PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : عیدنوروز و آداب و رسوم آن


ali_red boy
03-01-2009, 02:59 PM
یا مقلب القلوب و الابصار .................

سال 87 روزهای پایانی خود رو میگذرونه و به سال جدید نزدیک میشیم انشالله روزهای باقیمانده به خوبی و خوشی تموم بشه و سال جدید و پر خیر و برکتی رو شروع کنیم .

میدونیم که این عید سعید باستانی آداب و رسوم و برنامه های خاصی داره . دوستان پرسپولیسی میتونند آداب و رسوم خاص و سنتی این عید را در این تاپیک بنویسند مثل مراسم خاصی که در گوشه و کنار برگزار میشه مراسم چهارشنبه سوری . گندم سبز کردن و سفره هفت چین و غیره .

این تاپیک جای تبریک این عید باستانی بهمدیگه است با آرزوی سالی خوش برای همه ملت ایران

چند سوال هم به عنوان مصاحبه نوروزی مطرح میکنم که دوستان سرخدلال پاسخ بدن .

1- به سالی که گذشت از دید خودتون چه نمره ای میدین ؟

2 - سال گذشته برای شما چه رنگی بود ؟

3 - یه خاطره خوب و دلنشین یا موفقیتی که در سال گذشته بهش رسیدین ؟

4 - تصمیم دارید عید امسال را چطور بگذرونید ؟ مسافرت ....خونه ....

5 - دوسه هدف و برنامه مهمی که برای سال آینده دارین ؟

6 - آرزوی شما برای پرسپولیس و پرسپولیسی ها ؟

7 - دروغ سیزده ؟

پیشاپیش این عید سعید و باستانی رو به همگی تبریک میگم .

mona_casillas
03-01-2009, 08:18 PM
خاستگاه نوروز


«آن روز، روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگرچه پيش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود» ابوريحان بيروني _ آثارالباقيه
نوروز يكي از بزرگ ترين جشن هاي ايرانيان است كه از دير باز در ايران برگزار مي شد و آيين هايي خاص خود را داشت.

در مورد خاستگاه نوروز نظرات فراواني وجود دارد گروهي آن را به روزگار جمشيد جم پادشاه كياني و گروهي به دوره هاي پيش از اين منسوب مي دانند. اين جشن از دير باز تا كنون مراسم و آيين هايي داشته كه برخي از آنها مانند خانه تكاني، سفره هفت سين، چهارشنبه سوري و زيارت اهل قبور در پنج شنبه آخر سال هنوز هم در بين ايرانيان برگزار مي شود.

اما اين كه اين آيين ها از گذشته تا كنون هم به همين شكل امروز برگزار مي شده، در طي قرون و اعصار تغيير كرده است. دكتر محمود روح الاميني مردم شناس و پژوهشگر فرهنگ عامه در اين باره معتقد است: «اين جشن ها در گذشته به شكل هاي ديگري برگزار مي شده است. آنچه امروز ما از جشن هاي ايراني مي بينيم صورت تغير يافته براساس شرايط روز آن است.» دكتر روح الاميني علت اين امر را در اين مي داند كه: «هيچ پديده فرهنگي يكنواخت باقي نمي ماند. فرهنگ ثابت فرهنگ مرده است. بيشتر پديده هاي فرهنگي به مرور زمان تغيير مي كنند. منتهي برخي زودتر و برخي ديرتر تغيير مي كنند.»
اين مردم شناس معتقد است كه ما بايد اين جشن ها را در ايران امروز مطالعه كنيم او علت اين امر را در اين مي داند كه: «ما امروز زندگي مي كنيم و جشن ها را مانند همه پديده هاي فرهنگي با مقتضيات زمانه مطالعه مي كنيم.» البته شكل ظاهري اين جشن ها امروز چون گذشته است يعني بسياري از آيين ها از قبيل نوروز مانند گذشته برگزار مي شود اگر چه صورت مراسم به مقتضيات زمانه تغيير كرده است. مقداري از اين تغييرات نيز به دليل سفر مردم در اين ايام ايجاد شده است. در گذشته رسم بود كه مردم در خانه بمانند. الان مردم بيشتر به سفر مي روند.

سفر در جشن هاي نوروزي نبوده است. اين كه اين جشن از كي و چگونه تغيير كردند سئوالي است كه كتاب هاي تاريخي پاسخ آن را به روشني ارايه مي دهند. دكتر روح الاميني معتقد است: «رد پاي اين سنت ها را در لا به لاي كتاب هاي تاريخي، اشعار و حتي تصاوير به دست مي آوريم. كتاب هايي مثل تاريخ بيهقي و ديوان اشعار شاعران كه در آن اشعار بهاريه يافت مي شود.» اما علوم اجتماعي اين تغييرات را بازگو مي كند درباره چرايي تغيير آن صحبتي به عمل نمي آورد. دكتر روح الاميني مي گويد: «اين كه چرا اين جشن ها تغيير كرده نكته اي است كه علوم اجتماعي از پاسخ دادن به آن پرهيز مي كند.» بررسي اين جشن ها و آيين ها جزيي از فرهنگ عامه يا فولكلور به حساب مي آيد.
دكتر روح الاميني مي گويد: «اين جشن ها و آيين ها بخش فرهنگ عاميانه ما است كه به معناي دانش عامه است. يعني چيزي يك شخصيت آن را به وجود نياورده است زمانش معلوم نيست و قيد مكان ندارد.» به عقيده اين استاد دانشگاه: «جشن ها و آيين ها به مرور ايام تغيير مي كند، ممكن است اسمش عوض شود يا شيوه برگزاريش تغيير كند. اين تغييرات را خود مردم به وجود مي آوردند. اين تغيير بخشي از فرهنگ است.» دكتر روح الاميني مي افزايد: «ما سه ويژگي براي فرهنگ داريم يكي اين كه دوام داشته باشد به طوري كه يك نسل آن را تجربه كنند. عموميت داشته باشد. اجباري هم نباشد.» با تمام اين تعاريف نوروز از كي آغاز شد و در گذشته چگونه آن را جشن مي گرفتند؟


http://persianbook.net/Attach/SMMPBPages/ArticleMan/200/3cd18897ff7bb33f2ecc23014f174672.jpg
دكتر محمود روح الاميني در مورد نوروز معتقد است: «نوروز يعني جشني كه به مناسبت آغاز سال نو برگزار مي شد. يعني روزي كه طول روز و شب به يك اندازه مي شود. ايرانيان در اين روز جشن مي گرفتند الان هم اين جشن ها وجود دارد. جشن نوروز و جشن مهرگان. اين كلمات به زبان هاي ديگر هم راه يافته است عرب ها هم به عيد «ني روز» مي گويند. به جشن هم «مهرجان» مي گويند كه معرب مهرگان است.» اين جشن در گذشته براي آغاز فصل كاشت برگزار مي شد. همانطوري كه الان هم آغاز سال كشاورزي اول فروردين است. اما در گذشته نوروز دقيقا اول فروردين برگزار نمي شد.

هر چند بسياري از محققين معتقدند كه تاجگذاري جمشيد كه به روايتي بنيانگذار نوروز است در روز اول بهار بوده است اما دكتر محمود روح الاميني معتقد است كه جشن نوروز جابجا مي شده و در زمان هاي مختلف برگزار مي شده است. مثلا در زمان فردوسي براساس آنچه از اشعارش بر مي آيد در پاييز برگزار مي شد. يا در يك دوره آغاز پاييز بوده است. علت اين امر شايد اين بود كه براساس تقويم گذشته ايرانيان، هر دوازده ماه سال سي روز بود در آخر سال پنج روز اضافه مي آمد كه در اصطلاح به آن گاهنبار و يا خمسه مسترقه يا پنجه دزديده شده مي گفتند. چهارسالي يكبار بايد كبيسه مي كردند.
به گفته دكتر روح الاميني: «اين پنج روز، روز جشن همگاني بود. زمان فردوسي تيرماه بوده است. تا سال 1304 ماه ها سي روز بوده و آن پنج روز هم كه پنجه يا خمسه مسترقه كه وجود داشته، حساب نمي شد در سال 1304 براي اين كه تقويم هماهنگ شود شش ماه اول را سي و يك روزه مي كنند و پنج ماه دوم سي روز و ماه آخر هم سه سال 29 روز و يك سال سي روزه مي گيرند. براي اين كه اين مشكل حل شود.» آيين هاي نوروزي در گذشته از ابتداي اسفند آغاز مي شد اما جشن ها از پنجه آغاز مي شد. دكتر روح الاميني مي گويد: «در شهرهاي آذربايجان هر چهارشنبه اسفند را به يك نام مي خوانند چهارشنبه اول براي خريد، چهارشنبه دوم براي تميز كردن خانه است، چهارشنبه سوم براي سبزي كاشتن و چهارشنبه چهارم براي دور ريختن وسايل زايد است. اين رسم در شهرهاي آذربايجان هنوز هم وجود دارد.»

آيا اين سنت ها پيش از اسلام بوده يا خير؟ او با اشاره به برخي از سنت ها و آيين هاي نوروزي مي گويد: «هر كدام از اين مراسم علتي داشته است. علتش امروز گم شده اما جشن وجود دارد. ولي از اين كه از روز اول چگونه بوده هيچ چيزي در دسترس نيست.» شايد علت اين امر اين بوده كه اين جشن ها در حضور شاه برگزار مي شده و هيچ شاعر و نويسنده اي از مراسم مردم چيزي ننوشته است.
دكتر روح الاميني مي گويد: «عامه مردم اين باورها را داشتند باور مردم در مورد مسايل مختلف وجود داشته و دارد. مثلا هفت سين يكي از باورهاي عامه مردم است هفت نماد را به صورت هفت سين مي گذارند. لباس نو پوشيدن در سال نو وجود دارد و در كتاب ها هم هست. خانه تكاني هم از گذشته وجود داشته الان هم مرسوم است و چهارشنبه سوري مبحث مفصلي است اين رسم در بين عامه مردم هست.»


http://persianbook.net/Attach/SMMPBPages/ArticleMan/200/5224cebb44ccf12a39ab04ca6dc795db.jpg
دكتر روح الاميني در مورد نحوه برگزاري اين مراسم در گذشه مي گويد: «اطلاعات ما در مورد اين جشن ها از سيصد سال پيش به بعد به دليل نيامدن در كتاب ها بسيار محدود است. ما نمي دانيم كه پيش از دوره صفويه آيين هاي نورزوي چگونه بوده است.» بنا به نظر او شايد اين مراسم و آيين ها بيشتر در بين مردم رواج داشته است. اين مردم شناس مي گويد: «مثلا سئوال مي شود كه چرا هفت سين داريم خوب همه ما مي دانيم كه هفت عدد مقدسي است و در بيشتر فرهنگ ها و زبان ها هم وجود دارد. اما چرا هفت سين و يا هفت چين بوده است كتاب ها اشاره اي نكرده اند.»

وي همچنين مي گويد: «يكي ديگر از مراسم ديد بازديد نوروزي بود كه در بين مردم وجود داشت زردشتي ها معتقد بودند كه بايد به ديدار هم بروند حتي اگر قهر بودند، مي آمدند مي نشستند. چاي و يا چيز ديگري مي خوردند و مي رفتند ولي رسم بازديد را از بين نمي بردند. اين سنت براي ارتباط مردم با هم بود. روز قبل از نوروز، روز مردگان بود. مردم در اين روز به گورستان مي رفتند و با گذاشتن سفره هفت سين و شستن گور در گذشته خود او را جشن نوزايي طبيعت شريك مي كردند. يكي ديگر از اين سنت ها اين بود، كسي كه يكي از اقوامش را در طول سال مرده بود روز اول سال به ديدارش مي رفتند شايد به اين دليل كه در گذشته براي هركسي كه مرده بود مراسم سوم هفتم و سي ام و نوروز مي گرفتند. خانه تكاني براي اين بود كه مردم سالي يكبار فرصت تميز كردن خانه را داشتند كوزه هاي قديمي را مي شكستند.»
دكتر روح الاميني در مورد مراسم چهار شنبه سوري نيز معتقد است شكل اجراي اين جشن تغيير كرده است: «چهار شنبه سوري به اين شكل بعد از اسلام بوجود آمده است. ما مي دانيم كه در گذشته ماه سي روزه بوده و هر روز سال يك نام داشته است كه هنوز هم اين اسم ها هست هنوز هم زردشتي ها روزها را بنام مي خوانند مثلا روز اول ماه را روز اورمزد مي گويند، هفته و روزهاي هفته وجود نداشته است. چهارشنبه در عرب روز نحس است همين وارد زبان فارسي شده است. فردوسي هم گفته است. البته ما در دوره پيش از اسلام جشني به نام سوري داشتيم. الان چهارشنبه سوري جاي جشن سوري را گرفته است.

خود اين مراسم هم تغيير كرده چون چهارشنبه سوري را در زمان صفويه و تا 50 سال پيش آخر ماه صفر مي گرفتند. در ضمن جشن عربي هست كه شب قبلش مي گرفتند. جشن سوري سه روز آخر سال بود كه آتش روشن مي كردند. ايرانيان باستان براي آتش احترام زيادي قايل بودند و آتش را لگد نمي كردند. چراغ را هم مي كشتند. به همين دليل اين جشن دچار تغيير شده است و از قالب اصلي خود خارج شده است.» اما اين مراسم دچار تغييرات زيادي شده است ورود تكنولوژي هاي جديد و ابزار و امكانات شكل بسياري از آنها را تغيير داده است. در دوره امروزي مسافرت ها نمي گذارد مردم جشن بگيرند.
دكتر روح الاميني مي گويد: «در گذشته اين سفرها به شكل امروز نبوده چون امكانات سفر نبود. حالا مي گويند شهردار شيراز به اولين مسافر نوروزي كه وارد شهر مي شود هديه اي مي دهد خوب اين مخصوص امروز است در خيلي از شهرها نمايشگاه مي گذارند. يعني سعي مي كنند يك جشني برگزار كنند. البته مراسمي مثل سيزده آنچنان در بين مردم وجود دارد كه حتي با ممانعت هايي كه در يك دوره وجود داشت نتوانست جلوي مردم را بگيرند. الان هم اگر به تقويم نگاه كنيم مي بينيم كه در روز سيزدهم فروردين نوشته شده روز طبيعت. مردم معتقد بودند اگر در روز سيزده در خانه بمانند بلا بر سرشان نازل مي شود. جنبه هاي ديني را هم به آن اضافه مي كنند. عيدي دادن و عيدي گرفتن از رسوم قديمي است. معمولا در كتاب هاي تاريخي چيزهايي را نقل مي كنند آداب و رسوم را نقل مي كنند همان مير نوروزي بود. ما الان سند هايش را داريم كه شايد اين همان حاج فيروز است. حاجي فيروز هنوز هست.»

در نهايت اين كه نوروز جشني است كه براساس شرايط زمان و به مدد فرهنگ پوياي ما باقي مانده و اگرچه تغيير كرده اما از گذشته دور تا امروز باقي مانده است.

تحقیق از دکتر محمود روح الامینی مردم شناس

mona_casillas
03-01-2009, 08:20 PM
نقل است در نوروز، جامي پر از حلوا براي پيغمبر (ص) هديه آوردند. آن حضرت پرسيد: اين چيست؟ گفتند: امروز، روز نوروز است. پرسيدند: نوروز چيست؟ گفتند: عيد بزرگ ايرانيان است. فرمود: آري. در اين روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسيدند: عسكره چيست؟ فرمود: عسكره هزاران مردمي بودند كه از ترس مرگ، ترك ديار كرده و سر به بيابان نهادند و خداوند به آنان گفت بميريد و مردند و سپس آنان را زنده كرد و ابرها را امر فرمود كه به آنان ببارد.
از اين ‌روست كه پاشيدن آب در اين روز رسم شد. پس از آن حلوا تناول و بقيه را ميان ياران خود قسمت كرد و گفت: كاش هر روزي براي ما نوروز بود. سال در فرس باستان از كلمه «سرد» مشتق شده و به همين دليل سال را با فصل سرد شروع مي‌كردند.
نوروز، بزرگ‌ترين جشن ملي مردم ايران به شمار مي‌رود. اين روز در واقع آغاز نوزايي طبيعت و بشارت زنده شدن دوباره مردگان است. برگزاري جشن‌هاي آغاز سال نو بسيار قديمي و كهن بوده و در هر دوره، اندكي از شاخ و برگ آن زده شده و درخت كهنسال نوروز بار ديگر منعطف با زمانه، رشد و نمو ديگري يافته است و امروزه نه تنها رسمي كهن كه رسمي ديني نيز به شمار مي‌رود كه به نوزايي و بازگشت اشاره دارد.
در گذشته، سال در ميان ايرانيان به ۲ بخش تابستان و زمستان تقسيم مي‌شد كه به تابستان «همه» و به زمستان «زينه» مي‌گفتند. تابستان از آغاز بهار و فروردين آغاز و تا پايان مهرماه ادامه داشت كه در واقع ۷ ماه به اضافه فروردين بود. ۶ ماه بعد نيز كه از آغاز آبان شروع مي‌شد، تا پايان اسفند و پنجه بزرگ ادامه پيدا مي‌كرد.
زرتشتيان آغاز سال را با قرار گرفتن برج حمل در آفتاب و اعتدال بهاري شروع مي‌كردند و مهرگان را به عنوان جشني براي ۶ ماه پايان سال برپا مي‌داشتند. سلمان فارسي مي‌گويد: «ما در عهد زرتشتي بودن مي‌گفتيم خداوند براي زينت بندگان خود ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بيرون آورد و فضل اين دو بر ايام ديگر، مانند برتري ياقوت و زبرجد است به جواهر ديگر.»
ايرانيان باستان سال نو را با انجام مراسم ديني آغاز مي‌كردند و نوروز براي آنها مقدس بود و به اين دليل جشن‌ها و رسوم بازمانده از جشن نوروز را نبايد تنها براي شادي و جشن ظاهري دانست و ريشه آن را بايد در رسوم و عقايد ديني آنها بازجست.
جشن‌هاي نوروزي در ايران پس از ورود اسلام نيز با آيين‌هاي دين شريف درهم آميخت و ضمن حفظ ريشه‌ها، شاخ و برگ‌هاي تازه يافت.
شايد به دليل روحاني بودن جشن‌هاي نوروزي بود كه پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم‌ (ع) همگي به بزرگي از نوروز ايرانيان ياد كرده و بر تداوم آن پاي مي‌فشارند. معلي بن خنيس به نقل از امام جعفر صادق‌(ع) مي‌گويد: «گفتم اي سيد من! فداي تو شوم. نمي‌آموزي به من نام روزها را به زبان فارسي؟»
جواب فرمود: «آنها روزي چند قديم از ماه‌هاي قديمند كه هر ماهي ۳۰ روز است و زياد و كم ندارد. آنگاه افزود: اول از هر ماه هرمزد نام دارد كه نامي است از نام‌هاي خداي تعالي. در اين روز آدم عليه‌السلام آفريده شد. فارسيان مي‌گويند اين روز جهت آشاميدن مفرحات و خوشحالي كردن خوب است و ما مي‌گوييم روزي است مبارك و روز سرور و خرمي است...»


http://persianbook.net/Attach/SMMPBPages/ArticleMan/1800/72df07c58dd8e7c04b9c44b8ec8357ce.jpg
جشن‌هاي باستاني نوروزي مانند سبزه به آب دادن يا نذر و نياز براي مردگان نيز نشاني از نوزايي است كه همچنان برگزار مي‌شود و نوروز را دوچندان ارزشمند و ماندگار مي‌كند.
● آيين‌هاي نوروزي‌
ترديدي نيست گردآوري تمامي آيين‌ها و رسوم مربوط به بزرگترين جشن ملي ايرانيان، همان اندازه غيرممكن است كه سر زدن به تمامي دوستان و آشنايان در اين روزها. با اين حال تا جايي كه امكان باشد با چنين آيين‌هايي به شما سر مي‌زنيم و عيد را تبريك مي‌گوييم؛ باشد كه هر روزتان نوروز باشد.
● حكومت زنان در نوروز
در روستاي بي‌مرغ نزديك گناباد (از توابع خراسان شمالي) از روز نهم فروردين تا سيزده‌بدر، اختيار روستا به دست زنان مي‌افتد و هيچ مردي حق ندارد از خانه خارج شود و اگر خارج شود، زنان او را تنبيه مي‌كنند. اداره اين روستا در اين روزها به اختيار زنان است. زنان اغلب روز را در خارج از خانه مي‌گذرانند. اسب سوار مي‌شوند. مي‌تازند و از روز سيزده‌بدر دوباره به خانه برمي‌گردند و باز همان زن تسليم و سر به زير مي‌شوند.
● نوروزي‌خوان - نوروز سلطان
يكي ديگر از مراسمي كه در مناطق مختلف گيلان و مازندران و الموت و طالقان در روزهاي پيش از نوروز مشاهده مي‌شد، حضور نوروزي‌خوان‌ها بود. نوروزي‌خوان‌ها ۲ گونه شعري مي‌خواندند؛ عده‌اي شعري مذهبي مي‌خواندند و در واقع امام‌خواني مي‌كردند و برخي نيز شعري نوروزي و ملي براي مردم مي‌خواندند. به نظر مي‌رسد اين آيين پيش از اسلام، جدا از بشارت رسيدن نوروز، مدح اميران و مردمان گشاده‌دست نيز بوده است.
نوروزي‌خوان‌ها مي‌خواندند:
مژده دهيد اي دوستان
گل در گلستان آمده‌
فصل بهاران آمده
نوروز سلطان آمده‌
آب‌پاشي در اول نوروز

مهدي محي‌الدين بناب، استاد بازنشسته دانشگاه برايمان مي‌گويد: مسجد بزرگي به نام مهرآباد در بناب هست. اين مسجد سنگ‌نوشته‌اي دارد كه رويش نوشته شده: بُني هذه المسجد الشريف في زمن السلطان العادل المرشد الكامل الشاه الطهماسب الصفوي الحسيني و بناها عاليه خانم بنت منصور بگ في سنه احدي و خمسين و تسع مائه.

