انجمن های هواداران پرسپولیس
بازگشت   انجمن های هواداران پرسپولیس > فوتبال خارجی > آرشيو بخش فوتبال خارجي > فصل 2011 - 2010
اطلاع رسانی


آخرين ارسالهاي انجمن
موضوع بسته شد
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش

#11

                      قدیمی 06-16-2010, 05:40 PM
zamara
ریش سفید انجمن
zamara آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2008
نام حقیقی: اسماعيل
سن: 52
محل سکونت: مشهد
ارسال ها: 13,614
تشکر: 24,711
تشکر شده 26,003 بار در 8,953 نوشته
بازیکن مورد علاقه: علی کریمی
مربی مورد علاقه: هیچکس
حالت من:
Mehraboon
zamara will become famous soon enough
پیش فرض

طوفان زرد رخ زردها را زرد كرد

فوتبال بزريل را به نام زرد و سبزها مي شناسند و برخي هم قهرمان پنج گانه جام جهاني را طلائي پوشان مكتب سامبا مي نامند .
از سوي ديگر تيمي از آسيا را در مقابل خود در اولين بازي دور نهائي جام نوزدهم ديد كه نه خبرنگار و نه تماشاچي و نه حتي لبخند بر چهره داشت .
شايد تنها لبخندي كه از اين تيم مي ديديم پس از زدن تك گل آنها در اولين بازيشان در جام جهاني نوزدهم بر روي صورتهايشان ديده شد تا با سه گلي كه به پرتغال و يك گلي كه به ايتاليا و يك گلي كه به شيلي در جام جهاني 1966 زدند يكي ديگر بيافزايند.
اما همين تيمي كه همگان معتقد بودند هيچگاه نمي تواند قصه " توفان زرد " بازيهاي لندن را تكرار كند توانست نسيمي از آن تيم را بوزاند .
آري كره شمالي براي تفريح به جام نيامده بود تيم كره شمالي نشان داد كه حتي براي كسب تجربه هم به جام نيامده بودند.
آنها به جام آمدند تا نشان دهند كه علي رغم فقر و ديكتاتوري و آرمانگرائي هاي پوچ نظامي مي توان با عنصري به نام فوتبال يكي از واگنهاي ترن جهاني شوند.
سرزميني كه همواره بخاطر فعاليتهاي اتمي اش در صدر اخبار جهان بوده است ديشب بار ديگر به صدر خبرها رفت.
اما اين بار قصه جنگ و بمب اتمي و رهبر ي كاريزماتيك آنها نبود قصه اين بار كره شمالي درخشيدن بود.
شايد ندانيد اما عنوان شده است كه مردمان كره شمالي معتقدند علت گرم شدن زمين در اين است كه روح ! ( اعتقاد به روح در نزد ماترياليستهاي كره شمالي هم جالب است ) پدر رهبر آنها در خورشيد سكني دارد و آنجا را گرم ترمي كند و يا اين كه اگر رهبر فعلي آنها بميرد منظومه شمسي از بين مي رود اما همين مردم با اين طرز تفكر عجيب توانستند به دنياي فوتبال درس بزرگي دهند و آن درس حكايت عشق و توپ گرد بود.
داستان توفان زرد براي كره شمالي 2010 شباهت زيادي به كره شمالي 1966 دارد در جام جهاني لندن آنها با شيلي تيم سوم جام جهاني 1958 و شوروي كه در همان سال 1966 چهارم جهان شد و با ايتاليا قهرمان دو دوره جام جهاني تا سال 1966 رو به رو شدند همه آنها را شكست خورده مي دانستند اما تساوي با شيلي و پيروزي بر ايتاليا و بازي پاياپاي با پرتغال آنها را ملقب به توفان زرد كرد.
اين بار هم كره شمالي آمد با هزاران ايرادي كه به تيم آنها مي رفت آنها نام يك مهاجم را بعنوان دروازه بان سوم دادند و در انزواي كامل بودند و در اولين ديدار به مصاف برزيلي مي رفتند كه چون جام جهاني 1966 با مسن ترين ها به جام آمده بود.
مردان مسن برزيل در 1966 " اورلاندو " و " بليني " و " جلما سانتوز " و " گارينشا " بودند اما اين برزيل هم با لوسيو و ژيلبرتو سيلوا و فابيانو و ...اوضاع بهتري نداشت.
در مقابل كره شمالي يك برزيل با تجربه و محبوب بود و كره شمالي تنها يك سردار داشت و آن يازده بازيكن منسجم و تلاشگر بودند كه نه به وقت كشي دست زدند نه حتي خطا كردند و دامنه بازي جوانمردانه آنها به اندازه اي بود كه نيمه اول حتي وقت اضافه اي نداشت .
آري كره شمالي ديروز نيامده بود كه خوب ببازد بلكه آمده بود كه ببرد و يا حداقل تساوي كند و همه اين حس را از بازي متراكم آنها و يورش هاي گاه به گاه چونگ تايسه مي ديدند و حتي اگر اشتباه ري چو گوگ دروازه بان آنها نبود شايد بازي را به تساوي مي توانستند بكشند.
اما اين گونه نشد آنها به برزيل اجازه ندادند كه يك فوتبال نمايشي بر پايه جوكو بونيتو (بازي زيبا ) به نمايش گذارند آنها شايد با سيستم 1-4-5 و شايد 5-5 در مقابل سيستم 2-2-2-4 برزيل بازي كردند اما شجاع بودند فوتبال جوانمردانه اي ارائه كردند آنها ديروز نشان دادند كه چيزهائي مهم تر از بمب اتم و افكار نظامي رهبرشان و ديكتاتوري راديكالشان دارند آنها عشق به فوتبال داشتند و سر انجام تواسنتد در دقايق آخر بازي نسيمي زرد به زرد هاي برزيلي بزنند تا رخ آنها زر شود وبيانديشند كه تيمي چون كره شمالي توانست به كاكا و مايكون و روبينو فابيانو و سزار و لوسيو ژوان و سيلوا وحشت تزريق كند.
آري كره شمالي در بازي اول توفان زرد نبود اما توانست نسيم زرد را بنوازد حالا روي آنها بيشتر بايد حساب كنيم .
__________________

To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.
توجه به
To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.
و رعایت آنها نشانگر شخصیت خوب شماست.
با ورزش ، سلامتی و نشاط و زیبایی خود را حفظ كنید


*********************

پرسپولیس بی همتاست
پرسپولیس بی پرواست
پرسپولیس خون در رگهاست
پرسپولیس همیشه محبوب دلهاست
zamara آنلاین نیست.  
تعداد 2 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#12

                      قدیمی 06-16-2010, 08:19 PM
Ahmad.taj
مدير بازنشسته
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 587
تشکر: 240
تشکر شده 1,635 بار در 504 نوشته
بازیکن مورد علاقه: بوفون*مسی
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
Ahmad.taj is on a distinguished road
Exclamation نکته های روز پنجم جام نوزدهم





1-
روز پنجم مسابقات جام‌جهانی برای فوتبالدوستان ناامید ایران روز خوبی بود. روز خوبی که می‌توانستی پای تلویزیون بنشینی و سیمای تیم پرافتخار جام جهانی 98 را در سیمای تازه متولد شده ساحل عاج و کره‌شمالی تماشا کنی.
در تک‌تک دقایق بازی مقتدرانه کره‌شمالی مقابل برزیل و ساحل عاج، یاد بازی ایران و یوگسلاوی افتادیم. یاد روزی که یوگسلاوها را عاجز کرده بودیم. یاد روزی که مهاجم آلمان پس از گل زدن به ایران حرص خود را سر تور دروازه خالی کرد.
روز پنجم جام‌جهانی برای ما چنین روزی بود. روزی که یاد خاطرات شیرین جام‌جهانی 98 افتادیم. با تیمی قهرمان و سختکوش که برای خلق بزرگی به فرانسه رفته بود و پرچمدار آرزوهای ملت شد.

2- نیوزیلند وقتی در دقیقه 93 گل تساوی را کاشت در دروازه اسلواکی، ثابت کرد و نشان داد که فوتبال وقتی تمام می‌شود که داور سوت پایان را بزند. اسلواکها با مربی مغرورشان که فکر می‌کرد بازی دقیقه 88 و 89 تمام می‌شود، چه ضدحالی خوردند از نیوزلند. بازی این 2 تیم هیچ نداشت غیر از یادآوری این حقیقت که مهم نیست با کدام نام و با کدام سیستم و با کدام بازیکن وارد مسابقات شده‌ای. مهم این است که به بردن، به معجزه، به جنگیدن اعتقاد داشته باشی. اگر باور داشته باشی که زورت می‌رسد کوه را جابه‌جا کنی، می‌توانی. اگر باور داشته باشی که می‌توانی بازی را نبازی، می‌توانی. تو باور کنی، بقیه‌اش مهم نیست.

3- ساحل عاج پوست پرتغال مغرور را کند. باج که نداد هیچ، یک باجی هم از پرتغالیها گرفت. ساحل عاج اسیر نامها نشد، از قبل بازی را نباخت، وقتی وارد زمین شد 3 بر صفر عقب نبود. ساحل عاج با سرمربیگری گرگ پیری مثل اریکسون و با اتکا به ستاره‌ها و کارگرها، بدجوری پرتغال کارلوس کرش را ضایع کرد. هرچقدر که اعتقاد داشتیم کاپلو به انگلیس نظم می‌دهد و این تیم را جمع می‌کند، همانقدر اریکسون سوئدی این کار را با ساحل‌عاجی‌ها کرد. آنها نترس وارد میدان شدند و حیف که نتوانستند پرتغالیهای مغرور را از پیش رو بردارند.

