PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : فیلم وسینما


صفحه ها : 1 2 3 [4]

RED STORM
01-17-2012, 12:48 PM
http://www.footiran.com/images/smilies/25r30wi.gifhttp://www.footiran.com/images/smilies/25r30wi.gifhttp://www.footiran.com/images/smilies/25r30wi.gif

راز خنده های اصغر فرهادی به حرکت بی شرمانه خانم بازیگر + عکس

حقيقت اين است كه كسب توفيق در جشنواره هاي خارج از كشور، ارزشي را اثبات نمي كند. آنها به تكنيك محض جايزه نمي دهند و راهشان نيز با ما متفاوت است؛ روشن است كه آنها كدامين فيلم ها را می خواهند. http://www.footiran.com/images/smilies/25r30wi.gif
http://www.yjc.ir/image/image_gallery?uuid=f3240323-c47d-447d-85fe-b4b16335fe72&groupId=29045&t=1326744906266
جودی فاستر بازیگر منحرف امریکایی بهمراه اصغر فرهادی
http://www.yjc.ir/image/image_gallery?uuid=1bb4f7be-25e4-44e2-b8ab-1160e1f10740&groupId=29045&t=1326744960556
همانطور که در عکسها مشهود است جودی فاستر بازیگر منحرف که سابقه بازی در فیلمهای مستهجن هالیودیش زبانزد عام و خاص است با حرکتی که مخصوص طیف خاصی از منحرفین اخلاقی است سعی در جلب توجه دارد که متاسفانه با نگاه و رفتار تایید کننده کارگردانی که قرار است آبروی کشور اسلامی مان در مجامع بین المللی باشد روبروست.


به چیزایی که مردم فک نمیکنن و اصلا براشــون ارزش نداره ، اینا میخوان فکر مردم رو ســــوق بدن ... حالا همش و همش با انجلینا یه دست داد ، اینا عجب ندید بدید هایی هستن ، اصغر تک خور http://www.footiran.com/images/smilies/3999.gif

RED STORM
01-17-2012, 08:16 PM
تبریکات ویجه ! http://www.footiran.com/images/smilies/6qwup3.gif در میکنیم از خودمون !http://www.footiran.com/images/smilies/303.gif
من خودم خیلی تعجب نکردم از برنده شدنش , چون واسم قابل پیشبینی بود http://www.footiran.com/images/smilies/127fs3556139.gifولی متاسفم از اینکه این موضوع اصلا تو رسانه ملی http://www.footiran.com/images/smilies/sick.gif بازتابی نداشته!
حالا جالبه خبرگزاری فالس نیوز نوشته اصغر فرهادی رفتار دیپلماتیک بلد نیست و اینا .. به خاطر اینکه با آنجلینا جولی دست داده .. حالا اگر دستشو می کشید یه تو گوشی هم به جولی میزد http://www.footiran.com/images/smilies/shrewd.gif اونوقت میشد قهرمان ملی از صبح تا شب تمام کانالها با آهنگ ایران ایران http://www.footiran.com/images/smilies/781.gifجایزه گرفتنشو نشون می دادن !!!
لیاقتشون همون اخراجی های 1,2,3 و ... و ساخته های فرج الله سلحشوره! http://www.footiran.com/images/smilies/laugh4.gif

جای لیلا حاتمی http://www.footiran.com/images/smilies/heart.gif هم خیلی خیلی خالی بود...

P!NK
01-17-2012, 08:19 PM
پویا چقد شادی بابت این قضیه :4: من تازه امروز فیلمشو دانلود کردم ببینم چطوریه فیلمش :4:

P!NK
01-18-2012, 02:02 AM
متن كامل حرف‌هاي فرهادي:
مي‌خواهم از مايكل باركر تشكر كنم. مايكل! قبلاً به تو گفتم كه ظاهراً فيلم "يك جدايي" را بيشتر از من دوست داري! ممنون از تام برنار و ممنون از كمپاني سوني پيكچرز كلاسيك. وقتي داشتم روي صحنه مي‌آمدم فكر مي‌كردم از چه بايد بگويم؟ از مادرم و پدرم؟ از همسر مهربان و دخترانم؟ از دوستان عزيزم و همكاران و عوامل فيلم، عوامل بزرگ و دوست‌داشتني‌ فيلم؟ اما حالا ترجيح مي‌دهم فقط درباره مردم كشورم بگويم؛ فكر مي‌كنم آن‌ها حقيقتاً صلح‌دوست هستند.

دانلود مراسم گلدن گلوب(وبلاگ دنیای هالیوود) (http://hollywoodreporter.blogfa.com/post-171.aspx)


نادر:ببین اگه من هلش بدم می خوره به نرده هابه طرف پله نمیره بیا خودت ببین بیا امتحان کن.
ترمه:خوب چرا اینارو تو دادگاه نمیگی؟
نادر:اونارو ولش کن من می خوام تو بدونی.

AYT@K
01-20-2012, 12:23 AM
http://www.birdana.com//up/d834f1acff2413577dfb37b91da1d805.jpg (http://www.birdana.com/)

موفقیت های جدایی نادر از سیمین باعث شد که تنها جدایی باشد که میلیون ها آدم را خوشحال کند. حالا همراه باشید با دو دختر دیگر اصغر فرهادی که دلیل اصلی موفقیت جدایی نادر از سیمین هستند. حرف های اصغر فرهادی که هیچگونه کم و کاستی ندارد,حرف هایی که دلیل موفقیت های فیلمش را بازگو می کند:
اصغر فرهادی: وقتی به دلیل یکسری مسائل هنگام ساخت جدایی نادر از سیمین فیلمم توقیف شد,به هر دری زده بودم برای نجات از این شرایط,یک روز به خانه آمدم و ناامیدانه شروع کردم به خواندن نامه ای از یکی از دخترانم(هانیه و مرضیه) که در بنیاد کودک هستند و کاش آنها هم امشب اینجا بودند. در همین حال بود که ناگهان یادم افتاد آن پول ناقابلی که هر ماه به حسابشان واریز می کردم را به دلیل درگیری ها فکر و کاری ام فراموش کرده ام به حسابشان واریز کنم.بنابراین گفتم دیگر سینما و کار تعطیل تا کمی به کار های عقب افتاده ام برسم. به یکی از دوستان نزدیکم زنگ زدم و به او گفتم این کار را انجام دهد. به فاصله کمتر از ۲۰ دقیقه کسی با من تماس گرفت که حتی تصور نمی کردم روزی به دلیل اختلاف سلایقی که با هم داریم در زندگی ام قدمی برایم بردارد اما از پشت خط به من گفت مشکل فیلم تان حل شده است و می توانید ادامه دهید.آن لحظه فقط به هانیه و مرضیه دو دختر دیگرم فکر می کردم. نمی دانم اسمش را چه بگذارم اما یک اتفاق نبود. هنوز هم نمی دانم چه تعریفی برایش ارائه دهم.
امید داریم کمک های معنوی آقای اصغر فرهادی همواره پشتیبان او و اثرهای ماندگارش باشد.

AYT@K
01-23-2012, 01:01 PM
کارگردان فیلم «اتوبوس شب» در گفت وگویی پیرامون فیلم اصغر فرهادی، موضع انتقادی ابراهیم حاتمی کیا به فیلم «جدایی نادر از سیمین » را نشانه حسادت می داند.
کیمرث پوراحمد کارگردان فیلم «اتوبوس شب» در گفت وگویی پیرامون فیلم اصغر فرهادی، موضع انتقادی ابراهیم حاتمی کیا به فیلم «جدایی نادر از سیمین » را نشانه حسادت می داند.
وی در پاسخ به سئوالی مبنی بر ارزیابی اش از موضع ابراهیم حاتمی کیا درباره «جدایی نادر از سیمین» می گوید:
«حاتمی کیا زمانی فیلمساز محبوب من بود ولی الان برای من نه تنها محبوب نیست بلکه نامحبوب هم هست. به غیر از حاتمی کیا، شنیدم که مسعود فراستی هم افاضاتی فرموده اند. حرف این ها واقعاً چه اهمیتی دارد؟ فیلمی با این وسعت در جهان دیده شده و جهان را تحت تاثیر قرار داده است، بگذار دو نفر هم هر چه می خواهند بگویند. یکی نیست بگوید آقای حاتمی کیا! جنابعالی که خودت رفتی آلمان و فیلم ساختی و خود من را منقلب کردی و آن موقع بهت دست مریزاد گفتم. اگر فیلمت جهانی نشد به اصغر فرهادی چه مربوط است؟»
پوراحمد در پاسخ به این سئوال که « یعنی موضع حاتمی کیا را ناشی از حسادت می دانید؟» می گوید: «چیزی توی این مایه ها! وگرنه اصغر فرهادی، کی در صف «سفارت خرس نشان» ایستاده است؟ فرهادی کدام فیلمش را برای فستیوال های جهانی ساخته است. فرهادی فیلم هایش را برای ایران ساخته است. «جدایی نادر از سیمین» در جشنواره فجر هم بیشترین جایزه را گرفت. اکرانش در ایران هم بسیار موفق بود و با استقبال مردم مواجه شد.
اصغر فرهادی آدمی نبوده که فیلم ساخته باشد تا به فلان جشنواره برود. او فیلمی درباره دغدغه های شخصی خودش ساخته است. من این حرف را درباره آن یکی آقا می گویم که فکر می کند اگر دو برنده جایزه اسکار را وارد فیلمش کند، فیلمش اسکاری می شود. چقدر این رویکرد کوته بینانه است. شما باید دغدغه و زخم و خلاقیت داشته باشی تا فیلمت جهانی و اسکاری شود.»
* در صف سفارت خرس نشینان/ضمیری که مصدر خود را پیدا کرد
این موضع کیومرث پوراحمد علیه حاتمی کیا از آنجا ناشی می شود که وی در نامه ای به رضا میرکریمی در پی اکران فیلم یه حبه قند آورده بود:
«یا لطیف
خیر ببینی آقا سیدرضای میرکریمی.
کام ات شیرین. اگر این حَبّه قندت نبود، یادمان می رفت کجایی هستیم و با کامِ تلخ در صفِ سفارتِ خرس نشان ایستاده بودیم تا از سرزمین همیشه آفتاب مان به جبرِ همکار تلخ مزاج، همه مهر دروغ بر پیشانی، متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری بگیریم.
خیر ببینی برادر. تو با حَبّه قندی کام دودگرفته مان را شُستی و به یادمان آوردی که ایرانی هستیم. نامی داریم و نشانی. ادبی داریم و آدابی، که به وقت شادمانی بدانیم چه باید کنیم و به وقت عزا چه باید باشیم.
سیّد عزیز، متوقع نباش که با این حَبّه قندت قادر به شیرین کردن کامِ جفامسلکان باشی. این تلخی به بلندای نسلِ این نهضت همچنان ادامه دار است، ولی بدان، این بارانِ سیاهِ جفایِ غریبه هایِ دوست نما، پایانی دارد. تو حوصله کن و مباد که شکایت به غریبه بری. تو شاگردِ مکتبِ فردوسی و حافظی که نه کوچیدند و نه شوقِ ترکِ سرزمین به فرزندانشان دادند. این عصر وارونگی پایانی دارد برادر!»
برادرت ابراهیم حاتمی کیا
* میرکریمی: در نامه حاتمی کیا توهینی نبود/ از توهین به حاتمی کیا دلم شکست
در پی این نامه شیفتگان فیلم اصغر فرهادی و سایت های ضدانقلاب هجمه ای را علیه ابراهیم حاتمی کیا شروع کردند که رضا میرکریمی که نامه خطاب به او نوشته شده بود برای دفاع از حاتمی کیا وارد میدان شد.
کارگردان فیلم «یه حبه قند» در بخشی از جلسه پرسش و پاسخ این فیلم که ۴ آبان ماه در فرهنگسرای رسانه برگزار شد،گفت:« ابراهیم لطف داشته و از فیلم من تعریف کرده است. خوشحالم که او «یه حبه قند» را دوست داشته است چون زمانی که من تنها یک علاقه مند سینما بودم، او با فیلم هایش به من انگیزه می داد و من هرگز به توانایی و قدرت حاتمی کیا شک نکردم.»
میرکریمی خاطرنشان کرد: « وقتی انتقاد داریم به اینکه در حوزه های دیگری به جز فرهنگ در بیان نظرات سختگیری می شود، خیلی برایم عجیب است که چرا خودمان در حوزه فرهنگ نیز کم طاقت شده ایم.
وی ادامه داد: هر کسی ادبیات مخصوص به خودش را دارد. ممکن است فیلمی را دوست داشته باشد و یا از آن بدش بیاید. فکر نمی کنم آقای فرهادی نیز چنین واکنش هایی را به نامه ابراهیم حاتمی کیا درباره فیلمش بپسندد و از آن خوشحال بشود.»
کارگردان «یه حبه قند» با تاکید بر اینکه باید نقد پذیر باشیم، ادامه داد:« من در متنی که آقای حاتمی کیا منتشر کرده بود توهینی نمی بینم و سخنان ایشان را به مثابه نقد دیدم. ما باید کمی نقد پذیر باشیم به نظرم این نقد پذیری را فرنگی ها خیلی بهتر درک کرده اند چرا که وقتی کسی فیلمی می سازد باید خودش را برای هر نقدی آماده کند.»
وی خاطرنشان کرد: «خیلی جالب است که در فرنگ، فیلم سازان فیلم های یکدیگر را کاملا بالا می برند و یا کاملا می کوبند و هیچ واکنش بدی نیز نسبت به آن ها صورت نمی گیرد.»
رضا میر کریمی در بخش دیگری از این نشست مطرح کرد: «فیلم آقای فرهادی فیلم خوبی است که خدا را شکر جوایز بسیاری را گرفت اما در این میان یک نفر هم به صراحت می گوید که این فیلم را دوست ندارد. واقعا از اینکه این گونه با حاتمی کیا و نامه اش رفتار شد دلم شکست.»
کارگردان «یه حبه قند» با بیان آنکه هر کس می تواند نظر خودش را درباره مسائل و فیلم های مختلف داشته باشد گفت: «من واقعا از اینکه به حاتمی کیا حسود گفتند، دلم شکست و یا کاریکاتوری را که درباره او کشیده شد و به زعم من بسیار زننده بود اصلا دوست نداشتم.»
* حاتمی کیا: اگر مماشات می کردم، آیندگان این بزدلی را بر من نمی بخشیدند
البته حاتمی کیا نیز بعد از مدتی در گفت وگویی درباره نامه ای که نوشت چنین گفت:
«این فریادی بود و اگر مماشات می کردم، آیندگان این بزدلی را بر من نمی بخشیدند. برای من ایران و ایرانی نامی نیست که صرفا در شناسنامه ام ثبت شده باشد. هشت سال از عمر جوانی ام را به بهای جانم هزینه دادم و به عنوان یک سرباز بر خودم حقی قائلم که از آن دفاع کنم. حتی اگر همه دوستدارانم از من برنجند. وارونگی همین بس که متهم به حسادت شدم. من تاجر نیستم که به ضرر و زیان جیب و آبرویم فکر کنم. بی پرده بگویم که این خرس و پلنگ و شیر و حتی سیمرغ استعداد گوساله سامری شدن را دارد و کجاست آن مفسر شجاع همچون مرتضی آوینی که با بیانی حکمیمانه این وارونگی های معنا را توضیح دهد.
چرا تا این حد دیکتاتور مطلق نگر می شویم. البته خوشحالم که هیچ حاشیه امن و هاله قدسی اطرافم نیست و همگان می توانند نقد و لعن و تقدیرم کنند. ولی با همه این ها من هم انسانم.
عزیزان، من اشاره به فیلمی کردم که از جشنواره فجر دولت آقای احمدی نژاد تا خانه سینما و شهرداری و جشنواره های اروپایی و آمریکایی و آفریقایی و آسیایی جایزه ها گرفته و همچنان می گیرد. پس چرا تا این حد کم تحمل از شنیدن یک صدای دیگر؟»

