PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مطالب جالب و طنز


صفحه ها : [1] 2 3 4

ستاره سرخ
07-25-2010, 03:24 AM
قوانيني که نيوتن از قلم انداخت... !! (http://white-tiger.blogfa.com/post-36.aspx)

قانون صف:
اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد.
قانون تلفن:
اگر شما شماره‌اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود.
قانون تعمير:
بعد از اين که دست‌تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد.
قانون کارگاه:
اگر چيزي از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترين گوشه ممکن خواهد خزيد.
قانون معذوريت:
اگر بهانه‌تان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشين‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين‌تان، ديرتان خواهد شد.
قانون حمام:
وقتي که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد.
قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش مي‌يابد.
قانون نتيجه:
وقتي مي‌خواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نمي‌کند، کار خواهد کرد..
قانون بيومکانيک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عکس دارد.
قانون تئاتر:
کساني که صندلي آنها از راه‌روها دورتر است ديرتر مي‌آيند.
قانون قهوه:
قبل از اولين جرعه از قهوه داغتان، رئيس‌تان از شما کاري خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشيد.

suroosh 66
07-29-2010, 06:33 PM
فروردین ماه

ایرانی
فریدون جنیدی ( شاهنامهپژوه و نویسنده)
علی دایی (بازیکن فوتبال)
محمد علی فردین (بازیگر)
مجید مجیدی (کارگردان)
محمدعلی کشاورز (بازیگر)
خسرو شکیبایی (بازیگر)
ژاله علو (بازیگر)
مریلا زارعی ( بازیگر)
بیتا فرحی (بازیگر)
پوران درخشنده (کارگردان)
علیرضا افتخاری (خواننده)
رخشان بنیاعتماد (کارگردان)
محمد رضا گلزار (بازیگر)
خشایار اعتمادی (خواننده)

خارجی
ژوزف پولیتزر (روزنامه نگار آمریکایی)
هنری جیمز (نویسنده آمریکایی)
ونسان ونگوک (نقاش هلندی)
نیکیتا خروشچوف (نخست وزیر سابق روسیه)
تنسی ویلیامز (نویسنده آمریکایی)
چارلی چاپلین (هنرپیشه انگلیسی)
مارلون براندو (هنرپیشه آمریکایی)
بیسمارک (صدراعظم آلمان)

*اردیبهشت ماه

ایرانی
عمر خیام (ریاضیدان و اخترشناس)
دکتر محمّد معین (ادیب)
سیمین دانشور (شاعر)
قیصر امینپور (شاعر)
غلامحسین بنان (خواننده)
رهی معیری (شاعر)
فریماه فرجامی (بازیگر)
پرویز مشکاتیان (نوازنده)
آرش لباف (خواننده)
رضا عطاران (بازیگر)
بهنوش بختیاری (بازیگر)
آندره آغاسی (تنیسور)
همایون شجریان (خواننده)
آتوسا پور کاشیان (استاد بزرگ شطرنج)
سعید شهروز (خواننده)
پویا امینی (بازیگر)
جواد کاظمیان (فوتبالیست)
فریدون زندی (فوتبالیست)

خارجی
اونوره دوبالزاک (نویسنده فرانسوی)
ویلیام شکسپیر (نمایشنامه نویس انگلیسی)
برتراند راسل (فیلسوف و نویسنده انگلیسی)
ولادمیر ناباکف (نویسنده روس)
یوهان برامس (آهنگساز آلمانی)
سالوادور دالی (نقاش اسپانیایی)
هری ترومن (رئیس جمهور آمریکا)
روبسپیر (انقلابی فرانسوی)
کاترین کبیر (ملکه روسیه)
الیور کرامول (رهبرانقلابی انگلیس)
نانسی عجزم (خواننده لبنانی)
ملکه الیزابت دوم (ملکه انگلیس)
هیتلر (دیکتاتور آلمانی)
زیگموند فروید (روانشناس اتریشی)
هنری فوندا (هنرپیشه آمریکایی)
گری کوپر (هنرپیشه آمریکایی)
ارسون ولز (کارگردان آمریکایی)



*خرداد ماه

- ایرانی
عزت الله انتظامی (بازیگر)
محسن مخملباف (کارگردان)
محمدرضا شریفینیا (بازیگر)
امین حیایی (بازیگر)
رضا کیانیان (بازیگر)
جواد رضویان (بازیگر)
هادی ساعی (قهرمان تکواندو المپیک)
امامعلی حبیبی (قهرمان کشتی)
فرهاد مجیدی (فوتبالیست)
سعید نفیسی (نویسنده و شاعر)
عباس یمینی شریف (شاعر و ادیب)
جلیل شهناز (نوازنده)
محمد محیط طباطبایی (اندیشمند و روزنامه نگار)
احمدرضا عابدزاده (بازیگر و مربی فوتبال)
وحید طالب لو (فوتبالیست)
مژده شمسایی (بازیگر)
پرستو گلستانی (بازیگر)
کمند امیرسلیمانی (بازیگر)
مهناز افشار (بازیگر)
مژده شمسایی (بازیگر)
شهره لرستانی (بازیگر)

خارجی

والت ویتمن (شاعر آمریکایی)
تامس هاردی (نویسنده انگلیسی)
فرنسواز ساگان (نویسنده فرانسویی)
یان فلمینگ (نویسنده انگلیسی)
پول گوگن (نقاش فرانسوی)
مریلین مونرو (هنرپیشه آمریکایی)
جان.اف کندی (رئیس جمهور آمریکا)



*تیر ماه

- ایرانی
آیت الله سید علی خامنه ای (رهبر معظم انقلاب)
علیاکبر ولایتی (وزیر خارجه پیشین)
سیمین بهبهانی (شاعر)
صمد بهرنگی (نویسنده)
صادق چوبک (نویسنده)
داود رشیدی (بازیگر)
عباس کیارستمی (کارگردان)
سهراب شهید ثالث (کارگردان)
روحانگیز سامینژاد (اولین هنر پیشه ی زن)
فاطمه گودرزی (بازیگر)
شادی پریدر (نخستین استاد بزرگ شطرنج بانوان ایران)
محمود فکری (فوتبالیست)
عباس مرادی (دروازه بان بزرگ)
مصطفی رحماندوست (شاعر)
نسرین مقانلو (بازیگر)
سحر ولد بیگی (بازیگر)
هدیه تهرانی (بازیگر)
رضا شفیعی جم (بازیگر)
گلشیفته فراهانی (بازیگر)
وحید هاشمیان (فوتبالیست)
نیوشا ضیغمی (بازیگر)
الناز شاکردوست (بازیگر)

خارجی

ارنست همینگوی (نویسنده آمریکایی)
آن لیندبرگ (نویسنده آمریکایی)
ژان کوکتو (نویسنده فرانسوی)
هلن کلر (نویسنده آمریکایی)
مارک شاگال (نقاش روس)
رامبراند (نقاش هنلدی)
مارسل پروست (نویسنده فرانسوی)
ولادیمیر پوتین (رییس جمهور سابق روسیه)
اینگمار برگمن (نویسنده و کارگردان سوئدی)
لویی آرمسترانگ (نوازنده جاز آمریکایی)
راکفلر (سرمایه دار آمریکایی)ژولیوس سزار (سردار روم)
جان گلن (فضانورد آمریکایی)
جینالو لوبریجیدا (هنرپیشه ایتالیایی)
هنری هشتم (پادشاه فرانسه)
محمد داود خان (اولین رییس جمهور افغانستان)
بی نظیر بوتو (نخست وزیر پیشین پاکستان)


*مرداد ماه

- ایرانی

محمود دولتآبادی (نویسنده)
علی حاتمی (کارگردان)
انوشیروان روحانی (آهنگساز)
عارف عارفکیا (خواننده)
شقایق فراهانی (بازیگر)
حسن جوهرچی (بازیگر)
داریوش فرضیایی"عمو پورنگ" (بازیگر)
منیرو روانیپور (نویسنده)
امین تارخ (بازیگر)
پوپک گلدره (بازیگر)
رضا صادقی (خواننده)
مهدی مهدوی کیا (فوتبالیست)
داریوش ارجمند (بازیگر)
امین زندگانی (بازیگر)

خارجی

آلدوس هاکسلی (نویسنده آمریکایی)
جورج والتر اسکات (نویسنده اسکاتلندی)
جان گالز ورثی (نویسنده آمریکایی)
جورج برنارد شاو (نویسنده انگلیسی)
دوروتی پارکر (نویسنده انگلیسی)
کارل گوستاو یونگ (روانشناس سوئیسی)
آلفرد هیچکاک (کارگردان انگلیسی)
موسیلینی (دیکتاتور ایتالیایی)
فیدل کاسترو (رهبر انقلابی کوبا)
ناپلئون بناپارت (پادشاه فرانسه)
لوسیل بال (کمدین آمریکایی)


*شهریور ماه

- ایرانی

حضرت امام خمینی ره (رهبر کبیر انقلاب)
اکبر هاشمی رفسنجانی(مرد اول سیاست)
مرتضی آوینی (نویسنده و کارگردان مستند)
تهمینه میلانی (کارگردان)
فریدون مشیری (شاعر)
غلامرضا تختی (ورزشکار)
قادر میزبانی (قهرمان دوچرخه سواری)
علیرضا دبیر (قهرمان کشتی)
مهدی شجاعی (نویسنده)
هوشنگ مرادی کرمانی (نویسنده)
کیومرث صابری فومنی (طنز نویس)
اکبرعبدی (بازیگر)
پارسا پیروز فر (بازیگر)
امین زندگانی (بازیگر)
نیکی کریمی (بازیگر)
حسام نواب صفوی (بازیگر)
مجید صالحی (بازیگر)
امیر تاجیک (بازیگر)
جواد نکونام (فوتبالیست)
حسین پناهی (بازیگر و شاعر)
شهلا ریاحی (بازیگر)
بنیامین بهادری (خواننده)

- خارجی

تئودور رایزر (نویسنده آمریکایی)
گوته (شاعر آلمانی)
دی.اچ لارنس (داستان نویس انگلیسی)
قوام نکرومه (سیاستمدار غنایی)
ملکه الیزابت اول (ملکه انگلستان)
جوزف کندی (سیاستمدار آمریکایی)
لیندون جانسون (رئیس جمهور آمریکا)
ویلیام هوارد تافت (رئیس جمهور آمریکا)
لئونارد برنشتاین (آهنگساز آمریکایی)
اینگرید برگمن (هنرپیشه سوئدی)
سوفیا لورن (هنرپیشه ایتالیایی)
الیاکازان (کارگردان آمریکایی)ه
نری فورد (مدیرکارخانه ماشین سازی)
پیتر سلرز (هنرپیشه انگلیسی)
دمیتری مدودف (رییس جمهور روسیه)
احمدشاه مسعود (فرمانده مبارزین افغانستان)


*مهر ماه

- ایرانی

منوچهر آتشی (شاعر)
محمدرضا شَفیعی کَدکَنی (شاعر)
سهراب سپهری (شاعر)
محمد رضا شجریان (خواننده)
محمد خاتمی (رییس جمهور پیشین ایران)
علی پروین (بازیکن و مربی فوتبال)
سامویل خاچیکیان (کارگردان)
ابراهیم گلستان (نویسنده و کارگردان)
علی مصفا (بازیگر)
مهتاب کرامتی (بازیگر)
پوری بنایی (بازیگر)
الهام حمیدی (بازیگر)
باران کوثری (بازیگر)
عادل فردوسی پور ( مجری تلویزیون)
گلی ترقی (نویسنده)

خارجی

تامس ولف (نویسنده آمریکایی)
اسکار وایلد (نمایشنامه نویس ایرلندی)
گراهام گرین (نویسنده انگلیسی)
ویلیام فاکتر (نویسنده آمریکایی)
یوجین اونیل (نمایشنامه نویس آمریکایی)
تی.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)
آیزنهاور (رئیس جمهور آمریکا)
جورج.سی اسکات (هنرپیشه آمریکایی)
بریژیت باردو (هنرپیشه آمریکایی)
سر والتر رالی (شاعر انگلیسی)
جی.بی راین (روانشناس آمریکایی)
مهاتما گاندی (رهبر ملی هند)
لویی فیلیپ (پادشاه فرانسه)
فرانتس لیست (آهنگساز مجار)
مارچلو ماسترویانی (هنرپیشه ایتالیایی)
چارلتون هستون (هنرپیشه آمریکایی)
فردریش نیچه (فیلسوف و نویسنده آلمانی)
محمد ظاهرشاه (آخرین پادشاه افغانستان)
بیل کلینتون (رییس جمهور پیشین آمریکا)
کریس دیبرگ (خواننده ایرلندی)
جیمی کارتر (رییس جمهور پیشین آمریکا)


*آبان ماه

- ایرانی

محمد حسینی بهشتی (ریاست پیشین دیوانعالی)
نیما یوشیج (شاعر ایرانی)
علی تجویدی (موسیقیدان ایرانی)
آیدین آغداشلو (نقاش ایرانی)
فاطمه معتمد آریا (بازیگر)

آتنه فقیه نصیری (بازیگر)
مریم حیدر زاده (شاعر)
ویشکا آسایش (بازیگر)
علی کریمی (فوتبالیست)
شیلا خداداد (بازیگر)
احسان خواجهامیری (خواننده)
امید تاجیک (بزرگترن تاجر ایران)

خارجی
فرانسوا میتران (رییس جمهور پیشین فرانسه )
ماری کوری (دانشمند فرانسوی)
سالک (میکروبیولوژیست آمریکایی)
پابلو پیکاسو (نقاش اسپانیایی)
ایندیرا گاندی (رهبرملی هند)
جواهر لعل نهرو (رهبرملی هند)
ماری آنتوانت (ملکه فرانسه)
مارتین لوتر (کشیش آلمانی بنیانگذار مذهب پروتستان)
رابرت کندی (سناتور آمریکایی)
چیانگ کای چک (رهبرچین)ت
ئودور روزولت (رئیس جمهور آمریکا)
شارل دوگل (ژنرال فرانسوی)
ریچارد برتون (هنرپیشه انگلیسی)
علامه اقبال لاهوری (اندیشمند و شاعر هندی)


*آذر ماه

- ایرانی

داریوش مهرجویی (کارگردان)
علی شریعتی (اندیشمند و متفکر)
جمشید مشایخی (بازیگر)
مهتاب نصیر پور (بازیگر)
داریوش فرهنگ (کارگردان و بازیگر)
محمدتقی بهار (شاعر و سیاستمدار)
جلال آلاحمد (نویسنده)
لاله اسکندری (بازیگر)
بهاره رهنما (بازیگر)
امید زندگانی (بازیگر)
ناصر حِجازی ( بازیکن و مربی فوتبال)
علی صادقی (بازیگر)

خارجی
مارک تواین (نویسنده آمریکایی)
بتهوون (آهنگساز آلمانی)
جان آزبرن (نویسنده انگلیسی)
وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)
فرانک سیناترا (هنرپیشه آمریکایی)
پاپ ژان پل سیزدهم (رهبر کاتولیک های جهان)
جان میلتون (شاعر انگلیسی)


*دی ماه

ایرانی

فردوسی (بزرگترین حماسه سرای تاریخ)
ایرج جنتی عطایی (شاعر)
فروغ فرخزاد (شاعر)
حسین الهی قمشهای (سخنور و نویسنده)
کتایون ریاحی (بازیگر)
ترانه علیدوستی (بازیگر)
فریبا کوثری (بازیگر)
ناصر عبداللهی (خواننده)
ماهایا پطروسیان (بازیگر)
حدیث فولادوند (بازیگر)
افسانه بایگان (بازیگر)
مریم زندی (عکاس)
رامبد جوان (بازیگر)
محمد رضا فروتن (بازیگر)
فرهاد مهراد (خواننده)
رضا رویگری (خواننده)
بهرام بیضایی (کارگردان)
رزیتا غفاری (بازیگر)

خارجی

ژاندارک (زن انقلابی فرانسوی)
رودیارد کیپلینگ (نویسنده انگلیسی)
لویی پاستور (شیمیدان فرانسوی)
ادگار آلن پور (نویسنده آمریکایی)
کارل سند برگ (شاعر آمریکایی)
آلبرت شوایتزر (پزشک و فیلسوف فرانسوی)
یوهان کپلر (ستاره شناس آلمانی)
بنجامین فرانکلین (نویسنده و سیاستمدار آمریکایی)
مائوتسه تونگ (رهبر انقلابی چین)
هنری ظمیلر (نویسنده آمریکایی)
ایزاک نیوتن (دانشمند انگلیسی)
ریچارد نیکسون (رئیس جمهور سابق آمریکا)
مارتین لوترکینگ (رهبرسیاهان آمریکا)
اواگاردنر (هنرپیشه آمریکایی)
همفری بوگارت (هنرپیشه آمریکایی)
جبران خلیل جبران (اندیشمند و شاعر لبنانی)
حامد کَرزی (رییس جمهور افغانستان)


*بهمن ماه

ایرانی

خسرو گلسرخی ( شاعر و مبارز)
صادق هدایت (نویسنده)
سیروس قایقران (فوتبالیست)
محمود فرشچیان (مینیاتوریست)
علی نصیریان (بازیگر )
علیرضا خمسه (بازیگر )
علیرضا عصار (خواننده)
تورج نگهبان (ترانه سرای)
افشین قطبی (مربی فوتبال)
احسان حدادی (پرتابگر دیسک)
شهاب حسینی (بازیگر)
سمیرا مخملباف (کارگردان)
رویا نونهالی (بازیگر)
شَهرنوش پارسیپور (نویسنده)
بزرگ علوی ( نویسنده)

خارجی

ادیسون (مخترع آمریکایی)
گالیله (دانشمند ایتالیایی)
فرانسیس بیکن (فیلسوف انگلیسی)
چارلز داروین (طبیعیدان انگلیسی)
لنگستن هیوز (نویسنده آمریکایی)
سامرست موآم (نویسنده انگلیسی)
چارلز دیکنز (نویسنده انگلیسی)
پرلمان (نویسنده آمریکایی)
پل نیومن (هنرپیشه آمریکایی)
کیم نواک (هنرپیشه آمریکایی)
کلارک گیبل (هنرپیشه آمریکایی)
جیمز دین (هنرپیشه آمریکایی)
فرانکلین روزولت (رئیس جمهور سابق آمریکا)
آبراهام لینکلن و رونالد ریگان(روسای جمهور سابق آمریکا)
ملک عبدالله دوم (پادشاه اردن)
دمیتری مندلیف (شیمیدان روس)


*اسفند ماه

ایرانی

آیتالله محمود طالقانی (فعال سیاسی)
حاج احمد خمینی (فرزند رهبر پیشین انقلاب)
ایرج نوذری (بازیگر)
پروین اعتصامی (شاعر)
هوشنگ ابتهاج (شاعر)
مرجانه گلچین (بازیگر)
لیلا فروهر (خواننده)
عمران صلاحی (نویسنده)

خارجی

میکل آنژ (نقاش ایتالیایی)
ریمسکی کرساکف (آهنگساز روسی)
فردریک شوپن (آهنگساز فرانسوی)
اوگوست رنوار (نقاش فرانسوی)
جان اشتاین بک (نویسنده آمریکایی)
ادوارد آلبی (نمایشنامه نویس آمریکایی)
الیزابت تیلور (هنرپیشه آمریکایی)
جورج واشنگتن (رئیس جمهور سابق آمریکا)
ویکتور هوگو (نویسنده فرانسوی)
میخائیل گورباچف (آخرین رییس جمهور شوروی)

ASAL
08-01-2010, 11:30 AM
من 20 اسفندم حالا میشم با کدووومش؟؟؟:gamm:

AM1NR3Z4
08-01-2010, 11:37 AM
به به
توي چه ماهي به دنيا اومدم...:4:
همين اديسون برام كافيه...:4:
فقط متاسفانه نام ملك عبدا... يه كمي اين ليست رو خراب كرده...:4:

tataloo
08-01-2010, 11:38 AM
منم 7تیرم میشم با کدومش؟؟؟؟؟:sweet:

tataloo
08-01-2010, 11:40 AM
فهمیدم.ماهی که نکوست از بهارش پیداست...........پشیمون شدم گفتم

suroosh 66
08-01-2010, 11:43 AM
به به تبریک می گم سارا خانم منم دست کمی از شما ندارم منم شهریور به دنیا اومدم لیستو ببینید کیف کنید:4:

tataloo
08-01-2010, 11:47 AM
باز به خودم که یکی از ...........تو لیست ماهم هست اما اقا سروش باید به خودت افتخار کنی که تو ماه تولد رفسنجانی به دنیا اومدی جدی میگم.

maryam10
08-01-2010, 12:06 PM
ماه منو دارین؟.....لویی پاستور،جبران خلیل جبران و........عجب ماهیم من......راستی اسم منم به جمع اونا اضافه کن وگرنه تا چند سال دیگه مجبوری اضافه کنی.....:p:

perspolis-9
08-01-2010, 12:09 PM
:4:منم 25 خردادم
از ایران
10 تا بازیگر :4:
5 ورزشکار:4:
و....
:4:بد نبود همه جوره تو این کلکسیون ما هست
هم بازیگر خوبیم هو فوتبالیست:4:

AM1NR3Z4
08-01-2010, 12:11 PM
هيچكدومتون بهمني نيستين؟:4:
متاسفانه نام ملك عبدا... مثه يه لكه ي ننگ بر ليست بهمن ماه هست.!

maryam10
08-01-2010, 12:14 PM
من که دی ماهیم....
ناشکری نکن بابا...تو ماه من که رئیس جمهور افغانستان هست....

suroosh 66
08-02-2010, 07:28 AM
غلامرضا تختی (ورزشکار),فریدون مشیری (شاعر),اکبرعبدی (بازیگر),جواد نکونام (فوتبالیست),حسین پناهی (بازیگر و شاعر),بنیامین بهادری (خواننده),ملکه الیزابت اول (ملکه انگلستان)
جوزف کندی (سیاستمدار آمریکایی),سوفیا لورن (هنرپیشه ایتالیایی)
الیاکازان (کارگردان آمریکایی)ه
نری فورد (مدیرکارخانه ماشین سازی)

P!NK
08-03-2010, 01:09 AM
آذر - يکي با بتهوون حال کردم يکي با علي صادقي:4::8:

nicolas
08-04-2010, 11:11 PM
من مردادی هستم
فکر نمیکنی الکساندر مقدونی(پادشاه مقدونیه)توی مرداد به دنیا اومده

moein.1370
08-05-2010, 03:47 AM
اسمم معینه با دکتر محمد معین یه روز به دنیا اومدم

RED-STAR
08-06-2010, 10:42 PM
مستر کارتر(رئیس جمهور سابق آمریکا)

redboy2atishe
08-06-2010, 10:46 PM
به نظرم بقیه شخصیتایی که تو اکتبر به دنیا اومدن موظفن بگردن دنبال ارتش سرخ...
بعد این تایپیکو پیدا کنن بعد بگن ما با سامان تو یک ماه متولد شدیم و احساس افتخار کنن:6:

Ram3db_Gheli
08-11-2010, 04:50 PM
من 9 تیر بدنیا اومدم تو روزی که علیرضا واحدی نیکبخت بدنیا اومده ... اینو جا انداختی...:4:

svca65
08-16-2010, 06:41 PM
منم اين صفحات ه ته كتابايه فال و طالع بيني و ديدم
اما چند رو پيش فهميدم با دكتر كيليني تو يه روز به دنيا اومدم
فك مي كني چه حالي دارم ؟؟!!!‌:24: :24: :24: :24: :24: :24: :24:

zamara
08-20-2010, 01:39 PM
جديد ترين حمله اسرائيل به صدا و سيما:24:
اخیرا از شبکه ی چهار سیما مستندی درباره زندگی میمون ها پخش گردید.
در سکانسی از فیلم در حالی که مرد مجری درباره ی چگونگی زندگی میمون ها صحبت می کرد، شخصی از پشت سر وی گذشت که این شخص آلفرد رابینسون نام دارد.
این آلفرد رابینسون یک عمه دارد به نام پتی که در اسپانیا زندگی می کند، در همسایگی خانم پتی یک بستنی فروشی هست که متعلق به آقای بنیتز می باشد.
آقای بنیتز یک خواهر دارد که از همسر اولش یه پسر هشت ساله دارد که صبح ها به یک مهد کودک در مادرید می رود، راننده ی که این بچه را به مهد کودک می برد آقایی است به نام رافائل که یه مینی بوس بنز دارد.
رافائل مینی بوس بنزش رو از یک آقایی به نام استفان خریده است که در حال حاضر این آقای استفان در انگلیس زندگی می کند.
استفان عمویی دارد که از سرمایه داران انگلیس است و دارای شرکت های بزرگ تجاری دردنیا می باشد.
در یکی از شرکت های بزرگ عموی استفان در اسراییل خانمی کار می کند به نام مِری که این مری نامزد آقایی است به نام ایزاک که این آقای ایزاک در وزارت خارجه ی اسراییل کار می کند و یکی از سرسخت ترین دشمنان اسلام و مسلمین است .
از مسئولین صدا و سیما خواهشمندیم از این به بعد بیشتر بر نحوه ی پخش برنامه ها نظارت کنند تا انشاءالله دیگر شاهد چنین اتفاقات ناگواری نباشیم که دل هر مومنی از دیدن آن به درد می آید.

laleh.sh
08-26-2010, 05:02 PM
تو بيمارستان، جايي كه يكي از افراد فاميل كه به طرز مرگباري مريض بود، بستري شده بود، همه قوم و خويش ها تو اتاق انتظار جمع شده بودن . بالاخره دكتر وارد شد با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .
دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت : متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه. اين عمل ، كاملا در مرحله آزمايشه.
ريسكي و خطرناكه ولي درعين حال راه ديگه اي هم وجود نداره ، بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين. اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن . بعد ازمدتي بالاخره يكيشون پرسيد : خب قيمت يه مغز چنده؟ دكتر بلافاصله جواب داد : 5000 دلار براي مغز يك مرد و 200 دلاربراي مغز يك زن .
موقعيت نا جوري بود . آقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخندن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوزخند ميزدن !
بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : چرا مغز آقايون گرونتره ؟ دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه


مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه وطبيعتا ارزونتر !!!!!!!!!!!!!!




اما مغز آقايون آكه آك...........:24::24::24:

laleh.sh
08-26-2010, 05:03 PM
جلسه خواستگاری

سر جلسه خواستگاری... بعد از نیم ساعت سكوت!


مادر داماد: ببخشین، كبریت دارین؟


خانواده عروس: كبریت؟! كبریت برای چی؟!


مادر داماد: والا پسرم می خواست سیگار بكشه...


خانواده عروس: پس داماد سیگاریه...؟!


مادر داماد: سیگاری كه نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سیگار می‌چسبه...


خانواده عروس: پس الكلی هم هست...؟!


مادر داماد: الكلی كه نه... والا قمار بازی كرد، باخت! ما هم مشروب دادیم بهش كه یادش بره...


خانواده عروس: پس قمارم بازی می‌كنه...؟!


مادر داماد: آره... دوستاش توی زندان بهش یاد دادن...


خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!


مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده، گرفتنش یه كمی بازداشتش كردن...


خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!


مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد...


خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!


نتیجه: همیشه موقع خواستگاری رفتن كبریت همراهتون داشته باشین

laleh.sh
08-26-2010, 05:05 PM
كارمند تازه وارد:

مردی به استخدام یك شركت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز كار خود، باكافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یك فنجان قهوه برای من بیاورید."

صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با كی داری حرف می زنی ؟"

كارمند تازه وارد گفت: "نه"

صدای آن طرف گفت: "من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق"

مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با كی حرف میزنی، بیچاره."

مدیر اجرایی گفت: "نه"

كارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.

laleh.sh
08-26-2010, 05:06 PM
یارو میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟ گارسون میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با لیمو!
طرف میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با چی؟!!!
***
سوال كنكور آزمایشی یکی از موسسات کنکور آبکی : دو طفلان مسلم چند نفر بودند و نام پدر آنها چه بود؟
***
مي دونين تو برره به آسانسور چي ميگن ؟
تاكسي ديواري
***
مرد، دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد.
زن، عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد!

مرد، تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد.
زن، پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد!

از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد.
ولي زن همچنان مشغول خريد بود!!!
***
زن تو زندگیت مثل ویروسه!!!
اگه وارد زندگیت بشه:
1. جیباتو Search می کنه!
2. پولاتو Delete می کنه!
3. خانوادتو Edit می کنه!
4. ارتباط با دوستاتو Cut می کنه!
5. دفترچه تلفن موبایلتو Scan می کنه!
6. خوشیاتو Cancel می کنه!
7. آخرش هم مخت Hang می کنه!!!
***
به علت مشکلات پیش آمده چند روز اخیر اعم از پاره شدن کابل اینترنت ایران در دریا و همچنین مصرف زياد کاربران اينترنت مخابرات ايران علام کرد از شنبه اينترنت کلیه کاربران به صورت زیر سهميه بندي مي شود!!!
به کاربران مجرد روزي 5 ساعت اينترنت داده مي شود
افراد متاهل روزي 1 ساعت
دخترهاي ترشيده روزي 6 ساعت
وبمستر ها (مدير سايتها) روزي 8 ساعت
***
دو دوست پس از مدت ها یکدیگر را دیدند. یکی از آنها به دیگری گفت: دوست عزیز تو قبل از اینکه ازدواج کنی چکار می کردی؟ دوست او آهی کشید و گفت: هر کار که دلم می خواست!
***
جامی در محفلی این شعر را می خواند:
بس که در جان فگار و چشم بیدارم توئی
هر که پیدا میشود از دور پندارم توئی
یکی گفت اگر خری پیدا شود چی ؟ جامی گفت باز پندارم توئی !!
***
فری کنکور داشته میرفته سر جلسه، سوالها رو که پخش ميكنند، اول يك پنج دقيقه‌اي مبهوت به سؤالا خيره ميشه!!! بعد يك بیست پنج تومني از جيبش درمياره شروع ميكنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ نامه رو پر كردن.
بعد 40-50 دقيقه يارو ممتحنه ميبينه فری خيس عرق شده!!! هي داره يك سكه رو ميندازه بالا ، زير لب فحش ميده.
ميره جلو ميپرسه: داري چيكار ميكني؟
ميگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چك ميكنم

zamara
08-30-2010, 09:11 AM
شادی بعد از گل در کشورهای مختلف!

شادی بعد از گل مثل خورشت فسنجان است، یعنی هر کس به سبک و سلیقه خودش آن را درست می کند،
یعنی یکی ترشش را دوست دارد، یکی شورش را در می آورد، یکی شیرین و بامزه اش می کند، مردم هر کشوری بعد از دیدن یک گل زیبا در جام جهانی هم شادی شان را یکجوری نشان می دهند، یعنی نمی شود آدم شادی اش را توی جیبش قایم کند، باید حتماً نشانش بدهد، باز خوب است شادی چیز بدی نیست که آدم از نشان دادنش به دیگران بنفش بشود!

آمریکا: oh! My god!

امارات: احسنت، مرحبا! مرحبا! مرحبا! ( به مدت چهل دقیقه!!)

پاکستان:حرفی نمی زنند، به خودشان بمب می بندند از طبقه سه می پرند توی کوچه، در نتیجه پنجاه نفر کشته و شونصد نفر زخمی می شوند!

انگلستان: ok! Very good !this is book!

آرژانتین: کتاب هایشان را ریز ریز می کنند می ریزند توی خیابان!

کره شمالی: شادی بعد از گل یعنی چی؟! !

سومالی: شش نفر از قبلیه همسایه را به نشانه شادی پوست می کنند و تویش کاه می ریزند.
هند: توی خیابان می دوند، در نتیجه دویست نفر زیر دست و پا له می شوند.

چین: وقت برای شادی کردن ندارند، به جایش شلوار کُردی صادر می کنند ایران!

اسپانیا: به نشانه شادی چند گاو را با نیزه می کشند.

ایران: دهنت ...... با این گلی که زدی...!

M0$t@fA
08-30-2010, 04:57 PM
متن را یکجا تا پایان نخوانید بلکه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید!
نکته: زمانی که میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل کنید که اشخاصی هستند که شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الکی یا بیخودی ننویسید!!!)
مهم: همچنین بیاد داشته باشید که بهنگام نوشتن اسامی و عمل کردن به دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده کنید و بیخودی و بیش از حد فکر نکنید بلکه آنچه که در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید!
با زهم باید گفته شود که به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن بروید در غیر اینصورت نتیجه درست نخواهد بود و آنرا ضایع خواهید کرد!
خوب حالا یک قلم و یک برگ کاغذ آماده کنید.
۱- اول از هر چیز اعداد ۱ تا ۱۱ را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی کاغذ بنویسید.
۲- سپس در جلوی ردیف (ستون) ۱ و ۲ هر عددی را که مایلید بنویسید.
۳- حال در جلوی ردیف ۳ و ردیف ۷ نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید.
قرار نشد به پایین نگاه کنید! تقلب ممنوع !
۴- نام اشخاصی را که می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای ۴، ۵ و ۶ وبنویسید.
۵- در ردیفهای ۸، ۹، ۱۰ و ۱۱ نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یک ترانه)
۶- اکنون نهایتا میتوانید یک آرزو کنید!
و حالا کلید رمز گشایی این بازی (http://www.roozeshadi.com/):
۱- عددی را که در ردیف ۲ نوشته اید مشخص کننده تعداد اشخاصی است که شما باید در باره این بازی به آنها بگویید!
۲- شخصی که نامش در ردیف ۳ قید شده کسی است که شما عاشقش هستید!
۳- شخصی که نامش در ردیف ۷ قید شده کسی است که شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!)
۴- شخص شماره ۴ کسی است که شما بیش از همه به او اهمیت میدهید!
۵- شخص شماره ۵ کسی است که شما را بسیار خوب می شناسد.
۶- شخصی که نامش در ردیف ۶ قید شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست!
۷- آهنگ قید شده در ردیف ۸ با شخص شماره ۳ تطبیق می کند (مرتبط است)
۸- آهنگ شماره ۹ آهنگی برای شخص شماره ۷ است!
۹- آهنگ شماره ۱۰ آهنگی است که بیش از همه افکار شما را بازگو می کند!
۱۰- و بالاخره شماره ۱۱ آهنگی است که می گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید!
واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می آید که درست باشه!
و البته این جور تست ها هیچ چی هم نداشته باشند ، سرگرمی خوبی هستند!

M0$t@fA
08-30-2010, 06:39 PM
خب از آنجاکه کف‌گیرمان (بهتر بگویم کفگیرم!) حسابی به ته دیگه خورده است و فعلا حس و حال نوشتن و ارائه مطالب ورزشی نیست، گفتم بهتر است پست جدید با یک سری تصویر خطای دید جالب عجین کنم! (جمله را ننگر، نگه کن متن را) . اگه دیدم استقبال خوب بود، سری دومش را هم خواهم گذاشت.


