PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : كافي شاپ v2


صفحه ها : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 [29] 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60 61 62 63 64 65 66 67 68 69 70 71

C D E M
09-05-2010, 08:34 PM
http://www.infodubaicity.com/topic_images/l1185451145.jpg

P!NK
09-05-2010, 08:40 PM
:11: مرسي خيلي خوشمزه بودن مخصوصا جوجه هاش

AM1NR3Z4
09-05-2010, 08:41 PM
اوه اوه ... مونا خيلي پول خرج كردي ... :4:
كاش هميشه يه خبر خوب برات ميرسيد تا اينجوري مهمونمون كني ... :4::گل:

حاتم ایرانی
09-05-2010, 09:11 PM
مرسی مونا
ولی من دیر رسیدم فریدو امین همشو تموم کرده بودن
اولشم فرزاد نصفشو تموم کرده بود

P!NK
09-05-2010, 09:12 PM
:36: انقدر خوشمزه بوووووووود جات خالي

حاتم ایرانی
09-05-2010, 09:14 PM
:36: انقدر خوشمزه بوووووووود جات خالي
نامرد یکم واسم میزاشتی :cry:

sbn94
09-05-2010, 09:14 PM
بابا دمتون گرم. این سفره ماله کیه؟
چی پول دار بوده طرف.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
:20::10:

حاتم ایرانی
09-05-2010, 09:15 PM
بابا دمتون گرم. این سفره ماله کیه؟
چی پول دار بوده طرف.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
:20::10:
سجاد تولد مونا بوده دعوتمون کرد ولی این فرید همشو تموم کرد

C D E M
09-06-2010, 12:08 AM
مرسی مونا
ولی من دیر رسیدم فریدو امین همشو تموم کرده بودن
اولشم فرزاد نصفشو تموم کرده بود


http://img18.picoodle.com/img/img18/3/1/24/f_DSC00027m_234f323.jpg

AM1NR3Z4
09-06-2010, 12:10 AM
بچه ها با اجازتون من به عنوان اولين نفر رفتم سر ميز غذا ... :4:
حواستون باشه دير نياين ... مونا خانوم دمت گرم ... :گل:
بسم الله ...

Karim
09-06-2010, 12:50 AM
چراغ آسمان خاموش
چراغ خانه ها خاموش
تمام شهر تاريك است و بس دلگير
و روز و شب ندارد فرق
قلم سنگين
ورق تيره
و لبهامان فرو بسته
و تن ها خسته و مجروح
و فكر و ذهنمان درگير
به دست و پايمان زنجير
تمام بند بند استخوانهامان پر از درد است
***
فضا بسيار دلگيرست و ، وحشت مطلق
و بوي مرگ مي آيد
قفس ها ، تنگتر از قبر
قناريهاي همسايه، نميخوانند
و مرغ عشق عاشق نيست
و من تنها
و تو تنها
و تن ها جملگي تنها
***
چراغ خانه خاموش است و من بسيار ميترسم
من از تنهايي و تاريكي اين خانه ميترسم
و بغضم در گلو مانده
پر از فريادم اما ساكت و خاموش
دهانم دوخته با نخ
نخي از تارهاي عنكبوت پير انباري
و من از عنكبوت و مار و ، از كفتار ميترسم
من ترسو
توي ترسو
خدا هم مثل ما ترسو

حاتم ایرانی
09-06-2010, 01:04 AM
کریم ممنون از شعرت ولی اون جمله آخریه رو خوشم نیومد
درضمن یکی این محسنو بکشونه کافی شاپ دعوتمون کنه دانشگاه قبول شده

mona_casillas
09-06-2010, 03:16 AM
کریم ممنون از شعرت ولی اون جمله آخریه رو خوشم نیومد
درضمن یکی این محسنو بکشونه کافی شاپ دعوتمون کنه دانشگاه قبول شده

آفرین به محسن :گل: تبریک میگم چه رشته ای قبول شده ؟

mona_casillas
09-06-2010, 03:20 AM
بچه ها مرسی از ابراز شور و شعف شما:گل::گل::گل: برای قبولی من درکارشناسی ارشد :8::8:،به امید خدا ثبت نام هم کردم

انشالله برای بقیه بچه های ارتش سرخ

P!NK
09-06-2010, 03:30 AM
براي منم دعا کنيد که ديپلمم رو بگيرم:ghah:

lionel messi 10
09-06-2010, 03:35 AM
براي منم دعا کنيد که ديپلمم رو بگيرم:ghah:
آرزو بر جوانان عیب نیست اینشاالله همین روز ها دیپلومتو میگیری و اینشاالله وارد دانشگاه میشی.
منم یکروزی همچین آرزویی داشتم ولی الان خدارو شکر ترم 3 دانشگاه هستم.:4:

Masoud
09-06-2010, 04:03 AM
بازم الان کریم و رحیم میان همه رو میزنن به خاطر صحبت درسی.
خیلی ها بودن دانشگاه های دولتی تهران مثل شریف و صنعتی شریف و و و و قبول شدن.
یه حساب سرانگشتی کنید ببینید چند نفر قبول میشن هر سال و هر سال چند نفر فوق لیسانس و لیسانس و دیپلم میگیرن.
ولی میخوام ببینم ایا مردی یا زنی هست اینجا که موفق شده باشه تو امتحانات نهایی سوم دبیرستان تو شهریور با 6 تا تجدیدی موفق بشه همش رو پاس کنه و دیپلم بگیره ؟
خواهش میکنم.مسعود رضاپور هستم:dashii: :ghelioon::dashii:

lionel messi 10
09-06-2010, 04:08 AM
آره هستش منم من یک ضرب دیپلم گرفتم بدونه تاخیر....:p:فکر کردی همه مثله رحیم و کریم هستند که 4 سال یا بیشتر برای دیپلم تلاش کنند!!:4:

Masoud
09-06-2010, 04:27 AM
مهم یه ضرب گرفتن نبود مشتی...مهم این بود که 6 تا تجدید رو بتونی تو شهریور پاس کنی وگرنه تعداد اونهایی هم که یه ضرب میگیرم زیاده :4:

rahim
09-06-2010, 06:15 PM
بازم الان کریم و رحیم میان همه رو میزنن به خاطر صحبت درسی.
خیلی ها بودن دانشگاه های دولتی تهران مثل شریف و صنعتی شریف و و و و قبول شدن.
یه حساب سرانگشتی کنید ببینید چند نفر قبول میشن هر سال و هر سال چند نفر فوق لیسانس و لیسانس و دیپلم میگیرن.
ولی میخوام ببینم ایا مردی یا زنی هست اینجا که موفق شده باشه تو امتحانات نهایی سوم دبیرستان تو شهریور با 6 تا تجدیدی موفق بشه همش رو پاس کنه و دیپلم بگیره ؟
خواهش میکنم.مسعود رضاپور هستم:dashii: :ghelioon::dashii:



مردم پز افتخارات و نبوغشون رو ميدن مدير ما به اين افتخار مي كنه كه از 7 درس 6 تا رو افتاده وبا كمال .... ميگه كه همه رو پاس كرده ..پاس كردن مهم نيست چه جوري پاس كردن مهمه ....:4:
البته كريم جان كه ظاهرا هم مدرسه اي اين جناب رئيس بوده اعلام داشته كه اسناد ومداركي داره ..ما هم براي روشن شدن اذهان عمومي اين مدارك را رو مي كنيم كه ببنيد جناب مسعود خان چه جوري 6 تا شاهكارش رو پاس كرد ه...................


http://up.clip2ni.com/uploads/1278209584.jpg


http://up.clip2ni.com/uploads/1278218341.jpg

http://up.clip2ni.com/uploads/1278175588.jpg

http://up.clip2ni.com/uploads/1278201733.jpg

http://up.clip2ni.com/uploads/1278157358.jpg

http://up.clip2ni.com/uploads/1278186634.jpg


بله ديگه اين بود داستان پاس كردن تجديديهاي اقا مسعود .... كاري كه ايشون كردند هيچكس نمي تونه موافقيد ...:4::4::4::4:

sbn94
09-06-2010, 06:54 PM
دستتون درد نکنه اقا کریم خیلی باحال بود.
فقط این روش ها یکم قدیمی شده دیگه.......................................... ........:8::8::8:

monji
09-06-2010, 09:28 PM
سلام
به افتخار این کریم که بگم خدا چیکارش کنه
داداش دل به دل راه داره
داشتم کیوسک گوش میکردم همونی که کریم چندین صفحه قبل نوشته بود ( شعر قبلی نه که ماقبل قبلی)
الانم دارم نامجو و آهنگ چگوارا رو گوش میدم
فعلا باید برم و مجال نوشتن نیست
مگه این که بیان و بنویسن
رحیم و مونا و سامان و پویا و مصطفی و مسعود و امین و حاتم و ....
من برم زخمی بخوانم چه گوارا
راستی کریم صد سال تنهایی رو نخوندم ولی 1984 رو چرا
دخمه خاطرات و اون عکس بزرگ برادر بزرگ
شدم آخرین صفحات کتابش
یا حق

AM1NR3Z4
09-06-2010, 09:40 PM
« اندر حكايت فوتبال بانوان »

http://www.irupload.ir/images/6n9ibg0ym1og744pbk43.jpg


http://www.irupload.ir/images/bqvl78x0lxeihb2u7xq.jpg

http://www.irupload.ir/images/crzamas4oj93rdx80m42.jpg

http://www.irupload.ir/images/59oxkbgvce6f5xb0mqm.jpg

http://www.irupload.ir/images/5okivoa6nqyveahvwx2.jpg

http://www.irupload.ir/images/aox1yym38wi95efso6tt.jpg

http://www.irupload.ir/images/1l180qlu4fccxka8m3wi.jpg

http://www.irupload.ir/images/sxlbns5k484ws3wqfllb.jpg

P!NK
09-06-2010, 09:56 PM
دستتون درد نکنه اقا کریم خیلی باحال بود.
فقط این روش ها یکم قدیمی شده دیگه.......................................... ........:8::8::8:
کريم نيستش رحيمه!

yasi2010
09-07-2010, 11:30 AM
اگه خانما در حین بازی کردن به فکر غذا وخونه شون هستندباز یه ارزشی داره....ولی مثلا تو فوتبال مردا دارن به چی فکر میکنن که اصلا حواسشون نیست توپ رو به جای اینکه بزنه تو دروازه یا لااقل نزدیک دروازه میزنه وسط تماشاگرا...............:ghah::ghah::ghah:

Hojat
09-07-2010, 02:40 PM
ضرورت گفتن ناگفته‌ها

اول. ناگفته‌ها، حرف‌هایی است که بزودی گفته خواهد شد. اما هیچ وقت گفته نمی‌شود. ناگفته، وقتی گفته شود، تبدیل می‌شود به گفته. هنوز کسی به راز این مسئله پی نبرده است. همه سعی دارند از بروز این پدیده شوم جلوگیری کنند. ناگفته‌ها، یک بمب صوتی است که خروسک گرفته است. ادامه روند چیزی، هم مهم‌ترین دلیل گفته شدن ناگفته‌هاست و هم مهمترین دلیل گفته نشدن آنها.
..
دوم. سیاست‌مدارانی که شکست خورده‌اند. تیتر اول‌هایی که مدتهاست از حافظه رسانه پاک شده‌اند. ورزشکارانی که از تیم ملی خط خورده‌اند. مربیانی که تیم‌شان پشت سر هم می‌بازد. داورانی که بلد نیستند قضاوت کنند. مسئولینی که در معرض جابجایی غیر مترقبه قرار دارند. نمایندگانی که به حق خودشان نرسیده‌اند. عشّاق به بن بست رسیده. همه و همه کسانی هستند که ناگفته‌های زیادی برای گفتن.
..
سوم. ______________
..
چهارم. کسانی که همیشه ناگفته‌هایی برای گفتن دارند: امیر قلعه‌نویی. محمد مایلی کهن. علی دایی. واعظ آشتیانی. الیاس نادران. محمود احمدی نژاد. محسن رضایی. حبیب الله عسگر اولادی. روح الله حسینیان. محمد علی رامین. فراز کمال‌وند. قاضی مرتضوی سابق. حسین شریعت‌مداری. محمدرضا ساکت. سقای بی‌ریا. اکبر گنجی.
..
پنجم. ناگفته‌ها را چگونه باید گفت؟ هنوز جواب روشنی برای این سؤال وجود ندارد. ولی جواب خاموش بسیار است! بعضی‌ها معتقدند زیر لحاف مناسب‌ترین مکان برای گفتن ناگفته‌هاست. تا این لحظه هیچ خبری از زیر لحاف به بیرون درز نکرده است.:4:

حاتم ایرانی
09-07-2010, 10:24 PM
ماشالا همه بچه های اینجا چقد درسخونن
بگم چرا امسال زیاد علاقه به درس نداشتم
این از کمال همنشینی با افرادی نظیر کریمو رحیمو مسعودو فرزادو امینو فرید بوده
البته یه سری هاشونو فراموش کردم
راستی این مصطفی پیداش شده دیدم آن شده
ترسیدم فک کردم جدی جدی خداحافظی کرد
البته شاید طومارم نتیجه داد:4:

redboy2atishe
09-08-2010, 12:05 AM
7.8 سالم که بود....
وقتی میرفتم خونه با بزرگم .....
حیاتشون بزرگ بود...بزرگ هست...مورچه هم زیاد داشت...یعنی هنوزم فک کنم داشنه باشه...
همچین که مورچه هارو از بالا نگاه میکردم...اونایی که تک بودن...
گلاب به روتون یه تف از بالا مینداختم رو سرشون...
اونا هم بد بختا همونجا گیر میفتادن...
منم حال میکردم!!
اما بعضیاشون تو همون سایز و اندازه خودشون اروم اروم...
.با تلاش و دست و پای زیاد میرسوندن به کنار اون مایع....:4:
و بعد میرفتن تو افتاب و یکم افتاب میگرفتن و خشک میشدن و دوباره کار میکردن....
خیلی شکنجه ی سختی بود...
یه بار با افتخار به داییم گفتم...
زد پس کلم گفت بچه مگه مرض داری...
با این بد بختا چیکار داری؟؟
بذا زندگیشونو بکنن...
گفت خوبه یکی رو سرت تف بندازه دست و پا بزنی...
همش تو فکرم بود یعنی کی همچین قدرتی داره که یه تف به بزرگی من بندازه تا دست و پا بزنم....
حالا حدود 2 ماهه...
یه بنده خدایی...هم نام ائمه ای...
پیدا شده...
نا خواسته....
شایدم خدا خواسته....
یه تفی انداخته ....
که بزرگیش نی دونم چقده!!!
تا الان که من تونستم خودم برسونم به کناره....
مونده افتاب گرفتن و خشک شدنم...
می دونم میتونم خشک شم...
از این میترسم یکی دیگه حین رد شدن پا بذاره روم رو همه چی رو خراب کنه....!!

rahim
09-08-2010, 12:27 AM
رفيق شانس اوردي اون موقع فقط تف انداختي تو سر اون بيچاره ها وگرنه بلانسبت همه اگر ........ اره از اون كارها ميكردي :4: الان مي بايست زير خروارها خرابي ميبودي :4::4:

حكايت همينه ديگه صياد هميشه در اخر قصه خودش صيده.........

نه پروا دارم از اینکه دوباره برنمی گردم نه می ترسم چرا که درد سر را دوست می دارم

Masoud
09-08-2010, 12:43 AM
اره این قضایا هست ادم یه موقعی ظلمهایی رو سرش میبینه که یاد ظلمهای کودکانش میوفته.
ایشالله درست میشه.
ما هم خیلی گرفتاریم باور کن.
همه گرفتارن.....
کیه که تو این دوره زمونه گرفتار نباشه.
گرفتار بندش نشی ایشالله.
مارم دعا کنید.

asal
09-08-2010, 01:36 AM
یه لحظه چشاشو باز کرد و در اولین لحظه نگاهش با نگاه یه دختر تلاقی کرد.یه دختر با یه مانتوی سفید که درست روبروش کنار میز نشسته بود.
تنها نبود... با یه پسر با موهای بلند و قد کشیده.
چشمای دختر عجیب تکونش داد...
یه لحظه نت موسیقی از دستش پرید
و یادش رفت چی داره می‌زنه.
چشماشو از نگاه دختر دزدید و کشید روی دکمه‌های پیانو.
احساس کرد همه چیش به هم ریخته.
دختر داشت می‌خندید و با پسری که روبروش نشسته بود حرف می‌زد.
سعی کرد به خودش مسلط باشه.
یه ملودی شاد رو انتخاب کرد و شروع کرد به زدن.
نمی‌تونست چشاشو ببنده هر چند لحظه به صورت و چشای دختر نگاه می‌کرد.
سعی کرد قشنگ‌ترین اجراشو داشته باشه... فقط برای اون.
دختر غرق صحبت بود و مدام می‌خندید.
و اون داشت قشنگ‌ترین آهنگی رو که یاد داشت برای اون می‌زد.
یه لحظه چشاشو بست و سعی کرد دوباره خودش باشه.. ولی نتونست.
چشاشو که باز کرد دختر نبود
یه لحظه مکث کرد و از جاش بلند شد و دور و برو نگاه کرد.
ولی اثری از دختر نبود.
نشست، غمگین‌ترین آهنگی رو که بلد بود، کشید روی دکمه‌های پیانو.
چشماشو بست و سعی کرد همه چیزو فراموش کنه.
شب بعد همون ساعت
وقتی که داشت جای خالی دختر رو نگاه می‌کرد دوباره اونو دید.
با همون مانتوی سفیدبا همون پسر.
هردوشون نشستن پشت همون میز و مثل شب قبل با هم گفتن وخندیدن.
و اون برای دختر قشنگ ترین آهنگشو،مثل شب قبل با تموم وجود زد.
احساس می‌کرد چقدر موسیقی با وجود اون دختر براش لذت بخشه.
چقدر آرامش بخشه.
اون هیچ چی نمی‌خواست.. فقط دوس داشت برای
گوشای اون دختر انگشتای کشیده شو روی پیانو بکشه.
دیگه نمی‌تونست چشماشو ببنده.
به دختر نگاه می‌کرد و با تموم احساسش فضای کافی شاپ.
شب های متوالی همین طور گذشت. رو با صدای موسیقی پر می‌کرد
هر روز سعی می‌کرد یه ملودی تازه یاد بگیره و شب اونو برای اون بزنه.
ولی دختر هیچ وقت حتی بهش نگاه هم نمی‌کرد.
ولی این براش مهم نبود.
از شادی دختر لذت می‌برد.
و بدترین شباش شبای نیومدن اون بود.