4- کره شمالی... چند ماه در اردو بودن، از زندگی بهره‌ای نبردن غیر از تمرین و تمرین و تمرین. ریاضت کشیدن به معنای واقعی کلمه و بعد خلق شگفتی نمی‌توان کره شمالی را ستایش نکرد. نمی‌توان پابه پای تیمی که مهاجمش با شنیدن سرود ملی اشک می‌ریزدو با نزدن توپ به گل اشک می‌ریزد و بازیکن فوق ستاره حریف را وادار می‌کند که پس از زدن یک گل شانسی آنگونه گریه کند دوست نداشت. کره شمالی برای همه ما یادآور ایران بود مقابل آلمان با گلی که کلینزمان به صورت شانسی به ما زد و با آن شادی دیوانه‌وارش که ناشی بود از یک فشار عصبی بسیار جدی!
کره‌شمالی همه ستایشهای روز پنجم جام‌جهانی را برای خودش جمع کرد. این قلم ناچیز هیچ ندارد برای اضافه کردن به غنایمی که سختکوشان این تیم از سراسر جهان برای خود جمع کردند.
* * *
«ایپنا»
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.

Ahmad.taj آنلاین نیست.  
این کاربر برای پست مفید ازAhmad.taj تشکر به عمل آورده است:

#13

                      قدیمی 06-17-2010, 01:01 PM
Ahmad.taj
مدير بازنشسته
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 587
تشکر: 240
تشکر شده 1,635 بار در 504 نوشته
بازیکن مورد علاقه: بوفون*مسی
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
Ahmad.taj is on a distinguished road
Exclamation سوئیس ، اسپانیا را اینتری برد




سایت گل
- یک بار دیگر اسپانیا باخت و جالب تر آنکه این بار هم آنها درست در کشور آفریقای جنوبی به زانو درآمدند. اسپانیا آخرین بار هم در جام کنفدراسیون ها و برابر آمریکا تیمی که هیچکس فکرش را نمی کرد طعم شکست را چشیده بودند و حالا این بار هم مقابل سوئیسی متحمل شکست شدند که شاید خوش بین ترین هوادارانش هم تصور نمی کردند تیمشان بتواند قهرمان یورو 2008 را از پیش رو بردارد.

اگر شما هم جزو آن دسته از افرادی هستید که قهرمانی اسپانیا در جام جهانی 2010 را پیش بینی کرده بودند، بی تردید از شکست این تیم مقابل سوئیس حیرت زده شدید؛ اما شکی نیست که نمی توان اسپانیا را در جام نوزدهم تمام شده دانست، چرا که ماتادورها دو بازی دیگر پیش رو دارند و اگر به دلیل و مدرک هم برای دل بستن به موفقیت اسپانیا نیاز دارید، بد نیست جام جهانی قبلی را به خاطر آورد.

در آنجا هم فرانسه که با تیم های کره جنوبی، سوئیس و توگو هم گروه بود پس از تساوی صفر-صفر و یک-یک به ترتیب مقابل تیم های سوئیس (بازهم سوئیسی ها بودند که برای رقیب بزرگشان دردسرساز شدند) و کره جنوبی باعث نگرانی هوادارانش شد؛ اما در بازی آخر و در حالی که خروس های آبی زین الدین زیدان را به دلیل محرومیت در اختیار نداشتند، توانستند با پیروزی 2 بر صفر مقابل توگو صعود خود به مرحله یک هشتم قطعی کنند و یادمان نرود که همان تیم توانست با برتری مقابل تیم های اسپانیا، برزیل و پرتغال که هرسه از غول های فوتبال جهان به شمار می آیند به فینال رقابت ها راه پیدا کند.

در واقع جام جهانی رقابتی نیست که بتوان آن را به این راحتی ها پیش بینی کرد، چرا که در مدت زمان یک ماه هزاران اتفاق ممکن است رخ دهد و بسیاری تیم ها که هیچکس فکرش را نمی کند می توانند ما را شگفت زده کنند.

فوتبال تهاجمی و دیگر هیچ

در این روزها که بسیاری از بازی های جام نوزدهم باعث خمیازه کشیدن ما می شود، دیدار اسپانیا-سوئیس را می توان پر سرعت ترین بازی جام جهانی 2010 تا به اینجا توصیف کرد. اسپانیایی ها که از حریف عقب افتاده بودند حملات همه جانبه ای را ترتیب می دادند، اما دفاع چند لایه سوئیس و کمی هم بخت و اقبال باعث شد تا دروازه این تیم بسته باقی بماند.

اوتمار هیلتسفیلد که سال ها هدایت تیمی همچون بایرن مونیخ را بر عهده داشته خوب می داند که چگونه نباید مقابل یک تیم تهاجمی همچون اسپانیا بی گدار به آب نزد و درست پس از آنکه تیمش تک گل بازی را به ثمر رساند، سوئیسی ها از همان دفاع معروف کاتناچیو یا دفاع بتونی برای محافظت از دروازه خود استفاده کردند. یک فوتبال 100 درصد ایتالیایی که نمونه های آن را از سوی اینتر فصل گذشته دیده بودیم پیروزی را برای سوئیس به ارمغان آورد.

فوتبال که در آن اصل نخست همواره دفاع کردن و سپس گلزنی روی نقاط ضعف حریف است. با وجود اینکه فوتبال کاملاً تهاجمی ماتادورها مقابل سوئیس راه به جایی نبرد، اما بیسنته دل بوسکه سرمربی اسپانیا حتی با وجود شکست در بازی نخست تیمش، تاکید کرده که شیوه خود را تغییر نخواهد داد. وی گفت: «هر بازی شرایط خودش را دارد. ما با شیوه خاص خودمان گام به این دیدار گذاشتیم و با وجود شکست، هویت خودمان را از دست نخواهیم داد.» دل بوسکه افزود: «در فوتبال همواره احتمال شکست خوردن وجود دارد، اما به نوعی احساس می کنم که انتقام این شکست را در دو دیدار باقیمانده خواهیم گرفت.»

با این حال، باید دید که آیا این وفاداری اسپانیا به بازی تهاجمی و ارائه فوتبال زیبا منجر به موفقیت آنها در جام جهانی امسال خواهد شد. اسپانیایی ها همواره از نظر مالکیت توپ بر حریفان خود برتری داشته اند، اما این مساله در بازی مقابل تیم های آمریکا و یا سوئیس منجر به برتری آنها از نظر نتیجه نشده است. دلیلش هم آسیب پذیری اسپانیا روی ضدحمله ها است، چرا که آنها در دو جناح خط دفاعی خود، جایی که سرخیو راموس و کاپدویا توپ می زنند با مشکل روبرو هستند. این دو بازیکن، به خصوص سرخیو راموس به طور ذاتی میل به کارهای تهاجمی دارند و در هنگام دفاع سخت می توان آنها را در پست های خودشان یافت.

سرخیو راموس در رئال مادرید هم همواره با نفوذهای بی پروای خود باعث می شود تا سمت راست خط دفاعی این تیم بسیار آسیب پذیر باشد. از طرفی عدم وجود یک هافبک کاملاً تدافعی (بوسکتس، شابی آلونسو و ژاوی هیچکدام خصوصیات کاملاً دفاعی ندارند) هم مزید بر علت شد.

اسپانیا باخت چون گل نزد
در تمام طول 90 دقیقه تیم ملی اسپانیا 74 درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت و تنها 24 درصد باقیمانده نصیب سوئیسی ها شد. اسپانیا بیست و پنج شوت روانه دروازه حریفش کرد که تنها 5 عدد آن در چهارچوب بود و بازیکنان سوئیس هم توانستند 2 شوت از 9 شوت خود را به سمت چهارچوب بزنند که یکی از آنها به تور دروازه اسپانیایی ها راه پیدا کرد. حتی ضربات کرنر هم از برتری 12 بر 2 اسپانیا خبر می داد، اما سخت می توان قبول کرد که با همه اینها شاگردان دل بوسکه نتوانستند راهی به دروازه حریف پیدا کنند.

یک بار دیگر عدم هماهنگی بین شابی آلونسو و ژاوی که دو سبک متفاوتی از فوتبال را ارائه می دهند به چشم آمد، درست مثل زوجی همچون استیون جرارد و فرانک لمپارد در تیم ملی انگلیس که هیچگاه نتوانستند در تیم ملی کنار یکدیگر بدرخشند. ژاوی در یورو 2008 هم همواره در کنار مارکوس سنا به میدان می رفت و کاملاً واضح است که او هنوز نتوانسته به هماهنگی لازم به آلونسو دست یابد و باالعکس. از طرفی، فرناندو تورس که از دقیقه 61 به جای بوسکتس به میدان رفت پس از چند ماه آسیب دیدگی که مدام او را آزار می داد پا به توپ شده بود و در همان دقایق ابتدایی حضورش آشکار بود که نمی توانست مانند گذشته از توانایی هایش استفاده کند.

حتی داوید ویا هم به هیچ وجه در حد و اندازه های خودش ظاهر نشد و نتوانست انتظارها را برآورده کند. با این حال، باید این نکته را در ذهن داشت که شاید شکست مقابل سوئیس تا حدودی بار فشار زیاد بر روی بازیکنان اسپانیا را کاهش داد و اکنون آنها تمامی توان خود را برای پیروزی در دو دیدار باقیمانده برابر هندوراس و شیلی به کار خواهند گرفت تا ثابت کنند که حرفی برای گفتن در جام جهانی امسال دارند.
شکست مقابل سوئیس خود مساله ای است که هم اکنون انگیزه اسپانیایی ها را دوچندان خواهد کرد، چرا که آنها به هیچ وجه نمی خواهند خیلی زود از دور رقابت ها کنار بروند.

کسی چه می داند؟ شاید همین اسپانیا تا فینال هم پیش رفت و آن وقت است که یک بار دیگر به خاطر می آوریم جام جهانی رقابت لحظه هاست و تیمی قهرمان می شود که طی یک ماه حضور در رقابت ها حداکثر آمادگی را داشته باشد، حتی اگر قبل و بعد از جام جهانی عملکرد ناامید کننده ای از خود نشان بدهد. جام جهانی جایی است که ریزترین مسائل سرنوشت کامیاب ها و ناکامان را رقم می زنند.
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.