در نگاه اول یک پیرمرد (با دو چشم!!) را سوار بر اسب می‌بینید، درسته!؟ پس بیشتر دقت کنید.
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd1.jpg
می‌توانید تعداد پاهای این فیل را بشمارید!؟
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd2.gif


به نظر شما چطور همچین چیزی ممکن است!؟ یکی بالا بیاید و دیگری پایین!؟
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd3.gif
خودتان را بکشید هم عمرن بتوانید همچین پلکانی بسازید!!
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd4.gif

برای لحظاتی با دقت به نقطه سیاه وسط این عکس نگاه کنید (یعنی کاملا زل بزنید!) پس از مدتی خواهید دید که منطقه خاکستری دور آن نقطه، حذف می‌شود. جالب بود نه!؟
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd5.jpg

این دو خط هم طبیعتا باید موازی باشند ولی چشم ما چیز دیگری می‌گوید.
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd6.gif

به نظر شما کدامیک از این سربازهای وظیفه!! قدبلندتر هستند!؟
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd7.gif

در نگاه اول صورت یک سامورایی را می‌بینید!؟ بیشتر دقت کنید تا بدن آن اسکیمو را هم ببینید.
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd8.gif

چطور همچین چیزی ممکن است!؟
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd9.gif

دو دایره میانی را در تصویر زیر به دقت ببینید، کدام بزرگتر است!؟ (اشتباه کردید! برابرند)
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd10.gif

M0$t@fA
08-30-2010, 06:48 PM
البته ما که نیازی به بازار گرمی نداریم.
گفتم بگذار سری دوم رو هم بذارم از گشنگی یادتون بره


در نگاه اول یک صورت مشاهده می‌کنید!؟ کمی بیشتر دقت کنید ... یک باغ وحش از حیوانات خواهید دید!
http://azemati.googlepages.com/Azematcom201.jpg
باز هم در نگاه اول یک صورت می‌بینید!؟ مطمئنید!؟ کمی بیشتر دقت کنید ...
http://azemati.googlepages.com/Azematcom202.jpg


به این عکس نگاه کنید ... یک تصویر متحرک می‌بینید!؟ (این یک عکس ثابت است)
http://azemati.googlepages.com/Azematcom203.jpg
به نظرتان طول کدام یک از خط‌های عمودی بیشتر است!؟ (اگر شک دارید، با خط‌کش امتحان کنید)
http://azemati.googlepages.com/Azematcom204.jpg




می‌توانید یک صورت در این آثار قدیمی دیواری پیدا کنید!؟
http://azemati.googlepages.com/Azematcom206.jpg

باورتان می‌شود که خطوط عمودی همه با هم موازی باشند!؟
http://azemati.googlepages.com/Azematcom207.png

می‌توانید همچین پلکانی بسازید؟
http://azemati.googlepages.com/Azematcom208.jpg

باور کنید شکل تیره پایین یک مربع است! باور کنید!!
http://azemati.googlepages.com/Azematcom209.gif

آیا می‌توانید سه صورت در تصویر پایین پیدا کنید!؟
http://azemati.googlepages.com/Azematcom210.jpg

Ram3db_Gheli
09-01-2010, 02:49 PM
گمونم ایرانی ها بعد از گل زدن تمام کارایی رو که واسه کشورای دیگه گفتی با هم انجام میدن...:4:

HitboY
09-01-2010, 04:12 PM
باحال بود مخصوصا این تیکه ایرانیه.

shahrzad70
09-03-2010, 05:36 PM
جالب بود...همه دیکتاتورا تو مرداد بودن!!!:4:

حاتم ایرانی
09-03-2010, 05:48 PM
ماشالا هرچی بازیگرو هنرمند بوده خرداد به دنیا اومده

ندای سرخ
09-03-2010, 06:20 PM
خیلی خوب بود مرسی:گل:

HitboY
09-03-2010, 06:27 PM
من 10 مهرم یکی بگه کی تو روزی که من به دنیا اومدم جرات کرده به دنیا بیاد؟:vinsent:

lionel messi 10
09-12-2010, 06:42 AM
سلام.
بچه شما از کدوم بازیگره سینما چه ایرانی و چه خارجی خوشتون میاد؟خجالت نکشیدا بگید..:4:

pesarjonoob
09-14-2010, 12:57 PM
رویای یک مرد ایده آل خانم ها...

در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید

http://salijoon.us/mail/890617/ideal/ATT00002.jpg
http://salijoon.us/mail/890617/ideal/ATT00003.jpg
http://salijoon.us/mail/890617/ideal/ATT00004.jpg
http://salijoon.us/mail/890617/ideal/ATT00005.jpg
http://salijoon.us/mail/890617/ideal/ATT00006.jpg
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این ها هم خانم هائی هستند که در انتظار چنین همسرانی بودند
http://salijoon.us/mail/890617/ideal/ATT00007.jpg

yasi2010
09-15-2010, 02:36 PM
اگه دقت کنید الان همه ی مردا اینطور شدن همه یه پارچه خانمن:ghah:

ASAL
09-15-2010, 02:50 PM
این که مرد نیس کلفته:p: واقعا چندشه مرد اینجوری باشه :4:

Misagh27
09-15-2010, 04:23 PM
یه کلفت استخدام میکرد بهتر از این بود که شوهر کنه

nicolas
09-16-2010, 12:37 AM
حالا شماها شوهر ميكنيد ارزوي همينا به دلتون ميمونه

ندای سرخ
09-19-2010, 01:30 PM
به این میگن مرد حال کنین زن ذلیلیو:ghah:

P!NK
09-20-2010, 09:25 AM
بيچاره فک کنم خيلي هوا گرمه اونجا آخه توي همه ي عکسها لخته!!!:ghah:

2تا قرص خورده فکر کرده خبريه!!!!

قابل توجه کسايي که گفتن کلفت: کلفت به خدمتکار زن ميگن، نوکر به خدمتکار مرد ميگن پس سعي کنيد اين سوتي رو جاي ديگه نديد!!!:4:

M0$t@fA
09-20-2010, 11:09 AM
اگه دقت کنید الان همه ی مردا اینطور شدن همه یه پارچه خانمن:ghah:

asal[/COLOR];200064]این که مرد نیس کلفته:p: واقعا چندشه مرد اینجوری باشه :4:

misagh27[/COLOR];200093]یه کلفت استخدام میکرد بهتر از این بود که شوهر کنه

به این میگن مرد حال کنین زن ذلیلیو:ghah:
خب جای امیدواری که اقلا دو تا خانوم فوق العاده با کمالات هنوز در جمعمون داریم
من فکر کردم دنبالشون باید تو مومیاییهاhttp://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/00020124.gif (http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&lpver=3&ref=10) بگردیم



http://content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/00020468.gif (http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&lpver=3&ref=10)


(http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&lpver=3&ref=12)

red_1
09-20-2010, 08:53 PM
چقدر جالب نصف ادم های معروف اذر ماهی هستن:4:باعث افتخار منه!

shahrzad70
09-22-2010, 03:50 PM
این تصاویر اغراقم داره هیچ مردی اینجوری نمیشه وهیچ زنی از این جور مرد خوشش نمیاد:gamm:

shahrzad70
09-22-2010, 04:05 PM
خیلی جالب بود من شادی ایرانیها رو بیشتر می ‍‍پسندم:4:

maryam10
09-22-2010, 05:59 PM
مرد باید مردونگی داشته باشه.......این چه وضعشه؟..................

آسمون سرخ
09-22-2010, 06:19 PM
مرد باید ابهت داشته باشه این آقایون زن گرفتن یا شوهر کردن!!!!!!!!!!!!!؟

nicolas
09-22-2010, 09:42 PM
گربه دستش به گوشت نميرسه ميگه بو ميده

ASAL
09-22-2010, 10:53 PM
امیر مردای اینجوری زیادن:24::24::24: گربه اینبار دستش رسیده :ghah::ghah:

yasi2010
09-22-2010, 11:06 PM
بیا حالا دخترا چشون شده بزار یکم از مردا کار بکشیم...........

ندای سرخ
09-24-2010, 03:50 PM
راست میگی خیلی از مردا فکر میکنن کلفت گرفتن نه زن:17:

P!NK
09-25-2010, 12:15 PM
نامه ی یک پسر به دوست دخترش!!!

1- محبت شديدي که صادقانه به تو ابراز ميکردم

2-دروغ و بي اساس بود و در حقيقت نفرت من نسبت به تو

3- روز به روز بيشتر مي شود و هر چه بيشتر تو را مي شناسم

4- به پستي و دورويي تو بيشتر پي ميبرم و

5-اين احساس در قلب من قوت ميگيرد که بالاخره روزي بايد

6- از هم جدا شويم و ديگر من به هيچ وجه مايل نيستم که

7- شريک زندگي تو باشم و اگرچه عمر دوستي ما همچون عمر گلهاي بهار کوتاه بود اما

8- توانستم به طبيعت پست و فرومايه تو پي ببرم و

9- بسياري از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم

10- اين خودخواهي ، حسادت و تنگ نظري تو را هيچ کس نميتواند تحمل کند و با اين وضع

11- اگر ازدواج ما سر بگيرد ، تمام عمر را

12- به پشيماني و ندامت خواهيم گذراند . بنابراين با جدايي ازهم

13-خوشبخت خواهيم بود و اين را هم بدان که

14- از زدن اين حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش

15- اين مطالب را از روي عمق احساسم مينويسم و چقدر برايم ناراحت کننده است اگر

16- باز بخواهي در صدد دوستي با من برآيي . بنابراين از تو ميخواهم که

17- جواب مرا ندهي . چون حرفهاي تو تمامش

18- دروغ و تظاهر است و به هيچ وجه نميتوان گفت که داراي کمترين

19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همين سبب تصميم گرفتم براي هميشه

20- تو و يادگار تلخ عشقت را فراموش کنم و نمتوانم قانع شوم که

21- تو را دوست داشته باشم و شريک زندگي تو باشم .


و در آخر اگر مي خواهي ميزان علاقه مرا به خودت بفهمي از مطالب بالا فقط شماره هاي فرد را بخوان.

M0$t@fA
09-25-2010, 01:19 PM
جديد ترين حمله اسرائيل به صدا و سيما:24:
اخیرا از شبکه ی چهار سیما مستندی درباره زندگی میمون ها پخش گردید.
در سکانسی از فیلم در حالی که مرد مجری درباره ی چگونگی زندگی میمون ها صحبت می کرد، شخصی از پشت سر وی گذشت که این شخص آلفرد رابینسون نام دارد.
این آلفرد رابینسون یک عمه دارد به نام پتی که در اسپانیا زندگی می کند، در همسایگی خانم پتی یک بستنی فروشی هست که متعلق به آقای بنیتز می باشد.
آقای بنیتز یک خواهر دارد که از همسر اولش یه پسر هشت ساله دارد که صبح ها به یک مهد کودک در مادرید می رود، راننده ی که این بچه را به مهد کودک می برد آقایی است به نام رافائل که یه مینی بوس بنز دارد.
رافائل مینی بوس بنزش رو از یک آقایی به نام استفان خریده است که در حال حاضر این آقای استفان در انگلیس زندگی می کند.
استفان عمویی دارد که از سرمایه داران انگلیس است و دارای شرکت های بزرگ تجاری دردنیا می باشد.
در یکی از شرکت های بزرگ عموی استفان در اسراییل خانمی کار می کند به نام مِری که این مری نامزد آقایی است به نام ایزاک که این آقای ایزاک در وزارت خارجه ی اسراییل کار می کند و یکی از سرسخت ترین دشمنان اسلام و مسلمین است .
از مسئولین صدا و سیما خواهشمندیم از این به بعد بیشتر بر نحوه ی پخش برنامه ها نظارت کنند تا انشاءالله دیگر شاهد چنین اتفاقات ناگواری نباشیم که دل هر مومنی از دیدن آن به درد می آید.
فوق العاده بود
حرف نداشت
عمدا اینو نقل قول کردم که اونایی که ندیدن اینو ببینن

HitboY
09-25-2010, 05:44 PM
داش امین ببین دنیا بر عکس شده الان همه مردا دیگه زن ذلیل شدن(به جز خودم) البته این تهرانی هارو میگم.
خوده خانوما هم دارن میگن که مردا نباید کار کنن ولی تا به 2تا زن میرسن یه سره میگن :
زن اولی به زنه دومی:اره شوهرم برام کار میکنه همش من میشنم رو مبل پامو میزارم رو اون یکی پام میشنیم فارسی 1 میبینم، بعد داد میزنم حمید شامو بیار!!!
زن دومی به زن اولی:اره بابا شوهر منم بیشتر از شوهر تو کار میکنه و.....!!!(خلاصه)
قابل توجه خانوما که انقدر غیبت میکنن

ندای سرخ
09-27-2010, 04:56 PM
چرا شما مردا فکر میکنید همه ی کارای خونرو زنا باید انجام بدن؟
ترز فکرتون اشتباهه8745961

HitboY
09-27-2010, 05:18 PM
نمیدونستم زن نباید کار کنه ،شرمنده:9:

fati joon
09-28-2010, 03:25 PM
این مرد نبود روبات بود.........ولی در کل مرد وزن چون شریک زندگی همن باید شریک همه ی جزئشم باشن........هرکی خربزه میل کنه لطف کنه پای لرزشم بشینه

fati joon
09-28-2010, 04:12 PM
اگر خواهان مهاجرت به کانادا هستید تا آخر اکتبر باما تماس بگیرید...................................... .....
.................................................. .................................................. .............................
.................................................. ........باتشکر:گروه غازهایوحشی مهاجر:4:

fati joon
09-28-2010, 07:41 PM
شادی ایرانیا اینه:میگن گللللل بعد سر اینکه کی کی رو بغل کنه دعوا میشه

ندای سرخ
09-30-2010, 03:18 PM
تکرار نشه فرشاد جان:4:

AYLAR
10-02-2010, 06:18 PM
من 2آبانم.همه هنرمند.میبینید؟

zamara
10-22-2010, 06:15 PM
از کجا می فهمید که کدام بازیکن ازکدام تیم است؟

فرض کنید شما تماشاگر تلویزیونی یکی از بازی های جام جهانی هستید و فرض کنید تیم، پیراهن ملی اش را نپوشیده و یا شما پیراهن ملی تیم ها را نمی شناسید و فرض کنید روی صفحه تلویزیون ننوشته است که کدام تیم با کدام تیم بازی می کند.

فرض کنید صدای تلویزیون خراب است یا بازی به زبان چین باستان گزارش می شود.
با این فرضیات شما با دیدن چند دقیقه از بازی چگونه می توانید تشخیص دهید که تیمی که بازی می کند، متعلق به کدام کشور است؟

اسم اعضای تیم چیست؟
به اسم بازیکن که روی پیراهنش نوشته توجه می کنیم، اگر اسم عربی یا آفریقایی داشت می فهمیم تیم فرانسه مشغول بازی است.

رنگ موی بازیکنان چه رنگی است؟
به رنگ موهای بازیکنان نگاه می کنیم، اگر بیش از نیمی از بازیکنان رنگ موی شان قرمز یا زرد یا نارنجی یا سبز بود، می فهمیم کره جنوبی مشغول بازی است.

از طریق قیافه شناسی
به قیافه ها توجه می کنیم، اگر نوع قیافه بازیکنان شبیه روستائیان اطراف آنکارا بود، می فهمیم تیم سوئیس مشغول بازی است.

دور می زنند، می چرخند، می خندند
به بازیکنان توجه می کنیم، اگر بازیکن جلوی دروازه خالی قرار داشت، اما توپ را توی گل نزد، بلکه برگشت و دفاع را دریبل زد و توپ را به گوشه زمین کشاند و کرنر گرفت، می فهمیم که تیم برزیل مشغول بازی است. برای اطمینان چند لحظه صبر کنید، اگر بازیکن تیم لگد محکمی خورد و به جای عصبانی شدن خندید، مطمئن شوید که تیم برزیل است، حتی اگر لباس تیم ایتالیا را پوشیده باشد.

مشغول چه ورزشی هستند؟
اگر به نظرتان آمد این تیم اولین بار است که دارد فوتبال بازی می کند و بازیکنانش کارهایی را می کنند که معمولا در واترپولو یا بسکتبال یا راگبی یا گلف دیده می شود، می فهمیم که تیم آمریکا در حال بازی است.

توپ، تانک، مسلسل، قطعا اثر دارد
اگر همزمان با بازی صدای انفجار و توپ و تانک آمد و از وسط تماشاگران شعله آتش بلند شد و یک آمبولانس از کنار زمین رد شد و بازی همچنان ادامه داشت، می فهمیم که تماشاگران انگلیسی مشغول ابراز احساسات برای تیم ملی شان هستند، بنابراین تیم ملی انگلستان مشغول بازی است.

این گروه خشن
اگر هر دو دقیقه یک بار بازیکنان دور داور جمع شدند و دسته جمعی مشغول اعتراض به داور و کتک زدن او شدند، می فهمیم تیم ترکیه مشغول بازی است.( این موضوع مربوط به جام های قبلی و بعدی است.

تف و فحش و احساسات
اگر دیدیم که اعضای تیم هر چند دقیقه یک بار تف می اندازند، یکی از انگشت های شان را نشان تماشاگران و اعضای تیم مقابل می دهند، حالتی شبیه دادن فحش خواهر و مادر دارند، در هنگام اشتباه کردن موهای خودشان را می کشند و اگر گل نزنند گریه می کنند و بعد از هشتاد دقیقه اشتباه کردن شانس می آورند و بازی را می برند، می فهمیم که تیم ایتالیا مشغول بازی است.

ضربه به لنگ و پاچه
اگر دیدیم که مربی شان برزیلی است و تکنیک شان مثل برزیلی هاست، مثل آنها دریبل می زنند و مثل آنها به توپ ضربه می زنند و مثل آنها جاگیری می کنند و مثل آنها می دوند، اما ضربه های شان به جای توپ به ساق پای بازیکنان می خورد، می فهمیم که با تیم بحرین یا عربستان یا کویت طرف هستیم.

برزیل مخفی ها
اگر دیدیم که مثل برزیلی ها بازی می کنند و مثل برزیلی ها پیروز می شوند، اما هیچ کدام از اعضای تیم شان شناخته شده نیستند، می فهمیم تیم اسپانیا مشغول بازی است.

اگر گورباچف نبود
اگر با دیدن بازی و رفتار و اسامی بازیکنان احساس کردیم که یاد تیم روسیه می افتیم، مطمئن باشید که مشغول تماشای بازی تیم اوکراین هستید.

مردان آهنین و مرمرین
اگر دیدیم که یک تیم با قدرت بدنی بالا، کار تیمی قوی، دونده، جنگجو، فداکار، زحمتکش، با قیافه های خشن و قد بلند، نود دقیقه محکم بازی می کنند، اما مسابقه را می بازند، مطمئن باشید که مشغول تماشای بازی لهستان هستید.

چند رساله ورزشی
اگر اسم بازیکنان ما را به یاد تاریخ فلسفه و قیافه بازیکنان ما را به یاد میکل آنژ انداخت، و اعضای تیم ده دقیقه مثل آلمان با قدرت بازی می کردند، اما ده دقیقه بعد مثل تیم مالدیو دست و پای شان توی هم می پیچد، مطمئن باشید با تیم یونان طرف هستید.

شورش با دلیل برای هیچ
اگر تیمی را دیدید که هم قدرت خوبی داشت، هم سرعت خوبی داشت و هم تکنیک بالایی داشت، فقط گل نمی زد، مطمئن باشید با تیم کروواسی طرف هستید.

شناخت تیم از طریق دستکش
اگر در تمام مدت بازی فقط دروازه بان تیم را مشغول دفاع از دروازه دیدید، مشغول دیدن تیم ترینیداد و توباگو هستید.

بابا اینا دیگه کی ان؟
اگر با دیدن قیافه هر یازده بازیکن احساس گل خوردن به شما دست داد، مطمئن باشید که دارید بازی تیم پرتقال را تماشا می کنید.

دودورو دود، دام دام
اگر دیدید که بازیکن تیم به جای اینکه روی نیمکت ذخیره نشسته باشد و استراحت کند، وسط دروازه نشسته است و بازیکن دیگر به جای اینکه جلوی دروازه حریف بدود، مثل دروازه بان تیم مشغول تماشای بازی دیگران است، می فهمیم که با تیم ملی ایران طرف هستیم.

k a s r a
10-22-2010, 06:57 PM
مرسی قشنگ بود! :24: اما چه جوری ادامش بدیم؟؟ :24:کمی سخته! :4:

k a s r a
10-22-2010, 07:12 PM
اگه دیدید تیمی هفتاد دقیقه تو زمینه خودشه و از محوطه جریمه بیرون نمیاد ولی آخر بازی میبرن!بازیکناش شبیه جوونای سال پنجاه و هفتن! سرمربیشون رو کلا گیس ژل میزنه و هر چیزی بلدن جز فوتبال شک نکنین دارین اسستقلالو میبینین :4:

yasi2010
10-23-2010, 12:39 AM
واقعا عالی بود مررررررسی واسه تیم ایران باید مدل مو هم بهش اضافه کرد:24:

s.r1993
10-24-2010, 06:45 PM
خيلي ببخشيد ولي يه شباهت بين همه بازيكنان هست با عرض شرمندگي :همه محتواي درون حلقشون رو توي زمين چمن...:p

P!NK
10-28-2010, 12:43 AM
سوتي هاي برنامه ي زنده!!!

عمو پورنگ:سلام مهدیه جون .چند سالته؟



مهدیه: 4 سالمه عمو پورنگ



عمو پورنگ:مهدیه به مامان بابا سلام برسون.راستی مامان پیشته؟



مهدیه: نه عمو مامان حمومه



عمو پورنگ: بابا چی بابا اونجاست؟



مهدیه: نه عمو بابامم حمومه


--------------------------------------------------------------------------------

2) عمو پورنگ: سلام سالومه .چه اسم قشنگی داری؟!



سالومه: مرسی عمو .من شما رو خیلی دوست دارم



عمو پورنگ:منم تورو خیلی دوست دارم .از کجا زنگ میزنی سالومه کوچولو؟



سالومه: از تهران



سالومه:عمو پورنگ من یه سوال داشتم!



عمو پورنگ:بپرس عزیزم



سالومه: مامان بابام میگن احمدی نژاد از تو لپ لپ در اومده راس میگن؟؟


--------------------------------------------------------------------------------

3)عمو پورنگ: سلام امیر علی.چند سالته و از کجا زنگ میزنی؟



امیر علی: 3 سالمه عمو .از کرج زنگ زدم



عمو پورنگ: امیر علی به بچه های توی خونه بگو پسر خوب چه



پسریه که شبها مسواک میزنه ,



کارهاشو انجام میده و مامانو میبوسه و میره میخوابه؟ بگو عمو



امیر علی: بابامه

ندای سرخ
10-29-2010, 12:54 AM
خیلی باحال بود:24::24::24:

amiralisarv
10-31-2010, 09:45 AM
خیلی با حال بود
توپ تانک فشفشه رو هم قبل گل می خونند هم بعد گل!!!!!!!!!1

RANIA-SIR1
10-31-2010, 11:18 AM
نه بابا.ایرانیادیگه انقدم ضایع نیستن.جیغ میزنن گلللللللللللللللللللللللل لللللللل
بعذشم شیشه اتوبوس میشکنن
کاربدی نمیکنن که:24:

sbn94
11-04-2010, 02:43 PM
آزمون اخذ تخصصی گواهینامه ازدواج:


با توجه به گفته رييس جديد سازمان ملي جوانان درباره گواهينامه تخصصي ازدواج و اینکه دخترها به کسانی بله بگویند كه دوره سه ماهه مهارت هاي ازدواج را گذرانده باشد، ديديم بهتر است با اين رييس جديد از در ديگري وارد شويم و به جاي آن كه مثل رييس قبلي، هر حرفي زد، بلافاصله آن را تبديل به سوژه كنيم، به كمكش برويم. شايد واقعا اين بندگان خدا نمي دانند مشكل ازدواج جوانان كجايشان است!

از اين روي، يك عدد آزمون اختصاصي طراحي كرده ايم تا در پايان دوره ، جوانان را با آن محك بزنند و گواهينامه ازدواج را به كساني بدهند كه در پاسخگويي امتياز خوبي كسب كرده باشند.


* در جاده زندگي مشترك، هر یک از تابلوهای زیر به چه مفهومی اشاره دارند؟
http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839143968.jpg

الف. فرمان زندگی را از همان اول، خودت به دست بگیر
ب. اگر پرسپولیسی هستی آن گاه همسرت نباید استقلالی باشد



http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839143848.jpg
الف. انتخاب همسر از بین آدمهای برجسته
ب. شکم برجسته ممنوع!




http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839143695.jpg
الف. همیشه راه راست را برو
ب. به طرف منزل مادرزن




http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839141537.jpg
ازدواج:
الف. آغاز آزاد روابط
ب. ‌پايان روابط آزاد




http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839142511.jpg
الف. لطفا موالیدتان را كنترل كنيد!
ب. یکی کمه، دو تا غمه، سه تا که شد خاطرجَمعه!




http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839143323.jpg
الف. به سراغ شوهر که می روی تازیانه را فراموش نکن!
ب. کتک زدن ممنوع



http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839143165.jpg
الف. همسرت را نپیچان
ب. دم درآوردن ممنوع!




http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839142339.jpg
الف. ماه عسل به دریا نروید، غرق می شوید، حسرت به دل می مانید!
ب. زیرآبی رفتن ممنوع




http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839141852.jpg
الف. وفاداری در حد سگ
ب. اخلاق سگی ممنوع




http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839141803.jpg
الف. به پای هم پیر شوید
ب. پیرتان در می آید!



http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839143730.jpg
الف. ladies next
ب. محل وقوع عشق های خیابانی





http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839142964.jpg
الف. بعد دوسال راه میندازیم یه مخزن گنده جوجه کشی!
ب. دو فرزند کافی است!



http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839143407.jpg
الف. همدیگر را دور نزنید!
ب. دور همدیگر بگردید!




http://salijoon.ws/mail/890813/g/201004141839144497.jpg
الف. هنگام دعوا از چکش استفاده نکنید
ب. زندگي شما به بن بست رسيده است

Alibother
11-24-2010, 12:20 AM
عادل فردوسی‌پور در برنامه نود با عبدالهی (دبیر کمیته‌ی انضباطی فدراسیون فوتبال) درخصوص ممنوع‌المصاحبه شدن علی دایی(مربی پرسپولیس تهران) گفت‌و گو کرده است که به‌شرح زیر است:

عبدالهی (دبیر کمیته‌ی انضباطی): ما بر اساس قوانین، ترجیح دادیم آقای دایی مصاحبه نکنن!

فردوسی‌پور: آیا این نقض آزادی بیان، با قانون اساسی ما منافات نداره؟

عبدالهی: ما منافاتی نمی‌بینیم...

فردوسی‌پور: یه کشور دیگه رو می‌شه اسم ببرید که همچین حکمی داده؟!

عبدالهی: من حضور ذهن ندارم.

فردوسی‌پور: این حکم، 15 یا 16 آبان داده‌شده، الانم اول آذره، یعنی شما تو دو هفته هنوز نتونستین یه مصداق پیدا کنید که تو یه کشور دیگه همچین حکمی بدن!؟!؟!؟ حالا هم که آقای دایی درباره‌ی آب و هوا و آمپول مصاحبه می‌کنن.

عبدالهی: بله، اتفاقاً ما هم استفاده می‌کنیم از صحبتاشون!

فردوسی‌پور: الان از این وضعیت خیلی احساس قدرت می‌کنید دیگه!؟

pesarjonoob
11-27-2010, 04:23 PM
قصه زندگی دو تا گربه !!!
2 تا گربه با هم ازدواج کردند: http://www.ranginkamoun.mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/36.gif

http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_01.jpg (http://www.salijoon.info/)



اوایل زندگی عاشقانه ای داشتند:http://www.ranginkamoun.mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/8.gif

http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_02.jpg (http://www.salijoon.info/)

اولین بچشون به دنیا اومد:

http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_03.jpg (http://www.salijoon.info/)


دومی هم به دنیا اومد:

http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_04.jpg (http://www.salijoon.info/)


اولین قدمهای بچه هاشون:


http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_05.jpg (http://www.salijoon.info/)




پدر این خانواده به سختی کار میکرد:

http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_06.jpg (http://www.salijoon.info/)

و مادر دنبال خوشگذرونی خودش بود:

http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_07.jpg (http://www.salijoon.info/)

بچه ها بدون مراقبت بزرگ شدند و بچه های بدی از آب در اومدند:

http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_08.jpg (http://www.salijoon.info/)

یکیشون تروریست شد:

http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_09.jpg (http://www.salijoon.info/)


یکی دیگه همش تو کلوب شبانه بود:


http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_10.jpg (http://www.salijoon.info/)


کوچکترینشون تصمیم به خودکشی گرفت:

http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_11.jpg (http://www.salijoon.info/)

وقتی پدرشون فهمید سکته کرد:

http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_12.jpg (http://www.salijoon.info/)

مادرشون هم عقلش رو از دست داد و دیوونه شد:


http://salijoon.ws/mail/890906/cat/cute_cats_story_13.jpg (http://www.salijoon.info/)

zamara
11-27-2010, 07:57 PM
غــم مـخور، دوران بی پولی به پایان میرسد !!!! ...

غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد
دارد این یارانه ها استان به استان می رسد

مبلغش هر چند فعلاً قابل برداشت نیست
موسم برداشت حتماً تا زمستان می رسد

در حساب بانکی ات عمری اگر پولی نبود
بعد از این یک پول یامفتی فراوان می رسد

چند سالی مایه داران حال می کردند و حال
نوبت حالیدن یارانه داران می رسد

شهر، کلاً شور و حال دیگری بگرفته است
بانگ بوق و سوت و کف از هر خیابان می رسد

آن یکی با ساز، رنگ گلپری جون می زند
این یکی با دنبکش، بابا کرم خوان می رسد

عمه صغرا پشت گوشی قهقهه سر داده است
شوهرش هم با کباب و نان و ریحان می رسد

مش رجب، آن گوشه هی یک‌ریز بشکن می زند
خاله طوبا هم کمر جنبان و رقصان می رسد

تا که بابام این خبر را در جراید خواند گفت:
خب خدا را شکر پول کفش و تنبان می رسد

مادرم هم خنده‌ی جانانه ای فرمود و گفت:
پول شال و عینک و یک جفت دندان می رسد

بی بی از آن سو کمی تا قسمتی فریاد زد:
خرج استخر و سونام، ای جانمی جان می رسد

خان عمو با کیسه و زنبیل و ساکش رفته بانک
تا بگیرد آنچه را فعلاً به ایشان می رسد

اصغری در پای منقل، بود سرگرم حساب
تا ببیند پول چندین لول، الآن می رسد

خاله آزیتا که یادش رفته فرمی پر کند
طفکی از دور با چشمان گریان می رسده

ندای سرخ
11-29-2010, 02:47 PM
چه زندگی باحالی داشتن:24:

ASAL
11-29-2010, 03:59 PM
وااااااااای داااای من چه نی نیهای نااازی بودن قد قربون صدقه ی این پیشیاااا رفتتتم من ..خدای من قد نااااازننن :-*

Sonia
11-29-2010, 06:35 PM
خیلی ناز بودن ولی من از گربه متنفرمممممممممممممممم

Cinderella
11-29-2010, 08:17 PM
آخههههههههه خیلی بانمکن

P!NK
12-02-2010, 12:37 AM
شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت

از پشت میله ها







از پشت این قفس تنگ






و بس عبوس







لبهای تشنه را







لبهای غنچه گشتهء من را



با تمام وجودت ببوس
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

http://s16.aks98.com/files/50821715704410956369.jpg

pesarjonoob
12-17-2010, 07:26 PM
طنزی جالب و خنده آور و بسيار خواندني درباره ی زن و مرد در دیدگاه مردم ایران

http://img152.imageshack.us/img152/2782/24922826.jpg

وقتی یه مرد معتاد میشه : اگه زنش زن بود و به فکر زندگیش بود این بیچاره به این روز نمی افتاد، بدبختی اینا رو به این روز می کشه دیگه!!


وقتی یه زن معتاد میشه: ای وای!!! خاک بر سرش ! بیچاره شوهرش دلش به چی خوشه ! چه جوری اینو تحمل میکنه؟؟

http://img834.imageshack.us/img834/2338/89575547.png
وقتی یه دختر یه کم به خودش میرسه : اوه! اوه ! ننه بابا داشت جمش می کردن!! اینا همش واسه جلب توجه دیگه!!! اینا دنیا و آخرت ندارن که!!!


http://img19.imageshack.us/img19/1424/20322667.jpg

وقتی یه پسر تیپ میزنه: چه پسر خوش پوشیه…هزار ماشاا… چه تیپی داره… میمیرن واسش دخترا


http://img585.imageshack.us/img585/1746/22276317.jpg

وقتی یه دختر از دار دنیا یه دونه دوست پسر داره : چی بگم والا!!! حجب و حیا دیگه جا نداره تو این مملکت!! دیدیش … بزا دهنم بسته باشه…




وقتی یه پسر ۱۰ تا دوست دختر داره : بزنم به تخته اینقدر خاطر خواه داره، خدا وکیلی بهترین دخترا میرن طرفش… ولش نمی کنن که…


http://img690.imageshack.us/img690/6903/91510632.png


وقتی یه آقای محترم!!! خیابون رو با پیست اتومبیلرانی اشتباه می گیره : لامذهب عجب دست فرمونی داره…



http://img208.imageshack.us/img208/6293/28172125.png


وقتی یه خانم مثلاً یادش بره راهنما بزنه: ترمز وسطیه…. بابا برو آشپزخونه قرمه سبزیتو بپز!!! والااااااا



http://img840.imageshack.us/img840/148/66758816.png



وقتی بچه خوب تربیت شده باشه: میبینی؟ بچه ام مثل باباشه، اصلا موفقیت تو خونواده ما ارثیه


وقتی بچه تو یه درس نمره اش بشه ۷۵/۱۹: بله دیگه! خانم یا پی قر و فرشه یا با این دوست موستاش در حال فک زدن و ولگردیه


http://img522.imageshack.us/img522/7446/56179541.jpg


وقتی تو یه جمع ، آقا پسری سر و زبون دار داره مجلس رو گرم می کنه: هزار ماشالا!!!!!!! روابط عمومیش بیسته؟؟؟!!!



http://img413.imageshack.us/img413/892/17260694.jpg


شرایط بالا برای یه دختر: اوه ! اوه! دختره لوده سبک!!! خانم باش



http://img255.imageshack.us/img255/82/30038530.jpg


نظر مادر شوهر در اول زندگی: میبینی شانس ما رو ؟ دختره فقط ۲۰ میلیون جهیزیه آورده ، نمی دونم این پسره شیفته چی این عفریته شد!!!

باز هم همون مادر شوهر: دیگه چی می خواد؟ گل پسرم یه خونه ۴۰ متری تو نقطه صفر مرزی داره، از خداشم باشه ..

P!NK
12-20-2010, 03:37 PM
68 سوتی جواد خیابانی

01رونالدو محبوب نیست - مشهوره - یعنی همه میشناسنش !

02.اشتباه کنه کارشون تمومه,حالا ببینیم اشتباه میکنه یا نه

03.طرفدارای مکزیک راه زیادی رو از مکزیک تا آفریقا اومدن,البته اگه از مکزیک اومده باشن

04.یک ساعت,60 دقیقه از بازی گذشته

05.همه چیز به بازی آخر میچسبه

06داور در سوت خودش میزنه

07.بذاريد به صراحت بگم كه دو دقيقه وقت به پايان مسابقه باقي مونده !

