PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : يادنامه ای براي بامعرفت‌ترين 9 تاريخ فوتبال ایران ( سیروس قایقران )


RED STORM
04-08-2009, 11:50 AM
يادنامه ای براي بامعرفت‌ترين 9 تاريخ فوتبال ایران ( سیروس قایقران )



بازخواني پرونده زندگي شماره 9 از ملوان تا تيم‌ملي

شوت سهمگين، لبخند آرام

نويسنده : اسماعيل راستي

در آغاز بهمن 1340 فرزندي در «كليور» انزلي به دنيا آمد كه نامش را سيروس گذاشتند. پدر خانواده كه كارمند تربيت‌بدني انزلي بود، از همان سال‌هاي كودكي نيز سيروس را همراه خود براي تماشاي بازي‌هاي ملوان در جام تخت جمشيد به ورزشگاه انزلي مي‌برد، اما شايد او هرگز تصور نمي‌كرد كه همين فرزند هميشه خنده رويش در آينده كاپيتان فوتبال ايران شود و نام وي در سراسر قاره آسيا روي زبان‌ها بگردد. سيروس مثل اغلب بچه‌هاي آن دوران، در زمين‌هاي خاكي «كليور» كه برخلاف حالا اين همه ساختمان و آپارتمان نداشت، فوتبال را آغاز كرد و شوت‌هاي سنگين او از همان نونهالي زبانزد بچه‌هاي محله بود. ملوان در جام تخت‌جمشيد قدرتي بي‌گفت‌وگو محسوب مي‌شد كه در سال 1356 سومي را تجربه كرده بود و قبل از آن به جام قهرماني جام‌حذفي ايران هم رسيد. به همين دليل شركت در تمرينات تيمي كه يكي، دو جين بازيكن اسمي و معروف داشت اصلا كاري آسان نبود، اما سيروس در تمرينات تيم جوانان ملوان حضور يافت و در سال 58 (18 سالگي) حتي پيراهن تيم بزرگسال‌هاي ملوان را پوشيد. در آن زمان مسابقات ليگ باشگاهي وجود نداشت اما آوازه شوت‌هاي سنگين و گل‌هاي استثنايي جوانك بندر در ليگ فوتبال گيلان نيز در معدود نشريات ورزشي انعكاس يافت. سيروس اولين بار توسط فريدون عسكرزاده در سال 1363 به تيم‌ملي بزرگسالان فوتبال ايران دعوت شد. در حالي كه تا قبل از آن مربيان تيم‌هاي جوانان و اميد كشور نسبت به توانايي‌هاي وي بي‌اعتنا بودند و براساس رسم همان سال‌ها عمدتا بازيكنان تهراني را به تمرينات فرا مي‌خواندند! قايقران اما، در تيم بزرگسالان ايران كاري به واقع كارستان انجام داد. او در مسابقه با تيم «لوكوموتيو لايپزيك» از آلمان شرقي سابق با شليكي سهمگين از فاصله 25 متري گل زيبايي زد كه دروازه‌بان تيم حريف پس از پايان بازي به چند خبرنگار ايراني گفت: «من حتي برق توپ را هم نديدم و فقط زماني متوجه شدم كه توپ در دروازه‌ام قرار گرفته بود.»
شادروان سيروس قايقران به روند صعودي بازي خود ادامه داد و جاي ثابتي در خط مياني تيم‌ملي كه آن موقع هافبك‌هاي بسيار معروفي داشت، پيدا كرد. او يكي از امضا كنندگان آن استعفا‌نامه معروف بازيكنان معترض سال 1365 فوتبال ايران در زمان مربيگري پرويز دهداري بود، ولي به عشق پيراهن ملي و مردم بلافاصله استعفايش را پس گرفت و به جمع ساير بازيكنان بازگشت. سيروس در جام‌ملت‌هاي آسياي 1988 كاپيتان تيم ايران بود كه عنوان سوم مسابقات به وي و يارانش رسيد اما اوج كار قايقران دو سال بعد در بازي‌هاي آسيايي پكن به نمايش درآمد. كره‌جنوبي دو ماه قبل از آن از جام‌جهاني بازگشته بود و در طرف ديگر هيچ تيم ايراني طي بيش از 10 سال قهرمان آسيا نمي‌شد. پيكار دو تيم اگرچه با برتري ميداني چشم بادامي‌ها و دفاع چند لايه ايران همراه بود، ولي گلي در برنداشت و كار به وقت اضافه كشيد كه سيروس با حركت استثنايي خود و به ثمر رساندن گل پيروزي در واقع تير خلاص را زد، و ايران را به فينال برد. در ديدار فينال نيز تيم ايران روي ضربات پنالتي كره‌شمالي را شكست داد و مدال طلاي رشته فوتبال بازي‌هاي آسيايي را به دست آورد. مسابقاتي كه تا آن زمان به حساسيت جام ملت‌ها برگزار مي‌شد.
قايقران تا اوايل دهه 70 هجري خورشيدي به فوتبال ادامه داد اما علي پروين از او براي بازي در مسابقات انتخابي جام‌جهاني 1994 دعوت نكرد. جايي كه تيم ايران به‌رغم پيروزي مقابل ژاپن و كره‌شمالي،‌برابر كره‌جنوبي، عراق و عربستان شكست خورد و فرصت صعود به جام‌جهاني را از دست داد و علي پروين نيز بركنار شد و چندين سال بدور از فوتبال سر كرد. شايد حضور مجدد قايقران در خط مياني، سرنوشت ديگري را براي پروين رقم مي‌زد و تيم ايران هم چهار سال زودتر به جام‌جهاني راه مي‌يافت. به هر حال سيروس كه مغموم و دل‌شكسته شده بود، به سراغ مربيگري رفت و در اين عرصه نيز با تيم كشاورز نتايج خوبي گرفت و به خصوص نسل جديد و بازيكنان جواني ساخت كه تا سال‌ها در جمع برترين‌هاي فوتبال ايران قرار داشتند و برخي هنوز هم بازي مي‌كنند. اگرچه او پيش از اين يك فصل در قطر به فوتبال خود ادامه داد و از جمله اولين لژيونرهاي پس از انقلاب فوتبال ايران شد. شادروان سيروس قايقران در سال‌هاي آخر عمر كوتاهش چند پيشنهاد مربيگري از تيم‌هاي تهراني و شهرستاني دريافت كرد، ولي ترجيح داد براي ساختن و كار با جوانان بندر‌عباس از شمال به جنوب كشور برود. البته او در صحبتي كه با «ايويچ» داشت، اين قول را گرفت كه در صورت اثبات توانايي‌اش مي‌تواند شانس حضور در جام‌جهاني 1998 را داشته باشد. خود سيروس مي‌گفت: «براي ايويچ سن اصلا مهم نيست و آمادگي بازيكن اهميت دارد. به همين دليل نادر محمدخاني را مجددا احيا كرده و به تمرينات تيم ايران فراخوانده است.»
قايقران با انگيزه‌اي مضاعف از اسفند 1376 تمرين‌هاي فشرده‌اي را آغاز كرد تا در ارديبهشت سال 77 مورد آزمايش جدي «ايويچ» قرار بگيرد، اما اجل به او امان نداد و در تصادف 18 فروردين 1377 در جاده رشت - قزوين، جان به جان آفرين سپرد و همراه با «راستين» پسر شيرين زبان خود به ديار باقي رفت. سيروس اولين بازيكن در تاريخ فوتبال ايران بود كه با پيراهن يك تيم شهرستاني توانست بازوبند كاپيتاني تيم ايران را بر بازوي خويش ببندد. نام او دوبار از سوي AFC در تيم منتخب فوتبال آسيا نيز قرار گرفت. ولي دليل اصلي محبوبيت وي درست برعكس بسياري از ستاره‌هاي كاغذي اين روزها حمايت و كمك به مردم تنگدست بود. دليلي كه موجب مي‌شود پس از گذشت 11 سال نيز هزاران نفر از مردم انزلي و شهرهاي ديگر در مراسم بزرگداشت نام و ياد و خاطراتش شركت كنند.
منبع (http://www.goaldaily.ir/Template1/News.aspx?NID=7530)

