توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : كافي شاپ v2
نازنين
10-13-2009, 01:58 PM
اين كه الان گفتي يعني ييييييييييييييييي چه !
الهه متواري شده؟
Karim
10-13-2009, 02:06 PM
به هرحال رجوع نکرده.وانجمن هنگ کرده!
معمولا بقیه رو متواری میکرد!
نازنين
10-13-2009, 02:30 PM
الان هم منتظر كولاك احتمالي باشيد!!!!!
راستي من گرسنمه!!!!!!
Spring_red
10-13-2009, 02:35 PM
منم برای مدتی فراری بودم دیدم انجمن آخرشه گفتم بیام بابا
منم نه آخر متعصب مثل کیان و نازنین و دیگر دوستان گلم
Masoud
10-14-2009, 12:58 AM
اینجا تهران است . رو همون صندلی ای نشستم و مینویسم که روزی 10-12 ساعت پشتش بودم.
نور هوا و این چیزها خیلی توپه ولی زندگی تنهایی اونم یه تو ویلایی و کوچه ای که هیچ موجود زنده ای توش نیست یه کم سخته.
این 10 روزه بیشترین مدتی بود که از اینترنت و کامپیوترم دور بودم تو این سالها.
البته به لطف ایزد منان تا گردن رفتم تو قرض و قصد دارم قبل از برگشتن یه نوت بوکی خریداری کنم و فکر میکنم از اونجا بیشتر انلاین شم.البته 1 ماه اول احتمالا دایل اپ ولی بعدش adsl.
در هر صورت برای برگردوندن قصد پول نوت بوک منظتر گلریزون شما دوستان هستم :4::5:
نازنين
10-14-2009, 01:02 AM
حيف شد مسعود جان يه روز برگشتي كه فرداش شهادته وگرنه يه بزن بكوب حسابي برات را مينداختيم!!!!!
red girl
10-14-2009, 01:54 PM
آفرین نازی جون .. به حرف بابا بزرگت گوش دادی..
pesarjonoob
10-14-2009, 03:23 PM
الان هم منتظر كولاك احتمالي باشيد!!!!!
راستي من گرسنمه!!!!!!
اره درسته بیاد یک کولاک خوبی راه میندازه.
باید بری از رحیم چیز بگریمال من غیر بهداشتیه:cry:
redsun
10-14-2009, 03:31 PM
بعد از دو روز و دوشب سلام خدمت همه ی دوستان
بنده به خاطر این درس لعنتی باید دو روز نیام آخه چراااااااااااااااااااااا
اینجا چه خبره کسی نمی خواهد یک قهوه به من تعارف کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
zamara
10-14-2009, 03:54 PM
فرما عزيز ، اين هم يك فنجان قهوه داغ خدمت شما:
درس واجب تر از هر چيزيه ، ينو يادت باشه.
نوش جان
http://www.knowledgebase-script.com/demo/admin/attachments/coffee_cup.jpg
redsun
10-14-2009, 03:57 PM
دستتون درد نکنه آقا اسماعیل
خستگیم در رفت
آقا اسماعیل یک آمار میشه به من بدهید
بهار آپارتمان 9 را می خواهد که مال آرمونده نمی دونم میادش هنوز یا نه میشه کمک کنید
zamara
10-14-2009, 04:13 PM
نوش جانت ، گواراي وجود ، كاش ميتونستم بصورت واقعي خدمتگزاري كنم.
اولا اين موضوع رو بايد از خود آقا آرموند پرسيد!
در جايي كه هنوز خودش حضور داره و هر هفته هم در تاپيك پيش بيني ها شركت ميكنه ، درست نيست من براش تعيين تكليف كنم .
اجازه بديد اين آپارتمان براي آرموند بمونه و اگه روزي خودش نخواست و يا خواست با آپارتمان ديگه اي عوضش كنه بعد تصميم گيري كنيد.
موفق باشيد
نازنين
10-14-2009, 04:59 PM
بعد از دو روز و دوشب سلام خدمت همه ی دوستان
بنده به خاطر این درس لعنتی باید دو روز نیام آخه چراااااااااااااااااااااا
اینجا چه خبره کسی نمی خواهد یک قهوه به من تعارف کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الهه جون به غيبت صغري پاين داده!!!!!!!!!! هوراااااااااا:6:
red girl
10-14-2009, 05:51 PM
http://www.cdvdmarket.com/product.php?id=578
مردان پرسپولیس2
Karim
10-14-2009, 06:07 PM
سلام.
واسم تعجب اوره که مسعود به انجمن سر بزنه وتو کافی شاپ پست نده...هنوز هم میگه بیکاره....
یاد "طرف ما"افتادم:
وقتی چشامون وا شد از زندگی سیر شدیم
نفهمیدیم چی شد توی جوونیمون پیر شدیم
گفتن چپ میزنی منحرفی بی اعتقادی
اما کی شما به سوال های من جواب دادین
ما از وقتی چشارو وا کردیم که جنگ بود
تو دست بابا به جای قلم تفنگ بود
همیشه یه پای زندگی واسه ما لنگ بود
همیشه جواب اعتراضمون که سنگ بود
...
------------------------------------------
گاهی موزیک با اشک توام میشه.مسعود تو لا اقل میدونی چی میگم!
بدبختي که فقط آخر برج نيست، همه زنده گي يه جورايي فاجعه س
نازنين
10-14-2009, 06:41 PM
كريم اونقدرا كه ميگن سوسول نيستي كه!!!!!!!!!!:khalal::4:
Karim
10-14-2009, 06:46 PM
سوسول که به هیچ وجه نیستم به نظرخودم!
به چند مورد ازنشانه های سوسول ها اشاره کنید تا با اون مقیاسها خودم رو بسنجم وپاسخ نهایی رو بدم!
نازنين
10-14-2009, 06:49 PM
والا من بي گناهم رحيم گفته !!!!!!!!!:4::khalal:
Karim
10-14-2009, 06:51 PM
رحیم فلسفه زندگیش چرت وپرته!زیاد توجه نکن
راستی دلم تنگ شده براش
کجاست این بشر؟
ببینم جدیدا مدارس تعطیلی ندارن؟!
نازنين
10-14-2009, 06:52 PM
امروز كه تعطيل بود نميدونم نيستششششش كل كل كنه ! جاش خاليه!
سلام به همگی
الهه مگر من نبینم تورا
دار میزنم تورا
هرکی الهه رو پیدا کرد خواهشا به من بگه
Karim
10-14-2009, 08:14 PM
مدیر هم سرایدارشو تازه شناخته!بگیرید او را!
کریم نگرفتیش تو رو هم با اون دار میزنم
pesarjonoob
10-14-2009, 08:19 PM
مگه چی کار کرده که میخای دارش بزنی اگر جایزه داره بگو تا ما هم گیرش بیاریم
حالا تو گیرش بیار بعد میفهمی چرا میخوام دارش بزنم
جایزه هم بهتون میدم
pesarjonoob
10-14-2009, 08:24 PM
ساعت 1شب میاد مثل جغد روز خابه شب بیدار
این یک راهنمایی
نازنين
10-14-2009, 08:38 PM
اي بابا اينجا همه چيز پيدا ميشه جز اون چيزي كه بايد توي كافي شاپ پيدا بشه !!!!!!!!!!!
pesarjonoob
10-14-2009, 08:45 PM
فعلا شماره 7 مال من شده عشقم شماره 7 هست .
نازنين
10-14-2009, 08:48 PM
از كي تا حالا تو كافي شاپ واحد ميفروشن!!!!!!!!!!! جل الخالق !!!!!!!
pesarjonoob
10-14-2009, 08:50 PM
واحد نمیفروشن فقط شوق شماره 7 به کافی شاپ هم رسید
red girl
10-15-2009, 12:33 AM
http://www.myup.ir/images/cl8et84ry7bx1pugh81p.pnghttp://www.myup.ir/images/gozuqm4hgibyk4p4cia.png
red girl
10-15-2009, 12:34 AM
http://www.myup.ir/images/of02zktd36yxwq5qu9wr.png
pesarjonoob
10-15-2009, 12:38 AM
جالبه هالا کاشانی چه گفته
red girl
10-15-2009, 01:56 AM
http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://songsara11.persiangig.com/audio/Single%20Musics/Hamid%20Reza%20Khojandi%20-%20Ghermez%20Range%20Eshghe.mp3
اهنگ قرمز رنگ عشقه
dl کنید
من خودم الان دارم dl میکنم
باید جالب باشه
redsun
10-15-2009, 01:59 AM
کی دنبال منه
سارا جون الهه در همه وقت در خدمت شماست
بعدشم اینقدر دروغ در مورد من نبافید
سارا من می دونم چرا می خواهی دار بزنی
اما باور کن همش تقصیر رحیم بود
redsun
10-15-2009, 02:00 AM
من نمی فهمم مگه پرسپولیس کاروان سراست هر کی از تیمش بیرون شد واسه بازار گرمی بیاد پرسپولیس من که می گم این حرف شایعه است
rahim
10-15-2009, 03:44 PM
تصاوير جالبی از دو پرستو در آشيانه...
احمد 26 ساله و همسرش فاطمه 25 ساله، از زوجهاي معلولي هستند که مدت يک سال است با يکديگر ازدواج کرده و درخانههاي مخصوص زوجها در آسايشگاه کهريزک زندگي ميکنند. احمد دچار معلوليت از هر دو دست و فاطمه از هر دو پا است. اين زوج معلول، اما توانمند در زمينه کارهاي هنري فعاليت هايي دارند.
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39610_507.jpg
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39611_293.jpg
فاطمه در حال شستن ظروف در آشپزخانه منزل
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39612_532.jpg
احمد در حال شانه کردن موهايش بوسيله پا
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39613_477.jpg
فاطمه در بستن موهاي احمد به او کمک ميکند
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39614_407.jpg
احمد در حال اتو کردن لباسهايش
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39615_348.jpg
احمد و فاطمه در حال تماشاي تلويزيون و صرف صبحانه
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39616_654.jpg
احمد در حال شستن پاهايش
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39617_391.jpg
احمد در حال مسواک زدن
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39618_182.jpg
فاطمه در حال زدن ادکلن به لباسهاي احمد پيش از خروج از خانه
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39619_358.jpg
فاطمه و احمد در راه کارگاه موسيقي دربخش کارگاههاي توانبخشي آسايشگاه
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39620_158.jpg
احمد و دوستش مرتضي در حال تمرين قطعهاي موسيقي
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39621_710.jpg
احمد و فاطمه در کارهاي خانه به يکديگر کمک ميکنند
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39622_253.jpg
احمد و فاطمه در حال صرف ناهار
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39623_566.jpg
احمد و فاطمه در حال گپ زدن و مرور عکسهاي عروسيشان
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39627_208.jpg
احمد جوان پر شور و دوست داشتني، هر از گاهي، در سکوتي دوست داشتني با خدايش خلوت ميکند
http://tabnak.ir/files/fa/news/1388/7/21/39625_789.jpg
فاطمه در آرامشي دوست داشتني به ترانهاي که احمد براي او ميخواند، گوش ميدهد
-------------------------------------------------------------------------------------------------
قابل توجه اقا كريم dvdو مسعود دخان عزيزان زندگي انقدر ها هم كه ميگن سخت نيست مهم خوش بودن هست با تمام نداشتن ها كمبودها .
RED STORM
10-15-2009, 06:20 PM
افتتاح زیباترین و گران ترین هتل جهان در آنتالیا
http://www.myup.ir/images/22lc0jwrzfg6dlxt5z0u_thumb.jpg (http://www.myup.ir/viewer.php?file=22lc0jwrzfg6dlxt5z0u.jpg)
Mardan Palace Hotel
افتتاح لوکس ترین،زیباترین و گران ترین هتل جهان در آنتالیا !
هتل معروف، فوق مدرن و پنج ستاره "مردان" در ۲۳ می۲۰۰۹ در ساحل کندو (Kundu) در آنتالیای ترکیه افتتاح شد.
در مراسم آغاز به کار و افتتاح این هتل معروفترین چهره های هنر معاصر دنیا از جملهستارگان سینما و موسیقی حضور داشتند. ارطغرل گؤنای وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه و نورسلطاننظربایف رئیس جمهور قزاقستان در مراسم افتتاح این هتل بی مانند حضور یافتند.همچنین شارون استون، ریچارد گر، ماریا کری، مونیکا بلوچی، پاریس هیلتون، سیل هنریو تام جونز از جمله بازیگران، خوانندگان و مدلهای معروف دنیا هستند در مراسمافتتاح هتل فوق مدرن مردان (Mardan Hotel) شرکت کردند.
این هتل که از مدرنترین هتلهای موجود در دنیا می باشد با هزینه ای بالغ بر ۱.٤میلیارد دلار احداث شده است. هتل فوق مدرن مردان در محوطه ای به مساحت ۱۸۰هزار متر مربع ساخته شده است. بنای هتل از استانبول الهامگرفته شده است. در هتل مردان یک استخر عظیم ۱٦هزار متر مربعی موجود است.
این هتل دارای ۲۷۱ اتاق استاندارد،٦۲ اتاق بسیار بزرگ، ۱٦سوئیت سلطنتی با الهام گیری از کاخ دلماباغچه، ۳۸ حمامترکی، ٤۱ اتاق دوبلکس، ۸۲جونیور سوئیت، ٤ آپارتمان شاهنشاهی، دو سوئیت ٦۰۰مترمربعی با حوضهای ویژه، ٤٤ سوئیت دارای باغچه، ۱٦رستوران و ۳۲ بار میباشد. استخر هتل با الهام گیری از تنگه استانبول ساخته شده است و بنا نیز دارای موتیفهاییاز قصر دلما باغچه می باشد.
هتل مردان همانند استانبول دارای دو قطعه می باشد که یک حوض وسیع بین آنها قرار دارد.در یک طرف حوض، بناها با الهام از مناطق اورتاکؤی و آرناووت کوی در بخش اروپاییاستانبول و در طرف دیگر نیز بناها با الهام از معماری کلاسیک ترکی در بخش آسیایی،ساخته شده اند. در فاصله بین دو طرف نیز رفت و آمد با قایقهای سلطنتی صورت میپذیرد.
هتل مردان با سرمایه گذاری تلمان اسماعیل اف، شهروند آذربایجانی الأصل روسیه ساختهشده است. ترکیه یکی از جذابترین کشورهای دنیا برای گردشگری است و مسئولان کشور نیززمینه های سرمایه گذاری بخش خصوصی در پروژه های توریستی را فراهم کرده و امنیت سرمایهآنها را تضمین می کنند. ترکیه در سال گذشته پذیرای ۲٦میلیون توریست خارجی بوده است.
افتتاح زیباترین و گران ترین هتل جهان در آنتالیا http://www.myup.ir/images/22lc0jwrzfg6dlxt5z0u_thumb.jpg (http://www.myup.ir/viewer.php?file=22lc0jwrzfg6dlxt5z0u.jpg)
Mardan Palace Hotel
افتتاح لوکس ترین،زیباترین و گران ترین هتل جهان در آنتالیا !
هتل معروف، فوق مدرن و پنج ستاره "مردان" در ۲۳ می۲۰۰۹ در ساحل کندو (Kundu) در آنتالیای ترکیه افتتاح شد.
در مراسم آغاز به کار و افتتاح این هتل معروفترین چهره های هنر معاصر دنیا از جملهستارگان سینما و موسیقی حضور داشتند. ارطغرل گؤنای وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه و نورسلطاننظربایف رئیس جمهور قزاقستان در مراسم افتتاح این هتل بی مانند حضور یافتند.همچنین شارون استون، ریچارد گر، ماریا کری، مونیکا بلوچی، پاریس هیلتون، سیل هنریو تام جونز از جمله بازیگران، خوانندگان و مدلهای معروف دنیا هستند در مراسمافتتاح هتل فوق مدرن مردان (Mardan Hotel) شرکت کردند.
این هتل که از مدرنترین هتلهای موجود در دنیا می باشد با هزینه ای بالغ بر ۱.٤میلیارد دلار احداث شده است. هتل فوق مدرن مردان در محوطه ای به مساحت ۱۸۰هزار متر مربع ساخته شده است. بنای هتل از استانبول الهامگرفته شده است. در هتل مردان یک استخر عظیم ۱٦هزار متر مربعی موجود است.
این هتل دارای ۲۷۱ اتاق استاندارد،٦۲ اتاق بسیار بزرگ، ۱٦سوئیت سلطنتی با الهام گیری از کاخ دلماباغچه، ۳۸ حمامترکی، ٤۱ اتاق دوبلکس، ۸۲جونیور سوئیت، ٤ آپارتمان شاهنشاهی، دو سوئیت ٦۰۰مترمربعی با حوضهای ویژه، ٤٤ سوئیت دارای باغچه، ۱٦رستوران و ۳۲ بار میباشد. استخر هتل با الهام گیری از تنگه استانبول ساخته شده است و بنا نیز دارای موتیفهاییاز قصر دلما باغچه می باشد.
هتل مردان همانند استانبول دارای دو قطعه می باشد که یک حوض وسیع بین آنها قرار دارد.در یک طرف حوض، بناها با الهام از مناطق اورتاکؤی و آرناووت کوی در بخش اروپاییاستانبول و در طرف دیگر نیز بناها با الهام از معماری کلاسیک ترکی در بخش آسیایی،ساخته شده اند. در فاصله بین دو طرف نیز رفت و آمد با قایقهای سلطنتی صورت میپذیرد.
هتل مردان با سرمایه گذاری تلمان اسماعیل اف، شهروند آذربایجانی الأصل روسیه ساختهشده است. ترکیه یکی از جذابترین کشورهای دنیا برای گردشگری است و مسئولان کشور نیززمینه های سرمایه گذاری بخش خصوصی در پروژه های توریستی را فراهم کرده و امنیت سرمایهآنها را تضمین می کنند. ترکیه در سال گذشته پذیرای ۲٦میلیون توریست خارجی بوده است.
