PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : */خانواده آنیلی مالکان یوونتوس/*


ArtesheSorkh
02-20-2010, 04:20 PM
خانواده ی آنيلي مالکان باشگاه يوونتوس


http://be-bop.de-blog.jp/photos/uncategorized/gianni_agnelli.jpg



سناتور جيوواني انيلي پادشاه بدون تاج ايتاليا مالك:
فيات..فراري...لامبورگيني...لا نچيا...الفارمو....ايوكو.....چند ين كارخانه صنعتي...چند بانك خصوصي...چند شركت طراحي مد و لباس...روزنامه هاي لاستامپا و كوريره دلا اسپورت...باشگاه اتومبيل راني فراري...يوونتوس...چندين شركت راهسازي...هليكوپتر سازي...داروسازي...و لوازم پزشكي
درامد سالانه 60 ميليارد دلار(3 برابر درامد نفتي ايران)



متاسفانه ، همانند ادواردو آنيلي که اشتباه گرفته ميشه ، براي جوواني نيز قضيه به همين شکله !

در اول بايد بگم که جوواني آنيلي به عنوان در ابتدا اسم جياني آنيلي ، جوواني بود ، اما به دليل تشابه اسمي با جوواني بزرگ ، بهش جياني ميگند !
حتي در سايت ها هم به جاي جياني نوشته شده جوواني !


اما جوواني آنيلي اول در 13 آگوست 1866 ( !!! ) به دنيا اومد ! در منطقه از تورين به نام Villar Perosa .

http://www.repubblica.it/gallerie/online/economia/agnellifamiglia/11_g.jpg


ادواردو آنيلي و انيستا فرستي پدر و مادر جوواني هستند .

در سال 1899 کارخانه اتومبيل سازي FIAT رو ساخت .

جوواني 79 سال عمر کرد و دو جنگ جهاني رو به چشم ديد !
در سال 1923 نيز به سناتوري ايتاليا مفتخر شد !
سر انجام در 16 دسامبر 1945 در 79 سالگي فوت کرد .

جياني آنيلي نوه جوواني ميشه .

اما جياني در 12 مارچ 1921 در تورين به دنيا اومد .
جياني رو يکي از بزرگترين مردان اقتصادي تاريخ ايتاليا ميدونند !

از سال 1947 تا 1954 به عنوان رييس افتخاري يوونتوس خدمت ميکرد اما چون عاشق کار و فعاليت بود اين سمت رو پس داد !
جياني در زمان رياست مديران بعدي نقش بسزايي رو ايفا ميکرد و همواره نقش اساسي رو در موفقيت هاي يوونتوس داشت .

پسر او ، ادواردو آنيلي بود که مسلمون شد !

جياني آنيلي در 24 ژانويه 2003 فوت کرد و يوونتوس بعد از مرگ جياني متحمل فشار هاي زيادي شد اما با حمايت هاي آمبرتو آنيلي و خاندان آنيلي مثل هميشه به قدرت نمايي خود ادامه داد .



يک سري اطلاعات جالب ديگه از خاندان آنيلي


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/pms/thumb/0/0a/Giovanni_Agnelli.jpg/200px-Giovanni_Agnelli.jpg


اولين آنيليهاي اين خاندان !

گوليلمو آنيلي متولد 1238 که تا سال 1313 زندگي کرد !
جوزپه آنيلي از سال 1621 تا 1706 زندگي کرد !
کريس آنيلي ( اطلاعات دقيقي در دسترس نيست ! )

ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ

جوواني آنيلي ( از سال 1866 تا 1945 )
ادواردو آنيلي ( از سال 1892 تا 1935 )
جياني آنيلي ( از سال 1921 تا 2003 )
ادواردو آنيلي ( از سال 1954 تا 2000 )
امبرتو آنيلي ( از سال 1934 تا 2004 )
سوسانا آنيلي ( سال 1922 به دنيا اومد ! )