سه شب بود که اون نیومده بود.
سه شب تلخ و سرد.
و شب چهارم که دختر با همون پسراومد...
احساس کرد دوباره زنده شده
و صدای موسیقی با قطره‌های اشکش مخلوط می‌شد.
دوباره نتهای موسیقی از دلش به نوک انگشتاش پر می‌کشید
اون شب دختر غمگین بود.
پسربا صدای بلند حرف می‌زد و دختر آروم اشک می‌ریخت.
سعی کرد یه موسیقی آروم بزنه... دل توی دلش نبود.
دوس داشت از جاش بلن شه و با انگشتاش اشکای دخترو از صورتش پاک کنه.
ولی تموم این نیازشو توی موسیقی که می‌زد خلاصه می‌کرد.
نمی‌تونست گریه دختر رو ببینه.
چشماشو بست و غمگین‌ترین آهنگشو
به خاطر اشک‌های دختر نواخت.
همه چیشو از دست داده بود.
زندگیش و فکرش و ذکرش تو چشمای دختری که نمی‌شناخت خلاصه شده بود.
یه جور بغض بسته سخت...
یه نوع احساسی که نمی‌شناخت
یه حس زیر پوستی داغ
تنشو می‌سوزوند.
قرار نبود که عاشق بشه...
عاشق کسی که نمی‌شناخت.
ولی شده بود...
احساس گناه می‌کرد.
ولی چاره‌ای هم نداشت... هر شب مثل شب قبل مثل شب اول...
فقط برای اون می‌زد.
یک ماه ازش بی‌خبر بود.
یک ماه که براش یک سال گذشت.
هیچ چی بدون اون براش معنی نداشت.
چشماش روی همون میز و صندلی همیشه خالی دنبال نگاه دختر می‌گشت.
و صدای موسیقی بدون اون براش عذاب آور بود.
ضعیف شده بود... با پوست صورت کشیده و چشمای گود افتاده...
آرزوش فقط یه بار دیگه دیدن اون دختر بود.
یه بار نه... برای همیشه.
اون شب... بعد از یه ماه... وقتی که داشت بازم با چشمای بسته
و نمناکش با انگشتاش به پیانو جون می‌داد...
دختر با همون پسراز در اومد تو..
نتونست ازجاش بلند نشه ..
بلند شد و لبخندی از عمق دلش نشست روی لباش.
بغضش داشت می‌شکست و تموم سعیشو می‌کرد که خودشو نگه داره.
دلش می‌خواست داد بزنه... تو کجایی بی‌رحم.
دوباره نشست و سعی کرد توی سلولای به هم ریخته مغزش
نتهای شاد و پر انرژی رو جمع کنه...
و فقط برای ورود اون و برای خود اون بزنه و شروع کرد.
دختر و پسر همون جای همیشگی نشستن.
و دختر مثل همیشه حتی یه نگاه خشک و خالی هم بهش نکرد.
نگاهش از روی صورت دختر لغزید روی انگشتای اون
و درخشش یک حلقه زرد چشمشو زد.
یه لحظه انگشتاش بی‌حرکت موند و دلش از توی سینه‌ش لغزید پایین.
چند لحظه سکوت توجه همه رو به اون جلب کرد
سعی کرد دوباره تمرکز کنه و دوباره انگشتاشو به حرکت انداخت.
سرشو که آورد بالا نگاهش با نگاه دختر تلاقی کرد.
ببخشید اگه می‌شه یه آهنگ شاد بزنید... به خاطر ازدواج من و سامان.... امکان داره ؟
صداش در نمی‌اومد.
آب دهنشو قورت داد و تموم انرژیشو مصرف کرد تا بگه:
- حتما..
یه نفس عمیق کشید و شادترین آهنگی رو که یاد داشت با تموم وجودش
فقط برای اون...
مثل همیشه...
فقط برای اون زد.
اما هیچکس اون شب از لابه‌لای اون موسیقی شاد
نتونست اشک‌های گرم اونو که از زیر پلک‌هاش دونه دونه می‌چکید ببینه
پلک‌هایی که با خودش عهد بست برای همیشه بسته نگهشون داره..
دختر می‌خندید
پسر می‌خندید
و یک نفر که هیچکس اونو نمی‌دید
آروم و بی صدا
پشت نت‌های شاد موسیقی
بغض شکسته شو توی سینه رها می‌کرد...

اینو گذاشتم نگید عاشقه ...من عاشق هیچکی نیستم...فقط اواتارای این مدلیو دوس دارم که اونام تغییر میدم ...

asal
09-08-2010, 02:01 AM
http://0.aksup.com/images/h7w4zree3zadi22u1mya.gif

P!NK
09-08-2010, 03:06 AM
خسته شدم چرا هر وقت من ميام توي سايت هيشکي نيس؟؟؟؟:20:

Jupiter
09-08-2010, 05:23 PM
نمی دونم کی بود ....فکر کنم دیشب بود هر کاری کردم خوابم نمی رفت به همه چیز فکردم ...مدرسه ...دوستام همه چی اما هر کاری کردم نتونستم بخوابم..... تصمیم گرفتم چشمامو ببندموتا رویاهام بیان به سراغم ....اما یه اتفاقی افتاد برای اولین بار وقتی چشمامو بستم ترسیدم ...... هر کاری کردم جز سیاهی چیزی نبود ...باورم نمی شد ...یعنی اینقدر بی احساس بودم که رویایی هم ندارم ... همون لحظه از خدا خواستم که یکم مهربونی بهم غرض بده تا بتونم به کسی دل ببندم و کمی هم اشک به حسابم بزند اخه یه هفته می شد که نسبت به همه بی تفاوت بودم حتی وقتی عزیزم ترین دوستم و از دست دادم یه قطره اشکم نریختم ......آه خدایه من یه جایی خونده بودم انسان قبل از ابنکه به این دنیا بیاد دنیارو بهش نشون میدن و اون با میل خودش پا به این به اصطلاح زندگی می ذاره ...یه سوالی چند ساله ذهنمو مشغول کرده ...من از چیه این دنیا خوشم اومد و با میل قبول کردم ...خنده داره بی دلیل از چیزی خوشت بیاد.....
همیشه سعی کردم قانع باشم سعی کردم به این یکم شادی و دلخوشی که دارم ببالم ... ولی خوب حالا که فکر می کنم می بینم خیلی سخته خیلی سخته دروغ گفتن ...دیگه مثه قبل برام ساده نیست... نمی تونم خودم نباشم ...اما من هنوز نمی دونم کیم ....مطمئنا کسیم نمی دونه که کمکم کنه ....!!! اما حالا احساس می کنم اگه دیگه هیچ اثری از خودم باقی نذارم بهتره .....ترجیح می دم حالا که محکوم به زندگی کردنم تو انفرادی باشم....
دیگه نمی نویسم می دونم دیگه برا هیچکی فرق نمیکنه ... ..... ممنونم که تو این مدت خیلی چیزا بهم یاد دادین ....اگه تونستم بازم بر می گردم ولی خوب...
فعلا خدانگهدار

Jupiter
09-08-2010, 05:43 PM
عزیز من گریه نکن فدای قلب تنگت


حیفه که بارونی باشه اون چشمای قشنگت


خسته نشو؛خسته نشو از این روزای خسته


من که این و خوب می دونم چقدر دلت شکسته


بزار تا دنیا بدونه این تویی که نباختی


با او همه در به دری روز و شبا رو ساختی


بزار تا دنیا بدونه هنوز دلت جوونه


عزیز م من خسته نشو از دست این زمونه


یه روزی از همین روزا غصه و غم می میره


این روزگار بی وفا به دست تو اسیره


یه روزی هم صدا میشی با نغمه های تازه


ترانه هات عوض میشه..اگه بدی اجازه


خسته نشو؛خسته نشو از این روزای خسته


در به دری تموم میشه..پس دیگه گریه بسته

Jupiter
09-08-2010, 05:50 PM
خسته ام انگار صد سال پیاده راه آمدم
انگار صد سلسله کوه را روی شانه های نحیفم حمل کرده ام
انگار هزار سال پلک بر هم نگذاشته ام.

خسته ام آنقدر خسته ام که حتی نام خود را هم فراموش کرده ام و هیچ یادم نیست که برای اولین بار کدام گل را بوییده ام.
من شکل سنجاقکی راکه در کوچه ی کودکی بوسیده ام از یاد برده ام.
خسته ام انگار این جاده های سرد خاکی تمام شدنی نیست.
از دست زمین و آسمان دلگیرم و از درختانی که بی من سبز شده اند گله مند.
خسته ام اما نه آنقدر که نتوانم تو را دوست داشته باشم و از کنار نفس های گرمت بی اعتنا بگذرم.
بگو چقدر به انتظار بشینم که زمان از من عبور کند و ستاره ها شاهد خاموش شدن تک تک فانوس هایم باشند؟
چقدر پیراهن کدرم را در چشمه ی آرزو ها بشورم و روی طناب دلواپسی پهن کنم؟
اگر شوق رسیدن به دست هایت نبود هیچگاه آغوشم را نمی گشودم و اگر صدای گوشنواز تو نبود از گوشه ی تنهایی بیرون نمی آمدم.
اگر شوق دیدن چشمهایت نبود هیچگاه پلکهایم را بیدار نمی کردم و اگر نسیم حرفهایت نمی وزید معنای جهان را نمیفهمیدم.
من خسته ام اما نه آنقدر که نتوانم هرروز بربا شکوهترین قله ی زندگیم بایستم و همراه با ستاره ها و خورشید به تو سلام کنم.

Jupiter
09-08-2010, 05:52 PM
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

rahim
09-08-2010, 05:59 PM
اين شرورا چيه نوشتين ....:4:
بابا انجمن رو كردين ماتم خونه ......
ميگم برين يك تاپيك بزنين به نام زندان انجمن نمي دونم قفس تنهايي ..يا شروروخونه يه همچنين چيزي.البته اگر شيركش خونه باشه يكي دوتا مشتري دائم داره ...:4:

Hojat
09-08-2010, 06:19 PM
سوابق الامور 6: وعده دادن

می‌گویند آدمی به امید زنده است. بنابراین، بهترین روش برای زنده ماندن، امید داشتن به چیزی است و بهترین روش برای ایجاد امید در کسی، وعده دادن است. از همین رو، وعده‌های دل‌فریب که عمدتاً پشت سر هم از مسئولین بزرگوار صادر می‌شود، هدف اصلی‌اش آن است که ملت چند صباحی بیشتر زنده بمانند و نمودار امید به زندگی، هی بالاتر برود. البته، فقط مسئولین نیستند که وعده‌های پر محتوا می‌‌دهند. معشوقان قدیم هم این روش مدیریتی را بلد بودند. فی المثل، به عشاق سینه چاک می‌فرمودند: مژده! مژده! فردا بیا تا یک ماچ مَشت مهمانت کنم! تا جا دارد، ببوس که از سود سهام عدالت هم حلال‌تر است! عاشق تا فردا دلش خوش بود و در خواب برای عملیات فردا هزار جور سناریو می‌نوشت. معشوق محترمه هم در دلش می‌گفت: این بنده خدا با این شوق و ذوقی که دارد، تا فردا زنده نمی‌ماند که قرار باشد ما بوسه‌ای ضرر کنیم. زنده هم بماند، دیوار حاشا بلند است! وعده دادن که پیگیری قضایی ندارد. تا دلت می‌خواهد وعده بده!

دوش از سر عشوه گفت دلدارم فاش:
فردا، لبم آن توست، می‌بوس به لاش!
پنهان به رقیب گفت: دم می‌دهمش!
او تا فــردا کجــا زیَــد؟ فـارغ باش!
(جمال اصفهانی)

mohsen.8
09-08-2010, 08:13 PM
بعد عمری اومدیم کافی یک چیزی بزنیم تو رگ به یاد مسعود منجی یک سیگاری بزنیم بالا مثل اینکه اشتباهی اومدم
چه خبره اینجا؟ همه غمگین شدن
جوون هم جوونای قدیم. سال 40 42 بود اون موقع رحیم بچه بود دستش رو میگرفتم میبردمش بستی براش بخرم با این که امکانات نبود همش جنگ دعوا بود ولی همه روحیه داشتن و میزدن و میرقصیدن
بیخیال بابا درست میشه
یک فنجون قهوه و یک سیگار برگ یکی برام بیاره بریم فضا:gamm:

mohsen.8
09-08-2010, 08:17 PM
اینم دعای من برای بچه های انجمن (قافیه رو داشتی رحیم؟ فکر کردی فقط خودت بلدی شعر بگی)

برایت از طلا تختی , مسیری رو به خوشبخی
برایت عمر نوحی را, وقارت همچو کوهی را
برایت صبر ایوبی, حیاتی مملو از خوبی
برایت شاد بودن را, فقط آزاد بودن را
رفاقت را ,صداقت را ا,گر خواهی محبت را
دعا کردم!

yasi2010
09-08-2010, 08:19 PM
داداش محسن فعلا که همه تو نخ غم وغصه هستن زیاد منتظر نمون خودت بلند شو یه فنجون قهوه واسه خودت درست کن بی زحمت واسه منم بریز:4:

mohsen.8
09-08-2010, 08:25 PM
راست میگی اینجا کسی تحویل نمیگیره بهتره خودمون قهوه بخوریم
بیا

http://www.iraneconomist.com/repository/88/02/coffee.jpg

فکر نکن دوتا آوردم ها یک فنجون هست که جلوی آینه گذاشتم . خوشحال نشو:4: این رحیم اینقدر آینه ها رو تمیز پاک کرده آدم رو به اشتباه میندازه

yasi2010
09-08-2010, 08:40 PM
باز خوبه ...من بچه قانعی هستم:4:
ولی اگه یه تیکه کیک شکلاتی هم پیدا میشد دیگه عالی بود:4:

RED STORM
09-08-2010, 08:52 PM
برایت از طلا تختی , مسیری رو به خوشبخی
برایت عمر نوحی را, وقارت همچو کوهی را
برایت صبر ایوبی, حیاتی مملو از خوبی
برایت شاد بودن را, فقط آزاد بودن را
رفاقت را ,صداقت را ا,گر خواهی محبت را
دعا کردم!
قشنگ بود خداییش

راستی از کی تا حالا سیگاری شدی؟
اونم برگ...:ghah:

asal
09-08-2010, 09:43 PM
فقط با روزی کمتر از 2 ساعت مطالعه همراه با وبگردی :4:و اس ام اس بازیهای روزمره :24:و گوش ندادنای سر کلاس و:p: 3 ماه اخر با صفر ساعت مطالعه مفید :sweet:موفق به کسب رتبه .... :4:شده و اخذ مدرک فیزیک هسته ای جهان:24::ghah::ghah:
حالا شیرینی بدید:4::kado::kado:

Masoud
09-08-2010, 09:59 PM
اولا که منم تبریک جا داره تبریک بگم به دو نفر.
اول بهناز که کار بزگی انجام داد و سراسری قبول شد و نوشه جونش و واقعا براش خوشحالم . نه به خاطر مدرکی که میگیره به خاطر اینکه مثل من مجبور نیست ترمی 600-650 بریزه تو جیبه اینا.

و تبریک بزرگترم رو به محسن میگم که خیلی خوب تونسته سیگار کشیدن رو با برگ شروع کنه و واقعا جای تبریک داره.
باشد تا به این پیشرفتها .

yasi2010
09-08-2010, 10:04 PM
بهناز جونم خیلی خوشحالم که بلاخره ارتش سرخ تونست یه دانشمند به این جامعه تحویل بده....:4:
تبریک میگم مبارکه:36::36::36:
اجی جون واسمون دعا کن ماهم پزشکی قبول شیم (میبینی چقدر خوش اشتهام)

rahim
09-08-2010, 10:09 PM
محسن از اون دسته ادماست كه به جاي اينكه اول تخم مرغ بدزده بعد شتر ..يه راست اول شتر رو كش رفته ....
ايول..شيره كش خونه رو راه بندازين ..سر كله ديزل ها به ترتيب پيدا ميشه ...:4:
عسل تو هم تبريك مي گم اول به پدرت كه از دادن باج سنگيني به نام شهريه خلاص شد ...بعدا به جامعه وبعد پيشگاه ... و.... وبعد به كليه حضار ارتش سرخ ودر اخر هم اگر چيزي ماند براي خودت ....:4:
در ضمن محسن خان شماهم شنگول شدي مدتي بود نبودي ....ولي ايول شعر كريم كور كني گفتي ...

RED STORM
09-08-2010, 10:11 PM
این نوشته ها مربوط به یک گروه در فیسبوکه "شما یادتون نمیاد". بیشتر اعضای گروه متولد دهه پنجاه هستند و یک عالمه خاطرات مشترک دارند که اونجا با هم به اشتراک میگذارند، اینها تعداد کمی از هزاران خاطره ای هست که افراد مختلف اونجا نوشتند. ممکنه بعضیهاش رو بزرگترها هم به یاد بیارن. امیدوارم خوشتون بیاد و شما هم یادتون بیاد !!! ؛





شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم


شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم

شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !


شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ...


شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو


شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم.....


شما یادتون نمیاد، عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیمhttp://forum.vatandownload.com/images/smilies/icon_smile.gif))) کفش تق تقی هم فقط واسه عیدا بود


شما یادتون نمیاد: خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد http://topgoal.ir/images/smilies/3999.gif


شما یادتون نمیاد، مقنعه چونه دار میکردن سر کوچولومون که هی کلمون بِخاره، بعد پشتشم کش داشت که چونش نچرخه بیاد رو گوشمون http://forum.vatandownload.com/images/smilies/icon_smile.gif))


شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم


شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.


شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده


شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام ...


شما یادتون نمیاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه... احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه

شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو 180 درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم

شما یادتون نمیاد: آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی

شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشي مي كشيديم. بعد تند برگ ميزديم ميشد انيميشن

شما یادتون نمیاد، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن

شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم


شما یادتون نمیاد، با آب قند اشباع شده و یک نخ، نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه


شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم

شما یادتون نمیاد: دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل http://topgoal.ir/images/smilies/4.gif

شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده، بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم http://topgoal.ir/images/smilies/3999.gif


شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!

شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو!!

شما یادتون نمیاد: چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم

شما یادتون نمیاد: شد جمهوری اسلامی به پا، که هم دین دهد هم دنیا به ما، از انقلاب ایران دگر، کاخ ستم گشته زیر و زبر...!!

شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه "برگه امتحان" گنده نوشته بودن


شما یادتون نمیاد: زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است. این مجموعه دریچه ایست به سوی..... (دیری دیری ریییییینگ) : داااااستانِ زندگی ی ی ی (تیتراژ سریال هانیکو)


شما یادتون نمیاد: یک تکه ابر بودیم، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد، یک ابر پر ز باران


شما یادتون نمیاد، چیپس استقلال رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بود و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد


شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه


شما یادتون نمیاد، هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت 6:40 تا 7 صبح، رادیو برنامه "بچه های انقلاب" رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم


شما یادتون نمیاد: به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند. این مقدمه همه انشاهامون بود


شما یادتون نمیاد، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما http://forum.vatandownload.com/images/smilies/icon_smile.gif


شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !


شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!


شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم


شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی


شما یادتون نمیاد: دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد


شما یادتون نمیاد، با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تارعنکبوت درست می کردیم


شما یادتون نمیاد، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم!! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم


شما یادتون نمیاد، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند


شما یادتون نمیاد، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن. بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، مزه گوجه گندیده میداد


شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم


شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم http://topgoal.ir/images/smilies/3999.gif


شما یادتون نمیاد مجری برنامه کودک شبکه یک رو با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش


شما یادتون نمیاد: سه بار پشت سر هم بگو: گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه


شما یادتون نمیاد، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو


شما یادتون نمیاد، قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعدازظهر شروع میشد، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ باخ،،، بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون.. که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچها چه بلایی سرشون اومده؟؟ آخر برنامه هم نقاشیهای فرستاده شده بود که همّش رنگپریده بود و معلوم نبود چی کشیدند.
تازه نقاشیها رو یک نفر با دست میگرفت جلوی دوربین، دستش هم هی میلرزید!!
آخرش هم: تهران ولیعصر خیابان جام جم ساختمان تولید طبقه دوم، گروه کودک و نوجوان


شما یادتون نمیاد، یه برنامه بود به اسم بچه هااااا مواظبببببب باشییییییددددد (مثلا صداش قرار بود طنین وحشتناکی داشته باشه! بعد همیشه یه بلاهایی که سر بچه ها اومده بود رو نشون میداد، من هنوز وحشت چرخ گوشت تو دلمه. یه گوله ی آتیش کارتونی هم بود که هی این طرف اون طرف میپرید و میگفت:
آتیش آتیشم، آتیش آتیشم، اینجا رو آتیششش میزنم، اونجا رو آتیششش میزنم، همه جا رو آتیششش میزنم


شما یادتون نمیاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف مثلا میخواست با صوت بخونه میگفت: بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییم http://topgoal.ir/images/smilies/781.gif


شما یادتون نمیاد، اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن


شما یادتون نمیاد: بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا)


شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه


شما یادتون نمیاد، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان ...


شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه


شما یادتون نمیاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرك خسته ميشه... بالهاشوزود ميبنده... روي گلها ميشينه... شعر ميخونه، ميخنده


شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد


شما یادتون نمیاد، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم http://topgoal.ir/images/smilies/4.gif


شما یادتون نمیاد: من کارم، مــــــــــَن کارم. بازو و نیرو دارم، هر چیزی رو میسازم، از تنبلی بیزارم، از تنبلی بیزارم. بعد اون یکی میگفت: اسم من، اندیشه ه ه ه ه ه، به کار میگم همیشه، بی کار و بی اندیشه، چیزی درست نمیشه، چیزی درست نمیشه


شما یادتون نمیاد: علامتی که هم اکنون میشنوید اعلام وضعیت قرمز است... قیییییییییییییییییییییییی یییییییییژژژژژژژ. و بعد بدو بدو رفتن تو سنگر، کیسه های شن پشت پنجره های شیشه ای، چسبهایی که به شیشه ها زده بودیم، صدای موشکباران، قطع شدن برق، و تاریکی مطلق، و بعد حتی اگه یک نفر یک سیگار روشن میکرد از همه طرف صدا بلند میشد: خامووووووش کن!!! خامووووووش کن!!!!

هي يادش بخير

mohsen.8
09-08-2010, 10:21 PM
اول از همه به بهناز تبریک میگم که قبول شد
بعدش هم منم قبول شدم ها به منم تبریک بگید.
دوما من سیگار برگ رو تفریحی به یاد مسعود اون هم فقط تو کافی میکشم
سوما پویا این متن رو گذاشتی یاد سال 40 42 افتادم ...:24:
والا این چیزایی که گفتی زمان ما هم بود
رحیم هم که هرچی حرف زد من نفهمیدم از بچگی کلا نمیتونست منظورش رو خوب برسونه:24:
و در آخر این روزهای آخری هست که میام انجمن
منم به درد مسعود مبتلا شدم و دانشگاه شهر دیگه قبول شدم که نمیدونم نت داره یا نه

asal
09-08-2010, 10:30 PM
چی قبول شدی :gamm:...تبریک میگم :8::8::8::rose::rose::rose::rose:..کدوم شهر:gamm:من که بوشهر قبول شدم

mohsen.8
09-08-2010, 10:33 PM
من مهندسی آی تی نیشابور از نوع آزاد
و حسابداری مشهد از نوع غیر انتفاعی
که میرم آی تی
راستی چی قبول شدی که تبریک گفتیم؟

Masoud
09-08-2010, 10:38 PM
محسن اگه غیرانتفاعیت کارشانی هست حتما برو غیرانتفاعی.
عسل هم فیزیک قبول شده شهر خودشون ..... غیرانتفاعی یا روزانه بودنش رو نمیدونم !
ور در اخر روزهای اخری نخواهد بود که به ارتش میای.

asal
09-08-2010, 10:42 PM
من روزانه قبول شدم ..با رتبم شهرای دیگه ام میتونسم بیارم یا رشته های دیگه تو همون استان خودمون ولی خوب خاستم ااخر کار یه چیزی توش دربیادش ....

mohsen.8
09-08-2010, 10:53 PM
من به رشته ی مورد علاقه ی خودم میرم و کاری ندارم که کدوم دانشگاه بهتر هست یا نه
البته شنیدم بعد از روزانه دانشگاه آزاد بهتر هست
ولی خوب من به امید قبول شدن تو رشته ی آی تی درس خوندم و از اونجایی که رشتم تجربی بود و نمیتونستم کنکور سراسری ریاضی شرکت کنم دیگه مجبورم همین آزاد رو برم

asal
09-08-2010, 10:57 PM
من راستش به چیز خاصی علاقه نداشتم :17:فقط به علم نانو علاقه داشتم:8: اما از درس خوندن در کل بدم میاد:4: فقط میخواستم رتبم جوری بشه که دانشگاه قبول شم برم:9: ..حوصله پشت کنکوری شدنو نداشتم:p: ...بهت از صمیم قلبم تبریک میگم که داری تو زمینه ای که علاقه داری ادامه تحصیل میدی محسن :11::11::rose::گل::گل:

AM1NR3Z4
09-08-2010, 11:15 PM
عسل جون ، محسن جون بهتون تبریک میگم ... :6:
فقط حواستون باشه به یه جایی رسیدین یادتون باشه یکی به اسم امین بود که بهتون تبریک گفت ... :4: ... حتما بهش پست و مقام بدین ... :p:
ولی خدایی تو این زمونه درس خوندنا هم یه کمی سخت تر شده ... معلما بی حوصله تر شدن ...
وقتی فکرشو میکنم ، یاد کلاس اولم میفتم ، میبینم چه دورانی داشتیم ...
بابا نان داد - بابا آب داد - آن مرد با اسب آمد ...
یادش بخیر ...
ولی الان چی ...
همش داریم با x,y سر و کله میزنیم ...
اون موقع باید 1 رو با 2 جمع میکردیم و جوابشو به عدد و حروف بنویسیم ...
ولی الان چی ...

nicolas
09-08-2010, 11:17 PM
تبريك به شما دوتا كه بالا خره از غول كنكور عبور كرديد

Karim
09-08-2010, 11:26 PM
سلام.
بچه ها تو کافی شاپ یه خبر خوب خوب بدم ؟ :36::36::36:البته برای من خوشحال کننده بود و فکر کنم شما هم خوشحال بشین :6:....من کارشناسی ارشد رشته میکروبیولژِی دانشگاه تربیت معلم تهران قبول شدم.....:36::36::36:
مونا جان تبریک عرض میکنم.تا کور شه چشم رئیس کل سایت!:24:
هر موقع هر جایی حرف از دانشگاه و انتخاب رشته و درس خوندن هست به یاد 3سال پیش میفتم.روزی که وسط کنکور بلند شدم رفتم آگاهی زنجان تا زودتر کارمو انجام بدم:24:
مراقبمون گفت مردک 12 سال به انتظار این روز نشستی...:4:
نمیدونم اشتباه کردم که نخواستم درسمو ادامه بدم یا نه...البته به رشته انسانی فقط علاقه داشتم ورشته ام انسانی بود و البته به رشته های تاپ علوم انسانی مثل حقوق و حسابداری و...علاقه ای نداشتم!
به هر حال گذشت زمان مشخص میکنه که اشتباه کردم یا نه...
به عسل عزیز هم تبریک عرض میکنم.به امید موفقیت ایشون.
غصه میخورم که از تو انجمنمون یه روان شناس در نمیاد تا برخی رو معالجه کنه.البته برخی شامل مسعود و رحیم و امین رضا و ... نمیشه.

mohsen.8
09-08-2010, 11:56 PM
کریم من خودم روانشناسم
ولی مسعود و رحیم دیگه امیدی بهشون نیست و باید باهاشون سوخت و ساخت
از اینها برای داانشجوهای آینده ی مملکت استفاده میکنیم تا برای این بیماری نادر راه حلی پیدا کنن

Karim
09-09-2010, 12:05 AM
خوشبختی یعنی یه مرد خیکی
حساب بانکی ماشین مشکی
ازدواج شکل یه زن چاقه
دسپخت عالی جهیزیه کامل

خانواده یعنی چند تا بچه لوس
آخر هفته جاده چالوس
عشق یعنی دختر شریک بابا
عروسی که کردی بیا سهمتو بردار

اینه معنی روزمرگی
گم شدیم تو پیچ و خم زندگی

موفقیت یعنی قبولی تو کنکور
رفتن به کانادا با رشوه و پول
معروفیت یعنی یه عکس و امضا
از مهران مدیری رضایه گلزار

اخبار یعنی نشریه زرد
شادمهر فرار کرد هدیه شوهر کرد
پول یعنی فلسفه وجودی
اگه داری هستی نداری هیچ وقت نبودی

اینه معنی روزمرگی
گم شدیم تو پیچ و خم زندگی

تفریح یعنی سریال بی مزه
فوتبال دیمی ساندوچ بد مزه
ای داد از روزمرگی
مشغولیت یعنی ماشین سواری
شهرک به بالا جردن به پایین
گم شدیم تو پیچ و خم زندگی
شخصیت یعنی گوشی موبایلت
آدرس خونت یا مارک رو شلوارت
خوشبختی یعنی یه مرد خیکی
اینه معنی روز مرگی...

Hojat
09-09-2010, 12:13 AM
شما یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم

شما یادتون نمیاد شبا بیشتر از ساعت 12 تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت 12 سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد.... سر زد از افق...مهر خاوران

شما يادتون نمياد هركي بهمون فحش ميداد كف دستمونو نشونش ميداديم ميگفتيم آيينه آيينه

شما يادتون نمياد ساعت 9.30 هر شب با این لالایی از رادیو میخوابیدیم
گنجیشک لالا مهتاب لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا...لالالالایی لالا..لالایی لالالالایی لالا ..لالایی..گل زود خوابید مثل همیشه قورباغه ساکت خوابیده بیشه...جنگل لالا برکه لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا

شما يادتون نمياد وقتی یه کلمه رو با هم می گفتیم موهای همو می کشیدیم تا شوهرمون خوشگل تر شه

شما يادتون نمياد زمستون اون وقتا تمام عشقمون این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله

شما يادتون نمياد علامتی که هم اکنون میشنوید، اعلام وضعیت قرمز است و معنا و مفهوم آن اینست که حمله هوایی انجام خواهد شد! محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید

شما یادتون نمیاد کوچولو ها کوچولوها دستاتون بدیم به ما بریم به شهر قصه ها

شما یادتون نمیاد . گنجشگکه اشی مشی .... میفتی تو اب خیس میشی ....کی میپزه اشپز باشی ..... کی میخوره حاکـــــــــــم باشــــــــی
به یاد هنرمندی که تنها خوند تنها زد و در تنهایی مرد


شما یادتون نمیاد مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ما.بعد می گفت: همه تو صفاشون از جلو نظام برید سر کلاساتون

شما یادتون نمیاد آلوچه و تمره هندی ، چیپسایی که توش سس کچاب میریختیم, بستنی آلاسکا, همشون هم غیر بهداشتی

شما یادتون نمیاد تقلید کار میمونه...میمون جزو حیوونه

شما یادتون نمیاد خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد

شما یادتون نمیاد کلی با ذوق و شوق تلویزیون تماشا می کردیم یهو یه تصویر گل و بلبل میومد: ادامه برنامه تا چند دقیقه دیگر

شما یادتون نمیاد، بچگیا تفنگ بازی که میکردیم، میرفتیم جلو یکی میگفتیم: دستا بالا، خشتک پایین

شما یادتون نمیاد کارت صد آفرين مي‌دادن خر کیف مي‌شديم، هزار آفرين که مي‌دادن خوده خر
مي‌شدیم

شما یادتون نمیاد اما وقتی بچه بودیم گلبرگ گلها رو روی ناخنمون می چسبوندیم بعد می گفتیم لاک زدیم

شما یادتون نمیاد کارنامه هامونو میبردیم شهر بازی که بهمون بلیط بدن

شما یادتون نمیاد پسرا شیرن مثه شمشیرن...دخترا موشن مثه خرگوشن

شما يادتون نمياد بستني ميهن رو که میگفت مامان جون بستنيش خوشمزه تره

شما یادتون نمیاد پستونک پلاستیکی مّد شده بود مینداختیم گردنمون

شما یادتون نمیاد این بازیو پی پی پینوکیو پدر ژپتو، گُ گُ گُربه نره روباه مکار

شما یادتون نمیاد هر وقت آقای نجار می رفت بیرون ووروجک خراب کاری می کرد

شما یادتون نمیاد... سیاهی کیستی ؟منم پار30 کولا

شما یادتون نمیاد دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟

شما یادتون نمیاد آهای، آهای، اهاااااای ، ننه،من گشنمه

شما یادتون نمیاد ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزم بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه

و خیلی‌ چیزای دیگه هست که شما یادتون نمیاد

:گل::گل::گل:

redboy2atishe
09-09-2010, 01:30 AM
خبر قبول شدن مونا رو شنیدم...خوندم....اما تبریک نگفتم می دونستم...خبرهایی دیگه ای هم هست ...
نتایج و اینا تو راهه....
پس گذاشتم با بقیه تبریک بگم...
مونا...محسن...عسل...مبارک باشه...ایشالا فارغ التحصیلی...
مونا...میکروبیولوژی قبول شده...به به اسپمر را دیگه نمی تونن در رن!
خودش میدونه کیو میگم...!!
یاد انگشت یکی از دبیرا افتادم....وقتی همش سمتم بود...
اقا...ما....؟؟؟؟
بگذریم....
اگه ماه رمضون میشد 31 روز....مسیحی میشدم!
منجی هم که همیشه برزخه...
منم که فعلا جهنم....
بهشت زیر دست پدران هست است!
چون پای مادر رو دست باباست!
تو یه شهرک میرفتیم کل کل میکردیم اونم عمو اسماعیل جو سعید لو گرفتش خصوصیش کرد....رفت...
کلا اکثر مسعودا ادمای خوبی هستند...حالا استثنا هم پیدا میشه خب گیر ندید....!!!
سریالاشونم که عتیقه...
به جز نون و ریحون...که ندیدم...بقیشون عتیقن!
سه تای دیگش رو سر بچرخونیم اطرافمون پره...
مرگ مغزی ندیده ایم یا ندیده ی اختلاف پدر و عمو!؟ دختر عمو....پسر عمو.....الانه که بالا بیارم عمو...
فوتبال هم دیگه همه میدونن چیه ..اما فوتبال با اعمال شاقه بحثش جداست ...دایی!!
اسم گذاشتن واسه سریال....جراحت....!!! چه جرحی...چه کشکی!!؟
از 17 سالگی تا الانم اگه فیلمنامشو بنویسم میره هالییوود...گفتم تا الان چون نمی دونم 20 سالمه یا 21!
یا عرشم یا همکف....
اهنگم سرچ میکنی ...
از واژه ای به نام موسیقی بیزار میشی...شده حکایت 6تاییا...هر 37 سال یه البوم درست حسابی...
هر اهنگ درست حسابی 37 ثانیه....
همون قدیمیا بهتر...
قدیمیای شادمهر....وقتی هنوز منجی نشده بود!!!!
اما با همین دخان با همین صداش از خیلیای دیگه سر تره....بازم مثه منجی...
سه کلمه گفتم 6 تاش شد منجی بقیش مسعود!
اما حواسم به همه هست...
پویای بیزار از گفتگوی ازاد...خواهان گفتگوی بسته...
بهار سرخابی شده....کریم ساعت 23...رحیم خونه به دوش....با همشهریاش...یاسی و بقیه که اسماشون یادم نیست!
رها...که شارژرا رو ریخت تو گوشیه جدید مسعود!خودشم گشنه موند...
محمد بندری که فلفلش کم شده...نکنه دیگه بندری نیست...
حاتم خان ....که شاید مزاحمش شدم با سلام طمع دارم....همشهری حاتم!
حجت...ببینم این تهمینه با شما نسبتی داره؟ اخه خیلی میلانیه!
امین و امیر...پت مت...
حسین تراختوری که رفت گفت بازی تراکتور اول باشه تا دوست تر باشیم!هستیم...
اونbya_to که چش دوخته به پیش بینی 11 مرد....
فرزاد و فرید همون مایه دارایی که که با هم میرن استادیوم...بچه هم نمی برن...
فرشاد همشهری...
و سایر بازماندگان!