Ahmad.taj آنلاین نیست.  
این کاربر برای پست مفید ازAhmad.taj تشکر به عمل آورده است:

#14

                      قدیمی 06-17-2010, 02:15 PM
Rainyboy
سرپرست تيم
Rainyboy آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 2,349
تشکر: 1,888
تشکر شده 4,160 بار در 1,883 نوشته
Rainyboy is on a distinguished road
پیش فرض

پرتغال- ساحل عاج
يك جدال با تفكرات انگليسى!





جدال ۲ تيم اروپايى پرتغال و ساحل عاج جدال ۲ مربى با تفكرات انگليسى بود. اريكسون و كوئيروز(دستيار اسبق فرگوسن)هر ۲ بايك نوع تفكر به جدال هم آمدند حتى سيستم هاى هر ۲ تيم شبيه هم بود و دليل اصلى اين كه بازى دلچسبى نبود همين بودكه هيچ كدام از تيم ها روى زمين كار نمى كردند و هر ۲ بازى هوايى را در دستور كار خودشان قرار دادند كه اصلاً ابزار لازم را براى بازى هوايى نداشتند و براى همين كمتر شاهد حمله ۲ تيم بوديم.در تيم پرتغال بازيكنانى مثل رونالدو، دكو و ليوسون بازى مى كردند كه همه آنها روى بازى تاكتيكى و زمينى تبحر دارند اما پرتغالى ها سعى در پاسكارى در دفاع و كشيدن بازى به جلو با پاسهاى بلند داشتند كه قدوقامت فورواردهاى پرتغال اجازه اين نوع بازى را نمى داد و اين امر باعث شد تا بازيكنان تكنيكى مثل رونالدو و دكو در اين بازى ديده نشوند. رمز موفقيت هر تيم اين است كه نسبت ابزار تيم با سيستم بازى تيم به يك نسبت باشد اما از مربى باتجربه اى مثل كوئيروز اين نوع بازى اصلا قابل قبول نيست و جاى سؤال دارد. آنها حتى روى ضربات ايستگاهى هم طرح وبرنامه خاصى نداشتند و مشخص بود كه تمرين لازم را نداشتند و ضربات ايستگاهى را به راحتى از دست مى دادند در حالى كه ضربات زيادى نصيبشان شد اما اصلاً استفاده نكردند. در نيمه دوم با آمدن سيمائو تكنيكى و تياگو انتظار مى رفت نوع بازى تيم تغيير كند اما تغييرخاصى انجام نشد. هافبك هاى تيم پرتغال در اين بازى نتوانستند خودنمايى كنند و تيم را راه بيندازند چون هم تعدادشان در وسط كم بود و هم برنامه اى براى همكارى با مهاجمين نداشتند. در خط حمله هم دنى، ليوسون و رونالدو نتوانستند كارايى خودشان را اجرا كنند علتش هم همانطور كه گفته شد اين بود كه مربى توانايى هاى اينها را نتوانسته بود به كار بگيرد و تنها روى چند صحنه هوايى موقعيت داشتند كه چون توانايى بازى هوايى را نداشتند موفق نشدند.اما ساحل عاج با تفكرات اريكسون كمى بهتر از پرتغال نشان داد آنها با سيستم ۳-۳-۴ بازى مى كردند والبته آنها هم بيشتر روى هوا كار مى كردند و ارسالهايى براى استفاده مهاجم ها انجام دادند كه البته آنها نتوانستند استفاده كنند. يكى از دلايل اصلى ناكامى ساحل عاج در توپ هاى ارسالى نبود دروگبا در نيمه نخست بود شايد اگر او در بازى حضور داشت وآماده بود حداقل يكى ،دوموقعيت تيم را به گل تبديل مى كرد. البته گرينهو درخط حمله خوب نشان داد و نشان داد بازيكن با تكنيكى است اما از اين تكنيكش نتوانست براى تيم استفاده كند. كالو هم درحد خودش نشان نداد و البته تعويض او به جاى دروگبا هم سؤال برانگيز بود چون معمولاً اين ۲ در تيم چلسى مكمل هم بازى مى كردند و شايد اگر دروگبا مصدوم نبود وجود اين ۲ در نوك خط حمله
ساحل عاج باعث تغيير در روند بازى مى شد و خط حمله تيم را فعالتر مى كرد. نكته منفى درباره كالو در اين بازى اشتباهات و خودخواهى هايى بود كه حركت تيم را مى گرفت و شايد دليل تعويض اين بازيكن اين بود.
يكى از نقاط مثبت تيم ساحل عاج قدرت بدنى بالاى بازيكنان بود كه البته نتوانستند آن را در جهت صحيح استفاده كنند وتنها باخشونت درمقابل بازيكن حريف از آن استفاده كردند. آنها مى توانستند در ضربات ايستگاهى از همين نكته مثبت يعنى قدرت بدنى و البته قدوقامت بالايشان استفاده كنند كه مشخص بود آنها هم مثل پرتغال تمرين خوبى در ضربات ايستگاهى كه مى تواند در نتيجه تعين كننده باشد نداشتند. البته دفاع اين تيم خوب توانست رونالدو را كنترل كند و اجازه كار به او ندهد.معمولا بازى هايى كه هر۲ طرف يك سبك و يك شيوه خاص را درپيش بگيرند خوب ازكار در نمى آيد و اين بازى هم مستثنى نبود و ۲ تيم با بازى بسته در دفاع و بازى هوايى ناقص در جلو نتوانستند بازى خوبى را به نمايش بگذارند و نتيجه اى به جز صفربر صفر نداشت.
__________________

Rainyboy آنلاین نیست.  
این کاربر برای پست مفید ازRainyboy تشکر به عمل آورده است:

#15

                      قدیمی 06-18-2010, 01:03 PM
Ahmad.taj
مدير بازنشسته
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 587
تشکر: 240
تشکر شده 1,635 بار در 504 نوشته
بازیکن مورد علاقه: بوفون*مسی
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
Ahmad.taj is on a distinguished road
Exclamation نكاتي درباره شكست فرانسه




سايت گل
ـ سايت گل تيتر روز گذشته روزنامه اكيپ اين بود:«به پا خيزيد» اما فرانسه دومنك تيم ضعيف و فاقد كلاس لازم براي رقابت در اين تورنمنت بود كه بدون زيدان چيزي براي عرضه نداشت. آنچه مي‌خوانيد نكاتي است در تحليل حذف قريب به يقين اين تيم:


ضعف فرانسه در خلق موقعيت

1. فرانسه با همان شيوه‌اي بازي كرد كه مقابل اروگوئه به ميدان رفته بود. فرانسويي‌ها قدرت بازي‌سازي و بازي تهاجمي را نداشتند، نيكولاس آنلكا به وضوح شايستگي حضور ثابت در تيم فرانسه را نداشت. اما اصرار دومنك به حضور او اين نتيجه را در پي داشته كه فرانسه 270 دقيقه از گل زدن دور باشد. در خط دفاع نيز زوج آبيدال و گالاس لرزان بود، گالاس شش ماه بود كه به ميدان نرفته بود و آبيدال هم قبلا ثابت كرده كه دفاع مياني خوبي نيست.


هيچ كس خوب نبود

2. حتي يك بازيكن تيم ملي فرانسه در تيم ملي در سطح باشگاهي خود بنمایش نداد. تولالان مي‌دويد اما بي‌ثمر و سردرگم بود، براي انتخاب بدترين بازيكن كار سختي داريم از آنلكا تا آبيدال و گالاس و از ايندو تا سيدني گووو كه بي‌نهايت بد بازي كردند.


مكزيك بزرگ

3. خاوير آگيره سرمربي تيم مكزيك گروهي تهاجمي و شجاع را دور هم جمع كرده است كه بازيكنان جوان تعادل خوبي با باتجربه‌ها دارند. تيم آگيره در تمام بازي ريتم مشخصي داشت، آنها بعد از گلزني اجازه ندادند كه حریف بازي را به دست بگيرد، آنها نسبت به فرانسه بسيار سازمان‌يافته‌تر و سريع‌تر بودند.


مشكلات تاكتيكي فرانسه

4. انتخاب‌هاي دومنك باور نكردني است، هيچكس در فرانسه نمي‌داند چرا گووو و آنلكا در تيم ملي هستند. گوركف بهترين بازيكن فعلي فرانسه نيمكت‌نشين بود. به نظر بهترين تركيب با حضور او به عنوان شماره 10 ريبري به عنوان گوش چپ و آنري به عنوان نوك حمله شكل مي‌گرفت. اما دومنك مربي لجبازي است، گرچه اين لجبازي به حذف تيم او منجر شده است چون كسي نمي‌تواند باور كند فرانسه در روز آخر مقدماتی 4 يا 5 گل به آفريقاي جنوبي بزند و اروگوئه نتواند مقابل مكزيك به تساوي برسد... شايد بهتر باشد دومنك در بازي آخر بازيكناني را به ميدان بفرستد كه دوست دارند در جام جهاني بازي كنند.


در انتظار بلان

5. زماني كه خاويره آگيره در تيم ملي مكزيك مي‌درخشيد مشيل پلاتيني آخرين‌ بازي‌هايش را براي تيم ملي فرانسه انجام مي‌داد. فرانسه با جدايي پلاتيني چند سال سخت را پشت سرگذاشت تا نسل تازه‌اي ظهور كند و همه عناوين اين تيم را ببرد. آنها حالا به يك مربي شجاع و بزرگ نياز دارند تا تيم تازه‌اي بسازند، يكي مثل لورن بلان كه تيم را جوان‌تر و متفاوت‌تر از اين به ميدان خواهد فرستاد.
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.

Ahmad.taj آنلاین نیست.  
این کاربر برای پست مفید ازAhmad.taj تشکر به عمل آورده است:

#16

                      قدیمی 06-19-2010, 07:58 PM
Rainyboy
سرپرست تيم
Rainyboy آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 2,349
تشکر: 1,888
تشکر شده 4,160 بار در 1,883 نوشته
Rainyboy is on a distinguished road
پیش فرض

مروري بر ناكامي‌هاي تكان‌دهنده تاريخ جام‌جهاني به بهانه شكست فرانسه
خداحافظ و شب بخير آقاي مدعي!