کارگردان فیلم «اتوبوس شب» در گفت وگویی پیرامون فیلم اصغر فرهادی، موضع انتقادی ابراهیم حاتمی کیا به فیلم «جدایی نادر از سیمین » را نشانه حسادت می داند.
کیمرث پوراحمد کارگردان فیلم «اتوبوس شب» در گفت وگویی پیرامون فیلم اصغر فرهادی، موضع انتقادی ابراهیم حاتمی کیا به فیلم «جدایی نادر از سیمین » را نشانه حسادت می داند.
وی در پاسخ به سئوالی مبنی بر ارزیابی اش از موضع ابراهیم حاتمی کیا درباره «جدایی نادر از سیمین» می گوید:
«حاتمی کیا زمانی فیلمساز محبوب من بود ولی الان برای من نه تنها محبوب نیست بلکه نامحبوب هم هست. به غیر از حاتمی کیا، شنیدم که مسعود فراستی هم افاضاتی فرموده اند. حرف این ها واقعاً چه اهمیتی دارد؟ فیلمی با این وسعت در جهان دیده شده و جهان را تحت تاثیر قرار داده است، بگذار دو نفر هم هر چه می خواهند بگویند. یکی نیست بگوید آقای حاتمی کیا! جنابعالی که خودت رفتی آلمان و فیلم ساختی و خود من را منقلب کردی و آن موقع بهت دست مریزاد گفتم. اگر فیلمت جهانی نشد به اصغر فرهادی چه مربوط است؟»
پوراحمد در پاسخ به این سئوال که « یعنی موضع حاتمی کیا را ناشی از حسادت می دانید؟» می گوید: «چیزی توی این مایه ها! وگرنه اصغر فرهادی، کی در صف «سفارت خرس نشان» ایستاده است؟ فرهادی کدام فیلمش را برای فستیوال های جهانی ساخته است. فرهادی فیلم هایش را برای ایران ساخته است. «جدایی نادر از سیمین» در جشنواره فجر هم بیشترین جایزه را گرفت. اکرانش در ایران هم بسیار موفق بود و با استقبال مردم مواجه شد.
اصغر فرهادی آدمی نبوده که فیلم ساخته باشد تا به فلان جشنواره برود. او فیلمی درباره دغدغه های شخصی خودش ساخته است. من این حرف را درباره آن یکی آقا می گویم که فکر می کند اگر دو برنده جایزه اسکار را وارد فیلمش کند، فیلمش اسکاری می شود. چقدر این رویکرد کوته بینانه است. شما باید دغدغه و زخم و خلاقیت داشته باشی تا فیلمت جهانی و اسکاری شود.»
* در صف سفارت خرس نشینان/ضمیری که مصدر خود را پیدا کرد
این موضع کیومرث پوراحمد علیه حاتمی کیا از آنجا ناشی می شود که وی در نامه ای به رضا میرکریمی در پی اکران فیلم یه حبه قند آورده بود:
«یا لطیف
خیر ببینی آقا سیدرضای میرکریمی.
کام ات شیرین. اگر این حَبّه قندت نبود، یادمان می رفت کجایی هستیم و با کامِ تلخ در صفِ سفارتِ خرس نشان ایستاده بودیم تا از سرزمین همیشه آفتاب مان به جبرِ همکار تلخ مزاج، همه مهر دروغ بر پیشانی، متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری بگیریم.
خیر ببینی برادر. تو با حَبّه قندی کام دودگرفته مان را شُستی و به یادمان آوردی که ایرانی هستیم. نامی داریم و نشانی. ادبی داریم و آدابی، که به وقت شادمانی بدانیم چه باید کنیم و به وقت عزا چه باید باشیم.
سیّد عزیز، متوقع نباش که با این حَبّه قندت قادر به شیرین کردن کامِ جفامسلکان باشی. این تلخی به بلندای نسلِ این نهضت همچنان ادامه دار است، ولی بدان، این بارانِ سیاهِ جفایِ غریبه هایِ دوست نما، پایانی دارد. تو حوصله کن و مباد که شکایت به غریبه بری. تو شاگردِ مکتبِ فردوسی و حافظی که نه کوچیدند و نه شوقِ ترکِ سرزمین به فرزندانشان دادند. این عصر وارونگی پایانی دارد برادر!»
برادرت ابراهیم حاتمی کیا
* میرکریمی: در نامه حاتمی کیا توهینی نبود/ از توهین به حاتمی کیا دلم شکست
در پی این نامه شیفتگان فیلم اصغر فرهادی و سایت های ضدانقلاب هجمه ای را علیه ابراهیم حاتمی کیا شروع کردند که رضا میرکریمی که نامه خطاب به او نوشته شده بود برای دفاع از حاتمی کیا وارد میدان شد.
کارگردان فیلم «یه حبه قند» در بخشی از جلسه پرسش و پاسخ این فیلم که ۴ آبان ماه در فرهنگسرای رسانه برگزار شد،گفت:« ابراهیم لطف داشته و از فیلم من تعریف کرده است. خوشحالم که او «یه حبه قند» را دوست داشته است چون زمانی که من تنها یک علاقه مند سینما بودم، او با فیلم هایش به من انگیزه می داد و من هرگز به توانایی و قدرت حاتمی کیا شک نکردم.»
میرکریمی خاطرنشان کرد: « وقتی انتقاد داریم به اینکه در حوزه های دیگری به جز فرهنگ در بیان نظرات سختگیری می شود، خیلی برایم عجیب است که چرا خودمان در حوزه فرهنگ نیز کم طاقت شده ایم.
وی ادامه داد: هر کسی ادبیات مخصوص به خودش را دارد. ممکن است فیلمی را دوست داشته باشد و یا از آن بدش بیاید. فکر نمی کنم آقای فرهادی نیز چنین واکنش هایی را به نامه ابراهیم حاتمی کیا درباره فیلمش بپسندد و از آن خوشحال بشود.»
کارگردان «یه حبه قند» با تاکید بر اینکه باید نقد پذیر باشیم، ادامه داد:« من در متنی که آقای حاتمی کیا منتشر کرده بود توهینی نمی بینم و سخنان ایشان را به مثابه نقد دیدم. ما باید کمی نقد پذیر باشیم به نظرم این نقد پذیری را فرنگی ها خیلی بهتر درک کرده اند چرا که وقتی کسی فیلمی می سازد باید خودش را برای هر نقدی آماده کند.»
وی خاطرنشان کرد: «خیلی جالب است که در فرنگ، فیلم سازان فیلم های یکدیگر را کاملا بالا می برند و یا کاملا می کوبند و هیچ واکنش بدی نیز نسبت به آن ها صورت نمی گیرد.»
رضا میر کریمی در بخش دیگری از این نشست مطرح کرد: «فیلم آقای فرهادی فیلم خوبی است که خدا را شکر جوایز بسیاری را گرفت اما در این میان یک نفر هم به صراحت می گوید که این فیلم را دوست ندارد. واقعا از اینکه این گونه با حاتمی کیا و نامه اش رفتار شد دلم شکست.»
کارگردان «یه حبه قند» با بیان آنکه هر کس می تواند نظر خودش را درباره مسائل و فیلم های مختلف داشته باشد گفت: «من واقعا از اینکه به حاتمی کیا حسود گفتند، دلم شکست و یا کاریکاتوری را که درباره او کشیده شد و به زعم من بسیار زننده بود اصلا دوست نداشتم.»
* حاتمی کیا: اگر مماشات می کردم، آیندگان این بزدلی را بر من نمی بخشیدند
البته حاتمی کیا نیز بعد از مدتی در گفت وگویی درباره نامه ای که نوشت چنین گفت:
«این فریادی بود و اگر مماشات می کردم، آیندگان این بزدلی را بر من نمی بخشیدند. برای من ایران و ایرانی نامی نیست که صرفا در شناسنامه ام ثبت شده باشد. هشت سال از عمر جوانی ام را به بهای جانم هزینه دادم و به عنوان یک سرباز بر خودم حقی قائلم که از آن دفاع کنم. حتی اگر همه دوستدارانم از من برنجند. وارونگی همین بس که متهم به حسادت شدم. من تاجر نیستم که به ضرر و زیان جیب و آبرویم فکر کنم. بی پرده بگویم که این خرس و پلنگ و شیر و حتی سیمرغ استعداد گوساله سامری شدن را دارد و کجاست آن مفسر شجاع همچون مرتضی آوینی که با بیانی حکمیمانه این وارونگی های معنا را توضیح دهد.
چرا تا این حد دیکتاتور مطلق نگر می شویم. البته خوشحالم که هیچ حاشیه امن و هاله قدسی اطرافم نیست و همگان می توانند نقد و لعن و تقدیرم کنند. ولی با همه این ها من هم انسانم.
عزیزان، من اشاره به فیلمی کردم که از جشنواره فجر دولت آقای احمدی نژاد تا خانه سینما و شهرداری و جشنواره های اروپایی و آمریکایی و آفریقایی و آسیایی جایزه ها گرفته و همچنان می گیرد. پس چرا تا این حد کم تحمل از شنیدن یک صدای دیگر؟»

AYT@K
01-23-2012, 01:03 PM
پس از آنکه امروز فیگارو تصویری تقریباً برهنه از بالاتنه گلشیفته فراهانی بازیگر سابق سینمای ایران منتشر کرد که این بازیگر با دست هایش تنها بخشی از بدنش را پوشانده بود، جنجال فراوانی در میان هواداران این بازیگر به خصوص در شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک به وجود آمد. تا آنجا که گروهی عکس برهنه این بازیگر را در صفحات خود قرار دادند و گروه دیگری از هواداران این بازیگر پس از نام بردن از وی با عناوینی چون بی حیا و …، از صفحات هوادارانش خارج شدند تا در نهایت گلشیفته فراهاتی که حرکتش حتی از سوی نزدیک ترین بستگانش نیز انکار شده بود، با توجه به حجم نقد به این رفتارش عقب نشینی کرده و تصویر نخستش از وب سایت منتشر کننده حذف شود.

در حالی که جامعه سینمایی ایران به واسطه موفقیت ارزشمند فیلم «جدایی نادر از سیمین» در رویدادهای پیاپی بین المللی علی الخصوص برد گوی طلایی بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان 2012، غرق در شادی و همچنین تلاش برای هموارتر شدن مسیر آخرین ساخته اصغر فرهادی به سمت جایزه اسکار است، گلشیفته فراهانی نقش غضنفر سینمای ایران را ایفا کرد و مسئله اصلی سینمای ایران را با حرکتی تبلیغاتی که انجامش دقیقاً پس از موفقیت اخیر سینمای ایران تعجب برانگیز و از نگاه برخی مشکوک است، به حاشیه راند.
فراهانی که گفته می شد رایزنی های صورت پذیرفته تا علی رغم بازی در فیلم اخیر مرجان ساتراپی که حاوی برخی صحنه های خلاف عرف ایرانی و اسلامی است، به ایران بازگردد و پس از یک دوره مجددا فعالیت بازیگری اش را در کشور از سر گیرد، اخیراً در گفت وگویی از بازجویی اش در ایران گفت تا نشان دهد به تلاش نزدیکانش برای بازگشتش به کشور اهمیت نمی دهد و البته پس از همه اینها به تازگی تصویری از وی منتشر شد که در آن، عکاس یک مدیوم شات از اندام برهنه اش را جای داده و در این تصویر مدیوم شات، تنها بخشی از بدنش به وسیله دست هایش پوشانده شده است.
هرچند بارقه امیدی نزد دوستداران گلشیفته مبنی بر اینکه سایت مادام فیگارو به جعل و تصویرسازی(!) از او پرداخته باشد، وجود داشت تا اصالت تصویر محل تشکیک باشد، اما عصر امروز با انتشار ویدئویی راجع به همین تصاویر که در آن گلشیفته همان یک بخش از بدنش را که در تصاویر پوشانده، عریان به نمایش می گذارد، همه امیدها پیرامون جعلی بودن این تصویر، ناامید شد و مادر و پدر این بازیگر سابق سینمای ایران که حیرت زده از انتشار این تصویر، از جعلی بودنش سخن به میان آورده بودند، سکوت اختیار کردند و این سکوت به همان میزان برای اهالی سینما تلخ بود که برای بهزاد فراهانی به عنوان یکی از پیشکسوتان خوش سابقه و اساتید باتجربه و بااخلاق تئاتر و سینمای ایران تلخ و سنگین بود.
در این میان، جنگ اصلی در شبکه های اجتماعی و به طور خاص فیس بوک به راه افتاد؛ جایی که بخش قابل توجهی از هواداران گلشیفته فراهانی که تا پیش از این به واسطه آثار ارزشمندی چون «میم مثل مادر» مورد توجهش قرار می دادند، به این حرکت اعتراض کردند و حتی برخی صفحه وی را در فیس بوک آن لایک کردند. برخی حتی این حرکت را برخلاف تاریخ ایران خواندند و به سینوهه اشاره داشتند که در آن یادآور می شد زنان ایرانی برخلاف زنان مصری لباس می پوشند و آراسته هستند و برخی دیگر نیز در اعتراض به این حرکت عنوان کرده بودند همه دنیا زن ایرانی را با این مشخصه می شناسند که تنش را به هرکسی نشان نمی دهد و این اتفاق جز بی حیایی معنایی دیگر ندارد.
عده ای این بازیگر سابق سینمای ایران را حتی فاحشه خوانده بودند که این امر به واسطه بار معنایی و شرعی با اعتراض گروهی در فیس بوک دیگر مواجه شده و حتی صفحه هایی در حمایت از وی به واسطه این اتفاق راه اندازی شد. مدافعان این حرکت که عمدتاً جماعت منورالفکر افراطی بودند، این مسئله را در چهارچوب دموکراسی و حق گلشیفته فراهانی می خواندند و او را هنجارشکنی می خواندند که پیله ها را شکافته و به پروانگی رسیده و باید راهش را ادامه داد(!) در مقابل گروه مخالف که این حرکت را ضربه به سینمای بدنه ایران و مستمسکی برای برخی اشخاص متحجر می دانستند که زنان سینما را فاحشه بخوانند، ضمن رد تعبیر آزادی برای انتشار تصاویر اروتیک، از آنهایی که از این حرکت فراهانی حمایت می کردند و می گفتند راهش را ادامه می دهیم، درخواست می کردند اگر حقیقتاً این حرکت را اخلاقی دانسته و باور دارید، پیش قدم شوید و عکس های برهنه تان را منتشر کنید!