خانوداه آنيلي ، فيات و يووه


http://www.storiedicalcio.altervista.org/images/Platini_Agnelli.jpg


خانوداه ثروتمند آنيلي را در ايتاليا با ثروت هنگفتشان و البته امپراتوري بزرگشان يعني مجموعه کارخانجات فيات مي شناسند . اين کارخانجات بزرگ در سال 1899 ميلادي توسط يکي از همين آنيلي ها يعني جوواني آنيلي تاسيس شد . کلمه Fiat در واقع مخفي از واژه Fabbrica Italiana Automobili Torino به معناي کارخانجات اتومبيل سازي ايتاليايي تورين است .
آنيلي بزرگ در سال 1901 ، رييس اين تشکيلات شد و با استفاده از حمايت هاي ديکتاتور ايتاليا يعني « بنيتو موسيليني » توانست به مجلس سنا ايتاليا هم راه يابد و کارخانجاتش را به قدرتي بزرگ در زمينه توليد انواع اتومبيل ، تراکتور ، موتورهاي هواپيما ، لوکوموتيوهاي راه آهن و همينطور تجهيزات ظامي تبديل کند .
سلطه آنيلي بزرگ تا پس از جنگ تا پس از جنگ جهاني دوم بر فيات و خانواده آنيلي ادامه يافت تا اينکه نوه اش يعني جوواني آنيلي که به جاني معروف بود ( پدر ادواردو ) در سال 1953 به رده هاي بالايي فيات راه يافت و 13 سال بعد رييس کمپاني بزرگ فيات شد . او که يک حقوقدان و افسر نظامي ارتش ايتاليا در جنگ جهاني دوم بود ، سلطه امپراتوري فيات را به صنايعي ديگر چون بانکداري ، بيمه ، انرژي ، املاک ، شميايي ، رسانه هاي مکتوب و توريسم هم گسترش داد .
گرچه اوضاع شرکت اتومبيل سازي فيات در اواخر قرن بيستم رو به و خامت گذاشت ولي جاني تا سال 1996 بر اين کمپاني رياست مي کرد و پس از آن هم تا زمان مرگش يعني سال 2023 ، عنوان افتخاري رييس هيات مديره را يدک مي کشيد .
بعد از جاني ، برادر و برادر زاده اش بر فيات رياست کردند ولي هر يک به دلايل نامعلومي جان باختند تا اينکه پس از اتفاقاتي که ذکر خواهيم کرد ، نوه جاني يعني « جان الکان » رييس فيات شد و تا کنون هم براين غول سرمايه داري صنعتي اروپا رياست مي کند .
ثروت هاي خانواده آنيلي آنقدر زياد است که آنها را با نام « خانواده سلطنتي ايتاليا » مي خوانند ! و نزديکي شديد آنها به کانون هاي قدرت و به خصوص لايي هاي صهيونيستي برتداوم اين قدرت افزدوه است .
اما علاقمندي خانواده آنيلي به ورزش و به خصوص فوتبال و باشگاه يوونتوس به سال 1923 باز مي گردد . در آن زمان ، ادواردو آنيلي ، پدر جاني و پدر بزرگ ادواردو شهيد ( مهدي ) که مالک فيات بود . باشگاه يوونتوس را از مالکان قبلي اش خريد و استاديومي اختصاص در VillarPerosa در نزديکي تورين براي اين باشگاه بنا کرد . اين ساخت و سازها براي يووه خوش يمن بود چرا که آنها در فصل 26 1925 به قهرماني کالچو رسيدند و پس از آن همواره تحت نظر و سرپرستي خانواده ثروتمند آنيلي قرار داشته اند .
پس از به قدرت رسيدن جاني آنيلي ( پدر ادواردو ) در فيات او در سال 1947 شرکتي با نام « باشگاه فوتبال يوونتوس » تاسيس و آن را به بازار بورس وارد کرد . ترکيب سهامداران باشگاه در حال حاضر به اين شکل است ؛ خانواده آنيلي 60 در صد ، شرکت ليبيايي سرمايه گذاري خارجي عرب ( که متعلق به ژنرال قذافي ، رهبرليبي است ) 5/7 در صد و ساير سهامداران جزء 5/32 در صد سهام اين باشگاه را در اختيار دارند . در ميانه هاي دهه 90 ميلادي و زماني که خانواده آنيلي ادواردو را به شدت تحت فشار گذاشته و او را تهديد به محروم کردن از ارث کرده بودند ، ادواردو سرپرستي باشگاه يوونتوس را به عهده گرفت و در زماني که ستاره هايي چون چيرو فرار او جيان لوکا ويالي در اين تيم بازي مي کردند ، روي نيمکت يووه مي نشست و در ديدارهاي مختلف داخلي و بين اللملي ، آنها را همراهي مي کرد اما فشارهاي شديد خانواده برادواردو براي ترک دين اسلام و مشکلاتي که برايش ايجاد شد باعث شد او فعاليتش در يوونتوس را هم رها کند و تقريبا از خانواده طرد شود .
در حال حاضر ، مديريت و رياست کمپاني فيات وخانواده بزرگ آنيلي به نوه يهودي جاني يعني « جان آپوالکان » خواهرزاده ادواردو رسيده است که رسوايي هاي اخلاقي و بي بندوباري هاي جنسي او نقل محافل است . بدون شک برنامه ريزي لايي هاي وابسته به گروه هاي با نفوذ يهودي در به قدرت رسيد الکان در خانواده آنيلي ، نقشي غير قابل انکار داشته است و هر لحظه امکان دارد که اين منابع قدرت ، سرنوشت جديدي را براي خانواده ثروتمند ايتاليايي رقم بزنند .