تيم‌ملي فرانسه به علت شكست 2 بر صفر برابر تيم‌ملي مكزيك در آستانه حذف از مسابقات فوتبال جام‌جهاني آن هم در مرحله گروهي قرار گرفت. فرانسه البته در سال 2002 هم شكست در مرحله گروهي و حذف را تجربه كرده بود، بنابراين خروس‌ها دومين ناكامي بزرگ قرن 21 را در جام‌جهاني به دست مي‌آورند، اگر مكزيك و اروگوئه مساوي كنند.
اگر از سال 1930 به مطالعه بپردازيم، مي‌بينيم در هر مقطعي اتفاقات باورنكردني در مرحله گروهي به واسطه حذف مدعيان رخ داده است:
1- جام 1930- برزيل كه با بوليوي و يوگسلاوي در يك گروه قرار داشت 2 بر يك به يوگسلاوي باخت. فقط يك تيم از مرحله گروهي صعود مي‌كرد كه اين تيم، تيم‌ملي يوگسلاوي بود.
2- جام 1934 - اروگوئه قهرمان دوره قبل در مسابقات شركت نكرد اما تيم آرژانتين، تيم دوم جام 1930 در مرحله اول با نتيجه 3 بر 2 به سوئد باخت و حذف شد.
3- جام 1950 - جام 1938 با دو اتفاق عجيب در مرحله گروهي توام شد. ايتاليا كه در دو جام 1934 و 1938 يعني دو جام قبل از جنگ جهاني قهرمان شده بود با شكست 3 بر 2 برابر تيم سوئد نتوانست به دور دوم صعود كند و حذف شد. تيم‌ملي انگلستان هم كه براي نخستين‌بار در جام‌جهاني شركت كرده بود و گفته مي‌شد اين تيم مدعي واقعي جام‌جهاني است و اگر در جام‌هاي گذشته شركت مي‌كرد هم به عناوين شايسته مي‌رسيد به دو تيم اسپانيا و آمريكا در مرحله گروهي باخت و حذف شد.
4- جام 1954 - در جام 1954، تيم‌ها در مرحله گروهي به صورت دو حذفي بازي مي‌كردند. تيم a با b‌ بازي مي‌كرد و تيم c با d. پيروز بازي برنده a و b و برنده c با d قهرمان گروه مي‌شد. بازنده a و b هم با برنده c و d بازي مي‌كرد و تيم بازنده حذف مي‌شد و تيم برنده هم با بازنده ديدار (برنده a و b و برنده c با d) بازي مي‌كرد، تيم برنده دوم گروه مي‌شد و تيم بازنده به عنوان سوم حذف مي‌شد.
- فرض كنيد: انگلستان بلژيك را برد، سوييس هم ايتاليا را برد، در ديدار برنده‌ها انگلستان، سوييس را برد و قهرمان گروه شد. ايتاليا هم تيم بلژيك را برد و بلژيك حذف شد. حالا سوييس بايد با ايتاليا بازي مي‌كرد، سوييس بار ديگر تيم‌ملي فوتبال ايتاليا را برد و تيم دوم گروه شد. حذف ايتاليا از اتفاقات عجيب مرحله گروهي اين رقابت‌ها شد.
5- جام 1958 - از بين بزرگان، انگلستان و آرژانتين در مرحله گروهي حذف شدند اما بدترين اتفاق حذف مجارستان بود. تيمي كه در جام‌جهاني گذشته در مرحله گروهي 9 بر صفر كره و 8 بر 3 آلمان را زده، سپس برزيل و اروگوئه را 4 بر 2 برده و در فينال 3 بر 2 به آلماني باخت كه در دور مقدماتي 8 بر 3 شكستش داده بود. مجارستان قدرتمند به دنبال شكست 2 بر يك از سوئد و تساوي يك بر يك با ولز، نتوانست از مرحله گروهي مسابقات جام‌جهاني 1958 سوئد صعود كند.
6- جام 1962 - البته حذف ايتاليا از گروهي كه آلمان و شيلي ميزبان، صعود كردند و حذف آرژانتين از گروهي كه مجارستان و انگلستان صعود كردند، اتفاق عجيبي بود اما به هر حال صورت گرفت. با اين حال بدترين اتفاق در آن مقطع حذف تيم‌ملي فوتبال اروگوئه بود. اروگوئه از 6 جام‌جهاني قبل در 3 جام شركت كرده و صاحب دو عنوان قهرماني و يك صعود به مرحله نيمه نهايي رقابت‌ها شده بود. حذف اين تيم در گروه شوروي، يوگسلاوي و كلمبيا اتفاق عجيبي بود. اروگوئه در ابتدا كلمبيا را برد اما سپس با نتيجه 3 بر يك و 2 بر يك به يوگسلاوي و شوروي باخت و از دور رقابت‌هاي جام‌جهاني فوتبال حذف شد.
7- جام 1966 - مرحله گروهي جام‌جهاني 1966 شاهد حوادث عجيبي بود. ايتاليا در گروه مقدماتي به كره‌شمالي، توفان زرد آسيا باخت و حذف شد و برزيل كه در دو دوره گذشته قهرمان رقابت‌ها شده بود به تيم‌هاي مجارستان و پرتغال با نتيجه 3 بر يك باخت و از دور مسابقات كنار رفت.
8- جام 1974 - در جام 1970 هيچ حادثه خاصي نداشتيم و تمام مدعيان از مرحله گروهي به مرحله دوم صعود كردند. در سال 1974 تنها اتفاق عجيب حذف ايتاليا بود. ايتاليا، فيناليست سال 70 در مرحله گروهي به خاطر تفاضل گل كمتر نسبت به آرژانتين در دور مقدماتي سوم شد و نتوانست به مرحله بعدي برسد.
9- جام 1978 - اسكاتلند كه در مقطع مورد اشاره يكي از پرستاره‌ترين تيم‌هاي دنيا بود، به دنبال باخت 3 بر يك به پرو و تساوي يك بر يك با ايران، تيم سوم شد و از صعود به مرحله بعد بازماند. اسكاتلند كه در راه جام، انگلستان را حذف كرده بود بهره‌مند از حضور كني دالگليش، جوجوردن، آرچي گميل، گرام سونس و... بود.
10- جام 1990 - در دو جام 1982 و 1986، حتي يك اتفاق عجيب در مرحله گروهي پيش نيامد. در جام 1990 نكته جالب توجه حذف شوروي، تيم قدرتمند جام 1982 و 1986 بود كه در دو دوره فقط يك بار بازنده شد و در مسابقات يورو 1988 هم به عنوان دوم رسيده بود. شوروي به دنبال باخت برابر آرژانتين و روماني از مرحله گروهي حذف شد.
11- جام 2002 - اتفاقات شگفت‌انگيز به علت افزايش تيم‌هاي جام‌جهاني به 24 در ابتدا و 32 در ادامه، كمتر و كمتر شد چرا كه موازنه قدرت‌ها در گروه‌هاي مختلف كمتر مي‌شد، قدرت‌ها در گروه‌هاي ضعيف‌تري قرار مي‌گرفتند و كمتر اتفاق تلخي برايشان رخ مي‌داد، بنابراين از جام 1982 تا سال 1998، فقط حذف شوروي عجيب بود اما در سال 2002 سه اتفاق عجيب رخ داد. فرانسه قهرمان جام 1998 در گروه مقدماتي بين چهار تيم چهارم شده و حذف شد. آرژانتين هميشه مدعي و كرواسي تيم سوم جام 98 در اين دوره حذف شدند. در گروه آرژانتين، سوئد و انگلستان صعود كردند و در گروه كرواسي، تيم‌هاي مكزيك و ايتاليا به مرحله دوم رقابت‌ها رسيدند.
__________________


ویرایش توسط Rainyboy : 06-19-2010 در ساعت 08:21 PM
Rainyboy آنلاین نیست.  
این کاربر برای پست مفید ازRainyboy تشکر به عمل آورده است:

#17

                      قدیمی 06-19-2010, 08:23 PM
Rainyboy
سرپرست تيم
Rainyboy آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 2,349
تشکر: 1,888
تشکر شده 4,160 بار در 1,883 نوشته
Rainyboy is on a distinguished road
پیش فرض

سرنوشت جام در دست آدمهای کوچک!



1- وقتی فرانسه در بازی اول از پس اروگوئه 10 نفره برنمی‌آید انتظار عجیبی است اگر فکر کنیم این تیم از سد مکزیک 11 نفره بگذرد! با این حال هیچکس فکر نمی‌کرد مکزیک بتواند به این سادگی فرانسه کم‌رمق را شکست دهد. این اتفاق اما افتاد. فرانسویها که با دومنک، منفورترین مربی دنیا هیچ اتفاق خوبی را رقم نمی‌زنند، حالا از 2 بازی اول خود در جام جهانی، تنها یک امتیاز کسب کرده. آنها البته در بازی آخر با تیمی مثل آفریقای جنوبی بازی دارند که در بازی آخر عملا از هم پاشید.

با این حال تیمی که به چین باخته، چه تضمینی دارد که آفریقای جنوبی را شکست دهد؟

2- دومنک را کسی دوست ندارد. در این تردیدی نیست. او نه محبوبیتی دارد نه پایگاهی. جام‌جهانی خفت‌بار آفریقای جنوبی را باید نقطه پایان فوتبال او دانست. دومنک با اخلاق عجیب و غریب و با حماقتهای منحصربه‌فردش یک تنه تیمی را نابود کرد که امیدهای فراوانی داشت. هر چند سرمایه‌گذاری روی یک مربی کار بزرگی است و اعتماد کردن به کسی که انتخاب شده، لازمه موفقیت است اما تضمینی برای موفقیت نیست. ما در فوتبال خودمان همین اشتباه را تکرار نمی‌کنیم؟

3- نیجریه مشغول له کردن یونان است که یک بازیکن احمق، با خطایی احمقانه می‌آید و به سادگی اخراج می‌شود. یونان درب و داغان و فلک‌زده با این اخراج شیر می‌شود و بازی را از نیجریه می‌برد. نیجریه با باختن در دیداری که برنده آن بود از جام‌جهانی حذف می‌شود. یک اشتباه احمقانه و یک اخراج بیهوده، سرنوشت ملتی را رقم می‌زند. این فوتبال است. این زندگی است. این داستان زندگی است. داستان هر کسی که با یک اشتباه زندگی خود یا دیگران را فنا سازد، همین است. فوتبال به خاطر این زیباست و به خاطر این در زندگی مردم جای دارد که برگرفته از خود زندگی است.