08.شاید نزدیک ترین کشور به قطب جنوب , آفریقای جنوبی باشه

09.زاکو نی که زا به معنای افریقا و ک و نی به معنایه عدد 10 است

10.تشنش شده داره اب ميخوره . نوش جان

11.باران هم به شدت ميوزه

12.بازي شيلي و اسپانيا بسيار جذاب خواهد شد مخصوصا اينكه بازيكناي هر دو تيم هم زبان و همجنس و (بعد از يه مكث طولاني) و هم زبان هستن

13. وقتی یه بازیکن هوندوراس تنه میزنه , انگار یه درخت تنه میزنه

14. تعویض های دلبوسکه خارج از عرفه .

15.اسپانیا یه گل زده ، داوید ویا هم زده ، خیلی قشنگم زده ، 5 دقیقه پیشم زده

16.نود ثانیه از الان بشمارید تا مسابقه تموم شه

17.با شماره 2013 تماس بگیرید و پیامک بدید

18.دقیقه 15 بازی هستیم .... اگر تبریزی ها این بازی رو واگذار کنند چیزی از ارزش های این تیم کم نمیشه

19.بله ! این گل هم تقدیم به شهدای 8 سال دفاع مقدس

20.بدون شک الان مردم شهر چلسی خیلی خوشحال هستند

21.داور هند پنالتی رو دیده و میگه نه !

22.کاسیاس از توپی که داره بازی میشه انتقاد کرده بود

23.به قول خودمون یه پا دو پا انجام داد توپ رو کشید رو پای ضربه زنندش

24.کاسیاس هرگز به قد و قواره ی آرکوندا نمیرسه

25.سرخیو راموس به ناواس اُه اُه بد زدنش

26.هنوز هم مزه مزه میکنن تا توپو بزنن

27.اسپانیایی ها V وسط رو B میخونن مثل والنسیا که بالنسیا خونده میشه

28.بازیکنای اسپانیا در بازی با سوئیس از توپ هم سریعتر می دویدن

29.تورس می‌فرسته روی دروازه ... کسی نیست که استفاده کنه... جای خود تورس اونجا خالی بود

30.دومنک بازیگر آماتور وحرفه ای تئاتر

31.جالبه بدونيد كه اين دو تيم اولين بازي جام جهاني در اولين جام جهاني رو انجام دادن.... .... ... .... البته نه اين دو تيم.بازيكناشون فرق داشتن

32.از نظر ران هم در نظر بگيريم.ران بازيكنان هندوراس خيلي بزرگتره

33.خوب الان دو تيم بايد هر كدوم 5 تا پنالتي بزنن.بايد بگم كه هر تيمي كه پنالتي ها رو ببره يعني اينكه بازي رو برده و هر تيمي هم كه ببازه يعني اينكه بازي رو باخته

34.مسی حرکت میکنه .. مسی ضربه میزنه .. مــــسی .. ولی مسی گل نمیزنه !!!

35.مسی مسی گل میزنه ... توز توز گل میزنه !

36.یه اشتباه .. اشتباه مرگ بار .. بله .. مرگ مکزیک نزدیک میشه در این مسابقه

37.حالا دیگه مکزیک نمیتونه کمر راست کنه

38.حرکت توپ رو ببینید : قشنگ در آغوش دروازبان قرار میگیره

39.یه گل مسی داد به توز .. و حالا توز باید دنبال این باشه که یه گل بده به مسی

40.هلند تنها رقیب جدیش برزیله البته اسلــــــواکــــی هم تیم نــــــــاجــــدی نیســـــــــت

41.مــارادونـــا فعــلا ســــــگرمــه هاش تو همه تا ببینیم در جریان بازی چه خواهند کرد

42.بعد از شوت سرکش Teves , مارادونا مثل یه تماشاگر مثل یه طرفدار مثل یه فوتبالیست خوشحال میشه

43.توپ رو با بادکنک اشتباه گرفته

44.فشار که روی دروازه ی تیم آرژانتین بیاد این تیم وا میده

45.سبک بازی او جون میده برای بازی در تیم آرژانتین

46.یه دریبلی میزنه که تو گل کوچیک هم نمیشه از این دریبل ها زد

47.توپ به وسط زمین میره

48.واقعا عجیبه که در تهران ما الان هوا گرمه،ولی در افریقا الان هوا سرده

49.کریم انصاری فرد هیچ نسبتی با برادران انصاری فر نداره!بخصوص با محمد حسن

50.پنج حلقه المپیک نمادی از رنگ پرچم همه ی کشورهای دنیاست

51.پرتغال 1 بازی 1 امتیاز،ساحل عاج 1 بازی 1 امتیاز،کره شمالی 0 بازی 0 امتیاز،برزیل 0 بازی 0 امتیاز

52.صد هزار نفری که در استادیوم نشسته اند،نشان دهنده ی امنیتی است که در کشور وجود دارد

53.باقری استپ سینه رو اومد ولی نتونست ادامه بده

54.اتسو با کریمی صحبت میکنه،چیکار میخوان بکنن اونجا؟دارن نقشه اش رو میریزن اونجا

55.باز شاهدیم که صندلی های بی گناه ورزشگاه به زمین پرت میشه

56.افرین علیرضا محمد،افرین.واقعا یکبار دیگه با صراحت میگم،افرین علیرضا محمد

57.یک سانتر بی هدف ... و گل

58.از 4 دقیقه وقت تلف شده یک دقیقه تلف شد

59.شما از روی قطر 2 بازیکن میتونید بفهمید کدوم قوی تره

60.سبک بازی پاراگوئه جوریه که دوست داره بازیو به ضربات پنالتی یا نهایتا وقت اضافه بکشونه

61.ساندویچی از بازیکن در اونجا به وجود میاد

62.حالا بعد از این مسابقه کشتی اسپانیا از 4/1 عبور میکنه و وارد نیمه نهایی میشه

63.حالا توپ رو سانتر ميكنه...در واقع پرتاب ميكنه

64.فعلا با مداد اسم هلند رو در فینال بنویسید

65.اوه , عجب برگردونی زد تو صورتش حالا چمن و عرق هر چی بود هم میاد تو صورتش

66.امان از دست این دیرک دروازه یه موقع به نفع تیمه یه موقع به ضرر تیم

67.حالا اين موج , اسمش موجه مكزيكيه كه تو ورزشگاه الان زده ميشه

68. بزن خلعتبری .. بزن

RED STORM
12-20-2010, 05:17 PM
برنامه های شبکه بارسا(شبکه سه)http://www.footiran.com/images/smilies/3999.gif


5:20 اذان صبح به افق اسپانیاhttp://www.footiran.com/images/smilies/3999.gif
7:20 صبح بخیر بارساhttp://www.footiran.com/images/smilies/2qcmh45.gif
9:30 سلام به کوچولو های بارساhttp://www.footiran.com/images/smilies/2qcmh45.gif
11:00 با بارسا همراه باشیدhttp://www.footiran.com/images/smilies/2qcmh45.gif
12:30 از بارسا تا خدا ...http://www.footiran.com/images/smilies/2qcmh45.gif
13:10 اذان ظهر به افق کاتالانhttp://www.footiran.com/images/smilies/2qcmh45.gif
13:30 نقد و برسی بازی های دو ساله پیش بارساhttp://www.footiran.com/images/smilies/3999.gif
15:00 سرزمین بارساhttp://www.footiran.com/images/smilies/2qcmh45.gif
16:00 سریال پسرکی با پیراهن مسیhttp://www.footiran.com/images/smilies/3999.gif
17:00 بی گنهان کاتالان
18:45 خبر ورزشی بارسلوناhttp://www.footiran.com/images/smilies/2qcmh45.gif
19:00 به کجا چنین شتابان بارسا؟http://www.footiran.com/images/smilies/3999.gif
20:00 پپ و غول چراغ جادوhttp://www.footiran.com/images/smilies/laugh4.gif
21:00 فیلم سینمایی شیش جامه ها http://www.footiran.com/images/smilies/177.gif
23:00 بازی بارسا و تیم .....http://www.footiran.com/images/smilies/2qcmh45.gif
1:30 تکرار بازی با تشتک سازی مادریدhttp://www.footiran.com/images/smilies/3999.gif
امیدوارم از تنوع برنامه ها لذت برده باشید http://www.footiran.com/images/smilies/4.gif

rahim
12-20-2010, 07:31 PM
چه شبا هتي ..الله اكبر ..:4:

VICT0R
12-21-2010, 02:26 AM
تو وبگردي هام به يه مطلب با عنوان بالا برخوردم
در ادامه، ده صحنه غم انگيز، از ديد نويسنده رو مي بينيد
اما پيشنهاد مي كنم
خود بچه ها هم در ادامه اين مطلب، نظراتشون رو درباره غم انگيز ترين صحنه ها در انيميشن ها (نه تنها ديزني) بگن
مطمئنا همه ما موقع ديدن انيميشن، يه همچين لحظه اي رو تجربه كرديم :1:
----------------------------------------------------------

همۀ ما کمپانیی دیزنی را به عنوان شرکتی میشناسیم که با کارتون هایش شادی را به خانه هایمان می آورد ، اما بعضی از این کارتون ها صحنه های غمناکی دارند ، هرچند در نهایت به پایان شیرینی منتهی میشوند ولی به هر حال از تلخی این صحنه ها در لحظه نمیشود گذشت ! در زیر ده تا از غم انگیز ترین ِ این صحنه ها را با هم مرور میکنیم :

۱۰ – وقتی که باز میفهمد تنها یک عروسک است – Toy Story
http://themani.me/wp-content/uploads/2010/12/toy-story.jpg
باز لایتر در ابتدا فکر میکند که میتواند پرواز کند ، فکر میکند که با لیزرش میتواند اجسام را نابود کند ! او گمان میکند که طی مأموریتی برای شناسایی زمین فرستاده شده اما طی پخش یک آگهی تلویزیونی ناگهان با واقعیت روبرو میشود ! اینکه او چیزی به جز یک اسباب بازی که صد ها مدل از آن وجود دارد نیست ، باز در افسردگی عمیقی فرو میرود و در صحنه ای که برای اثبات خودش ، از بالای پله ها خود را به پایین پرت میکند بسیار دردناک است …

۹ – وقتی داروغه سکۀ تولد اسکیپی را از او میگیرد – Robin hood
http://themani.me/wp-content/uploads/2010/12/robin-hood.jpg
در تولد اسکیپی به او یک سکه داده میشود ، که خب با توجه به فقیر بودن خانواده اش کادویی بسیار ارزشمند محسوب میشود ! اسکیپی خوشحال مشغول ورجه وورجه با سکه اش که ناگهان داروغه ناتینگهام سر میرسد و تنها سکه بچه را از او به عنوان مالیات میگیرد ! صحنۀ ناراحتی اسکیپی در این صحنه بسیار دردناک است …

۸ – وقتی که فاکس طرد میشود – The Fox and The Hound
http://themani.me/wp-content/uploads/2010/12/fox.jpg
در این انیمیشن دوست داشتنی تاد ، روباه ِ قرمز دوست داشتنی کارتون ما ، خانه ای برای خودش پیدا میکند . تا اینجا همه چیز خوب است ، تا اینکه صاحب خانه تصمیم میگیرد تاد را از خانه بیرون کند ! صحنه ای که ماشین ها در حال رفت و آمد هستند و تاد مات و مبهوت به آنها نگاه میکند از صحنه ها ناراحت کنندۀ این انیمیشن است …

۷ – گربه هایی برای فروش – Oliver and Company
http://themani.me/wp-content/uploads/2010/12/oliver.jpg
در ابتدای فیلم جعبه ای را کنار خیابان مشاهده میکنیم در آن بچه گربه هایی برای فروش گذاشته شده اند ، به مرور زمان تابلوی قیمت آنها قیمت های کمتر و کمتری را نشان میدهد و بچه گربه ها یکی یکی خریده میشوند ، در آخر تابلوی قیمت عبارت ” رایگان ” را نشان میدهد و یک گربه تنها در جعبه باقی مانده است ، همزمان باران میبارد و جعبه پر از آب شده و بچه گربۀ قصه خیس و تنها گوشۀ جعبه …

۶ – دیو میمیرد – Beauty and the beast
http://themani.me/wp-content/uploads/2010/12/beauty-and-beast.jpg
بعد از نبردی سهمگین با گتسون، دیو بر دشمن غلبه می‌کنه و تصمیم می‌گیره از جونش بگذره. که اشتباه بزرگیه بخاطر اینکه گتسون بلند میشه و از پشت به دیو خنجر می‌زنه. زخم اونقدر جدیه که دیو در آغوش دلبر می‌میره. خوشبختانه دلبر در آخرین لحظه زمزمه می کنه “دوستت دارم” و طلسم دیو می‌شکنه و به زندگی بر می‌گرده …

۵ – دامبو مادرش را در قفس میبیند – Dumbo
http://themani.me/wp-content/uploads/2010/12/dumbo.jpg
مادر دامبو بعد از اینکه از فرزندش در مقابل انسان های شرور دفاع میکند در نهایت به قفس می افتد ! در صحنه ای دامبو با چشمانی اشک آلود نزد وی میرود ، مادر خرطومش را از قفس دراز میکند و او را در آغوش میگیرد ، دامبو نگاهی مغمونانه به مادرش میکند و میگوید “خداحافظ” ! واقعاً چرا چنین صحنۀ دردناکی در یک کارتون وجود داشته باشد ؟

۴- مرگ مادر بامبی – Bambi
http://themani.me/wp-content/uploads/2010/12/bambi.jpg
من جداً درک نمیکنم چرا ؟ واقعاً چرا ؟ این صحنه شاید برای سال های سال اولین برخورد کودکان با پدیدۀ مرگ باشد ! ولی مهم نیست که چند سالتان باشد یا چندین بار این کارتون را دیده باشید ، هربار که پدر بامبی به او میگوید که ” مادرت دیگه نمیتونه کنار تو باشه ” بخشی از شما خواهد مرد …

۳- وال-ای ِ تنها – Wall-E
http://themani.me/wp-content/uploads/2010/12/wall-e.jpg
وال-ای بدون ِ شک برای یک ربات قلب بزرگی دارد ! او هر روز صبح از خواب بیدار میشود کاری که برایش برنامه ریزی شده است را انجام میدهد ، ولی واقعیت این است که او تنهاست ، تنهای تنها در کرۀ زمین …

۲- مرگ موفاسا – Lion King
http://themani.me/wp-content/uploads/2010/12/lion-king.jpg
این صحنه من رو به شخصه به شدت ناراحت میکنه ، حتی چند ماه پیش که بعد از سال ها دوباره این شاهکار دیزنی رو دیدم باز هم بغض کردم . موفاسا برای نجات پسرش به میان گاومیش ها میرود ، اما در نهایت اسکار برادر خبیثش ، او را از بالای صخره پرت میکند تا او مرگ تلخی در زیر پاهای گاومیش های رم کرده داشته باشد ! پس از رفتن گاومیش ها سیمبا به دنبال پدر میرود و بدن بی جان او را پیدا میکند ، در ابتدا از پیدا کردن پدر خوشحال میشود ، با شوق سمت ِ او میرود و صدایش میکند ، اما پدر جوابی نمیدهد ، گوشش را میکشد ، خود را به شکم او میزند ولی پدر واکنشی نشان نمیدهد ! سیمبا متوجه مرگ پدر میشود ، دست او را کنار زده و خود در آغوشش جای میدهد …

۱- صحنه های آغازین آپ – UP
http://themani.me/wp-content/uploads/2010/12/Up.jpg
با اشتیاق به پای یکی از بهترین آثار دیزنی مینشینید به امید اینکه ساعات خوشی را تجربه کنید . کارگردان ِ فیلم در کمال نامردی شما را از کودکی با دو کاراکتر فیلم همراه میسازد ، شما را در خوشی های آنها شریک میکند و ناگهان مرگ و یک پیرمرد تنها …

Alibother
12-27-2010, 03:57 PM
یکی در محفلی می گفت هی بد

از آثــــــــــــــار جلال آل احمــــد

که هرچه او نوشته یا که گفته است

به غیر از بوف کورش حرف مفت است

یکی زان بین گفت: استـــاد والا

گمانم سهــــــــــو فرمودی در اینجا

هدایت این اثـــــــــــر را کرده تحریر

نه این آقا کــــه هی دادی به او گیر

بگفتا: شاهـــــــد آمد حالی از غیب

نبود این موردش هم عاری از عیب

که این یک کِیس را هـــــم در نهایت

نوشته بهــــــــــر او صادق هدایت!:24::24:

PeRsPoLiSi_2atishe
12-27-2010, 04:39 PM
دستتون درد نکنه عالی بودن.......

Alibother
01-01-2011, 11:01 PM
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: می‌خوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟
دختر: منو می‌بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو می‌زنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!
دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!

-
-
بعد از ازدواج

-

-

-
کاری نداره! از پایین به بالا بخون!

Alibother
01-02-2011, 01:02 AM
متن تبريك‌هاي پيشنهادي87542562
با توجه به افشاگري رييس كميته شيرجه از مجموعه فدراسيون شنا در خصوص پيام تبريك‌هايي كه آيت‌اللهي با هزينه اين فدراسيون در روزنامه‌ها براي خودش چاپ كرده و با توجه به اينكه در اين پيام‌ها آمده بود:«جناب آقاي آيت‌اللهي، بزرگمرد ورزش ايران، پيروزي شما را با قاطعيت 100 درصد آرا در انتخابات فدراسيون به جامعه ورزش تبريك مي‌گوييم!»، لذا تبريك‌هاي زير براي استفاده مديران پيشنهاد مي‌شود...
يك؛ من گدا نيستم آقايون، بزرگمرد ديگري از ورزش ايران هستم، لطفا به من تبريك بگوييد، خدا از بزرگي كم‌تان نكند.
دو؛ انتخاب قاطعانه اينجانب به عنوان رييس نوش جانتان؛ تقلبي در كار نبود، هر چه بود، وظيفه بود.
سه؛ سلام ننه، ديدي گفتم يه روزي رييس فدراسيون مي‌شم، گفتي تو هيچي نمي‌شي؟ رييس شدم ننه، تبريك.
چهار؛ حسن آقا چشت در اومد؟ حالا هي برو شب و روز درس بخون، آخرش بايد بياي زير دست خودم كار كني بچه خرخون!

جلوگيري از يك اعتلا87542562
سازمان تربيت‌بدني كشور قصد دارد به‌خاطر شرايط ويژه قطبي در جام ملت‌ها، از ايجاد حاشيه مالياتي براي سرمربي تيم‌ملي جلوگيري كند. از آنجايي كه افشين قطبي از بدو ورود تا به امروز دائما شرايط ويژه‌اي داشته و همه مجبور بودند براي حفظ آرامش ايشان تلاش كنند، اميدواريم اين جام ملت‌هاي كذايي هر چه زودتر به پايان برسد تا مردم ما كمي هم به فكر آرامش خودشان باشند.
«كجا مي‌ري بچه، سر ظهري؟»
«مي‌خوام برم با دوستام بازي كنم.»
«مگه نمي‌بيني عمو افشين خوابيده؟ حق نداري پاهاتو از در خونه بيرون بذاري.»
«خب پس بذار لااقل برم تا سر كوچه يه بستني بخرم.»
«نه، نمي‌خواد؛ بستني واسه عمو افشين ضرر داره در آستانه جام ملت‌ها؛ يه موقع شير و بستني قاطي مي‌شه، اذيتش مي‌كنه.»
«من مي‌خوام بخورم، به عمو افشين چه ربطي داره؟!»
«ذليل مرده مگه كاري هست كه به عمو افشين ربطي نداشته باشه؟ بچه تربيت نكردم كه از اعتلاي نام ايران جلوگيري بكنه، خدايا منو بكش با اين بچه تربيت كردنم! يهو بيا برو يارانه‌تو برداشت كن، گند بزن به تمركز تيم‌ملي!»

فدراسيون كشتي‌ستيز!87542562
هر كاري كرديم كه اين ستون شخصي نشود، نشد كه نشد. به هر حال بچه محل‌ها از ما انتظار دارند، دلشان خون است، نمي‌شود چيزي ننوشت. تيم صدراي زيراب را‌ با آن‌همه سابقه از ليگ برتر كشتي كنار گذاشتند و ابومسلم خراسان را جانشين‌اش كردند تا درست روز برگزاري ليگ كناره‌گيري كند. يكي هم پيدا نشد به اين كشتي‌ستيز‌ها بگويد اينها ليگ برتر فوتبال را حساب نمي‌كردند و روزي دوبار كناره‌گيري‌شان را اعلام مي‌كردند، كشتي كه ديگر عددي نيست براي ابومسلمي‌ها! القصه، با همت جناب نمازيان، رييس سازمان ليگ كشتي و كدورتي كه ما نمي‌دانيم اما ظاهرا برمي‌گردد به آبا و اجداد ما و ايشان، در هر حال حاضر اين رقابت‌ها با حضور يك گروه چهار تيمي و يك گروه دو تيمي(!) در حال برگزاري است. فقط بايد دعا كرد كه در ادامه راه هيچ تيمي قصد كناره‌گيري نداشته باشد، وگرنه گروه يك تيمي جذابيت خيلي زيادي براي علاقه‌مندان به كشتي ندارد. اينها را نوشتيم تا اگر سازمان تربيت‌بدني به دنبال چرايي درجا زدن كشتي است، توي كوچه و بازار دنبال مقصر نگردد؛ همين كه وارد فدراسيون كشتي بشويد، مقصرين خودشان يكي يكي براي عرض ادب و ارادت‌ خدمت مي‌رسند. گفتيم برگزاري ليگ را بلد نيستند، نگفتيم خداي ناكرده در عرض ارادت مشكلي دارند!

Alibother
01-03-2011, 06:11 PM
صفرهاي ما رو دزديدن!!
علي كفاشيان يا خيلي آدم ساده‌اي است، يا خيلي آدم ساده‌اي نيست. در هر صورت از اين دو حالت خارج نيست. رييس فدراسيون فوتبال كه همه عالم و آدم مي‌دانند از كجا آمده و آمدنش بهر چه بود، در اظهارنظري عجيب فاش كرد:« بعد از ورود به فوتبال تازه با صفرهاي پول آشنا شدم.» با توجه به اينكه رييس قبل از ورود به ورزش در بانك مركزي فعاليت داشته و اصولا هر چه پول و هرچه صفر در مملكت هست بايد در آنجا وجود داشته باشد، تعجب مي‌كنيم كه چطور بانك مركزي يك كشور به اندازه فوتبال آن كشور موجودي ندارد. خوشمان مي‌آيد بدون اينكه بداند چكار دارد مي‌كند يك تنه همه حرف‌ها و تلاش‌هاي مسوولين بانک مملكت را در گل و بلبل تصوير كردن وضعيت مالي بر باد مي‌دهد و دوتا لبخند هم ضميمه‌ بر باد دادنش مي‌كند تا كسي شك نكند او علي كفاشيان است و ذاتا آدمي‌ست «بر باد ده»!

پول قطبي؛ اوجب‌الواجبات؟
هر چقدر كه افشين قطبي نمي‌تواند يا نمي‌خواهد فارسي را خوب حرف بزند، مدير برنامه‌هايش فارسي حرف مي‌زند در حد بوندس‌ليگا! البته حاج باقر هم انرژي‌اش را صرف هر حرفي نمي‌كند و به شرطي براي‌مان شيرين‌زباني مي‌كند كه ته ماجرا دويست، سيصد ميليوني از جيب ما، كه فعلا دست فدراسيون لاي درز آن گير كرده شاباش بگيرد. مدير برنامه‌هاي افشين قطبي مي‌گويد:«به جاي اينكه با اريكسون مذاكره كنند، پول قطبي را بدهند.» اصولا فدراسيون فوتبال ما طي سال‌هاي اخير يكي از مهم‌ترين كارهايي كه داشته، همين دادن پول افشين قطبي بوده؛ يعني اگر به‌جاي كل اين مجموعه، فقط بخش امور مالي فدراسيون فعال بود، باز هم هيچ خللي در روند برنامه‌هاي فدراسيون و تيم ملي ايجاد نمي‌شد. پول افشين قطبي را به‌موقع بدهيد، اصلا خودش مي‌رود ماركو را برايتان مي‌آورد كه اريكسون به گرد پايش هم نمي‌رسد. حاج باقر كلا منظورش اين است:«ديگي كه براي قطبي نمي‌جوشد، اصلا چرا مي‌جوشد؟!»

دوگانه سوز!
فقط همين را كم داشتيم كه سردار عزيزمحمدي هم در اين مملكت چند شغله شود؛ آقا اصلا عزيزمحمدي آدم زحمت‌كش، كاري، فعال، دلسوز، دوگانه‌سوز، وطن‌پرست، هرچي... يعني فقط همين چند نفري كه پست‌ها و منصب‌ها را از دسترس خارج كرده‌اند حس ميهن‌دوستي دارند؟ ما بوقيم؟ نه، تعارف نكنيد، اگر هستيم بگوييد، ما تحملش را داريم؟ قحط الرجال است؟ ما بد پست مي‌گيريم؟ كسي به شما گفته ما با مديريت كردن مشكل داريم؟ ميهن‌دوستي ما بو مي‌دهد؟! چه‌جوري حساب كرده‌ايد كه رييس سازمان ليگ كشور را كرديد رييس اتحاديه باشگاه‌هاي ايران؟ نكند موقعي كه سردار رييس باشگاهي بوده ما توي قنداق بوديم؟ اصلا مگر نبايد رييس اتحاديه بتواند حق و حقوق باشگاه‌ها را از سازمان ليگ بگيرد؟ آهان، خب زودتر مي‌گفتيد نبايد بگيرد. پس خيلي هم كار خوبي كرديد كه عزيزمحمدي را آورديد. قحط الرجال هم ماييم و هفت جد و آبادمان؛ اصلا سردار به اين نازي چشه؟ ک آدم کار در فدراسون داشتم او را هم چند شغله کردد.

babak red
01-09-2011, 11:40 AM
عكسهای لو رفت از پارتی جنجالی در شمال تهران – اين پارتي بمناسبت جشن تولد يكسالگی دختر يكی از برج سازان تهران برپا شده بود.

تصاويری كه مشاهده می فرماييد از اين مراسم لهو لعب گرفته شده است.

اكثر دختر و پسرهای حاضر در اين پارتی در زمان دستگیری در حالت زننده ای در كنار هم خوابيده بودند



.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




http://salijoon.us/mail/891013/baby/t/3461254133933122.jpeg

http://salijoon.us/mail/891013/baby/t/1789413916425384.jpg

(http://forum.patoghu.com/post_thanks.php?do=post_thanks_add&p=851019&securitytoken=1294556129-8de4b43da91651690986cb15a57a4c088a31cabc)



















عکس های گرفته شده از اتاق خواب های این پارتی




http://salijoon.us/mail/891013/baby/12605998368.jpg










http://forum.patoghu.com/images/element/misc_blue/progress.gif











[/URL] قسمت جکوزی و استخر ساختمان پارتی

http://salijoon.us/mail/891013/baby/1.jpg


http://salijoon.us/mail/891013/baby/126059983661.jpg












http://forum.patoghu.com/images/element/misc_blue/progress.gif










(http://forum.patoghu.com/report.php?p=851021) حركات ناشايستي كه از دختران و پسران حاضر در پارتي مشاهده شد

http://salijoon.us/mail/891013/baby/t/8218612744354256.jpeg

http://salijoon.us/mail/891013/baby/t/11938013358525.jpeg






http://forum.patoghu.com/images/element/misc_blue/progress.gif











واکنش تعدادی از دختران و پسران پس از دیدن برادران خدمت گذار نیروی انتظامی


http://salijoon.us/mail/891013/baby/12457866856.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/1268546151Baby_18.jpg

http://salijoon.us/mail/891013/baby/124578668514.jpg

http://salijoon.us/mail/891013/baby/124578668534.jpg

http://salijoon.us/mail/891013/baby/124578668550.jpg


http://pix2pix.org/my_unzip/1271881131deti015.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/1271881131deti006.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/1271881131deti008.jpg















عکس های لو رفته از اتاق خواب ها...

http://salijoon.us/mail/891013/baby/124578668532.jpg


http://salijoon.us/mail/891013/baby/126059983615.jpg







http://forum.patoghu.com/images/element/misc_blue/progress.gif













http://salijoon.us/mail/891013/baby/3.jpg

http://salijoon.us/mail/891013/baby/125571718244.jpg

http://salijoon.us/mail/891013/baby/125571718202.jpg













http://forum.patoghu.com/images/element/misc_blue/progress.gif









[URL="http://forum.patoghu.com/report.php?p=851026"] (http://forum.patoghu.com/members/advance-u274853.html) عکس گرفته شده از پشت بام ساختمان پارتی

http://salijoon.us/mail/891013/baby/12605998367.jpg



فرزند بیشتر یارانه بیشتر زندگی بهتر




http://forum.patoghu.com/images/element/misc_blue/progress.gif




ل
بعضی ها هم در جاهای مخفی پنهان شده بودند که برادران نیروی انتظامی موفق به شناسایی آنها شدند

http://salijoon.us/mail/891013/baby/126059983600.jpg

http://salijoon.us/mail/891013/baby/122997177412.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/1271881131deti031.jpg

babak red
01-09-2011, 11:43 AM
تا تو باشی هر جا رسیدی نخوابی – [/URL] [URL="http://up.patoghu.com/images/nrc3qy9ikp8ug1bydl.jpg"]http://up.patoghu.com/images/nrc3qy9ikp8ug1bydl.jpg (http://forum.patoghu.com/report.php?p=853356)

babak red
01-15-2011, 01:36 PM
امان از دست ايراني‌ها سرگرمي -
سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.

همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.

بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط ، لطفا !!! http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/18.gif

Ali TiFo30
01-17-2011, 01:43 AM
همه چی آرومه،همه چی تأمینه این چقدر خوبه که قیمتـــا پایینــــــــه! همه چی آرومه مسئولا خوابیدن شک نداری دیگه تو به اوضاع من همه چی آرومه من چقدر خوشحالم .........صد تومن تو جیبم به خودم می بالم! تو داری می میری از چشات معلومه من فقط بیکارم همه چی آرومه بگو این آرامش تا ابد پابرجاست:4::24:

mitra*
01-17-2011, 01:53 AM
من 7 بهمنم یه نویسنده با یه شاعر بامن به دنیا اومدن منم میشم مخترع که جمع ما جمع شه

mitra*
01-17-2011, 01:56 AM
همه چی آرومه،همه چی تأمینه این چقدر خوبه که قیمتـــا پایینــــــــه! همه چی آرومه مسئولا خوابیدن شک نداری دیگه تو به اوضاع من همه چی آرومه من چقدر خوشحالم .........صد تومن تو جیبم به خودم می بالم! تو داری می میری از چشات معلومه من فقط بیکارم همه چی آرومه بگو این آرامش تا ابد پابرجاست:4::24:


این یه دونو هستم همه چی ارومه

M0$t@fA
01-17-2011, 02:30 PM
اینو نمیدونستم کجا بذارم
تصمیم گرفتم چون طنزه بذارم اینجا
http://www.agahiran.com/clip/yek-zane-khoob.htm (http://www.agahiran.com/clip/yek-zane-khoob.htm)

M0$t@fA
01-18-2011, 12:08 AM
خاطرات یک عروس خانوم

دوشنبه الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقرشدیم.خیلی سرگرم کننده هست این که واسه ریچارد آشپزی می‌کنم .


امروز می‌خوام یه جور کیک درست کنم
که تو دستوراتش ذکر کرده ۱۲ تا تخم مرغ رو جدا جدا بزنین ولی من کاسه به اندازه‌ی کافی نداشتم واسه‌ی همین مجبور شدم ۱۲ تا کاسه قرض بگیرم تا بتونم تخم مرغ‌ها رو توش بزنم .
سه‌شنبه
ما تصمیم گرفتیم واسه‌ی شام سالاد میوه بخوریم . در روش تهیه‌ی اون نوشته بود « بدون پوشش سرو شود » (dressing= لباس ، سس‌زدن) خب من هم این دستور رو انجام دادم ولی ریچارد یکی از دوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون . نمی‌دونم چرا هر دو تاشون وقتی که داشتم
واسه‌شون سالاد رو سرو می‌کردم اون جور عجیب و شگفت‌زده به من نگاه می‌کردن.
چهارشنبه
من امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم و یه دستور غذایی هم پیدا کردم واسه‌ی این کار که می‌گفت قبل از دم کردن برنج کاملا شست‌وشو کنین.
پس من آب‌گرم‌کن رو راه انداختم و یه حموم حسابی کردم قبل از این که برنج رو دم کنم . ولی من آخرش نفهمیدم این کار چه تاثیری تو دم کردن بهتر برنج داشت .
پنج‌شنبه
باز هم امروز ریچارد ازم خواست که واسه‌ش سالاد درست کنم . خب من هم یه دستور جدید رو امتحان کردم .
تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده کنین و بعد اونو روی یه ردیف کاهو پخش کنین و بذارین یه ساعت بمونه قبل از این که اونو بخورین . خب منم کلی گشتم تا یه باغچه پیداکردم و سالادمو روی یه ردیف از کاهوهایی که اون جا بود پخش و پرا کردم و فقط مجبور شدم یه ساعت بالای سرش بایستم که یه دفعه یه سگی نیاد اونو بخوره. ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا حالم خوبه؟؟
نمی‌دونم چرا ؟ عجیبه !!! حتما خیلی تو کارش استرس داشته. باید سعی کنم یه مقداری دلداریش بدم.
جمعه
امروز یه دستور غذایی راحت پیدا کردم . نوشته بود همه‌ی مواد لازم رو تو یه کاسه بریز و بزن به چاک beat it = در غذا : مخلوط کردن ، در زبان عامیانه : بزن به چاک
خب منم ریختم تو کاسه و رفتم خونه‌ی مامانم . ولی فکر کنم دستوره اشتباه بود چون وقتی برگشتم خونه مواد لازم همون جوری که ریخته بودمشون تو کاسه مونده بودند.
شنبه
ریچارد امروز رفت مغازه و یه مرغ خرید و از من خواست که واسه‌ی مراسم روز یک‌شنبه اونو آماده کنم ولی من مطمئن نبودم که چه جوری آخه می‌شه یه مرغ رو واسه یک‌شنبه لباس تنش کرد و آماده اش کرد .
قبلا به این نکته تو مزرعه‌مون توجهی نکرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی عروسک پیدا کردم و با کفش‌های خوشگلش ..وای من فکر می‌کنم مرغه خیلی خوشگل شده بود.
وقتی ریچارد مرغه رو دید اول شروع کرد تا شماره‌ی ۱۰ به شمردن ولی بازم خیلی پریشون بود.
حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظار داشته مرغه واسه‌ش برقصه.
وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده ؟شروع کرد به گریه و زاری و هی داد می‌زد آخه چرا من ؟ چرا من؟
هووووم … حتما به خاطر استرس کارشه … مطمئنم …

M0$t@fA
01-18-2011, 12:11 AM
مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است…
به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است ، آزمایش ساده ای وجود دارد… این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو…
« ابتدا در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی ، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید ، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن. بعد در ۲ متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد. »
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:
« عزیزم ، شام چی داریم؟ » جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: « عزیزم شام چی داریم؟ »
و همسرش گفت:
« مگه کری؟! » برای چهارمین بار میگم: « خوراک مرغ » !!