ادواردو آنيلي


http://www.geneall.net/img/pessoas/pes_425375.jpg


شايد بيشتر از شما اونا نشناسين ادواردو آنيلي يا بهتر بگم شهيد ادواردو آنيلي يک مسلمان شيعه پستر جواني آنيلي مالک يوونتوس ثروتمندترين فرد در کل ايتاليا که ببينيد چه بسرش آمد.

ادواردو آنيلي کيست ؟
ادواردو آنيلي کيست ؟
ادواردو آنيلي در روز ششم ژوئن 1954 ميلادي در نيويورک آمريکا مکتولد شد . پدرش سناتور « جوواني آنيلي » ثروتمند ترين مرد ايتاليا و مالک کاخانجات اقماري فيات و باشگاه يوونتوس و مادرش « مارلا کاراچولو » يک پرنسس يهودي بود .
ادواردو تحصيلات مقدماتي را در ايتاليا طي کرد و بعد به کالج آتلانتيک در انگليس رفت و پس از آن در رشته اديان و فلسفه شرق از دانشگاه پرينستون ايالات متحده با اخذ درجه دکتري فارغ التحصيل شد . او در همان زماني که در آمريکا دانشجو بود ، يعني در سن 20 سالگي و دئر ميانه هاي دهه 70 ميلادي ، روزي در کتابخانه دانشگاه به کتابي بر مي خورد که او را شيفته خودش مي کند . خودش در اين باره گفته بود : « روزي به کتابي برخوردم که جملات زيبايي در آن وجود داشت و نام آن قرآن بود . آن را برداشتم و آياتش را که به انگليسي ترجمه شده بودند خواندم . احساس کردم که اين کلمات ، کلماتي نوراني اند و نمي توانند گفته بشر باشند . خيلي تحت تأثير قرار گرفتم و بيشتر مطالعه اش کردم و احساس کردم آياتش را مي فهمم و آنها را قبول دارم . »
همين آشنايي و انس ادواردو و با قرآن ف موجب آشنايي اش با دين اسلام مي شود و در همين زمان او بزرگ ترين تصميم زندگي اش را مي گيرد . به مرکز اسلامي نيويورک مي رود و به دين مبين اسلام مشرف مي گردد و نام اسلامي « هشام عزيز » را براي خود بر مي گزيند .