افتتاح زیباترین و گران ترین هتل جهان در آنتالیا http://www.myup.ir/images/22lc0jwrzfg6dlxt5z0u_thumb.jpg (http://www.myup.ir/viewer.php?file=22lc0jwrzfg6dlxt5z0u.jpg)
Mardan Palace Hotel
افتتاح لوکس ترین،زیباترین و گران ترین هتل جهان در آنتالیا !
هتل معروف، فوق مدرن و پنج ستاره "مردان" در ۲۳ می۲۰۰۹ در ساحل کندو (Kundu) در آنتالیای ترکیه افتتاح شد.
در مراسم آغاز به کار و افتتاح این هتل معروفترین چهره های هنر معاصر دنیا از جملهستارگان سینما و موسیقی حضور داشتند. ارطغرل گؤنای وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه و نورسلطاننظربایف رئیس جمهور قزاقستان در مراسم افتتاح این هتل بی مانند حضور یافتند.همچنین شارون استون، ریچارد گر، ماریا کری، مونیکا بلوچی، پاریس هیلتون، سیل هنریو تام جونز از جمله بازیگران، خوانندگان و مدلهای معروف دنیا هستند در مراسمافتتاح هتل فوق مدرن مردان (Mardan Hotel) شرکت کردند.
این هتل که از مدرنترین هتلهای موجود در دنیا می باشد با هزینه ای بالغ بر ۱.٤میلیارد دلار احداث شده است. هتل فوق مدرن مردان در محوطه ای به مساحت ۱۸۰هزار متر مربع ساخته شده است. بنای هتل از استانبول الهامگرفته شده است. در هتل مردان یک استخر عظیم ۱٦هزار متر مربعی موجود است.
این هتل دارای ۲۷۱ اتاق استاندارد،٦۲ اتاق بسیار بزرگ، ۱٦سوئیت سلطنتی با الهام گیری از کاخ دلماباغچه، ۳۸ حمامترکی، ٤۱ اتاق دوبلکس، ۸۲جونیور سوئیت، ٤ آپارتمان شاهنشاهی، دو سوئیت ٦۰۰مترمربعی با حوضهای ویژه، ٤٤ سوئیت دارای باغچه، ۱٦رستوران و ۳۲ بار میباشد. استخر هتل با الهام گیری از تنگه استانبول ساخته شده است و بنا نیز دارای موتیفهاییاز قصر دلما باغچه می باشد.
هتل مردان همانند استانبول دارای دو قطعه می باشد که یک حوض وسیع بین آنها قرار دارد.در یک طرف حوض، بناها با الهام از مناطق اورتاکؤی و آرناووت کوی در بخش اروپاییاستانبول و در طرف دیگر نیز بناها با الهام از معماری کلاسیک ترکی در بخش آسیایی،ساخته شده اند. در فاصله بین دو طرف نیز رفت و آمد با قایقهای سلطنتی صورت میپذیرد.
هتل مردان با سرمایه گذاری تلمان اسماعیل اف، شهروند آذربایجانی الأصل روسیه ساختهشده است. ترکیه یکی از جذابترین کشورهای دنیا برای گردشگری است و مسئولان کشور نیززمینه های سرمایه گذاری بخش خصوصی در پروژه های توریستی را فراهم کرده و امنیت سرمایهآنها را تضمین می کنند. ترکیه در سال گذشته پذیرای ۲٦میلیون توریست خارجی بوده است.
افتتاح زیباترین و گران ترین هتل جهان در آنتالیا http://www.myup.ir/images/22lc0jwrzfg6dlxt5z0u_thumb.jpg (http://www.myup.ir/viewer.php?file=22lc0jwrzfg6dlxt5z0u.jpg)
Mardan Palace Hotel
افتتاح لوکس ترین،زیباترین و گران ترین هتل جهان در آنتالیا !
هتل معروف، فوق مدرن و پنج ستاره "مردان" در ۲۳ می۲۰۰۹ در ساحل کندو (Kundu) در آنتالیای ترکیه افتتاح شد.
در مراسم آغاز به کار و افتتاح این هتل معروفترین چهره های هنر معاصر دنیا از جملهستارگان سینما و موسیقی حضور داشتند. ارطغرل گؤنای وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه و نورسلطاننظربایف رئیس جمهور قزاقستان در مراسم افتتاح این هتل بی مانند حضور یافتند.همچنین شارون استون، ریچارد گر، ماریا کری، مونیکا بلوچی، پاریس هیلتون، سیل هنریو تام جونز از جمله بازیگران، خوانندگان و مدلهای معروف دنیا هستند در مراسمافتتاح هتل فوق مدرن مردان (Mardan Hotel) شرکت کردند.
این هتل که از مدرنترین هتلهای موجود در دنیا می باشد با هزینه ای بالغ بر ۱.٤میلیارد دلار احداث شده است. هتل فوق مدرن مردان در محوطه ای به مساحت ۱۸۰هزار متر مربع ساخته شده است. بنای هتل از استانبول الهامگرفته شده است. در هتل مردان یک استخر عظیم ۱٦هزار متر مربعی موجود است.
این هتل دارای ۲۷۱ اتاق استاندارد،٦۲ اتاق بسیار بزرگ، ۱٦سوئیت سلطنتی با الهام گیری از کاخ دلماباغچه، ۳۸ حمامترکی، ٤۱ اتاق دوبلکس، ۸۲جونیور سوئیت، ٤ آپارتمان شاهنشاهی، دو سوئیت ٦۰۰مترمربعی با حوضهای ویژه، ٤٤ سوئیت دارای باغچه، ۱٦رستوران و ۳۲ بار میباشد. استخر هتل با الهام گیری از تنگه استانبول ساخته شده است و بنا نیز دارای موتیفهاییاز قصر دلما باغچه می باشد.
هتل مردان همانند استانبول دارای دو قطعه می باشد که یک حوض وسیع بین آنها قرار دارد.در یک طرف حوض، بناها با الهام از مناطق اورتاکؤی و آرناووت کوی در بخش اروپاییاستانبول و در طرف دیگر نیز بناها با الهام از معماری کلاسیک ترکی در بخش آسیایی،ساخته شده اند. در فاصله بین دو طرف نیز رفت و آمد با قایقهای سلطنتی صورت میپذیرد.
هتل مردان با سرمایه گذاری تلمان اسماعیل اف، شهروند آذربایجانی الأصل روسیه ساختهشده است. ترکیه یکی از جذابترین کشورهای دنیا برای گردشگری است و مسئولان کشور نیززمینه های سرمایه گذاری بخش خصوصی در پروژه های توریستی را فراهم کرده و امنیت سرمایهآنها را تضمین می کنند. ترکیه در سال گذشته پذیرای ۲٦میلیون توریست خارجی بوده است.
redsun
10-15-2009, 07:25 PM
مرسی آقا رحیم واقعا جالب بود
آدم وقتی این افراد را می بینه به این پی می بره که چقدر خودش نا توانه
monji
10-15-2009, 10:08 PM
سلام
اپیزود اول:
میخواستم بیام و بنویسم و از زمین و زمان ایراد بگیرم
اینکه چرا با مدرک لیسانس باید برم لوله کشی آب ور دست اوستا
اینکه چرا تو هر اداره ای میرم نورچشمی های پخمه و عوضی رو میبینم که
دارن بهم فخر میفروشن
اینکه چرا هنوز به خودم این اجازه رو ندهم که یکیو باید دوست داشته باشم
باید به یکی بگم ...
اه
حالم داره بهم میخوره
از خودم و این کلمه های آشغال که کمکم نمیکنن
تا از سیاه ترین روزهای زندگی یک جوونی بنویسم که به گناه نداشتن پول و پارتی مجبوره خودشو با اینترنت و دنیای مجازی مشغول کنه
و دلش رو به این خوش کنه که مثلا رحیم نامی دلش واسم تنگ شده یا چه میدونم یکی مثل کریم
باهام شوخی میکنه و ... سر خودم رو کلاه بزارم که : هی پسر تو چقدر مهمی!!!!
اه
حالم داره از زندگیم بهم میخوره
-----------
اپیزود دوم:
یه چند تا عکس دیدم
حالم بدجوری گرفته شد
دروغ نگم احساس میکنم پائین مژ] هام خیس شده
خدارو شکر کردم ( ساده ترین و بهترین کاری که بلدم)
یاد لذتهای زندگی خودم افتادم
این که بالاخره توی 24 ساعت شبانه روز هفت هشت ساعتی برا اوستای لوله کشی اونقدر عزیز و مهم هستم که منتظرم باشه
این که توی 24 ساعت شبانه روز هنوز هم سه چهار ساعتی واسه نقاب کندنم وقت هست
تا خودم باشم و کسی منو نبینه
که مبادا چهره واقعیم کسی رو متوحش کنه و یا زیر لب به خودش بگه
اینو نگاه . خدا رو شکر بچه ما سر براهه
خدا رو شکر
(راستی چه واژه جالبیه
با یه خدا رو شکر احساس میکنیم تمام دینم رو ادا کردیم)
خدا رو شکر هنوز هم یکی دو نفری موندن که با دیدنشون خوشحال میشم
و یکمی هوامو دارن
خدا رو شکر
هنوز آتیش دارم واسه روشن کردن سیگار و نفس دارم واسه پک زدن بهش
تا رویایی ترین روزهای یک زندگی آیده آل و متفاوت رو توی دودش ببینم و برا یه لحظه
دلم رو خوش کنم که :
این روزگار عوض میشه
خدا رو شکر هنوز یکی هست نصفه شبی یه لیوان چایی نبات داغ بزاره جلومون و با نگاه پرسش گرش که
مثلا امروز چیکار کردی و چه خبر و ...
از این مزخرفاتی که هر کاسبی برای جلب یکی دو تا مشتری خنزر پنزری به کار میبره بهمون بگه
خدا رو شکر
red girl
10-15-2009, 10:08 PM
مرسی رحیم جان
هم استانی
عجب تصویرایی بود
اینا دست و پا ندارن اما اینقدر با اراده و با روحیه هستن
بعد آدمایی هستن که دست و پا دارن و با یه مشکل ساده دنیا رو واسه خودشون جهنم میکنن و لبشون به ناشکری بازه
ادم لازمه این تصاویر رو ببینه
zamara
10-15-2009, 11:04 PM
سلام
اپیزود اول:
میخواستم بیام و بنویسم و از زمین و زمان ایراد بگیرم
اینکه چرا با مدرک لیسانس باید برم لوله کشی آب ور دست اوستا
اینکه چرا تو هر اداره ای میرم نورچشمی های پخمه و عوضی رو میبینم که
دارن بهم فخر میفروشن
اینکه چرا هنوز به خودم این اجازه رو ندهم که یکیو باید دوست داشته باشم
باید به یکی بگم ...
اه
حالم داره بهم میخوره
از خودم و این کلمه های آشغال که کمکم نمیکنن
تا از سیاه ترین روزهای زندگی یک جوونی بنویسم که به گناه نداشتن پول و پارتی مجبوره خودشو با اینترنت و دنیای مجازی مشغول کنه
و دلش رو به این خوش کنه که مثلا رحیم نامی دلش واسم تنگ شده یا چه میدونم یکی مثل کریم
باهام شوخی میکنه و ... سر خودم رو کلاه بزارم که : هی پسر تو چقدر مهمی!!!!
اه
حالم داره از زندگیم بهم میخوره
-----------
اپیزود دوم:
یه چند تا عکس دیدم
حالم بدجوری گرفته شد
دروغ نگم احساس میکنم پائین مژ] هام خیس شده
خدارو شکر کردم ( ساده ترین و بهترین کاری که بلدم)
یاد لذتهای زندگی خودم افتادم
این که بالاخره توی 24 ساعت شبانه روز هفت هشت ساعتی برا اوستای لوله کشی اونقدر عزیز و مهم هستم که منتظرم باشه
این که توی 24 ساعت شبانه روز هنوز هم سه چهار ساعتی واسه نقاب کندنم وقت هست
تا خودم باشم و کسی منو نبینه
که مبادا چهره واقعیم کسی رو متوحش کنه و یا زیر لب به خودش بگه
اینو نگاه . خدا رو شکر بچه ما سر براهه
خدا رو شکر
(راستی چه واژه جالبیه
با یه خدا رو شکر احساس میکنیم تمام دینم رو ادا کردیم)
خدا رو شکر هنوز هم یکی دو نفری موندن که با دیدنشون خوشحال میشم
و یکمی هوامو دارن
خدا رو شکر
هنوز آتیش دارم واسه روشن کردن سیگار و نفس دارم واسه پک زدن بهش
تا رویایی ترین روزهای یک زندگی آیده آل و متفاوت رو توی دودش ببینم و برا یه لحظه
دلم رو خوش کنم که :
این روزگار عوض میشه
خدا رو شکر هنوز یکی هست نصفه شبی یه لیوان چایی نبات داغ بزاره جلومون و با نگاه پرسش گرش که
مثلا امروز چیکار کردی و چه خبر و ...
از این مزخرفاتی که هر کاسبی برای جلب یکی دو تا مشتری خنزر پنزری به کار میبره بهمون بگه
خدا رو شکر
سلام
مسعود جان با اين حرفات اشك توي چشام جمع كردي!!!
حرفهاي قشنگ اما سوزناكت يك دنيا درس و پند و اندرز و درد داره ، راستي اونايي كه بايد اينارو بخونند ، ميخونند!؟ اصلا مبفهمن تو و امثال تو كه با هزاران اميد وارد دانشگاه ميشن و با هزاران مشقت براي خودشون و خانواده شون بعد از چهار سال تحصيل ،مدرك ميگيرن و انتظار دارند كه حداقل بتونن از زحمات 16 ساله شون بهره ببرند و بعد دستشون از همه جا كوتاست ، چي ميكشند !!؟ نه راستي ميدونند !!؟
فكر نكنم بدونن و بفهمند ، اصلا براي چي بايد بدونن ؟ براي چي بايد بفهمند !؟
پس مسعود جان برو و به اون عكس هايي كه رحيم جان گذاشته نگاه كن ببين ميتوني چيزي ازشون دربياري !! خدا رو چه ديدي شايد چيزي از توش دراومد !
اگه به عمق اونا بتوني خودت رو وارد كني ، حتما به نتيجه بسيار خوبي خواهي رسيد.
فقط ميتونم از صميم قلب دعا كنم كه : خدايا تموم جووناي عزيز مارو عاقبت بخير كن . آمين
موفق باشيد
rahim
10-15-2009, 11:43 PM
خب رسيديم سر حرفهاي رفيق مسعود .ايول رفيق پس بگو اين چند وقته كجا بودي خب مباركه كار كاره ديگه مهم نيست كه دستهايت با جوهر كثيف ميشه يا با روغن مهم اينه كه چندر قازي كه در مياد از توش وميره تو جيبت كه چشمت ندوزي به جيب كسي . فكر مي كني ما كه شاغليم خير سرمون چكار مي كنيم به حقمون رسيديم نه رفيق من هم يك مشت پخمه ميبنم كه با پارتي قسمتهاي راحت واسون كار گرفتند مي بينم كه با مدرك حتي ديپلم ردي وسابقه ي كمتر جاي بالاتر وراحتريه با حقوق بيشتر اون وقت من بايد از خروس خون تا بوق سگ كار كنم ودل خوش كنم تا يك پنچشنبه نيم بند وجمعه ي تعطيل به نظرت چه بايد كرد .
دواش بي خياليه بي خياليه خوشيم به داشته هامون و راحتيم به نداشته هامون بري تو نخ اين سوالات همون يكم خوشي را كه داري مگيره ازت.
پس داش بچسب به همون چاي ونباتت بي خيال دنيا هر چه شود{البته ادم بايد به فكر اينده خودش باشه ولي زندگي كه مي خواهي بسازي بايد در حد توانت باشه وگرنه بدرد نمي خوره تو كه تازه اول جوانيت هست }.
ها راستي داشت يادم ميرفت من هم اولش با يك استايي {سفيد كاري } كار مي كردم استعداد نداشتم {هي گچ كم مياوردند}:4:ويك مدت هم بي خيال ادم يواش يواش راهش را پيدا مي كنه.
زندگي فقط 100 اولش سخته بقيه اش حله .
rahim
10-16-2009, 12:16 AM
اين متن را جايي خوندم جالب بود به نظر خودم بد نديدم شما هم يك نگاهي بندازيد.
---------------------------------------------------------------------------------
در کتب آسمانی آمده، "خداوند سرچشمه عشق است."
اما اگر واقعاً خدا سرچشمه عشق است، چرا اینقدر رنج و بدبختی وجود دارد؟
چرا با عمل وحشیانه طبیعت اینهمه آدم در سال میمیرند و چرا برای سیر کردن شکم صدها هزار انسان که از گرسنگی رنج میبرند، غذای کافی وجود ندارد و چرا اینقدر ظلم و ستم بر مردم اعمال میشود؟ چرا اتفاقاتی مثل تراژدی که در شهر اوکلاهاما شاهد بودیم روی میدهد که دیوانههایی به جان مردان، زنان و کودکان بی گناه بیفتند؟
در یکی از رمانهای هیو والپول، یک مرد جوان میگوید، "میدانی وانسا، خدا نمیتواند وجود داشته باشد. باید به این مسئله ایمان پیدا کنی...از خودت بپرس، چطور میتواند خدا وجود داشته باشد و زندگی اینطور باشد؟ اگر خدایی بود باید از خودش دلگیر میشد."
یک نفر که موضوع سخنرانی این هفته ام را دیده بود میگفت، "اینم عجب سوالیه." و واقعاً هم همینطور است. چند شب پیش همسرم سوال کرد که موضوع سخنرانی این هفته ام چیست و وقتی به او گفتم که موضوع "چرا خدا اجازه میدهد رنج ببریم؟" است، گفت، "آره واقعاً چرا؟"
حتی وقتی نگاهی به این "چرا؟" میاندازم، صداهایی را میشنوم که در گوشم زنگ میزنند، "مال ما این نیستیم که متعجب باشید چرا، مال ما این است که فقط انجام دهید یا ........."
