توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مشاعره
صفحه ها :
[
1]
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
redsun
03-08-2009, 01:09 AM
دوستان تایپیک مشاعره را دوباره از نو شروع می کنیم
امیدوارم شعرهاتون مثل همیشه پر از مضمون های قشنگ باشه
ای نام تو بهترین سر آغاز
بی نام تو نامه کی کنم باز
mona_casillas
03-08-2009, 01:16 AM
زیباتر از تولد گل های ارغوان
آبی تر از شکفتن روح حقایقی
دستان تست سایه صدها گل غریب
تو شرح حال سوختن شمع عاشقی
redsun
03-08-2009, 01:20 AM
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
Karim
03-08-2009, 01:23 AM
در تهمت تو اگر بریزندم خون
این تهمت تو به خون بهایی ارزد
mona_casillas
03-08-2009, 01:26 AM
در میان کتاب نگاهت
صفحه عاطفه می درخشید
مرز ما مرمری از صفا بود
عشق تو در دل مرز پیچید
redsun
03-08-2009, 01:32 AM
دیوار سایه ها شده ویران
دست نگاه در افق دور
کاخی بلند ساخته با مر مر سفید
mona_casillas
03-08-2009, 01:56 AM
دیگر بس است پونه من از سفر بیا
بغض تمام پنجره ها در غمت شکست
Karim
03-08-2009, 02:00 AM
تهمت و جهل و حسرت و خواری
فرقت و گمرهی و بییاری
کرده پهنای خاک تنگ برو
چرخ باریده شوک و سنگ برو
mona_casillas
03-08-2009, 02:05 AM
و از صدای شکستن کسی نمیشکند
چدر سردی و غوغاست بین آدم ها
redsun
03-08-2009, 02:14 AM
آب پیدا بود، عکس اشیا در آب
سایه گاه خنک یاخته ها در تف خون
سمت مرطوب حیات
شرق اندوه نهاد بشری
فصل ولگردی در کوچه زن
بوی تنهایی در کوچه فصل
Karim
03-08-2009, 10:28 AM
لب نهادم به لب یار و سپردم جان را
تا به امروز به این مرگ نمرده است کسی
ali_red boy
03-08-2009, 12:35 PM
یارب این نوگل بستان که سپردی به منش
می سپارم به تو از شر حسود چمنش
Karim
03-08-2009, 01:21 PM
شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست
هم بر سر گریهای که چشمم را خوست
از خون دلم هر مژهای پنداری
سیخیست که پارهی جگر بر سر اوست
تا توانی دلی به دست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
mona_casillas
03-08-2009, 02:17 PM
در کوچه های حادثه تنها ماندن بس است
دیگر برای عاطفه هم طاقتی نماند
رفتی و آن قناری زیبا و مهربان
یک نغمه هم برای دل عاشقان نخواند
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
redsun
03-09-2009, 12:37 AM
دلم می خواست عشقم را نمی کشتند
صفای آرزویم را که چون خورشید تابان بود میدیدند
چنین از ساختار هستی ام آسان نمی چیدند
گل عشقی چنان شاداب را پرپر نمی کردند
Karim
03-09-2009, 01:21 AM
در کوی تو سر در سر خنجر بنهم
چون مهرهی جان عشق تو در بر بنهم
نامردم اگر عشق تو از دل بکنم
سودای تو کافرم گر از سر بنهم
mona_casillas
03-17-2009, 03:35 PM
من نیز چون خورشید دلم زنده به عشق است
راه دل خود را نتوانم که نپویم
هر صبح در آیینه جادویی خورشید
چون می نگرم
او همه من
من همه اویم
imported kourosh
03-17-2009, 04:02 PM
مرغ سحر ناله سر کن ***** داغ مرا تازه تر کن
زاین اه شرر بار این قفس را ***برشکن و زیروزبر کن
mona_casillas
03-17-2009, 04:05 PM
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
imported kourosh
03-17-2009, 04:31 PM
راغ همچون طبله عطار پرعنبر شود
روي بند هر زميني حله چيني شود
گوشوار هر درختي رشته گوهر شود
چون حجابي لعبتان خورشيد را بيني به ناز
گه برون آيد زميغ و گه به ميغ اندر شود
افسر سيمين فرو گيرد زسر كوه بلند
بازمينا چشم و زيبا روي و مشكين سر شود
mona_casillas
03-17-2009, 04:34 PM
دل من دیر زمانی است که می پندارد
دوستی نیز گلی است
مثل نیلوفرو یاس
ساقه ترد ظریفی دارد
بی گمان سنگدل است آنکه روا میدارد
جان این ساقه نازک را
دانسته
بیازارد
imported kourosh
03-17-2009, 04:39 PM
دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد *** گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگ *** گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد
mona_casillas
03-17-2009, 04:45 PM
در کجای این فضای سرد بی آواز
من کبوترهای شعرم را دهم پرواز ؟
imported kourosh
03-17-2009, 04:58 PM
ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم ...... مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را
مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت .......... ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
mona_casillas
03-17-2009, 05:00 PM
ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سر چشمه هنر
imported kourosh
03-17-2009, 05:39 PM
