PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دانشنامه شیاطین سرخ


Tifusi
04-23-2010, 01:14 AM
همه چیز در مورد منچستر یونایتد

Tifusi
04-23-2010, 01:14 AM
تاریخچه منچستر یونایتد

--------------------------------------------------------------------------------

تاریخچه
مقدمه

شهر منچستر با داشتن موقعيت قوی تجاری واستاديوم بزرگی چون الدترافورد، تا به حال با موفقیت ميزبان بازی‌های عمده‌ای بوده كه آخرين بار آن بازی نهایی ليگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ بين تيم‌های يوونتوس و ميلان بود. با اين حال نبايد توفيق منچستر را از لحاظ فوتبال تنها به اين استاديوم اختصاص داد و بايد عواملی چون باشگاه‌های حرفه‌ای كه بالغ بر ۸ تيم است را به آن اضافه كرد . البته موفقيت اين شهر تجاری تنها به خاطر فوتبال نيست ، بلكه بايد عواملی ديگر چون انقلاب صنعتی كه از منچستر شهری مدرن خصوصاً در صنعت نساجی ساخت را در آن سهيم كرد. از لحاظ منابع تفريحی و ورزشی، منچستر بعد از دوران تجدد تقريباً به شهری كامل بدل شده‌است .
منچستر یونایتد در گذر زمان

این باشگاه در سال ۱۸۷۸ توسط موسسه لانکاشایر و یورک شایر متعلق به کارکنان راه‌آهن تأسیس شد. در سال ۱۸۸۵ تیم فوتبال حرفه‌ای را بنیان نهاد و در سال ۱۹۰۲ به همین نام شناخته شد. این باشگاه از آن مردان عادی جامعه بود؛ افرادی که در شرکت راه‌آهن یا کارخانه‌های ذغال سنگ کار می‌کردند و برای تفریح به این باشگاه می‌آمدند و عضو آن بودند .
اعضای این باشگاه در سال ۱۸۸۶ اولین افتخار خود را کسب کردند. آن‌ها توانستند جامی که خود آن را ترتیب داده بودند را دریافت کنند. نام این جام « سنیور کاپ منچستر» بود که برای شرکت در آن مسابفات، مسئولان شرط سنی قائل نشدند و به همین دلیل بازیکنان قدیمی باشگاه نیز در آن بازی کردند! با كار و تلاش فراوان، تيم در سال ۱۸۹۲ به ليگ انگليس ملحق گردید ولی در سال ۱۹۰۲ آن‌ها با بدشانسی مواجه و ورشکسته شدند . پس از ورشکستگی باشگاه، فردی به نام هری استافورد آن را خرید و روی باشگاه و تیم سرمایه‌گذاری کرد.
در سال ۱۹۰۳ به طور رسمی اولین مربی برای باشگاه استخدام شد. او ارنست ماگنل نام داشت و تحت نظارت او روز به روز بر کیفیت بازی منچستری‌ها افزوده می‌شد. آنها راه ترقی را خوب پیدا کرده بودند. یکی از خریدهای آن روزهای منچستر بیلی مردیت بود که یکی از بهترین‌های آن زمان فوتبال بود. آنها توانستند با مردیت اولین عنوان قهرمانی رسمی خود را در لیگ انگلستان که به تازگی حرفه‌ای شده بود جشن بگیرند. باشگاه منچستر در سال ۱۹۱۰ از مکان اصلی خود واقع در خیابان بانک، به محلهٔ ترافورد منتقل شد.
شیاطین سرخ

