون با حضور در بيمارستان از بهروز بقايي عيادت كرد و حال وي را جويا شد.
وضعيت جسماني بقايي داراي ثبات است؛
احتمال انتقال «بهروز بقايي» به بخش عمومي
خبرگزاري فارس: با توجه به اينكه وضعيت جسماني «بهروز بقايي» هنرمند صاحبنام سينما،تئاتر و تلويزيون كشورمان به ثبات رسيده است امروز از بخش ICU به بخش عمومي منتقل خواهد شد.
http://media.farsnews.com/Media/8408/Images/jpg/A0141/A0141542.jpg
به گزارش خبرنگار تئاتر فارس، پس از تماس با بيمارستان جم، سرپرستار كشيك بيمارستان جم با ابراز خشنودي از ثبات وضعيت قلبي «بهروز بقايي» گفت: در حال حاضر وضعيت ايشان به ثبات رسيده است و خوشبختانه ديگر خطري ايشان را تهديد نميكند، ضمن اين كه وضعيت تكلم ايشان نسبت به چند روز قبل بسيار بهتر شده است و امروز منتظر ويزيت پزشك ايشان هستيم چرا كه هنوز ويزيت قلب انجام نشده است و در صورتي كه دكتر تشخيص دهد كه ديگر خطري ايشان را تهديد نميكند به احتمال فراوان به بخش عمومي منتقل خواهد شد تا چند روزي را براي ادامه درمان در اين بخش بستري باشند.
به گزارش فارس،«بهروز بقايي» هنرمند صاحب نام تئاتر، سينما و تلويزيون عصر روز يكشنبه 17 آبان به دليل عارضه مغزي در بيمارستان بستري شد.
وي روز گذشته 17 آبان ماه ساعاتي قبل از آغاز اجراي نمايش«هاملت با سالاد فصل» از سوي پزشك معالجش ملزم به بستري در بيمارستان شد ولي به دليل اجراي نمايش، از اين اقدام خودداري كرد كه در راه تالار سنگلج دچار عارضه مغزي شد.
اين در حالي است كه با بروز اين اتفاق «هادي مرزبان» كارگردان نمايش، در طي چند روز گذشته و به احترام تماشاگران خود با در دست داشتن متن به ايفاي نقش به جاي بقايي پرداخته است.
RED STORM
11-13-2009, 09:49 PM
چه کار کنم دوستش ندارم!
وقتی مردم احمق فرض بشن...
اين داستان دختري دارد مهتاب گون و از قضا چادري! از خوبي اين دختر هرچه بگويي كم است. از فهميدگياش هم همينطور. برايت سوال پيش ميآيد كه دختري كه مادري ظاهراً بدجنس و چنين خواهر موزماري دارد چه طور در اين خانواده اين چنين بار آمده است!
http://www.mihanax.com/uploads/posts/2009-09/1253968818_delnavazanwww.mihanax.com.gif
پسرك اصلياي دارد داستان به شدت خودخواه. آنقدر خودخواه كه در تمام تصميمات زندگياش فقط و فقط خودش را ميبيند و نقش مادر و ناپدرياش تنها تا آنجا براي او مهم است كه با منافع او دخالتي نداشته باشد...از روي لجبازي با دختري ازدواج ميكند. از روي همين لجبازي باز هم بدون اينكه به توصيه ديگران گوش دهد ميخواهد زنش را طلاق دهد. پسرك فقط خودش را ميبيند... - دختري دارد داستان كه از قضا دخترعمه ناتني(!) پسر و معاون وي در اژانس مسافرتي است. اين دو در اوايل داستان با هم خوبند. اما آنجا كه پسر از ازدوا ج با خواهر اين دختر سرباز ميزند اين دو با هم بد ميشوند. دخترك آنقدر بدجنس است كه گاهي از رفتارهايش چندشت ميشود!...دختري مغرور. خودراي. زير آب زن. حسود و... - پسر ديگري دارد اين داستان كه از قضا همكار دو نفر بالاست. در بد بودن اين پسر جوگير هر چه بگويي كم است. همانجا كه به او خوبي ميكني حاضر است براي منافعش جانت را هم بگيرد. يعني اگر تا مرفق دستت را در عسل كني و توي دهانش بگذاري اين آدم كوچكترين تعهدي به تو نخواهد داشت. نه رفاقت سرش ميشود و نه بزرگتر كوچكتري... و داستان كه ميگذرد ميفهمي اين پسر با دختر دوست نداشتني بالايي سر هيچ و پوچ و لجبازي ازدواج ميكند! به همين سادگي... - دختر ديگري دارد اين داستان بسيار مرموز. دختري كه با عمويش شغلي را انتخاب كرده است به نام ازدواج. دختري كه زير پوستي ميآيد و ميرود زير جلد پسرك اولي كه از قضا مدير آژانس هم هست! اين دختر كه ظاهرا از خانوادهاي است از هم پاشيده هيچگاه رفتارهايش مشخص نميكند دقيقا خوب است يا بد. اما در مجموع شخصيتي دارد دوست نداشتني. دختري كه مسلما هيچكس دوستش ندارد... - اما اين همهي ماجرا نيست. جوان خوب هم در اين داستان پيدا ميشود. اين داستان دختري دارد مهتاب گون و از قضا چادري! از خوبي اين دختر هرچه بگويي كم است. از فهميدگياش هم همينطور. برايت سوال پيش ميآيد كه دختري كه مادري ظاهراً بدجنس و چنين خواهر موزماري دارد چه طور در اين خانواده اين چنين بار آمده است! يعني تقريبا هيچ جايش كوچكترين شباهتي به خانوادهاش ندارد. هر چند استثنائات ممكن است اما به هر حال اين استثنا هم در نوع خودش به شدت نچسب است...
سريال دلنوازان اين شبها خيلي ها را خانه نشين كرده است. همه با همان حرارتي كه جومونگ را دنبال ميكردند اين را هم دنبال ميكنند. نقش اولهايش مثل جومونگ شدهاند سر در تمام روزنامه ها و مجلات.. اما تنها چيزي كه در اين بين مشخص نيست اين است كه حسين سهيلي زاده اين جوانها را از كجا گرد آورده است! پدر و مادرهاي بيمنطق. فرزنداني بيمنطقتر. رفتارهايي از اين دو هم بيمنطق تر. تصميماتي احساسي و غيرعاقلانه. همهي بي منطقي ها اين شبها گرد هم آمده تا از دلش دل نوازان بيرون آيد و به ما بگويد: اي جوانان به حرف پدر و مادرها گوش كنيد! پدر و مادر ها بچه ها را مجبور به تصميماتتان نكنيد! جوان ها چنين نكنيد و چنان كنيد و... دوست دارم اين شبها كه از قضا دلنوازان را ميبينم از کارگردان بپرسم: جناب! آيا همه جوانهاي جامعه ما چنيناند يا شما گشتهايد بدترين ها و بهترينهايش را دور هم جمع كرده ايد!! اين جامعه آدم خاكستري ندارد...؟
نازنين
11-14-2009, 05:46 PM
واقعا هر كسي اين متن رو نوشته دستش درد نكنه!
اين سريال پر از شخصيت هاي تيپ هستن!
كه تعدادشون از 100 نفر يك نفر هم نيست..
من كه از ديدن رفتارهاي مصنوعي و غير قابل باورشون عصبي مي شم..
مخصوصا خواهر رامين كه روي خواهر سيندرلا رو سفيد كرده ...............!!
PeRsPoLiSi_2atishe
11-15-2009, 10:51 PM
... Ekhrajiha 1.5 - Ghesmate Hazf Shodeye Ekhrajiha 1 Va
http://maloosiran.com.diinoweb.com/files/My%20Videos/ekhraji.JPG
Download
Download (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=jump&id=4966&catid=8)
FileFactory
Download (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23700)
MegaUpload
Download (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23699)
RapidShare
Download (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23701)
HotFile
Download (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23715)
Uploaded.to
Download (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23702)
:Info
Cast: Akbar Abdi, Amin Hayaei, Mohammad Reza Sharifinia, Merila Zareyi, ...
Director: Masoud Dehnamaki
Filesize: 82.20 Mbytes
PeRsPoLiSi_2atishe
11-16-2009, 04:40 PM
سريال بعد دلنوازان مشخص شد + عكس
به كارگرداني مازيار ميري؛
«گاو صندوق» از شنبه جاي «دلنوازان» به تلويزيون ميآيد
http://media.farsnews.com/Media/8804/Images/jpg/A0698/A0698785.jpg
به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، مجموعه تلويزيوني «گاو صندوق» به سفارش گروه فيلم و سريال شبكه سه سيما در 30 قسمت 35 دقيقهاي ساخته شده و با پايان سريال «دلنوازان» از روز شنبه ساعت 20:45 به روي آنتن خواهد رفت.
بنابراين گزارش، سريال «گاو صندوق» توسط مصطفي عزيزي براي گروه فيلم و سريال شبكه سه سيما تهيه شده و بازيگراني نظير فرهاد اصلاني، علي عمراني، شراره دولت آبادي، آشا محرابي و محسن حسيني، افشين هاشمي، رضا بابك، الهام حميدي، آزاده صمدي، سيروس گرجستاني، سروش صحت، بهاره رهنما، سيامك صفري، حميد ابراهيمي، داريوش اسدزاده، عباس كوثري، پويا پرستويي، سينا رازاني، احمد ياوري، مهدي طاهري، عباس توفيقي و مهدي باطبي در آن ايفاي نقش كردهاند.
سريال «گاو صندوق» مضموني اجتماعي - كمدي دارد و قصه آن درباره گاو صندوقي است كه در آن يك جواهر ارزشمند وجود دارد و خيليها به دنبال آن هستند. يكي از آنها غلامرضا، جواني شهرستاني است كه از طرف يك گروه براي اين اقدام زير فشار قرار گرفته است. غلامرضا براي دسترسي به گاو صندوق در مجتمعي كه پروانه در آن ساكن است، آپارتماني اجاره ميكند، اما آشنايياش با دختري از ساكنان اين مجتمع، او را براي ادامه كار بر سر دو راهي قرار ميدهد و ...
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8808250949 (http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8808250949)
PeRsPoLiSi_2atishe
11-16-2009, 07:30 PM
اولین فرش قرمز سینمای ایران
http://pix2pix.org/my_unzip/12582685291.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/12582685292.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/12582685293.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/12582685294.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/12582685295.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/12582685296.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/12582685297.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/12582685299.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852911.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852912.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852913.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852915.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852917.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852922.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852923.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852924.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852926.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852927.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852931.jpg
http://pix2pix.org/my_unzip/125826852932.jpg
سینمای ایران یکی از شلوغترین و پرشورترین شبهایش را تجربه کرد
بازتاب گسترده اولین مراسم فرش قرمز سینمای ایران در رسانهها و خبرگزاریهای داخل
اولین مراسم فرش قرمز سینمای ایران برای افتتاحیه فیلم «محاکمه در خیابان» بیست و هفتمین ساخته مسعود کیمیایی توسط سایت سینمای ما برگزار شد. این مراسم استثنایی با استقبال حیرت آوری از سوی علاقمندان سینما روبرو شد. موقعیت ویژه جغرافیایی سینما ناهید و حضور موج زیادی از سینمادوستان آن مناطق تهران باعث شد تا سینمای ایران یکی از شلوغ ترین و پر شورترین شب هایش را تجربه کند. بازتاب های رسانه ای مراسم فرش قرمز در سایت ها و خبرگزاری های کشور بخش هایی از وضعیت و شرایط این شب فراموش نشدنی را نشان می دهد.
این مراسم كه در ابتدا قرار بود در ساعت 17 برگزار شود به دلیل ازدحام بسیار زیاد جمعیت و به تبع آن شلوغی خیابانهای اطراف با حدود 50 دقیقه تاخیر همراه شد و در ساعت 17:50 دقیقه اولین ماشین لیموزین وارد خیابان شكوفه شد و از آن مسعود كیمیایی، رضا یزدانی، جلال پیشواییان و محمد معید پیاده شدند.
لیموزین دوم كه با فاصله كمی وارد شد پولاد كیمیایی، تورج منصوری، محمد صادق آذین را وارد فرش قرمز كرد و پس از آن نیكی كریمی، شقایق فراهانی، نگار فروزنده و شبنم درویش به عنوان بازیگران زن محاكمه در خیابان از روی فرش قرمز رد شدند.
RED STORM
11-17-2009, 02:42 PM
خب امروز دیگه 26 آبان برابر با 17 نوامبر میلادی تولد مارتین اسکورسیزی کبیر هست
تولدش مبارک...
میدونید که استاد متولد 1942 در نیویورک با آبا اجداد ایتالیایی سیسیلی هست و در حال حاضر با همسر پنجمش به خوبی و خوشی در حال زندگی کردن هست....
در پایین نیز عکسی خاطره انگیز که استاد اسکار لعنتی اش را بالاخره بعد از سالها میبرد مشاهده میکنیم...
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1258411992_645_FT18221_6_.jpg (http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1258411992_645_FT18221_6.jpg)
نازنين
11-17-2009, 02:43 PM
كم نياره پنجمي !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
منتظر ششمي نباشيم؟!!!!!:))
RED STORM
11-17-2009, 03:47 PM
دیگه استاده و کاریش نمیشه کرد!!!!!!
شایدم بره واسه هفتمی و هشتمی!!!
pesarjonoob
11-17-2009, 07:10 PM
سحر قریشی متولد سال 1366 است و دلنوازان دومين كار او در عرصه هنر است، محافظهكار بودن جزء خصوصيت اخلاقي اوست، سوالهاي زيادي از او پرسيديم البته بعضي از سوالها را هم بنا به صلاحديد جواب نداد، تا از او سوالي نميپرسيديم پاسخي نميداد.
علاقه به بازيگري
علاقه من به بازيگري از بچگي شروع شد، از دوران مدرسه پررنگتر شد، ولي در دوران متوسطه كمكم فاصلهام با بازيگري زياد شد و بعد از ازدواج هم ديگر به آن فكر نميكردم. سه سال است ازدواج كردم و از زندگيام راضي هستم. با اينكه چهرهام در خارج از فضاي فيلم تقريبا متفاوت است، اما مردم وقتي مرا ميبينند، ميشناسند و از نقشم ميگويند و تشكر ميكنند، آنها به من قوت قلب ميدهند خدا را شكر ميكنم كاراكتر يلدا با مردم ارتباط خوبي برقرار كرد.
ورود به سينما
از طريق يكي از آشنايان همسرم به من پيشنهاد شد كه تست بدهم، من هم تست دادم و قبول شدم. اولين بار با؛ امير جعفري، نيما شاهرخشاهي، سياوش خيرابي، سارا خوئينيها و... همبازي شدم و كارم را شروع كردم. سر فيلمبرداري فيلم «لج و لجبازي» بوديم كه خيرابي مرا به آقاي سهيليزاده معرفي كرد، چند ماهي بود گروه به دنبال بازيگر نقش «يلدا» ميگشت، كه آمدم و تست دادم و براي بازي در «دلنوازان» انتخاب شدم.
من تا به حال كلاس بازيگري نرفتم و لج و لجبازي تجربه خوبي براي من بود و همكاران خيلي به من كمك كردند. در دلنوازان هم همين اتفاق افتاد. تجربي كار كردن را دوست دارم و فكر ميكنم موفق هم خواهم شد، البته شايد در آينده نياز پيدا كنم، بازيگري را به صورت آكادميك دنبال كنم.
ترانه مادري
يكي از بهترين تجربههايم كار با آقاي سهيليزاده بود، مديريت ايشان در گروه مثالزدني است، تا الان خيلي راضيام چند روز پيش به ايشان گفتم؛ اميدوارم هميشه همه چيز به همين خوبي باشد.در اين كار من خيلي از همكاران كمك گرفتم، آقاي حاتمي بسياري از تجربههايشان را در اختيارم گذاشتند و خود آقاي سهيليزاده هم در شكلگيري يلدا و نوع بازي من بسيار تاثيرگذار بودند.من قبل از اين كار، آشنايي با آقاي سهيليزاده نداشتم ولي زماني ترانه مادري را دنبال ميكردم و خيلي كار ايشان را دوست داشتم، در آن فيلم حضور بازيگران جوان، باعث جذابيت بيشتر ميشد. آن زمان كه ترانه مادري پخش ميشد به جرات ميتوانم بگويم به اين همكاري فكر نميكردم ولي بالاخره به اين گروه رسيدم و اين خيلي برايم جالب بود. (ترانه مادري هم توسط سهيليزاده كارگرداني شد و تهيهكنندگان آن مهران مهام و ايرج محمدي بودند.)
غرور، هرگز
دچار غرور نشدم، اما نگاهم نسبت به خودم و آيندهام تغيير كرده و هدفم براي ادامه زندگي عوض شده، حالا همه مرا ميشناسند و بايد بهتر از گذشته باشم، گرچه سعي كردم، رابطهام با اطرافيان تفاوتي با گذشته پيدا نكند.
پيشنهادهاي جديد
بعد از اين كار و پخش چند قسمت، پيشنهادهاي زيادي به من شد اما بنا به دلايلي پيشنهادها را قبول نكردم، درباره سريالها هم بايد بگويم به خاطر فشردگي كار «دلنوازان» نميتوانستم پيشنهادها را قبول كنم و در كار ديگري حضور داشته باشم.
مهران اخوان ذاكري؛ همسر سحر قريشي در مردادماه 1362 به دنيا آمده، او در پاسخ به اين پرسش كه خودش سحر را به سينما معرفي كرد برايمان گفت: «اكثر دوستان من بازيگر هستند، از طريق برخي از آنها براي «لج و لجبازي» با آقاي زبردست آشنا شديم و بعد كه سياوش خيرابي سحر را به گروه دلنوازان معرفي كردند.»
از او ميپرسيم: «آيا حرفه كاري شما با هنر مرتبط است؟» كه ميگويد: «مدرك مهندسي كامپيوتر دارم و درحال حاضر شغلم هم آزاد است، تا به حال هم نه كار هنري انجام دادم و نه در مقوله سينما فعاليتي كردم.»
مهران در مورد همسرش ميگويد: «از موقعيت او راضيام، در رابطه با كيفيت كار سحر هم به نظرم ميتواند بسيار بهتر باشد و نقشهاي متفاوتتري را بازي كند. من هم موافق اين هستم كه او ميتواند نقشهاي منفي را خيلي خوب بازي كند.»
او در پاسخ به اين پرسش كه ازدواج بازيگران ميتواند بين آنها و سينما فاصله بيندازد اما شما به عنوان كسي كه او را به سينما معرفي كرديد، بعدا پشيمان نميشويد؟ گفت: «نه، وقتي ايشان بدون حتي يك دقيقه شركت در دوره بازيگري اينقدر قوي كار كرده و از پس نقش برآمده، پشيمان كه نميشوم هيچ، افتخار هم ميكنم.»
سایت منبع :http://www.pcparsi.com (http://www.pcparsi.com/)
عکسهایی از سحر قریشی
http://www.tehranpic.net/images/fr7eg12ucpgpkr8hvg8l.jpghttp://files.myopera.com/p30pic/albums/899104/53.jpg
http://img98.com/images/go3b9je6twcjsiw4urz7.jpg
http://i.imagehost.org/0904/yaldaa_wWw_IranpixFa_IR_1.jpg
http://www.zendehrood.com/files/filebox/s-2-ee%2811%29.jpg
http://www.saniamusic.com/shahram/video/Delnavazan-video.jpg
http://media.farsnews.com/Media/8803/ImageNews/880319/57_880319_L600.jpg
http://www.tehranpic.net/images/s6fsuu8vgu4jymqce5f.jpg
PeRsPoLiSi_2atishe
11-20-2009, 01:17 AM
Har Chi To Bekhay
http://gallery.iranproud.com/files/7/har_chi_to_bekhay_back.jpg
FileFactory
http://static.iranproud.com/images/aria/misc/dl/part1.2.png (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23796)
Download Part 1 (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23796)
http://static.iranproud.com/images/aria/misc/dl/part2.2.png (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23797)
Download Part 2 (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23797)
MegaUpload
http://static.iranproud.com/images/aria/misc/dl/part1.1.png (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23788)
Download Part 1 (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23788)
http://static.iranproud.com/images/aria/misc/dl/part2.1.png (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23789)
Download Part 2 (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23789)
RapidShare
http://static.iranproud.com/images/aria/misc/dl/part1.3.png (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23790)
Download Part 1 (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23790)
http://static.iranproud.com/images/aria/misc/dl/part2.3.png (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23791)
Download Part 2 (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23791)
HotFile
http://static.iranproud.com/images/aria/misc/dl/part1.7.png (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23794)
Download Part 1 (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23794)
http://static.iranproud.com/images/aria/misc/dl/part2.7.png (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23795)
Download Part 2 (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23795)
Uploaded.to
http://static.iranproud.com/images/aria/misc/dl/part1.10.png (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23792)
Download Part 1 (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23792)
http://static.iranproud.com/images/aria/misc/dl/part2.10.png (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23793)
Download Part 2 (http://forum.iranproud.com/dl.php?action=dlmirror&mirrorid=23793)
redboy2atishe
11-20-2009, 05:11 AM
اااااااااااا راستیییییییییی من یه چیزی الان یادم اومد قرار بود 4.5ماه پیش فیلمcranc high voltage
(اشغال ولتاژ بالا) رو ببینم ام دی وی دیش تو اسباب کشی شکست منم دیگه حواسم پرت ... با اینکه همه
می گفتن نبین چرته اما من هنوز تو حسرتشم ... یکی یه لینک سالم ازش بذاره ممنون میشیم ...
RED STORM
11-22-2009, 05:46 PM
جیم جارموش
نگاهی به اثار جیم جارموش
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2007/11/309904_orig.jpg
ghost dog
http://www.extremadura.com/agenda/uploads/eventos/big/evento_3607199981225980425.jpg
«گوست داگ» يک درام جنايي و دلهره آور است. فيلم درباره يک آمريکايي آفريقايي تبار است که باگروه هاي مافيايي کار مي کند. او مردي قوي هيکل و درشت اندام است که وظيفه اش کتک زدن آدم هايي است که با گروه هاي مافيايي همراهي نمي کنند.
http://archive.sensesofcinema.com/images/22/cteq/ghost_dog.jpg
جارموش خود درباره ي «گوست داگ» مي گويد: اين فيلم يک رساله فلسفي نيست و با ساخت اين فيلم قصد درس دادن يا تبليغ چيزي را نداشتم.
http://mantisfists.files.wordpress.com/2009/04/ghostdog4.jpg
جيم جارموش در «گوست داگ» سعي در به تصوير کشيدن مرام سامورايي را دارد. فيلم سير عوالم متافيزيکي و مفهوم مرگ را براي مخاطب بازگو مي کند و در زمره ي بهترين کارهاي جارموش قرار مي گيرد.
dead man
http://us.movies1.yimg.com/movies.yahoo.com/images/hv/allposters/04/1800261904p.jpg
داستان فیلم=یلیام بلیک پس از مرگ پدر و مادرش و جداشدن از معشوقهاش، ازکلیولند (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%84%D9%86%D8%AF) به شهر «ماشین» در آریزونا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%88%D9%86%D8%A7) میآید تا کاری بیابد. پس از اتفاقاتی که باعث میشود پسر کارخانهدار بانفوذ شهر را بکشد، در حال فرار از دست جایزهبگیرانی است که از سوی کارخانهدار - دیکینسون - اجیر شدهاند...
http://www.pandorafilm.com/produktion/movies/dead-man/dead-man_9.jpg
چیزی که میتوان از ان تقدیر کرد در این فیلم بازی جانی دپ وموسیقی زیبایی کهنيل يانگ ساخته
يانگ با جيم جارموش براى ساخت موسيقى فيلم «مرد مرده» همكارى داشت و نتيجه همكارى اين دو پديده عالم موسيقى و سينما به خلق آثارى منجر شد كه هم تصاوير و هم موسيقى منحصر به فردى داشت. بداهه نوازى هاى يانگ بر روى تصاوير جارموش خاطره اى براى بيننده فيلم به جا مى گذارد كه اگر فقط به موسيقى اين فيلم گوش كند ناخودآگاه به ياد تصاوير فيلم مى افتد.
جارموش در باره انتخاب نیل یانگ برای ساخت موزیک فیلم میگوید:
«وقتی داشتم فیلمنامه رو می نوشتم این رویای من بود که فکر نمیکردم عملی بشه. اما خوب من آدم خیلی خوش شانسی بودم. وقتی داشتیم فیلم رو میگرفتیم آلبوم Sleep with Angels دراومد و من موقع فیلمبرداری همزمان به نیل یانگ و Crazy Horse گوش میکردم. یه چیز جادویی بود و درست انگ این فیلم.
یه بار همه عوامل فیلم باهم رفتیم تا در اریزونا اجراش رو ببینیم. اولین باری بود که میدیدمش. یه پارتی داشتم که از طریق اون تونستم برم پشت صحنه و باهاش حرف بزنم. بعد از ساخت فیلم هم یه نسخه براش فرستادم و اون گفتکه ازش خوشش اومده و موسیقیش رو میسازه.
اون نسخه از فیلم دو ساعت ونیم بود و نیل در عرض دو روز سه بار فیلم رو یه سره دید و نذاشت تو هیچ لحظه ای متوقف بشه. بعدش ازم یه لیست از تمام جاهایی رو که میخواست موسیقی داشته باشه خواست و از اون به عنوان یه نقشه استفاده کرد، ولی در واقع روی فیلم تمرکز کرد. به همین خاطر موسیقی فیلم به نوعی واکنش احساس نیل به فیلمه.»
Broken Flowers (http://art7th.blogfa.com/post-40.aspx)
http://us.movies1.yimg.com/movies.yahoo.com/images/hv/photo/movie_pix/focus_features/broken_flowers/bill_murray/broken_poster2.jpg
«دان جانسون» مردي ساده و مجرد است كه دلداده اش «شري» او را ترك كرده است. نامه اي اسرارآميز به دست جانسون مي رسد كه پسر 19 ساله دان در جستجوي پدر است. دان شروع به تحقيقات مي كند و از نزديكترين دوست و همسايه اش كمك مي طلبد. در اين راه با دوستان گذشته ملاقات مي كند و با گذشته خود روبرو مي شود.
«گلهاي پژمرده» قصه عجيب و غريبي دارد كه فقط كارگردان مستقلي نظير جيم جارموش مي تواند آنرا به سبك هاليوودي بسازد. گلهاي پژمرده يك فيلم جاده اي است. جارموش با بهره گيري متعادل از كمدي و درام تماشاگر را به سفري از زمان حال به گذشته مي برد تا يادآور شود گذشته از ياد رفته است و راهها به هيچ كجا منتهي نمي شوند. تماشاگراني كه پايان سرراست را دوست دارند گلهاي پژمرده را فيلمي نااميد كننده خواهند يافت.
http://us.movies1.yimg.com/movies.yahoo.com/images/hv/photo/movie_pix/focus_features/broken_flowers/bill_murray/broken1.jpg
گلهاي پژمرده با لحني پر رمز و راز انگيزه اي براي دان ايجاد مي كند تا دست به سفر بزند. جيم جارموش كارگردان جريان روز هاليوود نيست و ابدا وانمود هم نكرده است. علاقمندان فيلم مستقل او را پيشرو مي دانند. فرانسويها به او عشق مي ورزند. شايد گلهاي پژمرده پذيرفتني ترين و قابل فهمترين فيلم جارموش تا به امروز باشد. فيلم به اندازه كافي احساسات و طنز دارد كه براي تماشاگر بي علاقه به فيلمهاي هنري دست يافتني باشد.قدرت بازيگري بيل موري به فروش گلهاي پژمرده لطمه نزده است. اين فيلم بي نقص نيست. صحنه هاي طولاني كه مي تواند حوصله تماشاگر ار سر ببرد
RED STORM
11-22-2009, 07:55 PM
معرفی یک فیلم/
"محاکمه در خیابان"؛ روایت نوستالژیک یک داستان عاشقانه
فیلم سینمایی "محاکمه در خیابان" به کارگردانی مسعود کیمیایی یک درام اجتماعی با فضایی عاشقانه و نوستالژیک درباره شهر تهران و روابط و مناسبات آدمهای آن است.
به گزارش خبرنگار مهر، مسعود کیمیایی در فیلم تازهاش تصویری از جامعه امروز، تلخیها و پلشتیهایش مقابل چشمان بیننده قرار میدهد. فیلم که بر اساس طرحی از اصغر فرهادی ساخته شده قصهای تازه و جذاب دارد که کارگردان تلاش کرده آن را در قالب خطی روایت نکند و با پیوند زندن قصههای فرعی به قصه اصلی ساختاری مدرن به روایت بدهد.
یکی از مهمترین ویژگیهای فیلم ساختار بصری آن است که تنها یک جلوهگری تکنیکی نیست و با فضیا قصه همسو است، تورج منصوری فیلمبردار باسابقه سینمای ایران از کیمیایی خواسته بود به دلیل فضای فیلم از دوربین دیجیتال در این فیلم استفاده کنند، تصاویر ته رنگی از خاکستری دارد که به فضای غمبار و سیاه فیلم همسو است، نوع فیلمبرداری و زوایای دوربین هم بیدرو پیکری این کلان شهر و پلشتیهای آن را موکد میکند.
"محاکمه در خیابان" در مقایسه با "رئیس" فیلم بهتری است، فیلمنامه سرراستی دارد و مشکلات فیلمنامه و روایت در آن کمتر از "رئیس" است. میتوان شخصیتها و دنیای اطراف آنها را باور کرد و پذیرفت که قصه در دل تهران دهه 80 روایت میشود حتی اگر رنگ و بوی فیلمهای خیابانی دهه 50 را داشته باشد.
* بازیگران و بازیها
دیدن بازیهای متفاوت در فیلم کیمیایی یک سنت است، این بار هم بازیها همان طور که انتظار داریم قابل قبول است، کیمیایی برای نقشهای کوتاه هم از بازیگر حرفهای استفاده کرده و این برای مخاطب عام جذاب است، اما شقایق فراهانی در نقش زنی از طبقه پائین اجتماع بازی گلدرشت و متصنع دارد، حمیدرضا افشار تصویری خاکستری از نقش عبد است و انتخاب مناسبی است تا تماشاگر فیلم تا انتها نتواند واقعیت رابطه او و مرجان را حدس بزند.
!
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1258559079_645_FT18221_487545_orig_.jpg (http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1258559079_645_FT18221_487545_orig.jpg)
محمدرضا فروتن پشت صحنه "محاکمه در خیابان"
آمیزهای از خشونت و مردانگی در سیمای افشار است که تصویری پذیرفتنی از این کاراکتر ارائه میدهد، نیکی کریمی در نقش کوتاهش دوستداشتنی است و تردیدهای یک زن را به خوبی نشان میدهد، پولاد کیمیایی اگرچه از نقطه اوج "حکم" فاصله دارد اما تلاش کرده تصویری تازه از قابلیتهایش نشانمان بدهد.
حامد بهداد اما از فرصت عالی بازی در فیلمی از مسعود کیمیایی به خوبی استفاده کرده است، بازی بیاغراق و آرام او در نقش کوتاهی که دارد با بسیاری از نقشآفرینیهای بهداد تفاوت دارد. اما محمدرضا فروتن یکی از بهترین بازیهایش را در این فیلم به نمایش گذاشته است، آنهم در قالب نقشی که کاستی زیاد دارد و شناسنامهاش مشخص نیست.
فروتن در "محاکمه در خیابان" سیمای قهرمان تنها و از نفسافتاده کیمیایی را به شکلی دوست داشتنی مقابل دیدگانمان قرار میدهد، قهرمانی زخمخورده از تنهایی و خیانت که به استقبال مرگ میرود.
* فضای نوستالژیک فیلم
"محاکمه در خیابان" اگرچه فیلمی به روز است و نشانهها و کدهایی به مخاطبش میدهد که مختصات جامعه امروز و مناسبات آن را برای بیننده روشن میکند اما حسی و حال فیلمهای خیابانی دهه 50 را دارد، فیلمی اجتماعی درباره رفاقت مردانه و خیانت که موسیقی و فضاسازی آن متاثر از فیلمهای قبلی کیمیایی است.
برای هواداران پرو پا قرص سینمای کیمیایی "محاکمه در خیابان" بازگشت استاد به سینمای مورد علاقهاش است، سینمایی که در آن مردها موتور حرکت قصه و ماجراها هستند و زنها در حاشیه حضورشان رنگ میبازند. بعد از دیدن "محاکمه در خیابان" ترانه تیتراژ پایانی را نباید از دست داد. ترانهای با صدای زخمی رضا یزدانی که از این روزگار نامرد مینالد
فیلم 300 بچه ها اسم دیگه ای هم داره؟
RED STORM
11-23-2009, 08:18 PM
نه
تا اونجایی که من میدونم!
monji
11-23-2009, 08:50 PM
فیلم 300 بچه ها اسم دیگه ای هم داره؟
فکر کنم به خاطر نوع قلم و فونتی که برای نوشتن 300 انتخاب شده به شکل zoo هم دیده میشه
البته شاید هم منظورتون کپی کمدی و طنزی هستش که در پاسخ به 300 در امریکا ساخته شده
من خودم ندیدمش ولی هر کی دیده میگه دل ارانی ها خنک میشه خوب عوامل 300 رو دست انداختن توش
redboy2atishe
11-23-2009, 08:52 PM
راستی این فیلم 2012 شبیه داستان حضرت نوحه... کلا فیلم جالبی بود... اما یه جاهایی دیگه تخیلی
بازی در میاورد ....
RED STORM
11-23-2009, 09:42 PM
نگاهی به فیلم "محاکمه در خیابان"
غیرت دهه هشتادی به سبک کیمیایی
http://www.cinetmag.com/Photo/Article/Mohakemeh_Dar_Khiaban_wb_591015.jpg
بیست و هفتمین فیلم مسعود کیمیایی همان است که فکرش را می کردیم. بهترین فیلم کیمیایی در دهه هشتاد است. بهتر از "سربازهای جمعه" ، "حکم" و "رئیس". جاه طلبی های دو فیلم قبلی کارگردانش را ندارد اما بی ادعاست. حداقل می توان یکی دو فصل ماندگار درش پیدا کرد. و این برای کیمیایی این سالها یعنی بازگشت به دوران خوبی که شاید آخرین بار ده سال پیش با "اعتراض" شاهدش بودیم.
1 - به تهرانی که اینچنین تلخ و سیاه تصویر می شود خوب نگاه کنید. به گلفروش یک دستی (ارژنگ امیرفضلی) که با تلخی تمام برای امیر دسته گل درست می کند نگاه کنید. به نمای معرفی حبیب (حامد بهداد) نگاه کنید. به نمای معرفی محمدرضا فروتن (که یکی از کیمیایی ترین نماهای تاریخ فیلمسازی اوست) نگاه کنید. به آخرین فصل فیلم (خداحافظ بچه) نگاه کنید. اینها همه دربست متعلق به کیمیایی و نگاه اوست. زن محمدرضا فروتن را جلوی چشمش از او گرفته اند و او سکوت اختیار کرده است. از آن سو، حبیب به امیر می گوید که «غیرت مد شده» و «ما چه کنیم که از مد نمی افتیم». امیر عزمش را جزم می کند تا عبد (مرد زن دار تاکسی سوار) را پیدا کند. و پیدا می کند. با او درگیر می شود و در یک خلوت دو نفره پی می برد که چیزی میان او و نامزدش مرجان نبوده.
2 - برای اولین بار دو داستان مجزا به شکلی اپیزودیک در سینمای کیمیایی روایت می شود. به احتمال بسیار زیاد خالق این شکل روایت کسی نیست جز اصغر فرهادی که نمونه بسیار کاملش را در "دایره زنگی" دیده بودیم. اما باز هم به احتمال بسیار زیاد تنها یک طرح دو سه خطی از این شکل روایت از اصغر فرهادی در فیلمنامه کامل مانده است. پیوند اولیه این دو داستان با فیلمبرداران مراسم عروسی امیر به شکلی کاملا منطقی شکل می گیرد. اما در ادامه منطق از میان می رود و در میان تدوین موازی ماجرای فروتن و پولاد کیمیایی، ناگهان ما تصویر عبد را برای اولین بار می بینیم که به شکلی تصادفی نسیم (نیکی کریمی) و پسرش را سوار می کند تا به فرودگاه امام ببرد. وجود این فصل با قراری که در ابتدا با تماشاگر گذاشته شده، کاملا بی معنی است. که قطعا نمی تواند کار اصغر فرهادی باشد.
3 - در رابطه با شخصیت ها. مثل همیشه و بی هیچ کم و کاست با شخصیت هایی تخت و یک بعدی طرفیم. هیچیک انگیزه ها و زندگی شان بارز نمی شود. شاید اینبار شکل اپیزودیک و حضور کم زمان شخصیت ها بتواند این ضعف همیشگی کیمیایی در فیلمنامه نویسی را تا حدودی بپوشاند، اما ظاهرا قرار است پیچیدگی و مبهم ماندن شخصیت ها در سینمای کیمیایی یک ویژگی باشد تا یک ضعف. امیر یک بچه جنوب شهری است که هنوز غیرت دارد. دو خبر مهمی که حبیب به او می دهد عکس العملش این است: یا حسین (در یک سکانس کیمیایی وار و ماندگار). ماجرای فروتن و زندگی و زن و بچه و شریک اش بینهایت مبهم است. نه تنهایی اش با آن نمای معرفی معرکه همدلی برمی انگیزد نه کشته شدنش. از همه بدتر نیکی کریمی است که در فیلم بلاتکلیف است. درست مثل همان چهره ای که از اول تا آخر از او می بینیم. راننده تاکسی و عروس هم همینطور. کیمیایی ابهام را دوست دارد و آن را یک ویژگی می داند.
4 - اما گاف های آشکار بیست و هفتمین فیلم کیمیایی به هیچوجه قابل بخشش نیست:
- ته ریش گاه و بیگاه امیر که آدم را یاد ته ریش نوری "سرب" می اندازد.
- بسته سیگار و فندکی که امیر به آن رهگذر می دهد و در فصل ماقبل آخر در خلوت دونفره اش با عبد سیگاری با همان فندک روشن می کند.
- مرجان در تالار مختلط (کجای ایران همچین تالاری وجود دارد؟؟) منتظر امیر است. مهمانان مشغول رقص و پایکوبی هستند. ساعت باید 8 یا بیشتر از آن باشد. زمستان است. هوا ساعت 6 تاریک می شود. اما همزمان با انتظار عروس، در جاده خاکی اطراف اتوبان در روز روشن امیر و عبد مشغول درگیری و سپس درد و دل هستند.
- وقتی امیر عبد را از ماشین اش بیرون می کشد و به همراه جدید نسیم می گوید که با تاکسی به فرودگاه برود و با توجه به اینکه نسیم و همراه جدیدش از ابتدا در صندلی عقب نشسته بودند، در راه فرودگاه همراه جدید نسیم به او می گوید که دست کند زیر صندلی شاگرد. نسیم دست می کند و دستش خونی می شود. این خون از کجا آمده و رفته زیر صندلی شاگرد؟؟؟؟
- درگیری فروتن و شریکش در بک گراندی از فیلم تولد بچه فروتن می گذرد. فصل قشنگی است. اما منطق ندارد. فروتن فیلم تولد را در طبقه بالا و در تلویزیون می دید.
5 – در فصل تعمیرگاه، حبیب به امیر می گوید «سفره عقد و جمعش کن». امیر می رود تا بفهمد قضیه چیست. عبد را پیدا می کند. او را نقش بر زمین می کند. چاقو به رویش می کشد. غیرتش به جوش آمده است. اما در نهایت تسلیم می شود. برمی گردد تالار. لحظه آخر می رسد.
در دیگر داستان فیلم، محمدرضا فروتن می داند که زنش با شریکش ریخته روی هم. تنهایی اختیار کرده. منزوی شده. فیلم تولد می بیند و اشک می ریزد. با شریکش و دزد ناموسش درگیر می شود. کشته می شود.
زمانی در «قیصر» غیرت بیداد می کرد. محله بهم می ریخت. قتل ها اتفاق می افتاد. اما قیصر زمان حال کیمیایی نا ندارد از خودش دفاع کند. شاید می داند برای زنی که «منو ول ميكنه براي پول» غیرت بی فایده است. قیصر جدید کیمیایی وقتی چاقو می خورد و پایش لب گور است این شکلی از غیرت حرف می زند: «خداكنه درست زده باشي، اگر زنده بمونم بلايي به سر تو و اون ميآرم كه براي يه دفعه ديگه هم كه شده سرو كله غيرت پيدا شه». امیر هم تا جایی که "باید" غیرت می کند. اما دستش به خون آلوده نمی شود. برمی گردد تا "سوءتفاهم" ، زندگی اش را بهم نریزد.
6 - بیست و هفتمین فیلم کیمیایی مثل همیشه از فیلمنامه می لنگد. حضور اصغر فرهادی هم شبح وار است. اپیزودیک بودن فیلم هم مدیون طرح اوست که متاسفانه کیمیایی نتوانسته آن را قوام ببخشد و نصفه و ناقص مانده است.
بهرحال "محاکمه در خیابان" فیلمی است از مسعود کیمیایی. یکی دو فصل ماندگار درش پیدا می شود. بازی معرکه فروتن در نقش یک شکست خورده تنها که بشدت آدمهای فیلم های نوآر را تداعی می کند شاید تنها بازی در خور اعتنای فیلم باشد. حامد بهداد، پولاد کیمیایی، ارژنگ امیرفضلی و بخصوص شقایق فراهانی از حضور در فیلمی از کیمیایی سربلند بیرون می آیند. موسیقی همان سبک و سیاق فیلم های کیمیایی را دارد که خیلی وقت بود جایش در سینمای کیمیایی خالی بود.
کیمیایی با "محاکمه در خیابان" بار دیگر در دل هوادارانش جاخوش می کند هرچند که پس از بیست و هفت فیلم مصرانه بخواهد خودش فیلمنامه بنویسد.
منبع:تهران امروز
RED STORM
11-24-2009, 07:56 PM
city of god
کارگردان: Fernando Meirelles, Kلtia Lund
سال ساخت: 2002
کشور سازنده: برزيل _ فرانسه
درجه: R برای صحنه های خشونت وحشیانه، صحنه های جنسی، مواد مخدر و گفتار
درباره فیلم:
دو پسر بچه که در محله ای جرم خیز در حاشیه ریودوژانیرو زندگی میکنند به دو مسیر کاملا جدا می روند. یکی از آنها عکاس معروفی می شود و دومی به خرید و فروش مواد مخدر می پردازد...
http://filmjournal.net/danielstephens/files/2007/03/city-of-god3jpg.jpg
(خواندن این مطلب باعث لورفتن داستان فیلم میشود)
تمام ساکنین “شهر خدا” (Cidade De Dues)، شهرکی در حومهی ریودوژانیرو را مردمی فقیر و غالبا سیاهپوست تشکیل میدهند. کودکان و نوجوانان شهر خدا قبل از فراگیری هرچیز با اسلحه و مواد مخدر آشنا میشوند. تفریح آنها راهزنی و دزدی است. پلیس به جز برای گرفتن رشوه، جرات حضور در منطقه و جلوگیری از خشونت را ندارد. برای ترقی و صعود در شهر خدا راهی به جز آدمکشی و فروش مواد مخدر وجود ندارد و آرزوی هر کودکی از ابتدا این است که پلههای ترقی را یکی یکی طی کرده تا زودتر به مخوفترین چهرهی شهر تبدیل شود. یکی از شرایط ورود و پذیرفتهشدن بچهها در گروههای جنایت، قساوت بیش از حد است و کشتن همسالان خود از راههای ورود به این دستههاست. نشانهی مردانگی در شهر خدا مصرف مواد مخدر و آدمکشی است و هر کودکی برای نمایش مردانگی خود این قبیل کارها را با افتخار انجام میدهد. در این میان “راکت” (با بازی الکساندر رادریگز) نوجوانی است که سعی دارد با بهره گرفتن از تلاش خود، با انتخاب یک شغل، راه خود را از دیگران جدا کرده و یک زندگی قانونی را پیش گیرد. شاید اولین چیزی که در موقع شنیدن نام ریودوژانیرو به ذهن ما خطور کند، ساحلهای زیبا و مکانی آرام برای گذراندن تعطیلات باشد. ولی با دیدن فیلم “شهر خدا” با دنیای واقعی و بیرحم یک جهان سومی آشنا میشویم http://footiran.ir/images/statusicon/wol_error.gifاین تصویر کوچک شده است. برای دیدن ابعاد واقعی آن، روی این نوار کلیک کنید. ابعاد واقعی تصویر 700x393 و حجم آن 78 کیلو بایت می باشد.http://blogs.warwick.ac.uk/images/michaelwalford/2007/10/23/city_of_god_1.jpg…
یا شهر خدا شهرکی است که در دههی ۶۰ میلادی طی طرح اسکان از طرف دولت در حومهی شهر ریودوژانیرو واقع در برزیل تاسیس شد. خانههای بسیار کوچک، کثیف و بههمچسبیده مانند مرغدانی، مسکن ساکنان شهر خدا است. شهر خدا در دههی ۱۹۸۰ با آمار بالای جرم و جنایت خطرناکترین و ناامنترین منطقه در سراسر آمریکای جنوبی شناخته شد. کمبود امکانات اولیهی شهری و حداقل رفاه اجتماعی از عوامل پیدایش دزدی، قتل و قاچاق مواد مخدر در این منطقه است. از همان ابتدا با تصاویر فرار یک مرغ، تیزکردن چاقو، و جوانان ناآرام مسلح، همراه با موسیقی زیبای برزیلی و تدوین سریع فیلم که عنوانبندی فیلم محسوب میشود، درمییابیم که با فیلمی متفاوت و تکاندهنده از آمریکای جنوبی روبرو خواهیم بود.
شهر خدا که از وجود عناصر تشکیلدهندهی یک فیلم مستند و عوامل ساختاری سینمای مدرن بهره میبرد، یک فیلم مستند، داستانی و اجتماعی نامیده میشود که به خوبی یک محیط ناهنجار اجتماعی را به تصویر میکشد. فیلم بر اساس یک رمان به همین نام نوشتهی “پائولو لینز” ساخته شده است. نویسندهی رمان که خود از ساکنان شهر خدا و شاهد عینی جنگهای خونین بین آدمکشان این شهر در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی بوده است، داستان را از دریچهی چشم یک نوجوان به نام “راکت” تعریف میکند. داستان اصلی فیلم از سرگذشت چند شخصیت مختلف تشکیل شده است که از زبان راکت روایت میشود. شخصیتها همه با هم مرتبط هستند و حلقهی ارتباط این شخصیتها شهر خدا است. در واقع شهر خدا شخصیت اصلی فیلم است، که واقعا به اندازهی یک شخصیت انسانی پرورش یافته است. با آن که در نگاه اول، فیلم دارای یک داستان کلاسیک نیست، ولی شخصیتپردازی خوب، یکنواخت نبودن روند فیلم به علت تدوین نامتعارف آن و داستانهای عشقی، طنز و کشمکشهای درونی شخصیتهای فیلم که برای پیشبرد داستان یک فیلم موفق لازم است، با مهارت در فیلم گنجانده شده اند
http://mimoprostor.files.wordpress.com/2009/03/city-of-god2jpg.jpg
استفاده از محل واقعی، بازیگران بومی، فیلمنامهای بر پایهی تحقیقات مستند (پائولو لینز ۸ سال وقت صرف تحقیق این موضوع کرده است)، پرهیز از ایجاد هرگونه خشونت کاذب وحتی بهکارگیری درست رنگ نارنجی برای انتقال فضای داغ و کثیف شهر خدا همه دلایلی است که میتوان شهر خدا را یک فیلم منحصر در نوع خود دانست. “فرناندو میرلیش” کارگردان فیلم برای انتقال فضای خشونتبار منطقه از بهرهجستن از هرگونه تصویر مهوع و چندشآور مانند بریدن اعضای بدن و یا نشاندادن امعاء و احشای بدن انسان پرهیز کرده است. او به جای استفاده از این تصاویر، با بهرهگیری از یک دیالوگ یا ایجاد یک موقعیت دراماتیک، چنان حس ترحم و انزجار تماشاگر از وقایع اتفاق افتاده در شهر خدا را بر میانگیزد که اثرش تا مدتها از ذهن بیننده بیرون نمیرود. تدوین غیرمعمول فیلم که از تجربهی کارگردان و تدوینگر از ساختن آگهی بازرگانی میآید، وجود صحنههای اضافی در فیلم را به حداقل میرساند و ضربآهنگی به فیلم میدهد که لحظهای بیننده خسته نمیشود و از فضای دلهرهآور داستان خارج نمیشود. فیلمبرداری سریع و پرحرکت فیلم به این نوع تدوین و باورپذیری داستان کمک شایانی کرده است “شهر خدا” در فهرست برترین ۱۰۰ فیلم از دید اعضای سایت IMDb در ردهی ۱۷ جای دارد و بسیاری آن را بهترین فیلم سینمای برزیل و شاید سینمای امریکای جنوبی مینامند.
rahim
11-24-2009, 08:56 PM
يك رمان هم بود به نام شهر خدا نوشته ي دكتروف نويسنده ي الماني اگر اشتباه نكنم شايد اقتباسي از همون باشه .
يادم گارگردان فيلم كوري هم كه بزريلي بود يك فيلم به نام شهر خدا داشت كوري كه خيلي موفق بود مثل رمانش كه نوشته ي ساراماگو بود اما شهر خداش را نديدم كه توضيح بدم همينه يا نه اسم كارگردانش هم فكر كنم ميرلس بود به نظرم .
RED STORM
11-25-2009, 07:52 PM
يك رمان هم بود به نام شهر خدا نوشته ي دكتروف نويسنده ي الماني اگر اشتباه نكنم شايد اقتباسي از همون باشه .
يادم گارگردان فيلم كوري هم كه بزريلي بود يك فيلم به نام شهر خدا داشت كوري كه خيلي موفق بود مثل رمانش كه نوشته ي ساراماگو بود اما شهر خداش را نديدم كه توضيح بدم همينه يا نه اسم كارگردانش هم فكر كنم ميرلس بود به نظرم .
بله آقا رحیم کارگردان شهر خدا همون کارگردان کوریه!
که البته نتونسته تو فیلم کوری فضای رمانو به خوبی پیاده کنه
RED STORM
11-25-2009, 07:53 PM
فريبرز عربنيا در «قفس طلايي» بازي ميكند
خبرگزاري فارس: فريبرز عربنيا در فيلم سينمايي «قفس طلايي» به كارگرداني محمد زريندست بازي خواهد كرد.
http://media.farsnews.com/Media/8711/Images/jpg/A0612/A0612707.jpg
«محمد زريندست» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس در اين باره گفت: فيلمبرداري اين فيلم در ايران و آمريكا (لسآنجلس و سانفرانسيسكو)انجام ميشود و «فريبرز عربنيا» و «سروش گودرزي» ،«شبنم قليخاني» و «بهزاد فراهاني»در آن بازي دارند.
وي افزود: طي سفرهايي كه به آمريكا داشتم، بخش اعظم پيشتوليد انجام شد و تمامي بازيگران آمريكايي انتخاب شد.
زريندست گفت: با كسب ويزاي «فريبرز عربنيا» و انجام برخي برنامهريزيهاي ديگر، فيلمبرداري را شروع خواهيم كرد.
وي با اشاره به مضمون اين فيلم گفت: داستان فيلم درباره خانوادهاي ايراني است كه در جنوب شهر زندگي ميكنند و فرزندشان قصد مهاجرت به آمريكا را دارد و مجبور ميشود با يك دختر آمريكايي ازدواج كند.
براساس اين گزارش، محمد زريندست پيش از اين فيلم سرگيجه را در ايران ساخته است.
بعد از كيانيان، حامد بهداد و نيكي كريمي؛
«هديه تهراني» هم به عرصه عكاسي ايران پا گذاشت
«هديه تهراني» بازيگر سينماي ايران، قرار است از 17 آذرماه سال جاري نمايشگاه عكس و ويدئوآرت در خانه هنرمندان ايران برپا كند.
http://media.farsnews.com/Media/8406/Images/jpg/A0121/A0121578.jpg
به گزارش خبرنگار هنرهاي تجسمي فارس، علاقهمندي سينماگران ايران به عكس و برپايي نمايشگاههاي متعدد موضوع جديدي نيست و چه بسا سينماگران موفقي چون عباس كيارستمي و ناصر تقوايي كه پيش از فيلمساز شدنشان، عكاس بودهاند و در هر دو عرصه به توفيقات بزرگي دست يافتهاند و عكسهايشان مخاطبان وعلاقهمندان بسياري دارد.
اما در اين بين به تازگي هنرپيشههاي ايران نيز به اين موضوع علاقه نشان دادهاند.
درست از زمان برگزاري نخستين اكسپوي عكس ايران كه از سوي فرهنگستان هنر در مؤسسه فرهنگي و هنري صبا برگزار شد، عكسهاي اين هنرپيشهها از جمله رضا كيانيان و نيكي كريمي نيز براي نخستين بار در ميان عكسهاي پيشكسوتان عرصه عكاسي ايران به ديوار آويخته شد. اين موضوع به كام برخي از عكاسان قديمي و پيشكسوت ايران خوش نيامد به خصوص كه قيمت آثار آنها بسيار بيشتر از عكاساني قيمتگذاري شده بود كه سالها در اين زمينه فعاليت كرده بودند.
اين ميهمانان ناخوانده به استفاده از شهرت سينماييشان در عرصه عكاسي ايران و فروش چندين ميليوني عكسهايشان متهم شدند. عكسهايي كه از نظر عكاسان قديمي و صاحبنظر درخور اين قيمتگذاريها نبود.
اما به هر جهت، عرصه عكاسي ايران ميهمانان تازهواردي داشت كه بعد از برپايي اكسپو و اعلام ورودشان به عرصه عكاسي ايران،اقدام به برپايي نمايشگاههاي انفرادي عكسهايشان كردند.
بعد از رضا كيانيان،لاله اسكندري، حامد بهداد و نيكي كريمي اين بار نوبت به هديه تهراني رسيده است تا توانمنديهايش را در زمينه عكاسي به نمايش و قضاوت عموم بگذارد.
قطعاً با توجه به شهرت سينمايي اين هنرپيشه جوان، افتتاحيه نمايشگاه آثار او مملوء از هنرپيشههاي پيشكسوت،جوان و جمع قابل توجهي از علاقهمندان به وي خواهد شد.
اما تا پيش از ديدن آثار هديه تهراني نميتوان درباره آثارش و ورودش به دنياي عكاسي قضاوتي داشت.
هديه تهراني دانشآموخته طراحي صحنه است و تاكنون نمايشگاههاي بسياري را در زمينه طراحي داخلي و زيورآلات برگزار كرده است.
گفتگوي فارس با «سيدسعيد سيدزاده» به بهانه اكران «پنالتي»؛
«پنالتي» بهترين فيلم ورزشي توليد شده در جهان است
تهيهكننده فيلم «پنالتي» گفت: ميتوانم به جرأت بگويم كه «پنالتي» از تمام فيلمهاي ورزشي كه پيش از اين حتي در سطح دنيا ساخته شده، يك سر و گردن بالاتر است و در هيچكدام از آن فيلمها، چنين بافت قدرتمند دراماتيكي با تلفيق ورزش و هنر وجود نداشته است.
http://media.farsnews.com/Media/8809/Images/jpg/A0773/A0773239.jpg
«سيدسعيد سيدزاده» تهيه كننده فيلم سينمايي «پنالتي»، همزمان با اكران عمومي فيلم در گفتوگويي با خبرنگار سينمايي فارس از دلايل خود براي تهيه اين فيلم و همچنين رضايتش از ساخت اين فيلم و همكاري مجدد با انسيه شاهحسيني صحبت كرد.
سيدزاده با اشاره به دليل اصلي خود براي تهيه فيلمسينمايي «پنالتي» گفت: نگرش من نسبت به سينما، هيچگاه نگرشي تجاري نبوده است و اين كار، هم از نظر مفهومي و از نظر بافت قصه، من را همراه خود كرد و احساس كردم، ميتواند پازلي باشد از شيوه نگاه و طرز فكر و نگرش انسيه شاهحسيني به عنوان يكي از نويسندگان ارزشمند اين مملكت. به ويژه، اين كه در كارهاي قبلي ايشان هم، با يكديگر همكاري داشتيم احساس كردم اين فيلم، ميتواند پازل همكاري ما را كامل كند.
وي با اشاره به فيلمنامه قوي اين فيلم اظهار داشت: وقتي فيلمنامه اين كار توسط خانم شاهحسيني به من ارائه شد، ديدم دقيقا همان چيزي است كه من خودم انتظار داشتم اما وقتي فيلم ساخته شد ديدم نتيجه كار بسيار بهتر و زيباتر از فيلمنامه درآمده است و در حال حاضر، فقط و فقط انتظارم اين است كه مردم براي ديدن «پنالتي» وارد سالن سينما بشوند، چرا كه مطمئن هستم با ديدن فيلم راضي از سالن بيرون ميآيند.
* «پنالتي» فيلمي است كه به روح سينما احترام ميگذارد
اين تهيه كننده سينما ادامه داد: «پنالتي» فيلمي است كه به روح سينما احترام ميگذارد و در آن قصه، حرف اول را ميزند و به صرف حضور فوتبال، نخواستيم فيلمي توليد كنيم كه تنها چند صحنه شوت به دروازه و يا دريبل وجود داشته باشد، بلكه سعي كرديم با احترام به خواسته مخاطب قصهاي تعريف كنيم كه بخشي از آن فوتبال و علاقه مردم جنوب به اين رشته ورزشي است.
تهيه كننده فيلم سينمايي «پنالتي» با اشاره به دشواريهاي توليد فيلم ورزشي خاطرنشان كرد: به اعتقاد من تاكنون هر چه فيلم ورزشي ساخته شده است، با استقبال مخاطب همراه نبوده و همين موضوع براي من نيز يك مانع محسوب ميشد اما وقتي فيلمنامه را خواندم احساس كردم كه ميتواند كار متفاوتي باشد و امروز كه اين فيلم ساخته شده است ميتوانم به جرات بگويم كه از تمام فيلمهاي ورزشي كه پيش از اين حتي در سطح دنيا ساخته شده است يك سر و گردن بالاتر است و در هيچكدام از فيلمهاي قبلي، چنين بافت قدرتمند دراماتيكي با تلفيق ورزش و هنر وجود ندارد.
* اين فيلم فقط درباره فوتبال نيست
وي تاكيد كرد: اين فيلم فقط درباره فوتبال نيست و قصه كار، مخاطب را همراه ميكند و اتفاقي كه ميافتد، اين است كه مخاطب فراموش ميكند كه دارد يك فيلم ورزشي ميبيند، بلكه خود را بر روي امواج فيلم رها ميكند و لذت واقعي ديدن يك فيلم سينمايي را ميبرد.
سيدزاده با اشاره به استقبال تماشاچيان «پنالتي» گفت: چندين بار «پنالتي» را با تماشاچيان ديدهام اما در تمامي اين موارد تنها چيزي كه در چشمان تماشاگر ديدم، فقط لذت بود و اميدوارم تمامي آنهايي كه موجب ساخته شدن اين فيلم شدند، در مسير زندگي خود موفق باشند.
تهيه كننده فيلم سينمايي «پنالتي» در خاتمه با اشاره به اين كه در راه تهيه اين فيلم، با مشكل خاصي مواجه نشد، اظهار داشت: براي تهيه اين فيلم واقعا با مشكل خاصي روبرو نبوديم و هركجا كه رفتيم، درها به روي ما باز بود و احساس ميكنم در كشور ما، هنوز درها به سوي ساخته شدن فيلمهاي ارزشمند بسته نشدهاند و خوشحالم كه امروز، مسئولان بخصوص مسئولان شركت نفت، با ديدن اين فيلم از نتيجه كار راضي نشان ميدهند.
نازنين
11-26-2009, 02:54 PM
فيلم پنالتي به نظر ميرسه بد نباشه
بازيگراش اكثرا بازيگر حرفه اي نيستن .. اما ظاهرا ازشون خوب بازي گرفته شده
به همين دلي كه بازيگر مشهور نداره فكر كنم جز فيلم هاي پرفروش نباشه البته متاسفانه!!!!!!
به هر حال دم كارگردانش گرم خوب از حقوق ما خانوما جهت فتن به ورزشگاه دفاع كرده:khalal::4:
RED STORM
11-27-2009, 08:25 PM
اصغر فرهادی دو جایزه گرفت
سینمایايران- همشهري آنلاين:
اصغر فرهادی با فیلم سینمایی درباره الی جایزه بزرگ هیئت داوران و جایزه بهترین فیلمنامه نویس را از سومین دوره مراسم اهدای جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک دریافت کرد
به گزارش خبرنگار مهر، مراسم اهدای سومین دوره جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک امروز پنجشنبه 26 نوامبر در استرالیا برگزار شد و جایزه بهترین فیلم به فیلم سینمایی سامسون و دلیله به کارگردانی وارویک تورنتن از استرالیا رسید که نماینده سینمای این کشور در بخش بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان اسکار هشتاد و دوم نیز هست.
فیلم سینمایی درباره الی ساخته اصغر فرهادی در بخش بهترین فیلم نامزد دریافت جایزه بود، جایزه ویژه هیئت داوران را به خاطر کارگردانی دریافت کرد.
درباره الی نماینده ایران در اسکار سال 2010 است. دیگر جایزه ویژه هیئت داوران به الیا سلیمان فیلمساز شهیر فلسطینی برای کارگردانی فیلم سینمایی زمان باقیمانده رسید.
فرهادی در بخش فیلمنامه هم توانست جایزه بهترین فیلمنامه مراسم اسکرین آسیا پاسیفیک را برای درباره الی از آن خود کند. جایزه بهترین بازیگر مرد به ماساهیرو موتوکی برای بازی در فیلم ژاپنی خروجیها رسید و کیم های جا برای بازی در فیلم کرهای مادر ـ نماینده کره در اسکار هشتاد و دوم ـ بهترین بازیگر زن شد.
لو چوان فیلمساز چینی برای کارگردانی شهر زندگی و مرگ بهترین کارگردان مراسم اسکرین آسیا پاسیفیک لقب گرفت و جایزه بهترین فیلمبرداری به همین فیلم اهدا شد.
جایزه بهترین فیلم انیمیشن را هم مری و مکس به کارگردانی آدام الیوت از استرالیا دریافت کرد. گزارش کامل این مراسم به زودی منتشر میشود.
RED STORM
11-27-2009, 08:26 PM
انيميشن يعني معلق بودن در هوا
چهرهها- كيكاووس زياري:
جرج كلوني در فيلم انيميشن كامپيوتري «آقاي فوكس شگفتانگيز» به جاي شخصيت اصلي قصه صحبت كرده است
فيلم قصه زندگي يك خانواده روباه را تعريف ميكند كه در مزرعهاي در كنار دوستان خود زندگي ميكنند. زماني كه مالك مزرعه تصميم ميگيرد آقاي روباه و خانوادهاش را از اين محل به جاي ديگري منتقل كند، حيوانات مزرعه به كمك او ميآيند. كلوني قبل از اين در فيلمهايي مثل «دوازده ياراوشن»، «سولاريس»، «طوفان كامل» و «سيريانا» بازي كرده و براي اين فيلم آخري، موفق به دريافت اسكار بهترين بازيگر مرد نقش مكمل هم شده است. او چند سال قبل «شببهخير و خوشباشي» را كارگرداني كرد. اين فيلم براي او نامزدي اسكار بهترين كارگرداني را به همراه آورد. كلوني در گفتوگوي اينترنتي زير، در باره همكارياش در انيميشن «آقاي فوكس شگفتانگيز» صحبت ميكند.
چه چيز ويژه و خاصي باعث شد تا جذب رولد دال و شخصيتهاي او بشويد؟
قصه كتاب او يك جور قصه شاه پريان مشهور است و سالهاست كه بچههاي نسلهاي مختلف آن را مطالعه ميكنند. احساس كردم فرصت خوبي است تا هم در ساخت يك قصه خيلي بامزه همكاري كنم و هم شانس كار كردن با وس (اندرسن، كارگردان فيلم) را پيدا كنم. كل جريان و مراحل كار مرا شگفتزده كرده بود. اين فيلم كاملاً متفاوت با كارهاي ديگري بود كه تا بهحال انجام دادهام. هنگام كار حس ميكردم در هوا معلق هستم و اصلاً معلوم نيست در كجا قرار دارم. كل كار برايم جذاب و دلنشين بود.
در باره شخصيت خود در فيلم چه فكر ميكرديد؟
براي من، او حكم يك موجود خوشبين را داشت و شخصيت بامزهاي براي كاركردن بود. وقتي فيلمنامه را خواندم به وس گفتم: «ببين، دوستش دارم و خيلي دلم ميخواهد به جاي اين موجود حرف بزنم. ولي نميدانم چه كساني آن را تماشا مي كنند. حال و هواي فيلمنامه طوري است كه انگار هم براي آدم بزرگ ها نوشته شده است و هم براي كودكان و نوجوانان، به همين دليل، من نميدانم چهطوري بايد به جاي شخصيت انيميشني خودم صحبت كنم.» او در جواب به من گفت: «نگران اين موضوع نباش. بگذار فيلم را بسازيم و از كارمان لذت ببريم.» به خودم گفتم اين يكي از آن روشهاي منطقي و درستي است كه ميتوان هنگام كار در يك فيلم سينمايي در پيش گرفت. البته بايد اعتراف كنم هنگام توليد فيلم از كار با بيلموري- كه صداي خود را به شخصيت منفي قصه قرض داده بود- اصلاً لذت نبردم. با هم كلي جنگ و بحث داشتيم (ميخندد)! البته، حالا با هم خوب هستيم.
آقاي فوكس قصه كه كلوني به جاي او صحبت مي كند
بهترين درس اخلاقي اي كه از قصه فيلم گرفتيد چه بود؟
سرقت از اين و آن چيز خوبي نيست. زمان توليد فيلم چيزهايي در مورد حيوانات و روحيات آنها ياد گرفتم، كه تا قبل از اين هيچ اطلاعاتي در بارهشان نداشتم.
آيا در آينده دوباره با يك فيلم انيميشني همكاري خواهيد كرد؟
خير (ميخندد)! ميدانيد، براي همكاري با «آقاي فوكس شگفتانگيز» حدود يك هفته را در يك مزرعه گذراندم تا بيشتر با حال و هواي قصه و شخصيتم آشنا شوم. وس حدود دو سال روي اين فيلم كار كرد. ساخت فيلمهاي انيميشن وقت و كار زيادي ميبرد و حسابي آدم را خسته ميكند، با همه اينها، اگر در آينده باز هم پيشنهاد همكاري در اين زمينه را داشته باشم، با كمال ميل قبول ميكنم. كار در فيلم هاي انيميشني اوقات لذتبخش و باورنكردني اي براي همه ما فراهم ميكند.
قصد كارگرداني فيلم تازهاي را نداريد؟
فعلاً خير. امسال بازيگر پركاري بودم و پشت سرهم در سه فيلم متفاوت و در
عين حال سخت، كار كردم. احساس ميكنم نياز به استراحت دارم. پس از آن تصميم ميگيرم كه براي آينده چهكار كنم. البته اين حرفها را در شرايطي ميزنم كه قرارداد بازي در دو فيلم را امضا كردهام و بايد براي بازي در آنها، جلوي دوربين ظاهر شوم.
نازنين
11-27-2009, 09:28 PM
مرسي .. كاشكي تصوير هم داشت!!!!!!!
RED STORM
11-30-2009, 09:37 PM
باکس آفیس:
http://www.topgoal.ir/attachment.php?attachmentid=38539&d=1259598066
نازنين
12-01-2009, 01:33 AM
منطقه 9
گر چه نام کارگردان جوان آفریقاییتبار این فیلم چندان شناخته شده نیست اما حضور پیتر جکسون در مقام تهیهکننده کافی است تا انتظارمان از فیلم را بالا ببریم. این طور که پیداست جکسون در حمایت از این فیلم اشتباه نکرده است.شاید در نگاه اول و با خواندن خلاصه داستان فیلم تصور کنیم که «ناحیه نه» نیز به مانند فیلمهای فانتزی فراوانی است که این روزها در سینمای آمریکا ساخته می شوند و هدف از ساخت آنها تنها تحقق تصویری یکی از احتمالاتی است که پیرامون حیات در سیارات دیگر وجود دارد اما پس از تماشای «ناحیه نه» مطمئنا خیلی سریع این حس رنگ میبازد چرا که «ناحیه نه» فقط یک فیلم علمی-تخیلی عادی نیست بلکه بسیاری از خطوط روایی مجزای درونی آن، این قابلیت را دارند که به تنهایی باعث شوند بگوییم این فیلم میتواند زیرگروهی از ژانر تعلیق هم باشد!سی سال از زمانی که موجودات بیگانه اولین تماس خود را با زمین برقرار کردهاند، گذشته است. آدمیان منتظر دو چیز هستند؛ اول تقابلات میان نیروهای بیگانه و خودشان، دوم پیشرفت روزافزون تکنولوژی تا جایی که بتوانند جلوی بیگانگان بایستند. در ادامه گروهی از بیگانگان سوار بر یک سفینه فضایی به سوی زمین آمده و به نزدیکی ژوهانسبورگ واقع در آفریقایجنوبی میرسند! آنها جرات فرود بر زمین را ندارند برای همین حدود ۳ ماه در فضا معلق میمانند تا اینکه در نهایت یک گروه زمینی ابتکار عمل را به دست گرفته، سفینه آنها را اشغال میکند و در داخل سفینه با موجودات بیگانهای روبهرو میشود که ظاهری نحیف داشته و به نظر میرسد که بیمار هستند. بیگانگان از آدمیان تقاضای آن را دارند که به زمین پناهنده شوند و ملل جهانی نیز ضمن مشورت با یکدیگر منطقهای موسوم به “ناحیه نُه” واقع در آفریقایجنوبی را برای اسکان آنان بر میگزینند ولی هیچ یک از دو طرف ماجرا یعنی نه انسانها و نه بیگانگان نمیدانند که چه سرنوشتی در انتظار آنان است…
نام فیلم: District 9 (http://imdb.com/title/tt1136608/) کارگردان: Neill Blomkamp (http://www.imdb.com/name/nm0088955/) ژانر: Action | Drama | Sci-Fi | Thriller مدت فیلم: 112 دقیقه بازیگران: Sharlto Copley (http://imdb.com/name/nm1663205/), Jason Cope (http://imdb.com/name/nm2271261/), Nathalie Boltt (http://imdb.com/name/nm1410076/), Sylvaine Strike (http://imdb.com/name/nm0834501/), Elizabeth Mkandawie (http://imdb.com/name/nm3522550/) … (http://imdb.com/title/tt1136608/fullcredits#cast)
http://www.valashop.ir/userfiles/image/District%209/1.jpg
http://www.valashop.ir/userfiles/image/District%209/2.jpg
http://www.valashop.ir/userfiles/image/District%209/3.jpg
نازنين
12-01-2009, 01:37 AM
بهترين فيلمهاي جنگي سينماي جهان (http://www.niksalehi.com/learn/archives/115878.php)
فيلمهايي از «فرانسيس فورد كوپولا»، «ديويد لين»، «استنلي كوبريك» و«استيون اسپيلبرگ» در فهرست بهترين آثار جنگي سينماي جهان قرار گرفتند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روزنامه «ديليتلگراف» چاپ انگلستان امروز در گزارشي فهرست 20 فيلم برتر تاريخ سينماي جهان در ژانر جنگ را منتشر كرد.
در اين فهرست كه براساس دوره تاريخي تنظيمشده است، فيلم «همه آرام در جبهه غربي» محصول سال 1930 به كارگرداني «لوييس مايلاستون» در رتبه اول قرار دارد. اين فيلم برندهي دو جايزه اسكار، تأثير رواني جنگ بر سربازان جوان را بهتصوير كشيده است.
فيلم «پل رودخانه كواي» ساخته «ديويد لين» محصول 1957 در رتبه دوم قرار دارد. اين فيلم تلاش زندانيان انگليسي جنگ جهاني براي ساخت پل راهآهن براي ژاپنيها را نشان ميدهد.
فيلم «طولانيترين روز» محصول 1962 ساخته «كن آناكين» كه از بهترين فيلمهاي حماسي جنگ جهاني دوم است، در رتبه چهارم قرار دارد.
«شكارچي گوزن» (1978) ساخته «مايكل چيمينو»، برندهي پنج جايزه اسكار با بازي «رابرت دنيرو» و«فرار بزرگ» (1963) ساخته «جان استروگس» در رتبههاي بعدي اين فهرست ديده ميشوند.
«اينك آخرالزمان» (1979) ساخته «فرانسيس فورد كوپولا»، «جوخه» (1986) ساخته «اوليور استون»، برنده چهار جايزه اسكار، «فهرست شليندر» (1993) ساختهي «استيون اسپيلبرگ»، برنده هفت جايزه اسكار، «نجات سرجوخه رايان» (1998) ساخته «استيون اسپيلبرگ»، برنده پنج جايزه اسكار، «غلاف تمام فلزي» (1978) ساخته «استنلي كوبريك» و «سقوط شاهين سياه» ساخته «ريدلي اسكات» ديگر فيلمهاي جنگي برتر تاريخ سينما از نگاه روزنامه «ديليتلگراف» هستند.
RED STORM
12-02-2009, 02:15 PM
فرانک سیناترا و مدعوین بازی در نقش او...
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663957_645_FT18221_martin_scorsese_frank_sinat ra_.jpg (http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663957_645_FT18221_martin_scorsese_frank_sinat ra.jpg)
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663957_645_FT18221_clooneydeppdicaprio_450x300 .jpg
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663958_645_FT18221_depp-clooney-dicaprio_.jpg (http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663958_645_FT18221_depp-clooney-dicaprio.jpg)
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663958_645_FT18221_dicaprio-clooney-depp-438.jpg
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663958_645_FT18221_picture-230_.jpg (http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663958_645_FT18221_picture-230.jpg)
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663958_645_FT18221_tumblr_ks6p0cxhun1qzgwuwo1_ 500_.jpg (http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663958_645_FT18221_tumblr_ks6p0cxhun1qzgwuwo1_ 500.jpg)
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663958_645_FT18221_6a00d8341c630a53ef01156f925 9ac970c-300wi.jpg
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259663958_645_FT18221_leonardo_aviator.jpg
RED STORM
12-02-2009, 02:16 PM
امروز وودی آلن کارگردان / بازیگر بزرگ و دوست داشتنی دنیا 74 ساله شد...
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1259667003_645_FT18221_woody-allen-statue-spain-oviedo.jpg
نازنين
12-02-2009, 04:41 PM
به به چه خوب تولدش مبارككككككككك
RED STORM
12-02-2009, 10:54 PM
«فلش فوروارد»، سریال اعتیادآور بعدی!
تب سریالبینی و علاقه ایرانیها به تهیه و تماشای سریالهای خارجی از «لاست» شروع شد، سریالی که همه اجزایی را که باعث جذاب شدن یک سری میشود، با خود دارد. از داستان معمایی و فضاهای رازآلود آن گرفته تا در برداشتن انواع کاراکترهای انسانی با سیرتهای مختلف که تعامل پیچیدهشان با ادویه فلشفورواردها، خوراکی لذیذ برای مخاطبانش آماده کرد.
بعد از سریال لاست، همه به دنبال جانشینی شایسته برای آن بودیم و گرچه «پریزن بریک» و «۲۴»، سریالهایی معتادکننده بعدی از آب درامدند، اما تجربه خاص «لاست» را تکرار نکردند.
مدتی است که پخش سریال «فلش فوروارد» از شبکه abc، یعنی همان شبکهای که لاست را تهیه کرد، شروع شده است. از مدتها پیش، بسیاری فلش فوروارد را، تلاش abc برای خلق مجموعهای میدانستند که بتواند همچون لاست مخاطبان زیادی را گرد آورد.
گرچه پیشیبنی کردن میزان موفقیت یک سریال با تماشای قسمت اول یا چند قسمت نخست آن، بدون ریسک نیست، اما تماشای دو قسمت اول این سریال، من را قانع کرد که با مجموعه جذابی، سر و کار خواهیم داشت.
فلش فوروراد، در ژانر سریالهای معمایی رده بندی میشود. این سریال بر اساس، رمان علمی تخیلی یک نویسنده کانادایی به نام رابرت جی سایر Robert J. Sawyer نوشته شده است. البته وفاداری، فیلمنامه این سریال به این رمان، جزئی است و داستان سریال بیشتر ایده اصلی را از این رمان، الهام گرفته است.
http://img2.pict.com/c7/55/f1/1825971/0/flashforwardimage.jpg
داستان این سریال از آنجا شروع میشود که در یک روز، همه مردم دنیا به مدت دو دقیقه و ۱۷ ثانیه، به طور همزان بیهوش میشوند و در این حین، آنها مانند یک خواب، ۲ دقیقه و ۱۷ ثانیه از آینده خود را در ۶ ماه بعد، یعنی ۲۹ آوریل ۲۰۱۰ میبینند.
یک مأمور FBI به نام «مارک بنفورد» با بازیگری جوزف فینس، در رأس گروهی قرار میگیرد که قصد کشف واقعیت و چرایی بیهوشی همگانی مردم، دارد. آنها تصمیم میگیرند که با راه انداختن یک سایت اینترنتی به نام «موزائیک» و کنار هم قرار دادن آینده تکتک مردم در شش ماه بعد، نمایی از آینده جهان بسازند و به این وسیله، سرنخی برای کشف واقعیت پیدا کنند.
اما چیزی که بیش از همه، مردم را مشوش میکند، آگاهی آنها از آیندهشان در ۶ ماه بعد است. مارک بنفورد و همسرش (با بازیگری سونیا والگر، همان پنهلوپه سریال لاست) متوجه میشوند که زندگی زناشوییشان، ۶ ماه بعد به هم خواهد ریخت، مأمور دیگری شک میکند که خواهد مرد، چرا که بر خلاف همه، هیچ چیز در مدت بیهوشی ندیده است، پدری متوجه میشود که دختر درگذشتهاش، در واقع زنده است و به کمکش احتیاج دارد، …
http://img2.pict.com/da/50/71/1825979/0/flash600.jpg
همین آگاهی از آینده، همه را به نحوی نگران میکند. همه شک می کنند که آیا آنچه دیدهاند، سرنوشت محتوم آنهاست یا نه. اینجاست که سریال به یک مباحثه قدیمی مورد علاقه فلاسفه مشرقزمین، میرسد: جبر در برابر اختیار. آیا آینده انسانها از قبل نوشته شده است، یا میتوان آینده را همواره تغییر داد و سرنوشت را از سر نوشت.
پخش فصل اول فلش فوروارد دقیقا ۶ ماه بعد، یعنی همان زمانی که شخصیتهای داستان، دو دقیقهای از آن را از پیش دیدهاند، تمام میشود. با پایان یافتن فصل اول، به تعدادی از سؤالهای خود، پی میبریم. اما به سبک همیشگی سریالهای معمایی، معمای اصلی همچنان باقی میمانند.
پ.ن : بچه ها این سریال واقعا" جذاب هستش و بعد از لاست من معتاد این سریال شدم...
تو این ایام که واسه سیزن 6 لاست هی امروز فردا میکنن و فرار از زندان هم که کلا" تموم شده و بقیه سریال ها هم در سطح دلنوازان هستن بهتون پیشنهاد میکنم این سریال رو حتما" ببینید.
نازنين
12-02-2009, 10:56 PM
واقعا درسطح دلنوازانه؟!!!!!!!!!!
RED STORM
12-02-2009, 11:03 PM
میگم حالا که همه سریالها سطحشون در حد دلنوازان اومده پایین!
شما بشینید فلش فوروارد نگاه کنید
که در سطح لاسته!
نازنين
12-02-2009, 11:42 PM
آها از تصاويرش پيداست سريال جذابي هستش
مرسي بابت پيشنهادهاي خوبت
RED STORM
12-03-2009, 02:43 PM
درباره الی
http://www.img98.com/images/6wx9c1v3h8huehytw7r.jpg
من هم مثل خیلی از فیلم بین هایی که این روزها هوس دیدن یک فیلم ایرانی تمام وجودشان را پر کرده بود، هوس دیدن فیلمی که از کارگردان های خارجی نخل طلا یا خرس نقره ای را بیرون کشیده باشد، فیلمی که افتخار جدیدی باشد، هوسی که هیچ وقت تمامی ندارد وجودم را پر کرده بود؛ من هم مثل خیلی از فیلم بین ها درباره الی را دیدم. همین جا اعتراف می کنم که هیچ نقدی روی این فیلم در روزنامه ها نخواندم و نقدهای خیلی از دوستان را هم به خاطر نوشتن این نقد گوش نکردم. من مثل همیشه دوست دارم نقدهایم مجزا و مستقل از دیگران باشد. بحث را با جنس فیلم شروع می کنیم.
درباره الی چه جور فیلمی بود!؟
مثل همه کارهای اصغر فرهادی، این فیلم هم از ایده شک و تردید استفاده کرده بود. این که بالاخره چه کسی راست می گوید و چه کار باید کرد؟! درباره الی، درباره شخصیتی بود که مثل یک شبح از دل جمعی ناهمگون بیرون می آید و با ناپدید شدنش، سفر شمال همه را خراب می کند. فیلم از عناصر سوررئال مثل ادغام شخصیت ها، ادغام صحنه ها، روایت غیر خطی و از عناصر رئال جادویی مثل دعا، خرافات، جن و پری، اشباحی که در شب بیرون می آیند (مثل شبح الی) و خیلی از عقاید دینی و غیردینی ماورایی استفاده نمی کند. فیلم توسط شخصیت هایی معمولی، در یک محیط معمولی و با محوریت یک اتفاق معمولی نوشته شده است. اما چه چیزی این فیلم را خاص می کند؟
هیچ کس بر همه چیز واقف نیست. فیلم از زاویه دید سوم شخص دوربینی، بدون نریشن (روایتگر)، بدون مونولوگ و بدون دیالوگ های قلمبه سلمبه نوشته شده است. تنها جمله ای که در داستان حالت فلسفی به خود دارد جمله ای است که احمد در توجیه طلاقش می گوید: «یک پایان تلخ، بهتر از یک تلخی بی پایانه!» فیلم تا قبل از گم شدن الی، یک سوم شخص محدود به الی است. و بعد از آن تفاوتی بین دیگران در بیان روایت نمی کند! ولی در هر دو حال سوم شخص است.
در این روایت خطی و کوتاه مدت، تنها یک مسئله حل نشده یا بهتر بگوییم حل نشدنی برای آنها است که این فیلم را خاص جلوه می دهد. کسی نمی داند آیا واقعاً الی مرده است یا زنده؟! و همه بعد از گم شدن الی، تازه می فهمند که چیزی ندارند که به پلیس تحویل بدهند. آنها هیچ چیزی از الی نمی دانند و حتی از جنس رفتارهای او خبر ندارند. و همین یک مسئله ساده باعث می شود که امیر روی زنش سپیده دست بلند کند، پیمان و زنش با هم دعوایشان بشود و دو شخصیت دیگر هم در عین بی تفاوتی به زندگی ساده شان ادامه می دهند و حتی تصمیم می گیرند برگردند!
اما به نظر من کل این داستان می تواند در خواب اتفاق افتاده باشد. جمله ای که ..... می گوید شاید گره حل این معما باشد: «من این خواب رو چند وقت پیش دیده بودم. همهش جلوی چشمم بود.»
خوابی که انگار نمی خواهد تمام بشود و هیچ کس واقعاً نمی تواند آن را تمام کند. خوابی که هر چه بیشتر چشم هایت را می بندی تا تمام بشود، تمام نمی شود و آخر سر یک نفر با دست روی شانه ات می زند که «فلانی بلند شو لنگ ظهره!» و بعد فکر می کنی که آخرش چی؟! آخرش را خودت هم نمی توانی تمام کنی!
درباره شخصیت الی...
الی موجودی منزوی، کناره گیر، پرتلاش و بی افاده است. موجودی که انگار برای کمک به دیگران ساخته شده است. او از حرف هایش نمی گذرد. او حتی در مقابل ایستادگی سپیده در مورد رفتنش می گوید: «پیاده برمی گردم تهران!» او از هیچ کسی نمی رنجد اما هیچ عکس العملی در مورد رفتارهای احساسی دیگران ندارد. او بیش از حد منطقی است و اصلاً احساساتی نمی شود. او با چشم خریداری همه را نگاه می کند و فقط با بچه ها خوب گرم می گیرد. او قدرت تصمیم گیری بالایی ندارد. او تا حدی هم مطیع جمع است. و شاید فراتر از جمع به دنیا نگاه می کند. او با اصرار سپیده، با وجود این که نامزد داشته به شمال آمده است. و با اصرار سپیده هم سعی می کند با جمع کنار بیاید. وقتی بچه ها را به او می سپرند به راحتی قبول می کند و تنها سؤالی که از احمد می پرسد این است که :« چرا جدا شدی؟!»
وقتی هم احمد علت سؤالش را می پرسد تا بلکه نظر مثبتی بگیرد می گوید: «حالا!»
نه می تواند بگوید بله، نه می تواند بگوید نه! او یک زن رام سنتی است! حتی از شیوه های سنتی برای صحبت کردن با احمد استفاده می کند. نمکدان را توی آشپزخانه پیش خود نگه می دارد تا احمد به دنبالش بیاید. اما احمد این کار را نمی کند! او به گفته سپیده نمی تواند از نامزد قبلی اش جدا شود. و همین طور نمی تواند رابطه جدیدی را با احمد شروع کند. او برای رضایت احمد شده که سعی نمی کند نشانه ای از ماندن بدهد. شاید در دیدگاه ذهنی اش به خودش می گوید: «هر وقت اومد خواستگاری و لازم شد بقیه چیزها رو می پرسم!»
چرا الی زنده است؟
نادیده های شخصیت های اصلی فیلم از الی، یا ناتوانی آنها در درک شخصیت الی باعث این اتفاق می شود که او به راحتی آنها را ترک کند و کسی هم متوجه نشود! همین الان بحث کردیم که الی نمی تواند در مقابل خواسته دیگران پافشاری کند و کاری را می کند که دیگران دوست دارند. و دیگرانی در اولویتند که او بیشتر دوستشان دارد. او مسلماً با این نوع شخصیتی که دارد مادرش را به دیگران ترجیح می دهد و مسلماً به تهران برگشته است! اما چه طوری؟!
اول ببینیم که شخصیت های اصلی چه چیزهایی را نمی دانند و سعی می کنند بدانند. اولین نکته ای که از دید شخصیت های اصلی دور می ماند صحبت های او با مادرش است.
«مادر اصلاً نمی خواد بگی من اومدم شمال. بگو رفته بیرون، هر وقت اومد زنگ می زنه. یه چیزی بگو دیگه.»
وقتی احمد می آید تلفن را قطع کرده. با توجه به ادبی که احمد برای صحبت کردن او گذاشته و موقع حرف زدن او با مادرش تنهایش گذاشته، او هم وقتی تلفنش در هنگام صحبت با احمد زنگ می خورد، ان را جواب نمی دهد. اما بعداً می فهمیم که او به خاطر این که نامزدش زنگ زده جوابش را نداده. دومین سؤال این است که آیا الی، با این کارش برای انتخاب احمد، گزینه اول را محو کرده یا این که نخواسته گزینه اول را از دست بدهد و گزینه دومی هم داشته باشد!؟
سومین نکته ای که از دید شخصیت ها پنهان می ماند، همین گوشه گیری الی از جمع است. او زیاد با جمع خو نمی گیرد و به شدت در تب و تاب رفتن است؛ به هر صورتی؛ حتی پیاده! او برای مادرش اهمیت زیادی قائل است.
چهارمین نکته هم وقتی است که بچه ها را رها می کند تا به تهران برگردد. :«خب بچه ها، من دیگه باید برم!» و بادبادک را به دست بچه ها می دهد تا بادبادک دل خودش را به سمت تهران پرواز دهد. او مطمئناً وارد خانه شده، دنبال ساکش گشته و آن را پیدا نکرده! ..... هم که داشته با هدفونش موسیقی گوش می داده، پس متوجه صحنه ورود الی به خانه نشده. الی هم با همان پولی که داشته به تهران برگشته است!
پنجمین نکته هم این است که نامزد الی، که خودش را برادر الی جا می زند، وقتی با این نکته روبرو می شود که الی بدون این که بگوید نامزد دارد به شمال آمده و به نوعی به او خیانت کرده، وقتی بالای سر جنازه می رود بدون کوچکترین نگاهی شروع به گریه می کند. او از چهره نیمه ای که جلوی رویش است فقط چهره الی را می بیند. او سعی می کند باور کند که الی مرده است تا خیانت او را فراموش کند. و برای این که این خبر دروغ را به خانواده الی ندهد، به همراهانش می گوید که خودشان به خانواده شان اطلاع دهند.
سپیده روی میز آشپزخانه با حالتی بهت زده، از کارهایی که کرده و دروغ هایی که گفته، فقط به اتفاقاتی که افتاده فکر می کند و انگار منتظر است کسی او را از خواب بیدار کند.
مردها سعی می کنند ماشین را که در ساحل شنی دریا فرو رفته بیرون بیاورند. اما مثل پیدا کردن الی موفق نمی شوند!
مخاطب همین جا رها می شود و کارگردان هم از پشت صحنه به انها می خندد که چرا به الی توجه نکردند که رفته! شاید حتی پای پیاده!
pesarjonoob
12-11-2009, 04:44 PM
دعوای شدید بین برد پیت و آنجلینا جولی ( عکس + )
http://www.siterooz.com/khandani/khabar/cover-6dec2009-celebfa-com.jpg
http://www.siterooz.com/khandani/khabar/cover-6dec2009-celebfa-com-2.jpg
مجله استار گزارش کرده است که بین آنجی و برد دعوا شدیدی رخ میدهد حتی آلارم هشدار خانه آنها بصدا در میآید. پلیس میآید ولی زود بر میگردد. (شاید هم دلیل آمدن پلیس یک چیز دیگر باشد که این مجله اینطوری آب و تاب داده است). طبق گفته این مجله آنجی صندلی را سمت برد پرتاب کرده و درگیری فیزیکی هم داشتهاند.
اختلافهای این زوج از نگاه این مجله: آنجی قصد داشته است که با پاکس به میسوری برود برای روز شکرگزاری اما برد دوست داشته کنار خانوادهاش (پدر و مادر) باشد. موضوع دیگر فرزند خواندگی جدید آنجی است که برد مخالف است و اصلا تمایلی ندارد.
چند هفته (حتی چند ماه) هست که مجلات آمریکایی از اختلاف و جدایی این زوج مینویسند هر چند استاره مجله نزدیک به این خانواده است، خیلی وقتها هم خبرهاش درباره این زوج دروغ و حتی یک بار تیترش جدایی قطعی این دو بود!!
pesarjonoob
12-11-2009, 04:46 PM
http://www.aceshowbiz.com/images/news/00009510.jpg
اختصاصی ایراسان - اما واتسون بازیگر نقش هرمیون در مجموعه فیلمهای هری پاتر، واقعا جادوگر است. طبق بررسی های انجام شده، اصل و نسب او واقعا به یکی از خانواده های بسیار جادویی و اسطوره ای انگلیس بر می گردد.
در شجره نامه خانوادگی این بازیگر هالیوود، نام خانوداه ای به چشم می خورد که در قرن 16 پس از مبلاد مسیح به جرم حمایت از جادوی سیاه و مخالفت با کلیسا زندانی شده است.
به گزارش irasun.com " جون پلایل " در سال 1592 محکوم به استفاده ناشایست از جادو شده بود.
--------
اما واتسون واقعا جادوگر است
pesarjonoob
12-11-2009, 04:47 PM
فیلمهایی که بیشترین آسیب و بلا را برای عوامل فیلم در پی داشت....
فیلم فاتح، 1956
یک دستگاه رادیو اکتیو باعث شد جان وایان و 90 نفر دیگر از 220 نفر عوامل فیلم که برای این فیلم نزدیک Utah در خارج از استودیو کار میکردند مبتلا به سرطان شوند. تا پیش از سال 1980, 90 نفر مبتلا به سرطان شده و 76 نفرشان فوت کردند. از جمله:
جان وایان، سوزانهایوارد، آیجنز مورهد و دیک پاول کارگردان فیلم.
کارشناسان میگویند در چنین شرایطی حداقل 30 نفر از مردم غیر از این گروه نیز باید سرطان گرفته باشند.
و اما دلیل این اتفاق چه بود؟
هیچ کس نمیتواند با اطمینان بگوید، اما افراد زیادی سرطانها را ناشی از اشعه رادیو اکتیو بمب اتمی آمریکایی میدانند که نزدیکی ناودا آزمایش میشد.
هوارد هوگز که فکر میکرد این فیلم خیلی بدبیاری آورده تمام نسخههای فیلم (که هر کدام 12 میلیون دلار میارزید) را خریداری کرده و از نمایش عمومی آن خودداری کرد. سالها بعد تنها شخصی که فیلم را دیده بود خود هوگز بود. او شبهای متمادی با فکر و خیالهای آزار دهندهاش فیلم را بررسی کرد و آن را پنهان نگاه داشت تا اینکه در سال 1974 شرکت پارامونت با او قرارداد بست. او بعد از این فیلم دیگر هیچ فیلمی نساخت.
مرکز شهر، 1983
در حین فیلمبرداری یک قسمت از فیلم «مرکز شهر» به تهیه کنندگی «استیون اسپیلبرگ» در سال 1983 یک هلی کوپتر سر سه بازیگر را از تنشان جدا کرد!...
نام این بازیگران ویک ماروو و دو بازیگر خردسال میکا دین لی (7 ساله) و رین شین- یی چن (6 ساله) بود. آنها در این حادثه که به خاطر استفاده از هلیکوپتر در فیلم به وجود آمده بود جانشان را از دست دادند. حادثه از این قرار بود که در عملیات فیلمسازی هلی کوپتر در ارتفاع 25 فوتی (8 متر) پرواز میکرد و آنقدر به سطح زمین نزدیک بود که امکان دور شدن از انفجارهای نمایشی فیلم وجود نداشت. بنابراین وقتی موج انفجار باعث جدا شدن پرههای هلیکوپتر شد، هلیکوپتر از مسیر خود خارج و سقوط کرد و پرههای هلیکوپتر به دو بازیگر «مارو» و «لی» اصابت کرد و سرشان را از بدنشان جدا کرد. بدن «چن» هم در اثر سقوط هواپیما کاملا داغان و از هم پاشیده شد.
ولی تمام کسانی که در داخل هواپیما بودند نجات پیدا کرده و فقط آسیبهای جزئی دیدند.
این حادثه منجر به اقدامات قانونی و حقوقی بین سازندگان فیلم شد که نزدیک به یک دهه طول کشید و قوانین مربوط به بازی کودکان در فیلمها هنگام شب و در صحنههای خاص با اثرات سنگین و مخرب را تغییر داد. این حادثه همچنین باعث پایان یافتن دوستی لندیز کارگردان و اسپیلبرگ تهیه کننده شد.
قبلا هم اسپیلبرگ به خاطر اینکه این کارگردان قوانین خیلی زیادی مثل استفاده از مهمات قابل انفجار در فیلمها را زیر پا گذاشته بود با او به مشکل برخورده بود.
کلاغ (The Crow): براندون لی در این فیلم کشته شد، 1994
در حین فیلمبرداری یکی از صحنههای فیلم کلاغ، به براندون لی –پسر بروس لی- شلیک و او بالافاصله فوت کرد.
صحنه فیلم درباره آتش گرفتن مکانی پر از باروت (پر از باروت اما بدون گلوله) و مربوط به بازی نقش براندون میشد، با این حال چگونگی این حادثه برای گروه تکنسین سلاحهای گرم فیلم ناشناخته باقی ماند.
در این حادثه یک گلوله از قبل در لوله تفنگ جا داده شده بود و باعث شد لی از ناحیه شکم صدمه ببیند.
اما این حادثه تنها حادثه فیلم نبود؛ حتی قبل از مرگ لی عوامل فیلم با حوادث خیلی زیادی درگیر بودند. در همان روز اول فیلمبرداری، اول فوریه 1993، یک نجار در حالیکه باید با سیمهای برق قوی ولتاژ بالا تماس برقرار میکرد دچار برق گرفتگی شده و سوختگیهای جدی دید.
همچنین در 13 مارچ طوفانهای سنگین باعث شد دستگاههای پیشرفته خراب شده و کار به تاخیر بیفتد. بعدها وقتی یک کارشناس موضوع را بررسی کرد یک گلوله داخل یکی از تفنگها پیدا کرد! همچنین یک کارگر به خاطر فرورفتن پیچ گوشتی در دستش صدمه دید.