4- آرژانتین، کره‌جنوبی را له می‌کند. سنگین‌ترین شکست جام برای تیمی است که در روز اول به آن افتخار کردیم.
حالا که کره‌جنوبی کیسه گل شده، آیا باید این تیم را بالید؟ من چنین اعتقادی ندارم. آنها ضد فوتبال نکردند. ساق بازیکنان کلیدی آرژانتین را هدف تکلهای وحشیانه قرار ندادند. به فوتبال به هر قیمت روی نیاوردند. می‌توانستند 2 بر صفر یا 3 بر صفر ببازند اما انتخابشان حمله کردن برای بیشتر و بیشتر گل زدن بود. آنها خود سرنوشت خود را رقم زدند. در این هیچ نکته‌ای برای ناراحتی یا تحقیر یا سرزنش نیست. قهرمان من کره‌جنوبی است که بین باخت کم خجالت و برد با شجاعت یا حداقل شانس شجاعانه ایستادن مقابل شکست، مصلحت‌اندیشی نمی‌کند. ما آرمانگرا نیستیم و مدتهاست دلخوشیم به حداقلها. در چنین شرایطی کاری که کره‌جنوبی کرد غیرقابل تحقیر یا سرزنش است. آنها شجاعانه باختن را برگزیدند. اگر باختند و اگر پرگل باختند، به خاطر این بود که نخواستند از مسیر فوتبال منحرف شوند.

5- آرژانتین مارادونا خوش شانس بود که مقابل تیمی از جنس فوتبال قرار گرفت. شاید اگر یک یونان به پست آرژانتین می‌خورد چنین افتخاری برای شاگردان مارادونا بدست نمی‌آمد.
آرژانتین اما در روز دوم مسابقات برای خودش اسم و رسمی رقم زد. بهترین خط حمله مسابقات مال آنهاست. پس از نمایش نصفه و نیمه آرژانتین در بازی مقابل نیجریه،‌ آنها حالا یک برد رویایی را کسب کرده‌اند. بازی آخر آنها مقابل یونان فرصتی است برای مارادونا تا قدرت خط آتش خود مقابل یک تیمی دفاعی صرف را بیازماید. اگر آرژانتین رویا و سودای قهرمانی در سر دارد، یونان محل مناسبی برای تست کردن قدرت توانایی آنهاست.

6- چه جام‌جهانی کسل‌کننده و سطح پایینی. اشتباهات فردی تکان‌دهنده است. رویای ملتها با اشتباه کودکانه بازیکنان درجه 2 بر باد می‌رود.
تیمهای بزرگ دست آدمهای کوچکند و آدمهای کوچک در تیمهای کوچک با اتخاذ استراتژیهای دفاعی کسل‌کننده بازیها را از تب و تاب انداخته‌اند. جام‌جهانی آفریقای جنوبی زیبا نیست. کسی شکی دارد در این حقیقت ساده؟
__________________

Rainyboy آنلاین نیست.  
این کاربر برای پست مفید ازRainyboy تشکر به عمل آورده است:

#18

                      قدیمی 06-19-2010, 09:01 PM
Ahmad.taj
مدير بازنشسته
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 587
تشکر: 240
تشکر شده 1,635 بار در 504 نوشته
بازیکن مورد علاقه: بوفون*مسی
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
Ahmad.taj is on a distinguished road
Exclamation ژاکه، کاشفی بی ادعا




1-3-2-4 سیستمی غالب بر تمام سیستم‌های به‌کار گرفته شده در جام جهانی است، سیستمی که کاشف آن کسی نیست جز امه ژاکه افسانه‌ای. مردی که 2 ناکامی بزرگ را همراه با فرانسه تجربه کرد اما دست از 1-3-2-4 مورد علاقه خود نکشید تا فرانسه با تفکرات بنیادین او هم قهرمان جام جهانی شود و هم قهرمان یورو 2000.


امه ژاکه پس از ناکامی در 2 جام جهانی 1994 و یورو 1996 وقتی با انتقاد هواداران مواجه شد، جمله‌ای به زبان آورد که به جای اینکه مسکنی باشد برای درد طرفداران تیم ملی فرانسه، آنها را بیشتر عصبانی كرد: «کمی صبر کنید، ثابت می‌کنم که با این سیستم می‌شود قهرمان شد» این جمله اما 2 سال بعد جواب داد تا فرانسه قهرمان جام جهانی شود. ژاکه کاشف بي‌ادعاي1-3-2-4 بود و حالا اکثر مربیان حاضر در جام جهانی از این سیستم در بازی‌های خود استفاده می‌کنند.

پوشش جلوی دفاع به جای پوشش پشت دفاع

تا 15 سال پیش غالب تیم‌های فوتبال دنیا، از باشگاهی گرفته تا ملی با 3 دفاع که یکی از آنها وظیفه پوشش را برعهده داشت و 2 دفاع دیگر یارگیر بودند، بازی می‌کردند. در این سیستم یکی از مدافعان عقب‌تر از 2 مدافع دیگر نقش سوئیپر را برعهده داشت و یارکوب‌ها را پوشش می‌داد. 15 سال پیش اما امه‌ژاكه شیوه جدیدی ابداع کرد. سیستم دفاع 4 نفره به جای خط دفاعی 3 نفره شیوه‌ای بود که در بازی بیشتر تیم‌های سطح اول فوتبال جهان پیاده شد. تفاوت دفاع 3 نفره با 4 نفره تنها مربوط می‌شد به جابجایی میان 2 بازیکن. در دفاع 3 نفره یک مدافع از عقب 2 مدافع دیگر را پوشش می‌داد اما در سیستم 4 نفره جای مدافع پوششی از یک هافبک دفاعی استفاده می‌شود تا 2 مدافع را از جلو پوشش دهد. وظیفه دفاع پوششی هم برعهده دروازه‌بان‌ها قرار گرفته تا آنها مدافعان وسط تیم‌هایشان را پوشش دهند.

2 هافبک تدافعی در عرض هم
سیستم 1-3-2-4 در 2 حالت هجومی و دفاعی تعریف می‌شود. در سیستم دفاعی 2 هافبک تدافعی در عرض یکدیگر قرار می‌گیرند و هر کدام نیمی از عرض زمین را پوشش می‌دهند. نمونه این روش در آرسنال 2 سال پیش و منچستر امسال به طور واضحی مشاهده شد. در آرسنال فلامینی و فابرگاس هافبک‌های هم‌عرض و تدافعی بودند و در منچستر هم کریک و فلچر این وظیفه را بر عهده داشتند. این روش اما معایب و ایرادهایی هم دارد. معایب آن مربوط می‌شود به فضایی که بین مدافعان و 2 هافبک به‌وجود می‌آید. مربیان سطح اول دنیا این عیب را هم برطرف کردند. آنها با قرار دادن یکی از هافبک‌ها کمی عقب‌تر از دیگری هم این فضای خالی را پوشش دادند و هم سیستم 1-3-2-4 را هجومی کردند تا این سیستم یکی از مدرن‌ترین سیستم‌های فوتبال دنیا لقب بگیرد.

نیاز به هافبک هجومی مثل زیدان

فرانسه زمانی که قهرمان جام جهانی 1998 و یورو 2000 شد از سیستم 1-3-2-4 استفاده می‌کرد. نکته مثبت در ترکیب آن زمان فرانسه، حضور زین‌الدین زیدان در پست هافبک هجومی بود. بازیکنی که هم در امر بازیسازی و هم در امر گلزنی یک چهره استثنایی داشت و توانست یکی از ارکان اصلی فرانسوی‌ها در کسب این 2 قهرمانی لقب بگیرد. یکی از مهم‌ترین نقش‌های سیستم 1-3-2-4 را هافبک هجومی بازی می‌کند. هافبکی که برخی مواقع باید به تک مهاجم اضافه شود و سیستم را هجومی‌تر کند. از همان فرانسه 1998 بود که بحث مهاجم کاذب به‌وجود آمد و البته تا به‌حال کسی نتوانسته این نقش را به مانند زیدان استثنایی به نمایش بگذارد.

مهاجم هدف، میان هافبک‌ها

و مدافعان حریف
فوروارد هدف در سیستم 1-3-2-4 باید از قلب مدافعان حریف جدا شود و خود را به میان هافبک‌های تدافعی حریف و مدافعان برساند. آن وقت است که درصورت صاحب توپ شدن می‌تواند در آن فضا توپ را کنترل کند، بچرخد و بعد بهترین تصمیم‌گیری را داشته باشد. اگر تک‌مهاجم میان مدافعان حریف، آن هم در حوالی محوطه هجده قدم قرار بگیرد و به عقب‌تر نیاید، مطمئنا اجرای این سیستم را با مشکلات فراوانی روبرو خواهد کرد.

یک مدافع کناري می‌رود، دیگری می‌ماند

نکته جالبی که من به وفور در جام جهانی دیدم این است که 2 مدافع کناری تیم‌ها همزمان نفوذ نمی‌کنند. اگر مدافع سمت راست نفوذ کند، 2 مدافع میانی و مدافع سمت چپ باقی می‌مانند و یک خط دفاع 3 نفره را تشکیل می‌دهند. درصورت نفوذ مدافع چپ، 2 مدافع میانی باقی می‌مانند و مدافع سمت راست. این سیستم اما متفاوت است با سیستمی که برخی از مربیان كشورمان با نام سیستم 3 دفاع استفاده می‌کنند. در مواقع حمله وقتی یکی از مدافعان کناری همراه با مدافعان میانی در خط دفاعی باقی می‌ماند، این سیستم به سیستمی با 3 دفاع بدل می‌شود.

