توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ::: تحلیل فنی بازی های جام جهانی:::
RED STORM
06-13-2010, 09:35 PM
خوب همونطور که از اسم تاپیک مشخصه بچه ها میتونن نظرات و برداشت های جامع خودشون در مورد هر بازی رو اینجا قرار بدن!
فقط خواهشا پست های حاوی مطالب و بار فنی بالا رو اینجا قرار بدید
چون پست های فاقد ارزش فورا حذف خواهند شد!
RED STORM
06-13-2010, 09:42 PM
FIFA World Cup | South Africa 2010
Group C - Round 1
http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/L_WC_2010_HL.png
http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/Flag/united_states.png England 1-1 United States http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/Flag/england.png
http://www.free2upload.com/images/96295847069082573713.png
به نظر من انگلیس در میانه میدان خیلی ضعیف بود. اول تعجب کرده بودم که چرا لمپارد و جرارد انقدر با هم با فاصله بازی می کنن اما بعد متوجه شدم ضعف اون ها در بازی مستقیم در مقابل هافبک های میانی آمریکا دلیلشه و دوست دارن به جناحین چپو راست واسه کمک به جناحین برای طرح ریزی حمله ها در اونجا نزدیک بشن که یه طرف رایت فیلیپس نصف تواناییاشو هم نتونست نشون بده و از طرف راست تا لنن به زمین اومد و با شرایط بازی آشنا شد در اون جناح هم خوب نبودن.
هر بار انگلیس خواست بازی مستقیمو در دستور کار قرار بده ناموفق عمل کرد چون هافبک های میانی آمریکا بهتر بودن.
در نیمه دوم کاپلو به این ضعف پی برد و به رونی دستور داد تا به مرکز زمین نزدیک بشه تا وظیفه توپ پخش کنی رو به عهده بگیره و هسکی و بعد از اون کراچو به عنوان تک مهاجم قرار داد که هیچ کدوم از اون ها به تنهایی قادر به رهبری خط حمله بدون حضور رونی در کنارشون نبودن.
اینو باید بگم خیلیا تعویض کرگر با کینگو یه دلیل تاکتیکی دوسنستن اما به هیچ عنوان اینطوری نبوده و کینگ به دلیل مصدومیت از زمین خارج شده و تقریبا نرسیدنش به بازی با الجزایر قطعی شده.
اما تعویض میلنر یه تعویض اشتباه بود. به نظر من کاپلو میلنرو به دلیل بازی کاملا بی تجربه ای که از خودش ارائه می داد و خشن بازی کردنش و کارت داشتنش و هر لحظه خطر اخراج شدنش تعویض کرد، البته اگه اینکارو یک مربی تو مسابقات لیگ انجام بده خیلی مفیدتره اما اینکار در تورنمنتی مثل جام جهانی اعتماد به نفس کل تیم رو پایین می آره و اعتماد بازیکنا به توانایی مربیو کم می کنه و مطمئنا این اتفاق هم افتاد و ضرری غیر قابل مشاهده داشت در بازی دیشب. درسته میلنر با این شکلی که داشت ادامه می داد به احتمال خیلی زیاد اخراج می شد و انگلیسو تو دردسر بزرگتری می نداخت اما اگه کاپلو صبر می کرد و بین دو نیمه تو رختکن با صحبت با میلنر این مشکلو حل می کرد فکر می کنم از تعویضش در دقیقه 30 بهتر بود.
اشتباه گرین با اینکه واقعا فاجعه بود اما من وقتی به توپ دقت می کنم هر وقت از روی زمین بلند می شه در برخورد های بعدیش با زمین سرعت بسیار غیر معمولی می گیره و تو بازیای دیگه ام اینو متوجه شدم. البته بهانه ای برای گرین با این اشتباهش نیست اما اون چیزی که مشخصه همونطور که کاپلو عنوان کرد یک مهاجم ممکنه یه توپ صد درصد گُلو هدر بده و یه بار هم یه دروازه بان اینطوری اشتباه می کنه.
من بازی گرینو قبلا هم دیدم و دروازه بان واقعا خوبیه اما اون چیزی که مهمه اینه که این اشتباه تو بازیای بعدی روی بازیش تاثیر منفی نزاره و اگه کاپلو این احساسو قبل از بازی با الجزایر بکنه که از نظر روحی گرین در شرایط خوبیه به نظرم باید فقط از گرین استفاده کنه و تعویض دروازه بان ضررهای بیشتری رو به همراه خواهد داشت.
چند عکس زیبا از بازی دیشب
http://a.imagehost.org/0658/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_60.jpg
http://h.imagehost.org/0191/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_69.jpg
http://h.imagehost.org/t/0598/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_76.jpg (http://h.imagehost.org/view/0598/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_76) http://j.imagehost.org/t/0500/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_77.jpg (http://j.imagehost.org/view/0500/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_77) http://j.imagehost.org/t/0206/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_78.jpg (http://j.imagehost.org/view/0206/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_78) http://j.imagehost.org/t/0106/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_79.jpg (http://j.imagehost.org/view/0106/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_79)
http://h.imagehost.org/t/0004/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_80.jpg (http://h.imagehost.org/view/0004/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_80) http://h.imagehost.org/t/0307/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_81.jpg (http://h.imagehost.org/view/0307/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_81) http://a.imagehost.org/t/0111/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_82.jpg (http://a.imagehost.org/view/0111/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_82) http://a.imagehost.org/t/0512/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_83.jpg (http://a.imagehost.org/view/0512/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_83)http://j.imagehost.org/t/0415/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_84.jpg (http://j.imagehost.org/view/0415/England_1-1_United_States_Www_OnlyRealMadrid_Com_84)
RED STORM
06-13-2010, 09:44 PM
FIFA World Cup | South Africa 2010
Group C - Round 1
http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/L_WC_2010_HL.png
http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/Flag/slovenia.png Algeria 0-1 Slovenia http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/Flag/algeria.png
http://www.free2upload.com/images/53100936818931782895.png
RED STORM
06-14-2010, 09:46 PM
خوب اول یه بررسی کلی از وضعیت گروه D :
آلمان :
برای قرار گرفتن در بین چهار تیم نیازی به ستاره نداره!
این شاید ساده ترین تعریف برای فوتبال آلمان باشه!
تیمی که هرگز متکی به ستاره هاش نبوده و همیشه روحیه تیمی و فکر تیمی درونش جاری بوده!
با مصدومیت بالاک ِ آدلر ِ رولفس و وسترمن اوضاع اصلا جالب نیست!
چندتا از مهره های مهم تیم مثل اوزیل و پودولسکی هم تو فرم خوبشون نیستن!
اما دقیقا به خاطر همین روحیه تیمی حتی یوآخیم لوو هم با خوشبینی در مورد آینده تیمش اظهار نظر کرده!
موتور تیم احتمالا بایرنی ها خواهند بود یعنی فیلیپ لام باستین شوایاشتایگر و میروسلاو کلوزه!
آخرین بازی دوستانشون جلوی بوسنی همه طرفدارانشون رو به موفقیت این تیم فوق العاده جوون(با میانگین سنی حدود 25سال) امیدوار کرد!
صربستان:
اونا تو دوره قبل جام جهانی هم حضور داشتن و اتفاقا اونجا هم قرار بود شگفتی ساز جام لقب بگیرن ولی بدون حتی 1 امتیاز و گل های خورده فراوان با جام وداع تلخی داشتن!
اینبار اما به نظر میرسه اوضاع کمی فرق کنه!
اونا تجربه 4سال قبل + بازیکنی مثل نمانیا ویدیچ رو دارن که میتونه جز ستاره های جام باشه!
همچنین بای های مرحله مقدماتی هم نشون داد که باید اونا رو خیلی جدی گرفت!_بالاتر از فرانسه و رومانی به عنوان تیم اول گروه راهی جام جهانی شدن)
غنا:
غنا پس از درخشش در دوره قبلی به نظر میرسه اینبار کمی ضعیف شده باشه!
مخصوصا که فوق ستارشون یعنی مایکل اسین هم نمیتونه غنا رو به دلیل مصدومیت همراهی کنه!
سولی موناری احتمالا باید به تنهایی بار خط حمله رو به دوش بکشه!
استرالیا:
نا داوری و حذف از تورنمنت قبلی آخرین خاطره استرالیا از جام جهانیه!
اینبار پیم وربیک دستیار سابق گاس هیدینک و دیک ادووکات در تیم کره جنونی روی نیمکت این تیم میشینه!
هری کیول که احتمالا اخرین جام جهانی خودشو پیش رو داره برگ برنده استرالیا در رویارویی با حریفان خواهد بود!
ضمنا نمیشه از شوارتز دروازه بان این تیم هم غافل بود که درخشش زیادی در مرحله مقدماتی داشت!
RED STORM (http://ghermezete.net/forum/member.php?u=48)
RED STORM
06-14-2010, 09:47 PM
FIFA World Cup | South Africa 2010
Group D - Round 1
http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/L_WC_2010.png
(http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/L_WC_2010.png)
[/URL]http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/Flag/australia.png (http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/Flag/germany.png) Germany 4-0 Australia [URL="http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/Flag/germany.png"]http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/Flag/germany.png (http://www.topgoal.ir/topgoal/Logo/World_Cup_2010/Flag/australia.png)
خوب دیشب آلمان با اقتدار جام رو شروع کرد
این حرف درسته که با دیدن یک بازی و حتی خوب بازی کردن در مرحله گروهی تضمینی واسه موفقییت در مراحل بعدی نیست که نمونه های زیادی هم دیده شده و حتی افتضاح ترین تیم ها در مرحله گروهی گاهی تا فینال هم پیش اومدن(فرانسه سال 2006)
اما به هر حال از رو همین بازی ها هم خیلی چیز ها مشخص میشه .....
دیشب آلمان بسیار هماهنگ بازی کرد و همانند این بود که این بازیکنان سال هاست کنار هم بازی می کنن و این ها همه هنر یوگی رو می رسونه، البته آلمان تا پایان راه زیادی داره و باید روز به روز بهتر بشه.
نگاهی بندازیم به بازی :
سمت راست المان با حضور لام، مولر و اوزیل جناح قدرتمند آلمان به حساب میاد و حرکات ترکیبی فوق العاده ای از این جناح آلمان صورت می گیره البته سمت چپ هم با حضور پولدی یه جناح خوب و با سرعت برای ضد حملات محسوب می شه که در بازی دیشب چندین بار از این جناح ضد حملات خطرناکی صورت گرفت که البته اوزیل هم کمک های زیادی به پولدی می کنه.
دفاع و دروازه بان آلمان در بازی دیشب محک جدی نخورد و شب راحتی رو سپری کرد
وجود خلا و فضایی بین هافبک ها و مدافعان که در بازی های دوستانه آلمان دیده می شد در این بازی به خوبی توسط شواین اشتایگر پر شده بود، شوائینی در این جام در پستی بازی می کنه که شاید تا اخر بازی ها اصلا بازیش به چشم نیاد اما به نظر من مهمترین وظیفه در تیم یعنی انتقال توپ از دفاع به هافبک های هجومی مثل اوزیل رو بر عهده داره....
دیشب در واقع آلمان تمرین کرد و همه انواع حمله رو به نمایش گذاشت، سانتر از جناحین، حرکت در عمق، شوت، پاس به بیرون، و شاید قشنگترین لحظه بازی وقتی بود که لام پاس به بیرون داد اوزیل توپ رو از بین پاهاش رها کرد و مولر توپ رو به بالای دروازه زد (عجب صحنه ای بود اوج هماهنگی)
می خواهم نگاهی داشته باشم به شبکه 3 و کارشناسای محترمش :
جو ضد آلمانی در بین گزارشگران و .... که واسه ما طرفدارای آلمان یه عادت شده، برای ما عادت شده که وقتی آلمان به تیمی 4-5 تا گل بزنه گفته میشه تیم مقابل بسیار تیم ضعیفی بوده در حالی که 4 سال پیش وقتی آرژانتین 6 تا به صربستان زد عجب بوق و کرنایی شد و همه تلوزیون از قدرت آرژانتین سخن می گفتن ( البته واقعیت هم همین گونه بود) اما زمانی که آلمان از زمین پیروز بیرون بیاد مشکل از تیم حریف بوده نه برتری آلمان (البته قبول دارم دیشب استرلیا جالب بازی نکرد) ولی با لوث کردن پیروزی های آلمان به کجا می خوایم برسیم ؟؟؟
آیاموفقیت های آلمان همچون عقده ای در گلوی گزارشگران و کارشناسان ما گیر کرده است؟؟؟؟
کارشناس محترم برنامه با چنان اطمینانی از پیروزی استرلیا سخن می گفت که انگار استرلیا با تیم دسته 2 ایران بازی داره!!!
البته با عرض پوزش اگر این ها کارشناس بودن فوتبال ما در این حال و روز نبود... اگر ما تئوریسین و کارشناس داشتیم اکنون فوتبال ما به دنبال این نبود که با اضافه شدن سهمیه آسیا به جام جهانی راه پیدا کنه شاید هم مشکل از تفکر ماست که آقای کارشناس از پیروزی استرلیا خوشحال می شود ( تا این جا مشکلی نیست به هر حال هر کس طرفدار یه تیمیه) اما نکته این جاست به این دلیل خوشحال می شود که با برد استرلیا سهمیه آسیا زیاد می شود و ما هم به جام جهانی راه پیدا می کنیم، در حالی که فرق ما و آلمان ها در همین نکته هست آلمان ها جاه طلب هستند و اگر قرار باشد از اروپا فقط یک تیم به جام جهانی راه پیدا کند از هم اکنون برنامه ریزی میکنند تا آن یک تیم باشنددر حالی که ما منتظر نشته ایم تا سهمیه زیاد شود!!! شاید همین تفاوت است که بعضی از افراد رو از آلمان متنفر می کند!!!!!!!!!!!!
قبل از بازی کیلیپی از تلوزیون پخش شد و در آن می گوید با شنیدن نام آلمان یاد هیتلر، جنگ و دیوار برلین می افتیم البته حرف درستی است !! بعضی از انسان های کوته بین یاد این چیز ها می افتند در حالی که یاد نظم و برنامه نمی افتند چون چنین لغتی برای آنان بیگانه است.... با شنیدن نام آلمان یاد Adidas (که70% محصولات جام جهانی رو در اختیار دارد)، یاد Puma نمی افتند یاد مرسدس بنز و BMW و هزاران شرکت بزرگ آن نمی افتند چون توان دیدن آن همه تکنولوژی را ندارند!!!
به قول دکتر صادق زیبا کلام : ما همه چیمون به همه چیمون میاد.
zamara
06-14-2010, 09:56 PM
با تشكر از پويا عزيز كه قبول زحمت كردند و اين تاپيك رو باز كردند .
خب حالا ميشه راحت تر به بحث و بررسي بازيهاي انجام شده و در حال انجام و آينده پرداخت .
انشاالله كه به صحبت ها و نظرات خوب شما بقيه مثل من بتوانند به نكات بسيار مهم و ارزنده اي دست پيدا كنند .
با تشكر از همه شما
zamara
06-15-2010, 07:40 PM
دروازه بانان خبر سازان اول
شايد سخت ترين پست در هر تيم فوتبال نقش دروازه باني باشد دروازه بان هر تيم مي تواند با واكنشهاي خوب بيشترين تاثير را بر روي جريان بازي گذارد همواره اشتباهات دروازه بان بيشتر به چشم مي آيد و درخشش آنها مي تواند سر نوشت ساز باشد و اين اتفاق همواره در تمامي مسابقات جام جهاني افتاده است همان گونه كه همگان شاهد بودند كه در سالهاي 1958 و 1962 تيم شوروي سابق به همت بزرگ ستاره اي چون لئو ياشين درخشش بي نظيري در صحنه فوتبال دنيا و خصوصا اروپا داشته باشد همين نقش را گوردن بنكس دروازه بان انگلستان در سال 1966 بازي كرد در جام جهاني 1974 آلمان مرداني چون توماژفسكي دروازه بان افسانه اي لهستان بازي كرد و اين تيم را به مقام سومي جهان رساندو در كنار او سپ ماير دروازه بان افسانه اي تيم آلمان غربي آن روزگار در جام جهاني بازي كرد و آلمان را به عنوان قهرماني براي دومين بار رساند در سال 1978 اين تيم آرژانتين بود كه با دروازه باني چون فيلول درخشيد قهرمان جام جهاني شد در سال 1982 قصه دروازه بان ها دو گانه بود برزيل پر ستاره اسير يك دروازه بد يعني والداير پرز شد و با سوكراتس و زيكو و ادر حذف شد اما در سوي ديگر ايتاليا به همت زوف قهرمان افسانه اي و مسنش قهرمان شد اين حكايت در جام جهاني ايتاليا تكرار شد و گويكوچا دروازه بان سوم تيم ملي آرژانتين با مهار ت فوق العاده اش در ضر بات پنالتي تيم متوسط آرژانتين را تا رتبه نايب قهرمان جام هدايت نمود هر چند او نتوانست پنالتي ماتياس برمه را در فينال جام مهار نمايد اين حكايت در جام جهاني 1998 با بار تز در جام جهاني 2002 با اوليور كان و در سال 2006 با بوفون تكرار شد و هر سه اين دروازه بانها نقش انكار ناپذيري در كسب موفقيتهاي تيمهايشان در مسابقات جام جهاني داشتند اما اگر تا قبل از اين جام در هر دوره جام جهاني يك و يا دو دروازه بان نقش هاي بزرگي در طول مسابقات بازي مي كرد تا پايان روز چهارم جام نوزدهم قصه دروازه بانها در صدر اخبار بوده است بايد گفت در جام نوزدهم تا پايان روز چهارم نتايج بسياري از بازيها را دروازه بانها رقم زدند در روز او ل كمانه دروازه بان تيم آفريقاي جنوبي بهترين بازيكن تيم آفريقاي جنوبي بود او با مهار ضر به هاي مكزيكي ها و شروع مجدد هاي بي نظيرش بهترين بازيكن روز اول بود همتاي او انميه آ در تيم نيجريه هم چنين عمل كرد و بهترين بازيكن بازي بزرگ نيجريه و آرژانتين بود و او هم چون كمانه اسير ضر به يك مدافع شد و اين اتفاق در بازي انگلستان و آمريكا نيز افتاده است و تيم هوارد دروازه بان تيم ملي آمريكا هم با در خشش خود نقش انكار ناپذيري در تساوي دو تيم داشت و جالب اينجا است كه رقيب او در دروازه مقابل يعني گرين دروازه بان تيم انگلستان كه جانشين مرداني چون گوردن بنكس و پيتر شيلتون و ري كلمنس شده است با آن گل مضحكي كه خورد باعث شد بسياري به توانائي هاي تيم ملي انگلستان در كسب مجدد عنوان قهرماني شك كنند و بايد در اين راه گرين را تنها ندانست و چائو چي دروازه بان تيم الجزاير را هم چون گرين مقصر اول شكست تيم الجزاير در برابر اسلوني دانست بايد گفت كه با توجه به اين كه تا به حال بيشترين تاثير در كسب نتايج را تيم دروازه بانها داشته اند شايد جام جهاني نوزذهم را جام دروازه بانها بايد ناميد و تعريف جديدي براي اين پست پس از انجام بازيها براي دروازه باني بوجود آيد به انتظار مي نشينيم
Ahmad.taj
06-15-2010, 09:52 PM
http://www.free2upload.com/images/49419940834145567554.jpg
1- نه ایتالیا مدعی چغری که از روز اول شاخ همه را بشکند نبود. موتور ایتالیاییها مثل همیشه دیر راه می افتد. ایتالیا روز اول را خوب شروع نکرد. حداقل به آن نحوی که مردم انتظار دارند. ایتالیا البته در روز اول هر آنچه داشت را رو نکرد. آنها برای آنکه بتوانند به قهرمانی برسند خیلی کار دارند. پاشنه آشیل ایتالیاییها خط دفاع است. کارناوارو روی صحنه گلی که خوردند نشان داد با 37 سال سن نمیتواند در جام حذفی لیدر خط دفاعی باشد. ایتالیا مشکل کهولت سن ندارد، مشکل کمبود جوان باتجربه دارد. جوانهایی که کنار پیرترها باشند و کمبود انرژی آنها را جبران کنند. ایتالیا در روز اول چنگی به دل نزد اما نکته اینجاست که آنها همیشه اینطور شروع میکنند.
2- هلند در نیمه اول مثل ایتالیا بود در 90 دقیقه! یخ هلندیها را باید مدافع دانمارک آب میکرد. هلند امسال در نیمه دوم ثابت کرد که چه تیم خوبی دارد و با چه بضاعت انسانی غنی و پر و پیمانی به این مسابقات قدم گذاشته. هلندیها البته کمی کار دارند. آنها باید تیغشان را تیزتر کنند و عناصر هجومی خود را آزادتر و رهاتر روانه میدان کنند. اسنایدر هلند با اسنایدر اینتر زمین تا آسمان فرق دارد. دلیلش را باید در پست متفاوت او در 2 تیم دانست. او در اینتر برای حمله کردن و حمله بردن آزادی عمل بیشتری دارد تا در تیم ملی هلند!
هلند در بازی اول خود آسیب قابل ملاحظهای را از "گندم نمایان جو فروش" برد. از همین اسنایدر و همچنین از واندروارت که سایه خودش در رئال مادرید نبود. طرفداران هلند اما در نیمه دوم دریافتند اگر تیمشان راه بیفتد میتوان به این تیم دل بست. لالههای نارنجی منتظر بازیهای بعدی تیم خود هستند تا ببینند در مراحل حذفی قرعه و اقبال و بخت و شانس با آنها چه خواهد کرد.
3- کامرون رویاهایش را گذاشت روی شانه اتوئو و چون این رویاها خیلی بزرگ و خیلی سنگین بود، اتوئو زمینگیر شد. مهاجمی که در بارسا و اینتر خون به پا میکرد در تیم ملی کامرون و در روز نخست "هیچ" بود. اتوئو مثل ستارههای دیگر جام پس از فصلی سخت و دشوار با برتریهای خالی و انرژی ته کشیده به مسابقات رسیده. او نمیتواند درخشش خود را تکرار کند، چراکه انرژی سابق را ندارد. به نظر میرسد مربیان ملی در ریکاوری ستارههای باشگاهی در مانده باشند و این حقیقتی است که نمیتوان از آن گریخت.
در 4 وزن اول جام اکثر ستارههای باشگاهی در زمین ناموفق و کم کار و کمفروغ بودهاند و این موضوع جای یک بررسی درست و حسابی دارد.
4- ژاپن... ژاپن آبروی آسیا را یک بار دیگر خرید. آنها سالهاست که برای بزرگی کردن تمرین میکنند. با قویترین تیمها مصاف میدهند و بهترین نتایج را بدست میآورند. ما در خم یک کوچه ماندهایم و آنها 7 شهر را هم سیاحت کردهاند و خلاص! ژاپن دوشنبه عصر نه فقط کامرون را مغلوب کرد بلکه نشان داد برای صعود از گروه خود عزم را جزم کرده. ژاپنیها مهندسی بازی کردند، یعنی بازی منظم و هدفمندی که از قبل توسط کامپیوترها طراحی شده بود. ژاپن بهترین نبود اما بهترین نتیجه را گرفت. آنها حالا میخواهند یقه 2 تیم دیگر را بگیرند.
* * *
«ایپنا»
Ahmad.taj
06-16-2010, 01:07 PM
فرار به سوی خوشبختی
1)هوگو یوریس(فرانسه)
دروازهبان جوان و 23 ساله تيمملي فرانسه در اين فصل به واسطه تاثيرگذاري بي حد و حصرش در نتايج و موفقيتهاي ليون به او لقب «مسی لیون» را دادند. یوریس در دو سال گذشته به عنوان دروازهبان سال لوشامپیونا انتخاب شده و در تیم منتخب فصل قرار گرفته است. اگر در صعود فرانسه به جامجهانی دستان یوریس بیش از دست تيري آنری تاثیرگذار نبوده باشد، قطعا كمتر هم موثر نبوده. شاید اگر او در بازي مقابل ایرلند آن همه توپ نميگرفت، کار به وقت اضافه و باقی اتفاقات نمی کشید.
2) نِوِن سابوتیچ(صربستان)
معمولا براي قرارگرفتن در پست دفاع مياني تيمملي يك كشور در جامجهاني تجربه بالا يكي از مهمترين آيتمها محسوب ميشود اما تجربه ای که سابوتیچ صرب در 21 سالگی به آن دست یافته بيش از حد انتظار فوقالعاده است. مدافع جوان و خوش قد و قامت دورتموند سابقه پوشیدن پیراهن تیمملی آمریکا در رده جوانان و نوجوانان را دارد اما حالا براي تيم سرزمين پدرياش به ميدان ميرود. رادومیر آنتیچ، سرمربي صربستان پس از اولین بازی ملی سابوتیچ، او را با فرناندو هیرو مقایسه کرد.
3) دومنیکو کریشیتو(ایتالیا)
بازیکن 21 سالهاي که تا 9 ماه قبل حتی یک بازی ملی هم نداشت حالا سمت چپ خط دفاعي تیمملی ایتالیا را تسخیر کرده و باعث خط خوردن ستارههايي مثل فابيو گروسو و داويده سانتون شده است. کریشیتو کار خود را از آکادمی جوانان یوونتوس و جنوا آغاز کرد و همواره بین این دو تیم در گردش بود تا اينكه در تابستان 2009 به طور کامل از مالکیت یوونتوس خارج شد و به جنوا پیوست.
کریشیتو در تمامی ردههای سنی ایتالیا بازی کرده و در المپیک پکن هم عضوی از تیم تحت هدايت کاسیراگی بود.
4) رفیك هلیچه(الجزایر)
ادامه نمایشهاي قابل اعتناي هليچه در اين جام جهانی باعث خواهد شد نگاه باشگاههای بزرگ اروپايي به سوي این مدافع 23 ساله و قدرتمند بچرخد. هليچه یکی از اعضای تیمی است که در سودان موفق به شکست دادن مصر و شکستن طلسم 24 ساله دوری الجزایر از جامجهانی شد.
5) مارتین کاسرس(اروگوئه)
مارتین کاسرس 23 ساله یکی از اعضای بارسلونای رویایی 2009 بود که موفق به فتح سه جام همراه با اين تيم تاريخي شد اما طبيعي بود كه در آن تيم بازيهاي زيادي به این بازیکن نرسد. او اين فصل را به صورت قرضی در یوونتوس بازی کرد و تا قبل از مصدومیتهای پیاپیاش یکی از ارکان اصلي خط دفاعی این تیم بود. جامجهانی میتواند مجال مناسبی برای عرضاندام این مدافع تنومند اروگوئهاي باشد، مدافعي كه توانايي بازي در تمام نقاط خط دفاعي را دارد.
6) اولگر بادشتوبر(آلمان)
راهی که طیکردن آن به سالها زمان نیاز داشت را بادشتوبر ظرف مدت کوتاهی تحت نظارت لوئيس فانخال طی کرد. تا 9 ماه قبل او حتی یک بازی هم در بوندسلیگا انجام نداده بود اما اعتماد فانخال به اين جوان آلماني و عملكرد قابل دفاع او یوآخیم لو را مجاب کرد كه بادشتوبر را همراه با ساير ژرمنها به آفریقای جنوبی ببرد.این مدافع چپ 21 ساله اولین بازی ملی خود را مقابل مجارستان انجام داد و امیدوار است در جامجهانی هم فرصت عرض اندام پیدا کند.
7) سايمون کیائر(دانمارک)
کیائر 21 ساله كه يكي از اعضاي اصلي خط دفاعي پالرمو محسوب ميشود، در همين سن و سال كم چند پيشنهاد فوقالعاده از منچستریونایتد، میلان و رئال مادرید در جيب دارد و اين باشگاهها بارها برای جذب جوان دانمارکی با هم کورس گذاشته اند. سرعت پيشرفت كيائر در سالها و ماههاي گذشته آنقدر سريع بوده كه از حالا بايد منتظر افزايش چندبرابري قيمت او پس از جامجهاني بود.
8) سباستین باسونگ(کامرون)
مدافع 23 ساله و فرانسویالاصل کامرون نماد واقعی یک شیر رامنشدنی است. در شرایط عادي مدافعان باتجربهاي مثل کینگ، داوسون و وودگیت گزینههای اول هری ردنپ برای قرار گرفتن در خط دفاعی تاتنهام به نظر ميرسيدند اما باسونگ آنقدر ممارست به خرج داد تا در فصل 2010 تعداد بازیهايش از مجموع بازیهای کاپیتان لدلی کینگ و جاناتان وودگیت هم فراتر رفت. درخشش در جام جهانی 2010 حتی اگر منجر به انتقال اين ستاره جوان به یک تیم بزرگتر نشود، حداقل ميتواند جایگاهش در تیمملی و تاتنهام را مستحکمتر كند.
9) مسوت اوزیل(آلمان)
در مسابقات زیر 21 سال قهرمانی اروپا این ترکتبار ستاره بی چون و چرای ژرمنها بود و ضربه آزاد 35 متری او به انگلستان در بازی فینال، مقدمات در هم شکسته شدن رقیب دیرینه را فراهم کرد. با خروج دیگو از برمن عدهای تصور میکردند خلأ او هرگز پرنخواهد شد اما بازیهای خوب اوزیل خیال هواداران را از اين بابت كاملا راحت كرد. حالا دیگر كسي در برمن از ديهگو صحبت نميكند.
10) خوان ماتا(اسپانیا)
ماتا یکی از دهها بازیکنی است که آکادمی فوتبال رئال مادرید تربیت کرد و با قیمتی نازل در اختيار تیمهای دیگر قرارداد.
اين هافبک- مهاجم چپ پا از 20سالگی تبدیل به یکی از ارکان اصلي والنسیا شد و در سال 2006 همراه با تیم زیر 19 سالههای اسپانیا قهرماني اروپا را تجربه كرد. سبک بازی او شبیه آلوارو ركوبا مهاجم سابق اینتر است. شوتزن، توانا در کنارهها و ميانه ميدان و البته بسيار سريع. عملكرد درخشان ماتا در بازيهاي مقدماتي جامجهاني خبر از ظهور يك ستاره دیگر در ترکیب تیم ملی اسپانیا می دهد.
11) یوان گورکوف(فرانسه)
بازيكنان 23ساله ای كه تجربه هفت سال بازی در سطح اول فوتبال اروپا را دارند خيلي زياد نيستند اما حساب یوان گورکوف را باید از سايرين جدا کرد. زمانی که او تنها 18 سال داشت، ستاره رن محسوب میشد و پس از پايان قراردادش بلافاصله مشتري خوبي مثل ميلان را خواهان خود ديد.
گورکوف که اکنون در بوردو بازی میکند، سابقه انجام 20 بازي ملي براي فرانسه و به ثمررساندن یک گلملی را هم در كارنامه دارد.
سوپرگل زیبای او به رومانی نقش به سزایی در پررنگ شدن شانس فرانسه برای صعود به جام جهانی 2010 داشت.
12) مارک همسیک(اسلواکی)
همسیک در 22 سالگی و در حضور بازيكنان با تجربهاي مثل مارتین اشکرتل و روبرت ویتاک کاپیتان تیمملی اسلواکی محسوب ميشود. هافبک- مهاجم ناپولی نخستین بازی ملیاش را در سال 2007 انجام داد و تا کنون در 30 بازی ملي هشت گل به ثمر رسانده. چلسی، اینتر و یوونتوس مشتریان فعلی و دست به نقد او هستند. درخشش احتمالی همراه با اسلواکی در آفریقای جنوبی می تواند بر تعداد مشتریان و قیمت اين بازیکن بیفزاید.
13) آندرس گواردادو(مکزیک)
23 سال سن و 55 بازی ملی گواردادو را بهعنوان یکی از نوادر فوتبال معرفی ميكند. این هافبک چپ شوتزن از 19 سالگی بهطور مداوم در تركيب اصلي تیمملی مکزیک بازي كرده و در باشگاهش دپورتیو لاکرونیا هم مهرهاي تاثيرگذار محسوب ميشود. گواردادو با درخشش در جامجهانی نگاه باشگاههای بزرگ اروپا را بيش از گذشته به خودش معطوف می کند.
14) ارن دردیوک(سوئیس)
دردیوک 21 سال دارد و در حال حاضر مهاجم بایرلورکوزن است. او در اولین دقایق نخستین بازی ملی خود در ویمبلی دروازه انگلستان را فرو ریخت و نامش را سر زبانها انداخت. او در یورو 2008 ودر 19 سالگي دو پاسگل به همبازيانش داد و به عنوان يكي از بهترين پاسورهاي آن تورنمنت معرفي شد. درديوك امروز به درجهای از کیفیت رسیده که هیتسفلد به راحتی روی نام مارکو اشترلر خط میکشد و او را برای حضور در جامجهانی فرا میخواند.
15) کی سئونگ یونگ(کره جنوبی)
یونگ 21 ساله جوانترين لژيونر كرهجنوبي است. او از ابتدای سال 2010 راهی بریتانیا و تیم سلتیک شد و در نخستین بازیاش براي اين تيم به عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شد. يونگ در سال 2009 بهترین بازیکن جوان قاره آسیا انتخاب شد و از آن به بعد نگاههاي بيشتري را به خود معطوف كرد. به اين هافبک مياني به دلیل شباهت زياد به استیون جرارد لقب «جرارد کره ای» دادهاند.
16) کیسوکه هوندا(ژاپن)
ستاره زسکا مسکو در بازيهاي حذفی لیگقهرمانان 2010 بیتردید کسی جز کیسوکه هوندا، هافبک
23 ساله ژاپنیها نبود. ضربه ايستگاهي زیبای اين بازيكن به سهویا و باز كردن دروازه آندرس پالوپ پرآوازه باعث صعود نماینده روسیه به دور یک چهارمنهایی لیگ قهرمانان اروپا شد. هوندا قبل از اين ضربه، يك پاسگل هم به توماس نسید داده بود. پس از خداحافظی كاپيتان ناکاتا از تیمملی ژاپن و خالي ماندن هميشگي خلأ او حالا اين ستاره جوان توانسته تا اندازهاي جاي خالي اسطوره ژاپنيها را پركند.
17) آنخل دیماریا(آرژانتین)
دیماریا نسبت به سایر جوانان کم تعداد آرژانتین مشهورتر است. او يكي از ستارههاي تاثيرگذار تيمملي كشورش در راه کسب مدال طلای المپیک پکن بود. گل چیپ و فوقالعاده اش در بازی فینال از یاد و خاطره علاقهمندان پاک نخواهد شد. گوش چپ 22 ساله بنفیکا چندی پیش در هشتمین بازی ملیاش در رده بزرگسالان اولین گل ملی خود را به ثمر رساند.
18) لوئیس سوارز(اروگوئه)
لوئیس آلبرتو سوارز دیاز 23 ساله از سال 2007 عضو آژاکس است و تا امروز در 132 بازی، 100 گل برای این تیم به ثمر رسانده. سبک بازی این مهاجم بی شباهت به کارلوس تهوز نیست. او به همه ابزارهای لازم براي گلزنی مجهز است و همراه با دیگه فورلان امید اول لوس چارویاس در آفریقای جنوبی خواهد بود.
19) ویکتور اوبینا(نیجریه)
كاپيتان تيمملي زير 23 سالههاي نيجريه جوانترین مهاجمی است که لارس لاگربرک برای بازی در جامجهانی دعوت کرده است. اوبينا در حال حاضر تحت مالکیت اینتر است و احتمالا درخشش در جامجهانی مربی آینده نرآتزوری را مجاب میکند كه او را فصل آينده به سایر تیمها قرض ندهد. بازيهاي درخشان اوبينا در المپيك پكن او را به عنوان يكي از پديدههاي احتمالي جامجهاني پيشرو معرفي ميكند.
20) جوزی آلتیدور(آمریکا)
با حضور چند مهاجم ضعیف و کم نام و نشان، تنها آلتیدور 20 ساله روزنههای امید را برای فوتبالدوستان آمریکایی در راه موفقیت در جامجهانی باز گذاشته است. او در حال حاضر با ویارئال قرارداد دارد و معمولا به باشگاههای مختلف قرض داده میشود. آلتیدور تاکنون در بیست و پنج بازی ملی 9 گل به ثمر رسانده است. مهمترین و حساسترین گل ملی او در مرحله نیمهنهایی جام کنفدراسیونهای 2008 مقابل اسپانیا بود.
21) کارلوس ولا(مکزیک)
ولا با درخشش در جامجهانی نوجوانان سال 2005 و کسب عنوان قهرمانی به همراه مکزیک و همينطور چنگزدن به عنوان بهترین گلزن آن مسابقات نامش را سر زبانها انداخت. مهاجم محبوب آرسن ونگر از 18 سالگی درتیمملی بازی میکند و در 27 بازی، هشت گل زده است. ولا تبحر خاصی در ضربات چیپ دارد و امیدوار است با درخشش در جامجهاني شهرت خود را دو چندان کند.
22) توماس مولر(آلمان)
مهره تهاجمی و تاکتیکپذیر بایرنمونیخ و تیمملی آلمان، از آن دسته بازیکنانی است که هر تیمی برای موفقیت به آنها نیاز دارد. مولر 20 ساله توانايي بازی در تمامی پستهای تهاجمی را دارد. او در دوران کلینزمن کمتر به بازی گرفته میشد اما با ورود لوئیس فانخال آنقدر خوب بازی کرد كه یوآخیم لو مجاب شد نام او را بالاتر از پاتریک هلمس در فهرست نهایی تیمملی آلمان قرار دهد.
* * *
علی احمدی
«تهران امروز»
Rainyboy
06-16-2010, 02:45 PM
ستاره هاى باشگاهى كجا هستند؟
http://toopefootball.com/NewsImages/505478848156373.jpg
1- بزرگ ترين سوالى كه بايد در پايان روز چهارم مسابقات از خودمان بپرسيم اين است. پس ستاره هاى تيم هاى باشگاهى اروپا كجا هستند؟ چرا خبرى از آنها نيست؟ چرا در مسابقات به چشم نمى آيند؟ چرا نمى بينيم كه يك بازيكن بزرگ باشگاهى در اين جام ستاره باشد؟
غير از جرارد كه او هم خيلى تاثيرگذار نبود، كدام ستاره در اين جام درخشيدن اختيار كرده؟
اين همان مشكلى است كه سبب شد تا مارادونا براى صعود به جام جهانى تا روز آخر دست به دعا بماند! مسى براى آرژانتين به خوبى بارسا بازى نمى كند. انگليس همين مشكل را با وين رونى داشت. رونى كه با گل هاى خود منچستر يونايتد را مدعى نگه داشت در بازى مقابل آمريكا اصلا در بازى نبود! به بقيه تيم ها نگاه كنيد. به بقيه مدعيان نگاه كنيد. چهره آلمان كلوزه اى است كه در تيم باشگاهى اش نيمكت نشين است. وزلى اشنايدر اشير كماو وزلى اشنايدر هم در باشگاهش بسيار فراتر از تيم ملى ظاهر شده بود.
2- ایران مدتها با اين مشكل مواجه بود. لژيونرها به وقت برگشت به تيم ملى فروغ باشگاهى خود را نداشتند و كم پيش مى آمد كه يك لژيونر به ايران بيايد و براى ما خيلى بازى كند و مثل اروپا بدرخشد. ابتدا احساس كرديم كه كيفيت همبازى ها فرق دارد و به همين دليل بازيكنان با افت كيفيت مواجه مى شوند اما حالا كه داريم نمايش آرژانتين يا فرانسه را مى بينيم اين پاسخ رنگ مى بازد.
آيا همبازى ريبرى در فرانسه با همبازيان او در بايرن مونيخ قابل مقايسه نيستند؟ آيا بايد باور كنيم كه كيفيت تيم هاى باشگاهى از كيفيت تيم هاى ملى بالاتر است؟
از ستاره هاى باشگاهى خبرى نيست. مسى كم فروغ است. ريبرى راه به جايى نمى برد. رونى موفق نمى شود. ته وز به جايى نمى رسد. اشنايدر فقط در شادى گل ها به چشم مى آيد. يكى به اين سوال پاسخ بدهد كه چه بر سر ستاره هاى باشگاهى آمده است.
zamara
06-16-2010, 06:40 PM
طوفان زرد رخ زردها را زرد كرد
فوتبال بزريل را به نام زرد و سبزها مي شناسند و برخي هم قهرمان پنج گانه جام جهاني را طلائي پوشان مكتب سامبا مي نامند .
از سوي ديگر تيمي از آسيا را در مقابل خود در اولين بازي دور نهائي جام نوزدهم ديد كه نه خبرنگار و نه تماشاچي و نه حتي لبخند بر چهره داشت .
شايد تنها لبخندي كه از اين تيم مي ديديم پس از زدن تك گل آنها در اولين بازيشان در جام جهاني نوزدهم بر روي صورتهايشان ديده شد تا با سه گلي كه به پرتغال و يك گلي كه به ايتاليا و يك گلي كه به شيلي در جام جهاني 1966 زدند يكي ديگر بيافزايند.
اما همين تيمي كه همگان معتقد بودند هيچگاه نمي تواند قصه " توفان زرد " بازيهاي لندن را تكرار كند توانست نسيمي از آن تيم را بوزاند .
آري كره شمالي براي تفريح به جام نيامده بود تيم كره شمالي نشان داد كه حتي براي كسب تجربه هم به جام نيامده بودند.
آنها به جام آمدند تا نشان دهند كه علي رغم فقر و ديكتاتوري و آرمانگرائي هاي پوچ نظامي مي توان با عنصري به نام فوتبال يكي از واگنهاي ترن جهاني شوند.
سرزميني كه همواره بخاطر فعاليتهاي اتمي اش در صدر اخبار جهان بوده است ديشب بار ديگر به صدر خبرها رفت.
اما اين بار قصه جنگ و بمب اتمي و رهبر ي كاريزماتيك آنها نبود قصه اين بار كره شمالي درخشيدن بود.
شايد ندانيد اما عنوان شده است كه مردمان كره شمالي معتقدند علت گرم شدن زمين در اين است كه روح ! ( اعتقاد به روح در نزد ماترياليستهاي كره شمالي هم جالب است ) پدر رهبر آنها در خورشيد سكني دارد و آنجا را گرم ترمي كند و يا اين كه اگر رهبر فعلي آنها بميرد منظومه شمسي از بين مي رود اما همين مردم با اين طرز تفكر عجيب توانستند به دنياي فوتبال درس بزرگي دهند و آن درس حكايت عشق و توپ گرد بود.
داستان توفان زرد براي كره شمالي 2010 شباهت زيادي به كره شمالي 1966 دارد در جام جهاني لندن آنها با شيلي تيم سوم جام جهاني 1958 و شوروي كه در همان سال 1966 چهارم جهان شد و با ايتاليا قهرمان دو دوره جام جهاني تا سال 1966 رو به رو شدند همه آنها را شكست خورده مي دانستند اما تساوي با شيلي و پيروزي بر ايتاليا و بازي پاياپاي با پرتغال آنها را ملقب به توفان زرد كرد.
اين بار هم كره شمالي آمد با هزاران ايرادي كه به تيم آنها مي رفت آنها نام يك مهاجم را بعنوان دروازه بان سوم دادند و در انزواي كامل بودند و در اولين ديدار به مصاف برزيلي مي رفتند كه چون جام جهاني 1966 با مسن ترين ها به جام آمده بود.
مردان مسن برزيل در 1966 " اورلاندو " و " بليني " و " جلما سانتوز " و " گارينشا " بودند اما اين برزيل هم با لوسيو و ژيلبرتو سيلوا و فابيانو و ...اوضاع بهتري نداشت.