Tifusi
09-09-2010, 09:43 AM
خوشبختی یعنی یه مرد خیکی
حساب بانکی ماشین مشکی
ازدواج شکل یه زن چاقه
دسپخت عالی جهیزیه کامل

خانواده یعنی چند تا بچه لوس
آخر هفته جاده چالوس
عشق یعنی دختر شریک بابا
عروسی که کردی بیا سهمتو بردار

اینه معنی روزمرگی
گم شدیم تو پیچ و خم زندگی

موفقیت یعنی قبولی تو کنکور
رفتن به کانادا با رشوه و پول
معروفیت یعنی یه عکس و امضا
از مهران مدیری رضایه گلزار

اخبار یعنی نشریه زرد
شادمهر فرار کرد هدیه شوهر کرد
پول یعنی فلسفه وجودی
اگه داری هستی نداری هیچ وقت نبودی

اینه معنی روزمرگی
گم شدیم تو پیچ و خم زندگی

تفریح یعنی سریال بی مزه
فوتبال دیمی ساندوچ بد مزه
ای داد از روزمرگی
مشغولیت یعنی ماشین سواری
شهرک به بالا جردن به پایین
گم شدیم تو پیچ و خم زندگی
شخصیت یعنی گوشی موبایلت
آدرس خونت یا مارک رو شلوارت
خوشبختی یعنی یه مرد خیکی
اینه معنی روز مرگی...

واو کیوسک :4::4::4:

yasi2010
09-09-2010, 12:48 PM
اق حجت بعضی از اینا رو من یادم میاد:4:

lionel messi 10
09-09-2010, 03:18 PM
سلام به همهء بروبگسه گله ارتش سرخ دلم تو این چند روز که دستم از نت بخاطره پرداخت نکردنه بدهی کوتاه بود واقعا واستون تنگ شده بود.:4::گل:
چه خبر خوبید همتون؟

mona_casillas
09-09-2010, 06:44 PM
تاپیک تبریک مناسبت ها رو پیدا نکردم چون کافی شاپ بچه ها زیاد میان در همین جا عید فطر رو به همه دوستان و عزیزان تبریک میگم .

http://img.tebyan.net/big/1382/09/137185910223131792402472121441702614125148.jpg

P!NK
09-09-2010, 06:53 PM
سلام به همهء بروبگسه گله ارتش سرخ دلم تو این چند روز که دستم از نت بخاطره پرداخت نکردنه بدهی کوتاه بود واقعا واستون تنگ شده بود.:4::گل:
چه خبر خوبید همتون؟

سلام فرزاد ديدم چند روز هستش که نيستي.... منم دلم برات تنگ شده بود.
:گل:

P!NK
09-09-2010, 06:56 PM
عيد فطر مبارک........:36::36::36::36::36::perspolis:: kheng leader::jashnmm::jashnmm::nudie::setareb::setareb: : m r:: m r::oho::moz::leader::orkest:

mona_casillas
09-09-2010, 10:16 PM
ميخواهم بگويم ......

فقر همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست ......

فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست .......

فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ، همه جا سر ميكشد ........

فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ..
فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است ..

mona_casillas
09-09-2010, 10:16 PM
آسمان آبی است...کبوتر تنها است ... ياری ندارد..باران می بارد .کبوتر تنها به سوی

آسمان نگاهی می اندازد..گوشه ی چشمانش قطره اشکی لانه کرده...ولی هيچکس

در اين باران اشک تنهايی او را باور ندارد..گويی اشکش در ميان قطرات باران گم شده

است. همه گمان می کنند اين آخرين قطره ی بارانی است که گوشه ی چشمان زيبای

او نشسته است ...باران ديگر نمی بارد...کبوتر تنها بی درنگ پرواز می کند..مقصدش

بی نهايت است..دور دستها...جايی که اشک تنهايی او را غريبه ای ببيند و کبوتر تنها

نماند..پرواز می کند به سوی بی نهايت...

mona_casillas
09-09-2010, 10:17 PM
از تمام دنیا ،
فقط یک در می خواهم ؛
که حرف هایم را به او بگویم ..
تا دیوار بشنود
و دیوار موشی داشته باشد
و موش گوشی ...
؛
تا حرف هایم را به گوش تو برساند ..

mona_casillas
09-09-2010, 10:26 PM
تقدیم به روزه داران عزیز .....عیدتان مبارک .....

http://parsgroup.persiangig.com/gol4.jpg

P!NK
09-09-2010, 10:36 PM
اينم صبونه براي فردا صبح....:6:

http://www.tehrantimes.com/News/10686/05_BREAKFAST.jpg

Karim
09-10-2010, 12:59 AM
مسعود دخان ما مثل اینکه برگشته به اصل خودش و دیر به دیر میاد حالا خوبه مینویسه و میره!قبلا مینوشت که "نوشتنم نمیاد،یا حق"!
دست رحیم رو شد.
مردک زنگ زده به من میگم جانم رحیم جان؟!میگه که 4گرمی رو چند میدی؟!منم گفتم 4گرم 25 تومن البته قیمت اهواز رو نمیدونستم قیمت شیراز رو دادم!:24:
بعد یه کمی به زبون محلی صحبت کرد گفتم فارسی بگو:24:
گفت" آها تو او کریمی"؟گفتم ها!بعد حدودا 10 بار تو احوال پرسی گفت "عزیزی"!تکیه کلامش مثل فامیلیش "عزیزی"هست!
ببین دیازپام ده خورانده‌اند! گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

از سه راه آذری گذر
از حدود سروری گذر
از پیاز و جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سه راه آذری گذر
ز کار و بار و یار و دل بر گذر

دود سیگار را بگیر به عرش رو
فرش زیر پای را فروش ز سر ز همسر گذر
ز مادر گذر زما زما زما در گذر
دود سیگار را ببین برو بمیر
زیر پای را ببین زجان گذر
زجان ز خانمان گذر
عر بزن کوبه‌ی سفالی‌ات
بر در بزن گشوده شد چو در ز در گذر
ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر

جسم خود سه راه آذری ببر
برون نیا شمال شهر را بکُش بکَش
به دشت آمپول و ساقیان و در گذر
ز سر ز همسر ز مادر گذر
تیغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
زجان گذر زجان ز خانمان ز جان زجان ز خانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

ببین چگونه جان مشوش است عدد بده
ببین شهید شد برادرت عدد بده
ببین که نیستی عدد نود بده ز صد گذر
ببین ببین ببین ببین ببین ببین ببین

دلت به انتظار چشمهاست عدد بده
دلت به انتظار چشمهاست
ببین جهان چگونه کرده است راست
نرو به زیر کار و بار دلبران گران
نرو نرو نرو به زیر کار و بار دلبران گران
خزان شدی و سست و زرد از کران تا کران
دلت چه شد دلت چه شد
به باد رفت تمام ایده ها و آرزو ز یاد رفت
چست و چابکی چنین که خشم در دهی
ز جان گذر زجان زخانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

برو ونک به گوشه‌ای نشین و ساز زن
برو چنان به زیر آواز زن
دد بشو بشو تهمتن و ز هفت خان گذر
دد بشو دد بشو دد بشو بشو تهمتن و ز هفت خان گذر
تیغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ببین ببین ببین ببین ببین ببین ببین

ببین دیازپام ده خورانده‌اند خلق را
ببین چگونه کرده‌اند مد ریای دلق را
ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را
ببین چگونه پول می دهیم نفت و آب و برق را
ببین احاطه کرده است عدد فکر خلق را
مچاله شو به جوی آب شو روان عدد بده
زباله شو به گوشه ای غمین هزارساله شو عدد بده
این قرار عاشقانه را عدد بده
شور و حال عارفانه را عدد بده
رو جهان بیکرانه را سند بزن
روی رود روی رود روی رود روی رود تشنگی‌ات سد بزن
عدد عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده

چه مانده است در برت فقط ندای ماندولین
چه مانده است در کفت فقط سرنگ انسولین
انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و جالبین و زاهدین و صاحبین و مومنین
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

آی مرد سامری خفن شدی
در سه راه آذری کفن شدی
ای نماد بی‌کسی ز پیچ و تاب این زمانه
چون چلانده‌اند و تو رسن شدی
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر

Hojat
09-10-2010, 01:08 AM
عید فطر مبارک تمام بروبکس ارتش سرخ.:گل:

mona_casillas
09-10-2010, 01:15 AM
سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش. سازنده ترين کلمه((صبر)) است...براي داشتنش دعا کن.

mohsen.8
09-10-2010, 01:18 AM
عید سعید فطر رو به همه ی روزه داران و غیر روزه داران تبریک میگم:گل:

mona_casillas
09-10-2010, 01:21 AM
دشتهاي آلوده ست

در لجنزار گل لاله نخواهد روئيد



در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد ؟

فكر نان بايد كرد

و هوايي كه در آن

نفسي تازه كنيم



گل گندم خوب است

گل خوبي زيباست

اي دريغا كه همه مزرعه دلها را

علف كين پوشانده ست



هيچكس فكر نكرد

كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست

و همه مردم شهر

بانگ برداشته اند

كه چرا سيمان نيست

و كسي فكر نكرد

كه چرا ايمان نيست



و زماني شده است

كه به غير از انسان

هيچ چيز ارزان نيست .

rahim
09-10-2010, 01:29 AM
مسعود دخان ما مثل اینکه برگشته به اصل خودش و دیر به دیر میاد حالا خوبه مینویسه و میره!قبلا مینوشت که "نوشتنم نمیاد،یا حق"!
دست رحیم رو شد.
مردک زنگ زده به من میگم جانم رحیم جان؟!میگه که 4گرمی رو چند میدی؟!منم گفتم 4گرم 25 تومن البته قیمت اهواز رو نمیدونستم قیمت شیراز رو دادم!:24:
بعد یه کمی به زبون محلی صحبت کرد گفتم فارسی بگو:24:
گفت" آها تو او کریمی"؟گفتم ها!بعد حدودا 10 بار تو احوال پرسی گفت "عزیزی"!تکیه کلامش مثل فامیلیش "عزیزی"هست!
ببین دیازپام ده خورانده‌اند! گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر



مردك امروز كلي ضرر كردم دنبال پسر عموم كريم مي گشتم هر چي زنگ ميزدم هي يكي چرت وپرت مي گفت ..ولي شانس اورد زود خودت رو معرفي كردي وگرنه يك ضد حال خوب بش ميزدم ..:4:
من هم ميگم مواظب اين كريمو باشيد دستگاه شنود مكالمه داره ..مردك فكر كنم نفوذيه ..شنود داره ..:4:
دفعه بعد بياي رو خط حالت رو ميگيرم ..مردك خبر چين ...مزدور.. :4:

Hojat
09-10-2010, 01:39 PM
مرد بودن در خاورمیانه از هر چیزی ریسکش بیشتر هست:

http://funi.ir/wp-content/uploads/2010/09/khatane-400x533.jpg

Karim
09-10-2010, 01:42 PM
داش حجت این مرحوم بالایی همشهریمونه ها.پدر مادرش فکر کردن ایشون 2سالش بشه...

Hojat
09-10-2010, 01:48 PM
تو دوماهگی زود نیست بنظرتون؟

yasi2010
09-10-2010, 01:51 PM
میگم حالا این جدیه ...اخه ما هر چی پسر داشتیم مامان بزرگم دستور صادر میکرد که بعد 40روزبرنشون..........:4:

AnGeLiNa
09-10-2010, 01:54 PM
پسرا بخوننو بخندن، تا بعدش بنويسمو دخترا بخندن

* فرهنگ لغت خانومها:1-آره يعنى نه 2-نه يعنى آره 3-مابايد باهم حرف بزنيم يعنى تو فقط بشينو گوش كن 4- هركارى دوست دارى بكن يعنى بكن ولى بعد دهنت سرويسه 5-چقد منو دوست دارى؟ يعنى يه گندى زدم ميخوام بگم 6- دو دقيقه ديگه حاضرم يعنى دو ساعت علافى 7-گفتم بخندين ولى ديدين سركار بودين!!



*تشخيص يه دختر ايرونى:1- هرگز بينيشان عمل كرده نيست 2-موهايشان خدادادى طلايى هست ومادرزادى مش نداره 3- وقتى از كنار هم رد ميشن اصلا به هم چپ چپ نگاه نميكنن 4- تمام زيورآلاتشان طلاو جواهر اصل هست 5- تا قبل از ازدواج هرگز ابرويشان را بر نميدارند 6-بدون اجازه خانواده هايشان هيچ جا نميرن 7-وقتى باهاشون دوست شدى هفته دوم نبايد برى خواستگاريشون 8-هميشه سر به زير هستن وبه هيچ غريبه اى نگاه نميكنن

Karim
09-10-2010, 01:55 PM
تو دوماهگی زود نیست بنظرتون؟
داداش مملکت اسلامیه.هر چه زودتر جلوی گناه گرفته شه بهتره.به هر حال سنت پیغمبر رو نباید توش تاخیر اندخت.:ghah:
من که 9 سالم بود فکر کنم ختنه کردم:24:سوم دبستان بودم.همه فامیل تو حیاط رو تخت نظاره میکردن و به پسر داییم گفته بودم با پیانوی کوچیکم پیانو بزنه تا در نهایت آرامش باشم.بعد هم دامن سفید پوشیدم:24:

Karim
09-10-2010, 01:56 PM
میگم حالا این جدیه ...اخه ما هر چی پسر داشتیم مامان بزرگم دستور صادر میکرد که بعد 40روزبرنشون..........:4:
این اعتقادات هنوز هم که هنوزه پا برجاست.طرف ما هم 40 روزه ختنه میکنن معمولا.اما خانواده من روشنفکر بودند:24:

Masoud
09-10-2010, 04:15 PM
عجب بحث جالبی :4:
ولی فکر کنم زودش بهتر از دیرشه :4:
من تا حالا نشنیده بودم کسی پای این عمل مهم از دنیا بره....خیلی باحال بود.بنده خدا چقدر زور داره واسه ادم :4:
در کل من به نظرم کار خیر رو نباید به عقب انداخت و امروز فردا کرد همون هفته های اول خوبه :ghah:

rahim
09-10-2010, 04:29 PM
اون بنده خدا ممكن بود كم خوني داشته ..ويا عدم رعايت بهداشت از سوي خانواده وپزشك عفونتي چيزي ...
بگذريم ..هرچيزي به جاي خودش نيكوست ....
يادمه قديمها كه دكتر واينجور چيزها در اين مورد نبود يك اشخاصي بودند حالا يا دلاك بودند ويا كارشون فقط در همين رشته بود ....ميامدند خونه و.................................
يكي بود تو منطقه ما خدا بيامرزش ..سه نسل از ما رو خدنه كرده بود هنوز قيافه اش يادمه با اون كيف بزرگ سياهش...
هر وقت تو هر محلي روئيت ميشد خبري بود بس ناگوار براي بچه هاي نامسلمون ..:4: اقا پسر بچه بود كه از در وديوار فرار ميكرد ....
اون موقع ها كريم جان دامن قرمز رنگ مي پوشيدند .... اما ديگه كسي تا 9 سالگي صبر نمي كرد چون ديگه مثل پوست گرگدن سفت ميشد كار به جا هاي باريك واره واين چيزها مي كشيد ..:ghah:
يادمه كلاس اول بوديم البته دبستان .يكي بچه هايي اومد با دامن قرمز شد اسباب خنده ما ..يك اسم دخترونه براش انتخاب كردند ...اي روزگار چه دوراني بود ...
الان ديگه راحت شده همون يكي دوسالگي مي فرستند دكتر با يك حلقه بدون دردسر كارش تمام مي كنه ..
البته شنيده ها از اين حكايت داره كه چند تا از بچه هاي انجمن هنوز سنت نشدن ....
نمي خوام اسم ببرم ولي اون جماعتي كه اين روزها دپرس هستند ..سيگار مي كشن وتو لاك خودشون هستند هنوز از همين امر ناراحتند وگوشه نشين شدند ....

Karim
09-10-2010, 05:07 PM
حجت جان خدا خیرت بده که این شهید راه آلت رو به ما معرفی کردی که از قضا بنده این سعادت رو هم دارم که همشهری این شهید بزرگوار باشم:ghah:
بحث از این شیرین تر نمیشه.
رحیمو اولا که عرض کردم من دامنم سفید بود .طرف دکتر بود کیف سامسونت مشکی هم داشت.قیافه اش رو یادم نمیاد.بعد از عمل فوق الذکر به مادرم گفتم اصلا حالیم نشد(خب بی حسی زده بود)،ساعاتی گذشت شاد و خرامان بودیم سر شب شد سوزش شروع شد.نصیب گرگ بیابون نشه
ناگفته نماند فردا رفته بودم تو محوطه ای که همیشه فوتبال بازی میکردیم به تماشای فوتبال بقیه که ناگهان توپ خورد به...:ghah:
البته اون موقع کلی:20:
یاد حکایتی از عبید زاکانی ملحد افتادم به درد بحث شیرینمون میخوره.
عبید زاکانی را گفتند اسلام چه دینی است؟ فرمود: اسلام دینی است آزادمدار که چون در آن وارد شوی سر آلتت را ببرند و چو از آن خارج شوی سر خودت را.

yasi2010
09-10-2010, 05:11 PM
بابا این بحث را جمع کنیم ...
حالا همه میان داستان ختنه شدنشون رو تعریف میکنن که چی شد و....:ghah:

Karim
09-10-2010, 05:21 PM
چی چی رو جمع کنیم.
بعد از مدتها بحثمون راجع به یه مسئله حیاتیه.
میدونی اگه قصور میشد احتمال داشت همین بچه های خودمون؛مسعود،رحیم،پویا ،حسین ترکه،مسعود منجی،فرزاد و یا همین امین رضای خودمون هم شهید بشن؟!:24:
بیش از همه احتمال شهادت آقا اسماعیل بود چون 50 سال پیش آمار شهدای این راه بیش از 20-30 سال پیش بوده:ghah:
مهم ترین مسئله ای که در این انجمن بهش پرداخته شده همین بحث شیرین و بعضا تلخ ختنه است که ما مردها کلی در این راه شهید دادیم و تلخ تر اینکه بنیاد شهید هیچ مسئولیتی در قبال این شهدا نمیپذیره.:4:
هیهات من الذله:aasab:

lionel messi 10
09-10-2010, 05:39 PM
سلام بچه ها.
عید همتون مبارک باشه.:گل:
و همینطور نماز و روزه هاتون قبول باشه.

yasi2010
09-10-2010, 05:53 PM
عید شما هم مبارک داداشی:rose:
قبول حق.