مسي 2010، رونالدينيوي 2006

تعویض پست ستاره‌ها در جام جهانی هم تبدیل شده به یک سناریوی تکراری. رونالدینیو در جام جهانی 2006 درحالی که عنوان بهترین بازیکن سال دنیا را با خود یدک می‌کشید، از سمت چپ خط هجومی به میانه میدان و پشت سر تک مهاجم در سیستم 1-3-2-4 نقل مکان کرد تا توانایی‌های او در پستی جدید به هدر برود.
لیونل مسی هم در جام جهانی امسال سرنوشتی شبیه به رونالدینیوی 2006 دارد. مسی توسط مارادونا کمی عقب‌تر از پست آرمانی خود در بارسا مورد استفاده قرار می‌گیرد. مسی در بارسلونا نقش تمام کننده را بازی می‌کرد اما در آرژانتین نقش سازندگی را برعهده دارد. در بارسا پاسوری تمام عیار مثل ژاوی پشت سر مسی است تا این آرژانتینی به راحتی توپ‌ها را وارد دروازه حریفان کند. این تغییر پست‌ها سناریویی تکراری است که در هر جام برای بهترین بازیکنان رخ می‌دهد.
* * *
مجید صالح
* * * * *


درباره سیستم مورد علاقه مربیان در هزاره سوم
با 8 نفر دفاع کن، با 7 تا حمله!
تب استفاده از دفاع 4 نفره خطی تقریبا تمام دنیا و تیم‌های کوچک و بزرگ فوتبال را دربر گرفته است و این چیدمان زنجیره‌ای، اولین خط از سیستمی را تشکیل می‌دهد که شاید سیستم غالب رقابت‌های جام جهانی هم باشد. مبدع 1-3-2-4 هلندی‌ها بودند و با ورود مربیان این کشور به شرق آسیا حالا از سیستم فوق در تیم‌های ملی قاره کهن نیز استفاده می‌شود تا تعداد تیم‌ها و مربیانی که به 1-3-2-4 روی می‌آورند، کم نباشند.
تا دیروز 20 مسابقه از جام جهانی گذشته بود که در 7 تای آن تیم‌ها با سیستم فوق به میدان رفتند. فرانسه در دیدار نخست خود مقابل مکزیک با این سیستم به میدان رفت که البته نتیجه نگرفت. کره جنوبی مقابل آرژانتین 1-3-2-4 بازی کرد که کارگشا نبود. غنا، آلمان، استرالیا، ایتالیا و هندوراس نیز در نخستین بازی خود از این سیستم بهره گرفتند اما هیچ بعید نیست که تعداد تیم‌ها و مربیانی که رو به 1-3-2-4 می‌آورند در رقابت‌های آینده و البته دیدارهای مراحل حذفی بیشتر شود.
***
گروهی 1-3-2-4 را یک سیستم کامل می‌دانند چرا که در این سیستم چهار خطی بسیاری از نقاط زمین پوشش داده می‌شود. چنانچه دقت کرده باشید، بسیاری از تیم‌های جام جهانی با قرار دادن بازیکنان خود در نقاط مختلف زمین و استفاده از پراکندگی آنها گستره بیشتری از زمین را پوشش می‌دهند تا به حریفان خود فضای کمتری دهند. از این جهت سیستم‌های چهار خطی مثل 1-3-2-4 ، 1-4-1-4، 1-2-3-4 و 1-1-4-4 در جام جهانی نوزدهم بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند.
***
اصل این سیستم بر مبنای یک دفاع خطی چهار نفره تشکیل می‌شود. دو مدافع میانی که کنار هم قرار می‌گیرند و برحسب وظایف معین، یکی دیگری را پوشش می‌دهد، یکی در بازی مستقیم ضربات اول را می‌زند و یکی حق بازیسازی از قلب دفاع و بعضا نفوذ به خطوط جلوتر را دارد (پیکه یا لوسیو). به لحاظ پایه قرار دادن یک خط دفاع زنجیره‌ای باید دو مدافع میانی حاضر در این سیستم از سرعت فوق‌العاده‌ای برخوردار باشند که بررسی این مقوله در معایب و مزایای دفاع خطی، خود موارد جزیی زیادی را شامل می‌شود.
***
می‌گویند 1-3-2-4 سیستم کاملی است چرا که در فاز تدافعی و تهاجمی به نوعی بالانس وجود دارد. در واقع دو هافبک تدافعی مقابل خط دفاع چهار نفره که یکی نقش رابط خطوط دفاع و هافبک و دیگری مخرب بازی حریف، می‌توانند در حمله و دفاع نقش بازی کنند. علاوه بر اینها دو بال چپ و راست خط سه نفره جلویی هم می‌توانند در پروسه دفاع کمک کنند. بدین ترتیب چنانچه تیمی با توان بالا و مهره‌های کارآمد در این سیستم به خوبی قرار گیرد و نفرات به درستی در آن قرار گیرند، با 8 نفر (چهار مدافع، دو هافبک تدافعی و دو بال کناری) می‌توان دفاع کرد و با 7 نفر حمله (دو مدافع کناری، یک هافبک تدافعی، سه هافبک و یک مهاجم نوک).

استفاده از این سیستم و کامل اجرا کردن آن، مهره‌ها و ابزار فوق‌العاده‌ای را می‌طلبد و شاید به همین خاطر است که هر تیمی با 1-3-2-4 موفق نمی‌شود. در سیستم 1-3-2-4 دو مدافع کناری باید توان فوق‌العاده هوازی داشته، رونده باشند و بین دفاع و حمله متعادل عمل کنند. دو هافبک تدافعی نقش فوق‌العاده‌ای در سیستم 1-3-2-4 دارند، یکی توپ را از خط دفاعی می‌گیرد و به خط سوم می‌رساند و دیگری مامور خراب کردن بازی هافبک‌های حریف و عناصر تهاجمی آن است. بال‌های کناری باید هم مهاجم باشند هم مدافع و مهاجم نوک باید بازیکن کاملی باشد که در فضایی گسترده خط دفاع حریف را بیازارد، در باکس تهاجمی حاضر باشد و از قدرت تمام‌کنندگی بالایی بهره ببرد.

سیستم منفور در ایران
سیستم 1-3-2-4 البته در فوتبال ایران طرفدار زیادی ندارد و بسیاری از عوام از اين سيستم به عنوان سیستمی تدافعی یاد می‌کنند. این نگاه البته به حضور تنها یک مهاجم درنوک خط حمله برمی‌گردد، غافل از اینکه با این سیستم می‌توان 7 نفره حمله کرد و 4 مهاجم هم داشت به شرطی که نفرات توانایی بالایی داشته و مهره‌ها به درستی سر جای خود قرار گیرند. در تیم ملی ایران، به دلیل فقدان یک مهاجم نوک تمام عیار و مدافع چپ کارگشا که در دفاع و حمله بالانس ایجاد کند، 1-3-2-4 درست اجرا نمی‌شود. ضمن اینکه توان هوازی و قدرت جسمانی بازیکنان نیز به حدی نیست که سیستم فوق کامل و درست اجرا شود.
* * * * *

7 تيم با سيستم هلندي

خيلي‌ها مي‌گويند «سيستم در فوتبال نقشي بازي نمي‌كند» يا سيستم يكسري اعداد و بازي با آنها است كه در نهايت تاثيري در جريان مسابقه و نتيجه نمي‌گذارد چرا كه فوتبال امروزي آنقدر سيال و پويا است كه مربيان به صورت مداوم در طول جريان مسابقه تغيير سيستم داده و با جابجايي نفرات، تيم حريف را گيج كرده و دنبال اهداف تاكتيكي خود مي‌گردند.
بر اين اساس شايد توانايي بازيكنان و تفكرات مربيان نقشي فراتر از سيستم Basic يا اوليه هر تيم در مسابقات‌شان داشته باشد. امروز در تورنمنت بزرگي مثل جام جهاني كه تيم‌هاي ملي هر كشور قصد ارائه بالاترين كيفيت خود را دارند و به نوعي جنگ مربيان و تفكرات‌شان در داخل زمين‌هاي مسابقات تعيين‌كننده برنده و بازنده هر پيكاري است، مي‌توان به سيستم و نقش آن در تيم‌ها و مسابقات رسيد. در اينجا سعي داريم به يكي از سيستم‌هاي مورد علاقه مربيان در هزاره سوم يعني 1-3-2-4 بپردازيم، سيستمي كه در تيم ملي ايران نيز سيستم غالب است و البته مخالفان و موافقان زيادي دارد. شايد با بررسي مختصر نقاط تاريك و روشن سيستم فوق با توجه به مصداق‌هاي عيني‌‌اش در مسابقات جام جهاني از مزايا و معايب 1-3-2-4 گفت و براي مخالفان و منتقدان آن حرف‌هاي تازه‌اي داشت. شايد بررسي سيستم تيم‌هاي حاضر در جام جهاني (در 20 بازي اول) كه در زير مي‌آيد، نقش سيستم و تفكرات مربيان كه در صورت كلي و عامي آن به تدافعي و تهاجمي تقسيم مي‌شوند را به خوبي نشان مي‌دهد.