در مقابل كره شمالي يك برزيل با تجربه و محبوب بود و كره شمالي تنها يك سردار داشت و آن يازده بازيكن منسجم و تلاشگر بودند كه نه به وقت كشي دست زدند نه حتي خطا كردند و دامنه بازي جوانمردانه آنها به اندازه اي بود كه نيمه اول حتي وقت اضافه اي نداشت .
آري كره شمالي ديروز نيامده بود كه خوب ببازد بلكه آمده بود كه ببرد و يا حداقل تساوي كند و همه اين حس را از بازي متراكم آنها و يورش هاي گاه به گاه چونگ تايسه مي ديدند و حتي اگر اشتباه ري چو گوگ دروازه بان آنها نبود شايد بازي را به تساوي مي توانستند بكشند.
اما اين گونه نشد آنها به برزيل اجازه ندادند كه يك فوتبال نمايشي بر پايه جوكو بونيتو (بازي زيبا ) به نمايش گذارند آنها شايد با سيستم 1-4-5 و شايد 5-5 در مقابل سيستم 2-2-2-4 برزيل بازي كردند اما شجاع بودند فوتبال جوانمردانه اي ارائه كردند آنها ديروز نشان دادند كه چيزهائي مهم تر از بمب اتم و افكار نظامي رهبرشان و ديكتاتوري راديكالشان دارند آنها عشق به فوتبال داشتند و سر انجام تواسنتد در دقايق آخر بازي نسيمي زرد به زرد هاي برزيلي بزنند تا رخ آنها زر شود وبيانديشند كه تيمي چون كره شمالي توانست به كاكا و مايكون و روبينو فابيانو و سزار و لوسيو ژوان و سيلوا وحشت تزريق كند.
آري كره شمالي در بازي اول توفان زرد نبود اما توانست نسيم زرد را بنوازد حالا روي آنها بيشتر بايد حساب كنيم .
Ahmad.taj
06-16-2010, 09:19 PM
http://www.free2upload.com/images/99160386488830296293.jpg
1- روز پنجم مسابقات جامجهانی برای فوتبالدوستان ناامید ایران روز خوبی بود. روز خوبی که میتوانستی پای تلویزیون بنشینی و سیمای تیم پرافتخار جام جهانی 98 را در سیمای تازه متولد شده ساحل عاج و کرهشمالی تماشا کنی.
در تکتک دقایق بازی مقتدرانه کرهشمالی مقابل برزیل و ساحل عاج، یاد بازی ایران و یوگسلاوی افتادیم. یاد روزی که یوگسلاوها را عاجز کرده بودیم. یاد روزی که مهاجم آلمان پس از گل زدن به ایران حرص خود را سر تور دروازه خالی کرد.
روز پنجم جامجهانی برای ما چنین روزی بود. روزی که یاد خاطرات شیرین جامجهانی 98 افتادیم. با تیمی قهرمان و سختکوش که برای خلق بزرگی به فرانسه رفته بود و پرچمدار آرزوهای ملت شد.
2- نیوزیلند وقتی در دقیقه 93 گل تساوی را کاشت در دروازه اسلواکی، ثابت کرد و نشان داد که فوتبال وقتی تمام میشود که داور سوت پایان را بزند. اسلواکها با مربی مغرورشان که فکر میکرد بازی دقیقه 88 و 89 تمام میشود، چه ضدحالی خوردند از نیوزلند. بازی این 2 تیم هیچ نداشت غیر از یادآوری این حقیقت که مهم نیست با کدام نام و با کدام سیستم و با کدام بازیکن وارد مسابقات شدهای. مهم این است که به بردن، به معجزه، به جنگیدن اعتقاد داشته باشی. اگر باور داشته باشی که زورت میرسد کوه را جابهجا کنی، میتوانی. اگر باور داشته باشی که میتوانی بازی را نبازی، میتوانی. تو باور کنی، بقیهاش مهم نیست.
3- ساحل عاج پوست پرتغال مغرور را کند. باج که نداد هیچ، یک باجی هم از پرتغالیها گرفت. ساحل عاج اسیر نامها نشد، از قبل بازی را نباخت، وقتی وارد زمین شد 3 بر صفر عقب نبود. ساحل عاج با سرمربیگری گرگ پیری مثل اریکسون و با اتکا به ستارهها و کارگرها، بدجوری پرتغال کارلوس کرش را ضایع کرد. هرچقدر که اعتقاد داشتیم کاپلو به انگلیس نظم میدهد و این تیم را جمع میکند، همانقدر اریکسون سوئدی این کار را با ساحلعاجیها کرد. آنها نترس وارد میدان شدند و حیف که نتوانستند پرتغالیهای مغرور را از پیش رو بردارند.
4- کره شمالی... چند ماه در اردو بودن، از زندگی بهرهای نبردن غیر از تمرین و تمرین و تمرین. ریاضت کشیدن به معنای واقعی کلمه و بعد خلق شگفتی نمیتوان کره شمالی را ستایش نکرد. نمیتوان پابه پای تیمی که مهاجمش با شنیدن سرود ملی اشک میریزدو با نزدن توپ به گل اشک میریزد و بازیکن فوق ستاره حریف را وادار میکند که پس از زدن یک گل شانسی آنگونه گریه کند دوست نداشت. کره شمالی برای همه ما یادآور ایران بود مقابل آلمان با گلی که کلینزمان به صورت شانسی به ما زد و با آن شادی دیوانهوارش که ناشی بود از یک فشار عصبی بسیار جدی!
کرهشمالی همه ستایشهای روز پنجم جامجهانی را برای خودش جمع کرد. این قلم ناچیز هیچ ندارد برای اضافه کردن به غنایمی که سختکوشان این تیم از سراسر جهان برای خود جمع کردند.
* * *
«ایپنا»
Ahmad.taj
06-17-2010, 02:01 PM
http://www.free2upload.com/images/88019634736298613390.jpg
سایت گل - یک بار دیگر اسپانیا باخت و جالب تر آنکه این بار هم آنها درست در کشور آفریقای جنوبی به زانو درآمدند. اسپانیا آخرین بار هم در جام کنفدراسیون ها و برابر آمریکا تیمی که هیچکس فکرش را نمی کرد طعم شکست را چشیده بودند و حالا این بار هم مقابل سوئیسی متحمل شکست شدند که شاید خوش بین ترین هوادارانش هم تصور نمی کردند تیمشان بتواند قهرمان یورو 2008 را از پیش رو بردارد.
اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که قهرمانی اسپانیا در جام جهانی 2010 را پیش بینی کرده بودند، بی تردید از شکست این تیم مقابل سوئیس حیرت زده شدید؛ اما شکی نیست که نمی توان اسپانیا را در جام نوزدهم تمام شده دانست، چرا که ماتادورها دو بازی دیگر پیش رو دارند و اگر به دلیل و مدرک هم برای دل بستن به موفقیت اسپانیا نیاز دارید، بد نیست جام جهانی قبلی را به خاطر آورد.
در آنجا هم فرانسه که با تیم های کره جنوبی، سوئیس و توگو هم گروه بود پس از تساوی صفر-صفر و یک-یک به ترتیب مقابل تیم های سوئیس (بازهم سوئیسی ها بودند که برای رقیب بزرگشان دردسرساز شدند) و کره جنوبی باعث نگرانی هوادارانش شد؛ اما در بازی آخر و در حالی که خروس های آبی زین الدین زیدان را به دلیل محرومیت در اختیار نداشتند، توانستند با پیروزی 2 بر صفر مقابل توگو صعود خود به مرحله یک هشتم قطعی کنند و یادمان نرود که همان تیم توانست با برتری مقابل تیم های اسپانیا، برزیل و پرتغال که هرسه از غول های فوتبال جهان به شمار می آیند به فینال رقابت ها راه پیدا کند.
در واقع جام جهانی رقابتی نیست که بتوان آن را به این راحتی ها پیش بینی کرد، چرا که در مدت زمان یک ماه هزاران اتفاق ممکن است رخ دهد و بسیاری تیم ها که هیچکس فکرش را نمی کند می توانند ما را شگفت زده کنند.
فوتبال تهاجمی و دیگر هیچ
در این روزها که بسیاری از بازی های جام نوزدهم باعث خمیازه کشیدن ما می شود، دیدار اسپانیا-سوئیس را می توان پر سرعت ترین بازی جام جهانی 2010 تا به اینجا توصیف کرد. اسپانیایی ها که از حریف عقب افتاده بودند حملات همه جانبه ای را ترتیب می دادند، اما دفاع چند لایه سوئیس و کمی هم بخت و اقبال باعث شد تا دروازه این تیم بسته باقی بماند.
اوتمار هیلتسفیلد که سال ها هدایت تیمی همچون بایرن مونیخ را بر عهده داشته خوب می داند که چگونه نباید مقابل یک تیم تهاجمی همچون اسپانیا بی گدار به آب نزد و درست پس از آنکه تیمش تک گل بازی را به ثمر رساند، سوئیسی ها از همان دفاع معروف کاتناچیو یا دفاع بتونی برای محافظت از دروازه خود استفاده کردند. یک فوتبال 100 درصد ایتالیایی که نمونه های آن را از سوی اینتر فصل گذشته دیده بودیم پیروزی را برای سوئیس به ارمغان آورد.
فوتبال که در آن اصل نخست همواره دفاع کردن و سپس گلزنی روی نقاط ضعف حریف است. با وجود اینکه فوتبال کاملاً تهاجمی ماتادورها مقابل سوئیس راه به جایی نبرد، اما بیسنته دل بوسکه سرمربی اسپانیا حتی با وجود شکست در بازی نخست تیمش، تاکید کرده که شیوه خود را تغییر نخواهد داد. وی گفت: «هر بازی شرایط خودش را دارد. ما با شیوه خاص خودمان گام به این دیدار گذاشتیم و با وجود شکست، هویت خودمان را از دست نخواهیم داد.» دل بوسکه افزود: «در فوتبال همواره احتمال شکست خوردن وجود دارد، اما به نوعی احساس می کنم که انتقام این شکست را در دو دیدار باقیمانده خواهیم گرفت.»
با این حال، باید دید که آیا این وفاداری اسپانیا به بازی تهاجمی و ارائه فوتبال زیبا منجر به موفقیت آنها در جام جهانی امسال خواهد شد. اسپانیایی ها همواره از نظر مالکیت توپ بر حریفان خود برتری داشته اند، اما این مساله در بازی مقابل تیم های آمریکا و یا سوئیس منجر به برتری آنها از نظر نتیجه نشده است. دلیلش هم آسیب پذیری اسپانیا روی ضدحمله ها است، چرا که آنها در دو جناح خط دفاعی خود، جایی که سرخیو راموس و کاپدویا توپ می زنند با مشکل روبرو هستند. این دو بازیکن، به خصوص سرخیو راموس به طور ذاتی میل به کارهای تهاجمی دارند و در هنگام دفاع سخت می توان آنها را در پست های خودشان یافت.
سرخیو راموس در رئال مادرید هم همواره با نفوذهای بی پروای خود باعث می شود تا سمت راست خط دفاعی این تیم بسیار آسیب پذیر باشد. از طرفی عدم وجود یک هافبک کاملاً تدافعی (بوسکتس، شابی آلونسو و ژاوی هیچکدام خصوصیات کاملاً دفاعی ندارند) هم مزید بر علت شد.
اسپانیا باخت چون گل نزد
در تمام طول 90 دقیقه تیم ملی اسپانیا 74 درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت و تنها 24 درصد باقیمانده نصیب سوئیسی ها شد. اسپانیا بیست و پنج شوت روانه دروازه حریفش کرد که تنها 5 عدد آن در چهارچوب بود و بازیکنان سوئیس هم توانستند 2 شوت از 9 شوت خود را به سمت چهارچوب بزنند که یکی از آنها به تور دروازه اسپانیایی ها راه پیدا کرد. حتی ضربات کرنر هم از برتری 12 بر 2 اسپانیا خبر می داد، اما سخت می توان قبول کرد که با همه اینها شاگردان دل بوسکه نتوانستند راهی به دروازه حریف پیدا کنند.
یک بار دیگر عدم هماهنگی بین شابی آلونسو و ژاوی که دو سبک متفاوتی از فوتبال را ارائه می دهند به چشم آمد، درست مثل زوجی همچون استیون جرارد و فرانک لمپارد در تیم ملی انگلیس که هیچگاه نتوانستند در تیم ملی کنار یکدیگر بدرخشند. ژاوی در یورو 2008 هم همواره در کنار مارکوس سنا به میدان می رفت و کاملاً واضح است که او هنوز نتوانسته به هماهنگی لازم به آلونسو دست یابد و باالعکس. از طرفی، فرناندو تورس که از دقیقه 61 به جای بوسکتس به میدان رفت پس از چند ماه آسیب دیدگی که مدام او را آزار می داد پا به توپ شده بود و در همان دقایق ابتدایی حضورش آشکار بود که نمی توانست مانند گذشته از توانایی هایش استفاده کند.
حتی داوید ویا هم به هیچ وجه در حد و اندازه های خودش ظاهر نشد و نتوانست انتظارها را برآورده کند. با این حال، باید این نکته را در ذهن داشت که شاید شکست مقابل سوئیس تا حدودی بار فشار زیاد بر روی بازیکنان اسپانیا را کاهش داد و اکنون آنها تمامی توان خود را برای پیروزی در دو دیدار باقیمانده برابر هندوراس و شیلی به کار خواهند گرفت تا ثابت کنند که حرفی برای گفتن در جام جهانی امسال دارند.
شکست مقابل سوئیس خود مساله ای است که هم اکنون انگیزه اسپانیایی ها را دوچندان خواهد کرد، چرا که آنها به هیچ وجه نمی خواهند خیلی زود از دور رقابت ها کنار بروند.
کسی چه می داند؟ شاید همین اسپانیا تا فینال هم پیش رفت و آن وقت است که یک بار دیگر به خاطر می آوریم جام جهانی رقابت لحظه هاست و تیمی قهرمان می شود که طی یک ماه حضور در رقابت ها حداکثر آمادگی را داشته باشد، حتی اگر قبل و بعد از جام جهانی عملکرد ناامید کننده ای از خود نشان بدهد. جام جهانی جایی است که ریزترین مسائل سرنوشت کامیاب ها و ناکامان را رقم می زنند.
Rainyboy
06-17-2010, 03:15 PM
پرتغال- ساحل عاج
يك جدال با تفكرات انگليسى!
http://pic-ups.com/images/2cnc.png
جدال ۲ تيم اروپايى پرتغال و ساحل عاج جدال ۲ مربى با تفكرات انگليسى بود. اريكسون و كوئيروز(دستيار اسبق فرگوسن)هر ۲ بايك نوع تفكر به جدال هم آمدند حتى سيستم هاى هر ۲ تيم شبيه هم بود و دليل اصلى اين كه بازى دلچسبى نبود همين بودكه هيچ كدام از تيم ها روى زمين كار نمى كردند و هر ۲ بازى هوايى را در دستور كار خودشان قرار دادند كه اصلاً ابزار لازم را براى بازى هوايى نداشتند و براى همين كمتر شاهد حمله ۲ تيم بوديم.در تيم پرتغال بازيكنانى مثل رونالدو، دكو و ليوسون بازى مى كردند كه همه آنها روى بازى تاكتيكى و زمينى تبحر دارند اما پرتغالى ها سعى در پاسكارى در دفاع و كشيدن بازى به جلو با پاسهاى بلند داشتند كه قدوقامت فورواردهاى پرتغال اجازه اين نوع بازى را نمى داد و اين امر باعث شد تا بازيكنان تكنيكى مثل رونالدو و دكو در اين بازى ديده نشوند. رمز موفقيت هر تيم اين است كه نسبت ابزار تيم با سيستم بازى تيم به يك نسبت باشد اما از مربى باتجربه اى مثل كوئيروز اين نوع بازى اصلا قابل قبول نيست و جاى سؤال دارد. آنها حتى روى ضربات ايستگاهى هم طرح وبرنامه خاصى نداشتند و مشخص بود كه تمرين لازم را نداشتند و ضربات ايستگاهى را به راحتى از دست مى دادند در حالى كه ضربات زيادى نصيبشان شد اما اصلاً استفاده نكردند. در نيمه دوم با آمدن سيمائو تكنيكى و تياگو انتظار مى رفت نوع بازى تيم تغيير كند اما تغييرخاصى انجام نشد. هافبك هاى تيم پرتغال در اين بازى نتوانستند خودنمايى كنند و تيم را راه بيندازند چون هم تعدادشان در وسط كم بود و هم برنامه اى براى همكارى با مهاجمين نداشتند. در خط حمله هم دنى، ليوسون و رونالدو نتوانستند كارايى خودشان را اجرا كنند علتش هم همانطور كه گفته شد اين بود كه مربى توانايى هاى اينها را نتوانسته بود به كار بگيرد و تنها روى چند صحنه هوايى موقعيت داشتند كه چون توانايى بازى هوايى را نداشتند موفق نشدند.اما ساحل عاج با تفكرات اريكسون كمى بهتر از پرتغال نشان داد آنها با سيستم ۳-۳-۴ بازى مى كردند والبته آنها هم بيشتر روى هوا كار مى كردند و ارسالهايى براى استفاده مهاجم ها انجام دادند كه البته آنها نتوانستند استفاده كنند. يكى از دلايل اصلى ناكامى ساحل عاج در توپ هاى ارسالى نبود دروگبا در نيمه نخست بود شايد اگر او در بازى حضور داشت وآماده بود حداقل يكى ،دوموقعيت تيم را به گل تبديل مى كرد. البته گرينهو درخط حمله خوب نشان داد و نشان داد بازيكن با تكنيكى است اما از اين تكنيكش نتوانست براى تيم استفاده كند. كالو هم درحد خودش نشان نداد و البته تعويض او به جاى دروگبا هم سؤال برانگيز بود چون معمولاً اين ۲ در تيم چلسى مكمل هم بازى مى كردند و شايد اگر دروگبا مصدوم نبود وجود اين ۲ در نوك خط حمله
ساحل عاج باعث تغيير در روند بازى مى شد و خط حمله تيم را فعالتر مى كرد. نكته منفى درباره كالو در اين بازى اشتباهات و خودخواهى هايى بود كه حركت تيم را مى گرفت و شايد دليل تعويض اين بازيكن اين بود.
يكى از نقاط مثبت تيم ساحل عاج قدرت بدنى بالاى بازيكنان بود كه البته نتوانستند آن را در جهت صحيح استفاده كنند وتنها باخشونت درمقابل بازيكن حريف از آن استفاده كردند. آنها مى توانستند در ضربات ايستگاهى از همين نكته مثبت يعنى قدرت بدنى و البته قدوقامت بالايشان استفاده كنند كه مشخص بود آنها هم مثل پرتغال تمرين خوبى در ضربات ايستگاهى كه مى تواند در نتيجه تعين كننده باشد نداشتند. البته دفاع اين تيم خوب توانست رونالدو را كنترل كند و اجازه كار به او ندهد.معمولا بازى هايى كه هر۲ طرف يك سبك و يك شيوه خاص را درپيش بگيرند خوب ازكار در نمى آيد و اين بازى هم مستثنى نبود و ۲ تيم با بازى بسته در دفاع و بازى هوايى ناقص در جلو نتوانستند بازى خوبى را به نمايش بگذارند و نتيجه اى به جز صفربر صفر نداشت.
Ahmad.taj
06-18-2010, 02:03 PM
http://www.free2upload.com/images/70120426044881000816.jpg
سايت گل ـ سايت گل تيتر روز گذشته روزنامه اكيپ اين بود:«به پا خيزيد» اما فرانسه دومنك تيم ضعيف و فاقد كلاس لازم براي رقابت در اين تورنمنت بود كه بدون زيدان چيزي براي عرضه نداشت. آنچه ميخوانيد نكاتي است در تحليل حذف قريب به يقين اين تيم:
ضعف فرانسه در خلق موقعيت
1. فرانسه با همان شيوهاي بازي كرد كه مقابل اروگوئه به ميدان رفته بود. فرانسوييها قدرت بازيسازي و بازي تهاجمي را نداشتند، نيكولاس آنلكا به وضوح شايستگي حضور ثابت در تيم فرانسه را نداشت. اما اصرار دومنك به حضور او اين نتيجه را در پي داشته كه فرانسه 270 دقيقه از گل زدن دور باشد. در خط دفاع نيز زوج آبيدال و گالاس لرزان بود، گالاس شش ماه بود كه به ميدان نرفته بود و آبيدال هم قبلا ثابت كرده كه دفاع مياني خوبي نيست.
هيچ كس خوب نبود
2. حتي يك بازيكن تيم ملي فرانسه در تيم ملي در سطح باشگاهي خود بنمایش نداد. تولالان ميدويد اما بيثمر و سردرگم بود، براي انتخاب بدترين بازيكن كار سختي داريم از آنلكا تا آبيدال و گالاس و از ايندو تا سيدني گووو كه بينهايت بد بازي كردند.
مكزيك بزرگ
3. خاوير آگيره سرمربي تيم مكزيك گروهي تهاجمي و شجاع را دور هم جمع كرده است كه بازيكنان جوان تعادل خوبي با باتجربهها دارند. تيم آگيره در تمام بازي ريتم مشخصي داشت، آنها بعد از گلزني اجازه ندادند كه حریف بازي را به دست بگيرد، آنها نسبت به فرانسه بسيار سازمانيافتهتر و سريعتر بودند.
مشكلات تاكتيكي فرانسه
4. انتخابهاي دومنك باور نكردني است، هيچكس در فرانسه نميداند چرا گووو و آنلكا در تيم ملي هستند. گوركف بهترين بازيكن فعلي فرانسه نيمكتنشين بود. به نظر بهترين تركيب با حضور او به عنوان شماره 10 ريبري به عنوان گوش چپ و آنري به عنوان نوك حمله شكل ميگرفت. اما دومنك مربي لجبازي است، گرچه اين لجبازي به حذف تيم او منجر شده است چون كسي نميتواند باور كند فرانسه در روز آخر مقدماتی 4 يا 5 گل به آفريقاي جنوبي بزند و اروگوئه نتواند مقابل مكزيك به تساوي برسد... شايد بهتر باشد دومنك در بازي آخر بازيكناني را به ميدان بفرستد كه دوست دارند در جام جهاني بازي كنند.
در انتظار بلان
5. زماني كه خاويره آگيره در تيم ملي مكزيك ميدرخشيد مشيل پلاتيني آخرين بازيهايش را براي تيم ملي فرانسه انجام ميداد. فرانسه با جدايي پلاتيني چند سال سخت را پشت سرگذاشت تا نسل تازهاي ظهور كند و همه عناوين اين تيم را ببرد. آنها حالا به يك مربي شجاع و بزرگ نياز دارند تا تيم تازهاي بسازند، يكي مثل لورن بلان كه تيم را جوانتر و متفاوتتر از اين به ميدان خواهد فرستاد.
Rainyboy
06-19-2010, 08:58 PM
مروري بر ناكاميهاي تكاندهنده تاريخ جامجهاني به بهانه شكست فرانسه
خداحافظ و شب بخير آقاي مدعي!
http://pic-ups.com/images/1rer.png
تيمملي فرانسه به علت شكست 2 بر صفر برابر تيمملي مكزيك در آستانه حذف از مسابقات فوتبال جامجهاني آن هم در مرحله گروهي قرار گرفت. فرانسه البته در سال 2002 هم شكست در مرحله گروهي و حذف را تجربه كرده بود، بنابراين خروسها دومين ناكامي بزرگ قرن 21 را در جامجهاني به دست ميآورند، اگر مكزيك و اروگوئه مساوي كنند.
اگر از سال 1930 به مطالعه بپردازيم، ميبينيم در هر مقطعي اتفاقات باورنكردني در مرحله گروهي به واسطه حذف مدعيان رخ داده است:
1- جام 1930- برزيل كه با بوليوي و يوگسلاوي در يك گروه قرار داشت 2 بر يك به يوگسلاوي باخت. فقط يك تيم از مرحله گروهي صعود ميكرد كه اين تيم، تيمملي يوگسلاوي بود.
2- جام 1934 - اروگوئه قهرمان دوره قبل در مسابقات شركت نكرد اما تيم آرژانتين، تيم دوم جام 1930 در مرحله اول با نتيجه 3 بر 2 به سوئد باخت و حذف شد.
3- جام 1950 - جام 1938 با دو اتفاق عجيب در مرحله گروهي توام شد. ايتاليا كه در دو جام 1934 و 1938 يعني دو جام قبل از جنگ جهاني قهرمان شده بود با شكست 3 بر 2 برابر تيم سوئد نتوانست به دور دوم صعود كند و حذف شد. تيمملي انگلستان هم كه براي نخستينبار در جامجهاني شركت كرده بود و گفته ميشد اين تيم مدعي واقعي جامجهاني است و اگر در جامهاي گذشته شركت ميكرد هم به عناوين شايسته ميرسيد به دو تيم اسپانيا و آمريكا در مرحله گروهي باخت و حذف شد.
4- جام 1954 - در جام 1954، تيمها در مرحله گروهي به صورت دو حذفي بازي ميكردند. تيم a با b بازي ميكرد و تيم c با d. پيروز بازي برنده a و b و برنده c با d قهرمان گروه ميشد. بازنده a و b هم با برنده c و d بازي ميكرد و تيم بازنده حذف ميشد و تيم برنده هم با بازنده ديدار (برنده a و b و برنده c با d) بازي ميكرد، تيم برنده دوم گروه ميشد و تيم بازنده به عنوان سوم حذف ميشد.
- فرض كنيد: انگلستان بلژيك را برد، سوييس هم ايتاليا را برد، در ديدار برندهها انگلستان، سوييس را برد و قهرمان گروه شد. ايتاليا هم تيم بلژيك را برد و بلژيك حذف شد. حالا سوييس بايد با ايتاليا بازي ميكرد، سوييس بار ديگر تيمملي فوتبال ايتاليا را برد و تيم دوم گروه شد. حذف ايتاليا از اتفاقات عجيب مرحله گروهي اين رقابتها شد.
5- جام 1958 - از بين بزرگان، انگلستان و آرژانتين در مرحله گروهي حذف شدند اما بدترين اتفاق حذف مجارستان بود. تيمي كه در جامجهاني گذشته در مرحله گروهي 9 بر صفر كره و 8 بر 3 آلمان را زده، سپس برزيل و اروگوئه را 4 بر 2 برده و در فينال 3 بر 2 به آلماني باخت كه در دور مقدماتي 8 بر 3 شكستش داده بود. مجارستان قدرتمند به دنبال شكست 2 بر يك از سوئد و تساوي يك بر يك با ولز، نتوانست از مرحله گروهي مسابقات جامجهاني 1958 سوئد صعود كند.
6- جام 1962 - البته حذف ايتاليا از گروهي كه آلمان و شيلي ميزبان، صعود كردند و حذف آرژانتين از گروهي كه مجارستان و انگلستان صعود كردند، اتفاق عجيبي بود اما به هر حال صورت گرفت. با اين حال بدترين اتفاق در آن مقطع حذف تيمملي فوتبال اروگوئه بود. اروگوئه از 6 جامجهاني قبل در 3 جام شركت كرده و صاحب دو عنوان قهرماني و يك صعود به مرحله نيمه نهايي رقابتها شده بود. حذف اين تيم در گروه شوروي، يوگسلاوي و كلمبيا اتفاق عجيبي بود. اروگوئه در ابتدا كلمبيا را برد اما سپس با نتيجه 3 بر يك و 2 بر يك به يوگسلاوي و شوروي باخت و از دور رقابتهاي جامجهاني فوتبال حذف شد.
7- جام 1966 - مرحله گروهي جامجهاني 1966 شاهد حوادث عجيبي بود. ايتاليا در گروه مقدماتي به كرهشمالي، توفان زرد آسيا باخت و حذف شد و برزيل كه در دو دوره گذشته قهرمان رقابتها شده بود به تيمهاي مجارستان و پرتغال با نتيجه 3 بر يك باخت و از دور مسابقات كنار رفت.
8- جام 1974 - در جام 1970 هيچ حادثه خاصي نداشتيم و تمام مدعيان از مرحله گروهي به مرحله دوم صعود كردند. در سال 1974 تنها اتفاق عجيب حذف ايتاليا بود. ايتاليا، فيناليست سال 70 در مرحله گروهي به خاطر تفاضل گل كمتر نسبت به آرژانتين در دور مقدماتي سوم شد و نتوانست به مرحله بعدي برسد.
9- جام 1978 - اسكاتلند كه در مقطع مورد اشاره يكي از پرستارهترين تيمهاي دنيا بود، به دنبال باخت 3 بر يك به پرو و تساوي يك بر يك با ايران، تيم سوم شد و از صعود به مرحله بعد بازماند. اسكاتلند كه در راه جام، انگلستان را حذف كرده بود بهرهمند از حضور كني دالگليش، جوجوردن، آرچي گميل، گرام سونس و... بود.
10- جام 1990 - در دو جام 1982 و 1986، حتي يك اتفاق عجيب در مرحله گروهي پيش نيامد. در جام 1990 نكته جالب توجه حذف شوروي، تيم قدرتمند جام 1982 و 1986 بود كه در دو دوره فقط يك بار بازنده شد و در مسابقات يورو 1988 هم به عنوان دوم رسيده بود. شوروي به دنبال باخت برابر آرژانتين و روماني از مرحله گروهي حذف شد.
11- جام 2002 - اتفاقات شگفتانگيز به علت افزايش تيمهاي جامجهاني به 24 در ابتدا و 32 در ادامه، كمتر و كمتر شد چرا كه موازنه قدرتها در گروههاي مختلف كمتر ميشد، قدرتها در گروههاي ضعيفتري قرار ميگرفتند و كمتر اتفاق تلخي برايشان رخ ميداد، بنابراين از جام 1982 تا سال 1998، فقط حذف شوروي عجيب بود اما در سال 2002 سه اتفاق عجيب رخ داد. فرانسه قهرمان جام 1998 در گروه مقدماتي بين چهار تيم چهارم شده و حذف شد. آرژانتين هميشه مدعي و كرواسي تيم سوم جام 98 در اين دوره حذف شدند. در گروه آرژانتين، سوئد و انگلستان صعود كردند و در گروه كرواسي، تيمهاي مكزيك و ايتاليا به مرحله دوم رقابتها رسيدند.
Rainyboy
06-19-2010, 09:23 PM
سرنوشت جام در دست آدمهای کوچک!
http://www.ipna.ir/upload/picture/mexico0.5064616.jpg
1- وقتی فرانسه در بازی اول از پس اروگوئه 10 نفره برنمیآید انتظار عجیبی است اگر فکر کنیم این تیم از سد مکزیک 11 نفره بگذرد! با این حال هیچکس فکر نمیکرد مکزیک بتواند به این سادگی فرانسه کمرمق را شکست دهد. این اتفاق اما افتاد. فرانسویها که با دومنک، منفورترین مربی دنیا هیچ اتفاق خوبی را رقم نمیزنند، حالا از 2 بازی اول خود در جام جهانی، تنها یک امتیاز کسب کرده. آنها البته در بازی آخر با تیمی مثل آفریقای جنوبی بازی دارند که در بازی آخر عملا از هم پاشید.
با این حال تیمی که به چین باخته، چه تضمینی دارد که آفریقای جنوبی را شکست دهد؟
2- دومنک را کسی دوست ندارد. در این تردیدی نیست. او نه محبوبیتی دارد نه پایگاهی. جامجهانی خفتبار آفریقای جنوبی را باید نقطه پایان فوتبال او دانست. دومنک با اخلاق عجیب و غریب و با حماقتهای منحصربهفردش یک تنه تیمی را نابود کرد که امیدهای فراوانی داشت. هر چند سرمایهگذاری روی یک مربی کار بزرگی است و اعتماد کردن به کسی که انتخاب شده، لازمه موفقیت است اما تضمینی برای موفقیت نیست. ما در فوتبال خودمان همین اشتباه را تکرار نمیکنیم؟
3- نیجریه مشغول له کردن یونان است که یک بازیکن احمق، با خطایی احمقانه میآید و به سادگی اخراج میشود. یونان درب و داغان و فلکزده با این اخراج شیر میشود و بازی را از نیجریه میبرد. نیجریه با باختن در دیداری که برنده آن بود از جامجهانی حذف میشود. یک اشتباه احمقانه و یک اخراج بیهوده، سرنوشت ملتی را رقم میزند. این فوتبال است. این زندگی است. این داستان زندگی است. داستان هر کسی که با یک اشتباه زندگی خود یا دیگران را فنا سازد، همین است. فوتبال به خاطر این زیباست و به خاطر این در زندگی مردم جای دارد که برگرفته از خود زندگی است.
4- آرژانتین، کرهجنوبی را له میکند. سنگینترین شکست جام برای تیمی است که در روز اول به آن افتخار کردیم.
حالا که کرهجنوبی کیسه گل شده، آیا باید این تیم را بالید؟ من چنین اعتقادی ندارم. آنها ضد فوتبال نکردند. ساق بازیکنان کلیدی آرژانتین را هدف تکلهای وحشیانه قرار ندادند. به فوتبال به هر قیمت روی نیاوردند. میتوانستند 2 بر صفر یا 3 بر صفر ببازند اما انتخابشان حمله کردن برای بیشتر و بیشتر گل زدن بود. آنها خود سرنوشت خود را رقم زدند. در این هیچ نکتهای برای ناراحتی یا تحقیر یا سرزنش نیست. قهرمان من کرهجنوبی است که بین باخت کم خجالت و برد با شجاعت یا حداقل شانس شجاعانه ایستادن مقابل شکست، مصلحتاندیشی نمیکند. ما آرمانگرا نیستیم و مدتهاست دلخوشیم به حداقلها. در چنین شرایطی کاری که کرهجنوبی کرد غیرقابل تحقیر یا سرزنش است. آنها شجاعانه باختن را برگزیدند. اگر باختند و اگر پرگل باختند، به خاطر این بود که نخواستند از مسیر فوتبال منحرف شوند.
5- آرژانتین مارادونا خوش شانس بود که مقابل تیمی از جنس فوتبال قرار گرفت. شاید اگر یک یونان به پست آرژانتین میخورد چنین افتخاری برای شاگردان مارادونا بدست نمیآمد.
آرژانتین اما در روز دوم مسابقات برای خودش اسم و رسمی رقم زد. بهترین خط حمله مسابقات مال آنهاست. پس از نمایش نصفه و نیمه آرژانتین در بازی مقابل نیجریه، آنها حالا یک برد رویایی را کسب کردهاند. بازی آخر آنها مقابل یونان فرصتی است برای مارادونا تا قدرت خط آتش خود مقابل یک تیمی دفاعی صرف را بیازماید. اگر آرژانتین رویا و سودای قهرمانی در سر دارد، یونان محل مناسبی برای تست کردن قدرت توانایی آنهاست.
6- چه جامجهانی کسلکننده و سطح پایینی. اشتباهات فردی تکاندهنده است. رویای ملتها با اشتباه کودکانه بازیکنان درجه 2 بر باد میرود.
تیمهای بزرگ دست آدمهای کوچکند و آدمهای کوچک در تیمهای کوچک با اتخاذ استراتژیهای دفاعی کسلکننده بازیها را از تب و تاب انداختهاند. جامجهانی آفریقای جنوبی زیبا نیست. کسی شکی دارد در این حقیقت ساده؟
Ahmad.taj
06-19-2010, 10:01 PM
http://www.free2upload.com/images/70629062287256228263.jpg
1-3-2-4 سیستمی غالب بر تمام سیستمهای بهکار گرفته شده در جام جهانی است، سیستمی که کاشف آن کسی نیست جز امه ژاکه افسانهای. مردی که 2 ناکامی بزرگ را همراه با فرانسه تجربه کرد اما دست از 1-3-2-4 مورد علاقه خود نکشید تا فرانسه با تفکرات بنیادین او هم قهرمان جام جهانی شود و هم قهرمان یورو 2000.
امه ژاکه پس از ناکامی در 2 جام جهانی 1994 و یورو 1996 وقتی با انتقاد هواداران مواجه شد، جملهای به زبان آورد که به جای اینکه مسکنی باشد برای درد طرفداران تیم ملی فرانسه، آنها را بیشتر عصبانی كرد: «کمی صبر کنید، ثابت میکنم که با این سیستم میشود قهرمان شد» این جمله اما 2 سال بعد جواب داد تا فرانسه قهرمان جام جهانی شود. ژاکه کاشف بيادعاي1-3-2-4 بود و حالا اکثر مربیان حاضر در جام جهانی از این سیستم در بازیهای خود استفاده میکنند.
پوشش جلوی دفاع به جای پوشش پشت دفاع
تا 15 سال پیش غالب تیمهای فوتبال دنیا، از باشگاهی گرفته تا ملی با 3 دفاع که یکی از آنها وظیفه پوشش را برعهده داشت و 2 دفاع دیگر یارگیر بودند، بازی میکردند. در این سیستم یکی از مدافعان عقبتر از 2 مدافع دیگر نقش سوئیپر را برعهده داشت و یارکوبها را پوشش میداد. 15 سال پیش اما امهژاكه شیوه جدیدی ابداع کرد. سیستم دفاع 4 نفره به جای خط دفاعی 3 نفره شیوهای بود که در بازی بیشتر تیمهای سطح اول فوتبال جهان پیاده شد. تفاوت دفاع 3 نفره با 4 نفره تنها مربوط میشد به جابجایی میان 2 بازیکن. در دفاع 3 نفره یک مدافع از عقب 2 مدافع دیگر را پوشش میداد اما در سیستم 4 نفره جای مدافع پوششی از یک هافبک دفاعی استفاده میشود تا 2 مدافع را از جلو پوشش دهد. وظیفه دفاع پوششی هم برعهده دروازهبانها قرار گرفته تا آنها مدافعان وسط تیمهایشان را پوشش دهند.
2 هافبک تدافعی در عرض هم
سیستم 1-3-2-4 در 2 حالت هجومی و دفاعی تعریف میشود. در سیستم دفاعی 2 هافبک تدافعی در عرض یکدیگر قرار میگیرند و هر کدام نیمی از عرض زمین را پوشش میدهند. نمونه این روش در آرسنال 2 سال پیش و منچستر امسال به طور واضحی مشاهده شد. در آرسنال فلامینی و فابرگاس هافبکهای همعرض و تدافعی بودند و در منچستر هم کریک و فلچر این وظیفه را بر عهده داشتند. این روش اما معایب و ایرادهایی هم دارد. معایب آن مربوط میشود به فضایی که بین مدافعان و 2 هافبک بهوجود میآید. مربیان سطح اول دنیا این عیب را هم برطرف کردند. آنها با قرار دادن یکی از هافبکها کمی عقبتر از دیگری هم این فضای خالی را پوشش دادند و هم سیستم 1-3-2-4 را هجومی کردند تا این سیستم یکی از مدرنترین سیستمهای فوتبال دنیا لقب بگیرد.
نیاز به هافبک هجومی مثل زیدان
فرانسه زمانی که قهرمان جام جهانی 1998 و یورو 2000 شد از سیستم 1-3-2-4 استفاده میکرد. نکته مثبت در ترکیب آن زمان فرانسه، حضور زینالدین زیدان در پست هافبک هجومی بود. بازیکنی که هم در امر بازیسازی و هم در امر گلزنی یک چهره استثنایی داشت و توانست یکی از ارکان اصلی فرانسویها در کسب این 2 قهرمانی لقب بگیرد. یکی از مهمترین نقشهای سیستم 1-3-2-4 را هافبک هجومی بازی میکند. هافبکی که برخی مواقع باید به تک مهاجم اضافه شود و سیستم را هجومیتر کند. از همان فرانسه 1998 بود که بحث مهاجم کاذب بهوجود آمد و البته تا بهحال کسی نتوانسته این نقش را به مانند زیدان استثنایی به نمایش بگذارد.
مهاجم هدف، میان هافبکها
و مدافعان حریف
فوروارد هدف در سیستم 1-3-2-4 باید از قلب مدافعان حریف جدا شود و خود را به میان هافبکهای تدافعی حریف و مدافعان برساند. آن وقت است که درصورت صاحب توپ شدن میتواند در آن فضا توپ را کنترل کند، بچرخد و بعد بهترین تصمیمگیری را داشته باشد. اگر تکمهاجم میان مدافعان حریف، آن هم در حوالی محوطه هجده قدم قرار بگیرد و به عقبتر نیاید، مطمئنا اجرای این سیستم را با مشکلات فراوانی روبرو خواهد کرد.
یک مدافع کناري میرود، دیگری میماند
نکته جالبی که من به وفور در جام جهانی دیدم این است که 2 مدافع کناری تیمها همزمان نفوذ نمیکنند. اگر مدافع سمت راست نفوذ کند، 2 مدافع میانی و مدافع سمت چپ باقی میمانند و یک خط دفاع 3 نفره را تشکیل میدهند. درصورت نفوذ مدافع چپ، 2 مدافع میانی باقی میمانند و مدافع سمت راست. این سیستم اما متفاوت است با سیستمی که برخی از مربیان كشورمان با نام سیستم 3 دفاع استفاده میکنند. در مواقع حمله وقتی یکی از مدافعان کناری همراه با مدافعان میانی در خط دفاعی باقی میماند، این سیستم به سیستمی با 3 دفاع بدل میشود.
مسي 2010، رونالدينيوي 2006
تعویض پست ستارهها در جام جهانی هم تبدیل شده به یک سناریوی تکراری. رونالدینیو در جام جهانی 2006 درحالی که عنوان بهترین بازیکن سال دنیا را با خود یدک میکشید، از سمت چپ خط هجومی به میانه میدان و پشت سر تک مهاجم در سیستم 1-3-2-4 نقل مکان کرد تا تواناییهای او در پستی جدید به هدر برود.
لیونل مسی هم در جام جهانی امسال سرنوشتی شبیه به رونالدینیوی 2006 دارد. مسی توسط مارادونا کمی عقبتر از پست آرمانی خود در بارسا مورد استفاده قرار میگیرد. مسی در بارسلونا نقش تمام کننده را بازی میکرد اما در آرژانتین نقش سازندگی را برعهده دارد. در بارسا پاسوری تمام عیار مثل ژاوی پشت سر مسی است تا این آرژانتینی به راحتی توپها را وارد دروازه حریفان کند. این تغییر پستها سناریویی تکراری است که در هر جام برای بهترین بازیکنان رخ میدهد.
* * *
مجید صالح
* * * * *
درباره سیستم مورد علاقه مربیان در هزاره سوم
با 8 نفر دفاع کن، با 7 تا حمله!
تب استفاده از دفاع 4 نفره خطی تقریبا تمام دنیا و تیمهای کوچک و بزرگ فوتبال را دربر گرفته است و این چیدمان زنجیرهای، اولین خط از سیستمی را تشکیل میدهد که شاید سیستم غالب رقابتهای جام جهانی هم باشد. مبدع 1-3-2-4 هلندیها بودند و با ورود مربیان این کشور به شرق آسیا حالا از سیستم فوق در تیمهای ملی قاره کهن نیز استفاده میشود تا تعداد تیمها و مربیانی که به 1-3-2-4 روی میآورند، کم نباشند.
تا دیروز 20 مسابقه از جام جهانی گذشته بود که در 7 تای آن تیمها با سیستم فوق به میدان رفتند. فرانسه در دیدار نخست خود مقابل مکزیک با این سیستم به میدان رفت که البته نتیجه نگرفت. کره جنوبی مقابل آرژانتین 1-3-2-4 بازی کرد که کارگشا نبود. غنا، آلمان، استرالیا، ایتالیا و هندوراس نیز در نخستین بازی خود از این سیستم بهره گرفتند اما هیچ بعید نیست که تعداد تیمها و مربیانی که رو به 1-3-2-4 میآورند در رقابتهای آینده و البته دیدارهای مراحل حذفی بیشتر شود.