RED STORM
04-08-2009, 11:50 AM
اگر سوار «رنو» نبود در آن تصادف آسيب جدي نمي‌ديد

پايبندي به مردم تا پاي مرگ

نويسنده : بهنام شريفي

قهرمانان بسياري در تاريخ ورزش ايران معروف و محبوب عوام شده و خصوصيات اخلاقي و قابليت‌هاي ورزشي آنان حتي پس از وداع با دنيا نيز زبانزد نسل‌هاي بعد بوده است. به خصوص كساني كه علاوه بر كسب عنوان يا رسيدن به مدال، همواره با مردم زندگي كرده و تا پايان عمرشان هم «مردمي» باقي مانده‌اند. به همين دليل مردم قدردان و حق‌شناس ايران نيز هرگز اين قبيل ورزشكاران متواضع را از ياد نبرده‌اند و در هر شرايط جوي و با تحمل مشكلات بسيار در مراسم بزرگداشت آنان شركت مي‌كنند و درباره ويژگي‌هاي ارزشمندشان با فرزندان خود سخن مي‌گويند.
اما بدون ترديد بايد نوشت كه مراسم يادبود شادروان سيروس قايقران پس از جهان پهلوان تختي يا شايد در همان حد و اندازه، پرچمعيت و كم نظير برگزار مي‌شود و اين هفته نيز به رغم گذشت 11 سال از مهاجرت هميشگي «قايقران بزرگ فوتبال ايران» باز هم هزاران نفر بر آرامگاه وي گرد مي‌آيند و نام، خاطره و ويژگي‌هاي انساني پسر با معرفت بندر (عنواني كه حدود 20 سال قبل در يكي از هفته‌هاي ورزشي به او داده بودم) را گرامي خواهند داشت. البته قايقران نه فقط در فوتبال انزلي، گيلان و ايران، بلكه در سطح اول آسيا شهرت قابل توجهي دست و پا كرد و در روزگار افت فوتبال، دو بار از سوي AFC در اواخر دهه 60 در جمع برترين‌هاي قاره كهن و تركيب تيم منتخب آسيا قرار گرفت. ديگر امروز همه مي‌دانند «سيروس» بدون اين كه حتي يك روز در پرسپوليس يا استقلال تهران بازي كرده باشد،‌ محبوب طرفداران قرمز و آبي پايتخت بود و بازوبند كاپيتاني تيم ايران را بر بازوي خود بست. گل زيبا و استثنايي او به كره جنوبي در بازي‌هاي آسيايي 1990 پكن كه زمينه‌ساز قهرماني تيم ايران در آن مسابقات شد، هرگز از ياد آن نسل نمي‌رود. شادروان قايقران در عرصه مربيگري نيز موفق بود و شاگرداني را تحويل فوتبال ايران داد كه برخي هنوز هم بازي مي‌كنند. اصطلاح «بنزين سبز» براي نخستين بار به دليل شجاعت «سيروس قهرمان» در ميدان دادن و استفاده از جوانان گمنام اما با استعداد در محافل مختلف فوتبال ايران و نشريات ورزشي سر قلم‌ها و زبان‌ها افتاد. قايقران حتي در 37 سالگي آنقدر توانايي، اراده و اعتماد به نفس داشت كه مي‌خواست در تمريناتي زير نظر «ايويچ» شركت كند و در صورت اثبات آمادگي‌اش در جام جهاني 1998 حضور يابد كه آن حادثه تلخ و تصادف لعنتي به وي مجال تحقق آرزوي بزرگ «سيروس» و انبوه دوستان و دوستدارانش را نداد.
تاكنون درباره توانايي‌هاي فني و خصوصيات اخلاقي و دلبستگي شادروان قايقران به مردم سراسر ايران به ويژه طبقات تهيدست جامعه فراوان گفته و نوشته شده و خاطرات بسيار ديگري را هم مي‌توان بر صفحه كاغذ آورد كه البته رمز و راز محبوبيت سيروس علاوه بر آن لب‌هاي همشيه خندان و گل‌هايي بود كه از فواصل گاه سي و چهل متري با شليك‌هاي سهمگين مي‌زد و پاس گل‌هاي فراواني كه به مهاجمان مي‌داد علاقه و اصرار قايقران براي حل مشكلات گرفتاران و دردمندان عجيب بود و نگارنده كه حدود 20 سال با «بچه با معرفت بندر» رفاقت و زندگي كردم و شب قبل از آن حادثه تلخ نيز تا ساعاتي از بامداد روز بعد با او درباره برنامه هاي ورزشي آينده‌اش گپ زديم، از نزدديك شاهد فداكاري‌هايش بودم.
در يك جمله بايد نوشت كه «سيروس» از آغاز تا پايان عمر كوتاه و پرافتخارش با مردم زيست و مهمتر اين كه به رغم درآمد خوبي كه داشت، ثروتش را با مردم قسمت كرد و اين همنشيني با توده سرانجام زمينه پرواز زود هنگام او به آن دنيا را فراهم كرد.
از كساني كه صحنه تصادف اتومبيل شادروان قايقران را در منطقه امامزاده هاشم (اوايل جاده رشت به قزوين) ديده بودند، با اشك و آه مي‌گفتند كه اگر او با خودروي مدل بالاتري مسافرت مي‌كرد، هرگز در آن تصادف جان نمي‌باخت و البته همان‌‌ها با شگفتي و افسوس و حسرت مي‌پرسيدند: «كاپيتان سابق فوتبال ايران و مربي موفقي كه درآمدش هم خوب بود، چرا بايد سوار اتومبيل كوچك و درون شهري رنو شود و همراه با خانواده‌اش از جاده انزلي عازم تهران گردد؟»
آن جماعت بسيار اما نمي‌دانم كه اطلاع داشتند يا نه كه «سيروس» قبلا خودروي «ب‌–‌ام - و» خويش را فروخته بود تا هزينه تحصيل تعدادي از دانشجوياني را بدهد كه در زلزله 31 خرداد 1369 رودبار تمام اعضاي خانواده‌شان را از دست داده بودند. اگرچه اين فقط مشتي نمونه خروار و يك اقدام از ده‌ها حركت پهلوانانه شادروان قايقران به شمار مي‌رفت كه او را به گوهري ناياب و نگيني درخشان بر تارك فوتبال و ورزش ايران نشانده است.
منبع (http://www.goaldaily.ir/Template1/News.aspx?NID=7529)

RED STORM
04-08-2009, 11:51 AM
اول قايقران، دوم قايقران، سوم قايقران

9 يادنامه براي بامعرفت‌ترين 9 تاريخ فوتبال

نويسنده : مهدي حدادپور

11سال از مرگ سيروس قايقران فرزند لايق و شايسته فوتبال ايران گذشته است. مردي كه هشت سال در بالاترين سطح فوتبال ملي ايران مطرح بود و بارها و بارها بازوبند كاپيتاني تيم ملي فوتبال را بر بازو داشت.
2-سيروس قايقران، بعد از غفورجهاني و علي نياكاني سومين مردي بود كه بعد از درخشش در تيم فوتبال ملوان بندرانزلي پيراهن تيم ملي فوتبال كشورمان را برتن داشت.
3-به جز قايقران، غفور جهاني و علي نياكاني، فوتبال ايران چند انزلي چي ديگر را هم داشته است. از محمد مايلي كهن گرفته تا بهروز پرورشخواه، پژمان نوري، مازيار زارع، حسن اشجاري و... اما نامورتر از همه اين ستارگان بدون ترديد، سيروس قايقران بود.
4-فوتبال ايران در تاريخ خود مردان شماره 9 ارزشمند بسياري را داشته است. پرويز قليچ خاني ابتدا پيراهن شماره 9 را بر تن مي‌كرد و سپس شماره شش شد. علي جباري در تيم ملي هفت مي‌پوشيد اما بعدها هفت را به علي پروين داد و خودش شماره 9 شد. محمد صادقي يكي از بهترين ‌هافبك‌هاي مياني تاريخ فوتبال ايران هم در جام جهاني 1978 آرژانتين شماره 9 را بر تن داشت. بعد از صادقي، سيروس قايقران، حميد درخشان، سيدمهدي ابطحي و حميد استيلي، پيراهن شماره 9 تيم ملي را بر تن كردند. استيلي با پيراهن شماره 9 تيم ملي فوتبال، گل قرن را درون دروازه آمريكا كاشت.
5-مهم‌ترين گل‌هاي ملي و باشگاهي قايقران هر دو در سال 1369 به ثمر رسيد. سيروس قايقران در مهر ماه سال 69 در جريان برد يك بر صفر ايران برابر كره‌جنوبي يك گل تاريخ‌ساز روي پاس مجتبي محرمي به ثمر رساند و با اين گل، تابوي كره شكسته شد و از آن پس قهرماني در آسيا مسجل شد و ايران بعد از 14 سال در آسيا قهرمان شد. در عرصه باشگاهي هم دو گل او به پرسپوليس در مرحله نيمه نهايي جام حذفي كشور، ملوان را به فينال برد. در فينال هم ملوان، استقلال را برد و قهرمان جام حذفي شد.
6- سال 70، سيروس قايقران، آخرين توافقات را براي پيوستن به پرسپوليس انجام داد. او به دعوت مجتبي محرمي دوست صميمي خود به پرسپوليس آمد اما حضور او در پرسپوليس دو ساعته بود و او ديگر هيچ وقت در اين تيم بازي نكرد.
7- يك بار از مجتبي محرمي پرسيديم بامعرفت‌ترين فوتباليست‌هاي ايران چه كساني بوده‌اند. او گفت اول قايقران، دوم قايقران، سوم قايقران! تا به حال نديده بوديم كه محرمي چنين بي‌ريا از كسي تمجيد كند.
8- در فينال بازي‌هاي آسيايي 90 پكن در حالي كه هنگام پايان بازي پاي ملي‌پوشان براي زدن ضربه پنالتي سست شده بود سيروس پيشقدم شد و از علي پروين در حضور همه ياران تيم ملي درخواست كرد كه پنالتي اول را او بزند.
9- بين مردان شماره 9 فوتبال، مرداني كه ژنرال و همه كاره تيم خود بودند، قايقران چيز ديگري بود. او در بين مردگان فوتبال هم چيز ديگري است. بعد از 11 سال هنوز سالگردهاي وداعش از همه باشكوه‌تر و شلوغ‌تر است.
يادش گرامي باد
منبع (http://www.goaldaily.ir/Template1/News.aspx?NID=7531)