تيم فعلی منچستر یونایتد حاصل تلاش سخت مربیان در طول بیش از چهار دهه‌است. در سال ۱۹۵۸ طی حادثه‌ای غم‌انگيز بيشتر شاگردان مربی موفق تیم -بازبی- بر اثر سانحه هوايی كشته شدند. پس از این سانحه، بازبی با مدیریت صحیح و با استفاده از بازماندگان تيم و نفرات جدید موفق شد تیم خود را از نو بسازد و عامل قهرمانی غرورانگيز اين تيم در مسابقات جام قهرمان اروپا در فصل ۶۸-۱۹۶۷ شود. اين افتخاری بود كه بازبی به‌عنوان اولين انگليسی موفق به انجام آن شد. آن‌ها دو بار ديگر توانستند اين افتخار را در زمان سر الكس فرگوسن تکرار کنند. ابتدا در سال ۱۹۹۹ و در يك فينال سخت و به ياد ماندنی موفق شدند تيمشان را صاحب دومين افتخار اروپايی كنند. در آن زمان منچستر یونایتد در وقتهای تلف شده نيمه دوم و در شرايطی كه هيچ اميدی به پيروزی نداشت، توانست دو گل زيبا را وارد دروازه رقیب خود بایرن مونیخ کند. آن‌ها با اين كار علاوه بر اينكه موفق شدند خود را به يك افتخار بزرگ برسانند، برای فرگوسن با تجربه نيز ارزش و اعتبار تازه‌ای خريدند و او توانست به شهرتی جهانی دست یابد و اسطورهٔ گذشته تيم را دوباره بازسازی کند و دیگر بار در سال 2008 در فینال جام قهرمانی اروپا آنها توانستند برای سومین بار این جام را در شرایطی بدست بیاورند که حریفشان در فینال، تیم فوتبال چلسی انگلستان بود. در آن بازی در حالی که پس از وقت های قانونی و اضافه دو تیم به تساوی یک بر یک رسیده بودند در ضربات پنالتی در شرایطی که تیم چلسی برای قهرمانی فقط نیاز به گل کردن آخرین ضربه پنالتی داشت، آنها آن ضربه را به هدر دادند تا در ادامه منچستر یونایتد موفق شود برای سومین بار قهرمان اروپا شود.
اسطوره‌های سرخ پوشان