AnGeLiNa
09-10-2010, 06:26 PM
آقا كريم شما كه در اين راه شهيد نشدى پس بيخيال بقيه، ولى فك كنم در اين راه جانباز شدى كه اينقد ذهنتو درگير كردى

Hasti-71
09-10-2010, 06:30 PM
سلام عید فطر مبارک :گل:
در کافی شاپ پذیرایی نمیکنین :4:

yasi2010
09-10-2010, 06:32 PM
حاتم داداش به ابجی هستی یه شربتی شیرینی نمیدی:4:

Karim
09-10-2010, 06:32 PM
بنده نه شهید که جانباز هم نشدم.اما سعی در شناساندن شهدا و جانبازان این عرصه رو دارم.بنده پیرو خط حجتم.دوستان اگر مدرک یا مستنداتی از این دست
مرد بودن در خاورمیانه از هر چیزی ریسکش بیشتر هست:

http://funi.ir/wp-content/uploads/2010/09/khatane-400x533.jpg

دارند ارائه کنند ویا اگر شاهد چنین فجایعی بودند بیان شهادت بدن.امید است که در این امر خیر شریک شوند و با روح شهدا محشور شوند

yasi2010
09-10-2010, 06:36 PM
بابا کریم بیخیال شو...
هستی سفارش داد اونو دریاب چیکار این بدبختا داری
شهید شد که شد ...خوش بحالش
بیخیال دیگه!!!!!!!!!!!

Karim
09-10-2010, 06:40 PM
سلام عید فطر مبارک :گل:
در کافی شاپ پذیرایی نمیکنین :4:
خب امروز من مسئول کافی شاپ هستم به دستور یاسمین السلطنه:4:
هیچی مثل چای دم غروب حال نمیده
http://library.thinkquest.org/06aug/00844/images/teaglas1.jpg

Karim
09-10-2010, 06:40 PM
سررسید دفتر روز است نه شب
عشق سودای شبانه‌ست که دراز است و قلندربیدار
جان به جان‌آفرین تسلیم نمی‌شود
بازگشت همه به سوی او نیست

دست به قنداق نمی‌رود
تفنگ غلاف می‌شود
جهان اصلا نمی‌چرخد، راه هم نمی‌رود
روز به شب نمی‌نشیند

بهرام گور از پله بالا نمی‌رود
آهو به دست هیچ‌کس آرام نیست
غزل در کوچه روانه نیست

معشوق همیشه پابرجاست
تکرار نمی‌شود همه چیز
شب وصل قبل از تولد نیست
عقل یک لاستیک فرسوده نیست، گیر کرده در گل و لای
مغز نیست یک مخابرات متروکه

آه که اینطور...

AM1NR3Z4
09-10-2010, 06:40 PM
بعد از مدت ها اومدیم کافی شاپ دیدیم بحث به جاهای باریک کشیده ... :4: ... میگم دیشب بی دلیل نبود که این پویا سوالای مورد دار از من میپرسید ... :4:
حجت بگم خدا چیکارت کنه ... همون جوک هایی که s2a میکنی از سرت هم زیاده ... حالا دیگه میای تو کافی شاپ بحث راه میندازی ... :4:
ولی خوشم میاد که عجب این پویا رو پیبچوندم ... :ghah:
منتظر یه جواب دیگه از من بود ...
الهی قربون این ذهن منحرفش برم ... :24:

Hasti-71
09-10-2010, 06:40 PM
برای من شام سفارش بدین شب بیام بخورم :4:

حاتم ایرانی
09-10-2010, 06:47 PM
هستی شام چی میخوای؟؟؟
البته زود بگو میخوام برم
یاسی امر فرمود ازت پذیرایی کنم هرچند من درخدمت همه بچه های ارتش سرخ هستم

حاتم ایرانی
09-10-2010, 06:48 PM
کریم راستی امضای هستی خانوم رو خوندی
حال کن فقط تو شریعتی وار نیستی

Mahdi.
09-10-2010, 11:05 PM
سلام عرض شد.. آقا اینجا کسی هست ما رو تحویل بگیره؟؟؟

حاتم ایرانی
09-10-2010, 11:27 PM
اگه کسی تحویل میخواد به درب دوم کافی شاپ مراجعه کنه
اونجا به قیمت ارزونتر داده میشه :4:

Mahdi.
09-10-2010, 11:39 PM
خیلی نامردی داداش.. ما رو باش بعد از اینهمه مدت اومدیم اینجا

Karim
09-10-2010, 11:40 PM
مهدی جان سلام. چه خبر از پادگان؟ببینم دم درب صیاد شیرازی هستی؟

Mahdi.
09-10-2010, 11:50 PM
پادگان تموم شد عزیزم.. ولی درب صیاد شیرازی کجا بود دیگه؟؟؟

yasi2010
09-10-2010, 11:52 PM
اخه پس اینجاسرباز هم داریم...چرا پسرا از سربازی فرارین به نظر من که خیلی خوبه اقامهدی جدا سربازی خوب نیست

Karim
09-10-2010, 11:53 PM
مهدی جان سرباز لویزان مگه نیستی؟

Karim
09-10-2010, 11:55 PM
اخه پس اینجاسرباز هم داریم...چرا پسرا از سربازی فرارین به نظر من که خیلی خوبه اقامهدی جدا سربازی خوب نیست
یاسمین حرفایی میزنیا!تو سربازی هر چند هم خوش بگذره 2 سال از عمرت رو بدون دستمزد گذروندی.برو ببین آمار خودکشی (به هر دلیلی بالاخص افسردگی)چقدرهست تو سربازی.
میدونی اکثر غیر سیگاریها در سربازی سیگاری میشن؟!

Mahdi.
09-10-2010, 11:56 PM
اخه پس اینجاسرباز هم داریم...چرا پسرا از سربازی فرارین به نظر من که خیلی خوبه اقامهدی جدا سربازی خوب نیست سربازی خوبه ولی جز هدر دادن 17-18 ماه از جوونیت چیزی نداره.. فقط هم بخاطر گرفتن یه کارت پایان خدمت بی ارزشه.. ولی خب اجبارا برا هر پسری سربازی هست دیگه

Mahdi.
09-10-2010, 11:57 PM
مهدی جان سرباز لویزان مگه نیستی؟خونه مون لویزانه پادگان که لویزان نمیرم

C D E M
09-10-2010, 11:58 PM
اگه کسی تحویل میخواد به درب دوم کافی شاپ مراجعه کنه
اونجا به قیمت ارزونتر داده میشه :4:

حاتم انقدر مهدی رو اذیت نکن یه شربت لطفا

حاتم ایرانی
09-11-2010, 12:00 AM
خیلی نامردی داداش.. ما رو باش بعد از اینهمه مدت اومدیم اینجا
ای بابا چرا ناراحت میشی
میخواستیم بعد از مدتی که آمده اید با شما مزاح کنیم

Mahdi.
09-11-2010, 12:02 AM
ای بابا چرا ناراحت میشی
میخواستیم بعد از مدتی که آمده اید با شما مزاح کنیم واقعا عجب مزاح جالبی
داداش نوشیدنی داری اینجا؟؟

Karim
09-11-2010, 12:02 AM
خونه مون لویزانه پادگان که لویزان نمیرم
آها .اوکی.خدا رو شکر تموم شد.کابوس زندگی خیلی هاست.ما 5تا داداشیم هیچ کدوم نرفتیم.:24:

حاتم ایرانی
09-11-2010, 12:03 AM
اینم از شربت مونا
http://www.aftab.ir/news/2007/jul/25/images/5357b001887bee0cb3dc6c67f25c9ce7.jpg

حاتم ایرانی
09-11-2010, 12:04 AM
آها .اوکی.خدا رو شکر تموم شد.کابوس زندگی خیلی هاست.ما 5تا داداشیم هیچ کدوم نرفتیم.:24:
:ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::g hah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::gha h::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah: :ghah::ghah::ghah::ghah::ghah::ghah:

Mahdi.
09-11-2010, 12:08 AM
آها .اوکی.خدا رو شکر تموم شد.کابوس زندگی خیلی هاست.ما 5تا داداشیم هیچ کدوم نرفتیم.:24:
شما رسما خسته نباشید:ghah:

yasi2010
09-11-2010, 12:09 AM
بچه ها امروز هر کی میاد اینجا یه سفارش میده یاد رها افتادم که همیشه میومد اینجا وسفارش میداد...
ای کاش بچه های ارتش هر کدوم که از اینجا رفتن لااقل شب عیدی میومدن که دور هم باشیم چقدر دلم واسه سروکله زدن با سروش تنگ شده مصطفی هم که رفته وتوی این مدت اصلا اون مصطفی سابق نبود...و خلاصه همه ی اونایی که زمانی با پستاشون این تاپیک را میچرخوندن ولی الان نیستن کاشکی بیان ویادی از ارتش سرخ وبچه هاش کنن

Hasti-71
09-11-2010, 12:09 AM
شام من کجاست ؟

Karim
09-11-2010, 12:11 AM
از عسل(کنیز انجمن)بخواه هستی جان.

حاتم ایرانی
09-11-2010, 12:35 AM
کریم اینجا کنیزوخدمتکار نداریم
هستی خانوم من گفتم بگو چی میخوای من درخدمت بچه ها ارتش سرخ هستم حتی کریمو رحیم

yasi2010
09-11-2010, 12:36 AM
حاتم کلا هوای همه رو داره هستی جون

Karim
09-11-2010, 12:38 AM
این شعر رو تقدیم میکنم به اونهایی که یه جورایی درد کشیده مواد مخدرن!یا اقوام معتاد دارن(مثل خودم) یا خودشون معتادن مثل رحیم.

این نسل من، از درد خود بی خبر،
مایوس و سرگردون و خسته
این نسل من، جوونیش رفته هدر
خورده به سنگ، سرش شکسته

می زنه چرت، پای دیوار انتظار
مهر باطل، خورده شده بی اعتبار
بی تفاوت به نابودی زده دلو
مثل گندم، دسته دسته می شه درو

به دست و پا زده زنجیر بردگی
درخود فریبی شده ماهر
خشک و تشنه، پی اثبات وجود
درگیر و بند شکل و ظاهر
برده پناه، زیر سایه اعتیاد
دوخته دستش، به سوزن قرص و مواد
بی اعتقاد، از معرفت شده جدا
جای امید رو گرفته اشک خدا
==============================
پ.ن:اشک خدا نام یک نوع مواد مخدر است برای کسب اطلاعات بیشتر به رحیم مراجعه شود.

ستاره سرخ
09-11-2010, 12:44 AM
چی هست حالا این اشک خدا
کسی اینجا نوافن نداره ژلوفن هم باشه که بهتر:gamm:

حاتم ایرانی
09-11-2010, 12:44 AM
کریم احساس میکنم که نوشته خودت هست و اون چیزی که دراون زندگی میکنی رو نوشتی

حاتم ایرانی
09-11-2010, 12:46 AM
چی هست حالا این اشک خدا
کسی اینجا نوافن نداره ژلوفن هم باشه که بهتر:gamm:
فرزانه این چیزا تو کافی شاپ ممنوعه

Karim
09-11-2010, 12:46 AM
چی هست حالا این اشک خدا
کسی اینجا نوافن نداره ژلوفن هم باشه که بهتر:gamm:
من که ندارم فعلا.اما با نوافن یا مگافن و آسیفن موافقم اما ژلوفن عوارضش خیلی زیاده

yasi2010
09-11-2010, 12:49 AM
بچه ها نمیشه یه موضوع قشنگ رو انتخاب کنید اون شهیدا رو ول کردید چسبیدید به معتادا ....خدا عاقبت ما رو ختم به خیر کنه

Karim
09-11-2010, 01:05 AM
در مورد ختنه و شهداش بحث کردیم گفتن بحث خوبی نیست.بعد رفتیم سر سربازی و بعد هم اعتیاد.باز میگن نه
در مورد مدل موی جدید من که قیصری هست بحث کنیم خوبه؟!

lionel messi 10
09-11-2010, 01:06 AM
اینجا چه خبره همه دونباله ژلوفنو و.........این چیزان چی شده؟!:4:

yasi2010
09-11-2010, 01:08 AM
داداش کریم وارد میشه ...حالا چرا عصبی میشی خب..
اره همین اعتیاد خوبه لااقل شاید افرادی مثل...بخونن خجالت بکشن دیگه سراغش نرن:4:

حاتم ایرانی
09-11-2010, 01:10 AM
پس همون اعتیاد
درضمن بعد از مدتی حاج محسن تو کافی شاپ پیداش شده ولی نمیدونم به نظرتون پست میده یا نه؟؟؟

yasi2010
09-11-2010, 01:12 AM
رای گیری کنیم ببینیم کی میگه پست میده و کی میگه پست نمیده:4:

حاتم ایرانی
09-11-2010, 01:16 AM
من دوست دارم پست بده
ولی نمیدونم چرا انگار قهره با پست دادن

lionel messi 10
09-11-2010, 01:17 AM
بکنید...............

yasi2010
09-11-2010, 01:17 AM
من میگم پست میده اخه الان میبینه که همه منتظرن دلش میسوزه لااقل یه سلامی میکنه.

حاتم ایرانی
09-11-2010, 01:23 AM
دیدین رفت پست نداد
نمیدونم چرا داداش محسن دیگه اون محسن سوسکی نیست
میترسم آخرش افسردگی بگیره

yasi2010
09-11-2010, 01:29 AM
بچه ها فکر کنم کریم از دستم ناراحت شد..خلاصه اگه فردا مردم ونیومدم بهش بگید داشتم شوخی میکردم به دل نگیره ...شب بخیر

حاتم ایرانی
09-11-2010, 01:30 AM
حالا یه نظرسنجی راه بندازیم که کریم از دست یاسی ناراحت شد یا نه
فک نکنم یاسی
همه میدونن حرفایی که تو این تاپیک زده میشه به منزله شوخی هست امیدوارم نشده باشه اگه شده باشه من از دلش درمیارم نگران نشو یاسی

yasi2010
09-11-2010, 01:32 AM
مرسی حاتم ..دیگه این موضوع رو سپردم به تو:rose:

lionel messi 10
09-11-2010, 01:37 AM
من میگم کریم از دستش اصلا ناراحت نیست چون من کریمو مثله دادشم میشناسم خیالتون تخت باشه.

حاتم ایرانی
09-11-2010, 01:40 AM
آهای کریمو بدو بیا بگو از یاسی ناراحتی یا نه
اگه ناراحت شده باشی یکی میزنم رو اون ملاجت هیچی ازت سالم نمیزارم
مفهوم شد؟؟؟:pand::khan mon::mouzi:

lionel messi 10
09-11-2010, 02:07 AM
من که ندارم فعلا.اما با نوافن یا مگافن و آسیفن موافقم اما ژلوفن عوارضش خیلی زیاده

آهای کریمو بدو بیا بگو از یاسی ناراحتی یا نه
اگه ناراحت شده باشی یکی میزنم رو اون ملاجت هیچی ازت سالم نمیزارم
مفهوم شد؟؟؟:pand::khan mon::mouzi:
دیگه چی یکدفعه بیا ماهم بزن دیگه......:4:

Karim
09-11-2010, 02:16 AM
بچه ها فکر کنم کریم از دستم ناراحت شد..خلاصه اگه فردا مردم ونیومدم بهش بگید داشتم شوخی میکردم به دل نگیره ...شب بخیر

من میگم کریم از دستش اصلا ناراحت نیست چون من کریمو مثله دادشم میشناسم خیالتون تخت باشه.
نه بابا یاسمین جان.چرا باید ناراحت بشم؟!مگه چی گفتی!حتی اون نوشته آخری من هم رگه هایی از طنز توش هست.حاتم پیش مرگت شه گلم.:rose:
فرزاد جان قربون آدم چیز فهم.:گل:
دردو بلات بخوره تو سر هر چی نفهمه:4:(منظورم حاتم نیستا)

lionel messi 10
09-11-2010, 02:19 AM
خواهش میکنم داداش کریم گل.:گل:

yasi2010
09-11-2010, 10:58 AM
نه بابا یاسمین جان.چرا باید ناراحت بشم؟!مگه چی گفتی!حتی اون نوشته آخری من هم رگه هایی از طنز توش هست.حاتم پیش مرگت شه گلم.:rose:
فرزاد جان قربون آدم چیز فهم.:گل:
دردو بلات بخوره تو سر هر چی نفهمه:4:(منظورم حاتم نیستا)
مرسی داداشی خیالم راحت شد ...اخه نمیدونی چه حالی داره وسط یه موضوع بپری :4:
بهر حال من رسما از شما عذر میخوام داداش جونم:rose::rose::rose::rose::rose::rose::rose: :rose:

P!NK
09-11-2010, 11:16 AM
منم عذر ميخوام:9:

yasi2010
09-11-2010, 11:19 AM
تو دیگه واسه چی فرید؟

P!NK
09-11-2010, 11:31 AM
تو دیگه واسه چی فرید؟

همينطوري گفتم شايد کار بدي کرده باشم کسي از دستم ناراحت باشه عذر خواهي کردم!:4:

Hojat
09-11-2010, 03:51 PM
واسه اینکه خودشو لوسسس کنه فکر کرده مردک اینجا خونه خالشه :4:
---
سال مضاعف،تعطیلات مضاعف :ghah:

با کار چو یار می‌شود تعطیلی
بر کار سوار می‌شود تعطیلی
در خانه اگر چرت مضاعف بزنی
تبدیل به کار می‌شود تعطیلی.