RED STORM
04-08-2009, 11:51 AM
قايقرانــي در امواج ماندگاري

نويسنده : رسول بهروش

1 - آدم‌ها از وقتي خودشان را روي اين زمين پيدا كردند، دنبال راهي براي فرار از مرگ مي‌گشتند. تاريخچه كوشش‌هاي انسان براي يافتن آب حيات و اكسير جواني، عمري به درازاي تاريخ زندگي بشر دارد. دست خودشان نبوده و نيست؛به اين كره خاكي، با همه بد قلقي‌هايش دلبسته‌اند و شبانه‌روزشان را وقف جستن راهي براي ماندن و بيشتر ماندن مي‌كنند!
2 - آب حيات اما، افسانه بود. پيشرفت نسبي علم نشان داد كه راهي براي جلوگيري از ايستادن ساعت قلب در ايستگاه پاياني وجود ندارد. از آن روز به بعد، نسل آدم خواب را بر چشمانش حرام كرد تا راهي براي ماندگاري نامش در تاريخ بيابد. يك نفر بهشت ساخت و مردم را به داخل شدن در جنت زميني‌اش وعده داد، نفر بعدي عقاب‌هاي گرسنه را به قصد كشتن خدا(!) به سمت آسمان فرستاد و البته به وسيله يك پشه جان سپرد و ديگري استخوان برده‌هاي مفلوكش را هم چاشني سنگ كرد تا به مدد «ديوار چين» نامي براي خودش در صفحات تاريخ به يادگار بگذارد. حرص جاودانه شدن، چنان بشر را فريفته است كه از اسكندر مقدوني تا هيتلر آلماني و از فرانكوي اسپانيايي تا صدام عراقي، حاضر بودند دستان‌شان را تا آرنج به خون همنوعان خود بيالايند، اما دمي بيشتر در حافظه تاريخ بياسايند.
3 - احتمالا بيشتر آدم‌ها نمي‌دانستند كه براي جا خوش كردن در آغوش تاريخ، به جاي ملك‌شان، بايد قلبشان را بزرگ كنند! ما براي خودمان، اين گوشه دنج جغرافيا، يك آقاي خوش‌دل داريم كه بدون آنكه خودش بخواهد به تاريخ راه برده است. كسي چه مي‌داند؟ فرمول ماندگاري شايد از گرفتن دست بنده‌هاي خدا، وصله زدن شكستگي قلب‌ها، مرهم شدن براي زخم‌ها و برداشتن بار از روي دوش بنده‌ها بجوشد و بيرون بيايد. شايد لازم باشد براي ستاره شدن و تا نقطه آخر دنيا زيستن، گاهي از عرش پايين بيايي و بين مردمان روي خاك پرسه بزني! شايد هم بايد ماشين مدل بالايت را بفروشي و براي دختران آبرومند فقرا جهيزيه بخري تا دو هفته بعد، با يك اتومبيل دمده و ارزان‌قيمت به سفر آخرت بروي؛ طنين نجواي پزشكش هنوز توي گوش خانواده چند ميليوني‌اش زنده است: «اگر ماشين خودش را نمي‌فروخت قطعا زنده مي‌ماند، اما با اين رنو... كاري از ما ساخته نبود، متاسفم.»... و سيروس قايقران فوتبال ايران چنين گوهري بود.
4 - ديري است كه انزلي‌چي‌ها در تهران بي‌پشتوانه شده‌اند. آن آقاي روشن ضمير كه درهاي خانه‌اش در تهران هميشه خدا به روي همشهري‌هايش باز بود، مدتي هست كه به مسافران شهرستاني لبخند نمي‌زند. با اين همه، سيروس هنوز براي اين مردم زنده است. خيلي‌‌ها تا آخرين نفس عمرشان حرص زدند تا اندكي از اشتياق عمومي را جلب كنند، اما اين يكي مثل قايقران است كه هنوز وقتي اسمش مطرح مي‌شود، احترام پير و جوان، زن و مرد و بزرگ و كوچك را برمي‌انگيزد و مگر دست يافتن به آب حيات و اكسير جواني، غير از اين است؟ سالروز دفن شدن جسم خاكي كاپيتان اسبق تيم‌ملي را گرامي مي‌داريم و به پاس يادش كه همجوار ملت ايران است به پا برمي‌خيزيم.
منبع (http://www.goaldaily.ir/Template1/News.aspx?NID=7532)

RED STORM
04-08-2009, 11:51 AM
خاطره‌اي از كمك شادروان قايقران به مرد زمين خورده

شبي كه سيروس گريست

نويسنده : اسماعيل راستي

اواخر دهه 60 هجري خورشيدي بود و سيروس قايقران به عنوان كاپيتان و بازيكن دوست داشتني فوتبال ايران نه فقط در شمال كشور بلكه در همه شهرها و نزد دوستداران تمام تيم‌ها حتي طرفداران قرمز و آبي پايتخت محبوبيت بسياري داشت. تيم ايران در ورزشگاه آزادي و مقابل ديدگان بيش از 70 هزار نفر بازي مي‌كرد و من در جايگاه خبرنگاران همراه با دوستان و همكاران چندين ساله‌ام از جمله ابراهيم افشار، حسين خونساري، فريدون شيباني و ورزشي‌نويسان ديگر آن زمان منتظر آغاز مسابقه بوديم. «سيروس» قبل از آغاز بازي شتابان به جايگاه خبرنگاران آمد و آهسته در گوش من گفت: «مي‌خواهم بعد از پايان اين مسابقه به انزلي بروم. پس همين جا بمان كه با هم عازم شمال خواهيم شد. تو را به رشت مي‌رسانم و خودم به انزلي مي‌روم.»
بازي به پايان رسيد (نام تيم حريف و نتيجه اصلا مهم نيست. چون منظورم چيز ديگري است). پس از خداحافظي با دوستان به همراه «سيروس» حركت كرديم. تابستان بود و من شيشه اتومبيل «ب-ام-و» قايقران را كاملا پايين كشيده بودم. حوالي «لوشان» شام خورديم و عازم رشت شديم. عادتي دارم كه حتي اگر سه روز هم بيدار مانده باشم، در اتومبيل خوابم نمي‌برد «سيروس» هم رانندگي مي‌كرد و به همين دليل در تمام طول مسير با يكديگر حرف زديم. به رشت كه رسيديم، ساعت حدود دو بامداد بود. قايقران به جاي حركت در كمربندي رشت كه مرا زودتر به خانه مي‌رساند، به سوي مركز شهر رفت، ولي من حرفي نزدم. ناگهان او در ميدان فرهنگ پيچيد. در آن ميدان پمپ بنزيني بود كه هنوز هم هست. با خود گفتم كه حتما مي‌خواهد بنزين بزند، اما «سيروس» به سوي خيابان پشت پمپ بنزين پيچيد و پس از طي حدود يكصد متر ايستاد و پياده شد. ديدم در آن سوي خيابان مردي روي گاري دستي خوابيده است. سيروس او را صدا زد و بيدار كرد. مرد كه شايد حدود پنجاه سال داشت، ولي به شدت شكسته به نظر مي‌رسيد، با مشاهده سيروس زارزار گريست. قايقران وي را دلداري داد و يك بسته پول از جيب خود درآورد و در كنار مرد گذاشت. او چندين بار «سيروس» را بوسيد و وقتي قايقران با شتاب به سوي اتومبيلش آمد، چند قطره اشك از چشمان او نيز سرازير شد. دقايقي با هم حرف نزديم، اما نتوانستم خودم را كنترل كنم و پرسيدم: «سيروس! اين آدم را نمي‌شناسم. او چه كسي بود؟ با تو نسبتي يا رفاقتي دارد؟»
قايقران گفت: «داستانش مفصل است. اين مرد را كه نامش ... است، خيلي‌ها در انزلي مي‌شناسند. بسيار پولدار و دست و دل‌باز و دوستدار فوتبال ملوان بود، اما متاسفانه معتاد شد و همسرش با فريب دادنش تمام زندگي و اموال او را به نام خود كرد و سپس از شوهرش طلاق گرفت و او را از خانه بيرون انداخت. البته خيلي از مردم انزلي مي‌خواستند به اين مرد كمك كنند تا دوباره از جا برخيزد و كار و كاسبي راه بيندازد، ولي خدا كند هيچ كس از آن بالا به پايين نيفتد. او ديگر خجالت مي‌كشيد چشم در چشم مردم بيندازد، به همين دليل از انزلي عازم رشت شد و شخصي با آن اعتبار و ثروت، حالا روزها با گاري‌دستي خود در كنار پمپ بنزين مي‌خوابد. البته زمستان‌ها به يك مسافرخانه ارزان‌قيمت مي‌رود. شايد سنش كمي بيش از 50 سال باشد.
اما در تاريكي شب به خوبي او را ديدي؟ به 70 ساله‌ها شباهت دارد. چوب خدا را ببين كه زن اين مرد تمام زندگي‌اش را فروخت و به همراه دو تن از فرزندانش به خارج از كشور رفت، ولي تاوان بسيار سختي پس داد...؛ البته قايقران در همين مورد هم به طور مفصل صحبت كرد كه ارتباطي به منظور و هدف ما از بيان اين خاطره ندارد. پرسيدم: «سيروس! حالا تو با او چه ارتباطي داشتي؟» در پاسخ گفت: «سال 1358 وقتي براي ملوان در 18 سالگي اولين گل خودم را زدم، اين مرد يك اسكناس صد توماني به من داد كه هرگز فراموشش نمي‌كنم. گاهي اوقات يادم مي‌رود و از تهران كه برمي‌گردم، از طريق كمربندي رشت به انزلي مي‌روم، اما هر زمان كه به خاطر داشته باشم، نزد او مي‌روم. امشب يكصد هزار تومان به اين مرد دادم. شايد پنج - شش ماه ديگر فرصت ديدنش را نداشته باشم. ديدي چقدر خوشحال شد؟» چشم‌هاي «سيروس » پر از اشك بود و چشم‌هاي من نيز كه مثل آسمان بي وقفه مي‌باريد. هيچ نگفتم و اين راز را تا امروز در دل نگه داشتم. خدا بيامرزدت سيروس.
منبع (http://www.goaldaily.ir/Template1/News.aspx?NID=7533)