http://www.funi98.com/wp-content/uploads/golshifteh-farahani2.jpg (http://www.funi98.com/)
پاسخ برخی از این منورالفکران مدافع این حرکت که بعضا عکس پروفایلشان را تصاویر برهنه گلشیفته فراهانی قرار داده بودند، در قبال چنین پیشنهادی برای ثابت کردن اعتقادشان به چنین مسئله ای سکوت بود. جالب آنکه بسیاری از این اشخاص که انتشار این تصاویر برهنه توسط مردم و افتادن پرده و حریم جنسی را تجویز می کردند، حتی پروفایل هایشان نیز به گونه ای بسته بود که مشخصاتشان هم قابل مشاهده نبود، چه رسد به تماشای عکس های پوشیده شان و به نظر جو حمایتی از وی، عمدتاً شعاری بوده و حامیان چنین حرکتی نیز در نهادشان به غیرقابل پذیرش بودن چنین حرکاتی آن هم از سوی یک ایرانی مسلمان، آگاه بودند.
این درگیری ها به جایی رسید که برخی صفحات سینمایی، امکان اظهارنظر عمومی شان را بستند و تنها در بخش پیام امکان اظهارنظر قائل شدند که همین رویه باعث شد در برخی جدل های دو طرف موافق و مخالف چنین اتفاقی، 1500 تا بیش از 3000 کامنت رد و بدل شود و در حالی که کشور مسائل و مشکلات و دغدغه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خاص خودش را دارد، بخش قابل توجهی از زمان و انرژی گروهی از جماعت ایرانی در 24 ساعت اخیر صرف این جدال شود که انتهایش مشخص است و تنها یک افسوس بزرگ برای هر دوستدار سینما باقی می گذارد که چرا یک بازیگر ایرانی به چنین حرکتی تن در داده است و گروهی از هوادارانش را به کل ناامید کرده که صفحه اش را پس از درج عباراتی خطاب به او ترک کنند. نکته جالب توجه این که این حرکت نه تنها مورد نکوهش جدی بسیاری از مخالفان دولت کنونی قرار گرفته، بلکه بخش زیادی از اقشار نه چندان متدین هم به صراحت با این اقدام مخالفت کرده اند.
یک واکنش جالب را هم احمد پورنجاتی، معاون سابق وزارت اطلاعات، معاون سابق سیما و رییس سابق کمیسیون فرهنگی مجلس با ادبیات کوچه بازاری داشته و نوشته است: «سنگ پا در گرمابه گم می شود, بشود. جار و جنجال ندارد. یک سنگ پای دیگر! این طفلکی, محصول بازار مشترک: ستاره تراشی عوام الناس ندید بدیدما, گنده … جوجه فسقل هنرپیشه ی بی ظرفیت مملکت ما و البته فضای خفقان آور افراط کاری های القاعده ای و طالبانی متولیان .. ماست. پس: بگذار و بگذر!…» و برخی هم با اشاره به یکی دو مورد ژست سیاسی و معترض گرفتن گلشیفته فراهانی، از او انتقاد کرده و مثلا نوشته اند: «دختر جان دلت خواسته عریان بشی و تن عریانت بر روی جلد مجله باشه و برای تبلغات انگشتر فلان مارک هم پول بگیری؛ اوکی ! اما دیگه تو رو خدا منتش رو سر مردم بیچاره ایران نذار و دم از مبارزه نزن! بابا بی خیال این ژست… .»

http://www.funi98.com/wp-content/uploads/golshifteh-farahani3.jpg (http://www.funi98.com/)
در عین حال ضمن اینکه ضروری است حرمت خاندان محترم فراهاتی حفظ شود و مردم و به طور خاص سینماگران و اهالی تئاتر که برخورد بیشتری با بهزاد فراهانی و دیگر اعضاء این خانواده دارند، با نیش و کنایه، زخم دل این پدر را عمیق تر نکنند و از اظهارنظرهای شتاب زده ای که باعث می شود این حرکت گلشیفته فراهانی به کل بانوان سینمای ایران تسری داده شود پرهیز شود و پذیرفت که این حرکت به هیچ عنوان جای دفاع ندارد و ربطی نیز به آزادی ندارد، چرا که در تاریخ هیچ آزادی خواهی با برهنه شدن به آزادی نرسیده و این حرکت فراهانی نیز هیچ ربطی به آزادی ندارد و چون در حریم خصوصی انجام نشده نیز نمی توان با طرح این عنوان که به «به خودش ربط دارد»، ماجرا را شخصی جلوه داد. چرا که اگر یک شخص در ملا عام برهنه ظاهر شود، نمی توان ملاءعام را حریم شخصی تلقی کرد!
اما در خصوص علت انجام این اقدام توسط گلشیفته فراهانی که گفته می شود یکی از نامزدهای جایزه سینمایی فرانسه (سزار) است، برخی معتقدند وی برای پیشی گرفتن از رقبایش دست به یک خودنمایی باب طبع فضای لاییک فرانسه زده و رنگ و بوی سیاسی نیز به آن داده تا شانس خود را در برد این جایزه افزایش دهد. اما همان گونه که ذکر شد نه گاندی، نه نهرو، نه چگوارا، نه نلسون ماندلا، نه جمیله بوپاشا و نه هیچ یک از رهبران سرشناس آزادی خواه با برهنگی یا رفتارهای اینچنینی درصدد بیان اعتراض برنیامده اند و اصلاً چنین حرکاتی هیچ ارتباطی با آزادی ندارد، مگر اینکه پای یک سزار و یک حکومت لائیک ضدایرانی چون فرانسه در میان باشد!
و واکنش آخر اینکه هرچند ویدیوی مذکور که مربوط به جشنواره سزار است و در آن ویدئو گلشیفته فراهاتی تنها بازیکری است که تا آن حد برهنه می شود(!) حذف نشده اما تصویر نخستی که در سایت مادام فیگارو منتشر شد حذف شده و علی الظاهر پس از واکنش های منفی که حتی نزدیک ترین اشخاص به این بازیگر سابق سینمای ایران داشته اند، وی در تماس با مسئولان این سایت خواستار حذف تصویرش شده است که البته این اتفاق تاثیر چندانی نخواهد داشت و تنها بیانگر عقب نشینی و پشیمانی فراهانی از این اقدام است، چرا که این اتفاق حتی انعکاس بین المللی نیز داشت و تلگراف در گزارشی به این موضوع پرداخت و حواشی سیاسی اش را پررنگ کرد.

—–

گلشیفته فراهانی حرف های پدر و مادرش را تکذیب کرد: خودم بودم!
این اقدام او که مدعی شده برای اعتراض انجام داده با واکنش های کاربران شبکه های اجتماعی روبرو شد به گونه ای که یکی از زنان فعال ایرانی فیس بوک در صفحه خود نوشت:‌ تو داری آنجا عقده هایت را خالی می کنی و برای خودت حال می کنی و بعد بر سر ما هم منت می گذاری که داری اعتراض می کنی؟!
در حالی که بعد از انتشار تصویر برهنه ای از گلشیفته فراهانی در یک نشریه خارجی ، پدر و مادرش طی گفت و گویی با ناراحتی هر چه تمام تر، تصاویر منتشر شده منسوب به فرزند خود را رد کرده اند، گلشیفته فراهانی بی آنکه اندکی از انتشار این تصاویر خجل و ناخرسند باشد، در گفت و گو با روزنامه دیلی تلگراف، تلویحاً صحت تصاویر منتسب به خود را تایید کرد.
به گزارش انتخاب، متأسفانه در حال حاضر علاوه بر عکس برهنه وی، فیلم او نیز منتشر شده است تا جایی برای انکار این اقدام شرم آور غیراخلاقی باقی نماند.
دیلی تلگراف نوشت: پس از اینکه یک بازیگر ایرانی در مجله ی خبری فرانسوی به نشانه ی اعتراض(!)، عکسی برهنه از خود منتشر کرد، به او گفته شده است که دیگر در کشورش خوش امد گویی برای او نیست.
این اقدام او که مدعی شده برای اعتراض انجام داده با واکنش های کاربران شبکه های اجتماعی روبرو شد به گونه ای که یکی از زنان فعال ایرانی فیس بوک در صفحه خود نوشت:‌ تو داری آنجا عقده هایت را خالی می کنی و برای خودت حال می کنی و بعد بر سر ما هم منت می گذاری که داری اعتراض می کنی؟!
عکس برهنه گلشیفته فراهانی توسط مجله مادام فیگارو منتشر شده است.
فراهانی می گوید: یکی از مسئولین وزارت ارشاد به من گفت که ایران به چنین هنرمندان و بازیگرانی نیاز ندارد. شما می توانید خدمات هنری خود را در جای دیگر ارائه بدهید.
دیلی تلگراف نوشت: چندین ساعت پس از انتشار این عکس در فیس بوک، هزاران نفر در این صفحه پیغام گذشته و او را به بی حیایی متهم کرده اند.
هم اکنون تصویر منسوب به گلشیفته فراهانی از صفحه مذکور حذف گردیده است.
پیش از این، شنیده شده بود که حواد شمقدری معاون سینمایی ارشاد در حال رایزنی برای بازگرداندن گلشیفته فراهانی به ایران است.
اقدام زننده این بازیگر ایرانی مقیم خارج از کشور، در حالی تیتر نخست رسانه های مختلف را اشغال کرده که پیش از این، جامعه سینمایی و غیرسینمایی به خاطر برنده شدن اصغر فرهادی در جشنواره معتبر گلدن گلوب، اوج شعف و شادمانی را تجربه می کرد

P!NK
01-23-2012, 02:57 PM
من گلشیفته رو وقتی ایران بود خیلی بیشتر دوست داشتم، از وقتی رفته اونطرف احساس میکنم یه جوری شده، خیلی عوض شده و احساس میکنم که یه سری اونطرف دارن بهش خط میدن و حدس میزنم که آینده ی درخشانی نداشته باشه، مثه خیلیای دیگه فقط ازشون سوء استفاده شد برای اینکه بعضی ها به اهدافشون نزدیک بشن... من همچنان دوسش دارم و براش آرزوی موفقیت میکنم...

DipDish
01-23-2012, 07:08 PM
نمیدونم چی میشه گفت..در هر صورت .من برهنگی رو اونم به این صورت نمیپسندم بخصوص برای زن ایرانی.

RED STORM
01-24-2012, 06:18 PM
به مناسبت چهارمین سال درگذشت Heath Ledger‏ـ
http://up4.iranblog.com/images/37705736413675530161.jpg
جوکر ـش خیلی ردیف بود321469852

sana
01-25-2012, 10:26 PM
نوشته ای از پیمان معادی بازیگر نقش نادر در فیلم جدایی نادر از سیمین

سلام کردن گاه رسمیتی میدهد که نمیشود از دل حرف زد .

بگذارید آخرین ردیف سینما نشسته باشم و خیره به نقش

آرایی شما روی پرده هایی که روزگاری نه چندان دور پاره اش میکردید حرف بزنم .

ما نه گوسفندیم و نه خود را به خریت زده ایم.

تنها تفاوتمان اینست که بلندگو ها را به شما داده اند و تماشاچیگری را به ما

پیش فروش کرده اند . شما میتازید و گرد و خاک میکنید ...

ما چشمهایمان از غبار ِشما و اشک هایمان گِل میشود اما

چیزی نمی توانیم بگوییم . نه اینکه آزادی بیان نداریم ....

چرا داریم ، مشکل اینجاست که آزادی پس از بیان نداریم .

روی سخنم با شماست که گیشه ها را در دست گرفته اید

و آنقدر عوامل پشت صحنه دارید که سالی یک فیلم را ساخته

تدوین و میکس کنید تا عید ها کنار سفره هفت سین

برای فرزندانتان از خستگی های یکسال زحمت بگویید و آنها به شما

افتخار کنند که چه مردانه دم از حقیقت میزنید .

دلم از روزگاری میگیرد که " آدم برفی" ، جرم بود .

" مارمولک" به زیر پا ها خزید ، گربه های اشرافی ایرانی در

زیرزمین ها بایگانی شد ." دایره" را دو سال دور زدید و دم از سینمای خلاق زدید.

ناصر تقوایی این روز ها خاک میخورد... مخملباف پای ماندن نداشت ...

بهرام بیضایی با تمام دنیا قهر است.

مسعودکیمیایی هنوز خواب اسطوره هایش را میبیند ...

پرویز فنی زاده که در خاک باشد ، بهروز وثوق که ممنوعه و فاطمه

معتمد آریا مفقود الاثر ..باید پرچمدار سینمای ما حامد کمیلی شود ...

باید مسعود دهنمکی اپرای مجلل در گیشه ها به راه بیندازد...

باید فریدون جیرانی یک هفته شب نخوابی بکشد تا برنامه ترور شخصیت بازیگر های ما را بکشد .

بگذار این فریاد نصفه ای باشد که از گلوی یک نسل بیرون پریده است .

نسل ما را ببخشید ... ما خواستیم نفهم بمانیم ... نشد ... به خدا نشد ...

وقتی "داش آکل" به غیرتمان زد ...

وقتی "قیصر" به پاشنه های خوابیده ی ما خندید ...

وقتی "مسافران" را نفس کشیدیم ..

وقتی "هامون" را به جان نا خود آگاهمان انداختند

...

دست ما که نبود . ما "گاو ِ " مهرجویی را دیده ایم که گاو نمانیم....


ندانستیم از" باشو" هم غریبه ای کوچکتر میشویم.


ما را ببخشید که طعم سینمای خوب را چشیده ایم ....

ما را ببخشید اگر دستهای لرزان اکبر عبدی در "مادر" از یادمان نرفت ...

اگر کمر خمیده معتمد آریای "گیلانه" را تا خوردیم ..

اگر با حاج کاظم " آژانس شیشه ای" ، عذاب وجدان گرفته ایم ...

اگر در" مهاجر" ، جبهه هایمان را دید زده ایم .اگر طعم ناب گیلاس را چشیده ایم .

اگر پای " بایسیکلران" ، خوابمان گرفت و به خود فحش دادیم.

اگر فریماه فرجامی را خندیدید و ما خاطراتمان آتشمان زد ....

شما اهل به خود آمدن نیستید ، نبودید ... اما بدانید سکوت ما از سر بی کسییست ...

مارا در این بی کسی گِل گرفته اید و دل این نسل برای " ناخدا خورشید" ها تنگ است ...

ما خون دل میخوریم و بزرگان این سینما سکوت میکنند ....

شما هم میتازید ....

آقای اخراجیها

آقای پایان نامه

آقای ضد سینما

اینجا هرچه شود ..... هر چه باشد ....هنوز ایران است

کاش این نسل آنقدر غیرت داشته باشد تا گوش همیشه طلبکار شما را ، به این نوشته برساند ...

DipDish
01-27-2012, 07:04 PM
http://www.3lebbax.in/wp-content/uploads/2012/01/Cesar-Award.jpg

جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی در جوایز سزار 2012 نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی است.
به گزارش خبرآنلاین، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی فرانسه روز جمعه اسامی نامزدهای سی و هفتمین دوره جوایز سزار را اعلام کرد.

در بخش بهترین فیلم خارجی فیلم‌های «قوی سیاه» دارن آرونوفسکی، «گفتار پادشاه» تام هوپر، «راندن» نیکلاس ویندینگ رفن، «پسری با دوچرخه» برادران داردن، «آتش‌افروزان» دنی وینو، «ملانکولیا» لارس فون تریر و «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی نامزد دریافت جایزه هستند.

درام پلیسی «پلیس» ساخته مای‌ون با نامزدی در 13 بخش پیشتاز نامزدهای این دوره جوایز سزار است که از آن به عنوان اسکار سینمای فرانسه یاد می‌شود.

این فیلم با بازی جویی استار ستاره رپ فرانسوی درباره یک گروه پلیس آبدیده است که در نبرد با کودک‌آزاری و بزهکاری نوجوانان در کنار هم قرار می‌گیرند.

فیلمنامه «پلیس» بر مبنای یکی از اسناد «واحد حمایت از کودکان» (CPU) اداره پلیس پاریس نوشته شده و نگاهی هولناک به خانواده‌ها از سرمایه‌دارهای پولدار گرفته تا مهاجران بی‌خانمان دارد.