***
گروهی 1-3-2-4 را یک سیستم کامل میدانند چرا که در این سیستم چهار خطی بسیاری از نقاط زمین پوشش داده میشود. چنانچه دقت کرده باشید، بسیاری از تیمهای جام جهانی با قرار دادن بازیکنان خود در نقاط مختلف زمین و استفاده از پراکندگی آنها گستره بیشتری از زمین را پوشش میدهند تا به حریفان خود فضای کمتری دهند. از این جهت سیستمهای چهار خطی مثل 1-3-2-4 ، 1-4-1-4، 1-2-3-4 و 1-1-4-4 در جام جهانی نوزدهم بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند.
***
اصل این سیستم بر مبنای یک دفاع خطی چهار نفره تشکیل میشود. دو مدافع میانی که کنار هم قرار میگیرند و برحسب وظایف معین، یکی دیگری را پوشش میدهد، یکی در بازی مستقیم ضربات اول را میزند و یکی حق بازیسازی از قلب دفاع و بعضا نفوذ به خطوط جلوتر را دارد (پیکه یا لوسیو). به لحاظ پایه قرار دادن یک خط دفاع زنجیرهای باید دو مدافع میانی حاضر در این سیستم از سرعت فوقالعادهای برخوردار باشند که بررسی این مقوله در معایب و مزایای دفاع خطی، خود موارد جزیی زیادی را شامل میشود.
***
میگویند 1-3-2-4 سیستم کاملی است چرا که در فاز تدافعی و تهاجمی به نوعی بالانس وجود دارد. در واقع دو هافبک تدافعی مقابل خط دفاع چهار نفره که یکی نقش رابط خطوط دفاع و هافبک و دیگری مخرب بازی حریف، میتوانند در حمله و دفاع نقش بازی کنند. علاوه بر اینها دو بال چپ و راست خط سه نفره جلویی هم میتوانند در پروسه دفاع کمک کنند. بدین ترتیب چنانچه تیمی با توان بالا و مهرههای کارآمد در این سیستم به خوبی قرار گیرد و نفرات به درستی در آن قرار گیرند، با 8 نفر (چهار مدافع، دو هافبک تدافعی و دو بال کناری) میتوان دفاع کرد و با 7 نفر حمله (دو مدافع کناری، یک هافبک تدافعی، سه هافبک و یک مهاجم نوک).
استفاده از این سیستم و کامل اجرا کردن آن، مهرهها و ابزار فوقالعادهای را میطلبد و شاید به همین خاطر است که هر تیمی با 1-3-2-4 موفق نمیشود. در سیستم 1-3-2-4 دو مدافع کناری باید توان فوقالعاده هوازی داشته، رونده باشند و بین دفاع و حمله متعادل عمل کنند. دو هافبک تدافعی نقش فوقالعادهای در سیستم 1-3-2-4 دارند، یکی توپ را از خط دفاعی میگیرد و به خط سوم میرساند و دیگری مامور خراب کردن بازی هافبکهای حریف و عناصر تهاجمی آن است. بالهای کناری باید هم مهاجم باشند هم مدافع و مهاجم نوک باید بازیکن کاملی باشد که در فضایی گسترده خط دفاع حریف را بیازارد، در باکس تهاجمی حاضر باشد و از قدرت تمامکنندگی بالایی بهره ببرد.
سیستم منفور در ایران
سیستم 1-3-2-4 البته در فوتبال ایران طرفدار زیادی ندارد و بسیاری از عوام از اين سيستم به عنوان سیستمی تدافعی یاد میکنند. این نگاه البته به حضور تنها یک مهاجم درنوک خط حمله برمیگردد، غافل از اینکه با این سیستم میتوان 7 نفره حمله کرد و 4 مهاجم هم داشت به شرطی که نفرات توانایی بالایی داشته و مهرهها به درستی سر جای خود قرار گیرند. در تیم ملی ایران، به دلیل فقدان یک مهاجم نوک تمام عیار و مدافع چپ کارگشا که در دفاع و حمله بالانس ایجاد کند، 1-3-2-4 درست اجرا نمیشود. ضمن اینکه توان هوازی و قدرت جسمانی بازیکنان نیز به حدی نیست که سیستم فوق کامل و درست اجرا شود.
* * * * *
7 تيم با سيستم هلندي
خيليها ميگويند «سيستم در فوتبال نقشي بازي نميكند» يا سيستم يكسري اعداد و بازي با آنها است كه در نهايت تاثيري در جريان مسابقه و نتيجه نميگذارد چرا كه فوتبال امروزي آنقدر سيال و پويا است كه مربيان به صورت مداوم در طول جريان مسابقه تغيير سيستم داده و با جابجايي نفرات، تيم حريف را گيج كرده و دنبال اهداف تاكتيكي خود ميگردند.
بر اين اساس شايد توانايي بازيكنان و تفكرات مربيان نقشي فراتر از سيستم Basic يا اوليه هر تيم در مسابقاتشان داشته باشد. امروز در تورنمنت بزرگي مثل جام جهاني كه تيمهاي ملي هر كشور قصد ارائه بالاترين كيفيت خود را دارند و به نوعي جنگ مربيان و تفكراتشان در داخل زمينهاي مسابقات تعيينكننده برنده و بازنده هر پيكاري است، ميتوان به سيستم و نقش آن در تيمها و مسابقات رسيد. در اينجا سعي داريم به يكي از سيستمهاي مورد علاقه مربيان در هزاره سوم يعني 1-3-2-4 بپردازيم، سيستمي كه در تيم ملي ايران نيز سيستم غالب است و البته مخالفان و موافقان زيادي دارد. شايد با بررسي مختصر نقاط تاريك و روشن سيستم فوق با توجه به مصداقهاي عينياش در مسابقات جام جهاني از مزايا و معايب 1-3-2-4 گفت و براي مخالفان و منتقدان آن حرفهاي تازهاي داشت. شايد بررسي سيستم تيمهاي حاضر در جام جهاني (در 20 بازي اول) كه در زير ميآيد، نقش سيستم و تفكرات مربيان كه در صورت كلي و عامي آن به تدافعي و تهاجمي تقسيم ميشوند را به خوبي نشان ميدهد.
گروه A
آفريقاي جنوبي يك- مكزيك يك
1-1-4-4 3-3-4
آفريقاي جنوبي صفر- اروگوئه 3
1-1-4-4 2-1-3-4
اروگوئه صفر- فرانسه صفر
2-4-4 3-3-4
فرانسه صفر-مكزيك 2
1-3-2-4 1-4-1-4
گروه B
كره جنوبي 2- يونان صفر
2-4-4 2-4-4
آرژانتين 4- كره جنوبي يك
3-3-4 1-3-2-4
آرژانتين يك- نيجريه صفر
2-1-3-4 1-2-3-4
يونان 2- نيجريه يك
3-3-4 2-4-4
گروه C
انگليس يك- آمريكا يك
2-4-4 2-4-4
الجزاير صفر- اسلووني يك
2-4-4 1-1-4-4
گروه D
صربستان صفر- غنا يك
2-4-4 1-3-2-4
آلمان 4-استراليا صفر
1-3-2-4 1-3-2-4
گروه E
هلند 2-دانمارك صفر
1-3-2-4 3-3-4
ژاپن – كامرون
1-4-1-4 3-3-4
گروه F
ايتاليا يك- پاراگوئه يك
1-3-2-4 2-4-4
نيوزيلند يك-اسلواكي يك
3-3-4 2-3-1-4
گروه G
ساحل عاج صفر-پرتغال صفر
3-3-4 3-3-4
برزيل 2-كرهشمالي يك
1-2-3-4 1-2-3-4
گروه H
هندوراس صفر- شيلي يك
1-3-2-4 3-3-4
سوييس يك- اسپانيا صفر
2-4-4 1-4-1-4
* * *
«ایران ورزشی»
RED STORM
06-20-2010, 01:15 AM
زنجیره ای از اشتباهات شکست را تقدیم به آلمان کرد
بازی شروعی محکم داشت بازیکنان صربستان با قدرت ظاهر شدند...
وقتی که آلمان به عنوان مقتدر ترین تیم دور اول رقابتهای جام جهانی انتخاب شد همه فوتبالدوستان منتظر بازی درخشان دیگری از این تیم بودند. آلمانها در دومین دیدار به مصاف صربستانی رفتند که در روز نخست علیرغم بازی پایاپای از غنا شکست خورده و به شدت به دنبال کسب 3 امتیاز حساس این بازی بودند.
ژرمنها با ترکیب بازی نخست پای به میدان گذاشتند. مولر و پودولسکی در جناحین و شوین اشتایگر و خدیرا در وسط زمین بازی میکردند. اوزیل همچنان هافبک آزاد و کلوزه تک مهاجم تیم بودند.
بازی شروعی محکم داشت بازیکنان صربستان با قدرت ظاهر شدند و مشخص بود که خنثی کردن حرکات آلمانها در وهله اول کارهای تاکتیکی این تیم قرار دارد. تا اواسط نیمه اول بازی دوتیم پراشتباه و فاقد طرح و برنامه بود. به دلیل نوع بازی دوتیم (محکم و همراه با دوندگی) کارتهای زرد نیز توسط داور اسپانیایی به حراج گذاشته شد و این داور با دیدن هرگونه خطا از کارت زرد خود استفاده میکرد. در شرایطی که کار در میانه زمین برای دو تیم گره خورده بود شوت پودولسکی یخ بازی را شکست اما لحظاتی بعد صربها از جناح راست خود اقدام به نفوذ کردند که بی حاصل بود. در دقیقه 37 بازی ناگهان میروسلاو کلوزه به دلیل یک خطای ساده در میانه میدان با کارت زرد دوم داور مواجه شد و زمین را ترک کرد. از این به بعد روند بازی کاملا تغییر پیدا کرد. در صحنه اخراج کلوزه یک نکته جالب بود و آن هم نبود کاپیتان ژرمنها (لام) به جهت اعتراض به داور در آن لحظه بود. درحالیکه یکی از وظایف مهم هر کاپیتان حضور در صحنه های حساس داوری (مخصوصا اخراج ) و گفتگو با داور است.
یک دقیقه از خارج شدن کلوزه نگذشته بود وهنوز بازیکنان آلمان در شوک اخراج بچه گانه او بودند که نفوذی دیگر از سمت چپ آلمان توسط صربها پی ریزی شد و سانتر بازیکن این تیم در تیر دوم با ضربه سر مهاجم بلندبالای آنها همراه شد و پاس این بازیکن در شش قدم باعث شد تا یووانویچ براحتی گلزنی کند.
باید گفت روی این گل خط دفاع آلمان بسیار متزلزل نشان داد و تمام بازیکنان خط دفاع در به ثمر رسیدن این گل مقصر بودند. بازیکنان صربستان ابتدا بادشتابر را جا گذاشتند. در لحظه سانتر توپ آرنه فردریش بی دلیل در اطراف تیر یک بود آن هم در شرایطی که هیچ بازیکن صربی در چندمتری اوهم دیده نمیشد (خطای جای گیری). سپس مهاجم صرب روی سر مرته ساکر موفق به هدزنی شد که این قضیه برای یک مدافع تقریبا دو متری ضعف بزرگی محسوب میشود و طبیعی بود که با اشتباه مسلم این سه نفر یووانویچ آسانترین کار را انجام دهد و نوئر را با اولین توپ جدی در این جام مغلوب کند.
بعد از این گل آلمانها بازی تیمی خود را شکل داده و بیشتر در زمین صربستان دیده شدند و در دقایق پایانی با فشار آنها تیر افقی دروازه با شوت مهلک خدیرا لرزید ولی نیمه نخست با همان تک گل به پایان رسید.
با شروع نیمه دوم تنها تغییر تاکتیکی دیده شده نفوذ یکی از مدافعین (معمولا فردریش) به زمین حریف و انتقال اوزیل به نوک خط حمله بود. در شرایطی که آلمانها بیشتر صاحب توپ بودند اما پرس هافبکهای صرب و یک بازیکن کمتر مانع از شکل گیری خطر جدی مییشد. ضمن اینکه مهاجم شدن اوزیل باعث کاهش خلاقیت خط میانه ژرمنها شده بود. با این حال صربها همچنان از سمت چپ آلمان با یک و دو کردنهای سریع نفوذ میکردند و درآن طرف نیر لوکاس پودولسکی در چندین نوبت ایده آل اقدام به شوتزنی کرد که راه بجایی نبرد . سرانجام حملات آلمان نتیجه داد و این تیم در دقیقه 60 صاحب ضربه پنالتی شد. درحالیکه تصور میشد شوین اشتایگر پنالتی زن اول تیم باشد (چراکه برابر بوسنی دو پنالتی را به گل تبدیل کرده بود) پودولسکی چپ پا پشت توپ ایستاد و ضربه بد او توسط ولاديمير استكويچ مهار شد.
بعد از مهار پنالتی پودولسکی چندبار دیگر در موقعیت مناسب قرار گرفت اما تمام شوتهای خود را با بی دقتی و خودخواهی به بیرون زد. با اینکه آلمان ده نفره بود اما همچنان بازی بهتری ارائه میداد ولی تعویض بد یواخیم لو نه تنها حرکت چرخهای تیم ملی آلمان را سریعتر نکرد بلکه باعث شد از کار هم بیفتد.
ابتدا مولر و اوزیل (که تنها پاسور موفق تیم بود) بیرون آمدند و مارین و کاکائو ورد میدان شدند. لحظاتی بعد هم گومز بلندبالا بجای بادشتابر وارد میدان شد. باید گفت در مورد خارج کردن مولر از زمین خرده ای به لو وارد نیست چراکه مولر بارها در سانتر کردن و نفوذ ناموفق نشان داد اما خارج کردن مسعود اوزیل که واقعا بهترین بازیکن آلمانها بود جای تعجب داشت. اشتباه بزرگ لو همین جابجایی بود، چرا که وی میتوانست مولر را با کاکائو تعویض کند و اوزیل را به سمت راست انتقال دهد و از کاکائو به عنوان مهاجم نوک استفاده کند. درواقع تعویض اوزیل خیال خط دفاع صربستان را تا آخر بازی راحت کرد و این خود آلمان بود که با نبود وی به مشکلاتش افزوده شد. همچنین با آمدن مارین به سمت چپ ، پودولسکی به میانه زمین منتقل شد یعنی درست جایی که امسال در تیم کلن بازی می کرد و بدترین بازیها را ارائه داد. در مورد تعویض بادشتابر با گومز نیز میتوان به دید هجومی لو برای کسب امتیاز اشاره کرد، ضمن اینکه بادشتابر بارها در یارگیری مستقیم در سمت چپ ناموفق بود. یعنی خارج کردن بادشتابر منطقی بود اما ماریو گومز همچنان بی خاصیت و خنثی در ترکیب ژرمنها نشان داد تا حضور وی در زمین همراه با علامت سوال بزرگی برای طرفداران فوتبال آلمان همراه باشد. بدون تعارف هیچ چیز خاصی از گومز در این دو دیدار دیده نشده است و یوگی لو میتوانست به جای وی از تروخوفسکی و کروس آماده در خط میانه استفاده و لوکاس پودولسکی را هم به خط حمله اضافه کند.
با این سه تعویض عجیب، یعنی کاهش خلاقیت در مرکز زمین و کم شدن یه مدافع، این صربها بودند که ضدحملات خود را پی ریزی کرده و در دونوبت توپ را به تیر دروازه ژرمنها کوباندند. تا اینکه بازی با همین یک گل به پایان رسید و آلمان در کمال تعجب بازی دوم را واگذار کرد.
بزرگان تیم ملی آلمان باید با دید بسیار متفاوت و جدی به این باخت نگاه کنند ، بزرگترین دستاورد این باخت محرز شدن ضعفهای آلمانها بود:
[color]اولین و مسلما بزرگترین ضعف ژرمنها دو مدافع متمایل به سمت جپ تیم هستند.] بادشتابر و فردریش کاملا کند و ناهماهنگ نشان دادند. وضعیتی که بخوبی روی گل بازی مشخص بود و از هم اکنون حضور این دو تبدیل به قوت قلب مربیان و مهاجمان حریفان آلمان شده است. نکته بدتر در این سمت ضعف مفرط پودولسکی به عنوان بال چپ در کارهای دفاعی است که سمت جپ آلمان را در زمان حمله حریفان آسیب پذیر کرده. در تمام نفوذهای صرستان از سمت راست آلمان بادشتابر تنها بود و پودولسکی اصلا در عقب زمین دیده نشد. به واقع چرا لو به چنین ترکیب دفاعی دلبسته جای سوال دارد. چرا این مربی بادشتابر را به پست تخصصی خود (دفاع وسط) منتقل نمیکند و کس دیگری را در جناح چپ قرار نمیدهد واقعا عجیب است. نبود سرعت در سمت چپ دفاع آلمان بسیار مشخص است به نحوی که هافبک خوب صربستان بارها از این جناح آلمان را وادار به عقب نشینی کرد.
اما نکته بعد، بازی همچنان ناهماهنگ خدیرا در میانه زمین است. تنهایی اشتایگر بخوبی احساس میشود و چرا بار تمام درگیریها، بازیسازی ، توپ گیریها و تعویض منطقه بازی در میانه میدان به گردن اوست مشخص نیست. در شرایطی که خدیرا به عنوان یک هافبک می تواند نیمی ازکارهای میانه میدان را انجام دهد.
مسئله بعد تعویض کاملا اشتباه اوزیل در هر دو بازی آلمان است. در برابر صربستان تنها یک بازیکن دفاع این تیم را می ترساند و او کسی نبود جز مسعود اوزیل. اما لو با تعویض کاملا اشتباه وی خودبخود به شکست خوش آمد گفت.
بازی بد مولر، پودولسکی ، خدیرا و بادشتابر به همراه بازی معمولی مدافعین نشان داد آلمان همچنان در اکثر نقاط زمین به هماهنگی بیشتری احتیاج دارد و نباید بازیکنان یک تیم مدعی در اولین بازی درخشان و در بازی بعد ضعیف باشند. یکنواختی و حفظ روند رو به رشد در نوع بازی ستارگان هر تیم فاکتور اصلی برای قهرمانی است پس باید یواخیم لو به مانند یورو 2008 (باخت از کرواسی در بازی دوم) تیم را سریعا به شرایط اولیه برگردانده و آماده رویارویی با غنا کند.
البته نمی بایست از ده نفره شدن آلمان و اخراج کلوزه غافل شد . آن هم مهاجمی که رهبری آلمان را در حملات به عهده داشت و امید اول گلزنی تیم بود. با این حال باید گفت ژرمنها با وجود ده نفره شدن شصت دقیقه خوب و پایاپای بازی کردند واین تنها نکته امیدوارکننده بازی روز دوم آلمان بود. میبایستی یاخت این تیم را از زاویه دیگری نیز نگریست و آن هم شکستن غرور این تیم بود که میتوانست بعد از برد قاطع برابر استرالیا پاگیر این تیم در مراحل بعدی شود و ضعفهای آلمان را در پشت برده مفقود کند.
درجمع بندی پایانی باید سه عامل: اخراج به ناحق کلوزه، عدم گل شدن پنالتی پودولسکی و تعویضهای بد یواخیم لو را عامل شکست ژرمنها دانست، اما ابراز امیدواری کرد که این باخت در بهترین زمان ممکن روی داد و اگر آلمانها بتوانند از این شکست درس جدی بگیرند میتوانند همچنان به عنوان مدعی جدی این جام مطرح باشند.
Ahmad.taj
06-20-2010, 04:47 PM
در سه شب پياپي، سه قدرت بزرگ فوتبال اروپا كه داعيه قهرماني داشتند، مقابل حريفان خود تن به شكست دادند و به اين ترتيب، جام جهاني نوزدهم وارد برههاي ديگر شد. ابتدا اين اسپانيا بود كه در يك بازي كمنظير مقابل يك سوييس فرصتطلب، تن به شكست داد. سپس فرانسه ريمون دومنش مقابل مكزيك بازي را واگذار كرد و سرانجام جمعه بعدازظهر آلمان برابر صربستان بازنده شد.
از فرانسه آغاز ميكنيم كه به وسيله يك مربي عجيب و غريب به تيمي معمولي مبدل شده است. در رقم خوردن اين نتايج ضعيف، مسوولان فدراسيون فوتبال فرانسه بيش از هر كسي مقصر هستند. آنها بودند كه بعد از آن نتايج اسفناك فرانسه در يورو 2008، به دومنش اعتماد كردند. صعود با آن وضعيت نااميدكننده به جام جهاني و با كمك دست تيري آنري را كنار اين دو نتيجه ضعيف در برابر اروگوئه و مكزيك بگذاريد و ببينيد كه دومنش چه كرده است. با احتساب يورو 2008 تيم سه رنگ در 5 بازي كه در تورنمنتهاي معتبر به ميدان رفته، حتي رنگ يك برد را هم نديده است.
فرانسه تيمي است كه ديدن بازياش هيچ شور و حرارتي ايجاد نميكند. آنها در بازي با مكزيك حتي از بازي با اروگوئه هم ضعيفتر ظاهر شدند. سيستم 3-3-4 دومنش در اين دو ميدان جواب نداده است و به نظر ميرسد بازيكنان فرانسه در اين روش، از همگسيخته و بدون نظم بازي ميكنند. فاصله مهاجمان فرانسه از هم موجب شده هر كسي ساز خود را بزند. در اين شرايط اميد آخر خروسها اين است كه آفريقاي جنوبي را ببرند و شاهد پيروزي يكي از دو تيم مكزيك و اروگوئه در روز پاياني بازيهاي گروه نخست باشند. چيزي كه با توجه به وضعيت كنوني فرانسه زياد محتمل به نظر نميرسد.
يك روز قبل از ديدار فرانسه- مكزيك، تيم ملي اسپانيا با ارائه يك بازي تهاجمي سعي كرد ديواره دفاعي پرتعداد سوييس را در هم بشكند اما موفق به اين كار نشد و به اين ترتيب ركورد گل نخوردن سوييس در جامهاي جهاني به 484 دقيقه رسيد. در اين ديدار آنچه باعث شكسته نشدن طلسم دروازه سوييس شد، انديشههاي يك مربي كهنهكار و كاردان به نام اوتمار هيتسفلد بود كه توانست با به كارگيري يك سيستم دفاعي جالب مانع گلزني ستارگان پرتعداد اسپانيا شود. قهرمان اروپا در اين ديدار، لذتبخش و تهاجمي بازي كرد ولي هيچ راهي براي دستيابي به دروازه ديگو بناليو پيدا نكرد. اينطور به نظر ميرسيد كه هيتسفلد دروازه تيمش را قفل كرده و كليد آن را هم قورت داده باشد. اين صحيح كه با اين نتيجه تواناييهاي شاگردان دل بوسكه زير سوال رفت اما مسلما اين پايان راه ماتادورها نيست. آنها به زودي بازميگردند و در بازي با هندوراس نشان ميدهند چرا اميد اول قهرماني جام جهاني لقب گرفتهاند.
شكست تلخ آلمان برابر صربستان آنقدر براي آلمانيها ناراحتكننده بود كه كمتر از يك ساعت از اين ديدار، اكثر سايتهاي اينترنتي حملات خود را عليه يواخيم لو آغاز كردند. هواداران فوتبال آلمان هم كه آماده بودند همچون شب بازي با استراليا جشن و شادي خود را به خيابانها بياورند، ناكام ماندند. ژرمنها در برابر صربستان واقعا ضعيف بازي كردند ولي بدشانس هم بودند كه داور اسپانيايي اين ديدار همچون شعبدهبازها كه از درون كلاهشان پرنده درميآورند، كارتهاي زرد را پياپي از جيبش بيرون ميكشيد. اخراج كلوزه تنها دليل باخت آلمان نبود اما در شكست اين تيم تاثير زيادي داشت. حالا آلمان براي راهيابي به مرحله بعد احتياج به كسب هر سه امتياز بازي با غنا دارد و بعيد است نتواند به اين مهم نايل شود.
آلمان در هيچ يك از ادوار جام جهاني در مرحله مقدماتي حذف نشده است و با توجه به آمادگي مسعود اوزيل و باستين شواين اشتايگر و انگيزه و هماهنگي قابل قبول ژرمنها بعيد است آلمان به مرحله بعدي راه پيدا نكند. اگر شكست سه قدرت بزرگ اروپا را در كنار توقف ايتاليا و انگليس در ديدارهايشان قرار دهيم، به اين سوال ميرسيم كه آيا 5 تيم برتر اروپا كه بهترين ليگهاي جهان را دارند، به پايان راه بزرگي رسيدهاند؟
* * *
مزدک میرزایی
«ایران ورزشی»
Ahmad.taj
06-20-2010, 09:33 PM
http://www.free2upload.com/images/64722035023620533024.jpg
1- سر نوشت جام جهانی را رسماً سپرده اند به انسانهای کوچک! سرنوشت جام جهانی را کوچک ها و بی هوشها در دست گرفته اند. اشتباهات مرگبار بازیکنان کوچک دارد به قیمت از دست رفتن رویای ملتها به پایان می رسد. دروازه بانها این وسط سهمگین ترین ضربات را بر پیکره تیمهای خود وارد کرده اند. از دروازه بان تیم انگلیس بگیر تا سنگربانان تیمهای دیگر مثل غنا، دارند با اعصاب ملتها بازی می کنند.
2- می خواهد توپ باشد یا شکست عشقی فرقی نمی کند اما دروازه بانها به دلیلی که قابل حدس زدن نیست افت کرده اند. انگلیس و آلمان دروازه بان مطمئن ندارند و اسپانیا حتی با وجود کاسیاس بازی را می بازد. ایتالیا به خاطر سرماخوردگی بوفون به رعشه افتاده و بعضی دروازه بانها تنها با 12 بازی ملی یا حتی کمتر در بزرگترین رقابتهای فوتبال دنیا فیکس بازی می کنند. جام جهانی دروازه بان ندارد و این امری است غیر قابل کتمان.
3- سنگربان غنا در دفع یک توپ ساده به مشکل بر می خورد. غنا به سادگی یک گل کاملاً غیر منتظره را می پذیرد. اگر اخراج بازیکن استرالیا نبود شاید همان یک امتیاز هم نصیب بازیکنان شایسته این تیم نمی شد. آنچه مسلم است سایر دروازه بانها در جام نوزدهم کوچک شده اند. سنگرها بی سنگربان مانده اند و این وسط تنها بعضی تیمها مثل برزیل به سنگربان خود اطمینان کامل دارند.
جام نوزدهم اما هنوز در گیر بزرگترین مشکل ممکن است، دروازه بانانی که قابل اعتماد نیستند وقتی با 12 بازی ملی در جام جهانی فیکس می شوند خودتان تا ته قضیه را بخوانید.
4- آمریکا زیباترین بازگشت را به دنیا نشان می دهد. پس از یک نمایش رویایی مقابل انگلیس اسلوونی با 2 شوک پشت سر هم و زود هنگام تیمش را می شکند. انگلیس با یک شوک از درون شکست و در 2 بازی از زمین بلند شد اما آمریکا در 15 دقیقه بین 2 نیمه توانست شوک را از یاد ببرد و به آنچه می خواهد برسد. آمریکا یکی از بهترینهای جام نوزدهم است . آنها هنوز یک برد هم کسب نکرده اند اما در جمع شایسته ترینها جایی ویژه دارند. برابری امتیاز تیمها دلیل برابری آنها نیست. انگلیس و آمریکا در 2 امتیاز 2 برابرند اما آیا از نظر روحی و روانی هر 2 تیم با هم برابر است ؟
آیا هر2 در دادگاه افکار عمومی یک نمره را می گیرند؟
* * *
«ایپنا»
Ahmad.taj
06-21-2010, 04:40 PM
http://www.free2upload.com/images/77484195669628704446.jpg
شكست اسپانيا برابر سوئيس همچنان يكي از سوژههاي پرسش برانگیز كارشناسان فوتبال در نقاط مختلف جهان است. تيغ انتقادات آنها در آستانه بازي دوم تيم دلبوسكه همچنان تيز و برنده است و تكتك ستارگان اسپانیا بابت عملكرد ضعيفشان در بازي اول مورد شديدترين حملات رسانهاي قرارگرفتهاند. آنها امروز در مقابل هندوراس قرار ميگيرند. تيمي كه به احتمال فراوان به مانند سوئيس دفاع كاملا بستهاي را در مقابلشان به نمايش خواهند گذاشت اما تفاوت عمده هندوراس با سوئيس اين است اولا که مهرههاي اين تيم در كارهاي تدافعي به اندازه سوئيس سازمان يافته عمل نميكنند و به مانند آنها با تجربه نيستند و ثانيا مربياي مثل اوتمار هيتسفلد بالاي سرشان نيست كه در هر لحظه با تغيير تاكتيك بلافاصله تيمش را براساس شرايط تازه بچيند.
در شرايط مرور آنچه در بازي اول بر سر اسپانيا آمد جالب توجه خواهد بود. ديدن تصاوير موجود به درك بهتر مطلب كمك می كند.
http://www.free2upload.com/images/33667673813528727420.jpg
مناطق گردش توپ
اسپانیا با توجه به زمان زیاد مالکیت توپ خود ( 67 به 33) نتوانست موقعیتهای گلزنی زیادی ایجاد کند. باید از سوئیسیها برای تحت فشار قراردادن حریف تا مرز اجرای نمایشی ناامید کننده قدردانی کرد اما حتی فشار مداوم روی بازیکن صاحب توپ هم نمیتواند توجیهی باشد بر پاسهای دائما ضعیف و خنثي، حرکات اشتباه و عدم قدرت پیشروی ستارگان مشهور اسپانیا. دو دياگرام زير مناطق گردش توپ را نمايش ميدهد. مناطق زردرنگ، مناطق دوندگي بازيكنان است و مناطق قرمزرنگ، قسمتهايي كه توپ در آنجا جريان داشته؛ دياگرام تقريبا زرد سوئيسيها نشان ميدهد كه آنها توپي در اختيار نداشتهاند اما پررنگی منطقه قرمز رنگ دياگرام اسپانياييها نشاندهنده اين است كه شاگردان دلبوسكه با وجود آنكه توپ را در اختيار داشتهاند، اكثر زمان مالكيتشان را ناگزير در يك سوم مياني سپري كردهاند.
http://www.free2upload.com/images/93225168217379691910.jpg
چيدمان نفرات
اين شماتيك شرايط قرارگرفتن مهرههاي سوئيس در دقايقي كه زيرفشار شديد اسپانياييها بودند را نشان ميدهد. قرارگرفتن شش بازيكن اين تيم درست درميان خط هافبك و عناصر هجومي اسپانيا مهمترين عامل قطع ارتباط ميان اين خطوط و از كار افتادن هافبكهاي هنرمند و مهاجمان فرصتطلب دلبوسكه بود. موضوعي كه در تصوير شماره 4 ضميمه مطلب هم به خوبي مشخص است.
http://www.free2upload.com/images/27953914834866756526.jpg
شماتيك پاسهاي ارسالي ژاوي و اينييستا
مناطق هايلايت شده از اين جهت با اهميت هستند كه ميبينيم دو طراح اصلي اسپانياييها در مناطق حساسي كه وظيفه اصلي طراحيشان از آنجاست، نتوانستهاند در اين منطقه توپهاي زيادي را براي همبازيان خود ارسال كنند و به واسطه پرس شديد سوئيسيها، اكثر پاسهايشان را از يك سوم مياني و به صورت كاملا بدون ريسك به همبازيانشان دادهاند.
ژاوي و اينييستا را هافبكهايی با پاسهاي خلاقانه ميشناسيم، دراين مسابقه اما اجازه بروز خلاقيت به آنها داده نشد.
پکیج تهاجمی شش نفره
در بازي اول شاهد یک نمایش دفاعی دیدنی از سوئیسيها بوديم اما سرنوشت بازی تقریبا به دستان اسپانیا رقم خورد. آنها براساس همين تصاوير در مرکز زمین متمرکز بودند، مدافعان کناریشان را به اندازه کافی در حمله شرکت ندادند، فاصله بسياري بين خط هافبک و داويد ویا وجود داشت و تنوع کافی در حرکات هجومیشان ديده نميشد.
رائول گونزالس معتقد است ورود تورس به بازي به خاطر ترس دلبوسكه از فشار مطبوعات بوده؛ آمار هم ميگويد كه ورود اين مهاجم افت كرده به زمين عملا تاثيري در بهبود عملكرد فاز هجومي اسپانياييها نداشته است. ضمنآنكه با ارائه نمایش نااميد کننده سیلوا، به نظر ميرسد ناواس لیاقت داشتن شانس حضور ثابت در تركيب اسپانيا را دارد.
به ويژهآنكه او پس از ورودش به ميدان تاثير مثبتي در استفاده از فضاهاي خاليمانده اسپانیايي ها داشت.
علاوه براينها احساس ميشود كه دلبوسكه در بازي امروز نگاه ويژهاي هم به سسك فابرگاس
داشته باشد.
حرکتهای نفوذی و پرسشكن او در ميانه ميدان ميتوانست در بازي اول به خروج اين تيم از بنبست تاكتيكي ايجاد شده كمك كند؛ چون او به خوبي از فضای بین خطوط تیم حریف استفاده ميكرد و علاوه براین مسئله، به ژاوی هم این امکان را میداد كه کمی عقبتر برود و در پست دلخواهش بازي كند. اما سوال كليدي اين است كه فابرگاس باید جایگزین چه کسی شود؟
بوسکتس نظم و دیسیپلین بیشتری را در مقایسه با آلونسوی با تجربهتر به نمایش می گذارد، ژاوی هم مهرهاي است كه هرگز نميتوان حتي فكر روي نيمكتنشاندنش را به ذهن راه داد و به همین دلیل شاید آلونسو نسبت به سايرين گزينه ايدهآلتري باشد.
یک پكيج هجومي شش نفره متشكل از بوسکتس، ژاوی، اینیستا، فابرگاس، ناواس و ویا احتمالا خواهد توانست موقعیتهای گلزنی بیشتری نسبت به آنچه که اسپانیا در بازي اول انجام داد را خلق کند.
http://www.free2upload.com/images/06348350658714428369.jpg
http://www.free2upload.com/images/62825585911767806390.jpg
http://www.free2upload.com/images/85453318089122752045.jpg
http://www.free2upload.com/images/47205331931004531216.jpg
* * *
بهنام مددي- محسن خطيبي
«تهران امروز»
Ahmad.taj
06-21-2010, 07:07 PM
http://www.free2upload.com/images/84860749547971904049.jpg
پس از پرسشهاي مهمي مثل «چرا كيفيت بازيهاي جام نوزدهم پايين است؟» يا «چرا ستارهها نقشي در پيش بردن تيمهاي خود در مسابقات حساس ندارند؟» ميتوان به پرسشهاي جزييتري رسيد كه نميتوان پاسخ روشني به آنها داد. شايد يكي از اين پرسشها در اين 10 روز و بعد از سپري شدن يك سوم زمان مسابقات جام جهاني به ذهن هر بينندهاي خطور كرده باشد: «چرا در اين جام دروازهبان بزرگي نميبينيم؟»
دو روز كه از بازيها گذشت خيليها به وينسنت انياما گلر نيجريه اميدوار شدند كه چطور مقابل مسي و ضربات موزياش ايستاد. تيم هاوارد هم مقابل انگلستان عنوان Man of thematch را از آن خود كرد اما همينها در بازي دوم، تيم خود را تا حد نابودي پيش بردند. هاوارد كاپيتان آمريكا گل عجيبي از اسلووني خورد و انياما بعد از چند save فوقالعاده مقابل يونانيها از پس مهار شوت زميني هافبك حريف برنيامد تا سبزپوشان قاره سياه دومين شكست متوالي خود را متحمل شوند. قبل از آن اما خيليها روي اشتباهات بزرگ دروازهبانهاي جام جهاني زوم كرده بودند؛ وقتي توپ از زير دستهاي رابرت گرين لغزيد و چروكهاي صورت كاپلو را بيشتر عيان كرد، مطبوعات انگليس با عنوان «دلقك» گلر تيم ملي كشورشان را عامل اصلي از دست رفتن پيروزي دانستند. بازي دوم، ديويد جيمز 40 ساله دروازهبان انگليس شد اما با اولين توپي كه روي دروازه او آمد همه مطمئن شدند اين جيمز هم ميتواند در بازيهاي پيش رو عناويني مثل دلقك را از آن خود كند.
بعد از گرين نوبت فوزي شوشي الجزايري بود تا گل بد بخورد و در بازي دوم به نيمكت بچسبد؛ با دريافت اين گل چه اهميتي داشت كه او در ديدارهاي فوقالعاده حساس مقابل مصر در دور انتخابي، يكي از بهترينهاي تيمش بود؟ريچار كينگستون كاپيتان غنا بعد از نمايش قابل قبول روز اول مقابل صربستان،در مصاف با استراليا ضربه نه چندان محكم مارك برشانو را مقابل پاي برت هولمن انداخت تا او هم ثابت كند دروازهبان بزرگي نيست.جايي ديگر درحالي يوشيكاتسو كاواگوچي دروازهبان با سابقه ژاپني در جام نوزدهم روي نيمكت مينشيند كه ايجي كاواشيما با دفع ناشيانه ضربه وسلي اشنايدر نتيجه مسابقه ديگري را رقم زد تا ژاپن نيز بعد از اميدواري روز اول بابت صعود نگران شود.
مانوئل نوير جوان آلماني و رومروي آرژانتيني هم آنقدر مطمئن نيستند تا تيم خود را به تنهايي بالا بكشند. لوريس هم تك وتنها در تيمي افتاده كه حرفي براي گفتن ندارد، پس مسي فرانسويها نيز ستاره شماره يكهاي جام نخواهد بود.بعد از بازيهاي روز شنبه به شوارتزر استراليايي و سورنسن دانماركي كمي اميدوار شديم. استويكوويچ گلر تيم ملي صربستان هم با مهار پنالتي پودولسكي عنوان بهترين بازيكن ميدان را از آن خود كرد. مارك استكلنبرگ هلندي و موسلراي اروگوئهاي كه به ترتيب در آژاكس و لاتزيو بازي ميكنند هم دو بازي نخستشان را بدون گل خورده پشت سر گذاشتند يا بناليوي سوييسي خيلي خوب مقابل ضربات مهلك اسپانياييها ايستادگي كرد اما چه كسي ميتواند روي تداوم موفقيتهاي اين دروازهبانان جوان شرط ببندد؟
امروز خبر مصدوميت شديد جان لوييجي بوفون، بهترين دروازهبان جام قبلي و كنار رفتن او از رقابتهاي جام جهاني درحالي به گوش ميرسد كه بعيد است يكي از دروازهبانهاي حاضر در جام نوزدهم به راحتي و با قاطعيت عنوان چهار سال قبل بوفون را مال خود كند و احتمالا فيفا براي انتخاب دروازهبان تيم منتخب جام جهاني با مشكلات زيادي روبرو خواهد بود.وقتي كاسياس ديگر كاسياس نيست و بوفون مجبور است از روي صندليهاي VIP بازيهاي آتزوري را تماشا كند و از طرفي گلرهاي جوان اميدي را برنميانگيزند، چه تيمي ميتواند به داشتن يك دروازهبان فوقالعاده كه در نهايت عامل مهمي از بين عوامل اصلي موفقيت آن مجموعه به شمار ميرود، افتخار كند؟
تا جايي كه نسل فوتبالدوست فعلي اسامي و چهرههاي جام جهاني را به ياد ميآورد، به عقب برميگرديم. دينوزوف 40 ساله چطور ستاره جام جهاني 1982 شد؟ ژان ماري فاف و ميشل پرودوم چطور از بلژيك، تيم متوسط اروپايي، تيمي شگفتيساز در جامهاي 86 و 90 ساختند؟ چه كسي اوليور كان بزرگ را فراموش كرده كه در جام جهاني شرق دور تيم ملي آلمان را يك تنه تا فينال بالا برد؟
چهار سال قبل بوفون هم فوقالعاده بود و عامل مهمي در قهرماني تيمش به شمار ميرفت. به نظر شما امروز و با نزديك شدن به پايان مرحله گروهي جام جهاني 2010 كداميك از اين سی و چهار دروازهباني كه به ميدان رفتهاند، ميتوانند نقشي مثل زوف، كان يا بوفون در ويترين دنياي فوتبال داشته باشند؟
* * *
محمد قراگزلو
«ایران ورزشی»
Ahmad.taj
06-21-2010, 09:55 PM
سایت گل - جام جهانی در آفریقای جنوبی آغاز شد و آوای ووووزیلا و توپ جابولانی همه ی فوتبالدوستان را مسحور خود کرده و البته مقهور! اکنون پس از گذشت یک هفته می توان نگاهی گذرا به این بزرگترین رویداد ورزشی جهان داشت. شاید هم به زعم برخی المپیک بزرگترین باشد ولی بی شک برای فوتبالی ها جام جهانی برتر است ...
حسودها به جام جهانی نمی روند
خوشبختیم که سیمای ملی بازی ها را نشان می دهد، البته به سلیقه خود! صلاح می بیند بخش هایی را نشان ندهد (سانسور؟ نه!)، صلاح می داند هرگونه که دوست دارد سرود ملی کشورها را پخش کند! گاه با ابر کارشناسان خیلی زبده تصویرهای گرافیکی شده را برای ما تفسیر می کند، مانند: "این جا فضای خالی می بینیم و آن جا دو نفر نشان گذاری شدند"، گویی که ما بیننده نیستیم، بلکه شنونده ایم! گزارشگران بسیار حرفه ای داریم که محرز از یک تیم طرفداری می کنند و تیم دیگری را که دوست ندارند از قبل باخته می دانند! اما این دوستان حرفه ای گاه جوک گفتن و مزه پرانی یا داستان سرایی را به گزارش ترجیح می دهند! گاهی بخاطر عدم صعود ایران عزیزمان به جام جهانی بازی تیم های آسیایی دیگر (مثل ژاپن) را با نهایت حسادت گزارش می کنند! استرالیا و ژاپن ضعیف بازی می کنند، آیا این حقیقت دارد؟ استرالیا در دو بازی 10 نفره بازی کرد و ژاپن در برابر هلند فقط با یک گل شکست خورد! گاهی، بسان کوری هستیم که برایمان چیزهایی را تعریف می کنند که اصلا وجود ندارد، مثلا ما هنوز نمی دانیم که فرق حمله با دفاع در چیست! و ... ، "خوشبختیم"!
حذف افریقایی
پیش از آغاز بازی ها بسیاری از افکار عمومی بر این باور بودند که چون قاره سیاه میزبان جام جهانی است، تیم های آفریقایی موفق خواهند بود اما اکنون به این نتیجه می رسیم که وجود اینان در باشگاه های بزرگ اروپایی فقط تضمین کننده کامیابی نیست. فوتبال آفریقا خالی از سرمایه مالی و زیرساخت های یک فوتبال بزرگ است. بازیکنان سیاه از نظر قدرت بدنی و استعداد عالی هستند اما جدایی بسیاری از آنان از سرزمین مادری و یک برنامه ریزی منسجم از تیم های آفریقایی جرقه هایی ساخته که فقط در لحظه شعله ور می شوند و تداوم ندارند. ممکن است در این دوره یکی دو تیم صعود کنند ولی در برابر بزرگان شانسی نخواهند داشت. داستان آسیایی ها نیز همین گونه است ...