RED STORM
04-08-2009, 11:51 AM
قايقران نامي جاودانه در فوتبال ايران


فروردين ماه هر سال ياد آور درگذشت تلخ سيروس قايقران است ، نامي جاودان و ماندگار در فوتبال استان گيلان و ايران و نامي كه هيچوقت از ذهن فوتبال دوستان پاك نمي‌شود.
به گزارش خبرنگار ايرنا، سيروس قايقران علاوه بر بازي بسيار درخشانش در ملوان بندرانزلي و همچنين تيم ملي ايران، از لحاظ رفتار، منش و اخلاق جايگاه ويژه‌اي داشت و به همين سبب اكثر قريب به اتفاق فوتبالدوستان ايراني از آن مرحوم به نيكي ياد مي‌كنند.
حضور مرحوم قايقران در زمين مسابقه، اطمينان و آرامش روحي به ساير بازيكنان منتقل مي‌كرد و به نوعي يك قوت قلب براي بازيكنان بود.
با توجه به اختلافاتي كه در فوتبال رشت و بندرانزلي وجود داشت و دارد، اما در زمان بازي مرحوم سيروس قايقران اين اختلاف چندان نمود نداشت و حتي بعضي از فوتبالدوستان رشتي به خاطر وجود سيروس قايقران طرفدار تيم ملوان بودند.
مرحوم سيروس قايقران در اول بهمن ماه سال ‪ ۱۳۴۰‬در منطقه كوليور بندرانزلي چشم به جهان گشود.
وي در سال ‪ ۱۳۶۳‬به تيم ملي جمهوري اسلامي ايران راه يافت و در ‪ ۳۰‬دي ماه همان سال اولين بازي ملي خود را برابر تيم ملي يوگسلاوي سابق انجام داد.
مرحوم سيروس قايقران در دوران بازيگري‌اش ‪ ۴۳‬بار پيراهن تيم ملي را برتن كرد و ‪ ۲۱‬بار نيز به عنوان كاپيتان، تيم ملي را همراهي كرد.
مرحوم قايقران در ‪ ۴۳‬بازي كه براي تيم ملي انجام داد، ‪ ۱۴‬گل نيز به ثمر رساند كه از اين تعداد مي‌توان گلي كه به كره جنوبي در مرحله نيمه نهايي جام ملتهاي آسيا ‪ ۱۹۹۰‬به ثمر رساند را مهمترين گل عنوان كرد.
مرحوم سيروس قايقران آخرين بازي ملي خود را در تاريخ ‪ ۲۶‬فروردين ماه سال ‪ ۷۲‬در برابر تيم ملي بوسني و هرزگوين انجام داد.
آن مرحوم در ‪ ۱۸‬فروردين ماه سال ‪ ۷۷‬در نزديكي امامزاده هاشم شهرستان رشت در اثر سانحه تصادف رانندگي به همراه كودك خود راستين قايقران جان به جان آفرين تسليم كرد.
يازدهمين سال درگذشت مرحوم سيروس قايقران بيستم فروردين ماه در زادگاهش كوليور بندرانزلي برگزار مي‌شود
منبع (http://www.ghatreh.com/news/go.php?url=FHlaVHJ6Cg9DABAmEwVBbmldWnA8eGQKUylsK0J WQwB3JjBvbHZ0YR5wQkVTVEUNR00aTwB5SBwaSXx3dG45XhQ=&news_id=3208347)

Karim
04-08-2009, 12:22 PM
خدا بیامرزدش.
زودرفتی گلم...
شعارمعروف ملوانی ها درمورد قایقران:
سیروس قایقران بی تو نمیشه × محبوب قلب ما هستی همیشه ×حماسه پکن سلطان ایران ×سرور پرسپولیس و تاج تهران × كره یادش نرفت وقت اضافه × به آتیش كشیدیش با یه اشاره × قلیچ یادش نرفت اون گلهای تو × حالا گل میزاریم سر خاك تو ×سیروس قایقران دستی بالا کن ×پرچم بندر و بازم هوا کن× ملوااان ، ملوان تو قهرمانی × با یاد قایقران تو جاویدانی
http://www.cloob.com/public//public/user_data/album_photo/94/279426-b.jpg
اما قضیه سیلی زدن مرحوم به عربشاهی....
سید علی افتخاری بازیکن اسبق تیم ملی برای اولین بار به اردو دعوت شده بود. او بازیکن

استقلال رشت بود. بر سر میز شام هنگامیکه اعضای تیم و همراهان نشسته بودند افتخاری وارد می شود و یکی از بازیکنان سر شناس آن روزهای تیم ملی(عربشاهی) زیر لب به او دشنام می دهد. در همان لحظه قایقران رومیزی را چنان کشید که تمام سفره به هم خورد و چنان سیلی محکمی بر صورت عربشاهی نواخت که دیگر کسی در زمان حضور او جرأت توهین به دیگری را به خود راه نداد.
قایقران دوران بازیگری را زود کنار گذاشت و در حالیکه می توانست چند سالی دیگر نیز به بازی ادامه دهد به جرگه مربیان پیوست که در این زمینه نیز خود را با لیاقت نشان داد.
سرانجام در سال 77 و در روز عید قربان در حالیکه با اتومبیل شخصی و به همراه خانواده اش به سمت بندر عباس در حال حرکت بود تا با تیم شهرداری آن شهر قرارداد مربیگری را امضا نماید، در 15 کیلومتری رشت و در محله ای به نام امامزاده هاشم با یک ماشین باری تصادف کرد که در این سانحه او و پسر 5 ساله اش راستین به دیار باقی شتافتند.
آن عید برای تمام مردم، بخصوص گیلانی ها عیدی سیاه بود چرا که همه در سوگ کاپیتان بزرگشان یعنی سیروس قایقران نشسته بودند.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

RED STORM
04-09-2009, 11:41 AM
ستاره های سوخته به یاد عمو سیروس

http://www.ariensport.com/files.php?file=ghayeghran_457441060.jpg

چند وقت پیش با تعدادی از دوستان قدیمی به یاد فوتبالیستهای 2 نسل قبل افتادیم. فرقی نداشت از چه تیمی بودند. شاهین و شاهرخ بیانی، سید مهدی ابطحی، محمد پنجعلی، مهدی و مرتضی فنونی زاده و ...
در مورد هرکدام از آنها با هم صحبت می کردیم و از اسمش می گذشتیم. اما در مورد یکی بیشتر صحبت کردیم. او کسی نبود جز کاپیتان مو فرفری فوتبال ایران زنده یاد سیروس قایقران.
هافبکی که به جرأت می توان گفت یکی از شاخص ترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران بود. قایقران خود را از تیمهای استقلال و ملوان انزلی به فوتبال ایران معرفی کرد و سپس در تیمهای دیگری نظیر چوکای تالش و کشاورز تهران ( که در آن زمان اکثر بازیکنان تیم ملی به آنجا نقل مکان کرده بودند) به فوتبال خود ادامه داد.
او پاسوری دقیق، رهبر و کاپیتانی پر جذبه، شوت زنی فوق العاده قهار و بازیگردانی توانا بود. قایقران به راحتی هرچه تمامتر از خط وسط زمین اقدام به شوتهایی می کرد که بارها و بارها دروازه حریفان را می گشود. در خارج زمین انسانی مهربان، خنده رو و بسیار با معرفت بود.
تک گل او به کره جنوبی که باعث صعود ایران به فینال بازیهای آسیایی 1990 پکن شد (آن زمان بازیهای آسیایی در کیفیتی به اندازه جام ملتها و حتی بالاتر برگزار می شد.) و همچنین پنالتی او در فینال مقابل کره شمالی که باعث قهرمانی ایران گردید هرگز از اذهان مردم پاک نخواهد شد.
در مورد او همین جمله بس، که گفته می شود : کاپیتانی که نه قرمز بود و نه آبی اما محبوب همه.
او بوسیله مرحوم پرویز دهداری – معلم اخلاق فوتبال ایران- کسیکه بهای زیادی به جوانان و به خصوص شهرستانی ها می داد به سطح اول فوتبال ایران معرفی شد.
عمو سیروس در دوران حضورش در تیم ملی یگانه فوتبالیست مشهوری بود که از حق بازیکنان بی نام و نشان و عموماً شهرستانی دفاع می کرد.

Amir_onlyperspolis
04-09-2009, 04:10 PM
روحش شاد . همیشه عابدزاده در مراسم سالگردش شرکت میکنه .