بعد از مرگ لی، چاد استاهلسکی، بدل کار صحنههای خطرناک در بعضی از صحنهها جایگزین لی شد تا فیلم به پایان برسد. و در نهایت از جلوههای خاصی برای انداختن چهره لی بر روی چهره بدلکار به شکل دیجیتالی استفاده شد. بنابراین برخی از صحنههای اصلی فیلم بعد از مرگ لی منشا بسیاری از جنجالها بود.
براندو لی در کنار پدرش دفن شد.
XXX، 2002: بدلکار وین دیزل به شدت به پلی برخورد کرده و درگذشت.
هاری.ال. اُ لر بدلکار صحنههای نمایشی دیزل در فیلم اکشن XXX در صحنه خطرناک فیلم درگذشت.
او وقتی در این عملیات شکست خود با شدت به یک پل برخورد کرد و بلافاصله فوت کرد. یک دوربین در همان لحظه از صحنه مرگش فیلم گرفت. راب چوهن کارگردان فیلم به منظور تجلیل از عملیات قهرمانانه بدلکاران تصمیم گفت که با حذف چند لحظه آخر این صحنه را به فیلم اضافه کند.
یاداشت: یکی خوانندگان نظرش را درباره این مطلب نوشته است
من فکر میکنم که این مورد در این بحث نمیگنجد، زیرا بدلکار دیزل قبل از مرگ این صحنه را با موفقیت به پایان رسانده بود. اما خودش فکر میکرد که کارش را خیلی خوب اجرا نکرده و میگفت که به اندازه کافی به پل نزدیک نشده. بنابراین از کارگردان خواست که صحنه را دوباره اجرا کند. و در سری دوم او کشته شد. خانواده او هم در آن لحظه و قبل از اینکه این عملیات را انجام دهد در صحنه حاضر بودند که به تماشای این حرکت نمایشی بنشینند.
تاپ گان (Top Gun)
سال 1986
یک خلبان در عملیات آکروباتی هواپیما سقوط کرد.
تاپ گان، مشهورترین فیلم تام کروز در سراسر جهان یاد و خاطره آرت اسکول را در ذهن زنده میکند. یک خلبان مشهور متخصص عملیات آکروباتی قبول کرده بود که کار فیلمبرداری را در حین پرواز را از داخل هواپیما انجام دهد و صحنه پرواز کردن چرخشی روی مسیر مستقیم را برعهده داشت. او وقتی که با دوربین در حین فیلمبرداری اوج گرفت (همان طوری که قبلا هم این کار را کرده بود) فکر نمیکرد که چه سرانجام بدی در انتظارش است.
اسکول در حین پرواز گزارش کرد که هواپیما با مشکل مواجه شده و او قادر نبود که آن را رفع کند. بنابراین در 16 سپتامبر 1986 در اقیانوس اطلس و دورتر از ساحل جنوبی کالیفرنیا نزدیک کارلزبد سقوط کرد. همانطور که دلیل اصلی این سقوط ناشناخته باقی ماند، جسد اسکال و هواپیمای او نیز هیچ وقت پیدا نشد.
فصل نهایی، 2007: یک فیلمبردار در حادثه سقوط هواپیما کشته شد.
در حین فیلمبرداری از صحنههای بیس بال فیلم فصل نهایی، (که در اکتبر 2007 پخش شد) رونالد Scholtzhauer در حین فیلمبرداری از یک سکانس راهپیمایی کشته شد. رونالد به خاطر تواناییاش در فیلمبرداری از هلی کوپتر مشهور بود و زمان این حادثه هم از داخل یک Bell 208 فیلم میگرفت. در این حادثه هلی کوپتر سقوط کرد و در همان لحظه نیز زندگی رونالد پایان یافت. خلبان هلیکوپتر و یک تهیه کننده در صحنه نیز به شدت آسیب دیدند.
بازگشت تفنگچیها، 1989: روی کینییر از اسب افتاد و درگذشت.
در حین فلیمبرداری در یکی از صحنههای فیلم «بازگشت تفنگچیها» روی کینییر در تولدوی اسپانیا از اسب پایین افتاد و فوت کرد. در پی این حادثه و پس از مرگ «روی» کارگردان فیلم «ریچارد لستر» هم تهیه این فیلم را متوقف کرد.
جهنده jumper: متصدی لباس فیلم به طرز وحشتناکی به آت و آشغالهای منجمد برخورد کرد.
درحالیکه یکی از صحنههای فیلم جهنده در شرایط سخت زمستانی و در خارج از استودیو در حال تمام شدن بود، در یک صحنه تخیلی با هنرنمایی ساموئل جکسون، دیوید ریتچی متصدی لباس به طرز بسیار بدی به وسایل یخ زده برخورد کرد.
مامورهای تحقیق بعدها فهمیدند که زمین را برای طراحی و نمای خارجی فیلم منجمد کرده بودند و این موضوع باعث افتادن و زمین خوردن ریتچی شد.
با این حال فیلم به روند خود ادامه داد، در نتیجه پیامها و نقدهای بسیار گسترده ای از سوی منتقدین به سمت عوامل فیلم روانه شد.
تروی، 2204
توفانهای شدید، یک پای شکسته و عجیب تر از همه تاندون پای آشیل یعنی براد پیت از ره آوردهای این فیلم بود!!
چه اشتباهی در این فیلم حماسی با هنرنمایی براد پیت و ساخته ارلاندو بلوم و دیل کروگر وجود داشت از بازی روزگار در خلال فیلم برای صحنههای فیلم تروی براد پیت که نقش آشیل را بازی میکرد بدبیاری آورد و تاندونش پاره شد! اما بدبیاری وقتی بیشتر شد که در یکی از سکانسهای اکشن فیلم پای جورج کامیلری (بادی بیلدینگ ماهر) شکست. او روز بعد تحت عمل جراحی قرار گرفت.
اما از عوارض عمل و شکستگیاش بسیار رنج کشید و 2 هفته بعد درگذشت. علاوه بر این در فیلمبرداری کابو در مکزیک عوامل فیلم در مدتی کمتر از یک ماه با طوفانهای سهمگین روبرو شدند. آخرین طوفان هم روز آخر وقتی که فیلم به خوبی در حال به پایان رسیدن بود دردسر درست کرد. علیرغم تمام این مشکلات فیلمبرداری ادامه پیدا کرده و در گیشه نیز به سود خوبی دست یافت.
pesarjonoob
12-11-2009, 04:52 PM
مگن فوکس پا جای پای آنجلینا جولی می گذارد
مگن فوکس ستاره 21 ساله فیلم ترانسفورمر از طرف خوانندگان مجله FHM که عمدتا آقایان میباشند بعنوان جذاب ترین زن جهان شناخته شد. در نظرخواهی این مجله اسامی 100 تن از زیباترین و سرشناس ترین چهره های زن هالیوود قرار داده شده بود. در این لیست کسانی مانند آنجلا جولی(مقام نهم) هیلاری داف(مقام هشتم) اسکارلت جانسون(مقام ششم) و جسیکا آلبا(مقام دوم) قرار داشتند.
http://img.webddl.com/files/dexhqnanakqjligsbbpf.jpg
http://img.webddl.com/files/fpmwk258pq8iofxs3lf2.jpg
مگان فاکس متولد 16 می 1986 است او از 5 سالگی آموزش رقص رو آغاز کرد در 10 سالگی به فلوریدا رفت جاییکه او آموزش رقص اش رو تکمیل کرد او اکنون در لس آنجلس زندگی می کند او از 13 سالگی و در سال 1999 پس از کسب چندین جایزه مختلف مسابقات استعداد یابی مدل ها وارد دنیای مد و فشن شد.
http://img.webddl.com/files/x6u11p7zvtdh9gr6y6z5.jpg
http://img.webddl.com/files/k610kvw5w1802u5fgpmr.jpg
http://img.webddl.com/files/kqhtsyf787sxk518rhkp.jpg
قد او 1 متر و 68 سانت است .او در سال 2007 یا فیلم ترانسفورمر خوش درخشید و با چشمان آبی زیبای خود به یکی از ستاره جدید سینمای هالیوود تبدیل شد ! او اصلیتی فرانسویی و ایرلندی دارد !
http://img.webddl.com/files/irtbbh693bvgh1vimv7m.jpg
http://img.webddl.com/files/dnu9lhz0bauu357rvdap.jpg
http://img.webddl.com/files/tlmg2m6rxst8twknaowh.jpg
ولی آیا براستی او جانشین خوبی برای آنجلینا جولی خواهد بود ؟
http://img.webddl.com/files/ggt4vpt7bjvpv52mqx8e.jpg
pesarjonoob
12-11-2009, 05:03 PM
عکس و خبرهای داغ هالیوود
تام كروز وكامرون دياز در حال تمرين براي صحنه هايي از فيلم Knight and Day
http://axsestan.files.wordpress.com/2009/12/tom-cameron-12089-2.jpg?w=480&h=768 (http://www.salijoon.info/) http://axsestan.files.wordpress.com/2009/12/tom-cameron-12089-71.jpg (http://www.salijoon.info/)شكيرا در اجلاسي در دانشگاه آكسفورد
http://axsestan.files.wordpress.com/2009/12/shakira-oxford-12079-3.jpg?w=480&h=806 (http://www.salijoon.info/)جنيفر لوپز و مارك انتوني در مراسم حمايت از تيم محبوب خود ” دلفين ” در ميامي http://www.img98.com/images/rmr2bcdrnrcesf4lokp.jpg (http://www.salijoon.info/) كريستينا آگوئيلرا به همراه پسرش مكس در حال خريد كريسمس در لس آنجلس
http://www.img98.com/images/h8pmn2puufdp5hjkpfbw.jpg (http://www.salijoon.info/)هيلاري داف در حال خروج از سالن venus nails
http://axsestan.files.wordpress.com/2009/12/hilary-duff-12079-7.jpg?w=480&h=768 (http://www.salijoon.info/) http://axsestan.files.wordpress.com/2009/12/hilary-duff-12079-6.jpg?w=480&h=768 (http://www.salijoon.info/)جاني دپ در فرودگاه توكيو ؛ ژاپن http://celebfa.files.wordpress.com/2009/12/johnny-depp-12089-3.jpg?w=500&h=800 (http://www.salijoon.info/)جدیدترین عکس های خانواده تام کروز در سویل اسپانیا http://celebfa.files.wordpress.com/2009/12/tom-katie-celebfa-com-4.jpg?w=500&h=800 (http://www.salijoon.info/)[/URL][URL="http://www.salijoon.info/"]http://www.img98.com/images/8itsc9jdqi49zb9lnnye.jpg (http://www.salijoon.info/)
pesarjonoob
12-11-2009, 05:03 PM
http://celebfa.files.wordpress.com/2009/12/tom-katie-celebfa-com-7.jpg?w=500&h=800 (http://www.salijoon.info/)جسیکا آلبا و دخترش هانورماری در حال خرید درخت کریسمس http://celebfa.files.wordpress.com/2009/12/jessica-alba-tree-celebfa-com-2.jpg?w=500&h=800 (http://www.salijoon.info/) http://celebfa.files.wordpress.com/2009/12/jessica-alba-tree-celebfa-com.jpg?w=500&h=800 (http://www.salijoon.info/)هایدی کلوم و دخترش در حال رفتن به کلاس رقص http://celebfa.files.wordpress.com/2009/12/heidi-klum-leni-celebfa-com-9.jpg?w=500&h=800 (http://www.salijoon.info/) آنجلینا جولی و براد پیت همراه با فرزند خوانده هشت ساله شان ” مدوکس” دراکران فیلم Invictus در بورلی هیلز http://www.img98.com/images/5470c9pqv75vpbp66kdp.jpg (http://www.salijoon.info/) http://www.img98.com/images/pyops3m7hh101gk0c5z.jpg (http://www.salijoon.info/)پاريس هيلتون و داگ راينهارت و گذراندن تعطيلات در ونكوور http://axsestan.files.wordpress.com/2009/12/paris-doug-12029-6.jpg?w=480&h=768 (http://www.salijoon.info/) http://axsestan.files.wordpress.com/2009/12/paris-doug-12029-8.jpg?w=480&h=768 (http://www.salijoon.info/) http://axsestan.files.wordpress.com/2009/12/paris-doug-12029-1.jpg?w=480&h=768 (http://www.salijoon.info/)نیکول کیدمن و شوهرش کیث اربان در لندن http://celebfa.files.wordpress.com/2009/12/nicole-keith-celebfa-com-4.jpg?w=500&h=800 (http://www.salijoon.info/)پاریس هیلتون و دوست پسرش دوگ راینهاردت در حال خرید کریسمس http://celebfa.files.wordpress.com/2009/12/paris-doug-celebfa-com-3.jpg?w=500&h=800 (http://www.salijoon.info/) http://celebfa.files.wordpress.com/2009/12/paris-doug-celebfa-com-4.jpg?w=500&h=800 (http://www.salijoon.info/)بریتنی اسپیرز ودوست پسرش جیسون تراویک در لس آنجلس http://celebfa.files.wordpress.com/2009/12/britney-jason-celebfa-com-2.jpg?w=500&h=800 (http://www.salijoon.info/)عكسهاي جديد و زيبا از مايلي سايرس http://www.img98.com/images/pilj77q2zfhqy684cty.jpg (http://www.salijoon.info/)
http://www.img98.com/images/2g25hsruk5v4um1m3mde.jpg (http://www.salijoon.info/)
http://www.img98.com/images/go6x9t33ko7gqkj01u5.jpg (http://www.salijoon.info/)خروج ريحانا براي مصاحبه درباره ي آلبوم جديدش http://axsestan.files.wordpress.com/2009/12/rihanna-12019-12.jpg?w=480&h=768 (http://www.salijoon.info/)عكس جديد آوريل لاوين در لس آنجلس http://www.img98.com/images/i3iem2n62s4lvjqgsn43.jpg (http://www.salijoon.info/)جنيفر لوپز در حال خروج از فروشگاهي در وست هاليوود http://www.img98.com/images/3fl2onb1m7m11prhrkty.jpg (http://www.salijoon.info/)ويكتوريا بكهام بهمراه پسرانش رمئو و بروكلين در لندن (http://www.salijoon.info/)
RED STORM
12-14-2009, 04:30 PM
درباره سریال قهرمانان
خوب دوستان دیدم بحثی در مورده سریالها شده گفتم بیام یک توضیحی بدم در کل اگر خواستید سریال ببنید پشنهاد اول من سریال لاست هست سریالی که هممون میدونیم هنوز که هنوزه دنبال داره و قراره از چند روزه آینده فصل ششمش شروع بشه دومین پیشنهاد من سریال فرار از زندان هست که به نظرم نمیشه لاست رو با فرار زندان مقایسه کرد چون هر دو در شاخه های مجزا ساخته شده و موضوعاتشون هم جداست و هر کدوم تو شاخه خودش فوق العادست . این دو سریال از نظز کیفی در سطح A هستند من خودم به شخصه چون الان هردوش رو دیدم دنبال یک سریال میگشتم که بتونم وقتم رو باهاش پر کنم و سریالی که به نظرم در رده بعدی سریالهای بالایی قرار میگیره سریال قهرمانان (Heroes) هست که من تازه فصل 3 اون رو شروع کردم میخوام براتون یک سری توضی بدم اگر خوشتون اومد خودتون امتحانش کنید.
http://www.dvdbazar.ir/pic/heroes-dvdbazar-01.jpg
اولا این سریال به اونهایی که اهل فیلمهایه تخیلی نیستند توصیه نمیشه چون کاملا فیلم تخیلی هست دوما انتظار نداشته باشید مثل لاست و فرار از زندان شمارو درگیره خودش کنه (من به شخصه درگیرش شدم ) برای دیدن سریال باید یخورده حوصله به خرج بدید و قسمتهای اول رو با حوصله و دقت پیگیری کنید که موضوع کاملا براتون جا بیفته.
خوب بریم سر داستان ، این سریال تا الان که دارم مینویسم براتون فصلش پخش شده و چند قسمت دیگه از فصل چهارش مونده تا سریال به پایان برسه موضوع فیلم همونطور که از اسمش برمیاد در مورده یک عده آدمی هستند که قابلیت های ویژه ای نسبت به دیگران دارند و حالا بعضی هاشون از این قابلیت ها به خوبی استفاده میکنند بعضی هاشونم ازش سوء استفاده میکنند از روی عکس براتون توضی میدم :
از سمت راست :
آیزاک مندز : توانایی این رو داره که آینده رو نقاشی کنه و بیشتر فصل یک رو توانایی آیزاک میچرخه و اونه که با نقاشی هاش آینده رو برا دیگران پیش بینی میکنه .
سیمون : معشوقه آیزاک که جزء قهرمانان نیست ولی یک جورایی تو جریان فیلم تاثیر داره.
کلیر بنت : دختر رقاصی که (cherrleader ) که توانایی بازیابی خودش رو داره هر صدمه ای که ببینه بدنش بسرعت اون صدمه رو رفع میکنه مثل مارمولک که دستش رو ببری دوباره در میاره این هم همون حالت رو داره.
مت هارتمن : پلیسی که توانایی خواند افکار دیگران رو داره چیزی که باعث نابودی زندگی با زنش میشه در فصلهای بعدی میبینیم که میتونه این توانایی رو ارتقا بده.
موهیندر (سورش ) : دکتر هندی این سریال که بدنبال تحقیقاته پدرش پاش به ماجرا باز میشه در ادامه هم دچار مشکلاتی میشه .
نیکی سندرس : یکجور بیماری چند شخصیتی داره که شخصیت دومش از قدرت و استحکام بالایی برخورداره!
پیتر پترولی : پرستاری که به یک قهرمان همه فن حریف تبدیل میشه .
ناتان پترولی : نمونه یک آمریکایی کسی که کاندید انتخابات ایلتی میشه و توانایی که داره در پرواز کردنه برادر پیتر هم هست.
d.l : همسر نیکی سندرس هست که توانایی عبور از دیوار و شیشه و .... رو داره.
هیرو ناکامورا : ژاپنی دوست داشتنی پسری که مزه سریال به حساب میاد در عین سادگی خیلی باهوش هست و تواناییش هم سفر زمانی و متوقف کردن زمان هست.
البته باید بگم که تنها اینها قهرمانان سریال نیستند از این بیشتر گستردگی داریم تو سریال یخورده هم از فصل دوم به بعدش گیج کننده میشه چون یک مسائلی رو بصورت گنگ بیان میکنه با فلش بکهایی که به سالهای آینده زده میشه و یا به سالهی گذشته .
در کل پیشنهادم اینه که اگر تخیلی میبینید این رو امتحان کنید ولی اگر اهل تخیلی نیستید بیخیالش شید چون براتون کسل کنندست.
zamara
12-14-2009, 10:11 PM
آن روز ، پاریس به آدمی گرفته و عبوس شباهت داشت . در پیاه روی یکی از خیابانها ، مردی که مشغول شکستن یخها بود با فریاد ، مردم را به تماشای یک فیلم دعوت می کرد : «خانمها ، آقایان ، بشتابید ! یک نمایش جالب و دیدنی ! نمایشی که هرگز به عمرتان ندیده اید!»
اما به جز چند ساده لوح دیرباور و عده ای که کارت دعوت داشتند ، کسی وارد زیرزمین »گراند کافه » پاریس نشد .
این تماشاگران با آرامش روی صندلیها نشتسند تا شاهد لحظه ای تاریخی باشند . روز 28 دسامبر سال 1895 بود که 33 آدم خوش شانس در اولین نمایش سینماتوگراف «برادران لومیر» شرکت کردند .
در میان تماشاگرانی که با بی نظمی در سالن پراکنده شده بودند ، مردی کوچک قامت نیز حضور داشت .
او کسی جز «زرزمدلیس» ، مشهورترین شعبده باز قرن نبود . وقتی نمایش شروع شد ، تصاویر »اگوسبت » و «لویی لومیر» روی پرده سینماتوگراف به نمایش درآمد ؛ برادرانی که به اندازه نامشان ، افکاری روشن داشند . (در زبان فرانسه، لومیر یعنی روشنایی ).
تماشاگران مجذوب تصاویری شدند که لومیرها از ایستگاه راه آهن گرفته بودند . اقای «مدلیس » نیز همچون دیگران بقدری مجذوب و مقهور این تصاویر شد که در پایان نمایش نزد برادران لومیر رفت و از آنها امتیاز سینماتوگراف را درخواست کرد؛ ولی با مخالفت آنها مواجه شد . البته این مخالفت ، او را دلسرد نکرد؛ زیرا چند ماه بعد ، نمونه دیگری از دستگاه جادویی لومیرها را ساخت.
کمی بعد ، برادران لومیر سینما را اختراع کردند ؛ اما این برای مدلیس مهم نبود ؛ زیرا شعبده باز مشهور در آینده ای نزدیک ، اولی سینماگر ، سناریست ، کارگردان ، هنرمند و مخترع قصه های سینمایی و پدر جلوه های ویژه شد .
یک اشکال فنی و ظهور اولین حقه سینمایی :
اولین حقه سینمایی تقریبا به طور اتفاقی کشف شد. یکی از روزهای بهار سال 1986 مدلیس مشغول فیلمبرداری از میدان اپرای پاریس بود که ناگهان دستگاه از حرکت ایستاد. او بلافاصله بعد از تعمیر دوربین ، فیلمبرداری را ادامه داد . اما در هنگام نمایش ، به خاطر وقفه ای که در زمان فیلمبرداری رخ داده بود ، مردها به زن و واگن شهری به یک کالسکه نعش کش تبدیل شده بودند .
این اتفاق ، تماشاگران را به هیجان آورد و مدلیس را به این فکر انداخت که از این حقه در فیلمهای بعدی نیز استفاده کند.
صاحب تئاتر « روبرت هوتن» نیز متوجه شد که از این پس می تواند در صنعت سینما از شعبده بازیها و تردستیهایی که در تئاتر کابردی نداشتند ، استفاده کند .
یعنی هر وقت خواست ، حرکت دوربین را متوقف کند و حیله سینمایی و بدلها را به کار گیرد . به این ترتیب ، فیلمهایی ساخته شد که در آن زن به مرد ، گربه به سگ ، موش به فیل و اشیاء به یکدیگر تبدیل می شدند . مدلیس یک سال بعد از کشف این پدیده ، اولین استودیوی فیلمبرداری را تاسیس کرد و به ساختن حیله ها و تدابیر سینمایی مختلف مشغول شد.
او چاپ چند عکس روی یک فیلم و بویژه روی متن سیاه و روشهای دیگری را به وجود آورد .
مدلیس با فیلمبرداری از یک آکواریم و ماکت یک زیردرایی ، اولین فیلم دریایی تاریخ سینما را که مجموعه ای از تصاویری زیبا بود ، ساخت .
کمی پس از آن ، او متوجه شده که رنگ سیاه تاثیری روی فیلم ندارد ؛ بنابراین ، اگر یک بازیگر لباس سیاه بپوشد و جلوی یک دیوار سیاه رنگ بایستد، به نظر می آید که سرش از بدنش جدا شده است !
کشف بعدی این شعبده باز ، تغییر ابعاد بود . او فهمید که اگر از بازیگرها در فواصل مختلف فیلمبرداری کند و بعد فیلمها را بر هم منطبق کند، بازیگرها نسبت به همدیگر کوجتر یا بزرگتر به نظر می آیند.
در واقع ، این بار مدلیس موفق به کشف پدیه «نانیسم » و «ژیگانتیسم» شده بود . در سال 1902 مدلیس فیلم «سفر به کره ماه » را ساخت که تحسین همگان را برانگیخت و برای او شهرت جهانی به همراه آورد .
در این فیلم ، او داستان سفر شش دانشمند به کرده ماه را به تصویر کشید . دانشمندان در طول سفر خود با موجودات عجیب غیر زمینی به نام «سلینیت» روبه رو می شدند که وقتی به طرفشان تیراندازی می شد، منفجر می شدند.
در انتها ، این ماجراجویان به زمین بازگشتند؛ اما بر اثر یک اشتباه در دریا فرودآمدند.
به طور مسلم ، این فیلم امروز باعث خنده ما می شود ؛ اما باید به یاد داشته باشیم که حدود یک قرن از ساخته شدن این فیلم می گذرد .
آمریکایی ها ـ که به نبوغ فرانسوی ها رشک می برند ـ فورا از روی این فیلم کپی برداشتند.
داستان این فیلم که پر از حیله های سینمایی است ، از دو اثر بزرگ «زول ورن » به نامهای « از زمین تا ماه » و « در اطراف کره ماه » گرفته شده است.
به این ترتیب ، اولین اثر علمی ـ تخیلی نیز به دست مدلیس خلق شد.
نازنين
12-22-2009, 11:26 PM
چقدر دلم براي اين تاپيك تنگ شده بود !!!!!!!!
RED STORM
12-24-2009, 08:29 PM
اکران های جدید!
http://i.imagehost.org/t/0541/qaln682df2er0ii9mluy.jpg (http://i.imagehost.org/view/0541/qaln682df2er0ii9mluy)
The Lovely Bones
سوزی دخترک 14 ساله ای است که به قتل رسیده است. اکنون سوزی از آسمان و در برزخ دنیا قرار گرفته و خانواده ا را که برای پیدا کدن قاتلش میکوشند نظاره می کند و در صدد راهی است تا به خانواده اش برای پیدا کردن قاتل کمک کند و بتواند غم آنها را کاهش دهد..
http://i.imagehost.org/t/0833/nineA_350.jpg (http://i.imagehost.org/view/0833/nineA_350)
Nine
داستان فیلم Nine در مورد Guido Contini کارگردانی است که پس از ساخت چند فیلم پرفروش و زیبا اکنون به بن بست رسیده است هم در زمینه ی کاری اش هم در زمینه ی عشقی و گرفتار زن های زیادی شده است که در طول زندگی خود به آنها علاقه ند بود و در زندگی اش حضور داشته اند
http://i.imagehost.org/t/0238/princess_and_the_frog-350_1.jpg (http://i.imagehost.org/view/0238/princess_and_the_frog-350_1)
The Princess and the Frog
دو شاهزاده که قرار است به زودی با هم ازدواج کنند اما جادوگر یکی از شاهزاده ها را طلسم کرده و تبدیل به قورباغه می شود! اکنون برای شکسته شدن طلسم باید کاری کنند.اما بر اثر یک اشتباه شاهزاده هم تبدیل به یک قوباغه می شود و حالا این دو مدت زمانی کمی دارند تا طلسم را بشگنند و دوباره به انسان تبدیل شوند و گرنه برای همیشه در همین حالت قورباغه باقی خواهند ماند.
http://i.imagehost.org/t/0005/ricky-350.jpg (http://i.imagehost.org/view/0005/ricky-350)
Ricky
کتی یه زن عادی فرانسوی است که بعد از اشنایی با همسرش و ازدواج زندگی اشان به خوبی و با یک عشق رویایی ادامه پیدا می کند.اما این زندگی خوب با یک اتفاق تغییر می کند .انها صاحب فرزندی میشوند که اسمش را Ricky می گذارند. و ریکی یک بچه ی عجیب و با نیروی جالب است. که میتواند از زمین فاصله بگیرد!و پرواز کند
http://i.imagehost.org/t/0502/alvin-the-chipmunks-the-squeakquel-poster.jpg (http://i.imagehost.org/view/0502/alvin-the-chipmunks-the-squeakquel-poster)
Alvin and the Chipmunks: The Squeakquel
گروه سه نفره موش خرماها اکنون دوباره به مدرسه بازگشته اند تا دوباره در مسابقات موسیقی دبیرستانی شرکت کنند.اما انها این بار بیشتر به سایر کارهای در مدرسه میپردازند مثل ورزش کردن با سار دانش آموزان و رفتن به گردش .تااینکه در زمان نزدیک به شروع مسابقات. سه موش خرمای پسر با یک گروه جدید از خواننده ها روبرو می شوند یک گروه سه نفره از موش خرماهای دختر که به چیپت ها معروف اند. در ابتدا این دو گروه با یکدیگر به شدت مبارزه می کنند تا خود برنده ی مسابقه شوند اما در ادامه متوجه می شوند که میتوانند با یکدیگر دوست باشند ...
نازنين
12-24-2009, 09:27 PM
به همشون مياد جالب باشن!!!
اون قورباغه و طلسمه من رو ياد پدر زن شرك انداخت!!!!!! آخه اونم قورباغه بود در اصل!!!!:4:
درباره «برادر خورشید ، خواهر ماه» (Brother Sun, Sister Moon)
تاریخ هر تمدنی همواره عرصه نبرد و پیکار اساطیر ، قهرمانان ، و مبارزانی حامی مردم عادی ، عدالت طلب و صلح دوست ، در برابر ظالمان و گردنکشان ثروتمند و قدرتمند بوده است ، که غالبا این برخورد و کشمکش میان این دو قطب خیر و شر ، به صورت جنگ های خونین و مرگباری که نتیجه آن - علی رغم پیروزی یا شکست هر گروه - کشته شدن تعداد زیادی انسان بی گناه بود ، نمود پیدا می کرد . اما در این میان ، افرادی نیز حضور داشتند که بدون جنگ و خونریزی و تنها با شریک شدن تجربیات درونی و الهی خود با مردم عادی ، آنها را به صلح و دوستی و عشق و محبت دعوت می کردند و در این میان ، اختیار و آزادی را نیز از ایشان سلب نمی نموده اند . از آن جا که فرهنگ و تمدّن هر جامعه ای و بالأخص هر دین و مذهبی ، از طریق اسوه های دین و اخلاق آن جامعه ، همواره ماندگار و پا بر جا مانده اند ، زندگی یکی از محبوب ترین و معروف ترین عارفان قرن دوازدهم مسیحیت ایتالیا را از زاویه دید و نگاه فرانکو زِفیره لی ، کارگردان شهیر ایتالیایی ، در فیلم «برادر خورشید ، خواهر ماه» ، بررسی می کنیم .
مشخصات فیلم
نام : برادر خورشید ، خواهر ماه(Brother Sun, Sister Moon)
کارگردان : فرانکو زفیره لی
فیلم نامه نویسان : لینا ورتمولور ، سوسو . سی . دامیکو ، کنت راث ، فرانکو زفیره لی
تهیه کننده : لوسیانو پروجی
فیلمبردار : اِنیو گوارنیری
آهنگساز : داناوان
بازیگران : گراهام فاکنر (فرانسیکو) ، جودی بوکر (کلر) ، آلک گینس (پاپ اینونست سوم) ، لِیگ لاوسن (برناردو) ، کِنِت گرانهام (پائولو) ، مایکل فیست ( سیلورستو) ، نیکولاس ویلات (جیو کندو) ، والنتینا کورتِس (مادر فرانسیس) ، لی مونتوگیو (پدر فرانسیس) ، جان تارپ (اسقف) و... .
محصول : 1972 ایتالی
بررسی
فرانکو زفیره لی ، فیلم ساز ایتالیایی در سال 1923 در فلورانس ایتالیا متولد شد . تحصیلات خود را در رشته معماری در همان جا به پایان رساند . در سال 1968 با فیلم «رمئو و ژولیت» به شهرت رسید ، فیلمی که به نحو چشمگیری از فضا و بازی بازیگران جوان خود بهره گرفت و به گفته منتقدان بهترین فیلم اوست . در 1972 ، «برادر خورشید ، خواهر ماه» را ساخت که علی رغم خلق صحنه های زیبا و جذاب و بازی خوب بازیگران جوان آن ، از جهت تجاری ، ناموفق ماند . کارنامه هنری او بسیار متنوع و متعدد است و این فیلم ، از گونه فیلم های دینی و معناگرای اوست که جلوه ای از مسیحیت آرمانی را که مبلّغ بازگشت به پیام بشارت عیسی مسیح و پیروی از تعالیم کلیساست را در خلال 125 دقیقه و با بررسی دوران زندگی فرانسیس ، از ابتدای زمان تحوّل معنوی و استحاله از جوانی متموّل و از طبقه اشراف ، به فردی فقیر و سائل که پیام ساده زیستی و محبت عیسی را درک کرده و به یکباره و با دوری جستن از تمامی مظاهر مادی و تعلقات دنیوی ، به جستجو برای یافتن خداوند در طبیعت پرداخته و پیروانی نیز از تمامی طبقات و گروه های اجتماعی می یابد و سرانجام ، این پیشرفت تدریجی روح فرانسیس ، در واقعه کوه «ورنا» ، یعنی وقتی که برای یک دَم ، جسم او کاملاً مطیع ادراکات و اشتیاقات معنوی روح گردید ، به منصّه ظهور رسید . شعار و آرمان او از آن جهت که حقیقتی زیبا و انسانی در خود نهفته دارد و پیام تمامی ادیان وحیانی است ، باعث محبوبیت خاص او نزد همگان (بخصوص مسیحیان کاتولیک) شده است .
زفیره لی در این فیلم ، هر چند درامی تاریخی را به نمایش گذاشته است ، اما تمرکز او بیشتر به دقت در زندگی معنوی و حالات روحی و عرفانی فرانسیس قرار گرفته است . به دیگر سخن ، او دیدگاهی خاص از زندگی فرانچسکو را بررسی می کند .فیلم گرچه محصول دهه هفتاد است ، اما پیام و درون مایه آن بی انتهاست و قطعا مربوط به زمان و مکان خاصی نیست؛، چرا که به سادگی ، راه و روشِ یافتن و ارتباط برقرار کردن با خالق کائنات را نشان داده و عشق به خدا ، صلح ، محبت ، انسانیت و دوستی را ترویج می کند ، و انسان ها را به گذشتن از خود ، تشویق کرده، در راه رسیدن به شادی و آزادی (که آرزوی همه انسان هاست) رهنمون می سازد.
تِم فیلم، گرچه پیامش مذهبی است و ممکن است به زعم برخی ، فیلمی کسل کننده و طولانی به نظر آید ، اما به هر طریق ، فیلمی قابل توجه ، زیبا و آموزنده است .
روند آرام و پیش رونده فیلم که به دور از هر نوع شتاب زدگی ، به نشان دادن اوضاع تیره و تار قرون وسطی و زندگی مردم به طور کلی و گذرا و به طور اخص ، زندگی فرانسیس قدّیس از مرحله قبل از تحول تا تحول کامل و نهایی ، از کسی که زندگی راحت و آرام خود را در طلب اتحادی روحانی با پروردگار و در جستجوی سرنوشت خویش و شریک شدن آن با دیگران ، رها کرد و به طبیعت پناه برد ، دقیقا نشان دهنده سیر آرام تحول درونی او از وادی شک و تردیدهای مداوم به دنیای یقین و ایمان واقعی است و این استحاله ، از زمانی آغاز شد که او یک روز از بستر خود (که می تواند نمادی از غفلت و خواب زدگی آن زمان او باشد) ، با صدای یک پرنده کوچک بیدار شد و نور آفتاب را از بالکن خانه دنبال کرد و به سمت پشت بام کشیده شد تا پرنده را بگیرد و این ، سرآغاز بیداری او و ورود ناگهانی اش به یک زندگی جدید است و پس از آن بود که توسط کلر ، همسایه جوان و زیبایش - که بعد ، به فرقه او پیوست - مطلع شد که روستاییان او را دیوانه خطاب می کنند؛ چرا که او عاشق گل ها ، تعقیب پروانه ها و آواز خواندن مثل پرنده ها شده بود ، و این در حالی بود که زمانی که به جنگ می رفت ، همه او را فردی عاقل و باهوش می پنداشتند و دقیقا در همین جاست که تناقض دنیای درونی او با جهان واقعیات تلخ قرون وسطی ، به شدت نمایان می شود .
زفیره لی و همکاران فیلم نامه نویسش ، فیلم نامه را بر اساس داستان واقعی فرانسیس آسیی ، به صورت داستانی در آوردند . هر چند که این فیلم ، مخالفان و موافقان زیادی دارد و به شدت مورد نقد قرار گرفته است ، اما از زیبایی و جذابیت تصاویر و تأثیر عاطفی ای که موسیقی بسیار زیبای «داناوان» و گروهش که با استفاده از ملودی های ایتالیایی ساخته بود و در سراسر فیلم و حتی پس از آن بر مخاطب ، تأثیر خاص خود را گذاشته است ، بدون تحسین نمی توان گذشت .
عنوان فیلم نیز بر اساس شعر : «سرود برادر خورشید» انتخاب شده است . شعری با این مضمون که اگر بخواهیم چهره خدا را ببینیم به سادگی باید به دنیای پیرامون و مردم آن ، نظر بیفکنیم ؛ چون خدا هرگز نسبت به ما دورتر از گل ها و پرندگان و ... نیست و همه موجودات زنده ، برادران و خواهران ما هستند .
از صحنه های به یاد ماندنی و درخشان فیلم
زمانی که فرانیس ، از میان آن همه تمثال هایی و تشریفات فراوان کلیسای پاپ ، به آرامی و بدون اندک توجهی به اینها عبور می کند و به نزدیک پاپ می رسد ، پاپ ، پای فرانچسکو را می بوسد ، که این خود ، حاکی از مقام و موقعیت معنوی برتر او نسبت به پاپ و دیگر اطرافیان اوست.
یکی دیگر از عالی ترین میزانسن های فیلم در این جا رقم می خورد که پاپ ، بی اختیار ، دستان خود را بالا می برد و می گشاید و پشت دست او نشان مسیح دیده می شود که نشانِ به خود آمدن او و تغییر زاویه دیدش نسبت به فرانسیس و عقاید اوست .
در سراسر فیلم که فرانچسکو با دستانی باز به مانند صلیب به دعا می پردازد ، آزادی و رهایی و میل به کمال و صعود را همچون پرندگان ، یادآوری می کند .
صحنه آخر فیلم نیز تنها با تأکیدی استعاری و کاملاً بصری ، از آینده ای که ممکن است افکار و نوع زندگی فرانچسکو رواج یابد ، پایان می یابد .
تمرکز و توجه تأثیرگذار دوربین ، روی حالت های چهره شخصیت ها نیز از نکات برجسته فیلم بود ، برای مثال ، چشم های آلک گینس (پاپ) که آشکارا در مواجهه با فرانسیس ، نگرانی و اشتیاق او را به خوبی نشان می داد یا حالت چشمان فرانسیس که انسانیت و تواضع عمیق او را نسبت به دیگران ، آشکارا نمایان می ساخت .
استفاده بسیار زیبا و فراوان از رنگ های موجود طبیعت ایتالیا به هنگام بهار نیز باعث خلق سکانس هایی بس زیبا و رؤیایی می شد که سرودهای روحانی و موسیقی ساده و شاد داناوان و گروهش به زیبایی هر چه تمام تر آن می افزود
واقعا فیلم قشنگیه چند ساله پیش تو صد فیلم گذاشته بود
زیباترین و پر معنی ترین فیلمی بود که دیدم
نازنين
12-26-2009, 11:00 PM
مرسي عسل جان دستت درد نكنه........
babak red
12-27-2009, 04:14 PM
مجموعه بهترین فیلمهای بهروز وثوقی
۱) ذبیح /غریبه/نفس بریده/دشنه
۲) دنیای آبی/گرگ بیزار/ممل آمریکایی/یک مرد یک شهر
۳) بلوچ/بیگانه بیا/دزد سیاه پوش/عروس دریا
۴) دشت سرخ/سازش/هنگامه/رضا موتوری
۵) طوقی/قیصر/کندو/گل گمشده
۶) تنگسیر/زنی به نام شراب/نفرین/همسفر
۷) بیست سال انتظار/صد کیلو داماد/لیلی و مجنون/ماه عسل
۸) پنجره/خدا حافظ تهران/سوته دلان /قهرمان
۹) رشید/دالاهو/منهم گریه کردم/فرشته ای در خانه من
۱۰) امروز و فردا/بت شکن/داش آکل/کاروانها
۱۱) تروریست/خاک/فرار از تله/گوزنها
۱۲) بت/گرداب گناه/لذت گناه/دزدسیاه پوش
مجموعه فیلمهای فردین
۱۳)بابا شمل/چشمه آب حیات/زمین تلخ/مرد هزار لبخند
۱۴)بهشت دور نیست/جوانمرد/سلام بر عشق/کوچه مردها
۱۵)فردا روشن است/مردانه بکش/مسیر رودخانه/میعاد گاه خشم
۱۶)بر فراز آسمانها/جهنم من/چرخ وفلک/طلای سفید
۱۷)جهان پهلوان/ طوفان بر فراز پاترا/مردان خشن/مواظب کلات باش
۱۸)ایوب/ خوشگل خوشگلا/فریاد نیمه شب/قهرمان
۱۹)انسانها/ زنها فرشته اند/ساحل انتظار/غزل
۲۰)ترانه های روستایی/تعصب/ناجورها/مردی از تهران
۲۱)آقای قرن بیستم/حاتم طایی/عشق و انتقام/جبار سر جوخه فراری
۲۲)قصر زرین/ قصه شب/گدایان تهران/قصه پر امید
۲۳)دهکده طلایی/قرار بزرگ/سکه شانس/قصه شب
۲۴)یک خوشگل و هزار مشکل/مو طلایی شهر/خشم کولی/ببر کوهستان
۲۵)گرگهای گرسنه/مردی از جنوب شهر/همای سعادت/نعره طوفان
۲۶)راز درخت سنجد/سلطان قلبها/یاقوت سه چشم/گنج قارون
مجموعه فیلمهای ناصر ملک مطیعی
۲۷)پل/سوگلی/کلبه ای آن سوی رودخانه/مهدی مشکی و شلوارک داغ
۲۸)چلچراغ/ رقاصه شهر/صلوات ظهر/سر گروهبان
۲۹)جیب بر خوشگله/سرباز/کاکو/مهمان
۳۰)ترکمن/آقامهدی وارد می شود/ قصاص/مردان خلیج
۳۱)یک پارچه آقا/اخم نکن سرکار/عاصی/نقره داغ
۳۲)تا آخرین نفس/دو مرد خشن/طلسم شکسته/ مرید حق
۳۳)حسین کرد شبستری/سراب/مرد/ ناخدا
۳۴)آتش جنوب/اوستا کریم نوکرتیم/کافر و خطرام/لوطی
۳۵)ابر مرد/اول هیکل/افسونگر/بامعرفتها
۳۶)پهلوان مفرد/سالار مردان/صندلی الکتریکی/عبور از مرز زندگی
۳۷)عروس استامبول/قلندر/ کلک نزن خوشگله/مردها و جاده ها
مجموعه فیلمهای منوچهر وثوق
۳۸)آبنبات چوبی/خان نایب/زر خرید/گردش روزگار
۳۹)تازه عروس/ سه دلباخته/ماجراجویان خشن/نانجیب
۴۰)اشک و رقاصه/نا نجیب/زیر بازارچه/گلنسادر پاریس
۴۱)با هم ولی تنها/چرخ بازیگر/رقیب/ هر جایی
۴۲)جایزه خوشبختی/دختران بلا مردان نا قلا/زخم خنجر رفیق/ستیز
۴۳)پری خوشگله/غمها و شادیها/مسافر/ نواب
۴۴)راننده اجباری/رسوای عشق/زن باکره/قایقران
۴۵)بد نام/خوشگل محله/دروغگوی کو چولو/ ستاره هفت آسمان
۴۶)بوسه بر لبهای خونین/حادثه جویان/دنیای پوشالی/عروس بیانکا
۴۷)رامشگر/روسوایی/طاهر/ مکافات
۴۸)امير ارسلان نامدار/پسر زاينده رود/ياقوت سه چشم
مجموعه فیلمهای بهمن مفید
۴۹)پخمه/تلافی/توبه/جاهل و رقاصه
۵۰)خانواده سرکار غضنفر/جوجه فکلی/حسین آژدان/حق و نا حق
۵۱)والده آقا مصطفی/راز/ رضاهفت خط/زن
۵۲)رفاقت/زن یک شبه/ساحره/طوطی
۵۳)غرور و تعصب/غریب/ غلام زنگی/غول
۵۴)فریاد/فریادرس/کیفر/ مردهاو نامردها
۵۵)مرغ تخم طلا/خانم دلش موتور میخود/مشکی/معشوقه
مجموعه فیلمهای سعید راد
۵۶)دو آقای با شخصیت/سالومه/مردی در طوفان/هزار بار مردن
۵۷)تنگنا/شرف/طغرل/کافر
۵۸)آقای لر در به در میشود/تیغ آفتاب/کمین/کافر
۵۹)قاصدک/فرمان/خاکستری/مرد شب
۶۰)ساخت ایران/سفر سنگ/ سکوت بزرگ/صبح روز چهارم
۶۱)خدا حافظ تهران/خروس/خورشید در مرداب
۶۲)همراهان/صادق کرده/هدف
بهترین فیلمهای نصرالله وحدت
۶۳)تولدت مبارک/خوشگذران/زندگی وارونه/شب ژانویه
۶۴)زبون بسته/لج و لجبازی/مشکل آقای اعتماد/یک اصفهانی در سر زمین هیتلر
۶۵)اجل معلق/نقص فنی/کی دست گل به آب داده/عروس فرنگی
۶۶)شوهر جونم عاشق شده/نا خدا با خدا/نیم وجبی/یک اصفهانی درنیو یورک
۶۷)تاکسی عشق/مردی از اصفهان/مردی در قفس/نوبر اصفهان
۶۸)شوهر پاستوریزه/شوهر کرایه ای/صفر علی/ عروس پشت پرده
مجموعه فیلمهای صمد
۶۹)صمد آرتیست میشود/صمد در به در میشود/صمد خوشبخت میشود/صمد به مدرسه میرود
۷۰)اسرار گنج دره جنی/ مظفر/شیر تو شیر/ زنبورک
۷۱)صمد در راه اژده ها/صمد و فولاد زره دیو/صمدوسامی لیلاو لیلی/صمد و قالیچه حضرت سلیمان
مجموعه فیلمهای مرتضی عقیلی
۷۲)استوار و پاسبان/بیگناه/پاکباخته/پشمالو
۷۳)تنها مرد محله/تپلی/در شهر خبری نیست/خداحافظ کوچولو
۷۴)سیاه بخت/شهر آفتاب/قد غن/گلهای کاغذی
۷۵)قربون زن ایرانی/شب زخمی/مرد شرقی زن فرنگی/فاصله
بهترین فیلمهای رضا فاضلی
۷۶)الماس ۳۳/آب توبه/جنوبی/پیشکسوت
۷۷)قهرمان شهر ما/علی سورچی/خرد جال/ضرب شست
۷۸)مامور ما در کراچی/نا مادری/مهدی فرنگی/مصطفی لره
بهترین فیلمهای گوگوش
۷۹)احساس داغ/بیتا/در امتداد شب/نازنین
۸۰)شب غریبان/بیم و امید/جنجال عروسی/فرشته فراری
مجموعه فیلمهای همایون
۸۱)خانم عوضی گرفتی/خیالاتی/شوفر خوشگله/مرد حنجره طلایی
۸۲)مامور ۰۰۰۸/جانی و تپل/دام عشق/مرخصی اجباری
۸۳)مردی در آتش/زن دشمن خطرناک/شیر مرد/شاهرگ
بهترین فیلمهای آرمان
۸۴)آشوبگر/جاده مرگ/طوفان در شهر ما/ما جرای یک دزد
بهترین فیلمهای فرزان دلجو و داریوش
۸۵)یاران/ماهیها در خاک میمیرند/بوی گندم/علفهای هرز
بهترینهای عارف
۸۷)عشق آفرین/ساقی/بزن بریم دزدی/آیینه زمان
بهترینهای فخرالدین
۸۸)همیشه در قلب منی/حیدر و عثمان/میلیونر ولگرد/ماه پیشونی
بهترینهای فروزان
۸۹)امشب دختری میمیرد/شمسی پهلون/عدل الهی/پیشونی سفید
بهترین فیلمهای پرویز فنی زاده
۹۰)باغ بلور/رگبار/شام آخر/سرخ پوستها
بهترینهای منو چهر صادق پور
۹۱)داش احمد/آقا مهدی کله پز/قهوه خانه قنبر/عزیز قرقی
مجموعه فیلمهای میری
۹۲)مادر دوستت دارم/دیوار شیشه ای/عروس و مادرشوهر/ فقط آقا مهدی میتونه
بهترین فیلمهای نصرت کریمی
۹۳)درشکه چی/تختخواب سه نفره/عیالوار/خانه خراب
مجموعه فیلمهای گرشاـسپهرنیاـمتوسلانی
۹۴)هلوی پوست کنده/مبارزه در نیمه راه/یک میلیونر دو مفلس/یک چمدان
۹۵)سه کارآگاه خصوصی/غول بیابانی/حلقه های ازدواج/آقای موچول
۹۶)سه دلاور/سه کله پوک/سه ناقلا در ژاپن/پسران قارون
مجموعه فیلمهای بیک ایمان وردی
۹۷)آقا دزده/عنترو منتر/زیبای پررو/قسم
۹۸)احمد چوپان/بندری/پا برهنه ها/ستاره صحرا
۹۹)پسر خوانده/سرنوشت یک مرد/کا کا سیاه/مرد/کوچ
۱۰۰)نان و نمک/نفس گیر/ چشم انتظار
۱۰۱)کج کلاه خان/کلام حق/لوطی قرن بیستم/یاور
۱۰۲)دلاور دوران/شادیهای زندگی/ضربت/گل پری جون
۱۰۳)ظفر/عروس پا برهنه/مرد اجاره ای/ولگرد قهرمان
۱۰۴)عشق و خشونت/محبوب بچه ها/مرد دو چهره/نخاله قهرمان
۱۰۵)اسلحه/تنها حامی/دلهره/ قادر
۱۰۶)آقا رضای گل/حسن دینامیت/رانده شده/گدای میلیونر
۱۰۷)حیدر/رضا چلچله/مادر جونم عاشق شده/مرد
۱۰۸)پهلوان در قرن اتم/دلقکها/صبح/خاکستر عصیان
۱۰۹)الکی خوش/بابا نان داد/ببر رینگ/حریص
۱۱۰)شارلاتان/غیرت/میلیونر های گرسنه/یاور
۱۱۱)پنجه آهنین/سر سام/معجزه/یکه بزن
۱۱۲)پا پوش/مبارزه با شیطان/نبرد با زندگی/عذاب مرگ
۱۱۳)مرد روز/این دست کجه/شبگرد/زمین تلخ
۱۱۴)روسپی/مرد نا آرام/میرم بابا بخرم/همیشه قهرمان
مجموعه فیلمهای ایرج قادری
۱۱۵)غلام ژاندارم/لبه تیغ/بی حجاب/قفس
۱۱۶)برای که قلبها میطپد/بی نشان/بیدار در شهر/دادا
۱۱۷)نا خدا با خدا/هوس/ور پریده/موسرخه
۱۱۸)ترکمن/تار عنکبوت/توبه/جان سخت
۱۱۹)پشت و خنجر/بیگانه/پلنگ در شب/پنجمین سوار سرنوشت
۱۲۰)سینه چاک/شاهرگ/شاهزاده زندگی/کوسه جنوب
۱۲۱)جدایی/چشمه آب حیات/خشم عقاب/حکم تیر
۱۲۲)ماجرای جنگل/مترس/مرگ در باران/میعاد گاه خشم
۱۲۳)دو کله شق/داغ ننگ/دشت سرخ/دکترو رقاصه
۱۲۴)رفیق/رابطه/سر سپرده/سوگند دروغ
مجموعه فیلمهای آغاسی
۱۲۵)ایوالله/بنده خدا/فاتح دلها
۱۲۶)فراشباشی/خدا قوت/نعمت نفتی
بهترین فیلمهای لیلا فروهر
۱۲۷)اظطراب/باغ بلور/پرستوهای عاشق/رابطه جوانی
۱۲۸)سنگ صبور/قمار زندگی/گل خشخاش/همکلاس
بهترین فیلمهای جمشید مشایخی
۱۲۹)فریاد/گاو /مطرب/پدر که نا خلف افتد
نازنين
12-27-2009, 06:14 PM
ميبينم كه بابك زده تو كاراي قديمي... دمت گرم .. جالب بود
مرسی بابک چه اسامی با نمکی داشتن دستت درد نکنه داداش خوشگلم
RED STORM
12-28-2009, 10:20 PM
تصاویر دوران کودکی ستارگان ایرانی
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-5/golshofte.JPG
كوچكيش كه خوشتيپ تر بوده
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-5/nikikarimi.JPG
قيافه بچگيش بيشتر به پسرا مي خوره
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-5/poorsorkh.JPG
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-5/radan.JPG
پدر سوخته از بچه گي پشت مو ميذاشته
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-5/20125914.jpg
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-5/shadmehr.JPG
معلومه بچه گياشم اخمو بوده...
pesarjonoob
12-29-2009, 09:42 AM
http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/51775.jpg
چارلی شین، ستاره فیلمهایی چون «جوخه» و «وال استریت» به اتهام ضرب و شتم در یک تفریحگاه زمستانی در ایالت کلورادو بازداشت شد.
به گزارش خبرآنلاین، بازیگر 44 ساله جمعه صبح به وقت محلی پس از تماس تلفنی یک فرد ناشناس با 911 از خانهای در شهر آسپن دستگیر شد.
شین که در تلویزیون بیشتر با سریال معروف «دو نفر و نصفی» تولید شبکه سیبیاس شهرت دارد، در سه مورد از جمله ضرب و شتم و تهدید متهم است.
او عصر روز جمعه با سپردن 5008 دلار وثیقه آزاد شد و دادگاه بررسی اتهامات وی هشتم فوریه سال آینده برگزار میشود.
اداره پلیس آسپن حاضر نشد نام شاکی چارلی شین را اعلام کند، اما گفته میشود او به اتهام ضرب و شتم همسر سومش، بروک مولر بازداشت شده است.
آنها 19 ماه پیش ازدواج کردند و مارس امسال صاحب دو فرزند دوقلو شدند. شین پسر مارتین شین بازیگر و برادر امیلیو استیوز بازیگر و کارگردان است.
او دسامبر 1996 نیز به اتهام ضرب و شتم دوستش در کالیفرنیا بازداشت شده بود.
شین سال 2002 برای سریال Spin City برنده جایزه گلدن گلوب شد و برای مجموعه «دو نفر و نصفی» دو بار نامزد دریافت گلدن گلوب و چهار بار نامزد دریافت جایزه امی بوده است.
از فیلمهای معروف او در سینما میتوان به «جوخه» و «وال استریت» هر دو به کارگردانی الیور استون اشاره کرد.
نازنين
12-29-2009, 02:04 PM
عجب!!!!!
به قيافش هم مي خوره خشن باشه!!!!!!!
RED STORM
01-06-2010, 01:23 PM
اکران های جدید!
http://i.imagehost.org/t/0601/untitled_3.jpg (http://i.imagehost.org/view/0601/untitled_3)
Daybreakers
داستان فیلم Daybreakers در سال 2019 اتفاق می افتد.هنگامی که بر اثر شیوع یک ویروس ناشناخته انسان ها تبدیل به خون آشام شده اند و گروهی نیز که از این تبدیل نجات پیدا کرده اند توسط سایر انسان ها شکار می شوند.اکنون تقریبا انسانی برای شکار شدن باقی نمانده است. و خون آشام ها تمام زمین را برای یافتن انسان های باقی مانده جستجو می کنند و مزارعی را تشکیل داده اند تا با خون پرورش دهند! البته با نگه داری از انسان ها! در این بین تنها امید برای نجات بشریت گروهی کوچک از چند محقق و دانشمند هستند که برای یافتن پادزهر ویروس تلاش می کنند...
http://f.imagehost.org/t/0141/crazy_on_the_outside-350.jpg (http://f.imagehost.org/view/0141/crazy_on_the_outside-350)
Crazy on the Outside
داستان فیلم در مورد تامی مردی است که به علت خلافکاری های گذشته اش سه سال را در زندان گذرانده و اکنون از زندان آزاد شده است. در طول این مدت خانواده و اطرافیانش تغییرات زیادی پیدا کرده اند. و تامی نیز به علت سابقه دار شدن دچار مشکل شده است. با این حال او سعی می کند تا به هر شکل ممکن دوباره به حالت عادی برگردد و زندگی جدیدی را آ؛از کند.اما تغییرات بسیار زیاد هستند!
http://i.imagehost.org/t/0504/youth_in_revolt_350-www_movietime_ir.jpg (http://i.imagehost.org/view/0504/youth_in_revolt_350-www_movietime_ir)
Youth in Revolt
Nick Twisp نوجوانی که در آغاز جوانی اش به یک مشکل بزرگ برخورد کرده است.او نمیتواند با دهتران رتباط برقرار کند! و همیشه از این لحاظ مورد ملامت و تمسخر سایر دوستانش قرار میگیرد. تا اینکه او با جوان دیگری برخورد می کند که کاملا او را درک می کند و این جوان ناشناس به نیک کمک می کند تا بتواند در زندگی اش چیزهایی را تجربه کند که هرگز آن را امتحان نکرده است.اما این تجربه کسب کردن با مشکلات و اتفاقاتی همراه می شود که نیک را در درسرهای بزرگتری می اندازد.
http://f.imagehost.org/t/0997/Eurekarmagedon-350.jpg (http://f.imagehost.org/view/0997/Eurekarmagedon-350)
Waiting for Armageddon
فرقه ای در دنیای مسیحی وجود دارد که به اواانجلیس ها معروف هستند. این فقه ک تقریبا تمامی طرفدارانش در آمریکا هسد ( با جمعیتی در جدود 50 میلیون نفر) معتقدند که آنها با کمک یهودیان باید مقدمات ظهور دوباره ی حضرت مسیح را فراهم آورند. این فرقه که نفوذ زیادی نیز در سیاست و ساختار سیاسی آمریکا پیدا کرده اند معتقدند باید با فراهم کردن مقدماتی برای بازگشت دوباره ی مسیح دنیا را تسخیر کنند. ان مستند با قرار تم اصلی ذهنیت این فرقه به نفوذ این گروه مذهبی در ساختار سیاسی امریکا و اینکه چگونه این گروه اندک، سیاست خارجی امریکا را در خاور میانه و روابطش با اسرائیل و کشورهای مسلمان را تحت تاثیر قرار میدهد.
http://i.imagehost.org/t/0695/leap_year-350.jpg (http://i.imagehost.org/view/0695/leap_year-350)
Leap Year
آنا دختری است که بعد از مدتها آشنایی با نامزدش اکنون قصد دارد تا به رسم قدیمی ایرلندی در آخرین روز یک سال کبیسه از نامزدش بخواهد که با یکدیگر ازدواج کنند.به همین علت او از امریکا با هواپیما به مقصد ایرلند پرواز می کند. اما به علت هوای بد هواپیما در ولز فرود می آید. و اکنون او سعی می کند تا از راه زمینی به ایرلند و پیش همسرش برود. و در راه با یک مرد جوان آشنا می شود که به او سعی می کند تا قبل از آخرین روز سال کبیسه به نزد نامزدش برسد.اما در بین راه اتفاقاتی رخ میدهد که این رو را نسبت به یکگدیگر علاقه مند می کند..
http://i.imagehost.org/t/0900/imaginarium_of_doctor_parnassus_350.jpg (http://i.imagehost.org/view/0900/imaginarium_of_doctor_parnassus_350)
The Imaginarium of Dr. Parnassus
داستان فیلم در مورد دکتر پارناسوس و گروه نمایش سیار اش است که به تماشاگرانش فرصتی میدهد در دنیای تخیلی که گروه ایجاد می کند گردش کنند.این دنیای فانتزی و عجیب و غریب نتیجه ی پیمانی است که دکتر پارناسوس با شیطان بسته است و دنیای عجیب از آن دکتر و افرادی که در آن گرفتار می شوند به شیطات تعلق پیدا خواهند کرد.تماشاگرانی که به ایت محیط وارد می شوند.با خوبی و لذت از این گردش عجیب بیرون بیایند و یا در صورت موفق نشدن در گردش در محیط عجیب و غریب ایجاد شده دچار نفرین شده و برای همیشه گرفتار می شوند.
نازنين
01-06-2010, 02:29 PM
چه عجب پويا اومد يه سر و ساموني داد به اين تاپيك........
RED STORM
01-06-2010, 02:31 PM
دیگه فصل امتحاناته و بدبختی!
باید بریم در به در دنبال جزوه
نازنين
01-06-2010, 02:41 PM
آره مي دونم چي ميگي!!!
موافقي يه مستند ازش بسازيم؟:4:
RED STORM
01-06-2010, 02:48 PM
آره مي دونم چي ميگي!!!
موافقي يه مستند ازش بسازيم؟:4:
آره
در حالی که من در به در میرم خونه رفقام که ازشون جزوه بگیرم تو هم فیلمبر(ور)داری کن!
سکانس پایانیشم ماشین میزنه بهم و در راه کسب علم شهید میشیم
:24::24::24::24:
نازنين
01-06-2010, 03:58 PM
اه اه اين فيلمت به درد خودت مياد !!!!!! من فيلمنامه اش رو مينويسممممم خودم هم ميدونم چطوري تمومش كنم!!!!!!!!
RED STORM
01-06-2010, 04:56 PM
نوچ همونی که من گفتم!
در غیر اینصورت بازی نمیکنم!:4:
نازنين
01-06-2010, 05:12 PM
باشه بيا همون جور كه تو مي خواي
البته بعدا تيكه آخرش رو بدل ميارم عوضش ميكنم:4:
RED STORM
01-06-2010, 10:00 PM
تکه کلام های سریال گاو صندوق
جمشید : جالبه !http://www.tebyan.net/aspnet_client/TinyMCE/JScripts/tiny_mce/plugins/emotions/images/smiley-108.gif
غلامرضا : بدبخت شدیم !http://www.tebyan.net/aspnet_client/TinyMCE/JScripts/tiny_mce/plugins/emotions/images/smiley-119.gif
هوشنگ : گزیده شدیم ، رفت !http://www.tebyan.net/aspnet_client/TinyMCE/JScripts/tiny_mce/plugins/emotions/images/smiley-112.gif
آقا عباسی : به فنا رفتیم ! ، شغال !http://www.tebyan.net/aspnet_client/TinyMCE/JScripts/tiny_mce/plugins/emotions/images/smiley-126.gif
آقای جلوه : فی الواقع ! ، برادر من !http://www.tebyan.net/aspnet_client/TinyMCE/JScripts/tiny_mce/plugins/emotions/images/smiley-118.gif
پژمان : بزرگوار !http://www.tebyan.net/aspnet_client/TinyMCE/JScripts/tiny_mce/plugins/emotions/images/smiley-125.gif
دكتر : ماداگاسكار !http://www.tebyan.net/aspnet_client/TinyMCE/JScripts/tiny_mce/plugins/emotions/images/smiley-134.gif
RED STORM
01-07-2010, 03:02 PM
جالبه سایت imdb فیلمهای برتر دهه اخیر رو معرفی کرده که آواتر توشون دیده میشه !
http://www.img98.com/images/vzr97gwq9iho4pidt8l.jpg
اسامی 20 فیلم برتر دهه اخیر از نظر imdb :
http://www.img98.com/images/w1z5f45fzprufx82be5g.jpg
نازنين
01-07-2010, 08:11 PM
نامزدهای گلدن گلوب 2010
(تاریخ اعلام برندگان 27 دی)
نامزدهای بهترین فیلم درام:
Avatar (http://afra.mihanblog.com/post/883) (2009)
The Hurt Locker (http://afra.mihanblog.com/post/876) (2008)
Inglourious Basterds (http://afra.mihanblog.com/post/421) (2009)
Precious: Based on the Novel Push by Sapphire (http://afra.mihanblog.com/post/877) (2009)
Up in the Air (http://afra.mihanblog.com/post/875) (2009/I)
نامزدهای بهترین فیلم موزیکال/کمدی:
(500) Days of Summer (http://afra.mihanblog.com/post/878) (2009)
The Hangover (http://afra.mihanblog.com/post/879) (2009)
It's Complicated (http://afra.mihanblog.com/post/880) (2009)
Julie & Julia (http://afra.mihanblog.com/post/881) (2009)
Nine (http://afra.mihanblog.com/post/15) (2009)
نامزدهای بهترین بازیگر مرد فیلم درام:
Jeff Bridges - Crazy Heart (2009)
George Clooney (http://afra.mihanblog.com/post/401) - Up in the Air (http://afra.mihanblog.com/post/875) (2009/I)
Colin Firth - A Single Man (2009)
Morgan Freeman (http://afra.mihanblog.com/post/529) - Invictus (http://afra.mihanblog.com/post/874) (2009)
Tobey Maguire - Brothers (http://afra.mihanblog.com/post/870) (2009/I)
نامزدهای بهترین بازیگر زن فیلم درام:
Emily Blunt - The Young Victoria (2009)
Sandra Bullock - The Blind Side (http://afra.mihanblog.com/post/871) (2009)
Helen Mirren - The Last Station (2009)
Carey Mulligan - An Education (2009)
Gabourey 'Gabby' Sidibe - Precious: Based on the Novel Push by Sapphire (http://afra.mihanblog.com/post/877) (2009)
نامزدهای بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال/کمدی:
Matt Damon - The Informant! (2009)
Daniel Day-Lewis - Nine (http://afra.mihanblog.com/post/15) (2009)
Robert Downey Jr. - Sherlock Holmes (2009)
Joseph Gordon-Levitt - (500) Days of Summer (http://afra.mihanblog.com/post/878) (2009)
Michael Stuhlbarg - A Serious Man (2009)
نامزدهای بهترین بازیگر زن فیلم موزیکال/کمدی:
Sandra Bullock - The Proposal (2009/I)
Marion Cotillard - Nine (http://afra.mihanblog.com/post/15) (2009)
Julia Roberts - Duplicity (2009)
Meryl Streep - It's Complicated (http://afra.mihanblog.com/post/880) (2009)
Meryl Streep - Julie & Julia (http://afra.mihanblog.com/post/881) (2009)
نامزدهای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد:
Matt Damon - Invictus (http://afra.mihanblog.com/post/874) (2009)
Woody Harrelson - The Messenger (2009/I)
Christopher Plummer - The Last Station (2009)
Stanley Tucci - The Lovely Bones (2009)
Christoph Waltz - Inglourious Basterds (http://afra.mihanblog.com/post/421) (2009)
نامزدهای بهترین بازیگر نقش مکمل زن:
Penélope Cruz (http://afra.mihanblog.com/post/402) - Nine (http://afra.mihanblog.com/post/15) (2009)
Vera Farmiga - Up in the Air (http://afra.mihanblog.com/post/875) (2009/I)
Anna Kendrick - Up in the Air (http://afra.mihanblog.com/post/875) (2009/I)
Mo'Nique - Precious: Based on the Novel Push by Sapphire (2009)
Julianne Moore (http://afra.mihanblog.com/post/587) - A Single Man (2009)
نامزدهای بهترین کارگردان:
Kathryn Bigelow - The Hurt Locker (http://afra.mihanblog.com/post/876) (2008)
James Cameron - Avatar (http://afra.mihanblog.com/post/883) (2009)
Clint Eastwood - Invictus (http://afra.mihanblog.com/post/874) (2009)
Jason Reitman - Up in the Air (http://afra.mihanblog.com/post/875) (2009/I)
Quentin Tarantino - Inglourious Basterds (http://afra.mihanblog.com/post/421) (2009)
نامزدهای بهترین نمایشنامه:
District 9 (2009): Neill Blomkamp, Terri Tatchell
The Hurt Locker (2008): Mark Boal
Inglourious Basterds (2009): Quentin Tarantino
It's Complicated (2009): Nancy Meyers
Up in the Air (2009/I): Jason Reitman, Sheldon Turner
نامزدهای بهترین ترانه اورژینال:
Avatar (2009): James Horner, Simon Franglen, Kuk Harrell("I Will See You")
Brothers (2009/I): U2, Bono("Winter")
Crazy Heart (2009): T-Bone Burnett, Ryan Bingham("The Weary Kind")
Everybody's Fine (2009): Paul McCartney("(I Want To) Come Home")
Nine (2009): Maury Yeston("Cinema Italiano")
نامزدهای بهترین آهنگساز اورژینال:
Avatar (2009): James Horner
The Informant! (2009): Marvin Hamlisch
A Single Man (2009): Abel Korzeniowski
Up (2009): Michael Giacchino
Where the Wild Things Are (2009): Carter Burwell, Karen Orzolek
نامزدهای بهترین انیمیشن:
Cloudy with a Chance of Meatballs (2009)
Coraline (2009)
Fantastic Mr. Fox (2009)
The Princess and the Frog (2009)
Up (2009)
نامزدهای بهترین فیلم خارجی:
Los abrazos rotos (2009)
Baarìa (2009)
Das weisse Band - Eine deutsche Kindergeschichte (2009)
La nana (2009)
Un prophète (2009)
نامزدهای بهترین سریال تلویزیون - درام:
"Big Love" (2006)
"Dexter" (2006)
"House M.D." (2004)
"Mad Men" (2007)
"True Blood" (2008)
نامزدهای بهترین سریال تلویزیون - موزیکال/کمدی:
"Entourage" (2004)
"Glee" (2009)
"The Office" (2005)
"Modern Family" (2009)
"30 Rock" (2006)
نامزدهای بهترین مینی سریال یا فیلم تلویزیونی:
Georgia O'Keeffe (2009) (TV)
Grey Gardens (2009) (TV)
Into the Storm (2009) (TV)
"Little Dorrit" (2008)
Taking Chance (2009) (TV)
نامزدهای بهترین بازیگر مرد در مینی سریال یا فیلم تلویزیونی:
Kevin Bacon - Taking Chance (2009) (TV)
Kenneth Branagh for "Wallander" (2008)
Chiwetel Ejiofor - Endgame (2009)
Brendan Gleeson - Into the Storm (2009) (TV)
Jeremy Irons - Georgia O'Keeffe (2009) (TV)
نامزدهای بهترین بازیگر زن در مینی سریال یا فیلم تلویزیونی:
Joan Allen - Georgia O'Keeffe (2009) (TV)
Drew Barrymore - Grey Gardens (2009) (TV)
Jessica Lange - Grey Gardens (2009) (TV)
Anna Paquin - The Courageous Heart of Irena Sendler (2009) (TV)
Sigourney Weaver - Prayers for Bobby (2009) (TV)
نامزدهای بهترین بازیگر مرد در سریال تلویزیون – موزیکال/کمدی:
Alec Baldwin - "30 Rock" (2006)
Steve Carell - "The Office" (2005)
David Duchovny - "Californication" (2007)
Thomas Jane - "Hung" (2009)
Matthew Morrison - "Glee" (2009)
نامزدهای بهترین بازیگر زن در سریال تلویزیون – موزیکال/کمدی:
Toni Collette - "United States of Tara" (2009)
Courteney Cox - "Cougar Town" (2009)
Edie Falco - "Nurse Jackie" (2009)
Tina Fey - "30 Rock" (2006)
Lea Michele - "Glee" (2009)
نامزدهای بهترین بازیگر مرد در سریال تلویزیون – درام:
Simon Baker - "The Mentalist" (2008)
Michael C. Hall - "Dexter" (2006)
Jon Hamm - "Mad Men" (2007)
Hugh Laurie - "House M.D." (2004)
Bill Paxton - "Big Love" (2006)
نامزدهای بهترین بازیگر زن در سریال تلویزیون – درام:
Glenn Close - "Damages" (2007)
January Jones - "Mad Men" (2007)
Julianna Margulies - "The Good Wife" (2009)
Anna Paquin - "True Blood" (2008)
Kyra Sedgwick - "The Closer" (2005)
نامزدهای بهترین نقش مکمل مرد در مینی سریال یا فیلم تلویزیونی:
Michael Emerson - "Lost" (2004)
Neil Patrick Harris - "How I Met Your Mother" (2005)
William Hurt - "Damages" (2007)
John Lithgow - "Dexter" (2006)
Jeremy Piven - "Entourage" (2004)
نامزدهای بهترین نقش مکمل زن در مینی سریال یا فیلم تلویزیونی:
Jane Adams - "Hung" (2009)
Rose Byrne - "Damages" (2007)
Jane Lynch - "Glee" (2009)
Janet McTeer - Into the Storm (2009) (TV)
Chloë Sevigny - "Big Love" (2006)
RED STORM
01-07-2010, 10:48 PM
آغاز رسمی فیلم the hobbit
پایان انتظار طرفدارن ارباب حلقه ها نزدیک است
به نوشته رویتر:
نیو لاین سینما به طور رسمی از تحویل گرفتن فیلنامه فیلم هابیت در روز 22 دسامبر خبر دادند.این خبر خوشایند در حالی اعلام شد که پیتر جکسون در حال بررسی انتخاب بقیه بازیگران است و همچنین دکور و مناطق فیلم برداری را آماده سازی میکند تا فیلم برداری 9 ماهه آن آغاز شود(6 ماه بدون بازیگر + 3 ماه با بازیگر).گفته میشود هر چند دل تورو کاگردان آن اعلام شده است ولی کاگردان واقعی آن پیتر جکسون است.هنوز فیلنامه این فیلم به طور رسمی پرده برداری نشده ولی در یک مراسم رسمی به همراه بازیگران این فیلم پرده برداری خواهد شد.تا این لحظه تنها اطلاعات این فیلنامه این است که از کتاب اصلی اقتباس شده+مقداری از کتاب اربا حلقه ها+تاریخ ارباب حلقه ها+کتاب سیمیلارشن نوشته شده.بودجه هر دو قسمت فیلم جمعا 300 میلیون دلار تخمین زده شده و آهنگسازی آن به عهده هاوارد شور میباشد.اما در مورد بازیگر های تا به این لحظه قبول به بازی کرده اند.یان مک کلن در نقش گاندالف-اندی سرکیس در نقش گالوم-هوگو وینگ در نقش الروند-ویگو مورتنسن در نقش آراگورن-کرسیتوفر لی در نقش سارومان.به احتمال زیاد باید منتظر قرار داد بستن کیت بلانشت هم باشیم در نقش گالاردیل.ولی سپردن یک نقش به یک بازیگر الان مشکل اصلی پیتر جکسون است.نقشی که داریم میگوییم باید بازیگر آن از اندام مناسب-چهره ای زیبا و دارای صدایی محکم و توانایی صحبت کردن با صدای نازک و همچنین میانسال هم باشد منظورم نقش سایرون است که یکی از رول های اصلی فیلم است.
RED STORM
01-07-2010, 10:49 PM
پرکار با انبوهي از فيلمهاي اکران نشده
درباره محمدرضا فروتن به بهانه بازي در "محاکمه در خیابان"
محمد تاجیک
سال گذشته بود که خبرگزاريها اعلام کردند محمدرضا فروتن با پنج فيلم رکورددار حضور در جشنواره فيلم فجر است، اتفاقا درهمين دوره گذشته جشنواره، فروتن مجري برنامه افتتاحيه بود اما حالا که مهمترين زمان اکران فيلمها در طول سال سپري شده، از اين پنج فيلم تنها فيلم پستچي سه بار در نميزند اکران شده و فيلمهاي عيار 14،شبانه روز، پاي پياده و ميزاک فيلمهايي هستند که فروتن در آنها حضور دارد ولي هنوز اکران نشدهاند.
جالب است بدانيد محمدرضا فروتن پنج سال پيش گفت وگويي با ماهنامه فيلم داشت و در بخشهايي از آن ميگويد: من خيلي از پيشنهادها را رد کردهام كه اگر ميپذيرفتم خيانت کرده بودم. شايد در آينده هر چهار، پنج سال يک فيلم بازي کنم!
به نظر ميرسد آقاي فروتن برعکس حرفهاي گذشته خود عمل کرده و به جاي يک فيلم بازي کردن در چهار، پنج سال، در يکسال چهار، پنج فيلم بازي کرده است. بازيگري که رضا کيانيان درباره او گفته: محمدرضا فروتن بازيگر خوبي است و روز به روز دارد بهتر ميشود. چه کسي ميگويد او بد است؟ محمدرضا فروتن اين روزها البته فيلم محاکمه در خيابان مسعود کيميايي را برپرده سينماها دارد. فروتن در فيلم 40سالگي رئيسيان او در کنار عزتالله انتظامي وليلا حاتمي حضوري چشمگير دارد.
او همچنين بهتازگي بازي در فيلم دموکراسي تو روز روشن را به پايان رسانده، او تابستان در پروژه سينمايي ديگري به کارگرداني مهدي رحماني جلوي دوربين رفت.
البته امسال او در سريال ازياد رفته به کارگرداني فريدون حسنپور نيز به ايفاي نقش پرداخته است. فروتن سال گذشته با تله فيلمي درباره زلزله بم در تلويزيون حضور داشت.
خرده جنايتهاي زن و شوهري به کارگرداني فرهاد آييش نيز تلهتئاتري بود که فروتن در آن حضور داشت.
روزگار سپري شده محمدرضا فروتن
به گفته فروتن اين روزها خيليها از او ميپرسند: چرا ديگر در فيلمهايي چون زير پوست شهر، دوزن، قرمز، شب يلدا، متولد ماه مهر و... بازي نميکني؟ او هم در گفتوگويي در جواب گفته است: شما به من بگوييد که اين فيلمها الان کجا ساخته ميشوند؟ در سالهاي اخير چقدر فيلمهاي ماندگار ساخته شده؟ کارگردانهاي اصلي ما آن روندي که بايد داشته باشند را الان ندارند. (گفتوگو با ماهنامه زندگي ايراني)
دنيروهاي قديم، آلپاچينوهاي جديد
به نظر ميرسد که تماشاگران و منتقدان سينماي محمدرضا فروتن فيلمهاي قديمياش را بيشتر دوست دارند همانطور که خود فروتن فيلمهاي قديمي بازيگر مشهوري چون رابرت دنيرو را دوست دارد. يکبار روزنامه خبر ورزشي به سراغ فروتن رفته و از قول محمدرضا فروتن نوشته بود: من مارلون براندو را دوست دارم. دنيروهاي قديم را بيشتر از جديد دوست دارم. دنيروهاي راننده تاکسي، شکارچي گوزن و گاو خشمگين. آلپاچينوهاي جديد را بيشتر دوست دارم. بهخصوص در بوي خوش زن.
وقتي تو را دست به سينه ميخواهند!
فروتن در گفتوگوي ديگري با هوشنگ گلمکاني که سال گذشته آن را انجام داد گفته که در سينماي ما يکسري چيزها جزو اصول شده؛ فلاني صدايت ميزند براي کار بايد بروي پيشش. حرف دستمزد نبايد اصلا بزني و حتما بايد قرارداد سفيد امضا کني. بعضي از بازيگران براي حفظ اعتبارشان حتما اين کار را ميکنند من هم براي فيلم کيميايي و ديگري قرارداد سفيد امضا کردم. گاهي بعد از ذوق و شوق ميبيني آدمهايي آن پشت ايستادهاند که توقع دارند براي کارشان نبايد دستمزد خواست يا وقتي صدايت ميزنند بايد دستت برسينهات باشد و فرديت آدمها را ازشان گرفتهاند. اين چه خوشبختي است که براي بازي در يک فيلم اسم و رسمدار تن به ذلت بدهيم؟
شرطي براي کار با فيلمسازان مطرح
اگرچه اين بازيگر شناخته شده سينما هم مثل بسياري از بازيگران مطرح خيلي دوست دارد در فيلم کارگردانان مطرح بازي کند اما او از مدتها قبل براي بازي در فيلم اين کارگردانها براي خود شرطي گذاشته. فروتن در گفتوگويي در سال 85 در اينباره گفته: بعد از سالها به جايي رسيدم كه احساس كردم اينكه با فيلمسازان بزرگ و مطرح كار ميكنم كه به نوعي كسب اعتبار هم هست، هيچ اشكالي ندارد به شرطي كه آنها هم احساس كنند بازيگرشان محمدرضا فروتن است. دوست داشتم شأن من را بدانند. نگويند كه ما مثلا براي اين نقش اين مقدار هزينه كرديم و فرقي نميكند كه تو بازي كني يا كس ديگري. يا اينكه براي اين نقش ميتوانيم اين مقدار بپردازيم. احساس كردم اينها دوست ندارند اصول حرفهاي را رعايت كنند و به جايي رسيدهاند كه فكر ميكنند بازيگر بايد بيايد و سرش را زير پايش بگذارد و جلوي دوربين آنها قرار بگيرد. حرف پول و قرارداد هم نزند البته اگر حس كنم اين كارها به لحاظ مالي احتياج به پشتيباني دارد حتما خودم را سازگار ميكنم ولي تهيهكنندههاي قوي پشتشان بود كه چيز ديگري احساس ميكردم.
آرزوي کار کردن با مهرجويي و کيارستمي حتي در نقش يک پيرزن
مهرجويي و کيارستمي از جمله فيلمسازان محبوب فروتن هستند. سالها قبل فروتن از علاقه بسيار خود به مهرجويي سخن گفته و عنوان کرده بود که آرزو دارد با مهرجويي کار کند اما وقتي فيلمنامه مهمان مامان را ميخواند ميبيند نقشش در فيلمنامه گم است. آرزوي کار با مهرجويي براي اين بازيگر مطرح سينما بهقدري بزرگ است که فکر ميکند تنها با يک نقش بزرگ قانع ميشود. در فيلم مهمان مامان نقشي وجود داشت که بهنظر فروتن گل نقشهاي آن بود پيرزني که به اعتقاد او، هر بازيگري هر جور آن را بازي کرد بينظير ميشد فروتن حتي به مهرجويي گفته بود کاش اين نقش را تبديل به يک مرد جوان ميکرديد تا من بازي کنم!
او درباره همکاري با کيارستمي نيز گفته است: من بسيار خوشحال ميشوم که با بعضيها دوباره کار کنم و با بعضي ديگر که کار ميکردم کار کنم اما صادقانه بگويم الان با تنها کسي که آرزو دارم فقط و فقط کار کنم عباس کيارستمي است و با هيچ کس ديگري آرزوي کار کردن ندارم.
شبي که فروتن درخشيد
محمدرضا فروتن تقريبا 15 سال است که در سينماي ايران حضور دارد. فروتن با بازي درقسمت تماشاخانه سريال سرنخ پوراحمد بهعنوان کشفي تازه براي سينما شناخته شد. پوراحمد در آن زمان گفته بود صبر کن تا تماشاخانه پخش شود و آن شب که تماشاخانه پخش ميشود ويدئوي خانه آنها خراب بوده و او مجبور ميشود که براي ضبط اين قسمت به خانه خواهرش برود. در آنجا به همه ميگويد: ساکت باشيد وقتي کار تمام شود به من زنگ ميزنند و پيشنهاد کار ميدهند. آن شب هشت کار به فروتن پيشنهاد ميشود و يکي از آنها فيلم مسعود کيميايي بوده.
انگار از مارلون براندو هم بهتري
فروتن درباره کارکردن با مسعود کيميايي نظرات جالبي دارد. او در اينباره در مصاحبهاي گفته: من هميشه با عشق کنار مسعود کيميايي بازي ميکنم. هميشه يکجور با تو صحبت ميکند که انگار از مارلون براندو هم بهتري. يک چنين فضايي به آدم ميدهد و با انرژي جلوي دوربين ميروي؛ اينها همه براي بازيگر لذتبخش است.
مغز استخوان تماشاگر
او چند وقت پيش نيز روايت جذاب ديگري را از کار کردن با کيميايي گفته بود: خيلي اوقات بازيگر مجبور ميشود در فيلمهايي بازي کند که يک جنس بازي ميخواهد؛ اگر قرار بود ديالوگهايم در فيلمهاي کيميايي با همان لحن فيلم به آهستگي باشد خب کيميايي اصلا دوست نداشت. آقاي کيميايي ميخواهد؛ حتما ديالوگ وزن داشته باشد و سنگين و موثر باشد و تا مغز استخوان تماشاگر برود.
فيلمت 80 ميليون فروخت
در کارنامه سينمايي محمدرضا فروتن همه جور فيلمي ديده ميشود مثلا فيلم شاه خاموش كه يك فيلم تاريخي است و در زمان خود در سه، چهار سينما اكران ميشود و به نظر فروتن براي خودش فروش خوبي هم ميكند اما جالب است كه خود او درباره اين فيلم گفته است: وقتي تهيهكنندهاي من را ميبيند و با اشاره به فيلم شاه خاموش ميگويد فيلمت ۸۰ ميليون فروخت. اصلا فكر نميكند كه من در چه فيلمي حضور داشتم چون او مدعي است که در مسير بازيگرياش به نقطهاي رسيده كه تهيهكنندهها و كارگردانها صرف نظر از اينكه فيلمش پرفروش است يا كمفروش بايد او را انتخاب كنند.
روايت فروتن از بازي در فيلمهاي مختلف
خود فروتن ميتواند راوي خوبي براي فيلمهايي که در اين سالها با کارگردانهاي مختلف بازي کرده باشد:
قرمز: بازيگري نيستم كه بخواهم كله معلق بزنم و تواناييهايم را به رخ آدمها بكشم و بخواهم نقشي متفاوت از نقشهاي ديگر بازي كنم. من بازيگري هستم كه به نقش وفادارم و نقش را آنطور كه هست حس و اجرا ميكنم. اگر تفاوتي در كارهايم وجود دارد اينها خودبهخود به وجود آمده است. آن زمان براي اتفاقي که براي فيلم قرمز افتاد خوشحال بودم و حتي خود آقاي جيراني هم در تمام اين سالها سعي کرده شبيه آن را بسازد ولي نشده. آن موقع وقت ساختن قرمز بود و بعد از آن هرچه ساخته شد تکرار فتوکپي قرمز بود. آن هم کپيهاي بيرنگ و بو.
از شب يلدا تا دعوت: من 14 سال است که در اين سينما کار ميکنم؛ من دوست دارم راه خودم را بروم و اصلا مهم نيست که چنين فيلمهايي چقدر پرفروشند. من آنقدري که الان به فيلم شب يلدا افتخار ميکنم با فروش 100 ميليونياش،به فروش فيلم مجردها که 400 ميليون فروخت افتخار نميکنم و در مقابل در فيلمهايي مثل دعوت بازي کردهام که در زمان اکرانش پرفروشترين فيلم آن دوره شد.
: زماني که زير پوست شهر ساخته شد خيليها از کنارش گذشتند و خيليها هم اين فيلم را دوست نداشتند ولي به مرور اين فيلم زير پوست شهر بود که گفت: من فيلم خوبيام.
از نوک برج تا مجردها: فيلمهاي مجردها و نوك برج تكليفشان مشخص است. در زمينه طنز خواستم تجربه كنم و نميتوانستم منتظر فيلمهايي باشم كه شايد استانداردهاي بالاتري داشته باشند. اتفاقا فيلم آتش بس خانم ميلاني به من پيشنهاد شد كه در آن موقع سركار آقاي حسنپور (وقتي همه خواب بودند) بودم كه متاسفانه نتوانستم بروم. فيلم را ديدم و آن را دوست داشتم كه در نوع خودش فيلم خوبي است.
باغهاي كندلوس: فيلم اول ايرج کريمي را ديده بودم. او را بهعنوان يك منتقد باسواد سينما ميشناختم. دوست داشتم با اين آدم مصاحبت كنم،حرفهايش را بشنوم و بخوانم. تا اينكه از كنار هم ميگذريم را ديدم. فيلم را آن موقع نفهميدم. شايد الان دوباره ببينم و بفهمم ولي آن موقع چندان متوجه فيلم نشدم. يكبار كه ديدم گفتم فيلمهاي ايرج كريمي را بايد چند بار ديد.
متاسفانه چند تار مو را نديدم. وقتي فيلمنامه در باغهاي كندلوس به دستم رسيد گفتم واي قرار است كه با ايرج كريمي كار كنم و حتما يك قصهاي است كه نميفهمم. وقتي خواندم قصه خيلي ملموس و شيرين بود. فيلمنامه را دوست داشتم و عاشق سكانس نماز شدم كه البته متاسفانه بخشي از آن در اكران حذف شد.
کنعان: يكي از افتخارات كارنامه بازيگري من، كار در فيلم كنعان است و اميدوارم همه از آن لذت ببرند.
حرف آخر
آخرين فيلم روي پرده محمدرضا فروتن، محاكمه در خيابان بار ديگر محملي بود تا تواناييهاي فروتن را به تماشاگران و فيلمسازان يادآوري كند. اين روزها فروتن دوباره با بازي در اين فيلم بر سر زبانها افتاده است و طرفدارانش هم دوباره بازيگر محبوبشان را در يك فيلم قابل قبول روي پرده سينماها ديدهاند.
منبع: تهران امروز
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1262885217_645_FT43707_mohakemeh_dar_kkhiaban_02_1 446_.jpg (http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1262885217_645_FT43707_mohakemeh_dar_kkhiaban_02_1 446.jpg)
نازنين
01-08-2010, 11:30 AM
فروتن واقعا كه بازيگر نمونه اي هست من كه واقعا دوستش دارم
پس ارباب حلقه ها در راه هستش..... چه خوب!
پويا چه خشن شده اين آواتور و امضات ميترسم:4:
http://64.130.220.65/Multimedia/pics/1388/3/Art/136.jpg
پارس فیلم ـ فیلم «شیرین» ساخته «عباس کیارستمی» از روز 30 دیماه در سینماهای فرانسه به نمایش درخواهد آمد.
روزنامه لوموند در شماره امروز خود، فهرستی از فیلمهای مطرح سینمای جهان را که در سال جدید میلادی در فرانسه اکران خواهند شد، منتشر کرد.
طبق برنامه زمانی، فیلم «شیرین» ساخته «عباس کیارستمی» روز 20 ژانویه (30 دیماه) اکران خواهد شد. «شیرین» که جمعی از بازیگران زن سرشناس سینمای ایران بههمراه «ژولیت بینوش» در آن نقشآفرینی داشتهاند، تاکنون در جشنوارههای ونیز، روتردام، هنگکنگ، استانبول، سیدنی، ادینبورگ، بانکوک و توکیو به نمایش درآمده است.
«لبنان»، برنده شیر طلای ونیز ساخته «ساموئل مائوز» روز سوم فوریه، «لولا»، ساخته «بریلیانت مندوزا»، بهترین کارگردان جشنواره کن روز سوم مارس، «روح آشپزخانه»، ساخته «فاتح آکین» روز هفدهم مارس و «Invictus» ساخته «کلینت ایستوود» روز سیزدهم ژانویه در سینماهای فرانسه بهروی پرده خواهند رفت.
ازدیگر فیلمهای سرشناس سینمای جهان که برای نمایش در فرانسه در نوبت اکران قرار دارند میتوان از «یک مرد جدی» ساخته «برادران کوئن»(20 ژانویه)، «شرلوک هولمز» ساخته «گای ریچی»(3 فوریه)، «جزیره شاتر» ساخته «مارتین اسکورسیزی»(24 فوریه) و «رابین هود» ساخته «ریدلی اسکات» (19 می) نام برد.
همچنین فیلم «روحنگار»، ساخته جدید «رومن پولانسکی»، کارگردان لهستانی برنده اسکار و نخل طلا که برای نمایش در بخش رقابتی جشنواره برلین انتخاب شده است، برای اولینبار در فرانسه و در روز سوم مارس اکران خواهد شد.
روزنامه لوموند در بخش دیگری از گزارش خود به فیلمهایی که حضورشان در بخش رقابتی جشنواره کن تقریبا حتمی شده اشاره کرد و نوشت: انتخاب آثاری چون «درخت زندگی» ساخته «ترنس مالیک» با نقشآفرینی «براد پیت» و «شون پن»، «کپی برابر اصل» ساخته «عباس کیارستمی»، «قانون شکن» ساخته «رشید بوچارب»، «ما یک پاپ داریم» ساخته «نانی مورتی» و «سوسیالیسم» ساخته «ژان لوک گدار» برای بخش رقابتی شصتوسومین جشنواره فیلم کن جای تعجب ندارد.
منبع:ایسنا
قالب کردن بدل به جای اصل
http://www.30nema.com/images/reviews/mohakeme_dar_khiyaban_30nema_40.jpg
نخستین برخورد با هر فیلم تازه مسعود کیمیایی در دو دهه اخیر، دستکم از "سرب" به بعد، تجربهای شبیه نخستین بار نشستن پشت فرمان یک خودرو است. باید در آن واحد حواست به چندین جا باشد. آینه را ببینی، مراقب چپ و راست باشی، دنده را درست جا بیاندازی و دایم مراقب اطراف باشی که خودرویی بیاحتیاط با خودروی توی تازهکار برخورد نکند و خودت هم مزاحم رانندگی دیگران نشوی. در پایان راه، تنها مسیری را طی کردهای بی آنکه از آن شور و شوق اولیه برای رانندگی چیزی در وجودت باقی مانده باشد، خسته شدهای چون انرژی بسیاری را صرف همرنگ شدن با دیگران کردهای و تنها حواست به رسیدن به مقصد بوده، نه چگونه رفتن این راه.
مسعود کیمیایی سالهاست که دنیای شخصی و انفرادی خود را در فیلمهایش بنا کرده است. مهم نیست که با تغییرات زمانه همراه نمیشود و مهم نیست که بازتاب جهان و هرچه در آن میگذرد، تنها از صافی ذهن او گذشته و آیینه تمام نمایی از آن چه در جامعه میگذرد نیست.
کیمیایی که فیلمساز اجتماعی و رئالیست نیست تا حقایق جهان را در فیلمهایش بازتاب دهد. او تحت هر شرایطی به دنبال بنا کردن دنیایی شخصی است که خود از خلق آن لذت میبرد و گروهی هم همین ایستادگی بر سر آرمانهای قدیمی را میپسندند و مقهور توانایی او در روایت میشوند. آن هم روایتی کاملاً شخصی که هیچ سنخیتی با واقعیتهای روزگار ندارد و هر گونه واقعنمایی در این رویکرد، محکوم و حتی مذموم است.
تماشا و لذت بردن از فیلمهای متاخر مسعود کیمیایی، حکایت همان راننده تازه کار و رانندگی در خیابانهای پرازدحام و آشفته شهر تهران را دارد. همان خیابانها و بزرگراههای شلوغ و پرترافیک که در بیست و هفتمین فیلم کیمیایی با نماهایی عمومی و از بالا یا از دور شاهد آنیم. که این تصویرها قرار است به ما نشان دهند که زندگی یک آدم آرمانگرا چقدر در این بلبشوی زندگی شهری مدرن دشوار است. اگر گواهینامه و تجربه رانندگی در این ازدحام سرسامآور را داشته باشی، احتمالاً جان سالم به در میبری و زنده به مقصد میرسی و اگرنه، بهتر است کنار بزنی و پیاده طی طریق کنی که این گونه دستکم اعصاب و روانت کمتر فرسوده خواهد شد.
دنیای کیمیایی دنیای منحصر به فردی است. مهم نیست که کمترین شباهتی به آنچه در اطراف و اکناف جامعه میگذرد نداشته باشد. مهم این است که او همچنان با پافشاری روی ارزشهای شخصی، میخواهد آنها را در ذهن تماشاگر خود زنده نگه دارد. حتی به قیمت دیالوگهایی نچسب و شعارگونه و اشاراتی از قبیل مد شدن دوباره مفاهیمی چون غیرت و ناموس.
مشکل آنجاست که مفاهیمی که کیمیایی نگران کمرنگ شدن آنهاست، تابع مد نیستند که بیایند و بروند، یا در گذر زمان کمرنگ و پررنگ شوند. مسئله اینجاست که اغلب مفاهیم در گذر زمان با تغییر و تحول در تعریفهایشان مواجه میشوند. ولی اگر دوست داشته باشیم هنوز هم همان تعاریف کلاسیک و قدیمی را از این گونه مفاهیم ارایه کنیم. احتمالاً یک چیزی، یک جایی کم میآید و این درست همان مشکلی است که همچو منی با آثار دو دهه اخیر فیلمساز و طرفدارانش پیدا میکند.
وقتی یک چیزی در قالب یک فرم (در اینجا یک فرم سینمایی) کم است، دیگر نمیتوان آن را پشت حرفهای قشنگ و قشنگ حرف زدن یا قشنگ اجرا کردن حرفهای تکراری و نوستالژیک شدن برخی از دست رفتن ارزشها و هنجارهای گذشته (که هنوز باور ندارم یک ارزش یا هنجار اجتماعی از دست رفته باشد، بلکه تنها تعاریف و اشکال آن تغییر کرده) پنهان شد.
آنچه که سینمای دوران جدید مسعود کیمیایی کم دارد، واقعگرایی و واقع بینی است. حالا دیالوگهای "محاکمه در خیابان" یا آنگونه که فیلمساز دوست دارد، بیست و هفتمین فیلم مسعود کیمیایی هر چقدر که شکیل و خوشآهنگ باشند، وقتی در دهان شخصیتهای قصه نمینشینند یک جایی کم میآورند و ارتباط ذهنی و مهمتر از آن، ارتباط حسی مخاطب را با فیلم قطع میکنند.
مثالی میزنم، دیالوگهای اغلب فیلمهای مرحوم علی حاتمی هم شعرگونه و شعاری و نامتعارف بودند که حتی به لحاظ آوانگاری قومی و تاریخی هم سندیت و واقعیتی نداشتند. اما در آن فضاسازی، میزانسن و شخصیت پردازی چنان در دهان آدمهای جهان سینمایی حاتمی مینشستند که باور چیزی جز آن متصور نبود. اما این دیالوگهای مطنطن و موزون در دهان آدمهای دنیای کیمیایی نمیچرخند. به ویژه آنکه دیالوگها وظیفه کاستیهای پیرنگ روایتی و قصه را هم بر دوش بکشند و قرار باشد هر شخصیتی با هر جملهای که بر زبان میراند بخشی از ناگفتههای فیلمنامه را هم برملا کند.