http://4.bp.blogspot.com/_6f5rTkZd4ng/Ru_xzpWETFI/AAAAAAAAAik/EVOTXUYuPAU/s320/agnelli.jpg


چند سال بهد در سال ها يا آغازين جنگ ايران و عراق و در بحبوحه حضور نيروهاي آمريکايي و ناوهايشان در خليج فارس ، دکتر حسن قديري ابيانه ، رايزن مطبوعاتي سفارت ايران وايتاليادر ميزگردي در تلويزيون ايتاليا به دفاع از آرمان هاي جمهوري اسلامي مي پردازد و قدرت خداوند را بالاتر از قدرت ناوگان آمريکا و تمام ابر قدرت ها معرفي مي کند و همين جملات باعث مي شود تا با اين جوان ايراني ملاقات کند . ( گفتني است دکتر قديري از سال 1351 در ايتاليا به تحصيل معماري مشغول بود و پس از انقلاب اسلامي با سفارت جمهوري اسلامي در رم همکاري داشت ) بنابراين ، ادواردو به اقامتگاه دکتر قديري مي رود و داستان آشنايي شان با هم شکل مي گيرد ، او در ادامه دوستي با دکتر قديري ، با دوستان ايراني ديگري هم آشنا مي شود و همين دوستي ها باعث مي شود تا در سال 1359 ، در ملاقاتي با فخرالدين حجازي و به پيشنهاد ايشان ، مذهب تشيع را انتخاب کند و نام مهدي را براي خود برگزيند . يک سال بعد ، دکتر قديري ترتيب سفر ادواردو به ايران را مي دهد و با توجه به علاقه و پيگيري هاي فراوان ادواردو درباره انقلاب ايران و مسايل جنگ ، ملاقاتي با امام خميني (ره) را براي او تدارک مي بيند . حضرت امام در آن ديدار و پس از آن که شنيده بودند ادواردو با اينکه ثروتي ميلياردي را در اختيار دارد و وارث پول هاي فراوان پدرش است اما اسلام را انتخاب کرده و لذت هاي دنيوي را کنار گذاشته ، پيشاني ادواردو را مي بوسند . ادواردو حتي در آن سفر به نماز جمعه هم مي رود و با حضرت آيت ا ... خامنه اي هم ديدار مي کند . پس از آن ، ادواردو به مشهد مقدس مي رود و از امام رضا (ع) مي خواهد که قلب پدرش را نسبت به او مهربان کند چرا که روابط پدر و فرزندي بين آنها از زمان مسلمان شد ادواردو به شدت تيره شده بود . او تنها پسر سناتور انيلي و وارث امپراتوري عظيم او بود و براي خانواده آنيلي خيلي سخت بود که در کشور ايتاليا که مرکز مسيحت کاتوليک به شمار مي رود بگويند که پسر سناتور آنيلي به اسلام روي آورده است . بنابراين خانوداه و در راس آنها شخص سناتور آنيلي او را به شدت تحت فشار قرار مي دهند نا از اسلام دست بردارد . او را تحريم و تهديد مي کنند که از ارث محروم خواهد شد ولي او دست از اسلام برنمي دارد اما بقيه مي کند تا بلکه با به ارث بردن ثروت پدر ، آن را در راه اسلام صرف مي کند . ادواردو همواره دنبال اين بود که