M0$t@fA
01-18-2011, 12:12 AM
مردی با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت :”عزیزم از من خواسته شده که با رییس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم” ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود. این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی را که منتظرش بودم بگیرم .لطفا لباسهای کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن. ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه بر خواهم داشت .راستی اون لباس راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار!!

زن با خودش فکر کرد که این مساله کمی غیر طبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد . هفته بعد مرد به خانه آمد. کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب و مرتب بود. همسرش به او خوش آمد گفت و پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه؟؟

مرد گفت :بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا‘ چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم. اما چرا اون لباس راحتی را که گفته بودم برایم نذاشته بودی؟؟

جواب زن خیلی جالب بود: زن جواب داد: لباس راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم.!!

نتیجه اخلاقی:هیچ وقت به زنها دروغ نگو!!!!!

M0$t@fA
01-18-2011, 12:16 AM
یارو زبونش می گرفته، می ره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟

کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟

یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.
کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟
یارو می گه: بابا دیب، دیب!
طرف می‌بینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه.

اون میآد ‌می پرسه: چی می‌خوای عزیزم؟
یارو می گه: دیب!
رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟
یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ‌ورش دیب داره.
رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟
یارو می گه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟
رئیس هم هر کاری می‌کنه، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه…

یکی از کارمندای داروخونه میآد جلو و می گه: یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا
زبونش می‌گیره. فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست.
رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره
دنبالش، سریع برش داره بیارتش.
می‌رن اون کارمنده رو میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟

یارو می گه: دیب!
کارمنده می گه: دیب؟
یارو: آره.
کارمنه می گه: که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟
یارو: آره.
کارمند: داریم! چطور نفهمیدن تو چی می خوای؟!
همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد. کارمنده سریع می ره توی
انبار و دیب رو میذاره توی یه مشمع مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی
کارش.
همه جمع می شن دور اون کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟
کارمنده می گه: دیب!
می‌پرسن: دیب؟ دیب دیگه چیه؟
می گه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!
رئیس شاکی می شه و می گه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم
دیب چیه؟
کارمنده می گه: تموم شد. آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!

M0$t@fA
01-18-2011, 12:20 AM
ک بنده خدایی، کنار اقیانوس قدم میزد و زیر لب، دعایی را هم زمزمه میکرد. نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت :
- خدایا ! میشود تنها آرزوى مرا بر آورده کنى ؟
ناگاه، ابرى سیاه، آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هیاهوى رعد و برق، صدایى از عرش اعلى بگوش رسید که میگفت :
- چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد، سرش را به آسمان بلند کرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى کریم :4:! از تو مى خواهم جاده اى بین کالیفرنیا و هاوایی بسازى تا هر وقت دلم خواست در این جاده رانندگى کنم !
از جانب خداى متعال ندا آمد که :
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسیار دوست میدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده کنم، اما، هیچ میدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هیچ میدانى که باید فرمان دهم تا فرشتگانم ته ى اقیانوس آرام را آسفالت کنند ؟ هیچ میدانى چقدر آهن و سیمان و فولاد باید مصرف شود ؟ من همه ى اینها را مى توانم انجام بدهم، اما، آیا نمى توانى آرزوى دیگرى بکنى ؟
مرد، مدتى به فکر فرو رفت، آنگاه گفت :
- اى خداى من! من از کار زنان سر در نمى آورم ! میشود بمن بفهمانى که زنان چرا
می
گریند؟ میشود به من بفهمانى احساس درونى شان چیست ؟ اصلا میشود به من یاد بدهى که چگونه مى توان زنان را خوشحال کرد؟
صدایی از جانب باریتعالى آمد که : اى بنده من ! آن جاده اى را که خواسته اى، دو باندى باشد یا چهار باندى ؟:24::24::24::24::24::24:

M0$t@fA
01-18-2011, 12:27 AM
دهقان پیر،

دهقان پیر، با ناله می گفت:ارباب! آخر درد من یکی دو تا نیست، با وجود اینهمه بدبختی، نمیدانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم دخترم را چپ آفریده است؟! دخترم همه چیز را دو تا می بیند!
ارباب پرخاش کرد که بدبخت!چهل سالست نان مرا زهر مار میکنی! مگر کور بودی ندیدی که چشم دختر من هم چپ است؟!
گفت چرا ارباب دیدم..اما..چیزی که هست، دختر شما همه ی …این خوشبختی ها را دوتا می بیند…ولی دختر من اینهمه بدبختی ها را…


(http://smstak.com/)

کشیش و قهرمان

کشیش به قهرمان در حال مرگ : شیطان را لعنت کن پســـــــرم ! قهرمان : الان وقت این نیست که برای خودم دشمن بتراشم پـــــــدر!

کلیه

دکتر به زن گفت : شما به کلیه نیاز دارید و در حال حاضر تنها گروه خونی موافق، گروه خونی همسرتان است.
مرد بعد از این که شنید گفت : من این کار را انجام نمی دهم.
- اما بابا ما پولی برای خریدن کلیه نداریم. یعنی نمی خوای یکی از کلیه هاتو به مامان بدی؟
مرد چطور می توانست بگوید که یکی از کلیه هایش را چند سال پیش فروخته است

پیرمرد بخت

پیرمرد بخت برگشته شکمش آب آورده بود.
بچه های ولگرد با مسخره میگفتند: یارو آبستنه! فردا می زاد!
یک روز که از کوچه ی کثیفی که پناهگاه زندگی فلک زده ی او بود، میگذشتم…دیدم لاشه اش را به تابوت میگذارند:
پیرمرد بخت برگشته زائیده بود!
فرزند بدبختی چه می توانست باشد؟!
…مرگ…

مترسک

روزی از مترسکی پرسیدم : ”لابد از ایستادن در این دشت خلوت , خسته شده ای؟”
گفت : ”لذت ِ ترساندن عمیق و پایدار است , من از آن خسته نمی شوم”
درنگی کردم و گفتم :”آری چنین است ؛ چونکه من نیز چنین لذتی را چشیده ام”
و او گفت :” تنها کسانیکه تنشان از کاه پر شده باشد این لذت را میشناسند”
و من ندانستم که منظور او ستایش از من …بود یا تحقیر؟
یک سال گذشت ودر این مدت مترسک فیلسوف شد.
هنگامیکه باز از کنار او میگذشتم دو کلاغ را دیدم که زیر کلاهش لانه میساخت..

مرد احمق

صدای ملودی دلنشین فضای خانه را پر کرده بود! (http://smstak.com/). مرد، به صفحه ی تلفن نگاه کرد و با تومانینه کلید پاسخ را فشرد.
صدای آنطرف تلفن گفت:”خیلی دلم واست تنگ شده بود، خوابم نمیبرد، زنگ زدم بگم خیلی دوستت دارم”

مرد به چشمان زن مقابلش نگاهی کرد و گفت:” چشم آقای رییس، فردا حتما میرسم خدمتتون”
سپس لبخندی محو روی لبانش نقش بست:” منم همینطور، شب بخیر”
نگاه زن پر بود از ناگفته ها .


زمستان سخت

مردان قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسن: «آیا زمستان سختی در پیش است؟»رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده «برید هیزم تهیه کنید» بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه: «آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟» پاسخ: «اینطور به نظر میاد»، پس رییس به مردان قبیله دستور میده که بیشتر هیزم جمع کنند و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «شما نظر قبلی تون رو تایید می کنید؟» پاسخ: «صد در صد»، رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند. بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه: «آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟» پاسخ: بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!!! رییس: «از کجا می دونید؟» « پاسخ: «چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن

مـــــرد بی جنبه

مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد.

دوستش علت را جویا شد و او گفت: این زن از روز اول همیشه می خواست من را عوض کند.

مرا وادار کرد سیگار و مشروب را ترک کنم..

لباس بهتر بپوشم، قماربازی نکنم، در سهام سرمایه‌گذاری کنم و حتی …

مرا عادت داده که به موسیقی کلاسیک گوش کنم و لذت ببرم! دوستش گفت: اینها که می‌گویی که چیز بدی نیست!مرد گفت: ولی حالا حس می‌کنم که دیگر این زن در شان من نیست

پیـــــر مـــــرد نا امید

پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد.

دست برد و از جیب کوچک جلیقه‌اش سکه‌ای بیرون آورد.

در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد: صدقه عمر را زیاد می‌کند، منصرف شد و رفت

فرق دیوانه و احمق

خودرو مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعویض لاستیک بپردازد.

هنگامی که سرگرم این کار بود، ماشین دیگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشین بودند گذشت وآنها را به درون جوی آب

انداخت و آب مهره ها را برد.

مرد حیران مانده بود که چکار کند.

تصمیم گرفت که ماشینش را همان جا رها کند و برای خرید مهره چرخ برود.

در این حین، یکی از دیوانه ها که از پشت نرده های حیاط تیمارستان نظاره گر این ماجرا بود، او را صدا زد و گفت: از ٣ چرخ دیگر

ماشین، از هرکدام یک مهره بازکن و این لاستیک را با ٣ مهره ببند و برو تا بهتعمیرگاه برسی.

آن مرد اول توجهی به این حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد دید راست می گوید و بهتر است همین کار را بکند.

پس به راهنمایی او عمل کرد و لاستیک زاپاس را بست.

هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن دیوانه کرد و گفت: «خیلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی.

پس چرا توی تیمارستان انداختنت؟ دیوانه لبخندی زد و گفت: من اینجام چون دیوانه ام.

ولی احمق که نیستم

mona_casillas
01-18-2011, 03:46 AM
پیغام گیر تلفن منزل برخی شاعران
فکر می کنید اگه در دوره حافظ و فردوسی و......تلفن بود اونم ازنوع منشی دار ، منشی تلفن خونشون می گفت

لطفا پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید

پیغام‌گیر حافظ
رفته‌ام بیرون من از کاشانه‌ی خود غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه‌ی خود غم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زان زمان کو باز گردم خانه‌ی خود غم مخور

پیغام‌گیر سعدی
از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک گر فرصتی دادی به دستم


پیغام‌گیر فردوسی
نمی‌باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا برآید بلند آفتاب

پیغام‌گیر خیام
این چرخ فلک، عمر مرا داد به باد
ممنون تو‌ام که کرده‌ای از من یاد
رفتم سر کوچه، منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد

پیغام‌گیر منوچهری
از شرم، به رنگ باد باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیام، پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم


پیغام‌گیر مولانا
بهر سماع از خانه‌ام، رفتم برون، رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا، خندان شوم، شادان شوم
برگو به من پیغام خود، هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم!

پیغام‌گیر باباطاهر

تلیفون کرده ای جانم فدایت
الهی مو به قربون صدایت
چو از صحرا بیایم، نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت


پیغام‌گیر شاعران شعر نو
افسوس می خورم،
چون زنگ میزنی،
من خانه نیستم که دهم پاسخ تو را،
بعد از صدای بوق،
برگو پیام خود،
من زود می‌رسم،
چشم انتظار باش

babak red
01-18-2011, 10:49 AM
جوک درباره سقوط هواپیما و حوادث اخیر هواپیمایی (http://jok.mahblog.com/content/12332/%D8%AC%D9%88%DA%A9_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1% D9%87_%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7_%D9%87%D9%88%D8%A7% D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7_%D9%88_%D8%AD%D9%88%D8%A7% D8%AF%D8%AB_%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1_%D9%87%D9%88% D8%A7%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C/)




خبر فوری: هواپیمای تهران-شیراز به سلامت به زمین نشست. کارشناسان در حال بررسی علت این ماجرا می باشند


نسخه جدید آموزش رد شدن ازخیابان به کودکان اول به سمت چپ که محل عبور ماشینهاست نگاه میکنیم بعد به سمت راست که محل عبور موتورهاست نگاه میکنم بعد به سمت بالا نگاه میکنیم که محل سقوط هواپیماست سپس با روحی سرشار و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاریم


مرده با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه میدونستم اینقدر نزدیکه با ماشین میومدم

babak red
01-18-2011, 11:56 AM
گاهی به آسمان نگاه کن. (http://bia2mob.net/)

.

.

.

از توپولوف و بوئینگ خبری نیست؟خوب خدارو شکر.... میتونی به کارات برسی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آیا از زندگی یکنواخت و عادی خسته شدید؟

با ما حادثه و هیجان را تا سر حد مرگ تجربه کنید.

**روابط عمومی هواپیمایی ایران ایر** (http://bia2mob.net/)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به تابلو های راهنمائی و رانندگی تابلوی "خطر سقوط هواپیما" اضافه شد !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



"شهادت را با ما تجربه کنید"

خطوط هواپیمایی ایران ایر !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من زمين خورده‌ي جعبه ي سياتم،توپولف! (http://bia2mob.net/)

کشته‌ي تيپ زدن و قـدّ و بالاتم، توپولف!

مرده‌ي ريپ زدن و ناز و اداتم، توپولف!

قربـون اون نوسانــات صداتم، توپولف!

يه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فتوای جدید :

احتیاط واجب است قبل از سوار شدن در هواپیما غسل میت انجام دهید !

مستحب است کفن هم همراه خود داشته باشید !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در باغ شهادت همیشه به روی هموطنان عزیز باز است. (http://bia2mob.net/)

.

.

.

هواپیمایی توپولوف

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

با روحی سرشار و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاریم (http://bia2mob.net/)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



توی شهر غضنفر اینا هواپیمای ۳۸۰ نفری سقوط می کنه بعد تعداد کشته شده ها رو که اعلام می کنند ۵۸۰۰ نفر بوده!تحقیق می کنند می بینند هواپیما تو قبرستون سقوط کرد (http://bia2mob.net/)

mona_casillas
01-19-2011, 07:50 PM
تقلب چیست !؟

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن

شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو !


یه تعریف دیگه از تقلب !

۱٫یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان

۲٫تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان !


تعریف مراقب :

موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد !

سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میکند !

گالری ضدحال ! موجودی که روی سینه اش نوشته شده : من مراقبم،شما چطور!؟

یک نوع تله موش زنده !


دعای پاس کردن ترم ! :

الهی ادرکنی پاساً ترمی بالنمراتِ دهی وگاهِ دوازدهی

والحفظ من مشروطی والفلخِ اُستادی والغوِ امتحانی برحمهِ !



تعریف دانشجو :

موجودی است نحیف و لاغر که از تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند !

معمولا افسرده است ! و دشمنی عجیبی با کتاب دارد !

مخصوصا شب امتحان !


یه تعریف دیگه از دانشجو ! :

فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است

ها ایی دانشجو که وگفتی ینی چه؟؟؟!!!!


اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده

بدان امتحان دارد و هیچ کاری نکرده !


این روزها هیشکی درس نمیخواند !

شما چطور!؟


تعریف استاد :

منبع علم ، ژنراتور دانش ، نیروگاه انسانیت ، تبلوردانایی ، کوه توانایی ، مایه افتخارما

بابا تو دیگه کی هستی ترین موجود عالم ، خودصفا ، اندوفا ، دارنده انواع واقسام شفا

ضدجفا ، یاری گر ضعفا ، معلم الخلفا !


تو باهوشی تو حافظه خوبی داری مطمئنم قبول میشی.

.پیامک تلقینی ، شاید فرجی شد!


درس خواندن چقدر دلگیر است / در اتاقی که از تو خسته شده

گوش دادن به تیک تاک زمان / زل زدن به کتاب بسته شده !


دعای شب امتحان

الدعا فی لیالیّ الامتحانیه

اللهم اهد کل الشّوت و المشنگ، لا یعلم من دروسهُ بقدر بز اخفش.

آمین یا کاشف المضطربین فی اللیالی الامتحانیه !


هان ای کسانی که ازکتاب هایتان به عنوان اشیائی دکوری استفاده کرده اید

اکنون فقط یک معجزه می تواند کارنامه شما را زیر و رو کند !

ستاد ایجاد رعب و وحشت شب امتحان !


راه مبارزه با خواب شب امتحان :

۱ – استفاده از چوب کبریت بین پلک بالا و پایین !

۲- نوشیدن قهوه و چای پر رنگ به مقدار فراوان !

۳ _ بهره گیری از آب یخ

۴_ اقدام به خود زنی !

mona_casillas
01-19-2011, 07:51 PM
توصیف شب امتحان
شب سوانح وسوختگی آنجای دانشجو.شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند

شب رقص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب بر روی سسلسله اعصاب محیطی ومرکزی دانشجو !


«دلم شور می زنه، هیچی بلد نیستم، بعیدمی دونم بتونم کل کتاب رو بخونم،

شب ها کابوس امتحانو می بینم و از خواب می پرم و . . . !

از دفتر خاطرات یک دانش آموز / دانشجوی تنبل !


من هنوز یک دور هم کتاب رو نخوندم !

شما چطور!؟


حالا وقت برای درس خوندن داریم، کووو. . .تا فردا

زمزمه های شیطانی شب امتحان !


اگر میخواهید در امتحانات موفق شوید :

به نکات زیر توجه کنید !

دیوانه به جای اینکه راه بیفتی دنبال من بیایی پایین بشین درستو بخون تا موفق بشی !


الا یا ایـها ممتحنون / چـرا هستیـد نگرون؟

بشینید و بخوانیدو بدانید / که امتحان فردا هست آسون!


امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است !

(کی اس الیت)


فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند !

آلبرت انیشتین


امتحان اولین گام در جهت شروع چاپلوسی پیش استاد برای نمره ی ده گرفتن است !


توصیف روزامتحان:

،لحظه ای که درآن دانشجومی خواهد سر به تن عالم آدم نباشد.

و درآن نگاه ها عمیق می شوند !


چیه؟ پریدی رو گوشی بیبنی کی اس ام اس داده ؟ این جای درس خوندنته ؟

هنوز که نرفتی د برو د .. دههه !

mona_casillas
01-19-2011, 07:51 PM
یه سوال به سوالهای شب اول قبر اضافه شد:

81000 تومن یارانه تو چیکار کردی؟


اطلاعیه شیطان: تا میتوانید گناه کنید به علت مبلغ بالای قبض، گاز جهنم قطع شده از آتش خبری نیست

mona_casillas
01-19-2011, 08:10 PM
یادداشت های روزانه عزرائیل (طنز)

شنبه:
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ام ولی مگه این مردم میذارن؟!

یکشنبه:
امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم.
8753 تصادفی ، 6893 اعدامی ، 9872 تزریقی ، 44596 ایدزی ، و یک نفر بالای 145 سال سن رو واسه خاطر یک آدم وقت نشناس از دست دادم ... برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد!

دوشنبه:
رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا. دور تختش اونقدر شلوغ بود که نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت برمیداشتن. هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش. اگه دیر تر رسیده بودم ممکن بود حتی روحشم ناقص کنن!
از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه.

سه شنبه:
مادره با دوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم، اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه.
دست اون یکی رو هم گرفتم، اما دیدم باز مادره داره یه جوری نگام میکنه. اومدم دست خودشم بگیرم، اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه. با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت. به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن.
منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود به درخت رو با خودم بردم. طرف اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده!

چهار شنبه:
خیلی عجله داشتم، اما وایستادم تا دعواشونو ببینم. چون جای دیگه کار داشتم خواستم برم، ولی دیدم یکیشون داره فحش بدبد میده. اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم: اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم!

پنج شنبه:
اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج، دیدم یه آقایی با دوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره.راستش ترسیدم بیفته. با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه. با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند تو دست من و جونش پرت شد پائین! باور کنید اصلا تو برنامم نبود ولی بالاخره پیش اومد.

جمعه:
بابا ولم کنید جمعه که تعطیله! میگن تو جمعه ها مرده ها هم آزادن، اونوقت خدا رو خوش میاد طفلکی من آزاد نباشم ؟!

mona_casillas
01-19-2011, 08:15 PM
فخرفروشی به سبکِ جهانِ سوم!

آقا ما دیشب شام نون سنگک و پنیر و گوجه خوردیم.
تازه لامپ‌امونم روشن بود!

_______________________________


یه نفر میره نونوایی یه 100 تومنی میده میگه آقا دوتا نون بده ما بریم,
نونواهه میگه آقا نون الان دونه ای 500 تومنه,
میگه: مگه من چند سال خوابیدم؟

M0$t@fA
01-21-2011, 10:03 AM
فخرفروشی به سبکِ جهانِ سوم!

آقا ما دیشب شام نون سنگک و پنیر و گوجه خوردیم.
تازه لامپ‌امونم روشن بود!

_______________________________


یه نفر میره نونوایی یه 100 تومنی میده میگه آقا دوتا نون بده ما بریم,
نونواهه میگه آقا نون الان دونه ای 500 تومنه,
میگه: مگه من چند سال خوابیدم؟
خیلی جالب بود
واقعا خندیدم:24::24::24::24::24::24::ghah::ghah::g hah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah:

M0$t@fA
01-21-2011, 10:31 AM
یک دانشجو در طول ترم:4::4::4::4::4::4:
شروع ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/1_0_52293.gif
یک هفته بعد از شروع ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/2_0_52293.gif
دو هفته بعد از شروع ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/3_0_52293.gif
قبل از میان ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/4_0_52293.gif
در طول امتحان میان ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/5_0_52293.gif
بعد از امتحان میان ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/6_0_2180.gif
قبل از امتحان
پایان ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/7_0_2180.gif
اطلاع از برنامه پایان ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/8_0_2180.gif
7 روز قبل از پایان ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/9_0_2180.gif
6 روز قبل از پایان ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/10_0_2180.gif
5 روز قبل از پایان ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/11_0_69771.gif
4 روز قبل از پایان ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/12_0_69771.gif
2 روز قبل از پایان ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/13_0_69771.gif
1 روز قبل از پایان ترم
http://www.chopogh.com/upload_images/images/14_0_69771.gif
شب قبل از امتحان
http://www.chopogh.com/upload_images/images/15_0_69771.gif
1 ساعت قبل از امتحان
http://www.chopogh.com/upload_images/images/16_0_89184.gif
در طول امتحان
http://www.chopogh.com/upload_images/images/17_0_89184.gif
هنگام خروج از
سالن امتحان
http://www.chopogh.com/upload_images/images/18_0_89184.gif
http://static1.cloob.com//public/images/smiles/13.gifhttp://static1.cloob.com//public/images/smiles/13.gifhttp://static1.cloob.com//public/images/smiles/13.gif

M0$t@fA
01-21-2011, 10:42 AM
سوغاتی
روزی روزگاری یک زن قصد می‌کنه یک سفر دو هفته‌ای به ایتالیا داشته باشه ..... شوهرش اون رو به فرودگاه می‌رسونه و واسش آرزو می‌کنه که سفر خوبی داشته باشه ..... زن جواب می‌ده: "ممنون عزیزم، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟"
مرد می‌خنده و میگه: "یه دختر ایتالیایی" زن هیچی نمیگه و سوار هواپیما میشه و میره ..... دو هفته بعد وقتی که زن از مسافرت برمی‌گرده، مرد توی فرودگاه میره استقبالش وبهش میگه گه: "خب عزیزم مسافرت خوب بود؟" ..... زن: "ممنون، عالی بود!" ..... مرد می‌پرسه: "خب سوغاتی من چی شد پس؟" ..... زن: "کدوم سوغاتی؟ ....." مرد: "همونی که ازت خواسته بودم ..... دختر ایتالیایی!" ..... زن جواب میده: "آهان! اون رو میگی؟ راستش من هر کاری که از دستم بر می‌آمد انجام دادم! حالا باید 9 ماه صبر کنیم تا ببینیم پسر میشه یا دختر"
نتیجه گیری اخلاقی داستان: هیچ وقت سعی نکن که یک زن رو تحریک کنی! اون‌ها به طرزوحشتناکی باهوش هستن

M0$t@fA
01-21-2011, 10:47 AM
http://keshvary.files.wordpress.com/2008/04/glo-pillow-1.jpgصبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت.
مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است.
پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه.
مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه.
پسر: یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد.
مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه.
پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟

مادر: یک تو الآن پنجاه و دو سالته. دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی!!

M0$t@fA
01-21-2011, 10:51 AM
http://www.promotionalproducts.net/Graphics/highlighter_happy.jpg آگنس ازدواج کرد و صاحب 13 تا بچه شد… وقتی که شوهرش فوت کرد، آگنس
دوباره ازدواج کرد و صاحب 7 تا بچه‌ی دیگه شد…
اما دوباره شوهرش فوت کرد… ولی آگنس دوباره ازدواج کرد و این بار صاحب 5 تا بچه‌ی دیگه شد…
افسوس و صد افسوس…
آگنس، این شیرزن پر کار… سرانجام دار فانی را وداع گفت…
بر بالای سر تابوت، کشیش برای آگنس طلب مغفرت و مرحمت کرد و گفت:
"خداوندا… آن‌ دو سرانجام به هم رسیدند…"
در همین حال یکی از حاضرین در مراسم خاکسپاری به سمت بغل دستیش
خم می‌شه و آروم ازش می‌پرسه:
"فکر می‌کنی منظور کشیش، شوهر اولش باشه؟ یا شوهر دومش؟ یا شوهر
سومش؟"
بغل دستی جواب می‌ده: "فکر کنم منظورش پاهاش باشه :4::4::4::4::4::4::4::4::4:

M0$t@fA
01-21-2011, 10:55 AM
در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند.
آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.
یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.
سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.
پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.
پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه
چیز شریک باشیم .
مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.
بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.
همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟ پیرزن جواب داد: بفرمایید.
- چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟
پیرزن جواب داد: منتظر دندانهــــــا !

M0$t@fA
01-21-2011, 10:58 AM
خانواده سبز-13 اکتبر: بالاخره بخت، در خانه ی مرا هم کوبید! می بینم و باورم نمی شود. زیر پنجره های اتاقم جوانی بلند قد و خوش اندام و گندم گون و سیاه چشم، قدم می زند. سبیلش محشر است! با امروز، پنج روز است که از صبح کله ی سحر تا بوق سگ، همان جا قدم می زند و از پنجره های خانه مان چشم بر نمی دارد. وانمود کرده ام که بی اعتنا هستم. 15 اکتبر: امروز از صبح، باران می بارد اما طفلکی همان جا قدم می زند؛ به پاداش از خود گذشتگی اش، چشم هایم را برایش خمار کردم و یک بوسه ی هوایی فرستادم. لبخند دلفریبی تحویلم داد. او کیست؟ خواهرم واریا ادعا می کند که طرف، خاطرخواه او شده و بخاطر اوست که زیر شرشر باران، خیس می شود. راستی که خواهرم چقدر ساده است! آخر کجا دیده شده که مردی گندم گون، عاشق زنی گندم گون شود؟ مادرمان توصیه کرد بهترین لباسهایمان را بپوشیم و پشت پنجره بنشینیم. می گفت: گرچه ممکن است آدم حقه باز و دغلی باشد، اما کسی چه می داند شاید هم آدم خوبی باشد حقه باز! این هم شد حرف؟! مادر جان، راستی که زن بی شعوری هستی!
16 اکتبر: واریا مدعی است که من زندگی اش را سیاه کرده ام. انگار تقصیر من است که او مرا دوست می دارد؛ نه واریا را! یواشکی از راه پنجره ام، یادداشت کوتاهی به کوچه انداختم. آه که چقدر نیرنگ باز است! با تکه گچ، روی آستین کتش نوشت: "نه حالا". بعد، قدم زد و قدم زد و با همان گچ، روی دیوار مقابل نوشت: "مخالفتی ندارم اما بماند برای بعد" و نوشته اش را فوری پاک کرد. نمی دانم علت چیست که قلبم به شدت می تپد.
17 اکتبر: واریا آرنج خود را به تخت سینه ام کوبید. دختره ی پست و حسود و نفرت انگیز! امروز او مدتی با یک پاسبان حرف زد و چندین بار به سمت پنجره های خانه مان اشاره کرد. از قرار معلوم، دارد توطئه می چیند! لابد دارد پلیس را می پزد! … راستی که مردها، ظالم و زورگو و در همان حال، مکار و شگفت آور و دلفریب هستند!
18 اکتبر: برادرم سریوژا، بعد از یک غیبت طولانی، شب دیر وقت به خانه آمد. پیش از آنکه فرصت کند به بستر برود، به کلانتری محله مان احضارش کردند.
19 اکتبر: پست فطرت! مردکه ی نفرت انگیز! این موجود بی شرم، در تمام 12روز گذشته، به کمین نشسته بود تا برادرم را که پولی سرقت کرده و متواری شده بود، دستگیر کند.
او امروز هم آمد و روی دیوار مقابل نوشت: "من آزاد هستم و می توانم" حیوان کثیف! زبانم را در آوردم و به او دهن کجی کردم

M0$t@fA
01-21-2011, 11:08 AM
ز شانسی که در زندگیت یک بار بهت رو میده مواظبت کن!http://i4.tinypic.com/10giql5.jpgیک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود .
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید
آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد
کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه هاو جمع و جور کردن شکم .
فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!!
از اونجایی كه او زمان بیشتری برای زندگی داشت از این رو او تصمیم گرفت كه بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت (زندگی) ببرد.بعد از آخرین عملش او از بیمارستان مرخص شد
در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .
وقتی با خدا روبرو شد او پرسید:: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
خدا جواب داد :من شمارو تشخیص ندادم!!!



نتیجه : اونقدر روی شانس های دوباره سرمایه گذاری نکن !

نتیجه 2: اونقدر خودتو عوض نکن که خدا هم نشناستت!!!
:24::24::24::24::24::24::24::24::24::24::24:

mona_casillas
01-22-2011, 01:00 PM
*توجه:این طنز قصد توهین به هیچ مربی را ندارد،تنها برای شوخی است*
اگر یک ایرانی سرمربی تیم ملی اسپانیا بود !

تیم ملی اسپانیا درجام جهانی در مرحله گروهی مقابل سوئیس باخت، قطعاً دل بوسکه دلایلی برای این شکست دارد اگر یک مربی ایرانی روی نیمکت تیم اسپانیا بود بعد از شکست چه می گفت:

* امیر قلعه نوئی: پازل تاکتیکی ما خوب بود، در نیمه دوم روی ساختار دفاعی کار کردم و کل یوم تیم را 360 درجه تغییر دادم بینی بین اللهی آنالیزرامون بازی اونا رو قبلاً آنالیزور کرده بودن، ولی اونا رو یه حمله نصفه نیمه گل زدن، فوتبال همینه دیگه! البته یه دستایی تو کار بود که ما شکست بخوریم ولی من همه رو واگذار می کنم به اون بالایی که جای حق نشسته!

* علی دائی: خیلی ببخشید...عذر می خوام شما به این می گید فوتبال؟! نه عزیزم... ببخشید ...خیلی عذر می خوام، ما نباختیم، سوئیس بُرد، به کسی هم ربطی نداره!

* فیروز کریمی: من امروز کت شانسم رو نپوشیدم، مربی سوئیس هم اسمش هیتسفیلده، میتسفیلده، این اصالتاً بچه محل ماست، با هم تیله بازی می کردیم تو بچگی، قبل از بازی گفت فیروز روت رو کم می کنم، بهش گفتم برو جلو بوق بزن! ولی به جاش دنده عقب اومد از رو ما رد شد باختیم، به نظرم باید فیفا ایشون رو بفرسته کلاس راهنمایی رانندگی! من حیث المجموع ما باختیم!

* غلامحسین پیروانی: بضاعت تیم ما در همین حده، بودجه نداریم، امکانات نداریم، مهرزاد معدنچی نداریم، تیم جوونه، من خواستم علیزاده رو بکنم تو، دیدم اصلاً تو لیست 18 نفره نیست! اما خدا وکیلی سوئیس هم خوب بازی کرد، ما هم می تونستیم ببریم، اونا هم می تونستن ببرن که بُردن، مبارکشون باشه! شاعر در این مورد می گوید:
سعدیا مرد نفوذ دار نمیرد هرگز مُرده آن است که حرفش به ریالی نخرند!

* افشین قطبی: ما محشر بودیم، با قلب شیر اومدیم تو زمین، چهار دقیقه بین المللی بازی کردیم. وقتی تورس از داگ هوس اومد بیرون من فکر می کردم می تونه نتیجه رو چینج کنه ولی نشد، من داشتم کریزی می شدم، شما چی بهش می گین؟ اوه! بله! دیوونه دیوونه! دیوونه شو، دیوونه!!

* اکبر میثاقیان: چیزی نمی گفت، به جایش با بطری آب معدنی کاسیاس و پیکه را توی زمین دنبال می کرد که کتکشان بزند و شوک وارد کند برای بازی های بعد!

mona_casillas
01-22-2011, 01:06 PM
به غضنفر کار میدن که کف اتوبان رو لاین بکشه… روز اول ۶ کیلومتر رنگ میزنه… روز دوم ۳ کیلومتر رو و روز سوم کمتر از یه کیلومتر… صاحب کارش بهش میگه هوی چرا تو هر روز کمتر از دیروز کار میکنی…؟ میگه: “من نمیتونم بهتر از این کار کنم… چون هر روز دارم از قوطی رنگ دورتر میشم!!!!!!!!!!!!!

_____________________________


طرف نصف قرص خوابشو ميخوره شب يه چشمش باز ميمونه.

_________________________________________


یارو از ماه عسل برميگرده ازش ميپرسن : خوش گذشت؟
ميگه : خيلى. ميگن :
خانمت پس چرا گريه ميكنه؟
ميگه : آخه اينو فراموش كرده بودم ببرمش!

_________________________________________


غضنفر چند وقته گیج شده که چرا خودش یه برادر داره ولی خواهرش دوتا .. . !!!

mitra*
01-22-2011, 01:21 PM
:24::24::24::24::24::24:خیلی باحال بودددددددددددددد

babak red
01-22-2011, 06:08 PM
در پی هدفمند کردن یارانه ها ، جدیدترین مد لباس ، برای کاهش هزینه در خرید لباس
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/ddd4d4d.jpg (http://forum.patoghu.com/redirector.php?url=http%3A%2F%2Fpatoghu.com%2Fforu m%2F)

mona_casillas
01-22-2011, 09:55 PM
به غضنفر می گن : از موقعی که اومدی مکه ، نه نماز می خونی ، نه دعا می کنی ، پس برای چی اومدی ؟می گه : والا به ما گفتند که همه چی با کاروانهhttp://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/129fs370785.gif

مرد اولی : امان از دست این زنها !؟ زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !
دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!

سریع ترین دوربین جهان اختراع شد . این دوربین می تونه از خانوم ها در لحظه ای که
دهانشون بسته است عکس بگیره !http://www.onlyrealmadrid.ir/images/smilies/129fs370785.gif

زنها دو وقت گریه می کنن: وقتی فریب می خورن ، وقتی می خوان فریب بدن.