دست شیطان قطع شد
شاید حذف فرانسه همانقدر که میشل پلاتینی و سپ بلاتر را ناراحت می کند، باعث شادی مردم ایرلند شود. دست شیطان فرانسه را به آفریقای جنوبی رساند اما همان دست الان در نیمکت ذخیره در انتظار است! شاید انتظاری که زود با حذف خروس ها به پایان برسد. دومنش مرد این میدان نیست و شاید لورن بلان بهتر بود پیش از جام، جایگزین وی می شد. واقعا با داشتن یکی دو جین از بهترین بازیکنان اروپا و تعدادی دیگر که به آفریقا آورده نشدند باید این نتایج را گرفت؟ شاید هم دل شکستگی ایرلندی ها این نتایج را بدنبال داشته است؟
فکری باید کرد
نتایج تیم های بزرگ در این تورنمنت این اندیشه را تقویت می کند که شاید فیفا به بن بست رسیده. بازیکنان بزرگی که هیچکدام نشانی از بزرگی ندارند، همه و همه نمایانگر این تئوری هستند که فشار بازی های باشگاهی، جنازه ی بازیکنان را به جام جهانی آورده است. این که فابیو کاپلو از نمایش تیمش سرگیجه گرفته نشاندهنده ی اوج فشار است. یواخیم لو می تواند به بازی سازمان دهی شده تیمش بنازد حتی اگر بازنده باشد. میانگین سنی پایین ژرمن ها پیش بینی جام ملت های اروپای 2012 رویایی را برای آنها دارد حتی اگر در همین مرحله خداحافظی کنند!
ایتالیا مثل همیشه ترسان و لرزان از مرحله اول بالا خواهد آمد و اگر در فینال دیده شد نباید تعجب کرد، قهرمانی های قبلی آنها نیز کمابیش به همین شکل بوده!
شاگردان دل بوسکه زیبا بازی کردند اما باز هم بدشانسی جام های جهانی ادامه خواهند داشت؟ نکند اسپانیا می خواهد مانند هلند قدیم بازی کند، فوتبال بازی کند و نتیجه را دیگران بدست آورند؟
اما کدام تیم قهرمان می شود؟
آرژانتین؟ 6 امتیاز بدست آورده است، هافبک و مهاجمان عالی در اختیار دارد اما مربی اصلی تیم کیست؟ مارادونای بزرگ یا کارلوس بیلاردو؟ دفاع این تیم توان مقابله با تیم های بزرگ را دارد؟ برزیل؟ دونگا ساختارشکنی می کند و کلی بازیکن تاپ برزیلی را به جام جهانی نمی آورد. کره شمالی را به سختی می برد. تیم سازماندهی مناسبی ندارد اما بازهم برزیل است! هلند؟ منطقی و نتیجه گرا بازی می کند، ضمن اینکه هنوز برخی بازیکنان کلیدی را بکار نبرده است. آیا لاله های نارنجی تصمیم گرفته اند قید بازی زیبا را بزنند و اینبار قهرمان شوند؟ باید ادامه بازی ها را ببینیم. شما هم می توانید نکات دیگری از 2010 را ببینید و برای ما و دوستانتان نقل کنید.
* * *
امیرمنصور رنجبرنیا
Rainyboy
06-22-2010, 03:01 PM
به بهانه آغاز دور پایانی مرحله گروهی جام جهانی
آرزوی صعود معجزهآسا
http://pic-ups.com/images/1krk.png
بازی های دور سوم مرحله گروهی جام جهانی 2010 در حالی از امروز آغاز میشود که سه امتیاز روز پایانی برای تیمهای از پیش صعود کرده اهمیت چنداني ندارد و معمولا اين تيمها در چنين مسابقاتي با نفرات ذخيره خود كه ممكن است در ادامه جام به آنها بازي نرسد وارد ميدان ميشوند. تیمهایی هم هستند که این بازیهاي تشريفاتي، آخرین بازی آنها در آفریقایجنوبی خواهد بود، كشورهايي که عملا حذف شدهاند و حتی حوصله اعاده حیثیت هم ندارند. بسیاری از تیمهایی كه بازيهاي روز آخر برايشان حكم مرگ و زندگي را دارد، روی سه امتیاز بازی با چنین تیمهایی حساب میکنند؛ هرچند گهگاه همین در ظاهر بیانگیزهها با نمایشهای قابل اعتنا حریف را دچار مشکل كردهاند.
از جامجهاني 1930 تا 2010 آفريقايجنوبي، دو دوره از مسابقات در سالهای 1934 و 1938 مرحله گروهی نداشت. در سال 1950 هم تنها دو گروه چهار تیمی وجود داشت و از هر گروه هم یک تیم بیشتر بالا نمیآمد. از قضا در این دو گروه برزیل و اسپانیا طوری در دو بازی اول نتیجه گرفته بودند که بازی روز سوم حتی روی کاغذ هم اهمیت نداشت. جامجهانی بعدی اما در نوع خود منحصر به فرد بود. درهر گروه تیمی که دو بازی اولش را میباخت باید با جامجهانی 1954 وداع میکرد و برای انتخاب تیم دوم صعودکننده گروه، بین تیمهای دوم و سوم بازی پلیآف برگزار میشد. کمکم جامجهانی به عصر پخش تلویزیونی وارد میشد و شکل برگزاری بازیها هم آرامآرام منطقیتر می شد. اينگونه بود كه برای اولینبار بازیهای دور سوم مرحله گروهی حساس شد اما بازهم دو امتیازیبودن هر برد و فاصله تنها یک امتیاز بین تساوی و پيروزي باعث میشد کمتر تیمی در روز سوم مرحله گروهی حذف شده باشد.
با این تفاسیر به ندرت پیش میآمد که تیمی در روز سوم بیانگیزه باشد و به جز یک مورد هیچگاه تیمهای بیانگیزه موی دماغ سایرین نشدند. نقطه عطف این اتفاق جامجهانی 1986 و 1990 بود. در این سالها از هر گروه 5/ 2 تیم بالا میآمدند و برای مثال در سال 1986 اوروگوئه از دو بازی ابتدایی خود یک مساوی و یک باخت به دست آورده بود اما با یک تساوی 0-0 در بازی سوم توانست راهی مرحله بعدی شود.
در پانزدهمین دوره اين رقابتها (جامجهاني 1994) برای اولین بار بازی ها سه امتیازی شد اما باز هم به دلیل صعود 2.5 تیم از هر گروه روز آخر برای تمامی تیمها مهم بود.حتی تیمهایی که از دو بازی اول خود امتیازی نداشتند هم کورسوی امیدی به نتایج دور سوم مرحله گروهی داشتند. اما از سال 1998 شکل بازی ها به کامل ترین و بی عیب ترین صورت ممکن تبدیل شد. هر بازی سه امتیاز و از هر گروه هم دقیقا دو تیم به دور بعد صعود می کردند. با این توضیحات تیمی که از دو بازی اول صفر امتیاز کسب می کرد حذف شده بود. چنین تیمی در نظر اکثریت به پیروی از بازی های نخست بازنده بازی سوم است اما همین از پیش بازنده ها گاهی به طرز عجیبی دردساز می شدند. یادآوری برخی از اتفاقات عجیب روزهای پایانی دور مقدماتی موضوع را روشن تر می کند:
انگلیس 2-2 اتریش (1958) : تنها بازی مربوط به قبل از سال 1998 که تیم حذف شده آش پرروغنی برای کشوری پخت که از قبل روی امتیاز بازی حساب کرده بود. اتریش دو بازی اول را بدون اینکه گلی بزند به شوروی و برزیل باخته بود.
انگلیس قبل از این بازی دو امتیاز از دو تساوی خود داشت و در صورت باخت احتمالی شوروی مقابل برزیل در بازی همزمان که اصلا دور از ذهن نبود با یک پیروزی میتوانست به عنوان تیم دوم از گروه صعود کند. قسمتی از کار که در اختیار انگلیس نبود درست انجام شد. برزیل با دو گل واوا شوروی را برد اما اتریش با ارائه یک بازی جوانمردانه و بی نقص انگلیس را 2-2 متوقف کرد تا کار برای انگلیس به بازی پلی آف بکشد. در بازی پلی آف هم انگلیس باخت تا بیش از پیش حسرت بازی ضعیف مقابل اتریش را بخورد.
آفریقای جنوبی 2-2 عربستان سعودی (1998) : پیش از شروع بازی هر چند امتیاز آفریقای جنوبی از دانمارک کمتر بود اما به دلیل رقبای پیش رو، دو تیم از شانس مساوی برای صعود برخوردار بودند. نمایش وحشتناک عربستان مقابل فرانسه این امید را به آفریقاییها داده بود که با احتساب شکست دانمارک مقابل میزبان در بازی همزمان و پیروزی پر گل خود مقابل عربستان راحت به دور بعدی صعود کنند.آفریقایی ها خیلی زود توسط بارتلت به گل رسیدند اما عربستان به یکباره همه را انگشت به دهان کرد. دو گل سامی الجابر و نواف الطونیان از روی نقطه پنالتی عربستان را جلو انداخت و وقتی آفریقاییها گل مساوی را زدند که فرصت زدن گلهای بعدی نبود. اگر آنها بازی را میبردند به دور بعد صعود میکردند.دانمارک در بازی همزمان به فرانسه باخته بود.
آفریقایجنوبی 2-3 اسپانیا (2002) : بر خلاف مورد قبلی سرنوشت صعود آفریقایجنوبی در جام جهانی 2002 در دست خود آنها بود. پیروزی مقابل اسپانیا از پیش صعود کرده به عنوان تیم سرگروه که به بازیکنان اصلی هم استراحت داده بود میتوانست آنها را به عنوان تیم دوم راهی دور بعد کند. آرندس دروازهبان آفریقایجنوبی در همان شروع بازی یک اشتباه فاجعهبار در مقابل رائول انجام داد و رائول هم با گل کردن هدیه آرندس بار دیگر ارزش تعقیب توپ تا آخرین ثانیه را نشان داد. در اواخر نیمه مک کارتی با گل خود آفریقا را به بازی باز گرداند اما مندیتا در اوقات تلف شده نیمه اول با یک ضربه آزاد ماهرانه دوباره اسپانیا را پیش انداخت. در رختکن خبرهای خوبی به گوش بافانا رسید. پاراگوئه در همان لحظاتی که آفریقا گل دوم را خورد از اسلوونی گل خورد و حالا آنها حتی با باخت هم صعود می کردند. در ابتدای نیمه دوم لوکاس رادبه که میانه خوبی با گلزنی نداشت روی اشتباه انریکه رومرو بازی را به تساوی کشاند. بازی به نفع آفریقا در جریان بود تا زمانی که خبر رسید پاراگوئه از اسلوونی جلو افتاده. حالا آنها باید گل بعدی را می زدند اما ضعف روحی باعث شد تا گل سوم را توسط رائول دریافت کنند و حذف شوند.
ایران 1-1 آنگولا (2006) : ایران در دو بازی اول با دو باخت حذف شده بود و آنگولا با علم به عدم پیروزی مکزیک مقابل پرتغال امیدوارانه پا به این میدان گذاشته بود. اما در جریان بازی فقط یک بار به سمت دروازه ایران حمله کردند و با توجه به فرصتهای هدر رفته ایران نتیجه تساوی هم حق آنها نبود. آنگولا در صورت پیروزی در این بازی می توانست در اولین حضور خود در جام جهانی به دور دوم صعود کند اما نمایش آنها اصلا جالب نبود. گل آنگولا را در این بازی فلاویو زد و بختیاری زاده هم برای ایران گل زد.
اسپانیا 1-0 عربستان سعودی (2006) : آوردن نام این بازی در این فهرست شاید چندان درست و منطقی به نظر نرسد اما اگر عربستان با اختلاف سه گل یا بیشتر اسپانیای از پیش صعود کرده را می برد و تونس هم با اختلاف یک گل مقابل اوکراین به برتری می رسید آنگاه عربستان به عنوان تیم دوم از این گروه راهی دور یک هشتم نهایی می شد. اسپانیا به نسبت بازی های قبلی تمام 11 نفر خود را عوض کرده بود اما فوتبال عربستان در سطحی نبود که حتی مقابل این تیم پیروز شود و در نهایت با تک گل نیمه اول خوانیتو بازی را واگذار کردند. شکست تونس در بازی همزمان اندکی درد عربها را تسکین داد.
Ahmad.taj
06-22-2010, 06:12 PM
http://img19.img98.com/out.php/i102834_Untitled1.jpg
1- ستارهها به درد روز مبادا میخورند. آنها حتی اگر در زمین مسابقه محو هم باشند باز میتوانند با ضربهای و در لحظهای سرنوشت را رقم بزنند.
هلند مقابل ژاپن خوشاقبال بود که اشنایدر در لحظهای و با ضربهای سرنوشت را رقم زد. هلند مقابل ژاپن سراپا انگیزه و شور، بارها و بارها خلق موقعیت کرد اما اشنایدر توانست قفل دروازه را باز کند. هلند اگر ژاپن را برد مدیون ستارهاش بود. ستارهها در جامی که با ستارهها لج کرده گاهی به درد میخورند.
2- حذف کامرون، نخستین بازنده جام را نباید دستکم گرفت. تیمی که به تک ستارههایش دل ببندد تیم نمیشود. لوگوئن فرانسوی نتوانست در طول مسابقات بین ستاره و کارگرهایش تعادل ایجاد کند.
کامرون البته دست و پا بسته نبود و لیاقت بالاتری داشت اما در نهایت آنها باختند و کنار رفتند. آنها نه قدرت روحی و روانی ژاپن را داشتند، نه کار تیمی کرهجنوبی را و نه بخت و اقبال اسلووانی را. آنها باختند در حالی که اگر ستارهها و گلرها بیشتر با هم ادغان میشدند شاید سرنوشت بهتری در انتظار کامرون بود.
3- اردوی فرانسه در آشوب فرو رفته. ملیپوشان فرانسه رسما تمرین قبل از بازی با میزبان را تحریم کردهاند. کاپیتان تیم، مربی بدنساز را با کتک از تمرین بیرون انداخته و از او به عنوان جاسوس تیم یاد کرده. فرانسه حالا با بحران مشروعیت مواجه است. دومنش شخصیت و اقتدار لازم را برای مقابله با این شرایط را ندارد و ضعفهای فاحش او سبب شده تا کار به اینجا بکشد.
فرانسه چوب این را میخورد که مدیری قدرتمند و لیدری با نفوذ را در رأس سکان این تیم باقی نگذاشته. وقتی بازیکنان میتوانند خیلی راحت با یک شبه کودتا تمرین را تعطیل کنند یعنی اینکه باید فاتحه اتحاد درون تیمی را خواند. تیم ملی فرانسه حالا یک تیم نیست. آنها متشکل از تعدادی بازیکن هستند که برای خود و بقیه تصمیم میگیرند.
4- برزیل به لطف یک گل تقلبی مقاومت ساحل عاج را در هم کوبید. برزیلیها با گل مشکوکی که فابیانو وارد دروازه حریف کرد توانستند مقاومت تیم سختکوش را بشکنند.
برزیل اگر گل مشکوک اول را نمیزد شاید مثل بازی با کرهشمالی ناچار میشد تا اواسط بازی با حریف خود مساوی باشد و از سوی دیگر تیم فوتبال ساحل عاج اگر آن گل زودهنگام را نمیخورد شاید میتوانست حتی شگفتی ناتمام کرهشمالی را تکمیل کند.
5- گلی که دروگبا زد چقدر زیبا بود. چقدر التیامبخش بود برای خود ساحل عاجیها. چقدر خوب بود که مهاجم صاحبنام ساحل عاج توانست دروازه حریف را باز کند، عاجیها هنوز بخت و اقبال بالا رفتن از این گروه را دارند. آنها کمی بخت و اقبال میخواهند و کمی دروگبای پرروحیه و کمی هم انسجام و اعتماد به نفس بیشتر...
6- اخراج کاکا مقابل ساحلعاج، چقدر شبیه اخراج زیدان مقابل عربستان در جامجهانی 98 فرانسه بود. آنجا هم زیدان با یک خطای بیهوده خود را اخراج و فرانسه را از خود محروم کرد. فرانسه بدون او 2 بازی دشوار را پشت سر گذاشت تا اینکه "زیزو" بازگشت و تیم جان گرفت.
حالا کاکا اخراج شده تا برزیل بدون او به مصاف پرتغال برود. آیا اخراج کاکا به سرنوشت اخراج زیدان ختم خواهد شد؟
7- حتی ساحلعاج بازنده بازی با برزیل هم مستحق ستایش است. تردیدی نیست که آنچه ما از "فابیو کاپلو" انتظار داشتیم از "اسون گوران اریکسون" دیدیم. اریکسون به ساحل عاج نظم و شخصیت داده و این قضیه را نمیتوان انکار کرد. باختن به برزیل آن هم با گل به ثمر رسده با دست نمیتواند برای تیم اریکسون شرمی در پی داشته باشد.
تمام خصائل و محسناتی که ما در کاپلو و انگلیس جستجو میکردیم را اریکسون به ساحل عاج هدیه کرده. حتی اگر آنها به برزیل بزرگ هم باخته باشند دلیلی برای سرزنش کردنشان نداریم.
8- از تکرار نشانهها نوشتیم. از اینکه شاید اخراج کاکا مثل اخراج زیدان در سال 1998 باعث قهرمانی تیمش شود. نشانه دوم را باید در جامجهانی 2002 جستجو کرد. برزیل در راند اول مقابل ترکیه آنچنان به زحمت افتاد که ریوالدو ناچار شد با اتکا به صحنهسازی و تمارض داور را به اخراج یک بازیکن تیم ملی ترکیه وادار کند تا زردپوشان با برد از زمین خارج شوند.
این بار هم برزیل مقابل یک تیم گمنام در مرحله گروهی ناچار شد با تمارض فابیانو پیروزی را جشن بگیرد. آیا این 2 نشانه برای طرفداران خرافاتی برزیل نشانی از قهرمانی است؟
* * *
«ایپنا»
Ahmad.taj
06-22-2010, 09:45 PM
1- اسپانیا که راه افتاد، جام هم راه افتاد. اسپانیا روز دوشنبه ثابت کرد که شکستش در دیدار اول اتفاقی بوده و نباید آن را جدی گرفت. آنها در آخرین روز مسابقات البته مقابل شیلی به میدان خواهند رفت تا برای صعود کردن بجنگند. اتفاقی که جذابیت را به هیجان خواهد کشاند. اسپانیا برخلاف ایتالیا، فرانسه و انگلیس ثابت کرد که نتیجه روز اولش را نباید "سیمای واقعی این تیم" دانست.
2- از اسپانیا و تفاوت نتیجهاش با ایتالیا، فرانسه و انگلیس گفتیم. دلیل این تفاوت در چیست؟ اسپانیا برخلاف هر 3 تیم که در دیدار اول حداقل یک تساوی کسب کردند بازی را به سوئیس باخت. آنچه کمک کرد تا اسپانیا در بازی دوم به پیروزی رسد، بضاعت انسانی باکیفیتی است که در اختیار این تیم هست و 3 تیم دیگر از آن بیبهره هستند.
یادمان باشد نسل طلایی ایتالیا در 2006 قهرمان جامجهانی شد و بعد از آن اکثر ستارگان آن یا بازنشسته شدند یا از فوتبال ملی کنارهگیری کردند. معدود بازماندههای آن جام در مسابقات امسال عصای دست لیپی نبودهاند. پیرلو مصدوم شد، بوفون نتوانست بازی کند و کاناوارو هر که ضعفهایش عیان است.
این در حالی است که اسپانیا در 2008 قهرمان شد و علاوه بر حفظ نسل قهرمان جوانترهایی را اضافه کرد که امروز در ترکیب اصلی این تیم بازی میکنند. بضاعت انسانی اسپانیا بیش از ایتالیاست. انگلیس مثل ایتالیا به شدت با بحران مصدومیت بازیکنان اصلی خود دست و پنجه نرم میکند و فرانسه مشکل رهبری و هدایت تیم دارد.
نه از هر طرف که نگاه میکنیم، اسپانیا سرتر از این تیمهاست و به همین دلیل است که در گروه خود شرایط بهتری نسبت به این تیم دارد.
3- اسپانیا مقابل هندوراس آنقدر موقعیت خلق کرد که برای ثبت نتیجهای مثل بازی کرهشمالی و پرتغال کفایت میکرد. غیر از بداقبالی و بیدقتی مهاجمان در زدن ضربات آخر، عامل دیگری که در کم گل خوردن هندوراس موثر بود به نظم تیمی این تیم مربوط میشد.
هندوراسیها هرگز مثل کرهشمالیها اختیار از کف ندادند، خود را گم نکردند و شیرازه دفاعیشان از هم نپاشید. البته شاید اگر پنالتی گل میشد و اسپانیا به سومین گل دست مییافت. کار هندوراسیها دشواتر هم میشد. به هر حال هندوراس در بازی آخر مقابل سوئیس تدافعی بخت و اقبال مناسبی برای کسب امتیاز خواهد داشت.
4- مارچلو بیلسا در جامجهانی امسال تصویر نامناسبی را که قبلا در همین تورنمنت روی نیمکت تیم ملی آرژانتین از خود بر جای گذاشته بود اصلاح کرد. بیلسا را با آن موهای پریشان، راه رفتن مثل بازندهها و لب خط و نتایج افتضاح آرژانتین به یاد داریم. تیم او در مسابقات افتضاح کاشت و بیلسا دوباره خودش را زنده کرده. این مربی آرژانتینی امسال هم نتایج خوبی کسب کرده و هم اینکه شیلی را با قدرت به عنوان یک تیم بسیار قوی جا انداخت. در حقیقت شیلی و پاراگوئه امسال در جام از تیمهای پدیده به حساب خواهند آمد.
بیلسا برای آنکه ناکامی خود در جامجهانی با آرژانتین را جبران کند قطعا مسیر دشواری را حل کرده تا امروز به اینجا رسیده. تقابل شیلی و اسپانیا در بازی آخر قطعا جذاب و دلچسب خواهد بود.
5- سوئیس هم مثل کامرون قربانی کسر یار شده در جامجهانی امسال داوران در اخراج کردن بازیکنان در نیمه اول بدون تعارف و مصلحاندیشی عمل کردند تا چندین تیم از این قضیه متضرر شوند.
سوئیس هم در دیدار مقابل شیلی به همین دلیل بازی را واگذار کرد هرچند باخت این تیم ا تفاق خوبی است. سوئیس از تیمهایی بود که با توسل به دفاع آهنین از لافتهای بازی تهاجمی بیبهره نشان داد. سوئیس اگر میخواست با این بازی تدافعی به دور بعد مسابقات راه پید کند شاید دل هواداران زیادی را به درد میآورد. البته آنها حذف نشدهاند و در بازی آخر مقابل هندوراس شانس پیروزی دارند. این اما مانع از این نمیشود که ننویسیم تیمهای دفاعی، نباید به دور بعدی راه پیدا کنند.
* * *
جعفری
«ایپنا»
Rainyboy
06-22-2010, 10:17 PM
حکمرانی آمریکای جنوبی در جام جهانی
http://img98.com/images/j2pnsnwrkzb587xjvgv.jpg
شاهد برگزاری اولین دوره از رقابتهای جام جهانی در قاره آفریقا هستیم و برخلاف توقع همگان تیمهای این قاره نتوانسته اند در تورنمنتی که به میزبانی آفریقای جنوبی برگزار می شود، چندان موفق ظاهر شوند. پس از نمایش قابل توجه تیمهای آسیایی ، به ویژه در دور اول رقابتها که با پیروزی ژاپن و کره جنوبی مقابل حریفانشان و نمایش قابل قبول کره شمالی در مقابل برزیل همراه بود، در دور دوم تنها ژاپن توانست نماینده خوبی برای آسیایی ها باشد.هر چند که نتیجه نهایی دیدارش چندان جالب توجه نبود.
با این وجود آسیایی ها در این دوره از تورنمنتها تا حدودی شگفتی ساز بودند ولی اکنون تمام نگاه ها به عملکرد تیمهای آمریکای جنوبی در جام جهانی متمرکز است؛ تیمی هایی که می توان از آنها به عنوان آماده ترین تیمهای حاضر دراین رقابتها یاد کرد.
برزیل، آرژانتین و شیلی دور سوم این رقابتها را با شش امتیاز آغاز می کنند و پاراگوئه و اروگوئه نیز در گروه های خود شانس زیادی برای صعود به دور بعد دارند. تیمهای این منطقه تاکنون ده دیدار را برگزار کرده اند که با 8 پیروزی و دو تساوی همراه بوده و بدین ترتیب می توان تیمهای لاتین را فرمانروایان جام جهانی دانست
این تصادفی نیست
بسیار سخت است که بخواهیم این برتری و درخشش را اتفاقی بدانیم. تمام تیمهای لاتین حاضر در جام جهانی نمایش قابل قبولی را در خط دفاعی شان به اجرا گذاشته اند و البته ازبازیکنان بزرگی نیز در خط حمله شان بهره می برند.
هم اکنون نام ایگواین و فورلان در صدر جدول گلزنان رقابتهای جام جهانی دیده می شود و این هم اصلا اتفاقی نیست.
ایوان سامورانو، ستاره سالهای نه چندان دور باشگاه مادریدی در حال حاضر در آفریقای جنوبی است و در تلویزیون شیلی به کارشناسی می پردازد.
او در صحبتهایی در این رابطه گفت:«کاملا واضح است که فوتبال آمریکای جنوبی هر بار بااعتبار تر از قبل می شود. برزیل و آرژانتین همواره در جمع مدعیان هستند و اکنون به روشنی می بینیم که فوتبال لاتین قدرتمندتر از همیشه در جام جهانی می درخشد… باید به سبک فوتبال این تیمها نیز توجه کرد. پاراگوئه با سه مهاجم بازی می کند و آرژانتین با سیستم 4-1-2-3 فوتبالی تماشایی را ارائه می دهد.»
آمار و ارقام نیز حق را به سامورانو می دهند. تیمهای منطقه آمریکای جنوبی تا پایان دور دوم رقابتهای جام جهانی و در ده دیدار برگزار شده، 18 گل به ثمر رسانده اندو تنها 4 بار دروازه هایشان را باز شده دیده اند
Rainyboy
06-22-2010, 11:18 PM
باشگاه هاي ثروتمند اروپا مقصر اصلي سطح پايين مسابقات جام جهاني 2010
http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Smal_Pic/2010%5C6%5C22%5Cimg634128146356875000.jpg (http://www.irna.ir/NewsMedia/Photo/Larg_Pic/2010%5C6%5C22%5Cimg634128146356875000.jpg)
به گزارش خبرگزاري اسوشيتدپرس، شش ابرقدرت فوتبال اروپا يعني آلمان، اسپانيا، ايتاليا، هلند، فرانسه و انگليس در يازده روز نخست جام جهاني در مجموع فقط چهار پيروزي به دست آورده اند که در اين ميان سهم هلند دو برد بود.
"جيانکارلو آبته" رييس فدراسيون فوتبال ايتاليا دليل اين مساله را باشگاه هاي بزرگ اروپا مي داند که با وجود پول هاي کلاني که از پخش بازي ها به دست مي آورند، هيچ قدمي براي پرورش بازيکنان جوان براي مسابقات ملي بر نمي دارند.
وي در اين باره گفت: با نگاهي به مسابقات جام جهاني 2010 در مي يابيم که تمامي تيم هاي بزرگ اروپايي با مشکلاتي دست به گريبان هستند، فقط يکي از تيم هاي اسپانيا، فرانسه، انگليس، آلمان و ايتاليا توانسته به پيروزي برسد. به غير از هلند، فقط تيم هاي آمريکاي مرکزي و جنوبي عملکرد قابل قبولي داشته اند. به نظر مي رسد که باشگاه ها قدرت بيشتري نسبت به فدراسيون ها دارند.
ناآرامي هايي که در اردوي تيم هاي فرانسه و انگليس به وجود آمده فقط نشانگر گوشه اي از مشکلات آنهاست.
گرچه ايتاليا به عنوان مدافع عنوان قهرماني نيز مقابل نيوزيلند بي ادعا به تساوي 1 بر 1 دست يافته و آلمان به عنوان قهرمان سه دوره جهان 1 بر 0 مغلوب صربستان شد.
شايد يکي از دلايل ضعف ايتاليا، متوسط سني آنها باشد. 9 نفر از بازيکنان اين تيم بالاي 30 سال دارند و "فابيو کاناوارو" کاپيتان 36 ساله لاجوردي پوشان که چهار سال پيش جام قهرماني را بالاي سر برد، در هر دو گلي که اين تيم خورده، مقصر بوده است.
"ميشل پلاتيني" رييس اتحاديه فوتبال اروپا (يوفا) در تلاش براي ايجاد توازن و تعادل در تيم هاي ملي و پرورش بازيکنان جوان، قانون به اصطلاح بازيکنان بومي را براي باشگاه ها قرار داده است تا مجبور شوند کمتر از بازيکنان خارجي استفاده کنند.
ولي آبته نظر ديگري دارد.
وي گفت: بودجه باشگاه رئال مادريد هشت برابر فدراسيون اسپانيا است. هيچکس حتي پلاتيني هم نمي تواند جلوي اين باشگاه را از رسيدن به يک قهرماني مسلم بگيرد. همه کاري که ما مي توانيم انجام دهيم اين است که مربيان را به استفاده بيشتر از بازيکنان جوان تشويق کنيم.
بحران بازيکن بيش از همه در تيم ملي انگليس ديده مي شود که با داشتن 11 بازيکن مطرح اصلي، پس از مصدوميت "ريو فرديناند" و "گرت بري" به شدت با مشکل مواجه مي شود.
فرديناند به عنوان کاپيتان تيم، جام جهاني را از دست داده است و بري بعد از غيبت در جريان تساوي 1 بر 1 با آمريکا در اولين بازي اين تيم در جام نوزدهم، در تساوي بدون گل تيمش مقابل الجزاير نتوانست تاثير گذار ظاهر شود.
بيش از نيمي از بازيکنان ليگ برتر انگليس خارجي هستند به طوريکه حتي "تروور بروکينگ" رييس بخش توسعه اتحاديه فوتبال اين کشور گفته است، تيم ملي انگليس به محض محو شدن نسل کنوني بازيکنانش، با مشکلات بزرگتري روبه رو خواهد شد.
وي با اشاره به پيروزي ماه گذشته انگليس مقابل اسپانيا در فينال مسابقات زير 17 سال قهرماني اروپا گفت: انگليس بازيکنان با استعدادي تربيت مي کند اما، اين افراد نمي توانند تجربه لازم براي پيوستن به تيم ملي را کسب کنند. ارزش نقدي هر جايگاهي در ليگ برتر 750 هزار پوند است به همين دليل حتي در پايان فصل هم شانس گزينش بازيکنان جوان وجود ندارد، چون بايد سه جايگاه به علاوه 2 ميليون پوند در بودجه نقل و انتقالات را هزينه کنيد.
باشگاه هاي آرسنال و چلسي تيم هايي کاملا خارجي به ميدان مي فرستند و آرسنال که همواره يکي از چهار تيم نخست ليگ برتر بوده، حتي يک بازيکن هم در بين تيم 23 نفره انگليس در جام جهاني ندارد.
شايد کشورهاي آمريکاي جنوبي از ضعف نسبي مالي باشگاه هاي خود نفع بيشتري مي برند.
تيم هاي بزرگي مثل بوکا جونيورز، سانتوس و ريورپلات نمي توانند بهترين بازيکنان خود را در مقابل وسوسه بازي در ليگ قهرمانان باشگاه هاي اروپا (چمپيونزليگ) و پيشنهادهاي هنگفت باشگاه هاي اروپايي حفظ کنند، از اين رو مجبور مي شوند سرمايه گذاري هاي عظيمي روي بازيکنان جوانشان انجام دهند. با توجه به اينکه در اين منطقه فوتبال براي بسياري، راه براي فرار از فقر محسوب مي شود.
باشگاه اينترميلان ايتاليا ماه گذشته بدون حتي يک بازيکن ايتاليايي در ترکيب اصلي خود و در عوض داشتن چهار آرژانتيني و سه برزيلي، در چمپيونزليگ قهرمان شد.
"ژوليو سزار"، "مايکون" و "لوسيو" به تيم ملي فوتبال برزيل براي پيروزي در دو بازي نخست خود در جام جهاني 2010 کمک شاياني کردند. از سوي ديگر تيم ملي آرژانتين از چنان قدرتي برخوردار است که "ديه گو مارادونا" سرمربي اين تيم مجبور شد بازيکنان سرشناسي مثل "خاوير زانتي" و "استبان کامبيازو" را از ترکيب اصلي خود حذف کند.
آرژانتين هم پس از شکست 1 بر 0 نيجريه و برد پر گل 4 بر 1 مقابل کره جنوبي، دو بازي اول خود را با پيروزي پشت سر گذاشته است.
باشگاه هاي اروپايي دستمزدهاي نجومي به بازيکنان خود مي پردازند و به همين دليل فکر مي کنند حق نهايت استفاده از آنها قبل از ترخيص براي بازي در تيم هاي ملي ايشان را دارند.
همه اين عوامل باعث مي شود اروپا از زمان افزايش تعداد تيم هاي راه يافته به جام جهاني به 32 تيم از سال 1998 تا کنون ضعيف ترين نمايش را در دور دوم داشته باشد.
دوشنبه و در ادامه مسابقات مرحله گروهي جام جهاني 2010 تيم هاي اسپانيا مدافع عنوان قهرماني اروپا و پرتغال بالاخره توانستند از خطر بگريزند.
اسپانيا شکست 1 بر 0 مقابل سوييس را با برد 2 بر 0 برابر هندوراس جبران کرد و پرتغال به يک برد پر گل 7 بر 0 مقابل کره شمالي دست يافت.
هر کدام از تيم هاي يونان، اسلووني، صربستان، سوييس و دانمارک هم به يک پيروزي رسيده اند تا مجموع بردهاي اروپا در 26 بازي را به عدد 10 برسانند.
اما فقط تيم هاي اسپانيا و پرتغال (با در اختيار داشتن "کريستيانو رونالدو" در ترکيب اصلي خود) شانس رسيدن به فينال در ورزشگاه ساکر سيتي شهر ژوهانسبورگ را دارند.
"فرناندو تورس" مهاجم اسپانيا در اين باره گفت: مي توان ديد که همه تيم ها توانايي برد را دارند. مدعيان مشکلات زيادي دارند ولي يک چيز روشن است؛ در جام جهاني امکان هر اتفاقي وجود دارد. اين بار شگفتي ها خيلي زود خلق شدند.
Ahmad.taj
06-24-2010, 09:43 PM
http://www.free2upload.com/images/27936263409716222306.jpg
فوتبال باشگاهي طي سالهاي اخير با چنان شتابي به جلو پيش رفته است كه امروز اغلب بينندگان تلويزيوني از تماشاي جام جهاني لذت نميبرند. اين نارضايتي عيني ناشي از بازيها، مافوق تصوري است كه چندي پيش در عرصه مسابقات ليگ قهرمانان اروپا به نمايش درآمد.
با اينكه آرژانتين و اسپانيا كه جزو پر ستاره ترين تيمهاي جام محسوب ميشوند سعي در اجراي همان نمايشي دارند كه در قالب بازيهاي باشگاهي مقابل چشم بيننده به تصوير در آمده است اما اين تيمها هم با وجود همه جذابيتها قادر نيستند بازيهايي كه از سوي تيمهاي نامدار اروپا به اجرا در ميآمد را روي صفحه تلويزيون آورده و بيننده را به وجد بياورند. تفاوتهاي بسياري هست ميان ستارههايي كه با پيراهن باشگاهي مقابل تماشاگران قرار ميگرفتند و امروز با لباس تيم ملي كشورشان در تكاپوي رسيدن به قهرماني دست و پا ميزنند؛ آيا بازيكنان نامدار تيم ملي فرانسه كه با فضاحت از جام جهاني حذف شدند، لحظهاي توانستند نمايش سراسر جذابيت خود در تيمهاي باشگاهي را در لباس تيم ملي كشورشان به اجرا بگذارند؟ فرانك ريبري كجا بود؟ آيا از مالودا خبري داشتيد؟ تيري آنري هم تنها سايه خود را به جام جهاني آورده بود.
ستارههاي تيم ملي انگلستان چه طور؟ تيم ملي انگليس كه در عرصه باشگاهي دنيا را مات و حيرت زده ميكند؛ منچستر يونايتد با آن همه ستاره، چلسي با آن همه طراوت و آرسنال و ليورپول با آن همه سابقه. انگليس ديگر قادر نيست تأثير پذيري خود بر فوتبال را در جام جهاني به رخ فوتبال بكشد. روزگاري نامهاي بزرگ با پيراهن تيم ملي معني ميشدند.
ديگو آرماندو مارادونا وقتي دروازه شهرت و محبوبيت را به تسخير در آورد كه در مسابقات ملي همراه با تيم ملي كشورش در جامهاي جهاني درخشيد. يوهان كرويف نيز هر گاه نامش شنيده ميشد لباس نارنجي رنگ هلند را در ذهن نقاشي ميكرد اما امروز چه؟ آيا فوتبال، ليونل مسي ستاره تابناك خود را با لباس تيم ملي آرژانتين شناخته است؟ يا او همان بازيكني است كه در بارسلونا ميشناختيم؛ستارهاي كه فقط قادر است بيننده را با آن دريبلهاي فريبندهاش در قالب لباس بارسلونا به تحسين خود وادارد؛ ستارهاي كه تنها در لاليگاه مدعي آقاي گلي است و در جام جهاني هر چه ميزند به در بسته ميخورد.
به نظر ميرسد فوتبال به استثمار و بهره كشي تيمهاي باشگاهي در آمده و تيمهاي ملي ديگر قادر نيستند با فوتبال باشگاهي رقابت كرده و خود را از درجه فني به اين تيمها نزديك كنند. گو اينكه مرگ فوتبال ملي فرارسيده است! اگر چه تيم ملي آرژانتين با مرد نامدار خود ديگو آرماندو مارادونا كوششي چشمگير در جهت برآورده كردن خواست تماشاگران فوتبال دارد اما اين فوتبال آن چيزي نيست كه در رقابتهاي باشگاهي مقابل چشم بيننده به تصوير در ميآمد.
ريخت و پاشهاي فراوان مالكان متمول تيمهاي اروپايي و صرف هزينههاي هنگفت براي جذب ستارهها و كاناليزه كردن فوتبال امروز باعث شده تا فوتبال در عرصه ملي رو به زوال گذاشته و در آستانه نابودي قرار بگيرد. جام جهاني با همه جذابيت هايي كه در خود دارد بيننده را راضي نميكند! چگونه ميتوان جام جهاني را ديد و لذت برد؟كدام تيم به سبك بارسلونا بازي ميكند؟ چه تيمي نيمي از تواناييهاي رئال مادريد را دارد؟ آيا لحظهاي ميتوان تيمهاي حاضر در آفريقا را با قهرمان اروپا قياس كرد؟
فوتبال باشگاهي در سالهاي اخير چنان سير پيشرفت را طي كرده كه امروز حتي جذابيت ديگر در عرصه ملي معناي اخص خود را پيدا نميكند و اگر بخواهيم بار ديگر تازه هايي از فوتبال را به نظاره بنشينيم ميبايست تا آغاز ليگهاي اروپايي صبر كنيم. آنگاه فوتبال را همانگونه كه طي سالهاي اخير توقع ما را بالا برده است همان طور ميبينيم كه از ديدنش لذت خواهيم برد؛ مسي همان بازيكن گلزن خواهد بود، آنري همان بازيكن باهوش كه برابر دروازه هيچ فرصتي را از دست نميدهد، لمپارد با آن بازيسازي منحصر به فردش همه را مجذوب خواهد كرد. دروگبا هيچ توپي را به جايي غير از قعر دروازه هدايت نخواهد كرد و....
* * *
«ایران ورزشی»
Ahmad.taj
06-27-2010, 12:57 PM
http://www.free2upload.com/images/59068611832422593873.jpg
1- 3 بازی، 3 برد و 9 امتیاز. این آرژانین است که مارادونا روانه مسابقات جامجهانی 2010 آفریقای جنوبی ساخته. کوتهفکری است اگر گمان کنیم این نتایج به معنای قهرمانی بیچون و چرای آبیپوشان خواهد بود اما کوتهفکری است اگراین تیم را مدعی اول جام نوزدهم ندانیم.
آرژانتین مارادونا در بازی آخر هم باوجود قطعی بودن صعود خود، تهاجمی و تشنه عمل کرد. آنها حفظ ساق نکردند، کوتاه نیامدند و بازی را برای اقتدار پیش بردند. مارادونا پاسخ تمام منتقدان را داد. حداقل تا اینجا جامجهانی تیم او علاوه بر اینکه تهاجمیترین فوتبالها را ارائه داده، دل تماشاگران متفرقه را نیز بدست آورده. این روزها دل نیست که مهر آرژانتین در آن نتپد.
2- لیونل مسی هنوز پایش به گل باز نشده اما نمیتوان از یاد برد که او در آخرین بازی آرژانتین بسیار به روزهای خوبیش در بارسا شبیه بود. مسی به دلایل مشخصی با پیراهنی تیم ملی آرژانتین مثل بارسا نمیدرخشد با اینحال هر چه از بازیها میگذرد، تیم و او به درک متقابلی از یکدیگر میرسند.
آرژانتین و مسی هیچ وقت به اندازه این بازی آخر در خدمت یکدیگر نبودند...
3- صعود کره جنوبی باعث افتخار است. خوشحالیم که کره جنوبی پرچم آسیا را نگه داشته و به بنهمام اجازه میدهد تا همچنان سر نیم سهمیه با فیفا چانه بزند. یادمان باشد هر چه آسیاییها بالاتر بروند سهمیه قاره در 2014 برزیل، بیشتر قابل چانهزدن و حفظ کردن به نظر میرسد. باور کنیم اروپاییها و آمریکاییها اصلا بدشان نمیآید این نیم سهمیه شانسی ما را بالا بکشند.
4- فرانسه در بازی آخر چقدر آشفته حال و درب و داغان بود. فرانسویها در روز آخر در غیاب بهترین ملیپوشانی که به دلیل توهین آشکار به دومنش نیمکتنشید بودند حتی نتوانست از سد تیم درب و داغان آفریقای جنوبی عبور کند. فرانسویها یکی از ننگآورترین بازیهای تاریخ خود را به پایان رساندند تا یادشان باشد که صعود با جرزنی و تقلب، فرجام خوبی نخواهد داشت...
این وسط دومنش به عنوان یک بازنده تمام عیار تیم ملی فرانسه را ترک خواهد کرد. نمیدانم آیا هیچ مدیر دیوانهای در دنیا پیدا میشود که بعد از این به دومنش تیم بدهد یا نه؟!
5- فرانسه در بازی آخر چقدر جای خالی ستارههایی مثل اورا، آنری و آنلکا را حس کرد. غیر از آنها امثال سمیر نصری و کریم بنزما هم جایشان خالی بود.
آنها برای یورو 2012 بازمیگردند. فرانسه همین حالا بضاعت انسانی برتری نسبت به بسیاری از تیمهای اروپایی دارد. آنها با یک مربی خوب دوباره برمیگردند.
این وسط اما رفتار فرانسویها را باید جدی گرفت. وقتی سرپرست تیم ملی فرانسه تنها به دلیل یک جلسه تمرین نکردن بازیکنان این تیم استعفا میدهد، وقتی رئیس فدراسیون فوتبال فرانسه با شرم از سمت خود کنارهگیری میکند، باید امیدوار باشیم که "بعضیها" یاد بگیرند!
