شاهرودی: باید از مایلی کهن عذرخواهی می کردم

- نظرات : بدون نظر - بازدید [ 1082 ] - چهارشنبه, 21 خرداد 1399

شاهرودی: باید از مایلی کهن عذرخواهی می کردم

آخرین روزهای دومین فصل سال 1370 بود که محمدحسن انصاری فرد کفش هایش را آویخت. مدافع-هافبک چپ آن روزهای تیم ملی و پرسپولیس که در کنار مجتبی محرمی زوج فوق العاده... 5 out of 5 based on 3 ratings.
شاهرودی: باید از مایلی کهن عذرخواهی می کردم

آخرین روزهای دومین فصل سال 1370 بود که محمدحسن انصاری فرد کفش هایش را آویخت. مدافع-هافبک چپ آن روزهای تیم ملی و پرسپولیس که در کنار مجتبی محرمی زوج فوق العاده...

ارتش سرخ دات كام :

آخرین روزهای دومین فصل سال 1370 بود که محمدحسن انصاری فرد کفش هایش را آویخت. مدافع-هافبک چپ آن روزهای تیم ملی و پرسپولیس که در کنار مجتبی محرمی زوج فوق العاده خوبی را تشکیل می دادند. اما دوران قهرمانی او به پایان رسیده بود و حالا باید جای خود و پیراهن شماره شانزده اش را به جوانی قدبلند با موهای لخت می داد. بازیکنی که بیشتر چهره اش به آرتیست های سینما می ماند اما او از محله امامزاده حسن تهران آمده بود تا درون مستطیل سبز هنرنمایی کند. شاید آن روزها هواداران پرسپولیس نگران بودند که جانشین انصاری فرد نتواند جای خالی او را پر کند اما رضا شاهردوی خیلی زود به عنوان بازیکن کلیدی و ثابت تیم خودش را به تفکرات تمام مربیان پرسپولیس در مقاطع مختلف تحمیل کرد. او یکی از ستارگان نسل 98 بود که با نهایت بدشانسی جام جهانی را از دست داد.

*انگار این یک قانون نانوشته است که اکثر فوتبالیست های مطرح ما باید از محله های پایین شهر باشند. شما هم یکی از همان ها بودید. اما چرا؟
خودتان می گویید بچه های پایین شهر پس معلوم است که اکثرشان به لحاظ مالی و رفاهی در شرایط ایده آلی قرار نداشتند. همه از بچگی عشق شان بازی در زمین های خاکی، مسابقات محلی گل کوچک و جام رمضان بود.البته الان دیگر خیلی از آن زمین های خاکی تبدیل به آپارتمان شده است. محله ما سه زمین خاکی به نام های وسپا، خدنگ و چاردیواری داشت و من و حسین فرکی و وحید هاشمیان در همان زمین های خاکی رشد کردیم که حالا به بوستان و مرکز تجاری تبدیل شده اند و هیچ اثری از آنها باقی نمانده است. بعدها با درخشش در مسابقات آموزشگاه ها و با کمک آقای کلانتری که معلم ورزش ما بود به باشگاه صنعت و معدن پیوستم.
وقتی به مدرسه هم می رفتیم فوتبال بازی می کردیم و هر سال منتظر شروع مسابقات بودیم اما شاید مهم ترین دلیلی که بیشتر ورزشکاران موفق از محله های پایین شهر می آیند این است که آنها خیلی بیشتر سختی می کشند و به اولین موفقیتی که می رسند حتی کوچک هم باشد قدرش را می دانند و بعد از آن هم تلاش می کنند برای پیروزی های بیشتر.

*قطعاً سهم شما هم از این سختی کم نبوده است.
دقیقاً. من هم خیلی سختی کشیدم و همه عشقم فوتبال بود و بعضی وقت ها روزی سه جلسه تمرین می کردم. از همان ابتدا هم هدفم رسیدن به پیراهن پرسپولیس و تیم ملی بود که خدا را شکر به هر دو رسیدم. البته همزمان کار هم می کردم. یکی از دوستانم که در مقاطعی سرپرست تیم های نوجوانان تفشین و توحید بود چاپخانه ای داشت که آنجا مشغول بودم و خرجم را خودم در می آوردم.