از جمله اسطوره‌های اين تيم می‌توان به سر بابی چارلتون، جرج بست، پيتر اشمايكل، برايان رابسون، ديويد بكهام، دنیس لاو، اوله گانر سولسشیر، دانکن ادوارد، اريك كانتونا و در رأس همه آنان سر مت بازبی و سر الكس فرگوسن اشاره نمود. بازی سازی این تیم پس از رفتن دیوید بکهام برعهدهٔ روی کین و پس از او هم بر عهدهٔ رایان گیگز، هافبک باتجربهٔ ولزی این تیم قرار گرفت. اکنون چندی از این اسطوره‌ها را معرفی می‌کنیم:
:: سر الكس فرگوسن
اينک رهبری تيم را سر الكس فرگوسن که اسكاتلندی است، بر عهده دارد كه بیش از ۲۰ سال در اين سمت مشغول به كار است و منچستر یونایتد را به يكی از بهترين تيم‌های جهان فوتبال مبدل ساخته و همواره با استفاده از بازيكنان جوان كه از تيم‌های پايه‌ای باشگاه انتخاب و به كار گرفته‌است، قهرمانی‌های زيادی را برای منچستر به ارمغان آورده‌است و خود را در زمره بهترين مربيان جهان قرار داده‌است. بیشتر فتخارات منچستر یونایتد را طرفداران این تیم مدیون او می‌دانند.
:: اریک کانتونا
از اریک کانتونای فرانسوی به عنوان بهترین و محبوب‌ ترین بازیکن تاریخ باشگاه شیاطین سرخ نام برده می‌شود، چرا که با بازی‌های زیبا و تماشاگر پسند خود حتی چندی پیش به عنوان بهترین بازیکن تاریخ لیگ برتر نیز انتخاب شد.
کانتونا با چهره مصمم و بازی فوق العاده‌اش و به خصوص حرکات غیر معمولی و شادی‌های پس از گل‌اش جایگاه خاصی در میان طرفداران منچستر یونایتد دارد. اریک کانتونا در سال ۱۹۹۳ به جمع شیاطین سرخ پیوست و در همین سال با این تیم توانست به انتظار ۲۶ ساله طرفداران منچستر یونایتد پایان دهد و به قهرمانی لیگ برتر دست یابد .
:: رایان گیگز
ولزی محبوب اُلدترافورد که به عنوان یکی از کلاسیک ترین هافبک‌های چپ پای جهان شناخته می‌شود فوتبال را با منچستر یونایتد آغاز کرده و ۱۶ سال است که پیراهن سرخ شیاطین سرخ را می‌پوشد. گیگز با ۹ قهرمانی در لیگ برتر افتخار بزرگی را برای خود و منچستر یونایتد رقم زده‌است.
گیگز در فصل گذشته توانست به رکورد ۵۰۰ بازی برای منچستر یونایتد دست یابد و با توجه به تمدید ۳ ساله قراردادش می‌توان انتظار به جای گذاشتن یک رکورد جاودانه از سوی او را داشت .
رایان گیگز که هم اکنون به عنوان یکی از محبوب‌ترین بازیکن اُلدترافورد شناخته می‌شود، در سال ۲۰۰۰ هنگامی که با پیشنهاد چند میلیون دلاری باشگاه لاتزیو رویرو شد بنابر درخواست خود و همامنگی با مسئولان منچستر یونایتد قرارداد خود را تمدید کرد تا وفاداری‌اش را به شیاطین سرخ ثابت کند.
از جمله طرفداران رایان گیگز می‌توان از «موراتی» مالک باشگاه اینتر میلان نام برد که در طول ۳ سال تمام تلاش خود را برای انتقال گیگز به سن سیرو انجام داد که هیچ وقت به نتیجه نرسید . در اواسط فصل گذشته و در آستانه سال نو میلادی، موراتی اعلام کرد که «رایان گیگز را به عنوان هدیه کریسمس برای هواداران اینتر به جمع آبی پوشان اضافه خواهم کرد»، این وعده موراتی هیچ وقت تحقق نیافت اما با این وعده موراتی می‌توان بیشتر به ارزش رایان گیگز پی برد.
در تاریخ 29 آوریل 2009 رایان گیگز در دور رفت مرحله نیمه نهایی جام باشگاه‌های اروپا مقابل آرسنال برای هشتصدمین بار با پیرآهن منچستر یونایتد به میدان رفت.
:: جرج بست
بازیکنی اهل کشور ایرلند شمالی که یکی از اسطوره‌های تاریخ باشگاه شیاطین سرخ به حساب می‌آید. تمام افتخارات جرج بست فقط در رده باشگاهی و با پیراهن منچستر یونایتد بود ، وی بارها با پیشنهاد انگلیسی‌ها برای پوشیدن پیراهن تیم ملی انگلیس مواجه شد ولی هیچ وقت حاضر نشد ملیت خود را تغییر دهد. جرج بست به دلیل مصرف بی رویه مشروبات الکلی خیلی زود مجبور به خداحافظی از میادین فوتبال شد و در سال ۲۰۰۵ سر انجام به دلیل بیماری، جان خود را از دست داد.

پس از فوت وی باشگاه منچستر یونایتد یک بازی دوستانه را در الدترافورد برگزار کرد و تمامی درآمد حاصل از این بازی را به خانواده بست تقدیم کرد. در این بازی تماشاگران حاضر در ورزشگاه پوسترهایی با عکس جرج بست در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود:
Best The Best

Tifusi
04-23-2010, 01:15 AM
ورزشگاه شیاطین سرخ(تئاتر رویا ها):


