zamara
11-28-2010, 08:27 AM
http://s16.aks98.com/files/98791405972507995069.jpg
تفسير در عدالت فوتبال
سرنوشت «دايى» در انتظار «پيروانى»
وقتى تيم ملى فوتبال ايران با على دايى در تهران و در ورزشگاه بزرگ آزادى مقابل عربستان سعودى باخت و حضورش در رقابت هاى جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى سخت تر از هر زمان ديگرى شد، مسئولان فوتبال يك شبه حكم به بركنارى او دادند تا به تعبيرى يكى از پر افتخارترين بازيكنان تاريخ فوتبال ايران را محو كرده باشند.
آن روز كه على دايى و تيمش به عربستان باختند، هنوز هيچ چيز براى تيم ملى كشورمان مشخص نشده بود. يعنى آن شكست به معناى صعود نكردن ما به رقابت هاى جام جهانى نبود، هر چند كه اين اتفاق با حضور افشين قطبى به عنوان سرمربى براى فوتبال ايران به وقوع پيوست.
عملكرد على دايى در فوتبال ملى خيلى بهتر از افرادى بود كه به مراتب عملكردى ضعيف تر از او داشتند اما ماندند تا به تعبيرى به علاقه مندان به فوتبال دهن كجى كنند.
على دايى و تيمش به عربستان باختند، درست مثل خيلى از مربيان ديگرى كه در فوتبال اين كشور انگ بازنده بر پيشانى شان حك شد، اما هيچكدامشان به سرنوشتى مانند على دايى دچار نگشت. بعد از شكست هاى سريالى تيم هاى ملى نوجوانان با محمدى و جوانان با دوستى حالا نوبت به اميدها رسيد تا با غلامحسين پيروانى يك بازنده بزرگ لقب بگيرند.اگر نوجوانان و جوانان فوتبال ايران در همان گام اول از گردونه رقابت ها كنار رفتند، زياد به كسى بر نخورد اما كسب عنوان چهارمى تيم ملى اميد از آن دسته نتايجى بود كه خيلى ها را مات و مبهوت ساخت. پيروانى كه براى اطمينان بيشتر، ۳ بازيكن بزرگسال به اسامى سيدمهدى رحمتى، سيدجلال حسينى و غلامرضا رضايى را نيز همراه تيمش به گوانگجو برده بود، در واقع ۲ بازى سخت در مقابل دو حريف هميشگى يعنى ژاپن و كره جنوبى انجام داد كه در هر ۲ بازى نيز بازنده شد.
بردن تيم هايى مثل تركمنستان، بحرين و ... كار چندان دشوارى نبود كه پيروانى بخواهد در سايه آنها خودش را پنهان نمايد.
پيروانى و تيمش بازيها را بردند، كه هر كسى ديگر و با هر تيم ديگرى هم بود به آن پيروزى ها دست پيدا مى كرد اما در عوض آنها در ديدارهايى بازنده شدند كه اگر تيم ديگر و مربى ديگرى از كشورمان در آن حضور داشت بازنده نمى شد.
پيروانى كه اميد بسيارى به سيدمهدى رحمتى دروازه بان ملى پوش تيمش بسته بود، عملاً از همان ناحيه اى كه فكر مى كرد نقطه قوت تيمش باشد، گزيده شد چرا كه دروازه بان ملى پوش فوتبال ايران گلهايى را در بازى با ژاپن و كره جنوبى دريافت كرد كه شايد اگر گلر ديگرى به جاى او بود، آن گلها را نمى پذيرفت.
پيروانى دو بازى اصلى خود را به ژاپن و كره جنوبى باخت، هر چند كه پس از پايان هر دو بازى هم از عملكرد بازيكنان تيمش اظهار رضايت كرد!
اوج ضعف پيروانى در بازى با كره جنوبى به چشم آمد، جايى كه تيم ملى اميد ايران بازى ۳ بر يك برده را با شكست ۴ بر ۳ عوض كرد تا مشخص شود فوتبال ما برنامه اى براى حفظ اندوخته هايش ندارد.
اميدها در شرايطى با پيروانى در گوانگجو به مقام چهارم بازيهاى آسيايى دست يافتند كه بقيه رشته هاى توپى ايران به مقام هاى ارزشمندى دست يافتند.
فوتبال باخت، همچنان كه پيش از اين نوجوانان و جوانانش نيز به اين سرنوشت گرفتار شده بودند اما گويا قرار نيست اتفاقى بيفتد، چرا كه وقتى نوجوانان و جوانان فوتبال با آن وضعيت باختند هيچ اتفاقى نيفتاد. پس وقتى تفاوت در عدالت فوتبال به ميان مى آيد، هيچ بعيد هم نيست كه هيچ اتفاقى براى اميدها هم نيفتد.
در اين فوتبال اگر يك روز على دايى را به خاطر يك شكست بركنار مى كنند بايد براى عدالت در رفتار و كردار اين رويه را براى همه در نظر گرفت و شك و شبهه را در اطراف فوتبال به بالاترين حد ممكن نرساند.
هر چند كه خيلى ها اعتقاد دارند با اين نتايج اسفبار اميدها انتظارى مانند دايى، پيروانى را نيز شامل خواهد شد، مگر اينكه باز فدراسيون بخواهد عنادورزى هايش را تداوم داده و در مقابل افكار عمومى و فوتبالى بايستد، همچنان كه در خصوص تيم هاى نوجوانان و جوانان اين كار را انجام داد.