*اولین پولی که بابت قراردادت از فوتبال دریافت کردی چقدر بود؟
 من بعد از بازی در رده های نوجوانان و جوانان، از تیم های پورا، دارایی و بانک صنعت و معدن پیشنهاد داشتم. با دارایی قرارداد بستم اما فسخ کردم، پورا هم به من 100 هزار تومان می داد با یک دستگاه موتورسیکلت اما پس از مشورت با آقایان خسرو فلاح و رضا کلانتری که از مربیانم بودند برای پیشرفت بیشتر پیشنهاد 50 هزار تومانی بانک صنعت و معدن را قبول کردم. در آن زمان هدایت تیم برعهده آقای دینورزاده بود. خیلی ها در آن زمان به دلیل انتخاب های اشتباه فوتبال شان تمام و خودشان هم محو شدند. اما من همچنان رویای رسیدن به پرسپولیس را داشتم و اکثر بازی هایش را به استادیوم می رفتم. یادم است یک روز به برادرم گفتم می شود من هم روزی برای 100 هزار تماشاگر بازی کنم. البته چند مرتبه ای به عنوان پیش بازی قبل از پرسپولیس در آزادی بازی کردم. بعد ها هم علاقه ام را به پرسپولیس نشان دادم.

*چطور؟
من سال ها در پرسپولیس بازی کردم، به خاطر این تیم محروم شدم و حتی محرومیت دوساله ام بعد از ترکیه هم به خاطر پرسپولیس بود، کاپیتان این تیم بودم و دیگر نمی توانستم جایی غیر از پرسپولیس بازی کنم. ما پرسپولیسی بودیم و فکر می کنم به بازیکنانی مثل عابدزاده و بزیک هم جفا شد.

*اما قبل از رسیدن به پرسپولیس برای تیم کشاورز بازی کردی؟
دو سال آنجا بودم و با مرحوم قایقران، حمید علیدوستی، جواد زرینچه، نادر محمدخانی، علیرضا دلیخون، صبیح ساران و... هم بازی بودم. بعد از من آقا کریم به کشاورز آمد و مرحوم قایقران مربی تیم شد.

*اولین قراردادت با پرسپولیس چقدر بود؟
 450 هزار تومان سال 70. برای یک سال بود که رفتم پیکان خریدم. حقوق هم ندادند. یک بازی هم با نساجی 2 بر 2 کردیم که بازی خوبی کردیم و آقای مایلی کهن نفری سه هزار تومان از جیب خودش به ما پاداش داد. البته آن موقع خوب پولی بود.

*چرا پیراهن شماره 16 را انتخاب کردی؟
 قبل از من در پرسپولیس آقای انصاری فرد این پیراهن را به تن می کرد. زمانی که به پرسپولیس می آمدم به انصاری فرد خیلی علاقه داشتم. او 4-3 ماه با ما تمرین کرد اما ترجیح داد از فوتبال خداحافظی کند. وقتی قصد رفتن داشت از او اجازه گرفتم که می توانم لباسش را به تن کنم که او اعلام کرد اتفاقاً کار خوبی انجام می دهم و از تصمیمم استقبال کرد. در تیم ملی هم این پیراهن را به تن می کردم و این 16 همیشه با من بود.

*بعد از چند ماه در ترکیب اصلی قرار گرفتی و...
 واقعاً بازی در پرسپولیس آسان نیست، وقتی در ورزشگاه مقابل صد هزار نفر به میدان می روی شرایط بسیار دشوار است. قرار گرفتن در دل هواداران بسیار سخت است، خدا را شکر از زمان حضور در پرسپولیس خیلی خوب کار کردم. آن زمان مجتبی محرمی و جواد منافی در پست من حضور داشتند، خیلی ها به من می گفتند به خاطر حضور این دو نفر به پرسپولیس نروم چرا که فوتبالم نابود می شود و حتی روی نیمکت هم نمی توانم قرار بگیرم اما خودم این مسیر را انتخاب کردم و تلاشم را برای موفقیت انجام دادم. خدا را شکر همین اتفاق هم افتاد و خدا به من کمک کرد. محرمی به دفاع وسط رفت، جواد منافی هافبک چپ شد و در 8-7 بازی اول بسیار محکم بازی کردم و توانستم جایم را در پرسپولیس پیدا کنم.