الدترافورد یکی از مشهورترین و بزرگ‌ترین ورزشگاه‌های فوتبال در بریتانیا و جهان است . در اوضاع و احوالی که بسیاری از باشگاه‌ها از ورزشگاه‌های قدیمی خود به محل‌هایی جدید نقل مکان می‌کنند ، منچستر الدترافورد را حفظ می‌کند و به جای رفتن به جایی دیگر همان ورزشگاه قدیمی را توسعه می‌دهد .
بابی چارلتون اسطورهٔ فوتبال انگلستان این ورزشگاه را « تئاتر رویاها » نامیده‌است .
« زیباترین و بهترین در نوع خود . فوق‌العاده‌ترین ورزشگاهی که تابه حال دیده‌ام . این ورزشگاه در دنیا نظیر ندارد و افتخار شهر منچستر است . اینجا خانهٔ تیمی است که در آن می‌تواند شگفتی بیافریند و ... » این جملات نویسندهٔ یکی از روزنامه‌های منچستر در روز پس از افتتاح ورزشگاه در سال ۱۹۱۰ است .
ورزشگاه الدترافورد حدود یک قرن عمر دارد . پیش از آن تیم منچستر ورزشگاهی کوچک و قدیمی داشت و الدترافورد به عنوان خانهٔ جدید باشگاه در غرب شهر منچستر بنا شد . الدترافورد در آن دوران با هزینه‌ای معادل ۶۰ هزار پوند ساخته شد که در زمان خود رقمی سرسام آور بود . آرچینا لیچ مهندس معروف اسکاتلندی طراح این ورزشگاه بود . او ورزشگاه‌های معروف وایت هارت لین در شمال شهر لندن و همدن پارک در شهر گلاسگو را نیز طراحی کرده‌است . الدترافورد در سالهای ۱۹۱۱ و ۱۹۱۵ فینال جام حذفی انگلیس را برگزار کرد و در سال ۱۹۲۰ پذیرای بیشترین تماشاگر در بازی منچستر یونایتد مقابل آستون ویلا بود .
در جنگ جهانی دوم الدترافورد در بمباران نیروی هوایی آلمان بشدت آسیب دید و تیم منچستریونایتد از ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۹ بازی‌های خود را در ورزشگاه مین رود باشگاه منچستر سیتی برگزار می‌کرد . برای جام جهانی ۱۹۶۶ ورزشگاه الدترافورد بازسازی شد و بازی مجدد فینال جام حذفی سال ۱۹۷۰ بین چلسی و لیدز یونایتد در این ورزشگاه برگزار گردید .
الدترافورد اولین ورزشگاه انگلیس در دهه ۱۹۷۰ به حساب می‌آید که در آن حصار نصب کردند تا تماشاگران متعصب خشمگین نتوانند به زمین مسابقه حمله کنند .


توسعه جایگاه‌ها تا دهه ۸۰

دردهه‌های ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ بیش از ۵۸ هزار نفر می‌توانستند در ورزشگاه قرار بگیرند و به تماشای مسابقه بپردازند . اما با نصب کامل صندلی در آن ظرفیت واقعی ورزشگاه به ۴۴هزار نفر کاهش پیدا کرد که برای باشگاهی چون منچستریونایتد کم بود . از اوایل دهه ۹۰ مدیران باشگاه به فکر افزایش حجم ورزشگاه افتادند . براساس طرحی تازه ۲۶ هزار صندلی جدید ظرفیت ورزشگاه را افزایش می‌داد . ابتدا گنجایش ورزشگاه را به ۵۶ هزار نفر افزایش دادند و پس از آن جایگاه شمالی‌اش را تا ارتفاع ۶۶ متری بالا بردند که تا آنجا نیز گسترش یابد. هزینه‌ای معادل ۱۹ میلیون پوند برای افزایش ظرفیت ورزشگاه مصرف شد .
ورودی جدید به زمین

جایگاه جنوبی الدترافورد جایگاه اصلی آن محسوب می‌شود که نیمکت مربیان جلویش قرار گرفته و مدیران ـ اتاقکهای پلیس ـ رستورانهای لوکس و صندلی‌های مسوولان اجرایی در آن واقع شده‌است .
شیب این جایگاه اندکی کمتر از جایگاههای دیگر است . ۲۰ ردیف اول صندلی‌های ورزشگاه در هر چهار سمت آن پایین تر از سطح خیابان‌های اطراف الدترافورد هستند . جایگاه جنوبی کمتر از تلویزیون دیده می‌شود ، چون دوربینها در آن تعبیه شده‌اند و جایگاه‌های دیگر را نشان می‌دهند . راهروی ورودی بازیکنان به زمین از وسط جایگاه جنوبی می‌گذرد . راهروی قدیمی که از گوشه جنوب غربی زمین می‌گذشته هموز حفظ شده و برای مناسبتهای ویژه و تورهای دیدار از ورزشگاه باز می‌شود .
جایگاه شرقی ورزشگاه به جایگاه « ساعـت » معروف است زیرا در گذشته یک ساعت عظیم بالای آن قرار داده بودند که وقت مسابقه را نشان می‌داد . اما امروزه ۲ ساعت الکترونیکی و ثبت نتایج بزرگ در دو گوشه شمالی قرار گرفته‌است . تماشاگران تیم مهمان و افراد معلول عمدتاً در این جایگاه مستقر می‌شوند .
توسعه جایگاه‌ها تا سال ۲۰۰۰