:4:

Hojat
09-11-2010, 04:53 PM
قابل توجه دختران انجمن،موس دختران هم به بازار آمد:

http://www.img.online-dl.com/images/y8931_a07bc720a790606b.jpg

Karim
09-11-2010, 05:13 PM
بعد از ظهر رفتم بیرون و مسعود را دیدم...منجی حسابرس
واز سه راه آذری گذر کردیم و به صادقیه رفتیم حوالی برج نفرین شده گلدیس.
و آب طالبی خوردیم و گذر از صادقیه کردیم...
وچه قلیانی کشیدیم و چه چای نباتی زدیم و در زیر باد کولر چاییدم اما او نه...
همینطوری هرهر کنان و زر زر چرند گویان بی نظیریمامی مسعود عزیز...واز قدیم گفت و گفتیم وشنید و شنیدیم.
و دود سیگار را گرفت و به عرش رفت ...
و پاکت سیگارش را چون مادری که طفل شیرخواره اش را در بغل میگیرد در بغل گرفته بود.
و میخواند...
گرفتی نشستی تو خونه/ هیچی رو نمیبینی تو دنیا / منو ببین چقدر خوشحالم / چون که دارم پیپ میکشم

lionel messi 10
09-11-2010, 05:46 PM
بعد از ظهر رفتم بیرون و مسعود را دیدم...منجی حسابرس
واز سه راه آذری گذر کردیم و به صادقیه رفتیم حوالی برج نفرین شده گلدیس.
و آب طالبی خوردیم و گذر از صادقیه کردیم...
وچه قلیانی کشیدیم و چه چای نباتی زدیم و در زیر باد کولر چاییدم اما او نه...
همینطوری هرهر کنان و زر زر چرند گویان بی نظیریمامی مسعود عزیز...واز قدیم گفت و گفتیم وشنید و شنیدیم.
و دود سیگار را گرفت و به عرش رفت ...
و پاکت سیگارش را چون مادری که طفل شیرخواره اش را در بغل میگیرد در بغل گرفته بود.
و میخواند...
گرفتی نشستی تو خونه/ هیچی رو نمیبینی تو دنیا / منو ببین چقدر خوشحالم / چون که دارم پیپ میکشم
حالا چرا گلدیس نفرین شده؟:4:مگه اونجا بلایی سرت اومده؟!:4:

RED STORM
09-11-2010, 05:52 PM
حالا چرا گلدیس نفرین شده؟:4:مگه اونجا بلایی سرت اومده؟!:4:

اونجا خودش سر مردم بلا میاره :ghah:

lionel messi 10
09-11-2010, 06:11 PM
اونجا خودش سر مردم بلا میاره :ghah:
:ghah::ghah::ghah:بعیدم نیست با مسعود میرن اونجا و.........:24::24::24::24::24::24:

rahim
09-11-2010, 09:02 PM
اونجا خودش سر مردم بلا میاره :ghah:


ميشه يكم واضحتر وشفافتر بيان كنيد ......:4::4::4::4::4::4::4::4:

asal
09-11-2010, 09:18 PM
استغفر... این مبتذلات چی هست که به اینجا میکشونید ..
اینکه تو گلدیس به کریم چی گذشته رو نباید مطرح کرد ممکنه اموزه و تاثیر بدی بر روی برادران عزیز بذاره

rahim
09-11-2010, 10:00 PM
خب بايد مشخص بشه ما با چه اشخاصي نشست وبر خاست داريم ....
مسعود كه پرونده اش مشخصه ولي كريم هنوز نكات مبهمي مونده .....

در ضمن قابل توجه بيكاران انجمن ارتش سرخ .....

اشتغال زایی برای فارغ التحصیلان بیکار...!!!!!


http://www.4shared.com/get/6R2uwBkW/Work_1_.html

mohsen.8
09-11-2010, 10:14 PM
یکی سر علی دایی رو برام بیارههههه:shamshir::shamshir::cry::cry:

Karim
09-11-2010, 10:35 PM
حالا چرا گلدیس نفرین شده؟:4:مگه اونجا بلایی سرت اومده؟!:4:

آخه 5-4 تایی کشته داده تا به حال.یادمه 1 کارگر و مهندش موقع ساخت به خاطر آسانسور زپرتی کشته شدن.1دونه هم خودکشی داشت که دختر جوانی بود و بعد از خودکشی دیدمش.
یه درگیری منجر به قتل داشت. توی مغازه طرف رو کشتند گویا بوکسور معروفی بود.
باز هم بود.یه دختره هم میخواست خودکشی کنه نیم ساعت بالا بود.کل میدون بسته شد.آتش نشانی و مامور و ...اومدن.پشیمون شد.ملت رو سر کار گذاشته بود!
باز هم بود
اونجا خودش سر مردم بلا میاره :ghah:
پویا جان شما دیگه دامن نزن به حواشی:4:
ميشه يكم واضحتر وشفافتر بيان كنيد ......:4::4::4::4::4::4::4::4:
رحیم جان کل حقیقت رو گفتم.برج نفرین شده تیتر روزنامه همشهری بود

ستاره سرخ
09-11-2010, 10:42 PM
خب بايد مشخص بشه ما با چه اشخاصي نشست وبر خاست داريم ....
مسعود كه پرونده اش مشخصه ولي كريم هنوز نكات مبهمي مونده .....

در ضمن قابل توجه بيكاران انجمن ارتش سرخ .....

اشتغال زایی برای فارغ التحصیلان بیکار...!!!!!


http://www.4shared.com/get/6r2uwbkw/work_1_.html
مرسی:24: واقعا منو از بیکاری در اوردی کاش لااقل اول تابستون این رو میذاشتی آقا رحیم من که چند روز دیگه میخوام برم دانشگاه

AM1NR3Z4
09-11-2010, 10:46 PM
داشتم کافی شاپ رو میخوندم که فهمیدم ژلوفن عوارض داره ... میشه بگین عوارضش چیه ؟‌ کریم جان شما که خبره هستین یه جوابی واسه سوالم پیدا کنید ...
آخه من قبلا همینکه سردرد میگرفتم یکی از این ژلوفنای قرمز میخوردم و بسی صفا میکردم ... : m r:
ولی این روزا که میخورم علاوه بر اینکه باعث تسکین سردردم نمیشه بلکه سردردم تا 24 ساعت ادامه پیدا میکنه ... :24:
فک کنم یه جورایی معتادش شدم ...

mohsen.8
09-11-2010, 10:49 PM
آقا این ژلفون ملفون این چیزا چیه یکی منو توجیه کنه
من جرمم فقط شیشه و کراک هست (درست تلفظ کردم؟)
هنوز حرفه ای نشدم

Karim
09-11-2010, 10:51 PM
مصرف کم مشکلی نداره اما وقتی برای درمان سر درد همیشه ازش استفاده کنی مانند سایر داروها عوارض خودشو نشون میده.معده اتو سوراخ میکنه.کلیه درد میگیری.
مصرف دراز مدت ژلوفن مثل بقیه ضدالتهاب‌های غیراستروئیدی خطر حمله قلبی را بالا می‌برد(یه سر به ویکی پدیا بزن تا حساب بیاد دستت).

Karim
09-11-2010, 10:52 PM
چرا ما نمی‌تونیم با هم باشیم یک صدا؟
چرا چرا خودمونو می‌دونیم از بقیه‌ی عالم سوا؟ چرا؟

منتظر نقطه ضعف نشستیم عن‌قریب!
آماده تا بکشیم همدیگه‌رو به صلیب

خدا نکنه یکیمون جا نشه تو چارچوب
راه خراب کردنشو بلدیم خیلی خوب

به فهممون می‌بالیم ، به اندیشه‌ی آزاد
تا صحبت دین میشه ، رگهامون می‌کنه باد

به نیت یه هدف جمع می‌شیم گرد یه میز
پنج دقیقه نگذشته می‌شیم با همدیگه گلاویز

از آثار بزرگان چه معنوی چه مالی
می‌بریم استفاده دوهزار و پونصد سالی

این تاریخ پر از جنگ ، این آیین و این فرهنگ
آخرش نفهمیدیم ، افتخار داره یا نه

از بس که خودمونو به دم این و اون بستیم
خودمون هم توش موندیم ، که آخرش چی هستیم!

بدون مسئولیت و از هفت دولت آزاد
جدول و عوض می‌کنیم ، حتی وزش یه باد!

از راستی و صداقت ، بدون قصد شدیم دور
آخه تو بند تعارف خوردیم یه گره‌ی کور

به ظاهر شاد و خوشبخت ، زندگی‌ها همه عالی
درست مثل یه تنبک ، صداش بلند و توش خالی

شخصیت من و تو ، این فرهنگ و این ریشه
با تعویض دین و اسم یا لهجه عوض نمیشه

تا روزی که داهاتی باشه واژه‌ی تحقیر
صد سال دیگه هم می‌مونیم عقب‌مونده و فقیر

AM1NR3Z4
09-11-2010, 10:53 PM
آقا این ژلفون ملفون این چیزا چیه یکی منو توجیه کنه
من جرمم فقط شیشه و کراک هست (درست تلفظ کردم؟)
هنوز حرفه ای نشدم
محسن جون اینا مواد مخدر انقلابی هستن ... یعنی مصرفشون مجازه ...
اینایی که شما گفتی وطنی نیستن ... از کشور دوست و برادر افغانستان وارد میشه ...
اتفاقا منم سر همین جریان سر دردم یکی از بچه ها گفت اگه یه قره فروت بندازی تو چای و بخوری 3 سوته خوب میشی ... :ghah:
حالا سخت دنبال قره قروت هستم ...
رحیم جان غرض از مزاحمت پ.خ تو چک کن چون یه درخواست دادم ...
پولش رو هم سر ماه پرداخت میکنم ...
:گل:

ستاره سرخ
09-11-2010, 10:53 PM
داشتم کافی شاپ رو میخوندم که فهمیدم ژلوفن عوارض داره ... میشه بگین عوارضش چیه ؟‌ کریم جان شما که خبره هستین یه جوابی واسه سوالم پیدا کنید ...
آخه من قبلا همینکه سردرد میگرفتم یکی از این ژلوفنای قرمز میخوردم و بسی صفا میکردم ... : M r:
ولی این روزا که میخورم علاوه بر اینکه باعث تسکین سردردم نمیشه بلکه سردردم تا 24 ساعت ادامه پیدا میکنه ... :24:
فک کنم یه جورایی معتادش شدم ...
من تو عمرم فقط یه بار اونم از یکی از دوستام تو خوابگاه گرفتم چون امتحان داشتم و بد سر درد داشتم وگرنه تو قبل خوابگاه تنها مسکنی که میخوردم استامینوفن بود و نمیدونم نوافن و ژلوفن چین دفه اخرت باشه میخوری بچه

AM1NR3Z4
09-11-2010, 10:55 PM
من تو عمرم فقط یه بار اونم از یکی از دوستام تو خوابگاه گرفتم چون امتحان داشتم و بد سر درد داشتم وگرنه تو قبل خوابگاه تنها مسکنس که میخوردم استامینفن بود و نمیدونم نوافن و ژلوفن چین دفه اخرت باشه میخوری بچه
فرزانه جون اگه 2 بار دیگه بخوری عاشقش میشی ... البته من رابطه ی خوبی با نوافن ندارم ... ولی ژلوفن آخره عشق و حاله ... از هر لحاظ خوشگله ... :8:

ستاره سرخ
09-11-2010, 10:56 PM
چرا ما نمی‌تونیم با هم باشیم یک صدا؟
چرا چرا خودمونو می‌دونیم از بقیه‌ی عالم سوا؟ چرا؟

منتظر نقطه ضعف نشستیم عن‌قریب!
آماده تا بکشیم همدیگه‌رو به صلیب

خدا نکنه یکیمون جا نشه تو چارچوب
راه خراب کردنشو بلدیم خیلی خوب

به فهممون می‌بالیم ، به اندیشه‌ی آزاد
تا صحبت دین میشه ، رگهامون می‌کنه باد

به نیت یه هدف جمع می‌شیم گرد یه میز
پنج دقیقه نگذشته می‌شیم با همدیگه گلاویز

از آثار بزرگان چه معنوی چه مالی
می‌بریم استفاده دوهزار و پونصد سالی

این تاریخ پر از جنگ ، این آیین و این فرهنگ
آخرش نفهمیدیم ، افتخار داره یا نه

از بس که خودمونو به دم این و اون بستیم
خودمون هم توش موندیم ، که آخرش چی هستیم!

بدون مسئولیت و از هفت دولت آزاد
جدول و عوض می‌کنیم ، حتی وزش یه باد!

از راستی و صداقت ، بدون قصد شدیم دور
آخه تو بند تعارف خوردیم یه گره‌ی کور

به ظاهر شاد و خوشبخت ، زندگی‌ها همه عالی
درست مثل یه تنبک ، صداش بلند و توش خالی

شخصیت من و تو ، این فرهنگ و این ریشه
با تعویض دین و اسم یا لهجه عوض نمیشه

تا روزی که داهاتی باشه واژه‌ی تحقیر
صد سال دیگه هم می‌مونیم عقب‌مونده و فقیر
:گل:
کریم این شعر ها رو خودت میگی

AM1NR3Z4
09-11-2010, 10:59 PM
:گل:
کریم این شعر ها رو خودت میگی
بله خودشون میگن ... ولی موقع شعر گفتن کتاب شاعران مختلف جلوشون بازه ... :ghah:
کریم خواهشا یکی دو بیت حماسی هم بزار ...

ستاره سرخ
09-11-2010, 11:07 PM
خب تو هم کتاب بزار جلو روت شعر بگوو:4:اگه میتونی

AM1NR3Z4
09-11-2010, 11:37 PM
اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم
خرده پولی
سر سوزن هوشی.
دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید
هم چو من مشروط
و اتاقی که در این نزدیکی است
پشت آن کوه بلند.


اهل دانشگاهم
پیشه ام گپ زدن است
گاه گاهی هم می نویسم تکلیف
می سپارم به شما
تا به یک نمره ناقابل بیست كه در آن زندانیست
دلتان زنده شود
چه خیالی، چه خیالی
خوب می دانم گپ زدن بیهودست
دانشم کم عمق است
خر زدن بیهودست.

اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مُهرم میز
عشق از پنجره ها می گیرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است.


درسهایم را وقتی می خوانم
که خروس می کشد خمیازه
مرغ و ماهی خوابند.
استاد از من پرسید
چند نمره می خواهی از من؟
من از او پرسیدم
دل خوش سیری چند؟

yasi2010
09-11-2010, 11:57 PM
بابا ایول به بچه های ارتش همه شاعر شد .......
امین جدی اینو خودت گفتی؟

AM1NR3Z4
09-12-2010, 12:00 AM
آبجی یاسی من مثه کریم شعر میگم ... :ghah: ... پس حالا خودت قضاوت کن که آیا خودم گفتم یا یکی دیگه ... :4:

laleh.sh
09-12-2010, 12:06 AM
منم شعر لکی بلدم.بزارم؟

Karim
09-12-2010, 12:14 AM
:گل:
کریم این شعر ها رو خودت میگی
من در تمام عمرم یک بیت شعر هم نتونستم بسرایم یعنی نخواستم.البته میخواستم هم نمیشد چون طبع شعر ندارم.شعر آخر ،موزیک گروه آبجیز(آبجی های ایرانی در خارج از کشور میخونن و 5نفر شامل 4 خارجی و داداششون آهنگشو مینوازن و میسازن) هست.
abjeez.com
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%A8%D8%AC%DB%8C%D8%B2
سبک رگه خیلی باحاله .پاپ راک (مخلوط )هم معرف حضورتون باید باشه.سرچ کنید ودانلود کنید ببینید چقدر سخت هست این سبک ها و چه سبک زیباییه.اگر یک خط بتونید بخونید به این شکل جایزه دارید.
نسل من،گریه مرد،چرا و دموکراسی از آهنگهای خیلی زیباشونه.

rahim
09-12-2010, 05:05 PM
کل کل دوتا شاعر در مورد دختر و پسر! ( طنز )

=======================================


به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کیس خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید


برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید
به نام خدایی که سهم تو را / مساوی تر از سهم من آفرید
شاعر:خانم ناهید نوری


پاسخ دندان شکن از نادر جدیدی :
به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !
نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین !

yasi2010
09-12-2010, 05:08 PM
بچه ها هر کی شعر میزاره بگه منبعش چیه...؟
داداش رحیم خیلی با حال بود.مرسی :ghah:

rahim
09-12-2010, 06:16 PM
تفاوت کتاب درسی دخترها و پسرها
===================================

تا پيش از اين و براساس توطئه‌اي که دشمنان طراحي کرده بودند، گمان مي‌شد که دانش ربطي به دختر يا پسر بودن دانش‌آموزان ندارد. اين در حالي‌ است که وجود تفاوت بسيار زياد ميان دختران و پسران اگر از ديد مردم عادي يا فريب‌خوردگان پنهان بماند هيچ‌گاه از ديد وزير آموزش‌و‌پرورش دولت دهم پنهان نخواهند ماند. اين هفته حاجي‌بابايي، وزير آموزش‌و‌پرورش از پيگيري طرح جداسازي کتب درسي دختران و پسران توسط اين وزارتخانه خبر داد که بسيار دلگرم‌کننده بود. ما علاوه بر گرم کردن دل، کمک و پيشنهاد هم در اين زمينه بلديم. در زير چند نمونه از مطالب کتاب‌هاي جداسازي شده مطابق سياست‌هاي وزارت آموزش‌و‌پرورش براي الگوبرداري آورده شده‌اند.

رياضي پسران: 2+2 مساوي است با 4. فوق‌فوقش 5.

رياضي دختران: 2 تا گل داريم 2 تا گل ديگه هم مي‌ذاريم کنارش که به مامانمون هديه بديم؛ مجموعا ميشه يه دسته گل.


جغرافي پسران: اگر دست راست خود را به طرف شرق و دست چپ خود را به طرف غرب بگيريم، شمال در پيش‌رو و جنوب در پشت سرمان خواهد بود.

جغرافي دختران: اگر قادر به تشخيص دست راست و چپ خود باشيم، بهتر است به خانه بخت رفته و دل وزير آموزش‌و‌پرورش را که بارها اعلام کرده از ازدواج دانش‌آموزان دختر استقبال مي‌کند، شاد كنيم.

ادبيات پسران: درس «حسنک وزير» از تاريخ بيهقي...

ادبيات دختران: درس «مرضيه وزير» از تاريخ ...

انگليسي پسران:

I want to go to the garden with my friendsانگليسي دختران:
I want to go to the kitchen and cook the dinner for my lord husband

تاريخ پسران (پس از حذف پادشاهان و لشکرکشي‌ها که دولت وعده‌اش را داده): يوناني‌ها به سرکردگي يک يارويي حدود دو هزار سال پيش به ايران حمله کردند و عده‌اي از مردم را کشتند و يک سلسله‌اي را منقرض کردند اما پس از اندکي خودشان هم رفتند وردست بابايشان.

تاريخ دختران (پس از اصلاحات مذکور): يوناني‌ها يک زماني به ايران آمدند و سعي کردند به‌جاي خورشت پلو بادمجون غذاي پلاخورشتوس يوناني را که اصلا هم خوشمزه نبود، رواج بدهند اما نتوانستند. طرز تهيه خورشت پلوبادمجون به شرح زير است...

شيمي پسران: طرز تهيه گاز دي‌اکسيد‌متان در آزمايشگاه:‌...

شيمي دختران: طرز تهيه انرژي اتمي در آشپزخانه: ...

فلسفه پسران: سقراط فيلسوفي يوناني بود که پيوسته در طلب حق بود و لقب شهيد راه حقيقت گرفت.

فلسفه دختران: زن سقراط پيوسته در تعقيب شهيد راه حقيقت بود و دمار از روزگار او درآورد.

فيزيک نور پسران: در انعکاس يک تصوير در آينه بين فاصله كانوني آينه(f) و فاصله جسم از آينه(p) و فاصله تصوير از آينه (q) رابطه وجود دارد.