Pars_Redboy
01-24-2011, 09:46 PM
یارو شب میخوابه ، صبح پا میشه میره نون بگیره میبینه نون شده 400 تومان، میگه ای بابا من از اصحاب کهف هم بیشتر خوابیدم :24:

Pars_Redboy
01-24-2011, 09:46 PM
راننده زن را چطور بشناسیم 1) اگه ماشینش پنچر بشه کاپوت ماشین رو بالا میزنه و توی ماشینو نگاه میکنه!
2) اگه راهنمای چپ رو بزنه و سمت راست بپیچه!
3) وقتی پشت سرش باشی و چراغ بزنی یا بوق بزنی توی آینه رو نگاه کنه تازه یادش میاد که روسریش رو باید درست کنه!
4) وقتی که با سرعت 140 تا یه پیچ رو دور بزنه! (البته این یکی در مورد خانوم ها صدق نمیکنه چون اونا بشتر از 14 تا نمیرن)
5) وقتی که برن پمپ بنزین و بعد از زدن بنزین با همون شیلنگ داخل باک حرکت کنن

Pars_Redboy
01-24-2011, 09:47 PM
مردی با زنش دعواش میشه میرهچراغا رو خاموش می کنه

زنش میگه حالا چرا چراغا رو خاموش میکنی ؟

مرد میگه : چون جواب ابلهان خاموشیست !

Pars_Redboy
01-29-2011, 08:19 PM
به غضنفر ميگن : لپ لپ می خری ؟

ميگه : آره !

ميگن : حالا جايزه هم توش داره ؟

ميگه : فكر نمی كنم ،‌ من لپ لپ رو واسه كيفيتش می خرم !


به غضنفر توپ فوتبال نشون میدن میگن این چیه ؟

میگه : اونقدر ها هم که دیگه خر نیستم ! معلومه زمین شطرنجه !


غضنفر ميره دزدی چيزی پيدا نمی كنه مشق بچه را خط ميزنه !

Hasti-71
02-03-2011, 05:26 PM
به یکی ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟
ميگه : يه سازماني تشکيل شد به نام يونس کو؟

Hasti-71
02-03-2011, 05:27 PM
غضنفر هرشب ساعت 9 که میشه سلط آشغال ویندوزشو خالی میکنه
-------------
غضنفر تراکتور میخره بلد نیست خاموشش کنه میبندش به درخت
-------------
غضنفر یتیم خونه راه میندازه، روز اول جلسه اولیا و مربیان میذاره!
------------
غضنفر باباش میمیره. بهش میگن مراسم نمیگیری؟ میگه نه بجاش میریم مشهد
------------
غضنفر اشغال میره تو چشمش ساعت 9 میشینه دم در

Pars_Redboy
02-12-2011, 09:00 PM
غضنفره اسم بچه شو می زاره رستم .میترسه صداش کنه!!!!!!!!!!!!!:24:

Pars_Redboy
02-12-2011, 09:01 PM
پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران
1.
روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

2.
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

3.
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

4.
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

5.
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

6.
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

7.
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

8.
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

9.
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

10.
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

11.
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

12.
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

13.
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

14.
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

15.

موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

16.
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

17.
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

18.
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

19.
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

20.
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

21.
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

22.
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

23.
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

24.
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

25.
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

26.
بادکنک بچه ها رو بترکونين

27.
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

28.
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

29.
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

30.
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

31.
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

32.
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

33.
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

34.

حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

35.
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

36.
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

37.
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

38.
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

39.
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

40.
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

41.
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

42.
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

43.
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

44.
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

45.
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

46.
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

47.
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

48.
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

49.
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

50.
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين

Karim
02-12-2011, 09:16 PM
غضنفر باباش میمیره.تشییع جنازه اش خیلی شلوغ میشه.به داداشش میگه هفتم بابا هم همین جوری شلوغ میشه،بلال بفروشیم

آسمون سرخ
02-12-2011, 09:38 PM
منم که اول بهمنم و خوشحالم از اینکه تو ماهی که داداش گلم امین جون به دنیا اومده به دنیا اومدم ادیسون و گالیله و بیکن هم مهم نیستن!!!!!!!

Aida_red
02-13-2011, 06:20 PM
غضنفر داشت اظهار نظر می‌کرد: این جلال آل احمد که هی ازش تعریف می‌کنن، فقط یه کتاب خوب نوشته که اسمش بوف کوره. یکی گفت: بوف کور که مال صادق هدایته! گفت: دیگه بدتر، یه کتاب خوب داره،اونم صادق هدایت براش نوشته

P!NK
05-07-2011, 01:50 AM
اندر احوالات دانشگاه رفتن پسرا

ترم اول (ترم جو گیریدگی):

الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن -
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه...
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!



ترم دوم (ترم عاشق شدگی):

آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.
می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.
می خواهمت با تمام وجود عزیزم.
همه پول و سرمایه من متعلق به توست.
بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...
امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم...



ترم سوم (ترم افسردگی):

الو مامان سلام.
مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!
مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه.
ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.
مامان من این زندگی رو نمی خوام.....


ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):

الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟
منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟
دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم...
مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بت زنگ میزنم.......
الو به به سلام چطوری ندا جون؟
آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم...
پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟
به خدا منم دلم یه ذره شده واست.
باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....



ترم پنجم (ترم مشروطه گی):

الو سلام استاد!
قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، 2 نمره بم بده.
به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.
مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.
منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....
قول میدم جبران کنم....



ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :

الو مامان من خونه می خوام!
راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.
دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!


ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):

خودتون دیگه میفهمین



ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):

الو سلام خانم.
واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.
فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....

P!NK
05-07-2011, 01:55 AM
ایمیل اشتباهی

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر و بالاخره به اینترنت مجهز است. تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد. در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی، زنی که تازه از مراسم خاکسپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا آشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند. اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد. پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را نقش بر زمین می بیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد که در ایمیل نوشته
بود : گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی. راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته. من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم. همه چیز برای ورود تو رو به راهه. فردا می بینمت. امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه ... وای چه قدر اینجا گرمه !!!

P!NK
05-12-2011, 06:16 PM
انشا بچه دبستانی در مورد ازدواج!!!

تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود.http://blogfa.com/images/smileys/07.gif ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است http://blogfa.com/images/smileys/24.gif!

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد http://blogfa.com/images/smileys/21.gifبرای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.http://blogfa.com/images/smileys/40.gif

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.http://blogfa.com/images/smileys/41.gif

P!NK
05-12-2011, 07:09 PM
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت . شوهرش را در حالی که توی آشپز خانه نشسته بود و اشکهایش را پاک می کرد و فنجانی قهوه می نوشید پیدا کرد.
در حالی که داخل آشپزخانه می شد پرسید: چی شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی!؟
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت : هیچی فقط اون وقتها رو به یاد میارم ، که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته... ؟!
زن که حسابی تحت تاثیر قرار گرفته بود ، چشمهایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه ...
شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت قافلگیر کرد؟!
زن در حالی که روی صندلی کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه ، انگار دیروز بود.
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد:
یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت : یا با دختر من ازدواج می کنی یا 20 سال می فرستمت زندان آب خونک بخوری؟!
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و ... !
مرد نتونست جلوی گریشو بگیره و گفت : اگه رفته بودم زندان امروز آزاد میشدم!!!

جانم فدای پرسپولیس
05-14-2011, 12:08 AM
آزادی بیان که داریم، آزادی پس از بیان نداریم...




همه دنبال دهکده جهانی اند، ایران دنبال ملی کردن صنعت اینترنت!




پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟ میگم نه! میگه آخه قبلا شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!



رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت: یه دوبار بپوشی جا باز می‌کنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!


کاردار سوئیس رو احضار کردن که بره به آمریکا بگه چرا عربستان نیروهاشو فرستاده بحرین!


رفتم شلوار بخرم میگم کجاییه؟ میگه ایتالیاییه؛ میگم چرا پرچم ایران داره پس؟ میگه دِ! این پرچم ایتالیاست! میگم پس این الله وسطش چیه؟ میگه برای ایران زدن دیگه!!


تو کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود هفت جد یارو رو نفرین کرد؛ دو دقیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی! پیرزنه گفت قربون قد و بالات مادر مواظب باش!


قزوین! مجسمه دهخدا تو خیابون فردوسیه، مجسمه فردوسی تو خیابون دهخدا...


میری آدامس اوربیت بخری، بقاله به جای بقیه پول، بهت آدامس شیک میده!


طرف میخواد تو کنکور تقلب کنه زنگ میزنه دفتر مراجع استفتاء!



یه تی شرت خریدم کلی مارک نایک روشه بعد رو یقه‌ش نوشته تولیدی برادران عباس‌پور!


رفیقم زنگ زده میگه ویسکی سراغ نداری؟ میگم برای چی میخوای؟ میگه بابام امشب از کربلا میاد کلی مهمون داریم!

Ali TiFo30
05-20-2011, 05:40 PM
آنالیز عطسه

تا به حال فکر کردین که عطسه هم فرایند پیچیده ای داره؟ عطسه (برادر سرفه) عملی است که بدن از آن برای خارج کردن اجسام بی ربطی که وارد دماغ محترم شده اند استفاده می کند. برای شناسایی انواع عطسه لازم است که این فرض را در نظر بگیرید که عطسه ار حروف : ه، پ، چ، ه تشکیل شده است:



عطسه کلاسیک:
هپچه، همین! فقط در تلفظ های مختلف ممکن است مکث کوتاهی بین پ و چ داشته باشیم.

2- عطسه مثلا با کلاس:
در این عطسه ه اول عطسه حذف شده و "پچه " تلفظ می شود . ( دقت کنید که پ اول ساکن است و اگر با فتحه ادا شود به جای با کلاس در دسته های دیگری قرار می گیرد.) اگر توانستید ه آخر را هم حذف کنید که با کلاس تر می شود.

3- عطسه مازوخیستی:
مماخ محترم را گرفته و عطسه کنید در این صورت اگر دچار انفجار درونی نشدید صدایی مخلوط پ و چ از شما ساطع می شود.

4- عطسه انفجاری :
این عطسه بیشترین حال را به سیستم تنفسی شما می دهد و در عین حال بقیه را منهدم یا خیس می کند و به صورت ههههههههپپپپپپپچچچچچههههه ههه تلفظ می شود.

5- عطسه فشنگی:
سریع و مطمئن. یه اندازه عطسه انفجاری صفا ندارد ولی حال مخصوص خودش را دارد تلفظ به صورت اپچه ( فتح الف و کسر چ) است و باید در 0.2 ثانیه تلفظ شود.

توجه:
1-همانطور که گفته شد اگر عطسه دسته دوم به صورت پَچِه تلفظ شود خطر خیس شدن نفر مقابل را دارد.
2- افرادی را که در دسته چهارم عطسه می کنند از قبل شناسایی کرده تا در مواقع لزوم فرصت پناه گرفتن را داشته باشید.
3- اگر از افرادی هستید که عطسه انفجاری را می پسندید در محیط های محترم حتما عطسه خود را به مازوخیستی تبدیل کنید.

Ali TiFo30
05-20-2011, 05:41 PM
عجايب زبان مشهدي :4:

Mibaram = Moborom

Man Beram? = Moborom

Barande Misham=Moborom

Miboram = Moborom

Moo Bur Hastam=Moborom

pesarjonoob
05-21-2011, 02:42 AM
ضرب المثل های گوناگون از سراسر دنیا!


- ضرب المثل جامایکایی
no call alligator long mouth till you pass him
قبل از آن که از رودخانه عبور کنی ، به تمساح نگو “دهن گنده”.
[تفسیر : تا وقتی به کسی نیاز داری،او را تحمل کن و با او مدارا کن. ]
۲ – ضرب‌المثل هاییتیایی
if you want your eggs hatched , sit them yourself
اگر می‌خواهی که جوجه‌هایت سر از تخم بیرون آورند ، خودت روی تخم‌مرغ ها بخواب.
[تفسیر: اگر به دنبال آن هستی که کارت را به بهترین شکل انجام دهی، آن را به شخص دیگری غیر از
خودت مسپار.]
۳ – ضرب‌المثل لاتین
a silly rabbit have three opening to its den
یک خرگوش احمق ، برای لانه‌ی خود سه ورودی تعبیه می‌کند.
[تفسیر: اگر خواهان امنیت هستی، عقل حکم می‌کند که راه دخالت دیگران را در امور خودت بر آن‌ها ببندی]
۴ – ضرب‌المثلی از شمال آفریقا
Every beetle is a gazelle in the eyes of its mother
هر سوسکی از دید مادرش به زیبایی غزال است.
معادل فارسی : اگر در دیده‌ی مجنون نشینی ، به غیر از خوبی لیلی نبینی.
۵ – ضرب المثل روسی
An empty barrel makes greatest sound
بشکه‌ی خالی بلندترین صدا را ایجاد می‌کند.
[تفسیر : هیاهو و ادعای بسیار نشان از میان تهی بودن دارد.]
۶ – ضرب‌المثل اسپانیایی
after all , to make a beautiful omelet you have to break an egg
برای پختن یک املت خوشمزه ، حداقل باید یک تخم‌مرغ شکست.
[تفسیر: بدون صرف هزینه ، به نتیجه‌ی مطلوب دست نخواهی یافت]
معادل فارسی : بی‌مایه فطیر است.
۷ – ضرب‌المثل روسی
all are not good cooks who carry long knives
هر که چاقوی بزرگی در دست دارد ، لزومآ آشپز ماهری نیست.
[تفسیر: دسترسی به امکانات مطلوب ضامن موفقیت نیست]
معادل فارسی : به عمل کار برآید

Ali TiFo30
05-29-2011, 06:55 PM
امتحان دامادها

زنى سه دختر داشت كه هر سه ازدواج كرده بودند.
يك روز تصميم گرفت ميزان علاقه‌اى كه دامادهايش به او دارند را ارزيابى كند.
يكى از دامادها را به خانه‌اش دعوت كرد و در حالى كه در كنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود كرد كه پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شيرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح يك ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوى پاركينگ خانه داماد بود و روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف مادر زنت»
زن همين كار را با داماد دومش هم كرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز يك ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت كه روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسيد.
زن باز هم همان صحنه را تكرار كرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جايش تكان نخورد.
او پيش خود فكر كرد وقتش رسيده كه اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم.
همين طور ايستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح يك ماشين بى‌ام‌و كورسى آخرين مدل جلوى پاركينگ خانه داماد سوم بود كه روى شيشه‌اش نوشته بود: «متشكرم! از طرف پدر زنت»:4::24:

saeed3t
07-03-2011, 12:57 AM
یکی از غذاخوری‌های بین‌راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود:
شما در این مکان غذا میل بفرمایید، ما پول آن را از نوه شما دریافت خواهیم کرد.
راننده‌ای با خواندن این تابلو اتومبیلش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلی سفارش داد و نوش‌جان کرد
بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت که بیرون برود، ولی دید که خدمتگزار با صورتحسابی بلند بالا جلویش
سبز شده است. با تعجب گفت:
مگر شما ننوشته‌اید که پول غذا را از نوه من خواهید گرفت؟!
خدمتگزار با لبخند جواب داد: چرا قربان، ما پول غذای امروز شما را از نوه‌تان خواهیم گرفت،
ولی این صورتحساب مال مرحوم پدربزرگ شماست

saeed3t
07-03-2011, 12:58 AM
در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است
که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و
کمله را می خاوند. به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما
تواسنتید آنرا بخاونی

saeed3t
07-03-2011, 01:14 AM
سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن.

زن فرانسوی گفت:

به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه … خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم. خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم!

روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .

زن انگلیسی گفت:

من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار.

روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم

لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.

زن ایرانی گفت :

من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم

اما روز اول چیزی ندیدم

روز دوم هم چیزی ندیدم

روز سوم هم چیزی ندیدم

شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم

Pars_Redboy
07-03-2011, 03:31 AM
فرهنگ لغت مدرسه (طنز)

مدرسه ما : پايگاه جهنمي
خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس
ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري
شوخي با مدير : بازي با مرگ
روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه
نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت
زنگ آخر : آرايشگاه زيبا
امحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد
پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو
راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند
آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه
جاي سيلي معلم : دايره سرخ
دبير تربيتي : پاك باخته
صفر هاي پشت سر هم : برج مينو
اعتراض براي نمره : شليك نهايي
حياط مدرسه : پارک ژوراسيک
زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه
شوراءدبيران : جنگ نفتکشها
ناظم : پليس آهني
کنکور : بالاتر از خطر
ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها
نگاه معلم : بگذار زندگي کنم
دانشگاه : سرزمين آرزوها
خارج از مدرسه : آن سوي آتش
بحث با مدير : فرياد زير آب
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي
پاي تخته : لبه تيغ
ديكتاتوري معلم : مزد ترس
منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا
اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني وراجي سر كلاس
: مجوز مرگ آخر كلاس : بهشت پنهان
مبصر كلاس : افعي بوي
جوراب بچه ها : عطر گل ياس
دبيرام مدرسه ما : تبعيدي ها
اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم
سايه دبير تربيتي : سايه شوگان
دفتر دبيران : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگي
اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها
دستشويي : اطاق گاز
سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري
ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي
اخراجي ها : بينوايان
رفتن به دانشگاه : هدف سخت
دفتر مدير : کلبه وحشت
صاحبان نمره زير ده : سربداران
كيف هاي دانش آموزان : محموله
ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل
كلاس خصوصي : وعده پنهان
زنگ ادبيات : نان و شعر
دفتر ناظم : محكمه عدالت
حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري
دانش آموزان رشته رياضي : سوته دلان
رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه

Pars_Redboy
07-03-2011, 03:32 AM
حیف نون کارت عابر بانکش رو می اندازه توی حرم امام رضا، می گه: حاجتم رو بده تا رمزش رو بگم!

به حیف نون می گن دوست داشتی جای خدا بودی؟ می گه: نه. می گن: چرا؟ می گه: چون جای پیشرفت نداره!

حیف نون چند روز پشت سر هم می رفت گچ سوسک کش می خرید. مغازه دار ازش می پرسه چرا اینقدر گچ سوسک کش می خری؟ حیف نون می گه: آخه هرچی اینا رو پرت می کنم به سوسکها نمی خوره!

حیف نون آرپیجی رو بر عکس گذاشته بوده روی شونش. شلیک می کنه، بر می گرده می بینه همه ی خودی ها مُردن! می گه ببین خودی ها رو که این جوری کرده با دشمن چه کار کرده!

حیف نون سوار تاکسی میشه در رو نمی بنده. راننده می گه: در رو ببند. حیف نون می گه: زرنگی؟ می خوای دربست حساب کنی؟

دیوانه اولی: کی اومدی؟
دیوانه دومی: پس فردا.
دیوانه اولی: پس فردا که هنوز نیومده.
دیوانه دومی: می دونم چون کار داشتم، زودتر اومدم.

پسرى براى هدیه تولدش از پدرش تقاضاى یك هفت تیر واقعى داشت.
پدر: چى؟ عقل از سرت پریده؟
پسر: من یك هفت تیر درست و حسابى واقعى مى‏خواهم كه بتوانم با آن خوب شلیك كنم.
پدر: دیگه بسه، حرف حرفه منه یا حرف تو؟
پسر: البته تو پدر، اما اگر یك هفت تیر واقعى داشتم…

حیف نون تلویزیونشو می ذاره زیر آفتاب تا برفک هاش آب شه.

حیف نون باباش می میره. بهش می گن مراسم نمی گیری؟
می گه نه، به جاش می ریم مشهد!

برنده جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت:
"این جایزه را به همسر عزیزم تقدیم می کنم که با نبودش باعث شد من بتوانم این کتاب را تمام کنم!"

یک اختراع نام ببرید برای جبران اشتباهات بشر: محضر طلاق!

بچه ای که گم شده بود می ره پیش پلیس می گه: ببخشید شما خانومی رو ندیدید که من پیشش نباشم؟

حیف نون به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس! من برای ازدواج دو روز مرخصی می خوام.
رئیس گفت: شما که یک هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟
حیف نون گفت: آخه نمی خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم!

حیف نون می ره دستشویی عمومی، طولش می ده وقتی بیرون میاد بیرون بهش می گن خسته نباشید، حیف نون می گه شیرین کام باشید!

حیف نون تو ماشینش آهنگ عربی گذاشته بود با صدای بلند. بهش گیر می دن می گه: ای بابا! نمی ذارید تو این ماه محرم یه قرآن شاد گوش بدیم!

پسر كوچكى از مادرش پرسید: وقتى كه من به دنیا آمدم تو كجا بودى؟
در بیمارستان عزیزم.
پدرم كجا بود؟
البته در دفتر كارش.
پدربزرگ و مادر بزرگ؟
خانه خودشان، كجا مى‏خواستى باشند؟
پسر بچه غرغر كنان گفت: همیشه همین طور است، هر وقت به خانه مى‏آیم، كسى نیست.

به حیف نون می گن به زنبورهایی که از کندو محافظت می کنن چی می گن؟
حیف نون می گه: خسته نباشید!

مشتری: آقا خواهش می کنم برای من یک خوراک جوجه بیاورید.
پیشخدمت که تازه کار بود رفت و با یک بشقاب گندم برگشت!

به حیف نون می گن با آش جمله بساز. می گه: محمدی آش صلوات!

گدایى با حالت گریان و نزار به خانمى گفت: شما باید موقعیت مرا درك كنید. خیلى بدبختم، پدر معتاد، مادر مریض، بچه‏هاى گرسنه.
خانم دلش به رحم آمد و پول خوبى به او داد و سپس گفت: شما كى هستید؟
من پدر خانواده‏ام.

كشیشى سر كلاس درس از بچه‏ها پرسید: باید چه كار كنید تا گناهان شما بخشوده شود؟
پسركى از ته كلاس: باید گناه بكنیم آقاى كشیش.

یه مرد لنگ و یه مرد کور داشتن می رفتن که متوجه می شن یه دزد داره ماشینشون رو می بره. کوره به لنگه می گه من شماره شو یادداشت می کنم تو هم بدو دنبالش!

Pars_Redboy
07-03-2011, 03:34 AM
شیخ به پاره ای از مریدانش دستور داد تا برای رسیدن به صبر، چهل روز در بیابان معتکف بشدندی،
مریدان شوریده حال شدندی و از شیخ پرسیدندی که یا شیخ، راه دیگری هم برای به دست آوردن صبر موجود باشد؟
شیخ فرمود آری یک ساعت استفاده از اینترنت پر سرعت ایران :4:
مریدان همی نعره ای کشیدندی و راه بیابان پیش گرفتندی:24::24:

mahi.f
08-06-2011, 10:14 AM
مطالب جالب و عمومی و خواندنی توی این تاپیک قرار داده میشه

---------------------------------
حفره زمین

http://img.aksfa.net/Reza/2010/ajayeb/The-Biggest-Hole-On-Earth/The-Biggest-Hole-On-Earth06.jpg
http://sharemychart.com/farzadim/charts/-b6KnsYyBCR.jpg
عمیق ترین حفره ای که در پوسته زمین ایجاد شده است پانزده کیلو متر عمق دارد بر سطح کره وسیعی که ۱۲۷۵۰ کیلومتر قطر دارد و ما روی ان زندگی میکنیم چنین حفره ای مثل سوراخ یک سنجاق است. برسیهای بدون واسطه ما فقط روی صخره های پوسته زمین اب اقیانوسها و گاز های موجود در جو پیرامون زمین صورت گرفته است. اطلاعات دانشمندان در مورد درون زمین از طریق مدارک غیر مستقیم به دست امده است مانند الگوهای امواج زمین لرزه که از درون زمین میگذرند. دانشمندان با این فرض که مبدا شهاب سنگها راتجزیه میکنند تا اطلاعاتی درباره مواد موجود در اعماق زمین به دست اورند.http://blogfa.com/images/smileys/07.gif

mahi.f
08-06-2011, 11:47 PM
چه كساني در رستوران برج ميلاد غذا نوش جان مي‌كنند؟ + عکس http://up.alborzdownload.com/images/3plq21qe9tv14sskw4t.jpg

اين روزها خبر رستوران و كافي شاپ جديد التاسيس برج ميلاد به يكي از سوژه‌هاي خبري داغ تبديل شده و انتقادهاي جدي را به وجود آورده است.

بر اساس اطلاعات منتشر شده، برج گردون و "وی آی پی" و کافی شاپ برج میلاد که توسط تعدادی سرمایه گذار اجاره شده است با سرو غذای فوق العاده گران خود رکورد همه‌ي رستوران‌هاي مجلل و گران‌قيمت را شکسته‌ است.

بر اين اساس، یک پرس غذا برای یک نفر در قسمت "وی آی پی" آن به قیمت تقریبا سه چهارم حقوق یک کارگر در ماه یعنی 280 هزارتومان است. يعني اگر یک خانواده 4 نفره در قسمت وی آی پی این برج بخواهند یک وعده غذا میل بفرمایند می بایست بیش از یک میلیون و یکصد و بیست هزار تومان پرداخت نمایند.

http://up.alborzdownload.com/images/fe14kelbbgd8flwlqv5n.jpg

در کافی شاپ برج میلاد نيز برای هر نفر حداقل هفتاد هزار تومان ناقابل دریافت می شود. هم‌چنين در رستوران برج گردان این برج هر پرس غذا بیش از یکصد و شصت و هشت هزار تومان محاسبه می گردد!

کسی بخیل نیست که تهران آنقدر سرمایه‌دار داشته باشد که برای یک وعده غذای خود به اندازه هزینه زندگی ماهیانه سه خانوار 4 نفره یک وعده غذا میل بفرمایند و صدا و سیماي جمهوري اسلامي كه قرار بود مثلا تريبون مستضعفين و پابرهنگان باشد نیز بصورت غير رسمی آن را تبلیغ كند و از آن طرف هم مدیر برج میلاد، سپر سينه كرده و با افتخار از راه اندازی آن سخن بگويد و قيمت‌هاي نجومي آن را توجيه كند.

http://up.alborzdownload.com/images/arrltyd35snwf38d01ir.jpg

اما دردآور این است این مطلب در جلوی چشم میلیون‌ها بیننده صدا و سیما به سمع و نظر مردم محروم جامعه رسانده شد تا دهها میلیون ایرانی که توان خوردن یک وعده غذا در یکی از رستوران‌های تهران را نداشتند اين را ببينند و صدا و سيما هم بيش از پيش اين موضوع را نشان بدهد كه "رسانه ملي" لفظ اشتباهي است و از اين پس بايد بگوييم "رسانه‌ي بالا شهري‌ها"...

به راستي آيا تا به حال مسئولين محترم فكر كردند كه هدف از تاسيس برج ميلاد چه بوده است؟ اين برج نماد چه چيزي است؟ نماد انقلاب اسلامي؟ نماد قشر پابرهنه؟ نماد انقلابي با آن آرمان‌هاي عظيم مردمي؟ يا نماد رسوخ خوي اشرافيت و تجمل‌گرايي در مسئولين؟!

و يا در اين رستوران و كافي شاپ قرار است كدام قشر از مردم جامعه بيايند و غذا نوش جان كنند؟ اين رستوران جز براي استفاده‌ي يك قشر محدود سرمايه‌دار و احيانا از اين پس به عنوان مكاني براي دور هم جمع شدن حلقه‌ها و لابي‌هاي خاص سياسي و اقتصادي به درد كار ديگري هم مي‌خورد؟
آيا اخلاقا و شرعا ما مجاز به مصرف ميلياردها تومان از بيت المال براي اين برج و رستورانش بوديم يا نه؟ آيا بهتر نبود به جاي اين كار، گره از كار هزاران مشكلي كه در نقاط محروم تهران و ايران دارد باز مي كرديم؟ كدام راه به صواب و ثواب نزديك‌تر است

جانم فدای پرسپولیس
08-07-2011, 07:52 AM
كي ميره اينهمه راهو...
مگه يك نفرچقدر ميخواد غذا بخوره؟؟؟
كه بايد هزينه يه مهموني رو بده مثلاً به يه وعده ناهار يا شام!!!!!!:10:
ماهي ممنون از مطالب قشنگت
تايپيك مطالب طنز و خواندني تو قسمت طنز و سرگرمي هستش طلا!!!!!!
نياز به ايجاد دوباره نبود.258147963

جانم فدای پرسپولیس
08-10-2011, 08:38 PM
تصاویری از یک ماهی شگفت انگیز که در آبهای اطراف تایوان کشف شده و در موزه طبیعت تایوان نمایش نگهداری می‌شود. این ماهی کاملا به رنگ طلایی است و دانشمندان قسمت هایی از بدن این ماهی زیبا را دارای طلای خالص 24 عیار میدانند !

http://persian-star.org/1389/10/29/12in1/06.jpg (http://www.persian-star.org/)




http://persian-star.org/1389/10/29/12in1/07.jpg (http://www.persian-star.org/)




http://persian-star.org/1389/10/29/12in1/08.jpg (http://www.persian-star.org/)




http://persian-star.org/1389/10/29/12in1/09.jpg (http://www.persian-star.org/)

جانم فدای پرسپولیس
08-13-2011, 12:30 AM
شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم
شدم آن User دیوانه که بودم
وسط صفحه Room , Desktop یاد تو درخشید
Ding صد پنجره پیچید
شکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم
Room گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به یک Talk بد آهنگ
Windows و Hard و Mother Board
آریا دست برآورده به Keyboard
تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت
من بدنبال معنای کلامت
یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این Room نظر کن
Chat آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است
باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این Log Out , Room کن
باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم
روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet کردی ولی من نرمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم
تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی . نرمیدم . نگسستم
……….
Room ی از پایه فرو ریخت
Hacker ی Ignor تلخی زد و بگریخت
Hard بر مهر تو خندید
PC از عشق تو هنگید
……….
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم
نکنی دگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم

mahi.f
08-18-2011, 03:08 AM
خان سوم : فتح کرمان بدست خسرو پرویز

چوخورشيد از خاوران سر كشيد يكي تيم آبي به كرمان رسيد
همه پر ز انگيزه و پر توان / به بازار مس رفته آهنگران
كه حماسه ديگري خلق بايد نمود/ بدين گونه پرويز داد رهنمود
فرو مانده در داغ "بابك" به جان/ نشسته بسوگ اندر ايرانيان
سكوتي نمودند مردان به چند / كه دارند گرامي يل شيرمرد
همان مرد فرهيخته پايمرد كه معصوم بود و بس ارجمند

ارنج

كليد در برج بارو به مهدي سزاست/ عقابش نهند نام و الحق سزاست
پدافندگان آن يلان سترگ / حمودي و شيرزاد، پژمان بزرگ
نمود استوار برج و بارو حنيف/ نبيند گزند رخ ز فيل حريف

سپرده ميان را به اسكندر نيك راي/ سفيرش شده خسرو تيزپاي
وزير،مجتبي مرد انديشه باز / گشاينده رمزهاي طويل و دراز
كيانوش حريفان به ببند آورد/ كزين سد كسي بي گمان نگذرد

دو گرد دلير از بزرگان رزم / مهيا كنند بهر بينشگران شهد بزم
غزالي بقاموس بيشنگران تيز دو/ به تعقيب "فرهاد" شيث آي به دو
دگر مرد ميدان يل كارساز / كمان دار بي تالي آن آرش پاك باز
بدينسان فراهم شدي هيمه اي /كه سازند ز مس جام اسطوره اي

وصف حريف

از آن سوي صمد مرد نيكو خصال/ وزير امير رهبر آبيان چند سال
سرا پا همه شور و انگيزه دار/ بيامد برد گوي در اين كارزار
رجز ها بخواندي به ميدان رزم/ بظاهر بنرمي ولي پر زخشم
كه امروز بزرگي مرا در سر است /كله خوود سرداريم بر سر است
شرح بازي
زمان چون گذشتي دقايق ز بيست/ نشان داد مهرداد خود وزنه ايست
بينداخت زوبين چنان سفت و سخت/ كه مهدي بسختي گرفتي يل نيكبخت
فرستاد خليل ضربه اي سهمگين/ بزحمت فرستاد مهدي به كرنر، همين
بدينسان گذشت از زمان نيمه وقت/ بشد كار مردان همي بيش سخت

نيمه دوم

چو داور دوباره بسوت بر دميد/ ز پژمان نشاني به ميدان نديد
عزيز زاده آمد بميدان كرمانيان/ به لرزه نشسته تن آبيان
دگر بار مورات يل سوري قد بلند/ نواختي يكي ضربت سود مند
گرفت رحمتي ضربت مرد سور/ به يك دست و بي هيچ سختي و زور
ولي آه و دردي ز كرمان بخاست / كه هرگز نشايد بگفتن براست
به يك ضربت نيك و دشوار و سخت/ كه مورات فرستاد يك شوربخت
همان ضربتش ره به بيرون ببرد/ صمد شد هراسان يل پاك و گرد
يكي پاس زيبا ز خسرو فرهاد رسيد/ بضرب اندرش آسمان سر كشيد
ز آرش نمانده توان پاره اي /بانديشه پرويز نمود چاره اي
شريفات آمد دگر بار كه جويد نشان /جوان گرد جنگي يل كين ستان

گل اول:

يل پار و پيرار همان خسرو پيلتن/ به تندي ربود گوي از انجمن
بسرعت فرستاد يكي هديه زرنشان/ به قيچي مجيدي خريدش به جان
فرستاد زوبين به باروي ارشاد شير/ كليد دار دروازبان، وشمگير
مجيدي دوان سوي پرويز بود / سلامي نظامي به نيمكت نمود
چو زوبين به دروازه مس نشست /بناگاه بغض صمد در گلويش شكست
بر آمد زكرمانيان حسرت ودرد ودود / چو آتش بر آمد به آسمان چه زود

گل دوم:

شريفات به هيجده قدم ره بيافت به شوتي چنان ضربه اي برنواخت
كه ارشاد و كرمانيان گشته مات به دستپاچگي مانده گويي بذات
فرستاد به ميدان صمد آن بياتي نيا همان مرد جنگ آور امده از صبا
بيابد رهي گر به دروازه آبيان مساوي كند بازي باخته را ناگهان

گل مس

صمد را چنين چاره شد كارساز / بچند لحظه سخت و سرشار ز راز
فراهم نمودي حمودي كنون بهره اي / بياتي گرفت كام از لحظه اي
فرستاد زوبين به دروازه ي رحمتي / ببرد گوي رندي به هيچ زحمتي
شدي صحن ميدان پر از اضطراب/ فرستاد پرويز علي پر شتاب
كه تا گوي رندي برد زين ميان / ز ميدان دشوار كرمانيان
به پايان شد اين خان و چند روز بيش/ به ميدان شوند آبيان رزم كيش
بميدان آزادي و فجر و شيرازيان / روند تا به قله رسند آبيان ''

mahi.f
08-18-2011, 03:10 AM
یک پیرمردامریکائی که بشدت به همسرش عشق می ورزد؛ تصمیم گرفت برای سالگرد50 مین سال ازدواجش برای همسرش یک سورپرایز اساسی ترتیب بدهد.برای این منظور به یکی ازشرکتهای بزرگ تبلیغاتی مراجعه نموده وسفارش دادتاپیغامی به همین منظور بروی یک بیلبورد دریکی ازشلوغ ترین آزادراه های شهر"سن فیلیپ"به نمایش بگزارد .اوخواست علاوه برهمسرش همه مردم شهر بدانندکه چقدرهمسرش رادوست دارد.
http://us.mg41.mail.yahoo.com/ya/download?mid=1%5f49000%5fAEp1%2bFcAAOIqTjL3QgUayXj YJSA&pid=2.2&fid=Inbox&inline=1
او برای اینکه همسرش رامتوجه این کارکندبا یکی ازدوستان پلیس هماهنگ کردکه وقتی اووهمسرش به نزدیکی تابلورسیدند؛ خودرو آنهارا به منظورتخلف متوقف نموده و به بررسی مدارک آنها بپردازدکه از این طریق همسرش قطعاً متوجه این بیلبوردخواهدشد.

http://us.mg41.mail.yahoo.com/ya/download?mid=1%5f49000%5fAEp1%2bFcAAOIqTjL3QgUayXj YJSA&pid=2.3&fid=Inbox&inline=1
اتفاقاً همین طورهم شد و همسرش متوجه این قضیه شدو درهمین هنگام پیرمردقصه ماباتقدیم دسته گلی به همسرش برای 50 مین بار از او تقاضای ازدواج نمود.http://us.mg41.mail.yahoo.com/ya/download?mid=1%5f49000%5fAEp1%2bFcAAOIqTjL3QgUayXj YJSA&pid=2.4&fid=Inbox&inline=1

ramin_ra
08-28-2011, 05:01 PM
http://www.artbook.ir/wp-content/uploads/2010/01/mollah-nasreddin2.jpg

لطیفه های توپ
غضنفر به قسمت شفاهی امتحان پایه یكش میرسه.. ساعت سه نیمه شبه شما در كامیونت هستی شاگردتم كنارت خوابه برف هم شدیدا داره میباره جاده یكطرفس اینورت دره اونورتم كوههه... كامیون دیگه از روبروت با سرعت داره میاد طرفت اولین كاری كه باید بكنید چیه. غضنفر میگه فوری شاگردمو بیدار میكنم... برای اینكه فكر نكنم اونهم تا حالا تو عمرش همچین تصادفی رو دیده باشه...
************************************
خانووم... بعدی اين كه هفت هشت دفعه، هي اومدس و رفتس وديدس و نخريدس، بالاخره، باري آخر كه اومدس، كم و بيش همون پارچه رو پسنديدس و خبري مرگش با کلی چونه نصف قیمت خريدس. بردس، برا اينكه یهوآب نرد و كوچيك نشد، پارچه را شستس، بريدس ، دادس براش دوختن، پوشيدس، باهاش رفتس عروسي، توعروسي كلي پزدادس، قر دادس ، رقصيدس و .. كلي توش نيشسس، با هاش بغل شوورش خوابيدس وغلطيدس وكپيدس، چسیدس... يه چند روز بعد دلشو زدس، رفتس پيرنو شيكافتس، دوباره شستس، حالا پس اورداس ! ميگد از رنگش خوشم نيومدس!! اين پارچه دون، حج آقا ! لطفآ پولمو پس بديند.....! راستي راستي که چه پدر سوختس !!
*********************************
پدر برای اولین بار دید كه دخترش به جای اینكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یك ربع حرف زدن تلفن رو قطع كرد.
پدر پرسید: - كی بود؟
دختر گفت: شماره رو عوضی گرفته بود.
*****************************
از یارو ميپرسن: نظرت در باره دوران نامزدي چيه؟ ميگه:‌ اي بابا! مثل اينه كه بابات برات دوچرخه بخره ولي نگذاره سوارش بشي!