*با اینکه در آن زمان مثل الان اینترنت و رسانه های ورزشی زیادی وجود نداشت اما شما به دلیل بازی های بسیار عالی و البته استایل خوب و به قول معروف خوش تیپ بودن همیشه در تیررس رسانه ها بودید. هیچ وقت پیشنها مدلینگ به شما نشد؟
 پیشنهاد مدل و هنرپیشگی می شد اما من قبول نمی کردم.

*چرا؟
 دوست نداشتم که آن شهرت و محبوبیت را از دست بدهم. در واقع نگران بودم که شاید از عهده اش برنیایم و موفق نشوم.

*چند وقت پیش علیرضا نیکبخت واحدی در مصاحبه ای گفت که همراه با دیوید بکام جزو پنج بازیکن محبوب دنیا بوده است.
 علیرضا نیکبخت از دوستان من است و یکی از بازیکنان خوب فوتبال ما. حالا چرا این حرف را زده نمی دانم اما امیدوارم که برای ادعایش سند داشته باشد. به نطر من اینکه بگوییم آلن دلون خوش تیپ تر است یا بکام یا من صحیح نیست. این موضوع را مردم باید بگویند چون آنها بودند که ما را در زمین حمایت کردند و همه ما بعد از خدا بدون آنها هیچی نیستیم. در واقع مردم بهترین قاضی هستند. اینکه چه کسی سوپراستار است یا بهترین دفاع چپ یا بهترین بازیکن را باید به انتخاب مردم گذاشت.

*البته در میان فوتبالیست ها بعضی ها مثل پژمان جمشیدی هم موفق شدند.
 به نظر من و با احترام به آنهایی که وارد دنیای سینما شدند، باید بگویم که پژمان از همه شان موفق تر بود. البته مزد زحماتش را کشید و مدت ها در تئاتر هم بازی کرد.

*شما برای مقطعی به ترکیه رفتید اما خیلی زود برگشتید و با دالیان چین قرارداد بستید.
 آن موقع رفتن به تیم های اروپایی خیلی سخت بود. غیر از من علی دایی، خداداد عزیزی، کریم باقری و مهدی مهدوی کیا پیشنهاد داشتند. من به تیم آلتا ازمیر رفتم و شرایطم بد نبود. اما روز بازی های این تیم با بازی های مقدماتی تیم ملی همزمان بود و اجازه نمی دادند که بیایم. اما آقای عابدینی در قراردادم نوشته بود که برای بازی های تدارکاتی هم می توانم به ایران بیایم که وقتی عابدینی می گفت بیا، من هم می آمدم و همین باعث فسخ قراردادم شد. البته پشیمان هم نیستم چون عرق ملی داشتم و به خاطر تیم ملی کشورم همه کار می کردم. شاید اگر خیلی ها هم جای من بودند همین کار را می کردند.

*به دالیان رفتی و اتفاقاً مقابل استقلالی هم بازی کردی که هدایتش برعهده مرحوم ناصر حجازی بود. قبل از بازی که به سمتش رفتی چه گفت؟
 بازی با پیراهنی غیر از پرسپولیس مقابل استقلال برای من خاص بود. وقتی به سمت خدابیامرز ناصرخان رفتم به من گفت «خوشحالم که تو را در این تیم می بینم». چون نمی خواستم در ایران در تیم دیگری غیر از پرسپولیس بازی کنم به دالیان رفتم و در آنجا شرایطم بد نبود.