فيزيک نور دختران: در انعکاس تصوير در آينه هميشه بين نجابت، زيبايي و شوهرداري بايد نسبت وجود داشته باشد.

منبع: روزنامه تهران امروز

Mahdi.
09-12-2010, 06:47 PM
هییییییییییی روزگار..
به یک سنگ صبور نیازمندیم.. سریع

AnGeLiNa
09-12-2010, 06:51 PM
قابل توجه پسرا
دخترا بخندين به پسرا
باداشتن هيكلى ضايع تى شرت تنگ نپوشن، از كلاس 5دبستان 3تيغ نكنن، جلوى مدرسه دخترا نياستن وسيگار چاق نكنن، با ديدن يك فروند دختر جو گير نشده وتيكه جواتى بار نكنن،پس از ورود به دبيرستان سيگارى وبنگى نشن، پس از يافتن اولين پشم در صورت خود ادعاى مردانگى نكنن وبه فكر ازدواج نيوفتند، در مقابل دخترا احساس بامزه بودن نكنن،ادعاى بامرامى وبامعرفتى وخلاف سنگين نكنن، كت وشلوار صورتى با پيراهن زرد نپوشن وكراوات قهوه اى نزنن،از 10 سالگى پشت ماشين باباشون نشينن وخواهر ومادر ماشينوبه ---- ندن، احساس خوشتيپى نكرده وخود را دختر كش ندونن، واز همه مهمتر بعد از خوندن اين مطلب جنبه خود رانشان نداده وادعاى باحالى نكنن

yasi2010
09-12-2010, 07:02 PM
ایول نرگس جون اینو خوب اومدی......

RED STORM
09-12-2010, 07:04 PM
قابل توجه پسرا
دخترا بخندين به پسرا
باداشتن هيكلى ضايع تى شرت تنگ نپوشن، از كلاس 5دبستان 3تيغ نكنن، جلوى مدرسه دخترا نياستن وسيگار چاق نكنن، با ديدن يك فروند دختر جو گير نشده وتيكه جواتى بار نكنن،پس از ورود به دبيرستان سيگارى وبنگى نشن، پس از يافتن اولين پشم در صورت خود ادعاى مردانگى نكنن وبه فكر ازدواج نيوفتند، در مقابل دخترا احساس بامزه بودن نكنن،ادعاى بامرامى وبامعرفتى وخلاف سنگين نكنن، كت وشلوار صورتى با پيراهن زرد نپوشن وكراوات قهوه اى نزنن،از 10 سالگى پشت ماشين باباشون نشينن وخواهر ومادر ماشينوبه ---- ندن، احساس خوشتيپى نكرده وخود را دختر كش ندونن، واز همه مهمتر بعد از خوندن اين مطلب جنبه خود رانشان نداده وادعاى باحالى نكنن


رحیم فکر کنم ترو میگه!!! :4::4::4:

rahim
09-12-2010, 07:07 PM
رحیم فکر کنم ترو میگه!!! :4::4::4:


خدا رو شكر زمان ما اينچيزها نبود فكر كنم كريم يا امين رو ميگه ....:4:

yasi2010
09-12-2010, 07:14 PM
حالا هر کیو که میگه ...
انصافا چرا پسرا فکر میکنن دختر کشن مگه اینه ندارن تو خونه هاشون:4:

Mahdi.
09-12-2010, 07:47 PM
هییییییییییی روزگار..
به یک سنگ صبور نیازمندیم.. سریع
بابا دمتون گرم. چقدر شما با معرفتید:20:

RED STORM
09-12-2010, 07:49 PM
حالا هر کیو که میگه ...
انصافا چرا پسرا فکر میکنن دختر کشن مگه اینه ندارن تو خونه هاشون:4:

رحیم بیا جواب بده!:4::4::4:

بابا دمتون گرم. چقدر شما با معرفتید:20:


من مخلصتم!
بیا هر چه دل تنگت میخواد بگو

AM1NR3Z4
09-12-2010, 08:10 PM
نرگس خانوم دمت گرم ... :4:
حالا اينم به اون در : :24:


یك دختر دانشجوی ترم اولی چگونه به دانشگاه می‌رود ...


1. موبایلش ساعت 6 صبح زنگ می‌زند.
2. سریع از جایش بلند می‌شود.
3. دست و صورتش را می‌شوید.
4. چایی درست می‌كند.
5. صبحانه‌اش را كامل می‌خورد.
6. وسایلی مثل جزوه ، كتاب و ... را داخل كیفش می‌گذارد.
7. مختصری به خودش می رسد.
8. لباسش را پنج دقیقه‌ای می‌پوشد.
9. قبل از ساعت 8 صبح وارد دانشگاه می‌شود.

یك دختر دانشجوی ترم آخری چگونه به دانشگاه می‌رود ...


1. موبایلش را كوك نمی‌كند.
2. ساعت 8.30 صبح با سر و صدای همخانه‌ای‌هایش از خواب بیدار می‌شود.
3. دوباره می‌خوابد.
4. ساعت 8.45 صبح مجدداً با سر و صدای همخانه‌ای‌ هایش از خواب بیدار می‌شود.
5. دهن دره می‌كند.
6. به دوستانش فحش‌ می‌دهد.
7. دست و صورتش را نمی‌شوید.
8. سریع یك لقمه نان بیات بر ‌می‌دارد و گاز می‌زند و با آب قورت می‌دهد.
9. یك راست می‌رود جلوی آینه.
10. کاری می کند تا جوش‌های صورتش را پنهان كند.
11. برگرد به گزینه 10.
12. از ابزار آلات رنگین جهت صفا دادن، استفاده لازم را می برد .
13. گزینه 12 را به صورت لازم و کافی مکررا انجام می دهد.
14. خطوط و حدود را محكم تر می‌كشد.
15. سیاه و سفیدهای لازم را چک می کند.
16.حدود اجزای صورت را با ابزار، مشخص تر می‌كند.
17.برق اثر های خلق شده را دو چندان می کند تا چشم افراد مورد نظر را در بیاورد.
18. مواد لازم نگارگری و نقاشی چهره را داخل كیفش می‌گذارد.
19. تازه می‌رود سراغ موهایش.
20. اول به اندازه یك كف دست به موهایش ژل می‌مالد.
21. یك ربع با موهایش ور‌ می‌رود.
22. موهایش را میزانپیلی می‌كند.
23. روسری سر می‌كند.
24. نصف موهایش را از زیر روسری بیرون می‌آورد.
25. روپوشش را می‌پوشد و دكمه‌هایش را با كمك دوستانش می‌بندد.
26. دو ساعت بعد از شروع كلاس وارد دانشگاه می‌شود.

AnGeLiNa
09-12-2010, 08:13 PM
ایول نرگس جون اینو خوب اومدی......


قابل نداشت ياسى جون، بيشتر ازينام دارم براشون بنويسم فقط چون خودم حوصله ندارم وميگم گناه دارن بيخيال ميشم

AM1NR3Z4
09-12-2010, 08:17 PM
خدا رو شكر زمان ما اينچيزها نبود فكر كنم كريم يا امين رو ميگه ....:4:
رحيم شما زمان خودتون بدتر از اين كارا رو انجام ميدادين ... :4:
آمارتو دارم ... نزار افشاگري كنم ...
بگم ؟ بگم ؟ بگم ؟ :4:

AnGeLiNa
09-12-2010, 08:22 PM
امين رضا با اون پستش بىجنبگى شو ثابت كرد ونشون داد كه به مشخصات موجود در پست من خيلى نزديكه پس معلوم ميشه حق با مستر رحيم

AM1NR3Z4
09-12-2010, 08:25 PM
نرگس ضايع كردي ... :4:
آخه من اون پست رو عمدا گذاشتم ببينم دخترا چيكار ميكنن اما معلوم شد كه فقط يك دختر ، و اونم عسل بوده كه به موضوع بصورت جدي نگاه نكرده ... :4::گل:

AnGeLiNa
09-12-2010, 08:36 PM
امين اشتباه فك كردى چون برا من پستت مهم نيست چون من نه دانشجوى ترم اوليم نه ترم آخرى
ولى پست من كل پسرا تو هر سنى رو شامل ميشه
امين ديگه مطمئن شدم تو جز اين دسته از پسرايى

AM1NR3Z4
09-12-2010, 08:59 PM
نرگس ميخواي دفعه بعدي يه پستي بزارم كه شامل تمام قشر زن بشه ؟ :ghah::4:
============================================
در ضمن بچه ها اگه پستي ميديم يا حرفي ميزنيم تنها دليلش اينه كه همين دقايقي رو هم كه با هميم بخنديم و شاد باشيم نه اينكه از دست هم برنجيم ... البته اينجا جاش نيست ولي همينجا اعلام ميكنم كه اگه كسي از پستايي كه ميدم يا حرفايي كه ميزنم ناراحت ميشه بگه تا ديگه شوخي نكنم ...
هركي هر شوخي دوس داره باهام بكنه ولي اگه كسي حتي يه كوچولو هم خوشش نمياد شوخي كنم بگه ...
البته منظورم نرگس جون نبود و تمام بچه هاي انجمن رو گفتم ... :6::گل:

AnGeLiNa
09-12-2010, 09:15 PM
امين تو بزار منم ميزارم
اگه خواستى تا فردا بزار چون من ديگه شايد بخاطر اين كنكور لامصب نيام

Hasti-71
09-12-2010, 09:21 PM
من از هیچی این حرفا سر درنمیارم :4: تو کافی شاپ حرف اعتیاد میزنین شعر میگین تبریک میگین موضوع نداره ؟

Hasti-71
09-12-2010, 09:29 PM
من کتاب زیاد نمیخونم فقط چند رومان خوندم و چند کتاب از دکتر شریعتی
این جملاتم از دکتر شریعتی قشنکه و یه جمله قشنگشم در امضام گذاشتم

مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،
حرفت را من می زنم.
فاشیسم می گوید: رفیق نانت را من می خورم،
حرفت را هم من می زنم
و تو فقط برای من کف بزن.
اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،
حرفت را هم خودت بزن
و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.

اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده
و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
اماّ آن حرفی را که ما می گوییم بزن.

Hojat
09-12-2010, 09:29 PM
قابل توجه پسرا
دخترا بخندين به پسرا
باداشتن هيكلى ضايع تى شرت تنگ نپوشن، از كلاس 5دبستان 3تيغ نكنن، جلوى مدرسه دخترا نياستن وسيگار چاق نكنن، با ديدن يك فروند دختر جو گير نشده وتيكه جواتى بار نكنن،پس از ورود به دبيرستان سيگارى وبنگى نشن، پس از يافتن اولين پشم در صورت خود ادعاى مردانگى نكنن وبه فكر ازدواج نيوفتند، در مقابل دخترا احساس بامزه بودن نكنن،ادعاى بامرامى وبامعرفتى وخلاف سنگين نكنن، كت وشلوار صورتى با پيراهن زرد نپوشن وكراوات قهوه اى نزنن،از 10 سالگى پشت ماشين باباشون نشينن وخواهر ومادر ماشينوبه ---- ندن، احساس خوشتيپى نكرده وخود را دختر كش ندونن، واز همه مهمتر بعد از خوندن اين مطلب جنبه خود رانشان نداده وادعاى باحالى نكنن

نرگس وقتی مطلبی رو از جایی برمی داری ادامه اش رو بزار.ضرری نداره:pir:...

دخترای ایرونی نمی تونن............

1- با وجود ران های بدترکیب دامن کوتاه نپوشن قر ندن:4:

2- کفش پاشنه 60سانتی نپوشن احساس مانکنی نکنن:4:

3- با داشتن پاهای پشمالو جوراب شیشه ای نپوشن شلنگ تخته نندازن:4:

4 - ---:4:

5- با داشتن چشمای بابا قوری خط چشم نکشن چشمک نزنن:4:

6- عشوه شتری نیان نار خرکی نکنن:4:

7- از 30 تا پسر شماره نگیرن به هر 30تا هم زنگ نزنن:4:

8- تا با یه پسر دوست می شن نگن فردا تولدمه:4:

9- قبل از بیرون رفتن از خونه 30کیلو پودرو ماتیک نزنن خودشون رو جیگر ندونن:4:

10- با دیدن یه پسر خوشتیپ میگرن نگیرن افه نیان:4:

واز همه مهمتر پس از خوندن این مطلب بدوبیراه به من نگن:4:

AM1NR3Z4
09-12-2010, 09:31 PM
حجت ترکوندی ... :24:

======================

وقتی یه مرد معتاد میشه : اگه زنش زن بود و به فکر زندگیش بود این بیچاره به این روز نمی افتاد، بدبختی اینا رو به این روز می کشه دیگه!!


وقتی یه زن معتاد میشه: ای وای!!! خاک بر سرش ! بیچاره شوهرش دلش به چی خوشه ! چه جوری اینو تحمل میکنه؟؟

وقتی یه دختر یه کم به خودش میرسه : اوه! اوه ! ننه بابا داشت جمش می کردن!! اینا همش واسه جلب توجه دیگه!!! اینا دنیا و آخرت ندارن که!!!
وقتی یه پسر تیپ میزنه: چه پسر خوش پوشیه… هزار ماشاا… چه تیپی داره… میمیرن واسش دخترا

وقتی یه دختر از دار دنیا یه دونه دوست پسر داره : چی بگم والا!!! حجب و حیا دیگه جا نداره تو این مملکت!! دیدیش … بزا دهنم بسته باشه…
وقتی یه پسر ?? تا دوست دختر داره : بزنم به تخته اینقدر خاطر خواه داره، خدا وکیلی بهترین دخترا میرن طرفش… ولش نمی کنن که…

وقتی یه آقای محترم!!! خیابون رو با پیست اتومبیلرانی اشتباه می گیره : لامصب عجب دست فرمونی داره…
وقتی یه خانم مثلاً یادش بره راهنما بزنه: ترمز وسطیه…. بابا برو آشپزخونه قرمه سبزیتو بپز!!! والااااااا

وقتی بچه خوب تربیت شده باشه: میبینی؟ بچه ام مثل باباشه، اصلا موفقیت تو خونواده ما ارثیه
وقتی بچه تو یه درس نمره اش بشه 19/75: بله دیگه! خانم یا پی قر و فرشه یا با این دوست موستاش در حال فک زدن و ولگردیه

وقتی تو یه جمع ، آقا پسری سر و زبون دار داره مجلس رو گرم می کنه: هزار ماشالا!!!!!!! روابط عمومیش بیسته؟؟؟!!!
شرایط بالا برای یه دختر: اوه ! اوه! دختره لوده سبک!!! خانم باش

نظر مادر شوهر در اول زندگی: میبینی شانس ما رو ؟ دختره فقط 20 میلیون جهیزیه آورده ، نمی دونم این پسره شیفته چی این عفریته شد!!!

باز هم همون مادر شوهر: دیگه چی می خواد؟ گل پسرم یه خونه 40 متری تو نقطه صفر مرزی داره، از خداشم باشه ...

:4::گل:

Hasti-71
09-12-2010, 09:54 PM
:20::20::20::20:

من رفتم :cry::cry:

AnGeLiNa
09-12-2010, 10:43 PM
قابل توجه پسرايى كه از پست من آتيش گرفتن، يكى بره آتيش نشانيو خبر كنه كه بوى سوختگى كل ارتشو برداشته

پسرا 6 شباهت با سوسكا دارن
1-مثل اونا كثيفن
2-مثل اونا تو كوچه وخيابونا ولند
3-مثل اونا ترسناكن
4-مثل اونا سياه وزشتن
5-مثل اونا مرموزن
6- مثل اونا از سرو كول دخترا بالا ميرن

nicolas
09-12-2010, 10:58 PM
بوتوبه اين حرافا چيه نميتونين مثل ادم هاي متمدن كنار هم زندگي كنين؟؟؟

lionel messi 10
09-12-2010, 11:01 PM
نرگس وقتی مطلبی رو از جایی برمی داری ادامه اش رو بزار.ضرری نداره:pir:...

دخترای ایرونی نمی تونن............

1- با وجود ران های بدترکیب دامن کوتاه نپوشن قر ندن:4:

2- کفش پاشنه 60سانتی نپوشن احساس مانکنی نکنن:4:

3- با داشتن پاهای پشمالو جوراب شیشه ای نپوشن شلنگ تخته نندازن:4:

4 - ---:4:

5- با داشتن چشمای بابا قوری خط چشم نکشن چشمک نزنن:4:

6- عشوه شتری نیان نار خرکی نکنن:4:

7- از 30 تا پسر شماره نگیرن به هر 30تا هم زنگ نزنن:4:

8- تا با یه پسر دوست می شن نگن فردا تولدمه:4:

9- قبل از بیرون رفتن از خونه 30کیلو پودرو ماتیک نزنن خودشون رو جیگر ندونن:4:

10- با دیدن یه پسر خوشتیپ میگرن نگیرن افه نیان:4:

واز همه مهمتر پس از خوندن این مطلب بدوبیراه به من نگن:4:

قابل توجه پسرايى كه از پست من آتيش گرفتن، يكى بره آتيش نشانيو خبر كنه كه بوى سوختگى كل ارتشو برداشته

پسرا 6 شباهت با سوسكا دارن
1-مثل اونا كثيفن
2-مثل اونا تو كوچه وخيابونا ولند
3-مثل اونا ترسناكن
4-مثل اونا سياه وزشتن
5-مثل اونا مرموزن
6- مثل اونا از سرو كول دخترا بالا ميرن
برای هر جفتتون متاسفم بگید چرا؟؟؟!!:4:

lionel messi 10
09-12-2010, 11:04 PM
بوتوبه اين حرافا چيه نميتونين مثل ادم هاي متمدن كنار هم زندگي كنين؟؟؟
آفرین به تو امیر هفته ای یک بار پست میزاری ولی واقعا پستت مفیده مثله بقیه اسپم نیستی.
آفرین.

nicolas
09-12-2010, 11:07 PM
من ضد اسپم هستم و خيلي هم به اينكه ضد اسپم افتخار ميكنم

AnGeLiNa
09-12-2010, 11:08 PM
بوتوبه اميرحسينم واسه ما بافتى شده!!!!
امير دستت درد نكنه حالا ما شديم غير متمدن، ايشالا به وقتش از خجالت تو هم درميايم


فرزاد چرا؟؟؟

rahim
09-12-2010, 11:25 PM
امين رضا با اون پستش بىجنبگى شو ثابت كرد ونشون داد كه به مشخصات موجود در پست من خيلى نزديكه پس معلوم ميشه حق با مستر رحيم

امين اشتباه فك كردى چون برا من پستت مهم نيست چون من نه دانشجوى ترم اوليم نه ترم آخرى
ولى پست من كل پسرا تو هر سنى رو شامل ميشه
امين ديگه مطمئن شدم تو جز اين دسته از پسرايى


بنده اعلام مي كنم ايشون پسر نيستند وگرگي هستند در لباس ميش .....
ما مدتهاست كه اعلام كرديم كه ايشون بي جنبه .بي ادب.. ...و .....و.....و.......{ نقطه چينها رو با عرض معذرت خودتون پر كنيد چون شرمنده معذوريم }:4:

مدتهاست كه مي خواهيم اين اسپم رو بندازيم بيرون خودش لامصب مثل كنه چسبونده به انجمن همش اويزون مسعوده ....:4::4::4:


من از هیچی این حرفا سر درنمیارم :4: تو کافی شاپ حرف اعتیاد میزنین شعر میگین تبریک میگین موضوع نداره ؟


اي خواهر ما عمريه ميايم اينجا سر در نياورديم شما يك روزه مي خواهيد سر از اين درالمجانين در بياري ...