راستی اگر علی کفاشیان ریاست فدراسیون فوتبال فرانسه را برعهده داشت و میکوشید تا با "مدیریت خنده" افکار عمومی فرانسه را "هدایت" کند چه بلایی بر سرش میآمد؟
* * *
«ایپنا»
Ahmad.taj
06-27-2010, 01:08 PM
http://img22.img98.com/out.php/i111304_Untitled3.jpg
1- حذف فرانسه کم بود، ایتالیا نیز از ادامه جام استعفا داد! شاید هم بهتر باشد بنویسیم ایتالیا را استعفا دادند! جالب است. فینالیستهای 2006 با همان مربیان، در جام 2010 حذف میشوند. جالب نیست؟ چطور میتوان باور کرد 2 مربی که تیمشان را در 2006 به فینال رساندند، در دوره بعد حتی نتوانستند از گروه خود بالا بیایند! قصه چیست؟ آیا غیر از این است که باید حرفهای زیدان را باور کنیم که صعود فرانسه به فینال را به پای زحمات بازیکنان گذاشته بود؟ در این صورت ایتالیا چه وضعی دارد؟ آیا لیپی هم مثل دومنش در ایتالیای قهرمان 2006 نقش مترسک را بازی میکرده؟ باورش دشوار است!
2- ایتالیای 2010 چقدر عاری بود از ستاره. حتی لوکا تونی به بنبست رسیده در بایرن مونیخ و دیپورت شده بهتر از این مهاجمان بیخطر بود. حتی توتی یا دلپیرو با آن سن و سال از این مانکنهای بیخاصیت بهتر بودند.
لیپی با نبردن مهاجمان هنوز زهردار خود ایتالیا را خلع سلاح کرد! دومنش هم با نبردن سمیر نصری و کریم بنزما همین بلا را بر سر فرانسه آورد تا من و تو سر را بکوبیم به دیوار و از خود بپرسیم، این 2 چگونه به فینال 2006 رسیدند؟
3- گل سوم اسلواکی به ایتالیا و گل دوم ایتالیا به اسلواکی عجب زیبا بود. یک بار دیگر به ضربه چیپی که "یاکوئینا" روانه دروازه اسلواکی کرد نگاه کنید و لذت ببرید. عین همین گل را مهاجم شیلی روانه دروازه اسپانیا کرد تا فوتبالدوستان از تماشای چنین گلهای زیبایی سرمست شوند. چقدر دلمان برای تماشای این گلهای زیبا تنگ شده بود.
اما حکایت گل اسلواکی را باید برای بازیکنان ایرانی سرمشق شب قرار داد و از آنها خواست تا 100 بار از رویش بنویسند و تمرین کنند.
پرتاب اوت به نقطه کور بین 2 مدافع به همراه استارت سریع مهاجم اسلواکی و ضربه چیپ او کمر ایتالیا را شکست! این وسط مهاجم اسلواکی به خودش نگفت که این 2 مدافع گران قیمت از من معروفتر و سرتر هستند. نگفت نمیتوانم از بین آنها عبور کنم. نگفت که ضربه چیپ من به تور دروازه بوسه نمیزند. در کمتر از 5 ثانیه اوت انداخته شد، مهاجم فرار کرد و از بین 2 مدافع عبور کرد، تکبه تک شد، چیپ را زد و در آغوش همبازیانش فرو رفت. آیا مهاجمان لیگ برتری ما با این رقمهای کلان آمادگی اتخاذ این تصمیمات سریع را دارند؟!
4- حذف ساحل عاج دوستداشتنی چقدر تلخ بود. چقدر جام نوزدهم با آفریقاییها بد تا کرد. کامرون چمدانهایش را زود بست. آفریقای جنوبی هرچند نسخه فرانسه را پیچید اما از روز دوم به بعد نقش مستمع آزاد را برعهده گرفته بود. غنا تنها خوشبختی بود که میشود رویش حساب کرد. آنها به آلمان باختند اما بالا رفتند. صربستان با آن نمایش غنی تاکتیکی رقابت را با آوراژ گل به غنا واگذار کرد و از جام کنار کشید.
* * * * *
قسمت دوم
http://www.free2upload.com/images/22558527609720934458.jpg
1- ژاپن به لطف 2 ضربه ایستگاهی به دور بعد صعود کرد. 2 گل زیبا و دلپذیر، ساموراییها را به راند بعد هدایت کرد. حالا با حذف کره شمالی و استرالیا، آسیا باید افتخار کند به ژاپن و کرهجنوبی که توانستهاند به مرحله بعد صعود کنند.
هر چند که کره شمالی بعد از تخلیه انرژی در بازی اول مقابل برزیل، کاملا از هم پاشید و در 2 بازی بعد، کیسه گل شد، هر چند استرالیا با مربی کوچکی مثل پیم وربیک در گروه خود آخر شد تا موافقان افشین قطبی دیگر نتوانند سنگ این هلندی درجه 2 را به سینه بزنند. با این حال ما دلخوشیم به کره جنوبی و ژاپن، به این 2 که باید رویاهایمان را با آنها به اشتراک بگذاریم. وای از این زندگی. یکی به ما بگوید آیا این همه اخلاق و سادگی و کوچک بودن آرزوهای یک ملت بزرگ را "چشمتنگها" میدانند؟
2- انگلیس فابیو کاپلو پس از یک پیروزی بدون افتخار مقابل اسلوونی به همراه آمریکای سختکوش به دور بعد صعود کرد. چقدر آمریکا در این مسابقات تیم زیبایی دارد. چقدر آنها فداکار و خودباورند و به رویاهایشان وفادار ماندهاند. لذت بردن از بازی آمریکاییها سخت نیست. آنها خوب میدوند، خوب میجنگند و در زمین نیز چه تاکتیکهای خوبی دارند. انگلیس اما بدون شور، بدون روحیه و صرفا با اتکا به یک گل زده و دفاع مطلق به دور بعد راه یافت. عجب بازی دشواری پیش روی آنها قرار گرفته در دور بعدی بازی آلمان و انگلیس دیدار جذابی است.
3- هلند حتی در آخرین بازی نیز از بردن دست نکشید. آنها با شکست کامرون در بازی آخر نشان دادند که امسال شانس خوبی برای رسیدن به جمع 4 تیم پایانی دارند. هلند و آرژانتین تنها تیمهایی هستند که تا اینجا 9 امتیاز کامل را بدست آوردهاند. به نظر شما فینال هلند و آرژانتین را کدام تیم خواهد برد؟
برگردیم سراغ یاران مارادونا. آرژانتین در بازی آخر یونان دفاعی را با 2 گل از پیش رو برداشت. یونان، کرهجنوبی نبود که تهاجمی بازی کند و کیسه گل شود. آنها دفاعی بازی کردند اما باختند. آرژانتین حالا با 9 امتیاز مدعی اول جام است هر چند برزیلیها سخت مترصد باطل کردن این آرزو هستند.
4- برزیل و پرتغال با هم پات کردند تا هر 2 بیخطر به دور بعد صعود کنند و کره شمالی و ساحل عاج حذف شوند. دیدار جذاب و تماشاگر پسندی را از این 2 تیم ندیدیم. برزیل امسال رسما برای حفظ ساق و دفاعی بازی کردن وارد مسابقات شده آنها مقابل پرتغال، محتاط بازی کردند. پرتغال هم بهتر از برزیل نبود. آنها هم برای حفظ نفرات خود و پرهیز از 2 کارته شدن یا مصدومیت ستارهها، مشق احتیاط پیشه کردند، در مرحله حذفی باید ببینیم این 2 چگونه به مصاف رقبا خواهند رفت.
5- اسپانیا با 6 امتیاز صعود کرد و تیم دفاعی اوتمار هیتسفلد حذف شد. سوئیس با تفکر دفاعی وارد این رقابتها شد اما در نهایت قربانی همین تفکر گردید. آنها نتوانستند هندوراس سختکوش را حذف کنند و قربانی استراتژی لقب گرفتند.
این وسط اما چقدر لذت بردیم از اینکه شیلی حذف نشد. تیمی که آنقدر قشنگ به اسپانیا گل میزند، حیف نیست به مرحله حذفی نرسد؟
راستی بیرسای آرژانتینی وقتی تیمش را به مرحله بعد رساند چقدر یاد خاطرات تلخش با آرژانتین در 2002 افتاد؟ کسی از سر درون این مربی خبر دارد؟
6- اروگوئه، مکزیک، انگلیس، آلمان، کرهجنوبی، آرژانتین، برزیل، پرتغال، غنا، آمریکا، ژاپن، هلند، اسلواکی و پاراگوئه به همراه شیلی و اسپانیا.
قهرمان جامجهانی از بین این تیمها مشخص میشود. شما روی کدام تیم شرط میبندید؟
* * *
«ایپنا»
Rainyboy
06-30-2010, 02:44 PM
یورنته بهترین تعویض جام
فراناندو تورس در تيم اسپانيا، چيزي بود - لابد هنوز هم هست - نظير وين روني، جراردو لمپارد و در تيم ملي انگليس خسته و فوتبالزده. بيرون از قواره بازي، آماده براي بيرون رفتن از زمين.
http://i48.tinypic.com/idyc04.png (http://www.google.com/reader/link?url=http://www.goal.com/iran/news/1829/%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C/2010/06/30/2002566/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%84%D8%A7%D 8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86&title=%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D 9%87%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AC%D8%A7%D9%85%20% D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D8%A8%D9%87%20%D9 %82%D9%84%D9%85%20%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D 8%B1%D9%84%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C%20-%20%DB%8C%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AA%D9%87%20%D8%A8%D 9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86%20%D8%AA%D8%B9%D9%88% DB%8C%D8%B6%20%D8%AC%D8%A7%D9%85%20&srcURL=http://www.goal.com/)
http://u.goal.com/102600/102646_news.jpg
اسپانيا - پرتقال، بهترين بازي تا اينجا
داوريها خود حكايتي دارند. شايد در بخشي از مسابقهها، اين هم لازم باشد كه براي داوريها نيز فكري بكنند.کدام داور به بازيها لطمه نزد يا لطمه كمتري زد؟
پرتقال به دو عامل باخت:
1- تعويض به موقع فرناندو تورس كه جاي خودش را به یورنته داد.
2- پرچمي كه بايد كمكداور دوم مسابقه بالا ميبرد و نبرد تا آفسايد واو پدريا گرفته نشود تا گلزن اسپانياييها، روي همين غفلت - يا ارفاق كوچك - كار را تمام كند. درست مثل اشتباهي كه كمكداور دوم بازي آرژانتين - مكزيك مرتكب شد.
نوار اشتباهات داوري را هوشنگ نصيرزاده در برنامه آخر شب سهشنبه شب يك جهان يك جام ادامه داد و تكميل كرد. نصيرزاده بيش از 20اشتباه داور آرژانتيني بازي اسپانيا - پرتقال را صحنههاي درخشان جناب داور دانست واز بزرگی روح او و پدرانه اشتباه كردنش سخن گفت تا رسيد به خطاي آشكار روي «كاسياس» و تازه اينجا بود كه كارشناس داوري توجيهگر ما دانست كه چرا حضور تكنولوژي در كار داوري، هنگام بازبيني عملكرد داوران لازم است.
***
پرتقال بهترين بازي خود را انجام داد و حذف شد. اسپانيا نيز در ارائه كاملترين فوتبالي كه بازي ميكند موفق شد. هم در شكل بازي توفيق به دست آورد، هم در نتيجهگيري.
تعويض آخرين انگليسي در جام
ویسنته دل بوسكه بسيار به موقع و آگاهانه تنها نماينده ليگ برتر انگليس در تيم ملي اسپانيا را خارج كرد و بعد از جابهجا شدن تورس با یورنته، بازي اسپانيا جان گرفت. پرتقال از اين لحظه به بعد - آوردن یورنته به جاي تورس - دقيقه به دقيقه عقب نشست و ديگر يك تيم برابر و صاحب بازي پاياپاي نشان نداد.
فراناندو تورس در تيم اسپانيا، چيزي بود - لابد هنوز هم هست - نظير وين روني، جراردو لمپارد و در تيم ملي انگليس خسته و فوتبالزده. بيرون از قواره بازي، آماده براي بيرون رفتن از زمين.
گل «ويا» بدون ترديد آفسايد بود اما در بازي اسپانيا هيچ فول و خطايي ديده نميشد. دیروز ویاا به سبك خودش جاي مسي را پر كرده تا بازي بارسلوني از هميشه بهتر به اجرا درآيد. راموس عملا يك گوش راست بود تا دفاع پرتقال هر چه ممكن است عقب بنشيند كه اگر راموس اين همه نفوذ نميكرد، پرسينگ از جلوی پرتقاليها، بازي با توپ اسپانيا را فلج ميكرد. اما«دل بوسكه» تيم را از زير فشار درآورد و سختترين مسابقه را برد. پرتقال علاوه بر قدرت تهاجمي حريف، به عقيم بودن خط حمله خود نيز باخت. پرتقاليها با گل زدن قهر بودند.
ژاپن سرفراز و بداقبال
ژاپن با افتخارحذف شد، سربلند بود. ژاپن بايد مسابقه را در جريان طبيعي بازي ميبرد. آن لحظهها كه توپهاي خود را به تير دروازه پاراگوئه ميكوبيد و ياران روکه سانتا كروز از شادي و رضايتخاطر زيرلب دعا ميخواندند.
ژاپن مثل كره جنوبي، در نبرد هاي تن به تن، فاقد مهارت و قاطعيت لازم است. یعنی آنجا كه نوبت به عمليات خود به خودي يك در مقابل يك ميرسد، عمليات موفقيتآميز ژاپنيها پايان ميگيرد. ژاپن اگر دو مهاجم «توپباز» داشت، حتي در يكچهارم نهايي هم حريف قدري ميشد براي اسپانيا.
به لطف بازي ژاپن و نيز كره جنوبي، فوتبال آسيا در جام نوزدهم موفق شد توفيق در اينكه سري در ميان سرها درآورد و از اين پس در هر ميداني حريفي باشد درجه يك و صاحب احترامات فائقه. آيا فوتبال ايران كه از نظر استعداد و هنر بازيكنان ميتواند شانه به شانه كره و ژاپن پيش برود، از نظر شكل اداره و مديريت امور خود را اصلاح خواهد كرد يا اجازه ميدهد فاصله ايجاد شده روز به روز بيشتر شود؟
Rainyboy
06-30-2010, 02:52 PM
افتضاح مثل رونالدو
وقتی در 30 دقیقه پایانی به جلو رفت، از او پشتیبانی چندانی نشد اما او هم پنهان شده بود و به دنبال توپ نمیرفت. وقتی آلمیدا در خط حمله بود پرتغال خیلی بهتر بازی میکرد. او خود را در جریان بازی قرار میداد، اما نمایش رونالدو دقیقا مانند نمایشهای رونی در این جام بود: بدون هیچ تاثیر مثبتی.
http://u.goal.com/102600/102632_news.jpg
وقتی بازیکنی تلاش میکند از روی خط طولی کنار زمین یک ضربه ایستگاهی را به گل تبدیل کند یعنی حتما مشکلی جدی وجود دارد. بعضیها تنها به این دلیل رونالدو را دوست دارند که سر و صدای بسیاری اطراف او هست، آنچه که غمانگیز و ناراحتکننده به نظر میرسد.
رونالدو بی هیچ تردیدی دیشب خودخواه و بیرحم بود، آن هم در همه جنبهها؛ از پاسها، حرکتها در میدان، میزان تلاش، دریبلها، تصمیمگیریها و بازیهای انفرادی و تیمیاش گرفته تا استفاده نکردن از مغزش و از همه مهمتر، ناتوانی/سرپیچی از این که به دنبال گرفتن توپ باشد.
در تیم پرتغال کدام بازیکن بدتر از رونالدو بود؟ تمام مدافعان پرتغالیها عالی کار کردند و اسپانیا را عقب نگاه داشتند؛ دروازهبانشان چند واکنش خوب داشت؛ خط میانی نظم و انضباط داشت، هر چند که مسلما زیاد به جلو نمیرفت و هوگو آلمیدا هم پیش از آن که به اشتباه تعویض شود چند موقعیت خوب ایجاد کرد. تنها کسی که میتوانست به جای رونالدو نقطه ضعف پرتغال باشد سیمائو بود. در حقیقت این دو نفر در یک سطح بودند، اما مسئولیت رونالدو بیشتر بود و به همین دلیل او ناکام بزرگتری بود.
رونالدو در سمت راست بازی کرد و مقابل بازیکن نه چندان بزرگی مانند کاپدویلا هیچ تاثیری نتوانست بگذارد. وقتی گاه و بیگاه جایش را عوض میکرد هم باز هیچ کاری از دستش برنمیآمد. آیا رونالدو توانست حتی یک بازیکن را مغلوب کند؟ آیا توانست یک پاس مناسب بدهد؟ تنها میتوان به تاثیر منفی او بر بازی فکر کرد.
وقتی در 30 دقیقه پایانی به جلو رفت، از او پشتیبانی چندانی نشد اما او هم پنهان شده بود و به دنبال توپ نمیرفت. وقتی آلمیدا در خط حمله بود پرتغال خیلی بهتر بازی میکرد. او خود را در جریان بازی قرار میداد، اما نمایش رونالدو دقیقا مانند نمایشهای رونی در این جام بود: بدون هیچ تاثیر مثبتی.
هرچند رونالدو گاهی نامنصفانه نقد میشود اما مقابل اسپانیا او افتضاح بود. همه هم به او نمره پایینی دادهاند، حتی Sportmediaset که مرتبا از رونالدو خوب مینویسد هم به او نمره 4 داد.
Ahmad.taj
07-01-2010, 01:10 PM
http://www.free2upload.com/images/36191049707827403612.jpg
1- افسانه ساموراییها هم تمام شد. آنها در ضربات پنالتی مقابل حریف لاتینیتبار خود سر تعظیم فرود آوردند و با جام نوزدهم وداع کردند.
اینکه ژاپن مقابل این پاراگوئه سر حال و شگفتیساز توانسته چنین بیمهابا بازی کند و حریف قدرتمند را تا دقیقه 120 تشنه نگه دارد کار کوچکی نیست. ژاپن در جام 98 برای اولین بار جهانی شد. آنها از آنروز به بعد در تمام مسابقات حضور درخشانی داشتند. پیشرفت ژاپن یک شبه به وجود نیامده. آنها رویایی داشتند که باورش کردند و حالا نیمی از آن رویا عملی شده. روزی که نخستوزیر ژاپن در اولین دوره حضور در این مسابقات تأکید کرد که تیمش قهرمان جامجهانی خواهد شد، همه به او خندیدند. امروز اما ژاپن باز هم از گروه خود بالا رفته و در مرحله حذفی در عین سختکوشی و شایستگی اسیر ضربات بیرحم پنالتی شده است. روزی خواهد رسید که ژاپن این سد را هم خواهد شکست و بالا و بالاتر خواهد رفت تا روز آخر... تا روزی که فینال باشد. نمیدانم آیا آن نخستوزیر اسبق در آن روز فینال که در آیندهای نه ندان دور خواهد آمد، زنده خواهد بود یا خیر...
2- پاراگوئه در کنار شیلی و اروگوئه و برزیل و آرژانتین به نیمه نهایی رسیده است. لاتین تبارها با قلع و قمع تمام رقیبان با ا فتخار خود را به 8 تیم برتر جام تحمیل کردهاند. با آنها نمیشود شوخی کرد. نمیتوان به آنها احترام نگذاشت. شاید فیفا برای جامجهانی 2014 برزیل دست به تغییری در آرایش و سهمیهبندی تیمها بزند که در چنین صورتی آفریقا و بعد آسیا قربانی خواهند بود. آفریقا در جام امسال یک بازنده تمام عیار بود و تنها غنا موفق شد به جمع 8 تیم راه یابد. آسیا هم در 8 تیم نمایندهای ندارد. ما قربانی جسارت لاتینتبارها خواهیم شد.
3- تیم را بازیکنان تشکیل میدهند و تیمی که بازیکنانش با هم متحد نباشند تیم نیست. تیم از جمع شدن فردیت نفرات تشکیل میشود. فردیتها با هم جمع میشوند. فردیتها در هم ادغام میشوند و تشکیل یک جمعیت را میدهند که به آن میگوییم "تیم" و "گروه" و "دسته".
این وسط بعضی فردیتها در جمع ذوب نمیشوند. بعضی فردیتها در خدمت جمع قرار میگیرند یا جمع را به خدمت خود فرا میخوانند اما در آن حل نمیشوند. به این فردیتها میگویند "ستارگی" بعضی ها ستاره هستند و بعضیها فوق ستاره. بعضیهای دیگر اما نه ستارهاند نه فوق ستاره. آنها درخشش و زرق و برق بازیکنان بزرگ را ندارند اما عملکردشان از آنها هم بهتر است. به این ترتیب تیم به آنها بدهکار میشود. تیمی که بخشی از بار خود را به روی دوش یک بازیکن میگذارد، اگر نتواند بخش دیگر بار را حمل کند با بازیکنش بدهکار شده. وقتی علی کریمی برای استیلآذین گل میزند و مدافعان و دروازهبانان به راحتی آن گلها را میسوزانند در حقیقت به علی کریمی بدهکار میشوند.
این اتفاقی است که در تیم ملی پرتغال برای "ادواردو" افتاد. مدافعان ضعیف پرتغال پس از هر حمله اسپانیا و درخشش سنگربانشان با شرمندگی به او نگاه میکردند. تصویربرداری فوقالعاده این مسابقات توانست به ما نشان دهد که رابطه معنوی بین مدافعان این تیم با سنگربانشان چگونه است. نگاههای آزرده و پرتوقع دروازهبان پرتغال به مدافعانش از صحنههای عاطفی جامی بود که حالا به مرحله پایانی بسیار نزدیک شده است.
* * *
«ایپنا»
Ahmad.taj
07-01-2010, 01:23 PM
http://www.free2upload.com/images/77327111418042275105.jpg
آرژانتین ـ آلمان دیدار دراماتیک جام جهانی است که بارها تکرار شده و قرار است در مرحله یک چهارم نهایی جام نوزدهم هم برابر هم صفآرایی کنند.
برتری دو تیم مقابل انگلستان و مکزیک که با پیروزیهای پرگل و البته اشتباهات داوری بهدست آمد وجه تشابه دو تیم است پیش از رویارویی تازهشان، دیداری که در پایان آن به حکم جبر فوتبال یا ستارگان مارادونا باید با جام وداع کنند یا شاگردان جوان و پرانرژی یواخیملو.
آرژانتین و آلمان دو بار پیاپی در سالهای 86 و 90 برگزارکننده فینال جام جهانی بودهاند که اولی را راهراه پوشان و دومی را ژرمنها فتح کردند. سال 2006 هم دو تیم درست درهمین مرحله به مصاف هم رفتند و این آلمانیهای میزبان بودند که بعد از 120دقیقه در ضربات پنالتی آرژانتین مدعی را از گردونه رقابتها حذف کردند.
حالا و در آستانه دیدار حساس دو تیم بیتردید هیچکدام از بازیکنان و اعضای کادر فنی دو تیم انگیزه بالای دیهگو مارادونا را ندارند. مارادونا سال 86 هرچه دلش خواست با ژرمنها کرد و دست آخر جام را بالای سرش برد اما چهار سال بعد در شرایطی که امیدوار به برد شیرین دوباره آلمان بود با پنالتی مشکوک دقیقه 86 مغلوب آنها شد تا رویاهایش بر باد رود.
علاقهمندان به فوتبال هنوز اشکهای مارادونا با پیراهن آبی آرژانتین را به یاد دارند. او هرچه زد به در بسته خورد تا درپایان آن دیدار فقط اشک بریزد. مارادونا حالا به یاد اشکهای آن شب در رم تنها به یک چیز میاندیشد؛ «انتقام».
اسطوره فوتبال آرژانتین میخواهد با یک تیر دو نشان بزند؛ هم انتقام سالهای 90 و 2006 را از ژرمنها بگیرد و هم اینکه با پیروزی در این بازی گامی بلند بهسوی قهرمانی درجام جهانی بردارد. بیتردید نباید از انگیزههای مارادونا به سادگی گذشت؛ انگیزهای که او با رفتار خاصش بهطور حتم به تکتک بازیکنان تیمش نیز تزریق میکند.
اما در آن سوی میدان یواخیم لو با گلچینی از فرهنگها و آداب، تیمی از آلمان ساخته متفاوت با آنچه که تا امروز دیده شده در آلمان «لو» ترکتبار، برزیل و حتی آفریقایی نیز دیده میشود. سرمربی ژرمنها تیمی را بسته، جوان و پرانرژی که واقعاً امروز درحد و اندازههای همان آلمان مدعی همیشه است، یعنی آلمانی که حتی تا دقیقه آخر هم نباید شکستش را باور داشت و این تیم باید برابر تیم مارادونا قرار گیرد، آیا آبی چلسته به یاد اشکهای سال 90 مارادونا آلمان را راهی خانه میکند یا اینکه شاگران یواخیملو آرژانتین را هم به سرنوشت انگلیس دچار میکنند. اینها سؤالاتی که برای پیدا کردن جوابش باید تا پایان بازی دو تیم صبر کرد.
* * *
فریدون حسن
«جوان آنلاین»
Ahmad.taj
07-01-2010, 01:45 PM
درست در روزهايي كه كشورهاي پرادعايي مثل انگلستان، ايتاليا و فرانسه بحران را در چند قدمي فوتبالشان احساس ميكنند، نمايندگان آمريكاي جنوبي كه در ميان آنها نام تيمهاي بيادعايي مثل اروگوئه و پاراگوئه هم به چشم ميخورد، جشن صعود بيدردسر به جمع هشت تيم منتخب آفريقاي جنوبي را برپا كردند. اهالی آمریکای جنوبی علاوه برآنكه آرژانتين و برزيل را آمادهتر از هميشه ميبينند، يك شيلي جذاب و دوستداشتني را هم به فوتبال جهان معرفي كردند، اتفاقي كه شايد باعث شود اروپاييها بيش از هرزمان ديگري وجود بحران در فوتبال این قاره را جدي بگيرند و نگران انتقال قدرت از قاره سبز به آمریکای جنوبی باشند.
پرسه در تاريخ
قبل از جامجهاني 1998 و پيش از آنكه تعداد تيمهاي حاضر در جامجهاني به 32 تيم افزايش پيدا كند، نمايندگان آمريكاي جنوبي در ادوار گذشته اين جام عملكرد متفاوتي از خود به جاي گذاشتند. مثلا در اولين دوره اين رقابتها كه در سال 1930 برگزار شد كلا 12 تيم شركت كردند كه هفت تاي آنها از آمريكايجنوبي بودند. در آن دوره اروپاييها استقبالي از مسابقات نكردند و فينال هم بين اروگوئه و آرژانتين انجام شد كه يك فينال تمام آمريكايي بود. مسابقهاي كه درنهايت با برد 4بر2 اروگوئه تمام شد تا اين تيم به عنوان نخستين قهرمان تاريخ جامهاي جهاني معرفي شود. در دوره بعدي، يعني در جام جهاني 1934 قضيه كاملا متفاوت شد و به دليل مسافت دور ايتاليا تا آمريكاي جنوبي، فقط برزيل و آرژانتين در اين مسابقات شركت كردند كه نتايج جالبي هم به دست نياوردند. در جامجهاني 1950هم اتفاق جالبي براي تيمهاي اين منطقه افتاد و از ميان پنج نماينده آمريكايجنوبي، فقط برزيل و اروگوئه از گروهشان بالا رفتند كه در نهايت فينال را مقابل هم برگزار كردند. مسابقاتي كه در برزيل انجام ميشد اما اروگوئه در فينال ميزبان را برد و براي دومين بار قهرمان شد. در جامهاي جهاني 1958، 1962، 1970، 1978، 1986، 1994 و 2002 هم اين نمايندگان آمريكاي جنوبي، يعني برزيل و آرژانتين بودند كه جام را بالاي سر بردند.
اما از جامجهاني 98 به بعد كه بازيها با 32 تيم برگزار ميشود، اين براي اولين بار است که چهار تيم از آمريكاي جنوبي به جمع هشت تيم برتر مسابقات راه پيدا ميكنند. در جامجهاني 98 آمريكاي جنوبي
پنج نماينده داشت. برزيل قهرمان شد اما ساير نمايندگان اين قاره از يك چهارم نهايي بالاتر نيامدند. آرژانتين در آن مرحله به هلند خورد و حذف شد، شيلي مثل همين دوره به برزيل خورد و با باخت 4 بر يك از دور مسابقات كنار رفت. پاراگوئه در مرحله يك هشتم به مصاف فرانسه رفت كه در وقتهاي اضافه بازي را از دست داد و كلمبيا هم اصلا از گروهش بالا نيامد. در جامجهاني 2002 بازهم آمريكاي جنوبي با پنج نماينده وارد مسابقات شد اما آرژانتين، اكوادور و اروگوئه در همان مرحله گروهي حذف شدند. پاراگوئه در مرحله يك هشتم پاياني با يك گل به آلمان باخت و حذف شد اما برزيل عنوان قهرماني را به دست آورد. در جامجهاني 2006 هم دو نماينده از چهار نماينده آمريكايجنوبي در دور گروهي حذف شدند. اكوادور و پاراگوئه اين دو تيم بودند و در ادامه مسابقات هم برزيل توسط فرانسه و آرژانتين توسط آلمان از دور مسابقات كنار رفتند.
آفريقا در انحصار آمريكايجنوبي
در اين دوره اما هر پنج نماينده آمريكاي جنوبي با شرايط متفاوتي به آفريقايجنوبي رفتند. تمام آنها در قامت تيمهايي متفاوت و جذاب ظاهر شدند و كاملا سزاوارانه از گروه شان بالا رفتند. در بازيهاي يك هشتم هم رقبايشان را بردند و فقط اين برزيل بود كه به اجبار يكي از همقارههايش (شيلي) را از دور مسابقات خارج كرد. در مجموع ميتوان به اين نكته اذعان كرد كه فوتبال در آمريكايجنوبي مختصات ويژهاي دارد. شرايط در آنجا به گونهاي است كه حتي كشوري مثل آرژانتين كه حالا يكي از مدعيان جدي كسب عنوان قهرماني است، در يكي از بازيهاي انتخابي همين مسابقات با شش گل به بوليوي ميبازد و در ادامه نتايجي ميگيرد كه حتي صعود اين تيم مدعي به جامجهاني را به اما و اگر ميكشاند. همين آرژانتيني كه امروز رويايي به نظر ميرسد، بهعنوان چهارمين و آخرين نماينده آمريكايجنوبي مستقيما به جامجهاني رسيده و اروگوئه، يكي ديگر از تيمهاي قدرتمند و يكدست اين مسابقات درنهايت به عنوان تيم پنجم اين منطقه، با تيم چهارم كونكاكاف يعني كاستاريكا دو بازي پليآف انجام داد و با برد 2 بر يك در مجموع دو بازي به جامجهاني رسيد. تيمهايي كه براي صعود از دورمقدماتي هم مشكل داشتند در مسابقات اصلي حرفهاي بسياري براي گفتن دارند؛ چون از قارهاي ميآيند كه قلب تپنده فوتبال محسوب ميشود. جالب اينجاست كه همه نمايندگان اين قاره از نظر ميانگين سني هم شرايط خوبي دارند. شيلي با ميانگين سني 25 سال، يكي از جوانترين تيمهاي اين تورنمنت محسوب ميشود. اروگوئه با 26، آرژانتين با 27 و برزيل و پاراگوئه هم با 28 سال، تيمي استاندارد را راهي مسابقات كردهاند. در مجموع تنها 27 بازيكن در اين پنج تيم وجود دارند كه بيش از 30 سال دارند.
اساتيد فوتبال هجومي
درست در روزهايي که فوتبال و تئوريسينهاي برجستهاش آنقدر در تفكرات دفاعي محبوس شدهاند كه احتمال خفه شدن اين ورزش هرروز بيش از روز گذشته جدي ميشود، سه نماينده از پنج نماينده آمريكاي جنوبي تيمهايي هستند كه نه با دو كه با سه مهاجم متمركز و نه كاذب پا به اين مسابقات گذاشتهاند. شيلي، آرژانتين و اروگوئه سه تيمي هستند كه با تفكرات هجومي سرمربيان خاصشان طراوت ويژهاي به اين رقابتها بخشيدهاند و دقيقا همين تيمها هم هستند كه جذابترين بازيهاي ممكن را از خود ارائه دادهاند. پاراگوئه، چهارمين نماينده آمريكاي جنوبي هم بازي با دومهاجم متخصص را در دستور كار قرار داده و فقط برزيل با سرمربي نتيجهگرايش بوده كه با يك مهاجم بازي كرده است.
اروپا، مستعمره آمريكاي جنوبي
فوتبال همهچيز را تغيير ميدهد. روزگاري بود كه اكثر كشورهاي آمريكايجنوبي مستعمره كشورهاي اروپايي مثل اسپانيا و پرتغال بودند اما حالا فوتبال كاري كرده كه برخي تيمهاي باشگاهي مطرح قاره سبز رسما تحت استعمار آمريكاييها قرار گرفتهاند و به محض خروج بازيكنان آمريكايي از اين تيمها، چيزي از باشگاهها باقي نميماند. حكايت قهرماني اينترميلان در رقابتهاي اين فصل ليگ قهرمانان اروپا به خوبي اين موضوع را ثابت ميكند. نماينده ايتاليا با مشتي از بازيكنان آمريكايجنوبي و به خصوص آرژانتينياش فاتح اروپا شد اما تيمملي ايتاليا با فضاحت تمام از گروهش آخر شد و به خانه برگشت. اتلتيكومادريد هم احتمالا بدون ديهگو فورلان بايد روياي قهرماني در ليگ اروپا را در ذهنش تجسم ميكرد. اينها حقايقي است كه ميشل پلاتيني و ساير اعضاي يوفا قطعا از اين به بعد و با اتمام اين جام بيش از پيش درموردش فكر خواهند كرد. آمار ميگويد كمتر از 30 بازيكن
پنج نماينده آمريكايجنوبي در تيمهاي همين قاره كه اتفاقا اصلا تيمهاي كوچكي نيستند بازي ميكنند و در اين ميان باشگاههاي اروپايي بزرگي مثل اینتر، بارسا، آژاکس، رئال مادرید، اودینزه، میلان، پورتو و رم سهم زیادی از اين بازيكنان دارند. بازيكناني كه به نوعي قدرت اصلي باشگاههايشان محسوب ميشوند. هرچند عملكرد فوقالعاده بسياري از همين بازيكنان بومي در اين جام، قطعا باعث خواهد شد آنها به زودي مسير ساير همبازيانشان را در پيش بگيرند و راهي اروپا شوند. اروگوئه، پاراگوئه و شيلي از اين دست بازيكنان كم در تيمهايشان نداشتند.
* * *
بهنام مددي
«تهران امروز»
Ahmad.taj
07-01-2010, 01:59 PM
http://www.free2upload.com/images/76574383139638688384.jpg
سایت گل - رويارويي آلمان و آرژانتين بدون شك مهمترين جدال مرحله يكچهارم نهايي جام2010 است. يك مصاف سوپركلاسيك ميان دو تيمي كه بخش مهمي از تاريخ جامهاي جهاني را با مسابقات رودرروي خود خلق كردهاند.
طرفداران قديميتر فوتبال حتما خاطره دو فينال جامهاي 86 و 90 را هنوز به ياد دارند. در واقع اينكه فينال يك جامجهاني در دوره بعدي هم عينا تكرار شود، تنها يكبار اتفاق افتاده و خالق اين ركورد تاريخي همين دو رقيب ديرينه بودهاند؛ آلمان و آرژانتين. و اين بار مصاف اين دو قدرت بزرگ فوتبال در مرحله يكچهارم جام2006 آلمان، 4سال بعد و در همان مرحله تكرار ميشود. در آستانه اين فينال زودهنگام مرور ميكنيم 3مصاف اين دو تيم در 6جام اخير و مزمزه ميكنيم طعم شيرين خاطرات فوتبالي خود را در جامهاي جهاني...
1986- مكزيك
جام سيزدهم با نام ديهگو مارادونا در خاطرهها ثبت شده. نابغهاي كه تا پيش از بازي فينال 5گل از مجموع 11گل زده آرژانتين و تمام 4گل اين تيم از مرحله يكچهارم به بعد -از جمله 2گل تاريخي به انگليس- را به نام خود ثبت كرده بود. از آن طرف صعود آلمان تا فينال، نقطه مقابل صعود قاطعانه ياران مارادونا بود. شكست 2 بر صفر مقابل دانمارك در مرحله گروهي و صعود بهعنوان تيم دوم گروه، حذف مراكش با گل دقيقه90 لوتارماتيوس جوان و حذف مكزيك ميزبان در ضربات پنالتي، صعود نهچندان مقتدرانه ژرمنها به فينال مكزيكو را به دنبال داشت.
تمام حواس آلمانيها در فينال به ساقهاي مارادونا بود. كسي كه اگر پايش (يا دستش) به يكگل ديگر باز ميشد روي عدد6 به گري لينهكر انگليسي ميرسيد و عنوان آقايگلي را هم در دسترس ميديد. اما اتفاق به شكل ديگري رخ داد و گل اول بازي را كسي براي آرژانتين زد كه هيچكس فكرش را نميكرد. خوزه لوئيس براون، مدافع جوان و بلندقدي كه روي يك ارسال كرنر با ضربه سر، آلمانيهاي سبزپوش را بازنده به رختكن فرستاد. خورخه والدانو در نيمه دوم نتيجه را 2 بر صفر كرد. نتيجهاي كه تا 10، 15دقيقه پايان بازي پابرجا بود اما وقتي رومنيگه و روديفولر طي 2دقيقه بازي را به تساوي كشيدند همگان به تحقق قسمتي ديگر از سريال «بازگشت آلماني» فكر ميكردند. احتمالي كه البته با نبوغ ديهگو نقش بر آب شد. يك پاس طلايي از «اعجوبه» در دقيقه84 «خورخه بوروچاگا» را با توني شوماخر تكبهتك كرد و مهاجم آرژانتيني كه بعدها در فرانسه با درگيري در پرونده رشوهخواري «برنارتاپي» از صحنه فوتبال محو شد، زننده گل قهرماني آرژانتين قلب گرفت. چند دقيقه بعد جام طلايي در دستان مارادونا آرام گرفت، دستاني كه خود ديهگو آنها را «دست خدا» لقب داده بود.
1990-ايتاليا
4سال بعد موعد انتقام براي ژرمنها فرا رسيد. اين بار ماجرا برعكس شد؛ آلمان قاطعانه و با پيروزيهاي متوالي و آرژانتين با گامهايي لرزان راهي ديدار نهايي شدند. «ارتش ديهگو» بهعنوان مدافع عنوان قهرماني، مسابقات را با شكست فاجعهآميز برابر كامرون آغاز كرد و در گروه 4تيمي خود به مقام سوم رسيد! اما با ظهور دروازهباني بهنام گويكوچهآ آرژانتين بهيكباره اوج گرفت و با شكست برزيل، يوگسلاوي و ايتاليا راهي فينال شد. اما از سوي ديگر آلمان با تكيه بر مثلث اينترميلاني خود (ماتيوس-كلينزمن-برهمه) همه حريفان از جمله هلند و انگليس را شكست داد و پا به «المپيك رم» گذاشت. اين بار فينال بهاندازه 4سال قبل پرگل نبود. آلمان هجوم ميبرد و آرژانتين دفاع ميكرد. تساوي بدون گل و كشيدن بازي به پنالتي روياي آرژانتين بود و كابوس آلمان؛ نتيجهاي كه تا دقيقه85 محقق شده بود تا اينكه داور مكزيكي يك خطاي مشكوك روي رودي فولر را پنالتي تشخيص داد و جنجال فراواني هم برپا كرد. حالا آلمان در يكقدمي گل قهرماني بود. حساسيت اين لحظه و شايد ابهت دروازهبان پنالتيگير حريف بهقدري بالا بود كه «كاپيتان ماتيوس» پنالتيزن آلمانها خود را كنار كشيد. او كه تا آن لحظه 5گل در جام90 زده بود عطاي آقاي گلي را به اسكيلاچي 6گله بخشيد و پنالتي را به «اندي برهمه» سپرد. پنالتي برهمه بهرغم عكسالعمل خوب كوچهآ به تور رسيد و آرژانتين در حالي كه 9نفره بازي ميكرد جام را به ژرمنها پس داد. انگار فينال را تيمهايي ميبرند كه پيراهن اصليشان را پوشيده باشند، چون اين بار آرژانتين با لباس دوم خود بازي ميكرد. جالب اينكه از تصاوير پاياني اين جام، گريههاي دراماتيك مارادونا بيش از لمس جام توسط ماتيوس در خاطرهها مانده است!
2006- آلمان
بعد از فينال90، آلمان و آرژانتين در 3جام بعدي به پست هم نخوردند تا موعد ميزباني آلمان در سال2006 فرا رسيد و جدول مسابقات اين دو رقيب ديرينه را در مرحله يكچهارم نهايي روبهروي هم قرار داد. آلمانيها اميد چنداني به تيم جوانشده كلينزمن نداشتند و پيشبيني اكثر كارشناسان راي به برتري آرژانتين ميداد اما گل آيالا را كلوزه در دقيقه 80 پاسخ داد تا بازي به ضربات پنالتي كشيده شود. شايد بهيادماندنيترين تصويري كه از اين مسابقه در خاطر فوتبالدوستان باقي مانده صحنه گفتوگوي دونفره اوليكان و ينسلمان پيش از ضربات پنالتي است. در آن لحظه اوليكان چنان به لمان روحيه ميداد و او را براي ضربات پنالتي آماده ميكرد كه انگار نه انگار اين دو دروازهبان جنگي تمامعيار را بر سر تصاحب پيراهن شمارهيك پشت سر گذاشته بودند و اصلا ميانه خوبي با هم نداشتند. صحنه جالبي كه انسجام تيمي آلمانها را در زمين خودشان نشان ميداد. بالاخره با همين روحيه تيمي و با درخشش لمان كه پنالتي كامبياسو و آيالا را دفع كرد آلمان راهي نيمهنهايي شد تا مغلوب ايتاليا شود.
2010- آفريقايجنوبي
در جامي كه شاهد بيشترين شكستها از طرف تيمهاي مدعي و صاحب فوتبال بوده، آلمان و آرژانتين تا اين لحظه نمايش دلپذيري داشتهاند. هرچند سبك بازي اين دو تيم دقيقا نقطه مقابل يكديگر است. آلمان، تاكتيكيترين تيم اين جام است كه مثل يك ساعت منظم و هماهنگ عمل ميكند و در مقابل، آرژانتين كه با كمترين انسجام تاكتيكي و تنها با تكيه بر ستارگان خود پيش ميرود. ستارههايي كه البته همگي در خطحمله بازي ميكنند و به نظر ميرسد خط دفاع اين تيم كه هنوز در اين جام زير فشار جدي قرار نگرفته براي آلمانها نفوذناپذير نخواهد بود. جدال آلمان و آرژانتين در واقع نبرد نظم و بينظمي است.
اين دو مدعي البته از منظر ديگري نيز با هم متفاوتند؛ توقعات هواداران از تيم مارادونا بهمراتب بيشتر از تيم يواخيملو است. آرژانتين اگر در اين مرحله حذف شود يك شكستخورده مطلق بهشمار خواهد رفت. در واقع از نظر اهالي آرژانتين، تيم مارادونا با صعود به اين مرحله از جام تنها وظيفه طبيعي خود را انجام داده و مسير موفقيت براي طرفداران آنها تازه از اين مسابقه آغاز ميشود. اما آلمان كه ستاره آنچناني ندارد و بهخصوص با غيبت بالاك جزو مدعيان درجه اول قهرماني هم محسوب نميشده تا همين مرحله هم فراتر از انتظار ظاهر شده است. ميتوان گفت آلمانها اگر در مقابل آرژانتين هم شكست خورده و مجبور به ترك جام شوند، باز هم كارنامه قابل دفاعي از خود برجا گذاشتهاند. اين آسودگي خاطر در مقابل ترس آرژانتينيها از حذف، شايد بر نوع بازي و نتيجه آن نيز تاثير بگذارد.