آدمهای کیمیایی نمیخواهند یا شاید نمیتوانند خود را با واقعیتهای جاری اجتماع وفق دهند، به همین دلیل است که دایم غم ارزشهای از کف رفته دوران سپری شده را میخورند و به همین دلیل است که در نخستین تجربه شنیدن، به نظر جذاب و تازه میآیند.
حال آنکه همان حرفها و عناصر بارها تکرار و دستمالی شده دنیایی نامتعارف هستند که هر بار با نام و رنگ و لعابی تازه، پیش روی تماشاگر گشوده میشوند. وقتی در دهه 1380شمسی و در تهران روز به روز در حال تحول، کسی دیگر کلاه شاپو بر سر نمیگذارد و به مانند فیلم نوآرهای دهههای 1960 و 1970 فرانسه لباس نمیپوشد. پوشاندن چنین لباسها و فراهم ساختن چنان هیاتی، دیگر معنای پایبندی به ارزشهای گذشته و غم فراموشی آن دوران درخشان را نمیدهد، که تنها و تنها نشان هضم نکردن گذر زمان است. اگر کسی دلش برای آنگونه لباس پوشیدن مردان تنگ شده، کافی است یکی از فیلمهای نوآرهای مثلاً ژان پیر ملویل را ببیند و از آن همه اصالت و آن همه حس اورژینال بودن این گونه مفاهیم- از جمله مفهوم رفاقت مردانه و بیوفایی زنانه- لذت ببرید.
تکرار آن حال و هوا در یک فیلم امروزی که داستانش را در میدان ولیعصر(عج) و خیابان کریم خان زند و سهروردی در حالی روایت میکند که بیلبوردهای تبلیغاتی ظروف آشپزخانه تفال و پوستر تبلیغاتی فیلم "اخراجیها 2" چشمانداز شهر را انباشتهاند، هرگز جواب نمیدهد، چون اصالت ندارد و باسمهای و نچسب است.
اسمش هم دیگر نوستالژی نیست که جا ماندن از زمانه و به تبع آن جا ماندن از خیلی واقعیتهاست. حال اگر کسی دوست دارد با تماشای فیلمی از فیلمساز محبوبش، یک ساعت و نیم تا دو ساعتی از واقعیت روزمره و جاری در رگ و پی کوچه و خیابانهای شهر بگریزد و دمی با رویای چنین دنیای خیالی سر کند، نوشش باد. اما بدلی زیبا را نمیتوان با اصل عادی و معمولی عوض کرد.
گفته میشد بیست و هفتمین فیلم مسعود کیمیایی بسیاری از شلختگیهای آثار اخیر استاد را ندارد و فیلم شسته و رفتهای است. قطعاً چنین است و فیلم روایت پاکیزهتری نسبت به فیلمهای قبلی دارد. اما پیرنگ داستانی باز هم پیش از آنکه باید دستش را رو کرده و همه رشتههای قصه، از جمله تمهیداتش برای غافلگیر کردن تماشاگر در پایان فیلم را پنبه میکند.
از همان جا که امیر، قهرمان قصه که برای یافتن حقیقت زندگی گذشته عروسش، به سراغ راننده آژانس که شایع است با دخترک سر و سری داشته میرود و به مسافر خودروی او آدرس میدهد که خودرو را با خود برده و در پارکینگ فرودگاه بگذارد و سوئیچ را هم به نگهبانی تحویل دهد، معلوم است که انتهای قصه چگونه بسته خواهد شد.
در نمای پایانی از همان جا که مرد کتک خورده و خسته به سوی خودرویش در پارکینگ فرودگاه میرود، پیش از آنکه داخل خودرو بنشیند و عکس دخترک را از سایبان جلوی ماشین بردارد، میدانیم و مطمئنیم که به امیر دروغ گفته و دخترک را به مراتب بیش از ادعاهای معصومانه خودش و بیش از انکارهای ظاهراً صادقانه سکانس پیشین میشناخته است.
این وسط تنها امیر نبود که فریب خورد و با این فریب، زندگی مشترکی برای یک عمر را آغاز کرد. چرا که آخر قصه از ابتدای آن معلوم بود. مشخص بود که فیلمساز برای روایت روراستی و صداقتی که به قول خودش این روزها چون کیمیا شده، این همه وقت و انرژی صرف نخواهد کرد. با خودمان روراست باشیم. انتظار داشتیم دختر به امیر راست گفته باشد؟ آن هم در لباس عروسی و در شب پیوند ابدی با پسری از طبقه دیگر که در طول فیلم همواره به زحمتکشی خود افتخار کند. روراستی و صداقت ارزشها و هنجار مهمی است که این روزها گویا دیگر مد نیست که اگر بود انتظاری جز آنچه در پایان فیلم شاهد آن بودیم نداشتیم و از دیدن عکس دختر دردست مرد راننده و آرزوی خوشبختی توام با اشکی که بر گونه مرد میغلتد، جا نمیخوردیم.
مازیار فکریارشاد
RED STORM
01-08-2010, 07:38 PM
تلاش برای حضور فیلم زهرا امیرابراهیمی در جشنواره فجر!!
http://www.seemorgh.com/DesktopModules/iContent2/Files/52129.jpg
علیرضا سجادپور مدیر کل اداره نظارت وارزشیابی ارشاد از احتمال رفع توقیف فیلم سینمایی "سفر به هیدالو" به کارگردانی مجتبی راعی خبر داد.
در این فیلم "زهرا امیر ابراهیمی" بازیگر جنجالی سریال نرگس به ایفای نقش پرداخته که ظاهرا یکی از دلایل توقیف این فیلم بوده است.
گفتنی است زهرا امیر ابراهیمی چندی پیش بدلیل انتشار فیلم غیر اخلاقیاش به خارج ازکشور گریخت و با یاری شبنم طلوعی از دیگر هنرپیشههای ایرانی در نمایشی ضدایرانی اسلامی به ایفای نقش پرداخت.
RED STORM
01-08-2010, 07:38 PM
عزت الله انتظامی و اصغر فرهادی داوری جشنواره فیلم فجر را رد کردند
سینمای ما - بازیگر قدیمی سینمای ایران به دلیل بیماری و جراحی پا پیشنهاد داوری بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر را نپذیرفت.
عزتالله انتظامی در این زمینه گفت: «بعلت بیماری قلبی و جراحی پا قادر به پذیرفتن عضویت در هیئت داوران نیستم.»
انتظامی همچنین به این نکته اشاره کرد که چون در فیلم «چهل سالگی» به کارگردانی علیرضا رئیسان بازی کرده و این فیلم قرار است در جشنواره نمایش داده شود، نمی تواند عضو هیئت داوران جشنواره باشد.
عزتالله انتظامی در ادامه گفت: «چون دوران نقاهت را سپری می کنم کاملاً درجریان اخبار و رویدادهای سینمایی نیستم، اما جشنواره فیلم فجر متعلق به سینماگران است و باید فضایی فراهم شود که اهالی سینما در آن حضور مطلوب پیدا کنند.»
کارگردان فیلم سینمایی «درباره الی» نیز داوری در بخش مسابقه سینمای ایران بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر را رد کرد.
شنیدهها حاکی از این است که پیشنهاد داوری این دوره از جشنواره با اصغر فرهادی، کارگردان فیلمهایی چون «درباره الی»، «چهارشنبه سوری»، «شهر زیبا» و «رقص در غبار» مطرح شده و این کارگردان از پذیرش این مسئولیت خودداری کرده است.
منبع : ایلنا -خبرآنلاین
RED STORM
01-08-2010, 07:39 PM
فيلمبرداري «هفت دقيقه تا پاييز» تا 15 دی تمام ميشود
هدیه تهرانی، حامد بهداد و محسن طنابنده با فیلم علیرضا امینی در جشنواره بیست و هشتم فجر
http://www.cinetmag.com/Photo/News/Larg/7mintapaeez_01_l_169171.jpg
مجله سی نت: فيلمبرداري فيلمسينمايي «هفت دقيقه تا پاييز» به كارگرداني عليرضا اميني اوايل هفتهي جاري به پايان ميرسد.
سيد جمال ساداتيان با اعلام اين مطلب گفت: نيمي از تدوين فيلم انجام شده و همزمان محسن روشن كار صداي فيلم را انجام ميدهد و عليرضا كهنديري موسيقي را ميسازد.
وي اظهار اميدواري كرد اين فيلم براي حضور در جشنواره فيلم فجر آماده نمايش شود.
«هفت دقيقه تا پاييز» با فيلمنامهاي از محسن تنابنده (براساس طرحي از اميني) در خلاصه داستان آن آمده است:«زندگي مريم و فرهاد در آستانه فروپاشي است. ميترا خواهر بزرگتر مريم،براي كمك به اين زندگي تلاش ميكند.ميترا،مريم و نيما (شوهر ميترا) عازم سفر ميشوند و اتفاقهايي در طول سفر رخ ميدهد كه همه چيز را برخلاف پيشبينيها ميسازد.»
در اين فيلم هديه تهراني، حامد بهداد، محسن تنابنده،خاطره اسدي، بهشاد شريفيان به ايفاي نقش ميپردازند
نازنين
01-09-2010, 08:19 PM
«مهران مديري» جلوي دوربين «قهوه تلخ» رفت (http://www.niksalehi.com/learn/archives/129955.php)
http://www.niksalehi.com/learn/khabar/A0681757.jpg
به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، تصويربرداري سريال جديد مهران مديري در حالي ادامه دارد كه او تصميم گرفته در اين سريال ايفاي نقش كند و در اين سريال نيز جلوي دوربين رفته است.
در ادامه توليد سريال؛
«مهران مديري» جلوي دوربين «قهوه تلخ» رفت
خبرگزاري فارس: مهران مديري در مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» به كارگرداني خودش ايفاي نقش ميكند.
به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، تصويربرداري سريال جديد مهران مديري در حالي ادامه دارد كه او تصميم گرفته در اين سريال ايفاي نقش كند و در اين سريال نيز جلوي دوربين رفته است.
مجموعه جديد مهران مديري با نام «قهوه تلخ» از اواخر بهمن ماه و پس از پايان مراسم مربوط به دهه فجر، رحلت پيامبر اكرم(ص) و شهادت امام رضا(ع)، اين سريال روانه آنتن شبكه سه سيما خواهد شد.
بنابراين گزارش، تصويربرداري اين سريال در لوكيشن اصلي آن ادامه دارد و تا به حال حدود 15 قسمت از سريال آماده شده است.
در حال حاضر بازيگراني نظير رضا نيكخواه، رضا فيض نوروزي، محمدرضا هدايتي، اليكا عبدالرزاقي و آرام جعفري جلوي دوربين مديري هستند.
«قهوه تلخ» بناست در 50 قسمت ساخته شود و شبكه سه سيما در حال تصميمگيري است كه آيا اين سريال را در ايام نوروز نيز به روي آنتن ببرد يا به گروه مديري استراحتي بدهد و ادامه اين سريال پس از تعطيلات به روي آنتن برود.
لوكيشنهاي سريال «قهوه تلخ» يك كاخ و يك بازار است كه از مضموني تاريخي برخوردار است و داستانهاي آن در يك كاخ ميگذرد.
به گزارش فارس، «قهوه تلخ» 33 بازيگر اصلي دارد و داستان آن با بازي سيامك انصاري در نقش مورخ آغاز شد. او در ابتداي داستان كه در دنياي امروز ميگذرد، يك فنجان قهوه تلخ ميخورد و با خوردن آن به تاريخ سفر ميكند. او در طول زمان به مورخي تبديل ميشود كه در مرور خاطرات تاريخي خود، هربار دچار مسائلي ميشود كه اين مسائل داستانهاي سريال را رقم ميزند.
«محمدرضا هدايتي» نيز پادشاه اين كاخ است، «علي لك پوريان» نقش مليجك را ايفا ميكند. «ساعد هدايتي» نيز پزشك دربار است.
در مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» كه به تهيه كنندگي «مجيد آقاگليان» و «حميد آقاگليان» ساخته ميشود، بازيگراني نظير سيامك انصاري، علي لكپوريان، آرام جعفري، سحر زكريا، اليكا عبدالرزاقي، سحر جعفري جوزاني، هادي كاظمي، نادر سليماني، بيژن بنفشهخواه، فلامك جنيدي، سعيد پيردوست، ساعد هدايتي و ... ايفاي نقش ميكنند.
داستانهاي مجموعه تلويزيوني «قهوه تلخ» توسط امير مهدي ژوله و خشايار الوند نوشته شده است.
انتهاي پيام/ف
RED STORM
01-10-2010, 01:07 PM
جیمز بزرگ سلطان تکنولوژی و 3d
http://f.imagehost.org/t/0931/james_cameron.jpg (http://f.imagehost.org/view/0931/james_cameron)
جیمز فرانسیس کامرون (زاده ۱۶ اوت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B6_%D8%A7%D9%88%D8%AA) ۱۹۵۴ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B9%DB%B5%DB%B4_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8% A7%D8%AF%DB%8C%29)) کارگردان آمریکایی اهل کانادا است که بیشتر فیلمهای مهیج و تخیلی میسازد.
او در شهر کوچکی به نام کپوس کیسینگ (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%BE%D9%88%D8%B3_%DA%A9%DB %8C%D8%B3%DB%8C%D9%86%DA%AF&action=edit&redlink=1) در حومه انتاریو کانادا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7)، نزدیک آبشار نیاگارا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%A8%D8%B4%D8%A7%D8%B1_%D9%86%DB%8C%D8%A7% DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7)، به دنیا آمد. در پانزده سالگی همزمان با تحصیلات متوسطه فیلم یک ادیسه فضایی (استنلی کوبریک (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%86%D9%84%DB%8C_%DA%A9%D9%88% D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9)) را دید و به سینما (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7) علاقه مند شد. خودش در این باره گفتهاست: «با دیدن این فیلم به فیلمسازی علاقه مند شدم. نمیتوانستم تصور کنم که کوبریک چگونه این کارها را انجام دادهاست. مایل بودم آنچه را او انجام داده بود فرا بگیرم. چارهای نبود جز اینکه دوربین سوپر هشت پدرم را قرض بگیرم و سعی کنم با سرعتهای مختلف از اشیای دور و اطرافم فیلمبراداری کنم، و بعد نتیجه را روی پرده ببینم.»
عرصه هنری او
http://i.imagehost.org/t/0817/james_cameron1.jpg (http://i.imagehost.org/view/0817/james_cameron1)
در ایام نوجوانی خانواده اش به دهکده ارنج در جنوب کالیفرنیا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%81%D8%B1%D9%86%DB%8C%D 8%A7) نقل مکان کرد، و چندی بعد با خواندن کتابی درباره فیلمنامه نویسی با همکاری یکی از دوستانش یک فیلمنامه ده دقیقهای نوشت، و آن را به طریقه ۳۵ میلی متری فیلمبراداری کرد. کامرون با این فیلم در رشتههای جلوههای ویژه، تمهیدات سینمایی و شیشه شفاف دست به آزمایش و تجربه زد. خودش گفتهاست: «به کتابخانه USC (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AC% D9%86%D9%88%D8%A8_%DA%A9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%81%D 8%B1%D9%86%DB%8C%D8%A7) رفتم و هر چه مربوط به تکنولوژی فیلم بود پیدا کردم و خواندم. از صفحات کپی میگرفتم و از صفحات دیگر یادداشت برمی داشتم. در تکنولوژی سینما مجانی فارغ التحصیل شدم. در دانشکده ثبت نام نکرده بودم، بلکه تمام اوقات در کتابخانه بودم. معمولاً کوهی از کاغذ و پوشه در کنارم بود تا بیاموزم که جلوههای ویژه چگونه انجام میشوند.»
کامرون پس از پایان تحصیلات به هالیوود (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%88%D8%AF) رفت و در دهه هشتاد به عنوان فیلمنامه نویس و کارگردانی فن آور شناخته شد.
کامرون مانند بسیاری از کارگردانهای آمریکایی فعالیت خود را از کمپانی «نیو ورلد پیکچرز» که متعلق به کارگردان آمریکایی راجر کورمن (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B1_%DA%A9%D9 %88%D8%B1%D9%85%D9%86&action=edit&redlink=1) بود، آغاز کرد. کورمن به دلیل مشکلات فراوان که با صاحبان پر قدرت استودیوها، انجمن تولید کنندگان و انجمن پخش و توزیع فیلم در آمریکا داشت، کمپانی «نیو ورلد پیکچرز» را تأسیس کرده بود و هم به تهیه فیلمهای تجاری پرفروش میپرداخت، و هم امکان تهیه فیلمهای هنری فیلم سازان اروپایی مثل فرانسو تروفو (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9% 88_%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%81%D9%88&action=edit&redlink=1)، فدریکو فلینی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%AF%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D9%88_%D9%81%D9%84% DB%8C%D9%86%DB%8C) و اینگمار برگمن (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%AF%D9%85%D8%A7%D8%B1_%D8%A8% D8%B1%DA%AF%D9%85%D9%86) را فراهم کرد.
جنگ فراسوی ستارگان (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D9%81%D8%B1%D8 %A7%D8%B3%D9%88%DB%8C_%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA% AF%D8%A7%D9%86&action=edit&redlink=1) نخستین فیلمی بو که کامرون در آن به عنوان طراح و سازنده
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/8/87/StarWarsMoviePoster1977.jpg/199px-StarWarsMoviePoster1977.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:StarWarsMoviePoster1977.jpg)
صحنهها از خود ابتکار عمل نشان داد، و در به تصویر کشیدن فیلمنامهای که جان سی لز (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%B3%DB%8C_%D 9%84%D8%B2&action=edit&redlink=1) با الهام از فیلم هفت سامورایی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%81%D8%AA_%D8%B3%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1% D8%A7%DB%8C%DB%8C) نوشه بود قدرت استعداد و خلاقیت خود را به کار گرفت. کهکشان وحشت (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D9%87%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9% 86_%D9%88%D8%AD%D8%B4%D8%AA&action=edit&redlink=1) و فرار از نیویورک(۱۹۸۱) فیلمهای دیگری هسنتد که کامرون در برنامه ریزی تولید و مسئولیت جلوههای ویژه آنها همکاری داشت. در چنین موقعیتی راجر کورمن فرصتی طلایی برای کامرون فراهم کرد تا نخستین فیلم خود را در سال ۱۹۸۱ به نام پیرانا ۲: تخم ریزی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8% A7_%DB%B2:_%D8%AA%D8%AE%D9%85_%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D B%8C&action=edit&redlink=1) کارگردانی کند. قسمت اول این فیلم جان سی لز و جودانته با الهام از آروارهها (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%8 7%D8%A7) (فیلمی از استیون اسپیلبرگ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3% D9%BE%DB%8C%D9%84%D8%A8%D8%B1%DA%AF)) نوشته و ساخته بودند.
http://f.imagehost.org/t/0165/JAWS_Movie_poster.jpg (http://f.imagehost.org/view/0165/JAWS_Movie_poster)
پیرانا ۲ فیلمی با ساختار سینمایی ضعیف بود و در نمایش عمومی از جهت تجاری با شکست رو به رو شد.
[/URL]
جیمز کامرون پس از شکست پیرانا ۲ گفت: به آدمی شباهت داشتم که زیر آب ماندهاست. میدانستم که اگر قرار باشد روزی دوباره پشت دوربین فیلمبرداری قرار بگیرم، بایستی فیلمی برای خود بسازم. بنابراین شروع به نوشتن فیلمنامه کردم. من در جلوههای ویژه سابقه مفیدی داشتم. بنابراین طبیعی بو که سراغ فیلمنامهای با موضوعی علمی و خیالی بروم، و چون میدانستم قادر نیستم برای تهیه این فیلم بیشتر از سه تا چهار میلیون دلار فراهم کنم داستانی علمی و خیالی نوشتم که ماجرای آن در دوره معاصر میگذرد.
دوره اوج
[URL="http://en.wikipedia.org/wiki/File:Terminator1984movieposter.jpg"]http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/7/70/Terminator1984movieposter.jpg/200px-Terminator1984movieposter.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:Piranha2.jpg)
فیلم دوم کامرون ترمیناتور یا نابودگر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%B1) بود که کامرون آن را با بازی آرنولد شوراتزنگر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D9%86%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%B4%D9%88% D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%B1)، مایکل بین (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84_%D8 %A8%DB%8C%D9%86&action=edit&redlink=1)، [لیندا هامیلتون] و پل وینفیلد (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%BE%D9%84_%D9%88%DB%8C%D9%86%D9 %81%DB%8C%D9%84%D8%AF&action=edit&redlink=1) ساخت.
برای تولید ترمیناتور ۶ میلیون دلار هزینه شد، و وقتی فیلم در سال ۱۹۸۴ درست به آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به نمایش در آمد کنایهای بر «طلوع» عصر زمامداری رونالد ریگان (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84%D8%AF_%D8%B1%DB%8C% DA%AF%D8%A7%D9%86) قلمداد شد، و از آرنولد شوارتزنگر به عنوان مخوفترین فرانکشتین نیم قرن اخیر سخن گفته شد.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/f/fb/Aliens_poster.jpg/215px-Aliens_poster.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:Aliens_poster.jpg)
پس از موفقیت غیر منتظره ترمیناتور، که ۸۴ میلیون دلار درآمد داشت، کامرون در نوشتن فیلمنامه رامبو (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A8%D9%88&action=edit&redlink=1) اولین خون- قسمت دوم (۱۹۸۵) همکاری کرد و سپس در سال ۱۹۸۶ فیلم بیگانهها را با بازی سیگورنیویور (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%DA%AF%D9%88%D8%B1%D9% 86%DB%8C%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%B1&action=edit&redlink=1)، کاری هن (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%87%D9 %86&action=edit&redlink=1) و مایکل بین (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84_%D8 %A8%DB%8C%D9%86&action=edit&redlink=1) ساخت.که باعث
بوجود امدن سبک جدیدی شد
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/f/fc/Rambo_first_blood_part_ii.jpg/200px-Rambo_first_blood_part_ii.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:Rambo_first_blood_part_ii.jpg)
نویسندگی رمبو 2
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/a/ad/TheAbyss.jpg/200px-TheAbyss.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:TheAbyss.jpg)
فیلم بعدی جیمز کامرون ورطه (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%88%D8%B1%D8%B7%D9%87&action=edit&redlink=1) نام داشت. ورطه در سال ۱۹۸۹ با بازی ادهریس (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8% B3&action=edit&redlink=1)، مری الیزابت (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D9%84%DB %8C%D8%B2%D8%A7%D8%A8%D8%AA&action=edit&redlink=1) و مایکل بین (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84_%D8 %A8%DB%8C%D9%86&action=edit&redlink=1) شاخته شد.
دوره سلطنت
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/8/85/Terminator2poster.jpg/200px-Terminator2poster.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:Terminator2poster.jpg)
نابودگر ۲: روز داوری (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%B1_%DB%B2: _%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C ) پر آوازه ترین فیلم کامرون تا آغاز دهه نود میلادی است. او که ترمیناتور را با هزینهای بالغ بر شش میلیون دلار ساخته بود، در حرکتی بلند پروازانه ترمیناتور ۲ را با هزینهای بالغ بر یکصد میلیون دلار ساخت.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/4/44/True_lies_poster.jpg/200px-True_lies_poster.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:True_lies_poster.jpg)
فیلم دیگری از جیمز کامرون است که او در سال ۱۹۹۴ با بازی آرنولد شوارتزنگر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D9%86%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%B4%D9%88% D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%B1)، جیمی لی کرتیس (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AC%DB%8C%D9%85%DB%8C_%D9%84%DB %8C_%DA%A9%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B3&action=edit&redlink=1) و تام آرنولد (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D9%85_%D8%A2%D8%B1%D9 %86%D9%88%D9%84&action=edit&redlink=1) با هزینهای بالغ بر یکصدو بیست میلیون دلار ساخت.
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/2/22/Titanic_poster.jpg/200px-Titanic_poster.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:Titanic_poster.jpg)
و اما تایتانیک (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9) ساخته جیمز کامرون است که با فروش افسانه ایش کامرون را در مقام یکی از ثروتمندترین مردان جهان قرار داد.
پس از اینکه کشتی اقیانوس پیمای تایتانیک در سال ۱۹۱۲، با وزن شصت هزار تن و دویست و هفتاد متر طول، که از بلندترین آسمان خراشهای آن روزهای نیویورک (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%D9%88%DB%8C%D9%88%D8%B1%DA%A9) بلند تر بود، به آب انداخته شد و چند روز بعد با ۲۲۴۳ نفر مسافر و خدمه، بر اثر برخورد با کوه یخ در اقیانوس اطلس (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3_%D8%A7% D8%B7%D9%84%D8%B3) زیر آب فرو رفت، و ۱۵۱۳ نفر جان خود را از دست دادند. این حادثه اندوهبار به موضوع جذابی برای سینماگران در آمد تا فیلمهایی از این ماجرا عرضه کنند. نجات یافتگان از تایتانیک (۱۹۱۲)، تایتانیک(هربرت سپلین، ۱۹۴۳)، شب به یاد ماندنی(جرج روی هیل، ۱۹۵۷)، شب به یاد ماندنی(روی وارد بیکر، ۱۹۵۸)، تایتانیک(نسخه موزیکال)، مالی براون غرق ناشدنی(چارلز والتر، ۱۹۶۴)و شب یخی(نسخه آلمانی) فیلمهایی هستند که پیش از فیلم پر خرج و جاه طلبانه کامرون ساخته و عرضه شدند.
http://i.imagehost.org/t/0348/titanic-7.jpg (http://i.imagehost.org/view/0348/titanic-7)
آنچه باعث ساخته شدن این فیلم توسط جیمز کامرون شد، در کلام خود او آشکار است: «دهم آوریل ۱۹۱۲. تکنولوژی آرزوی دو دهه انسان را با نمایش معجزهای با شکوه تحقق میبخشد. در آن زمان چه چیز بهتر از به آب انداختن تایتانیک بزرگترین و باشکوه ترین وسیله نقلیه ساخته شده توسط انسان، میتوانست نشانه تفوق انسان بر طبیعت باشد، اما فقط چهار روز ونیم بعد رویای انسان فرو میریزد. افسانه این بانوی دریاها، کشتی رویاها، در کابوسی هولناک به پایان میرسد، و توان شکست ناپذیر انسان در برابر چشمان وحشت زده دو هزار و پانصد مسافر مغلوب ضعفهای همیشگی انسان میشود، و آن چه باقی میماند تکبر، بی خیالی، آز و آسوده طلبی است که مسبب این فاجعه بود.»
http://i.imagehost.org/t/0320/250px-Avatar_ver5_xlg.jpg (http://i.imagehost.org/view/0320/250px-Avatar_ver5_xlg)
بازگشت دوباره
آواتار محصول کمپانی آمریکایی فاکس قرن بیستم (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%DA%A9%D8%B3_%D9%82%D8%B1%D9%86_%D8%A8 %DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85) است. آهنگساز موسیقی این فیلم جیمز هورنر (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2_%D9%87%D9%88%D8%B1%D9%86% D8%B1) (تایتانیک) میباشد. استین وینستن (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86_%D9 %88%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%86&action=edit&redlink=1) مسئول جلوههای ویژه فیلم نابودگر ۲ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%B1_%DB%B2: _%D8%B1%D9%88%D8%B2_%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C ) نیز تا قبل از مرگش به جیمز کامرون در زمینه طراحی این فیلم کمک میکرده است.
در سال ۱۹۹۵ کامرون نمایشنامه آواتار را یه اتمام رساند. این فیلم چندین سال در دست ساخت بوده است و در لسآنجلس (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%B3%E2%80%8C%D8%A2%D9%86%D8%AC%D9%84%D8%B 3)، نیوزیلند (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%AF) و خلیج مکزیک (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC_%D9%85%DA%A9%D8%B2%DB%8C% DA%A9) فیلمبرداری شدهاست.
صحنه های از فیلم
http://f.imagehost.org/t/0287/Avatar2.jpg (http://f.imagehost.org/view/0287/Avatar2) http://f.imagehost.org/t/0386/460px-Avatar1_jpg.jpg (http://f.imagehost.org/view/0386/460px-Avatar1_jpg)
RED STORM
01-10-2010, 07:07 PM
نقد فیلم ترانسفورمرزها:انتقام فالن/transformers:revenge of fallen
نام فیلم : ترانسفورمرزها:انتقام فالن
عنوان انگلیسی :transformers:revenge of fallen
کارگردان:مایکل بیhttp://www.topgoal.ir/images/smilies/cry.gif
بازیگران:شیا لابوف/مگان فاکس
ژانر:اکشن / علمی تخیلی / فانتزی
مدت:149 دقیقه
محصول:2009 آمریکا
درجه نمایش:PG-13
فیلم پرهزینه و پر سر وصدای ترانسفورمرز در بیشتر روزنامه ها و مجلات سینمایی و سایتها با انتقادات تند و تیزی از طرف منتقدان روبرو شده است.هزینه ی ساخت فیلم 200 میلیون دلار بوده است و همه از مایکل بی انتظار خیلی بیشتر از این داشتند اما مایکل بی با این فیلم به هیچ عنوان نتوانسته انتظارات را براورده کند.
نسخه ی جدید ترانسفورمرز هم مثل نسخه ی اول (محصول 2007) دارای یک طرح داستانی گنگ و صحنه های اکشن زیاد و بی مهتوا و کاراکتر های دیووانه است.کاراکتر هایی با کار های احمقانه.اکشنی ملال آور و بی هدف که فقط برای پر کردن زمان فیلم به کار رفته است.حالا باز فیلم اول نوعی نوع آوری بود در این زمینه اما فیلم دوم یه جورایی همان باز سازی فیلم اول است به اضافه چند شخصیت دیگر و چند ربات دیگر.البته ربات های قسمت اول همگی هستند و به کار های خود ادامه میدهند.
محور اصلی اکشن فیلم روی جنگ بین روبات هاست.به سختی می شود در صحنه های اکشن فیلم فرق ربات خوب و بد را تشخیص داد.عمر هر سکانس 2 یا 3 ثانیه است که چیز زیادی دستگیرتان نمی شود.
یکی از ایراد هایی که خصوصا به قسمت دوم گرفته شد در بیشتر نقد ها شخصیت پردازی بسیار ضعیف فیلم است.دیالوگ ها هم بسار تصنعی و آبکی گفته می شوند.بازی های فیلم هم در صطح پایینی است.شیا لابوف با چند کار اول خود نوید ظهور یک ستاره را در سینمای امریکا می داد اما با چند فیلم اخیرش معلوم شد که پتانسیل این را ندارد.البته این به نقش هایی که انتخاب میکند برمی گردد.
تنها نکته ی مثبتی که من در این فیلم دیدم جلوه های ویژه ی عالی فیلم است که انصافا تماشایی است.احتمالا نامزد اسکار هم خواهد شد فقط در این رشته البته.
جالب است بدانید کمپانی پارامونت ساخت قسمت سوم را هم در دستور کار قرار داده است .کمپانی پارامونت قبل از نمایش نسخه دوم ترانسفورمرز چنین تبلیغ می کرد که این فیلم بزرگترین فیلم اکشن تاریخ سینماست!!!
فکر میکنم پال بلارت:پلیس فروشگاه به مراتب اکشن تر از این فیلم بود
نازنين
01-10-2010, 10:22 PM
http://www.niksalehi.com/tasviri/khabar/dsdf.jpg
دهنمكی سریال نوروزی «دارا و ندار» را نیمه دی در تهران كلید میزند
تهیه كننده مجموعه نوروزی شبكه تهران گفت: این سریال به كارگردانی «مسعود دهنمكی» تا نیمه دی ماه كلید میخورد.
http://www.persianv.com/uc/out.php/i5320_56881008L600.jpg
http://www.persianv.com/uc/out.php/i5319_behnoosh.jpg
http://www.persianv.com/uc/out.php/i5318_fatali.jpg
http://www.persianv.com/uc/out.php/i5317_fateme.jpg
http://www.persianv.com/uc/out.php/i5316_margan.jpg
http://www.persianv.com/uc/out.php/i5315_nafiseroshan.jpg
http://www.persianv.com/uc/out.php/i5314_negar.jpg
http://www.persianv.com/uc/out.php/i5313_rezaaa.jpg
http://www.persianv.com/uc/out.php/i5312_saghii.jpg
http://www.persianv.com/uc/out.php/i5311_sammmm.jpg
دهنمكی سریال نوروزی «دارا و ندار» را نیمه دی در تهران كلید میزند
تهیه كننده مجموعه نوروزی شبكه تهران گفت: این سریال به كارگردانی «مسعود دهنمكی» تا نیمه دی ماه كلید میخورد.
امیر پروین حسینی در گفتوگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس گفت: این سریال با حدود 40 الی 45 بازیگر ساخته خواهد شد كه بخشی از آنها انتخاب شدهاند و بخش دیگر در مرحله انتخاب هستند.
وی افزود: در تلاشیم تا با تدارك مقدمات كار، سریال تا نیمه دی ماه كلید بزنیم و صحنه آغازین این سریال نیز در لوكیشن شركت واقع در تهران خواهد بود.
وی درباره این كه آیا زمان كافی برای ساخت سریال در دست دارید یا خیر؟ نیز تصریح كرد: زمان اندك است ولی ما طوری طراحی و برنامهریزی كردهایم كه تا نوروز كار برای پخش آماده شود و ما با استرس و كمبود وقت مواجه نشویم.
به گزارش فارس، مجموعه «دارا وندار» هفت سینی با دارا و ندارها، داشتنها ونداشتنها، حسرتها و امیدها، غمها و شادیهاست كه به تهیه كنندگی سیدامیر پروین حسینی و كارگردانی مسعود دهنمكی برای نوروز بینندگان تهرانی در نظر گرفته شده است.
نویسنده این مجموعه «رضا مقصودی» است و برخی ازبازیگران این مجموعه عبارتند از: فتحعلی اویسی، رضا رویگری، نگار فروزنده، رضاتوكلی، مرجانه گلچین، سام درخشانی، بهنوش بختیاری، نفیسه روشن، مریم سلطانی، سیدجواد هاشمی، یوسف صیادی، یوسف تیموری، رامین راستاد، رضا بنفشهخواه، علیرضا اویسی، عباس محبوب، فاطمه طاهری، شهرزاد كمالزاده، ماشاالله شاهمرادیزاده، فرهاد بشارتی، نسرین ابركوه، ساقی زینتی، آرش آبپرور، بهزاد رحیمخانی، مجید شهریاری، ابراهیم بحرالعلومی، الناز كیانلو، بازیگر نوجوان: علی هدایتنیا و ...
سایر عوامل این مجموعه تلویزیونی عبارتند از: مدیر هنری و طراح صحنه و لباس: مجید میرفخرایی، مدیر تصویربرداری: امیر كریمی، طراح و چهرهپرداز: ایمان امیدواری، صدابردار: بابك اخوان، دستیاراول كارگردان: سوسن دین محمد، تصویر بردار دوم: هادی پویان، گروه نویسندگان:
نگارش اول فیلمنامه: رضا مقصودی و بر اساس طرحی از خشایار الوند، مشاور فیلمنامه: پیمان قاسمخانی، نگارش دوم فیلمنامه: بابك كایدان، پدرام كریمی و پانتهآ تاجبخش، بازنویسی نهایی: مسعود دهنمكی، عكاس: بابك برزویه، منشی صحنه:یاسمن كفایتی، روابط عمومی: الهه گودرزی، مدیر تداركات:علی محمودی، دستیار دوم كارگردان: داوود باقری، دستیار برنامهریز:آلما سعادتی، دستیاران تصویربرداری: سعید براتی، محمد كریمی، علیرضا افشاری، مهیار میررسالت میر پناهی، علی خان بابایی، دستیاران گریم: امید گلزاده، فرناز انصار، هلیا رشقی، محراب شاپورزاده، دستیار عكاس: سیما محمدی، دستیاران صدا: ساسان كریمی، میثم معتمدی، گروه صحنه و لباس: محسن شریفی، مسعود جعفری، فریاد صالحی، صبا اكبری، فرهاد ابراهیمی، دستیاران تداركات: مرتضی پیرهادی، محمد صالحی، خدمات: امیرحسین برزانی، حمل و نقل: محمدرضا احمدی، عباس حسنزاده، سینه موبیل: اكبر قلی.
تهیه و تنظیم : گروه اینترنتی نیک صالحی (http://www.niksalehi.com/)
www.niksalehi.com (http://www.niksalehi.com/)
نازنين
01-14-2010, 07:34 PM
تب داغ جشنواره
اسامی 26 فیلم بلند بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فیلم فجر اعلام شد
http://www.30nema.com/news/images/logo-13_fajr_festival_30nema_286.jpg ۳۰نما ـ اسامی 26 فیلم بخش مسابقه سینمای ایران بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر اعلام شد. حضور فیلمسازانی همچون تهمینه میلانی، ابراهیم حاتمیکیا، داریوش مهرجویی، داریوش فرهنگ، مجتبی راعی و همایون اسعدیان میتواند بر گرمی فضای جشنواره امسال بیافزاید.
اسامی 26 فیلم بخش مسابقه سینمای ایران بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر اعلام شد.
به گزارش30نما و به نقل از روابط عمومی جشنواره، فیلمهای این بخش از جشنواره به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:
1- « آل (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=205) » به کارگردانی "بهرام بهرامیان" و تهیهکنندگی "علی معلم"
2- « آناهیتا (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=203) »به کارگردانی "عزیزالله حمیدنژاد" و به تهیهکنندگی "عزیز الله حمید نژاد"- "مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی"
3- «به رنگ ارغوان (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=88) » به کارگردانی "ابراهیم حاتمیکیا" و تهیهکنندگی "سیدجمال ساداتیان" (بشرا فیلم )
4- « بیداری رویاها (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=204) »به کارگردانی "محمدعلی باشهآهنگر" و تهیهکنندگی "علی آشتیانیپور" - مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
5- « پرسه در مه (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=158) » به کارگردانی "بهرام توکلی" به تهیهکنندگی "جواد نوروزبیگی" - مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
6- « پرواز مرغابیها » به کارگردانی "علی شاهحاتمی" به تهیهکنندگی "علی شاهحاتمی"
7- « پسر آدم، دختر حوا (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=143) » به کارگردانی رامبد جوان و تهیه کنندگی سعید حاجیمیری
8- « ترانه کوچک من » به کارگردانی "مسعود کرامتی" و تهیهکنندگی "سعید شاهسواری"
9- « تسویه حساب (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=73) » به کارگردانی "تهمینه میلانی" و تهیهکنندگی "محمد نیکبین"
10- « چهل سالگی (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=186) » به کارگردانی و تهیه کنندگی "علیرضا رئیسیان"
11- « خوابهای دنبالهدار » به کارگردانی "پوران درخشنده" و تهیهکنندگی پوران درخشنده
12- « سنگ اول (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=202) » به کارگردانی "ابراهیم فروزش" و تهیهکنندگی سیما فیلم
13- « شب واقعه (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=140) » به کارگردانی "شهرام اسدی" و تهیهکنندگی " سیداحمد میرعلایی"
14- « شکارچی شنبه (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=200) » به کارگردانی پرویز شیخ طادی و تهیهکنندگی "مجید اسماعیلی"
15- « شکلات داغ (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=170) » به کارگردانی و تهیهکنندگی "حامد کلاهداری"
16- « صبح روز هفتم (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=137) » به کارگردانی "سید مسعود اطیابی" و تهیهکنندگی "صدرا عبداللهی" - شبکه جهانی سحر
17- « طبقه سوم (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=201) » به کارگردانی "بیژن میرباقری" و تهیهکنندگی "علیرضا قاسمخان"
18- « طلا و مس (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=136) » به کارگردانی "همایون اسعدیان" و تهیهکنندگی "منوچهر محمدی"
19- « طهران تهران » به کارگردانی "داریوش مهرجویی - مهدی کرم پور" و تهیهکنندگی "محمدعلی حسیننژاد"
20- « عصر روز دهم (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=187) » به کارگردانی "مجتبی راعی" و تهیهکنندگی "منوچهر محمدی"
21- « کیفر (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=160) » به کارگردانی "حسن فتحی" به تهیهکنندگی "سعید سعدی"
22- « کیمیا و خاک » به کارگردانی "عباس رافعی" و تهیهکنندگی "عباس رافعی"
23- « ملک سلیمان (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=199) » به کارگردانی "شهریار بحرانی" و تهیهکنندگی "مجتبی فرآورده"
24- « نفوذی (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=139) » به کارگردانی "احمد کاوری و مهدی فیوضی" و تهیهکنندگی "جمال شورجه" - "حسن علیمردانی"
25- « هفت دقیقه تا پاییز (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=195) » به کارگردانی "علیرضا امینی" و تهیهکنندگی "سیدجمال ساداتیان"
26- « یک گزارش واقعی (http://www.30nema.com/films/film.asp?id=188) » به کارگردانی "داریوش فرهنگ" و تهیه کنندگی "منوچهر شاهسواری"
بیست و هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر از 5 تا 15 بهمن ماه سال جاری در تهران برگزار میشود.
RED STORM
01-18-2010, 03:53 PM
معرفی کارگردان (Darren Aronofsky )
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/2/23/Darren_Wiki.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:Darren_Wiki.jpg)
متولد 12 فوریه 1969 بروکلین نیویورک آمریکا
با وجود اینکه فقط چند فیلم در کارنامه خود دارد اما بسیار مورد توجه منتقدین، و علاقمندان حرفهای سینما قرار گرفته است.
فیلم های آرنوفسکی بیشتر مضامین عمیق فلسفی دارند که پرداخت بسیار قوی این کارگردان آنها را نیز برای مخاطبین عامتر هم جذاب کرده است. آرنوفسکی (http://filmoscar.persianblog.ir/tag/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86_%d8%a2%d8%b1%d9%86%d9%88% d9%81%d8%b3%da%a9%db%8c)فیلمنامه تمام فیلمهایش را نیز خود نوشته است.
ارنوفسکی از بچه گی عاشق هنر بود و حتی بر روی دیوار خیابان ها نقاشی می کشید و در سال های بعد علاقه بسیار زیادی به فیلم های کلاسیک و کمدی (http://filmoscar.persianblog.ir/tag/%da%a9%d9%85%d8%af%db%8c_%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3% db%8c%da%a9) پیدا کرد. او بطور یک یهودی تربیت شد (گرچه در یکی از گزارش های که با ارنوفسکی انجام شده بود, خودش رو بطور مسخره آمیزی یک پیرو یهودیت که هیچ وقت با اعمال یهودیت کاری ندارد معرفی کرد). بعد از تمام کردن دوره دبیرستان ارنوفسکی به دانشگاه هاروارد رفت و در اونجا رشته فیلم های اکشن و انیمیشنی را گذراند. او کار در سینما را با کارگردانی و فیلم نامه نویسی آغاز کرد. ارنوفسکی بعد از تمام کردن رساله دکتری خود جوایز زیادی را از طرف فستیوال (http://filmoscar.persianblog.ir/tag/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85_%d9%87%d8%a7_%db%8c_%d8%a 8%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87_%d9%81%d8%b3%d8%aa%db%8c %d9%88%d8%a7%d9%84_%da%a9%d9%86) های بزرگ جهان برای فیلم های خود کسب کرد.
http://www.collider.com/uploads/imageGallery/Wrestler_The/darren_aronofsky_the_wrestler_movie_image.jpg
مشخصه های فیلمهای آرنوفسکی:
استفاده از سبک های سوررئال (http://filmoscar.persianblog.ir/tag/%d9%84%d9%88%d8%a6%db%8c%d8%b3_%d8%a8%d9%88%d9%86% d9%88%d8%a6%d9%84) و پیچیده
استفاده از چند عکس و تصویر با فاصله بسیار کم (Hip Hop Montage)
قطع ناگهانی تصویر, محو کردن یک تصویر سفید رنگ برای تاکید
استفاده از موسیقی (http://filmoscar.persianblog.ir/tag/%d9%85%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%82%db%8c) های نامعقول و موسیقی های که در سینما تابحال استفاده نشده است
به تصویر کشیدن صحنه های نامعقول و زمخت بدن بازیگران
فیلم های اوhttp://footiran.ir/images/smilies/167.gif
اولین فیلم ارنوفسکی فیلمی بود که در دوران دانشجوی خود ساخت با نام supermaket sweep بود. این فیلم هم در آن زمان به بخش نهایی اکادمی فیلم های دانشجوی راه یافت. این فیلم
تاسفانه اصلاً در دسترس نیست و اصلاً برای موارد تجاری فروش نرفت. ارنوفسکی در دوران دانشجوی خود یکبار دیگه هم فیلم ساخت. نام فیلم Protozoa بود. ارنوفسکی این فیلم رو درسال 1993ساخت این فیلم مانند فیلم Supermarket Sweep هیچ وقت برای فروش منتشر نشد. داستان این فیلم مربوط به 3 نفر معتاد به تماشای تلویزیون است.
بعد از این فیلم ارنوفسکی حدود 5 سال هیچ فیلمی نساخت و بعد از این زمان طولانی فیلمPi را ساخت.
pi
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/5/5a/Piposter.jpg/225px-Piposter.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:Piposter.jpg)
این فیلم بیشتر از آنکه فیلم باشد به گونه ای بیان عقاید فلسفی و جهانشناختی کارگردان و نویسندگان فیلمنامه است. نظراتی در مورد حقیقت، چیستی آن، اینکه ایا حقیقت را میتوان فرمولبندی کرد یا در مسلک و مرام خاصی جست و جو نمود؟
رنوفسکی با ساختن فیلمPi یک ارزش و مقام بسیار قوی را در جهان بدست آورد. ارنوفسکی این فیلم را در سال 1998ساخت و بخاطر ساخت این فیلم مجبور شد پول های زیادی از دوستان و فامیل های
http://m.blog.hu/tr/trip/image/plusz/pi_movie_film_aronofsky.jpg
خود قرض کند و تعداد زیادی قطعات کامپیوتری برای استفاده در این فیلم بخرد. این کمبود پول به حدی بغرنج شده بود که از هر دوست و آشنایی که اونها رو می شناخت در خواست 100 دلار پول برای پایان دادن فیلم می کردند. ولی بعد از اکران فیلم فروش بسیار خوبی کرد (حدود 60000دلار) و موفق شد برنده جایزه بهترین فیلمنامه از Independent Spirit award بشه بعلاوه کاندید و برنده بهترین جوایز از جشنواره های مختلف هم شد. بسیاری از نقادن ارنوفسکی را بخاطر اینکه توانسته در سنین جوانی خود فیلم ای پرمحتوا و تاثیر گذار بسازد تحسین کردن.
Requiem for a Dream
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/9/92/Requiem_for_a_dream.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:Requiem_for_a_dream.jpg)
Requiem for a Dream
دومین فیلم مطرح دارن آرنوفسکی(Darren Aronofsky) که در سال ۲۰۰۰ ساخته شده ، فیلم عجیب و تکان دهنده ایست. فیلم با موضوع محوری اعتیاد ، به روابط انسانهایی از دو نسل مختلف می پردازد.
با این که فیلم با شخصیت پسری به نام هری ( با بازی Jared Leto) آغاز می شود ، با این حال نمی توان گفت وی شخصیت اصلی قصه است. هری و دوست سیاه پوستش معتادند و اندکی بعد دوست دختر هری ( با بازی درخشان جنیفر کانلی) نیز در این اعتیاد همراهشان می شود. مادر هری هم که پیرزنی وابسته به تلویزیون است به دنبال توهم شرکت در یک مسابقه تلویزیونی و برای لاغر شدن، سراغ قرص هایی می رود که نمی داند باعث اعتیادش خواهند شد. فیلم با فراز و نشیب هایی زندگی این چهار آدم را نشان می دهد.
ارنوفسکی در این فیلم نیز بسیار موفق بود و توانست جایزه بهترین کارگردان در ژانر دراماتیک را از فستیوال sundance برای این فیلم کسب کند و همچنین توانست یکی از کاندیداهایIndependent Spirit award بشود و توانست جوایز بسیار دیگری را نیز بدست بیاره.
این فیلم نقد های بسیار زیادی رو در برداشت حتی می توانید به CNN و Newyork Times سر بزنید و نقدهای در رابطه به این فیلم را پیدا کنید و می توانید در سایت های سینمای از زبان بازیگران فیلم نقد ها و خاطراتی رو بشنوید.
از این فیلم دو نسخه پخش شده یک نسخه , نسخه ای است که با چندین سانسور و در اون سالها در سالن های سینمایی و تئاتر پخش شد و نسخه دیگر نسخه ای هست که بر رویDVD و VHS منتشر شد. در یکی از مصاحبه های که با ارنوفسکی انجام شده بود ارنوفسکی این مطالب رو عنوان کرد و گفت: این فیلم قرار است در سالن های تئاتر پخش شود ولی بخاطر اینکه به این فیلم می توان از دو زاویه متفاوت نگاه کرد پخش این فیلم برای افراد کمتر از 17 یا 16 سال غیر مجاز است. برا همین فیلم رو مجبور شدن با سانسور در سالن ها پخش کنن.
حاشیه Requiem for a Dream:
اکثر فیلم ها دارای 600 تا 700 کات می باشند. “مرثیه ای برای یک رویا” شامل 2000 کات است.
آرنوفسکی از جارد لتو و مارلون وایانس خواسته بود تا 30 روز سکس نداشته باشند و شیرینی و شکر نخورند تا حس بهتری بگیرند.
جارد لتو 25 پوند وزن کم کرد و با معتادان هروئین واقعی دوست شد تا بیشتر برای نقشش آماده شود.
قسمتی از فیلم که سارا گلدفارب در راه شبکه تلویزیون در مترو است ، مردی به او می گوید :”You are whacked ” ( تو داغونی). آن مرد پدر دارن آرنوفسکی است.
این فیلم از نگاه بسیاری از منتقدان سینما جزو فیلم های برتر تاریخ سینما (http://filmoscar.persianblog.ir/tag/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85_%d9%87%d8%a7%db%8c_%d8%a8 %d8%b1%d9%86%d8%af%d9%87_%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%a7% d8%b1) ست.
The Fountain
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/e/ee/Fountain_poster_1.jpg/200px-Fountain_poster_1.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:Fountain_poster_1.jpg)
“چشمه” داستان یک هزاره است . هزاره ای که در سه بخش شروع می شود و در نهایت به یک معنای واحد می رسد. بخش اول مربوط به اوایل قرن 16 می شود. جایی که Hugh Jackman در نقش یک فرمانده نظامی اسپانیایی به نام توماس است که از ملکه خود ماموریت می گیرد تا درخت حیاط را پیدا کند. بخش دوم مربوط به اوایل قرن 21 می شود. جایی که جکمن در نقش یک دکتر محقق مغز و اعصاب به نام تامی در تلاش برای یافتن درمانی برای سرطان مغزی است تا بوسیله آن جان همسر خود (ایزی) را نجات دهد. و بخش سوم مربوط به اوایل قرن 26 است. جایی که جکمن در نقش یک فرد تنها با درخت خود در یک حباب مسیر رسیدن به یک ستاره در حال مرگ به نام شیبالبا را طی می کند.
آرنوفسکی (کارگردان) با جابجایی قسمت هایی از داستان و ادغام آنها و استفاده از صحنه های تکراری و کات های سریع سعی در درگیر کردن ذهن مخاطب در مجموعه ماجراهایی می کند که در ابتدا گیج کننده ولی در ادامه باعث پیوستگی داستانی و کشف مرحله به مرحله داستان و مفهوم جاودانگی می شود.
The Wrestler
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/3/3e/The_Wrestler_poster.jpg/200px-The_Wrestler_poster.jpg (http://en.wikipedia.org/wiki/File:The_Wrestler_poster.jpg)
رندی رابینسون” مشهور به Ram کشتی گیر مشهور دههی ۱۹۸۰ اینک در سالنهای کوچک محلی کشتی میگیرد. درآمد این گونه مسابقات کمتر از حد انتظار است و طبعاً زندگی بر رندی بسیار سخت میگذرد. ناچار با قبول کارهای کوچک مانند کارگری یا فروشندگی روزگار میگذراند. همسرش را از دست داده و دخترش نیز دور از او زندگی میکند. تنها دلخوشیاش رفتن به باشگاهی شبانه و ملاقات با رقصندهای میان سال به نام کسیدی است
? http://www.collider.com/uploads/imageGallery/Wrestler_The/marisa_tomei_the_wrestler_movie_image.jpg
… تنها راه نجات او از این وضعیت به پیشنهاد مدیر باشگاه، مسابقهای دیگر با رقیب دیریناش آیت الله است که ۲۰ سال قبل با وی مبارزه کرده بود…
? http://www.collider.com/uploads/imageGallery/Wrestler_The/mickey_rourke_the_wrestler_movie_image__2_.jpg
“کشتیگیر” آخرین ساختهی “درن آرنفسکی” کارگردان مشهور و جوان امریکایی، نامزد دو اسکار (از جمله بهترین بازیگر نقش اول مرد برای میکی رورک) در مراسم جوایز آکادمی ۲۰۰9شد
لیست جوایز Darren Aronofsky
http://www.imdb.com/name/nm0004716/awards (http://www.imdb.com/name/nm0004716/awards)
RED STORM
01-20-2010, 06:24 PM
گزارش كامل فارس از جشن انجمن منتقدان؛
«درباره الي...»، «ليلا حاتمي» و «محمدرضا فروتن» برگزيدگان جشن منتقدان
خبرگزاري فارس: در سومين گردهمايي منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران، فيلم «درباره الي...» بهترين فيلم شد و «ليلا حاتمي» و «محمدرضا فروتن» براي «بيپولي» و «عيار14» به عنوان بهترين بازيگران زن و مرد معرفي شدند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، شامگاه دوشنبه مراسم سومين جشن انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در فرهنگسراي هنر (ارسباران) برگزار شد.
بنابراين گزارش، مراسم با تلاوت آياتي چند از كلامالله مجيد و پخش سرود ملي جمهوري اسلامي ايران آغاز شد. سپس مجري برنامه «شهرام شكيبا» روي صحنه آمد و به حضار در سالن خير مقدم عرض گفت. در ادامه تصاويري از دومين جشن انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران براي حضار پخش شد.
بنابراين گزارش، در ادامه اين جشن، نوبت به اهدا جوايز به برگزيدگان دوره گذشته جشنواره فيلم فجر رسيد كه مجري از «كامران ملكي»، «اميد روحاني»، «محمد خزاعي» و «محمد سرير» دعوت كرد تا روي سن بيايند و جوايز را به برگزيدگان اهدا كنند.
به گزارش فارس، تنديس نقش مكمل زن اين جشنواره توسط «كامران ملكي» به «طناز طباطبايي» براي فيلم «صداها» اهدا شد.
تنديس بهترين بازيگر زن اول توسط «اميد روحاني» به «ليلا حاتمي» براي فيلم «بيپولي» اهدا شد.
در بخش ديگر «ليلا حاتمي» با تاخير وارد سالن شد و جايزه خود را از دست «عليرضا خمسه» دريافت كرد.
تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد توسط «محمد خزاعي» به «محمد رضا فروتن» براي فيلم «عيار 14» اهدا شد.
همچنين بهترين بازيگر نقش مكمل مرد توسط «محمد سرير» به «صابر ابر» براي فيلم «درباره الي...» اهدا شد.
به گزارش فارس، در ادامه اين جشن در بخش دوم جوايز جشنواره فيلم فجر، مجري از «جواد طوسي»، «احمد طالبينژاد»، «خسرو دهقان»، «فريدون جيراني» و «طهماسب صلحجو» دعوت كرد تا روي سن بيايند و جوايز را به برگزيدگان اهدا كنند.
جايزه بهترين فيلمنامه توسط «فريدون جيراني» به «حميد نعمت الله» و «هادي مقدم دوست» براي فيلم «بيپولي» اهدا شد.
در بخش بهترين كارگردان جايزه توسط «احمد طالبينژاد» به «حسن فتحي» براي فيلم «پستچي سه بار در نميزند»، اهدا شد و يك جايزه ويژه توسط «خسرو دهقان» به «واروژ كريم مسيحي» اهدا شد.
سپس جايزه بهترين فيلم توسط «جواد طوسي» به «اصغر فرهادي» براي فيلم «درباره الي...» اهدا شد كه در غياب «اصغر فرهادي»، «پيمان معادي» اين جايزه را دريافت كرد.
در بخش خلاقيت و استعداد درخشان، جايزه توسط «طهماسب صلحجو» به «شهرام مكري» براي فيلم «اشكان انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» اهدا شد.
به گزارش فارس، در ادامه اين جشن، باشگاه فيلم تهران 5 جايزه به برگزيدگان اهدا كرد كه مجري از «هادي منبتي» و «حسن پرويزي» دعوت كرد تا روي صحنه بيايند و جوايز را به برگزيدگان اهدا كنند.
در اين بخش جايزه نخست به «رويا نونهالي» براي فيلم «صداها»، جايزه دوم به «شهاب حسيني» براي فيلم «درباره الي...» و «سوپراستار» تقديم شد، جايزه سوم به «حميد نعمتالله» و «هادي مقدمدوست» براي فيلم «بيپولي»، جايزه چهارم به «شهرام مكري» براي فيلم «اشكان انگشتري متبرك و چند داستان ديگر» و جايزه آخر به «حسين معززينيا» اهدا شد.
به گزارش فارس، در ادامه شهرام شكيبا مجري اين برنامه گفت: در اولين دوره جشن منتقدان كه سال 86 برگزار شد، از «جمشيد ارجمند» و «هوشنگ كاووسي» تقدير شد. در دوره دوم از «زاون قوكاسيان» و «طهماسب صلحجو» تقدير به عمل آمد و در اين دوره از «ابوالحسن علويطباطبايي» توسط «سعيد مستغاثي» تقدير به عمل ميآيد.
«مستغاثي» اظهار داشت: «ابوالحسن علويطباطبايي» عليرغم بيماري شديد در اين جشن شركت كرد. من در عرصه نقد از او خيلي چيزها آموختم و انشاءالله براي بهبودي كامل اين عزيز دعا ميكنيم.
به گزارش فارس، در بخش مطبوعات سينمايي كه از آذرماه 84 تا اول آذر 87، مورد بررسي قرار گرفت 30 اثر به دبير خانه جشنواره ارسال شد و مجري در اين بخش از «ابوالحسن علويطباطبايي»، «جمشيد ارجمند»، «حبيب ايلبيگي»، «زهرا مشتاق» و «علي علايي» تا روي صحنه بيايند و جوايز را به برگزيدگان اهدا كنند.
در بخش يادداشت تلويزيوني جوايز به «عزيز الله حاجيمشهدي» براي يادداشت «عواطف بشر دوستانه» چاپ شده در مجله نقد سينما، «جابر تواضعي» براي يادداشتي بر «شب شيشهاي» در جام جم و «آرش فهيم» براي يادداشت «پيام بازرگاني» چاپ شده در روزنامه كيهان تقديم شد.
جايزه سوم به «منوچهر اكبرلو» براي يادداشت هنرمندان و حقوقي كه نميشناسند» چاپ شده در روزنامه اعتماد ملي داده شد.
جايزه چهارم هم به «رضا استادي» براي گزارش «ميم مثل ملاقليپور» چاپ شده در روزنامه جام جام اهدا شد.
در بخش ترجمه، جايزه اين بخش به «مسعود حكمآبادي» براي ترجمه مقاله «پرش از ارتفاع» چاپ شده در روزنامه وطن امروز اهدا شد.
به گزارش فارس، در بخش مقالات سينمايي مجري از «محمود گبرلو»، «شاهين امين» و «جمشيد ارجمند» تا روي صحنه بيايند و جوايز را به برگزيدگان اهدا كنند.
جايزه اول به «مازيار فكري ارشاد» براي مصاحبه با «احمد اميني» چاپ شده در مجله فيلمنگار تقديم شد.
جايزه دوم به «آرش عنايتي» با عنوان «صداي رفت و آمدها» چاپ شده در مجله صنعت سينما اهدا شد.
جايزه سوم به «رضا درميشيان» براي گفتوگوي زنده با «زندهياد خسرو شكيبايي» تقديم شد.
جايزه چهارم هم به «سيدرضا صائمي» براي مقاله «تابو شكني» چاپ شده در روزنامه اعتماد ملي تقديم شد.
به گزارش فارس، بهترين سايت سينمايي به «غلامعباس فاضلي» براي سايت «پرده سينما» تقديم شد.
بنابراين گزارش، در بخش نقد سينما جايزه اول به «شهرام جعفرينژاد» براي مطلب «داشتن يا نداشتن» چاپ شده در صنعت سينما اهدا شد.
جايزه دوم اين بخش به «رضا كاظمي» براي نقد «كنعان» با عنوان «ميخ بر تاوان جوان» چاپ شده در مجله فيلم رسيد و جايزه سوم هم به «منوچهر اكبرلو» براي نقد «اقليما» با عنوان «روانپريشي» تقديم شد.
«يحيي نطنزي» نيز جايزه بهترين ترجمه سينمايي را گرفت.
به گزارش فارس، از حاضران در سالن ميتوان به «حبيب رضايي»، «مجيد اسلامي»، «رضا عطاران»، «شقايق فراهاني»، «سامان استركي»، «فريده فرامرزي»، «جابر قاسمعلي»، «عبدالرضا كاهاني»، «حسين سلطانمحمدي»، «هارون يشايائي»، «سروش صحت»، «مهدي كريمي»، «امير فرضالهي» «احمد ميرعلايي» و ... اشاره كرد.
در ادامه مراسم، پذيرايي از مدعوين صورت گرفت و بعد از آن فيلم «اشكان انگشتري متبرك و چند داستان ديگر» براي حضار پخش شد.
اين مراسم راس ساعت 22 به اتمام رسيد.
* «مصطفي كرمي» فيلمبردار مصدوم سينما مهمان ويژه اين جشن بود.
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1263914646_645_FT43707_a0797925.jpg
RED STORM
01-20-2010, 06:24 PM
/حاشيههاي سومين جشن انجمن منتقدان/
فروتن: هر وقت دلسرد ميشويم، منتقدان ما را دلگرم ميكنند
خبرگزاري فارس: «محمدرضا فروتن» بعد از دريافت جايزه براي بازي در «عيار14» گفت: هر وقت دلسرد ميشويم، منتقدان ما را دلگرم ميكنند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، سومين جشن انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران كه شب گذشته در فرهنگسراي هنر برگزار شد، با حاشيههايي همراه بود.
بنابراين گزارش، "صابر ابر " براي دريافت جايزه در اين مراسم حضور نداشت و در حال تمرين تئاتر بود.
"طناز طباطبايي " هنگام دريافت جايزه، گفت: تشكر ميكنم از هيئت داوران كه من را لايق اين جايزه دانستند. من امروز همراه كسي آمدم به تمام زندگيام را مديون آن هستم و اين جايزه را به مادر عزيزم اهدا ميكنم.
"محمدرضا فروتن " هنگام دريافت جايزه براي بازي در فيلم "عيار 14 "، گفت: ممنون و تشكر از محبت دوستان، خوشحالم در جمعي جايزه دريافت ميكنم كه هر وقت دلسرد ميشويم ما را دلگرم ميكنند.
"شهرام مكري " هنگام دريافت جايزه، گفت: خوشحالم به نمايندگي از نسل جوان، اين جايزه دريافت ميكنم. من از منتقدان بسيار ياد گرفتم و از اين بابت به خود افتخار ميكنم. اميدوارم به ميمنت اين جشن، مشكل نمايش فيلمهايي مثل "هيچ "، "آتشكار " و اكران فيلم خودم حل شود!
"پيمان معادي " هنگام دريافت جايزه، گفت: "اصغر فرهادي " در كاستاريكا است و مطمئنم كه از دريافت اين جايزه ارزشمند از دست منتقدان گرامي خوشحال ميشود.
"حسين معززينيا " و "عزيزالله حاجيمشهدي " در سالن حضور نداشتند.
"رضا كاظمي " هنگام دريافت جايزه گفت: من نقد را مديون "هوشنگ گلمكاني " هستم. به افتخار ايشان دست بزنيد!
جايزه "رضا درميشيان " را مادرش گرفت.
مجري از "جمشيد ارجمند " سپاس ويژهاي به عمل آورد.
"غلامعباس فاضلي " در هنگام دريافت جايزه، گفت: خوشحالم كه بعد از 40 روز راهاندازي، سايت "پرده سينما " مورد توجه قرار گرفته است.
* در لحظه اهداي جايزه به "حسن فتحي "، وي كه به دليل سرماخوردگي، از ماسك استفاده كرده بود، جايزه خود را به فرزندش "اميرحسين فتحي " اهدا كرد و در ادامه، به خاطر اقدام جالبي كه براي مردم غزه انجام داده بود، مورد تقدير از طرف "احمد ميرعلايي " قرار گرفت و رئيس بنياد فارابي گفت: اگر ايشان بخواهند در مورد غزه فيلم بسازند ما حتما حمايت ميكنيم. "حسن فتحي " در اقدامي جالب باز هم جايزه را به فرزندش تقديم كرد و تنديس بعدي خود را به موزه سينما اهدا كرد تا به گفته خودش برايش باقيات صالحات شود.
* "ليلا حاتمي " كه به گفته خودش به دليل خواباندن فرزندش دير خود را به اين مراسم رسانده بود، وقتي وارد سالن شد، به صورت جداگانه جايزه خود را از "عليرضا خمسه " دريافت كرد و "خمسه " گفت: من زماني استاد "ليلا حاتمي " بودم و به او زبان فرانسه آموزش ميدادم و او شاگرد تنبلي بود اما روزي به او گفتم در آينده من جايزهاي به تو خواهم داد!
"خمسه " گفت: خوبي اين جايزه اين است كه نقد است... من تا به حال جايزه جشنواره خودم را كه يك خودرو بود، دريافت نكردهام.
* "مصطفي كرمي " فيلمبردار حادثهديده سينما، مهمان ويژه اين جشن بود.
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1263914723_645_FT43707_a0797922.jpg
RED STORM
01-20-2010, 06:25 PM
خوبه انجمنهای منتقدین ایران دوباره کارش را جدی شروع کرد یه چند وقتی بود یا انجام نمیشد یا جدی نبود و یکی در میونی بود!
دهه 60 و 70 واقعا به قول یکی از منتقدان منتقدین خیلی در کیفیت بالای فیلمها با قدرت نقدهاشون تاثیر داشتند و امروزه نقششون خیلی کم رنگ شده.
باید مثل انجمنهای منتقدین خارجی مراسمهای این چنین بیشتر برگزار و برگزیده ها را اعلام کنند.
اما نکته جالب درباره انتخاب منتقدین این که انتخابهای این منتقدین با انتخابهای جشنواره فجر نسبتا تفاوت زیادی داشت مثلا در قسمت بهترین فیلم این بار درباره الی بهترین فیلم منتقدان شد در حالی که جشنواره تردید را کرد! یا بهترین کارگردانی این جا به جای اصغر فرهادی که در جشنواره انتخاب شد حسن فتحی را برای پستچی بهترین کارگردانی اعلام کردند. لیلا حاتمی که جفت جشنواره و منتقدین برگزیده شد و سر انجام فروتن این جا بر خلاف جشنواره فجر که عنوان بهترین بازیگر سال را با وجود کاندید شدن به شهاب حسینی باخت این بار او شهاب حسینی را شکست داد و بهترین بازیگر سال انجمن منتقدان برای فیلم عیار 14 شد که من جشنواره این فیلم را دیدم و بازی او به همراه کامبیز دیرباز عالی بودند(اگر چه شهاب حسینی هم این اواخر داره عالی پیشرفت میکنه و در درباره الی و به همراه یه چند سکانس از سوپراستار هم فوق العاده حرفه ای و زیبا ظاهر شد به نظرم).
راستی جالب اینکه برگزیدگان بهترین بازیگر نقش اول مرد و زن سال انجمن منتقدان یعنی محمد رضا فروتن و لیلا حاتمی امسال در جشنواره فجر یک فیلم را با هم دیگر در نقشهای رو به روی هم در کنار استاد انتظامی بازی کردند که اگه مشکلات مالیش حل بشه در بخش مسابقه و اصلی جشنواره هم قرار دارد!
بنا به اعلام هیات داوران جوایز برگزیدگان جشنواره 27 فیلم فجر به شرح زیر اعلام شدند:
1 - تندیس بهترین بازیگر زن نقش اول :
«لیلا حاتمی» برای فیلم «بیپولی»
2 - تندیس نقش مکمل زن:
- «طناز طباطبایی» برای فیلم «صداها»
3 - تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد:
- «محمد رضا فروتن» برای فیلم «عیار 14»
4 - بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
- «صابر ابر» برای فیلم «درباره الی»
***بخش دوم اهدای جوایز جشنواره 27 فیلم فجر نیز توسط «جواد طوسی»، «احمد طالبینژاد»، «خسرو دهقان»، «فریدون جیرانی» و «طهماسب صلحجو» به برگزیدگان اهدا شد.
5 - بهترین فیلمنامه :
- «حمید نعمت الله» و «هادی مقدم دوست» برای فیلم «بیپولی» .
6 - بخش بهترین کارگردان:
- «حسن فتحی» برای فیلم «پستچی سه بار در نمیزند»،
- جایزه ویژه برای «واروژ کریم مسیحی» برای فیلم «تردید»
7 - بهترین فیلم :
- «اصغر فرهادی» برای فیلم «درباره الی»
8 - بخش خلاقیت و استعداد درخشان:
- «شهرام مکری» برای فیلم «اشکان انگشتر متبرک و چند داستان دیگر»
*** در ادامه این جشن، باشگاه فیلم تهران 5 جایزه به برگزیدگان اهدا کرد:
- جایزه اول: «رویا نونهالی» برای فیلم «صداها»،
- جایزه دوم : «شهاب حسینی» برای فیلم «درباره الی» و «سوپراستار»
- جایزه سوم : «حمید نعمتالله» و «هادی مقدمدوست» برای فیلم «بیپولی»
- جایزه چهارم : «شهرام مکری» برای فیلم «اشکان انگشتری متبرک و چند داستان دیگر»
- جایزه پنجم: «حسین معززینیا» (منتقد)
***تقدیرویژه این دوره انجمن منتقدان : «ابوالحسن علویطباطبایی»
***در بخش مطبوعات سینمایی (از آذرماه 84 تا اول آذر 87)
که جوایز این بخش «ابوالحسن علویطباطبایی»، «جمشید ارجمند»، «حبیب ایلبیگی»، «زهرا مشتاق» و «علی علایی» به برگزیدگان اهدا شد.
1- بخش یادداشت تلویزیونی :
- جایزه اول : «عزیز الله حاجیمشهدی» برای یادداشت «عواطف بشر دوستانه» چاپ شده در مجله نقد سینما
- جایزه دوم : «آرش فهیم» برای یادداشت «پیام بازرگانی» چاپ شده در روزنامه کیهان
- جایزه سوم : «منوچهر اکبرلو» برای یادداشت هنرمندان و حقوقی که نمیشناسند» چاپ شده در روزنامه اعتماد ملی
- جایزه چهارم : «رضا استادی» برای گزارش «میم مثل ملاقلیپور» چاپ شده در روزنامه جام جام
2 - بخش ترجمه:
- جایزه این بخش به «مسعود حکمآبادی» برای ترجمه مقاله «پرش از ارتفاع» چاپ شده در روزنامه وطن امروز
3 - بخش مقالات سینمایی( که جوایز این بخش توسط «محمود گبرلو»، «شاهین امین» و «جمشید ارجمند) به برگزیدگان اهدا شد.
- جایزه اول : «مازیار فکری ارشاد» برای مصاحبه با «احمد امینی» با عنوان «نقش آفرینان» چاپ شده در مجله فیلمنگار
- جایزه دوم : «محسن روشن» با عنوان «صدای رفت و آمدها» چاپ شده در مجله صنعت سینما
- جایزه سوم : «رضا درمیشیان» برای گفتوگوی زنده با «زندهیاد خسرو شکیبایی»
- جایزه چهارم : «سیدرضا صائمی» برای مقاله «تابو شکنی» چاپ شده در روزنامه اعتماد ملی
*** بهترین سایت سینمایی:
- «غلامعباس فاضلی» برای سایت «پرده سینما»
***بخش نقد سینما :
- جایزه اول به «شهرام جعفرینژاد» برای مطلب «داشتن یا نداشتن» چاپ شده در صنعت سینما
- جایزه دوم : «رضا کاظمی» برای نقد «کنعان» با عنوان «میخ بر تاوان جوان» چاپ شده در مجله فیلم
- جایزه سوم : «منوچهر اکبرلو» برای نقد «اقلیما» با عنوان «روانپریشی»
نازنين
01-20-2010, 08:48 PM
ايووووووووووووووووووووووو وووووووووول ! دم محمدرضاگرم ... رو دست نداره:-*
RED STORM
01-24-2010, 09:02 PM
گفتگو با مت دیلون از تصادف تا مسلح شده
مت ديلون ، بازيگر سرشناس و غيرمتعارف سينما بازيگري را از نوجواني و در سال 1979 شروع كرد. او كه متولد سال 1964 است ، اولين بار در 15 سالگي مقابل دوربين سينما ظاهر شد.
طي دوران فعاليت خود در جواني با فيلمهايي مثل «چيزهاي وحشي»، «موضوعي درباره مري»، «گلدن گيت»، «من، تو و دوپري» و «سگهاي پير» تبديل به يكي از چهرههاي مطرح روز شد.
او كه با «ماهي پرجنبوجوش» فرانسيس فوردكاپولا تبديل به يكي از جوانان اول صنعت سينما شد، براي«تصادف» (كه نقش يك پليس فاسد با پدري بيمار را بازي كرد) نامزد دريافت جايزه اسكار شد. ديلون كه در كانون توجه منتقدان سينمايي قرار دارد به طور همزمان در هر دو دسته فيلمهاي عامهپسند و غيرمتعارف بازي كرده است. كار جديد او «مسلح شده» يك اكشن غيرمتعارف است كه نيمرود آنتال، فيلمساز اهل مجارستان آن را كارگرداني كرده است.
قصه فيلم درباره يك سرقت موفق است كه در مسير غلطي ميافتد و وقايع تلخي را به بار ميآورد. ديلون در گفتگوي جديد خود به بحث درباره اين فيلم (كه فروش متوسطي در جدول گيشه نمايش داشت)، نوع همكارياش با كارگردانان و يك سري از مسائل روز سينما ميپردازد.
اين بازيگر دهه 80 به عنوان رقيب تام كروز مطرح شد، ولي او با بازي در يك سري محصول مستقل سينما، راه خود را از اين بازيگر جدا و اعلام كرد علاقهاي ندارد رسانههاي سينمايي از وي به عنوان يك سوپراستار نام ببرند.
http://www.topnews.in/files/Matt-Dillon.jpg
نقش شما در «مسلح شده» نقشي اكشن است. چه عاملي باعث شد تا بازي در يك چنين نقش اكشني را قبول كنيد؟ آيا از قبل به دنبال بازي در يك چنين فيلمي بوديد؟
هميشه و طي سالهاي فعاليت سينماييام، ميخواستم در يك فيلم اكشن بازي كنم يا حداقل فيلمي كه چنين مشخصههايي را در خودش داشته باشد. فيلمهاي اكشن را دوست دارم و يكي از دلايلي كه باعث شد تا بازي در مسلح شده را قبول كنم، اين بود كه كنترل محور است و اين چيزي است كه در بسياري از فيلمهاي اكشن نميبينيم. در ملاقاتي كه با نيمرود آنتال، كارگردان فيلم داشتم، بحث زيادي درباره نحوه كاراكترپردازي آن كرديم. فيلم اول او «كنترل» را خيلي دوست دارم. احساسم اين بود كه وي كارگردان خوبي است و مايل است با من همكاري كند. خب، من هم ميخواستم با او همكاري كنم. وقتي فيلمنامه فيلم به من داده شد، چيزهايي از آن را پسنديدم، مثلا اين كه آنتال خيلي خوب موضوع را ميشناخت، فيلمنامه خيلي خوب نوشته شده بود و در دست كارگردان مناسبي قرار گرفته بود. به اين ترتيب، ميشد اميدوار بود كه فيلم خوبي ساخته شود؛ فيلمي كه قرار است تماشاچي را سرگرم كند. من هم مثل آنتال نسبت به مضمون اصلي قصه فيلم اطمينان داشتم. كاراكتر خودم را در فيلم دوست داشتم، زيرا به آرامي به تماشاچي معرفي و رفتار و گرايشات او در طول قصه براي تماشاچي فاش ميشد. او در حقيقت همان چيزي نيست كه در نگاه اول به نظر ميرسد و در اواسط كار ميبينيم وي با آنچه كه در آغاز فيلم بوده، فرق ميكند. همين نكته را در خصوص اين كاراكتر دوست داشتم. كاراكترم در فيلم داراي شخصيتي چندوجهي است و در پسزمينه خود، نكات پنهان زيادي دارد. بنابراين از روز اول مشخص بود كه بازي در آن را قبول خواهم كرد.
چند وجهي بودن يك كاراكتر، چگونه كمك ميكند تا بازيگر نقش خود را بهتر بازي كند؟
اين كمك از طرق مختلفي صورت ميگيرد. بازي در فيلمهايي را دوست دارم كه توانايي بازيگر را به چالش بكشد. بعضي فيلمها ايجاب ميكند براي درك بهتر قصه و كاراكتر آن، دست به يكسري تحقيق بزنيم، اما «مسلح شده» خيلي هم در اين زمره فيلمها قرار نميگيرد. نكته مهم در اين فيلم، اين است كه مشكلات كاراكترهاي قصه مشابه همان مشكلاتي است كه مردم عادي در زندگي روزمره خودشان دارند. با اين حال، مسلح شده درامي سرگرمكننده است و اكشن فيلم هم همسو با تقويت اين درام است. قبل از شروع فيلمبرداري هر كدام از كارهايم، يكسري تمرينات خاص دارم و هنگام فيلمبرداري هم مقداري بداههپردازي ميكنم.
هنگام بازي در فيلمها، بجز تلاش براي درك درونيات و روحيات كاراكتر، به وجه ظاهري و فيزيكي آن هم توجه داريد؟
صد درصد. اين دو رابطهاي مستقيم و تنگاتنگ با يكديگر دارند و روي هم تاثير زيادي ميگذارند. شما وقتي درونيات كاراكتر مورد نظر را كشف ميكنيد، بايد بتوانيد وجه بيروني آن را براساس همين درونيات به نمايش بگذاريد. ظاهر شما بايد در خدمت تفكر درونيتان باشد. اگر فيلمي كه بازي ميكنم نياز به تحرك زيادي داشته باشد، تمرينات بدني بيشتري را پيش از شروع فيلمبرداري خواهم داشت.
چه عاملي در وجود يك فيلمساز باعث ميشود تا همكاري با او را قبول كنيد؟
سبك كاري و ميزان انرژياي كه در طول كار (فيلمساز) مصرف ميكند. يك كارگردان خوب بايد نيروي پيشبرندهاي در خودش داشته باشد كه باعث شود تا بازيگر انرژي خوبي براي كار و ادامه آن پيدا كند.
كارگردان سينما چيزي مثل يك فرمانده است. وقتي شما سر صحنه كسي را ميبينيد كه سرشار از انرژي است و با حساسيت كارش را انجام ميدهد، در مييابيد نسبت به كار خود احساس مسووليت دارد.
اين مساله به شما اميد و انرژي بيشتري براي كار ميدهد. در عين حال يك كارگردان خوب بايد به بازيگرانش اعتماد داشته باشد. وقتي چنين باشد، رابطه كاري بهتري بين شما و كارگردان برقرار ميشود و كار شما هم راحتتر خواهد بود. زماني كه اين اتفاق ميافتد، شما هم به كارگردان اعتماد ميكنيد و با خيال راحت اختيار خود را به دست او ميدهيد. نكته مهم اين است كه كارگردان به كل كار اشراف دارد و دقيقا ميداند چهكار ميكند و پلانهايي كه ميگيرد، چگونه است. به همين دليل بهتر است كه بازيگر وقتي با كارگرداني كار ميكند، به او اعتماد كند.
شما اين مشخصهها را در وجود كسي مثل نيمرود آنتال ديديد؟
بله. وي با وجود آنكه جوان است، اما تجربيات خوب و بالايي دارد و اين باعث ميشود كه بازيگر در جلوي دوربين او، راحتتر و بهتر ظاهر شود.
شما در سالهاي فعاليت سينمايي خود در نقشها و فيلمهاي متنوع و متفاوتي ظاهر شدهايد. جالب است بدانيم وقتي بازي در پروژه تازهاي را شروع ميكنيد در پي چه چيزي هستيد؟ وقتي با يك كار جديد روبهرو ميشويد، چه چيز آن شما را درگير خود ميكند؟
بعضي وقتها شما در يك پروژه فرصت خوبي پيدا ميكنيد تا كاري را انجام دهيد كه حال و هواي متفاوت و تازهاي دارد. اين كار كمك ميكند تا واقعا اتفاق تازهاي رخ دهد. برخي نقشها چالش ايجاد ميكنند و شما با انتخاب آنها ريسك ميكنيد و ميخواهيد كار سخت و ناممكني را انجام دهيد. حضور در اينگونه نقشها، هميشه به دنبال خود پاداش خوبي را به همراه دارد. منظورم از پاداش، جوايز جشنوارهها، منتقدان و اسكار نيست. همين قدر كه احساس كنيد كار متفاوتي انجام دادهايد، درون خودتان چيزي رشد ميكند كه خاص است و شادابي ويژهاي به شما ميدهد. گويي كه سبكبال شده و داريد پرواز ميكنيد.
البته هميشه هم اينگونه نقشها و پروژهها به آدم پيشنهاد نميشود، فيلمي مثل «تصادف» چيزي نيست كه هر روز به شما پيشنهاد شود. نقشي كه در اين فيلم دارم، از آن نقشهايي است كه فكر نميكنم هر بازيگري دوست داشته باشد آن را بازي كند، اما براي من چنين نقشهايي حكم يك فرصت خوب را دارد كه به كمك آن از يكسو تواناييهاي بازيگريام را به نمايش ميگذارم و به چالش ميكشم و از سوي ديگر، وارد دنيايي ميشوم كه تماشاچي با ديدن آن، ميگويد مرا در يك نقش و حال و هواي تازهاي ديده است.
بازي در چنين نقشهايي برايتان راحت است؟
بله. از بازي در چنين نقشهايي لذت ميبرم و احساس راحتي ميكنم. وقتي چنين كارهايي به من پيشنهاد ميشود، خيلي خوشحال ميشوم، بازي در نقشهاي سخت هميشه يك فرصت خوب و دلچسب برايم بوده است. چالشهاي پيش روي اين كار را دوست دارم و از آنها استقبال ميكنم. دوست دارم وقتي ميتوانم فرصت خوبي را تجربه كنم، از آن فرصت بهره ببرم.
من يك بازيگرم و شايد بتوانم از عهده اجراي نقشهاي متفاوت بر بيايم. هميشه خودم را نسبت به حاصل كار مسوول ميدانم. وقتي در فيلمي بازي ميكنم. بايد تمام تلاشم را به خرج دهم تا بهترين كارم را ارائه كنم. با كارگردان زياد بحث ميكنم تا نقشم را بهتر بازي كنم. حتي با تدوينگر هم صحبت ميكنم.
در كنار بازيگري، كارگرداني هم انجام دادهايد، آيا در آينده نزديك قصد كارگرداني فيلم جديدي را نداريد؟
بله. اكنون مشغول مطالعه چند فيلمنامه هستم كه يكي دو تاي آنها در حال رسيدن به مرحله جدي كار است، اما تا زماني كه مطمئن نشوم ميتوانم فيلم خوبي بسازم هيچيك از آنها را جلوي دوربين نخواهم برد.
در كار فيلمسازي آدمي كمالگرا هستم و حاضر نيستم يك قدم از خواستههايم عقبنشيني كنم. نميدانم اين شيوه عمل كردن درست است يا غلط، ولي باعث ميشود تا همه كارها به كندي پيش برود و هيچ چيزي با عجله انجام نشود. خودم اين شيوه كار را هنگام كارگرداني فيلمهايم ترجيح ميدهم.
در بين اهالي سينما شايع شده كه كمپاني پارامونت قصد دوبارهسازي فيلم كلاسيك «عزيزهاي كوچولو» را دارد. هميشه گفتهايد كه اين اثر كلاسيك از جمله فيلمهاي مورد علاقهتان است. آيا چيزي درباره دوبارهسازي آن شنيدهايد و آيا شما هم در اين پروژه نقشي داريد؟
خير. چيزي در اين باره نشنيدهام و نميدانم پارامونت قصد انجام چهكاري را دارد. اين روزها بسياري از آثار كلاسيك سينما دوبارهسازي ميشوند و اميدورام اگر اين اتفاق براي عزيزهاي كوچولو رخ داد، حاصل كار چيز قشنگ و قابل قبولي باشد. درعينحال اميدوارم مرا هم دعوت به همكاري كنند.
اگر فقط به عنوان مشاور كار دعوت به همكاري با اين پروژه شويد، چه خواهيد كرد؟
(ميخندد) من در موقعيتي نيستم كه بخواهم دراينباره صحبت كنم. طبيعتا اگر قرار شود نسخه جديد اين فيلم توليد شود، حتما تهيهكنندگانش اقدامات لازم و ضروري را براي آن انجام ميدهند.
هيچوقت خودتان به فكر كارگرداني نسخه جديد اين فيلم يا يك فيلم كلاسيك ديگر نيفتادهايد؟
فيلمسازي هنر و صنعت گرانقيمتي است. براي ساخت يك فيلم فقط خواست و علاقه شما مطرح نيست. پول ساخت آن فيلم هم بايد فراهم شود. اگر بخواهم چنين كاري را انجام دهم، اول از همه بايد يك حامي مالي پيدا كنم و اين كار بسيار سختي است. به همين دليل است كه ساخت و توليد اين گونه فيلمها بايد به ذهن تهيهكنندگان مستقل يا كمپانيهاي فيلمسازي برسد. آنها هستندكه بايد علاقهمند به توليد اين گونه فيلمها باشند، نه من كارگردان يا بازيگر.
براي دوستدارانتان و كساني كه فيلمهايتان را نگاه ميكنند، چه صحبتي داريد؟
فيلمها براي سرگرمي تماشاگران ساخته ميشوند. پس آنها بايد اين فيلمها را ببينند و لذت ببرند. در عين حال ميكوشم فيلمهايي را بازي كنم كه در كنار عنصر سرگرمي، حرفي هم براي گفتن داشته باشند و بيننده را به تفكر وادارند. در طول سالهاي فعاليت سينماييام، يك نكته را خيلي خوب متوجه شدهام، اگر خودم از بازي در فيلمي لذت ببرم، تماشاچي هم از ديدن آن لذت خواهد برد و بعكس. به همين دليل وقتي قرار است فيلمي از من روي پرده سينماها برود، از قبل ميدانم واكنش تماشاچي نسبت به آن چه خواهد بود. ما تماشاگران عاقل و فهيمي داريم. آنها ميتوانند يك فيلم خوب را از يك فيلم بد تشخيص بدهند. تبليغات زياد براي يك فيلم، هيچوقت نميتواند تماشاگران را گول بزند و باعث استقبال خوب و بالاي آنها از فيلمهاي بد بشود. شما اين نكته را ميتوانيد براحتي در وضعيت فروش فيلمها ببينيد. تبليغات زياد شايد بتواند در 3 روز اول نمايش يك فيلم، بيننده زيادي را جذب آن كند، اما پس از آن شما ميبينيد كه همان فيلم با يك افت شديد فروش روبهرو ميشود، اين مساله نشان ميدهد كه اين روزها نميتوان تماشاگران را گول زد و يك محصول بد را به عنوان يك اثر خوب به آنها قالب كرد.
كار جديد چه داريد؟
فيلم تازهام «گيرندگان» يك اكشن جنايتكارانه مستقل است كه اين ژانر سينمايي را هجو ميكندو گروهي سارق بانك قصد دارند 20 ميليون دلار را از يك بانك بزنند؛ اما حضور يك كارآگاه زبده و سختكوش عمليات آنها را با دردسرهاي زيادي روبهرو ميكند. من نقش اين كارآگاه ماهر را بازي ميكنم. نقش سختي بود و چالشهاي زيادي در خودش داشت.
به عنوان آخرين پرسش، شما بازيگري را از نوجواني شروع كرديد. فكر ميكنيد شروع فعاليت سينماييتان در زمان خوبي بود؟
به نظر خودم بله. من چيزهاي زيادي را در مدت زمان كوتاهي ياد گرفتم و وقتي به عنوان يك بازيگر جوان مشغول به كار شدم، تجربيات خوبي كسب كرده بودم. بسياري در 20 يا 30 سالگي كار بازيگري را شروع ميكنند و تازه ميخواهند ياد بگيرند و تجربه كنند؛ ولي من در اين سالها خيلي چيزها را ميدانستم. به اعتقاد من، اين يك مزيت خوب براي هر بازيگري است كه در چنين سالهايي دقيقا بداند دوربين سينما از او چه ميخواهد و وي بايد چه كاري را در مقابل آن انجام دهد
RED STORM
01-24-2010, 09:02 PM
«سلول 211» نامزد 16 رشته گويا؛
نامزدهاي اسكار اسپانيا معرفي شدند
مراسم جوايز گويا (اسكار كشور اسپانيا) اسامي نامزدهاي بهترينهاي سال 2009 خود را در شهر مادريد اعلام كرد.
http://media.farsnews.com/Media/8810/Images/jpg/A0793/A0793705.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، فيلم ترسناك «سلول 211»با نامزدي در 16 رشته، موفقترين فيلم در مراسم امسال است.
«دانيل مونزون» براي اين فيلم نامزد دريافت عنوان بهترين كارگردان سال شده است.
منتقدان سينمايي عقيده دارند اين فيلم جوايز اصلي مراسم گويا 2010 را از آن خود خواهد كرد.
قصه اين فيلم درباره يك زندان و مسائلي است كه براي چند زنداني آن پديد ميآيد. نقش اصلي فيلم را «لوئيس توسار» بازي كرده است.
او نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر مراسم است.
اين فيلم هنگام نمايش عمومي هم با استقبال خوب تماشاگران روبرو شد و توانست 13.5 ميليون دلار در جدول گيشه نمايش سينماهاي اسپانيا فروش كند.
رقباي «سلول 211» براي دريافت جايزه بهترين فيلم سال اسپانيا اينها هستند:
«آگورا» ساخته «آلخاندرو آمنابار» (كه نامزد دريافت سيزده جايزه است)، «رقصنده و دزد» ساخته فرناندو تروبا» (كه نامزد رسمي اسپانيا براي حضور در رقابتهاي اسكار بهترين فيلم خارجي سال است) و «راز چشمهاي آنها» ساخته «خوآن خوزه كامپانلا» (اين فيلم محصول مشترك اسپانيا و آرژانتين است و از سوي آرژانتين به عنوان نماينده رسمي اين كشور براي رقابتهاي اسكار بهترين فيلم خارجي سال ارسال شده است)
اين دو فيلم آخر در نه رشته نامزد دريافت جايزه هستند.
به اعتقاد منتقدان سينمايي و اهل فن، «پدرو آلمودوار» شكست خورده اصلي رقابتهاي امسال مراسم جوايز گويا است.
درام اجتماعي جديد در «آغوشهاي گسسته»، فقط در پنج رشته نامزد دريافت جايزه شده، نتوانست وارد رقابتهاي اصلي يعني بهترين فيلم و كارگرداني شود.
اين فيلم در رشتههايي مثل بهترين فيلمنامه و بازيگر زن (پنهلوپه كروز) نامزد دريافت جايزه است.
كروز در اين رشته با «ريچل ويز» براي فيلم «آگورا» رقابت ميكند.
مراسم جوايز گويا 2010 روز چهاردهم فوريه برپا ميشود.
جيمز كامرون ركورد خودش را ميشكند؛
«آواتار» دومين فيلم پرفروش تاريخ سينما در سطح جهان
«آواتار» ساخته جديد «جيمز كامرون» اين هفته موفق به كسب عنوان دومين فيلم پرفروش كل تاريخ سينما در سطح جهاني ميشود.
http://media.farsnews.com/Media/8504/Images/jpg/A0206/A0206118.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، تحليلگران اقتصادي سينما ميگويند فروش آخر هفته اين فيلم علمي تخيلي اين موقعيت خوب را براي فيلم فراهم ميكند.
انتشار اين خبر حكم يك پيروزي بزرگ را براي جيمز كامرون كارگردان اين فيلم دارد.
اين نكته به اين دليل است كه پرفروشترين فيلم كل تاريخ سينما يعني «تايتانيك» نيز ساخته اين فيلمساز است.
«آواتار» هفته گذشته موفق شد كه فروشي يك ميليارد دلاري در سطح جهاني را از آن خود بكند.
هفته قبل تحليل گران سينمايي گفتند اين فيلم، با اين رقم فروش تبديل به سومين اثر پرفروش كل تاريخ سينما در سطح جهاني شد.
فيلمهاي «ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه» و قسمت اول مجموعه فيلم «دزدان دريايي كارائيب» با فروشهاي 1.12 و 1.7 ميليارد دلاري در مقامي بالاتر از فيلم «آواتار» قرار داشتند.
پيشبيني ميشود كه «آواتار» اين هفته موفق شود كه رقم فروش قسمت سوم «ارباب حلقهها» را رد كند و پس از «تايتانيك» عنوان موفقترين فيلم تاريخ سينما را در سطح جهاني بگيرد.
«آواتار» در شرايطي اين رقم فروش را از آن خود ميكند كه سه روز قبل پس از 17 روز نمايش در آمريكاي شمالي به رقم فروش 352 ميليون دلاري دست پيدا كرده است.
تحليلگران سينمايي ميگويند اين فيلم اين هفته موفق ميشود كه عنوان دهمين فيلم پرفروش كل تاريخ سينماي آمريكا را نيز از آن خود كند.
اين مقام تا به امروز به قسمت آخر مجموعه فيلم «جنگهاي ستارهاي» اختصاص داشته است.
قسمت پاياني «جنگهاي ستارهاي» با فروشي 380 ميليون دلاري رقم دهمين فيلم پرفروش كل تاريخ سينماي آمريكا را براي خود داشته است.
تحليلگران اقتصادي سينما پيشبيني ميكنند كه «آواتار» بتواند در نمايش كلي خود در آمريكاي شمالي بيش از 600 ميليون دلار فروش كند و با اين رقم فروش به يك ركوردشكني تازه دست پيدا كند.
تا به امروز فيلم «تايتانيك» ساخته قبلي كامرون با فروشي 603 ميليون دلاري پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي آمريكا است.
موفقيت بينالمللي «آواتار» در شرايطي نصيب اين فيلم ميشود كه نمايش عمومي آن در چين با موفقيت بسيار زيادي همراه بوده است.
اين فيلم كه كمي ديرتر از آمريكاي شمالي و تعدادي از كشورهاي جهان در چين به روي پرده رفته است، در اولين هفته نمايش خود در اين كشور آسيايي 35 ميليون يوآن (5 ميليون دلار) فروش كرد.
كمپاني فوكس قرن بيستم تهيه كننده اين فيلم ميگويد اين رقم يك ركورد براي سينماهاي چين است و تا به حال هيچ فيلم سينمايي نتوانسته اين مقدار در كشور چين در هفته اول نمايش خود فروش كند.
اين كمپاني پيشبيني ميكند «آواتار» لقب پرفروشترين فيلم كل تاريخ سينماي چين را از آن خود بكند.
اين لقب تا شش ماه قبل در اختيار فيلم «تايتانيك» با يك فروش 53 ميليون دلاري بود.
قسمت دوم «تغيير شكلدهندگان» شش ماه قبل اين مقام را از فيلم «تايتانيك» گرفت.
«تغيير شكلدهندگان2» موفق به فروشي 59 ميليون دلاري در كشور چين شد.
«آواتار» موفقترين فيلم اكران كريسمس شد
تحليلگران اقتصادي سينما عقيده دارند «آواتار» در روزهاي پس از تعطيلات كريسمس هم موفقترين فيلم روز ديناي سينماست.
http://media.farsnews.com/Media/8809/Images/jpg/A0782/A0782155.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، ساخته جديد «جيمز كامرون» در روز جمعه فروش 13.3 ميليون دلاري كرد و با اين رقم فروش، عنوان موفقترين فيلم روز جمعه را از آن خود كرد.
قبل از اين تحليلگران اقتصادي سينما پيشبيني كرده بودند «آواتار» در چهارمين هفته نمايش خود نيز، صدرنشين جدول هفتگي گيشه نمايش خواهد شد.