رحم آمدش به حال من و این سخن بگفت ** خوش باش بعد از این که ببینی وفای ما
از آتش جهندهی عشقت جهان بسوخت ** یک شعله هم گرفت به طرف قبای ما
mona_casillas
03-18-2009, 01:31 AM
امشب میخوام برای تو یه فال حافظ بگیرم
اگر که خوب در نیومد به احترامت بمیرم
redsun
03-18-2009, 02:02 AM
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
mona_casillas
03-18-2009, 02:06 AM
تو گل سرخ منی
تو گل یاسمنی
تو چنان شبنم پاک سحری
نه از آن پاکتری
imported kourosh
03-18-2009, 09:48 AM
یک جرعه می ز ملک کاووس به است ** از تخت قباد و ملکت طوس به است
هر ناله که رندی به سحرگاه زند ** از طاعت زاهدان سالوس به است
mona_casillas
03-18-2009, 03:34 PM
تا به کی نازی به حسن عاریت
ما و من آیینه داری بیش نیست
RED STORM
03-18-2009, 11:54 PM
تو که از يار زني لاف اگر حق گويي
بوسه زن بر رخ ساقي ز پيش جامي گير
mona_casillas
03-19-2009, 12:04 AM
روزی که چشم های تو از مرز دل گذشت
گم شد میان کلبه رویا بهار من
دل ها فدای چشم پراز هجرت تو شد
پیوندهای آبی تو یاد گار من
RED STORM
03-19-2009, 12:15 AM
نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت
به غمزه مسله آموز صد مدرس شد
mona_casillas
03-19-2009, 12:52 AM
دلم برای نگاهت بهانه میگیرد
پرنده از غم هجران تو چه باید کرد ؟
ali_red boy
03-19-2009, 02:22 AM
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای یار شد و جان نیز هم
mona_casillas
03-19-2009, 02:52 AM
می توان با لهجه سرخ دعا
مدتی با آسمان خلوت نمود
می توان با حرفی از جنس بلور
شوق را به هر دلیدعوت نمود
armond
03-19-2009, 08:37 AM
من یار مهربانم دانا وخوش بیانم
imported kourosh
03-19-2009, 10:13 AM
جانم !!!!!!
باید با حرف اخر قبلی باشه جیگر :lover:
RED STORM
03-19-2009, 11:55 AM
دلا ديشب چه ميكردي تو در كوي حبيب من؟
الهي خون شوي اي دل تو هم گشتي رغيب من؟
imported kourosh
03-19-2009, 12:00 PM
نیکی و بدی که در نهاد بشر است ** شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل ** چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
Mostafa United
03-19-2009, 12:14 PM
تا سحر امیر وپویا و مصطفی باهم سوختیم
آنکه بر مقــــصود نائل شد پویا, مصطفی بود
imported kourosh
03-19-2009, 12:16 PM
در دهر هر آن که نیم نانی دارد ** از بهر نشست آشیانی دارد
نه خادم کس بود نه مخدوم کسی ** گو شاد بزی که خوش جهانی دارد
Mostafa United
03-19-2009, 12:19 PM
در سینه دلم گم شده , تهمت به که بندم ؟ غـــــیر از تو در این خانه کســـــی راه ندارد
RED STORM
03-19-2009, 02:31 PM
در پیش چشم دنیا
دوران عمر ما
یک قطره دربرابر اقیانوس
درچشمهای آن همه خورشید کهکشان
عمر جهانیان
کم سو تر از حقارت یک فانوس
افسوس
.............................حمید مصدق
mona_casillas
03-19-2009, 08:22 PM
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
آوای خوش هزار تقدیم تو باد
گویند لحظه ای است روئیدن عشق
ان لحظه هزار بار تقدیم تو باد
Pars_Redboy
03-19-2009, 08:39 PM
دارم امید برین اشک چو باران که دگر
برق دولت که برفت از نظرم باز آید
mona_casillas
03-19-2009, 11:01 PM
در جاده پیچک ها
چشمم به گلی افتاد
احساس شکفتن را
از غنچه گل چیدم
Pars_Redboy
03-20-2009, 02:40 AM
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که در شریعت ما غیر ازین گناهی نیست
mona_casillas
03-20-2009, 04:45 PM
تو را من چشم در راهم
شباهنگام که میگیرند
در شاخه تلاجن
سایه ها رنگ سیاهی
Karim
03-20-2009, 07:15 PM
یا رب به علی بن ابی طالب و آل
آن شیر خدا و بر جهان جل جلال
کاندر سه مکان رسی به فریاد همه
اندر دم نزع و قبر هنگام سؤال
Pars_Redboy
03-21-2009, 12:29 AM
لاله و گل زخمی خمیازه اند
عیش این گلشن خماری بیش نیست
mona_casillas
03-21-2009, 02:04 AM
تو یه کم نامهربونی مث من
فکر اوج آسمونی مث من
عاشقی معنی عشقو تو ولی
فکر کنم هنوز ندونی مث من
armond
03-21-2009, 04:10 AM
نگو چیست کار که مایه جاودانیست کار
Karim
03-21-2009, 08:55 AM
روزی ز پی گلاب میگردیدم
پژمرده عذار گل در آتش دیدم
گفتم که چه کردهای که میسوزندت
گفتا که درین باغ دمی خندیدم
armond
03-21-2009, 10:36 AM
مرا ببین گه خسته ودل شکسته در گوشای نشسته
تو را ببین که خوشحال وسر مست در تعطیلات نشسته
Pars_Redboy
03-21-2009, 03:27 PM
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هر چی که خاطره داری مال من
AmiR TiFo36
03-21-2009, 03:38 PM
نمیدونی تو به خوابم که میای خواب من دیدنی میشه...
یه بهار عشق میریزه رو دلم نفسهام چیدنی میشه...
