انجمن های هواداران پرسپولیس
بازگشت   انجمن های هواداران پرسپولیس > فوتبال داخلی > کلوپ پرسپولیس > اسطوره های سرخ
اطلاع رسانی


آخرين ارسالهاي انجمن
پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش

#1

                      قدیمی 02-05-2016, 03:48 AM
Sh-Meteor
مدير انجمن
Sh-Meteor آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2014
نام حقیقی: شهاب
سن: 22
محل سکونت: تهران
ارسال ها: 3,375
تشکر: 5,319
تشکر شده 6,618 بار در 2,540 نوشته
بازیکن مورد علاقه: مهدوی کیا _ شوچنکو
مربی مورد علاقه: کارلو آنجلوتی
حالت من:
Khoonsard
Sh-Meteor is on a distinguished road
Post ♦ محراب شاهرخی (عمو محراب) ♦

محراب شاهرخی



"مروارید سیاه" و "بمب افکن جنوب" و "عمومحراب" القاب این اسطوره جنوبی می باشند. در دنیائیکه صداقت و جوانمردی رنگ باخته و بی مقدارگردیده است.وی مظهر صفا یک رنگی و مردانگی بود.

محراب شاهرخی متولد 1322-اهوازعضو باشگاههای کلوپ شنای اهواز از سال41 به مدت یک سال وی از سال 42 تا45 درشاهین تهران توپ زد بعد از آن یک فصل به دارایی در سال 46 پیوست. پیکان تیم بعدی وی بود که دو فصلی طی سال های 46تا48 درپایان این رقابت ها عمو محراب تا سال 54 به جمع پرسپولیسی ها اضافه شد، بعد از آن هم شهباز آخرین باشگاه مروارید سیاه دیار کارون بود. محراب شاهرخی به سالهای 42 تا53 طی یک دوره ای سیزده ساله به عضویت تیم ملی کشورمان درآمد و افتخارات زیادی به همراه این تیم کسب نمود.

عمو محراب بچه جنوب با مرام و مسلک منحصر به فردش خیلی زود دروازه های شهرت را بر روی خود گشوده دید وعازم پایتخت شد تا شاهینی شود. وی سالها درشاهین ماند تا روزی که بر اثر یک اختلاف ساده راهی دارایی شد. و از آنجا که در آن برهه زمانی این دو تیم منحل شده بودند با جمعی از رفقای سابقش به پیکان وسپس به پرسپولیس پیوستند.

افتخارات عمو محراب برابراست با افتخارات فوتبال ایران از راهیابی به المپیک 1964 "توکیو" تا قهرمانی در جام "ملت های آسیا"

جوادالله وردی روایت تلخی از زندگی این اسطوره ملی بازگو می کند: سال 53 زمانیکه تازه به پرسپولیس رفته بودم به باشگاه سرزدم عمومحراب را نامه بدست دیدم، تلخ و گرفته به نظرمی رسید، گفتم عمو چه شده است، که وی در جواب گفت :هیچ، باشگاه از من(محراب شاهرخی)، هادی طاوسی، هنریک سرکیسیان و بیوک وطن خواه خواسته از فوتبال خداحافظی کنیم یا به باشگاه دیگری برویم، نامه را نگاه کردم که نوشته بود:

"آقای محراب شاهرخی فوتبالیست ارزنده پرسپولیس با تشکر از زحمات بسیاری که برای این تیم کشیده اید به اطلاعتان می رسانیم که از این به بعد می توانید فوتبال راهر کجا که می خواهید ادامه دهید".

اشک درچشمان عمومحراب حلقه زده بود با بغض گفت: لااقل از ما دعوت نکردند و یک چای تلخ و بسکوییت جلویمان نگذاشتند تا بعد از آن همه زحمتی که برای این تیم کشیده بودیم با احترام بیشتری بیرونمان می کردند.

عمومحراب بعد ازاین واقعه تلخ به شهباز پیوست تا با همشهریش شادروان "ناظم گنجاپور" دیگر اسطوره ی فوتبال جنوب و خوزستان یاد شاهین را زنده نمایند.


شاهرخی درسال 56بعنوان سرمربی در بازگشت به پرسپولیس برروی نیمکت قرمزپوشان نشست تا دوباره شادی را برای هواداران این تیم به ارمغان آورد. حضورعمومحراب در پرسپولیس چهارسال طول نکشید تا این بار پس از قهرمانی درجام "اسپندی" و باشگاههای تهران توسط شاگردانش نه چندان محترمانه کنار گذاشته شود. وی درسال 63 مدت کوتاهی به فوتبال بازگشت و سکان شاهین تهران را دردست گرفت بعد ازآن عمومحراب تاسال 71به دوراز توپ گرد بود.