روز عيد نوروز مردم در مسجد مهرآباد جمع مي‌شدند. پدرم و عمويم كه هر دو روحاني بودند، با آب زعفران دعا مي‌نوشتند و اين دعاها را به مردم مي‌دادند. يك دعاي ديگري هم مي‌نوشتند و به تشت خيلي بزرگي مي‌زدند كه ده پانزده نفري مي‌شد آن را بلند كرد. اين تشت را هر سال پر از آب مي‌كردند و به مجرد اين كه سال تحويل مي‌شد، مردم مي‌آمدند و هر كدام كاسه يا گلابداني پر مي‌كردند و به عنوان تبرك مي‌بردند.

آب را تا در خانه‌شان مي‌بردند و به همه جا مي‌پاشيدند تا ارواح خبيثه و جن و شياطين وارد خانه نشوند.
هفت يا هشت سال بيشتر نداشتم كه يك بار ديدم عمويم دارد دعايي مي‌نويسد كه شبيه دعاهاي عربي نيست. دعا اين بود: «به نام‌ نامي ايرج و به نام‌ بينوا فريدون.» برايم عجيب بود كه اين چه دعايي است! پدرم كه روحاني متعصبي بود، به عمويم گفت: «اينها چيه مي‌نويسي؟» او جواب داد: «از قديم، اينها را مي‌نوشتيم.» پدرم گفت: «بنويسيد بسم‌الله.»

احتمالا آنچه عمويم مي‌نوشت، از دوران زرتشت در آذربايجان باقي مانده بود. عمويم با اين كه آخوند بود، اين را مي‌نوشت و به همان آب مي‌زد يا به مردم مي‌داد كه ببرند.

● مرغانه جنگ (بازي با تخم‌مرغ) در گيلان‌
مرغانه جنگ دو طرف داشت و ممكن بود به دو گونه: تكي (تك به تك) و رجي (چندتايي) بازي شود. در اين بازي، نوك تيز تخم‌مرغ (سر) و انتهاي پهن آن (ته) ناميده مي‌شد. مرغانه جنگ به صورت سر به سر، ته به ته و گاه با توافق طرفين سر به ته و ته به سر انجام مي‌پذيرد. در شروع بازي، يكي از طرفين تخم‌مرغ خود را در حلقه تنگ بين شست و انگشت به گونه‌اي كه نوك تيز آن به طرف بالا باشد، قرار داده و طرف مقابل سر تيز تخم‌مرغ خود را بر آن ضربه وارد مي‌كند. هر تخم‌مرغ كه مي‌شكست، صاحبش بازنده محسوب شده و بايد ته تخم‌مرغ خود را براي ضربه‌پذيري در اختيار حريف قرار دهد. تخم‌مرغ‌بازهاي حرفه‌اي بعضا ترفندهايي براي برنده شدن به كار مي‌برند. از جمله يك تخم‌مرغ را با سوزن سوراخ و مايع داخل آن را خالي مي‌كنند و با پر كردن مواد شيميايي چسبنده يا سقز، استحكام بدنه تخم‌مرغ را افزايش مي‌دهند.
برخي نيز از تخم‌مرغ‌هاي دوزرده كه از ضخامت و استحكام بيشتري برخوردار است و در مرغانه جنگ كاربرد بيشتري دارد، استفاده مي‌كنند تا شانس برنده شدن خود را افزايش دهند. گاه هنگام بازي بومي مرغانه جنگ، طرفين بازي تخم‌مرغ يكديگر را محك مي‌زنند كه اصطلاحا در زبان گيلكي شرق گيلان به آن «چيشتن» (چشيدن) مي‌گويند. روش چشيدن كه براي تشخيص مقاومت تخم‌مرغ حريف انجام مي‌شود، به وسيله ضربه زدن دو سر آن تخم‌مرغ به دندان‌هاي پيشين انجام مي‌شود. بدين ترتيب حريف مرغانه جنگ از صداي زير و بم تخم‌مرغ، متوجه استحكام آن مي‌شود و سپس بنا به تشخيص صورت‌هاي مختلف بازي سر به سر، سر به ته و... را انتخاب مي‌كند.
گفتني است تخم‌مرغ در باورهاي بومي گيلك‌زبانان، نشانه بركت و فراواني و تداوم نسل و زندگي است وبر همين اساس معتقدند كه تخم‌مرغ شكسته شده توسط نوعروس يا زن باردار مصرف شود.

http://persianbook.net/Attach/SMMPBPages/ArticleMan/1800/095e7c3b07294b639af969905e02a957.jpg ● تكم؛ بشارت‌دهنده نوروز در اردبيل‌
كريم عظيمي ججين درباره اين رسم براي ما نوشته است، تكمچي در كوچه‌ها به راه مي‌افتاد و بچه‌ها نيز پشت سر تكمچي با او همنوا مي‌شدند:

سيزون بو تازه بايراموز موبارك‌
آيوز، ايلوز، گونوز، هفته وز موبارك...
ترجمه: اين عيد تازه‌تان مبارك‌
ماه و سال و روز و هفته‌تان مبارك...

تكم و تكم‌گرداني، ريشه‌اي بس عميق در فرهنگ كهن منطقه اردبيل دارد. خاستگاه تاريخي و جغرافيايي آن به يقين معلوم نيست؛ اما آنچه امروزه از مراسم تكم‌گرداني در دست داريم، حاصل سابقه و غناي فرهنگ شفاهي مردم منطقه است كه سينه به سينه از نسل گذشته تا به امروز به يادگار مانده. واژه «تكم» در زبان تركي تركيب يافته از ۲ بخش «تكه» (به فتح تا و كاف) به معني بز نر و ضمير ملكي «م» مي‌باشد كه معني «بز نر من» را مي‌دهد. به كسي هم كه تكم‌گرداني مي‌كند «تكمچي» گفته مي‌شود. از اين واژه براي نامگذاري مناطق و روستاها نيز استفاده شده است؛ مثل «تكه‌چي» عليا و سفلي از توابع پارس‌آباد مغان.

«تكم» عروسك چوبي كوچكي است به شكل بز كه با پارچه‌هاي رنگي، زنگوله، سكه و آينه زينت مي‌يابد. چوبي باريك به زير شكم عروسك متصل است كه انتهاي اين چوب هم از سوراخ وسط صفحه‌اي چوبي مي‌گذرد. تكمچي به وسيله اين چوب، تكم را به رقص درآورده و ريتم و ضربي هماهنگ از برخورد تكم بر صفحه چوبي ايجاد مي‌كند. تكمچي با خواندن اشعاري، فرارسيدن بهار را به مردم بشارت داده و مردم نيز در قبال اين شادماني، هديه‌اي به تكمچي مي‌دهند.

نكته جالب توجه در اين آيين، استفاده از عروسك بز است كه رابطه تنگاتنگي با مفهوم شروع فصل بهار دارد. بز در فرهنگ باستاني ايران نماد باروري، زايش و پيشاهنگي است. در اشعار تكمچي، به موضوعات و مناسبت‌هاي مختلف ديني و اجتماعي اشاره مي‌شود.

● آغاز سال نو با مس‌
از قديم تا به حال اغلب مردم خراسان مخصوصا ساكنان مشهد، زمان تحويل سال در حرم امام رضاع حضور دارند كه آغاز سال جديد با يك بار روشن و خاموش شدن چراغ و نقاره خانه اعلام مي‌شود. در آن سال‌هاي دور كه تمام جمعيت مشهد در بزرگترين صحن حرم مي‌توانستند گردهم بيايند، بعد از تحويل سال با سبزه‌اي كه هديه مي‌گرفتند، از خادمان حرم به خانه بازمي‌گشتند.
رسم بر اين بود كه قبل از آغاز سال نو، مرد خانه بيرون مي‌رفت و هنگام تحويل سال، با سبزه و نان و در بعضي محلات با تكه‌اي مس وارد خانه مي‌شد كه علامت بركت و روزي‌رساني بود.
● بوسيدن دست بزرگترها
در خراسان همچنين مردها معمولا دستمالي ابريشمي به همراه داشتند. صاحبخانه به تعداد بچه‌هاي مهمان، تخم‌مرغ رنگي هديه مي‌داد كه در دستمال مي‌گذاشتند و بعد آن را تقسيم مي‌كردند.
عيدي بيشتر مواقع سكه‌هاي طلايي رنگ بود كه توي كاسه مي‌ريختند و تعارف مي‌كردند. اين سكه‌ها را اكثر مهمانان نگه مي‌داشتند و در سفرهاي زيارتي مثل حج و سفر كربلا مي‌بردند و متبرك مي‌كردند.

● عروس گوله‌
نمايش معروف نوروزي در گيلان و مازندران و الموت و طالقان، عروس + غول است. در اين نمايش غول، عروس و پيربابو نقش دارند. عروس گله يا عاروس گوله در مازندران به پيربابو معروف است.
غول با پوششي از كُلش (ساقه‌هاي خشك شالي) و زنگوله‌هايي به پا و چماقي در دست در ميان مردم حاضر مي‌شد. نقش عروس را نيز اغلب يكي از پسران جوان بازي مي‌كرد و لباس زنانه مي‌پوشيد.
در بازي نوروزي عروس گوله، غول و پيربابو براي به دست آوردن عروس با يكديگر درگير مي‌شدند.
پيش از آغاز نمايش نيز گروه همخواني مي‌كردند:

عروس گوله بيارديم/ جانه دله بيارديم
خانه خواه تره نيارديم/ تي پسره بيارديم‌

ترجمه: بازي عروس و غول آورديم/ براي جان و دل آورديم
صاحبخانه براي تو نياورديم/ براي پسر تو آورديم.

از سعید خادمی

mona_casillas
03-01-2009, 08:35 PM
http://gerashnews.persiangig.com/dfgdhfgj.jpg


http://www.iranmania.com/cards/cardimages/actual/cards55.jpg


پیشاپیش فرارسیدن سال جدید رو به همه ملت ایران بویژه سرخدلان عزیز تیریک میگم با آرزوی سالی پر از خیر و برکت برای همه ........

اما جواب به سوالات نورزوی علی عزیز


1- به سالی که گذشت از دید خودتون چه نمره ای میدین ؟

با ارفاق نمره 17


2 - سال گذشته برای شما چه رنگی بود ؟

سبز و سفید

3 - یه خاطره خوب و دلنشین یا موفقیتی که در سال گذشته بهش رسیدین ؟

بجز قهرمانی پرسپولیس در لیگ هفتم چند خاطره خوب و دلنشین شخصی هم دارم که نمیتونم بگم !
4 - تصمیم دارید عید امسال را چطور بگذرونید ؟ مسافرت ....خونه ....

چند روز خونه هستیم و چند روزهم انشالله مسافرت میریم .

5 - دوسه هدف و برنامه مهمی که برای سال آینده دارین ؟

اولین و مهم ترین هدفم برای سال جدید برنامه ریزی دقیق و جدی برای قبولی در کارشناسی ارشد هست . دومی هم اگر قسمت بشه سفر حج و سومی .............

6 - آرزوی شما برای پرسپولیس و پرسپولیسی ها ؟

سربلندی پرسپولیس . اتحاد و همدلی بین کلیه اعضای این تیم و هوادرانش . شادی دل هوادران و رسیدن به آرزوهای خوب و قشنگی که دارند .

7 - دروغ سیزده ؟

استقلال قهرمان جام باشگاههای آسیا شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

FATEMEH
03-01-2009, 08:36 PM
~> تاریخ نوروز و تحولات کمی و کیفی آن <~



تاریخ ِ آغاز ِ مراسم باشکوه عید نوروز به جمشید شاه بازمی گردد. او که در زمان سلطنت در آبادانی ِ ایران و آسایش خاطر ِ مردم از هجوم بیگانگان ، نقش بسیاری داشت. روزی سفر یا در واقع معراجی با تخت زرینش به آسمان ( بسوی خورشید ) داشت ، پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را (( نوروز)) نامید.
این گاهنبار ( جشن ) ( که از آن در گاتهای زرتشت نامی برده نشده و تنها در یکی از یشتها بنام فروردین یشت ، ذکر و ستایش این گاه نگاشته شده ) پس از جمشید شاه سال به سال بر اهمیت و فراگیری آن افزوده شد.
در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شده.

FATEMEH
03-01-2009, 08:37 PM
خريد لباس عيد

از يکی دو ماه به نوروز مانده شيرازی ها به بازار مي روند و لباس عيدشان را می خرند پارچه هايي معمولاً خريداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ يا زرد باشد و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه يا جمعه قيچی کنند و نيز معتقد بودند که روز پنج شنبه ساعت سنگين است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بريده شود نصيب دزد يا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسايل خانه نيز بايد عوض شود و يا تميز گردد. پختن نان شيرين از جمله کارهايي است که حتماً بايد قبل از عيد و برای عيد انجام بگيرد .

سبز کردن گندم، عدس، تره تيزک، ده پانزده روز به عيد مانده در خانه های شيراز صورت می گيرد. برای اين کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس يا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان می ريزند و به ترتيب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند .

FATEMEH
03-01-2009, 08:38 PM
خانه تکانی يا رفت و روب

يکی دو هفته پيش از عيد خانه تکاتی يا رفت و روب انجام می گيرد و مجدداً اثاثيه را جابه جا می کنند و گرد گيری می کنند و دوباره آنها را می چينند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.

FATEMEH
03-01-2009, 08:38 PM
سفره و ساعت تحويل سال

برای تحويل سال همه در يکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پيش از هر چيز آيينه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سين را می گذارند.

هفت سين عبارت است از سماق، سير، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی .

در شيراز علاوه بر هفت سين( هفت ميم ) را هم درسفره می گذارند که هفت ميم عبارتند از: مدنی ( ليمو شيرين )، مرغ، ماهی، ميگو، مسقطی، ماست و مويز. به علاوه کنگر ماست، عسل، خرما، کره، پنير، کاهو، تخم مرغ رنگی و .... موقع تحويل سال همه اهل خانه بايد با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نيز دود می شود و هر کدام از اين ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنايي خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که بايد در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن يار و مددکار اهل خانه خواهد بود.

پول نشان از خير و برکت و رفاه، اسپند برای دوری از چشم زخم حسود، برنج، نشانی از خير و برکت و فراوانی، آب, نشان صافی و پاکی و روشنايي و گشايش کار. ماهی قرمز، شگون دارد. آيينه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و يکرنگی. طلا، نشانی از اميد به وضع مالی خوب در سال نو. بعد از تحويل سال نبايد شمع ها را با فوت خاموش کرد بلکه بايدگذاشت تا آخر بسوزند و يا با نقل و مسقطی خاموششان کرد .

يکی ديگر از اعتقادات مردم شيراز اين است که هنگام تحويل سال در حرم حضرت شاهچراغ(ع) باشند که درآنجا شمع روشن می کنند و در دست می گيرند به اين معنی که هميشه زير نور شاهچراغ باشند . و يک نفر واعظ بالای منبر می رود و دعا می خواند و مردم صلوات می فرستند و از طرف خادمين شاهچراغ روی مردم گلاب پاشيده می شود و همه به هم تبريک می گويند.

FATEMEH
03-01-2009, 08:38 PM
ديد و بازديد

از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به ديدار کسی که از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريک بگويند و او نيز عيدی که شامل سکه يا پول است به آنها بدهد. بعضی نيز صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه يک بشقاب نان شيرين به اضافه تخم مرغ رنگی يا سکه به کوچک ترها می دهند.

FATEMEH
03-01-2009, 08:38 PM
سيزده بدر

روز دوازده فروردين همه وسايل تهيه می شود و هر چه از شيرينی ها و آجيل ها باقی مانده برای صبح سيزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نيز هست. صبح سيزده فروردين همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شيراز می شوند و معتقدند در روز سيزده فروردين نبايد در خانه ماند زيرا اين روز نحس و بديمن می باشد. روز سيزده پيش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر اين روز ويژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشايش بخت خود اين کار را می کنند و ترانه هايي می خوانند چنانچه سيزده به ماه رمضان بيفتد. مراسم را بعد از تمام شدن ماه رمضان در اولين جمعه يا اولين عيد انجام می دهند.

FATEMEH
03-01-2009, 08:40 PM
آيين و رسومي که سال‌‌ها است ميان اقوام مختلف ايراني با شکل و شمايل متفاوت تثبيت شده است.کارهايي از قبيل خانه تکاني، شست‌وشوي وسايل و لوازم خانه، رسيدگي و تعمير خانه و خريد لباس شب عيد که از واجب‌ترين مرسومات ايام عيد نوروز به حساب مي آيند.

خريد پوشاک که البته ميان کوچک‌ترها بيشتر رواج دارد، جزو جذاب‌ترين و پرهزينه‌ترين برنامه‌هايي است که بايد براي شب عيد انجام شود.


عيد نوروز در گذشته اي نه چندان دور، تنها به روز آغاز فروردين محدود نمي شد و به

يشواز رفتن آن شامل جزئيات و ريزه کاري هايي بود که اين عيد را از اعياد ديگر متمايز مي کرد و رسيدن آن براي همه از پير و جوان، شادي آور بود.