* * *
مجتبی هاشمی
Rainyboy
07-03-2010, 09:48 PM
نفر به نفر آرژانتين مقابل آلمان: لشكر شكست خورده
http://u.goal.com/102900/102904_news.jpg
سرخيو رومرو(3 از 10): دروازهبان بلندقامت آرژانتيني از همان ثانيه اول بازي متزلزل و نامطمئن بود. او حداقل روي دو گل از 4 گلي كه تيمش دريافت كرد مقصر بود، بيترديد آرژانتين اگر دروازهبان بهتري داشت اين چنين تحقير نميشد.
مارتين دميكليس( 2 از 10): دفاع مياني تيم بايرن مونيخ در خدمت همتيميهاي باشگاهياش بود و بارها و بارها مقابل مثلث تهاجمي آلمان تسليم شد. او يكي از بدترين بازيكنان زمين بود.
نيكولاس بورديسو( 3 از 10): اين مدافع كه جانشين والتر ساموئل شده بود به هيچ وجه نمايش خوبي نداشت و ضعفهاي دفاعياش بخصوص روي گل سوم آلمان به چشم آمد.
نيكولاس اوتامندي(2 از 10): او هم يكي از بدترينهاي ميدان بود كه گل اول آلمان را به دليل يك خطاي نه چندان لازم پايگذاري كرد. اوتامندي نشان داد كه قواره ملي ندارد.
آنخل دي ماريا(5 از 10): او يكي از بازيكنان خوب آرژانتين بود كه در فاز تهاجمي چندين بار دروازه حريف را با خطر مواجه كرد اما در روزي كه شاگردان مارادونا بسيار بد بودند او به تنهايي كاري از پيش نبرد و در نهايت تعويض شد.
خاوير ماسچرانو(4 از 10): چيزي كه از او ديديم خطاهاي پرشمار و ضعف مفرط در نبرد تن به تن مقابل شوآين اشتايگر بود. ماسچرانو به عنوان كاپيتان آرژانتين چيز خاصي نشان نداد.
ماكسي رودريگز(3 از 10): ماكسي يكي از ضعيفترين بازيكنان آرژانتين در طول تورنمنت بود و گزينه عجيب مارادونا براي حضور در بازي مقابل آلمان، او هرگز نمايش خوبي نداشت.
ليونل مسي(3 از 10): ليو حتي سايهاي از بازيكن بزرگ و گلزن بارسلونا نيست و مارادونا با تمام تلاشي كه براي او انجام داد نتوانست از وي جانشيني براي خود بسازد. آلمانيها با بستن عرض زمين او را خلع سلاح كردند.
كارلوس تبس(3 از 10): تبس پرتلاش بود اما امروز در شرايط خوبي بازي نكرد. او اسير دو مدافع مياني آلمان بود و تكنيك لازم را براي عبور از آنها نداشت.
گونسالو ايگواين(2 از 10): گرچه تصميم داور در نيمه دوم مانع از اين شد كه او با دروازهبان حريف تك به تك بشود، اما ايگواين به طور كلي بسيار ضعيف بازي كرد و شايد اگر ميليتو با آن كلاس بازي جاي وي بازي ميكرد نتيجه بهتري نصيب آرژانتين ميشد.
Ahmad.taj
07-04-2010, 01:59 PM
http://img31.img98.com/out.php/i127686_kouit.jpg
1- هلند گل اول را خورد اما داور آفساید گرفت. 2 دقیقه بعد یکی دیگر خورد اما این یکی را قبول کرد ولی کمر هلند نشکست. هلند دچار فروپاشی نشد. 2 یارش کارت زرد گرفتند و بازی بعدی را از دست دادند اما کمر تیم نشکست و هلند جنگید و در نیمه دوم برگشت.
2 اشتباه و 2 گل ارزشمند هلند را جلو انداخت. برزیل اما از همان دقیقه اول بازی عصبانی بود. حتی وقتی جلو بودند هم روبینیو داشت سر داور داد میکشید. برزیل به وضوح از اول بازی اصلا و ابدا روی فرم نبود. این بود که وقتی از حریف عقب افتاد شکست خورد. برزیل از دقیقه بازی شکست خورده وارد زمین شده بود. رفتارهای عصبی شاگردان دونگا حکایت از اتفاقی پشت پرده داشت. چرا برزیلیها عصبانی بودند؟
2- بهترین بازیکن جام تا امروز کیست؟ برای این سوال جوابی ندارم اما مفیدترین بازیکن هلند تا به امروز بدون هیچ تردیدی "درک کویت" است. شماره 7 هلند هر چند پیراهن تکنیکیترین بازیکن از تکنیکیترین تیم اروپا را پوشیده اما دوندهترین بازیکن این تیم است. او لباس بازیکنان ظریف، تکنیکی و فانتزی را پوشیده اما مثل کارگرها میرود.
"کویت" روی صحنه گل اول هلند موثرترین نقش را داشت و چند دقیقه بعد در محوطه جریمه تیم خود با سر توپ را از 6 قدم بیرون کشید. هلند تا کویت را دارد بازنده از زمین بیرون نمیرود. تا بازیکنان دوندهای مثل او هست لالههای نارنجی نه توپ را از دست میدهند نه میدان.
3- چقدر حیف... جای حمیدرضا صدر خالی بود تا قطره اشکی در غم غنا بریزد. غنا چقدر سینمایی حذف شد از جام جهانی. وقتی ژیان پشت آن توپ ایستاد و گلش نکرد، وقتی کاپیتان غنا آنقدر احمقانه ضربه پنالتی را از دست داد، وقتی آخرین ضربه وارد دروازه غنا شد و اروگوئهایها جشن شادی سر دادند، چقدر دل صفا کرد با دل دادن به اشکهای شماره 3 غنا ! ژیان داشت گریه میکرد و تو هم دلت چقدر هوای گریه کرده بود در غم مردی که آرزوهای ملتی روی دوشش سنگینی میکرد.
جمعه شب پای شبکه سوم سیما باید اشک میریختی تا اشکهای ژیان شرمنده ات نکند. اشک اگر نمیریختی آنوقت انگار یکی بودی مثل رومیان باستان! همانها که در ورزشگاهها مرگ گلادیاتورها سرگرمشان میکرد.
اینجا اما روم باستان نیست. گلادیاتورها در وزرشگاه نیستند و تو میتوانی با شکستن رویای ستارگانت هم اندازه با آنها اشک بریزی! این تفاوت 2 هزار سال فرهنگ است. این اسمش جادوی فوتبال است و محصص در نهایت احترام با این جادو آشنا نیست. جایت چقدر خالی بود آقای صدر شاید تو هم قطره اشکی میریختی!
* * *
جعفری
«ایپنا»
Ahmad.taj
07-04-2010, 02:27 PM
http://img31.img98.com/out.php/i127942_6022.jpg
موفقيت در قامت سرمربی تيمملي كشوري مثل هلند نیاز به يك نبوغ خاص و ضریب هوشی بالا دارد. رینوس میشل و ارنست هاپل که امروز نمیتوانند شاهد حضور احتمالی هلند در یک فینال جام جهانی باشند، بت مردم هلند هستند. توضیح این موضوع که چرا مربیگری تیمملی هلند اینقدر پیچیده است کار آسانی نیست، هرچند اين جمله به ياد ماندني یوهان کرویف تا حد زيادي موضوع را روشن میکند:« ما هلندیها مغرور هستیم. حتی وقتی آن سوی دنیا هم هستیم به بقیه میگوییم باید چکار کنند. از این نظر ملت دلپذیری نیستیم.»
حالا در همين ملت سختگير كه اكثر مردمش فوتبال را بسيار خوب ميفهمند، يك مربي بيادعا و فاقد جذابيتهاي تبليغاتي پيدا شده كه تيمملي هلند را پس از سالها در آستانه حضور در فينال جامجهاني قرار داده است. نام او برت فان مارويك است. قبل از او مربيان بسياري حضور روي اين نيمكت داغ و پرتنش را تجربه كرده بودند اما نتوانستند به موفقيت تاريخي امروز او دست پيدا كنند.
باب گلندنینگ و جدایی از عصر حجر
هلندیها که امروز در فوتبال جهان صاحب سبک هستند، تا قبل از دوره مربیگری این انگلیسی صاحب یک تیم ملی فوق العاده ضعیف بودند. گلندنینگ یک هافبک کناری خوب در تیم رویایی بارنزلی در دهه 1910 بود. او کمکم به هلندیها فوتبال یاد داد. دوره 15 ساله مربیگری او از 1925 تا 1940 کماکان رکوردی دست نیافتنی برای مربیان هلند است. هلند تحت مربیگری وی 35 برد هم به دست آورد که تا امروز این رکورد پا برجاست. گلندینگ در آخرین روزهای عمر خود در سال 1940 موفق به برد 4-2 برابر بلژیک شد و چند روز بعد در حالی که سربازان آلمانی به هلند حمله کرده بودند و بازی این تیم و لوکزامبورگ لغو شده بود،
دار فانی را وداع گفت.
رینوس میشل ناکام
هلند به جام جهانی 1974 راه نیافته بود اما آژاکس در اوایل دهه 70 قدرت اول و آخر فوتبال اروپا محسوب ميشد. سه قهرمانی لیگ قهرمانان به انضمام چندین سوپرکاپ و جام بینقارهای، حاصل کار آنها در فاصله دو جامجهانی بود. کسی که مسئولیت مربیگری این تیم در جامجهانی 1974 را به عهده میگرفت باید اعتماد به نفسی بی نظیر میداشت. رینوس میشل قبول کرد که وارد دهان این شیر بشود. او ریشههای محکم فوتبال آژاکس و به طبع تیمملی هلند را پایهگذاری کرده بود و سطح فوتبال این کشور را ارتقا داده بود. میشل همزمان با هلند، مربی بارسلونا هم بود. او در سال قبل جامجهانی یک برد 5 -صفر دلچسب در برنابئو مقابل رئالمادرید به دست آورده بود. هلند با توتال فوتبال به آسانی تمام حریفان از جمله برزیل و آرژانتین را برد و در فینال هم به دلیل غرور بیش از حد و شاید مسائل پشت پرده مغلوب آلمانغربی شدند. تیمی که از دو حضور قبلی خود در جامجهانی حتی یک برد هم کسب نکرده بود، حالا نایبقهرمان شده بود.
ارنست هاپل و ادامه راه میشل
هاپل اتریشی رقیب رینوس میشل بود. در همان سالهایی که میشل با بازیکنان توانا و به نوعی ستارهاش نتیجه میگرفت، هاپل بازیکنان متوسط فاینورد را طوری هوشمندانه کنار هم قرار میداد که بهترین نتایج ممكن به دست ميآمد. او حتی جام باشگاهها را هم جلوتر از آژاکس فتح کرد. هلند در سال 1978 کرویف ر ا در اختیار نداشت كه مسئله مهمي بود اما هاپل در همين شرايط هم تیم را به فینال رساند. تلاش 120 دقیقهای هلندیها ستودنی اما بینتیجه بود. هاپل هم به مانند میشل تنها یک نایبقهرمانی آورد اما تیم او کمی از واژه من فاصله گرفته بود. از این جهت باید مرد اتریشی را یک قهرمان ابدی دانست. او نبرد با خلقوخوی هلندیها را برده بود.
بینهکر در سایه کرویف
سرنوشت لئو بینهکر از روز اول مشخص بود. او تنها محبوب فدراسیون فوتبال هلند بود و در نظر سایر افراد منفور به حساب ميآمد. این سایر افراد شامل یوهان کرویف، مردم هلند و بازیکنان کلیدی تیم بودند. بازیکنان بزرگ تیم کرویف را میخواستند اما مرغ فدراسیون یک پا داشت. در نهایت هم هلند با باخت مقابل آلمانغربی از دور مسابقات حذف شد.
ادووکات و بدشانسی محض
هلند برای حضور در جامجهانی 1994 به ساحل آرامش رسیده بود. کرویف که قلبا ادووکات را نمیپسندید، دست به مصاحبههای آتشین نمیزد. فانباستن و گولیت هم همواره براي سرمربيان تيممليشان دردسر ايجاد ميكردند دیگر در تیم جایی نداشتند و در عوض امثال برگکمپ، آرون وینتر و ووترس در تیم بودند که اهل حاشیهسازی نبودند. ادووکات دم از قهرمانی نمیزد اما تیم برای قهرمانی بسته شده بود. بدنسازی آنها به گونهای بود که در اواخر بازیها بدن بازیکنان به بهترین شرایط خود برسد اما برانکوی برزیلی کار را خراب کرد. آنها در مرحله یک چهارم نهایی باید با برزیل بازی میکردند. اشتباه مدافعین هلند این فرصت را به برزیل داد که دو گل جلو بیفتد اما طی 12 دقیقه بازی 2-2 مساوی شد. برانکو مدام با شوتهای راه دور دروازه هلند را تهدید میکرد اما هلندیهای مغرور باز هم ضربه آزاد میدادند. در آخر یکی از همین ضربات وارد دروازه شد. تنها کارشناسان حرفهای ادووکات را درک کردند.او واقعا بد شانس بود.
هیدینک و ایدههای جدید
ادووکات یک سال پس از جامجهانی از تیمملی کنار گذاشته شد و گاس هیدینک آمد. فدراسیون فوتبال هلند تصمیم گرفت برای یک بار هم که شده به یک مربی فرصتی بیش از یکی دو سال بدهد. آنها یورو 96 را با آزمون و خطا گذراندند تا در جامجهانی مدعی باشند. هیدینک ایدههای جدیدي را وارد تیم ملی کرد. تدابیر او جوابگو بود.هلند تا نیمه نهایی به مشکل برنخورد اما هیدینک یک نکته را فراموش کرده بود. هلندیها پنالتی زدن بلد نبودند. پس از کرویف و نیسکنس هرکسی پشت پنالتیهای هلندیها ميايستاد، دست و دل مردم این کشور میلرزید. در آخر هم به برزیل در پنالتی باختند و فینال از دست رفت. در بازی ردهبندی هم ذرهای انگیزه در هلندیها دیده نمیشد. هیدینک پس از بازی ردهبندی استعفا داد و بلافاصله رئال مادرید، قهرمان اروپا او را جذب کرد.
فانباستن ناموفق
فانباستن قبل از حضور در تيمملي هلند مربی تیم جوانان آژاکس بود. هلندیها این بار جامجهانی 2006 را فرصت کسب تجربه امثال روبن و فانپرسی دانستند. مربیای که در رأس کار بود، محبوب مردم كشورش محسوب ميشد. آنقدر که تيمش پشتسرهم در خانه و خارج خانه میباخت اما صدای کسی در نمیآمد. کرویف هم که نمیتوانست حرفی بزند، چون خود او فانباستن را آورده بود. هلندیها در این جام چیز خاصی برای ارائه نداشتند، جز بازی با پرتغال که رکورد خشنترین بازی تاریخ جامجهانی را به جا گذاشت. تيم فانباستن در یورو 2008 فوتبال زيبايي را ارائه داد اما در ديدار مقابل روسيه و گاس هيدينك به بدترين شكل ممكن شكست خورد تا ماجراي فانباستن و تيمملي هم خيلي زود به پايان برسد.
فانمارویک در راه اساطیر
برت فانمارویک یک مربی ویژه بود. او آخرین مربیای بود که یک جام باشگاهی برای هلند به ارمغان آورد. تخصص او استخراج 100 درصد توانایی بازیکنان است. امثال فانهویدونک، زوتبیر، توماسون و ... ستارههای فاینورد در راه کسب جام یوفای 2002 بودند. کدام بازیکن از این جمع در آینده ستاره شد؟ از کل آن تیم فقط رابین فانپرسی توانست در آینده یک بازیکن تاثیر گذار شود اما همه این ضدستارهها در مجموعه یک تیم برابر رئال مادرید و یوونتوس قد علم میکردند. حال فانمارویک یک قدم تا تبدیل شدن به اسطوره فوتبال هلند فاصله دارد. قهرمانی در جام جهانی 2010. كاري كه حتي رينوس ميشل و ارنست هاپل هم موفق به انجام دادن آن نشدهاند.
* * *
مهدي احمدي
«تهران امروز»
Ahmad.taj
07-05-2010, 01:49 PM
1- حذف آرژانتین قابل پیشبینی بود. آرژانتینیها قبل از این دیدار به زمین سفت نخورده بودند. مارادونا نشان داد که با بغل کردن بازیکنان نمیتواند بازی را متحول کند. مسی انصافا هرچه داشت رو کرد اما کسی کنار او نبود. خط دفاع آلمان حساب همه چیز را کرده بود. هیچ خلأیی برای نفوذ نبود هیچ راهی برای تو رفتن یا تک به تک شدن داده نشد. خط دفاع آلمان چنان ماشینی و برنامهریزی شده مقابل مهاجمان آرژانتینی صفآرایی کرد که کوچکترین فرصتی برای نفس کشیدن به آنها داده نشد. ظاهرا مارادونا از بازی انگلیس و آلمان درس نگرفته بود. دیهگو باید متوجه میشد که ناتوانی مهاجمان انگلیس در مغلوب کردن مدافعان آلمان میتواند برای مهاجمان خودش تکرار شود. او باید به فکر راه چارهای میبود. شاید بهتر بود آرژانتین جای حملات بیمحابا به تقویت خط دفاع باز خود میپرداخت. آلمان گل اول را زود زد و پس از آن به اداره حملات احساسی حریف پرداخت.
2- مارادونا در جام امسال و در غیاب فرانسه، ایتالیا و انگلیس، بار احساسی مسابقات را بر دوش کشید. حرکات او عکاسان را شادمان کرد و خاکی بودنش تماشاگران را جامجهانی 2010 آفریقا بخشی از هیجان و مردمی بودنش را به او مدیون است او این قضیه برای قهرمان شدن کافی نیست.
خط دفاع بدون رهبر آرژانتین در این بازی آخر بود که غیبت صخرههای باتعصبی مثل کامبیاسو و زانتی را حس کرد. دومنش پس از تحقیر فرانسه اعتراف کرد که در انتخاب مردانش اشتباه کرده. آیا مارادونا مغرور حاضر است به اشتباهات خود در انتخاب بازیکنان اعتراف کند؟
3- مرد رویافروش. این بهترین تعبیری است که میتوان در مورد مارادونا به کار برد. او با آن کاریزمای ذاتی، با آن دیوانه بازیهای تأثیرگذار، با آن لمپنیزم آگاهانهای که در بسیاری از موارد به "پوپولیسم" تنه میزد، رویاهای زیادی را فروخت. رویای آخر او اما در حساسترین مرحله خریداری پیدا نکرد. او به آلمانی رسید که برای رویاهایش نقشه و برنامه داشت...
4- اسپانیا در نیمه نهایی. کسی در این حقیقت تردیدی نداشت. "داوید ویا" یک بار دیگر برای اسپانیا گل زد تا نشان دهد که بارسلونا بیهوده روی او دست نگذاشته. اسپانیا برای اولین بار به جمع 4 تیم برتر این رقابتها رسیده در حالی که نه مثل هلند شاخ برزیل را شکسته و نه مثل آلمان، انگلیس و آرژانتین را به خانه بازگردانده. اسپانیا تا به امروز هنوز هیچ شاخ غولی را نشکسته. کسی چه میداند؟ شاید قرار است آنها در این 2 بازی آخر موتور خود را روشن کنند.
* * *
«ایپنا»
Ahmad.taj
07-05-2010, 01:57 PM
مانوئل نویر(7 از 10):
نویر هرگز به صورت جدی مورد تهدید قرار نگرفت اما او استحکام لازم را در مقابل حملات نصفه و نیمه آرژانتین از خود نشان داد.
ژروم بوآتنگ(7 از 10):
بوآتنگ به نسبت تعداد کم بازیهای ملی و سن و سال پایینش با اعتماد به نفس و محکم بازی کرد و در لحظاتی که بازی آلمان افت کرده بود، حملاتی روی دروازه حریف داشت.
آرنه فردریش(8 از 10):
2 مدافع میانی آلمان نمایش بسیار خوبی از خود نشان دادند و مقابل 3 مهره تهاجمی خطرناک آرژانتین ایستادگی خوبی از خود به نمایش گذاشتند. فردریش در این بازی نخستین گل ملی خود را به ثمر رساند تا روز فوقالعادهای داشته باشد.
پرمرتهساکر(5/7 از 10):
وقتی که شوت محکم بازیکن آرژانتین به صورت این مدافع بلندقامت برخورد کرد، او بدون آنکه خم به ابرو بیاورد به بازی ادامه داد. این بازیکن فداکارانه و هوشمند بازی کرد و در تمام بازی یار مستقیم خود را در چنگالش داشت.
فیلیپ لام(5/7 از 10):
کاپیتان تیم ملی آلمان یک نمایش کامل دیگر را پشتسر گذاشت تا ثابت کند بهترین دفاع راست جام است. او در حمله و دفاع بیاشتباه بازی کرد.
باستین شوآین اشتایگر(10 از 10):
شوآین اشتایگر فرمانده آلمان در پیروزی مقابل آرژانتین بود. او بدون تردید بهترین نمایش حرفهایاش را مقابل آرژانتین ارائه داد. شوآین در دفاع، آرامکردن بازی، نبضدادن به حملات و سرانجام گلسازی فوقالعاده عمل کرد.
لوکاس پودولسکی(7 از 10):
بازیکن موردعلاقه یوآخیم لو در این بازی هم نمایش خوبی داشت و زهر خود را به آرژانتین ریخت. او گل سوم را با یک حرکت هوشمندانه ساخت.
مسعود اوزیل(7 از 10):
اوزیل در آنچه که از او توقع میرفت کاملا موفق نبود اما با تغییر جاهای متوالی و بازی پرنشاط از دلایل موفقیت تیمش مقابل آرژانتین مدعی جدی قهرمانی جام جهانی بود.
توماس مولر(5/9 از 10):
توماس مولر گل اول را به ثمر رساند و گل دوم را با سختکوشی پایهگذاری کرد. او بدون تردید یکی از بهترینهای زمین بود و تنها نقطه منفی در کارنامهاش کارت زردی بود که او را از بازی بعدی محروم کرد.
میروسلاو کلوزه(9 از 10):
در روزی که ژگوبونیتوی آلمان بر جام سایه انداخته بود، یک گلزن برای تکمیل این چرخه نیاز بود که کلوزه مثل همیشه نشان داد فرم ملیاش بینظیر است. او با 13 گل دومین گلزن برتر تاریخ جامهایجهانی است.
* * * * *
سرخیو رومرو (3 از 10):
دروازهبان بلندقامت آرژانتینی از همان ثانیه اول بازی متزلزل و نامطمئن بود. او حداقل روی 2 گل از 4 گلی که تیمش دریافت کرد مقصر بود. بیتردید آرژانتین اگر دروازهبان بهتری داشت این چنین تحقیر نمیشد.
مارتین دمیکلیس (2 از 10):
دفاع میانی تیم بایرن مونیخ در خدمت همتیمیهای باشگاهیاش بود و بارها و بارها مقابل مثلث تهاجمی آلمان تسلیم شد. او یکی از بدترین بازیکنان زمین بود.
نیکولاس بوردیسو (3 از 10):
این مدافع که جانشین والتر ساموئل شده بود به هیچوجه نمایش خوبی نداشت و ضعفهای دفاعیاش بویژه روی گل سوم آلمان به چشم آمد.
نیکولاس اوتامندی (2 از 10):
او هم یکی از بدترینهای میدان بود که گل اول آلمان را به دلیل یک خطای نه چندان لازم پایهگذاری کرد. اوتامندی نشان داد که قواره ملی ندارد.
آنخل دیماریا (5 از 10):
او یکی از بازیکنان خوب آرژانتین بود که در فاز تهاجمی چندینبار دروازه حریف را با خطر مواجه کرد اما در روزی که شاگردان مارادونا بسیار بد بودند او به تنهایی کاری از پیش نبرد و در نهایت تعویض شد.
خاویر ماسچرانو (4 از 10):
چیزی که از او دیدیم خطاهای پرشمار و ضعف مفرط در نبرد تن به تن مقابل شوآین اشتایگر بود. ماسچرانو به عنوان کاپیتان آرژانتین چیز خاصی نشان نداد.
ماکسی رودریگز (3 از 10):
ماکسی یکی از ضعیفترین بازیکنان آرژانتین در طول تورنمنت بود و گزینه عجیب مارادونا برای حضور در بازی مقابل آلمان. او هرگز نمایش خوبی نداشت.
لیونل مسی(3 از 10):
لئو حتی سایهای از بازیکن بزرگ و گلزن بارسلونا نیست و مارادونا با تمام تلاشی که برای او انجام داد نتوانست از وی جانشینی برای خود بسازد. آلمانها با بستن عرض زمین او را خلع سلاح کردند.
کارلوس تهبس (3 از 10):
تهبس پرتلاش بود اما امروز در شرایط خوبی بازی نکرد. او اسیر 2 مدافع میانی آلمان بود و تکنیک لازم را برای عبور از آنها نداشت.
گونسالو ایگوآین (2 از 10):
گرچه تصمیم داور در نیمه دوم مانع از این شد که او با دروازهبان حریف تک به تک بشود اما ایگوآین به طور کلی بسیار ضعیف بازی کرد و شاید اگر میلیتو با آن کلاس بازی جای وی بازی میکرد نتیجه بهتری نصیب آرژانتین میشد.
* * *
«وطن امروز»
Ahmad.taj
07-06-2010, 02:03 PM
ايران ورزشي- اين يعني جام جهاني واقعي؛ فوتبال سريع، تقابل تاكتيكها، رخ دادن صحنههاي بديع، اخراج، پنالتي، اشك و حسرت يك قاره و در سويي ديگر شادي يك ملت. مسابقه اروگوئه- غنا را ميتوان به خاطر برخورداري از تمام اين فاكتورها، بهترين مسابقه جام نوزدهم دانست. مسابقهاي سراسر هيجان و جذابيت كه هيچگاه بينندگان تلويزيوني را از نشستن پاي تلويزيون پشيمان نكرد. ديدار اروگوئه- غنا تمام بحثهاي چند روز گذشته مبني بر ناداوري، توطئه و تباني كه روي زشت فوتبال را به تصوير كشيد حداقل براي مدتي كوتاه به دست فراموشي سپرد چرا كه در اين جدال دو ساعت و چند دقيقهاي آنقدر فوتبال، خودش بود كه نميشد حتي به زشتيها و مصداقهايش فكر كرد.
براي اثبات ادعايمان موارد زير را مطرح ميكنيم، شايد شما هم با ما همعقيده شويد:
يك فوتبال واقعي: دو تيم 120 دقيقه فوتبال بازي كردند. خبري از ضد فوتبال نبود. 20 دقيقه اروگوئه تيم برتر بود و 15 دقيقه غنا رو ميآمد. هر حمله و موقعيت گل تيم آفريقايي با حمله و خلق موقعيتي از سوي فورلان و يارانش جواب داده ميشد. در واقع يك جنگ واقعي بود، هيچكس نميخواست كم بياورد. هيچ بازيكني حتي يك اپسيلون از تواني كه داشت و ميتوانست در اين بازي بگذارد را نگه نداشت. شايد به همين خاطر است كه از تيمهايي مثل ژاپن، كره جنوبي و احتمالا غنا در بازگشت به وطن استقبال پرشوري صورت ميگيرد و همه مثل قهرمانها تحويلشان ميگيرند.
سوارز، قهرمان ملي: اواخر بازي فكر ميكرديم كفش طلا به يك جوان 23 ساله ميرسد كه با صعود احتمالي تيمش در دو بازي آخر جام باز هم گل ميزند و مثل آنچه در رقابتهاي باشگاهي كرد، بالاتر از تمام بزرگان فوتبال اروپا و آمريكاي جنوبي قرار ميگيرد. سوارز اما در دقيقه 120 اتفاقي ويژه را باعث شد، او گل نزد تا تيمش را برنده كند اما در حمله وحشتناك حريف، يك بار با پا و يك بار با دست توپ را از روي خط برگرداند و تيمش را حداقل براي چند ثانيه زنده نگه داشت. وقتي پنالتي جيان خراب شد او در پيست كنار زمين مثل اسپند روي آتش به هوا پريد چرا كه سوارز، زندگي را به كشور كوچك آمريكاي جنوبي بازگردانده بود. مهاجم دندان خرگوشي در پايان كار روي هوا و شانههاي همبازيانش به ابراز احساسات هواداران اروگوئهاي پاسخ ميداد؛ انگار نه انگار كه مهاجم آژاكس بازي مقابل هلند در نيمهنهايي جام جهاني را از دست داده بود چون به نظر ميرسيد سوارز قهرمان ملي كشور كوچك اروگوئه است كه با 5/2 ميليون نفر جمعيت براي پنجمين بار به جمع چهار تيم برتر دنيا ميرسد.
جيان خوب؛ جيان بد: آساموا جيان 25 ساله بهترين بازيكن غنا در اين تورنمنت بود. دو پنالتي او مقابل صربستان و استراليا كه گل شد، سند صعود نماينده آفريقا به مرحله دوم را امضا كرد تا غناييها در ميان همقارهايهاي خود يگانه باشند. جيان در وقتهاي اضافه ديدار با آمريكا نيز گلي فوقالعاده به ثمر رساند تا «ستارههاي سياه» به جمع 8 تيم برتر دنيا برسند. او اما در دقيقه 120 توپ را به تيرك دروازه كوبيد تا غنا اولين تيمي از آفريقا نباشد كه به مرحله نيمهنهايي ميرسد. جيان با يك ضربه روياهاي ملت غنا و مردم اميدوار يك قاره را بر باد داد تا تمام كارهاي بزرگش از ياد برود. او مدام افسوس ميخورد اما در ضربات پنالتي بازگشتي شكوهمندانه داشت. اولين پنالتي غنا با ضربه استثنايي او گل شد اما حيف كه همبازيانش كاري نكردند تا ستاره غنا براي مردم كشورش تبديل به ضد قهرمان نشود.
آبرئوي شگفتانگيز: مهاجم بلندقامت اروگوئه تعويض شگفتانگيز اسكار تابارس دوستداشتني بود كه تيمش را با سه مهاجم در 15 دقيقه پاياني به مصاف حريف فرستاد. آبرئو اما در آن 15 دقيقه پاياني و تمام دقايق اوقات اضافه كاري از پيش نبرد. او مهاجمي به نظر ميرسيد كه منتظر توپهاي مرده است يا نهايتا از ضربات سر و فيزيكش براي فضاسازي و استفاده فورلان و سوارز استفاده ميكند. هميشه هواداران فوتبال فكر ميكنند اين قبيل مهاجمان كه با تكنيك به نظر نميرسند، در زدن ضربات پنالتي مشكل دارند اما آبرئو آخرين ضربه پنالتي ماراتن اروگوئه- غنا را با تكنيك تمام به ثمر رساند. ضربه چيپ او اروگوئه را به جمع 4 تيم برتر دنيا رساند و خيليها را شگفتزده كرد؛ راستي آخرين بار چه كسي در جام جهاني پنالتياش را چيپ زده بود؟ زيدان در فينال جام قبلي.
عقب نماني لوگانو: طبيعي بود كه بعد از پنالتي آخر منتظر تماشاي صحنههاي ناب ناشي از غم و شادي دو تيم و هوادارانشان باشيم كه فريم به فريم در قاب تلويزيوني به تصوير كشيده ميشوند. به غير از اشكهاي بيپايان جيان و قلمدوش كردن سوارز و چندين و چند صحنه جالب توجه ديگر، صحنهاي بهيادماندني در ذهن هواداران فوتبال و حداقل مردم اروگوئه باقي خواهد ماند؛ وقتي آبرئو پنالتي آخر را گل كرد، يك دوربين روي نيمكت تيم ملي اروگوئه زوم بود كه همه دست در دست يكديگر منتظر اتفاقي بزرگ بودند. به محض تمام شدن كار، همه با نهايت قدرت خود به سمت ميانه زمين (گروهي سوي موسلرا و دسته ديگر به طرف آبرئو) دويدند اما كاپيتان لوگانو كه در نيمه نخست مصدوم شده بود، قدرت استارت زدن نداشت. لوگانوي 30 ساله با همان پاي مصدوم و به صورت لي لي به طرف نيمه زمين دويد، او دردش را فراموش كرده بود و ميخواست حتما جزيي از آن شادي بزرگ باشد؛ اتفاقي كه شايد به قيمت غيبت او در نيمهنهايي تمام شود!
Ahmad.taj
07-06-2010, 02:07 PM
ايران ورزشي- «پنالتي» خوب است يا بد؟ چقدر از اين قانون عجيب و ويژه فوتبال خاطره داريم؟ سوال بعدي را اينگونه مطرح ميكنيم: پنالتي چقدر در ذهنمان خاطره بد يا خوب بر جاي گذاشته است؟
خيليها با ماهيت پنالتي مشكل دارند و اينكه بعد از 120 دقيقه تكليف يك مسابقه مهم فوتبال با ضربات پنالتي مشخص شود را درست نميدانند. انگليسيها كه خود را مخترع فوتبال ميدانند به خاطر همان حس عجيب و غريبشان كه دوست دارند در دنياي فوتبال يگانه و تافته جدابافته بمانند، به نوعي از اين قانون ويژه فوتبال تمرد ميكنند. به همين خاطر بعد از پايان رقابتهاي حذفي باشگاهي اين كشور شامل جام حذفي و جام اتحاديه تا مرحله نيمهنهايي حداقل در بازي اول از ضربه پنالتي استفاده نميكنند.
شايد به خاطر همين اتفاق است كه انگليسيها خوب پنالتي نميزنند. پيتر اشمايكل دروازهبان شهير دانماركي قبل از مسابقه اخير انگليس و آلمان گفته بود انگليسيها در ضربات پنالتي موفق نميشوند. او كه نزديك به 8 سال در فوتبال باشگاهي جزيره حضور داشته و با خصايص فوتباليستهاي انگليسي آشناست، ميگويد: «پنالتي زدن به روحيه و تفكر بازيكن ربط دارد. يك بازيكن كه از طرف مربي براي زدن ضربه انتخاب ميشود، وقتي از ميانههاي زمين به سمت دروازه حريف حركت ميكند، پيش خود هزار فكر ميكند و در اين حال مهمترين چيزي كه به ذهنش ميرسد، همين است كه اگر نتواند توپ را به گل تبديل كند، تا آخر عمر ورزشياش بخشيده نخواهد شد.»
اشمايكل اين خصيصه را در فوتباليستهاي انگليسي نميبيند، درحالي كه جرارد، لمپارد، روني و ... جزو بهترين پنالتيزنهاي دنيا هستند. در عوض دروازهبان افسانهاي دانماركيها ميگويد: «فكر نميكنم حالتي كه توصيف كردم، متوجه بازيكنان آلمان باشد.»
آمار مسابقاتي كه در جام جهاني با پنالتي نتيجهاش مشخص شده، گوياي اين حقيقت است كه اشمايكل به لحاظ تجربي درباره آن صحبت ميكند. در تمام ادوار جام جهاني سه بار كار انگليسيها به ضربات پنالتي كشيده شده كه آنها هر سه بار را باختهاند امادر عوض آلمانيها 4 بار به اين قسمت ويژه پا گذاشتهاند كه در هر 4 نوبت، پيروز شدهاند.
ميگويند مخترع ضربات پنالتي و فردي كه اين آيتم ويژه را براي تعيين نتيجه يك مسابقه فوتبال پيشنهاد داده يك فرد آلماني بوده و شايد به همين خاطر است كه ژرمنها همواره در اين آزمون موفق بودهاند. البته گفتني است كه در اولين تورنمنتي كه ضربات پنالتي تعيينكننده برنده مسابقه بوده، آلمانها به چكسلواكي باختهاند تا ثابت شود آنها نيز هميشه برنده نيستند.
***
گروهي از هواداران فوتبال براي توصيف آيتم پنالتيها از پيشوند «ضيافت» استفاده ميكنند اما عجيب است كه اين ضيافت ميتواند براي يك تيم مرگبار و براي طرف ديگر پر از شادي و شعف باشد. در جام جهاني 2010، ژاپن و غنا اسير اين آيتم ويژه شدند و از دور رقابتها كنار رفتند تا واژه انگليسي پنالتي به معناي جريمه كه عربها با عبارت «ضربة الجزاء» آن را توصيف ميكنند، روي بد خود را به كوچكترهاي دنياي فوتبال نشان دهد. به غير از اين، پنالتي بديها و خوبيهاي زيادي دارد كه هر كدام از آنها را ميتوان جداگانه بررسي كرد؛ هيجان پنالتي هر چقدر كه براي هوادار فوتبال شيرين است، ميتواند مربي يكي از دو تيم درگير در مسابقه را به كشتن دهد و آثار رواني آن روي بسياري از طرفداران احساساتي فوتبال اثر منفي ميگذارد. «اما اگر پنالتي نباشد، با چه معياري ميتوان نتيجه يك مسابقه كاملا معتدل كه قرار نيست براي ساعتها برندهاي داشته باشد را تعيين كرد؟» اين پرسشي است كه به خاطر پيدا نشدن پاسخ منطقي براي آن، اين ضربات كشنده و مهيج را همچنان حكمفرماي زمينهاي فوتبال كرده است تا جايي كه حتي نتيجه مسابقه بزرگي مثل فينال جام جهاني نيز با اين «جريمه دوستداشتني» تعيين ميشود.
Ahmad.taj
07-06-2010, 08:33 PM
ایران ورزشی - قطعا تيم ملي هلند طرفداران بسيار بيشتري نسبت به اروگوئه در ايران دارد اما اين دليل نمي شود كه هيچ كس از پيروزي تيم آسمانيپوش آمريكاي جنوبي خوشحال نشود.
اروگوئه با اينكه چندان زيبا بازي نميكند اما از فاكتورهايي براي دوست داشته شدن بهرهمند است؛ اسكار تابارس سرمربي بزرگ اين تيم كه تا به حال 16 تيم بزرگ و كوچك را هدايت كرده با آن آرامش و چهره متفكرانهاش نمونه بارز يك ليدر به تمام معنا در خارج از زمين است. هرچند اروگوئهايها در مرحله حذفي نمايندگان آسيا و آفريقا را از سر راه برداشتهاند و به نيمهنهايي رسيدند اما نميتوان نقش مربي فوقالعادهاي مثل تابارس را در اين صعود چشمگير ناديده گرفت. تابارس از آن دسته مربياني است كه حتي با زير نظر گرفتن حركاتشان در كنار زمين، ميتوان به برخي وجوه شخصيتيشان پي برد.
به غير از اين سرمربي باكلاس، روح جنگندگي اروگوئهايها شايد مهمترين وجه شاخص اين تيم باشد. شايد اگر جدول و نموداري براي نشان دادن اين معيار و جزيياتش وجود داشت، راحتتر ميشد اثبات كرد آنها براي رسيدن به هدف چقدر مصمم و باانگيزهاند و احتمالا از اين حيث فقط آلمانها را رقيب خود ميدانند.
حضور چهرههايي مثل ديگو فورلان و لوييس سوارز هم اروگوئه را دوستداشتنيتر ميكند هرچند كه نفر دوم در مسابقه امروز غايب خواهد بود. عدهاي نيز به اين خوشبين هستند كه بعد از حذف برزيل، آرژانتين، پاراگوئه و شيلي، اروگوئه از قدرتهاي اروپايي انتقام بگيرد و با وجود محاصره شدن از سوي سه نماينده قاره سبز، مسابقه دو قاره كه تاكنون نتيجههاي مساوي 9-9 داشته را به سود لاتينها تغيير دهد. با تمام اين اوصاف هنوز هيچ كس نميتواند به اين سوال پاسخ روشني دهد كه تيم ملي كشوري كه فقط 5/3 ميليون نفر جمعيت دارد و به لحاظ اقتصادي از شرايط ايدهآلي بهره نميبرد، چگونه براي پنجمين بار به نيمهنهايي رسيده است؟ شايد همان خصلت مهم مردان آبيپوش تابارس در 4 دوره گذشته هم نشانههايي از خود را بروز داده باشد. كافي است كتاب تاريخ جام جهاني را ورق بزنيم.
تيم ملي هلند اما آنقدر در ايران خودمان طرفدار دارد كه شب مسابقه با برزيل، دوستداران اين تيم سينما آزادي و ملت را روي سرشان بگذارند. فوتبالي ظريف كه همواره از قاعده و تاكتيك پيروي ميكند، مهمترين عامل براي دوست داشته شدن اين تيم نزد فوتبالدوستان ايراني است. به غير از اين، ستارهپروري و ناكامي در دو فينال جام جهاني به محبوبيت لالههاي نارنجي در نزد ايرانيهاي عاشق فوتبال افزوده است.
بسياري از قديميها هلند را مستحق قهرماني جام جهاني 1974 ميدانستند كه با يوهان كرويف، نيسكنز و ديگر ستارههاي آن زمان چهره فوتبال را دگرگون كردند. هلنديها در خاك آرژانتين با همان ستارهها دوباره به فينال رسيدند اما فقط مردي مثل سزار منوتي يا نابغهاي نظير ماريو كمپس ميتوانست مانع از رسيدن جام به آنها شود. پس از آن، شايد بهترين تيم هلند در ادوار جام جهاني همان تيم گاس هيدينك سال 98 بود كه مغلوب ضربات پنالتي و دستهاي چسبناك كلوديو تافارل شد. حالا اينجا همه ميخواهند تيمي كه تاكنون جام قهرماني را لمس نكرده، قهرمان باشد و به همين خاطر قاطبه اهالي فوتبال فينال روياييشان را مسابقه هلند- اسپانيا تصور ميكنند.اينجا بايرنيها، روبن را به شدت دوست دارند. اينتريها اشنايدر را ستاره خود ميدانند و آرسناليها از قدرت فان پرسي آگاهند و او را در قواره يكي از بهترينهاي دنياي فوتبال به حساب ميآورند.
هرچند كه در اين تيم چهرههاي يخ زدهاي مثل فن مارويك سرمربي و فن بومل به عنوان داماد سرمربي حضور دارند اما ظهور جوانهايي مثل فن درويل و استكلنبورگ كه در اين جام به دنياي فوتبال معرفي شدهاند خاصيت بازيكنسازي و پرورش استعدادها را در اين تيم زنده نگه داشته است.همه اينها ميتواند دليل ارجحيت هلند به اروگوئه باشد اما يك دليل مهمتر هنوز ناگفته مانده است. در ايران خودمان تقريبا همه عاشق تقابل تيمهاي بزرگ هستند چرا كه برخورد ستارهها را دوست دارند، پس بعيد است تعداد هواخواهان پيروزي اروگوئه در مسابقه امروز زياد باشد. قطعا از هر 10 نفر، 9 نفر فينال آلمان- هلند (كه تكرار مسابقات به ياد ماندني در جامهاي جهاني 74 و 90 است) را به فينال اروگوئه- آلمان پيشنهاد ميدهند يا خيليها دوست دارند ببينند مسابقه هلند- اسپانيا و تقابل تاكتيك، زيبايي و هيجان چگونه فينالي را در اذهان به جا خواهد گذاشت. يادمان نرود اين فينال براي خيليها حالت برد- برد دارد چرا كه برنده براي اولين بار طعم قهرماني دنيا را ميچشد و ضعيفنوازهاي ايراني در صورت شكست يكي، به خاطر قهرماني ديگري خوشحال ميشوند.