N A K H O D A
08-28-2011, 06:46 PM
طنز اجتماعی

یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دخترا تیکه می انداخت.
یه بار دخترا تصمیم می گیرن با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون

قضیه به گوش استاد می رسه. جلسه بعد یه کم دیر میاد سر کلاس، میگه از انقلاب داشتم میومدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده رفتم جلو پرسیدم،
گفتن با کارت دانشجویی شوهرمیدن!
دخترا پا میشن برن بیرون، استاده میگه کجا میرید؟ وقتش تموم شد، تا ساعت 10 بود!:24::24::24:

hasty
08-29-2011, 02:39 PM
گفتم غم تودارم
گفتا چشت دراید
گفتم که ماه من شو
گفتا دلم نخواهد
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا هوای گرمیست اه اه عرق دراید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا برو بسویی تا گل نی دراید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرامد
گفتا که ای وای دیر شد داد مامان درامد

persha
08-29-2011, 06:18 PM
یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان (http://www.roozeshadi.com/)! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟
مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!

hasty
09-13-2011, 11:46 AM
بگذار قلم را به غزل بســـــپارم
شاید گره ای باز شود از کـــارم
پرسـید: مـگر تو هــم غــزل می گویی؟
گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ !! فقط رباعــی دارم

mitra*
09-13-2011, 03:08 PM
خیلی قشنگ بود@};-

saeed3t
09-18-2011, 12:39 AM
میگن یه روز یه بادی میاد همه پرسپولیسیهارو با خودش میبره به استقلالیها میگن باد چرا شما رو نبرد میگن آخه ما سوراخ بودیم باد از وسطمون رد شد:4:

RED STORM
09-21-2011, 11:50 PM
از یکی پرسیدن: شما آخرین باری که سینما رفتین کی بود؟
_11سال پیش
_آخرین باری که فوتبال دیدین کی بود؟
_9سال پیش
_آخرین باری که موسیقی گوش کردین کی بود؟
... _20سال پیش تصادفی توی تاکسی, اونم یه کم!
_ببخشید قربان شما سِمَتتون توو این مملکت چیه؟؟

_بنده "کارشناس مسائل جوانان" هستم!!!

AYLAR
09-21-2011, 11:59 PM
تلخ بود ....
به تلخیه قهوه ی تلخ ...
warning

ASAL
09-21-2011, 11:59 PM
تلخ بود !!!!!!!

red_horn
09-22-2011, 10:34 AM
قشـــــــــــــــنگ بــــــــــــــــــــــــ ــــــــود

قشـــــــــــــــنگی یــــــــــــــک شــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــب

mahi.f
09-23-2011, 01:20 PM
مرلین منسون را چقدر می شناسید؟؟؟

مرلین منسون را چقدر می شناسید؟؟؟
به احتمال زیاد کسانی که قصد دارند راجع به شیطان پرستی و موسیقی متال و راک تحقیق کنند به شخصیتی به نام مرلین منسون برمیخورند.
http://www.up.shadfa.com/images/tklgzmt8wemki85sz5sx.jpg

معرفی مرلین منسون:
برایان هیو وارنر (Brian Hugh Warner) متولد ۵ ژانویه ۱۹۶۹ در کانتون، اوهایو، که بیشتر با نام مرلین منسون شناخته میشود خواننده و هنرمند آمریکایی است. عمدهٔ شهرت او به خاطر تصویر نامتعارف و شخصیت نمایشی او به عنوان رهبر و خوانندهٔ گروه موسیقیای با نام مرلین منسون است. این نام ترکیبی از نامهای مرلین مانرو و چارلز منسون است که در دو سر طیف محبوبیت و نفرت آمریکاییها قرار دارند.
چارلز منسون یه قاتل زنجیره ای دهه شصت امریکا بود (بعضی جاها چارلز منسون اینطور معرفی شده: یک کشیش ناراضی فرقهگرایی مسیحی) مرلین مانرو هم یه بازیگر زن بوده که از چهره زیبایی برخوردار بوده و به فساد و ایفای نقش در فیلمهای غیر اخلاقی مشهور بوده. او یکی از مشهورترین ستارگان سینما، نماد جذابیت جنسی و ستاره پاپ در قرن بیستم است. زندگی او روی پرده ، یک زندگی رویایی بود که سینما ساخته بود، اما در دنیای واقعی مشکلات و تفاوتهایی داشت که مردم از مرلین مانروی محبوبشان انتظار نداشتند. شخصیت و انتظاراتی که سینما ساخت فراتر از تواناییها و گاهی متفاوت با خواستههای او بود. وی در جایی گفته است: "من یک زن بازنده ام . مردها، زیادی از من انتظار دارند ؛ به خاطر تصویری که از من ساخته شده و خودم هم در ساخت آن کمک کرده ام ؛ من سمبلی از تنها چیزی هستم که مردان از آن استقبال میکنند.
http://www.namadha.ir/fa/wp-content/uploads/merlin-menson.jpg

گروه موسیقی به نام خود مرلین منسون:
مرلین منسون نام یک گروه آلترنتیو متال آمریکاییست که در لوس آنجلس کالیفرنیا مستقر است. موسیقی گروه گسترهٔ وسیعی از سبکها، از گلم راک و هارد راک تا اینداستریال متال و شاک راک را شامل میشود. اعضای مرلین منسون عقیدهای به پیروی از استانداردها و قوانین جاری دنیای موسیقی ندارند که این موضوع در ترانهها و طرح جلد آثار گروه مشهود است.آثار گروه تاکنون با استقبال گستردهٔ مخاطبان روبرو شده به طوری که تا به امروز چهار آلبوم از آثار آنها در هنگام انتشار در صدر ده اثر پرفروش آمریکا قرار گرفته است.
این گروه موسیقی در سال ۱۹۸۹ توسط خود مرلین منسون (خواننده) و اسکات پوتسکی (گیتاریست) در فلوریدا بنیان گذاشته شد. گروه درپی انتشار اولین آلبومشان در سال ۱۹۹۴ خیلی زود و به دلیل سبک خاص گریم و لباس اعضا، متن ترانهها و اجراهای نمایشی در کنسرتها و ویدئوهایشان مشهور شدند. اعضای گروه مرلین منسون همواره در حال تغییرند به طوری که اعضای گروه در هر آلبوم، از آلبوم قبلی متفاوتند.
http://www.100xr.com/100_XR/Artists/M/Marilyn_Manson/Marilyn.Manson-band-2003.jpg

شخصیت مرلین منسون:
مرلین منسون شیطان پرست و همجنس بازه، در اجراهاش گاهی ادای حیوانات رو در میاره و بدترین کارهای ممکن رو گاهی وقتا انجام میده. تا حالا چندین عمل جراحی داشته برای اینکه یه سری کارهایی رو بتونه انجام بده (متاسفانه کارهاش اونقدر زشته که نمیتونم اینجا راجبش بگم) از نظر دانشگاهی و آکادمیک هم مدرک بالایی داره (البته اینو شنیدم).
قسمت کوتاهی از نویسندگی فیلم ماتریکس و تخیلات انیمیشنی این فیلم رو مرلین منسون نوشته.
تابلوهای نقاشی مرلین منسون در سراسر اروپا خیلی طرفدار داره، اینم چند نمونه از نقاشی هاش...
http://www.up.shadfa.com/images/9th00xhgm3lvurmqv0bp.pnghttp://www.up.shadfa.com/images/lrn81ohxop9pv6ltxmmc.png

http://www.up.shadfa.com/images/4hvj4n5jdx8ey3jhiem.pnghttp://www.up.shadfa.com/images/4u8z6qvbunnfz1f92vx.png

http://www.up.shadfa.com/images/d8m5jxk944yo0tf7k8m.pnghttp://www.up.shadfa.com/images/p61z2us3zfscof9ov2fx.png

در یکی از اشعارش به نام (The Reflecting God)خدای منعکس شده که خیلی هم معروفه چنین جملاتی رو بکار میبره:
I went to god just to see, and I was looking at me
saw heaven and hell were lies
when I'm god everybody dies
من رفتم پیش خدا تا ببینمش، و دیدم داشتم به خودم نگاه میکردم
دیدم بهشت و جهنم دروغ بوده
وقتی من خدا باشم همه میمیرند
جالبه بدونید در یکی از مصاحبه هاش خودش رو حتی خدا میدونست و میگفت من خود خدام!!
همچنین مرلین در اشعارش (نه همه اشعار...در بعضی هاش) به خدا فحش میده و حتی خودش رو قادر مطلق میدونه.
نکته قابل توجه اینه که تو بعضی از سایتها و وبلاگها دیدم که بعضیا شدیدا ازش دفاع میکنن، اونم یه دفاع جانانه و میگن مرلین منسون یکی از بزرگترین و اصلی ترین منتقدان امریکاست و همیشه سعی داره تا به هر طریقی شده مقامات امریکایی و وابستگان به اونهارو رسوا کنه...
به نظر شما ممکنه این حرف درست باشه؟
به نظر من حتی اگه فرض کنیم این آقا منتقد امریکا و سیاست هاش باشه، مگه همین کفایت میکنه و دلیل بر خوب بودنشه؟؟؟ مگه اصلا بحث سر امریکاست؟؟ مرلین اصلا خدا رو قبول نداره که این مهمه...حالا میخواد حامی امریکا باشه یا بر ضدش...

red_horn
09-23-2011, 01:24 PM
چی جلب ....................... وایستا............... این همونی نبود که دیشب اومد خونمون گفتم اجازه نداری هی می گفت من ادم مهمی هستم اما من گوش نکردم

الماس سرخ
09-23-2011, 01:29 PM
خیلی جالب بود

babak red
09-23-2011, 01:32 PM
خوشم نمیاد از این مردک مرلین منسون

آسمون سرخ
09-23-2011, 01:48 PM
مطلب خیلی جالبی بود
و لازم به ذکره که این مردک اگه ایرانی الاصلم بود ولی چون در مورد مقدساتم اینطور صحبت میکنه حاضرم بدترین بلاهای ممکن رو سرش بیارم حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه...

mahi.f
09-23-2011, 02:20 PM
من فقط مشتاقم ببینم ... چی باعث میشه آدم به همچین جایی برسه
وچه بلایی عاقبت به سرش میاد!

Rainyboy
09-23-2011, 03:44 PM
خیلی مطلب جالبی بود...
من قبلا جست و گریخته یه چیزهایی در موردش شنیده بودم ولی نمیدونستم یه آدم میتونه اینقدر کریح باشه

N A K H O D A
09-23-2011, 09:25 PM
خیلی جذاب بودن مطالب!! ولی کلا این برج میلاد فکر کنم اینایی که کم داشته باشن و عقده ای پز دادن باشن جاشون همونجا باشه ها!!!!!!!!

lionel messi 10
09-24-2011, 02:51 AM
مرلین منسون را چقدر می شناسید؟؟؟
مرلین منسون را چقدر می شناسید؟؟؟
به احتمال زیاد کسانی که قصد دارند راجع به شیطان پرستی و موسیقی متال و راک تحقیق کنند به شخصیتی به نام مرلین منسون برمیخورند.
http://www.up.shadfa.com/images/tklgzmt8wemki85sz5sx.jpg

معرفی مرلین منسون:
برایان هیو وارنر (brian hugh warner) متولد ۵ ژانویه ۱۹۶۹ در کانتون، اوهایو، که بیشتر با نام مرلین منسون شناخته میشود خواننده و هنرمند آمریکایی است. عمدهٔ شهرت او به خاطر تصویر نامتعارف و شخصیت نمایشی او به عنوان رهبر و خوانندهٔ گروه موسیقیای با نام مرلین منسون است. این نام ترکیبی از نامهای مرلین مانرو و چارلز منسون است که در دو سر طیف محبوبیت و نفرت آمریکاییها قرار دارند.
چارلز منسون یه قاتل زنجیره ای دهه شصت امریکا بود (بعضی جاها چارلز منسون اینطور معرفی شده: یک کشیش ناراضی فرقهگرایی مسیحی) مرلین مانرو هم یه بازیگر زن بوده که از چهره زیبایی برخوردار بوده و به فساد و ایفای نقش در فیلمهای غیر اخلاقی مشهور بوده. او یکی از مشهورترین ستارگان سینما، نماد جذابیت جنسی و ستاره پاپ در قرن بیستم است. زندگی او روی پرده ، یک زندگی رویایی بود که سینما ساخته بود، اما در دنیای واقعی مشکلات و تفاوتهایی داشت که مردم از مرلین مانروی محبوبشان انتظار نداشتند. شخصیت و انتظاراتی که سینما ساخت فراتر از تواناییها و گاهی متفاوت با خواستههای او بود. وی در جایی گفته است: "من یک زن بازنده ام . مردها، زیادی از من انتظار دارند ؛ به خاطر تصویری که از من ساخته شده و خودم هم در ساخت آن کمک کرده ام ؛ من سمبلی از تنها چیزی هستم که مردان از آن استقبال میکنند.
http://www.namadha.ir/fa/wp-content/uploads/merlin-menson.jpg

گروه موسیقی به نام خود مرلین منسون:
مرلین منسون نام یک گروه آلترنتیو متال آمریکاییست که در لوس آنجلس کالیفرنیا مستقر است. موسیقی گروه گسترهٔ وسیعی از سبکها، از گلم راک و هارد راک تا اینداستریال متال و شاک راک را شامل میشود. اعضای مرلین منسون عقیدهای به پیروی از استانداردها و قوانین جاری دنیای موسیقی ندارند که این موضوع در ترانهها و طرح جلد آثار گروه مشهود است.آثار گروه تاکنون با استقبال گستردهٔ مخاطبان روبرو شده به طوری که تا به امروز چهار آلبوم از آثار آنها در هنگام انتشار در صدر ده اثر پرفروش آمریکا قرار گرفته است.
این گروه موسیقی در سال ۱۹۸۹ توسط خود مرلین منسون (خواننده) و اسکات پوتسکی (گیتاریست) در فلوریدا بنیان گذاشته شد. گروه درپی انتشار اولین آلبومشان در سال ۱۹۹۴ خیلی زود و به دلیل سبک خاص گریم و لباس اعضا، متن ترانهها و اجراهای نمایشی در کنسرتها و ویدئوهایشان مشهور شدند. اعضای گروه مرلین منسون همواره در حال تغییرند به طوری که اعضای گروه در هر آلبوم، از آلبوم قبلی متفاوتند.
http://www.100xr.com/100_xr/artists/m/marilyn_manson/marilyn.manson-band-2003.jpg

شخصیت مرلین منسون:
مرلین منسون شیطان پرست و همجنس بازه، در اجراهاش گاهی ادای حیوانات رو در میاره و بدترین کارهای ممکن رو گاهی وقتا انجام میده. تا حالا چندین عمل جراحی داشته برای اینکه یه سری کارهایی رو بتونه انجام بده (متاسفانه کارهاش اونقدر زشته که نمیتونم اینجا راجبش بگم) از نظر دانشگاهی و آکادمیک هم مدرک بالایی داره (البته اینو شنیدم).
قسمت کوتاهی از نویسندگی فیلم ماتریکس و تخیلات انیمیشنی این فیلم رو مرلین منسون نوشته.
تابلوهای نقاشی مرلین منسون در سراسر اروپا خیلی طرفدار داره، اینم چند نمونه از نقاشی هاش...
http://www.up.shadfa.com/images/9th00xhgm3lvurmqv0bp.pnghttp://www.up.shadfa.com/images/lrn81ohxop9pv6ltxmmc.png

http://www.up.shadfa.com/images/4hvj4n5jdx8ey3jhiem.pnghttp://www.up.shadfa.com/images/4u8z6qvbunnfz1f92vx.png

http://www.up.shadfa.com/images/d8m5jxk944yo0tf7k8m.pnghttp://www.up.shadfa.com/images/p61z2us3zfscof9ov2fx.png

در یکی از اشعارش به نام (the reflecting god)خدای منعکس شده که خیلی هم معروفه چنین جملاتی رو بکار میبره:
I went to god just to see, and i was looking at me
saw heaven and hell were lies
when i'm god everybody dies
من رفتم پیش خدا تا ببینمش، و دیدم داشتم به خودم نگاه میکردم
دیدم بهشت و جهنم دروغ بوده
وقتی من خدا باشم همه میمیرند
جالبه بدونید در یکی از مصاحبه هاش خودش رو حتی خدا میدونست و میگفت من خود خدام!!
همچنین مرلین در اشعارش (نه همه اشعار...در بعضی هاش) به خدا فحش میده و حتی خودش رو قادر مطلق میدونه.
نکته قابل توجه اینه که تو بعضی از سایتها و وبلاگها دیدم که بعضیا شدیدا ازش دفاع میکنن، اونم یه دفاع جانانه و میگن مرلین منسون یکی از بزرگترین و اصلی ترین منتقدان امریکاست و همیشه سعی داره تا به هر طریقی شده مقامات امریکایی و وابستگان به اونهارو رسوا کنه...
به نظر شما ممکنه این حرف درست باشه؟
به نظر من حتی اگه فرض کنیم این آقا منتقد امریکا و سیاست هاش باشه، مگه همین کفایت میکنه و دلیل بر خوب بودنشه؟؟؟ مگه اصلا بحث سر امریکاست؟؟ مرلین اصلا خدا رو قبول نداره که این مهمه...حالا میخواد حامی امریکا باشه یا بر ضدش...
من که حالم ازش بهم میخوره بخدا اگه نفوذ داشتم تو آمریکا خودم شخصا با اسلحه میکشتمش!

رز قرمز
09-24-2011, 10:36 AM
عجب آدمای چندشی پیدا میشن

Spring_red
09-24-2011, 05:43 PM
اه اه اه حالم بهم میخوره از این جور اشخاص

mahshid-m
09-24-2011, 06:07 PM
اه حالم به هم خورد اینا دیگه کین خدایا چه ادمهایی البته اسمشون ادم نیست بهتره بگم چه حیوونهایی پیدا میشه

C D E M
09-28-2011, 08:39 PM
بچه ها صبر کنید!
ببینید من چون رشتم مدیریت فرهنگیه ترم 4 تحقیقم شیطان پرستی بود.
مرلین همش میگه من منتقدم و منتقدم اما دقت کنید تو کنسرتاش خون میریزه رو خودش ادای سگ و گربه درمیاره و از این حرفا می گه آدما اینجورین همشون.
من یه مستند دارم اگر هم بخواین می تونم بهتون بدمش برای این مورداست. نمی دونین جوونای ایرانی چطور ازش حرف می زنن انگار دور از جون شماها عزیز ترین آدم تو زندگیشونه.
ببین شیطان پرستی چیزای جذابی داره حتی خود من تا چند وقت پیش انقدر در بارشون تحقیق کرده بودم تو رفتارم تاثیر گذاشته بود و افسرده شده بودم.
مرلین واقعا سنبل یک آدم گنگ هست که نمی دونه چی میخواد از طرفی به خدا فحش میده از طرفی میگه خدا منم اگر خب خدا نیست پس تو داری به کی فحش میدی آخه.
نصف این شیطان پرستا برای این عضو فرقه می شن که خاص بودنشون رو به رخ بقیه بکشن و با تیپ های غیرمتعارف نظر دیگران رو به خودشون جلب کنن. مرلین هم همینطوره

mahi.f
09-28-2011, 09:12 PM
بچه ها صبر کنید!
ببینید من چون رشتم مدیریت فرهنگیه ترم 4 تحقیقم شیطان پرستی بود.
مرلین همش میگه من منتقدم و منتقدم اما دقت کنید تو کنسرتاش خون میریزه رو خودش ادای سگ و گربه درمیاره و از این حرفا می گه آدما اینجورین همشون.
من یه مستند دارم اگر هم بخواین می تونم بهتون بدمش برای این مورداست. نمی دونین جوونای ایرانی چطور ازش حرف می زنن انگار دور از جون شماها عزیز ترین آدم تو زندگیشونه.
ببین شیطان پرستی چیزای جذابی داره حتی خود من تا چند وقت پیش انقدر در بارشون تحقیق کرده بودم تو رفتارم تاثیر گذاشته بود و افسرده شده بودم.
مرلین واقعا سنبل یک آدم گنگ هست که نمی دونه چی میخواد از طرفی به خدا فحش میده از طرفی میگه خدا منم اگر خب خدا نیست پس تو داری به کی فحش میدی آخه.
نصف این شیطان پرستا برای این عضو فرقه می شن که خاص بودنشون رو به رخ بقیه بکشن و با تیپ های غیرمتعارف نظر دیگران رو به خودشون جلب کنن. مرلین هم همینطوره

برای منم مقوله ی جالبیه
که چی باعث میشه ادم به همیچین جایی برسه
هرچی داری رو کن استفاده کنیم
من دوس دارم راجبشون کامل بدونم@};-

الماس سرخ
09-28-2011, 09:41 PM
مونا جان ما منتظریم987654321
ولی خیلی دوست دارم این شیطان پرستارو بگیرم خفه کنم

C D E M
09-28-2011, 11:05 PM
باشه با کمال میل اول با یک پاور پوینت خیلی خیلی جذاب شروع می کنم که شروع کنیم روش بحث کردن اما قبلش می خوام ازتون قول بگیرم گه تو عمق ماجرا نرید چون واقعا روتون تاثیر می ذاره. همتون همینجا باید قول بدید چون موضوعات و مطالبم واقعا جذبتون می کنه و اگر درگیر بشین واقعا کاری از دست من بر نمیاد

N A K H O D A
09-28-2011, 11:33 PM
داره خطرناک میشه کم کم بابا!!!!!

C D E M
09-29-2011, 04:06 PM
بله عباس آقا از اون چیزی هم که فکرشو می کنی خطرناک تره چون درسش رو من خوندم و در کل یک ترم اونچنان غرقش شده بودم که تمام زندگیم رو بدون اینکه خودم بفهمم تحت تاثیر قرار داده بود. حالا در ادامه بیشتر متوجه میشین. من امشب پاور پوینت رو میذارم بعد از خوندنش اونقدر سوال تو ذهنتون میاد که خدا می دونه. بعد کم کم می تونیم بحثش رو شروع کنیم![

persha
09-29-2011, 04:34 PM
بوق در فرهنگ ما ایرانی ها :4:



http://www.up.98ia.com/images/9imkndke6bjrdqe7c3s.jpg

persha
09-29-2011, 04:48 PM
یك بابایی داشته از سر كار برمیگشته خونه ،یهو میبینه یك جمع عظیمی دارن تشییع جنازه میكنند ، منتها یه جور عجیبغریبی . اول صف یك سری ملت دارن دو تا تابوت رو میبرن ، بعد یك یارو مَردهبا سگش راه میره ، بعد ازون هم یك صف 500 متری ملت دارن دنبالشون میرن . یارو كَف میكنه ، میره پیش جناب سگ دار ، میگه : تسلیت عرض میكنم قربان ،خیلی شرمندم . میشه بگید جریان چیه ؟ یارو میگه : والله تابوت جلوییهخانممه ، پشتیش هم مادر خانومم ، هردوشون رو دیشب این سگم پاره پاره كرد ! مَرده ناراحت میشه ، همینجور شروع میكنه پشت سر یارو راه رفتن ، بعد از یكمدت برمیگرده میگه : ببخشید من خیلی براتون متاسفم ، میدونم الانم وقتپرسیدن اینجور سوالا نیست ، ولی ممكنه من یك شب سگ شما رو قرض بگیرم ؟! مَرده یك نگاهی بهش میكنه ، اشاره میكنه به 500 متر جمعیت پشت سر ، میگه : برو ته صف!

الماس سرخ
09-29-2011, 10:33 PM
1.آیا می دانید قرمزی درون کالباس از گوشت تاج خروس است.( زیر دندان خود حس کرده اید)


2.آیا می دانید ماده ی اولیه کالباس و سوسیس از سویاست که سودا زا و مضر است و موجب کم حافظگی میشود بنابر شواهد عینی زایدات گوشت وگوشتهای غیرقابل استفاده برای ساخت سوسیس ککالباس استفاده می شود
3.آیا می دانید در ماکارونی 20% گلوتن صنعتی استفاده می شود که سرطانزاست. و در بسیاری کارخانه ها نان خشک کپک زده بجای آرد در ماکارونی استفاده میشود, و ماکارونی یبوست زاست.
4.آیا می دانید سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانسهای علمی به عنوان سم کبد معرفی می شود
5.آیا می دانید در نان باگت برای متخلخل شدن از پودرهای بکینگ یا جوش شیرین زیاد استفاده می شود که در گمرکها با علامت مرگ وارد می شود
6.آیا می دانید نان های مصرفی بدلیل فاقد سبوس بودن از مهمترین قسمت ریز مغذی که گروه ویتامینهای(ب) می باشند محرومند و نان باگت بدترین نانهاست.
7.آیا می دانید ساندیسها, نوشابه ها, بیسکویتها, کیکها و... با قندهای مصنوعی چون ساخارین که 1000 برابر شیرین تر از قند معمولی است ساخته می شود که دشمن کبد و کلیه می باشد
8.آیا می دانید رنگهای افزودنی در نوشابه ها, ساندیس ها, کیکها, آدامسها و ... همه سرطان زا هستند
9.آیا می دانید ماده مخدر بنام cola( پپسی کولا, کوکا کولاو ...) در اکثر نوشابه ها وجود دارد که کافئین و کارامل از این دست هستند.
10.آیا می دانید گوشت مرغ وماهی های پرورشی با هورمونها هستند که عوارض متعدد به بار می آورند
11.آیا می دانید سرکه های صنعتی از اسید استیک محلول در آب بعلاوه اسانسها و رنگها هستند که همگی بسیار مضرند.
12.آیا می دانید قیمت روغن ها مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود 12 الی 15 هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازار 900 الی 800 تومان است که از یک کیلو تخم آفتابگردان ارزانتر است.
13.آیا می دانید بیشتر محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی که محصول پالایشگاهای نفت است درست شده است که کلسترول خون را افزوده موجب چربی خون و... می شود که کشنده است.
14.آیا می دانید جهت براق شدن خیار گلخانه ای از روغن مالی استفاده و خیار گلخانه ای بدلیل ندیدن نور خورشید سرطان زا و خطرناک اند.
15.آیا می دانید موز بجای هوای گرم جنوب در گلخانه های شهرهای مختلف از جمله شهرهای شمالی آن هم توسط کاربیت در ظرف چند روز بطور انبوه به عمل می آید و موجب تولید مرض است و موز یبوست زاست.
16.آیا می دانید در اکثر کارخانه های آبلیموهای صنعتی حتی یک عدد لیمو هم وارد نمی شود و آب لیمو صنعتی از (( آب کاه)) بعلاوه برخی اسانسها و جوهر نمک تولید می شود که همین امر موجب ته نشین نشدن محتوای آب لیمو می باشد
17.آیا می دانید کره گیاهی دروغی بیش نیست و با مواد پایه ای نفت و در برخی کشورها فضولات انسانی تولید می شود و موجب تشکیل پلاک اتروم در عروق کرونر قلب و بیماری های ایسکمیک قلبی می شود و شعار ((کره مارگارین(گیاهی)دوست قلب شما)) فریب افکارعمومیست.
18.آیا می دانید نوشابه ها موجب آسیب دیدگی سلولهای کبدی بیقراری نامنظمی ظربان قلب به علت وجود بنزوات سدیم و کافئین می شود.
19.آیا می دانید گاز co2 موجود در نوشابه سبب پوکی استخوان می شود, فسفر و اسید فسفریک آن رقیب کلسیم سطح استخوان و موجب نرمی استخوان می شود. یک عدد نوشابه به اندازه شش بشقاب برنج چاق کننده است و ضرر شربتهای کارخانهای مشابه ((سن ایچ)) کمتر از نوشابه نیست
20.آیا می دانید مواد قندی موجود در نوشابه ها موجب پوسیدگی دندانها می شود (دندان شکسته داخل نوشابه پس از 7 ساعت حل می شود).
21.آیا می دانید سس مایونز حاوی مواد نگهدارنده(سربات پتاسیم و بنزوات سدیم) است که سرطان زا هستند.
22.آیا می دانید سس مایونز از همه غذاها مضرتر برای صدمه به پوست و جوش صورت است.
23.آیا می دانید پفک براساس تحقیقات علمی انجام شده در کشور انگلستان موجب عقیمی و ناباروری در کودکان می گردد.
24.آیا می دانید پفک حاوی تارترازین( ماده قرمز و نارنجی رنگ) سبب اختلالات رفتاری و اضطراب و پرخاشگری و عصبیت در اطفال می شود
25.آیا می دانید پنیر پفک اغلب پنیر تلخ( پنیر فاسد) و گندیده تاریخ مصرف گذشته می باشد چسبندگی پفک براساس تحقیقات تا 7 بار مسواک هم تمیز نمی شود و موجب بی اشتهایی میشود و آمار مصرف پفک در ایران روزانه هر نفر 2 عدد می باشد
26.آیا میدانید برنج پرمصرفترین اقلام سفره امروز ایرانیان سودازاست و موجب غلظت خون می شود. برنج یبوست زاست که یبوست مادر همه بیماریهاست . برنج موجب انسداد عروقی سنگ صفرا و سنگ کلیه می شود خوردن برنج موجب تیرگی پوست می شود
27.آیا می دانید چای سیاه موجب کم خونی, آریتمی قلبی, اختلالات گوارشی, چروکیدگی پوست و ریزش مو می شود
28.آیا می دانید شکر سفید برای کبد مضرو موجب به هم خوردن متابولیسم سلولهای کبدی و مواد رنگبر قند و شکر هم مضر می باشد
29.آیا می دانید قند و شکر تفاله ی باقیمانده چغندر قند و نیشکر است که مواد ارزشمندی آن گرفته شده به دامها داده می شود
30.آیا می دانید به مرغها آنتی بیوتیک های متنوع و متعددی خورانده می شود که درصد بروز و شیوع عفونتهای میکروبی مصرف کنندگان را بالا می برد مرغهای ماشینی براساس تحقیقات فرانسوی ها بدلیل محرومیت از نور آفتاب بسیار مضرند
31.آیا می دانید اسیدهای چرب ترانس در چیپس پس از حرارت مکرر سرطان زا می شود
32.آیا میدانید ظروف استیل سرب در داخل غذا مینماید که سرطان زاست ظروق تفلون به دلیل تخریب لایه های تفلون سرطان زاست
33.آیا می دانید ظروف آلومینیوم موجب کم خونی, آلزایمر, ضعف اعصاب و لرزش دست می شوند و ظروف لعاب دار حاوی ترکیب سرب بوده و سرطان زاست. ظروف زودپز, تندپز, مایکروویو و دستگاهای داغ کننده برقی همگی مضرند.
* در دنیايی که سیگار فروخته و تبلیغ میشود چه جای تعجب است و اما چه کنیم؟
* بهترین غذا آبگوشت با گوشت گوسفند است و بهترین روغن, روغن حیوانی است. روغن کنجد و زیتون هم بهترین روغن گیاهیست. بهترین نان نانهاي سبوس دار است مثل نان سنگک بهترین نوشابه سکنجبین است که ترکیب مقداری عسل سرکه و ... می باشد بیش از صد نوع چای هم اکنون در کشور ما موجود است که متناسب با مزاجها مصرف انواع آنها توصیه می شود مثل( چای کوهی, گل گاو زبان, سنبل الطیب, گزنه, زنجبیل, گل نسترن, پونه, بابونه, دارچین, آویشن, استخودوس,...) همراه کمی نبات بجای قند وشکر استفاده از خرما, ارده شیره انواع میوه ها کشمش, توت خشک, عسل بسیار بجاست. بهترین ظرف که هم کمبودهای خون بدن را جبران کرده و هم موجب میکروب زدائی از غذا می شود ظرف سنگی و مسی می باشدکه سفارش ائمه معصوم و رایج در کشورمان بوده است آیا اگر وزارت بهداشت, صدا و سیما و ... نتوانند از زیر تسلط سرمایه داران, کارخانه داران, صاحبان شرکتها, تراستها, کارتل های داخلی وخارجی, بیرون بیایند, ما تکلیفی برای تندرستی نداریم !!!

persha
09-30-2011, 06:03 PM
دختر هفت ساله:
این اتفاق تاسف بار در محلهی جردن رخ داده :
مادر دختر ۷ساله از خانه بیرون میرود برای خرید بعد از ۱۰ دقیقه دختر درب خانه ی همسایه رامیزند پسری ۲۷ ساله به اسمه مهدی در رو باز میکنه با روی خوشی با الناز صحبت میکندالناز میگوید :

من تنهام میشهبیایید خانه ی ما زیر غذا رو کم کنید تا مادرم برسه من از گاز میترسم وگرنه خودماین کار انجام میدادم، مهدی که متعجب شده بود به خانه ی دختر ۷ ساله(الناز) میرود،وقتی مهدی وارد میشود میبیند گاز روشنه زیره گاز رو کم میکنه بعد الناز برای مهدییک لیوان شربت میاره داخل شربت داروی بیهوشی ریخته بود، مهدی با خوردنه شربت بهخوابی عمیق فرو میرود در همین لحظه الناز داد میزنه حسین بیا یه نفر سرکار رفته همهی این متن رو خونده
:24::24::24:

N A K H O D A
09-30-2011, 06:43 PM
یه نفر سرکار رفته همهی این متن رو خونده
:24::24::24:
یکی طلب من:4:بدجوریم سرکاربودما:24:

جانم فدای پرسپولیس
10-17-2011, 12:23 PM
اگه تونستي به اين سوال ساده جواب بدي




اين رو چه‌طوري حل مي‌کني؟! فقط يک سؤاله، پس وقت بذار و درباره‌اش فکر کن.




