rahim
06-27-2010, 02:43 PM
راستش دنبال يك تاپيك مي گشتم تا حرفهايم را در مورد پرسپوليس بزنم جايي جدا ازبحثهاي فني وكشمكش و بحث وجدل مكاني كه بتونيم حرف دلمون را بزنيم احساسمون را بيان كنيم احساسي خالي از نفرت وخشم وهيجان احساسي كه باش شديم هوادار پرسپوليس اينجا داستانش تك محوري وتك شخصيتي هست خالي از رنگ بوي افراد وتنها بازيگر وقهرمانش پرسپوليس هست وبس.
احساست را بيان كن هوادار . كيميا اين است كه تنها اين پرسپوليس هست كه مي ماند .
================================================== =====
می خوام باور کنم شب دیگه رفته و در گرگ و میش صبح،رو به سوی روشنای روز می ریم اما ... هر بار این حس رو لمس کردم تا به خودم اومدم و چشمهامو باز کردم دیدم که نه! اشتباه دیدم ،توی گرگ و میش دم غروب بودم و دوباره یه شب دیگه در راهه!
***
پرسپولیسم ، هنوز که هنوز است بزرگیت را بر شانه میگذارم ، به اعتبارت می ایستم ، به حرمتت سر،خم میکنم ...اما ...تو هم بیا و کاری بکن! ببین ! ببین دیگر هیچکس در بهت شکوهت نیست ببین اینجا دیگر کسی مفتون بزرگیت نمی شود،ببین دیگر حرمت را از قداستت گرفته اند، دیگر هیچکس مات حضورت نمی شود... ، خیلی وقت است که اینجا ، هیچ کس ... از تو هراسی ندارد! این نبود آن پرسپولیسی که ...این نبود آن افسانه ای که ... اصلا این قرار ما نبود ... بود؟؟؟
***
خیلی وقته که فهمیدم دیگه هیچ تیم یاز پرسپولیس نمی ترسه انگار! دیگه هیچ کس براش حرمت قائل نیست،نمی شه برای همه فریاد زد این تیم، تیم دهداری و عمو محراب بزرگه-انگار همه با آدمهای کوچیک می سنجنش ! هر کس از راه می رسه به خودش جرات می ده ...اما من ... هی هی هی به خودم تلقین کردم و نوشتم : که نه! این پرسپولیس زلزله است!! این پرسپولیس، زلزله است! هی می نوشتم و می نوشتم نه برای اینکه دست خطم خوب بشه !!! می نوشتم محض اینکه این باور هم توی خودم جون بگیره هم در دیگران ... اما این روزها ... یعنی سی سال پیش، نه بیست سال پیش، یا نه اصلا ده سال پیش، کسی این روزها رو واسه پرسپولیس می دید، کسی حتی خیال هم می کرد؟؟
به هرحال ...........
اين نيز بگذرد ...............
احساست را بيان كن هوادار . كيميا اين است كه تنها اين پرسپوليس هست كه مي ماند .
================================================== =====
می خوام باور کنم شب دیگه رفته و در گرگ و میش صبح،رو به سوی روشنای روز می ریم اما ... هر بار این حس رو لمس کردم تا به خودم اومدم و چشمهامو باز کردم دیدم که نه! اشتباه دیدم ،توی گرگ و میش دم غروب بودم و دوباره یه شب دیگه در راهه!
***
پرسپولیسم ، هنوز که هنوز است بزرگیت را بر شانه میگذارم ، به اعتبارت می ایستم ، به حرمتت سر،خم میکنم ...اما ...تو هم بیا و کاری بکن! ببین ! ببین دیگر هیچکس در بهت شکوهت نیست ببین اینجا دیگر کسی مفتون بزرگیت نمی شود،ببین دیگر حرمت را از قداستت گرفته اند، دیگر هیچکس مات حضورت نمی شود... ، خیلی وقت است که اینجا ، هیچ کس ... از تو هراسی ندارد! این نبود آن پرسپولیسی که ...این نبود آن افسانه ای که ... اصلا این قرار ما نبود ... بود؟؟؟
***
خیلی وقته که فهمیدم دیگه هیچ تیم یاز پرسپولیس نمی ترسه انگار! دیگه هیچ کس براش حرمت قائل نیست،نمی شه برای همه فریاد زد این تیم، تیم دهداری و عمو محراب بزرگه-انگار همه با آدمهای کوچیک می سنجنش ! هر کس از راه می رسه به خودش جرات می ده ...اما من ... هی هی هی به خودم تلقین کردم و نوشتم : که نه! این پرسپولیس زلزله است!! این پرسپولیس، زلزله است! هی می نوشتم و می نوشتم نه برای اینکه دست خطم خوب بشه !!! می نوشتم محض اینکه این باور هم توی خودم جون بگیره هم در دیگران ... اما این روزها ... یعنی سی سال پیش، نه بیست سال پیش، یا نه اصلا ده سال پیش، کسی این روزها رو واسه پرسپولیس می دید، کسی حتی خیال هم می کرد؟؟
به هرحال ...........
اين نيز بگذرد ...............