اروگوئه 3- هلند يك
امروز تقريبا همه هلند را روي كاغذ برنده اين مسابقه مهم ميدانند و شانس بسيار اندكي براي تيم آمريكاي جنوبي قائلند اما تاريخ اينگونه نميگويد. دو تيم تاكنون فقط 4 مسابقه رسمي مقابل يكديگر داشتهاند كه در سه تا از آنها اروگوئه برنده شده است. تيم آمريكاي جنوبي در المپيك 1924 و 1928 با نتايج 2- يك و 2- صفر هلند را شكست داده. در جام جهاني 1974 اما هلند رويايي كرويف و يارانش بر حريف خود 2- صفر غلبه كردهاند. آخرين مسابقه دو تيم نيز در سال 1980 رخ داده كه باز هم اروگوئه 2- صفر پيروز شده است. حالا با مرور اين تاريخچه باز هم ميگوييد هلند برنده است؟
(مقايسه بهترين گلزنان ) گل از روي شوت و ايستگاهي
فيفا گل اول مقابل برزيل را به نام وسلي اشنايدر نوشت تا هافبك تهاجمي نارنجيها با 4 گل زده يكي از برترين گلزنان جام باشد و براي كفش طلا نيز بجنگد. در نقطه مقابل او امروز ديگو فورلان قرار دارد كه 3 گله است اما مثل اشنايدر يك گل از ضربه ايستگاهي و يك گل از شوت (با اشتباه دفاع حريف) زده است. لوييس سوارز هم تنها بازيكني از بين نفرات دو تيم است كه سه گل زده اما افسوس كه جاي او در مسابقه امروز خالي است و نميتواند در اين زمينه رقابت كند. با اين وجود بايد منتظر يكي از آن شوتها يا ضربات ايستگاهي اشنايدر يا فورلان باشيم تا اولين مسابقه نيمهنهايي گل داشته باشد.
(مقايسه بهترين شوتزن ها) باز هم فورلان و اشنايدر
اينجا هم اشنايدر در تيم هلند اول است چرا كه فن مارويك اميد زيادي به ضربات او دوخته. 20 شوت او به سمت دروازه حريف نشان ميدهد امروز بازيكنان خط دفاع اروگوئه فضاي مقابل او را هرگز نبايد خالي بگذارند. بعد از اشنايدر، چهار مهاجم ديگر هلند در اين زمينه خطرساز خواهند شد. در نقطه مقابل اما مطابق انتظار بهترين شوتزن اروگوئهايها ديگو فورلان است كه همراه با سوارز 20 ضربه (شامل ضربه سر و پا) به سمت دروازه رقبا شليك كرده و فاصلهاي نجومي با ساير همبازيانش دارد. امروز فورلان بايد جور غيبت سوارز را هم بكشد چرا كه آبرئو زوج وي در خط حمله به هيج وجه كارآمدي سوارز را ندارد.
(مقايسه خطا كاران) بهترينها بيشتر خطا ميكنند!
عجيب است كه باز هم بايد از وسلي اشنايدر بنويسيم. بازيكني كه بيشترين شوت و گل را در تيم هلند زده، بيشترين خطا را هم كرده است. اين نشان ميدهد كه شماره 10 نارنجيها چقدر در زمين مسابقه فعاليت دارد و بيخود نيست كه مبلغي هنگفت از تيم باشگاهياش ميگيرد و همواره جزو بهترينهاست، در جايي كه دي يونگ و فن بومل به عنوان استاد خطا شناخته ميشوند، اشنايدر تكنيكي به تنهايي 12 بار روي حريفان خطا كرده كه در نوع خود جالب است. عجيبتر اينكه در تيم اروگوئه نيز اين عنوان به سوارز مهاجم سه گله اين تيم ميرسد كه تا حالا 15 بار روي بازيكنان رقبا خطا كرده، هرچند با غيبت در بازي امروز، ديگو پرز هافبك جنگنده و همتيمياش را بالاي سر خود ببيند.
(مقايسه بهترين پاسورها ) وقتي هافبكها نباشند؟!
در بيشتر تيمها هافبكها يا مدافعان مياني بيشترين پاسهاي درست را به همبازيانشان دادهاند اما در مورد هلند و اروگوئه اين قضيه مصداق ندارد. در تيم اروگوئه بيشترين پاس را فورلان مهاجم داده كه فقط 56 درصد پاسهاي او صحيح بوده.مي توان گفت فورلان در دقايق زيادي از مسابقات به عقب ميآيد و در واقع در خط هافبك جا ميگيرد و ديگر اينكه اروگوئه بيشتر رو به بازي مستقيم و ارسال از جناحين ميآورد. در طرف مقابل هم «جيو» باتجربهترين بازيكن هلنديها كه بك چپ تيمش به حساب ميآيد، بيشترين پاس را داده، يعني سمت چپ هلنديها فعالترين منطقه آنها بوده است. فان درويل مدافع راست هلنديها هم چهارمين پاسور اين تيم است و اين نكته نشان ميدهد هلنديها تا چه حد به نفوذ از جناحين دل بستهاند.
Ahmad.taj
07-07-2010, 02:28 PM
«یوآخیملو» نتوانست تا پایان جام نوزدهم اسرارش را حفظ کند. در روزهاییکه پس از توفانهای پیاپی ژرمنها مقابل رقبای تاریخیشان در یکهشتم و یکچهارم نهایی آفریقایجنوبی 2010، همه از آلمان شگفتانگیز صحبت میکنند، معلوم نیست چرا سرمربی آلمان افکار نبوغآمیزش در زمینه طرح و برنامه تاکتیکی برای مسابقات را پیش از رویارویی سرنوشتساز نیمهنهایی مقابل ماتادورها، بهطور عمومی فاش میکند، اینطور به نظر میرسد که «لو» دارد اسرارش را لو میدهد اما شاید هم او با گفتن این رازها قصد دارد متد نوینش در تقسیمبندی فضاهای زمین را به رخ مربی مسن حریف، ويسنته دلبوسکه باشد و اسپانیاییها را مرعوب ماشین جنگی مدرن ژرمنها کند.
«یوآخیملو» فردای پیروزی شگفتانگیز 4 بر صفر تیمش بر آرژانتین مارادونا با روزنامه «بیلد» پرتیراژترین روزنامه کشورش گفتوگویی اختصاصی ترتیب میدهد و در آن مسیر ژرمنها در جاده قهرمانی این جامجهانی را 4 سال پس از شکست آنها در نیمهنهایی جام خانگی 2006، آن هم مقابل یک ایتالیای دفاعی، کاملا بلندپرواز توصیف میکند. آلمان از نظر آماری هجومیترین تیم در آفریقایجنوبی بوده که در 3 مسابقه مقابل 3 تیم دشوار استرالیا، انگلستان و آرژانتین به هر یک 4 گل زده است و در مجموع با 13 گلزده و تنها 2 گل خورده به نبرد اسپانیا در یکقدمی فینال پامیگذارد.
اگرچه برخلاف باور عمومی نه اسپانیا و نه آلمان هیچ یک لقب تیمهای شکستناپذیر جام نوزدهم را تا این مرحله یدک نمیکشند و در واقع این لقب بهطور مشترک به 2 تیم کمتر مورد توجه قرار گرفته نیمهنهایی یعنی هلند و اروگوئه تعلق داشت که نبردشان یک پای دیگر فینال را تعیین میکرد اما بیتردید آلمان و اسپانیا رویکردی هجومیتر و تماشاگرپسندتر نسبت به آن 2 تیم دارند، البته پس از حذف فرانسه در گروهی که اروگوئه صدرنشینش بود و قربانی شدن برزیل مدعی توسط هلند، دیگر نمیتوان این 2 تیم را دستکم گرفت و به صورت یکطرفه آلمان ـ اسپانیا را فینال زودرس رقابتها نام نهاد. اما حتی اگر چنین باشد هم لوی بلندپرواز بیمی از این فینال زودرس نخواهد داشت.
تیم او تا اینجا 2 فینال زودرس را با نتایج یکطرفه 4 بر یک و 4 برصفر مقابل 2 مدعی قهرماني، انگلستان و آرژانتین با سربلندی پشتسر گذاشته است. سرمربی جوان آلمان به بیلد میگوید:«تحلیلهای ما کاملا شفاف بودند. ما فقط با یک بازی هجومی و سخت کردن زندگی بر دیگر تیمها میتوانستیم جامجهانی را ببریم. روشی که در سال 2006 ایتالیا با آن در کشور ما قهرمان شد، یعنی دفاع کردن و درنهایت بردن به لطف یک گل، دیگر تکرار نخواهد شد. این روزها شما دیگر نمیتوانید با آن فوتبال به جایی برسید. ایتالیا، فرانسه و انگلستان (همراه با کاپلو) درگیر همان ذهنیتهای دفاعی بودند که حذف شدند. ما برای تمام جامجهانی تا فینال برنامهریزی کردهایم». تاکتیکهای «لو» حالا شهرتی جهانی پیدا کرده است و در گوشه و کنار جهان خیلیها هستند که میخواهند از اسرار تاکتیکی او سر درآورند. او 2 قانون طلایی را برای بازی تیمش وضع کرده است.
«لو» زمین را به 18 مستطیل هماندازه فرضی تقسیم و هر بازیکن را مسؤول پوشش دادن چند تا از آنها میکند، خب، تا اینجای کار باید به «جلال چراغپور» کارشناس کمپیدای برنامه «یک جهان – یک جام» تبریک گفت چون او پیش از فاشگویی «لو»، پی به این قانون طلایی برده بود. مغز جدید فوتبال ژرمنها در این باره توضیح میدهد: «این تقسیمبندیها در زمین در ارتباط با دستورات هستند. این مهمترین وضعیت برای یک فوتبال خوب است. بازیکنان باید جایشان را در ساختار اساسی تیم بدانند پس هیچکس نباید فکر کند که میتواند تمام زمین را بدود بلکه هر کسی فقط همیشه باید مستطیلهای خاص خودش را پوشش دهد».
لو همچنین از بازیکنانش توقع دارد به صورت مداوم در جستوجوی فضاهای خالی باشند تا در دفاع آنها را پوشش دهند و در هنگام حمله به داخل آنها بخزند: «دوست دارم بازیکنان را مدام در حال رفتن به فضا و طلب کردن توپ ببینم. این کار بازی را سیالتر و پویاتر ميکند. میدانستم که بعضی از بازیکنانمان مثل اوزیل، پولدی (پودولسکی)، مولر و کروس واقعا عالی هستند ولی به بازیکنان گفتم اگر شما در گوشه و کنار زمین حرکت نکنید، حتی نمیتوانید از پس تیمی مثل کانادا برآیید. پس از آن روز این به قانون طلایی ما تبدیل شد و هر روز به صورت تئوری و عملی آن را تمرین میکنیم.» و در پایان «یوآخیم» به اصل همیشگی فوتبال ژرمنها اشاره میکند تا ثابت کند آنها در مسیر باشکوه گذشتگانشان گام برمیدارند: «تیم ما در هنر ساده بازی کردن به درجه استادی رسیده است. ما جلسات تمرینیاي داشتهایم که گاهی در آنها فوتبال به اوج تکامل میرسد».
دوپینگ ژرمنها با «جابولانی»!
بازیکنان تیم ملی فوتبال آلمان مسلطترین بازیکنان حاضر در جام جهانی هستند که از توان کنترل و ضربهزنی مطلوب با توپ جدید این جام موسوم به جابولانی برخوردارند. به گزارش الجزیره اسپورت، دینو زوف، دروازهبان اسطورهای تیم ملی فوتبال ایتالیا با اعلام این مطلب گفت: بهرغم اینکه بسیاری از تیمها و ستارگان دنیای فوتبال و بویژه دروازهبانهای تیمهای حاضر در جامجهانی از این توپ شکایت داشتهاند اما بازیکنان تیم ملی آلمان و بویژه دروازهبان جوان آنها تسلط بسیار قابل قبولی بر این توپ داشتهاند. وی به کنترل شوتهای بازیکنان تیم ملی آرژانتین توسط دروازهبان جوان تیم ملی آلمان به عنوان دلیل اصلی تسلط بازیکنان تیم ملی آلمان بر توپ جابولانی اشاره کرد و گفت: تیم جوان آلمان کمتر گله و شکایت داشته، رجز نمیخواند اما بسیار منظم بازی میکند و بزرگان را شکار میکند.
وی از تسلط بازیکنان تیم ملی آلمان بر توپ جابولانی با عنوان دوپینگ تیم ملی این کشور با توپ جابولانی یاد کرد. تیم ملی آلمان از ماهها قبل با این توپ در بوندسلیگا و تمرینات خود خو گرفته است و ضربآهنگ منظم آنها به این توپ که منتقدان بسیاری دارد ناشی از همین آشنایی است. با آنچه تاکنون روی داده است تحلیل برگزاری فینال بین آلمان و هلند محتملتر به نظر میرسد اما شگفتی میتواند حتی در نیمه نهایی و فینال، جهانیان را غافلگیر کند. ژنرالهای 4 ستاره تیم ملی آرژانتین از عدم فرماندهی صحیح رنج میبردند و در دام استراتژی سربازان جوان آلمانی گرفتار شدند. لو، اینکه گل اول نظم بازی آرژانتین را بر هم زد قبول ندارد: این تیم حتی برای دقایقی کوتاه نیز فاقد استراتژی و بویژه بازیخوانی حریف حسابگر خود بود. سرعت و دقت و قدرت بازیکنانی مانند میلیتو هیچگاه در تیم ملی آرژانتین دیده نشد. بازیکنی که در فتوحات این فصل اینترمیلان نقش بسیاری داشت.
* * *
«وطن امروز»
Ahmad.taj
07-07-2010, 02:59 PM
شايد باستين شوايناشتايگر و فيليپ لام يا حتي ميروسلاو کلوزه در مقايسه با خيلي از بازيکنان دنيا بازيکنان خوبي باشند اما نميتوان آنها را ستاره دانست. به اين ترتيب ميتوان با شجاعت عنوان کرد که آلمان بيستاره توانسته تاکنون تيمهاي پرستاره را در مسير رسيدن به نيمهنهايي جام جهاني قلع و قعم کند.
ژرمنها با هدايت مربي باهوشي به نام يواخيملو تمام معادلات را بر هم زدند و در حالي که پيش از آغاز جام جهاني کمتر کسي آنها را مدعي ميدانست توانستند مدعيان بزرگي را از پيشرو بردارند. در بين بازيکنان آلمان توماس مولر توانسته بسيار خوب و فراتر از حد انتظار ظاهر شود. او ثابت کرد که لو بيجهت او را به تيم نخوانده بود.
مولر آنقدر خوب توانست در اين جام ظاهر شود که حتي بالاک را به تمجيد از خود واداشت. کاپيتان سابق و مصدوم آلمان که پيروزي پرگل و غرورآفرين آلمان را در کنار نيمکت اين تيم تماشا ميکرد درباره مولر گفت: «او باور نکردني است.» البته اين تنها کاپيتان سابق تيم ملي آلمان نيست که نميتواند واژههايي مناسب براي توصيف پديده جديد فوتبال اين کشور بيابد.
اين بازيکن ۲۰ ساله پس از آغازي درخشان در تيم بايرنمونيخ، حال تواناييهاي خود را در جام جهاني نمايش ميدهد. مولر در حالي که هنوز 2 بازي به پايان جام باقي مانده، به جمع گلزنان برتر اين تورنمنت پيوسته است. او با 4 گل زده و 3 پاس گل، ميتواند با به ثمر رساندن گلهاي بيشتر در دو بازي باقيمانده بهعنوان گلزن برتر رقابتها انتخاب شود. مولر خود با فروتني تمام چنين افتخاري را ميپذيرد: «هنوز براي اين عنوان در ويترين افتخاراتم جاي خالي دارم.»
هنگامي که براي انتخاب پيراهن تيم ملي نوبت به مولر رسيد، 3 شماره خالي بود. ۱۴، شمارهاي که بزرگاني چون يوهان کرايف اسطوره فوتبال هلند و جرارد آساموا مهاجم شالکه به تن ميکردند، شماره ۴ که در آلمان خاطرههاي کارلهاينتس فورستر و يورگن کلر، مدافعان مليپوش اشتوتگارت و بايرن را در ذهنها زنده ميکند و البته شماره ۱۳، شماره پيراهن نامداراني چون ميشائيل بالاک و گرد مولر، ملقب به بمبافکن فوتبال آلمان. مولر جوان پيراهن سوم را انتخاب کرد.
او عجيبترين بازيکن تيم عجيب و غريب يواخيملو است. مولر شايد به نظر پاهاي ضعيفي داشته باشد اما شوتهاي سنگيني ميزند؛ بازي فريبندهاي ندارد، با وجود اين اما حريفان را به راحتي جا ميگذارد. او خيلي قوي نيست اما آنقدر لجوج است که تا به حال هرگز بيشتر از يک يا دو هفته در بستر مصدوميت نمانده است. به گفته خودش وقتي عضلهاي وجود ندارد، دردي هم در کار نيست.» مولر نه تنها عجيبترين، بلکه آرامترين بازيکني است که تيم ملي فوتبال آلمان در حال حاضر در ترکيب خود دارد. اين هم از آن خصوصيات منحصر به فرد مولر است که او را از ديگران متمايز ميکند.
خصوصيت ديگر او سبک فوتبالي است که نميتوان آن را با سبک بازي ديگران مقايسه کرد. مولر خود ميگويد: «فوتباليستي که به مسخرگي من فوتبال بازي کند، وجود ندارد.» جالب اينکه او خود هم به سبک بازي خود ميخندد؛ سبکي که البته نميتوان آن را توصيف کرد. به اعتقاد برخي از کارشناسان، توماس مولر توانايي ويژهاي در شناسايي فضاهاي خالي زمين دارد، معني حرکت بدون توپ را ميداند و بازيساز است. او ميتواند هم سمت راست بازي کند، هم چپ و هم وسط؛ هم دفاعي، هم نيمهدفاعي و حتي در صورت نياز کاملا جلو. البته اين فقط خصوصيت «همهفنحريفي» مولر نيست که او را براي مربيان جذاب و براي حريفان خطرناک ميکند. بلکه توانايي منحصر به فرد او در پنهانماندن در زمين است.
به گفته کارشناسان فوتبال، توماس مولر سرکش و سريع است، حمله ميکند و در نبردهاي تکبهتک پيروز ميشود اما همزمان اين توانايي را دارد که از ديد حريف پنهان بماند و در زمان و مکان مناسب سربرآورد. مولر از اين نظر يک «روي ماکاي» مدرن است، با اين تفاوت که با حرکتهاي بدون توپ خود آرامش تيم حريف را برهم ميزند، نه بازيکنان خودي. يواخيملو ميتواند از اين بابت آسودهخاطر باشد که بازيکني در ميان شاگردانش دارد که هيچکدام از همکارانش نظير آن را ندارند.
* * *
«خراسان»
Rainyboy
07-07-2010, 10:19 PM
هلند در فینال آرزوها
http://www.ipna.ir/upload/picture/IIIII0.3245355.jpg
1- جالب است. هلند بالاخره پس از سالها به فینال جامجهانی رسید. تیمی که سالهاست در تمام تورنمنتهای مهم در مراحل ابتدایی یا حذفی کنار میرود، حالا باید در فینال مصاف بدهد.
هلند در بین مدعیان این جام پس از برزیل، آرژانتین، انگلیس، فرانسه، ایتالیا و حتی اسپانیا جای داشت اما زودتر از همه اینها به فینال رسید، باور کردنش سخت است اما حقیقت دارد.
2- هلند 2010 برای رسیدن به فینال همه چیز داشت. 2 فوق ستاره مثل اشنایدر و روبن، 2 ستاره مثل فانپرسی و برونکهورست و چند کارگر بسیار مثل فانبومل و از همه مهمتر درک کویت.
هلند وقتی به فینال رسید که شماره 7، شماره مرسوم برای تکنیکیترین نفر را بر تن درک کویت دوندهترین بازیکن تیم خود نمود و حتی تکنیکیترین بازیکن تیم در خدمت تیمترین عضو گروه باشد. چطور میتوان موفق نشد؟
3- در فوتبال ایران شماره هفتها و حتی شماره هشتها هیچ وقت در خدمت تیم نیستند. این تیم است که در خدمت آنهاست. اینجا ما شماره 7 و 8 را بر تن ستارهها میکنیم و بعد تا کمر مقابل آنها خم میشویم و تعظیم میکنیم اما هلند شماره 7 را بر تن تکنیکیترین بازیکن خود کرده و از او یک کارگر ساخته. این رمز رسیدن لالههای نارنجی به فینال است.
4- هلند در جذابترین روزهای خود در جامجهانی از پس اروگوئهای بر میآید که سیستمی مشابه دارد. اصلا کدام تیم از این 4 تیم حاضر در نیمهنهایی شبیه هم نیستند؟ اروگوئه، هلند، اسپانیا و آلمان هر 4 تیم مثل هم هستند. تیمهایی متکی بر بازی گروهی و خلاقیت فردی. آنها مربیان خوبی دارند که بین سیستم و فرد اتحاد برقرار کردهاند. در این 4 تیم همه برای یکی و یکی برای همه میجنگند که این رسم موفقیت در جامجهانی 2010 است.
ستاره محوری ممنوع، تکروی ممنوع، فوتبال خشک و ماشینی هم ممنوع.
5- هلند حالا در فینال آرزوهاست. برای تیمی که برزیل را حذف کرده، این پاداش مناسبی است. به راستی تیمی که از برزیل نترسیده لیاقت فینال را داشت.
Ahmad.taj
07-10-2010, 02:33 PM
آن تيم رويايي 1974 با فوتبال شناور و نوينش به فينال رسيد و ناكام شد. 4 سال بعد از آن باز هم هلند فيناليست بود اما طعم تلخ شكست در يكقدمي جام در ذهن آنها ماند تا 32 سال بعد. حالا هلنديها در فينال هستند و با يك پيروزي ديگر قهرمان خواهند بود تا تمام آن خاطرات تلخ فينالهاي دو جام جهاني كه به دست گردمولر و ماريو كمپس رقم خورد از ذهن نارنجيها زدوده شود.
سوال اساسي البته اينجاست كه آيا هلند كيفيت همان تيمهاي فيناليست 32 و 36 سال قبل را دارد يا نه؟ به لحاظ برخورداري از ستارهها شايد بتوان با توجه به پر زرق و برق جلوه دادن برترينهاي دنياي فوتبال نسبت به دهه 70، تيم امروز را نيز تيمي پرستاره خطاب كرد كه چيزي از تيم رويايي دهه 70 كم ندارد. وسلي اشنايدر، آرين روبن، درك كويت، روبين فان پرسي و مارك فان بومل جزو بهترينهاي دنياي فوتبال هستند. جورج فان درويل، اليا، افلاي، استكلنبورگ و ... هم بازيكنان آيندهداري به حساب ميآيند كه قادرند در آينده تيم ملي هلند را جزو ابرقدرتها نگه دارند. فان مارويك مربي سپيدموي اين تيم نيز نشانههايي از بزرگي را عيان كرده (هرچند كه كارنامه پرباري ندارد). هلند تنها تيم بدون شكست جام تا اينجاست و حتي از اسپانيا و آلمان كه بسياري از ديدار مستقيمشان به عنوان فينال واقعي ياد ميكنند قدرتمندانهتر ظاهر شده و بدون شكست به فينال رسيده است. همه اينها به كنار اما واقعيت اينجاست كيفيت تيم ملي هلند قابل مقايسه با تيم رويايي1974 يا تيم فيناليست 1978 نيست. هلند برخلاف آنچه هواداران فوتبال از آن در ذهن دارند زيبا و تماشاگرپسند بازي نميكند و البته شايد با همين حربه سرانجام به قهرماني برسد! كيفيت فوتبال هلند در اين تورنمنت به هيچ وجه فوقالعاده نبوده و به راحتي ميتوان گفت برزيل و آرژانتين فوتبالي به مراتب بهتر از اين تيم ارائه ميدادند.
به 6 بازي گذشته هلند در اين جام نگاه كنيد: مسابقه با دانمارك درحالتي نسبتا متعادل و البته خوابآور پيش رفت و در نهايت با دو گل كه يكي از آنها گل به خودي مدافعان حريف بود، به سود نارنجيها تمام شد. در مصاف با ژاپن، هلند تيم برتر ميدان بود اما عاجز از خلق موقعيتهاي پرشمار به نظر ميرسيد و در نهايت با شوت اشنايدر و اشتباه وحشتناك كاواشيما گلر حريف به گل برتري رسيد و صعودش را قطعي كرد. در مصاف آخر نيز آنها مقابل كامروني بازي كردند كه از جام بيرون افتاده و براي اعاده حيثيت بازي ميكرد. هلند در اولين مرحله حذفي مقابل اسلواكي قرار گرفت و 2- يك برنده شد اما برتري كيفي و فني نارنجيها بر حريف خود چندان دلنشين و خيرهكننده نبود. بازي بزرگ با برزيل در مرحله يك چهارم فرا رسيد و هلند نيمه اول اسفناكي را پشت سر گذاشت. در نيمه دوم اما ورق برگشت كه البته جرقه آن با يك اشتباه بچگانه و مشترك از سوي فيليپه ملو و جوليو سزار زده شد. يك ضربه ايستگاهي و هوشياري اشنايدر سند برتري هلند را امضا كرد و در دقايق باقيمانده، برزيل به لحاظ روحي و تاكتيكي آنقدر بههم ريخته به نظر ميرسيد كه تغيير نتيجه كمي دشوار مينمود. (هرچند درحالي كه برزيل 10 نفره و عصبي به نظر ميرسيد، توسط كاكا تا آستانه گل تساوي پيش رفت).
هلند در نيمهنهايي به اروگوئه سختكوش برخورد كرد و يك نيمه متعادل را با نتيجه يك- يك پشت سر گذاشت. شروع نيمه دوم متعلق به حريف آمريكاي جنوبي بود اما به يكباره هلند 2 گل زد و به لحاظ روحي حريفش را در وضعيت بدي قرار داد تا حتي بعد از دريافت گل دوم و نزديك شدن به نتيجه مساوي، برتري اين تيم حفظ شده و نارنجيها به فينال برسند.
هلند 2010 درحالي به فينال رسيد كه از آن فوتبال زيبا و هيجانانگيز فاصله داشت. اين تيم حتي از تيم گاس هيدينك كه در سال 1998 اسير پنالتيها شد و به فينال نرسيد در سطح پايينتري بازي كرد اما به ردهاي بالاتر از تيم هيدينك كه ستارههايي مثل بركمپ، داويدز، رايزيگر، سيدورف، كلايورت، زندن و ... را داشت رسيد.
در واقع ميتوان از فوتبال ارائه شده توسط تيم ملي هلند در اين جام به يك نتيجه رسيد؛ به هيچ وجه نميتوان به درستي گفت نقطه قوت اين تيم كجاست و چطور ميتوان به آن ضربه زد اما ميتوان به صراحت گفت هلند در اين جام فقط هوشمندانه بازي ميكند. درست مثل بوكسوري كه تا نيمي از زمان مسابقه يك هوك به حريف ميزند و يك هوك ميخورد اما به يكباره با دو آپرگات حريف را از پا درميآورد و در لحظات پاياني با دريافت چند هوك ديگر و كمي دفاع نتيجه را به نفع خود تمام ميكند. اين را ميتوان راحتتر گفت: تيم فان مارويك در لحظاتي ويژه از يك مسابقه 90 دقيقهاي به سوي دروازه حريف حمله ميكند و نتيجه ميگيرد، بعد كنار ميرود و ممكن است گل هم بخورد اما در نهايت به خواستهاش كه همان پيروزي است، ميرسد. به خاطر همين است كه در شش بازي قبلي اين تيم در تورنمنت جاري تا به حال نديدهايم كه 10 دقيقه مداوم روي دروازه رقبا يورش ببرند يا بعد از هيچ كدام از بازيهايي كه انجام دادهاند نميتوانستيم به صراحت بگوييم «حق هلند برد بود».
همه اين عوامل از تيم فان مارويك، تيم مرموزي ساخته كه برخلاف ادوار گذشته، فقط به فوتبال شناور اهميت نداده و تنها به دنبال نتيجه هستند. حربه تاكتيكي هلنديها (هرچند كه به احتمال فراوان پر از جزييات فوقالعاده است و بايد منتظر افشاي آن توسط تيم فني هلند بعد از تورنمنت باشيم) تا اينجا كه جواب داده و آنها يك پاي فينال هستند. چنانچه هلند موفق به اجراي حربه خود بر سر يكي از دو تيم آلمان يا اسپانيا شد، بايد درباره تاكتيك ويژه فان مارويك و همكارانش بيشتر تعمق كرد تا شايد به نتايج جالب ديگري رسيد.
* * *
محمد قراگزلو
«ایران ورزشی»
Rainyboy
07-11-2010, 11:12 AM
جام جهاني نوزدهم به گام آخر رسيد
جذابيتهاي فينال شناور
http://pic-ups.com/images/v.png
سرانجام پس از سپري شدن حدود يك ماه پر از هيجان و انجام 63 مسابقه از جام نوزدهم، روز سرنوشت فرا رسيد تا پس از حذف بزرگاني چون انگليس، برزيل، آرژانتين و ايتاليا دو تيم مدعي اسپانيا و هلند ديدار فينال جامجهاني 2010 را برگزار كرده و براي نخستين بار از سال 1978 تيمي جديد فاتح اين رقابتها شود. اين دو تيم با وجود نمايشهاي خوبي كه در ادوار گذشته اين رقابتها داشتهاند هيچگاه موفق به فتح اين تورنمنت نشدهاند. هلنديها دو بار حضور در فينال را تجربه كرده اند اما تيم رويايي آنها به رهبري يوهان كرويف در سالهاي 1974 و 1978 به ترتيب مغلوب آلمان و آرژانتين شدند و حالا در سومين حضور خود در ديدار نهايي به دنبال فتح جام هستند. در سوي مقابل اسپانياييها پس از فتح يورو 2008 براي نخستين بار حضور در فينال جامجهاني را تجربه ميكنند و اميدوارند همچون فرانسه كه جامجهاني 98 و يورو 2000 را به فاصله دو سال فتح كرد بتوانند به اين افتخار دست يابند. اين براي نخستين بار از سال 1938 خواهد بود كه نمايندگان قاره اروپا در دو دوره پياپي فاتح اين رقابتها ميشوند.
اطمينان فنمارويک
از «پل»، هشت پاي پيشگوي بازيهاي جام جهاني گرفته تا يوهان کرايف، نماد فوتبال هلند و حتي يوآخيم لو، سرمربي ژرمنها همگي قهرماني اسپانيا را در جام جهاني 2010 پيش بيني ميکنند. با اين حال نارنجيها به نخستين قهرماني شان در جام هاي جهاني فوتبال در آفريقاي جنوبي بسيار خوشبين و اميدوار هستند. بازيکنان هلند بيتوجه به تمامي پيشبيني و پيشگوييهاي صورت گرفته با خوشبيني تمام به ديدار ماتادورها رفته و همچنان به نخستين قهرماني شان در جام جهاني نظر دارند.
وزلي اسنايدر، فوق ستاره اين تيم پيش از بازي پاياني گفت: «ما قهرمان جهان خواهيم شد. بدون ترديد برابر اسپانيا اشتباه آلمانيها را نخواهيم داشت. شجاعانه بازي خواهيم کرد نه با چنان ترس و هراسي.»
اسنايدر که با پنج گل زده هم به کفش و هم توپ طلا نيمنگاهي دارد، درباره بازي با اسپانيا ميگويد: «اگر بخواهيم با ديدگاهي همانند آلماني ها به بازي با اسپانيا برويم، در آن صورت هرگز نبايد بازي را شروع کنيم. اگر چه برابر اين خط مياني قدرتمند بايد کمي عقب کشيد، با اين حال تيم ملي آلمان در عقب نشيني اش زياده روي کرد. نبايد در ميانه ميدان اجازه بدهيم تا توپ از کنترل مان خارج شود. بايد با در اختيار داشتن توپ به سرعت تيم را، راه بيندازيم. اگر اين نقشه را مورد توجه قرار بدهيم، آن وقت در بازي يکشنبه بدون ترديد جشن قهرماني خواهيم گرفت و جام قهرماني را در دستانمان خواهيم داشت.»
ديگر بازيکنان هلند هم تنها به جام زرين قهرماني نظر دارند. برت فن مارويک يک روز پيش از بازي پاياني جام جهاني نوزدهم فوتبال که بيش از 90 هزار تماشاگر در ورزشگاه ساکر سيتي شهر ژوهانسبورگ به تماشاي آن بازي خواهند نشست، خويشتن داري را کنار ميگذارد و مي گويد: «بديهي است که در هر بازي فينال تنها پاي برد در ميان است و تنها پيروزي به حساب ميآيد. ما پس از 32 سال دوباره در ديدار پاياني جام جهاني فوتبال حاضر هستيم و قصد داريم تا تمام هلند را خوشحال کنيم.»
آرين روبن که در کنار اسنايدر خطرناک ترين بازيکن نارنجيها در آفريقاي جنوبي بوده است، ترجيح ميداد در فينال با آلمان و دوستان بايرن مونيخياش رو به رو شود. با اين حال از نظر او اسپانيا شکست ناپذير نيست: «روشن است که اين بازي بچه گانهاي نيست و ما بايد در نهايت تمرکزمان باشيم. اما اکنون تنها اين هدف و اين لحظه باشکوه را زيرنظر داريم. مي خواهيم سرانجام جام جهاني را به خانه ببريم. ترجيح ميدهم بد بازي كنيم و قهرمان شويم. اين كه فوتبالي زيبا ارائه دهيم اما نتيجه را واگذار كنيم به چه درد ميخورد؟ چند سال ديگر چه كسي ميگويد هلند خوب بازي كرد يا زشت. تنها نتايج است كه ثبت ميشود.»
پدرو: شگفتزده شدم
ويسنته دلبوسكه، سرمربي تيم ملي اسپانيا از آن دسته از مربياني به شمار ميآيد كه به طور معمول تغييرات بزرگي را در تيمش به وجود نميآورد. او بيشتر به تركيب اوليه خود نظر دارد و تمام اعتمادش را به تيم نخستش ميبخشد. يكي از استثناها در تركيب اين تيم جانشيني پدرو به جاي فرناندو تورس است. تورس جام جهاني را همانند بسياري از ستارگان بزرگ دنياي فوتبال به شكلي كابوس وار سپري كرد. نكته اميدواركننده براي او اين بود كه اسپانيا با وجود افول او توانست در ديدار پاياني جام جهاني حاضر باشد. هرگاه تورس در ديدارهاي قبلي اسپانيا از زمين بيرون ميرفت، ماتادورها نتيجه بهتري ميگرفتند و در نهايت اين پدرو بود كه در ديدار نيمهنهايي برابر آلمان در تركيب اصلي قرار گرفت تا اسپانيا در بيشتر دقايق مسابقه برتر از حريف ظاهر شود.پدرو در اين باره گفت: بله. من هم شگفت زده شدم. همزمان بسيار خوشحال هم بودم. زماني كه در جلسه درون تيمي فهميدم كه مربي من را در تركيب اوليه تيم قرار داده است بسيار خوشحال شدم. عصبي يا دستپاچه نبودم. با اين حال همين كه بازيكن در ميدان قرار ميگيرد ديگر هيچ هيجاني را احساس نميكند چرا كه تنها روي بازي تمركز ميكند.
درواقع دل بوسكه تصميم درستي گرفته بود زماني كه به اين بازيكن 22 ساله اعتماد كرد و او را در تركيب تيمش قرار داد. چرا كه پدرو به شكلي كاملا تاثيرگذار توانست وظيفهاش را به خوبي انجام دهد. او بايد خط دفاع آلمان را به هم ميريخت و چندين بار هم در طول بازي موفق به انجام اين كار شد. سرعت او در كنار قابليت شوت زني و بهويژه تمام كنندگياش باعث شد تا مهاجم جوان بارسلونا در پايان مسابقه با ستايشهاي فراواني به ويژه از سوي دلبوسكه روبرو شود. هر چند پدرو در بازي با آلمان موفق به بازكردن دروازه مانوئل نوير نشد.
ايكركاسياس، كاپيتان اسپانيا نيز درباره نبرد حساس مقابل هلند گفت: اين حساسترين ديدار در تاريخ فوتبال اسپانياست. تا اينجاي كار عملكرد قابل قبولي داشتهايم اما هنوز به هيچ چيز دست پيدا نكرديم، نتيجه تمام تلاشهاي ما يكشنبه در ديدار پاياني مشخص خواهد شد. نميخواهيم خودمان را از پيش برنده فرض كنيم ميخواهيم با تمركز كامل وارد ميدان شويم و همانند بازيهاي گذشته و در اختيار گرفتن ميانه ميدان نتيجه را از آن خود كنيم. فكر ميكنم با بازيكنان خوبي كه داريم اين كار دور از دسترس نيست.
كاسياس درباره سبك بازي هلند و فوتبال شناور اين كشور گفت: آنها دفاعي بازي نخواهند كرد. اين مسئله هم ميتواند خطرناك باشد و هم ميتواند كار را براي ما آسانتر كند. آنها بازيكناني در سطح تيم ما دارند كه ميتوانند با خلاقيت خود نتيجه بازي را تغيير دهند. اما اين تيم به ستارهها تكيه ندارد. كار تيمي و حركات تركيبي در ديدارهاي گذشته عامل اصلي موفقيت اين تيم بوده است.
Rainyboy
07-11-2010, 11:19 AM
مرور خاطرات ويژه هلند و اسپانيا در مسیر 76 ساله جامهاي جهاني
روزي روزگاري فيناليستها
http://pic-ups.com/images/1frf.png
1934 (اسپانیا 1-1 ایتالیا): ایتالیا میزبان رقابتها بود و کمکی نبود که به آنها نشود. اسپانیا با شجاعت مقابل فاشیستها ایستاد و قهرمان جام را متوقف کرد. در بازی تکراری ایتالیا با گل ماتزولا برنده شد و اسپانیا با مسابقات وداع كرد.
1950 (اسپانیا 2-2 اروگوئه): بازهم توقف قهرمان جامجهانی در برابر اسپانیا. اين تيم واقعا عالی بازی کرد و با تساوی در برابر اروگوئه آنها را وادار کرد در روز آخر برای کسب قهرمانی برزیل را در حضور 173 هزار هوادار برزیلی مغلوب کنند.
1962 (اسپانیا 1-2 برزیل): خیلی باید بدشانس باشید که درست در مرحله گروهی با فینالیستهای همان دوره همگروه شوید. اسپانیا با برزیل و چکسلواکی همگروه بود و نتوانست از پس فینالیستها بر بیاید. در روز آخر اگر آنها برزیل را شکست میدادند از گروه بالا میآمدند اما فوتبال آن روز اسپانیا در اين حد نبود. هرچند آنها بهترین فوتبال خود را ارائه دادند و برزیل به سختی 2-1 پیروز شد. جالب آنكه تا 18 دقیقه مانده با پایان بازي، نتيجه صفر- يك به نفع اسپانیا بود.
1966 (آلمان غربی 2-1 اسپانیا): توضیحات دوره قبلي در همينجا هم قابل استفاده است! اسپانیا با آرژانتین و آلمان در یک گروه قرار گرفته بود. دوتيمي كه در نهايت به فينال رسيدند. در روز آخر آنها باید مقابل آلمانغربی پیروز میشدند تا به دور بعدی صعود کنند. دراين بازي بازهم اسپانیا جلو افتاد اما آلمان زود ورق را برگرداند.
1978 (برزیل صفر-صفر اسپانیا): برزیل بهترین تیم آن دوره بود. آنها هیچ بازیای را نباختند و فقط مقابل میزبان و اسپانیا مساوی کردند. آسنسی از بارسلونا و سانتیانا از رئال مادرید ستارگان اسپانیا در این بازی بودند. اسپانیا بازي را نبرد اما در پايان مسابقه از سوي تماشاگران به شدت تشويق شد.
1982 (اسپانیا 1 -صفر ایرلند شمالی): این بازی از این حیث خاطرهانگیز است كه باخت با یک گل اختلاف هم اسپانیا را راهی دور بعد میکرد. اسپانیا در این دوره اصلا خوب نبود و از کمک داوران به اندازه كافي استفاده كرد. در این بازی هم اخراج بازیکن ایرلند لطف زیادی به آنها کرد اما اين تيم در اين دوره هیچگاه تشویق نشد.
1986 (دانمارک 1 - 5 اسپانیا): برای نخستینبار اسپانیا چهره یک تیم مدعی را در اين جام داشت. آنها در دور گروهی عملکرد درخور توجهی داشتند و در برابر دانمارك هم بخت زيادي براي پيروزي برايشان در نظر گرفته ميشد. ابتدا اين دانمارک بود كه جلو افتاد اما اسپانیا با چهار گل بوتراگوئنو ملقب به کرکس به بازی برگشت. این اولین بار بود که اسپانیا نگاهها را به سمت خود معطوف میکرد.
1990 (بلژیک 1-2 اسپانیا): برنده این بازی در دور بعدی از رویارویی با انگلیس معاف بود.اسپانیا با گلهای میشل و گوریز جلو افتاده بود و تا سرگروهی فاصلهای نداشت. در آخرین دقایق بازی بلژیک صاحب یک ضربه پنالتی شد که چیفو توپ را به خارج زد. اسپانیاییها یک روز رویایی را گذراندند.
1994 (اسپانیا صفر- 3سوئیس): اسپانیا یک بازی رویایی انجام داد و هیرو یکی از زیباترین گلهای تاریخ فوتبال اسپانیا را به ثمر رساند. در اواخر بازی هم لوئیس انریکه و تیکی بگریستین نتيجه را صفر- 3 کردند. تا 16 سال پس از این بازی هیچ تیمی در جامجهاني دروازه سوئیس را باز نکرد.
1998 (اسپانیا 6 - 1 بلغارستان): یک بازی تلخ و شیرین. شیرین از این جهت که اسپانیا قطعا نمیتواند این نتیجه را تکرار کند اما تلخ از آن جهت که با بازی بد نیجریه مقابل پاراگوئه و شکست آنها اسپانیا مجبور به خداحافظی از جامجهانی شد. وقتی کیکو پس از زدن گل ششم تيمش شادی نکرد، اشک در چشمان اسپانیاییها حلقه زده بود.
2002 (اسپانیا 4-2 ایرلند): داوری عجیب به ایرلند کمک میکرد. در جریان بازی یک گل اسپانیا مردود اعلام شد و دو پنالتی به ضرر آنها گرفته شد. کاسیاس ستاره این بازی بود. او در جریان بازی یک ضربه و در پایان بازی هم دو ضربه پنالتی ایرلندیها را مهار کرد تا سرانجام اسپانیا با پنالتی مندیتا راهی دور بعدی شود و آنجا باز هم در مقابل ناداوری امتحان پس بدهد.
2006 (اسپانیا 4-0 اوکراین): چهار گلی که اسپانياييها در این بازی زدند، در سایه فوتبال بینظیر آنها قرار گرفت. گل چهارم آنها تلفیقی از تکنیک و کار تیمی بود و در زمره زیباترین گلهای تاریخ جامجهانی قرار گرفت. آنها جام را مقتدرانه آغاز كردند اما در اولين بازي مرحله حذفي به فرانسه باختند.
1934: هلند در این دوره تنها یک بازی انجام داد که مقابل تیم نه چندان قدرتمند سوئیس 3-2 باخت و حذف شد.