اولین مشکل در مواجهه با مشکل رنج کشیدن، نظریه قدیمی متداول بین خیلی از مسیحیهاست که اشتباه است بپرسیم، "چرا؟" نباید در مورد وجود انسان و مشکلات او از خدا گله کنیم.
اما پیشنهاد من برعکس این است. پرسیدن "چرا" نه تنها اشکالی ندارد بلکه اولین قدم به سمت آشتی با پروردگار درخلال درد و رنج است و کاملاً با سنت کتب آسمانی هماهنگ است:
حضرت موسی با قوم خود در بیابان به جانب خدا فریاد میزند، "خدایا چرا در حق این مردم بدی میکنی؟"
جدعون در زمان غم و ناراحتی میگوید، "اگر خدا با ماست، پس چرا این اتفاقات برای ما میافتد؟"
حضرت ایوب که نماد مواجهه با مشکلات و رنجهاست میگوید، "من زندگی خودم را دارم، آزادانه گله وشکایتم را ابراز میکنم و به تلخی روحم سخن میگویم. به خدا میگوید، آیا ستم دادن به من به نظرت درست است؟"
و اگر هنوز هم متقاعد نشده اید، سخنان خود حضرت عیسی را بشنوید: "خدای من، خدای من، چرا من را به خودم واگذاشته ای؟"
پس حالا که اینطور است، اجازه بدهید ما هم پیش برویم و بپرسیم، "چرا؟" "چرا خدا اجازه میدهد رنج ببریم؟"
پرسش "چرا" به چهار نوع مشکل و سختی نمود دارد که منجر به رنج و بدبختی میشود. اجازه بدهید نگاهی اجمالی به آنها بیندازیم:
1. بلایای طبیعی
گردبادی به یک شهر حمله ور میشود، سیل جامعه ای را نابود میکند، آتش قومی را در هم میکشد، و تصادفات که ھر سال جان تعداد بیشماری از مردم را میگیرد. مثلاً خدا نمیتوانست وقتی یک هواپیما درحال سقوط کردن است، نیرو جاذبه را نگه دارد؟
ایده خیلی خوبی به نظر میرسد اما اگر نیروی جاذبه ناگهان قطع شود، همه جهان بر هم میریزد.
شاید بتوان با مشکلات و سختیهای ناشی از بلایای طبیعی کنار بیاییم اما درمورد این چطور:
2. بیماریها
چرا خدا زندگی را طوری خلق کرده که بعضی از سلولهای بدن تخریب میشوند؟ آیا نمیتوانست زندگی انسانها را طوری خلق کند که هیچوقت به بیماری و مریضی گرفتار نمیشدند؟
این هم در نظر اول ایده خوبی به نظر میرسد مخصوصاً وقتی صحبت از بیماری جوانها و کودکان باشد. اما وقتی زندگی واقعیت میشود همه انواع و اشکال زندگی نیز ممکن میشود، حتی سلولهای بیمار. خیلی از بیماریها متعلق به گذشته است و با پیشرفت علم پزشکی درمان آن پیدا شده است. به نظر میرسد که انسان باید همراه با خدا برای از بین بردن مشکلات و دشواریهای انسان تلاش کند. بااینکه دردآور است اما گاهی اوقات فشار و چالش و درد زندگی است که باعث میشود بیشترین تلاش خود را به کار گیریم.
بیماری و مریضی با همه بدی که دارند اما بخشی از انسانیت و مرگ و میر انسان هستند. خداوند قصد نداشته است که در این جهان به انسان عمر جاودانه بدهد.
3. درد روحی و احساسی
چرا باید متحمل دردها و ناراحتیهای روحی شدید بشویم؟ چه از دست دادن عزیزی باشد یا شاهد درد کشیدن یکی از عزیزان بودن، گاهی اوقات دردهای احساسی است که باعث میشود آن "چرا"ها به زبانمان بیاید.
خیلی خوب یادم میآید شبی را که با چشمهای گریان رو به آسمان نگاه میکردم و از خدا میپرسیدم، "چرا؟ چرا بایداینطوری شود؟" و خوب یادم میآید که همان موقع سوال دیگری به ذهنم آمد که "آیا برای فرار از این فقدان، دست از تجربه عشق میکشی؟"
4. بدیهای انسانی
یک آهنگ معروف بود که میگفت، "چطور آدما میتونن اینقدر بی احساس باشن، چطور میتونن اینقدر سنگدل باشن؟"
نامهایی مثل جان واینه و جفری داهمر بعنوان نمونههایی از بدترین نوع شر در زمین در ذهن همه ما حک شده اند. تیم مک ویگ هم به آن لیست اضافه شده است.
خوب گوش کنید. من کاملاً متقاعد شده ام که در صورت شر انسانی است که میتوان شیطان واقعی را دید.
و هنوز هم... حتی در صورت شر انسانی مثل آنچه که شهر اوکلاهما دیدیم دقیقا آنچه سنت پاول نوشته را میبینیم: "همه چیز برای آنها که خداوند را دوست دارند، خوب پیش میرود." که میتواند تصویر آن مرد آتش نشانی را در شهر اوکلاهما فراموش کند که کودک یک ساله ای را از لاشه هواپیما بیرون میکشید. آن کودک به طرز تاسف برانگیزی جان سپرد. اما تصویر مرد آتش نشان و مادر آن کودک که شریک در غم از دست رفتن کودک همدیگر را در آغوش گرفته بودند به یاد ماندنی است. یعنی غریبهها درمیان رنج و بدبختی با هم همدردی میکنند.
اینجا نکته مهمی است که درمواجهه با درد روحی و احساسی باید به یاد داشته باشید. وقتی آسیب روحی دیده ایم، به دنبال پاسخهای عقلانی و منطقی نیستیم. تصور کنید که به حادثه اوکلاهما نگاه میکردید و میپرسیدید، "خدایا چرا؟" و بعد یک فرمول علمی جادویی در آسمان با پاسخ ظاهر میشد... "به خاطر این است که x+y بر جذر y و...." آیا این راضیتان میکند؟ نه. راه حل اینجاست:
ما دنبال پاسخ برای مغزمان نیستیم بلکه به دنبال مرحمی برای زخممانیم.
وقتی آسیب روحی دیده ام، آسیب با مغزمان در ارتباط نبوده و روحمان را خدشه دار کرده است. بیشتر از اینکه به دنبال پاسخ چراهای خود باشیم، زجه میزنیم و از دردمان میگوییم. از این گذشته، آخرین باری که اتفاق فوق العاده ای برایتان افتاد و از خدا پرسیدید، "چرا من" کی بود؟
اجازه بدهید درسهایی برایتان عنوان کنم که شما را در دردها و ناراحتیها به خدا نزدیکتر میکند
1. پرسیدن "چرا" از خدا اشتباه نیست.
به آخرین قسمت انجیل نگاه کنید....حتی پیامبر خدا نیز در رنج و بدبختی از خدا میپرسد، "چرا؟" و احساس تنهایی میکند.
2. خدا برای تنبیه ما رنج و ناراحتی نمیفرستد.
انجیل متی مسیحی به ما نشان میدهد که روح او بر غم و اندوه غالب شده بود. "روح من تا حد مرگ انباشته از درد است." تابه حال آنرا حس کرده ای؟ مسیح هیچ کار اشتباهی انجام نداده بود. درواقع، او کسی است که در هماهنگی کامل در بهشت با خدای خود زندگی میکند. اگر کسی در دنیا باشد که به هیچ وجه شایسته تحقیر، طرد شدگی و درد نباشد، اوست. پس خدا برای تنبیهمان درد و ناراحتی نمیفرستد.
3. خدا در رنج و تنهایی ما را تنها نمیگذارد، او هم کنار ما رنج میکشد.
کمی به آن فکر کنید. وقتی زجه میزنید که "چرا؟" برای کسی زجه میزنید که میداند این چرا چرا کردنها، احساس تنهایی و طردشدگی و احساس درد فیزیکی و احساسی یعنی چه.
نه، خدا وقتی ما درد میکشیم غایب نیست و درست کنار ماست. یکی از دوستانم میگفت که در بدترین و دردآورترین تجربه زندگیش به سمت خدا زجه زده است که "وقتی پسرم مرد کجا بودی؟" بعد صدایی نرم و آرام را شنیده که میگوید، "من همانجا بودم که تو بودی وقتی پسرم مرد."
چرا درد و رنج و بدبختی زندگی ما را نابود میکند؟ چرا خدا اجازه همچنین چیزی را میدهد؟ هر پاسخ عقلانی به این سوال قاصر خواهد بود. فقط پذیرفتن اینکه خدا در همه دردها کنار ماست باعث میشود که از تاریکی بیرون بیاییم.
و آخر اینکه انجیل به ما یاد میدهد که خدا هر اشتباهی را درست میکند، هر قلب شکسته ای را ترمیم میکند و هر دل خالی که به سمت او آمده را پر میکند. "...خدا خودش با آنها خواهد بود. هر اشکی را از صورتها میزداید. مرگ دیگر وجود نخواهد داشت. درد و زجه و ناراحتی دیگر وجود نخواهد داشت."
آنکه گفت، "به خاطر همه آن چیزهایی که دیده ام، برای چیزهایی که ندیده ام به خدا اعتماد میکنم" حقیقتاً راست گفته است.
redsun
10-16-2009, 02:32 AM
سلام به همگی
مسعود داداش سعی کن یک جور دیگه به زندگی نگاه کنی چون اگه بخواهیم اینجوری که تو می گی به زندگی نگاه کنیم باید تک تکمون فاتحه ی خودمون را بخوانیم
واقعا در کل زندگی و زندگی کردن امر مسخره ای است اما افسوس که حکمت خدا درش نهفته
red girl
10-16-2009, 02:30 PM
همه مسافریم.. همه مهمیانیم.
اخرش میریم..
من نمیگم نمیترسم.نه! ولی تا حالا بارها شده وقتی به مرگم فکر کردم بجای ترس لبخند رو لبم اومده.
ولی دیگه ترس یه امر طبیعیه..
کلا زندگی کردن و مردن برا من الکیه.. بی دلیله.. دنیا میای یه سری کارا رو کنی خوبه .. یه سری بده!!
آخرش هم با توجه به این کارا زندگی اخرت ساخته میشه.. . .. .. خوب که چی بشه؟!!!
نمیدونم . شاید من خیلی چیزا حالیم نیست که درک میکنم و اعتقاد دارم اما برام بی معنیه..
ولی به قول الهه حکمت خدا...
red girl
10-16-2009, 02:33 PM
http://www.irandriedfruits.ir/Products/CP/Images/1733a4b24-5424-405c-b7e3-7ca355157f20.jpg
عکس همه چی میذاشتیم .. عکس خرما هم بخاطر مامان بزرگ مسعود میذاریم.
monji
10-16-2009, 10:43 PM
سلام
ای بابا ما موندیم و شرمندگی اهالی دهکده سرخ
هر روزی که میومدم کافی شاپ انجمن دو سه صفحه ای رفته بود جلو
ولی پا قدم منحوس ما باعث فراری دادن دست نوشته ها شده
البته بابت الطاف دوستان و راهنمایی ها و مشورتهاشون خیلی خیلی ممنونم
و واقعا با دوست بودن با شما افتخار میکنم.
به هر حال این روزا میگزره و روزگار عوض میشه.
-----------
داش مسعود رئیس کلمون هم که من چند باری شرمنده اخلاقش شدم هم عزا دارن
آیدا خانوم هم مناسبتی عکس میزارن و الهه و رحیم و نازی و ممد و آقا اسماعیل و داش سامان وحجی و.....
همه هستن
متاسفانه عادت کردم به نبودن امیر عزیز و کریم ناپدید
ولی پویا چرا کم رنگشده؟؟؟
نمیدونم
نمیدونم
موفق
یا حق
نازنين
10-16-2009, 10:50 PM
اگر نيستي ولي يادت هميشه هست.. اما با اين حال دلم مي خواد جز يادت خودت هم باشي اونم زياد.........
اينجا همه دوست دارن.. ميدونم نيازيي به گفتن من نيست.. چون من از همتون اينجا كم سابقه ترم ولي دوست داشتم بگم چون واقعيته!!!!!!
red girl
10-16-2009, 10:58 PM
نازی اینا رو خصوصی بیان میکردی:4:
کی دنبال منه
سارا جون الهه در همه وقت در خدمت شماست
بعدشم اینقدر دروغ در مورد من نبافید
سارا من می دونم چرا می خواهی دار بزنی
اما باور کن همش تقصیر رحیم بود
الهه جون واقعا یک آپارتمان و به چندین نفر فروختی؟؟؟
من که میدونم همش تقصیره ابن رحیمه انداخته گردنه تو اما تو ه م مقصری
باید دار بزنمت ااااااااااااااااااااااااا اااااا:shamshir:
red girl
10-17-2009, 12:15 AM
http://www.goal.com/iran/news/1825/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/2009/10/15/1563088/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%DA%AF%D9%84-%D8%B7%D8%B1%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF .... BACHEHAAAA BE PERSPOLIS RAY BEDID .. DAR BAKHSHE NAZARAT ESME PERSPOLIS RO ERSAL KONID
Karim
10-17-2009, 12:25 AM
سلام
اپیزود اول:
میخواستم بیام و بنویسم و از زمین و زمان ایراد بگیرم
اینکه چرا با مدرک لیسانس باید برم لوله کشی آب ور دست اوستا
اینکه چرا تو هر اداره ای میرم نورچشمی های پخمه و عوضی رو میبینم که
دارن بهم فخر میفروشن
اینکه چرا هنوز به خودم این اجازه رو ندهم که یکیو باید دوست داشته باشم
باید به یکی بگم ...
اه
حالم داره بهم میخوره
از خودم و این کلمه های آشغال که کمکم نمیکنن
تا از سیاه ترین روزهای زندگی یک جوونی بنویسم که به گناه نداشتن پول و پارتی مجبوره خودشو با اینترنت و دنیای مجازی مشغول کنه
و دلش رو به این خوش کنه که مثلا رحیم نامی دلش واسم تنگ شده یا چه میدونم یکی مثل کریم
باهام شوخی میکنه و ... سر خودم رو کلاه بزارم که : هی پسر تو چقدر مهمی!!!!
اه
حالم داره از زندگیم بهم میخوره
-----------
اپیزود دوم:
یه چند تا عکس دیدم
حالم بدجوری گرفته شد
دروغ نگم احساس میکنم پائین مژ] هام خیس شده
خدارو شکر کردم ( ساده ترین و بهترین کاری که بلدم)
یاد لذتهای زندگی خودم افتادم
این که بالاخره توی 24 ساعت شبانه روز هفت هشت ساعتی برا اوستای لوله کشی اونقدر عزیز و مهم هستم که منتظرم باشه
این که توی 24 ساعت شبانه روز هنوز هم سه چهار ساعتی واسه نقاب کندنم وقت هست
تا خودم باشم و کسی منو نبینه
که مبادا چهره واقعیم کسی رو متوحش کنه و یا زیر لب به خودش بگه
اینو نگاه . خدا رو شکر بچه ما سر براهه
خدا رو شکر
(راستی چه واژه جالبیه
با یه خدا رو شکر احساس میکنیم تمام دینم رو ادا کردیم)
خدا رو شکر هنوز هم یکی دو نفری موندن که با دیدنشون خوشحال میشم
و یکمی هوامو دارن
خدا رو شکر
هنوز آتیش دارم واسه روشن کردن سیگار و نفس دارم واسه پک زدن بهش
تا رویایی ترین روزهای یک زندگی آیده آل و متفاوت رو توی دودش ببینم و برا یه لحظه
دلم رو خوش کنم که :
این روزگار عوض میشه
خدا رو شکر هنوز یکی هست نصفه شبی یه لیوان چایی نبات داغ بزاره جلومون و با نگاه پرسش گرش که
مثلا امروز چیکار کردی و چه خبر و ...
از این مزخرفاتی که هر کاسبی برای جلب یکی دو تا مشتری خنزر پنزری به کار میبره بهمون بگه
خدا رو شکر
چی میشه گفت...جزاینکه امید داد و امید داد وامید داد...
این وضعیت عوض میشه...
خداکریمه...مسعود جان خیلی ها ازبچه های انجمن خودمون مشکل دارند...
نه اشتباه گفتم...
ما مشکل نداریم..
مشکل ساز شدن...
خیلی ها ازبچه های انجمن خودمون مشکل دارند...جرات بیانشو ندارن...خیلی ها رو میگیرن...بعضی ها هم سفره دلشون مثل سفره ابوالفضله...مثل تو...
طاقت بیار رفیق...
راستی گفتم سفره ابوالفضل ...یاد مملکت آبادمون افتادم ...که سفره ابو الفضل
پهنه و بخورش زیاده...
راستی آلبوم جدید نامجو روانه بازار شد...لینکشو میفرستم تو پیغام خصوصی...
سری هم به وبلاگ شاهین نجفی بزن...تکست آلبوم جدیدش توشه...ازهمون وبلاگ وارد سایت رسمیش شو ...شاید چن تا موزیک آلبوم قبلیشو نداشته باشی..
طرف ما رو داری؟
من خرم چی؟
بغض کردم...
اشکم سرازیر شده...نکنه داداشم روشو برگردونه وچشم توچشم شیم و بگه چت شده کریم؟!
...
طرف ما مرگ هم تاوون داره...