دوستان و بستگانش را هم با اسلام آشنا کند و در راستاي اين هدف ، دوست نزديکش يعني « لوکا لاواتلي » ( فرزند سلطان شراب ايتاليا ) را هم به ايران مي آورد و لوکا هم در همان سفر و با صحبت هاي دکتر قديري به اسلام مشرف مي شود . اما خانوداه آنيلي موضوع ديگري را پيش رو مي بينند . در اواخر دهه 80 ميلادي که خانواده مي خواست جانشيني براي سناتور انيلي در شوراي رهبري فيات انتخاب کند ، ادواردو را به دليل اعتقادات مذهبي اش نامناسب تشخيص مي دهد ادواردو و به لحاظ قانوني وارث اصلي پدر بود . بهانه براي کنار گذاشتن او لازم بود . اين بهانه هم جور مي شود . در اکتبر 86 ، رسانه ها اعلام کردند که ادواردو به خاطر حمل 300 گرم هروئين در سواحل شهر ماريندي کنيا باز داشت شده است .اين ماجرا هرگز حقيقت نداشت و پليس و دادگاه کنيا هم خيلي زود متوجه اشتباهشان شده بودند ولي خوراک رسانه هاي ايتاليايي که اکثرا زير نفوذ پدر ادواردو بودند ، فراهم شده بود و برخي حتي او را قاچاقچي ناميدند که تبرئه اش به خاطر نفوذ پدرش انجام شده بود ! و گسترش همين شايعات ، افکار عمومي را براي معرفي جانشيني غير از او براي مديريت فيات آماده کرد . در اوايل دهه 90 ، پسر عموي ادواردو يعني جوواني به جانشيني سناتور آنيلي انتخاب مي شود و ادواردو نيز مخالفتي نمي کند ولي به او توصيه مي کند که بازيچه دست پول پرستان نشود ولي در سال 97 ، جوواني بر اثر سرطان ناشناخته اي مي ميرد و شوراي رهبري اين بار دست به اقدام عجيبي مي زند و « جاکوب الکان » برادرزاده يهودي ادواردو را به عنوان مدير فيات بر مي گزيند ولي ادواردو و اين بار آرام نمي گيرد و از آنجا که خانوداه مي خواستند نام فاميلي آنيلي را براي « جاکوب الکان » ادواردو افشاگري مي کند و به صورت علني با سياست هاي پدرش مخالفت مي کند . آنيلي بزرگ که ادواردو را سد راه خود مي ديد باز هم وارد کارزار مي شود . ادواردو در درمانگاه مجهزي در مرز سوييس که ويژه رواني هاي پولدار است بستري مي شود و تعدادي پزشک يهودي مسووليت شستشوي مغزي او را به عهده مي گيرند تا شايد او از اسلام دست بردارد ولي اين کارها هم تأثيري بر اراده ادواردو نمي گذارد و ادواردو از آنجا فرار مي کند و به ايران مي آيد تا اينکه سرانجام در روز پنجشنبه 15 نوامبر 2000 ، رسانه هاي ايتاليا اعلام مي کنند که ادواردو خود کشي کرده است . جسد او را پايين پل رومانو در بزرگراه تورينو – ساوونا پيدا مي کنند و اينطور روانمود مي شود که ادواردو از روي پل به پايين پرديده است .