این فیلم ماه مه پیش در جشنواره کن برنده جایزه هیئت داوران شد و در جوایز لومی‌یر - که معادل جوایز گلدن گلوب است - نیز جایزه بهترین کارگردان را دریافت کرد. «پلیس» با 19.2 میلیون دلار سومین فیلم پرفروش فرانسوی این کشور در سال 2011 بود.

درام سیاسی «وزیر» ساخته پی‌یر شولر با نامزدی در 11 بخش پس از «پلیس» بیشترین بخت را برای دریافت جوایز سزار 2012 دارد.

فیلم صامت و سیاه و سفید «هنرمند» به کارگردانی میشل هازاناویسیوس در 10 بخش نامزد شده است.

داستان این فیلم در دهه 1920 و سال‌های پیش از ورود صدا به سینما روی می‌دهد و درباره یک قهرمان فیلم‌های صامت است که با رونق گرفتن سینمای ناطق همه چیز خود را از دست می‌دهد. «هنرمند» همچنین در 10 بخش نامزد دریافت جوایز اسکار است.

3309 عضو آکادمی سزار پس از بررسی 555 فیلم نامزدهای این دوره جوایز را انتخاب کردند.

برندگان جوایز سزار 24 فوریه (دوم اسفند) در مراسمی در پاریس مشخص می‌شوند. گیوم کانه ریاست مراسم را به عهده دارد و کیت وینسلت جایزه سزار افتخاری را دریافت خواهد کرد.

منبع: خبر آنلاین

DipDish
01-27-2012, 07:17 PM
http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2153390/332[1].jpg

کارگردان جدایی نادر از سیمین در مصاحبه با رویترز گفت: برای فیلمسازان ایران در کشور من، سینما هنوز هم نسبت به مسائل سیاسی ارجحیت دارد.
کسانی که میخواهند در ایران فیلم جدی بسازند، مسلما" مکلاتی پیش رویشان وجود دارد. اما وقتی من فیلمی میسازم و به غرب می آورم، نمیخواهم در مورد وضعیت کشورم آه و ناله کنم و باعث بشوم که مخاطبان دلشان برای من بسوزد. وی افزود: تصور کنید که شما فرزندی دارید که بیمار است و شما هیچکاری نمیتوانید برایش بکنید، آیا شما حاضرید فرزندتان را رها کنید، خانه خود را رها کنید و به خانه دوستان خود بروید؟ یا اینکه در خانه خود میمانید و دست فرزند خود را میگیرید با وجود اینکه میدانید نمیتوانید در مورد سلامتی اس کاری کنید.
اصغر فرهادی گفت: در حال حاضر کشور من همان بچه مریضی است که من انتخابم ماندن در آنجاست.

منبع: سلب بکس

DipDish
01-29-2012, 12:09 PM
دوستان به فیلم جدایی نادر از سیمین (A separation) به آدرس زیر رأی بدید:
http://movies.yahoo.com/feature/oscars/nominees/

این فیلم نامزد دو بخش بهترین فیلم خارجی (Foreign Language Film) و بهترین فیلمنامه ارجینال (Writing (Original Screenplay)) هست.

RED STORM
01-29-2012, 10:06 PM
و اما ... clash of the titans



http://malaysubs.com/wp-content/uploads/2011/12/clash_of_the_titans.jpg

به قول دوستان مقوایی بود در نوع خودشhttp://www.footiran.com/images/smilies/Green.gif از اون بحث خدا و پیغمری قضیه هم که بگذریم (که به ما هم ربطی نداره در واقع)از نظر سینمایی چیزی در حد فاجعه بود با در نظر گرفتن بودجه و تیم بازیگران فیلم!!!
هیچ وقت حتی فکرشم نمیکردم که دو تا بازیگر با سابقه Ralph Fienneshttp://www.footiran.com/images/smilies/heart.gif و Liam Neeson پیشنهاد بازی تو یه همچین فیلمی رو قبول کنن!!! دو نفری که شاهکار شیندلر لیست رو برامون بوجود آوردنhttp://www.footiran.com/images/smilies/154fs232528.gif
ریت 5.8 داره فیلم تو IMDB که به نظرم خیلی خیلی واسش زیاده و 2 براش کفایت میکنه!
مقداری عضله + جن و عقرب و مدوسا http://www.footiran.com/images/smilies/292p.gif... تمامی ایده ایه که برای شکل گیری فیلم بهش فکر شده !
در انتها میخوام برگ برندمو براتون رو کنم که سوژه شادی و نشاطتون تا مدت ها فراهم خواهد شد بی شک!!! http://www.footiran.com/images/smilies/2qcmh45.gif



http://sdi14.persiangig.com/image/clash/Clash%20Of%20The%20Titans%20%282010%29-2.jpg

یعنی خودم اینو دیدم جز خوردم از خنده ! فلسطین و لبنان تو حلقم http://www.footiran.com/images/smilies/lol.gif
Ralph Fiennes ایرانه http://www.footiran.com/images/smilies/25r30wi.gifhttp://www.footiran.com/images/smilies/25r30wi.gifhttp://www.footiran.com/images/smilies/25r30wi.gif

RED STORM
01-30-2012, 03:22 PM
Box (http://www.footiran.com/showthread.php?p=630464#) Office Charts

Weekend (http://www.footiran.com/showthread.php?p=630464#) Box Office Actuals (U.S.)

Jan 23-30 Weekend

http://www.footiran.com/attachment.php?attachmentid=70565&d=1327920295

rahim
02-04-2012, 10:25 PM
نیمه شب در پاریس
Midnight in Paris


کارگردان : وودی آلن


چند سال پیش بود که آلن وعده داده بود تا فیلمی را با حضور کارلا برونی، همسر نیکولا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه خواهد ساخت و بالاخره در این فیلم، وودی آلن از برونی استفاه کرد.
بازی ویلسون در این فیلم، از حساب شده ترین بازی های اوست که شدیدا به شخصیت وودی آلن و کاراکتر همیشه سرگردان و پرتنش آلن مشابهت دارد. او در حال نوشتن رمانی است که شخصیت داستانش به فکر دوران های گذشته و نوستالژیک تاریخ است. گیل (اوون ویلسون) یک شب به طور اتفاقی سر از کافه ای در می آورد که او را به دهه 20 پاریس می برد. چه چیز از این بهتر؟ دیدن اسکات فیتزجرالد، همینگوی، پیکاسو، گوگن، الیوت، استاین، دالی و بونوئل همه یک جا و زنده!

پیشنهاد میدم حتما این فیلم رو ببیند ..بسیار عالی وآرامبخشه..

P!NK
02-04-2012, 10:37 PM
وقتی فیلم جدایی نادر از سیمین رو دیدم به خودم گفتم حتما باید درباره الی رو هم ببینم. فیلم About Elly رو 1-2 هفته پیش دیدم! سبکش تقریبا میشه گفت توی همون سبک جدایی نادر از سیمین بود ولی با یه داستان متفاوت! ولی در کل فیلم جدایی نادر از سیمین خیلی جالب تر از درباره الی بود...
به نظرم بهترین نکته فیلم درباره الی گلشیفته بود، فوق العاده بازی کرده توی این فیلم... کاش ایران میموند و خودش رو حیف نمیکرد...

IMDB (http://www.imdb.com/title/tt1360860/)

hamid3
02-04-2012, 11:10 PM
ای قربان انسان چیز فهم حرف دلم را زدی فرید جان

AYLAR
02-05-2012, 01:45 AM
(مـسیــر سبز، جان کافـی)
" رئیس خواهش میکنم این پارچه سیاهو روی چشمام نکشید من از تاریکی میترسـم."


امروز دوباره فیلم گرین مایل رو دیدم
فوق العادس یعنی
اخر فیلم هم که گریه !!!! ...
اشکم در اومد دوباره

http://www.up.vatandownload.com/images/93z2907r9bdiarxjq12.jpg




please boss
...don't put that thing over my face
don't put me in the dark
i's afraid of the dark

http://www.up.vatandownload.com/images/5uic4f2y12l07i90s6iv.jpg

http://www.up.vatandownload.com/images/ljr8ktqj8i3cieqv1tza.jpg

کسایی که ندیدن ببینن...
مخصوصا منیره و فاطمه و سمیرا 258147963


دیدم ... سمیرم اینروزا میبینه (@};-:8:)
برخورد زندانبان(تام هنکس) با زندانیاش منو کشت ...
(میشه برقارو خاموش نکنید ... شب وقت خواب ... جام عوض شده ... تاریکه ... میترسم ... )
میگم ! این مسیر سبزی که همه قراره طی کنیم ... همش فکر میکنم ... من ؟ چجوری ... ؟
یا نتونستم توی نگاه کسی که عمر جاودانه رو ... (داره) چیز خوب / یا بدی پیدا کنم ...
خیلی خشنگ بود :17:
دوست دارم همه ی دیالوگایی که ازش دوستدارمو ... همه ی احساسایی که باهاش گرفتمو بنویسم .. اما ...
خودتون ببینین ....

P!NK
02-07-2012, 03:23 PM
این چند روز نشستم چند تا فیلم درست و حسابی دیدم!

اولی فیلم Nightmare Elm Street (http://www.imdb.com/title/tt1179056/) بود که سبکش تو مایه های ترسناک بود ولی در حد خیلی متوسط بود.

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/e/ee/A_Nightmare_on_Elm_Street_2010_poster.jpg/220px-A_Nightmare_on_Elm_Street_2010_poster.jpg

دومی The Twilight Saga Breaking Dawn Part 1 بود که در واقع میشه گفت قسمت چهارم Twilightبود! بد نبود ولی به نظرم مثه قسمتهای قبلیش قشنگ نبود! راستی، یه نکته جالب اینکه صفحه ی این فیلم توی imdb فیلتره! دلیلش رو نمیدونم!

http://free-ost.com/uploads/posts/2011-10/1318174123_the_twilight_saga_breaking_dawn_part_1_ ost_2011.jpg

فیلم آخری هم که بیشتر از همه باهاش حال کردم فیلم Smurfs (http://www.imdb.com/title/tt0472181/)بود که انیمیشن و فیلم با هم قاطی بود. سبکشم کمدی بود! :8:

http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BMTY4MDc2NzQ4MF5BMl5BanBnXkFtZTcwNDc5OTU2NA@@._ V1._SY317_CR0,0,214,317_.jpg

P!NK
02-08-2012, 09:42 PM
فیلم Next Day Air 2009 (http://www.imdb.com/title/tt1097013/) با سبک کمدی - اکشن - Crime (جرم و جنایت) بود و دیدنش از بیکاری بهتر بود ولی ارزش 2بار دیدن نداره، متوســــط... من از 10 نمره بهش 6 میدم!

http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BMTA3MzE4Mjg0MDZeQTJeQWpwZ15BbWU3MDYzNDMzNDI@._ V1._SY317_CR7,0,214,317_.jpg

P!NK
02-13-2012, 12:49 AM
فهرست کامل برندگان سیمرغ‌های سی‌امین جشنواره فیلم فجر / نیمی از سیمرغ‌ها برای سه فیلم دفاع مقدس

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Smal_Pic/27-10-1390/IMAGE634624139419652533.jpg

فیلم‌های «روزهای زندگی» و «ضد گلوله» دیپلم افتخار بهترین فیلم سی‌امین جشنواره فیلم فجر را دریافت کردند.
سمیه علیپور: مراسم پایانی این دوره جشنواره فیلم فجر یکشنبه شب با حضور سینماگران و مدیران سینمایی در تالار وحدت تهران برگزار شد.

در این مراسم برگزیدگان چهار بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم‌های اول، مستندهای بلند و مواد تبلیغی جوایز خود را دریافت کردند.

اسامی برگزیدگان سی‌امین جشنواره فیلم فجر به این شرح است:

بهترین فیلم: دیپلم افتخار: «روزهای زندگی» سعید سعدی و سیما فیلم و «ضد گلوله» رضا رخشان
دیگر نامزدها: «ملکه» سیدابوالقاسم حسینی و بنیاد سینمایی فارابی، «نارنجی‌پوش» داریوش مهرجویی، «پل چوبی» علی سرتیپی و مهدی داوری، «بوسیدن روی ماه» منوچهر محمدی

بهترین کارگردانی: سیمرغ بلورین: پرویز شیخ‌طادی برای «روزهای زندگی»
دیگر نامزدها: داریوش مهرجویی «نارنجی‌پوش»، محمدعلی باشه‌آهنگر «ملکه»، همایون اسعدیان «بوسیدن روی ماه»، مانی حقیقی «پذیرایی ساده»

بهترین فیلمنامه: سیمرغ بلورین: مصطفی کیایی برای «ضدگلوله»
دیگر نامزدها: «بوسیدن روی ماه» همایون اسعدیان، «روزهای زندگی» پرویز شیخ‌طادی، «ملکه» محمدرضا گوهری و محمدعلی باشه‌آهنگر، «نارنجی‌پوش» وحیده محمدی‌فر و داریوش مهرجویی،

بهترین بازیگر مرد: سیمرغ بلورین: ‌فرهاد اصلانی برای «خرس» و «زندگی خصوصی»
دیگر نامزدها: حمید فرخ‌نژاد «گشت ارشاد» و «روزهای زندگی»، رضا عطاران «خوابم می‌آد»، حسین یاری «یک سطر واقعیت»، میلاد کیمرام «ملکه»، مصطفی زمانی «یه عاشقانه ساده»

بهترین بازیگر زن: سیمرغ بلورین: هنگامه قاضیانی برای «روزهای زندگی»، دیپلم افتخار بهناز جعفری برای «تلفن همراه رئیس جمهور»
دیگر نامزدها: لیلا حاتمی «نارنجی‌پوش»، مهناز افشار «پل چوبی»، شیرین یزدان‌بخش «بوسیدن روی ماه»، ترانه علیدوستی «پذیرایی ساده»

بهترین بازیگر مکمل مرد: سیمرغ بلورین: اکبر عبدی برای «خوابم می‌آد»
دیگر نامزدها: حمیدرضا آذرنگ «ملکه»، ساعد سهیلی «گشت ارشاد»، افشین هاشمی «بی‌خداحافظی»، پولا کیمیایی «گشت ارشاد»، احمد مهرانفر «یه عاشقانه ساده»

بهترین بازیگر مکمل زن: سیمرغ بلورین: یکتا ناصر برای «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه»
دیگر نامزدها: ویشکا آسایش «برف روی کاج‌ها»، شبنم مقدمی «بوسیدن روی ماه»، میترا حجار «نارنجی پوش»، بیتا فرهی «در انتظار معجزه»

بهترین فیلمبرداری: سیمرغ بلورین: امیر کریمی برای «روزهای زندگی»، دیپلم افتخار: حسن پویا برای «راه بهشت»
دیگر نامزدها: علیرضا زرین‌دست «ملکه»، حسین جعفریان «بوسیدن روی ماه»، تورج منصوری «پل چوبی»

بهترین تدوین: سیمرغ بلورین: هایده صفی‌یاری برای «نارنجی‌پوش»
دیگر نامزدها: وارژ کریم‌مسیحی و مهدی سعدی «روزهای زندگی»، سعید شاهسواری «بی‌خداحافظی»، مهدی حسینی‌وند «گیرنده»، نیما جعفری جوزانی «ضد گلوله»

بهترین موسیقی: سیمرغ بلورین: حسین علیزاده برای «ملکه»، دیپلم افتخار: ناصر چشم‌آذر برای «گشت ارشاد»
دیگر نامزدها: محمدرضا علیقلی «روزهای زندگی»، فردین خلعتبری «یک روز دیگر»، بردیا کیارس «سلام بر فرشتگان»