نازنين
10-17-2009, 01:18 AM
نازی اینا رو خصوصی بیان میکردی:4:
آيدا ميكشمتا!!!!!!!!! من حرف دل همه بچه زدم .. كجاش خصوصي بود!!!!!!!!!:moong:
red girl
10-17-2009, 01:24 AM
:dasi:
میدونم .. همینطوری گفتم.:4:
نازنين
10-17-2009, 01:26 AM
آيدا من رو اون سايته كليك كردم.. جاي راي نداره كدوم قسمتش بايد اسم پرسپوليس رو بنويسيم بهش راي بديم؟
red girl
10-17-2009, 01:40 AM
کلیک که کنی صفحه ای که باز میشه .. یه متن داره دیگه .. که توضیح داده به تیم مورد نظرتون رای بدید.
برای اون مطلب میشه نظرت رو ارسال کنی.تو هم توی نظرات یه پرسپولیس بفرست و ارسال کن.
نازنين
10-17-2009, 01:43 AM
همين كار روكردم ولي مي خواستم مطمئن شم درسته يا نه چون مي خوام توي پرسپوليس نيوز هم بزارمش:)
مرسي!
red girl
10-17-2009, 01:44 AM
دقیق نوشتم که توپ بگیری...
http://www.myup.ir/images/a0aww15f30pke8iurzr.png
بعد طبق عکس 2 توی بخش نظرات همون طور که من نوشتم تو هم مینویسی.
http://www.myup.ir/images/mswc23hzbrjkrys7dk.png
نازنين
10-17-2009, 01:56 AM
مرسي گلم .. همن كار هارو كردم.. ولي واسه محكم كاري پرسيدم مخصوصا چون اونجا گذاشتم تاپيك مهم مي خواستم بچه ها اشتباه نكنن!بازم خيلي مرسي خانومي!!!!!!
red girl
10-17-2009, 02:03 AM
خواهش میکنم..
مدتی که سایت حمید بودم (البته فقط بخش نظرات) وقتی یه چیز اینطوری بود بچه ها پدر آدمو در میاوردن !!!
درست نمیفهمیدن! باید با عکس نشونشون میدادی.
حالا این عکسارو دادم واسه محکم کاری اگه از اون iqهای قدیمی کسی باقی مونده با عکس نشونشون بده.
:4:
نازنين
10-17-2009, 02:16 AM
واي به حال من بيچاره كه يه تنه دارم با اينا سروكله ميزنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
red girl
10-17-2009, 02:18 AM
دقیقااا
خدا به دادت برسه
نازنين
10-17-2009, 02:22 AM
يه بل بشويي شده بود!!!!!!!!! اينجا نبين مظلومم .. :5:رفتم ترسشون دادم ساكت شدن همشون:4:!!!!!!! بهم ميگن چشششم:moong:
redsun
10-17-2009, 02:30 AM
ببخشید الان دارید در مورد چه کسانی صحبت می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نازنين
10-17-2009, 02:35 AM
افراد مجازي الهه جان!!!!!!!!!!!!:moong:
redsun
10-17-2009, 02:51 AM
آهان آن وقت ببخشید من هنوز درست توجیح نشدم میشه بیشتر راهنمایی کنید
Masoud
10-17-2009, 03:09 PM
فکر میکنم اندازه فاصله ایران تا المان رو تو راه بودم.
امشبم که برم شمال فکر کنم تو این هفته 2500-3000 کلیومتری تو راه رفت برگشت شمال و اون طرف تبریز بودم.
در هر صورت حواستون بیشتر به انجمن باشه.
ایشالله شرایط جوری شه که بتونم اونجا انلاین شم
نازنين
10-17-2009, 03:55 PM
ايشالا كه سفرت بي خطر باشه و سلامت برگردي!!!!!!
الهه جان منظورم بچه هاي اون يكي انجمن هست............ يه تنه دارم اون سايت رو ميگردونم بعضي هاشون ديوانم ميكنن!!!!!!!!!!!!
Spring_red
10-17-2009, 04:51 PM
چه جالب تو مگه اون انجمنم میری نازنین؟
red girl
10-17-2009, 05:06 PM
نازی رو دست کم گرفتیاااااااا
فکر کنم مدیر فوتبال داخلیه
حالا بذار خودش بیاد میدونه.
Spring_red
10-17-2009, 05:21 PM
نه بابا دسته کم نگرفتمش عزیز
فقط یه جورایی برام جالبه
red girl
10-17-2009, 05:22 PM
میدونم عزیزم.
شوخی کردم.:گل:
Spring_red
10-17-2009, 05:32 PM
راستی تو انجمن آبیته شبیه آیدیه من اونجا پبت نام کرده
اما من نیستما با عرض پوزش خواهرم هست
مخلص هر چی پرسپولیسی
red girl
10-17-2009, 05:34 PM
:shamshir:
آدرس منو بده آبجیت
Spring_red
10-17-2009, 06:44 PM
آبجی گلم اگه میخوای زیر پاش بشینی بگی که پرسپولیسی شه
نمیشه حرف تو کتش نمیره
کل خانواده من استقلالی هستن
فقط منم که بینشون پرسپولیسیم:red boy2:
همیشه و همه جا میگم فقط پرسپولیسسسسسسس:red boy2::گل::red boy2:
red girl
10-17-2009, 06:55 PM
میتونم تجسم کنم .. منم فقط یکی دارم اونم داداشم..
بقیه کل یوم اس تق لالین!
ولی خوب اس تق لالی حرص دادن لذت داره..:4:
نازنين
10-17-2009, 07:00 PM
http://perspolisnews.net/forum/member.php?u=1085
اين پروفايل نازنين در بدره!!!!!!!!!!!!!
rahim
10-17-2009, 07:03 PM
ميگم يكم سبزي هم بياريد پاك كنيد .براي غيبت كردن ميگن مفيده راستي به الهه خبر بدين تو غيبت كردن واينجور كارها استاده .
نازنين
10-17-2009, 07:08 PM
بهار و آيدا اگر كنجكاويد درباره من بدونيد بريد تو پروفايلم!!!!!!!!!!
http://perspolisnews.net/forum/member.php?u=1085
Spring_red
10-17-2009, 07:11 PM
آقا رحیم سبزی رو شما پاک کن چون در آینده کمک حال یه بنده خدایی برادر
ما هام که اصلا غیبت تو وجودمون نیست نه نازنین؟؟؟
باز خدارو شکر تو داداشتو داری آبجی جونم من چی بگم که هیچکس با من نیست
ولی یه تنه همشون و حریفم گوش شیطون کر
نازنين
10-17-2009, 07:13 PM
با وجود اونكه اونجا مسوليتم خيلي زياده ولي واقعا اينجارو هم دوست دارم و وقتي آن ميشم هردوطرف هستم!!!!!!!
رفتي پروفايلم رو ببيني؟ اسمم سرپرسته ولي كل مديريت فعلا با خودمه!!!!!!
Spring_red
10-17-2009, 07:20 PM
میرم میبینم گلم
نازنين
10-17-2009, 07:24 PM
بيا نظر بده!!!!!!!!!!!!! ببينم ناز نازي رو چطور ميبيني!!!!!!!!!!!!!!!!:khalal:
پروفايل نازنين ببينيد نظر بديد جايزه بگيريد!!!!!!!!
http://perspolisnews.net/forum/member.php?u=1085
:4::4::4:
نازنين
10-17-2009, 07:40 PM
گفتم كه چقدر اونجا دست تنهاااااااااااااااااااااا ااام!:(
red girl
10-17-2009, 07:56 PM
ای بابا کنجکاوی چیه
بنده خدا سوال پرسید
ما هم امار گرفتیم بهش جواب دادیم.
rahim
10-17-2009, 07:57 PM
درستش كردم :4:.ببخشيد خواستم بگم جالب بود خسته نباشيد .اميدوارم كه ناراحت نشده باشي.
نازنين
10-17-2009, 07:58 PM
حالا مگه من گفتم بده؟؟؟؟ اتفاقا وقتي اومدم اينجا خيلي از بچه ها توي تاپيك معرفي دوست داشتن از خودم بگم خب !اينم يه بهانه خوب براي بيشتر آشنا شدن !
اشكالي نداره آقا رحيم!!!!!!!!
rahim
10-17-2009, 08:12 PM
خواستگارهای عجیب در دنیا
خواستگاری در بی وزنی :
http://www.fun-group.info/pic/15-08-2009/K/001.jpg
یک مرد آمریکایی از دختر مورد علاقه اش در کابین یک بوئینگ 751 در حالی که در فضا شناور بودند، خواستگاری کرد.این مرد جوان به عنوان هدیه تولد نامزد چند ساله اش، او را به یک سفر با هواپیمایی که شرایط حاکم در فضا را شبیه سازی می کند دعوت و سپس هزاران متر برفراز دریا و در حالی که هر دو در فضای کابین شناور بودند ،از او خواستگاری کرد.
خواستگاری درمیان شعله های آتش :
http://www.fun-group.info/pic/15-08-2009/K/002.jpg
تاد، یک بدل کارعاشق که به دنبال شیوه جالبی برای گرفتن جواب مثبت از دختر مورد علاقه اش بود تصمیم گرفت تا برای این که او را تحت تأثیر قرار دهد از یک سکوی بلند درون یک استخر و در حالی که آتش او را فراگرفته خود را پرتاب کند. برای این منظور تاد لباس مخصوصی تن کرد و در مقابل چشمان دختر خود را آتش زد و به سرعت از سکو به درون استخر پرید. پس از چند ثانیه تاد صحیح وسالم از استخر بیرون آمد در مقابل پشمان بهت زده ی ملیسا، زانو زده و از وی تقاضای ازدواج کرد.
خواستگاری در ارتفاع 6000 متری:
http://www.fun-group.info/pic/15-08-2009/K/003.jpg
ماتئو مارتینز، چتر باز ماهر، از دختر مورد علاقه اش در شرایطی که هر دو در ارتفاع 6000 متری از سطح زمین آماده انجام پرش با چتر بودند خواستگاری کرد.
خواستگاری ازطریق آگهی بازرگانی:
http://www.fun-group.info/pic/15-08-2009/K/004.jpg
راند به دنبال رمانتیک ترین روش برای خواستگاری از دختر رویاهایش بود و به این فکر افتاد که در بین برنامه ی تلویزیونی موردعلاقه دوست دخترش ظاهر شود و از او تقاضای ازدواج کند. بنابراین با برنامه ی مورد علاقه ای همسرش تماس گرفت و در ازای پرداخت مقداری پول آنها حاضر شدند که برای چند دقیقه تصویر راند را در زمان پخش اگهی های بازرگانی به روی آنتن بفرستند.
در 6 فوریه سال2006 ملیسا در حال تماشای برنامه خود بود که ناگهان تصویر راند روی صفحه تلویزیون او ظاهر می شود و از او سوال معروف" با من ازدواج می کنی" را می پرسد و ملیسا هم که بسیار ذوق زده شده بود همانجا جواب مثبت را میدهد. اگر چه راند قادر به شنیدن آن نبود.
خواستگاری مجازی:
http://www.fun-group.info/pic/15-08-2009/K/005.jpg
برنی پنگ 26ساله اهل نیو جرسی حدود یک ماه برای برنامه ریزی مجدد بازی تلاش کرد و موفق شد که طوری آن را برنامه ریزی کند که زمانی که تیمی لی ، دختر مورد علاقه اش آن را بازی می کند و امتیاز بالایی کسب می کند یک انگشتر نامزدی صورتی بر روی صفحه به همراه سوال " با من ازدواج می کنی" پدیدار شود.
شرکت سازنده این بازی زمانی که متوجه شد برنی بازی آنها این چنین ماهرانه هک کرده نه تنها از وی شکایت نکرد بلکه حاضر شد بخشی از هزینه ی ازدواج او را متقبل شوند.
خواستگاری با چتر:
http://www.fun-group.info/pic/15-08-2009/K/006.jpg
شان پالمگرن، یک عاشق خلاق آمریکایی ، برایخواستگاری از دختر مورد علاقه اش به تعداد حروف عبارت انگلیسی will you marry me "" چتر خرید و بر روی هر یک، یکی از واژه ها ی این جمله را نوشت. سپس آنها را بین تعدادی از دوستان خود پخش کرد. شان از دوست دخترش ، بتسی، خواست تا با هم در یک پارک قدم برنند همینطور که در حال قدم زدن بودند، بتسی چند مرد را دید که همهگی زیر آفتاب چتر بالای سرخود گرفته اند. او از این اقدام آنها تعجب کرد و اما دیری نپایید که تعجب او تبدیل به احساس شوق فراوان شد. با اشاره ی شان ناگهان همه ی چتر پایین آورده شدند و عبارت " با من ازدوج می کنی" را در مقابل چشم های بتسی نقش بستند..
استفاده از تام کروز برای خواستگاری:
http://www.fun-group.info/pic/15-08-2009/K/007.jpg
جائو کارتینر یک تصویربردار است که برای شبکه RTP پرتغال کار می کند. وی در فرصتی که تام کروز برای انجام یک مصاحبه در این شبکه حاضر شده بود از او خواست تا از طرف او از سونیا، دختر مورد علاقه اش خواستگاری کند. جائو یک کلیپ از تام کروز تهیه کرد و با موافقت RTP این کلیپ از طریق این شبکه پخش شد. در این کلیپ تام کروز از جانب جائو از سونیا خواستگاری کرد.
http://www.fun-group.info/pic/15-08-2009/K/008.jpg
یک سرمایه دار مشهور اوکراینی برای خواستگارییک گروه تئاتر را اجاره کردو به کمک آنها نماشنامه ای با عنوان " رمانتیک ها " تهیه کرد و خود نقش اول آن را بر عهده گرفت. در روز اجرای این نمایش جنادا زالینسکس 36 ساله دختر مورد علاقه خود، ویکتوریا، را به دیدن این نمایش دعوت کرد. جنادا در حالی که یک نقاب به صورت داشت روی صحنه آمد و در حالی که قرار بود عشق خود را به بازیگر زن مقابلش ابراز کند رو به ویکتوریا که در میان تماشاگران نشسته بود کرد و گفت: : "دختری که دوست دارم نامش ویکتوریاست و در ردیف ششم نشسته است.ویکتوریا با من ازدواج می کنی؟"
نازنين
10-17-2009, 09:35 PM
خيلي جالب بود !!!!!!!!
RED STORM
10-17-2009, 10:10 PM
السلام علیک یا...
اه چقدر لوس و بی مزه شده این تیکه
البته حق بدید از 4 صبح تا حالا یه کله بیرون از خونه
دیگه رسما کشش ندارم!
به خفیه اعتقاد دارید؟
Masoud
10-18-2009, 12:11 AM
خوب دوستان باز هم هجرت ما شروع شد و میریم ایشالله امشب به سوی شمال
البته این سری کامپیوتر هست و سعی میکنم کارت اینترنت پیدا کنم و انلاین شم تا ایشالله 1 ماه دیگه adsl وصل بشه.
زیاد مواظب انجمن باشید دیگه
پست خداحافظی بود دیگه این برای غیبت احتمالا چند روزه.
روزها و شبهای خوبی در ارتش سرخ داشته باشید
redsun
10-18-2009, 12:58 AM
سلام جمیعا
همه خسته نباشید
اه چه روزهای مزخرفی شده همش کلاس همش مخ همش خستگی
نمیشه برگردیم به بچگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Karim
10-18-2009, 01:00 AM
مسعود جان خدا پشت وپناهت.نمیدونی این رفتنهای تون چقدر نور امید رو در دل بچه ها روشن میکنه که!
انگار که سیزده بدر میشه...
pesarjonoob
10-18-2009, 05:31 PM
سلامی به گرمی بندر عباس .به تمام ارتش سرخی ها
سلام به دوستان
من گرسنمه
یکی به دادم برسهههههههه
نازنين
10-18-2009, 06:09 PM
http://api.ning.com/files/XOSCZXA9hrl-RWKSe9N4omTcsTUrsgIkMZgkfdgmog06K3Ak3z7IBMlpSDbPep cL2k-BCaeEPo4crpwpHmCKuW4Un4itWGfL/persiangraphic_Pizza_.jpg
بفرما سارا جان ..نوش جاااااااااااااااااااااااا ااااان
وااااااااااااای
قربون دست
ولی چاق میشم من
اما عیب نداره میخورم
یکی بهم توصیه کرده چاق شم:4:
zamara
10-18-2009, 06:28 PM
:گل:سلام به سارا خانم گل و عزيز و همچنين به نازنين خانم خوب و مهربون و همه بچه هاي گل ارتش سرخ.:گل:
سارا خانم نوش جان دست نازنين جان هم درد نكنه ، بخور تا كمي جون بگيري و انرژي كسب كني كه بايد كلي كار انجام بدي!!
كل آپارتمان بهم ريخته و بايد سه سوته نظم و ترتيب اونجا رو فراهم كني.
راستي ناقلا كي بهت توصيه كرده كه بايد چاق بشي !!!!؟:24:
حیف که نمیشه اینجا گفت آقا اسماعیل :moong:
آپارتمانو که باید بکوبم به دلیل سیل عظیم مشتریان دیگه آپارتمان ظرفیت نداره
نازنين
10-18-2009, 06:39 PM
قابلي نداشت سارا جان!!!!!!!! رژيم و اينا رو بي خيال!!!!! خوش باش جيگرم!:moong:
آقا اسماييل مهربوني از خودته!!! من كه كوچيك همتون هم هستم!!!!:6:
نازنین تو با آپارتمانا مشکل نداشتی؟
RED STORM
10-18-2009, 06:57 PM
حیف که نمیشه اینجا گفت آقا اسماعیل :moong:
آپارتمانو که باید بکوبم به دلیل سیل عظیم مشتریان دیگه آپارتمان ظرفیت نداره
بابا بگو اینجا بچه ها با هم رو بازی میکنن:aasab:
بابا بگو اینجا بچه ها با هم رو بازی میکنن:aasab:
یکی که خیلی دوسش دارم بهم گفت:4:
zamara
10-18-2009, 07:12 PM
بابا بود يا مامان !؟
نكنه آبجي كوچولو بوده ؟ يا داداش گلت ؟
هر كي بوده مطمئن باش كه دوست داره و به فكر سلامتي توست.