در آن زمان تقريبا تمام کارهاي مربوط به عيد، توسط اعضاي خانواده انجام مي شد که در بيشتر مواقع، همه در يک خانه زندگي مي کردند و دست به دست هم داده به خياطي و خانه تکاني، خريد و پخت و پز مي پرداختند، باغچه را صفا داده و گلکاري مي کردند و خلاصه با آغاز سال نو، همه با احساس رضايت از نتيجه کوشش هاي خود، پذيراي مهمانان شده و خود به ديدار فاميل مي رفتند و روزهاي خوشي را در کنار يکديگر مي گذراندند.

اسفندماه که مي آمد، خانه تکاني شروع مي شد. آن زمان همه با اسپند، سراغ فروردين مي رفتند.پشت تمام پنجره هاي خانه ها، سبزه بود و گل شمعداني که همه نشانه آمدن بهار بود. سمنو فروش ها توي کوچه ها راه مي رفتند و داد مي زدند و مشتري ها را خبردار مي کردند، فرش ها همان جا وسط کوچه ها با تشت و لگن شسته مي شد.

مردم موسيقي هاي فلکلور نوروز را زمزمه مي کردند. همه جا لامپ هاي رنگي روشن مي شد و چشمک مي زد. جلوي هر مغازه اي هم يک ظرف سبزه مي گذاشتند. تمام اين تصويرهاي نوروزي را مي توانيد توي همان حال و هواي «طهران» قديم تصور کنيد.

از آغاز ماه اسفند کم کم انديشه عيد نوروز موجب شادي و نگراني فقرا مي شد و در اين ميان اوضاع کسبه بازار از همه بهتر بود و فصل رونق بازار فرا رسيده بود. اولين کار که زمان و دقت بيشتري لازم داشت تهيه رخت و لباس نو بود. البسه کودکان معمولا از رنگهاي شاد و زنده تهيه مي شد که معمولا توسط خانم هاي خانه دوخته مي شد و کفش و کلاه تنها مواردي بودند که از بازار خريداري مي شدند. خانم و آقا هم(در خانواده هاي متوسط) معمولا به نو کردن چند تکه اصلي لباس خود که شامل چادر گل منگولي و روسري ، مي پرداختند و در صورت امکان البسه ديگر را شسته و رفو مي کردند، يقه ها را آهار مي زدند و خلاصه براي سال نو، نو نوار مي شدند.

فرا رسيدن عيد نوروز براي کودکان از حال و هوايي استثنايي برخوردار بود و اکثر آنان تنها در همين زمان صاحب يک دست لباس نو مي شدند و شايد يکي دو اسکناس تانخورده عيدي مي گرفتند و براي آن هزارتا نقشه مي کشيدند. ناگفته نماند که در بيشتر موارد اين اسکناس ها به جيب والدين مي رفت و خرج گوشه اي از اجاره خانه يا يک مورد ضروري ديگري مي شد که آنرا به بعد موکول کرده بودند.

هر چند که تهيه لباس نو در بعضي از خانواده هاي بي بضاعت انجام نمي شد ولي رسم خانه تکاني، فقير و غني نمي شناخت و براي انجام شدن آن، تمام وسايل خانه بايد بيرون ريخته شده و تمام خانه شسته، جارو و گردگيري و دوبار چيده مي شد.
در همين خانه تکاني ها، دو کار مهم انجام مي گرفت، يکي دل کندن از لوازم و اسباب کهنه و شکسته بود که پس از يک يا چند سال کار کردن و تعمير شدن، ديگر نفسهاي آخر را کشيده و تنها به درد دور انداختن مي خورد و همچنين تغيير و تحول شکل چيدن اثاث منزل که با بيرون ريختن و دوباره چيدن، شکل تازه اي به خانه داده و موجب تنوع مي شد. خانه تکاني در آن روزها وقت بسياري مي گرفت زيرا از تکاندن فرش و گليم و قالي شروع مي شد و با صيقل دادن لوازم فلزي، شسته مي شد تا سال بعد که روز از نو، روزي از نو و کسي براي تميز کردن خانه کارگر نمي گرفت بلکه تمامي کارها را خودشان انجام مي دادند.

بعد از خانه تکاني با اشتياق خاصي انداختن سبزه عيد در ظرف هاي خاص شروع مي شد،به اين ترتيب که خانم خانه به تعداد جمعيت خانواده مشت مشت گندم يا عدس يا هر دانه سبز کردني ديگر را برداشته و در ظرفي سفالي مي ريخت، اين کار بايد طوري با دقت انجام مي شد که از دستشان دانه اي به زمين نيافتد و در ضمن با هر مشت دانه بايد براي سلامتي، خوشي، سعادت و گشايش بخت و مال آن شخص دعا مي کردند، هر روز آب مي دادند تا سبز شده و براي هفت سين آماده شود و بعد با گلهاي پارچه اي تزيين کرده و سر سفره مي گذاشتند..

اين صحبت‌هاي مادر بزرگم است که معمولا هر ساله با نزديک شدن به عيد برايم مي گويد تا افکارم را نسبت به خريد لباس هاي قيمت بالا تغيير دهد؛ سالها پيش درست زماني که مادربزرگ‌ها و پدربزرگ هايمان در آستانه فرار سيدن ايام عيد بودند خانواده‌ها نقش اصلي را براي تدارک ديدن وسايل مورد نياز ايفا مي کردند.


آداب و رسومات مختلفي که مردم در زمان گذشته از آنها پيروي مي کردند با گذشت زمان هنوز هم اين آداب انجام مي شود،البته کمرنگ تر اجرا مي شود. هنوز هم مردم خانه تکاني و خريد هاي شب عيد را انجام مي دهند اما به نوعي با گذشته تفاوت هايي را دارد که شور و اشتياق را به گونه اي ديگر مي توان در آن ها ديد.

امروز کارهاي خانه تکاني بيشتر به عهده مادر است چرا که فرزندان بيشتر مشغول تحصيل و پدر هم سر کار است.رسم و رسومات تا به حدي عوض شده است. اعضاي خانواده گرم زندگي و مشکلاتي هستند تا بتوانند تا پايان عيد با دست و پا کردن حقوقي بتوانند خريدي در حد کلان داشته باشند.

خريد ها آن چناني و خانه تکاني ها مثل قديم نيست و رسم عيد ديدني ها و مهماني رفتن ها عوض شده است.با تجملياتي شده همه چيز آداب و رسوم هم تغيير کرده است.بچه ها وقتي بزرگ مي شوند دوست دارند خودشان براي خريد عيد به بازار بروند و ميهماني ها فقط از گران بودن و بهتر بودن سخن مي گويند.

اما با وجود چنين تفاوت هايي مردم هر ساله با انجام آداب رسوم که از قديم بوده و امروزه تغييراتي کرده است به پيشواز مي روند تا عيد و تازه بودن سال جديد را به خانه هايشان بياورند.

با گسترش نسل ها اعتقادات و بسياري از آداب و رسوم ها هم عوض مي شود . اما باز هم مردم با اشتياق به سراغ عيد نوروز مي روند، اعضاي خانواده با فرا رسيدن عيد و شکر و سپاس از خداوند از اين که يک بار ديگر در يکي از سال هاي نو توانسته اند در کنار هم باشند،خوشحال اند و قدر آن را مي دانند.

http://www.hasht.com/services/Greetings/greetingsImg/larg/0604.jpg

http://www.iranblog.com/alireza.poshtkohi/pix/norooz_logo_.jpg

http://www.gisoo.persiangig.com/other/DSC08415.jpg

http://samarqand.malakut.org/archives/Nawruz%5B1%5D.jpg

mona_casillas
03-01-2009, 08:44 PM
بچه ها به سوالات نورزوی هم جواب بدین !

mona_casillas
03-01-2009, 08:50 PM
http://persianbook.net/Attach/SMMPBPages/ArticleMan/200/5888dc8829d0b9bba806b7597873288b.jpg

مفاهیم نوروز



مفهوم سيزده بدر در ايران باستان اينگونه بود كه مردم قادر باشند در طول سال با تمام نيروهاي اهريمني مبارزه كنند. يوسفي رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي لاهيجان در گفتگو با خبرگزاري دانشجويان ايران با اشاره به آيين سيزده بدر در ايام عيد نوروز گفت:
نحسي و ناخوشايند بودن عدد سيزده و دوري جستن از آن در بسياري از كشورها و ملتها باوري كهن است. مفهوم سيزده بدر در ايران باستان اينگونه بود كه مردم قادر باشند در طول سال با تمام نيروهاي اهريمني مبارزه كنند. ايرانيان نيز در سيزدهمين روز از سال جديد خانه خود را ترك مي كنند و براي دوري از نحوست اين روز به گردشگاه ها مي روند و ضمن صرف غذا به بازي و جشن و شادي مي پردازند. اين روز براي شادي و پايان دادن تعطيلات به صورت شاد و مثبت مي باشد.
يوسفي تصريح كرد: نحوه برگزاري اين روز به صورت يك پيك نيك مي باشد. بعد از اين روز زندگي به حالت عادي بر مي گردد، مدرسه ها باز مي شودف مغازه ها ساعت عادي كار خود را آغاز مي كنند بنابراين اين روز آخرين روز با هم بودن فاميل و استفاده از طبيعت زيباي بهار است. سيزده بدر روزي براي طلب باران نيز مي باشد. در ايران ساساني هر روز نام مختص خودش را داشت و به خداي خاص متعلق بود و روز سيزدهم فروردين ماه ايران قديم به خداي باران اختصاص داشت.
وي ادامه داد: در اين روز پسرها و دخترهاي جوان براي برآورده شدن آرزوها و يا يافتن همسري مناسب سبزه ها را گره مي زنند. اعتقاد به اين است كه وقتي گره سبزه ها باز شود، تمامي مشكلات حل مي شود و آنها به آرزوي خود مي رسند. در پايان روز سبزه را ميان آب رودخانه يا دريا مي اندازند زيرا اعتقاد دارند كه اين سبزه تمام درها و بيماريها را در خود جمع نموده است بنابراين دست زدن به سبزه ديگران موجب انتقال اين مشكلات به فردي ديگر مي شود. يوسفي در پايان گفت: حاجي فيروز از جمله آيين هاي نوروزي كه براي شوخي و سرگرمي حاكمان ايران ساساني اجرا مي شد كه رفتار و دستوراتش خنده آور و مضحك بود و با لباس قرمز رنگ كه زنگوله هايي به آن دوخته شده است و صورت سياه شده و كلاه شيپوري بلند در كوچه و گذر خيابان حضور پيدا كردند. دايره مي زنند و مي رقصيدند و مي خوانند و مردم را سرگرم مي كنند و پول مي گيرند.
زمستان تمام مي شود. راس ساعت 16 و 3 دقيقه و 24 ثانيه. سال 1383 با تمام اتفاقات خوب و بدش، در اين لحظه تمام مي شود و آدمهاي منتظر، در كنار سفره هفت سين، خستگي يكساله را به در مي كنند. ايرانيان در هر گوشه اي از جهان براي پاسداشت آييني كه ميراث گذشتگانشان است، سفره هفت سين مي گسترانند، هديه مي دهند و هديه مي گيرند و پس از تحويل سال به ديدار هم مي روند.
آيين هاي نوروزي توسط تك تك ايراني ها اجرا مي شود، اما كمتر كسي مي داند كه اين رسوم از كجا آمده و چه حكمتي دارد. درباره برخي از اين رسوم، زمان و نحوه پيدايش آن اطلاعات كاملي در دست نيست و اجماع نظر وجود ندارد. آيين هاي نوروزي به دو دسته رسوم پيش از نوروز و رسوم پس از شروع عيد قابل تقسيم اند. برخي از اين رسوم امروزه اجرا نمي شوند ولي بيشتر آنها دربين مردم رواج دارد.
_ پنجه
جشن پنجه يكي از آيين هاي پيش از نوروز است كه امروزه ديگر اجرا نمي شود. اين رسم مربوط به پنج روز آخر سال است كه توسط ايرانيان باستان جشن گرفته مي شد. اين جشن كه پنجه نام داشته جشني عمومي براي عامه مردم بوده است. "محمود روح الاميني"، مردم شناس معاصر درباره پنجه مي نويسد: بنابر سالنماي كهن ايران، هر يك از دوازده ماه سال سي روز است و پنج روز باقي مانده سال پنجه، پنجك، خمسه مسترقه، پيتك نام دارد. ايرانيان اين پنج روز را همزمان با يكي از جشن هاي ششگانه، جشن مي گرفتند.
جشن پنجه تا سال 1304 كه تقويم رسمي 6 ماه اول سال را سي و يك روز قرار داد، جشن مي گرفتند.
_ مير نوروزي
اين جشن پنج روزه آيين هاي ويژه اي نيز داشته است كه مير نوروزي يكي از آنهاست. مردم در اين روزها براي شوخي و سرگرمي، حاكمي انتخاب مي كردند كه كارهاي احمقانه مي كرد و دستورات خنده دار مي داد. مردم هم اين حاكم پنج روزه را مسخره مي كردند و آزار مي دادند. مير نوروزي در آخرين روز پنجه از دست مردم پا به فرار مي گذاشت. مير نوروزي و حكومت پنج روزه اش در نوشته هاي شعرا و نويسندگان قديم مانند حافظ و ابوريحان بيروني آمده است.
_ چهار شنبه سوري
چهارشنبه سوري از رسوم پر طرفدار پيش از نوروز است. اين رسم كه به دليل پيشرفتهاي صنعتي و محدود شدن فضاهاي باز و طبيعي، شديدا تغيير شكل داده است، در سالهاي اخير با سر و صداي بيشتر و آتش افروزي كمتر برگزار مي شود.
در زمان گذشته در غروب آخرين سه شنبه سال، بيرون از خانه ها آتش روشن مي كردند و اثاثيه كهنه اي را كه در خانه تكاني دور انداخته بودند در آتش مي سوزاندند. زن و مرد و پير و جوان در اين روز از روي آتش مي پريدند و با خواندن شعر "زردي من از تو، سرخي تو از من" بيماري ها و رنج ها را در آتش مي انداختند. برافروختن آتش يكي از ويژگي هاي ايرانيان زردشتي بوده است و رسم روشن كردن آتش پيش از سال نو از ابتدا وجود داشته، اما زمان آن مطمئنا تغيير كرده است.
مورخان معتقدند اين رسم ارتباطي با چهارشنبه آخر سال نداشته است. دكتر ابراهيم پورداوود معتقد است: آتش افروزي ايرانيان از رسوم ديرينه است اما قرار گرفتن آن در چهارشنبه آخر سال پس از اسلام رسم شده است . چرا كه ايرانيان شنبه و چهارشنبه نداشتند (در آن زمان هر يك از روزهاي ماه نام خاصي داشت و روزهاي هفته نامي نداشتند) روز جهارشنبه نزد عربها روز نحسي است و اين است كه ايرانيان آيين آتش افروزي پايان سال را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا از پيش آمدهاي بد سال نو و از آسيب و پليدي دور بمانند. دكتر روح الاميني، درباره چهارشنبه هاي ماه اسفند نوشته است: در برخي شهرهاي آذربايجان و زنجان هر كدام از چهارشنبه هاي ماه اسفند نام و رسوم خاص دارند.
نخستين چهارشنبه را موله مي گويند و به شستن و تميز كردن فرشهاي خانه اختصاص دارد. دومين چهارشنبه را سوله مي گو.يند و روز خريد وسايل و نيازمندي هاي عيد است. سومين چهارشنبه را گوله مي گويند و در آن روز براي سبزه گندم خيس مي كنند و آخرين چهارشنبه هم كوله (كهنه و فرسوده ) نام دارد و در آن روز آتش برپا مي كنند.
_ پنجشنبه آخر سال
در باورهاي ايرانيان باستان، نوروز جشن بازگشت فرورها (ارواح درگذشتگان) است. زردشتيان معتقدند، روان درگذشتگان هيچگاه از بازماندگاه قافل نمي شوند و هرساله در زمان عيد نوروز به خانه هاي خود بازمي گردند و ازاين روست كه بازماندگان در آخرين پنجشنبه سال بر سر گور رفتگان حاضر مي شوند و براي آنها خيرات مي دهند.
_ خانه تكاني
خانه تكاني نيز از رسوم پابرجاي نوروز است. تميز كردن خانه و بيرون بردن اثاثيه كهنه و غير ضروري قرنهاست كه در ايران اجرا مي شود. برخي باستان شناسان يكي از دلايل خانه تكاني را آماده كردن خانه براي پذيرايي از ارواح در گذشتگان مي دانند.
_ هفت سين
سفره هفت سين يكي از قديمي ترين و زيباترين نمادهاي نوروز است. سفره هايي كه با سيب، سماق، سمنو، سنجد، سبزه، سكه و سنبل تزيين مي شوند، درلحظه تحويل سال افراد خانواده را در كنار هم جمع مي كنند و تا پايان عيد گسترده مي ماند. درباره علت هفت تايي بودن و استفاده از حرف سين در اجزاي اين سفره نظر قطعي اي وجود ندارد. عده اي معتقدند هفت عدد مقدس و نمادي از هفت امشاسپند است. امشاسپندان فرشتگاني هستند كه در آيين زردشتي اهورامزدا در راس آنهاست و جهان با كمك آنها اداره مي شود.
برخي مورخان مي گويند: "سين مخفف سيني است". در نوروز، هفت سيني را براي هفت امشاسپند مي آراستند يا آنكه براي بركت و شگون در هفت سيني دانه هايي را كه بركت به سفره مي آورد، مي روياندند و آنگاه در سفره نوروزي مي گذاشتند. سين هايي كه در سفره هفت سين قرار مي گيرند، همگي نمادي از بركت، شادي، اميد و باروري هستند. سبزه و سمنو از گندم تهيه مي شوند و گندم مقدس ترين گياه است و جوانه گندم نماد باروري، رويش و وفور نعمت است.
سيب نماد باروري و زايش و همچنين نماد عشق و دلباختگي است و سكه علامت روزي و ثروت است. سير يك گياه طبي است و خواص درماني زيادي دارد، باوجود آنكه ايرانيان باستان بوي سير را اهريمني مي دانستند، اين گياه را به نشانه سلامتي در سفره مي گذاشتند. اجزاي ديگر هفت سين كه با سين شروع نمي شوند نيز سمبل پاكي، بركت و ادامه زندگي هستند.
تخم مرغ ساده ترين نماد زايش است، آيينه نشانه پاكي و وسيله اي است در آن مي توان زندگي و آينده را ديد. آب سنبل آناهيتا الهه آب است. ماهي موجودي است كه در اين سمبل زندگي مي كند و حياتش وابسته به آن است و در گذشته، غذايي كامل و اشرافي بوده است.
قديمي ها عقيده داشتند، زمين روي شاخ گاو بزرگي قرار دارد و در لحظه تحويل سال گاو زمين را از يك شاخ به شاخ ديگر پرتاب مي كند. بنابراين، تخم مرغي را روي آيينه مي گذاشتند و معتقد بودند در لحظه تحويل سال تخم مرغ تكان مي خورد.

