بت بال

دوباره همان داستان قدیمی: خصوصی سازی سرخابی ها!

- نظرات : بدون نظر - بازدید [ 408 ] - شنبه, 21 اردیبهشت 1398
دوباره همان داستان قدیمی: خصوصی سازی سرخابی ها!

چند پرده درباره آن اتفاقی که باورش آسان نیست. دوباره همان داستان قدیمی: خصوصی سازی استقلال و پرسپولیس مسعود سلطانی فر، وزیر ورزش و جوانان دوباره از خصوصی سازی...

ارتش سرخ دات كام :

چند پرده درباره آن اتفاقی که باورش آسان نیست. دوباره همان داستان قدیمی: خصوصی سازی استقلال و پرسپولیس

مسعود سلطانی فر، وزیر ورزش و جوانان دوباره از خصوصی سازی استقلال و پرسپولیس گفته، همان موضوع خاک خورده و پیچیده ای که تحقق آن را هیچ کس آسان باور نمی کند. برای اینکه بدانیم فوتبال ایران چه تجربه هایی را با بخش خصوصی پشت سر گذاشته، در چند پرده ماجراهایی را بازخوانی کنیم:
 
1- دو گروه از سرمایه گذاران خصوصی در فوتبال ایران اهدافی نامعلوم و غیرشفاف دارند. هم آن گروه که از هزینه های گزاف ابایی ندارند و معلوم نیست چرا دشمن سرمایه خود هستند و هم آن گروه دیگر که بدون سرمایه وارد باشگاهداری می شوند و با بدهی های بزرگ از فوتبال می روند. اهداف هر دو گروه بر کسی روشن نیست. در فوتبال ایران تا روزی که با این اهداف نامعلوم بخش خصوصی مواجهیم، خصوصی سازی را باید یک بلوف دانست و نه بیشتر.

بزرگ ترین تیم های فوتبال ایران درآمدهای آنچنانی را در سال های اخیر از پیامک بازی اپراتورهای تلفن همراه با دوستداران فوتبال به چنگ آورده اند اما همین تیم ها به رغم درآمدهای گزاف و احتمالا غیرپایدار از ایده ای ساده، بزرگ ترین بدهکاران فوتبال ایران هستند.

لیگ برتر و لیگ یک فوتبال ایران تیم های پرشماری دارد که غرق در بدهی و بحران اقتصادی شده اند و معلوم نیست چه آینده ای در انتظارشان است. بحث درباره اینکه با توجه به چالش های اقتصادی باشگاه ها در فوتبال ایران، لیگ برتر بهتر است با چند تیم برگزار شود و اینکه چقدر باید در فراهم شدن استانداردها سختگیر باشیم، مفصل و گسترده است، آنچنان که به کارشناسی جدی مساله به شدت نیاز داریم. فدراسیون فوتبال اما چنین تیم خبره و کارشناسی ندارد که بتواند در این زمینه صاحب نظر و ایده باشد و فقط شاید بتواند بر اساس الزامات کنفدراسیون فوتبال آسیا تصمیماتی بگیرد. فدراسیون اغلب تصمیمی جز مماشات ندارد و با باشگاه های بدهکار کنار می آید تا به روزی برسد که نفت تهران و راه آهن و سیاه جامگان و بقیه رسیده اند.

در فوتبال ایران فقط خیال باشگاه های صنعتی راحت است، باشگاه هایی متعلق به صنایع ذوب آهن و فولاد مبارکه و فولاد اهواز، یا صنایع خودروساز. اگرچه بحران های مالی بارها سراغ آنها را نیز گرفته و پس از این بحران ها چه بسا بزرگ تر باشند. تیم های نفتی هم در شهرهای جنوبی روزگارشان می گذرد اما باشگاهداری خصوصی در ایران حکایتی اعجاب آور دارد. در یک یا دو دهه اخیر باشگاه های خصوصی را در دست کسانی دیده ایم که بدهکاران بزرگ بانکی بودند، با پرونده های اختلاس. باشگاه هایی که اگرچه دوره ای را با پول های بادآورده خوش گذراندند اما سرانجام تلخی داشتند، مثل داماش، راه آهن، استیل آذین و دیگران. البته در تبریز باشگاهداری خصوصی حکایت دیگری داشته و گسترش فولاد سال ها توانست دوام بیاورد و حالا همان مجموعه با خرید تراکتورسازی و ماشین سازی 2 تیم در لیگ برتر را اداره می کند، اتفاقی عجیب که فدراسیون فوتبال هم در این اوضاع اقتصادی ترجیح می دهد در مقابلش سکوت کند. مالک همان هلدینگ که باشگاه گسترش فولاد را راه انداخت، حالا از ولخرجی های سرسام آور در تراکتورسازی ابایی ندارد و معلوم نیست این سیاق باشگاهداری خصوصی چه سرانجامی خواهد داشت؟

تراکتورسازی می تواند خوشحال و امیدوار باشد که مالکش برای خرید هر ستاره ای دست به جیب می شود اما این اتفاق برای اقتصاد ورشکسته فوتبال ایران نگران کننده است، هم باشگاه هایی که می خواهند با پول فوتبال، فوتبال را اداره کنند نابود می شوند و هم قیمت ها در فوتبال رشد کاذب می کنند و این هم آسیبی به باشگاهداری است. تراکتورسازی این روزها را شاید امیدوار بگذراند اما این سبک از ولخرجی چقدر می تواند ادامه داشته باشد و پول ها از کدام منبع تهیه می شوند که خرج کردنش اینچنین در فوتبال آسان شده است؟

مثال دیگری از حضور مالکان باشگاه های خصوصی نیز داریم. مثل مالکان سال های اخیر در سپیدرود که هرکدام شان دوره ای کوتاه مالک این تیم شده اند، بدهی بجا گذاشته اند و رفته اند. مالکانی که از بدعهدی در فوتبال ابایی ندارند و اهداف آنها نیز در فوتبال شفاف نیست. آنها شهرت به دست می آورند اما مشهور می شوند به بدعهدی و ورشکستگی.

باشگاه های ایرانی سال هاست اما با نمایشی از خرید و هزینه و دریافت کمک، حتی گاه متمول جلوه می کنند اما در واقعیت ورشکسته های بزرگی هستند که به سردرگمی اقتصادی نیز رسیده اند. باشگاه های ایرانی با همراهی و مماشات فدراسیون عمری است که بدهی ها را نمی پردازند و قواعد مالی حرفه خود را رعایت نمی کنند. فدراسیون با این توجیه که اگر مماشات نکند باید فوتبال را تعطیل کند، با بدعهدی باشگاه ها سازگار شده و حتی حکم های خود را اجرا نمی کند. فدراسیون اگر با مماشات و سازگاری تن به تخلفات باشگاه ها نمی داد، امروز این بدهی های انباشته، فوتبال ورشکسته ای را بجا نگذاشته بود.

2- حسین هدایتی، مالک باشگاه استیل آذین، عضو سابق هیات مدیره باشگاه پرسپولیس و ملقب به عابربانک در فوتبال ایران پس از فاش شدن اتهامات اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور از طریق اخذ تسهیلات به مبلغ 586 میلیارد تومان برای شرکت های صوری، پنج فقره خیانت در امانت به مبلغ 420 میلیارد تومان از طریق تسهیلات مشارکت مدنی و پولشویی به مبلغ 586 میلیارد تومان، همه چیز را درباره فوتبال خصوصی در ایران تعریف کرد، شفاف و روشن، عین واقعیت. او اما نخستین نفر نبود که درباره سرمایه گذاران فوتبال خصوصی در ایران همه چیز را فاش کرد، پیش از او امیرمنصور آریا در باشگاه داماش و بابک زنجانی در باشگاه راه آهن به شفافیت تمام همه چیز را گفته بودند که چرا در فوتبال -شما سینما را هم فراموش نکنید- پول ها را مثل شاباش بر سر ستاره ها می ریزند.

 حضور چهره های دیگر با نظر و طریق اقتصادی حسین هدایتی، برای فوتبال ایران یک خطر جدی و هولناک است. فوتبالی که گران و گزاف شده و نمی تواند از پس هزینه های بیهوده و خودساخته اش بربیاید، آگاهانه یا ناخودآگاه به سمت سرمایه گذارهایی مثل حسین هدایتی گرایش پیدا می کند و فوتبال -مثل سینما- عرصه جذابی برای آنهاست. فوتبال چگونه می تواند مقابل این نفوذ بی رحمانه مقاومت کند؟ آیا مقاومتی جدی در این زمینه در مدیران و مسوولان وجود دارد؟ آیا هزینه های سرسام آور اجازه چنین مقاومتی را می دهد؟ باشگاه های کوچک هر روز در به در دنبال یک حسین هدایتی هستند تا چند صد میلیون برای گذراندن مدتی کوتاه به چنگ بیاورند. این حکایت واقعی فوتبال ایران است. بسیاری از فدراسیون ها نیز برای کسب درآمد تن به چنین رابطه هایی با امثال هدایتی می دهند.

3- اما آیا باید فوتبال را به بخش خصوصی سپرد؟ پاسخ را در این مثال جست وجو کنیم. کمی به عقب برگردیم، به پرونده سوپرجام. وسط آن خبرها درباره سوپرجام، میلیاردها پول گم شده و کسی سراغی از آن نمی گیرد، نه سازمان لیگ از جریمه حرف می زند و نه باشگاه پرسپولیس در نخستین واکنش درباره درآمد بر باد رفته پرس و جو می کند.

دوباره یکی از نشانه های واضح تضاد منافع بین فوتبال حرفه ای و باشگاهداری دولتی پیدا شده است، یک از هزاران. مساله وقتی پیچیده تر می شود که مالک هر دو باشگاه در این ماجرا یک وزارتخانه است و دیگر جای چه بحثی باقی می ماند؟ این سنت چهل ساله در فوتبال ایران که استقلال و پرسپولیس مالکیت مشترک دارند.

استقلال و پرسپولیس اگر دولتی نبودند و اگر پای درآمدی بزرگ و قراردادهای حرفه ای اسپانسرها برای سوپرجام درمیان بود، هرگز لغو این بازی و اعلام حکم 3-صفر پایان این ماجرا نبود. بلکه خسارتی بزرگ باید تاوان داده می شد. در فوتبال ایران اما درآمدزایی اولویت هیچ باشگاهی نیست. مدیران فوتبال فقط خوش اقبال بوده اند که با سامانه های تلفن همراه صاحب پول های واریزی از سوی هواداران می شوند و هرگز لازم نیست به هواداری که هزینه باشگاه را می پردازد پاسخگو باشند. فوتبال حرفه ای - دولتی ترکیب بی معنا و عجیب و غریبی است که همیشه نمی توان ادامه اش داد.

*فرشاد کاس نژاد

مرتبط با موضوع

تبلیغات
بت بال

نظرسنجی

بهترین بازیکن پرسپولیس برابر السد کدام بازیکن بود؟

نتیجه بازی ها

بازی قبلی
بازی بعدی
پرسپولیس
پرسپولیس
-
سپاهان
سپاهان
ورزشگاه : نقش جهان
داور مسابقه : ؟؟؟
چهارشنبه, 8 خرداد 1398 / ساعت : 21:00
پرسپولیس
پرسپولیس
2 - 0
السد قطر
السد قطر
ورزشگاه : آزادی
داور مسابقه : کریشانتا پررا (سریلانکا)
دوشنبه, 30 اردیبهشت 1398 / ساعت : 21:00

گلزنان برتر پرسپولیس

علی علیپور
# نام بازیکن تعداد گل
1علی علیپور14
2سیامک نعمتی5
3کمال کامیابی نیا3
4احمد نوراللهی2

گالری تصاویر

Copyright © 2006 - 2019 by arteshesorkh.com.All Right Reserved.
:: طراحی سایت و بهینه سازی وب سایت توسط پارس میهن