Pars_Redboy
03-21-2009, 03:43 PM
هی حالا دیدی میتونم
تو بری و تنها بمونم
تو دیگه برام بی ارزشی
میخوام همه اینو بدونن
mona_casillas
03-21-2009, 06:01 PM
نام تو بردم دلم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
Pars_Redboy
03-21-2009, 08:45 PM
تاچه خواهد کرد با ما آب ورنگ عارضت
حالیا نیرنگ نقشی خوش بر آب انداختی
Karim
03-21-2009, 11:35 PM
یارو را تو ده راه نمیدن سراغ کتخدا را میگیره
آرموند جان این ضرب المثل هستش نه شعر!ادامه میدیم
هرگاه که بینی دو سه سرگردانرا
عیب ره مردان نتوان کرد آنرا
تقلید دو سه مقلد بیمعنی
بدنام کند ره جوانمردان را
mona_casillas
03-22-2009, 01:10 AM
آنکه رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
صبر و آرام تواند به من مسکین داد
armond
03-22-2009, 05:55 AM
دارد از خدا کمک میطلبد ولی خدا گوشنمیکند
دارد دادو بیداد میکند... ولی بلبلان نمیشنوند
imported kourosh
03-22-2009, 01:16 PM
در تهمت تو اگر بریزندم خون
این تهمت تو به خون بهایی ارزد
Pars_Redboy
03-22-2009, 04:15 PM
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود
mona_casillas
03-22-2009, 05:52 PM
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
اسیر مکر شیطانی چه حاصل
ali_red boy
03-23-2009, 01:06 AM
لعلی از کان مروت بر نیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
Pars_Redboy
03-23-2009, 02:14 AM
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی بر کن که رنج بیشمار آرد
Karim
03-23-2009, 12:07 PM
در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی
وز گرمی بحث مجلس افروز شوی
در مکتب عشق با همه دانایی
سر گشته چو طفلان نوآموز شوی
Pars_Redboy
03-23-2009, 05:45 PM
یادمان باشد اگر از پس هر شب روزی است
دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم
imported kourosh
03-23-2009, 05:49 PM
مرغ سحر ناله سر کن **-* داغ منو تازه تر کن
mona_casillas
03-23-2009, 05:59 PM
ناگاه یک فرشته به رسم عشق
به فریاد دل عاشق رسید
دستان آسمانی خود را به رسم مهر
بر گونه غریب گل اطلسی کشید
Pars_Redboy
03-23-2009, 07:47 PM
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
mona_casillas
03-24-2009, 12:29 AM
دست عشق از دامن عشق دور باد
می توان آیا به دل دستور داد ؟
Karim
03-24-2009, 02:22 AM
دردا که سرشک بخت شوریده ی من
چون حسرت عشق ، مرده بر دیده ی من
اشکم همه من ! اشک تو چون پک کنم ؟
ای بخت ز قعر قبر دزدیده ی من
Pars_Redboy
03-24-2009, 02:23 AM
نثار قدم یار گرامی گر نکنم
گوهر جان به چه کار دگرم باز آید
Karim
03-24-2009, 02:40 AM
دی بر سر گور ذله غارت گردم
مر پاکان را جنب زیارت کردم
شکرانهی آنکه روزه خوردم رمضان
در عید نماز بی طهارت کردم
Pars_Redboy
03-24-2009, 02:46 AM
معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
mona_casillas
03-24-2009, 02:59 AM
درین خیال بسر شد زمان و هنوز
یلای زلف سیاهت بسر نمی آید
redsun
03-24-2009, 03:06 AM
دل چو پرگار به هر سو دورانی میکرد
وندر آن دایره سرگشته پابر جا بود
Karim
03-24-2009, 10:59 AM
در حضرت پادشاه دوران ماییم
در دایرهی وجود سلطان ماییم
منظور خلایقست این سینهی ما
پس جام جهان نمای خلقان ماییم
Pars_Redboy
03-24-2009, 04:29 PM
می ده که نو عروس سخن حد حسن یافت
کار این زمان ز صنعت و لاله می رود
Karim
03-25-2009, 12:24 AM
دل اگر توشه و توانی داشت
در ره عقل کاروانی داشت
Pars_Redboy
03-25-2009, 12:29 AM
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد
ali_red boy
03-25-2009, 12:49 AM
دلم خزانه اسرار بود و دست قضا
درش ببست و کلیدش به دلستانی داد
Karim
03-25-2009, 01:46 AM
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
Pars_Redboy
03-25-2009, 02:06 AM
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هوادران کویش را چو جان خویشتن دانم
redsun
03-25-2009, 02:18 AM
مادر ای خون تو در رگهای منمادر ای روشنگر فردای من
Pars_Redboy
03-25-2009, 02:25 AM
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
Karim
03-25-2009, 03:10 AM
در این زمانه ی عسرت
به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
که از معاشقه ی سرو و قمری و لاله
سرودها بسرایند ژرف تر از خواب
زلال تر از آب
تو خامشی که بخواند ؟
تو می روی که بماند ؟
که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند ؟
redsun
03-25-2009, 03:14 AM
دوست آن باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی
Karim
03-25-2009, 03:20 AM