کار گسترش الدترافورد اواخر دهه ۹۰ دوباره شروع شد و در ژانویه سال ۲۰۰۰ گنجایش ورزشگاه به ۶۱ هزار صندلی افزایش یافت . بیرون ورزشگاه نمایی شیشه‌ای دارد که به ساختمان‌های اداری مدرن بی شباهت نیست . در این قسمت مجسمه « سرمت بازبی » مربی فقید تیم فاتح جام باشگاههای اروپا در سال ۱۹۶۸ و پلاک‌های یادبود بازیکنان تیم که در سانحه هوایی جان خود را از دست دادند به چشم می‌خورد . جایگاه غربی ورزشگاه همواره به هواداران سرسخت منچستر یونایتد اختصاص داشته که حداکثر ۲۰ هزار نفر در آن قرار می‌گیرند .
کار گسترش جایگاه‌های ورزشگاه در سال۲۰۰۰ به پایان رسید و تعداد صندلیها به ۶۸۲۱۷ رسید . از نکته‌های جالب درباره این ورزشگاه یکی این است که جایگاه خانوادگی هم دارد که درون جایگاه بزرگ غربی است .
الدترافورد96هزار نفری

برنامه توسعه ورزشگاه الدترافورد هنوز به پایان نرسیده‌است . مهندسان طرحی را پیشنهاد داده‌اند که براساس آن گنجایش الدترافورد به 96هزار صندلی افزایش خواهد یافت . برای اجرای طرح جدید جایگاه جنوبی باید مرتفع شود و ۴ گوشه ورزشگاه نیز ارتفاع بگیرد تا صندلی‌های بیشتری در آن نصب کنند . اما برای توسعه ورزشگاه باشگاه باید حداقل ۵۰ ساختمان بزرگ اطراف آن را خریداری و تخریب کرد که نیاز به سرمایهٔ زیادی دارد . درهر حال مدیریت این باشگاه اعلام کرده‌است که مصمم به انجام این کار است .
آخرین دیدار مهم اروپایی که الدترافورد آن را میزبانی کرد ، بازی بین دو تیم ایتالیایی میلان و یوونتوس در جریان فینال جام باشگاه‌های اروپا بود . این بازی با برد میلان به پایان رسید .

::ظرفیت ورزشگاه الدترافورد به ترتیب سال
سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۹: ۸۰هزار نفر
سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۰: ۶۷هزار نفر
سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۴: ۶۵هزار نفر
سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰: ۶۰هزار نفر
سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸: ۵۸هزار نفر
سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰: ۴۸هزار نفر
سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴: ۴۵هزار نفر
سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶: ۴۳هزار نفر
سال ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹: ۵۵هزار نفر
سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱: ۶۱هزار نفر
سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵: ۶۸هزار نفر
سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷: بیش از ۷۶هزار نفر

Tifusi
04-23-2010, 01:19 AM
http://arteshesorkh.com/forum/attachment.php?attachmentid=609&d=1271965689

Tifusi
05-01-2010, 06:07 PM
Manchester United
Manchester United
Manchester United
Manchester United
Manchester United
Manchester United
Manchester United

sbn94
09-07-2010, 05:14 PM
خیلی عالی بود.
دستتون درد نکنه.
Manchester United

amin f@r
07-15-2011, 03:19 PM
سرالکس فرگوسن از زاويه يي متفاوت
سحرخيزي عادت دلپذير من

به هر بهانه يي قبل از يک فينال بزرگ زندگي شخصي خود را به ياد مي آورد و حتي به عنوان يک آدم پيشرو هم نمي تواند برکنار از نوستالژي گذشته باشد.