گروه A
آفريقاي جنوبي يك- مكزيك يك
1-1-4-4 3-3-4
آفريقاي جنوبي صفر- اروگوئه 3
1-1-4-4 2-1-3-4
اروگوئه صفر- فرانسه صفر
2-4-4 3-3-4
فرانسه صفر-مكزيك 2
1-3-2-4 1-4-1-4

گروه B
كره جنوبي 2- يونان صفر
2-4-4 2-4-4
آرژانتين 4- كره جنوبي يك
3-3-4 1-3-2-4
آرژانتين يك- نيجريه صفر
2-1-3-4 1-2-3-4
يونان 2- نيجريه يك
3-3-4 2-4-4

گروه C
انگليس يك- آمريكا يك
2-4-4 2-4-4
الجزاير صفر- اسلووني يك
2-4-4 1-1-4-4

گروه D
صربستان صفر- غنا يك
2-4-4 1-3-2-4
آلمان 4-‌استراليا صفر
1-3-2-4 1-3-2-4

گروه E
هلند 2-‌دانمارك صفر
1-3-2-4 3-3-4
ژاپن – كامرون
1-4-1-4 3-3-4

گروه F
ايتاليا يك- پاراگوئه يك
1-3-2-4 2-4-4
نيوزيلند يك-‌اسلواكي يك
3-3-4 2-3-1-4

گروه G
ساحل عاج صفر-‌پرتغال صفر
3-3-4 3-3-4
برزيل 2-‌كره‌شمالي يك
1-2-3-4 1-2-3-4

گروه H
هندوراس صفر- شيلي يك
1-3-2-4 3-3-4
سوييس يك- اسپانيا صفر
2-4-4 1-4-1-4
* * *
«ایران ورزشی»
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.

Ahmad.taj آنلاین نیست.  
این کاربر برای پست مفید ازAhmad.taj تشکر به عمل آورده است:

#19

                      قدیمی 06-20-2010, 12:15 AM
RED STORM
مدير بازنشسته
RED STORM آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: TEH
ارسال ها: 6,478
تشکر: 9,822
تشکر شده 15,590 بار در 5,320 نوشته
بازیکن مورد علاقه: Philipp lahm / Bastian schweinsteiger / Manuel neuer / Thomas muller
مربی مورد علاقه: Yup / Pep
حالت من:
Pakar
RED STORM is on a distinguished road
پیش فرض

زنجیره ای از اشتباهات شکست را تقدیم به آلمان کرد

بازی شروعی محکم داشت بازیکنان صربستان با قدرت ظاهر شدند...


وقتی که آلمان به عنوان مقتدر ترین تیم دور اول رقابتهای جام جهانی انتخاب شد همه فوتبالدوستان منتظر بازی درخشان دیگری از این تیم بودند. آلمانها در دومین دیدار به مصاف صربستانی رفتند که در روز نخست علیرغم بازی پایاپای از غنا شکست خورده و به شدت به دنبال کسب 3 امتیاز حساس این بازی بودند.
ژرمنها با ترکیب بازی نخست پای به میدان گذاشتند. مولر و پودولسکی در جناحین و شوین اشتایگر و خدیرا در وسط زمین بازی میکردند. اوزیل همچنان هافبک آزاد و کلوزه تک مهاجم تیم بودند.
بازی شروعی محکم داشت بازیکنان صربستان با قدرت ظاهر شدند و مشخص بود که خنثی کردن حرکات آلمانها در وهله اول کارهای تاکتیکی این تیم قرار دارد. تا اواسط نیمه اول بازی دوتیم پراشتباه و فاقد طرح و برنامه بود. به دلیل نوع بازی دوتیم (محکم و همراه با دوندگی) کارتهای زرد نیز توسط داور اسپانیایی به حراج گذاشته شد و این داور با دیدن هرگونه خطا از کارت زرد خود استفاده میکرد. در شرایطی که کار در میانه زمین برای دو تیم گره خورده بود شوت پودولسکی یخ بازی را شکست اما لحظاتی بعد صربها از جناح راست خود اقدام به نفوذ کردند که بی حاصل بود. در دقیقه 37 بازی ناگهان میروسلاو کلوزه به دلیل یک خطای ساده در میانه میدان با کارت زرد دوم داور مواجه شد و زمین را ترک کرد. از این به بعد روند بازی کاملا تغییر پیدا کرد. در صحنه اخراج کلوزه یک نکته جالب بود و آن هم نبود کاپیتان ژرمنها (لام) به جهت اعتراض به داور در آن لحظه بود. درحالیکه یکی از وظایف مهم هر کاپیتان حضور در صحنه های حساس داوری (مخصوصا اخراج ) و گفتگو با داور است.
یک دقیقه از خارج شدن کلوزه نگذشته بود وهنوز بازیکنان آلمان در شوک اخراج بچه گانه او بودند که نفوذی دیگر از سمت چپ آلمان توسط صربها پی ریزی شد و سانتر بازیکن این تیم در تیر دوم با ضربه سر مهاجم بلندبالای آنها همراه شد و پاس این بازیکن در شش قدم باعث شد تا یووانویچ براحتی گلزنی کند.
باید گفت روی این گل خط دفاع آلمان بسیار متزلزل نشان داد و تمام بازیکنان خط دفاع در به ثمر رسیدن این گل مقصر بودند. بازیکنان صربستان ابتدا بادشتابر را جا گذاشتند. در لحظه سانتر توپ آرنه فردریش بی دلیل در اطراف تیر یک بود آن هم در شرایطی که هیچ بازیکن صربی در چندمتری اوهم دیده نمیشد (خطای جای گیری). سپس مهاجم صرب روی سر مرته ساکر موفق به هدزنی شد که این قضیه برای یک مدافع تقریبا دو متری ضعف بزرگی محسوب میشود و طبیعی بود که با اشتباه مسلم این سه نفر یووانویچ آسانترین کار را انجام دهد و نوئر را با اولین توپ جدی در این جام مغلوب کند.
بعد از این گل آلمانها بازی تیمی خود را شکل داده و بیشتر در زمین صربستان دیده شدند و در دقایق پایانی با فشار آنها تیر افقی دروازه با شوت مهلک خدیرا لرزید ولی نیمه نخست با همان تک گل به پایان رسید.
با شروع نیمه دوم تنها تغییر تاکتیکی دیده شده نفوذ یکی از مدافعین (معمولا فردریش) به زمین حریف و انتقال اوزیل به نوک خط حمله بود. در شرایطی که آلمانها بیشتر صاحب توپ بودند اما پرس هافبکهای صرب و یک بازیکن کمتر مانع از شکل گیری خطر جدی مییشد. ضمن اینکه مهاجم شدن اوزیل باعث کاهش خلاقیت خط میانه ژرمنها شده بود. با این حال صربها همچنان از سمت چپ آلمان با یک و دو کردنهای سریع نفوذ میکردند و درآن طرف نیر لوکاس پودولسکی در چندین نوبت ایده آل اقدام به شوتزنی کرد که راه بجایی نبرد . سرانجام حملات آلمان نتیجه داد و این تیم در دقیقه 60 صاحب ضربه پنالتی شد. درحالیکه تصور میشد شوین اشتایگر پنالتی زن اول تیم باشد (چراکه برابر بوسنی دو پنالتی را به گل تبدیل کرده بود) پودولسکی چپ پا پشت توپ ایستاد و ضربه بد او توسط ولاديمير استكويچ مهار شد.
بعد از مهار پنالتی پودولسکی چندبار دیگر در موقعیت مناسب قرار گرفت اما تمام شوتهای خود را با بی دقتی و خودخواهی به بیرون زد. با اینکه آلمان ده نفره بود اما همچنان بازی بهتری ارائه میداد ولی تعویض بد یواخیم لو نه تنها حرکت چرخهای تیم ملی آلمان را سریعتر نکرد بلکه باعث شد از کار هم بیفتد.
ابتدا مولر و اوزیل (که تنها پاسور موفق تیم بود) بیرون آمدند و مارین و کاکائو ورد میدان شدند. لحظاتی بعد هم گومز بلندبالا بجای بادشتابر وارد میدان شد. باید گفت در مورد خارج کردن مولر از زمین خرده ای به لو وارد نیست چراکه مولر بارها در سانتر کردن و نفوذ ناموفق نشان داد اما خارج کردن مسعود اوزیل که واقعا بهترین بازیکن آلمانها بود جای تعجب داشت. اشتباه بزرگ لو همین جابجایی بود، چرا که وی میتوانست مولر را با کاکائو تعویض کند و اوزیل را به سمت راست انتقال دهد و از کاکائو به عنوان مهاجم نوک استفاده کند. درواقع تعویض اوزیل خیال خط دفاع صربستان را تا آخر بازی راحت کرد و این خود آلمان بود که با نبود وی به مشکلاتش افزوده شد. همچنین با آمدن مارین به سمت چپ ، پودولسکی به میانه زمین منتقل شد یعنی درست جایی که امسال در تیم کلن بازی می کرد و بدترین بازیها را ارائه داد. در مورد تعویض بادشتابر با گومز نیز میتوان به دید هجومی لو برای کسب امتیاز اشاره کرد، ضمن اینکه بادشتابر بارها در یارگیری مستقیم در سمت چپ ناموفق بود. یعنی خارج کردن بادشتابر منطقی بود اما ماریو گومز همچنان بی خاصیت و خنثی در ترکیب ژرمنها نشان داد تا حضور وی در زمین همراه با علامت سوال بزرگی برای طرفداران فوتبال آلمان همراه باشد. بدون تعارف هیچ چیز خاصی از گومز در این دو دیدار دیده نشده است و یوگی لو میتوانست به جای وی از تروخوفسکی و کروس آماده در خط میانه استفاده و لوکاس پودولسکی را هم به خط حمله اضافه کند.
با این سه تعویض عجیب، یعنی کاهش خلاقیت در مرکز زمین و کم شدن یه مدافع، این صربها بودند که ضدحملات خود را پی ریزی کرده و در دونوبت توپ را به تیر دروازه ژرمنها کوباندند. تا اینکه بازی با همین یک گل به پایان رسید و آلمان در کمال تعجب بازی دوم را واگذار کرد.
بزرگان تیم ملی آلمان باید با دید بسیار متفاوت و جدی به این باخت نگاه کنند ، بزرگترین دستاورد این باخت محرز شدن ضعفهای آلمانها بود:
[color]اولین و مسلما بزرگترین ضعف ژرمنها دو مدافع متمایل به سمت جپ تیم هستند.] بادشتابر و فردریش کاملا کند و ناهماهنگ نشان دادند. وضعیتی که بخوبی روی گل بازی مشخص بود و از هم اکنون حضور این دو تبدیل به قوت قلب مربیان و مهاجمان حریفان آلمان شده است. نکته بدتر در این سمت ضعف مفرط پودولسکی به عنوان بال چپ در کارهای دفاعی است که سمت جپ آلمان را در زمان حمله حریفان آسیب پذیر کرده. در تمام نفوذهای صرستان از سمت راست آلمان بادشتابر تنها بود و پودولسکی اصلا در عقب زمین دیده نشد. به واقع چرا لو به چنین ترکیب دفاعی دلبسته جای سوال دارد. چرا این مربی بادشتابر را به پست تخصصی خود (دفاع وسط) منتقل نمیکند و کس دیگری را در جناح چپ قرار نمیدهد واقعا عجیب است. نبود سرعت در سمت چپ دفاع آلمان بسیار مشخص است به نحوی که هافبک خوب صربستان بارها از این جناح آلمان را وادار به عقب نشینی کرد.
اما نکته بعد، بازی همچنان ناهماهنگ خدیرا در میانه زمین است. تنهایی اشتایگر بخوبی احساس میشود و چرا بار تمام درگیریها، بازیسازی ، توپ گیریها و تعویض منطقه بازی در میانه میدان به گردن اوست مشخص نیست. در شرایطی که خدیرا به عنوان یک هافبک می تواند نیمی ازکارهای میانه میدان را انجام دهد.
مسئله بعد تعویض کاملا اشتباه اوزیل در هر دو بازی آلمان است. در برابر صربستان تنها یک بازیکن دفاع این تیم را می ترساند و او کسی نبود جز مسعود اوزیل. اما لو با تعویض کاملا اشتباه وی خودبخود به شکست خوش آمد گفت.
بازی بد مولر، پودولسکی ، خدیرا و بادشتابر به همراه بازی معمولی مدافعین نشان داد آلمان همچنان در اکثر نقاط زمین به هماهنگی بیشتری احتیاج دارد و نباید بازیکنان یک تیم مدعی در اولین بازی درخشان و در بازی بعد ضعیف باشند. یکنواختی و حفظ روند رو به رشد در نوع بازی ستارگان هر تیم فاکتور اصلی برای قهرمانی است پس باید یواخیم لو به مانند یورو 2008 (باخت از کرواسی در بازی دوم) تیم را سریعا به شرایط اولیه برگردانده و آماده رویارویی با غنا کند.
البته نمی بایست از ده نفره شدن آلمان و اخراج کلوزه غافل شد . آن هم مهاجمی که رهبری آلمان را در حملات به عهده داشت و امید اول گلزنی تیم بود. با این حال باید گفت ژرمنها با وجود ده نفره شدن شصت دقیقه خوب و پایاپای بازی کردند واین تنها نکته امیدوارکننده بازی روز دوم آلمان بود. میبایستی یاخت این تیم را از زاویه دیگری نیز نگریست و آن هم شکستن غرور این تیم بود که میتوانست بعد از برد قاطع برابر استرالیا پاگیر این تیم در مراحل بعدی شود و ضعفهای آلمان را در پشت برده مفقود کند.