خوب شد یادی از قایقران کردین من که هر وقت مازیار زارع رو میبینم یاد قایقران میفتم و بازیهاش . ایشالله مازیار عمری طولانی داشته باشه . قایقران که عمرش کوتاه بود خدا رحمتش کنه .

zamara
04-09-2009, 04:40 PM
http://images.google.com/url?source=imgres&ct=tbn&q=http://sport.nigc.ir/images/gayeg-00001.gif&usg=AFQjCNHryI3qWbzjsbp1PMSRxDjgSbUWnw

http://images.google.com/url?source=imgres&ct=tbn&q=http://reza21.persiangig.com/malavan%25201365.jpg&usg=AFQjCNFGX69VWxlwQ1h2jQ6BORiqAGkHEQ


http://images.google.com/url?source=imgres&ct=tbn&q=http://1.bp.blogspot.com/_Ca6sSW9IOd4/SNT3VzMfehI/AAAAAAAAAF0/6j13rQNqH-E/s400/samie3.jpg&usg=AFQjCNHgMVYNAfKnhenRMs4yxsqNVZ8gFA

ali_red boy
04-09-2009, 04:55 PM
پویا جان (اگه اسمت رو اشتباه نکنم ) تاپیک خوبی زدی و تمام وکمال هر چی بود در باره قایقران گفتی خدا رحمتش کنه .

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز ......

Pars_Redboy
04-09-2009, 06:57 PM
روحش شاد با اینکه نه قرمزبود و نه آبی ولی همه به خوبی و نیکی ازش یاد میکنن

zamara
04-09-2009, 09:20 PM
او که سفید تنها رنگ زندگیش بود.

سال شمار زندگی :
سیروس قایقران - فرزند زکریا (پرویز) - متولد 1/11/1340 در بندر انزلی و محله کلویر - فوت در 18/1/1377 بر اثر تصادف در جاده رشت به تهران ( امامزاده هاشم )

محل تحصیلات : بندر انزلی
شغل پدر : کارمند تربیت بدنی
شغل مادر : خانه دار
دارای 4 برادر به اسامی آقایان عبدا... ، ناصر ، نادر و حسین و دارای 2 خواهر
فرزند وی راستین قایقران متولد 6/1/1369 ، در حادثه رانندگی ذکر شده فوت نمود.

عضو باشگاههای :
ملوان و استقلال انزلی ، الاتحاد قطر و کشاورز تهران

مربیان وی در گیلان :
بهمن صالح نیا ، احمد صومی ، غفور جهانی ، مجید جهانپور ، نصرت ایراندوست

مربیان وی در تیم ملی:
مرحوم پرویز دهداری ، مهدی مناجاتی ، علی پروین ، ناصر ابراهیمی ، بهمن صالح نیا ، رضا وطنخواه

سابقه ملی:
وی در 100 مسابقه شرکت داشت که 43 بازی ، رسمی بوده است. در 21 بازی کاپیتان تیم ملی بوده و 14 گل برای تیم ملی به ثمر رسانده است که بهترین آنها به تیم کره جنوبی در نیمه نهایی بازیهای آسیایی 1990 پکن بود.
اولین بازی ملی را در 30 دی ماه 1363 برابر یوگسلاوی و آخرین بازی ملی را در 26 فروردین 1372 برابر بوسنی انجام داد. اولین کاپیتانی تیم ملی را در 11 آذر 1367 برابر قطر به عهده گرفت.

سابقه مربیگری:
کشاورز تهران ( با این تیم به مقام سوم لیگ کشور رسید) - مسعود هرمزگان

افتخارات:
قهرمان جام حذفی کشور و گروه مقدماتی آسیا با ملوان - نایب قهرمانی لیگ استانی قدس با منتخب گیلان - مقام سومی در جام ملتهای آسیا 1998 - قهرمان بازیهای آسیایی پکن 1999

زندگینامه:
زنده یاد سیروس قایقران در اول بهمن ماه 1340 در محله کلویر بندر انزلی پا به عرصه هستی نهاد.
سیروس از همان ابتدای کودکی به فوتبال در زمینهای خاکی کلویر روی آورد و با استعداد درخشانش به عضویت تیم فوتبال منتخب آموزشگاهها در آمد.
وی در سن 16 سالگی در سال 1356 موفق شد به عنوان یکی از مهرهای اصلی در تیمهای نوجوانان و جوانان ملوان استعدادهای خود را به نمایش بگذارد و با مهارتهای منحصر به فردش ملوان را به رتبه قهرمانی باشگاههای گیلان رساند.
وی در سالهای 57 تا 63 افتخارات زیادی را برای ملوان و گیلان به ارمغان آورد مانند دو گلی که وارد دروازه پرسپولیس کرد و یا گل زیبایی که وارد دروازه تیم منتخب مازندران نمود.

در این دوران وی به عنوان یک بازیکن استثنایی با ویژگیهای اخلاقی عالی و منش پهلوانی در میان عموم مردم محبوب گردید. وی آنقدر متواضع و افتاده بود که همه افراد به او علاقمند بودند .
لبخندهای صمیمی اش هیچگاه از لبان او دور نمی شد و قلبش مانند دریا پاک و بی آلایش بود.
سیروس در سال 1363 به تیم ملی دعوت شد و در سال 66 تنها فوتبالیست شهرستانی بود که شادروان دهداری بازوبند پرافتخار کاپیتانی تیم ملی ایران را به بازوان او بست.
در سال 67 در جام ملتهای آسیا در قطر ، تیم ملی ایران با رهبری سیروس به مقام سومی دست یافت و در سال 69 تیم ایران را با گلهای زیبایش پس از 20 سال به قهرمانی در بازیهای آسیایی پکن رساند.
سیروس در آن دوران نه تنها در ایران بلکه در آسیا و اروپا هم به عنوان یک بازیکن استثنایی مطرح گردید و با وجود داشتن پیشنهاد از تیمهای آلمانی به الاتحاد قطر پیوست. سیروس در اوج شهرت هرگز مغرور نشد و اصالت خود را فراموش نکرد و بعد از مدتی بازی در قطر ، مجددا به تیم اول خود ملوان پیوست و این تیم را قهرمان جام حذفی و راهی مسابقات آسیایی کرد.
سیروس در سال 72 به عنوان بازیکن و سپس مربی به تیم کشاورز تهران پیوست و نتایج قابل توجهی بدست آورد.
وی سپس به تیم دسته دومی مسعود هرمزگان پیوست و مدتی در آنجا مشغول به مربیگری شد .
در سالهای 76 و 77 سیروس بارها تمایل خود را برای بازگشت به ملوان به عنوان بازیکن یا مربی اعلام کرد. اما در اوایل سال 77 که وی برای تعطیلات نوروز همراه خانواده اش به انزلی آمده بود در بازگشت و در حالیکه همراه فرزند، همسر و برادر همسرش در اتومبیل رنوی خود عازم تهران بود در حوالی امامزاده هاشم با کامیون خاور تصادف نمود که منجر به فوت وی و فرزندش گردید.
روحشان شاد و قرین رحمت باد.

---------------- (http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.malavan.net/ghayeghran.jpg&imgrefurl=http://panteaa.******.com/post-70.aspx&usg=__j8j4RcUVpKYg7DXKewRf6wFAQuo=&h=203&w=150&sz=17&hl=fa&start=11&tbnid=LCUoxAMPx9PBPM:&tbnh=105&tbnw=78&prev=/images%3Fq%3D%25D9%2585%25D8%25B1%25D8%25AD%25D9%2 588%25D9%2585%2B%25D9%2582%25D8%25A7%25D9%258A%25D 9%2582%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2586%26gbv%3D2%26h l%3Dfa%26sa%3DG)
منبع (http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.malavan.net/ghayeghran.jpg&imgrefurl=http://panteaa.******.com/post-70.aspx&usg=__j8j4RcUVpKYg7DXKewRf6wFAQuo=&h=203&w=150&sz=17&hl=fa&start=11&tbnid=LCUoxAMPx9PBPM:&tbnh=105&tbnw=78&prev=/images%3Fq%3D%25D9%2585%25D8%25B1%25D8%25AD%25D9%2 588%25D9%2585%2B%25D9%2582%25D8%25A7%25D9%258A%25D 9%2582%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2586%26gbv%3D2%26h l%3Dfa%26sa%3DG)

zamara
04-09-2009, 09:25 PM
قایقران چرا محبوب شد

وی الگوی جوانمردی و کمک به نیازمندان بود.

تنها کاپیتانی که در شرایط آن زمان که همگان شهرستانیها را مورد تمسخر و آزار و اذیت قرار می دادند با خلاقیتها و مهارتهای خود به کاپیتانی تیم ملی رسید.
مردی که در عین بزرگی همچنان افتاده و متین بود و درد مردم بینوا را می فهمید.
مردی که بسیار پنهانی صدقه می داد و در کارهای خیر شرکت می کرد.
وی شبها در تاریکی محض سراغ بینوایان را می گرفت و نانی در سفره شان می گذاشت تا در شبهای بندر هیچ کس گرسنه نخوابد.
مردی که چهره سیه چرده اش همیشه با گلخنده ای همراه بود.
مردی که به اروپا نرفت تا ثابت کند به عشق صیادانی که هر غروب با پاهای ورم کرده از دریا برمی گشتند انزلی را با دنیا عوض نمی کند. سیروی هیچگاه غرور جلوی چشمانش را نگرفت و خاکی ماند.