سرالکساندر چاپمن فرگوسن لايق همه چيزهايي بوده که به دست آورده است. او در يک دهکده کوچک، زير نور آفتاب زودگذر تابيده شده بر بدنه کشتي ها، روياپردازي مي کرد. شما بايد خيلي خوب بدانيد فرزند جاه طلب يک خانواده متوسط به دليل کيفيت زندگي و ايده هاي شخصي حاضر است براي رسيدن به مقصد دنيايي را به آتش بکشد. فرگي دنيا را آتش نزد اما سال ها بعد از تولد، جرقه يي در دل فوتبال زد که تا سال هاي سال تمام آتش ها مي توانند از اين نور الهام بگيرند. شهرت منفي او به عنوان «مو خشک کن» (کنايه از حرارتش هنگام صحبت با بازيکنان) مانع نااميدي مردم از درک زبان قلب او نشده است. وقتي از قلب صحبت مي کنيم، اولين اظهارات فرگوسن در يک مصاحبه رو در رو را به ياد مي آوريم؛ «شهر من سه اسکله داشت. نمي دانم. شايد افزايش جمعيت منطقه ناشي از عواقب جنگ در ساير نقاط بود. به تخمين اکنون 200 هزار نفر در گووان ساکن هستند، حال آنکه قبل از جنگ شهر تنها 147 هزار سکنه داشت. البته تنها جاذبه گووان در اسکله هايش خلاصه نمي شود. وقتي به دليل ساخت يک ايستگاه کشتي «هلن استريت» ويران شد، بخشي از جاذبه هايمان از بين رفت.» گفتن از گذشته هر آدمي را احساساتي مي کند و فرگوسن هم از اين قاعده مستثني نيست؛ به خصوص اگر ساليان سپري شده زجر و اندوه را به ياد شما بياورد. فرگوسن احتمالاً حق داشت در خانه پدري شب را به صبح برساند اما واقعاً حتي در اين حد هم شرايط براي زندگي او مهيا نبود. مصائب فرگي را بخوانيد؛ «کارگران نيمه شب خواب را بر ما حرام مي کردند. در يک سوئيت اقامت داشتم و واقعاً به دنبال جايي بي سر و صدا مي گشتم. نمي توانيد تصور کنيد چگونه شب را به صبح مي رساندم. گاهي اوقات مايليد زندگي شخصي خود را حفظ کنيد اما من راز مگويي ندارم. شما حتي اگر يک زندگي متوسط رو به پايين داشته باشيد باز هم مدرسه مي رويد و عموماً پاکيزه در خيابان تردد مي کنيد اما...»

خانه ما حمام نداشت

فرگوسن به حقيقتي تکان دهنده اشاره مي کند و ادامه مي دهد؛ «محروميت هاي خاص يک خانواده فقير اسکاتلندي را داشتيم. در همسايگي ما يک خانواده با 18بچه زندگي مي کردند. يک بار وقتي يکي از فرزندان آن خانواده از جنگ بازگشت، تصور کردم کنگره ملي بريتانيا در حال برگزاري است. کوچه ما بن بست نبود اما به دليل ابعاد کوچکش مي توانست همه دوستي ها را در يک وجب جا بدهد، پس طبيعي بود بيشتر اوقات دايي، عمه، عمو و ساير خويشاوندان نزد ما بيايند و در آن کوچه تنگ نمک گير شوند.» فرگي را يکي از جاه طلب ترين مربيان تاريخ فوتبال مي دانند و شايد او اين صفت را از دوران کودکي به يادگار نگه داشته است. به زعم فرگوسن در گووان فوتبال و جنگ اولويت مباحث خانوادگي بود. گرماي تراوش شده از دهان مردم به حرارت ناشي از نزديک بودن آنها پهلو مي زند. او ادامه داد؛ «ما در گذشته نام تک تک همسايه ها را مي دانستيم اما اکنون شخصاً نيمي از اطرافيانم را نمي شناسم.» پرافتخارترين مربي بريتانيايي تاريخ فوتبال آن شب ها را ارج نهاد اما از خودسازي غافل نماند و زماني را به خود اختصاص داد. انزواي ساختگي، کنار کشيدن از تنفس در يک فضاي معمولي را در پي داشت و دل کندن از ضروريات محيط کوچک گووان اجازه داد سرالکس روز به روز بزرگ تر شود. اسطوره راهي متفاوت را برگزيد.