بهترین طراحی صحنه و لباس: سیمرغ بلورین: عباس بلوندی برای «ملکه»
دیگر نامزدها: علی نصیری‌نیا «روزهای زندگی»، پروین صفری «پل چوبی»، شهرام قدیری‌فر «‌شور شیرین»، لیلا حاتمی «پله آخر»

نامزدهای بهترین چهره‌پردازی: سیمرغ بلورین: عباس صالحی برای «روزهای زندگی»
دیگر نامزدها: سعید ملکان «ملکه»، ایمان امیدواری «خوابم می‌آد»، رسول سیدعربی «آمین خواهیم گفت»، عبدالله اسکندری «یه عاشقانه ساده»

بهترین صدابرداری: سیمرغ بلورین: ساسان نخعی برای «بوسیدن روی ماه»
دیگر نامزدها: نظام‌الدین کیایی «نارنجی‌پوش»، رضا تهرانی «روزهای زندگی»، پرویز آبنار«بی‌خداحافظی»، عباس رستگارپور «ملکه»

بهترین صداگذاری: سیمرغ بلورین: محمدرضا دلپاک برای «خرس»، دیپلم افتخار: فرامرز ابوالصدق برای «روزهای زندگی»
دیگر نامزدها: امیرحسین قاسمی «ملکه»، پرویز آبنار «بی‌خداحافظی»، مهران ملکوتی «ضد گلوله»

بهترین جلوه‌های ویژه بصری: سیمرغ بلورین: کامران سحر خیز، امیر سحرخیز، سیدهادی اسلامی برای «سلام بر فرشتگان، دیپلم افتخار: حسن ایزدی برای «ملکه»
دیگر نامزدها: فرهاد یوسفی، سعید حاجی‌میری «بیداری»، حسین افشار «راه بهشت»، حسین صفا «روزهای زندگی»

بهترین جلوه‌های ویژه میدانی: سیمرغ بلورین: محسن روزبهانی برای «‌روزهای زندگی»
دیگر نامزدها: محسن روزبهانی «ملکه»، و «ضد گلوله»، جواد شریفی‌راد «شور شیرین»، عباس شوقی «خوابم می‌آد»، حمید رسولیان «گشت ارشاد»، حمید سلیمانی «راه بهشت»

جایزه ویژه هیئت داوران: داریوش مهرجویی برای «نارنجی‌پوش»

بهترین فیلنامه اقتباسی: علی مصفا برای «پله آخر»

سیمرغ زرین دبیر جشنواره: رسول صدرعاملی برای فیلم «در انتظار معجزه» و همچنین به تهیه‌کننده فیلم «شور شیرین»

فیلم منتخب مردمی در بخش بین‌الملل: «ملکه»

فیلم‌های اول

بهترین فیلم: سیمرغ بلورین: «گیرنده» محمد قهرمانی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
دیگر نامزدها: محمدرضا تخت کشیان و جواد فرحانی «خوابم می‌آد»، عبدالحسین و محمد ابوالحسنی «تهران 1500»، حسن علیمردانی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی «سلام بر فرشتگان»، ابراهیم اصغری «پنج‌شنبه آخر ماه»

بهترین کارگردانی: سیمرغ بلورین: رضا عطاران برای «خوابم می‌آد»، لوح تقدیر: مانلی شجاعی‌فرد برای «میگرن»،
دیگر نامزدها: مهرداد غفارزاده «گیرنده»، فرزاد اژدری «سلام برفرشتگان»، پیمان معادی «برف روی کاج‌ها»

بهترین فیلمنامه: دیپلم افتخار: اکبر روح، مهرداد موفق یامی و مهرداد غفارزاده برای «گیرنده»
دیگر نامزدها: علی مینایی و ابراهیم اصغری «پنجشنبه آخر ماه»، پیمان معادی «برف روی کاج‌ها»، مجید اسماعیلی «داستان سامرا»

بهترین بازیگر مرد: دیپلم افتخار: سعید راد برای «گیرنده»، لوح تقدیر: ناصر گیتی‌جاه برای «خوابم می‌آد»،
دیگر نامزدها: رضا عطاران «خوابم می‌آد»، محمود پاک‌نیت «پنجشنبه آخر ماه»، امین حیایی «پیشونی سفید»

بهترین بازیگر زن: دیپلم افتخار: مهناز افشار برای «برف روی کاج‌ها»
دیگر نامزدها: نیکی کریمی «من همسرش هستم»، باران کوثری «بغض»، هنگامه قاضیانی «میگرن»، پانته‌آ بهرام «میگرن»

بهترین دست آورد هنری یا فنی: دیپلم افتخار: کارگروهی جلوه‌های رایانه‌ای فیلم «تهران 1500»، لوح تقدیر: روانبخش صادقی برای «فیلادلفی»

RED STORM
02-19-2012, 09:36 PM
ٌوال.ای - WALL.E


کارگردان: اندرو سانتان
نویسنده: اندرو سانتان و جیم راردون
صدا پیشگان: بن برت، الیسا نایت، فرد ویلیارد، جف گارلین، کیم کوپف و گرت پالمر
مدت زمان: ۹۷ دقیقه
درجه بندی: G

-------------------------------------
داستان فیلم مربوط به زمانی در اینده است هنگامی که انسانها زمین را برای پیدا کردن محل دیگری برای زندگی ترک کرده اند و دیگر کسی روی زمین باقی نمانده است اما انها فراموش کرده اند که رباتی را که برای جمع آوری ضایعات برنامه ریزی شده خاموش کنند . وبه همین علت wall-e مدتها در حال انجام کاری که برای آن برنامه ریزی شده بود می پرداخت تا اینکه او کم کم توجهش به فضا جلب می شود و بیشتر کنجکاو می شود که در آنجا چه خبر ست و او چرا در اینجا تنها است این کنجکاوی هنگامی بیشتر می شود که سفینه ای روی زمین فرود می اید......

http://s5.tinypic.com/2im6cs5.jpg (http://secret.ideacog.net/wp-content/uploads/2008/06/wall-e-1368.jpg)

---------------------------------------
انیمیشن (WALL-E) موفق به کسب سه چیز در در یک فیلم شده است:
۱- انیمیشنی بسیار با نشاط
۲- فیلمی بصری حیرت انگیز
۳-داستانی علمی تخیلی جذاب.
بعد از “پاندای رزمی کار” فکر کردم که این فیلمی است که من را به دوران کودکی ام برد و من را در آن به شگفتی وا می دارد، اما اینجا با فیلمی رو به رو هستیم مانند “در جستجوی نمو” که شما حتی اگر هم بزرگسال هستید از آن لذت وافری خواهید برد. حتی بدون دیالوگ هم بسیار تاثیر گذار است و شما را حیرت زده می کند و به راحتی از موانع زبانی می گذرد. بهتر است به خود داستان بپردازیم.
زمان، هفتصد سال بعد در آینده است. شهر آسمان خراشها از زمین تا اوج رشد کرده اند. نمایی نزدیک تر نشان می دهد که تمام آسمان خراشها از زباله ساخته شده است و به طور آراسته ای در شکل های دایره ای و مربعی یکی روی دیگری ساخته شده اند . در تمام زمین، تنها یه مخلوق تکان میخورد . و آن (Wall-E) است. آخرین نسل ربات های وظیفه شناسی که به وسیله نور خورشید تغذیه می شوند. او (مذکر) – داستان شکی در جنسیت او باقی نمی گذارد – آشغالها را جارو می کند و در شکم خودش آنها را بسته بندی می کد و از راهی که باد در آن می وزد آنها را به بالای آخرین آسمان خراش می برد که آن را در کنار دیگر بسته ها قرار دهد . Wall-E تنهاست. اما آیا او خودش این را می داند؟
او شب ها به خانه اش میان انباری بزرگ می آید، جایی که او چند تا گنج را که در حال سپوری کردن آشغالها پیدا کرده است، زینت داده و با لامپهای کریسمس آنها را تزئین کرده است. او در موقع استراحت خود به گردش می پردازد، بعد از گردش و بعد از اینکه تایرهایش خسته شدند به خواب عمیقی فرو می رود.
یک روز کار روزانه Wall-E پا به سن گذاشته به هم میخورد. چیز جدیدی در دنیایش ظاهر می شود که مرکبی است از چیزهای قدیمی ی که در پشت مانده است. این از نظر چشمان ما یک فضا پیمای صاف و صیقلی است. اما از نظر Wall-E کی میدونه؟ Wall-E توسط کشتی فضایی به فضا می رود با تمام کشف های گرانبهای اخیرش به فضاپیمای آکسون باز می گردد. او یک گیاه سبز بی عیب و نقص کوچک هم دارد که آن را در میان سنگ ریزه ها پیدا کرده بود و به داخل یک کفش منتقل کرده.
تابحال به اندازه کافی شنیده اید که جذب داستان شوید، یا بیشتر میخواهید؟ برای اولین بار صداهایی گفتاری در فیلم شنیده می شود. Wall-E فرهنگ لغت خاص خودش را دارد و یک جفت چشم بسیار زیبا که او را مخلوقی معصوم و محتاج به محبت نشان می دهد. ما با خانواده hoverchair آشنا میشویم. خانواده ای که با کشتی فضایشان روی صندلیهای راحتی، دور فضا می گردند. آنها همه مثل عمه سوسی چاق هستند. در قسمتی ما با جریانی مواجه میشویم که می توان آن را ساخته سر آرتور کلارک نامید. انسانیت بار دیگر باز می گردد. آیا این به ضرر فیلم است؟
فیلم، دید فوق العاده ای دارد. و همانند بسیاری از کارهای کمپانی پیکسار نوع رنگی دارد که شاداب، تازه و سرحال آور است. اما زیاد تحمیل کننده (pushy) نیست . سبک ترسیم هم مانند کتاب های کمیک است، به عنوان یک حرفه ای در کتاب های طنز کمیک همه چیز یک نگارش سبک شده ای دارد که به فیلم فراست می دهد. و باید فکر های زیادی هم در نوع طراحی Wall-E به کار رفته باشد که مهربانی و عاطفه را در آن تداعی می کند. قرار دادن این فیلم فوق العاده در کنار پاندای رزمی کار برای جذاب شدن از سفارشات ویژه زیادی برخوردار بود. اما در انعکاس آن فکر می کنم که پاندا بسیار چاق بود و دیگر خنده دار نبود. Wall-E اما عبوس، سخت کوش و با شهامت به نظر می رسد و شخصیتش را با زبان بدنی (body language) بیان می دارد. به خصوص با آن دوربینی که به جای چشماش تعبیه شده است. فیلم، برگشتی هم به روزهای اولیه والت دیزنی دارد که سعی بر آن داشته اند از شخصیت های انسانی بکاهند و آن افکار را در قالب های حیوانات و طبیعت و هر چیز دیگری بیان کنند .
فیلم نامه فیلم هم جای تامل دارد و فیلم نامه ای سرسری و سرگرم کننده نیست و هر بیننده ای که فیلم را ببیند قطعا به آن می اندیشد. داستان در قالب متفاوتی با دیدی واقع گرایانه بیان شده است که می تواند به عنوان یک فیلم بزرگ علمی تخیلی شناخته شود.
کرک هانیکات / هالیوود ریپورتر
میشه گفت که رکورد زده شده است. استودیو انیمیشن پیکسار دوباره خودش را در اوج قرار داده. در Wall-E بعد از شاهکار رفیع و زیبای “راتاتوی” پیکسار و کارگردان – نویسنده، اندرو سانتان با نهمین پروژه شان درباره رباتهای هشتصد سال آینده برگشته اند. فیلمی متفکرانه، جذاب، زیبا و رمانس و یکی از بهترین فیلم های صامت . خب، شما که از رباتها انتظار ندارید که حرف بزنند، دارید؟ صدای زمینه فیلم پر از صدای چک چک، انفجارها، موسیقی و حتی رقص است. در اینجا یک دیالوگ کوتاه وجود دارد که کل داستان در آن گفته شده است . سانتان و تیم همکارش دنیایی گفتاری دیداری از زبان بدنی ساخته اند که می توانند رنگین کمانی از احساسات را به بیننده انتقال دهند.
فیلم بسیار هوشمندانه و مبتکرانه است که شما را نگران خواهد کرد که نکند بینندگان اصلی سینما به خوبی بتوانند با آن رابطه بر قرار کنند اما همانند آن کاری که قهرمان “راتاتوی” با بینندگان انجام داد مطمئنا Wall-E هم آن ارتباط را برقرار می کند. فیلم بسیار شیرین و جذاب است و با فضایی مسحور کننده احاطه شده است.
طراحی بصری Wall-E را به جرات می توان بهترین کار پیکسار نامید. نکته ای که باعث شده است Wall-E فوق العاده شود، استفاده کردن از شیوه ساخت فیلم های کلاسیک است. فیلم با انیمیشن CG آمیخته است، برای رها کردن Wall-E درون اشتیاقی رمانتیک.
بعد از کار، Wall-E ویدئویی را که ساخت سال ۱۹۶۹ است، نگاه می کند. ویدئو موزیکال است و دو تا آهنگ دارد که معنی عشق و احساس را به Wall-E می فهماند. او حتی یاد می گیرد که چطور دست کسی را بگیرد.
بن برات نوعی صدا و موسیقی را برای فیلم نواخته است که شما خاضرید قسم بخورید که آن صداها دارند حرف میزنند. اگر چنین چیزی امکان پذیر باشد در اینجا ما با بهترین نمونه اش طرف هستیم.

P!NK
02-19-2012, 09:52 PM
سریال کارتونی La Linea

انیمیشن سریالی و متفاوت La Linea که به The Line نیز شهرت دارد محصول کشور ایتالیا می باشد که در سال ۱۹۶۹ توسط Osvaldo Cavandoli ساخته شد. در سال ۱۹۶۹ میلادی کارگردان معروف ایتالیایی اوسوالدو کاواندولی آغاز به تولید نوع جدیدی از تصاویر متحرک نمود که تا آن زمان ایده به کار گرفته شده در آن کاملا بی سابقه بود . شخصیت اصلی این مجموعه انیمیشن تنها پاره خطی میباشد که با تغییر شکل در فضای عینی سایر بازیگران بیانگر پاره ای از لطیف ترین احساسات انسانی و بعضی از مشکلات اجتماعی میگردد.

شاید عکسهای پائینی براتون آشنا باشه....

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/it/7/79/La_Linea.png

http://vukajlija.com/var/uploads/illustrations/201007/183659/la_linea4.jpg

لینک صفحه در IMDB (http://www.imdb.com/title/tt0406432/)

من که عاشقشم... شما چطور؟

P!NK
02-23-2012, 12:42 AM
فیلم The Rebound 2009

اطلاعات:

سال ساخت : 2009
کارگردان : Bart Freundlich
بازیگران : Catherine Zeta-Jones , Justin Bartha , Andrew Cherry , Kelly Gould , Lynn Whitfield
فیلم نامه نویس : Bart Freundlich
ژانر : Comedy | Romance
امتیاز : 6.3/10
IMDB (http://www.imdb.com/title/tt1205535/)

داستان در شهر نیویورک و رابطه ی زنی با همسایه ی جدید خود را بازگو می کند که چند سال از او کوچکتر است...

به غیر از چند قسمتش فیلم خیلی قشنگی بود... یعنی اگه فیلم رو نمیخواست کمدی قاطیش کنه و همون رومانتیک ادامه میداد فیلم بهتری میشد... از بازیگرهاش از همه بیشتر از پسره یعنی Justin Bartha خوشم اومد البته به احتمال زیاد به خاطر نقشی بود که توی فیلم بازی میکرد!