سیروس عشق خاصی به انزلی و ملوان داشت.
خودش می گفت :
بهترین مطلبی که درباره من در مطبوعات نوشته شده این است " عجب قایقرانی دارد این ملوان " .
سیروس سالها به عشق قوی سپید با یک پیراهن خیس در باتلاق انزلی دوید و اصلا به این فکر نکرد که جز سفید رنگهای دیگری هم در این دنیا هست.
او در سالهای 1357 تا 1363 یک چمدان افتخار برای ملوان کسب کرد و مهره مار انزلی چیها در میدانهای دوزخی لقب گرفت.
سیروس در 23 سالگی به تیم ملی دعوت شد و سه سال بعد بازوبند کاپیتانی تیم ملی را به بازوی خود بست تا به مرد مورد اعتماد دهداری در مستطیل سبز بدل شود.
او در مسابقات جام ملتهای آسیا با تیم ملی روی سکوی سوم آسیا ایستاد و 2 سال بعد هم در پکن با گل زیبایش پرنده خوشبختی را روی شانه های تیم ملی نشاند تا ایران قهرمان آسیا شود.
سیروس با غرور بیگانه بود و پس از بازگشت از چین پیشنهادات چرب و نرم ژرمنها را جدی نگرفت و به آن سوب آبها رفت تا مدتی دشداشه پوشهای قطری را با آرپیجی های خود به هوا کند.
قایقران فوتبال ایران پس از بازگشت از قطر دوباره پیراهن سفید عزیز را به تن کرد تا با دیگر ملوانان ، قهرمان جام حذفی ایران شود و اینگونه خزر را عاشق تر کند.

و حالا چندین سال است که او زیر خاک نمناک بندر خفته است اما هنوز عکسش روی دیوار تمام مغازه های شهر و یادش در قلب تمام آدمهای نجیب شمال ماندگار شده است.
روحش شاد

zamara
04-09-2009, 09:31 PM
خاطرات آنان که با سیروس بودند :

پرویز قایقران ( پدر ) :
آیا ورزشکار تا زمانی که زنده است عزیز است ؟ هیچکس از تهران و مرکز استان نیامده که حالی از ما بپرسد یا کمکی به ما بکند. او اولین فرزندم بود. غروب موقع اذان به دنیا آمد.
اولین سالی که به تیم ملی دعوت شد با محمود فکری به تهران رفت و دو روز بعد با گرمکن و بی پول برگشت.
چیزی به ما نگفت اما چند روز بعد فهمیدیم که لباسهای آنها را در اردو زدند تا آنها دیگر در تمرینات حاضر نشوند.
اخلاقش عالی بود. او از نظر مالی کمکی به من نکرد ولی بعدها متوجه شدم که پولها را به مردم نیازمند می داد.
دوستان دورو نگذاشتند که در دوران بازیگری و مربیگری ، آب خوش از گلویش پایین برود.
خدا او را بیامرزد.

محمد احمدزاده :
اغلب دوران ورزشی ام را در کنار سیروس بودم. از نوجوانان ملوان گرفته تا اردوی تیم ملی. ضمن آنکه با هم از ملوان جدا شدیم و به تهران رفتیم.
سیروس بچه خونگرمی بود و هیچوقت لبخند از لبانش دور نمی شد. سیروس برای بزرگتر همه چیز داشت اما خودش یک مقدار سهل انگاری می کرد.
متاسفانه نسبت به همه چیز بی تفاوت بود. او بچه خاکی و با صداقتی بود و فکر می کرد همه مثل خودش صاف و ساده اند.
آخرین بار 20 روز قبل از فوتش او را دیدم.
برایم خیلی عجیب بود که متحول شده ، حسرت جوانی اش را می خورد و تازه متوجه دوستیهای خود با این و آن و اطرافش شده بود. می خواست متحول شود و به فوتبال بازگردد.
خدا بیامرز پاسهای دقیق و شوتهای سنگینی داشت. او با کاپیتان شدنش حق من و همه شهرستانیها را گرفت. ظاهر و باطنش یکی بود. انزلی را با هیچ شهری عوض نمی کرد.
یکسال به تیم ملی دعوت شدم و در اردو خیلی عذاب کشیدم. رقابت سنگین بود و شهرستانیها پشتیبانی نداشتند، تازه فهمیدم که غفور و سیروس چه کشیده اند. اگر آقای گل لیگ نمی شدم مرا دعوت نمیکردند.
آنها ما را به زحمت تحمل می کردند.
سیروس همیشه با خونسردی و جوانمردی با همه رفتار می کرد.
یادش بخیر و روحش شاد.

بهمن صالح نیا :
من همیشه به نام ملوان افتخار می کنم چرا که نام ملوان عامل شناسایی بندر انزلی در سطح کشور شده است و این امر با زحمات و تلاش بازیکنان بزرگی چون سیروس محقق شده است.
از افتخارات دیگر انزلی راهیابی چند بازیکن از این خطه به تیم ملی بوده است که با توجه به اوضاع آن زمان برای شهرستانی ها بسیار ارزشمند بود.
من همیشه قایقران را مثل فرزندم دوست داشتم. او با آن چهره خندان و سیه چرده خود به ما پیوست بچه بسیار محجوب و خجالتی بود.
او افتخار زیادی برای ما آفرید اما متاسفانه هرگز از تمام توان خود استفاده نکرد.
به او گفتم تهران نرو. آنجا آدم ها همدیگر را نمی شناسند و رقابت ناجوانمردانه زیاد است. پیشنهاد کردم به لیگ ترکیه برود.
من نمی بخشم آنهایی را که با راه انداختن تیمهای کذایی و بی هویتی چوان کشاورز و بانک تجارت و... باعث از هم پاشیدگی تیمهای اصیل شدند.
آرزو دارم جوانان امروز از سوابق و افتخارات سیروس الگو بگیرند .
او وقتی تمرین شوت انجام می دادیم توپهایمان را با شوتهایش پاره می کرد.
مرحوم دهداری ( معلم اخلاق ) همیشه می گفت اگر سیروس کمی منظم تر باشد می تواند یکی از بهترینهای فوتبال ما باشد.
دهداری توجه خاصی به نظم و اخلاق داشت.
بحث من و دهداری با بقیه همیشه این بود که ورزشکار باید از هرجهت الگو باشد راه رفتن، صحبت کردن و... .
حتی یکبار مرحوم دهداری قصد نداشت مرحوم قایقران را به اردو ببرد که من مانع شدم.
او می گفت این جوان خیلی بی تفاوت است.
من سیروس را به اتاقم بردم و ساعتها با او صحبت کردم.
سیروس هم در نظم و انضباط همانی شد که می خواستیم و بازوبند کاپیتانی را بدست آورد.
سیروس در زمان پروین به دلایل غیر فنی از تیم ملی خط خورد.
او را جلوی مغازه مرحوم طلاکار دیدم.
گفتم سیروس تو به ما کمک کن ، نه من به تو. تازه از قطر آمده بود گفتم بیا ملوان برای تو برنامه تنظیم می کنم.
دوست دارم دوباره تو را در تیم ملی ببینم.
سیروس به من قول داد . هرروز صبح خودم به او در کنار دریا تمرین میدادم و شبها به خانه اش سر می زدم.
او خیلی در این ایام به ملوان کمک کرد. بهترین خاطره ام 2 گل زیبایی است که در این دوران به پرسپولیس در انزلی زد .
او دوباره به تیم ملی دعوت شد و آن گل زیبا را به کره زد.
بعدها در بندر عباس او را دیدم.
مدتی بعد پیغام داد که میخواهم به ملوان بیایم و با شما کار کنم که موافقت کردم اما من سال بعد به چوکا پیوستم و ....
خدا رحمتش کند و به خانواده اش صبر بدهد.

گزیده ای از بیانیه جمعی از هواداران ملوان :

سیروس جان ، ظهر روز خاکسپاریت در استادیوم انزلی همه داد زدند " "سیروس بیا اینجا "
ولی اینبار تو درون جعبه چوبی و روی دست مردم به پیش آنها رفتی.
وقتی احمدرضا عابدزاده خودش را به تو رساند و بغلت کرد و اشک ریخت همه داد زدند
" قایقران،قایقران " .
سیروس جان ، هنوز هم هواداران با شعار " قایقران ، روحت شاد " پشت تمام حریفان را می لرزانند.
سیروس جان، آسوده بخواب. ملوان تو هنوز سرپاست.
-------------------
منبع (http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.malavan.net/ghayeghran.jpg&imgrefurl=http://panteaa.******.com/post-70.aspx&usg=__j8j4RcUVpKYg7DXKewRf6wFAQuo=&h=203&w=150&sz=17&hl=fa&start=11&tbnid=LCUoxAMPx9PBPM:&tbnh=105&tbnw=78&prev=/images%3Fq%3D%25D9%2585%25D8%25B1%25D8%25AD%25D9%2 588%25D9%2585%2B%25D9%2582%25D8%25A7%25D9%258A%25D 9%2582%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2586%26gbv%3D2%26h l%3Dfa%26sa%3DG)

mona_casillas
04-09-2009, 10:03 PM
انالله و انالیه راجعون

روحش شاد و قرین رحمت الهی باد

http://www.ariensport.com/files.php?file=ghayeghran_457441060.jpg

RED STORM
04-10-2009, 01:07 AM
خودم هر وقت اینا رو میخونم گریم میگیره

Karim
04-10-2009, 01:11 AM
http://www.tinypic.info/files/dnryodbcuju59dll3bkk.jpg
احتمالا بيشتر آدم‌ها نمي‌دانستند كه براي جا خوش كردن در آغوش تاريخ، به جاي ملك‌شان، بايد قلبشان را بزرگ كنند! ما براي خودمان، اين گوشه دنج جغرافيا، يك آقاي خوش‌دل داريم كه بدون آنكه خودش بخواهد به تاريخ راه برده است. كسي چه مي‌داند؟ فرمول ماندگاري شايد از گرفتن دست بنده‌هاي خدا، وصله زدن شكستگي قلب‌ها، مرهم شدن براي زخم‌ها و برداشتن بار از روي دوش بنده‌ها بجوشد و بيرون بيايد. شايد لازم باشد براي ستاره شدن و تا نقطه آخر دنيا زيستن، گاهي از عرش پايين بيايي و بين مردمان روي خاك پرسه بزني! شايد هم بايد ماشين مدل بالايت را بفروشي و براي دختران آبرومند فقرا جهيزيه بخري تا دو هفته بعد، با يك اتومبيل دمده و ارزان‌قيمت به سفر آخرت بروي؛ طنين نجواي پزشكش هنوز توي گوش خانواده چند ميليوني‌اش زنده است: «اگر ماشين خودش را نمي‌فروخت قطعا زنده مي‌ماند، اما با اين رنو... كاري از ما ساخته نبود، متاسفم.»... و سيروس قايقران فوتبال ايران چنين گوهري بود.