درجمع بندی پایانی باید سه عامل: اخراج به ناحق کلوزه، عدم گل شدن پنالتی پودولسکی و تعویضهای بد یواخیم لو را عامل شکست ژرمنها دانست، اما ابراز امیدواری کرد که این باخت در بهترین زمان ممکن روی داد و اگر آلمانها بتوانند از این شکست درس جدی بگیرند میتوانند همچنان به عنوان مدعی جدی این جام مطرح باشند.
__________________



To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.


RED STORM آنلاین نیست.  
تعداد 2 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#20

                      قدیمی 06-20-2010, 03:47 PM
Ahmad.taj
مدير بازنشسته
Ahmad.taj آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
ارسال ها: 587
تشکر: 240
تشکر شده 1,635 بار در 504 نوشته
بازیکن مورد علاقه: بوفون*مسی
مربی مورد علاقه: لیپی*هیدینگ
Ahmad.taj is on a distinguished road
Exclamation افت بزرگان




در سه شب پياپي، سه قدرت بزرگ فوتبال اروپا كه داعيه قهرماني داشتند، مقابل حريفان خود تن به شكست دادند و به اين ترتيب، جام جهاني نوزدهم وارد برهه‌اي ديگر شد. ابتدا اين اسپانيا بود كه در يك بازي كم‌نظير مقابل يك سوييس فرصت‌طلب، تن به شكست داد. سپس فرانسه ريمون دومنش مقابل مكزيك بازي را واگذار كرد و سرانجام جمعه بعدازظهر آلمان برابر صربستان بازنده شد.

از فرانسه آغاز مي‌كنيم كه به وسيله يك مربي عجيب و غريب به تيمي معمولي مبدل شده است. در رقم خوردن اين نتايج ضعيف، مسوولان فدراسيون فوتبال فرانسه بيش از هر كسي مقصر هستند. آنها بودند كه بعد از آن نتايج اسفناك فرانسه در يورو 2008، به دومنش اعتماد كردند. صعود با آن وضعيت نااميدكننده به جام جهاني و با كمك دست تيري آنري را كنار اين دو نتيجه ضعيف در برابر اروگوئه و مكزيك بگذاريد و ببينيد كه دومنش چه كرده است. با احتساب يورو 2008 تيم سه رنگ در 5 بازي كه در تورنمنت‌هاي معتبر به ميدان رفته، حتي رنگ يك برد را هم نديده است.

فرانسه تيمي است كه ديدن بازي‌اش هيچ شور و حرارتي ايجاد نمي‌كند. آنها در بازي با مكزيك حتي از بازي با اروگوئه هم ضعيف‌تر ظاهر شدند. سيستم 3-3-4 دومنش در اين دو ميدان جواب نداده است و به نظر مي‌رسد بازيكنان فرانسه در اين روش، از هم‌گسيخته و بدون نظم بازي مي‌كنند. فاصله مهاجمان فرانسه از هم موجب شده هر كسي ساز خود را بزند. در اين شرايط اميد آخر خروس‌ها اين است كه آفريقاي جنوبي را ببرند و شاهد پيروزي يكي از دو تيم مكزيك و اروگوئه در روز پاياني بازي‌هاي گروه نخست باشند. چيزي كه با توجه به وضعيت كنوني فرانسه زياد محتمل به نظر نمي‌رسد.

يك روز قبل از ديدار فرانسه- مكزيك، تيم ملي اسپانيا با ارائه يك بازي تهاجمي سعي كرد ديواره دفاعي پرتعداد سوييس را در هم بشكند اما موفق به اين كار نشد و به اين ترتيب ركورد گل نخوردن سوييس در جام‌هاي جهاني به 484 دقيقه رسيد. در اين ديدار آنچه باعث شكسته نشدن طلسم دروازه سوييس شد، انديشه‌هاي يك مربي كهنه‌كار و كاردان به نام اوتمار هيتسفلد بود كه توانست با به كارگيري يك سيستم دفاعي جالب مانع گلزني ستارگان پرتعداد اسپانيا شود. قهرمان اروپا در اين ديدار، لذتبخش و تهاجمي بازي كرد ولي هيچ راهي براي دستيابي به دروازه ديگو بناليو پيدا نكرد. اينطور به نظر مي‌رسيد كه هيتسفلد دروازه تيمش را قفل كرده و كليد آن را هم قورت داده باشد. اين صحيح كه با اين نتيجه توانايي‌هاي شاگردان دل بوسكه زير سوال رفت اما مسلما اين پايان راه ماتادورها نيست. آنها به زودي بازمي‌گردند و در بازي با هندوراس نشان مي‌دهند چرا اميد اول قهرماني جام جهاني لقب گرفته‌اند.

شكست تلخ آلمان برابر صربستان آنقدر براي آلماني‌ها ناراحت‌كننده بود كه كمتر از يك ساعت از اين ديدار، اكثر سايت‌هاي اينترنتي حملات خود را عليه يواخيم لو آغاز كردند. هواداران فوتبال آلمان هم كه آماده بودند همچون شب بازي با استراليا جشن و شادي خود را به خيابان‌ها بياورند، ناكام ماندند. ژرمن‌ها در برابر صربستان واقعا ضعيف بازي كردند ولي بدشانس هم بودند كه داور اسپانيايي اين ديدار همچون شعبده‌بازها كه از درون كلاهشان پرنده درمي‌آورند، كارت‌هاي زرد را پياپي از جيبش بيرون مي‌كشيد. اخراج كلوزه تنها دليل باخت آلمان نبود اما در شكست اين تيم تاثير زيادي داشت. حالا آلمان براي راهيابي به مرحله بعد احتياج به كسب هر سه امتياز بازي با غنا دارد و بعيد است نتواند به اين مهم نايل شود.

آلمان در هيچ يك از ادوار جام جهاني در مرحله مقدماتي حذف نشده است و با توجه به آمادگي مسعود اوزيل و باستين شواين اشتايگر و انگيزه و هماهنگي قابل قبول ژرمن‌ها بعيد است آلمان به مرحله بعدي راه پيدا نكند. اگر شكست سه قدرت بزرگ اروپا را در كنار توقف ايتاليا و انگليس در ديدارهايشان قرار دهيم، به اين سوال مي‌رسيم كه آيا 5 تيم برتر اروپا كه بهترين ليگ‌هاي جهان را دارند، به پايان راه بزرگي رسيده‌اند؟
* * *
مزدک میرزایی
«ایران ورزشی»
__________________
حاصل عمر بجز مهر علی چون آه است
وقت مرگم به لبم زمزمه آن شـاه است



To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.


ویرایش توسط zamara : 02-24-2011 در ساعت 08:17 PM دلیل: !!!!!
Ahmad.taj آنلاین نیست.  
موضوع بسته شد

کاربران تگ شده

ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 12:14 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

انجمن هواداران پرسپولیس توسط سرور مجازی گروه کامپایلر هاست و میزبانی میشود
vBulletin Optimisation by vB Optimise (Reduced on this page: MySQL 0%).