اين در حالي است كه سينماهاي آمريكاي شمالي از روز جمعه نمايش عمومي، حداقل سه فيلم جديد سينمايي را آغاز كردند.
اهل فن ميگويند «آواتار» با فروشي حدود 40 ميليون دلار در سه روز آخر هفته، صدرنشين دوباره جدول هفتگي گيشه نمايش را از آن خود خواهد كرد.
فيلم كه هنوز نمايش موفقيتآميزي در 3422 سالن سينماي آمريكا و كانادا دارد، اين هفته با افت كاهش 40 درصدي (در مقايسه با دو هفته قبل) روبرو شده است.
تا به امروز اين فيلم 394 ميليون دلار در جدول گيشه نمايش سينماهاي آمريكاي شمالي داشته است.
با رقم فروش كلي اين هفته ،«آواتار» موفق ميشود «تغيير شكل دهندگان 2» را از صدرنشين پرفروشترين فيلم سال 2009 سينماهاي آمريكاي شمالي پائين بكشد.
اين فيلم كه تابستان 2009 اكران عمومي شد، در آمريكا و كانادا 402 ميليون دلار فروش كرد.
رقم فروش 394 ميليون دلاري «آواتار» در عين حال، آنرا به مقام نهمين فيلم پرفروش كل تاريخ سينماي آمريكا ارتقا داد.
دومين فيلم موفق گيشه نمايش در روز جمعه، فيلم ترسناك «روز شكنان» است، كه اين هفته نمايش عمومي خود را آغاز كرد.
فيلم با رقم فروش 8 ميليون دلاري خود، اين مقام را به خود اختصاص داد.
«روزشكنان» در 2523 سالن سينما روي پرده است.
«شرلوك هلمز» با فروش5 ميليون دلاري،سومين فيلم موفق روز جمعه سينماهاي آمريكاي شمالي است.
فيلم كه سه هفته از نمايش عمومي آن ميگذرد، تا به حال 154 ميليون دلار فروش داشته است
قسمت دوم «آلوين و سنجابها» هم 3.5 ميليون دلار در روز جمعه فروش كرد و لقب چهارمين فيلم موفق جدول گيشه نمايش را در اين روز گرفت.
از اكران عمومي اين فيلم هم سه هفته ميگذرد و تابحال 165 ميليون دلار فروش كرده است.
وضعيت كلي فروش فيلمهاي سينمايي در سه روز آخر هفته، فردا مشخص ميشود.
جيم كري» حذف شد؛
«شان پن» دوباره كله پوك ميشود
«شان پن» دوباره به پروژه «سه كلهپوك» برگشت و اين فيلم كمدي درام، با حضور وي در نقش اصلي جلوي دوربين ميرود.
http://media.farsnews.com/Media/8810/Images/jpg/A0792/A0792477.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، «باب فارلي» تهيهكننده و كارگردان فيلم، اين خبر را به صورت رسمي اعلام كرد.
فارلي كه فيلمنامه فيلم را با همكاري برادر خود «پيتر فارلي» نوشته، به رسانههاي گروهي گفت: «ما او را برگردانديم!»
به گفته اين فيلمساز، «شان پن هميشه ميخواست با اين پروژه همكاري داشته باشد، ولي مسائل خانوادگي او را براي مدتي درگير خودكرد.»
پن سال قبل اعلام كرد بهخاطر مراقبت از خانوادهاش، قصد دارد براي مدتي در هيچ كار تازه سينمايي ظاهر نشود.
همين نكته باعث شد او از بازي در «سه كله پوك» و دو فيلم ديگر كنارهگيري كند.
برادران فارلي كه ميخواستند فيلم خود را با حضور پن جلوي دوربين ببرند، كار توليد آن را براي مدتي به تعويق انداختند.
در حال حاضر آنها كمدي «هال پاس» را با بازي «اوئن ويلسن» ميسازند و پس از آن، كار توليد «سه كله پوك» را شروع ميكنند.
شان پن در نسخه جديد «سه كله پوك» در نقش لاري ظاهر ميشود. نقش دو شخصيت مهم ديگر قصه فيلم هنوز بازيگري ندارد.
قبل از اين گفته شده بود احتمال حضور «جرج كلوني» و «جيم كري» در اين نقشها وجود دارد ولي از قرار معلوم، كري دستمزد بالايي براي خود خواسته بود.
همين مسئله باعث شد تا برادران فارلي او را از اين پروژه حذف كنند.
به احتمال زياد «سه كله پوك» اواخر ماه اكتبر جلوي دوربين ميرود.
خط اصلي قصه فيلم فاش نشده است، ولي پن و دو بازيگر ديگر در آن نقش سه آدم كله پوك را دارند كه با كارها و اقدامات خود، باعث خلق ماجراها و حوادث بانمكي ميشوند.
«سه كله پوك» يك مجموعه فيلم سينمايي بود كه در دهه سي و چهل ميلادي، نمايش موفقيتآميزي در سينماها داشت.
شان پن كه در يك سال و نيم اخير فيلم تازهاي روي پرده سينماها نداشته است، براي ميلك، (2008) اسكار بهترين بازيگر مرد سال را گرفت.
در سال جديد ميلادي درام خانوادگي و تاريخي او به نام «درخت زندگي» روي پرده سينماهاي جهان ميرود.
با حضور در كنار «تام كروز»؛
«لاتنر» گرانترين بازيگر نوجوان سينما شد
«تيلور لاتنر» يكي از سه بازيگر اصلي «ماه تازه» به صورت موفقترين بازيگر نوجوان تاريخ سينما درآمده و رقباي خود «مايلي سايرس» و «داكوتا فنينگ» را كنار زده است.
http://media.farsnews.com/Media/8810/Images/jpg/A0792/A0792486.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، صنعت سينما بالاترين دستمزدي را كه تا به حال به يك بازيگر نوجوان پرداخت شده، به اين بازيگر 18 ساله ميدهد.
لاتنر اين دستمزد را كه 7.5 ميليون دلار است، براي حضور در فيلم «شبهاي شمالي» ميگيرد. اين فيلم حال و هوايي اكشن و ماجراجويانه دارد.
اين بازيگر نوجوان در اين فيلم نقش مقابل «تام كروز» را بازي خواهد كرد.
تهيهكنندگان فيلم كه فعلاً نميخواهند خط اصلي قصه فيلم را لو بدهند، ميگويند بحث با كروز براي حضور در اين فيلم ادامه دارد.
آنها هنوز به صورت رسمي با كروز قرارداد همكاري در اين فيلم را امضا نكردهاند.
لاتنر پس از نمايش «ماه تازه» (قسمت دوم مجموعه فيلم «گرگ و ميش») به صورت يكي از چهرههاي مطرح روز درآمد.
فروش 550 ميليون دلاري فيلم در سطح جهان، باعث شد تا تهيهكنندگان سينما براي محصولات جديد خود به سراغ اين بازيگر بروند.
لاتنر 18 ساله در شرايطي نقش مقابل كروز را در «شبهاي شمالي» بازي ميكند، كه طي يك ماه گذشته قرارداد بازي در دو فيلم مهم ديگر را امضا كرده است.
وي در هر دو فيلم جديد خود (كه حال و هوايي اكشن و ابرقهرمانانه دارند) در نقش اصلي ظاهر ميشود.
يكي از اين دو فيلم «مكس استيل»،قرار است تبديل به يك مجموعه فيلم سينمايي شود.
لاتنر كه قبل از اين فقط در فيلم سينمايي «گرگ و ميش» بازي كرده، سابقه حضور در چند كار ويدئويي و تلويزيوني را نيز دارد.
در سال جديد ميلادي دو فيلم «روز والنتاين» (يك كمدي رومانتيك كه در آن با «برادلي كوپر» و «آن هاتاوي» همبازي است) و قسمت سوم مجموعه «گرگ و ميش» با نام «كسوف»،از اين بازيگر به روي پرده سينماها ميرود.
«شبهاي شمالي» اولين فيلم لاتنر است كه در آن با يكي از بازيگران درجه يك سينما همبازي ميشود.
سايرس و فنينگ رقباي نوجوان لاتنر، براي هر يك از فيلمهاي خود دستمزدي بين 5.5 تا 6.5 ميليون دلار ميگيرند.
كامرون با هزينه شخصي فيلمي درباره هيروشميا ميسازد
در حالي كه «آواتار» به فروش تاريخي خود ادامه ميدهد، جيمز كامرون درصدد است تا با هزينه شخصي خود، فيلمي درباره بازمانده جنگ هيروشيما بسازد.
http://media.farsnews.com/Media/8809/Images/jpg/A0783/A0783679.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، اين فيلم براساس كتابي از چارلز پلگرينو ساخته ميشود. اين كتاب با نام: «آخرين قطار هيروشيما، نگاه بازماندگان به گذشته»، درباره دو روز از جنگ هيروشيما همراه با تركيبي از نگاه شاهدان عيني مانند تسومو ياموگوچي و آمريكاييهايي است كه در آن روز، هيروشيما را بمباران كردند.
جيمز كامرون در 22 دسامبر طي ملاقاتي از تسومو ياموگوچي بازمانده اين حادثه ديدن كرد، اما او روز دوشنبه به دليل ابتلا به سرطان معده در سن 93 سالگي از دنيا رفت.
بر اساس اين كتاب 30 نفر در زمان بمباران هيروشيما توانستند به ناكازاكي فرار كنند و از بمب دوم درامان باشند اما ياموگوچي تنها كسي بود كه در زمان هر دو بمباران در هيروشيما بود و از اين حادثه جان سالم به در برد.
گفته ميشود كامرون با به تصوير كشيدن اين حادثه، جنبههاي ديگري از مهارتهاي سه بعدياش را به نمايش خواهد گذاشت.
دهنمكي:دستهايي دركار است تا«اخراجيها3» ساخته نشود
«مسعود دهنمكي» با ابراز گلايه از عدم صدور پروانه ساخت «اخراجيها3» گفت: متأسفانه دستهايي در كار است تا «اخراجيها3» ساخته نشود.
http://media.farsnews.com/Media/8810/Images/jpg/A0792/A0792642.jpg
"مسعود دهنمكي " در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس با اعلام مطلب فوق اظهار داشت: متأسفانه دستهايي در كار است تا براي "اخراجيها 3 " مشكل ايجاد كنند و برخي طمعكارانه با رايزنيهاي پشت پرده، ميخواهند براي اين فيلم مشكلسازي كنند و اگر اين سنگاندازيها ادامه يابد، هفته آينده همه چيز را با مردم در ميان خواهم گذاشت.
به گزارش فارس، "دهنمكي " در حالي اين صحبتها را مطرح ميكند كه از يكماه قبل و بعد از برگزاري جشن اخراجيها اخبار ضد و نقيض فراواني در خصوص صدور پروانه نمايش "اخراجيها3 " مطرح شده است.
وي در توضيخ بيشتر در اين خصوص گفت: در چند سال اخير با مشكلات فراواني روبرو بودهام كه هميشه مسايلي فراواني در خصوص كارهاي من وجود داشته است و عدهاي در پشت صحنه قصد داشته و دارند تا براي من مشكل ايجاد كنند.
وي به فارس گفت: مسئولان وزارت ارشاد قول دادهاند تا روز دوشنبه هفته آينده مشكلات مربوط به پروانه ساخت "اخراجيها3 " را بر طرف كنند اما اگر اين كار صورت نگيرد در نشست خبري كه سه شنبه هفته آينده برگزار خواهم كرد تمام حقايق و مسايل پشت صحنه را در چند سال اخير بازگو خواهم كرد.
براساس اين گزارش، پيش از اين "دهنمكي " به فارس گفتهبود: درصدد هستم تا پس از پايان توليد و پخش "دارا و ندار "، در بهار 89 "اخراجيها3 " را كليد بزنم.
اين كارگردان به فارس گفته بود: در "اخراجيها3 " قصد دارم به مسائل و مشكلات اخراجيها پس از جنگ و جامعه امروز بپردازم و اين فيلم از طنز تلخي برخوردار خواهد بود.
وي در مراسم رونمايي از فيلمنامه "اخراجيها3 " نيز گفته بود: فكر ميكنم با توجه به استقبال مردم، به طور حتم "اخراجيها3 " پرمخاطبترين فيلم از سهگانه "اخراجيها " خواهد بود.
RED STORM
01-24-2010, 09:03 PM
پس از ورشكستگي هاليسون؛
«ترميناتور»به شركت «لاينزگيت» ميرود
شركت مستقل فيلمسازي «لاينزگيت» خواهان خريد امتياز توليد مجموعه فيلم اكشن و علمي -تخيلي «ترميناتور» شده است.
http://media.farsnews.com/Media/8810/Images/jpg/A0795/A0795791.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، شركت «هالسيون» كه مالك قانوني اين مجموعه فيلم است، به دنبال ورشكستگي اعلام كرد امتياز قانوني آن را ميفروشد.
از حدود دو ماه قبل كه اين شركت خبر فروش امتياز قانوني «ترميناتور» را اعلام كرد، خريداري براي آن پيدا نشده است.
در عين حال، شنيده ميشود كه چند خريدار خواهان خريد امتياز اين مجموعه فيلم به قيمتهاي بسيار كمي بودهاند، كه اين مسئله مورد موافقت شركت هالسيون قرار نگرفته است.
اين در حالي است كه قرار است «ترميناتور» در هشتم فوريه سر از يك حراج هنري درآورد.
در اين حراج، امتياز توليد فيلمهاي سينمايي، مجموعه تلويزيوني، اسباببازيها و نسخههاي دي وي دي «ترميناتور» به فروش ميرسد.
قسمت چهارم فيلم به صورت مشترك توسط هالسيون، شركت«سوني» و كمپاني «برادران وارنر» توليد شد و تابستان گذشته به نمايش عمومي درآمد.
اين فيلم با هزينهاي 200 ميليون دلاري،«كريستين بل» و «سام وورتينگتن» را در نقشهاي اصلي خود داشت.
فروش جهاني فيلم 371 ميليون دلار شد، كه 125 ميليون دلار آن سهم سينماهاي آمريكاي شمالي است.
قسمت اول فيلم در سال 1984 با استقبال عمومي تماشاگران روبرو شد و «جيمز كامرون» را مجاب كرد دومين قسمت آن را در سال 1991 كارگرداني كند اما قسمت سوم فيلم در سال 2003 توسط «جاناتان موستو» ساخته شد.
در هر سه فيلم «آرنولد شوارتزنگر» در نقش يك موجود فضايي ظاهر شد كه براي انجام يك مأموريت سخت،راهي كره زمين ميشود.
عدم موفقيت مالي و انتقادي قسمت چهارم - كه آرنولد هم در آن حضور نداشت- باعث شد تا صنعت سينما به اين نتيجه برسد كه ادامه توليد اين مجموعه فيلم،به نفع دنياي سينما نيست.
اين فيلم را «مك جي» كارگرداني كرد و بل ميگويد بجز اين فيلم، قرارداد بازي در دو قسمت ديگر «ترميناتور» را نيز دارد.
مسئولان لاينزگيت ميگويند در صورت توليد قسمت ديگري از اين مجموعه فيلم،حاصل كار يك اثر جمع و جور و كم خرج خواهد بود.
«دانيل كريگ» جاي «داوني جونيور» را گرفت
كمپاني «دريم وركز» براي نقش اصلي محصول جديد خود «كابويها و بيگانههاي فضايي» از «دانيل كريگ» دعوت به همكاري كرده است.
http://media.farsnews.com/Media/8603/Images/jpg/A0300/A0300394.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، كريگ قرار است جايگزين «رابرت داوني جونيور» بازيگر قبلي اين فيلم علمي - تخيلي و ماجراجويانه شود.
چند روز قبل داوني جونيور اعلام كرد به دليل تراكم پروژههايي كه قرار است در آنها بازي كند، با اين فيلم همكاري نخواهد داشت.
اين در حالي است كه شش ماه قبل زماني كه خبر توليد «كابويها و بيگانههاي فضايي» در رسانههاي گروهي منتشر شد، به صورت رسمي گفته شد،اين بازيگر نقش اصلي آنرا بازي خواهد كرد.
فيلم بر اساس قصه يك نوول گرافيكي ساخته ميشود كه اولين بار سال 2006 منتشر شد.
قصه اين نوول درباره گروهي از ساكنان غرب وحشي و سرخپوستها است كه پس از فرود يك سفينه فضايي در محل زندگيشان، با يك مشكل تازه روبرو ميشوند.
دانيل كريگ در فيلم بايد نقش يك گاوچران به نام جيك جانسن را بازي كند اما كريگ هنوز پاسخي به دعوت كمپاني دريم وركز نداده است. كريگ قبل از اين در فيلمهاي«راهي به پرديشن» و «مونيخ» با اين كمپاني همكاري كرده و دوستي نزديكي با «استيون اسپيلبرگ» مدير آن دارد.
اين بازيگر همچنين يكي از بازيگران اصلي كار جديد اسپيلبرگ به نام «ماجراجوييهاي تن تن» نيز هست.
كريگ كه با بازي در دو فيلم آخر مجموعه فيلم جيمز باند به صورت بازيگري مطرح درآمده،تا زودتر از شش ماه ديگر بازي در قسمت جديد آنرا شروع نخواهد كرد.
به همين دليل، او براي بازي در «كابويها و بيگانههاي فضايي» زمان و وقت كافي دارد.
اين فيلم را «جيمز فاورو» كارگرداني ميكند. فاورو كارگردان قسمت اول و دوم فيلم كميك استريپي «آيرن من/مرد آهني»نيز هست.
نقش مرد آهني را در اين اكشن ابرقهرمانانه رابرت داوني جونيور بازي كرده است. قسمت دوم فيلم فصل تابستان اكران عمومي ميشود.
داوني جونيور در حال حاضر اكشن پر رمز و راز «شرلوك هلمز» را روي پرده سينماهاي جهان دارد.
ابراز علاقه «هريسون فورد» براي بازي در «اينديانا جونز5»
هريسون فورد بازيگر 67 ساله سينما ميگويد كه هنوز علاقمند به بازي در قسمتهاي جديد مجموعه فيلم اكشن و ماجراجويانه «اينديانا جونز» است.
http://media.farsnews.com/Media/8810/Images/jpg/A0795/A0795781.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، اين بازيگر براي بازي در پنجمين قسمت اين فيلم و ايفاي نقش كاراكتر قديمي دكتر جونز اظهار آمادگي كرد.
به گفته فورد: «مدتي قبل «جرج لوكاس» تهيهكننده فيلم به من گفت در حال نگارش طرح قصه قسمت پنجم است. من مطمئن هستم كه او ميتواند قصه خوبي براي ادامه ماجراجوييهاي كاراكتر اينديانا جونز پيدا كند و «استيون اسپيلبرگ» هم حتما آن را كارگرداني خواهد كرد.»
اين بازيگر اظهار اميدواري ميكند قصه قسمت پنجم، بيشتر از قسمتهاي قبلي آن حال و هواي بينالمللي داشته باشد و اضافه ميكند: «دوست دارم باز هم اين نقش را در جلوي دوربين بازي كنم. علاقمندم ببينم، روابط پدر و فرزندي او با كاراكتر «شيا لابوف»در قصه فيلم به كجا ميرسد. فكر ميكنم قصه جالبي از كار درآيد و تماشاگران فيلم را سرگرم كند.»
چهارمين قسمت مجموعه فيلم «اينديانا جونز» تابستان 2008 به روي پرده سينماها رفت و در آمريكاي شمالي حدود 318 ميليون دلار فروش كرد.
اين فيلم 19 سال پس از توليد قسمت سوم آن ساخته شد.
قسمت اول فيلم در سال 1981 به نمايش عمومي درآمد و موفقيت مالي آن، راه را براي توليد دو قسمت بعدي آن در سالهاي 1984 و 1989 فراهم كرد.
پس از آن اسپيلبرگ ديگر به سراغ توليد قسمت ديگري از اين مجموعه فيلم پرفروش نرفت. اين اقدام او باعث تعجب اهالي سينما شد.
اسپيلبرگ مدتي قبل علاقه خود براي كارگرداني قسمت تازهاي از اين مجموعه فيلم را ابراز كرد، اما گفت حتما بايد فيلمنامه خوبي براي كار در اختيار داشته باشد.
در قصه قسمت چهارم، كاراكتر جونز متوجه ميشود يك پسر جوان به نام مات دارد و همراه او وارد يك سري ماجراجويي با عوامل سازمان جاسوسي شوروي سابق (كا گ ب) ميشود.
جرج لوكاس تهيهكننده اين مجموعه فيلم، پس از نمايش موفقيتآميز قسمت چهارم آن گفت كاراكتر مات جونز قرار نيست جاي اينديانا جونز را در اين مجموعه فيلم بگيرد.
هريسون فورد روز 22 ژانويه درام پزشكي «وزن فوق العاده» را روانه پرده سينماهاي آمريكاي شمالي ميكند.
پروژه علمي-تخيلي «سام ريمي» پس از كنارهگري از مردعنكبوتي4
«سام ريمي» بعد از كنارهگيري از پروژه مجموعه فيلم كميك استريپي و ابرقهرمانانه «اسپايدرمن/ مرد عنكبوتي»،به سراغ يك كار اكشن تازه ميرود.
http://media.farsnews.com/Media/8810/Images/jpg/A0795/A0795839.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، فيلم بعدي اين فيلمساز به احتمال خيلي زياد «دنياي هنر جنگ: ظهور پادشاه ليچ» خواهد بود.
تهيهكنندگان اين فيلم از ژولاي گذشته مذاكره با ريمي را براي قبول كارگرداني اين فيلم شروع كرده بودند.
اما ريمي كه درگير پروژه «اسپايدرمن4» بود، پاسخ تهيهكنندگان آن فيلم اكشن را نداده بود.
با اعلام انصراف ريمي از ادامه همكاري با پروژه «اسپايدرمن»، تهيهكنندگان «دنياي هنر جنگ» دوباره به سراغ او رفتهاند.
«دنياي هنر جنگ» هم يك فيلم علمي- تخيلي است كه موفقيت بالاي «آواتار» در گيشه نمايش، تهيهكنندگان آنرا براي توليد فيلم وادار به شتاب كرده است.
فيلم جديد ريمي هم به صورت 3 بعدي ساخته خواهد شد و حل و هوايي فانتزي دارد.
سام ريمي هنوز موافقت خود را براي كارگرداني اين فيلم اعلام نكرده، ولي تهيهكنندگان آن ميگويند وي اين اثر علمي - تخيلي را كارگرداني خواهد كرد.
سام ريمي سال گذشته ميلادي درام دلهرهآور «مرا به جهنم بكشان» را روي پرده سينماها داشت.
اين فيلم كم خرج با هزينهاي 25 ميليون دلاري تهيه شد و در جدول گيشه نمايش سينماهاي آمريكاي شمالي، حدود 43 ميليون دلار فروش كرد.
كار تازه او «شيطان مرده» نام دارد كه يك فانتزي دلهرهآور است و براي تابستان آينده اكران عمومي خواهد شد.
قصه اين فيلم درباره يك كتاب ممنوع است كه اگر كسي آنرا بخواند، باعث احضار نيروهاي شيطاني ميشود.
چند كاراكتر اصلي قصه كه در يك جنگل هستند، تلاش ميكنند تا با اين نيروهاي شيطاني مقابله و آنها را دوباره در داخل اين كتاب مرموز حبس كنند.
اين فيلم نسخه دوباره سازي شده يك كار قديمي است و در آغاز قرار بود «باب زامبي» آنرا كارگرداني كند.
سازنده «فتنه» دو ماه ديگر محاكمه ميشود
«گرت وايلدرز» سازنده فيلم ضداسلامي «فتنه» عليرغم اين كه در دادگاه از خود دفاع كرد، نتوانست قاضي را در مختومه كردن يا تخفيف در اتهاماتش در مورد تحريك افكار عمومي، متقاعد كند.
http://media.farsnews.com/Media/8612/Images/jpg/A0402/A0402930.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، در يك تصميم ديرهنگام، روز چهارشنبه دادگاه محلي اعلام كرد كه وايلدرز هيچ مدرك جديدي را در راستاي تخفيف در اتهاماتش ارائه نكرده است.
وايلدرز نماينده تندروي مجلس هلند بخاطر اظهاراتش در توهين به مسلمانان و ايجاد تبعيض و نفرت بين آنان قرار است كه در ماه مارس محاكمه شود.
اين سياستمدار، در فيلم كوتاه «فتنه»، با كنار هم قرار دادن آيات قرآني و صحنه هايي تروريستي از مسلمانان متعصب موجب خشم و اعتراض مسلمانان جهان شد.
از ديگر اقدامات او ميتوان به طرح ايده ممنوعيت استفاده از قرآن در هلند، بستن مرزها بروي مهاجران مسلمان، وضع مالياتهاي سنگين بر حجاب مورد استفاده مسلمانان و... اشاره كرد.
وكيل وايلدرز-برام موزكويچ- گفته كه وايلدرز درخواستي به قاضي تسليم كرده كه طي آن خواسته است كه حداقل از اتهام او در مورد توهين به همه مسلمانان صرفنظر شود كه او اين درخواست را هم نپذيرفته است.
وايلدرز با رأي دادگاه، به حداكثر 2 سال حبس يا پرداخت 26800 دلار جريمه محكوم خواهد شد.
مسلمانان قريب 6 درصد جمعيت هلند را تشكيل ميدهند.
مهاجران، مسلمانان و گروههاي ضد نژاد پرستي هلند كه مدت طولاني در تعقيب اين محاكمه بودهاند ميگويند گفتههاي وايلدرز، فراتر از اهانت بوده و تنشهاي اخلاقي را بيشتر كرده است.
صداي«لئوناردو دي كاپريو» بر روي مستند فضايي «هابل 3 بعدي»
«ليوناردو دي كاپريو» با قرض دادن صداي خود به فيلم «هابل 3 بعدي»، متن اين فيلم علمي - تخيلي را روايت ميكند. اين اولين بار است كه دي كاپريو قصه يك فيلم را روايت ميكند.
http://media.farsnews.com/Media/8809/Images/jpg/A0778/A0778022.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، كمپاني «برادران وارنر» كه اين فيلم را تهيه ميكند، تاريخ 19 ماه مارس ( 28اسفند) را به عنوان زمان نمايش عمومي آن تعيين كرده است.
كمپاني برادران وارنر «هابل 3بعدي» را با همكاري شركت زنجيرهاي سينمايي «آيمكس» تهيه كرده است.
اين فيلم، چهارمين همكاري مشترك بين او در توليد يك محصول 3 بعدي صنعت سينماست.
«ريچرد ال گلفوند» يكي از مديران آيمكس در ارتباط با انتخاب دي كاپريو براي همكاري با اين پروژه ميگويد: «او ميتواند يك راوي خيلي خوب هم باشد. فيلم ما حال و هواي خاصي دارد و نوع روايت آن، ويژگيهاي خاصي را ميطلبد.صداي او به ما و تماشاگران فيلم كمك ميكند تا سفر جذابي به مركز زمين داشته باشيم و با خاطرهاي خوش از آن، به منازل خود برگرديم.»
در قصه فيلم، فضانوردان در فضاي لايتنهاتي و خارج از جو زمين، به قدم زدن ميپردازند و تحقيق علمي خود را انجام ميدهند.
«هابل 3 بعدي» كار تازهاي از گروه سازنده «ايستگاه فضايي3 بعدي» است. «توني مه يرز» تهيهكننده و كارگردان هر دو فيلم است.
مديريت فيلمبرداري فيلم را «جيمز نيهاوس» به عهده دارد و كادر فني آن، گروهي از فضانوردان هستند كه براي اين كار تعليمات لازم را ديدهاند.
دي كاپريو ميگويد به دليل علاقهاي كه به مسائل علمي دارد، همكاري با اين پروژه را قبول كرده است.
اين بازيگر هم اكنون «جزيره شاتر» را آماده نمايش عمومي دارد كه از حال و هوايي جنايتكارانه و مرموز برخوردار است.
قصه فيلم درباره پليس ارشدي است كه براي تحقيق راهي يك جزيره دوردست و زندان محلي آن ميشود.
اين فيلم را «مارتين اسكورسيزي» كارگرداني كرده و «بن كنيگرلي» و «مارك روفالو» هم در آن بازي دارند.
دي كاپريو تازه از بازي در فيلم «آغاز» به كارگرداني «كريستوفر نولان» فارغ شده است.
RED STORM
01-24-2010, 09:03 PM
ديكاپریو گزينه كارگردان- جاني دپ گزينه تهيهكنندگان؛
(http://www.farsnews.net/mail.php?nn=8808040673&tt=)ديكاپریو گزينه كارگردان- جاني دپ گزينه تهيهكنندگان؛
اختلاف اسكورسيزي با تهيهكنندگان در انتخاب بازيگر نقش «فرانك سيناترا»
خبرگزاري فارس: در شرايطي كه اسكورسيزي براي فيلم «سيناترا»، لئوناردو ديكاپريو را انتخاب كرده، خبر ميرسد كه تهيهكنندگان آن مايل هستند از جاني دپ براي ايفاي نقش سيناترا استفاده كنند.
http://media.farsnews.com/Media/8711/Images/jpg/A0619/A0619443.jpg
به گزارش خبرگزاي فارس، مارتين اسكورسيزي فيلمساز كهنهكار سينما كه كارگرداني سه فيلم جديد سينمايي را در محصول كار خود دارد، شايد «سيناترا» را در سال جديد ميلادي جلوي دوربين نبرد.
«سيناترا» كه در كنار «سكوت» و «ظهور تئودور روزولت» يكي از سه پروژه پر سر و صداي اين فيلمساز قديمي است، ظاهرا با مشكل بازيگر رو به رو شده است. در شرايطي كه اسكورسيزي براي فيلم سيناتراي خود لئورادو ديكاپريو بازيگر مورد علاقه خود را انتخاب كرده است خبر ميرسد كه تهيهكنندگان آن مايل هستند از جاني دپ براي ايفاي نقش فرانك سيناترا استفاده كند.
سايت سينمايي IMDB كه مدتي قبل خبر از آن داده بود كه ديكاپريو در فيلم سيناترا بازي ميكند، اخيرا نام اين بازيگر را از فهرست بازيگران فيلم حذف كرده است.
تعدادي از نشريات سينمايي مينويسند كه تهيهكنندگان فيلم تمايلي به حضور ديكاپريو در اين فيلم ندارد.
اين در حالي است كه اسكورسيزي چهار فيلم آخر خود را با بازي ديكاپريو در نقش اصلي كارگرداني كرده است و حتي قرار است اين بازيگر در فيلم «ظهور تئودور روزولت»، نقش روزولت رئيس جمهور وقت آمريكا را بازي كند.
مشكل انتخاب بازيگر اصلي فيلم سيناترا در شرايطي گريبان سازندگان آن را گرفته است كه اسكورسيزي حتي دو بازيگر اصلي پروژه ديگر خود سكوت را نيز انتخاب كرده است.
در فيلم «سكوت»، بنيسيو دلتورو و گائل گارسيابرنال نقشهاي اصلي را به عهده دارند. اين دو بازيگر مكزيكي در اين فيلم در نقش دو كشيش قرن هفدهمي ظاهر ميشود كه راهي كشور ژاپن ميشوند تا به تبليغ آيين مسيحيت در يك كشور آسيايي بپردازند. ولي در آنجا با موجي از مخالفت اهالي ژاپن رو به رو ميشوند.
فيلم «سكوت» را اسكورسيزي بر اساس قصه كتاب تحسين شده پر خواننده شوكاسو ان دو، نويسنده ژاپني ميسازد.
اگر اسكوسيزي با تهيه كنندگان فيلم سيناترا به توافق نرسد كارگرداني آن را به حالت تعليق درميآورد و يكي از دو فيلم «سكوت» و «ظهور تئودور روزولت» را جلوي دوربين ميبرد.
اسكورسيزي اصرار دارد كه نقش فرانك سيناترا را ديكاپريو بازي كند و ميگويد به جز اين بازيگر حاضر به همكاري با هيچ بازيگر ديگري در اين پروژه نيست.
اسكورسيزي قصد دارد در فيلم «سيناترا»، بخشهاي مختلف زندگي اين خواننده و بازيگر جنجالي دهه 60 ميلادي را به نمايش بگذارد. با آن كه «فرانك سيناترا» يك خواننده و بازيگر معروف و محبوب بود اما چند كتاب شرح حالي كه درباره وي نوشته شده است به بخشهاي تاريك زندگي او نيز اشاراتي كردهاند، در اين كتابها فرانك سيناترا متهم شده كه با باندهاي مافيايي و زيرزميني آمريكا در دوران فعاليت هنري خود ارتباط نزديكي داشته است.
به گفته شرح حال نويسان اين كتابها، فرانك سيناترا و دوست و همكار صميمي او دين مارتين با كمك پولهاي گروههاي مافيايي تبديل به هنرنداني سرشناس شده است.
رسانههاي گروهي با توجه به مشكل انتخاب بازيگر فيلم سيناترا ميگويند از قرار معلوم بايد مثل زندگي جنجالي و پر سر و صداي فرانك سيناترا منتظر بحث و جنجال زيادي پيرامون نسخه سينمايي زندگي اين بازيگر بود.
به نظر من بهترین گزینه دپ هست
RED STORM
01-24-2010, 09:03 PM
ورایتی انتخابهای "گلدنگلوب"را عوام زده خواند
به گزارش خبرنگار مهر شصت و هفتمین دوره مراسم جوایز اتحادیه روزنامه نگاران خارجی لس آنجلس با اهدای دو جایزه مهم بهترین فیلم و بهترین کارگردانی به جیمز کامرون و فیلم پر فروشش یعنی "آواتار" باعث شده تا پایگاه اینترنتی نشریه معتبر ورایتی ،این جوایز را "عوام زده" بنامد.
این پایگاه در گزارش خود که ساعاتی پس از پایان مراسم منتشر شد،مراسم گلدن گلوب امسال را شبی خوب برای جریان عوام زده سینمای آمریکا و رویکرد کمدیهای سبک هالیوودی دانست.در حالی که فیلم تجاری "آواتار" بر رقبای قدرتمندی چون "لعنتیهای بی آبرو"،"بالا در آسمان"،"پرشس" و از همه مهم تر " جعبه رنج"پیشی گرفت ،گروهی از منتقدان و کارشناسان جدی سینمای آمریکا از این گزینش ابراز تعجب و ناامیدی کردهاند.
حتی خود جیمز کامرون پس از دریافت جایزه بهترین کارگردانی گفت:"صادقانه بگویم فکر می کردم این جایزه حق مسلم کاترین بیگلو برای فیلم "جعبه رنج" باشد.اما اشتباه نکنید از این که جایزه بهترین کارگردان را دریافت کردهام بسیار مفتخرم."کامرون پیش تر یک بار دیگر برای کارگردانی فیلم "تایتانیک"برنده جایزه گلدن گلوب شده بود.
از آنجا که جوایز گلدن گلوب تاثیر به سزایی در نتیجه نهایی جوایز اسکار دارد،پیش بینی میشود جوایز اسکار امسال نیز به مانند سال گذشته که فیلم متوسط و تجاری "میلیونر زاغه نشین"جوایز گلدن گلوب و اسکار را درو کرد،به آثاری با کیفیت نه چندان بالا تعلق گرفته و فیلمهایی با ارزشهای هنرمندانه نادیده گرفته شوند.
RED STORM
01-24-2010, 09:03 PM
مرگ یک نفر در اثر تماشای فیلم آواتار
یک مرد تایوانی که فیلم آواتار را بصورت سه بعدی تماشا میکرد به بیمارستان منتقل شد. این مرد که سابقه استرس داشت وقتی به بیمارستان رسید بیهوش شده بود و اسکن , خونریزی مغزی را نشان داده. دکتر این مرد هیجان بیش از حد در اثر تماشای این فیلم را امکان این خونریزی مغزی عنوان کرده است. این مرد 11 روز بعد از خونریزی مغزی فوت کرد. قابل توجه است که وبلاگهای فیلم قبلا گزارشهایی مبنی بر ایجاد تهوعو سرگیجه و ... را بعد از تماشای آواتار و دیگر فیلمها که با پخش سه بعدی داده بودند
RED STORM
01-24-2010, 09:04 PM
كارگردان خوابآورترين فيلم سال2009 جايگزين سام ريمي؛
مارك وب قرارداد كارگرداني «مرد عنكبوتي4» را امضا كرد
«مارك وب» قرارداد كارگرداني فيلم جديد «مرد عنكبوتي4» را پس ازانصراف «سام ريمي» امضا كرد.
http://media.farsnews.com/Media/8601/Images/jpg/A0282/A0282633.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، گوردون لويت يكي از بازيگراني است كه با انصراف توبي مگواير جزو احتمالات گرفتن نقش «مرد عنكبوتي» است.
سه فيلم نخست «مرد عنكبوتي» با كارگرداني ريمي چيزي حدود 2.5 بيليون دلار در گيشه بينالمللي فروش كرد.
وب اظهار داشته كه قصد ادامه كار ريمي را نخواهد داشت و ميخواهد ابعادي خلاقانه و نو به «مرد عنكبوتي» اضافه كند.
پيش از اين به ساخت موزيك ويدئو اشتغال داشته است كه از جمله آنها ميتوان به كارهايش براي گروه گرين دي اشاره كرد.
فيلمنامه «مرد عنكبوتي4» توسط جيمز وندربيلت نوشته شده است و گفته ميشود ساخت اين فيلم، امسال آغاز خواهد شد و در سال 2012 به نمايش در خواهد آمد.
در حالي كارگرداني «مرد عنكبوتي4» به مارك وب سپرده شده كه «روزهاي تابستان» با بازي جوزف گوردون لويت كه در سال 2009 توسط وب ساخته شده بود، به عنوان يكي از فيلمهاي خواب آور سال گذشته انتخاب شد!
با حذف «درباره الي»؛
9 فيلم نيمه نهايي بهترين فيلم خارجي سال معرفي شدند
آكادمي اسكار نام 9 فيلم سينمايي خارجي را كه وارد رقابتهاي نيمه نهايي اسكار در رشته بهترين فيلم خارجي سال شدهاند را معرفي كرد.
http://media.farsnews.com/Media/8808/Images/jpg/A0771/A0771892.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، فيلم ايراني «درباره الي» كه نتوانست وارد اين فهرست شود، از دور رقابتهاي اسكار در اين رشته باز ماند.
«روبان سفيد» محصول سينماي آلمان كه هفته قبل جايزه بهترين فيلم خارجي سال را از مراسم گلدن گلوب (كره طلايي) گرفت،نامزد اصلي در بين 9 فيلم نيمه نهايي است.
«يك پيامبر» از فرانسه و «زمستاني در دوره جنگ» محصول هلند از ديگر فيلمهاي منتخب آكادمي اسكار است كه از توليدات كشورهاي اروپايي هستند.
«راز چشمهاي آنان» پرفروشترين فيلم سال 2009 سينماي آرژانتين، فيلم منتخب ديگر آكادمي در اين رشته است.
كشور كوچك قزاقستان هم با فيلم «كلين» در دور نيمه نهايي رقابتهاي اسكار بهترين فيلم خارجي سال شركت دارد.
«سامسون و دليله» از استراليا كه برخلاف نام خود (كه يادآور يك اثر تاريخي- حماسي ميباشد) يك اثر اجتماعي است، ديگر رقيب اسكاري است.
از كشورهاي اروپاي شرقي، بلغارستان اين شانس را داشت كه با فيلم «دنيا بزرگ است» به جمع رقباي نيمه نهايي اسكار بهترين فيلم خارجي سال بپيوندد.
آكادمي اسكار، فيلم «آجامي» از سرزمينهاي اشغالي را كه موضعي ضد صهيونيستي دارد، به عنوان نهمين فيلم اين بخش از رقابتها اعلام كرد.
امسال 65 كشور جهان با ارسال فيلمهاي برگزيده خود به آكادمي اسكار، در رقابتهاي اسكار بهترين فيلم خارجي سال شركت كردند.
در تاريخ اسكار، اين اولين بار بود كه اين تعداد فيلم خارجي به آكادمي اسكار ارائه شد.
منتقدان سينمايي به جاي خالي نامهايي مثل «مادر» (كره جنوبي)،«باريا» (ايتاليا)، «من مادرم را كشتم» (كانادا) و «پليس، صفت» (روماني) در فهرست نيمه نهايي اسكار در اين رشته اشاره ميكنند.
آكادمي اسكار نام 5 نامزد اصلي رشته بهترين فيلم خارجي و ديگر رشتههاي اسكار را در تاريخ دوم فوريه اعلام ميكند.
مراسم اسكار هفتم ماه مارس در كداك تيهتر شهر لس آنجلس برپا ميشود.
در كنار اليجا وود، نيكول كيدمن، هيو جكمن و...
براد پيت و مت ديمون در انيميشن «خوشقدم2» صحبت ميكنند
«براد پيت» و «مت ديمون» هم به جمع بازيگراني پيوستند كه صداي خود را به قسمت دوم انيميشن كامپيوتري «خوش قدم» قرض ميدهند.
http://media.farsnews.com/Media/8804/Images/jpg/A0707/A0707875.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس دومين قسمت اين انيميشن خانوادگي و موزيكال به صورت سه بعدي تهيه و توليد خواهد شد.
«جرج ميلر» تهيه كننده و كارگردان قسمت اول كارگرداني قسمت دوم را هم به عهده دارد. كمپاني «برادران وارنر» كه فيلم را تهيه ميكند خط اصلي قصه آن را فاش نكرده است.
«اليجا وود» براي دومين بار به جاي كاراكتر قصه فيلم يعني بچه پنگوئني صحبت ميكند كه به جاي انجام كارهايي كه پنگوئنها انجام ميدهند، فقط استعداد موسيقي و آواز خواندن دارد.
«رابين ويليامز» هم صداي خود را دوباره به صميميترين دوست اين بچه پنگوئن قرض ميدهد.
«نيكول كيدمن» و «هيو جكمن» (كه هر دو استراليايي تبار هستند) هم به جاي پدر و مادر كاراكتر اليجا وود حرف خواهند زد. هنوز معلوم نيست ديمون و پيت به جاي كدام يك از شخصيتهاي قصه اين فيلم انيميشن صحبت ميكنند.
پيت و ديمون پس از فيلم موفق اكشن «سيزده يار اوشن» در سال 2007 با يكديگر در هيچ فيلم تازهاي همكاري مشترك نداشتهاند.
با اضافه شدن دو كاراكتر جديد به قصه اين دو بازيگر هم با اين پروژه موفق همكاري خود را آغاز ميكنند.
تهيه كنندگان «خوش قدم2» هجدهم نوامبر 2010 را براي زمان اكران عمومي آن انتخاب كردهاند. كار توليد فيلم به صورت بي سر و صدا از مدتي قبل شروع شده و برادپيت و مت ديمون براي ضبط ديالوگهاي خود تا چند روز ديگر راهي استوديوي ضبط صدا ميشوند.
قسمت اول اين انيميشن سال 2006 اكران عمومي شد.
فيلم كه با هزينهاي 100 ميليون دلاري توليد شد. در نمايش عمومي خود در آمريكاي شمالي 198 ميليون دلار فروش كرده فروش فيلم در 3 روز اول نمايش در آمريكاي شمالي 40 ميليون دلار بود.
قصه اين فيلم درباره جامعه پنگوئنهاست كه در يك خليج دور سردسير زندگي ميكنند و روزگار ميگذرانند.
زماني كه يك بچه پنگوئن جديد به دنيا آمد جامعه پنگوئنها دستخوش ماجراها و حوادث تازهاي ميشود.
اين بچه پنگوئن از صداي خوبي برخوردار است و بقيه كارهايي را كه يك پنگوئن بايد انجام دهد، بلد نيست. سازندگان فيلم ميگويند قصه قسمت دوم از جايي شروع ميشود كه قصه قسمت اول تمام ميشود.
به گفته آنها دومين قسمت «خوش قدم» پرتحركتر و هيجان انگيزتر از اولين قسمت آن خواهد بود.
مكس استارداست نامزدهاي بهترينهاي 2009 باليوود را اعلام كرد
مراسم جوايز «مكس استارداست» نام نامزدهاي بهترين سال 2009 سينماي هند را اعلام كرد. اين مراسم در دو بخش داوران مراسم و رأي مردم عادي بهترينهاي سال سينماي هند را انتخاب ميكند.
http://media.farsnews.com/Media/8810/Images/jpg/A0786/A0786950.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس، اين مراسم هر سال از سوي ماهنامه سينمايي «استارداست» برپا ميشود و پس از فيلمفير مطرح ترين ماهنامه سينمايي در كشور هند است.
نامزدهاي رسمي مراسم مكس استارداست، به شرح زير است:
فيلم سال: پدر، بهترين آرزوها، لاو آج كال، گولال، اسلحه سريع موروگان
فيلمساز تازه وارد: رنز دسيلوا (قربان)، آنتوني دسوزا (آبي)، آيان موكرجي (بيدار شو سيد)، پرابها دوا (تحت تعقيب)، زويا اختر (خوش شانسي اتفاقي)سوپراستار مرد فردا: رابنير كاپور (بيدار شو سيد و عجب قصه عشق پرغضبي)، عمران خان (شانس)، فرمان اختر (خوش شانسي اتفاقي)، نيل نيتين موكش (نيويورك)، هرمان باده جا (زودياك توجيه؟)
سوپراستار زن فردا: بپيكا پادكونه (لاو آج كال)، سونام كابور (دهلي 6)، ايشا شارواني (خوش شانسي اتفاقي)، موگدا گودسه (زندان)، آسين (روياهاي لندني)
نامزدهاي بخش انتخاب خوانندگان مجله استارداست:
كارگردان: راجكومار هيراني (3احمق)، راجكومار سانتوشي (عجب قصه عشق پرغضبي)، روهيت شقي (بهترين آرزوها)، ويشال باردواج (كاميني)، آر بالكي (پدر)، امتياز علي (لاو آج كال)
بهترين فيلم كمدي: ده دنا دن، عجب قصه عشق پرغضبي، بهترين آرزوها، مزاحم نشو، ديل بوله هاديپا
بهترين فيلم اكشن با دلهرهآور: آبي، تحت تعقيب، كاميني، نيويورك، قربان
بهترين فيلم درام: 3 احمق، لاو آج كال، ديو-دي ، بيدار شو سيد، دهلي 6
ستاره مرد سال: عامرخان(3احمق)، آميتاب باچان (پدر)، سيف علي خان (لاو آج كال)، سلمان خان (تحت تعقيب)، آكشي كومار (آبي)، شاهد كاپور (گاميني)، آجي ديوگان (بهترين آرزوها)
ستاره زن سال: كاترينا كايف (نيويورك، عجب قصه عشق پرغضبي)، كارينا كاپور (3 احمق، فرمان)، ويديا بالان (پدر)، راني موكرجي (ديل بوله هاديپا)، پريانكا چوپرا (گاميني)
بازيگر نقش كمدي: سانجي دات (بهترين آرزوها)، اكشي كومار (ده دنادن)، آجي ديوگان (بهترين آرزوها)، ريتش دشموك (مزاحم نشو)، گوويندا (شريك زندگي).
«درباره الي...»، «ليلا حاتمي» و «محمدرضا فروتن» برگزيدگان جشن منتقدان
در سومين گردهمايي منتقدان و نويسندگان سينمايي ايران، فيلم «درباره الي...» بهترين فيلم شد و «ليلا حاتمي» و «محمدرضا فروتن» براي «بيپولي» و «عيار14» به عنوان بهترين بازيگران زن و مرد معرفي شدند.
http://media.farsnews.com/Media/8810/Images/jpg/A0797/A0797925.jpg
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، شامگاه دوشنبه مراسم سومين جشن انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در فرهنگسراي هنر (ارسباران) برگزار شد.
بنابراين گزارش، مراسم با تلاوت آياتي چند از كلامالله مجيد و پخش سرود ملي جمهوري اسلامي ايران آغاز شد. سپس مجري برنامه «شهرام شكيبا» روي صحنه آمد و به حضار در سالن خير مقدم عرض گفت. در ادامه تصاويري از دومين جشن انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران براي حضار پخش شد.
بنابراين گزارش، در ادامه اين جشن، نوبت به اهدا جوايز به برگزيدگان دوره گذشته جشنواره فيلم فجر رسيد كه مجري از «كامران ملكي»، «اميد روحاني»، «محمد خزاعي» و «محمد سرير» دعوت كرد تا روي سن بيايند و جوايز را به برگزيدگان اهدا كنند.
به گزارش فارس، تنديس نقش مكمل زن اين جشنواره توسط «كامران ملكي» به «طناز طباطبايي» براي فيلم «صداها» اهدا شد.
تنديس بهترين بازيگر زن اول توسط «اميد روحاني» به «ليلا حاتمي» براي فيلم «بيپولي» اهدا شد.
در بخش ديگر «ليلا حاتمي» با تاخير وارد سالن شد و جايزه خود را از دست «عليرضا خمسه» دريافت كرد.
تنديس بهترين بازيگر نقش اول مرد توسط «محمد خزاعي» به «محمد رضا فروتن» براي فيلم «عيار 14» اهدا شد.
همچنين بهترين بازيگر نقش مكمل مرد توسط «محمد سرير» به «صابر ابر» براي فيلم «درباره الي...» اهدا شد.
به گزارش فارس، در ادامه اين جشن در بخش دوم جوايز جشنواره فيلم فجر، مجري از «جواد طوسي»، «احمد طالبينژاد»، «خسرو دهقان»، «فريدون جيراني» و «طهماسب صلحجو» دعوت كرد تا روي سن بيايند و جوايز را به برگزيدگان اهدا كنند.
جايزه بهترين فيلمنامه توسط «فريدون جيراني» به «حميد نعمت الله» و «هادي مقدم دوست» براي فيلم «بيپولي» اهدا شد.
در بخش بهترين كارگردان جايزه توسط «احمد طالبينژاد» به «حسن فتحي» براي فيلم «پستچي سه بار در نميزند»، اهدا شد و يك جايزه ويژه توسط «خسرو دهقان» به «واروژ كريم مسيحي» اهدا شد.
سپس جايزه بهترين فيلم توسط «جواد طوسي» به «اصغر فرهادي» براي فيلم «درباره الي...» اهدا شد كه در غياب «اصغر فرهادي»، «پيمان معادي» اين جايزه را دريافت كرد.
در بخش خلاقيت و استعداد درخشان، جايزه توسط «طهماسب صلحجو» به «شهرام مكري» براي فيلم «اشكان انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» اهدا شد.
به گزارش فارس، در ادامه اين جشن، باشگاه فيلم تهران 5 جايزه به برگزيدگان اهدا كرد كه مجري از «هادي منبتي» و «حسن پرويزي» دعوت كرد تا روي صحنه بيايند و جوايز را به برگزيدگان اهدا كنند.
در اين بخش جايزه نخست به «رويا نونهالي» براي فيلم «صداها»، جايزه دوم به «شهاب حسيني» براي فيلم «درباره الي...» و «سوپراستار» تقديم شد، جايزه سوم به «حميد نعمتالله» و «هادي مقدمدوست» براي فيلم «بيپولي»، جايزه چهارم به «شهرام مكري» براي فيلم «اشكان انگشتري متبرك و چند داستان ديگر» و جايزه آخر به «حسين معززينيا» اهدا شد.
به گزارش فارس، در ادامه شهرام شكيبا مجري اين برنامه گفت: در اولين دوره جشن منتقدان كه سال 86 برگزار شد، از «جمشيد ارجمند» و «هوشنگ كاووسي» تقدير شد. در دوره دوم از «زاون قوكاسيان» و «طهماسب صلحجو» تقدير به عمل آمد و در اين دوره از «ابوالحسن علويطباطبايي» توسط «سعيد مستغاثي» تقدير به عمل ميآيد.
«مستغاثي» اظهار داشت: «ابوالحسن علويطباطبايي» عليرغم بيماري شديد در اين جشن شركت كرد. من در عرصه نقد از او خيلي چيزها آموختم و انشاءالله براي بهبودي كامل اين عزيز دعا ميكنيم.
به گزارش فارس، در بخش مطبوعات سينمايي كه از آذرماه 84 تا اول آذر 87، مورد بررسي قرار گرفت 30 اثر به دبير خانه جشنواره ارسال شد و مجري در اين بخش از «ابوالحسن علويطباطبايي»، «جمشيد ارجمند»، «حبيب ايلبيگي»، «زهرا مشتاق» و «علي علايي» تا روي صحنه بيايند و جوايز را به برگزيدگان اهدا كنند.
در بخش يادداشت تلويزيوني جوايز به «عزيز الله حاجيمشهدي» براي يادداشت «عواطف بشر دوستانه» چاپ شده در مجله نقد سينما، «جابر تواضعي» براي يادداشتي بر «شب شيشهاي» در جام جم و «آرش فهيم» براي يادداشت «پيام بازرگاني» چاپ شده در روزنامه كيهان تقديم شد.
جايزه سوم به «منوچهر اكبرلو» براي يادداشت هنرمندان و حقوقي كه نميشناسند» چاپ شده در روزنامه اعتماد ملي داده شد.
جايزه چهارم هم به «رضا استادي» براي گزارش «ميم مثل ملاقليپور» چاپ شده در روزنامه جام جام اهدا شد.
در بخش ترجمه، جايزه اين بخش به «مسعود حكمآبادي» براي ترجمه مقاله «پرش از ارتفاع» چاپ شده در روزنامه وطن امروز اهدا شد.
به گزارش فارس، در بخش مقالات سينمايي مجري از «محمود گبرلو»، «شاهين امين» و «جمشيد ارجمند» تا روي صحنه بيايند و جوايز را به برگزيدگان اهدا كنند.
جايزه اول به «مازيار فكري ارشاد» براي مصاحبه با «احمد اميني» چاپ شده در مجله فيلمنگار تقديم شد.
جايزه دوم به «آرش عنايتي» با عنوان «صداي رفت و آمدها» چاپ شده در مجله صنعت سينما اهدا شد.
جايزه سوم به «رضا درميشيان» براي گفتوگوي زنده با «زندهياد خسرو شكيبايي» تقديم شد.
جايزه چهارم هم به «سيدرضا صائمي» براي مقاله «تابو شكني» چاپ شده در روزنامه اعتماد ملي تقديم شد.
به گزارش فارس، بهترين سايت سينمايي به «غلامعباس فاضلي» براي سايت «پرده سينما» تقديم شد.
بنابراين گزارش، در بخش نقد سينما جايزه اول به «شهرام جعفرينژاد» براي مطلب «داشتن يا نداشتن» چاپ شده در صنعت سينما اهدا شد.
جايزه دوم اين بخش به «رضا كاظمي» براي نقد «كنعان» با عنوان «ميخ بر تاوان جوان» چاپ شده در مجله فيلم رسيد و جايزه سوم هم به «منوچهر اكبرلو» براي نقد «اقليما» با عنوان «روانپريشي» تقديم شد.
«يحيي نطنزي» نيز جايزه بهترين ترجمه سينمايي را گرفت.
به گزارش فارس، از حاضران در سالن ميتوان به «حبيب رضايي»، «مجيد اسلامي»، «رضا عطاران»، «شقايق فراهاني»، «سامان استركي»، «فريده فرامرزي»، «جابر قاسمعلي»، «عبدالرضا كاهاني»، «حسين سلطانمحمدي»، «هارون يشايائي»، «سروش صحت»، «مهدي كريمي»، «امير فرضالهي» «احمد ميرعلايي» و ... اشاره كرد.
در ادامه مراسم، پذيرايي از مدعوين صورت گرفت و بعد از آن فيلم «اشكان انگشتري متبرك و چند داستان ديگر» براي حضار پخش شد.
اين مراسم راس ساعت 22 به اتمام رسيد.
* «مصطفي كرمي» فيلمبردار مصدوم سينما مهمان ويژه اين جشن بود.
«جواد رضويان» بازيگر فيلم «پرنسيب» ميلاني شد
«جواد رضويان» به عنوان يكي از بازيگران فيلم سينمايي «پرنسيب» به گروه فيلم جديد «تهمينه ميلاني» پيوست.
http://media.farsnews.com/Media/8810/Images/jpg/A0798/A0798459.jpg
«تهمينه ميلاني» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس در اين باره گفت: حضور «جواد رضويان» در اين پروژه قطعي شده است و در كنار بهرام رادان و السا فيروزآذر بازي خواهد داشت.
وي گفت: اين روزها به دليل نزديك شدن به زمان سفر «بهرام رادان» و شروع كار او در پروژه ديگري، تمرين بازيگران را شروع كردهايم.
به گفته ميلاني، «جواد رضويان» در پرنسيب نقش يك مهندس حسود را بازي ميكند.
براساس اين گزارش، ميلاني تازهترين فيلم خود را 15 فروردين ماه سال آينده كليد ميزند.
«پرنسيب» برپايه صنايع دستي و معماري ايران ساخته ميشود و بستر قصه اتحاد ملي است. تمام لوكيشنهاي اين فيلم در تهران است.
اين فيلم، داستان عشق دو آرشيتكت است كه از دو دنياي متفاوت ميآيند و به لحاظ فكري و جهان بيني با هم متفاوت هستند. اين فيلم به لحاظ زمينه و بستر با ديگر فيلمهاي ميلاني متفاوت است و در آن به اهميت هنرهاي ملي و بومي پرداخته ميشود و در فضاهاي خلاق هنري ميگذرد.
نازنين
01-24-2010, 09:12 PM
دمت گرم پويا........... كولاك كرديا......... زود به زود از اين كارها بكن......
RED STORM
01-24-2010, 10:13 PM
خواهش
کاری نکردیم که!
نازنين
01-24-2010, 10:21 PM
عالي بود....... تركوندي !!!!!!!!
اميدوارم زودتر امتحاناتت تموم شه اين تاپيك هر روز بالا باشه..........دمت گرم
جواد رضويان با وجود اينكه هيچ زيبايي نداره اما چون كاراش جذابه خيلي دوست داشتنيه...
pesarjonoob
02-06-2010, 02:12 PM
نامزد های مراسم اسکار 2010 در بخش های مختلف
http://nmobile.ir/shop/images/avatartdt.jpg
"Avatar"
"The Hurt Locker"
"Precious: Based on the novel 'Push' by Sapphire"
"Up in the Air"
"Inglourious Basterds"
"Up"
"The Blind Side"
"District 9"
"An Education"
"A Serious Man"
Actor
George Clooney, "Up in the Air"
Jeff Bridges, "Crazy Heart"
Colin Firth, "A Single Man"
Morgan Freeman, "Invictus"
Jeremy Renner, "The Hurt Locker"
Actress
Meryl Streep, "Julie & Julia"
Sandra Bullock, "The Blind Side"
Gabourey Sidibe, "Precious: Based on the novel 'Push' by Sapphire"
Helen Mirren, "The Last Station"
Carey Mulligan, "An Education"
Supporting actor
Matt Damon, "Invictus"
Woody Harrelson, "The Messenger"
Christopher Plummer, "The Last Station"
Stanley Tucci, "The Lovely Bones"
Christoph Waltz, "Inglourious Basterds"
Supporting actress
Vera Farmiga, "Up in the Air"
Mo'Nique, "Precious"
Anna Kendrick, "Up in the Air"
Penelope Cruz, "Nine"
Maggie Gyllenhaal, "Crazy Heart"
Director
Quentin Tarantino, "Inglourious Basterds"
Kathryn Bigelow, "The Hurt Locker"
James Cameron, "Avatar"
Lee Daniels, "Precious: Based on the novel 'Push' by Sapphire"
Jason Reitman, "Up in the Air"
Animated feature
"Up"
"Coraline"
"Fantastic Mr. Fox"
"The Princess and the Frog"
"The Secret of Kells"
Original screenplay
"The Hurt Locker"
"Inglourious Basterds"
"The Messenger"
"A Serious Man"
"Up"
Adapted screenplay
"District 9"
"An Education"
"In the Loop"
"Precious"
"Up in the Air"
Best foreign-language film
"Ajami"
"El Secreto de Sus Ojos"
"The Milk of Sorrow"
"Un Prophète"
"The White Ribbon"
Best film editing
"Avatar"
"District 9"
"The Hurt Locker"
"Inglourious Basterds"
"Precious"
Art direction
"Avatar"
"The Imaginarium of Doctor Parnassus"
"Nine"
"Sherlock Holmes"
"The Young Victoria"
Cinematography
"Avatar"
"Harry Potter and the Half-Blood Prince"
"The Hurt Locker"
"Inglourious Basterds"
"The White Ribbon"
Costume design
"Bright Star"
"Coco Before Chanel"
"The Imaginarium of Doctor Parnassus"
"Nine"
"The Young Victoria"
Best documentary feature
"Burma VJ"
"The Cove"
"Food, Inc."
"The Most Dangerous Man in America: Daniel Ellsberg and the Pentagon Papers"
"Which Way Home"
Documentary short
"China's Unnatural Disaster: The Tears of Sichuan Province"
"The Last Campaign of Governor Booth Gardner"
"The Last Truck: Closing of a GM Plant"
"Music by Prudence"
"Rabbit à la Berlin"
Makeup
"Il Divo"
"Star Trek"
"The Young Victoria"
Music (original score)
"Avatar"
"Fantastic Mr. Fox"
"The Hurt Locker"
"Sherlock Holmes"
"Up"
Music (original song)
"Almost There" from "The Princess and the Frog"
"Down in New Orleans" from "The Princess and the Frog"
"Loin de Paname" from "Paris 36"
"Take it All" from "Nine"
"The Weary Kind (Theme from "Crazy Heart") from "Crazy Heart"
Short film, animated
"French Toast"
"Granny O'Grimm's Sleeping Beauty"
"The Lady and the Reaper"
"Logorama"
"A Matter of Loaf and Death"
Short film, live action
"The Door"
"Instead of Abracadabra"
"Kavi"
"Miracle Fish"
"The New Tenants"
Sound editing
"Avatar"
"The Hurt Locker"
"Inglourious Basterds"
"Star Trek"
"Up"
Sound mixing
"Avatar"
"The Hurt Locker"
"Inglourious Basterds"
"Star Trek"
"Transformers: Revenge of the Fallen"
Visual effects
"Avatar"
"District 9"
"Star Trek"
RED STORM
02-07-2010, 06:51 PM
این لیست 10 فیلمی هست که غلط ترین پیش بینی رو در مورد آینده داشته اند. این لیست توسط یاهو منتشر شده.
SOYLENT GREEN (http://movies.yahoo.com/movie/1800119839/info)
1973
.http://www.mnn.com/sites/default/files/user-39/soylent-green.jpg
بر اساس این فیلم جمعیت شهر نیویورک تا سال 2022 باید به 40 میلیون نفر برسه، یا سه برابر جمعیت بمبئی. بر طبق آخرین آمار گیری جمعیت نیویورک 8 میلیون نفره، پس اگه در این 13 سال قراره به این جمعیت برسن پس مردم نیویورک باید دست به کار بشن!!!!!
BLADE RUNNER (http://movies.yahoo.com/movie/1800037822/info)
1982
http://image.guardian.co.uk/sys-images/Arts/Arts_/Pictures/2007/08/30/bladerunner460.jpg
این فیلم یه شاهکار از ریدلی اسکاته، اما بعیده تا ده سال آینده زندگی اینگونه که فیلم پیش بینی کرده بشه. البته به تازگیها اولین ماشین هوایی تست شده، اما تا موقعی که کل جهان اینطوری شه ...
THE ISLAND (http://movies.yahoo.com/movie/1808607940/info)
2005
http://fergusononfilms.localintheknow.com/uploaded_images/TheIsland%282005%29-still_large-779700.jpg
من از علم زیاد چیزی سرم نمیشه، ولی مطمئنم که بیشتر از دو-سه دهه طول میکشه که بتونی از یه لوله آزمایش، اسکارلت یوهانسن رو درست کنی، چه برسه به 2019!!!!
BACK TO THE FUTURE II (http://movies.yahoo.com/movie/1800363151/info)
1989
.http://www.retroland.com/files/userphotos/images_570/Back_to_the_Future_Part_II_1493_570.jpg
اینم پیش بینی های فیلم در مورد اتفاقات سال 2015:
فیلم "آرواره های 7(!!!!)" ساخت نمیشه، مگه اینکه استودیو تصمیم بگیره که 8 قسمت دیگه رو در عرض 6 سال بسازه. همچنین ما نمیتونیم که آب و هوا رو کنترل کنیم و خبری هم از هاور بُرد(وسیله ای که داخل فیلم استفاده میشه) نیست.
2010 (http://movies.yahoo.com/movie/1808607940/info)
1984
بر طبق پیش بینی این فیلم در سال 2010 با درگیری آمریکا و روسیه جنگ جهانی سوم آغاز میشه. مگه اینکه تا چند ماه آینده رابطه بین پوتین و اوباما خراب بشه.
BICENTENNIAL MAN (http://movies.yahoo.com/movie/1800020600/info)
1999
. http://footiran.ir/images/statusicon/wol_error.gifاین تصویر کوچک شده است. برای دیدن ابعاد واقعی آن، روی این نوار کلیک کنید. ابعاد واقعی تصویر 800x432 و حجم آن 52 کیلو بایت می باشد.http://hollywoodphony.files.wordpress.com/2007/10/bicentennial-man.jpg
بر طبق این فیلم ما باید تا سال 2005 یه روبات در اختیار می داشتیم که خونه رو تمیز میکرد و تو کارهای خونه کمک میکرد. خب ما تو سال 2005 یه دستگاه برنامه خور به اسم "رومبا" داشتیم که یه خاکروبه نسبتا بزرگ همراش بود، البته نباید انتظار داشته باشید که رفیقتون بشه.
DEATH RACE 2000 (http://movies.yahoo.com/movie/1800055455/info)
1975
.http://imcdb.org/images/006/596.jpg
بر طبق این فیلم به دلیل مشکلات اقتصادی آمریکا سال 2000 باید یه دوره مسابقه با عنوان "رقابت مرگ" برگذار میشد که به نحوی مشکلات رو حل کنه. بعد از 10 سال مشکل اقتصادی اومده، باید بشینیم ببینیم که "رقابت مرگ" کی میاد؟!!!!
ESCAPE FROM NEW YORK (http://movies.yahoo.com/movie/1800062205/info)
1981
.http://static.podnapisi.net/ovitki/56e8524c54c7436aa0bd3192908fdb0c.jpg
در سال 1997 باید نیویورک به مرکز جنایت جهان تبدیل بشه، به طوریکه با دیوار بزرگی اون رو از بقیه جاها جدا کرده و مجرما رو همونجا بذارن. رئیس جمهور باید تو منهتن و در چنگال مجرمین گیر میکرد و جنگ جهانی سوم هم باید استارت میخورد. ولی ...!
12 MONKEYS (http://movies.yahoo.com/movie/1800252514/info)
1995
بر طبق این فیلم باید سال 1996 جمعیت به طور چشمگیری به دلیل ویروسی مرگبار کاهش میافت، اما به طور چشمگیری افزایش یافت!!!!
1984
http://tarmojuristo.files.wordpress.com/2009/07/1984-movie-bb.jpg
بر طبق این فیلم ما در این دو دهه اخیر باید سازمانی به اسم "سازمان عشق" داشته باشیم، باید مانیتورهایی در خونه داشته باشیم که اعمال ما رو مشاهده و کنترل کنه و باید تلویزیونهای بزرگی در شهر نصب بشه که از طریق برنامه ای خاص سیاستمداران از طریق آن بر روی مردم قی میکنند و شعر میخوانند.
اما خدا رو شکر که ما به جاش "سازمان امنیت ملی" رو داشتیم، شبکه کابلی 24 ساعته اخبار اونم با بالاترین کیفیت رو داشتیم و T-Pain.
RED STORM
02-07-2010, 06:52 PM
فیلم های در حال اکران
جان عزیز - (http://www.mroozi.com/?part=page&id=728)Dear Joh (http://www.mroozi.com/?part=page&id=728)n (http://www.mroozi.com/?part=page&id=728)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1264836887dearjohn.jpg
فیلم جان عزیز داستان عاشقانه ایست درباره یک سرباز جنگی بنام جان تایری (چنینگ تیتام) که عاشق یک دختر دانشجو آرمانگرا بنام ساوانا کارتس ( آماندا سیفیرد) می شود ، عشقی که با اولین نگاه و هنگامیکه جان در مرخصی سربازی است شکل می گیرد و پس از آن 7 سال با عشق و نامه های عاشقانه سپری می شود اما ….
ژانر : درام ، عاشقانه ، جنگی
کارگردان:Lasse Hallström (http://www.imdb.com/name/nm0002120/)
نویسندگان:Nicholas Sparks (http://www.imdb.com/name/nm0817023/)، Jamie Linden (http://www.imdb.com/name/nm1956691/)
تاریخ اکران : 5 فوریه2010
پیش پرده در youtube
بازیگران: Channing Tatum (http://www.imdb.com/name/nm1475594/) ، Amanda Seyfried (http://www.imdb.com/name/nm1086543/) ، Richard Jenkins (http://www.imdb.com/name/nm0420955/)
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :105 دقیقه/رنگی/امریکا
کمپانی توزیع کننده: Relativity Media (http://www.imdb.com/company/co0142678/)
از پاریس با عشق -From Paris with Love (http://www.mroozi.com/?part=page&id=727)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1264833806from-paris-with-love.jpg
فیلم از پاریس با عشق ، داستان دو همکار با نامهای چارلی واکس ( جان تراولتا ) و جیم ریس ( جاناتان میرز) است، که در دفتر سفارت امریکا در فرانسه در حال کار هستند، کارمند جوان جیم که توسط یک جاسوس از شکل گیری یک حمله تروریستی در پاریس با خبر شده است به دنبال متوقف کردن حمله تروریستی در شهر می باشد.
در پاریس
ژانر :اکشن، جنایی ، هیجان انگیز
کارگردان:Pierre Morel (http://www.imdb.com/name/nm0603628/)
نویسندگان:Adi Hasak (http://www.imdb.com/name/nm0367867/) ،Luc Besson (http://www.imdb.com/name/nm0000108/)
تاریخ اکران : 5 فوریه2010
پیش پرده در youtube
بازیگران: John Travolta (http://www.imdb.com/name/nm0000237/) ، Jonathan Rhys Meyers (http://www.imdb.com/name/nm0001667/) ،Amber Rose Revah (http://www.imdb.com/name/nm2362244/)
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :135 دقیقه/رنگی/فرانسه
کمپانی توزیع کننده:Europa Corp (http://www.imdb.com/company/co0048273/)
یخ زده - (http://www.mroozi.com/?part=page&id=717)Frozen (http://www.mroozi.com/?part=page&id=717)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1264407066frozen-one-sheet.jpg
file:///C:/DOCUME%7E1/Maryam/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot.png
فیلم یخ زده ، داستان سه اسکی باز با نامهای پارکر(امابل) ،جویی(شاون اشمور)و دن(کوین زیگرز)است که برای بازی اسکی به یک پیست اسکی می روند ، اما هنگامیکه برای آخرین بار سوار تلسکی می شوند تا به بالای کوه بروند ، پیست تعطیل شده و تمام چراغها خاموش می شوند و آنها در ارتفاع بالا میان زمین آسمان ،در سرمای شدید باید شب را سپری کنند و میان زندگی و مرگ دست و پنجه نرم کنند.، قسمت عمده این فیلم در ارتفاع بسیار زیاد فیلمبر داری شده است و...
ژانر :درام ، هیجان انگیز
کارگردان:Adam Green (http://www.imdb.com/name/nm1697112/)
نویسندگان:Adam Green (http://www.imdb.com/name/nm1697112/)
تاریخ اکران : 5 فوریه 2010
پیش پرده در youtube (http://www.youtube.com/watch?v=t5xNthNKdD0)
بازیگران: Emma Bell (http://www.imdb.com/name/nm0068187/) ،Shawn Ashmore (http://www.imdb.com/name/nm0039162/) ، Kevin Zegers (http://www.imdb.com/name/nm0954225/)
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :106 دقیقه/رنگی/امریکا
کمپانی توزیع کننده: A Bigger Boat (http://www.imdb.com/company/co0247116/)
جان مقدس در لاس وگاس -Saint John of Las Vegas (http://www.mroozi.com/?part=page&id=710)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1264324965saintjhon....jpg
فیلم جان مقدس در لاس وگاس ، داستان مردی به نام جان (استیو باسیمی) است که قمار باز ماهری بوده است ولی اکنون قمار را کنار گذاشته و در یک اداره کار می کند و همکار خود جیل(سارا سیلورمن) را دوست دارد ، اما به طور اتفاقی او از طرف شرکت موظف می شود برای انجام ماموریت به لاس وگاس برود و حالا ...
ژانر : کمدی ، درام
کارگردان:Hue Rhodes (http://www.imdb.com/name/nm2609910/)
نویسندگان:Hue Rhodes (http://www.imdb.com/name/nm2609910/)، Dante Alighieri (http://www.imdb.com/name/nm0019604/)
تاریخ اکران : 29ژانویه 2010
پیش پرده در youtube (http://www.youtube.com/watch?v=sSctGRoGz6c)
بازیگران: Steve Buscemi (http://www.imdb.com/name/nm0000114/)، Romany Malco (http://www.imdb.com/name/nm0539082/) ، Sarah Silverman (http://www.imdb.com/name/nm0798971/)
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :115 دقیقه/رنگی/امریکا
کمپانی توزیع کننده: Circle of Confusion (http://www.imdb.com/company/co0090153/)
لبه تاریکی - (http://www.mroozi.com/?part=page&id=691)Edge of Darkness (http://www.mroozi.com/?part=page&id=691)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1264069789edge-of-darkness-poster.jpg
فیلم لبه تاریکی ، داستان کارگاه دایره جنایی توماس کریون ( مل گیبسون ) است ، هنگامیکه تنهادخترش را به قتل می رسانند و او در پی یافتن قاتلین دخترش پی به رازهای بسیاری می برد که نه تنها از زندگی پنهان دخترش پرده بر می دارد بلکه از بعضی از قرارهای پنهانی دولتی نیز خبر می دهد،او می فهمد که دخترش بعنوان یک فعال سیاسی مشغول بکار بوده و حالا ماموران دولتی سعی در از بین بردن شواهد دارند.کارگردان این فیلم مارتین کمبل کارگردان فیلم موفق کازینو رویال است.
ژانر : درام ، هیجان انگیز
کارگردان:Martin Campbell (http://www.imdb.com/name/nm0132709/)
نویسندگان:William Monahan (http://www.imdb.com/name/nm1184258/) ، Andrew Bovell (http://www.imdb.com/name/nm0100597/)
تاریخ اکران : 29 ژانویه 2010
پیش پرده در youtube (http://www.youtube.com/watch?v=qvRdGKxsmD8)
بازیگران: Mel Gibson (http://www.imdb.com/name/nm0000154/) ، Ray Winstone (http://www.imdb.com/name/nm0935653/) ، Danny Huston (http://www.imdb.com/name/nm0404111/)
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :117 دقیقه/رنگی/امریکا و انگلیس
کمپانی توزیع کننده: Warner Bros. Pictures (http://www.imdb.com/company/co0026840/)
زمانی در رم-When in Rome (http://www.mroozi.com/?part=page&id=690)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1264069734wheninroma.jpg
فیلم زمانی در رم، داستان بس ( کریستین بل ) دختر جوان و بلند پروازی است که در نیویورک زندگی می کند، او واقعا در عشق بخت برگشته است.با این حال هنگامیکه برای شرکت در مراسم عروسی خواهرش به رم می رود ، به سکه ای دست می یابد که برای او شانس در عشق را به همراه دارد و پس از آن او دارای مجموعه کاملی از خواستگارهای مختلف می شود ، افرادی متفاوت و هر کدام با عادات و رفتارهای مخصوص به خود ، اما او فقط به نیک (جاش دوهامل) علاقه مند است و وجود بقییه برای او دردسرساز می شود…
ژانر : کمدی ، درام ، عاشقانه
کارگردان:Mark Steven Johnson (http://www.imdb.com/name/nm0425756/)
نویسندگان:David Diamond (http://www.imdb.com/name/nm0224606/) ، David Weissman (http://www.imdb.com/name/nm0919289/)
تاریخ اکران : 29 ژانویه 2010
پیش پرده در youtube (http://www.youtube.com/watch?v=JHS7EyzszeU)
بازیگران: Kristen Bell (http://www.imdb.com/name/nm0068338/) ، Josh Duhamel (http://www.imdb.com/name/nm0241049/) ، Anjelica Huston (http://www.imdb.com/name/nm0001378/)
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :105 دقیقه/رنگی/امریکا
کمپانی توزیع کننده: Touchstone Pictures (http://www.imdb.com/company/co0049348/)
آفرینش -Creation (http://www.mroozi.com/?part=page&id=689)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1264005829creation.jpg
فیلم آفرینش زندگی نامه محقق وطبیعت شناس معروف انگلیسی چارلز داروین( پل بنتی ) است و تئوری معروف داروین که در ابتدا از یک ایده ساده شروع شد ،اما داروین با تستهای زیادی که انجام داد بر عقیده خود پافشاری کرد ، او اعتقاد داشت جهان در حال تکامل و تغییر است و همسر مذهبی او،اما داروین ( جنیفر کانلی ) و جامعه مذهبی آن زمان که با اعتقاد او ضدیت داشت...
ژانر : بیوگرافی ، درام
کارگردان:Jon Amiel (http://www.imdb.com/name/nm0000750/)
نویسندگان:John Collee (http://www.imdb.com/name/nm0171722/)، Randal Keynes (http://www.imdb.com/name/nm2568171/)
تاریخ اکران : 22 ژانویه 2010
پیش پرده در youtube (http://www.youtube.com/watch?v=l3VOa2F_BzM)
بازیگران: Jennifer Connelly (http://www.imdb.com/name/nm0000124/) ، Paul Bettany (http://www.imdb.com/name/nm0079273/)،
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :108 دقیقه/رنگی/انگلستان
کمپانی توزیع کننده: Recorded Picture Company (RPC) (http://www.imdb.com/company/co0029168/)
سپاه - Legion (http://www.mroozi.com/?part=page&id=678)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1263462493LEGION.jpg
هنگامیکه دنیا تبدیل به میدان جنگی برای بشریت شده است ، این مسئله از یک رستوران بین راهی در امریکا شروع می شود و افراد تبدیل به موجوداتی عجیب و غیرجذاب می شوند، و خدا ایمانش را به بشریت از دست می دهد و او که در تمام دورانها برای نجات بشریت پیامبرانی را فرستاد، اینبار لشکری از فرشتگان مقرب درگاهش را برای اصلاح نوع بشر و بجای نشاندن او می فرستد و در این میان تمام امید انسانهای خوب به فرشته مقرب میکائیل(پل بتنی) است، (هنگامیکه آخرین فرشته نازل می شود، جنگ با بشریت نیز شروع می شود) این جمله تبلیغاتی فیلم است.
ژانر : اکشن ، فانتزی ، ترسناک ، هیجان انگیز
کارگردان:Scott Stewart (http://www.imdb.com/name/nm0829820/)
نویسندگان:Peter Schink (http://www.imdb.com/name/nm0771813/) ، Scott Stewart (http://www.imdb.com/name/nm0829820/)
تاریخ اکران : 22 ژانویه 2010
پیش پرده در youtube (http://www.youtube.com/watch?v=tGE_zSdCzDU)
بازیگران: Paul Bettany (http://www.imdb.com/name/nm0079273/) ، Kevin Durand (http://www.imdb.com/name/nm0243806/) ، Dennis Quaid (http://www.imdb.com/name/nm0000598/)
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :103 دقیقه/رنگی/امریکا
کمپانی توزیع کننده: Bold Films (http://www.imdb.com/company/co0135575/)
اقدامات فوق العاده - Extraordinary Measures (http://www.mroozi.com/?part=page&id=677)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1263462376extraordinary.jpg
فیلم اقدامات فوق العاده ، داستان زندگی جان ( برندن فریزر) مردی موفق در کار و تجارت، با همسری زیبا و سه فرزند که زندگی خوبی را سپری می کند،تا اینکه متوجه می شود دو فرزند کوچکترش مبتلا به یک بیماری خاص و کشنده هستند و تمامی پزشکان از درمان آندو ابراز ناتوانی می کنند، جان برای نجات زندگی کودکانش دست به هر تلاشی می زند ، او کارش را رها می کند و با دانشمندی باهوش که زیاد پایبند اصول نیست بنام دکتر رابرت استانهیل ( هریسون فورد) ارتباط برقرار می کند و این دو مرد با هم دست به اقداماتی فوق العاده در زمان کمی که دارند می زنند تا زندگی بچه ها را نجات دهند.
ژانر :درام ، هیجان انگیز
کارگردان:Tom Vaughan (http://www.imdb.com/name/nm0891114/)
نویسندگان:Robert Nelson Jacobs (http://www.imdb.com/name/nm0414608/) ، Geeta Anand (http://www.imdb.com/name/nm2521452/)
تاریخ اکران : 22 ژانویه 2010
پیش پرده در youtube (http://www.youtube.com/watch?v=bUCXtdTlUrk)
بازیگران: Brendan Fraser (http://www.imdb.com/name/nm0000409/) ، Harrison Ford (http://www.imdb.com/name/nm0000148/) ، Keri Russell (http://www.imdb.com/name/nm0005392/)
درجه بندی فیلم : PG
زمان فیلم :106دقیقه/رنگی/امریکا
کمپانی توزیع کننده: CBS Films (http://www.imdb.com/company/co0047306/)
نازنين
02-07-2010, 08:59 PM
عجب كار جالب كردن!!!!!! معلوم ميشه نويسنده اين فيلم ها ( كه پيش بينيشون درباره آينده غلط بوده )قدرت تخيلشون درست عمل نمي كنه !!!!
RED STORM
02-10-2010, 01:07 PM
انیمیشین که دنیا را تکان داد
این دو شخصیت که علاقه دارند همه کارهایشان را خودشان انجام دهند که نتیجه تقریبا همیشه به خرابکاری منتهی میشود، هنوز به عنوان یکی از محبوبترین مجموعههای انیمیشن در ذهن هوادارانشان مانده است.شبکه ایران: بارها گفته شده، هر انتخابی، حتما به معنی حذف چند انتخاب ممکن دیگر است و اینجا نیز، در فهرستی این چنینی، آثار و شخصیتهای مهمی از قلم افتادهاند. انتخاب این پنج اثر صرفا به این دلیل است که میخواهیم، شمایی کلی از آثار کلیدی انیمیشنی و نقاط عطف تاریخی، از سراسر جهان در فهرست بگنجانیم و حتما به یاد داشته باشیم که بینندههای ایرانی با آثار ذکر شده آشنا باشند و آنها را دوست داشته باشند. با این وجود نمیتوان از «میکی ماوس» نام نبرد یا از «دافی داک» یا کلا از شخصیتهای بسیار کلیدی و دوست داشتنی دیزنی، یا مجموعه شخصیتهای خلق شده توسط هانا، باربارا یا «تکس آوری» یا دیگر شخصیتهای انیمیشن اروپای شرقی، «اولک و بولک» مثلا که هر کدام از این شخصیتها به تنهایی نسلی از هواداران انیمیشن را، آنانی که هنوز کودکیشان را فراموش نکردهاند را سرگرم کرده است. این انتخابها، لاجرم به معنی کنار گذاشتن انتخابهایی دیگر است و چه حیف که باید انتخاب کرد.
پت و مت
پت و مت را «لوبو میربنش» و «ولادیمیر ییرانک» در سال 1976 خلق کردند. نام اولیه مجموعه «کارها انجام شد» (A je tol…) بود. در سال 1989 این دو شخصیت برای نخستین بار به نام پت و مت خوانده شدند که با این نامگذاری، نام مجموعه نیز به «پت و مت» تغییر کرد. نخستین مجموعه شامل 35 قسمت 7 دقیقه بود و به طریقه سکون- حرکت تولید شد. موسیقی مجموعه توسط پتر اسکومال نوشته شد که یکی از علل اصلی شهرت و محبوبیت این دو شخصیت محبوب نیز هست. آخرین مجموعه تولید شده این دو شخصیت در سال 1990 در 14 قسمت توسط بنش تولید شد. این مجموعه نخستین بار برای تلویزیون چکسلواکی در شهر براتیسلاوا به وجود آمد و به غیر از چکسلواکی سابق در کشورهای سوئد، لهستان، یوگسلاوی، ایسلند، آلمان، سوئیس، برزیل، فنلاند، هلند، کرواسی، ژاپن، نروژ، اسپانیا، ایران، مجارستان، اسلوونی، اردن و آفریقای جنوبی، هواداران فراوان دارد. از سال 1995 و بارگ بنش، تولید این مجموعه ادامه یافت ولی موفقیت سابق را نیافت. ولی این دو شخصیت چک که علاقه دارند همه کارهایشان را خودشان انجام دهند که نتیجه تقریبا همیشه به خرابکاری منتهی میشود، هنوز به عنوان یکی از محبوبترین مجموعههای انیمیشن در ذهن هوادارانشان مانده است. 75 قسمت از این مجموعه تلویزیونی انیمیشن در سال 2005 بر روی دی وی دی عرضه شده تهیه و عرضه این مجموعه را مارک بنش پسر لوبومیربنش بر عهده گرفته بود.
تام و جری
تام و جری را ویلیام هانا و جوزف باربارا برای شرکت مزوگلدوین مایر خلق کردند. نخستین قسمت این مجموعه به کارگردانی خود هانا، باربارا، در سال 1940 تولید شد و نخستین دوره پخش این مجموعه محبوب تا سال 1957 ادامه یافت. 17 سال نخست این مجموعه در ضمن این افتخار را دارد که بیشترین تعداد جوایز اسکار را برای یک مجموعه انیمیشن به دست آورده است.
دومین دوره تولید تام و جری از سال 1960 به کارگردانی چین دیچ آغاز شد و 2 سال طول کشید. در این 2 سال 13 قسمت از مجموعه تولید شد و از آنجا که دیچ اصلیتی چک داشت، بخش عمده این مجموعه در شهر پراگ تولید شده است.
از سال 1963، چاک جونز کارگردانی این مجموعه را بر عهده گرفت. این دوره 4 سال طول کشید و آخرین قسمت این مجموعه در سال 1967 روی آنتن رفت. در این دوره 34 قسمت از مجموعه تام و جری تولید شد. ولی همزمان چاک جونز اقدام به خلق دو شخصیت دیگر نیز کرد که کویدتی و رودرانر نام دارند.
مجموعه تام و جری در طول سالهای بعدی نیز توسط کارگردانان دیگر ادامه یافت، ولی عمده موفقیت آن مربوط به همان سه دوره است. سال 2010 این دو شخصیت رسما 70 ساله میشوند.
سفید برفی
سفید برفی یکی از قصههای جمع آوری شده توسط برادران گریم است که والت دیزنی در سال 1937 براساس آن یک فیلم بلند انیمیشن ساخت. این فیلم در زمان عرضه اش، به یکی از محبوبترین و موفقترین انیمیشنهای زمانهاش تبدیل شد و در سالهای بعدی به طور مداوم به شهرت و اهمیتش افزوده شد. در فهرست سال 1997، انستیتوی فیلم آمریکا، این نخستین انیمیشن بلند شرکت یزدنی در رتبه چهل و نهمین فیلم جاودانه سینمای آمریکا قرار گرفت و در سال 2007 در فهرست جدیدترین انستیتو به رتبه 34 رسید. در فهرست بعدی که AFI در سال 2008 منتشر کرد و به صورت جدا جدا ردهبندی شده بود «سفید برفی و هفت کوتوله» عنوان نخست بهترین انیمیشن بلند تاریخ سینمای آمریکا را از آن خود کرد. درواقع با موفقیت این فیلم بلند سینمایی بود که استودیوی دیزنی نام خود را به عنوان مهمترین شرکت و استودیوی تولید انیمیشن بلند در سینما جا انداخت. موفقیتی که تا زمان حیات خود والت دیزنی در اختیار این استودیو باقی ماند.
پلنگ صورتی
شخصیت پلنگ صورتی در ابتدا در عنوان بندی نخستین فیلم از مجموعه «پلنگ صورتی» (1963) شکل گرفت. بلیک ادواردز، کارگردان فیلم از شرکت دپاتی و فریتزفرلنگ خواست تا طرحی برای این شخصیت بکشند تا در عنوان بندی ظاهر شود. تا در نهایت پس از کشیدن صد طرح مختلف، طرحهای پرات از پلنگ کنونی شکل گرفت.
با موفقیت این شخصیت در عنوان بندی فیلم دپاتی و فرلنگ تصمیم گرفتند که این شخصیت را گسترش داده و از آن یک مجموعه تلویزیونی بسازند. دپاتی با مذاکره باهارولد پرش و شرکت یونایتد آرتیستز، نظر آنان را برای شرکت جلب کرد و نخستین قسمت مجموعه براساس این شخصیت در سال 1964 شکل گرفت که در همان سال برنده جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه شد. این موفقیت منجر به تولید 156 قسمت از این مجموعه براساس شخصیت پلنگ صورتی شد.
موسیقی پلنگ صورتی را هنری مانچینی، آهنگساز جاز نوشت که یکی از محبوبترین تمهای تاریخ موسیقی جاز است و تاثیر زیادی در شکل گیری شخصیت و البته محبوبیت فراوان این شخصیت کارتونی دارد. کل مجموعه در سال 2007 بر روی دی وی دی عرضه شده است.
پری دریایی کوچولو
پری دریایی کوچولو، براساس یکی از قصههای شاه پریانی، هانس کریستین اندرسون نویسنده افسانه ای داستانهای کودکان دانمارک شکل گرفت. قصه اصلی در سال 1837 منتشر شد.
اما به سال 1989، نسخه انیمیشن این داستان افسانه پریان با بودجه 40 میلیون دلاری تولید شد. این فیلم بلند انیمیشن در داخل آمریکا 84 میلیون دلار و در سطح جهان 183 میلیون دلار فروخت و آغازی شد برای عصر جدید انیمیشنسازی درهالیوود. محبوبیت و شهرت این فیلم، به شکستهای متعدد شرکت دیزنی در عرضه تولیدات انیمیشن بلند پایان داد و آغازگر دوران طلایی این استودیو در طول دهه 1990 و احیای انیمیشنهای بلند بود. «پری دریایی کوچولو» اولین تولید بلند استودیوی دیزنی تحت مدیریت خبری کاتزنبرگ بود، دوران مدیریت او بر بخش انیمیشن استودیوی دیزنی که تا میانه دهه 1990 طول کشید، دوره ای موفق برای این استودیو بود که همراه با سودآوری فراوان در گیشه و محبوبیت در نزد تماشاگران بود.
RED STORM
02-10-2010, 01:16 PM
حامد بهداد
http://www.cinetmag.com/Gallery/Axha/harshab_tanhaee_01_54943.jpg
بیوگرافی:
متولد 6 آبان 1352 مشهد
مدرک تحصیلی: لیسانس
برای اولین بار با ایفای نقش اصلی در فیلم « آخر بازی » (همایون اسعدیان، 1379) سینما را تجربه کرد و برای بازی در همین فیلم هم کاندید سیمرغ بلورین از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. اما بعدها با وجود اینکه هیچگاه در شکل و شمایل نقش اول ظاهر نشد، اما توانست بازیهای در خور توجهی از خود در قالب نقش مکمل در فیلم های مختلف به جا بگذارد که از جمله می توان به فیلم های « بوتیک » (حمید نعمت الله، 1381)، « این زن حرف نمی زند « (احمد امینی، 1381)، « کافه ستاره » (سامان مقدم، 1384) و « آدم » (عبدالرضا کاهانی، 1385) اشاره کرد. اما پررنگ ترین بازی او در قالب نقش مکمل، بازی در فیلم « روز سوم » (محمدحسین لطیفی، 1385) بود که در نقش یک افسر عرافی که در بحبوحه محاصره خرمشهر عاشق دختری خرمشهری می شود، ظاهر شد و موفق شد نظر اکثر کارشناسان و منتقدان سینمایی را به خود جلب کند و برای دومین بار پس از « آخر بازی » کاندید سیمرغ بلورین از دوره بیست و پنجم جشنواره فیلم فجر شود. بازی حامد بهداد در « روز سوم » اوج هنرنمایی اوست.
.................................................. ....
مجموعه آثار:
- آخر بازی (همایون اسعدیان، 1379)
- این زن حرف نمی زند (احمد امینی، 1381)
- بوتیک (حمید نعمت الله، 1381)
- کافه ستاره (سامان مقدم، 1384)
- عروس کوهستان (یوسف سیدمهدوی، 1384)
- باغ فردوس پنج بعدازظهر (سیامک شایقی، 1384)
- آدم (عبدالرضا کاهانی، 1385)
- روز سوم (محمدحسین لطیفی، 1385)
- تسویه حساب (تهمینه میلانی، 1386)
- حس پنهان (مصطفي رزاق كريمي، 1386)
- دايره زنگي (پريسا بخت آور، 1386)
- هر شب تنهايي (رسول صدرعاملي، 1386)
- مجنون لیلی (قاسم جعفری، 1386)
مجموعه هاي تلويزيوني:
- سايه آفتاب (محمدرضا آهنج)
- يك مشت پر عقاب (اصغر هاشمي، 1386)
.................................................. ....
جشنواره ها و جوایز:
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « آخر بازی » - 1379
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « روز سوم » - 1385
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « بوتیک » - 1383
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « کافه ستاره » - 1385
- پنجمین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « این زن حرف نمی زند » - 1382
- دومین بازیگر نقش مکمل مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « بوتیک » - 1383 .................................................. ....
منبع:سي نت
pesarjonoob
02-10-2010, 02:48 PM
بی دقتی عوامل پخش سریال «در چشم باد» انتقاد شدید رئیس سازمان صدا و سیما را به همراه داشت.
جهان نوشت: در آخرین قسمت پخش شده این سریال در صحنه هایی از آن نشان داده شد که اکبر عبدی به انجام حرکات موزون مشغول است. اما این شادی و انجام حرکات موزون به دلیل قرار گرفتن در شامگاه اربعین حسینی مورد اعتراض مسئولین صدا و سیما قرار گرفت.
پس از این اتفاق عزتالله ضرغامی رئیس صدا و سیما در تازه ترین جلسه کاری سازمان، به شدت از این بی دقتی ناظرین پخش و عوامل شبکه یک اظهار نارضایتی کرده و آنان را توبیخ کرده است. گفتنی است این سریال از جمله سریالهایی است که توانسته به خوبی جای خود را در میان مخاطبان باز کند و اثر گذاری ویژه و بسیار خوبی در این مدت کوتاه پیدا کرده است.
نازنين
02-10-2010, 05:53 PM
عجب !!!!!!!!
RED STORM
02-16-2010, 11:42 AM
فیلم های در حال اکران
گرگ مرد - The Wolfman (http://www.mroozi.com/?part=page&id=753)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1265377294WOLFMAN.jpg
لورانس تالبوت( بنیسیو دل تورو) که پس از وقایع دوران کودکیش و مرگ مادرش، مدت زیادی از خانواده و سرزمین مادری خود دور بوده ، پس از دریافت خبر ناپدید شدن برادرش توسط نامه نامزد او گوئن ( امیلی بلانت) ، که از او درخواست کرده به خانه بازگردد و در یافتن برادرش کمک کند ، این تصمیم را عملی می کند.امابه محض اینکه او به خانه آبا و اجدادیش باز می گردد، متوجه می شود که دهکده در خطر است و هر شب هنگامیکه ماه کامل می شود موجودی درنده مردم ده را به قتل می رساند...
ژانر : ترسناک ، هیجان انگیز
کارگردان:Joe Johnston (http://www.imdb.com/name/nm0002653/)
نویسندگان:Andrew Kevin Walker (http://www.imdb.com/name/nm0001825/) ، David Self (http://www.imdb.com/name/nm0783100/)
تاریخ اکران : 12فوریه 2010
پیش پرده در youtube (http://www.youtube.com/watch?v=ikUWKi0W5_g)
بازیگران:Emily Blunt (http://www.imdb.com/name/nm1289434/) ، Benicio Del Toro (http://www.imdb.com/name/nm0001125/) ، Hugo Weaving (http://www.imdb.com/name/nm0915989/)
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :125 دقیقه/رنگی/امریکا و انگلستان
کمپانی توزیع کننده: Universal Pictures (http://www.imdb.com/company/co0005073/)
نام من خان است-My Name Is Khan (http://www.mroozi.com/?part=page&id=747)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1265131439KHAN1.jpg
فیلم بالیوودی(نام من خان است)، داستان پسر مسلمانی بنام رضوان خان (شاهرخ خان) اهل منطقه بوریویلا از بمبئی هند است که با یک دختر هندو به نام مندیرا( کارن کاجول) در سانفرانسیسکو ازدواج می کند، اما پس از حوادث یازده سپتامبر او به اشتباه بعنوان یک تروریست تحت تعقیب قرار می گیرد، او که به دنبال اثبات بی گناهی خود است سعی در دیدار پرزیدنت اوباما(کریستوفر بی دانکن) دارد ...