پدر و مادرم کارگر بودند

فرگوسن به خاطر پدر و مادر کارگرش طرفدار اين حزب ماند اما هرگز در کارهاي سياسي دخالت نکرد؛«يک بار هنگامي که 25 يا 26ساله بودم مادرم از من پرسيد آيا راي مي دهي و من احمقانه جواب دادم نمي دانم چگونه راي بدهم. مادرم گفت؛ مي خواهي بگويي کانديداي خاصي را تاييد نمي کني؟ پاسخي نداشتم و در ادامه فقط داد و فريادهاي او مبني بر رفتن به مدرسه را شنيدم.» فرگوسن اين را گفت و ادامه داد؛ «تاثيرگذارترين فرد زندگي ام پرسيد چگونه مي توانم جواب پدرم را بدهم. فروشندگي در مغازه اولين شغلي بود که تجربه کردم آن هم در 21سالگي. اين کار ارثيه مادرم تلقي مي شد. محال بود روزي به فروشگاه ما برويد و اثري از فروشنده دوست داشتني نبينيد. آن دوران هميشه آماده تصميم گيري بودم. خب، به عنوان فروشنده يک مغازه بزرگ به راضي کردن زيردستانم احتياج داشتم. تاسي از مرامنامه کمونيست ها، سلامت اقتصادي گووان را به خطر انداخت. چپگرايان کار را مقدم بر نيازهاي شخصي مي دانستند و مي گفتند اول کارت را تمام کن و سپس چشم هايت را به اطراف بچرخان.» شرايط نامساعد اقتصادي برپايي يک نظام جديد پولي را ضروري جلوه مي داد. فرگوسن پلاکارد به دست نگرفت اما به بهانه برخوردار شدن از يک زندگي مفرح پيشنهاد يک کارخانه امريکايي را پذيرفت.

ازدواج آسان تر بود

دشواري هاي اقتصادي سطح توقعات را پايين مي آورد و به قول فرگوسن ازدواج حد، مرز و سني نمي شناخت. يک پيرمرد با دختر جواني پيمان زندگي مشترک مي بست و بيوه زنان، پسرهاي جوان خوش تيپ را در دام مي انداختند. پيامد چنين ازدواج هايي، يک زندگي سنتي مبتني بر آماده شدن شام شوهر در ساعت هشت شب و گذران روزگار با درآمد يک نفر بود. فرگوسن از يکنواختي سبک زندگي گوواني ها اعتماد به نفس ايجاد تغيير را آموخت؛ «در جواني اندکي نازک نارنجي بودم اما کم کم ياد گرفتم قوي باشم. هميشه مشغول مقايسه بوده ام و هرگز ترک عادت نکرده ام. نه، هرگز اين شيوه را تغيير نمي دهم.» شايد غريزه و روحيات خاص مردان گلاسکو نيز مسير شخصيتي فرگوسن را جهت دار کرد. او گفت؛ «وقتي با خارجي ها بازي مي کردم، با غرور فراوان محل زندگي ام را به رخ آنها مي کشيدم و فرياد مي زدم...»