نامش لوکا بود و به دليل ثروت افانه اي پدرش او را « کنت لوکا گانتانولاواتلي » مي خواندند . حالا ديگر براي خودش يک کامله مرد 57 سال و البته پسر مالک کارنجات بزرگ توليد مشروبات الکلي Montalcino بود و امپراتوري پدرش مراکز فسادي را هم تحت اداره خود داشت .
لوکا را به زور به روي پلکان فلزي پل گاربيالدي در حاشيه رود خانه تراستوره شهر رم مي کشاندند و سرنوشت نامعلومي انتظارش را مي کشيد .
نا خودآگاه به ياد ادواردو افتاد . دوست دوران کودکي اش و رفيق سال هاي دور و نزديکش که حالا هفت سالي مي شد که تنهايش گذاشته و به جهان ديگر سفر کرده بود . هم او بود که لوکا را با آيات زيباي قرآن آشنا و دين مبين اسلام را ه او معرفي کرده بود . ادواردو ود که لوکا را به عنوان يک فيلمبردار به ايران برده بود تا درباره اين دين آسماني فيلم بسازند و آن را در تلويزيون ايتاليا پخش کنند و در همان تهران بود که لوکا به دين اسلام مشرف شده بود .
حالا تقريباً 19 سال از آن زمان مي گذشت و او هم مثل ادواردو از ارث فراوان مجروم و منزوي شده بود . کارخانه شراب سازي پدرش ثروتي هنگفت براي خانوداه اند وخته بود لوکا اين ثروت را به اسلام نفروخته بود و حالا در انزواي کامل ، با عنوان يک فيلمبرداري ساده امرار معاش مي کرد . ديگر به پله هاي پاييني پل مي رسيدند . کار لوکا داشت تمام مي شد . چند دقيقه اي به ديدار مجدد او و « ادواردو » باقي نمانده بود . هوا سرد و سنگين بود و حاشيه نمو رودخانه و آن پلکان فلزي ، او را بي اختيار به ياد ادواردو مي انداخت ، آنها خيلي به هم شبيه بودند . هر دو از خانواده اي ثروتمند بودند ولي به دليل دينشان از ارث محروم شده و راهي ديگر براي خود انتخاب کرده بودند . حتي لحظات پاياني شان و شکل و مرگشان هم شبيه به هم بود و لابد صبح فردا تمام رسانه ها خبر خودکشي او را هم مخابره مي کردند . تمام اين ها لوکا را به ياد ادواردو مي انداخت به ياد او که در يک عصر تعطيل شنبه ، به سوي آينده اي مي رفت که خودش انتخاب کرد . او که موتور گازي کهنه را کنار پياده رو پارک کرد و به د
ربان گفت که با دکتر کار دارد . دربان به دکتر زنگ زد و گفت که جواني ايتاليايي با شما کار دارد ولي دکتر پاسخ داد که امروز شنبه است ؛ بگو فردا به محل کارم بيايد . حتما به کارش رسيدگي مي کنم . دربان گوشي را گذاشت و پيغام دکتر را داد . جوانک لاغر اندام گفت : « بگو که خداوند هر در بسته اي را مي گشايد . » دربان دوباره گوشي را برداشت و هنگاميکه اين پيغام را به دکتر داد ، دکتر خيلي سريع به استقبال جوان آمد و جوان خودش را اينطور معرفي کرد : « من ادواردو هستم . ادواردو آنيلي . » دکتر که تعجب کرده بود و گفت : « شما با آنيلي معروف نسبتي داريد ؟ و ادواردو جواب داد : « بله ، من پسرش هستم ! »
اين مکالمات ساده ، اولين برخوردي است که دکتر حسن قديري ابيانه ( رايزن مطبوعاتي و سخنگوي سابق سفارت ايران در ايتاليا و سفير فعلي ايران در مکزيک ) در روز آشنايي اش با « ادواردو آنيلي » فرزند جوواني آنيلي بزرگ ( مالک کارنجات فيات و باشگاه يوونتوس و رييس ثروتمند ترين خانوداه ايتاليا ) داشت . ادواردو مصاحبه هاي دکتر قديري را در تلويزيون ايتاليا ديده بود که در آن ، جوان ايراني سخنگوي سفارت با جمله « به نام خداوند بخشنده مهربان و خداوند قويتر از ابر قدرت ها » صحبت هايش را شروع کرده بود و همين جمله ها بود که ادواردو را به منزل دکتر کشانده بود . و او وارث ثروتي بيکران بود ولي به دليل مختلف که مهمترينش اين بود که نمي خواست شناخته شود ، در يک روز تعطيل و با استفاده از موتور سيکلت کهنه مستخدمش به منزل دکتر قديري آمده بود و مي خواست با اين معمار و سياستمدار جوان ايراني بيشتر آشنا شود .