نازنين
10-18-2009, 07:32 PM
نه گلم من كه مشكلي نداشتم.. ولي يه دو روز مريض بودم اين بي معرفتا يه سري نزدن!!!!!!!
Tesoke
10-18-2009, 07:50 PM
دوستان من مدتی نیومدم اینجا الان کمی قاطی کردم و بادم رفته مثلا red strom کی بود :4:
میشه خودتون رو معرفی کنید ؟
مسعود و کریم که می شناسم . الهه و سارا رو به یاد دارم بقیه نمی شناسم :taslim
نازنين
10-18-2009, 07:56 PM
من ريش سفيدم و جديدم!!!!!!!:4:
red storm = پوياااا
ديگه كي مي خواي بشناسي:khalal:
امین بیشتر بچه ها جدیدن من خودم نمیشناسمشون
Spring_red
10-18-2009, 08:02 PM
منو چی منم میشناسید یا نه؟
نه تو رو نمیشناسه من میدونم
Spring_red
10-18-2009, 08:16 PM
پس تو هم منو نمیشناسی نه؟؟؟
چرا شک کردم رو اسمت
هم نوشتی زینب هم یه جا گفتین بهار
Spring_red
10-18-2009, 08:32 PM
خوب اسم اصلیم بهار
زینب داستان داره گلم
یه چیز دیگه طرفدار پروپاقرص محسن گل
خوشبختم بهار جون
بعدا واسم زینب رو تعریف کن
Tesoke
10-18-2009, 08:34 PM
زینب و نازنین رو نمی شناسم . سارا این کیه تو اواتارت؟:4:
چشاتو درویش کن
به تو چه کیه
مگه خودت خواهر مادر محترم نداری؟ها؟؟؟؟؟
Tesoke
10-18-2009, 08:37 PM
چشاتو درویش کن
به تو چه کیه
مگه خودت خواهر مادر محترم نداری؟ها؟؟؟؟؟
آخه تو عکس چشماش جوریه که داره منو صدا میزنه :5: خودش منو میخواد:4:
Spring_red
10-18-2009, 08:41 PM
خوب باشه سارا جون میگم
آقا امین زینب نه بهار خوشبختم هم با شما هم با سارا
مخلص هر چی پرسپولیسی
Tesoke
10-18-2009, 08:43 PM
خوب باشه سارا جون میگم
آقا امین زینب نه بهار خوشبختم هم با شما هم با سارا
مخلص هر چی پرسپولیسی
منم همین طور :گل:
سارا اسم منو خوب یادشه :4:
امین توهم زدی در حد تیم ملی
منم همین طور :گل:
سارا اسم منو خوب یادشه :4:
بگو ماشالا حافظه:5:
AmiR TiFo36
10-18-2009, 11:48 PM
سلام به همه دوستاي گلم
خوبين؟ دلم واستون تنگيده
واسه 2مين بار از انجمن دور افتاده بودم به دليل مشكلات فني!!! (تا 2نشه بازي نشه)
از اين به بعد بيشتر در خدمتيم...
Karim
10-19-2009, 12:46 AM
به به!برادر امیر
بچه ها یه چی بگم بخندین ازدست خل بازیهای امیر
امیر فکر کرده بود بازی پرسپولیس و ملوان تو خونه ملوانه.رفته بود انزلی زنگ زده بود میگفت کریم بازی لغو شده؟:24:
نازنين
10-19-2009, 01:46 AM
امشب سرور خيلي اذيتم كرد!!!!!!!
AmiR TiFo36
10-19-2009, 02:04 AM
به به!برادر امیر
بچه ها یه چی بگم بخندین ازدست خل بازیهای امیر
امیر فکر کرده بود بازی پرسپولیس و ملوان تو خونه ملوانه.رفته بود انزلی زنگ زده بود میگفت کریم بازی لغو شده؟:24:
كريم جون دفعه بعد خواستي بچه هارو بخندوني از داستانهاي واقعي استفاده كن كه بعدش خاليش در نياد بخوره تو ذوقت... :4:من رشت بودم نه انزلي
البته پويا ميدونه واسه چه كار مهمي:moong: رفته بودم كه قيد استد رفتن رو زدم:4:
redsun
10-19-2009, 02:14 AM
سلام به همه دوستاي گلم
خوبين؟ دلم واستون تنگيده
واسه 2مين بار از انجمن دور افتاده بودم به دليل مشكلات فني!!! (تا 2نشه بازي نشه)
از اين به بعد بيشتر در خدمتيم...
امیر جون سلام
من فکردم به جا گوشی خودت را دزدیند دیگه نیومدی:aasab:
خیلی از این خدمت بنده را ناراحت می کنید :shamshir:
من فکر کردم آمپولیا منقرض شدند دیگه :shamshir:
redsun
10-19-2009, 02:16 AM
دوستان مخصوصا نازتین گل
امدم اعلام کنم بنده به مدت 48 ساعت غایب می باشم
دنبالم نگردید که یافت نمی شم
آیدا هم گویا نت خرابی داره حالا انشاالله به زدودی درست بشه برگرده
redboy2atishe
10-19-2009, 04:44 AM
خدا همیشه از این سفر ها نصیبت کنه البته به مسئولین بگید وقتشو یکم بیشتر کنن ...
Karim
10-19-2009, 12:12 PM
كريم جون دفعه بعد خواستي بچه هارو بخندوني از داستانهاي واقعي استفاده كن كه بعدش خاليش در نياد بخوره تو ذوقت... :4:من رشت بودم نه انزلي
البته پويا ميدونه واسه چه كار مهمي:moong: رفته بودم كه قيد استد رفتن رو زدم:4:
حیف که اس ام اسی که نوشته بودی انزلیم جات خالی و...رو پاک کردم وگرنه به عنوان مدرک الصاقش میکردم به پرونده ات...
نازنين
10-19-2009, 02:39 PM
سلام بر اهالي دوست داشتني ارتش سرخ........حال و احوال چطوره؟؟؟؟؟
Spring_red
10-19-2009, 05:20 PM
من که زیاد خوب نیستیم
اما امیدوارم اهالی ارتش سرخ خوب باشن
منم دارم از سردرد میرم کما
سوتی های امیر هم من ثبت میکنم از این به بعد
zamara
10-19-2009, 05:31 PM
اي داد و بيداد !! زينب خانم براي چي خوب نباشيد !!؟
خدا نكنه كه خوب نباشيد ، حتما با كمي ورزش و نرمش و پباده روي در هواي آزاد هم حالت خوب ميشه و هم احساس سبكي خواهي كرد.
پس راه بيفت و برو براي ورزش و نرمش .
zamara
10-19-2009, 05:35 PM
اي بابا سارا خانم شما ديگه چرا !!!؟
چي چي رو دارم ميرم كما !!!؟
مگه الكيه !! پاشو پاشو تو هم اول برو يك قرص سردرد بخور و اگه خسته از كار روزانه هستي نميخواد قرص بخوري ، فقط نيم ساعت بخواب و بعدا يك دوش سبك بگير و بعد كمي هم نرمش كن ، هم سرحال ميشي و هم سردردت خوب ميشه .
بعد هم برو سراغ برج ارتش سرخ ببين كارها خوب پيش ميره يا نه .
آقا اسماعیل اگه تو به فکر ما نباشی دیگه هیچکی به فکر ما نیست
تا الان کلاس بودم
اومدم اینجا ببینم حالم بهتر میشه یا نه
Spring_red
10-19-2009, 05:40 PM
ایشاالله که خوب شی عسیسم
تو هم ایشالا زودتر حالت خوب شه خوشگلم
نازنين
10-19-2009, 05:59 PM
واااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااي آقا اسماييل مرررررررررررررررررررررررر ررسي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من الان تو فضاممممممممممممممممممم .................يكي منو بياره پاييييييييييييييييييين
خيلي لطف داريييييييييييييييييييييي يييييين .. هم شما هم تمام بچه ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همتون رو خيلي زياد دوست دارم..................
به خدا من لايق انتخاب شما نبودممممممممممممم
بقيه بچه ها هيلي از من بهتر بودن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به هر حال مرررررررررررررررررررررررر ررررررررررررررررررسيييييي ييييييييييييييييييييييييي
:گل::گل::گل::گل::گل::گل::گل::گل:: ل::گل::گل::گل::گل::گل::گل::گل::گ ::گل::گل::گل:
نازنين
10-19-2009, 06:03 PM
تقديم به همه دوستهاي پر محبتم توي ارتش سرخ!!!!!!!!
http://istor.indyarocks.com/trphotos/ATcAAACXN_vaDJZ9173Rn09mTZQ1oLbMqysYUnqM3rvHofB2I9 WBNw_j_F4A8puTndugVSpmALTkIcHHnZhbzY8ajTKAJtU9VDzo kmYxFDIXyvY8vB4oF7CoFUow1205680951.jpg
http://www.jewelrybyrhonda.com/images/Shubes/narcissus.jpg
redboy2atishe
10-19-2009, 08:01 PM
تبریک میگم ...
همیشه سر بلند باشی باالاخص تو زندگی ...
شیرینیشو زود بده نازنین زوووووووووود
نازنين
10-19-2009, 10:21 PM
مرسي سامان عزززززززيز
مرسي ساراي گلللللللل
سارا جون ببخشيد
من الان ديدك كه توي چت روم درباره من حرف زدي اگر ديده بودم ميومدم....
از بس هر وقت ميرم كسي اونجا نيست اصلا يادم ميره!!!!!! چت روم هم داريم
كاش يه ساعت قرار ميزاشتيم تا هركي ميتونه همون ساعت بياد همه دور هم باشيم
راستي شيريني مي خواي؟؟؟؟؟ روي چششششششششششم
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/f/f2/pictures11122.jpg
نازنين
10-19-2009, 10:22 PM
http://www.118-mashaghel.com/uploads/posts/2009-06/1244703271_cookies.jpg
مرسیییییییییییی
بیا چت روم ببینم تو رو من
نازنين
10-19-2009, 10:45 PM
سارا علنا من رو گذاشتي سر كار!!!!!!! يادت باشه
من چندبار اومدم چت روم نيستي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نه تو نه هيچ كدوم از بچه ها!!!!
دلم گرفت!
monji
10-19-2009, 10:50 PM
سلام
ورود امیر عزیز رو دیدم
خیلی خوشحال شدم . بهش خوش آمد مجدد میگم
انجمن جای خالیش رو داد میزد نه فریاد میزد
شاید هم باسکوتش نبود امیر عزیز رو گریه میکرد
نمیدونم
اصلا این انجمن حس داره یعنی احساس
مثلا اگه ده روز یا مثلا بیشتر کریم نیاد یا مثلا پویا یا هر کاربر دیگه ای
این انجمن دلش تنگ میشه؟؟؟؟؟
نمیدونم
شاید ما ها بهش جوون دادیم و حسمون رو بهش میدیم
نمیدونم
آها راستی یه چیزی رو میدونم
صدا. چرا دست نوشته هر کاربری رو میخونم احساس میکنم با صدای خودش داره برام تعریف میکنه؟؟؟؟
بعد از این
یه چیز عجیب در مورد آقا سامان گل
کاراکاس پایتخت ونزوئلاست؟
دمش گرم
پرسپولیس و هواداراش رو میگم
وقتی قطبی میگفت تیم بین المللی باورمون نمیشد
نازنين
10-19-2009, 10:54 PM
چه لفظ قلم حرف ميزني آقا مسعود :4:
انجمن ديگه چي گفت!!!!!!!!!!!!!!!!!من مي خوام بازم بشنوممممممم:dava m:
RED STORM
10-19-2009, 10:59 PM
انجمن خسته انجمن تنها!
انجمن شلوغ انجمن خوشحال!
امیر دوباره ناپدید شد
مثلث قدرت دوباره داره جون میگیره
p و a هستن فعلا
نازنين
10-19-2009, 11:02 PM
:4:البته اين هرم زير مجموعه قله هستش كه بالاي اون قله هم نازنين ميدرخشد!!!!!!!!:khalal:
RED STORM
10-19-2009, 11:05 PM
ولی جدا اون ضلع سوم هم اگه برگرده خیلی خیلی عالی میشه
البته باید با کتک برگردونمش!
نازنين
10-19-2009, 11:10 PM
پويا خشن مي شود ........ !!! برنامه امشب آپارتمان ارتش سرخ!!!!!!!!!!!!:4:
RED STORM
10-19-2009, 11:12 PM
راستی یه نکته دیگه
منم از امروز انگار پیشکسوت شدم:6:
تبریک به خودم و اینا:4:
حالا دست دست:hora:
نازنين
10-19-2009, 11:16 PM
مباركه !!!!!!!!!..نميدونم من كي از ريش سفيدي در مياااااااااااااام:shamshir:
به افتخار پيشكسوت جديد بزن كف مرتب روووووووو:hora:
نازنين
10-20-2009, 01:14 AM
بچه ها من رفتم لالااااااااااااااااااااا توي آپارتمان سرو صدا نكنيد ها!!!!!!!!!
گرچه سارا جون هست حواسش هم حسابي جمعه!!!!!!!
پس شبتون خوش!!!!!!
pesarjonoob
10-20-2009, 08:18 AM
راستی یه نکته دیگه
منم از امروز انگار پیشکسوت شدم:6:
تبریک به خودم و اینا:4:
حالا دست دست:hora:
منم بتو که پیشکسوت شدی تبریک میگم:گل:
وبه این که داش امیر گل برگشته وامیدوارم که گروه ماپ کامل داخل انجمن باشن.
نازنين
10-20-2009, 01:10 PM
سلامممممم بچه ها كوشيد!!!!!!!!!!!!!!! دلم براتون تنگيده!!!! نميدونم اين آيدا كجا غيبش زده!!!!!!!
نازنين
10-20-2009, 05:29 PM
چراااااااااااااا هيچكي نيستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت تتتتتتتتتتتت دلم تركيد خوب!!!!!!!!!:((
pesarjonoob
10-20-2009, 06:26 PM
سلام دوستان خوبید.خیلی خلوته
pesarjonoob
10-20-2009, 06:47 PM
روز دختر به دخترهای انجمن تبریک میگم
zamara
10-20-2009, 06:50 PM
چرا هيچكي نيست؟ من كه هستم شما هستيد ، محمد پرسپوليسي هم هست ، شما شروع كنيد مطمئن باشيد بقيه هم پيداشون ميشه.
pesarjonoob
10-20-2009, 06:57 PM
خودرو X12 (رانا) دومین محصول با نشان ایران خودرو
خودرو ایکس دوازده در راستای توسعه برند ملی ایران خودرو با طراحی و استانداردهای روز، مناسب برای خانواده، ارزان قیمت و درکلاس C خودرو صندوقدار تعریف شده است.
تولید و عرضه همزمان خودرو ایکس دوازده درایران و در چهار قاره جهان از ویژگی های دومین خودرو با برند ملی ایران خودرو است.
این خودرو اولین خودرو ایرانی در تطابق با الزامات استاندارد محافظت ازعابر پیاده (Pedestrian impact) درهنگام تصادف است و همچنین اولین خودرویی است که استانداردهای آلایندگی یورو 4 و 5 را اخذ می کند.
در راستای کسب مزیت رقابتی در بازار های خارجی، خودرو ایکس دوازده علاوه بر استانداردهای روز اروپا جایگاه بسیار مطلوبی در رده بندی ایمنی در میان خودروهای همکلاس برمبنای معیار EUroNCAP 3 ستاره بر اساس سطح ایمنی تعریف شده برای سرنشینان و عابر پیاده دارد. با طراحی و توسعه بخش عمده ای از زیر مجموعه های پلتفرمی، خودرو ایکس دوازده برروی پلتفرمی با مالکیت
معنوی شرکت ایران خودرو به بازار عرضه خواهد شد.
: "رانا " نام تجاری ایکس 12 است، به عنوان دومین برند ملی ایران خودرو پس از سمند رونمایی شد.
با طراحی و توسعه بخش عمده ای از زیر مجموعه های پلتفرمی ، خودرو ایکس دوازده برروی پلتفرمی با مالکیت معنوی شرکت ایران خودرو به بازار عرضه خواهد شد .
دومین خودرو با برند ملی ایران خودروبا تنوع گسترده در موتورهای 6/1 لیتری بنزینی و 7/1 لیتری (موتور ملی پایه گازسوز )و تجهیزات جانبی ارائه می شود بطوریکه مشتریان ، امکان انتخاب مدل های متنوعی از این خودرو را دارند . این محصول در انتهای سال 1388 روانه بازار های داخلی و خارجی خواهد شد .
تیراژ نهایی تولید خودرو رانا ، سالانه 150 هزار دستگاه است و در بازاز داخلی این محصول بدون محدویت عرضه خواهد شد ضمن آنکه طبق برنامه ریزی های انجام شده ، 25 درصدتیراژ تولید این خودرو روانه بازارهای خارجی خواهد شد .
محمدی ـ مدیر پروژه رانا ـ با اشاره به اینکه این خودرو در کلاس C محسوب میشود، خاطرنشان کرد: این خودرو خودرویی است در ابعاد سمند و پژو ٢٠٦ اسدی که برای خانواده مناسب محسوب میشود.
وی با اشاره به اینکه این خودرو با استاندارد یورو ٥ برای صادرات عرضه خواهد شد، خاطرنشان کرد: رانا استانداردهای اتحادیه اروپا (EEC/ECE) را پاس میکند و برجستهترین ویژگی این خودرو این است که با استاندارد تصادف با عابر تطابق دارد و در حین تصادف، عابر کمترین صدمه را خواهد دید.
او موتور، گیربکس، صندلیها و دیگر اجزای این خودرو را جدید دانست و گفت: روی پلتفرم و قوای محرکه آن استفاده از موتور ملی را در نظر گرفتهایم. همچنین موتور ١٦٠٠ سیسی برای بازار داخل و صادرات و موتور دیزلی از دیگر گزینههای در نظر گرفته شده برای این خودرو هستند. مالکیت گیربکس آن نیز مربوط به ایران خودرو است.