یک شاخه ی خشک ، زار و غمناک ، شکست
آهسته فروفتاد و بر خاک نشست
ali_red boy
03-25-2009, 02:08 PM
تا تواني دلي به دست آور
دل شكستن هنر نميباشد
Amir_onlyperspolis
03-25-2009, 02:51 PM
دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند
گل آدم بسرشتنتد و به پيمانه زدند
Pars_Redboy
03-25-2009, 06:24 PM
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود
Karim
03-25-2009, 11:38 PM
در دل تاریک و گنگ و لال و صاحب مرده ی گوشم
به مرگ مادرم : مردم
شما ای مردم عادی
که من احساس انسانی خودرا
بر سرشک ساده ی رنج فلکت بارتان
بی شبهه مدیونم
میان موج وحشتنکی از بیداد این دنیا
در اعماق دل آغشته با خونم
هزار درد دارم
درد دارم
Pars_Redboy
03-26-2009, 12:01 AM
میتراود مهتاب
میدرخشد شب تاب
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک
غم این خفته چند
خواب در چشم ترم میشکند
Karim
03-26-2009, 12:10 AM
درد جانسوز مرا بیچارگیها چاره گشته
سینه ام از دست این تک سرفهها صد پاره گشته
بر سر شوریده جز مهر تو سودایی ندارم
غیر آغوش تو دیگر در جهان جایی ندارم
باز کن ! مادر ، ببین از باده ی خون مستم آخر
خشک شد ، یخ بست ، بر دامان حلقه دستم آخر
Pars_Redboy
03-26-2009, 12:26 AM
روزها فکر من اینو همه شب این سخنم
که چرا غافل زاحوال دل خویشتنم
Karim
03-26-2009, 12:42 AM
من آن رندم که گیرم از شهان باج
بپوشم جوشن و بر سر نهم تاج
فرو ناید سر مردان به نامرد
اگر دارم کشند مانند حلاج
Pars_Redboy
03-26-2009, 12:47 AM
جام می و خون دل هر یک به کسی دادن
در دایره تقدیر قسمت چنین باشد
ali_red boy
03-26-2009, 08:03 PM
دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
Amir_onlyperspolis
03-26-2009, 08:24 PM
آن پریشانی شب های دراز و غم دل
همه در سایه گیسوی نگار آخر شد
Karim
03-26-2009, 11:47 PM
دگر فریاد ها در سینه ی تنگم نمی گنجد
دگر آهم نمی گیرد
دگر این سازها شادم نمی سازد
دگر از فرط می نوشی می هم مستی نمی بخشد
دگر در جام چشمم باده شادی نمی رقصد
نه دست گرم نجوائی به گوشم پنجه می ساید
نه سنگ سینه ی غم چنگ صدها ناله می کوبد
Pars_Redboy
03-27-2009, 12:35 AM
در راه عشق وسوسه اهریمن بسی است
پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن
Karim
03-27-2009, 12:55 PM
نذونی ای فلک که مستمندم
وامو پر بد مکه که دردمندم
بیک گردش که میکردی ببینی
چو رشته مو بسامانت ببندم
Pars_Redboy
03-27-2009, 03:12 PM
معرفت نیست در این قوم خدایا سببی
تا برم گوهر خود را به خریدار دگر
Karim
03-27-2009, 11:15 PM
رجال خائن و مزدور را در آتش افکندم
سپس خاکستر اجسادشان را بر هوا کردم
نه جمعی را برون از حد بدادم ثروت و مکنت
نه جمعی را به درد بی نوایی مبتلا کردم
نه یک بی آبرویی را هزار گنج بخشیدم
نه بر یک آبرومندی دوصد ظلم و جفا کردم
نکردم هیچ فردی را قرین محنت و خواری
گرفتاران محنت را رها از تنگنا کردم
mona_casillas
03-28-2009, 01:41 AM
می شود با دستی از جنس بهار
تک تک پروانه ها را آب داد
می شود با جرعه ای از اشک شوق
باغ سرخ لاله ها را آب داد
Karim
03-28-2009, 01:43 AM
در انتظار خوابم و صد افسوس
خوابم به چشم باز نمی آید
اندوهگین و غمزده می گویم
شاید ز روی ناز نمی آید
چون سایه گشته خواب و نمی افتد
در دامهای روشن چشمانم
می خواند آن نهفته نامعلوم
در ضربه های نبض پریشانم
مغروق این جوانی معصوم
مغروق لحظه های فراموشی
redsun
03-28-2009, 01:50 AM
یا رب تو آن جولان دلاورنگاهدار کزتیرآه گوشه نشینان حذر نکرد
mona_casillas
03-28-2009, 01:50 AM
دیدم همه مثل همدیگه عادی و سرد و بی وفان
نگات ولی به من میگفت اونا کجا و تو کجا
Karim
03-28-2009, 01:56 AM
امشب بر آستان جلال تو
آشفته ام ز وسوسه الهام
جانم از این تلاش به تنگ آمد
ای شعر ، ای الهه خون آشام
mona_casillas
03-28-2009, 01:59 AM
من راز نگاهت را
از آینه پرسیدم
چشمان نجیبت را
از دور پرستیدم
Karim
03-28-2009, 02:17 AM
من نمیخواهم
او بلغزد دور از من روی معبرها
یا بیفتد خسته و سنگین
زیر پاهای رهگذرها
او چرا باید به راه جستجوی خویش
روبرو گردد
با لبان بسته درها ؟
او چرا باید بساید تن
بر در و دیوار هر خانه ؟
او چرا باید ز نومیدی
پا نهد در سرزمینی سرد و بیگانه ؟
آه ...ای خورشید
لعنت جاوید من بر تو
mona_casillas
03-28-2009, 02:23 AM
وقتی بیای میخوام واست یه تاجی از گل بسازم
از راه رودخونه نیا میخوام واست پل بسازم
Karim
03-28-2009, 02:26 AM
من آن شمعم که با سوز دل خویش
فروزان می کنم ویرانه ای را
اگر خواهم که خاموشی گزینم
پریشان می کنم کاشانه ای را
mona_casillas
03-28-2009, 02:32 AM
امشب میخوام برای تو