ديري است كه انزلي‌چي‌ها در تهران بي‌پشتوانه شده‌اند. آن آقاي روشن ضمير كه درهاي خانه‌اش در تهران هميشه خدا به روي همشهري‌هايش باز بود، مدتي هست كه به مسافران شهرستاني لبخند نمي‌زند. با اين همه، سيروس هنوز براي اين مردم زنده است. خيلي‌‌ها تا آخرين نفس عمرشان حرص زدند تا اندكي از اشتياق عمومي را جلب كنند، اما اين يكي مثل قايقران است كه هنوز وقتي اسمش مطرح مي‌شود، احترام پير و جوان، زن و مرد و بزرگ و كوچك را برمي‌انگيزد و مگر دست يافتن به آب حيات و اكسير جواني، غير از اين است؟ سالروز دفن شدن جسم خاكي كاپيتان اسبق تيم‌ملي را گرامي مي‌داريم و به پاس يادش كه همجوار ملت ايران است به پا برمي‌خيزيم.

mona_casillas
04-10-2009, 01:19 AM
خودم هر وقت اینا رو میخونم گریم میگیره

درسته و همین مردمی بودن این چهره هاست که اونها رو از قهرمانان جدا میکنه و لقب پهلوان بهشون میده و باعث میشه بعد از گذشت این همه سال حتی من و شمایی که خاطره ای از بازیهای قایقران نداریم به یادش باشیم برای آمرزش روحش دعا کنیم و در غم از دست دادنش گریه کنیم

redsun
04-10-2009, 03:45 PM
واقعا یاد و خاطره ی سروس قایقران و همه ی آن جوان مردانی که برای ورزش کشور زحمت کشیدند و با غرور و افتخار نام ایران را فریاد می زدند همیشه در دل و روح مردم جای دارد و هیچوقت فراموش نمی شوند به قول سلطان باید محبوب دل مردم بود
روحش شاد و یادش گرامی

mona_casillas
04-11-2009, 01:11 AM
زارع در مراسم سالگرد قایقران

هافبك تيم فوتبال پرسپوليس تهران گفت: همواره دوست داشتم مانند سيروس قايقران باشم؛ اما هرگز اينگونه نخواهد شد
مازيار زارع در مورد حضورش در مراسم سالگرد سيروس قايقران اظهار داشت: روز گذشته بنا به وظيفه ام به انزلي رفتم و باز هم در مراسمي شركت كردم كه كاش هرگز برپا نمي شد و اين اتفاق تلخ رخ نمي داد.
وي افزود: هميشه دوست داشتم روزي مانند سيروس قايقران شوم؛ اما هرگز اين اتفاق رخ نخواهد داد.

زارع ادامه داد: خوشحالم كه هواداران پرسپوليس لقب قايقران را به من داده اند. كار بسيار سختي دارم چون همه دوست دارند شبيه او باشم و ياد و خاطره اش را زنده نگه دارم، به همين دليل سعي مي كنم هميشه با عملكردم جوابگوي اين خواسته مردم باشم.
زارع در پايان خاطر نشان كرد: اميدوارم در بازي مقابل پيكان بتوانيم به سه امتياز حساس اين بازي برسيم تا نشان دهيم نتايج قبلي در ليگ برتر جزو اتفاقات فوتبال بود. هدف ما كسب سهميه فصل آيند ه ليگ قهرمانان آسيا است، ضمن اينكه بايد در ادامه ديدارهاي ليگ قهرمانان فصل جاري نيز همچنان پر قدرت ظاهر شويم.

zamara
04-11-2009, 10:32 AM
عجب « قايقرانى» داشت درياى فوتبال ايران

در ميان انبوه ستاره هاى تهرانى تيم ملى دهه ۶۰ كسى بازوبند كاپيتانى تيم را به بازو مى بست كه يك شهرستانى بود؛ سيروس قايقران.

ماجرا زمانى جالب تر مى شود كه بدانيم همان پايتخت نشينان كه حضور ديگران را برنمى تابيدند، به اينكه پشت سر او وارد زمين مى شوند افتخار مى كردند.
جدا از توانايى هاى بى بديل فنى او يك الگوى اخلاقى به تمام معنا بود، نكته اى كه همگان به آن اذعان داشتند.
از مجتبى محرمى يكى از ملى پوشان آن روزهاى فوتبال سؤال كردند با معرفت ترين بازيكن فوتبال ايران كيست؟
گفت: اول قايقران، دوم قايقران، سوم قايقران و بيراه نيز نگفته بود، سيروس براى تهيه جهيزيه دختران دم بخت اتومبيل آخرين مدلش را فروخت و «رنو» سوار شد، رنويى كه ۱۸ فروردين ۷۷ مركب مرگش شد.
مرحوم قايقران در اول بهمن ماه ۱۳۴۰ در بندر انزلى چشم به جهان گشود.
از همان كودكى با استعداد فوق العاده اش چشم ها را خيره كرد و پله هاى موفقيت را يكى پس از ديگرى طى كرد.
در سال ۶۳ به عنوان تنها فوتباليست شهرستانى به تيم ملى دعوت شد و چند سال بعد از طرف پرويز دهدارى، سرمربى وقت تيم ملى بازوبند كاپيتانى تيم ملى را دريافت كرد، اين نهايت افتخار براى يك بازيكن آن هم از نوع شهرستانى اش محسوب مى شد كه قايقران به آن دست يافت.
آن مرحوم در دوران بازيگرى اش بيش از ۴۳ بار پيراهن تيم ملى را پوشيد و در ۲۱ بازى كاپيتان نيز بود.
مرحوم قايقران در مجموع ۱۴ گل براى تيم ملى به ثمر رساند گلى كه به كره جنوبى در جام ملت هاى آسيا در سال ۱۹۹۰ به ثمر رساند از مهمترين گل هاى او به شمار مى رود.
در رده باشگاهى نيز او عضو تيم هاى ملوان و استقلال انزلى، الاتحاد قطر و كشاورز تهران بود.
در كشاورز خود را به عنوان يك بازيكن و مربى موفق معرفى كرد و هويت ورزشى جديدى را پس از موفقيت هايش در ملوان براى خود كسب كرد.
چه آنكه همگان ملوان و قايقران را با هم مى شناختند اما حضور موفق او در كشاورز فصلى جديد در زندگى ورزشى آن مرحوم بود.
۲ گلى كه به پرسپوليس در انزلى زد از خاطره انگيز ترين گل هاى او بود كه سالها در خاطر طرفداران فوتبال خواهد ماند.
مرحوم قايقران در ۱۸ فروردين سال ۷۷ در اثر سانحه تصادف در امامزاده هاشم ( جاده رشت - تهران ) جان به جان آفرين تسليم كرد.
او كه از موقعيتى خاص در نزد اهالى فوتبال برخوردار بود پس از رخت بستن به ديار باقى همچنان از محبوبيت بسيارى برخوردار است و مراسم يادبودش پس از گذشت ۱۱ سال از فوت او محل تجمع علاقه مندان و دوستداران اوست كه هرسال در زادگاهش كليور انزلى برگزار مى شود.
گزارشى از يازدهمين سالگرد درگذشت شادروان سيروس قايقران به گزارش ارسطو عزتيان، يازدهمين سالگرد درگذشت كاپيتان اسبق تيم ملى عصر پنجشنبه گذشته بر سر مزار آن مرحوم برگزار شد و ياد وخاطره آن عزيز، گرامى داشته شد.
در اين مراسم كه با حضور گسترده مردم انزلى و مسئولين شهرستان و جمع كثيرى از همبازيان و علاقمندان به فوتبال برگزار شد، از افراد سرشناس حاضر در اين جمع مى توان به على كفاشيان، احمدرضا عابدزاده، اميرحاج رضايى، رئيس تربيت بدنى استان گيلان، فرماندار، شهردار، نماينده مردم انزلى، فردين معصومى ، جمعى از پيشكسوتان باشگاه ملوان و جمعى از دوستان او مانند بهزاد داداش زاده ، داود حقدوست ، محسن عبد نصرالهى و... اشاره كرد. بعد از اتمام مجلس گراميداشت نوبت به مراسم پرده بردارى از تنديس مرحوم قايقران در ورزشگاه تختى رسيد تا هميشه ياد و خاطره اين اسطوره هميشگى اخلاق و ورزش در اذهان همگان باقى بماند.
غير از اين، اولين همايش بزرگداشت سيروس قايقران در يكى از سينماهاى بندرانزلى برگزار شد كه اين مراسم با استقبال بى سابقه مردم روبرو شد و خانواده مرحوم قايقران، خانواده هاى شهداى ورزشكار، اولين مربى سيروس قايقران آقاى محمدرضا مرادى، جاسم ويشگاهى و... حضور داشتند كه از آنان تقدير به عمل آمد.
گفتنى است، اين مراسم با همت باشگاه ملوان و سازمان منطقه آزاد انزلى به صورت بسيار باشكوه برگزار شد.
روحش شاد و يادش گرامى باد.