ژانر : درام ، عاشقانه
کارگردان:Mark Boal (http://www.imdb.com/name/nm1676793/)
نویسندگان:Shibani Bathija (http://www.imdb.com/name/nm2042791/)
تاریخ اکران : 12 فوریه2010
پیش پرده در youtube (http://www.youtube.com/watch?v=veKu3LtH4wY)
بازیگران: Shahrukh Khan (http://www.imdb.com/name/nm0451321/) ، Kajol (http://www.imdb.com/name/nm0004418/) ، Christopher B. Duncan (http://www.imdb.com/name/nm0241935/)
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :135 دقیقه/رنگی/هند
کمپانی توزیع کننده: Dharma Productions (http://www.imdb.com/company/co0078768/)
روز ولنتاین -Valentines Day (http://www.mroozi.com/?part=page&id=744)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1265017632valentinesdayposter2.jpg
فیلم روز ولنتاین ، داستان ده فرد مختلف در لس آنجلس در روز ولنتاین که سرنوشتشان به نوعی به هم مربوط می شود. با بازیگران سرشناسی چون جسیکا آلبا ، جسیکا بل ، برادلی کوپر ، جیمی فاکس ، اریک دین ، جنیفر گارنر ، آن هاتوی و … که فیلم را جذابتر نیز کرده است.
ژانر : کمدی ، عاشقانه
کارگردان:Garry Marshall (http://www.imdb.com/name/nm0005190/)
نویسندگان:Katherine Fugate (http://www.imdb.com/name/nm0297545/)
تاریخ اکران : 12 فوریه2010
پیش پرده در youtube (http://www.youtube.com/watch?v=kxFNt3pWMt4)
بازیگران: Jessica Alba (http://www.imdb.com/name/nm0004695/) ، Kathy Bates (http://www.imdb.com/name/nm0000870/) ، Jessica Biel (http://www.imdb.com/name/nm0004754/) ، Bradley Cooper (http://www.imdb.com/name/nm0177896/)
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :90 دقیقه/رنگی/امریکا
کمپانی توزیع کننده: Karz Entertainment (http://www.imdb.com/company/co0033868/)
پرسی جکسون و خدایان یونان :دزد آذرخش- Percy Jackson & the Olympians: The Lightning Thie (http://www.mroozi.com/?part=page&id=743)
http://www.mroozi.com/gcms/upload/title-images/1264942328percyjackson.jpg
فیلم پرسی جکسون و خدایان یونان :دزد آذرخش ،فیلمی تخیلی بر اساس رمان پر فروش اثر ریک ریوردن با کارگردانی،کارگردان موفق هری پاتر کریس کلومبوس است. این فیلم داستان پسر نوجوانی بنام پرسی جکسون ( لوگان لرمن ) است که توانایهای بالقوه ای دارد، برای مثال او می تواند مدت 7 دقیقه زیر آب بماند و در تمام درسهای دبرستان بجز اسطوره شناسی یونان موفق است تا اینکه پس از بازدید از یک موزه یونانی و گم شدن مادرش و گم شدن عصای زئوس که او را مسبب این جریان میدانند. کشف می کند که او از نسل خدایان یونان باستان است و همین باعث رخ دادن جنگی عظیم میان خدایان می گردد و …
ژانر : ماجراجویانه ، خیالی
کارگردان:Chris Columbus (http://www.imdb.com/name/nm0001060/)
نویسندگان:Craig Titley (http://www.imdb.com/name/nm0864471/) ، Rick Riordan (http://www.imdb.com/name/nm2292894/)
تاریخ اکران : 12 فوریه2010
پیش پرده در youtube (http://www.youtube.com/watch?v=C9zFLInX_nM)
بازیگران: Logan Lerman (http://www.imdb.com/name/nm0503567/) ، Uma Thurman (http://www.imdb.com/name/nm0000235/) ، Pierce Brosnan (http://www.imdb.com/name/nm0000112/)
درجه بندی فیلم : PG-13
زمان فیلم :135 دقیقه/رنگی/امریکا و کانادا
کمپانی توزیع کننده: 1492 Pictures (http://www.imdb.com/company/co0046151/)
نازنين
02-16-2010, 12:40 PM
پويا باز كه رفتي تو كار معرفي فيلم هاي وحشتناك !!!!!!!!
دي وي ديشون گير مياد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
RED STORM
02-16-2010, 12:43 PM
دی وی دی هاشون به راحتی آب خوردن گیر میاد
RED STORM
02-17-2010, 08:06 PM
Valentine's Day
http://f.imagehost.org/0434/Valentines_day_poster_10.jpg (http://f.imagehost.org/view/0434/Valentines_day_poster_10)
فیلم روز ولنتاین (Valentine's Day) با یه لشکر از بهترین و معروفترین بازیگرای هالیوود تونست فروش بسیار خوبی رو در 4 روز اول اکرانش (تا از جمعه تا امروز) داشته، چیزی نزدیک به 55 میلیون ولی نقدهای جالبی از فیلم نشده و میشه گفت فروش فیلم بیشتر به خاطر بودن چنین بازیگرانی بوده تا اینکه خود فیلم بیننده رو جذب کنه. به گزارش Rotten Tomaroes از 110 نقدی که برای این فیلم نوشته شده تنها 16 درصد مثبت هستند و اکثرا از فیلم انتقاد شده که این انتقادات باعث شدن این فیلم امتیازی بسیار پایین معادل 3.8 رو از 10 بگیره.
در یکی از این نقدها نوشته شده "روز ولنتاین میخواد خوب باشه ولی با وجود ان هم ستاره و اپیزودهای در هم فهم این فیلم رو برای بیننده مشکل میکنه و یه جورایی بیننده سردرگم میشه."
Carrie Rickey از روزنامه The Philadelphia Inquirer به این فیلم از 4 ستاره 3 ستاره داده است و نوشته "فیلم راضی کننده است. فیلمی رمانتیک و قشنگ که 18 ساعت از یک روز ولنتاین رو به نمایش درمیاره و زندگی اشخاص مختلفی رو نشون میده که یا اتفاقات تلخ و شیرینی برای عشقشون میفته."
Betsy Sharkey از روزنامه Los Angeles Times در نقد خودش آورده "اثری که آهنگهای زیبا،صحنه های رمانتیک و محتویات فیلم دارد، مسلما برای بعضی از بینندگان شیرین است و برای بعضی از بینندگان باعث سردرگمی می شود"
Percy Jackson and The Olympians : The Lighning Thief
http://f.imagehost.org/0624/Percy_Jackson_the_Olympians_The_Lightning_Thief_po ster.jpg (http://f.imagehost.org/view/0624/Percy_Jackson_the_Olympians_The_Lightning_Thief_po ster)
پرسی جکسن و خدایان المپیک، این هم یه فیلم تخیلی دیگه که از روی کتاب ساختن. فیلم در حال حاظر با فروش 31 میلیون در 4 روز گذشته (از جمعه تا امروز) بعد از فیلم روز ولنتاین در رده دوم جدول باکس آفیس قرار داره. به گزارش Rotten Tomatoes این فیلم نقدهای مخلوطی براش نوشته شده که از 84 نقدی که به فیلم گرفته شده 49% مثبت بوده. این سایت در یکی از نقدها اینطور نوشته که "فیلم می تونه یه چیزی شبیه به هری پاتر باشه، بازیگرای خیلی خوبی داره، از فیلمنامه خوبی برخورداره و کلا فیلم جالبیست."
Kenneth Turan از روزنامه Los Angeles Times اینطور نوشته که "این فیلم یک فیلم هالیوودی خالص است، بدون ماجراجویی و بدون هیچ هیجانی"
The Wolfman
http://i.imagehost.org/0869/405px-The-wolfman-poster-1.jpg (http://i.imagehost.org/view/0869/405px-The-wolfman-poster-1)
فیلمی بسیار پرصر و صدا با بازی بنیسیو دل تورو و آنتوی هاپکینز و هوگو ویوینگ که باز هم مث خیلی از فیلمای دیگه ماجراهایی از یک انسان گرگ نما (WereWolf) رو به نمایش درآورده. این فیلم در 4 روز اخیر موفق شده 30 میلیون فروش کنه و رده سوم باکس آفیس رو به خودش اختصاص بده.
در گزارش سایت Rotten Tomatoes آمده که این فیلم بیشتر نقدهای منفی رو برای خودش خریده تا مثبت. طبق همین گزارش از 128 نقدی که بر این فیلم وارد شده تنها 30% مثبت بوده.
Roger Ebert به این فیلم 2.5 از 4 داده.
Peter Travers از روزنامه Rolling Stone به این فیلم 1.5 از 4 داده و نوشته "فیلم Wolfman گاز می گیرد ولی به نظر من نه به اون صورت که دست اندرکاران فیلم انتظار داشتند."
My Name Is Khan
http://i.imagehost.org/0223/414px-Mynameiskhan.jpg (http://i.imagehost.org/view/0223/414px-Mynameiskhan)
خب حالا که اون فیلمای اصلی تموم شد، میرم سراغ فیلمی که مال سینمای هند هست ولی به تهیه کنندگی 20th Century Fox هست و از جمعه 12 فوریه تو 40 نقطه دنیا به طور همزان اکران شده. شرکت روباه قرن بیستم سرمایه هنگفتی روی این فیلم کرده و چون این سرمایه رو کرده تصمیم داشت فیلم رو جهانی اکران بکنه. به نظر هم میرسه به خواستش رسیده چرا که اکثر نقدهایی که به این فیلم گرفته شده مثبت بوده.
فیلم با بازی شاهرخ خان و کاجول (دوتا از بهترین زوجهای سینمایی بالیوود) حول محور مشکلات مسلمونا تو کل جهان چرخ میخوره که شاهرخ خان در نقش اصلی نقش مسلمونی رو به اسم ریضوان خان (Rizwan Khan) بازی می کنه که به دلیل مسلمون بودنش همیشه با مشکلات عجیب و غریبی مواجه هست. تهمتهایی که به خودش و بچش میزنن که چو مسلمونه پس تروریست هست. مشکلات اصلی این مرد در فیلم هست. بر سر همین مسائل ریضوان خان در فیلم تصمیم میگیره به واشنگتن بره و با رییس حمهور آمریکا، باراک اوباما ملاقات بکنه.
فیلم "My Name Is Khan" از اکثر متقدین داخل هند نقد مثبت گرفته و همه از بازی شاهرخ خان تقدیر کردن و فیلمانه و کارگردانی رو هم بسیار قوی اعلام کردند.
Nikhat Kazmi از Times of India به این فیلم 5 از 5 داده و نوشته "این فیلم یکی از بهترین فیلما و معنا داترین فیلمایی هست که در طول تاریخ بالیوود به نمایش درآمده است."
Taran Adarsh از Bollywood Hungama به این فیلم 4.5 از 5 داده و نوشته "وقتی دوتا بهترین استعدادها و بهترین بازیگرای این کشور در یک فیلم هستند شما هیچ چیزی کمتر از بهترین بودن را نمی تونی تصور کنی و این فیلم دقیقا بهترین است. به نظر من این فیلم بهترین بازی شاهرخ در طول چند سال اخیر است و واقع زیبا بازی میکند."
در خارج از هند و آمریکا نیز این فیلم از استقبال بسیار خوبی برخوردار شد و اکثر منتقدین این فیلم قوی و بسیار عالی توصیف کردن.
Rachel Saltz از The New York Times می نویسد "این فیلم یکی از بهترین فیلمهای هندیست که به مسائل و مشکلات مسلمانان در سرتاسر جهان می پردازد. بازیها فوق العاده است. نگاه کردن به هند از دید و از لنز بالیوود بسیار زیباست."
Kirk Honeycutt از Hollywood Reporter اینطور می نویسد که "این فیلم برای اشخاصی که در آمریکا هستند و آنتی مسلمان بسیار مفید است. به آنها پیشنهاد می کنم تا این فیلم را ببینند تا بیشتر با یک مسلمان آشنا شوند و همه مسلمانان را تنها از دید تروریست نبینند. همه چیز این فیلم فوق العاده است. بازی ها و مخصوصا بازی شاهرخ خان، پادشاه بالیوود، که با این فیلم این فرصت را به دست آورد که استعدادش در عرصه ای وسیعتر به رخ جهانیان را بکشد"
RED STORM
02-17-2010, 08:07 PM
جايگاه سينما در تلويزيون
http://lazeeez.com/articles/src1245592062.jpg
هنگامي كه توماس اديسون و همكارش ويليام كندي ديكسن تصميم به اختراع سينما گرفتند، تقريباً تمام لوازم مورد نيا ز اين كار را در اختيار داشتند، جز نوار فيلم؛ يعني ماده اي كه ما آن را به نام فيلم مي شناسيم. در سال 1888 اديسون به اين نتيجه رسيد كه بعدها وقتي كه نوار مناسب فيلم اختراع شود، بايد داراي طرحي كاملاً مشخص و معلوم به عرض 35 ميلي متر باشد. ولي اين نوع نوار براي استفاده در سينماي آماتور و غيرحرفه اي نه تنها از نظر مخارج و گران بودن بهاي وسايل مربوط به آن مقرون به صرفه نبود، بلكه حمل و نقل و تهيه لوازم فيلمبرداري 35 ميلي متري نيز براي فيلمساز غيرحرفه اي ميسر نبود. به همين دليل اندازه هاي كوچك تر فيلم ساخته و روانه بازار شد. اين اندازه ها عبارت بودند از فيلم شانزده ميلي متري، 5/9 و 8 ميلي متري كه بعدها سوپر هشت ميلي متري نيز به آن اضافه شد. اين نوع نوارها ازلحاظ قيمت و مخارج تهيه و همچنين سبك بودن وسايل فيلمبرداري اختلاف بسياري با فيلم 35 ميلي متري دارد. فيلم هاي 8 ميلي متري محبوبيت بسياري در بين جوانان علاقه مند فيلمسازي كسب كرد و حتي بسياري از فيلمسازان حرفه اي ابتدا با فيلم 8 ميلي متري كارشان را شروع كردند. به عنوان مثال كارگردان فيلم هاي «ئي تي»،« پارك ژوراسيك» استيون اسپيلبرگ ابتدابا ساخت فيلمي كوتاه و 8 ميلي متري سينما را تجربه كرد و بعدها با ساخت فيلم هاي با قطع 35 ميلي متري توانست جايگاه رفيعي براي خود در سينما كسب كند. تنها مشكل اغلب افرادي كه با فيلم هشت ميلي متري سينما را تجربه كرده بودند، نمايش فيلمشان بود؛ چرا كه هيچ سينمايي فيلم 8 ميلي متري نمايش نمي دهد. نمايش اين فيلم ها تنها در مؤسسات هنري، دانشگاه ها و يا منزل شخصي سازنده اش امكان پذير است. بنابراين سينماگران 8 ميلي متري همواره با مشكل نمايش فيلم هايشان مواجهه هستند. برخي از اين سينماگران با انتخاب سوژه اي مناسب و در خور توجه توانستند نظر تهيه كنندگان تلويزيون را به خود جلب كنند و همين مهم باعث شد تا تلويزيون بتواند بهترين مكان براي نمايش سينماي تجربي باشد.
فيلمسازان تجربي و غيرحرفه اي درسالهاي دهه شصت با ورود دوربين هاي ويدئويي استقبال فراواني از آن كردند؛ چون فيلمساز بدون محدوديت حلقه هاي فيلم قادر بود نماهاي زيادي را تصويربرداري كند. فيلم 8 ميلي متري داخل كاست هاي چهار دقيقه اي قرار داشت، ولي فيلم ويدئويي در يك كاست دو ساعته پيچيده شده بود و فيلمساز مي توانست با يك دستگاه ويدئوي خانگي و از طريق تلويزيون، فيلم خود را نمايش دهد.
*** فيلم تلويزيوني
با رشد و گسترش دوربين هاي مغناطيسي و رواج انواع حرفه اي تر آن، فيلمسازان مكان امني براي عرضه آثارشان پيد ا كردند. بسياري از فيلمسازان به تلويزيون رفتند و با ساخت فيلم هاي تلويزيوني (كوتاه وميان مدت) فيلمسازي را بيشتر تجربه كردند. در اين بين تلويزيون نيز به كمك فيلمسازان آمد و توليدات آنها را از شبكه هاي مختلف پخش كرد. در گذشته فيلم هاي بسياري پس از ساخت در گوشه اي آرشيو مي شدند و فقط عده معدودي آنها را مي ديدند؛ ولي امروزه تلويزيون با نمايش آثار كوتاه كمك شاياني به فيلمسازان تجربي و غير حرفه اي كرده است.
سياستگذاران فيلمسازي در ايران هنوز نتوانسته اند مكاني براي نمايش آثار كوتاه در نظر بگيرند؛ مكاني كه مخاطب براي ديدن آنها به آنجا برود، بليت تهيه كند و فيلم موردنظرش را ببيند. به همين خاطر تلويزيون با حمايت از ساخت آثار كوتاه، اين گونه فيلم ها را در قالب هاي مختلف پخش مي كند. اين رسانه علاوه بر حمايت از آثار كوتاه و تجربي، حمايت هاي بسياري نيز از سينماي حرفه اي و فيلم بلند داشته است. مدتي است كه تلويزيون با تهيه فيلم هاي سينمايي ـ تلويزيوني (تله فيلم) توانسته در مديوم تلويزيون مخاطب شناسي بكند. تلويزيون در گذشته با خريد آثار سينمايي، صرفاً آثاري را به نمايش مي گذاشت كه مخاطب در گذشته آن را در سينماها و روي پرده عريض ديده بود. از طرفي ديگر، فيلم هاي سينمايي با توجه به سياست هاي جذب مخاطب، گيشه، سياست هاي سينمايي كشور تهيه شده بودند كه شايد براي پخش از تلويزيون مناسب نبودند. بنابراين تلويزيون با تهيه و ساخت آثاري كه اختصاصاً براي اين رسانه تهيه شده است، توانست زاويه ديد جديدي را مقابل چشمان مخاطبان خود باز كند. وقتي مخاطب فيلمي را در زمان اكران در سينما ديده باشد، ديدن همان فيلم از تلويزيون جذابيتي برايش نخواهد داشت. تلويزيون نيز با صرف هزينه اي گزاف براي خريد رايت فيلم، در نهايت فيلمي تكراري را پخش مي كرد. اما در حال حاضر تلويزيون با تهيه و ساخت آثار اختصاصي توانسته است ضمن ايجاد يك بازار رقابت بين سازندگان، نويسندگان، بازيگران و ساير عوامل، آثاري را توليد كند كه بيننده قبلاً آن را نديده است و برايش جذابيت دارد. از سوي ديگر تلويزيون در زمان ها و موقعيت هاي خاص اجتماعي، ملي و مذهبي بايد برنامه اي متناسب و در خور توجه، به نمايش بگذارد كه در اين زمينه با ساخت آثار مناسبتي، تلويزيون توانسته ويژه برنامه هايي متناسب با همان ايام، روي آنتن بفرستد. در نهايت اين كه عدم وابستگي تلويزيون به سينما باعث شده تا سينما هم رشد كند؛ چرا كه بسياري از مخاطبان تلويزيون، به نيت اين كه فيلم در حال اكران روزي از تلويزيون پخش خواهد شد، شايد كمتر به سينما مي رفتند ولي تلويزيون توانست با تهيه آثار صرفاً تلويزيوني به اقتصاد سينما هم كمك شاياني بكند.
بسياري از كارگردانان سينما با توجه به تعداد توليد فيلم هاي سينمايي ممكن بود در طول سال بتوانند فقط يك فيلم را كارگرداني بكنند ولي با افزايش توليد فيلم هاي تلويزيوني، بسياري از كارگردانان، فيلمنامه نويسان، بازيگران و... توانسته اند حداقل در طول سال در كنار توليد يك كار سينمايي يك كار تلويزيوني نيز در كارنامه هنري خود به ثبت برسانند.
تلويزيون همواره در كنار سينما حركت كرده است و حتي بسياري از فيلمسازان بهترين آثار خود را در تلويزيون ساخته اند و موفق تر عمل كرده اند.
تلويزيون با فراهم كردن زمينه توليد فيلم بلند تلويزيوني توانست فارغ از دغدغه هاي گيشه و مسائل تجاري فيلم، به سمت سوژه هاي بكر و تجربه نشده برود و توانمندي هاي بسياري را از طريق جعبه جادو به نمايش بگذارد.
*** سينمايي در تلويزيون
با رشد و گسترش دوربين هاي مغناطيسي و پيشرفت آنها، كيفيت تصويربرداري و پخش آن نيز رفته رفته بهتر شد، طوري كه بسياري از فيملسازان حرفه اي سينما، به سمت دوربين هاي ديجيتال كشيده شدند. بسياري از آثار سينمايي ابتدا به روش ديجيتال تصويربرداري و سپس براي پخش در سينماها به نسخه نگاتيو تبديل مي شوند. تلويزيون در ادامه حمايت هاي خود از آثار فيلمسازان جوان، برنامه هاي بسياري را در قالب هاي گوناگون براي نمايش آثار تجربي اختصاص داده است(سينماي ديگر، فيلم كوتاه).سيما فيلم كه در گذشته توليدات سينمايي تلويزيون را تهيه مي كرد و با نام تله فيلم شناخته شد، در حال حاضر به سمت توليد آثار تلويزيوني رفته است. بسياري از آثار درخور توجه تلويزيوني در سيما فيلم تهيه و پس از طي مراحل توليد و فني از طريق ساير شبكه ها پخش مي شوند. سيما فيلم با تهيه آثار بلند ـ داستاني توانسته است بسياري از كارگردانان حرفه اي سينما را جذب تلويزيون بكند. مخاطبان تلويزيون نيز مدتي است شاهد آثاري صرفاً تلويزيوني هستند؛ فيلم هايي كه در نوع زاويه ديد، ساختار، انتخاب سوژه و .. تلويزيوني هستند. متأسفانه برخي آثار توليدي چون از زواياي خاص و با انواع لنزهاي سينمايي فيلمبرداري شده اند، در نمايش تلويزيوني دچار مشكل فني مي شوند. در برخي موارد انتخاب سوژه ها و ايده هايي كه مختص سينماست، در مرحله پخش از تلويزيون دچار برخي حذف و تعديل ها مي شود. پس اگر اثري از ابتدا با تعريف تلويزيون تهيه و پخش شود ـ چه از لحاظ فني و چه از لحاظ انتخاب سوژه ـ دچار اين مشكلات نخواهد شد و مخاطب نيز در مديوم تلويزيون يك فيلم تلويزيوني را تماشا مي كند.
تلويزيون طي سالها فعاليت خود در عرصه فيلمسازي توانسته همواره پشتوانه قوي و محكمي براي سينما باشد. همان طور كه بسياري از سينماگران ابتدا در تلويزيون فعاليت هاي چشمگيري را به نمايش گذاشته اند و بعد كه به سينما رفته اند، توانسته اند موفق عمل كنند. مرحوم علي حاتمي ابتدا از تلويزيون شروع كرد و بعدها آثار زيبا و قابل تأملي را در سينما به تصوير كشيد. كيانوش عياري نيز با تجربه آثار كوتاه و ميان مدت به سينما رفت. مرضيه برومند كه هيچ گاه برنامه هاي تلويزيوني اش را از ياد نخواهيم برد، كيومرث پوراحمد نيز فيلم هاي ميان مدت زيادي را در تلويزيون تهيه كرد تا در سينما نيز حرفهاي بسياري را بزند؛ همان طو ركه در «شب يلدا» به همگان گفت. در آخراين كه هيچ كدام از عزيزاني كه نام برديم، تلويزيون را به عنوان خانه اول فيلمسازي خود فراموش نكرده اند و همواره آثار زيبايي را از طريق جعبه جادو به نمايش گذاشته اند.
Spring_red
02-17-2010, 08:30 PM
پویا عشق فیلمیا داداشی
RED STORM
02-27-2010, 12:00 PM
10 ستاره مرد خوش تیپ و تاثیرگذار هالیوود!!
اگر باور ندارید از «آنجلینا جولی»، یا حتی از جنیفر آنیستون بپرسید. تاكنون نشده «برادپیت» در یك فیلم - حداقل از نظر تیپ و قیافه- پایینتر از دیگر هم بازیانش باشد. چی؟ كجا؟...
وقتی داستان فیلم تحت الشعاع بازیگر قرار میگیرد
معیارها متفاوتند وقتی موضوعی هم چون «ترینها»ی توصیفی دیگر وسط میآید، البته، متفاوت بودن معیارها بیشتر از پیش نیز میشود. این تفاوتها، البته خود سطوح و جوانب متفاوت دیگری نیز دارند. تفاوت معیارها در چنین بخشی نه تنها فرد به فرد، بلكه سال به سال و سرزمین به سرزمین خود را به رخ میكشند. ممكن است در یك زمان معیارهایی برای خوش تیپی وجود داشته باشد كه با گذر زمان آن معیارها تغییر یابد. مثال بارزش فیزیك و ظاهر و قیافه ستارگان دوران كلاسیك سینماست كه در نقشهای اصلی یا حتی جوان اولها بازی میكردند، ولی اكنون افرادی با همان تیپ و قیافه باید سالهای سال بدوند تا نقش چندم یك فیلم به آنها پیشنهاد شود. جذابیت بازیگران در برخی موارد به گونه ای است كه حتی تا حدودی داستان فیلم تحت الشعاع آن قرار میگیرد و كم و كاستیها و نقاط قوت آن كمتر توسط تماشاچیان و علاقه مندان به آنها مدنظر قرارمیگیرد. مطلبی كه درپی میآید نگاه بانی فیلم به 10 ستاره مرد خوش تیپ و تاثیرگذار هالیوود است. در این مطلب ضمن معرفی كوتاهی از دلایل این انتخاب، فیلمهایی كه ستارههای منتخب هالیوود با فیزیك تماشاگرپسند خود، آنها را جزو نقشهای ماندگار برای علاقهمندان تبدیل كرده اند و اثر جذاب دیگر آنان كه آماده اكران است معرفی شده است.
جورج كلونی
نقشهای فوق جذاب تاریخی!: خارج از دید، گروه یازده نفره اوشن و مایكل كلایتون
هیجان انگیز منتظر!: بالا در آسمان
توضیح: در فیلم جدیدش «مردانی كه به بزها خیره شدند» نشان از آن كلونی همیشگی ندارد كه همیشه و در هر فهرستی جزو جذابترین و خوشتیپترین مردان هالیوود محسوب شده، كه آخرین بار آن مربوط به همین 2، 3 سال پیش است. این كه كلونی امسال این مقام را از دست داده، احتمال زیاد بی ارتباط با گذر زمان و مسئله سن نمیتواند باشد. كلونی، اما در همین سن و سال نیز حضوری موثر و به یادماندنی دارد كه بیش از این كه متعلق به این زمان به نظر آید، یكی از هنرپیشگان كلاسیك دوران طلایی هالیوود را به یاد میآورد كه طی یك فرآیند علمی- تخیلی به زمان آینده پرتاب شده و پا به قرن بیست و یكم گذاشته است!
براد پیت
نقشهای فوق جذاب تاریخی: گروه اوشن، تروی و مورد عجیب بنجامین باتن
هیجان انگیز منتظر: درخت زندگی
توضیح: آخر، خوش تیپی مثل «برادپیت» را كه تمام هنرپیشگان سینما اگر جمع شوند به مچ پای او هم نمیرسند، میگذارد در رده دوازدهم و جیمز مارسدن را بالای سر او جا میدهد؛ این حق كشی نیست؟ اگر باور ندارید از «آنجلینا جولی»، یا حتی از جنیفر آنیستون بپرسید. تاكنون نشده «برادپیت» در یك فیلم - حداقل از نظر تیپ و قیافه- پایینتر از دیگر هم بازیانش باشد. چی؟ كجا؟ در «پس از خواندن بسوزان»؟ آخر فیلم برادران كوئن هم شد مثال؟ چه كسی در فیلمهای آنها سر و شكل یك بازیگر را دارد كه برادپیت داشته باشد؟
دانیل كریگ
نقشهای فوق جذاب تاریخی: كازینورویال، مقاومت، ذره ای آرامش و خاطرات یك احمق
هیجان انگیز منتظر: جیمز باند 23
توضیح: خوش تیپ ترین «جیمزباند» بیست سی سال اخیر از نظر ظاهر تلفیقی است از عناصر و خصایصی هم چون آرامش، عجیب، عصبیت، مردانگی، امروزی بودن و خشونت. در عین حال ظاهر خاص او از این نظر كه میتواند شما را به یاد آدمهای عادی بیندازد و به سان «كانری» باعث فاصله گرفتن تماشاگر از قهرمان نشود، یك گزینه مناسب برای ایفای نقش «باند» در قرن بیست و یكم بوده است. راز خوش تیپ بودن «دانیل كریگ» را میتوان در همین «جیمزباند» جست و جو كرد؟ چرا كه پیش از آن بیشتر «دانیل كریگ» را با ظاهری معمولی به یاد میآوریم كه وقتی گفته شد قرار است نقش «جیمز باند» را بازی كند، دوست داران این ابرجاسوس عزا گرفتند. جدا از این فیلم برای فهم مفهوم خوش تیپی بهتر است فیلم «خاطرات یك احمق» را ببینید تا متوجه شوید خوش تیپی و هنرپیشه خوش تیپ یعنی چه!
لئوناردو دی كاپریو
نقشهای فوق جذاب تاریخی: تایتانیك، الماس خونین و هوانورد
هیجان انگیز منتظر: آغاز
توضیح: جدیدترین همكاریاش با اسكورسیزی در فیلم «جزیره شاتر» نشان میدهد كه بسیار میكوشد تا از جوان خوش سیمای عاشق پیشه تایتانیك فاصله بگیرد. او این تلاش را از «دارودستههای نیویوركی» به این سو در كارهایی هم چون «هوانورد»، «مردگان»، «اگه میتونی منو بگیر»، و «الماس خونین» را نیز به نمایش گذاشته است. ولی سایه جك فیلم «تایتانیك» رفیع تر از آن است كه دی كاپریو را راه گریزی از آن باشد. او اگرچه در سالهای اخیر رشد كرده، استخوان تركانده و بزرگ شده، ولی هنوز هم آن خوش تیپی و ظرافت دی كاپریوییاش را حفظ كرده و كمتر كسی است كه تغییر كردنش را باور كند یا از آن خشنود شود. دی كاپریو بزرگ و زمختتر شده نیز جزو خوش تیپترینهای هالیوود است، اگر باور ندارید یك بار دیگر «الماس خونین» را تماشا كنید!
هیوجكمن
نقش فوق جذاب تاریخی: شمشیر ماهی
هیجان انگیز منتظر: بران
توضیح: بی نیاز از توضیح است. او كه در حال حاضر به عنوان جذاب ترین مرد جهان یاد میشود- مجله پرطرفدار پیپل این انتخاب را كرده است- بی شك باید هم نامش در این فهرست دور و دراز بیاید. اگر هم به چنین انتخابی باور ندارید كافی است یك بار فیلم «استرالیا» یا «ریشههای مردان ایكس ولورین» را ببینید تا متوجه شوید با چه هنرپیشه خوش استیلی طرف هستید!
دنزل واشنگتن
نقشهای فوق جذاب تاریخی: هاریكین، روز تمرین و مرد درون
هیجان انگیز منتظر: كتاب الی
توضیح: در پنجمین دهه زندگیاش با اكشن قابل توجه «سرقت قطار پلهام 123» نشان میدهد كه سن و سال روی ظاهر و قیافه اش موثر نیست، اگر نگوییم كه هرچه گذشته، سال به سال بهتر شده است و این بهتر شدن را هم در شكل و قیافه اش میبینیم و هم در توان بازیگری اش. «دنزل» از معدود سیاه پوستانی است كه فارغ از قدرت بازیگری- چهره و فیزیك و تیپش این اجازه را میدهد كه نقش اصلی و مثبت فیلمها را بازی كند و تماشاگر را با خودش همراه سازد. «دنزل واشنگتن» در این سن و سال از نظر تیپ و قیافه و حتی فیزیك كوچكترین تفاوتی با سالیان گذشته اش ندارد، همان طوری كه گفته شد، تازه اگر نخواهیم بگوییم كه بهتر شده است! حضورش در «سرقت قطار پلهام 123» و اجرای دشوار لحظات پرتنش اكشن فیلم ثابت میكند كه هنوز هم از خیلی از جوانان بهتر است و این كه هنرپیشه ای سال به سال جوانتر از سال قبلش میشود میتواند نشان از مراقبتهای دشوار از خودش داشته باشد. دنزل با هر قد و معیاری جزو خوشتیپترین بازیگران روزگار ماست، ولی نكته مثبت این قضیه در مورد او این است كه به خلاف خیلیها در مورد دنزل واشنگتن قضیه برعكس است و تیپ و قیافه او در سایه توان بازیگری اش قرار میگیرد!
جانی دپ
نقشهای فوق جذاب تاریخی: ادواردست قیچی، به دنبال ناكجا آباد و دزدان دریایی كارائیبی
هیجان انگیز منتظر: آلیس در سرزمین عجایب
توضیح: در «دشمنان مردم» تصویرگر شخصیتی عاصی جان دیلینجر بود كه نشان داد ضد قهرمان و سارقان اسطوره ای نیز میتوانند ظرافت داشته باشند. او البته در «دزدان دریایی كارائیبی» نیز مردم را با یك دزد دریایی خوش تیپ و به طور مثال در سوئینی تاد با یك قاتل سریالی خوش تیپ آشنا كرده بود. جانی دپ كه از همان ابتدای ورودش به عرصه سینما به خوش تیپی شهره بود و همواره در هر انتخاب و نظرسنجی در این مورد جایگاه رفیعی را به دست آورده، یكی از نمونههای هالیوود در این زمینه است كه بدل به یك نوع معیار شده است.
كریستین بیل
نقشهای فوق جذاب تاریخی: روانی آمریكایی، بتمن آغاز میكند و شوالیه تاریكی
هیجان انگیز منتظر: مبارز
توضیح: بله، «كریستین بیل» خوش تیپ است، ولی مهم تر از آن هنرپیشه خوبی است كه تیپ و قیافه او را تحت الشعاع قرار میدهد. البته این به فیلم و شخصیت او در فیلم هم ربط دارد. او كه در نقش بتمن یا در نقش پلیس فیلم «دشمنان مردم» و حتی در فیلم «ترمیناتور» خوش تیپیاش به چشم میخورد، در فیلمی مثل «ماشینیست» چه؟ آن جا در موردش چه میتوان گفت: آن دندههای بیرون زده از زیرپوستش كه او را شبیه اسكلتهای آزمایشگاه مدارس میكرد، اگر به عنوان عكس این مطلب كار كنیم، آیا به ما نخواهید خندید؟... بله، حق با شماست.
زاك افرون
نقشهای فوق جذاب تاریخی: موزیكال دبیرستان و اسپری مو
هیجان انگیز منتظر: مرگ و زندگی چارلی سن كلارد و جانی گست
توضیح: با «دوباره هفده» یك بار دیگر حضورش را به عنوان كسی كه از سینمای نوجوانانه به دنیای كمدی رمانتیك پا گذاشته تثبیت كرد. جوان خوش سیما و خوش تیپی كه نوجوانان برایش سر و دست میشكنند، اما نمیتواند امیدوار باشد كه در سینمای بزرگ سالانه نیز چنین جایگاهی را خواهد داشت. موقعیت او در دنیای سینما بسیار شبیه كریستیناریچی است كه در سینمای نوجوانانه درخشید، اما هرچه سنش بالا رفت، كم آورد و كم كم محو شد. زاك افرون برای گریز از چنین شرایطی كار آسانی پیش رو ندارد.
اورلاندو بلوم
نقشهای فوق جذاب تاریخی: ارباب حلقهها و دزدان دریایی كارائیبی
هیجان انگیز منتظر: سمپاتی خوش مزگی و تقاطع
توضیح: میگویند خوش تیپ است ولی خیلی دوست داریم در فیلم «دزدان دریایی كرائیبی» خانم «كایرا ناتیلی» حالش را بگیرد و بیاید طرف كاپیتان جك اسپاروی خوش تیپ و دوست داشتنی!
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
منبع: khorasannews.com
redsun
03-15-2010, 02:12 PM
بالا، اينديانا جونز،نابودگر4، جانسخت4 و...
تلويزيون در سه شنبه آخر سال 11 فيلم ديدني پخش ميكند
خبرگزاري فارس: شبكههاي مختلف سيما در سه شنبه آخر سال 11 فيلم و انيميشن شاخص دنيا را پخش ميكنند.
http://media.farsnews.com/Media/8709/Images/jpg/A0567/A0567253.jpg
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از ستاد اطلاع رساني فيلمهاي نوروزي، فيلمهاي سينمايي "مسابقه "، "عصر يخبندان3 "، "آسترو "، " پرواز "، "فرود "، "نقطه انهدام "، "نابودگر4 "، "شكارچيان ذهن "، "منطقه9 "، "جان سخت 4 " و "اينديانا جونز و قلمرو جمجمه بلورين " در آخرين سه شنبه سال 88 از شبكههاي سيما روي آنتن ميرود.
بنابراين گزارش، مشخصات فيلمهاي سه شنبه 25 اسفندماه به شرح زير است:
**مسابقه
فيلم سينمايي "مسابقه " سه شنبه 25اسفندماه ساعت 17 از شبكه يك سيما پخش ميشود.
در سال 2012، اوضاع اقتصادي آمريكا به شدت درهم ريخته، جرم و جنايت گسترش زيادي پيدا كرده است، به همين دليل زندانها از مجرمين پر شده است. عدهاي از افراد سودجو، زندانهاي خصوصي داير كردهاند و زندانهاي خطرناك را در آنجا نگهداري ميكنند.
فيلم سينمايي "مسابقه " ساخته پل اندرسـون محصول مشترك سال 2008كشورهاي آلمان، انگليس و آمريكا است.
**عصريخبندان3
فـيلـم سينمايي "عـصر يخبندان 3 " به كارگرداني كارلوس سالدانا سه شنبه 25اسفند ماه ساعت 16:10 از شبكه دو پخش خواهد شد.
داستان در مورد ورود به سرزمين دايناسورهاست. ديگو، الي، سيد و باقي حيوانات وارد منطقه جديدي مي شوند كه در آن دايناسورها زندگي مي كنند. سيد كه از سه تخم حيوان مراقبت ميكند بعد از اينكه آنها سر از تخمشان بيرون ميآورند متوجه ميشوند كه سه بچه دايناسور هستند، سيد از آنها مراقبت مي كند و با ورود مادر دايناسورها سيد همراه با بقيه بچه دايناسورها رفته و ازگروه جدا مي شود.
فيلم سينمايي "عـصر يخـبـندان 3 " محصول سال 2009 كشور آمريكاست.
**آسترو
فـيلـم سينمايي "آسترو " محصول سال 2009 كشورهاي هنگ كنگ، آمريكا و ژاپن سه شنبه 25اسفـند ماه ساعت 17:35 از شبكه دو پخش خواهد شد.
زمين به يك گاراژ رباتهاي اسقاطي تبديل شده و تنها قسمتي از آن به نام متروسيتي در وراي آن مشغول پروازاست. در متروسيتي دكتر "الفان " با همكاري دكتر "تنما " دو منبع انرژي به نامهاي هسته آبي و قرمز پيدا كردهاند.
كريستين بل ونيكلاس كيج در فـيـلـم سينمايي "آسترو " به كارگرداني ديويد بورس به ايفاي نقش پرداختند.
**پرواز
فـيـلـم سينمايـي " پرواز " (up) به كارگرداني پيتر داكتر سه شنبه 25اسفـنـد ساعت 19:10 از شبكه دو سيما روي آنتن ميرود.
داستان فيلم با بيان دوران پسر كوچكي شروع مي شود كه با دختري به نام الي كه هم سن و سال خودش است آشنا ميشود. كارل متوجه مي شود كه روياي رفتن به آمريكاي جنوبي در هر دوي آنها مشترك است. آنها با هم ازدواج كرده و تصميم ميگيرند تا براي رفتن به آنجا پولهاي خود را جمع كنند ولي هربار پس انداز خود را براي مشكلي خرج مي كنند.
**فرود
فـيلـم سينمايي "فـرود " سه شنبه 25 اسفــندماه ساعت23:45 از شبكه دو پخش ميشود.
داستان در مورد جك بندر يك مامور پليس FBI است كه به عنوان عضو مذاكره كننده در ماموريتها حضور مي يابد. تلاش او براين است كه شرايط بحراني بدون خشونت خاتمه يابد، اما اين تفكر از سوي فرمانده او "لورنزو " مورد پذيرش نيست.
آنتوني ميكاييل هال و امي هادسون در فـيـلـم سينمايي "فـرود " به كارگرداني آرمانت ماسـتروياني محصول سال 2007 كشور آمريكا به ايفاي نقش پرداختند.
**نقطه انهدام
فـيلـم سينمايي "نقطه انهدام " محصول سال 2007 كشور كانادا روز سه شنبه 25 اسفـندماه ساعت 15:30 از شبكه سه پخش ميشود.
دانشمندي يك دستگاه سفر در زمان اختراع مي كند. دستگاه از سوي سازمان تحقيقاتي مربوطه خطرناك اعلام ميشود و سعي مي شود جلوي ساخت آن گرفته شود و مخترع كار كه متوجه ميشود اين بهانه اي است تا نيروهاي امنيتي آمريكا دستگاه را در اختيار گيرند، به كمك دستگاه ناپديد ميشود در حاليكه يك دستگاه يدك دراختيار يكي ازهمكارانش است.
جيسون پريستلي، گاروين سانقورد و گاري هورسون در فـيـلـم سينمايي "نقطه انهدام " به كارگرداني جيسون بورك به ايفاي نقش پرداختند.
**نابودگر4
فـيلـم سينمايي "نابودگر4 " سه شنبه 25اسفـندماه ساعت 21 از شبكه سه پخش خواهد شد.
در سال 2003 يك جنايتكار به نام رايت كه به سرطان لاعلاج مبتلا است موافقت مي كند تا دكتر كاگان براي پژوهش از بدن او استفاده كند. در حمله اسكارنت به زمين كه صرفاً جان كان زنده مي ماند پي مي برند كه ترميناتورT800 جديد براي حمله به كار گرفته شده است.
كريستين بل، سام ورتينگتون و آنتوني يل چين در فـيـلـم سينمايي " نابودگر4 " به كارگرداني مك گينـتي محصول سال 2009 كشور آمريكا به ايفاي نقش پرداختهاند .
**شكارچيان ذهن
فـيلـم سينمايي "شكارچيان ذهن " سه شنبه 25 اسفـندماه ساعت 15:45از شبكه چهار پخش خواهد شد.
يك تيم حرفهاي از افسران جوان براي آموزشهاي بيشتر و يك رقابت نظامي به يك جزيره منتقل ميشوند. آنها با دنياي بيرون ارتباطي ندارند. اما ناگهان يكي از آنها به طرزمشكوكي كشته ميشود، آنها به يكديگر شك مي كنند و هر كدام تلاش مي كند جان خود را حفظ كند.
فـيـلـم سينمايي "شكارچيان ذهن " به كارگرداني ري هارلين محصول سال 2002 كشور كانادا و آمريكاست.
**منطقه 9
فـيلـم سينمايي "منطقه 9 " سه شنبه 25 اسفـندماه ساعت20:30 از شبكه چهار پخش مي شود.
موجودات فضايي با يك سفينه غول پيكر درآفريقا به زمين آمدهاند و در يك منطقه قرنطينه زندگي كثيفي را مي گذرانند. آنها داراي سلاحهاي خاص خود هستند كه تنها خودشان قادر به شليكاند. دولت تصميم ميگيرد آنها را خلع سلاح كند.
شارلتو كوپلي و جيسون كوپ در فيلم سينمايي "منطـقـه9 " به كارگرداني نيل بلومكامپ به ايفاي نقش پرداختند.
**اينديانا جونر و قلمرو جمجمه بلورين
فـيلـم سينمايي "ايـنديانا جـونـز و قلـمرو جمـجمـه بـلورين " به كارگرداني استيون اسپـيـلبرگ سه شنبه 25اسفندماه ساعت 19از شبكه تهران پخش خواهد شد.
درخلاصه داستان فيلم با بازي هريسون فورد، كيت بلانچارد ، كارن آلن و شيا لابيوف خواهيد ديد: اينديا جونز كه اكنون به سنين پيري رسيده همراه با دوست قديمياش مك، گرفتار يك گروه تبهكاري مي شوند كه گمان مي كنند ايندي محل اختفاي جمجمه بلورين را مي داند و مي خواهند او را وادار كنند كه آن محل را به آنها نشان دهد.
فـيلـم سينمايي "اينديانا جونزو قلـمرو جمجمه بلورين " محصول سال 2008 كشور آمريكا در ژانر حادثهاي، ماجراجويي و هيجاني ساخته شده است.
**جان سخت4
فـيلـم سينمايي "جان سـخت 4 " به كارگرداني لن وايـزمن40 دقيقه بامداد 26 اسفــند ماه از شبكه تهران پخش خواهد شد.
در خلاصه داستان فيلم با بازي بروس ويليس، تيموتي اليفانت، جاستين لانگ و مگي كيوآمده: جان مك كلين پليسي ميانسال با يك زندگي ازهم پاشيده است و دختري كه جدا از او زندگي ميكند. او در ماموريت جديدش بايد يك هكر رايانهاي به نام " متيو فارل " را بازداشت كند. قبل از اين تعداد قابل توجهي از هكرها با انفجار خانههايشان به گونهاي مرموز كشتهه شدهاند و هنگامي كه "جان " براي دستگيري " متـيـو " به منزل او رفته است. "متيو " نيزهدف گلوله قرارمي گيرد.
فـيلـم سينمايي "جان سـخت 4 " محصول سال 2007 كشورهاي انگليس و آمريكا در ژانر حادثهاي، جنايي، هيجاني ساخته شده است.
RED STORM
03-17-2010, 03:02 PM
من بعد یه مدت نسبتا طولانی اومدم با یه معرفی نصفه و نیمه از یه فیلمی که بدجوری رفت رو اعصابم
دیدنشو هم نمیدونم باید بهتون توصیه کنم یا نه!
فیلم تلخی محسوب میشه و به نظر خودم که ارزش دیدن رو داشت!
یه نکته واقعا تلخ هم توش هست که منو خیلی خیلی تکون داد!
The War Zone
http://ecx.images-amazon.com/images/I/51BP2WRD9BL._SL500.jpg
زیر پوست این خانواده ی خوشبخت حقایقی وجود داره که بیننده رو مثل سرمای فیلم میخکوب میکنه.تام که به طور اتفاقی به رابطه غیرمتعارف پدر و خواهرش پی برده اونقدر عصبانی شده که در تحلیل واقعه راه به اشتباه برده و خواهرش رو مقصر اصلی می دونه .
فیلمانه با پرهیز از قراردادن داستان دریک محیط شهری این تک افتادگی و تنهایی درونی شخصیت ها رو به بهترین شکل منتقل میکنه .بازی ها فوق العاده است .بازی پدر در اون سکانس عصبانیتش درون خانه رو به یاد بیارین .پدری که دیگه خونوادشو از دست رفته میبینه و جایی در اون نداره یا جسی در همین صحنه و تام با اون دماغ کوفته ای ،صورت کک مکی واون سکوت مبهمش در ذهن ها موندگاره .تو یه صحنه جسی که در این فیلم یه قربانیه به تام میگه :مسئله ی تو این رابطه نیست ,مسئله ی تو خود گا... و بهش پیشنهاد میکنه اگه بخواد با لوسی صحبت می کنه که ناشی از بچه پنداشتن تامه اما اتفاقا مسئله تام خود همین رابطه است که در انتهای فیلم سبب طغیان و به نوعی بلوغ همین بچه میشه .
کارگردانش هم" تیم روثه " که این اولین و آخرین فیلمش به حساب میاد و البته همه میدونیم که بازیگر فوق العاده تواناییه
تو خلاصه داستان پشت پک اینجوری نوشته واسه تام که 15 سالشه منطقه جنگی (warzone) تو قلبشه وقتی که خونواده متوسط اما شاد اونا ...
فکر کنم همتون بعد دیدنش یه طوری بشیدhttp://footiran.ir/images/smilies/6qwup3.gif
که البته یعنی فیلم تاثیر خودشو گذاشته!
جدیدا نمیدونم چرا اینقدر از این فیلم های مستقل و جمع و جور میاد دستم که واقعا دیدنشون لذت داره
البته فکر میکنم یکمی هم سخت گیر بیاد چون زیاد فیلم معروفی نیست!
یه چی دیگه هم بگم http://footiran.ir/images/smilies/6qwup3.gif
کالین فارل http://footiran.ir/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gifدوستداشتنی هم یه حضور خیلی کوتاه 5 دقیقه ای تو فیلم داره(اون موقع خیلی بچه بوده)
دیگه همینhttp://footiran.ir/images/smilies/127fs3556139.gif
RED STORM
03-20-2010, 12:10 AM
جنگ بازيگران سينما در اكران نوروز 89
بازيگران فيلمهاي ايراني در اكران نوروزي حرف اول و آخر را ميزنند. آنها گاه به تنهايي بار يك فيلم را بر دوش ميكشند و گاه فيلمي را از سقوط و ورشكستگي ميرهانند.
http://media.farsnews.com/Media/8812/Images/jpg/A0822/A0822691.jpg
بازيگران فيلمهاي ايراني در اكران نوروزي حرف اول و آخر را ميزنند. آنها گاه به تنهايي بار يك فيلم را بر دوش ميكشند و گاه فيلمي را از سقوط و ورشكستگي ميرهانند. نوروز امسال سينماهاي تهران و شهرستانها با فيلمهاي تسويه حساب (تهمينه ميلاني) ، هيچ (عبدالرضا كاهاني) ، سلام بر عشق (اصغر نعيمي)، عيار 14 (پرويز شهبازي)، طهران، تهران (داريوش مهرجويي و مهدي كرمپور)، پوپك و مش ماشاالله ( فرزاد مؤتمن) و به رنگ ارغوان (ابراهيم حاتميكيا) ميزبان مردم هستند. به همين بهانه، مروري داريم بر عملكرد بازيگران اين فيلمها در سالي كه گذشت و سالي كه پيش رو خواهيم داشت و حضور نوروزي آنها.
/تسويه حساب/
«تسويه حساب» بيترديد پربازيگرترين فيلم اكران 1389 است. ميلاني حتي نقشهاي فرعي و سه چهار دقيقهاي فيلمش را به چهرهها و بازيگران شناخته شده، سپرده است. در صورتي كه تا همين چند سال پيش، اين نقشها به هنروران و نابازيگران سپرده ميشد. چهار نقش اصلي فيلم را لادن مستوفي، مهناز افشار، بهاره افشاري و السا فيروزآذر ايفا نمودهاند.
* مهناز افشار - لادن مستوفي- بهاره افشاري - السا فيروزآذر
مهناز افشار كه در فجر 28 كانديد دريافت بهترين بازيگر نقش مكمل شد، از بازيگران پولساز اين فيلم است.
لادن مستوفي هم مثل افشار بواسطه بازي در تسويه حساب كانديد دريافت سيمرغ بلورين از جشنواره فجر بود. مستوفي در فيلم ميلاني يك بازي سرشار از اغراق دارد. قرار بود شب واقعه (شهرام اسدي) با بازي او در برنامه اكران عيد گنجانده شود كه اين تصميم در دقيقه نود منتفي شد. اگر اين اتفاق ميافتاد، مستوفي هم چون امين حيايي، مهناز افشار، فرهاد قائميان، احمد مهرانفر و پانتهآ بهرام بعنوان يكي از بازيگران دو فيلمه اكران نوروزي 1389 شناخته ميشد. مستوفي علاوه بر «شب واقعه»، «برخورد خيلي نزديك» را هم در نوبت اكران دارد.
از بازيگران اين فيلم ميتوان به «بهاره افشاري» اشاره كرد كه در سالهاي اخير نشان داده بازيگر بدشانسي است چون دو تا از فيلمهايش - يكي همين «تسويه حساب» و ديگري صد سال به اين سالها(سامان مقدم) - كه ميتوانستند در شناساندن توانمنديهايش مؤثر باشند، توقيف شدند. افشاري در رل دختر معتاد فيلم ميلاني چندان به باور در نميآيد هر چند كه تلاش خود را براي درآمدن نقش كرده است. او در «صدسال به اين سالها» بازي خوبي از خود ارائه داده است. افشاري امسال روابط (ايرج كريمي) را در شبكه نمايش خانگي داشت.
«السا فيروزآذر» كه پاي ثابت فيلمهاي تهمينه ميلاني است، اين بار در نقش پرتحركي ظاهر شده كه البته در حد نقش تاثيرگذاري كه در «زن زيادي» بر عهده اش گذاشته شده بود، نيست.
* اكبرعبدي - محمدرضا شريفينيا
اكبرعبدي - سوپراستار دهههاي 60 و 70 سينماي ايران- كه پس از غيبتي طولاني، در يكي دو سال اخير بازگشت موفقي به عرصه تلويزيون ، تئاتر و سينما داشته، محمدرضا شريفينيا - كه تا همين چند سال پيش انتخاب اصلي بسياري از تهيه كنندگان براي ايفاي نقشهاي كمدي بود - و رضا عطاران - كه به مرور از يك بازيگر تلويزيوني به يك نيمچه استار سينمايي كمديهاي گيشهپسند تبديل شده -هر يك براي دقايق اندكي جلوي دوربين ميلاني رفتهاند. حضور سه نسل از كمدينهاي سينماي ايران در يك فيلم جالب توجه است. سالها پيش وقتي ميلاني قصد داشت «ديگه چه خبر» را بسازد، بر سر دستمزد با عبدي كه قرار بود در صحنهاي از فيلم نقش بچه شيرخواري را بازي كند، به توافق نرسيد و به جاي وي از «دانيال حكيمي» استفاده كرد. عبدي هم همان نقش را در صحنهاي از فيلم «هنرپيشه» براي محسن مخملباف بازي كرد.
در «تسويه حساب»، عبدي خوش درخشيده و تماشاگران را در همان اندك دقايق حضورش از خنده روده بر ميكند. عبدي اين روزها به واسطه پخش سريال «در چشم باد»، به چهره محبوب مردم بدل گشته است.
* رضا عطاران
موقعيت فعلي «رضا عطاران» در سينماي ايران به موقعيت چندسال پيش «امين حيايي» شباهت دارد. عطاران وقت سرخاراندن ندارد و به سبك وسياق برخي بازيگران سينماي فارسي، مدام در حال جابجايي از يك پروژه سينمايي به پروژهاي ديگر است. توفيق تجاري فيلمهايش دريكي دوسال اخير تهيهكنندگان سينماي ايران را به اين نتيجه رسانده كه عطاران هر چند بازيگري تلويزيوني اما گيشهپسند است،اما از آنجا كه درصنعت سينما حرف اول و آخر را پول ميزند لذا اين كشف تازه سينماي ايران به گزينه نخست بسياري از كارگردانها بدل گشته است و كمكم دارد دور را از دست امين حيايي ميگيرد! تراكم كاري رضا عطاران در سينما آنقدر زياد است كه او اصلا فرصت پيوستن به پروژههاي تلويزيوني را چون گذشته پيدا نميكند. سينماي ايران و عطاران امسال با خروس جنگي (مسعود اطيابي) و نيش زنبور(حميدرضا صلاحمند) روزهاي خوشي راپشت سرگذاشتند، هرچندكه ديگر فيلمش آقاي هفت رنگ(شهرام شاهحسيني) آنچنان كه انتظار ميرفت، نفروخت!
«خروس جنگي» در شبكه نمايش خانگي هم از فروش فوقالعادهاي برخوردار بود.
سه درجه تب (حميدرضا صلاحمند) يكي از جديدترين كارهاي جديد اين كمدين نوظهور سينماي ايران است.
عطاران بعدازظهرسگي سگي (مصطفي كيايي)، از ما بهترون (مهرداد فريد) ، هفت وپنج دقيقه (محمدمهدي عسگرپور) و كمدي وودي آلني صندلي خالي (سامان استركي) را در نوبت نمايش عمومي دارد. نقشي كه «عطاران» در «تسويه حساب» ايفا نموده، بسيار حاشيهاي و كاملا قابل حذف و زائد است. رضا عطاران زماني بازي در اين نقش را پذيرفت كه هنوز به عنوان چهره نامبروان كمديهاي پول پارو كن شناخته نميشد و تهيه كنندگان سپردن نقش اول به وي را يك ريسك بزرگ ميدانستند. عطاران اينك كمتر از نقش اول را قبول نميكند و برخي از فيلمنامهنويسان، سناريو را بر مبناي تيپ و قابليتهاي او مينويسند كه اين اصلا موفقيت كمي براي بازيگري كه تا همين چند سال پيش در واريتههاي پيش پا افتاده تلويزيوني ظاهر ميشد، نيست.
* سياوش طهمورث
سياوش طهمورث يكي از بهترين نقش آفرينان فيلم «تسويه حساب» است. وي كه سالها خاك صحنه خورده و بر صحنه تئاتر خوش درخشيده، به خوبي بر تفاوتهاي بنيادين بازي در تئاتر، تلويزيون و سينما وقوف دارد. او كه اكثرا براي ايفاي نقشهاي خشن، منفي و يا جدي در نظر گرفته ميشود، در «تسويه حساب»، پذيراي يك نقش كمدي شده كه به خوبي نيز از پس آن بر آمده است. مطمئن باشيد با او لحظات مفرحي را حين تماشاي «تسويه حساب» سپري خواهيد كرد.
* حامد بهداد
«حامد بهداد» در اكران بهاري سينماي ايران، «تسويه حساب» را دارد كه مطابق انتظار عليرغم كوتاهي نقش در آن خوش درخشيده است. او سال پر حاشيهاي را پشت سرگذاشت. مطلبي كه دريكي از مجلات سينمايي درباره بازي حامد به چاپ رسيد، به واسطه اعتراضات وي و اظهارنظر برخي از منتقدان سينمايي حسابي جنجالبرانگيز شد، به گونهاي كه بسياري از سايتهاي سينمايي و غيرسينمايي به انعكاس اين مطلب و اظهارنظرها پرداختند كه در نهايت هم حاصل همه اين حاشيهها به نفع بهداد تمام شد و بر شهرت وي افزوده گشت. اين روزها نام حامدبهداد به سرعت در ليست اوليه پروژههاي مختلف فيلمسازان قدر سينماي ايران گنجانده ميشود، به ويژه پس از بازيهاي خيرهكنندهاش در فيلمهاي مختلف از جمله «محاكمه درخيابان» كه فتح بابي بود براي ورود اين پديده بازيگري به فيلمهاي آتي «مسعود كيميايي».
بهداد سال آتي با يك دوجين فيلم -مردي كه گيلاسهايش را خورد (پيمان حقاني)، لطفا مزاحم نشويد (محسن عبدالوهاب)، هفت دقيقه تا پائيز (عليرضا اميني) ، آدمكش (رضا كريمي) و بيداري (فرزاد مؤتمن)، عرضاندام خواهد كرد.
در «آدمكش» يكبار ديگر، پس از حس پنهان (مصطفي رزاقكريمي) با «مهتاب كرامتي» در يك اثر روانشناختي همبازي شده است. زندگي با چشمان بسته (رسول صدرعاملي) تازهترين فيلم حامدبهداد است. او امسال دلخون (محمدرضا رحماني) را بر پرده داشت. هماكنون نيز هرشب تنهايي (رسول صدرعاملي) را بر پرده دارد. طرفداران اين بازيگر منتظر اكران «شبانهروز» هستند تا به كنجكاويهايشان درمورد او كه نقش يك پيرمرد را با گريمي سنگين در اين فيلم ايفا نموده، پايان دهند.
بهداد قبل از «تسويه حساب» در فصل انتهايي فيلم «ميترسم پس دروغ ميگويم» جلوي دوربين تهمينه ميلاني رفته بود. نقش «حامد بهداد» در هر دو فيلم تقريبا مشابه است.
/سلام بر عشق/
نيكي كريمي ، امين حيايي و الناز شاكردوست برگ هاي برنده «سلام بر عشق» هستند كه قرار است گيشه محصول ديگري از پويافيلم را پررونق كنند.
*نيكي كريمي
نيكي كريمي كه چند سال است درغياب هديه تهراني هم درعرصه سينماي بدنه و هم در حوزه سينماي هنري بسيار پركارشده، با «سلام برعشق» مهمان نوروزي سينماهاي تهران و شهرستانها است.
وي برخلاف رقيب خود، بسيار به ماندن در عرصه بازيگري بها ميدهد و اينطور كه پيش ميرود، به نظر ميرسد كه هيچگونه عقب نشيني - و لو موقت- در دستور كارش نيست به ويژه آن كه امسال فروش دوخواهر(محمد بانكي) با نقش آفريني او، مرز دو ميليارد تومان در كشور را هم پشت سرگذاشت. فروش افسانهاي اين فيلم را بسياري مديون حضور محمدرضاگلزار دانستهاند، در حالي كه به نظر ميرسد بازي نيكي كريمي هم در موفقيت اين فيلم مؤثر بوده است. اين موفقيت تجاري ممكن است در سال 1389 با ديگر فيلم مشترك اين دو بازيگر - دموكراسي تو روز روشن (علي عطشاني) - تكرار شود! ديگر فيلم نيكي كريمي در سال 1388، «آقاي هفت رنگ» بود كه بر خلاف پيشبينيها، آن طور كه بايد و شايد نفروخت! قابلدفاعترين فيلم اين بازيگر در سال 1388، محاكمه در خيابان (مسعود كيميايي) بود كه با استقبال مخاطب در تهران و شهرستانها مواجه شد و يك ميليارد تومان در كشور فروخت.
نيكي كريمي براي سال آتي، فيلمهاي زيادي آماده اكران دارد كه عبارتند از: شبانه روز (كيوان عليمحمدي و اميدبنكدار)، بيداري(فرزاد مؤتمن)، خيابان بيست وچهارم (سعيد اسدي)، همبازي (غلامرضارمضاني)، شكلات داغ (حامد كلاهداري) و دموكراسي تو روز روشن. پر واضح است كه از ميان تمام اين فيلمها، «دموكراسي تو روز روشن» از بيشترين شانس براي تسخير گيشهها برخوردار است. نيكي كريمي همچنان پس از چند سال تلاش خستگيناپذير در پي آن است كه نخستين ساختهاش در مقام كارگرداني - يك شب - را روانه اكران كند. چند روز بعد - تنها فيلمي كه هم كارگردانش بوده وهم بازيگر آن - به شبكه مجاز خانگي راه يافته است، بي آن كه شانس نشستن بر پرده را داشته باشد.
* الناز شاكردوست
الناز شاكردوست كه از همان بدو ورود به سينماي ايران اصل را بر پركاري گذاشت، با «سلام بر عشق» يك بار ديگر همچون «دو خواهر» در كنار نيكي كريمي خواهد بود. امسال كيش ومات (جمشيد حيدري) و دو خواهر (محمد بانكي) را بر پرده داشت كه هر دو در شهرستانها بسيار مورد استقبال قرار گرفتند و خوب فروختند.
«كيش و مات» هماكنون جزو پرفروشهاي شبكه نمايش خانگي است. نقش آفريني اين بازيگر در فيلم سينمايي درميان ابرها (روحالله حجازي) و «دلخون» تحسين برانگيز بود. وي مطابق معمول، همچون ساليان گذشته فيلمهاي زيادي آماده نمايش دارد از جمله: ناسپاس (حسن هدايت)، كارناوال مرگ، ازمابهترون( مهرداد فريد)، حركت اول (فرهاد نجفي)، فاصله (كامران قدكچيان) و شرط اول (مسعود اطيابي). از اين بازيگر فيلم پوسته (مصطفي آلاحمد) و باد در علفزار ميپيچد (خسرو معصومي) مدتهاست كه در نوبت اكران قرار دارند.
/عيار14/
محمد رضا فروتن ، كامبيز دير باز و پوريا پور سرخ سه ضلع مثلث بازيگري «عيار 14» را تشكيل ميدهند. فروتن و دير باز با عيار14حضور نوروزي پر فروغي دارند .عيار14 فيلم ستايش شده منتقدان سينمايي است كه از سوژه، اجرا و پرداخت بديع و محكمي برخوردار است.
* محمدرضا فروتن
محمدرضا فروتن همچنان در صحنه به حضور پررنگ وسنگين خود تداوم ميبخشد و با گزيدهكاري و بازي در فيلمهايي كه پلي هستند بين هنر و تجارت [مثل محاكمه درخيابان (مسعود كيميايي)] نقشهاي بكر درجه يك را از آن خود ميكند. چندي پيش به لطف تلويزيون، شاهد هنرنمايياش در به آهستگي (مازيار ميري) و لرزش زندگي بوديم. در شبكه نمايش خانگي هم روابط (ايرج كريمي) را داشت كه شانس نمايش برپرده را ازدست داد!
فروتن در سالهاي اخير به ايفاي نقشهاي روستايي تمايل نشان داده است. او در فجر 28 براي «چهل سالگي» كانديداي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد بود. دموكراسي تو روز روشن(علي عطشاني) ، ميزاك (حسينعلي فلاح ليالستاني)، پاي پياده (فريدون حسنپور)، نيلوفر (سابين ژمايل)، ديگري (مهدي رحماني) ، چهل سالگي (عليرضا رئيسيان) و شبانه روز (كيوان عليمحمدي و اميد بنكدار) فيلمهاي درانتظار اكران فروتن هستند.
* كامبيز ديرباز
«كامبيز ديرباز» اين روزها به يمن پخش هفتگي مجموعه تلويزيوني در چشم باد (مسعود جعفريجوزاني) حسابي در بورس است. او انتخابهاي هوشمندانهاي دارد و كاملا مشخص است كه در حال گريز دائمي از كليشهشدن است. در فجر بيست و هشتم شاهد يكي از بازيهاي خوبش در يك گزارش واقعي (داريوش فرهنگ) بوديم. وي شرط اول (مسعود اطيابي) را آماده اكران عمومي و سريال نابرده رنج (عليرضا بذرافشان) را آماده پخش سراسري دارد.
* پوريا پورسرخ
پوريا پورسرخ، انتخاب مناسبي براي «عيار14» نبوده است. او به وضوح در مقابل بازيگران قدري چون فروتن و ديرباز كم آورده است.
پورسرخ به عنوان هنرپيشه جايگزين در شمار انبوهي از فيلمهاي تجاري بيارزش و بعضا مبتذل سينماي ايران بازي كرده و به شهرتي نسبي دل خوش ساخته است. شايد پيوستناش به پروژه تاريخي تازه كليد خورده احمدرضا درويش - روز رستاخيز - بتواند اعتبار را به وي بازگرداند و اين فيلم نقش سكوي پرتاب را برايش بازي كند.
/به رنگ ارغوان/
* حميد فرخنژاد
حميد فرخنژاد با به رنگ ارغوان (ابراهيم حاتميكيا)، بيشك مقتدرترين بازيگر فيلمهاي اكران نوروز است. او امسال حريم (سيدرضا خطيبيسرابي) را بر پرده داشت و نمايش عمومي پوسته (مصطفي آلاحمد) با بازي پرحجم او، ممكن نشد! پركارترين بازيگر بيست وهشتمين جشنواره فيلم فجر به واسطه بازي در «شب واقعه»، كانديداي دريافت سيمرغ بلورين بهترين هنرپيشه نقش اول مرد در جشنواره فجر امسال شد كه البته در كمال ناباوري از كسب اين جايزه بينصيب ماند!؟ همبازي (غلامرضا رمضاني)، آتشكار (محسن اميريوسفي)، شب واقعه (شهرام اسدي)، دموكراسي تو روز روشن (علي عطشاني)، شكلات داغ (حامد كلاهداري) و بيداري روياها (محمدعلي باشهآهنگر). به علاوه، احتمالا يكي دو فيلم تازه توليد ديگر - و شايد هم پوسته - از فيلمهاي فرخ نژاد در گيشه 89 خواهد بود.
او به تازگي بازي در شب و قسم به دلتنگي (رسول صدرعاملي) را به پايان برده است.
* خزر معصومي
قرار بود خزر معصومي با «به رنگ ارغوان» به سينماي ايران معرفي شود. بخت ظاهرا با او يار بود كه پس از ايفاي نقش در مقابل دوربين حاتميكيا و پيش از به نمايش درنيامدن «به رنگ ارغوان»، به جلوي دوربين ايرج كريمي براي «باغهاي كندلوس» فرا خوانده شد اما اين همه ماجرا نبود. توقيف پنج ساله گريبانگير «به رنگ ارغوان» شد و معصومي تمام شانسهاي ممكن خود براي ديده شدن را از دست داد. اينك او به رغم نقش آفريني موفقاش در «به رنگ ارغوان» و بهرهمندي از تجربه بازي در برابر دو هنرپيشه مقتدر سينماي ايران - فرخنژاد و فروتن - به چهرهاي فراموش شده بدل گشته است.
* فرهاد قائميان
فرهاد قائميان در «به رنگ ارغوان» پا به پاي فرخنژاد آمده و با بازي زيرپوستياش سهم قابل توجهي در توفيق فيلم داشته است. او اخيرا نقش بسيار جذاب و به چشمآمدني «حر» در «روز رستاخيز» را از آن خود كرده است.
* بهناز توكلي و كورش تهامي
بهناز توكلي با گريمي بديع و نقش آفريني متفاوت بازي جذابي دارد. در بازي كورش تهامي نكته خاصي بچشم نميخورد. او يكي از معدود بازيگران ضعيف فيلم است كه در چند صحنه زحمات هنرپيشههاي نقش مقابلش را بر باد داده است. كورش تهامي تا همين يكي دو هفته پيش جلوي دوربين محمد هادي كريمي براي فيلم بحث انگيز «برف روي شيرواني داغ» بود.
/هيچ/
عبدالرضا كاهاني در هيچ لشكري از نقشآفرينان سالهاي دور و نزديك تاتر را به جلوي دوربين خود فرا خوانده است.
چند نقش در فيلم هيچ از آندست نقشهايي هستند كه كمتر بازيگري آرزوي ايفايشان را ندارد؛ مثل نقش زن لال (پانتهآ بهرام)، مرد مبتلا به جوع - گرسنگي پايان ناپذير - (مهدي هاشمي)، جوان دست و پا چلفتي در آستانه ازدواج (صابر ابر)، دلاك زجرديده كه مجبور است به هر حقارتي تن بدهد (نيره فراهاني) و...
«هيچ» اگر به بخش مسابقه بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر راه مييافت، بيترديد تمام سيمرغ هاي بلورين بهترين بازيگري در نقشهاي اصلي و مكمل را از آن خود مي كرد. از اين بابت، هنرپيشگان «هيچ» بسيار متضرر شدند.
جديدترين فيلم عبدالرضا كاهاني، فاقد استار است اما تقريبا همه هنرپيشههايش در شمار بازيگران مطرح و شناخته شده سينما ، تاتر و تلويزيون هستند. «هيچ» مناسب نمايش در تعطيلات نوروز نيست، كما اين كه فيلمي مثل «طهران، تهران» هم فقط به خاطر آنكه زمان وقوع رخدادهايش براي عيد نوروز انتخاب شده و مناسبت چنداني براي پخش در اين ايام ندارد.
«هيچ» نقش اصلي و فرعي ندارد. تقريبا همه نقشها در اين فيلم هموزناند.
* مهدي هاشمي
يكي از بهترين بازيهاي مهدي هاشمي پس از مدتها غيبت از سينماي ايران در اين فيلم رقم خورده است. او با مهارتي تحسينبرانگيز، نقش يك بيمار رواني را با تمام زير وبمهاي اين قبيل نقشها ايفا نموده است. خونسردي، بي تفاوتي، خود محوري نادر سياه دره (چه اسم عجيبي!؟) در حركات ظريف و كنترل شده مهدي هاشمي كاملا لحاظ شده است.
* نيره فراهاني
نيره فراهاني كه هميشه شاهد بازي خوبش در نقش زنان محنت ديده -بدون آن كه به تكرار كشيده شود- بودهايم اين بار نيز از پس ايفاي رل محوله بر آمده و با تبحر نقش را به تماشاگر باورانده است.
* پانتهآ بهرام
پانتهآ بهرام در نقشهاي معمولي چندان موفق نيست اما در نقشهاي غيرمتعارف و خارق عادت خوش ميدرخشد. براي درك اين مطلب كافي است بازي او درفيلم اقليما (محمدمهدي عسگرپور) - كه قرار است در ايام نوروز به روي آنتن فرستاده شود - را با بازياش در «هيچ» مقايسه كنيد. بهرام امسال در نمايش صحنهاي «سگ سكوت» هم نقش زني را بازي ميكرد كه به لكنت زبان مبتلا بود اما با درايتي كه حاصل تجربيات فراوانش در عرصه تاتر بود از شبيه شدن اين دو نقش به يكديگر جلوگيري كرد.
بهرام خوابهاي دنباله دار (پوران درخشنده) را آماده اكران دارد كه البته امتيازي براي وي در كارنامه سينمايياش محسوب نميشود.
* باران كوثري
باران كوثري در «هيچ» نقش زن بارداري را ايفا نموده كه نميتواند با شوهرش به تفاهم برسد و دست آخر هم خودكشي ميكند. باران كوثري امسال به طور مشترك با پانتهآ بهرام، پستچي سه بار درنميزند (حسن فتحي) را بر پرده داشت كه فروش قابل توجه آن برشهرتاش افزود. اين اواخر حيران (شاليزه عارفپور) با بازي او اكران شد. كوثري فيلم به فيلم بهتر ميشود به ويژه پس از درخششي كه بر پرده سينما با خون بازي (رخشان بنياعتماد و محسن عبدالوهاب) داشت. او در تصاحب نقشهايي كه به چشم ميآيند، يد طولائي دارد. باران كوثري فيلم لطفا مزاحم نشويد (محسن عبدالوهاب) و مي زاك (حسينعلي ليالستاني) را آماده نمايش دارد. جديدترين فيلمش «قصه پريا» است.مرضيه برومند در «هيچ»، ايفاگر نقش زن پا به سن گذاشتهاي است كه به نوعي، نماينده طبقه مرفه جامعه محسوب ميشود. طنزي كه او در بازي خويش به صورت پنهان گنجانده، از امتيازات حرفهاياش است كه در سينماي ايران كمسابقه مينمايد.
* احمد مهران فر و مهران احمدي
احمد مهران فر و مهران احمدي بيش و پيش از هر چيز ارائه تصويري نزديك به واقعيتهاي روز جامعه از گروهي مردان ايراني را در دستور كار خود قرار دادهاند كه خوشبختانه در اين زمينه موفق بودهاند. احمد مهرانفر در فيلم نوروزي ميلاني هم نقش آفريني كرده است. او امسال روابط (ايرج كريمي) را در شبكه نمايش خانگي داشت.
* صابر ابر
«صابر ابر» در «هيچ» قادر نيست يكدستي نقش را در تمام سكانسها حفظ كند و بازي شناور و پرنوساني دارد، به همين خاطر هم هست كه نميتواند حس همدردي تماشاگر را نسبت به جوان شيرين عقل افسردهاي كه نقشش را ايفا نموده، برانگيزاند. چند هفتهاي است كه شاهد بازي خيره كننده صابر ابر در شاعر زبالهها (محمد احمدي) هستيم.آينههاي روبرو (نگار آذربايجاني) جديد ترين فيلم ابر است.
* نگار جواهريان
نگار جواهريان كه سيمرغ بلورين بهترين هنرپيشه نقش اول فجر بيست و هشتم را به خاطر طلا و مس (همايون اسعديان) از آن خود كرد، در «هيچ» نقش پر افت و خيز و بسيار سختي نصيبش شده كه البته با كمي اغماض توانسته از پس رل محوله برآيد. چند ماه پيش شاهد بازي منحصر بفردش در تنها دو بار زندگي مي كنيم (بهنام بهزادي) بوديم.
/پوپك و مشماشالله/
* مهناز افشار
مهناز افشار علاوه بر «تسويه حساب»، «پوپك و مش ماشاالله» را نيز در اكران نوروز دارد. «پوپك و مش ماشاالله» كمي ديرتر از بقيه رقبايش به اكران نوروزي ميپيوندد.
اين بازيگر دو سال است كه گفته ميشود به واسطه بازيهاي خوبي كه ارائه داده و فروش راضي كننده فيلمهايش (به ويژه از آتش بس ( تهمينه ميلاني) به بعد افزوده شده) بر مبلغ دستمزدش اضافه شده و حتي گفته ميشود به خاطر عدم توافق بر سر دستمزد پيشنهادي، بازي درسريال شمسالعماره (سامان مقدم) را رد كرده است!؟ او اينك به آن حد از توان رسيده كه توفيقش درمقابل دوربين صرفا به شباهت با يك نفر ديگر ربط داده نشود. او امسال امشب شب مهتابه (محمد هاديكريمي) را بر پرده داشت كه شكست تجاري دور از انتظاري را متحمل شد و افشار در گفتوگويي به صراحت از بازي دراين فيلم ابراز نارضايتي كرد. وي تعداد زيادي فيلم نيز در انتظار اكران دارد از جمله: پسرآدم، دخترحوا ( رامبد جوان) كه درپي موفقيت تجاري آتش بس (تهمينه ميلاني) و كلاغ پر (شهرام شاهحسيني) و به تقليد از اين دو فيلم ساخته شده، با اين تفاوت كه به جاي محمدرضا گلزار، نقش مقابل افشار را حامد كميلي ايفا نموده، شبانه روز (كيوان عليمحمدي و اميدبنكدار)، كارگران مشغول كارند (ماني حقيقي)، طبقه سوم (بيژن ميرباقري) و خاطره (نادر طريقت) كه در اين آخري، نقش يك بيمار رواني را با مهارت ايفا نموده است.جديدترين فيلم او قصه پريا (فريدون جيراني) نام دارد كه در آن نقش يك دختر معتاد را بازي كرده است. افشار پيش از اين در سالاد فصل ( فريدون جيراني ) در نقش يك بيمار رواني و در نگين (اصغر هاشمي) در نقش يك زنداني معتاد ظاهر شده بود.سال 1389 سال بسيار پر باري براي مهناز افشار چه در گيشه و چه در جشنواره فجر خواهد بود و از حالا ميتوان فروش قابل توجهي را براي پسر آدم ، دختر حوا و همچنين كانديدشدن افشار در فجر29 براي «قصه پريا» را پيش بيني كرد.
* امين حيايي
امين حيايي كه از سال 1386 به اين طرف در تمام اكرانهاي نوروزي حضور پررنگي داشته، امسال نيز دو فيلم سلام بر عشق (اصغر نعيمي) و پوپك و مش ماشاالله (فرزاد مؤتمن) را بر پرده خواهد داشت. او در نوروز 1386 هم دو فيلمه بود (اخراجيها ( مسعود دهنمكي) و مهمان ( سعيد اسدي) - بود. عيد1387 دايره زنگي (پريسا بختآور) و نوروز 1388 اخراجيها2 (مسعود دهنمكي) با نقش آفريني حيايي به نمايش در آمدند.
فيلمهاي تجاري اين بازيگر موفق سينماي ايران عمدتا گيشه پر و پيماني داشتهاند و از مناسبترين و امتحان پسدادهترين گزينههاي نوروزي محسوب ميشوند.
در سالي كه گذشت، امين حيايي با پسر تهروني (كاظم راستگفتار) كه در رتبه چهارم جدول فروش سالانه اكران فيلم هاي ايراني قرار گرفت، سال موفقي را پشت سر گذاشت، ضمن آن كه نامش در فهرست كانديداهاي تصاحب سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد جشنواره فيلم فجر به خاطر بيداري روياها (محمدعلي باشهآهنگر) نيز به چشم ميخورد.
حيايي در «پوپك و مش ماشالله» با مهناز افشار و در «سلام بر عشق» با نيكي كريمي همبازي است.
امين حيايي با «اخراجيها2» نيز نوروزامسال ميهمان خانههاي مردم خواهد بود.
/طهران، تهران/
«طهران، تهران» در اپيزود اول از بازيهاي روان گروهي از بازيگران قديمي و استخوان خردكرده بهره مند شده و در اپيزود دوم -سيم آخر- بالعكس جمعي از نقشآفرينان نسل جديد را در كنار هم جمع كرده است. قربان نجفي و پانته آ بهرام نقش زوج مستمندي را ايفا ميكنند كه متعاقب ريزش سقف خانهشان در آستانه سال نو، به طور تصادفي، به گروهي پيرمرد و پير زن پولدار ميپيوندند تا با آنها از امكنه تاريخي تهران بازديد كنند.
* قربان نجفي، مهتاج نجومي و ... در اپيزود اول
قربان نجفي امسال در فيلم ديگري از داريوش مهرجوئي -آسمان محبوب- بازي داشت. او علاوه بر اين فيلم، مواجهه (سعيد ابراهيميفر) و سريال ستايش (اصغر هاشمي) را در نوبت نمايش دارد. شهپر اميرابراهيمي كه در سالهاي اخير بيشتر در مجموعه هاي طنز تلويزيوني ظاهر شده- در طهران ، تهران نقش پيرزن پر جنب و جوشي را بازي ميكند كه سرشار از انرژي و روحيه ماجراجويي است در كنار او مهتاج نجومي را هم داريم كه سابقهاي طولاني در تاتر دارد و همچنين پرويز نوري وهمسرش. دگر بازيگر فيلم فاطمه فردين است كه از بستگان مرحوم محمدعلي فردين است. فريده سپاه منصور با بازي پرتحرك و نقش جذابي كه شكار كرده ، نمك فيلم محسوب ميشود.
* قائميان، طناز طباطبايي و... در اپيزود دوم
در اپيزود دوم «فرهاد قائميان» حضور دارد كه با احتساب «به رنگ ارغوان» از بازيگران دو فيلمه اكران نوروزي امسال است. «طناز طباطبايي» و «رعنا آزاديور» در «سيم آخر» نقش اعضاي يك گروه موسيقي پاپ را ايفا نموده اند. طباطبايي در اكران 88 صداها و پسر تهروني را بر پرده، تلهفيلمهاي شب زده و دماغ را بر روي آنتن و در شبكه نمايش خانگي داشت. اخيرا بازي در مرهم (عليرضا داوودنژاد) را به اتمام رسانده و سريال پرانتز باز (كيومرث پوراحمد) را در نوبت پخش دارد. او هنرپيشهاي گزيده كار است و ميكوشد تا انتخابهاي حساب شده و محتاطانهاي داشته باشد.
گردآوري، نگارش و تنظيم: شهرام خرازيها / سعيد مهرپور
RED STORM
03-22-2010, 08:11 PM
snatch
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/a/a7/Snatch_ver4.jpg (http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/a/a7/Snatch_ver4.jpg)
قاپ زنی بهترین فیلم گای ریچی و یکی از 10 فیلم برتر تاریخ سینمای انگلستان می باشد.گای ریچی به نظر من یکی از بهترین نمونه های کارگردانان جوان سینما و نسل بزرگ شده با تلویزیون است.او درانگلستان بدنیا آمده و رشد کرده او در 15 سالگی از مدرسه اخراج شد و با دیدن فیلم بوچ کسیدی و ساندنس کید تصمیم گرفت کارگردان شود.درسال 1995اولین فیلم خود را ساخت و در این فاصله با ساخت موزیک ویدیو برای خوانندگان معروف استعداد خود را نمایان کرد.
به نظر من ویدیو کلیپ تجربه بسیار خوبی برای هر فیلمسازیست چرا که همه اصول کارگردانی در شکل کوچکش به اجرا در می آید و شناخت درستی از ریتم و تدوین به کارگردان میدهد.نگاه کنید به استفاده بجا و موثر ریچی در همین فیلم از حرکت سریع دوربین یا استفاده از اینسرت شات و نمونه عالی از فلاش بک و تدوین موازی که قبلا ازآنها در کلیپ های مدونا و استینگ استفاده کرده بود.
او در سال 2000 اولین فیلم بلندش را ساخت که اثر بسیار دیدنی از کار در آمد.
LOCK ,STOCK AND TWO SMOKING BARRELS که پیشنها می کنم حتما ببینید او در 32 سالگی آنرا ساخت
او در سال 2000 با مدونا ازدواج کرد و در نوامبر گذشته از او جدا شد.
قاپ زنی فیلم فوق العاده و عجیبی است .جریان فیلم شباهت به رود خانه پرآبی دارد که به سرعت شما را خواهد برد و امکان هر گونه توقف و تامل در زمان تماشای آن را نخواهید یافت.فیلمنامه پروپیمان اثر که به جرات می گویم حتی یک کلمه از آن را نمی توانید حذف کنید عامل اساسی در موفقیت فیلم است و خود ریچی آنرا نوشته است تمام دیالوگ ها کاملا بر گرفته از فرهنگ پاپ انگلستان و جریان زندگی خیابانی آن است که بسیار جذاب و شنیدنی هستند با استفاده از لهجه ها و گویش گوش نواز زبان جزیره که معرکه هستند .این فیلم بدون زیرنویس انگلیسی قابل لذت بردن نیست من یک کلمه از دیالوگ های براد پیت رو نفهمیدم. نگاه کنید به نحوه ادای کلمات جان استاموس و تفاوت آن با براد پیت
. گفتم براد پیت .بنظرم این فوق العاده ترین نقش آفرینی او در تمام دوران حرفه ای اوست .برداشت درست از کاراکتر به همراه شور و بدویت حیوانی که به آن داده است به طرز محسور کننده ای طبیعی و خیره کننده است.همه بازی ها و از مهمتر انتخاب بازبگران در حد کمال است.نگاه کنید به بنیچیو دل تورو به نقش چهار انگشتی و یااستفاده از دنیس فارینا که بسیار بجا و اندازه است و این وینی جونز خارق العاده.
طنز سیاه و محسورکننده فیلم در حد اعلا و ستودنی است نگاه کنید به سرنوشت الماس گران قیمت که چگونه باید از مدفوع سگ جدا شود.
کارگردانی فیلم بسیار دقیق و موجز انجام شده این میزان تسلط شاید هنوز مهمترین سوال من پس از دیدن فیلم است برای کسی که مدرسه فیلمسازی نرفته و سنش و داشتن تنها یک فیلم بلند در کارنامه چگونه توانسه به این میزان درایت و هنر برسد چیزی که فقط در تارانتینودیدم.
حرکات و زوایای دوربین با ریتم و سرعت فوق تصور روایت اثر در حالیکه ریز ترین جزییات به چشم می آید و پرورش روابطی چنین زنده و واقعی از طبقه ای از جامعه که معمولا از دید و دسترس به دور هستند(گانگسترها و خلافکاران )چنان شادابی و اصالتی به فیلم داده که کوچکترین احساس کهنگی پس از 9 سال که از ساخت اثر می گذرد به شما دست نخواهد داد.
فیلمبرداری تدوین موسیقی و حتی ساند تراک فیلم همه در بهترین فرم خود و کاملا در خدمت خلق شاهکارگای ریچی هستند.بعضی این فیلم را با قصه های عامه پسند تارانتینو مقایسه کردند که به نظرم این خیلی مقایسه غلط و ناشی از عدم درک این دو فیلم است
این فیلم به ما نشان میدهد کاری که سینما می تواند انجام دهد وقتی در حد کمال ارایه میشود هیچ هنر دیگری قادر به رقابت با آن نخواهد بود ادبیات .موسیقی تئاتر و دیگر هنرها هیچ گاه توان رقابت با این هنرصنعت را نخواهند داشت .
راستش این یادداشت رو وقتی دیدم هستند دوستانی که این فیلم رو ندیده اند یا برایشان شناخته شده نیست نوشتم تا حتما با دیدنش حظ و لذت تمام نشدنی که من بردم رو آنها نیز ببرند..
SNACH خود همان الماس درخشان سینمای دنیاست که چشم از آن بر نخواهید داشت.
بیشتر بخوام توضیح بدم باید بگم قاپ زني در سال ۲۰۰۰ در حالي که هنوز اکران نشده بود و فقط چند منتقد آن را ديده بودند، کلاسيک شده بود.
البته در اين فيلم ۶ يا ۷ داستان نختلف روايت نميشه بلکه فقط يک داستان داريم و ۶ يا ۷ شخصيت مختلف به طور موازي و هر يک از جهتي به داستان وارد مي شوند و در نهايت به هم مي رسند.
تمام قوت فيلم روي ديالوگ هاي به شدت خنده دار و ظريفش است. بعضي ديالوگ ها انقدر غير منتظره و جالب بودند که هنوز بعد از چند روز از ديدنش وقتي يادم مي افتن نمي تونم جلوي خنده ام رو بگيرم. از نماي اول که خاخام ها در حال .ارد شدن به ساختمان براي دزدي درباره اشتباه بودن اعتقادات کاتوليک ها بحث مي کنند معلوم است که با يک شاهکار سر و کار داريم.
برد پيت با لهجه غليظي کولي اش عالي است. اين فيلم بدون شک متفاوت ترين و غير کلشه اي ترين نقش برد پيت است.
فيلم بدون شک وامدار پالپ فيکشن است
RED STORM
03-24-2010, 10:28 PM
The Kite Runner
http://www.ketabnews.com/ketabnewscontent/media/image/2007/08/2558_orig.jpg
فیلم سینمایی «بادبادکباز» The Kite Runner که بر اساس رمان پرفروش خالد حسینی، نویسندهی سرشناس افغان - امریکایی ساخته شده است، از ماه نوامبر امسال در آمریکای شمالی بر روی پردهی سینماها خواهد رفت. رمان «بادبادکباز» از زمان نخستین چاپ خود در سال ۲۰۰۳ تا به امروز همچنان در صدر فهرست کتابهای پرفروش و پرخواننده در آمریکا باقی مانده است. این رمان که تا به حال به ۴۲ زبان مختلف ترجمه شده، مرکز توجه بسیاری از محافل ادبی و هنری قرا گرفته تا جایی که در سال گذشته شرکتهای بزرگ فیلمسازی چون دریم وورکس (Dreamworks) و پارامونت وانتیج (Paramount Vantage) تصمیم به سرمایهگذاری و ساخت فیلم بلندی بر اساس این رمان گرفتند.
داستان کتاب «بادبادکباز» در افغانستان دهههای شصت و هفتاد اتفاق میافتد و رابطهی دوستی بین دو پسر نوجوان به نامهای امیر و حسن را روایت میکند که با وجود فاصلهی طبقاتی زیاد، رفاقت عمیقی بین آنها شکل گرفته است. امیر فرزند خانوادهایست متمول و مرفه در کابل و حسن پسر خدمتکار این خانواده است. امیر و حسن روزها را با هم به بادبادک بازی و گفتن قصههایی دربارهی مکانهای مرموز و جنگاوران تنومند میگذرانند، تا اینکه به دنبال اتفاقی غیرمنتظره و ناگفتنی، رابطهی این دو دوست برای همیشه تغییر کرده و به مسیری میرود که هرگز تصور آن را نمیکردند. این ماجرا هم زمان با اشغال افغانستان توسط روسها میشود که در نتیجهی آن امیر و پدرش مجبور به ترک وطن و به ایالت کالیفرنیا در آمریکا میگریزند.
در آنجا نیز امیر همچنان به خاطر بیوفایی و خیانت به نزدیکترین دوستش در عذاب وجدان به سر میبرد تا اینکه سالها بعد تصمیم به بازگشت به افغانستان میگیرد. به سرزمینی که تحت سلطهی طالبان قرار گرفته و در آتش جنگ میسوزد.
«بادبادکباز»، رمانیست دربارهی دوستی، خیانت، صداقت و رستگاری. داستانیست دربارهی فرهنگی غنی در سرزمینی زیبا که به خاطر جنگ، تجاوز و تعدی در حال از بین رفتن است.
عناصر دراماتیک و جذابیتهای تصویری نهفته در رمان «بادبادکباز» توجه تهیهکنندگان بسیاری از جمله شرکتهای فیلمسازی پارامونت وانتیج و دریم وورکس را به خود جلب کرد تا جایی که آنان را مصمم به ساخت فیلمی خارج از استانداردهای همیشگی هالیوود کرد: فیلمی بدون بازیگران و ستارگان غربی و به زبانی غیر از زبان انگلیسی. برای کارگردانی فیلم نیز از مارک فورستر (Marc Forster) سازندهی فیلمهای تحسین شدهای چون «ضیافت اهریمن» و «در جستجوی ناکجا آباد»، دعوت شد.
مارک فورستر، کارگردان سویسی تبار هالیوود در گفتگویی با نیویورکتایمز دربارهی تصورش از سبک و ساختار فیلم میگوید: «برای من از ابتدا مشخص بود که این داستان باید در قالب فیلمی حماسی روایت شود. به خصوص برای بازسازی فضای شهر کابل با خیابانهای شلوغ، زنده و رنگارنگ در دههی هفتاد که افغانستان هنوز به لحاظ سیاسی - اقتصادی در موقعیتی نسبتا ثابت قرار داشت.»
اگرچه بیشتر داستان در افغانستان اتفاق میافتد ولی بهخاطر مشکلات ناشی از عدم امنیت برای فیلمبرداری در این کشور، تهیهکنندگان فیلم مجبور به جستجو برای یافتن محلی شدند که به فضای شهری کابل و جغرافیای افغانستان نزدیک باشد. آنها در حدود بیست کشور از هندوستان و مراکش تا آفریقای جنوبی را در نظر گرفتند تا سرانجام شهر کوچک «کاشگر» در کشور چین را انتخاب کردند. پس از دکورسازی و صحنه آرایی در خیابانهای این شهر، تنها جمعیتی متشکل از مردان و زنان افغان در لباسهای محلی لازم بود تا تصویر شهر کابل را بازسازی کند.
تلاش برای یافتن بازیگران اصلی فیلم، بهخصوص پسربچهها، چالش بزرگ دیگری برای تهیهکنندگان این فیلم بوده است. آنها جستجوهایشان را از خانوادههای افغانی که ساکن کشورهای اروپایی بودند آغاز کردند. ولی خیلی زود متوجه شدند که این کودکان بهخاطر دور بودن از سرزمین مادری، به لحاظ فرهنگی نیز از آن جامعه فاصلهی زیادی گرفتهاند.
این نتیجهگیری، مدیر تولید فیلم را به کوچه و خیابانها و مدارس کابل کشاند که پس از جستجویی یک ماهه موفق به یافتن دو دانش آموز در یکی از مدرسههای کابل شد. این دو نوجوان که پیش از بازی در فیلم «بادبادکباز» همدیگر را نمیشناختند، برخلاف آنچه که در قصهی فیلم اتفاق میافتد، پس از پایان فیلمبرداری رابطهی دوستی عمیقی بین آنها شکل گرفت.
از دیگر بازیگران فارسی زبانی که در این فیلم ایفای نقش کردهاند، میتوان از «همایون ارشادی» بازیگر سرشناس سینمای ایران نام برد که بهخاطر بازی درخشانش در فیلمهای «طعم گیلاس» عباس کیارستمی و «درخت گلابی» داریوش مهرجویی شناخته شده است. همایون ارشادی در فیلم «بادبادکباز» نقش «بابا» پدر امیر، شخصیت اصلی داستان را بازی میکند.
از دیگر نکات گفتنی دربارهی تولید این فیلم میتوان به بادبادکهای زیبایی که در صحنههای کابل دیده میشوند، اشاره کرد. این بادبادکها توسط یک بادبادکساز حرفهای افغان در اتاق محقرش در کابل ساخته شده اند و پس از فیلمبرداری، از طریق مدلسازی و با استفاده از نرمافزارهای ویژه در استودیویی در کالیفرنیا، به صحنههای مورد نظر در فیلم اضافه شدهاند.
فیلمبرداری فیلم «بادبادک باز» در ماه دسامبر ۲۰۰۶ به پایان رسیده و زمان نمایش فیلم برای دوم ماه نوامبر سال جاری در نظر گرفته شده است. فیلم به زبان فارسی همراه با زیرنویس انگلیسی است و اکثر بازیگران فیلم، فارسی زبان و اهل افغانستان هستند.
بعد بريک لين (فيلم جنجالی سارا گورون بر اساس رمان مونيکا علی) حالا نوبت بادبادک باز محصول تازه هاليوود بر اساس رمان پرفروش خالد حسينی است که جار و جنجال ديگری به پا کند. جار و جنجالی که بسياری معتقدند بهطور عمد از سوی کمپانیهای تهيه کننده فيلم برپا شده تا به فروش فيلم کمک کند.
بازيگر نقش حسن، کودکی از قبيله هزاره و دوست اميرخان شخصيت محوری داستان که در صحنهای از فيلم مورد تجاوز يک جوان پشتو قرار میگيرد، مدعی شده که کارگردان فيلم(مارک فورستر) تا قبل از صحنه فيلمبرداری هيچ چيزی درباره اين صحنه به او نگفته و فيلمنامه هم در اختيار او نبوده تا بفهمد که چه اتفاقی میخواهد بيفتد.