یه فال حافظ بگیرم
اگر که خوب در نیومد
به احترامت بمیرم
Karim
03-28-2009, 02:40 AM
ما رفته ایم در دل شبهای ماهتاب
با قایقی به سینه امواج بیکران
بشکفته در سکوت پریشان نیمه شب
بر بزم ما نگاه سپید ستارگان
mona_casillas
03-28-2009, 02:52 AM
نه دیگر فال و نه حافظ
نه دیگر غیر تو هرگز
نه آن شاخه گل قرمز
نه گل ماند و نه گلدانی
Karim
03-28-2009, 03:03 AM
یک بحر ... سرشک بودم و عمری سوز
افسرده و پیر می شدم روز به روز
با خیل گرسنگان چو همرزم شدم
سوزم : همه ساز گشت و شامم همه روز
mona_casillas
03-28-2009, 03:05 AM
زار و زار گریه میکردن پریا
مثل ابرای بهار گریه میکردن پریا
Karim
03-28-2009, 03:17 AM
ای رهروان خسته چه می جویید
در این غروب سرد ز احوالش
او شعله رمیده خورشید است
بیهوده می دوید به دنبالش
mona_casillas
03-28-2009, 03:26 AM
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
ترا با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم
Karim
03-28-2009, 03:32 AM
موج وحشیم که بی خبر ز خویش
گشته ام اسیر جذبه های ماه
گفتی از تو بگسلم ، دریغ و درد
رشته وفا مگر گسستنی است ؟
بگسلم ز خویش و از تو نگسلم
عهد عاشقان مگر شکستنی است ؟
mona_casillas
03-28-2009, 03:35 AM
تو مثل نغمه موزون باران
به روی اطلسی ها نازنینی
و تا وقتی که روحم مال اینجاست
به روی صفحه دل مینشینی
Karim
03-28-2009, 03:38 AM
یاد آن پرتو سوزنده عشق
که ز چشمت به دل من تابید
باز در خلوت من دست خیال
صورت شاد تو را نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود
یاد آن شب که تو را دیدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
mona_casillas
03-28-2009, 03:43 AM
قطره های ساکت باران فدای تو
در قلب من همیشه میاید صدای تو
Pars_Redboy
03-28-2009, 08:47 PM
وقتی نیستی دنیا برام زندونه
قلب عاشق بی تو شده دیوونه
Karim
03-28-2009, 11:21 PM
هیچ جز حسرت نباشد کار من
بخت بد بیگانه ای شد یار من
بی گنه زنجیر بر پایم زدند
وای از این زندان محنت بار من
mona_casillas
03-29-2009, 12:10 AM
نقاشی نگاه صمیمانه ات هنوز
مانده میان یاسمن آرزوی من
Pars_Redboy
03-29-2009, 01:21 AM
نازنین نگار من میکند به کار من
عشوه های پنهانی خنده های زیر لب
redsun
03-29-2009, 01:23 AM
با نوشتن غصه ها گم می شود
زاغ اندر باغ بلبل می شود
Pars_Redboy
03-29-2009, 01:29 AM
دل ما زدوریت زچمن فراق دارد
که چو سرو پای بند است و چو لاله داغ دارد
Karim
03-29-2009, 02:06 AM
دل من ای دل دیوانه من
که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
خدا را بس کن این دیوانگی ها
redsun
03-29-2009, 02:12 AM
آدمی زاده اگر بی ادب است انسان نیست
فرق ما بین بنی آدم و حیوان ادب است
Karim
03-29-2009, 02:21 AM
تن صدها ترانه میرقصد
در بلور ظریف آوایم
لذتی ناشناس و رویا رنگ
می دود همچو خون به رگهایم
آه ، گویی ز دخمه دل من
روح شبگرد مه گذر کرده
یا نسیمی در این ره متروک
دامن از عطر یاس تر کرده
بر لبم شعله های بوسه تو
می شکوفد چو لاله گرم نیاز
در خیالم ستاره ای پر نور
می درخشد میان هاله راز
redsun
03-29-2009, 02:56 AM
زلیخا یافت عمر رفته را از صحبت یوسف
ز سودای محبت هیچکس مغبون نخواهد شد
Karim
03-29-2009, 03:00 AM
دل من کودکی سبکسر بود
خود ندانم چگونه رامش کرد
او که میگفت دوستت دارم
پس چرا زهر غم به جامش کرد
redsun
03-29-2009, 03:06 AM
در باز شد
و او با فانوسش به درون وزید
زیبایی رها شده ای بود
و من دیده به راهش بودم
رویای بی شکل زندگیم بود
Karim
03-29-2009, 03:23 AM
در دل چگونه یاد تو میمیرد
یاد تو یاد عشق نخستین است
یاد تو آن خزان دل انگیزی است
کو را هزار جلوه رنگین است
بگذار زاهدان سیه دامن
رسوای کوی و انجمنم خوانند
نام مرا به ننگ بیالایند
اینان که آفریده شیطانند
mona_casillas
03-29-2009, 04:31 PM
دل خسته و طوفانی ست
تا می روی از اینجا
رفتی و دگر باره
از کوچ تو رنجیدم
Pars_Redboy
03-29-2009, 05:25 PM
من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه
مهرم نور
mona_casillas
03-30-2009, 12:24 AM
رفتی و بی تو ترجمه تلخ زندگی
در جای جای شهر وجودم سروده شد
RED STORM
03-30-2009, 12:42 AM
در مقامي كه صدارت به فقيران بخشند
چشم دارم كه به جاه از همه افزون باشي
mona_casillas
03-30-2009, 12:46 AM
یارب امشب چه شبی است که ز پس سحر ندارد
من و آن دعاها که یکی اثر ندارد
redsun
03-30-2009, 02:07 AM
در هوای دوگانگی،تازه گی چهره ها پژمرد
بیایید از سایه روشن برویم
Pars_Redboy
03-30-2009, 02:59 AM
مگر نسیم تنت صبح در چمن بگذشت
که گل به بوی تو بر تن جامه درید
redsun