دیدن فیلمش از بیکاری بهتره ولی زیاد هم مالی نیست!

saman-57
02-23-2012, 02:39 PM
سریال کارتونی la linea

انیمیشن سریالی و متفاوت la linea که به the line نیز شهرت دارد محصول کشور ایتالیا می باشد که در سال ۱۹۶۹ توسط osvaldo cavandoli ساخته شد. در سال ۱۹۶۹ میلادی کارگردان معروف ایتالیایی اوسوالدو کاواندولی آغاز به تولید نوع جدیدی از تصاویر متحرک نمود که تا آن زمان ایده به کار گرفته شده در آن کاملا بی سابقه بود . شخصیت اصلی این مجموعه انیمیشن تنها پاره خطی میباشد که با تغییر شکل در فضای عینی سایر بازیگران بیانگر پاره ای از لطیف ترین احساسات انسانی و بعضی از مشکلات اجتماعی میگردد.

شاید عکسهای پائینی براتون آشنا باشه....

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/it/7/79/la_linea.png

http://vukajlija.com/var/uploads/illustrations/201007/183659/la_linea4.jpg

لینک صفحه در imdb (http://www.imdb.com/title/tt0406432/)

من که عاشقشم... شما چطور؟





پس بگو تو چرا عکس تو عوض کردی! عالیه منم از دیدنش خیلی لذت میبردم!
میتونم از مطالبت ی کپی داشته باشم؟@};-

P!NK
02-24-2012, 06:16 PM
فیلم Stake Land 2010 :

http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BMTg4NTYwNDc0MF5BMl5BanBnXkFtZTcwNDg1NzM5NA@@._ V1._SY317_CR0,0,214,317_.jpg

ژانر : ترسناک
کارگردان : Jim Mickle
نویسنده : Jim Mickle
زمان فیلم : 98 دقیقه
زبان : انگلیسی
امتیاز: 6.6
امتیاز من به این فیلم: 3
IMDB (http://www.imdb.com/title/tt1464580/)

خالی میبنده اصلا هم فیلمش ترسناک نیست، خیلی هم مسخره هستش، داستانش سر و ته هم نداره خیلی لوس بود حیف من که 2 ساعت وقت گذاشتم این فیلم رو دیدم

P!NK
02-25-2012, 01:33 AM
تولید پروژه تاریخی «استرداد» به کارگردانی علی غفاری با بازی حمید فرخ‌نژاد وارد مرحله دوم شد.

با پایان فیلمبرداری سکانس‌های مسکو مرحله دوم تولید پروژه «استرداد» با بازگشت گروه به ایران آغاز خواهد شد.

در مسکو اماکن تاریخی چون کاخ کرملین، میدان سرخ، کلیسای اصلی مسکو، پناهگاه 42 به عنوان لوکیشن مورد استفاده قرار گرفته است.

دراین سکانس‌ها حمید فرخ‌نژاد، فرهاد قائمیان، الیسا کاچر، الکساندر ناوانف، منصور چراغی پور، صالح میرزآقایی و ... مقابل دوربین رفته‌اند.

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Larg_Pic/5-12-1390/IMAGE634657038089156198.jpg

<h4>در مرحله بعدی تولید، سکانس‌های جنگی با اضافه شدن پوریا پورسرخ به پروژه در مناطق شمال کشور در دریای خزر و بر روی کشتی فیلمبرداری خواهد شد.

در حال حضور گروه صحنه و لباس به مدیریت ایرج رامین‌فر و گروه تولید در ایران به مدیریت طهورا ابوالقاسمی مشغول آماده‌سازی دکور‌ها، لباس‌ها، لوکیشن‌ها و ابزار‌های مورد نیاز برای ادامه جریان فیلمبرداری هستند.

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Larg_Pic/5-12-1390/IMAGE634657038071372166.jpg

پروژه «استرداد» از محصولات بنیاد سینمایی فارابی و به تهیه‌کنندگی محسن‌علی‌اکبری است. این فیلم برای اولین بار به بازخوانی برهه حساسی از تاریخ معاصر کشورمان می‌پردازد.

حساسیت‌های فراوان تاریخی که روایت‌های گوناگون مورخان و همچنین خاطرات به جای مانده از آن سال‌ها پیرامون درگیری ناخواسته ایران در جنگ‌جهانی دوم با وجود اعلام بی‌طرفی سبب شد، زمان طولانی‌ برای بازنویسی‌های چند‌باره فیلمنامه اختصاص داده شود.

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Larg_Pic/5-12-1390/IMAGE634657038080576182.jpg

طرح اولیه این فیلمنامه را رضا زاده به نگارش در آورده و علی غفاری در سومین فیلم بلند سینمایی‌اش یکی از دشوارترین فیلمنامه‌های تاریخی را کارگردانی می‌کند.

او بیش از 20 سال در عرصه سینما فعالیت داشته و تجربه کار در پروژهایی از جمله «در چشم باد»، «یوسف پیامبر»، «نردبان آسمان» و ... را دارد. پیش‌بینی می‌شود «استرداد» برای اولین بار در سی ‌‌و یکمین جشنواره فیلم فجر به نمایش دربیاید.
محمود کلاری مدیر فیلمبرداری و حسن زاهدی صدابردار این فیلم و سیما تیرانداز بازیگردان آن هستند.





</h4>

P!NK
02-26-2012, 07:32 PM
معرفی فیلم The Ward 2010

http://themovieblog.com/wp-content/uploads/2010/09/the-ward.jpg

از اون دسته فیلماییه که هرچی سعی میکنی داستانش رو در حین فیلم بفهمی نمیتونی... آخر آخرش تازه میفهمی که داستان از چه قرار بوده...! تازه وقتی داستان فیلم رو فهمیدم یکم خوشم اومد!
به نظرم ارزش 1-2 بار دیدن رو داره...

امتیاز من به این فیلم 7
امتیاز فیلم: 5.6
کارگردان : جان کارپنتر (John Carpenter)
بازیگران : آمر هرد ، می می گومر و دانیل پانابکر (Amber Heard, Mamie Gummer and Danielle Panabaker)
نوع فیلم : ژانر : ترسناک, هیجان انگیز

خلاصه فیلم :
فیلم با دستگیری و انتقال دختری به اسم کریستین به یک بیمارستان روانی آغاز می شود. جرم کریستین آتش افروزی است . در تیمارستان آن ها اتاق دختری به اسم تمی را که به تازگی به شکلی غیر عادی کشته شده به او می دهند ولی کریستین هیچ جوری حاضر نیست که در تیمارستان بماند و تمام فکر و ذکرش فرار از آن جا است.کمی بعد تر کریستین متوجه اتفاقات غیر عادی ای که در آن جا دارد رخ می دهد می شود و در می یابد که آن ها ، آن جا توی تیمارستان احتمالن یک روح شیطانی دارند !!!

Me To You
02-26-2012, 09:15 PM
بچه ها فكر كنم اسكار امروز ساعت 3 بامداده.
هركي ديد بگه جدايي نادر از سيمين چي شد.؟
راستي انگار امروز جدايي نادر از سيمين تو ساحل و چادرشون يه جايزه يه ديگه هم گرفتن.

DipDish
02-26-2012, 10:59 PM
ووای که من چقدر امیدوارم به اصغر فرهادی و جدایی نادر از سیمین:8:

P!NK
02-26-2012, 11:46 PM
http://img.ir/main/upload/up1/img-ir_1a7520db081.jpg

:ghah:

Karim
02-26-2012, 11:48 PM
خو البته جدایی نادر از سیمین به پای یوزارسیف نمیرسه:24::24:
آه بانوی پاکدامن...

g.hoseyn
02-27-2012, 04:22 AM
اینم اصغروتیمش

http://www.shiaupload.ir/images/37152395174883858490.jpg

Karim
02-27-2012, 12:36 PM
يك لحظه‌ي تاريخي براي تاريخ سينماي ايران، براي مردم ايران و براي سينماگر بزرگ ايراني اصغر فرهادي
«جدايي نادر از سيمين» اسكار بهترين فيلم خارجي زبان را گرفت (http://cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-26-pid-6473.html)

سينماي ما- «جدايي نادر از سيمين» اسكار بهترين فيلم خارجي زبان را از ساندرا بولاك گرفت؛ يك لحظه‌ي تاريخي براي تاريخ سينماي ايران، براي مردم ايران و براي سينماگر بزرگ ايراني اصغر فرهادي.. همين.


http://cinemaema.com/images/pgimg_image1_26_6473.jpg

http://cinemaema.com/images/pgimg_image2_26_6473.jpg

http://cinemaema.com/images/pgimg_image3_26_6473.jpg

Karim
02-27-2012, 12:37 PM
فرهادی هنگام دریافت جایزه در سخنان كوتاه اما مهمي گفت: در این لحظه بسیاری از مردمان کشورم ما را تماشا می کنند و همگی خوشحال هستند؛ نه به خاطراهمیت دادن به ما یا به خاطر فیلم یا سازنده آن، بلکه در این دورانی که ما از جنگ صحبت می‌کنیم و ترس و رعب بین کشورهایمان رد و بدل می‌شود، نام کشورم ایران در این جا با فرهنگ و تمدن بی‌نظیرش برده می شود. سرزمین من فرهنگ کهن و غنی دارد که زیر غبار سنگین سیاست مخفی شده است. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمی که مخالف خشونت هستند و با تمدن ها و فرهنگ های دیگر سر سازگاری دارند

Karim
02-27-2012, 01:39 PM
شب رویایی بزرگمرد کوچک به روایت تصویر

http://jahanevarzesh.ir/statics/iran/news/33828.jpg
http://jahanevarzesh.ir/statics/iran/news/33815.jpg

http://jahanevarzesh.ir/statics/iran/news/33816.jpg

http://jahanevarzesh.ir/statics/iran/news/33818.jpg

http://jahanevarzesh.ir/statics/iran/news/33822.jpg
http://jahanevarzesh.ir/statics/iran/news/33820.jpg

http://jahanevarzesh.ir/statics/iran/news/33817.jpg
http://jahanevarzesh.ir/statics/iran/news/33827.jpg
http://jahanevarzesh.ir/statics/iran/news/33826.jpg

Me To You
02-27-2012, 02:00 PM
اصغر فرهادي واقعن يه افتخاره واسه ما.
اسمش سر زبونا ميمونه.
به سلامتيش :salamati::salamati:

g.hoseyn
02-27-2012, 05:25 PM
یادداشت روز:مرسی نادر ... مرسی سیمین


http://u.goal.com/162800/162857hp2.jpg

سایت گل - دیشب مسی گل دوم را که زد نفس راحتی کشیدیم. حالا خیال مان راحت بود که در خواب کابوس اختلاف امتیاز با رئال مادرید بیشتر از این خواب مان را آشفته نمی کند.

مسی باز هم مثل اکثر اوقات که خوشحال ما را به رختخواب می فرستاد ماموریتش را به بهترین نحو ممکن انجام داد تا هوادران پرشمارش در ایران در یکی از شب های سرد اسفندماه خواب خوشی را تجربه کنند. دلشوره اما خواب را بر همه ما حرام کرده بود.

دیشب نگرانی ما فراتر از بارسلون و مسی و رئال و رونادو داشتیم. حتی ان 10 امتیاز اختلاف لعنتی را هم فراموش کرده بودیم. اینبار نگرانی مان از جنس دیگر بود. نگرانی که نه. همان دلشوره بهتر است. اینبار قرار نبود نگران توپ طلا باشیم.

نگران نبودیم که باز هم مسی دوست دوست داشتنی مان می تواند ان را از چنگ رقبا در اورد یا نه؟ کفش طلایی در کار نبود که اگر هم بود دیگر برایمان چندان مهم نبود.اینبار فقط یک منتظر شنیدن یک نام بودیم. نامی که خیلی راحت تر بر زبان مان می چرخید. اصغر فرهادی عزیز.

دیشب هیچکدام از ما هواداران سینه چاک فوتبال اما نخوابیدیم بدون هراس از اینکه فردا با چشمانی خواب آلود در محل کارمان حاضر شویم. بدون ترس از اینکه در دانشگاه آن هنگام که استاد از سازه های فولادی و بتن آرمه برایمان می گوید ما در خواب خوش باشیم.

اصغر سینمای ایران که حالا به همراه نادر و سیمینش کرور کرو برایمان افتخار درو کرده بود آن شب قرار بود ما را به نوک قله افتخارات مان ببرد. 4 ساعت بعد از گل مسی بیدار ماندیم تا به همراه اصغر و پیمان و لیلی به ایرانی بودن مان افتخار کنیم.

دیشب شب ما بود. بگذارید اختلاف امتیازهای بارسلون و رئال به 20 برسد. بگذارید توپ طلا را به هر کسی که خواستند بدهند. ما بهانه ای فراتر از مسی و رونادو برای شادی داشتیم.

مرسی نادر ... مرسی سیمین. جدایی شما پیوند دوباره ما با شادی بود. پیوندمان مبارک و بالاخره مرسی اصغر فرهادی عزیز.

g.hoseyn
02-27-2012, 06:33 PM
http://www.shiaupload.ir/images/47031602736433180481.jpg

وودی آلن، کارگردان نامی سینمای جهان که فیلم نیمه شب در پاریس از او برنده بهترین فیلمنامه اورجینال شد، برای دریافت جایزه اسکار خود در مراسم حاضر نشد!...؟

آلن به تام برنارد که تلاش کرد او را برای حضور در مراسم مجاب کند گفت:
جدایی نادر از سیمین بهترین فیلم سال است و باقی جوایز (....) هستند!

Woody Allen:
"I tried for a little bit to get him to come, but he thinks it's all..." Bernard said. "He thinks the best movie of the year is 'A Separation" and all this awards stuff is..."

Karim
02-27-2012, 06:53 PM
آغا اون کلمه نا نوشته از تخم میاد؟
مثلا تخم مرغ

Me To You
02-27-2012, 06:58 PM
آغا اون کلمه نا نوشته از تخم میاد؟
مثلا تخم مرغ
ايول كريم دقيقاً درست ميگي.ولي اين آقا وودي چقدر بي تربيته

DipDish
02-27-2012, 10:02 PM
فقط میتونم بگم که خیلی خیلی خوشحالم که ایران به اسکار رسید اونم از طریق هنرمندی مثل اصغر فرهادی عزیز.

RED STORM
02-27-2012, 10:13 PM
تبریک به همه ایرانی ها
تبریک به اصغر فرهادی عزیز@};-


http://www.loxfun.com/wp-content/uploads/2012/02/Picture100.jpg

AYT@K
02-28-2012, 12:44 AM
http://axgig.com/images/46326408411546733892.png

RED STORM
02-28-2012, 03:18 PM
http://www.infographics.ir/uploads/posts/2012-02/1330409718_nader-simin-infographic_l.jpg

P!NK
02-28-2012, 09:50 PM
A Separation 2011

Top 250 #69 ----> رتبه 69 توی کل فیلمای تاریخ جهان خیلیه ها!!!!!! میشه گفت شبیه معحزست! فرهادی دمت گرم چی ساختی!

T.Amirhosain
02-28-2012, 10:38 PM
خوب بچه ها این اصغر فرهادی از نظر من باید خیلی تلاش کنه تا به عنوان بهترین کارگردان و تهیه کننننده برنده این جور جایزه های با ارزش بشه

اینمممممم از اولین کارگردانی چه با جایزه معروف اسکار به ایران امد و ان را به همه هدیه کرد حتی به من و تو تقسیممممم کرد

افرین بر دلاور ترین کارگردان ایران !!!