http://persianbook.net/Attach/SMMPBPages/ArticleMan/200/5888dc8829d0b9bba806b7597873288b.jpg _ عيد ديدني
ديد و بازديدهاي نوروزي كه از لحظه پس از تحويل سال آغاز مي شود، بازمانده از سنت بارعام پادشاهان است. در زمانهاي دور، پادشاهان در روزهاي نخست نوروز مردم را به حضور مي پذيرفتند و به آنها عيدي مي دانند. عوام نيز متقابلا براي پادشاه هدايايي مي بردند. در اين روزها مردم در دربار شاه مورد پذيرايي قرار مي گرفتند. امروزه رسم ديدار با پادشاه تبديل به رسم ديدار با بزرگان فاميل شده است و مردم هديه نوروزي را از بزرگان خانواده مي گيرند.
_ سيزده بدر
آخرين رسم نوروز، سيزده بدر است و در واقع اختتاميه عيد محسوب مي شود. در متون كهن كمتر به اين رسم اشاره شده است، اما گستردگي و همه گير بودن آن نشانه قدمت آن است. برخلاف ساير رسوم نوروزي كه تجملي و شاهانه بوده و از دربار به ميان مردم آمده است، سيزده بدر و گذارندن يك روز در طبيعت رسم مردم عادي بوده است، نه شاهان و اشراف.
اعتقاد به نحسي عدد سيزده نه تنها بين ايرانيان بلكه در ميان بيشتر ملل رواج دارد. ايرانيان براي آنكه نحسي اولين سيزده سال را از خود دور كنند، به دامان طبيعت پناه مي برند و در اين روز ديد و بازديد عيد صورت نمي گيرد. زمستان به پايان مي رسد، سال 1383 با تمام خوبي ها و بدي ها راس ساعت 16 و 3 دقيقه و 24 ثانيه به پايان مي رسد و آدمهاي منتظر، در كنار سفره هفت سين، خستگي يكساله را به در مي كنند، نوروز است.
سيزده بدر ، روز زندگي در پرديس در ايران باستان اين اعتقاد وجود داشت كه در هزاره سيزدهم تحت راهنمايي سوشيانس مردم دربهشت به زندگي خود ادامه مي دهند .
- ايران زمين از دير باز جايگاه زندگي قومي متمدن و با فرهنگ بوده است . اين تمدن با كاوشهاي به عمل آمده درمناطقي همانند "شهر سوخته " زابل از فدمتي بسيار بيشتر از ورود قوم" آريا" به اين سرزمين ، كه اكنون نام خود را نيز از نام قوم سكني گزيده در خود وام گرفته است ، بر خور دار است .
بسط و گسترش تمدن درايران كه با ورود قوم آريا از پيشرفتي چشمگير بر خوردار شد ، بستري مناسب براي رشد مفاهيم خاص و منحصر به فردي بوجود آورده است كه خصيصه هاي تمدن ايراني را شكل داده اند و به اين ترتيب اين تمدن را از ديگر تمدن هاي جهان متمايز كرده اند . از اين جمله مي توان به مفاهيم خاصي كه در تمدن ايراني به اعداد نسبت داده شده اند، ياد كرد . اعداد هفت، سه، سيزده و بسياري اعداد ديگر در ايران باستان مفاهيمي پيچيده از تاثيرات نجومي و پديده هاي جاري در قرنها و دوره ها را پذيرفته اند . جلوه بروني اين مفاهيم درنمايه هايي همچون هفت سين، هفت خوان رستم، هفت شهر عشق، هفت اورنگ و" سيزده به در "به طور روشن نمايان است.
سيزده به در يكي از سنت هاي رايج ايراني است كه از قدمتي زياد برخوردار است . اين سنت با فراگيري خود در كل پيكره اجتماعي ايران يك اسطوره معنايي در كنش و رويكردي هم گرا در سطح وسيع اجتماعي بوجود مي آورد .
در زمينه پيدايش نام" سيزده به در " در ميان آثار به جا مانده از گذشتگان اتفاق نظر محسوسي به چشم نمي خورد، ولي بايد اذعان داشت كه روز" سيزده به در" داراي جايگاه خاص تاريخي درميان اهالي ايران زمين بوده است تا آنجا كه در زمينه تبار شناسي "سيزده به در" بايد به اساطير قديمي بر جاي مانده در ايران رجوع كرد . در اساطير ايران، عمر جهان هستي 12 هزار سال پيش بيني شده است .
پس از اين دوره جهان بسته مي شود و انسانها كه وظيفه شان ، جنگ عليه اهريمن است، با سپري شدن اين 12 هزار سال و ظهور سوشيانس ( ناجي موعود ) سر انجام به پيروزي و ظفر مي رسند . به نظر مي رسد ، عدد 12 از بروج دوازده گانه گرفته شده باشد . كه آگاهي نسبت به آنها نشان از وسعت دانش علمي ايرانيان در آن زمان در علم ستاره شناسي داشته است . به اين ترتيب ، در تقويم ايراني ، نخستين دوازده روزسال ، "جشن زايش انسانها"، تمثيلي از12 هزار سال زندگي و نبرد با اهريمن است و روز سيزدهم تمثيلي از هزاره سيزدهم و آغاز رهايش از جهان مادي است. به همين دليل نيز ، روز سيزدهم كه در واقع نمادي از زندگي انسان ها درپرديس است ، متعلق به ستاره باران انگاشته مي شد ، زيرا نزول باران بهاري باعث سر سبزي و طراوت زمين شده و نمايه اي از بهشت را بوجود مي آورد . اين اعتقاد در ايران باستان موجب مي شد ، سيزدهم نوروز ، روز ويژه طلب باران بهاري براي كشتزارهاي نودميده، انگاشته شود .
در اين روز ، از دير باز مردم ايران به دشت و صحرا مي رفتند تا با شكست ديو خشكسالي ، گوسفندي براي فرشته باران ، قرباني و بريان كنند تا اين فرشته كشت هاي نو دميده را از باران سيراب كند. البته بايد دانست كه تمدن ايراني تنها تمدني در جهان نيست كه از اين گونه ويژگي هاي فرهنگي برخوردار است بلكه با نگاهي علمي و دقيق به تمدن هاي ديگر نيز مي توان اشتراكات فرهنگي زيادي كشف كرد . در همين زمينه دكتر بهرام فره وشي در كتاب «جهان فروري» به رابطه و اشتراك رسم سيزده بدر ايراني با جشن هاي كارناوالي در ميان ملل هند و اروپايي اشاره مي كند و مي نويسد: «خنده و شادي در جشن هاي بهاري ملل ديگر هند و اروپايي گاه جزيي از مراسم ديني است و بايد انجام شود و يكي از هدف هاي مراسم قديم كارناوالي كه در جشن هاي بهاري انجام مي شده و مي شود، پديد آوردن شادي در نهاد مردمان است كه بقاياي آن در مراسم عيد نوروزي و حاجي فيروز هنوز بر جاي مانده است.»
در ميان ملل هند و اروپايي به ويژه ملت هاي اسلاوي، هنوز جشن بهار با مراسم باشكوه كارناوالي برگزار مي شود و قرايني تاريخي در دست است كه نشان مي دهد جشن بهاره ايراني نيز روزگاري همراه با مراسم كارناوالي بوده است. در برخي از سرزمين هاي اسلاوي يك دوره دوازده روزه جشن هاي كارناوالي در آغاز سال نو وجود دارد كه ريشه عميق هند و اروپايي دارند. در اين جشن ها مردم با ماسك هاي حيوانات گوناگون كه نماينده ارواح هستند مي رقصند ، بنا بر سنت هاي قومي اين سرزمين ها، دوازده روح پليد در تمام مدت سال ستون هايي را كه دنيا بر آنها قرار گرفته است مي جوند و هنگامي كه ستون ها در شرف فرو افتادن هستند، سال به آخر مي رسد و ارواح خبيث براي جشن و شادي بيرون زمين مي آيند اما در مدتي كه مشغول رقص و شادي هستند، ستون هاي جهان به خودي خود مرمت مي شوند و بحال نخستين در مي آيند و جهان فرو نمي ريزد.
اين ارواح در روز سيزدهم سال نو به زمين فرو مي شوند تا كار خود را از سر گيرند. بنابراين دوازده روز آغاز سال روزهاي پراهميتي هستند و وظيفه مهمي را در نگاه داشت جهان و زندگي بشري دارند و روز سيزدهم آغاز زندگي عادي انسان است. بنابراين اعتقاد اسلاوي روز سيزدهم ، روز جشن نجات جهان و دوره تكامل جديد ستون هاي جهان است .
به خوبي مشخص است كه اين اعتقاد "هند و اروپايي" از شباهتي بي مانند با اعتقاد باستاني ايراني كه در رابطه با سيزده بدر ذكر شد برخورد است . در واقع مي توان گفت ، از اين لحاظ " مراسم" سيزده بدر" ريشه در يكي از قديمي ترين مشتركات اعتقادي اقوام" هند و اروپايي" دارد .
از سويي ديگر با توجه به قدمت مراسم سيزده بدر در ايران مي توان نمود و تاثير آن را در ديگر مناطق دنيا از جمله اروپا به خوبي پي گرفت . در همين رابطه دكتر محمود روح الاميني، در كتاب «آيين ها و جشن هاي كهن در ايران امروز»، به شباهتي بين «سيزده بدر» و برخي از رسم هاي كاتارها (Cathara) (بازماندگان مانويان در اروپا) كه فرهنگي تركيبي از انديشه هاي زردتشتي و فلسفه باستان و مسيحيت دارند، اشاره كرده و توضيح مي دهد : كاتارها در روز عيد «پاك» در برخي از سال ها كه به روز سيزده فروردين نزديك است از خانه بيرون آمده و روز را در دامن صحرا و كنار كشتزار مي گذرانند، و براي ناهار با خود تخم مرغ مي برند، در اين روز پنهان كردن تخم مرغ در گوشه و كنار و پيدا كردن آنها سرگرمي كودكان است.
به هر جهت آنچه مشهود است ، اجراي مراسم سيزده به در در ميان ايرانيان از دير باز امري بسيار جدي بوده است كه همواره با برپايي مراسمي خاص همراه بوده است . از آن جمله مي توان به غذاهايي كه در روز سيزده به در، مردم به طور سنتي مي خوردند اشاره كرد . خوردن كاهو سكنجبين و چاقاله بادام از خوردني هاي مرسوم عصر سيزده بدر، است در تهران قديم آنگونه كه جعفر شهري، نويسنده كتاب «تهران قديم» روايت كرده است در روز سيزده به در مردم نسبت به طبخ و مصرف دمي يا دمپختك باقلا كه غذاي اصلي محسوب مي شد و سپس بلغور يا آش رشته اقدام مي كردند .
حبوبات و سبزيجات آش و بلغور در خانه پخته مي شد و تنها در دشت و باغ، آب و رشته آن افزوده مي شد. اما مرسوم بود كه از قابلمه بزرگ آش رشته، حتي شده به اندازه يك پيش دستي يا نعلبكي به اطرافيان بخشيده مي شد. زيرا معتقد بودند كه ممكن است در آن ميان، پسري نابالغ، زني حامله و يا طفلي باشد كه هوس كرده باشد. آنها معتقد بودند كه طفل اگر بوي غذايي حس كند و به او داده نشود، روحش مي پرد، اگر پسري نابالغ در چنين وضعيتي قرار گيرد، نطفه اش مي ريزد و زن حامله، بچه اش سقط مي شود يا ناقص به دنيا مي آيد.
هر چند امروزه مردم بيشتر به همان رسم باستاني ، كباب كردن گوشت گوسفند در روز سيزده به در گرايش يافته اند تا طبخ دمپختك و يا آش رشته ، اما اينك علت اينكار نه اعتقادات اسطوره اي بلكه راحتي انجام اين كار دردامان طبيعت است . به همين دليل نيز با توجه به بي احتياطي برخي از خانواده ها در استفاده از آتش در دل جنگل ها در اين روز ، هر ساله آتش سوزي هاي بزرگ و يا كوچكي در برخي نقاط جنگلي رخ مي دهد كه باعث تخريب محيط زيست مي شود . به نظر مي رسد ، در اين روز با توجه به پيشينه اسطوره اي آن ، سيزده به در روندگان بايد نسبت به نگاه داري محيط زيست نهايت توجه و دقت را نشان دهند .
نسيم نوروزي وزان به بستان شد
- نسيم زيباتر از هميشه و سرشار از بوي عطر غنچه هاي بهار نارنج همه جا را مزين كرده است ، رقص ماهيهاي قرمز درون تنگ آب ، رويش جوانه هاي سبز ، نغمه خواني چلچله ها و تكاپوي مردمان براي استقبال از فصل زايش دوباره و رويش شكوفه ها همه و همه نويد آغاز سالي ديگر را مي دهد . ..
ايرانيان از ديرباز شادي را مهم ترين بخش زندگي خويش مي دانستند و اگر نگاهي به تاريخ داشته باشيم به روشني خواهيم ديد كه ايرانيان باستان همواره روزهايي را به عنوان جشن ، چه مذهبي و چه ملي ، به شادي و سرور مي پرداخته اند چيزي كه نوروز را از ديگر جشنهاي ايران باستان جدا مي سازد فلسفه وجودي نوروز است كه پيوند انسان با طبيعت است و اين به روشني پيداست چرا كه فلسفه نوروز با نو شدن و تازه شدن طبيعت همگن است و با پايان يافتن زمستان و رفتن سرما و جايگزين شدن بهار انسان نيز زنگار هاي كهنه را از فكر و انديشه بر مي كند و دلها را از كينه پاك مي كند و با حركت نمادين " خانه تكاني " با طبيعت همگام مي شود .

http://persianbook.net/Attach/SMMPBPages/ArticleMan/200/6f2a04a72390b1f6d832a1941ae5b36e.jpg نوروز يعني شادماني و سرور
نوروز داراي آيين هاي فراواني است كه از آن جمله مي توان به چند مورد زير اشاره كرد:
1) حاجي فيروز : در حدود يكماه مانده به جشن نوروز شخصي با روي سياه و پوشش قرمز در كوچه و خيابان به راه ميافتد و از راه رسيدن نوروز را به همگان اعلام ميكند و اين به همراه رقص و آهنگي شاد ميباشد.
2) روياندن سبزه : سبزي نماد زندگي نو و مهر است كه نشانگر زندگي بشر و پيوند او با طبيعت است. در دوران باستان در كاخ شاهان ، بيست روز پيش از نوروز دوازده ستون را از خشت خام بر مي آوردند و بر هر يك از آنها ، يكي از غلات را مي كاشتند و خوب روييدن هر يك را به فال نيك مي گرفتند و بر آن بودند كه دانه در آن سال پر بار خواهد بود و در روز ششم آنها را بر مي چيدند و به نشان بركت و باروري در تالارها پخش مي كردند.
3) شستشو و پاكيزگي : ايرانيان همانگونه كه به پاكي روان اعتقاد داشتند ، پاكيزگي تن را نيز لازم مي دانستند و به ويژه در روزهاي سال نو ، پوشش و كاشانه خود را پاكيزه مي كردند .
4) خوان هفت سين : كه از مهمترين آيين نوروز به شمار مي رود تشكيل شده از هفت چيز كه با حرف " سين " شروع مي شود و همچنين شمع روشن ، قرآن ، آينه ، ماهي و تخم مرغ .
5 ) سيزده به در و پايان نوروز : آخرين رسمي كه در روزهاي نوروز برگزار مي شود آيين سيزده بدر است.مردم در اين روز ،خانه ها را ترك مي كنند و به دامان طبيعت پناه ميبرند و در كنار سبزه زار روز را سپري مي كنند .
نوروز بزرگترين جشن ملي" نوروز بزرگترين جشن ملي ايرانيان است، كه در نخستين روز از نخستين ماه سال شمسي برگزار مي‌شود اين جشن از زمان آرياييان وجود داشته و در اصل يكي از دو جشن بزرگ بوده است ، آرياييان در اعصار باستاني دو فصل گرما و سرما داشتند ( طبقه‌بندي سال به چهار فصل بعدها پيدا شد ) كه فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما دو ماه بود و بعدها با تغييري كه در فصول پديد آمد تابستان تبديل به هفت ماه و زمستان پنج ماه شد ودر هر يك از اين دو فصل جشني برپا مي‌كردند ، جشني را كه در شروع فصل گرما مي‌گرفتند" نوروز "و جشن شروع فصل سرما را "مهرگان" مي‌ناميدند.
سنت ديرينه نوروز در لرستان
در لرستان مراسم نوروز و پيشواز از سال نو تقريبا همچون ساير نقاط ايران پهناور است اما چندين تفاوت وجود دارد كه ما بيشتر به ذكر آنها مي پردازيم . مهيا شدن براي نوروز تقربا از اوايل زمستان و اواخر پاييز شروع مي شود اما يك هفته پيش از جشن نوروز شدت بيشتري مي گيرد و مردم " كاردرسي " ( به معني كار درستي و آماده شدن براي مراسم نوروز ) مي كنند ، زن خانه با كمك دختران و همسايگانش "گرديله " به معني گردگيري و خانه تكاني را انجام مي دهد و با پاك كردن و شستشوي درو ديوار و پنجره ها و قالي و فرش و همچنين وسايل خانه كه مدت يكسال يا كمتر است جابهجا نشده اند ، سامان خانه را از نو مي آرايد ، علاوه بر اين زنان خانواده به نيت تندرستي هر يك از افراد خانه دانه هاي خوراكي گندم ، عدس ، جو و كنجد را در ظرفي خيس كرده تا جوانه زده و سبز شود .
( سبزه عيد ) شيريني و نقل و آجيل نيز براي پذيرايي از مهمانان به اندازه كافي و در حد توان مالي خانواده ها تهيه مي شود . در گذشته معمول ترين شيرينهايي كه در ايام نوروز در لرستان پخته مي شد و رونق فراواني نيز داشتند عبارت بود از كاك مخصوص خرم آباد و بروجرد ، كلوچه هاي آردي و برنجي ، كلوآشير، برساق و قاووت اما امروزه شيريني هايي كه استفاده مي شود مانند ساير شيريني هاي رايج در سطح كشور است . كه توسط قناديها پخته و فروخته مي شود . پس از تهيه مقدمات و لباس نو و پاكسازي خناه خود را براي مراسم بعدي آماده مي كنند .
جمعه آخر سال هر كدام از اهلي خرم آباد در صورتي كه توانايي جسمي دارند عصر آخرين پنجشنبه سال را در حالي كه لباس نو بر تن كرده اند و مقداري هل و و نقل و خرما جهت خيرات براي گذشتگان را با خود حمل مي كنند بر آرامگاه هاي خانوادگي خويش گرد آمده و مراسم آخر جمعه سال را در گورستان انجام مي دهند و با نثار فاتحه براي رفتگان ياد و خاطره آنها را زنده و ارتباط نسل جديد خود را با نياكانشان محكم تر مي كنند .
چيزي كه شايد هر تازه واردي ( افراد غير بومي ) را به خود متوجه سازد و براي وي بسيار تماشايي باشد كودكان خردسالي ( زير سن 7 سال ) هستند كه با پوشيدن پيراهني سفيد و بلند با جليقه و كلاه و در دست گرفتن كشكول و تبرزين دراويش در كنار والدينشان سر راه مي ايستند و هر كس نذري يا صدقه اي دارد به آنها مي سپارد .
پولها و ساير نذوري كه در پايان روز جمع آوري شده توسط خود اين كودكان يا بزرگترهايشان به افراد نيازمند و مستمند واگذار مي شود، فلسفه اين كار نيتي است كه پدر و مادر و يا يكي از افراد خانواده در دل داشته و كودك را درويش مي كند . ( بين 3 تا 7 سال ) تا خداوند آنها را از حوادث و بلايا دور كرده و از گزند حوادث تلخ دور بماند ( عيد مباركي ) .
ديد و بازديد عيد پس از تحويل سال و قرآن بر سر گذاشتن مردان گروه گروه به خانه بزرگ و ريش سفيد روستا رفته و پس از وي به ساير خانه ها سركشي كرده و با افراد آن خانه ها عيد ديدني مي كنند و در همان روزهاي اول به تمام خانه ها سركشي مي شود، پس از مردان زنان در روز دوم به عيادت و نوروز مباركي مي پردازند عموما عيدي كودكان يك يا چند تخم مرغ رنگ شده است . به اين ترتيب اعضاي خانواده با جملاتي پاك و صادقانه و مهربان نوروز را به يكديگر شاد باش مي گويند . سيزده بدر در خرم آباد در خرم آباد به جاي سيزده به در چهارده به در است يعني به جاي اينكه روز سيزده نوروز را جشن بگيرند همان مراسم را در روز چهاردهم نوروز انجام مي دهند زيرا در روز اول سال ( روز نوروز و عيد ) را به حساب نمي آورند و سيزده بدر غير بومي مي دانند به اين ترتيب بسياري از خانواده هاي ريشه دار خرم آبادي همان چارده بدر را جشن مي گيرند.
در روز برگزاري اين جشن دوستان و اقوام و همسايگان سپيده و يا شب قبل از روز جشن در مكاني گردهم آمده به سوي خارج شهر و دامان طبيعت حركت كرده و محلي را معين و در آنجا مستقر مي شوند و با هيجان و شور حالي زبان زدني به بازيهايي نظير دال پلو ، هرازگوني ، پرو ، قاوو مي پردازند كه بسيار شادي آفرين است . در پايان مراسم نيز سبزه هاي سفره هفت سين را در كنار رودها رها كرده و به خانه باز مي گردند .


http://persianbook.net/Attach/SMMPBPages/ArticleMan/200/6f2a04a72390b1f6d832a1941ae5b36e.jpghttp://persianbook.net/Attach/SMMPBPages/ArticleMan/200/86a18f8bc96e2e71a6d42820cd76d9da.jpg

Pars_Redboy
03-02-2009, 12:17 AM
چند سوال هم به عنوان مصاحبه نوروزی مطرح میکنم که دوستان سرخدلال پاسخ بدن .