دریازدهم بهمن ماه همین سال در تمرین فوتبال وی دچار درد شدید گردید وهمان شب درمنزلش دراوج تنهایی سکته مغزی نمود عمومحراب درست در روز تولدش به دیارباقی شتافت پیکرمرحوم شاهرخی در روز13بهمن ماه 71درورزشگاه امجدیه سابق(شهیدشیرودی) برروی دستان دهها تن از فوتبال دوستان تشییع و در نهایت در ضلع جنوب شرقی قطعه 20بهشت زهرا در کنارمعلم اخلاق شادروان پرویز دهداری سرمربی خوزستانی و اسبق تیم ملی که دو ماه قبل از وی درگذشته بود به خاک سپرده شد.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

__________________




To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.

Sh-Meteor آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#2

                      قدیمی 02-05-2016, 03:51 AM
Sh-Meteor
مدير انجمن
Sh-Meteor آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2014
نام حقیقی: شهاب
سن: 22
محل سکونت: تهران
ارسال ها: 3,375
تشکر: 5,319
تشکر شده 6,618 بار در 2,540 نوشته
بازیکن مورد علاقه: مهدوی کیا _ شوچنکو
مربی مورد علاقه: کارلو آنجلوتی
حالت من:
Khoonsard
Sh-Meteor is on a distinguished road
پیش فرض پاسخ : ♦ محراب شاهرخی (عمو محراب) ♦

سالمرگ محراب شاهرخی؛ طعم فراموشی تاریخی

یادداشت حمید رضا صدر

12 بهمن سالگرد درگذشت محراب شاهرخی است. ستاره پرسپولیس و تیم ملی. بازیکنی که رسانه ها و باشگاه پرسپولیس او را فراموش کرده اند.

اختصاصی طرفداری - بیست و سه سال پیش بود. دقیقا در 12 بهمن 1371 که پاس در ورزشگاه آزادی پرسپولیس را پس از تساوی 1-1 طی ضربات پنالتی 5-3 شکست داد. پاس آن روز با اخراج اكبر یوسفی در 77 دقیقه ده نفره با مردان علی پروین جنگید، ولی شكست را نپذیرفت. مدیر روستا در اواخر نیمه اول پاس را جلو انداخت، ولی كریم باوی گل تساوی بخش را در نیمه دوم زد و سپس بهزاد غلامپور طی نواخته شدن ضربه های پنالتی درخشید. او ضربه بهزاد داداش زاده را مهار کرد تا پاس قهرمان جام آزادگان شود. با این وصف جزئیات بی اهمیت شدند. همان شب حادثه بزرگ تری رخ داد. همان شب فوتبال ایران یکی از مردان بزرگش را از دست داد. آن شب محراب شاهرخی جان باخت. با سكته مغزی. در تنهایی و انزوا. در 49 سالگی روی تخت بیمارستان.

محراب بسیار پیشترها، در شهریور 1347 زمانی که کودکانه عاشق فوتبال بودیم دست به خودکشی زده بود. دست به خود ویرانگری. کمی پس از قهرمان شدن در جام آسیا در تهران برابر اسرائیل. کمی پس از قهرمان خوانده شدن. روی دوش بالا رفتن. زمانی که فقط 25 سال داشت. زمانی که در اوج به سر می برد. وقتی آن زمان عکسش را روی تخت بیمارستان چاپ کردند و نوشتند دو بار دست به خودکشی زده و یک بار شصت قرص خورده بود و بار دیگر سی تا مایوس تان کرده بود و دلسرد. همان زمان که چشم‌های تان را بستید، چون دوستش داشتید. چون ورزش را آینه امید می پنداشتید. او در مصاحبه‌اش از فقر حرف زده بود. از سراب معروفیت. از عشق برباد رفته در تب و تاب فاصله‌های طبقاتی. از رنج و پریشان حالی. همان زمان میخکوب شدید و با خواندن مصاحبه و تماشای تصویرش روی تخت بیمارستان خودکشی را زشت و مذموم قلمداد کردید. حلق‌آویز کردن، پرش از ارتفاع، غرق کردن، خودسوزی، گازگرفتگی، بریدن رگ‌ها، شلیک گلوله و قورت دادن دارو و سم را.

همان زمان که دریافتید محراب برخلاف چهره سیاهش چقدر حساس بود و زخم پذیر. آرزو می کردید ای کاش همه ورزشکارها حداقل آنهایی که دوست شان دارید جان سخت بودند، ولی خوب نیستند. محراب برخلاف ظاهر تیره و قد و بالایش پوست کلفت نبود. مثل خیلی از ورزشکارها. مثل خیلی از شماها. با این وصف از او انتظار بیشتری داشتید. خیلی خیلی زیاد. تصور می کردید فوتبال دستش را گرفته و به او کمک خواهد کرد.