*الان اگر به گذشته برگردی به پیشنهادشان پاسخ مثبت می دهی؟
 بله، البته الان به خاطر کرونا که نمی شود به آنجا رفت اما چند سالی است که سرمایه گذاری بیشتری کرده اند و مربیان بزرگی را هم از سراسر دنیا به فوتبال شان آورده اند.
 من فکر می کنم سطح لیگ چین همان موقع هم از فوتبال ما بالاتر بود. لیگ چین به حرفه ای شدن نزدیک شده بود و هر تیمی کمپ خودش را داشت و وقتی ما برای بازی های خارج از خانه می رفتیم در آن کمپ ها تمرین می کردیم. الان تازه این شرایط در ایران وجود دارد که باز هم کامل نیست. چین آن زمان امکانات زیادی را برای ما فراهم کرده بود. وقتی برای بازی می رفتیم همه چیز از شورت ورزشی گرفته تا کفش هایمان منظم و مرتب در رختکن چیده شده بود و در تمرین هم همین شرایط بود و حتی به کفش هایمان واکس هم می زدند. آن زمان چنین چیزی اصلاً در ایران نبود، الان هم فکر نمی کنم این شرایط باشد. ما آن زمان داخل اتوبوس لباس هایمان را عوض می کردیم.

*رضا شاهرودی با آن سطح فوتبال اگر امروز بازی می کرد با کمتر از چقدر قرارداد می بست؟
 شما لطف دارید اما جواب این سؤال را مردم باید بگویند. البته بعضی ها در اینستاگرام در همین رابطه با من صحبت کردند. پیشنهاد از 5 میلیارد تا 15 میلیارد داشتم. (می خندد)

*همه ما در زندگی مان تصمیمات اشتباه گرفته ایم. شما حالا که خاطراتتان را مرور می کنید کدام اشتباه را به یاد می آورید؟
در زندگی فوتبالی من دو اتفاق افتاد که یکی مربوط به اردوی تیم ملی قبل از اعزام به امارات برای جام ملت های آسیا بود که آقای مایلی کهن خطم زد و اگر عذرخواهی می کردم حتماً مرا با تیم می برد.

*همان موضوع رضا مالدینی و...
 من اهل دروغ نیستم و دوستان و هم دوره ای هایم مرا می شناسند. هیچ وقت به آقای مایلی کهن نگفتم که رضا مالدینی هستم و 50 هزار نفر به خاطر من به استادیوم می آیند. اما بعضی ها این حرف را به ایشان رساندند. من فقط یک روز یک ربع دیر رفتم سر تمرین و گفت مدام دیر می آیی. گفتم خیلی ها هم قبل از من دیر می آمدند. اتفاقاً من رفته بودم پیش دوستان آقای مایلی کهن. تیم داشتند، تیم شان از دسته چهارم رفته بود دسته سوم. من رفتم که جایزه بدهم. قرار بود آن روز تمرین ساعت 3 شروع شود ولی آن روز که من رفتم ساعت 2:30 شروع کرده بود. گفتم لخت شوم و بروم تمرین کنم اما گفت نمی خواهد. بعد گفتم حاج آقا یکسری ها هم چند بار دیر آمده اند، گفت اگر بازی ملی شما هم اندازه آنها بود ایرادی نداشت. من هم گفتم سال 67 برای تیم جوانان بازی می کردم این افراد اصلاً نبودند. کل جریان همین بود. بعد از آن هم آقای پنجعلی زنگ زد و چند تا از دوستان دیگر. گفته بود باید رضا زنگ بزند عذرخواهی کند اما من نزدم. وقتی به آقای مایلی کهن گفتم ببینید این چند نفر هم دیر آمدند، ایشان گفت: اونا اونا هستند. من هم جوانی کردم و ناراحت شدم و قبل از پرواز از اردو رفتم که تیم ملی در نهایت سوم شد و اگر می رفتم حتماً به اروپا ترانسفر می شدم. اشتباه کردم و اگر تجربه امروز را داشتم حتماً عذرخواهی می کردم.