1- به سالی که گذشت از دید خودتون چه نمره ای میدین ؟

بنظرم نمره 15 خوبه

2 - سال گذشته برای شما چه رنگی بود ؟

بیشترش سفید و خوب بود کمی هم خاکستری داشت

3 - یه خاطره خوب و دلنشین یا موفقیتی که در سال گذشته بهش رسیدین ؟

خاطره خوب چند تا مسافرت باحال که رفتم و در یکی از مسافرت هام هم فرزدا اشوبی رو با خانمش دیدم و امضا گرفتم .موفقیتم در درس هام بود .

4 - تصمیم دارید عید امسال را چطور بگذرونید ؟ مسافرت ....خونه ....

انشالله هم مسافرت هم خونه

5 - دوسه هدف و برنامه مهمی که برای سال آینده دارین ؟

بیشتر درسهام هست که بتونم با معدل خوب دیپلم بگیرم و در دوره پیش دانشگاهی هم موفق بشم و بعد هم دانشگاه .

6 - آرزوی شما برای پرسپولیس و پرسپولیسی ها ؟

پرسپولیس لزره به اندامه همه بندازه و همه پرسپولیسی ها سالم و خوش باشن .

7 - دروغ سیزده ؟

پیام مشهد قهرمان لیگ شد

Pars_Redboy
03-02-2009, 12:18 AM
سال نو بر همه مبارک و خوش

http://aminparsa.persiangig.ir/aminnn01.jpg

mona_casillas
03-02-2009, 12:47 AM
تاریخچه عید باستانی نوروز و رسومات آن

نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ یک ماه ادامه داشته ‌است. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.نوروز، از جشن‌های باستانی ایرانیان است. در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) آغاز می‏شد، ولی مشخص نیست که چند روز طول می‏کشیده‏است. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشن‏ یک ماه ادامه داشته ‌است. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا می‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی داشت، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامی‏که پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی می‏پذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.
http://www.hamtanab.com/userfiles2/articlepic/bignoroz.jpg
تاریخچه
جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌باشد. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.
با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌پذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶ پ م)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن می‌کرد.همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌شد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد می‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.
جشن‌هایی که از آن روزگار به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده‌است که امروز تنها برخی از آنها برجای مانده و پاره‌ای در دگرگشت‌های زمانه از بین رفته‌اند. از رسم‌های بجا مانده یکی راه افتادن حاجی فیروز است
نوروز در آیات و روایات
در کتاب بحارالانوارعلامه مجلسی درباره نوروز روایات متعددی وجود دارد، در جلد ‪ ۵۹‬بیش از ‪ ۴۵‬صفحه به نقل از امام صادق نقل شده‌است که به معلی بن خنیس فرمودند:ای معلی! همانا نوروز روزی است که پروردگار جهان از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند، به او شرک نورزند و به پیامبران و امامان ایمان بیاورند، نوروز اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادهای ناگهانی وزیدن گرفت و ستاره زمین در چنین روزی ایجاد شد، روزی است که علی در نهروان پیروز شد و گلهای زمین در آن روز خلق شد، در چنین روزی کشتی نوح بر کوه جودی نشست، همان روزی که جبرئیل بر پیامبر نازل شد، همان روزی که ابراهیم بتها را شکست، روزی که پیامبر؛ علی را بر دوش خود حمل کرد تا بتهای قریش را سرنگون کند و در چنین روزی است که مهدی ظهور خواهد کرد
http://www.hamtanab.com/userfiles2/articlepic/bignoroz2.jpg
آیین‌های نوروزی
خانه‌تکانی
خانه‌تکانی از دیگر آئین‌های نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع می‌شود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو می‌شود و پاک و پاکیزه می‌گردد.
چنان زوایای خانه را می‌روبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.
وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی می‌شود.
پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن می‌شود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرف‌هایی زیبا می‌ریزند و خیس می‌دهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.
کارت شادباش
کاری که پس از شکل گیری روش‌های جدید ارتباطی مانند نامه‌نگاری، یا شکل جدیدتر آن نامه‌های الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت‌های شادباش فرا می‌رسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی می‌کنند، البته کاری پسندیده‌است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده می‌کنند.
دید و بازدید
دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... می‌روند.
روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می‌رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می‌زنند و دیدارها تازه می‌کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت‌هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می‌شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می‌گیرند.
مسافرت نوروزی
از آنجا که در ایران مدارس در ایام نوروز تا ۱۳ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می‌آید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می‌کنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر می‌روند و دیگران را به شام و ناهار دعوت می‌کنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به مشهد می‌روند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می‌گردند.
غذاهای روز اول عید
اغلب مردم، روز اول عید نوروز سبزی پلو و ماهی، کوکو سبزی و آش می خورند. اگرچه غذاهایی دیگری نیز رواج دارد. برای مثال کردها صبح روز اول عید خورشت قورمه سبزی می پزند.
دیگر آیین‌ها
آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده‌است.
تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی (http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB% 8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C&action=edit&redlink=1) مرسوم بوده‌است. در گیلان (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86) و مازندران (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86) و آذربایجان (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D 9%86)، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه می‌افتادند و اشعاری در باره نوروز می‌خواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، ...
این پیک‌های نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا می‌گرفتند و سورسات نوروزی خود را جور می‌کردند.
تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئین‌های رایج بوده‌است. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائین‌ترین قشرهای اجتماعی می‌سپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می‌کرد و فرمان‌های شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان می‌داد.
آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع می‌دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می‌پرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمی‌کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده‌است.


سفره هفت سین ‌های باستانی

(متداولتر)

سبزه - نماد نوزایی (تولد دوباره)
سیب - نماد زیبایی و تندرستی
سمنو - نماد فراوانی(برکت)
سیر - نماد پزشکی(درمان یا طب)
سنجد - نماد عشق
سکه - نماد دارایی
سرکه - نماد شکیبایی و عمر
سماغ - نماد(رنگِ) طلوع خورشید
سنبل
دیگر سین‌هاسوسن • سبزی • سنگک • سپند • سیاهدانهدیگر اقلام

کتاب - به نشانه تمدن و خردورزی: حافظ و شاهنامه و (مسلمانان معمولاً قرآن را انتخاب می کنند)
آينه
ماهی سرخ
یک جفت نوروزی (شمعدان اصیل ایرانی)
تخم مرغ رنگی
کاسه‌ای از آب که پرتقالی در آن غوطه‌ور است (به نشانهٔ زمین در فضا)
یک شیرینی ایرانی (مانند باقلوا، شیرینی آردنخودچی، ...)
همچنین:
گلاب • آجیل • شکلات • گل نرگس • دیوان حافظ یا شاهنامه • ...

Pars_Redboy
03-02-2009, 06:06 PM
آداب شب چهارشنبه سوري....
منشأ وزمان پيدايش چهارشنبه سوري دقيقاً مشخص نيست. اما در ايران باستان، روز چهارشنبه آخر سال نحوست داشته است و براي رفع نحوست، آتش را كه مظهر فروغ ايزدي بوده است روشن مي كردند و از روي آن مي پريدند.

باورود اسلام به ايران تا قبل از انقلاب اسلامي، اين مراسم پابرجا ماند؛ چون آتش در اسلام جزو مطهرات است و هرچيز ناپاكي كه در آتش بسوزد پاك و طاهر مي شود. از طرفي، اعراب هرچهارشنبه را نحس مي دانند و نحوست اين روز را به وسيله ي افروختن آتش رفع مي كنند. پس از انقلاب اسلامي و به ويژه در دوران جنگ هشت ساله    ي ايران و عراق كه برگزاري عروسي نيز به نوعي مذموم بود، اين سنت ديرينه، به مدد تبليغات منفي، رفته رفته كمرنگ شد و امروزه آنچه درشهرهاي بزرگ ايران، به خصوص تهران در اين شب انجام مي  گيرد بيشتر به جنگ و نزاع شبيه است تا سور و شادي.
حدود بيست و چند سال پيش، شب چهارشنبه ي آخر سال مراسم متنوعي داشت كه در استانهاي مختلف به اشكال گوناگون صورت مي پذيرفت و اكنون نيز برخي از آن رسوم در بعضي از استانهاي ايران برگزار مي شود كه در اين نوشته به برخي از آنها اشاره شده است:


1- استان آذربايجان شرقي
تبريزي ها در شب چهارشنبه سوري به روي هم آب يا گلاب مي پاشند و معتقدند آب پاشيدن، زندگي را با سعادت قرين مي كند. از ديگر رسوم ضروري اين شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در اين خنچه معمولاً ميوه،شيريني، گلدانهاي پرگل، ماهي و خلعت(پارچه) براي خانواده  ي عروس و خود عروس گذارده مي شود. دختران دم بخت تبريزي هنگام پريدن از روي آتش مي خوانند:
« بختم آچيل چهارشنبه» يعني: چهارشنبه! بختم را بازكن.

2- استان آذربايجان غربي
خانواده هاي اروميّه اي در اين شب به خانه  ي مسن ترين فرد فاميل مي روند و به خوردن آجيل سرگرم مي شوند. آجيل حتماً بايد از هفت نوع خوراكي تهيه شود. اين هفت نوع خوراكي مي تواند از بين خوراكيهاي زير باشد:
انجير، كشمش، مويز، خرما، توت خشك، فندق، بادام، گردو، سنجد، نخودچي، آب نبات، تخمه بدون نمك، باسلق، برنجك(برنج بوداده) برگه هلو، برگه زردآلو و گندم برشته. كسي كه مرادي و حاجتي دارد، بايد تقسيم آجيل را به عهده بگيرد تا مرادش برآورده شود.

3- استان اردبيل
در مغان، مردم پيش از طلوع آفتاب روز چهارشنبه، دسته جمعي به كنار رودخانه مي  روند، آتشي بر مي افروزند و جوانان در آنجا به سواركاري مي پردازند و هنگام بازگشت، زنان ظرف هايشان را از آب رودخانه پر مي  كنند و به خانه مي آورند و آب آن را به دور و برخانه مي پاشند كه با اين كار، سال جديد، سالي سرشار از روشني و زلالي و پاكي خواهد بود.

4- استان بوشهر
بوشهري ها پس از آتش افروزي در خانه  هايشان و پريدن از روي آن، باقايق از روي آب مي گذرند و معتقدند با اين كار نحسي اين شب از بين مي رود. در ضمن كوزه  ي نويي را كه تا آن زمان استفاده نكرده  اند، به ديوار مي زنند تا شكسته شود تا بلا و بدبختي، مثل كوزه شكسته شود.

5- استان خراسان
در خراسان مراسم كوزه شكستن به اين طريق است كه درون كوزه هاي كهنه مقدار نمك كه علامت شور بختي است و مقداري ذغال كه علامت سياه بختي است و يك سكه كم ارزش پول مي ريزند و تمام افراد خانواده آن را به دور سر مي چرخانند و آخرين نفر كوزه را از پشت بام به كوچه پرت مي كند و مي گويد:
«درد و بلام توكوزه
راه بيفته بره تو كوچه»
در بعضي از نقاط خراسان در اين شب به جاي آش، چهار نوع پلو مي پزند. اين پلوها عبارتند از: رشته پلو، عدس پلو، زرشك پلو و ماش پلو كه معمولاً به فقرا، نزديكان و همسايگان مي دهند. در آجيل خراساني ها مطلقاً نمك وجود ندارد، چون نمك را علامت شوربختي مي دانند.

6- استان خوزستان
در اهواز ،پس از پريدن از روي آتش، مراسم قاشق زني انجام مي گيرد كه خانواده ها، خوراكي يا آجيل شور و شيرين در ظرف قاشقزنان مي ريزند.

7- استان سيستان و بلوچستان
در سيستان مردم گوني، پتو و نمد كهنه را به صورت گلوله در مي آورند و آن را در غروب آخرين چهارشنبه سال، آتش مي زنند و معتقدند كه نحوست اين شب با اين عمل از بين مي رود.

8- استان فارس
در شيراز براي گشودن بخت دختران در شب چهارشنبه سوري به سعديه مي روند و از آب استخر سعديه بر سر وروي دختران مي  ريزند. زنان نيز با ريختن اين آب به روي خود، معتقدند كه مهرشان در دل شوهر بيشتر مي شود. در اين شب زنان براي برآورده شدن حاجاتشان زير منبر مسجد جامع شهر دعا مي خوانند و پس از دعا خواندن، حلوا و آش مي پزند.

9- استان كردستان
مردم كردستان مخصوصاًروستائيان، دسته جمعي به صحرا و كنار چشمه سارها مي روند و پس از مدتي كه به شادي و پايكوبي و كشتي گرفتن گذراندند، هنگام مراجعت به خانه، هركسي مقداري سنگريزه جمع مي كند و بدون آنكه به پشت سرخود نگاه كند، سنگريزه را از روي شانه به عقب پرتاب مي كند و بدين ترتيب بلا و آفت را از خود دور مي سازد.
از ديگر مراسم اين شب، شال اندازي است كه عده اي از جوانان بالاي پشت بام خانه  ها و كنار درها و پنجره هاي همسايگان و ثروتمندان مي روند و ضمن خواندن سرود و تصنيف، از دريچه اي ،شال را آويزان مي كنند. اهل خانه هديه اي را به شال مي بندند كه معمولاً سكه، تخم مرغ، شاخه نبات، كله قند، جوراب يا نخودچي و كشمش است.

10- استان كرمان
در كرمان مقداري ذغال، نمك، سكه ي كم ارزش پول و كمي نان دركوزه خالي مي  ريزند و شب چهار شنبه سوري آن را از بالاي بام به كوچه پرتاب مي كنند تا بلا و كمبود از همه چيز مخصوصاً از آنچه در كوزه است دور شود.

11- استان گيلان
در روستاهاي اطراف رشت، غروب شب چهارشنبه سوري، در پنج منطقه پوشال برنج را با فاصله كنار هم مي چينند، سپس آنها را آتش مي زنند و براي دفع چشم زخم، اسپند در آتش مي ريزند و افراد هرخانواده از بزرگ به كوچك، سه مرتبه از روي آن مي پرند و اين ترانه را به گويش گيلكي مي خوانند:
«گل گل چهارشنبه
به حق پنجشنبه
نكبت بي شه
دولت بي يه
زردي بي شه
سرخي بي يه»
يعني: آتش سرخ چهار شنبه! به حق پنجشنبه نكبت برود، دولت بيايد. زردي برود، سرخي بيايد.
پس از پريدن از روي آتش ترقه در مي كنند به اين معني كه از نحوست چهارشنبه در امان باشند.
در اين شب خورشت«ترشه تره» مي پزند و آن را با كته، ماست و دوغ مي خورند. صبح فردا (روز چهارشنبه) خاكستر برجاي مانده از آتش شبانه را جمع مي كنند و پاي درختان ميوه مي ريزند به اين نيّت كه درختان بارورشوند و ميوه ي بيشتري بدهند.

12- استان لرستان
در اين شب در خرم آباد هيزم را به هفت دسته تقسيم مي كنند و با فاصله هاي معيني در يك رديف مي چينند و آتش مي زنند و باخواندن:
«زردي مه د تو، سرخي تو د مه»
يعني: زردي من از تو و سرخي تو از من و از روي آن مي پرند.

13- استان مازندران
در روستاهاي مازندران در شب چهار شنبه سوري، علاوه بركشتي گرفتن و اسپند دودكردن، انواع آشها پخته مي شود از جمله «آش هفت ترشي» كه از هفت نوع سبزي و هفت نوع ترشي و هفت نوع حبوبات در آن استفاده مي شود و نيز«گزنه آش » كه يكي از سبزي هاي مصرفي در آن، گزنه است. اعتقاد براين است كه خوردن اين آش بسياري از بيماريها و كسالتها را از بين مي برد.

14- استان مركزي
در اين استان، علاوه بر مراسم آتش بازي، براي آمرزش اموات مقداري خرما يا شكر پنير تهيه مي كنند؛ و يا حلوا درست مي كنند و سرگذر مي ايستند و به عابران تعارف مي  كنند. هر رهگذر وظيفه دارد يك دانه بردارد و قبل از خوردن، براي آمرزش اموات خيرات دهنده، حمد و سوره اي بخواند و سپس خوراكي را بخورد.http://razeno.com/pic/b%20nbn,bn.12.JPG

ali_red boy
03-02-2009, 07:52 PM
چند سوال هم به عنوان مصاحبه نوروزی مطرح میکنم که دوستان سرخدلال پاسخ بدن .

1- به سالی که گذشت از دید خودتون چه نمره ای میدین ؟

خودم نمره 18 میدم .
2 - سال گذشته برای شما چه رنگی بود ؟

خوشبختانه خوشرنگ بود یعنی رنگهای خوب و شادش بیشتر بود
3 - یه خاطره خوب و دلنشین یا موفقیتی که در سال گذشته بهش رسیدین ؟

خاطره خوب قهرمانی پرسپولیس بود شخصی هم خاطرات خوب دارم موفقیتم هم در درس و ورزش بود .

4 - تصمیم دارید عید امسال را چطور بگذرونید ؟ مسافرت ....خونه ....

انشالله مسافرت به شمال میریم .

5 - دوسه هدف و برنامه مهمی که برای سال آینده دارین ؟

ادامه تحصیل ادامه ورزش دانشگاهی رفتن به خارج از کشور برای ادامه تحصیلات که البته برنامه ریزی دراز مدت تری میخواد .


6 - آرزوی شما برای پرسپولیس و پرسپولیسی ها ؟

سلامتی بزرگترین نعمت خداست برای همه از خدا سلامتی میخوام .