از بچه‌هاي پيش‌دبستاني اين سؤال پرسيده شد :



«اتوبوس توي اين شکل به کدوم طرف مي‌ره؟!»

http://us.mg4.mail.yahoo.com/ya/download?mid=1%5f370670%5fABS3iGIAADciTCrzTweabTpj RWs&pid=2.2&fid=Inbox&inline=1

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
.



با دقت به شکل نگاه کن.

مي‌توني جواب بدي


.


.


.


.

.


.


.

.



(جواب‌هاي ممکن، چپ يا راست هست)

درباره‌اش فکر کن

.


.

.

.

.


.

.


هنوز نمي‌دوني؟

.


.


.


.


.باشه، من به‌ات مي‌گم

.

.

بچه‌هاي پيش‌دبستاني همگي جواب دادند: «چپ»

.

.

.



وقتي ازشون پرسيدن که چرا فکر مي‌کنيد اتوبوس داره به طرف چپ مي‌ره؟

اونا جواب دادن:

.

.

.

.

«چون توی عکس، نمي‌توني در اتوبوس رو ببيني.»

.

.

..

الآن چه احساسي داري؟

مي‌دونم. من هم همين‌طور.
http://us.mg4.mail.yahoo.com/ya/download?mid=1%5f370670%5fABS3iGIAADciTCrzTweabTpj RWs&pid=2.3&fid=Inbox&inline=1

جانم فدای پرسپولیس
10-17-2011, 01:01 PM
مجله همــشهري جوان، در شماره اخـــيرش ،191 ، ليستي حيرت انگيز از اســـامي ايرانيان منـــتشر کرده که صـــاحبان اين اسامي، از سال هفتاد به اين سو براي تغيير نامشان، به ثبت احوال مراجعه کرده اند. اسامی را با دقـت بخوانید :



http://us.mg4.mail.yahoo.com/ya/download?mid=1%5f334483%5fADK3iGIAAKYETC8FqAP%2bOG UtEkU&pid=2.2&fid=Inbox&inline=1

ثنا بانو
10-17-2011, 01:13 PM
راهنمای ازدواج برای دختران (http://shahin1.blogfa.com/post-191.aspx)
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .

۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتونین فانوس هم روشن کنین .

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده میکنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی میکنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر گیرت بیاد . نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند:4::4::4:

جانم فدای پرسپولیس
10-17-2011, 01:16 PM
دهه 60تی ها!!!!!!


http://majidmahjoor.persiangig.com/majidcartoon/comic/60tiha.jpg
شما دهه شصتی هستی؟؟؟؟؟؟؟؟

ثنا بانو
10-17-2011, 01:16 PM
مقایسه حقوق زنان در امریکا ایران و عربستان (http://shahin1.blogfa.com/post-186.aspx)
۱-اگر یک زن سیگار بکشد:
در امریکا به او می گویند: زن سیگاری
در ایران به او می گویند: زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
۲-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند:
در امریکا به او می گویند: فمنیست
در ایران به او می گویند: تهمینه میلانی
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
۳-اگر یک زن مورد سوء استفاده قرار بگیرد:
در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
۴-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:
در امریکا: احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در ایران: احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته.
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!
۵-زنان:
در امریکا اجازه دارند در پزشکی، حقوق، مهندسی و … تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی، حقوق، مهندسی و …. به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند.
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند! ۶- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:
در امریکا: درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد (زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: دو هفته)
در ایران: درخواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد می تواند از همسرش جدا گردد (زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: ۱۴ الی ۱۵ سال!)
در عربستان: درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند.
۷-یک دختر ۱۸ ساله:
در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!
۸-تبریک میگم شما پدر شدید بچتون یه دختره !
در امریکا: Oh God Thanks
در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!
در امریکا اجازه دارند در پزشکی، حقوق، مهندسی و … تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی، حقوق، مهندسی و …. به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند.
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!
۶- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:
در امریکا: درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد (زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: دو هفته)
در ایران: درخواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد می تواند از همسرش جدا گردد (زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: ۱۴ الی ۱۵ سال!)
در عربستان: درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند.
۷-یک دختر ۱۸ ساله:
در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!
۸-تبریک میگم شما پدر شدید بچتون یه دختره !
در امریکا: Oh God Thanks
در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!
در عربستان: نعم؟ البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنگ سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!

N A K H O D A
10-30-2011, 06:35 PM
رستوران مبتکر
کی از غذاخوری‌های بین‌راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود:

شما در این مکان غذا میل بفرمایید، ما پول آن را از نوه شما دریافت خواهیم کرد.

راننده‌ای با خواندن این تابلو اتومبیلش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلی سفارش داد و نوش‌جان کرد.

بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت که بیرون برود، ولی دید که خدمتگزار با صورتحسابی بلند بالا جلویش سبز شده است. با تعجب گفت:
مگر شما ننوشته‌اید که پول غذا را از نوه من خواهید گرفت؟!

خدمتگزار با لبخند جواب داد: چرا قربان، ما پول غذای امروز شما را از نوه‌تان خواهیم گرفت،
ولی این صورتحساب مال مرحوم پدربزرگ شماست

N A K H O D A
10-30-2011, 08:22 PM
انسان یا حیوانhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/3.gif
مطلبش خیلی باحاله حتما بخونید تا آخر . شاید تکراری باشه اما بازم بخونید و فکر کنید که این آدم نشین !!!!!

http://www.chumpysclipart.com/images/illustrations/xsmall2/2554_picture_of_a_donkey_kicking_out_one_hind_leg. jpg (http://groups.yahoo.com/group/ActiveDaneshjoo/join)
خدا خر را آفرید و به اوگفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.

خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا!من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من
عمری طولانی است.پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد

http://www.chumpysclipart.com/images/illustrations/xsmall2/262_excited_alert_puppy_wagging_his_tail_with_a_bo ne_in_his_mouth.jpg (http://groups.yahoo.com/group/ActiveDaneshjoo/join)


خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی
بود و بهترین دوست و وفادارترین
یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که
به تو می دهند خواهی خورد و سی سال
زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی
بود.

سگ به خداوند پاسخ داد:
خداوندا!سی سال زندگی عمری
طولانی است.کاری کن من فقط پانزده
سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را
برآورد...

http://www.chumpysclipart.com/images/illustrations/xsmall2/2577_picture_of_a_cute_little_monkey_with_big_ears .jpg


خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از
این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و
برای سرگرم کردن دیگران کارهای
جالب انجام خواهی داد و بیست سال
عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی
بود.

میمون به خداوند پاسخ داد:
بیست سال عمری طولانی است، من
می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند
آرزوی میمون را برآورده
کرد.

و
http://www.chumpysclipart.com/images/illustrations/xsmall2/922_goofy_looking_man_with_his_tongue_hanging_out_ wearing_a_smiley_face_tie.jpg (http://groups.yahoo.com/group/ActiveDaneshjoo/join)
سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی.تنها
مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره
زمین.تو می توانی از هوش خودت
استفاده کنی و سروری همه موجودات
را برعهده بگیری و بر تمام جهان
تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر
خواهی کرد.

انسان گفت:سرورم!گرچه من
دوست دارم انسان باشم، اما بیست
سال مدت کمی برای زندگی است.آن سی
سالی که خر نخواست ، آن پانزده
سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که
میمون نخواست زندگی کند، به من
بده.

و
خداوند آرزوی انسان را برآورده
کرد...



و
از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست
سال مثل انسان زندگی می
کند!!!

و

http://www.chumpysclipart.com/images/illustrations/xsmall2/2084_picture_of_a_father_giving_his_son_a_horse_ri de.jpg (http://groups.yahoo.com/group/ActiveDaneshjoo/join)
پس از آن،ازدواج می کند و سی سال
مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می
کند ، و مثل خر بار می
برد

و
http://www.chumpysclipart.com/images/illustrations/xsmall2/164_frantic_dad_trying_to_multi_task_and_work_on_t he_computer_and_iron_at_the_same_time_with_childre n_causing_chaos.jpg


پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،
پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در
آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و
هرچه به او بدهند می
خورد...!!!
و
http://www.chumpysclipart.com/images/illustrations/xsmall2/3636_picture_of_an_angry_old_man_waving_his_cane.j pg (http://groups.yahoo.com/group/ActiveDaneshjoo/join)
وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون
زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به
خانه آن دخترش می رود و سعی می کند
مثل میمون نوه هایش را سرگرم
کند...!!!

Red Shark
10-30-2011, 09:33 PM
فقط یک ایرانی استعداد چت کردن همزمان با ۸ آی دی یاهو رو داره

فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره!

فقط یک ایرانی میتونه بوسیله بوق ماشین از و احوالپرسی گرفته تا فحش ... استفاده کنه!

فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جای آرزوی خوشبختی انواع راه های کشتن گربه دم حجله را آموزش می دهند.


فقط در سریال های ایرانیه که آدم خوباش فقیرند و پر از اعتقاد و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هیچ وجه آدم ها نمی تونند هر دو خصلت را داشته باشند ..

فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه

فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی میگه "اگه میخری بیارمش"

فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته

فقط خانمهای ایرانی هستند که دچار عارضه پوستی هستند و رنگ
پوست صورت با گردنشون 6 درجه فرق میکنه

فقط در ایرانه که با داشتن زن 3 ،2 تا دوست دختر امری اجتناب ناپذیره

فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام میهمان ها و خدمه بیشتره


فقط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت با کسایی که باهاشون اومدی، بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی

فقط یک خانم ایرانیه که توی /س/و/پ/ر/ مارکت، سلمونی، مهمونی، صف مرغ و تخم مرغ، کفش پاشنه 25 سانتی میپوشه

فقط در ایرانه که توی مهمونی، آدمها بجای معاشرت کردن و شاد بودن فقط به دنبال ایراد گرفتن و سوژه کردن هستند!

فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع دور و برش جمع می شن و می پرسن اجاره خونه اون ور آب چقدره؟

فقط یک پدر بیچاره ایرانیه که مجبوره خرج بچه هاشو تا زنده است بده بعد هم بگن بیچاره سنی نداشت سکته کرد!

فقط در ایرانه که ابروی دختراش 6 خط بالاتره

فقط در ایران بعد از طلاق، زنه فاسد بوده و مرده دیوانه!

فقط یه دختر ایرانی این استعداد رو داره که توی گرمای تابستون چکمه بپوشه و توی سرمای زمستون صندل

فقط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست ظرف یکبار مصرف میده تا 2 لقمه باقیمونده غذاشو ببره خونه چون فکر میکنه پول داده

فقط یک ایرانیه که تو رستوران سالاد را شخم میزنه و قبل از اینکه غذا رو براش بیارن سیر میشه

فقط ایرانی ها هستند که معتقدن که هنر، فقط و فقط نزد خودشونه

فقط ایرانی ها هستند که در فرودگاه ها یه 40/50 کیلو اضافه بار دارن

فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران هتل دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه در حال خوردن غذا بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم

فقط در اداره های دولتی ایرانه که هیچ وقت حق با مشتری نیست و هر یک از کارکنان خود مدیر کل آن اداره هستند و در ضمن به نشانه خاکی بودن کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره ميچرخه.

فقط در اداره های دولتی ایرانه که امکان داره پرونده های شما گم بشه.

فقط در ایرانه که پسر به پسر تیکه میندازه تا
پیش دوست دخترش کلاس بزاره! ..

Red Shark
10-30-2011, 09:35 PM
علت درس نخوندن دانشجویان ایرانی (http://cheshmak.ace.st/t304-topic#903)
بالاخره بعد از مدت ها مطالعه و تحقیق ، علت درس نخوندن دانشجویان ایرانی کشف شد



1) در سال پنجاه و دو جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند



2) حداقل پنجاه روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی برای یک فرد نرمال مشکل است 263 روز باقی میماند



3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود بنابراین 141 روز باقی میماند



4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1ساعت تفریح را می طلبد که جمعا پانزده روز میشود پس 126 روز باقی میماند



پنج) طبیعتا 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز میشود پس 96 روز باقی میماند



6) 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است.

چرا که انسان موجودی اجتماعیست این خود پانزده روز است.پس 81 روز باقی میماند



7) روزهای امتحان سی و پنج روز از سال را به خود اختصاص میدهند پس 46 روز باقی میماند



تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند پس 16 روز باقی میماند



9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید پس 6روز باقی میماند



10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود پس 3 روز باقی میماند



11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرد پس 1 روز باقی میماند



12) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟



نتیجه اخلاقی: یک دانشجوی نرمال نمی تواند درس بخواند

alaya
10-31-2011, 04:08 PM
سال ۱۲۳۰ :
مرد : دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…. !!!

زن : آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید !!! نا محرم که خونمون نبود . حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده…!!!

مرد: بلند خندیده ؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. !!! نخیر نمی شه باید بکشمش… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن (http://joksara.blogsky.com/?q=%D8%B2%D9%86)، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر (http://joksara.blogsky.com/?q=%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1)گناهکارشو میبخشه…



سال ۱۲۸۰ :
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی ؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی !!! تو غلط می کنی !!! تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها ! شکر خورد. !!! دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده…

مرد (با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت… !!!

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …




سال ۱۳۳۰ :
مرد (http://joksara.blogsky.com/?q=%D9%85%D8%B1%D8%AF) : چی؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بو******ی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می ******م…

زن: آقا، تورو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ…

مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم . یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کنی…

– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو میبخشه …


سال۱۳۸۰ :
مرد: کجا ؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مثه جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من… تو رو… می کشم…

زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).

مرد: من… اینطوری نیستم. دختر (http://joksara.blogsky.com/?q=%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1)لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره… !!! (لطفا بد برداشت نکنید !!! )




سال ۱۴۰۰ :
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه…

بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو میبخشه !!!

الماس سرخ
11-02-2011, 10:06 PM
سخنانی از جورج برنارد شاو
http://www.gevogroup.com/images/-Mails-/Sokhanani%20Az%20George%20Bernard%20Shaw.jpg (http://groups.yahoo.com/group/Gevo/join)
به مناسبت سالروز درگذشت جورج برنارد شاو
(١١ آبان ١٣٢٩)
١) یک مرد تا زمانی که صحبت‌هایش را انکار نکنید حرفی نمی‌زند!
٢) روش جوک گفتن من این است که واقعیت را بگویم. واقعیت خنده‌دارترین لطیفه دنیا است.
٣) وقتی که انسان بخواهد ببری را بکشد، اسمش را ورزش می‌گذارد اما اگر ببر بخواهد او را بکشد اسمش درنده خویی است.
٤) عده کمی از مردم بیش از یک یا دو بار در سال فکر می‌کنند. من با یکي دو بار فکر کردن در هفته برای خودم شهرتی دست و پا کردم.
٥) مرد خردمند سعی می‌کند خودش را با دنیا سازگار کند و مرد نابخرد اصرار دارد که دنیا را با خودش سازگار کند. بنابراین کلیه پیشرفت‌ها بستگی به تلاش‌هاي مرد نابخرد دارد.
٦) ما از تجربه کردن می‌آموزیم که انسان هیچگاه از تجربه کردن چیزی نمی‌آموزد.
٧) اگر وقت کافی باشد هر چیزی برای هر کسی دیر یا زود اتفاق می‌افتد.
٨) اگر در موزه ملی آتش‌سوزی شود، کدام نقاشی را نجات خواهم داد؟ البته آن را که به در خروجي نزدیک‌تر است.
٩) تنها کسی که با من درست رفتار می‌کند خیاطم است که هر بار که مرا می‌بیند، اندازه‌های جدیدم را می‌گیرد؛ بقیه به همان اندازه قبلی چسبیده‌اند و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم.
١٠) در زندگی دو تراژدی وجود دارد: این که به آنچه قلبت می‌خواهد نرسی و این که برسی!
١١) انسان‌های خوش‌بین و بدبین هر دو برای جامعه مفید هستند، خوش‌بین هواپیما را اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات!
١٢) وقتی چیزی خنده‌دار است با دقت در آن حقیقتی پنهان را جست و جو کنید!

sky girl
11-02-2011, 10:55 PM
شادی پس از گل در یکی از مسابقات پخش زنده شبکه ۳ سیما صحنه شرم آوری را رقم زد!
http://www.fungozar.com/wp-content/uploads/119015_7812.jpg

Ebi_ JASHOO
11-02-2011, 11:12 PM
بانک معتادان جوان بزودی قرعه کشی میکند .... 100 دستگاه پکنیک.....50 کمک هزینه خرید منقل وبافور......10 کمک هزینه سفر به زاهدان......وهزاران جایزه یک مثقالی دیگر:moong:

Ebi_ JASHOO
11-02-2011, 11:46 PM
ما زین جهان از پی دلدار میرویم......به شوق دیدن حیدرکرار میرویم.....درب بهشت گر نگشایند به روی ما..... ما اهل بندریم از روی دیوار میرویم:offff:

alaya
11-03-2011, 02:57 AM
در یک حرکت انتحاری 70 میلیون ایرانی دست به دست هم دهیم و به سمت خورشید فوت کنیم تا هوا خنک بشه. زمان رو تنظیم کنید: ساعت 12 ظهر فردا... همگی فوت کنید مطمئن باشید تاثیر داره... لطفا اطلاع رسانی کنید.

ياد اون روزها بخير. وقتى من بچه بودم، مادرم يک تومن به من مى داد و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کيلو سيب زمينى، دو بسته نان، سه پاکت شير، يک کيلو پنير، يک بسته چاى و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان ديگه از اين خبرها نيست... !همه جا توى فروشگاه ها دوربين گذاشته اند

یک روز یک هواپیما از ایران داشته به سمت پاریس میرفته. بعد از چند دقیقه خلبان از بلندگو میگه: خلبان اسپیکینگ مسافران لیسینینگ! موتور چپ هواپیما از کار افتاد ولی شما نگران نباشید من یک خلبان حرفه ای ام و شما رو سالم می رسونم.
دوباره چند دقیقه بعد خلبانه می گه: خلبان اسپیکینگ مسافران لیسینینگ موتور راست هواپیما هم از کار افتاد ولی شما نگران نباشید من حرفه ای ام و و فرودگاه هم نزدیکه.
باز بعد از چند دقیقه اینبار می گه: خلبان اسپیکینگ مسافران لیسینینگ پلیز ریپید افتر می: اشهد ان لا الله الا الله.......

یه روز یه پیرمردی عزرائیل رو می بینه که داره از دور میادطرفش. ازترس جونش فرارمی کنه می ره داخل یه مهد کودک کنار بچه ها می شینه شروع می کنه به بیسکویت خوردن.
عزرائیل میادپیشش ومیگه: داری چیکار می کنی؟
پیرمرد با صدای بچه گانه میگه: دارم قاقا میخورم.
عزرئیل میگه: پس قاقاتو بخور بریم دَدَر.

به غضنفر میگن اگه یه دختر بهت پا بده چی کار می کنی؟ میگه خوب میدمش به یه جانباز!

غضنفر یه تیکه آشغال مي پره تو چشمش . می ره جلوی آينه تو چشش فوت ميكنه. خانمش بهش ميگه ديوونه تو فوت نكن بذار اون فوت كنه!

به غضنفر ميگن نظرت در باره ي توپ فوتبال چيه؟ يه كم فكر مي كنه ميگه:شطرنج گردالي..؟!

یارو تو ماشینش آهنگ عربی گذاشته بود با صدای بلند. بهش گیر می دن می گه: ای بابا نمی زارید تو این ماه محرم یه قران شاد گوش بدیم!

به غضنفر ميگن با عذاب جمله بساز ميگه ماهي هر وقت از آب بگيري تازه است.

به غضنفر ميگن با جوراب جمله بساز ميگه من وقتي تشنه ميشم بد جوراب مي خورم!

دايناسوره به دوست دخترش ميگه مياي بريم سينما …ميگه نه!… مياي بريم شام.. ميگه نه! ..مياي بريم خونمون… ميگه نه!….. دايناسوره ميگه … به درک خوب همين کارارو کردي نسلمون منقرض شد ديگه!

غضنفر چهار تا قالب صابون می.خوره تا به مرز خودكفایی برسه!

از یارو میپرسن از چه تریپ لبی خوشت میاد؟ میگه: از لبِ جو!

از غضنفر می.پرسن: بلدی پیانو بزنی؟! میگه: نه. ولی یه داداش دارم..... خب اونم! نه

alaya
11-03-2011, 02:59 AM
مسافر: آقاي راننده! شما اين قدر سر پيچ ها تند مي روي، نمي ترسي؟

راننده: نه جانم! ولي اگر تو مي ترسي مثل من چشم هايت را ببند!



احمد: چرا چشم هایت را بسته ای و جلوی آینه ایستاده ای؟

رضا: می خواهم ببینم وقتی که خواب هستم، چه شكلي مي شوم!



از غضنفر مي پرسن: شما كجاي شهر مي شينين؟ مي گه: هرجا كه خسته شم!!!

غضنفر و دوست دخترش سوار موتور بودن دختره میگه:چشمات مال منه /نفست ماله منه/نگات مال منه...
غضنفر میزنه بغل میگه:یالا پایین الان میگی موتورتم ماله منه!!
http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gifhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gifhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gif

برنده جایزه نوبل ادبی در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت:این جایزه را به همسر خود تقدیم میکنم که با نبودنش باعث شد بتوانم این کتاب را تمام کنم!!!
http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gifhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gifhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gif

یارو زنگ میزنه رادیو میگه :آقا الان صدای من داره پخش میشه؟
مجری میگه:آره.
میگه:یعنی الان صدای من از رادیوی نانوایی هم پخش میه؟
مجری میگه:برادر من هر جا رادیو روشن باشه صدای شما پخش میشه.
میگه:پس فری نون نخر مامانت خریده!!!!

alaya
11-03-2011, 03:00 AM
منجمى را بردار كردند، كسى در آن محل از او پرسيد: اين
صورت را در طالع خود ديده بودى؟
منجم گفت: بلندى و رفعتى مى ديدم ، ليكن ندانستم كه بر اين
موضع خواهد بود!
http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gifhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gifhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gif

زن و مرد جوانى كه تازه ازدواج كرده بودند يك روز براىگردش و تفريح به صحرا رفتند،
زن كه خيلى با احساس بود و به گل و سبزه علاقه داشت، روى به مرد كرد و گفت :
آقا بيزن تو در ميان گل ها ، چه گلى را بيشتر از همه دوست دارى؟
شوهر با احساس فوتباليستى در جواب همسرش گفت:شهلا جون من اولين
گلى را دوست دارم كه كلانى ، با شوت خود وارددروازه عربستان سعودى كرد!
http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gifhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gifhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/24.gif

دختره ميره تعليم رانندگي ... ازش ميپرسند چطور بود ؟ ميگه : بد نبود ! اما معلمش خيلي مذهبي بود. ميگن : واسه چي؟ ميگه : والا من هر كاري ميكردم هر جايي ميپيچيدم ميگفت : يا اباالفضل ...يا حضرت عباس...يا امام حسين

alaya
11-03-2011, 03:03 AM
روزی همسایۀ ملا نصرالدین دم در آمد و گفت:
ملا! دیشب توی خانه تان چه خبر بود؟
ملا جواب داد: چیزی نبود، عیال بنده کمی عصبانی شده بود، قبایم را از پله ها به پایین پرتاب کرد.
همسایه گفت: جناب ملا! پرت کردن قبا که اینطوری صدا نمی دهد!؟
ملا گفت: آخه من هم لای قبا بودم!

----------------------------------------------------------------------------------
یک شب ملا نصرالدین به زن خود بیخود و بی جهت زل زده بود.
زنش گفت: چه شده داری منو بر و بر نگاه می کنی؟
ملا گفت: امروز نگاهم به زنی مثل ماه افتاد، هر کاری کردم نگاهش نکنم نشد.
امشب برای اینکه گناهم بخشیده شود، تو را دوبرابر نگاه می کنم!

----------------------------------------------------------------------------------
ملا مریض بود ... رو به عیالش کرد و گفت:
عیال جان! خواهش می کنم بعد از مردن من، با آن همسایه که سال هاست با ما دشمنی دارد و مرا این همه به زحمت انداخته شوهر نکنی.
زن ملا گفت: خیالت جمع باشد من به کس دیگری قول داده ام!

وظیفه و تکلیف

روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی.
یکی گفت: "جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟"
ملانصرالدین جواب داد: "اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمی.داند. من وظیفه.ی خودم را می.دانم و هیچ.وقت از آن غافل نمی.شوم."



شیرینی

روزی ملا از شهری می گذشت، ناگهان چشمش به دکان شیرینی فروشی افتاد به یکباره به سراغ شیرینی ها رفت و شروع به خوردن کرد.
شیرینی فروش شروع کرد به زدن او، ملا همانطوریکه می خورد با صدای بلند می خندید و می گفت: عجب شهر خوبی است و چه مردمان خوبی دارد که با زور و کتک رهگذران را وادار به شیرینی خوردن می کنند!

alaya
11-03-2011, 03:04 AM
غاز يك پا

روزي ملانصرالدين غاز پخته اي براي حاكم تازه وارد هديه ميبرد اما در بين راه گرسنه اش شد و يك ران غاز را خورد به بقيه بدن حيوان را براي حاكم برد. حاكم وقتي غاز را با يك پا ديد پرسيد: خوب پس يك پاي ديگر اين حيوان كجاست؟ ملا گفت: قربان در شهر ما غاز بيشتر از يك پا ندارد، اگر باور نميكني غاز هايي را كه در كنار حوض منزل تان ايستاده اند مشاهده كنيد. حاكم به كنار پنجره آمد و به كنار حوض نگريست اتفاقا چند غاز به روي يك پاي خويش ايستاده و به خواب فرو رفته بودند. ملا با خوشحالي گفت: نگفتم قربان غاز هاي اين شهر بيشتر از يك پاي ندارند. اما در همان وقت چند نفر از غلامان آمده و با چوب به غاز ها زدند تا از آنجا به لانه هاي خود بروند و غاز ها با هر دو پاي خود شروع به دويدن كردند. حاكم رويش را به طرف ملا كرد و گفت: حال ديدي كه تو دروغ ميگفتي و غاز ها دو پا دارند. ملا فكري كرد و گفت: چوبي را كه آنها نوش جان كردند اگر به بدن شما هم ميزدند به جاي دو پا چهار پا ميشدي و فرار ميكردي



تازه وارد

ملا وارد شهري شده و در كوچه و بازار گردش ميكرد و به اينطرف و آنطرف مينگريست كه مردي جلو آمده و پرسيد: آقا ممكن است بگويي امروز چند شنبه است؟ ملا نگاهي به قيافه آن مرد انداخت و گفت: والله نميدانم چون من تازه وارد اين شهر شده ام و هنوز هيچ جا را بلد نيستم



دزديدن خر ملا

خر ملا را يكشب از طويله دزديده و بردند. روز بعد وقتي ملا از جريان باخبر شد شروع به جستجو كرد تا شايد آنرا بيابد و براي يافتن وي از همسايگان ميپرسيد كه آيا خرش را ديده اند يا نه. همسايه ها وقتي فهميدند خر ملا دزديده شده شروع به ملامت وي كردند. يكي گفت چرا در طويله را باز گذارده اي. ديگر گفت براي چه مواظبت نكردي تا دزد نتواند خرت را ببرد و سومي ميگفت چرا خوابت آنقدر سنگين است كه نتوانستي از شنيدن صداي باز شدن در طويله بيدار شده و دزد را دستگير كني، ملا كه تمام اين حرف ها را ميشنيد و ديگر عصباني شده بود، ناگهان فرياد زد: پس اينطور كه شما ميگوئيد تمام گناهان به گردن من است و دزد كاملا حق به جانب است

alaya
11-03-2011, 03:05 AM
حمايت از گوسفندان


آیا چون ما گوسفند هستیم بایستی با ما به مانند یک گوسفند عمل کنید؟! آیا جان ما به اندازه ی دنبه ی مان هم ارزش ندارد؟! بع؟!
اعتراض یه گوسفند به شرایط موجودhttp://mail.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/04.gif (http://mail.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/04.gif)

تیتر اخبار را مرور می کنم، تکان دهنده هستند، این روزها کمتر پیش می آید روزنامه ای را قبل از خوردن بخوانم و خبری در مورد تلف شدن همنوعانم نبینم. جالب اینجاست، هیچکس هم پاسخگو نیست! خوب به یاد دارم در فرودین 1388 هفت هزار و 400 گوسفند عشاير در پي بارش باران و برف در استان فارس تلف شدند اما دریغ از یک پیام تسلیت! دریغ از یک دل داری! دریغ از یک نفر که به داد بع بع های بره های میش مرده برسد! بع؟!بعععععععععععع
این انسان های خودخواه همواره به فکر خویش بودند، خانه های خود را ضدزلزله ساختند در حالیکه خانه های ما با کمی باران استخر می شود! لااقل اگر عرضه ندارید یک خانه ی درست و حسابی برای ما تهیه کنید لااقل امکاناتی را برای ما مهیا کنید تا شنا یاد بگیریم؛مایو هم که نداریم.... هیچ می دانید هر ساله چندین گوسفند به دلیل غرق شدن در آب می میرند؟! بع؟!
کمتر روزی است که در خبرها نبینیم که هم نوعان ما به خاطر بی مسئولیتی عده ای چوپان زیر چرخ های کامیونی له نشده باشند! نمونه اش همین خبر: «سرعت غيرمجاز يك دستگاه كاميون در شهرستان «حلب» باعث تلف شدن 60 گوسفند شد.»، نامردها شصت تا شصت تا هم می کشند! بعدش هم خوشحال می شوند و می گویند: «آخ جون یه کله پاجه ی دبش افتادیم!»، آیا لحظه ای که کله پاچه می خورید لحظه ای به برره های آن گوسفند فکر می کنید؟! بع؟!
و اینهم خبری دیگر: «درشهرستان مانه و سملقان گرگها بيش از 150 راس گوسفند را تلف کردند!»، خب اگر ما گوسفندان می توانستیم از خودمان محافظت کنیم دیگر نمی آمدیم توی طویله های بدبوی شما زندگی نمی کردیم! اصلاً من مانده ام این سگ ها وظیفه یشان چیست؟! فقط زورشان به ما می رسد؟! نکند پنجه هایشان با پنجه های گرگ ها در یک کاسه باشد! بع؟!
اصلاً همه ی اینها به کنار، خبر «تلف شدن 1360 رأس گوسفند در زواره» را چطور توجیه می کنید؟! کود شیمایی در آب می ریزید، و خب ما هم گوسفندیم دیگر! نمی فهمیم! از این آب می خوریم و می میریم! چه کسی جوابگوی این حرکات تروریستی است؟! این حادثه در آبانماه 88 اتفاق افتاده است! چرا هیچکس در این یکسال و اندی که از حادثه می گذرد به عنوان عامل این حادثه ی تروریستی معرفی نشده است؟! بع؟!

alaya
11-03-2011, 03:08 AM
همه.اش با پونصد تومن؟


http://up.iranblog.com/images/l507yz3rnw7ltee8jb1d.jpg (http://up.iranblog.com/images/l507yz3rnw7ltee8jb1d.jpg)

السلام علیک یا سلطان ابراهیم یا امامزاده سلطان ابراهیم
اول سلامتی پدر و مادرم
دوم اینکه تربیت معلم سال اول یعنی سال 88 من و سارا قبول بشویم سال سوم متوسطه شاگرد اول شوم و معدل کتبی ام بالاتر از 18 باشد
آرزوی پدر و مادرم را که دوست دارند پسر داشته باشند برآورده کن
دعای کوثر را مستجاب کن
خاله فخری و الهام و عمه اکرم را خوشبخت کن ازدواج کنند
آرزوی محسن را بر آورده کن
مادرم را شفا بده
زندگی پدر و مادر بزرگم را سر و سامان بده
به مصطفی کمک کن که دانشگاه هر رشته ایی که می خواهد قبول شود
عاطفه فائزه و زینب در درس موفق باشند و در آینده کاره ایی شوند
یا سلطان ابراهیم دعاهای : دایی مالک -ابوذر -رسول سلطان مادر بزرگ و پدر بزرگهایم- زیبا -حکمت -علی- کرامت- ولی -صالح -مژگان -شیما- لیلا- اکرم- فرخنده -رعنا- مرضیه -مریم- زهرا- بصیر- مرضیه- صدیقه-- ساهره -بهاره- سیمین -صدرا -سیما -شمایل -صفیه -خاور- مینا- عمه شاه گلی کسری- فروزان -معصومه -عمومحسن- دایی صادق -هما- اکرم را هم مستجاب بفرما
!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همه.اش با پونصد تومن؟ آخه لامذهب!!

alaya
11-03-2011, 03:09 AM
شوهر شناسی سنتی و مدرن


شوهرشناسی سنتیhttp://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif (http://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif)
اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید،از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید.

اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان استhttp://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif (http://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif)

اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گوئید زن ذلیل!

اگر آقایتان شلوارش چند تا شد و به تبع آن چند تا زن دیگر هم گرفت، خوشحال باشید که می تواند یک تنه از پس چند زن بر بیاید!!!

مگر اوایل ازدواج همین مردانگی را دوست نداشتید؟!

اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید!

او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کندhttp://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif (http://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif)

زی زی لوژی (شوهرشناسی مدرن)http://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif (http://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif)
اگر شوهرتان شبها دیر به منزل می آید، درب را به رویش باز نکنید.

مبلغ مهریه را هم به او یادآوری کنید تا کامروا شوید!

آگر شوهرتان از شما انتظار پذیرائی دارد، یک هفته او را ترک کنید.از هفته آینده خودش هر شب برایتان کاپوچینو درست خواهد کرد.

اگر شوهرتان موافق نیست که شماهر جایی می خواهید بروید،مگر شما منتظر اجازه او بودید؟! خوب بروید. تازه بعد هم غر بزنید که از این زندگی خسته شدین.

اگر شوهرتان به شما پول نمی دهد، شما هم به او روندین! دو سه روز کم محلی هم بی اثر نیست.

اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل نیست، خانه را به گند بکشید بی حوصلگی به را بیندازید افسرده باشید تا شما را به کار بیرون از منزل تشویق کند!

اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل هست،از زیر کار کردن در برید وانمود کنید که دوست ندارید نحوه جارو کردن و ظرف شستن و... را به او آموزش دهید! هرچند آقایون همه بلد هستنhttp://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif (http://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif)

اگر شوهر شما فمینیست نیست، زن ذلیل که هست!

اگر شوهرتان به مسائل شما بی اعتناست شما بی اعتنا تر باش. ازصبح تا امدن او با دوستان گپ بزنید تا چشمتون به او افتاد قیافه بگیزرید که ناراحت هستید.

اگر شوهرتان هوس تجدید فراش کرد، بدانید که بیچاره حق دارهههههههههههههههههhttp://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif (http://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif)

نتیجه گیری اخلاقی:
زنان سنتی هر چه سرشان بیاید حقشان است! لیاقت شوهر مهربان و به قول خودشان زی زی را ندارند!

زنان مدرن لیاقت هیچ چیز را ندارند. چون از زی زی بودن شوهرانشان سوء استفاده می کنند!http://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif (http://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif)

هر چه به سر مردا میاد از زی زی بودنشونه.http://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif (http://forum.myparsi.com/images/smilies/biggrin.gif)

alaya
11-03-2011, 03:13 AM
مدرسه رفتن دختر پسر...

دخترها

صبح ساعت 6 از خواب پا میشن
تخت خوابشون رو مرتب می کنن ،
...به پدر و مادر سلام می کنن ،
صورتشون رو می شورن ،
مسواک می زنن ،
صورتشون رو خشک می کنن و بعد می رن سر میز صبحانه صبحانشون رو می خورن
و بعد از مادرشون به خاطر صبحانه ی مفصلی که آماده کرده بود تشکر می کنن
بعد می رن تو اطاقشون و لباسشون رو می پوشن
و خودشون رو تو آینه نگاه می کنن و مقنعه شون رو صاف می کنن
کیفشون رو بر می دارن
دوستشون می یاد دنبالشون و با هم می رن مدرسه
سر ساعت 30 : 7 به مدرسه می رسن
آخی چقدر این دخترا مرتب هستن

پسرها

صبح ساعت 30 : 7 از خواب مادرشون با لگد بیدارشون می کنه
5 دقیقه ی بعد از جاشون بلند می شن
یه نگاه به تخت خواب می کنن انگار توش جنگ جهانی سوم بر پا بوده می گن ولش کن مامانم مرتبش می کنه
پدر و مادر بهشون سلام می کنه یواش می گن سلام
می رن که صورتشون رو بشورن می گن ولش کن تمیزه چشه به این قشنگیه
اسم مسواک تا حالا به گوششون نخورده
می رن سر میز بشینن یه نگاه به ساعت می کنن می بینن دیرشون شده سریع یه لیوان چایی می خورن می رن تو اطاقشون دنبال شلوارشون می گردن بعد بالای کمد پیداش می کنن
پیرهنشونم که افتاده تو سطل زباله
حالا نوبت جورابه وای وای وای مامان دوباره این جوراب من رو کجا انداختی از دست تو آخه مگه این جورابا چکارت دارن بعد از نیم ساعت جورابشون رو لای کتاب ریاضی پیدا میکنن حالا تازه اولشه این یه لنگش بود از اینور به اونور اطاق می رن و هی فحش میدن ساعت شده 50 : 7 اون یکی لنگه ی جورابشون رو توی آشپز خونه تو یخچال پیداش می کنن .
جورابا که پیدا شد از بوی خوشش یک دقیقه سرشون گیج میره بعد که به خودشون میان تازه باید کتاباشون رو برای امروز آماده کنن
دوستشون زنگ می زنه بهش میگن 2 دقیقه وایسی سیم ثانیه اومدم ساعت 5 : 8 کتابها رو یکی یکی از تو جا نونی ، زیر مبل ، تو گلدون ، و جاهای متفاوت خونه پیدا میکنن
دوستشون نیم ساعته که دم در منتظره زنگ می زنه می گه من رفتم خودت تنها بیا و چندتا فحش آب کشیده و نکشیده به هم میدن و خداحافظی میکنن
ساعت شده 35 : 8 میرن جلوی آینه سرشون رو پر ژل و روغن ترمز و واسگازین میکنن
به مدل موی مورد علاقشون که رسید تازه یادشون میفته که امروز بعد از مدرسه با دوست دخترشون قرار دارن شروع می کنن به شستن سر و صورت و مسواک زدن
دوباره می رن تو اطاق تا ادکلن به خودشون بزنن ادکلون رو که می زنن سرشون گیج میره به ادکلن نگاه می کنن می بینن که به جای ادکلن حشره کش به خودشون زدن بعد کل ادکلن رو روی لباسشون خالی می کنن تا بوی حشره کش از بین بره
به ساعت نگاه می کنن 45 : 8 شده می گن وای امروزم دیر میرسم مدرسه دوباره ناظممون برامون کسر انضباط منظور میکنه
سریع می دون کفششون رو می پوشن می دون که برن مدرسه دم در با سر میرن تو باغچه پا میشن 4 تا فحش میدن یه نگاه به کفششون می کنن می بینن که بنداش رو تا به تا بستن
بعد کفششون رو درست می پوشن و میرن به طرف مدرسه و ساعت 9 به مدرسه می رسن و یک کسر انضباط به اونای دیگشون اضافه می شه .

alaya
11-03-2011, 03:17 AM
زندگی دیجیتالی


چند نکته جالب و خنده دار در مورد زندگی دیجیتالی هست که خوندنش خالی از لطف نیست.

1. یهو نگاه میکنی می بینی خونوادت که 3نفر بیشتر نیستن 5خط موبایل دارن.
2. واسه همکارت ایمیل میفرستی ، در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته.
3.رابطه ات با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه.
4. ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل.
5. هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره.
6. وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی ، استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برمیگردی که موبایلت رو برداری.... بدون توجه به اینکه حداقل 10 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی.
8. صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سرزدن به اینترنت و چک کردن ایمیل و فیس بوکته.
9.الان در حالیکه این مطلبو میخونی ، سرتو تکون میدی و لبخند میزنی.
10. اینقدر سرگرم خوندن این مطلب بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره.
11. الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه.
12. من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالا حتما شماره 7 رو پیداش میکنی. بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی.
13. دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیداش نمیکنی..... خب من شوخی کردم ولی نشون میده تو به خودت هم اعتماد نداری و هر چی بقیه میگن باور میکنی.
.
جالب بود..... نه؟

ثنا بانو
11-03-2011, 11:40 AM
این تصویر شهر ناگازاکیست بعد از بمب باران اتمی سال 1945 !!
http://www.taknaz.ir/upload/59/0.782905001320226864_taknaz_ir.jpg (http://www.taknaz.ir/news_cats_73.html)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

و این تصویر شهر ناگازاکیست در سال 2011 بعد از زلزله و سونامی..

http://www.taknaz.ir/upload/59/0.909409001320226865_taknaz_ir.gif (http://www.taknaz.ir/news_cats_73.html)

و اکنون سئوال اینجاست.. اون طاق لعنتی از چی ساخته شده ؟ ؟ ؟ !

ثنا بانو
11-03-2011, 11:41 AM
شنبه:
همون لحظه که وارد دانشگاه شدم منوجه نگاه سنگینش شدم.
هر جا که می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد و گفت:‍« ببخشید» من که می دونستم
منظورش چی بود. تازه ساعت ?:?? هم که داشتم برد را می خوندم آمد و پشت سرم شروع به خوندن بُرد کرد.
آره دقیقآ می دونم منظورش چیه اون می خواد زن من بشه. بچه ها می گفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم
یکشنبه:
امروز ساعت ? به دانشگاه رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانمی پشت سرم نشسته بود
و با رفیقش می گفتن و می خندیدن. تازه به من گفت:« ببخشید آفا می شه شیشه ی پنجرتونو ببندین.
من که می دونستم منظورش چی بود. اسمش رو می دونستم اسمش نرگسه.» مثه روز معلوم بود که با این خندیدن می خواد دل منو نرم کنه که بگیرمش.
راستیتش منم از اون بدم نمی آد از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با نرگسم ازدواج کنم
دوشنبه:
امروز به محض اینکه وارد دانشگاه شدم سر کلاس رفتم.
بعد از کلاس، مینا یکی از هم کلاسیهام جزوه ی منو ازم خواست. من که می دونم منظورش چی بود.
حتمآ مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه.
راستیتش منم از مینا بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم
سه شنبه:
امروز روز خوبی نبود نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا.
فقط یکی از من پرسید:« آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟.» من که می دونم منظورش چیه. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی رنگ بود احتمالا استقلالیه وقتی جریانو به دوستم گفتم به من گفت:« ای بابا بدبخت منظوری نداشته. »
ولی من می دونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش می شه. حالا به کوری چشم دوستم
هم هر جور که شده با این یکی هم ازدواج می کنم.
چهارشنبه:
امروز وقتب که داشتم وارد سلف می شدم یه مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه
ما اردو اومدن. یکی از دخترای اردو از من پرسید:« ببخشید آفا! دانشگاه پرستاری کجاست؟»
من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستیه خودم موندم که چه طور دختر ساوجی هم منو شناخته
و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون.
تصمیم گرفتم هر طور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره که از عشق من پیر بشه
پنج شنبه:
یکی از دوستای هم دانشگاهیم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد.
من که می دونستم از این نوشابه گرفتن منظورش چیه! می خواد که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرآ قبول کنم.
جمعه:
امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسیه بزرگ خودمو می دیدم.
عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتمو تو کاسه ی عسل فرو می بردم که ... مادرم یهو از خواب بیدارم
کرد و بهم گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نونوایی بودم دخترخانمی ازم پرسید:
«ببخشید آقا صف ? تایی ها کدومه؟» من که می دونم منظورش چی بود اما عمرآ باهاش ازدواج کنم.
راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نونوایی بیاد خیلی خوشم نمی آد.
شنبه:
امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیافتم که مادرم گفت:
« نمیخواد دانشگاهبری. امروز جواب نوار مغزت آمادست. برو از بیمارستان بگیر.»... وقتی به آزمایشگاه رسیدم
از خانم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت: «آقا لطفآ چند دقیقه صبر کنید.»
من که می دونستم منظورش چیه .... حتما میذونه میرم دانشگاه واز من خوشش اومده...

ثنا بانو
11-03-2011, 11:51 AM
عروسی رفتن دخترها:

دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه...


حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه " شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...! البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه... یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم! ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!) گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!) خوب، روز موعود فرا می رسه! ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!) بعد از ناهار...! لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر... توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده ....آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!! ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع میکنه به آرایش کردن...!


بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره ( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!

ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!

عروسی رفتن پسرها:
اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمیکنه!!


روز عروسی، ساعت 12 ظهر از خواب بیدار می شه... خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه!


ساعت 6 بعد از ظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش می افته که بعله...عروسی دعوتیم..!


بعد از خبر دار شدن انگار که برق گرفته باشنش...! می پره تو حموم...

توی حموم از هولش، صورتشم با تیغ می بره...!!( بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!)

ریش هاش زده نزده( نصف بیشترو تو صورتش جا می زاره!!)از حموم می یاد بیرون...

ساعت 6:30 بعد از ظهره...هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه، رسمی باشهیا اسپرت...!

تازه یادش می افته که پیرهنشو که الان خیلی به اون شلوارش می یاد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!!



کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیرهنشو تو کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غیبشون استفاده نکرد که بدونن که نیاز به دوختن داره...!
خلاصه...بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه(البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و برادر هم دستبرد می زنه!!) ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه!!

ثنا بانو
11-03-2011, 12:04 PM
20 دلیل خنده دار که به دختر بودنت افتخار کنی (طنز)
http://irannaz.com/user_files/L132009061458.jpg (http://irannaz.com/news_detail_17676.html)
۱- هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه “بله” کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.

۲- به سادگی آب خوردن می‌تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می‌دونن.پس نیازی به نوشتن نیست!!)

۳- هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای کبری جونو بفهمه.

۴- خوب می‌تونی نقش بازی کنی.

۵- آنقدر زود همه چی رو می‌گیری که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می‌رسی.

۶- بزرگترین پوئن: خیالت از بابت سربازی راحته!صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشی ککتم نمی‌گزه.

۷- تو اماکن عمومی‌با خیال راحت می‌تونی جیغ و داد راه بندازی چون به هر حال کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدایی نکرده دستشو بلند کنه؟!!

۸- در تاریخ جهان به زیرکی معروفی.

۹- می‌تونی هزار بار هم فیلم رومئو و ژولیت رو ببینی و باز گریه کنی.

۱۰- و مهم تر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی‌کشی.

۱۱- یه چیز باحال:هم دامن می‌پوشی و هم شلوار!

۱۲- بهشتم که زیر پای امثال شماست.

۱۳- فقط تویی که می‌دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه.

۱۴- از قدیم گفتن:پشت هر مرد موفقی زنی باذکاوت بوده.

۱۵- هیچ کی نمی‌دونه دقیقا تو فکرت چی می‌گذره؟فروید، پدر روانشناسی جهان گفته:بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نیافته ام این است که یک زن چه می‌خواهد؟

۱۶- چند تا از جنگ‌های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس تو بوده.

۱۷- نماد الهه عشق، زیبایی، جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه.

۱۸- یادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن افرید.(خانم فاطمه زهرا)

۱۹- با اینکه از مردا ضعیف تری ولی لازم نیست صدتا کلاس کاراته و تکواندو و از این جور چیزا بری…به یه چنگ و گیس کشی بسنده می‌کنی.

۲۰- هزار جور مدل خنده ،داری که هر کدوم رو یه موقع تحویل بقیه می‌دی.

persha
11-03-2011, 05:13 PM
هیزم شكنی مشغول قطع كردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتی در حال گریه كردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید:
چرا گریه می كنی؟
هیزم شكن گفت:
تبرم توی رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:
"آیا این تبر توست؟"
هیزم شكن جواب داد:
"نه"
فرشته دوباره به زیر آب رفت و این بار با یه تیر نقره ای برگشت و پرسید:
آیا این تبر توست؟
دوباره، هیزم شكن جواب داد:
"نه".
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید:
آیا این تبر توست؟
جواب داد:
آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شكن خوشحال روانه خونه شد.
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش كنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شكن داشت گریه می كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسید كه چرا گریه می كنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شكن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. " تو تقلب كردی، این نامردیه "

persha
11-03-2011, 05:15 PM
ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن مي كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است

sky girl
11-07-2011, 12:40 PM
به سلامتی‌ اون دختری که وقتی‌ تو خیابون یه لکسوز واسش بوق میزنه بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه 730 هم
داشته باشی‌... چرخ 206 عشقمم نیستی
یکی از ترس ناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که :
"یه برگه از کیفتون بیارید بیرون"
به سلامتیه بچه مدرسه ای ها

به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه...


سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن که شبیه باباهاشون شن.نه مث جوونای امروز ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون شن.

ثنا بانو
11-08-2011, 12:59 PM
لُنگ ایرانی مد برای جوانان غربی

http://www.up.98ia.com/images/coznjn2ypdbd5mfrrlj.jpg


http://www.up.98ia.com/images/ybr3jz1fpr7lx5ls9x3u.jpg
http://www.up.98ia.com/images/cwz3wj712eentfekdeed.jpg

P!NK
12-07-2011, 12:43 AM
به نقل از ---> یه شوهرم نداریم (http://heartbroken69.blogfa.com/post-116.aspx)

يه شوهر نداريم فوتباليست باشه (پرسپوليس) بعد باخت بياد خونه دلداريش بديم شيرش كنيم واسه بازي با استقلال بره 6 تاي تاريخي رو دوباره زنده كنه

alaya
12-10-2011, 01:55 AM
بنظرتون این دختره یا پسر؟؟؟



http://www.doostfa.com/file/pic/photo/2011/12/jozeef-1576-1606-1592-1585-1578-1608-1606-1575-1740-1606-1583-1582-1578-1585-1607-1740-1575-1662-1587-1585-_500.jpg (http://www.doostfa.com/file/pic/photo/2011/12/jozeef-1576-1606-1592-1585-1578-1608-1606-1575-1740-1606-1583-1582-1578-1585-1607-1740-1575-1662-1587-1585-.jpg)

suroosh 66
12-11-2011, 05:34 PM
دانشجوی تهران شمال :
نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه:
بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی . منو ترسوندی بی ...تلفظ : بی ششووور ( امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد)


دانشجوی تهران جنوب:
(.... .... .... ..... ... .. ... ..کلا سانسور شد )


دانشجوی دانشگاه تهران :
وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو
(توجه داشته باشید که موضوع دعوا سیاسی بوده)


دانشجوی پزشکی :
در دیکشنری این بروبچ کلمه ی فحش تعریف نشدست


دانشجوی هنر :
من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .
وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتور همدیگه رو می کشن .


دانشجوی الهیات :
یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم .... *
*: این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود


دانشجوی تربیت بدنی:
به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت
به همین کوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه


دانشجوی زبان خارجی :
هنوز دعوا نشده , شروع می کنن خارجکی بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس می کردن


دانشجوی حقوق :
تو با این کارت به حقوق شهروندی من تجاوز کردی و من طبق اصل 153 قانون اساسی حق دارم ازت شکایت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .
راستی اگه وکیل تسخیری خواستی به خودم بگو


دانشکده ی کاشون :
کسی با تو حرف نزد . کثافت مرض . از جلو چشام خفه شو . وقتی با من حرف میزنی دهنتو ببند !
( من قصد توهین یه هیشکی رو ندارم )



دانشگاه اهواز :
ولک جاسم بگیرش ، دندوناتو پاره میکنم ! به کی چپ چپ نگاه کردی ولک ( باقی درگیری فیزیکی و با سلاح سرد انجام میشه ! )


دانشجوی دختر
دراکثر موارد دختره وقتی با پسره دعواش میشه:

suroosh 66
12-11-2011, 05:36 PM
ایران از ابتدا تاکنون

http://taknaz.ir/upload/59/0.047573001320481096_taknaz_ir.jpg

RED STORM
01-17-2012, 03:04 PM
پرنده ای به نام اسکل

در خصوصیات این پرنده نوشته اند که او وقتی برای زمستان غذا جمع آوری میکند طولی نمی کشد که محل نگهداری آنها را فراموش میکند و بخاطر همین با مشکل مواجه می شود، یا هنگام خانه سازی فراموش می کند که خانه اش را کجا ساخته است و اگر از لانه اش بیرون بیاید راه بازگشت را پیدا نمیکند ...

http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/10/4/55043_344.jpg (http://bartarinha.ir/)
http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/10/4/55044_622.jpg (http://bartarinha.ir/)
http://www.bartarinha.ir/files/fa/news/1390/10/4/55045_369.jpg (http://bartarinha.ir/)

AM1NR3Z4
01-17-2012, 03:09 PM
ایا اردک ورژن تکامل یافته ی این جونوره یا این تکامل یافته اردک ؟! :4:
آخه پاهاش که عنیه ارذکه

RED STORM
01-17-2012, 03:14 PM
کاربر محترم شما الان خودت ناظر این انجمنی حالیت نمیشه این تاپیک مخصوص مطالب جالب و طنزه؟؟؟

آخه پاهاش که عنیه ارذکه

کاربر محترم ظاهرا سواد درست و حسابی هم نداری !

ندای سرخ
01-17-2012, 08:34 PM
عاشق این اسگولم:-*
جون من قیافه رو:ghah:قدیمی بود یکم :4:

saman 57
02-20-2012, 06:08 PM
منم 16 فروردینم! خیلی جالب بود! بیشتر هنرمند!
به به به به پس معلوم شد که منم هنرمندم!

ToHHi
02-20-2012, 08:35 PM
تا حالا شده یک نفر بهتون بده خیلی خری ( بببببخشین ها ) همونجوری گفتم !!

از نظر من واقعا خری تو !!

saman 57
02-21-2012, 08:02 AM
تا حالا شده یک نفر بهتون بده خیلی خری ( بببببخشین ها ) همونجوری گفتم !!

از نظر من واقعا خری تو !!



امیر با من بودی؟یکی طلبت................@};-

RED STORM
02-22-2012, 10:58 PM
:4:


خداحافظی به سبک ایرانی:

بعد مهمانی از روی مبل بلند میشن میگن خوب آقا زحمت دادیم خداحافظ

دو قدم جلو تر آقا خداحافظ

جلو در آقا خداحافظ

داخل حیاط با صدای بلند آقا تشریف بیارین منزل ما خداحافظ

... جلو در حیاط (ساعت 1 نصف شب)آقا بریم دیر وقته خداحافظ

جلو در ماشین خداحافظ

داخل ماشین خداحافظ

ماشین در حال حرکت بووووووق بوووق یعنی خداحافظ

.
... .
فردا صبح شمسی جون زنگ میزنه به اشرف جون میگه
اوا خدا مرگم دیشب نفهمیدم از اعظم جون خداحافظی کردم؟از طرف من ازش خداحافظی کن....
.
.
.

saman 57
02-23-2012, 04:15 PM
:4:




خداحافظی به سبک ایرانی:



بعد مهمانی از روی مبل بلند میشن میگن خوب آقا زحمت دادیم خداحافظ



دو قدم جلو تر آقا خداحافظ



جلو در آقا خداحافظ



داخل حیاط با صدای بلند آقا تشریف بیارین منزل ما خداحافظ



... جلو در حیاط (ساعت 1 نصف شب)آقا بریم دیر وقته خداحافظ



جلو در ماشین خداحافظ



داخل ماشین خداحافظ



ماشین در حال حرکت بووووووق بوووق یعنی خداحافظ



.


... .


فردا صبح شمسی جون زنگ میزنه به اشرف جون میگه


اوا خدا مرگم دیشب نفهمیدم از اعظم جون خداحافظی کردم؟از طرف من ازش خداحافظی کن....


.


.


.










عالی بود!.........
نمیتونم هیچ حرفی بزنم جز اینکه بگم غالی بود!@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-

جانم فدای پرسپولیس
02-27-2012, 02:45 PM
حاضر جوابی چرچیل (http://hoseinemam1374.parsiblog.com/Posts/1044/%d8%ad%d8%a7%d8%b6%d8%b1+%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%a8% d9%8a+%da%86%d8%b1%da%86%d9%8a%d9%84/)

یه روز چرچیل در مجلس عوام سخنرانی داشت.

یه تاکسی می گیره، وقتی به محل می رسن، به راننده میگه

اینجا منتظر باش تا من برگردم.

راننده میگه

نمیشه، چون میخوام برم خونه و سخنرانی چرچیل را گوش کنم.

چرچیل از این حرف خوشش میاد وبه راننده 10پوند می ده.

راننده میگه:

گور بابای چرچیل، هر وقت خواستی برگرد!

جانم فدای پرسپولیس
02-27-2012, 02:47 PM
میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده…


که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه…


بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه


من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه…


چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه


ولی من این کار رو می کنم!

جانم فدای پرسپولیس
02-27-2012, 02:48 PM
روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:


آقای شاو! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است


برنارد شاو هم سریع جواب میدهد:


بله! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!

Ali TiFo30
05-04-2012, 03:21 AM
خود كشی به خاطر عشق



یه پسر و دختری عاشق همدیگه بودن. میخواستن با هم ازدواج کنن.
اما این وسط یه مشکل پیش میاد اونم اینکه دختره به پسره خیانت می کنه
و با یکی دیگه ازدواج می کنه. پسره به محض شنیدن این خبر
۳۰۰ میلی لیتر به خودش بنزین تزریق میکنه اما نمی میره.
خلاصه یه چند روزی بیمارستان بوده. تو این مدت دختره یه روز در کمال پررویی
میره ملاقاتش. پسره هم تا اونو می بینه یه چاقو برمیداره و میذاره دنبالش.
پسره بدو دختره بدو تا بالاخره پسره میگیردش. دستشو بالا می بره
که با چاقو بهش بزنه. یه دفعه بنزین تموم میکنه...
پس در مصرف بنزین صرفه جویی کنید!

Ali TiFo30
05-04-2012, 03:22 AM
پیــرزن و دزدی از فروشــگاه


پیرزن 80 ساله ای از یک فروشگاه دزدی می كنه.وقتی میره پیش قاضی ، قاضی میپرسه :چی دزدیدی؟
پیرزن میگه:یک قوطی هلو
قاظی می پرسه كه چرا قوطی هلو ها را دزدیدی و پیرزن جواب میده كه گرسنه اش بوده
قاظی می پرسه چند تا هلو تو قوطی بوده و پیرزن میگه 6 تا
قاظی میگه پس تو را به شش روز زندانی محكوم میكنم
قبل از اینكه قاضی حكم را صادر كنه شوهر زن با صدای بلند از قاضی در خواست میكنه كه یه چیزی بگه
قاضی میپرسه چی می خواهی بگی
شوهره میگه :زنم یه قوطی نخود فرنگی هم دزدیده

Ali TiFo30
05-04-2012, 03:23 AM
خر مُلا و مقـام رفیــع

http://www.talab.ir/upload/3/0.480383001282569482_nasreddin.jpg

يک‌روز ملا نصرالدين برای تعمير بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را بر پشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد. الاغ هم به سختی از پله‌ها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را به طرف پايين هدايت كرد. ملا نمی‌دانست كه خر از پله بالا می‌رود، ولی به هيچ‌وجه از پله پايين نمی‌آيد. هركاری كرد الاغ از پله پايين نيامد. ملا الاغ را رها كرد و به خانه آمد. كه استراحت كند. در همين موقع ديد الاغ دارد روی پشت بام بالا و پايين می‌پرد. وقتی كه دوباره به پشت بام رفت، می خواست الاغ را آرام كند كه ديد الاغ به هيچ‌وجه آرام نمی‌شود. برگشت؛ بعد از مدتی متوجه شد كه سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آويزان شده، بالاخره الاغ از سقف به زمين افتاد و مرد.
بعد ملا نصرالدين گفت لعنت بر من كه نمی‌دانستم كه اگر "خر" به جايگاه رفيع و پُست مهمی برسد هم آنجا را خراب می‌كند و هم خودش را می‌كشد.

Ali TiFo30
05-04-2012, 03:23 AM
پیمانکار آمریکایی، مکزیکی، ایرانی

پيمانكار آمريكايی پس از بازديد محل و بررسی هزينه ها مبلغ پيشنهادی خود را 900 دلار اعلام كرد.
مسؤل كاخ سفيد دليل قيمت گذاری اش را پرسيد و وی در پاسخ گفت:
400 دلار بابت تهيه مواد اوليه + ۴0۰ دلار بابت هزينه های كارگران و ... + 100 دلار استفاده بنده
پيمانكار مكزيكی هم پس از بازديد محل و بررسی هزينه ها مبلغ پيشنهادی خود را 700 دلار اعلام كرد.
300 دلار بابت تهيه مواد اوليه + 300 دلار بابت هزينه های كارگران و ... + 100 دلار استفاده بنده
..
..
..
..
..
..
..
..
..
اما نوبت به پيمانكار ايرانی كه رسيد بدون محاسبه و بازديد از محل به سمت مسؤل كاح سفيد رفت
و در گوشش گفت: قيمت پيشنهادی من 2700 دلار است!!!
مسؤل كاخ سفيد با عصبانيت گفت: تو ديوانه شدی، چرا 2700 دلار؟
پيمانكار ايرانی در كمال خونسردی در گوشش گفت: آرام باش ...
..
1000 دلار برای تو ...... و 1000 برای من ....... و انجام كار هم با پيمانكار مكزيكی.
و پيمانكار ايرانی در مناقصه پيروز شد !!

Ali TiFo30
05-04-2012, 03:23 AM
راهـــروی بیمارستان


مردی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده، نگران و مضطرب.
در انتهای کادر در بزرگی دیده می شود با تابلوی "اتاق عمل".
چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح – با لباس سبز رنگ – از آن خارج می شود.
مرد نفسش را در سینه حبس می کند.
دکتر به سمت او می رود.
مرد با چهره ای آشفته به او نگاه می کند...
دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجات بدیم.
اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده
و همسرتون برای همیشه فلج شده.
ما ناچار شدیم هر دو پا رو قطع کنیم، چشم چپ رو هم تخلیه کردیم...
باید تا آخر عمر ازش پرستاری کنی، با لوله مخصوص بهش غذا بدی،
روی تخت جابجاش کنی، حمومش کنی، زیرش رو تمیز کنی
باهاش صحبت کنی... اون حتی نمی تونه حرف بزنه،
چون حنجره اش آسیب دیده...
با شنیدن صحبت های دکتر به تدریج بدن مرد شل می شود،
به دیوار تکیه می دهد. سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود.
با دیدن این عکس العمل، دکتر لبخندی می زند
دستش را روی شانه مرد می گذارد و می گوید:
هه هه! شوخی کردم... زنت همون اولش مُرد !

Ali TiFo30
05-04-2012, 03:24 AM
یک زوج شصت ساله خوشبخت

یه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون که یه جشن کوچیک دو نفره بگیرن.
وقتی توی پارک زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشته کوچیک خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر کدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میکنم!
زن از خوشحالی پرید بالا و گفت: چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم
فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف!
دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد
حالا نوبت شوهر بود که آرزو کنه
مرد چند لحظه فکر کرد و گفت: این خیلی رمانتیکه ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد
بنابراین خیلی متاسفم عزیزم، آرزوی من اینه که یه همسری داشته باشم که ۳۰ سال از من کوچیکتر باشه
زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه
فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد
........
.....
...مردها ممکنه زرنگ و بدجنس باشند، ولی فرشته ها زن هستند!

Hojat Milano
05-05-2012, 02:08 AM
خانم ها را دست کم نگیرید...!

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.

ZAHRA.E
05-05-2012, 08:19 PM
چیز‌هایی جالبی که از والدینمان آموختیم!!

نظافت:
اگر می‌خواهید همدیگه رو بکشید برید بیرون! من تازه اینجا رو تمیز کردم!

دعا:
دعا کن سر جاش باشه وگرنه…!

منطق:
به خاطر این که من میگم!

آینده نگری:
اگر از اون تاب بیافتی و گردنت بشکنه محاله با خودم ببرمت خرید!

رعایت آداب غذا خوردن:
موقع غذا خودن دهنت رو ببند!

توجه:
اگر بدونی پشت گوش‌هات چقدر چرکه!

استقامت:
تا وقتی کلم بروکلی‌هاتو نخوردی از جات تکون نمی‌خوری! فهمیدی؟

چرخه زندگی:
من تو رو به دنیا آوردم و اگر بخوام خودم هم شرت‌رو از این دنیا می‌کنم!

اصلاح رفتار:
تو دیگه مثل بابات رفتار نکن!

قناعت:
میلیون‌ها بچه کم شانس توی دنیا هستن که آرزو می‌کردن من مادرشون بودم!

انتظار:
وایسا برسیم خونه .....

مراقب از خود:
ژاکتت رو بپوش! یه جوری رفتار می‌کنی انگار من که مادرتم نمی‌دونم کی سردت میشه!

رشد کردن:
اگر اسفناج نخوری بزرگ نمیشی!

کنایه:
گریه می‌کنی؟ حالا یه کاری می‌کنم که واقعا اشکت در بیاد!

ژنتیک:
باید به خاطر ژن بابات باشه!

اصل و نصب:
این چه وضع اتاقه؟ مگه تو طویله به دنیا اومدی؟

خرد:
وقتی به سن من برسی می‌فهمی!

عدالت:
یه روزی بچه‌داری میشی و امیدوارم بچه‌هات عین خودت بشن.

ZAHRA.E
05-05-2012, 08:20 PM
انواع خر (طنز)


(http://forosh.biz/tala1857_9292_%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-Laaris.html)

http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1291.jpg (http://oohoo.ir/)

خر شاکی


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1292.jpg (http://oohoo.ir/)


خر رمانتیک


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1293.jpg (http://oohoo.ir/)


خر کیف


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1294.jpg (http://oohoo.ir/)


خر کنجکاو


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1295.jpg (http://oohoo.ir/)


خر لوس


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1296.jpg (http://oohoo.ir/)


خر نجیب


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1297.jpg (http://oohoo.ir/)


خر بدبخت


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1298.jpg (http://oohoo.ir/)


خر نی نی


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1299.jpg (http://oohoo.ir/)

خر مدرن


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1300.jpg (http://oohoo.ir/)


خر عراقی


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1301.jpg (http://oohoo.ir/)


خر اسراییلی


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1302.jpg (http://oohoo.ir/)


خر حمال


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1303.jpg (http://oohoo.ir/)


خر مکزیکی


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1304.jpg (http://oohoo.ir/)


خر در چمن



http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1306.jpg (http://oohoo.ir/)


خرخون


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1307.jpg (http://oohoo.ir/)


خر زور


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1308.jpg (http://oohoo.ir/)


خر حماسه ساز


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1309.jpg (http://oohoo.ir/)


خر گلادیاتور


http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu1310.jpg (http://oohoo.ir/)
خر گاز سوز

(http://kamyabmarket.net/product.php?id=54)

Ali TiFo30
05-09-2012, 12:14 AM
کامپیوتر مرد است یا زن؟
استاد زبان فرانسه در مورد مونث یا مذکر بودن اسمها توضیح می داد که پرسید:
کامپیوتر مرد است یا زن؟
کلیه دانشجویان دختر رایانه را به دلایل زیر مرد اعلام کردند:
1- وقتی به آن عادت می کنیم گمان می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستیم.
2- با اینکه داده های زیادی دارند اما نادانند.
3- قرار است مشکلات را حل کنند ولی در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند.
4- همین که پایبند یکی از آنها شدید,متوجه می شوید که اگر صبر کرده بودید مورد بهتری نصیبتان می شد.

کلیه دانشجویان پسر رایانه را به دلایل زیر زن اعلام کردند:
1- به غیر از خالق آنها کسی از منطق درونی آنها سر در نمیاورند.
2- کسی از زبان ارتباطی آنها سر در نمیاورد.
3- کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا بعد ها تلافی کنند.
4- همین که پایبند یکی از آنها شدید,باید تمام پولتان را صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید.