انجمن های هواداران پرسپولیس

#1

                      قدیمی 02-24-2009, 11:57 AM
Karim
ریش سفید انجمن
Karim آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نام حقیقی: كريم
سن: متولد 68
محل سکونت: تهران
ارسال ها: 8,283
تشکر: 14,957
تشکر شده 18,113 بار در 6,115 نوشته
بازیکن مورد علاقه: كريم باقري
مربی مورد علاقه: هيدينگ،مورينيو،دنيزلي،قطبي
حالت من:
Sarbezir
Karim is on a distinguished road
پیش فرض فیلم وسینما

دراین تاپیک آخرین اخبارسینمای جهان ونقدوبررسی فیلمهای جدید وقدیم و وشاهکارهای سینما قرارمیگیرد.
__________________
به قدرت خدای درونم, جهانم به همان زیبایی و شگفتیست که می خواهم...و من دیگر كلمه ای ازناتوانی، درد، و درماندگی نخواهم گفت ونخواهم نوشت...چون میتوانم...من حتی سعی هم نخواهم كرد!بلكه انجام خواهم داد...

never cared for what they say
never cared for games they play

never cared for what they do
never cared for what they know

But I know
nothing else matters

ویرایش توسط Karim : 03-04-2009 در ساعت 01:00 AM
Karim آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 6 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#2

                      قدیمی 02-24-2009, 06:36 PM
mona_casillas
مدير بازنشسته
mona_casillas آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
نام حقیقی: مونا
سن: 24 سال
محل سکونت: تهران
ارسال ها: 7,170
تشکر: 2,120
تشکر شده 10,121 بار در 4,745 نوشته
بازیکن مورد علاقه: علی کریمی و عابدزاده (تا ابد ) ...ایکر ..کاکا و...
mona_casillas will become famous soon enough
پیش فرض

مرسی کریم از تاپیک نو و خوبی که زدی منتظر نقدو بررسی شما و سایر دوستان ازشاهکارهای سینمای جهان همراه عکس هستیم .
__________________

To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.
mona_casillas آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 3 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#3

                      قدیمی 02-24-2009, 07:28 PM
Karim
ریش سفید انجمن
Karim آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نام حقیقی: كريم
سن: متولد 68
محل سکونت: تهران
ارسال ها: 8,283
تشکر: 14,957
تشکر شده 18,113 بار در 6,115 نوشته
بازیکن مورد علاقه: كريم باقري
مربی مورد علاقه: هيدينگ،مورينيو،دنيزلي،قطبي
حالت من:
Sarbezir
Karim is on a distinguished road
پیش فرض

برندگان اسکار 2009(اسکارهشتادویکم)


پیروزی بزرگ «میلیونر زاغه‌نشین» در مراسم اسکار
درهشتاد و یکمین دوره اسکار برترین‌های هر رشته این‌طور اعلام شدند:
اسکار1: نخستین اسکار این دوره را که بهترین بازیگر نقش مکمل زن بود، پنه لوپه کروز بازیگر فیلم ویکی کریستینا بارسلونا از تیلدا سوینتون (برنده سال گذشته این رشته) دریافت کرد.
اسکار 2 - بهترین فیلمنامه اریژینال: داستین لنس بلک برای فیلمنامه میلک
اسکار 3 - بهترین فیلمنامه اقتباسی: سایمون بوفوی برای فیلمنامه میلیونر زاغه نشین
جایزه بخش فیلمنامه توسط «تینا فی» و «استیو مارتین» اهدا شد.
اسکار 4 - بهترین انیمیشن: اندرو استنتون برای انیمیشن Wall -E
اسکار 5 - بهترین انیمیشن کوتاه: کونیو کیتو برای انیمیشن Le Maison En Petite Cubes
«جک بلک» و «جینفر انیستون» این دو جایزه را اهدا کردند.
«سارا جسیکا پارکر» و «دانیل کریگ» معرفی کنندگان برنده جایزه بهترین طراح صحنه، طراحی لباس و گریم بودند.
اسکار 6 - بهترین طراحی صحنه: سرگذشت عجیب بنجامین باتن (این نخستین اسکار این فیلم بود که در 13 رشته نامزد شده است.)
اسکار 7- بهترین طراحی لباس: مایکل اوکانر برای دوشس
اسکار 8 - بهترین گریم: کریگ کانوم برای فیلم سرگذشت عجیب بنجامین باتن
پنه لوپه کروز برنده نخستین اسکار 2009 بود.
ناتالی پورتمن و بن استیلر برای اعلام نام بهترین فیلمبرداری به روی صحنه رفتند.
اسکار 9 - بهترین فیلمبرداری: آنتونی داد منتل برای فیلممیلیونر زاغه‌نشین
اسکار 10 - بهترین فیلم کوتاه: الکساندر فریدنک برای فیلم شهر اسباب بازی
اسکار 11: پنج بازِیگری که در سال‌های گذشته برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد بودند همراه با خانواده «هیث لجر» بازیگر شوالیه سیاه بر روی صحنه رفتند تا جایزه این بخش را به خانواده این بازیگر استرالیایی که سال پیش درگذشت، اهدا کنند.
اسکار 12 - بهترین مستند بلند: مرد روی طناب
اسکار 13- بهترین مستند کوتاه: مگان مایلن برای پینکی خندان
اسکار 14 - بهترین جلوه های وِیژه: سرگذشت عجیب بنجامین باتن
اسکار 15 - بهترین صداگذاری: شوالیه سیاه
اسکار 16 - بهترین ترکیب صدا: میلیونر زاغه‌نشین
اسکار 17 - بهترین تدوین: کریس دکینز برای میلیونر زاغه‌نشین
نام برندگان این چهار جایزه را «ویل اسمیت» اعلام کرد.
«ادی مورفی» با تمجید از فعالیت‌های هنری و بشردوستانه «جری لوئیس»، اسکاری افتخاری به این کمدین اهدا کرد.
شون پن برای دومین بار برنده جایزه اسکار شد.
اسکار 18 - بهترین موسیقی اریژینال: ای. آر. رحمان برای میلیونر زاغه‌نشین
اسکار 19 - بهترین ترانه: ای. آر. رحمان برای میلیونر زاغه‌نشین
اسکار 20: بهترین زبان خارجی: عزیمت از ژاپن
نام برنده این بخش را «فریدا پینتو» بازیگر میلیونر زاغه‌نشین و «لیام نیسن» اعلام کردند.
مانند دوره های گذشته تصاویری از درگذشتگان هنر سینما در سال پیش پخش شد. امسال «کوئین لطیفه»، بازیگر و خواننده آمریکایی به طور زنده ترانه‌ای بر روی این تصاویر خواند.
سیندی پولاک، آنتونی مینگلا، پل نیومن، روی شادر، چارلتون هستون و مایکل کرایتون از مشهورترین دست‌اندرکاران دنیای فیلم و سینما بودند که سال پیش درگذشتند.
اسکار 21 - بهترین کارگردان: دانیل بویل برای میلیونر زاغه‌نشین
اسکار 22: پیش از اعلام بهترین بازیگر نقش اصلی زن، هالی بری، شرلی مک لین، سوفیا لورن، نیکول کیدمن و ماریون کوتیار بر روی صحنه رفتند و هر کدام در وصف یکی از نامزدها سخنانی گفتند. این جایزه امسال از آن کیت وینسلت بازیگر فیلم کتابخوان شد.
در میان هنرپیشگان نقش اول زن مریل استریپ بخاطر بازی در فیلم «شک» (Doubt) برای پانزدهمین بار نامزد دریافت جایزه اسکار بود.
اسکار 23: مانند بخش قبل، برای اعلام بهترین بازیگر نقش اصلی مرد هم پنج بازیگری که قبلا این جایزه را برده بودند (رابرت دونیرو، مایکل داگلاس، آدرین برودی، آنتونی هاپکینز و بن کینگزلی) به روی صحنه آمدند و جملاتی درباره نامزدهای این بخش بیان کردند.
جایزه این بخش را شون پن (میلک) برای بازی در نقش هاروی میلک، فعال حقوق همجنسگرایان در دهه هفتاد میلادی دریافت کرد. او یک بار دیگر در سال 2004 برای فیلم Mystic River این جایزه را بدست آورده بود.
اسکار 24 - بهترین فیلم: استیون اسپیلبرگ برای اعلام جایزه بهترین فیلم امسال بر روی صحنه رفت و فیلم میلیونر زاغه‌نشین را به عنوان برنده بهترین فیلم هشتاد و یکمین دوره اسکار اعلام کرد.

نامزدهای جوایز اصلی:
بهترین فیلم:
- سرگذشت عجیب پنجامین باتن
- فراست/نیکسون
- میلک
- کتاب خوان
- میلیونر زاغه نشین
بهترین کارگردان:
- دنی بویل - میلیونر زاغه نشین

- استیفن دلدری - کتاب خوان
- دیوید فینچر - سرگذشت عجیب بنجامین باتن
- ران هاوارد - فراست/نیکسون
- گاس ون سنت - میلک
بهترین هنرپیشه مرد نقش اصلی:
- ریچارد جنکینز - میهمان (The Visitor)
- فرانک لانگلا - فراست/نیکسون
- شان پن - میلک
- برد پیت - سرگذشت عجیب بنجامین باتن
- میکی رورک - کشتی گیر
بهترین هنرپیشه نقش اصلی زن:
- ان هداوی - ریچل عروسی می کند
- آنجلینا جولی - Changeling
- ملیسا لئو - رودخانه یخزده
- مریل استریپ - شک
- کیت وینسلت - کتاب خوان

بهترین هنرپیشه نقش مکمل مرد:
- جاش برولین - میلک
- رابرت داونی جونیور - توفان حاره ای
- فیلیپ سیمور هافمن - شک
- هیت لجر - شوالیه سیاه
- مایکل شنون - جاده انقلابی
بهترین هنرپیشه نقش مکمل زن:
- ایمی آدامز - شک
- پنه لوپه کروز - ویکی کریستینا بارسلونا
- ویولا دیویس - شک
- ترجی پی هنسون - سرگذشت عجیب بنجامین باتون
- ماریسا تومی - کشتی گیر
بهترین فیلم خارجی:
- روانچه - اتریش
- کلاس - فرانسه
- گروه بادر ماینهوف - آلمان
- عزیمت - ژاپن
- والس با بشیر - اسرائیل
__________________
به قدرت خدای درونم, جهانم به همان زیبایی و شگفتیست که می خواهم...و من دیگر كلمه ای ازناتوانی، درد، و درماندگی نخواهم گفت ونخواهم نوشت...چون میتوانم...من حتی سعی هم نخواهم كرد!بلكه انجام خواهم داد...

never cared for what they say
never cared for games they play

never cared for what they do
never cared for what they know

But I know
nothing else matters
Karim آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 3 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#4

                      قدیمی 02-24-2009, 07:39 PM
Karim
ریش سفید انجمن
Karim آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نام حقیقی: كريم
سن: متولد 68
محل سکونت: تهران
ارسال ها: 8,283
تشکر: 14,957
تشکر شده 18,113 بار در 6,115 نوشته
بازیکن مورد علاقه: كريم باقري
مربی مورد علاقه: هيدينگ،مورينيو،دنيزلي،قطبي
حالت من:
Sarbezir
Karim is on a distinguished road
پیش فرض

برنده‌هاي جوايز اسكار روي صحنه چه گفتند؟
پنه‌لوپه كروز: تا حالا كسي اين جا غش كرده؟

مهم‌ترین صحبت‌های اسکار بدون شک ربط پیدا می‌کند به مهمترین جوایز. بعضی از صحبت‌ها را این‌جا بخوانید.


کریستین کولسون هنگام دریافت جایزه بهترین فیلم برای «میلیونر زاغه‌نشین»:
وقتی ما شروع کردیم ستاره نداشتیم، زور و بازو نداشتیم، واقعا به اندازه اون کارهایی که می‌خواستیم بکنیم پول نداشتیم. ولی چیزی که داشتیم یک فیلمنامه بود که هر کسی که اون را می‌خوند دیوونه‌اش می‌شد... از همه مهم‌تر شور و شوق داشتیم و اعتقاد داشتیم و فیلم‌مون این رو نشون می‌ده که اگه این دو رو داشته باشین هر چیزی ممکنه.

شان پن هنگام دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد برای «میلک»:
انتظارشش رو نداشتم و می‌خوام صریح بگم که می‌دونم چقدر تلاش کردم تا این‌که مورد تحسین‌تون واقع بشم اما با این تحسین واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.

کیت وینسلت هنگام دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن برای «کتاب‌خوان»:
اگه بگم قبلا یه نسخه از این سخنرانی رو یه جایی کردم دروغ گفتم. فکر کنم 8 سالم بود و از جلوی آینه حموم شروع کردم و (با اشاره به مجسه) این باید بطری شامپو باشه. خوب، حالا این بطری شامپو نیست.

دنی بویل هنگام دریافت جایزه بهترین کارگردانی برای «میلیونر زاغه‌نشین»:
(بعد از دو سه بار پریدن) بچه‌هام خیلی بزرگ شدن که اینو یادشون بیاد اما وقتی اونا خیلی کوچکتر بودن بهشون قول دادم که اگه روزی این معجزه اتفاق افتاد می‌رم تو جلد ببر کارتون «وینی خرسه»

داستین بلک هنگام دریافت جایزه بهترین فیلمنامه غیراقتباسی برای «میلک»:
وقتی 13 سالم بود مادر خوشگلم و پدرم منو از خونه محافظه‌کارم توی سن آنتونیوی تگزاس به کالیفرنیا بردن و اونجا قصه هاروی میلک رو شنیدم.

پنه‌لوپه کروز هنگام دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای «ویکی کریستینا بارسلونا»:
45 ثانیه هم طول نمی‌کشه. الآن می‌گم. کسی تا حالا این‌جا غش کرده؟ چون‌که شاید من اولیش باشم.

پدر هیث لجر بجای او هنگام دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای «شوالیه تاریکی»:
این جایزه امشب با نهایت احترام و عزم ساکت هیث برای پذیرفته شدن از طرف همه شماهایی است که اینجایید - همکاران او در این صنعت که بسیار عاشق‌شان بود.

جری لوییس هنگام دریافت جایزه فعالیت بشردوستانه:
این جایزه به قلبم چنگ انداخت و تا اعماق روحم رسید به خاطر کسایی که این جایزه از طرف اوناست و کسایی که بهشون سود می‌رسه. تواضعی که احساس می‌کنم شدیده و بقیه عمرمو با من می‌مونه.

هیو جکمن به مریل استریپ در شروع مراسم:
پانزده بار نامزدی اسکار. این یه رکورده.


هیو جکمن به میکی رورک در شروع مراسم:
حالا گوش کنین. می‌خوام همه‌تون امشب راحت باشین. می‌خوام هر چی که تو فکرتونه رو بگین چون‌که می‌دونین ما هفت ثانیه تاخیر پخش داریم. ولی اگه تو برنده بشی بیست ثانیه‌اش می‌کنیم.



منبع : سينماي ما
__________________
به قدرت خدای درونم, جهانم به همان زیبایی و شگفتیست که می خواهم...و من دیگر كلمه ای ازناتوانی، درد، و درماندگی نخواهم گفت ونخواهم نوشت...چون میتوانم...من حتی سعی هم نخواهم كرد!بلكه انجام خواهم داد...

never cared for what they say
never cared for games they play

never cared for what they do
never cared for what they know

But I know
nothing else matters
Karim آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#5

                      قدیمی 02-24-2009, 07:42 PM
Karim
ریش سفید انجمن
Karim آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نام حقیقی: كريم
سن: متولد 68
محل سکونت: تهران
ارسال ها: 8,283
تشکر: 14,957
تشکر شده 18,113 بار در 6,115 نوشته
بازیکن مورد علاقه: كريم باقري
مربی مورد علاقه: هيدينگ،مورينيو،دنيزلي،قطبي
حالت من:
Sarbezir
Karim is on a distinguished road
پیش فرض

عکسهایی ازمراسم اسکار2009
دنی بویل کارگردان میلیونر زاغه نشین

برادپیت

شان پن برنده اسکاربهترین بازیگرنقش اول مرد درفیلم میلک
__________________
به قدرت خدای درونم, جهانم به همان زیبایی و شگفتیست که می خواهم...و من دیگر كلمه ای ازناتوانی، درد، و درماندگی نخواهم گفت ونخواهم نوشت...چون میتوانم...من حتی سعی هم نخواهم كرد!بلكه انجام خواهم داد...

never cared for what they say
never cared for games they play

never cared for what they do
never cared for what they know

But I know
nothing else matters
Karim آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 4 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#6

                      قدیمی 02-24-2009, 08:04 PM
Karim
ریش سفید انجمن
Karim آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نام حقیقی: كريم
سن: متولد 68
محل سکونت: تهران
ارسال ها: 8,283
تشکر: 14,957
تشکر شده 18,113 بار در 6,115 نوشته
بازیکن مورد علاقه: كريم باقري
مربی مورد علاقه: هيدينگ،مورينيو،دنيزلي،قطبي
حالت من:
Sarbezir
Karim is on a distinguished road
پیش فرض

معرفی میلیونر زاغه نشین(آس وپاس)



میلیونر زاغه‌نشین : Slumdog Millionaire فیلم سینمایی محصول سال2008 به کارگردانی دنی بویل است. فیلم اقتباسی از رمان Q and A، نوشتهٔ ویکاس سواروپ است.
داستان

داستان فیلم دربارهٔ پسر ۱۸سالهٔ یتیم فقیری ساکن بمبئی به‌نام جمال ملک است که در مسابقهٔ «چه‌کسی میلیونر می‌شود» شرکت کرده و موفق شده تا مرحلهٔ پایانی پیش برود؛ همین باعث مظنون‌شدن پلیس به تقلب در مسابقه و دستگیریش می‌شود. بازرس پلیس به او می‌گوید به‌شرطی آزادش می‌کند که جمال داستان زندگیش را برای او تعریف کند.




دنی بویل این فیلم را برخلاف فیلم‌های بالیوودی که در استودیوها ساخته می‌شوند، در خیابان‌ها و محله‌های شهر بمبئی تصویربرداری کرد. این کار به دلیل حضور جمعیت زیاد مردم و تغییرات سریع شهر، دشواری‌های زیادی را برای گروه سازندگان فیلم به‌همراه داشت
به دلیل ممنوعیت فیلم‌برداری افراد خارجی از طریق بالگرد، گروه تولید برای فیلم‌برداری این صحنه‌ها، مجبور شدند با یافتن یک مدیر فیلمبرداری هندی و اعلام نام او، اجازه فیلمبرداری با بالگرد را کسب کنند.

جوایز

۶۶امین مراسم جایزه گلدن گلوب (۲۰۰۹)
  • برنده: بهترین فیلم سینمایی، درام
  • برنده: بهترین کارگردان، فیلم سینمایی - دنی بویل
  • برنده: بهترین فیلم‌نامه - سایمن بوفوی
  • برنده: بهترین موسیقی - آ. ر. رحمان
81امین مراسم اسکار(2009)

  • برنده: بهترین فیلم
  • برنده: بهترین کارگردان – دنی بویل
  • برنده: بهترین فیلم‌نامهٔ اقتباسی – سایمن بوفوی
  • برنده: بهترین تصویربرداری – آنتونی داد منتل
  • برنده: بهترین تدوین فیلم – کریس دیکنز
  • برنده: بهترین موسیقی متن – آ. ر. رحمان
  • برنده: بهترین ترانه – «جای هو»، از آ. ر. رحمان (موسیقی)، گلزار (متن)
  • نامزد: بهترین ترانه – «او سایا»، از آ. ر. رحمان و ام.آی.ای. (موسیقی و متن)
  • نامزد: بهترین تدوین صدا – تام سایرز
  • برنده: بهترین ترکیب صدا – رسول پوکوتی، ریچارد پرایک، یان تاپ
__________________
به قدرت خدای درونم, جهانم به همان زیبایی و شگفتیست که می خواهم...و من دیگر كلمه ای ازناتوانی، درد، و درماندگی نخواهم گفت ونخواهم نوشت...چون میتوانم...من حتی سعی هم نخواهم كرد!بلكه انجام خواهم داد...

never cared for what they say
never cared for games they play

never cared for what they do
never cared for what they know

But I know
nothing else matters
Karim آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#7

                      قدیمی 02-25-2009, 01:53 AM
RED STORM
مدير بازنشسته
RED STORM آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: TEH
ارسال ها: 6,478
تشکر: 9,822
تشکر شده 15,590 بار در 5,320 نوشته
بازیکن مورد علاقه: Philipp lahm / Bastian schweinsteiger / Manuel neuer / Thomas muller
مربی مورد علاقه: Yup / Pep
حالت من:
Pakar
RED STORM is on a distinguished road
پیش فرض

فیلمهای رکوردار تعداد اسکار

«ميليونر زاغه‌نشين» بالاتر از «شكسپير عاشق» قرار گرفت
خبرگزاري فارس: فيلم «ميليونر زاغه‌نشين» در جدول ركوردداران كسب اسكار، بالاتر از «شكسپير عاشق» قرار گرفت اما همچنان 11 فيلم را بالاي سر خود مي‌بيند.

حماسه عظیم تایتانیک جیمز کامرون همچنان در صدر




با 8 اسكاري كه فيلم «ميليونر زاغه‌نشين» در مراسم اسكار هشتاد و يكم از آن خود ساخت، از نظر ركوردداري در كسب جايزه توانست بالاتر از فيلم‌هايي چون «شكسپير عاشق» و «همه چيز درباره ايو» قرار بگيرد.
«ميليونر زاغه‌نشين» اين ركورد را هم با خود دارد كه بعد از سال 2003 و گذشت 6 سال،‌ تنها فيلمي است كه به جمع ركوردداران كسب جايزه اسكار شده است.
در فهرست ركوردداران نامزدي و كسب جايزه اسكار فيلم «تايتانيك» با 14 بار نامزدي و 11 مورد كسب اسكار همچنان صدرنشين است.
اين رده بندي به شرح زير است:

1- تايتانيك (ساخته جيمز كامرون، 1997)
نامزد 14 اسكار- برنده 11 اسكار

2- بن هور (ساخته ويليام وايلر ، سال 1959)
نامزد 12 اسكار- برنده 11 اسكار

3- ارباب حلقه‌ها:‌بازگشت پادشاه (ساخته پيتر جكسن، سال 2003)
نامزد 11 اسكار- برنده 11 اسكار

4- داستان وست‌سايد (ساخته رابرت وايز ، سال 1961)
نامزد 11 اسكار و برنده 10 اسكار

5- بيمار انگلیسی (ساخته آنتوني مينگلا، 1996)
نامزد 12 اسكار- برنده 9 اسكار

6- جيجي (ساخته وينسنت مينه‌لي، سال 1958)
نامزد 9 اسكار و برنده 9 اسكار

7- آخرين امپراتور (ساخته برناردو برتولوچي، 1987)
نامزد 9 اسكار و برنده 9 اسكار

8- برباد رفته (ساخته ويكتور فلمينگ، 1939)
نامزد 13 اسكار- برنده 8 اسكار

9- از اينجا تا ابديت(ساخته فرد زينه‌مان، 1953)
نامزد 13 اسكار- برنده 8 اسكار

10- در اسكله (ساخته اليا كازان، 1954)
نامزد 12 اسكار - برنده 8 اسكار

11- آمادئوس (ساخته ميلوش فورمن، سال 1984)
نامزد 11 اسكار - برنده 8 اسكار

12- ميليونر زاغه‌نشين (ساخته دني بويل، سال 2009)
نامزد 10 اسكار- برنده 8 اسكار

13- شكسپير عاشق (ساخته جان مادن، 1998)
نامزد 13 اسكار - برنده 7 اسكار

14- همه چيز درباره ايو (ساخته جوزف ال. منكويتس، 1950)
نامزد 14 اسكار- برنده 6 اسكار
منبع:FCBAYERN.IR
__________________



To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.



ویرایش توسط RED STORM : 02-25-2009 در ساعت 11:41 AM
RED STORM آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#8

                      قدیمی 02-25-2009, 10:18 AM
Karim
ریش سفید انجمن
Karim آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نام حقیقی: كريم
سن: متولد 68
محل سکونت: تهران
ارسال ها: 8,283
تشکر: 14,957
تشکر شده 18,113 بار در 6,115 نوشته
بازیکن مورد علاقه: كريم باقري
مربی مورد علاقه: هيدينگ،مورينيو،دنيزلي،قطبي
حالت من:
Sarbezir
Karim is on a distinguished road
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط red storm نمایش پست ها

5- بيمار آمريكايي (ساخته آنتوني مينگلا، 1996)
نامزد 12 اسكار- برنده 9 اسكار
منبع:fcbayern.ir
پویا جان ممنون ازفعالیتتون دراین تاپیک. فیلمی به نام بیمارآمریکایی وجود خارجی نداره.وفیلم مورد نظر بیمارانگلیسی هست که خودم هم دیدم این فیلمو.
the english patient

بی زحمت ویرایش کنید پستتون رو.
__________________
به قدرت خدای درونم, جهانم به همان زیبایی و شگفتیست که می خواهم...و من دیگر كلمه ای ازناتوانی، درد، و درماندگی نخواهم گفت ونخواهم نوشت...چون میتوانم...من حتی سعی هم نخواهم كرد!بلكه انجام خواهم داد...

never cared for what they say
never cared for games they play

never cared for what they do
never cared for what they know

But I know
nothing else matters
Karim آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#9

                      قدیمی 02-25-2009, 10:35 AM
Karim
ریش سفید انجمن
Karim آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
نام حقیقی: كريم
سن: متولد 68
محل سکونت: تهران
ارسال ها: 8,283
تشکر: 14,957
تشکر شده 18,113 بار در 6,115 نوشته
بازیکن مورد علاقه: كريم باقري
مربی مورد علاقه: هيدينگ،مورينيو،دنيزلي،قطبي
حالت من:
Sarbezir
Karim is on a distinguished road
پیش فرض

معرفی ونقد پرونده عجیب بنجامین باتن
در ميان تمام فيلم‌هاي امسال، آثاري كه عزت نفس بشري را به تصوير بكشند بسيار كم بودند. آثاري كه با زبان تصوير و سينما قصه‌اي را تعريف كنند، بدون اين كه به تماشاگر دلزدگي و بيزاري از همنوع خود و محيط اطراف وي بدهند تنها روي پرده آمدند.
در جايي كه ژانرهاي اصيل و نازنيني مثل وسترن 7 كفن پوسانده‌اند و در هنگامه تاخت و تاز فيلم‌هاي اكشن و البته خوش ساخت، اما اكثرا تكراري و بي‌محتوا و در روزگار لبريز شدن قصه‌هاي سينمايي سرشار از خشونت و جنايت و دشمني و انتقام‌گيري ساخته شدن كاري مثل «مورد عجيب بنجامين باتن» آب گوارايي است براي تشنه‌اي تنها مانده در دل كوير.




مورد عجيب بنجامين باتن


فيلمي كه اگرچه محصول صددرصدي در پروسه فيلمسازي هاليوودي است و بودجه‌اي حدود 150 ميليون دلار صرف ساختش شده، اما در آن نه از هرزگي و برهنگي مفرط و ديوانه‌وار خبري است نه از هيجانات كاذب و مرسوم در فيلم‌هاي امروزي. گويي هيجان سالم و سينمايي به معناي حقيقي كلمه، همان چيزي است كه در دل اين قصه وجود دارد؛ هيجاني كه از فكر و دل و انديشه برمي‌خيزد و از پرده نقره‌اي به دايره خيال تماشاگرانش مي‌آويزد تعاملي خوش و يك همذات‌پنداري سرخوشانه‌تر.

مورد عجيب بنجامين باتن (The curious case of Benjamin Button) ساخته ديويد فينچر درامي است عاطفي معمايي و سرشار از فانتزي اجتماعي كه عمده قصه‌اش درباره يك آدم خاص است و تعامل او با اطرافيانش در جغرافيايي متفاوت و زمان‌هايي مختلف. داستان كوتاهي كه اسكات فيتزجرالد (1940 - 1896)‌ در 26 سالگي‌اش يعني در سال 1922 نوشت، هنوز هم اثري بسيار جذاب و خلاق جلوه‌گري مي‌كند. هر چند بايد اذعان كرد بستر كمدي او و عناصر داستانش خواننده را به يك كمدي سياه مهمان مي‌كنند. حالا اين داستان كوتاه در يك فيلم سينمايي طولاني مدت و در اين قالب رشد كرده است، فينچر (با كمك سناريستش اريك راث)‌ از تمام ظرافت‌ها و ظرفيت‌هاي موجود در يك اثر كلاسيك ادبي استفاده كرده و خود با كاراكترهاي اضافه و داستانك‌هاي منطقي، قصه‌اي مفصل با تمام جزئيات دلنشين پديد آورده است.

ارزش لحظه‌ها

11 نوامبر 1918 بنجامين باتن در نيواورلئان به دنيا مي‌آيد؛ نوزادي با خلقت عجيب و نادر. چشمانش آب آورده، استخوان‌هايش بر اثر ضعف چنان پوك است كه گويي با نفس خودش هم مي‌شكنند؛ پوستي چروكيده و ظاهري در مجموع مانند يك پيرمرد 80 ساله. مادر سر زا مي‌‌ميرد و پدر او را سر راه مي‌گذارد. دختر سياهپوستي دوست‌داشتني به نام كوئيني، او را از پايين پله‌هاي سراي سالمندان كه در آن كار مي‌كند، مي‌يابد. برايش نام انتخاب مي‌كند. پزشك بالاي سرش مي‌آورد و پس از اين كه حسابي اين پسر پيرمردنما را تر و خشك كرد، همان شب در 11 نوامبر به سرسراي آسايشگاه مي‌آورد و به تمام پيرزن‌ها و پيرمردهاي حاضر، بنجامين را معرفي مي‌كند. حالا اوست و اين همه آدم دور و برش كه جمع سن آنها حداقل به 3000 سال مي‌‌رسد. اين جمع و حرف‌ها و كارها و تعامل‌شان مي‌شود، محل تحصيل اول و آخر بنجامين. او سرانجام در 16 سالگي به بيرون از محيط مي‌رود.
سر از دريا درمي‌آورد، در جنگ شركت مي‌كند، آدم‌هاي مختلفي را مي‌بيند و روزبه‌روز به رشد وارونه‌اش ادامه مي‌دهد. هرچه مي‌گذرد، او جوان‌تر مي‌شود و هرچه جوان‌تر مي‌شود از درون پيرتر مي‌گردد. روندي كه اولي براي همگان قابل رويت است، اما دومي را فقط 2 نفر مي‌دانند؛ يكي خودش و آن ديگري ديزي؛ دختري كه در 11 سالگي‌اش در همان محل آسايشگاه به او معرفي شد و هر دو تاثيرگذارترين اشخاص در زندگي‌شان بودند تا دم مرگ. تمام اين رخدادها خاص نبودند. به قول كوئيني مادرخوانده بنجامين، لحظه‌هاي خوب حتي اگر زودگذر هم باشند، وقتي كنار هم قرارشان بدهي، طولاني مي‌شوند.

ارزش معماها

ساعتي كه آقاي گتو در ايستگاه قطار نيواورلئان مي‌گذارد، هنگام افتتاح همه را از جمله تئودور روزولت به تعجب وامي‌دارد. اين معما باعث حيرت شده كه چرا بهترين ساعت‌ساز ايالت‌هاي جنوبي، ساعتي ساخته كه عقربه‌اش برعكس كار مي‌‌كند. آقاي گتو كه فرزندش را در جنگ جهاني اول از دست داده، اعلام مي‌كند: «با اين چرخيدن به عقب توسط اين عقربه‌هاي بزرگ، به زماني مي‌رسيم كه هنوز بچه‌هاي ما زندگي مي‌كردند و در كنارمان بودند.» اين اولين معماي فيلم اما آخرين آنهاست كه سريع مطرح مي‌شود و سريع نيز به تماشاگر پاسخ مي‌دهد. پاسخي فلسفي و مغزدار و متين؛ اما بقيه مهمان‌ها به اين راحتي به پاسخ نمي‌رسند و حدس و گمان تماشاگر در طي فيلم بشدت به كار مي‌آيد. هر كدام از اين معماها داراي ارزش خاصي هستند. تعدادي از آنها به آدم‌هاي فيلم، برخي از آنها به جغرافياي داستان و تعدادي ديگر به سرنوشت و تقدير مربوطند.

كوئيني معماي بزرگ فيلم است. فلسفه وجودي او و حضور او در زندگي بنجامين. ديزي هم اين گونه است. دختري كه باعث مي‌شود بنجامين 11 ساله كه تصور مي‌كند به آخر خط رسيده، به زندگي اميد‌وار شود. كاپيتان مايك هم از معماهاي بزرگ فيلم است. دريانوردي بظاهر مست و لايعقل، اما داراي خرد و جوانمردي باطني. و ديگران و ديگران و آخر سر آخرين معما، خود بنجامين است. معمايي كه شايد هرگز هم پاسخي برايش موجود نباشد.

ارزش آدم‌ها

اسكات فيتزجرالد در كتابش عقلي پير و باتجربه را در اختيار انساني جوان اما به ظاهر مسن قرار مي‌دهد و روي همين اصل داستان را شروع مي‌كند و به اتمام مي‌رساند. بامزه اينجاست كه در كتاب هنگام تولد بنجامين، وقتي او سنش به يك ساعتي مي‌رسد پدرش وارد اتاق مي‌شود. بنجامين يك ساعت سليس و واضح با پدرش ديالوگ مي‌كند. از او اسم و عنوانش را مي‌پرسد و چيزهاي باحال ديگر؛ يعني همان عقل و تجربه زياد در مغز انساني بسيار جوان‌تر. اما در فيلم ديويد فينچر از همان اول روي تيپيكال ظاهري بنجامين، رشد وارونه و سير زندگيش تمركز مي‌كند. اين گونه احتمالا بيشتر مي‌شود بنجامين كاراكتري آرام و فلسفي را قبول كرد و با او همداستان شد. در 7 سالگي‌اش بنجامين توسط مادرخوانده‌اش كوئيني به مراسم مذهبي و نزديك كشيش سرشناس و صاحب دم عيسايي مي‌رود. پاسخ او در برابر كشيش كه از او سنش را مي‌پرسد قابل توجه است: «7 ساله‌ام اما بيشتر نشان مي‌دهد.( »سكانس بلند شدن او از روي ويلچر و قدم برداشتن‌هاي اوليه را به ياد بياوريد)‌. فينچر در صحنه‌هاي متعددي هم با تكيه بر تيپيكال ظاهري بنجامين تمركز تماشاگر را به اين سمت مي‌برد و هم با ديالوگ‌هاي اينچنيني، ظرفيت مغز و روح او را عيان مي‌كند. اين‌گونه است كه بنجامين ارزش هر آدم را درك مي‌كند. هر كه مي‌خواهد باشد. آيا كشيش نيواورلئاني بهتر است يا كاپيتان مايك دائم‌الخمر؟ مهم اين است كه بنجامين از هر دو تاي آنها چيز ياد مي‌گيرد و استفاده مي‌كند. او هر لحظه از كوئيني مي‌آموزد كه دنيا محل گذر است و به همه اينها يك دو جين پيرزن و پيرمرد را اضافه كنيد كه هركدام نزديك 100 سال دارند و هركدام براي خود سرگذشتي متفاوت و تاريخ كلان. آن آقاي مارتين كه 7 بار صاعقه او را زده و آقاي مارتين دست بر قضا، هرچي صاعقه در نيواورلئان بوده را خجالت زده كرده تا مادربزرگ ديزي، اينها همه ارزش‌هاي انساني را به طور عام و به گونه خاص در طي گذران زندگي به دست آورده‌اند يا از دست داده‌اند؛ اما مجموع اين بده بستان‌ها يك تاريخ ارزشمند مي‌شود كه سخاوتمندانه در اختيار بنجامين قرار داده شده است.

ارزش زندگي

پدر بنجامين در فيلم متفاوت از كتاب، ابتدا قصد دارد پسر بدبخت را به رودخانه نيواورلئان بيندازد و خلاص. اما دست تقدير او را به همان كوچه و خياباني مي‌رساند كه ساختمان سراي سالمندان در آنجاست و دست بر قضا كوئيني هم بيرون مي‌آيد و بنجامين را مي‌بيند و آخر ماجرا. آقاي گتو ساعت‌ساز نيواورلئاني ساعتي مي‌سازد كه يادآور بچه‌هاي از دست رفته باشد، كوئيني قيافه عجيب بنجامين را به ديگران نشان مي‌دهد با اين جمله: «اين هديه خداوندي است» بنجامين پس از حمله ژاپني‌ها به پرل هاربر به همراه كاپيتان مايك به دريا مي‌زنند و در اولين شب‌ها با 1200 كشته روي آب مواجه مي‌شوند.

ارزش ادبيات، ارزش هنر هفتم

كتاب 52 صفحه‌اي اسكات فيتزجرالد تبديل به سناريويي 242 صفحه‌اي شد. اريك راث در مقام سناريست فيلم كاراكترهايي را به داستان اصلي اضافه مي‌كند كه ماجرا بتواند به زبان سينما كار شود. ديويد فينچر هم مثل هميشه اين سناريو را با دقت در جزئيات به زبان سينما برگرداند و نتيجه‌اش اين شد كه سينما توانست براي معدود دفعه از يك اثر كلاسيك ادبي استفاده‌اي بهينه كند. به گونه‌اي كه در نهايت كتاب فيتزجرالد قداستش تمام و كمال حفظ شده و فيلم هم به اثري ماندگار تبديل خواهد شد.

به جهتي حتي مي‌توان گفت مورد عجيب بنجامين باتن فيلمي است كه ارزش‌‌هاي سينما و ارزش‌هاي ادبيات كلاسيك را توامان به تماشاگران عرضه مي‌كند و اين ارزش هرگز چيز كوچكي نيست. روندي است كه براي خيلي از بزرگان هر دو طيف آرزو بوده است.

هر چند نبايد از استقلال هنري هر دو طرف غافل شد، اما چيزهايي كه به كتاب اضافه شدند و در فيلم مي‌بينيم واقعا عالي از كار درآمده‌اند. در كتاب شخصيتي به نام كوئيني و كاراكتري به نام كاپيتان مايك هرگز وجود ندارند؛ اما در فيلم اين دو كاراكتر هر كدام اشخاصي كليدي به حساب مي‌آيند، كوئيني به دليل تاثيرگذاري ابتدايي بر بنجامين و كاپيتان مايك به علت تاثيرگذاري انتهايي، چون اين كاپيتان مايك است كه بنجامين را برمي‌دارد و تمام دنيا را به او نشان مي‌دهد. وجود اين دو كاراكتر اضافه شده به شخصيت ديزي فرصت داده كه حضورش پخته‌تر و قابل باورتر باشد. ضمن اين كه در كتاب داستان در بالتيمور آمريكا رخ مي‌دهد، اما در فيلم لوكيشن اصلي نيواورلئان است. در كتاب بنجامين متولد 1860 است، اما در فيلم بنجامين متولد 11 نوامبر 1918 است (سكانس دوم فيلم، شبي كه نيواورلئان غرق در شادي و سرور است را به ياد بياوريد.) در كتاب بنجامين در جنگ شركت مي‌كند، اما جنگ‌هاي داخلي اسپانيا و در فيلم او جنگ جهاني دوم شركت مي‌جويد.

در كتاب، عشق پا گرفته بين بنجامين و ديزي گونه‌اي ديگر مطرح مي‌شود (آن دو قرار ازدواج مي‌گذارند، اما اين مهم روي نمي‌دهد و ديزي مهاجرت مي‌كند) اما در فيلم، اين دو فرزند دختري صاحب مي‌شوند كه همنام مادر بنجامين است و حتي نام ديزي در كتاب هيلدگريد است و در آخر اين‌كه فيلم «مورد عجيب بنجامين باتن» هرگز كمدي سياه نيست، اما كتاب جذاب فيتزجرالد يك كمدي سياه جلوه‌گري مي‌كند. و همان طور كه پيشتر گفته شد، شروع كتاب با همان ديالوگ‌هاي بنجامين و پدرش آغاز مي‌شود، ولي در فيلم پس از سكانس افتتاحيه (احتضار كيت بلانشت در نقش ديزي در حالي كه دخترش بر بالين وي آمده) همان صحنه جشن و سرور شب يازدهم نوامبر ديده مي‌شود. با همه اينها قطعا كتاب فيتزجرالد و فيلم ديويد فينچر هر دو ضمن حفظ جايگاهشان دوباره ارزش ادبيات كلاسيك و ارزش سينماي راستين را يادآوري كردند. يادآوري مهمي كه مي‌تواند به خوشبيني هرچه بيشتر سينما دوستان منجر شود. آن هم در هنگامه‌اي كه از سينماي خوب و فيلم خوب آنچنان خبري نيست.
منیع:جام جم آنلاین
------------------------------------
معرفی ونقد میلک

کارگردان: گاس ون سنت.
فیلمنامه: داستین لنس بلک. موسیقی: دنی الفمن. مدیر فیلمبرداری: هریس ساویدس. تدوین: الیوت گراهام. طراح صحنه: بیل گروم.
بازیگران: شون پن[هاروی میلک]، امیل هیرش[کلیو جونز]، جیمز فرانکو[اسکات اسمیت]، جاش برولین[دان وایت]، ویکتور گربر[شهردار جورج ماسکونه]، دنیس اوهارا[سناتور جان بریجز]، دیه گو لونا[جک لیرا]، اشلی تمپل[دایان فینستاین]، آلیسون پیل[آن کروننبرگ]، لوکاس گرابیل[دنی نیکولتا].
مدت : 128 دقیقه. محصول 2008 آمریکا.

جوايز :
نامزد اسکار بهترین طراحی لباس-بهترین کارگردانی-بهترین تدوین-بهترین موسیقی- بهترین فیلم-بهترین بازیگر نقش اصلی مرد-بهترین بازیگر نقش مکمل مرد/برولین و بهترین فیلمنامه،
برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی مرد-بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه از مراسم انجمن منتقدان بوستون،
برنده جایزه انتخاب منتقدان برای بهترین گروه بازیگران-بهترین بازیگر نقش اصلی مرد و نامزد 6 جایزه دیگر از مراسم انجمن منتقدان فیلم رسانه ها،
نامزد جایزه بهترین بازیگر-بهترین کارگردانی-بهترین موسیقی-بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه از مراسم انجمن منتقدان شیکاگو،
نامزد جایزه بهترین تدوین از انجمن تدوینگران آمریکا،
نامزد جایزه بهترین طراحی صحنه از اتحادیه طراحان صحنه،
نامزد جایزه بفتا برای بهترین فیلم-بهترین بازیگر نقش اصلی مرد-بهترین چهره پردازی و بهترین فیلمنامه،
نامزد جایزه بهترین طراحی لباس از مراسم اتحادیه طراحان لباس،
نامزد جایزه بهترین کارگردانی از مراسم اتحادیه کارگردانان آمریکا،
نامزد جایزه گولدن گلاب بهترین بازیگر نقش اصلی مرد،
نامزد جایزه بهترین فیلمبرداری-بهترین فیلمنامه اول-بهترین بازیگر نقش اصلی مرد و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد/فرانکو از مراسم روحیه مستقل،
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد-بهترین کارگردان و بهترین فیلم سال از مراسم انجمن منتقدان فیلم لندن،
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از مراسم انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس،
برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد/برولین از انجمن ملی منتقدان آمریکا،
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد-بهترین فیلم- بهترین بازیگر نقش مکمل مرد/فرانکو از مراسم انجمن منتقدان نیویورک،
برنده جایزه استنلی کرامر و نامزد جایزه بهترین فیلم از مراسم PGA،
برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره پالم اسپرینگز،
نامزد جایزه ساتلایت برای بهترین بازیگر نقش اصلی مرد-بهترین کارگردانی-بهترین فیلم-بهترین موسیقی و بهترین فیلمنامه،
نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی و مکمل مرد از مراسم اتحادیه بازیگران،
برنده جایزه بهترین بازیگر-بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه از مراسم انجمن منتقدان ساوث وسترن،
نامزد جایزه بهترین فیلمنامه از اتحادیه نویسندگان آمریکا.

خلاصه فيلم :
هاروی میلک، نیویورکی میانسال بعد از مهاجرت به سن فرانسیسکو تبدیل به فعال حقوق همجنس خواهان می شود. در سومین تلاش موفق می شود به عنوان یکی از اعضای شورای شهر برگزیده شود. این اولین بار در تاریخ آمریکاست که فردی همجنس خواه موفق به تصاحب شغلی دولتی در این سطح می شود.ولی یک سال بعد، او و شهردار شهر-جورج ماسکونه- مورد سوء قصد دان وایت-یکی از اعضای سابق شورای شهر- قرار گرفته و کشته می شوند...

چرا باید دید؟

هاروی برنارد میلک(1978-1930) سیاستمدار آمریکایی و اولین همجس خواه آشکاری است که در ایالت کالیفرنیا به پستی دولتی دست یافت. میلک در زمینه حقوق همجنس خواهان فعالیت بسیار کرد و تاثیری عمیق در زندگی انسان های منطقه کاستروی سن فرانسیسکو گذاشت. حتی مرگش و دادگاهی که به دنبال آن برگزار شد بر قوانین کالیفرنیا و سیاست های شهری تاثیر فراوان به جا نهاد و بدیهی است که با چنین میراث گرانسنگی باید مقالات و کتاب های متعدد درباره وی نوشته شود. ولی جز فیلم مستند دوران هاروی میلک(1984) ساخته راب اپشتاین و برنده اسکار بهترین فیلم مستند همان سال، ردپای زیادی از وی در سینما یافت نمی شود.

میلک ساخته گاس ون سنت فیلمساز همجنس خواه و مستقل و صاحب سبک سینمای آمریکا، اولین فیلم بلند سینمایی درباره زندگی شخصی و سیاسی اوست و بعید نیست با توجه به زنده بودن بسیاری از همرزمان وی در آینده فیلم های دیگری درباره زوایای دیگر زندگی و مبارزان میلک ساخته نشود. اما سخن بر سر فیلم ون سنت است که خوشحالم اعلام کنم بر خلاف بسیاری از فیلم های او که دغدغه اش همجنس خواهان بود، با عنایت دقیقتش به شعار میلک و همقطارانش، فیلمی درباره حقوق بشر و برابری است. و اگر اغراق ندانید می خواهم آن را یکی از غرور آفرین ترین و برانگیزاننده ترین فیلم های این گونه در حال شکل گیری اعلام کنم.

شاید به همین خاطر باشد که هزاران نفر پذیرفتند به رایگان در فیلم حضور یابند، چون به ایده ها و آرمان های میلک باور داشتند. چون پذیرفته بودند و ما نیز باید بپذیریم که همجنس خواهان زن یا مرد، رنگین پوستان یا زنان در برابر اتوریته حاکم مردانه مسلح به اخلاقیات کپک زده قرن ها پیش تفاوتی با یکدیگر ندارند. پس مبارزه یکی است و آن رسیدن به حقوق برابر است. گذشتن از سد بی عدالتی هایی که زیر نام خدا و دین بر همنوع تحمیل می شود.

اما حسن بزرگ فیلم ون سنت در کنار بداعت های روایی اش، توجه به زندگی شخصی هاروی میلک است. زندگی نه چندان شادی که به ترک شدنش از سوی یکی از شرکای زندگیش و مرگ دیگری منتهی می شود. با این حال هاروی در گذر از این بحران های احساسی با درایت عمل می کند. زخم خورده است، ولی می داند او به عنوان جزیی از یک حرکت موظف است تا به این راه ادامه دهد. خودآگاهی اش و انگیزه هایش قابل احترامند و تماشاگر-و حتی قانون- او را در مرگ آخرین شریک زندگیش (که از روی حسادت و به خاطر دلبستگی شدید وی به کار خودکشی می کند) مقصر نمی داند. حکایت مبارزه طولانی هاروی میلک می تواند برای هر جوینده راه حقوق برابر میان انسان ها سرمشقی بی نظیر باشد. یقین دارم هنگام تماشای صحنه خروش خیابانی همجنس خواهان در شادی پیروزی متعاقب شان شریک خواهید شد!
در یک کلام: بهترن فیلم گاس ون سنت در یک دهه گذشته!
ژانر: زندگی نامه، درام.
منبع:موج نو
__________________
به قدرت خدای درونم, جهانم به همان زیبایی و شگفتیست که می خواهم...و من دیگر كلمه ای ازناتوانی، درد، و درماندگی نخواهم گفت ونخواهم نوشت...چون میتوانم...من حتی سعی هم نخواهم كرد!بلكه انجام خواهم داد...

never cared for what they say
never cared for games they play

never cared for what they do
never cared for what they know

But I know
nothing else matters
Karim آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 3 نفر از این پست تشکر کرده اند :

#10

                      قدیمی 02-25-2009, 02:21 PM
RED STORM
مدير بازنشسته
RED STORM آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: TEH
ارسال ها: 6,478
تشکر: 9,822
تشکر شده 15,590 بار در 5,320 نوشته
بازیکن مورد علاقه: Philipp lahm / Bastian schweinsteiger / Manuel neuer / Thomas muller
مربی مورد علاقه: Yup / Pep
حالت من:
Pakar
RED STORM is on a distinguished road
پیش فرض

براد پيت


پسر ياغيِ هاليوود
ترجمه: هاجَر عِبادي پور



سینمای ما- ویلیام برادلی –براد- پیت متولد 18 دسامبر 1963 بازیگر آمریکایی که بعنوان ستاره در چندین فیلم موفق در اواسط دهه نود ظاهر شده است. از او بعنوان یکی از جذاب‌ترین مردان جهان نام برده می‌شود و زندگی خصوصی‌اش بطور وسیعی گزارش شده و تا بحال موفق به دریافت جایزه گلدن‌گلاب و نامزد جایزه آکادمی هم بوده است.
پیت دوران حرفه‌ای‌اش را با مصاحبه‌های تلویزیونی آغاز نمود و نقش دایمی او در شوهای تلویزیونی دالاس در کانال CBSدرسال 1987 بود. او بعنوان بازیگر اصلی در فیلم‌هایی در ژانرهای مربوط به نوجوانان و همچنین جنایی و کمدی و درام‌های خانوادگی ایفای نقش کرده است. او اولین بار در فیلم «تلما و لوئيز» (ريدلي اسكات-1991) بعنوان یک گاوباز آس و پاس ظاهر شد که توانست از شخصیت جینا ديویس در آن فیلم دلربایی کند و بسیار هم مورد توجه قرار گرفت. اولین نقش عمده‌اش در يك فیلم برجسته و مهم با عنوان «مصاحبه با خون‌آشام» در سال 1994 بود. بازي خيره‌كننده او در 2 فیلم جنایی و علمی تخیلی «هفت» و «12 میمون» بسیار مورد استقبال قرار گرفت و منجر به دریافت جایزه بهترین بازیگری شد. سال 1999 پیت در فیلم «باشگاه مبارزه» با به تصویر کشاندن نقش تایلور دردن خشن ولی دارای موهبت‌ها و قابلیت‌های بسیار بالای ذهنی توانست شهرتی دو چندان پیدا کند. از آن به بعد جایگاه خویش را بعنوان یک بازیگر برجسته بارزتر کرد، و بعد هم موفقیت‌های بزرگ تجاری در فیلم‌هایی همچون «11 يار اوشن»، «جاسوس‌بازي»، «تِروي» و یک فیلم جاسوسی کمدی رمانتیک در فیلم «آقا و خانم اسمیت» و «بعد از خواندن بسوزان» کسب نمود.
رابطه بسیار مقطعی او با بازیگر زن گوئينت پالترو و ازدواجش با جنیفر آنیستون (2005-2000) برایش بسیار حاشیه‌ساز بود و هم اکنون هم با آنجلیا جولی زندگی می‌کند. پیت و جولی دارای 3 فرزند‌خوانده به نام‌های مادوکس، پکس و زهرا و 3 فرزند اصلی شیلو، ناکس و ویوینی می‌باشند. او بدلیل زندگی پر سر و صدایش با جولی دایماً درگیر حواشی در سطح داخلی و بین‌الملل بوده است.

اوایل زندگی:
پیت در شامنی اکلاهاما متولد شد. مادرش جین ريتا مشاور دبیرستان و پدرش ویلیام آلوین پیت مالک کمپانی ماشین‌های واگن است. پیت همراه خواهر و برادرش (راگ و جولی نیل) در اسپرینگ‌فیلد در ایالت میسوری بزرگ شد جایی که بعد از تولد پیت خانواده‌اش به آنجا رفتند. همچنان که او بزرگتر می‌شد به عنوان یک تعمید‌دهنده جنوبی محافظه‌کار مشغول به کار شد و سروده‌های کلیسا را می‌خواند.
بعد از اتمام دوره دبیرستان در سال 1982 وارد دانشگاه میسوری شد و در رشته روزنامه‌نگاری تحصیل کرد. در سال 1985، دو هفته قبل از دریافت مدرک، دانشگاه را رها کرد و برای گذراندن کلاس‌های بازیگری به کالیفرنیا و لوس‌آنجلس رفت. در آنجا یک سری شغل‌های متعدد عجیب اختیار کرد. از شوفری فروش سیگار و کمک کردن به یک مولف نمایش‌های تلويزیونی تا پوشیدن لباس جوجه ال پولولوکو تا بتواند هزینه کلاس‌های بازیگری را بپردازد. وقتی که از او درباره تاثیر محوری تصمیمش که میسوری را به قصد لوس‌آنجلس ترک کرد پرسیدند گفت: "من قصد نداشتم از شر چیزی خلاص شوم تا بتوانم به دنیای خودم برسم. قصد هم نداشتم چیزی را پشت سرم رها کنم تا به سوی چیزی دیگری حرکت کنم. نمی‌دانستم وقتی به لوس‌آنجلس برسم چه خواهد شد حتی از هیجان‌انگیزترین چیزها در مورد سفر کردن بی‌اطلاع بودم.

2. دوران بازیگری

شروع بازیگری:
وقتی که در لوس‌آنجلس سخت در سعی و تکاپو بود، شروع به مطالعه و بررسی حرفه بازیگری زیر نظر مربی مشهوری به نام روی لاندن کرد. در دسامبر 1987 کارش را با مصاحبه‌های تلوزیونی آغاز کرد. حضورش در شوهای تلوزیونی دالاس در نقش رَندی، دوست شالانی مک‌کان هم تاثیرگذار بود. در طی مصاحبه‌ای با نشریه پیپل در مورد بازی با مک‌کان گفت: "لحظات بسیار شیرین و به نوعی یک اشتیاق بود بخاطر اینکه تا قبل از آن مک‌کان را ملاقات نکرده بودم." شخصیت او در این نمایش حدود 5 هفته به طول انجامید. همچنین در سال 1990 در یک درام تلوزیونی کوتاه مدت بنام «روزهای افتخار» حضور پیدا کرد.
1988 اولین نقش سینمایی‌اش را در فیلم «نیمه تاریک خورشید» بر عهده گرفت. در این فیلم او نقش یک پسر جوان آمریکایی را داشت که به همراه خانواده‌اش به دریای آدریاتیک در شرق ایتالیا رفته تا بلکه درمانی برای بعضی از مشکلات پوستی‌اش پیدا کنند. فیلم در تابستان 1988 در کشور یوگسلاوی جلوی دوربین رفت. بدلیل جنگ و دیگر مسایل دیگر مجوز فیلم بعد از 9 سال همراه با بازنويسي تقریباً کلی آن صادر شد. سپس بازیگر فیلم «Too Young to Die?» شد. فيلم در مورد نوجوانی ست که متهم به آدم‌کشی شده و محکوم به مرگ می‌شود. پیت (بیلی کانتون) در نقش یک معتاد به مواد مخدر ظاهر شد که جولییت لوییس که زنی فراری ست را اغفال می‌کند. در یک برنامه مرور هفتگی فیلم‌های تلویزیونی، منتقدی بنام کن تاکر درباره او و نقشش نوشت: "پیت بیشتر مانند جان کاگر ملن کمپ بد طینت بنظر می‌آید .او بسیار ترسناک است."
پیت (در نقش جو مالونی) در «طول جاده» در کنار ورنا مارتین خوش درخشید. ولگرد و جنایت‌کار زبردستی که با برادرش که او هم یک جنایتکار سرسخت است همراه می‌شود.
پیت توانست با بازی در فیلم «تلما ولوییز» توجه بیشتری در اذهان عمومی به خود جلب کند. او در فیلم نقش یک جانی دمدمی مزاج را داشت که با تلما (جینا دیوییس) آشنا می‌شود.
پس از کسب موفقیت در «تلما و لوییز» این ستاره سینما در فیلمی بنام «جانی سود» به کارگردانی تام دیکلیو محصول سال 1991 در کنار کاترین کینز و نیک کیو بازی کرد. او در این فیلم بعنوان یک خیال‌باف دیده می‌شد که آرزو داشت روزی ستاره مشهور موسیقی راک شود.
براد پس از حضورش در «جهان بی‌روح» و فیلم «رودخانه‌ای از آن میان می‌گذرد» ساخته رابرت ردفورد دیگر یک ستاره تمام عیار و كامل بود. در 1993 در فیلم «کالیفرنیا» توانست با جولییت لوییز که در فیلم «Too Young to Die?» هم با یکدیگر نقش‌آفرینی کرده بودند مجدداً همبازی شود. او نقش یک آدم‌کش پریشان‌احوال را داشت و لوییز در نقش نامزد سابق پیت بازي مي‌كرد. پیتر تراورس از نشریه رولینگ استون در بخش نقد فیلم اجرای پیت را یک کار بسیار برجسته نامید. او همچنین در مورد همکاری پیت و لوییز این چنین نوشت: "او و لوییز این مهمل‌گویی را به اندازه کافی به مرحله اجرا می‌گذارند تا بتوانند بطور ارزنده‌ای یک نوع تعلیق در بی‌اعتقادی و بی‌ایمانی ایجاد نمایند.". در همان سال او جایزه شو دسِت را با عنوان "ستاره مرد آینده‌دار"را از آن خود نمود.

موفقیت بحث‌برانگیز ابتدایی
او در آن زمان ستاره فیلم‌هایی همچون «افسانه‌های پاییز» و «هفت» هم بود. او با ایفای نقش در «افسانه‌های پاییز» موفق به کسب اولین نامزدی گلدن‌گلاب در قسمت بهترین نقش‌آفرینی شد.
در فیلم «هفت» پیت (دیوید میلر) در کنار مورگان فریمن در نقش بازرس پلیس در تعقیب آدم‌کشی خطرناک (کوین اسپیسی) هستند. ریتا کمپلی از نشریه واشنگتن پست در بخش یادداشت فیلم اجرای پیت را مورد تحسین قرار داد و به او لقب "برانگیزنده احساسات"را داد.
پیت سپس در «12 میمون» (1995) شمایلی از جفری گویینز را به تصویر کشید و بسیار مورد استقبال تماشاگران و منتقدان قرار گرفت و بهترین فروش هفتگی را نيز به خود اختصاص داد. شخصیت او در فیلم بطور ویژه‌ای مورد تحسین قرار گرفت بطوری‌که جنت ماسلین از نشریه نیویورک‌تایمز نوشت: "با چنین اجرای مهیج و تکان‌دهنده‌ای در واقع پیت جفری را با یک خواب مغناطیسی عجیب از جا پراند که بعدها در فیلم بسیار مهم جلوه کرد. پیت موفق شد اولین جایزه گلدن‌گلوب و اولین نامزدی آکادمی را در قسمت "بهترین بازیگر نقش مکمل مرد" کسب کند.
حضور پیت را می‌توان در فیلم «خواب‌آلوها» محصول 1996 دنبال كرد. نام و موضوع فیلم اقتباسی ست از رمان لورنزا کارکاترا. او در این اثر با ستاره‌هایی همچون کوین بیکن و رابرت دنیرو همبازی بود. او سال بعد در کنار هریسون فورد بعنوان تروریست ارتش جمهوری‌خواه ایرلند در فیلم «متعلق به شیطان» حضور یافت. او در چندین فیلم با لهجه ایرلندی در ظاهر شد.
همان سال در فیلم «هفت سال در تبت» به کارگردانی ژان ژاك آنو در نقش کوهنوردی اتریشی به اسم هنریش هرر ظاهر شد و برای ایفای اینن نقش مجبور شد همراه دیگر ستاره فیلم یعنی دیوید تولیس به سفرهایی به کالیفرنیا و رشته کوه‌های آلپ برای آموزش کوهنوردی و صخره‌نوردی برود. به خاطر موضوع برتری‌نژادی تبتی در این فیلم دولت چین ورود پیت و تولیس را به کشور چین ممنوع کرد.
سال 1998 در فیلم «ملاقات با جو بلک» مرگ را به عنوان یک شخصیت تجسمی در بدن مردی جوان جای داد تا بتواند معنای انسان بودن را لمس کند. این اثر باعث شد که پیت یکبار دیگر مانند فیلم «افسانه‌های پاییز» با هنرپیشه بریتانيايی، آنتونی هاپکینز بزرگ، همبازی شود.

از 1999 تا 2003
«باشگاه مبارزه» محصول 1999 را می‌توان از جمله موفق‌ترین فیلم‌های دوره حرفه‌ای پیت برشمرد. او در نقش تایلور دردن که مسئولیت هدایت یک باشگاه مشت‌زنی زیرزمینی را بر عهده دارد بازی کرد. فیلم اقتباسی از رمان چاک پالانیاک با همین عنوان بود و کارگرداني فیلم را دیوید فینچر، همان کارگردان فیلم «هفت»، بر عهده داشت. در زمان تولید فیلم، فینچر تعبیرش از فیلم را چنین بیان کرد: "بزن بزن و جنگ و دعوا در این مکان، لزوماً بدین معنا نیست که تعرض و پرخاشگری درون خود را بر سر فرد دیگری خالی کنیم. هدف این است که به این مکان وارد شویم تجربه کنیم و مشت‌های‌مان را بطور قابل ملاحظه‌تری رها کنیم و بعد متوجه می‌شویم که چگونه با حالتی دگرگون‌شده از این مکان بیرون می‌رویم".
«باشگاه مشت‌زنی» برای نخستین‌بار در فستیوال بین‌المللی فیلم ونیز در معرض تماشای عموم گذاشته شد. به محض اکران فیلم نظرات موافق بسیاری را بخود جلب کرد. همچنین اجرای پیت بسيار مورد توجه واقع شد. در نشریه ورایتی منتقدی بنام دیوید رونی در یادداشت‌های خود نوشت: "پیت متین دارای موهبتی الهی و از لحاظ جسمانی پویا ست".
بدنبال موفقیت در فیلم «باشگاه مبارزه» پیت در نقش یک مشت‌زن کولی ایرلندی در فیلمی گانگستری بنام «قاپ‌زنی» در کنار بازیگرانی همچون جیسون استاتام، وینی جونز، بنیسیو دل‌تورو و به کارگردانی گای ریچی حضور داشت. فیلم راجع به یک کشتی مخصوص دزدان دریائی بود که الماس‌های سرقت‌رفته را حمل می‌کرد، و پیت در این میان بعنوان یک احاطه‌کننده در جلوی مافیای روسی و آمریکائی و آن ارواح تیره و تار حاضر می‌شود. و ما در اینجا به وضوح تغییر لهجه ایرلندی او را در فیلم «متعلق به شیطان» به لهجه‌ای رسا و قابل فهم در این فیلم شاهد هستیم. او برای ادامه یک سری از مهارت‌های مشت‌زنی در باشگاه ریکی در واتفورد آموزه‌های بسیاری را کسب نمود.
در سال 2001 پیت و جولیا رابرتز «مکزیکی» را که یک کمدی رمانتیک بود تجربه کردند. نقش بعدی او در فيلمي با موضوع جنگ سرد اما مهیج به نام «جاسوس‌بازی» بود که در این فیلم رابرت ردفورت در نقش یک مربي و مشاور او را یاری کرد. همچنین در 2001 پیت (راستی رایان) در بازسازی فیلم «يازده يار اوشن» با حضور رت پک در دهه 60 ایفای نقش کرد. او به همراه جرج کلونی، مت دیمون و اندی گارسیا در این فیلم پرستاره استیون سادربرگ ظاهر شدند. راجر ابرت درباره فیلم نوشت: "لحن گفتاری براد پیت بسیار زیباست". او در فيلم انيميشني «افسانه‌های هفت دریا» محصول 2003 صدای سندباد این قهرمان کارتونی کوچک را بر عهده گرفت.

از 2004 تا اکنون
در سال 2004 دو فیلم «دوازده یار اوشن» و فیلم حماسی «تِروی» بر گرفته از ایلیادِ هومر که آشیلِِِِ قهرمان را به تصویر می‌کشید بازی کرد. قبل از آغاز فیلم برای اجرای این نقش یک دوره آموزش 6 ماهۀ شمشیربازی را طی کرد، و در زمان تولید فیلم تاندوم‌های پایش صدمه دید و ساخت فیلم را به مدت چند هفته به تعویق انداخت. ميک لازال از نشریه سانفرانسيسكو كِرانيكِل در نقد «تِروی» در مورد اجرای پیت به او لقب "آهن‌ربا" را داد. در فیلم سال 2005، «آقا و خانم اسمیت» به کارگردانی داگ لیمان با بازیگری پیت (آقای اسمیت) و جولی (خانم اسمیت) سرآغاز آشنایی این دو شد. داستان راجع به زوج ملول و رنجیده‌خاطری ست که متوجه می‌شوند هر دوی آنها قاتلان سری هستند. فیلم به دلیل رابطه خاص و كنش و واكنش‌هاي عجيب و غريب اما ديدني این دو عنصر سرد، خشن و بي‌روح بسیار مورد استقبال و تمجید قرار گرفت. مجله استار تریبیون به این نکته اشاره کرد که: "زمانی‌که احساس می‌شود داستان بر حسب یک سِری اتفاقات معمولی پیش می‌رود فیلم بطور جمعی همه را شیفته خود می‌کند. انرژی انفجاری موجود در این دو ستاره این کیمیاگری را بر روی پرده سینما می‌کشاند". فیلم با درآمدی بالغ بر 478 میلیون دلار یکی از پرفروش‌ترین‌های 2005 لقب گرفت.
تنها فیلم پیت در سال 2007 «بابل» به کارگردانی الخاندرو گونزالس ایناریتو بود که در کنار کیت بلانشت حضور یافت. فیلم از لحاظ کارگردانی و حضور بازیگرانی همچون پیت، بلانشت و گائل گارسیا برنال نظرات مثبتی را بخود جلب نمود. ویلیام آرنولد از استیل پست بر این نکته اشاره کرد که اجرای پیت باورنکردنی بود و به فیلم ظاهر و قابلیت دیدن می‌دهد. فیلم در مجموع نامزد هفت جایزه آکادمی و گلدن‌گلوب شد که یکی از نامزدی‌های مربوط به پیت به عنوان "بهترین بازیگر نقش مکمل مرد" می‌شد.
او (راستی ریان) در سومین فیلم اوشن بنام «سیزده یار اوشن» هم حضور یافت. در پایان اگرچه به اندازۀ دو فیلم اول پر سود نبود اما فروش بین‌المللی آن در حدود 36 میلیون دلار رسید. او نقش اول فیلم «ترور جیسی جیمز به دست رابرت فورد بزدل» به کارگردانی اندرو دومینيک را بر عهده گرفت. اگرچه تولید فیلم در سال 2005 بود اما مجوز اکران آن در اواخر سال 2007 داده شد. در طول ساخت فیلم تصویرش از این شخصیت را چنین بیان می‌کند: "اتفاقاتی که تا به حال رخ داده تمام چیزهائی است که او بخاطرش به شهرت رسیده و همه افراد گروه یا مرده‌اند یا پشت میله‌های زندان‌اند. برادرش رفته و او دسته تبهکاران را رها کرده و تنهای تنهاست. مهمتر از همه این‌که او دچار یک جنون اخلالگری می‌شود که او را بطور جدی از پا در می‌آورد". اجرای موفق پیت جایزه بهترین بازیگر مرد شصت و چهارمین فستیوال بین‌المللی فیلم ونیز را برایش به ارمغان آورد. اگرچه پیت در این فستیوال حضور داشت اما بدلیل هجوم یکی از طرفداران دیوانه بسوی او مجبور شد قبل از دریافت جایزه سریعاً آنجا را ترک کند و فستیوال هم نتوانست این جایزه را به او برساند تا اینکه در فستیوال سال بعد آن را دریافت کرد.
اولین همکاری پیت با برادران کوئن (جوئل و اِتان) در کمدی سياه و تلخ «بعد از خواندن بسوزان» در سال 2008 بود. این فیلم نظرات مثبتی را دریافت کرد .آندرو پولور از نشريه گاردین فیلم را "یک جراحت سخت که بطور ماهرانه‌ای یک کمدی جاسوسی را طرح‌ریزی کرد" نامید. بعد از اين فيلم مجدداً پیت به همبازی خود کیت بلانشت در فیلم «بابل» و کارگردان «باشگاه مبارزه» دیوید فینچر ملحق شد و چهارمین نامزدی جایزۀ گلدن گلاب برای بازی در این فیلم هم نصیبش شد.
پیت دو نقش سینمائی جدید که در فهرست تولید قرار دارد را بر عهده خواهد گرفت. تولید فیلم «حرامزاده‌های لعنتی» از کوئنتین تارانتینو اکتبر 2008 در کشور آلمان آغاز شده. فیلم راجع یک جنگجوی آمریکائی (پیت) است که در مقابل نازی‌های آلمان که کشور فرانسه را در اشغال خود قرار داده‌اند در حال مبارزه است. فیلم باید منتظر بماند تا در سال 2009 مجوز پخش بگیرد. سپس قرارداد فیلم «Lost City of Z»را امضاء کرده که بعنوان یک جستجوگر بریتانیائی در حال تحقیق دربارۀ تمدن اسرارآمیز آمازونی است. همچنین در 2009 قصد دارد در فیلم داستانی «درخت زندگی» به کارگردانی ترنس مالیک در کنار شون پن بازی کند.

فعالیت‌های دیگر
پیت در تبلیغات تجاری که برای بازارهای آسیائی در نظر گرفته شده بود مانند تبلیغ محصولات لباس‌های جین ادوین و همچنین در تبلیغات تجاری مارک هینکن که در سال 2005 بر روی آنتن رفت حضور یافت.
پیت همراه با جنفیر آنیستون و کمپانی فیلم پارامونت پیکچرز یک کمپانی تولید فیلم بنام Plan B را در سال 2002 تاسیس کردند. این کمپانی تولید بعضی از فیلم‌های سال 2005 را بر عهده گرفت.
در پی وقوع توفان کاترینا در سال 2006 در منطقه نیواورلئان پیت گروهی از معماران حرفه‌ای را دور هم جمع کرد تا بتوانند طرح پروژه‌ای که پیت آن "درست بسازیم" نام نهاد را آغاز نمایند. یک سری کمک‌های مالی و ساخت 150 خانه جدید در نیواورلئان را با همین گروه اجرا کردند. پیت و شخص خیری به اسم استیو بینک هر کدام مبلغ 5 میلیون دلار وقف این پروژه انسان‌دوستانه کردند.

در رسانه‌ها
درسال 1993 پیت از دید نشریۀ امپایر بعنوان یکی از 25 ستاره جذاب تاریخ سینما انتخاب شد. همچنین دو مرتبه در سال‌های 95 و 2000 بوسیلۀ نشریه پیپل به عنوان جذاب‌ترین هنرپیشۀ مرد برگزیده شد. در مراسم سالیانۀ فوربس از پیت این‌گونه نام برده شد که"با استفاده از قدرت ستاره بودنش می‌تواند باعث شود که مردم فضاها و ماجراهائی را ببینند که معمولاً دوربین‌های فیلمبرداری آنها را از دست می‌دهد".
سال 2004 پیت از کمپ دانشگاه میسوری دیدن کرد تا دانشجویان را برای راَُی دادن در انتخابات رئیس‌جمهوری همان سال تشویق نماید که آن موقع از جان کری حمایت می‌کرد. مجدداً در همان سال در یک مجمع عمومی در مورد سرمایه‌گذاری بر روی یک سری تحقیقات معاف از مالیات در زمینۀ سلول‌های بنیادی نارس که شبیه‌سازی و تخریب سلول‌های رشد نکردۀ انسانی را در برداشت سخنانی را ایراد نمود و گفت: "باید این اطمینان را حاصل نمائیم که راه‌هایی را برای بهترین و هوشمندترین افراد که توان عبور از آن را دارند خواهیم گشود که قادر باشند راه‌های درمان بیماری‌ها را کشف نمایند که در حقیقت آن‌ها هم بر این باورند که توان انجام چنین امر خطیری را دارند." او همچنین سازمانی را در کالیفرنیا مورد حمایت خود قرار داد که در آن دولت فدرال آمریکا سرمایه‌هایی را بر روی این تحقیقات اختصاص داد که در این بررسی‌‌ها از انواع مختلف سلول‌های بنیادی و سلول‌های بنیادی رشد نیافتۀ بزرگسالان استفاده می‌کردند.
در دسامبر 2006 در تصویری از او در موزه هنری ونیتی فیر بطور باشکوهی نشان داده شد. او در عکسی آبی رنگ که در آن بجز یک شورت مخصوص بوکسورها و یک جفت جوراب چیزی به تن نداشت و در دستش یک اسلحه بود و بنظر می‌رسید که سرتا پایش خیس آب است ظاهر شد.
براد پیت، باراک اوباما را در انتخابات ریاست جمهوری 2008 حمایت کرد.

زندگی خصوصی
او یکی از طرفداران فهیم و دانای هنر معماری مخصوصاً سبک فرانک لئود رایت است. کمک‌های مالی بسیاری به "National Trust"برای حفاظت از آثار تاریخی کرده است.
پیت بازیگر سریال «دوستان» جنیفر انیستون را در سال 98 ملاقات کرد، در تاریخ 29 جولای 2000 در یک مراسم عروسی در محیطی سربسته در مالیبو با یکدیگر ازدواج کردند، در ژانویۀ 2005 او و همسرش اعلام کردند که بعد از 7 سال زندگی مشترک تصمیم دارند بطور رسمی از یکدیگر جدا شوند و 2 ماه بعد آنیستون تقاضای طلاق کرد که علت آن اختلافات حل‌نشدنی ذکر شد.
وقتی که ازدواجش با آنیستون رو به اتمام بود با دیگر ستاره زن (آنجلیا جولی) درگیر یک سری حواشی شدند که در آنجا جولیا بعنوان "زن دیگر" بیشتر به خاطر فیلم آقا و خانم اسمیت مورد خطاب قرار گرفت در حالی‌که هر دوی آنها (جولی و پیت) وجود هر نوع رابطه‌اي را تکذیب کردند. با این وجود این حدس و گمان‌ها تا سال 2004 و اوایل 2005 ادامه پیدا کرد.
در آوریل 2005 یعنی یک ماه پس از تقاضای طلاق آنیستون، یک سری عکس که شایعۀ رابطۀ بین پیت و جولی را مورد تصدیق قرار می‌داد برملا شد. این عکس‌ها که تصویری از پیت و جولی و پسر جولی (مادوکس) در سواحل کنیا را نشان می‌داد به قیمت 500 هزار دلار فروخته شد. در طول تابستان این دو نفر اغلب اوقات با هم دیده می‌شدند بطوریکه در یکی از رسانه‌ها بشوخی به آنها لقب برادجلینا←براد+آنجلینا دادند. آخرین مدارک طلاق پیت و آنیستون در تاریخ 2 اکتبر 2005 بوسیله دادگاه عالی لس‌آنجلس تایید گردید.

فرزندان
در جولای 2005 پیت، جولی را در سفر به اتیوپی همراه کرد جائی‌که جولی یک دختر 6 ماهه بنام زهرا را به فرزندخواندگی پذیرفت، در دسامر 2005 اعلام شد که پیت درخواست کرده است که هر دو فرزند‌خوانده‌های جولی را قانوناً به فرزندی قبول کند و نام خانوادگی این بچه‌ها رسماً به جولی-پیت تغییر یافت. در 27 می 2006 جولیا در طی یک عمل سزارین، دخترش شیلوه نوول جولی-پیترا در نامیبیا بدنیا آورد.
در 15 مارچ 2007 جولی، یک پسر بچه 3 ساله از ویتنام را به فرزندی گرفت و او را پکس تین جولی-پیت نامید.
در 12 جولای 2008 فرزندان دو قلوی این زوج، یک پسر بنام ناکس و یک دختر بنام ویوینی در بیمارستان لئون در شهر نایس فرانسه متولد شدند و حق امتیاز گرفتن اولین عکس‌ها از ناکس و ویوینی به طور همزمان به نشریه پیپل و هلو به قیمت 14 میلیون دلار فروخته شد که گران‌ترین عکس‌هایی بود که تا بحال گرفته شده بود که این پول‌ها به موسسه خیریه جولی و پیت واریز شد.

فیلمشناسی
<SPAN style="FONT-SIZE: small">• 1987: No Way Out No Man’s Land,،Cuttig Class و کمتر از صفر
• 1990: Too Young to Die?
• 1991: در طول جاده، تلما و لوئیز، جانی سود
• 1992: برخورد، جهان بی‌روح، رودخانه‌ای از آن میان می‌گذرد
• 1993: کالیفرنیا،True Romance
• 1994: The Favor، مصاحبه با خون‌آشام، افسانه‌های پائیز
• 1995: هفت، 12 میمون
• 1996: خواب‌آلوها
• 1997: متعلق به شیطان، نیمۀ تاریک خورشید، هفت سال در تبت
• 1998: ملاقات با جو بلک
• 1999: جان مالکوویچ بودن، باشگاه مبارزه
• 2000: قاپ‌زنی
• 2001: مکزیکی، جاسوس‌بازی، 11یار اوشن
• 2002: Full Frontal، اعترافات یک ذهن خطرناک
• 2003: سند باد: افسانه هفت دریا، ابی سینگر
• 2004: تروا، 12 یار اوشن
• 2005: آقا و خانم اسمیت
• 2006: بابل
• 2007: 13 یار اوشن، ترور جسی جیمز بدست رابرت فورد بزدل
• 2008: بعد از خواندن بسوزان، مورد عجيب بنجامین باتن
• 2009: درخت زندگی، حرامزاده‌های لعنتی

منبع fcbayern.ir
__________________



To view links or images in signatures your post count must be 10 or greater. You currently have 0 posts.



ویرایش توسط RED STORM : 03-02-2009 در ساعت 09:30 PM
RED STORM آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 نفر از این پست تشکر کرده اند :
پاسخ

کاربران تگ شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 09:25 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

انجمن هواداران پرسپولیس توسط سرور مجازی گروه کامپایلر هاست و میزبانی میشود
vBulletin Optimisation by vB Optimise (Reduced on this page: MySQL 0%).