پدر احمدخان نيز مدعی شده که کارگردان آنها را فريب داده و از آنها سوء استفاده کرده و بازی پسرش در اين صحنه زندگی او را به خطر انداخته و باعث تشديد دشمنی بين قبيله هزاره و پشتو شده است. اما کارگردان و تهيهکننده فيلم اين ادعا را رد کرده و معتقدند که احمدخان و پدرش از قبل کاملا در جريان فيلمبرداری اين صحنه بوده و بارها اين صحنه با احمدخان تمرين شده است. با اين حال آنها به خاطر جلوگيری از آسيبهای احتمالی به خانواده احمدخان، نمايش اين فيلم را در افغانستان به تعويق انداخته و احمدخان و خانواده او را به امارات متحده عربی منتقل کردهاند.
اين ماجرای هيجان انگيز که به طور گستردهای در مطبوعات غرب منعکس شد، قطعا نقش مهمی در جذب تماشاگران به سينما و افزايش فروش فيلم داشته است، آن هم برای فيلمی که بخش اعظم آن به زبان دری و با زيرنويس انگليسی ساخته شده که هميشه عاملی منفی برای جذب تماشاگران غربی به ويژه تماشاگران آمريکايی به شمار میرود و میتواند باعث سقوط فيلم شود.
بادبادک باز فيلمی است که با معيارها و استانداردهای هاليوود ساخته شده و همانند بسياری از فيلمهای هاليوودی خوش ساخت، جذاب، سرگرم کننده، رمانتيک و سانتی مانتال است و در بسياری از لحظهها اشک بيننده رقيق القلب را درمی آورد.
رمان خالد حسينی داستانی نيمه اتوبيوگرافيکال است و بر اساس تجربه شخصی او از زندگی در افغانستان و بعد مهاجرت به آمريکا نوشته شده که از ديد کودکی به نام امير روايت میشود. امیر فرزند يک معمار پولدار افغان است و روزهای خوشی را با دوستش حسن که فرزند نوکر خانهزاد آنهاست در افغانستان، دوره ظاهرشاه و پيش از حمله روسها میگذراند. سرگرمی آنها بادبادک بازی، خواندن اشعار شاهنامه و تماشای فيلمهای وسترن آمريکايی است. حسن بادبادک باز و فلاخن انداز قابلی است و مهارتهايش را به امير میآموزد. او نسبت به امير کاراکتر محکمتر و قویتری دارد و آدم سرسخت، مقاوم و نترسی است که در برابر زورگويیهای آصف جوان و شرور پشتو، همراه دارودستهاش که او را به خاطر موقعيت پايين طبقاتی و تعلقاش به قبيله هزاره تحقير میکند، میايستد و به همين دليل مورد تجاوز او قرار میگيرد.
اما امير که از سوراخ ديواری شاهد صحنه تجاوز است، شهامت اين را ندارد که دخالت کند و به کمک حسن برود، به همين دليل بعد از آن، بار احساس گناه و عذاب وجدان را حتی پس از مهاجرت به آمريکا نيز با خود حمل میکند (خالد حسينی در گفتگويی از صحنه تجاوز به عنوان استعارهای از سرزمين افغانستان که هميشه در معرض هجوم و تجاوز بوده ياد کرده است.)
بعد از اين حادثه دوستی ميان امير و حسن به هم میخورد و امير با طراحی يک توطئه، حسن را از خانه میراند. در اينجا فيلم نه تنها انگيزه عمل توطئهگرانه امير را توضيح نمیدهد بلکه تماشاگر را سردرگم میسازد. شايد در کتاب احساس امير و انگيزه او از دست زدن به اين کار تشريح شده باشد، اما فيلم ناتوان از بيان اين موضوع است.
با حمله روسها به خاک افغانستان، امير و پدرش از افغانستان گريخته و به آمريکا میروند و در آنجا زندگی تازهای را از سر میگيرند. امير به نويسندهای موفق تبديل میشود و با دختری افغان به نام ثريا ازدواج میکند در حالی که حسن که به ناچار در افغانستان مانده است به وسيله نيروهای طالبان از بين میرود و پسر کوچکش به نام سهراب به دست آنها اسير میشود.
ظاهرا بادبادک باز میخواهد با رمانتيزه کردن تصوير افغانستان، چهرهای متفاوت با آنچه که رسانههای غرب از افغانستان امروز (سرزمينی خشک، جنگزده و ويران با مردمی غير متمدن) نشان میدهند، ارائه کند، اما اين تصوير تا حد زيادی مغشوش، تحريف شده و گمراه کننده است. فيلمساز نگاهی سياه و سفيد به تاريخ افغانستان و مردمش دارد. داستان بادبادک باز در بستری تاريخی اتفاق میافتد و بخش مهمی از تاريخ افغانستان از اواخر سلطنت محمد ظاهر شاه تا دوره قدرت گيری طالبان در اين کشور را دربر میگيرد.
اما رويکرد تاريخی نويسنده و فيلمساز رويکردی سطحی و ساده انگارانه است. راوی فيلم، کودکی از طبقه مرفه افغان است که حس نوستالژيک و غمخوارانهای نسبت به گذشته افغانستان و دوران پادشاهی محمدظاهر شاه دارد. دورانی که به زعم او دوران شادی و سرور بود و ملت افغان دور از جنگ و خونريزی در رفاه و خوشبختی بودند و هيچ غم و غصهای نداشتند. مجالس رقص و پايکوبی برقرار بود و ملت در ناز و نعمت بودند و اگر کمونيستهای بدجنس و ملاهای ريشو نمیآمدند، آنها هيچ درد و غمی نداشتند (پدر امير میگويد که ملاها میخواهند روح ما را تصرف کنند در حالی که کمونيستها میگويند ما اصلا روح نداريم.)
فيلم عمدا بخش مهمی از واقعيتهای تاريخی افغانستان را ناديده میگيرد و از آن حرفی به ميان نمیآورد، از جمله چگونگی ظهور و قدرت گيری طالبان در اين کشور و يا تجاوز آمريکا به افغانستان و پيامدهای آن.
به جای آن آمريکا به عنوان کعبه آمال و بهشت موعودی نشان داده میشود که مهاجران آوارهای چون امير و پدرش را به آغوش گرم خود فرا میخواند. سرزمينی رويايی و ايدهآل که به تمام روياهای تحقق نيافته مردمانی از نوع امير پاسخ میگويد. شخصيتهای فيلم نيز تخت و قالبیاند و بسيار سياه و سفيد ترسيم شدهاند و کمتر متحول میشوند يا اگر هم متحول میشوند، تحول آنها هيچ زمينه منطقی ندارد؛ مثل تحول امير در ميانه فيلم که ساختگی و باور ناپذير است. او که آدم ترسو و محافظه کاری است برای جبران اشتباه دوران کودکی و رهايی از عذاب وجدان دست به حرکتی متهورانه و نامعقول میزند و برای نجات سهراب با قيافهای بدلی و ريشی ساختگی از آمريکا به افغانستان و به ميان طالبان میرود.
در آنجا آصف، جوان شرور پشتو را میبينيم که به فرمانده طالبان تبديل شده است و عليرغم شعارهای اسلامی و وطن پرستانهای که میدهد هنوز موجودی فاسد و بچهباز است و از سهراب پسر حسن سوء استفاده جنسی میکند (فيلمساز در ترسيم چهره رياکارانه و سالوسگرانه طالبان موفق عمل میکند). آصف، امير را به خاطر ترک کشور سرزنش میکند و از او میپرسد وقتی که کمونيستها در مساجد افغانستان میشاشيدند او کجا بوده است و حالا که آنها کشور را از کثافت کمونيستها پاک کرده و عدالت برای مردم آورده اند چرا نمیماند تا مثل آنها به مردم خدمت کند. آصف نخستين کسی است که بر سر زنی که محکوم به سنگسار شده است، سنگ میکوبد.
ساختار روايی فيلم کاملا کلاسيک و قانونمند است. فيلم با صحنهای از بادبادک بازی در آسمان سان فرانسيسکو در سال 2000 شروع میشود و بعد با فلاش بک به سال 1978 در افغانستان رفته و دوباره در پايان فيلم به همان صحنه اول برمیگردد. در اين ميان بادبادک نقش محوری و تعيين کنندهای در فيلم دارد و از آن به عنوان عنصری بصری و در عين حال نمادين و به منزله استعارهای از آزادی خيلی خوب استفاده شده، عنصری که سه بخش مختلف فيلم را به هم میپيوندد. اگرچه تصوير زيبای بادبادکها در آسمان آمريکا نيز میتواند تاکيد ديگری بر تصوير ايده آليستی فيلمساز از اين کشور به عنوان مهد آزادی تعبير شود.
بازی خالد عبدالله در نقش بزرگسالی امير ناشيانه و آماتوری است و به هيچ وجه نمیتواند روح زخم خورده و آسيب ديده امير را ترسيم کند. در مقابل بازی همايون ارشادی (بازيگر طعم گيلاس کيارستمی) در نقش پدر امير، درخشان و ستودنی است و او را مستحق دريافت اسکار میسازد. نگاههای جذاب و صميمانه او، واکنشها و مکثهای به موقعش و شيوه بيان ديالوگهايش به زبان دری، تاثيرگذار و به ياد ماندنی است و موجب همذات پنداری عميق تماشاگر با شخصيت او در فيلم میشود، خصوصا در صحنهای که خاک افغانستان را ترک میکند و ذرهای از خاک وطن را در ظرف کوچکی میريزد و با خود میبرد.
RED STORM
03-28-2010, 04:38 PM
ماشین، منجی یا حاکم انسان (نگاهی به موضوع آینده ی انسان و ماشین در سینما، با نگاهی ویژه به وال-ای)
به این موضوع که آیا ماشین ها در آینده بر انسان مسلط خواهند شد یا نه تا کنون تنها در سینما و داستان های علمی تخیلی پرداخته شده است. با پیشرفت هایی هم که هر روز در صنعت روبات سازی و هوش مصنوعی شاهد آن هستیم این موضوع هر روز بیش از پیش فکر افراد مختلف را به خود مشغول می کند. اما با این وجود تاکنون تفکر یا نظریه ی مهمی در این مورد به وجود نیامده است و بازتاب این نگرانی را تنها در سینما و رمان های علمی تخیلی که آنها هم به فیلم تبدیل شده اند یا منبع الهام نویسندگان فیلم های سینمایی قرار گرفته اند دیده ایم. شاید مهم ترین فیلمی که حاکمیت ماشین بر انسان را به صورت جدی مد نظر قرار داده بود «اودیسه ی فضایی ۲۰۰۱» ساخته ی «استنلی کوبریک» باشد. بعد از این فیلم «ویرانگر» و دنباله های آن به خصوص «ویرانگر دو: روز داوری» ساخته ی «جیمز کامرون» و همچنین فیلم های جدیدتری که این مسئله را حتی عمیق تر و جدی تر مورد بررسی قرار می دهند را می توان نام برد. در فیلم های جدید می توان از آثاری چون «هوش مصنوعی» ساخته ی «استیون اسپیلبرگ»، «من، روبات هستم» ساخته ی «الکس پرویس» و دیگر نمونه ها نام برد. البته در این میان فقط سه فیلم «اودیسه ی فضایی ۲۰۰۱»، قسمت دوم «ویرانگر: روز داوری» و «هوش مصنوعی» از لحاظ ساختار و نوع نگاه به این مسئله فیلم های شاخصی هستند و دیگر فیلم ها بیشتر جنبه ی تجاری و سرگرم کننده مانند دیگر فیلم های تجاری را دارند.
«استنلی کوبریک» کارگردان متفاوت و در عین حال صاحب سبک سینما برای اولین بار در فیلم خود که به واقع بسیار جلوتر از زمان خود می نماید داستان فضانوردانی را روایت می کنند که در فضایی دور و غریب با ماشینی که وظیفه ی هدایت سفینه ی آنها را برعهده دارد درگیر می شوند. ماشین که در این فیلم کاملا دارای شخصیت پردازیست و کاملا به عنوان یک کاراکتر کاملا مستقل ایفای نقش می کند، در فضای سفینه کنترل اوضاع را به دست می گیرد و سعی در کنترل انسان های حاضر در سفینه را دارد. زمانی هم که با مقاوت آنها رو به رو می شود حتی تلاش می کند تا آنها را به هر روشی از سر راه خود بردارد. در این فیلم است که برای اولین بار مخلوق انسانی سعی در کنترل و از بین بردن خالق خود دارد. همین فیلم برای اولین بار موضوع هوش مصنوعی را به چالش می کشد. با توجه به زمان ساخته شدن فیلم سال ۱۹۶۸ دید کاملا آینده نگرانه و واقع بینانه ی فیلم و مهمتر از آن ذهن خلاق سازندگان فیلم قابل تقدیر ابدیست. در این فیلم سرانجام انسان با استفاده از هوش و ذکاوت خود بر ماشین فائق می آید. اما موجی که این فیلم در سینما به وجود آورد باعث به وجود آمدن این فکر در بین صاحب نظران وحتی مردم عادی شد که آیا روزی فرا خواهد رسید که ماشین ها توانایی براندازی و حکمت بر انسان را به دست آورند؟
http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/2001.jpg
دومین فیلم مطرح در این زمینه «ویرانگر دو: روز داوری» ست که با نگاهی کاملا متفاوت دوباره این موضوع را به صورتی جدی مطرح می کند. در این فیلم دو ماشین از آینده می آیند. ماشین اول که از تکنولوژی فرا زمینی برخوردار است به دنبال پسر جوانیست که در آینده رهبری انسان ها، در مقابله با ماشین ها را به دست خواهد آورد. این ماشین کاملا بی اراده است و تنها هدف او هم از بین بردن پسرک به هر روش ممکن است. اما ماشین های دیگری که به آن دستور داده اند نه تنها توانایی تفکر را دارا هستند بلکه آنچنان آینده نگر و صاحب اراده هستند که با استفاده از تکنولوژی که خود ساخته اند سعی در از بین بردن دشمن خود در گذشته می کنند. در این بین ماشین دیگری از آینده آمده است که از طرف خود پسرک که در آینده رهبر انسانهاست مامور شده است تا جان خود را در کودکی نجات دهد. نکته قابل توجه در این فیلم در اینجاست که در یک طرف ماشینی وجود دارد که قصد نابودی انسان را دارد و در مقابل او ماشین دیگری که قصد نجات انسان را دارد. ماشین که حامی انسان است با بازی استثنایی «آرنولد شوارتزنگر» با گذشت زمان و رابطه با پسرک کم کم از حالت ماشینی صرف خارج می شود و دارای عاطفه و احساس می شود. این موضوع تا جایی پیش می رود که ماشین حتی تکه کلام هایی را هم که پسرک به او می آموزد را در محاوره اش به کار می برد. مسئله ی تقابل دو ماشین یکی حافظ زندگی بشر و دیگری نابود کننده ی آن این موضوع را مطرح می کند که آیا اصولا باید ماشین های باهوش را دشمن بدانیم یا نه؟ آیا اصلا در آینده ماشین های با اراده قصد نابودی انسان را خواهند داشت یا نه؟
فیلم سوم اصولا ماشین را به عنوان دشمنی برای انسان معرفی نمی کند. بلکه در دنیای «هوش مصنوعی» ساخته ی «استیون اسپیلبرگ» موضوعی جدید تر مطرح می شود. اینکه آیا اصولا ماشین می تواند صاحب عاطفه و احساسات باشد؟ هوش مصنوعی داستان روباتی کوچک را روایت می کند که به عنوان پرکننده ی جای خالی پسر تازه فوت شده ی خانواده توسط پدر خانواده سفارش داده شده است. روبات کوچک در ابتدا صرفا نقش عروسکی را دارد که تنها از جنبه ی فیزیکی جای پسر متوفی خانواده را می گیرد. اما با گذشت زمان برخی حرکات غیرعادی روبات کوچک باعث به وجود آمدن مشکلاتی می شود. بعد روبات از خانواده طرد می شود ولی روبات که احساس عشق و نیاز مادری در او بیدار شده است به دنبال مادر خود راهی خطرناک و طولانی را در پیش می گیرد. این احساس او به قدری قوی می شود که حتی بعد از گذشت ملیون ها سال و از بین رفتن بشریت همان نیروی او با کمک موجوداتی فرازمینی سرانجام او را به هدف خود می رساند. شاید به نوعی بتوان داستان هوش مصنوعی را وام گرفته شده از داستان کلاسیک «پینوکیو» دانست که قدیمی ترین داستانی است که به موضوع وجود احساس و نیروی تعقل در ماشینی ساخته ی بشر که در اینجا یک عروسک است می پردازد.
http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/terminator.jpg
هرسه ی این فیلم ها با برسی موضوع دارای اراده بودن ماشین در آینده این موضوع را مطرح می کنند که شاید ماشین های ساخته ی بشر روزی پا را فراتر از این حد بگذارند و تبدیل به موجوداتی کاملا زیستی و حتی با توانایی تولید مثل شوند. این فیلم ها رویکرد و نگاهی تقریبا متفاوت به ماشین های آینده دارند ولی هر سه نوید این را می دهند که شاید در آینده زندگی انسان با ماشین های ساخته ی خود اجین شود حال چه مثبت، چه منفی.
با طرح این مقدمه به بررسی تازه ترین ساخته ی استودیوی «پیکسار و والت دیزنی»، «وال- ای» می پردازیم. وال-ای ساخته ی «اندرو استنتون» یک انیمیشن خوش ساخت و پر زرق و برق دیگر از استودیوی پیکسار است که شاید بتوان آن را ترکیب و یا حتی کامل کننده ی موضوعی دانست که در فیلم های مورد بحث در بالا مطرح شده است. وال-ای داستان روبات نظافتچی کوچکی است که در سیاره ی زمین که اکنون دیگر خالی از سکنه است دنیایی شیرین و دوست داشتنی برای خود درست کرده است. در بخش اولیه ی فیلم شاهد روباتی هستیم که در تنهایی بی انتهای خود به چنان حدی از کمال احساسی و عاطفی رسیده است که بیننده ی فیلم در همان لحظات ابتدایی فیلم ماشین بودن او را از یاد می برد. وال-ای با استفاده از باقی مانده های تمدن بشری در زمین با چیزهایی کوچک مانند نوار ویدئویی که صحنه هایی از فیلمی قدیمی را نشان می دهد و یا اشیائی که از میان زباله ها پیدا می کند تمدنی کوچک با فرهنگی غنی برای خود ساخته است. به جرات می توان گفت که اگر کل فیلم به نشان دادن همین دنیای کوچک وال-ای اختصاص داشت باز هم با فیلمی گیرا و دلنشین طرف بودیم.
اما این دنیای کوچک با ورود روباتی مونث تغییر می کند. روبات مونث که «ایو» نام دارد از طرف انسان ها که الان در فضایی دور دست و در سفینه ی ساخته ی خود زندگی می کنند به سوی زمین فرستاده شده تا شاید با یافتن گیاهی کوچک نوید بازگشت زندگی به زمین را به انسان اسیر، در زندان خود ساخته بدهد. وال-ای که شاید برای اولین بار فرصت داشتن همدم و یا بهتر بگوییم هم نژادی را برای خود یافته است، معصومانه به ایو دل می بندد. این دلبستگی رفته رفته تبدیل به عشقی کودکانه و پاک می شود. اما ایو که ماموریت خود را انجام داده است با وجود به پیدایش احساسی در درونش همچنان اسیر ماشین بودن خود است و سرانجام هم باید برگردد. ولی این وال-ای است که دیگر طاقت تنهایی را ندارد و برای به دست آوردن همدم و عشق خود دل به دریا می زند. قسمت اول فیلم که در اینجا پایان می پذیرد نشان دهنده ی امکان وجود و یا به وجود آمدن احساس و عاطفه در ماشین را نشان می دهد که با داستان و شخصیت پردازی منحصر به فرد، فیلم را تا حد یک شاهکار سینمایی بالا می برد که حرفی برای گفتن هم دارد. قسمت دوم با ورود ایو و وال-ای به سفینه ی انسان ها آغاز می شود در این قسمت هم همان جنبه ی احساس در فیلم وجود دارد و حتی با ورود کاراکتر های دیگری به فیلم قوت هم می گیرد. که اشاره به آن دوباره گویی است و به همین قدر بسنده می کنم که با ورود وال-ای که نوعی منجی محسوب می شود علاوه بر انسان ها حتی کم اهمیت ترین روبات های این نظام بزرگ هم جرات خروج از چهارچوب ماشینی و تجربه ی کارهای ممنوع را پیدا می کنند.
http://www.movieland.ir/wp-content/uploads/2008/11/wal.jpg
جامعه ای که انسان ها برای خود ساخته اند جامعه ای است کاملا در سلطه ی ماشین ها. ماشین هایی که قصد نابودی انسان را ندارند بلکه از او حفاظت هم می کنند ولی این حفاظت باعث شده است تا انسان ها خود و توانایی هایشان را فراموش کنند و به حیواناتی بی مصرف تبدیل شوند که بدون ماشین ها قادر به زندگی نیستند. و این وال-ایست که با تمام احساس خود ناخواسته و کاملا معصومانه به یگانه منجی بشر تبدیل می شود. این تلاش ناخواسته ی او که ابتدا با کمک ماشین های به اصطلاح خراب و سپس انسان هایی که در برخورد با او دوباره خود و توانایی های خود را یافته اند و همچنین محبوبش ایو که دیگر کاملا احساس و نیروی آن را درک کرده است با مقاومت ماشین های حاکم بر انسان ها روبه رو می شود. این ماشین ها که رهبری آنها را خلبان خودکار سفینه «اوتو» برعهده دارد (این شخصیت ادای دینی به فیلم ادیسه ی فضایی ۲۰۰۱ و شخصیت «ال» است) تمام تلاش خود را می کنند تا وضعیت موجود را حفظ کنند. این ماشین ها با سرسختی تمام تلاش می کنند تا جامعه ی را که در آن نقش چوپان را برای رمه ی انسان ها بازی می کنند حفظ کنند ولی در نهایت در مقابل نیروی احساس سرخم می کنند. و سرانجام شاهد این موضوع هستیم که وال-ای تبدیل به تنها امید انسان هایی می شود که آنقدر ناتوان شده اند که موقع به هم خوردن تعادل سفینه مانند تکه گوشت های بی اختیار با این سو و آن سو می روند. همین وال-ای کوچک است که انسان را به سوی دنیایی گرچه زشت و کثیف در ظاهر ولی پر امید راهنمایی می کند تا انسان دوباره همه چیز را از صفر شروع کند و دیگر اشتباهات قبلی خود را تکرار کند.
انیمیشن وال-ای با وجود چهارچوبی کارتونی و کودکانه چنان به این موضوع پرداخته است که قبلا هرگز شاهد چنین عمقی در فیلم های قبل از خود نبوده ایم. وال-ای را نه به دید یک انیمیشن صرف، بلکه یک فیلم و حتی یک نظریه پردازی باید دید که شاید پیشگویی از آینده ی بشر ارائه می دهد. بشری که هر روز با وجود درک این موضوع که کارهایش باعث تخریب محیط زندگی اش می شود هیچ اقدامی برای جلوگیری از نابودی خانه اش نمی کند و از هم اکنون زمزمه هایی برای یافتن سیاره ای دیگر برای زندگی برای ادامه ی حیاتش بعد از نابودی زمین می شنویم. بیاید امیدوار باشیم که در آینده ای دور وال-ایی پیدا شود تا منجی بشریت باشد. مخلوقی که خالقش را نجات می دهد.
RED STORM
04-06-2010, 07:35 PM
Clash of the Titans 2010
http://www.aceshowbiz.com/images/still/clash_of_the_titans_poster02.jpg
کارگردان:Louis Leterrier
تاریخ عرضه:26 March 2010
ژانر:اکشن ، درام ، فانتزی
بازیگران:
Sam Worthington
در نقش
Perseus
Liam Neeson
در نقش
Zeus
Ralph Fiennes
در نقش
Hades
Gemma Arterton
در نقش
Io
Alexa Davalos
در نقش
Andromeda
Danny Huston
در نقش
Poseidon
Mads Mikkelsen
در نقش
Draco
Jason Flemyng
در نقش
Acrisius
Izabella Miko
در نقش
Athena
Polly Walker
در نقش
Cassiopeia
فیلمنامه:Travis Beacham ، Phil Hay
محصول کشور:انگلیس و آمریکا
خلاصه داستان فیلم:
نبردی میان مردان بر علیه پادشاهان و پادشاهان بر علیه خدایان برای به دست آوردن قدرت شکل گرفته. اما جنگ بین خدایان میتواند دنیا را منهدم کند. پرسئوس که فرزند یکی از خدایان است ولی مثل یک انسان پرورش یافته نمیتواند خانواده خود را از چنگال هادس که خدای انتقام گیرنده جهنم است برهاند. اما پرسئوس که چیزی ندارد از دست بدهد داوطلب میشود تا ماموریتی خطرناک را انجام دهد و ضربه ای کاری به هادس بزند قبل از اینکه او قدرت زئوس را به دست اورده و جهنم را بر زمین حکمفرما کند. پرسئوس فرماندهی و رهبری گروهی از جنگجویان شجاع را به عهده گرفته و سفری بسیار خطرناک را در عمق دنیای ممنوع اغاز میکند...
http://content8.flixster.com/photo/12/27/54/12275454_gal.jpg
اینو ببینید
http://filmonic.com/wp-content/uploads/2009/10/liam-neeson-zeus.jpg
اینم نسخه قدیمیش
Clash of the Titans 1981
http://cable34.files.wordpress.com/2009/11/clash_of_the_titans_remake.jpg
monji
04-06-2010, 09:03 PM
سلام
پویا داداش دیروز یه فیلمی دستم رسید: پارا نرمال اکتیویتی
داستان که نداشت میخواهم بدونم از روی یک نسخه واقعی ساختنش یا نه
کلا یه سری اطلاعات . فیلم عجیبی بود راستش
RED STORM
04-06-2010, 10:37 PM
سلام
پویا داداش دیروز یه فیلمی دستم رسید: پارا نرمال اکتیویتی
داستان که نداشت میخواهم بدونم از روی یک نسخه واقعی ساختنش یا نه
کلا یه سری اطلاعات . فیلم عجیبی بود راستش
سلام خدمت داش مسعود گل
راستش من خودم این فیلمو ندیدیم ولی در موردش خیلی شنیدم و بزودی مطمئنا میبینمش
اما فعلا کاری که تونستم واست بکنم اینه که یه نقد درست و حسابی ازش برات بزارم + یه نقد نصفه نیمه یکی از رفیقام امیدوارم کارتو راه بندازه:4:
- فعالیت غیر طبیعی
http://movietime.ir/images/uploads/Image/paranormal_activity-350-www_movietime_ir.jpg
داستان فیلم در موردیک زوج جوان است که به تازگی به خانه ی جدید خود نقل مکان کرده اند. اما در خانه ی جدید مرتبا اتفاقات عجیب و جابه جایی مشکوک رخ میدهد و هر بار در نیمه شب به نظر می رسد که کسی وارد خانه می شود و کارهایی انجام میدهد .کم کم این کارها به سمتی میرود که هر نیمه شب این زوج جوان با ترس و اضطراب به خواب میروند...
نام فیلم Paranormal Activity
سبک فیلم
Thriller, Supernaturalتاریخ نمایش 9/25/
2009سایت فیلم paranormalactivity-movie.com
سازنده Paramount Pictures
کارگردان Oren Peli
بازیگران Katie Featherston - Cast
Micah Sloat - Cast
Mark Friedrichs - Cast
نویسنده Oren Peli
http://www.movietime.ir/images/reviews/paranormal-activity1-450x235.jpg
فیلمی که کمتر کسی فکرش را میکرد موفق شود.
داستان فیلم Paranormal Activity در مورد زوج جوانی است که در خانه ی جدیدشان با ازواح خبیثی مواجه می شوند. ارواحی که مدام این زوج را آزار میدهند.
Paranormal Activity که حدود سه سال پیش کار ساخت آن به پایان رسید تا زمان اکران را در صندوق شرکت سازنده به سر برد تا زمانی عرضه شود که موفقیت خوبی را بتواند کسب کند. و انصافا زمانی که اکران آن آغاز شد این مردم بودند که با دیدن فیلم دیگران را به تماشایش ترغیب کردند. جالب اینکه یکی از بهترین عواملی که موجب فروش فیلم شد نه تصاویر یا تریلر فیلم بلکه چندتصویری بود که از صورت تماشاگران در سالن سینما که از دیدن فیلم ترسیده بودند بود.
نکته ای که خیلی جالب و یک خلاقیت است این است که فیلم برداری به شکلی است که گویا خود تماشاگر در صحنه حضور دارد.پیش از این فیلم cloverfield نیز توانسته بود با استفاده از همین نوع فیلم برداری آماتور گونه موفق شود که با بیننده ارتباط برقرار کند.
در فیلم بیشتر چیز شفاف و واضحی وجود ندارد و بیننده باید به دنبال روح و جن بگرد تا در نقطه ی آن را پیدا کند و همین باعث می شود که به محض اینکه این ارواح را مشاهده کرد خود به خود حس ترس به او منتقل شود گویی که واقعا خود و به صورت واقعی این ارواح را دیده است.
فیلم یک چیز را ثابت می کند. برای ترساندن و راضی کردن دوستداران سبک وحشت احتیاج به جیغ زدن های مکرر و جاده های دور افتاده و تاریک نیست.همانطور که این فیلم با استفاده از یک اتاق خواب تماشاگر را در جایش میخکوب کرده است.
کلا Paranormal Activity بسیار عجیب است بودجه ی ساخت فیلم تنها پانزده هزار دلار بوده است. ( چیزی در حد پانزده میلیون تومان! قابل توجه کارگردانان وطنی که میلیاردها تومان صرف ساخت فیلم و سریال هایشان می کنند و در آخر اخراجی های 2 و یوسف را به مردم تحویل می دهند) . کل فیلم نیز در هفت روز فیلم برداری و اتمام شده است ( باز هم قابل توجه کارگردانان داخلی که فکر می کنند هر فیلم و سریال که میخواهند بسازند هر چه بیشتر طول بکشد کلاسش بیشتر است! )
اگر از دوستداران سبک وحشت و ترس هستید این فیلم را از دست ندهید.
ه چند فیلم ایراداتی هم دارد از جمله آنکه در بعضی مواقع قسممت ها و سکانس هایی از فیلم خیلی کش دار و طولانی می شوند و دیگر اینکه جلوه های ویژه ای در فیلم به صورت خوب وجود ندارد.
-----------------------------------
هر جور بود این فیلم paranormal activity رو تا آخرش دیدم الان بشدت رعشه اعصاب دارم http://topgoal.ir/images/smilies/3999.gif فیلم از نظر ساختاری در نگاه اولیه فیلم ضعیفی هست ولی وقتی کامل ببینینش متوجه میشید کارگردانش به چیزی که میخواد رسیده اونم ترسیدن شما http://topgoal.ir/images/smilies/104.gif.
خوب برم سر فیلم که فیلم برداریش به شدت بده ولی این کاملا لازمه اینجور فیلمیه در واقع باید بگم داتشان این فیلم اینجوریه که یک زن و شوهر ( http://topgoal.ir/images/smilies/3999.gif ) با هم در خانه جدید شروع به زندگی میکنند و بعدشم روزانه و شبانه از خودشون فیلم میگیرند 90 % مانور فیلم در درون اتاقی هست که این دو میخوابند باید واقعا کارگردان این فیلم بهش احسنت گفت با اون زاویه ای که برای قرار گرفتن دوربین قرار داده !
http://www.freezpic.com/pics/b4be24acd888a13f2adb800f830757d2.png
خوب این زمانی رو که میبینید زمانی هست که دوربین داره ضبط میکنه این دو هر شب به خواب میرند این دوربین توسط مرد روشنه و فیلمبرداری خودش رو ادامه میده دقت کنید وحشت ناک ترین صحنه ای که میتونید ببینید و امکان اتفاق افتادنش هست از کجای تصویره به نظرتون اتفاق میفته ؟
بله درسته از داخل اون در باز حالا جریاناتش رو نمیگم که فیلم لوس نشه ! http://topgoal.ir/images/smilies/3999.gif
خوب شاید بگید این کجاش ترسناکه مثلا هیولا میاد بیرون دیگه !
باید بگم خیر هیولا نداریم عزیزم ! http://topgoal.ir/images/smilies/3999.gif ترکیبه صدا و تصویر فوق العداست در فیلم بلکه شما بیشتر از اینکه از تصویر بترسید از صدا میترسید http://topgoal.ir/images/smilies/104.gif و همونطور که مجتبی گفت از وقایع کاملا طبیعی سرچشمه گرفته فیلم مثلا دیدید شبها یکهو صدای تغ تغ یا خش خش یا هر چیزه دیگه ای میاد یا مثلا یک وسیله ای تو آشپرخونه مثل ظرف یکهو میفته ؟ http://topgoal.ir/images/smilies/104.gif
این فیلمه هم سعی داره بگه اینها اتفاقی نیست بلکه http://topgoal.ir/images/smilies/devil.gif.
من که خداوکیلی ترسیدم http://topgoal.ir/images/smilies/ugly_wink.gif اونم بجوری که میخ شده بودم به میزم نصف شبی حتی دستم هم برای تخمه خوردن بالا پایین نمیبردم http://topgoal.ir/images/smilies/3999.gif یک چیزه خنده دار دیگه بگم وقتی تو فیلم صبح میشد انگار دنیا رو دادن بهم http://topgoal.ir/images/smilies/303.gif ولی باز وقتی شب میشد مکافاتی بود http://topgoal.ir/images/smilies/154fs232528.gif سرم رو با خودکار روی میزم پرت میکردم که اگر خدایی نکرده اتفاقی خیلی وحشتناکی افتاد سکته نزنم یک چشم به خودکار بود یکیش به مانیتور http://topgoal.ir/images/smilies/whistling.gif .
منه خنگول هم بگو قبل فیلم گفتم بیام مثلا فضا رو آماده کنم با هدست و صدای بالا داشتم فیلم رو در 2 نصف شب دنبال میکردم که ناگهان شب سیزدم فیلم شروع شد بعدش یک صدای مخوف همانا پخش شدن من بر روی مانیتور همانا http://topgoal.ir/images/smilies/laugh4.gif دیگه از اون به بعد صدای رو کمی پایین آوردم http://topgoal.ir/images/smilies/3999.gif.
ولی خارج از شوخی فیلمی بود که بعد از مدتها منو مجبور کرد بترسم .
monji
04-07-2010, 08:12 PM
سلام
ممنونم و درود میفرستم بهت پویا جان از رفیقت هم همین تشکر رو بکن
من فیلم رو دیدم و نترسیدم فقط یه چیزی
من دیروز بعد از ظهر دیدمش و نترسیدم و دیشب موقع خواب احساس کردم یکی بالا سرم هست و میخواهد
به زور موبایلمو از دستم در بیاره . اشتباه نکن من خواب نمیدیدم
عین واقعیت بود. صبح به همه کارهای دیشبم خندیدم چون من عموما روی زمین میخوابم و موبایل و کتابم رو میزارم بالای سرم روی تخت و ولی دیروز صبح موبایلم کنار رختخوابم بود . یعنی حداقل سه متر از اونجایی که قبل از خوابم گذاشتم تکون خورده بود.
تو یه سکانس این فیلم زن ماجرا توی خواب چیزی حدود سه ساعت سرپا وامیسته ایستاده میخوابه ( سه ساعت) فکر کنم این رو من تاثیر گذاشت
RED STORM
04-12-2010, 03:36 PM
خوب چند روز پیش فیلم requiem for a dream رو دیدم !
http://www.reviewsontheside.com/reviews/images/requiem_for_a_dream.jpg
الان اومدم که یه چند خطی در موردش بنویسم!
واقعا تجربه فوق العاده ای بود دیدنش (به همتون توصیه میکنم که حتما این فیلم تلخ ولی فوق العاده تاثیر گذار رو ببینید )
تو سینما بارها و بارها فیلم هایی در مورد مواد مخدر ساخته شده اما به جرات میتونم بگم هیچ کدومشون تاثیر گذاری مرثیه ای برای یک رویا رو ندارن !
فیلمی که از همون شروعش بیننده رو به بهترین شکل با خودش همراه میکنه و ذره ذره حرفاشو میزنه و در آخر شما رو تو یه فاجعه خیلی بزرگ غرق میکنه!
آرامش. چیزی که 4 شخصیت اصلی این فیلم به دنبال دستیابی بهشن. چیزی که حاضرن هر کاری به خاطرش بکنن. آرامشی که شخصیت های این فیلم می خوان واقعا چیزهای دست نیافتنی نیست. اما بشر وقتی به چیزی که میخواد دست پیدا نمیکنه به سراغ جایگزین هاش میره. هر 4 شخصیت این فیلم به سراغ مواد مخدر میشن تا به این واسطه به آرامشی که میخوان، حداقل به صورت آنی و لحظه ای برسن. اما افسوس که زیاده خواهی شون از این خواسته ی کوچیک باعث نابودی همشون میشه!
موسیقی فیلم فوق العاده زیبا و تاثیر گذاره و بدون شک جز بهترین موسیقی فیلم هایی به شمار میره که من گوش دادم!
تنهایی و سرگشتگی آدم ها شاید مهمترین حرف فیلم باشه!
کارگردان به هیچ عنوان به بیننده امیدواری واهی نمیده و برعکس با جلو رفتن فیلم بییننده رو بیشتر و بیشتر تو گرداب وقایع تلخ فیلم حل میکنه!
بیست دقیقه پایانی فیلم به جرات میشه گفت با بهترین شاهکارهای سینمایی برابری میکنه و تاثیر فوق العاده عمیقی روی بیننده میزاره با تصاویری که پشت سر هم و مثل پتک رو سرتون فرود میاد (لبخند تلخ جنیفر کانلی وقتی که به پول های تو دستش نگاه میکنه )
دارن آرنووسکی با دو فیلم اولش نشون داد که کارگردان بزرگیه !
راستی در پایان فیلم احساس میکنید مردمک چشمتون گشاد شده!!!!!(http://topgoal.ir/images/smilies/294.gif)
monji
04-12-2010, 08:29 PM
مرثیه ای برای یک رویا . هر چند توی شهر کوچیکی مثل سمنان سخته
ولی پیداش میکنم و میبینمش . جدیدا رفتم تو نخ فیلم بازی
جای کریم هم خالی
RED STORM
04-14-2010, 11:08 AM
وقتي كه هيچ كس نيست
http://privateimage.com/images/nka4nh5mws189ql80w4.jpg
نقد- مهدي تهراني:
مطلبي كه در پي ميخوانيد روايتي است از فيلم جاده و همچنين مقايسه آن با رمان كورمك مككارتي.
هر چقدر اين رمان جذابيتهاي شگرف نوشتاري دارد فيلم جاده، اثري ناقص و الكن است. اگرچه جان هيلكات به اصل رمان وفاداري تمام نشان داده و بازيگران توانايي مثل رابرتدووال، ويگو مورتنسن، چارليزترون و گايپيرس در اين كار حضور داشتند و همگي به خوب از كار در آمدن اين فيلم اميدوار بودند. دست برقضا جايي براي پيرمردها نيست هرچقدر در زبان نوشتار نقص داشت اما در زبان تصوير و سينما شاهكار منحصربه فردي از كار در آمد. كورمك مك كارتي جاده را در سال2005 و جايي براي پيرمردها نيست را در سال2006 روانه بازار نشر كرد. اولي برايش يك جايزه ادبي كلان داشت و دومي براي كارگردانهايش- برادران كوئن- جايزه سينمايي معتبري به نام اسكار را به ارمغان آورد.
زماني نهچندان دور زلزلهاي شديد، تمام زمين را به هم ميدوزد و عمده مردمان در سرزمينهاي مختلف از بين ميروند. مثل تمام فاجعههاي كلان تعدادي نيز زنده ميمانند و سؤال اينجا است كه آيا اين افراد ميتوانند در زميني كه حالا ناكجاآبادي بيش نيست و درياهايش سياه و آسمانش كدر است؛ براي زنده ماندن به همان كرامات انساني پايبند باشند؟ عده زيادي از نجات يافتگان آدمخوار شدهاند. تعدادي دزد و راهزن هستند و معدودي هنوز به كرامات و شرافت انساني شان پايبندند. در چنين محيطي طبيعي است كه آدمهاي دسته سوم دردمندانهترين زندگيها را دارند و كوچكترين جامعه را هم تشكيل ميدهند بهنحوي كه شايد اصلا به حساب نيايند.
داستان جاده، زندگي يك خانواده از اين گروه كوچك را در اين آخرالزمان نشان ميدهد. يك پدر، يك مادر و پسري كوچك كه وقتي به دنيا آمده كه حدود يكسالي يا بيشتر از زمان زلزله گذشته است و به تعبيري او هيچ شناختي از دنيا ندارد به جز آنچه از پدر و مادرش ياد گرفته و از آنها آموخته است. والديني كه به او درس داده و مانند خودشان به مذهب و تقدير خداوندي عادتش دادهاند تا در زمان مناسب و در بزرگسالي احتمالياش، خودش بهتر به معاني زندگي و دنيا و دين پي ببرد. در ادامه مادر ديگر طاقتش تمام ميشود. اگرچه مدتهاست كه اينگونه است و مدام ميخواهد دست به اسلحه شود. دست به اسلحه شدن در آن زندگي آخرالزماني معني خاصي دارد؛ در آن زندگي اين كار به معناي خودكشي كردن و راحت شدن است. اصلا اين كار به رنج آخر هم تعبير شده و تعدادي از خانوادههاي بازمانده آخرين گلولههايشان را براي خالي كردن در مغزشان حرام ميكنند.
آخر هيچ غذايي ديگر پيدا نميشود. غذا به كنار، آبها نيز دارند فاسد ميشوند. گياهي نميرويد. پرنده و چرندهاي در كار نيست و ديگر ذخيرهاي باقي نمانده. برخي اسير آدمخوارها شدهاند و برخي كه هنوز خورده نشدهاند در زيرزمينهاي آنها روي هم بهسان گوشت زنده اما در حال نزاع زنداني هستند تا كي نوبتشان شود تا خوراك شام يا ناهار جماعت آدمخوار شوند. اگرچه اين آدمخوارها نيز پيش از اين آدم حسابي بودند اما به اندازه كافي از ايمان و تحمل برخوردار نبودند و آدمخواري را تنها شانس چندصباحي بيشتر زنده ماندن ميدانند.
در اين ناكجا آباد ترسناك ، مادر بازهم به پدر اصرار ميكند كه خودكشي كنند. تنها 2گلوله باقي مانده، اما آنها 3نفرند. پسر كوچكي كه حالا 6 ساله شده و حتي در شب تولدش، مادر راضي نبود به دنيا بيايد و از اوان نوزادي بيچارگي تجربه كند و نوميدي را. هر بار مرد، همسرش را به اميد فردا و شايد خارج شدن از خانه و رفتن به سمت جنوب دلداري ميدهد، جايي كه برخي از قديم گفتهاند درياي آبي و آسمان صاف دارد، تا اينكه يك شب طاقت زن تمام ميشود و ميخواهد بگذارد و برود. اين هم جور ديگري از خودكشي است.
در هوايي كه جز غبار و برف و باران ندارد و درحاليكه غذا و وسيلهاي نيست، تنها مگر ميشود جايي رفت؟ زن در مقابل التماسهاي شوهر مقاومت ميكند و از خانه خارج ميشود و در سياهي و سرماي طاقتفرسا به درون همان تاريكي ميخزد و شوهر نيك ميداند كه او به يك ساعت نميرسد كه جايي در تاريكي از فرط ضعف و شدت سرما و مهمتر از همه از زيادي غم و نوميدي جان خواهد داد.
فرداي اين اتفاق پدر و پسر از خانه خارج ميشوند تا به سمت جنوب بروند. اين آخرين خواسته همسرش بوده است. و اين سفر نخستين خروج پسر از خانه است. و جايي كه تازه فيلم آغاز ميشود تا حرفهايش را بزند كه البته در بيان آن قاصر است. سفر طولاني اين دو شروع ميشود. با دزدان در نخستين روز سفر و با آدمخواران طي همه روزها روبهرو ميشوند و مدام در حال گريزند. بعضي وقتها شانس هم ميآورند. مثل آن روزي كه از دست آدمخوارهايي كه تعداد زيادي از مردم را در يك زيرزمين زنداني كردهاند فرار ميكنند و بعدازظهرش، در كمال ناباوري يك انبار موادغذايي پيدا ميكنند و چند روزي در آنجا ميمانند.
به هرحال به جنوب ميرسند و دريا را ميبينند. و چيزي ميبينند كه به قدري نوميدكننده است كه ديگر كمر پدر را ميشكند؛ دريا سياه است و هواي بالاي آن كدر. مثل همه جاي ديگر. پيش از اين پسر شنيده بود يا در كتابها ديده بود كه دريا آبي است. به فردا نرسيده پدر ميميرد و پسر تنها ميشود. ولي سفر او به پايان نرسيده اگرچه اميد با مرگ پدر از درون پسر تا همان ناكجاآباد پر كشيده و رفته است اما گويا ايماني كه پدر و مادرش مدام از آن حرف ميزدند و دلگرمي به الطاف الهي ناگهان براي او جلوهگري ميكند.
پدرش يكبار در جواب يك رهگذر پير زنده ماندهاي گفته بود: براي من، پسرم لطف خداوندگار من است. اما در اين ميان يك مادر، يك پدر و جالبتر از همه يك دختر و يك پسر كوچك سر راه او قرار ميگيرند. و چرا جالب؟ چون به قول پسر، او پيش از اين و هرگز هيچ بچهاي را نديده بود. در پايان ماجرا يك خانواده را ميبينيم، آن هم يك خانواده كامل را و اين نشانه مثبت و قابلقبولي براي در پيش داشتن آينده بهتر است. اگرچه اين جمع 5نفره باز هم بايد در همين ناكجا آباد سرگردان مانند مهاجرها، كوليوار راه جاده را در پيش بگيرند و بروند و بروند تا به آن جنوب رؤيايي برسند.
تصويرهايي از ناكجاآباد
واضح است كه قرار بوده جاده يك اثر صرفا هنري از كار دربيايد نه يك كار تجاري صرف. فيلمهايي از اين دست به بازيگران توانا محتاجند و فيلمنامهاي كه هيچچيزي از قلم نينداخته باشد و سپس كارگرداني كه اين مواد عالي را به زبان و هيات سينما و تصوير در بياورد. اينجا خبري از زامبيها و تير و تركشهاي فيلمهاي آپوكاليستي تجاري نيست. اسلحه قهرمان فيلم در بهترين حالت بايد يك رولور زنگ زده با يكي دو تا گلوله باشد. چيزي شبيه همان اسلحهاي كه ويگومورتنسن در فيلم داشت و بازيگران برخلاف ديگر فيلمهاي آخرالزماني بزك و دوزك كه ندارند هيچ، سر تا پا با ظاهري نامناسب و كثيف ظاهر ميشوند تا حق مطلب و حضور در ناكجاآباد ادا شود. لوكيشن نيز متفاوت است. در فيلمهاي اينچنيني بازهم خيابانها و جادهها و حتي ساختمانها هنوز شيكي و تازگي خود را حفظ كردهاند.
اما در جاده، لوكيشن بايد حقيقي باشد همانگونه كه در فيلم ديديم. اما با اين همه چرا جاده اينقدر نقص تصويري دارد؟ اين به جان هيلكات برميگردد و دكوپاژ بستهاي كه به كار گرفته. گاهي كلوزآپهاي تكراري آدم را بيزار ميكند . قصه و گاهي نماهاي درشت و بيمعنا، بيننده را سردرگم ميكند. مهمتر از همه تدوين تند و تيزي كه به كار گرفته به اساس فيلم ضربه زده است، آن هم براي فيلمي كه به همه چيز نياز دارد غير از برشهاي تيز سرسامآور. چنان كه هرسكانسي به سكانس ديگر گويا مدام در حال چرخ زدن به دور خودمان هستيم. هر وقت قرار است با گروهي، كسي يا چيزي روبهرو شويم، انواع كلوزآپ و لانگ شاتهاي مزاحم نفسمان را ميگيرد.
صحنه رويارويي پدر و پسر با پيرمرد تنها را به ياد بياوريد. معرفي پيرمرد و ملحق شدن او با اين دو نفر بسيار طولاني از كار درآمده و برعكس سكانس پاياني كه كليديترين صحنههاست، ناكافي جلوهگري ميكند. پسر شوكهشده از مرگ پدر، درحاليكه نميداند چه كند، ناگهان از فاصله نزديك مردي را ميبيند و در معرفي وي تماشاگر به جان ميآيد تا بفهميم او كيست؟ ديالوگ اين صحنه بسيار متفاوت از رمان است. در فيلم مرد غريبه چند بار تكرار ميكند كه حالا كه پدرت مرده دو راه بيشتر نداري يا با من بيايي يا همين جا بماني. اين چنين تعليقي به بار مينشيند و نه روايت داستاني جذابتر ميشود. چرا كه پسر هيچ گزينهاي پيش رو ندارد. چه آن مرد تنها ميبود و چه حالا كه خوشبختانه آدم حسابي است و صاحب خانواده، باز هم پسر با مرد همراه ميشد.
سكانس افتتاحيه را نيز به ياد بياوريد.شروع فيلم بدجوري گنگ است. هيلكات ميخواسته با دادن اطلاعات قطره چكاني، كمي تا قسمتي بيننده را منتظر نگاه دارد. درحاليكه تماشاگر بايد چيزكي بداند تا در ادامه با داستان همراه شود يا با كاراكترها همقدم شود و همذاتپنداري كند. تا 10دقيقه ابتدايي تماشاگري كه رمان را نخوانده باشد يا از ماجراي فيلم مطلع نباشد بدون هيچ دليل منطقي فقط بايد گيج بزند. حتي برگ برنده سكانسهاي ابتدايي كه ميتوانست بيهيچ خرجي بهترين تعليقرا به ماجرا تزريق كند، مفت از دست ميرود؛ منظور، ماجراي حاملگي و پا به ماه بودن زن است. تا قبل از درد زايمان گويي هيچ خبري نيست.
درحاليكه ميشد اين صحنه را بدون كلام به سورپرايزي بسيار گرمكننده تبديل كرد. در ناكجاآبادي كه ديگر آدم بزرگهايش خودكشي ميكنند، تولد يك كودك مخاطرات خودش را دارد. با اين همه، جاده به حرمت رمان معتبرش فيلمي قابل صرفنظر كردن نيست و ديدنش بهتر از نديدنش است. شايد اگر جاده با سازوكاري هنري و تجاري كار ميشد، نتيجه چيزي شبيه جايي براي پيرمردها نيست ميشد، به شرطي كه كارگرداني هم شأن رماننويساش هم كار را به دست ميگرفت.
RED STORM
05-16-2010, 03:00 PM
نقد فیلم زن ها فرشته اند
سلام دوستان اینم نقد فیلم زنها فرشته اند از خودمhttp://topgoal.ir/images/smilies/3999.gif
نقد فیلم زن ها فرشته اند
http://i35.tinypic.com/2u9j2o8.jpg
فيلم زن ها فرشته اند كه اكنون بر پرده سينماهاست و پرفروشترين فيلم اكران نيمه دوم بهار لقب گرفته، جديدترين محصول دفتر سينمايي پويا فيلم است كه در زمينه توليد و نمايش آثار عامه پسند در اين سال ها براي خود اسم و رسمي به هم زده است. حسين فرحبخش و عبدالله عليخاني در نزديك به بيست سالي كه با يكديگر در تهيه فيلم همكاري كرده اند، همواره با سليقه هاي روز تماشاگران پيش رفته اند. زماني كه در سال هاي ابتداي دهه هفتاد توليد فيلم هاي حادثه اي با مضمون قاچاق مواد مخدر رواج پيدا كرد، اين دو تهيه كننده حرفه اي و موقعيت شناس پرفروش ترين فيلم ها را حول اين موضوع ساختند و روانه بازار كردند. البته اين آثار از لحاظ ساختاري هيچ حرفي براي گفتن نداشتند و خط داستاني شان به يكديگر شبيه بود. با اقبال موضوع هاي جوان پسند در سال هاي انتهايي دهه هفتاد باز هم اين دفتر فيلم سازي سعي كرد از موج به وجود آمده عقب نماند و با بهره گيري از ستاره هاي گيشه پسند و داستان هاي به ظاهر خوش رنگ و لعاب در جدول فروش يكه تازي مي كرد كه از مشهورترين اين فيلم ها مي توان به آواز قو (سعيد اسدي، 1380)، شبهاي تهران (داريوش فرهنگ، 1380) و عطش (محمد حسين فرحبخش، 1382) اشاره كرد. پس از موفقيت تجاري و غيرمنتظره فيلم كما (آرش معيريان، 1383)، عليخاني و فرحبخش ساخت فيلم هاي كمدي را در دستور كار خود قرار دادند و ضعيف ترين آثار توليدي دفتر خود و سهل انگارانه ترين فيلم هاي ژانر سينماي كمدي ايران را در طول يك دهه اخير توليد كردند. اين فيلم ها همگي مشكلات زياد و آشكار در فيلمنامه داشتند و حتي برخي از آن ها كپي نازلي از فيلمفارسي هاي مشهور قبل از انقلاب بودند و با اينكه در گيشه شكست نخوردند اما از ميانه هاي زمان اكران شان با ريزش مخاطب روبرو شدند. از نمونه هاي دم دستي اين آثار مي توان به فيلم كلاغ پر اشاره كرد كه شهرام شاه حسيني (كارگردان فيلم زن ها فرشته اند) به عنوان اولين تجربه بلند كارگرداني خود مقابل دوربين برد و يك كپي نعل به نعل و آشكار از آتش بس (تهمينه ميلاني، 1385) بود؛ در حالي كه فيلم پرفروش تهمينه ميلاني نيز از جنبه هنري و سينمايي حرفي براي گفتن نداشت. زن ها فرشته اند به عنوان جديدترين توليد دفتر فرحبخش و عليخاني در راستاي ديدگاه جذب مخاطب در ابعاد وسيع و با در نظر گرفتن سطح سليقه عامه بينندگان ساخته شده و از همان اول تكليف خود را با مخاطبش روشن مي كند و داعيه فرهنگي بودن هم ندارد.
در زن ها فرشته اند، تماشاگر با مجموعه اي از كاراكترها روبروست كه تكليف شان در فيلمنامه چندان مشخص نشده است. در واقع واكنش ها و عملكردهاي برخي از آن ها نمي تواند پذيرفتني باشد و حضور برخي ديگر در درام اثر به كل بدون منطق و سوال برانگيز به نظر مي رسد. زوج مرفه داستان، فرهاد (امين حيايي) و ليلا (مهتاب كرامتي)، قهرمانان داستان هستند اما در طول فيلم، از ابتدا تا انتها، از سطح يك تيپ معمولي و آشنا فراتر نمي روند. فرهاد يك مرد هوسران و فرصت طلب است كه تنها قرار است به كمك چهره و پرسوناي آشنا و محبوب امين حيايي بيننده را به خود جلب كند و ليلا نيز در حد و اندازه هاي يك زن احساساتي و عاشق پيشه باقي مي ماند و تمايل بچگانه او به همسرش پس از آشكار شدن خيانت فرهاد بيشتر از آن كه احساسات تماشاگر را برانگيزد، سبب متعجب شدن او مي شود. اين ادعا كه با ساخت يك كمدي رمانتيك شيك و خوش آب و رنگ كه بتواند براي لحظه هايي تماشاگر را به خنده وا دارد، بتوانيم بر عملكرد بدون حساب كاراكترها و يا ضعف در شخصيت پردازي و منطق روايي سرپوش بگذاريم، اشتباه بزرگي است كه سازندگان بسياري از فيلم هاي كمدي ايراني در اين سال ها مرتكب آن شده اند و نتيجه اش هم همين عمده آثار ضعيفي است كه به شكلي پيوسته بر پرده سينماها مي روند و ديگر حتي نمي توانند دل عامه تماشاگران را هم به دست آورند.
در همان ابتداي فيلم تمام شخصيت هاي اصلي در روايت هاي كوچك و موازي به تماشاگر معرفي مي شوند، اما با پيشرفت داستان به نظر مي رسد برخي از آن ها مي توانستند از فيلمنامه حذف شوند و يا در نگاهي خوشبينانه كاراكتر فرعي ديگري كه بتواند نقشي بهتر در داستان داشته باشد، جايشان را بگيرد. مريم (لادن طباطبائي) يكي از دوستان ليلاست كه به جز وكالت مي توانست هر شغل ديگري هم داشته باشد و نقشه اي كه او به همراه ليلا براي تنبيه فرهاد پايه ريزي مي كند، شايد تنها كاري است كه از اين شخصيت در كل فيلم مي بينيم. ضمن اينكه در اجراي اين نقشه او كار خاصي انجام نمي دهد و در عمل در حاشيه و تنها به مانند يك نظاره گر خاموش عمل مي كند. اين مشكل در مورد كاراكتر مرجان (مريم سلطاني) مشهودتر است. مرجان هم كه يكي ديگر از دوستان ليلا مي باشد، تنها براي تزيين و شلوغ شدن برخي سكانس ها استفاده شده و حضور او هيچ تاثيري بر روند داستان ندارد. در بين آشنايان ليلا، شايد كاراكتر سيمين (ليلا اوتادي) را بتوان شخصيتي موثر در منحني حركتي فيلمنامه به حساب آورد. در واقع فرهاد او را به عقد موقت خود در آورده و اوست كه در ابتداي فيلم ليلا و ديگر دوستان را به سفر كيش مي فرستد كه بتواند با همسرش تنها باشد و به اين شكل گره افكني فيلمنامه را كه كشف اين ارتباط پنهاني از سوي ليلا است، رقم بزند. سكانس حضور ناگهاني ليلا در خانه مي توانست بهتر از آنچه باشد كه در فيلمنامه بوده و در فيلم به تصوير كشيده شده. اين كه ليلا از ليوان ماتيكي و زنگ تلفن همراه سيمين، حضور او را در خانه اش كشف مي كند، نزديك ترين و كليشه اي ترين تمهيدي است كه مي توانست به ذهن هر كسي خطور كند. ضمن اين كه اصرار فيلمنامه نويس (قربان محمدپور) و كارگردان براي به طنز كشاندن اين سكانس نتوانسته از آن آشنازدايي كند. كاراكتر سيمين در اين مثلث عشقي مي توانست نقش جذاب و دراماتيكي داشته باشد، ولي سازندگان زن ها فرشته اند، اين شخصيت را خيلي زود از گردونه مناسبات فيلم خارج مي كنند. سيمين در همان سكانس چنان معرفي مي شود كه گويي تنها براي تصاحب همان سوئيچ اتومبيل صفر كيلومتر وارد زندگي آن دو شده و در واقع بر خلاف داعيه به ظاهر فمينيستي نويسنده و كارگردان فيلم، جايگاه او از يك زن امروزي و مدرن تا مقام يك شارلاتان پايين آمده است. كشمكش هاي ميان ليلا و فرهاد، پس از افشاي اين ارتباط پنهاني، مي توانست محرك خوبي براي پيشبرد فيلم در مسير يك ملودرام جذاب و همه پسند باشد و در عين حال تزريق چاشني طنز در جاهايي درست از اثر، اين پتانسيل را با خود داشت كه زن ها فرشته اند را به يك كمدي رمانتيك ماندگار تبديل كند. اما سهل انگاري در شخصيت پردازي و اجرا اين هدف را ناكام گذاشته است. ليلا در عمل تنها به جز غصه خوردن و منفعل بودن كاري از پيش نمي برد و بازي مهتاب كرامتي به هيچ وجه با اين نقش همخواني ندارد. حضور كاراكتري همانند رضا سليمي (محمدرضا شريفي نيا) در كنار فرهاد نيز يكي ديگر از همان بي سليقگي ها در خلق شخصيت است. رضا همان نقش هاي مكمل شوخ طبع در فيلم هاي فارسي را به ياد مي آورد؛ با اين تفاوت كه در اينجا كاراكتر رضا نه نمك ماجراست و نه كمكي براي فرهاد در رسيدن به خواسته هايش. اصلا در طول فيلم هيچ گاه علت گنجاندن چنين شخصيتي براي بيننده باز نمي شود و هيچ نموداري از زندگي و جزييات شخصيتي او ترسيم نمي شود؛ گويا در نظر سازندگان اثر تنها هدف استفاده از تيپ محبوب شريفي نيا، بهره برداري از حضور او در تابلوهاي تبليغاتي فيلم و جذب بيشتر مخاطب بوده است. آشنايي فرهاد با نازنين شكوهي (نيكي كريمي) نقطه عطف اول فيلمنامه است. پس از گذشت زماني از شكل گيري رابطه به ظاهر عاطفي ميان آن دو، كاراكتر نازنين چندان به دل نمي نشيند و جدا از اينكه تماشاگر با توجه به ذهنيات قبلي اش حدس مي زند بايد كاسه اي زير نيم كاسه او باشد، اين موضوع كه يك زن تنها به فكر تجارت است و از كودكي عاشق اتومبيل بوده و مرتب با فرهاد قهر و آشتي مي كند، نمي تواند براي بيننده به كاراكتري جذاب و نمايشي بدل شود. اين مشكل سبب مي شود كه ذهن بيننده درگير داستان نباشد و در اين بين نويسنده فيلمنامه هم كه گويا خود فهميده براي ادامه اين قصه و نشاندن بيننده بر صندلي حربه ديگري در اختيار ندارد، خيلي زود دست خود را رو مي كند و تماشاگر مي فهمد حدس اش درست بوده و آشنايي نازنين با فرهاد نقشه اي حساب شده از سوي ليلا و مريم است. در صورتي كه اگر نويسنده و كارگردان تا اين اندازه شيفته چنين پيچش دراماتيكي در داستان نبودند و آن را به عنوان يك غافلگيري خوب براي گره گشايي نهايي نگه مي داشتند، مي توانستند در خلال نزديكي فرهاد به نازنين اتفاق هايي جذاب با رعايت روابط علي و معلولي خلق كنند و اين ارتباط را به مسيري محكم و دراماتيك بكشاندند. در واقع تا زمان افشاي اين برنامه زنانه قضيه بين فرهاد و نازنين محدود شده به قهر و آشتي هاي نازنين با فرهاد و رفتن آن ها به چند رستوران و كافي شاپ گران قيمت و رنگارنگ (راستي آن كافه اي كه محمود جهان در آن آواز خواند، چند بار ديگر در فيلم هاي اخير محصولات پويا فيلم تكرار شده و گويا قرار است كافه هاي فيلمفارسي ها را در ذهن بيننده تداعي كند) و يا هر از چند گاهي خودنمايي هاي بي حس و حال ليلا در برابر آن ها به عنوان يك نيروي تهديد كننده و سايه افكن بر روند شكل گيري اين ارتباط. پس از افشاي دوستي نازنين با ليلا و برملا شدن نقشه آن ها، تماشاگر از شخصيت اصلي فيلم (فرهاد) جلو مي افتد و تا انتهاي داستان را حدس مي زند و اين براي يك فيلم يعني از دست رفتن جذابيت روايي. از اين جا به بعد است كه فيلم بيشتر به دام كليشه ها مي افتد و سعي مي كند با خلق موقعيت هاي تكراري تماشاگر را بخنداند و بر صندلي سينما نگاه دارد تا كارگردان بتواند پايان مورد نظر خود را به تصوير بكشد. استفاده از احمد پورمخبر در نقش مش رحيم يكي از همين استفاده هاي نادرست است. متاسفانه از سال گذشته كه پرسوناي احمد پورمخبر در سريال ترش و شيرين (رضا عطاران) در ميان مردم محبوب شد، تهيه كنندگان به استفاده نا به جا از اين تيپ-كاراكتر دوست داشتني روي آورده اند. توفيق اجباري (محمدحسين لطيفي) و مجنون ليلي (قاسم جعفري) از مصداق هاي اين مدعا هستند و گويا در دو سه فيلم در حال توليد نيز پورمخبر همان تيپ را بدون كم و كاست بازي كرده است. واكنش هاي خنده دار و مزه پراني هاي پورمخبر در مراسم خواستگاري فرهاد از نازنين، رسيدن ناگهاني دكتر (همسر نازنين كه در حال جدايي از هم هستند) همزمان با انجام جلسه خواستگاري و فرار فرهاد از دست آن سگ نگهبان بخشي از همان اتفاق ها و رويكردهاي سطحي و آشنا هستند. پايان فيلم جايي كه فرهاد به طمع دستيابي به ثروت نازنين سه دانگ خانه و نمايشگاه را به ليلا برمي گرداند و سپس با سوار شدن ليلا بر اتومبيل نازنين در خيابان مقابل محضر، دوستي ميان آن دو و پايان آرزوهاي فرهاد براي او (و نه تماشاگر) رو مي شود، نقطه اي تراژيك براي كاراكتر فرهاد مي باشد، ولي متاسفانه به دليل آن كه در طول فيلم براي جدي گرفته شدن شخصيت هاي اصلي تلاشي نشده است، بيننده آن چنان كه بايد به لذت حاصل از تماشاي سقوط مردي حريص و فرصت طلب و پيروزي آن گروه زنان (كاتارسيس در تراژدي) دست پيدا نمي كند. ضمن اين كه به رسم موعظه گرايي هاي معمول در سينما و تلويزيون مان، نازنين پس از برخورد با مردي همانند فرهاد، اعلام مي كند كه قدر زندگي خود را مي داند و از تصميم خود براي جدايي از همسرش منصرف شده است. پذيرفتن اين تحول شخصيتي و در كل احساس نزديكي با فيلم به همان اندازه دشوار و غير قابل تصور است كه اگر بخواهيم اجراي پاپ و به اصطلاح امروزي امين حيايي از ترانه محبوب و عامه پسند جواد يساري را در تيتراژ پاياني فيلم، كاري جديد و نوآورانه ارزيابي كنيم!
به نظر مي رسد شهرام شاه حسيني با ساخت دو فيلم كلاغ پر و زن ها فرشته اند، ديگر توانسته جاي پاي خود را در سينماي حرفه اي ايران سفت كند. او با چند فيلم كوتاهش نشان داده بود كه با در نظر گرفتن مناسبات حرفه اي سينما دغدغه هاي فرم گرايي دارد و مي تواند حرف هايي تازه بزند. به نظر مي رسد ماندن او در سطحي نه چندان قابل قبول همانند زن ها فرشته اند (كه البته به مراتب قابل تحمل تر از كلاغ پر است)، سبب به هدر رفتن استعداد او شود. گويا او در چند مصاحبه اخيرش اظهار كرده كه در سومين اثر سينمايي خود قرار است به ذهنيات و دغدغه هايش نزديك تر شود. زن ها فرشته اند بيشتر از آن كه فيلم شهرام شاه حسيني باشد، فيلمي ديگري است از دفتر پويا فيلم.
RED STORM
05-20-2010, 07:42 PM
نمايش فيلم «زيبا»؛
آلخاندرو گونزالس ايناريتو تحسين تماشاگران كن را برانگيخت
فيلم «زيبا» به كارگرداني «آلخاندرو گونزالس ايناريتو» روز گذشته در جشنواره كن به نمايش درآمد و تحسين تماشاگران را برانگيخت.
نقل از خبرگزاري رويترز، فيلم ايتاليايي «زيبا» به كارگرداني «آلخاندرو گونزالس ايناريتو»، كارگردان مكزيكي، روز گذشته در بخش مسابقه جشنواره جشنواره كن به نمايش درآمد كه در پايان بسيار مورد تشويق تماشاگران قرار گرفت.
به گزارش رويترز، هر روزه در كن شاهد نمايش فيلمهاي خوبي هستم كه هر كدام شانس برنده شدن در رقابتهاي امسال را دارند، بعنوان مثال بازيهاي فيلم «سالي ديگر» به كارگرداني «مايك لي» بسيار عالي است، آنچنان كه بسياري از تماشاگران «لسلي منويل» را بهترين بازيگر زن سال معرفي ميكنند.
يكي از مهمترين آثاري كه پيش از فيلم «ايناريتو» در بخش مسابقه جشنواره كن به نمايش درآمد، فيلم تاريخي «شاهزاده» به كارگرداني «برتراند تاورنيه» است كه يكي از نمايشهاي موفق جشنواره امسال است.
اگرچه داستان زيباي فيلم، روايت دلچسب آن ، بازيهاي تكان دهنده و تيم قوي پشت دوربين همه و همه اين فيلم را به فيلمي تحسين برانگيز تبديل كرده ولي به نظر ميرسد كه «تيم برتون» و ديگر اعضاي هيات داوران براي تنديس طلايي خود به دنبال چيزي هيجانبرانگيزتر از «شاهزاده» تاورنيه باشند.
بنا براين گزارش، تا به امروز، به جز فيلم اسفناك «غضب» به كارگرداني «تاكشي كيتانو»، تمام فيلمهاي نمايش داده شده در اين دوره از رقابتها تحسين حضار را برانگيخته است.
رويترز در ادامه اين گزارش در تمجيد از فيلم «زيبا» افزود: فيلم «زيبا» به هر لحاظ فيلم خوبي است آنچنان كه بعيد به نظر ميرسد كه كسي به جزء «خاوير باردم»، بازيگر اين فيلم، برنده جايزه بهترين بازيگر جشنواره كن امسال شود.
«باردم» در نقش پدري دوست داشتني، در لحظه به لحظه و صحنه به صحنه اين فيلم، نقشي اساسي ايفاء ميكند.
به گزارش رويترز، «زيبا» از آن دست فيلمهايي نيست كه به سوالات شما جوابهايي آسان بدهد، تا جاييكه گاهي اوقات سوالات شما بيجواب ميماند، اين فيلم ذهن شما را به كنكاش ميكشد، قهرمان اين فيلم، انساني معمولي با عيب و نقصهاي انسانهاي عادي است كه با حوادث الهام برانگيز بسياري روبرو ميشود.
رويترز ميافزايد: اين فيلم از آن دست فيلمهايي كه شما با تماشاي آن، پي ميبريد كه چرا آمدن به كن تا اين اندازه ضروري است.
بدون پيش داوري برنده نخل طلا را انتخاب ميكنيم؛
تيم برتون: در جشنواره امسال كن جاي كارگردانان معروف بسيار خالي است
تيم برتون، سرپرست داوران جشنواره فيلم كن امسال ميگويد: در جشنواره امسال جاي كارگردانان معروف بسيار خالي است اما من و باقي داوران بدون هيچ تصور قبلي و پيش داوري برنده نخل طلاي كن را انتخاب ميكنيم.
به نقل از سايت اي پي پي، تيم برتون، كارگردان فيلم «آليس در سرزمين عجايب» خود به خوبي با حس قضاوتشدن آشنايي دارد و فيلمهاي او تاكنون چندين بار در جشنواره هاي مختلف شركت كرده و مورد قضاوت داوران و منتقدان قرار گرفتهاند.
او روز گذشته در جشنواره فيلم كن اعلام كرد داوران به دور از هرگونه جانبداري و طرفداري از فيلمي خاص، فيلمهاي حاضر را قضاوت خواهند كرد.
او افزود: در جشنواره امسال نسبت به سالهاي پيش فيلمهاي كمتري كه ساخته خود فرانسه باشند، حضور يافتهاند و فيلمها از كشورهاي مختلف آسيايي، اروپايي، آفريقايي و آمريكايي شركت دارند.
با وجود اين اولين فيلم به نمايش درآمده در جشنواره امسال فيلم هاليوودي «رابين هود» ساخته ريدلي اسكات بود.
برتون همچنين مي گويد: در جشنواره امسال جاي كارگردانان معروف بسيار خالي است اما من و باقي داوران بدون هيچ تصور قبلي و پيش داوري برنده نخل طلاي كن را انتخاب ميكنيم.
برتون هدف اصلي هيئت داوران را فهميدن كامل فيلمها و نقد و بررسي آنها با ذهني باز عنوان كرد.
برنده نخل طلاي جشنواره فيلم كن امسال 23 ماه مه معرفي خواهد شد.
RED STORM
05-20-2010, 07:42 PM
کیارستمی در کن 2010
عباس کیارستمی، کارگردان ایرانی، که با آخرین فیلم خود در جشنواره کن فرانسه حاضر است روز سهشنبه، بیست و هشتم اردیبهشتماه،به هماره ژولیت بینوش بازیگر سرشناس فرانسوی در کنفرانس خبری پس از نمایش فیلمش در جشنواره کن حضور یافت.
کیارستمی در این کنفرانس خبری خواهان آزادی جعفر پناهی فیلمساز ایرانی عضو هیات داوران جشنواره کن امسال شد.در این مراسم بینوش بازیگر فیلم کیارستمی هم برای پناهی اشک ریخت.
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-000.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-001.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-002.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-003.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-004.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-005.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-006.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-007.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-009.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-010.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-011.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-012.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-013.jpg
http://www.fararu.com/images/docs/000048/n00048114-r-b-014.jpg
RED STORM
05-20-2010, 07:42 PM
حاشيه جشنواره كن عنوان شد؛
اسپيلبرگ با فيلم «اينديانا جونز4» شكست خورد
«شيا لابوف» در حاشيه شصت و سومين جشنواره فيلم كن گفت: چه من بعنوان بازيگر و چه «اسپيلبرگ» بعنوان كارگردان، هردو در پروژه «اينديانا جونز و قلمرو جمجمه كريستالي» شكست خورديم.
به نقل از سايت سينمايي ديلي نيوز، «شيا لابوف» كه براي فيلم «وال استريت 2: پول هرگز نميخوابد» به كارگرداني «اليور استون» در جشنواره امسال كن حضور يافته است، در حاشيه اين جشنواره گفت: فيلم «اينديانا جونز 4» به هيچ وجه فيلم خوبي نيست، من و «استيون اسپيلبرگ» در اين پروژه شكست خورديم، «هريسون فورد» نيز به هيچ وجه از اين فيلم راضي نيست.
«لابوف» گفت: شما ميتوانيد از اين فيلم چه به لحاظ نويسندگي و چه به لحاظ كارگرداني انتقاد كنيد.
اين بازيگر 23 ساله هاليوود كه دو سال پيش در فيلم «اينديانا جونز و جمجمه كريستالي» ايفاي نقش كرده است، افزود: اگر چه اسپيلبرگ به هيچ وجه در اين باره احساس بدي ندارد، ولي وقتي شما در يك پروژه شكست بخوريد، ديگر شكست خوردهايد.
«لابوف» در ادامه گفت: البته همه مشكلات متوجه «اسپيلبرگ» نيست، بلكه من هم بعنوان بازيگر تا حدودي در اين باره مقصرم، چون به هرحال وظيفه يك بازيگر اين است كه به يك فيلم روح ببخشد و من به خوبي از عهده اين كار بر نيامدم.
وي افزود: من در اين باره تاكنون با «فورد» صحبتهاي زيادي داشتهام و او نيز به هيچ وجه از اين فيلم راضي نبود.
RED STORM
05-25-2010, 10:42 PM
پس از این همه هیاهو و رفت و آمد بلاخره جعفر پناهی به صورت موقت آزاد شد http://footiran.ir/images/smilies/flirtysmile2.gif
با وصیقه 200 میلیون تومنی آزادش کردن فعلا http://footiran.ir/images/smilies/flirtysmile2.gif
تو این چند وقت توی کن خیلی سر و صدا شده بود سر این موضوع ، معاون وزیر هنر فرانسه هم یه نامه داد بود به مسئولین ایرانی و ...
چند روز پیش هم مخملباف و قبادی و یکی دوتا دیگه یه نشست گزاشته بود برای تلاش واسه آزادی جعفر پناهی ،
خلاصه به هر حال هر طوری بود فعلا موقتا آزاد شده ،
خداوکیلی تعصب بیشتر از این تو کارگردانای ایرانی نداریم http://footiran.ir/images/smilies/294.gif الان اگر ببینید قبادی ، مخلباف ، کیارستمی و خیلی های دیگه رفتن تو خارج فیلم میسازن ولی جعفر پناهی نمیره خارج و مونده و میجنگه !
چند وقت پیش یه چیز جالبی میگفت ، گفت من خوشم نمیاد کارگردانای ایرانی برن بیرون کشور این به ضرر سینمای ماست و خیلی لطمه وارد میکنه به سینمای مستقل هنری و اصیل ما http://footiran.ir/images/smilies/164.gif
پ.ن : یه گزارش این بیست و سی نشون داد ادم گریه ش میگرفت از بس دروغ توش بود ، مثلا لباس مجری آنچنان بد نبود که بخواد شطرنجی بشه ولی شطرنجی کرده بودن که بگن این جشنواره فاحشه خونه ست و کیارستمی ادم خیلی بدیه که رفته اونجا و البته اینها آدمای خیلی بدی هستن که دارن از جعفر پناهی حمایت میکنن و ... !
و البته یه روبوسی کیارستمی و ژولیت بینوش کردن اینو چهل بار پخش کردن http://footiran.ir/images/smilies/125e.gif حالا مثلا این با اون روبوسی کرده به کسی چه ؟!!! http://footiran.ir/images/smilies/125e.gif
Karim
05-26-2010, 12:19 AM
پویا جان این کیارستمی محاربه!سال 97 هم بابت نخل طلای طعم گیلاسش کاترین دونوو رو بوسید!
RED STORM
06-01-2010, 12:11 PM
http://forum.tvshow.ir/attachment.php?attachmentid=19668&d=1274723893&thumb=1
pesarjonoob
06-15-2010, 03:28 PM
http://www.siterooz.com/bio/khabar/ekhtetamie294.jpg
شایعه میسازم پس هستم
برخی از سینماگران انرژی زیادی صرف تكذیب حرفهایی میكنند كه از اساس غلط هستند
در لابهلای اخبار سینمایی جمله «تكذیب میشود» را زیاد میشنویم. به همین دلیل وقتی خبرهای حوزه سینمای ایران را میخوانیم، نمیتوانیم دربست باورشان كنیم. همیشه آمادگی داریم برای این كه خبری تكمیلی منتشر شود و بگوید خبر قبلی درست نبوده و صحیحش این است كه... .
یك لحظه فكر كنید و ببینید از آخرین شایعه سینمایی كه شنیدید، چند روز میگذرد. حتما میدانید كه یكی از بزرگترین و عجیبترین شایعههای امسال، انتشار خبر ازدواج الناز شاكردوست و علیرضا حقیقی، دروازهبان پرسپولیس بود. او پس از شنیدن این خبر گفت: من این آقا را اصلا نمیشناسم و نمیدانم اصلا برای چی برخی این كارها را میكنند. او اكنون در پی شكایت از كسانی است كه این گونه اخبار را منتشر كردهاند. چند روز بعد شاكردوست مجبور شد خبر دیگری را هم تكذیب كند. او تاكید كرد: من هیچ دیداری با آقای مشایی قبل از سال جدید نداشتهام و واقعا متاسفم كه برخی سایتهای خبری در انتشار اخبار كذب و دروغ متبحر شدهاند.
نكته جالب این كه در خبر دیدار الناز شاكردوست با مشایی بر دیدار مشایی با جهانگیر كوثری و تهمیه میلانی هم اشاره شده است در حالی كه این خبر نیز از سوی این دو هنرمند پیش از این تكذیب شده بود! این خبر هم چند روز پیش منتشر شد: لیلا حاتمی و علی مصفا به دادگاه احضار شدهاند. علی مصفا چند روز بعد با تكذیب خبر مفتوح شدن پروندهای علیه خانواده خود در شعبه 38 دادگاه، حضور خود و لیلا حاتمی را در دادگاه تنها به عنوان شاهد درباره پرونده كلاهبرداری فردی علیه یكی از اقوام خود عنوان كرد. این گونه است كه سینماگران مجبور میشوند دائما در مسیر تایید و تكذیب حركت كنند.
pesarjonoob
06-15-2010, 03:31 PM
http://i28.tinypic.com/141ijc7.jpg
محمدرضا گلزار، شایعههایی برای تمام فصول
در بین ستارههای مرد، محمدرضا گلزار ركورددار جدال با حاشیهها و شایعههاست. نكته جالب درباره گلزار این است كه حتی خبرهای صحیح مربوط به او هم پس از چندی تكذیب شدهاند.
خبر دستمزد 90 میلیونی گلزار برای 3 روز بازی در فیلم «دموكراسی تو روز روشن» بلافاصله پس از انتشارش از سوی كارگردان تكذیب شد، اما چند ماه بعد حاج آقای زم، تهیهكننده فیلم در نشست مطبوعاتی دموكراسی تو روز روشن، این خبر را تایید كرد و گفت: این جور دستمزدها خیلی هم خوب است و هیچ اشكالی ندارد. بقیه هم باید سر كیسه را شل كنند و موجب تقویت شدن جیب بازیگرانشان شوند. خب حالا اگر یك فلاش بك بزنیم و حرفهای چند ماه پیش آقای كارگردان را مرور كنیم، حق داریم متعجب شویم.
علی عطشانی، كارگردان فیلم دموكراسی تو روز روشن با رد كامل این خبر از شنیدن آن شگفتزده شد و به وطن امروز گفت: من نمیدانم روزنامهها و خبرگزاریها این خبر را با چه منبعی كار كردهاند؟ نمیدانم این ارقام را از كجا آوردهاند؟ اینها كه گفتند 90 میلیون، یكباره میگفتند 900?میلیون تا این خبر خندهدارتر شود. وی كه بسیار از این خبر و مسائل پیرامون آن برآشفته شده بود، ادامه داد: مبلغی كه به محمدرضا گلزار داده شده، خیلی كمتر از همه این شنیدههاست. گلزار مبلغی معمولی و عادی برای این فیلم دریافت كرده و مطمئن باشید این خبرها كذب محض و بیشتر شبیه یك جوسازی است.
این جملات نشان میدهند كه خبرنگاران همیشه مرغ عروسی و عزا هستند و هر كس از هر جا شاكی باشد، ناراحتیاش را سر این قشر محترم خالی میكند. البته سینماگران حق دارند كه از برخی زردنامهها گلایه كنند. این نكته را یادمان باشد كه در زردنامهها چیزی به نام خبرنگار وجود ندارد. آنها تعدادی نیروی «خبر بردار» دارند كه اخبار را از سایتهای این طرف و آن طرف كپیبرداری میكنند. البته بعضیهایشان هم متكی به نیروی تخیل هستند و هر چه در لحظه به ذهنشان برسد، مینویسند. زردنامهنویسان خیلی علاقه دارند به زندگی گلزار سر و سامانی بدهند، بنابراین هر چند وقت یك بار فهرستی از كسانی كه این استار به آنها پیشنهاد خواستگاری داده، چاپ میكردند. خطرناكترین شایعه مربوط به گلزار خبر دروغ خواستگاری او از مهناز افشار بود كه در سایتهای اینترنتی منتشر شد. آنها پیاز داغ این خبر را زیاد كردند و گفتند رابطه صمیمیشان در سر صحنه فیلم «آتشبس» تهمینه میلانی شكل گرفته است. این دو تا بازیگر آنقدر از شنیدن این خبر دروغ عصبانی شده بودند كه بلافاصله از یكی از رنگیننامهها شكایت كردند.
موضوع دیگری كه زردنامهها خیلی به آن علاقه نشان دادند، خبر ممنوعالتصویر شدن گلزار بود. آنها نشستند كارنامه گلزار را بررسی كردند تا ببینند كدام یك از اعمال نیك و بدش منجر به ممنوعالتصویری او شده است. خیلیهایشان حدس زدند كه دستمزد 70 میلیونی گلزار علت اصلی قضیه بوده است.
آنها چند دلیل دیگر هم كشف كردند: او به دلیل اختلاف با صاحبان یك پروژه سینمایی و تعهداتی كه به آن عمل نكرده جریمه شده است، در سینمای ایران نباید كسی ستاره شود پس... .
هنگامی كه فیلم دو خواهر با بازی او اكران شد، خیلیها خیالشان بابت رفع ممنوعالتصویریاش راحت شد، اما خیالپردازی درباره دلایل و چگونگی بازگشت دوبارهاش همچنان ادامه داشت.
پروژه شایعهسازی درباره این بازیگر زمانی دوباره كلید خورد كه خبر دستگیریاش منتشر شد.
یكباره كلی داستان خیالی درباره بازداشت او ساخته شد: چند تهیهكننده سینما از او شكایت كردهاند، او در حالتی ویژه و با سرعت بیش از حد مجاز در یكی از بزرگراههای دبی رانندگی میكرده، گلزار را در یك مهمانی دستگیر كردهاند و... .
pesarjonoob
06-15-2010, 03:34 PM
http://sites.google.com/site/simorghphoto/Home/Hedieh.jpg
هدیه تهرانی، آرامش در غیاب دیگران
هدیه تهرانی سعی كرده خیلی جلوی چشم خبرنگاران آفتابی نشود، اما زردنامهها همواره با اخبار جنجالیشان او را مورد لطف و عنایت قرار دادهاند. زمانی كه او برای مدتی با سینما خداحافظی كرد تا حدودی از دست مزاحمتهای شایعهسازان راحت شد.
یكی از قدیمیترین شایعهها این بود كه او میخواهد مجری یك شبكه ماهوارهای به نام صبا شود.بهروز افخمی موضوع را كمی شفافتر كرد و گفت: گرچه هیچ اشكال و مانعی برای همكاری هدیه تهرانی با شبكه صبا وجود نداشت، اما به علت آن كه توان پرداخت دستمزد او را نداریم، از همان ابتدا قصد نداشتیم كه از وی به عنوان مجری این شبكه استفاده كنیم. در حالی كه این مساله را بارها و بارها اعلام كردیم كه خانم تهرانی با ما همكاری ندارد و اخباری كه در این زمینه گفته میشد را تكذیب میكردیم.
پس از این كه همه نیروهای سیاسی، فرهنگی و هنری این شایعه را تكذیب كردند،
با این حرفهای بهروز افخمی (كه آن زمان به عنوان مدیر شبكه تلویزیونی صبا از او یاد میشد) معلوم شد كه تا نباشد چیزكی مردم نگویند چیزها.
بمب خبری زردنامه درباره تهرانی این بود كه فیلمبردار «ارباب حلقهها» از این بازیگر خواستگاری كرده است. شاخ و برگهای این شایعه هم در نوع خود جالب بود.
میگفتند او در تهران با این فیلمبردار سرشناس استرالیایی آشنا شده و در فرانسه تجدید دیدار كرده و قرار است مراسم خواستگاری را در تهران بهجا آورند.
البته زردنامهها افراد دیگری را در هم صف خواستگاران تهرانی جای دادهاند كه از آوردن نام آنها معذوریم. در زمستان سال گذشته نمایشگاه عكس این خانم بازیگر هم حسابی خبرساز شد.
او خود اعلام كرد: سازمان میراث فرهنگی و گردشگری 220 میلیون تومان برای برپایی نمایشگاه عكسش به وی كمك كرده است.
در كنار این خبر، سخنگوی این سازمان اعلام كرد تنها 120 میلیون تومان به این هنرمند اعطا شده است. بنابراین خوانــندگانروزنــامهها سرگیـــجه گرفتـــند و نفهمیدند كدام خبر را باید باور كنند.
حاشیههای مربوط به هدیه تهرانی تا چند ماه بعد ادامه داشت؛ بویژه زمانی كه عكس 2 نفره او با اسفندیار رحیممشایی منتشر شد.
رئیس دفتر رئیسجمهور یك بار موضوع ترفندهای رایانهای برای نزدیك نشان دادن فاصله وی و هدیه تهرانی را مطرح كرد و بار دیگر گفت: عكاس، عكس را از زاویهای گرفته كه نزدیك هم دیده شویم.
pesarjonoob
06-15-2010, 03:35 PM
فهرستی از مهمترین شایعات سینمایی زردنامهها
نیكی كریمی میخواهد در انتخابات مجلس نامزد شود.
بهرام رادان به خاطر بیاحترامی به سیمرغ جشنواره، ممنوعالتصویر شده است.
قرار است مسعود دهنمكی، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی شود.
صدای چاوشی باعث توقیف فیلم «سنتوری» شده است.
میترا حجار قرار است در فیلم آمریكایی Stellina Blue به كارگردانی گابریل اسكات بازی كند.
بهاره رهنما تصادف كرده و به كما رفته است.
حمیده خیرآبادی تنهاست و اطرافیانش به او رسیدگی نمیكنند. او از همسایگان تقاضا كرده به خانه سالمندان منتقلش كنند.
كریم باقری قرار است در یك فیلم سینمایی بازی كند.
گلشیفته فراهانی به خاطر بازی در فیلم «مجموعه دروغها» به كارگردانی ریدلی اسكات ممنوعالخروج شده است.
آتشسوزی سینما جمهوری یك ماجرای سیاسی بوده و توسط مخالفان لیلا حاتمی و علی مصفا انجام شده است.
قرار است مسعود دهنمكی فیلم تبلیغاتی احمدینژاد را بسازد.
میترا حجار به خاطر بیاحترامی به داوران جشنواره فیلم فجر، ممنوعالتصویر شده است
rahim
06-22-2010, 12:05 AM
I am love
==================================
دهه 1930 میلادی است ."اما" یک زن روسی است که مردی از خانواده ریچی ازدواج می کند و به این ترتیب آداب و رسوم این خانواده قدرتمند را بر می گزیند. اما زمانی که با دوست فرزندش که یک سرآشپز جوان به نام آنتونیو است آشنا می شود رابطه ای بین این دو شکل می گیرد و...http://www.movietime.ir/images/stories/reviews/I_am_love/1.jpg
روابط خانوادگی در ایتالیای در حدود ینم قرن پیش هنوز هم دستمایه سوژه های بسیاری برای سازندگان است. روابط عجیبی که البته گل سر سبد آن را می توان مافیا نامید! . در تازه ترین محصول سینمای ایتالیا فیلم " من عشق هستم " ساخته " لوکا گواداگینو " این رابط خانوادگی وارد رسوایی های عجیبی می شود که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت .
جدیدترین ساخته " لوکا " با اینکه از حیث طراحی صحنه و فیلمبرداری و بازی بازیگرانش فیلم قابل اعتنایی است اما فیلمنامه آن دارای مشکلاتی است که باعث می شود فیلم چندان نتواند تاثیر مورد نظرش را به بیننده منتقل کند . ادواردو ، پسر "آما " در یک مسابقه کشتی از حریفش که یک سر آشپز است می بازد و بنابراین برنده به پارتی خانوادگی ریچی ها دعوت می شود و.. . اما دلایلی که " اما " ناگهان عاشق آنتونیو می شود به روشنی برای تماشاگر توضیح داده نمی شود. در واقع این سوال برای تماشاگر پیش می آید که با وجود یک زندگی خوب برای "اما "و فرزندان وی ، چه لزومی دارد که وی به یکباره بعد از این همه سال به طرف آنتونیو کشیده شود ؟! در واقع در لحظاتی از فیلم تماشاگر بجای اینکه احساس کند که " اما " عاشق شده ، بیشتر احساس خواهد کرد که وی دچار بیماری جنسی است! همچنین باید به سلسله اتفاقات عجیب فیلم مانند اتفاقاتی که برای دختر اما می افتد هم اشاره کرد. دختر " اما " به یکباره تصمیم می گیرد که دوست پسرش را جواب کند چرا که وی تصمیم گرفته است یک هم*نسگرا باشد!! . حضور هم**گرایی که اکثرا درآمریکا و فیلمهای هالیوود مشاهده می شود چندان در یک فیلم ژانر کلاسیک قابل قبول نیست. موضوعاتی مانند " هم**گرایی ، با اینکه از قرنها قبل وجود داشته اما رشد آن به همین چند دهه گذشته بر می گردد و ظاهرا تاثیر این عمل به فیلم " لوکا " هم رسیده است که در یک خانواده اصیل ایتالیایی در دهه 30 میلادی با آن آداب رسوم خشک چنین اتفاقی برای دختر " اما " می افتد! این روایت نامنسجم و دور از ذهن که در فیلم " من عشق هستم " وجود دارد اصلی ترین مشکلی است که تماشاگر با آن روبروست و جدیدترین ساخته " لوکا " علی رغم پتانسیل بسیار بالا در خلق یک فیلم هنری نتوانسته از این امتیازات به خوبی استفاده کند . متاسفانه اشتباهاتی که اغلب سینماگران در ساخت فیلمهای هنری - درام مرتکب می شوند ، وجود صحنه های جنسی زیاد در فیلم است . این فیلم نیز دنباله رو همین اشتباهات است. در این فیلم بیشتر از حد معمول صحنه ی جنسی وجود دارد و اتفاقات خوب و بد فیلم همگی در آخر به همین رابطه کشیده می شود !. حتی پایان بندی فیلم نیز عجیب و غریب و دور از منطق است و در آخر فقط این حسرت را باقی می گذارد که چرا با وجود طراحی صحنه ، موسیقی زیبا ، بازی های خوب بازیگران و... باید مشکل بزرگی به نام فیلمنامه وجود داشته باشد.
" تیلدا سوینتون " یکی از بهترین بازیگران سینما در این چند سال اخیر بوده است و در این فیلم نیز بازی سفت و سختی انجام داده است . اما با اینحال فکر می کنم شما هم با من هم عقیده باشید که وجود او در یک خانواده اصیل ایتالیایی و کلا چنین فیلمهایی کمی آزار دهنده است. با اینحال نمی توان از بازی خوب وی چشم پوشی کرد . بقیه بازیگران فیلم همگی حضوری متوسط در فیلم دارند .
در کل " من عشق هستم " از مشکلی به نام فیلمنامه نامنسجم رنج می برد!. مطمئنا اگر مسائل جنسی فیلم به این شدت در فیلم نبود ،این فیلم می توانست تبدیل به یک فیلم هنری بسیار خوب برای سینمای ایتالیا شود. به شما دوستان هم توصیه می کنم که هنگام دیدن این فیلم به هیچ وجه اجازه ندهید افراد کم سن وسال آن را تماشا کنند .
میثم کریمی
من عشق هستم : http://www.movietime.ir/images/stories/reviews/I_am_love/2.jpgI am Love ) ) Io sono l'amore
نویسنده و کارگردان :
Luca Guadagnino
بازیگران :
Tilda Swinton ... Emma Recchi
Flavio Parenti ... Edoardo Recchi Jr.
Edoardo Gabbriellini ... Antonio Biscaglia
Alba Rohrwacher ... Elisabetta Recchi
و...............
ژانر : درام
درجه سنی : R( افراد کمتر از 17 سال اجازه دیدن فیلم بدون والدین را ندارند )
زمان : 120 دقیقه
حاتم ایرانی
07-02-2010, 02:30 AM
«24» به شبکه نمایش خانگی میآید
مجموعه تلویزیونی 24 براي نمايش در شبکه نمایش خانگی آماده شد. http://files.tabnak.com/pics/201006/201006291556591737.jpg (http://www.tafrihi.com/)
به گزارش روابط عمومی شرکت تصویر دنیای هنر (TDH)، با گسترش پخش سریالهای گوناگون از شبکههای مختلف ماهوارهای که بدون درنظر گرفتن حریم اخلاقی خانوادههای ایرانی و با دوبلههای بسیار ضعیف و فاقد کیفیت تهیه و روی آنتن میرود، شرکت تصویر دنیای هنر، حقوق پخش ویدئویی سریال «24» را خریداری کرد و این مجموعه پرطرفدار تلویزیونی که در ادامه استقبال خانوادههای ایرانی و علاقمندان شبکه سینمای خانگی از سریال موفق «فرار از زندان» که سال گذشته در شبکه نمایش خانگی توزیع شد، هم اکنون به مدیریت بهرام زند و با همکاری جمعی از بهترین دوبلورهای ایران درحال گذراندن مراحل فنی است، با تایید شورای پروانه نمایش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجام امور فنی و کیفی از قبیل اصلاح پوشش و غیره به زودی وارد شبکه نمایش خانگی کشور میشود.
http://files.tabnak.com/pics/201006/201006291556592589.jpg (http://www.tafrihi.com/)
نادر طالب زاده (فیلمساز و کارشناس مسائل فرهنگی و هنری) نیز بهعنوان مشاور فرهنگی، محتوایی و سیاسی بر روند آمادهسازی این مجموعه نظارت داشته است.
http://files.tabnak.com/pics/201006/201006291556594339.jpg (http://www.tafrihi.com/)
24 داستان یک مامور سازمان CTU به نام جک باور است که درگیر ماجراهایی در طول 24 ساعت (یک شبانه روز) میشود. پخش این سریال از سال 2001 آغاز شده و اوایل سال میلادی جاری به پایان رسیده است.
http://files.tabnak.com/pics/201006/201006291556591349.jpg (http://www.tafrihi.com/)
RED STORM
07-20-2010, 10:16 PM
سلام بر همه سینمادوستات
دیشب فیلمی با نام Surrogates رو دیدم.
http://dlmovie.persiangig.com/image/film/Surrogates%20%E2%80%93%202009.jpg
نام:Surrogates (جانشین ها)
کارگردان:Jonathan Mostow
نمره:6.3
تاریخ اکران:25 سپتامبر 2009
بازیگران:Bruce Willis ،Agent Thomas Greer ،Radha Mitchell ، Agent Peters
سایت فیلم:chooseyoursurrogate.com
کمپانی سازنده:Touchstone Pictures
نویسندگان:Robert Venditti ،Brett Weldele
سبک فیلم:Thriller, Sci-fi, Technology, Adaptation
جمله تبلیغاتی:چطور آیا شما صرفه جویی میکنید ای بشر و زمانیکه که تنها چیز آن است که شما را واقعی است.