وی با اشاره به گروههای مختلف برای عرضه رانا خاطرنشان کرد: در گروه اول این خودرو با ترمز ABS ، کولر، فرمان هیدرولیک و ایربگ (کیسه ایمنی هوا) راننده عرضه میشود، ولی درگروه دوم ایربگ سرنشین نیز به آن اضافه خواهد شد. همچنین بازارهای غرب آسیا، خاورمیانه و روسیه و کشورهای مشترکالمنافع از بازارهای هدف این خودرو محسوب میشوند. ضمن اینکه در نظر داریم این خودرو را در سایتهایمان در سوریه، ونزوئلا، آذربایجان و در آینده در چین نیز تولید کنیم.
ه گزارش ایسنا، قیمت پایه این خودرو با موتور بنزینی قرار است بین ١٠ تا ١٠.5 میلیون تومان در بازار عرضه شود. همچنین ایران خودرو قصد دارد از موتورهای ١٦٠٠ سیسی TU5 و موتورهای پایه گازسوز ١٧٠٠ سیسی (موتور ملی) روی آن استفاده کند.
همچنین قرار است از موتور دیزلی در این خودرو استفاده شود، ولی به دلیل وجود گازوئیل داخلی نامناسب به دلیل گوگرد بالا، قرار است که این محصول با موتور دیزلی برای صادرات در نظر گرفته شود.
http://www.salijoon.info/mail/880728/kh/1.jpg
http://www.salijoon.info/mail/880728/kh/2.jpg
http://www.salijoon.info/mail/880728/kh/6.jpg
http://www.salijoon.info/mail/880728/kh/9.jpg
http://www.salijoon.info/mail/880728/kh/120014_263.jpg
http://www.salijoon.info/mail/880728/kh/120021_241.jpg
Spring_red
10-20-2009, 07:20 PM
سلامممممممممممممممممممممم
خوبید بچه ها؟؟؟
دلم تنگیده بود براتون
نازنازی جون این روز و بهت تبریک میگم هر چند فکر کنم دیر شد:lover:
فقط پرسپولیس
pesarjonoob
10-20-2009, 08:11 PM
بعقیه برن گوشه بوق بزنن نه من که به همه تبریک گفتم
سلااااااااااااااام
روز دختر تبرییییییییییییییییک
redboy2atishe
10-20-2009, 08:37 PM
مبارک باشه این ولادت و این روز ...
Spring_red
10-20-2009, 08:43 PM
سارا جونم تبریک:red boy2:نازنازی عسل تبریک:red boy2:آیدا جیگر تبریک:red boy2:الهه عزیزم تبریک:red boy2:
میلاد حضرت فاطمه معصومه را به شما پسرا تبریک میگممممممممممممممممممم:red boy2::red boy2::red boy2:
عشق است پرسپولیس قهرمان
این دخترا کجان؟؟؟؟
چرا نمیان؟
نازنین کجای تووووو؟
روزت مبارک گلم
بیا بساط جشنو آآماده کنیم
بهار تو هم بیا کمک
rahim
10-20-2009, 09:55 PM
ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه آخه؟ ما يک مشت ايرونی داريم توی بهشت که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان! هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جايی نميرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... يکی از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن .
خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، فرزندان من هستند و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نسيت! برو يک زنگی به شيطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی يعنی چی!!!
جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روی پيغامگير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بفرماييد؟
جبرئيل ميگه: آقا سرت خيلی شلوغه انگار؟
شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن! تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!! جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...
monji
10-20-2009, 10:01 PM
مرسی رحیم
مثل همیشه غافلگیرانه و منحصر به فرد
این روهم من میزارم امیدوارم بچه ها بخونن خودم خیلی خندیدم البته کمی خنده یه ذره تعجب و بهضی وقتها هم فکر مثل بالاییی:
حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
فاطمه دریایی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم، نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پاها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ماها را.....؟؟؟
بسی جالب بود.
رحیم جان تو از این کارام بلد بودی ما نمیدونستیم؟
نازنين
10-20-2009, 10:06 PM
به به به به لذت برديم !!!!!!!! و ديگر هيچ !:4:
pesarjonoob
10-20-2009, 10:39 PM
دوستان از ذخیره بیرون امدم من بازیکن اصلی تیم شدم هالا دیگه پرسپولیس میبره
monji
10-20-2009, 10:57 PM
فوتباليست هاي قديمي القاب بامزه يي داشتند. در سال هاي ابتدايي تشکيل فوتبال نوين در ايران براي برجسته کردن نام افراد لقبي را پشت اسم کوچک آنها مي آوردند. اين لقب گذاري ريشه در فرهنگ اجتماعي ايران دارد. از «علي سياه» و «حسن تارزان» و «حسين شلغم» و... اما در فوتبال هميشه القاب مورد اشاره به نام شخصيت ها، به آنها بار منفي نمي بخشد. در دهه 10 و 20 به حسين صدقياني اولين سرمربي تاريخ فوتبال ملي «حسين افندي» مي گفتند، ساير مردان درجه اول فوتبال آن روزها با نام هايي از اين دست ناميده مي شدند. به نحوي که عبدالله سعيدايي به خاطر شوت هاي سنگينش عبدالله شوتي و اکبر حيدري به خاطر حضورش در تيم توفان و احتمالاً بازي هاي خوبش اکبر توفان ناميده مي شدند. عباس تنيده گر بازيکن سيه چرده آن سال ها را نيز «عباس سياه» مي ناميدند. آن گونه که به عزيز اقتدار، «عزيز قبله» و به احمد خطيبي «احمد خوکي» مي گفتند. القاب فوتباليست ها در دهه 30، سيري گذرا داشت. شايد تغيير نظام اجتماعي و فرهنگي حاکم بر جامعه مهم ترين دليل اين امر بود اما به هر حال اين اتفاق عملي شد. در دهه چهل همزمان با تثبيت سلطنت، توجه جامعه به حاشيه ها مضاعف شد. اين بار، القاب مثبت بيشتر در جامعه به کار برده شد. در دهه چهل به همايون بهزادي، سرطلايي و به مرحوم حميد شيرزادگان «پاطلايي» مي گفتند. در آن سال ها به عزيز اصلي هم به خاطر انعطاف بدني بالا، عزيز فنر گفته مي شد. در ساليان دهه پنجاه، اين روند ادامه دار بود. رضا وطن خواه به خاطر شباهت هايي که با فاکتي مدافع چپ ايتاليايي داشت به رضا فاکتي معروف بود. به قليچ خاني هم «سردار» مي گفتند اما در اين ميان لقب پرطمطراق «سلطان» ابتدا به علي جباري در ميان استقلالي ها اطلاق مي شد اما بعدها اين لقب به علي پروين اختصاص داده شد و علي جباري از حافظه فوتبالي هاي آن سال ها پاک شد. اين معروف ترين القاب دهه پنجاه بود، در حالي که نمونه القاب در آن سال ها ادامه داشت. به دکتر محمدرضا زادمهر به خاطر گل هايي که در دقايق آخر بازي مي زد، گربه سياه مي گفتند و ناصر حجازي را هم به خاطر درخشش فوق العاده و تيزچنگي در مهار توپ ها، «عقاب» مي ناميدند. در دهه شصت باز هم اسامي ساده و بعضاً تکراري بود. در اين دهه به جاي ناصر حجازي به بهروز سلطاني لقب «عقاب آسيا» را داده بودند. علي پروين به «سلطاني» خود در فوتبال مي پرداخت. به رحيم ميرآخوري از آن جهت که بعد از هر موفقيت دستان را به آسمان بلند مي کرد «رحيم خدا» مي گفتند. فرشاد پيوس به خاطر گل هاي بسياري که در اواخر دهه زد به «فرشاد آقاي گل» معروف شد. رفته رفته القاب فوتباليست ها شباهت هاي آنها با فوتباليست هاي بزرگ دنيا شد اما برخي اوقات اين شباهت ها عجيب بي نمک بود. به شکورزاده، شکور مارادونا مي گفتند. کرماني را با به به تو مقايسه مي کردند. حتي به ميرشاد ماجدي، ماجدي کلينزمان مي گفتند که اين آخري واقعاً عجيب بود.مشهورترين شباهت در اين عرصه به رضا شاهرودي تعلق گرفت که او را شاهرودي مالديني مي گفتند،
سال 1380، وقتي تيم ملي فوتبال ايرلند به تهران آمد، ياران اين تيم به علي کريمي لقب «miracle» دادند، از آن زمان در ايران هم نام علي کريمي، به جادوگر تغيير يافت. در بوندس ليگا هم به مهدي مهدوي کيا و وحيد هاشميان دو بازيکن ايراني لقب موشک و هلي کوپتر را دادند،
القاب بازيکن ها و مربيان رفته رفته کوچه بازاري شد، ديگر به هر هافبک وسطي لقب ژنرال مي دادند و به هر مدافع وسطي آقاي x باتعصب مي گفتند. ديگر اين القاب روي آدم ها نمي نشست. از حجازي کاپلو بگيريد تا پروين بکن باوئر، القابي که از 80 سال قبل هويت بازيکن ها شده بود مرد و رفت. اين فوتبال ديگر به بازيکن و عناصر انساني خود لقبي نمي دهد،
rahim
10-20-2009, 11:01 PM
مسعود عزيز با حال بود يك كوپي ازش بگير بزار تو تاپيك دانستني هاي فوتبال .
pesarjonoob
10-21-2009, 12:15 AM
راستی این تاپیک صندلی داغ بست شده انگار فکنم نازنین خانوم اعلان امادگی کرده بود اقا پویا برو کمکش کن اگر خواسته شرکت کنه .بهاله
Spring_red
10-21-2009, 04:54 PM
بابا باریکلا به داش رحیم
جذاب شدی گفتاراتم مثل خودت جذاب هستن:red boy2:
rahim
10-21-2009, 11:47 PM
منون ابجي تازه كجاش ديدي.
-------------------------------
]کنسروهای غذایی موجود در سوپر مارکت چینی !!!
http://www.postsmile.com/img/marine/60.gif
کنسرو ران قورباغه ساده با فلفل تند !!
http://www.yabdoo.com/users/26/gallery/1828_p71022.jpg
http://www.postsmile.com/img/marine/55.gif
]
کنسرو ملخ با ادویه کاری قرمز !!!
http://www.yabdoo.com/users/26/gallery/1828_p71023.jpg
http://www.postsmile.com/img/marine/53.gif
کنسرو سوسک آبی هیکل دار با ادویه کاری زرد !!!
http://www.yabdoo.com/users/26/gallery/1828_p71028.jpg
.
.
.
.
http://www.postsmile.net/img/26/2677.gif
این دیگه کنسروی نیست ؟!!!!!
عقرب ها برشته !!!
http://www.yabdoo.com/users/26/gallery/1828_p71027.jpg
مخلوط از حشرهای برشته !!!
http://www.yabdoo.com/users/26/gallery/1828_p71026.jpg
http://www.postsmile.com/img/marine/05.gif[/align]
[كنسرو مارمولک ندارم شیشه ای هست !!!
http://www.yabdoo.com/users/26/gallery/1828_p71025.jpg[http://www.postsmile.com/img/marine/43.gif
این هم مار !!!
http://www.yabdoo.com/users/26/gallery/1828_p71024.jpg
http://www.yabdoo.com/users/26/gallery/1828_p71029.jpg[/align]
مورچه با خاکش
](آجیل چینیhttp://forum.liverpoolfc.ir/images/smilies/39.gif)
http://www.yabdoo.com/users/26/gallery/1828_p71021.jpg
البته لازم به ذكر هست كه از اينجور اقلام خوراكي در دكه مملي هم موجود بود وعلت پلمپ دكه ي ايشون هم همين اجناسي هستند كه ايشون از چين وارد مي كردند .
redsun
10-22-2009, 12:43 AM
حضور گرم خودم را اعلام می کنم
ای داد بی داد چرا ما جوانها اینقدر باید تو جوانی مون بدویم تا چی بشه به کجا برسیم آخرش چی؟
خسته شدم از بس به این در و آن در زدم
واقعا خستم
تا چهارشنبه ی هفتهی آینده اینقدر کار دارم که ره چی فکر می کنم می بینم بهتر برم خود کشی کنم
یک بهترین راه خودکشی را میشه به من معرفی کنه
لطفا بدون درد باشه
pesarjonoob
10-22-2009, 12:49 AM
عجب این سوپر مارکت یا موستند راز بقا.
pesarjonoob
10-22-2009, 12:52 AM
اره یک راه بلدم صبح بری صیادی دریا بعد بیای صیدت پاک کنی بعد دیگه بری دریا تا شپ . خودکشی سخت میشه. البته خودکوشی راه دیگیم داره
redsun
10-22-2009, 01:07 AM
این که همون کار خودم شد با این تفاوت که دریا نمیرم خیابان گردی می رم
نه یک راه بی درد بگو
مثلا برم خودم از سی وسه پل پرت کنم اما فکر نکنی غرق میشما نه ضربه مغزی میشم چون آب نداره رودخانه
pesarjonoob
10-22-2009, 01:22 AM
نه یک روش دیگه صبح برو مدرسه .شب درس بخون بعد دیونه میشی .میری خودتو میکوشی خوبه
redboy2atishe
10-22-2009, 03:28 AM
حضور گرم خودم را اعلام می کنم
ای داد بی داد چرا ما جوانها اینقدر باید تو جوانی مون بدویم تا چی بشه به کجا برسیم آخرش چی؟
خسته شدم از بس به این در و آن در زدم
واقعا خستم
تا چهارشنبه ی هفتهی آینده اینقدر کار دارم که ره چی فکر می کنم می بینم بهتر برم خود کشی کنم
یک بهترین راه خودکشی را میشه به من معرفی کنه
لطفا بدون درد باشه
به جون بچه هام خوب جایی اومدی ...
منو نیگا میر ناصر خسرو میگی سیانور میخوام.هر کپسول 2.5 میلی گرمه که 05/0 گرم برای شما بسه ...
اونو میخوری یه اب پرتقال یاب هلویی میزنی روش ....
قیمتشم 20000تومنه البته هزینش برات مهم نیست دیگه اصلا مهمون من http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1382/821205/Irshahr/003408.jpg
pesarjonoob
10-22-2009, 11:29 AM
اون گفته بودم خودکوشی راهدیگه هم داره اینه مهمونی میبری برات سیانور میدن .خوب بید
الهه خودکشی لازم نیست بیا پیش خودم تو رو از ضلع و زاویه و مرکز به دو نیمه مساوی تقسیم میکنم
rahim
10-22-2009, 05:36 PM
زندگی من از 9 ماهگی تا 90 سالگی!
http://www.pakhme.com/khabar/nini24.jpg
پس از 9 ماه ورجه وورجه متولد شدم !
یک سالگی : در حالیکه عمویم من را بالا و پایین میانداخت و هی میگفت گوگوری مگوری ، یهو لباسش خیس شد !
چهارسالگی : در حین بازی با پدرم مشتی محکم بر دماغش زدم و در حالیکه او گریه میکرد ، من میخندیدم ! نمیدانم چرا ؟!
هفت سالگی : پا به کلاس اول گذاشتم و در آنجا نوشتن جملاتی از قبیل آن مرد آمد ، آن مرد با BMW آمد !!!! را یاد گرفتم !
نه سالگی در حین فوتبال توی کوچه شیشه همسایه را شکستم ولی انداختم پای !!! پسز همسایه دیگرمان ! بنده خدا سر شب یک کتک مفصل از باباش خورد تا دیگر او باشد که شیشه همسایه را نشکند و بعدش هم دروغکی اصرار کند که من نبودم پسر همسایه بود که الکی انداخت پای من !!!
دوازده سالگی : به دوره راهنمایی و یک مدرسه جدید وارد شدم در حالی که من هنوز به اخلاق ناظم آنجا آشنا نشده بودم ولی ناظم آنجا کاملا به اخلاق من آشنا شده بود و به همین خاطر چندین و چند منفی انضباط گرفتم ! البته به محض اینکه به اخلاق ایشان آشنا شدم چند پلاستیک پفک در لوله اگزوز ماشینش فرو کردم !
هجده سالگی : در این سال من هیچ درسی برای کنکور نخواندم ولی در رشته ی میخ کج کنی واحد بوقمنچزآباد ( البته یکی از شعب توابع روستاهای بوقمنچزآباد ) قبول شدم !!
بیست و چهار سالگی : در این سال دانشگاه به اصرار مدرک کاردانیام را که هنوز نیمیاز واحدهایش مانده بود تا پاس شود ، به من داد !!!!
بیست و شش سالگی : رفتم زن بگیرم گفتند باید یک شغل پردرآمد داشته باشی . رفتم یک شغل پردرآمد داشته باشم ، گفتند باید سابقه کار داشته باشی . رفتم دنبال سابقه کار که در نهایت سابقه کار به من گفت : بی خیال زن گرفتن !!!
سی و سه سالگی : بالاخره با یکی مثل خودمون که در ترشی قرار داشت ! قرار مدارهای ازدواج و خواستگاری و عقد و بله برون و ... رو گذاشتیم !
چهل و یک سالگی : در این سال گل پسر بابا که میخواست بره کلاس اول ، دوتا پاشو کرده بود تو یه کفش که لوازم التحریر دارا و سارا میخوام بردمش لوازم التحریری تا انتخاب کنه !
شصت و شش سالگی : تمام دندانهایم را کشیده بودم و حالا باید دندان مصنوعی میخریدم . به علت اینکه حقوق بازنشستگی ما اجازه خریدن دندان مصنوعی صفر کیلومتر !!! را نمیداد ، دندان مصنوعی پدربزرگ همکلاسی سابقم رو که تازه به رحمت خدا رفته بود !!! برای حداکثر بیست سال اجاره کردم .معلوم بود که این دندان مصنوعی ها یک بار هم مسواک نخورده ولی خوبیش این بود که حداقل شب ها یک لیوان آب یخ بالای سرم بود !