تفسير در عدالت فوتبال
سرنوشت «دايى» در انتظار «پيروانى»
وقتى تيم ملى فوتبال ايران با على دايى در تهران و در ورزشگاه بزرگ آزادى مقابل عربستان سعودى باخت و حضورش در رقابت هاى جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى سخت تر از هر زمان ديگرى شد، مسئولان فوتبال يك شبه حكم به بركنارى او دادند تا به تعبيرى يكى از پر افتخارترين بازيكنان تاريخ فوتبال ايران را محو كرده باشند.
آن روز كه على دايى و تيمش به عربستان باختند، هنوز هيچ چيز براى تيم ملى كشورمان مشخص نشده بود. يعنى آن شكست به معناى صعود نكردن ما به رقابت هاى جام جهانى نبود، هر چند كه اين اتفاق با حضور افشين قطبى به عنوان سرمربى براى فوتبال ايران به وقوع پيوست.
عملكرد على دايى در فوتبال ملى خيلى بهتر از افرادى بود كه به مراتب عملكردى ضعيف تر از او داشتند اما ماندند تا به تعبيرى به علاقه مندان به فوتبال دهن كجى كنند.
على دايى و تيمش به عربستان باختند، درست مثل خيلى از مربيان ديگرى كه در فوتبال اين كشور انگ بازنده بر پيشانى شان حك شد، اما هيچكدامشان به سرنوشتى مانند على دايى دچار نگشت. بعد از شكست هاى سريالى تيم هاى ملى نوجوانان با محمدى و جوانان با دوستى حالا نوبت به اميدها رسيد تا با غلامحسين پيروانى يك بازنده بزرگ لقب بگيرند.اگر نوجوانان و جوانان فوتبال ايران در همان گام اول از گردونه رقابت ها كنار رفتند، زياد به كسى بر نخورد اما كسب عنوان چهارمى تيم ملى اميد از آن دسته نتايجى بود كه خيلى ها را مات و مبهوت ساخت. پيروانى كه براى اطمينان بيشتر، ۳ بازيكن بزرگسال به اسامى سيدمهدى رحمتى، سيدجلال حسينى و غلامرضا رضايى را نيز همراه تيمش به گوانگجو برده بود، در واقع ۲ بازى سخت در مقابل دو حريف هميشگى يعنى ژاپن و كره جنوبى انجام داد كه در هر ۲ بازى نيز بازنده شد.
بردن تيم هايى مثل تركمنستان، بحرين و ... كار چندان دشوارى نبود كه پيروانى بخواهد در سايه آنها خودش را پنهان نمايد.
پيروانى و تيمش بازيها را بردند، كه هر كسى ديگر و با هر تيم ديگرى هم بود به آن پيروزى ها دست پيدا مى كرد اما در عوض آنها در ديدارهايى بازنده شدند كه اگر تيم ديگر و مربى ديگرى از كشورمان در آن حضور داشت بازنده نمى شد.
پيروانى كه اميد بسيارى به سيدمهدى رحمتى دروازه بان ملى پوش تيمش بسته بود، عملاً از همان ناحيه اى كه فكر مى كرد نقطه قوت تيمش باشد، گزيده شد چرا كه دروازه بان ملى پوش فوتبال ايران گلهايى را در بازى با ژاپن و كره جنوبى دريافت كرد كه شايد اگر گلر ديگرى به جاى او بود، آن گلها را نمى پذيرفت.
پيروانى دو بازى اصلى خود را به ژاپن و كره جنوبى باخت، هر چند كه پس از پايان هر دو بازى هم از عملكرد بازيكنان تيمش اظهار رضايت كرد!
اوج ضعف پيروانى در بازى با كره جنوبى به چشم آمد، جايى كه تيم ملى اميد ايران بازى ۳ بر يك برده را با شكست ۴ بر ۳ عوض كرد تا مشخص شود فوتبال ما برنامه اى براى حفظ اندوخته هايش ندارد.
اميدها در شرايطى با پيروانى در گوانگجو به مقام چهارم بازيهاى آسيايى دست يافتند كه بقيه رشته هاى توپى ايران به مقام هاى ارزشمندى دست يافتند.
فوتبال باخت، همچنان كه پيش از اين نوجوانان و جوانانش نيز به اين سرنوشت گرفتار شده بودند اما گويا قرار نيست اتفاقى بيفتد، چرا كه وقتى نوجوانان و جوانان فوتبال با آن وضعيت باختند هيچ اتفاقى نيفتاد. پس وقتى تفاوت در عدالت فوتبال به ميان مى آيد، هيچ بعيد هم نيست كه هيچ اتفاقى براى اميدها هم نيفتد.
در اين فوتبال اگر يك روز على دايى را به خاطر يك شكست بركنار مى كنند بايد براى عدالت در رفتار و كردار اين رويه را براى همه در نظر گرفت و شك و شبهه را در اطراف فوتبال به بالاترين حد ممكن نرساند.
هر چند كه خيلى ها اعتقاد دارند با اين نتايج اسفبار اميدها انتظارى مانند دايى، پيروانى را نيز شامل خواهد شد، مگر اينكه باز فدراسيون بخواهد عنادورزى هايش را تداوم داده و در مقابل افكار عمومى و فوتبالى بايستد، همچنان كه در خصوص تيم هاى نوجوانان و جوانان اين كار را انجام داد.