03-30-2009, 03:04 AM
در جوی زمان، در خواب تماشای تو می رویم
سیمای روان ، با شبنم افشان تو می شویم
Pars_Redboy
03-30-2009, 03:15 AM
می ده که نو عروس سخن حد حسن یافت
کار این زمان ز صنعت و لاله می رود
redsun
03-30-2009, 03:30 AM
در نسیم لغزشی رفتم به راه
راه نقش پای من از یاد برد
سرگذشت من به لبها ره نیافت
ریگ باد آورده ای را باد برد
Pars_Redboy
03-30-2009, 03:33 AM
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
RED STORM
03-30-2009, 04:36 PM
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا
بي وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
ali_red boy
03-30-2009, 04:39 PM
اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار
طالع بی شفقت بین که درین کار چه کرد
Amir_onlyperspolis
03-30-2009, 05:29 PM
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
mona_casillas
03-30-2009, 08:38 PM
دیگر بس است پونه من از سفر بیا
پیوند عشق با این دل شیدا همیشگی ست
RED STORM
03-30-2009, 09:08 PM
تا سر زلف تو در دست نسيم افتادست
دل سودازده از غصه دو نيم افتادست
redsun
03-31-2009, 01:09 AM
تا ندانی خلق را سنجش نکن
سوء ظن چون رشد یابد اژدهاست
RED STORM
03-31-2009, 12:25 PM
تنهاییم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست ... گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
ali_red boy
03-31-2009, 04:30 PM
تو مث یه اتفاقی که میخواد یه روز بیفته
مث اون شعر تری که هیچکسی هنوز نگفته
Pars_Redboy
04-01-2009, 12:30 AM
هم جان بدان دو نرگس جادو سپرده ایم
هم دل بر آن دو سنبل هندو نهاده ایم
redsun
04-01-2009, 01:11 AM
من سازم : بندی آوارم، بر گیرم ،بنوازم بر تارم ،زخمه لا
می زن راه فنا می زن
من دودم: می پیچم ،می لغزم نابودم
می سوزم می سوزم
فانوس تمنا گل کن تو مرا ، و درآ
AmiR TiFo36
04-01-2009, 03:52 PM
احتمالا
احتمالا دارم عاشقت میشم...:lover:
دارم عادت میکنم دور و برم ببینمت.. :eish:
فکر کنم دلم میخواد زیاد تر ببینمت...:lover:گل.
Pars_Redboy
04-02-2009, 01:54 AM
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
جان عزیز خود بنوا می فرستمت
redsun
04-02-2009, 02:37 AM
تنهایی به تماشای چه ای؟
بالا گل یک روزه ی نور
پایین تاریکی باد
بیهوده مپای ، شب از شاخه نخواهد ریخت ، و دریچه ی خدار روشن نیست
ali_red boy
04-04-2009, 02:49 PM
تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
Pars_Redboy
04-04-2009, 03:35 PM
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید
زآنکه آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
Karim
04-05-2009, 12:03 AM
شب تاریک و سنگستان و مو مست
قدح از دست مو افتاد و نشکست
نگهدارندهاش نیکو نگهداشت
وگرنه صد قدح نفتاده بشکست
تا جهان بود از سر آدم فراز
کس نبود از راز دانش بی نیاز
Karim
04-05-2009, 11:32 PM
زدل مهر تو ای مه رفتنی نی
غم عشقت بهر کس گفتنی نی
ولیکن شعله مهر و محبت
میان مردمان بنهفتنی نی
redsun
04-06-2009, 01:59 AM
یادم آید روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان
Karim
04-06-2009, 03:01 AM
نابود کنید . یأس را در دل خویش
کاین ظلمت دردگستر ، زار پریش
محکوم به مرگ جاودانی است ... بلی
شب خاک بسر زند ، چو روز اید پیش
redsun
04-07-2009, 01:29 AM
شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گرد در بام دوستان پرواز کنند
Karim
04-07-2009, 01:31 AM
دگر فریاد ها در سینه ی تنگم نمی گنجد
دگر آهم نمی گیرد
دگر این سازها شادم نمی سازد
دگر از فرط می نوشی می هم مستی نمی بخشد
دگر در جام چشمم باده شادی نمی رقصد
redsun
04-07-2009, 01:51 AM
در جنون چیدن از خود دور شد
دست او لرزید ترسید از درخت
شور چیدن ترس را از ریشه کند
دست آمد :میوه را چید از درخت
Karim
04-07-2009, 02:24 AM
تو خود گفتی که مو ملاح مانم
به آب دیدکان کشتی برانم
همی ترسم که کشتی غرق وابو
درین دریای بی پایان بمانم
Amir_onlyperspolis
04-07-2009, 03:27 PM
من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
zamara
04-07-2009, 05:24 PM
در كنج دلم عشق كسي خانه ندارد
كس جاي درين خانه ويرانه ندارد
Karim
04-08-2009, 01:35 AM
دل تو کی ز حالم با خبر بی
کجا رحمت باین خونین جگر بی
تو که خونین جگر هرگز نبودی
کی از خونین جگرها با خبر بی
mona_casillas
04-08-2009, 11:30 PM
یه وقتی که من نبودم
بی خبر از اینجا نری
بدون یه خداحافظی
پر نزنی تنها نری
Karim
04-09-2009, 12:14 AM
یکی درد و یکی درمان پسندد
یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