7 - دروغ سیزده ؟

یوسف و زلیخا بهم رسیدن !

ali_red boy
03-02-2009, 08:07 PM
بچه های خوش ذوق میتونند سوالات طنز هم به سوالات من اضافه کنن من در انجمن دیگه ای تجربه کردم جالب از کار در میاد .

mona_casillas
03-03-2009, 01:42 AM
آیا در مورد آداب و رسوم عید نوروز ، آیاتى در قرآن کریم بیان شده است ؟

هر چند در قرآن کریم آیاتى درباره آداب و رسوم «عید نوروز» وارد نشده است ولى برخى از سنت ها و آداب و رسوم «عید نوروز» که جنبه سازنده و تربیتى دارند مانند : دید و بازدید ، صله رحم ، زدودن کینه ها و دشمنى ها و نظافت خانه ها و.. . مورد تأیید اسلام است ولى آن چه جنبه خرافى دارد خیر .
روایاتى از ائمه درباره «نوروز» نقل شده است از جمله :
1 . امام صادق(علیه السلام) مى فرماید : «روز نوروز ، روزى است که خداوند متعال در آن از بندگانش پیمان و میثاق بندگى گرفته است که چیزى را شریک خداوند قرار ندهند و به پیامبران و جانشینان آن ها ایمان بیاورند و روز نوروز ، اولین روزى است که خورشید طلوع کرد.. . روزى است که در آن کشتى نوح به خشکى رسید.. . روز نوروز ، روزى است که خداوند متعال جبرئیل را بر پیامبرش نازل کرد و روزى است که پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) حضرت على(علیه السلام) را بر دوش گرفت تا بت هاى قریش را از بالاى خانه خدا پایین بیاورد.. . و آن روزى است که حضرت على(علیه السلام) در این روز بر دشمنانش در جنگ نهروان پیروز گشت .. .
2 . امام صادق(علیه السلام) باز مى فرماید : «هنگامى که روز عیدنوروز آمد ، غسل کن و بهترین و پاک ترین لباست را بپوش و با بهترین عطرها خود را خوش بو کن و در این روز ، مستحب است روزه بگیرد .»•

mona_casillas
03-03-2009, 01:45 AM
آداب عید نوروز در تهران قدیم

درزمان قدیم تر تقریبا تمام کارهای مربوط به عید، توسط اعضای خانواده انجام میشد که در بیشتر مواقع، همه در یک خانه زندگی میکردند و دست به دست هم داده به خیاطی و خانه تکانی، خرید و پخت و پز میپرداختند، باغچه را صفا داده و گلکاری میکردند و خلاصه با آغاز سال نو، همه با احساس رضایت از نتیجه کوششهای خود، پذیرای مهمانان شده و خود به دیدار فامیل میرفتند و روزهای خوشی را در کنار یکدیگر میگذراندند.
http://www.iricap.com/images/ecardgallery/ecarditem-big-050313084658-norooz-4-b.jpg


عید نوروز برای کودکان از حال و هوایی استثنایی برخوردار بود و اکثر آنان تنها در همین زمان صاحب یک دست لباس نو میشدند و شاید یکی دو اسکناس تا نخورده عیدی میگرفتند و برای آن هزارتا نقشه میکشیدند. ناگفته نماند که در بیشتر موارد این اسکناسها به جیب والدین میرفت و خرج گوشه ای از اجاره خانه یا یک مورد ضروری دیگری میشد که آنرا به بعد موکول کرده بودند.

زیرا در این روزها هیچ کس از خرج کردن پول کم نمیگذاشت و ضرب المثل "چو فردا شود فکر فردا کنیم" در این مواقع خیلی صدق میکرد! اما تمام اینها چیزی از لذت عیدی کم نمیکرد و بچه هایی هم که میدانستند قرار است عیدی نقد آنها به مصارف دیگر برسد، با این ایده که کمک خرج پدر و مادر خود شده اند به خود دلگرمی میداده و حتا بادی به غبغب میانداختند و احساس بزرگی میکردند.

پیشواز نوروز
رخت نو : از آغاز ماه اسفند کم کم اندیشه عید نوروز موجب شادی اغنیا و نگرانی فقرا میشد و در این میان اوضاع کسبه بازار از همه بهتر بود و فصل رونق بازار فرا رسیده بود. اولین کار، که زمان و دقت بیشتری لازم داشت تهیه رخت و لباس نو بود. البسه کودکان معمولا از رنگهای شاد و زنده تهیه میشد که معمولا توسط خانمهای خانه دوخته میشد و کفش و کلاه تنها مواردی بودند که از بازار خریداری میشدند. خانم و آقا هم(در خانواده های متوسط) معمولا به نو کردن چند تکه اصلی لباس خود که شامل چادر مشکی و چادر نماز، کفش و عبا بود میپرداختند و در صورت امکان البسه دیگر را شسته و رفو میکردن، یقه ها را آهار میزدند و خلاصه برای سال نو، نو نوار میشدند.

http://i2.tinypic.com/qnn3o5.jpg

خانه تکانی
هر چند که تهیه لباس نو در بعضی از خانواده های بی بضاعت انجام نمیشد ولی رسم خانه تکانی، فقیر و غنی نمیشناخت و برای انجام شدن آن، تمام وسایل خانه باید بیرون ریخته شده و تمام خانه شسته، جارو و گردگیری میشد و بعد تمام اسباب پس از تمیز شدن به داخل برده شده و چیده میشد.در همین خانه تکانیها، دو کار مهم انجام میگرفت، یکی دل کندن از لوازم و اسباب کهنه و شکسته بود که پس از یک یا چند سال کار کردن و تعمیر شدن، دیگر نفسهای آخر را کشیده و تنها به درد دور انداختن میخورد و همچنین تغییر و تحول شکل چیدن اثاث منزل که با بیرون ریختن و دوباره چیدن، شکل تازه ای به خانه داده و موجب تنوع میشد.

خانه تکانی در آن روزها وقت بسیاری میگرفت زیرا از تکاندن فرش و گلیم و قالی شروع میشد و با صیقل دادن لوازم فلزی، شستن پارچه ایها (ملافه و پرده، روتشکی و پشتیها و...)، سشتن در و پنجره ها و ظرف و ظروف و دوده گیری از اتاقها به پایان میرسید و بعد همه چیز باید دوباره چیده میشد تا سال بعد که روز از نو، روزی از نو.

سبزه سبز کردن
سبزه عید از بیست روز تا ده روز مانده به عید باید سبز میشد. به این ترتیب که خانم خانه به تعداد جمعیت خانواده مشت مشت گندم یا عدس یا هر دانه سبز کردنی دیگر را برداشته و در ظرفی سفالی میریخت، این کار باید طوری با دقت انجام میشد که از دستشان دانه ای به زمین نیافتد و در ضمن با هر مشت دانه باید برای سلامتی، خوشی، سعادت و گشایش بخت و مال آن شخص دعا میکردند، سپس روی دانه ها را با آب نیم گرم پوشانده و در جایی نه گرم و نه سرد قرار میدادند و هر روز آب تازه بر ریش میریختند تا جوانه بزنند.

http://www.farya.com/images/all/norooz_oldies.jpg

این دانه های جوانه زده را در دستمال مرطوبی نگه میداشتند نا برگهای آن نیش بزند و بالا بیاید، سپس سبزه را در یک سینی یا بشقاب زیبا قرارداده، و هر روز آب میدادند تا سبز شده و برای هفت سین آماده شود، سپس آنرا با روبانی قرمز و گلهای پارچه ای تزیین کرده و سر سفره میگذاشتند.

خانمهای باسلیقه با تخم تره تیزک (شاهی) سبزه سبز میکردند، و با دانه های شاهی که پس از خیس شدن لعاب پیدا میکند، روی پارچه ای جملاتی چون "سال نو مبارک" یا "یا مقلب الالقلوب و الابصار" را مینوشتند و سبزه خود را به این شکل سبز میکردند.

خوردنیهای شب عید
سبزی پلو: یک شب مانده به تحویل سال، زمان خوردن سبزی پلو با کوکوی سبزی، سیر تازه و ماهی فرا میرسید. عقیده به پلوی سبزی دار این بود که میگفتند خوردن آن دل را زنده، احشا را تازه ، بدن را رطوبت مفید می بخشید و روح تازه به تن میدمید. با توجه به اینکه در تهران سبزی تازه هنوز نرسیده بود و وسایل تندرو برای رساندن ماهی تازه به تهران موجود نبود، بیشتر تهرانیها از سبزی خشک و ماهی دودی استفاده میکردند. سبزی تازه در گلخانه ها عمل می آمد و به قیمت گزافی فروخته میشد و تازه به دوران رسیده ها برای آنکه نشان بدهند سبزی و ماهی تازه استفاده کرده اند، آشغال سبزی و کله ماهی را کنار در خانه خود میگذاشتند.
http://www.farya.com/images/all/norouz2.jpg

از طرفی بسیاری از افراد خیر در این شب به یاری مستمندان شتافته و با بردن برنج، روغن، ماهی و تخم مرغ به در خانه آنها، دلشان را شاد میکردند.

رشته پلو
شب سال نو، یعنی شب تحویل سال، وقت خوردن رشته پلو بود که خوردن آن آدابی داشت. رشته پلو که با رشته پلویی و همراه با خرما و کشمش سرخ کرده آماده میشود، غذایی است که نه تنها پر قوت و گرم کننده مزاج به شمار می آمد، بلکه خوردن آن موجب میشد که "سر رشته کار" تا آخر سال در دستشان باشد.

آداب تهیه و خوردن رشته پلو از این قرار بود: اگر مرد و سرپرست خانه دچار مشکلی در کار و کسب شده بود، بشقاب اول برای او کشیده میشد، اگر در خانه دختر بخت بسته ای بود، او باید زیر دیگ را روشن میکرد و موقع کشیدن در دیگ را باز میکرد. رشته خشک کرده این پلو، برای رفع بی پولی داخل کیف قرار میگرفت.

دختر یا پسر بخت بسته در هنگام کشیدن پلو باید از منزل خارج میشد و بعد مادر یا مادر بزرگ او بشقابی از برنج برایش میکشید و پشت در برده و می پرسید کی هستی؟ و او جواب میداد باز کن، مادر در را باز میکرد و بشقاب را به دستش می داد، آن شخص باید دو لقمه پلو را همان بیرون میخورد و بعد به داخل می آمد تا بختش گشوده شود.

چراغهای شب عید
از اعتقادات دیگر شب سال نو این بود که باید شعله و نور در خانه زیاد باشد کهاین شامل اجاق یا منقل و چراغها بود که باید تا صبح روز دوم سال روشن نگه داشته میشد به طوریکه باید با کمال دقت نفت گیری میشد تا دود نزده و خاموش نشود. از طرفی، شیوه سوختن این چراغها، خود تعبیر و تفسیری داشت که شنیدن آن خالی از لطف نیست.

اگر چراغها از ابتدا تا انتها روشن و سالم باقی مانده بود، سالی پربرکت با دلخوشی و تندرستی در انتظار اهل خانه بود، اگر لوله چراغها دود زده میشد یا شمع درون آنها به یکسو می افتاد، تاریکی و کدورت در زندگی رخنه میکرد، اگر خاموش میشد، مالی از دستشان میرفت یا امیدی به نا امیدی مبدل میشد و بدتر از همه اینکه اگر لوله چراغ میشکست یا چراغ واژگون میشد، به معنای درگذشت کسی از نزدیکان یا زیر و رو شدن زندگی اهل خانه بود.

هفت سین
چیدن سفره هفت سین یکی از مهمترین آداب استقبال سال نو بود که نچیدن آن معادل با نگون بختی در سال جدید به شمار می آمد. پارچه سفره هفت سین معمولا سفید و تمیز بود که هفت نوع خوردنی که با حرف سین آغاز میشد بر روی آن چیده میشد که شامل: سیر، سرکه، سماق، سمنو، سبزی، سنجد و سیب بود و با اشیا و مواد دیگر تکمیل می گشت.

اما آداب چیدن از این قرار بود که ابتدا سفره را در محل مناسبی در بالاترین قسمت اتاق پهن میکردند و یک جلد کتاب مقدس ( با توجه به اینکه عید نوروز عید ایرانیان است و مختص مسلمانان نیست، هر خانواده کتاب مقدس دین خود را بر سفره میگذاشت) در وسط سفره گذاشته، کاسه آب و یک گلاب پاش در دو طرف آن قرار داده، آیینه را در بالا و بشقابی آرد و نان بریده را در دو طرف آب و گلاب قرار داده و چهار گوشه سفره را با چهر شمعدان روشن میکردند که نشانه رحمت، گشاده دستی، روشنایی و خیر و برکت بود.

http://www.shindokht.com/images/pb0070.jpg
مواد هفت سین نیز بر روی سفره قرار داده میشد که نشان از برکت، سلامتی، زایش، زیبایی و شادابی داشتند. اسفند برای رفع چشم زخم و شیرینی برای شیرین کامی بر سر سفره آورده میشد. یک کاسه آب که نارنجی در آن انداخته بودند هم جزو ضروریات سفره بود زیرا نام نارنج (نا-رنج) را به معنی بدون رنج معنا میکردند و حضور این میوه را دافع درد و رنج میدانستند.

آداب نشستن بر سر سفره هفت سین
از زمانی که خانواده با بهترین لباسهای خود بر سر سفره گرد هم جمع میشدند، دیگر تمام حواسها متوجه خیر خواهی و خوش اقبالی بود و همه باید با خلق خوش، ابروی گشاده و لبخند بر لب بر سر سفره مینشستند و همه گفتگوها درباره خیر و خوشی و ذکر و دعا برای رفع بیماری، روا شدن حاجت و دفع بلا باشد.خواندن دعای "یا مقلب القلوب و الابصار" نیز بسیار مطلوب بوده است. با تحویل شدن سال و به صدا درآمدن توپ سال نو، همه به دیده بوسی و تبریک سال نو مشغول میشدند، کام خود را شیرین کرده و به شادی می پرداختند.

تفریحات نوروز تا روز سیزده
روزهای عید به دید و بازدید و شادی و تفریح میگذشت و رسم بر این بود که در این روزها کسی بداخمی و تندی نکند، پول یا مالی قرض نکند، نزد پزشک و دوا فروش هم نرود و خلاصه از هر مورد غم افزا و مکدر کننده دوری کند. البته زیارت اهل قبور و پخش نذری برای رفتگان جزو آدابی بود که هرچند غم افزا، اما موجب شادی روح رفتگان و در نتیجه بسیار پسندیده به شمار میرفت.

دو سه روز اول عید برای دیدار از بزرگترها بود که از منزل پدر و مادر آغاز میشد و منازل دایی و عمه و دیگر بزرگان و دوستان میگذشت. در این دید و بازدیدها عیدیهایی هم رد و بدل میشد و به خصوص عروس و دامادها در اولین عید پس از ازدواج عیدی فراوانی میگرفتند.

گشت و گذار و سفر هم در برنامه های روز چهارم به بعد بود و تفریح و استراحت معمولا تا روز سیزده ادامه داشت و در این روز به اوج خود میرسید.

mona_casillas
03-03-2009, 02:26 AM
آداب و سنن نوروز در تحقیقی دیگر


خانه تکاني : غبار روبي و گردگيري از در و ديوار خانه و کف پوش ها و اسباب خانه، و شستشو و پاکيزه و نو کردن جامه و ظروف و اشياي کهنه، دور افکندن اشياي ژنده و فرسوده و تميز کردن ظروف و ديوارهاي منزل، خلاصه «خانه تکاني» براي زدودن آلودگي ها و سياهي ها و بيرون افکندن پلشتي ها از فضاي خانه از رسم هاي کهن ايرانيان در فرا گشت سال کهنه به سال نو بوده است.

هنوز هم اين رسم همچون گذشته در سراسر ايران ميان مردم ايران معمول است.

امروزه بانوان از چند روز به نوروز مانده، و معمولاً تا پيش از فرا رسيدن شب چهارشنبه آخر سال، به خانه تکاني مي پردازند و از زيستگاه هاي خود پلشت زدايي مي کنند. آنان چيزهاي کهنه و پاره و شکسته بي مصرف يا لوازم کم مصرف را به ديگران مي بخشند و اشيا و وسايل نو و تازه تهيه مي کنند و به جاي آنها مي گذارند. قالي ها و قاليچه ها و گليم هاي خانه را مي تکانند و گرد و خاک آنها را مي گيرند، يا اگر کثيف و آلوده باشند با آب مي شويند. رده ها، روتشکي ها، روبالشتي ها، طاقچه پوش ها و دستمال هاي سر بخاري ها را مي شويند يا عوض مي کنند. رف ها و طاقچه ها و ديوار و سقف خانه را گردگيري مي کنند. در و ديوار اتاق ها و خانه را سفيد و نقاشي مي کنند. گل و گياه و نهال در باغچه هاي خانه مي کارند.

خانه تکاني و زدودن آلودگي ها و پلشني ها از فضاي خانه و کاشانه در آخر سال کهنه، مظهر و نمادي از زدودن سياهي و مرگ و کهنگي از خانه و آماده کردن فضايي پاک و پاکيزه در آستانه نوروز براي استقبال از روشنايي ها و خوبي ها است.


کاشتن سبزه : سبزه نمادي از برکت و شگون است و کشت سبزي عيد از مراسمي است که از ديرگاهان بوده و هم اکنون نيز در ميان ايرانيان رواج دارد. ايرانيان در اسفند و قبل از نوروز در ظرفهاي کوچکي گندم و جو و عدس و امثال اينها را سبز مي کنند و اين سبزه ها را در سفره عيد گذاشته و تا روز سيزده نوروز نگاهداري مي کنند.

در ايران کهن، "بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد و بر فراز هر ستوني دانه هايي از حبوبات مي کاشتند؛ و در ششمين روز فروردين، خرداد روز، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند".


پنجشنبه آخر سال : يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت بر سر مزار درگذشتگان مي روند و براي آنان خيرات مي دهند.

ايرانيان شيعه، در موقع سال تحويل، به زيارت قبور امامان و امامزادگان ميروند. زيارت از مزار شهيدان انقلاب اسلامي و تجديد ميثاق با آنان از جمله مراسم پسنديده ما است.


سفره هفت سين : يکي ديگر از آيين هاي نوروزي که از ديرگاهان پيشينه داشته و هم امروز تقريبا درهمه شهرهاي ايران رايج است چيدن سفره هفت سين است. چيدن سفره هفت سين رسم و باوري کهن است که همه اعضاي خانواده در موقع سال تحويل (لحظه ورود خورشيد به برج حمل) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين سال نو گرد آيند.

در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف "س" آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها است. در سفره هفت سين سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني (مسلمانان قرآن و زرتشتيان اوستا و ...) نيز زينت بخش و آسماني نمودن سفره هفت سين است.

سبب گزينش هفت سين روشن نيست، اما عدد هفت يکي از اعداد مورد احترام و مذهبي ايرانيان باستان بوده است. احتمال مي رود هفت سين را به مناسبت هفت امشا سپند (بزرگترين فرشته مزديسنا) برگزيده باشند. بعضي هم معتقدند که بجاي هفت سين هفت شين مي تواند باشد هفت رويـيدني که با حرف شين آغاز مي شود.


مراسم تحويل سال : در وقت تحويل سال، همه اعضاي خانواده ها در خانه هاي خود گرد مي آيند و در کنار خوان نوروزي مي نشينند. شمع هاي شمعدان يا چراغ هاي روي خوان نوروزي را پيش از تحويل سال روشن مي کنند، و سکه ها و اسکناسهايي لاي قرآن مي گذراند. همه چشم به قرآن و آب و گل و ماهي مي دوزند و منتظر اعلام سال تحويل مي شوند.