*اتفاق دوم هم حتماً مصدومیت قبل از جام جهانی بود.
 بله. من یک روز قبل از بازی با یوگسلاوی مصدوم شدم و خط خوردم که اگر این اتفاق نمی افتاد مسیر زندگی فوتبالی ام بعد از جام جهانی تغییر می کرد. من با هامبورگ آلمان تمام کرده بودم و آقای عابدینی کاملاً در جریان است.

*بدشانسی شما تا بازی با پیشکسوتان میلان هم ادامه داشت و مصاف شما با یاران مالدینی سه، چهار دقیقه ای بیشتر طول نکشید.
من در تمرینات قبل از بازی با میلان مصدوم شده بودم و در این بازی هم به خاطر هواداران با زور آمپول به میدان آمدم که بعد از چند دقیقه کشاله ام پاره شد و شش ماه از ورزش و تمرین دور بودم.

*فوتبال امروز با زمان شما فرق کرده است. مهرداد میناوند در مصاحبه ای می گفت که رضا شاهرودی وقتی می دید بازیکنان جوان زودتر از بزرگترها دوش می گرفتند، بیرون شان می کرد و می گفت آقایون همه بیرون.
 مهرداد درست می گوید. ما خودمان اینطور یاد گرفتیم که همیشه باید احترام بزرگترها را رعایت کرد. هیچ وقت یادم نمی رود زمان ما تا ناصر محمدخانی، محمد پنجعلی، حمید درخشان و بقیه بزرگترها دوش نمی گرفتند ما از رختکن بیرون نمی آمدیم. حتی ما یک سطل داشتیم که داخل آن شربت درست می کردند و منتظر می ماندیم که بزرگتر ها شربت بخورند و اگر چیزی ته آن می ماند ما می خوردیم اگر هم نه که نه. این مسأله شاید خیلی ابتدایی و ساده به نظر آید اما همین نظم و انضباط به داخل تیم هم سرایت می کرد.

*نسل شما نسل فوق العاده ای به لحاظ فنی بود. بازی کدام شان را بیشتر می پسندید؟
همانطور که شما گفتید بازیکنان تیم 98 همه خوب بودند و اگر می بینید که هنوز در دل مردم جای دارند به دلیل این است که با دست خالی و امکانات کم به جام جهانی رسیدند. من بخواهم اسم بیاورم باید نام 25 تا 30 بازیکن را بگویم؛ از احمدرضا عابدزاده که درون دروازه بود تا علی دایی در نوک خط حمله.

*بعد از دوران بازیگری وارد عرصه مربیگری شدی که آخرین آن تیم امید بود. به نظر شما پذیرفتن تیم امید با آن شرایط سخت ریسک نبود؟
دقیقاً همینطور بود. خیلی ها حمید استیلی را کوبیدند که به نظرم در این زمینه انصاف را رعایت نکردند. ما فقط دو هفته بازیکنان را در اختیار داشتیم و هر زمان که لیست تیم امید را اعلام می کردیم خیلی ها نمی آمدند. ما خودمان هم بازیکن بودیم. هر زمان که تیم ملی در هر رده ای نیاز داشت با دل و جان به اردو اضافه می شدیم. بلافاصله بعد از تشکیل اردو هم به قطر و از آنجا به تایلند رفتیم و در این دو هفته روی دو تاکتیک کار کردیم که بچه ها هم کم نگذاشتند.

*اما انتقادهای زیادی از تیم امید شد؟
بله. متأسفانه در حالی این انتقادها را مطرح می کردند که از شرایط درون تیمی و آمادگی بازیکنان ما خبر نداشتند. فوتبال هم اینطور نیست که از بیرون بنشینید و بدون اطلاع از اوضاع تیم نظر بدهید. بعضی ها می گفتند چرا فلان بازیکن را از ابتدا بازی نمی دهید یا اینکه فلان بازیکن در باشگاهش در پست دیگری بازی می کند. حالا اگر خودشان بودند قبول می کردند که کسی بگوید از فلان بازیکن استفاده کنید؟ خیلی جالب است بعضی از کسانی که انتقاد می کردند خودشان به فدراسیون رفتند و برای هدایت تیم امید به توافق هم رسیدند اما همین که شرایط را دیدند پشیمان شدند.