هفتاد و هشت سالگی : به علت سن بالای من و همسرم ، پسرانمان ( بخوانید عروسهایمان ) ما را به خانه هایشان راه نمیدادند
هشتاد و پنج سالگی : بلافاصله بعد از خوردن یک کله پاچه ی درست و حسابی دندان مصنوعی ها را به ورثه دادم تا دندانهایش را بین خودشان تقسیم کنند !
نود سالگی : همه فامیل در مورد اینکه من این همه عمر کرده بودم ، زیادی حرف میزدند و فردای همین حرفهای زیادی بود که به طور نا بهنگامی خدا بیامرز شدم !!!
redsun
10-22-2009, 07:59 PM
با تشکر از همه ی دوستان اما فکر کنم همون سی و سه پل خودمون بهتر باشه دردش یک آنه دیگه احساس خفگی (سامان) و ضرب وشتم (سارا) هم نداره
اما جدی من نمی دونم چرا از برد امروز زیاد خوشحال نیستم شاید چون فکر می کنم همین یک دفعه بود دوباره هفته بعد روز از نو روزی از نو
redboy2atishe
10-22-2009, 08:05 PM
پرسپولیس رو باش داره رو دیوار کی سیزده به در مینویسه ...
ایشالا قربانی بعدی تراکتور بعدیش استیل بعدیش ...
Spring_red
10-23-2009, 12:00 PM
ای جان چه بازی توپی بودددددددددددددددد
فوق العاده بودددددددددددددددد
دمشون گرمممممممممممممممم
عشق فقط پرسپولیس محبوب منننننننننننننننننننننننن نننننننننننن
ایشاالله تراکتورم له میکنیممممممممممممممم
نازنين
10-23-2009, 12:17 PM
بچه ها 2 روز نبودم دلم حسابي براتون تنگيده!!!!!!!!!!
Spring_red
10-23-2009, 12:22 PM
ما هم همین طور ناز نازی جون
نازنين
10-23-2009, 12:30 PM
مرسي خانومي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سارا جون جون تشكر زدي!!!!! خودت كوشي؟؟ تو خوبي گلم؟
redboy2atishe
10-23-2009, 07:45 PM
اره ایشالا 2شنبه تراکتور سواری ولی من بازی رو نمی بینم اعصابم داغان شده....
نازنين
10-23-2009, 07:48 PM
چرا سامان جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
redboy2atishe
10-23-2009, 07:49 PM
کلاس و بد بختی ومصیبت و ....
نازنين
10-23-2009, 08:33 PM
خدا نككنه!!!!!!!!!!!! نميتوني زير آبي بري؟
RED STORM
10-23-2009, 08:34 PM
اتفاقا منم نمیبینم
تو غم هم شریکیم!
نازنين
10-23-2009, 08:37 PM
من جاي شما باشممممممممممم تعطيل ميكنم!!!!!!اصلا ديگه معروف شدم سر اين قضيه!!!!!
AmiR TiFo36
10-23-2009, 09:46 PM
من كه ديروز پيچوندم رفتم استد
دوشنبه و شنبه بعد هم همينكارو ميكنم...چون اگه نپيچونم بازيرم نميتونم ببينم!
همه بهم ميگن تو ديوونه اي با اينكه تو دربي گوشيتو زدن باز پا ميشي ميري استد!
ولي من خوشحالم كه خوب برديم و يه روز زيبا تو 36 داشتيم با بكس تيفوسي
تازه آخرشم با شعر زيبايي كه تو امضام هست جشن گرفتيم
چه حالي داد...صداش هنوز تو ذهنمه...
روياي شيرين شبهاي من...
RED STORM
10-23-2009, 10:14 PM
پس اینو میخوندن
یکی از بچه های فروم دنبالش بود
pesarjonoob
10-23-2009, 10:35 PM
سلام بچها .بازی با سایپا هال کردم خوب تماشا چی ها تشویق میکردن
نازنين
10-23-2009, 10:43 PM
ايول امير پس تو هم مثل مني!!!!!!!!!! جالبه پسرها ميان سر كلاس ولي من نميرم!!!!!!! تازه استاد ها هم ديگه فهميدن.... مي گن خانم فلاني الان داره فوتبال مي بينه!
AmiR TiFo36
10-23-2009, 10:46 PM
آره همين بود.كليپشو دارم آماده ميكنم با كيفيت مناسب مبذارم واسه دي ال
خيلي قشنگه يه حس حماسي داره توش...!
كلا از اول بازي تو 36 وايساده بوديم و تشويق ميكرديم و تيم گل ميزد!
موندم بازي با تراكتور رو چجوري بپيچونم برم استد!!!
نازنين
10-23-2009, 10:48 PM
تو ميتوني!!!!!!!!!!!!!!
راستي كسي سوال نداره صندليتون چه يخه :-"
RED STORM
10-23-2009, 10:56 PM
من سوالام یکم خاصه !!!
بیام بپرسم؟
در ضمن این محدودیت 10 تا سوال دست و بال ما رو بسته!
AmiR TiFo36
10-23-2009, 11:07 PM
من سوالام یکم خاصه !!!
بیام بپرسم؟
در ضمن این محدودیت 10 تا سوال دست و بال ما رو بسته!
نترس بابا
من ميدونم ميخواي چي بپرسي!
آخريشم اينه كه باباي سمير نصري رو ديدي تا حالا؟...:4:
RED STORM
10-23-2009, 11:12 PM
نه سری اول که هنوز طرف خوب گرم نشده که اون سوال رو نمیپرسن!:4:
اول با سوالای آسون باید شروع کرد!!!!!!
نازنين
10-23-2009, 11:30 PM
من از قبل با سوالاي وحشتناك تو آشنام پويا!!!!!!
RED STORM
10-23-2009, 11:47 PM
احسنت بر تو
خودت اصرار کردی
وگرنه من بیرون گود نشسته بودم
redboy2atishe
10-23-2009, 11:51 PM
من اصلا رو اون صندلی نمی شینم ...
پویا اینقد اون شعله رو زیاد میکنه که .... میشه صندلی جهنمی
نازنين
10-23-2009, 11:53 PM
اما من عاشق تنوعممممممممم! پس بازم رو اين صندلي ها ميشينم!!!!
RED STORM
10-23-2009, 11:59 PM
من اصلا رو اون صندلی نمی شینم ...
پویا اینقد اون شعله رو زیاد میکنه که .... میشه صندلی جهنمی
کی ؟
من؟:4:
من خودم قربانی این صندلی شدم
به قول شاعر من با دردا خراشیده شدم ولی در عوض محکمو تراشیده شدم(یا یه چیزی تو همین مایه ها)
حالا تو بیا و به عنوان نفر بعدی اعلام آمادگی کن:aasab:
من قول میدم سوالامو تلطیف کنم!:4:
redboy2atishe
10-24-2009, 12:17 AM
من شکر میخورم ...
نازنين
10-24-2009, 01:04 AM
من كه الان كله ام منفجر شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!
redsun
10-24-2009, 02:08 AM
سلام بر همگی امروز نه چشم دارم نه حال از بس پشت این سیستم نشستم و به این پروژه ی لعنتی ور رفتم
آقایان و خانم های صندلی داغی فوت بدهم خدمتتون
AmiR TiFo36
10-24-2009, 10:13 PM
اين صندلي نفرين شدس توسط يكي از دختراي قبلي و پيشكسوت اينجا
من خودمم هنوز روش ننشستم با اين كه 1ساله اينجام هنوز تايم رو مناسب نشستن نديدم! آخه خطرناكه!!!
نازنين
10-24-2009, 11:30 PM
اما من نشستم خوش ميگذره!!!!!!!!!!!!:4::moong:
Karim
10-25-2009, 12:19 AM
سلام خدمت دوستان.احتمالا متوجه حضور کم رنگ من در طی هفته گذشته در انجمن شده اید.
اما دلیلش رو خواستم بیان کنم.
2مسئله باعث عصبانیت و ناراحتی من بیش ازسایرین مسایل میشد!
1. سیاست
2.پرسپولیس
پارسال بعد ازبازی پرسپولیس-ملوان دور برگشت که دراستادیوم بودم و2-0 باختیم و کلی ناراحت شدم وعصبی و...تصمیم گرفتم پرسپولیس رو ترک کنم!چون بیش از اینکه باعث شادیم بشه باعث ناراحتیم میشه!بحمد الله پس از 4.5ماه تونستم ترکش کنم!به قولی بعد ازدربی پاک پاک شدم!
البته این ترک کردن بدون نرفتن به استادیوم،ندیدن ونشنیدن بازیها وعدم پیگیری اخبارتیم و...میسر نبود!
البته این ترک کردن به معنای تعصب زدایی است نه دوست نداشتن!
درمورد سیاست هم که بماند...
این ها رو گفتم تا زمینه ای باشد برای خداحافظی همیشگی طی چند روز آتی(چقدر کتابی من مینوسیم امشب!).تصمیم گرفتم وارد سایتهایی که باعث تحریکم میشن نشم!
این است تنها دلیل دل کندن من ازانجمن.ولا غیر
تا جمعه هم بنده رو تحمل کنید،یک عمر صفا کنید!
redsun
10-25-2009, 12:29 AM
ااااااااا یعنی دیگه بعد از جمعه نمیای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟
Karim
10-25-2009, 12:32 AM
چطوری گلم؟(ببین چقدر دم آخری مهربون شدم!).
فکر نمیکنم معنی دیگه ای داشته باشه پست آخر من!
redsun
10-25-2009, 12:43 AM
ااااااااا نه نرووووووووووووووووووووووو وووووووو
آخه واسه چییییییییییییییییییییی
حالا من با کی کل کل کنممممممممممممممممممممممم ممممممممممممم
redboy2atishe
10-25-2009, 01:56 AM
کریم ضد حال زد ورفت و برد وکشت و مرد و خورد و یه ابم روش ...
pesarjonoob
10-25-2009, 12:58 PM
بازی برد باخت داره این قانون فوتباله دوستان یادتون باشه .پرسپولیس هم از این قانون پیروی میکنه ونمیشه که یک تیم .همه با زی هاشو ببره .
ولی امیدوارم پرسپولیس دیگه همه با زی هاشو ببره .
نازنين
10-25-2009, 01:16 PM
من باز مفجر شدمممممممممممممممممم:4:
RED STORM
10-25-2009, 01:36 PM
؟
به چه منظور؟
چون کریم داره میره (یا شایدم رفته)؟
Masoud
10-25-2009, 04:23 PM
اوضاع کماکان بد هست چون خبری از adsl نیست
دعا کنید وضع درست شه.
تنهایی دارم دیونه میشم تو نور
تنها کاری که فعلا دارم دیدن لاست هست !!!!!
امیدوارم کارا درست شه.
اگه adsl وصل شه واسه ارتش سرخ هم میخوام کارای بزرگی کنم
کریم رفتی نرفتی فهمیدی؟؟؟؟؟
سلام مسعود خان ،دانشجو ی تنها..
zamara
10-25-2009, 05:26 PM
سلام خدمت دوستان.احتمالا متوجه حضور کم رنگ من در طی هفته گذشته در انجمن شده اید.
اما دلیلش رو خواستم بیان کنم.
2مسئله باعث عصبانیت و ناراحتی من بیش ازسایرین مسایل میشد!
1. سیاست
2.پرسپولیس
پارسال بعد ازبازی پرسپولیس-ملوان دور برگشت که دراستادیوم بودم و2-0 باختیم و کلی ناراحت شدم وعصبی و...تصمیم گرفتم پرسپولیس رو ترک کنم!چون بیش از اینکه باعث شادیم بشه باعث ناراحتیم میشه!بحمد الله پس از 4.5ماه تونستم ترکش کنم!به قولی بعد ازدربی پاک پاک شدم!
البته این ترک کردن بدون نرفتن به استادیوم،ندیدن ونشنیدن بازیها وعدم پیگیری اخبارتیم و...میسر نبود!
البته این ترک کردن به معنای تعصب زدایی است نه دوست نداشتن!
درمورد سیاست هم که بماند...
این ها رو گفتم تا زمینه ای باشد برای خداحافظی همیشگی طی چند روز آتی(چقدر کتابی من مینوسیم امشب!).تصمیم گرفتم وارد سایتهایی که باعث تحریکم میشن نشم!
این است تنها دلیل دل کندن من ازانجمن.ولا غیر
تا جمعه هم بنده رو تحمل کنید،یک عمر صفا کنید!
سلام كريم جان:
من اصلا به اين پستت تشكر و سپاس نميزنم و اصلا از اين تصميمت خوشحال و راضي نيستم.
يعني چي آخه !!!؟
چرا بچه بازي در مياري ؟
من كه دليل اصلي رفتنت رو ميدونم و اين هم از بزرگواري زياد توست كه اين دو مورد رو كه اصلا با عقل جور در نمياد و منطقي نيست عنوان كردي!!!!!!!!
انتظارم از تو خيلي بيشتر از اينها بود و به هيچ عنوان اين اخلاقت رو نمي پسندم.
آدم بايد صبور و مثل كوه استوار و پايدار باشه و با كوچكترين موضوعي عقب نكشه .
يعني چي كه ميگي بخاطر باخت پرسپوليس در مقابل ملوان از اين تيم دلزده شدم و يا بقيه بهانه ها !!!؟
پرسپوليس توي رگ و خون توست و مطمئن باش كه هيچ وقت نميتوني اونو از خودت جدا كني و يا اينكه عنواتن ميكني بخاطر سياست !!!!
تو به سياست چكار داري ؟ اصلا سياست چه ربطي به هواداري من و تو از پرسپوليس و ورزش داره ؟
اين حرف ها و بهونه هاي بچه گانه رو بزار كنار و مثل هميشه به فعاليتت ادامه بده وگرنه ميام تهران و پيدات ميكنم و حسابي از خجالتت در ميام !
اينو جدي جدي ميگم كريم ، فكر نكن كه فقط يك حرفي زدم و ديگه پيگيرش نيستم.
اين رو نه من كه همه ميدونن تو يكي از پايه هاي اصلي اين سايت هستي و اصلا سايت ارتش سرخ بدون نام كريم رد هميشه يك پاش ميلنگه ، فهميدي ؟
از فردا مثل يك هوادار خوب و متعصب و عاشق پرسپوليس مياي و دوباره مثل گذشته به فعاليتت ادامه ميدي .
اين آخرين حرف منه . والسلام
pesarjonoob
10-25-2009, 05:40 PM
کریم بیا منطزرم این پرسپولیس همیشه قهرمانه اینو برات قول میدم
rahim
10-25-2009, 09:11 PM
خير سرمون بعد يك استراحتي اومديم انجمن باز يك خبر اعصاب خورد كن شنيديم .
اخه كريم .................. اين چه كاريه كه داري ميكني با اين وضعيت غيبتهاي مكرر دوستان لطف وصفاي انجمن روبه زواله شايد بهتره ما هم يكم استراحت كنيم .
اون از اون تيفوس اون يكي دخان كه يك روز در هفته شده وكريمو هم كه رفت اين چه وضعيه انجمن داره پيدا مي كنه .
حالمون گرفتيد حلوات بخورم كريم با اين پست دادنت.
Spring_red
10-25-2009, 10:59 PM
این بحثارو بیخیال دوستان گل انجمن
رفتم سر تمرین بچه های پرسپولیس نمیدونید ذوق مرگ شده بودم
از 2 تا شون چشم بر نمیداشتم علیرضا و محسن وایییییییییییییییییییی چه ماهی دیدم هنوز توش موندم
تازه از تو ماشین همشون و دیدم
یه لحظه آرزو کردم جای پسرا باشم
pesarjonoob
10-25-2009, 11:06 PM
من امروز هالم گفته است دوستان من برم فردا میام امیدوارم کریم هم ببینم .کریم بیا بجون خودم عکس از میدان شهرداری میگرم برات میزارم .فعلا دوستان با اجازه.ببخشید سارا خانوم از پستم ناراحت شدی ویرایش میکنم.
نازنين
10-25-2009, 11:08 PM
اين كريم خودش رو لوس ميكنه!!!!!!!!!! مگه ميشه پرسپوليس رو بي خيال شد !اون ذاتيه!تعصب و عشق ما خدا دادي هست!!!!!
كريم برگرد ديگه! لوووووووووووووووووووووس و سوسوووووووووووووووووووووو ل نباش!!!!!
Spring_red
10-25-2009, 11:12 PM
قربونت برم سارا جون آره همه میگن
و اما آقا کریم برادر باز چی شده شما میخوای بری این انجمن چرا اینجوری شده
از بس این اس اسی ها میان چشم میزنن به خاطر همین انجمن داره از هم میپاشه دیگه
آقا کریم نرین دیگه
redsun
10-26-2009, 12:55 AM
واقعا منم در حیرتم از این تصمیم کریم
ای کاش تصمیمش عوض میشد ....
redboy2atishe
10-26-2009, 07:17 AM
امیدوارم کرانچار بازی در نیاره و نیاد ...
رو حرفش بمونه واسه خودش بهتره وگرنه ما که دلتنگ همه ایییم اگه اومد قدمش رو چشم
اگه نیومدم که نشان عضم استوارشه ...
کریم که نمی تونه نسبت به پرسپولیس بی تفاوت باشه یعنی هیچ پرسپولیسی نمیتونه.
اما اگه 0.1 فقط 0.1% بتونه نتیجه می گیریم که کریم اصلا طرفدار پرسپولیس نبوده که این غیرممکنه
بهتره ادما با خودشون صادق باشن ...من حرف از تعصب ندارم اما اگه پرسپولیسی فقط پرسپولیس
رو دوست داشته باشه(نه بیشتر) حتی نتایجش رو هم دنبال نکنه از ناکامی پرسپولیس ناراحت میشه
و با موفقیتش خوشحال و بیخود ....