در ميان مسلمانان، رسم چنين است که پس از تحويل سال، همه اعضاي خانواده به يکديگر «عيد مبارکي» مي گويند. کوچک ترها دست بزرگترها را مي بوسند و بزرگ تر ها صورت کوچک ترها را. آنگاه، بزرگ خانواده دعاي سال تحويل زير را مي خواند و ديگر آن را تکرار مي کنند:

يا مّقَلِّبَ القُلوبِ و الاَبصار،

يا مُدبِّرَ الَّيلَ وَ النَّهار،

يا مُحَوِّلَ الحولِ وَ الأحوالِ

حَوِّل حالَنا اِلي اَحْسَنِ الحال

پس از خواندن دعاي سال تحويل، بزرگ خانواده قرآن را مي گشايد و هفت سوره يا هفت آيه از قرآن را که با کلمه «سلام» آغاز مي شود، مي خواند. با خواندن اين آيات، آفت ها و بلاهاي آسماني و زميني و شيطان را از محيط خانه و خانواده دور مي کنند و سلامت و آرامش را به خانه در سال نو مي آورند. آن گاه به رسم تيمن و تبرک، بزرگ خانه به هر يک از اعضاي خانواده پولي را که لاي قرآن گذاشته است، مي دهد. در اين هنگام همه دهان خود را با شيريني سفره نوروزي شيرين مي کنند.

همچنين عامه مردم چنين مي پندارد که به هنگام تحويل سال در هر جا که باشند تا آخر سال حضور در آن جا برايشان بسيار آسان و ميسر است. از اين رو برخي از آنان زمان تحويل سال را در فضاي قدسيانه زيارتگاه ها و امامزادگان شيعه مي گذرانند و در لحظات خجسته گردش سال، با دعا و نيايش در اين جايگاه هاي روحاني با جهان مينوي و ملکوتي ارتباط معنوي برقرار مي کنند.

زيارتگاه هايي که بيشتر مردم آغاز نوروز را معمولاً در آن جاها مي گذرانند، عبارتند از زيارتگاه هاي حضرت امام رضا (ع) در مشهد، حضرت معصومه (س) در قم، حضرت عبدالعظيم در شهر ري، احمد بن موسي بن جعفر (ع)، معروف به شاه چراغ در شيراز و چند امامزاده ديگر در شهرهاي ايران.


رسم ديد و بازديد : از اول تا دوازدهمين روز نوروز را مردم به رفت و آمد به خانه بزرگان و خويشان و آشنايان و ديد و بازديد از يکديگر و شادباش گويي به هم اختصاص مي دهند. اين رسم از قديم ميان گروه ها و قشرها و طبقات مختلف اجتماعي در شهر و روستا مرسوم بوده است. تجديد ديدار با جانبازان، خانواده شهدا و بازديد از خانه هاي سالمندان از جمله مراسم و ارزش هاي نيکوي نوروزي و برخاسته از برکات انقلاب شکوهمند ايران اسلامي است.

در مراسم ديد و بازديد نخست کوچک تر ها به عيد ديني بزرگتر ها مي روند، بعد بزرگ ترها بازديد کوچک ترها را پس مي دهند. در نخستين روز عيد، بستگان و دوستان به ديدن کساني که عزيزي را در سال کهنه از دست داده اند مي روند و به بازماندگان او «سرسلامتي» مي دهند.

در شهرها، افرادي که پايه و شأن اجتماعي بالايي در جامعه دارند، روزي را در خانه مي مانند يا به اصلاح «مي نشينند» تا ديگران براي عيد مبارکي به ديدنشان بروند. در روستاها نيز در روز اول عيد زارعان و رعايا به ديدن مالک، کدخدا، ملا و ريش سفيدان مي روند. در ديد و بازديدها مردم به يکديگر دست مي دهند و کوچکترها دست بزرگترها و بزرگترها روي همديگر را مي بوسند و به هم «عيد مبارکي» مي گويند.

اگر ايام نوروز به ماهها و روزهاي سوگواري، به ويژه به دهه نخست ماه محرم بيفتد، مردم در ديد و بازديدهاي خود به جاي تبريک گفتن، معمولاً صلوات مي فرستند و شمر و يزيد را در ايام محرم و ابن ملجم را در روز قتل حضرت علي (ع) لعن مي کنند. اگر ايام نوروز به ماه رمضان بيفتد، مردم پس از روزه گشودن به خانه هاي يکديگر و ديد و بازديد مي روند. روز سيزده را هم به بعد از ماه رمضان موکول مي کنند.

مردم عيد نوروز را در ماه محرم نمي گيرند و معمولاً در اعياد قربان و غدير که پيش از دهه محرم قرار دارد به عيد مبارکي مي روند و گندم سبز مي کنند. کساني هم که عقد يا عروسي کرده اند هدايايشان را در روز عيد غدير مي فرستند و ممکن است سفره نوروزي مختصري که حاوي قرآن مجيد، سبزي، آينه و ميوه است انداخته شود. ولي ديد و بازديد و تبريک به کلي مفهومي ندارد.


رسم نوروزانه : رسم نوروزانه يا عيدانه از ديرباز در ايران ميان مردم طبقات و اقشار مختلف معمول بوده است.

تا چندي پيش، نمايندگان اصناف و طبقات مردم که به ديدن بزرگان مي رفتند، هر صنف و گروه، بنابر پايگاه و شأن اجتماعي و شغلي که داشت، هديه اي براي آنها مي بردند. مردم ايلياتي و زارعان روستايي نيز براي بزرگ و ريش سفيد روستا عيدانه مي برند.

در اين روزگار رسم هديه دادن و هديه گرفتن در ايام نوروز ميان مردم بيش از پيش معمول است. پدران و مادران به فرزندان و نوعروسان و تازه دامادان خود، بزرگترها به کودکان، دوستان به يکديگر و دولت و کارفرمايان به کارمندان و کارگران هديه و عيدي مي دهند.

تا چندي پيش، عيدي کودکان، تخم مرغ رنگين، ساز دهني، وغ وغ صاحاب، عروسک، جغجغه و سکه صاحب زمان و آجيل و نخودچي بود. امروزه بيشتر اسباب بازي، پول نقد و سکه و توپ و کتاب و لباس و ..... هست.

در برخي از شهرها صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته، يک بشقاب نان شيريني به اضافه تخم مرغ رنگي به کوچک ترها داده مي شد. بشقاب گندم برشته شامل کنجد ـ گندم ـ شاهدانه ـ نخودچي و کشمش بود. معمولاً سکه از پنج ريالي تا سکه هاي طلا عيدي داده مي شود.»


سيزده فروردين : سيزده، روز پايان دوره جشن هاي نوروزي است. در اين روز مردم بنا بر يک سنت فرهنگي از خانه ها بيرون و به دشت و صحرا و باغ مي روند تا آخرين روز عيد را در طبيعت و در کنار سبزه و گياه و آب روان چشمه ها و جويبارها به شادي و خوشي بگذرانند.

در گذشته، مردم قيد و بندي براي رفتارهاي خود در روز سيزده نمي پذيرفتند و با پرخوري ها و هوسبازي ها و شادخوارگي ها نظم و قرارهاي اجتماعي را بر هم مي زدند و آشوب و آشفتگي هايي در روال معمول زندگي خود پديد مي آورند. رفتارهاي بي بند و بار و آشوبگرانه برخي، حوادث ناگواري مي آفريد که گريبان آنها و ديگران را مي گرفت و گاهي مصيبت هايي به بار مي آورد. مردم اين مصيبت ها و نا خجستگي ها را اثري از نحسي شماره سيزده مي پنداشتند. از اين رو، سيزده فروردين را هم نحس و بدشگون مي انگاشتند.

در زمان کنوني با دگرگوني هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در جامعه ايران و تغييرات در چگونگي برگزاري مراسم سيزده بدر و پديد آمدن رفتارها و آئين هايي مطابق و مناسب با فرهنگ مردم جامعه کنوني، باز مردم ايران در هر جايي که هستند سيزده نوروز را با شور و گرمي و سرور مانند گذشته در بيرون از خانه ها و در دشت و باغ و بوستان جشن مي گيرند. براي گذراندن اين روز در فضاي باز طبيعت کوه و دشت آرزو مي کنند که روز سيزده شان، روزي آفتابي و گرم باشد. از صبح زود سيزده هر چند خانواده نزديک و خويشاوند با هم شيريني و آجيل باقي مانده از ايام عيد را با خوراک آماده مانند سبزي پلو با کوکو، باقالي پلو با گوشت، و بار و بنشن و سير و پياز سرخ کرده و کشک ساييده و سرکه و رشته و ساير مخلفات آش رشته، که حتماً بايد در صحرا پخته شود، و کاهو و سرکه انگبين عصرانه، و سماور و قند و چاي و راديو و ...... با خود بر مي دارند و با اتومبيل و هر وسيله که مهيا باشد به خارج از شهر مي روند.

در بيرون شهر، خانواده ها دسته دسته در کنار آب و سبزه يا زير درختان سبز بساط خود را مي گسترند و اجاق و آتش را روشن مي کنند و ديگ آش رشته را روي اجاق بار مي گذارند و سماور را آتش مي کنند.

بچه ها به بازي هايي مانند (جفتک چارکش)، (الاکلنگ)، (گرگم به هوا) و (تاب بازي)، که از معمول ترين بازي هاست، مشغول مي شوند. پسران جوان هم معمولاً (الک دولک) بازي مي کنند. بزرگسالان هم هريک به گونه اي خود را سرگرم مي کند. ظهر، هر خانواده سفره اي مي گسترد و آش رشته و باقلاپور، يا سبزي پلو با کوکو و ماهي را که در ديس و کاسه و بشقاب کشيده شده در ميان سفره مي چيند و زن و مرد، پير و جوان و کودک با خنده و شوخي دور سفره مي نشينند و مشغول خوردن مي شوند.

خوردن آجيل و کاهو با سرکه انگبين، عصرانه بيشتر مردم است. نزديکي هاي غروب قبل از ترک کردن صحرا، هر خانواده سبزه اي را که پيش از نوروز به نشانه برکت و فراواني کاشته اند، در آب مي اندازند و به خانه هاي خود بازمي گردند.


مردم همراه طبيعت درحقيقت، در قالب آيين هاي نوروزي که از چند روز پيش از گردش سال تا روز سيزده فروردين ادامه مي يابد، مردم همراه طبيعت، گذاري رمز گونه از يک مرحله حيات به مرحله ديگر دارند. آنان همراه با حيات دوباره زمين پس از گذر از زمستاني سخت، دگرگون شده و زندگي تازه اي را از سر مي گيرند: در آغاز اين گذار، مردم با خانه تکاني و پلشت زدايي در روزهاي پاياني سال کهنه از آنچه رنگ فرسودگي و کهنگي و سياهي دارد، جدا مي شوند و دوري مي گزينند و در پايان آن بار ديگر به دامان طبيعت باز مي گردند تا زندگي دوباره زمين را نظاره گر باشند، نشانه هاي قدرت خداوند را در در و ديوار وجود دريابند و به ياد آورند که بخشي از طبيعت هستند و نبايد آن را به دست فراموشي بسپارند. شايد هم به همين دليل است که اين روزدر کنار نامگذاري سنتي ايرانيان، روز طبيعت نيز نام گرفته است.


دوري از عادات غلط در نوروز نوروز با همه طراوت و پاكي اش و با همه خوبي هايي كه دارد، آداب و رسوم بدي نيز به همراه دارد و همانگونه كه گراميداشت سنن پسنديده نوروزي خوب است، مبارزه با عادات منفي آن نيز لازم است. در ذيل به مواردي كه به نظر ناپسند مي آيند اشاره مي گردد.


1- اسراف
2- چهارشنبه سوري 3- لهو و لعب و اتلاف عمر


1- اسراف : اسراف و خريدهاي زايد را بايد از جمله عادتهاي منفي نوروز دانست لباسهاي گران قيمت، تنقلات آنچناني و ..... همه مواردي هستند كه در ا يام سال جديد به حدي فراتر از نياز صورت مي گيرند و اين معناي اسراف است كه دين مبين اسلام بشدت با آن مخالف است. گرچه استفاده از نعمات الهي خوب است و مورد تاييد دين، ولي زياده روي در اين امر مورد نهي اسلام است. در قرآن کريم مي خوانيم:


«كلوا و اشربوا و لا تسرفوا» يعني بخوريد و بياشاميد (از نعمات الهي استفاده كنيد) ولي اسراف نكنيد.

و در آيه ديگري خداوند اسراف كاران را چنين انذار مي دهد:


«ان المسرفين هم اصحاب النار» يعني اسراف كنندگان اهل دوزخند.

و آيات فراوان ديگري كه در اين زمينه وجود دارد، در تعيين اينكه اسراف چيست و علامت اسراف و مسرفين كدام است. در روايتي از امام صادق (ع) مي خوانيم:

«براي اسراف كار سه علامت است: مي خرد آنچه نياز ندارد، مي پوشد آنچه را نياز ندارد و ميخورد آنچه را لازم ندارد.»


2- چهارشنبه سوري : از ديگر عادات منفي سال جديد چهارشنبه سوري است اگر از پيشينه تاريخي آن بگذريم اين سنت به همراه خود مسايلي دارد كه بشدت با اسلام مخالف است. از آن جمله: مزاحمت براي مردم. در اين زمينه پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: هر كسي مومني را بيازارد مرا آزرده است.

همچنين امام سجاد (ع) مي فرمايد: خودداري از اذيت كردن مردم نشانه كمال عقل است.

ضررهاي جاني: چهارشنبه سوري مي تواند ضررهاي جاني و مالي زيادي براي انسان داشته باشد و مسلم است كه اسلام وارد كردن ضرر را به خود و ديگران جايز ندانسته است.


3- لهو و لعب و اتلاف عمر : از ديگر عادتهاي ناپسند نوروز تضييع وقت است. گرچه اسلام به معاشرت اهميت فراوان داده است و ديد و بازديد در اين ايام فرخنده پسنديده است ولي گاهي اين مجالس از حد مقبول و اعتدال گذشته و به لهو و لعب شبيه مي شوند كه اين امر نيز نمي تواند مورد قبول دين اسلام باشد.




منبع: سايت صدا و سيما

http://www.sharemation.com/elham/4.jpg

Pars_Redboy
03-04-2009, 04:19 PM
توجه ! توجه !

چهارشنبه سوری یا چهار شنبه سوزی ؟
ياد آن روزها بخير، روزهاي شيرين خاطرات چهارشنبه سوري و به شادي نشستن اهالي محل. غروب آخرين چهارشنبه سوري هاي کوچه پس کوچه هاي تهران ديدني بود، هنگامي که رنگ نارنجي غروب که با رنگ آتش بوته هاي چهارشنبه سوري بچه هاي محل هم رنگ مي شد، شهر حال و هوايي ديگري پيدا مي کرد. فرياد جوانان محل " زردي من از تو، سرخي تو از من " هنوز در گوش هايم مي پيچد. فرقي نداشت، پير و جوان، کوچک و بزرگ به رسم ديرينه از روي بوته هاي به آتش کشيده شده مي پريدند، گل مي گفتند و گل مي شنيدند. آن روزها پايان آخرين چهارشنبه سوري سال غم و ماتم نبود، هر چه بود خوبي و شادي بود. گويا شور به انتظار نشستن چنين رسم ديرينه اي به سر آمده و کمتر کسي بي قرار آمدن چنين روزي است.
پيرمرد ديگر سخن نمي گويد، سکوت مي کند و از خاطرات خوش گذشته سخني به ميان نمي آورد.
دستي بر موهاي نرم و لخت نوه کوچکش مي کشد، کودکي خود را ترسيم مي کند و دلش براي کودکي نوه اش مي سوزد، از نهان آه مي کشد "اي کاش هميشه انتهاي چهارشنبه سوري ها با غروب آفتاب به شادي تبديل مي شد نه غم و ماتم".پيرمرد با چشمان کم سو و ريزش به چشم نابيناي نوه اش مي نگرد، چشمي که مي توانست نور قرمز ونارنجي چهارشنبه سوري ها را ببيند اما شيطنت هاي کودکانه چهارشنبه آخرين سال او را از اين حق محروم کرد. چهارشنبه سوري از مراسم ديرين ايران زمين است، آييني که در صورت رعايت آداب سنتي مخصوص آن، ايام شادي بخشي را براي شهروندان به ارمغان مي آورد.
اين آيين در گوشه و کنار و کوچه و پس کوچه هاي هر شهر و ديار، با آتش بازي ، قاشق زني، آجيل خوري از گذشته هاي دور همواره يادآور لحظات فرحبخش و خاطره انگيزي براي مردم بوده است. اما اين آيين ديرين به دست انسان هاي کوته بين در سال هاي اخير حوادث فراواني را بوجود آورده است. انسان هاي کوته بين که براي استقبال از سال نو، بدترين و آزاردهنده ترين راه مثل ترقه بازي و يا آتش بازي را بر مي گزينند. هنوز آسمان آخرين سه شنبه شب سال تاريک نشده که صداهاي دور و نزديک انفجار ترقه و سوت فشفشه ها و موشک هاي هفت رنگ به يادت مي آورد که بايد هر چه سريع تر خود را به خانه و يا يک جاي امن برساني اما از ياد برده اي که خيابانها به خاطر خريد شب عيد آن قدر شلوغ است که با اتوبوسهاي ريالي و تاکسي هم نمي تواني از خطرات احتمالي اين شب در امان بماني...
تا رسيدن به خانه با صداهاي انفجار ترقه هاي مختلف چندين بار شوکه مي شوي و با ديدن نوري کوچک از دور بلافاصله با دو دست گوشهايت را مي گيري و منتظر يک صداي وحشتناک ميشوي.تا زماني که به خانه برسي هزار بار دعا مي کني که شب عيدي بلايي به سرت نيايد و مجبور نشوي که تعطيلات عيد را در بيمارستان سپري کني. همه ساله مراسم چهارشنبه سوري در کشور ، به ويژه در کلانشهري مثل تهران ; با شکوه ، هيجان و سر و صداي بيشتري برگزار مي شود طوري که هر سال اقلام مورد استفاده در برگزاري اين مراسم بيشتر ، متنوع تر و کوچک اما پر صداتر و نورافشان تر مي شود.
ضمن اينکه از يکي دو ماه قبل از رسيدن چهارشنبه آخر سال ، اين وسايل محترقه در دسترس اغلب جوانان و نوجوان پسر بوده و هر از چند گاهي صداي ترقه در کوچه و خيابان ها شنيده ميشود. اما طي سال هاي اخير از پريدن روي آتش و شنيدن جملاتي چون "زردي من از تو، سرخي تو از من" ديگر خبري نيست ضمن اينکه فالگوش ايستادن براي شنيدن خبري خوش از آنچه مورد انتظار است و يا اينکه قاشق زني و جمع کردن خوراکي و پول به کلي فراموش شده و تنها شايد اگر از مادر بزرگ ها بپرسي چيزي از اين موارد به يادشان بيايد. ترقه بازي و پرتاب وسايل آتش زا و ايجاد ترس ونگراني و وحشت در شهروندان از جمله برنامه هاي بي هويتي است که درسال هاي اخير وارد مراسم چهارشنبه- سوري شده و عمدتا جز پشيماني و ندامت براي عاملان آن به دنبال نداشته است.
اما اکنون سالهاست که چهارشنبه سوري با صداي نارنجک هاي دستي، سيگارت، ديناميت، هفت ترقه و غيره در معابر شهر، چهره اي کاملا به دور از فرهنگ ايرانيان به خود گرفته است.
طي چندسال اخير، آخرين چهارشنبه سال براثرشدت استفاده از مواد محترقه، وضعيت هواي تهران در شرايط خطرناک قرار مي گيرد، کودکان خردسال و نوزادان و پيرمردان و پيرزناني که درشرايط عادي هواي تهران نيز دچار مشکل هستند، بدترين روز زندگي خود را سپري مي کنند. بيمارستان ها نيز مملو از آسيبديدگاني است که نمي توانند به هيچ مرجعي شکايت ببرند.
درسال هاي اخير برگزاري مراسم چهارشنبه سوري و وقوع اتفاقات ناگوار مراکز مختلفي مثل سازمان آتش نشاني، اورژانس، نيروي انتظامي و حتي بيمارستان ها را درگير کرده است. براساس آمارهاي ثب شده در نيروي انتظامي از شب چهارشنبه آخر سال 84، تنها 39 تن در نقاط مختلف کشور جان خود را از دست دادند و در اين ميان 32 درصد از 979 مصدوم بر جاي مانده از ناحيه دست، 23 درصد از ناحيه چشم، 18 درصد از ناحيه صورت، دچار آسيب شدند. اين در حالي است که طبق بررسي هاي صورت گرفته، 60درصد مصدومان حوادث وقوعي در چهارشنبه سوري پارسال دانش آموزان گروه سني 16 تا 19 سال بودند. به اين ترتيب در چهارشنبه آخر سال 84 با برجاي ماندن 6 ميليارد و 256 ميليون و يکصد هزار ريال خسارت مالي، انجام 102 ماموريت امداد و نجات رکورد پرحادثه ترين چارشنبه آخر سال را طي 5 سال اخير به خود اختصاص داد.
با وجود تمهيدات مسوولان براي جلوگيري از عرضه مواد محترقه در روزهاي پاياني سال، سو» استفاده کنندگان از شادي جوانان چندروزي است با حضور فعال در معابر و پشت چراغ قرمزها، انواع مواد محترقه را به فروش مي رسانند.
بسته هايي که به ظاهر براي ابرازخوشحالي منفجر مي شود و در پس آن ناله استفاده کننده برمي خيزد که ازانفجارآسيب ديده و يا سرزنش و نفرين فردي که اين صداهاي ناهنجار موجب برهم خوردن آرامش روحي اش شده است.
اين روزها سودجويان به سودهاي کلان خود مي رسند و نوجوانان وجوانان از حوادث وخسارات آن بي نصيب نمي مانند، سهم خانواده ها هم از چهارشنبه سوري، فغان و افسوسي است که با هزينه هاي بسيار در مراکز درماني و سوانح سوختگي برجاي مي ماند. سرچهارراه هايي باچراغ قرمزهاي طولاني همچون "ميدان توحيد، سه راه آذري، چهارراهوليعصر و ميرداماد" مکان هايي است که دستفروشان با حرکت در لابه لاي خودروها به عرضه موادمحترقه مي پردازند. سه راه ناصرخسرو تهران، يکي ديگر از مکان هايي است که اينگونه مواد بطور پنهان و آشکار در آنجا عرضه مي شود.
سيگارت بسته اي 1200 تومان، موشک بسته اي 800 تومان، هفت ترقه 650 تومان و ديناميت مشکي و بنفش 1500 تومان از جمله موادشادي آفريني است که براحتي در تهران به فروش مي رسد.
بانزديک شدن به آخرين چهارشنبه سال،اين روزها دستفروشان زيادي در بازار تهران به فروش موادمحترقه مي پردازند.
خيل جوانان و نوجوانان گرد اين افراد را گرفته و بسته هاي کوچک وبزرگ موادمحترقه را خريداري مي کنند.علاوه بر جوانان، والدين نيز در بازار حضور دارند و به خريد اين مواد براي استفاده کودکان و نوجوانان خود مي پردازند.
دستفروشان بدون توجه به اين خطرات، حجم زيادي از موادمحترقه را در شهر تهران عرضه مي کنند و نوجوانان و جوانان نيز بخاطر تخليه انرژي و شادي هاي کاذب و زودگذر دانسته و يا ندانسته، خود را در معرض خطرات استفاده از اين مواد قرار مي دهند.http://www.ebtekarnews.com/CrThumb.aspx?Pic=ebtekar\Images\162\27000989948634 3.jpg&X=250&Y=175 (javascript:;)