Pars_Redboy
04-09-2009, 12:21 AM
دلم رمیده شد و غافلم من درویش
که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
Karim
04-09-2009, 12:27 AM
شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست
هم بر سر گریهای که چشمم را خوست
از خون دلم هر مژهای پنداری
سیخیست که پارهی جگر بر سر اوست
Pars_Redboy
04-09-2009, 12:30 AM
تا توانی دلی بدست آور
دل شکستن هنر نمیباشد
ali_red boy
04-09-2009, 01:02 AM
در عاشقی گریز نباشد ز ساز و سوز
استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم
redsun
04-09-2009, 01:19 AM
من در این خانه به گم نامی نمناک علف نزیدکم
من صدای نفس باغچه را می شنوم
و صدای ظلمت را وقتی از برگی میریزد
mona_casillas
04-09-2009, 01:50 AM
در دشت نگاه تو
گم شد گل اشک من
آن وقت حضورت را
در خاطره فهمیدم
redsun
04-09-2009, 02:00 AM
ماه رنگ تفسیر مس بود
مثل اندوه تفهیم بالا می آمد
سرو شیهه ی بارز خاک بود
کاج نزدیک بود
مثل انبوه فهم
mona_casillas
04-09-2009, 02:36 AM
ماه من غصه نخور زندگی جذر و مد داره
دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره
ماه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا
هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا
redsun
04-09-2009, 02:41 AM
انسان مه آلود از روی حوض کاشی گذشت
و گریان سویم پرید
شب پنجره شکست و فرو ریخت
لولوی شیشه ها
شیشه ی عمرش شکسته بود
mona_casillas
04-09-2009, 02:51 AM
در میان من و تو فاصله هاست
گاه می اندیشم
می توانی تو به لبخندی
این فاصله را برداری
redsun
04-09-2009, 03:00 AM
یاد من باشد هر چه پروانه می آفتد در آب زود بردارم
یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد
Karim
04-09-2009, 11:45 AM
دو چشمم درد چشمانت بچیناد
مبو روجی که چشمم ته مبیناد
شنیدم رفتی و یاری گرفتی
اگر گوشم شنید چشمم مبیناد
Ali_Karimi_8
04-09-2009, 02:14 PM
درد ما را نیست درمان الغیاث
هجر ما را نیست پایان الغیاث
اگه نتونستین با "ث" بگین با "س" بگین
Amir_onlyperspolis
04-09-2009, 03:17 PM
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
Ali_Karimi_8
04-09-2009, 03:33 PM
دگر باره بشوریدم بدان سانم به جان تو
که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو
Amir_onlyperspolis
04-09-2009, 03:37 PM
وجود ما معمایی است حافظ
که تحقیقش فسون است و فسانه
ali_red boy
04-09-2009, 04:03 PM
همه عمر سر بر ندارم من از این خمار مستی
من هنوز نامده بودم که تو بر دلم نشستی
Pars_Redboy
04-09-2009, 05:56 PM
یارن چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع و هم سوخته پروانه
mona_casillas
04-09-2009, 09:27 PM
هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم
Ali_Karimi_8
04-09-2009, 11:46 PM
مرا عشق رویت بیچاره کرده
میان کوه و دشت آواره کرده
Karim
04-10-2009, 12:26 AM
همه روزم فغان و بیقراری
شوان بیداری و فریاد و زاری
بمو سوجه دل هر دور و نزدیک
ته از سنگین دلی پروا نداری
mona_casillas
04-10-2009, 12:48 AM
یادگار تو یک عشق پاک ست توی گلدانی از آرزویم
خوب شد مانده این یادگاری تا که گه گاه آن را ببویم
redsun
04-10-2009, 01:48 AM
من و دلتنگ و این شیشه ی خیس
می نویسم و فضا
مینویسن و در و دیوار و چندین گنجشک
mona_casillas
04-10-2009, 02:01 AM
کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
Karim
04-10-2009, 02:10 AM
مو که سر در بیابانم شو و روز
سرشک از دیده بارانم شو و روز
نه تب دیرم نه جایم میکند درد
همیدونم که نالونم شو و روز
redsun
04-10-2009, 02:15 AM
زهر است عطای خلق هر چند دوا باشد
حاجت ز که خواهی؟ جایی که خدا باشد
mona_casillas
04-10-2009, 02:26 AM
در انتظار یاس شکوفای زندگی
گلدان شفق خشک شد ز غم
redsun
04-10-2009, 02:30 AM
مرگ پایان کبوتر نیست
مرگ وارونه ی یک زنجیر نیست
مرگ در ذهن اقاقی جاری است
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
mona_casillas
04-10-2009, 02:37 AM
در جستجوی لذت و گرمای زندگی
من ماندم وکبوتر و یک باغ آرزو
redsun
04-10-2009, 02:42 AM
ولیکن از همان آغاز تحصیل
گهی بی دفتر و گه بی مدادم
Pars_Redboy
04-10-2009, 02:56 AM
میخوام یه قصری بسازم
آسمونش آبی باشه
من باشم و تو باشی و
یک شب مهتابی باشه
mona_casillas
04-10-2009, 04:20 PM
هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک
Karim
04-10-2009, 05:39 PM
کسی کافتد دل شیران ز گردش
نشاید سهل گیری در نبردش
mona_casillas
04-10-2009, 05:43 PM
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