من، فرگوسن از گووان

فرگي خود را گوواني مي دانست و نزديک بود پاسخ مثبت يک دوست او را براي هميشه در منطقه محل تولدش نگه دارد. ماجرا را بخوانيد؛ «قرار شد در اسکله مشغول به کار شوم. مربي پدرم اصلي ترين مشوق من نام داشت و مدام مي گفت هي پسر بيا اينجا.» فرگوسن عاقبت در اسکله معروف نشد اما اسکله، شهر و کشور با نام او به شهرتي عجيب رسيدند، همان طور که قبلاً در روزهاي اوج جک استين، باب پيسلي و بيلي شانکلي پرآوازه شده بودند. ظاهراً مدت ها قبل از ساخته شدن «ارتباط فرانسوي» جمله «ارتباط اسکاتلندي» ورد زبان ها شد. فرگوسن نقش ارتباط و تقدير را تنگاتنگ مي پندارد؛ «مربيان بزرگ بريتانيا چون زنجيري به هم متصل بودند. يکي بدون ديگري به توفيقي دست نمي يافت. تقدير بازبي را به منچستريونايتد برد، شانکلي را در آغوش ليورپول جاي داد و استين را در لباس مربيگري سلتيک جاودانه کرد.»

... و او هم جاودانه شد

فرگوسن هم از جايي شروع کرد. او در کوئينز پارک رنجرز، سنت جانسون، دانفر ملاين و اير يونايتد ميانگين يک گل در هر دو بازي را به ثبت رساند و به عنوان مربي، استرلينگ شاير، سنت ميرن، آبردين و منچستريونايتد را تجربه کرد. اين همه تغيير و تحول سرنوشت مردي بود که به قول خودش بچه کوچه تلقي مي شد. گووان به دليل مختصات خاص جغرافيايي نمي توانست خواسته هاي يک پسر بازيگوش را برآورده سازد. فرگوسن عادت داشت از ديوارهاي ورزشگاه ايبراکس بالا برود تا بلکه لحظه يي افتخار تماشاي بازي رنجرز محبوبش را به دست آورد اما در گووان «مارمولک بازي» مساوي با مرگ بود. سرالکس با يادآوري آن دوران گفت؛ «وقتي کودک هستيد، ترسي به دل راه نمي دهيد. اکنون در هتل محل اقامتم هم سايه ترس را مي بينم. اما در نوجواني چنين شرايطي نداشتم.»

فرگوسن دروغ مي گويد

نه، او دروغ مي گويد چون در 67سالگي هراسي به دل راه نمي دهد. جدايي رونالدو و تبس حداقل براي فرگي ناراحت کننده نيست چون او قبلاً بارها سوپراستار را از دست داد و در عوض گنج هاي قيمتي به چنگ آورد. سلطان اولدترافورد صحبت هاي خود را اين گونه پايان داد؛ «گاهي از بازيکنان مي پرسم سخت ترين کار در زندگي چيست؟ جواب را مي دانم؛ کار سخت. به آنها مي گويم مرا ببينيد. آيا تغيير کرده ام؟ نسبت به 10 سال پيش، آن زمان که بچه بوديد گرسنه تر هستم. وقتي مردم مي گويند مي خواهند در 55 يا 60سالگي بازنشسته شوند، از خنده روده بر مي شوم. دوست ندارم در خانه بنشينم، روزنامه هاي زرد را ورق بزنم و از همسرم بپرسم عزيزم کاري نداري؟ سحرخيزي عادت دلپذير زندگي من است. سعي مي کنم بازيکنانم را مشتاق نگه دارم. فکر مي کنيد گفتن جمله «او سختکوش است» آسان است؟ نه، بايد بهاي لازم را بپردازيد و با من باشيد تا بدانيد چه زجر شيريني را تحمل مي کنم.» فرگوسن اين گونه فرگوسن شد و فرگوسن باقي خواهد ماند؛ اسطوره مربيگري تمام دوران ها.

Amirhossainbazigar
02-08-2012, 02:15 PM
به امید قهرمانی منچستتتتتتتتتتتتتتتتتتتر یونایتد و رقیب سلطنتی منچستر سیتی

امید قهرمانی منچستر در لیگ انگلیس و قهرمانان قهرمانان یوفففففففففففففففففففففا