*حسرت چیزی را تا امروز خورده اید؟
به هیچ وجه. در زندگی شخصی ام هرگز حسرت پول یا مسائل دیگر را نمی خورم چون سلامتی و در کنار خانواده بودن برایم باارزش تر است، در کنار دختران دوقلو و همسرم خوشحالم و اگر برای به دست آوردن پول بیشتر تقلا می کردم حال خوب این روزها را نداشتم.

*با کرونا چه کار می کنید؟
 بگویید کرونا با دنیا چه کار کرده است. متأسفانه نه فقط ایران که تمام جهان درگیر این کرونای لعنتی شده است. ان شاءالله هر چه زودتر دارو و واکسن این بیماری کشف و در اختیار مردم قرار بگیرد. ما که از خانه تکان نمی خوریم اما یکسری از دوستان متأسفانه ماجرا را جدی نمی گیرند. این خیلی خطرناک است چرا که هر نفر می تواند چندین نفر دیگر را آلوده و بیمار کند.

*سرانجام قرار شد که بازی های لیگ برگزار شود؟
خیلی از کشورها می خواهند لیگ های شان را به جریان بیندازند و در ایران هم می توان مسابقات را ادامه داد. در حال حاضر برخی تیم ها دوست دارند لیگ برتر به صورت قطعی تعطیل شود تا پرسپولیس قهرمان نشود که این عادلانه نیست. پرسپولیس بیشترین شایستگی را برای قهرمانی دارد و در صورتی که بازی ها ادامه پیدا کند با قاطعیت قهرمان خواهد شد. الان هم تصمیم درستی برای شروع لیگ گرفته اند. چیزی که مهم است پرسپولیس است که با اقتدار در صدر جدول قرار دارد و دیدید که چقدر حسادت ها بیشتر شده است و به نظرم اگر همان ابتدای کرونا هم لیگ تعطیل نمی شد، اختلاف ها بیشتر از اینها می شد. این تیم باید راهش را ادامه دهد تا امسال هم قهرمانی چهارم را به امید خدا به دست بیاورد.

*البته که بازی ها بدون تماشاگر است.
بله، چاره ای هم نیست. سلامتی بازیکنان، کادرفنی و به طور کلی جامعه فوتبال مهم تر از هر چیز دیگری است. امیدوارم کرونا کمتر شود تا تیم ها شرایط تمرین کردن پیدا کنند. هر چند بازی کردن بدون تماشاگر هم لطفی ندارد. زمانی که من تازه به پرسپولیس آمده بودم، در تمرین های ما حداقل 2 هزار نفر حضور داشتند.  


مرتبط با موضوع

نظرسنجی

پرسپولیس در بازی دوم برابر التعاون به چه نتیجه ای دست پیدا خواهد کرد؟

نتیجه بازی ها

بازی قبلی
بازی بعدی
پرسپولیس
پرسپولیس
-
التعاون عربستان
التعاون عربستان
ورزشگاه : اجوکیشن سیتی
داور مسابقه : ؟؟؟
جمعه, 28 شهریور 1399 / ساعت : 22:30
پرسپولیس
پرسپولیس
1 - 0
التعاون عربستان
التعاون عربستان
ورزشگاه : اجوکیشن سیتی
داور مسابقه : احمد الکاف (عمان)
سه شنبه, 25 شهریور 1399 / ساعت : 22:30

گلزنان برتر پرسپولیس

علی علیپور
# نام بازیکن تعداد گل
1علی علیپور12
2مهدی ترابی11
3وحید امیری6
4مهدی عبدی4

گالری تصاویر

Copyright © 2006 - 2020 by arteshesorkh.com.All Right Reserved.
:: طراحی سایت و بهینه سازی وب سایت توسط پارس میهن