کریم.داداشی.پرسپولیس واسه ما(خودم) یه عادت شده مثه ناخون خردن مثه لجبازی مثه شاد کردن
بقیه مثه خیلی چیزایه
دیگه.پس نمی تونیم ترکش کنیم.چرا؟اخه ترک عادت واسه ما مرضه ...
ادعای ادم فرهیخته و عاقل رو نداریم اما عادتمونو به مرض ترجیح می دیم.این عادت و دوسش داریم
باش زندگ می کنیم.پایه این عادت سرخمونم میمیریم ...
زندگی بدون پرسپولیس اب تو هاون کوبیدن واسه ما ...به خودت دروغ نگو.تو هم بدون اون نمی تونی
دووم بیاری.حتی اگه شده صبح ها که میری دنبال هر کاری چشت به یکی از روزنامه های دکه ی سر
خیابونتون بخوره که عکس بازیکنارو زدن یا یکی از تیترا بزرگتر و قررمزتر از بقیست که نا خوداگاه میری
سمت دکه ...
من کوچیکتر از اونیم که بخوام این قضایا رو برات تشریح کنم اما پرسپولیسی بودن فقط اومدن و پست دادن
نیست ... بالاخره این راه که شما رفتی واز انجمن گذشتی رو هممون به خاطر شرایط مختلف تجربه
می کنیم اما نه به این قیمت شما.نه به قیمت گذشتن از یه تیم که همه دلخوشیمونه ...
اگه این پست و خوندی که هیچ اگه هم نخوندی هر جا هستی ارزوی استحکام و موفقیت برات دارم
کریم عزیز ...
Karim
10-26-2009, 01:00 PM
کریم ضد حال زد ورفت و برد وکشت و مرد و خورد و یه ابم روش ...
کریم این همه کارو کی انجام داد؟!:4:
؟
به چه منظور؟
چون کریم داره میره (یا شایدم رفته)؟
ازپرسپولیس بپرس پویا جان:4:!
کریم رفتی نرفتی فهمیدی؟؟؟؟؟
سلام مسعود خان ،دانشجو ی تنها..
عجله داری مثل اینکه ها.گفتم که تا جمعه تحملم کنید...
سلام كريم جان:
من اصلا به اين پستت تشكر و سپاس نميزنم و اصلا از اين تصميمت خوشحال و راضي نيستم.
يعني چي آخه !!!؟
چرا بچه بازي در مياري ؟
من كه دليل اصلي رفتنت رو ميدونم و اين هم از بزرگواري زياد توست كه اين دو مورد رو كه اصلا با عقل جور در نمياد و منطقي نيست عنوان كردي!!!!!!!!
انتظارم از تو خيلي بيشتر از اينها بود و به هيچ عنوان اين اخلاقت رو نمي پسندم.
آدم بايد صبور و مثل كوه استوار و پايدار باشه و با كوچكترين موضوعي عقب نكشه .
يعني چي كه ميگي بخاطر باخت پرسپوليس در مقابل ملوان از اين تيم دلزده شدم و يا بقيه بهانه ها !!!؟
پرسپوليس توي رگ و خون توست و مطمئن باش كه هيچ وقت نميتوني اونو از خودت جدا كني و يا اينكه عنواتن ميكني بخاطر سياست !!!!
تو به سياست چكار داري ؟ اصلا سياست چه ربطي به هواداري من و تو از پرسپوليس و ورزش داره ؟
اين حرف ها و بهونه هاي بچه گانه رو بزار كنار و مثل هميشه به فعاليتت ادامه بده وگرنه ميام تهران و پيدات ميكنم و حسابي از خجالتت در ميام !
اينو جدي جدي ميگم كريم ، فكر نكن كه فقط يك حرفي زدم و ديگه پيگيرش نيستم.
اين رو نه من كه همه ميدونن تو يكي از پايه هاي اصلي اين سايت هستي و اصلا سايت ارتش سرخ بدون نام كريم رد هميشه يك پاش ميلنگه ، فهميدي ؟
از فردا مثل يك هوادار خوب و متعصب و عاشق پرسپوليس مياي و دوباره مثل گذشته به فعاليتت ادامه ميدي .
اين آخرين حرف منه . والسلام
آقا اسماعیل عزیز.دلیل ترک انجمن رو دروغ نگفتم.البته مسائل دیگه ای نظر حجم کاری،مشغله های فراوان و...هم دخیل بود.اما خدایی اونی که فکر میکنید ومن هم میدونم که چی فکرمیکنین نیست.من اگر ازشرایط انجمن ناراضی بودم به زبون میاوردم همیشه.من کسی نبوده نیستم که قهر کنم.فکرمیکردم تاحالا شناخته بوده باشید منو...
من نگفتم چون به ملوان باختیم دلزده شدم!
من کسی بودم که به خاطر استرس دربی نتونستم بخوابم و تا 5صبح پای کامپیوتر بودم و با وبکم عکس گرفتم از خودم وگذاشتم توانجمن و رفتم استادیوم و توی راهرو کمی خوابیدم!
من به خاطر نتایج تیم و ...این تصمیم رو نگرفتم.من از استرس متنفرم.برای آرامش و شادی خودم ازهیچ کاری دریغ نمیکنم.نمیدونید فوتبال جدید pes چقدر منو خوشحال کرده که بابتش ال سی دی 22 اینچ فول اچ دی میخرم فردا!
کریم خر کیه؟گنده تر از کریم هم رفتند و آب ازآب تکون نخورد.گرچه رفتن من با بقیه فرق میکنه.
خير سرمون بعد يك استراحتي اومديم انجمن باز يك خبر اعصاب خورد كن شنيديم .
اخه كريم .................. اين چه كاريه كه داري ميكني با اين وضعيت غيبتهاي مكرر دوستان لطف وصفاي انجمن روبه زواله شايد بهتره ما هم يكم استراحت كنيم .
اون از اون تيفوس اون يكي دخان كه يك روز در هفته شده وكريمو هم كه رفت اين چه وضعيه انجمن داره پيدا مي كنه .
حالمون گرفتيد حلوات بخورم كريم با اين پست دادنت.
رحیم جان آرزوی خوردن حلوای منو باید به گور ببری
من امروز هالم گفته است دوستان من برم فردا میام امیدوارم کریم هم ببینم .کریم بیا بجون خودم عکس از میدان شهرداری میگرم برات میزارم .فعلا دوستان با اجازه.ببخشید سارا خانوم از پستم ناراحت شدی ویرایش میکنم.
محمد جان کریم داره میره وتوهنوز غلط املایی داری!؟!کار من ازعکس فلکه شهرداری بندر عباس و...گذشته
اين كريم خودش رو لوس ميكنه!!!!!!!!!! مگه ميشه پرسپوليس رو بي خيال شد !اون ذاتيه!تعصب و عشق ما خدا دادي هست!!!!!
كريم برگرد ديگه! لوووووووووووووووووووووس و سوسوووووووووووووووووووووو ل نباش!!!!!
نازنین جان اصلا لوس بازی درنمیارم.
منم فکر نمیکردم بشه.اما تونستم.
یه زمانی میگفتم چطور یه آدم دلش میاد استقلالی باشه!؟
یا پرسپولیس رو دوست نداشته باشه و...
من هنوز نرفتم که برگردم!چقدر عجله داری.یعنی اینقدر از بودن من احساس ناراحتی میکنی؟:4:
قربونت برم سارا جون آره همه میگن
و اما آقا کریم برادر باز چی شده شما میخوای بری این انجمن چرا اینجوری شده
از بس این اس اسی ها میان چشم میزنن به خاطر همین انجمن داره از هم میپاشه دیگه
آقا کریم نرین دیگه
انجمن ازهم نمیپاشه تا قلم امثال شماها هست بهار خانوم..
امیدوارم کرانچار بازی در نیاره و نیاد ...
رو حرفش بمونه واسه خودش بهتره وگرنه ما که دلتنگ همه ایییم اگه اومد قدمش رو چشم
اگه نیومدم که نشان عضم استوارشه ...
کریم که نمی تونه نسبت به پرسپولیس بی تفاوت باشه یعنی هیچ پرسپولیسی نمیتونه.
اما اگه 0.1 فقط 0.1% بتونه نتیجه می گیریم که کریم اصلا طرفدار پرسپولیس نبوده که این غیرممکنه
بهتره ادما با خودشون صادق باشن ...من حرف از تعصب ندارم اما اگه پرسپولیسی فقط پرسپولیس
رو دوست داشته باشه(نه بیشتر) حتی نتایجش رو هم دنبال نکنه از ناکامی پرسپولیس ناراحت میشه
و با موفقیتش خوشحال و بیخود ....
کریم.داداشی.پرسپولیس واسه ما(خودم) یه عادت شده مثه ناخون خردن مثه لجبازی مثه شاد کردن
بقیه مثه خیلی چیزایه
دیگه.پس نمی تونیم ترکش کنیم.چرا؟اخه ترک عادت واسه ما مرضه ...
ادعای ادم فرهیخته و عاقل رو نداریم اما عادتمونو به مرض ترجیح می دیم.این عادت و دوسش داریم
باش زندگ می کنیم.پایه این عادت سرخمونم میمیریم ...
زندگی بدون پرسپولیس اب تو هاون کوبیدن واسه ما ...به خودت دروغ نگو.تو هم بدون اون نمی تونی
دووم بیاری.حتی اگه شده صبح ها که میری دنبال هر کاری چشت به یکی از روزنامه های دکه ی سر
خیابونتون بخوره که عکس بازیکنارو زدن یا یکی از تیترا بزرگتر و قررمزتر از بقیست که نا خوداگاه میری
سمت دکه ...
من کوچیکتر از اونیم که بخوام این قضایا رو برات تشریح کنم اما پرسپولیسی بودن فقط اومدن و پست دادن
نیست ... بالاخره این راه که شما رفتی واز انجمن گذشتی رو هممون به خاطر شرایط مختلف تجربه
می کنیم اما نه به این قیمت شما.نه به قیمت گذشتن از یه تیم که همه دلخوشیمونه ...
اگه این پست و خوندی که هیچ اگه هم نخوندی هر جا هستی ارزوی استحکام و موفقیت برات دارم
کریم عزیز ...
داداش عزیز.من همه اون مراحل رو طی کردم.وارد سایت خبرورزشی وایران ورزشی وگل ودنیای فوتبال و ابرار و نشریه اینترنتی جهان ورزش هم دیگه نمیشم!سر به دکه ها هم نمیزنم.
مخلص همه تون هستم.مرسی از ابراز احساسات وراهنمایی هاتون.
:گل:
کریم من با تو شوخی ندارماااااا
اگه بری از ضلع و زاویه بین به دو نیمه مساوی تقسیمت میکنم
اومدی اینجا اسیری آزادتم نمیکنیم
نازنين
10-26-2009, 04:27 PM
به خدا سوسوللللللللللللللللللللل للللللللللللللي اگه بري.. هيچ راهي هم نداره:4:
RED STORM
10-26-2009, 07:24 PM
من تازه میخواستم بیام پیشت
البته حالا هم مشکلی نیست حضوری با ایمان میام مختو میزنم:4:
rahim
10-26-2009, 08:05 PM
پويا جان رفيق از طرف من هم اختيار تام داري كه با ايشون بر خورد فيزيكي نماييد البته اگر جواب نداد زنگ بزن كهريزك بيان ببرنش خلاص.
rahim
10-26-2009, 08:56 PM
داش كريم حالا كه داري ميري اين را داشته باش.
----------------------------------------------------
بایست ..
اینجا سرزمین ِ خورشید است ...
اینجا طلایی ، به معنای واقعی ست ...
اینجا خروس – شب هم می خواند ...
اینجا روز ، آزاد است ...
بایست ..
رسیده ایم ...
دیگر تمام شد فاصله ...
دیگر دل ، بوی عرق نمی دهد ...!
دیگر هیچ مادری به خاطر آبستن شدن از زجر - نمی گرید ...
اینجا دیگر کسی از کویر خرده نمی گیرد که چرا انقدر داغی ...
بایست ..
ما اینجا تنها نیستیم ...
اینجا بوسه ، طعم دارد ...
اینجا نگاه ، پر از عطر لبخند است ...
اینجا ، دوست داشتنی ست ، مثل صدای گیتار !
بایست ..
تا کمی نگاهت کنم ...
تا کمی حرف بزنیم ...
تا به تو ثابت کنم که دوست داشتن چقدر لذت بخش است ...
بایست ...
تا در آغوش گیریم یکدیگر را ...
و برای پشت سر گزاردن فاجعه – با هم شادی کنیم ... !
روزهایی که با تو –
در جاده ی ذهنی که سرشار است از لمس سبز عشق
قدم می زنم ،
خاطره های تازه را نفس می کشم ...
روزهایی که در اوج تفکرات ناب ..
ملکه ی زیبای سرزمین شعرها را –
به ذهن ِ تنهایم دعوت می کنم ..
از رود ، به زلالی تو می رسم ...
تفکرات ناب ، همه از تو منشاء می گیرند ..
و شب پر شده است از خالصانه های تو !
اینجا سرزمین خورشید است ..
بایست ..
می خواهم ببوسمت ...
AmiR TiFo36
10-26-2009, 10:43 PM
دوستان كريم فعلا فوتبال (دنيا) زده شده
بذاريد يه مدت از اينجا و اين هياهو دور باشه حالش كه بهتر شد من خودم برش ميگردونم
چون ميدونم مارو از ياد نميبره
تو همين دربي موقعي كه به اس اس گل زديم من به خاطر گوشيم ناراحت بودم و اصلا خوشحال نشدم! ولي كريم اش از چشاش سرازير شده بود.مطمئن باشين هيچوقت مارو فراموش نميكنه من قول ميدم برش گردونم
درست ميشه ايشالا يه مدت بايد از ما دور باشه فقط
redboy2atishe
10-27-2009, 06:48 AM
اقا اسماعیل تایپیکی تحت عنوان کلوپ هواداران ستاره ی عراقی پرسپولیس درخواست میشه لطفا ...
زودتر بزنید جای خالیش به شدت احساس میشه ...
نازنين
10-27-2009, 10:31 AM
اين سامان خفن عاشق هوار شده هاااااااااااااااا
ولي خداييش خيلي با تعصب بازي ميكنه!!!!
دمش گرم
Karim
10-27-2009, 01:17 PM
کریم من با تو شوخی ندارماااااا
اگه بری از ضلع و زاویه بین به دو نیمه مساوی تقسیمت میکنم
اومدی اینجا اسیری آزادتم نمیکنیم
اهو!از وقتی ای دی اس ال دار شدی چقدر وقت واسه کارهای اضافی داری!:4:
به خدا سوسوللللللللللللللللللللل للللللللللللللي اگه بري.. هيچ راهي هم نداره:4:
از امیر بپرس سری آخری که واسش نذری بردم تیریپم ولایی بود یا سوسولی؟:24:
من تازه میخواستم بیام پیشت
البته حالا هم مشکلی نیست حضوری با ایمان میام مختو میزنم:4:
تشریف بیار پویا جان.خوشحال میشم
پويا جان رفيق از طرف من هم اختيار تام داري كه با ايشون بر خورد فيزيكي نماييد البته اگر جواب نداد زنگ بزن كهريزك بيان ببرنش خلاص.
محض اطلاع باید بگم خودامیر خان کهریزکی تشریف دارن و6ماه تعلیق شده اند!
داش كريم حالا كه داري ميري اين را داشته باش.
----------------------------------------------------
بایست ..
اینجا سرزمین ِ خورشید است ...
اینجا طلایی ، به معنای واقعی ست ...
اینجا خروس – شب هم می خواند ...
اینجا روز ، آزاد است ...
بایست ..
رسیده ایم ...
دیگر تمام شد فاصله ...
دیگر دل ، بوی عرق نمی دهد ...!
دیگر هیچ مادری به خاطر آبستن شدن از زجر - نمی گرید ...
اینجا دیگر کسی از کویر خرده نمی گیرد که چرا انقدر داغی ...
بایست ..
ما اینجا تنها نیستیم ...
اینجا بوسه ، طعم دارد ...
اینجا نگاه ، پر از عطر لبخند است ...
اینجا ، دوست داشتنی ست ، مثل صدای گیتار !
بایست ..
تا کمی نگاهت کنم ...
تا کمی حرف بزنیم ...
تا به تو ثابت کنم که دوست داشتن چقدر لذت بخش است ...
بایست ...
تا در آغوش گیریم یکدیگر را ...
و برای پشت سر گزاردن فاجعه – با هم شادی کنیم ... !
روزهایی که با تو –
در جاده ی ذهنی که سرشار است از لمس سبز عشق
قدم می زنم ،
خاطره های تازه را نفس می کشم ...
روزهایی که در اوج تفکرات ناب ..
ملکه ی زیبای سرزمین شعرها را –
به ذهن ِ تنهایم دعوت می کنم ..
از رود ، به زلالی تو می رسم ...
تفکرات ناب ، همه از تو منشاء می گیرند ..
و شب پر شده است از خالصانه های تو !
اینجا سرزمین خورشید است ..
بایست ..
می خواهم ببوسمت ...
رحیم جان شکی در عشق وعلاقه ات نسبت به من نیست.بدون بوسه هم قبول دارم:24:
باور کنید دوستان نه ناز میکنم نه لوس بازی درمیارم.
تصمیمم هم شخصی و به صلاحمه.
راستی دیروز ال سی دی 22 اینچ فول اچ دی خریدم:4:
از شر 17 اینچ قدیمی راحت شدم.گرچه 270 تومن پیاده شدم.
دنیا رنگ دیگه ای گرفته.آخه دنیای من کامپیوترمه.
چه حالی میده pes 2010.خوراک فیلمه.تا جمعه شب وقت فیلم دیدن ندارم.
از فردا کارم خیلی زیاد میشه...
:گل:
vBulletin v3.8.4, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.