Karim
04-10-2009, 05:51 PM
تا داغ و پر تپش نشود قلبم
از شعله نگاه پریشانش
می بندم این دو چشم پر آتش را
تا بگذرم ز وادی رسوایی
تا قلب خامشم نکشد فریاد
رو می کنم به خلوت و تنهایی
mona_casillas
04-10-2009, 05:57 PM
یادش بخیر دسته گلی از صداقتش
در لابلای شهر وجودم نشسته بود
ali_red boy
04-10-2009, 07:41 PM
دیری است از خود از خدا از خلق دورم
با این همه در عین بی تابی صبورم
Karim
04-10-2009, 08:13 PM
مو آن اسپید بازم سینه سوهان
چراگاه مو بی سر بشن کوهان
همه تیغی به سوهان میکرن تیز
مو آن تیغم که یزدان کرده سوهان
mona_casillas
04-10-2009, 11:36 PM
نگاهم سرخ و بارانیست
به یادت تا سحرگاهان
تو تا از دور برگردی
به هجران تو زندانیست
redsun
04-11-2009, 01:36 AM
تنها و روی ساحل
مردی به راه می گذرد
نزدیک پای او دریا همه صدا
شب گیجدر تلاطم امواج
رو می کند به ساحل در چشم های مرد
نقش خطر را پر رنگ می کند
Karim
04-11-2009, 10:27 AM
دلا از دست تنهایی بجانم
ز آه و نالهی خود در فغانم
شبان تار از درد جدایی
کند فریاد مغز استخوانم
mona_casillas
04-11-2009, 03:15 PM
من از آن ابتدای آشنایی
شدم جادوی موج چشم هایت
تو رفتی و گذشتی مثل باران
و من دستی تکان دادم برایت
Pars_Redboy
04-11-2009, 04:37 PM
تو نزد من نخواهی ماند
واین را باد محکم گفت
شبی باران که می بارید
به روی کوچه نم نم گفت
mona_casillas
04-11-2009, 05:05 PM
و یادت نیست آنجا اولش بود
همان جایی که با هم دست دادیم
همان لحظه سپردم هستیم را
به شهر بیقرار دست هایت
redsun
04-12-2009, 01:24 AM
تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن
به دمی یا درمی یا قدمی یا قلمی
Pars_Redboy
04-12-2009, 03:10 AM
یارب امشب چه شبی است که ز پس سحر ندارد
من و آن دعاها کی یکی اثرندارد
Karim
04-12-2009, 10:36 AM
دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت
جان مژده داده ام که چوجان در برارمت
ali_red boy
04-12-2009, 02:35 PM
تو که رفته ای
این روزها دلتنگم
دلتنگم که رفته ای
و رفته اند
آن روزها
Amir_onlyperspolis
04-12-2009, 03:30 PM
آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد
صبر و آرام تواند به من مسکین داد
mona_casillas
04-12-2009, 09:16 PM
در زندگی تمام غزل ها سراب بود
شعری نماند در دل شیدای زندگی
Pars_Redboy
04-12-2009, 10:15 PM
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
Karim
04-13-2009, 12:18 AM
مو آن رندم که نامم بیقلندر
نه خان دیرم نه مان دیرم نه لنگر
چو روج آیو بگردم گرد گیتی
چو شو آیو به خشتی وانهم سر
mona_casillas
04-13-2009, 01:23 AM
رفتی و بی تو نام نجابت غریب شد
ای اولین حکایت بی انتهای عشق
Pars_Redboy
04-13-2009, 01:59 AM
قلب من تقدیم چشمان تو شد
ای تماشای تو یک حس لطیف
Amir_onlyperspolis
04-13-2009, 02:38 PM
فغان که با همه کس غایبانه باخت فلک
که کس نبود که دستی ازین دعا ببرد
mona_casillas
04-13-2009, 08:53 PM
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک ...چک چک ....چگار با پنجره داشت ؟
Pars_Redboy
04-13-2009, 09:33 PM
تو از شهر غریب بی نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده های پر غبار
برای هم صدایی هم زبونی اومدی
mona_casillas
04-13-2009, 11:42 PM
یه آسمون آبی
به زیر نور مهتاب
یه دشت پپر از شقایق
قشنگترین دقایق
یه شب پر از ستاره
این لحظه های اوجه
برای قلب عاشق
ali_red boy
04-14-2009, 12:54 AM
قصد جان است طمع در لب جانان کردن
تو مرا بین که در این کار به جان میکوشم
Karim
04-14-2009, 01:19 AM
ما قبلهی طاعت آن دو رو میدانیم
ایمان سر زلف مشکبو میدانیم
با این همه دلدار به ما نیکو نیست
ما طالع خویش را نکو میدانیم
redsun
04-14-2009, 01:34 AM
مرا گر دولت عام ببخشند
برابر با نگاه مادرم نیست
Pars_Redboy
04-14-2009, 02:38 PM
تا مطربان زشوق منت آگهی دهند
قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت
تا توانی دلی به دست آور
دل شکستن هنر نمیباشد
redsun
04-14-2009, 06:29 PM
در سر راهی درختی جان گرفت
میوه اش همزاد و همرنگ هراس
پرتوی افتاد و در پنهان او
دیده بو آن را به خوابی ناشناس
mona_casillas
04-14-2009, 07:39 PM
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
آوای خوش هزار تقدیم تو باد
گویند لحظه ای است روئیدن عشق
آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد
Amir_onlyperspolis
04-14-2009, 10:08 PM
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای یار شد و جان نیز هم
vBulletin v3.8.4, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.