http://propercloth.com/blog/wp-content/agnelli.jpg

منبع
(http://www.forum.juventus.ir/)

shahram1
02-20-2010, 05:46 PM
یادمه یه بار مستند ادواردو آنیلی از تلوزیون ایران پخش میشده

ادواردو شیعه بود

pintorico
07-18-2010, 10:16 AM
آره
ادواردو مسلمان بود و شيعه كه به ايران هم سفر كرده بود و حتي تو نماز جمعه هم شركت كرده بود تو تهران. اگر از طرف خانواده ترد نمي شد و قبل از پدرش كشته نميشد وارث اصلي باشگاه يوونتوس بود. يعني باشگاه يوونتوس به يه مسلمان ميرسيد.
تو اينجا خوب ديدم كه درباره خانواده آنيلي چندتا نكته رو ياد آوري كنم كه گفتنشون خالي از لطف نيست.
اول اينكه يه زماني بود كه شمال ايتاليا به علت اينكه شهرهاي صنعتي ميلان و تورينو توش بود قطب اقتصادي و صنعتي ايتاليا و اروپا به حساب ميومد ( كه البته نود درصد كارخونه هاي اون منطقه جزء املاك خانواده بزرگ و اصيل آنيلي بود ) و به همين علت مهاجرهاي زيادي از كشورهاي ديگه اروپايي و حتي آمريكاي جنوبي مخصوصا برزيل و آرژانتين به اميد زندگي بهتر و كار تو كارخونه ها به اين دو تا شهر ميومدن و به علت حضور خانواده آنيلي در تورينو، اين شهر، به مركز توجهات شمال ايتاليا تبديل شده بود. در بين اين مهاجران بيشمار افراد مستعد تو ورزش فوتبال هم زياد بودن كه اكثرا جذب تيمهاي بزرگ اون منطقه كه يوونتوس و تورينو و ميلان و اينتر بودن ميشدن و همين موضوع باعث مي شد كه تيمهاي جنوبي ايتاليا مثل جنوا و پالرمو و سمپدوريا و ... تيمهاي شمالي اين كشور رو دشمناي اصلي خودشون بدونن.
ميشه اينطوري گفت كه خانواده آنيلي به صورت غير مستقيم اصلي ترين عامل بوجود اومدن اين دشمني بين اين تيمها با يوونتوس به حساب مياد.
نكته بعدي درباره شخص جيوواني آنيلي بزرگ هستش.
مرحوم جياني آنيلي كه بزرگ خاندان آنيلي و پدر ادواردو آنيلي بود، كسي بود كه نقش اصلي رو تو انتقال زيدان به يووه ايفا كرد. جياني آنيلي تو يه سفر كه به فرانسه داشت بازي زيدان جوان رو ديد و شخصا براي جذبش اقدام كرد و زيزو رو به يوونتوس آورد.
دوتا از خصوصيات جالب جياني آنيلي اين بود كه ايشون كلا به تيمهايي كه پيراهن راه راه سياه و سفيد ميپوشيدن علاقه داشت و ميگن به همين علت بازيهاي اودينزه و سينا رو هم دنبال ميكرد. و موضوع ديگه درباره ايشون اينه كه هميشه براي بازي هاي خانگي يووه به دل آلپي ميرفتن ولي فقط نيمه اول رو از نزديك ميديدن و بين دو نيمه استاديوم رو ترك مي كردن.
موضوع جالب اينجاس كه بعد از فوت ايشون تو 24 ژانويه سال 2003 و تو اولين بازي يوونتوس بعد از فوت ايشون در دل آلپي، تيم يوونتوس موفق شد با نتيجه پر گل به پيروزي برسه كه تمام گلهاي اون بازي تو نيمه اول به ثمر رسيد، همون نيمه اي كه مرحوم آنيلي از نزديك بازي ها رو ميديد. و اتفاق جالبتر اين بود كه تو همون هفته تيم اودينزه هم در برابر صدر نشين به تساوي رسيد تا روح آنيلي بزرگ از اين بابت هم شاد بشه.
الان بعد از مدت كوتاهي كه هيچ كسي از خاندان آنيلي مديريت يووه رو در اختيار نداشت اين باشگاه دوباره با مديريت آنيلي ها اداره ميشه. اين بار نوه جياني آنيلي بزرگ، آندره آ آنيلي در راس كار قرار داره.