محراب از 1356 تا 1360 یعنی سال هایی که همه روی فوتبال پس از انقلاب خنجر کشیده بودند مربی پرسپولیس بود. ده سال پیش از آن به عنوان مدافع کناری تیم ملی در آن بازی تاریخی برابر اسرائیل قهرمان آسیا شده بود. ولی فوتبال رهایش کرد. همه رهایش کردند. فراموشش کردند. محراب رفت و رفت و به روزمرگی تن داد. به تلخی فراموش شدن.


تا چهل و هشت ساعت پیش از مرگش نمی دانستید راهی بیمارستان شده است. نمی دانستید با مرگ دست و پنجه می كند. نمی دانستید با خوفناک ترین حریف زندگی‌اش روبرو شده است. با تنهایی. وقتی جان می‌داد طرفداران روبروی جایگاه آن اطراف نبودند. كسی نبود تا فریاد بزند "شاهین. شاهین" و "پرسپولیس. پرسپولیس". تا شعار دهد "محراب دوستت داریم". تا فریاد بزند "قرمزته. قرمزته". آن فریادها، شعارها و جمله ها چه بی خاصیت به نظر می رسیدند و متظاهرانه. چه تو خالی و نمایشی. حقیقت این بود حق با محراب بود. سراب معروفیت، سرابی بزرگ و عمیق به شمار می رفت. سرابی که شخصیت دو گانه شما طرفداران - روی سكوها از یك سو و در زندگی روزمره از سوی دیگر - را عیان می کرد. فراموشکاری تان را. سنگدلی تان را.

مرد سیه چرده فوتبال ایران رفت. کارمند وزارت کشاورزی. بازیكن کلوپ شنای اهواز، شاهین، دارایی، پیکان، پرسپولیس و شهباز. مدافع كناری تیم ملی. بمب سیاه. در چنگ مرگ. مرگ. مرگ... چه كسی می گفت فوتبالی‌ها احساساتی هستند؟ آن روز چند نفر نام محراب را طی بازی پرسپولیس و پاس بر زبان ‌آوردند؟

خون در سه نقطه مغز محراب لخته شده بود. رگ هایش را بسته بود. امیدی نبود و روزنه های نجات بسته شده بودند. محراب و فلج شدن؟ محراب و صندلی چرخدار؟ البته که نه.

روزهای بعد هق هق کردند. اشك ها ریختند. حجله ها بستند. مجلس پشت مجلس گرفتند. تسلیت پشت تسلیت گفتند. تابوتش را در امجدیه گرداندند. نوشتند "سوختن در وادی حرمان".

سرنوشت محراب نشان ‌داد طرفداران و تماشاگران فوتبال در مقایسه با ستاره‌ها در جایگاه امن‌تری به سر می برند. اگر خاطره های فوتبالی، طرفدارها را به وجد می آورد خیلی از بازیکنان را عذاب می دهد. طرفداران با اشتیاق به گذشته برمی گردند ولی بسیاری از بازیکنان از گذشته فرار می کنند. خیلی‌های شان. خصوصا آنهایی که در گذر زمان محو می شوند. آنها که از جبهه صاحب نام ها تدریجا و آرام آرام در صف گمنام ها جای می گیرند. فراموش می شوند. آن هم در مرز و بومی که همه عاشق قهرمان زنده هستند و مرده ها را فراموش می کنند. جایی با فراموشی تاریخی دیرباز.

حالا می خواهم او را در روزهای اوجش به یاد آوردم. آخرین گلی که از محراب ته ذهنم دارم را دوره می کنم. گلی که وارد دروازه پاس کرد را. پاییز 1352 را. در همان فصلی که پرسپولیس 6 صفر تاج را خرد کرد را. ضربه کرنر. برگشت توپ. شوت سرکش او از فاصله بیست و پنج متری را. تک گل بازی توسط او را. توسط محراب سیه چرده بلند بالا را.
__________________




To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.

Sh-Meteor آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 نفر از این پست تشکر کرده اند :
پاسخ

برچسب ها
محراب شاهرخی, پرسپولیس, زندگینامه, عمو محراب

کاربران تگ شده

ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 12:17 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

انجمن هواداران پرسپولیس توسط سرور مجازی گروه کامپایلر هاست و میزبانی میشود
vBulletin Optimisation by vB Optimise (Reduced on this page: MySQL 0%).