P!NK
03-10-2012, 07:16 PM
فیلم Men In Black 1 و 2 . جفتش رو دیدم، سبک کمدی - اکشن - تخیلی، فیلم متوسطی بود ولی متوسط رو به بالا!

http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BNzA2MzI5Nzc0N15BMl5BanBnXkFtZTcwODE2NDU2MQ@@._ V1._SY317_CR1,0,214,317_.jpg

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/3/3d/Men_in_Black_II_Poster.jpg/220px-Men_in_Black_II_Poster.jpg

خلاصه داستان : یک سازمان فوق سری در امریکا وجود دارد که در زمینه کنترل و حفظ امنیت موجودات فرازمینی در روی زمین فعالیت دارد . دو مامور این سازمان به نامهای کی ( با بازی تامی لی جونز ) و جی ( با بازی ویل اسمیت ) ماموریت می یابند تا توطئه ای که توسط یک تروریست بین کهکشانی طرح ریزی شده را خنثی کنند . این تروریست قصد دارد دو سفیر را که از کهکشانی دیگر به زمین آمده اند به قتل برساند . به منظور جلوگیری از بهم خوردن نظم جهانی این دو مامور سیاه پوش بایستی این تروریست را تعقیب کرده و از نابودی زمین جلوگیری کنند …

IMDB 1 (http://www.imdb.com/title/tt0119654/)
IMDB 2 (http://www.imdb.com/title/tt0120912/)

P!NK
03-10-2012, 07:32 PM
Sanctum 2011

کلا من با دریا و آب از بچگی مشکل داشتم، فیلمایی مثل این و Jaws و piranha هم باعث شد کلا از دریا متنفر بشم!!
این یه فیلم هیجان انگیز هستش و من خوشم اومد، از 10 امتیاز بهش 9 میدم...

http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BMTM4MjY1NTEyNV5BMl5BanBnXkFtZTcwMTc3MjcxNA@@._ V1._SY317_CR0,0,214,317_.jpg



ژانر: اکشن ، ماجراجویانه , درام , هیجانی

RED STORM
03-10-2012, 07:46 PM
sanctum 2011

کلا من با دریا و آب از بچگی مشکل داشتم، فیلمایی مثل این و jaws و piranha هم باعث شد کلا از دریا متنفر بشم!!
این یه فیلم هیجان انگیز هستش و من خوشم اومد، از 10 امتیاز بهش 9 میدم...

http://ia.media-imdb.com/images/m/mv5bmtm4mjy1nteynv5bml5banbnxkftztcwmtc3mjcxna@@._ v1._sy317_cr0,0,214,317_.jpg

این فیلم توسط جیمز کامرون کارگردان فیلمهای برجسته تایتانیک و آواتار کارگردانی شده.

موضوع این فیلم سیلاب درون غار می باشد. هرچند در تلاش جیمز کامرون صحنه های پر از اغراق می توان یافت اما معرفی رشته غارنوردی و هیجان موجود در آن را می توان از بزرگترین دست آوردهای این نوع فیلمها دانست.


ژانر: اکشن ، ماجراجویانه , درام , هیجانی



کارگردان فیلم آلیستر گریرسونه ! و جیمز کامرون هیچ وقت چنین فیلم سطح پایینی رو کارگردانی نمیکنه!

P!NK
03-10-2012, 09:08 PM
کارگردان فیلم آلیستر گریرسونه ! و جیمز کامرون هیچ وقت چنین فیلم سطح پایینی رو کارگردانی نمیکنه!

معذرت میخوام ... اشتباه کردم، ورداشتم اون قسمت رو

DipDish
03-10-2012, 10:07 PM
الان درست دو ساعت از لحظه ای که اصغر فرهادی در میان ازدحام جمعیت و فریادهای «فرهادی دوستت داریم» سوار لیموزین سفید رنگی شد و فرودگاه امام را ترک کرد می گذرد. حالا ساعت پنج صبح است و بعید نیست خوابی سنگین و البته شیرین، برنده جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار 2012 را درربوده باشد. او ماه هاست سر بر بالش ایرانی نگذاشته است.

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Larg_Pic/19-12-1390/IMAGE634669713071032070.jpg

از صبح شایع شده بود که فرهادی امشب به ایران باز می گردد ولی هیچکس خبر را تایید نمی کرد. با یکی دوتا از دوستان مطلع تماس گرفتم و اصل ماجرا تایید شد. اما درباره ساعت نشستن پرواز 723 ایران ایر پاریس- تهران، روایت ها متفاوت بود؛ از 22.45 تا 23.55 جمعه شب، 19 اسفند. هرچه بود به رغم خلاء اطلاع رسانی رسمی، نباید برنده اسکار تنها می ماند. مگر چندبار در تاریخ این مملکت برنده اسکار به وطن برمی گردد.

با سه دوست و همکار گازش را گرفتیم به سمت فرودگاه امام. در نخستین لحظات ورودمان، چند تا از همکاران را که درسالن انتظار دیدیم معلوم شد حداقل، همکاران رسانه ای اهمیت این لحظه تاریخی را خوب دریافته اند. در فرودگاه از حمیدرضا قربانی و مریم نراقی، دستیاران فرهادی شنیدیم که پرواز همان ساعت 23.55 می نشیند، گرچه قرار بوده 22.45 فرود بیاید. تعجبی هم نداشت. تاخیر، نمک پرواز است. مدت هاست که پرواز بی نمک، مزه نکرده ایم.

یکنفر جلویمان را می گیرد و می پرسد درست است که هواپیمای فرهادی با تاخیر می نشیند، جواب مثبت ما را که می شنود، اضافه می کند از هفت غروب که وارد ایران شده تا حالا – که 11 شب است- فرودگاه را ترک نکرده و منتظر مانده تا در استقبال از فرهادی حاضر باشد. علی علایی احساساتی می شود، سه بار به او می گوید؛ درود بر شما.

احمد میرعلایی مدیرعامل فارابی هم آنجاست. همکارانش نجاریان و امیر اسفندیاری و گودرزی و بقیه هم همینطور. آن ها قول استقبال را داده بودند و حالا به قولشان عمل کردند. دارند هماهنگ می کنند که فرهادی از در وی آی پی وارد سالن انتظار شود. میرعلایی در زمان ورود فرهادی به کشور بعد از گرفتن خرس های برلین هم به استقبالش رفته بود. کار امشب اش هم قابل تحسین است. او به نسبت بقیه مدیر باهوش تری است.

می‌گویند دیشب که تیم استقلال از سفر برگشته اینجا غلغله بوده ولی حالا… حالا خیلی خلوت است. مردم چه تقصیری دارند؟ کسی اطلاع رسانی نکرده. از کجا بدانند؟ تازه، مظلومیت فرهنگ در این سرزمین که چیز تازه ای نیست.

همکاران مطبوعاتی هم یکی یکی سر می رسند. اطلاعات به سرعت ردوبدل می شود. قربانی خبر جدید می آورد. پرواز، نمکش اضافه شده. ساعت 1.10 بامداد، هواپیمای حامل فرهادی به زمین می نشیند. کلی وقت، اضافه می آید عده ای می روند شام بخورند، بعضی ها هم با معرکه گیری های نامتناسب و بیجای بهروز وثوقی راد – همان لیدر تیم فوتبال استیل آذین- که معلوم نبود کدام شیرپاک خورده ای از اختتامیه تصویر سال او را همراه آورده، سر خودشان را گرم می کنند. شعارهای ورزشی او که به جای نام فوتبالیست ها اسم فرهادی را جایگزین کرده و با صدای نخراشیده اش به سبک تماشاگران فوتبال فریاد می زند، توجه بعضی ها را به خود جلب کرده است. او قصد کرده به عشق علی پروین، فرهادی را روی دوشش بگیرد!

هرچه حضور رسانه ای ها پررنگ است، هنرمندان به طرز عجیبی غایبند، امیر اثباتی، طراح صحنه و عضو هیات مدیره خانه سینما، حسین زندباف، تدوینگر و سیف الله صمدیان تنها چهره های غیر رسانه ای حاضر هستند و البته هادی مرزبان که لحظاتی آمد، سلام و علیکی با دو سه خبرنگار کرد و رد شد. آخرهای کار هم که شریفی نیا پیدایش شد. راستی همکاران و هم صنفان فرهادی کجا بودند؟


ساعت هرچه به یک بامداد نزدیک می شود، جمعیت فشرده تر می شود. عکاس ها جلوی در وی آی پی تجمع کرده اند. کلی از مسافران فرودگاه هم به اهل رسانه اضافه می شوند. مثل همیشه موبایل های مردم به کار می افتد و همینطوری فیلم و عکس می گیرند، برای چه؟ معلوم نیست.


همان ساعت یک و ده دقیقه بلندگوی سالن خبر می دهد که پرواز پاریس نشست و ولوله ای درجمعیت می افتد. کم کم جمعیت در وی آی پی را باز می کنند و وارد مسیری می شوند که اصغر فرهادی در محاصره بروبچه های فارابی دارد پیش می آید. همه چیز به یکباره از کنترل خارج می شود. ازدحام و فشار جمعیت کاسه کوزه عکاسان را هم به هم ریخته است. فرهادی را به یکی از اتاق ها منتقل می کنند. پریسا بخت آور و سارینا فرهادی و سعید فرهادی هم پشت در مانده اند. آنها را می فرستند داخل اتاق. من و علی علایی را هم. فرهادی ما را که می بیند مثل همیشه گرم و راحت و دوستانه برخورد می کند. خیالم راحت می شود. شکرخدا، هیچ فرقی با روزهای بی اسکاری اش ندارد!



فرهادی روی مبلی دونفره، میان اسفندیاری و میرعلایی نشسته و آماده است به سوالات پاسخ دهد. ده پانزده نفر از خبرنگاران هم وارد می شوند، ریکوردرها به‌کار می افتد و رگبارسوالات، شروع می شود.

درباره احساسش در زمان جایزه گرفتن می پرسند و او می گوید که احساس را نمی شود گفت، درباره حرف هایی که روی سن تالار کداک تیاتر زد سوال می کنند و او می گوید چیزهایی را گفته که احساس می کرده در این مقطع به سود کشور و مردم ایران است. درباره شایعه مهاجرتش که سوال می شود به شدت تکذیب می کند و می گوید هرگز مهاجرت نکرده و نمی کند و تا آخر عمر در ایران خواهد ماند. او دوری اش از ایران را یک سفر کاری برای ساخت فیلمی عنوان میکند که قرار بود پیش از «جدایی نادر از سیمین» بسازد.

درباره بازیگران فیلم بعدی اش، فرهادی تمام نام هایی که مطرح می شود، به خصوص آنجلینا جولی را در حد شایعه می خواند و می گوید که هیچ چیز قطعی نشده. وقتی درباره قصه فیلم بعدی می پرسند فرهادی به طنز میگوید؛ شما که بیشتر دارید درباره فیلم آینده سوال می کنید تا فیلم گذشته.

یکی درباره برخورد مسوولان ایرانی با او پس از دریافت جایزه می پرسد، فرهادی با لبخندی تلخ از جواب دادن طفره می رود؛ «امشب شب خوبیه، بیایید خرابش نکنیم».

خبرنگار دیگری نظر او را درباره بایکوت خبر اسکار گرفتن او در تلویزیون ایران پرسید، پاسخ فرهادی این بود: «نه من به تلویزیون ایران نیازی دارم و نه آنها به من. این را هر دومان می دانیم. مردم ما خودشان هرچه را که باید، می دانند». حرف که به تلویزیون کشید، یکی پرسید این خبر که قرار است فیلم «جدایی…» در ایام نوروز از تلویزیون ایران پخش شود، صحت دارد یا نه. فرهادی غافلگیرانه این خبر را کذب دانست و تاکید کرد که هیچ صحبتی با اونشده و این اتفاق نخواهد افتاد.

وقتی خبرنگاری با ذوق وشوق از موقعیت تازه فرهادی یاد کرد وگفت بعد از این جایزه همه تهیه کنندگان بزرگ دنیا به دنبال کار کردن با شما هستند و پرسید که با این جایگاه جدید چه می کنید، پاسخ داد «هیچ تهیه کننده ای دنبال من نیست و یا اگر هست خبرش به من نرسیده.» یکی دیگر درباره تعطیلی خانه سینما پرسید و فرهادی بی درنگ و درحالی که اخم هایش را در هم کشید جواب داد: «خانه سینما باید باز شود و باز می شود و راهی جز این نیست».

خبرنگاری از شیوه ورود بدون اطلاع رسانی فرهادی به کشورانتقاد کرد و فرهادی گفت که قرار بوده سه شنبه وارد ایران شود ولی به دلیل آنکه برخی خبردار شده اند، سفرش را لغو کرده و امشب هم گمان می کرده همه بی خبرند و فقط دو سه نفر از بستگانش به استقبالش می آیند و بس! او دربرابرسوال من که پرسیدم در عصر ارتباطات چطور چنین فکری کرده و توقع داشته اهل رسانه از این اتفاق مهم بی خبر بمانند، فقط لبخند زد. با یادآوری من که اسکارشما متعلق به خودتان نیست ومال مردم سرزمین تان است، پس مردم حق دارند شما را ببینند، گفت که این ها را قبول دارد ولی دلیلش شخصی است، نمی خواهد مزاحم کسی باشد و از این تشریفات و استقبال ها معذب می شود. وقتی ادامه دادم؛ ولی همین حالا بسیاری از مردم پشت همین در منتظر شما هستند، گفت: «پس بریم پیش مردم». در پشتی اتاق باز شد و فرهادی رفت میان مردم و موج مردمی که از دیدنش به وجد آمده بودند، او را با خود برد. دستهای خیلی ها هم بالا بود با موبایل هایی که فیلم و عکس می گرفت از این لحظه تاریخی.

فرهادی را به سرعت سوار لیموزین سفیدرنگی کردند و او درمیان شعارهای فرهادی دوستت داریم و سرود گهربار ای ایران، فرودگاه را ترک کرد. این رفتن آن قدر شتابزده بود که همسر و فرزند فرهادی از همراهی با او جا ماندند.

http://www.khabaronline.ir/Images/News/Larg_Pic/19-12-1390/IMAGE634669713071032070.jpg


اما این پایان کار نبود، گرچه ساعت از 2.5 گذشته بود. عکاسان خبری به شدت از بی نظمی برنامه، از مسوولان فارابی شکایت داشتند چون نتوانسته بودند عکس های مناسبی از فرهادی بگیرند. این بگومگوها بالا گرفت و عکاسان به شدت معترض بودند. آنها می خواستند ماشین حامل فرهادی برگردد تا آنها عکس هایشان را بگیرند.

از عکاسان اصرار و از فارابی چی ها انکار. اما عاقبت حرف عکاس ها با محوریت ساتیار امامی به کرسی نشست و اتومبیل فرهادی که به عوارضی هم رسیده بود، سروته کرد تا کسی امشب ناراضی به خانه نرود. فرهادی برگشت و باز هم درمیان ازدحام، از پله برقی پایین رفت تا برای عکاسان آن پایین دست تکان دهد و از پله برقی مجاور بالا آمد تا عکاسان بالا را راضی کند.

فرهادی چند دقیقه ای در محوطه بیرون فرودگاه درحالی که جمعیت دوره اش کرده بودند ومن صدایش را نمی شنیدم برای مردم حرف زد. هرچه گفت به شدت تشویق شد و بازهم با فریادهای «خوش آمدی» و «دوستت داریم» از زبان مردمی که بارها از آنان به نیکی یاد کرده بود، بدرقه شد.

فرهادی این بارکه سوار لیموزین شد، ساعت از 3 بامداد گذشته بود، برای علاقه مندانش دست تکان داد و رفت. رفت تا با شادی ای که با مردم سرزمینش تقسیم کرد، دلخوش باشد.