داستان:
داستان فیلم در سال 2017 اتفاق می افتد . در این زمان تکنولوژی بسیار پیشرفت کرده است و روابط از بین رفته است. انسان ها تمامی کارهای خود را به روبوت هایی که کاملا از نظر فیزیکی و مانند خودشان هستند واگذار کرده اند و این روبوت ها هستند که تمامی کارهای انسانی را انجام میدهند و فقط وظیفه ی کنترل آنها را بر عهده دارند. امکانات و پیشرفت باعث شده است تا جرم و جنایت پایان گرفته باشد. اما با وقوع یک قتل کاراگاه توماس گریر مجبور می شود پس از چنج سال خانه اش را ترک کند چون روبوت او قادر به پیدا کردن قاتل نیست. تحقیقات توماس او را به سمت گروهی می کشد که قصد دارند کل این جامعه ی روباتی را نابود کنند...
نقد فیلم:
هر روز که می گذرد روبات ها و کامپیوتر ها کارهای بیشتری را به عهده میگیرند .آیا زمانی می رسد که آدمی فقط در اطاقش بخوابد و هدایتگر روباتش باشد ؟ .فیلم جانشین ها چنین زمانی را به تصویر می کشد که البته اصلا هم زمان شاد و مفرحی نیست .تمام فعالیت فیزیکی انسان وقتی فقط محدود به کنترل روبات شود نامی به جز مرده نفس کش را نمیتوان بر آن نهاد .در فیلم نشان می دهد که گریر حتی با همسر خود هم زندگی نمی کند بلکه جانشین اوست که اطراف او می چرخد .همسرش که در کنار اطاق بغلی در حال کنترل روبات است روابط انسانی را راموش کرده یا اینکه خود را به فراموشی می زند اما تام به جانشینش می گوید که من تو را نمی شناسم همسری کسی است که در آن اطاق است در واقع زمانه ای شده که انسان ها مانند قبرستان در گورهای کنار هم اما مجزا زندگی می کنند .از قدیم همیشه از بازی بروس ویلیس خوشم میامد و این فیلم هم بروس عزیز کار خودش را خیلی خوب انجام داده نکته ای که در مورد ایشان قابل ذکر است اینکه به گمانم شخصیت قهرمان این فیلم هم شباهت بسیاری به بروس ویلیس واقعی پیدا کرده چرا که تام افسر پلیس برای اجرای عملیات های اکشن و پردردسر از جانشینش که روبات جوانی است استفاده میکند بروس عزیز هم اکنون مدت زیادی است که از بروس جان سخت فاصله گرفته و باید برای فیلم های اکشن خود فکر جانشین باشد ریتم فیلم هم بسیار ریتم خوب و گیرایی است.
فیلم از نظرمن:
فیلم همونطور که در نقد گفته شده برمیگرده به سالهای آینده که روباتها حتی جانشین انسانها برای رفت و آمد در خیابان و کوچه و محل کارشون میشن و این تکنولوژی روز به روز پیشرفت میکنه.
به نظرم فیلمنامه فیلم شباهتی بیش به فیلمنامه فیلم "من روبات هستم"داره که تا حدودی بیینده فکر میکنه دوباره داره فیلم "من روبات هستم" رو میبینه ولی عوامل فیلم و حتی اسم فیلم تغییر کرده.و تغییر آنچنانی در داستان شکل نگرفته.
به هر حال اگر همچین فیلمی رو هم نگاه نکردید چیزی رو از دست ندادید.
*************************
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/3/3b/Movie_poster_i_robot.jpg/200px-Movie_poster_i_robot.jpg
"فیلم من روبات هستم" با بازی ویل اسمیت و به کارگردانی الکس پرویاس.شباهتی داستان فیلم به طور قطع شبیه داستان فیلم جانشین ها است.
این فیلم فروشی معادل 347,234,916$ در کل سینماهای دنیا از آن خودش کرد.
دیدن این فیلم خالی از لطف نیست.
RED STORM
07-23-2010, 09:45 PM
نولان فیلمی صرفا تجاری و عامه پسند نمیسازد و فیلم جدید او هم اون سینمای پیچیده و هنری و به قولی اون ظرافتهای هوشمندانه خودش را که بسیار برای شعور مخاطب خود احترام قایل هست همچون ممنتو به خوبی در این فیلم هم به کار برده و پیاده کرده ...
دزد رویاهای ارزشمند - به استقبال اکران «سرآغاز» فیلم تازه کریستوفر نولان
کریستوفر نولان بعد از ساخت شوالیه تاریکی که فروشش از مرز یک میلیارد دلار گذشت، این بار با سرآغاز یا Inception به سینماها آمده است. این درام علمی تخیلی از دیروز(مطلب مال چند روز قبل هست) اکران شد و پیشبینی میشود یکی از موفقترین فیلمهای امسال باشد. چه بسا موفقیت شوالیه تاریکی را تکرار کند.
کریستوفر نولان، فیلمساز موفق که بتمن را جانی دوباره بخشید و یکی از تلخترین بتمنهای تاریخ را به پرفروشترین آنها تبدیل نمود، این بار ۲ سال بعد از شوالیه تاریکی فیلم جدیدش را بر پرده سینماها میبیند. در کارنامه نولان فیلمهای خیلی خوبی مثل بیخوابی (با بازی اسطوره بازیگری سینما یعنی آلپاچینو)، پرستیژ (با بازی هیو جکمن و اسکارلت جوهانسون)، بتمن آغاز میکند و همین شوالیه تاریکی دیده میشود و همین کارنامه موفق بینندگان را امیدوار کرده تا بار دیگر فیلمی جذاب و دیدنی از او ببینند. او که از فیلم تعقیب با بودجه ۶ هزار دلاری شروع کرد، بعد ۱۲ سال امروز تولیدات بسیار بزرگی مثل همین سرآغاز را تجربه میکند که بودجه 160 میلیون دلاری برای آن هزینه شده است.
اما لئوناردو دیکاپریو، بازیگر اصلی این فیلم است. آخرین فیلمی که از دیکاپریو دیدم جزیره شاتر یا Shutter Island ساخته مارتین اسکورسیزی (یکی از بهترین کارگردانان سینما) بود که هم فیلم و هم بازی او را بسیار دوست داشتم. همکاری دیکاپریو و اسکورسیزی در این فیلم و قبلتر در جداافتاده یا The Departed زیبا و دیدنی است و هرچند مثل همکاری اسکورسیزی و اسطورهای به نام رابرت دنیرو نمیشود ولی باز هم حاصل کار جذاب و دیدنی بوده است. دیکاپریو در انتخابهای چند سال اخیرش نشان داده که همواره در انتخاب فیلمها سختگیر بوده و هر فیلمی که برای بازی انتخاب کرده آثاری قابل اعتنا بودهاند و حرفی برای گفتن داشتهاند. در سرآغاز در کنار دیکاپریو، الن پیج نیز در این فیلم نفشآفرینی میکند. علاقهمندان سینما الن پیج را با فیلم زیبای جونو به یاد میآورند که در آن فیلم پیج با بازی در نقش اصلی نشان داد بازیگری توانمند و شایسته است.
اما سرآغاز داستانی عجیب و جالب دارد. داستان فیلم از این قرار است: دام کاب یک دزد ماهر است که در هنر خطرناک استخراج و دزدیدن رازهای ارزشمند در رویا، زمانی که ذهن در آسیبپذیرترین وضعیت ممکن قرار دارد، بهترین است. این توانایی کاب او را تبدیل به آدمی ارزشمند در دنیای جاسوسی میکند اما در عین حال از او یک فراری بینالمللی میسازد و به قیمت از دستدادن هر آنچه که او به آن عشق میورزیده تمام میشود. حال او فرصتی برای رستگاری مییابد؛ اما این بار باید کاری برعکس انجام دهد؛ یعنی او و تیمش نباید ایده یا فکری بدزدند، بلکه باید آن را در ذهن قرار دهند. در این میان دشمنی نیز وجود دارد که به دقت حرکات و برنامههای آنها را پیشبینی میکند. یک دشمن که فقط کاب میتواند آمدن آن را ببیند.
آنچه که به عنوان داستان فیلم عنوان شد تنها ظاهر و سطح ماجراست. داستانی بس پیچیدهتر از این در فیلم اتفاق میافتد که بینندگان را مجذوب خود میسازد. فیلم با نقدهای خیلی خوبی مواجه شده است. ۹۰ درصد نقدها درباره آن مثبت بوده و از آن به عنوان «یک تریلر هوشمندانه و نوآورنه» و «چیزی که تابستان به عنوان بلاکباستر به آن نیاز دارد» یاد شده است. برخی از بینندگان بعد از دیدن فیلم گفتهاند که در قسمتهایی نفسشان در سینه حبس شده بود.
باید دید سرآغاز چقدر با استقبال مخاطبان سینما روبرو میشود و آیا میتواند موفقیتی دیگر در کارنامه هنری نولان باشد یا خیر.
"کریستوفر نولان" در گفتگوی خود با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی رویترز درباره فیلم اخیر خود صحبت کرد.
به گزارش خبرگزاری سینمای ایران، "کریستوفر نولان" که پیش از این فیلم های معروف و پرفروشی مانند "خاطره" (Memento)، "بازگشت بت من" (Batman Returns)، "بت من، شوالیه سیاه" (Batman Dark Night) را ساخته ، این بار فیلم تخیلی و ماورایی "آغاز" (Inception) را بر روی پرده های سینما برده است.
بنابر گزارش پایگاه اطلاع رسانی رویترز، "کریستوفر نولان" با اظهار این مطلب که همیشه دوست دارد فیلم های چالشی بسازد در گفتگوی خود با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی رویترز درباره ساخت فیلم اخیر خود و موضوع آن صحبت کرده است که مشروح آن را در زیر می خوانیم:
-به عنوان اولین سئوال از شما می پرسم، "آغاز" درباره رویا است. تا به حال رویایی واضح دیده اید؟ آیا رویا دیدن را دوست دارید؟
"نولان": بله، خواب دیدن را خیلی دوست دارم و فکر می کنم رویای هر شخصی برای خود آن شخص خیلی جالب است، رویاها مشکوک ترین و رمزآلود ترین پروسه ذهنی بشریت هستند.
-پس از ساخت "بت من، شوالیه سیاه" بیان کرده بودید که دیگر دست به ساخت پروژه های عظیم سینمایی نمی زنید، ولی "آغاز" از جمله پروژه های عظیم سینمایی ساخته شده در هالیوود است، علت این کار چیست؟
"نولان": به عقیده من "آغاز" یک پروژه سینمایی بزرگ محسوب نمی شود و ما به اندازه "بت من، شوالیه سیاه" برای ساخت آن هزینه نکرده ایم. در مورد ساخت این فیلم نیز باید بگویم که من همیشه دوست داشتم فیلمی چالشی را درباره خواب و رویا بسازم.
-در مصاحبه های دیگر خود درباره "آغاز" اظهار کرده اید که ایده ساخت این فیلم را از زمان نوجوانی در ذهن خود می پرورانده اید، حقیقت دارد؟
"نولان": بله، باید بگویم تقریبا از زمانی که بچه بودم به این موضوع علاقه داشتم، در زمان نوجوانی ایده ساخت این فیلم به ذهنم رسید و سرانجام از 10 سال پیش شروع به نوشتن فیلم نامه این فیلم ماورایی کردم.
-چرا نوشتن فیلم نامه 10 سال طول کشید؟
"نولان": چند سال طول کشید تا بتوانم مضامین احساسی را با موضوع فیلم همراه کنم. زیرا فکر می کنم بیشترین موضوعی که انسانها را می تواند درگیر کند مضامین احساسی است. چند سال را نیز صرف نوشتن شخصیت های داستان کردم، شخصیت هایی که موجب ارتباط تماشاگر با موضوع فیلم می شوند. اگرچه ممکن است شخصیت های این فیلم به نظر مخاطب دیوانه به نظر برسند، اما به نظر من اینطور نیست.
-"مایکل کین"، که در "آغاز" هم بازی می کند گفته است که شما مرموزترین کارگردانی هستید که تا به امروز دیده است، آیا اینطور است؟ چرا اینقدر مرموز هستید؟
"نولان": به نظر تا آنجایی که ممکن باشد یک کارگردان نباید اجازه دهد که مخاطبان اطلاعاتی را درباره فیلمی که در حال ساخت آن هست بدست آورند. معتقدم تمام جذابیت یک فیلم برای تماشاگر آن وجود همین موضوع است.
-نظرتان در مورد حضور "لئوناردو دی کاپریو" در "آغاز" چیست؟
"نولان": سالها بود که دوست داشتم با " لئوناردو دی کاپریو"کار کنم، "دی کاپریو" علاوه بر توانا بودن در امر بازیگر دارای یک شخصیت خاصی است که این امر موجب شده است بیشتر تماشاگران به او علاقه پیدا کنند.
-و اما آخرین سوال، "آغاز" جدی ترین فیلمی است که در بین فیلم های سرگرم کننده تابستانی اکران شده است. فکر می کنید با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبرو شود؟
"نولان": شوخی های ظریفی نیز از سوی بازیگران نقش های مکمل در این فیلم وجود دارد و آنقدر که شما می گویید جدی نیست. فکر می کنم تماشاگران با دیدن این فیلم اوقات خوشی را در سینماها سپری کنند و از دیدن آن لذت ببرند.
ترجمه از: عارف محمدزاده
RED STORM
07-23-2010, 09:47 PM
رویا در رویا - نقد راجر ایبرت درباره فیلم سرآغاز
قبلا هم در مورد «سرآغاز» نوشته بودم. این روزها فیلم تازه کریستوفر نولان با بازی لئوناردو دیکاپریو و الن پیج سروصدای زیادی به پا کرده و گیشه سینماها را به تسخیر خود درآورده است. در کنار اینها، سیل نقدهای مثبت است که به سوی این فیلم سرازیر شده و آن را به اثری موفق هم در نزد منتقدان و هم در نزد مخاطبان تبدیل کرده است.
راجر ایبرت با دادن ۴ ستاره کامل به سرآغاز در نقدش نشان داده که فیلم را پسندیده است. او نقدش را چنین آغاز میکند: «گفته میشود که کریستوفر نولان ۱۰ سال برای نوشتن فیلمنامه سرآغاز وقت صرف کرده است. قهرمان فیلم یک معمار جوان را با واداشتنش به ساخت یک ماز آزمایش میکند، و نولان ما را با ماز خیرهکننده خودش. ما باید به او اعتماد کنیم که میتواند ما را به درستی هدایت کند، چرا که در بسیاری از زمان فیلم ما گم شدهایم. نولان باید داستان را بارها بازنویسی کرده باشد[/b].»
http://www.fcbayern.ir/FcBayern/files/public/1279752587_645_FT43707_inceptionreview_.jpg
سرآغاز داستان پیچیدهای دارد، ایبرت ضمن اشاره به این نکته، مینویسد: «داستان میتواند در چند جمله گفته شود، یا اصلا گفته نشود. این فیلم نسبت به اسپویلرها ایمن است: اگر بدانید چگونه تمام میشود، هیچ چیزی به دست نیاوردهاید مگر این که بدانید چگونه داستان به آنجا میرسد؛ و دانستن این که چگونه به آنجا میرسد، باعث میشود سردرگم شوید. کل فیلم درباره این روند است، جنگ میان رویا و واقعیت، واقعیت آمیخته با رویا و رویاهایی بدون واقعیت. این یک شعبدهبازی نفسگیر است. نولان ممکن است که نوشتن این داستان را در زمان ساخت Memento در سال ۲۰۰۰ شروع کرده باشد.»
ایبرت ادامه میدهد: «مثل قهرمان فیلم Memento، بیننده سرآغاز در زمان و تجربیاتش غوطهور است. ما هرگز نمیتوانیم درباره ارتباط زمان رویا و زمان واقعیت کاملا مطمئن باشیم. قهرمان فیلم توضیح میدهد که شما هرگز نمیتوانید آغاز یک رویا را به خاطر بیاورید، و رویاهایی که به نظر چند ساعت میرسند، ممکن است تنها زمان کوتاهی باشند. شما نمیدانید که چه زمانی دارید رویا میبینید؛ و اگر داخل رویای فرد دیگری باشید چطور؟ زمان رویای شما چگونه با او هماهنگ میشود؟ واقعا چقدر میدانید؟»
داستان فیلم را پیش از این توضیح داده بودم، و این که کاب (با بازی لئوناردو دیکاپریو) در موقعیتی قرار میگیرد که باید برعکس کار همیشهاش، عمل کند؛ یعنی به جای آن که رویایی بدزدد، باید ایده و رویایی در ذهن کسی قرار دهد. مرد پولداری به نام Saito پیشنهادی به کاب میدهد که او نمیتواند ردش کند و او با کمک تیمش حالا باید این ایده را در ذهن رقیب Saito قرار دهد. از طرفی، درگیری عاطفی کاب در مورد همسر و دو فرزندش خط داستانی دیگر سرآغاز است. در این تیم یک معمار برجسته (با بازی الن پیج) هم هست که به کاب کمک میکند.
داستان جدید و نوآورانه سرآغاز از نظر ایبرت از نقاط قوت آن است. وی نقدش را اینگونه به پایان میرساند: «این روزها اغلب فیلمها به نظر میآید که از سطل زباله برگشتهاند: دنبالهها، بازسازیها و ... اما سرآغاز کار سختی را انجام میدهد. سرآغاز کاملا اصل است. کریستوفر نولان بتمن را از نو ساخت، ولی این بار او چیزی را از نو نساخته و کار جدیدی بنا کرده است.»
RED STORM
08-20-2010, 12:17 AM
خدای من http://footiran.ir/images/smilies/eyepopping.gif
تریلرBlack Swan اومد
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/7/7e/Blackswanposter.png/220px-Blackswanposter.png (http://en.wikipedia.org/wiki/File:Blackswanposter.png)
این ارنوفنسکی چه کرده
شانس اول اسکار
بهترین فیلم دنیا http://footiran.ir/images/smilies/84.gif
از حالا 3تا جایزه اسکار برده
1.موزیک(امپراطور کلینت منسل )
2.کارگردانی(سلطان دارن ارنوفنسکی)
3.بهترین فیلم
اینم تریلرش
لینک (http://www.foxsearchlight.com/blackswan/)
++++++++++++++++++++
درود بر darren بزرگ
امسال همه فیلم ها رو f$kمیبره
یکی بیاد جلوش بگیره
RED STORM
09-08-2010, 10:05 PM
یه خبر عجیب در مورد بازی Shadow Of The Colossus
http://up.iranblog.com/Files6/92a9f960575c4863bcef.jpg
Shadow of the Colossus يکی از بهترين و به ياد ماندنیترين بازیهاست .
اين بازی در سال 2005 به صورت انحصاری برای PS2 منتشر شده بود و در آمريکا حدود 900 هزار نسخه فروش داشت. سازنده بازی استوديوی Team Ico بود که در حال حاضر مشغول ساخت يک عنوان برای کنسول PS3 هست.
این بازی جایزه های بسیار زیادی را به خود اختصاص داد و برترین شبیه سازی را اسبی که در بازی با نام " اگرو " بود دریافت کرد. تمام این جوایز مربوط به سالها پیش میشود ولی شاید جالب باشد که بدانید امروز اعلام شد که این شاهکار هنری در حال تبدیل شدن به فیلم است.
این فیلم توسط Kevin Misher در شرکت Colombia Pic در حال ساخت است و شاید جالب باشه که بدونید نویسنده ی این فیلم هم انتخاب شده، کسی که در پرونده ی کاری خود Legend of chun-li را ثبت کرده است.
به نظر میرسد که داستان فیلم جدا از بازی نخواهد بود و همان داستان اصلی دنبال میشود پس با این حساب باید منتظر همان داستان Wander باشیم پسری که برای نجات جون Mono دست به کشتن غول های بزرگ سنگی با نام Colossus میزند.
http://up.iranblog.com/Files6/cf435035e57b4843908b.jpg
از اونجایی که کارگردانش کوین میشره احتمالش هست که به فیلم گند بزنه
چون بنظرم زیاد تجربه کافی تو زمینه ساخت فیلم نداره
از فیلم Lenged Of Chun Li میشه فهمید که چقدر کارش ضعیفه
sbn94
09-08-2010, 10:37 PM
لطفا در مورد سریال اسپارتاکوس هم بنویسید.
pesarjonoob
09-29-2010, 04:21 PM
هدیه ویژه دختر ایرانی برای بازیگر سرشناس هندی
افتتاحیه فیلم سینمایی Dabangg در شب عید با حضور بازیگران نقش اصلی و ستارگان سینمای هند در سینما رویال بمبی برگزار شد که نکته قابل توجه آن حضور ایرانیان در این افتتاحیه بود.
به گزارش خبرهای رسیده از شبکه زی هندوستانافتتاحیه فیلم سینمایی Dabangg در سینما رویال بمبی برگزار شد تا اکران عمومی این فیلم سینمایی آغاز شود.
یکی از نکات قابل توجه در این مراسم حضور چند ایرانی بود که برای سلمان خان هدیه ویژه آورده بودند.هدیه آنها تابلو فرشی بود که عکس سلمان خان در فیلم Veer برروی آن بود که در زمان مناسب به سلمان خان هدیه دادند.
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-9/dabanggpreimier01.jpg
سلمان خان که متوجه شده بود که یک ایرانی به او هدیه داده به زبان فارسی گفت:خیلی فرش قشنگی هست از شما ممنونم.
سلمان خان در طی یک مصاحبه در این رابطه گفت:طرفداران زیادی به من هدیه داده اند ولی یک تابلو فرش با عکس خودم تا الان نگرفته بودم,مطمئن باشید در اتاقم نصب خواهم کرد.
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-9/dabanggpreimier02.jpg
در این مراسم بازیگران دیگری همچون:درمندرا,سونیل شتی,سانجی کاپور,زاید خان,آرباز خان,فرح خان و... حضور داشتند.
بچه ها فيلم دموکراسي تو روز روشن رو کي ديده؟!
اگه کسي ديده نظرش رو بگه، آخه بعضي ها ميگن خيلي فيلم بدي بود و همش تيکه به خدا و اينا بود ولي من چنين نظري رو ندارم... دوس دارم نظراي شما رو هم بدونم
فيلم Resident Evil: Afterlife با زيرنويس هم توي بعضي سايتها اومده هرکي دوس داره بره دانلود کنه... ميگن خيلي باحاله...
http://01.aria2music7.com/Hamed/MoviePics/Resident-Evil-Afterlife.jpg
RED STORM
10-22-2010, 12:41 PM
تغییرچهره 180درجه ای بازیگران هالیوود+عکس
بارها از ستارگان هالیوود خواسته شده که برای بازی در بعضی فیلمها ظاهر خود را تغییر دهند، اما گاهی اوقات آنها حتی فراتر از وظیفه خود عمل میکنند. نمونههای جالب تغییر شکل بازیگران هالیوود را ببینید.
1. جانی دپ- آلیس در سرزمین عجایب
http://www.jahannews.com/images/docs/files/000138/nf00138780-1.jpg
جانی دپ مجبور بود روزی سه ساعت به صورت ثابت روی صندلی گریم بنشیند تا آرایش عجیبی که در فیلم آلیس در سرزمین عجایب داشت روی صورتش انجام شود.
2. ربکا رومجین- ایکس من و ایکس من 2
http://www.jahannews.com/images/docs/files/000138/nf00138780-2.jpg
اینکه یک نفر کاملا شکل و شمایلش را تغییر دهد و از نوک پا تا سر با رنگ آبی نقاشی شود برای مدل سابق ویکتوریا سکرت یعنی «ربکا رومجین» کار راحتی نبود. این کاری نیست که بقیه مدلها انجام دهند.
3. جیم کری- How the Grinch Stole Christmas
http://www.jahannews.com/images/docs/files/000138/nf00138781-1.jpg
او مجبور بود روزی 4 ساعت روی صندلی آرایشگران خم به ابرو نیاورد! و این برنامه برای مدت 5 ماه تکرار میشد. اما میدانیم وقتی این فیلم به نمایش درآمد همه را هیجان زده کرد.
4. مارلون و شاون وایانس- بچههای سفید
http://www.jahannews.com/images/docs/files/000138/nf00138781-3.jpg
تغییر شکل دو برادر آمریکایی- آفریقایی مارلون و شاون وایانس به شکل دو زن بلوند چشم آبی در کمدی «بچههای سفید» سال 2004 فوق العاده جالب بود. آرایشگران برای هر بازیگر در روز بیش از 4 ساعت زمان میگذاشتند. این پروسه بسیار طولانی و پرزحمت بود و گچهای زیادی هم برای مالیدن روی صورت این دو برادر مصرف شد!
5. بنسیو دل تورو- مرد گرگی
http://www.jahannews.com/images/docs/files/000138/nf00138781-2.jpg
تبدیل کردن بنسیو دل تو رو به مرد گرگی با استفاده از جزئیات ترسناک کار ریک بیکر هنرمندی است که شش بار برنده اسکار شده است. او هر روز از موهای شل بر روی صورت بنسیو دل تورو استفاده میکرد و هر روز مجبور بود سه ساعت زمان صرف کند تا آن موها را از روی صورتش بردارد تا بتواند برای فیلم آماده شود.
چه جالب بود مخصوصا مارلون و شاین که اصلا نمیشد فکرشم کرد اینا دوپسر باشن اونم سیاهپوست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
C D E M
10-22-2010, 01:05 PM
تو این ها واقعا گریم کری سنگین تر ب ود جالب بود ممنون!
pesarjonoob
10-29-2010, 04:32 PM
چه کارهایی که بشر نمیکنه.ادمو گرگ میکنند.مردو زن میکنند.
RED STORM
12-12-2010, 10:36 PM
فیلم جدید آرنوفسکی هم اومد ...
خدا را شکر برادران منتقد نظرهای خوب دادن
http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BNzY2NzI4OTE5MF5BMl5BanBnXkFtZTcwMjMyNDY4Mw@@._ V1._SX214_CR0,0,214,314_.jpg
دیروز هم موزیک متنشو دانلود کردم که موسیقیش مانند فیلم زندگی دوگانه ورونیکا بود
وبه نظر خودم یک طوری خود فیلم هم مثل فیلم زندگی دوگانه ورونیکای برادر کیشلوفسکی
باشه
به امید یک شکوه دیگر در سینمای مستقل و ساختار شکن
RED STORM
12-13-2010, 08:40 PM
Buried
تعدادی معدنچی در شیلی در حدود 700 متر در زیر زمین گرفتار شده اند و نیازمند کمک هستند. این خبری هست که همه ما در این چند هفته آن را بارها شنیده ایم و با خود فکر کرده ایم مگر چنین چیزی هم می شود؟! حالا این اتفاق به نوعی دیگر در فیلم " دفن شده " به تصویر کشیده شده است .نوعی از مرگ که در آن انسان به دلیل کمبود اکسیژن خفه می شود یکی از بدترین نوع مرگ است، بدترین شرایط این نوع مرگ هم زمانی است که در جایی باشید و نتوانید هیچ حرکتی انجام دهید و به مرور زمان نفس های شما به دلیل کمبود اکسیژن تندتر شود و.. . در فیلم " دفن شده " نیز قرار است چنین اتفاقی رخ دهد. راننده کامیون داستان نمی داند به چه دلیل در در یک تابوت در زیر خاک قرار دارد و حالا باید برای زنده ماندن تلاش کند.
http://asherfaye.files.wordpress.com/2010/01/buried-movie-trailer-ryan-reynolds.jpg
پاول کنرای ( ریان رینولدز ) یک راننده کامیون است که توسط یک شرکت پیمانکاری در عراق استخدام شده است. او در یکی از رانندگی های شبانه برای استراحت توقف می کند.اما هنگامی که به هوش می آید خود را درون یک تابوت چوبی قدیمی می بیند که دفن شده به نظر می رسد. او نمی داند که چه اتفاقی افتاده است و چرا اینگونه شده است.تنها شانس او برای فرار از این محل مرموز و کشنده یک فندک و یک تلفن همراه است که هر آن ممکن است شارژ آن تمام شود. او باید در کمتر از 90 دقیقه و پیش از آنکه اکسیژن موجود تمام شود خود را نجات دهد.
ایده ای که نویسنده فیلم یعنی " کریس اسپارلینگ " بکار برده است ایده ای تازه و البته شک برانگیز است. قبلا نیز در فیلمهایی نظیر " بیل را بکش 2 " قسمتی از فیلم در تابوت بوده است اما تنها چند دقیق نه کل فیلم! اینکه کل مدت زمان 95 دقیقه ای فیلم " دفن شده " در تابوت باشد ، ریسکی است که شاید بسیاری از تماشاگران را از دیدن فیلم منصرف کند چون معمولا بخش عظیمی از تماشاگران علاقه ای ندارند یک فیلم ساکن را تماشا کنند ( که البته شخصیت اصلی هم آن پایین گیر کرده باشد! ) اما نکته ای که فیلم به تماشاگر ارائه می کند تنها تلاش برای رهایی پاول از زیر زمین نیست، بلکه عکس العمل های یک فرد در زمان مواجه با مرگ است. " دفن شده " موقعیتی را در اختیار تماشاگر قرار می دهد که در آن می توان ترس و عاجز بودن از تصمیم گیری را در چهره شخصیت اصلی داستان مشاهده می کند ، اینکه در بالای سر پاول چه اتفاقاتی در حال افتادن است اصلا مهم نیست یا اینکه آن بالا جنگ یا صلح باشد، مهمترین مساله در چند متر پایین تر از سطح زمین یعنی جایی که یک انسان گیر افتاده است می باشد، جایی که یک فرد عادی تمرکز خود را از دست داده است و مرگ را در روبروی خودش می بیند. فیلم به خوبی توانسته است این ترس و نگرانی را به تماشاگر منتقل کند، پاول شخصیتی است که مانند همه مردم عادی با عقاید شخصی خودش زندگی می کند اما زمانی که در زیر زمین گیر افتاده است تمام این معادلات بهم می خورد و تصویری که از او می بینیم شباهت چندانی به آن شخصیت اول فیلم ندارد. بدون شک یکی از دلایل موفقیت فیلم را باید در بازی خوب " ریان رینولدز " بدانیم، کسی که می توان گفت در این فیلم شوی یک نفره اجرا کرده است و بار دیگر نشان داد که او بازیگر بسیار خوبی است هرچند که در هالیوود هیچ وقت خیلی جدی گرفته نشد.
گفته می شود " دفن شده " با بودجه حدود 3 میلیون دلار ساخته شده است! و بار دیگر ثابت کرد که با هزینه کم هم می توان فیلم خوب ساخت. " دفن شده " فیلمی است که شما را با ترس های اولیه تان روبرو خواهد کرد، شما را در موقعیتی قرار خواهد داد که همیشه از آن ترس دارید ، و در آخر شما را با این اتفاق روبرو می کند که شما هیچ وقت عکس العمل منطقی در زمان وقوع چنین حادثه ای ندارید و مانند یک موجود غیر هوشمند رفتار خواهید کرد!. فیلم " دفن شده " را به تمام دوستداران فیلم خاص پیشنهاد می کنم.
من 4تا فیلم جدیدا دیدم:
1- یکی همون Resident Evil 4 بود که خیلی باحال و قشنگ بود فقط خالی بندیش یکم زیاد بود
http://aussiedvdstore.com/images/Resident%20Evil%20Afterlife.jpg
2- فیلم Devil 2010 بود که فیلم جالبی بود و من باهاش حال کردم اما زیرنویسشو پیدا نکردم با زبون اصلی دیدم، اما فوق العاده نبود فیلمش.
http://www.potli4fun.com/images/em/devil.jpg
3- فیلم last exorcism بود که بر خلاف شکل و شمایل و اون تعریفی که شنیده بودم خیلی مسخره بود... اصلا توصیه نمیکنم
http://www.comingsoon.net/gallery/64282/The_Last_Exorcism_6.jpg
4- فیلم Other guys که فیلم بامزه ای بود ولی ارزش بیشتر از یک بار دیدن رو نداره!
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/6/6b/Other_guys_poster.jpg/220px-Other_guys_poster.jpg
RED STORM
12-14-2010, 07:05 PM
خب همین الان تو سایت رسمی خود گلدن گلوب اسامی کاندیداها آمد.
خودم هنوز نخوندم...
اینم لینکش: http://www.goldenglobes.org/blog/201...s-nominations/ (http://www.goldenglobes.org/blog/2010/12/the-68th-annual-golden-globe-awards-nominations/)
__________________
فیلم «شبکه اجتماعی» همچنان جایزه میبرد
http://cinemapress.ir/Images/News/Larg_Pic/27-7-1389/IMAGE634230974837500000.jpg
«شبکه اجتماعی» در ادامه موفقیتهای خود در فصل جوایز سینمایی روز یکشنبه برنده جایزه بهترین فیلم سال به انتخاب انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس شد.
فیلم جدید دیوید فینچر که درباره موسسان وبسایت اجتماعی فیسبوک است، همچنین این هفته از سوی جامعه منتقدان فیلم بوستون، منتقدان فیلم نیویورک آنلاین و پنجمین جوایز فیلم ریچارد آتنبورو در بریتانیا به عنوان فیلم برتر سال برگزیده شد.
«شبکه اجتماعی» پیش از این نیز جایزه اصلی منتقدان فیلم واشنگتن دی.سی. و هیئت ملی نقد را دریافت کرده است. منتقدان لس آنجلسی جایزه بهترین کارگردان را به طور مشترک به فینچر و اولیویه آسایاس برای «کارلوس» اعطاء کردند.
فیلم پنج ساعت و نیمی «کارلوس» که درباره رامیرز سانچز تروریست ونزوئلایی است، یک تولید بینالمللی است که برای تلویزیون فرانسه ساخته و نسخه سینمایی آن در آمریکا اکران شد. این فیلم همچنین جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان به انتخاب انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس را دریافت کرد و دومین فیلم برتر سال به انتخاب این انجمن بود.
آسایاس پارسال هم با «ساعتهای تابستانی» برنده جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان این گروه از منتقدان شد.
«شبکه اجتماعی» در عین حال در بخش بهترین فیلمنامه (آرون سورکین) جایزه انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس را گرفت و در بخش موسیقی هم ترنت رزنور و آتیکس راس آهنگسازان «شبکه اجتماعی» به طور مشترک با الکساندر دپلا آهنگساز «نویسنده پشت پرده» برنده جایزه شدند.
در سالی که هیچ بازیگر مرد یا زن آمریکایی بخت اصلی برای دریافت جایزه محسوب نمیشود، کالین فیرث برای بازی در نقش جرج ششم پادشاه انگلستان در فیلم «گفتار پادشاه» جایزه بهترین بازیگر مرد را گرفت و کیم های-جا بازیگر اهل کره جنوبی برای فیلم روانشناختی «مادر» برنده جایزه بهترین بازیگر زن شد.
نیلس آرستروپ برای بازی در نقش یک خلافکار زندانی در فیلم فرانسوی «یک پیشگو» جایزه بهترین بازیگر مرد مکمل را دریافت کرد و جکی ویور برای بازی در نقش یک مادر بیرحم در درام جنایی استرالیایی «قلمرو حیوانی» جایزه بهترین بازیگر زن مکمل را به خانه برد.
انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس جایزه بهترین فیلم مستند/غیرداستانی خود را به «آخرین قطار به مقصد خانه» تولید مشترک چین و کانادا اعطاء کرد و انیمیشن موفق «داستان اسباببازی ۳» تولید دیسنی/پیکسار هم برنده جایزه بهترین فیلم انیمیشن شد.
متیو لیباتیک برای «قوی سیاه» جایزه بهترین فیلمبرداری این گروه را از آن خود کرد و گای هندریکس دیاز هم برای «آغاز» برنده جایزه بهترین طراحی صحنه شد.
انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس که ۳۹ عضو دارد، ۱۵ ژانویه ۲۰۱۱ (۲۵ دی) در مراسمی در هتل اینترکانتیننتال در لس آنجلس از برندگان تقدیر میکند.
جامعه منتقدان فیلم بوستون نیز جدا از اعطاء جایزه بهترین فیلم به «شبکه اجتماعی» در بخشهای بهترین بازیگر مرد (جسی آیزنبرگ)، کارگردان، فیلمنامه و بهترین استفاده از موسیقی در یک فیلم نیز تازهترین ساخته فینچر را شایسته دریافت جایزه دانست.
ناتالی پورتمن برای «قوی سیاه» جایزه بهترین بازیگر زن را گرفت و کریستین بیل برای «مشتزن» برنده جایزه بهترین بازیگر مرد مکمل شد. جولی لوییس نیز برای «محکومیت» بهترین بازیگر زن مکمل معرفی شد.
مراسم اعطای جوایز جامعه منتقدان فیلم بوستون ۳۰ ژانویه (۱۰ بهمن) برگزار میشود.
منبع خبر:فرارو
دنبال یه سریال میگردم (واسه دانلود) سبکش جذاب باشه... یعنی یا کمدی خالص باشه، یا ترسناک واقعی باشه، یا اکشن و باحال... از همه مهمتر اینکه زیرنویسش هم باشه! اگه کسی سراغ داره بهم معرفی کنه
VICT0R
12-20-2010, 09:43 PM
وقتی صاحب فیس بوک کلاه بردار از آب در می آید
قطعا اگر از کاربران دایمی فیس بوک باشید و خبر های پیرامون آن را دنبال کنید نام فیلم جنجال برنگیز The Social Network (شبکه ی اجتماعی ) را شنیده اید. این فیلم که به تازگی روی پرده ی سینما رفته با استقبال شگفت انگیزی روبه رو شده، البته به نظر من این استقبال نه به جهت کارگردانی عالی بلکه به جهت موضوع فوق العاده ی این فیلم است.
این فیلم که در مورد مارک زوکربرگ ، مالک فیس بوک تهیه و کارگردانی شده، در مورد چگونگی شکل گیری فیس بوک، شخصیت مارک، کلاه برداری بزرگ وی و… است.
مارک زوکربرگ، مالک فیس بوک این فیلم را تجاوز به حریم خصوصی دانسته و درست در زمان اکران آن اعلام کرد نصف داراییش را به امور خیریه می بخشد. او همچنین گفته:”" کاری که این فیلم با چهره ی من می کند به سال ها زمان برای باز سازی نیاز دارد “”! البته او فیلم شبکه ی اجتماعی را غیر واقعی خوانده است.
شاید بعد از شنیدن بخشش میلیاردی مارک همه فکر کنند او مرد بسیار درست کار و بخشنده ای هست، اما در این فیلم مارک را جور دیگری معرفی کرده اند. مارک در ابتدا ایده ی فیس بوک را از دانشجویان هاوارد می دزد و در گام بعدی سر شریک ۳۰ درصدی خود یعنی اقای ادواردو سروین، تنها دوستش را کلاه می گذارد و در انتها او را به سهم ۵ درصدی از غول فیس بوک راضی می کند.
اما روایتی کوتاه از فیلم:
مارک جوانی عقده ای، اما فوق باهوش با دختری که دوستش هم هست دچار مشکل می شود پس این دختر ایده ی تحقیر دختر ها را با زدن یک سایت رقابتی با موضوع کدام یکی از این دختر ها برتر است را به مارک می دهد. مارک در عرض فقط ۴ ساعت سرور های دانشگاه را در اثر تعداد بازدید به زانو در می آورد در نتیجه دانشگاه سریعا سایت او را از کار می اندازد.
با این اقدام او چندتن از دانشجویان، به هوش سرشار او پی میبرند و از او می خواهند چیزی شبیه به فیس بوک را در دانشگاه راه اندازی کند ولی او این ایده را به کل دنیا تعمیم می دهد. او برای این ایده به مقداری پول احتیاج دارد پس به سمت شریک ۳۰ درصدی خود یعنی ادواردو سروین می رود و آن ها با خلاقیت مارک و با پول اولیه ی ادواردو سایت را در کل دانشگاه های امریکا معروف می کنند به صورتی که دانشجویان غالبا به آن معتاد می شوند.
اما مارک دیگر شریک کهنه اش را نمی خواهد و رسما سر او کلاه می گذارد و حتی اسم او را از قسمت تاسیس کنندگان سایت خط می زند.
ادواردو که زحمات بسیاری برای این سایت کشیده و از هیچ اقدامی برای فیس بوک دریغ نکرده از مارک شکایت می کند…
باید بگویم در میانه ی فیلم ادواردو که تنها دوست و بهترین دوست مارک است چنان سکانس تاثیر گذاری را خلق می کند که ادم می خواهد فیس بوک را تحریم کند بابت این همه ظلم!
اما از نظر بازیگری به نظر من فیلم نمره ی ۷ از ۱۰ را می گیرد چرا که شخص اول فیلم یعنی جسی آیزنبرگ که در نقش مارک ظاهر شده و به گفته ی خودش حتی تا قبل از فیلم برداری با فیس بوک آشنا هم نبوده و فقط مدت کوتاهی برای آشنایی و بازی در این فیلم با آن کار کرده، نمی شود انتظار بازی در نقش کسی را داشت که زندگی را با فیس بوک درک کرده!
اما داستان و نویسندگی خوب کار باعث شده همه ی این ایراد ها پنهان بماند و طنز نیز چاشنی زیبایی کار شود.
لازم به ذکر است کارگردان فیلم، آقای دیوید فینچر اعلام کرده که اگر مارک این فیلم را خلاف واقعیت می بیند میتواند با مصاحبه با مطبوعات حقیقت را روشن کند.
منبع:
http://fullnet.ir/?p=3674
babak red
01-10-2011, 06:26 PM
۵ بازیگر مشهور که در گذشته بی خانمان بودند
آدمها همیشه از بدو تولد پولدار و مشهور نیستند. گاهی اوقات بازیگران، خوانندهها و شخصیتهای تلویزیونی برای رسیدن به جایگاهی که الان دارند بدترین سختیها را تجربه کرده اند.
شاید برایتان عجیب باشد، اما واقعا چهرههای مشهوری هم هستند که زمانی که تازه کارشان را شروع کرده بودند یا زمانی که با خانواده شان زندگی میکردند بی خانمان و آواره بودند.
در اینجا ۵ نفر را بهتان معرفی میکنیم که در ابتدا آواره و ولگرد بودند:
سیلوستر استالونه
http://persianload.com/wp-content/uploads/2011/01/rockypre2.jpg
آیا میدانستید که استالونه سال ۱۹۷۰ در فیلم « The Party at Kitty and Studs» بازی کرد؟ او قبل از بازی در این فیلم به مدت سه هفته در ایستگاه اتوبوس میخوابید و اما بعد کارش به حدی رسید که برای بازی در هر فیلم روزی ۱۰۰ دلار میگرفت.
دانیل کریج
http://persianload.com/wp-content/uploads/2011/01/images4.jpg
زمانی که دانیل کریج جوان و بلند پرواز بود، اما متاسفانه مشهور نبود در نیمکتی در پارک لندن میخوابید. بله جیمز باند توی یک پارک میخوابید این را اصلا نمیتوانم تصورکنم!
هیلاری سوانک
http://persianload.com/wp-content/uploads/2011/01/hilary-swank-interview-01-af.jpg
هیلاری سوانک بازیگر برنده اسکار زمانی که با مادرش از واشنگتن به لوس آنجلس نقل مکان کرد مجبور بود داخل یک ماشین زندگی کند. وقتی هم که ۱۵ ساله بیشتر نداشت مجبور بود روی یک تشک بادی که روی سقف خانه خالی دوستش گذاشته بود بخوابد.
هیلاری و مادرش که در جستجوی کار بودند تلفنی در آزمونهای صدای فیلمها شرکت میکردند.
تا اینکه بالاخره از سال ۱۹۸۹ همه چیز تغییر کرد.
سم ورینگتون
http://persianload.com/wp-content/uploads/2011/01/images3.jpg
هیچکس سم ورینگتون را قبل از آواتار نمیشناخت. او یک بار در یکی از مصاحبههایش فاش کرد که قبل از بازی در فیلم جیمز کامرون که پرفروشترین فیلم تاریخ سینما شد، در یک ماشین زندگی میکرده!
هالی بری
http://persianload.com/wp-content/uploads/2011/01/n00032906-r-b-005.jpg
یکی از زیباترین بازیگران زن جهان، برنده اسکار و مادر جذاب، وقتی که تازه به نیویورک رسیده بود و در جستجوی کار ناموفق بود، در پناهگاه مخصوص آوارهها زندگی میکرده. بری در آن زمان ۲۱ ساله بود و مادرش از پول فرستادن برای او امتناع میکرد! چراکه فکر میکرد دخترش باید مستقل زندگی کردن را یاد بگیرد.
babak red
01-16-2011, 01:06 PM
لس آنجلس تایمز به مناسبت گذشت یک دهه از قرن جدید، به یاد ماندنیترین کاراکتر هر سال این دهه را انتخاب کرده است.
اولین دهه از قرن جدید در حالی تمام شد که در کنار انبوهی از کاراکترهای تکراری و تقلیدی، تعدادی کاراكتر جدید نیز برای ما به جای گذاشته است. برخي هايشان، از دهههای پیش به این دهه آمدند (سلام آقای جوکر)، بعضیها برای زمانهای دور بودند (سلام عیسی مسیح) و بقيه ویژهی قرن ۲۱ هستند؛ این نگاهی است به کاراکترهای برتر این دهه:
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/2001-harry-potter.jpg
هری پاتر (۲۰۰۱)
دهه در حالی آغاز شد که همه مجذوب کارهای پسری عینکی با خراشی روی پیشانیاش شدند و ورودش به دنیای سحر و جادو را دنبال کردند. کتابهای «خانم رولینگ» قبل از اینکه رنگ پردهی سینما را ببینند فقط یک احساس و شور و شعف خوب بودند، اما برادران وارنر با پیدا کردن «دنیل رادکلیف» به این احساس خوب عینیت بخشیدند.
گالوم (۲۰۰۲)
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/s525_10_publicityStill_comp4k_v02.0108.500x380.jpg
گالوم بیچاره و زجر کشیده به هیچ وجهی نمیتواند یک قهرمان باشد، اما داستانی که در پشت این کاراكتر در فیلم اسکاری «پیتر جکسون» وجود دارد، تغییراتی بزرگ در تکنولوژی سینما داد. فیلمی که اقتباسی از رمان «جی آرآر تالکین» است؛ «اندی سرکیس» نقش گالوم را بازی میکند. اما آنچه که شما در دو برج و بازگشت پادشاه روی پرده مشاهده میکنید تصویر کامپیوتریای است که براساس حرکتها و عکس العملهای سرکیس ساخته شده است.
کاپیتان جک اسپارو (۲۰۰۳)
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/27623-captain_jack_sparrow.jpg
«جانی دپ» به تنهایی توانست با بازی به یاد ماندیاش ایدهی «جری براکهایمر» برای ساخت دزدان کارائیب: نفرین مروارید سیاه را ماندگار کند. با وجود استفاده از کشتیهای عظیم و صحنههای مبارزهی مهیج، آن چیزی که بیش از همه چشم نواز بود، بازی خوب و درخشان دپ در نقش کاپیتان اسپارو بود
عیسی مسیح (۲۰۰۴)
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/passion-of-the-christ-800-75.jpg
قبل از اینکه مصائب مسیح «مل گیبسون» اکران شود، فیلم به عنوان یک پروژهی جاه طلبانه توسط یک ****استار هالیوود شناخته میشد. وقتی معلوم شد فیلم به زبان «آرامی، لاتین و عبری» فیلم برداری میشود بيشتر شبیه یک خودکشی در گیشه به نظر میرسید. اما در کمال تعجب استقبالی که از فیلم شد، موجب گشت تا این چهرهی دینی نمونه ایی در پردهی نقره ایی پیدا کند.
انیس و جک (2005)
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/255-ennis_jack.jpg
انیس و جک (هیث لچر و جیک جیننهال) در «کوهستان بروکبک» رابطه مخفیانه و اما ممنوعه با هم دارند. آنها هر دو برنده اسکار شده و در باکس آفیس میلیون ها دلار درآوردند.
بورات (۲۰۰۶)
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/borat3-734341.jpg
«بارون کوهن»، کاراکتر گزارشگر تلویزیونی قزاق را در میانهی دهه نود و برای یک نمایش کمدی انگلیسی خلق کرده بود اما بیشتر مردم وقتی او را کشف کردند که «مستندش» دربارهی زندگی مردم آمریکا اکران شد. کوهن زیرکانه بین داستان و واقعیت حرکت میکرد و برای نشان دادن زمینهی نژادپرستی مردم کاراکتری کمدی را انتخاب کرده است.
جونو (۲۰۰۷)
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/Juno2.jpg
در سال ۲۰۰۷ فیلمهای دیگری بودند که سود بیشتری کردند و حتی اسکار بیشتری نیز گرفتند، اما دختر حاملهی فیلم جونوی «جیسن ریتمن» که «الن پیچ» نقشش را بازی میکرد، بیشتر در ذهن سینما دوستان باقی مانده است. هر چه فیلم جلو میرود مخمصهی جونو به ما یادآوری میکند که فیلم بیشتر دربارهی انسان هاست تا چیزهای دیگر.
جوکر (۲۰۰۸)
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/joker-heath-ledger.jpg
مرگ «لجر» سایهی بلندی بر کار آخر او در شوالیه تاریکی «کریستفر نولان» انداخت. اما قدرت بینظیر او در خلق کاراکتر منفیای ماندگار همه را به تحسین واداشت. کاراکتری با لبخندی ترس آورترین.
نیتیری (۲۰۰۹)
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/Avatar-James-Cameron-Sam-Worthington-Zoe-Saldana-Stephen-Lang-10_mid.jpg
«جیمز کامرون» در ساخت آواتار از کاری که «پیتر جکسن» بر روی «گالوم» در ارباب حاقهها انجام داد، الهام گرفت. کاراکتری با ۱۰ فوت ارتفاع که «ناوی» صدا زده میشد. «زو سالدانا» لباسهای مخصوص متصل به کامپیوتر را تنش کرد تا عکس العملهایش این کاراکتر آبی رنگ را بسازد. نتیجه آنقدر قابل قبول و واقعی بود که مردم زیادی را به سینما بکشد و در سراسر دنیا ۲ میلیارد دلار بفروشد.
مارک زاکربرگ (۲۰۱۰)
http://forum.patoghu.com/images/misc/nCode.pngبرای دیدن عکس در اندازه اصلی اینجا کلیک کنید . اندازه اصلی 636x421 پیکسل میباشد http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/the-social-network-movie-photo.jpg
«آرون سورکین» بارها گفته است که فیلم نامهی او بر اساس تمام حقایق زندگی «مارک زاکربرگ»، موسس «فیس بوک» نیست، اما برای بیشتر مردم تصویری که «جس ایسنبرگ» ارائه داد به عنوان تصویر مارک زاکربرگ باقی خواهد ماند. در بین فیلمهای که امسال براساس زندگی واقعی ساخته شده بود (۱۲۷ ساعت، مشت زن، سخنرانی شاه) مارک زاکربرگ بیشترین ارتباط را با زندگی امروز ما دارد.
M0$t@fA
01-16-2011, 10:03 PM
ارتباط فرش قرمز با موکت زرشکی
مراسمی تحت عنوان «فرش قرمز» عموما مرتبط با تشریفاتی است که در حاشیه دیدارهای سیاسی انجام می شود و بیشتر نشانه ای بر احترام و مهمان نوازی کشور میزبان بوده است، مفهومی که کم کم پای آن به مسائل هنری و به خصوص سینمایی هم باز شد، به طوری که امروز مردم جهان مراسم فرش قرمز را صرفا در ارتباط با سینما می شناسند! اما تاریخچه فرش قرمز ظاهرا قدیمی تر از آن است که ما می شناسیم و اولین شواهد تاریخی درباره اجرای چنین مراسمی، به نمایش نامه «آگاممنون» برمی گردد که در سال ۴۵۸ قبل از میلاد مسیح توسط «آشیلوس»، نویسنده و تاریخ نگار یونان باستان به نگارش در آمده است. در این نمایش نامه به بازگشت آگاممنون از جنگ تروآ اشاره می شود و فرشی که همسرش برای ورود او به کاخ تدارک دیده بوده البته درخوراشاره است که همسر آگاممنون قصد کشتن او را داشته است. ما البته امیدواریم که این فرش های قرمز، سینمای ما را به سرنوشت آگاممنون دچار نکند.
● فرش قرمز برای سینما
ابتدای ورود فرش قرمز به اتفاقات مهم سینمایی در جشنواره های ونیز، کن، بافتا و اسکار اتفاق افتاد، اما اولین واقعه سینمایی که در آن از فرش قرمز استفاده شد به جشنواره ونیز سال ۱۹۳۲ بازمی گردد و اولین جشنواره اسکار حاوی فرش قرمز نیز در سال ۱۹۵۴ اتفاق افتاد. ماهیت فرش قرمز در این گونه اتفاقات بر این اصل استوار شده است که بازیگران و افراد مشهور روی این فرش قدم می گذارند و عکاسان خبری هزاران عکس از آن ها می گیرند و سپس نویسندگان و روزنامه نگاران نیز از لباس های مارکدار آنان که توسط مشهورترین کمپانی های تولید لباس ساخته شده، گزارش تهیه می کنند به این ترتیب، مراسم فرش قرمز در وقایع سینمایی بیشتر ماهیتی در ارتباط با صنعت «مد» دارد نه صنعت سینما و در این حال بازشدن پای این مفهوم کهن به سینمای ایران، شباهت بسیاری به یک وصله ناجور دارد!
● اولین فیلم های ایرانی
همه ما روزی را به خاطر داریم که اولین فرش قرمز سینمای ایران برای فیلم «محاکمه در خیابان» مسعود کیمیایی پهن شد، از قرار معلوم صاحب نظران در این باره که اولین فرش قرمز سینمای ایران مربوط به فیلم «محاکمه در خیابان» بوده یا «بی پولی» حمید نعمت ا...، باهم اختلاف نظرهایی دارند، ولی از این اختلاف نظر که بگذریم باید اشاره کنیم که از آن زمان تا حالا، این مراسم در سینمای ایران خیلی مورد توجه قرار گرفته است و تا الان برای فیلم های «آل»، «دموکراسی تو روز روشن»، «هفت دقیقه تا پاییز»، «سن پطرزبورگ»، «عروسک»، «شکلات داغ» و چندی پیش برای فیلم «آدمکش» هم به اجرا درآمد و البته باید بگوییم که فقط از این جهت می توان نام آن را «فرش قرمز» گذاشت که بازیگران فیلم روی موکت زرشکی که در خیابانی شلوغ پهن شده بود قدم می زدند و خبرنگاران و تماشاگران بیچاره در بحبوحه ترافیک و دود و دم خیابان، درحالی که به رنگ زغال می گراییدند از آن ها عکس می گرفتند.
● عجب شباهتی
همان طور که در ابتدای مطلب نیز اشاره شد، مراسم فرش قرمز سینمایی بیشتر به صنعت مد اشاره دارد تا صنعت سینما، آن چه در عکس های مراسم فرش قرمز هالیوود مدنظر قرار می گیرد، لباس هایی است که ستارگان سینما می پوشند و نه خود ستارگان و نه حتی خود فیلم یا جشنواره. در ایران هم دیدارهای مطبوعاتی و نشست های خبری که پس از اکران خصوصی فیلم ها برگزار می شود، زمینه ای است برای معرفی دست اندرکاران، تبلیغ فیلم و همچنین تهیه عکس و خبر و یادداشت برای مطبوعات، ولی این که به ابتدای این مراسم، چیزی شبیه فرش قرمز را اضافه کنیم، خودش جای سئوال دارد؛ این که چه هزینه هایی برای انجام مراسم به اصطلاح فرش قرمز پرداخت می شود، از یک سو و این که این مراسم (که مجریانش سعی در بومی سازی آن دارند) چه سنخیتی با سینمای ایران و چه شباهتی با سینمای جهان دارد از سوی دیگر سئوال برانگیز خواهد بود. به هر صورت از هر زاویه ای که به این مراسم نگاه کنیم، جای تردید ندارد که تقلید ناقص و ناهمگونی از سینمای هالیوود است. تصور کنید زمانی را که بازیگران ایرانی از ماشین های مدل بالا پیاده می شوند، روی فرش قرمز گام بردارند و فلاش های دوربین خبرنگاران و تماشاگران و طرفداران بر زرق و برق این مراسم می افزاید، یقینا تصور آن هم بیشتر به یک کاریکاتور شباهت دارد، که نه تنها فایده ای برای سینمای ما ندارد، بلکه زمینه اتلاف وقت و هزینه خبرنگاران و مردمی را به وجود می آورد که برای دیدن ژست های ستارگان سینما بلیت چند ده هزار تومانی خریده اند.
● محاکمه فرش قرمز در خیابان
نمی توان گفت که همین چند فرش قرمز برگزار شده موفق از کار در آمده اند، چنان که در مراسم فرش قرمز فیلم سینمایی «محاکمه در خیابان»، امری که حسابی خودنمایی می کرد، بی نظمی و ناهماهنگی بین مسئولان برگزاری، ستارگان و تماشاچیان بود که اتفاقاتی این چنینی را باعث شد:
۱) برای خبرنگاران جایگاه مشخصی در نظر گرفته نشده بود و آن ها تا آخر برنامه به صورت ایستاده به پوشش خبری پرداختند.
۲) به دلیل نبودن هماهنگی با نهادهایی همچون راهنمایی و رانندگی سیل جمعیت تماشاچیان باعث ایجاد ترافیک سنگین در مقابل سینما ناهید تهران شد و البته در این میان درگیری هایی نیز پیش آمد.
۳) در این میان ازدحام جمعیت که لحظه به لحظه بیشتر می شد با یک ساعت تاخیر در اجرای مراسم به اوج رسید.
۴) برای تماشای این مراسم بلیت های ۱۰ و ۱۵ هزار تومانی فروخته شده بود که پس از اتمام ظرفیت سالن سینما، عده زیادی از مردم و خبرنگاران بدون صندلی مانده و در گوشه ای از سالن به پوشش خبری پرداختند و کسی نبود که از مجریان مراسم بپرسد که آخر در کجای دنیا مراسم فرش قرمز را در خیابان شلوغ شهر برگزار می کنند؟!
M0$t@fA
01-16-2011, 10:05 PM
سینماگرانی که امسال فوت کردند
دنیای سینما در سال ۲۰۱۰ شاهد مرگ تعدادی از چهره های سرشناس ازجمع بازیگران، کارگردانان و فیلمنامه نویسان بود که در مقایسه با سال گذشته، بزرگان صاحب نامی با دنیای هنر هفتم خداحافظی کردند.
مرگ سینماگران سرشناس و پرطرفدار که برای جایگزینی آنها به سال ها زمان نیاز است، هرساله هالیوود و دنیای سینما را دچار چالش های جدی می کند که کشف استعدادهای نوظهور می تواند تا حدودی مرهمی بر فقدان بزرگان باشد.
در زیر نگاهی به چهره های سرشناس سینمای جهان می اندازیم که در سال جاری میلادی (۲۰۱۰) دار فانی را وداع گفتند:
● اریک رومر (۱۱ ژانویه)
«اریک رومر»، کارگردان نام دار سینمای جهان و از پیشگامان «موج نو» سینمای فرانسه بود که در سن ۸۹ سالگی درگذشت.
وی خالق آثار سرشناس در ژانر رمانتیک بود که در سال ۲۰۰۷ با فیلم «عشق آستری و کالادون» با دنیای سینما خداحافظی کرد. «رومر» در سال ۲۰۰۱ به پاس پنج دهه حضور فعال و چشم گیر در دنیای سینما، شیرطلایی افتخاری جشنواره ونیز را کسب کرد. نیکولا سارکوزی، رییس جمهور فرانسه در پیام تسلیت خود این کارگردان مولف را الهام بخش سینمای فرانسه طی سال های آینده دانست.
«رومر» که در سال ۱۹۶۹ برای فیلم «شب من در مائودس» نامزد اسکار بهترین فیلم نامه شد، همواره «آلفرد هیچکاک» را قهرمان خود می دانست. وی در «موج نو» سینمای فرانسه همراه کارگردانان بزرگی چون «ژان لوک گدار» و «فرانسوا تروفو» نامی برای خود دست وپا کرد.
وی در سال ۱۹۹۲ جایزه فیپرشی و بهترین فیلم معنوی جشنواره برلین را گرفت و در سال ۱۹۸۳ جایزه خرس نقره ای بهترین کارگردانی و جایزه فیپرشی را برای فیلم «پائولین در ساحل» از برلیناله دریافت کرد و درسال ۱۹۶۷ نیز جایزه ویژه هیات داوران برلین را کسب کرد.
رومر در سال ۱۹۷۶ جایزه بزرگ هیات داوران جشنواره کن را گرفت و در سال ۱۹۷۰ جایزه فیلم «لوئی دلوک» فرانسه را کسب کرد. این کارگردان سرشناس در سال ۱۹۷۱ جایزه صدف طلایی جشنواره سن سباستین را کسب کرد. افتخارات متعدد او در جشنواره ونیز شامل شیرطلا و جایزه فیپرشی در سال ۱۹۸۶ و شیر طلای افتخاری در سال ۲۰۰۱ است.
● ورنر شروتر (۱۲ آوریل)
این کارگردان سرشناس سینمای آلمان و برنده خرس طلای جشنواره برلین در سن ۶۵ سالگی درگذشت. «ورنر شروتر» از پیشگامان «موج نو» سینمای آلمان در دهه ۷۰ بود که در عرصه تلویزیون و تئاتر نیز کارگردانی می کرد. وی که دوران کودکی اش را در کشورهای مختلفی گذرانده بود، در دوران فیلم سازی نیز فیلم هایش را در فیلیپین، مکزیک، لبنان، فرانسه، ایتالیا و پرتغال می ساخت.
«شروتر» در سال ۱۹۸۰ برای فیلم «پالرمو یا وولسبورگ» موفق به کسب خرس طلای جشنواره برلین شد. وی دو بار در سال های ۱۹۹۱ و ۱۹۸۲ نامزد نخل طلای جشنواره کن بود که فیلم «مالینا» او بسیار مورد استقبال منتقدین قرار گرفت. وی در سال ۱۹۹۶ جایزه یوزپلنگ طلایی جشنواره لوکارنو سوئیس را دریافت کرد و در سال ۲۰۰۸ به پاس چهار دهه فعالیت سینمایی شیر طلای افتخاری جشنواره ونیز را دریافت کرد. وی در همین سال در بخش رقابتی نیز حضور داشت.
● دنیس هوپر (۲۹ می)
این بازیگر نام دار سینمای آمریکا به دلیل ابتلا به بیماری سرطان پروستات در سن ۷۴ سالگی درگذشت. «دنیس هوپر» که بیشتر به واسطه فیلم «ایزی رایدر» شهرت جهانی یافت، فعالیت سینمایی خود را در دهه ۵۰ با ایفای نقش های کوتاه در فیلم های همچون «یاغی بی آرمان» و «غول» آغاز کرد. وی در مجموع هشت فیلم بلند را کارگردانی کرد که از مهم ترین آنها می توان به «رنگ ها» محصول ۱۹۸۸ اشاره کرد.
● آلن کورنو (۳۰ آگوست)
این فیلم ساز فرانسوی و خالق آثاری چون «تمام صبح های دنیا» در سن ۶۷ سالگی درگذشت. «آلن کورنو» که مدت ها با سرطان دست وپنجه نرم می کرد، نویسنده، کارگردان، بازیگر و تهیه کننده سینما بود که در سال ۱۹۹۱ با ساخت فیلم «تمام صبح های دنیا» در دنیا مطرح شد. او کار در سینما را به عنوان دستیار «کوستا گاوراس»، فیلم ساز فرانسوی متولد یونان آغازکرد. او شش بار نامزد دریافت جایزه سزار معادل اسکار سینمای فرانسه شد و سال ۱۹۹۲ برای فیلم «تمام صبح های دنیا» با بازی ژرار دوپاردیو برنده جوایز سزار بهترین فیلم و کارگردان شد.
کورنو سال ۱۹۷۹ با فیلم «سریال سیاه» در بخش مسابقه کن حضور داشت و در ۱۹۸۹ با فیلم «شبانه هندی» برنده سه جایزه از جشنواره جهانی فیلم مونترال شد. او سال ۲۰۰۳ هم با فیلم «ترس و لرز» در جشنواره بین المللی کارلووی واری تقدیر شد. کورنو سال ۲۰۰۷ فیلم جنایی «نفس دوباره» را با بازی مونیکا بلوچی و دانیل اوتوی کارگردانی کرد که بازسازی فیلمی به همین نام به کارگردانی ژان ـ پی یر ملویل بود. آخرین فیلم کورنو با عنوان «جنایت عشق» به تازگی در فرانسه اکران شده است.
● کلود شابرول (۱۲ سپتامبر)
کارگردان مطرح «موج نو» سینمای فرانسه که در دهه ۵۰ میلادی در اوج بود و به عنوان پرکارترین فیلم ساز موج نو و سینمای مولف شناخته می شد، در سن ۸۰ سالگی با هنر هفتم وداع گفت. وی که از اساتید سینمای جهان و متخصص ساخت فیلم های جنایی بود، در سال ۱۹۷۳ برای فیلم «عروسی در خون» جایزه فیپرشی را از جشنواره برلین گرفت و در سال ۱۹۵۹ برای فیلم «پسر عموها» جایزه خرس طلای برلین را گرفت. وی با فیلم های «عروسی در خون» (۱۹۷۳)، «گل شیطان» (۲۰۰۳) و «کمدی قدرت» (۲۰۰۶) به بخش رقابتی جشنواره ی برلین را یافته بود.
«شابرول» در پنجاهمین سال دریافت جایزه ی خرس طلا، فوریه ۲۰۰۹ طی مراسمی که همراه با نمایش آخرین ساخته اش «بلامی» بود، جایزه ی «دوربین برلیناله» را دریافت کرد. از دیگر آثار شابرول می توان به «محکم کاری» (۱۹۵۹)، «زن های خوش قلب» (۱۹۶۰) و «گاوبازان جوان» (۱۹۶۱) اشاره کرد.
● تونی کورتیس (۲۹ سپتامبر)
این بازیگر سرشناس سینمای آمریکا در سن ۸۵ سالگی درگذشت. «تونی کورتیس» که در بیش از ۱۴۰ فیلم سینمایی نقش آفرینی داشت، از پرکارترین و پردرآمدترین بازیگران سینمای آمریکا در دهه های ۵۰ و ۶۰ بود که با فیلم هایی چون «بعضی ها داغش رو دوست دارند» و «بوی خوش موفقیت» به شهرت رسید. وی که در سال ۱۹۵۸ برای فیلم «ستیزه جویان» به کارگردانی «استنلی کرامر» نامزد جایزه اسکار شد، در فیلم های مطرحی چون «کنت مونت کریستو»، «بچه رزماری»، «اسپارتاکوس»، «وایکینگ ها»، «بندباز» و «جانی بوستن» نقش آفرینی داشت.
بازی وی در فیلم «اسپارتاکوس» به کارگردانی «استنلی کوبریک» که در نقش یک برده آرام و مهربان در کنار رهبر بردگان «کرک داگلاس» ظاهر شد، از نقش های به یاد ماندنی او بوده است. وی که در سال ۲۰۰۴ دوربین طلای آلمان را به پاس یک عمر دستاورد سینمایی دریافت کرد، دو بار در سال های ۱۹۵۸ و ۱۹۶۱ بازیگر محبوب جوایز گلدن گلوب آمریکا شناخته شد. ستاره شهرت وی در تالار مشاهیر هالیوود نقش بسته است.
● نورمن ویزدم (۴ اکتبر)
کمدین سرشناس سینما و تلویزیون انگلیس در سن ۹۵ سالگی دار فانی را وداع گفت. «نورمن ویزدم» از محبوب ترین کمدین های سینما پس از جنگ جهانی دوم بود که چارلی چاپلین، کمدین افسانه ای سینمای جهان زمانی او را «دلقک محبوب» خود نامیده بود. «ویزدم» در دهه های ۵۰ و ۶۰ با بازی در چند اثر تلویزیونی از جمله «جنجال در فروشگاه» به شهرت رسید. وی در سال ۱۹۴۸ به تلویزیون انگلیس راه یافت .
اولین کار کمدی او «قرار ملاقات یک آدم رویایی » بود. درسال ۱۹۵۳ با بازی در فیلم «دردسر درفروشگاه » به شهرت جهانی رسید. او چشمانی آبی و نافذ داشت و نه تنها در انگلیس به اجرای نمایش های کمدی پرداخته بلکه به روسیه ، ایران (۱۹۶۱)،اروپا ، چین و آمریکا سفر کرده است . وی در ۱۹ فیلم سینمایی و سریال های کمدی تلویزیونی ایفای نقش کرد و در سال ۱۹۷۸ جایزه «بفتا» را به دست آورد. موفقیت وی تا آنجا ادامه یافت که در سال ۱۹۹۹ از سوی ملکه الیزابت دوم به مقام «سر» رسید.
ویزدم در بیشتر فیلم هایش ، نام اصلی خود را به عنوان شخصیت فیلمی خود انتخاب می کرد و با کلاه پارچه ای و کت و شلوار گشاد و حرکات منحصربه فرد خود در فیلم های کمدی به یکی از هنرپیشه های محبوب سینما روهای چند دهه گذشته تبدیل شد. از معروف ترین فیلم های ویزدم می توان به «مرد روز»، «شیشه پاک کن»، «آدم ناجور»، «به دنبال یک ستاره»، «آدم نادرستی بود»، «سر بزنگاه» و «سحرخیز»، «نورمن در فضا»، «له له بچه ها»، «قصاب باشی»، «جاده صاف کن» و «شیرفروش» اشاره کرد.
● دینو دی لاورنتیس (۱۰ نوامبر)
تهیه کننده صاحب نام سینمای ایتالیا و برنده اسکار در سن ۹۱سالگی درگذشت. «دینو دی لاورنتیس» از بزرگ ترین تهیه کنندگان سینمای ایتالیا بود که بیش از ۵۰۰ فیلم را به پرده سینماها آورد. وی تهیه کننده تعدادی از آثار مشهور سینمای ایتالیا ازجمله «جاده» (۱۹۵۴) ساخته «فدریکو فلینی» بود که جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی را کسب کرد. «سه روز کندور» (۱۹۷۵) به کارگردانی «سیدنی پولاک» و «سرپیکو» (۱۹۷۳) به کارگردانی «سیدنی لومت» با نقش آفرینی «آل پاچینو» از دیگر فیلم های سرشناسی هستند که «لاورنتیس» تهیه کننده آن ها بود.
در کارنامه سینمایی این تهیه کننده سرشناس ایتالیا فیلم هایی چون «شب های کابریا» ساخته «فدریکو فلینی»، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی، و نسخه بازسازی شده «کینگ کنگ» (۱۹۷۶) به چشم می خورد. وی در سال ۲۰۰۱ جایزه یادبود «اروینگ تالبرگ» را از آکادمی اسکار به پاس یک عمر دستاورد سینمایی دریافت کرد و در سال ۲۰۰۳ جایزه شیر طلای افتخاری جشنواره ونیز به وی اعطا شد.
● ماریو مونیچلی (۲۹ نوامبر)
فیلم ساز نامزد اسکار در سن ۹۵ سالگی خودش را از پنجره بیمارستانی در رم پایین انداخت و به زندگی خود پایان داد. «ماریو مونیچلی»، کارگردان و فیلم نامه نویس بزرگ و از پیشگامان سینمای کمدی ایتالیا در خلال سال های ۱۹۴۰ تا ۶۰ بود. در ۲۰سالگی با نویسندگی و کارگردانی «پسران ویا پال» وارد دنیای سینما شد و در طول بیش از هفت دهه حضور حرفه ای در عرصه سینما بیش از ۶۵ فیلم ساخت و دوبار در سال های ۱۹۶۳ و ۱۹۶۵ نامزد اسکار بهترین فیلم نامه غیراقتباسی شد.
برگزار کنندگان شصت وششمین جشنواره ونیز سال گذشته با نمایش فیلم «جنگ بزرگ» مونیچلی که شیر طلای ونیز را در سال ۱۹۵۹ برای او به ارمغان آورد، از «ماریو مونیچلی» تقدیر کردند. وی در سال ۱۹۹۱ جایزه شیر طلای افتخاری ونیز را برای یک عمر دستاورد سینمایی کسب کرد، در سال ۱۹۸۲ با فیلم «دوستان من ۲» خرس نقره ای جشنواره برلین را برای بهترین کارگردانی گرفت و دو بار دیگر در سال های ۱۹۵۷ و ۱۹۷۶ این جایزه ارزشمند را به دست آورد.
«مونیچلی» که دو بار نامزد جایزه اسکار برای بهترین فیلم نامه شده است، در سال ۱۹۵۸ جایزه صدف نقره ای جشنواره سن سباستین را گرفت. مونیچلی با فیلم های خود پنج بار در جشنواره کن شرکت کرد که جایزه ای برای او به همراه نداشت. مونیچلی کار در سینما را قبل از شروع جنگ جهانی دوم آغاز کرد، ولی تمامی فیلم های مستقلش را پس از پایان جنگ ساخت. از آثار معروف او می توان به «زندگی سگی»، «دزد و پاسبان ها»، «توتو به رم می رود»، «دردسر بزرگ در خیابان مدونا» و «یک بورژاوی کوچک کوچک» اشاره کرد.
● بلیک ادواردز (۱۵ دسامبر)
کارگردان سرشناس سینمای آمریکا و خالق فیلم هایی چون «صبحانه در تیفانی» و «ویکتوریا ویکتوریا» در سن ۸۸ سالگی درگذشت. «بلیک ادواردز» تهیه کننده، کارگردان و فیلم نامه نویس معروف هالیوود طی هفت دهه فعالیت سینمایی بیش از ۴۰ فیلم بلند ساخته بود. وی متولد ۲۶ جولای ۱۹۲۲ در اوکلاهما بود که برای اولین بار در سن ۲۰ سالگی با بازی در فیلم «جنتلمن هایی از وست پوینت» وارد سینما شد. ادواردز در زمینه های مختلفی چون اجرای نمایش نامه های رادیویی و ساخت سریال های تلویزیونی فعالیت داشت.
وی اولین فیلم بلند خود را در سال ۱۹۵۹ با بازی «تونی کورتیس» ساخت و پس از آن فیلم معروف «صبحانه در تیفانی» را با نقش آفرینی «آدری هپ بورن» به سینما آورد. بلیک ادواردز که در سال ۲۰۰۳ به پاس یک عمر دستاورد سینمایی جایزه افتخاری اسکار را دریافت کرد ، خالق سری فیلم های کمدی «پلنگ صورتی» است. فیلم «ویکتوریا ویکتوریا» یکی از موفق ترین آثار سینمایی اوست که نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم نامه شد و در جوایز سزار فرانسه و دیوید دوناتلو ایتالیا جایزه بهترین فیلم خارجی را کسب کرد.
M0$t@fA
01-16-2011, 10:07 PM
به خاطر یک دوران باشکوه
ژانر «وسترن» در تاریخ سینما همواره از محبوبیت ویژه ای برخوردار بوده است. عشق به سرزمین در قالب داستان هایی جذاب و «سرشار از زندگی»، نمایش اسطوره ها و قهرمانان غرب، صحنه های هیجان انگیز و پرتحرک و سرانجام لوکیشن های زیبا و نفس گیر این جایگاه را برای فیلم وسترن به ارمغان آورده اند.
از آغاز پیدایش سینما، فیلم وسترن دارای پایگاهی محکم و پراهمیت بوده است. یکی از مهم ترین فیلم های اولیه تاریخ سینما وسترن متمایزی است به نام «سرقت بزرگ قطار» که به سال ۱۹۰۳ ساخته شد. در دهه ۲۰، فیلم وسترن به یک پدیده ج
● اسب آهنین. «جان فورد» ۱۹۲۴
دهه ۲۰ در دوران سینمای صامت، فیلم های وسترن از محبوبیت زیادی برخوردار بودند. «جان فورد» یکی از کارگردان های بزرگی بود که در این زمینه فعالیت داشت. «اسب آهنین» از معدود وسترن های تاثیرگذار این دهه به شمار می آید. داستان اصلی فیلم درباره احداث بزرگ ترین خط آهن آمریکاست و در این حال رابطه عاشقانه «دیوی براندون» با دختر یکی از روسای راه آهن در پس زمینه روایت می شود. این اولین اثر مهم فورد است.
● دلیجان. «جان فورد» ۱۹۳۹
«دلیجان» یکی از آثار کلیدی ژانر وسترن است. فیلمی که سینمای وسترن را به پختگی رساند. مهمترین ویژگی «دلیجان» تحلیل شخصیت ها و ظرایف روانکاوانه است، نکاتی که تا پیش از این مغفول مانده بود. فیلم روایتگر مسافرانی است که با یک «دلیجان» راهی سفر می شوند و در طول مسیر با خطراتی از جمله حمله سرخپوست ها مواجه می شوند.
● اهل غرب. «ویلیام وایلر» ۱۹۴۰
از وسترن های جذاب و تماشایی تاریخ سینما و دهه ۴۰ سینمای آمریکاست. کارگردانی سنجیده و ظریف «وایلر»، حضور دو شخصیت اصلی «گری کوپر» و «والتربرنان»، فیلمبرداری زیبای «گرگ تولند» و موسیقی شنیدنی «آلفرد نیومن»، اهل غرب را به وسترنی تاثیرگذار و قابل توجه تبدیل کرده است.
● دوئل در آفتاب. «کینگ ویدور» ۱۹۴۶
وسترن حماسی و پرهزینه «دوئل درآفتاب» به تهیه کنندگی «دیوید ا سلزنیک» از فیلم های معروف دهه ۴۰ و سینمای وسترن است. فیلم با بهره گیری از بهترین بازیگران زمانه خود «جوزف کاتن»،«گریگوری پک»،«جنیفرجونز»،«لیلیان گیش» فروش خوبی را نصیب خود کرد.
«پک» در فیلم در نقش یک ضدقهرمان،تصویری خشن از خود به نمایش می گذارد و «جونز» در نقش یک قهرمان زن (دچاربحران هویت) حضوری متفاوت دارد.
● کلمنتاین عزیزم. «جان فورد» ۱۹۴۶
اثری شاعرانه از استاد و از بهترین های ژانر وسترن. طرح انتقام جویانه فیلم در داستانی از وایات ارپ «از اسطوره های دوران وسترن» بازی هنری فاندا در نقش «ارپ» که به عنوان بهترین وایات ارپ تاریخ سینما شناخته شد، عشقش به کلمنتاین (زن معصوم تاریخ سینمای وسترن) و کارگردانی استادانه «فورد» فیلم را به اثری شاخص مبدل می کند.
● رود سرخ. «هاوارد هاکس» ۱۹۴۷
از مهمترین وسترن های تاریخ سینما و از بهترین های «هاکس». فیلم تضاد موجود در رابطه یک پدر و پسرخوانده اش را به بهترین شکل ممکن منعکس می کند. «جان وین» در حضوری متفاوت در مقابل پسرخوانده اش با بازی «مونتگمری کلیفت» یکی از به یادماندنی ترین بازی هایش را به نمایش می گذارد.
● تیر شکسته. «دلمر دیوز» ۱۹۵۰
وسترنی عاشقانه و خوش ساخت از «دلمر دیوز» که براساس رمان (برادر خونی) نوشته الیوت آرنولد ساخته شد. «تیر شکسته» از اولین وسترن هایی است که نگاهی مثبت به سرخ پوستان دارد. حضور «جیمزاستوارت» در نقش یک مصالحه گر بین سفید پوستان و سرخ پوستان، از نقاط قوت فیلم به شمار می آید.
● وینچستر۷۳. «آنتونی مان» ۱۹۵۰
«آنتونی مان» از فیلمسازانی بود که با ساخت چندین وسترن خوب از جمله«مردی از لارامی» و «مردی از غرب» نقش به سزایی در رونق این ژانر داشت. وینچستر ۷۳ یکی از بهترین وسترن های اوست. وسترنی روان شناسانه که به تحلیل شخصیت در قالب قهرمانی پیچیده می پردازد. این فیلم نخستین همکاری «استوارت» با «مان» است که در چند فیلم بعدی« مان» نیز ادامه یافت.
● ماجرای نیمروز. «فردزینه مان» ۱۹۵۲
وسترن معروف و حماسی «ماجرای نیمروز»، از بهترین آثار تاریخ سینماست. کارگردانی «زینه مان» و تسلطش بر صحنه ها، بی نظیرند. «زینه مان» در به تصویرکشیدن ماجرایی که در یک نیمروز اتفاق می افتد و همینطور توجه اش به روابط و بررسی و مطالعه کاراکترها استادانه عمل می کند. قهرمان فیلم با نقش آفرینی بسیار تاثیرگذار «گری کوپر» به تنهایی در برابر نیروی شر می ایستد.
● شین. «جورج استیونس» ۱۹۵۳
«شین» وسترنی اصیل و رمانتیک در حد یک شاهکار است. ورود شین به خانواده استارت، عشقش به ماریون و دوستی دیوانه وارش به جوی کوچک، گرم ترین و رمانتیک ترین لحظات را به تصویر می کشد. شین، با پس زمینه مقابله با شر، داستان یک قهرمان پاک و مقتدر و رمانتیک است.
● جانی گیتار «نیکلاس ری» ۱۹۵۴
«جانی گیتار» از آثار شاخص سینمای وسترن است. محور اصلی فیلم، رویارویی مرگبار دو زن است و همین موضوع از «جانی گیتار» وسترنی متفاوت به وجود آورده. اگر در سینمای وسترن، زن به عنوان یکی از عناصر فرعی ژانر به حساب می آید، در اینجا، زن نقش کلیدی دارد و به اصلی ترین موضوع اثر تبدیل می شود. اهمیت فیلم به حدی است که «فرانسوا تروفو» نیکلاس ری را به خاطر مهارت بارزش در پرداخت صحنه های شبانه ،«شاعر شبانگاهی»نامید. «جانی گیتار» نمونه ای بارز از فیلم کوچکی است که بالید و به مقام یک اثر کلاسیک رسید.
● جویندگان. «جان فورد» ۱۹۵۶
شاهکاری از «جان فورد» کبیر و از بهترین آثار تاریخ سینما. فورد در «جویندگان»، موفق می شود بهتر از هر وسترن دیگری تضاد میان تمدن و بدویت را به تصویر بکشد. از طرفی به اوج زیبایی سبک بصری باشکوه دست می یابد که نظیرش را در کمتر فیلمی می توان یافت. این وسترن شاعرانه یکی از پیچیده ترین و متناقض ترین شخصیت های تاریخ سینما را با بازی «جان وین» به نمایش می گذارد. «جویندگان» بهترین اثر فورد است.
● ریوبراوو. «هاوارد هاکس» ۱۹۵۹
« ریوبراوو» از آثار بلامنازع سینمای وسترن، فیلمی است جذاب و تماشایی با کارگردانی خوب و توام با طنز همیشگی «هاکس». بازی های به یادماندنی (جان وین، دین مارتین، والتربرنان) و موسیقی شنیدنی و محبوب (دیمیتری تیومکین) این وسترن را به یکی از دوست داشتنی ترین فیلم های تاریخ سینما بدل کرده است. گفتنی ست که این وسترن، پاسخی سینمایی است به «ماجرای نیمروز» فرد زینه مان.
● آخرین غروب. «رابرت آلدریچ» ۱۹۶۱
وسترن اصیل، جذاب و غیرمتعارف «رابرت آلدریچ»، شعری عاشقانه است که اکنون با گذشت چند دهه از زمان ساخت آن هنوز تازه و تماشایی است. دالتون ترومبو فیلمنامه این فیلم را بر اساس رمان «غروب در کریزهورس» نوشته «هاوارد رگلیز» به نگارش در آورد. فیلمنامه قوی آخرین غروب در ساختار فیلم نقش به سزایی را ایفا می کند.
به خاطر یک مشت دلار۱۹۶۴ به خاطر چند دلار بیشتر ۱۹۶۵ خوب بد زشت ۱۹۶۶ سه گانه «سرجولئونه»
سه گانه وسترن «لئونه» آثار معروفی هستند که وسترن اسپاگتی ایتالیایی لقب گرفتند. این سه فیلم جذاب ترین و عامه پسندترین وسترن های تاریخ سینما هستند که شاید بیش از هر وسترن دیگری دیده شده اند. «لئونه» بر خلاف وسترن های قدیمی، قهرمان مثبت تازه ای را به شیوه خود به سینما عرضه کرد؛ قهرمانی کم حرف، خشن،صریح،غیرمتعارف و بی اعتنا به قانون! که تاثیرپذیری آن را می توان در فیلم های غیروسترن سال های بعد نیز مشاهده کرد. داستان ها و شخصیت های جذاب این سه اثر، موفقیت عظیمی را برای «سرجولئونه» رقم زدند.
● روزی روزگاری در غرب. «سرجولئونه» ۱۹۶۸
«سرجولئونه» پس از ساخت سه گانه معروفش و در اوج دوران فیلمسازی، کامل ترین اثر خود «روزی روزگاری در غرب» را ارائه می دهد.
وسترنی (هنری) حماسی و باشکوه که از هر نظر فیلمی موفق ارزیابی می شود. «روزی روزگاری در غرب» یادگاری زیبا، به یادماندنی و پرابهت برای پایان دنیای وسترن سنتی است. «لئونه» با ساخت چند وسترن قابل توجه جان تازه ای به این ژانر رو به احتضار بخشید.
● بوچ کسیدی و ساندس کید. «جرج روی هیل» ۱۹۶۹
از آثار خاص و معروف سینمای وسترن و از پرفروش ترین های این ژانر. جدای از کارگردانی استادانه «جرج روی هیل» حضور دو بازیگر بزرگ سینما، «پل نیومن» و «رابرت ردفورد» که شخصیت و دوستی ماندگاری را از خود بر جای نهادند. نقش آفرینی این دو بازیگر شکوه و جلای خاصی به فیلم بخشیده است.
● این گروه خشن. «سام پکین پا» ۱۹۶۹
حماسه ای باشکوه و شاهکاری از «سام پکین پا» و از کاملترین وسترن های تاریخ سینما. «پکین پا» پس از ساخت چند وسترن خوب، در «این گروه خشن» به اوج کمال و پختگی خود می رسد و فیلم او آشکارا، اعتماد به نفس و تسلطش را در ساخت این اثر به رخ می کشد. فیلم شروع و پایانی استثنایی و سکانس هایی بی همتا دارد. شخصیت پردازی ها در فیلم فوق العاده و بسیار دقیق هستند. «این گروه خشن» وسترنی اصیل و پایان بخش یک عصر باشکوه و طلایی است.
● تیرانداز. «دان سیگل» ۱۹۷۶
« تیرانداز» وسترنی است نوستالژیک و می توان آن را ادای دین «دان سیگل» به سینمای وسترن دانست. حضور «جان وین» در سال های پایانی عمرش و «جیمز استوارت» کهنه کار، از شخصیت های ماندگار سینمای وسترن، بار دیگر پس از «مردی که لیبرتی والانس را کشت» وسترن دیگری از «جان فورد»، در کنار هم قرار می گیرند تا بار دیگر تداعی بخش آن دوران باشکوه باشند. «تیرانداز» از بهترین وسترن های دهه ۷۰ است.
● با گرگ ها می رقصد. «کوین کاستنر» ۱۹۹۰
«با گرگ ها می رقصد» زمانی ساخته شد که دیگر بیم آن می رفت، وسترن رو به فراموشی است؛ این اثرحماسی، همانند وسترن های بزرگ قدیمی، سرشار از زندگی است؛ زندگی و تاریخ. فیلمی درباره همبستگی انسان و طبیعت و زندگی سرخپوستان. « با گرگ ها می رقصد» اسکار بهترین فیلم سال را تصاحب کرد و «کوین کاستنر» نیز اسکار بهترین کارگردانی را به دست آورد.
● نابخشوده. «کلینت ایست وود» ۱۹۹۳
«نابخشوده» موفقیت بزرگی برای سینمای وسترن بود؛ فیلم نامزد ۹ جایزه اسکار شد که برای بهترین فیلم سال اسکار را ربود. نابخشوده فیلمی است درباره اندیشه های غرب، اسطوره وسترن و قهرمانان آن. این فیلم را می توان ادای دینی به سینمای وسترن دانست، کما اینکه «ایست وود» فیلمش را به «سرجولئونه» و «دان سیگل» تقدیم نمود.
● مرد مرده. «جیم جارموش» ۱۹۹۶
«مرد مرده» یکی از غریب ترین و متفاوت ترین وسترن های تاریخ سینماست. وسترنی خاص از یک فیلم ساز خاص، که در آن غرب سرزمینی تاریک و خطرناک است. این بار قهرمان یا ضد قهرمان در حالی وارد سرزمین غرب می شود که هیچ پیشینه ای از غرب ندارد.
ٓ
M0$t@fA
01-16-2011, 10:10 PM
نگاه دروغ هالیوود به پایان دنیا
مدت ها بود که دلم می خواست نقدی بر سینمای هالیوود بنویسم که آنها در فیلم هایشان با استفاده از صنعت سینما و اثرگذاری روی فکر و ذهن مردم دنیا، پایان جهان را چگونه به دروغ تعبیر می کنند... البته در این بین دانشمندان غربی هم با فرضیه ها و نظریه های خود، فیلمنامه های ساختگی را در اختیار هالیوودی ها می گذارند تا آنان به خواسته شان که همان خواسته سیاستمداران است، دسترسی داشته باشند. «سینمای غرب»، به عبارتی دیگر «جادوی غرب»، در پی یافتن موضوعاتی محرک برای جلب تماشاگر و ایجاد زمینه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی برای محقق ساختن اهداف جریان پشت پرده سلطه و حکمرانی غرب نشینان است... و در این بین، «فیلمسازی» یکی از مهم ترین قالب ها و روش های غرب برای زمینه سازی و جا انداختن فرهنگ و ایدئولوژی غربی و از جمله طرح موضوع «پایان دنیا» می باشد.
آنها در این زمینه از تمامی امکانات و توان، استفاده و کمپانی های هالیوودی، مهم ترین نقش را در این زمینه ایفا می کنند. در این نوع فیلمسازی، با استفاده از ژانرهای علمی – تخیلی، همواره تصویری از آینده به شکل داستانی و گیرا ترسیم شده است. هالیوود همواره درباره جنگ جهانی آینده، خطر بمباران هسته ای، انفجار جمعیت، فاجعه گرسنگی، آلودگی محیط زیست، بیماری های همه گیر و مهلک و... تبلیغات فراوانی از طریق فیلم، نوار ویدئویی، سی دی و دی وی دی به سراسر جهان داشته است. هدف اصلی و پشت پرده سیاستگزاران سینمایی آمریکا تنها ترساندن مردم دنیا، تحمیل راه حل های از پیش آماده و محکم کردن بندهای بردگی و اسارت آنهاست و نه متوجه کردن آنان به خطراتی که در پیش رو دارند، آنها در سه دهه اخیر دائما به دنبال فیلم هایی هستند که پایان زمین را تشبیه کنند.
فرجام جهان از دیدگاه هالیوود اصولا براساس دو اصل پایه گذاری شده است. محقق خوب کشورمان سیدابوالحسن علوی طباطبایی در کتابش تحت عنوان «هالیوود و فرجام جهان» درباره این دیدگاه ها نوشته است:
۱) بشر، به دلیل پرداختن به انرژی هسته ای و در نهایت بمب اتمی باعث نابودی حیات در کره زمین خواهد شد.
۲) یک برخورد نهایی بین نیروهای شر و کافر علیه اسرائیل در قالب یک جنگ هسته ای رخ خواهد داد، که این جنگ به نابودی و تخریب اکثر شهرهای جهان می انجامد و این همان جنگ «آرمگدون» است که بخشی از اعتقادات بنیادگران انجیلی آمریکا را تشکیل می دهد که این افراد، یک پنجم جمعیت آمریکا را تشکیل می دهند.
در دهه اول قرن بیستم میلادی دو نظریه جدی پیرامون مدینه فاضله یا آرمان شهر مطرح شد. یکی «نظم نوین جهانی» که از طرف «جورج بوش» پدر مطرح و دیگری «پایان تاریخ» که توسط «فوکویاما» ژاپنی مطرح شد که این دو مسئله به نحوی نیت سیاسی غرب در جهانی شدن و ایجاد یک فرهنگ جهانی و تحمیل آن بر جهان را نشان می داد.
سینمای آمریکا با استفاده از ایدئولوژی صهیونیست مسیحی و کلیسای ایوانجلیست ها در مجموع چهار الگوی روانی را در فیلم های هالیوودی مطرح می کند:
۱) ظهور منجی و بردن امت خود به سرزمین موعود
۲) حفظ جهان از خطراتی که آینده آن را تهدید می کند، تنها توسط غرب و به ویژه آمریکا صورت می گیرد.
۳) خلیج فارس مرکز حرکت های تروریستی جهان است
۴) جنگ بعدی، نبردی نهایی بین دنیای کفر و جهان آزاد خواهد بود.
«ایوانجلیست ها» معتقدند که دولت ایالات متحده این جنگ نهایی و مقدس را(از نظر خودشان) رهبری خواهد کرد، آنها موشک های هسته ای قاره پیمای آمریکا و اسرائیل را شمشیرهای جنگ مقدس می نامند و «عملیات توفان صحرا» علیه عراق در سال ۱۹۹۱ میلادی را زمینه ساز مقدمه ای برای جنگ نهایی مقدس می دانند، حال به چند فیلم سینمایی از این دست دقت کنید، تا به اهداف دروغین شان که در واقع ضد دین است بیشتر پی ببرید.
● مضامین فیلم های سینمایی
از آغاز دهه اول قرن بیستم میلادی تاکنون مضامین فیلم های سینمایی ساخته شده در غرب به ویژه هالیوود، به جز مضامین موجود در فیلم های سال های قبل در زمینه ژانر افسانه ای – علمی، براساس الگوهای روانی که به آن اشاره شد، ادامه یافته است، البته در خصوص خطرات بمب اتمی و پایان کار دنیا مضامین فیلم ها تا حدی تکراری بوده و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دشمن مهاجم یا از سوی سیاره ای دیگر، یا از سرزمینی ناشناس و از شرق، به ویژه خاورمیانه در فیلم ها مطرح شده است.
در فیلم «با اولین نور سپیده دم» (۱۹۹۰ م) به کارگردانی «جک شولدر» می بینیم که خدمه یک بمب افکن اتمی به اتحاد جماهیر شوروی حمله می کنند، در حالی که رئیس جمهور آمریکا سعی دارد نومیدانه کنترل ارتش خود را پس از آن که هلیکوپتر او طی یک حادثه و در یک تبادل هسته ای سقوط می کند، به دست گیرد.
فیلم «نابودگر» (روز داوری) به کارگردانی «جیمز کامرون» که در سال(۱۹۹۱ م) ساخته شد، دو روبات با ظاهری انسانی را نشان می دهد که از زمان آینده می آیند. فیلم به ما می گوید که قهرمان فیلم یک ناجی است و می خواهد بگوید که رستگاری نسل بشر از دوزخی که خود آفریده، تنها به دست ماشین مخلوق خودش میسر می شود و تکنولوژی است که پایان زمین را مشخص می کند. که اشاراتی عمیق و ریشه دار انحرافی به منجی آخرالزمان و رستگاری انسان ها از این طریق دارد و یک دنیای ماشینی و رایانه ای بسیار در هم پیچیده را برای آینده بشر پیش بینی می کند و فاجعه جهانی را در غفلت بشر از عدم کنترل ماشین ها و کامپیوتر می داند.
● مضامین فیلم های سینمایی
از آغاز دهه اول قرن بیستم میلادی تاکنون مضامین فیلم های سینمایی ساخته شده در غرب به ویژه هالیوود، به جز مضامین موجود در فیلم های سال های قبل در زمینه ژانر افسانه ای – علمی، براساس الگوهای روانی که به آن اشاره شد، ادامه یافته است، البته در خصوص خطرات بمب اتمی و پایان کار دنیا مضامین فیلم ها تا حدی تکراری بوده و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دشمن مهاجم یا از سوی سیاره ای دیگر، یا از سرزمینی ناشناس و از شرق، به ویژه خاورمیانه در فیلم ها مطرح شده است.