zamara
04-12-2009, 10:42 AM
يازدهمين بزرگداشت كاپيتان تيم ملي در انزلي برگزار شد

تنديس‌هاي قايقران پشت لبخند سيروس

مراسم بزرگداشت يازدهمين سالگرد درگذشت شادوران سيروس قايقران، كاپيتان اسبق فوتبال ايران بعد از ظهر روز پنجشنبه هفته قبل و سپس پنجشنبه شب با حضور هزاران نفر از دوستداران آن مرحوم و نيز دوستان و همبازي‌هايش همچون بهمن صالح‌نيا، غفور جهاني، محمد احمدزاده، نصرت ايراندوست، جاويد جهانگيري، اميد هرندي، علي نياكاني، بهزاد داداش‌زاده، نادر عزت‌اللهي، فاضل قديري، اصغر زارع، محمد قديربحري و همچنين ميهمان‌‌هايي كه از تهران آمده بودند، نظير احمدرضا عابدزاده، يار هميشگي قايقران كه تاكنون هر ساله در مراسم بزرگداشت وي شركت كرده، مسعود معيني و امير حاج‌رضايي برگزار شد.

در اين مراسم علي كفاشيان، رييس فدراسيون فوتبال سخنراني كرد و نام و ياد قايقران را گرامي داشت.
در مراسم پنجشنبه شب نيز از تنديس قايقران توسط خانواده‌اش پرده‌برداري شد و بعد هم اولين همايش زنده ياد قايقران برگزار گرديد.
اردشير پورنعمت‌، مدير باشگاه ملوان ابتدا به حضار خيرمقدم گفت و پس از آن مسعود معيني به نقش كاپيتان سيروس در پيروزي‌هاي فوتبال ايران طي دهه 60 اشاره كرد و بهمن صالح‌نيا نيز خاطره‌اي از او گفت (نصرت ايراندوست هم در مراسم بعد از ظهر خاطره‌اي از قايقران تعريف كرده بود.)
آنگاه فيروز‌آبادي، رييس هيات مديره باشگاه ملوان سال 88 را سال تكرار پيروزي‌هاي گذشته ملوان خواند كه به همين دليل امكانات مورد نياز ملوانان فراهم خواهد شد.
وي همچنين قول داد كه در محدوده منطقه آزاد 50 هكتار زمين در اختيار باشگاه ملوان قرار مي‌گيرد كه در صورت آمادگي سازمان تربيت بدني ورزشگاه جديد شهر انزلي در آنجا ساخته شده و همچنين پروژه‌هاي آسياويژن و گل در همين زمين در كنار زمين‌هاي تمرين، كمپ تمرين و سالن وزنه‌برداري مورد بهره‌برداري قرار گيرد.
سپس چهار فيلم كه درباره شادروان قايقران ساخته شده بود، به نمايش درآمد و بعد از گلباران تصاوير كاپيتان سيروس توسط بازيكنان نونهال و نوجوان، مراسم اهداي لوح و تنديس آغاز گرديد كه ابتدا از خانواده‌هاي شهداي ورزشكار انزلي تقدير شد.
پس از آن از احمدرضا عابدزاده و جاويد جهانگيري كه همه ساله در مراسم شركت مي‌كنند، تقدير به عمل آمد.
اهداي تنديس قايقران به بهترين فوتباليست سال كه در سال اول به خانواده قايقران تعلق گرفت اين بار به پدر و همسر او توسط مازيار زارع داده شد.
تنديس قايقران به بهترين ورزشكار سال انزلي را جاسم ويشگاهي كاراته‌كاي صاحب نام دريافت كرد.
تنديس قايقران به بهترين فوتباليست ساحلي را فريد بلوك‌باشي، آقاي گل مسابقات قهرماني آسيا گرفت.
تنديس قايقران به بهترين تماشاگران انزلي به خانواده‌هاي شادوران منوچهر شهنواز و مرحوم فريدون نصيرپور داده شد.
تنديس راستين قايقران نيز به دو بازيكن نوجوان فوتبال انزلي كه اعضاي تيم فوتبال نوجوانان ايران هستند، يعني عليرضا اكبري و سعيد عزت‌اللهي رسيد.
تنديس قايقران به محبوب‌ترين بازيكن از نظر تماشاگران انزلي را هم فيليپ آلوز دسوزا، هافبك برزيلي ملوان گرفت.
-------------------------------------
نويسنده : اسماعيل راستي
منبع : روزنامه گل

.ALI.
11-09-2009, 04:23 PM
ایشاالله عضو بهشتی ها هست

babak red
11-12-2009, 11:15 AM
یادش بخیر.خداکنه مازیار زارع بتونه جاشو پرکنه

red girl
11-22-2009, 04:00 PM
فاميل بازي
خانواده مرحوم قايقران

سيروس قايقران از يگانه افراد و از نوادر فوتباليست‌هاي ملي بود كه كمتر دشمن داشت و همه دوست و دوستدارش بودند. كريم باوي مي‌گويد: بدون سيروس هميشه چيزي كم دارم و مجتبي محرمي، سيروس قايقران را هميشه بهترين دوست خود مي‌شناسد و مي‌داند.در ستون فاميل بازي امروز به خانواده مرحوم سيروس قايقران رسيده‌ايم. سيروس قايقران متولد سال 1340 در بندرانزلي بود. او فوتبال را از تيم ملوان شروع كرد. در سال 67 همراه غفور جهاني به تيم استقلال بندرانزلي رفت. در سال 68 براي مدت كوتاهي به قطر رفت و سپس به تيم ملوان برگشت. قايقران در سال 1370 به تيم كشاورز تهران رفت. بعد از سه سال بازي سرمربي تيم فوتبال كشاورز تهران شد. قايقران بعد از تيم كشاورز به تيم مسعود هرمزگان رفت و سرمربي اين تيم شد و سرانجام در فروردين ماه سال 1377 به رحمت خدا رفت، اما خانواده مرحوم سيروس قايقران يك عضو فوتبالي ديگر هم داشته است. اين عضو فوتبالي، فيروز قايقران است. البته فيروز قايقران در شناسنامه چنين نامي را دارد. او بين دوستانش مشهور به نادر قايقران است. به هر حال در خانواده مرحوم قايقران فقط نام اين برادر به چشم مي‌خورد كه سه سال از او كوچكتر است و چند سال در تيم‌هاي فوتبال بندرانزلي به بازي پرداخت. اميدواريم خدا سيروس عزيز را قرين رحمت خود سازد. فروردين سال آينده 12 سال است كه سيروس قايقران كاپيتان ايران در جام ملت‌هاي 1988 و 1992 به رحمت خدا رفته است.

red girl
04-07-2010, 03:54 PM
(http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8901181107) (http://www.farsnews.com/mail.php?nn=8901181107&tt=)


انتخاب برترين‌هاي فوتبال انزلي فردا برگزار مي‌شود
حضور 400 بازيكن با پيراهن قايقران بر سر مزار كاپيتان فقيد ملوان
خبرگزاري فارس: 400 بازيكن نوجوان و جوان فردا با پيراهن سيروس قايقران بر سر مزار كاپيتان فقيد تيم ملوان انزلي حاضر مي‌شوند.

http://media.farsnews.com/Media/8601/Images/jpg/A0279/A0279760.jpg


به گزارش خبرگزاري فارس، ساعت 17 روز پنج‌شنبه مراسم بزرگداشت سيروس قايقران بر سر مزار وي برگزار مي‌شود.
باشگاه ملوان در اقدامي ابتكاري 400 بازيكن نوجوان و جوان فوتبال انزلي را با پيراهن شماره 9 كه روي آن نام سيروس قايقران حك شده بر سر مزار قايقران مي‌برد و مراسم بزرگداشت اين بازيكن را برگزار مي‌كند. هر يك از اين بازيكنان شاخه گلي را تقديم مزار قايقران خواهند كرد.
مراسم ديگري با نام همايش سيروس قايقران در سالن آمفي‌ تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي از ساعت 19 برگزار مي‌شود كه در آن مسئولاني از سازمان تربيت بدني حضور دارند و در پايان اين مراسم انتخاب برترين‌هاي فوتبال انزلي برگزار مي‌شود.
در اين مراسم به بهترين و محبوب‌ترين بازيكنان فوتبال ملوان تنديس سيروس قايقران اهدا خواهد شد، در ضمن به پيشكسوتاني از ملوان هم هدايايي اهدا خواهد شد.
به 20 بازيكن نونهال كه استعداد درخشان هستند نيز تنديس راستين ( نام پسر سيروس قايقران) اهدا خواهد شد.