یک ساعت بعد در دفتر ساتیار، عکس ها را مرور می کردیم که یکهو در میان جمعیت، چهره آشنای فریدون صدیقی را دیدیم. او هم در میان استقبال کنندگان بود. با چهره ای که از شعف می درخشید. فریدون صدیقی به گمان من و برای من، خودش یک پا اصغر فرهادی است. دنیای اعتبار است در روزنامه نگاری. من همیشه به هم شغل بودن با او افتخار کرده ام. او هم از آن دست نخبه هایی است که بلد نیستیم قدرشان را بدانیم. مثل همین اصغر فرهادی.



الان درست چهار ساعت از لحظه ای که اصغر فرهادی سوار آن لیموزین سفید رنگ شد و فرودگاه امام را ترک کرد می گذرد. حالا ساعت هفت صبح است و بی شک خوابی سنگین و البته شیرین، برنده جایزه بهترین فیلم خارجی اسکار 2012 را درربوده است. او ماه هاست سر بر بالش ایرانی نگذاشته. مطمئنم فرهادی دارد خواب آرامی را تجربه می کند، حتی آرامتر از هشتم اسفند؛ شبی که جایزه اسکار را به خانه برد.

منبع: سینمای ما

P!NK
03-25-2012, 01:11 PM
رکوردشکنی یک فیلم در اولین روز اکران http://www.khabaronline.ir/Images/Kind/1.png



درام اکشن و علمی تخیلی «بازی‌های گرسنگی» در اولین روز اکران در آمریکای شمالی رکورد شکست.

این فیلم به کارگردانی گری راس روز جمعه 68.3 میلیون دلار فروخت و رکورد بیشترین فروش روز جمعه یک فیلم غیردنباله‌ای را جابجا کرد.

فروش روز جمعه «بازی‌های گرسنگی» شامل 19.7 میلیون دلار فروش این فیلم در نیمه شب پنجشنبه است که آن هم یک رکورد بود. انتظار می‌رود این فیلم از جمعه تا یکشنبه که مبنای فروش هفتگی در ایالات متحده و آمریکاست، بین 125 تا 140 میلیون دلار به دست آورد.

«بازی‌های گرسنگی» همزمان با آمریکای شمالی در 47 بازار در سطح بین‌المللی هم اکران شده است.

جنیفر لارنس، استنلی توچی، وس بنتلی، جاش هاچرسن، الیزابت بنکس، لیام همسورث و وودی هارلسن در «بازی‌های گرسنگی» بازی می‌کنند که بر مبنای رمانی به همین نام نوشته سوزان کالینز ساخته شده است.

داستان این فیلم آخرالزمانی در زمان آینده در کشوری به نام پانم روی می‌دهد، جایی که قبلا به نام آمریکای شمالی شناخته می‌شد. کشور از کنگره و 12 ناحیه تشکیل شده است. هر سال از هر ناحیه یک پسر و یک دختر انتخاب می‌شوند تا در مسابقه‌ای به نام «بازی‌های گرسنگی» که از تلویزیون پخش می‌شود، تا حد مرگ با هم مبارزه کنند. در این بین دختری جوان داوطلب می‌شود در آخرین مسابقه جای خواهرش شرکت کند.

«بازی‌های گرسنگی» با استقبال بسیاری از منتقدان سینما روبرو شده است.

AYT@K
04-14-2012, 01:36 PM
ادم بعضی وقتا تو نقدای فراستی میمونه چی بگه
دیشب که یه جورایی همش تعریف کرد از قلاده های طلا
بی وجدانی که وجدان هم دارد ....
خیلی دوس دارم برم ببینم ..ینی جورم شد ولی نشد
و همچنین گشت ارشادو که تا فردا دیشب گفتن بیشتر رو پرده سینماها نیست !

Karim
04-14-2012, 03:00 PM
کیا رستمی- ژولیت بینوش-دیزی

http://sphotos.xx.fbcdn.net/hphotos-prn1/p480x480/530998_295238153885107_137135136362077_692112_1555 78675_n.jpg

دنبال یه عکس از شون پن تو نماز جمعه تهران میگردم که نشسته بود رو دیوار اگه اشتباه نکنم.پیداش نمیکنم...
کسی دارتش؟

AYT@K
04-25-2012, 05:57 PM
سایت روزنامه ایران: تنها کسی که در تمام این سالها در کنار قادری حضور داشته و تمام تلاش خود را برای سلامتی وی انجام داده همسرش تهمینه اطمینان مقدم است. این زن که این روزها هم تمام اوقات خودش را در بیمارستان در کنار همسرش می‌گذراند آن قدر از دست برخی اظهارنظرات عجیب و غریب مرتبط با وضعیت ایرج قادری ناراحت بود که به سختی حاضر شد درباره اوضاع همسرش توضیحاتی کوتاه بدهد.
این بانو در بخشی از گفته‌های خود با انتقاد از مسئولانی که ادعا کرده‌اند هزینه‌های درمان ایرج قادری را هر چقدر هم که باشد پرداخت می‌کنند، گفت: «آن قدر پس انداز داریم که نیازمند کمک کسی نباشیم. آنهایی که ادعای کمک به ایرج قادری را دارند اگر می‌خواستند زودتر از اینها و در طی این چهار سالی که ایرج با سرطان دست و پنجه نرم می کند، به ما کمک می‌کردند.»
همسر ایرج قادری با اشاره به اینکه برای تامین هزینه‌های ایرج قادری سقف گذاشته شده افزود: «ببینید باز هم می‌گویم من و ایرج آن قدر اندوخته داریم که نیاز به کمک کسی نباشیم ولی واقعا باعث تعجب است که آقایان مسئول برای کمک به یک بیمار سرطانی یک سقف مالی ۵ تا ۱۰ میلیونی گذاشته اند. انگار آقایان خبر از هزینه های کمرشکن بیماران سرطانی ندارند.»
اطمینان مقدم ادامه داد: «در تمام مدتی که ایرج با بیماری سرطان دست به گریبان است او را روی سرم گذاشته‌ام و حتی نگذاشته‌ام بسیاری از نزدیکان مشکل او را بفهمند. باز هم کنارش هستم و تا آخرین لحظه خدمتش را می‌کنم. از آنها که ادعای کمک دارند هم می‌خواهم به فکر هزاران هزار بیمار سرطانی دیگری باشند که در جامعه ما وجود دارند.»
http://khabaronline.ir/Images/News/Smal_Pic/5-2-1391/IMAGE634708762972126344.jpg
http://negah.in/image/cache/data/farsi-film/Iraj1-250x250.jpg (http://negah.in/image/cache/data/farsi-film/Iraj1-500x500.jpg)
بیمارستانی که ایرج قادری هستش ... هزینه هر شبش کم کم بین 500 تا 700 تومنه
تازه اینم که سرطانیه و شیمی درمانی
بین 5 تا 10 میلیون !!!.... خسته نباشن

T.Amirhosain
04-25-2012, 09:24 PM
عجب بازیگر باحالی بود یادت بخیر همش تو نقش لاک ها بود !!!

اگه مرد !! خدا بیامورزد و رحمت الهی بر او باد !!

RED STORM
05-04-2012, 04:01 PM
THE TOWN


.http://www.movie87.com/wp-content/uploads/2012/03/The-Town_Prince-of-Thieves.jpgsasdas


خوش بختانه دوباره شروع کردم به فیلم دیدن ! اینو هم خیلی وقت بود میخواستم ببینم و الانم از دیدنش پشیمون نیستم . بن افلک کارگردان رو بیشتر از بن افلک بازیگر دوست دارم!!!
IMDB :7.6
ME :7

0oooooooo0

25th hour
.http://1.bp.blogspot.com/_hrdwcncbaQ4/TTjh27ybRxI/AAAAAAAAHz8/KrDVOQNe2yc/s1600/25th%2BHour%2B%25282002%2529.jpg

اینو هم مدتی تو لیست دیدن داشتم تا اینکه امروز دیدمش ! خیلی خیلی باهاش حال کردم!!!

IMDB :7.8

ME :8.5

علی تیفوسی
05-04-2012, 05:01 PM
فیلم She’s the Man

نمیدونم دیدینش یانه بسیار فیلم قشنگ وزیباییست چند هفته پیش از طریق کانال MBC PERSIA دیدیمش.


http://s1.picofile.com/file/6997002012/SheIsTheMan2006_Covers.jpg

خلاصه داستان : ویولا برادر دوقلویی به اسم سباستین دارد که بدون اطلاع خانواده عازم لندن شده است . ویولا که در مدرسه ستاره تیم فوتبال دختران است با این تصور که بازی فوتبالش آنقدر خوب شده که می تواند در تیم پسرها بازی کند تصمیم می گیرد خود را بشکل پسرها در آورد و بجای سپاستین وارد مدرسه او شود .او پس از انجام اینکار تلاش خود را برای ورود به تیم فوتبال آغاز می کند . هم اتاقی ویولا در مدرسه شبانه روزی برادرش پسری جذاب به اسم دوک است و ویولا بتدریج به او علاقمند می شود . اما دوک که از هویت واقعی هم اتاقی اش خبر ندارد عاشق دختری به اسم اولیویا است و اولیویا هم عاشق ویولا و یا همان سباستین قبالی شده است . در همین حین سباستین از لندن بر می گردد و با بازگشت او اوضاع بهم می ریزد…

خوش به حالت پویا فیلم میبینی من یه عالمه دارم اما فعلا حسو حال ندارم ببینم

علی تیفوسی
05-04-2012, 05:14 PM
اینم جدیدا دیدم اونایی که فیلم ترسناک و هیجان دار دوس دارن ببیننش

معرفی فیلم Insidious 2011
جاش و رنی به همراه پسر کوچکشان خانواده ای شاد و خوشحال هستند که در حومه ی شهر زندگی خوبی را دارند بر اثر یک اتفاق پسر خانواده به کما می رود و در بیمارستان بستری می شود.چند روز پس از این حادثه و در حالی که فاستر هنوز در کما است اتفاقات عجیبی در خانه رخ می دهد.رخدادهایی که عادی نیست و به نظر با ارواح و شیاطین ارتباط دارد.جاش از یک جن گیر می خواهد تا خانه ی آنها را بررسی کند و او متوجه می شود که آنچه در حال رخ دادن است مربوط به فاستر پسر کوچک خانواده است که در حال کما در میان تاریکی و وحشت و کابوس گرفتار شده است و اگر خانواده اش کاری نکنند او برای همیشه در آنجا سرگردان می شود و خانواده نیز دچار نفرینی سخت خواهند شد



http://www.pic.iran-forum.ir/images/kyj18zyf5zau3mb3xd0.jpg



فیلم Insidious
فیلم دسیسه
تاریخ نمایش:
April 1, 2011
دوازده فروردین1390
نوع نمایش:
اکران گسترده در2500سینما
کارگردان:
James Wan
بازیگران:
Rose Byrne
Patrick Wilson
Barbara Hershey
Ty Simpkins
Andrew Astor
Lin Shaye

تهیه کننده:
FilmDistrict
سبک فیلم:
Thriller Horror
دلهره آور ترسناک پر رمز و راز
زمان فیلم:
یکصد و دو دقیقه
دلهره آور ترسناک پر رمز و راز
درجه بندی فیلم:
مناسب برای سنین بالای سیزده سال

P!NK
05-04-2012, 06:29 PM
من یزد نتم مفتی نیست برای همین نمیتونم فیلم دانلود کنم، برای همین از ذخیره هام استفاده میکنم هنوز کلی فیلم دارم که ندیدم!

چند وقت پیش یه فیلم دیدم که پیشنهاد میکنم اگه ندیدید حتما ببینید خیلــــــی جالبه...

عنوان فیلم: Flypaper
محصول سال 2011 میلادی - ایتالیا
ژانر: کمدی، جنایی
مدت زمان فیلم: 87 دقیقه

http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BMzU3NjM1MTk5NF5BMl5BanBnXkFtZTcwNDI4NDQ4NQ@@._ V1._SY317_.jpg

Imdb (http://www.imdb.com/title/tt1541160/)

علی تیفوسی
05-12-2012, 10:46 PM
امشب فیلم مستر بین پلیس می شود رو از شبکه تهران دیدم جالب بود.
البته اسم اصلی فیلم Johnny English Reborn(جانی انگلیسی) است.داستان یک جاسوس دست و پا چلفتی انگلیسی است اما در فیلم صدا و سیما او پلیس معرفی شده بود این فیلم محصول مشترک کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه در سال 2011 است.
این فیلم به کارگردانی الیور پارکر با فیلمنامه‌ای از ویلیام دیویس و همیش مک کلد ساخته شده است. بازیگر اصلی این فیلم روان اتکینسون (مستر بین) است

http://404url.com/browse.php?u=6ee7F33eyIkluwmpQe9fCIDmyJtIZGNWkRjUt %2BkRPRtesqLw9aXSj0vPwGW%2F0UHBKuJD9Bn5xX6IeQMJj%2 BE440HIWZrWM7IaB4s%3D&b=0

اما جالب تر از همه اینکه در پایان فیلم در سکانسی که مستر بین متوجه می شود به جای قاتل اشتباها ملکه انگلیس را گرفته و کتک می زند، فیلم به پایان می رسد.

در نسخه پخش شده در صدا و سیما صدایی روی صحنه اضافه شد که می گفت:« نخیر اشتباهی در کار نیست، چون همه تقصیرها زیر سر ملکه انگلیس است.خداحافظ تا فیلم بعدی!»

این جمله بدون هیچ توضیحی اضافه شده و بیننده تصور می کند این هم بخشی از فیلم مستر بین بوده است

اصلا ملکه انگلیس در فیلم وجود نداره، اون پیرزنه که مستر بین با یک قاتل شرق آُسیایی اشتباهی میگرفتش، مادر رییس مستر بین بود.
تازه رییس جمهور چین رو می خواستن ترور کنن تو صدا سیمای ملی میگفت رییس پلیس بین الملل!!!!

DipDish
05-17-2012, 03:17 PM
فیلم برداری جدید‌ترین پروزهٔ کارگردان مشهور سینمای ایران پاییز امسال در کشور فرانسه کلید می‌خورد و کمپانی ممنتو فیلمز تهیه کنندگی این پروژه را بر عهده دارد.‌‌ همان کمپانی که پخش درباره الی وجدایی نادر از سیمین را برعهده داشت. در گفت‌و‌گویی که مدیر این کمپانی با مجله فیلم فرانس داشته خبر حضور ماریون کوتیار را در فیلم جدید اصغر فرهادی اعلام کرده و از حضور این با زیگر مطرح ابراز خشنودی کرده است. این فیلم با بودجه یازده میلیون یورو ساخته می‌شود. جزیات فیلمنامه فاش نشده اما فیلم تریلری احساسی واجتماعی در حال وهوای جدایی نادر از سیمین است وگره‌هایی داستان دارد که تماشاگر را از ابتدا تا انت‌ها روی صندلی می‌نشاند.. اصغر فرهادی هنوز روی فیلمنامه کار می‌کند.گفتنی است که جدیدترین حضور ماریون کوتیار در طعم زنگار واستخوان ساخته ی ژاک اودیار بوده که در جشنوار کن امسال به نمایش در می آید.این بازیگر فرانسوی در زندگی سخیف با یوآکین فینیکس همبازی است.زندگی سخیف در مرحله فنی است.
http://cinemaema.com/images/pgimg_image1_26_6802.jpghttp://cinemaema.com/images/pgimg_image2_26_6802.jpg
منبع: سینمای ما