1938 (چکسلواکی 3 - صفر هلند): صفر- 3 باختن به خودی خود فاجعه است اما اگر بدانیم هلند به تازگی در آن روزها تیمی صاحب سبک شده بود و نایبقهرمان را هم تا دقیقه 93 وقتهای اضافه صفر- صفر متوقف کرده بود، شاید نظرمان عوض شود. در این جام هم هر تیم با یک باخت حذف میشد.
1974 (هلند 4 - صفر آرژانتین): هلند پس از 36 سال دوباره به جام جهانی برگشته بود. اسب آنها برای قهرمانی زین شده بود و در این مسیر آرژانتین بیشتر از همه زیر نعلهای نارنجی له شد. فوتبال هلند در این بازی نمایش تمام عیاری از توتال فوتبال بود. کرویف دو گل زد و روی گلهای کرول و جانی رپ هم موثر بود.
1978(ایتالیا 1-2 هلند): برنده این بازی راهی فینال جامجهانی میشد. البته مساوی هم میتوانست تحت شرایطی ایتالیا را راهی فینال کند. ارنی برندتس (مربی فصل قبل راه آهن) در دقیقه 19 علاوه بر زدن گل به خودی، شریورس دروازه بان تیم را هم مصدوم کرد. در نیمه دوم برندتس و آری هان دو سوپر گل زدند تا هلند راهی فینال شود. گل آری هان تکرارنشدنی بود. به ویژه اینکه دروازه بان مقابل او دینوزوف نام داشت.
1990(انگلیس صفر-صفر هلند): هلند در آن دوره آبروریزی کرد و بیشباهت به فرانسه امسال نبود اما این بازی یک بازی خاص در تاریخ فوتبال محسوب می شود. آنها در اين بازي آنقدر به فانبروکلن دروازهبان خود پاس به عقب دادند و بازی را از تب و تاب انداختند که فیفا قانون ممنوعیت برداشتن پاس به عقب توسط دروازه بان را وضع كرد!
1994(هلند 2 - 3 برزیل): هلند در چهار بازی قبل از این دیدار چهار برد کسب کرده بود اما هیچکدام به خاطره انگیزی این بازی نبودند. آنها تا دقیقه 64 به دلیل دو اشتباه بد مدافعان 2 - صفر عقب بودند و با حذف شدن فاصلهاي نداشتند اما برگکمپ و آرون وینتر بازی را به تساوی کشاندند. هلندیها باز هم با غرور بازی کردند و آنقدر به برانکو ضربه کاشته دادند تا او در آخرین دقایق بازی یکی از آنها را گل کرد و هلند را به خانه برگرداند.
1998(هلند 2 - 1 آرژانتین): این بازی بیشک تاریخیترین بازی هلند در جامهای جهانی است. شاید اگر امشب آنها قهرمان جام جهانی شوند خللی در رتبه این بازی وارد شود. کلایورت سریع هلند را پیش انداخت و کلودیو لوپز با یک گل، گل کوچکی بازی را مساوی کرد. بازی تا آخرین دقایق آکنده از حركات نمايشي بود و فقط گل نداشت تا اینکه برگکمپ یک گل استثنایی زد. دیبوئر یک پاس بلند فرستاد، برگ کمپ کنترل کرد و با یک تو سر توپ نامتعارف آیالا را رد کرد و چیزی فراتر از یک سوپر گل زد. آرژانتین فرصتی برای جبران نداشت.
2006: بردن ساحلعاج و صربستان با گل آفساید، تساوی با تیم دوم آرژانتین و باختن به پرتغال در خشنترین بازی تاریخ جامجهانی. از کدامیک باید به عنوان يك بازی خاطرهانگیز ياد کرد؟
Ahmad.taj
07-11-2010, 02:47 PM
http://07.img98.com/out.php/i148989_037.jpg
سایت گل - در سالی که آبی و سیاهها از میلان اروپا را فتح کردند، به این باور میرسیدیم که حکم رانان جهان " فوتبال امروز" عدهای خواهند بود که در میدان همان عقب خواهند نشست و بدون این که کسی را به وجد بیاورند ،تنها به دستآورد از نبرد فکر میکنند.
اما چه باوری دلسرد کننده! اما از وقتی " خشم سرخ " در آسمانی آنجا که پر از رنگین کمان است درخشیده ، همه دلگرم شده اند، امروز هوادران بازی زیبا ، امیدوارند فرمانروایی آنانی را جشن بگیرند که بی محابا به دروازه حریفان حمله می برند و همه را به شوق میآورند
فکر کنم این چند خط خیلی استعارهای شد،شما آنرا بگذارید به حساب عوارض تبی که به آن دچارم: "تب جام جهانی" که آدم را به هذیان فوتبالی وا میدارد،اما راستش منظورم این بود:
برای یک طرفدار واقعی فوتبال، چیزی مثل قهرمانی اینتر میلان به سر کردگی ژوزه مورینیو در لیگ قهرمانان اروپا کمتر از دلسردی نیست، اما قهرمانی تیم ملی اسپانیا در جام جهانی برایش یک دلخوشی بزرگ است، آن وقت می تواند باور کند که فقط " فوتبال صرفا نتیجه گرا" نیست که میتواند موفق شود که یک "فوتبال تمام عیار" هم می تواند.
فوتبال تمام عیار
در بازی نیمه پایانی جام جهانی، آن چه رخ داد را همه انتظار نمیکشیدند، اما دقیقا آن چیزی بود که واقع بینها توقع داشتند، آنانی که از پیش از بازی با تعریف و تمجید به استقبال " فوتبال تمام عیار " رفته بودند، مثل یواخیم لو ، مربی تیم ملی آلمان، که میدانست پیروزی خیره کننده برابر انگلستان و آرژانتین به سادگی برابر اسپانیا تکرار شدنی نیست، چون باور داشت بازیکنان " فوتبال "تمام عیار " اشتباه نمیکنند، لو فقط امید داشت شاگردانش بتوانند اسپانیاییها را به اشتباه بیندازند.
اما اسپانیاییها مثل همیشه شان بودند، مالک توپ بودند و آن را به زیبایی به گردش در میآوردند، آنها نه تنها مرتکب اشتباهی نشدند، که آلمان را به اشتباه انداختند، از همه مهمتر این بود که بر خلاف گذشته هر بار که توپ را از دست میدانند، از همان جلوی زمین به بازیکنان حریف فشار میآوردند و درگیرانه بازی می کردند، و به سختی به بازیکنان آلمان اجازه دادند که آن بازی روان و زیبای خود را به نمایش بگذارند و با ضد حمله دروازهشان را تهدید کنند.در حالی که بازیکنان آلمان تمام توان خود را برای از بر هم زدن نقشههای بازی همیشگی اسپانیا میکردند،غیر منتظره دروازه خود را پس از یک ضربه فرو ریخته دیدند.
اینگونه اسپانیاییها به شایستگی به بازی پایانی رسیدند، و این دیگر تعجّب آور نیست که یواخیم لو بیش از پیش آنها را تحسین کند و بگوید "اسپانیا تیمی ستودنی اند،بازیکنانش خبره بازی اند و آن را در هر یک از پاسها میتوان دید، به سختی بتوان آنها را شکست داد، بی نهایت آرام و مطمئن اند... "و او پیش بینی کرد " مطمئنم آنها قهرمان میشوند"
اسپانیا علیه تاریخ
اما شاید لو حالامربی آلمان پس از شکست تیمش برابر اسپانیا به این اطمینان رسیده باشد ، اما پس این که بازیهای جام جهانی شروع شود، و پیش از شکست اسپانیا برابر سوئیس ،آنهایی که مطمن بودند قهرمان اروپا می تواند قهرمان جهان هم شود خیلی زیاد بودند درست بر خلاف جامهای جهانی پیشین که کمتر کسی حاضر بود بر سر قهرمانی اسپانیا شرط ببندد.
. پیشتر هر وقت نویسندههای ورزشی دست به کار میشدند تا برای معرفی حاضران در رقابتهای بزرگ مقدمهای بنویسند وقتی به اسپانیا میرسیدند از سر عادت یک مشت عبارت تکراری را ردیف میکردند تا هر دو سال یک بار چنین چیزی بخوانیم " در آستانه رقابتهای بزرگ همیشه همگان اسپانیا را یکی از بختهای قهرمانی به شمار میآورند اما در پایان رقابتها آنها مجبورند بگویند که انگار این دور دور اسپانیاییها نبوده است ،حالا چرا باید آنها را باز هم بخت قهرمانی به شمار بیاوریم؟ آنها زمانی شگفتی ساز بوده اند اما حالا نام آنها مترادف با بزرگان ناکام است و ... "
اما این بار این مقدمههای تکراری برای اسپانیا قدیمی شده بود و جور دیگری نوشتند و آنها را معرفی کردند، آنجور که همه باور داشتند:اسپانیا بخت نخست برای قهرمانی است : یک مدعی یک مدعی درست و حسابی .
و امروز این پیشبینیها به واقعیت خیلی نزدیک است این بار اسپانیایی ها دیگر محکوم به داشتن سرنوشتی نا فرجام نیستند.
خشم سرخ
وقتی یورو ۲۰۰۸ را فتح کردند، گذشته را دفن کردند و آیندهای تازه را بیرون کشیدند ، دیگر دست سنگین گذشتهها آنها را پایین نمیکشد وحالا بر بالهای سبک آینده مینشینند که به اوج برسند، آنها دیگر از تاریخ فرار نمیکنند که می خواهند تاریخ ساز شوند.همه به "خشم سرخ" باور دارند، که در آن قدرتی وحشتناک نهفته است.
چند ماه پیش و پس از این که در استاد دو فرانس اسپانیا ، فرانسه را شکست داد، تیری آنری از سر شگفتی گفت "خیلی دلنشین است که بازیهای اسپانیا را پای تلویزیون ببینیم ، ولی وقتی با آنها بازی میکنیم همه چیز سخت میشود ، نمیشود از آنها توپ گرفت"
به سادگی مهاجم فرانسوی روش بازی اسپانیاییها را با این جملهها توضیح داد، بله! قدرت آنها در این نهفته است : آنها همیشه مالک توپ اند.
اقتدار بدون توپ
اما این که چگونه میتوانند این گونه توپ را بین خودشان حفظ کنند، رازی فاش شده است، آنها از روشی منحصر به خودشان استفاده میکنند . اسپانیاییها به اینجور بازی کردن میگویند :" تیکی تاکا" که یک جوری در فارسی این گونه معنی میدهد :" تقه ، تقه" حتا اگر توپهای جابولانی با چسب هم به دستکش دروازبانان جام جهانی نمیچسبد به سختی از پای بازیکنان اسپانیا جدا می شود.
این جور است که با پاسهای زیاد توپ را با دقت و سرعت به گردش در میآورند و هیچ تیمی توان اینگونه بازی کردن را ندارد.
اما اگر تیری آنری در این جام برابر اسپانیاییها قرار میگرفت باید اعتراف میکرد که آنها چیز فراتر از " تیکی تاکا " بازی میکنند، برابر آلمان نشان دادند که وقتی توپ هم ندارند ، میتوانند مقتدر باشند.
نگاه کنید، اسپانیاییها همه چیز دارند: روح و جسمهای آماده ، توان و اندیشه ، اما از همه مهمتر هویتی تازه دارند، هویتی خدشه نا پذیر: آنها دیگر "برندگان" اند.
* * *
بردیا افشین
Ahmad.taj
07-11-2010, 02:56 PM
http://07.img98.com/out.php/i149090_48005.jpg
دانستن اين نكته كه چهار قهرمان اخیر جامهاي جهانی مدافعان کناری تهاجمی بسیار خوبی داشتهاند، در نهايت به اين ذهنیت منجر می شود كه تيم هایی كه مدافعان كناري خوبی دارند در نهایت قهرماني جامجهاني 2010 را به خود اختصاص می دهند.
جورجینیو و برانکو در برزیل 1994، لیلیان تورام و بیزنته لیزارازو در فرانسه 1998، کافو و روبرتو کارلوس در برزیل 2002 و جان لوکا زامبروتا و فابیو گروسو در ایتالیای 2006 مدافعان کناری هستند كه در راه رساندن تيمشان به مقام قهرماني هردوره نقش انكارناپذيري داشتند. تیمی که قهرمان جام میشود، باید در هر پست بازیکنانی در بهترین فرم آمادگی در اختیار داشته باشد. در همین جامجهانی عملکرد فیلیپ لام براي تيمملي كشورش فوقالعاده بوده. مايكون و باستوس هم تا زماني كه برزيل در بازيها حضور داشت از تاثيرگذارترينهاي تيمشان بودند اما در نقطه مقابل مدافعان كناري قدرتمندي هم بودهاند كه به مفتضحانهترين شكل ممكن در جام حاضر شدند. باكاري سانيا و پاتريس اورا هردو از بهترينهاي جهان محسوب ميشوند؛ همينطور گلن جانسون و اشلي كول اما فرانسه و انگلستان با حضور آنها هم به موفقيت نرسيدند.
مرور دارايي تيمهايي كه به مرحله نيمهنهايي رسيدهاند در اين پستها جالب است. اسپانيا با سرخيو راموس و كاپدويا چندسالي است هيچ دغدغهاي در كنارهها ندارد. هرچند اين دومدافع در اين مسابقات فروغ يورو 2008 را نداشتند. فيليپ لام و بواتنگ هم براي آلمانها فوقالعاده كار كردهاند اما نكته جالب در اين ميان به دو مدافع كناري هلنديها باز ميگردد. مدافعان كناري يكي از فيناليستهاي جامجهاني برخلاف تصور بسیار پرفروغ ظاهرشدند.
گريگوري فاندرفيل جوان كه بهعنوان مدافع راست جايگزين خالد بولاهروز شده، پس از پايان اين مسابقات قطعا آژاكس را به قصد يك تيم بزرگ اروپايي ترك خواهد كرد. فانبرونكهورست هم در 37 سالگي و درست در شرايطي كه همه از او قطع اميد كرده بودند، زيباترين گل جام را به نام خود ثبت كرده و نقش انكارناپذيري در برنامههاي تدافعي و همينطور هجومي تيمش داشته است. او در چهار بازي ابتدايي جام و به علت حضور فاندرفيل بيشتر در زمين خودي مشغول كارهاي دفاعي بود و مدافع راست جوان هلنديها به جلو نفوذ ميكرد اما در بازي مقابل اروگوئه فاندرفيل غايب بود و نوبت به شركت فانبرونكهورست در فاز هجومي رسيد. كاري كه در انجام دادن آن بيشتر از سطح توقعات موفق نشان داد.
قبل از هرگونه قضاوتی در مورد اهمیت مدافعان کناری باید به این مطلب پرداخت که چرا بین موفقیت و مدافعان کناری وابستگی و ارتباط وجود دارد. نظر جکي چارلتون پس از جام جهانی 1994 در اين مورد جالب است. او ميگويد وقتی چهار مدافع مقابل تیمی که با روش 4-4-2 یا 3-5-2 بازی میکنند، مدافعان کناری بازیکنانی خواهند بود که فضای بسیار زیادی پیش روی خود خواهند داشت و طبیعتا میتوانند بیشتر توپ را در اختیار داشته باشند اما وقتی تیمها به سيستمهاي ديگري مثل 4-2-3-1 یا 4-3-3 روی آوردند دیگر مدافعین کناری فضای زیادی پیش روی خود نخواهند داشت. اما بالها (وینگرها) این فضا برایشان ایجاد شد. این اتفاق مسئله را برای مدافعین کناری پیچیده کرده است. این امر به اين معنی نیست که نقش مدافعین کناری منسوخ شده اما آنها دیگر آن تأثیری که در سالهای پیش داشتهاند را نخواهند داشت.
اگر اینگونه بود تیم هایی مثل هلند به علت نداشتن مدافعین کناری و تهاجمی خوب نباید موفق میشدند اما همیشه در تورنمنتها این امکان وجود دارد که تیمی که به سیستمهای قدیمی و منسوخ روی آورده، تیمهای دیگر را شوکه کند. چون آنها فراموش کردهاند كه چگونه بايد به مقابله با تاکتیکهای قدیمی بپردازند. این کاری بود که یونان با یارگیری نفر به نفر در یورو 2004 انجام داد.
* * *
بهنام كيا
«تهران امروز»
Ahmad.taj
07-13-2010, 03:47 PM
http://09.img98.com/out.php/i155504_0102.jpg
جامجهاني 2010 تورنمنتِ4-2-3-1 بود. این شیوه مدتی است در سطح اول باشگاهی دنیا حرف اول را می زند. شاید سیستم 4-2-3-1 در حال جانشینی با انواع مختلفی از سیستم 4-3-3 در سطح باشگاهی باشد اما فوتبال بینالمللی این روزها یک گام عقبتر از بازیهای باشگاهی به سر میبرد و این تورنمنت آفریقای جنوبی ثابت کرد که این روند از یورو 2008 آغاز شده است.
ترکیبهای انتخابی یک طرف ماجراست و طرز استفاده از آنها موضوعی دیگر اما آنچه در آفریقایجنوبی جلبنظر كرد، حجم وسیع استفاده از انواع سیستمهای مرتبط با 4-2-3-1 بود. اسپانیا توانست این شیوه را در برابر آلمان پیاده کند و حتي با آن به عنوان قهرماني برسد. دلبوسكه براي اجراي صحيح اين سيستم حتي در نهايت مجبور شد به تلاش بیهودهاش برای بازي دادن همزمان به فرناندو تورس و داوید ویا پايان بدهد. بدین ترتیب ژاوی كمي عقبتر آمد و آندرس اینیستا و پدرو به جلو متمایل شدند تا سیستمی به شکل4-2-3-1 ساخته شود، سیستمی که به نظر میرسد در حال شکل دادن ریشه فوتبال باشگاهی است. این شیوه دارای مدافعان کناری فوقالعاده تهاجمی و همينطور قدرت پرس فراوان تا عمق زمین حریف است؛ مخصوصا زمانی که از فرمول بارسلونا استفاده شود.
گاهی اوقات نسبت به کمبود گل در بازیهای اسپانیا اعتراضاتی شد، به هر حال تا پيش از اين جام هیچ تیمی نتوانسته بود با تعداد گلزده کمتر نسبت به آنها به فینال برسد اما شاگردان دلبوسكه ثابت كردند مثالی کلاسیک از تیمی هستند که ترجیح میدهد به جای خلق افراطی موقعیتها به کنترل بازی بپردازد. شاید گاهی بازی آنها با پاسکاریهای متواليشان گیجکننده به نظر برسد، شاید حتی این طرز بازی به گونهای فرساینده خوانده شود اما حتي این سبک فرسایشی هم به شدت زیباست. آنهایی که به هلند مدرن اعتراض دارند و شيوه بازيشان را خیانت به Total Football ميدانند، شاید باید نگاهی دوباره به فینالهاي لیگ قهرمانان اروپا در حدفاصل سالهای 1971 تا 1973 داشته باشند. زمانی که آژاکس تسلط استادانه خود بر رقبايش را با حفظ طولانيمدت توپ اعمال میکرد. صراحتا میتوان گفت اگر اسپانیا با تیمی روبهرو میشد که به جای قرار دادن هشت نفر در برابر توپ به آنها حمله ميكرد، بدون ترديد شاهد اسپانیای تهاجمیتر و گلزنترين میبودیم.
از اینجا به بعد آلمان وارد داستان میشود. آنها هم با سیستم4-2-3-1 در تورنمنت حاضر شدند اما با اینکه فیلیپ لام چندین بار نفوذهای بسيار خوبي را در بازيهاي مختلف انجام داد ميتوان گفت زمینه اصلی تفكرات آنها پرداختن به امور دفاعی بود. اينجاست كه بار دیگر تعداد گلهای زده شده فریبنده میشود. حجم وسیعی از ستایشها و تمجیداتي که برای شیوه باز و تازه تيم يواخيم لو ارائه شد، تنها به این دلیل بود که آنها در سه بازی خود، چهار گل به رقبا زدند. آلمان در ضد حمله تيم فوقالعادهاي بود و همکاری چهار شامل میروسلاو کلوزه، توماس مولر، لوکاس پودولسکی و مسعود اوزیل خیره کننده به نظر ميآمد اما این سبك تنها یک فوتبال واکنشی و مبتنی بر ضدحمله بود. آلمان در سه بازی خود خيلي زود به گل اولش رسيد (آنچه در برابر آرژانتین و انگلیس به واسطه اشتباهات حريف بهدست آمد) پس از آن بود كه اين تيم از فضایی استفاده کرد که حریف در تلاش برای زدن گل تساوی پشت سرش جا گذاشته بود. انگلیس، آرژانتین و استرالیا همگی به دفاعی بیخردانه در برابر آنها پرداختند و شدیدا مجازات شدند.
در سه بازی دیگر اما تیمهاي مقابل آلمان دفاعی منظم ارائه دادند و در نتیجه خبری از گل زودهنگام و بردی آسان نبود. در بازي مقابل اسپانيا فقر ایدههای تاکتیکی تيم لو آنقدر زياد بود که در دقایق پایانی، مدافع میانیشان یعنی مرتساکر به عنوان مهاجم کمکی به جلو فرستاده شد. تنها باری که میتوانم موثر بودن اين ايده را به ياد بياورم، زمانی بود که دنیس اسمیت، سرمربي وقت ساندرلند گری بنت، مدافع بلندقدش را در ديدار مقابل آکسفورد به جلو فرستاد. البته اين اتفاق به سال 1990 باز ميگردد.
فوتبال مبتنی بر ضد حمله، تصویری واضح از این جام جهانی بود. این موضوع یکی از دلایلی است که خلاقیت اسپانیا در بازيهايش تا این اندازه مورد استقبال قرار گرفته است. احتمالا هنوز خيلي زود است که این شیوه را گرایشی عمومی برای فوتبال دنیا بدانیم چرا که در سال 2004 هم بهنظر میرسید دنیا به سمت و سویی مشابه میرود. زمانی که پورتوی خوزه مورینیو فاتح لیگ قهرمانان و یونان رهاگل قهرمان اروپا شدند اما فوتبال تهاجمی فصل بعد بلافاصله به میادین بازگشت. با در نظر گرفتن موفقیت مورینیو به همراه اینتر، شاید بتوان گفت موج خلاقانه دهه گذشته محکوم به فناست. علت مقبولیت این شیوه قابل درک است، چرا که با وجود زمان محدودی که در اختیار مربیان است، ابداع سیستمهای پیچیده دشوار بهنظر میرسد.(اسپانیا از این حقیقت بهره میبرد که در طول چهار سال گذشته بسیاری از بازیکنانش برای یک تیم باشگاهی بازی میکردند و همچنين از سبک بازی مشابهی با تیم باشگاهیشان برخوردار بودند که تنها با تغییراتی جزئی همراه بود) پس سادهسازی روشها برای اکثریت مربیان امري مطلوب است.
حتی برزیل هم نشانی از اتکا به ضدحمله را باخود داشت. این تیم اغلب در زمین خود قرار میگرفت و تنها وقتی به پرس روی میآورد که حریف از خط میانی عبور کرده بود. در اين زمان بود كه بلافاصله از فضای موجود پشت سر آنها استفاده میکرد. آنها از نوعی سیستم 4-2-3-1 غیر مستقیم استفاده میکردند که مزیت ويژهاش وارد کردن روبینیو به منطقهای بود که1 - 4-2-3 هاي دیگر از خنثیکردنش عاجز بودند. با اینکه آنها در نیمه دوم بازي مقابل هلند به طرز اسفباری تسلیم شدند و سامبای برزیلی را مطلقا از یاد بردند، میتوان گفت برزیل در طول چهار سال گذشته با فتح کوپا آمریکا و جام کنفدراسیونها و قرارگرفتن در رتبه اول ردهبندی کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی، بهترین تیم جهان بوده است. جای خالی رویارویی آنها و اسپانیا در این تورنمنت كاملا به چشم آمد.
و همينطور4-2-3-1 غنا كه به همراه پنج هافبک عقب کشیده و آساموا جیان به عنوان تک مهاجمی با حرکات انفجاری در فضاهای خالی که انتظار صدور پاس های بلند از میانه میدان را می کشید، پاسهایی که نوید از راه رسیدن قدرتی تازه در سالهای آتی را می دادند. ژاپن4-2-3-1خود را با شماره 9 کاذب اجرا کرد و با همان فقدان تاریخیشان در داشتن يك هافبک خلاق.
فراگیری سیستم4-2-3-1اثراتی غیرمستقیم اما اجتنابناپذیر به همراه داشته است. مدافعان کناری با خصوصیات تهاجمی کمیابتر شده اند. همانطور كه تفاوت بین بینش زوجهای مدافعان کناری اسپانيا و هلند در فینال مسابقات بزرگترین تفاوت 4-2-3-1 دو تیم بود. پیش از این به نظر میرسید پیشرفت سیستمهایی با يك مهاجم مرکزی پایانی بر عصر خط دفاع سه نفره باشد چرا که دیگر نیازی به دو بازیکن یدک نبود اما امروز میبینیم که تیمها صرفا به بقا فكر ميكنند.
تلاش برای کسب تساویهای بدون گل. این کاری بود که اروگوئه برابر فرانسه، کرهشمالی برابر برزیل و نیوزیلند در مقابل تمام حریفانش انجام داد. سخت است باوراینکه تمام این قضایا به گونهای با برد اینتر برابر بارسلونا در فصل گذشته در ارتباط نبوده باشند. بردی که ثابت کرد تیمی با بضاعت تکنیکی پایین تر (اما نه ضعيفتر در نظم و ابتکار) میتواند حملات ممتد و مداوم را تحمل کند. هلند در فينال دوشب قبل و در ديدار مقابل اسپانيا اين موضوع را ثابت كرد.
* * *
جاناتان ويلسون
«گاردين»
«تهران امروز»
Ahmad.taj
07-15-2010, 09:43 PM
http://www.jpeghoster.com/images/shjyg6s2ltggji8brmfs.jpg
«دیگر آنها زنگ تفریح تیمهای دیگر نیستند» این اعتراف یک روزنامه نگار اروپایی است که به آفریقای جنوبی رفته است. او نمونهای از کارشناسان فوتبال اروپایی است که با درخشش آسیاییها در آفریقای جنوبی نظرشان نسبت به فوتبال این قاره عوض شده است.
اگر آنها توفان زرد کره شمالی در جام جهانی 66 لندن را یک جرقه میدانستند ولی نتایج تیمهای آسیایی در جام جهانی 2002 و همچنین جام نوزدهم در آفریقای جنوبی نگاهها را به فوتبال آسیا تغییر داده و باعث شده آنها اعتراف کنند که دیگر نباید این تیمها را دست کم گرفت. در آفریقای جنوبی ژاپن و کره جنوبی با صعود به مرحله یک هشتم نهایی در بین 16 تیم برتر آسیا قرار گرفتند، استرالیا تا روز پایانی شانس صعود داشت و کره شمالی هم برخلاف بازی با پرتغال و ساحل عاج در بازی با برزیلَ، این تیم پنج ستاره را آزار داد.
ژاپن؛ بهترین آسیایی
ساموراییها بهترین تیم آسیایی حاضر در آفریقای جنوبی بودند. آنها هر چند با شکست برابر پاراگوئه در یک هشتم نهایی نتوانستند از این مرحله بالاتر بروند ولی بازیهای ژاپن در جام نوزدهم نشان داد که چشم بادامیهای آبیپوش، فوتبالشان از سطح دیگر تیمهای آسیا بالاتر رفته است. آنها به قول سرمربیشان «سامورایی»وار در آفریقای جنوبی به جنگ تیمهای دیگر رفتند. شاگردان اوکادا در جام نوزدهم شروع توفانی داشتند. آنها در بازی اولشان کامرون را که با ساموئل اتوئو برای شگفتی به آفریقای جنوبی آمده بود با یک گل شکست دادند. در بازی دوم آنها در برابر هلند به میدان رفتند. همان طور که پیشبینی میشد این شاگردان فان مارویک بودند که ژاپن را بردند تا بازی پایانی ساموراییها با دانمارک جنگی برای صعود باشد. اوکادا قبل از بازی از شاگردانش خواسته بود تا با روحیه جنگجویان سامورایی برابر وایکینگها قرار بگیرند.چشم بادامیها در این بازی 3 بر یک دانمارک را بردند و با 6 امتیاز از سه بازی به عنوان تیم دوم گروه پس از هلند 9 امتیازی به مرحله یک هشتم نهایی صعود کردند. این اولین صعود آنها خارج از خانه بود. ژاپنیها یک بار در جامجهانی 2002 که به میزبانی مشترک آنها و کره جنوبی برگزار شده بود از مرحله گروهی صعود کرده بودند که در آن مرحله با باخت یک بر صفر برابر ترکیه نتوانستند به یک چهارم نهایی صعود کنند. در دومین صعود ساموراییها به جمع 16 تیم برتر جام جهانی پاراگوئه حریف آنها در این مرحله بود. اوکادا سرمربی ژاپن قبل از بازی با پاراگوئه گفته بود: «هدف ژاپن صعود به مرحله نیمه نهایی است و هنوز کار ما تمام نشده است.»
رویاهای ژاپنیها با شکست برابر پاراگوئه در ضربات پنالتی به پایان رسید. اوکادا پس از خداحافظی ژاپن از جام نوزدهم میگوید: «با بازی خوب بازیکنانم باید پاراگوئه را شکست میدادیم». پس از حذف ژاپن از جام جهانی آنها به گفته سرمربی شان در دورههای بعدی برای قهرمانی میآیند، آرزویی که به نظر میرسد بلند پروازیهای ویژه ساموراییهاست. هر چند آنها دیگر امروز یک تیم قابل احترام در دنیا هستند.»
کره جنوبی: شایسته و مقتدر
مقام چهارمی آنها در جام جهانی 2002 باعث شد تا کره جنوبی تفاوت فوتبالش را با دیگر تیمهای آسیایی به رخ همه بکشد. آنها به همراه ژاپن دو تیم آسیایی بودند که با صعود از گروهشان در بین 16 تیم برتر جام نوزدهم قرار گرفتند ولی با باخت برابر اروگوئه با جام جهانی خداحافظی کردند. کره جنوبی در افتتاحیه بازیهایش در آفریقای جنوبی برابر یونان به میدان رفت و در پایان این شاگردان اتوریهاگل بودند که با 2 گل مغلوب حریف آسیاییشان شدند. این برد اعتماد به نفس فوقالعادهای را به اردوی کره تزریق کرد، طوری که سرمربی کره از توانایی تیمش برای شکست دادن آرژانتین صحبت کرد.
شکست 4 بر یک کرهجنوبی در دومین بازی برابر آرژانتین صعود شاگردان هونگ میونگ مو به بازی پایانی کشیده شد. نیجریه آخرین حریف کره در بازیهای گروهی بود که مساوی 2 -2 دو تیم پایان این بازی حکم به صعود کرهایها به یک هشتم نهایی داد. این دومین صعود آنها به جمع 16 تیم برتر جام جهانی بود. سرمربی کره هم مانند سرمربی ژاپن پس از صعود از آرزوهای بزرگش صحبت کرد: «این هدف اولیه ما بود ولی من میدانم بازیکنانم بیدرنگ هدف بالاتری را برای خود تعیین خواهند کرد. آنها میخواهند به مرحله نیمهنهایی برسند.»شکست برابر اروگوئه پایان حضور شاگردان هونگمیونگ مو بود تا آنها با وجود بازیهای دیدنیشان نتوانند از مرحله یک هشتم بالاتر بروند. صحبتهای سرمربی کرهپس از حذف از جام جهانی بلندپروازیهای آنها را ثابت میکند. او میگوید: «به بازیکنانم افتخار میکنم ولی برای موفقیت در بازیهای بینالمللی باید بیشتر از این پیشرفت کنیم.»
استرالیا؛ دیر از خواب بیدار شد
کانگرورها دیگر تیم آسیایی حاضر آفریقای جنوبی بودند. آنها به جز بازی اول با آلمان در ادامه بازیهایشان نمایش خوبی در جام نوزدهم داشتند، هرچند در پایان با حذف در مرحله گروهی به استرالیا برگشتند. استرالیا در اولین بازیاش در آفریقای جنوبی هوادارانش را که به آفریقای جنوبی آمده بودند ناامید کرد. آنها 4 بر صفر به آلمان باختند تا مطبوعات استرالیا خواستار اخراج پیم وربیک سرمربی هلندی تیمشان شوند. ولی از بازی دوم ورق برگشت. شاگردان وربیک با غنا یک – یک مساوی کردند و امیدهایشان برای صعود زنده شد. استرالیا در آخرین بازی در مرحله گروهی بهترین بازیاش را به نمایش گذاشت. آنها دو بر یک صربستان را که آلمان را شکست داده بود بردند ولی شکست سنگین بازی اولشان برابر ژرمنها باعث شد آنها با وجود هم امتیاز بودن با غنا به خاطر تفاضل گل کمتر حذف شوند.
کره شمالی؛ نسیم زرد
اولین دوره حضورشان در جام جهانی به بازیهای 66 لندن برمیگشت. کرهشمالی در آن جام با بازیهای فوقالعادهاش توفان زرد لقب گرفت. آنها به آفریقای جنوبی آمده بودند تا خاطره 44 سال پیش را زنده کنند ولی نتایج کرهشمالی در این جام نشانی از توفان نداشت و بیشتر به یک نسیم شبیه بود. کرهشمالی در اولین بازیاش در آفریقای جنوبی هوادارانش را امیدوار کرد. آنها یک نیمه، تیم 5 ستاره برزیل را زمینگیر کردند و در پایان با نتیجه نزدیک 2 بر یک مغلوب حریف قدرشان شدند. بازی خوب کرهایها مقابل برزیل باعث شد تا مقامات این کشور تصمیم بگیرند برای اولینبار بازی تیمشان در جام جهانی را به صورت مستقیم برای مردم این کشور پخش کنند اما پخش مستقیم بازیها برای کرهایها خوش یمن نبود و آنها در دومین بازی 7 بر صفر به پرتغال باختند. شکست 3 بر صفر برابر ساحل عاج در آخرین بازی هم اختتامیه حضور کرهشمالی در جام نوزدهم بود تا شاگردان کیم با سرهایی رو به پایین به کشورشان برگردند.
* * *
سعید احمدیان
«جوان آنلاین»
Ahmad.taj
07-18-2010, 04:47 PM
http://013.img98.com/out.php/i170654_untitled026.jpg
مرور عملکرد مربیان تیم های آسیایی جامهايجهانی اين حقيقت را به اثبات ميرساند كه وضعيت مربيگري در فوتبال آسيا رو به پيشرفت است. نمايندگان قاره كهن با مربيان بومي خود سعي در آبروداري دارند و امروز كشورهايي مثل كره و ژاپن با همين مربيان خود را به راحتي در بين 16 تيم برتر مسابقات ميبينند.
امروز ديگر براي اين تيمها صعود از مرحله گروهي موفقيت محسوب نميشود، چون در حال پرورش مربیانی هستند که نسبت به تواناييهايشان ايمان دارند. در فوتبال کشور ما هم در زمينه مربيگري روزنههای امیدي دیده میشود. نمایندگان باشگاهی ایران در لیگ قهرمانان آسیا اغلب از مربیان داخلی استفاده ميکردند و همین مربیان شکستهای سنگینی به همتایان نامدار خارجی خود تحمیل کردند. دو شكست متوالي اسكولاري در برابر منصور ابراهيمزاده را شايد بتوان جذابترين اتفاق مربيگري ايران در سالهاي اخير دانست.
- در سال 1938 اندونزی با نام هندشرقی هلند در جامجهانی شرکت کرد و با ارائه یک بازی تحسینبرانگیز و فراتر از سطح آسیاي آنزمان،6 بر صفر به قدرت وقت فوتبال جهان یعنی مجارستان باخت. در آن زمان استفاده از مربیان خارجی مرسوم نبود اما اندونزی یک مربی هلندی به نام یوهانز فانماستنبرک را روی نیمکت خود میدید.
- 28 سال بعد نخستین موفقیت تیمهای آسیایی به دست آمد و کرهشمالی تا مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی 1966 پيش رفت. سرعت بازی آنها آنقدر اعجابانگیز بود كه حتی ایتالیا هم نتوانست در برابر قدرت حملاتشان مقاوت کند. مربی کره شمالی در آن زمان میونگریهیون بود و سبک بازی تيمش به تیمهای اروپایشرقی شباهت داشت. هرچند نقش او در موفقیت کرهشمالی به اندازه نقش آلف رمزی در انگلیس یا هلموتشون در آلمانغربی نبود.
- در سال 1970 رژیم صهیونیستی با استفاده از بازیکنان وقت رومانی و از طریق مسابقه با رقبای آسیایی به جامجهانی 1970 راه یافت و بازیهای نسبتا خوبی هم انجام داد. آنها در گروهی که دو تیم از چهار تیم برتر جام در آن قرار داشتند، مسابقه دادند و حتی در روز سوم مرحله گروهی ایتالیا، نایبقهرمان جام را صفر بر صفر متوقف کردند. مربی این تیم امانوئل شفر بود که مانند خیلی از بازیکنانش اصلیتی صهیونیستي نداشت.
- ایران با راه يافتن به جامجهاني 1978 نخستین تیم آسیایی بود که پیش از بازیها از نظر ساير رقبا حريف آساني تلقي نميشد. آنها در بازیهای دوستانه مقابل آرژانتین و فرانسه عالی بازی کرده بودند و همه منتظر بازیهای خوب ایران در جامجهانی بودند اما در آستانه جامجهانی عدم تحقق وعدههای شیرین مسئولان وقت فدراسیون باعث جنجالهای درون تیمی شد. حشمت مهاجرانی، مربی تیم در کنترل جو چندان موفق نبود و تنها تلاشهای اصغر شرفی کمک مربی تیم باعث شد تا اخبار به بیرون درز نکند. ایران در این دوره بازیهایی فراتر از سطح آسیا و البته کمتر از توان واقعي خود ارائه داد و در یکی از بهترین جامهای جهانی به استحقاق خود نرسید. شاید اگر نیمکت تیمملی در آن دوره کمی قویتر بود ایران میتوانست موفقتر ظاهر شود. تنها اقدام قابل ملاحظه مهاجرانی در این دوره را میتوان بازی دادن به داناییفر در مقابل اسکاتلند برای مهار آرچی گمیل دانست.
- در جامجهانی 1982، کویت آنچنان موفق ظاهر نشد اما در سال 1986 کره جنوبی در شرف خلق شگفتی بود. آنها میتوانستند به دور بعدی صعود کنند اگر چو وانگ رائه دروازه خودی را در مقابل ایتالیا باز نمیکرد. آنها در یکی از برترین بازیهای تاریخ فوتبال خود 3 بر2 به ایتالیا، مدافع عنوان قهرمانی باختند و از دور رقابتها کنار رفتند. ضعف نیمکت این بار هم به چشم میآمد. کیمیونگنام سرمربی آن تیم برابر بیلاردو و بیرزوت حرفی برای گفتن نداشت. در همین دوره عراق با اواریستو نمایشهای فراتر از حد انتظار داشت. آنها از نظر بازیکن در سطح کرهجنوبی نبودند اما تاکتیک های اواریستو باعث شد حریفان این تیم در مسلخ بدی گرفتار شوند. میتوان او را نخستین مربی موفق تیمهای آسیایی در جامهاي جهاني دانست.
- روزی از سزار منوتی پرسیدند: «آیا شما برترین مربی تاریخ هستید؟» منوتی پاسخ داد: «نه، برترین مربی ناپلئون است.» خبرنگار با زيركي گفت: «اما ناپلئون که در واترلو باخت.» منوتی جواب داد:«همه مربیان یک واترلو دارند.» کیمهوکون، برترین مربی آسیاییها تا قبل جام جهانی 2010 بود اما او واترلویی بسیار سادهتر از واترلوی ناپلئون را باخت. اين مربي بازی با آلمان، قهرمان جهان را به سختی 3 بر2 باخت و در مقابل اسپانیا در حالی که 85 دقیقه
2 بر صفر عقب بودند با یک تعویض درست بازی را مساوی کرد اما سادهترین بازی ممکن مقابل بولیوی را با چینش بد نفرات صفر-صفر به پايان برد تا تيمش درعين شايستگي حذف شود. کرهجنوبی در صورت پیروزی در این بازی میتوانست حتی بالاتر از اسپانیا هم قرار بگیرد اما سرنوشت به شكل ديگري رقم خورد. در همین جام عربستانسعودی با مربیگری خورخه سولاری در گروهی که هلند و بلژیک در آن حضور داشتند به عنوان تیم دوم از گروه خود بالا آمد.
- سال 1998 جام 32 تیمی شد و آسیا چهار سهمیه گرفت. ایران، ژاپن، کره جنوبی و عربستان نمايندگان آسيا بودند كه هر چهار تيم مربی داخلی داشتند. در این جام مشخص شد آسیا شاید بتواند بازیکنانی مانند علی دایی و هیدهتوشي ناکاتا تربیت کند اما مربیان آسیایی نمیتوانند حتی در سطح آسیا هم فوقالعاده ظاهر شوند.عربستان، کره و ژاپن كه در گروه خود آخر شدند اما بهترین تیمملی تاریخ فوتبال ایران هم به دلیل ضعف نیمکت از پس آلمان تحلیل رفته و یوگسلاوی بر نیامد و خیلی راحت سوم شد تا با وجود پيروزي تاريخي مقابل آمريكا از جام كنار برود.
- جام جهانی 2002 در آسیا برگزار شد. چین با میلوتینوویچ آبروداری کرد. کرهجنوبی با گاس هیدینگ بهترین افتخار تاریخ آسیا را کسب کرد. ژاپن با تروسیه از گروه خود بالا آمد و تنها عربستان و مربی وطنی خود ناصر الجوهر بودند که آبروی قاره کهن را بردند. در تیم ملی کرهجنوبی حتی دستیاران هیدینگ هم از کشورهایی مانند ایران، هلند و آمریکا بودند.
- جامجهانی 2006 کپی برابر اصل 1998 بود. هر چهار تیم آسیایی در گروه خود حذف شدند. البته در این بین کرهجنوبی نسبت به سه تیم دیگر عملكرد بهتري داشت. در اين دوره نسبت به جام 98 يك تفاوت اساسي وجود داشت و آن اين بود كه هر چهار نماينده آسيا با مربيان خارجي به اين مسابقات آمده بودند.
- در جامجهانی 2010 ماجرا به شكل ديگري رقم خورد و فوتبال جهان براي نخستين بار مربیان آسیایی را تحسين كرد. از کرهشمالی و نمايش كاملا سينوسياش باید عبور كرد. استرالیا هم فقط از کانال آسیا به جامجهانی رسیده بود و هنوز نمیشد آنها را يك تیم كاملا آسیایی نامید اما کرهجنوبی و ژاپن با مربيان بوميشان حقيقتا بینظیر بودند. تاکشی اوکادا، نایب قهرمان جام را به زانو در آورده بود و اگر بد شانس نبودند میتوانستند از هلند حداقل یک مساوی بگیرند. بازی آنها برابر دانمارک هم فوقالعاده بود. در دور دوم هم باز هم بدشانسی نصیب آنها شد و با یک پنالتی که به ديرك دروازه خورد از دور رقابتها کنار رفتند. در سوي مقابل اما نمايش كره پس از پيروزي مقابل يونان با غروري بيش از حد همراه شد. غروري كه شكست سنگين مقابل آرژانتين را در پي داشت. هرچند آنها در ادامه مسابقات در حد توان شان از اعتبار فوتبال آسيا به خوبي دفاع كردند.
* * *
مهدي احمدي
«تهران امروز»
vBulletin v3.8.4, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.