بوتوبه اين حرافا چيه نميتونين مثل ادم هاي متمدن كنار هم زندگي كنين؟؟؟


يك كلام هم از مادر عروس .....


آفرین به تو امیر هفته ای یک بار پست میزاری ولی واقعا پستت مفیده مثله بقیه اسپم نیستی.
آفرین.

من ضد اسپم هستم و خيلي هم به اينكه ضد اسپم افتخار ميكنم



الان اينهايي كه نوشتيد چي مي باشند ..يعني اسپم نيستند ...:4::4:..

nicolas
09-12-2010, 11:25 PM
فرزاد چرا؟؟؟
براي اينكه زيرا

AM1NR3Z4
09-12-2010, 11:30 PM
بنده اعلام مي كنم ايشون پسر نيستند وگرگي هستند در لباس ميش .....

رحیم امشب پی بردم که یه ریگی به کفشت هست ... :4:
آخه شنیدی میگن کافر همه را به کیش خود خواند ؟
نکنه تو واقعا گرگی هستی در لباس رحیم ؟ :ghah:

حاتم ایرانی
09-12-2010, 11:35 PM
چرا هرجا میرم حرف از جونور هست؟؟؟

nicolas
09-12-2010, 11:46 PM
چرا هرجا میرم حرف از جونور هست؟؟؟
اخه همه جونور هستن بجز من :4:

حاتم ایرانی
09-12-2010, 11:51 PM
اخه همه جونور هستن بجز من :4:
پس چی هستی؟؟؟
مگه جون نداری؟؟؟:4:

Karim
09-12-2010, 11:57 PM
توقف ممنوعه نمی شه وایسی
چراغام قرمزن نمی شه رفت
همه خیابونای این شهر
یا ورود ممنوعن یا بن بست
ورود ممنوع یا بن بست
من یه شهروند درجه دو
زندگیم قسطی و درجه سه
چی شد که این جوری شد؟
انتخاب بود یا حادثه؟
انتخاب یا حادثه ؟
خونه م همش دیواره
پنجره اصلن نذاشتن.
درارو روم قفل کرده ن
نمی گن کلیدو کجا گذاشتن؟
این سگ مصبو کجا گذاشتن؟
اه
جمعه ها همه جا تعطیله
حتی کوه و دریام بسته س
هفته ی ما هفت روزه
ولی همه روزای هفته جمعه س
همه روزای هفته جمعه س
توقف ممنوعه مطلقن
افسره خوابه بوق نزن
می خوای تو منتظر بمون
ولی این چراغا صد ساله قرمزن
چراغا صد ساله قرمزن
سرعتِ رفتن در حد مجاز
می گن اشکالی نداره
ولی بر حسب مصلحت
فقط سرعت صفر مجازه
صفره که فقط مجازه
بعضیا قانونو می شکنن
جریمه شون خیلی سنگینه
هان!!! بعضیا راشو می دونن
اونوقت قانون واسه شون خم می شه
نمی شکنه یک کمی خم می شه
----------------------------------------------
اندر احوال روزهای تعطیل:1262 میلیارد تومان هزینه هر روز تعطیل
http://www.iraneconomist.com/economic/ecnomy-bazzar/30246-1262-.html
http://www.iraneconomist.com/repository/88/06/hazineh-tatilat1.jpg

lionel messi 10
09-13-2010, 01:12 AM
بوتوبه اميرحسينم واسه ما بافتى شده!!!!
امير دستت درد نكنه حالا ما شديم غير متمدن، ايشالا به وقتش از خجالت تو هم درميايم


فرزاد چرا؟؟؟
آخه آبجی نرگس شما و داش حجت آبرویه همهء دختر ها و پسرهارو با اون کلماتی که نوشتین بردین!!:4::6:همین.:4:

lionel messi 10
09-13-2010, 01:13 AM
باز کریم مارو وارده سیاست کرد!!:4:

Hojat
09-13-2010, 01:14 AM
برای هر جفتتون متاسفم بگید چرا؟؟؟!!:4:

چون تو زن ذلیلی:24:

lionel messi 10
09-13-2010, 01:20 AM
چون تو زن ذلیلی:24:
:ghah::ghah::ghah:کی به کی میگه زن ذلیل حالا خواهیم دید کی زن ذلیله:24::24:
بزار وقتی زن گرفتی اون موقع میفهمی چه خبره.:4:

Hojat
09-13-2010, 01:29 AM
آخه آبجی نرگس شما و داش حجت آبرویه همهء دختر ها و پسرهارو با اون کلماتی که نوشتین بردین!!:4::6:همین.:4:


فرزاد اگه شما ناراحتی اون گوشه نوشته گزارش پست خلاف اونو بزنی میتونی یا به آقا اسماعیل گزارش کنی تا دم مارو بگیره از سایت بندازه بیرون!

اوکی؟:11:

lionel messi 10
09-13-2010, 01:37 AM
فرزاد اگه شما ناراحتی اون گوشه نوشته گزارش پست خلاف اونو بزنی میتونی یا به آقا اسماعیل گزارش کنی تا دم مارو بگیره از سایت بندازه بیرون!

اوکی؟:11:
آره همین کارم میکنم خوب چیزیو یادم انداختی!!:4:(ببینم نکنه جدی گرفتی؟؟!!):4:

lionel messi 10
09-13-2010, 01:39 AM
توقف ممنوعه نمی شه وایسی
چراغام قرمزن نمی شه رفت
همه خیابونای این شهر
یا ورود ممنوعن یا بن بست
ورود ممنوع یا بن بست
من یه شهروند درجه دو
زندگیم قسطی و درجه سه
چی شد که این جوری شد؟
انتخاب بود یا حادثه؟
انتخاب یا حادثه ؟
خونه م همش دیواره
پنجره اصلن نذاشتن.
درارو روم قفل کرده ن
نمی گن کلیدو کجا گذاشتن؟
این سگ مصبو کجا گذاشتن؟
اه
جمعه ها همه جا تعطیله
حتی کوه و دریام بسته س
هفته ی ما هفت روزه
ولی همه روزای هفته جمعه س
همه روزای هفته جمعه س
توقف ممنوعه مطلقن
افسره خوابه بوق نزن
می خوای تو منتظر بمون
ولی این چراغا صد ساله قرمزن
چراغا صد ساله قرمزن
سرعتِ رفتن در حد مجاز
می گن اشکالی نداره
ولی بر حسب مصلحت
فقط سرعت صفر مجازه
صفره که فقط مجازه
بعضیا قانونو می شکنن
جریمه شون خیلی سنگینه
هان!!! بعضیا راشو می دونن
اونوقت قانون واسه شون خم می شه
نمی شکنه یک کمی خم می شه
----------------------------------------------
اندر احوال روزهای تعطیل:1262 میلیارد تومان هزینه هر روز تعطیل
http://www.iraneconomist.com/economic/ecnomy-bazzar/30246-1262-.html
http://www.iraneconomist.com/repository/88/06/hazineh-tatilat1.jpg


خب اینایی که گفتی یعنی چه؟:4:

Hojat
09-13-2010, 01:43 AM
خب اینایی که گفتی یعنی چه؟:4:

یعنی اینکه ایران بهترین کشوری هست که میتونه این همه تعطیلی و خسارت داشته باشه !:ghah:

lionel messi 10
09-13-2010, 01:50 AM
یعنی اینکه ایران بهترین کشوری هست که میتونه این همه تعطیلی و خسارت داشته باشه !:ghah:
هیچی نباشه از این لحاض تو دنیا تکیم حمتا نداریم.:24::ghah:

mona_casillas
09-13-2010, 02:45 AM
این قطعه کوتاه هم برای آخر شب و قبل از خوابیدن بچه های ارتش سرخ !

بزرگ تر که شوم
داستانی خواهم نوشت
که کلاغ هایش قصه ببافند
و آدم ها را به هم برسانند!..

lionel messi 10
09-13-2010, 04:30 AM
من یکی که اصلا خوابم نمیبره!!:sweet:

P!NK
09-13-2010, 10:08 AM
دوستاي خوب و خوشکل و ناز و ملوس و مهربون و عزيز و ناز خودم، من امشب دارم ميرم مسافرت، و انشالله اگه زنده بودم، 28 شهريور برميگردم...

دلم خيلي خيلي براتون تنگ ميشه... برگشتم براتون سوغاتي هم ميارم!:11: اين رو اينجا گفتم که وقتي رفتم کسي نگه فريد چرا ديگه پيداش نيست و اين حرفا... به هر حال برام دعا کنيد، براتون دعا ميکنم، دوسم داشته باشيد، منم دوستتون دارم....

yasi2010
09-13-2010, 12:03 PM
داداش فرید خیلی خوش بگذره ما هم دلمون واست تنگ میشه ...

monji
09-13-2010, 09:39 PM
سلام به همه از بزرگ تا کوچیک
آره چند وقت پیش گذر کردیم از سه راه آذری و از خدود سروری
و مرد سامری دیدیم و ...
کریم کاری کرد که دلم واسش تنگ شده زود به زود باید دیدش
دوست داشتم وقت بیشتر بود و بقیه رو هم میشد دید
اما نشد
بیخیال
از صفحه 698 تا همین جا رو خوندم
چشمام کف کرده
دود سیگار کافی نت طرف رو پر کرده
و من هستم
شاید برم تا چند دقیقه دیگه
سامان و پویا و حجت کاپ برترین پستها رو به شما دادم
من برم
یا حق

mona_casillas
09-13-2010, 09:46 PM
اینجا از هر دری سخنی است من هم که اهل شعر و شاعری این قطعه ادبی رو تقدیم بچه های کافی شاپ میکنم تا شب که دوباره بیام ....خوش باشین ...:گل:

من همين جا هستم...


زير اين سقف کبود...

روي اين خاک غريب....

در پي آن گل سرگشته ي باغ...

که به لبخند تو وابسته شده...

حس خوب مرغ عشق...

وقت دل کندن از اين خاک غريب...

وقت پرواز پرستو به هوا...

که به دوردست ها مي نگرد..

Jupiter
09-13-2010, 09:55 PM
رحیم به جای خوندن کافی شاپ بیا جواب بیست سوالی رو بده:4:

Karim
09-14-2010, 12:26 AM
خب اینایی که گفتی یعنی چه؟:4:
همینجوری یه جکی نوشتم گفتم بخندید که از قضا از نظر تو بی مزه بود.

Jupiter
09-14-2010, 12:38 AM
مونا یه نسکافه تلخ بهم بده همراه باشیر لطفا

C D E M
09-14-2010, 12:44 AM
مونا یه نسکافه تلخ بهم بده همراه باشیر لطفا
http://www.globalgiants.com/archives/media/Nescafe.jpg

lionel messi 10
09-14-2010, 01:03 AM
همینجوری یه جکی نوشتم گفتم بخندید که از قضا از نظر تو بی مزه بود.
من اونو همینجوری نوشتم ولی خدایی هم واقعیته ایرانو گفتی هم یک جک من یکی که کلی خندیدم.:ghah::4:

lionel messi 10
09-14-2010, 01:06 AM
نامردا کثافت بلاخره کاره خودشونو کردن قرآن کریم آتیش زدن!!!!!!!!!!خدا اینشالله از روی زمین برشون داره.:17::cry:
مثله اینکه تنشون واسهء جنگه جهانی سوم خیلی میخاره!!

Jupiter
09-14-2010, 01:16 AM
نامردا کثافت بلاخره کاره خودشونو کردن قرآن کریم آتیش زدن!!!!!!!!!!خدا اینشالله از روی زمین برشون داره.:17::cry:
مثله اینکه تنشون واسهء جنگه جهانی سوم خیلی میخاره!!
تو چرا حرص و جوش میخوری
مگه دفعه اوله که از این کارا میکنن
تازه من شنیدم قران مجید بوده:4:
ببین قران مال خداست اونا هم بنده خدان
لزومی نداره ما کاسه داغتر از اش بشیم
ما اگه خیلی زرنگیم به گفته های قران عمل کنیم
مسئله این است
وگر نه اونی که اونا اتیش زدن اگه بهش توجه نشه کتاب ساده ای بیشتر نیست.
خلاصه جوش نزن تو جنگ صفین بود گمونم قران رو زدن رو نیزه جنگ نشد بماند تازه خیلیاشونم با هم دوست شدن.
حالا اینجا هم فقط بشین نگاه کن ببین از این به بعد چه اتفاقی میفته

lionel messi 10
09-14-2010, 01:26 AM
تو چرا حرص و جوش میخوری
مگه دفعه اوله که از این کارا میکنن
تازه من شنیدم قران مجید بوده:4:
ببین قران مال خداست اونا هم بنده خدان
لزومی نداره ما کاسه داغتر از اش بشیم
ما اگه خیلی زرنگیم به گفته های قران عمل کنیم
مسئله این است
وگر نه اونی که اونا اتیش زدن اگه بهش توجه نشه کتاب ساده ای بیشتر نیست.
خلاصه جوش نزن تو جنگ صفین بود گمونم قران رو زدن رو نیزه جنگ نشد بماند تازه خیلیاشونم با هم دوست شدن.
حالا اینجا هم فقط بشین نگاه کن ببین از این به بعد چه اتفاقی میفته
حالا خواهیم دید........که چه اتفاقی میوفته!!!:6:

Hojat
09-14-2010, 02:00 AM
نامردا کثافت بلاخره کاره خودشونو کردن قرآن کریم آتیش زدن!!!!!!!!!!خدا اینشالله از روی زمین برشون داره.:17::cry:
مثله اینکه تنشون واسهء جنگه جهانی سوم خیلی میخاره!!

کلیپش رو دیدی؟

من هرچی تو یوتیوب دنباش میگردم پیدا نمیکنم !

mona_casillas
09-14-2010, 02:55 AM
در مورد بی حرمتی به قران ،متاسفانه باید بگم که خود ما مسلمانان عامل این گستاخی هستیم !نگاهی به عملکرد تک تک ما و نگاهی به عملکرد دولت هایی با نام اسلام گویای همه چیزه ...به هرحال خیلی ناراحت کننده و درد آور بود .

mona_casillas
09-14-2010, 03:01 AM
غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود
در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود
می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود
تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی؟
حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود
تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود
باز می‌پرسی: چه‌طور این‌گونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار شاعر می‌شود
گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم
از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود

zamara
09-14-2010, 07:32 AM
در مورد بی حرمتی به قران ،متاسفانه باید بگم که خود ما مسلمانان عامل این گستاخی هستیم !نگاهی به عملکرد تک تک ما و نگاهی به عملکرد دولت هایی با نام اسلام گویای همه چیزه ...به هرحال خیلی ناراحت کننده و درد آور بود .
كار زشت و بسيار ناپسندي كه يك عده افراد بي هويت انجام دادند واقعا مايه تاسف و تاثره . اما همانطور كه مونا خانم اظهار نمودند ، اين موضوع به عملكرد خود ما مسلمون ها بر ميگرده ، وقتي خود ما كه ادعاي مسلموني داريم و به دستورات قرآن عمل نميكنيم و هر كدوم به تعبير خودمون ازش استفاده ميكنيم و بر مبناء منافع خودمون قرآن رو تفسير ميكنيم از اجنبي ها و دشمنان اسلام چه انتظاري ميتونيم داشته باشيم !
بقول بچه ها مهم اجراي صحيح دستورات و معنويات بسيار ازرشمند اين كتاب آسماني است و سوزوندن كاغذ ها هيچ وقت نميتونه چيزي از ارزش ها و قداست اين كتاب آسماني كم كنه و وظيفه تك تك ماست كه با اجراي كامل و بي نقص دستورات اين كتاب مقدس تودهني محكمي به كساني كه اين عمل شنيع و همه كساني كه از اين كار زشت حمايت كردند ، بزنيم .

pesarjonoob
09-14-2010, 10:24 AM
سلام عید همه مبارک .
خوب کسی هست یا نه .

AM1NR3Z4
09-14-2010, 10:26 AM
به به ... ممل بندری کجا بودی تو ؟ خیلی غیبت داشتی ... حدود 1 ماه تورو ندیدم ... دلمون برات تنگ شده بود ...
اوضاع صید چطور بود ؟
پری دریایی هم به تور زدی ؟ :4::گل:

pesarjonoob
09-14-2010, 10:32 AM
خوبه شکر .
امروز دیگه میریم .

g.hoseyn
09-14-2010, 11:26 AM
راجع به قضیه قرآن یه قضیه یادم افتادکه بدنیست تعریف کنم:
یکی ازدوستای صمیمیم 2سال پیش رفته بودترکیه واونجا رفته بودن یه کلیسای تاریخی
اونجا یه کشیش یه انجیل به دوستم کادوداده بود دوستم هم بعنوان یادگاری گرفته بود وباخودش آورده بود
تومرز مامور بازرسی که این کتابودیده بود برده بودنش تو یه اتاق دیگه هم کتکش زده بودن هم کتابو جلوچشاش پاره کرده بودن که تو غلط میکنی می خوای تبلیغ دین مسیحی کنی بعدشم کلی تهدیدش کرده بودن وولش کرده بودن
حالا توکشورعزیزاسلامی ماکه هرروزازاین اتفاقهامیوفته وبه ادیان مختلف به کتابهای آسمانی یاغیرآسمانی مختلف توهین میشه دیگه چطوری میخوایم به دین وکتاب ما توهین نشه
ضمنا من شک ندارم که ردپای مسئولان عزیز کشورمون تواین قضیه هست