در فیلم «با اولین نور سپیده دم» (۱۹۹۰ م) به کارگردانی «جک شولدر» می بینیم که خدمه یک بمب افکن اتمی به اتحاد جماهیر شوروی حمله می کنند، در حالی که رئیس جمهور آمریکا سعی دارد نومیدانه کنترل ارتش خود را پس از آن که هلیکوپتر او طی یک حادثه و در یک تبادل هسته ای سقوط می کند، به دست گیرد.
فیلم «نابودگر» (روز داوری) به کارگردانی «جیمز کامرون» که در سال(۱۹۹۱ م) ساخته شد، دو روبات با ظاهری انسانی را نشان می دهد که از زمان آینده می آیند. فیلم به ما می گوید که قهرمان فیلم یک ناجی است و می خواهد بگوید که رستگاری نسل بشر از دوزخی که خود آفریده، تنها به دست ماشین مخلوق خودش میسر می شود و تکنولوژی است که پایان زمین را مشخص می کند. که اشاراتی عمیق و ریشه دار انحرافی به منجی آخرالزمان و رستگاری انسان ها از این طریق دارد و یک دنیای ماشینی و رایانه ای بسیار در هم پیچیده را برای آینده بشر پیش بینی می کند و فاجعه جهانی را در غفلت بشر از عدم کنترل ماشین ها و کامپیوتر می داند.
● نوستر آداموس
فیلم «نوستر آداموس» یا «مردی که آینده را می دید» در سال ۱۹۹۳ م. به کارگردانی «راجر کریستیان» براساس کتاب «پیشگویی های نوسترآداموس» ساخته شد و توسط «اورسن ولز» حکایت می شود. در این فیلم ما ابتدا کشور فرانسه در قرن شانزدهم را می بینیم.
مضمون اصلی فیلم این است که: «در آینده، زندگی بشر روی کره خاکی در فضا منجر خواهد شد.» و «افزایش مسلمانان معتقد باعث بحران خواهد بود.»
زیرا بیش از یک میلیارد نفر مسلمان در جهان وجود دارند که اکثرشان در خاورمیانه ساکن اند و اخیرا به ارزش های اسلامی خود که قرن ها به وسیله ابرقدرت ها سرکوب شده است، پی برده اند. این مردم با در دست داشتن ثروت فراوان می توانند برای غرب خطر بزرگی به حساب آیند. او تاکید می کند که: «خاورمیانه مرکز اصلی جنگ بزرگ آینده است.»
در فیلم می بینیم که سال ۱۹۹۹ م. فرا می رسد. مصلح ظهور می کند. جهان وارد سال ۲۰۰۰ م. می شود مردی در کسوت مصلح جهانی با لباس عربی وارد سالنی مجهز در یک پایگاه فضایی می شود. بر صندلی سلطنتی تکیه زده و سپس دستور حمله را به نیروهای تحت امر خود صادر می کند. علل و انگیزه شروع این جنگ مشخص نیست و در فیلم به آن اشاره نمی شود. بر عمامه فرمانده علامتی از ستاره، ماه و داس وجود دارد. نیروهای تحت امر او برخی دارای لباس و کلاه نظامی و نیمی دارای عمامه و دستار عربی هستند. علامت ستاره، ماه و داس بر روی موشک های دوربرد نیز وجود دارد. بالاخره جنگ موشکی آغاز می شود. رئیس جمهور آمریکا در مقر پنتاگون دستور تدافعی حمله را صادر می کند و تعدادی از موشک های شلیک شده در هوا منفجر می شوند. اما در نهایت چند موشک شلیک شده از پایگاه نظامی اعراب به وسط شهرهای بزرگ اصابت می کنند. نمایی از شهرهای پرجعیت به تصویر کشیده می شود. زنان، مردان و کودکان در حال انجام کارهای روزمره یا تفریح، بی خبر مورد تهاجم قرار می گیرند. اولین موشک به مجسمه آزادی اصابت کرده و آن را منهدم می سازد و این کنایه از آن است که با ظهور این شخص، آزادی از میان می رود. برج ایفل و چند نقطه دیگر از جهان مورد تهاجم موشکی قرار گرفته و ویران می شوند و جهان در موجی از جنگ و خون غوطه می خورد.
فیلم پیشگویی های «نوستر آداموس» ظهور مصلح را به عنوان دشمن بشریت و آزادی مطرح می کند و تاییدکننده دیدگاه های غرب و به ویژه گروه های مذهبی ایوانجلیست و صهیونیستی است که اسلام گرایی را یک عامل خطرناک برای جهان غرب و دنیای سرمایه داری می داند و در واقع قصد نهایی فیلم ترساندن مردم جهان از رشد و نفوذ اسلام و گسترش آن در جهان است.
● هالیوود و پیشگویی های آینده
سیاستگذاری مسیحیت صهیونیستی بالاترین نقش خود را در قضیه پیشگویی ها درباره آینده جهان و بشریت دارد. هدف آنها تاثیرگذاری بر مردم آمریکا از نظر جدی و حتمی بودن آن و ایجاد انعفال در میان سایر ملل و مسلمانان است.
در سال ۲۰۰۱ فیلم «آرمگدون» اشاره ای است به این که در این منطقه یک جنگ بزرگ اتمی اتفاق می افتد و بعد از این جنگ که منجر به کشته شدن تعداد بی شماری از مردم می شود (حدود سه میلیارد نفر)، در این زمان اسرائیل بسیار قدرتمند است و درگیری بزرگ اتمی در منطقه «هرمجدون» (دره ای بین اسرائیل و سوریه) فراهم خواهد شد.
صهیونیست های آمریکا از دهه هشتاد میلادی در رسانه های تحت اختیار خود موارد زیادی را مطرح می کردند که به نوعی جنبه پیشگویی آینده داشت و قصدشان جوسازی سیاسی و فرهنگی و ایجاد حال و هوای مطابق امیال و آرزوهایشان بود و در واقع آنچه در دل داشتند یا با طرح در مجامع رسانه ای یا با ساختن فیلم های سینمایی ارائه می دادند. ابطال هایی که به نام «نوستر آداموس» در فیلم مطرح می شود در واقع نوعی جوسازی برای آینده و آرزوی قلبی آنها است.
واکنش هراس آمیز غرب از شروع پیش لرزه های نخستین زلزله آخرالزمان که با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بر پا شد، شکل گرفت و فیلم می خواهد بگوید که حتی اگر انقلاب اسلامی به حیات خود ادامه داده و به ظهور منجی موعود وصل شود، باز هم برای غرب مشکلی نخواهد بود، زیرا طبق این پیشگویی ها، غرب برنده نهایی این نبرد است. به عبارت دیگر فیلم، دروغی دیگر برای تجدید روحیه شیفتگان قدرت است.
● ترس هالیوود از شیعه
فیلم «تهدید» در سال ۱۹۹۹ میلادی ساخته می شود، اما سال ۱۹۹۸ را نشان می دهد، رئیس جمهور آمریکا در حال مبارزات انتخاباتی است، او در بیشتر ایالات اکثریت آرا را به دست آورده است و با مشاوران خود این خبر را می شنود که «عدی حسین» پسر «صدام حسین» به کویت حمله کرده و تعدادی از سربازان حافظ صلح آمریکا را قتل عام کرده است. رئیس جمهور با عصبانیت اعلام می کند که اگر «عدی حسین» نیروهای خود را از کویت بیرون نبرد، او بغداد را با سلاح های اتمی مورد حمله قرار می دهد. عراق پاسخ می دهد که در صورت حمله به عراق ۲۳ شهر آمریکا و کشورهای متحدش را با خاک یکسان خواهد کرد. بقیه ماجراهای فیلم در خصوص بررسی عواقب احتمالی این جنگ می گذرد و مردم برای مقابله با یک جنگ جهانی اتمی آماده می شوند، اما در نهایت مسایل به خوشی و با موفقیت آمریکا!! به پایان می رسد!!
سوژه فیلم، ترس از تروریسم است که آمریکا مرکز آن را خاورمیانه و خلیج فارس می داند، که در ۲۰ سال اخیر جایگزین وحشت از دنیای کمونیسم و تهدید از سوی آنها بود که دیگر در بازار نمایش و سینما هم بازاری ندارد. در دهه های ۵۰، ۶۰ و ۷۰ فیلم های سیاسی هالیوود به «شوروی» باز می گشت آنچه مسلم است، این که برای غرب شناخت محورهای اسلام و به ویژه شیعه بسیار مطرح است، آنها در طول تاریخ متوجه شدند که «شیعه» قدرت بسیار عظیمی دارد، در گفتار روی فیلم نوسترآداموس هم گفته می شود که: «۶۰۰ میلیون مسلمان در خاورمیانه جمع شده اند و ثروت عظیمی دارند و برای صلح جهانی خطرناکند.»
هدف در اینجا صرفا تخریب امواج انقلاب اسلامی و ارائه تصویر و تفسیر بدی از آن است، حضرت امام(ره) از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، منبع تصمیم های نهایی و بزرگ را از جای دیگری می دانستند و در جنگ، نقش محوری امام زمان(عج) مطرح شد. غربیان دیدند اگر بیانیه امام زمان(عج) شیعیان را نفی کنند، حتما یک ارزش داشته است که به نحو دیگری اثباتش کرده اند. بنابراین تصمیم گرفتند به جای آن که این طرف را تخریب کنند، طرف مقابل اثبات کنند و بهترین روش هم در سال های اخیر، فیلمسازی با هدف های خاص و تبلیغات غیرمستقیم رسانه های مطرح گروهی بوده که در اختیار آنان است.
به عبارت دیگر روش غرب در حال حاضر آموزش و تربیت است نه تهاجم، مهدویت مورد نظر شیعه کوبیده می شود. ولی «منجی تخیلی» خودشان ترویج پیدا می کند و این در قسمت های دوم و سوم فیلم ماتریکس، کاملا با استفاده از استعاره های صهیونیستی آشکار است. در شماره های آینده باز هم در مورد طرز فکر ضداسلام هالیوودی برایتان خواهیم نوشت.
آنها پنج سال قبل از حادثه ۱۱ سپتامبر فیلم آن را ساخته بودند و مردم دنیا آن فیلم را به خوبی به یاد دارند، زمانی که برج های دوقلو بر اثر برخورد هواپیما منفجر شد تا سیاسیون آن را به گردن مسلمانان بیندازند، آن فیلم برای مردم آمریکا تداعی شد آنها با ساختن فیلم هایی که به بشقاب پرنده ها می پردازند به دنبال تغییر افکار عمومی مردم دنیا می باشند تا اگر جایی بشقاب پرنده دیدند، با خود بگویند که این شی ها از فضا و سیاره های دیگر آمده است و به سوی آن حمله نکنند تا این ابزار جاسوسی به راحتی به کار خود ادامه دهند.
rahim
01-27-2011, 09:09 PM
تصاویرفیلمی که نامزد ۱۱ جایزه اسکار ۲۰۱۱ شد
آخرین نیوز: درام بریتانیایی «گفتار پادشاه» به کارگردانی تام هوپر در ۱۲ رشته شامل بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه غیراقتباسی و بازیگر مرد نامزد دریافت جوایز هشتاد و سومین دوره جوایز اسکار شد.
http://www.taknaz.ir/upload/29/0.624773001296097004_taknaz_ir.jpg (http://www.taknaz.ir/news_cats_82.html)
«گفتار پادشاه» که یکی از فیلمهای تحسینشده فصل جوایز است بیشترین بخت را در جوایز اسکار ۲۰۱۱ دارد. این فیلم درامی تاریخی درباره جرج ششم پادشاه انگلستان است که در سالهای منتهی به جنگ جهانی دوم به کمک یک گفتاردرمانگر بر لکنت زبان خود غلبه کرد.
http://www.taknaz.ir/upload/29/0.933989001296097005_taknaz_ir.jpg (http://www.taknaz.ir/news_cats_82.html)
«گفتار پادشاه» در بخش بهترین فیلم با «۱۲۷ ساعت» که داستانی درباره بقاست، تریلر روانشناختی «قوی سیاه»، درام با موضوع بوکس «مشتزن»، بلاکباستر افسانه علمی «آغاز»، فیلم خانوادگی «حال بچهها خوب است»، «شبکه اجتماعی» که داستانی درباره فیس بوک است، انیمیشن «داستان اسباببازی ۳»، وسترن «شهامت» و تریلر جنایی «استخوان زمستان» رقابت میکند.
http://www.taknaz.ir/upload/29/0.843161001296097006_taknaz_ir.jpg&w=520&h=300&q=90 (http://www.taknaz.ir/news_cats_82.html)
«شهامت» به کارگردانی برادران کوئن با نامزدی در ۱۰ رشته پس از «گفتار پادشاه» پیشتاز جوایز اسکار ۲۰۱۰ است. «شبکه اجتماعی» دیوید فینچر در هشت بخش از جمله بهترین فیلم، کارگردان و بازیگر مرد (جسی آینزبرگ) بخت دریافت جایزه اسکار را دارد.
مراسم اسکار ۸۳ صحنه رویارویی دو فیلم «گفتار پادشاه» و «شبکه اجتماعی» است. «شبکه اجتماعی» برنده جایزه بهترین فیلم درام جوایز گلدن گلوب شد و بسیاری از گروههای منتقدان سینما هم آن را به عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۱۰ انتخاب کردند. «گفتار پادشاه» در عوض این هفته جایزه اصلی بهترین فیلم انجمن تهیه کنندگان آمریکا را دریافت کرد که برندگان آن معمولا جایزه اسکار بهترین فیلم را هم میگیرند.
مراسم هشتاد و سومین دوره جوایز اسکار روز ۲۷ فوریه (هشتم اسفند) در کداک تیهتر لس آنجلس برگزار میشود. جیمز فرانکو و آن هاتاوی مجریان این دوره جوایز اسکار هستند.
فهرست نامزدهای ۲۴ بخش هشتاد و سومین دوره جوایز اسکار به شرح زیر است:
بهترین فیلم: «۱۲۷ ساعت»، «قوی سیاه»، «مشتزن»، «آغاز»، «حال بچهها خوب است»، «گفتار پادشاه»، «شبکه اجتماعی»، «داستان اسباببازی ۳»، «شهامت»، «استخوان زمستان»
بهترین کارگردانی: دارن آرونوفسکی، «قوی سیاه» / جوئل کوئن، ایتن کوئن، «شهامت» / دیوید فینچر، «شبکه اجتماعی» / تام هوپر، «گفتار پادشاه» / دیوید ا. راسل، «مشتزن»
بهترین فیلمنامه اقتباسی: «۱۲۷ ساعت»، دنی بویل، سایمن بوفوی / «شبکه اجتماعی»، آرون سورکین / «داستان اسباببازی ۳»، مایکل آرنت، جان لسهتر، اندرو استنتن، لی آنکریچ / «شهامت»، جوئل کوئن، ایتن کوئن / «استخوان زمستان»، دبرا گرانیک، آن روسلینی
بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: «سال دیگر»، مایک لی / «مشت زن»، اسکات سیلور، پل تامسی، اریک جانسن/ «آغاز»، کریستوفر نولان / لیسا چولودنکو، استیوارت بلومبرگ، «حال بچهها خوب است» / دیوید سایدلر، «گفتار پادشاه»
بهترین بازیگر مرد: خاویر باردم، «بیوتیفول» / جف بریجز، «شهامت» / جسی آیزنبرگ، «شبکه اجتماعی» / کالین فیرث، «گفتار پادشاه» / جیمز فرانکو، «۱۲۷ ساعت»
بهترین بازیگر زن: آنت بنینگ، «حال بچهها خوب است» / نیکول کیدمن، «مخمصه» / جنیفر لارنس، «استخوان زمستان» / ناتالی پورتمن، «قوی سیاه» / میشل ویلیامز، «ولنتاین آبی»
بهترین بازیگر مرد مکمل: کریستین بیل، «مشتزن» / جان هاوکز، «استخوان زمستان» / جرمی رنر، «شهر» / مارک روفالو، «حال بچهها خوب است» / جفری راش، «گفتار پادشاه»
بهترین بازیگر زن مکمل: ایمی آدامز، «مشتزن» / هلنا بونهم کارتر، «گفتار پادشاه» / ملیسا لئو، «مشتزن» / هیلی استاینفلد، «شهامت» / جکی ویور، «قلمرو حیوانی»
بهترین فیلم بلند انیمیشن: «چگونه اژدهای خود را تربیت کنید»، «شعبدهباز»، «داستان اسباببازی ۳»
بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان: بیوتیفول»، الخاندرو گونزالز ایناریتو، مکزیک / «سگدندان»، یورگوس لانتیموس، یونان / «در یک دنیای بهتر»، سوزان بیر، دانمارک / «آتشافروزان»، دنی وینو، کانادا / «خارج از قانون»، رشید بوغریب، الجزایر
بهترین فیلمبرداری: «قوی سیاه»، ماتیو لیباتیک / «آغاز»، والی فیستر / «گفتار پادشاه»، دنی کوهن، «شبکه اجتماعی»، جف کراننوث / «شهامت»، راجر دیکینز
بهترین تدوین: «۱۲۷ ساعت»، جان هریس / «قوی سیاه»، اندرو وایزبلوم / «مشتزن»، پاملا مارتین / «گفتار پادشاه»، طارق انوار / «شبکه اجتماعی»، کرک بکستر، آنگس وال
بهترین طراحی هنری: «آلیس در سرزمین عجایب»، استفان دشان / «هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت ۱»، اندرو اکلند-اسنو / «آغاز»، گای هندریکس دیاز / «گفتار پادشاه»، نتی چاپمن / «شهامت»، استفن دشان»
بهترین طراحی لباس: «آلیس در سرزمین عجایب»، کالین آتوود / «من عشق هستم»، آنتونلا کاناروتسی / «گفتار پادشاه»، جنی بیون / «توفان»، سندی پوول / «شهامت»، «ماری زوفرس
بهترین چهرهپردازی: «نسخه بارنی»، «راه بازگشت»، «مرد گرگنما»
بهترین موسیقی: «۱۲۷ ساعت»، ای. آر. رحمن / «چگونه اژدهای خود را تربیت کنید»، جان پوول / «آغاز»، هانس زیمر / «گفتار پادشاه»، الکساندر دپلا / «شبکه اجتماعی»، ترنت رزنور، آتیکس راس
بهترین ترانه: «۱۲۷ ساعت»، ای. آر. رحمن، رولو آرمسترانگ، دایدو، «اگر برخیزم» / «Country Strong»، باب دی پییرو، تام داگلاس، هیلاری لینزی، تروی ورگاس، «بازگشت به خانه» / «ژولیده پولیده»، آلن منکین، گلن اسلیتر، «نور را میبینم» / «داستان اسباب بازی ۳»، رندی نیومن، «ما به هم تعلق داریم»
بهترین صداگذاری: «آغاز»، ««گفتار پادشاه»، «سالت»، «شبکه اجتماعی»، «شهامت»
بهترین تدوین صدا: «آغاز»، «داستان اسباب بازی ۳»، «ترون: میراث»، «شهامت»، «توقف ناپذیر»
بهترین جلوههای تصویری: «آلیس در سرزمین عجایب» / «هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت ۱» / «زندگی پس از مرگ» / «آغاز» / «آیرون من ۲»
بهترین مستند بلند: «خروج از میان فروشگاه اشیاء کادویی»، بنکسی / «Gasland»، جاس فاکس / «دزدی داخلی»، چارلز فرگوسن / «رسترپو»، تیم هیدرینگتن، سیاستین یونگر / «زمین بایر»، لوسی واکر
بهترین مستند کوتاه: «به نام کشتن»، «Poster Girl»، «نه دیگر بیگانگان»، «خورشید طلوع میکند»، «جنگجویان کیگانگ»
بهترین فیلم کوتاه انیمیشن: «روز و شب»، تدی نیوتن / «The Gruffalo»، جاکوب شو، مکس لانگ / «بیا آلوده کنیم»، جیفی بودو / «چیز گمشده»، شان تان، اندرو روهمان / «Madagascar, Carnet de Voyage»، باستین دوبوا
بهترین فیلم کوتاه زنده: «اعتراف»، تانل توم / «شکست دادن»، مایکل کریگ / «خدای عشق»، لوک ماتنی / «Na Wewe»، ایوان گلدشمیت / «آرزوی ۱۴۳»، ایان بارنز و سامانتا ویت
Karim
01-29-2011, 10:22 PM
جدیدا چن تایی فیلم دیدیم.بازی tom robbins رو خیلی پسندیدیم.
محض اطلاع عرض کردم که رودخانه مرموز و رهایی از شاوشنک رو ببینین.
Karim
02-12-2011, 07:08 PM
تو نامزدهای بهترین فیلم اسکار امسال فقط inception یا همون آغاز رو دیدم.امسال کلا سال خوبی برا دی کاپریو بوده و فیلماش زیاد بیننده داشت و خوب پولسازی کرده.
این فیلم آغاز از اون فیلمهای تخیلی-اکشن-معمایی است که ذهن آدم رو بدجور درگیر میکنه و گاهی فیلم خواب در خواب در خوابه!(مثل جد در جد در جد!)
یعنی یه عده خواب میبینن که دارن خواب میبینن و در اون خواب هم خواب میبینن:24:
در کل از معدود فیلمهای تخیلی بود که باهاش حال کردم و از دید کاربران آی ام دی بی دات کام جزو 250 فیلم برتر دنیاست البته چون فیلم جدید هست و بیننده زیاد داشته نسبت به فیلمهای قدیمی تر این رتبه رو سریع گرفت.
فکر کنم تو لیست بهترین فیلمهای امسال "شهامت"یه جورایی خاص باشه مثل ساخته قبلی برادران کوئن " کشوری برای پیرمردها نیست".
RED STORM
02-17-2011, 02:04 PM
برگزیدگان بیست و نهمین جشنوراه فیلم فجر مشخص شدند؛ فیلم سینمایی «جرم» به کارگردانی مسعود کیمیایی جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر را از آن خود کرد.مراسم اختتامیه این دوره جشنواره فیلم فجر چهارشنبه شب در سالن همایشهای برج میلاد برگزار و برگزیدگان سه بخش مسابقه سینمای ایران، فیلمهای اول و ویدیوسینما معرفی شدند.
http://www.cinemaema.com/parameters/...9dab5fe7f9.jpg (http://www.cinemaema.com/parameters/cinemaema/images/cache/162f2ab80c6c0667760d229dab5fe7f9.jpg)
در بخش مسابقه سینمای ایران جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم به «جرم» ساخته مسعود کیمیایی اعطاء شد و جایزه بهترین کارگردانی به اصغر فرهادی برای «جدایی نادر از سیمین» رسید. هر دو فیلم در 12 بخش نامزد دریافت جایزه بودند.
«جرم» کیمیایی بجز جایزه بهترین فیلم در بخشهای بهترین بازیگر مرد مکمل (حامد بهداد)، موسیقی (کارن همایونفر)، طراحی صحنه و لباس (ایرج رامینفر) و صداگذاری (اسحاق خانزادی و علی ابوالصدق) برنده جایزه شد.
«جدایی نادر از سیمین» هم جوایز بهترین کارگردانی، فیلمنامه (اصغر فرهادی)، فیلمبرداری (محمود کلاری)، صدابرداری (محمود سماکباشی) و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را دریافت کرد.
در بخش مسابقه فیلمهای اول نیز سفر سرخ» حمید فرخنژاد جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد و دیپلم افتخار بهترین کارگردان این بخش نیز به طور مشترک به فرخنژاد و امیر ثفقی «مرگ کسب و کار من است» اعطاء شد.
بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر 16 تا 26 بهمنماه برگزار شد. فهرست کامل برندگان سه بخش مسابقه سینمای ایران، فیلمهای اول و ویدیوسینما به شرح زیر است:
* برگزیدگان بخش مسابقه سینمای ایران
بهترین فیلم: «جرم» مسعود کیمیایی
جایزه ویژه هیئت داوران: «آسمان محبوب» داریوش مهرجویی
دیگر نامزدها: «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، «آلزایمر» احمدرضا معتمدی، «33 روز» جمال شورجه
بهترین کارگردانی: اصغر فرهادی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: مسعود کیمیایی «جرم»، داریوش مهرجویی «آسمان محبوب»، احمدرضا معتمدی «آلزایمر»، محمد بزرگنیا «راه آبی ابریشم»
بهترین فیلمنامه: اصغر فرهادی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: داریوش مهرجویی و وحیده محمدیفر «آسمان محبوب»، احمدرضا معتمدی «آلزایمر»، مسعود کیمیایی «جرم»، نگار آذربایجانی و فرشته طائرپور «آینههای روبرو»، علی رفیعی «آقا یوسف»، علیرضا طالبزاده «ندارها».
بهترین بازیگر مرد: مهدی هاشمی «آقا یوسف»
دیگر نامزدها: پرویز پرستویی «سیزده 59»، فرخ نعمتی «برف روی شیروانی داغ»، علی مصفا «آسمان محبوب»، پولاد کیمیایی «جرم»، پژمان بازغی «ندارها»، حسین یاری «پاریس تا پاریس»
بهترین بازیگر زن: ویشکا آسایش «ورود آقایان ممنوع»
دیپلم افتخار: مهتاب کرامتی «آلزایمر»
دیگر نامزدها: لیلا حاتمی «جدایی نادر از سیمین»، لادن مستوفی «گلچهره»، غزل شاکری «آینههای روبرو»، هانیه توسلی «ندارها»، فاطمه معتمدآریا «اینجا بدون من»
بهترین بازیگر مکمل مرد: حامد بهداد «جرم»
دیپلم افتخار: شهاب حسینی «جدایی نادر از سیمین» و محسن تنابنده «ندارها»
دیگر نامزدها: بهروز بقایی «سیب و سلما»، حسین محباهری «گلچهره»، کامران تفتی «مرگ کسب و کار من است»، شاهرخ فروتنیان «آقا یوسف»
بهترین بازیگر مکمل زن: مهناز افشار «سعادت آباد»
دیپلم افتخار: ساره بیات «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: ریما رامینفر «یه حبه قند»، شایسته ایرانی «آینههای روبرو»، آنا نعمتی «برف روی شیروانی داغ»، فریده سپاه منصور «آسمان محبوب»، سارینا فرهادی «جدایی نادر از سیمین»
بهترین فیلمبرداری: محمود کلاری «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: تورج منصوری «جرم»، فرخ مجیدی «آسمان محبوب»، بهرام بدخشانی «راه آبی ابریشم»، مسعود سلامی «سیزده 59»
بهترین تدوین: واروژ کریم مسیحی «ندارها»
دیگر نامزدها: هایده صفییاری «جدایی نادر از سیمین»، مصطفی خرقهپوش «جرم»، حسن حسندوست «آسمان محبوب»، حسین غضنفری «برف روی شیروانی داغ»، نازنین مفخم «گلچهره»، حسن ایوبی «33 روز»
بهترین موسیقی: کارن همایونفر «جرم»
دیگر نامزدها: بهزاد عبدی «فرزند صبح»، علیرضا کهندیری «سیزده 59»، حیدر ساجدی «ورود آقایان ممنوع»، محمدرضا درویشی «باد و مه»
بهترین طراحی صحنه و لباس: ایرج رامینفر «جرم»
دیگر نامزدها: پروین صفری «راه آبی ابریشم»، سارا سمیعی «گزارش یک جشن»، بابک پناهی «33 روز»، محسن شاهابراهیمی «یه حبه قند»
بهترین چهرهپردازی: سعید ملکان «فرزند صبح»
دیگر نامزدها: محمدرضا قومی «جرم»، سعید ملکان «آلزایمر»، مهرداد میرکیانی «جدایی نادر از سیمین»، عبدالله اسکندری «یه حبه قند»
بهترین صدابرداری: محمود سماکباشی «جدایی نادر از سیمین»
دیگر نامزدها: اسحاق خانزادی «جرم»، آرش برومند «گزارش یک جشن»، بهمن اردلان «یه حبه قند»، طاهر پیشوا «ندارها»
بهترین صداگذاری: اسحاق خانزادی و علی ابوالصدق «جرم»
دیگر نامزدها: محمدرضا دلپاک «باد و مه»، محمدرضا دلپاک «جدایی نادر از سیمین»، حسین مهدوی «33 روز»، محمدرضا دلپاک «آسمان محبوب»
بهترین جلوههای ویژه رایانهای: امیررضا معتمدی «راه آبی ابریشم»
دیگر نامزدها: امیر سحرخیز، فرخ مجیدی و هادی اسلامی «آسمان محبوب»، امیررضا معتمدی «33 روز»، هدیش بیگدلی شاملو «خیابانهای آرام»، شهروز وظیفهشناس «سیزده 59»
بهترین جلوههای ویژه میدانی: محسن روزبهانی «33 روز»
دیگر نامزدها: نجف فتاحی «راه آبی ابریشم»، جواد شریفیراد، «سیزده 59»، عباس شوقی «خیابانهای آرام»، داود یوسفیان «پایاننامه»
بهترین فیلم از نگاه تماشاگران: «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی
* برگزیدگان بخش مسابقه فیلمهای اول
بهترین فیلم: سفر سرخ» حمید فرخنژاد
دیگر نامزدها: «آینههای روبرو» فرشته طائرپور، «قلب سیمرغ»
بهترین کارگردان:
دیپلم افتخار: حمید فرخنژاد «سفر سرخ» و امیر ثفقی «مرگ کسب و کار من است»
دیگر نامزدها: فردین صاحب زمانی «چیزهایی هست که نمیدانی»
بهترین فیلمنامه:
دیپلم افتخار: نگار آذربایجانی و فرشته طائرپور «آینههای روبرو»
دیگر نامزدها: حمید فرخنژاد «سفر سرخ»
بهترین بازیگر مرد:
دیپلم افتخار: پژمان بازغی «مرگ کسب و کار من است»
جایزه ویژه: صادق صفایی «سفر سرخ»
دیگر نامزدها: علی مصفا «چیزهایی هست که نمیدانی»، امیر آقایی «مرگ کسب و کار من است»، حبیب دهقان نسب «سفر سرخ»
بهترین بازیگر زن:
دیپلم افتخار: غزل شاکری «آینههای روبرو»
دیگر نامزدها: لیلا حاتمی «چیزهایی هست که نمیدانی»، ماهچهره خلیلی «پرندهباز»، آیلین حسینیان «بیانتها»
بهترین دستاورد فنی و هنری:
دیپلم افتخار: وحید نصیریان «قلب سیمرغ»
* برگزیدگان بخش مسابقه ویدئوسینما
بهترین فیلم: مهدی کبیری، صدا و سیما مرکز بوشهر برای فیلم «همسنگار»
دیگر نامزدها: مجید اسماعیلی، مجتبی امینی برای فیلم «آفریقا»، مرکز سیما فیلم، کیانوش عیاری برای فیلم «قصه داود و قمری»
دیپلم افتخار به کودک خردسال هلیا خالقی برای ایفای نقش در فیلم «ماجون»
بهترین کارگردان: هومن سیدی برای فیلم «آفریقا»
دیپلم افتخار: آیدا پناهنده برای فیلم «قصه داود و قمری»
دیگر نامزدها: احسان عبدیپور برای فیلم «همسنگار»
بهترین فیلمنامه:
دیپلم افتخار: احمد حامد برای فیلم «فقط بیست»
دیگر نامزدها: پوریا آذربایجانی برای فیلم «عاشقانهای برای سرباز وظیفه رحمت»، آیدا پناهنده و ارسلان امیری برای فیلم «قصه داودو قمری»
بهترین بازیگر نقش اول زن:
دیپلم افتخار: آزاده صمدی برای فیلم «آفریقا»
دیگر نامزدها: هلیا خالقی برای فیلم «ماجون»، حدیث میرامینی برای فیلم «قصه داود و قمری»
بهترین بازیگر نقش اول مرد:
دیپلم افتخار: حمید باغکی برای فیلم «همسنگار»
دیگر نامزدها: احمد مهرانفر برای فیلم «عاشقانهای برای سرباز وظیفه رحمت»، هومن سیدی برای فیلم «قصه داود وقمری»
بهترین دستاورد فنی و هنری:
دیپلم افتخار: اشکان اشکانی، «سربازان اعدام» (تصویربرداری) و حمید سلیمانی، «اشلو» (جلوههای ویژه)
دیگر نامزدها: «همسنگار» (تصویربرداری)، «همسنگار» (طراحی صحنه)، «ماجون» (تصویربرداری)، «همسنگار» (تدوین)
RED STORM
03-01-2011, 09:52 PM
جایزه بهترین فیلم سال 2010 تعلق گرفت به فیلم (سخنرانی پادشاه)
----------------------
بهترین کارگردان سال 2010 کسی نیست جز (تام هوپر برای سخنرانی پادشاه)
----------------------
بهترین بازیگر مرد سال 2010 کسی نیست جز (کالین فیرث برای فیلم سخنرانی پادشاه)
--------------------------
بهترین بازیگر زن سال 2010 کسی نیست جز (ناتالی پورتمن برای فیلم قوی سیاه)
---------------------
بهترین بازیگر مکمل زن سال 2010 کسی نیست جز (ملیسا لئوبرای فیلم فایتر )
---------------------
بهترین بازیگر مکمل مرد سال 2010 کسی نیست جز (کریستین بل برای فیلم فایتر)
---------------------
بهترین فیلمنامه غیراقتباسی سال 2010 تعلق میگیرد به فیلم ( سخنرانی پادشاه برای دیوید سیدر)
-------------------------
بهترین فیلمنامه اقتباسی سال 2010 تعلق میگیرد به فیلم (شبکه اجتماعی ارون سارکین)
-------------------------
بهترین فیلم بلند انیمیشن سال 2010 تعلق میگیرد به انیمیشن (داستان اسباب بازی 3)
---------------------
بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان سال 2010 تعلق میگیرد به فیلم (Hævnen برای سوسانه بیر)
---------------------
بهترین فیلمبرداری سال 2010 برای فیلم (اینسپشن و والی فیستر )
-------------------------
بهترین تدوین سال 2010 برای فیلم ( The Social Network (2010))
---------------------
بهترین طراحی هنری سال 2010 برای فیلم ( الیس در سزمین عجایب و برای استفن داچنت )
---------------------
بهترین طراحی لباس سال 2010 برای فیلم (الیس در سرزمین عجایب برای کالین اتوود )
---------------------
بهترین چهرهپردازی سال 2010 برای فیلم (The Wolfman)
---------------------
بهترین موسیقی سال 2010 برای فیلم (شبکه اجتماعی)
-------------------------
بهترین ترانه سال 2010 برای فیلم (Toy Story 3 (2010): Randy Newman)
--------------------
بهترین صداگذاری سال 2010 برای فیلم ( اینسپشن)
--------------------
بهترین تدوین صدا سال 2010 برای فیلم ( اینسپشن)
--------------------
بهترین جلوههای تصویری سال 2010 برای فیلم ( اینسپشن)
--------------------
بهترین مستند بلند سال 2010 برای مستند بلند ( Inside Job (2010): Charles Ferguson)
--------------------
بهترین مستند کوتاه سال 2010 برای مستند کوتاه (Strangers No More)
--------------------
بهترین فیلم کوتاه انیمیشن سال 2010 برای انیمیشن The Lost Thing
-------------------
بهترین فیلم کوتاه زنده سال 2010 برای فیلم کوتاه (God of Love)
اونایی رو که قرمز کردم خودم باهاشون به شدت حال میکنم !
Karim
03-17-2011, 06:52 PM
فیلمها رو تو تعطیلات میبینم اما یه چیز باحالی که شنیدم از داداشم این بود که کالین فیرث(هم جن س باز) موقعی که جایزه رو گرفته گفته که این جایزه رو تقدیم میکنم به دوست پسرم.
alibother
03-17-2011, 07:08 PM
فقط میتونم در مورد پست بالا بگم:
دست ایرج میرزا رو از پشت بسته این یارو. تو روح کالین و تو آقا کریم!
Karim
03-23-2011, 11:23 PM
الیزابت تیلور، از سرشناسترین بازیگران سینمای هالیوود درگذشت
الیزابت تیلور، از سرشناسترین بازیگران سینمای هالیوود و برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن، در سن 79 سالگی درگذشت.
به گزارش انبیسی، او بهعلت بیماری قلبی، 6 هفته گذشته را در بیمارستانی در لسآنجلس بستری بود و فرزندان نوههایش هنگام مرگ، در کنار او بودند.
اولین حضور سینمایی تیلور در سن 9 سالگی بود.
از جمله فیلمهای وی میتوان از "گربه روی شیروانی داغ"، "کلئوپاترا"، "ریش آبی" و "چه کسی از ویرجینیا ولف میترسد"، نام برد.
RED STORM
04-03-2011, 07:56 PM
دیروز رفتم جدایی نادر از سیمین رو دیدم ... فیلم فوق العاده
N لول از سطح سینمای ایرتن بالاتر بود!
به نظر من یه جورایی کلاس تربیتی بود خیلی از دیالوگ های فیلم !
سکانس پمپ بنزین و اینکه نادر ترمه رو وادار کرد که بره پولو پس گیره و وقتی اینکارو کرد اونو به عنوان جایزه به خودش داد !
اونجایی که معادل فارسی کلمه گارانتی رو از دخترش میپرسه و ترمه جواب میده : ضمانت
بعد نادر میگه اینکه عربیه
ترمه :خانوممون گفته
نادر : دیگه نشنوم تکرار کنیا . چیزی که غلطه .غلطه .حالا هر کی میخواد گفته باشه ...
یا جایی که به دخترش میگه اصلا امکان نداره با اون حالتی که من هولش دادم رو اون پله افتاده باشه و ترمه میگه خب همینو به پلیس بگو و نادر جواب میده:
بابا جون میخوام تو متوجه بشی ...
اونجایی که قاضی میخواد از ترمه سوال کنه و نادر وقتی که ترمه ازش میپرسه در مورد چی میخواد ازم سوال کنه میگه : نمیدونم!!!
در حالی که میتونه بهش بگه و از قبل جواباشونو باهم یکی کنن...
خلاصه به نظرم همش یه جور کلاس آموزشی بود...
نکته بعدی ای که میخوام در موردش بنویسم توجه اصغر فرهادی به ریزترین نکاته . بعضی دیالوگ ها رو وقتی برای اولین بار میشنویم به سادگی از کنارشون عبور میکنیم در حالی که بعدها همون دیالوگ به یه گره داستانی تبدیل میشه ...
مثل اینکه واقعا نادر شنید که اون کارگر حاملس یا نه( همه اونایی که برای بار دوم فیلمو میبینن تو این سکانس خیلی دقیق تر به رفتار نادر توجه میکنن)
یا اونجایی که کارگره به همسایه میگه : داشتم آشغالا رو میبردم بیرون که یهو سرم گیج رفت . و اینو تو جایی که دارن صحنه جرم رو بازسازی میکنن به مامورا میگه ...
یا اونجایی که نادر زنگ میزنه از معلم دخترش آدرس اون مطب رو بگیره و ...
خلاصه که همه جوره عالی بود ... یعنی واقعا نقصی نمیشه توش پیدا کرد . ( از نظر من)
بالاخره یه فیلم هم اومد بیرون که بقیه دنیا باید با زیرنویس ببیننش!!! http://www.footiran.com/images/smilies/303.gif
Karim
04-06-2011, 05:58 PM
"جدایی نادر از سیمین"در رتبه 143 فیلم های برتر تاریخ سینما
اعتدال - فیلم سینمایی «جدایی نادر از سیمین» در نخستین روزهای اکران در ایران و پس از موفقیت در جشنواره برلین و فجر، به جمع 250 فیلم برگزیده سایت معتبر و مرجع IMDB وارد شد.
فیلم اصغر فرهادی که تا امروز از کاربران این سایت نمره فوقالعاده 8.2 از 10 را گرفته، به رتبه 143 جمع 250 فیلم برتر تاریخ سینما در رنکینگ معتبر و قابل استناد این سایت سینمایی رسیده است. این جایگاه با رای کاربران قابل ارتقا است.
«جدایی نادر از سیمین» در این سایت با نام انگلیسی A Separation موجود است. به صفحه اصلی فیلم بروید و در بخش رای کاربران و بخش Top 250 رتبه جدایی نادر از سیمین را مشاهده نمایید.
برای رای دادن به فیلم «جدایی نادر از سیمین» به سایت IMDB مراجعه نمایید .
RED STORM
04-24-2011, 12:18 AM
دیشب یه فیلم دیدم که حسابی باش حال کردم . Due Date ....
http://up.iranblog.com/images/ilezd8zr9skj34tobe4k.jpg
پیتر هایگمن (داونی جونیور) تا 5 روز دیگر صاحب اولین فرزندش می شود. او در تدارک آماده شدن جهت پرواز به شهر خودش است تا این چند روز باقیمانده را کنار همسرش باشد اما مسائلی او را مجبور میکند تا یک سفر جاده ای را با مردی خل وضع به نام اتان (زاک گایفیناکیس) آغاز کند که به سفری در تمام طول ایالات متحده تبدیل می شود ...
خب همونطور که از خلاصه داستان مشخصه با یه کمدی جاده ای روبرو هستید ...
رابرت داونی جونیور مثل همیشه فوق العادس و زاک گلی... http://www.footiran.com/images/smilies/2qcmh45.gif هم دقیقا همون کاراکتر داغونش تو هنگاور رو به اینجا منتقل کرده http://www.footiran.com/images/smilies/129fs370785.gif
پیتر: اگه من تولد بچه ام رو از دست بدم، خودم با شال گردنت خفه ات میکنم. این شالتو میپیچم دور کله ات و اینقدر فشار میدم تا بترکی و خفه شی!
اتان : رفیق... یه کمی کارت به نظر تند و شدید نمیاد؟! http://www.footiran.com/images/smilies/2qcmh45.gif
کارگردان هم همون کارگردان هنگاور و Road trip هستش... پس همونطور که میبینید همه چی واسه یه 90 دقیقه لذت بخش و مفرح آمادس . برید بگیرید ببینید و لذتشو ببرید .چند جای فیلم تا مرز ترکیدن رفتم از بس که خندیدم...
طرف خاکستر باباشو ریخته تو ظرف قهوه ...http://www.footiran.com/images/smilies/127fs3556139.gif دیگه خودتون تا ته خطو بخونید !
امروز فیلم Big Mommas Like Father Like Son 2011 رو دیدم که مثل قبلیش واقعا باحال و خنده دار بود :24:
پیشنهاد میکنم حتما ببینید...
http://www.parentpreviews.com/legacy-pics/big-mommas-like-father-like-son.jpg
چرا جدایی نادر از سیمین فیلم خوبی نیست؟
http://khabar.khabaronline.ir/images/position28/2011/5/11-5-14-12524406_6045.jpg
سیمین تصمیم دارد از کشور مهاجرت کند. او برای واداشتن نادر به همراهی، از دادگاه درخواست طلاق کرده است. نادر که حاضر نیست پدر پیر و از کارافتادهاش را تنها بگذارد، حاضر است سیمین را طلاق بدهد. در فاصله قهر مصلحتی سیمین از خانه نادر برای نگهداری پدرش پرستار استخدام میکند...
یک ـ چرا جدایی نادر از سیمین «فیلم» خوبی نیست؟
«جدایی نادر از سیمین» برغم همه ویژگیهای مثبتی که داردـ از محتوای قابل تامل و بحثبرانگیزش گرفته تا ضربآهنگ نفسگیر و در عین حال کنترلشده آن،از فیلمنامهاش گرفته تا انتخاب بازیگر و بازیها، و از فیلمبرداری گرفته تا تدوین، و در نهایت کارگردانی عالی ـ «فیلم» خوبی نیست!
«فیلم» خوبی نیست چرا که از سویی، از چگالی «تنوع احساسی» پایینی برخوردار است. و از سوی دیگر فاقد بالانس احساسی و در موازنه احساسی منفی است. بدین ترتیب، نه تنها «لذتبخش» نیست که بسیار هم «آزاردهنده» است!
[مضمون اثر میتواند تلخ و سیاه باشد اما در عین حال، خود اثر لذتبخش هم باشد. به عبارت دیگر، لزومی ندارد برای نشان دادن کسالت، اثری کسالتبار ساخت.]
منظورم از چگالی «تنوع احساسی» تنوع احساسات موجود در کل و در هر لحظه اثر است.
یعنی میزانی که در آن واحد، احساسات مختلف و متنوع ـ به ویژه احساسات مخالف ـ در مخاطب برانگیخته میشود.
به نظرم اثری هنریتر و در نتیجه ارزشمندتر و در نهایت ماندگارتر و البته لذتبخشتر است که به لحاظ چگالی «تنوع احساسی» غنیتر باشد.
منظورم از بالانس یا موازنه احساسی هم این است که اثر به لحاظ حسآمیزیدر تعادل باشد. یعنی میان احساسات متناقضی چون غم و شادی یا امیدواری و نومیدی، و پرخاشگری و مهرورزی، تعادلی نسبی برقرار باشد. به قسمی که مشکل بتوان به لحاظ احساسی مشخص کرد که کدام حس غلبه دارد.
هر چقدر این تصمیمگیری دشوارتر باشد، به نظرم اثر به لحاظ احساسی متعادلتر وبه لحاظ هنری، هنریتر و در نتیجه ارزشمندتر و در نهایت ماندگارتر است.
در آخر آنچه که در «جدایی نادر از سیمین» موج میزند، خشونت، تندی و عصبیتی است که با تلخی پیری و از کار افتادگی و در نهایت مرگ پدر، بیکاری، بیپولی، طلاق، مرگ فرزند، قتل(؟)، جنگ و دعوا، داد و فریاد، خشم و غضب، پلیس و دادگاه و زندان، تهمت، دروغ، تهدید و ارعاب، اشک و آه، ترس و لرز، یاس و استیصال، بر تماشاگر آوار میشود، به شکلی خفقانآور بر او فشار میآورد، و او را نومید و از زندگی بیزار میسازد.
در واقع، موازنه احساسی که بطور معمول در آثار سینمایی میان خشونت و مهرورزی (و اغلب به سادگی، سکس) برقرار میشود و بدین ترتیب، آزاردهندگی اعمال خشونت و صحنههای خشن را کاهش میدهند و تماشای اثر را برای مخاطب نه تنها تحملپذیر که تجربهای مطبوع و لذتبخش میسازند، در این فیلم وجود ندارد.
چه بسا اگر فرهادی گوشههایی از روابط عاشقانه زوجهای داستان را نیز به تصویر میکشید، نه تنها با ایجاد کنتراست، خشونت جاری در روابط آدمهای داستان هر چه بیشتر به چشم میآمد، بلکه تجربه تماشای فیلم برای تماشاگر از تجربهای آزارنده به تجربهای لذتبخش بدل میشد.
دو ـ در مذمت خلقیات ما ایرانیان
ما ایرانیها مردمانی هستیم پنهانکار، سهلانگار، اهل لاپوشانی و در نهایت دروغگو. این چیزی است که از فیلم برمیآید.اگر چه همه واقعیت نیست، ولی پربیراه هم نیست.
در واقع، داستان فیلم مبتنی بر واقعیتهای زندگی ما ایرانیان است: - جانمایه روابط اجتماعی ما ایرانیان ترس است (مونتسکیو).- ناموازنه قدرت در ایران همیشه به غایت قطبی است. به این معنی که یک نفر در راس، از قدرت بیحد و حصر برخوردار است، و دیگران در بدنه از هیچ قدرتی برخوردار نیستند!
- خدای ما دارای قدرتی بیچون و چرا و بیحد و حصر است. - خدای ما نسبت به قدرتش غیرمسئول است (پاسخگو نیست). و از این رو- خداباوری ما ایرانیان هم از سر ترس است. با این همه - خدا مسئول همه چیز است (مسئولیت همه چیز با خداست). و بدین ترتیب، ما ایرانیها مسئولیت همه چیز را به گردن او میاندازیم واز خود سلب میکنیم.
پس حال که - قدرت در راس غیرمسئول (غیرپاسخگو) است. اگر در قدرت باشیم- مردمانی مسئولیتناپذیر(غیرمسئول) ایم. واگر بیرون از قدرت باشیم - مردمانی ترسوییم. و در هر دو حال،- مردمانی سهلانگاریم.
[- سهلانگاری کنشی غیرمسئولانه است.] [- کنش سهلانگارانه معمولا خسارتبار است.] [- دروغگویی سادهترین روش برای فرار از مسئولیت خسارت ناشی از کنش سهلانگارانه است.] و بنابراین، - مردمانی دروغگوییم.اینها شمهای از ویژگیهای جامعه پیشامدرن ماست.
جامعهای که هنوز در آن قدرت تحدید نشده ـ بیش از یک قرن از انقلاب مشروطه میگذرد، ولی هنوز قدرت مشروطه دور از دسترس به نظر میرسد ـ فردیت و فردگرایی در آن جایی ندارد ـ کماکان، تودهای از رعایا که «دیگری» برایشان دشمنی خونی، و «خود» موجودی مثالی و در بهترین حالت، عبد عبید هیچ و پوچ متافیزیک قدرقدرت ـ و عقلانیت از سر حد چرتکه انداختن منافع فردی فراتر نمیرود.
...
«راضیه میداند شوهرش با کار کردن او مخالفت خواهد کرد، بنابراین، این موضوع را از وی مخفی میکند.»
راضیه نمیتواند میزان خشم شوهرش را نسبت به نافرمانی خود پیشبینی کند و یا آن را بسیار ویرانگر پیشبینی میکند، بنابراین، از او میترسد (یا دائما در هراس است). در نتیجه به جای مطرح ساختن تصمیم خود با شوهرش، تصمیم میگیرد در خفا (بدون اطلاع شوهرش) کار کند.
جالب آنکه - راضیه متدین است. و بنا بر آموزههای دینی - خروج از منزل بدون آگاهی و اجازه شوهر مجاز نیست. بنابراین، - راضیه گناهکار است. و میتوان نتیجه گرفت - راضیه متدین نیست(؟).
«راضیه حامله است.» حاملگی راضیه را چه چیز باید نامید؟
با داشتن یک بچه مدرسهرو، در حالی که شوهر بیکار و بیپول است و در حدفاصل وعدههای زندان زن و فرزند را میبیند، آیا میتوان حاملگی راضیه را چیزی جز کنشی سهلانگاری و غیرمسئولانه و حتی کودکآزاری(؟) دانست که لابد مسئولیتش را در نهایت خدا ـ خدای غیرمسئول مسئولیتپذیر! ـ باید برعهده بگیرد؟ چرا که ما ایرانیها معتقدیم هر آنکس که دندان دهد، نان دهد!
«راضیه، نادر را از حاملگی خود آگاه نمیسازد.»
راضیه به این کار و درآمد آن نیاز دارد، ولی میداند اگر نادر (صاحب کار او) بداند او حامله است، مسئولیت سنگین این کار سخت و برای او زیانبار را به او نخواهد سپرد. بنابراین، خطر کرده (توجه دارید که ریسک نمیکند، خطر میکند) و بدون در نظر گرفتن نتایج خسارتبار این پنهانکاری، حاملگی خود را از نادر مخفی میکند.
«نادر تظاهر میکند از حاملگی راضیه خبر ندارد.»
نادر به این پرستار نیاز دارد، ولی از آنجا که میداند اگر زن حامله باشد، به سادگی از پس این مسئولیت برنمیآید (و یا اگر هم برآید ممکن است برایش زیانبار باشد)، و این آگاهی برای او مسئولیتآور است، به قسمی که باید از استخدام او چشمپوشی کند، و پیدا کردن پرستار دیگری هم به این سرعت و سهولت برایش میسر نیست، بنابراین، ترجیح میدهد سهلانگارانه حاملگی راضیه را نشنیده بگیرد. فاجعه زمانی اتفاق میافتد که او بدون در نظر گرفتن حاملگی راضیه طی رفتاری احساساتی از سر خشم و در نتیجه کاملا غیرمسئولانه با او درگیر شده، او را هل میدهد. و برای فرار از مسئولیت خسارت به بار آمده در اثر کنش غیرمسئولانه خود، از روی ترس، دروغ میگوید.
...
این واقعیتها (واقعیتهای داستانی و در عین حال، واقعیتهای زندگی اجتماعی ما ایرانیها) را میتوان به همین ترتیب برشمرد و جزء به جزء تحلیل کرد.
سه ـ فراروی از داستان
زن غالبا نماد زایش و زایندگی، حرکت و پویایی، و فردا و آینده است.
در اینجا سیمین، مادری است که تصمیم به رفتن دارد (رفتن به غرب که نماد نوآوری، تولید، وفور، و در یک کلمه نماد دنیای مدرن است). و مهمترین بهانهاش هم تامین آتیه دختر نوجوانش است. به علاوه، سیمین و دخترش ترمه، هر دو مشغول تعلیم و تعلم ند.یعنی که در حال رشدند و رو به تعالی دارند.
راضیه (دیگر شخصیت اصلی زن فیلم) نیز حامله است، ولی یک حاملگی بیسرانجام (بدفرجام) که گویا در این منجلاب سرنوشتی به جز مرگ و نابودی ندارد.
با این همه، این او است که ابتکار عمل را به دست میگیرد، و به جای نظارهگری، حرکت میکند و دست به عمل میزند. در مقابل، نادر، آشکارا نماد بیعملی و گرایش به گذشتهای رو به نابودی و اضمهلال است.
بهانه او برای بیعملیاش، نگهداری از پدری پیر، از کارافتاده، فاقد قدرت تمیز و صامت است که خودش را خراب کرده و بوی گندش بلند شده.
با این همه، اگر چه که فرهادی مسئولیت گرفتن تصمیمها را بر دوش زنان فیلم گذاشته، اما بدین ترتیب، از ارزش و اهمیت مضمونی تصمیم آنان کاسته است.
چرا که معانی ضمنی زن و زنانگی، با امور بیاهمیت و یا کماهمیت گره خورده، و قرار دادن زنان در جایگاه تصمیمگیری، اگر چه به ظاهر برای آنان جایگاهی محوری میآفریند، ولی در باطن، از آن موضوع و آن تصمیم اهمیتزدایی میکند.
به عبارت دیگرفرهادی، با انتخاب سیمین (و نه نادر) به عنوان کسی که تصمیم به متارکه و مهاجرت گرفته، هم طلاق را و هم مهاجرت به غرب را زیر سوال میبرد، و هم تصمیم آنان را برای مترکه و مهاجرت!
دیگر مضمونی که فرهادی در فیلم بر روی آن به شکلی معیوب، خیلی تصنعی، رو و آشکار، و در نتیجه بطور ناچسبی پافشاری میکند، تضاد طبقاتی دو زوج است. مضمونی که به سبب ضعف اجرا در حد و اندازه خود نیز ارزش اشاره ندارد.
چهار ـ اشارهای فرامتنی
شاید باید به فرهادی حق داد که هر فیلمش نسبت به فیلم قبل، سیاهتر، خفقانآورتر، و خشنتر باشد، و بیپرده و دلیر شعار دهد، و نومیدانه به ایستادگی فرابخواند. آیا در جامعه بدین پایه فاسد، این اندازه منحط، و اینچنین پرشتاب در سراشیب قهقرا، میتوان دیگرگونه بود؟
*دکترای جامعه شناسی، منتقد سینما و مدرس دانشگاه تربیت مدرس
pesarjonoob
05-14-2011, 08:39 PM
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/6/67/Juon2_poster.jpg/220px-Juon2_poster.jpg
دیشب این فیلم نگاه کردم کمی ترسناک بود البته در بعضی جاهاش .
بعضی جاهاش زیادی کارتونی میکرد.
در کل فیلم عالی بود.
RED STORM
05-21-2011, 10:20 PM
پسر خاله های دوستداشتنی دورانِ ما ...
http://s1.picofile.com/file/6505169014/kolah_ghermezi_pesar_khale.jpeg
سال 1373 ماندگارترین اثر سینمای کودک و نوجوان ایران توسط زوج هنري ايرج طهماسب و حميد جبلي بر پرده سینماها نقش بست .
درخشش مجدد مجموعه تلویزیونی "کلاه قرمزی 90 " و قبلتر از اون استقبال از کلاه قرمزی سال 88 نشان داد که هنوز هم این عروسک های تلویزیونی در نزد مردم و مخاطبان از محبوبیت بالایی برخوردارند و هنوز هم رفقای خوب(ایرج طهماسب و حمید جبلی )میتوانند به راه مشترک خویش ادامه دهند .
مهمترین نقطه قوت کارهای طهماسب و جبلی تکیه بر کارگروهی به جای فرد گرایی و خلاقیت جاری در آثارسینمایی و تلویزیونی این دو میباشد .با مرور همکاری 20 ساله این دو به مجموعه هایی نظیر محله بهداشت و محله بروبیا برخورد خواهیم کرد كه بخشي مهم از نوستالوژي دوران كودكي نسل جوان امروز را شكل مي دهند.
در سال 73 جبلی و طهماسب عمده توان و خلاقیت خود را برای خلق محبوبترین شخصیت های عروسکی سینمای ایران به کار گرفتند . صمیمیت سادگی و معصومیت کودکانه ای که ویژگی بارز شخصیت کلاه قرمزی و پسرخاله بود موجب شد که این دو عروسک به محبوبیتی بینظیر در نزد کودکان و سایر مخاطبان دست یابند .
از سوی دیگر اخلاق و خلق خوی این دو عروسک که سعی شده بود مصداق عینی داشته باشد و بیانگر رفتار و حالات یه کودک ایرانی باشد به بهترین شکل ممکن توانسته بود هم با ذائقه مخاطبان كودك همسو باشد و هم نظر مخاطبان بزرگسال را جلب كند . ویژگی هایی نظیر شيطنت و معصوميت توامان، حس كنجكاوي و حتي فضولي کردن در کار بزرگترها ، در نزد کلاه قرمزی دیده میشود كه گاهي تا مرز لوس بازي هاي كودكانه پيش مي رود و در كل يك شخصيت برونگرا را ترسيم مي كند در مقابل با پسرخاله اي روبه رو هستيم كه خيلي جدي و كم حرف است، شوخي نمي كند و نوعي لوطي گري و بداخلاقي توام با خوش قلبي در او ديده مي شود و برعكس كلاه قرمزي شخصیتی درونگرا دارد .
يكي از جذابيت هاي اين اثر دست كم براي بزرگ ترها، رفتارهاي قهرمان گونه و ماجراجويانه اي است كه در پس كنش هاي كودكانه آنها نهفته است علاقه مخاطب بزرگسال به اين عروسك ها نيز ريشه در همين شخصيت پردازي دارد كه در عين كودكانه بودن،نشانه هايي از بلوغ زودرس نيز در آن ديده مي شود و باز به همين دليل است كه اگر كلاه قرمزي براي كودكان جذاب تر است،بزرگ ترها از شخصيت پسرخاله بيشتر لذت مي برند.
در کنار تمامی موارد ذکر شده صدا و شيوه سخن گفتن حميد جبلي نیز تاثیر عمیقی بر جذابيت این مجموعه داشته . كه بسيار هوشمندانه با توجه به تفاوت هاي فردي و شخصيتي اين دو عروسك صورت گرفته است . چه بسا اگر كلاه قرمزي و پسرخاله با صدا و لحن ديگري سخن مي گفتند، جذابيت كنوني را نداشتند .
از دیگر مواردی که سبب موفقیت کلاه قرمزی و پسرخاله در نزد مخاطبان شد میتوان به حضور بار دراماتیک قصه در کنار توجه به خنداندن بیننده به طور یکسان و یکپارچه در طول فیلم اشاره کرد . همان گونه که کارگردان با سکانسهایی نظیر خواستگاری و فصل پارک و ماجراهای پیرامون آن سعی در خندادن مخاطب ( به طرزی که به هیچ عنوان وارد لودگی نشود) دارد در فصل هایی مشابه جایی که کلاه قرمزی برای عذرخواهی از آقای مجری برایش گل می آورد و آقای مجری بدون توجه به احساسات کلاه قرمزی، شاخه گل را در برابر چشمان بهت زده ی او به زیر پایش پرتاب می کند و دیگری زمانی که آقای مجری، کلاه قرمزی را از خود می راند و کلاه قرمزی غمگینانه آهنگ "آقای راننده" را می خواند بدون اغراق اشک را به چشمان تماشاگر می آورد .
به هر نحو کلاه قرمزی درسال 1373 در حالی موفق میشود با 172 میلیون تومان رکورد فروش سینمای ایران را جابجا کند که در آن دوران و به سبب وضعیت داخلی کشور( سالهای آغازین پس از پایان جنگ و نیاز به توسعه و سازندگی در امور زیر بنایی کشور) توجه چندانی به سینما و خصوصا سینمای کودک صورت نمیگرفت این موضوع ارزش کار گروه سازنده و تولید کننده را به طور چشمگیری افزایش میدهد .
رفقای خوب و پسرخاله های دوستداشتنی همچنان از محبوبیت بینظیری در نزد مخاطب ایرانی برخوردارند ...
------------
نویسنده : پویا دانشیار ( RED STORM (http://www.arteshesorkh.com/forum/member.php?u=967) )
RED STORM
05-24-2011, 10:17 PM
http://uploadtak.com/images/j31mjbvpobef60msbckt.jpg (http://uploadtak.com/images/j31mjbvpobef60msbckt.jpg)
کارگردان : دی جی کاروسو بازیگران : الکس پتیفر - تیموتی اولیفانت - ترزا پالمر - دایانا آگرون - کالن مک آلیف - جیک ابل درجه نمایشی : R
ژانر : اکشن /هیجانی
برای کسی که در تمام عمرش هیچ فیلم دیگری ندیده این فیلم میتواند بسیار جذاب و مبهوت کننده باشد اما برای کسی که در طول زندگی اش چندتایی فیلم دیده این فیلم چیزی نیست جز سرهم بندی کردن بی شرمانه و غیر ضروری تکه های اقتباس شده از فیلمهای معروف و پرمخاطب سینما طی سالهای اخیر . اقتباس کار بدی نیست به شرطی که عقل و هوش اقتباس کننده بیشتر از عقل وهوش یک بچه مدرسه ای باشد . این فیلم تلاش مذبوحانه ای است برای در هم آمیزی فرمول گرگ و میش با فرمول مایکل بی . ماحصل کار، یک فیلم بسیار پرسروصدا ،باضرباهنگ گیج کننده و بشدت غیرارجینال است . در این قابلمه ته مانده های هر غذایی دیده میشود: درام های تین ایجری،فیلمهای ماجراجویی سوپرقهرمانی، فیلمهای رمانس، فیلمهای دورفیق ، علمی تخیلی های دوزاری ، فیلمهای هیولایی و فیلمهای اکشن/ماجرایی. فیلم بیش از هر فیلم دیگری بدهکار سری فیلمهای گرگ و میش است هر چند که هیچ خفاش انسان نمایی در فیلم دیده نمی شود. مخاطب اصلی فیلم دختر بچه های 10 تا 15 ساله است. قهرمان فیلم پسر نوجوان خوش قد وبالایی است با موهای بلوند ژولیده و ته ریش سه روز نزده با مهارتهای بدنی سوپرقهرمانی .
خلاصه فیلم: جان یک بیگانه فضایی است که از سیاره موگادور به زمین آمده. ظاهرادر پی یک نسل کشی که در سیاره موگادور رخ داده ،9نفر از اهالی این سیاره تونسته اند جان سالم بدر برده و به کره زمین فرارکنند . جان در بین این 9 موگادوری فراری ، نفر شماره 4 است. جان یک همراه موگادوری بزرگسال هم دارد که اسمش هنری است.هنری نقش پدر گونه ای برای جان ایفا میکند و سخت مراقب اوست زیرا آدمهای بد فضایی دربه در دنبال این 9 فراری میگردند . بزودی کاشف بعمل می آید که فراریان 1 و2و3 کشته شده اند . هنری که متوجه شده نوبت به موگادوری شماره 4 یعنی جان رسیده ترتیبی میدهد تا جان به شهر و مدرسه تازه ای نقل مکان کند تا بلکه از این طریق دست قاتلان به او نرسد. جان در مدرسه تازه خود توجهات را معطوف خود میکند چونکه تمامی مشخصه های ظاهری یک نوجوان ورزشکار خوش تیپ و آقا را دارد. جان همچنین به سارا که هم مدرسه ای اوست علاقه مند میشود و رابطه ای بین آنها شکل میگیرد. هرچند که این رابطه اصلا مورد تایید مارک(دوست سابق سارا) نیست. هنری مخالف این است که یک پسر موگادوری با یک دختر زمینی رابطه برقرار کند اما جان به ادامه این رابطه اصرار دارد. جان همچنین در مدرسه با پسری آشنا میشود که اطلاعاتی درباره اجسام پرنده ناشناخته دارد. و دیری نمی گذرد که سروکله موجودات بدذات فضایی پیدا مشود و ...........................
نکته پایانی: سازندگان فیلم با این امید فیلم را روانه اکران کردند که قسمتهای بعدی آن نیز ساخته شود . پایان بندی پرانفجار فیلم راه را برای ساختن قسمتهای بعدی باز گذاشته است نکته غم انگیز اینجاست که سازندگان فیلم تقریبا هرچیزی را که فکر میکردند تماشاگر پسند است در فیلم خود جا داده اند اما محصول پایانی شان جذاب از کار درنیامده است.
منبع : دنیای تصویر
pesarjonoob
05-24-2011, 11:13 PM
http://uploadtak.com/images/j31mjbvpobef60msbckt.jpg (http://uploadtak.com/images/j31mjbvpobef60msbckt.jpg)
کارگردان : دی جی کاروسو بازیگران : الکس پتیفر - تیموتی اولیفانت - ترزا پالمر - دایانا آگرون - کالن مک آلیف - جیک ابل درجه نمایشی : R
ژانر : اکشن /هیجانی
برای کسی که در تمام عمرش هیچ فیلم دیگری ندیده این فیلم میتواند بسیار جذاب و مبهوت کننده باشد اما برای کسی که در طول زندگی اش چندتایی فیلم دیده این فیلم چیزی نیست جز سرهم بندی کردن بی شرمانه و غیر ضروری تکه های اقتباس شده از فیلمهای معروف و پرمخاطب سینما طی سالهای اخیر . اقتباس کار بدی نیست به شرطی که عقل و هوش اقتباس کننده بیشتر از عقل وهوش یک بچه مدرسه ای باشد . این فیلم تلاش مذبوحانه ای است برای در هم آمیزی فرمول گرگ و میش با فرمول مایکل بی . ماحصل کار، یک فیلم بسیار پرسروصدا ،باضرباهنگ گیج کننده و بشدت غیرارجینال است . در این قابلمه ته مانده های هر غذایی دیده میشود: درام های تین ایجری،فیلمهای ماجراجویی سوپرقهرمانی، فیلمهای رمانس، فیلمهای دورفیق ، علمی تخیلی های دوزاری ، فیلمهای هیولایی و فیلمهای اکشن/ماجرایی. فیلم بیش از هر فیلم دیگری بدهکار سری فیلمهای گرگ و میش است هر چند که هیچ خفاش انسان نمایی در فیلم دیده نمی شود. مخاطب اصلی فیلم دختر بچه های 10 تا 15 ساله است. قهرمان فیلم پسر نوجوان خوش قد وبالایی است با موهای بلوند ژولیده و ته ریش سه روز نزده با مهارتهای بدنی سوپرقهرمانی .
خلاصه فیلم: جان یک بیگانه فضایی است که از سیاره موگادور به زمین آمده. ظاهرادر پی یک نسل کشی که در سیاره موگادور رخ داده ،9نفر از اهالی این سیاره تونسته اند جان سالم بدر برده و به کره زمین فرارکنند . جان در بین این 9 موگادوری فراری ، نفر شماره 4 است. جان یک همراه موگادوری بزرگسال هم دارد که اسمش هنری است.هنری نقش پدر گونه ای برای جان ایفا میکند و سخت مراقب اوست زیرا آدمهای بد فضایی دربه در دنبال این 9 فراری میگردند . بزودی کاشف بعمل می آید که فراریان 1 و2و3 کشته شده اند . هنری که متوجه شده نوبت به موگادوری شماره 4 یعنی جان رسیده ترتیبی میدهد تا جان به شهر و مدرسه تازه ای نقل مکان کند تا بلکه از این طریق دست قاتلان به او نرسد. جان در مدرسه تازه خود توجهات را معطوف خود میکند چونکه تمامی مشخصه های ظاهری یک نوجوان ورزشکار خوش تیپ و آقا را دارد. جان همچنین به سارا که هم مدرسه ای اوست علاقه مند میشود و رابطه ای بین آنها شکل میگیرد. هرچند که این رابطه اصلا مورد تایید مارک(دوست سابق سارا) نیست. هنری مخالف این است که یک پسر موگادوری با یک دختر زمینی رابطه برقرار کند اما جان به ادامه این رابطه اصرار دارد. جان همچنین در مدرسه با پسری آشنا میشود که اطلاعاتی درباره اجسام پرنده ناشناخته دارد. و دیری نمی گذرد که سروکله موجودات بدذات فضایی پیدا مشود و ...........................
نکته پایانی: سازندگان فیلم با این امید فیلم را روانه اکران کردند که قسمتهای بعدی آن نیز ساخته شود . پایان بندی پرانفجار فیلم راه را برای ساختن قسمتهای بعدی باز گذاشته است نکته غم انگیز اینجاست که سازندگان فیلم تقریبا هرچیزی را که فکر میکردند تماشاگر پسند است در فیلم خود جا داده اند اما محصول پایانی شان جذاب از کار درنیامده است.
منبع : دنیای تصویر
پویا من این فیلمو امروز ظهر نگاه کردم زیاد باحال نبود .یعنی چنگی به دل نمیزد.
پرنسه پرشیا به نظرم باحال تر از این بود.
پسر خاله های دوستداشتنی دورانِ ما ...
http://s1.picofile.com/file/6505169014/kolah_ghermezi_pesar_khale.jpeg
سال 1373 ماندگارترین اثر سینمای کودک و نوجوان ایران توسط زوج هنري ايرج طهماسب و حميد جبلي بر پرده سینماها نقش بست .
درخشش مجدد مجموعه تلویزیونی "کلاه قرمزی 90 " و قبلتر از اون استقبال از کلاه قرمزی سال 88 نشان داد که هنوز هم این عروسک های تلویزیونی در نزد مردم و مخاطبان از محبوبیت بالایی برخوردارند و هنوز هم رفقای خوب(ایرج طهماسب و حمید جبلی )میتوانند به راه مشترک خویش ادامه دهند .
مهمترین نقطه قوت کارهای طهماسب و جبلی تکیه بر کارگروهی به جای فرد گرایی و خلاقیت جاری در آثارسینمایی و تلویزیونی این دو میباشد .با مرور همکاری 20 ساله این دو به مجموعه هایی نظیر محله بهداشت و محله بروبیا برخورد خواهیم کرد كه بخشي مهم از نوستالوژي دوران كودكي نسل جوان امروز را شكل مي دهند.
در سال 73 جبلی و طهماسب عمده توان و خلاقیت خود را برای خلق محبوبترین شخصیت های عروسکی سینمای ایران به کار گرفتند . صمیمیت سادگی و معصومیت کودکانه ای که ویژگی بارز شخصیت کلاه قرمزی و پسرخاله بود موجب شد که این دو عروسک به محبوبیتی بینظیر در نزد کودکان و سایر مخاطبان دست یابند .
از سوی دیگر اخلاق و خلق خوی این دو عروسک که سعی شده بود مصداق عینی داشته باشد و بیانگر رفتار و حالات یه کودک ایرانی باشد به بهترین شکل ممکن توانسته بود هم با ذائقه مخاطبان كودك همسو باشد و هم نظر مخاطبان بزرگسال را جلب كند . ویژگی هایی نظیر شيطنت و معصوميت توامان، حس كنجكاوي و حتي فضولي کردن در کار بزرگترها ، در نزد کلاه قرمزی دیده میشود كه گاهي تا مرز لوس بازي هاي كودكانه پيش مي رود و در كل يك شخصيت برونگرا را ترسيم مي كند در مقابل با پسرخاله اي روبه رو هستيم كه خيلي جدي و كم حرف است، شوخي نمي كند و نوعي لوطي گري و بداخلاقي توام با خوش قلبي در او ديده مي شود و برعكس كلاه قرمزي شخصیتی درونگرا دارد .
يكي از جذابيت هاي اين اثر دست كم براي بزرگ ترها، رفتارهاي قهرمان گونه و ماجراجويانه اي است كه در پس كنش هاي كودكانه آنها نهفته است علاقه مخاطب بزرگسال به اين عروسك ها نيز ريشه در همين شخصيت پردازي دارد كه در عين كودكانه بودن،نشانه هايي از بلوغ زودرس نيز در آن ديده مي شود و باز به همين دليل است كه اگر كلاه قرمزي براي كودكان جذاب تر است،بزرگ ترها از شخصيت پسرخاله بيشتر لذت مي برند.
در کنار تمامی موارد ذکر شده صدا و شيوه سخن گفتن حميد جبلي نیز تاثیر عمیقی بر جذابيت این مجموعه داشته . كه بسيار هوشمندانه با توجه به تفاوت هاي فردي و شخصيتي اين دو عروسك صورت گرفته است . چه بسا اگر كلاه قرمزي و پسرخاله با صدا و لحن ديگري سخن مي گفتند، جذابيت كنوني را نداشتند .
از دیگر مواردی که سبب موفقیت کلاه قرمزی و پسرخاله در نزد مخاطبان شد میتوان به حضور بار دراماتیک قصه در کنار توجه به خنداندن بیننده به طور یکسان و یکپارچه در طول فیلم اشاره کرد . همان گونه که کارگردان با سکانسهایی نظیر خواستگاری و فصل پارک و ماجراهای پیرامون آن سعی در خندادن مخاطب ( به طرزی که به هیچ عنوان وارد لودگی نشود) دارد در فصل هایی مشابه جایی که کلاه قرمزی برای عذرخواهی از آقای مجری برایش گل می آورد و آقای مجری بدون توجه به احساسات کلاه قرمزی، شاخه گل را در برابر چشمان بهت زده ی او به زیر پایش پرتاب می کند و دیگری زمانی که آقای مجری، کلاه قرمزی را از خود می راند و کلاه قرمزی غمگینانه آهنگ "آقای راننده" را می خواند بدون اغراق اشک را به چشمان تماشاگر می آورد .
به هر نحو کلاه قرمزی درسال 1373 در حالی موفق میشود با 172 میلیون تومان رکورد فروش سینمای ایران را جابجا کند که در آن دوران و به سبب وضعیت داخلی کشور( سالهای آغازین پس از پایان جنگ و نیاز به توسعه و سازندگی در امور زیر بنایی کشور) توجه چندانی به سینما و خصوصا سینمای کودک صورت نمیگرفت این موضوع ارزش کار گروه سازنده و تولید کننده را به طور چشمگیری افزایش میدهد .
رفقای خوب و پسرخاله های دوستداشتنی همچنان از محبوبیت بینظیری در نزد مخاطب ایرانی برخوردارند ...
------------
نویسنده : پویا دانشیار ( red storm (http://www.arteshesorkh.com/forum/member.php?u=967) )
کلاه قرمزی واقعا یک برنامه عالی بود .یعنی من بچه بودم خیلی خوشم میمد ازش.
تقریبا میشه گفت 10 بار هم دیدم ولی تکرارش هم باحاله@};-
ممنون پویا جان خیلی جالب نوشتی@};-
RED STORM
05-25-2011, 08:42 PM
دیروز فیلم kiss kiss bang bang رو دیدم . بیشتر به خاطر بازیگراش یعنی Robert Downey Jr. (http://www.imdb.com/name/nm0000375/) و Val Kilmer (http://www.imdb.com/name/nm0000174/) گرفته بودمش .
جفتشونو در حد خیلی زیادی دوست دارم . وال کیلمر از نظر قیافه یه چیزی تو مایه های برد پیته ولی یکم تپل ترhttp://www.footiran.com/images/smilies/3999.gif کلا بازیگر خوبیهhttp://www.footiran.com/images/smilies/294.gif
http://moviesmedia.ign.com/movies/image/article/660/660049/kiss-kiss-bang-bang-20051020024405291.jpg
فیلم هم بدک نبود .یعنی همینجوری واسه وقت گذرونی و سرگرمی خوب بود . نه بیشتر !
به نظرم تو IMDB هم امتیازش زیادی بالائه ... ( 7.8) همون 6 به نظرم واسش کافی بود ...
http://blog.seattlepi.com/comicbooks/files/library/Kiss_Kiss.jpg
اگه بخوام در موردش توضیح بدم میتونم بگم که : یک فیلم مفرح ...کمدی..جنایی...و تقریبا معمایی خوش ساخت با طرز روایتی جالب...( خداییش نحوه روایت فیلم نقطه قوتشه)
به قول احسان همین !
بذارین چند تا از فیلما رو که دیدم بگم که چطوریا هستن...
فیلم Big Mommas Like Father Like Son 2011 قشنگ و بامزه بود ولی مثل فکر می کنم مثه قسمتای قبلیش باحال نبود! البته این فیلم امتیاز بسیار ضعیف 3.4 رو گرفته پس احتمالا اکثرا از این فیلم خوششون نیومده...!
http://4.bp.blogspot.com/--3JkeaXXefU/TbFfh_DOVPI/AAAAAAAAAU0/ESiwcyMlZlE/s1600/big_mommas_like_father_like_son.jpg
فیلمی معروف از چارلی چاپلین به اسم که City Lights 1931 - رتبه 51 برترین فیلم ها با امتیاز 8.6
http://4.bp.blogspot.com/_87zIJOg7y9w/S8B-d7tq4HI/AAAAAAAAAv0/ocRDo1JoqTI/s1600/23m3byb.jpg
فیلم کره ای I Saw The Devil که به نظر من نه فوق العاده بود نه بد... متوسط بود، فیلم تقریبا 2ساعت و نیم بود که برای یه فیلم سینمایی تایم نسبتا زیادی هست، و فیلمش هم سبک خشن داشت (که بعضی ها بهش میگن ترسناک!) - امتیاز نسبتا خوب 7.9 رو گرفته
http://www.horrortalk.com/images/reviews_h_p/i-saw-the-devil/i-saw-the-devil-00.jpg
فیلم Little Fockers 2010 که.... جالب نبود...
http://4.bp.blogspot.com/_l44dsU5_26U/TRqRT8OeCaI/AAAAAAAABT4/p12jqEPDMdA/s1600/Little+Fockers.jpg
فیلم Nine Dead 2010 که واقعا مسخره بود ...
http://img.sceper.eu/images/ninedeadmo.jpg
The.Rite.2011 هم دیدم ولی اصلا خوشم نیومد... مسخره بود... احساس میکنم خیلی تابلو میخواست یه چیزی رو به آدم القا کنه ولی نفهمیدم اون چیه!:4: و از فیلم نامه هم خیلی ضعیف بود به نظرم...
http://www.quotesmovies.com/wp-content/uploads/The-Rite-2011-Movie-Quotes.jpg
فیلم The.Exorcist.1973 یا همون جن گیر خودمون هم دوباره نشستم دیدم (چند سال پیش بصورت گذرا نگاه کرده بودم) و واقعا بی مزه بود برام... نمی دونم چرا خیلی از آدما وقتی میخوان بگن فیلم ترسناک میگن مثه جن گیر... واقعا لوس بود... حتی 1ثانیه اش هم ترسناک نبود. با این حال نمره 8.1 رو گرفته و رتبه 205 هم داره...
http://4.bp.blogspot.com/_Nxtm0wKcO7I/TMKXJY7HCUI/AAAAAAAAAoo/RFB5znuE_1E/s1600/the-exorcist-1973.jpg
یه انیمیشن هم دیدم به اسم Rio 2011 که.... قشنگ بود... در حد یه انیمیشن ساده و زیبا بود. نه فوق العاده بود نه بد بود... ولی آخرش اینجوری شدم :cry: نمره 7.2 رو گرفته
http://1.bp.blogspot.com/-hvurLB2NgPc/Tclhe22ApRI/AAAAAAAAACY/IzpHGsRxyvg/s1600/Rio2011Poster.jpg
RED STORM
06-29-2011, 02:50 PM
دیشب Biutiful رو دیدم...
http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0926/biu/biutiful1.jpg
فوق العاده بود . از اونایی که وقتی تموم میشه تازه انگار شروع شده . بازی خاویر باردم بی نقص و عالی بود خودش درباره بازیش تو این فیلم میگه :"این نقش از اون نقش هایی نیست که بری سر صحنه ، دیالوگ هات رو بگی و بری هتل ...! باید بدون دیالوگ به بیننده حس رو منتقل کنی" و گفته که این سختترین بازیش تا به حال بوده !
درباره داستان و بیشتر جزئیاتش نمیخوام خیلی توضیح بدم . چون داستانش پیچیدگی خاصی نداره و خیلی سر راسته ولی جزئیات مطرح شده توش خیلی خیلی مهم و تاثیرگذارن...
برعکس بقیه فیلمای ایتاریتو دیگه با زندگی چندتا آدم مختلف روبرو نیستیم که قراره تو یه نقطه به هم برسن بلکه اینجا داستان زندگی یه نفرو داریم که رو زندگی چند نفر دیگه تاثیر داره ...
اوکسبال (باردم) یه دلاله که تقریبا همه کاری میکنه . سعی میکنه واسه 2تا بچش پدر خوبی باشه . و رابطش با اون برادر تن لشش . کارایی که برای دل خودش انجام میده, گذشته پدرش و ...
یه نکته هم در مورد اسم فیلم بگم Biutiful در واقع املا غلط کلمه Beautiful به معنی زیبا هستش . علت این نامگذاری رو هم خودتو تو طول فیلم متوجه میشید و به دلیل غلط بودنش پی میبرید مثل خیلی از کارای دیگه اوکسبال ...
120% ارزش دیدن داره
بعد این سینماگرای ... ایرانی بیان بگن امکانات نداریم واسه فیلم خوب ساختن ! بیشتر از امکانات به مخ احتیاج دارید که متاسفانه ازش بی بهره اید!
و حرف آخر از بهترین دیالوگ فیلم :
اوکسبال دخترش آنا رو در آغوش میگیره و میگه " به من نگاه کن ، به صورتم نگاه کن ،هیچوقت فراموشم نکن ، خواهش میکنم .... "
اشاره به جایی از فیلم است که اوکسبال میگه من پدرم رو ندیدم و وقتی 10 سالم بود مادرم مرد . الان به سختی چهره اش یادم میاد....
Ali TiFo30
07-06-2011, 01:02 AM
معرفی و نقد فیلم جدید (Drive Angry)
خشمناك بران Drive Angry:6:
https://lh4.googleusercontent.com/-PunKIl5ZCH4/TXINtUSgT4I/AAAAAAAAEBk/-6Iwqw-58aE/s320/12998747.jpg
«ابلیس اگر وفا داشت بهترین یار انسان می شد; چرا كه تواناست!» امیلی دیكنسون
كارگردان: پاتریك لوسیر
بازیگران: نیكلاس كیج :8:– امبر هرد – ویلیام فینچر – بیلی بروك – دیوید مورس – تاد فارمر
مدت زمان: 104 دقیقه
درجه نمایشی: R
ژانر: اكشن / فانتزی / هیجانی
امتیاز: 6
محصول سال 2011
خلاصه داستان و توضیحات
خشمناك بران سعی دارد به فیلم های بازاری و كم هزینه ی نوع «ب» كه در دهه ی هفتاد به وفور ساخته و عرضه می شدند ادای دین و احترام بكند. هدف سازندگان فیلم ساختن فیلمی در همان سبك و سیاق فیلم های «ب» دهه ی هفتادی بوده, منتها با افراط ها و غلوها و خشونت های بیشتر, تا آنجا كه فك تماشاگر بیفتد و تارانتینو مجبور به فرستادن دسته ی گل برای سازندگان فیلم بشود. و انصافا هم خشمناك بران تا حدی در نیل به این هدف موفق می شود.
http://www.img.upnload.com/images/33gauvwwvphmtc1bejwh.jpg
فیلم همچین كه توی دنده می زند, دیگر كسی یا چیزی جلودارش نیست. فیلم هیچ شرمندگی یا خجالتی از بابت نیات و اهداف اش ندارد و از چارچوب یك داستان انتقامی به عنوان وسیله ای برای ور رفتن با مقولات ماوراءالطبیعه ای و بازی كردن با مضمون «خدا علیه شیطان» استفاده می كند.
نیكلاس كیج نقش اصلی فیلم را بازی می كند; نقشی بسیار نامتعارف كه كمتر ستاره ای در هالیوود جرات پذیرفتن و قدرت ایفای آن را دارد. كیج یك بار دیگر شور و شوق پایان ناپذیر خود را صرف تجسم بخشی به یك كاراكتر به شدت خشن و نا به هنجار می كند; كاراكتری به اسم جان میلتون. این نام ما را به یاد جان میلتون, نویسنده ی (1608 – 1674) معروف كتاب های بهشت بازیافته و بهشت گمشده می اندازد. در بهشت گمشده ی میلتون شیطان پس از اخراج از بهشت اقدام به ساختن جهنم می كند. و جان میلتون فیلم هم مخلوقی است كه از جهنم بیرون آمده تا ماموریت مهمی را به انجام برساند.میلتون یك جورایی شبیه ترمیناتور است. او عزم خود را جزم كرده تا آدم بدهای مورد نظرش را بیابد و بی ذره ای عذاب وجدان همه ی آنها را نابود بكند.
http://www.img.upnload.com/images/scqj9ktspna9wfotnr9.jpg
ما در آغاز فیلم, جان میلتون را می بینیم كه در یك نوشكده گارسونه ی جوانی (امبر هرد) را از دست دوست پسر زورگو و بی رحم اش نجات می دهد. از این به بعد, به طرز توجیه ناپذیری, این زن جوان یار و همراه میلتون می شود. گرچه میلتون به زن ها توجه نشان می دهد اما رابطه ی او با این زن تا پایان محترمانه – از نوع پدر و دختری – باقی می ماند (به هر حال نباید فراموش كرد كه صحنه های اكشن مردانه زمانی دلچسب تر می شود كه یك خانم زیبا از نزدیك شاهد وقوع آنها باشد).
اما میلتون هدف مشخصی دارد. جونا كینگ (بیلی بروك), رهبر یك فرقه ی شیطان پرست است كه چندی پیش دختر میلتون را ربوده و وی را در یك مراسم آئینی به قتل رسانده. جونا در حال حاضر نوه ی كم سن و سال میلتون را در اسارت خود دارد و قصد دارد این طفل معصوم را در زمانی كه ماه كامل شد طی یك مراسم آئینی قربانی بكند. میلتون به دنبال پیدا كردن جونا و نابود كردن وی و دار و دسته اش و نجات دادن نوه ی خودش است. اما در عین حال نیز از جانب یك شخصیت مرموز خشن تحت تعقیب قرار دارد; شخصیتی به اسم «حسابدار» (ویلیام فینچر)...
http://www.img.upnload.com/images/kxdbn1sngkw6wusqeixo.jpg
این شخصیت آخری, یعنی «حسابدار» به قدری خوب و عالی و «خونسرد» از كار درآمده كه تماشاگر آرزو می كند كه ای كاش كل فیلم درباره ی او بود.
فیلم می توانست مفرح تر باشد اگر انگیزه ی كین توزی میلتون این قدر مهیب و هولناك نبود. صحنه هایی كه در آن نوه ی نوزاد میلتون در خطر مرگ قرار دارد برای بسیاری از تماشاگران می تواند غیر قابل تحمل یا حداقل ناراحت كننده باشد. اما در مجموع فیلم به هدف های مورد نظر خود دست می یابد. خشمناك بران مثل هر فیلم نوع «ب» دهه ی هفتادی ای پر از خشم و خشونت و خون و اكشن است و قطعا با توجه به بازی های خوب بازیگران اش و سطح بالای شاخص های تولیدی اش توانسته است تماشاگران زیادی را به سالن های سینما بكشاند.
http://www.img.upnload.com/images/pxw2944xo6g4bsc.jpg
منبع: دنیای سینما
pesarjonoob
07-06-2011, 01:19 AM
عجب فیلم ولی هست .هرکس نگاه نکرده نگاه نکنه منفی 18هست تخیلی هست .یکم هم باحال.
ولی صحنه حاش بیشتر -21 سال هست سعی در دین این فیلم نفرماید زیاد هم جالب نیست.
فیلم این faster عجب فیلم باحالی هست سرعتی جنگی و باحال.
البته به پای یک فیلم دیگه نمیرسه بعدم معرفی میکنم بهتون.
فعلا همینوو دان کنید.
RED STORM
07-13-2011, 05:08 PM
جدیدترین فیلمی که دیدم Fighter بود . نه خوب نه بد ! یه چیزی اون وسطا http://www.footiran.com/images/smilies/129fs370785.gif
نقطه قوت فیلم بازی عالی کریستین بیل http://www.footiran.com/images/smilies/d0s69thbefhifftitrzp.gif بود ! از همون شروع فیلم خودشو از بقیه مخصوصا مارک والبرگhttp://www.footiran.com/images/smilies/781.gif جدا میکنه ! حتی تو سکانس هایی که بیل حضور نداره هم انگار یه جورایی سایش رو سر بقیه سنگینی میکنه ! http://www.footiran.com/images/smilies/shrewd.gif ( هر چند که به نظرم والبرگ بهترین نقش آفرینیشو تو همین فیلم داشته) یه مظلومیتی هم تو شخصیتش هست(شخصیت بیلhttp://www.footiran.com/images/smilies/6qwup3.gif) که دوستداشتنی ترش میکنه ... مخصوصا اون سکانس تو زندان که میفهمه {...} ! http://www.footiran.com/images/smilies/6qwup3.gif
اون دختره هم بدجور کاراکترش رو مخ بود ... اونجا که جلو خونش دعوا شد و خواهره موهاشو کشید کلی حال کردم ! http://www.footiran.com/images/smilies/6qwup3.gif
تیکه آخر هم که 2 تا برادرو کنار هم نشون میداد جالب بود ...
در کل امتیاز من 7 از 10 !
saeed3t
07-14-2011, 12:13 PM
مدتی است که زمزمه اکران درست و درمان فیلم روز و خوب خارجی در سالنهای سینمای ایران به گوش میرسید و حالا نام ایران در فهرست اکران کنندگان رسمی تازهترین قسمت هری پاتر: Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2 به چشم میخورد. طبق اعلام رسمی در صفحههای مربوط به فیلم در سایتهای معتبر اینترنت(سایت IMDB)، این فیلم همزمان با سایر کشورهای جهان، هفدهم جولای 2011، دو روز پس از نمایش گستردهاش در سالنهای سینمای ایالات متحده، در سالنهای سینمای ایران به نمایش درخواهد آمد.
من این چند وقته خیلی فیلم زیاد دیدم، آخرین فیلمی که دیدم The Green Hornet 2011 بود که قشنگ بود حال کردم! اکشن-تخیلی بود. این سبک رو زیاد حال نمیکنم باهاش ولی در نوع خودش قشنگ بود
saeed3t
08-01-2011, 12:33 PM
تهیهکننده فیلم سینمایی «کوروش کبیر» از آغاز پیش تولید این اثر طی هفتههای آتی خبر داد.
http://www.caffecinema.com/images/stories/EDV/90/867.caffecinema.com.jpg
معلم درباره روند تولید فیلم سینمایی «کوروش کبیر» به خبرنگار سینمایی برنا گفت: از آنجا که این فیلم اثری حداقل 2 و نیم ساعته خواهد شد، فیلمنامه در قالب 2 کتاب طراحی شد که بخش اول توسط مسعود جعفری جوزانی به پایان رسیده و نگارش کتاب دوم آغاز شده است، از این رو در تلاشیم طی 2 هفته آینده پیش تولید کار را آغاز کنیم.
وی درباره مراحل تحققی و نگارش این دو کتاب افزود: در نگارش این اثر آقای جوزانی از حضور دو محقق بهره بردند و تمامی منابع موجود درباره کورش کبیر و آن دوره از جمله ویژگیهای جغرافیایی، تاریخی، پوشاک و ... مدد نظر قرار گرفته شده است.
معلم در پایان گفت: با به پایان رسیدن نگارش نیمی از سناریو، پیش تولید را به زودی و طی دو هفته آینده با تامین منابع مالی آغاز میکنیم و نگارش کتاب دوم برای حفظ روند کار در طول تولید ادامه مییابد.
تهیهکننده فیلم سینمایی «کوروش کبیر» از آغاز پیش تولید این اثر طی هفتههای آتی خبر داد.
http://www.caffecinema.com/images/stories/edv/90/867.caffecinema.com.jpg
معلم درباره روند تولید فیلم سینمایی «کوروش کبیر» به خبرنگار سینمایی برنا گفت: از آنجا که این فیلم اثری حداقل 2 و نیم ساعته خواهد شد، فیلمنامه در قالب 2 کتاب طراحی شد که بخش اول توسط مسعود جعفری جوزانی به پایان رسیده و نگارش کتاب دوم آغاز شده است، از این رو در تلاشیم طی 2 هفته آینده پیش تولید کار را آغاز کنیم.
وی درباره مراحل تحققی و نگارش این دو کتاب افزود: در نگارش این اثر آقای جوزانی از حضور دو محقق بهره بردند و تمامی منابع موجود درباره کورش کبیر و آن دوره از جمله ویژگیهای جغرافیایی، تاریخی، پوشاک و ... مدد نظر قرار گرفته شده است.
معلم در پایان گفت: با به پایان رسیدن نگارش نیمی از سناریو، پیش تولید را به زودی و طی دو هفته آینده با تامین منابع مالی آغاز میکنیم و نگارش کتاب دوم برای حفظ روند کار در طول تولید ادامه مییابد.
2ونیم ساعت که نه میشه سریال کرد نه سینما! به چه درد میخوره؟
Number_one
08-01-2011, 12:46 PM
سينمايي كه ميشه!
اگه نشه هم مث ملك سليمان و هري پاتر ويادگارن 2قسمتي ميكننش!
:4: ملک سلیمان و هری پاتر!:24: واقعا چقد شبیه هم هستن!
saeed3t
08-01-2011, 01:08 PM
چرا دو ساعت و نیم فیلم سینمایی نمیشه؟
فیلمهای 4 ساعته و 3 ساعته هم داریم دوساعت و نیم که چیزی نیست.
والا نمیدونم! آره فیلمای طولانی هست من دیدم ولی خیلی خسته کننده میشه آدم 2.5 ساعت سیخ بشینه فیلم ببینه...!
saeed3t
08-01-2011, 01:21 PM
دیگه بستگی به کارگردانیش داره اگه فیلمو خوب در بیاره خسته کننده که نمیشه هیچ تازه دوساعت و نیم مثل برق میگذره و تموم میشه
مثل فیلم once upon a time in america که 4 ساعته ولی ادم یه ذره هم خسته نمیشه.
اگرم کارگردانیش خوب نباشه که به قول شما خسته کننده میشه و کسی نمیتونه دوام بیاره و تا آخر فیلمو تماشا کنه.
الماس سرخ
08-01-2011, 05:04 PM
من آخرين فيلمي كه ديدم اسمش عصر يخبندان بود كه اين فريد خودمونم توش بازي كرده بود:24:
صداوسیما با لاست به جنگ فارسی وان و قهوه تلخ می رود
محبوبیت بی سابقه شبکه های ماهواره ای از جمله فارسی وان با سریالهای جذابش با کمترین سانسور در یک سال اخیر گوی جذب مخاطب را از صدا وسمیای چند میلیاردی جمهوری اسلامی ربوده است . اخیرا هم نیز عدم پخش سریال قهوه تلخ موجب نارضایتی بیشتر از صدا وسیما شده است . در همین رابطه ضرغامی رییس صداوسیما از ضرورت تاسیس شبکه مختص سرگرمی در کنار شبکه های هشت گانه خبر داده است و به راهکار خامنه ای در دیدار با هنرمندان حکومتی پرداخت و خاطرنشان کرد : « منویات حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب دستور کار جدید و خط مشی جدید در جذب مخاطب در رسانه ملی به شمار می رود . با توجه به راه اندازی شبکه مختص فیلم و سریال به زبان عربی برای عرب زبانان این نیاز در داخل کشور نیز محسوس می شود و ان شاءالله شبکه سرگرمی و فیلم نیز به زبان فارسی راه اندازی میشود . » ضرغامی در ادامه به سریال تلخ اشاره کرد و بار دیگر به این سریال حمله کرد و گفت : «این سریال غیر ارزشی در راستای ترویج خرافات و لودگی است و هیچ جایی در صداوسیمای ملی ندارد » در جلسه هفتگی دیدار مدیر سازمان با معاونان که در ساختمان بلال حبشی واقع در جام جم برگزار شد . معاون تهیه و تولید صداوسیما از پخش سریال گمشده (لاست ) در صداوسیما خبر داد که چندی پیش در شبکه ویدویین کشور به نمایش گذاشته شده بود . معاون تهیه و تولید سیما ادامه داد « این سریال طبق موازین شرعی و اسلامی و بنا بر عرف خانواده ایرانی مسلمان شیعه تغییراتی در پوشش بازیگران بوجود امده است و بخش های کمی سانسور شده است و با خرید حق پخش این سریال ازکمپانی امریکایی مشکل قانونی ب