منبع گروه جامعه خبرگزاری ایسنا

Pars_Redboy
03-05-2009, 02:40 PM
مراسم چهارشنبه سوری ...قاشق زنی ...فالگوشی ....از روی آتش پریدن

هر چند چند روزی مونده ولی تا چشم به هم بزاری می رسه ....
فعلا که از صدای ترقه و انفجارت رسیدنش به گوش می رسه...

زردی من از تو؛ سرخی تو از من
يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.
قاشق زنی، آجيل مشکل گشا، پريدن از روی آتش، فالگوش ايستادن و... از مراسم اصلی شب چهارشنبه سوری است.
ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.
اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.
دکتر نيکنام در اين باره می گويد:"ما زرتشتيان در کوچه ها آتش روشن نمی کنيم و پريدن از روی آتش را زشت می دانيم. در گاه شماری ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود ندارد. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم (چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."
"ما پيش از تسلط اعراب بر ايران هر ماه را به سی روز تقسيم می کرديم. و برای هر روز هم اسمی داشتيم . هرمز روز، بهمن روز،..."
"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."
"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."
گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است.
انداختن چادر بر سر و زدن قاشق برهم از ديگر رسوم اين شب است. معمولا جوانترها با انداختن چادری بر سر به در خانه همسايه ها رفته و با قاشق زدن، از آنها شيرينی يا مشتی آجيل می گيرند.
خوردن آجيل مشکل گشا که بی شباهت به آجيل شب يلدا نيست، از اصول چهارشنبه سوری است. که مردم با نيت دست يافتن به حاجتشان و يا رفع مشکلشان اين آجيل را می خورند.
در اواخر سلطنت سلسله قاجار در تهران در ميدان ارک توپی به نام " توپ مروارید" وجود داشت که در شبهای چهارشنبه سوری اطرافش مملو از دخترانی بود که در آرزوی پيدا کردن شوهر بودند.
آنها در اين شب به بالا اين توپ قديمی می رفتند و برای بر آورده شده حاجتشان بر روی اين توپ آرزو می کردند.

سعيد نفيسی در مقاله ای به نام "چهارشنبه سوری" بخشی از مراسم چهارشنبه سوری را که سالها پيش در چند شهر مختلف ايران رواج داشت، اينگونه توضيح می دهد:

شيراز: آتش افروختن در معابر و خانه ها، فالگوش، اسپند سوزاندن، نمک گرد سر گرداندن( در موقع اسفند دود کردن و نمک گردانيدن زنان اوراد مخصوصی می خوانند)؛ قلمرو چهارشنبه سوری در شيراز صحن بقعه شاه چراغ است و در آنجا نيز توپ کهنه ای است که مانند توپ مرواريد تهران زنان از آن حاجت می خواهند.
اصفهان: آتش افروختن در معابر، کوزه شکستن، فالگوش؛ گره گشائی و غيره کاملا متداول است.
مشهد: گره گشائی؛ آتش افروختن؛ کوزه شکستن و آتش بازی متداول است و علاوه بر آن در هر خانه يکی دو تير تفنگ می اندازند.
زنجان: آتش افروختن؛ فالگوش و کوزه شکستن متداول است. در مراسم کوزه شکستن در زنجان، پولی با آب در کوزه می اندازند و از بام به زير می افکنند.
ديگر از رسوم مردم اين شهر در چهارشنبه سوری اين که دخترانی را که می خواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار می برند و هفت گره بر جامه ايشان می زنند و پسران نابالغ بايد اين گره ها را بگشايند.
تبريز: آجيل و ميوه خشک از ضروريات است و ديگر اينکه در اين شب مردم از بام خانه ها بر سر عابرين آب می ريزند.
اروميه: شب چهارشنبه سوری بر بام خانه ها می روند و کجاوه ای را که زينت کرده و آرايش داده با تناب از بام به سطح خانه فرود می آورند و می گويند:" بکش که حق مرادت را بدهد." کسی که در خانه است مکلف است که در آن کجاوه شيرنی و آجيل بريزد وپس از آنکه در آن چيزی ريختند آن را بالا کشيده و به بام خانه ديگری می برند.
چهارشنبه سوري


يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.



چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.


مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.



مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.





ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.





در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."



"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."



"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.




"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است





مراسم چهارشنبه سوري



بوته افروزي

در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده



خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد.



مراسم كوزه شكني

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.



همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت



فال گوش نشيني

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.



قاشق زني

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.



آش چهارشنبه سوري

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.



تقسيم آجيل چهارشنبه سوري

زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.



گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند

مراسم ديگري مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات
=====================


جشن چهارشنبه‌سوري روز خاصي براي آتش‌افروزي و پريدن از روي آتش است. غروب آخرين سه‌شنبة سال يا همان شبِ آخرين چهارشنبة سال موعدي است كه در آن همه براي برپايي اين جشن به تكاپو مي‌افتند.

.به نظر مي‌رسد روشن كردن آتش به آيين زرتشتي برمي‌گردد اما دكتر نيك‌نام مي‌گويد: «چهارشنبه‌سوري رسم زرتشتي‌ها نيست. اصلاً زرتشتي‌ها هفته ندارند و شنبه و چهارشنبه ندارند تا جشن چهارشنبه‌سوري در كار باشد.» آذرميدخت مزداپور نيز مي‌گويد: «ما فقط براي همراهي با دوستان و هم‌محلي‌ها از روي آتش مي‌پريم و اين روز را جشن مي‌گيريم. معمولاً اين روز مراسم اوستاخواني در خانه‌هاي زرتشتيان برقرار است و هفت نوع ميوة خشك مثل كشمش، انجير، بادام، خرما،‌توت و پسته به مهمانان مي‌دهند.»

هفت ميوة خشك زرتشتي‌ها شباهت زيادي به آجيل چهارشنبه‌سوري دارد كه خوردنش در اين شب واجب است. در بسياري از شهرها آش ترشي هم به نام اين شب با چند نوع سبزي درست مي‌شود.

چهارشنبه‌سوري هم روز پُركاري براي زنان است و هم رسم‌هايي دارد كه مختص زنان است. فال‌گوش ايستادن يكي از اين رسم‌هاست كه در آن چند زن يا دختر جوان نيت‌هايي مي‌كنند، پشت ديواري مي‌ايستند و به حرف‌هاي رهگذران گوش مي‌دهند و سپس با تفسيرِ حرف‌هايي كه مي‌شنوند پاسخ نيت خود را مي‌گيرند. رسم ديگرْ قاشق‌زني است. به اين ترتيب كه زنان و حتي پسران جوان چادري به سر مي‌كنند، روي خود را مي‌گيرند و به در خانة همسايه‌ها و دوستان مي‌روند. صاحبخانه از سر و صداي قاشق‌هايي كه به كاسه مي‌خورد، در خانه را باز مي‌كند و آجيل چهارشنبه‌سوري، شيريني، شكلات، نقل و حتي پول به كاسة آنها مي‌ريزد.

چهارشنبه‌سوري براي پسران و مردان جوان هم روز پرجنب‌وجوشي است. در روستاهاي لرستان، مردان جوان قبل از غروب اسب‌هايشان را بيرون مي‌آورند و نمايشي اجرا مي‌كنند. در شهرهاي ديگر، پسران براي ايجاد هياهو دست به ابتكارهاي عجيب و غريب مي‌زنند. در بعضي جاها كوزه‌هاي گلي را با باروت پر مي‌كنند و روي آن را مي‌كوبند تا سفت شود، بعد سپس فتيله‌اي در كوزه مي‌گذارند و با آتش زدن فتيله اين‌طور به نظر مي‌رسد كه از كوزه آتش بيرون مي‌زند. يا ممكن است موشك‌هايي از كاغذهاي براق در مدل‌هاي مختلف درست كنند و در آن باروت بريزند و روي پشت‌بام‌ها فتيله‌اش را آتش بزنند و به هوا بيندازند.

در بسياري از نقاط ايران، اعتقاد بر اين است كه بايد چهارشنبه‌سوري از خانه بيرون رفت و همراه بقية مردم جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سال جديد سالي شاد و پر از موفقيت باشد.http://www.oshihan.org/images/Norooz/chahar_shanbeh_soori_02.jpg

armond
03-18-2009, 12:11 AM
[COLOR="Red"][/

سروران گرامی و دوستان ارتش سرخ
سال 1388 وعید باستانی را به همه خوبان وعزیزان تبریک وتهنییت واز خداوند بزرگ خواهان خوبی برای همه شما عزیزان و خانواده محترمتان خواستارم



دوست ارمنی همگی شما ارموند


:6::lover::orkest::moz::bbadd::m b::jashn::gmg::dasi::setareb::jashnmm::bos:

mona_casillas
03-18-2009, 12:57 AM
آرموند عزیز من هم عید سعید نورزو رو به شما و خانواده محترم شما تبریک میگم و سالی خوب و خوش برات آرزو میکنم .

http://www.shindokht.com/images/pb0070.jpg

mona_casillas
03-18-2009, 01:29 AM
گوشه هایی از مراسم چهارشنبه سوری امسال

http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2009/03/434802_orig.jpg
http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2009/03/434805_orig.jpg

http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2009/03/434808_orig.jpg

http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2009/03/434841_orig.jpg

http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2009/03/434848_orig.jpg


http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2009/03/434845_orig.jpg


http://www.mehrnews.ir/mehr_media/image/2009/03/434847_orig.jpg

SaRa
03-18-2009, 04:04 PM
http://www.aviny.com/News/82/12/28/norooz_logo.jpg

اینم یه سفره هفت سین عیدی من به همه ی شما دوستای گلم.
امیدوارم خوشتون بیاد...

mona_casillas
03-18-2009, 05:16 PM
ساقیا آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که کردی نرود از یادت

فرا رسیدن سال نو خورشیدی رو به همه هموطنان عزیز بخصوص سرخدلان مجددا تبریک میگم با بهترین آرزوها برای همه در سال 88
http://www.ir-tci.org/images/noruz_87_post.jpg

http://aminparsa.persiangig.ir/aminnn01.jpg

zamara
03-18-2009, 07:26 PM
من هم پيشاپيش سال نو را به تمامي اعضاء محترم سايت ارتش سرخ تبريك عرض ميكنم و اميدوارم سال خوب و خوش و پر بركتي را در پيش رو داشته باشند .
با اميد به رسيدن پرسپوليس به جايگاه اصلي خود در تمامي مسابقات باشگاهي ايران و آسيا.

اين هم كارت تبريك براي همه بچه هاي گل ارتش سرخ:

http://www.arteshesorkh.com/forum/picture.php?albumid=1&pictureid=402

lionel messi 10
03-19-2009, 12:08 AM
منم پيشا پيش سال نو را به همه ي اعضاي خوب سايت ارتش سرخ تبريك ميگم و آرزويي يك سال پر فروق و پر بركتو براي همه عزيزان آرزو مي كنم.


با آرزوي موفقيت
(فرزاد فصيحي)

ali_red boy
03-19-2009, 03:31 AM
سال جدید و فرا رسیدن نوروز باستانی برهمگان مبارک و فرخنده

armond
03-19-2009, 09:40 AM
انشالله سال خوب وبا برکتی باشه برای همه دوستان ارتش سرخ

lionel messi 10
03-19-2009, 02:24 PM
عيد نوروز بر همه عزيزان مبارك و فرخنده باشد.
http://arteshesorkh.com/forum/picture.php?albumid=55&pictureid=400

Masoud
03-19-2009, 04:39 PM
به همه ی دوستای خوبم عید نوروز رو تبریک میگم و ارزوی سالی سرشار از موفقیت برای خودشان و خانوادشون میکنم.
سال خوبی بود به نظرم هرچند برام خیلی بالا پایین نداشت ولی از نظر معنوی خیلی خوب بود برام.
سال جدید امیدوارم با موفقیت برای هممون شروع شه که تو فروردین یه خبرهایی هم هست که ایشالله اگه خدا بخواد و درست شه در جریانش قرار میگیرد.
سال سرونشت سازی هم هست برام چون برای باره دوم کنکور میدم و باید وارد دانشگاه شم وگرنه دیگه.... برام خیلی پس دعا کنید.

ولی یه اتفاق خیلی خیلی جالب که فکر کنم خیلی هاتون ندونید اینه که :
هشت ، هشت ، هشتادو هشت ( 8/8/88 ) ولادت امام هشتم یعنی اقا امام رضا هست که از الان میخوام بطلبه مشهد باشم.که این اتفاق رو من خودم به شخصه خیلی به فال نیک میگیرم

واقعا همه دوستام رو دوست دارم و برای همتون ارزوهای خیلی بزرگ میکنم :lover:
شاد باشید :lover:

RED STORM
03-19-2009, 07:18 PM
منم سال نو رو به همه دوستان تبریک میگم
امیدوارم که سال خوبی رو پیش رو داشته باشید

mona_casillas
03-19-2009, 09:08 PM
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
آوای خوش هزار تقدیم تو باد

گویند لحظه ای است روئیدن عشق

آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

http://sherlook.persiangig.com/image/66384821MxiVbD_ph.jpg

Pars_Redboy
03-19-2009, 10:06 PM
سال جدید مبارک به همه خوش بگذره و در کارهاتون موفق باشین .

http://i19.tinypic.com/43w2fkh.jpg

محسن
03-20-2009, 12:37 AM
آقایان خانوم های عیدتان مبارک امیدوارم سال خوبی همراه با شادی و موفقیت آغاز کنیداین واقعا باعث افتخار من هست که در جمع دوستان سرخ گل هستم اخلاقت رو عوض کن بگو عیدت مبارککارو بدون غرض کن بگو عیدت مبارکشما رفیقای گل همه رسم و رسوم ها رو گفتید دیگه فکر کنم نیازی به گفتن من نباشهخوش باشید هر روزتان عید باشه

Hojat
03-20-2009, 02:18 AM
منم پیشاپیش عید رو به همهی ایرانیان گل تبریک میگم....

http://tinypic.info/files/2lkbapqvwp6rnv2fx8f5_thumb.jpg (http://tinypic.info/viewer.php?file=2lkbapqvwp6rnv2fx8f5.jpg)

armond
03-20-2009, 07:05 AM
انشالله سال با برکبی باشه برای همه

AmiR TiFo36
03-20-2009, 03:18 PM
سلام.منم سال نو رو به همه دوستای پرسپولیسیم تبریک میگم.امیدوارم کدورتها رفع بشه . همه در کنار هم سال خوبی رو داشته باشیم...و با قهرمانیه آسیا امسال رو به پایان ببریم

mona_casillas
03-20-2009, 04:15 PM
در لحظه تحویل سال قرار گرفتیم از خدای بزرگ بهترین ها رو برای هموطنان عزیزم آرزو میکنم .

یا مقلب القلبوب والابصار

یا مدبر اللیل والنهار

یا محول الحول و الحوال

حول حالنا الی احسن الحال
http://bikarestan.files.wordpress.com/2008/03/norooz.jpg

SaRa
03-20-2009, 05:42 PM
بچه ها عیدتون مبارک
ایشالا سال خوبی داشته باشید
من خودمو رسوندم تا پیش هم باشیم ولی انگار کسی نیست اینجا جز منو مونا

Hojat
03-20-2009, 07:13 PM
منم بعد از 3 ساعت تاخیر عید رو به همه تبریک میگم...

Karim
03-20-2009, 08:27 PM
سال نو روخدمت تمامی ارتش سرخیها تبریک وتهنیت عرض میکنم.الگوی مصرفتون روهم اصلاح کنید شماروسر جدتون قسم
http://i26.tinypic.com/acyerm.jpg
http://i28.tinypic.com/2je4v3t.jpg

http://www.freefoto.com/images/12/11/12_11_17---Tulips_web.jpg
http://g.imagehost.org/0555/111.jpg